ورود / ثبت نام
0

آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید

آرزوی لاغری
اندازه متن

آرزوی لاغری مهمترین آرزوی من در تمام سال هایی بود که چاق بودم.

به قدری چاقی در روحیه و احساس من تاثیر منفی گذاشته بود که رسیدن به هر آرزویی همراه با چاقی برای من لذت بخش نبود.

به خاطر دارم زمانی که آروزی داشتن دوچرخه کوهستانی را داشتم.

مهمترین دلیل پدرم برای خریدن دوچرخه این بود که فعالیت بدنی من بیشتر شود که چاق تر نشوم.

گره خوردن آرزوی داشتن دوچرخه با چاق تر نشدن سبب شد که با اینکه به آرزوی خود رسیدم ولی احساس خوبی از سوار شدن به دوچرخه نداشته باشم.

هربار که سوار دوچرخه می شدم تصور می کردم هرکه مرا می بیند با خود می گوید طفلکی برای لاغر شدن چقدر تلاش می کند.

در این شرایط با اینکه سعی می کردم با سرعت زیاد رکاب بزنم و حسابی عرق کنم ولی هی چوقت لاغر نشدم چون در تمام آن لحظات که در حال رکاب زدن و عرق ریختن بودم تمرکز من بر چاقی بود.

چاقی لذت رسیدن به هر آرزویی را از بین برده بود و به همین دلیل به شدت دوست داشتم لاغر شوم.

تصور می کردم اگر لاغر شوم حتی اگه به هیچ آرزوی دیگری نرسم باز هم ارزشش را دارد چون رها شدن از رنج چاقی و سرزنش و نگاه تجقیرآمیز دیگران به اندازه رسیدن به همه آرزوهایم ارزشمند بود.

خیلی ها آرزوی لاغر شدن را دارند و در تمام عمر خود بارها سعی می کنند از طریق روش های مختلف به لاغری مورد نظر خود دست پیدا کنند اما تا روزی که زنده هستند به این مهم دست پیدا نمی کنند.

لازم می دانم توجه شما را به دو نکته جلب کنم:

1- داشتن آرزوی لاغری

اینکه چرا همه افراد چاق آرزوی لاغری را دارند به این سبب است که واقعیت وجود ما لاغری است.

به این دلیل که حالت پیش فرض بدن ما تناسب اندام و سلامتی می باشد وقتی از این وضعیت خارج می شویم یک ناهمانگی بین وجود فعلی ما و واقعیت وجودی ما که خداوند برای ما مقدر کرده است ایجاد می شود.

از آنجایی که جسم در تلاش برای رسیدن به حالا طبیعی و پیش فرض خود می باشد آرزوی لاغری در ذهن همه افرادی که چاق هستند شکل می گیرد.

نکته مهم دیگر این است که بارها مشاهده کرده اید که افرادی از لاغری رنج می برند و تلاش می کنند مقداری چاق شوند.

دلیل اینکه این افراد نیز در خلق آرزوی چاقی خود ناکام می مانند این است که چاقی حالت غیرطبیعی جسم می باشد و از آنجایی که با تلاش فیزیکی نمی توان جسم را از حالت طبیعی خود خارج کرد، تلاش این افراد برای چاق شدن بی نتیجه می ماند.

اگر می بینید ما چاق شده این چون از ابتدا برای چاقی سعی و تلاش فیزیکی نکرده ایم.

ابتدا به واسطه وارد شدن آگاهی های چاق کننده به مغز ما از طریق کانال های ارتباطی تصاویر چاق در ذهن ما ایجاد شده است و سپس جسم ما برای منطبق شدن (هماهنگ شدن) با تصاویر ذهنی به سمت چاقی تغییر وضعیت داده است.

در نتیجه چاقی حالت غیرطبیعی بدن است و به این دلیل آرزوی لاغری در ذهن همه افرادی که اضافه وزن دارند ایجاد می شود.

شنیدن این توضیحات باید در شما ایمان و اطمینان بیشتری برای لاغر شدن ایجاد کند.

چون بسیاری از افراد چاق تصور می کنند توانایی لاغر شدن را ندارند یا بدتر از آن فکر می کنند بدن آنها نسبت به لاغر شدن مقاومت می کند.

همین فکر اشتباه می تواند به راحتی مانع لاغر شدن شما شود.

پس بدانید و آگاه باشید که جسم شما هیچ مقاومتی در برابر لاغر شدن ندارد چرا که لاغر شدن حالت طبیعی و پیش فرض جسم است و اتفاقا جسم شما به شدت علاقمند است که به وضعیت متناسب خود برگردد.

وقتی این آگاهی را دریافت می کنید و آن را برای خود منطقی می کنید که حق طبیعی من است که لاغر شوم و جسم من بیشتر از من دوست دارد متناسب باشد و به همین دلیل آرزوی لاغری در من ایجاد شده است افکار و هدف شما با هم موازی و همسو می شود.

تا قبل از این شما دوست داشتید لاغر شوید اما از طرفی عقیده داشتید که جسم شما در برابر لاغری مقاومت می کند یا شما توانایی لاغر شدن را ندارید یا لاغر شدن کاری سخت و رنج آور است.

در این حالت خواسته شما (لاغر شدن) با افکار و عقیده های شما همسو و همجهت نیست و در این شرایط شما هرچه تلاش کنی لاغر نخواهی شد.

اما اکنون با درک این آگاهی افکار و عقیده های شما با خواسته شما که لاغر شدن است همسو و در یک جهت قرار می گیرتد و روند متناسب شدن شما روان تر می شود.

2- محقق نشدن آرزو (لاغر نشدن)

دلیل اینکه هرچه تلاش کرده موفق به تحقق آرزوی لاغری خود نشده ایم فقط و فقط این است که از روش صحیح برای تحقق آرزوی لاغری استفاده نکرده ایم.

رژیم گرفتن، ورزش کردن، دارو مصرف کردن، استفاده از انواع دمنوش ها، استفاده از قرص های چربی سوز و هر عاملی که به عنوان یک وسیله، ابزار یا برنامه بیرونی بخواهد باعث لاغری شما شود نتیجه بخش نخواهد بود.

همانطور که می دانید هیچ فرد چاقی برای چاق شدن برنامه ریزی نکرده است.

بنابراین با برنامه ریزی کردن یا استفاده از برنامه هایی که دیگران برای ما تنظیم می کنند هرگز موفق به تحقق آرزوی لاغری خود نخواهیم شد.

روش لاغری با ذهن از این جهت تنها روش صحیح برای تحقق آرزوی لاغری است که برای شما برنامه ریزی نمی کند که چگونه بخورید، چه چیزی بخورید، چه مقداری بخورید، چقدر فعالیت داشته باشید یا چه کاری انجام دهید و چه کاری انجام ندهید.

در روش لاغری با ذهن فقط فرمول های صحیح و لاغر کننده به شما یادآوری می شود.

فرمول هایی که در ذهن شما از قبل موجود است اما به دلیل یادگیری چاقی سالهاست که از آنها استفاده نکرده اید.

روش لاغری با ذهن به یاد شما می آورد که چه فرمول های در ذهن خود دارید و چگونه شروع به استفاده کردن از آنها کنید.

تمام مراحل روش لاغری با ذهن درونی و ریشه در وجود خودتان دارد.

در روش لاغری با ذهن هیچ برنامه ای به شما تحمیل نمی شود.

تک تک آموزش های من در دوره لاغری با ذهن، حکم یک راهنما و انگیزاننده ی همیشگی است برای ساختن افکار و رفتاری قدرتمند کننده که جسمی سرشار از شادی، سلامتی و تناسب اندام را برای شما به ارمغان می آورد.

آموزش هایی که راهنمای شما برای تحقق بخشیدن به رویای لاغری هستند.

روش آموزش من در دوره لاغری با ذهن سرمایه گذاری روی ساختن فرمول های لاغرکننده و تغییر عادتها است.

جسم شما به عنوان بزرگترین و با ارزش ترین سرمایه شما در زندگی است که باید مراقبت از آن را یاد بگیرید.

این مهم ترین دلیلی است که به من انگیزه داد تا از وضعیت سخت گذشته به زندگی ای سراسر آرامش و سلامتی و تناسب اندام هدایت شوم.

زمانی که از نقش افکار و رفتار و کلا ذهن خودم در اضافه وزنم آگاه شدم، به جای استفاده مکرر و بی هوده از هر روشی دیگر کار کردن روی ذهن خود را شروع کردم و افکار و رفتارهای متناسب کننده را جایگزین افکار و رفتار چاق کننده کردم.

در مدت نه چندان طولانی صاحب سلامتی و جسمی شدم که سالها در رویای من بود و من سالها خود را از داشتن این نعمتها محروم می دانستم.

اگر آرزوی لاغر شدن دارید و اشتیاق دارید مانند من و بسیاری از افراد چاقی که قبل از شما از مسیر لاغری با ذهن آرزوی لاغری خود را محقق کرده اند و شگفتی ساز شده اند در مسیر تحقق آرزوی لاغری خود حرکت کنید، باید با تصمیم قاطع و اشتیاق فراوان شروع به سرمایه گذاری روی ذهن خود برای لاغری کنید.

این سرمایه گذاری موجب ساخته شدن ایمان و اراده ای در وجودت می شود تا هر بهانه ای که مانع لاغر شدنت شده را کنار بگذاری، از توانایی فوق العاده ای که خداوند در وجودت گذاشته استفاده کنی و جسم خود را آنگونه که دوست داری خلق کنی.

آنوقت نتایجی می آفرینی که در عرض کمتر از یک سال، همه ناکامی‌های سالهای گذشته‌ات را جبران می کنی.

زیرا به این نتیجه میرسی که هر چقدر هم تلاش گذشته شما برای لاغر شدن با شکست مواجه شده باشد شما می توانی لاغر شوی و این بار تصمیم گرفته ای که از روشی صحیح و متفاوت به خواسته خود برسید.

در مسیر لاغری با ذهن به این شناخت می رسی که تفاوت تو با همه افرادی که سالهاست لاغر هستند و به راحتی و بدون ترس از هر ماده غذایی که دوست دارند مصرف می کنند فقط در فرمول های ذهنی شماست.

شاید افراد لاغری در اطرافیان شما باشد که بارها دوست داشته اید اندام آنها را داشته باشید، یا دوستان خوش تیپ و متناسب داری که دوست داری الان جای آنها باشی، آنها به دلیل تلاش یا استعداد بیشتر، برنامه های رژیمی قوی، ورزش های سخت و مدام و یا شانس و ژنتیک صاحب این اندام نیستند، بلکه به دلیل افکار و رفتار غذایی صحیحی است که در ذهن این افراد وجود دارد.

مشابه مجموعه فرمول هایی که در ذهن افراد متناسب وجود دارد در ذهن افراد چاق نیز وجود دارد.

فقط باید آنها را پیدا کرده و از آنها استفاده کنید. در این صورت چه بخواهید چه نخواهید لاغر می شوید.

استفاده از آموزشهای دوره لاغری با ذهن فرصت مناسبی است تا ذهن خود را برای لاغر شدن و از آن مهمتر لاغر ماندن تربیت کنید. تا تحولی عظیم در وضعیت جسم و روح و کل زندگی خود ایجاد کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=11065
برچسب ها:
139 نظر در مورد آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/11 15:41
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 344 کلمه

      سلام

      انقدر با این فایل ارتباط گرفتم که حیفم اومد یبار گوش کنم، دوبار پشت هم گوش کردم و دوبارم متنشو خوندم، داستان زندگی منو تعریف میکردین، چقد اول عید با اراده زیاد تصمیم میگرفتم از همین روز اول سال درست غذا بخورم و همون شب اول با سبزی پلو ماهی همه چی و خرااااب میکردم و هیچ وقت نتونستم به تصمیمم تو این همه سال عمل کنم، کل شیرینیهایی که واسه عید میخریدم و خودم میخوردم کل این سالها داستان همین بود، خودم و میکشتم تا عید لاغر شم همینکه عید میشد کم کم بیشتر میخوردم و دو ماه نمیشد کل وزن برمیگشت، انقدر بدم میومد تا یکی میدید لاغر شدم فوری بهم میگفت تو که باز چاق میشی چقد رژیم میگیری انقدر موضوع لاغری برام مهمه که میام رو هرموضوعی برای تغییرش تو زنذگیم تمرکز کنم ذهنم میره سمت لاغری، انقدر زحمت میکشیدم با ورزش و رژیم سخت خودمو لاغر میکردم و خبر نداشتم ذهنم چاقه فرمولاش چاقه افکارم چاقه رفتارم چاقی ذهنم رو عدد بالای وزنی تنظیم شده، واسه همینه به سرعت با ول کردن رژیم برمیگشتم سرجای قبلیم، ولی بازم همیشه فکر و ذکرم لاغری بود، خدایا تو چقد دوسم داری که بالاخره چشم و گوشم باز شد و هدایتت و دیدم خدایا تو چقد دوسم داری من و با این روش آشنا کردی، مگه میشه آدم از یه روش خسته نشه؟؟ مگه میشه ادم عادت کنه به گوش دادن این همه فایل؟؟ استاد من واقعا ناراحت میشم شما میگین از فایل های رایگان استفاده کنین، این فایل ها اصلا رایگان نیستن خیلی ارزشمندن، کاش دیگه نگین رایگان بگین فایل های با ارزشی که هدیه شماست به ما، واقعا انسان درستکاری هستین که اینجوری خالصانه دانسته هاتونو در اختیار ما میزارید، من باید رویای لاغریمو تبدیل به واقعیت کنم، هرچیزی که داشتنش به ما حس خوب میده همون چیزیه که خواست خداست و این حس خوب همون خداست، لاغری حق منه جسمم هم همون کاری و میکنه که من بهش دستور میدم، بهش گفتم انقدر متناسب میشی تا خودم بگم تا همینجا کافیه، هر روز کارت متناسب کردن من باید باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/09 16:30
      مدت عضویت: 24 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 225 کلمه

       چرا همه افراد چاق  آرزوی لاغری میکنند؟ بدن ما در طبیعت خود باید متناسب و لاغر باشد که متاسفانه به دلیل عادت ها باورها و رفتارهای اشتباه ما از حالت طبیعی و نرمال خود خارج شده و به همین دلیل همواره در حال ترمیم خودش می باشد ولی چون سرعت تخریب باورها و رفتارهای ما بیشتر از  سرعت ترمیم بدنمان میباشد  بدن ما نمی‌تواند متناسب بماند .در دوران رژیم هر رژیمی ما از تخریب بدن خود دست بر می داریم و شما نمیدانید بدن من با چه سرعت بالایی خود را ترمیم میکند و چقدر سریع من را  به تناسب می رساند  من متناسب می شوم ولی وقتی متناسب می شوم دوباره به زندگی عادی خود بر می گردم  رژیم را رها می کنم و تخریب شروع می‌شود و با سرعتی بیشتر از ترمیم پس من دوباره از تناسب جسمی خارج میشوم.وس رژیم راه علاج نیست من باید باورهای مخرب را رفتارهای مخرب را از بین ببرم بدن عزیزم خود را ترمیم می کند و من را متناسب خواهد کرد .من هم فهمیده بودم اشکال از این باورها و رفتارها است و بارها تصمیم گرفته بودند و رفتارهای غلط را کنار بگذارم مثلاً تند خوردن را مثلاً پرخوری را ولی موفق نمی‌شدم و راهش را بلد نبودم امیدوارم در این مسیر رفتارها و عادت های درست در من ایجاد شود و من به آرزوهایم برسم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/06 13:14
      مدت عضویت: 619 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      سلام استاد عزیزم ودوستان همراهم

      واقعا عالی ودرست میگید استاد من سالها در آرزوی لاغری بودم میتونم بگم از زمانی که خودمو شناختم چاق بودم.

      آرزوی لاغری باعث شده بود راهها  مختلفی را امتحان کنم 

      ولی زمانی که راهی را شروع میکردم همون اول با خودم میگفتم کی تموم بشه ومن لاغر بشم وراحت بشم وهر چیزی که دوست دارم بخورم یعنی یک جورایی برگردم به عادت پرخوری

      ذهن من انگار مثل یک رباط شده بود با دستور اینکه قراره منو چاق کنه ومدام دستورهایی می داد که منجر به چاقی من میشد.چون باور کرده بود که مثلا غذا  زیاد منو سیر میکنه یا اینکه بدن من پر مصرفه وچه عالی شما این باور را عوض کردید به اینکه بدن ما یک بدن کم مصرفه وبا مقدار کمی غذا انرژی میگیره من که لذت میبرم از این باور جدیدم وچه عالی داره کمکم میکنه.

      میدونم باید روی ذهنم دیگه کار کنم تا کی مهم نیست چون دارم لذت میبرم نمیگم چی بخورم چون ذهنم وقتی لاغری را یاد بگیره قطعا راهنمایی هایی منو میکنه که من متناسب بشم.

      یک تجربه میخوام از این فایل بگم که دیروز برام اتفاق افتاد ومتوجه تغییر فرمول های ذهنی ام شدم.

      من دیروز در یک برنامه صعود یک قله ۳۲۰۰ متری شرکت کرده بودم صدای دوستان همنوردم را تو مسیر می‌شنیدم که ابتدا می‌گفتند کی صبحانه بخوریم در صورتی که منم هیچی نخورده بودم واز ساعت ۳.۳۰ صبح حرکت کرده بودیم 

      این باور که بدن من کم مصرفه باعث شده بود با یک شکلات وآب تا ساعت ۸ صبح سیر باشم با خودم میگفتم هر زمان وقتش بشه وسرپرست اعلام کنه  می خوریم مهم نیست چون من اگه سرپا گرسنه بشم با یک سیب سیر میشم

      موقع نهار شد.در زمان گذشته ذهن من مدام منو توجیه می‌کرد که حالا که این همه کار کردی .راه رفتی خسته ای وووووودلایل زیادی که خوردن بیش از حد منو توجیه کنه

      ولی این بار متوجه دستور جدیدی شدم من دوتا ساندویچ برای صبح برده بودم یکی املت ویک پنیر صبح ذهنم گفت پنیر را بخور ولذت ببر

      ظهر هم ۲ تا ساندویچ داشتم یکش را مقداری از نوشابه ام خوردم دیدم داره میگم کافیه تو الان سیر شدی باید سبک باشی من دیشب که برگشتم با دوتا ساندویچ اضافه وکل خوراکی هام برگشت خونه اگه قبلا بودم حتما تو راه ویا می‌رسیدم خونه با هزار توجیه اونا را میخوردم ولی وقتی اومدم اون دو تا ساندویچ را به بچه هام دادم و خودم فقط یک چایی خوردم 

      زیبایی این قضیه این که من اصلا تصمیم خاصی نگرفتم که کی وچقدر قراره بخورم  کاری که در زمان قبل انجام می‌دادم

      ولی الان در لحظه تصمیم های عالی گرفته میشه.

      خدارو شکر وبسیار بسیار استاد عزیزم سپاسگزارم برای آموزش‌های بینظیرتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/01 23:38
      مدت عضویت: 256 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,341 کلمه

      سلام وقت همگی بخیر

      به زیادی متن نگاه نکنید بخونید مطمئنم پشیمان نخواهید شد

      برداشت من از این گام

      ما برای این که بخواهیم لاغر شویم می بایست این لاغر شدن را به ذهن خود القا کنیم تا نتیجه اش را در جسم ببینیم و نه بالعکس کاری که رژیم انجام میدهد این است که ما با ذهن خود مبارزه میکنیم نه سازش زیرا ذهن میگه بخور اما شما جلوی اون می ایستید و میگید نه من نمیخورم 

      به عبارتی اراده شما در برابر ذهن شما قد علم میکند 

      یا اینگونه بگویم که در رژِیم هایی که توسط اشخاص دیگر طراحی شدند به ما ماهی داده اند نه ماهیگیری را 

      شاید بگویید خب من برای خودم رژیم تعیین میکنم اینگو اشخاص دیگری اینکار را نکرده اند

      بله این هم حرفی است اما منظور من از اشخاص دیگر همه چیز و همه کس به جز ذهن ناخوداگاه شما هست

      اجازه دهید منظورم رو واضح تر بیان کنم

      شما با ذهن آگاه تان تصمیم میگیرید و برنامه رژیمی مینویسید(هر چند این کار به دلیل بی تجربه بودن شما از نظر پزشکی درست نیست ولی به هر حال مینویسید) حال وقت عمل کردن است طبق برنامه امروز باید 10 قاشق غذا بخورین

       سوال: این 10 قاشق را بر چه اساسی انتخاب کردین یا اصلا فرض کنیم رژیم را پزشک تعیین کرده او بر چه اساسی این کار را کرده؟

      شاید جواب دهید خب انتخاب 10 قاشق توسط ما غلط بوده ولی توسط پزشک بر اساس معیار ها و شاخص های خاصی هست

      سوال: ان شاخاص ها بر چه اساس است؟

      بله شاید تا این حد به این موضوع فکر نکرده باشین که این شاخص ها از کجا می ایند 

      در حقیقت بر اساس مطالعه روی افراد مختلف میزان غذایی که نیاز دارند تا به حالت سیری برسند را پزشک ثبت و با توجه به شباهت شما به الگو های موجود به شما میگویند با این مقدا شاخص توده بدنی(BMI) این مقدار غذا را مصرف کنید

      سوال: تا اینجا که همه چیز منطقی است پس شکل کجاست

      بله از این جا تا حتی زمانی که شما نتیجه میگرید(لاغر میشوید) همه چیز منطقی است اما این مشکل وجود دارد

      که شما با اینکه لاغر میشوید چرا لاغر نمیمانید؟

      چون شما هیچگاه به روند لاغر شدن خود دقت نکرده اید

      بیایید روند لاغر شدن تنها بر اساس کاهش میزان غذایی مطالعه ای داشته باشیم

       1- شما به پزشک مراجعه کرده و براساس مراحلی که در بالا گفتم رژیم متناسب خود را دریافت میکنید

      2-  زین پس ذهن خوداگاه شما (اراده شما) در مقابل ذهن ناخوداگاه شما(هوس های شما) به مبارزه برخواهد خواست و شاهد پرخاشگری در برخی افراد خواهیم ماند اما شما چرا این را تحمل میکند؟ بله درست است به امید روزی که لاغر شوید وووووو از دست این رژیم خلاص شوید اما به راستی چرا ذهن ناخوداگاه و ذهن خوداگاه با هم به مقابله می پردازند؟

      زیرا ذهن ناخواگاه شما تا پیش از این عادت به خوردن بیش از اندازه غذا داشت اما اکنون یکدفعه و بدون هیچ توضیح ودلیلی(بدون هیچ اموزشی) میخواهید عادت او را به هم بزنید پس شاهد مقابله هستیم

      3- خب به هر طریقی که بود شما مراحل بالا را طی و لاغر شدید 

      شما در این مدت چه کردید؟ بله درست است سبک زندگی که فردی دیگر برای شما طراحی کرده بود را اجرا کردید  بدون انکه از اون شخص (پزشک) بپرسید چرا باید این سبک زندگی(مثلا 10 قاشق غذا خوردن در وعده ناهار) رو باید اجرا کنم

      اصلا به همین دلیل هست که میخواهید پس از لاغر شدن رژیم خود را ترک کنید

      چون علت سبک زندگی را نمیدانید و ان برای شما شخصی سازی نشده چون هیچکس بجز ذهن ناخود آگاه شما نمیتواند سبک زندگی کاملا شخصی سازی شده برای شما را ارائه دهد 

      پس تا اینجا متوجه شدیم روند رژیم این هست که سبک زندگی شما را تغییر میدهند تا نتیجه بگیرید

      اما از ان جایی که اکثر رژیم ها را نمیتوان به مدت دائمی داشت پس نمیتوان سبک زندگی دائمی با توجه به ان رژیم داشت زیرا به عنوان مثال رژیمی که میگوید بستنی و چیپس و پفک حذف درواقع سبک زندگی با حذف این ها بیان میکند اما ایا شما میتوانید تا اخر عمر از این ها مصرف نکنید معلومه که نه پس متوجه شدیم این سبک زندگی ها ماندگار چیست

       

      اما به راستی راهکار چیست

      خب ما طبق الگو برداری از رژیم متوجه شدیم باید سبک زندگی ارائه بدیم

      اما سبک زندگی باید شرایط زیر را داشته باشد

      1-ذهن ناخوداگاه طراحی کرده باشد

      2- دائمی باشد

      3- دلیل ان را بدانیم تا سختی و رنج نکشیم

       

      خب حال به نحوه چگونگی ان میپردازیم 

      اگر بگوییم احساسات زیر مجموعه ای از ذهن ناخوداگاه ما هستند پس برای این که سبک زندگی را ذهن ناخوداگاه ما طراحی کند میتوانیم از احساسات کمک بگیریم به این گونه که هر حسی را ابتدا درک کرده و سپس بدان پاسخ دهیم اینگونه ما به اندازه نیاز خود رفتار کردیم  اینگونه ذهن خوداگاه که دستور رفتار کردن را میدهد با ذهن ناخوداگاه در یک جهت هست نه در خلاف هم 

      برای مثال

       

      تا به حال به این توجه کرده اید که چه زمانی دلتان میخواهد غذا بخورید؟

      اگر واقعا به این سوال پاسخ دهید دلایل متعددی را اورده اید مثل پرخوری عصبی تنش رهایی از افکار مزاحم و….. اما از بین تمام مواردی که نام بردید تنها یک مورد از احساس و ذهن ناخوداگاه شما سرچشمه گرفته و ان زمانی است که واقعا احساس گرسنگی میکنید

      اصلا چند وقت است که اخساس گرسنکی نکردید تا به حال به ان فکر کرده اید؟

      شما عادت کرده اید که هر از گاهی بروید سر یخچال و چیزی بخورید اما ایا از روی احساس ؟ معلوم است که خیر شما از روی عادت غلطی که دارید(رفتن سر یخچال) غذا میخورید نه برای رفع نیاز خود 

       

      اما باید چه کرد؟

       

      قرارمان شد که شما برای پاسخ به نیاز و احساس گرسنگی تنها غذا بخورید پس باید ابتدا احساس گرسنگی و نشانه های ان را بشناسید 

      عادی ترین نشانه گرسنگی احساس خالی بودن معده است خب پس 

       

      خب الان که این احساس را حس کردید وقت ان است که غذا بخورید 

      سوال بزرگ : چقدر بخوریم؟

      جواب بزرگ: بر اساس نیاز خود 

      بله این سخت ترین مرحله کار است شما باید به اندازه ای غذا بخورید که احساس سیری را تجربه کنید 

      اولین نشانه سیری این است که دیگر احساس خالی بودن معده نکنید 

      اما ممکن است بعضی بپرسند که خب با اولین لقمه این احساس به سراغ ما می اید

      حق با شماست در این مرحله شما نیاز به تمرین و تکرار دارید زمانی که شما غذا میخورید کمی جذب در دهان و معده انجام و کمی هورمون مربوط به سیری ترشح و شما احساس سیری میکنید اما بیشترین جذب در روده باریک انجام و هورمون های سیری که از روده باریک به مغز فرستاده میشود خیلی اثر عمیق تری دارند و شما به وضوح ان را در خود میبینید و دست از خوردن میکشید

       

       

      خب پس اگر ما اینگونه عمل کنیم سبک زندگی دائمی برگزیدیم که بر اساس احساسات و نیاز ما و کاملا شخصی سازی شده صورت گرفته 

      پس دیگر ذهن ناخوداگاه با ذهن خود اگاه درگیر نمیشود 

       

      به عنوان مثال 

       

      امروز قرمه سبزی دارین 

      احساس گرسنگی میکنید(درک این احساس بسیار مهم است )

      شروع به خوردن غدا میکنید طی برای مثل 10 قاشق اول احساس سیری میکنید یعنی ذهن ناخود اگاه شما میگوید غذا نخور در این اراده شما که همان ذهن خود اگاه شما است هم میگوید چشم و نمیخورد 

       

      اما اگر رژیم از پزشک دریافت کرده باشین پس از خوردن چند قاشق برای مثال 10 قاشق اراده شما (ذهن خوداگاه شما ) بر اساس دستور پزشک میگوید نباید بخورم ولی چون شما برای درک احساس سیری تمرین نکرده اید یا به عبارتی سیری را برای خود خفگی با غذا تعریف کرده اید و نه رفع نیاز بدن 

      ذهن ناخوداگاه دلیل این دستور ذهن خود اگاه را نیمفهمد و شما دچار چالش درونی میشیود که اگر غذا نخورید دچا عدم تمرکز حواس و پرخاشگری میشوید و اگر هم غذا بخورید دچا عذاب وجدان میشوید

       

      خب میدونم زیاد شد ولی امیدوارم لذت برده باشید

       

      اما از ان جایی که انساس دغدغه مند است و ذهنی پرسشگر دارد 

      سوال پیش می اید که نتیجه چه میشود ؟

      این سبک زندگی تا کجا ما را دچا تغییر وزن میکند؟ 

       من خود حدس هایی میزنم اما ترجیح میدم فایل ها را ادامه دهم تا نظر یا فرمول اشتباهی را به شما تلقین نکنم

       

      همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس / که دراز است ره مقصود و من نوسفرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/24 16:28
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 700 کلمه

      بنام خدا 🌹

      هروقت شروع می‌کنم به نوشتن حقیقت اینه نمی‌دونم ازکجا اما ازیه جایی به بعد می بینم دارم می‌نویسم و ادامه  میدم  درمورد لاغری و لاغرشدن  هم همینه   وقتی که خواستم شروع کنم و فقط برای خودم شروع کنم دیدم که داره ادامه پیدا می کنه. بااینکه این روزهادرگیر حواشی زیادی شدم  ولی وقتی بهش فکرکردم دیدم اینها همه حاشیه  است ومن تنها بخش مهم زندگی خودمم و دوباره برگشتم به خودم وتمریناتم و به خودم گفتم منی که طی این همه سال منتظرلاغری بودم  وکلی رنج کشیدم و چاقی  روزندگی کردم بایدبیشتربه خودم فکرکنم به زندگیم شاید باورش   برای خیلیا سخته اما از وقتی مشغول انجام این برنامه هاوگوش دادن به فایل ها ی این سایت شدم  من خیلی بهتر با بیماری صر ع کنار اومدم وکمتر تشنج بهم دست میده قبلاً تمام فکرم چون روی چاقی بودو همیشه به فکر حرفای اطرافیان خود م درباره‌ی مریضیم واینکه همیشه بیماری منو به چاقیم ربط میدادن و به خیلی چیزای دیگه مثل بچه داشتن و دکتر م فقط بهم گفته بود که تشنج باید کنترل بشه تا دوباره  بچه داربشیم واینهم فقط اینه که مشکلی ندارم فقط خطربرای سلامتی من هست نه بچه اما همه ی اطرافیانم همه حتی عزیزتر ینهاشون منو مدام مواخذه میکردن بابت  مریضی اما ازوقتی که دارم ادامه میدم و هیجان. دارم برای تمرین کردن فایلها و اعمال کردنش روی خودم دارم نسبت به قبل خیلی بهتر میشم از وقتی هم سایزکم کردم و اعتماد بیشتر پیداکردم بیشتر ازنظر جسمی تغییر کردم وازنظرفکری خیلی بیشتر من که همیشه به صورت ناخودآگاه تو حالت  محو وتشنج بودم به قول دکتر اماحالا ازدوماه پیش که رفتم دکترفقط سه بار تشنج کردم و این  فوق العادست وحتی نوشته های باور ساز روهم تمرین کردم تاحالافقط چهار برگشو خوندم  اماواقعا خیلی چیزها درمن تغییر کرده چند وقت پیش داشتم کلیپ در اینستا گرام درمورد فقر می‌دیدم یه جایی دکتر روانشناس می‌گفت درمورد ازمایشی  صحبت می کرد درباره ی آستانه ی تحمل وبعد. رسیدین این‌جا که چرا آدم های فقیر که پولدار میشن یهو ممکنه ضرر مالی بکنند یادچار شکست  بشن و گفت که فقر دکمه ی توقف نداره آدمای پولدار  و موفق این دکمه رودارن  طوری که وقتی بهشون فشاربیاد می‌دونن که میتونن شرایطشونو  کنترول کنند اما یک سری آدمها می‌خوان  ره صدساله روپیش برن اینطوری رفتار میکنن چون اون دکمه ی کنترل کردن شرایط رو ندارن  چون همیشه به زورخودشونو کنترل  کردن  من وقتی داشتم حرفشو  میشنیدم گفتم  من درتمام این مدت که چاق بودم و چاق میشدم  هم به همین  خاطر بوده چون چاقی دکمه ی توقف نداشت خودم بلد نبودم شرایطمو کنترل کنم  وقتی باغذای جدیدومزه ی جدید مواجه میشدم به خاطر فشار رژیمی که به خودم داده بودم میخواستم لاغربشم و درواقع درمورد سایرجنبه های زندگی من فقط میخواستم به زورواجبار خودمو برای لاغربشم وحالا بیشتر درک کردم که من باید برای رهاشدن  ازهرشرایطی که دوست ندارم و یا خواسته ای که می‌خوام بهش برسم دقیقا نیازبه کنترل شرایط و همون  دکمه ی کنترل دارم که اینجابهش میگیم   ترموستات ذهنی و اینم دارم یاد میگیرم تنها نجات دهنده‌ی من خودم هستم و لاغرشدن ودارم ادامه میدم  نه فقط به حرف که به عمل وفکر دارم لاغری روزندگی میکنم و میخوام شرایطمو  تغییربدم اینو یادگرفتم  که باید مسیرم. رو وسبک زندگیمو تغیربدم  ومسول زندگیم منم  این دوره واین سایت واقعا ازوقتی تصمیم گرفتم که برای خودم تمرین کنم و تکرارکنم و ازحواشی دو باشم برام شکل دیگه ای شده زندگی جدید دنیای جدید چندروزیه ناخودآگاه میرم جلو آینه و خودمو میبوسم وبه خودم  بامحبت نگاه میکنم امروز به خودم میگفتم انگار  ازیه دنیای دیگه اومدم. خودمودوست دارم و چهر مو  چیز یکه  همیشه به خاطرش مسخره میشدم اماحالا خودمو دوست دارم و به خودم تعهد دادم پای خودم بمونم درسته  وقتی استاد میگه وقتی کاری روتکرارکنه ذهن تاپنجاه کیلوهم پیش می‌ره  داشتم بهش فکر میکردم و به این واقعیت پی بردم واینکه ذهن همیشه به احساس واکنش کار داره و به جسمم اعتماد میکنم و ترس رو برمیدارم  وشجاعت  روجایگزینش  میکنم .من یادگرفتم دراین مسیرزندگی کنم و تمرین کنم فایلها رو باهاشون زندگی کنم و حالادر مسیر تغییر قرارگرفتم  

      باتشکر از شما دوستان وازاستاد که این سایت خوب رو راه اندازی کردن  خواستم حال خوب تغییردرسلامتی رویاشما شریک بشم دوستان عزیز هم مسیرم.🌹🌹🌹🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/17 21:38
      مدت عضویت: 352 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,022 کلمه

      سلام و درود استاد و هم کلاسی های 

      خوش اندام و خوشگل و پرشورم🥰

       

      همه ی  افراد چاق آرزوی لاغری دارند چون حالت پیش فرض جسم و طبیعی آنها لاغری است و خود جسم ما بسیار مشتاق هست که به حالت طبیعی و اولیه خود برسه و به همین خاطر از درون وجودمون این به ما القا میشه که تو باید متناسب باشی ولی افرادی که شرایط جسم چاق خود را با یک هزار دلیل طبیعی می دانند هرگز رویاشون محقق نمیشه⁉️ .اما لاغری و تمام موهبتهاش حق الهی ماست و می خواهد رخ عیان کند.💖

      آموزش لاغری با ذهن بسیار آسونه و هر گامش لذت بخشه که بسیار آرام و قدم به قدم به صورت مرحله ای بذر های لاغری و سلامت و اعتماد به نفس و شادی را در ذهن ما می کاره و فقط آبیاری می خواهند این بذرها🌱در این مسیر با هیچ عامل بیرونی رودررو نمی شویم اینکه چه بخور و چه نخور و چقدر ورزش کن و فشار اینکه شما باید تا ماه دیگر انقدر از اضافه وزنتون بکاهید و احساس بد پرخاش و حرص و ولع نداریم 

      همانطور که برای چاق شدن هیچ سختی نکشیدیم و همش با لذت بود برامون باید همانطوری لاغر بشیم  و نشانه درستی مسیر احساس خوبه آرامش و امید .

      🪶آرزوی لاغری ….فقط به دوصورت محقق میشه😍

      ۱)آرزوی مهم زندگیت باشه یعنی اولویت باشه و انقدر فکر کرده باشی که اگر همه چیز باشه ولی چاق باشی احساس خوشبختی نداری🤔

       

      ۲)در مسیر صحیح لاغری قرار بگیری یعنی خیالت راحت باشه و مطمئن باشی که تنها راهش هم آموزش ذهنی است.💖

       

      آموزش ذهنی سبک زندگی ما را عوض می کنه ولی هر وقت به سبک قبل خود بر گردیم باز چاق می شویم یعنی ما سالهای بسیاری چاقی را یاد گرفتیم و همین که در انجام آموزش ذهن برای لاغری تنبلی می کنیم و بی شوق میشیم باز به صورت اتومانیک ذهن به سبکی که در آن استاد بوده عمل میکنه و دستوالعملهای چاقی به مغز صادر می کنه انگار چاقی یک درخت تنومند هست و لاغری بذری که فقط جوانه ای دارد .با توجه به اینکه عموم افراد سبک تقلیدی زندگی را پذیرفتند هر وقت که فرد چاق در مسیر استپ کند با سیل فراوانی از آموزشهای چاقی خود روبرو می شود و از ادامه مسیر لاغری جا می ماند .#تلنگر

       

      چرا با توجه به رژیمها و روشهای قبل لاغری که اتفاقا نتیجه هم داشت !اما نتیجه لاغری ماندگار نداشتیم⁉️🤔

      ما سعی داشتیم با فشار و محدودیت بیرونی جسم خود را لاغر کنیم اما این تصمیم بدون هماهنگی با ذهن انجام شده بود و در واقع ما در جنگ و جدالی درونی به سر میبردیم هر بار که ولع و حرص خوردن داشتیم باید به زور جلوی خودمون رو می گرفتیم هر بار کلی حرص می خوردیم و تقویم و روزها را می شمردیم که فقط تموم بشه  که زیاد نخورده باشم و در کنارش هی وزن می کردیم و خودمون رو سایز می کردیم و هر بار این مسیر دشوار تر و ذهن ما متشنج تر می شد و اتفاقا چاقی ما هم تشدید می شد اما به هر حال ورودی به بدن کنترل شده بود و نتیجه می شد کمی لاغری اما بعد از دوره رژیم خیلی نامحسوس و گرم به گرم باز چاق می شدیم یک لقمه حالا این شیرینی چیزی نمیشه و من یادم با خودم عهد بسته بودم بعد از رهایی از رژیم هرروز خودم را وزن کنم و حسابی حواسم باشه که یهویی با چندکیلو اضافه وزن روبرو نشم و خیلی جالب بود اصلا اتفاقاتی می افتاد که نتونم سبک رژیم را پیاده کنم مثلا تردمیل کار نمی کرد ویا شرایط خرید مواد غذایی خاص رژیم جور در نمی آمد یا بیمار می شدم و بی حوصله و درواقع ذهنم می خواست من از رنج خلاص شوم و آرام بگیرم 🤔چون ذهن ما چاق بود و مسؤول هدایت ما به خواسته هامون طبق آموزشهایی که دیدیم و ترموستات ذهن ما روی هر عددی تنظیم شده بود بر می گشت به حالت خودش و با توجه به اینکه ما چاقی را خیلی خوب یاد گرفتیم از خانواده و اطرافیان و جامعه و مدرسه و غیره و سبک چندین ساله زندگی ما بوده خیلی زود لاغری فراموشمون میشه مگر اینکه انقدر تمرین و تکرار کرده باشیم که به درجه استادی برسیم.

      ترموستات لاغری🍃🌸

      وقتی ذهن آموزش ببینه برای لاغری فرمولهاش صحیح میشه در واقع به طور پیش فرض این فرمولها در ما وجود دارند و با یادگیری داریم تقویتشون می کنیم🌱 اونوقت به صورت خود بخودی دستورات جدید به مغز ارسال میشه و مغز هم عملکرد جدیدی در رفتار ما اعمال می کنه و اگر ما به ذهن آموزش دهیم که چه وزنی و یا چه جسمی موردنظرمون هست خیلی مشتاقانه حرکت می کنه تا به انچه براش تعیین شده برسه .😍

      یک قانونی هست که جهان هر لحظه در حال گسترشه  ذهن ما هم با توجه به آموزشهاش هرروز خودشو گسترش میده اگر ما چاق باشیم برای چاقی بیشتر سناریو میچینه و اگر ثروتمند باشیم برای پولسازی بیشتر بنابراین اگر آموزش لاغری ببینه ایده ها ی لاغری بیشتری در در اختیار ما قرار میده و شرایط را برای لاغری بیشتر ما مهیا می کنه . خب سالها ما نا آگاهانه آموزشهایی دیدیم از طریق چشم و گوشمون چاقی و نداری و بیماری و هر چه امروز باهاش دست و پنجه نرم می کنیم ولی حالا که به لطف خداوند متوجه شدیم باید فرمولهای ذهنمون را اصلاح کنیم با اشتیاق در این مسیر حرکت کنیم تا یک زندگی ایده آل عالی برای خودمون بسازیم .💪🏻💪🏻❤️

      افراد چاقی که می خواهند لاغر شوند و لاغری را حالت طبیعی خود می دانند بسیار خوب و سریع نتیجه می گیرند اما افراد لاغری که می خواهند چاق شوند نه⁉️

      🌟چاق شدن خیلی سخته خیلی! چون حالت غیر طبیعی ما هست 

      حالا فردی که می خواد برای پنج کیلو چاقی را یاد بگیره باید بدونه برای ذهن ۵یا ۵۰فقط عدده و فرقی براش نداره و توجه ما به هر موضوعی برای ذهن خواسته تلقی میشه و به دنبال گسترش اون موضوع هست و درواقع داره به ما لطف می کنه که ما را به خواستمون برسونه  و خیلی دوستان متناسب بوده اند که چاقی را آموزش دیدند و با اضافه وزن بالایی الآن درمانده شدند که باید باز به ذهنشون آموزش لاغری با ذهن را یادآوری کنند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/07 11:54
      مدت عضویت: 346 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 371 کلمه

      سلام روز همه پرانرژییی❤️
      ✅اگر رفتارها(عوامل بیرونی) رو دلیل لاغری بدونیم و بخوایم تغییر بدیم ، نمیتونیم این مسیر رو ادامه بدیم و یه جایی میبریم.
      پس لاغری با رژیم ورزش و هرچیزی غیر از فکر هم نتیجه اش هم عملمون ناپایدار هست.
      ✅چرا نتیجه ناپایدار است؟
      چون ذهن ترموستات داره که باعث میشه وضعیت بدن رو در شرایط ثابتی نگه داره.مثلا ترموستات ذهنم روی ۹۰ کیلو هست و هرکاری(عوامل بیرونی)کنم نتیجه میده اما دوباره بعد یه مدت ذهن هرکاری میکنه تا بدن رو دوباره به ترموستاتش برگردونه.
      ✅پس چطور باید ترموستات رو تغییرداد؟ باید ذهن رو تغییر داد و طور دیگه ای تربیت کرد.عین بچه ای که بد تربیت شده رفتارهای ناشایست میکنه تا طرز فکرش عوض نشه ممکنه جلوی ما مودب باشه اما دوباره رفتارش برمیگرده به قبل و شاید پنهانی وقتی تنهاست رفتاراشتباه کنه و جلوی ما مودب باشه.

      ✅نکته درمورد تغییر ترموستات:
      تصمیم به تغییر ترموستات باعث تغییرش نمیشه، تصمیم به ثروتمندشدن باعث ثروتمند شدن نمیشه.تصمیم به لاغری باعث لاغری نمیشه
      باید ذهن رو اموزش داد
      هرجا حرف اموزش دادن یاد دادن شد دقیقا یعنی تکرار.
      باید شروع کنیم به متفاوت فکر کردن تا ذهن کم کم یادبگیره متفاوت فکرکنه نظرش نسبت به غذاها عوض بشه و…
      اینطوری ترموستاتش تغییر میکنه و خودبخود دستور رفتارهای متفاوتی رو میده.
      ✅وقتی نظر جسم و ذهن یکی نباشه من چاق میشم.
      یعنی جسمم سیره اما ذهن میگه بخور.
      همیشه ذهن پیروزه چون جسم از ذهن(مافوقش)دستور میگیره.
      با دادن ورودی ها و اطلاعات جدید به ذهن جسم و ذهن هم نظر میشن و اشتی میکنن.و بازهم جسم از ذهن دستور میگیره اما اینبار ذهن دستورهای جدید میده.
      ✅یکی از کارهای ذهن اینه که گسترش بده داشته هارو بیشتر کنه.ثروت بیشتر چاقی بیشتر تناسب بیشتر به نفعمه همین الان جلوشو بگیرم.

      ✅در روش لاغری با ذهن با لذت لاغرمیشم در هرروش دیگه ای غیرازین با سختی کشیدن و بعدشم نتیجه ی سختی کشیدنام به سرعت هدرمیره میشم عین اول

      ✅چرا دوست دارم لاغربشم؟
      چون باعث میشه بهتر نفس بکشم
      اعتماد به نفسم میره بالاتر
      ورزش های مورد علاقه مو میتونم انجام بدم کوهنوردی و…
      لباس های مورد علاقمو میخرم هرچی دلم بخواد.ازادمیشم ازاددد هرکاری بخوام میکنم
      بدن سبک
      بدن زیباتر خیلیییی زیباتر

      ✅توی مسیر لاغرشدن حواسم به تغییرات نباشه و بجاش تمام تمرکزمو بذارم روی بیشتر اموزش دادن ذهنم…
      نتیجه خودش دربهترین زمان اتفاق میوفته اتفاقا وقتی زودتر اتفاق میوفته که من بیشتر تمرین کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/05 18:53
      مدت عضویت: 466 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 458 کلمه

      سلام به استاد نازنین و دوستان گلم

      امروز یه نکته که فراموش کرده بودم دوباره بهم یادآوری شد و چقد خوشحالم مسیر صدگام رو سروع کردم.به هر چی توجه کنی یا نفرت داشته باشی  در زندگیت بیشتر میشه.در مورد دوست داشتنم همینه. چیزی و دوست داشته باشی کا،نات طوری میچرخن که اون چیز رو بدست میاری.خوب وقتی من نوعی که از چاقی بدم بیاد برای ذهن فرقی نداره.تفاوتش رو احساس نمیکنه.اون طوری برنامه ریزی میکنه که من هی چاق و چاق تر بشم.استاد من قبلا با این موضوع آشنا شده بودم و میدونستم ولی الان یادآوری خوبی بود .روزمرگی باعث شده بود در ذهنم کمرنگ بشه.پس حالا که ذهن ما این قدرت رو داره چرا بجای چاقی و فکر کردن دا،م بهش و بالتبع تنفر ازش به لاغری فکر نکنیم. در فایلی گفتین ما باید با چاقی آشتی کنیم و با لاغری دوست بشیم….یعنی دست از تنفر از چاقی برداریم که خودش یکی از موانع لاغریه.اول از همه باید همین جسممون رو هر طور که هست بپذیریم .عجله نداشته باشیم. آموزش ببینیم و بعد آروم آروم لاغر بشیم.میدونم شاید اولش سخت باشه. ما یه عمری از بقیه طعنه و تحقیر شنیدیم.از دوست و آشنا .در جمع.حتی از خودمون در آینه.ممکنه از گوشه گوشه بدنت بدت بیاد.از چربی های بدنت…ولی چاره ای نیست. این تنها راهه.‌یه قانونه.باید اول از داشته هات در دنیا لذت ببری و شکرگذار باسی تا خداوند برات نعمت های بیشتری بفرسته.این قانونه خدا و کا،ناته. بخدا خودم که اینو میگم سالها وقتی تواتاقی که آینه داشت رد میشدم چراغ اتاق رو روشن نمیکردم.همه براشون سوال بود چرا تو اتاق تاریک هستی.یا اگه قرار بود از کنارش رد شم رومو اونور میکردم. غم عالم میریخت تو دلم اگه کوه آویزون دنبه شکمم رو میدیدم.حالا که بهتر شدم ولی از همون اول که پذیرفتم مس،ول چاقیم خودم هستم.‌نه کم کاری تیرویید و ژنتیک خانواده مادریم.از همون موقع با خودم صحبت کردم. با بدنم صحبت کردم.‌حتی چاقی های بدنمم ناز کردم و بهشون قول دادم بزودی این وضعیت رو درست میکنم.‌و دیگه طبق میثاق نامه جانم ناخودآگاه از جلوی هر آینه ای رد میشم بخودم لبخند میزنم و از دیدن خودم لذت میبرم.‌استاد گلم همه اینا قدرت جادویی و شگفت انگیزه دوره شما رو نشون میده.‌و من اینجام. اینجا میمونم تا آخر عمرم.استاد ازتون ممنونم بابت آشتی دادن من با بدنم. خیلی برام با ارزشه.‌اینکه بخدا دیگه از اندامم خجالت نمبکشم یا حتی وقتی کسی راجع لهم نظری میده و قضاوت میکنه دلشکسته و افسرده نمیشم..با خودم میگم اون خبر نداره. من بزودی یکی مثل خودش میشم. زیبا و خوش اندام. اصلانم حرف رو کش نمیدم. من شاگرد خلف شمام. باعث افتخارمه روزی بتونم منم به کسی این آموزش ها رو بدم و یکی دیگه رو هم خوشحال کنم و از رنج چاقی نجاتش بدم…..ممنونم استاد عزیز. ممنونم خدایا.ممنونم

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/08/15 22:38
        مدت عضویت: 225 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        موفق و مستمر باشی دوستم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/02 21:29
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,931 کلمه

      روز ۳۱ تکرار 

      سلام وقت همگی بخیر 

      خدارو شکر میکنم برای یک روز و یک هدف دیگه 

      منم مثل همه افراد چاق که از وضعیت بدن و جسم و زیبایشون راضی نیستن ،راضی و خوشحال نبودم و الان میفهمم که ضربه مهلکی به جسم و کودک درونم زدم

      احساس چاقتر شدنم از ۱۰ سالگی کاملا مشخص شد همون موقعی که تو مدرسه منو وزن کردند و در سن ۱۰ سالگی ۵۰ کیلو بودم ،پدرم وقتی فهمید بشدت تخریبی با من برخورد کرد و فشارها و رژیم هاش بیشتر شد

      هر چقدر سرزنش ها بیشتر میشد من از خودم متنفر تر میشدم ،از خودم دورتر میشدم ،آخه زمان کوتاهی هم نبود از ۱۰ سالگی تا ۲ سال پیش  یعنی ۳۴ سال  یا حتی تا همین الان که دارم این کامنتو مینویسم 

      حتما تو این ۲ سال که وارد دوره ها شدم رابطم با جسمم بهتر شده ولی خودم میدونم بصورت کاملا عمیق از بدنم راضی نیستم ،شاید اگر غر نمیزنم و شکایت نمیکنم بخاطر بودنم در آموزش هاست که دارم نقش یک عاشق رو بازی میکنم

      خدارو شکر میکنم که وارد دوره های ذهنی شدم ، اول نقش عشق به خود رو بازی کردم و یواش یواش من غرق نقش خودم شدم و دارم بیشتر غرق این نقش میشم

      همونجوری که دوران کودکیم آرام آرام غرق نقش نفرت از خودم شدم تزریق به تزریق 

      حالا با هر بار که خودمو تشویق میکنم مقداری از اون زهر تنفر از وجودم میره بیرون ،میدونم وظیفم سنگینه ،اومده بودم تو دوره ها که لاغر بشم ولی متوجه شدم که من و خودم میلیون ها کیلومتر از هم فاصله داریم 

      قبل از اینکه از خودم بخوام که لاغر بشه اول باید پیداش کنم ببینم وضعیت الانش چیه ،چجوریه ،جالبه من هیچ بذری در خودم نکاشته بودم ولی انتظار درخت داشتم  ،مگه من بذری از لاغری در مغزم وجود داشت ؟ نداشت ولی انتظارم لاغر شدن بود

      باید اول به خودم رسیدگی کنم ،انقدر غر نزنم ،شکایت نکنم ،واقعا خوبه که درون من حالش از رفتارهای من بهم نمیخوره ،منکه اعتراف میکنم ۳۰ سال فقط ناراضی بودم از خودم از جسمم از بدنم از همه چیز 

      در واقع من احساس تعلق به جسم و بدنم نداشتم ،دوسش نداشتم ،از بعضی از قسمت های صورتم خوشم نمیومد ،از مدل بدنم خوشم نمیومد ووو

      حالا با اونهمه احساس دوری به خودم چرا انتظار داشتم بدنم عاشق من باشه ، کنار من باشه ،لذت ببره 

      حس نارصایتی داشتم اون حس ،انرژی نارضایتیو به جهان میفرستاد ،جهان هم میگفت چشم شکل حس نارضایتی بیشترو در زندگیت گسترش میدم ،بعد تعجب میکردم چرا همش ناراحتم و حالم خوب نیست ؟ زندگی آگاهانه یعنی همین که آگاه باشیم به خودمون و احساساتمون

       

      از اونجاییکه پیش فرض بدن ما تناسب اندامه ،پس بدن بسمت لاغر شدن حرکت میکنه ولی ما با برنامه ریزی پیش نویس های کودکیمون راه رو بر سیستم طبیعی بدنمون بستیم ،و اینجا به قدرت باورها پی میبریم 

      یکی از باورهای قدرتمند در خودم این بود که من توانایی لاغر شدن بصورت طبیعیو ندارم باید خیلی رنج ببرم و تلاش کنم تا چند کیلویی کم کنم و همیشه باید در رژیم باشم تا بتونم خودمو در اون وضعیت نگه دارم ،با داشتن این باور، هر تلاش از طرف من مردود میشد و حالا در حال شناسایی و منهدم کردن اون باور هستیم 

      جسم ما دوست داره ما حالت نرمال و طبیعی خودمونو زندگی کنیم ولی انقدر از بچگی دستکاری شده ،در استرس چاق شدن بوده ،ترس از خوردن داشته ،در تنگناهای ورزش بوده ،بخور نخور داشته ووو از حالت نرمالش خارج شده ولی بهر حال در تمام رژیم های ما به ما کمک کرده و لاغر هم شده 

      این منطقیه که من لاغر باشم ،فرمول اصلی آفرینش من تناسب اندام بوده و بدن من بیشتر از من دوست داره متناسب باشه و بمن کمک میکنه ، روح من همواره رویای لاغر شدنو بمن یادآوری میکنه ولی ذهن جور دیگه ای برنامه ریزی شده ،برنامه ریزیش اینه که من باید چاق باشم ،من نمیتونم لاغر بشم ،خواست خدا بوده ووو

      ولی وقتی اون کدها در من شکسته میشه ،من و رویام در مسیر هم قرار میگیریم 

      یه روزی من در سیاره زمین  بدنیا اومدم ،در شهر وجودم یه عالمه در و دیوار و کوچه بود که هر کدوم از اون کوچه ها توسط الگوهای من نام گذاری شدن ، یکیشون شد * تو ارثی چاقی*  * ژنتیکت چاقه *خواست خداست*استخونبندیت درشته * و یه عالمه کد و اسم دیگه روی تک تک دیوارهای شهر درونم زده شد

      حالا من با همون چشم و عقلی که به اون شهر نگاه میکنم به خودم و جهانمم نگاه میکنم که همه چیز پر از کدهای مخرب هستند ،من با عینک (من ارثی چاق هستم ) به جهانم نگاه میکنم بنابراین هر چیزی میخورم و هر کاری که انجام میدم از زیر این فیلتر رد میشه و ده ها فیلتر و بازدارنده مخرب دیگه که در لایه های زیرین مغز من جا خوش کردن و من خبر ندارم 

      حالا میخوام متناسب بشم اول باید در شهر وجودم برم و تک تک اون کدهای مخربو بشکنم و دوباره کد نویسی کنم ،کدهای جدید با فرمول های لاغری ،که الان هم در حال انجام همون کارها هستیم  

      یکی از بدترین کارهاییکه ما به مراتب انجام میدیم اینه که مدام خودمونو چک میکنیم‌ ببینیم یکمی لاغر شدیم ،با لباسامون ،با نگاه کردن بدنمون تو آینه ،با توجه به قسمت های چاق بدنمون و هر بار که احساس میکنیم لاغرتر نشدیم ،حالمون بشدت بد میشه و همون حال بد باعث میشه فکر کنیم داریم چاقتر هم میشیم و از داشتن اون احساس باز هم میترسیم و به خودمون میاییم میبینیم چندین ماهه تو لوپ تکراری ترس و احساس بد گیر کردیم 

      حالا چرا انقدر ما به چاقیمون توجه میکنیم؟ چرا به نقص هامون میپردازیم ؟ چرا از خودمون راضی نیستیم ؟

      ما که اینهمه زیبایی داریم ،اینهمه نعمت و فراوانی داریم ،اینهمه نکات مثبت در شخصیتمون داریم ،در زندگیمون داریم ،ما یه عالمه داشته داریم که میتونیم بهشون توجه کنیم و حالمون باهاشون خوب باشه 

      ولی چرا چشم ما بینا نیست ،چرا حواس ما فقط روی همین چند کیلو اضافه وزنه ،روی نداشتن فلان ماشینه ،روی ناراحتی هامونه ؟

      تمام این دیدن های نقص هامون و ندیدن داشته هامون برمیگرده به عزت نفس ما به  دوران کودکی ما ،وقتیکه مثلا یه نمره خوبی تو ریاضی گرفتیم و با شادی بدو بدو اومدیم به خانواده نشون دادیم و اونها بجای قدر دانی و تشویق ما بهمون گفتن ،حالا مگه چکار کردی ،برو مثلا جغرافیتو بخون که نیفتی و ما سرخورده شدیم ،مگه چند بار دیدیم که الگوهامون از زندگیشون راضی بودن ؟ همیشه ناراضی بودن 

      و اون  نوع تربیت در بعضی خانواده ها به کرات دیده میشد،از اونجا ذهن ما برنامه ریزی شد که فقط بدنبال منفی ها باشه ،تشویق نشه ،بیشتر تنبیه کنه ،تحقیر و سرزنش کنه ووو

      حالا افرادی که چاق هم بودند که اضافه بر سازمان بهشون فشار میومد تازه باید درد چاقی ، عوارضش و تخریب هاشو هم تجربه میکردن 

      پس بصورت عمیق  من آموزش دیدم که اولا چیز خوبی نیستم ،دوما قابل تشویق هم نیستم و یاد نگرفتم برای خودم دست بزنم‌

      به من گفته بودن جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود ، جیک جیک ( یعنی خوشحال نباش ) و فکر زمستونت بود ( یعنی برو به چیزهای منفی فکر کن ) ،حالا من یه بدن چاقی دارم با یه عالمه افکار منفجر و بیریخت ،میخوام به خودم و نکات مثبت شخصیتیم توجه کنم

      آیا من برای اینکار تربیت شدم ؟ نه نشدم چونکه ذهن من اموزش دیده که چجوری نگاه کنه ،به چیا نگاه کنه ،چقدر نگاه کنه 

      پس تشویقی در درون من نیست ،بجاش مقایسه کردن زیاده ، عشق به خودم و جسمم نیست ،حال خوب نیست و خیلی چیزها در درون یک فرد چاق نیست ،حالا چجوری میتونه خودشو خوب و خوش اندام ببینه ؟

      نمیتونه برای همین در هر مسیری وارد میشه شکست میخوره ، اولین کاری که ما باید انجام بدیم اینه که مدام خودمونو چک نکنیم چونکه چک کردن همانا و مقایسه کردن و متر کردن بدن همان و این شروع حس های بد و وحشتناکه که ممکنه ماه ها ادامه داشته باشه که واسه خودم حتی ۱ سال طول کشید

      باید یاد بگیریم که احساس تعلق کنیم به بدن خودمون ،دوسش داشته باشیم ،ازش تشکر کنیم ،باید به خودمون افتخار کنیم که در این مسیر اومدیم 

      من همیشه به خودم میگم ،میگم فریده مگه چند درصد از آدم ها این راهو میشناسن ؟ مگه چند درصد از اونهاییکه اومدن تو این مسیر موندن ؟ مگه چند درصدشون مثل من تمرین انجام میدن ؟ مگه چند درصدشون ۲ سال پی در پی بدون وقفه دارن تلاش میکنن ؟ مگه چند درصدشون هر جایی که باشن بلخره تلاش میکنن خودشونو برسونن به فایلها ؟

      معلومه که درصد خیلی کمی هستن ،من به خیلی ها مشاوره دادم برای اومدن در این راه ،حتی خودم براشون ثبت نام کردم ،برای تک تکشون آموزش سایتو اسکرین رکورد کردم ،در واقع لقمه رو جویدم ولی اونا حاضر نشدن حتی اون لقمه رو قورت بدن ،چه اطرافیان خودم چه غریبه ها 

      این یعنی تفاوت من با دیگران ، اگر خودم بفهمم که متفاوتم جهان هم میفهمه که من فهمیدم ،اگر خودم متوجه نباشم که چقدر مهم هستم‌،افکارم مهم هستن و من خالق زندگیمم ،جهان هم براش فرقی نداره ،پس اول خودمون بدونیم چه قدرتی داریم 

      قدر وجود و بدن خودمونو بدونیم ،منکه بخدا از بدنم خجالت میکشم از ۱۰ سالگی انداختمش تو رژیم های سخت ،حتی تنبیه ، تو شام نخوردن ،آخه کی میتونه ۲۸ سال شام نخوره ؟ ولی آدم های چاق این کارهارو زیاد انجام دادن 

      اینهمه همکاری بدن ما با ما ،تشویق نیاز نداره ؟؟ عشق نیاز نداره ؟؟ دست زدن نداره ؟؟

      انقدر مثل تربیت الگوهامون با خودمون رفتار نکنیم ،یکمی حس نوارش به خودمون داشته باشیم ،سالهاست خودمونو رها کردیم و فقط بهش دستور میدیم ،اینو میخواییم ،پول میخواییم ،رابطه میخواییم‌، خونه خوب میخواییم ،سفر میخواییم ،لاغری میخواییم وووو 

      چی بهش دادیم‌ که انقدر ازش میخواییم ؟ اول پرش کنیم بعد تخلیش کنیم ،سالها که با رژیم های مزخرف و ورزش ها سنگین پدر بدنمونو در آوردیم الانم اومدیم تو دوره لاغری با ذهن با یه شلاق دیگه بهش زور میگیم ،همش خودمونو چک میکنیم ،مدام غر میزنیم ،پس چی شد ؟ چرا بسرعت لاغر نمیشیم ؟وووو 

      ترمز بزنیم ،اجازه بدیم نفس بکشه ،نفس بکشیم ، رها بشیم ،آرام بشیم ،کف دریای متلاطم دیده نمیشه ، با آرامش و حس خوبه که میتونیم به خواسته هامون که یکیش لاغریه  ،با اضطرار و استرس ،فقط بدبیاری هارو جمع میکنیم ،حواسمون باشه در حال ارسال چه انرژی های مخربی به جهان هستیم ،بعد تعجب نکنیم که چرا نتایج منفی گرفتیم ،مسئولیت خودمونو بپذیریم  

      بیاییم هر روز نشانه های تغییراتمونو یاداوری کنیم ،ذهن هم مارو تو همون قسمت ها گسترش میده و کم کم نشانه ها برامون بزرگو بزرگتر میشه ،بیاییم چاقی و تمام عوارضشو برکت ببینیم ،اگر اسم خاطراتمونو  عوض کنیم خدا هم به همون اسم صدا میزنه 

      دختر من یک هفته است توی خونه در حال استراحت کردن و ریکاوری بدنشه ،خیلی نق میزنه و شکایت میکنه ،دلش میخواد بره سر کارش ولی نمیتونه حق هم داره حوصلش سر رفته تو خونه ،منم مجبورم بخاطر اون بمونم تو خونه ،الان که بهش گفتم دخترم فلان شربتتو خوردی گفت آره اون کوفتی زهر ماریو خوردم 

      بهش گفتم دخترم هر اسمی روی اون دارو بذاری همون میشه تو بدنت ،اتفاقا بگو این دارو شفاست ،سلامتیه ،به سلول سازیه من کمک میکنه ، بگو این اتفاق یه برکته برای زندگی من ،مثل قدیمی ها که همیشه میگفتن خیره ،اونها باور کرده بودن یه خیری تو هر اتفاقی هست 

      پس نوع نگاهمونو تغییر بدیم به خودمون ،به بدنمون ،به شرایط تا نتایج عوض بشه ،کار پر تلاشیه که باید تکرار بشه ولی آروم آروم در ما شکل میگیره و اونوقت لذتشو خواهیم برد

      خدارو شکر میکنم برای بدن سالم ،زیبام ،قدرتمند و خوش اندامم ،جسم من متعلقه به منه و من بهترین لذتهارو باهاش تجربه کردم و خواهم کرد ،امیدوارم که بتونم چیزهاییکه نوشتم رو باور کنم ،عمل کنم و زندگیشون کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/03 12:51
        مدت عضویت: 364 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 161 کلمه

        هم‌مسیر عزیزم سلام

        من بارها از نوشته ها و گفته های شما الهام و انگیزه گرفتم ولی این دیدگاه شما رو از اعماق قلبم لمس کردم و فهمیدم حس کردم گمشده ای دور رو پیدا کردم من امروز صبح هنگام پیاده روی صبحگاهی داشتم فکر میکردم چند نفر مثل من اراده موندن و تغییر زندگیشون رو دارن من هم مثل شما به خیلی ها آگاهی دادم ولی آخرش راه خودشون رو رفتن منم یاد گرفتم مسئولیت زندگی دیگران رو به دوش نکشم ولی این حقیقت که شما امروز منو بهش واقف کردید برام تکان دهنده بود من چقدر نسبت به خودم بیرحم و ایده آلیست هستم من ۱۰ ماهه هر روز تمرین میکنم نتیجه دیدم ولی هیچ وقت خودمو ندیدم و از خودم قدرشناسی نکردم امروز دریچه ای بزرگ جلوی چشمم باز شد و اون که من لایق بهترین و والاترین سپاسگزاری و ارزشمندی از طرف خودم هستم 

        ممنون که هستید و این نظرات ارزشمند رو خستگی ناپذیر به اشتراک میزارید دوست عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/08/24 20:58
          مدت عضویت: 739 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 829 کلمه

          سلام ندای  عزیز 

          خوشحالم براتون که در مسیر تغییر خودتون دارید تلاش میکنید 

          نظر من اینه که افرادیکه تصمیم گرفتن ِتغییر کنن و نپذیرفتن که باید با همون شخصیت و سرنوشت قدیمیشون به زندگیشون ادامه بدن ،خیلی خاص هستن ،خیلی قابل احترام تر هستن

          اصلا رسالت ما در زندگیمون کشف گوهر درونمونه

          پیدا کردن درونیات ارزشمندمونه 

          ولی آیا به ما گفته شد که ما لایق و ارزشمند هستیم؟

          به من که گفته نشد هیچ ، تازه هر روز به من اعلام کردن که دختر یک موجود اضافه ست که باید سریع شوهرش بدن بره 

          و خیلی چیزای دیگه که دارم تلاش میکنم اون روزهارو فراموش کنم و از اون پوسته داغون خارج بشم و شخصیتی متناسب با هدف های جدیدم برای خودم بسازم

          حالا با اون تربیتی که شدم که اصلا منی دیده نشد ،اصلا نکات مثبتی از من گفته نشد و تازه برعکس فقط نقص های من بمن گوشزد شد ،من یاد گرفتم برم بگردم دنبال ایراداتم

          حالا با یه کوله بار بگراند نامفید اومدم تو دوره لاغری با ذهن  به اضافه  خاطرات شکست های لاغر شدن های قبلیم 

          میخوام دوره مو شروع کنم و ادامه بدم ،میخوام نکات مثبت خودمو ببینم ولی آیا من این کار را بلد هستم؟

          معلومه  که بلد نیستم ،من خیلی ساله به همه چیز قهرم ووو

          پس در جاده ای قرار میگیرم که برام ناآشناست ،زمان میبره عادت کنم به اون جاده

          زمان میبره تمرین میخواد که یاد بگیرم خودمو نگاه کنم ،خودمو از روی اون عکسی که در کودکی توصیفم کردن نگاه نکنم ،یه عکس جدید از خودم بگیرم و تو مغزم سیو کنم

          احترام به خودم ،پذیرفتن خودم با همین سایز،با همین چهره،با همینی که الان هستم‌ رمز موفقیت من خواهد بود

          چرا ؟ چونکه قبلا بهم گفته بودن تو به اندازه کافی خوب نیستی پس برو شکل اون شخص بشو ،حالا برو شکل اون یکی شو و وقتی من از جایگاه خودم خارج شدم جای من خالی شد ،خلاء بوجود اومد و من هیچ وقت نتونستم اون خلاء رو پر کنم ،یعنی هر چیزی توی اونجا ریختم پر نشد 

          حالا فهمیدم من باید در جایگاه صحیح خودم باشم ،اینکه خویشتن پذیر باشم ،خودم و حسن هامو ببینم ،قابلیت هامو ببینم ،از بس ندیدم اینجوری شدم

          مشکل ما نداشتن نیست ندیدنه، ما هر روز خواسته جدید داریم‌ بدون اینکه با امروزمون کیف کرده باشیم ،فکر میکنیم اگر فلان چیزو بخرم دیگه خوشبختم 

          اگر الان با محدودیت هام خوشحال باشم بمن بیشتر داده میشه 

          اگر الان با بدن خودم لذت ببرم به هیچ عنوان سرزنشش نکنم ،تحقیرش نکنم ،مقایسش نکنم هدیه ای که بمن داده میشه لاغری

          اول آشتی، بعد عشق به بدن و روحی که ترکش کرده بودیم و بعد شاهد شفا در درونمون خواهیم بود 

          انجام کارهای گذشته نتایج گذشته رو برامون میاره

          هر کسی اگر با خودش صادق باشه میدونه چه کارهایی با خودش انجام داده ،تمام اون کارهارو به یاد بیاریم یا اصلا به یاد هم نمیخواد بیاریم‌ چونکه داریم هر روز انجامشون میدیم ،فقط کافیه هر عمل و رفتار و حسی به خودمون داریم چند ثانیه بهش فکر کنیم 

          آیا من الان دارم خودمو تخریب میکنم یا ترمیم؟

          سرزنش میکنم یا تشویق؟

          نوازش میکنم یا تهدید؟

          کدومش ؟ حالا هر روز یکمی تغییرش بدیم ،یکمی مهربانتر یکمی عشق بیشتر ،یکمی نوازش و محبت

          اصلا این نوازشه کولاک میکنه ،باعث میشه به خودمون نزدیک بشیم ،اونم نه ۱ بار ۲ بار در روز ،من ریمایندر ساعتمو ساعتی ۱ بار کوک کردم ،خودمو میبوسم ،چند تا کلمه قشنگ به خودم میگم که بشه عادتم

          جلوی آینه هم قرار میگیرم با خودم ارتباط عاطفی میگیرم و میگم که چقدر فریده تو جذابی  اگر کسی بلد نبود تو رو دوست داشته باشه دوست داشتن بلد نبوده و کلی باهاش دوست شدم میدونم اون قسمتم درمان بشه همه چیز میره سر جای خودش

          که همون قسمت باید حس لیاقت و شایستگی کنه که با این تمرینات عالی میشه و همچنین هر روز و شب نکات مثبت شخصیتی خودمو مینویسم و به خودم با نوازش و حس خوب میگم تا جای سالهاییکه بدون عشق گذروندمو خودم پر کنم

          یجورایی پذیرفتن مسئولیت خودمه 

          مهم بودنم در کنار خودمه ،اینکه حامی خودم باشم حتی در زمانیکه  بدترین کار دنیارو انجام داده باشم 

          اینجوری یاد میگیرم که نقص های خودمو درمان کنم و کسیو اذیت نکنم 

          الان بجای تخریب هیکلم میرم جلوی آینه میگم‌ اصلا فریده من عاشق مدل بازوهاتم ،مدل پاهاتم ،دست میکشم رو بدنم ،دیگه از چاقی هام نمیترسم و فرار نمیکنم ،این منم آفریده خودمه 

          مگه ما بچه هامونو دور میندازیم؟ نمیندازیم ،پس بدنمونم دور نندازیم 

          هر روز کارهاییکه انجام میدیمو به خودمون یادآوری کنیم

          آفرین که امروز فایلتو گوش کردی،آفرین که امروز کامنتتو نوشتی اصلا هیچ کس مثل تو نمیتونه کامنت بنویسه،آفرین که یه غذای خوشمزه پختی،آفرین که به دخترت لبخند زدی،آفرین که پیاده روی کردی،آفرین که تونستی یه ارزش آفرینی کنی ووووو

          اینجوری درونت غنی میشه ،تازه حس شجاعت و قدرتمند خدادیت بیدار میشه ،مخصوصا ما که در مسیر آموزش هم هستیم نتایج فوق العاده خواهیم گرفت

          فقط کافیه به خودمون نزدیک بشیم و انقدر به خودمون زور نگیم ،تمریناتمونو انجام بدیم بدنمون خودش هوشمنده میره بسمت لاغر شدن ،فقط کافیه تلاششو ببینیم که اون مجبور نشه با کارهای ژانگولری جلب توجه کنه ،مثل چاق کردن ما مثل بیمار کردن ما وووو

          براتون موفقیت بیشترو آرزو دارم دوست عزیز

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/08/15 22:40
        مدت عضویت: 225 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        عالی بود دوستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/20 01:29
      مدت عضویت: 223 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام.خدمت همه ی دوستان و استاد عزیز.گام یازدهم.آرزوی لاغری.این آرزو یکی از بزرگترین آرزوها برای افراد چاق هست.از جمله خود من که بارها تصمیم گرفته میشد اما همه ی روش هااز جمله رژیم و ورزش و دارو ودمنوش بیفایده بود.چون تنها جسمم مجبور به تحمله این سختی بود.و بعد از سالها دارم یاد میگیرم که سعی کنم به ذهنم یاد بدم.که البته نیاز به آموزش داره.ما خودمون دلمون نخواسته که چاق بشیم.اما به ذهنمون اینجوری سپردیم.بنابراین باید یاد بگیریم.آرزوی لاغری و خوش اندام شدن با تغییر فرمولهای ذهنی امکانپذیره.اینکه فکر کنی که افراد لاغر هرچی دلشون بخواد میخورن و هیچ تلاشی برای لاغری نمیکنن به ما اثبات میکنه که همه چی بستگی به ذهنشون داره همونطور که ما برای چاق شدن تصمیم به چاقی نگرفته بودیم.روش صحیح خوردن خیلی به ما کمک خواهد کرد.وقتی ذهنمون رو آماده کنیم دیگه نیازی تصمیم به لاغری نیست.چون ذهنمون خودش به طور ناخودآگاه شروع به لاغری میکنه و بدن خودش واکنش میده.به امید موفقیت دوستان.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/17 01:57
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 395 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      روش لاغری با ذهن از این جهت تنها روش صحیح برای تحقق آرزوی لاغری است که برای شما برنامه ریزی نمی کنه که چگونه بخورید،چه چیزی بخورید،چه مقداری بخورید، چقدر فعالیت داشته باشید یا چه کارهایی انجام دهید و چه کاری انجام ندید.

      در این روش لاغری با ذهن فقط فرمولهای صحیح و لاغر کننده به شما یاداوری می شودفرمولهایی که در ذهن شما از قبل موجود است اما به دلیل یادگیری چاقی سالهاست که از آنها استفاده نکردیم.

      ما هم همگی از این رژیم‌ها استفاده کردیم نتیجه می گرفتیم ولی ماندگار نبود چون فرمولهای ذهنمون عوض نمی شدن برای همین هم سبک زندگیمون بعد از رژیم ر می گشت به قبل و دوباره ما یواش یواش چاق می شدیم 

      لاغری یه امر طبیعی برای بدن هستش به طور طبیعی همه باید لاغر باشن ولی چون اون فرمولهای ما بر اساس باور کردن حرف‌ها و چیزهای دیگه تغییر کردن ما اینطوری چاق شدیم و بعضی های دیگه فرمولهاشون کاملا دست نخورده باقی مونده .من قبل از دوره همیشه به این فکر می کردم یه مدت توی فکرش بودم که به سبک عادی و روزانه باید لاغر بشم دوست نداشتم دیگه رژیم بگیرم اعصابم بهم می ریخت حوصله نداشتم هر روز ورزش کنم البته ورزش و خیلی دوست دارم ولی دوست نداشتم همش ورزش کنم به خاطر لاغری می خواستم ورزشی نوعی سرگرمی باشه نه حالت جون کندن.اینم خیلی نکته جالبی بود که موقع های رژیم می پرسیدیم حالا من چقدر قراره کم کنم ؟ یعنی می دونم که موقتیه و دوباره برمی گردم به وزن گذشته یواش یواش . 

      یا نکته دیگه که بعضی ها که لاغر هستن دوست دارن چاق بشن یادمه من هم دوست داشتم همسرم یه ذره چاق تر بشه چون خیلی لاغر بود یکی از دوستام برای خودش رژیم چاقی گرفته بود از یه دکتر تغذیه بعد من هم یه مدت برای همسرم درست می کردم یادمه صبحها عدسی درست می کردم و یه مدت خیلی مواظب بودم بعد یادم نمیاد چی شد دیگه ولی خدا رو شکر فرمولهاش دست نخورده باقی مونده البته از ازدواجمون تا الان وزنش اضافه شده ولی نه اینکه چاق شده باشه .

      و این اموزشها واقعا به همگیمون کمک می کنه که به تناسب عالی ایده ال خودمون برسیم .پیغام سیری و گرسنگی و می گیریم و بی خودی غذا نمی خوریم .هیچ محدودیتی نداریم . هر وقت بخوایم ورزش می کنیم برای حال خوب خودمون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/14 13:45
      مدت عضویت: 445 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 631 کلمه

      سلااام

      من از این فایل همون چیزی رو برداشت کردم که در کل دوره دربارش حرف زده شد ، در واقع این فایل برام خلاصه ای بود از تمام چیزایی که تا حالا یاد گرفتم.

      من یاد گرفتم برای لاغری باید رویایی داشت و این رویا در واقع رویا نیست بلکه بخش فراموش شده ی وجود خودمونه، ما متناسب زاده شدیم دقیقا همون طوری که توی نقاشیهای اسطوره ای بدن یک زن یامرد رو ترسیم میکنن . این چیزی نیست که در وهم ما باشه بلکه دقیقا همون چیزیه که ما باهاش زاده شدیم اما بر اثر انتخابی که داشتیم چالش چاقی رو انتخاب کردیم و باید از چاقی یه سری درس ها رو بگیریم . چاقی خیلی چیزا تا حالا به ما یاد داده ، من فکرمیکنم هر کس که درس هایی که باید از چاقی بگیره رو کامل درک کنه اونوقت میتونه متناسب بشه ، اصلا به رژیم و دارو و جراحی و کارای عجیب غریب نیست چون ما هر چقدر هم این کارارو بکنیم ولی هنوز درس چاقی رو پس نداده باشیم بازم درگیر چاقی میشیم . مثل تمام وقتایی ‌که رژیم میگرفتیم ولی دوباره بر میگشتیم به حالت اولمون ، انگار کائنات میخواست یه جوری به ما یاد بده که تو هنوز چیزی که باید یادبگیری رو از این چالش یاد نگرفتی و همین میشد که بر میگشتیم سر خونه ی اول. دقیقا همون مثال ترموستات . گویا این ترموستات میخواد به ما بگه عدد ذهنی ما نشون دهنده ی یه سری کم و کاستی توی ذهن ماست و ما باید تغییرش بدیم اما نه با زور و فشار . درس چاقی برای من این بود که باید خودمو دوست داشته باشم و عاشق خودم بشم ، هیچ کس توی این دنیا مثل من نیست پس نیازی نیست برای خاص بودن تبدیل به کس دیگه ای بشم و رفتار دیگرانو تقلید کنم ، من دارم این درس رو یاد میگیرم و برای همینه که لاغر شدم چون این چالشو پشت سر گذاشتم و دارم هر روز برای اینکه خودم باشم و خودمو دوست داشته باشم تلاش میکنم. 

      نه رژیم ،نه ورزشای عرق ریزون ، نه هیچی نخوردن ، نه دمنوش و نه هیچ چیز دیگه ای نتونست این درس رو به من یاد بده . تنها روشی که خیال منو از لاغر شدن راحت کرد ، لاغری با ذهن بود ، به خاطر اینکه مطابق با قوانین موفقیت هستیه ، من فقط باهاشون هماهنگ شدم نه زوری زدم نه رنجی کشیدم.

      ما باید متناسب بشیم چون به این دنیا اومدیم تا از همه ی همه ی نعمت های خدا استفاده کنیم ، لذت ببریم ، ثروتمند بشیم ، سلامت و آگاه باشیم و یه عشق کامل و بی نقص رو تجربه کنیم . 

      ما به خاطر این اینجاییم ، رسالت ما لذت بردنه. هر کس کار میکنه ، بچه دار میشه ، درس میخونه ، چیزی میخره یا هر فعالیت دیگه ای ، همش به خاطر اینه که لذت بیشتری رو بتونه تجربه کنه .

      این راه درسته و من بهش ایمان دارم . خیلی خیلی از نظر ظاهری تغییر کردم و لاغر شدم ولی چیزی که منو از این روش مطمعن کرد وزن کم کردنم نیست ، چیزی که من دارم به خاطرش ادامه میدم تغییرات درونیه منه . چند روز پیش یه تبلبغی دیدم برای شخصیت شناسی و اینکه چطور اعتماد به نفسمونو بازیابی کنیم و روی خودمون کنترل داشته باشیم ، من وقتی این تبلیغ رو دیدم فقط لبخند زدم ، چون من الان نیازی به هیچ دوره ی آموزشی شخصیت شناسی ای ندارم چراکه این دوره برای من کامل ترین درس زندگیم بوده و هست و خواهد بود. من بدون اینکه قصدش رو داشته باشم اعتماد به نفسم زیاد شده و کارایی رو انجام میدم که حتی باعث میشه خودم هم تعجب کنم.

      این برای من معجزست و نشون میده این راه درسته . من بهش ایمان دارم…

      خدایا شکرت

      ممنونم استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/08 12:59
      مدت عضویت: 114 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,106 کلمه

      سلام گام یازدهم در مسیر لاغری من 

       

       

      من همیشه قبل سال تحویل تصمیم میگرفتم از شروع سال جدید زندگیم تغییر بدم اندامم تغییر بدم یه کار خوب پیدا کنم و خیلی ارزوها دیگه ولی مهمترین دعا من لاغر شدن بود و ازدواج کردن و اول میخواستم لاغر بشم چون میگفتم تا لاغر نشم نمیتونم با فردی که خودم دوست دارم ازدواج کنم و زمان تولدم سال تحویل همیشه این تصمیم میگرفتم که باید حتما لاغر بشم و جز ارزو ها من بود لاغر شدن 

      و برنامه ریزی جدیدی شروع میکردم رژیم میگرفتم ورزش پیاده روی ولی من زمان سال تحویل فقط یکی دو روز اول خودم میتونستم کنترل کنم ولی چون مهمونی ها شروع میشد منم دیگه کنترلم از دست میدادم و باز ارزوم هدفم یادم میرفت و باز برمیگشتم روز اول و فراموش میکردم هدف هامو 

       

      و زمان تولدم تا یکماه دوماه خوب پیش میرفتم و تغییراتی هم داشتم ولی باز چون نمیتونستم همیشه در رژیم باشم نخورم حسرت بخورم عصبی میشدم رها میکردم و باز همون مسیر قبلا خودم طی میکردم و همین جوری ادامه داشت 

      نتیجه میگرفتم ولی نمیتونستم نگه دارم به محض رها کردن روش برنامه ها لاغری باز به نقطه اول برمیگشتم 

       

       

       و همیشه اون مقدار کم کردن برام ملاک بود که چقدر میتونم کم کنم و هرکسی روشی بهم معرفی میکرد اولین سوالم این بود فلانی لاغر شده از این روش  چقدر کم کرده و اون مقدار همیشه واسم ملاک بود که این روش انجام بدم منم مثلا ده کیلو تو دو ماه کم میکنم و این کم کردن برام مهم بود 

       

      و بخاطر اعداد ارقام روی ترازو من خوشحال ناراحت میشدم هر چه عدد پایین تر بود از وزن قبلا خودم خوشحال میشدم واسه یساعت دوساعت اول ولی همون موقع باز میترسیدم نکنه باز چاق بشم حالا تا که نخورم که همین جور بمونم و استرس ترسش داشتم و وقتی ترازو عدد بالاتر نشان میداد من منفجر میشدم که ای وای بدبخت شدم چرا لاغر نمیشم حالا چکنم و خیلی ناامید میشدم و حتی گریه میکردم خودم خیلی سرزنش میکردم حسرت میخوردم 

      و نمیدونستم دارم با این کارم من چاق شدن خودم بیشتر میکنم تشدیدمیکنم 

      و اعتمادی به خودم نداشتم اصلا فقط این ترازو بود که حالم نمایش

       میداد و نمیدونستم دارم تشدید میکنم چاقی خودم رو 

       

      و نمیدونستم تصمیم من واکنش من مهم نیست این احساس من است که مهم است و هروقت به هر نحوه ای ازچاقی خودم حالم بد میشد داشتم این چاقی رو تشدید میکردم در ذهنم و من چاق چاقتر میشدم بدون رژیم ورزش دمنوش باشگاه عمل جراحی من بدون هیچ زحمتی چاق میشدم و فک میکردم من نمیتونم لاغر بشم من توانایی لاغر شدن ندارم و لاغر شدن سخته سرنوشت من چاقی است از این باورها داشتم 

       

      ما به هرچیزی واکنش احساسی نشان بدیم احساس مان بد بشه نسبت به اون موضوع  برای ذهن میشه یک دستور که این خوشش میاد از این وضعیت واین وضعیت بیشتر کن و وقتی از دیدن عدد روی ترازو احساس مان بد میشد برای ذهن یک دستور تلقی میشه که این فرد از چاقی بیشتر خوشش میاد چاقیش بیشتر کن 

       

      برای ذهن تصمیم هدف ما مهم نیست این احساس ما مهم است و این احساس ما است که مهم است و نتیجه تغییر بده و احساس بد نسبت به هر موضوعی باعث تشدید اون موضوع در زندگی ما میشه که یک نکته طلایی است مث چراغ راهنما است نشان میده ما به خواسته خودمان داریم نزدیک میشیم یا دور 

       

       

      ذهن ما چاق شدن رو یاد گرفته تصمیم نگرفته روشی انجام نداده ناخواسته یاد گرفتیم چاقی رو و چاق شدیم و با احساس بدمان نسبت به چاقی خودمان تنفر حسرت و احساس بد چاقی در ذهن مان تشدید کردیم و چاق شدیم بصورت ناخواسته شاید ما اصلا بدمان از چاقی میومده اصلا دوست نداشتیم چاق بشیم ولی وقتی ذهن اموزش چاقی ببینه دیگه تصمیم ما نمیتونه جلو ذهن مان رو بگیره 

       

       

      لاغر شدن رو باید اموزش ببینیم سالها تصمیم گرفتیم لاغر بشیم مگه شدیم نهه یه مدت لاغر شدیم ولی بعدش باز وزن مان برگشت و چاق تر هم شدیم پس تصمیم روش رژیم ورزش ما رو چاق نکرده که الان لاغر کنه سالها تصمیم گرفتیم لاغر نشدیم برعکس چاق تر هم شدیم 

      ما چاقی اموزش دیدیم و چاق شدیم الانم باید لاغر شدن رو اموزش ببینیم تا لاغر بشیم 

      وقتی ذهن اموزش لاغری ببینه مث بذر است است که کاشته میشه و این اموزش ادامه پیدا کنه این جوانه لاغری زده میشه و تغییرات شروع میشه اول احساس مان خوب میشه بعد نگرش بعد رفتار ودراخر جسم تغییر میکنه درست همان جور که چاق شدیم لاغر هم میشیم 

       

      ذهن دستور خوردن میده ولی ما گرسنه نیستیم این ناهماهنگی بین ذهن وجسم باعث چاقی میشه حالا ما در این دوره هدف مان این است که ذهن با جسم هماهنگ کنیم تا متناسب بشیم 

      ذهن اموزش میدیم گرسنگی سیری عادت اینها یعنی چی و اینجوری یاد میگیریم که ذهن با جسم هماهنگ بشه و خواسته خودمان به ذهن مان اموزش میدیم که لاغری است و ذهن که یاد بگیره مغز که فرمانده کل بدن است دستورات جدید میده و رفتار ما تغییر میکنه ودر نهایت جسم تغییر میکنه و لاغر میشیم این میگن هماهنگی ذهن و جسم 

       

      و کار ذهن این است هر اموزشی ببینه روز به روز بیشترش میکنه اون اموزش در زندگی فرد این ذهن همیشه در حال بیشتر کردن است در همه موضاعات همین ذهن وفتی اموزش لاغر شدن ببینه این لاغر شدن بیشتر بیشتر میکنه در جسم ما تا جایی که خودمان بخواهیم 

      پس فقط کافیه اموزش ببینی و این جوانه لاغری زده بشه در ذهن و هر روز اگاهانه گام ها برداریم ادامه بدیم و این ذهن وقتی باور کنه میتونه لاغر بشه اموزش ببینه لاغری فرد شروع میشه و روز به روزم این لاغری گسترش پیدا میکنه و لاغر متناسب میشیم 

       

       کار ذهن بیشتر کردن اموزشی است که میبینه در هر موضوعی که باشه 

       

      اموزش به گفتن جملات تاکیدی نیست باید اموزش ببینیم چه وزنی دوست داریم اموزش ببینیم تا متناسب بشیم 

       

       همچی رو ذهن رقم میزنه ذهنم با اموزش ها ما شرایط ما رو میسازد  

       

      چاق شدن بارنج سختی مقدار زمان نبوده پس لاغر شدنم نباید با سختی استرس حسرت تلاش ها فیزیکی بیهوده باشه اگه با سختی باشه یعنی شکست مث قبلا خودمان که تجربه کردیم هرچقدر تلاش فیریکی میکردیم بیشتر شکست میخوردیم چاق تر میشدیم چون روش ما اشتباه بوده 

       

       

      پس تلاش بیهوده نکنیم وقت مان تلف نکنیم خودمان زجر ندیم ما به سختی چاق نشدیم که الان بخواهیم با سختی لاغر بشیم 

       

      ما به راحتی اسانی لذت چاق شدیم الانم باید به اسانی راحتی لاغر،بشیم و تنها راه درست لاغر،شدن اموزش لاغری از طریق ذهن است و این ذهن است که نتیجه رقم میزنه نه تلاش فیزیکی ما 

       

       من فرخنده با تعهد کامل در این مسیر،قدم برمیدارم استمرار دارم عمل میکنم به اموزش ها وذهنم اموزش میدم و مطمعنم لاغر میشم 

       

      شاد پیروز موفق باشید دوستان 

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/31 18:14
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,540 کلمه

      بنام خدا 

      استاد این رو بگم که من چند روزی اینترنت نداشتم تا بتونم دید گاهمو تو سایت قرار بدم ولی نوشتم تا اسرع وقت اونها رو بفرستم .

      گام 11( تکرار 1)

      دقیقا چاقی لذت رسیدن به هر ارزویی را از بین برده ، من هم یادمه آخرین باری که  برای لاعر شدن از روش های دیگه ، باشگاه ثبت نام کرده بودم ، افرادی و میدیم که متناسب و لاغر بودند و برای تفریح و وقت گذرانی  به باشگاه میومدن ، اونموقع منم خیلی دوست داشتم که لاغر و متناسب میبودیم و برای گذراندن اوقات فراغتم ، باشگاه بیام .  

      یا در کل بگم ، خیلی کارها رو دوست داشتم با شرایط و جسم لاغر تجربه کنم ، چون لذت بیشتری بهم میداد ، اصلا به ادم کیف میده که مثلا دوست داری یکاری کنی ، تمام تمرکز و حواستو فقط روی همون کار بزاری و با عشق واونو تجربه کنی و لذت ببری . البته درسته که با شرایط اضافه وزن  هم میشه انجامش دادا! ولی متاسفانه بیشتر تمرکز ادم ، موقع انجام دادن اون کار ، روی اضافه وزنشه و  به نحوی دوست نداره که اصلا اون کار و انجام بده ، یعنی شوق و اشتیاقی برای انجام دادن اونکار نداره. مثل خودم که دوست داشتم و الان هم دارم که خیلی چیزهارو در شرایط متناسب بودن خودم  تجربه میکردم ، چون که باعث میشه اعتماد بنفس من هم بالاتر بره ! 

      جالب است بدانید که چرا ارزوی لاغرشدن در ما انسانها شکل میگیرد!

      چون حالت طبیعی و پیشفرض همه انسانها وواقعیت وجودی انسان ها لاغری و متناسب بودن و سلامتی است ووقتی بدن انسان از این وضعیت خارج بشه، یک ناهماهنگی بین وجود فعلی ما و واقعیت ما که خداوند برای ما مقدر کرده است ایجاد میشود .

      و همیشه هم ازانجایی که جسم در حال تلاش برای رسیدن به حالت طبیعی و پیشفرض خود است ،بنابراین آرزوی لاغری در ذهن همه افراد چاق شکل میگیرد.

      ( چون که بدن انسان هوشمند خلق شده و در صورت ایجاد هرگونه بیماری و یا حالتی غیرطبیعی مثل یک دستگاه خودکار ، روند درمان خودشو انجام میده وما نمیتونیم جلوشو بگیرم ، چون این  یک قانون  برای حیات انسان هاست،  مثل زمانی که قسمتی از بدن اسیب میبینه ویا بریده میشه ، فرمول هایی  که باعث ترمیم و درمان ما شده فعال شده و برای محافظت از انسان ها و جلوگیری از بروز مشکلات در اون ، دستور به شروع سلول سازی  و درمان بخش اسیب دیده میکنه و اون قسمت روکاملا ترمیم میکنه . بعد از مدتی کاملا اثر اون زخم از بین میره . و این عمل خودبه خود انجام میگیره و بدن ما برای انجام چنین اقدامی از ما دستورنمیگیره و اصلا دستور ما براش اهمیتی نداره ، چون باید چنین کاریو انجام بده !) چاقی هم دقیقا به همین حالته ، اما خداوند بخشی از اون رو در اختیار ما هم قرار داده . ولی  سهم بیشتر از اختیار رو خداوند و هوشمندی خلقت بدن ما انسان داره ، یعنی از 100% مثلا ما خودمون اختیار 40%ر رو میتونیم داشته باشیم . بقیه اون اقدامیه که خودش باید انجام بشه و دستورما اصلا براش اهمیتی نداره ! مگه ما برای نفس کشیدن خودمون میتونیم دستور بدیم که کی نفس بکشیم ، کی نکشیم؟؟ معلومه که نه ! اصلا میمردیم !! طبیعت انسان اینه که برای زنده بودن نفس بکشه و اصلا خواسته ما براش مهم نیست!

      خیلی چیزها من تو این قدرت ذهن یادگرفتم ، خیلیی درک هایی کردم که شاید نتونم بیانش کنم  ، چون شما هم باید درک کنید !! متاسفانه توصیف ادراکات خیلی سخته 

      ولی میحوام بگم که بدن انسان مثل یک رباته که برنامه ریزی هاش از ابتدا انجام شده ، و تنها تفاوتش اینه که فقط درونش قدرت  تفکر و فکر کردن قرار داده شده است  ! شاید دیگه بیشتر از این نتونم براتون توصیفش کنم!.

      بنابراین ما هم اکنون ، دچار بیماریه اضافه وزن شدیم که جسم ما برنامه ریزی درمان کردنش در اون وجود داره ولی اون 40% که دست خودمونه ، کارو دشوار کرده !

      پس چرا فکر کردین که افرادی هم وجود دارند که هرکاری میکنن چاق نمیشن!! 

       چون که حالت طبیعی انسان ها تناسب اندامه و نمیشه طبیعت رو با تلاش فیزیکی تغییر داد ، اصلا طبیعت تغییر نمیکنه ، چه ما بخوایم ؛ چه نخوایم ! و پس  ازونجایی که هیچوقت نمیشه طبیعت و قانون طبیعت تغییر داد و یکی از دلایل دیگه ای هم که سبب ناتوانی درباور تغییر اونها اینه که اونا 100% اختیارشونو سپردن به ناخوداگاهشون و خودشون واصلا دخالت ندادن ، به همین دلبل   نمیتونن چاق بشن !

      پس این چاقی کاملا حالت غیرطبیعی بدنه !

       و اگه ما چاق شدیم ، چون حداقل 1 خواستیم  % اختیارو ما به عهده بگیریم. چطوری ؟ از طرف خانواده ، اطرافیان وبه واسطه آگاهی های چاق کننده ای که به مغز ما از طریق راه های ارتباطی به خودمون دادیم و  تصاویرچاقی در ذهن ما ایجاد شد و سپس بدن ما هم  برای مطابقات داشتن با تصاویر ذهنی ما به سمت چاقی حرکت کرد و ما مثلا خواستیم که یزره بیشتر بخوریم چون خوشمزس، سالمه و … و حداقل خواستیم 1% خودمون بیشتر از حد نیازمون بخوریم و…

      و چون هم از ابتدا هیچ گونه تلاش فیزیکی هم برای چاق شدنمون انجام ندادیم 

      پس باید کاملا اطمینان و ایمان داشته باشیم  که میشه لاغر شد ! چه بخوایم چه نخوایم ، دست خود ما نیست، طبیعت ما بوده و 60 % از ما اصلا به باورها . تفکرات ما اصلاا اهمیت نمیده ، کار خودشو میکنه چه بخوایم چه نخوایم ، همونطور که دست خودما نیست نفس کشیدن ، این 40% اختیار اگاهانه خودمونه که کارو سخت و دشوار کرده و اگه این 40% هم دست خودمون نبود ، دقیقا ما هم امثل افرادی بودیم که کاملا متناسب هستند ! و هیچکاه چاق نمیشن.

      میگم در واقع خوداگاه همیشه دوست داره خراب کنه !  و کار اضافه تر برات بتراشه! 

      با توجه به مثالی که تو گام( لاغری رو رها کنیذ تا لاغرشوید زدم ) من دیگه کاملا متوجه دخالت بیجای خوداگاهم که همیشه باعث تراشیدن کار اضافه برای ناخوداگاه من میشه شدم ! 

      همین افکاری که در افراد چاق وجود داره که تصور میکنن نمیتونن لاغر بشند یا دربرابر لاغری مقاومت دارن ، مانع لاغرشدنشون شده .کار اون 40% که دست خودمونه و مانع گذاشته برامون و کارو سخت کرده .

      من موندم اخه خدا قدرت تفکر و به ما داده که خلاقیت داشته باشیم و راحتی رو  ایجاد کنیم و خلق کنیم  !! اگه قدرت فکر کردن و در ما قرار نمیداد که انسانها  دیگه فرقی با ربات ها نداشتن. !!

      حالا من بعضی وقتا با خودم فکر میکنم که اقاا حالا من نمیتونم با این قدرت تفکر خودم مثلا چیزی و خلق کنم و یا بزرگ فکر کنم ، حداقل اصلا بیه چیزی فکر نکنم دیگهه! چون من چه فکر کنم چه نکنم دارم زندگی میکنم ، علایم حیاتی رو دارم الکی خودمو اذیت کنم که چیی؟؟ کاررها ها که  خودش که داره انجام میشه دیگه !!

       مثلا یک شرکت موفقی با چند تا مددیر عامل  وجود  د اره که  رییس اون شرکت جلسه ای برگزار میکنه  که نظرات مدیر عامل هرو در جهت تغییر دکوراسیون شرکت یا مثلا رنگ مبلمان دفتر کارکنان بدونه  تا یک تنوعی به ظاهر شرکتش بده ، درصورتی که این تنوع دادن تاثیری روی درامد یا موفقیت  اون شرکت نداره ! و برای رییس هم فرقی نمیکنه که شرکتش  چه ظاهری دشته  باشه ، چون تمرکزش روی درامد بیشترو عملکرد بیشتروبهتر و… .و میخواسته برای تغییر روحیه کارکناش مثلا رنگ دیوار یا مثلا مبلمان دفتر شخص هر بخش رو به سلیقه یکی از اون مدیر عامل ها تغییر بده .  که حالا اون فرد اومده از نظر خودش ایده های قشنگ قشنگ داده و تونسته رییس و قانع کنه. و از بین رای گیری ها مثلا 40% افراد با نظر اون شخص و سلیقش موافق بودن و 60% مخالف بودن ، ولی همیشه حرف اصلی رو رییس میزنه و رییس هم به نحوی کنجکاو و مشتاق شده بود که طبق نظر اون شخص عمل کنه ، اما  اون 60% مخالف  دلخور شدن و چون از دکوراسیون خوششون نمیومد و نمیتونستن تمرکز کنن روی کارشون ، ضعبف تر عمل میکنن و عملکرد شرکت هم مقداری پایین میاد !

      این مثال خیلی شبیه به منظور من بود ، امیدوارم تونسته باشم درک کافی و بهتون داده باشم .

      بنابراین جسم ما هیچگونه مقامتی برای لاغرشدن نداره چون که لاغری  حالت طبیعی و پیش فرض جسم خودمونه ، بلکه این خودمون هستیم که داریم در برابر واقعیت مقاومت میکنیم و فقط هم خودمون و اذیت میکنیم ؛ اون هم بیخود و بی جهت و بهانه جسم رو برای مقامت کردن میاریم .در صورتی که جسم ما علاقمند به برگشتن به وضعیت طبیعی خود هست .

      و حق طبیعی همه ما است که لاغر شویم . و با باور کردن این ها که طبیعت جسم  ما لاغریه ، افکارو هدف ما با هم موازی و همسو میشود و روند متناسب شدن ما روان تر میشود.

      فقط دوست داشتن این که لاغر بشیم اکا این عقیده رو داشته یاشیم که نمیتونیم؛ در این حالت خواسته ما با افکار ما ما همسو همجهت نبوده و ما هیچوقت هم لاغر نمیشسم  ، چون لاغری تنها در تخیلات ما بوده !تخیل یعنی داشتن چیزی که وجود نداره ! که در واقعیت هم وجود نداره و فقط خیال پردازی محاله !!

      پس تنها دلیلی که ماهر تلاشی کردیم ، اما موفق به تحقق آ رزوی لاغری خودمون نشدیم ، این بود که مسیرصحیح  رو برای تحقق لاغریمون به کارنگرفته بودیم.

      رژیم و ورزش و قرص و دمنوش و…. و درواقع هرعاملیکه به عنوان یک وسیله و …یا برنامه بیرونی بخواد باعث لاغری ما بشه، نتیجه بخش نخواهد بود.

      همانطور که هیچ فرد چاقی ، برای چاق شدن ، برنامه ریزی نکرده بود. پس ما با استفاده از  برنامه ریزی دیگران هرگز موفق به لاغر شدن نمیشیم.

      و یکی از دلایل صحت  روش لاغری با ذهن ، اینه که ، برامون مشخص نکردن که چی بخوریم ، جی نخوریم ، چه قدر بخوریم و….بلکه فقط فرمول های لاغر کننده به ما یاد اوری میشود.

      و این فرمول ها از قبل و در ابتداا در وجود ما بوده! ولی ما به دلیل یادگیری چاقی ، از انها استفاده نکرده بودیم .

       تمام مراحل روش ذهنی ، درونی و ریشه در وجود خود ما دارد. و در این روش هیج گونه برنامه ای به کسی تحمیل نمیشود .

      جسم ما بزرگنرین و مهم ترین و با ارزش ترین سرمایه وجودی ما در زندگیه که باید ازش مراقبت کنیم ! پس باید با یک تصمیم قاطع و اشتیاق فراوان روی ذهنمون برای لاغری سرمایه گذاری کنیم . که این سرمایه گذاری باعث ایجاد ایمان واراده ای قوی در وجود افراد میشود، تا از توانایی های فوق العاده خودشون که توسط خداوند به انها داده شده است استفاده کنند و و  جسم خود را انگونه که دوست دارند خلق کنند!

      د ر این روش ما نتایجی رو کسب میکنیم که تمام ناکامی های مارو جبران میکنه! چون بالاخره بعد از استفاده از هر روشی که ما درش شکست خورده بودیم ، میتوانیم بالاخره لاغربشیم و این دقعه تصمیم گرفتیم که از روشی  صحیح و متفاوت به نتیجه برسیم.

       تنها تفاوت افراد چاق با افرادلاغری که بدون ترس و نگرانی از هر غذایی میخورن  فقط در فرمول های ذهنی این افراده .

       شانس و ژنتیک و…. نیست ، بلکه افکار و رفتارهای غذایی صحیج انها است . و قیقا هم مشابه چنین فرمول های ذهنی در افراد چاق هم وجود دارد که فقط با پیدا کردن آنها و استفاده از انها چه بخوایم ، چه نخوایم  لاغر خواهیم شد .

       و در این دوره ها ما ذهن خودمون رو علاوه بر لاغر شدن ، بلکه همچنین مهمتر از اون  لاغر ماندن  تربیت میکنیم .

      در سبک زندگی عادی ما اشکال بوده که باعث چاقی ما شده ، چون تا وقتی که در سبک دیگه ای هستیم ، شرایطمون راضی کنند ه بود اما وقتی به سبک زندگی قبلیمون برمیگشتیم ، همه چیز خراب میشد. چون وقتی رژیم میگرفتیم یا برنامه خاصی رو رعایت میکردیم ، نتیجه خیلی خوبی میگرفتیم. اما نگه داشتن اون مهم بود ، چون به محض این که برنامه تموم میشد، دوباره ، به سبک عادی زندگی خودمون برمیگشتیم  و دوباره همون میشدیم ، دقیقا مثل خود م که هربار از طریق ی روش جدید،ی برنامه جدید و… اقدام میکردم برای لاغر شدن ولی دوباره برمیگشتم به حالت و وزن قبلی خودم یا شایدم بیشتر .

      بنابراین باید رفتار عادی و طبیعت زندگی ما تغییر کنه تا لاغر بشیم و لاغر بمونیم . چون در روش های قبل ، ملاک عمل ما مقداری بود که باید کم میکردیم .

      و اگه ته ذهن ما این باشه که ما چقدر بخوایم کم کنیم ، در اصل میدونیم که قراره دوباره همه زحمت هامون بی فایده باشه و برگرده . 

      چرا ؟؟

      چون ما اومدیم برای یک مقطعی روش خودمون رو حالا( از طریق رژیم ، ورزش و..) تغییر دادیم و لاغر هم شدیم و نتیجه گرفتیم اما پایدار نبودن نتیجه  و از بین رفتن اون به این دلیل بود که سبک فعلی زندگی ما مشکل داشت و مار و چاق میکرد.

      چونکه ما درهر روشی زندگی کنیم و دوباره برگردیم به روش قبلی زندگیمون ، هر وزنی که کم کرده باشیم دوباره  برمیگرده .

      و اضافه وزن خیلی ارام ارام به ما اضافه میشه ، طوری که اصلا متوجه نمیشیم!.

      نوسان احساسی هم باعث تشدید بیشتر چاقی در ما میشه چون که به خودمون بی اعتماد میشیم، هرچه ما بیشتر به ترازو و یا یک روشی  وابسته بشیم و بر اساس اعداد و ارقام بخوایم خوشحال و یا ناراحت بشیم ، در واقع اعتمادمون به خودمون کمتر میشه و تحت فشار بیشتری قرار میگیریم . به همین دلیل هم بالا رفتن وزن برای فردی که لاغری رو بلد نیست به مراتب راحت تره تا پایین اومدن وزن و برعکس کسایی هم که تلاش میکنن چاق بشن و یزره که چاق میشن،صبح که پا میشن میبینن دوباره همونن و هرچی اضافه کردن نیست .

      بنابراین به دفعاتی که اعصاب ما خورد بشه از دیدن وزن بالاترمون رو ترازو ، داریم بیشتر چاق شدن رو تشدید میکنیم ،چون  داریم به ذهنمون فرمان و دستور میدیم که من علاقه دارم به چاق شدن !

      شاید ما خودمون همچین چیزی نخوایم و خوشمون نیاد ازش، ولی برای ذهن ما واکنش و فکر ما مهم نیست ، احساس ما مهمه . 

      و وقتی احساس ما بد میشه به معنای اینه که ما داریم به اضافه تر شدن وزن واکنش نشون میدیم و  ما به هرچی واکنش نشون بدیم ، تصور ذهن اینه که ما از اون وضعیت خوشمون میاد و اونو بیشتر میکنه .

      برای لاغر شدن، نمیشه به تنهایی اقدام کرد، نیاز به آموزش داریم .

      چون ما چاقی رو یادگرفته بودیم ، از خانواده ، جامعه و…و خیلی عوامل زیادی بوده که رو چاقی ما تاثیر داشته .و خود ما هم پیگیرش بودیم .

      ناخواسته خودمون پیگیر یادگیری چاق تر شدن بودیم .

       و الان تو هر وضعیتی که هستیم نتیجه  سعی و تلاش و تکرار اموزش های خودمونه.

      چون وقتی ما مدتی رژیم میگیریم و لاغر میشیم ، داریم یاد میگیرم که لاغر بشیم ولی چون به روش اشتباهی هست و ما نیومدیم که خودمون رو اموزش بدیم بلکه خودمون رو محدود کنیم که لاغر بشیم ،نتیجه نمیده و ما هر چقدر که با رژیم خودمون رو لاغر کنیم ، مجددا وزنمون برمیگرذه.

      درواقع ترموستات ذهنی ما روی چاقی و وزن قبلی ما تنظیم شده .ترموستات فرمول های ذهنی هست که مارو به سمت چاق تر شدن هدایت میکنه .رفتار ما ، عملکرد ما و…

      مثلا اگه ترموستات ابگرمکنی روی 60 درجه تنظیم شده باشه ، هر چقد دمای اب پایین بیاد ، دوباره ترموستات فعال میشه و اب رو به دمای 60 درجه میرسونه ذهن افراد چاق هم دقیقا همینطوره ، هرچقدر که ما از روش های رژیمی  … وزن خودمون و پایین بیاریم ، دوباره ترموستات ما فعال شده و مارو دوباره به وزن قبل خودمون برمیگردونه . چون که ما در روش های دیگه رژیم و.. ورودی مون رو کنترل میکردیم در صورتی که ترموستات ذهنی ما روی چاقی تنظیم شده بود و ما که نمیتونیم تا اخر عمر ورودی مون رو کنترل کنیم ، خسته میشیم و به روند عادی زندگی خودمون برمیگردیم ، ارام ارام طوری که خودمون هم متوجه نشدیم .

      پس وقتی که مثلا ترموستات ذهنی ما روی 60 کیلو تنظیم شده باشه ، ما هرچقدر که خودمون رو پایین بیاریم ، دوباره ترموستات فعال میشه و یواش یواش ذهن ما ، مارو وادار میکنه رفتار قبلی خودمون رو تکرار کنیم تا وزنمون به چیزی که بوده برسه ! دقیقا همین اتفاقی که بعد از اخرین رژیمی که گرفته بودم برام افتاد . پس ترموستات ذهنی من روی 66 کیلو تنظیم شده بود !

      بنابراین باید لاغر شدن رو یاد گرفت ، با تصمیم گرفتن ، نمیشه لاغر شد ، چون که ما تصمیم نگرفته بودیم که چاق بشیم .

      کسانی هم که از لاغری زیاد ، رنج میبردن و میخواستند که چاق بشن و کارهای زیادی هم برای چاق شدن انجام دادن ، وقتی که چاق شدن دیگه نتونستن جلوی چاقی خودشون رو بگیرن و بدن انها در روند چاق شدن قرار گرفت ، چون اونها به اجبار به ذهنشون  اموزش میدادن که از فلان طریق وزنشون بالابره و یکی از خصوصیات ذهن هم اینه که هر چیزی رو که یاد بگیره ، دایما تکرارش میکنه و براش مهم نیست که شخص برای 5 کیلو اضافه وزن داره تلاش میکنه.  برای ذهن 5 کیلو با 50 کیلو فرق نمیکنه ، چون  رفتاری که برای اضافه کردن 5 کیلو انجام میدیم همینطوری تکرار بشه ، مارو تا 50 کیلو هم میرسونه!

      ذهن در هرجنبه از زندگی ، دنبال بیشتر کردنه ! حتی وزن 

      وقتی ذهن آموزش چاقی دیده باشه ، هرروز بدنبال اضافه تر کردن ، وزنمونه !و همین ذهن هم وقتی آموزش لاغر شدن ببینه ، هر روز بدنبال لاغر ترشدن ماست ، تاجاییی که خودمون تعیین کنیم و ترموستات ذهنیمونه رو روی وزنی که میخوایم قرار بدیم .

      وقتی روند تغییر شروع بشه تاهرجایی میتونه ادامه داشته باشه .!

      پس باید یادگرفت . موضوع ذهنه ، جسم ما نیست!

      وقتی ذهن آموزش دیده بشه ، دیگه تصمیمی وجود نداره .

      وقتی موضوع ذهنی باشه ، تصمیمی نیاز نیست . مثل رانندگی 

      ی زمانی ما تصمیم گرفتیم بریم رانندگی رو یادبگیریم و کلاس ثبت نام کردیم ، اموزش دیدیم ، سعی و تلاش کردیم ، رانندگی رو یادگرفتیم . بعد با تمرین و تکرار کردن اصول اون، رانندگی رو یاد گرفتیم .

      چون تکرار کردن به ناخوداگاه ما سپرده میشه ودر ما تبدیل به عادت  میشه . و بعد از مدتی دیگه اختیاج نداریم که فکر کنیم کجا بوق بزنیم ، راهنما بزنیم و…

      در چاق شدن هم اینطوریه ، خیلی وقت ها ما میدونیم که نباید بخوریم  و سیر هستیم ولی وقتی یچیزی و میبینم ، کیکی ؛ اجیلی و.. ذهن ما که دستور بده ، دستمون رفته و ما میدونیم که سیر هستیم و نباید بخوریم ولی میخوریم و بعد از اینکه هم خوردیم ، پشیمون میشیم !

      این عدم هماهنگی بین ذهن و جسمه که باعث چاقی میشه ، چون ما از لحاظ جسمی نیاز به مصرف غذا نداریم ،  سیر هستیم ولی ذهنمون در تعادل با جسممون نیست و دستور  خوردن میده ، 

      در روش لاغری با ذهن، ذهن جهت هماهنگ شدن با جسم آموزش داده میشود و ما ذهنمون رو کنترل میکنیم .و اون کنترل به معنای رژیم و اندازه  گیری در خوردن و.. نیست .

      چون تا الان خواستع ذهن ما چاق تر شدن بوده ، حالا ما هرچی بگیم که چاقی رو نمیخواستیم ، گفته ما هیچ نغییری در روند ذهن ما ایجاد نمیکنه ، چون آموزشی که به ذهنمون د دادیم و یادش گرفتیم ، چاق شدن بوده.

      عبارت تاکیدی زمانی تاثیر گذاره که اصل رو بلد باشیم و با اینها یاداوری بشه بهمون .وگرنه که ما با عبارت تاکیدی چاق نشدیم که بخوایم با عبارات تاکیدی هم لاغر بشیم.!

      اگه اصل رو بلد نباشیم ، نمیتونیم با تلنگر زدن به خودمون یادش بگیریم ، هیچ علمی با تلنگر زدن اموزش داده نمیشود 

      چون لاغری هم نوعی علمه !

      و ما با اموزش دیدن لاغری ، رفتارهامون تغیییر میکنه .

       ولی این اموزش کسل کننده نیست و مشتاق کنندست تفاوتی که با همه آموزش های دیگه داره .

      وقتی عدد ذهنمون رو تعیین کنیم ، هدایت میشیم به اون وزن و این رو باید بهش آموزش بدیم ، چون به گفتن نیست. 

      باید ذهن بپذیره که ما چه عددی وزنی رو دوست داریم ، چه اندامیو دوست داریم و… و مارو به اون برسونه . 

      خیلی دوست دارم ، خییییلللیییییییی دوست دارم که به  اون فایله تنظیم ترموستات ذهنی برسم و انجامش بدم .

      برای لاغرشدن بهتره که دست از تلاش بیهوده برداریم .چون که روش های دیگه خیلی سخت و رنج اور بود و غممون میگرفت که دوباره فردا هم باید اونکارارو تکرار کنیم.

      هیچ کدوم ما برای چاق شدن رنچ نکشیدیم ، و بالعکس لذت هم بردیم ، خودمون هم نمیدونستیم ،و هرروز  یکسری کارهای تکراری و انجام میدادیم که نتیجش هم چاقی بود 

      بنابراین ، لاغرشدن هم باید مثل چاقی ما ، لذت بخش باشه و نباید برای برای لاغر شدن ، رنچ بکشیم .

      در روش های قبل ، درگیری داشتیم و همش اذیت میشدیم . ولی وقتی لاغری رو یاد بگیریم ، شرایط تغییر میکنه.

      ذهن ما خودش چیزی نداره ، باید اطلاعات لاغری رو بهش بدیم تا نتیجه رو به ما بده . دقیقا مثل یک کامپیوتر 

      پس تلاش بیهوده کافیه ، باید آموزش ببینیم .

      دیگه تجربه را تجربه کردن خطاست . 

      مهم ترین عاملی که میتونه روزهای ما رو خوب یا بد کنه ، خودمون هستیم . خودمونیم که شرایط پیرامون رو به سوی خودمون جذب میکنیم و یک روز خوب رو برای خودمون میسازیم ، پس نگاهمون رو از  روی شرایط پیرامونمون برداریم و به خودمون نگاه کنیم که این خخودمون هستیم که پیرامونمون رو میسازیم . 

      ما در درون دنیا نیستیم ، دنیا در درون ماست .

      در البوم شگفتی سازان میبنمتون. 

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/25 17:25
      مدت عضویت: 142 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! چرا همه چاقها دوست دارند لاغر شوند؟ چون واقعیت وجودی ما لاغری است و بدن بخاطر ناهماهنگی بین چیزی که باید باشد و چیزی که الان هست، از وضعیت موجود ناراضی است و آرزوی لاغری در ذهن همه افراد چاق شکل می‌گیرد. ما در ابتدا بدون هیچ تلاش فیزیکی تصویر چاقی را به ذهن منتقل کرده ایم و بعد جسم خودش را با آن تصاویر منطبق کرده است! بنابراین اشتباه است که فکر کنیم لاغر نمی‌شویم یا بدن دربرابر لاغری مقاومت می کند، برعکس بدن می‌خواهد به حالت طبیعی خودش برگردد. بنابراین باید این را برای ذهنتان منطقی کنید که جسم بیشتر از من لاغری را دوست دارد و لاغری حق طبیعی من است و در این صورت آرزوی لاغری با افکار و هدف شما موازی و همسو می‌شود و اگر تاکنون لاغر نشده اید به این دلیل است که بین خواسته شما و خواسته ذهنی شما تضاد برقرار بوده است. دلیل دیگر برای اینکه هرچقدر تلاش کردیم ولی لاغر نشدیم، استفاده نکردن از روش درست برای لاغر شدن است. هر روشی که بخواهد با تغییر دادن عوامل بیرونی به لاغری برسد، نتیجه نمی دهد. بنابراین لاغری با ذهن که عوامل درونی را با جایگزین کردن فرمول های چاقی به فرمول های لاغر کننده، تغییر می‌دهد، تنها راه صحیح برای لاغری است. درواقع این فرمول ها همیشه در ذهن شما وجود داشته ولی به دلیل یادگیری فرمول های چاقی از آنها استفاده نکرده اید! سبک زندگی عادی همه افراد مشکل دارد بنابراین باید روال عادی زندگی ما تغییر کند. وقتی با هر روشی یک مقدار از وزنمان کم میشود به این دلیل است که در طی مدت استفاده از آن روش بر خلاف سبک عادی زندگیمان عمل کرده ایم. در حال حاضر ذهن ما در مسیر چاقی هست و ما به تنهایی نمی‌توانیم تصمیم بگیریم و لاغر شویم مگر اینکه لاغر شدن را به ذهنمان آموزش بدهیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/22 14:37
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم

      این فایل چقدر آموزنده و دلگرم کننده بود

      اینکه پیش فرض ما متناسب بودن است و چاقی یک امر غیر طبیعی است

      من بعد از مدتها که تلاش برای لاغر شدن میکردم و دوباره به وزن قبلی برمیگشتم اینرا به خودم قبولانده بودم که سرنوشت من این است که تا آخر عمرم چاق باشم و هر روز حسرت اندام متناسبی که تا سن ۲۲ سالگی داشتم را بخورم

      اما با ورود به سرزمین لاغرها و آموزشهایی که دیدم بینهایت امیدوار و خوشحال شدم که سرنوشت من ماندن در چاقی نیست و با یاد گرفتن هنر لاغری به اندام متناسب قبلی ام بر میگردم 

      آنموقع است که تنها اندام متناسب نیست که بدست می آورم بلکه خیلی چیزهای دیگر را هم تجربه میکنم

      اعتماد به نفسم را بدست میاورم و در خیلی زمینه های دیگر زندگی ام تغییر ایجاد میشود 

      وقتیکه به این امر موفق شدم خواسته های دیگرم را هم به سادگی میتوانم بدست بیاورم 

      چون خواست خدا برای ما با لذت زندگی کردن و آرامش داشتن و رسیدن به خواسته هایمان است 

      ما همه اینها را با یادگیری آموزشهای ارزنده این دوره و عمل کردن به آنها تجربه خواهیم کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/12 15:59
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 358 کلمه

      سلام

      از وقتی خودمو چاقتر از همسن هام دیدم آرزوی لاغری در من شکل گرفت از همون کلاس 4،5 که یکی دو کیلو وزنم بیشتر از دوستام بود و این دو کیلو خودشو نشون میداد دوست داشتم منم لاغر بشم، این شد که آرزوی لاغری بدون اینکه متوجه باشم درمن شکل گرفت، هرسال که چاقتر شدم این آرزو بیشتر و به حسرت تبدیل شد، من همیشه و هر لحظه آرزوی لاغری داشتم و حتی همین الانشم دارم، ولی نمیدونم چرا منی که انقد لاغری رو دوست دارم و بارها با رژیم های سخت و ورزش خودمو به تناسب رسوندم و تو مسیر ذهنی هم چندین کیلو و سایز کم کردم اون تعهد در روشهای قبلی رو در این روش به کار نبردم و مسیرم همچنان بالا پایین میشه، نمیدونم چرا تو این مسیر به این راحتی اون تعهدم رو به کار نبردم، انگار جسمم از دستم خسته شده و ذهنمم هرچی میخواست فرمانروایی کرد و من از این همه چاق و لاغری و تعهد و شکوندنش خسته شدم، ولی هیچ وقت نشده یک روز حتی به فایلهام گوش ندم، یه پیغامی رو از فطرت درونم میشنوم که میگه بیا، انقد ادامه بده تا همونی بشی که میخوای ذهنت همون دستوری رو بده که میخوای، ذاتت میخواد، ادامه بده تا ذهنت هماهنگ شه با روحت و جسم زیبات نمایش این هماهنگی باشه، من کم نمیارم، ادامه میدم، میدونم خود استادم بارها شده تو این مسیر جوری مقابل غذا رفتار کنه از خودش راضی نباشه با اینکه سالهاست تدریس میکنن، پس ذهنی که سالها بهش یه مدل خوراک دادیم الان به راحتی بهمون پسش نمیده، اون پرخوری رو بهمون به این راحتی ها پس نمیده، میگه مگه تو نبودی از همین مدل خوردن لذت میبردی خب دیگه منم دارم به لذت میرسونمت،راستم میگه، خودم کردم دیگه، ولی انقدر ادامه میدم تا ذهنم بگه اه پرخوری دیگه چی بود یه عمر بهم عادتش دادی نخواستم، میخوام بگم من ادامه میدم تا لذت اون اندام دلخواهم و بچشم، اینجا میگم که دیگه حرفی برا گفتن نمونه، بازم تعهد میدم بهترین رفتار خودم و مقابل غذا ارایه بدم و هر روز بهتر از دیروز باشم، قول میدم هم به خودم همه به همه شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/06/12 07:43
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      سلام . صبح زیبای تمام همسیریای متناسبم بخیر.     نکات مهم گام یازدهم:تنها دلیل چاقی عدم هماهنگی بین ذهن وجسم هست، ،،   چرا دوست داریم لاغر بشیم ؟چون جسم ما حالت طبیعیش لاغری وتناسب اندام هست.   چرا فردی که لاغره هرچه تلاش فیزیکی میکنه چاق بشه اما نمیشه؟چون چاقی حالت طبیعی بدن نیست.    چرا باورزش ورژیم و… تونستیم مقداری از وزنمونو کاهش بدیم؟چون جسم ما حالت طبیعیش لاغری ودفع چربی ومواد زائد هست.   خب چرا با وجود کاهش وزن به کمک رژیم و ورزش و…بعد رها کردنشون وزنمون دوباره برگشته؟   چون ترموستات یا همون عدد ذهنی ما روی چاقی قرار داره .  چکاری کنیم که ترموستات ذهنی رو وزن ایده المون قرار بگیره ؟خب با همین آموزش های ذهنی اولا ذهن تغییر میکنه به سمت کاهش وزن طبیعیش وقرار گرفتن روترموستات اصلیش، .و ذهن هم جهت باجسم میشه واون وقته کاهش وزنمون شروع میشه ودائمی میشه.و اما لاغرشدن آسونترین کار دنیاس اگه ذهنمونو به طریقی استاد میگن برای لاغری ولاغرشدن آموزش بدیم، خدایاشکرت بابت دریافت های امروزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/10 18:42
      مدت عضویت: 673 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,112 کلمه

      گام یازدهم : سلام به همگی آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید . آرزوی لاغری مهمترین آرزوی من هست و احساسی که در زمان این تمرینات و گوش دادن به فایل ها دارم اینه که این تنها و تنها کاری هست که صد در صد اون برای خودم هست و برای همین متوجه شدم که چرا چند روز از این سایت فاصله میگیرم دچار سر درگمی و حال بد میشم ابتدا فکر میکردم که من وابسته شدم و این خیلی بده و تا کی باید اینجوری باشه حالا میفهمم که وابستگی نیست بلکه حس خوبیه که برای خودم دارم قدمی بر میدارم و اگر نکنم انگار برای خودم کم گذاشتم و حس بیهودگی و بی هدفی میکنم . در ضمن در این سال‌های زندگیم اینقدر فاصله گرفتن از مسیر تناسب اندام برای من تاثیر منفی داشته که رسیدن به هر آرزویی برای من لذت بخش نیست و نبوده و جالبه که الان هم فکر میکنم که هر ارزویی که توسط خانوادم بر آورده شد با شرط لاغری برای من بوده از خرید ماشین تا خواسته های عادی مثل خونه خاله و مادر بزرگ و بیرون رفتن که ابتدا لاغر میشدم تا به خواستم میرسیدم یا دوباره چاق میشدم و رها میشد و دیگه این اواخر همون هم در خودم نمیدیدم انجام بدم در نتیجه از رفتن یا خرید منصرف میشم و کم کم در من حس بی لیاقتی به همه چی تقویت شد و خودم هم خودم رو لایق نمیدونستم و زمانیکه دیت خودم هم بود خودم رو محروم میکردم و در نتیجه همیشه توجه من به چاقی بوده . چاقی برای من لذت رسیدن به هر ارزویی رو از بین برده و به همین دلیل به شدت دوست داشتم و دارم که لاغر بشم . رسیدن به لاغری برام‌ از هر ارزویی با ارزش تر هست چون اولا رهایی از رنج چاقی و سرزنش و نگاه دیگران و از طرفی اینکه برای خودم همچین کار بزرگی انجام میدم و از طرفی به بزرگترین ترس و فکر زندگیم غلبه میکنم . ۱. داشتن آرزوی لاغری :همه افراد چاق ارزوی لاغری دارند به این علت که واقعیت وجود ما لاغری هست ( حالت پیش فرض بدن ما تناسب اندام و سلامتی میباشد ) . الان که میبینید ما چاق شده ایم ما برای چاق شدن تلاش فیزیکی نکردیم بلکه از طریق وارد شدن آگاهی های چاق کننده به مغز و از طریق کانال های ارتباطی تصاویر چاقی در ذهن ما ایجاد شده و سپس جسم‌ ما برای منطبق شدن و هماهنگ شدن با تصاویر ذهنی به سمت چاقی تغییر وضعیت داده است . در نتیجه چاقی حالت غیر طبیعی بدن هست. و برای همین زمانیکه از تلاش برای برطرف کردن این نتیجه غیر طبیعی فاصله میگیریم سر در گم میشویم و هیچگاه نتونستیم دست بکشیم چون مهمترین و اولویت ذهن ما هست چون در رابطه با جسم ما و خود ما هست خب معلومه این مشکل برطرف نشه که مربوط به سلامتی و حیات ما هست طبیعیه تلاش برای بقیه مسائل بی معناست چون خود ما هم وجود نداریم در اصل . در صورتیکه افراد چاق تصور میکنن که توانایی لاغر شدن ندارند و بدتر از آن فکر میکنند بدن اونها نسبت به لاغر شدن مقاومت میکند . همین فکر اشتباه میتونه به راحتی مانع لاغر شدن ما شود . در صورتیکه بر عکس چون لاغری حالت پیش فرض و طبیعی بدن ما هست اتفاقا جسم‌ ما به شدت علاقه مند هست که به وضعیت متناسب برگردد . در نتیجه حق طبیعی من هست که لاغر شوم و جسم من از من بیشتر دوست داره که لاغر شود و آرزوی سلامتی و طبیعی بودن دارد . به این صورت جسم و ذهن باهم هماهنگ میشه تا به امروز فکر میکردیم جسم ما توان لاغری نداره یا تا وزن خاصی توان داره و بعدش براش سخت میشه و یا میزان لاغری براش حد و مرزی داره و یا مقاومت میکنه و … ولی خواسته ما لاغری هست ولی این دو در جهت های مخالف هم هستند و در نتیجه هر چی تلاش میکردیم لاغر نمیشدیم . ولی الان با این آگاهی ها روند تناسب ما روان تر میشه . ۲. محقق نشدن آرزو ( لاغر نشدن ) دلیل اینکه تلاش کردیم و لاغر نشدیم فقط و فقط و فقط این هست که از روش صحیح برای تحقق آرزوی خودمون استفاده نکردیم . همانطور که میدانید ما هیچگاه برای چاقی برنامه ریزی نکردیم در نتیجه استفاده از هر روشی تا به امروز برای لاری برای ما به صورت برنامه ریزی بوده مثلا تصمیم بگیریم لاغر شویم از طریق ورزش ، رژیم غذایی ، قرص ها و …. و اینها همه برنامه هایی هست که دیگران به ما میدهند و جواب نخواهد داد . در روش لاغری با ذهن فقط فورمول های صحیح و لاغر کننده به شما یادآوری میشود ، فورمول هایی که از قبل در ذهن ما وجود داشته و دارد و به علت یادگیری چاقی از اونها استفاده نشده سالهاست . در روش لاغری با ذهن به ما یاد می‌دهد که ما چه فورمول هایی داریم و چگونه شروع به استفاده از اونها بکنیم . تمام مراحل روش لاغری با ذهن درونی و ریشه در وجود خودمان دارد . در این روش هیچ روشی به ما تحمیل نمیشود . در این روش ساختار افکار و رفتاری قدرتمند کننده که جسمی سرشار از شادی ، سلامتی و تناسب اندام را برای ما به ارمغان میاره . لاغری با ذهن سرمایه گذاری روی ساختن فورمول های لاغری کننده و تغییر عادت هاست . جسم ما با ارزش ترین سرمایه ما در زندگی هست که باید مراقبت از آن را یاد بگیریم . این برای ما باید مهمترین دلیل و انگیزه باشه تا بخواهیم به زندگی سراسر آرامش و تندرستی برسیم. باید با تصمیم قاطع و اشتیاق فراوان برای بزرگترین آرزو و خواسته ی زندگیمون شروع به سرمایه گذاری روی ذهن خود برای لاغری بکنیم . این سرمایه گذاری سبب ساخته شدن ایمان و اراده در وجودمون میشود که تا هر بهانه ای که مانع لاغر شدنت میشود را کنار بگذاری و از توانایی فوق العاده ای که خدا در وجودت گذاشته استفاده کنی و جسم خود را آنگونه که دوست داری خلق کنی. آن وقت نتایجی که خلق میکنی در عرض کمتر از یکسال همه ناکامی های گذشته ات را جبران میکند . این افراد لاغر که آرزو داریم جای آنها باشیم به دلیل افکار و رفتار غذایی صحیحی است که در ذهن این افراد وجود دارد و تفاوت ما با اونها فقط در فورمول های ذهنی ماست . مشابه مجموعه فورمول هایی که در ذهن افراد متناسب وجود دارد در ذهن افراد چاق هم هست فقط باید آنها رو پیدا کرده و از اونها استفاده کنیم در این صورت چه بخواهید چه نخواهید لاغر میشوید . دوره های لاغری با ذهن فرصت مناسبی هست تا ذهن خود را برای لاغر شدن و از آن‌ مهمتر لاغر ماندن تربیت کنیم تا تحولی عظیم در وضعیت جسم و روح و کل زندگی خودمون ایجاد کنیم . من همیشه با خودم فکر میکردم چه حیف که از خانوادم و جامعه و اطرافیانم چاقی رو یاد گرفتم و الان به جای آموزش های دیگه مجبورم روی این داستان زمان بگذارم ولی حالا متوجه شدم این مثال مثل این میمونه که همیشه میگیم ما چه خوبه کسی زبان مادرزادی اون انگلیسی هست و راحت همه جا میتونه بخونه و حرف بزنه و ما باید کلی فکر کنیم و وقت بگذاریم ولی بعد که باهاشون صحبت کردم دیدم ما میتونیم زبان یاد بگیریم ولی ما افرادی که مهاجرت کردیم به جرات افرادی توانمند تر و با اعتناد به نفس تر و از اون مهمتر قدر دان تر هستیم چون میدونیم این امکانات نباشه یعنی چی و از طرفی برای زندگیمون تلاش کردیم و حس خیلی خوبی داریم و درسته دیرتر به مسائل دیگه رسیدیم ولی شادترین لاغری هم همینه دقیقا و تفاوت ما با افراد لاغر که بینشی پیدا می‌کنیم که خیلی متفاوته و از این به بعد خوب زندگی میکنیم و خودمون زندگیمون رو خلق میکنیم و خداروشکر جزو اون دسته نیستیم که تا اخر عمر حسرت بکشیم و نتونیم لاغر شویم . من تصمیم گرفتم جزو اون دسته از آدمهایی باشم که اگر شرایط خودمون رو دوست نداریم تغییر بدهیم و شجاعت داشته باشم . با این روش هر سال برامون بهتر از بهتر میشه و جبران همه سالهای قبل میشه برامون . با توجه به اینکه هر زمان لاغر شدیم و یا از نظر کاری و فکری به شرایط عادی خودمون برگشتیم هر روز و روز به روز چاق تر شدیم حتی من دیدم اگه بخواهم آزاد و نرمال مثل همه زندگی کنم برای من حتما همراه با چاقی خواهد بود تازه قبل از آشنایی با این دوره که زندگی عادی خیلی ساده یعنی وزن نکنم و اینکه شام و ناهار بخورم و عادی به مغازه برم و چیزی که دوست دارم بخرم و هر زمان دوست داشته باشم آزاد باشم و بیرون برم و مهمونی یا دیدن کسی یا دوست یا رستوران با سفر که حتماااا حدالاقل روزی ۲ کیلو چاق میشدم حالا کمی ترسم کمتر شده و آزادانه تر زندگی میکنم ولی متوجه شدم که ایراد صد در صد در زندگی عادی من و تفکر من هست . زندگی عادی من هست که منجر به چاقی و در نهایت منجر به سر درگمی من میشه. تا به زندگی عادی که همه دارند بر میگردم همه چی خراب میشه . در نتیجه رفتار عادی من هست که باید عوض بشه و تا لاغر بشم و از اون مهمتر لاغر بمونم نه فقط دوره ای خاص تغییر کنم و در نهایت دوباره همه چی بیشتر از قبل برگرده . اضافه وزن خیلی رام اضافه میشه و نمیدونم چجوری حتی اینهمه اضافه شد.اگر در این سیر به این چاق شدن و لاغر شدن توجه کنی خیلی آثار بدی داره و دجار نوسان اعتماد به نفس میشیم و اعتمادمون به خودمون کمتر میشه و بیشتر تحت فشار قرار می‌گیریم. هر زمان عدد وزنی بالاتری رو مشاهده میکنیم با توجه یه چاقی داریم میگیم که چاقی رو دوست داریم و چون فقط چاقی رو بلد هستیم خیلی عادی چاق میشویم . ما هر روز و به مدت ۳۴ سال هر ثانیه چاقی رو زندگی کردیم و برای همین برای لاغری نمیتونی به تنهایی اقدام کنی حتما نیاز به آموزش داری ، ذهن یه فرد چاق مثل ترموستات آبگرمکن هست و تا دما پایین میاد ولی چون روی دمای بالا تنظیم شده سریعا دما رو بالا میاره و بدن ما هم تا وزن کم میکنه چون روی عدد بالاتر تنظیم شده در نتیجه به سمت چاقی بدن رو هدایت میکنه . برای همین هست که محدودیت جواب نمیده و تا اینکه محدودیت برداشته بشه دوباره چاقی صورت میگیره . این همون علت هست که آدم ها به اشتباه اسمش رو ژن چاقی میزارند و خارج از توان ما میدونند که هر چی لاغر بکنیم باز چاق خواهیم شد در صورتیکه قضیه چیز دیگه ای هست و سالها با وزن کردن زیاد و هی چاقی رو دیدن این ترموستات رو روی عدد بالاتری تنظیم کردیم . ما برای چاقی تصمیم نگرفتیم و با تکرار به ذهن آموزش میدی و زمانیکه یاد بگیره دائما تکرار میکنه و در نهایت در جسم ظاهر میشه . زمانیکه به ذهنت آموزش بدی دیگه لازم به تصمیم نداری زمانیکه آموزش تکرار بشه در ناخودآگاه ما شکل میگیره و به فرمول ذهنی ما تبدیل میشه و به بدن و واکنش ما تبدیل میشه. مثلا تو سیر هستی ولی به جسمت دستور خوردن میده ذهنت خب این عدم هماهنگی بین جسم و ذهن هست از لحاظ جسمی سیر هستی و نیاز به غذا نداری ولی ذهن تو نیاز به خوردن داره .در این دوره ذهن و جسم هماهنگ میشه ذهن رو کنترل میکنیم که با جسم همسو بشه به ذهن آموزش میدیم که پیغام سیری چیه و پیغام گرسنگی چی هست و یاد میگیریم که ذهن رو در تعامل با جسم قرار بدهیم و هماهنگ کنیم . زمانیکه به ذهن آموزش میدهیم اصل رو بلدیم همونطور که چاقی رو یاد گرفتیم . در این آموزش هر روز اشتیاق تو بیشتر میشه و آگاهی جدید کسب میکنی و از همون روزهای اول تغییر در رفتار و افکار حس میکنیم . با علاقه آموزش هایت رو دنبال میکنی . ذهن ما در همه شرایط به سمت بیشتر کردن و گسترش دادن هست همانطور که خواسته هامون گسترش پیدا میکنه و همینطور که در زمینه چاقی هر روز با اشتیاق به سمت چاقی بیشتر پیش رفتیم . و این مسیر حد و مرزی نداره . و همین حالت در مسیر لاغری هست تا زمانیکه خودت حد و مرز تعیین کنی . باید به جسمت آموزش بدی که چه جسمی رو دوست داری چه عدد وزنی رو دوست داری و جسم هدایت میشه .همیشه سختی کشیدیم در روش های قبلی ولی نتیجه ماندگار نیست در روش لاغری با ذهن سختی حذف شده و با لذت لاغر میشویم و مثل چاقی که با لذت چاق شدیم در این روش هم به همین صورت هست . و درگیری ذهنی وجود نداره . و یواش یواش به ذهنت یاد میدی که چرا دوست داری لاغر بشی و چرا باید لاغر بشی .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/06/10 21:16
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        اگه در نوشتن دیدگاه از اینتر کردن برای ایجاد پاراگراف بندی استفاده کنید خوندن نوشته شما خیلی ساده تر و جذاب تر می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/09 10:50
      مدت عضویت: 108 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام به استاد عزیزم 

      گام ۱۱

      من خیلی خوشحالم و خودمو تحسین میکنم که تو این مسیر گام برداشتم 

      وهر روز یه گام میرم جلوتر 

      من با این فایل متوجه شدم واقعا زندگی عادی من مشکل داره چون تو دوره رژیم همه چیز خوبه 

      از امروز تعهد دادم به ترازو وابسته نباشم ،احساس خوب کنم ،با لذت و ارامش باشم 

      من دوست دارم به این هماهنگی ذهن و جسم در این دوره  برسم 

      همچنان مشتاق گام بعدی هستم 

      پیش به سوی لاغر شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/02 16:17
      مدت عضویت: 647 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,080 کلمه

      به نام خدا

      با سلام به دوستان همراه و متناسب و استاد عزيز و بزرگوار 

      گام يازدهم :(در حضور استاد عزيز )

      ارزوي لاغري خود رو به واقعيت تبديل كنيد 

      من از زماني كه خودم رو شناختم و متوجه شدم كه جه بلاي سرم اومده و به كجا رسيدم ديكه از اون موقع تا حالا  با خودم در جنك هستم از خودم متنفرم اعتماد به نفس ندارم دوست ندارم برم خريد دوست ندارم لباس هاي تنك بپوشم 

      دوست ندارم در جمع ها حاضر بشم 

      نمي تونستم تو جمع ها صحبت كنم 

      در كل يك ادم روحيه خراب با احساس بد و داغون داشتم زندكي  ميكردم 

      بارها شده تصميم گرفتم كه از سال جديد ميخام شروع كنم  ديكه سال جديد با اندام جديد اين دفعه ديكه نه نميزنم زير قولم 

      اين دفعه ديكه خودشه ميخام به اون جيز (لاغر شدن)دست پيدا كنم و شايد براي بار هزارم بود كه اين تصميم ها ميگرفتم ولي اين تصميم ها شايد به دو ماه نميكشيد رها ميكردم و يك روز و دو روز  بعد از رهايش از يه لقمه و دو لقمه و كم و كم شروع كردم تا دوبرابر قبل غذا خوردنم ادامه داشت و ديكه بعد از رزيم با خيال راحت غذا ميخوردم و بعد از خوردنم هم كه ميدونين چي ميگم اون حس. بد و عذاب وجدانه😔

       هميشه به خودم ميكفتم خدايا اين ارزوي منو بر آورده كن يعني خدايش خيلي خيلي خيلي دوست داشتم لاغر بشم 

      من عاشق لاغري بودم يعني بهش نياز داشتم چون نيازش داشتم هيج وقت بهش نرسيدم 

      محتاج به لاغري بودم اما لاغري از من فرار ميكرد 

      هميشه ادم هاي مي ديدم كه بخاطر مريضيشون خيلي لاغر شدند 

      يعني تو دلم ميخاستم منم مريض بشم و نتونم جيزي بخورم كه وزن زيادي كم كنم يعني تا اين حد لاغري رو دوست داشتم 

      حاضر بودم بميرم و همه ميدونن ميكن  واي مريم تو خودت و كشتي واسه لاغري ولي لاغر نميشي 

       يا دوست داشتم مثل افراد معتاد باشم كه مواد مصرف ميكنن جون همه ي اونايي كه معتاد هستند ديدم روز به روز  لاغرتر ميشن خيلي وزن كم ميكنن بعضي مواقع با خودم ميكفتم كاش ميشد منم مواد مصرف كنم كه اين همه وزن كم كنم هميشه دنبال راه و چاره ي لاغري مي گشتم .يه خواهري دارم خيلي متناسب بود خيلي 

      بهش ميكفتم خواهر، خوش به حالت خيلي متناسبي كاش من مثل تو بودم 

      ميكفت واي مريم جي ميكي من دلم ميخاد مثل تو باشم دوست دارم بازوهام بزرك باشه بهش ميكفتم اشتباه نكن تو خيلي اندام خوبي داري 

      هميشه سعي ميكرد كه جند كيلو اضافه كنه 

      تا اينكه يه نفر پيشنهاد بهش داد اينقدر دوست داري جاق شي اين قرص اشتها رو بخور تا وزن زياد كني 

      جون باورش شده بود كه از اين طريق ميشه جاق شد 

      روز به روز اشتهاش بيشتر شد و جاق شد  و خيلي وزن زياد كرد 

      الان پشيمونه خيلي نامتناسب شده وزنش زياده شكم داره پهلو داره سنش بيشتر ميزنه خيلي ناراحته و الان دقيقا شده مثل من هر وقت مي بينمش ميكه جند روزه رزيمم من ديكه برنج نميخورم شروع كردم رزيمم رو يا من شيريني نميخورم 

      بخاطر  اين جاقيه قند هم گرفته 

      خيلي مشكلات ديكه هم داره 

      هميشه ميكه از فردا 

      الان افتاده تو مخمصه  الان ميكه ياد باد ان روزگاران كه كمر باريكي داشتم ياد باد دوران خوش زندكيم و خيلي خيلي ناراحته 

      افراد لاغر هم اكه بخوان جند كيلو اضافه كنن در معرض جاقي هستن 

      جون ذهن كه ديكه براش فرقي نداره ٣كيلو يا ٣٠كيلو 

      اون فرمول هاي ذهنيش تغيير كرده 

      براي متناسب شدن هم همين جور بايد فرمول هاي ذهنمون عوض كنيم 

      جه بكي من ميخام ١كيلو كم كنم جه ١٠براش فرقي نداره 

      اون فرمول هاي صحيح در ذهنش ايجاد ميشه 

      و اكه اون فرمول هاي صحيح درست بشن ديكه تا جايي كه جا داره ادم ميتونه وزن كم كنه و ثابت بمونه براي هميشه 

      دوستان عزيزم و استاد عزيزم من اين بار به خودم تعهد دارم نه از اون تعهدهاي كه هزاران بار به خودم دادم و براي دو ماه ميشد و رها ميكردم 

      در لاغري با ذهن من تعهدم رو رها نكردم جون تعهدي كه از طريق ذهن باشه نميشه به تعهدي كه دادي عمل نكني 

      جون در اين تعهد عشق هس حس خوب حال خوب اعتماد به نفس شادي …..تمام جيزاي خوب 

      خب جه جور  ادم ميتونه تعهدش رو بشكونه ما ادم ها به دنبال همين جور جيزا هستيم حال خوب ارامش احساس خوب و در نهايت هم وزن كم كردن 

      من جند ساله در اين دوره مهم لاغري  بودم مدتي رها كردم ولي هميشه فكرم در اين دوره ها بود ولي بازم برگشتم به اين دوره ها جون ميدونستم هيج راه و چاره اي  جز از طريق ذهن ندارم و بايد در اين مسير صحيح حركت كنم اين همان راه درست هس اين همان هدايت خداوند هس و امروز كه تاريخ ٢شهريوره هنوز در تعهدم باقي ماندم و باقي هم خواهم  ماند 

      من اين جاقي رو نميپذيرم جون حالت غير طبيعي جسم منه 

      و من ميخام اين جاقي غير طبيعي رو از بدنم بيرون كنم 

      و به حالت طبيعي خودش كه متناسب شدن هستش برش گردونم من مطمينم در اين روش ها به نتيجه ميرسم و متناسب ميشم و متناسب باقي مي مونم 

      دوستان به جز اين راه ديكه راه ديكه اي وجود نداره اين اولين و اخرين راهي هستش كه ميتونيم متناسب بشيم و متناسب بمونيم

      و كساني كه هدايت شدن و در اين راه هستند ادامه بدين و همه ان شاالله به نتيجه ميرسيم 

      رها نكنيد كه باز بر ميگرديدبه اين دوره ها 

       اين وقت ها رو ارزشمند بدونيد خداوند شما رو هدايت كرده به اين راهها رها نكنيد 

      حكايت :

      يه فردي داشت تو دريا غرق ميشد و كفت من مطمينم خدا كمكم ميكنه دو مرتبه خدا رو صدا زد 

      خداوند دو كشتي رو به سويش فرستاد كشتي اول كفت اومدم كمك ،بيا بالا 

      كفت نه و كشتي دوم هم همين جور كفت بيا بالا ميخام كمكت كنم كفت نه خدا كمكم ميكنه 

      تا اينكه غرق ميشه و ميميره وقتي ميره اون دنيا ميكه خدا جرا كمكم نكردي منو نجات ندادي 

      خداوند فرمود من اومدم به سويت ولي خودت نخواستي دو مرتبه كشتي فرستادم اما تو قبول نكردي 

      حالا  اين حكايت زندكي ماهاس 

      خدا كمكمون كرده هدايتمون كرده ازش كمك خواستيم استاد عزيز رو سز راهمون قرار داده و ما بايد خودمون به خودمون كمك كنيم تا از اين جربي ها خلاص بشيم و اكه بخاهيم اين راه اخري كه خدا جلوي رومون قرار داده رها كنيم و امروز و فردا كنيم ما هم مانند اون فرد كه در دريا بود غرق شد ما هم غرق ميشيم و ميميريم(از مريضي ) 

        و از خدا گله مند ميشيم كه جرا نجاتمون ندادي و خدا ميكه من شما رو هدايت كردم خودت نخواستي خودت باورش نداشتي 

      امروز و به فردا نيندازيد از همين امروز شروع كنيد و ادامه بديد اي كساني كه هدايت شديد 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      خدايا شكرت خدايا شكرت سپاس فراوان از استاد عزيزم 🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/28 13:28
      مدت عضویت: 138 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 340 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      استاد عزیز و دوستان گلم سلاااااام..

      چقدر خرسندم که یازده گام در جهت حالِ خوبم برداشتم‌.

      من همه نکات این فایل رو در دفترم نوشتم و فایل رو خوب گوش کردم و قطعا اگر بخوام دوباره حرف های توی فایل رو دیکته کنم و بنویسم خسته کننده میشه 

      اما میخوام به کسی که میاد و این دیدگاه رو میخونه گم یه ((دمتتتتت گرممممممم)) به خودت بگو!

      به خودت افتخار کن که تا اینجای راه اومدی 

      حرف های دیگران هست،جسمت هر روز باهات هست ولی خدا هم هست.خودت هم کنارت هستی ..

      این ادمی که تا اینجای راه اومده خیلی محکم تر از این حرفاست.

      به خودت تبریک بگو واسه خودت دست بزن که یازده گام رو طی کردی 

      یازده اصل مهم لاغری رو یاد گرفتی 

      به خودم افرین میگم که تا گشنه‌ام نشده لب به چیزی نمیزنم و وقتی گشنم شد به اندازه ای میخورم که سیر بشم 

      به خودم افرین میگم با اینکه قشنگ معلومه چاق شدم اما دارم ادامه میدم! 

      به خودم افرین میگم که هر بار خواستم پا پس بکشم گفتن از کجا میدونی ارمیتا؟ شاید همینجا که تو پا پس کشیدی شروع متناسب شدنت نبوده باشه؟؟

      به خودم احسنت میگم که دارم روی عزت نفسم کار میکنم ،چون خوشبختی و حس خوب توی اندام متناسب ترم نیست! بلکه توی همین لحظه ایه که هستم…

      میگن اگر ادم توی بی پولیش عصبانی باشه قطعا توی پولداری هم بی اعصاب خواهد بود‌‌‌

      پس اگه با همین جسمت حالت خوب نباشه با اون جسم متناسب تر هم حالت خوب نمیشه 

      اینا همه سیاه بازیه 

      برو درون خودت دنبال حال خوبت بگرد…

      توی نقطه پایان هیچ چیز نیست..

      هرچی هست و هررررچی یاد میگیره توی مسیره 

      لذت ببر از اینکه داری راهی رو میری که کمتر کسی بهش هدایت شده…

      پس فقط خواستم این دیدگاه رو بنویسم 

      تا هم خودم یادم بیاد دو ماه پیش کجا بودم و الان کجام

      و هم به تو دوست عزیزم!! یاد اوری کنم که چقدر تو نظر کرده خدایی…

       

      مطمئن باش کائنات به احساس تو پاسخ میده نه به حرف های تو..

      پس احساست رو خوب کن..

      همه چیز توی همین ثانیه هاست..

      حال خوبتو دریاب..

      استاد! دریاره فایل هم که نگم برااااتون…فوق العاده بود 

      سپاس سپاس سپاس فراواااان💜💪🏻

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/27 02:06
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      درود و خدا قوت 

      گام یازدهم : 

      ارزوی لاغر شدن  

      ارزوی لاغری یکی از مهم ترین و اولین ارزوی افراد چاق هست اینکه همه ما در الویت ارزوی لاغری داریم پس طبیعت و ماهین بدن ما لاغری است 

      من لرای چاق شدن هیچ زحمتی نکشیدم فقط از یکسری فرمول های اشتباه استفاده کردم 

      اینکه من ارزوی لاغری دارم یعنی طبیعت وجود من بر لاغری است .در مسیر لاغری باذهن متوجه میشوم که تفاوت من با افراد لاغر یا تفاوت خودالانم با فاطمه سالها قبل در اینه که هیچ ترسی از خوردن مواد غذایی نداره و این در ذهن من است 

      در مسیر لاغری من باید فرمول های درست ذهنی خودم رو پیدا کنم و از ان استفاده کنم 

      فرمول های درست لاغری رو که  در ذهنم پیدا کنم و اونهارو مثل قبل بازیابی کنم و استفاده کنم 

      چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشوم و نکته بعدی وقتی من سالهای گذشته  لاغر و متناسب بودم و الان هم در پی رویایی لافری هستم پس طبیعت بدن من لاغری است .در مسیر لاغری فرمول های لاغری ذهن رو پیدا میکنیم انهارو بکار میگیریم لاغر میشویم و لاغر میمانیم باید سبک درست زندگی رو پیدا کرد و لاغری رو اموزش ببینم 

      موفقیت اینه که من فرمول ها وافکار ذهنیم رو تعغیر بدم با تعغیر افکارم رفتار و عادتهای من تعغیر میکند و با تعغیر رفتار جسم من هم با من همراه میشود 

      گام به گام باید افکارم رو تعغیر بدم 🌺

      در مسیر لاغری احساس خیلی مهمه  ذهن ما کاری به تصمیم رفتارو تصمیم ما نداره بلکه با احساس ما همراهه

      و ما چاقی رو انتخاب نکردیم و دوست نداشتیم که چاق شویم ولی به طور اشتباه چاقی رو یاد گرفتیم اموزش دادیم و در مسیر چاقی قرار گرفتیم 

      حالا کافی  فرمو لهای درست لاغری رو اموزش ببینم و در مسیر درست لاغری قرار بگیرم  

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/05/27 00:58
      مدت عضویت: 547 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 22 کلمه

      هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

                            بازجوید روزگار وصل خویش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/05/20 10:54
      مدت عضویت: 256 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 876 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      روز ۱۱۶: روز سی و یکم تکرار ، سه شنبه ۱۴۰۰/۵/۱۹

      یکم محرم ، السلام علیک یا اباعبدالله الحسین 

      سلام بی نظیرهای خداوند

      برام هیجان انگیز بود که این فایل آموزشی نوروزی بود اونم نوروز ۹۷، و چقدر خوب بود که من هم همان سال این فایل را می شنیدم ولی باز هم خدا را شاکرم و مطمئنم شاید اون روزها آمادگی پذیرش نداشتم و یادمه که متناسب هم بودم و با رژیم تقریبا به خواسته خود رسیده بودم و صد حیف که اندام ایده آل با رژیم هیچوقت ماندگار نبود و مثل یخ هی تو دستم آب میشد و حسرت می ماند و حسرت. خلاصه اینکه خدای مهربان هرگز دیر نمی کند و قطعا به صلاح من  همین بوده که در بهار ۱۴۰۰ این فایل را بشنونم. 

      در تمام تلاشهای مکرر قبلی برای لاغر شدن تا وقتی در دوره رژیم بودم بسرعت وزن کم می کردم و البته با عوارض آن مثل آویزان شدن و شلی پوست و ریزش مو و …. ولی نتیجه کلی که میخواستم یعنی لاغری سریع به هر قیمتی را بدست می آوردم. و بالاخره دوره رژیم تمام می شد با هشدار اینکه اگر این رژیم ادامه یابد عوارض بسیار زیادی دارد و نمی توانی به آن ادامه دهی. و قسمت غم انگیز ماجرا این بود که من با اشتیاق لباس دوخته بودم و …. ولی گرم گرم با تمام رعایتها و کنترل ها و سختی کشیدنها و فشار عصبی و زنم اضافه می شد و بر لباسهای آینه حسرت من در کمد افزوده می شد. لباسی که دیگه برام کوچک بود و نمی تونستم بپوشم.

      چرا این دوره تغییر وزن یویویی که هی بالا و پایین می شد را در زندگیم بارها تجربه کرده ام؟ 

      چون من با فشار برجسم خودم به وزن ایده آل خودم می رسیدم و ایده آل جسم ما هم متناسب است و جسمم در مسیر دلخواه متناسب شدن مرا بخوبی یاری می کرد ولی ذهن پن پر از باورهای چاق کننده بود و تصویر چاقی در ذهنم جاخوش کرده بود و ترموستات ذهنم بر عددی بالا تنظیم شده بود و به محض رها کردن رژیم و محدودیت غذایی ذهن چاق مرا به سمت چاق و چاق تر شدن هدایت می کرد.

      ذهن ماطی دوران طولانی چاقی را یادگرفته و فرمولهای پیش فرض متناسب بودن خودش را بدست فراموشی سپرده است. پس باید لاغری را هم یاد بگیرم یا بهتر بگویم باید لاغری را به ذهنم یادآوری کنم تا به فرمولهای پیش فرض متناسب بودن خودش بازگردد و با ایجاد تصویر ذهنی متناسب چه بخواهم و چه نخواهم لاغر خواهم شد.

      همانطور که برای چاق شدن تصمیم نگرفتم ولی تحت آموزشهای باورهای چاق کننده قرار گرفتم و خودم ناخواسته چاق شدن را دنبال کردم و در آن استمرار داشتم، هم اکنون باید برای لاغر شدن از همان مسیر پیش بروم.

      نمی شود برای لاغر شدن تصمیم به لاغر شدن بگیرم ، بلکه باید به ذهنم لاغر شدن را آموزش بدهم باید به ذهنم یادآوری کنم که من اصالتا متناسب هستم و در دوره قبلی زندگیم به اشتباه تعادل بین جسم وذهن و روحم را بر هم زده ام و با ایجاد تصویر لاغری ذهنی تعادل جسم و ذهنم برقرار می شود.

      پس برای لاغر شدن پایدار باید تحت آموزش لاغری قرار بگیرم و بذرلاغری را در ذهنم بکارم و از آن مراقبت کنم و در مسیر لاغری استمرار داشته باشم تا به اندام متناسب پایدار دلخواه خودم برسم.

      ذهن چاق وقتی بدنم نیاز به غذا ندارد و سیر هستم در تعادل با بدن نیست و در حالیکه جسمم تمایل به خوردن ندارد ذهنم مرا وادار به خوردن می کند.

       

      پس عبارات تاکیدی و تصمیم و خواسته ما بر روند لاغر شدن ما تا وقتیکه آموزش ذهنی لاغری ندیده باشیم موثر نیست. در ضمن صرف شرکت در دوره هم کافی نیست. باید آموزشهای ارائه شده را بپذیرم و روی آن تفکر کنم و برای خودم باورهای جدید را منطقی کنم و بر آنها استمرار داشته باشم و سعی کنم آن باورها را در زندگی روزمره خود عملی کنم.

      نتیجه با اجرای عملی آموزشها در زندگی روزمره حاصل می شود.

      برای مشتاق بودن و انگیزه کافی داشتن باید بر احساس خود متمرکز باشم و تغییرات مثبت کوچک و بزرگ خود را مدنظر قرار دهم و نگاهم را از جسم خودم بردارم.

      دقت کنم که در کائنات رشد جهشی وجود ندارد و تاکنون هم در تمام جنبه های زندگی چه تغییرات مثبت و چه منفی ذره ذره مرا رشد داده است. موفقیت مالی پله پله رخ داده است، چاق شدن هم گرم به گرم زیاد شده بود هم اکنون با تنظیم ترموستات ذهنم روی وزن دلخواهم، و ایجاد تصویر من متناسب در ذهنم و اینکه می دانم من متناسب آفریده شده ام و خودم را نادانسته از نعمت متناسب بودن که حق مسلم خودم هست، محروم کرده بودم ، به سمت لاغر شدن خواهم رفت. 

      ذهن متناسب هدیه این روزهای من است و به اندازه استمراری که در یادگیری لاغری دارم و تلاشی که برای آموزش لاغری به ذهنم میکنم و امیدی که به لاغر شدن دارم و احساس اشتیاق و لذتی که در مسیر دارم ، نتیجه خواهم گرفت.

      من می توانم هر آنچه می خواهم را خلق کنم.

      فقط من می توانم سبب شکست یا موفقیت خودم شوم و تمرکز بر شرایط و پیرامون فقط بهانه است.

      خدایا برای هدایتم به مسیر درست لاغر شدن سپاسگزارم و از تو می خواهم در این مسیر مرا و دوستان همراهم را هدایت و حمایت کنی. 

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/19 22:22
      مدت عضویت: 166 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,416 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

      با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و همراهان عزیز در مسیر تناسب🌹🌹

      یازدهمین روز از کلاس رو با مرور جزوه شروع می کنم .

      آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید .

      شاید بتونیم به صراحت بگیم که برای تمام چاق ها بزرگ ترین آرزوشون لاغری است .

      چاقی درسته که جسم ما بد شکل و فرم می کنه ولی مخرب ترین آسیب چاقی بر  روح و روان ماست .

      چاقی که نمیذاره ما هیچ آرزویی رو به جز لاغری در اولویت قرار بدیم. 

      برای من این طوری بود که فکر می کردم خدا لاغرها رو بیشتر دوست داره وقتی نماز می خوندم و زیر چادر نماز حس چاقی منو اذیت می کرد با خودم می گفتم اگه لاغر باشم خیلی بهتر نماز می خونم و خدا منو بیشتر دوست داره .

      این در حالیه که اصلا چاقی جسم ما مقصر نیست و مقصر اصلی ذهن نا آرام و پریشان ما بوده که همه چیرو به چاقی مربوط می کرده .

      نکات مهم جزوه :

      1. داشتن آرزوی لاغری 
      2. محقق نشدن آرزو (لاغر نشدن )

      اولین نکته :

      داشتن آرزوی لاغری 

      چرا همه ی افراد چاق آرزوی لاغری دارن ؟

      چون واقعیت وجود انسان ها بر مبنای لاغری است .

      توضیح برای درک بهتر :

      خداوند تمام انسان ها رو متناسب و در سلامتی آفریده است ،زمانیکه ما به دلایلی که از آن آگاهیم مثل خانواده ، از وضعیت پیش فرض خودمون خارج میشیم یک ناهماهنگی بین وجود فعلی ما و واقعیت وجودی ایجاد میشه ،برای همینه که همه ی چاق ها آرزوی لاغری دارن چون دوست دارن بر گردن به اصل خودشون .

      برای این آرزو همه ی ما تلاش های مختلفی کردیم و راههای مختلفی رو امتحان کردیم ولی چون راهی رو که رفتیم اشتباه بوده ما به یک باور و یک فرمول اشتباه رسیدیم و اون اینه که :

      فرمول اشتباه :

      ما توانایی لاغر شدن نداریم .

      طبیعی دونستن چاقی خودمون .

      بدانید که بدن ما در برابر لاغری مقاومت نداره چرا ؟

      چون طبیعت بدن ما لاغری است و بدن ما به شدت دوست داره به حالت اولیه ی خودش برگرده .

      آموزش باور و فرمول درست : 

      آرزوی من برای لاغری نشان دهنده ی اینه که چاقی من طبیعی نیست .

      با خودت بگو :حق طبیعی من لاغر شدنه و جسم من بیشتر از من دوست داره متناسب باشه برای همین من آرزوی لاغری دارم .

      نکته ی مهم :

      آرزوی لاغری من دلیل بر طبیعی بودن لاغری است .

      نکته ی دوم :

      لاغر نشدن 

      حالا با خودت میگی ای بابا پس من چرا لاغر نمیشم؟ ،دوست داری بدونی ،چون عزیز من راه رو اشتباه رفتی .

      تمام روش هایی که همه ی ما امتحان کردیم یک ابزار بیرونی برای تحقق آرزوی درونی ما بوده .

      لاغری با ذهن برنامه ی بیرونی نداره مثل چی بخور ،کی بخور ،چقدر بخور، چی نخور ،…..

      در روش لاغری با ذهن فرمول های صحیح و لاغر کننده به ما یاد آوری میشه .

      ما باید دو تا کار انجام بدیم :

      1. فرمول لاغری که در ذهن ما وجود داره و بلا استفاده مونده باید دوباره بازیابی بشه. 

      ۲.باید یاد بگیریم حالا چطور از این فرمول ها استفاده کنیم و از کجا شروع کنیم .

      جزوه با این متن زیبا به پایان می رسه که جسم ما بزرگترین و با ارزش ترین سرمایه ی ما در زندگیه پس باید خوب ازش مراقبت کنیم .

      حالا که جزوه رو تموم کردم نوبت شروع کلاس است ،خداروشکر امروز استاد در کلاس حاضرن و با روحیه ی خوبشون کلی جو کلاسو شاد می کنند .

      استاد از بزرگ ترین آرزوی همه ی ما در شروع هر سال نو میگن، لاغری .

      از روزهای تلاش های مکرر و برگشتن به نقطه شروع گفتن .

      از محقق نشدن آرزوی چندین سالمون .

      از روش های مختلفی که تا زمان رعایت خوب ،خوب بود، ولی تا تموم می شد روز از نو و روزی از نو .

      فکر نمی کنم هیچ کدوم از ما چیزی غیر از این گفته رو تجربه کرده باشیم .

      من خودم در عرض ۴۰ روز به تناسب رسیدم و دو سال با همون رژیم و به صورت دردناک ادامه دادم ،وقتی خسته شدم از تلاش بیهوده دوباره برگشتم نقطه ی شروع. 

      استاد میگن این ثابت می کنه سبک عادی زندگی ما مشکل داره ،بله درسته منم الان میگم همینه .

      نقطه ی شروع و استارت کار مشخص میشه 

      طبیعت زندگی ما و رفتار عادی ما باید تغییر پیدا کنه تا ما بتونم لاغر بشیم و لاغر بمونیم .

      چرا زمانیکه یک برنامه رو اجرا کردیم لاغر شدیم بعد دوباره چاق شدیم ؟

      چون در زمان انجام برنامه ی خاص ما از سبک اشتباه زندگیمون فاصله گرفتیم و بعد از تموم شدن برنامه دوباره شیوه ی اشتباه زندگی رو ادامه دادیم .

      صحبت از ترازو میشه از توجه به چاقی ،از احساس بد زمان وزن کردن .

      استاد می خوان بگن همه ی توجهات ما به چاقی ،چه خوب ،چه بد ،برای ذهن ما یعنی علاقه به چاقی.

      واکنشی رو که ما در مقابل چاقی نشون میدیم باعث میشه ذهنمون تصور کنه که ما چون دوسش داریم بهش واکنش نشون میدیم .

      نکته ی مهم آموزشی:

      1. گام به گام افکارت رو تغییر بده .
      2. با تغییر افکارت ،رفتارت تغییر می کنه .
      3. با تغییر رفتارت جسمت تغییر می کنه .

      مطلب مهمی که استاد بهش اشاره می کنن اینه که :

      ما نمی تونیم تنهایی برای لاغری اقدام کنیم چون ذهن ما روی چاقی تنظیم شده  اگه بخواییم ذهنمون رو روی لاغری تنظیم کنیم باید آموزش ببینیم .

      ترموستات ذهنی :

      کار ترموستات اینه که هر چیزی رو روی شماره ای که شما بهش دادین تنظیم کنه .

      ترموستات ذهنی من بین ۷۵ تا ۸۰ تنظیم شده .

      جالبه بگم من هر وقت کاهش وزن دارم وقتی برگردم به اول کار ،هیچ وقت ۸۰ کیلو رو رد نمی کنم دیگه هر چی بخورم اثری نداره زیادتر نمیشه .

      این مورد همیشه برام جای شگفتی داشت که آخه چطوریه که این جوری میشه، الان فهمیدم چرا همیشه این طوری بوده .

      خب الان من این شماره رو دوست ندارم باید شماره ای رو که دوست دارم تنظیم کنم .

      اینم باید در این دوره ی آموزشی از استاد بزرگوارم یاد بگیرم تا بتونم شماره ی ترموستات ذهنم رو روی عدد ۵۸ تنظیم کنم .

      حرف استاد به فرق بین تصمیم گرفتن و انجام ذهنی می رسه .

      توی برنامه هایی که برای لاغری گذروندیم همیشه ما تصمیم گرفتیم که از فردا یا شنبه مثلا چقدر نان یا برنج بخوریم یا نه یک ساعت ورزش کنیم اینا همه تصمیم ما بوده حالا چون ما با تصمیم چاق نشدیم با تصمیم هم لاغر نمی شویم یا لاغر نمی مونیم .

      ذهن ما آموزش دید برا چاقی حالا نوبت آموزش لاغری است .

      دلیلی نداره من تصمیم بگیرم کم بخورم ،ذهنم خودش این کار رو انجام میده وقتی آموزش ببینه اونوقت رفتارم عوض میشه در پایان جسمم تغییر می کنه .

      همیشه برای یادگیری ذهنی باید مثال رانندگی رو به یاد بیاریم که اول ثبت نام کردیم ،کلاس رفتیم ،آموزش دیدیم ،تکرارو تمرین کردیم ،الان دیگه به ذهن ناخودآگاه سپردیم و بدون فکر انجامش میدیم .

      لاغری هم همین پروسه رو داره کاملا قابل درک است .

      نکته :عدم هماهنگی بین ذهن و جسم باعث چاقی میشه .

      چطوری ؟

      استاد میگن این طوری که شما سیر هستی ولی وقتی چشمت به یک شیرینی می افته دستت رو دراز می کنی برمی داری می خوری بعد پشیمون میشی .

      این یعنی جسم من یک چیزی میگه و ذهنم یک چیز دیگه .

      راه حل اینه که جسم و ذهن باید با هم همسو شوند 

      چطوری ؟

      از طریق آموزش لاغری با ذهن .

      راهکار :

      ذهن رو آموزش میدیم 

      بدونه سیری یعنی چی ؟

      گرسنگی یعنی چی ؟

      صحبت از عبارات تاکیدی میشه 

      اینکه روزی هزار بار بگی من لاغر می شم ،دلیل نمیشه شما لاغر بشی.

      در دوره ی آموزشی ما ،عبارات تاکیدی فقط حکم انگیزشی دارن و بس و گرنه لاغری یک علمه که به دانشگاه رفتن نیاز داره .

      دانشگاه لاغری با ذهن 

      آخر کلاس استاد درباره ی ذهنی برامون گفتن که همیشه سعی در بیشتر کردن داره 

      اگه به سمت چاقی میری ذهنت سعی در بیش تر کردن چاقی داره .

      حالا نوبت اون رسیده که با آموزش به ذهنت ،لاغری رو بیش تر و بیش تر کنی ،طوریکه روی اون درجه ترموستات که یادش دادی بمونه و ازش لذت ببری .

      در پایان کلاس استاد برامون کامپیوتر رو مثال زدن که شما اطلاعاتی رو که دوست داری به کامپیوتر میدی و از اون نتیجه رو می خوای ،ذهن ما همون کامپیوتر است که باید اطلاعات درست بهش بدی و بعد خودش نتیجه ی درست که تغییر در جسمت است رو بهت نشان میده.

      کلاس امروز رو هم با کوله باری از آموزش های زیبا و پربار تمام کردم تا اینکه به امید خدا ذهنم رو بار دیگر پرورش دهم .

      پیش به سوی بهترین و زیباترین افکار و رفتار و تغییر جسمانی .

      استاد گرامی از کلاس فوق العاده شما بسیار سپاسگزارم 🙏🙏🌹🌹

       برای همه ی شما سعادت و سلامت و تناسب اندام رو آرزو دارم ❤❤💖💖

      در پناه حق باشید .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/12 12:29
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 707 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      استاد خیلی ممنون میشم که در پایین نوشته ام تایید یا تکذیب شما رو بگیرم

      من اوایل دوره یعنی با گوش کردن دو تا فایل رایگان به این ذهنیت رسیدم که کاملا متوجه کلام شما شده ام اما بعد خرید دوره و دیدن عملکردم در دوره اینکه من تا حدودی به تناسب میرسیدم و دوباره وزن کم شده برمیگشت درست مثل تجربه های رژیم با این تفاوت که احساس بهتری داشتم یعنی با احساس بهتری رژیم و محدودیت اعمال میکردم و نمیزاشتم این محدودیت غذایی تا یک حد و مرزی که من براش تعیین کرده بودم پیش بره مثلا اگر یک شب شام نمیخوردم با خودم میگفتم وای داره رژیم میشه با دیدن تصویر شگفت انگیزان گذشتن زمان از اولین روز خرید دوره و اعتراض اطرافیان که چرا لاغر نشدی خوب دیگه مطمین شدم که من مسیر اشتباه اومدم نمیدونم چرا ذره ای به درستی روش لاغری با ذهن شک نکردم ولی شک کردم که خودم دارم راه درست میرم یا نه

      اوایل من فقط فایلها رو گوش میکردم ساعت پنج صبح بیدار میشدم فایل گوش میکردم و تمرینات انجام میدادم و برام خیلی مهم بود که یک روز عقب نیفتم و عقب هم نمیافتادم و وقتی استاد میگفتن فرمولها رو اجرا کنید اصلا نمیدونستم فرمول چی؟

      بعد دوره اول نتایجی گرفتم شکمم تو رفته بود و شلوارهام کمی برام ازاد شده بود و برای اجرای دوباره دوره مرتب میگفتم از شنبه برای بار دوم و سوم و چهارم دوره ورود به سرزمین لاغرها رو اجرا کردم هر بار نتایجی گرفتم بیشتر به سمت تصویر سازی ذهنی و تجسم لاغری میرفتم که بی نتیجه بود تا اینکه کم کم متوجه شدم فرمولهای لاغری چی و چه طوری جایگزین فرمولهای چاقی میشه و تجسم ذهنی چیز سختی نیست که من براش زمان میزاشتم و گاهی چند روز فراموش میکردم به محض اینکه نشانه های لاغری بیاد تجسم ذهنی هم خودش میاد و رویاهای لاغریت میسازه

      شاید کسانی که این نوشته رو بخونن بگن چه قدر خنگم ولی اعتراف میکنم من تازه فهمیدم وقتی سیر میشی تو روش ذهنی نیرویی دستت قفل نمیکنه که نخوری تو میتونی بخوری مثل قبل با حالت انفجار بلند شی و به راحتی هم میتونی نخوری در رژیم ما نمیخوردیم ولی با یک دنیا حسرت ولی در روش ذهنی میدونی بیشتر از این نیاز جسمت نیست

      و با لذت نمیخوری و در وقتی هم میخوری فکر نمیکنی که الان چاق میشی در رژیم حتی کوچکترین لقمه هم که خارج ار رژیم بود اندازه سه تن احساس چاقی به همراه داشت خوراکیها تفکیک نمیشه من وقتی رژیم بودم به قدری کاهو اب سیب هویچ میخوردم و شکمم جلو میومد که به این باور رسیده بودم که کاهو من چاق میکنه ولی الان پیتزا شیرینی چیپس میخورم و باور دارم لاغر میشم چون در حد نیازم میخورم البته الان که این مینویسم شاید دو هفته باشه که شیرینی نخوردم چون در دسترس نبوده و من برای تهیش هم تلای نکردم در هر حال شیرینی همیشه و به هر مقداری بخوام تو شیرینی فروشی ها هست و لازم نیست برای تهیه و انبارش سختی بکشم مثلا در یک کانال اشپزی بودم که لفت دادم چون نیازی نمیدیدم مرتب با غذا سر و ‌کار داشته باشم

      لرداشت من از روش لاغری ذهنی اجرای فرمولهایی است که باعث برخورد صحیح در مقابل مواد غذایی میشود و این فرمولها به موقع به یادت میاد مثلا وقتی بوی غذای خاصی میاد و تو همون لحظه گرسنه میشی در صورتیکه تازه صبحانه میل کردی سریع فرمول ذهنی میگه توجه به کانالهای عصبی و دیگه تمایل به خوردن از بین میره همسر من که فردی متناسب وقتی سیر از بوی غذا هیچ الارمی برای خوردن نمی گیره و من هم کم کم از دیدن تصاویر و صحبت کردن در موردشون برای خوردن انگیزه نمیگیرم و وقتی که از غذا واقعا لذت میبرم نیازم برای خوردن دفعات بعد خیلی کم میشه

      قبل دوره مثلا ما میخواستیم پیتزا بخوریم من خیلی فکر میکردم که من خیلی گرسنم حالا باید چی کار کنم تخورم مگخ من انسان نیستم بخورم چاق می شم کم بخورم نمیتونم

      ولی الان اصلا این سوالها نمیاد من بالذت  مقدار مورد نیازم میخورم اصلا قبلش خیلی به غذا فکر نمیکنم و از عملکردم و نتایجی که میگیرم راضیم شلواری که تنم نمیرفت اندازم شده و میدونم که حفظ این حالت نیازمند استمرار 

      با تشکر استاد بزرگ

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/04 01:42
      مدت عضویت: 250 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,172 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      وسلام به استاد عزیزدوخوش رووهمراهان گرامی لاغری باذهن

      گام یازدهم

      آرزوی لاغری خودرابه واقعیت تبدیل کنید

      من درتمام سالها که چاق بودم آرزو داشتم که لاغرومتناسب باشم 

      من هرآرزوی که داشتم دلم می‌خواست به آرزوهایم برسم امااین چاقی تاثیرمنفی که درروحیه احساسم گذاشته بودرسیدن به تمام آرزوهایم رابرایم غیرممکن کرده بود

      من خیلی دوست داشتم دوچرخه سواری ورانندگی رویادبگیریم امااین چاقی مانع شدومن حتی نتوانستم سواردوچرخه بشم چه برسه برای یادگیری

      چاقی من تمام اون لذت‌های که میخواستم بهشون برسم روازبین برده بود 

      ومن همیشه عاشق لاغرشدن بودم ودوست داشتم لاغروخوش اندام باشم

      موقعی که خیلی چاق بودم وبیرون ازخانه مرفتم نگاه مردم وحرفهایهایشان مراهمیشه اذیت میکرد ومن همیشه دنبال راهی بودم که خودم روازاین چاقی خلاص کنم

      داشتن آرزوی لاغری 

      تمام افرادی که چاق هستندومیخواهندلاغرشونداین است که وجودواقعی مالاغری وتناسب اندام بدنمان است

      وقتی بدن ماازتناسب اندام وسلامتی خارج میشه یک ناهماهنگی بین وجود فعلی ما وواقعیت وجودی که خداونددرمانهادهاست ایجادمیشه

      جسم ماکه برای رسیدن به حالت طبیعی خودتلاش میکنددرذهنمااین آرزونقش میبنده که لاغربشیم

      وجالبش این است که افرادلاغرهم تلاش میکنندکه مقداری چاق بشن 

      واین افرادهم درچاق شدن ناکام هستندبه این دلیل که چاقی حالت غیرطبیعی جسم میباشدوهیچکس باتلاش فیزیکی نمی تونه جسم راازحالت طبیعی خود خارج کنه ولاغرها هم درچاق شدن بی نتیجه می‌مانند 

      اگرماچاق هستیم، ما از ابتدا برای چاقیمان سعی وتلاش فیزیکی نکردیم 

      برای من آگاهیهای چاق کننده ازهمان دوران جنینی درمغزم ایجاد شده وذهنم باتصاویری که ازچاقی درخودنقش بسته من رودرچاقی گذاشته‌است واین چاقی درمن ازدوران جنینی نقش بسته ومن ازوقتی که خودم راشناختم ازهمان کودکی این آرزو درمن ایجاد شده 

      من هیچوقت تصوراینکه لاغربشم رادرخودنمیدیدم وحتی توانایی لاغری رودرخودم نمی دیدم وهمیشه به همه می‌گفتم چون من ازکودکی دائما درحال رژیم گرفتن بودم وبدنم مثل یویوشده واین لاغری درمن مقاوم شده چون شنیده بودم که اگه بدن آدم مثل یویو لاغروچاق بشه دیگه لاغرشدن غیرممکن میشه واین فکر افکارمانع لاغرشدنم میشد

      وحالابابافایلهاومطالب استاداگاهی پیداکردم که دیگه جسم من هیچ مقاومتی دربرابرلاغرشدن نداره چون لاغرشدن وکاهش وزن حالت طبیعی جسم و بدن من است واین جسم بشدت دوست داره که به حالت متناسب خودش برگردد

      ومن این آگاهی را پیداکردم که  جسم من ازخودم بیشتردوست دارد وحق طبیعی خودش میداندکه لاغرومتناسب شودوبه این خاطرهمیشه آرزوی لاغرشدن داشته است واین افکار وهدف باهم همسووموازی میشود 

      من قبل ازاینکه بااین سایت آشنا بشم دوست داشتم لاغربشم وازطرفی هم می‌دیدم که جسمم دربرابرلاغرشدن مقاومت میکردوتوانای لاغرشدن روندارم ولاغرشدن سخت وطاقت فرسابرایم شده بود ودراین حالت است که افکاروعقیده ام که آرزوی لاغرشدن بودهمسووهمجهت نباشه ومن دراین شرایط هرچه تلاش وکوشش کنم نمیتونم لاغربشم 

      بااگاهی ودرکی که دراین سایت پیداکردم خواسته ام که لاغرومتناسب شدن است راحتتروروانتر شده 

      محقق نشدن آرزو(لاغری نشدن)

      ماباتمام تلاش وکوششی که کردیم موفق به آرزوی لاغری خودماننشدیم برای اینکه ازروشهای صحیح برای لاغرشدن استفاده نکردیم مااگربخواهیم ازرژیم گرفتن. داروها.قرصهای چربی سوز.ورزش.پیاده روی.دمنوشهاوهرروش دیگری که به عنوان یک وسیله ویابرنامه بیرونی بخواهیم خودمان رالاغرکنیم هیچوقت وهیچ موقع برایمان نتیجه بخش نخواهدشد 

      ما چاقهاهیچ برنامه ای برای چاق شدنمان بکارنبردیم 

      پس بابرنامه ریزی کردن ویااینکه دیگران برای‌مان تنظیم کنندهیچوقت به آرزوی لاغرشدن وکاهش وزن نخواهیم رسید 

      پس حالامیفهمیم که لاغری باذهن تنهاراه صحیح لاغری می‌باشد ودرلاغری باذهن هیج برنامه‌ ای برایمان تنظیم نمی‌شه که چگونه بخوریم یاچه اندازه ویاچه موقع  ووبه چه مقداربخوریم ویااینکه چقدرفعالیت داشته باشیم چکارانجام بدیم یاچکاری انجام ندهیم 

      درروش لاغری باذهن فقط فرمولهای صحیح لاغری به ذهن داده میشه

      واین فرمولهاازقبل درذهنمان وجودداردامابخاطرچاقی سالهاازانهااستفاده نکردیم 

      لاغری باذهن به مایادمیده که چه فرمولهایی درذهنمان وجوددارد وچگونه میتوانیم ازآنها استفاده کنیم

      تمام این مراحل ها ریشه در وجود خودمان است

      وحالامیبینیم که بااین روش هیچ برنامه ای برایمان تحمیل نمیشه 

      مایک جسمی داریم که بزرگترین باارزشترین سرمایه زندگیمان است وبایدمراقبت ازاون رویادبگیریم 

      ومن می‌دانم که بالاغرشدن ومتناسب شدن به آرامش وسلامتی هدایت خواهم شد 

      من دیگر بجز این روش که لاغری باذهن است هیچ روشی دیگراستفاده نخواهم کردکه همه انهابیهوده ووقت تلف کردن هستند فقط افکارورفتار متناسب کننده راجایگزین افکارورفتارچاق کننده خواهم کرد 

      ومیدانم که خیلی طول نمیکشه که صاحب جسمی سالم که سالهارویای من بودومن خودم راازان محروم کرده بودم.خواهم شد

      ومن بافرمولهای صحیح لاغری که درذهنم جایگزین میکنم وچه بخواهم وچه نخواهم لاغر ومتناسب میشوم

      ومن بااین کارهاسگفتی ساز خواهم شد

      اولین آرزو وخواسته من همیشه لاغرشدن وتناسب اندامم بود 

      بخصوص‌ درایام عیدکه شروع سال نوبود ومن همیشه می‌گفتم که دیگه باید امسال لاغرومتناسب شوم

      اما در عیددیدنی به خونه دوست واشنامیرفتیم انواع واقسام شیرینیجات بودومن هیچوقت نتونسته بودم جلوی خودم روبگیرم همون جا ازذهنم خارج می‌شد ومن یادم می‌رفت که چه خواسته وآرزوی داشتم وحتی یادم میآید که هر موقع شیرینیجات می‌خوردم بدتر گرسنه ام می‌شد وبعد از خودن اون همه شیرینی غذاهم می‌خوردم وازاین کارهم خیلی ناراحت می‌شدم وعذاب میکشیدم

      من خیلی وقتهاازروشهای مختلف لاغری استفاده میکردم ودرهمه اونها نتیجه می‌گرفتم همه روش‌ها نتیجه می‌دادند ومن وزن وسایزم کم می‌شد اما نمیتونستم نگهش دارم ووقتی که برنامه رژیمم تمام میشدومن وزنم کم می‌شد ومن ازانجام برنامه‌ کم کم به وزن قبلیم برمیگشتم وبارهااین این روش رو تکرار میکردم 

      بقول استاد این زندگی عادی من بودکه مشکل داشت چون من وقتی دررژیم بودم وبرنامه رژیمی وفعالیتم روانجام میدادم نتیجه خوبی میگرفتم چون من.هم خوردوخوراکم راکنترل میکردم وهمدرحال فعالیت بدنی بودم پس بایدطبیعت زندگیم ورفتارعادی من بایددرست وصحیح بشه تامن لاغربشم ولاغرومتناسب بمونم 

      ماتوروشهای مختلف لاغری که قرارمیگرفتیم همیشه صحبت ازاین بودکه چه مدت بایدوزن کم کنیم مثلا دردوهفته پنچ کیلو دردوماه دوازده کیلوکم کنیم 

      همیشه زمان و مقدار کم کردن ووزنمان گفته میشد 

      همیشه ملاک عمل ما مقدار وزن وسایزی بودکه کم میکردیم 

      اگه ته ذهنمان این بود

       که ماچقدرباید وزن کم کنیم برای اینکه میدانستیم که دوباره برمیگرده

      ما فقط سبک عوض می‌کردیم ونتیجه اش مقداروزن وسایزی بود که کم می‌کردیم حتی من درخام گیاه خواری به همه میگفتم که سبک زندگیم رو عوض کردم وانصافااین دفعه واقعابه اون وزنی که آرزویش روداشتم رسیده بودم خیلی هم خوشحال بودم امابقول استادمن به ذهنم لاغرشدن وکاهش وزن رویادنداده بودم وخیلی زودودرعرض چندماه زحمت دوونیم سالم به هدررفت و دوباره چاق شدم

      واون سبک فعلی زندگیمان است که مشکل داشت 

      وقتی که هرچه تلاش کنیم وچندماه هم روش زندگیمان را تغییر دهیم ودوباره به زندگی فعلیمان برگردیم اون وزنی رو که کم کردیم دوباره برمیگرده

      اضافه وزن خیلی آرام وآهسته به مااضافه می‌شه ومااصلا متوجه اضافه شدن وزنمان نمیشویم 

      واون زمانهایی که من هرروز چندین بارخودم رو وزن میکردم وهمیشه خودم رادرفشارروحی واسترسواضطراب قرارمیدادم وو قتی که کمی عددترازوکم رونشون میداد خوشحال بودم ووقتی عددترازوزیادنشون میداداسترس میگرفتم وازته دلم ناراحت وعصبی میشدم 

      وما اگه به روش‌های مخلتف ووزنه و اعدادوارقام وابستگی پیداکنیم اعتمادبه خودمان را ازدست می‌دهیم ودائما درحال تحت فشارعصبی قرارخواهیم گرفت 

      ما همیشه بااضافه وزنمان زندگی کردیم با محدودیتهایش.مشکلاتش. مسائلش آشنا هستیم وهمه مامیدانیم که اضافه وزن یعنی چی 

      ما برای لاغرشدن نیازبه آموزش داریم بایدلاغرشدن رایادبگیریم وبایدبه ذهنمان لاغرشدن رایادبدهیم 

      ومن بودن دراین سایت به ذهنم یاد میدهم وبادادن فرمولهای صحیح واموزشش می‌دهم تالاغربشم ولاغربمونم وبه ارزووخواسته ام برسم 

      ومیدانم که شگفتی ساز خواهم شد 

      وخداروشکر میکنم با شما استاد

      گرامی آشنا شدم وبااموزشهای لاغری باذهن ذهنمان رااموزش می‌دهیم که درتعادل جسممان قرار بگیره وکنترلش می‌کنیم نه این‌که بخواهیم باکم خوردن ویا چه مقدار خوردن و….

      مابه ذهنیمان یادمدهیم که سیری یعنی چی وگرسنگی یعنی چی وپیغام سیری وگرسنگی یعنی چی یادمیدهیم که ذهنمان باجسممان درتعادل باشه وهماهنگش میکنیم 

      وبااموش دادن ذهنمان دیگه به هیچ تکنیکی نیازنداریم مانند عبارت تاکیدی وگفتن جملات انگیزشی 

      ماباید با تغییر رفتارهایمان ودادن فرمولهاواموشهای صحیح لاغری به ذهنمان میتوانیم نتیجه ببینیم ونتیجه همان لاغری جسممان است

      با گوش کردن فایل‌ها وخوندن مطالب وانجام تمرینات بایدزمان بگذاریم 

      ومن واقعادراین سایت لذت میبرم وبه راه ومسیرم ادامه میدهم خدایاشکرت 

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/18 01:58
      مدت عضویت: 641 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 872 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹ما از کودکی دنبال شیطونی و بازیگوشی بودیم و تمام مدت در حال بازی کردن بودیم گاهی خاله بازی میکردیم و می شدیم مامان و غذا درست می کردیم  و بچه داری می کردیم از همون ابتدای زندگی توی نقش ها فرو میرفتیم و گاهی پیش مامانمون میرفتیم تا هنر آشپزی رو یاد بگیریم تا توی خاله بازی بهترین غذارو برای عروسکمون درست کنیم و کلی ذوق می کردیم پسر ها هم همینطور بودن میرفتن پیش باباها تا کارهای کشاورزی رو یاد بگیرند و نحوه ی آبیاری درختان و نهال کاشتن و هرس کردن درختان و … یادمه توی باغ همیشه بچه ها چند تا بادام بر می داشتن و زیر خاک می کردن و بهش میرسیدن تا درختی به اسم خودشون داشته باشن و دنیای رقابتی بود به خاطر همین عشق و رقابت بهترین بادام رو انتخاب و بهترین جا رو براش مهیا می کردند تا قوی ترین درخت باغ توی سال های آینده مال اونا باشه 😊خیلی باحال و جذاب بود دنیای کاشت و برداشت ها😊 الان دقیقا زندگی ما هم به همین منوال طی شده ماهمون کودکی هستیم که در کنار هنر آشپزی و خاله بازی یک سری باورهای اشتباه هم یاد گرفتیم که مثلا بی تحرکی باعث چاقی میشه ما ژنتیکی چاق هستیم و ما استخوان بندیمون محکمه و … همون جور که آشپزی کودکی رو با ظروف پلاستیکی و به صورت خیالی  یاد گرفتیم و کار کردیم رفته رفته با ظروف اصلی به مرحله ی اجرا رسوندیمش و عملیش کردیم باورهای اشتباه چاقی هم رفته رفته به مهمونی بدنمون دعوتش کردیم و بهش بها دادیم و خوب ازش پذیرایی کردیم اونم به قول گفتی اومد و کنگر خورد و لنگر انداخت😔بعد از مدتی که به خودمون اومدیم دیدیم ای داد بیداد که چقدر جسم چاقی رو برای خودمون ساخته ایم و شروع کردیم به رژیم گرفتن و ورزش کردن ولی ته قلبمون یقین داشتیم که ما سرنوشتمون اینه که چاق باشیم برای همین تمام تلاشمون بی فایده بود دقیقا مثل این بود که بخواهیم یه ظرفی رو پر آب کنیم و غافل از اینکه  ته ظرف سوراخ هست و تمام آب از اون سوراخ خارج میشده و هیچوقت ظرفه پر آب نمیشده گاهی هم شاید پر‌میشد ولی به علت نشتی ناشی از سوراخ ته ظرف دوباره ظرف خالی میشد دقیقا به نقطه نا امیدی داشتیم میرسیدیم که با سایت تناسب فکری آشنا شدیم واستاد بدادمون رسید و بهمون یاد داد که 👈 سیستم بدنی و مغزی ما اینطوریه که به هرچه بها بدهیم اون فکر میکنه ما بهش علاقه  داریم و سعی میکنه ما رو در رسیدن به اون یاری کنه پس چون مدام به فکر چاقی بودیم و بهش بها دادیم چاقی مهمون ناخونده ما شده 👈ذات و طبیعت انسان اینه که متناسب باشه و از تمام نعمت های خدادادی با لذت تمام استفاده کنه و چاقی حالت غیر طبیعی هست 👈 ذهن ما آموزش پذیره و  ما طی سالها با پذیرفتن باورهای اشتباه به چاقی رسیدیم پس برای رسیدن به لاغری باید آموزش ببینیم مثل هر هنری چطور‌ما توی خاله بازی از بزرگترها پیروی میکردیم الانم برای لاغر شدن باید  از یک‌سری قانون ها پیروی کنیم 👈اول  از همه باورهای لاغری رو جایگزین باورهای چاقی کنیم و ذهن خودمون رو از باورهای اشتباه چاقی‌پاک‌سازی کنیم بعدش یقین پیدا کنیم که ما  توانمند هستیم و اینکه به اندام دلخواهمون نرسیدیم دلیلیش اینه که مسیر رو اشتباه طی کردیم  الان که مسیر درست رو یاد گرفتیم حتما پیروز میشیم😊  برای رسیدن به هر چیزی زمان مناسب نیازه تا به بهترین نتیجه برسیم همون طور که آب تا به دمای ۱۰۰ درجه نرسه جوش نمیاد ما هم تا ذهنمون از باورهای اشتباه پاک نشه وباورهای لاغری جایگزینش نشه به نتیجه دلخواه نمیرسم .و اینکه همون طوری که بادام های بچه ها نیاز‌به مراقبت و نگه داری مداوم داشت تا به درخت تنومند تبدیل بشه که هیچ باد و بارونی نتونه اون رو از ریشه بندازه و به شاخ و برگ هاش آسیب برسونه توی‌مسیر‌ لاغری هم استمرار خیلی تاثیر داره باید اینقدر استمرار  داشته باشیم که باورهای لاغری با جون و پوست ما عجین بشه و نا خودآگاه عمل کنه و ما رو به نتیجه تناسب اندامی دائمی برسونه مثل همون رانندگی که استاد فرمود بدون فکر‌کردن عمل میکنه خیلی جالب بود زمانی که داشتم  این فایل رو برای سومین‌بار گوش میدادم در حال نقشه کشی زمین های زراعی با کامپیوتر بودم دیدم من خیلی راحت بدون فکر کردن چند تا کلید میزدم و راحت نقطه زنی می‌کردم و پیش میرفتم یک دقیقه به حرکت دستم و سرعت عملش  فکر‌کردم وبعدش یک نقطه ای رو زدم شاید باورتون نشه همون نقطه رو  اشتباه زدم در صورتی که بدون فکر‌کردن و توجه صدها نقطه درست زده شده بود دقیقا همین جا بود که حرف استاد بهم ثابت شد و چقدر لذت بخشه وقتی سیستم مغزی و بدنیمون اینجوری پیش بره و بدون فکر کردن مسیر لاغری رو به صورت عملی و بدون هیچ نگرانی و ناراحتی و فشار‌جسمی با لذت تمام طی کنه و همیشه متناسب باشیم😊

      خلاصه اینکه برای رسیدن به تناسب اندامی که  نه فقط جسم مون بلکه کلیه امورات زندگیمون تحت تاثیر میگذاره و باعث حال خوب و رشد و پیشرفتمون میشه باید آموزش دید و عمل کرد و استمرار داشته باشیم تا به رویای لاغری خود برسیم .🌹خواستن توانستن است🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/04/10 13:10
      مدت عضویت: 265 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 741 کلمه

      سلام . برداشت من از گام ۱۱

      آرزوی لاغری را به واقعیت تبدیل کنید .

      وقتی ما آرزوی چیزی را داریم قطعا آن چیز طبیعت و خصلت اصلی وجودی ما و پیش فرض بدن ماست .

      بله من هم دقیقا مثل همه ی ادمهایی که اضافه وزن دارند همیشه داشتن یک اندام متناسب جزو آرزوهای اصلی من بود و چون چاقی من از زمان جنینی ام بود آرزو ی لاغرشدن  هم از همان دوران کودکی و دوران دبستان در من شکل گرفت .

      البته لازم به ذکر است که آرزویی که از آن حرف میزنم آن وقتها آرزو نبود بلکه یک حسرت  بود . چون آرزو اگر آرزویی واقعی باشد هیچ وقت نباید با حال و احساس بد باشد نباید در ما حس نرسیدن را ایجاد کند . البته این حسرتها هم فقط یک دلیل داشت .

      و آن این بود که من پذیرفته بودم که آدمی چاق هستم و طبیعت بدن من همین چاقی بوده و حالت عادی من همین چاقیست و اگر احیانا لاغری برای من پیش می آید  خیلی غیر طبیعی است

      «مثل اینکه من برای مدتی از شهر خودم  به شهری دیگری می روم چاقی شهر من بود و اگر مدتی لاغر بودم انگار موقتا در شهر دیگر هستم و باید سریعا به محل اصلی خودم باز گردم »

      بخاطر همین پذیرفتن چاقی بود که لاغری همیشه برایم یک نوع حسرت محسوب میشد با دیدن بانوان متناسب در مجالس واقعا به حالشان غبطه می خوردم و افسوس که چرا من اینقدر چاقمو توانایی لاغر شدن ندارم ❌و همین حسرت ها مرا از حق طبیعی ام دور و دور تر میکرد

      تا اینکه 🌿☘️🌿☘️وارد مسیر صحیح لاغری شدم ⚡💫

      فهمیدم باید لاغری را در ذهنم تبدیل به آرزو کنم ، آرزو یعنی رسیدن ، یعنی تو هم می توانی مانند همه ی متناسبا خوش اندام بشی . آرزو یعنی حال و احساس خوب و

      حالا که آرزوی لاغر شدن در من شکل گرفته  یعنی پیش فرض بدن من لاغریست .

      از طرفی  از استادی شنیدم  وقتی خداوند آرزویی را در دل تو شکل میدهد قطعا توانایی خلق آن را هم در تو ایجاد کرده و این توانمندی و قدرت را در تو دیده پس من هم هر روز تلاش میکنم که هر روز این آرزو را برای خودم به واقعیت تبدیل کنم  

      برای من چاقی دیگر طبیعی نیست برای من چاقی مهمان ناخوانده ایست که هر چند قدمت دیرینه ای در من  دارد اما من با  اموختن زبان لاغری و با اموزش صحیح لاغری ایمان دارم که این مهمان ناخوانده و نا دلخواه را با آرامش تمام برای همیشه  بدرقه میکنم ☺️☺️

      و آرزویم را محقق میکنم . آرزویی دست یافتنی که همین الان نیز بوی خوشش به مشامم میرسد و با آرامشی که برایم به ارمغان آورده حال و احساسم را عالی کرده

      و حالا من  در حال دادن برنامه به ذهنم هستم همانگونه که قبلا چاقی و عدد وزنی ام را کاملا پذیرفته بودم ،  و هر چقدر جسمم را تحت فشار قرار می دادم باز به محض رها کردن به همان عدد برنامه ریزی شده در ذهنم باز میگشتم دقیقا انگار کشی به من وصل بود و من با فشار زیاد آن را میکشیدم و به محض رها شدن به جایگاه اولم پرتاب میشدم اما الان  از همین قانون برای لاغریم   استفاده میکنم لاغریم را می پذیرم ، عدد وزنی که دوست دارم در آن باشم را به ذهن میدهم و ترموستاتم را  روی آن تنظیم میکنم و از ذهنم می خواهم و انتظار دارم مرا به ان عدد برساند . چرا که ایمان دارم  اگر روند لاغری من آغاز گردد تا هر جایی که

      بخواهم خواهد رفت مانند دانه ای که وقتی رشدش شروع میشود اگر تمام شرایطش مهیا باشد طبق پیش فرضش تا یک درخت کامل شدن ادامه میابد پس روند لاغری من هم آغاز شده و میدانم که اگر باور سازیها و اموختنهایم درست باشد اگر واقعا دست از افکار چاق کننده و باورای قدیمی ام بطور جدی دست کشیده باشم خیلی طبیعی خودبخود ارزوی من به حقیقت می پیوندد

      و اکنون اقرار میکنم درست است که زمانی لاغری تمام آمال و فکر و ذکر من بود اما من پایم را فراتر میگذارم و میگویم میخواهم تغییر کنم میخواهم  کل زندگیم را تغییر دهم . میخواهم توانمندیهایم را شناسایی کنم و از آنها در جهت صحیح زندگی استفاده کنم من میخواهم آموزش ببینم چون تشنه ی آموختنم ، عاشق درک خداوندم و نیروی بینهایت ذهنم هستم و می دانم همین عشق نیروی محرکه ی من خواهد بود برای رسیدن به اهداف و یک زندگی موفق که قطعا یکی از ان اهداف نیز *لاغریست*

      خدایا شکرت و متشکرم ای ذهن خوبم  و متشکرم استاد که دستان خداوند شدید برای هدایت همه ی ما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        mzt.zahra.malakouti.ir
        1400/05/30 23:07
        مدت عضویت: 547 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        سلام دوست عزیزم

        مطلبتون عالی بود چقدر این حرف به دلم نشست

        من متعلق به شهر لاغری هستم فقط چند مدت مهمان شهر چاقی بودم و حالا کوله بارم رو جمع کردم و اروم اروم دارم به شهر اصلی خودم نزدیک میشم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/02 21:28
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,049 کلمه

      سلام گام یازدهم در مسیر لاغری من 

       

      یکماه دوماه جلو سال تحویل تصمیم میگرفتم لاغر بشم هر جور شده و هدفم لاغری بود که سال تحویل که شد یه جسم جدید داشته باشم که خانوادم اطرافیان شگفت زده بشن و خودمم بتونم راحت خرید کنم هر جور لباس که دوستدارم بپوشم و من تصمیم میگرفتم هدفم لاغری بود نه واسه حس خوب بلکه واسه اینکه خودم نشان داده باشم ازم تعریف بشه توجه دیگران جلب کنم 

      یه روشی شروع میکردم یه مدت هم ادامه میدادم چون خودم هدفم لاغری بود ولی ذهنم هدفش چاقی بیشتر بود بعد یه مدت کلنجار با خودم ذهنم رها میکردم و ناامید میشدم بعضی وقتها هم یه مقدار کم میکردم ولی اون مقداری نبود که من خوشحال کنه و همیشه ترس برگشتن این وزن داشتم که اگه این روش رها کنم باز چاق میشم و کلا دلسرد میشدم بعد مدتی هم رها میکردم تا عید میشد و دقیقا لحظه دعای تحویل سال من التماس خدا میکردم که خدایا من لاغر کن و چون هیجان داشتم فوری تصمیم میگرفتم که از امروز رژیم بگیرم و فورا شروع میکردم برای خودم برنامه ریختن که شب برنج نخورم ،مهمانی رفتم شیرینی نخورم ،شام عروسی جشن نخورم ،و تا چند روز ادامه میدادم ولی باز رها میکردم 

      واسه تولدم هم همیشه این تصمیم میگرفتم قبل رسیدن تولدم یکماه دوماه جلوتر تصمیم میگرفتم تا تولدم ۱۰کیلو کم کنم و روش هایی به کار میبردم و کم میکردم ولی نه اون مقداری خودم میخواستم و  باز دلسرد میشدم که من عرضه ندارم و رها میکردم 

      ملاک لاغری در ذهن اون مقدار وزنی بود که باید کم میکردم و هرکس بهم میگفت فلان کار کن اولین سوال من این بود چقدر کم کردی چقدر طول کشید 

      ما خودمان اومدیم تصمیم گرفتیم و حالا با روش هایی یه مقدار کم کردیم ولی باز برگشته این وزن و بیشترم شده 

      من به خودم ایمانی نداشتم فقط عدد روی ترازو نشان میداد که من باید خوشحال باشم یا ناراحت وابسته به عدد روی ترازو بودم و ترازو بهم میگفت چافی یا لاغر و هیچگونه توانایی به خودم نداشتم واحساس ناتوانی میکردم بیشتر چون ترازو همیشه بیشتر از قبل نشان میداد و خیلی کم پیش میومد که کمتر از قبل وزن نشان بده و وقتی وزن کمتر میدیدم ترس داشتم حالا چکار کنم که این وزن بمونه بیشتر نشه

       

      و من نمیدونستم این ناراحتی از اضافه شدن وزن و یا خوشحالی واسه کمتر شدن وزن و یا وزن کردن وترس برگشتن وزن داره تو ذهنم یه پیغام ارسال میکنه اونم من علاقه دارم به چاق شدن بیشتر و علاقه به چاقی بیشتر نشان میداد در ذهنم و دستور چاق شدن بیشتر میداد 

       

      در ذهن ما رفتار ما گفتار ما تصمیم ما مهم نیست بلکه این احساس ما است که پیغام ارسال میکنه به ذهن این نکته خیلی مهمه که ذهن کاری به ما تصمیم ما ندارد بلکه احساسی که به اون خواسته داریم مهم است ما رو هدایت میکنه 

       

      ما برای لاغر شدن ولاغر ماندن باید از طریق ذهن تصمیم بگیریم اگر میخواهیم لاغر شویم و تا ابد لاغر بمانیم باید لاغری به ذهنمان اموزش بدیم مث چاقی که باور ها اشتباه و رفتار ها اشتباه طبیعی کردیم در ذهنمان که چاقی حق ماست و سرنوشت ماست 

      الانم باید لاغری به ذهن اموزش بدیم ارام ارام با باورها صحیح با ثابت کردن به خودمان که ذات طبیعی انسان لاغری است و ما خودمان با باور رفتار چاق کننده چاقی به ذهن اموزش دادیم 

       

      علت اینکه افراد چاق بعد هربار شکست باز دانبال لاغرشدن هستند چون ذاتا متناسب بودند چون ذات طبیعی انسان است متناسب شدن ولی با فرمول و رفتار اشتباه چاق کننده چاق شدند واسه همینم همیشه دانبال اصل وجود خودشان که همان لاغری است میگردند و همیشه در حال تلاش هستند واسه رسیدن به اصل وجود خویش که همان تناسب اندام است 

       

      و یک نکته طلایی ذهن جوری برنامه ریزی شده که هرچی بهش اموزش بدی همان چیز بیشتر بیشتر میکنه در شرایط فیزیکی ما در جسم ما

       مثلا: یکی به ذهن اموزش داده باور کرده پول کم است ومن فقیرم کار نیست این فرد حالا هی تلاش فیزیکی میکنه که شرایط خودش تغییر بده بیشتر کار میکنه پس انداز میکنه وام میگیره و هرکاری بگی میکنه ولی شرایطش تغییر نمیکنه وهمیشه ناراضی است میناله که خدایا چرا من و ناراحت است همیشه گله شکایت و نمیدونه با این کارش داره وضعیت شرایط مالی خودش بدتر میکنه 

       

      ما باید واسه رسیدن به هر خواسته ای به ذهنمان اموزش بدیم این ذهن که رهبری میکنه هدایت میکنه ما رو به سمت هدف 

      واسه خیاطی کردن اول اموزش دیدی تمرین کردی تکرار کردی تا خیاطی یاد گرفتی اشپزی همین جور ،رانندگی همین جور ،چاقی هم به این شکل بوده ارام ارام با فرمول سازی باورها چاق کننده چاقی یاد گرفتیم الانم برای رسیدن به لاغری باید لاغری به ذهنمان اموزش بدیم تا ارام ارام اول نگرشمون بعد رفتارمون وبعد جسممان تغییرکنه

       

       

      باتصمیم نمیشه لاغر شد با رژیم ورزش نمیشه تا ابد لاغر موند ما برای چاقی هیچ تصمیمی نگرفتیم هیچ روش خاصی انجام ندادیم هیچ تلاشی نکردیم خود به خود با تغییر افکارمون و باورهامون چاقی در ذهن اموزش دادیم و چاق شدیم و ذهن هم کارش بیشتر کردن هرچیزی است که اموزش دیدیم و اینجوری هست که ما روز به روز چاق ترشدیم 

       

      الانم واسه لاغر شدن باید لاغری به ذهن اموزش بدیم اصلا تصمیم نمیخواد کار فیزیکی نمیخواد این ذهن است که وقتی اموزش لاغری دید رفتارش تغییر میکنه و بعد جسم تغییر میکنه 

      به ذهن اموزش میدیم که سیری یعنی چی ،گرسنگی یعنی چی ،مواد غذایی چاق کننده نیست از خوردن نترسید چاقی شما با خوردن به وجود نیومده ،بدن شما توانایی لاغرشدن دارد طبیعت وجود شما لاغری است ،باید لاغری اموزش دید اینجوری ما داریم به ذهن لاغری اموزش میدیم و با تکرار باورها لاغر کننده در ذهن ما ثبت میشه و بعد نگرش ما احساس ما تغییر میکنه و بعد رفتار ما و در اخر جسم ما این روش صحیح رسیدن به لاغری برای همیشه است 

      ❤💖❤💗💖❤💗❤💞💗❤☺اصل  رسیدن به هر خواسته ای اموزش ذهن است ثروت ،سلامتی ،درامد عالی، ارامش ،رفاه ،ماشین ،خونه ،باید ذهن اول اموزش ببینه بعد در زندگی فیزیکی ما قابل مشاهده باشه 😊😊

      ما در بقیه روش ها خودمان اجبار میکردیم به کمتر خوردن ولی در روش ذهنی بدون ذره ای سختی یا برنامه ای یا تصمیمی خوردن ما کم میشه خود به خود اینم یکی از تفاوت ها مهم در عمل است تفاوت این روش ذهنی با بقیه روش ها است 😊☺😍 

      شاد پیروز موفق باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/04/01 18:07
      مدت عضویت: 303 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      .بنام خدا 

      گام یازدهم رویای لاغر شدن .

      من از فایلهای رایگان شروع کردم و نتیجه خوبی گرفتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم و الان دارم صد گام را آموزش میبینم 

      من عادت دارم متن های اول فایل را چندین بار بخونم تا خوب متوجه بشم بعد فایل را گوش میکنم و بعد مینویسم امکان داره این کارم دو روز طول بکشه تا من خوب یاد بگیرم محتویات فایلها را اما در مورد این فایل یک بار خوندم و یک بار گوش دادم چرا چون همه چیز دستم اومد که چه کارهایی کردم برا لاغری ،چقدر ناراحت بودم ،چقدر رژیم ،ورزش ،پیاده روی ،چقدر وزن می کردم و هر بار عدد روی ترازو اعصابمو خراب میکرد ،چقدر موقع خرید اذیت بودم همیشه چیزی که من میخواستم سایزم نبود ،چقدر تحت فشار بودم با چه بدبختی وزن کم میکردم اما همیشه نگران برگشتش بودم .تمام این کارهای من چیزی بجز توجه به چاقی نبود .

      اما خدا را شکر از وقتی که،با دوره رایگان آشنا شدم و شروع کردم نتایج شروع شد و چقدر ارامشم خوب شد چون مطمئن هستم که تنها را لاغری اونم برا همیشه آموزش دادن به ذهن هستش و ما باید به ذهن یاد بدهیم و فرمول های لاغری را جای گزین فرمول چاقی کنیم مثل دانشگاه که ما میریم ثبت نام میکنیم و یه سری درسهای نوشتاری داره خوندنی داره تمرین عملی داره ،اموزش ذهن هم همین طور ه  که با یه سری تمرین خواندنی، گوش دادن ،نوشتن یاد میگیره لاغری را و این کار لستمرار میخواد این آموزش با یه روز،دو روز و یا یک ماه،نیست ما،کار به زمان ،نداریم چون مسیر درسته و انشاالله یواش یواش در مسیر لاغری قرار میگیرم و جسم ما به سمت لاغری حرکت میکند ‌.

      از شما هم ممنونم استاد فایل عالی بود .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/31 10:58
      مدت عضویت: 186 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 381 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام یازدهم رویای لاغری:

      همه ما بارها تلاش کردیم برای لاغری و رویا و ارزوی لاغرشدن را داشتیم و سعی ها تلاش های ما گاها نتیجه میداد ولی حفظ آن بسیار سخت بود و همیشه وزن های کاسته شده پس از رهایی بازمیگشت و حتی بیشتر!!!

      همه روش های رژیمی زمان و میزان کاهش را بیان میکنن و حتی خودمون هم حساب میکردیم چون یعنی من میدونم برمیگردم سر وزن قبلی حالا ببینم این بار چقدر میتونم!!!

      با هر روشی سبک زندگی را تغییر دادیم و یه مقداری از وزن و سایزمون کم شده ولی چرا نمیمونیم روی اون وزن برای اینه که سبک فعلی زندگیمون مشکل دارن!!!

      اضافه شدن وزن خخخخیلی آرام به ما تحمیل میشه و افرادی که هر لحظه وزن میکنن نوسان احساسی چاق شدن را تشدید میکنه، چون اعتماد به خود کمتر و بیشتر تحت فشار قرار میگیریم!!!

      وقتی احساس بد بشه یعنی به اضافه شدن وزن واکنش نشون میدیم و هرچی واکنش نشون بدیم ذهن ما تصورش اینه که این خوشش میاد از این وضعیت و اونو اضافه میکنه!👍

      برای لاغر شدن وقتی ذهن روی چاقی تنظیم شده باشه نیاز به اموزش دیدن داریم!!

      تا وقتی ترموستات ذهن روی یک عدد باشه هرچند هم با رژیم وزن را بیاری پایین بعد از اون دوباره برمیگردی به عدد قبلی و هیچ فایده ای نداره!

      ترموستات ذهن: فرمولهای ذهنی، رفتار شما ، عملکرد شما جزء ترموستات ذهنی!!

      وقتی یه رفتار تکرار بشه تا هرجایی که انجام بشه پیش میره و هی چاق و چاقتر میشه!!

      وقتی ذهن را آموزش بدی تصمیم نیاز نداره! 

      برای رانندگی هم اوایل با احتیاط و فکر کردنه ولی بعد به صورت ناخودآگاه میشه و به موقع اش راهنما و بوق میزنی و …!

      عدم هماهنگی بین ذهن و جسم باعث چاقی میشه!

      یعنی از لحاظ جسمی نیاز به مصرف غذا نداری، سیر هستی اما ذهنت در تعادل با جسمت نیست و میگه بازم بخور و شما ادامه میدی!

      ذهن تمایل به زیاد کردن هر چیزی هست در تمام جنبه های زندگی!!! و ترموستات ذهنی هم باید با آموزش تنظیم بشه تا وزن را به سمت اون هدایت کنه! در روش لاغری با ذهن سختی های روش های قبلی حذف شده و به لذت تبدیل شده!!! چون کسی از چاق شدن رنج نبرده همش با لذت و آرامش بوده چون هرروز یه سری کارهای تکراری انجام شده و نتیجش شده چاقی!!

      مه تاب دوستدار لاغری و زیبایی🥰😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/31 00:58
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,993 کلمه

      💝💝💝تا که سخن از دل و از دلبر است                 نام خدا زینت هر دفتر است 💝💝💝🌺🌺 سلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان خوب همراهم🌺🌺گام یازدهم : آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید 😍😍😍من تا کلاس چهارم ابتدایی کاملاً لاغر بودم و از همون زمان بود که جوانه ی چاقی در من زده شد و کم کم شروع به چاق شدن کردم اما خیلی آروم و به تدریج چون تا کلاس دوم راهنمایی که از طرف بهداشت برای وزن کشی همه ی بچه های مدرسه اومده بودند من به خوبی یادمه که وزنم ۴۴ کیلو بود و ولی به نسبت قدم نرمال بودم اما اکثر بچه های هم سن و سال من وزنی بین ۳۵ تا ۴۲ کیلو داشتند البته ناگفته نماند که بین بچه ها ی کلاسمون چندین نفر بودند که وزن بالاتر از ۵۰ داشتند که به شدت مورد تمسخر قرار گرفتند اما من هم به خاطر همان چند کیلو که اضافه تر از بقیه بودم کلی مورد تمسخر لاغرها قرار گرفتم و یادمه اون روز کلاً گریه کردم و حتی خانم بهداشتمون که دید گریه می کنم بهم گفت تو چاق نیستی و وزنت نرماله ولی من خیلی ناراحت شدم که چند کیلو بیشتر از بچه های دیگه هستم و باعث شد بقیه بهم بخندندو از همون موقع مهمترین خواسته و دعایم در تمام روزهای مخصوص دعا مثل روز عرفه ، مراسم عزاداری اهل بیت ، شبهای قدر ، سر هر نماز و … رسیدن به لاغری بود و بارها برای لاغر شدن انواع نذر و ختم و چهله را براشتم انواع رژیم را امتحان کردم و انواع ورزش ها در باشگاه و پیاده روی و دارو های مختلف رو امتحان کردم و متوسل به دکتر های تغذیه شدم و چندین دکتر رفتم و از آنها رژیمهای مختلف دریافت کردم و و پیش چندین دکتر طب سنتی و طب اسلامی هم رفتم و از آنها نیز انواع رژیم و دارو را گرفتم و در کنار رژیمها و ورزش ها بارها از قرصهای شیمیایی و گیاهی لاغری و دمنوشها و جوشانده ها و دارو های گیاهی و معجونها و عرقیات و … را مصرف کردم و از همه ی این روشها تنها نتیجه ای که می گرفتم این بود که پس مدتها سختی و رنج که بر بدن خودم تحمیل می کردم نتیجه ی کوتاه و زود گذر می گرفتم و خسته میشدم و رژیم رو رها می کردم و دوباره به فاصله ی کوتاهی تمام زحماتم به باد می رفت و خیلی سریعتر و خیلی راحت تمام وزنی که کم کرده بودم بر می گشت و من خسته و نا امید از شکست های پی در پی باز هم روشی دیگر رو انتخاب می کردم با این امید که اینبار شاید نتیجه بگیرم و موفق شوم ! 

      چون بارها دیده بودم افرادی که خیلی چاقتر از من بودند توسط رژیم و ورزش و یا حتی خود به خود لاغر شده بودند و البته این رو هم می دونستم که خیلی مواظب غذا خوردن خودشون هستند که دوباره چاق نشند ولی من نمی دونستم که که اونا چقدر تلاش می کنند که وزنشون رو حفظ کنند فقط می دیدم که مثلاً خیلی دلشون شیرینی می خواد ولی از ترس چاق شدن لب نمی زنند ولی درک درستی از کارشون نداشتم 

      من تا قبل زمستان سال ۹۶ که با این دوره آشنا شدم از روش ذهنی هیچگونه آگاهی نداشتم و اصلاً فکرش رو هم نمی تونستم بکنم که لاغر شدن از طریق ذهن امکان پذیره  ولی همیشه از این موضوع فوق العاده ناراحت بودم که چرا من هر کاری می کنم فایده نداره ؟ چرا از هر روشی استفاده می کنم به نتیجه نمی رسم یا دوباره چاق میشم ؟ همیشه از همه چیز گله داشتم بیشتر از همه از خودم که عرضه لاغر شدن رو ندارم و ناراحت بودم که چرا اراده ندارم ؟ فکر می کردم اگه رژیم رو اونقدر ادامه بدم که کاملاً لاغر بشم دیگه برنمی گرده !!! حتی یک نمونه یکی از اقواممون رو دیدم که اونم از بچه گی خیلی چاق بود و از بچه گی به اجبار پدر و مادرش مرتب زیر نظر بهترین و معروفترین متخصصین تغذیه بود و گرونترین و بهترین قرصها و داروهای لاغری رو براش تهیه می کردند و چون خودش نمی خواست لاغر بشه یواشکی قرصها رو توی چاه ظرفشویی یا دستشویی یا سطل آشغال می ریخت و نمی خورد و بعداً که ازدواج کرد چون بچه دار نمیشد و دکتر گفته بود به خاطر چاقیه تمام تلاشش رو کرد و لاغر شد و به وزن ایده آل رسید اما دوباره به مدت کوتاهی چاق شد و من فکر می کردم چون دوباره پرخوری کرده چاق شده و به حالش افسوس می خوردم که چرا نتونست جلوی خودش رو بگیره که دیگه چاق نشه ! اما الان می فهمم چه خودم و چه تمام کسانی که در عمرشون بارها رژیم گرفتند و لاغر شدند و بعد از مدتی دوباره چاق شدند به دلیل ترموستات ذهنی بوده ! 

      و امکان نداره کسی که لاغر بشه و دوباره به زندگی عادی برگرده دوباره چاق نشه مگر اینکه کلاً سبک زندگیش رو تغییر بده و همیشه خودشو کنترل کنه و مواظب غذا خوردنش باشه و یک عمر با حسرت و تلاش و ترس زندگی کنه !یادم میاد یکبار که به یکی از دکترهای تغذیه برای رژیم مراجعه کردم یک خانمی رو دیدم که ۶۵ کیلو بود و از وزن خودش خیلی راضی بود و کمی با هم حرف زدیم و گفت چند ساله که با رژیم همون دکتر ۱۶ کیلو کم کرده و تا اون زمان وزنش ثابت مونده بود بهش گفتم الان دیگه همه چی می خوری؟ گفت آره ولی کم ! گفت من دیگه معده ام کوچک شده و کلاً سعی می کنم پرخوری نکنم ولی اگر یکبار پرخوری کنم مثلاً می گفت آش رشته که می بینم نمی تونم جلوی خودمو بگیرم و تا دو تا بشقاپ پر نخورم آروم نمی گیرم اما به جاش دو ساعت پیاده روی می کنم برای همین سعی می کنم توی خوردن زیاده روی نکنم چون حال ندارم بعدش اینهمه پیاده روی کنم و من همونجا به خودم گفتم یعنی ما چاقها حتی اگر لاغر بشیم تا آخر عمرمون باید رژیم داشته باشیم که یک وقت بر نگرده 😑😑😑 یه جورایی نا امید بودم ولی بازم گفتم عیب نداره لاغر شدن ارزش اینو داره که حتی تا آخر عمرم رژیم باشم یا می گفتم من لاغر بشم بعدش دیگه مواظبم ولی نمی تونستم طاقت بیارم چون به مواد غذایی اعتیاد داشتم 😬😬😬 و بارها خودم حیرت کرده بودم که وقتی لاغر میشدم دقیقاً اگر ۸۶ کیلو بودم وقتی مقداری از وزنم کم میشد و دوباره چاق میشدم به همون عدد ذهنی که قبل شروع رژیم داشتم بر می گشتم ولی خواهر بزرگترم اعتقاد داشت وقتی وزنش برگرده بیشتر از قبل چاق میشه و دقیقاً بیشتر از وزن اولیه چاق میشد ! چون ذهنش به زیادتر شدن روند چاقیش عادت داشت !همیشه با خواهرام می گفتم اینهمه دانشمند و پروفسور و دکتر داریم تو کل دنیا چرا هیچ کدوم یه کار اساسی نمی کنن برای لاغری ؟ چرا یه قرص یا دارو اختراع نمی کنن که بخوری و واقعاً لاغر بشی؟ یکی از اقوام عمل جراحی کرد و چربی های داخل شکمش رو در آورد و وقتی به ملاقاتش رفتیم با اینکه سه هفته از عملش گذشته بود خیلی درد داشت و هنوزم شکم داشت و علت رو جویا شدم گفت ورمه طول می کشه تا بخوابه ! 🤔🤔🤔 تا شش ماه بعد از عمل هیچی جز مایعات نباید می خورد والان که چندین سال از عملش می گذره هنوزم شکم داره و همون به قول خودش ورم رو داره و به نظر من زیاد با قبلش فرقی نکرده با اینکه دیدم خیلی مواظب خوردنشه و در مواجهه با شیرینی به قول خودش ضعف اعصاب می گیره چون براش ممنوعه و یکبار خورد گفت تا چند روز به جاش رژیم گیاه خواری می گیرم که جبران بشه 😑😑😑حتی چند نفر از آشنایان رو شنیده بودم عمل اسلیو معده کردند و یکیشون از وزن ۱۲۵ کیلو به وزن ۵۰ کیلو رسید و برنج و نان و شکر و نمک رو به طور کل از غذای خود حذف کرده بود و بیشتر فقط سوپ سبزیجات می خورد ! اما بعد از یک سال گفتن از قبلشم چاقتر شده و به ۱۴۰ کیلو رسیده 😢😢😢یکی دیگر از اقوام دور با هزینه ی بسیار گزاف در تهران عمل مکش چربی انجام داده بود و چربی های  کل بدنش رو با دستگاه مکیده بودند و شنیدم از وزن ۱۱۵ کیلو به ۶۰ کیلو رسیده ولی بعد از چند ماه دوباره به وزن اولیه برگشت ☹️☹️☹️حالا اینجا یک سوال پیش می آید :چرا تمامی رژیمها و قرص و داروها و دمنوشها و ورزش و عمل های جراحی منجر به شکست می شود؟چرا یک انسان چاق حتی اگر با رنج و مشقت و سختی با یکی از این روشها لاغر شود یا در مدت کوتاهی وزنی که کم کرده یا حتی بیشتر از آن بر می گردد و یا اینکه آن شخص تا آخر عمر باید همیشه با ترس و وحشت غذا بخورد و بسیار مواظب خوردن خود باشد تا دوباره چاق نشود؟ از زمانی که با این دوره ارزشمند و استاد عزیز آشنا شدم جواب تمام سوالهایم رو گرفتم و دریافتم علت تمام شکست ها در زمینه لاغری چیست ؟ 

      .                         🌺    🌺    🌺مهمترین دلیل این است که ما دچار چاقی ذهن هستیم و ذهن ما چون چاق است دستور رفتارهای چاق کننده می دهد و جسم ما تابع ذهن ماست پس وقتی ذهن ما چاقی رو یاد گرفته و مرتب دستورات چاق کننده می دهد جسم ما هم ناگزیر اطاعت می کند چون جسم ما از خود اراده ای ندارد وگرنه طبیعت همه انسان ها لاغر است و برای همین فرشته ی درون ما دوست دارد که ما لاغر بشیم اما چون ذهن ما چاقه لاغری رو بلد نیست و تنها راه اینه که ما همان طور که چاقی رو یاد گرفتیم لاغری رو یاد بگیریم و ذهن ما وقتی لاغری رو یاد بگیره نمی تونه همزمان هم چاق باشه هم لاغر اگر باورهای چاق کننده رو در یک کفه ترازو فرض کنیم و باورهای لاغر کننده رو در یک کفه ترازوی دیگر فرض کنیم ذهن ما مجبور میشه تابع اون کفه ای باشه که سنگین تره پس ما باید اونقدر در آموزش لاغری استمرار داشته باشیم که کفه ترازوی لاغری حسابی سنگین بشه و تغییرات ما ابتدا در رفتار ما نمایان میشه و بعد در جسم ما کاملاً قابل روئیت خواهد بود 😍😍😍 

      .                       🌸      🌸      🌸در تمام سالهای رژیم خواسته ی ما با رفتار ما همسو نبود یعنی ذهنمون به دنبال چاقی بود و ما داشتیم تلاش می کردیم که جسممون و در واقع اضافه وزنمون رو درمان کنیم و چون ذهن و رفتار ما با خواسته و جسم ما همسو نبود تلاش ما بی فایده بود و هر چقدر هم که تلاش می کردیم و کمی از وزن خود رو کم می کردیم به دلیل وجود ترموستات ذهنی دوباره به وزن اولیه بر می گشتیم ترموستات ذهنی هم یعنی عدد وزنی که در ذهن ناخودآگاه ما ذخیره شده و در واقع مانند آبگرمکن عمل می کنه و وقتی ما رژیم می گرفتیم و کمی از وزنمون کم میشد  مانند این بود که آب سرد شده و درجه آبگرمکن پایین اومده و آبگرمکن روشن میشه و شروع می کنه به داغ کردن آب و جبران مقدار درجه ای که پایین اومده و تا زمانی که درجه ای که برایش تنظیم شده و درجه آب با هم یکی نشود به تلاش خود ادامه می دهد و وقتی ما رژیم می گیریم و هر وزنی که از دست داده باشه ذهن تلاش می کنه تا جسم رو به عددوزنی که براش تنظیم شده بر گردونه پس ما فقط برای لاغر شدن یک راه داریم و اونهم اینه که خواسته ذهن و هدف و آرزومون با هم همسو بشه و این امر فقط با آموزش دادن لاغری به ذهن میسر میشه اونوقته که به تناسب اندام عالی و همیشگی دست میابیم  🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/29 11:19
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      سلام🙂

      دو تا موضوع عالی در اینجا یاد گرفتیم

      ا_لاغری حالت طبیعی و ذاتی جسم ما است و جسم ما بیشتر از ما مشتاقه برای لاغر شدن و توانا هم هست و هیچچچ مقاومتی هم در برابر متناسب شدن نداره و این رو بارها در رژیمها و ورزشهای سخت ثابت کرده 

      ۲_علت اینکه از سایر روشها لاغر نشدیم فقط اشتباه بودن مسیر لاغر شدن بوده و جسم ما هیچ ایرادی نداشته غذاها مشکلی نداشتن متابولیسم بدن ما نرمال بوده ‌‌‌‌…و هیچ نیازی به برنامه غذایی مخصوص یا ورزش سخت یا داروی چربی سوز نیست👌👌

      سبک زندگی روزمره ما که حاصل تکرار عادتهای ما است منجر به چاقی و اضافه وزن شده

      عادتها هم همون رفتارهایی هستن که اینقدر تکرار شدن که به ناخودآگاه سپرده شدن و اتوماتیک وار و بدون آگاهی و بدون صرف انرژی انجام میشن

      پس ما باید سبک روزانه مون رو تغییر بدیم نه اینکه در مقطع زمانی موقتی از یه برنامه غذایی یا ورزشی خاصی تبعیت کنیم👌👌

      برای تغییر عادتها هم باید توجه کنیم چه عادتهای چاق کننده ای داریم و اونها رو چطور یاد گرفتیم اونوقت رفتارهای جدید رو یاد بگیریم و تکرار کنیم تا به عادتهای ما تبدیل بشن و اونوقته که چه بخوایم چه نخوایم لاغر میشیم

      مثل زمانی که چاق میشدیم به راحتی و با آرامش و گرم به گرم 😏

      برای شناسایی عادتها نیاز به آگاهی و هوشیاری و آموزش داریم

      برای یاد اوری اینکه چطور اونها رو یاد گرفتیم و اصلا چرا یاد گرفتیم هم نیاز به راهنما و مشاور داریم 

      برای دانستن اینکه چه عادتهایی متناسب کننده هستن هم آموزش لازمه

      و برای تبدیل شدن عادتهای جدید به سبک زندگی روزمره هم تکرار و تکرار آموزشهای جدید نیازه

      و تنها جایی که این آموزشها وجود داره سایت تناسب فکریه🙂🙂👌👌

      و تنها کسی که لایق راهنمایی  و مشاوره رو داره استاد لاغری با ذهنه 👌👌 استاد عطار روشن عزیز که خودشون زمانی چاق بودن و با استفاده از آموزش ذهن متناسب شدن و از تمام رنجها و عادتها ی چاقی آگاهن و چم مخم مسیر لاغری صحیح و اصولی رو بلدن وهمواره دلسوزانه و متعهدانه در کنار تمام کسایی که آرزوی لاغری دارن هستن و اینقدر ساده و عالی آموزش میدن که ما معتاد یادگیری لاغری میشیم و اگه روزی از این آموزشها استفاده نکنیم بیقرار میشیم و احساس میکنیم گمشده ای داریم که شدیدا بهش نیاز داریم🙂🙂🙂👌👌

      وقتی از آموزشها استفاده میکنیم و تکرار میکنیم و سعی میکنیم در زندگی روزمره ازشون استفاده کنیم خیلی راحت بدون هیچ تلاشی و بدون هیچ رنج و محدودیتی عادتهای جدید پیدا میکنیم و یه جورایی همیشه آگاه و هوشیاریم به خوردنهامون به فکرایی که درسرمون میگذره وبه پیغام سیری و….و به مرور و با آرامش و گرم به گرم از ما کاسته میشه و وقتی عجله نداشته باشیم و به لاغر شدن نچسبیم و هدفمون فقط دریافت آگاهی امروز و انجام تمرین امروز و لذت بردن از دریافت آگاهی و داشتن هدف و برنامه مفید برای امروز باشه خییییلی ساده و آسون متناسب و زیبا میشیم آرزویی که سالهاست ابتدای هر سال به عنوان رویا مینویسیمش 👌👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/25 09:45
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      با سلام من این فایل رو گوش دادم ومطالبش رو هم خوندم فهمیدم که برای لاعری فقط باید از طریق ذهنی کار کنیم چون دیگه راههای مختلفی رو رفتم وهی برگستم پس باید بریم سراغ راه دیگه  دیگه چاره ای وراهی دیگه ای نیست فقط باید برم سراع ذهنم همین وبس وباید اینقدر تمرین وتکرار واستمرار داشته باسم تا مثل رانندگی کرون خود به خود  ماشین رو روشن میکنم وشروع به رانندگی میکنم ویا وقتی میخوام قورمه سبزی درست کنم دیگه خود به خود میرم سر گاز وشروع میکنم به درست کرون قورمه سبزی ودهنم خودبه خود به دستهایممیگه چی بریز وچی رو چه قدر بریز پس باید این مسیر رو هم اینقدر برای خودم طبیعی کنم واینقدر استمرار داشته باشم که این مسیر تناسب اندام هم مثل اشپزی کردن خودبه خود دیگه دستم نره به سمت عدای اضافه ویک لقمه یک لقمه هی بخورم یا اینکه هنوز دهنم مشعول چقدر خوردن وچی خودن بشه من حدود یک ماهه که بشدت دارم روی این مسئله کار میکنم وحدود یک هفته است که نسبت به روزاای قبلم هی دارم رفتار وواکنشم تغییر میکنه وهی فکر میکنم ودچار وسواس شده بودم که نم هم دارم رژیم میگیرم اخه هی مواطب احساس سیری ام بودم واینکه یواش بخورم اخه توی فایل قبلی چند تا قوانین برای خودم گذاشتم حالا میگم این هم که همون شده ولی حالا فهمیدم اینها واین قوانین همون فرمولهای درسته که که باید توی دهن من پر رنگ بشه پس این رزئم نیست بلکه قوانین وفرمولهای درسته که با استمرار باید یاد بگیرم وهی تکرار کنم واگاهانه باید روی فرمولها کارکنم ولی بتید احساسم رو خوب نگاه دارم ونیاید احساسم بد باشه وهر روز تکرار کنم وهمیشه شاد باشم  وکمکم ترموستات دهنم رو روی سایز ۳۶ تنطیم کنم ووقتش دیگه عمل کنم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/03/11 21:41
      مدت عضویت: 268 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد ❤ سلام و درود…

       

      سپاس بی نهایت بابت فایل بی نظیر تون🌟من متعهدانه دارم فایل هارو دنبال میکنم و با وجود پر بار بودن روزهام حتما حتما باید فایل رو گوش بدم و کامنت هم بزارم😍یکی از هدف هام گذروندن دوره صد روزه و به امید خدا بعدش دوره سرزمین لاغرها🌟واقعا دارم نشونه هایی رو تو رفتار خودم میبینم…به طور مثال دیشب باقالی پلو که غذای مورد علاقه من بود داشتیم و من اصلا گشنم نبود و نخوردم😍بدون اینکه حتی یه ذره دلم بخواد،،،قبلا هر موقع این غذا بود دو برابر غذاهای دیگه می‌خوردم😂یا وقتی سیر میشم دست از غذا میکشم و توجه نمیکنم که چقدر مونده😇البته اینم بگم چون اول راهم یکم شیطونی میکنم ،مثلا میگم بزار یه قاشق دیگه هم بخورم😁ولی بازم خودم خیلی راضیم چون قبلاً باید تا ته بشقاب رو می‌خوردم ولی الان تا جایی که سیر میشم و مطمئن هستم روز به روز بیشتر رو خودم کار کنم قوی تر میشم و ذهنم بیشتر و بیشتر لاغری رو یاد میگیره 💪خدارو صد هزار مرتبه شکر که در مسیر درست قرار گرفتم🌟

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز میشوم 💪🌟💪 لاغری طبیعت بدن من هستش😍

       

      سه شنبه ۱۴۰۰/۳/۱۱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/21 19:10
      مدت عضویت: 419 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      سلام به همه دوستان و استاد عزیز

      گاهی یه باور مخرب می اومد توی ذهنم که مگه چند سال می خوای زندگی کنی؟ سلامتیت مهم تره! همین که الان سالمی کافیه! برای چی می خوای شکمت کوچیکتر بشه؟ و …

      الان یکی از آرزوهای قلبیم اینه که مثل دورانی که داشتم، وزنم 57-56 کیلوگرم بشه و اندام متناسبی داشته باشم. راه دوری نیست. همین جاست توی قلبمه و مثل آیینه هر ورز بهش نگاه می کنم و خودم رو می بینم که مثل قبل لباسهای خوشگل پوشیدم و از بودن توی جمع لذت می برم و از اینکه هر لباسی می خوام می پوشم حس خوبی دارم. 

      نمی خوام عدد خاصی مشخص کنم اما دورانی که بین وزن 56 تا 58 کیلوگرم بودم بهترین دورانم بود. همیشه دوست داشتم توی مهمونی ها و جمع دوستانم باشم و لذت می بردم از این که خودم رو ببینم. دوست دارم و آرزو می کنم به زودی به اون روز ها برگردم و باز هم طعم شیرینش رو بچشم.

       

      برای همه آرزو می کنم اندامی متناسب و جسم و روح و ذهنی سالم داشته باشند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/31 17:46
      مدت عضویت: 365 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,026 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز

      از وقتی ک متوجه چاقی خودم شدم یکی از بزرگترین خواسته هام متناسب شدن بود و برای رسیدن ب این خواسته تلاش های زیادی هم کردم ،بارها رژیم میگرفتم و‌ورزش های‌مختلف انجام میدادم و‌خیلی از روش های  دیگه ک برای رسیدن ب این خواسته ام انجام میدادم ولی همه ی ان ها موقتی بود و من خیلی زود ب وزن و سایز قبلی برمیگشتم ،منم هنوز دفترچه سررسید سال ۹۸ خودمو دارم ک در اول صفحه اش عاجزانه برای خدا نوشتم ««خدایا ازت میخوام ی بار برای همیشه لاغر شوم و لاغر بمانم »»اونوقتی ک من این جمله رو مینوشتم آگاهی از همچین مسیری نداشتم  و‌همچنان از روش هایی مثل رژیم و‌ورزش استفاده میکردم و تلاش میکردم ک‌یکم وزنمو بیارم پایین یا حداقل بیشتر از این نشم چون همیشه آدم‌های چاق ترس بزرگتری ک دارن اینه ک چاقتر نشم 😢

      بارها با رژیم وزنمو پایین اوردم ولی خیلی زود برمیگشتم دوستام رفتن ورزش تی آر ایکس ‌و‌خیلی خوب لاغر کردن وقتی اونارو دیدم منم رفتم و تا ۵-۶کیلو‌وزن کم کردم و سه سایز هم پایین اومدم خیلی خوشحال بودم و با خودم میگفتم میتونم خودمو حفظ کنم ولی مچ دست چپم شکست و خیلی زود تمام سایز و‌وزنم برگشت چون باورهای غلطی ک داشتم و‌فرمول های چاقی ک‌در ذهنم داشتم نمیزاشت ک من در سایز و‌وزن کم باقی بمونم ، من فقط تلاش فیزیکی میکردم ب جسمم فشار می اوردم ورودی هارو میبستم  و همین باعث میشد ک چون مثل شرایط عادی ک داشتم زندگی نمیکردم همینم باعث از دست دادن مقداری از وزنم میشد ولی در ذهنم هیچ چیز تغییر نمیکرد همچنان من خودمو محکوم ب چاقی میدونستم همچنان استعداد ژنتیک و غذا و بی تحرکی و کلی باور راجب چاقی داشتم ک تا ی ذره این شیر ورودی باز میشد جسمم ب شکل قبلش برمیگشت ترموستات ذهن من روی سایز بالا تنظیم شده بود من سالها بود خودمو روی وزن بالاتر از ۷۶تنظیم کرده بودم و هر چقد هم با فشار و تلاش و بستن ورودیا وزن رو‌پایین میاوردم خیلی زود بعد اینکه خسته میشد از رژیم و‌ورزش ب حالت قبل و‌ب تنظمات قبل برمیگشتم ، برای لاغری باید اموزش دید وقتب لاغری رو یاد بگیرم و تکرار کنم لاغر و‌متناسب میشم چون پیش فرض دهن من متناسب شدنه ی فرمول ها باورهایی در طی رندگی  یاد گرفتم و‌تکرار کردم و سالها استمرار داشتم و اونها منو ب سمت چاقی کشوند و اگه ارزوی لاغر شدن دارم باید ذهنمو اموزش بدم و باورهای جدید ایجاد کنم و موانع رو بردارم و ترموستات بدنمو روی سایز و‌وزنی ک میخوام و‌دوست دارم تنظیم کنم و ایمان داشته باشم ک اگه تغییر کنم و تکرار کنم و استمرار داشته باشم قطعا بدنم همونطور ک وقتی تنظیمات رو روی درجه بالا تنظیم کرده بودم خود ب خود بالا میرفت الانم ب همون صورت عمل خواهد کرد و منو ب سایز و‌وزن پایین خواهد اورد ،و ثابت خواهم موند اگه استمرار داشته باشم ،

      من این فایلو قبلا گوش دادم و امروز در دوره صد گام ب این فایل رسیدم ک مثل همیشه و‌همه ی فایلا چقد ب موقع بود و‌جقد من امروز ب شنیدن این فایل نیاز داشتم ، قبلا ک این فایلو شنیدم برای خودم هدفی قرار دادم ک همیشه ارزوم بود دوست داشتم ک سایز ۳۶و‌وزن ۵۷-۵۸ داشته باشم و اینو برای خودم یاداشت کردمو جلو چشمم زدم ،الان چن ماه داره میگذره و من از وزنم خبر ندارم ولی فک کنم همون حدودا باید باشم چون سایزم تقریبا ۳۶هست ،دیشب کلی خوشحال بودم و ذوق داشتم ،توی تلگرام گروه خونوادگی چنتا عکس رودو بلد شد از عکسای سالهای قبل ،خودم همیشه از خودم فراری بودم و تنها عکسایی ک دارم سلفی و از چهره اس خلاصه بعد این عکسا اعضای خونوادم طبق معمول شروع کردن ک بسه و دیگه لاغر شدی و صورتت وقتی تپل بودی بهتر بود تو همچنان هر روز ک میبینیمت داری لاغرتر میشی خلاصه ک مثل افت شروع کردن و منم ک دیگه جوابی ندادم و چنتا استیکر فرستادم و اومدم بیرون از نت ،با خودم حرف زدم و‌گفتم ک این خواسته و آرزوی تو بوده و همه ی قسمتا قراره با هم متناسب بشن قرار نیست من همچنان اون صورت تپل و پر از لپ رو همچنان داشته باشم حتی نگا خودم کردم ک همچنان صورتم زیبایی خودشو داره ولی ی حس ترس کوچولو‌رو ته دلم داشتم آخه مامانم بهم‌گفت اگه نتونی این وزنی ک در نظر داری بمونی و مدام همینجوری لاغر بشی تکلیفت چیه ☹️☹️این جمله با من بود هر چند ک کلی دلیل براش میاوردم ک ترسی نداره و اینجوری نیست مگه ادمای متناسب هر روز دارن اب میشن ی وزن و سایزی رو دارن همیشه زندگی میکنن از اون محدوده ن زیاد بالاتر میرن ن‌پایین تر ،امروز ک دوباره این حرفا رو توی فایل شنبدم گفتم همینه ،تنظیماااات من تنظیمات بدنمو در هر درجه ای بزارم همون حدودا میمونه و ذهنم منو ب همون اندازه میرسونه اونایی ک متناسبن طبق فرمول های پیش فرض ذهنشون همیشه متناسبن  از هر لحاظ و ذهنشون همیشه اونارو در متناسب ترین حالت نگه میداره ، من اینو دستکاری کرده بودم با فرمول ها و باورهای چاقی الان دارم برمیگردم ب تنظیمات اصلیش بس تا وقتی ک ذهنم هدفی ک براش تعیین کردم نرسه منو پایین میاره و بعد اون همونطور در همان حدودا میمونم همینجوری  ک سالها تنظیماتم بالا بود خود ب خود هر چقدم تلاش میکردم باز برمیگشت 🥰 باز ارامش ب وجودم برگشت چون‌الات میدونم ک تکرار کردن و استمرار داشتن باعث این نیست ک من بخوام بیش از اندازه لاغر بشم بلکه برای اینه ک من اموزشم رو تکرار کنم تا برای ذهنم پر رنگ بشه ، مگه ن اینکه وقتی من رانندگی رو در اموزشگا یاد گرفتم برای اینکه دستم بخوابه و راحت تر و بهتر رانندگی کنم مدام ماشینو‌برمیداشتم میرفتم تمرین میکردم و همین تمرینات باعث شده الان راننده خوبی بشم ، وتمام اموزش ها همینجوریه اگه تکرار نباشه ملکه ذهن نمیشه و خیلی زود ممکنه برای ذهن کمرنگ بشه ،همه عادت ها روزی تکرار شدن اونقد تکرار شدن تا الان تبدیل ب ناخودگاه شدن و لاغری هم‌باید تکرار بشه تا زندگی ب روش لاغری برامون ناخوداگاه بشه بدون اینکه دقت کنم چی خوردم چیکار کردم ناخوداگاه همه رو از احساس هام بفهمم 😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/01/18 00:43
      مدت عضویت: 332 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب همه عزیزان
      گام یازدهم آرزوی لاغری خود را محقق کنید ،اخ که چقدر برای لاغری تلاش کردم ،رژیم ،ورزش ،خام خوری ،رژیم میوه ،دمنوش ،شام نخوردن ،رژیم سبزبجات،روغن و قندو حذف کردن باور کنید بعضی هاش یادم نیست خیلی بیشتر از اینا بودن بعضی وقتا دوستان ک داخل دیدگاه شون از روش های لاغری قبلی شون مینویسن میخونن یادم میفته ک اِ منم این امتحان کرده بودم تلاش های ک نتیجه ی پایداری نداشت و همیشه حسرت اندام ادم های متناسب میخوردم ،واقعا این حرف استاد ک گفتن رسیدن ب هر آرزویی با چاقی براشون لذت بخش نبوده ،این حرفشون رو با پوست و استخون درک میکنم انگاری حرف دل منو زدین .
      خلاصه اینکه ما ناخواسته ذهنمون رو تنظیم کردیم روی چاقی الانم ذهن ما چاقی بلده حالا ک می خوایم لاغر بشیم باید لاغری رو آموزش ببینیم و لاغری رو یادش بدیم و استمرار در رفتار های لاغری باعث میشه ک ما در مسیر لاغری قدم برداریم ،ب امید اون روز ک با تناسب اندام ب همه آرزو هاتون برسید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/14 19:18
      مدت عضویت: 379 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,106 کلمه

      بنام حق❤
      👣 گام 1️⃣1️⃣ آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید💫😇
      🙋‍♀️ سلام به همگی، چقدر این فایل در شروع قرن جدید و شروع سال ۱۴۰۰ به موقع بوده و منم امیدوارم امسال بهترین سال زندگی تون باشه و پس از این، هر سال بهترین سال زندگی تون باشه و همواره سال های خوبی را سپری کنید.😊

      اول ببینیم آرزو چیه❓

      💫 تعريف آرزو

      ✅ در تعريف آرزو گفته اند : آرزو يعني آنچه كه افراد در زندگي يا در دنياي هستي تمنا مي كنند. يا آرزو را مي توان چنين تعريف كرد: آرزو عبارت است از: يكسري خواسته ها و منويات كه انسان در جهت رشد و تعالي معيارهاي زندگي خود در حال يا آتي به آنها نياز دارد، بي شك انسان در هر مقطعي از زمان و مكان نياز به آرزو دارد و البته به مرور زمان نيز اين آرزوها براساس شرايط و موقعيت زماني و مكاني در تغيير است.

      💫 آرزوی لاغری من

      منم مثل تمام دوستان و افرادی که دارای اضافه وزن هستند همیشه یکی از خواسته ها و آرزوهای پایه ثابت ام موقع دعا کردن هنگام نماز،یه مکان زیارتی،تحویل سال نو و..‌‌.لاغری و تناسب اندام بوده است

      🔅زمانی که برای آرزوهایی که داریم هیچ اقدام و تلاش و حرکت درست و مناسب و به موقعی نکنیم همیشه اون آرزو، فقط یه آرزو باقی خواهد ماند🔅

      🟣 دوست نداشتم آرزوی لاغری من همیشه فقط در حد یه آرزو باقی بمونه بنابراین مثل تمام دوستان روش های لاغری بسیاری بکار گرفتم مانند: انواع رژیم های لاغری،کالری شماری،پیاده روی،انواع ورزش ها مثل شنا و ایروبیک،بدنسازی و TRX و دوچرخه و تردمیل و.‌‌..، انواع چای و دمنوش و قهوه های لاغری،انواع قرص های لاغری و کاهش اشتها و چربی سوز هم گیاهی و هم شیمیایی،عرقیجات گیاهی و لاغری، کمربند حرارتی لاغری،شلوارک و گن های لاغری، دستگاه های لاغری،تزریق آمپول های لاغری، امبیدینگ و کاشت نخ، طب سوزنی و… و بطور نسبی و مقطعی سایز و وزنم کم میشد

      🤔اما با این روش ها هیچوقت به آرزوم که لاغری و وزن ایده آلم بود نرسیدم چرا⁉️

      🤔چرا اون مقدار سایز و وزنی که کم میکردم دوباره بعد از مدتی برمیگشت⁉️

      🤔چرا نمی تونستم اون کاهش وزن رو حفظ کنم و نتیجه تلاشم به مرور از دست می‌رفت ⁉️

      ✅ چون سبک عادی زندگی من مشکل داشت، و من تصمیم میگرفتم که در یه مقطع زمانی روش و سبک زندگیم رو تغییر بدم و با اعمال محدودیت هایی مثل افزایش فعالیت بدنی و ورزش، رژیم غذایی خاص مصرف دارو و… مثلا به مدت ۳ماه،۶ماه،یکسال سبک زندگی ام تغییر بدم و از یه سبک و روش دیگه ای استفاده یا زندگی کنم

      اما مشکل اینجا بود که بعد از مدتی از اون سبک و روش خسته میشدم و رها میکردم و به سبک و روال عادی و قبلی زندگی ام برمیگشتم و یواش یواش همون وزن و سایزی که کم کردم دوباره برمیگشت و همه چیز خراب میشد😕🥺😫

      ✅ چون من به ترازو وابسته شده بودم و مرتب خودم رو وزن می کردم، بر اساس ارقام و تعدادی که ترازو و متر نشون میداد خوشحال و ناراحت میشدم

      نمیدونستم که این نوسانات احساسی خودش چاقی رو تشدید میکنه

      هر دفعه که ترازو وزن کمتری نشون می داد واسه یه مدت بی جنبه میشدم و میگم حالا که وزن کم کردی حالا این بار رو بخور، حالا این دفعه رو بخور، حالا این یه لقمه رو بخور و هر دفعه که ورنی کم نمیکردم یا وزن اضافه میکردم اعصابم بهم میریخت و میگفتم چرا پس کم نکردم، حتما مشکل از من و بدن من و سوخت و ساز بدن من و اراده من و خلاصه ایراد از منه، ناامیدی و اعتماد به نفس پایین رو بدنبال داشت و گاهی هم میگفتم حالا که این روشها هم نتیجه نمیده و من شانس و بخت و اقبالم چاقی و طبیعت من اینه پس چرا تلاش بیخودی کنم و بیخیال میشدم و دوباره به رفتارهای قبلی و سبک و روش قبلی ادامه میدادم و در نتیجه چاقی ام بر میگشت

      ✅ چون ذهن من چاق شدن رو یاد گرفته بود از بچگی و از خانواده و اطرافیان و دوستان، پزشکان و متخصصان تغذیه و رسانه ها و… یاد گرفته بود و استادش شده بود

      چون بطور ناخواسته چاقی رو آموزش دیده بودم و پیگیرش بودم

      چون ذهنم مثل یه ترموستات روی چاقی تنظیم شده بود

      ✅ چون این من بودم که تصمیم گرفته بودم که لاغر بشم و با اعمال یه سری محدودیت ها به جسمم فشار وارد میکردم درصورتیکه ذهن من همچین تصمیمی نگرفته بود

      چون عدم هماهنگی بین جسم و ذهن من وجود داشت

      ✅ چون من با افکار و رفتار ها و عادت های اشتباه و چاق کننده ام و تکرار اونا داشتم چاق شدن رو تشدید میکردم و داشتم به ذهنم میگفتم که من به چاق شدن علاقه دارم و داشتم به ذهنم دستور چاق شدن رو میدادم

      وقتی اینقدر به چاقی و اضافه وزنم فکر و توجه میکردم و واکنش نشون میدادم ذهن منم تصورش این بوده که من ازش خوشم میداد چون ذهن ما قدرت تشخیص خوب و بد رو نداره و به هر چیزی که بیشتر فکر و توجه کنیم درنتیجه درصدد بیشتر شدنش بر میاد.

      🤔 حالا چجوری آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنیم ⁉️

      🤔 چیکار کنیم که آرزویِ لاغری ما فقط در حد یه آرزو باقی نماند⁉️

      ✅ این همه سال از روش های مختلف استفاده کردیم ولی نتیجه مطلوب و ماندگاری نگرفتیم چون راه و روش مان اشتباه بوده است ، هر روش لاغری که با درگیری ذهنی، زجر،سختی اذیت شدن و محدودیت همراه باشه اون روش اشتباه هست و نتیجه ی ماندگاری نداره، بنابراین باید تمام روش های قبلی رو بریزیم دور و دیگه تلاش بیخودی نکنیم

      ✅ باید چاقی رو فراموش و به جای آن لاغری رو یاد بگیریم و در آن استاد شویم.

      ✅ باید افکارمون رو تغییر بدیم و در نتیجه اون رفتارمون تغییر میکنه و در نهایت جسممون تغییر میکنه.

      ✅ باید ترموستات (فرمول های ذهنی) رو به سمت لاغر شدن هدایت کنیم

      ✅ باید بین جسم و ذهن مان هماهنگی و تعادل ایجاد کنیم

      ✅ باید اطلاعات و ورودی های درست و مناسب به ذهن مون بدیم و در نتیجه خروجی درست و مناسب دریافت کنیم

      و اینا محقق نمیشود جز با آموزش دیدن لاغری با ذهن💯

      ✴ شما لیاقت آرزوی رسیدن به آرزو را دارید💯

      🟣 نکته جالب اینجاست که اگر شما آرزویی رو تو ذهنتون پرورش میدهید خدا یقینا لیاقتش رو تو شما دیده که این فکر رو در اختیارتون گذاشته.(منظور آرزوی درست هست) هیچ وقت خدا در دل یک کرم خاکی آرزوی رییس جمهور شدن را قرار نمیدهد.و همین آرزو بیانگر توانایی و لیاقت و استعداد انسان است. به قول مولانای جان:

       

      کین طلب در تو گروگان خداست

      زانک هر طالب به مطلوبی سزاست

      جهد کن تا این طلب افزون شود

      تا دلت زین چاه تن بیرون شود.

       

      ✅ فقط باید راه و روش درست انتخاب کنیم.

      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان عزیز🧠💪🫀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/12 23:54
      مدت عضویت: 641 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 561 کلمه


      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
      آرزوی لاغری تو محقق کن😊
      لاغری آرزویی هست که همه ما دوست داریم هرچه سریع تر بهش برسیم
      ولی باید اندکی تامل کنیم که آیا ما هم سریع چاق شدیم که الانم سریع لاغری بشیم
      ما متاسفانه خیلی عالی چاقی رو یاد گرفتیم اون با دیدن افراد چاق اطرافمون و باور اینکه ما ارثی چاق میشیم و استخوان بندیمون محکم هست و مهمترین عامل چاقی ما‌پذیرش این باورها ی اشتباه بود در واقع برای خودمون تصویر سازی کردیم که سرنوشت ما چاقی هست😔 نه اینکه دوست داشتیم چاق باشیم نه بلکه ناخواسته شدیم شاگرد ممتاز چاقی 😔
      و اینگونه ما چاق شدیم چقدر آدم های متناسب دیدیم و چقدر لباس های خوشکل و رنگارنگ دیدیم که به خاطر اضافه وزنمون ازشون محروم شدیم کلی طعنه ها شدیم و تجویزهایی از قبیل کم بخورو ورزش کن و رژیم بگیر 😔و اینقدر گفتن و روش های لاغری زیادی تبلیغ کردن و ما هم به امید تحقق رویای لاغری خودمون به سمتش رفتیم و نتیجه هم گرفتیم اما نتیجه موقت که پایدار نبود و گذرایی بود چند سال این شد مسیر زندگی ما رژیم بگیریم و چند کیلو کم کنیم و دوباره برمیگشت واقعااا نا امید کننده بود دیگه باورمون شده که تمام روش ها فقط زمان بر هست و فقط چن کیلو کم میکنن و بس 😔
      موندیم چرا این همه رژیم به ثمر دلخواه و دائمی نرسید🤔
      دلیلش اینه که ما چاقی رو اصولی آموزش دیدیم و مرحله به مرحله به سر انجامش رسوندیم اصلا هم زمان برامون اهمیت نداشته که چقدر طول بده و توی این مسیر خیلی جاها از خوردن لذت بردیم و هیچ زحمتی به خودمون ندادیم برای همین نتیجه شگفت انگیز چاقی نصیب ما شد اما الان داریم چکار میکنیم داریم رژیم میگیریم که حسابی خودمون رو انداختیم به زحمت و فشار جسمی فراوان که چند کیلو کم کنیم اونم با اعصاب خردی و محروم کردن خودمون از غذاهای لذیدی که عمری باهاشون حال کردیم و خاطره ازش داریم و خیلی هم عجله داریم که در یک زمان محدود چند ماهه یا نهایت یک ساله نتیجه بگیریم 😔
      خب حالا چاق شدن با لذت کجا و رژیم با سختی کجا .
      آیا راحتی مثل سختی هست🤔
      برای همین هیچ روشی برای ما کارآمد نبود و نتیجه نگرفتیم .
      تاالانم لاغری نصیبمون نشده چون فقط فشار جسمی به خودمون می آوردیم ونمیشه ذهنی که پر از اطلاعات چاقی هست وطی چندین سال اینقدر خوب برنامه ریزی شده که با یه استارت کوچیک سریع در مسیر چاقی سرعت میگیره و پیشرفت میکنه حالا مجبورش کنیم که بدون هیچ علم و آگاهی لاغری و با یک یا چند فشار، استارت لاغر شدن بزنه و سریع لاغر بشه
      ماچاقی رو آموزش دیدیم و ذهن ماچاقی رو پذیرفته برای همین ذهن به جسم فرمان داده وجسم ما با ذهنمون هماهنگ شده که ما چاق شدیم برای لاغری هم دقیقا همین روش رو باید پیش بگیریم تا ذهن و جسم ما هماهنگ بشه یعنی اول باورهای اشتباه چاقی رو از ذهن خودمون پاک کنیم بعد خوب لاغری رو مرحله به مرحله و اصولی بهش یاد بدیم تا ذهن ما فرصت کنه با جسم مون هماهنگ بشه و لاغری دائمی نصیب ما بشه😊 بله زمان بر هست ولی نتیجه فوق العاده هست😊
      در واقع ما توی ذهنمون بذر چاقی رو نشوندیم و خیلی هم مراقبش بودیم و به میوه دهی رسوندیمش حالا هم باید بذر لاغری رو توی ذهنمون بنشونیم و همون جوری به ثمر دهی برسونیمش 😊
      پس به امید ثمردهی کل آرزوهامون🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/12 22:11
      مدت عضویت: 683 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      منم همیشه موقع سال تحویل، یکی از آرزوهام لاغر شدن بود، و هر سال سعی میکردم با رژیم، ورزش، دمنوش و… به آرزوی لاغری خودم برسم، اما همه این روش ها نتیجه موقتی داشتند و هیچ کدوم ماندگار نبودند. من چندین ساله که با چاقی زندگی میکنم و کاملا محدودیت ها و محرومیت هاش رو با پوست و استخونم درک میکنم، من چاقی رو آموزش دیدم و بهترین نتیجه رو ازش گرفتم، الانم اگه میخوام لاغر بشم باید لاغری هم آموزش ببینم. چون لاغری هم مثل تمام هنرهای دیگه یاد گرفتنی هست و باید حتماً آموزش ببینیم، درست مثل نوازندگی، خیاطی ، رانندگی ، نقاشی ، آشپزی ، … و هر هنری در دنیا تا وقتی که آموزش نبینیم امکان نداره که بتونیم اون هنر رو انجام بدیم. لاغری هم همین طوره تا وقتی که ذهن آموزش نبینه امکان نداره که لاغر بشیم و تا آخر عمر لاغر بمونیم.
      اما وقتی که ذهن لاغری رو آموزش ببینه، اونوقت ذهن با جسم هماهنگ میشه و روند تغییر کردن شروع میشه. وقتی روند تغییر شروع بشه دیگه خودش تا انتها پیش میره، مثل بذر که تا وقتی توی دستمه هیچ اتفاقی واسش نمیفته، ولی وقتی بکارمش و جوانه بزنه تا درخت شدن و میوه دادن و دوباره بذر دادن پیش میره.
      پس باید فقط ذهنمون رو آموزش بدیم و در این مسیر استمرار داشته باشیم. چون هر هدفی با استمرار داشتن بدست میاد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/10 18:20
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      باسلام
      مادرزندگی یادرحال سقوط ایم یا صعود .سعی وتلاش حتی توجه کردن در کارهای افراد متناسب باعث میشه درمسیرخواسته امون باشیم .این فایل خیلی برام اهمیت داره بااین فایل تازه دارم یک چیزهای رو میفهمم و خوشحالم که در این مسیر حرکت میکنم .
      هرچه بیشتر روی خودمون کارکنیم به لایه های پنهان نزدیک میشیم وکاربیشتری داریم اینقدر باید کارکنیم که عادتمون بشه .
      برای تغییر افکار باید به تمرینات عمل کنیم .چیزی که خیلی مهمه تاثیر رفتارقبلی ما برنتیجه الان ما خیلی زیاده.سالها اضافه وزن ، ضربه های زیادی به ما زده وعوامل زیادی رو مقصرمیدونیم .مخصوصا ترس ازخوردن که باوری به شدت ریشه داره .باید این باور غلط رو باباورخوردن تاثیری برچاقی مانداره بلکه رفتاری که ما داریم باعث چاقی مامیشه عوض کرد.
      وباید بگیم بدن مابرای زندگی و انرژی گرفتن احتیاج به خوردن داره .پس باید رفتاری رو انجام بدیم که از قانون فراترنباشه .
      غذا شما رو چاق نمیکنه یک قانونه ولی رفتار مامصرف بی رویه غذاست که رفتار ما این قانون رو زیرپا گذاشته .
      نکته خیلی مهمی که استاد برآن تاکید میکنن استمرار داشتن .همانطور که فرد متناسب سالهاست متناسبه .هرچی که استمرارمادرآموزش ویادگیری بیشترباشه نشان دهنده اینه که ما چقدربه خودمون اهمیت میدیم .
      تولد آگاهانه یعنی اینکه باور و افکار درستی درمورد تناسب به ذهنمون بدیم و انسان جدیدی خلق کنیم .
      خدایا به من کمک کن تا درقرن جدید بتوانم بدن جدید بسازم .بتوانم اشتباهاتمو پیدا کنم و اونها رو تغییر بدم .من ازخوردن خیلی میترسم دراین چند روزه آشنایی با سایت این ترس کم رنگ شده ولی ترس از خوردن شیرینی درمن خیلی پررنگه .نسبت به سالهای گذشته خوردن شیرینی درمن کمتره شده باید روی ترس از اون بیشتر کارکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/08 17:28
      مدت عضویت: 308 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,194 کلمه


      به نام خدایی که در این نزدیکیست…
      سلام
      مسیر لاغری من. گام یازدهم.آرزوی لاغرشدن خود را به واقعیت تبدیل کنید.
      من از بچگی ادم چاقی نبودم که بخوام بگم از بچگی آرزوی من لاغری بوده .
      در واقع چاقی من بعد از ازدواج شروع شد و با بارداری و زایمان بیشتر شد و این اواخر وقتی افراد متناسب رو هر جا میدیدم با حسرت به انها نگاه می کردم وچون چاقی و اضافه وزنمو ارثی میدونستم خیلی طبیعی بود واسم که متناسب نباشم در صورتیکه ارث و ژنتیک من مشکل نداشته و ایراد از رفتارها و عادات غذایی نادرست من بوده و در تمام زمانهایی که من از یه روشی برای لاغری استفاده می کردم در واقع من داشتم خودمو گول می زدم و در اون مدت چونکه من طبق اون روش عمل می کردم یه مقدار از وزنم کم میشد
      وقتی که من روی ترازو می‌رفتم و ترازو عدد پایین رو نشون می داد من از خوشحالی توی پوست خودم نمی گنجیدم ولی به محض اینکه مدت اون روش تموم میشد چون ذهن من لاغرشدن و لاغر موندنو بلد نبود و فقط چاقی رو آموزش دیده بود و در اون خیلی حرفه ای عمل می‌کرد آرام آرام فرمان خوردنو صادر می‌کرد وبدون اینکه حتی من ذره ای متوجه شوم شروع به خوردن های وقت و بی وقت میکردم وجسم من گرم به گرم شروع به چاق شدن میکرد
      دقیقا مثل ترموستات آبگرم کن که وقتی اونو روی درجه ای تنظیم می کنی وقتی آب سرد به این ترموستات اضافه بشه دما که پایین بیاد ترموستات شروع میکنه به فرمان دادن وشعله رو ، روشن می‌کنه دقیقا ذهن آدم چاق هم همین طور عمل میکنه وقتی که داره رژیم میگیره در واقع داره ورودی رو کنترل می‌کنه ونمیزاره که غذا به بدنش برسه و به هر بد بختی که هست جلوی خودشو در مقابل مواد غذایی میگیره و خودشو محدود می‌کنه خوب موفق هم میشه ویه مقداری از وزنشو کم میکنه وبرای یه مدت وزنشم خوب میشه و از زندگی لذت میبره ولی چه فایده که دوران این خوشی کوتاه چون ترموستات ذهنیش تغییر نکرده وذهنش دوباره فرمان خوردن و چاق شدن رو صادر میکنه وجسم چاره‌ای جز اطاعت کردن نداره
      چونکه ذهن وجسم با هم همسو و هماهنگ نیستند و این عدم هماهنگی بین ذهن و جسم باعث چاقی میشه وبرای اینکه جسم و ذهن باهم همسو بشن چاره‌ای جز آموزش دیدن لاغری از طریق ذهن نیست چون لاغری هم مثل تمام هنرهای دیگر یاد گرفتنیه و باید حتماً آموزش ببینی درست مثل نوازندگی، خیاطی ، رانندگی ، نقاشی ، آشپزی ،……وهر هنری در دنیا تا وقتیکه آموزش نببینی امکان نداره که بتونی اون هنر رو انجام بدید
      مثلاً غیر ممکنه که بدون اینکه رانندگی بلد باشی بتونی پشت فرمون ماشین بشینی و رانندگی کنی ، لاغریم همین طوره تا وقتیکه ذهنت آموزش نبینه امکان نداره که لاغر بشی و تا آخر عمر لاغر بمونی مگر اینکه همیشه در رژیم و رنج و عذاب باشی و اصلا با تصمیم نمی تونی لاغر بشی خود من چقدر تصمیم گرفتم که لاغر بشم وهر وقت که اگر در روشی بودم و به اشتباه رفتار نادرستی ازم سر می‌زد فوراً اون روشو رها میکردم و میگفتم که دیگه فایده نداره وبدن من دیگه درست عمل نمیکنه
      و باز یه مدت می‌گذشت و دوباره تصمیم می‌گرفتم که از یه روش دیگه استفاده می کردم وباز همون آش و همون کاسه چون ذهنم لاغری رو بلد نبود وتا وقتی که ذهن لاغریو آموزش نبینه جسم لاغر نمیشه یکی از همکلاسی های دخترم خیلی چاقه یعنی در این حد که اگر این خانم 18سالشه تقریباً شاید نود کیلو باشه یه روز که اومده بود خونمون دیدم که خیلی لاغر شده بهش تبریک گفتم و ازش پرسیدم که چی کار کرده که این قدر لاغرشده ، گفت که رفته پیش یه متخصص خوب تغذیه ولی کلی سختی کشیده و رژیم سفت و سختی گرفته
      تا اینکه چن وقت پیش دخترم رفته بود کارنامه شو بگیره یکم دیر اومد علت شو پرسیدم گفت هیچی فلانی میخواست بره کمربند بخره یکمی دیر شد، گفتم کمر بند چی؟، گفت دوباره چاق شده میخواست کمربند لاغری بخره این قدر ناراحت شدم واسه سختی که این بچه کشیده بود گفتم می‌خواستی بهش روش لاغری ذهنی رو معرفی کنی بعد دخترم گفت بهش گفتم ولی اصلا تو این مدارا نیست .
      حالا من بهتر درک می‌کنم که برای لاغر شدن باید حتماً آموزش ببینی ووقتی که آموزش ببینی خود به خود فرمول‌های چاقی ذهنت تبدیل به فرمول‌های لاغری میشه و ، وقتی که فرمول‌ها عوض بشن سبک زندگییت هم تغییر می‌کنه و آرام آرام جسمت تغییر میکنه و بدون اینکه بفهمی متناسب میشی و بیشتر مشکل ما افراد چاق همین سبک زندگی روزمره ماست که خیلی هم اشتباه و نادرسته وما هر روز با تکرار همان عادت های اشتباه به روند چاق تر شدمون بهبود می‌بخشیم وهر روز به اشتباه تمرکز مونو بیشتر روی چاقی و اضافه وزن مون میزاریم مثلاً ما افراد چاق علاقه زیادی به ترازو و وزن کردن خودمون داریم و برای کسی که لاغرشدن و بلد نیست بالا رفتن وزن خیلی راحت تر از پایین آمدن وزن ،
      بخاطر همینه که وقتی در هفته یه بار 15گرم 20گرم ترازو کمتر نشون میده و 5-6 بارم پیش میاد که ترازو عدد بالا تریو نشون میده وما مدام در حال خوشحال و ناراحت شدن هستیم و به همون تعدادی که اعصابت داره از دیدن وزن بالا بهم میریزه یعنی داری اوضاع رو وخیم ترش می‌کنی در واقع داریم به ذهنمون یاد میدیم که که من علاقه دارم به چاقی بیشتر هرچند که در ظاهر از چاقی مون ناراحت باشیم ولی برای ذهن ما اون ناراحتی مهم نیست ، اون احساس ما مهمه وما به هر چیزی که واکنش نشون بدیم ذهن ما از اون موضوع خوشش میاد و اونو در زندگی ما زیاد میکنه ولی به لطف خداوند متعال از زمانی که به این مسیر هدایت شدم هر روز دارم چیزای جدید یاد میگیرم وکلی به آگاهی هام اضافه شده و گام به گام ذهنم داره آموزش میبینه وآرام آرام داره با جسمم همراه و همسو میشه و به لطف خدا سبک زندگیم داره تغییر می‌کنه وبا این تغییرات جسمم هم داره کم کم تغییر می‌کنه و از زمانی که دارم از این روش استفاده می کنم کلی از بیماریام از بین رفتن سایز کم کردم کاهش وزن دارم ولاغری با قدرت ذهن نه تنها روی جسمم بلکه در همه موارد زندگیم تاثیر داشته والان شش ماه که دیگه وزنم به مقدار قبلی بر نگشته و هر کس منو میبینه میگه لاغر شدی و در این روش حتی اگر یه وقت یه رفتار نادرستی هم ازم سر بزنه خودمو می‌بخشم و به خودم فرصت میدم و میگم خب طبیعیه که من هنوز اشتباه داشته باشم چون من دارم آموزش میبینم پس باید بیشتر دقت کنم واشتباه همو با بیشتر وقت گذاشتن روی ذهنم جبران کنم اما امکان نداره که این روش رو رها کنم وتا زمانی که زنده هستم در این مسیر زیبا باقی میمونم چون این تنها روشیه که سراسر شادی و نشاط و شادابی و سلامتیه درست بر خلاف روشهای دیگه که همشون رنج و سختی و اعصاب خوردی بودند وهمه این احساسات خوبو مدیون استاد هستم با آرزوی بهترینها برای استاد و همه دوستان .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/10 09:31
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        بسیار عالییییییی و کامل بود دوست عزیز👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        بابت همه تغییرات زیباتون و ۶ ماه استمرار در این مسیر و اشتیاق عالی تون بهتون تبریک میگم🌹🌹🌹👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/11 03:10
          مدت عضویت: 308 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 5 کلمه

          ممنون از شما دوست عزیز.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/08 15:39
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 360 کلمه

      باسلام وتبریک شب ولادت منجی عالم بشریت 🌷🌷🌷
      دیروز درمورد چاقی اعتیاد آسان گفتم درکش نمیکنم .نمی دونستم خدا به این زودی میذاره توکاسه ام 😅 امروز از صبح فقط دلم میخواهد که شیرینی بخورم با یک یا دوتا شیرینی نخودی اصلا حالم خوب نمیشه بازم یک چیزی وادارم میکنه که بیشتربخورم .به خودم میگم نگران نباش شیرینی نمیتونه تو رو چاق کنه .ولی هم حس اینکه باااید شیرینی بخورم هم ترس از چاقی ازصبح منو کشته 🤕هرچی فکرمیکنم چرا به صبحانه و ناهار اینطور حسی نداشتم و بدون سیری دلزننده بودم .ولی این حس شیرینی خواستن مثل کرم 🐛درذهنم لونه کرده .به دنبال پیدا کردن علت آن بودم تا آخرش فهمیدم این یک باور غلط که در اکثر ما خانم ها جاافتاده که هنگام دوره ماهانه باید حتما نبات وچیزهای شیرین بخوریم چون قند خونمون افت کرده.
      فهمیدم خودم یک پا معتاد قهار بودم خبر نداشتم .شایدم ذهنم اینطوری منو فریب میداده 🤥.
      اسم این دوره خیلی قشنگه .انشااله به زودی آرزوی لاغری همه ما به واقعیت تبدیل بشه .من از کسانی بودم که اصلا از خودم خوشم نمیامد .توی عکس گرفتن همیشه سعی میکردم طوری وایستم که کمتر اندامم دیده بشه .بعدشم که میگرفتم اصلا به هیچی دقت نمیکردم جزء چربی های که قسمت پشت وکمر وشکمم بود .😭درآخرسرهم پاکش میکردم .
      این اواخر با سایه خودم درجنگ بودم باورتون نمیشه به سایه ام فحش میدادم 😅ازآینه متنفربودم .ولی بااین دوره اگه لاغرم نشم میدونم یادگرفتم به خودم احترام بذارم و خودمو دوست داشته باشم .
      به قول خانم سادات عزیز میخواهم لاغری رو رهاکنم و با خودچاقم دوست باشم .تابتوانم به آرزوی چندساله ام برسم .
      با نکاتی که دوستان میگن و دقت و دست به قلمی که دارند ذهن من با من درگیره که ببین چقدر قشنگ مطلب مینویسند و درس استاد رو چقدرعالی درک کردند ولی تو نه…
      ولی من بهش میگم من هنوز تازه واردم ولی ول کن نیستم .دوستان دیگه تونستن منم میتونم واینکه هرکلاسی شاگرد ممتاز داره متوسط ام داره .من تلاش میکنم تا مثل دوستان دیگه بتونم درسمو خوب یاد بگیرم و لباسهای که انتظارمنو میکشن بپوشم وبه تناسب و سلامتی که حق طبیعی منه برسم .
      خداوند رو شکرمیکنم که سایت بنده خوبشو درمسیرهدایت من قرار داد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/10 09:51
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 254 کلمه

        بسیار عالی دوست عزیزم👏👏👏🌹🌹🌹
        شما جزو شاگردان خوب کلاس استاد هستید مثل تمام دوستان و هیچکسی بد نیست، بدی در این سایت وجود نداره
        معیار و سنجش خوب یا بد بودن رو خودم و ذهنم داره تعیین میکنه…
        شما خوب هستید، در سایت خوبی هستید، از استاد خوبی آموزش میبینید، در کنار دوستان خوبی هستید، در مسیر خوبی هستید، و دارید خوب درس تون رو پس میدید، خوب عمل میکنید، و در نهایت به نتایج خوبی هم می رسید…😊😍
        وقتی به این ظرافت و عمیق در رفتارها و عادت ها و باورهاتون کنکاش میکنید و باورها و فرمول های اشتباه ذهن تون رو از اعماق ذهن تون بیرون میکشید یعنی دارید درست و خوب عمل میکنید و درس پس میدید👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹🌹
        در مورد دیدگاه و نوشتن و دست به قلم دوستان هم خیلی ها به برکت این سایت هست، اگه یه فردی که از نظر خودتون خوب مینویسه دیدگاه الانش رو با دیدگاه مثلا چند ماه پیش مقایسه کنی متوجه کلی تغییرات اون شخص توی تمام جنبه های جسمی و روحی و سبک و شیوه زندگی و… و حتی سبک نوشتن اون فرد میشید
        اینا همش بخاطر فایل های استاد و این سایت و انجام مکرر تمرینات و استمرار داشتن و عمل کردن آنها هست
        که باعث کلی تغییرات مثبت در تمام جنبه های زندگی اش شده…
        خدا رو شکر که در مسیر درست و صحیح با استاد دلسوز و مهربان و در جو و محیط صمیمی با دوستان خوب قرار گرفتیم و تنها نیستیم و مطمئنا به هدف و آرزومون میرسیم💪💪💪💪
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          متناسب موفق
          1400/01/10 22:37
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          سلام دوست عزیز
          چقدرانرژی مثبت به من دادید .خداوند روشاکرم که دراین سایت دوستان عزیزی منو راهنمایی میکنند .❤❤

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/01/04 17:59
      مدت عضویت: 305 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 326 کلمه

      بنام ایزد دانا. گام یازدهم. آرزوی لاغری. قبل از هرچیزی مجدد تبریک می گم آغاز سال نووقرن جدید رو. سلام خدمت دوستان گل واستاد عزیز. وای استاد شما چقدر در این دوسال گذشته لاغر تر شدین تو این فایل که مال 97 است نسبت به فایل های اخیر که از شما دیدگ بسیار تغییر کردین. تبریک می گم بهتون. این فایل برای من خیلی به جا وبه موقه بود چون الانم در ابتدای سال جدیدیم ومن همش در گیر مواد غذایی وتنقلات اطرافم هستم واز طرفی کمی ترسیدم ودپرسم از اینکه نمی تونم فعلا دوره های اصلی رو خریداری کنم ولی سعی می کنم حالمو خوب کنم واستاد حرفتون خیلی قبول دارم ما هر سال بزرگترین خواستمون از خدا مخصوصا سر سفره هفت سین لاغر شدن بوده. من حتی مریضی خانوادمم فراموش می کردم سال های قبل واولویت تمام خواسته هام لاغر شدن بوده. آرزویی که با یه تصمیم وازم راسخ شروع شده وفقط چند ساعت دوام آورده وبا دیدن اولین پذیرایی وآجیل وشام شب عید فراموشش کردم😥وجسمم وروحم خسته ودرمانده از این همه امروز وفردا کردن واز وعده های پوچ وبی دوام 😔واقعا خستم خیلی خسته. خدا صدای منو شنیده به جای خوبی هدایت شدم وجود خود شما استاد بزرگوارگاهی زنده بردرستی این راهه وشما که روز به روز متانسب تر از قبل می شین وحالام خالصانه دانسته ها وتجربه هاتون رو در اختیار ما گذاشتین. حداقل ترین چیزی که تو مدت این دوماه از این راه کسب کردم کنار گذاشتن رژیم های سخت وعجیب وغریبه وراههایی که سالهاست خودمو باهاشون سرگرم کردم ودر واقعه خودمو فریب دادم. از خدا می خوام داستان هدایتم رو به بهترین پایان ختم کنه هرچند هیچ وقت پایانی نداره. اینکه ترموسات ذهنیم رو تنظیم کنم رو وزن دلخواهم واینکه بدونم ذهنم هرچیزی رو بیشترینش رو می خواد برام خیلی خوشاینده ومن می تونم ذهنم رو طوری تنظبم کنم که منو به سر منزب مقصود برسونه انشالا خدایا شکرت برا این مسبر برا این فرصتی که در اختیارم گذاشتی شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1400/01/03 14:27
      مدت عضویت: 786 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم🌹
      سال نو مبارک
      گام یازدهم🌹
      من اول سال که می شد نمی تونستم رژیمم را نگه دارم وقتی میرفتیم مهمونی برام سخت بود که ببینم و نخورم مجبور بودم رژیمم را رها کنم و بعد عزاب وجدان می گرفتم چون ذهنم با من همسو نبود و ذهنم میخواست بخوره چون چاقی را یاد گرفته بود و روشم اشتباه بود و ترموستات ذهنم روی چاقی بود و تلاش من به جایی نمی رسید🌹
      من تا ۲۰ سالگی لاغر بودم ولی بخاطر بار داری و گوش کردن به حرف دیگران چاقی را یاد گرفتم و چاق شدم🌹
      حالا سه ساله که دارم لاغری را آموزش می بینم و یاد گرفتم که با ذهنم دوست شدم و غذا به اندازه نیاز بدنم می خورم و هر چی که دیدم میل به خوردن ندارم فقط وقتی گرسنه باشم می خورم و دیگه وسوسه نمی شم برای خوردن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/02 09:49
      مدت عضویت: 656 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      سلام و عرض تبریک سال نو به استاد گرامی و دوستان
      گام یازدهم: یکی از نگرانی‌های من برای ایام نوروز مهمونی و گردش و پرخوری توی این ایام بود هر سال موقع تحویل سال با خودم عهد میبستم که پرخوری نکنم ولی وقتی توی جمع قرار میگرفتم و خوراکی های جدید میدیدم و سرگرم صحبت میشدیم و دیگه متوجه نمیشدم که چقدر خوردم و عذاب وجدان میگرفتم توی بچگی هم که دورهمی ها بیشتر بود توی ۱۳ روز عید به اندازه یک ماه یا بیشتر میخوردم واقعا تا حد خفگی میخوردم و بعد از عید هم نمیتونستم خوردن رو کنترل کنم چون حجم غذام بیشتر شده بود و یه ماهی عذاب وجدان و اعصاب خوردی داشتم که چرا اینقدر میخورم فکر میکردم پرخوری عصبی گرفتم و نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم .یکی از خوردنی های خوشمزه ایام عید تخمه و آجیل هست که واقعا کنترلش خیلی برام سخت بود و اینکه میگفتن تخمه آفتابگردون چرب هست و زن داییم میگفت خوردن یه مشت تخمه مساوی با یه بشقاب برنج هست 🙃 این فکر اشتباه باعث میشد اگه یه کم هم میخوردم احساس میکردم چاق میشم . توی مهمونی های خانوادگی اصلا نمیتونستم نخورم شیرینی میوه شکلات آجیل غذا همه رو میخوردم هر چی جلوم میگرفتم برمیداشتم میخوردم فکر میکردم صاحبخانه ناراحت میشه اگه نخورم 🙂
      به لطف خدا از زمانی که با لاغری با ذهن آشنا شدم ،پارسال که دید و بازدید نداشتیم ولی امسال خونه داداشم و داییم که رفتم شیرینی که اصلا نخوردم واقعا میل نداشتم میوه هم یه دونه سیب و آجیل هم خیلی کمتر از یه مشت . نه اینکه نخوام بخورم چون همه میدونین برای آدم های چاق نخوردن خیلی سخته اصلا هم نمیتونن تظاهر به نخوردن کنن 😊
      زمانی هم که تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم که مصیبتی بود اعصابم بهم میریخت وقتی قرار بود مهمونی بریم توی خونه یه مقدار میخوردم که مثلا سیر باشم و پرخوری نکنم ولی اصلا نمیتونستم خوردن رو کنترل کنم و وقتی که برمیگشتم حسابی بهم میریختم و عذاب وجدان داشتم و همیشه توی رژیم گرفتن شکست میخوردم و زیاد طول نمی‌کشید که رژیم رو رها میکردم و با خودم میگفتم خدا منو اینجوری آفریده و من نمیتونم لاغر بشم . جالبه توی مهمونی بقیه رو میدیدم که اینهمه خوراکی جلوشون هست ولی نمیخورن یا خیلی کم میخورن و تعجب میکردم که چجوری میتونن نخورن 🙃
      ولی الان در حال یادگیری زبان لاغری هستم باید به ذهنم آموزش بدم تا لاغری رو یاد بگیره چون ذهنم از بچگی چاق شدن رو یاد گرفته الان باید متناسب شدن رو یاد بگیره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/10 12:37
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        بابت تغییرات عالی و رفتار متفاوت تون برای عید و مهمانی های امسال بهتون تبریک میگم دوست عزیز 👏👏👏🌹🌹🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/18 22:46
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 540 کلمه

      گام‌ یازدهم

      سلام دوستان و استاد عزیز وقتتون بخیر

      یکی از اضطراب های همیشگی منهم ایام عید بود که مصرف تخمه ،آجیل وشیرینی و مهمونی بیشتر از قبل بود ،در کل وقتی حرف از مسافرت و تفریح و گردش بود من پر از استرس چاقتر شدن میشدم ، و یجورایی بیشتر ولع داشتم مخصوصا اگر شلوغ و دورهم بودیم که دیگه بیشتر و زمان هاییکه تو رژیم بودم و نمیتونستم با دیگران همکاری کنم  نجواهام خیلی اذیتم میکرد و احساس میکردم فرق بزرگی بین من و دیگران هست و مدام نقشه میکشیدم که بذار رژیمم تموم شه تلافی میکنم و این جنگ دائمی در طول عمر من تکرار میشد

      اصلا دوست ندارم به اون دوران و سختی هاش مجدد فکر کنم میدونم که روح آفرینندگی درونم به همون سمت خواهد رفت ،تمام اون نخوردن ها،رژیم ها،احساس بی ارزشی ها،بی اعتماد بنفسی ها،حال بد ،ترس ها ،غم ها ،سرزنش ها،تخریب ها ،ناامیدی ها،زشت بودن ها ووووو منو بسمت حال بد ،دوست داشتنی نبودن و نالایقی هدایت میکرد ،بخاطر داشتن اون احساسات مخرب ،نمیتونستم در جنبه های دیگه زندگیمم رشد خاصی داشته باشم ،در مسائل مالی ،عاطفی و بقیه جوانب ،وقتی احساس دوست نداشتنی بودن داشتم و حق خودم نمیدونستم که بتونم وارد رابطه خوبی بشم و تو فکر خودم باور داشتم که منو کسی انتخاب نمیکنه ،چرا باید منو انتخاب میکردن ،منیکه پر بودم از احساس ترس وتنفر ،،پروانه ها همیشه روی گلها میشینن، من خودمو گل نمیدیدم ،وقتی هم گاهی کسی بهم محبت میکرد فکر میکردم داره کار اشتباهی انجام میده،با داشتن اونهمه ارتعاشات منفی به جهان انتظار زندگی لاگچری خاص وعالی نباید میداشتم ولی مدام غر میزدم که این چه زندگیه ،چرا خدا منو آفرید، دقیقا همون زمان هاییکه من داشتم گله وشکایت میکردم،مدام خودمو بررسی میکردم،رژیم بودم،گرسنه بودم،در حال فکر کردن به خوراکی بودم،در حال انجام ورزش های اجباری بودم و داشتم تو دلم به زمین و زمان بد وبیراه میگفتم از وضعیتم ،در حال پیام ،من عاشق چاقی بیشتر هستم ،به جهان بودم ،و فرمان مجدد به بدنم که بیشتر وبیشتر چاق شو

      همیشه به خواهر بزرگم میگفتن ۴۵ کیلویی،خواهرم موقع زایمانش که احساس میکرد خیلی چاق شده تازه ۵۰ کیلو شده بود،یادمه هر کاری میکرد که ۵کیلو چاق بشه،همیشه در حال خوردن شیرینی ،لعاب برنج وووو بود ،ولی از ۱۵ سال پیش انقدر در جمع ما چاقها وافراد چاق بود که اونم دیگه میترسید چاق بشه و مرتب ورزش میکرد و مراقب بود ،چاقترین زمانی که دیدمش و خیلی ترسیده بود ۷۴ کیلو شده بود که من زمانیکه ۷۴ کیلو میشوم خیلی خوشحال بودم ،ولی خواهرم هیچ وقت وزنش از ۶۵ کیلو بالاتر نیومد هر چند خودش میگه مراقبت هم میکنم ،رژیم نمیگیره ولی پرخور هم نیست،خودش باور داره بخاطر سس مایونزه که توپر میشه ،،،

      خوشحالم که در حال یادگیری زبان لاغری هستم ،همونطور که زبان چاقی رو یاد گرفتم و شاگرد زرنگی هم بودم ،میخوام در تناسب اندام هم قوی عمل کنم ،میخوام ذهنیت های جدید بسازم ،هر چند در حال ساختش هستم ولی باید استمرار داشته باشم تا بشینه در ذهن ناخوداگاهم ،،مثل زمانیکه فرمول های چاقی نشست توی ناخوداگاهم و من براحتی چاق شدم‌،وقتی باوری ساخته میشه حتما خودشو به ما ثابت میکنه ،در حال حاضر که نقشه های ذهنیمون در حال جابجاییه بزودی این باورهای جدید خودشونو به ما اثبات میکنن و ما خودبخود لاغرتر خواهیم شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/18 11:30
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 260 کلمه

      سلام استاد گرانقدر ، گام یازدهم ،براستی ارزشمندترین سرمایه من جسم من است و من باید در مراقبت از جسمم تلاش کنم واز اینکه سالها باعث زحمت و رنجش بدن خودم شدم از اون عذرخواهی کنم و سعی کنم با تعامل با بدنم به تناسب برسم لاغری با ذهن تنها روش صحیح لاغری است زیرا با آموزش لاغری و به کار بردن این آموزشهاو با تکرار و اشتیاق و استمرار در این مسیر باعث هماهنگی بین ذهن و جسم خودم میشم تنها آرزوی من است و هیچ چیزی برای من مهمتر و ارزشمندتر از تناسب جسمم نیست علت اینکه سالها با رژیم و سایر روشها لاغر نشدم به علت صحیح نبودن این روشها بوده چون طبیعت وجودی هر انسان متناسب بودن است و چاقی یک حالت غیر طبیعی برای بدن من است و خواسته جسمم تناسب است و این موضوع که بدن انسان با متناسب شدن مخالف است و مقاومت میکند اشتباه محض است و با آگاهی از این موضوع با تمام ایمان و اراده ام برای لاغری تلاش میکنم و ترموستات ذهنی خودم رو روی 60 تنظیم میکنم و وزن کردن و سایز گرفتن را کنار میدارم چون باعث نوسان ذهنی من شده و توجه به چاقی را زیاد میکند و در آستان بهار با ایجاد فرمولهای لاغری و با آموزش لاغری به استقبال سال جدید میروم و از اینکه در مسیر لاغری هستم و آگاهانه در این مسیر قدم برمی دارم خداوند رو شاکرم و برای شما استاد عزیزم و تمامی دوستانم که در این مسیر تلاش میکنید سال خوبی رو آرزو میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/04 22:57
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,915 کلمه

      💃 بنام خدای مهربان 💃

      💐 سلام استاد خوبم و دوستان خوبم 💐

      🦄 گام یازدهم 🦄 رویای تناسب 🦄 آرزوی 💖لاغری 💖 خود را به واقعیت تبدیل کنید 🦄😄😊🤗😋👸
      وای این فایل درست اولین عید نوروز رهایی من ضبط شده من از اواخر بهمن و اوایل اسفند ۹۶ دوره آموزشی رو شروع کردم 🎁😍 و این فایل برای اولین عیدی بوده که استرس اینو نداشتم که بعد از تعطیلات نوروز و مهمونی ها چقدر قراره حسرت بخورم یا چقدر قراره چاق تر بشم 😂 که بعد از عید بچسبم به رژیم و فشار منم همیشه موقع تحویل سال و شروع سال نو کلی قرار و مدار با خودم میزاشتم 😂 و بزرگترین خواسته منم هر سال لاغری بود البته اواخر سال تا قبل از عید هم به شدت رژیم بودم ولی سر همون سفره هفت سین که مامانم میگفت از تمام چیزهایی که تو سفره هفت سین هست باید خورد چون سال روش گشته و شگون🎉 داره و باورهای غلط و شیرینهایی 🍰🎂🍭🍬🍕🍟🍦🍥🍡🍝رنگ به رنگ که انصافا کنترل کردن و رژیم⛔🚱 داشتن فوق العاده سخت بود هر جام میرفتیم پذیرایی و شیرینی🍰🍬 به حدی بود که سعی میکردم مثلا وعده های غذایی رو بحذفم ولی تو مهمونی به خودم سخت نگیرم ولی بازم حس اینکه چاق شدم حالا این دو هفته رو بیخیال رو هم داشتم 😂 و هر روز رو برای شروع به فردا مینداختم خیلی هم دلم میخاد ۱۳ گام رو بخرم🎁🎀🎊 و حتما میخرمش ان شاءالله 😍😊 در ادامه تمریناتم حتما بهره میبرم 🤹‍♀️ ازش به لطف خدا و آموزشها بی نظیر و فوق العاده هستن و صد در صد تضمینی و موفقیت دائمی✌

      و دقیقا منم روشهامو خیلی عوض میکردم و منم زندگی و سرنوشت خودمو مشکل دار میدونستم و نتیجه فقط اولیه بود و مدتها استقامت من به هر برنامه ای فقط استپ وزنی داشتم که بی نهایت منو افسرده میکرد با وجود مقاومت شدید در برابر نخوردنا و اراده عالی داشتم 😍 ولی نتیجه اصلا قابل رضایت نبود با وجود سختیهام و مدت زمان طولانی برای من که بی فایده میشد و رو به افزایش وزن میرفتم منم واقعا میدونستم برمیگرده و هیچ تضمینی نیس و کاملا باور داشتم 😂 و اصلا عادتهام و رفتارام عوض نمیشد و هیچی یاد نمیگرفتم بلکه افسرده میشدم از مقاومتها و خسته و دلزده میشدم با فشار عصبی و روحی ترازو واقعا 😠😡 که خدا رو شکر از همه اون بی اعتمادی ها و شاهد جمع کردن بر علیه خودم راحت شدم انصافا 😁😀🤗 و چاقی خودمو دیگه محاله تشدید کنم و اسیر احساسات بد عدد و رقم نیستم و واکنشی ندارم خدا رو شکر 💖 و رفتارها و عادتهام کلا دگرگون شده 😍💃👸
      واقعا منم تمام مشکلات چاقی رو قبلا زندگی میکردم و با گوشت و پوست و استخوانم درد کشیدم بارها و بارها با محدودیت های بی نهایت و ترس ها و باورهای غلطم 
      اگر میخاییم که لاغر بشیم ✌💖 باید اموزش ببینیم 💃 ذهن ما چاق شدن رو از بچگی یاد گرفته مخصوصا فایل رایگان چرا چاق شدیم و چرا لاغر نمیشویم در گام 👣 فوق العاده هشتم 😍👏🏻و هر چقدرم که من میخواستم وزنمو بیارم پایین دچار💃 ترموستات ذهنی💃 بودم یه مدتی میتونستم شیر فلکه گاز ابگرمکن رو قطع کنم🚫⛔🚱 😂 و دوباره مجبور بودم شیر گاز رو باز کنم و درجه اوتوماتیک آبگرمگن دوباره منو به همون عدد روی ترازو⚖ که باورم بود میرسوند 😄😅 و مشعل 🕯روشن میشد و ورودی غذا کنترل شده بود حالا یا خودم خودمو مجبور میکردم یا برنامه رژیمی که اصلا معلوم نیس بر اساس چه قانونی نوشته شده بود و منم بهش اعتماد الکی میکردم و گول میخوردم و برای مدت کوتاهی میتونستم اون شرایط رو تحمل کنم اما🤛 ترموستات🤜 ذهنی 👈 فرمولهای غلط ذهنی که منو به سمت چاقی هدایت میکرد 😣👊✊ و من فقط ورودی رو میبستم و خسته از محدودیتها بودم و کم کم به روش عادی زندگی بر میگشتم 🛁🚿یواش یواش⏳ یه لقمه یه لقمه 💧 جوری که خودمم حالیم نمیشد و ذهنم منو وادار میکرد دوباره تمام رفتارهای غلطم که اصلا دست خودم نبود تکرار 🤹‍♀️و تکرار🚿 کنم 😂 

      با تصمیم نمیشه لاغر شد فقط باید آموزش دید همونجور که چاقی رو آموزش دیدم و زبان چاقی رو خوب بلد بودم الان هم باید فرمولها و اموزشهای درست رو جایگزین الگوهای غلط ذهنیم قرار بدم تا رفتار درست رو یاد بگیرم 😍 من هیچوقت تصمیم نگرفته بودم چاق بشم پس با تصمیم گرفتنم نمیتونم لاغر بشم حتی کسایی که تا سنین بالا از لاغری رنج میبردن و دوست داشتن چاق بشن دیگه نمیتونن کنترلش کنن وقتی که یاد بگیرن و برای ذهن فرقی نمیکنه چند کیلو میخان زیاد بشن و وقتی لاغری رو هم یاد بگیریم برای ذهنمون فرقی نمیکنه چند کیلو به تناسب اندامی که ارزوشو داریم میرسیم 💃 چون اون رفتاری که تکرار میکنیم مهمه ✌

      وقتی روند تغییر شروع بشه معلوم نیس تا کجا پیش بره مثل بذر 🌾که تا توی دستمه هیچ اتفاقی نمیفته ولی وقتی بکارمش و جوانه🌱 بزنه تا درخت🌳 شدن و میوه🍎🌽🍉 دادن و دوباره بذر دادن چرخه اش ادامه داره 😀😍💃🤛 و دیگه نمیشه جلوشو گرفت 🤜 باید فقط ذهن رو آموزش داد

       موضوع اصلا جسمی نیس فقط اموزشیه ذهنه و تصمیم بیخودیه و خیلی جالبه 😍 تفاوت تصمیم با آموزش در اینه که برای اموزش فقط باید تکرار کرد و تمرین بعد ملکه ذهن ناخوداگاه میشه و احساس ما نشون دهنده اینه که در چه مسیری در حال حرکت هستیم 😄✌ و هر کاری به موفقیت میرسه که کاملا یادش گرفته باشم مثل آموزش رانندگی و بافتنی و نقاشی و طراحی و حتی یادگیری زبان دوم وقتی یاد بگیریم دیگه مهارت بوجود میاد و در لاغری هم باید عادتهای درستمو تمرین و استمرار بدم تا با تکرار رفتار درستی که یادش گرفتم لاغر و متناسب زندگی کنم💃

       با گول زدن و تصمیمهای رژیمی و اهرم رنج و فشار واقعا نمیشه😅 یه عمر از راههای میان بر و عجله 🏃‍♀️به هیچ جا نرسیدم و 💓مدیر کارخونه💓 دستور میده که تو سیری نباید الان بخوری و ذهنمم واقعا دیگه دستور نمیده دستم به سمت شیرینی که خیلیم دوستش دارم بره و کانالهای ذهنین تحریک نمیشه و فقط با دهانم یاد گرفتم غذا بخورم 😋😁
       و ذهنم در تعادل با جسمم شده و یادش گرفتم 😍👈 ذهن با لذت و خوشحالی آموزش میبینه و در نهایت رضایت پیغام سیری و گرسنگی درست میفهمه ✌ و رفتار پر خطر و پشیمونی بی معنی شده برام چون حسرت و عقده و محدودیتی ندارم 💃👸 و دقیقا به بدنم احترام میزارم و سطل آشغال متحرک نیستم و برای خودم ارزش قائلم و فشار شکم که در اثر رژیمهای طاقت فرسا و اعتیاد آسان به مواد غذایی داشتم دیگه وجود نداره 😊 و خودمو لایق بهترینها میدونم 🎊🎉🎁

       عبارتهای تاکیدی هیچ اهمیتی برای ذهنم نداشت عبارتهای تاکیدی خیلی نقشی ندارن فقط انگیزاننده هستن و وقتی من اصل رو بلد نباشم حالا بیام هی ارتعاش بدم صد بار کلمات انرژی بخش و انگیزشی بگم اولا که باور قوی پشتش ندارم 😂😂😂

       یاد دوران تحصیلم افتادم😂 که پسر همسایه مون میگفت قبل از امتحان هی دعا بخون و ورد بخون و ایت االکرسی به خودت بخون و فوت کن لازمم نیس زیاد درس بخونی آخه وقتی بلد نبودم که اینا به من کمکی نمیکرد 😂 و واقعا باید خود امتحانم رو درست میخوندم و درسمو درست یاد میگرفتم تا بر اساس اموزشام امتحان بدم نه دعا و متکی به ذهنم باشم نه قدرت های ماورایی که هر بار نمرات درخشان تری نگیرم و ابروی خودمو ببرم 😁😅 راه میان بری وجود نداره با عشق باید برگردم تنظیمات کارخونه و ذهن تکونی کنم از باورهای اشتباهم مخصوصا ترس از خوردن و با تلنگر زدن نمیشه لاغر شدن رو یاد گرفت 😅 
      مثلا حتی در روش کار با ذهنم فایلهای سالبینمال و هیپنوتراپی و یوگا و اینا و حتی طب سوجوک با اون کشهای سبزی که دور دستم میبستم دقیقا همشون اشتباه بودن و بی فایده و وقتمو حروم کردم ولی خوب بود که بازم بهم اثبات شد همشون بی خودی بودن و دستی بر آتش نسبت به همشون داشتم و تست کردم حتی 😅😂🙄 هیچکدوم اینا باعث تغییر رفتارم نمیشدن و چیزی یاد نمیگرفتم 😂

       با فایلهای نوشتنی و گوش دادنی و عملی و ازمایشی هی اگاهیم بالاتر رفته و دانشکده تناسب اندامم نمرات عالی میگیرم هر روز و مشتاقانه دوست دارم زمان زیادتری لذت ببرم و اصلا برام کسل کننده نیستن چون عاشقشم 👸👰 و فوق العاده درسها جذاب تر و لذت بخش تره واقعا برام و نتایج خیلی عالی رو در خودم دیدم از همون روزای اول 😍 و بدون فشار خود به خودی دیگه رفتارهای اشتباهمو انجام نمیدم و خیلی علاقه به عمل دارم منی که فکر میکردم کم تحرک ترینم برای فعالیتهام و قدرتم اشتیاق دارم و بیشتر و بیشتر شدنه یه قانونه و تمرکز و توجه رو هر چیزی که میخاد باشه و هر جنبه ای رو به افزایشه این قانون طبیعته و ذهن و وزن ✌😊😄 همین ذهن خودم تا الان به دنبال هدایتم به سمت چاقی بیشتر بوده و حالا به سمت هدایتم برای لاغری بیشتره با اموزش درست ترموستات ذهنی❤️ ۵۰ کیلویی❤️ من لاغر شدن رو خیلی دوست دارم و ذهنمم کمکم میکنه و دست از هر تلاش بیهوده ای کشیدم 🦄💃 و از مسیرهای سخت به راهم ادامه نمیدم و خیلی آسون و لذت بخش برام لاغری ماندگار میشه چون من با لذت بردن چاق شدم الانم با لذت بردن و ارامش نتیجه صد در صدی میگیرم و روشهای سخت و درگیریهای ذهنی کاملا روشهای اشتباه بوده برای من 

      برای چی میخام لاغر بشم با روش عالی 💖 ذهنی 💖 چون دوست دارم یه زندگی عالی داشته باشم در سلامتی کامل و لاغر شدنی ارزش داره کل ترس و حرص و ولعمو زیاد نکنه و تا ابد دست به عصا نباشم فلان ماده غذایی خطرناکه اون ممنوعه اینو نخورم من فقط رهایی و خوشبختی میخام دیگه هرگز خودمو گول نمیزنم 😍 دیگه رنج و فشار رو نمیخام و کلی تغییرات عالی رو در خودم مشاهده میکنم و بی نهایت از چنین زندگی راضی هستم و حس شیرین و عالی دارم با این روش عالی و خودمو کاملا پذیرفتم و دوست دارم و برای ارامش محضم به خودم هی دارم تبریک میگم 😍 تواناییهام بیشتر شده 💪 من خیلی شجاع و توانمند بودم فقط روشهام خطرناک و غیر عاقلانه بوده 🤗😍 و موفق💪✌ شدنم حتمیه 👏 و راهی ندارم جز خوشبختی چه بخوام چه نخوام لاغر میشم 

      مثل یه کامپیوتر هر چی فایل واطلاعات ورودی خودم روش بریزم نتایجش رو دریافت میکنم مخصوصا برای برنامه های برنامه نویسی الانم دارم ذهنم رو برنامه ریزی درست میکنم و از کوزه همان برون تراود که در اوست 😍 رویای زیبای من لاغریه و از تمام فایلای اموزشی و به ظاهر رایگان و غیر رایگان با لذت فراوان استفاده میکنم دیگه واقعا بسمه هر چی رنج و فشار کشیدم و در مسیرهای انحرافی وقت و انرژیم رو هدر دادم و خیلی خوشحالم به خاطر داشتن استاد گلی مثل شما و تمام هم سفرانم که عاشق لاغری هستن و در این سرزمین لاغری به سمت حرکت هستن و تغییر و تحولات عالیشون و نتایج عالیشون رو میخونم لذت میبرم 😍😍😍 و در این مسیر سبز کلی شگفتی و شگفتی سازی وجود داره و احساس عالی و خوشحالی 
      و من به زودی در البوم شگفتی سازان عکسم قرار میگیره و حیرت و تعجب اطرافیانم بی نهایته و سرنوشت و انتخابهام دست خودمه و خودم خالق رویاهام هستم با کمک اول خدا که منو انتخاب و هدایت کرد به سمت بهترین استاد دنیا خدایا شکرت 👣✌🦄💐💖 و دوستان هم فرکانسی و هم ارتعاش 💖👸👰👼💐🌹🏵🦋 

      🐣 در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست 🐣
      🦄 لاغر شدن با قدرت ذهن آسان ترین کار دنیاست و صد در صد تضمینی و غیر قابل برگشت 🦄
      🌹من لایق ۵۰ کیلویی شدنم 🌹 من خوشبخت ترینم 🌹 آرامشم بی نهایته🌹حالم این روزا بی نظیره و فوق العاده 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        فاطمه سادات
        1400/01/05 15:31
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 90 کلمه

        سلام آسیه جان سال نو بر شما مبارک . دلم برای نوشته هات تنگ شده . گویا گامها رو ادامه ندادی . حتما مشغول مرور دوره های دیگه ی استاد هستی . میدونم پاسخ به نوشته ام برات ارسال میشه . امیدوارم سالی پر از خیر و برکت برای خودت بسازی و با شناختی که از شما دارم میدونم قطعا امسال رو هم مثل سه سال قبل که از نو متولد شدی و دنیاتو تغییر دادی بازم شاهد تغییرات عالی ازت هستیم . در راه عشقت جاوید باشی عزیزم .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/04 15:58
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,027 کلمه

      سلام

      نکات طلایی این فایل :

      ۱- نمیتونی تنهایی اقدام کنی .

      ۲- سبک عادی زندگی ما مشکل دارد .

      ۳- باید طبیعت زندگی من تغییر کند .

      ۴- جمله ی قراره من در این دوره چقدر کم کنم نشان از این میده که من میدونم که برمیگردم سر وزن قبلی حالا ببینم این دفعه چقدر است .

      همین فرمول باعث پایدار نموندن لاغریست .

      ۵- ما با روشهای لاغری گذشته مدتی سبک زندگی را تغییر دادیم ولی چرا باقی نمی مونیم چون دوباره برمیگردیم به سبک زندگی اشتباه فعلی .

      ۶- سبک رندگی عادی و طبیعیمون مشکل داره طبیعی نیست .

      ۷- اضافه وزن به آرامی انجام میشود .

      ۸- نوسان احساسی در اثر وزن کردن چاقی را تشدید می کند .

      ۹- هرچقدر بخوایم بر اساس اعداد و ارقام خوشحال یا ناراحت بشیم اعتمادمان به خودمان کمتر میشود و ما بیشتر تحت فشار قرار می گیریم.

      ۱۰- برای ذهن ما فکر و واکنش ما مهم نیست احساس ما مهمه .

      ۱۱- ذهن ما چاق شدن رو یاد گرفته .

      ۱۲- هر نتیجه ای تکرار آموزشهای خودته .

      ۱۳- ترموستات که تغییر کنه تمام واکنشهات تغییر می کنه .

      ۱۴- وقتی لاغری شروع بشه تا هرجا که بخوای می تونی پیش بری .

      ۱۵- موضوع ذهن ماست .

      ۱۶- وقتی ذهن آموزش ببیند اصلا تصمیم نیاز ندارد.

      ۱۷- چاق شدن یعنی عدم هماهنگی بین ذهن و جسم. به این ترتیب که جسم نیازی به مصرف مواد غذایی نداره اما ذهنت در تعادل با جسم نیست و به دلایل فرمولهایی که در اون ذخیره است امر به خوردن میده .

      ۱۸- در لاغری با ذهن ، ذهن آموزش میبیند که در تعادل با جسم قرار بگیرد .

      ۱۹- وقتی به ذهن آموزش میدی خودبخود دوست داری آموزشهای ذهنیت رو عمل کنی .

      ۲۰- بیشتر شدن یکی از ویژگیهای ذهنه که در تمامی جنبه های زندگی است . وقتی لاغری رو آموزش ببینیم این بیشتر شدن در مسیر لاغریه و ذهن هرروز به دنبال هدایت ما برای لاغر شدنه .

      ۲۱- من وزن ۶۵ رو میخوام . وقتی به ذهن یاد بدی که من چه عدد وزنی را دوست دارم ذهن با ما همسو میشه برای اینکه مارو به خواسته مون برسونه .

      ۲۲- دست از تلاش بیهوده بردار .

      ۲۳- لاغر شدن باید با لذت همراه بشه .

      ۲۴- وقتی ذهنت رو آموزش بدی درگیری ذهنی وجود نداره .

      ۲۵- به ذهنمون باید اثبات کنیم که چرا باید لاغری رو بپذیریم .

      ۲۶- لاغر شدن رو آموزش میدیم نتیجه رو تحویل میگیریم که تغییر در رفتار و جسم است .

      ۲۷- لاغر شدن آموزش لازم دارد .

      اینها نکاتی بود که در این فایل به دست آوردم .

      ممنون بابت این نکات عالی . البته کلی هم نکات عالی در متن هست که نوشتنش رو به

      صحبت در مورد این فایل و متن ادامه دارد ….

      در مورد متن هم که خط به خطش واقعا نکته داشت و بسیار عالی بود .

      گام ۱۱ : آرزوی خود را به واقعیت تبدیل کنید .

      این جمله خودش به نوعی همسو شدن با ذهن خوداگاه و منطقی هست .
      برای لاغر شدن باید سعی کنیم منطقی باشیم .
      برای لاغر شدن باید سعی کنیم منطقی باشیم .
      چون نشان از این میده که لاغری در ما یک ارزوست نه یک واقعیت .
      اما نکته ی بعدی اینست که این ما هستیم که این واقعیت را ابجاد میکنیم نه شخصی دیگر . پس قدرت تبدیل آرزو را داریم .

      لاغری اکنون در جسم ما نیست و با توجه به اصل این باور که : جهان انعکاس افکار ماست . پس اگر میبینیم که جسم ما هم اکنون چاق است و یا حداقل هنوز به لاغری دلخواه نرسیدیم یعنی هنوز هم ذهنیت ما اصلاح نشده اند . جایی از مطالب شما میخواندم با فکر نمیتوان لاغر شد اما با ذهن میشود لاغر شد .
      پس درپاسخ به این سوال که من چطور میتوانم آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنم میتوان چنین پاسخی داد: من با تغییر ذهنیتم نسبت به لاغر شدن میتوانم ارزوی خود را جامه ی عمل بپوشانم .
      ذهن یا به عبارتی قابل ملموس تر ذهنیت ما تشکیل شده از وقایعیست که در گذشته اتفاق افتاده و ما به آن توجه کردیم و از آن احساسی مبتنی بر رنج یا لذت به ما دست داد و این ذهنیت اکنون ما توسط همین احساسات تکرار شونده در ما شکل گرفت و پررنگ شد .
      میتوان گفت که افکار و گفتار و رفتار و عادات و توجهات گذشته ی ما ذهنیت ما را شکل می دهد یعنی همان ورودیها . ما چیزهایی رو دیدیم و شنیدیم و ذهنیت خود را بر اساس دیده ها و شنیده های خود شکل دادیم و بعد این ذهنیت ما افکار و گفتار و رفتار و عادات دیگری را به بیرون ارسال کرد و باز آنها به نوعی ورودی ذهن ما شدند و چرخه ی چاقی شکل گرفت .
      در اصل این پدیده ها کاملا مستقل از هم هستند و شاهد این گفته هم اینسته که تغییر در هر کدام از این پدیده ها به تنهایی می تواند سرنوشت مربوط به همان پدیده را تغییر دهد .
      مثلا اگر ما تنها روی فکر خود کار کنیم و مثبت اندیشی را سرلوحه ی زندگی خود گردانیم به مرور مثبت اندیشی در ما زیاد و زیادتر میشود و ما از یک فرد منفی نگر به فرد مثبت اندیش تبدیل میشویم .
      یا مثلا تمرکز روی رفتار خوب بدون وابستگی به سایر موارد چرخه ما را از انسان بدرفتار به انسانی خوش رفتار تبدیل می کند .

      اما از آنجایی که ما در دنیای علت ها و معلولها زندگی می کنیم پس رخ دادن هر یک از وقایع را میتوان به علت یا علتهایی مربوط دانست و به نوعی این مراحل را علت و معلول هم دانست و چون این علت ها و معلولها در چرخه هستند پس دائما تکرار میشوند و علتها ممکن است خود معلولِ معلولِ خود باشند . (دقت کنید دو معلول نوشتم .)

      خب ما اکنون در ضمیر ناخوداگاه خود چرخه ی چاقی را تکرار کردیم و به نوعی همانند یک همستر در چرخی گردان و بی پایان افتادیم و تمام افکار و گفتار و رفتار و عادات ما مناسب این چرخه شکل گرفت و سرنوشت ما طبق حدیث حضرت علی ع از مجموعه ی افکار و گفتار و رفتار و عادات و شنخصیت ما ایجاد شد .

      پس برای تبدیل آرزویم به واقعیت باید چوب لای چرخ فعلی بگذارم تا چرخ از کار بیفتد و بر روی چرخ تناسب قرار بگیرم و در این چرخه شروع به حرکت کنم تا سرنوشت خودم را از چاقی به تناسب تغییر دهم .

      من رویای خود را به واقعیت تبدیل می کنم .
      رویایی که تنها و تنها به دست منست و من با تغییر ذهنیت خود آن را تغییر میدهم .

      چگونه ذهنیت خود را تغییر دهم ؟

      با تغییر در انتخابهایم .

      من اکنون به چاقی ام ایمان دارم . چه عواملی چاقی مرا ایجاد کردند اول از همه عدم آرامش و تایید نکردن خود . عجله کردن . مقایسه کردن . خسته شدن . استمرار نداشتن . ترس از خوردن .
      قدرت دادن به غذا برای چاق کردن من .
      خوردن در ذهن من برابر با لذت است . زمان ، مقدار ، اندازه در ذهن من تعریف نشده . ذهن من درکی از زمان ندارد . ذهن من درکی از مقدار ندارد و من تا زمانیکه لذت ببرم خوردن در من ادامه پیدا میکند .
      این فرمول ذهن من است . بی مقدار و اندازه . بی پایان . فقط تنها نکته برای ادامه ی این روند لذت بردن است جاییکه من دیگر لذت نبرم او بدون اینکه من بخواهم خوردن مرا متوقف می کند . ذهن من یاریگر منست در لذت بردن .

      من هر لقمه ای که بخورم ذهن من آنها را نمیشمارد بلکه او همه را یگانه میداند .
      و فقط لذت آن لقمه در ذهن من تعریف شده . وای که من همین حالا از فکر کردن به آن لقمه ها هم لذت میبرم .
      خباهرم رنج و لذت می گوید این لذت باید به رنج تبدیل شود . ولی ذهن من نمیگذارد . خب چرا باید لذتم را به رنج تبدیل کنم .
      من چیزی را که دوست نداشته باشم خب نمیخورم .
      ذهن من به سلامت غذا توجهی ندارد . اگر قرار باشد کرفس بخورد یا پیتزا معلوم است که پیتزا زا انتخاب میکند .

      چون من در هنگام پیتزا خوردن لذت میبرم . چون پیتزا برای ذهن من خوشمزه است . خوش بوست . خوش منظره است . چرا می گویند مضر است . چون میخواهند پیتزا خوردن را به کام ما زهر کنند .
      چون ذهن های محدود این را می گویند .
      چون ذهن محدود میگوید پیتزا چاق کننده است . خوردن پیتزا چاق کننده است .
      ولی ذهن من می گوید خوردن پیتزا عشق است . من عاشق پیتزا هستم . نه فقط پیتزا . عاشق همبرگر کباب لوبیا پلوی چرب همراه با پیاز و ترشی . ماکارونی چرب که از سر و صورتم بریزد .
      ولی الان چی میخورم عرق رازیانه ی بدبو سیاهدانه بد بو . لاویگل بدبو . اه . اینها برای ذهن من زجر آور تعریف شده ولی دکتر میگوید بخور و من باید بخورم ولی راضی نیستم . راضی نیستم .
      البته نه برای چاقی برای چیز دیگر ‌ .

      من خودم پزشک خودم هستم . میتوانم خودم را درمان کنم . میتوانم رها و آزاد باشم . میخواهم رها و ازاد باشم و آنطور که دوست دارم زندگی کنم . حتی ذهن من چاقی را هم دوست دارد ولی خودم بدم می آید .
      خودم از شکم برامده و پهلوهای آویزان بدم می آید . از رانهای پراز چربی و آویزان بدم می آید .

      من دوست دارم زیبا باشم . من از پهلوهای صاف و شکم تخت لذت میبرم . من از رانهای باریک و کشیده لذت میبرم . من از لباسهای زیبا لذت میبرم . من از بازوهای کشیده و کمری باریک لذت میبرم . من از قد بلند لذت میبرم . من از سبک بودن لذت میبرم . من از خوردن هم لذت میبرم .
      من از عزت نفس داشتن لذت میبرم . من از سرزنش خود رنج می کشم .
      من از درجا زدن رنج میکشم ولی این همه روز دارد می گذرد و من هنوز به نتایج ایده آلم نرسیده ام چون عجله همیشه همراه منست و عجله در ذهن معنایی ندارد او ثابت است و آرام آرام تغییر می کند .
      من حرص میخورم ولی او آرام است و میخندد . میگه برو بابا انقدر حرص بخور تا بمیری .
      من فقط نگاهش میکنم و او هم مرا نگاه میکند .

      نمیدانم از این وضعیت خسته و فرسوده میشوم . پیر میشوم ولی باز هم ادامه میدهم ‌.

      بالاخره ذهنیت من از یک فرد چاق به یک فرد لاغر تغییر میکند و من آرزویم را در آغوش میگیرم .

      مسیر رسیدن به آرزو طولانیست ؟

      واقعیت میگوید بله ولی ذهن میگوید نه . تو همین حالا در آرزویت هستی ولی نمیبینی .
      چرا کورم ؟ چون نمیخوای تغییر کنی ‌
      چون تمام توجهت روی موارد نادلخواهست ‌.

      ولی خدای من از توجهات من برتر است درست است ؟ بله ولی تو حتی خودت خالق خدایت هستی .
      خدارا به سمت آنچه میخواهی سوق میدهی .
      پس چرا سرنوشتم به سمت خیر تغییر نمی کند .
      چون سرنوشت خیر را نمیبینی .
      باز هم سرزنش .
      خسته ام از سرزنش .
      دلم میخواست این نوشته تبدیل به یک نوشته ی طلا دار و فنی میشد ولی مرتب از فرمولهای خسته کننده صحبت کردم .مثل فیلمهایی که بد تمام میشود متن من هم بد تمام شد و من آن را خلق کردم .
      اما تو میتوانی خوب تمامش کنی .

      خوب یعنی چه ؟
      من خوردن را دوست دارم حتی پرخوری را هم‌ دوست دارم ولی چاق شدن را دوست ندارم در حالیکه اینجا باید اندازه خوردن را دوست بدارم و پرخوری را برای خودم رنج اور کنم . البته پرخوری در جایگاهی برای من رنج اور هست و من باید معیار ان را تغییر دهم .

      معیار اکنون من فشار شکم است و من باید معیار را ذهنی کنم . وقتی میگم هنوز تغییر نکردم یعنی همین . معیار من هنوز فشار شکم است .

      باید این متن را به پایان برسانم چون به نتیجه نمیرسم . البته از خود فایل بسیار لذت بردم اما به فرمول خوردن که میرسم هنوز هم برای من طلسم است .
      البته امید دارم این طلسم باز میشود باز میشود و من آن را باز میکنم و رویای لاغری دائمی خود را به واقعیت تبدیل می کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/26 09:24
      مدت عضویت: 790 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,464 کلمه

      باسلام   گام ۱۱ : ارزوی لاغری خود رابه واقعیت تبدیل کنید
      در طی حدود ۱۰ سالی که اضافه وزن پیدا کردم وجسمم از فرم اولیه خارج شد وشکل چاقی به خودش گرفت درهرجایی که افراد لاغر را می دیدم با حسرت به انها وگذشته اندام خودم نگاه می کردم وپراز تاسف بودم که چگونه متوجه نشدم واضافه وزن پیدا کردم و به خودم می گفتم چرا اینقدر به خوردن توجه داشتم چرا جلو خوردنم را نگرفتم چرا سبک زندگیم بیشتر متوجه خوردن وزیاد خوردن ولذت بردن از خوردن بود چرا نتونستم جلوی میل به خوردنم را بادیدن خوراکیهای لذیذ بگیرم . با دیدن متناسبها پشیمان از نادرست خوردن وسبک زندگی می شدم وتصمیم قوی وبا اراده وعزم به تغییر جسم با روشهای الگوهای گول زننده می شدم وشروع به فعالیتهای سنگین وخسته کننده جسم وروح می شدم .امابرای رسیدن به تناسب تمام فشارهای روحی وجسمی را تحمل وانها را برای خودم لذت بخش میکردم تاوقتی که به نتیجه مطلوب تناسب اندام می رسیدم . وقتی به وزن وتناسب مورد نظرم می رسیدم بسیار خوشحال وبا اعتماد به نفس لباسهای مورد نظرم رامی پوشیدم ولذت میبردم از همت وتلاشم وبه نتیجه رسیدنم . تشویق وتعریف اطرافیان درمورد رسیدنم به تناسب براین شادی افزون بود .تا مدتی بعد از این تغییر هنوز پا بند به اصول رفتاری برای لاغر شدنم بودم اما کم کم بعد از مدتی کمی از این بخور  کمی مزه ان را بچش  اشکالی نداره تو که به تناسب رسیدی وانقدر توان داری که دوباره شروع کنی    یکبار هزار بار نمیشه و تصورات ذهنی از این قبیل ارام ارام به وضع قبلی برگشتن همان واضافه وزن پیدا کردن هم همان .
      نزدیک به عید وبرای عروسی میدیدم بسیاری از خانم ها برای خوش اندام شدنشان به ورزشگاه میرفتند ورژیم می گرفتند تا باورزش ورژیم به تناسب اندام برسند اما من نمی رفتم ووقتی به مهمانی می رفتم وتناسب اندام دیگران را میدیدم ازخودم خجالت می کشیدم واز سر جایم بلند نمی شدم وتاسف می خوردم که چرا مانند دیگران به ورزشگاه نرفتم ورژیم نگرفتم ولی میدیدم که همانها هم درمدت زمانی متناسبند وبعد ازان دوباره به شکل اولیه بر می گشتند .

      اما این روشها چون زود گذر وظاهری وفشار بر جسم بود چیزی عوض نمی شدباید اصل ماجرا ومحتوای اصلی که فرمان ذهن برای خوردن بود تغییر میکرد نه جسمی که اراده ای ندارد وبی تاًثیر در چاق شدن ما می بود وهیچ کاری از دستش بر نمی امد وچون این تغییر رفتار برطبق میل جسم نبود بااینکه بارها وبارها تصمیم به تناسب اندام با انجام روشهای سخت ونادرست گرفتم برای مدتی جسم راتحت فشار می گذاشتم تغییر می کردولی دوباره برمی گشت به شکل اول این تغییر بیرونی و جسمی بود وریشه ای نبود .بعد از رژیم وروشهای غلط لاغری به وزن اولیه بر می گشتم چون ناراحت وعصبی می شدم ودرگیری فکری پیدا می کردم وچون به چرایی دوباره چاق شدنم فکر میکردم وزن من اضافه می شد وبه طرف چاقی بیشتر از طریق ذهن هدایت می شدم .🌻

      می دانستم بعدازرژیم نباید سبک خوردن درزندگی را عوض کرد اماهمیشه بعد از چند روزی که به تناسب می رسیدم کم کم به سبک خوردن قبلی زندگی برمی گشتم زیرابعد از رژیم گرفتن بعلت نخوردن یا درست نخوردنم وکنترل در خوردنم حرص وولع ذهنم برای خوردن بیشتر می شد وباخوردن بیشتر به وزن قبلی وگاهی بیشتر از ان بر می گشتم .وقتی ما به هروسیله ای برای لاغر شدن اقدان میکنیم ووزنمان به این طریق کم می شود ولی دوباره وزنمان بر میگردد یعنی سبک زندگی ما اشکال دارد
      وقتی رژیم نمیگیریم ویا بعد از رژیم گرفتن که دوباره چاق میشویم تعادل بین جسم وذهن به هم میریزد اما موقعی که رژیم داریم تعادل بین جسم وارامش ذهنی راداریم .وقتی مارژیم میگیریم وعدد مشخصی رابرای رسیدن به وزن مطلوب درنظر میگیریم برای رسیدن به عدد مطلوب چون بر جسم فشاروارد می کنیم واین کار مغایر با خواست ذهن است وما با این کار درجهت مخالف خواست ذهن حرکت می کنیم پس ذهن میخواهد که ما به وزن اولیه که خیلی راحت واسان به ان رسیده برگردیم وما نگذاشتیم دراین مرحله ذهن این همسو نبودن باجسم رانمی پذیرد وبه حالت اولیه که وزن اصلی است بر میگردد.تلاش برای رسیدن به وزن مطلوب یک تلاش موقتی است زیرا ما ذهن رابرای چاقی بانوع سبک زندگی برنامه ریزی کردیم وباان پیش می رویم وبعد ازپایان دوران هر رژیمی برای مدتی متناسب ولاغر هستیم ولی چون ذهن وجسم ورفتارهای غذایی وسبک زندگیمان همسو نبوده در نتیجه تلاشها وزحماتمان بی ثمر ودوباره به شکل اولیه بر میگردیم
      چاقی یعنی درردیف لاغرهانبودن یعنی ذهن به دنبال رفتارهای اضافه وزن رفتن یعنی جسم به شکل غیرطبیعی خودش درامدن واین همسو نبودن ها یعنی هرچه بارژیم وهرروشی برای لاغر شدن ریسیدیم پنبه شدن وهرچه درجهت لاغری زحمت کشیدیم به جایی نرسیدن بخصوص وقتی که عدد وزن ایده ال خودرامشخص کنیم و بارژیم به ان می رسیم ودوباره برمیگردیم به حال اول .این حالت مثل کسی است که ادرس اشتباهی دارد که به ان اطمینان دارد به مقصد میرسد در مسیر رسیدن به ان مقصد حرکت میکند ومسیر طولانی میرود ودراخر به جایی میرسد که بن بست بوده واصلا ادرس اشتباهی داده شده .باید بدانیم مشکل اصلی چاقی ما جسم نیست بلکه عامل درونی ذهن است که عادت به داشتن اضافه وزن ورفتارهای غذایی چاق کننده کرده میباشد فرمانهای ذهن برای خوردن ما باعث چاق شدن جسممان شده جسم ازدستوراتی که ذهن برای خوردن میدهد اطاعت می کند.
      چون طبیعت ما لاغری بوده وا از چاقی که مخالف طبیعت ماست زجر می کشیم وجسم مادرخواست طبیعتش را میکند وچاقی برایش زجر اور است ومادوست داریم لاغر شویم .ذهن ما از ابتدا چاقی رابلد نبوده ومابودیم که بارفتارهای غلط غدایی ذهن را اموزش به چاقی دادی پس باید برای لاغرشدن هم ازهمین روش یعنی اموزش ذهن به رفتارهای صحیح غذایی وخوردن بتوانیم چاقی را به لاغری در ذهنمان تبدیل کنیم تارفتار صحیح خوردن درمابوجوداید وذهن فرمانهای صحیح خوردن صادرکند درواقع باتغییر سبک زندگیمان از پرخوری و ریزخواری وبیش ازاندازه ونادرست خوردن به سبک به اندازه خوردن وبه موقع خوردن وصحیح خوردن عوض شودوعادت کند ومابه تناسب برگردیم .🏵وقتی برای لاغرشدن عددوزن دلخواهمان رادرنظر میگیریم وباروشهای غلط شروع به لاغری می کنیم مابه ان عدد می رسیم وبسیار شاد می شویم ولی وقتی ادامه ان رارها می کنیم دوباره به وزن اولیه ویا بیشتربر میگردیم علت اینه که ذهن مابه زیادتر شدن وزن با رفتارهای غلط خوردن عادت کرده واین عادت درذهن ما ازبین نرفته ودرتمام مدت استفاده ازروشهای نادرست برای لاغرشدن ما باکنترل برای نخوردن ذهن وجسم را عذاب می دادیم وچون انها این کنترل را که برایشان باسختی همراه بودنمی پدیرفتن باعث می شد که بعد از رها کردن رژیم ذهن وجسم مثل مرغ از قفس ازاد شده باشند که هرچه محدودیت ومحرومیت غدایی برایشان ایجادکرده بودیم مثل قحطی زده ها بخواهند برای خودشان جبران کنند واین روش های غلط لاغری اثرمثبت که نداشت هیچ مضر هم بود.
      پس باید دنبال روش موثر وهمیشگی وراحت واسان مورد پذیرش جسم وذهن باشیم که همان لاغری با ذهن است .
      دراستفاده ازروش ذهنی امکان بازگشت دوباره به چاقی نیست مگر اینکه شخص به خواست خودش بخواهد برگردد وسبک زندگی ورفتارهای غذای خود رادوباره تغییردهد وپرخوری ریزخواری وناصحیح خوری را دوباره شروع کند.زیرا روش درست خوردن رادرذهنش برای همیشه ذخیره کرده .درروش لاغری باذهن هیچ برنامه ای به ماتحمیل نمی شودوتمام مراحل لاغری با راحتی واسانی وبامیل وارامش وپذیرش ریشه ای ودرونی انجام می شود.این روش برنامه ریزی ذهن از قبل که چی وچطور وکی وچقدر بخورویا چه فعالیتی داشته باش نیست بلکه فقط فرمولهای صحیح ذهنی که قبلا درذهنمان بوده درزمانی که مااندام طبیعی داشتیم وبه دلیل استفاده نکردن از انها ویادگیری فرمولهای چاق کننده فراموششان کرده بودیم را یاد اوری می کند وادامه می دهد . اینکه ارزوی لاغرشدنمان محقق نشده زیرا برای لاغرشدن ازروش صحیح استفاده نکردیم وهیچکس برای چاق شدنش برنامه ریزی نکرده بوده وما بودیم که با برنامه ریزیهای غلط مثل رژیم وورزش ودارو ودمنوش و……..ذهنمان رابرنامه ریزی کرده بودیم که هرگز موفق به رسیدن به تناسب نشویم.
      همین نرسیدنها به لاغری باعث ناامیدی ما شدوفکر به اینکه بدن ماتوانایی لاغرشدن رانداردویامقاومت می کند اشتباه وباعث لاعرنشدن ماست .جسم ما هیچ مقاومتی دربرابرلاغرشدن ندارد زیرا طبیعت واصل جسم ما لاغری بوده وجسم خواهان این تناسب هست بیشتر ازمادوست دارد متناسب شود وبه اصلش برگردد برای همین هست که لاغری ارزوی ماست پس باید رفتار غذایی ما هم درجهت لاغری ما همسو شود تا ما به ارزویمان برسیم .
      فرق چاق ها با لاغرها درسبک زندگی ورفتارهای غذایی ونوع نگاهمان به غذاست .اصل وطبیعت هردویمان لاغری بوده اما تفاوت ایجادشده درفرمولهای ذهنیمان باعث تفاوت درجسممان است .فرمولهای ذهنی فرد متناسب اورابه طرف سبک خوردن درست ورفتارهای صحیح خوردن برای رسیدن به تناسب اندام ترغیب می کند وفرمولهای ذهنی فرد چاق اورا به سمت رفتارهای غلط غذایی وسبک خوردن نادرست وتکرار ان او را ترغیب برای هدایت به چاقی می کند .شناسایی فرمولهای غلط ذهنی واموزش مرحله به مرحله انها به ذهن وتمرین وتکرار انها باعث تغییر وجایگزینی انها به جای فرمولهای غلط ذهنی چاق شدن واضافه وزن وسبک ورفتارخوردن غلط درنامتامناسبها می شود.
      خدایابابت همه چیز شکرت وازشما استادگرامی نیز بسیار سپاسگزارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/25 13:13
      مدت عضویت: 790 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,572 کلمه

      باسلام
      گام دهم : چاقی اعتیاد اسان است
      هروقت کلمه اعتیاد روشنیدم تصورم براین بود که افرادی را که از مواد مخدر استفاده می کنند را معتاد ودارای اعتیاد می گویند تا حالا نشنیده بودم ونه دیده بودم که بجز مواد مخدر میشود به چیزهای دیگری مثل زیاد خوردن را اعتیاد داستن به خوردن می گویند.
      اعتیاد کلمه ای که همیشه از شنیدنش ناراحت می شدم . همیشه هم ازکلمه اعتیاد می ترسیدم  وهم متنفر بودم وهروقت افراد معتاد را با ان قیافه لاغر ونهیف وکثیف وبا ان وضع زننده وغیر بهداشتی متاثر وناراحت می شدم . هروقت انها را درجامعه میدیدم خیلی دورتر از انها راهم رو کج میکردم.
      حالا با گوش دادن این فایل فهمیدم اعتیاد فقط در مورد مواد مخدر نیست بلکه درتمام جنبه های زندگی این کلمه میتواند صادق باشد از جمله خوردن غذا.
      ‌کلمه اعتیاد به معنی زیاده روی در استفاده از هرچیز صدق می کند حتی درمورد خوردن غذا .الان یکی دیگر از علتهای پیدا کردن اضافه وزن وچاق شدن را متوجه شدم .
      درواقع به علت بیش از اندازه مصرف غذایی در خوردن که باعث چاقی شده این زیاد مصرف کردن را اعتیاد فرد به مواد غذایی وفردچاق را معتاد به خوردن غذا می گویند .
      تفاوت افراد معتاد با چاق در نوع مواد مصرفی انهاست معتادها مواد مخدر مصرف می کنند و افراد چاق موادخوراکی مصرف می کنند.
       بیشتر زندگی ما باخوردن می گذرد بهمین خاطر مواد غذایی وغذا ومغازه وفروشگاههاب مواد غذایی از هرچیزی بیشتر درجامعه وجود دارد که همه اینها عوامل بوجود اوردنده اعتیاد بیشتر به غذا هستند.
      افرادمعتاد موادمخدرمصرفی شان را باسختی وپنهانی تهیه می کنند اما چاق ها موادغذایی مورد نیاز خود را به وفور وبه راحتی واسانی تهیه می کنند.
      فرد معتاداگر مواد مواد مخدر بدستش نرسید بسیار بی تاب وناراحت می شود یک فرد معتادبه مواد غذایی نیز اگرمرتب نخورد همین حالت را دارد وتاوقتی نخورد راحت نمی شود که این خود باعث چاقی او می شود.
      فرد معتاد ازمصرف مواد مخدر خسته نمی شود فرد چاق نیز از خوردن خسته نمی شود
      جسم نهیف ولاغر یک معتاد نشان از اعتیاد اوست به موادمخدروجسم چاق یک فردی نامتناسب هم نشان دهنده اعتیاد او به عذاست .
      برای فرد معتاد استفاده از مواد مخدر باعث تسکین وارامش اوست یک فرد چاق هم با خوردن تسکین وارامش پیدا می کند
      اعتیاد به موادمخدر برای فرد یک امر عیرطبیعی است چاقی واعتیاد به بیش از اندازه خوردن هم برای فرد نامتناسب امری غیر طبیعی است .
      فرد معتا تمام ذهن وفکرو انرژیهایش صرف اعتیادش می شود یک فرد چاق هم تما توان وفکروذهن وانرژیش صرف تهیه وخرید وپختن وخوردن موادغذایی می شود.
      اعتیاد به هرچیزی قدرت فکری وذهنیش را می گیرد اعتیاد به خوردن هم با حسرت وتاسف خوردن ونا امید شدن وخود خوری ومقایسه خود با دیگر متناسبها توان وقدرت فکر وذهنش درجهت تلاش وپیشرفت پیش نمی رود .
      افرادی که باورها والگوهای درست رفتاری دارند ولاغرند به سمت اعتیادچاقی نمی روند.میدانیم که اعتیاد را اموزش دیده ایم بهمین خاطر باید از افراد لاغر الگوها وباورهای رفتاری درستشان را یاد بگیریم ودرجهت رفتارهای صحیح خوردن انها حرکت کنیم واعتیاد به خوردن مواد غذایی مان راازبین ببریم .
      دسترسی راحت واسان به موادغذایی تهیه واماده شده ترغیب مارابرای خوردن واعتیاد به ان را بیشتر می کند از عوامل دیگر اعتیاد به خوردن تبلیغات گسترده وبسته بندیهای شکیل وتزئین غذا ومیوه ودسر وژله وحلوا وشیرینی می باشد
      پر بودن سفره های مهمانی دادن ویا رفتن وخوردن از همه غذاها واسرار به خوردن و بردن تنقلات وچلسمه ها در تفریح وخوردن بعد از سیری در همه موقع بخصوص دردور همی ها همه در اعتیاد به خوردنقش بسزایی دارد.🌻می دانستم بعدازرژیم نباید سبک خوردن درزندگی را عوض کرد اماهمیشه بعد از چند روزی که به تناسب می رسیدم کم کم به سبک خوردن قبلی زندگی برمی گشتم زیرابعد از رژیم گرفتن بعلت نخوردن یا درست نخوردنم وکنترل در خوردنم حرص وولع ذهنم برای خوردن بیشتر می شد وباخوردن بیشتر به وزن قبلی وگاهی بیشتر از ان بر می گشتم .وقتی ما به هروسیله ای برای لاغر شدن اقدان میکنیم ووزنمان به این طریق کم می شود ولی دوباره وزنمان بر میگردد یعنی سبک زندگی ما اشکال دارد
      وقتی رژیم نمیگیریم ویا بعد از رژیم گرفتن که دوباره چاق میشویم تعادل بین جسم وذهن به هم میریزد اما موقعی که رژیم داریم تعادل بین جسم وارامش ذهنی راداریم .وقتی مارژیم میگیریم وعدد مشخصی رابرای رسیدن به وزن مطلوب درنظر میگیریم برای رسیدن به عدد مطلوب چون بر جسم فشاروارد می کنیم واین کار مغایر با خواست ذهن است وما با این کار درجهت مخالف خواست ذهن حرکت می کنیم پس ذهن میخواهد که ما به وزن اولیه که خیلی راحت واسان به ان رسیده برگردیم وما نگذاشتیم دراین مرحله ذهن این همسو نبودن باجسم رانمی پذیرد وبه حالت اولیه که وزن اصلی است بر میگردد.تلاش برای رسیدن به وزن مطلوب یک تلاش موقتی است زیرا ما ذهن رابرای چاقی بانوع سبک زندگی برنامه ریزی کردیم وباان پیش می رویم وبعد ازپایان دوران هر رژیمی برای مدتی متناسب ولاغر هستیم ولی چون ذهن وجسم ورفتارهای غذایی وسبک زندگیمان همسو نبوده در نتیجه تلاشها وزحماتمان بی ثمر ودوباره به شکل اولیه بر میگردیم
      چاقی یعنی درردیف لاغرهانبودن یعنی ذهن به دنبال رفتارهای اضافه وزن رفتن یعنی جسم به شکل غیرطبیعی خودش درامدن واین همسو نبودن ها یعنی هرچه بارژیم وهرروشی برای لاغر شدن ریسیدیم پنبه شدن وهرچه درجهت لاغری زحمت کشیدیم به جایی نرسیدن بخصوص وقتی که عدد وزن ایده ال خودرامشخص کنیم و بارژیم به ان می رسیم ودوباره برمیگردیم به حال اول .این حالت مثل کسی است که ادرس اشتباهی دارد که به ان اطمینان دارد به مقصد میرسد در مسیر رسیدن به ان مقصد حرکت میکند ومسیر طولانی میرود ودراخر به جایی میرسد که بن بست بوده واصلا ادرس اشتباهی داده شده .باید بدانیم مشکل اصلی چاقی ما جسم نیست بلکه عامل درونی ذهن است که عادت به داشتن اضافه وزن ورفتارهای غذایی چاق کننده کرده میباشد فرمانهای ذهن برای خوردن ما باعث چاق شدن جسممان شده جسم ازدستوراتی که ذهن برای خوردن میدهد اطاعت می کند.
      چون طبیعت ما لاغری بوده وا از چاقی که مخالف طبیعت ماست زجر می کشیم وجسم مادرخواست طبیعتش را میکند وچاقی برایش زجر اور است ومادوست داریم لاغر شویم .ذهن ما از ابتدا چاقی رابلد نبوده ومابودیم که بارفتارهای غلط غدایی ذهن را اموزش به چاقی دادی پس باید برای لاغرشدن هم ازهمین روش یعنی اموزش ذهن به رفتارهای صحیح غذایی وخوردن بتوانیم چاقی را به لاغری در ذهنمان تبدیل کنیم تارفتار صحیح خوردن درمابوجوداید وذهن فرمانهای صحیح خوردن صادرکند درواقع باتغییر سبک زندگیمان از پرخوری و ریزخواری وبیش ازاندازه ونادرست خوردن به سبک به اندازه خوردن وبه موقع خوردن وصحیح خوردن عوض شودوعادت کند ومابه تناسب برگردیم .🏵وقتی برای لاغرشدن عددوزن دلخواهمان رادرنظر میگیریم وباروشهای غلط شروع به لاغری می کنیم مابه ان عدد می رسیم وبسیار شاد می شویم ولی وقتی ادامه ان رارها می کنیم دوباره به وزن اولیه ویا بیشتربر میگردیم علت اینه که ذهن مابه زیادتر شدن وزن با رفتارهای غلط خوردن عادت کرده واین عادت درذهن ما ازبین نرفته ودرتمام مدت استفاده ازروشهای نادرست برای لاغرشدن ما باکنترل برای نخوردن ذهن وجسم را عذاب می دادیم وچون انها این کنترل را که برایشان باسختی همراه بودنمی پدیرفتن باعث می شد که بعد از رها کردن رژیم ذهن وجسم مثل مرغ از قفس ازاد شده باشند که هرچه محدودیت ومحرومیت غدایی برایشان ایجادکرده بودیم مثل قحطی زده ها بخواهند برای خودشان جبران کنند واین روش های غلط لاغری اثرمثبت که نداشت هیچ مضر هم بود.
      پس باید دنبال روش موثر وهمیشگی وراحت واسان مورد پذیرش جسم وذهن باشیم که همان لاغری با ذهن است .
      دراستفاده ازروش ذهنی امکان بازگشت دوباره به چاقی نیست مگر اینکه شخص به خواست خودش بخواهد برگردد وسبک زندگی ورفتارهای غذای خود رادوباره تغییردهد وپرخوری ریزخواری وناصحیح خوری را دوباره شروع کند.زیرا روش درست خوردن رادرذهنش برای همیشه ذخیره کرده .درروش لاغری باذهن هیچ برنامه ای به ماتحمیل نمی شودوتمام مراحل لاغری با راحتی واسانی وبامیل وارامش وپذیرش ریشه ای ودرونی انجام می شود.این روش برنامه ریزی ذهن از قبل که چی وچطور وکی وچقدر بخورویا چه فعالیتی داشته باش نیست بلکه فقط فرمولهای صحیح ذهنی که قبلا درذهنمان بوده درزمانی که مااندام طبیعی داشتیم وبه دلیل استفاده نکردن از انها ویادگیری فرمولهای چاق کننده فراموششان کرده بودیم را یاد اوری می کند وادامه می دهد . اینکه ارزوی لاغرشدنمان محقق نشده زیرا برای لاغرشدن ازروش صحیح استفاده نکردیم وهیچکس برای چاق شدنش برنامه ریزی نکرده بوده وما بودیم که با برنامه ریزیهای غلط مثل رژیم وورزش ودارو ودمنوش و……..ذهنمان رابرنامه ریزی کرده بودیم که هرگز موفق به رسیدن به تناسب نشویم.
      همین نرسیدنها به لاغری باعث ناامیدی ما شدوفکر به اینکه بدن ماتوانایی لاغرشدن رانداردویامقاومت می کند اشتباه وباعث لاعرنشدن ماست .جسم ما هیچ مقاومتی دربرابرلاغرشدن ندارد زیرا طبیعت واصل جسم ما لاغری بوده وجسم خواهان این تناسب هست بیشتر ازمادوست دارد متناسب شود وبه اصلش برگردد برای همین هست که لاغری ارزوی ماست پس باید رفتار غذایی ما هم درجهت لاغری ما همسو شود تا ما به ارزویمان برسیم .
      فرق چاق ها با لاغرها درسبک زندگی ورفتارهای غذایی ونوع نگاهمان به غذاست .اصل وطبیعت هردویمان لاغری بوده اما تفاوت ایجادشده درفرمولهای ذهنیمان باعث تفاوت درجسممان است .فرمولهای ذهنی فرد متناسب اورابه طرف سبک خوردن درست ورفتارهای صحیح خوردن برای رسیدن به تناسب اندام ترغیب می کند وفرمولهای ذهنی فرد چاق اورا به سمت رفتارهای غلط غذایی وسبک خوردن نادرست وتکرار ان او را ترغیب برای هدایت به چاقی می کند .شناسایی فرمولهای غلط ذهنی واموزش مرحله به مرحله انها به ذهن وتمرین وتکرار انها باعث تغییر وجایگزینی انها به جای فرمولهای غلط ذهنی چاق شدن واضافه وزن وسبک ورفتارخوردن غلط درنامتامناسبها می شود.
      خدایابابت همه چیز شکرت وازشما استادگرامی نیز بسیار سپاسگزارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 06:21
      مدت عضویت: 497 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 621 کلمه

      سلام به استاد و همه دوستان.
      گام ۱۱(لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید)
      بارها این فایل را گوش دادم و بسیار جالب بود .ممنون استاد.رسیدن به تناسب اندام آرزوی من است و برای رسیدن به آن تمام تلاش و کوششم را دارم .همانطور که از طریق روش‌های اشتباه و سخت موفق می شدم مطمئنا از این روش درست صد در صد به مقصد می رسم .و برای رسیدن به واقعیت باید آموزش لاغری را بیاموزم و در آموختن آن نهایت تلاشم را داشته باشم همانطور که بارها از روش‌های مختلف مثل رژیم و ورزش ها و پیاده روی و کمر بند و داشتن مربی …….و غیره را انجام دادم ولی چون ذهنم چاق بود به هدف دلخواهم نرسیدم .من از آن دسته افرادی هستم که همه مرا تشویق به چاقی می کردند و از لاغری من ایراد می گرفتند و این آموزش را نادانسته به من آموختند و ذهنم که آموزش دیده بود از قبل ،در یک مقطعی خودش را ظاهر کرد و از همان موقع تلاش من شروع شد .سوال اینجاست که چرا مدام در پی روش‌های مختلف بودم ؟!چون آرزوی متناسب بودن و زیبایی اندام را داشتم .و از وقتی با این روش آشنا شدم تغییراتی را در خودم می بینم مثلا۱- قبل از آشنایی با ابن دوره یک عادت بدی که داشتم در طول روز چند بار چایی می خوردم نکته مهم اینه که هر وقت هم چایی می خوردم می دانستم که از یک شکلات وبا یک کوکی بیشتر نباید تجاوز بکند یعنی ترس از چاقی و حالا که فکر می کنم این یعنی ناهماهنگی ذهن با جسم است ذهنم چون چاق بود دستور چایی می داد و چون جسمم چاقی دوست نداشت برای خوردن آن مقدار شیرینی را تعیین کرده بود .۲-قبلا سه وعده غذا می خوردم و خیلی موقع ها گرسنه نبودم ولی طبق عادت که از کودکی آموختیم سه وعده غذا می خوریم بعلاوه میوه و یا تنقلات اما حالا هر موقع گرسنه باشم و گرسنگی را بفهم غذا می خورم گاهی روزها یک وعده و گاهی وقتها دو وعده و لحظه سیری را هم دریافت می کنم این بعنی جسمم با ذهنم هماهنگی دارد و این هم یک تغییر بزرگی آست که خود بخود به عادت در آمده آست .۳-قبلا برای تهیه غذا باید کلی فکر می کردم که چی بخورم که چاق کننده نباشد و خیلی وقتها از خوردن نان و برنج خودم را محروم می کردم ولی الان هیچ محرومیتی نیست هر موقع احساس کنم برنج و یا نون میل دارم با آرامش و بدون نگرانی می خورم و به اندازه نیاز .و مدتها بود که مربا و کره و با خامه از زندگی من بیرون رفته بود اما حالا هر موقع خواستم می خورم و با خوردن همه اینها تغییرات را در جسمم می بینم و بر من ثابت شده تغییرات، چون دو ماه پیش یک شلواره خریدم و پوشیدم که شوهرم نظرش را بده اتفاقا شوهرم یک عکس از من گرفت و جند روز پیش اونون شلوار را دو باره پوشیدم و مجدا از من عکس گرفت بطور اتفاقی ،و بعد خودش آن را با عکس قبلی مقایسه کرد و ما تفاوت و تغییر را مشاهده کردیم حتی شوهرم گفت چقدر تغییر کردی یعنی دقیقا همان قسمتهایی که لازم بود تغییر کند تغییر کرده بود و خیلی خوشحالم که اینقدر راحت و آسان بدون اینکه سختی در کار باشد .و باید همچنان استمرار داشته باشم تا رمانی که همه فرمول های درست ملکه ذهنم بشه و همه این تغییرات نشان این است که آموزش لاغری را یاد می گیرم و خدا را شکر می کنم و سپاسگزارم از استاد که صادقانه و با عشق به لاغری این آگاهی ها را بصورت رایگان در اختیار هدایت شدگان قرار می دهند .سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/23 02:46
      مدت عضویت: 819 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,707 کلمه

      🤩سر آغاز سخن نام خداییست که غفار و خطاپوش و کریم است 
      در مخصوص رحمت را کلیدیست که بسم الله رحمن الرحیم است 🤩
      🌺🌺 سلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان خوب همراهم🌺🌺
      گام یازدهم : آرزوی لاغری خود را با واقعیت تبدیل کنید 😍😍😍
      از زمانی که چاق شدم که جوانه های آن از کلاس چهارم ابتدایی زده شد مهمترین خواسته و دعایم در تمام روزهای مخصوص دعا مثل روز عرفه ، مراسم عزاداری اهل بیت ، شبهای قدر ، سر هر نماز و … رسیدن به لاغری بود و بارها برای لاغر شدن انواع نذر و ختم و چهله را براشتم انواع رژیم را امتحان کردم و انواع ورزش ها در باشگاه و پیاده روی و دارو های مختلف رو امتحان کردم و متوسل به دکتر های تغذیه شدم و چندین دکتر رفتم و از آنها رژیمهای مختلف دریافت کردم و و پیش چندین دکتر طب سنتی و طب اسلامی هم رفتم و از آنها نیز انواع رژیم و دارو را گرفتم و در کنار رژیمها و ورزش ها بارها از قرصهای شیمیایی و گیاهی لاغری و دمنوشها و جوشانده ها و دارو های گیاهی و معجونها و عرقیات و … را مصرف کردم و از همه ی این روشها تنها نتیجه ای که می گرفتم این بود که پس مدتها سختی و رنج که بر بدن خودم تحمیل می کردم نتیجه ی کوتاه و زود گذر می گرفتم و خسته میشدم و رژیم رو رها می کردم و دوباره به فاصله ی کوتاهی تمام زحماتم به باد می رفت و خیلی سریعتر و خیلی راحت تمام وزنی که کم کرده بودم بر می گشت و من خسته و نا امید از شکست های پی در پی باز هم روشی دیگر رو انتخاب می کردم با این امید که اینبار شاید نتیجه بگیرم و موفق شوم ! 
      من تا قبل زمستان سال ۹۶ که با این دوره آشنا شدم از روش ذهنی هیچگونه آگاهی نداشتم و اصلاً فکرش رو هم نمی تونستم بکنم که لاغر شدن از طریق ذهن امکان پذیره ولی همیشه از این موضوع فوق العاده ناراحت بودم که چرا من هر کاری می کنم فایده نداره ؟ چرا از هر روشی استفاده می کنم به نتیجه نمی رسم با دوباره چاق میشم ؟ همیشه از همه چیز گله داشتم بیشتر از همه از خودم که عرضه لاغر شدن رو ندارم و ناراحت بودم که چرا اراده ندارم ؟ فکر می کردم اگه رژیم رو اونقدر ادامه بدم که کاملاً لاغر بشم دیگه برنمی گرده !!! حتی یک نمونه یکی از اقواممون رو دیدم که اونم از بچه گی خیلی چاق بود و از بچه گی به اجبار پدر و مادرش مرتب زیر نظر بهترین و معروفترین متخصصین تغذیه بود و گرونترین و بهترین قرصها و داروهای لاغری رو براش تهیه می کردند و چون خودش نمی خواست لاغر بشه یواشکی قرصها رو توی چاه ظرفشویی یا دستشویی یا سطل آشغال می ریخت و نمی خورد و بعداً که ازدواج کرد چون بچه دار نمیشد و دکتر گفته بود به خاطر چاقیه تمام تلاشش رو کرد و لاغر شد و به وزن ایده آل رسید اما دوباره به مدت کوتاهی چاق شد و من فکر می کردم چون دوباره پرخوری کرده چاق شده و به حالش افسوس می خوردم که چرا نتونست جلوی خودش رو بگیره که دیگه چاق نشه ! اما الان می فهمم چه خودم و چه تمام کسانی که در عمرشون بارها رژیم گرفتند و لاغر شدند و بعد از مدتی دوباره چاق شدند به دلیل ترموستات ذهنی بوده ! و امکان نداره کسی که لاغر بشه و دوباره به زندگی عادی برگرده دوباره چاق نشه مگر اینکه کلاً سبک زندگیش رو تغییر بده و همیشه خودشو کنترل کنه و مواظب غذا خوردنش باشه و یک عمر با حسرت و تلاش و ترس زندگی کنه !
      یادم میاد یکبار که به یکی از دکترهای تغذیه برای رژیم مراجعه کردم یک خانمی رو دیدم که ۶۵ کیلو بود و از وزن خودش خیلی راضی بود و کمی با هم حرف زدیم و گفت چند ساله که با رژیم همون دکتر ۱۶ کیلو کم کرده و تا اون زمان وزنش ثابت مونده بود بهش گفتم الان دیگه همه چی می خوری؟ گفت آره ولی کم ! گفت من دیگه معده ام کوچک شده و کلاً سعی می کنم پرخوری نکنم ولی اگر یکبار پرخوری کنم مثلاً می گفت آش رشته که می بینم نمی تونم جلوی خودمو بگیرم و تا دو تا بشقاپ پر نخورم آروم نمی گیرم اما به جاش دو ساعت پیاده روی می کنم برای همین سعی می کنم توی خوردن زیاده روی نکنم چون حال ندارم بعدش اینهمه پیاده روی کنم و من همونجا به خودم گفتم یعنی ما چاقها حتی اگر لاغر بشیم تا آخر عمرمون باید رژیم داشته باشیم که یک وقت بر نگرده 😑😑😑 
      یه جورایی نا امید بودم ولی بازم گفتم عیب نداره لاغر شدن ارزش اینو داره که حتی تا آخر عمرم رژیم باشم یا می گفتم من لاغر بشم بعدش دیگه مواظبم ولی نمی تونستم طاقت بیارم چون به مواد غذایی اعتیاد داشتم 😬😬😬 و بارها خودم حیرت کرده بودم که وقتی لاغر میشدم دقیقاً اگر ۸۶ کیلو بودم وقتی مقداری از وزنم کم میشد و دوباره چاق میشدم به همون عدد ذهنی که قبل شروع رژیم داشتم بر می گشتم ولی خواهر بزرگترم اعتقاد داشت وقتی وزنش برگرده بیشتر از قبل چاق میشه و دقیقاً بیشتر از وزن اولیه چاق میشد ! چون ذهنش به زیادتر شدن روند چاقیش عادت داشت !
      همیشه با خواهرام می گفتم اینهمه دانشمند و پروفسور و دکتر داریم تو کل دنیا چرا هیچ کدوم یه کار اساسی نمی کنن برای لاغری ؟ 
      چرا یه قرص یا دارو اختراع نمی کنن که بخوری و واقعاً لاغر بشی؟ یکی از اقوام عمل جراحی کرد و چربی های داخل شکمش رو در آورد و وقتی به ملاقاتش رفتیم با اینکه سه هفته از عملش گذشته بود خیلی درد داشت و هنوزم شکم داشت و علت رو جویا شدم گفت ورمه طول می کشه تا بخوابه ! 🤔🤔🤔 تا شش ماه بعد از عمل هیچی جز مایعات نباید می خورد والان که چندین سال از عملش می گذره هنوزم شکم داره و همون به قول خودش ورم رو داره و به نظر من زیاد با قبلش فرقی نکرده با اینکه دیدم خیلی مواظب خوردنشه و در مواجهه با شیرینی به قول خودش ضعف اعصاب می گیره چون براش ممنوعه و یکبار خورد گفت تا چند روز به جاش رژیم گیاه خواری می گیرم که جبران بشه 😑😑😑
      حتی چند نفر از آشنایان رو شنیده بودم عمل اسلیو معده کردند و یکیشون از وزن ۱۲۵ کیلو به وزن ۵۰ کیلو رسید و برنج و نان و شکر و نمک رو به طور کل از غذای خود حذف کرده بود و بیشتر فقط سوب سبزیجات می خورد ! اما بعد از یک سال گفتن از قبلشم چاقتر شده و به ۱۴۰ کیلو رسیده 😢😢😢
      یکی دیگر از اقوام دور با هزینه ی بسیار گزاف در تهران عمل مکش چربی انجام داده بود و چربی های کل بدنش رو با دستگاه مکیده بودند و شنیدم از وزن ۱۱۵ کیلو به ۶۰ کیلو رسیده ولی بعد از چند ماه دوباره به وزن اولیه برگشت ☹️☹️☹️
      حالا اینجا یک سوال پیش می آید :
      چرا تمامی رژیمها و قرص و داروها و دمنوشها و ورزش و عمل های جراحی منجر به شکست می شود؟
      چرا یک انسان چاق حتی اگر با رنج و مشقت و سختی با یکی از این روشها لاغر شود یا در مدت کوتاهی وزنی که کم کرده یا حتی بیشتر از آن بر می گردد و یا اینکه آن شخص تا آخر عمر باید همیشه با ترس و وحشت غذا بخورد و بسیار مواظب خوردن خود باشد تا دوباره چاق نشود؟ 
      از زمانی که با این دوره ارزشمند و استاد عزیز آشنا شدم جواب تمام سوالهایم رو گرفتم و دریافتم علت تمام شکست ها در زمینه لاغری چیست 
      مهمترین دلیل این است که ما دچار چاقی ذهن هستیم و ذهن ما چون چاق است دستور رفتارهای چاق کننده می دهد و جسم ما تابع ذهن ماست پس وقتی ذهن ما چاقی رو یاد گرفته و مرتب دستورات چاق کننده می دهد جسم ما هم ناگزیر اطاعت می کند چون جسم ما از خود اراده ای ندارد وگرنه طبیعت همه انسان ها لاغر است و برای همین فرشته ی درون ما دوست دارد که ما لاغر بشیم اما چون ذهن ما چاقه لاغری رو بلد نیست و تنها راه اینه که ما همان طور که چاقی رو یاد گرفتیم لاغری رو یاد بگیریم و ذهن ما وقتی لاغری رو یاد بگیره نمی تونه همزمان هم چاق باشه هم لاغر اگر باورهای چاق کننده رو در یک کفه ترازو فرض کنیم و باورهای لاغر کننده رو در یک کفه ترازوی دیگر فرض کنیم ذهن ما مجبور میشه تابع اون کفه ای باشه که سنگین تره پس ما باید اونقدر در آموزش لاغری استمرار داشته باشیم که کفه ترازوی لاغری حسابی سنگین بشه و تغییرات ما ابتدا در رفتار ما نمایان میشه و بعد در جسم ما کاملاً قابل روئیت خواهد بود 😍😍😍
      در تمام سالهای رژیم خواسته ما با رفتر ما همسو نبود یعنی ذهنمون به دنبال چاقی بود و ما داشتیم تلاش می کردیم که جسممون و در واقع اضافه وزنمون رو درمتن کنیم و چون ذهن و رفتار ما با خواسته و جسم ما همسو نبود تلاش ما بی فایده بود و هر چقدر هم که تلاش می کردیم و کمی از وزن خود رو کم می کردیم به دلیل وجود ترموستات ذهنی دوباره به وزن اولیه بر می گشتیم ترموستات ذهنی هم یعنی عدد وزنی که در ذهن ناخودآگاه ما ذخیره شده و در واقع مانند آبگرمکن عمل می کنه و وقتی ما رژیم می گرفتیم و کمی از وزنمون کم میشد مانند این بود که آب سرد شده و درجه آبگرمکن پایین اومده و آبگرمکن روشن میشه و شروع می کنه به داغ کردن آب و جبران مقدار درجه ای که پایین اومده و تا زمانی که درجه ای که برایش تنظیم شده و درجه آب با هم یکی نشود به تلاش خود ادامه می دهد و وقتی ما رژیم می گیریم و هر وزنی که از دست داده باشه ذهن تلاش می کنه تا جسم رو به عددوزنی که براش تنظیم شده بر گردونه پس ما فقط برای لاغر شدن یک راه داریم و اونهم اینه که خواسته ذهن و هدف و آرزومون با هم همسو بشه و این امر فقط با آموزش دادن لاغری به ذهن میسر میشه اونوقته که به تناسب اندام عالی و همیشگی دست میابیم 😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 22:54
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      بنام خدا 🌸 گام یازدهم:
      رویای تناسب:آرزوی لاغری تنهاارزویی که سالهاباهاش بزرگ شدم وبامن بزرگ شدهرچقدرمن بزرگترمیشدم اونهم دست نیافتنی ترمیشدسالهای زیادی ازبچگی تالان دررویای لاغری بودم امابدستش نمیووردم دلیل چی بودچرامن نمی‌تونستم مثل آدم های دیگه که در اطرافم زندگی میکردن ولاغربودن منم مثل اونهالاغرباشم وارزوبرام بود که حتی برای یک زمان خیلی کوتاه حتی اگر شده یک روزتامن مثل اونها زندگی کنم و اندام اونهاروداشته باشم و همون طور که ازاونهاتعریف وتمجیدمیشه منم اینطوری باشم وبتونم شادباشم حداقل برای یک روز….
      سالها به لاغری فک میکردم وارزوبرام لاغری شده بوداما زمانی که دچارفشارازچاقی میشدم ورنج می‌بردم لاغری برای من یک انتظار دست نیافتی بودچون روش های عجیب و غریب زیادی روامتحان کردم و همیشه درمسیرچاقی بودم وچاق و چاقترشده بودم اصلا لاغری روبه عنوان اتفاق غیرقابل وقوع می‌دیدم سالهای سال به این شکل زندگی میکردم وهرسال بیشترسال قبل چاقترمیشدم بنابراین لاغری درذهن من یک اتفاق بود که هرگز به وقوع نمی پیوست چون من درذهن خودم همیشه چاق بودنم بیشترقابل توجه و تأمل بودشخصیت درونی من براساس چاقی تنظیم شده بود ومن چیزی جز چاقی دریافت نمی‌کردم ولی بازهم تلاش میکردم که روش های دیگه ای برای تجربه کردن آرزوم انتخاب کنم اما واقعیت ذهنی من بازهم درعین حال چاقی بودبرگشت وزن من هم به خاطر شکل گیری شخصیت چاقی درون من بوداززمانیکه خودموشناختم چاق بودم اماباین حال آرزوی لاغری روداشتم ولی آرزویی بود که فقط یک ارزوبودوبه عمل نرسیده بود.اماحالاازطریق ذهن من میتونم به این ارزودست پیداکنم من به این موضوع بعدازمرورده گام وفایل های دیگه به این موضوع پی بردم که من باید شخصیت خودموازشخصیت چاق به شخصیت لاغر تبدیل کنم واین تنها ازطریق ذهن امکان پذیر ه همانطورکه من از بچگی تحت تعلیم و آموزش از طرف خانواده قرارگرفتم اونها شخصیت منوشکل دادن وبعدبه صورت گسترده ترازطریق جامعه شخصیت من تکامل پیداکرد تکامل چاقی درمن شکل گرفت نمیشه شخصیت چاق روبانخوردن وتنبیه کردن جسمی ازطریق نخوردن وفشاراوردن به جسم تغییردادبایدشخصیت ذهنی روتغییردادوروندتکامل روپیش گرفت زمانیکه من ازطریق روش‌هایی که انجام میدادم بازهم به وزن و سایز قبلی خود م برمی‌گشتم به این دلیل بود که من شخصیت درونیموتغییرنداده بودم وازطریق تغییررفتاربازورواجبارتصمیم به تغییر شرایط بیرونی خودم کرده بودم تغییردردرون من رخ نداده بودچرامن وزن و سایز م کم میشداماتغییردرنگرش من نسبت به چاقی و اضافه وزن وباورهام ایجادنشده بودوبعدازگذشت زمان به خاطرهمسونبودن ذهن من وخواسته ی من که لاغری هست باواقعیت ذهنی من که چاقی هست و عدم هماهنگ بودن رفتارم باافکارم من درنهایت بازهم به مسیرقبلی زندگیم برمیگشتم وکفه باورهای چاقی سنگین تر ولی اعتمادنداشتن ولیاقت چاقی بیشتروقویترازقبل وکفه ی لاغری روکمرنگوکمرنگ ترمیکرد چندروزپیش بعدازمدتهابه خونه ی پدریم رفتم ودرطی سفرمتوجه رفتارم شدم که من چطوررفتارمیکردم وچطورتوجیه میکردم چاقی و اضافه وزن خودموزمانیکه نیازبه غذانبودومیخوردم هماهنگی بین ذهن وجسمم وجودنداشت وزمانیکه نسبت به غذااحساس میکردم که باید بیشتر بخورم تابه فشار شکم می‌رسیدم به خاطر دیدگاهی بود که نسبت به غذاداشتم وترس از شنیدن کلمه ی رژیم بود زمانی هم که فقط می‌خوردم بدون هیچ دلیلی به خاطر اعتیاد به خوردن بود و هرزمان که به خودم نگاه میکردم وحالم بدمیشدبه خاطر احساس بی لیاقتی خودم در لاغری ولیاقت چاقی بیشترد رمن بودوهرزمان هم که احساس تنفر میکردم بیشتراحساس چاقی درون من شدت پیدامیکردواین هم به این معنی بود که داشت مسیرچاقی هموارترمیشدامازمانیکه به این اشکالات شخصیتی خودم پی بردم فهمیدم که اینها نه فقط در جسمم که حتی درروابطم هم تاثیرگذار بوده وبه خاطر همین من پیشرفت خاصی درزندگی شخصی خودم بادیگران نداشتم فکرکردن وتکرارکردن آزاردهنده و تصمیم به ترک کردن اونها بازهم دوباره همه چیزرویادم می‌رفت وتعهدنداشتن به تصمیم تغییررفتاربازورواجبارتصمیم بادیگران مثل تصمیم من برای لاغری بودوازنوشروع میشدرویای تناسب تنهابالاغری باذهن امکان پذیره به خاطر اینکه شخصیت منودوباره شکل میده به خاطر همین هم هست که زمان لازم داره برای رسیدن به لاغری چون روندش تکاملی وزمان مشخصی برای رسیدن وتکامل پیداکردن وجودنداره پس نباید زمان تعیین کنم ومسیرلاغری روهمونطورکه گفته شده انجام بدم ومسیربرای من هموارمیشه با گذشت زمان همونطوزکه مسیرچاقی همواربوده ورویای لاغری یک رویانیست بلکه یک واقعیت ویک شخصیت درونی و بیرونی خواهدبودمثل زمانیکه چاقی شخصیت درونی و بیرونی من بود ولی حالا دیگه نیست چون من درمسیرصحیحی قرارگرفتم که محاله ازش دست بکشم و ادامه میدم حتی زمانیکه نتیجه میگیرم ادامه خواهم داد 🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/04 16:57
        مدت عضویت: 820 روز
        اندازه متن
        مدال طلایی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 454 کلمه

        سلام دوست عزیزم چقدر نوشته ی شما عالی بود . واقعا کلی نکته از توش دریافت کردم . چقدر ارامبخش بود مخصوصا اون قسمتهایی که میگفتید
        زمانیکه نسبت به غذااحساس میکردم که باید بیشتر بخورم تابه فشار شکم می‌رسیدم به خاطر دیدگاهی بود که نسبت به غذاداشتم وترس از شنیدن کلمه ی رژیم بود

        زمانی هم که فقط می‌خوردم بدون هیچ دلیلی به خاطر اعتیاد به خوردن بود

        و هرزمان که به خودم نگاه میکردم وحالم بدمیشدبه خاطر احساس بی لیاقتی خودم در لاغری ولیاقت چاقی بیشتر درمن بود

        وهرزمان هم که احساس تنفر میکردم بیشتراحساس چاقی درون من شدت پیدامیکردواین هم به این معنی بود که داشت مسیرچاقی هموارترمیشد

        امازمانیکه به این اشکالات شخصیتی خودم پی بردم فهمیدم که اینها نه فقط در جسمم که حتی درروابطم هم تاثیرگذار بوده وبه خاطر همین من پیشرفت خاصی درزندگی شخصی خودم بادیگران نداشتم فکرکردن وتکرارکردن آزاردهنده و تصمیم به ترک کردن اونها بازهم دوباره همه چیزرویادم می‌رفت

        وتعهدنداشتن به تصمیم تغییررفتاربازورواجبارتصمیم بادیگران مثل تصمیم من برای لاغری بودوازنوشروع میشد

        رویای تناسب تنهابالاغری باذهن امکان پذیره به خاطر اینکه شخصیت منودوباره شکل میده

        به خاطر همین هم هست که زمان لازم داره برای رسیدن به لاغری چون روندش تکاملی وزمان مشخصی برای رسیدن وتکامل پیداکردن وجودنداره پس نباید زمان تعیین کنم ومسیرلاغری روهمونطورکه گفته شده انجام بدم ومسیربرای من هموارمیشه با گذشت زمان

        وای که این جملات برای من سرشار از آگاهی بودند .
        ما شخصیتمون باید تغییر کنه ‌
        شخصیت چیه ؟
        شخصیت همون ( من ) ساخته شده ی ذهنیست .

        من چه کسی هستم ؟ پاسخ به این سوال شخصیت منو نشون میده . فکر میکنم آدما هزاران هزار شخصیت دارند یه وقتهایی با فکر کردن به خودم یاد مرد دوهزار چهره می افتم . 😁😁

        آیا من آرزوهام هستم ؟ یا واقعیت فعلیم ؟
        شخصیت فعلی من چیزی هست که الان هست و شخصیتی که میخوام بهش برسم شخصیت ایده آلم خیلی کم با شخصیت فعلیم تفاوت داره .
        من شخصیت دلخواهم رو میسازم .
        در شخصیت دلخواه من همه ی رویاهایم هست ولی
        در شخصیت فعلی من چند تا از آرزوهام نیست یا کمه .
        پس باید با تغییر شخصیتم در مسیر جذبش قرار بگیرم .
        چطور ابعاد نادلخواه شخصیتم رو تغییر بدم ؟
        با تبدیل کردن اون موارد به موارد دلخواه .
        مثلا من لاغر هستم ‌
        من رفتار متناسبی دارم
        من از زندگی ام لذت میبرم .
        من هر انچه که برای خوشبختی لازم است همین حالا هم دارم .
        من امید دارم .
        من عشق دارم .
        من زیبایی روزافزون دارم .
        من جوانی روزافزون دارم .
        من لاغری روز افزون دارم .
        من سلامتی روز افزون دارم .
        من در جهت آرزوهایم در حرکتم و بیشتر شدن آنها را انتظار دارم تا در مسیر تکامل روز به روز بیشتر آرزوهایم را حس کنم .
        بازم ممنون بابت متن عالیتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/19 19:14
      مدت عضویت: 343 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 213 کلمه

      سلام دوستان گام ۱۱ من از وقتی یادم میاد هر سال دم سال تحویل انقد دعا کردم که خدا میدونه اما هیچ دریافتی هم نداشتم یا انقد کوچیک بوده ندیدم اما امسال سال ۱۴۰۰ تصمیم گرفتم بجای گفتم بنویسم تا ببینم تا اخر سال چند تاشون براورده میشه و ما برای چاق شدن ناخواسته اموزش دیدیم تا چاق شدیم حرفهایی شنیدیم وباورش کردیم این باور بارها وبارها تکرار شدن ونمونه هاییم دیدیم وملکه ذهنمون شده و در مکان وزمان مناسب شروع شده به چاق شدن وبرای لاغر شدنم اموزش میبینیم من از خداوند سپاسگذارم که منو انتخاب کرده ومنو هدایت کرده تا با استاد ارجمندم اشنا بشم ودر این دوره شرکت کنم وبه ارزوییکه سالیان سال داشتم وچقدر براش تلاش کردم که لاغر بشم وخوب بهدفمم رسیدم ودوباره به وزن ایده الم رسیدم اما چون روشم اشتباه بود به نتیجه مطلوب نرسیدم وامروز به لطف خدا واستادم با روش قدرتمند و واقعی لاغری با ذهن اشنا شدم ومطمئنم وبه خدا ایمان دارم وبه خدا اعتماد دارم که دوباره به وزن ایده الم میرسم وتا اخر عمرم در همین وزن باقی میمانم پیش به سوی اموزش گرفتن برای لاغری هر فایلی که گوش میدم یا میبینم به خودم میگم ی قدم رفتی جلوتر برای لاغر شدن ومن اطمینان دارم که شگفتی ساز خواهم شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 00:16
      مدت عضویت: 360 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 857 کلمه

      به نام خدایی که جهان را بی نقص آفرید.
      همیشه بزرگترین آرزوی زندگی من، لاغر شدن و تناسب اندام دائمی بوده است‌. هرچه چاقتر میشدم و از لاغر شدن ناامیدتر، این آرزو در من پررنگتر میشد. که شدیدتر و پررنگتر شدن این آرزو یعنی اینکه در ذهن من لاغری غیرممکن و دست نیافتنی‌تر و برآورده شدن آن فقط با یک معجزه امکان‌پذیر میشد. همیشه اول سال مهمترین هدفی که برای خودم تعیین می‌کردم کاهش وزن بود و همان روز اول سال به خودم می‌گفتم به خاطر دید و بازدید، بعد از تعطیلات برای کاهش وزن اقدام می‌کنم و اینطوری از قبل به ذهنم اخطار می‌دادم که دو هفته بعد قرار است قحطی اتفاق بیفتد. در نتيجه ذهنم دستور می‌داد برای دوران قحطی ذخیره‌سازی انجام شود. از آنجا که معمولا مناسبات و دید و بازدیدهای سال نو گاهی تا پایان اردیبهشت ادامه داشت، رفتار قحطی‌زده من هم تا آن زمان ادامه‌ داشت و در نهایت همیشه بعد از عید با افزایش وزن و افسردگی آن مواجه میشدم. بدین ترتیب همیشه سال جدید را با مصیبت وزن بالاتر شروع می‌کردم. به طور کلی زندگی من از دور و تسلسل باطل دو بازه زمانی تشکیل شده شده بود: ۱. دوره رژیم که شامل تعادل و آرامش جسم و گرسنگی ذهن بود و ۲. دوره بدون رژیم که شامل چاقی و عدم تعادل جسم و آرامش ذهن بود. يعنی همواره عدم تعادل و کشمکش بین ذهن و جسم من وجود داشت و روح و روان من در ابن کشمکش در حال فرسایش و تخریب بود.
      معمولا با رژیم و ورزش می‌توانستم وزن قابل توجهی کم کنم و می‌دانستم بعد از رژیم هم باید محدودیت غذایی و تحرک بدنی را رعایت کنم و نباید به سبک قبلی زندگی خودم برگردم. اما همیشه آرام آرام و قدم به قدم به روال سابق خودم بر می‌گشتم. هر چه‌قدر میزان کاهش وزن بیشتری در یک بازه کوتاه‌تر توسط یک روش لاغری نوید داده میشد، مطمئن بودم با روش سخت‌تر و محدودیت بیشتری قرار است مواجه شوم و زنگ خطر قحطی بزرگتری برای ذهن من به صدا درمی‌آمد. هرچه رژیم سخت‌تر بود، بعد از رژیم ولع ذهن من برای خوردن و جبران قحطی بیشتر و نتيجه نهایی چاقی بیشتر بود. هر روز صبح خودم را وزن می‌کردم و هر بار که با افزايش وزن مواجه می‌شدم ناراحت و عصبی میشدم، بعد ذهنم شروع می‌کرد به آرام کردن من که این افزایش‌ وزن را جدی نگیر، امروز دستگاه گوارش ات خوب کار نکرده، دیشب خوب نخوابیدی و ورم داری، نزدیک پریودت هستی و دهها دلیل بی‌ربط دیگر که این افزایش وزن واقعی نیست و چند روز دیگر برطرف می‌شود. ولی متأسفانه هيچ وقت هم برطرف نمیشد و بعد از مدتی وزن اضافه شده عادی میشد و این روند ادامه داشت. هر بار که مدتی بعد از رها کردن رژیم، با وزنی بالاتر از قبل مواجه می‌شدم و عدد بالاتر را روی ترازو می‌دیدم، ابتدا برای مدتی ناراحت و عصبی و پرخاشگر بودم ولی به مرور با وزن جديد کنار می‌آمدم و برایم عادی میشد و به این ترتیب ترموستات ذهنی من روی عدد بالاتری تنظیم میشد. این اواخر بعد از کلی تجربه رژیم و کاهش وزن، به این نتيجه رسیده بودم که مشکل من کاهش وزن نیست بلکه اشتها و ولع خورون من است و به دنبال راههای کاهش‌ اشتها بودم، غافل از اینکه اشتها همان فرمول‌های چاقی ذهنم است نه یک مشکل جسمی.
      الان کاملا متوجه می‌شوم که فرق من و یک فرد لاغر در نگاه ما به غذا و رفتار غذایی ماست. یادم می‌آید اولین متخصص تغذیه‌ای که رفتم دکتر کرمانی بود. آن زمان در خوابگاه دانشجویی زندگی می‌کردم و یک هم‌اتاقی داشتم که خیلی لاغر بود و هميشه دنبال افزایش وزن بود. هم‌اتاقی من هم پیش دکتر کرمانی برای چاق شدن می‌رفت (عجب تراژدی). دوستم باید بعد از هر وعده غذا سه عدد خرما می‌خورد و چون هنگام سیری اصلا نمی‌توانست حتی یک لقمه بيشتر بخورد، همیشه غذا کمتر می‌خورد که جا برای خرما خوردن داشته باشد و یا برای اینکه شکم درنیاورد هر شب درازنشست انجام می‌داد يعني کاملا فرمولهای ذهنی لاغری داشت که وقتی برای چاقی اقدام می‌کرد این فرمولها خودش را نشان می‌داد. در نهایت نه من توانستم برای همیشه لاغر شوم و نه دوستم توانست چاق شود.
      برخلاف گذشته، این روزها با توجه به اطلاعات ارزشمندی که از سایت تناسب فکری کسب کرده‌ام، می‌دانم که جسم من مشکلی ندارد، طبیعت من لاغری است و جسم من مشتاق لاغری و ترمیم است (کاهش وزن از روشهای لاغری هم ابن موضوع را اثبات می‌کند، مشکل پایدار نبودن لاغری است‌).می‌دانم مشکل اصلی فرمولهای چاق‌کننده ذهن من است که باید آنها را شناسایی و خاموش کنم و فرمول‌های لاغری و تناسب اندام که در طبیعت من وجود دارد را پیدا و بیدار کنم. که این فرمول‌های تناسب اندام باعث بروز رفتار و عادتهای لاغری و تناسب اندام می‌شود و آرزوی لاغری من به راحتی، با لذت و بدون سختی به واقعیت تبدیل خواهد شد. باز هم به خودم یادآوری می‌کنم این پروسه نیاز به زمان دارد، پس به حرف‌های منفی‌باف و حیله‌های ذهن‌ات توجه نکن، صبور باش و فقط با قدرت ادامه بده و ایمان داشته باش آرزوی لاغری تو به واقعیت تبدیل می‌شود. از تو حرکت از خدا برکت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/16 19:25
      مدت عضویت: 364 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 671 کلمه

      سلام به دوستان مسیر تناسب
      همه ما کم و بیش مشابه یا متفاوت راههای مختلفی رو برای کاهش وزن امتحان کردیم بعضی خیلی پیگیر و بعضی فقط بهش فکر میکردن ولی دائم در حال صحبت در مورد ارزوی خود یعنی لاغر شدن بودند ولی جالبه با همه اون رفت و برگشتها از چاقی به لاغری دوباره برمیگردیم به خونه اول
      این روزها به لطف فضای مجازی همه ما با رژیم های شاخ و دم داری آشنا شدیم و برخی رو امتحان کردیم از بستن پلاستیک در پیاده روی تا دمنوش و قرص و رژیم شیر و میوه و کتو و …ولی خوب جه اتفاقی افتاد در واقع هیچ
      من این اتفاقات رو از دیدگاه و جایگاه خودم بررسی میکنم و اثراتش دو روی کیفیت زندگیم شرح میدم
      من تقریبا از زمان نوجوانی احساس میکردم از بقیه جاقترم و بعد در دوران دانشگاه با رژیم و پیاده روی وزنم رو به ۵۶ رسوندم و بعدش ازدواج کردم و الان که در این دوره ثبت نام کردم فهمیدم من چه ذهن بیمار وچاقی داشتم من در اون روزها هیچوقت بابت جسم متناسبم شکرگزار نبودم و هنیشه این ترس در ذهنم بود که چاق میشم همیشه منتظر چاقی بودم بعد از بارداری اول باز هم به وزن اولم برگشتم البته اون روزها دلیل این اتفاق رو درگیری برای آزمون ارشد و یک سری مشکلات شخصی میدونستم هر کسی منو میدید میگفت لاغر شدی و من میترسیدم این مساله رو ربطش بدن به اتفاقاتی که در زندگی ام افتاده یعتی اون روزها من لاغری رو طبیعی نمیدونستم بلکه نظرم این بود که شرایط منو به لین روز درآورده و من دوباره چاق میشم هیچوقت نتونستم تصور کنم که این حالت پیش فرضو طبیعی منه و ربطی به شرایط نداره من یاد گرفته بودم که با بالارفتن سن وزنم عم بالا میره و این مسئله از دست من‌خارجه بعد از بارداری دوم من افتادم تو خط رژیم و ورزش و با احساس بسیار بدی ققط به جاقتر شدن فکر میکردم ترازو خریدم و شد بلای جانم روزی چند دفعه میرفتم روی ترازو و هر دفعه با حس بد ادامه میدادم نه باشگاه نه رژیم دمنوش نه رژیم ۱۶ به ۸ نه رژیم‌پر پروتئین نه خوردن نون جو وسالاد با جای شام و پیاده روی هیچکدوم وزنم رو کم نکرد که هیچ زیادتر هم کرد جون در همه اون روزها کارهای من بر اساس حس بد و ترس بود و ذهن ناخوداگاه من هم جهت و هم فرکانس با ذهنم قدم برمیداشت
      مسئله جالبی که رژیم‌های غذایی هم‌اعتقاد دارند ما نمیتونیم برای همیشه لاغر بمونیم در تبلیغات جدید رژیم ها یک عبارت هایلایت میشه و اون هم رژیم تثبیت هست
      رژیم‌تثبیت یعنی چی : یعنی اینکه شما بعد از رژیم اصلی تون باز هم به مقدار کمتر ولی همیشگی محدویت ها رو رعایت کنید و رژیم تثبیت یعنی ترسی همیشه پس ذهن شما خونه کرده اگر قرار بود من با رژیم تا اخر عمر متناسب بمونم دیگه برای چی باید رژیم تثبیت رو ادامه بدم و مدام پشتیبان ها و مشاوره در حال چک کردن من باشن
      در ورزش هم همینه وقتی برای شما ست های ورزشی نوشته میشه بعد یه مدت شدت و تکرار شون بیشتر میشه با این پیش فرض که برای کم کردن وزن باید فشار بیشتری به جسم اورد البته لین ممکنه دلیل موجهی داشته باشه ولی کسانی که اضافه وزن دارن همیشه خودشون رو تحت فشار بیشتر نیزارن به این امید که لاغر بشن
      من امروز این فایل رو زمانی گوش کردم که در مدار لاغری قرار گرفته ام حالا وقتی در مورد ترموستات ذهنی حرف میزنن من میفهمم اون همون نقطه برعکس استپ وزنیه
      ما چیزی به نام استپ نداریم و جالبه که کلی رژیم برای خروج از استپ وزن داریم یا به اصطلاح شوک وارد کردن به بدن
      حالا من میدونم این همون ترموستاته او اونجا درجا میزنه مهم اینه شما در چه مداری از دریافت پیامهای لاغری باشید هر چقدر توجه و مطالعه و گوش کردن به فایلها بیشتر باشه وارد مدارهای بالاتری میشید و درک عمیقتری از حرفای استاد خواهید داشت
      برای همه شما دوستان عزیزم روزهای طلایی و متناسب آرزومندم💞💞💞💞💞💞💞💞

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/15 09:06
      مدت عضویت: 669 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 229 کلمه

      سلام در لاغری با ذهن سختی ان حذف میشود.وقتی چاق شدیم سبک زندگی را روی چاقی قرار دادیم و ذهن روی همین کار میکند.باید به ذهن اموزش بدیم تا یاد بگیره و نتیجه بگیریم .اموزش های چاقی در اطرافیان و جامعه خیلی بیشتر از اموزش لاغری است در اصل اموزش لاغری اصلا وجود ندارد از یه دوره ای به بعد فقط چاقی اموزش داده شد و ما همه را باور کردیم . از وقتی به انواع مهمانیها رفتیم انواع فست فودها مد شد فروشگاهها انواع خوردنیها را اوردند چاقی خودبخود اموزش داده شد ولی هیچوقت روشهایی به این جذابی برای لاغری اموزش داده نشد بلکه روشهای لاغری همه سخت و طاقت فرسا هستند و هیچ کس تمایلی ندارد که با اشتیاق ان را انجام دهد و چون مردم دوست دارند که متناسب شوند این روشهای سخت را انجام میدهند ولی چون ذهنی نیست و در ناخوداگاه وجود ندارد و ارادی است نمیتوانند ان را نگه دارند.تا زمانی که در دام چاقی نیوفتادی مشکلی نیست ولی وقتی در این دام افتادی رهایی از ان فقط از طریق اموزش ذهن است. هیچ چاره و راهی نیست جز اینکه در برابر هزار رنگ ذهن را اموزش دهیم و سبک زندگی را تغییر دهیم و از این پیله ای که الان در ان هستیم خارج و به پروانه تبدیل شویم که در اصل انسان دیگری میشویم. باید چرخش ذهنی داشته باشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/14 01:56
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,948 کلمه

      خیلی صادقانه بگم من هیچ وقت آرزوم لاغری نبوده چون تا قبل از ازدوجم که بسیار لاغربودم و در این ۱۸و ۱۹سال ازدواجم که خیلی آرام آرام چاق شدم و اویل ازدواجم که چاقی من در حد ۱۵ کیلویی یا ۱۰ کیلویی بود که خیلی سریع با رژیم و با کم خوریهایی که میکردم فوری لاغر میشدم و طعم تناسب رو برای یه مدت مچشیدیم و هیچ وقت جز دسته افرا د خیلی چاق نبودم مگر بعد از بارداری اول و دومم که واقعا چاق شده بودم که اونم در بارداری من با خیال راحت که این طبیعی هست و باید اینجوری به جای دونفر بخورم و با کلی فرمولهای اشتباه خوردن که در ذهنم داشتم باردار میشدم و سریع چاق می شدم و در اون زمان هم بعد از بارداری اولم که نگاه به جسمم میکردم از چاقی بدم میومد و خیلی سریع اقدام به باشگاه رفتن و ورزش کردن میکردم و رژیم میگرفتم وفکر کنم دخترم ۳ ماه نمیکرد که شروع کردم برای لاغری و بسیار عالی تونستم لاغر بشم در حد فکر کنم ۲۵ کیلو و یا بیشتر کم کردم و بازم طعم لاغری رو خیلی سریع چشیدم و اما تا یکم خسته میشدم سریع برمیگشت تا بارداری دومم و بازم با همون فرمولهای چاق کننده که داشتم خیلی سریع من چاق شدم و این بار هم خیلی سریع اقدام کردم و ایندفعه در حد ۳۵ کیلو شایدم بیشتر من کم کردم و بازم طعم اون تناسب رو چشیدم اما این دفعه تنفر از چاقی داشتم و به شدت روی وزنم و خوردنم حساس شده بودم و حواسم بود یه گرم اضافه نکنم مدام روی ترازو میرفتم و کالری میشموردم و اما نتیجه عکس میشد هر وقت روی ترازو میرفتم یه عالمه اضافه کرده بودم و همین من رو زجر میداد و ناراحت میکرد این اواخر خیلی حالم رو بد میکرد چرا اینطور شدم و همیشه با حسرت به متناسبهایی که همه چیز میخورن و لاغرن نگاه میکردم که فرق من با اینا چیه و چرا من سریع وزنم بالا میره و اینها همیشه لاغرن و هر چی بخوان میخورن پس در اون شرایط من مدام رژیمم رو سختتر و ورزش رو سنگینتر میکردم و خودم رو لاغر میکردم اما به مخص خارج شدن از رژیم خیلی سریع دوباره چاق میشدم و ناراحت و افسرده بودم که چرا اینطور هست تا کی باید هیچی نخورم و رژیم باشم آخه چرا اینطورم ؟
      پس برای همین من یادم نمیاد خیلی آرزوی لاغری کرده باشم مگر این اواخر که دیگه به فاصله ی کم رژیم میگرفتم و همین محدودیتها و سختیها و نموندن در وزن دلخواهم من رو کلافه و ناامید کرده بود و برای همین خیلی
      بیشتر تلاش میکردم و فکر میکردم باید به خودم بیشتر فشار بیارم و همیشه به دنبال راهی بودم برای این مشکلم که چرا من ثابت نیستم ؟
      و همیشه به خودم و بقیه میگفتم چرا نمیتونم لاغری رو نگه دارم ؟ بارها این روند چاقی و لاغری من تکرار شده بود در این چند سال اخر
      و همین چاق شدن و لاغر شدنهای زیاد باعث شده بود که فکر کنم این سبک زندگی من هست و من باید اینطور باشم اما این اواخر که همیشه و مداوم من رژیم داشتم و باشگاه میرفتم و تند و تند چاق و لاغر میشدم در عرض یه سال چندین دفعه من رژیم جدید میگرفتم و لاغر میشدم و دوباره که یکم ولش میکردم چاق میشدم و این اواخر بود که میگفتم چرا اینطور هستم و یه چیزی این وسط هست که من نمیتونم لاغر بمونم ؟ و همونجا بود که در من آرزوی لاغر ماندن شکل گرفت .
      اضافه وزن خیلی آرام به ما تحمیل میشه که ما
      متوجه نمیشیم مگر با وزن کردنهای روی ترازو ما متوجه میشیم که چند گرم ما بالا رفتیم یا پایین اومدیم که همین فشارهای روحی ما رو داغون میکنه و من چقدر این کار رو باوسواسی خاصی انجام میدادم واگر وزنم یکم بالا میرفت اون روز دیکه ناراحت و غمگین میشدم و همه ی اطرافیان من متوجه میشدن و میگفتن بازم چی شده ؟چاق شدی و من هم شروع میکردم به حرف زدن اره چیکار کنم من که نمیخورم پس چرا همش اضافه میکنم من نمیخوام دیگه بالاتر برم و …
      و اما حالا متوجه شدم که برای لاغر شدن نمیشه خودم به تتهایی اقدام کنم و ذهن ما هم باید همراه ما باشه چون ذهن ما الان چاق شدن رو یاد گرفته از اطرافیان از والدین و ناخو استه ما پیگیر یادگرفتن چاقی بودیم و هر چی الان هستم نتیجه ی سعی و تلاشهای مکرر خودم هست و با رژیم گرفتن و هر عامل بیرونی چون فقط جسمم رو محدود میکنم نمیتونم نتیجه بگیریم .
      حالا فردی که رژیم میگیره با فشار آوردن به جسم یه مقدار کم میکنه ولی چون ورودی ها رو محدود کردیم یه مدت کمتر میخوریم و اما به محض رسیدن در وزن ایده آل دوباره خیلی سریع ذهن دستورهای خوردن رو صادر میکنه و ما رو به همون وزن قبلی شایدم بیشتر میرسونه و ذهن مثل ترموستات عمل میکنه اینجا و من چون اون موقع نمیدونستم قضیه چی هست فکر میکردم دیگه زندگی اینطور هست و باید ما هم با رژیم و ورزش لاغر بشیم و اگر رژیم نداشته باشم چاق میشم و برام یه چیز طبیعی شده بود تا این اوااخر که خیلی با فاصله ی کم من وزنم بالا و پایین میشد دیگه شک کردم چرا اینطور هست و یه جایی مشکل هست که من خبر ندارم و …تا با لاغری با ذهن آشنا شدم .
      پس حالا میفهمم ترموستات ذهنی من هم روی چاقی تنطیم شده بود .
      ما باید لاغری رو آموزش ببینیم تا لاغر بشیم.
      پس باید ذهن ما تغییر کنه و در مسیر لاغری باشه تا با ما همکاری کنه و جسم ما لاغر بشه و این هماهنگی باعث میشه ما برای همیشه لاغر بشیم .
      پس موضوع ذهن ما هست و اصلا ربطی به جسم ما نداره پس نگو از این تاریخ من دیگه فلان چیز رو نمیخورم این یه تصمیم هست
      و ما فقط باید ذهن رو آموزش بدیم تا دیگه نیاز به اون تصمیم های گذشته که نخوردنها هست نباشه و ذهن باید آموزشها رو تکرار کنه تا یاد بگیره و ذهن بدون تصمیم خودش عمل میکنه ناخودآگاه ما دستور نخوردن صادر میکنه پس آموزش ذهنی این طور هست ولی اگر ذهن آموزش نبینه دستور خوردن صادر میشه و ما میخورییم در حالی که اصلا نیاز به غدا نداریم و سیر هستیم و بعدش عذاب وجدان و ناراحتی داریم و این ناهمانگی باعث چاقی میشه که خودم بارها همین طور میشدم مثلا قبلا میگفتم شام رژیمی بخورم که اگر رفتم بیرون و بقیه چیزی خوردن و یا رفتم خونه مادرم و بقیه شام خوردن من نخورم و بتونم خودم رو کنترل کنم در مقابل مواد غذایی چون اشتهام زیاد هست اما هم شام رژیمی رو میخوردم و هم هر چیزی که بقیه میخوردن حالا یه کلوچه با چایی یا چیپس و پفک و یا غذای مادرم که روی گاز بود و … منم یه مقدار میخوردم در حالی که اصلا هیچ تصمیمی به خوردن نداشتم و بعدش عذاب وجدان و یا ناراحتی داشتم از خوردنم و اما حالا متوجه میشم چرا ؟چون ذهنم چاق بوده و در مسیر چاقی بوده .

      ذهن رو باید اموزش بدیم سیری و گرسنگی یعنی چه و اینطور ذهن رو در تعادل با جسم نگه میداریم.
      تا حالا هی من گفتم خواسته ام لاغری هست ولی ذهن من در مسیر چاقی بوده و چاقی رو بلد بوده و برای همین با هر روشی که اقدام کردم نتیجه ی لاغری هم موقت بوده .
      پس من باید اصل رو بلد باشم حالا لاغر شدن یه علم هست یه اصل هست که باید یادش بگیریم باید سعی کنم و تمرین کنم و براش زمان برارم و تمرین انجام بدم تا نتیجه همیشگی بگیریم .
      قبلا خیلی وقتها من تصمیم میگرفتم که از شنبه رژیم بگیریم و دیگه شام نخورم ولی هیچوقت عملی نمیشد اما حالا با این دورها من هر روز مشتاقترم که ادامه بدم و جلوتر برم .
      ذهن رو هر چیزی یادش دادی اون رو بیشترش میکنه و گسترش میده در هر جنبه ای ذهن اینطور هست در مادیات در موفقیتها در … همیشه به دنبال بیشتر کردن هست و چون این ذهن چاقی رو یاد گرفته هر روز به دنبال بیشتر کردن وزن شما هست و اگر همین ذهن لاغری رو یاد بگیره هر روز به دنبال لاغر کردن ذهن هست .
      باید به ذهن یاد بدی من چه وزنی رو دوست دارم تا با شما همسو بشه .
      این همه مدت من رژیم گرفتم و نتیجه گرفتم اما چرا نتونستم بمونم ؟ انصافا نتیجه خوب بود اما مسیر سخت بود واقعا یه جاهایی کم میوردم و رفتارهای ناجور غذایی هم داشتم ولی با هر سختی بود دوباره ادامه میدادم به عشق لاغری ولی ماندگار نبود .
      ما همیشه با لذت چاق شدیم با آرامش بوده و با رنج نبوده چون ما یه سری کارها رو هر رورز تکرا ر میکردیم که نتیجه اش میشد چاقی ولاغری هم نباید سخت باشه و هر راهی که در اون لاغری با سختی و رنج هست اشتباه و غلط هست .
      اول باید ذهن رو راضی کنیم چرا میخواییم لاغر بشیم وقتی اون بپذیره تازه با ما همسو میشه و باید آموزشش بدیم و نتیجه رو میبینیم .
      لاغر شدن نیاز به آموزش داره .
      ذهن من چرا من میخوام تغییر کنم و لاغر بشم ؟
      چون من وقتی لاعر بشم همه چیز من تعییر میکنه
      چون روابطم تعییر میکنه و اعتماد به نفسم تغییر میکنه
      چون حالم و روحیم تغییر میکنه و در بهترین حالت روحی و جسمی قرار میگیریم
      چون آرامشم عالی میشه
      چون آزادی رو تجربه میکنم
      چون رهایی رو احساس میکنم هم در لباسها هم از محدودیتها رها میشم
      چون از وابستگی به مواد غذایی خارج میشم و دیگه اعتیاد ندارم .
      چون خیلی آرام و آهسته غذا میخورم و دیگه حرص و ولع ندارم .
      چون بعد از غذا خوردنم سبک هستم و خیلی راحت فعالیت میکنم و کار میکنم .
      چون دیگه هیچ وقت اون حالت معده درد و دل درد بعد از غذا رو ندارم .
      چون خودم رو لایق و توانمند در رسیدن به یه جسم متناسب و ایده ال میدونم .

      چون در مقابل اصرار بقیه به خوردن نه میگم و بیخودی غدا وراد این جسم عزیزم نمیکنم که امانت الهی هست و اون رو پارکینگ بیماریها نمیکنم .
      چون از شر بیماریهای جسمی و روحی خلاص میشم مثل کمر درد و پادرد و زانو درد .
      چون شادابی و جوانی چهره و زبیایی پیدا میکنم
      چون لباسهای شیک و به روز و رنگ شاد میپوشم و بسیار خوش لباس و شیک‌پوش میشم .
      چون وقت کمتری صرف خرید میشه و در هر مغازه ای که برم لباس سایزم پیدا میشه و آسان و سریع خرید میکنم .

      چون همه جا به راحتی جام میشه میشنم و ارامش میگیریم .
      چون خودم رو با ارزش میدونم و ارزش من ایده الترین اندام هست .
      چون با هر پوششی که بخوام در هر مکانی به راحتی حضور پیدا میکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/13 12:23
      مدت عضویت: 427 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام..این فایل خیلی عالی بود استاد بزرگوار💐من ک هر کجا ک میرفتم البته وقتی ک ازدواج کردم و چاق شدم اینجور شدم ک همیشه و همه جا وقتی کسی رو می دیدم ک لاغر بود خیره بهش میشدم و ب فکر فرو میرفتم می گفتم ای خدا میشه روزی منم مثل این بشم همیشه مینالیدم وقتی غذا میخوردم پشیمان میشدم ن لباس ب تنم قشنگ میشد ن وقتی میرفتم خرید موفق میشدم اون چیزی ک دوست دارم بخرم خلاصه همیشه درگیر بودم با خودم الان الحمدالله خیلی راحت شدم اینقدر از خوردن لذت میبرم هر زمانی ک احساس کنم نیاز دارم میخورم هیچ ترسی هم ندارم خیلی راضی هستم ان شالله ک همیشه بتونم این دوره رو ب خوبی و در کمال آرامش ادامه بدم استاد بی نهایت سپاسگذارم💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 06:46
      مدت عضویت: 789 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 561 کلمه

      سلام سلام
      استاد بسيار فايل قوي و عالي بود. سپاسگزارم.
      واقعا تحسينتون ميكنم هم شما رو هم خداي هدايتگرتون رو ، بِه خاطر اين آگاهي هاي بسيار مفيد و يونيك ، مثال هاي بي نظير ، هر فايلي ميزيم جلو اين مثال ها تشبيه ها منو شگفت زده ميكنه و خيلي خوب ميتونم چاقي و لاغري رو بفهمم.
      هم متن بي نظير بود هم فايل ، خداروشكر ميكنم براي هدايتم بِه اين مسير .
      😍گام يازدهم ٩٩١١١١
      چه جالب ١١ برج ١١ ، گام ١١ ، خدايا شكرت 😍

      🟠امروز براي من يه درك مهم اتفاق افتاد از اين فايل كه يادگيري ذهني لاغري يعني چي؟
      هر بار كه شما ميگفتيد من اينطور برام جا افتاده بود كه خوب حتما نبايد كار عملي كرد تا ذهن اون فرمول ها رو ياد بگيره و خودش دستور بده ،
      اما متوجه شدم ما مسير يادگيري ذهني رو پيش ميريم و در كنارش رفتارهايي رو آروم آروم انجام ميديم تا بشه ما خودآگاه ما مثل تمرين سيري و گرسنگي ، خيلي تمرين لذت بخشيه و من سه روزه سبكم ، ذهنم درگير خوردن و هجوم غذا نيست و همينطور اون عصبي شدن هاي بعد پرخوري رو ندارم چون پرخوري نميكنم و چقد حالم خوبه ،خداروشكر
      اين موضوع رو از مثال رانندگي كه زديد برام جا افتاد كه يكسري رفتارها تمرين شده تا الانم رفته تو ناخودآگاه و بدون فكر كردن ميتونيم انجامش بديم و لاغري هم علاوه بر درست كردن فرمولهاي ذهني ، تمرين هايي عملي رفتاري رو انجام ميديم تا رفتارمون بشه.
      🔴استاد فايل اعتياد چاقي ديدگاه منو نسبت بِه مواد مخدر چاقي و اون هزار رنگ فروشگاه ها عوض كرده بِه كل ، حس بدي دارم كه بازم بخام خيانت كنم بِه اين جسم سالم خدادادي و ناشكر بشم.
      امروز بعد برد پرسپوليس اوتوپايلود بِه همسرم گفتم شيريني برد كو؟ گفت حاضر بشيد بريم بيرون شيريني بهتون بدم
      اصلا از حرفم بدم اومد و اينكه وقتي نياز نداريم و ناهار دير خورديم و بدن احتياج مواد غذايي نداره ما بازم ميخاستيم براي خوشيمون بريم سراغ مصرف مواد مخدر 😔
      همون موقع گفتم نه نه ، شوخي كردم و از اينكه آگاهم و بازم تو دام اعتياد نيافتادم خوشحالم و خداروشاكرم.
      ما در حال ترك اعتياد چاقي هستيم ☺️

      🟣ترموستات چاقي
      استاد چقد خوب بود ، چقد اين تشبيه عاليه، ازتون خيلي ممنونم
      انقد كه براي من مسير چاقي و لاغري با رژيم و بقيه موارد عالي جا افتاد
      خيلي لذت بردم از اين مثال و همينطور براي خودم از زمان هايي كه تلاش كرده بودم و بازم ترموستات كارشو كرده بود و منو برگردونده بود بِه همون وزن ، اون كارشو عالي انجام ميده روش من اشتباه بوده… كه خداروشكر در مسير سبز و دوستي قرار دارم

      🟢تعادل و همسويي ذهن و جسم
      همه تلاش ما در اين مسير راحت و آسان لاغري با ذهن هست .
      اينكه ما بِه جنگ ذهن نميريم ديگه مثل قبل و شكست بخوريم و بر گرديم ، الان ميخايم در صلح و دوستي از اين مسير لذت ببريم .
      لاغر شدن يك علمه كه بايد آموختش
      💚استاد انشالا جهاني بشيد و اين رسالت بي نظيرتون رو تو كل دنيا براي همه مردم دنيا اشاعه بديد و لاغري رو ياد بديد.💪💚

      🔵واقعا با تصميم نميشه لاغر شد ، چون براي چاقي تصميمي نگرفتيم و برنامه اي نبوده ، در آرامش و لذت رفته رفته چاق شديم ، لاغري هم همينطور بايد با لذت و آسوني اتفاق بيافته
      خدايا شكرت كه من در لذت و آسوني دارم لاغر ميشم 💛

      در پناه الله شاد و متناسب و ثروتمند باشيد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 01:11
      مدت عضویت: 329 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 732 کلمه

      سلامی دوباره🤭😬
      من اومدم😍پرانرژییی پرانگیزه💪💪👏👏برای شرح تمرین روز یازدهم(مسیر لاغری من)(آرزویی لاغری خود را ب واقعیت تبدیل کنید)😍
      اصلا من باهمین ی جمله جون میگیرم ک چ لذتی داره این لاغری چ میکنه با ما این لاغریییییی😍😍👏👏
      تااوج میبره آدمو ک چ حال و احوالی میتونه داشته باشه این تبدیل شدن دیگ چ برسه ب موقعی ک محقق شده باشه ..واقعا جا داره اینجا بگم ک منو این همه خوشبختی و خوشحالی کاملا طبیعیه طبیعی💃💃👸💅والآآ
      🌺🌺🌺🌺
      داشتن آرزوی لاغری؛🤔🤔
      بنظرم داشتن اندام زیبا و ایده آل آرزویی همه ی افراداست..و اولین چیزی ک درذهن ما خطور میکند متاسفانه رژیم است🤕🤦
      برخی دیگرازافراد هم ک میخواهند در مدت زمان کوتاهی ب وزن ایده آل برسند و لاغر شوند🧐😧مثل قبله من .‌‌متاسفانه وتاجایی ک من میدونم غیر ممکنه😬😐
      و برخی دیگه فکر میکنن اگ خود رااز خوردن مواد غذایی محروم کنندمیتوانند در مدت زمان بسیار کمی ب آرزویی خود برسند☹️🙄ک همشون بطور حتم اشتباه میکنند…رژیم غذایی ب معنی محروم کردن خود از مواد غذایی نیست .برای سلامت بدن و کارکرد صحیح آن ،بدن ب مقدار مشخصی از مواد غذایی نیاز مند است و برای سوخت و سازب تمامی گروههای غذایی نیاز دارد….💛

      واقعا من ب شخصه وقتی ک ب لاغری خودم فکر میکنم چ خودش .چ آرزو داشتنش حتی برای یک روزواقعا ب وَج میام ک چقدر موقعی ک ب واقعیت تبدیل بشه من خوشحال ترین زن روی زمینم چرا چون سختیهااا براش کشیدم‌‌حرفهااا بخاطرش شنیدم..تحقیرهاا بخاطرش شدم..
      هر کاری ک اصلا ربطی ب چاقی و لاغری نداشته بودن کسانی ک ربطش دادن ب چاق و لاغری..ک تو چاقی نمیتونی🤔😤آخه لامصب تو میزاشتی من انجامش بدم بعدش میگفتی ک نمیتونی..چرا بعضیآ واقعا شعور برخورد ندارن☹️متاسفم برای نظرها و حالتشون..
      حالا نمیخام بهشون فکر کنم…البته فکرم ک کنم دیگ حالم بد نمیشه.😍💃
      و صدالبته ک لاغری دیگ نمیتونه آرزو باشه تو مسیر لاغری با ذهن ..😍😍
      وخداروصدهزار مرتبه شکر ک دراین مسیرم.‌.ک آرزوی چندین و چند سالم ک اولش لاغری بود ولی بعدش شگفتی های دیگ ای برام داشت مثل تغییر شخصیت..مثل افکارو رفتار درست برخورد کردن‌.تغییرزندگی.صدرصد آرامش و لذت…لاغری و برام کمرنگ نکردن ولی این آرامش و لذت و تغییرات مسیر لاغری و رو واقعا آسون کرده..🤩👌👌
      موضوع بعدی:محقق نشدن آرزو:وقتی آرزو محقق نمیشه ک براش تلاشی نکنی..قدمی براش برنداری…بهش فکر نکنی ب آرزوعه..ب چجوری رسیدن بهش..اشتیاق و انگیزه ای براش نداشته باشی..راه درستش و پیدا نکرده باشی…آرزوت باید قابل دسترس باشه البته اینانظر منه ممکنه بعضیآ قبولش نداشته باشن…محقق نشدن آرزو اگ براش تلاش کنی .اشتیاق وانگیزه داشته باشی .اگ براش قدم برداری و راشو پیدا کرده باشی ولی بازم دست نیافتنی باشه باید فکر کنی تمرکز کنی ک کجا رو اشتباه رفتی یا داری میری..شاید ک ن حتما نیاز ب آموزش و یاد گیری داره
      ووقتیکه این آموزش و یادگیری هارا بیاموزه اونموقع ست ک فکر و ذهنش همسو باارزوش میشه و محقق نشدنی در کار نیست💗

      بریم 👣 سراغ لاغری یعنی چ؟؟
      من ب ذهنم میخام یاد بدم از طریق فایل حرفایی قشنگ و بجا و دلنواز و صداقت استاد عزیزم ک لاغری =سلامتی
      لاغری=شادابی.لاغری=نشاط.لاغری=حال خوب.لاغری=حس خوب.لاغری=لذت اززندگی.لاغری=آرامش.لاغری=اعتماد ب نفس.لاغری=امید.لاغری=انگیزه.لاغری=خوش استایلی.لاغری=رهایی.لاغری=انتخاب داری .از رنگ و لباس گرفته تااااااغذاوتنوع.لاغری=خوشبختی 😍💃👸💅
      لاغری یعنی همه چیزهایی ک تواین سالها نداشتم…ولی دارم یادمیگیرم ک وارد زندگیم کنمشون انشاالله 💪👍✌️🙏
      و آخرین نکته،چرا دوست دارم لاغر بشم؟🤔🤔
      از وقتیک هدایت شدم ب سایت تناسب فکری درک کردم و باور کردم ک لاغر شدن دیگ آرزو و رویا نیست…
      وازاونموقع همش بهش فکر میکنم ک دوستدارم لاغر بشم ک منم همیشه شاد و خوش حال باشم💃…دوستدارم لاغر بشم ک اززندگیم کنار عزیزانم لذت ببرم..😍دوستدارم لاغر بشم ک منم همیشه سلامت و شاداب و پازانگیزه بشم برای ادامه زندگی🤩😎‌‌.میخام لاغر بشم اول ب خودم بعد ب همه ثابت کنم ک منم تونستم لاغر بشم و از حرفها و تحقیرهایی ک کردن منو خجالت بکشن 🤔☹️😤دوست دارم لاغر بشم هر لباسی و باهر رنگی و هر مدلی ک دوست دارم و منم بپوشم مثل همه ی متناسب ها..چون لایقشم…چون میتونم منم ب لاغری دست پیدا کنم..
      اگ الان اینجام..‌‌اگ تااینجا جا نزدم ..کم نیوردم ..‌پس این بخودم ثابت شده ک حق منه لاغری….چون اگ رژیم بود تاالان صدفعه شکسته بودمش و حالم زار بود
      پس من میتونم .و باور دارم و ایمان دارم ک من لایق متناسب شدنم🤩😍💃👸
      چونک هروز اشتیاقم نسبت ب روز قبل بیشتره…عشق میکنم تمیرین انجام میدم..عشق میکنم فایل باز میکنم…و عشق میکنم بالذت و آرمش تو مسیرم
      و خدارو هزاران بار شکر 🙏
      خدایا شکرتتت😭😭😭ک منو لایق این راه و سایت تونستی
      و بینهایت از شمااستاد عزیزم کمال تشکر و دارم..و نگاه پراز عشق خدا بدرقه ی راه زندگیتون…ک چقدر شریف و درستکارید…

      ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیرم🙏🙏😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 21:35
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,409 کلمه

      سلام سلام 😍 😍 چه قدر زود یازده روز گذشت خیلی به من خوش گذشت و لذت بردم. 🌷🌷
      آرزوی لاغری 🌌 :
      من یادم میاد که جزو ثابت دعاهای من لاغر شدن بود.. سر نماز، مکان های مذهبی ای که میرفتم، موقع خواب، هر مناسبتی که می‌گفتند دعا مستجابه و هروقت که دعا میکردم، خدایا کمکم کن لاغر بشم پایِ ثابت درخواست های من بود.. با پیدا کردن روش های جدید مثلا رژیم یا حرکت ورزشی فکر میکردم خدا جوابم رو داده و با اشتیاق میچسبدم به انجام دادن برنامه ها… ولی خوب نتیجه ی خاصی نگرفتم و هیچ وقت به اون لاغری زیاد و رسیدن به اندام ایده آل نزدیک نشدم.. همیشه در حد پنج شش کیلو کاهش وزن بوده…
      و کم کم من به اطمینان رسیدم که لاغری برای من یک آرزوی خیلی قشنگه، فقط همین.. و من نمیتونم بهش برسم…
      لاغری، کل زندگی منو تحت تاثیر قرار میداد یعنی من در رویاهام انسانی لاغر، خوشبخت و زیبا بودم و در واقعیت چاق بودم و خودم رو خوشبخت و زیبا نمیدیدم.. بنابراین لذت خاصی هم از زندگی نمی بردم.. مثلا همیشه دوست داشتم در عروسی ها برقصم ولی به خاطر چاقی و اینکه لباس زیبایی هم نمیتونستم بخرم همیشه کنار بزرگترها می‌نشستم و تماشا میکردم 😐😞…
      بعد از آشنایی با لاغری با ذهن، من اولین تغییری که داشتم این بود که اعتماد به نفسم افزایش پیدا کرد، در میهمانی ها شرکت کردم، با مردم صحبت کردم🗣️، رقصیدم💃🏻، شادی کردم و کلی تغییر کردم. 😎
      برای اینکه من چاق تر نشوم و وزن هم کم کنم، دستگاه دراز نشست خریدم، بعد از آن پدرم برای دوچرخه خرید و هرشب به پارک نزدیک خونه مون میرفتیم و رکاب میزدیم 🚴‍♀️🚴‍♂️ درسته که نتیجه ی لاغری نگرفتم ولی خیلی خوش میگذشت و شب های تابستان من به دوچرخه سواری سپری میشد 😁😅..

      آرزوی داشتن لاغری:
      این آرزو میتوتم بگم تقریبا هم سن خودمه 😅 ولی دوستی داشتم که همیشه به من می‌گفت خوش به حالت 😐😶 منم میگفتم که میخوام جای تو باشم تو به من میگی خوش به حالت؟ 🤔 گاهی فکر میکردم لاغرها برای اینکه من ناراحت نشم می‌گفتند میخوایم چاق بشیم 😏🤔… اصلا درک نمیکنم که کسی که متناسبه چرا باید بخواد چاق بشه🤔🤔

      من باید به این درک برسم که لاغری، طبیعت جسم من هستش، اصلا باید لاغر باشم، اگر نیستم عجیبه و جای سوال داره…
      چون که خداوند انسان را متناسب خلق کرده.. انسان باید در هر شرایطی متناسب باشه 😊 من باید در هر سنی خوش هیکل باشم..

      یکی آرزوی لاغر شدن هستش، یک موضوع تصميم گرفتن برای لاغر شدن هستش، موضوع دیگر، تعهد داشتن برای لاغر شدن و آخری هم تغییر افکار و شخصیت هستش که اگر همه ی این ها باهم همسو باشند، لاغری جسمی به راحتی اتفاق میوفته و همیشگی خواهد بود..

      🌻🌻🌻🌻🌻
      محقق نشدن آرزو(لاغر نشدن) :
      دلیل نرسیدن به آرزوی لاغری، حرکت در مسیر اشتباه بوده است.. روح ما که خواستار سلامتی و تناسب اندام ماست، جسم ما که از طرف خدا متناسب خلق شده است، ذهن ما هم که فرمول های متناسب کننده را از اول دارد، پس مشکل ما نیستیم بلکه مسیری 🛣️است که از طریق آن می‌خواهیم به تناسب اندام برسیم..
      نکته ی مهم این است که روش های بیرونی، مسیر مناسب و درستی برای برطرف کردن چاقی که درونی است، نیستند..
      کسی برای من تعیین نکرده بود که باید 20 کیلو اضافه وزن داشته باشم و تا چه زمانی به آن برسم🤦🏻‍♀️ بنابراین برای لاغر شدن هم برنامه نوشتن دیگران برای من اثری نخواهد داشت..
      فایل تصویری :💻🎧
      وقتی فایل شروع شد و فهمیدم برای اول سال 97 بوده خوشحال شدم که قبل از سال جدید این فایل رو دیدم..
      آرزوهای قشنگ و دعا کردن برای خودمون و دیگران در اول سال خیلی مرسومه ولی… حداقل برای خودم سوال بود که چرا اول و آخر سال من فرقی باهم نداره؟ 🤔 پس اون دعاها و آرزوها در چه سالی تحقق پیدا میکنه؟ 🤔 و…
      عید و تعطیلاتش باعث چاق تر شدن من نمیشدند چون من کل سال در حال انجام دادن رفتار های اشتباه بودم و 13 روز تعطیلی باعث تشدید آن رفتارها نمیشد چون خودشون در اوج اشتباهی بودند 😂😂…
      اما آرزو میکردم که خدایا امسال دیگه لاغر بشم…

      💮💮💮💮

      تغییر سبک زندگی در روش های قبلی باعث کاهش وزن ما میشد اما وقتی دوباره به سبک زندگی قبلی مون برمیگشتیم، وزن کاهش پیدا شده دوباره به ما بازگشت میشد..
      وابستگی به ترازو:
      زمانی بود که دلم میخواست از ترازوهای دیجیتالی بخریم تا گرم وزنم رو هم بدونم..
      گاهی عدد ترازو رو از صفر آنور تر میبردم تا وزن منو کمتر نشون بده 😂 🤦🏻‍♀️.. شده بود یک حسرت برای من که روی ترازو برم و وزن زیر 70 رو ببینم…
      🌻🌻
      اما الان خیلی زیاد احساس راحتی میکنم فکر کنم یکسالی میشه که روی ترازو نرفتم.. و راحت دارم زندگی میکنم.. به من چه چند کیلو باشم 🤷🏻‍♀️😅 من فقط میخوام لاغر باشم… هیچ عدد و رقمی برای من اهمیت نداره💃🏻.
      ترموستات ذهنی :
      مثال ترموستات به من آموخت که ذهن من با من هیچ دشمنی نداره و فقط طبق تنظیماتی که خودم بهش دادم روی حالتی که چاقی بوده، تنظیم شده🔧 و میتونم با تغییر اطلاعات ورودی، حالتش رو تغییر بدم روی لاغر تنظیم کنم و من رو به سمت لاغری هدایت کنه..
      موضوعات ذهنی نیاز به تصمیم ندارند.. وقتی به عادت ما تبدیل شوند، به صورت ناخودآگاه ما آنها را انجام می‌دهیم مثل رانندگی🚘..
      تعادل ذهن با جسم، باعث میشه که خیلی راحت لاغر بشیم..
      ذهنی که در مسیر لاغری باشه خیلی راحت کمکت میکنه و به قول معروف، سنگ جلوی پات نمیندازه..
      یه چیزی تعریف کنم 😅 من داشتم فایل تصویری نگاه میکردم فقط شنیدم که در خونه مون باز شد و صدایی بهم گفت که پدرم بوده و نان بربری خریده.. از مامانم پرسیدم گفت بله 😊.. و من تعجب کردم که هنوز هم فرمول های چاقی در ذهن من هست و چه قدر دقیق کار میکنه که میتونه پیشگویی کنه که کی اومد و چه خوراکی ای آورد 😂🤦🏻‍♀️..
      ولی میدونم که با ادامه دادن حل میشه 😊 و من ادامه میدم 👌🏻 💪🏻

      ذهن ما همیشه دنبال بیشتر کردن است، در تمام جنبه های زندگی.. پس ما باید خواسته هایمان را به ذهن بدهیم تا در جهت رسیدن به آنها ما را پیشرفت دهد..
      تا جایی که خودت تعیین کنی 😍…
      من با آموزش دیدن چاقی طی سال‌های گذشته ی زندگیم چاق شدم یعنی در هر لحظه من در حال آموزش دادن چاقی به ذهنم بودم، حتی زمان هایی که رژیم میگرفتم من داشتم مسیر ذهنی چاقی را پررنگ تر میکردم..

      تغییر امروز من 😍😍:
      تغییر عادت نان خوردن با آش..
      امروز ناهار آش داشتیم و من دوتا عادت همیشگی خودم رو تغییر دادم. 1. در کاسه ی کوچکتر آش🥣 خوردم. 2.نان همراه با غذا مصرف نکردم..
      مصرف نان 🍞با غذاهایی مثل سوپ و آش،یک سنت نانوشته ولی خیلی مهم در عادات غذایی خانواده ی من هستش..گاهی حتی تا یک قرص نان برای هر کاسه آش میخوردم 😐😯من بعد از آموزش لاغری با ذهن، یک روز به خودم گفتم که چی؟؟ یعنی چی که باید با آش، نان هم بخورم؟ 🤔 بعد این رفتار برای من خیلی عجیب به نظر آمد و تغییرش دادم و امروز هم خیلی عالی رفتار کردم و از خودم راضیم.. 😊😇😊
      و یک تغییر دیگه در من اینه که وقتی گرسنه میشم هرچیزی که احساس میکنم آن لحظه میخوام بخورم را میخورم.. یک مثال میزنم از قبل خودم.. مثلا ما شام لوبیاپلو داشتیم و اتفاقا پدرم هم پیتزا میخرید می آورد خونه، من نمیتونستم تصمیم بگیرم کدوم رو میخوام بخورم، بنابراین از هردو ش میخوردم و هرکدوم هم اندازه یک وعده ی کامل 😐😐
      اما امشب، (بعد از پیشگویی ذهنم در مورد نون بربری 😂🤦🏻‍♀️) تصمیم گرفتم که نان 🍞و پنیر🧀 بخورم، در صورتی که شام کباب🍖 داشتیم.. ولی من وسوسه ای برای خوردن هردوتاش نداشتم 💃🏻💃🏻💪🏻… خیلی تغییر بزرگیه هااااا برای من 😍😍 گفتم که چجوری بودم 😂 از اون رفتار به این رفتار رسیدن یعنی معجزه، یعنی هماهنگی ذهن و جسم، یعنی لاغری.. یعنی آفرین به من 😉😊😎😅
      راستی، پدرم هم به من گفت که هرروز داری لاغر میشی. 😍💃🏻
      خیلی فایل امروز لذت بخش بود برای من دوبار تکرارش کردم.. 😍👌🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 21:03
      مدت عضویت: 352 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 180 کلمه

      سلام و درود بر استاد و هم مسیرهای لاغری من .
      گام ۱۱(بینظیر بود واقعا چرا همیشه می گفتیم کم کنم یعنی من طبیعی هستم و کم کنم و این یک جمله خطرناک بود که داشت دستور می داد اسیب اسیب سریع به حالت طبیعی بر گرد …به نظرم باید گفت من اضافه وزن دارم و در مسیر طبیعی خود هستم و چه نکته ی فوق العاده ای ترمیم یعنی به طور هوشمندانه سلامتی و جوانی و شادابی در این ترمیم شکل می گیره و خیلی احساااسم خوب شد اینکه همون جسمی که ازش بدم میومد خودش عاشقه اینه که به حالت پیش فرضش برسه باعث شد حس کنم یک همراه قوی دارم حتی گفتن عبارات تاکیدی که یک تلنگره و باید اول اصل رو یاد گرفت و بعد با عبارات یاداوریش کرد و نکته اخر اینکه همین ذهن که دنبال گسترش و اضافه کردنه هر اموزشی بدی در همان مسیر هدایتت می کنه یعنی صلح و اشتی این فایل بسیار کامل بود و به نظرم باید ساعتها به هر نکته فکر کرد …سپاس از استاد طلب خیر نثارتون 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 20:56
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      با سلام خدمت دوستان شگفتی سازم.
      من همیشه از قبل از دوره همیشه و بارها به این فکر میکردم که واقعا چرا بعضی ها از همه چیز میخورند و اینقدر متناسبن و مطمون بودم که این مشکل یک مشکل اساسی است که مربوط به غذا خوردن نیست و همیشه به خودم میگفتم اگه من برنج میخورم خواهرم هم میخوره اگه من اینو میخورم اون هم میخوره و حتی من کمتر از اون میخورم و وقتی وارد دوره شدم فهمیدم همه چیز از ذهن من هست و باورهای اشتباهی که با تکرار و تکرار اونها درخت چاقی رو در من تنومند کرده بود .پس باید برای لاغر شدن هم اموزش ببینم و فرمول های صحیح رو یاد بگیرم و با تکرار و تکرار اونهارو ثبت کنم و لاغری رو زندگی کنم و به اندام دلخواهم برسم.
      مثال رانندگی بهترین مثالی بود که میشه در مورد تکرار اموزش ها و ثبت اونها زد.
      دقیقا من روزهای اول رانندگی مدام به این فکر میکردم که کی دنده عوض کنم و حالا چکار کنم ولی الان ساعتها رانندگی میکنم ولی اصلا به هیچ یک از این کارها فکر نمیکنم و به طور ناخوداگاه انجام میدم.و خیلی خوشحالم که نگرشم در مورد چاقی عوض شده و الان میخام انقدر تکرار کنم که به طور ناخواگاه و خیلی عادی لاغری رو زندگی کنم تا جز البوم شگفتی سازان باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 20:54
      مدت عضویت: 329 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 561 کلمه

      (زندگی ما همان چیزی است ک افکار ما آنها را میسازد)
      تصمیم گرفتم تمرین قسمت این فایل ارزشمند رو نامه ای برای خودم بنویسم.🤭البته بااجازه استاد عزیزم✋

      قسمت یازدهم :😍😍(مسیر لاغری من)

      💝بنام خداوند زیبایی ها💝
      سمیرای عزیزم،میدانم بیش از هر کسی ب تو سخت گرفته ام . گاهی هم ب اشتباه..ولی بدان ک از دوست داشتن تو بوده وبرای رشدت..بخاطرعقاید تحمیلی ک برتو داشتم پرسجو میکردم(انواع و اقسام رژیم و ورزش)
      میخواندم((مطالب رژیم))
      و هر جا لازم میشد تغییرمیدادم(((تغییرروش های رژیم)))
      هنوز هم میخوانم ازراه درست👍👍🙋
      سمیرا:این روزها بیش ازهمیشه درگیر بررسی باورهایمان هستم..
      بارها دل خواسته هایت را قربانی کردم.لذتت را قربانی رشد کردم.
      میدانم تو را آدم روزهای سحت کردم ومیدانم از پس روزهای سخت بر خواهی آمد..ولی اینبار برایت مژده ای دارم ک روزهاا آسانتر هستندو باآرامش☺️
      همیشه کنارت بودم.گاهی دعوایت کردم.گاهی در آغوش کشیدمت.و گاهی اشتباهاتت را فهمیدمو گذاشتم از نو شروع کنی..تو آدم روزهای سخت شدی سمیرا ولی قلبت را سخت نکن.آن تنها چیزی ک ازتو دوست دارم.
      ب هر چه دست زدی(رژیم وورزش)خر چه را نابود کردی(جسمم)آنرا با خود داشته باش.سمیرا..من و تو نسبت ب انسانها.متعهدیم…حتی اگر آنها نخواهند
      خودت را حیف نکن..میدانم ک دلت زیاد میشکند ولی بخشیدن را خوب بلدی بگذرو ب مسیرت ادامه بده«لاغری باقدرت ذهن»
      سمیرای من ب خودت مغرور نشو
      از دشمنی خودت علیه خودت بترس(ذهن منفی باف)
      مواظب خودت باش
      و ازروزی ک فهمیدی در حقت اشتباه کرده ام من را ببخش🙏🙏
      برام هیچ حسی شبیه تو نیست😍❤️تو پایان هر جستجوی منی💝تماشای تو🧐😬عین آرامشه😍🤩😘😘تو زیباترین آرزویی منی🤭😎💫❤️
      سمیرای من ازت خواهش ها دارم🙏شکست ها و نگرانی هایت رارها کن.در جاده ی زندگی نگاهت ک ب عقب باشد زمین میخوری.زخم برمیداری.ودردمیکشی🤕
      تنها اعتماد کن و خودرا ب او بسپار❤️ استاد عطارروشن❤️
      درآینده لبخند بزن.این همان جایی است ک باید باشی،هیچ کس تو نخواهد شد..آرامش سهم توست..
      اگر باورو افکارتو تغییر نکند هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد😐🤦
      سمیرا نو همیشه تاریکی رو دیده ای اما همیشه یک چیزرا در قلبت❤️نگه داشته ای اونم امیده☺️🙋
      امیدی ک الان تقریبا ۲۰روزه پیداش کردی.
      اجازه نده هیچ کس پاشو روی رویاهات بزاره(تناسب اندام و لاغری)…سادگی زندگی ب اینه ک خودت باشی تو خودت بیشتراز هرکس دیگری در جهان لیاقت عشق و محبت خودت را داری..نباید توقعی داشته باشی جز خودت..💪🤩
      سمیرای من گاهی دست خودت را بگیر برو هوا خوری.دیگر برام مهم نیست.برایم مهم نیست دیگران چ میگویند.چون من فقط خودم هستم..خودم ک هاشق تو هستم &سمیرا&💝😘

      الان ازت کمک میخواهم🙏
      میخواهم طوری لبخند بزنم ک گویی هیچ چیز اشتیاه نیست…
      چنان محبت کنم انگار همه چیز عالیست….
      آن چنان عمل کنم ک رویایی است تمامش…
      بهت قول میدم ک برنگردم.از اشتیاق بمیرم تا ب هدفمون برسیم🤲💪💪😍🤭
      کودک نیستیم اما کودک درونمان هنوز زنده ست🤭😬
      ازت میخواهم تا همیشه همراهم باشی تاباهم کنار هم و همسو شدن
      لحظات شادی،خدارا ستایش کنیم..
      لحظات سختی،خدا را جستجو کنیم..
      لحظات آرامش.خدارا مناجات کنیم..
      لحظات درد،ب خدا اعتماد کنیم..و همیشه در تمام لحظات شکرگزار خداوند باشیم..لطفا باش کنارم سمیرای من🙏
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      دلنوشته ای ب خدایم ک منو هدایت کرد والان با کلی ذوق و شوق و آرامش و لذت تواین مسیرم❤️😘
      خدا جونم سلام…
      خدا جونم هیچ میدونی ک همیشه ب موقع ب داد دلم تویی ک میرسی😍💝
      آنجا ک خسته ام..آنجا ک دل شکستهام..آنجا ک از همه عالم وآدم گسسته ام😘🌺
      همیشه تو همان دستی هستی ک میگیری از دلم غبار غم هارا..
      خدایا سپاس🙏🙏

      وکلام آخر:در دنیآ🌏 هیچ بن بستی وجود ندارد….یا راهی خواهم یافت💪🙋✌️👸یا راهی خواهم ساخت…
      و..من و مآ..این راه را پیدا کردیم #لاغری با قدرت ذهن#و داریم از نو میسازیمش با(آموزش ها و تکرار و تمیرین و استمرار)👏👏💪💪👍👍👍👌👌😍
      باامید موفقیت همه ی دوستان همسیر و تشکر فراوان از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 20:45
      مدت عضویت: 329 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 564 کلمه

      (زندگی ما همان چیزی است ک افکار ما آنها را میسازد) تصمیم گرفتم تمرین قسمت این فایل ارزشمند رو نامه ای برای خودم بنویسم.🤭البته بااجازه استاد عزیزم✋

      قسمت یازدهم :گامی موثر برای لاغری😍😍(مسیر لاغری من)

      💝بنام خداوند زیبایی ها💝
      سمیرای عزیزم،میدانم بیش از هر کسی ب تو سخت گرفته ام . گاهی هم ب اشتباه..ولی بدان ک از دوست داشتن تو بوده وبرای رشدت..بخاطرعقاید تحمیلی ک برتو داشتم پرسجو میکردم(انواع و اقسام رژیم و ورزش)
      میخواندم((مطالب رژیم))
      و هر جا لازم میشد تغییرمیدادم(((تغییرروش های رژیم)))
      هنوز هم میخوانم ازراه درست👍👍🙋
      سمیرا:این روزها بیش ازهمیشه درگیر بررسی باورهایمان هستم..
      بارها دل خواسته هایت را قربانی کردم.لذتت را قربانی رشد کردم.
      میدانم تو را آدم روزهای سحت کردم ومیدانم از پس روزهای سخت بر خواهی آمد..ولی اینبار برایت مژده ای دارم ک روزهاا آسانتر هستندو باآرامش☺️
      همیشه کنارت بودم.گاهی دعوایت کردم.گاهی در آغوش کشیدمت.و گاهی اشتباهاتت را فهمیدمو گذاشتم از نو شروع کنی..تو آدم روزهای سخت شدی سمیرا ولی قلبت را سخت نکن.آن تنها چیزی ک ازتو دوست دارم.
      ب هر چه دست زدی(رژیم وورزش)خر چه را نابود کردی(جسمم)آنرا با خود داشته باش.سمیرا..من و تو نسبت ب انسانها.متعهدیم…حتی اگر آنها نخواهند
      خودت را حیف نکن..میدانم ک دلت زیاد میشکند ولی بخشیدن را خوب بلدی بگذرو ب مسیرت ادامه بده«لاغری باقدرت ذهن»
      سمیرای من ب خودت مغرور نشو
      از دشمنی خودت علیه خودت بترس(ذهن منفی باف)
      مواظب خودت باش
      و ازروزی ک فهمیدی در حقت اشتباه کرده ام من را ببخش🙏🙏
      برام هیچ حسی شبیه تو نیست😍❤️تو پایان هر جستجوی منی💝تماشای تو🧐😬عین آرامشه😍🤩😘😘تو زیباترین آرزویی منی🤭😎💫❤️
      سمیرای من ازت خواهش ها دارم🙏شکست ها و نگرانی هایت رارها کن.در جاده ی زندگی نگاهت ک ب عقب باشد زمین میخوری.زخم برمیداری.ودردمیکشی🤕
      تنها اعتماد کن و خودرا ب او بسپار❤️ استاد عطارروشن❤️
      درآینده لبخند بزن.این همان جایی است ک باید باشی،هیچ کس تو نخواهد شد..آرامش سهم توست..
      اگر باورو افکارتو تغییر نکند هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد😐🤦
      سمیرا نو همیشه تاریکی رو دیده ای اما همیشه یک چیزرا در قلبت❤️نگه داشته ای اونم امیده☺️🙋
      امیدی ک الان تقریبا ۲۰روزه پیداش کردی.
      اجازه نده هیچ کس پاشو روی رویاهات بزاره(تناسب اندام و لاغری)…سادگی زندگی ب اینه ک خودت باشی تو خودت بیشتراز هرکس دیگری در جهان لیاقت عشق و محبت خودت را داری..نباید توقعی داشته باشی جز خودت..💪🤩
      سمیرای من گاهی دست خودت را بگیر برو هوا خوری.دیگر برام مهم نیست.برایم مهم نیست دیگران چ میگویند.چون من فقط خودم هستم..خودم ک هاشق تو هستم &سمیرا&💝😘

      الان ازت کمک میخواهم🙏
      میخواهم طوری لبخند بزنم ک گویی هیچ چیز اشتیاه نیست…
      چنان محبت کنم انگار همه چیز عالیست….
      آن چنان عمل کنم ک رویایی است تمامش…
      بهت قول میدم ک برنگردم.از اشتیاق بمیرم تا ب هدفمون برسیم🤲💪💪😍🤭
      کودک نیستیم اما کودک درونمان هنوز زنده ست🤭😬
      ازت میخواهم تا همیشه همراهم باشی تاباهم کنار هم و همسو شدن
      لحظات شادی،خدارا ستایش کنیم..
      لحظات سختی،خدا را جستجو کنیم..
      لحظات آرامش.خدارا مناجات کنیم..
      لحظات درد،ب خدا اعتماد کنیم..و همیشه در تمام لحظات شکرگزار خداوند باشیم..لطفا باش کنارم سمیرای من🙏
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      دلنوشته ای ب خدایم ک منو هدایت کرد والان با کلی ذوق و شوق و آرامش و لذت تواین مسیرم❤️😘
      خدا جونم سلام…
      خدا جونم هیچ میدونی ک همیشه ب موقع ب داد دلم تویی ک میرسی😍💝
      آنجا ک خسته ام..آنجا ک دل شکستهام..آنجا ک از همه عالم وآدم گسسته ام😘🌺
      همیشه تو همان دستی هستی ک میگیری از دلم غبار غم هارا..
      خدایا سپاس🙏🙏

      وکلام آخر:در دنیآ🌏 هیچ بن بستی وجود ندارد….یا راهی خواهم یافت💪🙋✌️👸یا راهی خواهم ساخت…
      و..من و مآ..این راه را پیدا کردیم #لاغری با قدرت ذهن#و داریم از نو میسازیمش با(آموزش ها و تکرار و تمیرین و استمرار)👏👏💪💪👍👍👍👌👌😍
      باامید موفقیت همه ی دوستان همسیر و تشکر فراوان از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 18:38
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 786 کلمه

      سلام سلام به همراهان گرامی
      همه ما افراد چاق آرزوی لاغری داریم چون واقعیت وجود ما لاغری است جسم ما هیچ مقاومتی در برابر لاغری نداره و به طور پیش فرض خودش عاشق لاغری است و اینجا چون ذهن ما آموزش چاقی دیده بود با جسم ما که داشت با محدودیت میخواست خودش لاغر کنه هماهنگ نبود جسم ذهن ما و باعث شکست میشد و ما همیشه خودمون وزن میکردیم و باهمین وزن کردن و احساس روحی که در ما به وجود میآورد ما رو بیشتر به چاقی نزدیک میکرد تو جه ما رو بیشتر میبرد روی چاقی و به ذهنت دستور می‌دیدی که من علاقه دارم به چاق تر شدن شاید الان بگی نهه من با دیدن وزن بالا ناراحت میشدم بهم میرختم تصمیم می‌گرفتم این برای ذهن هم نیست چه واکنشی داری هر واکنشی نشون بدیم ذهن ما تصورش اینه که ما علاقه داریم به اون وضعیت و از اون وضعیت برامون بیشتر میشه
      اگه میخواهیم لاغر بشیم و تا ابد لاغر بمونیم باید لاغری آموزش ببینیم همون جور که چاقی آموزش دیدی به این وضع رسیدی لاغری هم آموزش ببین وقتی تو آموزش ببینی دیگه نگران نداری چقدر میخاه کم کنی و خودت آرام آرام به راحتی آرامش وزن کم می‌کنی تو با سختی دارو ورزش چاق نشدی که بخواه با نخوردن رژیم ورزش لاغر بشی تو آموزش چاقی دیدی شما وقتی آشپزی یاد می گیری اولش برات یکم سخته استرس داری نمک چه اندازه بریزم چند قاشق برنج اول چیکار کنم گوشت باید چکار کنم اگه مهمون اومد چجوری واسه چند نفر غذا درس کنم و برات سخته یکم ولی در حین آموزش وتکرار وادامه دادن یاد میگیری فول میشی اصلا دیگه مهم نیست واسه چند نفر بخواه غذا درس کنی اصلا چه غذایی میخان خیلی راحت آسون با لذت درس می‌کنی غذا.
      لاغر شدن هم یادگرفتنی است آموزشی است وجسم شما خودش علاقه داره به لاغری ولی چون بلد نبودی ذهن جسمت هماهنگ نبود باهم موجب شکست میشد ولی وقتی لاغری با ذهن یاد بگیری تکرار کنی آموزش ببینی بهش عمل کنی این نکته خیلی مهمه خیلی خیلی مهمه که تا به آموزش عمل نکنی اصلا یاد نمی‌گیری ترس نداره عمل کردن به آموزش ها عمل کن هرچند ضعیف باشی هی به مرور تو عمل کردن قوی میشی و استادی میشه تو اون زمینه واسه خودت تواین روش لاغری با ذهن تو خیلی زود تاثیرش در ذهنت می بینی بعد در رفتارت ودر اخررجسمت
      این روش لاغری با ذهن میاد ذهن وجسم هماهنگ می‌کنه واسه رسیدن به هدف لاغری همیشگی. ما تو چاق شدن هیچ سختی نکشیدیم خیلی راحت آرومم بیسرصدا شیرین لذت بخش چاق شدیم و برای لاغر شدن هم باید آسان با لذت لاغر بشیم و تنها روش صحیح لاغری
      لاغری با ذهن است که اول ذهن متناسب می‌کنه بعد رفتار بعد جسم رو بهترین روش ا
      ست خودمون گول نزنیم با تبلیغات روش های دیگه و وقتی ذهنت آموزش لاغری دید خودش از هر راهی استفاده می‌کنه واسه لاغری بیشتر
      همین ذهنی که مارو چاق کرده همین ذهن« نه عبارت تاکیدی نه روش های دیگه نه دعا کردن نه تصمیم گرفتن نه گریه کردن گله کردن سرزنش کردن عمل جراحی کردن..»هم مارو لاغر می‌کنه و تنها راه صحیح و ماندگار و آسان و راحت لاغری با
      ذهن است
      بپذیرید آموزش ببین بهش عمل کنید و نتیجه ببینید وشگفت زده شید هم خودتون شگفت زده میشید هم دیگران از دیدن شما شگفت زده میشن
      پس بیاییم از راه روش صحیح عمل کنیم الان فهمیدیم که جسم ما خودش عاشق لاغری است و مطمعن شدیم ما توانایی لاغر شدن داریم فقط قبلا راه اشتباه رفتیم شکست خوردیم الان راه صحیح بلدیم جسمممون قدرت لاغری داره چون متناسب شدن مث سلامتی مث شادی پیش فرض جسمون است خودمون این حق از خودمون گرفتیم خودمونم با انتخاب روش صحیح و ادامه دادن و آموزش لاغری با ذهن برای همیشه لاغر میشیم ولاغر میمیونیم دیگه از این به بعد دست خودمونه چطور پیش بریم وعمل کنیم و اندازه که تلاش می کنیم آموزش میبینیم وخیلی مهمتر عمل میکنیم به آموزش جدیدمون نتیجه کسب می کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 11:47
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 611 کلمه

      سلام
      چقدر عاااالی بود این فایل
      وقتی بهش فکر میکنی میبینی که کاملا درسته ما وقتی در رژیم به سبک جدید و متفاوتی از سبک زندگی واقعیمون عمل میکنیم و طبق برنامه غذایی ساعات مشخصی غذا یا میان وعده مصرف میکنیم یا مقدار مشخصی که یا به گرم یا به تعداد مشخصی که برامون تعیین کردن میخوریم وزن و سایزمون کم میشه ولی وقتیکه دوباره برمیگردیم سر سبک قبلی میبینیم که به ارامی وزن و سایز برمیگرده و دوباره ما در همون وضعیت قبلی و حتی چاقتر از قبل میشیم
      من خودم از رژیم زیاد استفاده نکردم ولی با ورزش های مختلف سعی در کاهش سایز یا حداقل اضافه نشدن سایز و وزن رو داشتم و خیلی جالب بود که وزن که اصلا کم نمیشد سایز هم در ماه اول مقدار خوبی کم میشد ولی در ماههای بعد فقط یک سانت کم میشد با وجودیکه شدیدا ورزش میکردم همه حرکات رو درست انجام میدادم تمام تایم باشگاه رو تا آخر می موندم و حرکات چربی سوز که به حالت خوابیده بود رو هم انجام میدادم 😶😶 وهمین باعث نا امیدی میشد و خستگی و فرسودگی ذهنی و بدنی وباشگاه رو ول میکردم ودوباره برگشت سایز و وزن و شروع دوباره و کاملا در این سیکل معیوب گیر کرده بودم و هر وقت که اعتراض میکردم جواب این بود که بدن شما مقاوم شده و به این حد از تحرک عادت کرده و باید ورزش دیگه ای رو کنارش انجام بدین که به مراتب سخت تر و اسیب زننده تر بود حالا شنیدم که میگن ورزش و رژیم به تنهایی قادر به کاهش وزن نیست و باید با هم باشه و باید هم مداوم باشه اخه این چه زندگیه واقعا 🤨🤨🤨
      مگه اینهمه ادم لاغر یا متناسب نیستن که کمترین تحرک رو دارن یا مقدار غذایی که مصرف میکنن هم بیشتر از افراد چاقه پس چرا اونا سالهاست که در همین وزن و سایز هستن جالبه که میگن ما دلمون میحواد نیم کیلو اضافه کنیم و نمیشه😶
      همه اینها باید ما رو به فکر بندازه که چرا اینجوریه؟ باید یه راهی باشه که بدون زحمت بدون رنج بدون عرق ریختن بدون سرزنش شدن بدون خجالت از خوردن ما هم از خوردن لذت ببریم و این سبک همیشگی زندگیمون باشه 😍😍😍😍
      و خدا رو شکر میکنم که این سبک عالی توسط استاد عطار روشن عزیز کشف شد و باز هم خدا رو شکر میکنم که منو به این مسیر اسان و لذت بخش هدایت کرد 🙏🙏🙏🙏
      واقعا این سبک زندگیه یه هدیه فوق ارزشمند هست 🎁🎁🎁🎁
      چقدر لذت بخش هست که به مقداری که دوست داری و نیارت هست از هر ماده غذایی استفاده کنی و از خوردنش لذت ببری توی ذهنت هبچ برچسبی برای مواد غذایی نداشته باشی و به عنوان انرژی بدنت ازشون استفاده کنی
      وقتی که از دیدن و پذیرفتن خودت در آینه لذت ببری و قربون صدقه خودت و زیباییهات که عطای خداوند هست بری چقدر لذت بخش هست که ترازو ومتر و….همه رو حذف کنی و خیالت راحت باشه که توی مسیر لاغری که هستی نیازی به کنترل توسط اینها نداری چقدر کیف داره که چه بخوای چه نخوای لاغر بشی😍😍😍😍
      چقدر لذت داره یاد گیری علم زیبای لاغری و چه شور واشتیاقی داره گوش دادن به درسهایی که تو رو زیبا و متناسب و جوان و جذاب میکنه🤩🤩🤩🤩
      چقدر لذت بخشه خواندن کامنت دوستانی که با هم در این مسیر هستیم و تماشای تکاملی که دارن طی میکنن که حتی از کامنتها و شور واشتیاق موجود در اونها کاملا مشخصه و شگفتی ساز شدنشون رو کاملا طبیعی میدونی❤❤❤
      بودن در این سایت و گوش دادن به فایلها و خوندن کامنتها به خدا همون بودن در لحظه حال و همون شادی درونی و احساس ارامش فوق العاده ای هست که تمام اساتید موفقیت ازش حرف میزنن👌👌👌👌
      وا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/11/02 16:08
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام روز بخیر 💖💖💖💖💖💖💖💖
      مطلبی که در رابطه با این فایل درک کردم اینه که با تصمیم گرفتن به تنهایی نمیتونم به نتیجه برسم البته تصمیم شرط اول هست ولی کافی نیست بلکه باید آموزش دید همونطور که برای افکار وباورهای غلط آموزش دیدم ونتیجش رو به صورت چاقی دیدم برای لاغری هم باید آموزش دید در انجام هر کاری باید اصولی پیش رفت وبرای من که لاغری جز مهمترین هدفهای زندگیم هست باید از راه درست واردشوم که نتیجه ماندگاری در پیش داشته باشه من یه زمانی نزد بهترین دکتر تغذیه شهرمون لاغر شدم وبه تناسب رسیدم ولی بعد از اون حتی نمیدونستم که باید از این به بعد چکار کنم همش که نمیتونستم در رژیم باشم واین بود که خودم از دکتر پرسیدم که حالا که به وزن دلخواهم رسیدم باید چه کنم ولی دکتر هم این موضوع رو نمیدونست وباز هم خودم یه لیستی از تمامی غذاها تهیه کردم وبه دکتر دادم که بگه مثلآ من از اون به بعدمثلابرنج رو چقدر بخورم چون چیزی به اندازه نیاز بعد از اتمام رژیم وجود نداشت واین نا کار آمدی انواع رژیمها وروشهای لاغری رو میرسونه وحالا بسیار خوشحالم که گام به گام ودرست واصولی روش لاغری رو یاد میگیرم ومیدونم که این روش صحیحترین ودرسترین روش حالا حاضر دنیاست پس با استمرار وبه دور از عجله پیش میرم وباور صد در صد دارم که نتیجه عالی در انتظارمن هست پیش بسوی تناسب اندام ایده ال💪💪💪💪💪💪💪💪💖💖💖💖💖💖💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/03 20:51
      مدت عضویت: 718 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 59 کلمه

      سلام به استاد گرامی و همه دوستان هم مسیر عزیز،در مورد ترازو خیلی سعی می کنم که خودم رو وزن نکنم ولی وقتی مربی برنامه میده هر ماه مدام جویای وزنم میشه در این باره چکار کنم ؟وقتی ورزش را جدی دنبال کنیم وزن کردن یکی از ارکان آن می باشد،در این باره چه راه کاری پیشنهاد می کنید؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/06 03:17
        مدت عضویت: 329 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        شما دوست همراه فکنم کلن راه رو اشتباه اومدی وداری در کنار ورزش یارژیم غذایی این مسیرو دنبال میکنی ….این روش نیاز ب هیچ گونه رژیم غذایی و فعالیت فیزیکی وورزشی نداره‌‌…. 😐☹️

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/10/02 00:48
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 361 کلمه


      وقت همگی شما عزیزان بخیر انشالله
      منم خدا رو شکر می کنم و بسیار سپاسگزارم که امروز من هم جزو شگفتی سازان شدم بعد از تقریبا دو سال از شروع دوره رایگان ولی از وقتی دوره و تهیه کردم یک سال و ۸ ماه می گذره از استاد عطار روشن بی نهایت سپاسگزارم هر چقدر بگم کمه واقعا ممنونم

      من کلا از این رژیم گرفتنها و ورزش های سخت واقعا خسته شده بودم چون نتیجش ماندگار نبود اولش شوق و ذوق بعد مدتی دیگه نمی تونستم ادامه بدم یه چیزایی می شد که نمی شد راستش وقتی ماه رمضون می شد من دوست داشتم روزه بگیرم نمی تونستم ورزش کنم خلاصه همه چی بهم می ریخت یا من همیشه نمی تونستم برای خودم جدا غذا درست کنم همیشه نه وقتشو داشتم نه حوصلشو از اینرو دیگه به اوج چاقی خودم رسیده بودم و همشم فکر می کردم که در حین زندگی عادی لاغر بشم دوست دارم یه مدت این تو فکرم بود همش به خودم می گفتم که من می خوام به روال عادی نمی خوام هر روز جون بکنم
      و خدا رو شکر این روش تنها روشی هستش که آدم می تونه همیشه اینجوری رفتار کنه و لذت ببره از مسیر و زندگی کنه لاغری و چون محدویتی نداره اینو نخور اونو بخور و هر روز لازم نیست وزش کنی سخت البته من اون موقع همیشه اهل ورزش بودم ولی الان واقعا لذت می برم از پیاده روی که می کنم از یوگا راستی امروز صبح من با فایل صبحگاهی کلی رقصیدم
      من دیگه دوستان ترازو و فراموش کردم خیلی سخت بود اینکار تا چند وقت پیش هر از گاهی شیطونه گولم می زد مثلا امروز دوستم داش بهم می گفت که چقدر کم شدی گفتم تا آخرین بار ۳۰ پوند ولی دیگه الان نمی دونم چون رو ترازو نمی رم می گفت ولی خودش باید بره رو ترازو که یهو چاق تر نشه
      خلاصه من خیالام و راحت کردم از بابت ترازو خدا رو شکر چون من معتاد به ترازو بودم واقعا
      تاریخ هم تعیین نکردم از اول و نمی کنم تا اونجایی که بتونم ادامه می دم که این یاد دادن لاغری به ذهنم و و روش عادی بشه برای منم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/10/02 08:43
        مدت عضویت: 739 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 63 کلمه

        سلام خانم پونه شگفتی ساز قدرتمند ،تبریک میگم بهتون و خوشحالم براتون ،روش لاغری با ذهن بهترین روش برای لاغر شدنه آسانه که تو تمام جنبه های زندگی رشد خواهی داشت ،آموزشا عالیه،استاد بینظیره ،تمرینا کامله ،سایت به روز شده و کلی مطالب آموزنده هست که بتونی خودتو ارتقاء بدی
        براتون بهترین های خدارو میخوام همونطور که در بهترین ها هستید ⚘⚘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/11/12 06:53
        مدت عضویت: 789 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        خداروشكر ، چقد حس خوبي بود وقتي خوندم كه نوشتيد ، شگفتي ساز شديد،
        پونه عزيز گواراي وجودت ، مباركت باشه ، لذتشو ببر و با آرامشي قطعا پيدا كردي كلي حال خوب داري، عزت نفس كه با اين خودباوري و تونستن پيدا كردي قطعا به خيلي چيزايي كه ميخاي و آرزوشو داري راحت تو ميرسي .
        موفق و موفق و موفق باشي.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/01/06 03:13
        مدت عضویت: 329 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 50 کلمه

        شگفتی شدنتون رو خیلیی خیلیی بهتون تبریک میگم ،گوارای وجودتون ،،چقدر حس خوب و لذت بخشیه وقتیک میایی و حس شگفتی شدن رو بابقیه دوستان همسیر ب اشتراک میزارید..ب امید روزی ک من و همه ی دوستان جز شگفتی سازان سال و قرن جدید باشیم . انشاءالله 🙏 باتوکل بخدا🤩💃

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/09/24 21:59
      مدت عضویت: 478 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 362 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمه دوستان عزیزم
      من متوجه شدم که بدنم قدرت ترمیم داره ودرواقع قدرت تخریب از سمت خارج از بدن صورت میگیره واگه اونو متوقفش کنیم حتما قدرت ترمیم ما کار خودشو انجام میده من همین اصل وقانون اومدم عملی کردم چند روزی در زندگیم اومدم به خودم گفتم من پرخوری که تخریب وآسیب میگذارم کنار بعد بدنم خودشو ترمیم کنه من بیتحرکی به بهانه های مختلف میگذارم کنار وبدنم خودش ترمیم انجام میده من بدنم بینهایت فعالیت میکنه چرا قبلا مانعش میشدم یادمه ساعت ها روی مبل لم میدادم وغصه میخوردم وهی هم پرخوری میکردم وخودمو زندانی کرده بودم آخه برای چی چون فکر میکردم من یا باید ورزش های سخت انجام بدهم وهمراهشم رژیم که کمی وزن کم کنم یا من هرگز به رویای خودم نمیرسم همین موضوع من رو روزها بیتحرک میکرد اما چند روزبه خودم گفتم بیتحرکی بیخودی ممنوع لم بده استراحت کن بخواب لذت ببر تلویزیون ببین وکیف کن اما حق نداری بدنتو تخریب کنی وبدون دلیل بشینی بدون دلیل بیرون نری بدون دلیل فعالیت نکنی وحتی بدون دلیل گرسنگی چیزی بخوری تخریب متوقف کن تا بدنت خودش ترمیم کنه خودشو اتفاقا فردا میخوایم بریم خونه مادرم وشب یلدا زودتری برگزار کنیم اگه قبلا بود با خودم از چند روز قبلش فکر میکردم که چه چیزایی بخورم اونجا وچقدر خوش میگذره وتازه کلیم استرس داشتم که رفتم پدرم مسخره ام نکنه و..که بازم چاق تر شدی اما در کمال ناباوری یه حرف جالب به همسرم زدم گفتم من فردا صبحانه وناهار نمیخورم همسرم با تعجب گفت چرا عزیزم گفتم واقعا حیف نیست گرسنه نری خونه مامانم با اینهمه تدارک خندید وگفت راست میگی با خودم گفتم اگه خیلی چیزا برای خوردن بود قانون میگذارم برای خودم اولا از هر چی رو که دوست نداشتم بیتعارف نمیخورم درثانی خودمو سیر نمیکنم با شام تا برای تنقلات کمی جا بمونه اینجوری پرخوریم نکردم درست مثل عید به نظرم وقتی بدونیم که فقط پرخوری نکنیم کفایت فقط همه جا بکار ببریمش مگه رژیم که محدودمون کنه ما یه شکم داریم در روز یکی دو دفعه گشنه میشه نه سه دفعه به اندازه سیر شدن بخوریم منم میدونم اوایل سخته اما تکرار هرچیزی رو آسون وناخوداگاه میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/11 07:22
      مدت عضویت: 489 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 264 کلمه

      فایل “رویای لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید. “:

      من الان میدانم که علت چاقی من درون خودم است. ان باورها ی ناخوداگاه ذهنی من است. من ميخواهم به خودم اموزش بدهم تا لاغری را یاد بگيرم. من ميخواهم ذهن چاق خودم را به ذهن لاغر تبدیل کنم. من هر روز دارم با نگاه به افراد با اندام عالی که در مکانهای پر رفت و امد خونه وحتی لپ تاپم قرار داده ام ، تصویر سازی ذهنی میکنم. من ميخواهم تا ابد وضعیت جسمی خودم را بهبود بخشم. من میدانم که ذهن ،عنصری نيرومند در وجود من است. من دارم تمرین میکنم تا با تغییر در درک و باورهایم ، تصویر سازی ، تلقین پذیری با عکسهای اطرافم و تمرکز، به لاغری و تناسب اندام دلخواهم برسم. من ميخواهم ذهنیت چاقم رابه ذهنیت لاغرم تبديل کنم. من دارم طبق برنامه هفتگی ، هر روز تکرار ،را دنبال میکنم و تمرینها را انجام داده ، انها را عملی میکنم. من دارم عادات و باورها ی اشتباه خودم را شناسایی و ریشه یابی میکنم. من دارم با برنامه ریزی مجدد ذهنم باورهاي نادرست را اصلاح میکنم. من احساس میکنم هر روز با بودن در این دوره ، نقاط ارامبخش بدنم را افزایش میدهم. من احساس میکنم که اعتماد به نفسم در حال افزایش است. من احساس میکنم که الان ذهنم اگاه تر شده است ، من الان حضور دارم ، بیدارم و هدفمندم ،بدون اینکه خودم را قضاوت کنم. من دارم هر روز براي رفع افکار ، احساسات و موانع روحی بالقوه در رفتارهای ناسالم اقدام میکنم. افرین به خودم. 😬

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 02:54
      مدت عضویت: 612 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      با سلام به خدای هدایتگر
      لاغری را باید یاد گرفت چرا که برای ظهورش در جسممان باید فرمولهای آن در ما ایجاد شود و این فرمولها را باید جایگزین فرمولهای چاقی کرد و زمانی موفق به این امر می شویم که آموزش ببینیم که چگونه فرمول جدید را بسازیم و بعد آن را به عمل تبدیل کنیم باید لاغری را در مرحله اول آموخت و در مرحله بعد تکرار آموخته ها مرحله دوم عمل به آموخته ها و مرحله سوم خود به خود چه بخواهیم یا نخواهیم صورت می گیرد و آن عینی شدن آموخته ها به فرمولهای لاغری من این آموزها را فرا گرفتم و می خواهم تکرار کنم بدون وقفه بدون هیچ خللی و بدون هیچ مانع ذهنی و محیطی به راهم ادامه بدهم و با عملی کردن آموزش هایم به آرزوی خودم برسم من در مقابل تمام افرادی که در این گفتگو شرکت دارند اعلام می کنم من به تمام هستی اعلام می کنم که تمام توان و تلاشم را در بکار گیری آموزشهای دوره لاغری به کار می بندم و از خدایم می خواهم که مرا یاری کند همانگونه که تا هم اکنون مرا یاری کرد و این مسیر راهنماییم کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/03 11:27
      مدت عضویت: 466 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان متناسبم….
      لاغر شدن اموختنی است.‌لاغر شدن یاد گرفتتی است.‌چاقی یه بیماریه و لاغری یه علم ه…یه هنره..باید ذهنمونو یاد بدیم لاغر سدن رو یاد بگیره همونطور که از بچگی و با آموزش خانواده و‌جامعه چاق شدن رو یاد گرفته…این جمله جهانی میشه استاد.من اطمینان دارمیه روزی بزرگترین روانشناسای دنیا میان و از شما راز موفقیت و معانی کلمات تونو میپرسن.‌گرچه در زمینه های دیگه خیلیا این حرفا روزدن ولی در مورد تعمیمش بهچاقی و لاغر شدن شما اولین نفری. استاد یه پیشنهاد…یه کتاب بنویسید در مورد لاغری با ذهن . مطم،نم هیچکتابی با این عنوان جایی نیست….
      اره استاد .منم سالهای زیادی در رژیم های غذایی سخت بودم‌وبا ذوق گشنه میخوابیدم به امید نیم کیلو زودتر نشون دادن ترازو در صبح روز بعد. چه روزای سختی بودخدایا که با آب خوردنمم چاق میشدم.یادم میاد حالم بد میشه.‌خدایا ممنون که از اون حالت نجاتم دادی. مرسی استاد که دست خدا روی زمینین….من دو ماهه قول دادم تعهد دادم وزنمو کم کنم و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نکنم.‌چند روز بود حالم بد بود و حس خوبی از فایلا نمیگرفتم ولی سعی کردم با یه تغییر حالمم رو خوب کنم و برگردم.‌من اجازه دارم خسته شدم یا حالم بد شد کمی استراحت کنم ولی باید بلند شم و به راهم ادامه بدم. امروز حالم خوبه استاد.خیلی خوبم. قوی تر از قبل دارم ادامه میدم.‌میخونم گوش میکنم مینویسم عمل میکنم و ادامه میدم. به امید رسیدن به مقصد.‌من باورتون کردم استاد.‌هم شما رو هم روش بینظیرتونو.انتظارم اینه که چند وقت دیگه چه بخوام چه نخوام لاغر میشم‌‌.مسیر لاغری با ذهن زیباترین و بهترین و سرسبزترین مسیر دنیاست.‌یه روزی بوی عطرش دنیا رو میگیره و من مفتخرم که اون روز اعلام کنم منم عضو خونواده شمام….
      پس پیش بسوی تناسب اندام همیشگی…….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/26 22:35
      مدت عضویت: 537 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      سلام و درود

      من همیشه بزرگترین اشتباهی که داشتم ترازو رو ملاک رژیم گرفتنم قرار میدادم و هرموقع که میرفتم روی ترازو به ۱۰۰ گرم کاهش وزن هم راضی بودم یعنی درواقع لاغر شدن رو خیلی بزرگ میدیدم و میگفت که نیشه لاغر شد و خیلی باید با زجر لاغر شد و تلاش کرد
      و بلعکس چاقتر شدن رو کوچیک میدیدم و میگفتم ای بابا یه لیوان آب بخورمم ۲۰۰ گرم زیاد میکنم ولی این همه دادم خودم رو با ورزش و رژیم میکشم ولی فقط ۱۰۰ گرم….
      میگفتم ای خدا این انصافه این همه تلاش ولی با یه لیوان آب دوبرابرش برمیگرده
      این وزن هارو همون ترازوی دیجیتالی نشون میداد و بیشتر میرفت روی اعصابم و باعث میشد ناخواسته چاقتر بشم
      و خودم که چاقتر میشدم ذهنمم چاقتر میشد و باعث میشد خودم رو توی عذاب محدودیت خوراکی ها قرار بدم
      واین روند باعث میشد از همه چیز زده بشم و زندگی برام سخت و خسته کننده میشد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/21 12:46
      مدت عضویت: 800 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      سلام به همگی
      در تمام روشهای قبل رفتارها و باورهای مخرب فکری بود که من رو دوباره به مسیر عقب برمی‌گردوند حتی وقتی ذهنم سعی می کرد بدن من رو ترمیم کنه باز هم رفتار و افکار من بود که خرابش می کرد . این روزها وقتی به رفتار غذایی افرادی که اضافه وزن دارن نگاه می کنم باورم نمیشه انقدر تغییر کردم چند روز پیش با یکی از آشنا غذا می خوردم که اون فرد هم اضافه وزن داره من به اندازه خوردم و دست کشیدم اون هم سیر شده بود اما چون هنوز چند لقمه ای مونده بود اصرار کرد بخورم و خب من که دیگه یاد گرفتم توی رودربایستی نباشم قبول نکردم و خودش به سختی باقیش خورد گفتم خب اگه نمی تونی نخور گفت نه آخه غذا حیف میشه . توی ذهنم گفتم مگه شکمت آشغالدونی!!! و دلم برای خودم سوخت که توی این سالها چه افکار بدی داشتم و البته کلی هم خوشحال شدم که الان اینطوری نیستم و به خودم و جسمم بیشتر از هرچیزی اهمیت میدم. این خاطره رو گفتم که بگم با صدتا رژیم هم نمی تونستم اینطور رفتار غذایی مو عوض کنم الان زندگی روزمره منه که صحیح شده و دیگه نیازی به فشار نیست و این دوره تناسب فکری که مسیر رو برای من روشن کرده از خدا و بعد هم استاد بسیار سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/07/20 13:36
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      لاغری یادگرفتنی است در تمام این سال ها جسم خودمو تحت فشار گذاشته بودم در حالی که جسم من فقط تجربه کننده است یا به عبارتی بازیگر افکار ذهن من است
      بنابردلایلی ذهن من چاقی رو یاد گرفته و جسم رو چاق کرده الان برای لاغری هم همین است باید لاغری رو به ذهنم یاد بدم تا جسمم در مسیر لاغری قرار گیرد
      لاغری یک هنر است عین رانندگی شنا غذا پختن و در آموزش دیگری
      همون جوری که برای آموزش های دیگر وقت گذاشتی و تکرار کردی تا یاد گرفتی لاغری هم باید تکرار کنی تا یاد بگیری
      آموزش لاغری با قدرت ذهن خیلی لذت بخش است و فقط فقط باید با آرامش اشتیاق صبر ادامه داد آنقدر تکرار کن تا ذهن تو آموزش های جدید رو مورد استفاده قرار دهد
      من در حال آموزش لاغری هستم و آنقدر ادامه میدهم تا لاغری رو کامل یاد بگیرم😘🌹❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/09 23:29
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      درک اینکه لاغری نیاز به تصمیم نداره برای من کمی سخت است. خب من تصمیم گرفتم که لاغر بشم و چطور ممکنه بدون نیاز به تصمیم گرفتن لاغر شد رو هنوز نمیدونم…
      منم هر سال اول سال به خودم میگفتم امسال دیگه لاغر میشم و عید سال بعد رو در حالت لاغری شروع میکنم..
      از روش های اشتباه به سمت هدف میرفتم و نتیجه ماندگاری کسب نمیکردم. اما خداروشکر راهی که برای من خیلی عالیه رو پیدا کردم که خیلی آسون و راحت است و نیازی به هر دو هفته رفتن مطب دکتر نداره، ورزش اجباری نیست، و سختی رژیم هم در کار نیست شاید خیلی ها دوست داشته باشن با باشگاه و رژیم و کالری شماری و… لاغر بشن اما من عاشق لاغر شدن با ذهنم چون خیلیییییییی رااااااااحتههههه و نتیجه هم عالیه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/06 03:08
        مدت عضویت: 329 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 95 کلمه

        سلام دوست همسیر من باخوندن نوشته شما ب تناقص خوردم ک شمااول متنتون نوشتید ک درک اینک للغر شدن نیاز ب تصمیم نداره براتون کمی سخته ..ولی درادامه نوشتید ک لاغر شدن آسانترین کاره…
        وقتی ک ب مرحله ی درک این باور ک باید درذهنتون این فرمول رو ایجاد کنید نرسیدید چطور برای خودتون منطقیش میکنی لاغر شدن آسانترین کاره…
        اصلا ما نیازی نباید ب لاغر شدن داشته باشیم..اگر ک ذهن احساس کنه ک این نیازه ک بهش احتیاج داریم هیچ وقت مارو ب هدفمون نمیتونه برسونه…‌درک من از دیدگاهتون این بود.‌اگر ک اشتباه برداش