0

از چاق تر شدن خوشحال باشید!

چاق تر شدن
اندازه متن

یکی از بزرگترین چالش های افراد چاق، ترس از چاق تر شدن است.

اما از آنجاکه روش لاغری با ذهن با همه روش های لاغری تفاوت دارد نه تنها از چاق تر شدن نباید ترس داشته باشید بلکه از چاق تر شدن باید خوشحال باشید!.

لاغری با ذهن یک هنر است که باید آن را آموخت.

همانگونه که برای یادگیری هر هنری هرچه اطلاعات بیشتری درباره آن هنر داشته باشید به شکل بهتری می توانید آن را بیاموزید در هنر لاغری با ذهن نیز هرچه شما درباره عملکرد ذهن و چگونگی تاثیر آموزشی ذهنی بر جسم اطلاعات بیشتری داشته باشید به شکل بهتری می توانید در این مسیر حرکت کرده و نتایج عالی کسب کنید.

مراحل آموزش ذهنی و نحوه تاثیر ذهن بر حسم

برای درک بهتر آموزش ذهنی لاغر شدن بهتر است درباره چگونگی آموزش ذهنی چاق شدن و تاثیر آن بر جسم صحبت کنیم.

چرا که ممکن است برخی از خوانندگان این متن در حال حاظر چاق باشند پس درک تاثیر ذهن بر جسم برای لاغری برای آنها اندکی مشکل است چون تجربه این آموزش و لمس نتیجه آن را ندارند.

اما همه ما درباره چاق شدن تجربیات زیادی داریم بنابراین توضیح آموزش ذهنی و تاثیر ذهن بر جسم در چاق شدن را به خوبی درک می کنیم.

همه انسانها در ابتدا متناسب بوده اند. حتی آنان که از نوزادی اضافه وزن داشته اند در مراحل رشد و تشکیل جنین متناسب بوده اند.

زندگی کردن در خانواده ای که اعضای آن چاق هستند سبب می شود که فرمول ها و آگاهی های چاق کننده از طریق صحبت کردن افراد خانواده با یکدیگر و همچنین دیدن رفتارهای آنان وارد ذهن فرد شود.

این آگاهی به دلیل بارها تکرار شدن سبب می شود که به مرور احساس فرد تغییر کند.

به این شکل که هربار درباره چاقی صحبتی می شنود احساس ترس و نگرانی از چاق شدن در او شکل بگیرد.

ترکیب شنیده ها یا دیده ها با تغییر احساس سبب ایجاد فرمول های چاقی در ذهن می شود.

زمانی که فرمول های چاق شوند در ذهن فرد افزایش می یابد تبدیل به تصاویر چاق در ذهن فرد می شود و انتظار چاق شدن در فرد شکل می گیرد.

انتظار چاق شدن سبب می شود که فرمول های چاق کننده در مغز فرد به دستورات عملی تبدیل شوند و به مرور رفتارهای فرد تغییر می کند.

دستورات مغزی علاوه بر تغییر رفتار فردی که ذهن چاق دارد سبب تغییر سلول سازی و عملکرد جسم فرد می شود و به مرور جسم فرد تغییر کرده و چاق می شود.

در مثالی دیگر ممکن است فرد در خانواده ای متناسب زندگی کرده باشد و هیچگونه افکار و فرمول های چاق کننده در ذهن نداشته باشد و هیچونه ترسی از چاق و چاق تر شدن نداشته باشد.

این فرد به دلایل مختلف ممکن است تمام مراحلی که فرد مثال قبلی در چند سال طی کرده بود را ظرف چند دقیقه طی کند و در ذهن او انتظار چاق شدن ایجاد شود.

برای مثال ممکن است فرد به هر دلیلی به پزشک مراجعه کند و پزشک برای حل مشکل فرد اقدام به تجویز دارو کند و ضمن شرح چگونگی مصرف دارو به فرد تذکر دهد که فلان دارو خاصیت چاق کنندگی دارد و باید مراقب چاق شدن باشد.

شنیدن این تذکر از پزشک که ذهن فرد شحص معتمدی است سبب می شود به راحتی ظرف چند لحظه بدون ایجاد فرمول های چاق کننده، انتظار چاق شدن ایجاد شود.

انتظار چاق شدن به صورت جهشی در ذهن فرد ایجاد می شود چرا که در حالت عادی ابتدا باید فرمول های چاق کننده از طریق تکرار هزاران بار آگاهی های چاق کننده در ذهن ایجاد شده و سپس انتظار چاقی در ذهن فرد ایجاد می شود اما در شرایط مثال زده شده انتظار چاق شدن به صورت جهشی بدون ایجاد فرمول های چاق کننده در ذهن فرد شکل می گیرد.

اولین نتیجه و نشانه ایجاد انتظار چاقی در فرد، ترس از چاق شدن است.

ترس از چاق شدن بعد از شروع مراحل چاق شدن به ترس از چاق تر شدن تبدیل می شود و این چرخه ادامه پیدا می کند و سبب افزایش وزن و سایز فرد طی سالهای متمادی می شود.

این طریق یادگیری چاقی در ذهن و تبدیل شدن افکار و فرمول های ذهنی به چاقی جسمی است.

لاغری با ذهن دقیقا به شکل چاقی با ذهن صورت می گیرد با این تفاوت که به جای آگاهی و ورودی های چاق کننده، اطلاعات لاغر کننده از طریق فایل های آموزشی به ذهن داده می شود.

با تکرار کردن و انجام تمرینات آموزشی مراحل تثبیت و نفوذ آگاهی های لاغر کننده را انجام می دهیم و این آگاهی ها در ابتدا باعث تغییر احساس ما می شوند. به شکلی که دیگر از چاق تر شدن ترسی نداریم، امیدواری بیشتری برای لاغر شدن داریم و …

پس از تاثیر آگاهی های لاغری بر احساس، به مرور رفتارهای ما تغییر می کنند.

میل به خوردن های ما تغییر می کند، اشتهای ما تغییر میکند، حرص و ولع قبلی برای خوردن را نداریم و بسیاری تغییرات رفتاری ریز و درشت در ما ایجاد می شود.

پس از این مرحله نوبت به تاثیر آگاهی های لاغر کننده بر جسم می رسد و به مرور جسم ما تغییر می کند.

این پروسه برای همه افرادی که چاق هستند باید طی شود و برای همه یکسان است اما زمان طی شدن مراحل آن برای هر فرد متفاوت و مخصوص به خودش است.

ممکن است فردی در طی چند هفته این مراحل را طی کرده جسم او شروع به تغییر کردن کند، از طرفی ممکن است فردی چندین ماه از مطالب آموزشی استفاده کند و مراحل اولیه مثل تاثیر در احساس، افکار و رفتارهای فرد ایجاد شده باشد اما سبب تغییر جسمی و شروع لاغری نشده باشد.

تاثیر آموزش های لاغری با ذهن به شکل جدی تحت تاثیر زندگی روزمره فرد است.

به این شکل که اگر فرد به آگاهی هایی که در طی زندگی روزمره به ذهن خود می دهد توجهی نداشته باشد و همواره اطلاعات و آگاهی وارد ذهن خود کند که نتیجه آن ایجاد احساس بد و ناامیدی در فرد باشد سبب می شود که آگاهی های لاغری با ذهن به راحتی نابود شوند و هیچ تاثیری در فرد نداشته باشند.

به همین دلیل علاوه بر اهمیت اشتیاق و استمرار در یادگیری لاغری با ذهن باید در کنترل ورودی های ذهن خود کوشا باشیم.

در فایل آموزشی از چاق تر شدن خوشحال باشید موضوعات بسیار مهمی مطرح شده است که علاوه بر مفید بودن برای افرادی که به در شروع مسیر لاغری با ذهن هستند مفید و تاثیرگذار است بلکه برای سایر دوستانی که مدتهاست در مسیر لاغری با ذهن هستند و نتایج عالی کسب کرده اند نیز بسیار مفید می باشد.

اطمینان دارم با دریافت آگاهی های ارائه شده در فایل آموزشی از چاق تر شدن خوشحال باشید و تکرار آن که سبب درک آگاهی در ذهن ناخودآگاه شما می شود روند حرکت شما در مسیر لاغری با ذهن تغییرات اساسی و مثبت خواهد داشت و نتایج شما بهتر خواهد شد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

 

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=26969
برچسب ها:

نظرات

36 نظر در مورد از چاق تر شدن خوشحال باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/03/29 22:34
      مدت عضویت: 143 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,213 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖

      سلام به همه دوستان هم مسیرم 🙋

      مسیر لاغری من: نکات طلایی ۱  : از چاق تر شدن خوشحال باشید.

      چه عبارت چالش برانگیزی خوندن این عبارت آدمو وادار به فکر کردن میکنه که چه جالب مگه میشه آدم تو این مسیر کلی سعی و تلاش میکنه که لاغر بشه بعد استاد که راهنمای مسیر هستند میگه از چاق تر شدن در این مسیر ناراحت نباش تازه خوشحال هم باش . من که وقتی یک فایلی رو گوش 👂 میکنم بعدش کلی در مورد چیزها یی که در اون فایل شنیدم فکر میکنم و ذهنم تا چند روز درگیر اون موضوع میشه و تقریباً شاید دو، سه روز طول بکشه تا اون موضوعات رو هضم کنم و بعد با آرامش و بدون عجله میام و تمرینمو اینجا می‌نویسم .✍️

      من تا قبل از ازدواج متناسب بودم ولی در خانواده ای بودم که تقریباً بیشتر اعضای اون چاق بودند . یادمه اون زمان من اصلاً به چاقی و لاغری فکر نمی کردم و از هر نوع خوراکی و مواد غذایی که دوست داشتم 🥣🍛🥟🍕🍴 میخوردم واصلا زمان و مقدار خوردن برام مهم نبود ولی در خانواده خیلی شاهد رفتارهای چاق کننده بودم و به وفور می شنیدم که چاقی در خانواده و فامیل ما ارثیه و ما هر کاری هم بکنیم لاغر نمی‌شیم.وبه خاطر داشتن این باور مخرب همه افراد خانواده رفتارهای نادرست غذایی و چاق کننده داشتند و به هیچ وجه تکرار این افکار و رفتار های نادرست برای کسی عجیب نبود بلکه عادی و طبیعی بود اون زمان من فقط شنونده بودم و مکرر میدیدم که همه دختر و پسر های فامیل وقتی بزرگ میشدن و ازدواج💒💒 میکردن به سرعت چاق میشدن و این برای همه مون عادی و طبیعی بود و هنوزم هست. تا اینکه خودم ازدواج کردم 💒 کم کم احساس من تغییر کرد و میل و ولع من به مواد غذایی تغییرکرد وبا اینکه هنوز متناسب بودم ولی مدام به دنبال راهکارهای لاغری بودم. و انگار انتظار م از جسمم چاق شدن بود و روز به روز که چاق تر میشدم اصلا تعجب نمی کردم چون از بچگی کاملاً این موضوع در ذهنم نهادینه شده بود که چاقیه ما ارثیه و بعد از ازدواج همه دخترای فامیل چاق می‌شوند و چون با چشمم زیاد الگو دیده بودم دیگه  چاقیمو پذیرفته بودم .وترس  از چاق شدن در من به وجود آمده بود ومن به شدت به فکر لاغرشدن بودم واز انواع روش ها برای متناسب شدنم استفاده میکردم و در هر روش با هزاران سختی مدتی لاغر میشدم و بعد از رها کردن اون روش دوباره چاقیم بر میگشت واین چاق و لاغر شدن همیشه روی اعصابم بود و هر وقت که افراد متناسب رو می‌دیدم فکر میکردم که من آدم بی اراده ای هستم و اصلا فکر نمی کردم که مشکل از ذهن چاقمه والان که به این مسیر زیبا هدایت شدم در هر گام که یکی از دلایل اضافه وزنم برام روشن میشه متوجه میشم که چقدر افکار و رفتار های چاق کننده داشتم که همه شو تحت آموزش عزیزانم در خانواده👨‍👩‍👧‍👦👩‍👩‍👧 یاد گرفته بودم  وذهن پاک و متناسبم آرام آرام تبدیل به ذهن چاق شد و سالها طول کشید تا با تکرار و تمرین آموزش های چاقی در زندگیم گرم به گرم به جسم متناسبم اضافه شد و بدون اینکه من زمان تعیین کرده باشم ویا عجله ای داشته باشم اولین نشانه و نتیجه ایجاد انتظار چاقی درون من که ترس از چاق شدن بود صورت گرفت و استارت چاق شدن من زده شدو جسم متناسب و نازنینم دچار اضافه وزن و چاقی شد و چقدر هم این تغییر وضعیت برام عادی و طبیعی بود. و حالا در این گام با 👂گوش دادن به این فایل خیلی خوشحال شدم🥰 و کلی احساسم خوب🤩 شده چون فهمیدم که لاغرشدن همون چاق شدنه فقط باید به جهت مخالفش عمل کنیم و فهمیدن این موضوع باعث شد که اشتیاق من برای ادامه مسیر بیشتر بشه درسته ، اون زمان که من داشتم در خانواده آگاهی های چاق کننده وارد ذهنم میکردم خیلی متناسب بودم حالا در روش ذهنی هم دارم همین کار رو انجام میدم درسته که هنوز به وزن ایده‌آلم نرسیدم ولی هر روز دارم آگاهی و آموزش های لاغری وارد ذهنم میکنم ، فایل گوش 👂 میکنم و مطالب سایت و نظرات دوستان که باعث میشه ذهنم در فضای لاغری قرار بگیره میخونم و همه اینها باعث میشه که آموزش های ارزشمند در ذهنم نفوذ کنه و نهادینه بشه و استارت لاغری من زده بشه🌺🌺🌺 درسته که متناسب شدن در این روش زمان بره و به قول معروف دیر زود داره ولی سوخت و سوز نداره بالاخره هر کس تو این مسیر باشه و تلاش ذهنی داشته باشه نتیجه براش محفوظه همه ما افراد چاق ترس از چاق و چاق‌تر شدنو تجربه کردیم ، امید مونو واسه لاغرشدن از دست ✋ داده بودیم و به خاطر همین از انواع روش های مختلف برای لاشدن استفاده کردیم و نتیجه دلخواه مونو نگرفته بودیم و خداوند متعال که شاهد رنج و فشار و تلاش مون بود ما رو به این مسیر درست هدایت کرد🌹🌹🌹 حالا وظیفه من در این مسیر اینه که حواس مو خوب جمع کنم این جا که دیگه رژیم و محدودیت غذایی و تلاش جسمی وجود نداره که من خسته بشم و بهانه ای برای ادامه ندان داشته باشم اینجا یک فضای کاملا پاک و دوستانه و مملو از آرامش و امنیت و امید رسیدن به هدف با یک استاد دلسوز و مهربان که راهنمای همه مون برای رسیدن به هدف مون (, متناسب شدنه) وجود داره و هرچه هست تلاش ذهنیه پس خستگی نداره .💖💖💖

      پس من پر توان 💪💪💪 ادامه میدم و در هر گام ذهنمو به چالش میکشم تا موانع لاغرشدن مو رفع کنم و آگاهی های لاغر کننده به ذهنم میدم تا در عمق جان و ذهنم نفوذ کنه و کم‌کم احساسم تغییر کنه وترس از چاق شدن جا شو به امید به لاغر شدن بده و من مطمئنم که استارت لاغر شدنم زده شده چون من کلی کاهش وزن و سایز دارم و عکس مو هم برای استاد فرستادم و امروز  که وارد سایت شدم عکس مو تو آلبوم کنار عکس دوستان شگفتی سازم دیدم و  از دیدن تغییراتم کلی خوشحال شدم و افتخار می‌کنم که منم یکی از شاگردان استاد گرامی هستم که تونستم با استفاده از آموزشهای ارزشمند ایشون شگفتی ساز بشم 🙏🙏🙏. ممنون استاد.

      تو این مسیر باید مراقب ورودی های ذهن مون باشیم و به قول استاد بستر ذهن مون مثل زمین کشاورزی میمونه . ذهن ما هم نیاز به آب مناسب که همون آگاهی های مناسب ، رفع موانع که همون علف های هرز که باید از تو زمین برای پرورش بهتر محصول ،که همون بذر لاغری بچینیم ، که میشه رفع موانع لاغری. علاوه بر این ها باید مراقب باشیم که آب ناپاک که همون آگاهی های ناراحت کننده ست وارد بستر ذهن مون نکنیم که باعث نابودی بذر لاغرشدن مون که هنوز خیلی کوچک و شکننده ست بشه .و اصلا مهم نیست که چند وقته که تو این مسیر هستیم و داریم از آموزش ها استفاده میکنیم . مهم اینه که چطور داریم آگاهی ها و آموزشها رو دریافت میکنیم و چطور داریم در زندگی از اونا استفاده و بهشون عمل میکنیم. در روش ذهنی عمل کردن به آموزش ها نتیجه رو برامون رقم میزنه نه مدت زمانه بودن در مسیر .

      با تشکر از زحمات استاد گرامی و آرزوی بهترین ها برای همه.🌹🌹🌹.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/09 10:37
      مدت عضویت: 397 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 567 کلمه

      سلام و درود بر مشتاقان تناسب اندام 

      امروز میخوام به این فایل اینجوری نگاه کنم . نکته ای که در لابه لای فایل استاد بهش اشاره شد و خودش اینقدر مهم بود که به تنهایی میتونست یه فایل کامل باشه . ورودی افکار منفی به ذهن ممنوع.

      من همش به دنبال افکار لاغری .باور لاغری و آگاهی لاغری بودم اما مسله به این مهمی برام مخفی بود .

      همانطور که با مسولیت خودمان دروازه ذهنمان رو واسه هرکسی و هرچیزی باز میکنیم چه توقعی داریم زودتر به هدفمون  برسیم .

      اگه یه کم برای خودمان و آرمانهای خودمان ارزش قائل میشدیم حاضرنمیشدیم دروازه ذهنمان رو مثل دروازه کاروانسرا برای همه چی باز کنیم .

      انتخابات . دلار. کرونا. تحریم . دعوا . کنکاش در موضوعات خانوادگی و…

      مگه ما چه قدر دراین دنیا وقت داریم هی اشتباه کنیم و هی پشیمون بشیم و دوباره برگردیم و از نو شروع کنیم .

      ما واسه اهداف بزرگتری خلق شدیم و اگه رسیدن به اهدافی که در قلبمون هست میسر نبود هرگز خداوند اون آرزو رو درقلبمون نمیزاشت. 

      حالا که ورودی افکار منفی  و متفرقه ها که هیچکدوم به آرمانهای ما مربوط نمیشه رو به ذهنمان ببندیم  دیگه راحت تر افکارها و باورها و آگاهیهای لاغر کننده در ذهنمان میشینه.

      من الان دو روزه تصمیم گرفتم وقتی از خونه حرکت میکنم به سمت محل کارم زوم کنم ببینم چندتا فرد متناسب میتونم  ببینم و خدا رو شکر کلی افراد رو دیدم در حالیکه تصورش رو هم نمی کردم داخل سرویس گرفته تا خیابان و ….

      چون استاد فرمودند که آموزش همراه با عمل . و همینطور داخل محیط خونه . مرتب به رفتار غذایی نگاه میکنم باورم نمیشه هر روز دارم یه رفتار و عادت بد رو کشف میکنم . ناخنک زدن به غذاها درحین درست کردن .

      حتی خاطره داشتن از غذا مثل هندونه برای من . تا قاچ قاچ کنم تندتند چندتا رو میخوردم بعد که کارم تموم شد یاد حرف استاد افتادم که گفتند ما انسانیم مثل انسان رفتار کنیم از خودم خجالت کشیدم این چه رفتاری بود مثل قحطی زده ها هندونه خوردم و داشتم فکر میکردم با هندونه من چه خاطره ای در ذهنم ایجاد کردم که اینجوری رفتار کردم .

       آخه همش برمن مبرهن شد که خدایا من که کم میخورم و زود سیر میشم پس چطور باورم غلطه اما رفتار غذایی ام درسته .

      حالا کم کم دارم رفتارغذایی غلطم رو کشف میکنم. من که همش رفتار غذایی رو در کم خوردن و پیغام سیری و گرسنگی میدونستم . 

      یا میوه ها رو میشورم تا شستنش تموم نشده من چندتا رو میخوردم. میدونم خیلی رفتار غذایی غلط دارم که هنوز کشفش نکردم😅 

      خوب همینا یعنی آموزش همراه عمل . من تا قبل این دوره این رفتارها رو طبیعی میدونستم  اما الان دیگه نه ..

      البته من از ۱۹ همین ماه دارم جدی فایلها رو گوش میدم و تمام تلاشم رو میکنم تا در زندگیم پیاده کنم . 

      پارسال دوره رو دیدم اما نمیدونم چرا فایلهای آموزشی رو ندیدم و دوره رو کلا فراموش کرده بودم .

      من تازه دارم  آگاهانه آگاهی رو وارد ذهنم  میکنم هنوز وارد مرحله احساس لاغر شدن مرحله دوم هست نشدم . چون ما اول آگاهی چاقی رو وارد کردیم احساس چاق شدن در ما شکل گرفت و بعدش رفتار و بعدش چاق شدن .

      پس الان هم آگاهی لاغر شدن بعد حس لاغر شدن بعد رفتار لاغرکننده بعد لاغری.

      پس عجله ای نیست مرحله به مرحله . تا سلولهای چاق کننده وجودم پاک بشن و سلولهای متناسب جایگزین شن .

      به امید موفقیت برای همه مشتاقان این راه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      me.acreationofgod@gmail.com
      1400/03/06 22:36
      مدت عضویت: 202 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      من دوباره و از امروز در کنارتون شروع میکنم^^

      اینبار تمام توانم اینه که هر روز هستم،و مطمعنا این توانمندی بیشتر و بیشتر و بیشتر هم میشه.

      هم از  خدا،هم از خودم و هم از شما همه ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/06 17:38
      مدت عضویت: 118 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 788 کلمه

      با سلام.این فایل نکات طلایی زیادی داره بله من هم قبلا از چاقی بیشتر میترسیدم‌‌ و درواقع همه افراد چاق همچین حسی رو تجربه کردن اما چون این روش با روشهای دیگه خیلی تفاوت داره باعث میشه من نه تنها نترسم بلکه از چاقی خوشحال هم بشم.چون این چاقی موقتیه.چون فهمیدم که لاغری رو هم مثل سایر هنرهای دیگه باید آموزش ببینم.مثلا وقتی من اولاش میرفتم سر کار جدید نمیدونستم چجوری با رایانه کار کنم چجوری با کیبورد کار کنم وکند بودم اما به مرور ودر طی این سالها کار کردن خیلی حرفه ای شدم الان چندتا کار رو باهم انجام میدم و حتی چند باجه رو با وجود مشتریای زیاد خیلی خوب اداره میکنم و همکارام در برخورد با یه مشکلی سریع میان و از من کمک میخوان.پس این نشون میده که لاغری هم همین طور هرچقدر بیشتر ادامه واستمرار داشته باشی و تمرینات رو مرتب انجان بدی تو هم حرفه ای میشی فقط باید صبور باشی.در مسیر لاغری با ذهن هم هرچه بیشتر درباره عملکرد ذهن و چگونگی تاثیر گذاری اون بر روی جسمم اطلاعات بیشتری داشته باشم مسلما نتیجه عالی به همراه خواهم داشت.

      مراحل آموزش ذهنی و نحوه تاثیر ذهن برجسم:البته باید بگم که اول باید از مراحل چاقی بگم چون ما قبلا چاق بودیم وقبول کردن ودرک این مساله برای ما راحت تره تا مراحل لاغری.

      آدمها از ابتدا لاغر و متناسب بودن حتی اونهایی که از بچگی چاق بودن چون به هرحال در مراحل تشکیل جنین هم متناسب بودن.بعد میایم تو خونواده ای زندگی میکیم که افراد اون خونواده چاق هستند صحبت کردن اونها با یکدیگردرمورد چاقی و رفتاراشون باعث میشه آگاهی های چاق کننده وارد ذهن مابشه و و چون این آگاهی ها بارها و بارها تکرار میشه و سبب میشه به مرور احساس بد درما شکل بگیره و ما بترسیم از چاق شدن و چون حس ما تغییر میکنه این شنیده ها و دیده ها با احساس ما ترکیب میشه وسبب ایجاد فرمول های چاقی در ذهن ما می شود و وقتی این فرمولها در ذهن ما بیشتر میشه تبدیل میشه به تصاویر چاقی در ذهنمون و انتظار چاق شدن در ما شکل می گیره وفرمولهای چاق کننده در مغز به دستورات عملی تبدیل میشه وبه مرور رفتارهای ما تغییر پیدا میکنه دستورات مغزی هم علاوه بر تغییر دستورات مغزی سبب تغییر در سلول سازی و عملکرد جسم ما می شود و به مرور جسم ما هم تغییر می کند به همین راحتی ولی این پروسه زمان می بره.حالا این پروسه می تونه جهشی هم باش مثلا فرد در خونواده متناسب بزرگ شده و متناسب هم هست ولی در اثر یه بیماری رفته پیش دکتر و دکتر بهش گفته برای درمان بیماری این قرص روباید بخوری ویکی از عوارض این قرص این که باعث چاقیت میشه وچون دکتر درذهن ما آدم قابل اعتمادی هست این فرمول سریع جای می گیره و انتظار اون فرد میشه چاقی.اولین نشانه ایجاد انتظار چاقی در فرد ترس از چاق شدن است که به مرور که چاق شد میشه ترس از چاق ترشدن واین چرخه ادامه پیدا میکنه تا این که ما طی چندین سال چاق میشیم.لاغری باذهن هم دقیقا همین مراحل داره با این تفاوت که اونجا به جای اطلاعات چاق کننده ورودی لاغرکننده میده اونم از طریق فایلهای آموزشی که وارد ذهن ما میشن و با تکرار و انجام تمرینات مرحله تثبیت و نفوذآگاهی های لاغرکننده به ذهن انجام میشه که در ابتدا ایجاد احساس خوب میکنه یعنی اون احساس بد تبدیل به احساس خوب میشه به این شکل که دیگه ما ترسی نداریم از چاقی و امیدوار شدیم که ماهم می تونیم لاغر بشیم بعد تاثیر این آگاهی های لاغرکننده به مرور رفتار رو تغییر میده اشتهای ما کم میشه فکرمون همش پی خوردن نیست حرص و ولع قبل کمتر شده وبعدتاثیر این آگاهی ها بر جسم ما اتفاق میفته و به مرور جسم هم تغییر میکنه که من الان در این مرحه هستم خدارو شکر من الان خیلی تغییر کردم وخیلی وزن کم کردم ان شاءالله بزودی عکسمم میزام تو آلبوم شگفتی ها.طی کردن این پروسه برای همه مساویه اما زمان طی شدن برای هرفرد متفاوت هست خدارو شکر میکنم که از کارم باوجود تمام سختیش اومدم بیرون وبعد خدا منو به این مسیر هدایت کرد و من الان وقت بیشتری دارم که تمرینات رو انجام بدم تمرکزم خیلی بیشتر رو محتواهایی که استاد تو فایلا برامون میگن و الان اعتماد به نفسم بالا رفته که راحت میتونم دیدگاه بزارم به خودم برسم و خودمو دوست داشته باشم، بعدتا جایی که وقت کنم دیدگاه دیگران رو میخونم و نکاتی هم از اونجا یاد میگیرم خلاصه زندگیم داره دگرگون میشه چقدر احساس خوبیه که به هدف و خواسته چندین ساله ات برسی اونم به این راحتی و با هدایت ولطف خداوند من دست استاد عزیز رو میبوسم که چراغ راه ما شدن 😙😚😙💝💝💋💋خیلی ممنون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/27 23:23
      مدت عضویت: 385 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 717 کلمه

      سلام استاد و دوستان عزیز

       ترس از چاقی: مهم ترین مانع برای من که اینهمه سال نزاشته به تناسب برگردیم همین ترس دائمی بوده چه ترس از خوردن و  چه ترس از چاق تر شدن . هممون شنیدیم از هرچی بترسی سرت میاد !درواقع باترس از چاقی ما اونو گسترشش دادیم بزرگترش کردیم چون که اینهمه سال  کانون توجهمون بوده  اونم با قوی ترین حس که ترسه پس شدیدا توی ناخوداگاهمون نشسته و ما هربار دیدیم چاق و چاق تر شدیم حتی از یروز قبلمون ! یعنی ذهنمون انقدر قدرت پیدا کرده انقدر ماهر شده توی چاق کردن ما که اگه مثلا اوایل ماهی دوسه کیلو وزن اضافه میکردیم یا لباسمون یکمی تنگ میشد این اواخر دیگه بایکی دوروز  غذا خوردن یا شیرینی خوردن  حس میکردیم فورا چاق میشیم !

         یعنی ما عوض اینکه به لاغری توجه کنیم داشتیم به طرز وحشتناکی به چاقی فکر میکردیم و پیش خودمونم خوشحال بودیم که من تمام تلاشمو میکنم برای لاغر شدن و دائم الرژیمم و ورزشی میکنم که تمام هیکلم میشه عرق اما….. غافل ازاینکه ما داشتیم عجیب با چاقی میجنگیدیم و بیشتر و بیشترش میکردیم . درست همون لحظه که شدیدا عرق میریختیم و از گرسنگی فشارمون می افتاده چون حالمون بد بوده ترس تو وجودم ن بوده که نکنه لاغر نشم نکنه اینجور بشه و اونجور نشه باسرعت هرچه تما م تر به سمت ناخواسته مون درحرکت بودیم . 

      بارها پیش اومده که افراد تصمیم گرفتن یه رفتار بدی رو مثلا در همسرشون تغییر بدن  .اما هیچوقت موفق نشدن و حتی کار به جاهای باریک تر کشیده چرا ؟چون اون آدم بجای اینکه آرامشش رو حفظ کنه توجهش رو از رفتار بد اون شخص برداره بزاره روی نکات مثبتش اما مدام تو ذهنش اوننا رو مرور کرده بحث کرده تلاش کرده که تغییر بده همه چیو اما تا ازدرون دیدگاهشو ذهنیتشو تغییر نده هیچی درست نخواهد شد ! 

      ولی مایی که دیگه بامسیر لاغری باذهن آشنا شدیم و یه راه مستقیم و درست و گرفتیم تا تهش هم میریم چون میدونیم تنها راه متناسب شدن همینه باید  برای اینکه  بهتر نتیجه بگیریم و خسته نشیم از چگونگی عملکرد ذهن اگاه بشیم . اینجوری بااطمینان قلبی و انگیزه بیشتری پیش میریم 

       

      👈ما چطوری چاق شدیم؟  اولش کلی حرف درمورد چاقی شنیدیم از اطرافیان و آشنا و  رسانه و …..

      انقدر این آگاهیا تکرار شده زیر گوشمون که کم کم  هرجا بحث چاقی و شنیدیم دچار ترس و نگرانی شدیم .ترکیب اون حرفا ➕ احساس بد در ما فرمول های چاق کننده رو بوجود اورده 💡و این فرمول ها یا همون باورهامون انتظار ما رو از خودمون تغییر داده و تصاویر دنیمون هم به فرد چاق تغییر کرده و ما اصلا  منتظر بودیم که چاق شیم کاملا واسمون طبیعی شده بود که چاق بشیم  تکرار این وضعیت باعث دستورهای جدید مغزی و اعمال و رفتار چاق کننده میشه و بعد مدتی جسم ما تغییر کرده و تنگ شدن لباس ها گواه این قضیه بوده . دوباره حال بد و بدتر رفتار چاق کننده بیشتر و چاقی بیشتر !

      یه شکل دیگه ای هم از تغییر فرمول ذهنی وجود داره که جهشی اتفاق می افته دیگه مراحل قبل و نداره و اون زمانیه که ما یه حرفی رو از فردی که خیلی قبولش داریم مثل پزشک میشنویم که میگه فلان دارو رو برات نوشتم اما مراقب باش چاق کننده اس!!  که بعد مدتی بااینکه فرد خیلی هم مراقب غذاخوردنشه و کنترل میکنه همه چیو که چاق نشه اما دقیقا چاق میشه . 😔

      این شناخت و آگاهی باعث میشه که از سردرگمی و بلاتکلیفی دربیایم و بدونیم چه اعمالی باید انجام بشه چیکار باید کنیم که لاغر و متناسب بشیم . حتی باید از چاق شدن خوشحال باشیم و بدونیم این وضعیت موفقتیه ناچاره که رد بشه و بره چون روند کار ذهن و فهمیدیم دیگه نگرانی چه معنی میده .ذهنی که تونسته مارو به اون راحتی به این شکل دربیاره اگه ازهمون مسیر بریم چیزی جز لاغری انتظارمون رو نمیکشه .😊  و ازونجا که میدونیم لاغری همون چاقیه منتهی در جهت عکس، ما اینبار آگاهیای لاغر کننده به ذهن میدیم بجای ترس از چاقی امید به لاغری درما بوجود میاد و .ترکیب این دو باهم فرمول لاغر کننده در ذهن بوجود میاره و دستور های جدید مغزی دیگه باعث ایجاد رفتارهای صحیح و متناسب کننده در مامیشه و با استمرار، جسم ما هم تغییر شکل میده و ما لاغر میشیم.✔😍

       استاد عزیز متشکرم  موفق و پیروز باشید🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/02/21 16:48
      مدت عضویت: 137 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      عرض سلام و خسته نباشید جانانه به استاد عزیز و سایر دوستان. 

      دیدگاه من،از این فایل 

      واقعا ترس از چاق تر شدن یکی از موانع بسیار خطرناک است که نمیزاره ما لاغر شویم .من تا نوجوانی متناسب بودم و،تا جایی تقریبا تا سن ۲۰ هم یا ذره چاق شده بودم اما یادمه اطرافیان بهم می گفتند فلانی چاق شدی پهلو داری دیگه از اون موقع همیشه نگران چاقتر شدن بودم و این نگرانی هی تکرار میشد تا در احساس من تاثیر گذاشت و من پذیرفتم که باید چاق باشم .همه ی انسانها از همان اوایل لاغر بودند و بعد مثل من به یه طریقی با دیده ها و یا شنیده ها در معرض چاقی قرار گرفتند و بعد ترس از چاقتر شدن و بعد تاثیر در احساس آنها و هر روز چاقو و چاقتر  اما با آموزش لاغری با ذهن ما میتوانیم برای همیشه از شر چاقی رهایی پیدا کنیم و این بر میگرده به طریقه یادگیری که باید بدانیم لاغری با ذهن چیه و چکار میکنه چون با تمام روشهایی که تا حالا همه ی ما رفتیم و نتیجه ای حاصل نشد تفاوت زیادی داره این دیگه تغییر افکار و رفتار ماست و بستگی داره که ما چطور انجام بدیم آیا فقط باید فایل گوش کنیم و یا بخوانیم و بنویسیم ؟نه تغییر افکار و نگرش ذهنییه باید با،دقت آنچه را که یاد میگیریم در زندگی عمل کنیم و طبق اونا نگرش خودمون را تغییر بدیم فرمول های ذهنی لاغری را جایگزین فرمول چاقی کنیم و کم کم تغییر در احساس ما وبعد در رفتار ما و در نتیجه در جسم ما دیده خواهد شد ممنون است فردی طی دو سه هفته این تغییرات درش به وجود بیاد مثل خود بنده ممکنه فردی یک الی ۲ سال تغییرات احساسی و رفتاری دارد اما جسم او هنوز سر جا شه این مهم نیست چون در نهایت لاغر خواهیم شد مهم اینکه مسیر درسته و با استمرار در این مسیر مطمئن هستم که همه موفق میشیم .اما یه نکته خیلی مهم که میتونه به پیشرفت ما در مسیر لاغری با ذهن کمک کنه باید مواظب ورودی های ذهن خودمون باشیم که در طول روز ما به چه چیزهایی فکر میکنیم زیرا افکار منفی احساس ما را خراب میکنند و مانع پیشرفت ما در لاغری با،ذهن میشوند پس در آگاهی دادن به ذهن خود و افکار مثبت کوشا باشیم و سریعتر در مسیر تغییر زندگی و لاغری با ذهن برسیم .ممنون از شما استاد عزیز .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/10 23:22
      مدت عضویت: 475 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹نکات طلاییبرای لاغر شدن و لاغر ماندن ما باید با  نحوه آموزش های ذهنی و چگونگی تاثیر آن بر جسم آشنا بشویم من تا کلاس سوم راهنمایی متناسب بودم و از اندام زیبای خودم لذت می بردم تا اونجایی که بعضی از دوستام میگفتن چه اندام متناسب و خوبی داری بهشون میگفتم به خاطر اینه که من توی باغم و تحرک دارم ولی شما ها نه همش توی خونه هستید .آخه بزرگترها همیشه به ما میگفتن یکی از علت های چاقی بی تحرکی هست در واقع ذهن من پذیرفته بود بی تحرک بشم باید منتظر چاق شدن باشم 😔از اونجایی که ما توی باغ کار کشاورزی داشتیم همیشه در جنب و جوش بودم و مدام در حال خوردن میوه جات و مغزی جات بودیم .اصلا ترس از غذاخوردن نداشتیم و توی خیال خودمونم فکر نمیکردیم که چاق بشیم . اما متاسفانه تابستان که شد ما دیگه خونه نشین و بی تحرک شدیم وقتی برای ثبت نام اول دبیرستان رفتم عکس بگیرم عکس صورتم با عکس سال قبل زمین تا آسمون فرق داشت خیلی حالم گرفته شد😔 از اونجا بود که متوجه شدم جسمم شروع به چاق شدن کرده البته انتظارشو داشتم چون مدت ها در ذهنم پذیرفته بودم بی تحرکی چاقی میاره😔 و رفته رفته شاهد چاق شدن خودم و اطرافیانم بودم 😔 دیگه غذا خوردن  با ترس و لرز بود که مبادا چاق تر بشم موقع لباس دوختن همیشه به خیاط میگفتن گشاد بدوز که دو روز دیگه جا باز میکنه (یعنی چاق میشه).خلاصه این روند ادامه پیدا کرد تا حسابی چاق شدم 😔فرمایش شما استاد کاملا درسته آره ذهن نا خوداگاه من از طریق شنیده و دیدن نمونه های بارز شنیده ها پذیرفت که بی تحرکی منجر به چاقی میشه و این احساس بد چاق شدن اونقدر در ذهن من تاثیر داشت که منجر به رفتارهایی شد که نتیجه ای جز چاق شدن جسمم نداشت .الانم که به لطف خدا مسیر درست رو یاد گرفتم خیلی خوب دارم بر روی ذهنم کار میکنم من کلا اهل اخبار نگاه کردن نبودم  از روزی که یکی از فایل هاتون در مورد اینکه  اتفاق های بد رو دنبال نکنید گوش کردم تمام سعیم اینه که همیشه حال خوب داشته باشم و توی اتفاق های بد نمونم خدا خیرتون بده فایل های آموزشی شما بود که به من قوت داد و امید بخشم شد . و میدونم که لاغری با ذهن به زمان نیاز داره برای همین رفته رفته اطلاعات صحیح لاغری که به ذهنم وارد شده خیلی خوب بر روی رفتارم تاثیر گذاشته و دیگه حرص و وله خوردن ندارم با آرامش و بدون ترس غذا میخورم و مطمئنم که غذا منو چاق نمیکنه و تاثیر فوق العاده ای بر روی جسمم گذاشته تا اونجایی که هر کی منو میبینه میگه لاغر شدی خیلی باحاله وقتی این حرفو میشنوی روحت شاد میشه همون جوری که سال های زیادی میگفتن چاق شدی و حالمون رو داغون می کردن الان باگفتن  لاغر شدی امید و انگیزه به ما می بخشن و باعث میشن خیلی محکم تر مسیر لاغری رو دنبال کنیم و من همچنان در مسیر هستم برای رسیدن به اندام ایده آل همیشگی 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1400/02/08 16:05
      مدت عضویت: 188 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      سلام استاد….. دیدگاه دوستان عالی بود و برداشت هایی که از فایلتون داشتن خیلی خوب بود….. دقیقا استاد منم دوستی دارم که مثل همسر شما متناسب بود … یادمه تو یکی از فایل ها دیدگاه همین دوستمو گزاشتم. ازاینکه همه چ راحت میخورد و توجهی به جسمش نداشت، ماکلی بهش حسودی میکردیم و به زبون میاوردیم خشبحالت از اینکه راحت میخوری و چاق نمیشی. اما از بس رفتار وصحبت های ماکه چاق بودیم رو شنید و تکرار و تکرار شد در ذهنش، که اونم دچار بزرگی شکم و پهلوهاش شد.. که الان چن وقته دنبال لاغرکردنه. همیشم میگه چی بخورم اب شه. خلاصه که ذهن خیلی عجیبه و فقط باید وقتی فرمول جدید وارد ذهن میکنیم دیگه باتکرار به حال خودش بزاریم تا خوب ذخیره سازی کنه اطلاعات جدیدو، بعد فرمان به جسم بده و تغییرات ایجاد بشه. منم استاد تا قبل از درک اگاهی های لاغری باذهن، باهر چی که میدیدم و مورد علاقم بود، واکنشم فقط خوردن بود. نگاه نمیکردم ببینم اصلا اون لحظه اشتها دارم یا نه. فقط چون بیکار بودم دوست داشتم یه چیزی بخورم. و حتی با فکرکردن به خوراکی مورد علاقم، ترغیب میشدم همون لحظه بخرم وبخورم. الان وقتی غذای مورد علاقم جلو چشمم میاد اول به ذهنم رجوع میکنم. نگاه میکنم ببینم میل به خوردن دارم اشتها دارم یا نه فقط برای اینکه اون خوراکی و غذارو دوست دارم و خوشمزس میخوام بخورم؟!…… با ذهنم دوست شدم و موقع خوردن باهاش تو دلم صحبت میکنم. و اون هم فرمان فرمول های درستی که بهش دادم رو به من برمیگردونه……..عمرتون بابرکت… یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/07 11:24
      مدت عضویت: 517 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز

      واقعا یکی از بزرگترین چالش های افراد چاق، ترس از چاق تر شدن هست، من هم از وقتی که به چاقی خودم پی بردم مدام این ترس چاق تر شدن رو داشتم که با سرزنش اطرافیانم که همیشه میگفتن: “کمتر بخور، یه کم تحرک داشته باش” این ترس شدت میگرفت و من هم پیرو توصیه های اطرافیانم از روش های مختلف (رژیم، پیاده روی، طناب زدن و… ) واسه لاغر شدن استفاده کردم که همگی نتایج موقت داشتند و با رها کردن روش دوباره من به وزن و سایز قبلی برمیگشتم. خداروشکر در روش لاغری با ذهن متوجه شدم که در روند چاق شدن، اول ذهنم چاق شدن رو یاد گرفت و بعد این چاقی رو در جسمم اجرا کرد. و دلیل شکست خوردن من در روش های قبلی این بود که من فقط به جسمم فشار وارد میکردم و هیچ برنامه ای برای ذهنم نداشتم. 

      بنابراین اگه میخوام لاغر بشم باید همین مسیر رو در جهت عکسش انجام بدم. یعنی اول ذهنم لاغر شدن رو یاد بگیره بعد جسمم لاغر شدن رو تجربه کنه، که این خودش نیاز به فایل گوش دادن، تمرین انجام دادن، خوندن نوشته های دوستان داره، که از همه این ها مهم تر این هست که ما این آموزش ها رو در زندگیمون به “عمل” تبدیل کنیم تا جسم مون ترمیم بشه و به تناسب اندام دلخواهمون برسیم. 

      من خودم به شخصه توی این یکسال و چهارماه خیلی سعی کردم که تمرکزم روی فایل ها باشه، اما متاسفانه بعضی وقتا ذهنم درگیر یکسری موضوعات دیگه شد (قبول شدن در آزمون استخدامی، استرس مصاحبه، پرداخت بدهی هام، بورس، فوت پدرم و…) که نتونستم تمرکز کامل روی فایل ها داشته باشم. اما از این به بعد سعی میکنم علاوه بر اشتیاق  و استمرار داشتن، تمرکز بهتری روی فایل ها داشته باشم و ورودی های ذهنم رو کنترل کنم. البته اینم بگم از پارسال تا حالا، فیلم و سریال و اخبار از زندگیم کامل حذف شدن، نشستن پای درد و دل های دوستان کامل حذف شدن، با کسی ارتباط خاصی ندارم، سرم به کار خودم هست. تنها آب ناپاکی که به من وارد میشه “دغدغه کار و برطرف شدن بدهی هام هست” که اگه خدا بخواد دو سه هفته دیگه مصاحبه استخدامی (برای یه شغل خوب با درآمد بالا) دارم. دیگه از این به بعد میخوام از راهکار استاد استفاده میکنم، موضوعاتی که میتونم حلش کنم به دنبال حل کردنش میرم، موضوعاتی هم که نمیتونم حلش کنم به خدا واگذار کنم، دیگه خودمو زندگیمو درگیرش نکنم.  

      در موضوع لاغر شدن هم یک راه دارم و اون این هستش که خودم رو تغییر بدم، حواسم به آگاهی هایی که وارد ذهنم میکنم باشه، نگذارم هیچ چیزی افکار خوب منو خراب کنه، آب ناپاک وارد زمین ذهنم نکنم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/05 17:42
      مدت عضویت: 654 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,223 کلمه

      سلام . 

      برداشت من از این فایل 

       

      من مدتهاست که باخودم میگم این فایل رو گوش کنم اما امروز به سمتش هدایت شدم . امروز دو بار من هدایت شدم به سایت . یه بار صبح بود اومدم برم گام ۵۱ رو گوش بدم ندای درونم گفت استاد در فایل ۵۰ برات پاسخ گذاشته و من به فایل ۵۰ رفتم و دیدم بله . یه آگاهی عالی اونجا بهم هدیه دادید . 

       

      الان هم میخواستم برم فایل ۵۱ رو گوش کنم باز هم ندای درونم بهم گفت امروز وقتشه فایل نکات طلایی ۱ رو گوش کنی . 

       

      آگاهیهای خوبی گرفتم و فهمیدم واقعا زمان گوش دادن این فایل الان بود . 

      ترس از چاق شدن چاقتر شدن رو برای ما به ارمغان میاره . از چاقی نباید بترسیم . هروقت احساس چاقی کردیم بدونیم یه ورودی غلط توسط ما پذیرفته شده و این ورودی باعث میشه مسیر ذهن من به جای لاغری در چاق تر شدن من بره . 

      من امروزم رو میگم که احساس چاقی در وجودم اومده بود و دلم میخواد بعد از نوشتن این تمرین این احساس تغییر کنه و دوباره به سمت احساس و انتظار لاغری حرکت کنه . 

      یه نکته ی مهم در کنترل ورودیها به ذهنم میاد که بگم خیلی از ما جلوی ورودی ذهنمون در نمیزاریم . 

      در حالیکه خداوند جلوی چشم ما پلک گذاشته که ما به راحتی این ورودی رو کنترل کنیم و  در قرآن هم در سوره نور سفارش داریم که خداوند هم به مومنین و هم به مومنات میفرماید قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ)[1]؛

      «به مؤمنان بگو: چشم های خود را فرو گیرند».

      (وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ)[2]؛

      «و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را  فرو گیرند».

       

       در همه ی تفاسیر این ایات رو نسبت به زن و مرد نامحرم بیان کرده در حالیکه وقتی انسان متحول میشه و درک صحیحتری از آیات پیدا می کنه میبینه منظور از نامحرمات همون ورودیهایی هستند که به  ذهن خاصیت تخریب کنندگی می دن و احساس انسان رو تغییر میدن . 

      ما با وردیهامون به ذهن قدرت چاق کنندگی و تخریب دادیم و خیلی مهمه ورودیهای خودمون رو که مهمتر از همه چشم هست از آب ناپاک و آگاهیهای چاق کننده پاک کنیم . 

      نگاه تاثیرش از شنیدن بیشتره و ما باید چشمان خودمون رو به محارم باز کنیم . محارم چی هستند . محارم ورودیهایی هستند که در ما احساس خوب ایجاد می کنند . در ما احساس امید توانمندی نشاط شادی راحتی و …. ایجاد می کنند . در این صورت واقعا که حرمتها چقدر متفاوت میشه و حتی گاهی ممکنه نزدیکترین افراد هم به ما نامحرم بشن چون ورودی به ما میدن کهباعث تغییر احساس ما میشه . 

       

      اما به نظر من چشم فرو بستن از اینها فقط کنترل ورودیها نیست . 

      فکر ما بزرگترین ورودی ذهن ماست . 

      فکر ماست که بعد از دیدن یا شنیدن مشغول اون آگاهی میشه و اونقدر این آگاهیها رو مرور میکنه تا تبدیل به احساس بشه و این احساس روی ذهن تاثیر میزاره . 

      به نظر من فکر من حتی قویتر از ورودی چشم و گوش و سایر حواس هست . یعنی یه جورایی فکر ما دروازه ی بین دیده ها و شنیده های ما و ذهن ماست . یعنی هم توسط محتویات ذهن ، فکر ما ایجاد میشه و هم توسط ورودیهای چشم و گوش ما . به این تریتب ما آگاهیها رو  ابتدا مدتی در فکرمون  تجزیه و تحلیل میکنیم و بعد به مرور زمان وارد ذهن میشه و بعد دوباره از ان سو ذهن طبق این آگاهیها افکار ناخوداگاه مارو ایجاد می کنه که باز خودش یه نوع ورودی میشه برای ذهن 

      ما در مورد فکر خیلی کم میدونیم . خیلی وقتها ما ورودیها رو هم توسط افکار خودمون وارونه می کنیم . یعنی چیزی که ما شنیدیم لزوما آگاهی منفی نبوده اما ما اونقدر اون رو در فکر  تجزیه تحلیل می کنیم تا تخریبش کنیم و ورودی مخرب به ضمیرمون انتقال بدیم . 

      همونطورم برعکسش وقتی یه ورودی منفی به ما وارد میشه ما این قدرت رو داریم که نزاریم مستقیم وارد ذهن بشه . اونقدر بهش فکر کنیم تا ازش یه احساس خوب بکشیم بیرون و ورودی منفی رو برای خودمون با احساس مثبت بفرستیم داخل . 

      این کار تمرین میخواد . بستن چشم و گوش راحتتره ولی باید روی فکرمونم کار کنیم تا ورودیها رو تبدیل به شر نکنه بلکه تبدیل به خیر کنه . 

       

      ما در ابتدا برای ایجاد این عادت ممکنه مقاومت کنیم ولی باید بتونیم چون خیلی وقتها مخصوصا در این روزها ما داریم اطلاعات صحیح وارد می کنیم ولی ذهن چاق ما اون رو تبدیل میکنه . 

      ما باید از این قدرت افکار به نفع خودمون استفاده کنیم و از اتفاق و ورودی نادلخواه یک الگوی صحیح برای خودمون ایجاد کنیم و اون رو به ذهن بدیم تا این الگو رو برا روزمره ازش استفاده کنه . 

       

      من امروز احساس چاقی داشتم . خب امروز دوبار من هدایت شدم . یکی توسط گام ۵۰ که فرمودیداینکه فقط روی یه کار تمرکز دارم خیلی خوبه و مابقیشخودبخود اصلاح میشه . 

      یکی هم فایل از چاق شدن خود خوشحال باشید . 

      احساس چاقی به خاطر ترس از چاقی ایجاد میشه . 

      هر چی بیشتر از چاقی بترسیم یعنی احساس بد نسبت به شرایط الان خودمون درسر داریم و احساس خلاء نسبت به لاغری در ما ایجاد میشه و این احساس بد باعث میشه مغناطیس ما دفع لاغری باشه . یعنی نعمت لاغری ازمون دور میشه و باز احساس چاقی بیشتر و بیشتر میشه . 

       

      من در این فایل فهمیدم که باید همواره روی احساسم نسبت به چاقی کار کنم که بهش حس بد نداشته باشم . احساس بد چاقی در نبود احساس خوب تناسب در ما ایجاد میشه در حالیکه تناسب همیشه با ما هست و همین حالا هم نیروی متناسب کننده ی وجودم داره منو هدایت می کنه تا مغناطیسم (احساسم) با لاغری همسو بشه و در چرخه ی تناسب حرکت کنم . 

       

      اما نکات دیگه ی این فایل آموزشی راهکار چگونگی تاثیر ذهن بر جسم هست . 

       

      مرحله ۱ 🌷اطلاعات لاغر کننده از طریق فایل های آموزشی به ذهن داده می شود.

       

      مرحله ۲ 🌷با تکرار کردن و انجام تمرینات آموزشی مراحل تثبیت و نفوذ آگاهی های لاغر کننده را انجام می دهیم 

      مرحله ۳ 🌷این آگاهی ها در ابتدا باعث تغییر احساس ما می شوند. به شکلی که دیگر از چاق تر شدن ترسی نداریم، امیدواری بیشتری برای لاغر شدن داریم و …

      مرحله ۴ 🌷پس از تاثیر آگاهی های لاغری بر احساس، به مرور رفتارهای ما تغییر می کنند.

      میل به خوردن های ما تغییر می کند، اشتهای ما تغییر میکند، حرص و ولع قبلی برای خوردن را نداریم و بسیاری تغییرات رفتاری ریز و درشت در ما ایجاد می شود.

      مرحله ۵ 🌷پس از این مرحله نوبت به تاثیر آگاهی های لاغر کننده بر جسم می رسد و به مرور جسم ما تغییر می کند.

       

      اینها مراحل تاثیر ورودیهای لاغر کننده بر جسم است . ضمن اینکه همراه با این مسیر همچنان ما چاق هستیم و ذهن چاق داره اب چاقی رو هم تولید میکنه و هم با کنترل نکردن ورودیها از بیرون وارد میکنیم و در حالت بدتر حتی آب پاک و ورودیهای پاک رو هم تبدیل به چاقی میکنیم . 

      حالا باید این حالت تبدیل رو برای لاغری هم به کار بگیریم . باید قدرت افکارمون رو از چاقی به لاغری تبدیل کنیم . خوشحال شدن از چاقی یکی از این ورودیهای عالیست که احساس بد ترس از چاقی رو تبدیل به احساس خوب میکنه و با خوب شدن احساس ما روند لاغری دوباره در ما جاری و ساری میشه . 

       

      خدایا سپاسگزارم 

      استاد ازتون ممنونم 

      فاطمه بابت ۲ با هدایتت در امروز ازت ممنونم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/05 01:55
      مدت عضویت: 166 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام به استاد عزیزو دوستان نازنینم .نکات طلایی1 از چاق تر شدن خوشحال باشید .یکی از مشکلات افراد چاق ترس از چاق تر شدنه از اون جایی ک لاغری با ذهن با تمام روشهایی لاغری متفاوته با ید از چاق تر شدن خوشحال بشیم چرا که لاغری با ذهن یه هنره ک ما باید اون هنر رو یاد بگیرم و هر چه اطلاعاتمون رو از این هنر بالا تر ببریم می تونیم در این مسیر حرکت کنیم و نتیجه های عالی بگیریم از اون جایی  که همه انسانها در ابتدا متناسب ان حتی اون بچه هایی ک در نوزادی اضافه وزن دارند  در مراحل جنینی متناسب بودند ،زندگی کردن با دوستان و خانواده ی ک چاق هستند باعث میشه ک اطلاعات چاق کننده از طریق حرف زدن و و رفتار آنها  وارد ذهن ما بشه ،و این اطلاعات بارها و باره تکرار بشه و یواش یواش احساس ما تغییر میکنه ب این شکل ک هر بار در مورد چاقی صحبت میشه احساس ترس و نگرانی از چاق تر شدن در ما شکل میگیره و شنیدن این حرفا و دیدن و حال مون بدشدن همانا و چاق شدن همانا ،وقتی این پروسه تکرار و تکرار و تکرار میشه  باعث میشه ک فرمول های ذهنی ما نسبت ب چاقی و چاق تر شدن بیشتر بشه وقتی تصویر چاق تر شدن در ذهن ما ثبت بشه باعث میشه ک رفتار ما نسبت به مواد غذایی تغییر کنه و ب مرور چاق و چاق تر بشیم ،حالا برای لاغری ما این پروسه رو باید بر عکس طی کنیم باید از طریق شنیدن و نوشتن و دیدن اطلاعات رو وارد ذهنمون کنیم ویواش یواش اطلاعات در مورد متناسب شدن ب ما حس بهتر و شادمانی میده تصویر متناسب بودنمون رو تصور میکنیم و ذره ذره این احساس های خوب باعث میشه رفتار های ما نسبت ب مواد غذایی تغییر کنه و استمرار داشتن این رفتار ها باعث تغییر در جسممون میشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/27 23:21
      مدت عضویت: 574 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,330 کلمه

      نکات طلایی سلام وقت بخیراز چاق تر شدن خوشحال باشیدیکی از بزرگترین چالش های افراد چاق ،ترس از چاق تر شدن است و همین  ترس 👉 باعث یه عالمه مشکلات برای من شده بود و هنوزم کامل رفع نشده و میدونم‌ زمان میبره که کامل از بین بره لاغری با ذهن یک هنر است که باید آن را آموخت و من خوشحال و راضی هستم از عملکردهام ،از اینکه ۱سال پیش تصمیم متفاوتی گرفتم ،انتخاب متفاوت ،نتایج متفاوت هم خواهد داشت ،در حال حاضر نقشه های ذهنی جدید ،دارن درست میشن ،سیم کشی های نورونی در من بوجود اومده ،فقط به استمرار نیاز داره تا محکم و قوی بشن و منو به مسیرهای تناسب بیشتر هدایت کنهمنکه از بچگی یه نمادی از چاقی بودم که خانواده م‌ مدام در مورد چاقی با من صحبت کردن،اوایل که از ویژگی های خوب اون و بعد از عوارضش گفتن ،پس ذهن من مدام‌ در معرض شنیدن و دیدن و احساس کردن بوده و باورهای چاقی ،سفت و سخت به ذهنم چسبیده ،احساس ترس از چاقتر شدن ،از کودکی در من شکل گرفته ،به اندازه ای که پدر ومادر و اطرافیانم مدام سرزنشم کردن و حس های بد در من شکل گرفت ،چاق بودن در من قویتر و محکمتر شد ،احساس کمبود ،کم بودن،زشت بودن،گنده بودن،دوست نداشتنی بودن،بی اعتمادبنفس شدن،بدتیپ شدن،تنفر ووووووو در من باعث شد من روز به روز از خودم دورو و دورتر بشم و باور کنم من دختر ارزشمندی نیستم ،چیزهاییکه برای من ارزش تعریف شد در من وجود نداشت و هر بار که من احساس کم بودن به جهان را ارسال کردم در مسیرهای شکست بیشتر قرار گرفتمدر دوران رژیم های سختم ،متخصصین تغذیه هام برام قرص های مولتی ویتامین تجویز میکردن و خودشون هم تاکید میکردن که این قرص ها چاق کننده هستن و منم که سالها در رژیم و خوردن اون قرص ها بودم ،،،،،جالبه به اطرافیانم مدام گوشزد میکردم که من بخاطر این قرصها چاقتر میشم و همیشه نقل مجلس هامون حرف زدن از بدن ،چاقی ،شل شدن بدن در حین رژیم ،توصیه های عالمانه به هم ،دلسوزی برای هم ،دادن پیشنهاد های متفاوت به همدیگه ، یکی از کارهاییکه با اطرافیانم زیاد انجام میدادیم ،این بود که در مورد مدل افتضاح بدنمون با هم صحبت میکردیم ،مثلا میگفتیم ،بازوهای چاقمون به عمه رفته ،پاهای چاقمون به فلانی رفته ،بدن شلمون دیگه درست نمیشه ،چاقی پاهامون ارثیه پس لاغر نمیشه ووووو  و هر روز این صحبت ها ادامه داشت و خبر نداشتیم که در حال ساختن مسیرهای چاقی بیشتری هستیم و با بودن در اون مدل زندگی و تفکرات ،انتظار چاقتر شدن در ما شکل گرفته‌ لاغری با ذهن دقیقا شکل چاقی کار میکنه ولی در جهت برعکسش ،با فایل گوش کردن ،آگاهی های لاغری در ما دانلود میشه ،با نوشتن تمرینات و خوندن کامنت های دوستان ،باورسازی ما قویتر میشه ،در اصل بودن گوش و چشم و حواس ما در باورسازی های جدید کمک میکنه که سلول سازی جدیدی در ما برنامه ریزی بشه ،و بعد از شروع فرمول سازی های جدید ، سلول ها رفتارهای متفاوت تری انجام میدن و مغز دستورات لاغری بجای چاقیو صادر میکنه که منجر به عملکردهای بیرونی ما میشه ،یعنی وقتی من سیر هستم یه صدایی مدام بهم فرمان نمیده برو یه چیزی بخور ،ولع خوردن از بین میره ،ترس ها کمتر میشه ،آرامش بیشتری خواهیم داشت و بودن تمام این آیتم ها ،باورهای لاغر شونده رو میسازه و ما بسمت تناسب اندام حرکت خواهیم کرد و با بودنمون در مسیر لاغرتر خواهیم شدبدلیل اینکه از قبل در دوره های ذهنی بودم و آشنایی کامل با مطالب داشتم‌، درک لاغری با ذهن برام راحتر بود و با بودن در مسیر ، فهم دانسته ها وعمل بهشون ،بیشتر متوجه عملکرد ذهن و بدنم شدم و هرچقدر تمرین کردم  ،نگرشم ، نسبت به بدنم و خودم تغییر کردمن از بدنیا اومدنم توپر بودم ،دوران کودکی تپلیو گذروندم،من از کشیدن لپم توسط عموهام و اطرافیانم‌ که لقب لپی رو به من داده بودن متوجه شدم دختر  تپل با نمکی هستم‌ ،کلی تشویق میشدم،مورد محبت قرار میگرفتم ،از اون دوران ،چیز خاصی یادم نمیاد تا اینکه در ۱۰ سالگی که در مدرسه وزن کشی شدیم و من ۵۰ کیلو بودم و خانواده متوجه شدن ،دیگه دردسرهای من شروع شد،، ،سرزنش های پدرم ،اطرافیانم و رژیم‌ هایی که داشتم و اذیت میشدم ،فهمیدم من از مسیر درست خارج شدم و یه چیزی درست نیست و هر دفعه که سایز من بزرگتر میشد حالم بدتر و افسرده تر میشدم ،خودمو قبول نداشتم و لایق چیزی نمیدونستم‌ از اون به بعد توصیه های اطرافیانم شروع شد ،شام‌ نخور چاق میشی،برنج و نون ممنوع مخصوصا در وعده شام ،شیرینی و چربی جات ممنوع،بی تحرکی ممنوع ووووو هر لحظه ذهن من در پی جمع آوری اطلاعاتی در مورد چاقی بیشتر بود و من احساس خطر میکردم ، یادمه اگر پدرم منو در حال شام خوردن میدید یا هر خوراکی دیگه ای ،سرزنش هاش شروع میشد و با دعوا اجازه نمیداد چیزی بخورم و اون لحظات احساس شکست و کم بودن داشتم و اون ترس ها در من بزرگتر شد ،ترس بزرگی به نام  (  چاق  تر  شدن )الان که دارم این کامنتو مینویسم ،متوجه شدم ،مادرم داره تن خواهر زاده م که ۴ سالشه و یکمی تپله ،لباس میکنه و مدام بهش میگه تو چرا انقدر چاق شدی ؟ خواهر زاده م هم با همون بچگی بهش میگه نه من چاق نشدم ،خب همینجوری منم چاقتر شدم ،مرتب بهم گفتن،تازه مادرم الان ،خیلی بهتر از اون زمان ها شده ،ببین اون روزا چه ها که با من نکرده😁 و میبینم که مدام به همین بچه میگه ،،تو خیلی خوش خوراکی ،تو خیلی خوراکی میخوری ،تو خیلی شکمویی و مطمئن هستم خواهر زاده چاقتر میشه بنظر من کار ذهن ناخوداگاه درست بوده ،چونکه با مغز احساسی ما کار میکنه و آیا ما در تمام اون دوران که ترسیده بودیم، سرزنش میشدیم،رژیم بودیم ،تحقیر و مسخره میشدیم،چاق و زشت شده بودیم ،احساسی بجز ترس و ناامیدی هم میتونستیم داشته باشیم؟ معلومه که حالمون خوب نبوده و مرتب داشتیم اعلام میکردیم‌ که ما کم هستیم ،ما چاق هستیم،ما بدتیپ هستیم و در انتها تصویر یک دختر چاق در ذهن من ساخته شد که سالها عذابم داده ،مثل زمانیکه از یک عکسی فتوکپی میگرفتیم و ما سالها از خودمون یک تصویر چاق کپی کردیم ،دلمون میخواسته لاغر باشیم ولی دستگاه فتوکپی ذهنمون ،فقط میتونسته عکس چاق تحویل بده و چه جنگ درونی و بیرونی عمیقیو گذروندیممن اعتراف میکنم که در این ۱۴ ماه که وارد دوره ها شدم ،مشغولیات ذهنی بسیار زیادی داشتم ،خانواده،بچه ها،دوره های دیگم،مسایل زندگی در روابط ،مالی ،روحی ،ذهنی وووووو  و از زمانیکه استاد در یک فایلی گفتن که هر چقدر ذهنتون آزاد باشه ،آگاهی ها بهتر در ما ته نشین و درک میشه ،حجم مشغولیاتمو کم و کمتر کردم و مطمئنم اصل تمرکز من در دوره هام از اسفند ۹۹ بوده که تونستم با قدرت بیشتر و متمرکزتر ادامه بدم و میدونم که نتایج عالی از این به بعد بیشتر خواهد شد در همه جنبه های زندگیمحس خوبیه که بدونیم سرشت و طبیعت ما تناسب اندامه و حافظه سلولی ما متناسب بوده  ولی بر اثر آلودگی هایی که بر ما وارد شده ،ما چاق شدیم و حالا با پاک شدن اون فرمول ها ،ما به طبیعت خودمون برمیگردیم ،متناسب بودن حق الهی و طبیعی ماستیکی از دستاوردهای دوره های ذهنی اینه که باعث میشه ما به رفتارهامون،افکارمون،گفتارمون و اعمالمون تفکر کنیم،یعنی قبل از اینکه حرفیو بزنیم،کاریو انجام بدیم،چیزیو بخوریم ،علت انجام اون کارهارو از خودمون میپرسیم ،یعنی به افکارمون تفکر میکنیم و آگاهیماخبار و تلوزیون و شبکه های مجازی از طرف من دنبال نمیشه ،آب ناپاک فقط از طریق خانواده و مسائلشون به من وارد میشه،مثلا مسئله ای برای دخترانم بوجود میاد که ذهنمودرگیر میکنه ،یا مسائل شبیه به اینها ،با کسی رفت و آمد خاصی ندارم و کاری به دیگران ندارم و میدونم و باور دارم در مسیر لاغری با ذهن ،وقتیکه فرمول های جدید دانلود بشن و شخصیت من تغییر کنه ،من به دنیای دیگه ای شیفت میکنم که در اون دنیا ،همه چیزهای خوب هست و منهم از اونها بهره مند خواهم شد ممنونم استاد از فایل های عالی و پر از آگاهیتون🌹 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/27 13:16
      مدت عضویت: 110 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      به نام خدای جهان آفرین 

      سلام دوستان 🌷🌹

      میخواستم بنا به دلایلی فقط توی دفترم بنویسم ولی اینقدر این فایل عالی بود که ۴صفحه توی دفترم نوشتم .گفتم باید اینجا هم بنویسم از بس شور و ذوق این فایل رو دارم .

      بزرگ ترین چالش افراد چاق چیست ؟ ترس از چاق شدن 

      اینقدر ترسیدیم و انتظار چاقی رو کشیدیم که چاقی حیفش اومد مارو از دیدن خودش ناامید کنه .اطلاعات ما در مورد چاقی هی تکرار شد هی تکرار شد هی ترسیدیم هی نگران شدیم احساسمون تغییر کرد و احساس که تغییر کنه باورمون هم تغییر میکنه و بعد اعمال چاق کننده میاد سراغ آدم و چیزی که نمی خواست بشه شد .این روند وچرخه رو با خوشحالی مینویسم میدونم وقتی برای چاقی جواب داده برای تناسب که ذات الهی بدن ماست هم خیلی نیرومندتر وسریع تر جواب میده .نکات قشنگی که استاد گفتند اینکه بدن مرتب خودشو ترمیم میکنه من واقعا به این اطلاع و آگاهی دقت نکرده بودم و نمی دونستم ولی الان از وجود چنین خدای که اینقدر دانا و مهربانه که طبیعت  بدن ما رو اینگونه خلق کرده بیشتر میبالم .از ابتدای این مسیر یک حسی به من میگفت در این مسیر علاوه برتناسب به سلامتی که آرزوی چندساله ام هست میرسم بااین فایل فهمیدم که حتما میرسم .‌

      درابتدای مسیر استاد گفتند قبلا خودم اخبار رو دنبال میکردم و تحلیل میکردم و هی انرژی منفی که آاای دلار بشه ۵تومن چی میشه و خیلی اخبار منفی که در اطراف ماست و همیشه ذهنمونو درگیر میکنه. اون فایل خیلی منو درگیر کرد.به ذهنم گفتم ببین استاد چقدر خوب توضیح داده.این اخبار و گرونی هست همیشه بوده چرااا باید خودمو زندگیمو درگیرش کنم .یک گروه در مورد بورس داشتم که خیلی اونجا به خاطر شرایط الان انرژی منفی موج میزد اونو فرستادم قسمت مخفی گوشیم .اینستاگرامم رو پاک کردم .گروه های اضافه زیادی رو از تلگرام و واتساپ پاک کردم .توی خونه ام هم سعی کردم افکارواخبار ناامیدی و گرونی وکرونا و بیماری ….رو کمتربه محیط زندگیم راه دادم .بااینکه سخته .ولی وقتی شوهر و بچه هام شروع میکردند سعی میکردم نکات مثبت رو بگم .میگفتم ببین از پارسال حقوقمو بیشتر شده .خدا خودش به بندگانش کمک میکنه و حرفهای که خودتون استادش هستین .

      من اینها رو برای حس خوب در زندگیم که واقعا تاثیر زیادی داشت انجام دادم نمیدونستم که برای تناسب هم تاثیر داشته .ممنون استاد که منشا خیری و به ما هم خیر میرسونی .اینها فایل ها زندگی سازه .

      با ذهنی که پر ازسواله شروع کردم ولی چون گفتید سخنان من رو مثل وحی منزل ببینید و اطمینان داشته باشید .منم با توکل بر خدا ادامه دادم به لطف خدا سوالات من کم و کم تر میشه .

      دارم تغییرات ذهنی و جسمی 😍😍  رو توی خودم احساس میکنم .قبلا از ماه رمضان ترس داشتم ولی الان آرامه آرامم .سحر و افطار زیاده روی نمیکنم .بامیه که خیلی دوست داشتم ولی با ترس میخوردم .دیشب دوتا کوچک اونم با لذت خوردم و کیف کردم .

      هرچی خانواده ام میگن واااای چند ساعت دیگه به افطاره بهشون میگم اصلا به افطار و ساعت فکر نکنید .جالبه کم کم دارند به حرفهام در این مورد گوش میدن 😍

      یک چیز  دیگه  استاد ! پسردوم من، چندماهه یکم داره چاق میشه .هی توی فکر بود علتشو بفهمم .بادقت در کارهاش فهمیدم مثل قبلا خودم خیلی به ترازو حساس شده و هروقت روی ترازو میره خودش سرزنش میکنه و ترس ازچاق شدن پیدا کرده .بهش گفتم ببین تو چکار به ترازو داری توی سن رشد هستی وزنت ایرادی نداره .اصلا خودتو وزن نکن .اول که قبول نکرد و گفت من چاق نیست و از این حرفهاا …. من هیچی نگفتم .بعد دیدم یک برنامه آشپزی روی گوشیش داره که آقاهه میره رستوران و یک سینی بزرگ غذاهای رنگارنگ سفارش میده و ادامه برنامه …..پسر من بعد دیدن اون برنامه بااینکه سیر بود تحریک میشد و حتما دوباره یک چیزی میخورد .و واقعا از اون برنامه لذت میبرد و مدام در مورد غذاها صحبت میکرد .بهش گفتم این برنامه رو پاک کن براش دلیل آوردم .خوشبختانه این دفعه قبول کرد 😉ودیگه هردوتا کار رو انجام نمیده .وولعشم به غذا خیلی کمتر شده .خدایا شکرت

      خداونداا من رو همینطور علاقمند در این راه زندگی ساز قرار بده .و علاقه ام رو بیشتر و بیشتر کن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 12:43
      مدت عضویت: 214 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,110 کلمه

      بنام حق❤

      سلام به استاد عزیز و تمامی دوستان هم مسیرم🌹

       

      میخوام تجربیات شخصیم رو با دوستان به اشتراک بگذارم تا هم حال خودم خوب تر بشه و هم اینکه شاید توی حال و احساس و نظر و تصمیم عزیزی تاثیر مثبت داشته باشه…..🙏🌹

       

      😳 از ۱۱ بهمن که بطور جدی این مسیر رو شروع کردم و توی این مسیر هستم و با وجود شور و اشتیاق اولیه و استمرار هر روزه و انجام و نوشتن دیدگاه و تمرینات به نحوه احسن طوری که همیشه استاد مدل طلایی،فنی یا همیار لاغری اعطا میکنند حدود ۱ کیلو افزایش وزن داشتم❗❗❗😳😳😳😳😳

      چرا و علت و اشکال و ایراد چی و کجا بوده⁉️🤔

      خیلیییییییی فایل خوب و به موقعی بود واسم مثل همیشه و خیلی برام آموزنده و مفید بود و بهم کمک کرد که بتونم قدم هام محکم تر از قبل بردارم و به مسیرم ادامه بدم، میگم به موقع بود از این جانب که

      ⚠️ ۳شب پیش دوستمون(زن و شوهری و با یه بچه) که همسایه طبقه بالایی ما هستند اومدند خونه ما، کلی حرف راجب چاقی و لاغری و شیرینی و آجیل چاق کننده و عید چاق تر میشیم و… و گفتند ترازو بیار و همه خودشون کشیدند اما من چونکه اول مسیر ۱۱بهمن به خودم قول داده بودم وزن نکنم، وزن نکردم، شوهرم گفت من ۶کیلو چاق شدم و مقایسه ها و…◀️ ورودی منفی

       

       ⚠️ پریروز  به همراه مادرش به منزل ما آمدند، میتونم به جرات بگم ۸۰ درصد از حرف هایی که مادرش زد در این رابطه بحث چاقی و لاغری و روش های لاغری و پیاده روی و رژیم و ماه رمضان نزدیکه هر سال برعکس چاق تر میشم، تو از بعد زایمان تا الان خیلی لاغرتر شدی و تو فلان و دخترم خیلی رژیم گرفت پوست و صورتش خراب شد، حالا هم هیچی نمیخوره و اینجوری و…و در نهایت آخرش ازم خواست ترازوم بیارم و وزن کنند هم خودش و هم دخترش وزن گردند و هر دو گفتند چند کیلویی چاق شدیم و هر چی کم کرده بودیم برگشت و… ازم خواستند وزن کنم، یاد قولم افتادم و گفتم نه ◀️ ورودی منفی

       

      ⚠️ عصرش با دختر ۸ساله ام که لاغر و متناسب هست رفتیم حمام، شروع کرد به پرسیدن در مورد چاقی و لاغری، تو چرا اینقدر چاق هستی و….◀️ ورودی منفی

       

      ⚠️ پریشب شوهرم که خودش شام درست کرده بود وقتی بهش گفتم بیا شام بخوریم گفت نه من توی عمرم همچین وزنی نبودم و دیگه تصمیم گرفتم رژیم بگیرم و شام نخورم، و نمیخوام◀️ ورودی منفی

       

      ⚠️ دیروز صبح با یکی از دوستام که مثل خودم تپل هست داشتم چت میکردم که شروع کرد به بحث چاقی و لاغری که خیلی بی اراده شدم و چاق شدم و نفسم بالا نمیاد و….◀️ ورودی منفی

       

      ⚠️دیروز عصر با مادرم داشتیم صحبت میکردیم اونم شروع کرد به اینکه چاق شدم، دو تا از خواهرات شروع کردند رژیم کانادایی دارند میگیرند، تو تردمیل داری چرا نمیزنی، ماه رمضان داره میاد حالا فلان و ترازوت کجاست و…◀️ ورودی منفی

       

      ⚠️ و نهایتا من دیشب قولی که به خودم رو دادم رو شکستم (البته بگما منی که روزی چند بار میرفتم روی ترازو روزی چند بار، از ۱۱ بهمن تا دیشب نرفته بودم اصلا)رفتم روی ترازو با کمال تعجب و ناباورانه دیدم از تاریخ ۱۱ بهمن که دوره رو شروع کردم تا دیشب هیچی وزن کم نکردم بلکه حدود ۱کیلو وزن اضافه کردم❗◀️ ورودی منفی

      خیلی احساسم و حالم بد شد😢

      پیش خودم گفتم حدودا ۲ و نیم توی این مسیر هستم، شور و شوق و اشتیاقم مثل روزهای اول هست، تمام فایل ها رو به دقت گوش میدم و تمریناتم رو سعی میکنم عالی انجام بدم، دیدگاه های دوستان رو بخونم، اما اشکال و ایراد کار کجاست که من کاهش وزنی که نداشتم هیچ، ۱ کیلو افزایش وزن داشتم❗❗❗🤔

       سریع یاد این فایل استاد افتادم که 🔅از چاق تر شدن خوشحال باشید🔅 که گوش ندادم بدم،گفتم باید برم گوش بدم و مطمئنم جواب این سوالاتم و درگیری ذهنی ام رو میگیرم💯

      بعدش شروع کردم به دقت به گوش دادن این فایل🦻

      بله چیزی که مطمئن بودم جوابم رو توی این فایل خواهم گرفت،همین هم شد

      توی این مدت و این مسیر اشکالات و ایرادتی در خودم دیدم

      درسته که همون شور و استیاق روزهای اول رو دارم، درسته که کلی تغییرات روحی داشتم، درسته که احساساتم خیلی خوب شده، درسته که فایل هام دقیق گوش میدم و دیدگاه های دوستان رو میخونم و خودم هم دیدگاه مینویسم و تمرینات انجام میدم، اما اینا یه بخش کار هست،یه روی سکه هست

      حالا من چقدر سعی کردم و میکنم اینا رو توی زندگی روزه مره ام به عمل تبدیل کنم و به کار بگیرم⁉️🤔

      و اینکه چقدر حواسم به ورودی های منفی هست⁉️🤔

      بله درسته همونجوری که استاد عرض کردند

      رود کوچک تمییز من هر روز جاری بوده ولی از اون طرف هم هر روز چندین و چند  رودهای کثیف با قدرت و استمرار جاری بودند

      مگه یه دست صدا داره⁉️

      مثل یه تراز میماند یعنی مثل یه کفه ترازو، کدوم کفه ترازو من سنگین تر بوده⁉️🤔 ورودی های درست و مثبت یا ورودی های اشتباه و منفی⁉️

      این قصه ایی که تعریف کردم فقط برای ۲_۳ روز من اونم فقط در مورد چاقی و لاغری رو گفتم، چقدر ورودی های منفی دیگه، ترس از شکست و استرس نمره نیوردن امتحان زبان، آینده، بچه ها و کار و شرایط مالی، شرایط کرونا و… چقدر و چقدر و چقدر ورودی های منفی دیگه نه تنها در مورد خودم بلکه در مورد زندگی خانواده ام،لطرافیانم،مردم کشورم و جامعه و…. وارد ذهنم کردم…

       

      ✅ چاقی و لاغری جدایی از وجود ما، ذهن ما،افکار ما و زندگی ما نیست، بخش جدا و تفکیک شده ایی نیست و جزیی از ماست، نباید این فکر بکنم حالا من استرس آینده بچه ام رو دارم یا نگران شرایط کرونا هستم چه ربطی به چاقی و لاغری من داره

      هر چیزی که احساس مون، حال مون رو بد کنه حالا در مورد هر کسی و هر چیزی میخواد باشه، میشه ورودی منفی

      و تاثیر گذار هست💯

       

      استاد عزیز، اعتراف میکنم که وقتی دیشب عدد تراز و ۱کیلو افزایش وزنم رو دیدم احساس و حالم بد شد ولی اصلللللللللا به این روش هیچ شکی نکردم و نگفتم اشکال و ایراد از این روش هست، چرا که شما و خیلی از دوستان از این روش استفاده کردند و نتیجه گرفتند و جزو شگفتی سازان شدند، بلکه گفتم اشکال و ایراد حتمااااااا از من هست که باید بگردم و پیداش کنم و برطرفش کنم

      اصلا ناامید و زده و خسته نشدم اصلللللللللا

      این فایل تون بهم کمک کرد تا متوجه اشکالات و ایرادات کارم بشم و سعی در برطرف کردنش کنم، و ازتون بینهایت ممنونم

      با قدرت بیشتر، با درک بهتر، با انگیزه و شور و اشتیاق بیشتر ، و مصمم تر به مسیرم ادامه میدم، و به هیچ وجه ول کن نیستم، اینقدر ادامه میدم تا به نتیجه دلخواه و هدف موردنظر برسم…

       

      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/23 02:57
      مدت عضویت: 494 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 535 کلمه

      از کی چاق شدم؟

      اولین باری که شنیدم من با بقیه هم سن و سال هایم متفاوت هستم ، درباره ی مقایسه ی من و دخترخاله ام بود که او هرچه میخواست میخورد ولی متناسب بود و در طرف دیگر من بودم که به اندازه ی او غذا میخوردم اما جسم من متفاوت بود… قبل از آن ،خیلی راحت و بی خیال غذایم را میخوردم اما بعد از شنیدن این حرف ها ترس از خوردن در من شکل گرفت و با اینکه حجم غذای من از او کم تر شد اما جسم من باز به بزرگتر و چاق تر شدن ادامه میداد…

      با اینکه هنوز هم به دختر خاله ام همه میگویند که تو هرچی بخوری ،چاق نمیشی و.. اما او هنوز هم متناسب است و تاثیری در رفتارش نداده است…

       

      در آن زمان به هیچ وجه تصور هم نمیکردم که چیزی جز معده و پرخوری و ارث ، دلیل چاقی من باشد…

      علت را در بیرون و در رفتارهایم جستجو میکردم…
      در کتاب دین و زندگی دبیرستان خوانده بودم که بدن انسان هر هفت سال یکبار کامل نو میشود و تمام سلول های بازسازی می شوند و این نشانی بر قدرت خداوند بود اما هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که این بدنِ دوباره بازسازی شده چرا باز در برخی بیماری هایی باخود حمل میکند؟!

      نفوذ آگاهی ابتدا در احساس شما تاثیر میگذارد.

      ✅ قدر این تغییر احساس و تجربه ی احساس خوب را بدانیم که به نظر من یکی از بهترین هدیه های خداوند است.
      ول از چاق تر شدن ترسیدم بعد چاق شدم …و این چرخه ادامه دار بود تا من دلیل چاقی را درون خودم جستجو کردم و یک علامت مساوی بین من و چاقی قراردادم سپس چاقی را پذیرفتم و در مرحله ی بعد آموختم که من یک واحد مستقل از تمام پارامترهای این دنیا هستم ، بنابراین چاقی شد انتخاب سال های دور من برپایه ی آموزش هایی که دیده بودم..این انتخاب را پذیرفتم و بی تفاوت شدم نسبت به آن ….
      در مقابل موضوع لاغر شدن یک راه داری و اون این هستش که خودت رو تغییر بدی…
      تغییر شخصیت درونی ات راه رسیدن به خواسته ای هستش که میخوای بهش برسی.

      شروع میکنم به توجه و عشق دادن هرلحظه به آن چیزی که الان هستم بی تفاوت به اینکه در چه حالت و وضعیتی قرار دارم،همین که هستم خداروشکر میکنم…و شاد هستم و تلاش میکنم که بهتر باشم…
      امروز خودم را برای شما شرح میدهم:

      من ۴ صبح خوابیدم و ۷:۳۰ صبح بیدار شدم آماده شدم برای کلاس آنلاین ساعت ۸ ..بعدش کارهای کلاس بعدی را انجام دادم ،صبحانه خوردم ،یک فایل گوش دادم کمی استراحت کردم بعد کلاس ۱:۳۰ شروع شد استاد پرسید که امروز چه احساسی دارید؟ و من گفتم روز بسیار خوبی را تا اینجا سپری کردم و احساس خیلی خوبی دارم…استاد از من پرسید چرا وقتی اتفاق خاصی برای تو نیوفتاده ،میگی حالم خیلی خوبه؟؟؟؟؟

      بقیه بچه ها تقریبا همه حال متوسط رو به بدی رو شرح دادند…و استاد خیلی با آنها هم دردی کرد و حق رو به آنها داد…

      برای همین در دنیایی که بسیاری از حال خوب تو تعجب میکنند ،واجب است که خیلی زیاد مواظب حال و احساس خودت باشی…حواست به آگاهی هایی که وارد ذهنت میکنی باشه …نگذار هیچ چیزی افکار خوب تو را خراب کند ..آب ناپاک وارد زمین ذهنت نکن…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم حسین زاده
      1400/01/21 12:59
      مدت عضویت: 371 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام استاد من از این به بعد از افزایش وزنم نگران نمیشم چون من به راهم ایمان دارم که درسته .سعی میکنم فکرم در جهت لاغری با ذهن باشه سعی میکنم اونوقت فایل بیشتر گوش بدم .الان خیلی از فکرهام به عمل تبدیل شده همینکه میرم به مغازه ولی فقط مثل شما نگاه میکنم و شیرینی و تخمه نمیخرم .نه اینکه جلوی خودم رو بگیرم نه این به رفتارم تبدیل شده.پس اگه یه وقتی کمی هم وزنم تغییر کنه من که مطمئن هستم به تناسب اندام میرسم .ورودی ذهن ما دست خودمونه ما مثل یه نگهبان باید دقیق کنترلش کنیم نباید هر چیزی رو واردش کنیم .این خیلی مهم است که شما یادآوری کردید چقدر لازمش داشتم .ممنون از شما استاد گرامی که همراه همیشگی ما هستید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/01/20 15:06
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 825 کلمه

      بنام خداوند دلهای پاک. گام 22 نکات طلایی 1 از چاق تر شدن خوشحال باشید🎊🎊🎊. سلام وصد سلام خدمت دوستان هم مسیر واستاد عزیزمون💖💖. نمی دونم برداشتی که می نویسم تا چه حد درسته من از نوشته های قبل فایل اینجور برداشت کردم که لاغری یک هنر است که باید آن را آموخت ومانند هر هنر دیگری هرچقدر آگاهی ودرک ما بیشتر باشه بهتر یاد می گیریم وموفق می شیم. آموزش های ذهنی هم مراحلی داره وطی مراحلی به عمل تبدیل می شه وخیلی کار ما راحتر می شه اگه از این مراحل آگاهی داشته باشیم اینجوری خسته نمی شیم ومی دونیم می خوایم چکار کنیم. مراحل آموزش ذهنی وتاثیرذهن بر جسم:همه ما در ابتدا متناسب بودیم حتی اونهایی که از نوزادی چاق وتپل بودن هم در دوران جنینی متناسب بودن 😊بنابرین بنا وبیس اصلی همگیمون بر تناسب است.فرد در یک خانواده چاق به دنیا میاد یا بعد از مدتی به یک خانواده چاق می رود(مانند همسر بزرگوار استاد) یا توسط یک دوست چاق یا اقوام چاق. خلاصه در معرض دیدن وشنیدن قرار می گیره. رفتارهای چاق کننده می بینه. کم کم احساسش تغییر می کنه یعنی ترس ونگرانی از چاق شدن در اون ایجاد می شه. بعد فرمول های چاق کننده در ذهنش ایجاد می شه با گذشت زمان وتکرار شدن زیاد این فرمول ها یک تصویر چاق از ما ایجاد می کنه واین باعث می شه ما برای تبدیل شدن به اون تصویر چاق انتظار چاق شدن رو از خودموو داشته باشبم یعنی دیگه همش منتظر چاق شدنیم وهرروز در بررسی خودمونیم وامروز وفردا می کنیم. این انتظار کشیدن برای چاقی باعث می شه مغز فرمول های چاقی رو به عمل تبدیل کنه ورفتار ما تغییر می کنه چون تا مغز فرمان می ده ما عمل می کنیم. در کنار این قضیه مغز روی ساختار سلول هم تاثیر می زاره ساختار سلولی که بیس اصلیش از طرف خداوند بود وکاملا درست بود حالا توسط مغز کد جدیدی می گیره و روی عملکرد جسم تاثیر می زاره وجسم تغییر می کنه وچاقی در جسم کم کم ظاهر می شه. این پروسه مدتی طول می کشه. یعنی ما در زمانی که متناسب بودیم این آگاهی ها وارد ذهن شدن واین مراحل رو طی کردن وما با تنگ شدن لباسمون متوجه شدیم بله چاق شدیم وانتظارشم داشتیم. یعنی ما در حالی که متناسب بودیم داشتیم اول ذهن رو آماده ومحیای چاقی کردیم بدون اینکه خودمون بخوای ومتاسفانه وقتی تصمیم گرفتیم کاری برای خودمون بکنیم ولاغر بشیم که دبگه کاز از کار گذشته ودستورات چاقی ساخته وپرداخته شده ومافقط با رژیم وورزش جسم رو اذیت می کردیم. حالا دقیقا از همین راه باید برای لاغر شدن استغاده کنیم از همین راه در جهت عکس. یعنی اول توسط فایل های آموزشی استاد. دبدگاه های مفید دوستان هم مسیر وویس ها وویدعوهای استاد آگاهی های لاغری رو وارد ذهن کنیم. بعد احساسمون تغییر می کنه دیگه از غذا نمی ترسیم. از چاقی نمی ترسیم با بدن چاقمون آشتی می کنیم. شوق وذوق واشتیاق داریم برای لاغری. تصویر لاغری از خودمون تجسم می کنیم.این تجسم باعث می شه دیگه انتظار لاغری رو از خودمون داشته باشیم. کم کم می بینیم دبگه در برخورد با غذا حرص وولعمون کمتر شده. اشتهامون کمتر شده. انتخاب هامون بهتر شده. بعد از اونکه دیگه رفتارهامون مثل متناسب ها شده ودر این موقعیت هست که سلول های جدید تولید می شه که بناشون بر تناسبه ودر این زمان جسم هم تحت تاثیر قرار می گیره ولاغر می شیم وتا ابد لاغر می مونیم. حالا این پروسه در هر فردی متفاوته بستگی داره جه بستری برای ثبت آگاهی های که کسب می کنه فراهم کنه چطور عمل کنه. چقدر از ورودی های ذهنش مراقبت کنه.مسبر ونحو عمل کردنش در ذهن وجسم برای همه یکسانه. ولی کیفیتش در همه یکسان نیست. یکی با چند هفته یکی با چند ماه ویکی با چند سال به نتیجه می سه وما باید تلاش کنیم ذهنمون رو محافظت کنیم یعنی نزاریم جوی نا پاکی وازد کشتزار مون بشه وبذر لاغری که کاشتبم رو نابود کنه. باید از افکار منفی اخباز منفی کینه احساس بد جلوگیری کنیم تا اون جوی آب زلال وسالم بذر لاغریمون رو به ثمر برسونه. واقعا هم همین طوره افکار منفی نمی زاره از آگاهی هامون خوب بهره ببریم نمی زاره خوب به قلب وجان وذهنمون نفوظ کنه من وقتی مدام بر سر مساعلی که ربطی هم به من نداره با دیگران با همسرم با بچم بحث کنم وبجنگم دیگه احساسم خراب می شه این حرف های استاد هر چقدرم ایشون دارن تلاش می کنن از روی دلسوزی با جان ودل با سخاوت تمام به ما می گن تاثیری زیادی در ما نمی زاره ومن در این مدت خوب به این قضیه پی بردم. به امید سلامت کامل روح وذهن وجسم برای هممون🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      matin.sorkhei@gmail.com
      1400/01/20 00:59
      مدت عضویت: 105 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت شمامدت کوتاهی هست که به سایت شما و مسیر لاغری با ذهن هدایت شده ام.قبلا روی قانون جذب مدت زیادی کارکردم (و همچنان ادامه دارد) و از هیییچ چیز به اندازه کارکردن روی ذهن لذت نمیبرم.چند وقت پیش یه سوالی مدام در ذهنم تکرار میشد اینکه من که تونستم با این قانون نتایج و معجزات شگفت انگیزی بگیرم کاش میتونستم راهی رو پیدا کنم که از این قانون برای کاهش وزن استفاده کنم و خداوند شما رو به من معرفی کرد.از دیدن این فایل بسیاااااار زیااد لذت بردم و مدام لبخند روی لبم بود چون ترس هامو از زبون شما میشنیدم و خیلی برام جالب بود.امیدوارم بزودی عکس من هم جزو شگفتی ساز ها در سایت شما قرار بگیره.مشتاق تر،خوشحال تر ،مطمعن تر و متعهد تر  به این مسیر ادامه میدم.سپاس از شما بابت فایل های رایگان بی نظیرتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/01/19 10:17
      مدت عضویت: 312 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 454 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی صبح امروز وقتی بلند شدم از خواب داخل سایت این فایل دیدم کلی ذوق کردم وبا اشتیاق گوش کردمش خیلی لذت بخش بود وخیلی آموزنده اما چیزی که نظرمو جلب کرد حذف ورودی های مسموم واضافه بود خودم دیدم چقدر فکر وکینه چقدر ناراحتی وافکار مختلف داشتم  ودارم واینکه چقدر وب گردی چقدر اینیستاگرام گردی چقدر واتساپ وتلگرام گردی واز همه بیشتر چقدر صحبت باهمسرم راجب مشکلات بقیه منو از هدفم دور کرده خداروشکر یه بخشی از این چیزا وکارا حذف شده مثلا ازشروع این دوره حدود ۷ ماه پیش که تصادف کردیم بهونه خوبی شد واینیستاگراممون حذف کردیم هر تا مون وکلی راحت شدیم  از اعتیادش من تلگرامم رو هم بعد فیلتر دیگه عملا چک نمیکنم واتساپم درگروه ها ش فعال نیستم وبه ندرت کلیپ یل فایلیو باز میکنم وسعی میکنم نوشته های فامیل ودوستانو هم نخونم تا جای ممکن تلویزیوت دیدنمم که بد اعتیادی بود وهمیشه روشن بود ومدام این کانال اون کانال بودم الان بسیار محدود شده لطف خدا اما بیشترین چیز یکی کینه های در دلمه که منو آزار میده ووخیلی مواقع منو آزار میده خودخواهی های دیگران بی ادبی های دیگران ودلسوزوندن های دیگران فکرمو مشغول میکنه یکیم همسرم یه عادت بدی داره که همش در مورد بقیه حرف میزنه وهر چی من میگم ولشون کن به ما چه ادامه میده که نه فلانی در کارش مشکل داره دودش تو چشم ما هم میره یا فلانی به مامانم اینجوری گفته مامانمه نمیتونم ناراحتیشو ببینم یا فلانی دشمنی داره با ما واووووه کلی حرف میزنیم باهم درمورد بقیه ویهو به خودمون میاییم ومیبینیم ساعت ها حرف بقیه رو زدیم وخودمون ناراحت کردیم بارها از این حرف ها ناراحت شدم واذیت ودارم سعی میکنم کمتر حرف بزنم راجب بقیه تا روانم راحت تر باشه من قبل ازدواجم از غیبت خیلی بدم میومد  و واقعا  برخورد میکردم با هرکسی که این  رفتار داشت اما از اونجایی که خانواده همسرم به شدت استرسی هستن ومدام غیبت میکنن این رفتارشون روی منم تاثیر گذاشته وهمسرمم ترغیب کردن مثلشون بشه حالا من که همسرمو خیلی دوست دارم ناراحت میشم هی مدام بهش بگم دلم نمیخواد درموردش صحبت کنم لطفا استاد کمکم کنید ویه راهکار یادم بدین که همسرمو متوجه کار اشتباهش کنم واین عادت از سر هر دومون بیوفته با تشکر فراوان 💐از این فایل یه چیز جالب دیگه هم دستگیرم شد واون این بود که برعکس چاقی هر فرد لاغری رو دیدیم ذوق کنیم واحساسمونو شاد وخوشحال کنیم هر عکسی دیدیم هر حرف ومتن متناسب با لاغری دیدیم وشنیدیم هر رفتار صحیحی انجام دادیم هر لباس متناسب وهر فیلم وکارتون زیبایی دیدیم احسسمونو تغییر ایجاد کنیم درش وشاد بشیم ولذت ببریم وبریم دررویا درست برعکس چاقی که ترس میرفتیم حالا دررویای رسیدن وزندگی کردن دراون شرایط بریم وکلی لذت ببریم 🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/01/18 21:35
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 22 کلمه

      سلام استاد بزرگوار ازتون ممنونم که زحمت کشیدین وپاسخ سوالم رو دادین انشالا لایق لطف ومهربانی شما باشم وبتونم موفقیت کسب کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/01/18 12:37
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام استاد خسته نباشین. ببخشین من یه سوالی دارم از خدمتتون من هنوز آموزش زیادی ندیدم توسط دوره هاتون. براهمین یه مشکلی برام پیش اومده. الان از وقتی که تصمیم گرفتم براساس حس گرسنگی غذا بخورم وقبل از فشار شکم دست بکشم. از اونجایی که خودتونم گفتین این قضیه کار داره وحالا حالا درست نمی شه در طول هفته من چند مرتبه اتفاق می افته که زیادتر از نیازم می خورم حالا این شده مانع برام که وقتی اضافه بخورم چاق می شم.چکار کنم به نظرتون این نشه یه فرمول تو ذهنم ازتون ممنون می شم تونستین جوابمو بدین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/18 18:09
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        سلام دوست عزیز
        همیشه برای مواردی که خوب عمل میکنی خوشحال باش
        کاری به موارد دیگه نداشته باش

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 6 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/17 20:59
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,807 کلمه

      به نام خدا 

      نکاتی درباره بحث انتظار و تاثیرآن بر لاغری

      بعد از اتمام تمرینهای ۱۳ گام تا سیزده به در تصمیم گرفتم هر چه سریعتر به ا دامه تمرینات هفته اول  دوره ورود به سرزمین لاغرها برگردم اما دراینستا گرام به پیش آگهی جدیدترین لایو استاد  به نام اگر چاقتر شدید خوشحال باشید برخورد کردم که البته از ساعت انجامش گذشته بود و من‌موفق  نشدم در این لایو شرکت داشته باشم وخوشبختانه  ویدیوی این لایو در سایت گذاشته شد  نام عجیبی که روی این فایل گذاشته شده بود کنجکاو شدم ببینم ‌چه توضیحی براش داده شده ……

      متنشو که‌خوندم  دیدم انصافا آگاهی های ارزنده ای در اون گنجانده شده و نمیشه بی خیال از کنارش گذشت و نظر نداد و ننوشت ….

      هنوز فایل تصویری یا صوتی رو ندیده و نشنیده بودم فقط متنو خوندم و در دیدگاه برداشت خودمو نوشتم که با تشویق بسیار عالی استاد مواجه شدم  از شوق این تشویق که حالمو عالی دگرگون کرد دو بار دیگه متنی که خودم در سایت در دیدگاه نوشته بودمو خوندم و مطالبی به ذهنم رسید درباره بحث انتظار که دلم خواست با استاد عزیز و دوستان همراه به اشتراک بذارم  امیدوارم مورد توجه قرار بگیره …..قصد دارم بعد از درج نظرم در سایت برم تمرینات پنج شنبه جمعه هفته اول  دوره ی گام اول رو تکمیل کنم و انشا الله وارد هفته دوم تمرینات بشم و به شدت ذوق دارم که زودتر واردش بشم و باز هم جسم و جانم مملو از آگاهی ناب دیگه ای  بشه و باز هم بهتر و مصمم تر به راهم ادامه بدم‌

      و حالا بحث انتظار

      می خوام در مورد بیمار متناسبی  بنویسم که با اخطار پزشک دچار ترس از چاقی و انتظار برای اون‌ به شکل جهشی به چاقی مبتلا میشه و بعد نتیجه بگیرم از تاثیرات انتظار در جهش برای لاغر شدن

      شخص متناسبی رو در نظر می گیریم که بیمار شده و به پزشکان متعددی مراجعه و داروهاشونو مصرف کرده ولی نتیجه نگرفته ….بعد از کلی صرف وقت و پول و انرژی و خسته از رفتن از این مطب به اون مطب پرسان پرسان برای یافتن پزشکی فوق تخصص بالاخره از روی یک‌آگهی پزشک فوق العاده رو پیدا می کنه که بهش میگن تخصصشو از یکی از دانشگاههای معتبر اروپا گرفته ……

      نور امید در قلبش تابیدن می گیره و با یک دنیا امید و انتظار برای بهبودی  راهی مطب میشه با رضایت و خوشحالی حق ویزیت می پردازه و پزشک رو ملاقات می کنه …..

      پزشک‌بعد از معاینه و دیدن عکسها و آزمایشات بیمار براش یکسری داروهای خاص تجویز می کنه و ضمن راهنمایی بیمار برای چگونگی مصرف داروها بهش میگه مواظب این یه قلم‌دارو باش  مراقب باش چاق نشی چون این یه قلم که اصلا هم نمیشه از لیست داروهات حذفش کنم خاصیت چاق کنندگی داره و تا مدتها باید مصرف کنی و نباید حذفش کنی ولی خوب این‌چاق کنندگی از عوارضشه و نمیشه کاریش کرد فقط شما مراقب خودت باش

      گفتن این توصیه به این بیمار که بسیار هم هیکل متناسبی داره تاثیر خودشو می ذاره و بیمار  بلافاصله این حرفو باور می کنه ….و با نگرانی از دکتر می خواد داروی دیگه ای بهش بده که این اثرو نداشته باشه …ولی دکتر میگه این دارو اصلشه مشابه نداره  باید هر روز یکی ازش بخوری

      بذر چاقی این فرد همینجا در عمق ناخودآگاه این شخص کاشته میشه ….. این فرد با وجود اینکه خیلی امید داره که با داروهای این پزشک‌مورد اعتماد و فوق تخصص کاملا بهبود پیدا کنه ولی ترس از چاقی به جونش افتاده ولی چاره ای هم نداره که اون قرص خاص رو مصرف کنه

      دو هفته میگذره و این شخص ضمن احساس ترس بدی که از چاقی پیدا کرده هر روز که یکی از اون قرصا می خوره  انتظار چاق شدنش در وجودش بالا می گیره ……حتی اینقدر نگران بالا رفتن وزنش میشه که ترازوی وزن کشی تهیه می کنه و هر روز با نگرانی میره روی ترازو که تغییرات وزنی خودشو زیر نظر بگیره …. این رفتارش  از نظر شاهدان سوال برانگیز میشه  ازش می پرسن تو که لاغری هیچوقت هم‌چاق نبودی چرا همه اش نگران وزنت شدی  و مرتب خودتو وزن می کنی ……میگه دکتر گفته فلان قرصی که خیلی برای بهبودت ضروریه عوارض چاقی داره  می ترسم‌چاق بشم‌………

      همینکه دیگران به حالش خبردار میشن بهش میگن بابا اصل سلامتیته  آره فلانی که از این قرصا بهش داده بودن خیلی چاق شد ولی در عوض مریضیش خوب شد 
      حالا  تو هم بی خیال وزنت باش 
      مهم اینکه دوباره سالم بشی 
      ولی چون از چاقی بدش می آد حاضر نیست دست از نگرانی برداره   
      و باز هم ترس و انتظار ادامه پیدا می کنه …. کم‌کم‌متوجه میشه رفتاراش تغییر کرده ….مثلا اشتهاش به غذا بیشتر شده و دیگه‌نمی تونه‌مثل سابق کم بخوره  و هر چی سعی می کنه کمتر بخوره نمی تونه و اذیت میشه و به دام پرخوری ناخواسته میفته  …..تا بالاخره بعد از یه مدت کوتاه مثلا یکی دو ماه بعد میره روی ترازو و عقربه نشون‌ می ده که بله ۳ کیلو به وزنش اضافه شده ……آه از نهادش در می آد که   از اون‌چیزی که می ترسید به سرش اومده ……دیگه شکش به یقین تبدیل میشه که بله درسته اون قرصا چاق کننده اس

      و حالا پروسه بعدی  ترس فرسایشی از چاقتر شدن رهاش نمی کنه ….طفلی  هراسان و نگران میره باشگاه ثبت نام‌می کنه  و از بهترین‌پزشکان تغذیه و رژیم  برنامه غذایی می گیره  که بلکه نذاره وزنش بیشتر بشه بلکه این اضافه وزن به طور کلی برطرف بشه …..ولی افاقه نمی کنه و روز بروز چاقتر میشه ….

      دیگه‌نمی دونه که از کجا خورد و داره از کجا می خوره

      نمی دونه که طی این‌مدت بذر چاقی که در مطب  دکترش در عمق ناخودآگاهش نشست با این ترسها و نگرانی ها  با این  انتظار برای چاق شدن و با اون ابراز نگرانیش پیش دیگران و شنیدن حرفای اونا آبیاری کرده تقویتش کرده و جوانه زده و به سرعت در حال رشد کردنه

      این آدمی بود که هیچی راجع به چاقی و چطوری چاق شدن نمی دونست  چیزی راجع به اشتها و پرخوری نمی دونست اصلا ترازو و وزن کشی براش مفهوم نداشت ولی  انگار از اون ترس و انتظار طوفانی در زندگی و جسم و جانش افتاد و همه چیز یکشبه در عرض چند دقیقه زیر و رو شد و تمام تلاشهاشو برای لاغر شدن مجدد خنثی کرد

      این شخص با وجود عدم‌ آمادگی ذهنی  به طور مطلق در عرض چند ماه به سرزمین چاقها  قدم گذاشت و چه سرزمین بی خیری 😔😔😔😔😔😔

      دوستان نازنینم  ما ماههاست که در حال گوش دادن به فایهای صوتی و نگاه کردن مدل تصویری این فایلها و نوشتن نظرات خود و خواندن نظرات دوستانمون هستیم ولی باید در نظر داشته باشیم  بحث انتظار فوق العاده نیرومنده …….همانطوری که در ایجاد چاقی جهشی نقش فعال بازی می کنه  می تونه در لاغر شدن افراد هم‌ اثر فوق العاده داشته باشه

      بحث انتظار زیر مجموعه های مهمی رو ساپورت می کنه که در بحث لاغر شدن باید توجه ویژه و فوق العاده ای بهش بشه …زیرمجموعه های احساس توانمندی و احساس لیاقت برای لاغر شدن .

      همچنین نترسیدن از تغییرات لاغری در بدن و زندگیمون و پذیرش این تغییرات و پاک کردن ذهن از منفی بافی هامون راجع به لاغری و لاغرها  و  از همه مهمتر توجه نکردن به این‌جسم‌چاق فعلی   از موارد مهم موفقیت در لاغری با ذهنه

      خوب فکر کنیم  چرا از لاغر شدن در عمق ناخودآگاهمون ترس وجود داره …البته با فکر کردن و کاوش درباره چرایی این احساس گاهی به چیزای خنده دار و بی اساس می رسیم مثلا کاشی عمل می آد که طرف از اینکه با برنج نون نخوره  یا شکلات مورد علاقه اشو کنار بذاره یا اینکه چشمش گود نیفته یا پوستش شل نشه و دلایلی از این قبیل می ترسه لاغر شه …..یا در عمق ناخودآگاهش اینه من نمی تونم لاغر بشم …احساس توانمندی نمی کنه که راجع به همین احساس استاد عزیز فایل مفصلی در اوایل دوره ورود به سرزمین لاغرها داره به نام لاغر شدن شجاعت لازم داره ….که با گوش دادنش  براحتی میشه اعتماد بنفس پیدا کنیم و خودمونو توانمند احساس کنیم و دست از این عدم توانایی برداریم……..
      یا اینکه خیلی زیاد به چاقی فعلیمون توجه می کنیم و خودمونو برای زودتر نتیجه گرفتن تحت فشار می ذاریم …….این کار اشتباه محضه ….باید قبول کنیم این چاقی نتیجه  سالها افکار و باورها ی چاق کننده اس نمیشه چند شبه نابودش کرد ….این کارمای اون افکار باور و رفتارهای خاص چاق کننده اس ….از حالا به بعد داریم روی افکار صحیح کار می کنیم داریم باورهای لاغر کننده به ذهن می دیم داریم روی رفتار صحیح و غلط کار می کنیم و به ذهن یاد می دیم رفتار صحیح کدومه تا براش الگو بکشه فرمول بسازه واون قبلی هارو کنار بذاره بایگانی کنه  و بعد که این افکار و باورها بر اثر تکرار و عمل به آموزه ها تثبیت شد احساساتمون‌ تغییر کرد رفتارها تغییر می کنه و با مداومت به رفتار صحیح  تغییرات سلولی و فیزیکی برای لاغر شدن آغاز میشه ….اما چیزی که به این پروسه سرعت فوق العاده می ده انتظار از خود داشتن برای لاغر شدنه

      یه مثالی بزنم برای روشن شدن اهمیت انتظار

      حتما گاهی از زبان مادر یا پدری شنیدید که میگن  همه بچه هام یه طرف  این دخترم مثلا میترا یه طرف دیگه  اصلا این دختر  از مهر عاطفه زرنگی دانایی هنر مسیول بودن دلسوز بودن   همه چی تمومه …یعنی میترا رو از بقیه بچه هاش جدا می کنه از نظر توجه ویژه و خاص خودش 

      حالا میگیم همه الگوها و فرمولهای لاغری با ذهن یه طرف این بحث انتظار یه طرف دیگه

      به جایگاه ویژه ی منتظر لاغر شدن توجه کنیم

      اگر متوجه اهمیتش نشیم  حالا حالاها از مسیر تناسب فکری نتیجه نمی گیریم

      من با نوشتن این دیدگاه اینطوری انتظار و منتظر شدن برای لاغری رو از نظر ذهنی منطقیش کردم   : 👇👇👇👇👇

      از داستان بیمار شدن شخص متناسب و مراجعه به مطب و دستورات پزشک و اخطار ضمنی ایشون برای عوارض چاقی داروهایی که تجویز کرده وشروع پروسه چاقی در این فرد این نتیجه ارو گرفتم :

      خیلی از ماها از اول چاق نبودیم بلکه بسیار متناسب بودیم اما با  طی شدن‌پروسه چاقی ذهنی به چاقی جسمی رسیدیم ….. و با انواع روشهای مزخرف و بیهوده  برای لاغر شدن اقدام کردیم و همه هم اعتراف کردیم که نتیجه نگرفتیم یا گرفتیم اما پایدار نبود …..حالا اگر تمام این روشهایی که با شجاعت و تصمیم و اراده رفتیم و تجربه کردیم  و نتیجه نگرفتیم و سرخورده شدیم را در حکم‌‌داروهای تقلبی بدونیم که توسط انواع و اقسام پزشکان و کارشناسان رژیم و تغذیه برای ما تجویز شدن …..پس ما در حقیقت بیمارانی بودیم که برای درمان خود به بیراهه رفتیم ….و خدا  ماهارو  توانمند دید  لایق دید برای لاغری  ما که عاشقان واقعی تناسب اندام بودیم رو انتخاب کرد  و به مطب پزشک‌حاذقی هدایت کرد که انصافا در ایران و کل دنیا بی نظیرن ……ما از هر روش دیگه دست برداشتیم  و تسلیم شدیم  و دست از تلاشهای بی نتیجه برداشتیم و از خودش که دانا و توانای مطلقه کمک خواستیم  و ما به اینجا هدایت شدیم  ….  
      من‌با خودم میگم  خدا تو رو به اینجا نیاورده که با اهمالکاری و شک و تردید امیدتو از دست بدی و عقب نشینی کنی واین آخرین فرصت برای استفاده از درست ترین‌مسیر رو از دست بدی ….خدا تورو هم لایق دونسته هم توانمند  پس تو الان اینجایی ….ببین استادت که در جایگاه یک پزشک روان شناس با درجه فوق تخصصه چی داره بهت میگه چه نسخه هایی برات پیچیده  عمل کن ناسپاسی نکن از نعمتی که خدا در دسترست قرار داده

      از خودم می پرسم‌ آیا تو به اندازه ی همون بیمار که با اخطار ضمنی دکتر مورد اعتمادش با ترس و لرز منتظر چاقی خودش شد و چاق شد  آیا تو نه با ترس بلکه با ذوق و شوق و حال خوب  منتظر لاغر شدن هستی ؟؟؟

      من خودمو در حکم بیمار نا امیدی می بینم که برای درمان به مطب هر پزشک و کارشناسی رفته و از راه و روش و توصیه هاشون هیچ نتیجه ای نگرفته و حالا به لطف پروردگار همه چیز برای درمان و موفقیتم فراهمه …..هزینه های لازم  کارشناس فوق العاده کاهش وزن به روش علمی و امتحان پس داده   این همه نسخه های درجه یک در قالب  فایلها مقالات نکته ها متنها بروز رسانی های فوق العاده و به موقع پشتیبانی کم‌نظیر نسبت به هنر جو  صدها شگفتی ساز این دوره های ارزشمند که به همراه استاد نمونه های عینی موفقیت از این مسیرن‌  و از همه مهمتر خود تو با این همه توانمندی و لیاقت  آیا  می خوای بگی بازم منتظر تناسب اندامت نیستی ؟؟؟ وای بر تو اگر این فرصت رو از دست بدی 🙈🙈🙈🙈🙈🙈🙈

      من به این روش کاهش وزن ایمان دارم 
      و سراغ هیچکدوم از روشهای شکست خورده ی قبلی نخواهم رفت و از تبلیغات وسوسه کننده ی رسانه ها و ماهواره ها دوری می کنم …و سعی می کنم با تمام وجود انتظارمو برای متناسب شدن از اینراه تقویت و بیشتر کنم ….ما هر کدوم یک لشگر یک نفره ایم‌ و اومدیم به میدون برای پیروزی   این مفهومو استاد در یکی از فایلها کامل توضیح دادن و بناست امشب از روی اون نکته برداری کنم و بعد در سایت هم بنویسم

      ما با عمل به دستورات فوق العاده جناب استاد چه در دوره های رایگان و چه دوره هایی که خریداری می کنیم منتظر لاغر شدنیم داریم جاده های خاکی و سنگلاخ چاقی رو صاف  و شن ریزی می کنیم و آماده می کنیم به جاده ای اسفالته و راحت در سرزمین لاغرها تبدیلش کنیم

      هر روز باید خوشحالتر و امیدوارتر و منتظرتر باشیم برای رسیدن به مقصود ….هر روز یک قدم به هدف نزدیک میشیم هیچ شکستی در کار نیست هیچ پشیمانی در کار نیست  ما با فاکتور انتظار ساخت الگوها و فرمولهای ذهنی لاغری رو دور می زنیم و با یک راه میانبر فوق العاده به تناسب ایده آل خواهیم رسید

      من با این نظرات و حرفایی که زدم قصد اینو ندارم که بگم من دیگه استاد انتظار و توانمندی و لیاقت شدم دارم دوستانمو نصیحت می کنم ….نه  اصلا اینطور نیست من فقط یک‌هنر جوی مشتاقم و دلم به پشتیبانی های استادم خوشه ..دلگرمم به تشویقای  عالی ایشون ….. روح بلند و مقاوم ایشون  به شدت مورد احترامه و نظراتشون و دستوراتشون برام وحی منزله با ذوق و شوق ادامه می دم تا آخر مسیری که انتخاب کردم ….در ایستگاه آخر با موفقیت از قطار تناسب  فکری پیاده میشم همونجایی که استاد گرانقدر و دوستان نازنین شگفتی سازم منتظر منن و من با کمال افتخار تمام قد در مقابلشون سر تعظیم فرود می آرم و از شادی اشگ شوق می ریزم و برای ورودم به سرزمین لاغرها جشن می گیرم و از خدای مهربانم که لطف کرد و زندگی دوباره ای به من بخشید سپاسگزار خواهم بود ….

      برای خودم و دوستان همراه و هم مسیر امید موفقیت دارم و برای استاد عزیزم آرزوی سلامتی مطلق و عمر بلند و با عزت خواهانم …..

      خانم شهربانو ۵۳ از تهران ۱۷ فروردین ۱۴۰۰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        1400/01/18 15:26
        مدت عضویت: 139 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        احسنت به شما دوست نازنین امیدوارم منم روزی در این مسیر به درکی که شما رسیدین که البته نشان از تلاش واستمرارتونه برسم. خوشحالم براتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/18 19:37
          مدت عضویت: 347 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 249 کلمه

          دوست عزیز سلام ممنون که توجه کردی و نظرتو گذاشتی ….این متنی که برای توضیح چگونگی وقوع چاقی جهشی برای اون بیمار نوشتم در صورت ظاهر داستانه ولی در واقع می تونه حقیقت باشه خیلی ها هستن که بخاطر اعتمادی که به دکترها دارن از هشدار ی که در مورد چاق شدن به بیمارشون دادن قضیه عکس اتفاق افتاده که اگر از خیر این هشدار میگذشتن اصلا همچین اضافه وزنی برای بیمار رخ نمی داد …. چون به تجربه ثابت شده که هر اتفاقی و رویدادی در زندگی ما اتفاق میفته ریشه در باورهای ما داره
          و بعد از بیان این داستان واقعی نتیجه گرفتم که مگه استادما در این دوره ها ارزش و اعتبارش کمتر از اون پزشکه متخصصه ….تازه دکتر قصه ما با اون همه تخصص ، بیمارو به چاقی گرفتار کرد ….ولی جناب استاد عطار روشن خودش در درجه اول امتحان این روش رو پس داده به اطمینان رسیده و هنرجویان زیادی رو به آرزوشون رسونده پس ما هم می رسیم اگر با جان و دل کار کنیم …و به توصیه های ایشون جامه عمل بپوشیم ….

          برای خودم و همه دوستان همراهم آرزوی موفقیت در این‌مسیر دارم امیدوارم شاگردان خوبی برای استاد خوبمون باشیم و باعث سرافرازیشون بشیم …..آمین

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/16 21:34
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,362 کلمه

      برداشت از متن فایل مهم استاد با عنوان از چاقتر شدن خود خوشحال باشید….
      با دیدن نام این فایل سوالی در ذهنم شکل گرفت که چرا باید در مسیر لاغری با ذهن اگر به جای لاغر شدن وزنمون اضافه شد  باید خوشحال باشیم ….؟؟؟؟ و  با گوش دادن و خواندن متن این جوابو به این سوال دادم …..👈👈👈👈👈

      ترس از چاقتر شدن بزرگترین چالش افراد چاق است .
      در روش لاغری با ذهن اگر چاقتر شدیم نباید بترسیم و ناراحت شویم برعکس خوشحال باشیم
      چون ما در حال وارد کردن آگاهی های صحیح  به ذهنمون هستیم که اگر استمرار داشته باشن ذوق و شوق داشته باشیم شک نداشته باشیم و از ورودی های متفرقه خصوصا اونایی که حس و حالمونو بد می کنه جلوگیری کنیم و بیشتر اوقات خودمونو به ورود و تثبیت آگاهی های جدید و صحیح اختصاص بدیم و احسای ترس از غذا خوردن و چاقتر شدن جاشو به احساس امید و توانایی برای لاغر شدن بده   روند چاقی متوقف خواهد شد ….که این حالت توقف  یک‌نشانه ی خیلی خوبه که با ادامه تمرینها و احساس امید و انتظار روند لاغرشدن به تدریج خودشو نشون خواهد داد ….

      استاد به نظرتون  به سوال جواب صحیح دادم ؟

      حالا ادامه برداشت :

      لاغری با ذهن هنری است آموختنی که هر چه اطلاعاتمان درباره نحوه شکل گیری آن کامل شود به نحو بهتری آنرا می آموزیم و نتیجه قابل مشاهده از آن را می توانیم ببینیم‌

      اطلاعات بیشتر در باره عملکرد ذهن و چگونگی تاثیر این اطلاعات و آگاهی بر جسم‌ مساویست با کسب نتیجه عالی

      برای درک بهتر این موضوع چگونگی آموزش ذهنی چاق شدن و تاثیر آن بر جسم را بررسی می کنیم‌

      چرا که ما همه درمورد چاق شدن تجربیات زیادی داریم‌ و تاثیر ذهن بر چاق شدن را بخوبی درک می کنیم

      سوال :
      افراد لاغری که در خانواده ی چاق زندگی می کرده اند  چگونه چاق شده اند ؟؟؟

      جواب :
      وقتی که ابتدا فرمولها و آگاهی های چاق کننده از طریق صحبت کردن افراد خانواده با هم و دیدن رفتارهای آنان وارد ذهن فرد میشه و بارها تکرار میشن به تدریج احساس فرد را تغییر می دهند  ….اگر این فرد لاغر چاقی را دوست نداشته باشد و نخواهد آنرا تجربه کند احساس ترس از چاق شدن در او شکل می گیره و چاقی این فرد در آینده (دور یا نزدیک )  پایه ریزی میشه …..چرا ؟؟؟؟ چون ترکیب شنیده ها و دیده ها با تغییر در احساس در ذهن ناخودآگاه به شکل فرمولی چاق کننده ثبت و ضبط میشه …..اگر چیزی درباره چاقی بشنویم و یا ببینیم ولی در احساس ما تغییری ایجاد نکند مورد توجه ناخودآگاه قرار نخواهد گرفت و بالطبع ثبت و ضبط نیز نخواهد شد ….

      سوال 
      بعد از ثبت شدن این فرمول چاقی  چه مدت طول می کشه تا فرد چاق بشه ؟

      جواب :
      زمانی که فرمولهای چاق کننده در ذهن فرد افزایش یابد تبدیل به تصاویر چاق از فرد می شود وسپس انتظار چاق شدن در او شکل می گیرد این انتظار پیدا کردن از خود برای چاق شدن  سبب می شود که فرمولهای چاق کننده در مغز فرد به دستورات عملی تبدیل شوند دستوراتی عملی  در زمینه رفتاری و در زمینه تغییرات سلولی …..یعنی هم رفتارهای خاص چاق کننده در فرد به ظهور می رسد هم سلولهای چربی ساز فعال می شوند و شروع به ذخیره انرژی های دریافتی می کنند و فرد می بیند که لباسهاش به تنش چسبانتر شده انگار که چاق شده باشد …..و از حالا به بعد احساس فرسایشی ترس از چاقتر شدن و خود را در تصویری چاقتر تجسم‌کردن به سراغ فرد می آید که زمینه ی چاقی های بیشتر را فراهم‌می کند …..یعنی ترس از چاقتر شدن کلید بدتر شدن اوضاع می شود …..برای همینه که در مسیر لاغری با ذهن ابتدا  باید به جایی برسیم که بتوانیم‌ این ترس را  خنثی کنیم که خوشبختانه  خیلی زود این‌اتفاق می افتد …..

      همانطور که بحث انتظار در چاق شدن به شدت تاثیرگذار است فاکتور مهمی است در لاغر شدن از طریق ذهنی

      می خوایم فردی را در نظر بگیریم که در خانواده ی متناسب زندگی می کنه و هیچگونه ترس از چاقی یا هیچگونه افکار و فرمولهای چاق کننده در ذهن ندارد اما این فرد می تواند با اخطار یک پزشک به سرعت چاق شود ….چگونه امکانش هست ؟

      در نظر می گیریم این فرد متناسب به یک بیماری مبتلا شود به پزشک حاذقی مراجعه می کند که برای معالجه این فرد داروهایی تجویز می کند و در ضمن راهنمایی بیمار برای چگونگی مصرف داروها به او‌می گوید عوارض  یکی از قرصهایش  چاق شدنه و باید مراقب خودش باشد …..به محض شنیدن این‌جمله از زبان این پزشک فرد بلافاصله ترس از چاقی پیدا می کند …..با نگرانی از دکتر می پرسد که نمیشه این قرصو نخورم ؟ یا به جاش داروی دیگه ای بهم بدید که این اثرو نداشته باشه ؟ 
      و لی دکتر آب پاکی رو روی دستش می ریزه و میگه به هیچ وجه ….

      شما باید برای معالجه صد در صدی از همین قرص هر روز مصرف کنی …
      بیمار بخت برگشته با یک دنیا ترس و نگرانی به منزل می آید و شروع به مصرف قرصها می کند 
      و هر روزی که‌میگذره  با مصرف هر یکدونه از این قرصها ضمن احساس ترس از چاق شدن انتظارش برای چاق شدن بیشتر و بیشتر میشه …..وسرانجام  خیلی زود متوجه میشه که بله دو سه کیلو چاق شده و فلان لباس بهش تنگ شده و این آغاز ماجرای چاقتر شدنه این فرده  خصوصا اگر از بد شانسی دکترش گفته باشه شما باید تا آخر عمرت از این قرصا مصرف کنی …و مریض بیچاره چاره ای جز اطاعت نداره …..و روزبروز چاقتر هم میشه …

      گاهی ترسها راه چاره دارند و میشه با فکر و مدیریت صحیح برطرف بشن ….مثلا کودکی هنگام عبور از خیابانی شلوغ و پر تردد منتظر میشه که بتونه در فرصت‌مناسب از خیابان رد بشه یه شخص بزرگتری بهش می رسه میگه حواستو جمع کن خیابون شلوغ و خطرناکه احتیاط کن عجله نکن تا بسلامت رد بشی و آسیب نبینی 

      این بچه اگر سر به هوا نباشه برای احترام به اون شخص و همچنین احساس ترسی که از صحبتای اون شخص پیدا کرده  سعی می کنه با نهایت احتیاط از خیابان رد بشه و ترسش از بین می ره و آسیبی هم‌نمی بینه

      اما ترسی مثل ترس از چاقنر شدن  اگر با روش صحیح از بین نره قطعا باعث چاقی فرد میشه …چون این ترس انتظار شخص برای چاق شدن رو مهیا می کنه …..که در بالا چگونگی اونو توضیح دادیم‌

      چاق شدنی که به دلیل اخطار پزشک از مصرف دارویی خاص برای شخص ایجاد میشه  از نوع چاقی جهشی محسوب میشه ……این نوع از چاق شدن نیازی به ایجاد فرمول و الگو از قبل در ذهن فرد نداره  و در حقیقت فاکتوری که این چاقی رو کلید می زنه و به سرعت اتفاق میفته  فاکتور منتظر شدنه ….

      پدیده ی انتظار می تونه مقدم بر الگو سازی وساخت فرمول در ذهن برای چاقی و لاغری باشه …..یک راه میانبر محسوب میشه که الگوها و فرمولهارا دور می زند و اعجازگونه ‌چاقی یا لاغری را در فرد شکل می دهد

      پس چاق شدن دو نوعه فرمول چاقی نوع اول اینطوری میشه :
      ورود آگاهی های چاق کننده + تکرار و تثبیت در ذهن نتیجه می ده احساس ترس از چاق شدن سپس نتیجه می ده تصویرهای چاق در ذهن  سپس نتیجه میده انتظار برای چاق شدن  سپس  میل به تغییر  رفتارها و سپس عملی شدن رفتارهای چاق کننده  و سپس تکرار این رفتارها  نتیجه می ده === چاقی

      چاقی نوع دوم جهشی شکل می گیره ….

      به دنبال اخطار یک فردی که از نظر یک شخص متناسب  هم مورد اعتماده هم خیلی داناست احساس ترس همراه با انتظار برای چاق شدن‌ رو بوجود می آره و به دنبالش بدون ساخته شدن فرمولهای چاقی در ذهن ، فرد مستعد تغییر رفتار و تغییر در سیستم سلولی بدنش میشه و به سرعت چاق میشه و به دنبال دیده شدن اولین علایم‌چاقی  احساس ترس از چاقتر شدن  به گسترش سلولهای چاق شونده منجر میشه

      حالا می خوایم از همین راه که‌چاق شدیم برگردیم در سمت مخالف و لاغر بشیم …..همون راهی رو باید بریم که برای چاقی رفتیم منتها برعکس

      فرمول لاغرشدن با ذهن به این صورته :

      یک _ ورود آگاهی های لاغر کننده
      دو _تکرار و تکرار این آگاهی ها که منجر به تغییر احساس در فرد میشه تغییر در احساس یعنی احساس ترس جاشو به احساس امید و توانایی برای لاغر شدن  میده ….حالا این آگاهی جدید که با تغییر در احساس همراه و ترکیب شده  به عنوان فرمولهای لاغر کننده در ذهن تثبیت میشه  تا این مرحله هنوز چاقیم‌ و لاغر نشدیم 
      سه _ در مرحله سوم به دنبال تغییر در احساس در رفتارها و افکارها تغییراتی رخ می ده ….که نشانه های خوبی هستن برای لاغر شدن ……مادر این مرحله وهنوز چاقیم ..ولی حس و حالمون خوبه  رفتارهامون به شکل ناخودآگاه تغییر کرده اگر در این مرحله ذوق و شوق ادامه پیدا کنه و فاکتور انتظار برای لاغر شدن بیاد وارد میدون بشه   تغییرات در سطح سلولی و فیزیک بدن  شروع  میشه و فرد احساس می کنه لاغر تر شده ….حالا اگر تمرینات و ورود آگاهی ها ادامه پیدا کنه و فرد همچنان منتظر و امیدوار باقی بمونه  لاغری متوقف نمیشه و همچنان ادامه پیدا می کنه تا به وزن ایده آل برسیم

      من خیلی دلم می خواد که لاغری جهشی برام اتفاق بیفته .من نیاز دارم که استاد خودمو به مانند اون‌پزشکی بدونم که با یک اخطار یک‌جمله ای فرد رو به شکل جهشی به سمت چاقی هل داد  ….. وقتی استاد در دیدگاههایی که می ذارم با دادن مدالهای طلا و گاهی جملاتی امید بخش منو تشویق به ادامه ی راه می کنه منو به یاد همین پزشک‌معتمد و آگاه میندازه  که در مسیر لاغری با ذهن هم استاد منن هم پزشک روان شناس و آگاه  که اگر از مسیر منحرف بشم اخطار می ده و دستمو می گیره و به مسیر اصلی می آره و هر وقت درست انجام وظیفه کنم منو به شگفتی ساز شدن امیدوار می کنه و مثل همون پزشک میگه داروی تو همینه که برات تهیه و تدوین کردم اگر بخوبی و درست ازش استفاده کنی قطعا به نتیجه می رسی  منتها اینجا دیگه ترسی وجود نداره لاغر شدن که ترس نداره همه اش نور و عشق و شادمانیه ….پس اگر به دستورات و تمرینات دل بدم و نترسم و شک نکنم و انتظارمو علیرغم‌ وجود موانع بسیار زیاد لاغری بیشتر و بیشتر کنم  چیزی جر تناسب اندام برام‌متصور نخواهد بود…

      .فاکتور انتظار برای لاغر شدن می تونه به شکل جهشی فرد رو لاغر کنه ……

      استاد امیدوارم برداشت درستی از این فایل بسیار مهم و ارزشمندتون کرده باشم …. ممنونم از زحمات شبانه روزی شما برای انتقال این آگاهی های ناب و تاثیرگذار 🙏🙏🙏🙏🙏👌👌👌👌👌👌👌👌❣❣❣❣❣❣❣

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/17 03:35
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام دوست عزیز
        شگفتی ساز شدن کمترین پاداش شما در این مسیر خواهد بود.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          شهربانو باقری
          1400/01/17 09:13
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 113 کلمه

          استاااااااااد سلاااااااام وقت شما بخیر خیییییلی خوشحالم چون شما همون طبیبی هستی که با یک‌جمله معجزه می کنه برای بیمارش…….شما مدتهاست که به ایستگاه سلامتی در شهر لاغرها رسیدید و حالا نوبت ماست که با تشویقهای به موقع و عالی شما این راهو طی کنیم و به مقصدی که شما رسبدید ما هم برسیم …….خدایا توکل به تو می کنم و سلامتی و طول عمر استاد جناب عطار روشن را از درگاهت مسیلت می کنم آمین

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم حیدری
      1400/01/16 17:30
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      سلام به استاد و دوستان خوبم
      با خواندن این متن متوجه شدم که واقعا خودم چقدر و چند سال درگیر این ترس از چاقی و چاق تر شدن بودم روزی چند بار خودم را وزن میکردم آ ب میخوردم وزن میکردم غذا هام رژیمی به صورت آب پز خوردن بیشتر سبزیجات حسرت خوردن یکم نان،برنج ماکارونی و غذاهای دیگه ای که دوست،داشتم و از ترس چاقی نمیخوردم با وجود این نخوردن ها وقتی وزن میکردم بیشتر اضافه میکردم اعصابم بهم می ریخت هم،از خوردن و هم از نخوردن خسته شده بودم تا اینکه به لطف خدا با این سایت آ شنا شدم و خدا را شکر همه چیز میخورم با عشق میخورم بدون اینکه ترس از چاقی داشته باشم بر عکس احساسم خوب میشه و بسیار خوشحالم که توانسته ام یکی از مهمترین موانع چاقی خود را شناسائی کنم و به لطف خدا،و استاد عزیز آنرا از سر راهم بردارم به امید آن روز که همه ی موانع از سر راهمان برداشته بشه .
      خدا نگهدار

      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/15 18:03
      مدت عضویت: 198 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,089 کلمه

      به نام الله
      سلام
      با ظهور تکنولوژی زندگی ما انسانها دچار تغییرات بزرگی شده و این پدیده مزایای بسیار زیادی همراه خود داشته نمونه اش آشنایی ما با دوره تناسب فکر که به یمن همین تکنولوژی نصیب ما شده که با استادی گه هرگز از نزدیک ندیدیم آشنا شده و قدم در این مسیر طلایی بگذاریم
      اما از معایب آن می‌توان به انتشار اخبار بد و خوب اشاره کرد که ما دائم در آن سرگردانیم اگر بخوام خودم رو چند سال پیش به تصویر بکشم شبیهه ادمی گرفتار در طوفان و تندباد که قدرت تشخیص درست از غلط رو از دست داده بودم هجمه اینهمه خبر و اطلاعات در زندگی امروزه ما واقعا وحشتناکه و من اثرات اون در توجه کردن به این خبرها در زندگی ام دیدم
      من دو سال پیش با یک دوره پرورش افکار آشنا شدم و احساس میکنم وقتی که کمی از لحاظ روحی به ثبات رسیدم آشنایی با این دوره نصیبم شد که موهبتی بزرگ بود
      در حین گوش دادن به صحبت‌های استاد تمام‌ مسیر من در دوره تا اینجا که در تکرار روز بیستم هستم عین فیلم برام به نمایش دراومد
      داشتم فکر میکردم من از اول دوره تا امروز چه تغییرات بزرگی رو در خودم دیدم و خدا رو شکر تعییرات جسمی رو در خودم دیدم پس در مسیر درست هستم
      تا اونجایی که من اطلاع دارم دوره دوازده هفته ای بود و بعدها استاد اون رو طولانی تر کردن ولی هنوز هم در انتهای سه ماهه اول من به اگاهی هایی دست پیدا میکنم که انگار کشف بزرگی در من رخ داده و گره بزرگی از این کلاف سر درگم باز شده
      در همه فایلهای با ارزش دوره چیزی که بیشترین تاثیر روی من داشته باورهای نگهبان بود اونا جایی جاخوش کردن و طوری افسار ذهن ما رو در دست گرفتن که وقتی مچشون رو میگیریم تازه میفهمیم ما کجا گیر کرده بودیم
      خدا میدونه از اون زمانی که در بچگی ما در حال ساخت باورهای چاق کننده بودیم و به اون شاخ و برگ میدادیم و تا زمان ظهور نشونه هلی چاقی در بدنمون چقدر طول کشیده پس چطور انتظار میره که در یک دوره کوتاه از دستشون خلاص بشیم
      دیروز فایلی گوش میکردم که استاد داشتن در مورد عمل خوردن صحبت میکردن که ما فکر می‌کنیم باید حتما میوه و سبزی و سالاد بخوریم که سالم بمونیم و من دقیقا این کار رو انجام میدادم هر روز حجم بزرگی از سالاد داشتم اونم برای سیر شدن و ترس از گرسنه موندن بعد از غذا من فقط در حال افزایش عمل خوردن بودم و به شکر خدا مدتهاست این عادت رو کنار گذاشتم اونم آگاهانه همین امروز یه خیار و گوجه برداشتم کا سالاد درست کنم بعد از خورم پرسیدم چرا فهمیدم چون همسرم برای ناهار دیر کرده و من گرسنه هم شده میخوام سالاد درست کنم که عمل خوردن رو انجام بدم و خوردن وعده اصلی رو موکول کنم به اومدن همسرم و آگاهانه این کار رو انجام ندادم
      مسئله دیگه ای که استاد در این فایل بهش اشاره کردن بحث احساس و ورودی های ذهن ما هست برای من شخصا این دوره دوره تناسب اندام نیست این دوره زندگی سازه
      ما هر روز در میثاق نامه میخوایم که به انضباط فکری دست پیدا کنیم
      خوب یعنی جی؟
      انضباط فکری یه نعمته یه موهبت بزرگ و نه فقط در اثر تکرار و تمرین بدست میاد انضباط فکری یعنی تعیین چارجوب فکری برای خودت که فکر من دروازه ورودی هر فکر هرز و بیجایی نیست که من باید به جادوی کلام ایمان داشته باشم من باید مراقب افکار و گفته هام باشم و احساسم رو اسیر تندبادهای اون بیرون نکنم وگرنه اثراتش رو در بدن و زندگی ام خواهم دید
      دوستان عزیزم تناسب فکر و تناسب اندام به هیچ عنوان از هم جدا نیستند
      من مطمئنم دوستانی که به تناسب رسیدند و تونستند اون رو حفظ کنند امروز جز برگزیدگان خداوند هستند اونهاخصائل منفی رو از خودشون دور کردن وگرنه هرگز به این تناسب نمی‌رسیدند پس اگر میخوایم به تناسب اندام دست پیدا کنیم باید احساسمون در مورد همه جیز خوب باشه مگه ما همون ادمهایی نیستیم که جون عصبی نیشدیم بیشتر میخوردیم هر چیزی ممکن بود مارو عصبی کنه و منجر میشد به پرخوری پس چطور ممکنه ما با اون حجم از احساسات منفی انتظار تناسب داشته باشیم
      استاد عزیز من از اینکه از این اطلاعات اگاهانه استفاده میکنم لذت میبرم من در زندگی ام در مواجهه با اطلاعات زیادی بودم و همیشه به دنبال یادگیری ولی اولین باره از یادگیری ام لذت میبرم چون مو به مو اون رو در زندگی ام اجرا میکنم و از لینکه میبینم این اگاهی در جایی از زندگی ام کاربرد داشته خوشحال میشم
      من اثر این آگاهانه استفاده کردن از اطلاعاتم رو به عینه در دو هفته تعطیلات عید دیدم
      در هفته اول به منزل مادرم رفتم اونجا به فایلها گوش میکردم ولی از اونجایی که راحت نبودم و اونجا شلوغ بود احساسات منفی بر من غالب شد و کاملا متوجه میشدم که دارم خلاف یادگیری ام رفتار میکنم جالبه که هر جا تخلف میکردم میدونستم و ا این دونستن خوشحال بودم چون قبلش اصلا نمیفهمیدم چرا اینطور رفتار میکنم
      هفته دوم به منزل خودم برگشتم و دوباره روال عادی رو از سر گرفتم‌و حالم بهتر شد اخر هفته مهمان داشتم ولی نتونستم به دلخواهم به فایلها گوش کنم‌ مهماندار و آشپزی و شیطنت بچه ها خسته ام کرد و دقیقا با ظهور این احساسات منفی من رفتارهای قدیمی از خودم نشون دادم و اتفاقا مهمان هایی داشتم که یکیش متناسب بود واون یکی نه با توجه به رفتارشون متوجه شدم چقدر متفاوت هستند و راز تناسب اون شخص دقیقا به خاطر رفتارهای درستش بود نه شانس و اقبال و ژنتیک
      هدف من از مطرح کردن این حرفها دو چیز بود
      اول اینکه فهميدم احساسات من نقش بزرگی در حفظ اطلاعات و اگاهی ام داره چون الان اول کار هستم هنوز این یادگیری در من کاملا نهادینه نشده و خیلی راحت با ورودی های منفی ممکنه راه خطا بره
      دوم اینکه من متوجه تعییرات اگاهانه هستم و اونها رو با دقت رصد میکنم درسته که هنوز به نتیجه دلخواهم نرسیدم ولی یاد گرفتم عجله نکنم و اطلاعاتم رو به صورت کاربردی در زندگی واقعی ام اجرایی کنم در این دور روز خوشبختانه بیشتر به اون فرد متناسب توجه کردن و از الگوی غذا خوردن اون پیروی کردم جیزی که دقیقا در میثاق نامه ذکر شده و من اون رو عملی در زندگی هم پیاده کردم
      بسیار خوشحالم که در این مسیر سبز و طلایی رو به جلود در حرکتم قدر این مسیر رو میدونم و ارزش تک تک اموزشها و فایلها رو باعمق وجودم درک میکنم
      سپاسگزارم استاد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/15 16:41
      مدت عضویت: 314 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      لاغری با ذهن تنها و تنها راه نجات از چاقی است من در این راه تا آخر عمرم باقی خواهم ماند ،من در جوانی بسیار متناسب بودم و از همان موقع آگاهی های چاقی وارد ذهنم میشد که اطرافیانم می گفتند بعد از ازدواج و بارداری چاق خواهی شد و من انتظار چاقی رو می کشیدم بعد از یک سال و نیم که از ازدواجم می گذشت باردار شدم و در این مدت سیزده کیلو اضافه وزن پیدا کردم و این برای من طبیعی بود بعد از زایمانم از هر روشی خواستم لاغر بشم نشد و من هرروز ترس از چاق تر شدن داشتم و چاق تر میشدم و چون خانواده همسرم چاق بودن این چاقی برام طبیعی بود و همیشه خانواده خودم بمن تذکر میدادن چاق شدی مواظب خودت باش ولی من برام فرقی نمی کرد البته دنبال روشهای.لاغری هم بودم ولی لاغر.نمی شدم وباز بعد از پنج سال بارداری دومم شروع شد دوباره منتظر.بودم چاق تر بشم و چاقتر شدم و این دفعه خیلی وزنم زیاد شد طوریکه خانواده همسرم بمن می گفتن به فکر خودت باش و من بیست و هشت سال چاقی رو با خودم حمل میکنم تا اینکه نا امید و تسلیم در برابر چاقی.شدم و خداوند عزیزم منو هدایت کرد به این روش بسیار عالی که از صمیم قلب خوشحالم که در این مسیر هستم و هر روز خداوند رو شکر میکنم چون این روش بسیار ساده و راحت باعث لاغری میشه من هر روز دارم آگاهی های لاغری به ذهنم میدم و فایل گوش میدم و تمرین انجام میدم و احساس خیلی خوبی دارم رفتارهام عوض شده و جسمم در حال تغییر هست مهم نیست چقدر طول می کشه همین که اطمینان کامل دارم و میدونم صدرصد من متناسب میشم چون سلولهای جدیدم با کد نویسی که خداوند.انجام میده در مسیر متناسب شدن هستن و من هر.روز وقت بیشتری رو صرف میکنم که آگاهی های لاغری بیشتری وارد ذهنم کنم تا زمانی که این آگاهی ها بر فرمولهای چاقی قبلی غلبه کنن و احساس خوبم بهتر بشه و بعد.رفتارم تغییر کنه و بعد.جسمم اول چاقی رو متوقف کنه و سپس در مسیر لاغری پیش بره من ادامه خواهم داد چون ایمان دارم فقط لاغری با ذهن من رو متناسب میکنه و من مواظب این هستم تمرکزم فقط بر.لاغری باشه.و با ورودیهای بی ربط وآبهای آلوده بستر.ذهنم رو کثیف نکنم و با عشق و اشتیاق و با تکرار و استمرار در این مسیر هر روز ادامه میدم و اطمینان صدرصد دارم به لاغری دست پیدا خواهم کرد،استاد.عزیزم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryam.modino@yahoo.com
      1400/01/15 12:46
      مدت عضویت: 152 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 170 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزيز و دوستان همراهم
      استاد همونطوري كه شما گفتين من دقيقاً رفتارم نسبت به خوراكيها تغيير كرده وقتي به فروشگاه ميرم انگار ديگه اون خوراكيها و تنقلاتي كه هميشه ميديديم و فوراً بدون فكر ميخريدم رو نميبينم ديگه به چشم نميخوره و اگر هم اتفاقي چشم بهشون بيافته و ببينم خيلي بي تفاوت از بغلشون رد ميشم و تند غذا نميخورم ريزه خواري نميكنم در حدي ميخورم كه فقط كرسنگيم برطرف بشه و يه روزايي اصلاً احساس گرسنگي ندارم و چيزي نميخورم و در مدت اين پنج ماه كه با سايت شما اشنا شدم همون ماه هاي اول سه كيلو وزن كم كردم و بعد وزنم ثابت شد و ديگه وزن كم نكردم الان حدود ده روزه احساس ميكنم وزنم اضافه شده و برگشتم به وزن اولي خودم با اينكه روي ترازو نرفتم ولي از لباسهام كه گشاد شده بود الان ميبينم دوباره چسبون شده برام ميفهمم كه دوباره برگشتم سر خونه اولم لطفاً كمكم كنين كه چكار بايد بكنم نميدونم مشكل كجاست 😞😞😞😞😞😞

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/15 18:08
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 69 کلمه

        سلام دوست عزیز
        فقط باید ادامه بدی
        کاری به جسمت نداشته باش
        جسم تو تحت فرمان شماست انقدر سخت نگیرید
        تصور نکنید که شما به راست میری جسمت میتونه به چپ بره
        جسم شما مثل مجسمه ای است که توسط مغز شما داره تراشیده میشه
        پس به خودت اعتماد کن و ادامه بده کاری به تنگ و گشاد شدن لباس ها نداشته باش
        توجه کردن به تنگ و گشاد شدن باعث لیز خوردن در مسیر میشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/01/15 10:38
      مدت عضویت: 99 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 693 کلمه


      با سلام . این فایل شامل نکات بسیار ارزنده و کلیدی بود که باید بارها دید و شنید و آموخت .
      چاقی و چاق شدن ابتدا یک احساس هست . یعنی من نوعی که از ابتدا چاق نبودم بلکه اون بیس و فرمول اولیه ی من لاغری هست و حتی همین الان هم تمام سلولهای من لاغر به وجود می آیند اما
      این وسط چه اتفاقی رخ میده که انچه در جسم من آشکار میشه چیز دیگه ای هست .
      قطعا یه کد مخرب و اشتباه روی این سلولها سوار میشه و کنترل و به دستش می گیره اما این کد خراب از کجا اومده؟؟؟
      بله کاملا درسته از ذهن چاق من ….
      خب کاملا عاقلانه است که من قبل از هر کار فیزیکی ابتدا جلوی این کد مخرب و بگیرم و نگذارم این کد اشتباه زمام سلولای سالم و لاغره منو بگیره و به مرور اونا رو هم چاق کنه
      اما چطور و چگونه ی این کار بسیار راحته و اصلا نیاز نیس کارای عجیب و غریبی انجام بدیم
      اولین کار اینه که جلوی ورودیها ی ذهن و بگیریم و نگذاریم این کد مخرب مرتب جون بگیره، بزرگ و بزرگتر بشه.
      یکی از اون ورودیها گوش ها هستن . حرفای دیگران در مورد روشهای لاغری و رژیم و…
      یا نظر دادن در مورد خورد و خوراک ما و اندام ما و خلاصه حرفایی که همگی کم و بیش شنیدیم . در این موقع ما یا نباید در اینگونه جمع ها حاضر بشیم یا باید اینقدر اعتماد به نفس داشته باشیم که به قول معروف ( بیدی نباشیم که با این بادها بلرزیم ) و از این حرفها عبور کنیم
      چون ما آگاهیهایی را کسب کرده ایم و ایمان و یقین قلبی داریم که این حرفها پوچ هستند و بیهوده و تا حد ممکن نباید تحت تاثیرشون قرار بگیریم البته یکم سخته ولی با کار کردن روی خودمون میشه قطعا میشه . ولی به نظر من بهترین کار دوری از این جمعا و بحث نکردن راجع به اینگونه مسائل هست

      اما ، اما ،
      ورودی بعدی که از طریق چشم هاهست یکم پیچیده است . اینجا دیگه بحث حرفای دیگران نیست . اینجا خودمون هستیم که خوراک ان کد مخرب را تامین میکنیم
      با مرتب روی ترازو رفتن و چک کردن وزن ، با مرتب جلوی آیینه رفتن و انداز برانداز کردن ، حتی با دیدن عکسها و تصاویر خانوادگی که از خودمون می بینیم

      و با خودمون میگیم ای وای من که تغییر نکردم . ای وای من که هنوز چاقم و
      واااای از این « ای وای ها » چون مساوی هستند با بد شدن حال و احساس ما
      و همین امر باعث چاقی بیشتر و بر عکس شدن نتیجه .
      وقتی استاد میگن
      مدتی به خودمون کار نداشته باشیم بخاطر همین تغییر حال و احساسه . که همون کد مخربه وارد عمل میشه و …..
      ما تا فرمولای ذهنی مون درست نشده تا هنوز در مسیرمون استوار نشدیم و به تثبیت فرکانسی نرسیدیم باید کاملا جلوی وردیها رو داشته باشیم باید مراقب این جوانه ی کوچولو باشیم
      من متعهد می شوم
      اگر جلوی آیینه میروم فقط برای مرتب کردن خودم بروم
      روی ترازو که اصلا
      و اگر هم عکس خانوادگی میگیرم به شادی و دور همی ها و ثبت لحظه های شاد فکر کنم
      من باز با خودم متعهد می شوم
      از حضور در جمع هایی که مرتب تجویزها و دستورها ی پوچ تو خالی صادر میشه کاملا بپرهیزم و اگر به هر دلیلی خواستم شرکت کنم
      خودم باید مراقب باشم که تحت تاثیر قرار نگیرم و به سخنان و اگاهیهای صحیحی که از طریق شنیدن فایلا های درست لاغری شنیده ام تکیه کنم و ایمانم را به خودم ثابت کنم و
      سریعا این بحث ها رو عوض کنم .
      من به خودم تعهد می دهم که مراقب حال و احساس و سطح انرژیم باشم و همیشه در حد عالی و خوب نگهشون دارم و از چیزهایی که حال منو بد میکنه و باعث افت انرژی در من میشود کاملا پرهیز کنم
      خدایا قدردانت هستم و با توکل و پشتوانه ی تو قطعا موفق و پیروز و شاد و لاغر هستم 🌼🌼👌👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام خوشبخت
      1400/01/15 09:02
      مدت عضویت: 667 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      سلام استاد خوب هستین؟ ممنونم استاد که این فایل رو سیو کردین دیشب دیدم تو کانال لایو رو نوشته بودین ذخیره نمی کنید تا صبح دست به دعا بودم اخه من اینیستا ندارم صبح تا تلگرامم را باز کردم دیدم گذاشتین تو سایت خیلی خوشحال شدم ودارم دانلود میکنم ممنون استاد مطمئنم مطالب جالب واگاهی بخش درین فایل هست ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        1400/01/18 13:12
        مدت عضویت: 139 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام چقدر جالب اسم منم الهام هست. منم دقیقا همین حالو داشتم وتو تلگرامم به استاد پیام دادم که لایو بزارن تو کانال چون نوشته بودن زخیره نمی شه نگران بودم ومنم ابنستا ندارم😊ومثل همیشه سخاوت ومهربانی استاد خووشون گذاشته بودن روز بعدش منم دیگه پیامم رو حذف کردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم