ورود / ثبت نام
0

ارتباط چاقی با افسردگی

اندازه متن

چاقی و افسردگی دو مشکل عمده نوجوانان و جوانان در کشور ما است. هر دو بسیار شایع هستند و مشکلات متعددی برای افراد ایجاد می کنند.

افسردگی و چاقی به عنوان دو بستر زمینه ساز بیماری هایی مثل فشارخون بالا، بیماری قلبی عروقی و افزایش مرگ و میر شناخته شده اند.

نوجوانان چاق بیشتر از سایر هم سن و سالهای متناسب خود درگیر مشکلات روان شناختی مانند افسردگی، اضطراب و اعتماد به نفس پایین هستند. نتیجه منطقی این است که احتمال ایجاد افسردگی در افراد چاق را باید مدنظر قرار داد.

مطالعات زیادی نشان داده است که چاقی در بلند مدت باعث بروز افسردگی می شود. در این مقاله اطلاعاتی راجع به مسائل مرتبط با چاقی و افسردگی در نوجوانان را ارائه می دهم.

چاقی به تجمع بیش از حد چربی در بدن گفته می شود. در سراسر جهان، میزان شیوع چاقی و اضافه وزن کودکان و نوجوانان افزایش چشمگیری داشته است. شواهد نشان می دهد که کشور ما هم در طی سال های اخیر شاهد روند رو به افزایش اضافه وزن در بین افراد با سنین پایین بوده است

با وجود تلاش برای جلوگیری از شیوع رو به رشد شیوع چاقی در دوران کودکی، نرخ ها همچنان در حال افزایش است و شمار کودکانی که در معرض چاقی قرار می گیرند در حال افزایش است. عوامل موثر بر شیوع چاقی عمدتا شامل یادگیری رفتارهای اشتباه غذایی والدین، کاهش فعالیت، تغییر الگوهای رژیم غذایی و مصرف مواد غذایی مانند غذاهای فست فود و در اندازه های بزرگ است

علت ارتباط افسردگی با چاقی این است که زمانی که فرد در معرض اضافه وزن قرار می گیرد به مرور با بالارفتن وزن و تغییر حالت جسم از متناسب به چاق، میزان رضایت فرد از وضعیت خودش کاهش پیدا می کند و استمرار این وضعیت سبب بسط دادن این دیدگاه به کل جامعه خانواده و دوستان می شود.

به عبارت ساده تر وقتی فرد احساس می کند شرایط جسمی خوبی ندارد و از وضعیت خودت رضایت ندارد بعد از مدتی به این باور می رسد که همه اطرافیان نگاهی متفاوت با دیگران نسبت به او دارند و این دیدگاه سبب گوشه گیری و فاصله گرفتن از جمع دوستان، هم سن و سال ها و جامعه می شود، و استمرار این وضعیت باعث بروز واکنش های روانی دیگری مثل خشم، کینه، حسادت، خود کم بینی و …. می شود.

نوجوانان چاق در مقایسه با نوجوانان متناسب دارای شیوع بیشتر مشکلات مدرسه و سلامت روان، از جمله عملکرد ضعیف تحصیلی و اعتماد به نفس، اضطراب، اختلالات افسردگی و … می باشند.

چیزی که واضح است مهمترین عامل چاق شدن کودکان و نوجوانان رفتار غذایی و باورهای اشتباه والدین می باشد که سبب بروز مشکل و استمرار آن در فرزندان آنها می شود و بهترین راه تغییر شرایط فرزندانمان تغییر دادن افکار و الگوهای ذهنی چاق کننده خودمان است. اگر والدینی که فرزندانشان اضافه وزن دارند اقدام به تغییر رفتار و عادت های خود کنند، خودبخود فرزندان آنها با الگو گرفتن از رفتار جدید و صحیح والدین خود تغییرات چشم گیری در شرایط جسمی خود ایجاد می کنند.

گزارشات رسیده از افرادی که در دوره های تناسب اندام ذهنی شرکت کرده اند به وضوح مشخص می کند که تغییر کردن افکار و رفتار پدر یا مادر تاثیر بسیار زیادی در تغییر الگوی مصرف غذایی فرزندشان داشته است و باعث تغییر شرابیط جسمی آنها شده است.

با یادگیری متناسب شدن از طریق قدرت ذهن علاوه بر خود برای فرزندانمان الگوی صحیح و متناسبی باشیم.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=9960
برچسب ها:
2 نظر در مورد ارتباط چاقی با افسردگی

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/03/03 10:32
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 537 کلمه

      سلام🙂

      این مقاله برای من کلی خاطره زنده کرد

      افراد چاق دو دسته هستن کسانیکه که از کودکی چاق بودن و کساییکه از یه سنی به بعد دچار چاقی شدن

      و حتی ماهایی که در بزرگسالی چاق شدیم این خاطرات بد رو از حرف و حدیث دیگران و احساس بد از جسممون و کم شدن اعتماد به نفس داریم حالا فکر کنین درمورد بچه ها و مخصوصا نوجوان ها که تایید همسالان خیلی براشون مهمه و اتفاقا توی سن های پایینتر مسخره کردن و به کار بردن الفاظ نا مناسب شایعتره …خدایی بچه ها و نوجوانایی که اضافه وزن دارن و مورد تمسخر دوستان و همسالاشون قرار میگیرن و بهشون لقب و برچسب زده میشه چقدر اذیت و ناراحت میشن و اعتماد به نفسشون خورد میشه و اونقدری که توانایی و لیاقت دارن نمیتونن خودشون رو ابراز کنن و یه خشم و سرخوردگی پیدا میکنن که در بعضی از اونا منجر به افسردگی میشه😶

      من خانواده هایی رو میشناسم که به خاطر تایید گرفتن از بقیه به عنوان مادر لایق بودن ببا قرص و شربت اشتها اور به زور بچه ها رو وادار به خوردن میکنن یا با خریدن فست فود و ساندویج که مورد علاقه بچه هاست اونا رو تپل میکنن اونوقت در دوران نوجوانی که تحت تاثیر هورمونها و دستکاری اشتها به خاطر داروهای اشتها اور و تغییر ذائقه بچه ها و تمایل به مصرف فست فودها بچه ها چاق میشن اونا رو از اون سن رژیم میدن که چاق نباشن که باز هم به خاطر دیگرانه😑😑🤨🤨

      به نظرم اینقدر این باور مورد تایید بودن دیگران برای ما اهمیت داره و در ما ریشه داره که این بلاها رو سر خودمون و بچه هامون میاریم😮 دیروز یه کتاب روانشناسی میخوندم(کتاب تکه هایی از یه کل منسجم)نوشته بودخیلی از  ماها بچه هامونو به خاطر خودشون دوست نداریم بلکه به خاطر کاری که جلوی دیگران میکنن یا حرفی که میزنن دوست داریم(البته ناخودآگاه)

      همه آدمها از لحظه آفرینش متناسب بودن و ما والدین با باورهای اشتباهی که داشتیم و اونا رو به بچه هامون منتقل کردیم در این ذات الهی و متناسب و سلامت دست بردیم که حالا هم خودمون درگیر فشار های جسمی و روحی چاقی هستیم و هم بچه هامون رو درگیر کردیم😑

      و تنها راه درست و صحیح تغییر هم فقط و فقط اصلاح باورها و رفتارهای غذایی خودمونه  چون درنهایت بچه ها از ما الگو میگیرن و نحوه رفتارهای غذایی و مدل خوردن و ..‌ رو از ما یاد میگیرن .اونقدر که رفتار مهمه حرف زدن و نصیحت کردن اهمیتی نداره مخصوصا اینکه خود اون عالم به حرفای خودش عمل نکنه…😏دیگه حرفاش هیچ ارزشی نداره

      و تغییر باور و اصلاح رفتار غذایی هم فقطبا آموزش تناسب فکری امکانپذیره و وقتی باورهای ما تغییر کنه و رفتارهای ما در جهت تناسب باشه خود به خود در خانواده ما هم اثرش رو میذاره و اطرافیان ما هم متناسب رفتار میکننکما اینکه بارها در نوشته دوستان دیدیم که با دریافت آموزشهای لاغری ذهنی بچه هاشونم متناسب شدن و عکس بعضی از بچه ها در آلبوم شگفتی سازان هم موجوده که دیدن اون عکسها چقدر انرژی بخشه و چقدر چهره بچه ها زیباتر و شاداب تر شده🙂

      اینم یکی دیگه از هزاران مزیت آموزش تناسب ذهنی هست که در کنار تمام مزیتهای دیگه اش منجر میشه که خانواده و در نتیجه جامعه شادتر وسالمتری داشته باشیم👌👌😍

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/29 20:49
      مدت عضویت: 457 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 305 کلمه

      سلام استاد گرامی
      درسته.‌من از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم دارم رو افکارم کار میکنم اصلا رفتارم با تغذیه پسرم متفاوت شده.‌پسرم کوچیکه .آماده یادگیری.‌قبلا نظرم این بود اگه پسر من تپله من وظایف مادریمو دارم درست انجام میدم و مادر لایقیم.رفتار بقیه بزرگترها در من این دیدگاه رو بوجود آورده بود.و اگه پسر خواهر همسرم با وجود همسن بودن تقریبی با پسر من خیلی لاغر و نحیفه و زیبایی تپلی بچه کوچیک رو نداره پس اون اصلا حواسش به پسرش نیست و با وجود خونه دار بودن وظایفش رو‌درست انجام نمیده.همیشه حتی الانم معتقدم بچه یکم تپلش قشنگه. سن رشده. بعدا لاغر میشه ولی نه…. باید افکارم رو عوض کنم. خدا رو شکر خیلی درصد بالایی رفتار غذایی پسرمو‌ عوض کردم.‌هر موقع با زبون شیرین بچگونه میگه الهی شکر مرسی مامان سیر شدم اصراری به بیشتر خوردنش نمیکنم.قبلنا اگه به حساب من کم خورده بود لقمه میکردم هر جا میرفت دنبالش میرفتم که ادامه غذاشو بخوره. الان نه. خودش میفهمه سیر شده .قدرت و آگاهی خدادادی که در اون بچه کوچیک هنوز دستکاری نشده بهش میگه سیر شده و دیگه میل نداره. پس تموم .تا میان وعده میوه یا وعده بعدیش…‌
      مرسی از شما و سایت بینظیرتون
      من احساس میکنم الان مادر بهتری هستم تا دیگه قرار نباشه یه چاق افسرده مظلوم بی اعتماد بنفسی تحویل جامعه بدم. خودخواه نباشم که بخاطر تامین امیال شخصی خودم و تعریف تمجید بیخود دیگران آینده پسرمو نابود کنم.همونایی که الان میگن بچه تپلش خوبه بعدا منو سرزنش میکنن که چرا بچه ت چاقه. یه فکری بکن.‌تو مواظب تغذیه ش نبودی.‌….
      پس من از الان درست تربیتش میکنم .از الان با شما آشناست و گاهی گوشی منو میاره و میگه مامان استاد گوش بده و من میخوام مث من بزرگ نشه.از ابتدا با قوانین جهان آشنا بشه تا در سن کم شگفتی تمام عیار وقت خودش بشه….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم