0

احساس بد را در خود همیشگی نکنید!

2645 بازدید
احساس بد

احساس بد داشتن یکی از مهمترین موانع خوشبختی در دنیا و آخرت است.

سال‌های زیادی از عمرم با سختی و رنج سپری شد و احساس بد داشتن عادت هر روز من در زندگی شده بود.

عادت داشتم درباره حال بدم با دیگران صحبت کنم یا به عبارتی برای دیگران درد و دل کنم و گفتگو کردن با دوستانم درباره مسائل و مشکلاتی که احساس بد را در من تشدید می‌کرد از سرگرمی‌ها و تفریحات من شده بود.

 

احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب

از زمانی که به لطف خدا با قوانین جهان هستی آشنا شدم برای اولین بار بود که به اهمیت داشتن احساس خوب پی بردم.

در کتاب‌ها و سخنرانی‌های زیادی درباره احساس خوب داشتن صحبت شده بود و همگی بر این موضوع تاکید داشتند که:

 

احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب

 

نکته ای که مدت‌ها برای من مبهم بود این بود که چگونه احساس خوب داشته باشم تا بتوانم اتفاقات خوب را تجربه کنم.

من یاد گرفته بودم که برای احساس خوب داشتن باید اتفاقات خوب در زندگی من وجود داشته باشد و چون اتفاق چندان خوبی در زندگی من رخ نمی‌داد نمی‌توانستم احساس خوبی از زندگی کردن داشته باشم.

  • اتفاقات خوب زندگی من دورهمی‌های شبانه با دوستانم بود که معمولا گفتگوهای انگیزه بخش و امیدوار کننده‌ای بین ما رد و بدل نمی‌شد.
  • اتفاقات خوب زندگی من مهمانی یا جشن عروسی آشنایان بود که در سال شاید یکی دوبار اتفاق می‌افتاد و در حد چند ساعت باعث ایجاد احساس خوب در من می‌شد.
  • اتفاقات خوب زندگی من به اندازه ای نبود که به شکل پایدار بتواند احساس مرا خوب کند و به همین دلیل وقتی برای اولین بار شنیدم که احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب نمی‌توانستم درک کنم این عبارت چه معنی و مفهومی‌دارد.

هرچه بیشتر به این عبارت فکر می‌کردم سوالات بیشتری در ذهنم ایجاد می‌شد.

  • چگونه احساس خوب می‌تواند باعث رخ دادن اتفاقات خوب شود؟
  • چگونه باید احساس خوب داشته باشم؟
  • اصلا معنی احساس خوب داشتن چیست؟

سوالات متفاوتی پیرامون احساس خوب داشتن در ذهنم شکل می‌گرفت و برای هیچ کدام پاسخی نداشتم.

آنچه در ذهن من و شاید همه دوستانی که این نوشته را می‌خوانند به عنوان فرمول‌های ذهنی ثبت شده باشد این است که:

 

۱- اتفاق خوب باعث ایجاد احساس خوب می‌شود.

۲- اتفاق بد باعث ایجاد احساس بد می‌شود.

۳- من در رخ دادن اتفاق خوب یا بد نقشی ندارم.

۴- من به خاطر حرف‌ها و رفتارهای اطرافیانم احساسم بد می‌شود.

۵- من نمی‌توانم تعیین کنم اتفاق خوب یا بد برای من رخ دهد.

۶- من در زندگی شانس ندارم و هرچی بلاست سر من می‌آید.

 

این قبیل فرمول‌های ذهنی به شکل بی شمار در ذهن من و همه انسان‌ها وجود دارد.

به همین دلیل فرمول جدید احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب که تازه با آن مواجه شده بودم اصلا برای من قابل درک نبود.

 

آنچه به من درباره احساس خوب داشتن گفته شده بود

بارها خوانده بودم که احساس خوب باعث رخ دادن اتفاقات خوب می‌شود اما در هیچ متنی نخوانده بودم که چگونه باید احساس خوب داشته باشم؟

چطور باید بدون رخ دادن اتفاق خوب احساس خوب داشت؟

چگونه قبل از رخ دادن اتفاق خوب من احساس خوبی داشته باشم.

از کودکی هزارن بار به من گفته شده بود خوب نیست شاد باشی،‌ گناه دارد بلند بخندی،‌ گناه دارد آهنگ شاد گوش کنی،‌ خوب نیست خوشحال باشی چون بعد از هر خنده ای گریه و بعد از هر خوشحالی ناراحتی و غصه است.

الان چگونه باید در سن میان‌سالی با کوله باری از شنیده‌ها و آموخته‌ها درباره بد و گناه بودن شادی و احساس خوب من به احساس خوب می‌رسیدم تا اتفاقات خوب در زندگی من رخ دهد.

 

کشف راز چگونه احساس خوب داشتن

مدت‌ها به دنبال کشف این راز بودم که چگونه باید احساس خوب داشته باشم؟

کتاب‌های زیادی مطالعه کردم و صحبت‌های اساتید زیادی را گوش دادم.

بعد از همه جستجوها به قرآن رسیدم و پاسخ سوال ” چگونه به احساس خوب برسم “ را در قرآن پیدا کردم.

  • توجه نکردن به اتفاقات ناراحت کننده
  • توجه کردن به نعمت‌هایی که در زندگی دارم

البته پاسخ سوال من به این شکل واضح در یک یا چند آیه ذکر نشده است بلکه مفهومی‌که من از خواندن آیات قرآن درک کردم را به این شکل برای خودم مشخص کردم.

بارها در قرآن از عبارت “غمگین مباش” استفاده شده است. در آیات متعدد و به شکل‌های مختلف.

همچنین از عبارت “توجه کردن” به شکل‌های مختلف در آیات متعدد استفاده شده است.

علاوه براین خداوند تاکید کرده است که هرآنچه از خدا به شما می‌رسد همه خیر و خوبی است و هر بلایی به سر شما می‌آید بخاطر اعمال خودتان است.

با ترکیب موضوعات مختلف در قرآن به این نتیجه رسیدم که داشتن احساس خوب حالت طبیعی ما انسانها است مگر اینکه خودمان باعث ایجاد احساس بد شویم.

سپس متوجه شدم عامل ایجاد احساس بد در ما توجه کردن به اتفاقاتی است که احساس بد در ما ایجاد می‌کند.

یعنی در بسیاری از موارد ما احساس بد نداریم اما با توجه کردن به موضوعاتی که خوشایند نیست ناراحت می‌شویم و احساس بد در ما شکل می‌گیرد و ناآگاهانه با تکرار توجه کردن به اتفاقات بد احساس بد دائمی‌را در خود ایجاد می‌کنیم.

همانطور که احساس خوب باعث اتفاقات خوب می‌شود،‌ احساس بد هم باعث اتفاقات بد می‌شود.

به مرور سعی کردم به موضوعات ناراحت کننده که احساس بد و حالت یاس و ناامیدی در من ایجاد می‌کند توجه نکنم.

بعد از مدتی احساس کردم حالت روحی من بهتر شده است،‌ امیدوارتر شده بودم،‌ احساس آرامش بیشتری داشتم،‌ خواب راحت تری داشتم،‌ عصبانیت‌های من کمتر شده بود،‌ نسبت به حرف‌های دیگران کمتر از قبل واکنش می‌دادم و درباره موضوعات ناراحت کننده با دیگران بسیار کمتر از قبل صحبت می‌کردم.

با توجه به این تغییرات که سبب شده بود زندگی بهتری داشته باشم اشتیاق و انگیزه من برای ادامه دادن این مسیر که توجه نکردن به موضوعات ناراحت کننده بود بیشتر شد.

من به این نتیجه رسیدم که:

 

برای داشتن احساس خوب نیاز نیست کار خاصی انجام داد فقط باید یه سری کارها را انجام نداد.

 

با پیدا کردن سرنخ چگونه احساس خوب داشتن،‌ سعی کردم عادت‌هایی که باعث ایجاد احساس بد در خودم می‌شود را پیدا کنم و آنها را اصلاح کنم.

مهمترین عاملی که احساس من را بد می‌کرد،‌ شنیدن اخبار و توجه به اتفاقاتی بود که برای دیگران رخ می‌داد.

به همین دلیل تصمیم گرفتم هچگونه خبری را دنبال نکنم و در عمل کردن به این تصمیم بسیار موفق بودم.

همچنین متوجه شدم دیدن کلیپ‌هایی که اتفاقات بدی که برای دیگران رخ داده است را نمایش می‌دهد یا دنبال کردن موضوعاتی که در جامعه و مخصوصا شبکه‌های مجازی مطرح می‌شود به شدت در تشدید احساس بد در من تاثیرگذار است.

بنابراین تصمیم گرفتم به اتفاقات زندگی دیگران اهمیت ندهم و فقط به آنچه در زندگی خودم دارم و باعث خوشحالی و لذت من از زندگی می‌شود توجه کنم.

بعد از مدتی شرایط احساسی من به شکل عالی بهبود پیدا کرد و از آن آدم غمگین، بی حوصله،‌ عصبانی و … به آدمی‌شاد،‌ آرام،‌ باحوصله و … تبدیل شدم و به مرور تمام جنبه‌های زندگی من دستخوش تغییرات اساسی شد.

و تازه متوجه شدم که چگونه احساس خوب می‌تواند باعث بروز اتفاقات خوب شود.

 

چگونه احساس بد باعث تجربه اتفاق بد می‌شود

من به این نتیجه رسیدم روزهایی که ناآگاهانه احساس خودم را به دلایل مختلف و متعدد بد می‌کردم،‌ انتظار من از زندگی، ‌سختی و رنج بود و به همین دلیل ناخودآگاه منتظر اتفاقات بد بودم،‌ اتفاقاتی مشابه آنچه درباره‌اش می‌شنیدم یا از طریق کلیپ‌های تصویری می‌دیدم.

 

با اندکی توجه به انتظارات خود از زندگی متوجه خواهید شد که به هر موضوعی برای چند روز توجه کنید به طور ناخودآگاه منتظر رخ دادن آن اتفاق در زندگی خود خواهید بود و نشانه این انتظار،‌ایجاد ترس و نگرانی از وقوع آن حادثه است.

 

به عنوان مثال اگر شما چند بار به طریق مختلف کلیپ‌ها سرقت از دیگران را مشاهده کنید یا درباره مورد سرقت قرار گرفتن دیگران بشنوید و یا صحبت کنید،‌ پس از چند روز نگرانی و استرس در شما به شکل مراقبت بیشتر از اموال یا اطرافیانتان ایجاد می‌شود.

بیشتر سعی می‌کنید مراقب خود و اطرافیانتا باشید.

بیشتر به دیگران توصیه‌های ایمنی را گوشزد می‌کنید که مبادا مورد سرقت قرار بگیرند.

این رفتار شما ناشی از توجه شما به اخبار و کلیپ‌های سرقت است.

این مثال در جنبه‌های مختلف زندگی صدق می‌کند و اکنون شما می‌توانید به راحتی منشاء رفتارهای خودتان را پیدا کنید.

توجه نکردن به اتفاقات بد و ناراحت کننده ای که برای دیگران رخ داده است به اندازه ای مهم و تاثیرگذار است که خداوند در آیه ۱۵۵ تا ۱۵۷ سوره بقره به این موضوع مهم اشاره کرده است.

اهمیت موضوع احساس بد و تاثیر آن در زندگی سبب شد تا آگاهی که باعث تغییر نگرش و در نهایت زندگی من شد و برداشتی که از توصیه خداوند در قرآن داشته ام و باعث تغییر اساسی در زندگی من شد را با شما دوستان خوبم به اشتراک بگذارم.

منتظر خواندن نظرات ازشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22129
برچسب ها:

دیدگاه ها

24 نظر در مورد احساس بد را در خود همیشگی نکنید!

درباره آنچه درک کردید بنویسید

      1399/11/07 00:58
      مدت عضویت: 537 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,306 کلمه


      (درک عالی، شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای منطقی کردن)
      .
      چرا ما نباید به مسایل دیگران توجه کنیم ؟
      منم قبلا به مسایل و مشکلات دیگران خیلی توحه میکردم و غصه میخوردم و میرفتم برای بقیه تعریف میکردم که شنیدی فلانی فرزندش رواز دست د اده و یا فلانی بیماری وحشتناکی گرفته و حالش بد هست و یا فلان جا دزدی شده و … و اگر من هم مشکلی داشتم انتطار داشتم بقیه بیان دورم و با هم همدردی کنن و کمکم کنن
      تا اینکه با این قانون اشنا شدم و تونستم خیلی چیزا یاد بگیرم و متوجه شدم چقدر کار اشتباه و خطرناکی میکردم و متوجه شدم من به دنبال مشکلات دیگران نباید باشم و به اونها نباید توجه کنم ولی دیگران که در این مسیر نیستن از من ایراد میگیرن که نه اینطور نیست و نباید نسبت به دیگران بی توحه باشیم و نباید بی محلی کنیم و کلی از من ناراحت میشن اما همین اطرافیانم رو میبینم که همش در مورد بیماری بقیه حرف میزنن یا در مورد مشکلات بقیه حرف میزنن و یا رسانه ها که عادت کردن تمام اتفاق و حوادث بد رو دارن به نمایش میزارن که فلانی بچه اش رو کشت و فلان قتل در فلان کشور انجام شده و …
      در واقع اونها میخوان آدم ها توجه اشون رو ببرن روی مسایل و مشکلات و اتفاقهای بد و منفی دیگران .
      و اطرافیان ما هم فکر میکنن آدم باید اینجوری باشه و به مسایل و مشکلات دیگران فکر کنه اما ما نباید اینطور باشیم بلکه باید آگاهانه زندگی کنیم و تمام حواس و تمرکز و انرژی خودمون رو روی مسایل و خواسته های خودمون بزاریم و تمرکز بر جنبه های مثبت اطرافمون داشته باشیم که البته از نظر بقیه یا بی رحم یا سنگدل یا بی احساس تلقی میشیم یا میگن تو سرت رو زیر برف کردی و یا خیلی حرفهای دیگه که باید بی توجه به اونها باشیم و ادامه بدیم به این سبک جدید زندگیمون مثل استاد که یه مشکل اگر برای اطرافیانش که شاید خیلی وقته اون رو ندیده پیش اومده تونسته خودش رو کنترل کنه و ناراحت نشه اما همسر استاد کلی گریه و ناراحتی کرده و به استاد هم گفته شما سنگدلی که غصه اش رو نمیخوری و استاد هم در جواب گفتن من متوجه شدم نباید این موضوعات رو دنبال کنم و تحت تاثیر قرار بگیریم و اصلا واکنش نشون نمیدیم و اگر به گوشم برسه در حدی هست که از این گوش وارد میشه و از اون گوشم خارج میشه و واکنش نشون نمیدم و حالا چرا اینطور هست و ما نیاید به اخبار و حوادث و هر اتفاق منفی در اطرافمون واکنش نشون بدیم ؟
      در قرآن سوره ی بقره خداوند فرموده ما در زندگی آزمونهایی از انسانها میگیریم با ترس و نقص در اموال یا گرسنگی و بعد گفته بشارت بده به صابرین که گفتن ما از خدایم و به سوی خدا برمیگردیم و به صبر اونها پاداشت میدهیم . یعنی اون آزمون سخته و برای اونها پاداشت در نظر گرفته ایم و اونها که صبر میکنن به اونها پاداشت میدهیم و شاید آزمونها در طول زندگی انسان یک یا دو دفعه باشه و حالا بعضی از انسانها هر روز این اتفاقات بد و حوا دث رو که در اطرفشون میفته رو مرور میکنن و با اتفاقی که برای بقیه افتاده و ذهن نمیتونه تشخیص بده که این اتفاق مال تو هست یا مال بقیه و اون احساسی رو که در تو به وجود امده رو تشخیص میده و درواقع احساسی که از اون خبر میگیرید روی ذهن شما تاثیر میزاره نه اون خبر پس وقتی تو حالت بد میشه میری در آزمون سخت که خداوند وعده داده و ذهنت به حالتی میرسه که زندگی پوچ و درد آور و سخت و پر از رنج هست و این باعث میشه اون فرد به بیماری و انواع مشکلات برسه.
      و اما قرار نبوده خدا هر روز از ما آزمون بگیره شاید یه بار یا دو بار در طول زندگی ما اتفاق بیفته اما وقتی من هر روز با دیدن مشکلات بقیه حالا
      چه برای شهرت یا کشورت و یا فامیلت باشه تو توجه میکنی ذهنت میگه این فرد انتظارش از زندگی فقط رنج و سختی و مشکلات هست و بی نهایت برای تو از این مشکلات پیش میاد و تو در سختی میفتی و این کار رو نکن و حالا شاید خیلیها نپذیرین و بگن این بی وجدانی هست و یا بنی ادم اعصای یکدیگرن و … حالا هر کس هر طور دوست داره میتونه فکر کنه .
      حالا فکر کن آدمها هر روز دارن از خودشون آزمون میگیرن و نمیتونن صبر کنن چون بارها اخبار و حوا دث بد رو دنبال میکنن و برای همدیگه حرف میزنن و زنگ میرنن بهم میگن و ابراز همدردی میکنن و حالا شاید یه کلیپ و اخباری ببینی و رهاش کنی دیگه و اصلا بهش فکر نکنی که این بهترین کار هست اما اگر اون رو مرتب مرور کنی تعداد دفعاتی که شما اون رو مرور میکنی آزمون رو سختتر میکنی و ذهنت انگار به حالت یاس و ناامیدی میرسه و شروع میکنه به خود تخریبی و هر روز با خودت میگی نمیدونم چرا حالم بد و افسردم چون بارها از خودت آزمون میگیری و ذهنت به حالت یاس و ناامیدی میرسه و انگار دیگه دل و دماغ زندگی نداری و بارها این افراد میگن هیچی در این دنیا من رو خوشحال نمیکنه و هیچی در این دنیا برام با اارزش نیست و این دیگه ته تخریب آدم ها هست و همین بعد از مدتی باعث میشه
      که جسم شخص رو تخریب کنه و چون اول روحی تخریب شده و بعد هم جسمش تخریب شده پس بعد از مدتی این شخص از دنیا میره پس هر چقدر اون آزمونهای بقیه رو شما تکرار کنید ذهنت اون رو به پای خودت میزاره و چون شما اون حالت بد رو بارها مرور میکنی و اون مرور کردنش فشار رو بر شما تصاعدی بالا میبره و در شما اون حالت بی انگیزگی و افسردگی به وجود میاد پس دیگه انگار اون آروم و قرار در این دنیا رو ندارین پس مراقب باشید و مرتب از خودتون آزمون نگیرید .
      منم اون اوایل که ویروس کرونا اومده بود چون من با این دورها و این مسیر آشنا بودم خودم رو کنترل میکردم و هیچ اخباری و آماری رو از تلویزیون و مردم دنبال نمیکردم و یا اگر کسی میخواست در این مورد صحبت کنه میگفتم من دنبال نمیکنم و نمیخوام آمار رو بدونم و خیلیها از من دلخور و ناراحت میشدن و یا من رو خیلی بی خیال میدونستن اما من اهمیت نمیدادم و سبک جدید خودم زندگی میکردم و کلی حال خوب و اتفاقهای خوب رو به سمت خودم در همین مدت کرونا تونستم جذب کنم و خدا رو شکر میکنم و من خوب میدونم که این ذهن من مال من هست و نباید ذهنم رو صرف مشکلات بقیه بکنم و بخوام انرژیش رو با مشکلات بقیه از بین ببرم چون باعث میشه دیگه نتونم خودم از ذهنم به درستی استفاده کنم و زندگی خودم رو نتونم خلق کنم و باعث میشه اون دنیا هم از من باز خواست بشه چرا تو از ذهنت که مال خودت بود استفاده نکردی و اون طور که دوست داشتی زندگی نکردی حالا من چی بگم ؟بگم به خاطر فلانی نشد خوب قابل قبول نیست که فلانی چه ربطی به من و زندگی من داره و هر کس مسولیت زندگی خودش رو بر عهده داره و باید اگاهانه زندگی کنه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/08/24 04:10
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 182 کلمه

      امروز من جلسه آخر پاکسازی بودم که باید دیدگاهم و می نوشتم هر چی زدم روش نشد که وارد بشم و خلاصه اومدم این فایل و انتخاب کردم که گوش بدم !
      خداوند همینطوری که گفتین ما رو امتحان می کنه با ترس گرسنگی……
      دیگه لزومی نداره ما خودمون و در گیر امتحان‌های دیگران کنیم اصلا تمام حرفهای روز مره آدم‌ها با هم دیگه مربوط به دیگرانه شنیدی فلانی این طوری اونطوری من ولی یه موقع ها که حواسم خوب جمع باشه می گم بهتره حرف خودمون و بزنیم یا خبرهای خوب و بدیم و از این چیزها حالا می خواد بدشون بیاد یا نه
      واقعا همینطوره که خداوند بعد از امتحان پاداش و می ده به اونهایی که صبر همراه با ایمان دارن!
      این روزها حال من خیلی بالا و پایین می شه ولی هر روز روی این مسیله احساس خوب کار می کنم و به همزمانی ها توجه می کنم
      بعضی وقتا فکر می کنم آدم کم حرف باشه خیلی خوبه اون موقع ها که جوون تر بودم حوصله‌ام سر می رفت و از آدم‌های پر حرف خوشم میامد ولی الان نه دیگه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/20 11:11
      مدت عضویت: 315 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 68 کلمه

      وای چقدر عالی توضیح دادید استاد، طوری توضیح دادین که یعنی تو عمرم همچین جملات واضح و بدون نقصی نشنیده بودم حتی بدون اینکه سوالی برام پیش بیاد با تمام وجودم قبول کردم مخصوصا از دقیقه ۸ یعنی اون جملات رو باید با طلا نوشت.جمله ای پیدا نمیکنم بگم جز اینکه این سخنان فراتر از عالی و بینظیره خدایا شکرت که این سخنانت رو من شنیدم.ممنونم استاد بینظیر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/05/31 03:15
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 340 کلمه

      وقت شما بخیر
      من هم خیلی اینجوری بودم قبلا یعنی بیشتر برای مامانم و مادر بزرگم اینا اصلا کافی بود مامانم یه سردرد بگیره من تمام توجهم می رفت به اون اصلا خودم و خانواده‌ام رو فراموش می کردم ولی از اینور می دیدم همسرم مثل من نیست خودشو درگیر این چیزها نمی کرد بعد پیش خودم می گفتم مثل من نیست کاشکی من هم مثل اون از اول این چیزها رو می. دوستم و بلد بودم چطوری زندگی کنم حالا نمی خوام افسوس بخورم !
      یه مدت من خیلی خوب عمل می کردم و اصلا توجه به طعمهای بد نمی کردم در اطرافم بعد از گوش دادن فایلها الان هم یه وقتا شیطونه میاد به سراغم ولی یادم که میافته دیگه چیزی نمی گم کلا همسر من خیلی کم حرفه ماشالله چقدر خوبه من هم دارم سعی می کنم حرف بی خودی نزنم
      ولی اطرافیان هی می گن اینجور اونجور همسایه اینطور اون اون طور به قول شما من هم باید یاد بگیرم از این گوش بیاد و از اون در بره
      من الان فقط با مامانم تلفنی حرف می زنم بیشتر خیلی کم با کسای دیگه ولی سر کارم همکارام هی می گن یه چیزی و دوست ندارم منم دنبالشو بگیرم اصلا دلم می خواد همش تمرین سکوت کنم یه جاهایی هست که می رن مثلا دو روز یا بیشتر روزه سکوت می گیرن
      اتفاقا چند روز پیش به همسرم می گفتم چرا مردم اخبار بد و زود می رسونن ولی اخبار خوب و نه مثلا عروسی بچه دار شدن
      منم دوست دا رم همیشه احساسم خوب باشه و در آرامش باشم ! و اون چند روز پیش سرکار بودم یکی از همکارام نتونست بیاد شیفت بعد از من بود و بعد منیجرم گفت تو می تونی بمونی گفتم نه خودم کار داشتم انتخاب کردم که فقط نیم ساعت اضافه تر می مونم چون اول خودم و خانواده ام برام مهمه بعد کارم!
      و من همچنین امروز خودم انتخاب کردم در کنار غذاهای دیگه غذای مورد علاقه خودم که کوکو سیب زمینیه برای خودم درست کنم امروز
      فت تو می تونی بمونی من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/02 11:21
      مدت عضویت: 481 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 108 کلمه

      کاملا درست،من هم از وقتی که شروع به کنترل ذهنم کرده ام اشتهام ،دیدم نسبت به زندگی واحساساتم عوض شده.
      الان از مسائل مهم برای من این است که به شدت در طول روز طی ساعات زیادی احساس سیری دارم و نسبت به هیچ چیز میلی ندارم ،خیلی جالب وهیجان انگیز است .ازهمین رو می توانم درک کنم که در هر زمینه دیگری هم می توانم مانند آدمهای موفق عمل کنم، خیلی کنترل ذهن شگفت انگیز است ولی من بعد از ۷ماه تازه دارم می فهمم که مطالب دوره به چه شکلی عمل می کنه.امیدوارم هر کسی که این مطالب رو می خونه سالم ،شاداب ،متناسب و موفق باشد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیلان اسمعیل پور
      1399/05/01 16:28
      مدت عضویت: 592 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه

      سلام دوستان گل م 🌺
      چقدر لذت بردم از خوندن تک تک نظر هاتون واقعا درست میگویید.
      چند وقته که این فایل رو گوش دادم غوغایی در ذهن و وجود من به پا شده طوفانی. آنکه دلسوزی و کمک به دیگران و…. چو عضوی به درد آورد روزگار…. آنها چه می‌شود؟؟؟؟؟
      ولییییی خیلی توجه کردم دیدم واقعا هر چیزی هر انفاقی خوب یا بد برای هر کس می افتد نتیجه کار و افکار و باورهای خود اوست و من زمانی می‌توانم در حل مشکل و ناراحتی کسی کمکش کنم که او‌ خود بخواهد در غیر این صورت نتنها از دست من بلکه از هیچ کس کاری بر نمی آید این هفته کتاب راه عشق گاندی را خواندم که کل به خود میپردازد تمام زندگی خود را صرف این می‌کند که سراسر وجودش عشق شود آرامش شود احترام شود و لذت زندگی را در این توجهات دیده و از عشق راستین او ملتی سیراب شدند
      همین توجه به خودش باعث کمک و رهایی و آزادی بزرگ ترین ملت جهان شده واین عشق بینهایت به خلق را به گفته خودش باید اول از خود ،همسر و فرزندان شروع کند وبعد تمام افراد از این عشق خدمت میبینند.آرامش و احساس خوبی که او برای خود خلق کرد مدار بسیار قویی بود که هر کس که میخواست وارد آن شود آن هم جا داشت.حال خوب یعنی آرامش یعنی امنیت یعنی احترام یعنی سلامتی یعنی حتی ذره ای تنفر از کسی یا چیزی در ذهن و روح خود از هیچ کس و هیچ چیز راه ندادن و یعنی عشق💝💝💝💝💝💝💝💝و تمام اینها زمانی محقق می‌شود که من فقط و فقط به خودم برسم و توجه کنم.
      واقعا ما ملتی هستیم که از بدو تولد به همه چیز توجه کردیم غیر از خودمان همه چیز به ما ربط داشته غیر از افکار و رفتار خودمان و همه را قضاوت کردیم غیر از خودمان
      تمام مشکلات جامعه ما این است که همه فکر می‌کنند که همه چیز و همه کارها و رفتارها ی همه به همه مربوط است وکسی مسئولیت رفتار و کار خود را بر عهده نمی گیرد.
      تلاش برای داشتن احساس خوب یعنی سر زدن به اعماق ذهن و روحمان و پاک کردن هر فکر باور غلط و جایگزین کردن آن با درست است و که با درست شدن تک تک افراد جامعه ، جامعه سالم خواهد شد و زندگی به کام همه و ما باید از خود شروع کنیم بسم لله 💐 و
      این نه تنها خود خواهی نیست بلکه عین خیر خواهی برای تمام جهان هستی است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/03 10:24
        مدت عضویت: 584 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام . ممنون از جملات نابتون سرشار از باورهای صحیح بود که برامون واقعا درس داره . بسیار عالی بود .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/03 10:48
        مدت عضویت: 584 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 244 کلمه

        سلام . از خوندن نوشته ی شیلان عزیز این برداشتها به ذهنم رسید :

        وقتی وارد مدار عشق و ارامش و امنیت خودمون رو نگه داریم افرادی وارد این مدار میشن که اونها هم اهل عشق و آرامش و امنیت هستند . یعنی افرادی که اهل جنگند وارد این مدار نمیشن . افرادی که اهل خشونت هستن از این مدار دفع میشن .

        استاد به نظرم خود مدارها قدرت دافعه و جاذبه دارند .
        یعنی اونها هم دارای انرژی هستند .
        افرادی رو به خودشون راه میدن که از جنس خودشون باشن . مدار عشق هرگز افرادی رو که از همه نفرت دارند به خود راه نمیده .
        مدار عشق وارامش افرادی رو که سر جنگ و ناارامی دارند به خود راه نمیده .
        مدار عشق هرگز انسانهای حیله گر و فاسد رو به خودش راه نمیده .

        پس اگر میبینیم ما در مداری نمیتونیم ثابت بمونیم علتش اینه که ما هنوز ناخالصیم . باید پاکسازی کنیم و باید به خلوص بیشتری برسیم . دل بکنیم از وابستگیهایی که مارو در مدار پایینتر قرار داده .
        به نظرم باز هم به تقوا میرسیم . کنترل ورودیها همان تقوا کردن است .
        همان روی برگرداندن از هر عاملی که ما را از مدار عشق و آرامش و امنیت رها میکنه .

        من رها میکنم تمام عواملی را که مرا از عشق و آرامش دور میکند . من رها میکنم هر عاملی که نمیگذارد در مدار امنیت به ثبات برسم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/30 12:37
      مدت عضویت: 481 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 30 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی ،الان چند روز است که فایل ها برای من باز نمی شوند چه رایگان و چه دوره های خریداری شده .میشه بفرمائید مشکل از چیست؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/29 15:28
      مدت عضویت: 528 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام خدمت استاد عزيزم
      واقعاااااااا ممنونم
      اين فايل عاليييي بود، من از وقتي تو دوره شركت كردم كلا اخبار رو پيگيري نميكنم و چون ساكن فرانسه هستم به خاطر كار همسرم، از همه جا بي خبرم ولي چون قراره مهر ماه برگردم ايران و همه بهم ميگن نيا، اوضاع خيليبببي خرابه و فقط پدر و مادرم اصراررررر شديدددد دارن و پدرم دائم اعصابم رو خراب ميكنه كه حتما بايد برگرديد چند وقتي ميشه (حدود يكماهه) كه حالم خيلييي بد شده دائم استرس دارم و بيخودي گريه ميكنم ولي با گوش دادن به اين فايل تصميم گرفتم ديگه اجازه ندم كسي از اوضاع ايران برام بگه و تمام مطالب گروه هاي خانوادگيم رو هم بدون خواهدن پاك ميكنم كه انقدر استرس به خودم راه ندم و مطمينم خداوند بهترين ها رو برام به ارمغان ميارن
      استاد ازتون ممنونم كه ما رو هميشه راهنمايي ميكنيد
      ممنونمممممم🙏🏻🙏🏻🙏🏻🥰🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/29 11:02
      مدت عضویت: 436 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      سلام بر استاد گرامی و دوستان همراهم
      چقدر عالی گفتین،من هم قبل از دوره مرتب نگران رفتار و کارهای دیگران بودم مرتب میخاستم ب بقیه راه رو نشون بدم و کلی حرص میخوردم ،
      از وقتی ک در این مسیر هستم اصلا tvنگاه نمیکنم ،هیچ اخبار یا پیام منفی را نگاه نمیکنم ،
      شوهر من مرتب اخبار بد و منفی را نگاه میکنه و همیشه داره داد و بیداد میکنه از دست گرونی و……و حال من رو هم بد کرده بود وقتی این متن رو خوندم وفایل رو گوش دادم فهمیدم ک من مسئول رفتار دیگران نیستم هر کسی باز تاب عمل خودش رو داره ،اگ اون ها با من در مدار نباشند روزی از من جدا میشن،
      دیگه نمیخام حتی برای یک لحظه ب رفتارهای اطرافیانم اهمیت بدم نمیخام حالم رو ب خاطر دیگران بد کنم ،من میخام خوشحال ورها باشم من میخام با آرامش روح وجسمم ورهایی از تمام افکار منفی زندگی کنم ،من میخام از بودنم در این دنیا لذت ببرم ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/28 09:36
      مدت عضویت: 487 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 495 کلمه

      سلام موفقیت حاصل انجام ندادن کارهایی هست که ۹۷ درصد مردم دارن انجام میدن و انجام دادن کارهایی که اون ۹۷ درصد انجام نمیدن👌👌👌
      من بعد از ۳سال ونیمی که توی این مسیر قانون جذب و… هستم از استاد عطار روشن یاد گرفتم که ذهن ما فقط مال ما است و ما فقط برای حل مسائل خودمون ازش باید استفاده کنیم وچقدر این حرف درسته 👌👌👌
      طبق قانون شما به هرچیزی توجه کنید برای اون کارت دعوت میفرستین،حالا بببنید در زندگیهامون داریم به چی توجه میکنیم به اخبار بد،اتفاقات بد،بیماریها،مسایل سیاسی،…..یا به نعمتهایی که داریم،سلامتی خودمون و عزیزانمون،امنیت و رفاه و اسایشی که داریم ،ارامش و خواب اروم و راحت،آدمهای عالی که برای خدمت به ما وارد زندگیمون میشن،فرصتهای عالی که جلوی راه ما قرار میگیرن،…..طبق قانون به هرکدوم توجه کنید که البته در آن واحد به یکی از این دو راه میشه توجه کرد همون رو درآینده وارد زندگیمون میکنیم و باز هم طبق قانون به این دلیل که بین توجه به یه مساله و پدید اومدن اون در زندگیمون یه فاصله زمانی وجود داره خیلی از اوقات در مورد اتفاقات منفی متوجه نمیشیم که این اتفاق حاصل توجه به مسایل منفی در گذشته بوده و بازهم واکنش منفی و همینطور پشت سرهم اتفاقهای منفی….
      خدا با خلق این جهان یکسری قوانین هم براش قرار داد ،و شرح این قوانین رو درکتابهای اسمونی و از طریق پیامبرانش در اختیار ما قرار داد وگفت اگه طبق قوانین زندگی کردی نتیجه مشخصه(آسایش وارامش ،سلامتی،ثروت و برکت و فراوانی) اگه طبق قانون زندگی نکردی هم بازم نتیجه مشخصه(بیماری و فقر و نداری و اعصاب خوردی و…)
      توجه به مسائل و مشکلات دیگران(هرکسی غیر از شخص خودمون) طبق فرمایش استاد ذهن درگیر میشه و چون اصل رو از بدل تشخیص نمیده که این مساله مال من نیست باعث احساس بد در ما میشه و احساس بد اتفاق بد رو میاره توی زندگیمون به همین سادگی….
      اینقدر ساده است که احمقانه به نظر میاد
      بار هم اینجا نقش فرمولهای اشتباه یا همون باورها پر رنگ میشه که ما از اطرافیان ،خانواده،معلمین و رسانه هاو…. گرفتیم و در ذهن ذخیره کردیم که مثلا ادم درست ادمیه که احساسی باشه نه سنگدل و بی احساس،ادم درست اونی هست که دلسوز باشه،تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند ادمی و…..هزاران باور اشتباه دیگه کهدر ذهن همه ما هست مسلم اینه که طغیان برعلیه این باورها کار یه روز دو روز و یک سال دو سال نیست و کار راحتی هم نیست چون تغییره و تغییر برای ذهن ما اصلا قابل پذیرش نیست
      ولی نتیجه برای اونایی که توی این مسیر میمونن با حال خوب و بدون نیاز به تغییر دیگران کاملا مشخصه نمونه عملی اش توی کشور خودمون استاد عباسمنش،استاد عرشیانفر،استاد عطار روشن،استاد آزمندیان و….هست اگه ما هم میخوایم زندگی ای که اینها تجربه میکنن ما هم تجربه کنیم پس منش ،رفتار ،طرز فکر و شیوه توجه به مسایل رو ازاینها باید الگو برداری کنیم. از خدای بزرگ برای همه مردم دنیا آرزوی ثروت،سلامتی،تناسب اندام،رفاه،برکت و حال خوب و زندگی براساس قوانین جهان رو دارم🙏🙏😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/29 14:28
        مدت عضویت: 503 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        توضیحاتتون عالی وکاملا آموزش دیده است
        خوشحالم‌ که در جمع انسان های آگاه هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/05/03 10:46
          مدت عضویت: 487 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 3 کلمه

          سپاسگزارم دوست عزیز❤

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/27 23:36
      مدت عضویت: 567 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 303 کلمه

      سلام
      امروز موردی پیش اومد که باعث شد باز شیطان به من بگه می بینی چقدر اوضاعت خرابه از هر نظر از همه عقبتری. دلتو به چی خوش کردی اصلا دیگه شرایط داشتن خیلی چیزها رو از دست دادی و الکی داری به خودت دلخوشی می دهی.
      باز داشت شیطان حالم رو خراب می کرد اما تو همین ناراحتی یک حس شادی هم داشتم از اینکه حالم نسبت به قبل کمتر خراب شده بود با حرفهای همیشگی شیطان. این از لطف خداست تا با سایت شما آشنا شدم و حرفهای شما باعث شده متوجه شیطان درونم باشم و سعی کنم نشنوم یا کمتر حرفهاشو بشنوم. سعی می کنم مثل شما با توجه به طبیعت حالمو خوب کنم. اما تو دلم میگفتم خدایا آخه شیطان هم داره واقعیت موجود رو میگه من چطوری با این اوضاع حالمو خوب نگه دارم واحساسم رو خوب کنم. داشتم فکر می کردم یعنی استاد قبل از اینکه هیچ کدوم از خواسته هایش به اون داده بشه چطوری احساسش رو خوب میکرده؟ طبیعیه وقتی یک خواسته برآورده میشه حس خوبی ایجاد میکنه باعث میشه با امید منتظر خواسته دیگه ای باشیم اما اون اول که اوضاع اصلا خوب نبوده چطوری استادحالشو خوب میکرده؟ یعنی فقط به خودش تلقین میکرده؟؟
      دلم گفت تو سایت استاد حتما جوابش هست. که این صفحه رو باز کردم و متنی که نوشته بودید رو خوندم جوابم رو باز خداوند تو نوشته شما گذاشته بود. جواب توجه نکردن به اتفاقات بد و توجه به نعمتهای الهی بود. عالی بود. درسته که الان کلی خواسته دارم اما کلی نعمت هم دارم که یادم میره بهشون توجه کنم. توجه به اونا میتونه حالمو خوب کنه. توجه نکردن به اتفاقات بد که تازه بیشترشون هم برای ما پیش نیومده میتونه از بد شدن حالم جلوگیری کنه.
      خدا جون شکرت. استاد جون ممنونم اینقدر مختصر و مفید و از قرآن جوابمو دادین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/27 23:07
      مدت عضویت: 424 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 15 کلمه

      سلام استاد عزیز …
      خیلی درست بود واقعا و به موقع …
      خدا حفظت کنه مرد …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/27 17:09
      مدت عضویت: 355 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 369 کلمه

      سلام استاد ممنون ازاین فایل آموزشی عالی دقیقا حرف دل من انگار توش زده شده بودمن زمانی که ازدواج نکرده بودم دایما درگیراین بودم که چون من دختربزرگ خونواده هستم ودختردومم بایدمسولیت آزمون های مادرم ویاخواهرام روبه عهده بگیرم وبعد ازاون درزمانیکه عروسی کردم بازم درگیرآزمون های اونها بودم ودرگیردیگران وحرفهای دیگران ولی بازم سعی میکردم که زیاداهمیت ندم تااینکه دریک زمان من هم دچاراین آزمون سخت شدم مقصرهم خودم بودم اینواعتراف میکنم من درگذشته مسولیت خیلی چیزهاروبیخودی وبه خاطراینکه دیگران ازمن راضی باشن قبول میکردم و به خودم تاکیدمیکردم که نه من باید بپذیرم سرنوشت من اینطورر قم خورده من بایدالگویی باشم برای خواهرام اوناازمن الگومیگیرن چون من اینودایماازمادرم وازپدرم ودیگران می‌شنیدم که نه آدم بایدانسانیت به خرج بده بایدقدرشناس دیگران باشه و به فکراونها غافل از اینکه بفهمم که خودم دارم باعث تحلیل رفتن ذهن خودم وتوانایی خودم میشم واین زمانیکه من واکنش نشون نمی‌دادم به من برچسب بی احساس وبی عاطفه زده میشد ومن بعدازاینکه بااین موضوعات آشنا شدم فهمیدم که هر اتفاقی که من بهش فکربکنم جوابش به سمت من برمیگرده وبدون هیچ خطاواشتباهی وبعدازاون ماجراوازمون من تصمیم گرفتم که خودموتغییربدم ودیگربرای خودم فکر کنم چون ذهن من مال منع ومن نمیتونم اون روبرای دیگران دایما درحال پرکردن اطلاعات و داده های مختلف بزارم پس اگر برای دیگران بخوام اونوهمیشه مشغول کنم چیزی ازش باقی نمی‌مونه برای خودم بخوام استفاده کنم بنابراین تصمیم گرفتم که فقط به موضوعات خودم برسم و به خودم کمک کنم نه اینکه دیگران رونادیده بگیرم دیگران هستن ودارن زندگی میکنن من میتونم بهشون دراندازه ی که بتونم کمک بدم امامن مسول زندگی اونها واتفاقات وازمونهای اونها نیستم چون همه‌ی ما زندگی مستقلی داریم واگرهمهی مابخوایم درگیرگیرمسایل دیگران ومشکلات مربوط به اونها درگیربشیم پس اصلانمیتونیم زندگی کنیم مابایدیادبگیریم که باورکنیم که زندگی مامخصوص خودماست وازمون های دیگران به مامربوط نمیشه مایه دیگران کمک میکنیم اما مسول آزمونهای که خدازآنهامبگیره نیستیم مابنده ی خداهستیم ونمیتونیم به جای خداتصمیم بگیریم یاسرنوشت افرادروتغییربدیم یادایمابه فکرازمون دیگران باشیم چون این فکربیشتربه مالطمه میزنه تادیگری دیگری به آزمون رسیده وشایدنتیجه روهم دریافت کرده اماماهستیم که در معرض خطرقرارمیگیریم واین نتایج برای مانتایج دیگری به همراه داره که اونوقت زندگی ماروتحت تاثیر قرارمیده ممنون از شما 🙏 بابت این فایل آموزشی یاحق🙏🙏🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/27 11:50
      مدت عضویت: 424 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      سلام. تحمل آزمون دیگران پاداش ندارد. تأسف خوردن من به آزمون دیگران نه به صبر آنها اضافه می‌کند و نه از پاداش آنها به من داده میشود. فقط باعث تخریب بیشتر ذهن و اعصاب من میشود.
      دیروز دایی به خونه ما اومده بود و میگفت به خاطر مشغله ی کاری دو هفته ای میشه اخبار ندیدم و نخوندم و ناخودآگاه احساس کردم چه قدر حالم خوبه، چه قدر احساس بهتری دارم و زندگیم رو بیشتر دوست دارم.
      وقتی که معتاد به توجه کردن به اخبار میشیم به امید یه خبر خوب همش ادامه میدیم به اخبار دیدن و خواندن اما همش اخبار منفی گفته میشه.
      من از اول اخبار گوش نمیدادم ولی خیلی به مسائل و مشکلات خانواده و اقوام توجه میکردم. یک اتفاق برای یک نفر میفتاد تا چند روز شایدم سالها در خونه ما راجبش صحبت میکردیم و حال خودمون رو بد میکردیم. حتی پدرم به همین آیه استناد میکنه که طبیعیه در زندگی دائم در حال امتحان پس دادن باشیم ولی با حرف استاد که این امتحان دو سه بار در طول عمره و همیشگی نیست به اشتباهم پی بردم و در واقع درستش هم همینه در طول سال تحصیلی هم هرروز امتحان نمیگیرن بلکه امتحانات مهم دوبار در طول سال گرفته میشه. خیلی خوشحالم که با این آگاهی جدید روزم رو شروع کردم و یک مطلب جدید و خیلی کاربردی یاد گرفتم. خدایا شکرت 💚.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/27 10:12
      مدت عضویت: 503 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      سلام وقت بخیر
      ۳سال پیش که اطلاعاتی از قوانین جهان هستی نداشتم ،خودم یه پایه انتشار خبرهای بد بودم ،از روزنامه فقط قسمت حوادثشو میخوندم،اگر مطلبی،بنری تو دنیای مجازی میدیدم که در مورد خیانت ،حال بد،آشفتگی بود سیو میکردم که اگر برای خودم پیش بیاد سریع پروفایلش کنم وبعد از یه مدتی میدیدم پیش اومد واون عکس یا نوشته رو جای پروفایلم میذاشتم وانگار میخواستم ثابت کنم که دنیا جای نامن وبدیه
      وقتی وارد دوره های ذهنی شدم تازه متوجه شدم چه بلایی سر ذهنم وخودم اوردم ،همیشه از خواب که بیدار میشدم با یه نگرانی بیدار میشدم وتا شب همش یا غمگین بودم یا گاهی خوشحال بودم ،همش دنبال اضطرابه بودم ،با اتفاقات همزادپنداری داشتم وخودمو جای اون طرف میذاشتم وبا خودم میگفتم باید ناراحت بشی وگرنه جهان واسه خودتم میذاره ،اگر ناراحت نشی داری به جهان ثابت میکنی که حالا وقت منم میرسه واون اتفاق واسه منم رخ میده،همین الانم که دارم مینویسم منفی بافم میگه حالا اگه برای خودت پیش بیاد که خیلی ناراحت میشی
      واین جنگ درونی منم داشتم وهنوزم کم وبیش دارم ولی بعد از دانستن اینکه اگر تو مدار ناراحتی باشم از اون جنس اتفاقاتو جذب میکنم و تمرین وتکرار داشتم ودارم ،تونستم عملکرد بهتری داشته باشم،اخبار که کلا حذف کردم مگر از اطرافیانم بشنوم،tv که اصلا نکاه نمیکنم،با افراد منفی هم صحبت نمیشم،برای گوش وچشم خودم ارزش قائل هستم که آشغال واردشون نشه،سریع از اتفاقات بد میگذرم و جواب های منطقی به ذهنم میدم و بهش میگم من اگر بخوام برای همه دلسوزی کنم که باید هر ثانیه برای یه اتفاق گریه کنم،متاسفانه از این جنس ناخواسته ها هم که زیاد اطرافمون داریم ،پس من باید مراقب خودم،وجودم،روح و روان خودم باشم،دوستم خیلی دلسوز همه هست ومرتب حالش بد میشه ومیگه آخه ما آدمیم باید حواسمون به همه باشه و با من میجنگه که تو دل سنگی ،منم بهش توجه نمیکنم و کار خودمو انجام میدم ،نمیگم کار آسونیه ،بخوایی تو جمع اینهمه انرژی های منفی باشی ولی مراقب افکارت باشی ولی من دارم تلاش خودمو میکنم وجالبه همه بهم میگن واقعیت جامعه تو بپذیر سرتو زیر برف نکن ،نمیدونن که هر کسی میتونه واقعیت جدایی با کیفیتی که خودش میخواد برای خودش بسازه و فکر میکنن فقط یک واقعیت هست ،البته من کاری با بقیه ندارم ،اونا میتونن تو عقاید خودشون باشن ،من خودم تک نفره دارم این مسیرو میرم،جالبه تو خانواده ما فقط من تو این مسیرم ،اوایل اطرافیانم باهام مخالفت میکردن ،بهم میگفتن تو توهم زدی ،منم بهشون توجه نکردم و الان مرتب میان از من اطلاعات میخوان،ازم فایل برای گوش دادن میخوان ،ازم کتاب برای خوندن میخوان
      برای داشتن زندگی متفاوت باید راه متفاوتو رفت اگر از مسیر همیشگی بریم که مقصد همیشگیو میبینیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/27 22:02
        مدت عضویت: 516 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 94 کلمه

        سلام دوست عزیز از نوشته شما لذت بردم. منم چندسالی هست که اصلا اخبارگوش نمیکنم وبهش توجه نمیکنم بقول یکی از دوستام از صددرصد اخبار ۹۹درصدش دروغه و ۱درصدش اونم سلام کردن اول اخبار راسته ولی من بهش میگم ۱۰۰درصدش دروغه حتی اون سلام که میخواد آدما رو جذب شنیدن اخبارش کنه😂😂😂
        ولی متاسفانه پدرم خیلی خیلی اخبار رو دنبال میکنه وهرروز هم داره تو خونه دادوبیداد از این روزا میکنه ولی من بیخیالم
        در ضمن من برای شبکه های مجازی فقط کلیپ های جوک و خنده دار نگاه میکنم که بهم حال وهوای خوبی میده.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/04/28 09:01
          مدت عضویت: 503 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 202 کلمه

          سلام‌
          اطرافیان ما حق دارن هر جوری دوست دارن زندگی کنن،مادر من هم هر روز سریال های ترکی جم با صدای بلند میبینه ولی من کاری باهاش ندارم ،۹۰درصد زمان ها توی اتاق خودم هستم یا توی تراس دارم فایل گوش میدم ،جاهاییکه دوست ندارم آلودگی های صوتیو بشنوم هندزفری میذارم ،اوایل میجنگیدم باهاشون ولی به مرور یاد گرفتم به عقاید دیگران احترام بذارم حالا اون عقاید به نفعشون هست یا نه به خودشون مربوطه ،من مراقب خودم هستم ،تو خونه ما بیشتر اوقات حرف همه خواهرا،اطرافیان ،هست ،مدام از مشکلاتشون صحبت میکنن ،قبلا منم تو اون جمع ها بودم ومرتب حالم بد میشد و بعد از دانستن این اطلاعات ،از جمعشون زیر پوستی خارج شدم،این روزا وقتی مادرم داره با غم چیزیو تعریف میکنه توجه نمیکنم ،انتظار داره تو مسائل وغم خواهرم خودکشی کنم ولی منکه نباید تاوان اشتباهات دیگرانو بدم ،این مسائل با انرژی بدش مرتب تو خونه ما هست و من مطمئنم زمانیکه هم مدار خانواده م نباشم جهان منو ازشون جدا میکنه وخیلی دوست دارم این اتفاق بیفته وبتونم مستقل زندگی مورد علاقمو داشته باشم ،در هر صورت ما مسئول تمام اتفاقاتی هستیم که در زندگی شاهدش هستیم ،بهتره راه صحیحو بریم بقیه کارهارو جهان انجام میده

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/04/29 11:06
            مدت عضویت: 436 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 61 کلمه

            سلام دوست عزیز
            چقدر دقیق وعالی گفتین مثل همیشه ،جواب کلی سوال های ذهن من رو دادین،من هم شوهرم از صبح ک بیدار میشه تا شب همش اخبار و مطالب های منفی و دروغ رو دنبال میکنه و من خیلی حال بدی رو کشیدم ،الان در نوشته شما راه کارهای مفیدی را یاد گرفتم ،ممنون از شما موفق و شاد باشی

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1399/04/29 14:23
              مدت عضویت: 503 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 242 کلمه

              سلام
              من تا ۳سال پیش تمام وقت در کنار خواهرم بودم ،از صبحانه با هم بودیم وبیرون وگردش وخودم به زور میوردمش خونه خودم ولی از زمانیکه روی قوانین وذهن کار کردم خودبخود خواهرم از مسیر زندگیم کنار رفت ،الان چند وقت یکبار همدیگه رو میبینیم زیاد حتی هم صحبت هم نمیشیم چونکه نقطه مشترک صحبتی هم نداریم اون مورد علاقه هاشو من نمیپسندم اونم منو قبول نداره وفکر میکنه توهم زدم ،قبلا مرتب تو مسائلش بودم ولی الان فقط نگاه میکنم وبی توجهم چونکه اگر بخوام خودمو درگیرشون کنم شبانه روز باید حالم بد باشه ،من فقط مسئول خودم هستم ،تمام عمرمو برای دیگران زندگی کردم که مبادا ازم دلگیر نشن،تاییدشونو میخواستم،عزت نفسم پایبن بود،فکر میکردم اگر بهشون سرویس ندم تنهام میذارن ،میترسیدم،اقتدار نداشتم ،قوی نبودم ،ولی الان دارم روی ضعف هام کار میکنم،دارم یاد میگیرم فقط وفقط خودم مهم هستم،اگر اینو واقعی بپذیرم جهان هم برای من اتفاقاتیو رقم میزنه که بهم ثابت کنه فقط من مهم هستم،جهان یک آینه است اگر با لباس سیاه بیاییم جلوش لباس سفید نشون نمیده که ،سیاهو نشون میده،اگر احترام،زندگی خوب،شادی،سلامتی میخواییم اول باید خودمونو دوست داشته باشیم ،جهان بقیه شو هماهنگ میکنه
              منکه میدونم توجه بر ناراحتی ،ناراحتی بیشتر بوجود میاره ،حالا این ناراحتی مال من باشه یا دیگران،فرقی نداره ،پس فقط مراقب کانون توجه خودمون باشیم ،هر کی در هر موقعیتی هست سر جای درستشه ،دنبال مقصر نگردیم ،بنطر من هر کی نون باورهاشو میخوره ،اگر سفارش همبرگر میدن انتظار پیتزارو نمیتونن داشته باشن

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/27 06:44
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
      چقدر این فایل و نوشته هایش قشنگ و آموزنده و ارزشمند است ممنونم استاد مهربانم که دانسته ها و تجربیات خودتان را با ما به اشتراک می گذارید این کار خیلی با ارزش و قابل تحسین است 🙏🙏
      این فایل باید بارها و بارها گوش داده شود تا در اعماق وجودمان ریشه بدواند و با عمل کردن به آن بتوانیم برای خودمان یک زندگی سالم و توام با شادی و قدردانی از نعماتی که داریم به دست بیاوریم باز هم تشکر میکنم خدا پشت و پناه شما و خانواده محترمتان باشد 🙏🙏🤲🤲🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم