ورود / ثبت نام
0

استفاده از قوانین در عمل (قسمت دوم)

قانون جذب عملی
اندازه متن

ذهن ما مملو از افکاری است که به دلیل تکرار شدن به الگوهای رفتاری ما تبدیل شده اند.

به همین دلیل است که بسیاری از رفتارهای ما شبیه والدین مان است چون بیشترین افرادی که ما تحت تاثیر آنها قرار می گیریم آنها هستند.

پس از والدین، معلم ها و مربیان آموزشی افراد تاثیرگذار در شکل دادن نگرش ما به زندگی هستند.

آموزش هایی که بدون انتخاب کردن مجبور به پذیرفتن آنها هستیم باعث شکل گیری فرمول هایی در ذهن ما می شوند که در نهایت شخصیت ما را تشکیل می دهند و ما بدون اینکه انتخاب کرده باشیم نسبت به محیط پیرامون خود بر اساس فرمول های ذهن خود واکنش می دهیم.

نکته جالب توجه درباره عملکرد ذهن این است که برای هر فرد به شکل خاص خودش عمل می کند یعنی بر اساس آنچه آن فرد از شنیده ها و دیده های خود باور می کند عمل می کند به همین دلیل است که حتی دو برادر که در یک خانواده زندگی می کنند و در تمام مقاطع تحصیلی کنار هم بوده باشند در نهایت می توانند به دو شکل کاملا متفاوت زندگی کنند.

این نتیجه اثبات می کند که حتی در شرایطی که شرایط خانواده و آموزش های محیطی یکسان باشد باز نتیجه نهایی زندگی افراد بر اساس آنچه خود فرد از شنیده ها و دیده های خود باور کرده باشد رقم می خورد.

از این رو حتما شاهد بوده اید که افرادی از نظر برخی ویژگی ها و عقاید به شما شباهت دارند اما از نظر برخی موضوعات کاملا با شما تفاوت دارند.

نتیجه زندگی ما بر اساس عملکرد ما در زندگی روزمره بر اساس آنچه در ذهن خود ذخیره کرده ایم رقم می خورد و چون عملکردهای روزمره ما تکراری هستند در نهایت نتیجه زندگی ما بر اساس عملکرد ما رقم می خورد.

برخی انسانها عقیده دارند که آدم عصبی مزاجی هستند و توانایی کنترل اعصاب خود را ندارد و به راحتی اعصاب آنها بهم می ریزد. این عقیده به دلیل تکرار بارها عصبانی شدن در فرد ایجاد می شود و این در حالی است که عصبانی بودن فقط یک عادت است نه واقعیت وجود فرد.

مانند فردی که از کشیدن یک نخ سیگار شروع می کند و تا روزی که زنده است هر روز تعداد زیادی سیگار مصرف می کند و عقیده دارد توانایی ترک سیگار را ندارد در حالی که این فرد در مقطعی از زندگی اصلا سیگار مصرف نکرده است و عقیده نداشته است که فرد سیگاری است و توانایی ترک سیگار را ندارد.

شرایط زندگی ما فقط به دلیل تکرار شدن تعدادی فرمول ذهنی شکل می گیرد و از آنجا که سال ها تکرار می شود تصور می کنیم سرنوشت زندگی ما اینگونه است در حالی که این شرایط فقط نتیجه تکرار شدن است نه سرنوشت از قبل نوشته شده.

سیگاری شدن نتیجه تکرار کشیدن فقط یک نخ سیگار و حتی شاید نتیجه تکرار یک دم از سیگار است. وقتی یک دم هزاران بار تکرار می شود و فرد را مبتلا به مصرف سیگار می کند.

عصبانی شدن نتیجه تکرار شدن یک رفتار واکنشی است که هزاران بار تکرار شده است.

زندگی هر انسان تشکیل شده از تعدادی افکار و رفتار اعتیادگونه است که زندگی او را تشکیل می دهد.

بدشانس بودن، ناامید بودن، افسرده بودن، عصبی بودن، هواس پرت بودن و …. فقط یک فکر هستند که هزاران بار در ذهن فرد تکرار شده است و در نتیجه فرد تصور می کند فردی بدشانس، ناامید، افسرده یا … است.

درک این موضوع باعث تغییر نگرش ما نسبت به زندگی می شود. اگر تصور می کنید زندگی یک فرایند از قبل تعیین شده است اکنون این فکر جدید در ذهن شما ایجاد شده است که زندگی از قبل تعیین نشده بلکه بر اثر تکرار چند فرمول ساده ذهنی شکل می گیرد.

در این صورت احساس توانایی برای تغییر زندگی در شما بیشتر می شود و این نقطه شروع پذیرفتن مسئولیت زندگی و تغییر شرایط است.

برای تغییر زندگی تنها کافی است فرمول های جدید منطبق با شرایطی که دوست دارید تجربه کنید را در ذهن خود ایجاد کرده و هزاران بار آنها را مرور کنید به این شکل افکار جدید به الگوهای ذهنی شما تبدیل شده و عملکرد شما بر اساس فرمول های ذهنی جدید تغییر می کند و در نهایت زندگی شما تغییر خواهد کرد.

فرمول های جدید برای تقویت شدن و قوی شدن نیاز به اجرا شدن در زندگی روزمره دارند چون فرمول های قبلی به خاطر استفاده شدن در زندگی روزمره قدرت گرفته اند بنابراین باید از طریق عمل کردن بر اساس فرمول های جدید آنها را قوی و قدرتمند کنیم تا تاثیر بیشتری در تغییر شرایط کلی زندگی ما ایجاد شود.

نکته مهم و جالب توجه درباره ذهن این است که فرمول های ذهنی در تمام جنبه های زندگی ما تاثیر می گذارند. مثال مادی آن مانند افزایش دمای هوا است که افزایش دما بر همه موجودات و وسایل محیطی که دما افزایش پیدا کرده تاثیر می گذارد.

همانطور که تغییر فرمول های ذهنی در تغییر شرایط زندگی شما تاثیر می گذارد در شرایط جسمی شما نیز تاثیرگذار است.

به همین دلیل است افرادی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده می کنند، به واسطه یادگیری فرمول سازی صحیح در ذهنشان از نظر جسمی تغییر می کنند در تمام جنبه های زندگی آنها بهبود حاصل می شود.

این قدرت ذهن است که در اختیار همه انسان ها قرار داده شده است.

مجموعه فایل های آموزشی استفاده از قوانین در عمل به منظور چگونه استفاده کردن از فرمول های جدید ذهنی در زندگی روزمره تهیه و ارائه شده است.

این بخشی از زندگی شخصی من بر اساس استفاده از فرمول های ذهنی جدید است که در نهایت باعث تغییر شرایط زندگی من شده است.

اطمینان دارم آگاهی که در این مستند آموزشی ارائه شد است به من و دوستانم کمک می کند تا نگرش و عملکرد بهتری در زندگی داشته باشیم.

برای استفاده بهتر از این مجموعه آموزشی پیشنهاد می کنم در هر جلسه قوانین ذکر شده را استخراج کرده و درباره آن در بخش نظرات برداشت خود را بنویسید. به این ترتیب علاوه بر کمک به خود برای درک بهتر قوانین به دیگران کمک می کنید تا برداشت بهتر و عمیق تری از نکات آموزشی هر جلسه داشته باشند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=31001
برچسب ها:
4 نظر در مورد استفاده از قوانین در عمل (قسمت دوم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/07/26 15:06
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 383 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! ذهن کنترل همه فعالیت‌های ما را بر عهده دارد و با اینکه از اول فقط یک لوح سفید بوده ولی به مرور با آموزش‌ها و دیده ها و شنیده ها شکل پیدا کرده و بر همان اساس هم دستوراتی صادر می کند که وضعیت فعلی ما ناشی از همان دستورات است. و اگر از چیزی که الان هستیم رضایت نداریم فقط باید فرمول‌های ذهنی مان را عوض کنیم. و البته ذهن در مقابل هر تغییری که آرامش او را بهم بزند مقاومت می کند، بنابراین ابتدا باید مسیر را برای ذهن آسان کنیم و فرمول‌های ذهنی که از روش‌های دیگر لاغری در آن است و همراه با رنج و سختی و محدودیت بوده را پاک کنیم و به او اطمینان بدهیم که مسیر لاغری با ذهن بسیار صاف و هموار است و لاغری آسان ترین کار دنیاست، نه تنها برای تغییر شرایط جسمی بلکه در تمام جنبه های زندگی می توانیم با تغییر دادن فرمول‌های ذهنی شرایط مان را عوض کنیم، ذهن ما را به چیزی که انتظارش را داشته باشیم می‌رساند بنابراین بهتر است افکار مثبت بیشتری وارد ذهنمان بکنیم تا خروجی های بهتری هم نصیبمان بشود. 

      درمورد نکات فایل قبلی و بسط آن به چاقی باید از چسبیدن به لاغری و فکر کردن به لاغری دست برداریم، ما باید کار خودمان را انجام بدهیم و مسیر را طی کنیم ولی نگران نتیجه نباشیم، وقتی لاغری را رها کنیم مثل همان برنامه مسافرت از جایی که انتظارش را نداریم شرایطتش پیش می آید و می توانیم به خواسته مان که لاغری است برسیم. 

      نکته بعدی اینکه فکر کردن به لاغری و درگیر شدن به آن باعث نشود نتوانیم از زندگیمان لذت ببریم و داشته ها و نکات مثبت خودمان را نبینیم. باید در هر شرایطی خودمان را دوست داشته باشیم و برای خودمان ارزش قائل شویم.

      در فایل قبلی گفتیم ما مسئول زندگی دیگران نیستیم و همان خدایی که ما را خلق می کند هوای همه ما را در هر شرایطی دارد، اینجا میخواهم بگویم با اینکه مسئول زندگی بقیه نیستیم ولی در مورد خودمان کاملا مسئولیم، خودمان مقصر چاقی مان هستیم و باید خودمان هم آن را اصلاح کنیم و فقط کافی است از مسیری که تاکنون رفته ایم برگردیم. و مسئول خوب کردن حالمان و لذت بردن از زندگیمان هستیم چون فقط یک بار فرصت زندگی کردن داریم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/24 23:18
      مدت عضویت: 192 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 542 کلمه

      سلام استاد عزیز

      چقدر خوشحالم این سفر باعث تولید این فایلهای عالی و پر از آگاهی شده و ممنونم که با سخاوت یادگیری هاتون رو با ما به اشتراک می ذارین….درسته، جهان به احساس ما جواب میده و اونچه که ما در کلام به کار می بریم بی تاثیره …. تازه احساس لحظه ای هم مهم نیست، احساس غالب .. یعنی برایند اون چیزی که در طول روز حس می کنیم که میشه برایند احساساتمون و همین مبنای پاسخ جهانه

      پس هرجایی که احساسم بد بشه می تونم بفهمم راه رو اشتباه رفتم و اگه دائم توش بمونم، بیشتر هم حالم بدتر میشه و نتایج منفی از راه میرسه … پس همیشه باید همه تلاشم در زندگی رسیدن به احساس خوب و موندن توی این احساس باشه … دقیقا مثل همین تناسب اندام و شرایط الانِ من که اینقدر توی این مسیر حال و احساسم خوبه و خدا می دونه هربار که شما اینها رو می گین چقدر خوشحال میشم که همه این حالتها رو تو این مسیر دارم و دیگه اون عجله و ناامیدی رو ندارم.

      من وقتی به لاغری فکر می کنم یا دچار استرس و نگرانی میشم یا حس خوب می گیرم از این مسیر .. تو حالت اول که استرس دارم، اگه نتونم حالم رو کنترل کنم نتیجه نمی گیرم چون جهان من رو به سمت اتفاقات اون جنسی و استرس و حال بد هدایت می کنه…اما اگه با حال خوب تو این مسیر باشم و امید داشته باشم که از همین مسیر به نتیجه میرسم و با شوق آموزش ها رو دنبال کنم همونقدر هم حس خوب و مستمر پیدا می کنم و کم کم به نتیجه میرسم . همه چی به افکار ما برمیگرده و این افکارمه که به احساساتم تبدیل میشه … پس من باید کنترل افکارم رو دستم بگیرم تا احساسم رو بتونم مدیریت کنم … کافیه هربار که افکار منفی میاد سراغم مچم رو بگیرم و اجازه ندم احساسم بد بشه … تازه خیلی از این افکار زاییده ذهن خودمونه و توهمه و خودمون بزرگش کردیم . در دنیای واقعی اهمیتی نداره و فقط داریم سناریوچینی منفی می کنیم در ذهنمون

      مهم اینه که به هدفم جوری نگاه کنم که برام قابل دستیابی باشه … اما اگه هدف رو دور و غیر قابل دسترس بدونم برام به راحتی هم محقق نمیشه…مثل تبدیل ماشینم که درسته خواسته م رو اعلام کردم و بهش فکر می کنم اما چون ذهنم میره به “چطور ممکنه؟ ” خب این چند سال نشده که بشه … چون توی ذهنم احتمال رخ دادن و رسیدنم بهش ضعیف تر بوده…اما خدا رو هزااااااااااار بار شکر که درباره لاغری دیگه اینطور نیستم و الان به جایی رسیدم که با فکر کردن به لاغری حس خوب دارم و می دونم که می تونم و میرسم بهش…این بزرگترین تغییر من تو این دوره بوده تا الان

      چقدر تجربه های سفری که تعریف کردین فوق العاده بود … در یه جمع بندی بخوام بگم چی فهمیدم: جوری به مسائل نگاه کنیم که احتمال به وقع پیوستن همه چیز به خوبی بیشتر باشه … اونوقته که نتایج از راه میرسن و ما با حفظ روحیه و جهت دهی افکارمون به سمت مثبت، به جهان حال خوبمون رو می فهمونیم و اون هم به احساسمون جواب درست میده…این عالی بود و من توی سفر تابستون هم یه نمونه تجربه ش کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/22 11:24
      مدت عضویت: 728 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,122 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و هم مسیرم 

      استاد بازم میرسیم به بحث کنترل ذهن و تمرکز بر خواسته ها و توجه نکردن و اعراض از ناخواسته ها هر چقدر ما این کارها رو بهتر انجام بدیم در زندگی موفق تر میشیم و خالق زندگی خودمون میشم مثل شما که  تونستید به شرایط نا دلخواه (نرفتن به سفر )توجه نکنید و به هر انچه که دارین توجه کنید و لدت ببریید (مثل بچه ها و همسر و وجود سایت )و بازم با لدت زیاد و حال خوب زندگی زیبا  رو  برای خودتون رقم بزنید و تجربه  کنید در  حالی که در ذهنتون بودن  اون خواسته رو چیز سخت و محالی ندونستید (یه سفر عالی رفتن ) و ناامید نشدین و  طبق قانون جهان شما به یک سفر عالی هدایت شدین .

      چقدر از اون قسمت  ماجرا خوشم اومد که بچه ها مثل ایدا هیچ وقت افکار منفی رو مرور نمیکنن و خیلی راحت خودشون رو با شرایط جدید وفق میدن و به دنبال لذت بردن و حال خوب  در زندگی هستن و سریع حال خودشون رو خوب میکنن  (این همون فطرت انسان هست که با بزرگ شدن انسان  به خاطر  ورودیهای بد و نادرست از ما گرفته میشه )و واقعا این برای ما درس داره من خودم واقعا سعی میکنم اینچنین سبکی برای زندگی داشته باشم دقیقا استاد پسر خودم اینطوره من همیشه میگم  پسرم  الگوی عالی برای من  در زندگی هست پسرم نه ساله هست اما از کوچیکی همین اخلاق رو داره که خودش رو برای نبود هیچ چیز ادیت نمیکنه حتی تا الان ممکنه یکی دوبار  از ما درخواستی   داشته باشه  ولی اگر دید انگار قابل اجرا شدن نیست   و به اون خواسته نمیرسه خیلی سریع خیلی سریع به بهترین شکل  حال خودش رو خوب میکنه به فرض یه وسیله بازی  که  از ما  بخواد و ما نخریم دوبار میگه و بار سوم که دیگه  دید نه انگار خبری نیست یا نقاشیش رو میکشه یا با لگو درستش میکنه و یا با خلاقیت خودش با پارچه و گواش و کاغد و … درستش میکنه و ذوق و ذوق کنان میاره نشونم میده که ببین من دارمش،و من خیلی از این اخلاقش لذت میبرم و یا بارها شده وقتی چیزی رو میخوادو ما میگیم نه فعلا صبر کن  اصلا حالش رو بد نمیکنه و برعکس به بودن و داشتن اون اسباب بازی که در آینده خواهد داشت  اینقدر فکر میکنه  اینقدردر گوگل  سرچ میکنه و قیمتش رو پیدا میکنه و ابعادش رو پیدا میکنه و یا اینکه به بودنش فکر میکنه و … تا خیلی راحت یا خود همون یا نظیرش رو بلخره میخره  اصلا سر و صدا و دعوا و بد اخلاقی نمیکنه دقیقا طبق قانون نادانسته داره عمل میکنه همیشه به خودم میگم بسیار پسرم در صلح هست با همه چیز و همه کس و دوست دارم خودمم  اینچنین زندگی کنم  عین بچه ها با حال خوب و لذت و بدون افکار منفی  و خالق زندگی خودم باشم .

      نمیدونم حالا درسته  اسن رو بگم یا نه ولی استاد اینقدردر  ذهنم رسیدن به  تمام خواسته هام طبیعی هست و میگم این همه آدم دارن به این شکل که من میخوام  زندگی میکنن قطعا منم در اینده ی نزدیک در زمان درستش به راه درست هدایت میشم و اونها رو تجربه میکنم  این که برای خدا کاری نداره و   تا حدود زیادی آدم امیدوار و مثبت اندیشی هستم که بعضی مواقع که اطرافیانم و یا همسرم یه چیزی خلاف خواسته هام و افکار م میگن در دلم میگم نه اینطور که نیست من قراره به تمام  خواسته هام  برسم و از اونها لدت ببرم و اونها حق طبیعی من هستن و برعکس  حرفهای بقیه به نظرم غیر  طبیعی هستن طوری که اگه بخوام  از رسیدن به خواسته هام حرف بزنم  بعضیا بهم میگن تو رویا پردازی تو داخل عالم خودتی و منم هیچی نمیگم اما امیدوارم و میدونم هر کس وارد این مسیر بشه و به قوانین ثابت جهان درست عمل کنه تهش به موفقیت  در تمام جنبه ها و سلامتی و  ثروت و … میرسه نمونه اش،خود شما استاد و استادان بی نظیر دیگه در این زمینه و تمام افراد شگفتی ساز در این مسیر و حتی خودم که زندگی الانم با دو سال پیش خودم قابل مقایسه نیست  و حقیقتا یه چیز دیگه که باید بگم این هست  که اینقدر رسیدن به تناسب دلخواهم برای طبیعی و حتمی هست که دیگه فکر میکنم که به اون صد در صد میرسم و هر روز با قدم برداشتن  در مسیر درست تناسب فکری به اون دارم  نزدیکتر میشم و باید برای رسیدن به بقیه خواسته هام هم  تلاشم کنم .

      و اینکه استاد چقدر ایمان شما  و توکل شما قوی  هست و در عمل اون رو  نشون دادید و فقط به حرف نبود که خداوند حافظ همسر و بچه های شما هست که حتی یک بار هم تماس نگرفتید و گفتین مطمعنم اوضاع اونجا  خوبه و رو به راه  هست و خدا در اوتجا حضور داره و من نباید نگران باشم و اگر شیطان میومد که شما رو از این همه توکل و ایمان  دور کنه با افکار نگران کننده تسلیم اون نشدید و سریع شیطان رو از خودتون دور کردید که قدرت نگیره و این ایمان شما  جای تحسین داره و دقیقا خودم هم دارم با این ایمان و توکل زندگی میکنم من کسی هستم که در گدشته اگر همسرم به تفریح و یا دورهمی دوستانه و یا کاری خارج از شهر و یا داخل شهر میرفت و یک ذره دیر میکرد و یا مدتی میگذشت و نمیومد من  زنگ میزدم و نگران میشدم و  اتفاقا تا حدودی مزاحم همسرم هم میشدم که ایشون شاید ناراحت هم میشدن و یا حتی با دیر کردنهای بیرون از خونه ی  پسرم و یا دخترم هم همین طور  نگران میشدم ولی خدا شاهده این دو ساله که اصلا این طرز فکر رو که ندارم هیچ از این استرس و نگرانی هام دور شدم و  بعضی مواقع حتی اطرافیان خودمم رو که اینقدر نگرانن درک نمیکنم   چون من بسیار ارام تر  شدم و با آرامش بیشتری دارم زندگی میکنم با این فکر که خدا خودش محافظ هسمر و فرزندان و عزیزان من هست و با خیال راحت از زندگیم و از این اگاهی ها که دارم لذت میبرم و زندگی میکنم و حتی بارها شده همسرم میخواسته بیرون بره گفته موبایلم رو نمیشه ببرم حالا چیکار کنم نگران نشی گفتم نیاز نیست نبرش برو به امید خدا هر وقت کارت تموم شد بیا و حتی همسرم بدون موبایل با دوستاش رفته بیرون و من نفهمیدم  ایشون کی برگشت چون غرق در لذت و حال خوب بودم  چون پای خدا رو وسط کشیدم  چون خود خدا  رو   در هر لحظه از زندگیم حامی و هادی  میبینم و بدون  هیچ ترس و نگرانی زندگی میکنم نمیگم صدر صدر اما در مقایل گدشته ام بسیار پیشرفت زیادی داشتم .

      من در مسیر تغییرم ……

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/22 00:26
      مدت عضویت: 94 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام استاد عزیز خدا شکر. که رفتی صفر وخوش بهتون گذشته. 

       ولی این که شما بهش رسیدی. تو این چند سال

       برای ما خیلی مشکل هست. من خیلی به لاغری فکر می کنم. و مطمعن هستم. لاغر میشم 

      ولی در مورد افکار منفی در زندکی  نمیتونم به خودم مسلط باشم

      . خوب بعد از ورد به این دوره خیلی بهتر شدم. ولی کافی نیست   کاش ی چیزی بود که کلان ذهن را از منفی ها پاک می کرد

       خیلی روزها از این افکارم اذیت میشم

      . می دونم که اشتباه می کنم. ولی ساعتها در این افکار می مونم. 

      استاد صبحا که کلان حالم بده.  خدا را شکر. با  ورود به این دوره  بهتر میتونم کنترل کنم  افکلرم را   و ادامه  نمیده م   کاش بتوانم. ذهن آرامی داشته باشم  حتما تو کامنت ها من زیاد این جمله را دیده باشید که من میخواهم به انضباط فکری برسم. را همیشه در کنار متناسب شدنم نوشتم. امیوارمیک روز به این. آرزو م برسم

      این اخلاق بد من به عادت تبدیل شده  مثل عادتی که یک فرد عصبانی دارد هیچکس جز خودم اذیت .    نمیشه. درونم همیشه غمگینه. میخندم. ولی و نشون نمیدم. ولی خووم درگیر هستم ببخشید استاد عزیز که منفی باف شدم.  دارم سعی می کنم این افکار را دور بریزم  ولی فکر می کنم نیاز بیشتری به آموزش دارم  دارم  از فایلهای لاغری. برای این منظور کمک می گیرم. خدارا هزاررران مرتبه شکررر که با سایت تناسب فکری. آشنا شدم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم