0

آرزوی لاغری شما محقق می شود

1725 بازدید
آرزوی لاغری

آرزوی لاغری مهمترین رویایی بود که در 35 سال زندگی در وضعیت چاقی بارها برای تحقق آن تلاش کردم اما نتیجه نهایی همیشه چاقی بیشتر بود.

در تلاشم برای لاغر شدن در چند مرتبه مقداری از وزن و سایز من کم می شد به نحوی که لباس های من آزاد می شد.

از آنجای که مادر من خیاط بود هربار که لباس های من بخاطر رژیم گرفتن یا ورزش کردن مقداری آزاد می شد از مادرم می خواستم شلوار یا لباس های من را مقداری تنگ کند.

هر بار پاسخ او یکسان بود.

مادرم می گفت چند روز صبر کن اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ می کنم.

و هیچ وقت آن چند روز به سرانجام نرسید تا مقداری از سایر لباس هایم کم شود.

 

به خاطر دارم در سن 20 سالگی قصد ازدواج داشتم و یکی از شرط های خانواده همسرم این بود که باید مقداری لاغر شوم.

با تشویق دوستم که فرد متناسبی بود تصمیم قاطع گرفتم که در یک ماه مقدار زیادی لاغر شوم.

انصافا عالی عمل کردم

به شدت خوردنم را کنترل می کردم و هر روز یک ساعت در پارک خارج از شهر می دویدم و ورزش می کردم.

بعد از یک ماه تغییرات چشم گیری داشتم و خانواده همسرم از تغییرات من متعجب شده بودند.

 

امروز که آن ماجرا را مرور می کنم این سوال در ذهنم شکل می گیرد که چرا خانواده همسرم تصور می کردند اگر من لاغر شوم دوباره چاق نخواهم شد که شرط جواب مثبت به خواستگاری من را لاغر شدنم قرار دادند.

بعد از اتمام مراحل خواستگاری و مشخص شدن روز عقد خیلی نگران شدم که نکنه دوباره چاق بشم به همین دلیل روند رژیم سخت و ورزش سنگین را ادامه دادم و در ماه دوم هم تغییرات خوبی داشتم و لاغرتر شدم.

 

زمانی که برای خرید لباس مراسم عقد اقدام کردم بر خلاف همیشه که باید سایز XXL انتخاب میکردم سایز XL برای من اندازه بود.

چقدر لذتبخش بود بعد از سال ها سایز لباس و کت و شلوار من تغییر کرده بود آن هم در جهت کم شدن و آرزوی لاغری من در حال تحقق یافتن بود.

از خوشحالی برای اینکه بیشتر لاغر شدنم به چشم بیاد به پیشنهاد دوستم که مشوق من برای لاغر شدن بود کت و شلوار سفید و کفش سفید انتخاب کردم.

مراسم عقد به خیر و خوشی انجام شد و تا چند روز بعد از مراسم لباس های جدید سفیدم را می پوشیدم و کلی لذت می بردم.

 

اضافه شدن همسرم به زندگی و تغییر شرایط سبب شد که فرصت ادامه دادن ورزش روزانه را نداشته باشم و به جای هر روز هفته ای دو یا سه روز به پارک می رفتم و ورزش می کردم.

در مورد کنترل خوردن به نظر خودم داشتم کنترل می کردم اما چون مهمانی می رفتیم و من تازه به جمع خانواده همسرم اضافه شده بودم به منظور احترام گذاشتن برای خوردن خیلی به من اصرار می کردند.

من که بیش از دو ماه بود بیشتر وعده های غذاییم سبزیجات بود و دلم لک زده بود برای غذاهای خوشمزه و متنوع بیشتر از حد مدت رژیم غذا می خوردم.

البته دلیل اصرار کردن خانواده همسرم برای خوردن بیشتر علاوه بر احترام گذاشتن این بود که در ذهن آنها اصلا خوردن باعث چاقی نمی شد. چوت همه متناسب بودند و اتفاقا علاقه زیادی به خوردن و تنوع غذایی داشتند.

 

طولی نکشید که موقع نشستن با کت و شلوار سفیدم احساس راحتی نداشتم. در حالت ایستاده قابل تحمل بود ولی در حالت نشسته احساس خفگی پیدا می کردم.

نگرانی از دست دادن آرزوی لاغری و دوباره چاق شدن در من شدت گرفت.

البته برای من کاملا منطقی بود چون به مرور نحوه غذا خوردنم از عادی قبل از رژیم گرفتن هم به دلیل مهمانی زیاد و تنوع غذایی بیشتر شده بود و فرصت ورزش کردن هم نداشتم.

 

چند روز بعد دکمه های کت بسته نمی شد و دکمه شلوارم کنده شد و شرایط خیر از غیرقابل استفاده شدن کت و شلوار دامادی می داد.

مرتبه لاغر شدن برای ازدواج کردن بهترین نتیجه من در تلاش هایم برای تحقق آرزوی لاغری بود و بیشترین زمان برگشت شدن وزن و سایز من در این مرتبه بود که حدود دو ماه طول کشید و به نسبت دفعات قبل راضی کننده بود.

 

گذر از مانع عقد کردن و فاصله گرفتن از حال و هوای روزای اول ازدواج و برگشتن به روال عادی زندگی سبب شد که مثل روال قبل روند چاق شدن من به آرامی ادامه پیدا کرد.

این روند ادامه داشت تا در سن 35 سالگی یعنی 15 سال بعد از ازدواج در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم.

آشنایی با قدرت ذهن دریچه از امید برای دنبال کردن آرزوی لاغری به روی من باز کرد.

 

با تمام سختی ها و موانعی که در ابتدای مسیر لاغری با ذهن با آن مواجه بودم که همه آنها مربوط به دلیل نداشتن راهنما و مطالب منسجم برای یادگیری لاغری از طریق ذهن بود اما به لطف خدا بعد از حدود 15 ماه نتایج سعی و تلاش من برای لاغر شدن ظاهر شد.

لازم به ذکر است که تازه بعد از این مدت من شروع به لاغر شدن نکرده بودم بلکه مدتی بود که احساس می کردم چاق تر نشده ام و این اولین نشانه تاثیر تمرینات ذهنی برای لاغر شدن بود.

 

با اشتیاق و تعهد بی سابقه ای تمرینات ذهنی برای لاغر شدن را ادامه دادم و به مرور تغییرات واضح تر شد و شرایط جسمی من از توقف چاقی به سمت شروع لاغری تغییر وضعیت پیدا کرد.

آرام آرام احساس سبکی و لاغر شدن داشتم و این نشانه خیلی خوبی برای من بود تا برای اولین بار در زندگی با احساس خوب و اشتیاق برای لاغر شدن و تحقق آرزوی لاغری ادامه بدم و هرچه بیشتر ادامه دادم نتایج من بهتر شد.

 

امروز که 5 سال از شروع حرکت من در مسیر لاغری با ذهن می گذرد همچنان در حال متناسب تر کردن افکارم هستم و نتیجه این استمرار تناسب جسمی بهتر و سلامتی بیشتر است.

بارها در این 5 سال بدون نگرانی و ترس از دوباره چاق شدن سایز کمربند و لباس هایم را تغییر داده ام.

بارها لباس هایی که فقط چند مرتبه استفاده شده بودند را دور انداختم و لباس با سایز جدید تهیه کردم.

و هر بار که تغییری در سایز لباس و کمربندم ایجاد می کنم اطمینان دارم که این روند بهتر خواهد شد.

دیگر نگران دوباره چاق شدن نیستم چون به وضوح احساس می کنم از آن انسان چاق گذشته فاصله گرفته ام.

  • به وضوح درک میکنم تفکرم درباره چاقی تغییر کرده است.
  • بسیاری از علاقمندی های من تغییر کرده است.
  • حرص و ولع های گذشته را ندارم.
  • بیشتر اوقات روزم را مشغول فکر کردن به چی خوردن و چی خریدن نیستم
  • و بسیاری نشانه های دیگر که حاکی از تغییر فرمول های ذهنی من دارد.

 

اطمینان دارم هر فردی به هر مقدار که اضافه وزن داشته باشد، از مسیری که من برای لاغری طی کردم حرکت خود را شروع کند و با اشتیاق و تعهد در این مسیر ادامه دهد نتایج بهتر از من خواهد گرفت.

اکنون مسیر لاغری با ذهن بسیار واضح است و لاغری با ذهن آسان ترین کار دنیاست.

بسیاری از مسیرهای اشتباه رفته شده در مسیر لاغری با ذهن علامت گذاری شده است تا دیگران وارد آن مسیرهای اشتباه نشوند.

حرکت از مسیری که به خوبی پاکسازی و علامت گذاری شده است بسیار آسان و لذت بخش خواهد بود.

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

 


مطالب دیگر درباره این موضوع

 



 

آرزوی لاغری شما محقق می شود

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22615
پادکست صوتی

باکس دانلود

اشتراک گذاری:
برچسب ها:

نظرات

14 نظر در مورد آرزوی لاغری شما محقق می شود

دیدگاهتان را بنویسید

  1. سلام به استاد و دوستان عزیز
    واقعا لاغری آرزوی هر کسی هست که اضافه وزن داره. منم قبلا با روش های طناب زنی، پیاده روی، دستگاه دراز و نشست تن تاک، دمنوش و …
    یه مقداری وزن کم میکردم اما کاهش وزنم در حدی نبود که بخوام لباسام رو به کسی ببخشم.
    اما الان حدود 10 ماهی میشه که من با روش لاغری با ذهن آشنا شدم، اصلا توی این 10 ماه، زندگی من زیر و رو شد. 9 کیلو کاهش وزن داشتم (از 63 کیلو به 54 کیلو رسیدم) که این کاهش وزن با استفاده از فایل های رایگان و فایل های دوره 13 گام تا 13 بدر بود.
    من زمانی که با این روش آشنا شدم 12 آذر 98 بود که من دانشگاه بودم، ماه اول تغییرات روحی چشمگیری داشتم ولی تغییرات جسمیم خیلی کم بود، اما از ماه دوم تغییرات جسمیم هم شروع شد و دیگه همه چی عالی پیش میرفت.
    من چون توی خوابگاه بودم، هم اتاقیم خیلی متوجه کاهش وزنم نشد چون مدام پیش هم بودیم اما بقیه دوستام که طبقات دیگه خوابگاه بودن و بعضی مواقع منو توی حیاط میدین بهم میگفتن که چقد لاغر شدی…
    اسفند ماه که به خونه برگشتم، همه اعضای خانواده ام متعجب بودن که تو چقد لاغر شدی، تو با خودت چیکار کردی؟ مگه مریضی شدی؟
    گفتم نه بابا، مریضی چیه؟
    خواهرم دست بردار نبود و مدام ازم میپرسید.
    منم جریان رو به خواهرم گفتم.
    چند روز بعدش دوستم زهرا اومد خونمون و گفت چقد لاغر شدی …
    همسایه ها هم منو میدین میگفتن چقد لاغر شدی …
    اصلا وقتی این حرفا میشنیدم که میگفتن تو چقد لاغر شدی انگار دنیا رو بهم داده بودن.
    واقعا لذت بردم از این دوره، از آرامشی که این دوره داره، از اینکه آروم و بی سروصدا دارم وزن کم میکنم (برخلاف روش های دیگه که عالم و آدم خبردار میشدن).
    حدود 2 ماه پیش بود که منم چند دست مانتو ام رو به خواهرم بخشیدم، خیلی حس قشنگی بود واقعا لذت بردم😊.
    البته خواهرمم خودش اواخر اسفند ماه با این دوره آشنا شد و الان حدود 6 ماه و خورده ای میشه که عضو سایت هست و خداروشکر تغییرات روحی و جسمی خوبی هم داشته.
    استاد واقعا نمیدونم چه جوری از شما تشکر کنم. واقعا شما با این فایل هاتون زندگی منو متحول کردین.
    من برای لاغری، از خدا درخواست کمک کرده بودم که خدا صدامو شنید و آدرس شما رو به من داد.

    انشالله که خدا خیر و سعادت دنیا و آخرت به شما بده.

    11+
  2. سلام بر استاد گلم…من تازه وارد هفته یوم آشنایی با شمام.‌زبانم گویای احساسم نیست.فقط میتونم بگم ممنونم که هستی استاد.من تو این مدت مشخصا کم نکردم ولی فقط خواستم اعلام وجود کنم. و بگم منم یکی از هدایت شده های پروردگارم…

    5+
  3. سلام
    من لباسهایی که اوایل ازدواج دوخته بودم خیلی زود برام تنگ شدن بعضی هاشون رو اصلا نپوشیده بودم همه شون توی یک چمدون بایگانی کردم دیروز رفتم سراغ چمدون یکی یکی لباسها رو می پوشیدم و از اینکه اندازه ام بودن کلی ذوق کردم همراه من دخترم هم ذوق میکرد البته هنوز چندتاشون کاملا اندازه نبودن که مطمئنم با همین روش پیش برم اونا هم اندازه میشن و من به وزن ایده آلم میرسم

    4+
  4. سلام استاد عزیز ، این فایل هم مثل همیشه عالی بود و چه هم زمانی جالبی ، امروز کلی از لباسهایم را جمع کرده بودم ۲ تا پلاستیک بزرگ بود که ببخشم به خودم گفتم من دیگه سایزم کمی تغییر کرده باید لباس جدید با سایز جدید بخرم خیلی حس خوبی داشتم برای اولین باره که خیلی اطمینان داشتم که دیگه به سایز قبلی برنمیگردم شاید من فقط ی سایز کمتر شده باشم اما همون لباس یک سایز بیشتر را هم دوست نداشتم نگه دارم این تجربه شیرین چقدر لذتبخشه ، و ی چیز جالبتر اینکه تو باشگاه وقتی مربی میخاست برنامه جدید برام بنویسه گفت برو روی ترازو ، گفتم نمیرم گفت اگه وزنتو ندونم چطوری برات برنامه بنویسم ، من میخاستم روی تعهدم بمونم که وزن نکنم به هرحال من رفتم روی ترازو و چشمامو بستم گفتم وزنمو خودت ببین و برنامه را بنویس اما به من نگو این کار من براش عجیب بود ولی من خوشحال بودم از اینکه پایبند تعهدم بودم ، دوست دارم تمریناتمو درست انجام بدم ، با اشتیاق و حس خوب منتظر برآورده شدن آرزوی لاغری هستم چون لاغری حق منه و باید بدستش بیارم ، خدایا شکرت

    3+
  5. سلام استاد .من از وقتی که لباسهام برام تنگ شد فکر میکردم که راه برگشت ندارم و این به علت افزایش سن و ژنتیک باید باشه. ولی از وقتی که از طریق یکی از دوستانم با شما آشنا شدم وفکرم تغییر کرد .حالم بهتر شد و به تناسب اندام هم تا حدودی رسیدم والان میتونم لباس های قبلیم رو بپوشم و با تمرینات شما توانستم بعضی از عادتها مو تغییر بدم از شما سپاسگزارم و ممنونم که همراه همیشگی ما هستید.

    6+
    1. با سلام و عرض ارادت خدمت استاد بی نظیرمون و همراهان گرامی ام
      ضمن تشکر از زحمات جناب استاد و اینکه امر فرمودن برای هر فایلی که می خونیم یا گوش می دیم نظر بنویسیم
      خواستم عرض کنم که قطعا آرزوی لاغر شدن محقق میشه اما یکی کمتر از یکماه روند لاغریش شردع میشه یکی دو ماه و الی آخر
      به قول قدیمی ها دیر و زود میشه سوخت و سوز نداره
      من خودمو عرض می کنم یکی از مهمترین دلایلم برای چاق شدنم این بود که بخور چاق شی سرحال بیایی هی فکر نکنن تو نداری بخوری بخور چاق شی جذابیت پیدا کنی از این لاغر مردنی بودن دربیایی بتونی بخندی و شاد بشی
      خلاصه که مهمترین علت با ایده ی خوردن مساویس با چاق شدن من چاق شدم

      و بهانه ها و توجیهاتم برای استمرار چاقی بعد از این قرار می گیره حالا اگر از ایده خوردن برابر است با چاقی بخوام دست بردارم و روی اون خط قرمز بکشم و یکی از طنابهای محکم و کلفتی که منو به یک هیکل چاق مربوط کرده پاره کنم خوب باید نخوردن و رژیم‌پیشه کنم اینم که بعد از چندین و‌چند بار رژیمهای جور واجور گرفتن و جواب نگرفتن قابل اجرا نیست پس چه کنم ؟
      هیچی باید به آدمای لاغری فکر و توجه کنم که همه چیز می خورن بدون هیچ محدودیت اما لاغرن …

      اما با یکبار دیدن این آدما و حتی فکر کردن بهشون این طنابی که بیست ساله هی کلفت تر شده قطع ارتباط نمی کنه …اگر موفق بشم به قطع ارتباط با این دلیل که سابقه داره در وجودم و هر بار سفره پهن میشه و می خوام غذا بخورم دوباره یه صدایی میگه می خوای لاغر شی پس مواظب باش کم بخوری …..بعد فکر می کنم خوب چقدر بخورم‌ که کم محسوب بشه چقدر بخورم که تا سه چهارم معده ام باشه نه بیشتر

      خلاصه که تا این مشگل بزرگ برطرف نشه خیلی کاری از پیش نمی برم یعنی تا وقتی من نتونم مث یه آدم لاغر فکر کنم و بشینم سر سفره ذخیره سازی چربی بعد از صرف غذا منو رها نمی کنه و رابطه ام با چاقی کات نمیشه که نمیشه ……

      خصوصا که همسری دارم که اصلا لاغر شدن با ذهنو نمی تونه بپذیره و فقط کارش اینه به محض نشستن سر سفره کناره من حواسش به منه که چقدر می کشم و چی می خورم که فوری تذکر بده نخور کم بخور …….استاد خواهش می کنم
      در مورد رد باور خوردن برابر است با چاقی و چگونگی جا انداختن چاقی ربطی به خوردن نخوردن نداره بیشتر برنامه بذارید
      باور کنید اگر این باور در ماها درست بشه براحتی تا ۵۰ درصد اضافه وزنمون کات میشه و میره ۵۰ درصد باقی مانده مربوط میشه با کات کردن سایر باورهای چاق کننده ……

      الان تمام کارشناسان علوم تغذیه سالهاست که رمز لاغری رو به محدودیت کالری و غذاها می دونن بعدم تحرک و ورزش اینام که با نتایجی که خیل عظیم چاقهایی که امتحان کردن و شکست خوردن مردودن

      پس باید روی این مسیله بیش از اینا کار بشه .

      مگر خانوم سادات یکی از شگفتی سازان از طریق شکستن باور خوردن مساوی با چاقیست نتونسته ۲۰ کیلو کم کنه ؟ پس چرا هنوز صحبتای راجع به عادات و غذاها ادامه داره و مارو دچار تناقض کرده ؟

      ارادتمند شما شهربانو ۹ شهریور ۱۳۹۹

      3+
  6. سلام استاد من از وقتی که لباسهام برام تنگ شدند احساس بدی پیدا کردم و فکر میکردم که بخاطر افزایش سن وژنتیک باشه و ناامید شده بودم تا اینکه با شما آشنا شدم و تمرینات شما رو انجام دادم و میدم الان لباس های قبلیم اندازم شده و نه تنها احساس سبکی میکنم بلکه از لحاظ روحی شادتر هستم و از تمرینات شما نه تنها برای لاغری بلکه در ارتباط با روحیه خودم و ارتباط با مردم استفاده کردم و تا حالا چند تا از عادتها مو تغییر دادم از شما خیلی سپاسگزارم.و ممنونم که همیشه همراه ما هستید

    5+
  7. سلام این فایل خیلی بهم انرژی داد و یه جوری شور اشتیاقم زیاد کرد واسه ادامه دادن و به هدفم رسیدن خیلی فایل به موقعی بود برای من خیلی ممنونم ازتون که اینقدر تاثیر گذار صبحت میکنید خیلی انگیزه گرفتم ممنونم استاد گرامی

    4+
  8. باسلام فراوان به استاد و همراهان عزیزم .
    متن و خوندم با دقت و ارامش و لذت مخصوصا جایی که شرط ازدواج با کاهش وزن استاد بود . عالی بود واقعا . این جسارت بیان واقعیت ها چنان تاثیر چمگیری در ذهن ها بجای میگزاره که نهایت نداره . هممون به نابه دلایلی زمانهایی رو با تلاش های دو چندان اقدام به کاهش وزن کردیم ولی با چه فشاری . فشار های کادب . فشار برای توجه دیگران . فشار برای کمتر تمسخر شدن . فشار برای دیده شدن بهتر . فشار که توهم جزعی از خلق این جهان هستی هستی و باید باشی و تحسین بشی . و برعکس داغون می شی
    الان چی شده . با بودن در این دوره . عدم ترس از دیده نشدن . تلاش برای سلامتی و ترمیم حق طبعیی زندگی . عدم ترس از لذت خوردن . احترام به خود . آشتی با خود در آینه . یافتن زیبایی های وجودیت . قبول مسولیت چاقی . فرد مسول به تفکر می افتد نه به تخریب و ضربه زدن . می اندیشد که چگونه قبول مسولیت را مدیریت کند . نگاه به افراد متناسب و اشتی با آنها و دقت در رفتارشان . پس حسرت و حسادتی باقی نمی ماند همش تامل و کوشش هستش . دور ریختن تشویش و نگرانی و پرورش اعتماد به تفس از تنش های زبان دیگران بهم نمی ریزه چون اونها رو آفت و کرم می انگارد و لبخند را جانشین ناراحتی کاذب می کند . هر روز با خودش در اینه به بستن قرار داد جلسه می گذارد و یاد آوری می کند اگر جهان و حقوق بشر هر روز برای تامین امنیت و شادی و سلامتی ملت ها جلسه و تجدید عهد می گزاشتن واقعا چه اتقاقی می افتاد ؟ بهشت جاودان در جهان نمایان می شد . و این بهشت تناسب و سلامتی برای ما همسفران وعده ای نزدیک و بی ریاست که چه بخواهیم و چه نخواهیم محق و مبرهن است.
    خیلی خوشحالم خیلی تغییرات روحی و روانی در برخورد به میزها و سفره های رنگارنگ در من پدیدار شده که باعث تعجب افراد نزدیک من شده . و انقدر پایه ای و اصولی اتجام شده که خودم واقعا لذت می برم . و لذت و شادی در جهان هستی پالس هاس مثبت و ارایه میده . و سپاس بخاطر همین لحظه که قدرت تایپ این کلمات و گرفتم و با شما عزیزانم به اشتراک گزاشتم . حال خوبم تقدیم به روح مسول و شاد شما . 🙏🙏🙏💜💜💜💜💜

    4+
  9. باسلام خدمت شما دوستان واستاد گرامی درسایت 🌸🙏🙏 این نوشته منوخیلی آروم کرد و به من امیدبیشتری برای ادامه دادن دادممنونم وسپاس گذارم وخداوندروشکرمیکنم

    4+
  10. سلام استاد هنوز فایل گوش نکردم ولی متن با دقت خوندم که بسیار عالی بود مخصوصا آنجایی که فرمودید چرا خانواده همسرتان فکر نمیکردن شما دوباره چاق میشوید یادم وقتی برای اولین بار اقدام به لاغری کردم و خیلی هم بی نظیر بود دوباره چاق شدم پس از آن هر رژیم و دکتری که میرفتم میگفتم بازگشت نداره و همواره دنبال لاغری بدون بازگشت بودم و خوب تا وقتی که باور من از لاغر شدن بازگشت چاقی بود پس این امر یعنی لاغری بدون بازگشت میسر نمیشد مسیر شما تنها جایی که به من گفت نه واقعا لاغر میشی و بازگشت نداره اما بازگشت داشت حتی لاغری با ذهن هم بازگشت داره من واقعا تجربه کردم که وقتی از مسیر فاصله بگیری و فایل گوش نکنی و نوشته دوستان مطالعه نکنی از مسیر خارج میشی و اینکه من فکر میکردم همه چیز فهمیدم ولی حالافهمیدم که نه واقعا نکات خیلی مهمی بود مثل تاثیر زیاد باورهای چاقی و اینکه ما نباید دنبال حذف خروجیهای چاقی باشیم اگر باورهای چاق کننده رو برطرف کنیم همه چیز درست میشه میخوام از هم دوره ای عزیزم خانم فاطمه سادات به خاطر نوشته های عالیش تشکر کنم نمیدونم این نوشته رو میخونه یا نه ولی نوشته هاش به من خیلی کمک کرد
    با تشکر

    7+
    1. سلام دوست عزیزم!گلم کار ذهنی کار یکی دوروزه یکی دوماهه نیست گلم مگه ما فقط غذارو یکی دو روز میخوریم یا یکی دوماه میخوریم همانطور که جسم نیاز به تغذیه ی روزانه داره روح هم همین طورباید هرروز روحتو تغذیه کنی. مگه شما چند وقت فایل گوش کردی ول کردی باید مطالب ملکه ذهنت بشه وجزئی از عادات ورفتارهای روز مره ت در بیاد.بیست سی سال چاق بودیم حالا با یکسال یا چند ماه میخواهیم راحت لاغری رو حفظ باشیم نه دوست من چاقی ریشه هاش خیلی قوی هست برای همین برمیگرده چون به اندازه نیاز ریشه هارو تغذیه نکردی تا دیدی کمی لاغر شدی رها کردی.

      6+
  11. سلام
    من كمتر از چهار ماه است بصورت مداوم و روزانه در سايت حضور دارم و تمريناتم رو انجام ميدم و از معجزه تكرار كردن باخبر شدم
    در اين چهار ماه به زندگي عادي خودم ادامه دادم نه ظرف غذايم جدا بود و نه غذاي كة خوردم غير غذاي جمع بود در مهمانيها شركت كردم و دو چيز كة برايم اوردن اسم انها دشوار بود بطور كل از زندگيم خدف شدن ١- رژيم هستم٢- ترازو براي وزن كردن
    اين دو چيز مدام به من استرس ميدادند ولي در اين راه من با وجود عادي زندگي كردن و سير خوردن توانستم كة چاقتر شدم را به صفر برسانم و الان سير نزولي را شروع كردم و دارم به طرف لاغري ميرم
    در خودم احساس سبكي و لاغري دارم و حتي بهم گفتن سايز شكمم كوچكتر شده اين خبر عالي بود براي من
    مدتي پيش چند پارچه مختلف به خياط داده بودم برايم بدوزد وقتي كة ٨ روز گذشته خواستم براي تولد برادر زادةام لباس موردنظرم را بپوشم ديدم تنگ است خيلي عادي برخورد كردم گفتم لاغرتر شدم ميپوشم قبلا بود عصبي ميشدم و ناراحت ولي يكي ديگه از لباسها را پوشيدم
    ديشب خونه مادرم دعوت بوديم من همان لباس تنگ را بدون اينكه يادم بياد تنگ بوده رى پوشيدم بعد از مدتي يادم امد و دوباره خودم را نگاه كردم ولي لباس تنگ نبود و خيلي اندازه بود

    خوشحال هستم كة دعاي استاد براي من جواب داد و اميدوارم تمام لباسهاي كمدم يكي يكي در تنم زار بزند و از كمدم جدا شود خيلي مشتاق هستم لباسهاي جديد با سايز جديد بخرم و خيلي زوست دارم زودتر كمدم از لباسهاي جديد پر شود

    ديروز دخترم سوالي پرسيد خيلي اتفاقي گفت ميتوني يه لباسي رو امسال بخري و سال بعد بپوشي گفتم بله حتما
    يعني ذهنم به اين نتيجه رسيده من چاقتر نميشم
    خدايا هر روز دارم نشانهاي در رفتار و افكار و سايزم ميبينم و خيلي خوشحال هستم كة در مسير قرار دارم و دارم در مسير لاغر شدن قدم بر ميدارم و از چاقتر شدن عبور كردم و دارم در شيب به سوي لاغري حركت ميكنم🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
    يه فايلي بود كة استاد صحبتهاي در مورد زدن چكش به ديوار حرف ميزد
    كم مثلا مي خواهي ديواري را خراب كني در ضربات اول هيچ اتفاقي نمي افتد ولي وقتي مداوم داري ضربه ميزني ضربات اولت محكم است و جون مداوم است باعث ميشه كة يواش يواش ديوار درزهاي بدهد و بعد با ضربهاي ديگر هرچند ارامتر باشد قسمتهاي بزرگي از ديوار مي افتد و بعد ميتوانيم ديوار را بطور كامل خراب كنيم
    اين صحبتها هميشه در دهنم است كة دارم ضربها را وارد ميكنم و ايمان دارم با ادامه دادن با همين ضربها ميتوانم در روزي كة نميدانم كي است نتيجه خيلي عالي بدست بياورم عجله ندارم فقط دارم ضربات خودم را به ديوار ميكوبم و به اميد روزي هستم كة نتيجه ضربات را ببينم

    10+