ورود / ثبت نام
0

بر علیه خود شاهد جمع نکنید!

بر علیه خود شاهد جمع
اندازه متن

35 سال از زندگی من با چاقی گذشت. در این مدت بارها از روش های مختلف برای لاغر شدن اقدام کردم اما نتیجه نمی گرفتم. همه اطرافیانم علاوه بر اینکه می دیدند من چاق هستم، می دانستند که چه تلاشی برای لاغر شدن می کنم و نتیجه نمی گیرم. من برای همه درباره چاق بودنم توضیح می دادم و نمی دانستم بر علیه خود شاهد جمع کرده بودم.

کلمه شاهد در فرهنگ لغت به معنی گواهی دهنده، ناظر و مشاهده کننده آورده شده است.

در دستگاه قضایی شاهد و شهادت عبارت است از اظهارات اشخاص خارج از دعوی که امر مورد اختلاف را دیده یا شنیده یا شخصاً از آن آگاه شده‌اند.

بنابراین شاهد نقش تاثیرگذاری در صدور حکم به نفع طرفی است که شاهد بیشتر یا مستند تری داشته باشد.

بسیار از ما درباره خودمان تعریف هایی داریم و برای تعریف های خود شاهدانی جمع کرده ایم.

بعضی ها خودشان را بدشانس میدانند، برخی خود را تنبل می دانند، برخی خود را کم هوش و حواس میدانند و خلاصه هر فردی درباره خود تعریف یا تعریف هایی دارد که نشانه ویژگی خاصی در اوست.

نکته قابل توجه این است که ما این ویژگی ها را نه تنها درباره خود پذیرفته ایم بلکه به دفعات برای دیگران درباره آنها صحبت کرده ایم.

در گفتگو با دوستان و آشنایان بارها درباره ویژگی های خود که معمولا نشات گرفته از ضعف و ناتوانی خودمان است صحبت کرده ایم و به اطلاع همه رسانده ایم که چه ویژگی هایی داریم.

این رفتار یکی از مخرب ترین عادت هایی است که فردی میتواند با خود داشته باشد و منشاء بسیاری از اتفاقات در زندگی ما بر علیه خود شاهد جمع کردن است.

وقتی ما به وضوح درباره خودمان توصیفاتی داریم و آن را برای دیگران بازگو می کنیم در واقع داریم در جهان برای ویژگی خودمان شاهد پیدا می کنیم و متاسفانه سیستم جهان به این شکل است که بر اساس شواهدی که در مورد ویژگی های شما وجود دارد در هر زمینه ای اتفاقات و جریانات را وارد زندگی شما می کند.ی

دلیل عملکرد سیستم جهان هستی در پاسخ دادن به شاهدان این است که هرچه شاهدان بیشتری برای ویژگی های خود داشته باشید در واقع باور شما نسبت به آنچه درباره اش شاهد جمع کرده اید بیشتر می باشد. و سیستم جهان هستی به باور شما درباره خودتان واکنش نشان می دهد.

یکی از راهکارهای شناسایی باورهای خود این است که ببینید چه میزان شاهد درباره باورتان دارید.

اگر شما باور دارید آدم بدشانسی هستید، میزان عقیده شما به این باور را می توانید با دفعات گفتن این ویژگی خود به دیگران مورد بررسی قرار دهید. هربار که شما به دیگران گفته باشید انسان بدشانسی هستید شما یک نفر دیگر به شاهدان خود برای بدشانس بودنتان اضافه کرده اید.

تصور کنید برای بدشانس بودن خود صد نفر شاهد داشته باشید. به نظر شما جهان هستی باید با شما چه برخوردی داشته باشد.

صد نفر برای بدشانس بودن خود شاهد دارید در حالی که یک نفر شاهد خوش شانس بودن شما نبوده است.

بنابراین طبیعی است که اتفاقات و شرایطی را در جهان تجربه خواهید کرد که مطابق با نظر شاهدان شما باشد.

بسیاری از افراد از جمله خودم (البته تا چند سال قبل) از این موضوع بسیار مهم اطلاع نداریم و به سادگی درباره خودمان، ویژگی ها و خصوصیاتی را پذیرفته ایم.

به دلیل تکرار کردن آن خصوصیات با خودمان و همچنین گفتن آن به دیگران باور کرده ایم که واقعا ما آن ویژگی ها را داریم و با پیدا کردن تعداد زیادی شاهد برای ادعای خود سبب شده ایم که جهان یا خداوند پاسخ آن فکر را به شکل اتفاقات و شرایط مختلف همسو با آن ویژگی ها وارد زندگی ما کند.

در مورد چاق بودن نیز متاسفانه همه افراد چاق این اشتباه را مرتکب شده اند که بارها درباره چاقی و همچنین درباره لاغر نشدن خود بارها با خود و دیگران صحبت کرده اند.

به خاطر دارم هر وقت فردی درباره چاقی من صحبت می کرد من بیشتر از آنچه او درباره چاقی من گفته بود درباره چاق بودن و تلاش برای لاغر شدن و شکست خوردن هایم صحبت می کردم.

دلیل صحبت کردن من درباره چاقی و لاغر نشدنم این بود تا به دیگران اثبات کنم که چاقی من دست خودم نیست و من آدم بی اراده و بی خیالی نیستم و بارها تلاش کرده ام که لاغر شوم اما فایده ندارد.

بارها به دیگران گفته بودم که هرچه تلاش می کنم لاغر شوم فایده ندارد اما بدون هیچگونه تلاشی چاق می شوم.

درباره اینکه همیشه در حال رژیم گرفتن هستم و هر روز مقداری ورزش می کنم یا پیاده به دبیرستان می روم و بر می گردم توضیح می دادم و سعی می کردم به دیگران ثابت کنم هیچ کدام از این کارها فایده ندارد و من لاغر نمی شوم.

از آنجایی که افکار و رفتارهای افراد چاق شباهت بسیاری به همدیگر دارد می دانم که شما دوست عزیزی که در حال خواندن این نوشته هستی به طریق مختلف برای چاق بودن و لاغر نشدن خود بر علیه خود شاهد جمع کرده اید.

تصور کنید علاوه بر خودم صد نفر می دانستند که رضا لاغر شدنی نیست.

در این شرایط چه میزان انرژی منفی درباره لاغر نشدنم به جهان هستی ارسال می شود>

هربار که قصد می کردم دوباره برای لاغر شدن رژیم بگیرم علاوه بر خودم صد نفر دیگر هم می دانستند فایده ندارد و رضا لاغر نمی شود.

این رفتار اشتباه من که بر علیه خود شاهد جمع کرده بودم سبب شده بود که به صورت عمیق باور کنم من لاغر نمی شوم.

وقتی عقیده شما این باشد که لاغر شدنی نیستید دیگر اهمیتی ندارد چه میزان برای لاغر شدن تلاش می کنید یا چه هزینه هایی پرداخت می کنید.

شما لاغر نخواهید شد.

بنابراین اکنون که در مسیر لاغری با ذهن هستید باید ذهن خود را از انبوه فرمول هایی که باعث می شوند بر علیه خود شاهد جمع کنید، خالی کنید تا به مرور با ایجاد کردن فرمول های صحیح شاهدانی برای لاغر شدن خود پیدا کنید.

طبیعی است که اگر شما چند وقتی است وارد مسیر لاغری با ذهن شده اید همچنان شاهدانی که قبلا جمع کرده اید با دیدن شما یادآوری کنند که چاق تر شده اید یا چرا لاغر نشده اید.

این حرف آنها بر اساس شهادتی است که از قبل درباره چاق بودن و لاغر نشدن شما داده اند.

نگران صحبت های شاهدان چاقی و لاغر نشدن خود نباشید. آنها را خودتان جمع کرده اید.

در بسیاری از نوشته های اعضای سایت می خوانم که چند وقتی است در مسیر لاغری با ذهن هستند اما فلان دوست یا اقوام که پس از مدتی با او ملاقات کرده است به چاق تر شدنش اشاره کرده است و شنیدن این حرف باعث ناراحتی و ناامیدی و درواقع لیز خوردن او در مسیر لاغری با ذهن شده است.

اگر بدانید همه افرادی که به شما درباره چاق شدنتان صحبت می کنند شاهدانی هستند که قبلا خودتان آنها را جمع کرده اید دیگر از گفته های آنها ناراحت نمی شوید.

من زمانی که به این موضوع پی بردم به این نتیجه رسیدم که بارها شده افراد غریبه مرا دیده اند اما درباره چاقی من صحبتی نکرده اند.

چرا همیشه افرادی که با من آشنایی دارند درباره چاقی من صحبت می کنند؟

دلیلش این است که من برای آنها درباره چاقی خودم و لاغر نشدنم صحبت کرده ام.

دقت داشته باشید:

صحبت کردن شما درباره چاقی خود به دوصورت انجام شده است.

1- گفتگوی زبانی

2- مرور افکار

در گفتگوی زبانی شما به طور مستقیم درباره چاقی خود و لاغر نشدن خود صحبت کرده اید و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید.

در مرور افکار به این شکل است که زمانی که شما به دیدگاه و نظر دیگران درباره چاقی خود فکر می کنید به صورت ذهنی در حال ارسال اطلاعات درباره چاقی خود به ذهن فرد مورد نظر هستید و به صورت نامحسوس  بر علیه خود شاهد جمع می کنید.

زمانی که شما قبل از حضور در مهمانی یا روبرو شدن با افراد به نظر آنها درباره چاقی خود فکر می کنید یا از چاق بودن خود احساس بدی پیدا می کنید در حال ارسال فرکانس چاقی به ذهن افراد هستید.

به خاطر دارم در ایامی که به خواستگاری می رفتم بارها به دلیل چاق بودنم مراسم خواستگاری به سرانجام نمی رسید.

بارها می شنیدم که آنها می گفتند: همه چیز خانوادگی شما مورد تایید است اما به خاطر چاق بودن داماد نمی توانند درخواست ما را بپذیرند.

زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم به یادآوردم که در تمام مواردی که من برای ازدواج کردن به خواستگاری می رفتم صدها بار قبل از خواستگاری به چاق بودنم فکر می کردم و نگران به هم خوردن مراسم خواستگاری بودم.

در تمام آن لحظات من در حال ارسال فرکانس چاقی و رقم زدن طریق شکل گیری مراسم خواستگاری بودم.

پس از آنکه بارها مراسم خواستگاری به علت چاق بودن من بهم خورد تصمیم گرفتم هر طور شده مقداری لاغر شوم.

یکی از دوستانم که متناسب بود و رابطه صمیمی با هم داشتیم مسئول لاغر کردن من شد و مراقب اجرای برنامه لاغری من بود.

در مدت دو ماه با رعایت رژیم غذایی و هر روز ورزش کردن مقداری از وزن و سایز من کم شد.

مقدار کم شده باعث متناسب شدن من نشد اما احساس من را تغییر داد و من خودم را لاغر می دانستم و به مقدار قابل توجهی از ترس و نگرانی های من کم شد.

و نکته جالب توجه اینکه دقیقا خواستگاری بعدی شرایط به شکل متفاوتی رقم خورد.

من از نظر خودم لاغر شده بودم اما در واقع به نسبت افراد متناسب هنوز مقدار زیادی اضافه وزن داشتم.

اما جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ می دهد نه بر اساس مقدار اضافه وزن و سایزی که من دارم.

به دلیل اهمیت بسیار زیاد این موضوع ترجیح دادم به صورت یک فایل تصویری درباره این موضوع مهم با شما دوستان عزیز صحبت کنم.

امیدوارم این آگاهی را با دقت مورد استفاده قرار دهید و تصمیم قاطع بگیرید بر اساس گفته های این فایل آموزشی در زندگی عمل کنید و شرایط بسیار متفاوتی را برای خود رقم بزنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=14731
برچسب ها:
122 نظر در مورد بر علیه خود شاهد جمع نکنید!

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/16 22:04
      مدت عضویت: 447 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 750 کلمه

      سلااام

      دو تا نکته ی طلایی توی این فایل برای من وجود داشت ، یکی اینکه کلام خودمون رو کنترل کنیم و دیگری اینکه مسئولیت زندگیمونو قبول کنیم .

      من هم بر چسب های زیادی به خودم میزدم و خیلی اصرار داشتم که هر بار چه با حرف هام و چه با رفتارم اونا رو به دیگران ثابت کنم ؛ مثلا همیشه میگفتم من پرخورم ، خیلی میخورم و اصن دست خودم نیست بعد که با واژه ی پرخوری عصبی آشنا شدم همش این توی ذهنم بود که من پرخوری عصبی دارم و این دیگه از کنترل من خارجه ، اصلا این یا جور بیماریه منکه نمیتونم درمانش کنم ، خلاصه به چند نفری هم در موردش گفتم ولی دیگه نمیخوام این حرفو هیچ وقت دیگه تکرار کنم چون من مسئولیت چاقی خودمو به عهده گرفتم . چند وقت پیش داشتم دیدگاه یکی از دوستانمو میخوندم که نوشته بودن : من از وقتی در مسیر لاغری با ذهن هستم  دیگه اصلا نمیدونم اشتها چیه. و واقعا هم ایشون درست گفتن من بارها این احساس رو تجربه کردم و دیدم ربطی به اعصابم نداره پرخوری و همش فرمول های توی ذهنمه .

      و خب همون طور که گفتید این برچسب ها از مسئولیت پذیر نبودن ما سرچشمه گرفتن ، ما به هر کس میرسیدیم جمله های اشتباهی رو می گفتیم چون انکار کردن خیلی راحت تر از نشون دادن خود واقعیمونه . ما خودمونم میدونیم که چیزی که میگیم واقعی نیست ولی مدام اینو به دیگران میگیم چون میخوایم یادمون بره و صدای خود برترمون که میخواد ما مسئولیت پذیر باشیم رو نشنویم .

      فقط هم توی لاغری نیست ، توی تمام جنبه های زندگی میشه براش مثال پیدا کرد ، مثلا من همیشه احساس میکردم کسی منو دوست نداره و خودمم خودمو دوست نداشتم ولی از یه زمانی به بعد دلم خواست تغییر کنم و ازون به بعد روابطم متفاوت شد ، خیلی ها بهم ابراز علاقه میکردن و دوستای زیادی پیدا کردم . هیچ چیزی دربیرون از من تغییر نکرده بود ولی از نظر درونی تلاش کرده بودم که به پذیرش خودم برسم و برای خودم بیشتر ارزش قائل بشم . 

      وقتی به این اتفاقات فکر میکنم خیلی بیشتر برام واضح میشه که فرمول ها و الگو های ذهنی چقدررر میتونن تاثیر گذار باشن و دیگران فقط آینه ی ما هستن ، اونا چیزایی که توی ذهنمون مرور میکنیم رو به ما میگن ، برای همین نباید اونا رو مقصر بدونیم ، نباید انتظار داشته باشیم اونا چیزی جز اونی که ما توی ذهنمون مرور میکنیم رو بهمون بگن . چه حرفای خوب بزنن چه حرفای آزار دهنده ، چه شبنم باشن روی گلبرگ هامون چه تیشه ای باشن برای کندن ریشه هامون … خودمون مثل یه آهن ربا جذبشون کردیم ،پذیرفتن مسئولیت چاقی فقط این نیست که هر روز از روی برگه ی میثاق نامه بخونیم : من تمام مسئولیت چاقی خودم را بر عهده میگیرم ! 

      بلکه ما باید مسئولیت حرف های دیگران رو هم به عهده بگیریم و نباید اونا رو سرزنش کنیم ، اونا چیزی رو که ما بهشون القا کردیم رو در قالب کلمات بیان میکنن ، نه اینکه ما هیپنوتیزمشون کرده باشیم و اینارو بهشون گفته باشیم ، نه . ولی ما میدونیم که از طریق ذهنمون با تمام انسان ها در ارتباطیم و وقتی ما به خودمون یه باوری داریم دیگران هم همون بارو رو به ما پیدا میکنن ، حالا این فقط توی ذهنمونه ولی اگه بیایم همون محتواهای ذهنیمون رو به زبون هم بیاریم دقیقا میشه هنون شاهد جمع کردن که استاد توضیحشو دادن ، یعنی ما نه تنها ازطریق فرمول های ذهنیمون با دیگران در ارتباطیم و این ارتباط قوی ای هست بلکه وقتی همون باور هارو به زبون میاریم تاثیرش رو صد برابر میکنیم چون اون باور ها راه ورودشون رو به دنیای ما رو پیدا کردن و کائنات راحت تر میتونه ما رو به چیزی که بهش فکر میکنیم برسونه. اگه خوب حرف بزنیم اتفاقات خوب بیشتر میوفتن و اگه در مورد برچسب های اشتباه حرف بزنیم ، اتفاقات متناسب با اون برچسب ها برامون تکرار میشن و این به خاطر اینه که ما هم اونا رو در ذهنمون تکرار کردیم وگرنه واقعا اینطور نیست که یه عده خوش شانس باشن ، یه عده بد شانس ، یه عده فقیر یه عده پولدار ، یه عده برنده یه عده بازنده . اینا فقط تکرار باور های ما در اون موضوعاته

      من از امشب عهد میبندم دیگه بر چسب های غلط به خودم نزنم و تمام تلاشم رو بکنم که درمورد چیزای الهی صحبت کنم

      خدارو شکر میکنم برای دونستن این آگاهی ها

      ممنونم استاد عطار روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/16 14:46
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,022 کلمه

      روز ۵۵ تکرار 

      بر علیه خود شاهد جمع نکنید 

      سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی 

      خدارو شکر میکنم برای یک روز بینظیر و پر از آگاهی 

      جالبه بیشتر خاطرات افراد چاق شبیه به همه ، من هم در مورد چاقیم با همه صحبت میکردم و دوست داشتم نتوانستن در لاغر نشدنمو به گردن دیگران ،خدا ،ارث ،ژنتیک ،استخون بندی درشت و پرخوری بندازم  و جوری وانمود میکردم که انگار من هیچ نقشی در ایفای زندگیم نداشتم 

      و نقل مجلس اون زمانها گفتن و شکایت کردن از موقعیت و وضعیت جسمی و عوارضش بود البته الان هم در بین افراد چاق همون جنس گفتگوها هست ولی چونکه من تو مدار و توجه به چاقی نیستم با اون مدل جمع ها برخورد ندارم

      تا قبل از اینکه با ذهن و مطالبش آشنا بشم یک شخصیت همه چیز تمام در منفی ها،ضعف ها،برچسب های منفی، ناتوانی ها،نشدن ها ،بی اعتمادبنفسی ها و چاقی غرق بودم و چه لذتی میبردم برای غر زدنم ،انگار معتادش شده بودم و جزء عادت های هر روزم بود و اتفاقا افرادی که اطراف من بودند هم رفتارهایی شبیه من انجام میدادن ،اون روزها اطلاع نداشتم که آدم ها به دایره فرکانسی خودشون هدایت میشن 

      انقدر به خودم مارک های مختلف زده بودم که از درون احساس خالی بودن و پوچی داشتم و حس ناتوانی در هر کاری اذیتم میکرد و قبل از شروع هر کاری اعلام‌ میکردم من نمیتونم این کارو انجام بدم 

      و یجور ترس در من بوجود اومده بود برای مواجه شدن با حل کردن حتی مسائل کوچیک زندگیم و بدنبال اون احساسات تخریبی وابستگی شدیدی داشتم به اطرافیانم 

      منیکه خودمو بدشانس و ناتوان وووووو میدونستم و باور کرده بودم،  چطور انتظار داشتم زندگی سراسر برکت و موفقیت داشته باشم ؟ من پیام* نمیتوانم* میفرستادم ولی انتظار برگشت پیام من* میتوانم *رو داشتم 

      من خودمو هر جوری باور کنم و بپذیرم دیگران هم همون برداشتو از من خواهند داشت و جالبه تعجب میکردم که چرا افراد و اطرافیانم منو یه جور دیگه ،مهم و خاص نمیبینن ؟ 

      دیروز تو کلاس رقصمون ،مربی م اعلام کرد که هفته دیگه یک آزمون داریم برای رفتن به لول پیشرفته و داشت مراحل آزمون رو برامون توضیح میداد ،یدفعه یکی از هنرجوها به مربی  گفت منکه رد میشم با این بندهای سختی که گذاشتید ، در واقع اون هنرجو داشت از نتوانستن درون خودش میگفت ،خودش و توانایی هاشو باور نداشت 

      و این کاریه که در قبل هم ما انجام دادیم ،نه اینکه الان به صفر رسیده نه الان داریم تلاش میکنیم که در پوسته خود ضعیف و غر غروی قدیمی نریم چونکه میدونیم هر چقدر حس قدرت و توانایی داشته باشیم این نیرو در ما گسترش پیدا میکنه که میتونه پیروزی و موفقیت های زیادیو برامون بسازه 

       

      از اون روزی که متوجه قوانین جهان و انرژی ،شدم دیگه اتفاقات زندگیمو برای کسی تعریف نمیکنم ،یک مسئله ای که من دارم ،الان فقط خودم میدونم و خودم هم تا حدودی میتونم تحلیل های صحیح کنم ولی وقتی به یک نفر دیگه بگم که بلد نباشه بمن کمکی کنه فقط اون اتفاقو گسترش منفی میده و مطمئننا اون یک نفر هم به نفرات بعدی میگه و یک سطح انرژی وسیع منفی برای من ساخته میشه که مسئلمو مرتفع نکرد هیچ بدتر هم شد ،پس ترجیح میدم با کسی صحبت نکنم تا مطمئن نباشم که اون فرد میتونه کمکم کنه 

       

      خدارو شکر از همون اولین رژیمی که گرفتم به خودم برچسب * من در ادامه دادن رژیم هام با پشتکار هستم‌*  رو زدم و واقعا هم‌ از ۱۸ سالگی که خودم شروع کردم به لاغر کردن تا ۳۸ سالگی بدون توقف در حال رژیم و ورزش بودم و خودمو قوی میدونستم تو این کار ،انقدر هم که اطرافیانم بهم گفته بودن فریده خدای پشتکار تو ورزش و رژیمه دیگه تو اون مسیر قوی شده بودم و همین الان هم در مسیر لاغری با ذهن قوی حرکت میکنم 

      ما با باورهای خودمون روبرو خواهیم شد ،همون جوری که من باور کرده بودم با پشتکارم ،جهان هم منو در مسیرهایی قرار میداد که از پشتکارم استفاده کنم ،مثل وقتیکه باور داشتم من آب هم بخورم چاق میشم‌ و من روز به روز چاقتر میشدم‌

      خلاصه الان که میدونیم چطور مسیرهای زندگیمون ساخته میشه دیگه مراقب باشیم و آگاهانه برچسب های قدرتمند کننده به خودمون بزنیم ،حالا اونهمه که نالیدیم که به جای درست و حسابی نرسیدیم ،اگر توی منفی ها جواب میده تو مثبت ها هم جواب میده

      وقتی شروع کنیم به گفتن جملات توانمندانه به خودمون ،اون نیروی شجاع درونمون  بیدار میشه،  اون نیرویی که به انرژی منبع وصله 

      از وقتیکه با خودم قویتر صحبت کردم ،برای خودم صفات زیباتری تعریف کردم ،مدام به خودم یادآوری میکنم که فریده تو مهمی ،خاصی ،قدرتمندی،توانمندی،ارزشمندی،شایسته ای ،لایقی ،مقدسی ،خدا عاشقته ،تو عزیز کرده خداوندی،تو سوگلی جهان و خداوندی ،تو افتخار کره زمینی وووو

      تمام این بازخوردهارو از اطرافم دریافت کردم ،اوایل وقتی با خودم محترمانه برخورد میکردم انگار درونم نمیپذیرفت و عکس العملی نداشتم تازه بیشتر حالم بد میشد چونکه من سالها مخالف اونهارو شنیده و پذیرفته بودم ولی به مرور با  گفتنشون در من حس تولید شد و الان جزء تمرینات صبح و شبه 

      و چندین تا جمله قشنگ برای خودم نوشتم و چسبوندم روی دیوار اتاقم،حتی روی بطری آب یخچال هم کلمه های انرژی بخش نوشتم  ،در کل اتاق من تماشاییه ،روی تختم نوشتم ،روی دیوارها پر از نمادهای رویاهامه همینطور پول چسبوندم به دیوار  که چشمم مدام ببینتش و انرژی خوبشو دریافت میکنم و بهش عشق میدم، هر چند در کنار این تمرینات در حال گذروندن دوره هاش هم هستم 

      بلخره باید انقدر ورودی های مثبت به ذهن و جانمون بدیم تا اون مموری منفی گذشته رو بشوره ببره ، اونوقت ما تازه و نو  میشیم ،باید این روح پاک خداوندو مراقبت کنیم ،احترام بذاریم و اونجوری که شایستش هستیم بسازیمش 

      در واقع خودمونو از نو تربیت صحیح کنیم که به اشرف مخلوقات بودنمون نزدیکتر باشیم 

      در مسیر لاغری با ذهن هم خدارو شکر داریم آموزش میبینیم ،داره عزت نفسمون قویتر میشه  اعتماد بنفس داغون شده مون کاملتر میشه ،چیزی که یک فرد چاق در همون ابتدا از دست میده حس ارزشمندی و اعتمادبنفسشه که با بودن در این راه که لاغر شدن هم  جزء مهمی از این مسیره ،اعتماد بنفسمون قویتر میشه و میتونیم مثل افراد متناسب خوب و نرمال زندگی کنیم به یاری خداوند مهربان

      خدارو شکر برای وجود زیبا و معجزه گرم  

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/15 09:59
      مدت عضویت: 631 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سلام استاد جانم من از پارسال با شما آشنا شدم خدارو هزاران بار شکر کردم بخاطر وجودتون ممنون که هستین 

      من از وزن ۷۴ رسیدم به وزن ۵۹ خیلی هم خوشحالم بابتش 

      شما نه تنها به من روش درست لاغری و یاد دادید بلکه  عزت نفس و اعتماد به نفس من رو هم بالا بردید الانم که با این فایلتون حالمو دگرگون کردید 

      واقعا ممنون 

      اصلا به این موضوع توجه نکرده بودم و همش به خودم برچسب میزدمو برای خودم شاهد جمع میکردم که من هیچ کاری رو تموم نمیکنم همیشه نیمه کاره رها میکنم یا دست پختم خوب نیس به بقیه میگفتم که مثلا کمکم کنن ولی الان فهمیدم بیشتر دارم فرکانس ناخواسته ها رو میفرستم و از دست اونا بغیر از اینکه اوضاع رو بدتر کنن با فرکانسشون کاری بر نمیاد استاد عزیز شما برای من دستی از دستان خداوند هستند ممنون ازتون که این داتسته هاتون رو در اختیار ما قرار میدین با این که این فایل ها رایگانه ولی ارزشش خیلی بیشتر از میلیارد ها پوله 🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/14 23:25
      مدت عضویت: 354 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,195 کلمه

      سلام و درود بر استاد و دوستان فوق العاده مسیر لاغری  

      بر علیه خود شاهد جمع نکنید!…

      در طی تمام سالهای چاقی وقتی از تلاش کردن در مسیرهای مختلف برای لاغر شدن ،خسته و درمانده می شدیم و فردی از چاقی ما صحبت می کرد سعی داشتیم با بروز احساساتمون به فرد ثابت کنیم که ما بیخیال نیستیم و خیلی تلاش می کنیم اما نتیجه رضایت بخش نیست و در طی تمام این زمان که می خواستیم از خودمون ظاهرا دفاع کنیم با برچسب های زیادی که به خودمون می زدیم داشتیم بر علیه موفقیت و خواسته قلبیمون شاهد جمع می کردیم .اینکه من ناتوانم یا اراده ندارم یا شرایط زمانی و یا افراد خانواده با من هماهنگ نیستند و غیره ..و هربار ما برای افراد بیشتری این توضیحات را داشتیم که کمی از بار و فشار ذهنیمون را کم کنیم و بالعکس هر لحظه ما داشتیم موج منفی گسترده ای از باورهای خودتخریبی و مخربمون به جهان ارسال می کردیم و هر چه تعداد شاهدان بیشتر می شد موفقیت هم از ما دور تر می شد .

      اگر جهان هستی را دادگاهی در نظر بگیریم که خداوند تنها قاضی مقتدر  آن است حتما قاضی عالم هم توجه به نظر شاهدانی که ما برای خود جمع کردیم دارد من چند سال پیش در شرایطی بودم که دائم می گفتم اسیر شدم مثل پاوربانک فقط باید افراد خانواده را شارژ کنم برای اینها باشم خواب و خوراک ندارم آزادی ندارم و انقدر تحت فشار بودم که به هر فردی می رسیدم این صحبتها را شروع می کردم و هرروز این اسارت بیشتر می شد و یا اینکه از بارداری چاق شدم الآنم دوره شیردهی هستم اجازه ندادند رژیم بگیرم تا دوسال باید تو این وضعیت بمونم زمانشو ندارم برم تردمیل و دائم تکرار می کردم و جهنم را هرروز تجربه می کردم و در واقع من به دوصورت برای خودم شاهد جمع می کردم 

      ۱)به صورت زبانی تعریف از شرایط سخت و احساس ناتوانی ضعف و مظلومیت را دردودل می کردم 

      ۲)با مرور افکار منفی ترس از قضاوت دیگران داشتم و هر لحظه فرکانس احساسی ام را به جهان ارسال می کردم 

      و افرادی در مسیر زندگیم با توجه به فرکانسی که من با مرور افکار منفی به جهان ارسال کرده بودم قرار میگرفتند که در مورد شرایط زندگیم و چاقی ام بیشتر با من صحبت می کردند و همیشه از خداوند شاکی بودم و گلایه داشتم ولی شاهدان حرف دیگری با خدا داشتند که این فرد برچسبهای متفاوتی از خود دارد اسارت و بدبختی و مظلومیت وگرفتاری !…و توجه به این موضوعات شرایط پیچیده تری را برایم خلق می کرد .

      و به لطف تنها یکدانه ام در طی این دوسال که وارد مسیر آموزش ذهنی شدم و اولین چیزی که یادگرفتم کنترل ورودی ها بودکه معجزه وار خدا همراهیم کرد و البته از موضوعات و مسائلم با هیچ کس صحبت نکردم و حتی طی این دوسال وقتی با خانواده ام (پدرومادرم )که شهر دیگری هستند تماس میگیرم صحبتی نداریم جز احوالپرسی نه خبری از دیگران می گیرم و جویا می شوم و نه خبری به دیگران می دهم و توانستم به لطف خداوند کنترل خوبی روی این موضوع داشته باشم .  

      و خیلی موفقیتها و تغییرات مثبت عالی در این مسیر کسب کردم و خیلی دوست دارم شاهدانی جمع کنم برای موفقیتهام و باورهای جدیدم اما….ترسی دارم از خودتعریفی اینکه شاید مغرور شوم و هم قدم شیطان واقعا نیاز دارم از خودم تعریف کنم اونی که شدم و هستم ولی به خاطر این فرمول غیرصحیح اعتقادی که از کودکی به من آموختند و البته خواندن کتاب بزرگان هربار از خودم کوچک ترین تعریفی در محدوده بیرون از خانواده کردم احساس پشیمانی کردم…

      و خیلی باید راجع به این موضوع تفکر کنم و ذهن و قلبم را هماهنگ کنم ولی الآن همین حالا خیلی دلم می خواد که بگم از موفقیتهام احساس خوبی پشتشه !…(فکر کنم می خواد حل بشه احساس عجیبی دارم عمیق!؟…)

      در کار قضاوت شاهدو مستندات میتونه نتیجه نهایی رو رقم بزنه و شاهدان افرادی هستند که نظاره گر موضوعی بودند و میتوانند به نفع درخواست فرد شهادت بدهند و رأی قاضی را تغییر دهند بنابراین فردی که برچسبی به خودش زده که من عجول هستم یا پرحرف هستم یا عصبی هستمو یا بدبختم و صدنفر شاهد هم جمع کرده یعنی باورش نسبت به خودش اینه هیچ شکایتی نمیتونه از خدا داشته باشه چون اون صدنفر شهادت می دهند که بله ما دیدیم و مشاهده کردیم و بارها دلیلش را شنیدیم که بدبخته و این سفارشه خود فرد هست به کائنات که با توجه و گسترده شدن موضوع هرروز با اتفاقی حامل این بار منفی روبرو می شود  

      خیلی مهمه که شاهدانی علیه خود جمع نکنیم و بلکه شاهدانی به نفع خود جمع بکنیم .

      ما در این ماه در قرعه کشی پس انداز فامیلی  اولین نفر بودیم و من ایمان قلبی داشتم که اسم ما در میاد چون تغییرات ذهنی خود را متوجه بودم حتی همسرم خیلی شگفت زده شد که ما هم خوش شانس شدیم و تکرار می کرد تا حالا نشده بود ما اولین نفر قرعه کشی باشیم ولی برای من عادی بود اگر نمی شد عجیب بود ولی سر به سجده گذاشتم و اشک ریختم برای جریان حضورپروردگارم و رفع موانع ذهنیم برای هوشمندی و قدرتی که خداوند در وجودم قرار داده است .

      منم تا به امروز از لطف و عنایت خالقم بسیاری از برچسبهای منفی را از خودم کندم و رها و آزادم 🦋و هرروز به خالقم می گویم من مشتاق رهایی ام رها تر رهاتر رهاااااااااااااا🦋

      در تمام جنبه های زندگیمون برچسبهای منفی مانع رشدو پیشرفت ما شدند مدرک تحصیلی و محل زندگی و فرزند کوچک داشتن و نبود خانواده کنارمون یا رضایت  نداشتن  همسر برای کار کردن و تفریح و غیره همه یک اندیشه و برچسب منفی هستند که ما خودمون زدیم به خودمون ولی اون روزی که تمام برچسبها را بکنیم و باورهای توحیدی خود را تقویت کنیم راهمون مستقیم و کوتاه و پرنعمت میشه دیگه اعتبار از مدرک و استاد و خانواده نمی خواهیم و اعتبارمون میشه روح الهی وجودمون 

       

      و من آرزو امروز ۱۴۰۰/۹/۱۴متعهد می شوم از این لحظه با دقت نظر بیشتری عمل کنم و مراقب گفتارم باشم چون متوجه شده چه اوضاعی برام رقم می خوره در زندگیم و برچسبهای منفی را از خودم بکنم و با خطوط حکاکی شده در جانم که ارزشمندی و شایستگی و لیاقت و قدرت و عزت است جلوه حضور خداوند باشم 

      من امروز بعد از ۲۵سال به یک آرزوی قشنگم رسیدم و توجه کردم به لاغری برای اولین جلسه آموزش شنا اقدام کردم تمام بهونه را بی بهونه کردم و چقدر احساس ارزشمندی و توانمندی دارم چقدر خودمو لایق می دونستم و می دانم برای عالیترین ایده آل ها در زندگیم انگار یک باری از دوشم برداشته شده بارحسرت و بهانه هایی که همه از شرایط جسمی و انبوه افکار منفی ام سنگین شده بودند من از محدودیتهای ناآگاهانه چندساله خود رها شدم و فقط لذت بردم مثل یک کودک شوق داشتم و فقط تفریح بود برام و خداوند را هزاران بار شاکرم و وجودم را سپاس که توانمند و ارزشمند و عاشق است و سپاس از استاد که راه گشای مسیر موفقیت من هستند 

      حااالم خوبه در این مسیر و هروقت حالم بد بوده هم همین که شروع کردم به نوشتن حااالم خوب شده روزهای طلایی زندگیم هرروز بیشتر می درخشند 

       

      عالیترینها هدیه هرروز زندگیتون 🦋  

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/09/13 10:06
      مدت عضویت: 164 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 184 کلمه

      سلام
      تایادم میاد همیشه ب خودم برچسب زدم اینک من زود سرما میخورم زود بیمار میشم عصبیم پرخورم زود ناراحت میشم و اینا
      اما ازاطرافم پراز ادمهایی هس ک اینطوری نیس
      درمور شوهرم همینطور ب مامانم میگم اینطوریه اونطوریه
      ولی امروز فهمیدم ک نباید گف نباید پیش بینی کرد نباید بر چسب زد
      جهان خیلی بنای خوبیه زود اینها رو میگیره و ی خونه از جنس اونها برام میسازه ک هر وق ب در و دیوارش نگا میکنم انهارومیبینم
      ولی امروز تعهدمیدم
      من فریبا متعهدمیشم ک دیگه ب خودم برچسب نزنم ب همسرم ب دخترم باطرافیانم و یک ب یک آجر خوب بزارم رو هم تا خونه از جنس اونها بهم داده بشه
      مثل این میمونه تو بری کوه بگی فریبا لاغر نمیشم من پرخورم و جهان برمیگرده همونو برات تکرار میکنه
      مواظب حرف زدنت باش خودت هر چی هستی ب دیگری نگو بابا اون دکتر نیس خدا نیس هیچ کاری در حق تو نمیتونه بکنه ول کن خودت باش همونجوری ک هستی فقط ی سری کارها رو نکن ببین چی میشه
      حداقل کاری ک میتونی بکنی اینه ک حداقلش ی سری کارها رو حرفها رو نزنی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/08/22 02:36
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه

      به نام خدا 

      وقت بخیر عزیزان

       

      خیلی یاداوری خوبی بود من همیشه تو ذهنم بود ولی دیروز داشتم به دوستم می گفتم من خیلی تنبلم چون خونه هامون به هم خیلی دوره ولی دوستم اومد اینجا دم خونه ما با هم پیاده روی کردیم البته خودش گفت منم توی دلم می گفتم خدا کنه اون بیاد اینجا حالا دیروز من داشتم بهش می گفتم که خوب شد تو اومدی من تنبلم . 

      اره من هم خیلی از این برچسب ها به خودم می چسبونم حالا شاید الان خیلی کمتر ولی باز هم گه گاهی هست مثلا یه لباس سفارش داده بودم امروز برام رسید یه لباس قرمز بلند خیلی لطیف هستش جنسش و اینا قرمز ساده است خیلی وقت بود قرمز نمی پوشیدم البته رنگ های روشن می پوشیدم ولی قرمز نه .داشتم به مامانم می گفتم می گفت اره تو هیچ وقت نمی پوشی این رنگی گفتم اخه به خاطر چاقیم  خلاصه پوشیدم به قدری خوش فرم و قشنگ بود خیلی خوشم اومد حالا این لباس من سایز small می خواستم نداشتن بعد سایز آدم‌های ریزه من معمولا شلوارهام و اون سایتی می گیرم چون قدش کوتاه تره ولی به اون خاطر اینو که نداشت من سایز مدیوم پتیت یا مدیوم آدم‌های ریزه و سفارش دادم بعد الان که لباسم اومده دیدم سایز اسمال پتیت اومده که فکر کنم اشتباهی اینو زده بودم ولی پوشیدم به قدری اندازه و قشنگ بود خیلی خوشم اومد خدا رو شکر .

      من کلا دیگه یاد گرفته بودم از مسایل و مشکلاتم برای دیگران حرف نمی زنم البته قبلن می گفتم ولی نه خیلی الان که دیگه هیچی نمی گم و برای خودم شاهد جمع نمی کنم ولی یاد گرفتم از لاغر شدنم می گم .من برچسب هایی که خودم می زدم من هیچ کاری بلد نیستم یعنی همیشه فکر می کردم همه از من بهتر بلدن خودم و دست کم می گرفتم که حالا بندازیم تقصیر دیگران که بهمون یاد نداده بودن ولی نه دیگه همه چی تقصیر خودمونه .

      می رفتم کلاس یوگا همه چشمشان به من بود که ببینن چیکار می کنم یعنی چون بدنم خیلی نرم هستش حرکات و راحت انجام می دم . 

      یادمه ایران که بودم تازه ازدواج کرده بودم هر چی می خریدم از وسیله خونه و لباس و…. همه می رفتن عین مال من می خریدن که من همیشه می گفتم به مامانم دوست ندارم اینجوری باشه مامانم می گفت خوبه همه دوست دارن سلیقتو.من اون موقع خوب خیلی بچه بودم .حالا الان هر چی می خرم به همه می گم از کجا خریدم و برام دیگه مهم نیست این چیزها.

      خیلی برچسب ها هست حالا دیگه نمی خوام اینجا بنویسم که همه می خونن شاهد جمع کنم.

      من از امروز تعهد میدم که دیگه برچسبی به خودم نزنم و راجبش به دیگران حرف نزنم.از مشکلاتم نگم .به جاش از چیزهای خوب بگم . از توانایی هام از اینکه تونستم تا الان انقدر لاغر بشم . 

      حتی در مورد خودم فکر بد نکنم تمرین می خواد که من چه جور آدمی هستم . اینجور اونجور .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/09 00:37
      مدت عضویت: 310 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,195 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست💓💓💓

      سلام به همه دوستان هم مسیرم🖐️

      مسیر لاغری من گام سی و پنجم :بر علیه خود شاهد جمع نکنید.🌹

      برای لاغر شدن باید موانع لاغر شدن و شناسایی و اونا رو رفع کنیم و باید بدونیم که اهمیت رفع موانع لاغری از روشی که برای رسیدن به لاغری استفاده می‌کنیم خیلی بیشتره ..🌹

       بر علیه خود شاهد جمع کردن برای چاقی یکی از موانع مهم لاغر نشدنه که باید اصلاح بشه .

      باید یاد بگیریم که شرایط زندگی مونو به عوامل بیرونی مثل خانواده ، شانس ، شهر ، محل سکونت ، دولت ،  پدر و مادر….. ربط ندیم ما هر چی که هستیم و در هر شرایطی که الان داریم زندگی می‌کنیم بخاطر فرمول ها یه که چه درست و یا نادرست در ذهن مون ذخیره کردیم و  مقصر فقط خودمون هستیم یاد بگیریم که مسولیت مشکلات زندگی مون بپذیریم این جوری بهتر میتونیم حرکت کنیم و زندگی مونو تغییر بدیم .

      وقتی یاد بگیریم که ذهن مونو کنترل کنیم بعد اگه بریم هنر و فن و حرفه ای و یاد بگیریم نتیجه ای که بدست میاریم خیلی بزرگ تر از تلاشیه که انجام میدیم چون کنترل ذهن و فرمول سازی در زندگی نقش به سزایی داره که خیلی از افراد از این موضوع اطلاعی ندارن به همین دلیل تلاش خیلی از افراد در بیشتر جنبه های زندگی بی نتیجه می مونه.

      خیلی از ما عادت داریم که از خودمون تعریف‌ها یی داریم مثل ( تنبل ، بی عرضه ، کم شانس ، بی حوصله ، خواب آلود ، خنگ …..) وتا یکی از مون چیزی می‌پرسه شروع می کنیم به آه و ناله و درد و دل کردن و به خودمون کلی برچسب های نادرست می‌زنیم .

       معمولاً ما افراد چاق چون که دیگه از بس از روشهای مختلف برای لاغرشدن استفاده کردیم و لاغر نشدیم همه مون دل پر درد داریم و تا جایی صحبت از چاقی و اضافه وزن میشه کلی بر چسب به خودمون می‌زنیم که ( من آبم بخورم چاق میشم ، من آدم کم شانسی هستم ، هر کاری هم کنم لاغر نمیشم ، چاقی تو خون و رگ و استخوانم ریشه داره ، من بی اراده ام ، بی تحرکم ، تنبلم ، اصلا پیاده نمیتونم راه برم ، ……)و کلی تعریف نادرست و آه و ناله و گله و شکایت که همه این اصطلاحات و هم در ذهن مون داریم و هم برای دیگران بارها و بارها تعریف می‌کنیم بعد انتظار داریم که نتیجه زندگی مون تغییر کنه و به خاطر همین تعریف ها و برچسب هایی که در ذهن مون داریم اکثراً همه مون  برای تغییر زندگی هامون خیلی تلاش می‌کنیم ولی نتیجه‌ای که به دست میاریم خیلی اندک و ناچیز و کوچیکه و پس حالا که در مسیر درست قرار گرفتیم حواس مون باشه که ما یک پله از بقیه افراد که در این مسیر نیستند جلوتریم پس از محتوای آموزشی به نحو احسن استفاده کنیم و در زندگی مون به درستی عمل کنیم پس ما الان نسبت به اونا آگاه تریم پس باید آگاهانه تر عمل کنیم پس اگر اونا دیگران و یا خداوند رو مقصر مشکلات شون می‌دونن ما دیگه نباید این ذهنیت و داشته باشیم و همه مون میدونیم که محتویات ذهنی مون باعث شده که جهان هم ما رو در مسیر هایی قرار بده که بهمون ثابت کنه که ما همون تعریف و ادعایی که از خودمون داریم هستیم.پس سعی کنیم کنترل ذهن مونو به دست بگیریم👏👏👏🌹🌹🌹 

       

      پس به خودمون برچسبهای نامناسب نزنیم ، محتویات ذهنی مونو بررسی کنیم و ببینیم که چه برچسب هایی به خود مون زدیم و بدونیم که اینا مثل پلاک هایی هستند که به خودمون وصل کردیم و جهان هم بر اساس همین بر چسب ها اتفاقات و ، وارد زندگی ما می‌کنه مثلاً اگر فردی به خودش برچسب زده باشه که آدم بدشانس و چاقیه جهان اون فرد و ، وارد مسیر هایی از زندگی می‌کنه که همیشه بدشانس و چاق بمونه .

      پس زمانی که من دارم به خودم برچسب های نادرست میزنم یعنی دارم به جهان و به خود خدا اعلام وجود میکنم  یعنی دارم میگم این ویژگی هایی که برای خودم در نظر گرفتم قبول دارم ، تایید شون میکنم و خودمو یک جورایی لایق اون ویژگی‌ها میدونم و خطرناک تر اینکه با تعریف🗣️ کردن پیش دیگران برای خودم شاهد هم جمع میکنم و با تأیید اونا اعلام میکنم که من شایستگی داشتن این خصوصیات و دارم و جهان هم آدم‌هایی👨‍👨‍👧👨‍👩‍👦‍👦👨‍👨‍👧‍👧 رو در مسیر من قرار میده که به من اثبات کنه که باور من در مورد خودم درسته . مثلاً من خودم زیاد میگم که دست من نمک ندارم و به وفور برام اتفاق افتاده که به آدم های اطرافم خوبی کردم ولی اونا جواب خوبی منو با بدی دادند و من بارها پیش همسر 👩‍❤️‍👨و فرزندانم 👨‍👩‍👦‍👦گریه و آه و ناله کردم که من شانسم کمه و اصلا دستم نمک نداره و اونا هم با من در و دل کردند و حرف‌های منو تایید کردند و هر بار با قاطعیت گفتم که دیگه به کسی خوبی نمیکنم ولی بازم دوباره خوبی کردم و بدی دیدم حالا می‌فهمم که چرا این اتفاق به کرات برای من پیش اومده چون خودم  باعث و بانی تکرار این اتفاقات ناخوشایند بودم البته که متوجه اشتباهم شدم دیگه از این به بعد نمی‌گم که دست من نمک نداره و برای کسی هم تعریف نمیکنم که برای خودم شاهد جمع کنم عوضش میگم من خیلی مهربونم 😚و هر کس نیاز به کمک من داشته باشه من بهش کمک میکنم و آدم های اطراف من همه قدر شناس و با محبت هستن .

      توی دادگاه هم شهادت و حرف و تایید شاهد در تعیین صدور حکم خیلی تاثیر داره .

      حالا خداوند بزرگترین قاضی این جهانه و همه مون هم این موضوع رو قبول داریم . خداوندم شاهد ها  رو مد نظر قرار میده و میبینه که بنده اش برای چسبی که به خودش زده چند تا شاهد داره و اگه یک بنده مثلاً پنجاه تا ، صدتا شاهد داره که آدم بد شانسیه خداوند هم بر اساس شاهد هاش این فرد و در مسیرهایی از زندگی قرار میده که به خود فرد و شاهد هاش اثبات کنه که این فرد بد شانس و این عین عدالته مگه میشه که توی دادگاه فردی برای ادعای  حرفاش مثلاً صدتا شاهد داشته باشه بعد قاضی بیاد بر خلاف نظر و شهادت اون صد تا شاهد رای بده و حکم صادر کنه  

       خداوند هم به همین شکل بر اساس شاهد هایی که ما برای خود مون جمع کردیم در تعیین سرنوشت مون دخیل و تاثیر گذار .🌷

      من فاطمه متناسب خوش اقبال از همین لحظه و تاریخ ۱۴۰۰٫۸٫۸ تعهد میدم که دیگه اصلا و به هیچ عنوان به خودم برچسب های نا مناسب نزنم و پیش دیگران هم تعریف نکم و برای خودم شاهد جمع نکنم در عوض همیشه برچسب و ویژگی های خوب پسندیده برای خودم در نظر بگیرم از خوبی ها و توانمندی و موفقیت هام با دیگران صحبت کنم و برای خودم شاهد های خوب جمع کنم تا اتفاقات خوب در زندگیم رخ بده و به خودم قول میدم و تاکید می‌کنم که اگه ضعفی هم دارم حق ندارم که در موردش با دیگران صحبت کنم فقط و فقط خوبی و جمع کردن شاهد های خوب .🌷🌷👏👏👏

      با تشکر از زحمات استاد گرامی 🙏🙏🙏🌷🌷🌹

      با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/19 15:49
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! همه ما بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کرده ایم و به نتیجه دلخواهمان نرسیده‌ایم و هر بار که بعد از مدتی لاغر شدن دوباره اطرافیان به ما می‌گفتند دوباره داری چاق می شوی، یا به طور کلی هر وقت آنها به ما توصیه هایی در مورد لاغر شدن می‌کردند، ما خودمان را توجیه می کردیم و سعی می کردیم با آب و تاب از زحمات و مشکلاتمان برای آنها حرف بزنیم و مظلوم‌نمایی کنیم و به صورتی خودمان را توجیه کنیم ولی غافل از این بودیم که با این کار داشتیم بر علیه خودمان شاهد و مدرک جمع می‌کردیم. شاهد به معنی گواهی دهنده، ناظر و مشاهده کننده است. شاهد در دستگاه قضایی کسی است که یک واقعه را دیده یا شنیده و می‌تواند در دادگاه به نفع یا علیه متهم شهادت بدهد و نقش او در صدور حکم بسیار مهم است. نه تنها در مورد چاقی بلکه در هر زمینه از زندگیمان که در آن احساس خوبی نداشته ایم یا مورد قضاوت دیگران واقع شده ایم، سعی کردیم با توجیه کردن و دلیل آوردن دیگران را قانع کنیم، در حالی که در تمام این مدت در حال جمع کردن شاهد علیه خودمان بوده ایم و جهان هستی بر اساس شواهدی که در مورد خصوصیات ما وجود دارد، جریانات را برای ما رقم می‌زند. به طور مثال اگر ما باور کنیم آدم بدشانسی هستیم  و در مورد این موضوع بارها با دیگران صحبت کرده و شاهد های زیادی برای این ادعا داشته باشیم، پاسخ جهان هستی به ما چیزی جز بدشانسی، نخواهد بود. این کار باعث می شود برعکس چیزهایی که دوست نداریم، بیشتر به سمتمان بیاید و با این روشی که در پیش گرفته‌ایم، انگار برای همه خصوصیاتمان دعوتنامه می فرستیم و مثلاً بدشانسی را به سمت خودمان جذب میکنیم. حالا که نسبت به این موضوع اطلاع پیدا کردیم باید این روند را متوقف کنیم و برعکس برای ویژگی های خوب شاهد جمع کنیم. در مورد چاق بودن هم همین روند را تکرار کرده ایم و کلی شاهد برای چاق بودن و لاغر نشدنمان داریم و با این کار انرژی منفی بیشتری به کائنات ارسال می کنیم و طبق چیزی که ارسال کرده ایم، واکنش دریافت خواهیم کرد و این مانع از لاغر شدن ما می‌شود. 

      همه کسانی که اکنون در مورد چاقی و لاغر نشدن ما اظهار نظر می‌کنند همان شاهدانی هستند که قبلاً دور خودمان جمع کرده ایم، چرا غریبه ها درمورد ما اظهار نظر نمی کنند؟! بنابراین به خاطر نظر آنها نباید از مسیر منحرف شویم. 

      ما به دو صورت در مورد در مورد چاقیمان حرف می‌زنیم:1_ گفتگوی زبانی یعنی به طور مستقیم در مورد چاقی و مشکلات مان و دلایل لاغر نشدنمان صحبت میکنیم و شاهد جمع میکنیم. 

      ۲ _به صورت مرور افکار، و این زمانی اتفاق می‌افتد که ما به نظرات دیگران در مورد خودمان فکر می کنیم و فرکانس چاقی را به ذهن آن افراد ارسال می‌کنیم. این حالت به صورت نامحسوس انجام می شود. به طور مثال اگر ما به خاطر چاق بودنمان از نپذیرفته شدن در روابط یا مشاغل و غیره ترس داشته باشیم و خودمان قبل از اقدام به این موارد به نتیجه منفی گرفتن فکر کرده باشیم، جهان هستی فکر ما را به واقعیت تبدیل می کند و قطعا موفق نخواهیم شد به خواسته هایمان برسیم. ما نباید نتایجی که در زندگی کسب می‌کنیم را به عوامل بیرونی نسبت دهیم. مثلاً نگویید چون در فلان شهر و در فلان خانواده به دنیا آمده ام و چون شرایط برایم مهیا نبوده است، نتوانسته ام موفق بشوم. اما وقتی مسئولیت را خودمان قبول کنیم و ذهنمان را کنترل کنیم نتیجه ای که به دست می‌آوریم چندین برابر نتایجی است، که انتظارش را داشتیم. 

      یادگیری و کنترل ذهن به این صورت است که آنقدر روی آموزش ها کار کنیم که جزئی از وجود ما بشود و در هر موقعیتی ناخودآگاه کار درست را انجام بدهیم، بنابراین باید تمام برچسب‌هایی که به خودمان زده ایم را شناسایی کنیم و آنها را اصلاح کنیم و از هرگونه برچسب زدن منفی به خودمان خودداری کنیم و فقط برای خوبیهایمان شاهد جمع کنیم. 

      در مورد خودم زمانی که بچه بودم یک مارک پفک تولید میشد که قیمتش 50 تومان بود و درون بعضی از آنها یک عدد ۵۰ تومانی که قیمت خود پفک بود به عنوان جایزه قرار داده بودند. در خانواده ما همه اعضای خانواده چندین بار این ۵۰ تومان را برنده شده بودند ولی من برنده نمی شدم و بارها و بارها به همه می گفتم من آدم بد شانسی هستم و با اینکه بالاخره من هم آن ۵۰ تومان را برنده شدم ولی از همان موقع این برچسب بدشانسی را روی خودم زدم و همیشه به آن جریان استناد می کردم ولی تعهد میدم از امروز ۱400/7/19 هیچگونه برچسب منفی و نامناسب را به خودم نزنم. من به هیچ عنوان بدشانس نیستم وگرنه با این سایت آشنا نمیشدم😍🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/16 08:19
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      سلام بر شما استاد عزیز و تمام دوستانم

      یک فایل عالی و آموزنده دیگر

      چقدر از گوش دادن به این فایل لذت بردم و چه اطلاعات نابی دستگیرم شد

      جمع کردن شاهد چقدر قابل درک و آسان این موضوع آموزش داده شد

       

      کی فکرش را میکرد که حرف زدن از اتفاقات بد زندگی مان باعث شاهد جمع کردن شده بود و مطابق با آن نتیجه گرفته بودیم

       

      ما فکر میکردیم با درد دل کردن در مورد اتفاقات ناگوار زندگی مان به خودمان حق بدهیم که ما مقصر نیستیم و اینطوری خودمان را تبرئه کنیم غافل از اینکه به کائنات درخواست بوجود آمدن آن اتفاقات را میدادیم

       

      چه راهنمایی قشنگی که ما باید از اتفاقات خوب و موفقیت هایمان حرف بزنیم ممکن است بعضی ها ما را به قول معروف از خود راضی بدانند اما چه اهمیتی دارد که دیگران راجع به ما چی فکر میکنند

      اصلا اهمیتی ندارد باید اینرا در نظر بگیریم که ما برای خودمان شاهد برای خوبی ها جمع میکنیم و چقدر حالمان از حرفهای خوب زدن عالی میشود

       

      وقتی ما این عادت را در مورد خودمان بوجود آوریم در مورد دیگران هم خود بخود راجع به خوبیهایشان حرف میزنیم و ارتعاشات مثبت وارد جهان هستی میکنیم و همان به خودمان برمیگردد

       

      من مدتهاست که حرف زدن از مشکلات زندگی ام را خیلی کم کردم تا حدی که خواهرم از من پرسید آیا از او دلخوری دارم گفتم نه چرا اینرا می پرسی گفت آخه دیگه با من درد دل نمیکنی گفتم من الان با هیچ کس دیگر درد دل نمیکنم چون دارم یاد میگیرم که از افکار منفی کناره گیری کنم و توجه ام را به افکار مثبت جلب کنم چون هرچیزی که به کائنات بفرستی همان را دریافت میکنی

      او حرف مرا تائید کرد و گفت عقیده خیلی خوبیه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/22 11:24
      مدت عضویت: 98 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,055 کلمه

      بسیاری از ما برای خودمان تعریف هایی داریم و برای تعریف هامون هم شاهدانی جمع کرده ایم .

      من به شخصه برای چاقی و اضافه وزن خودم شاهدی جمع نکرده بودم  ، ولی در عوض برای مشکلات دیگه تو زندگیم تااا دلتون بخواد به خودم برچسب زده بودم و برای دیگران هم توضیح میدادم.

      شاهد به معنای گواهی دهنده ، ناظر و مشارکت کننده بیان شده است .و در دادگاه های قضایی هم داشتن شاهد و شهادت دادن تاثیر زیادی در صدور حکم به نفع طرف است .

      خلاصه هر فرد تعریف هایی از خود دارد  که نشانه ویژگی خاص در خودشه 

      مثلا من برچسب هایی که به خودم میزدم اینا بودن 

      من شانس ندارم 

      نمیتونم خوب بشم

      هیچکس منو دوست نداره 

      دلیل همه ی بدبختی ها منم 

      و……….

      و شاید بیشتر هم بودن که الان چون راجع بشون فکر نمیکنم ، اصلا یادم نمیاد .

      این ویژگی هارو نه تنها دباره خودمون پذیرفتیم ، بلکه به همه هم میگفتیم !

      و همین رفتار مخرب منشا بسیاری از اتفاقات در زندگی ماست .

      و وقتی ما در زندگی برای خودمان توصیفاتی دارریم و اونو برای بقیه هم بازگو میکنیم ، در واقع داریم در جهان برای ویژگی های خودمان شاهد پیدا میکنیم .و سیستم جهان این شکلیه که براساس شواهدی که در هرزمینه ای در مورد ویژگی ما وجود دارد ، اتفاقات رو وارد زندگی ما میکنه .

      و سیستم عملکرد ان به این طریقه که ما هرچی شاهدان بیشتری برای ویژگی های خودمون داشته باشیم ، در واقع باور بیشتری برای اون ویژگی خودمون نسبت به اون موضوعی که براش شاهد جمع کردیم ،داریم . و جهان هستی هم همیشه به باورهای ما واکنش نشان میدهد.

      و میزان باور خودمون به ویژگی های خودمون و با دفعات گفتن به دیگران اضافه کردیم 

      مثلا صد نفر شاهد دارید برای اینکه ادم بدشانسی هستین ؛ بنابراین طبیعی است که جهان مطابق با نظرات شاهدان ما باشه و

      و دلیل این که ما برای خودمون نسبت به موضوعی شاهد جمع میکردیم ، این بود که به دیگران اثبات کنیم که ما بیگناهیم و هر اتفاقی که میفته دست خودمون نیست و بارها تلاش کرده ایم اما فایده  ای ندارد. 

      وقتی ما علاوه بر خودمون چدین نفر دیگه هم میدونستن که تلاش های ما هیچ فاید ه ای نداره، در این شرایط چه میزان انرژی منفی به جهان ارسال میکنیم!

      در واقع اگه عقیده ما این باشه که ما لاغر نمیشیم و برای خودمون هم شاهد داشته باشیم ، مهم نیست که چقد تلاش کنیم ، چون نتیجه هیجوقت تغییر نمیکنه و ما چاق میمونیم !

      و اینکه افرادی با ما روبه رو میشوند و ویژگی های مارو به ما یاداوری میکنن ، دو دلیل داره 

      1. گفتگوی زبانی : که در این روش ما درباره خودمون به دیگران گفتیم و برای خودمون شاهد جمع کرده بودیم
      2. مرور افکار : که ما درباره دیدگاه و نظر دیگران نسبت به خودمون فکر میکنیم ، به صورت ذهنی فرکانسشو به جهان و و به ذهن فرد موردنظر ارسال میکنیم .

       

      برای من هم بارها پیش اومده بود که میخواستم جایی برم و با خودم فکر میکردم که نکنه مثلا ازم درباره فلان موضوع سوال بپرسن یا بهم بگن ، چطوری شدی و چطوری نشدی و… 

      و دقیقا هم درباره اون ها صحبت و بحث میشد .

      بنابراین جهان هستی نسبت به احساسات ما به ما پاسخ میدهد نه بر اساس عوامل دیگه ای

       

      وقتی ما کنترل ذهن و یادبگیریم و تسلط پیدا کنیم  بر فرمول سازی های ذهن ، نتایج خیلی بزرگ تر و گسترده تر میشه و قابل مقایسه با تلاش ما در هر زمینه ای نیست.

      دقیقا من هم از سال گذشته که با قدرت ذهن اشنا شدم و اونو در خودم بکار گرفتم ، واقعا زندگیم و اوضاع حالیم تغییر کرده والان  واقعاااا زندگیم و شرایطم عالیه  خداروشکر ، در صورتی که تا دوسال پیش تر افسردگی داشتم و انسان به شدت نا امیدی بودم ولی معجزه برام اتفاق افتاد که خودم هم ایجادش کردم ، قدرت ذهنم و بکار گرفتم .

      نتیجه خودمون در زندگی و به عوامل بیرونی خودمون ربط ندیم .

      منم از سال پیش که با قدرت ذهن آشنا شدم ، هیچگونه برچسبی به خودم نزدم و همه ی برچسبا رو کندم ، و برعکس برچسب های خوب و شرایطی که میخواستم داشته باشم و به خودم زدم و ونتیجه هم گرفتم و برای اونا برای خودم شاهد جمع کردم و الان واقعااا همه چی تغییر کرده و بهتر شده ، اصلا راجع به اتفاقات اطرافم فکر نمیکنم و اهمیت نمیدم و از سال پیش تا الان یک برچسب نادرست به خودم نزدم و هروقت هم به مسیله ای برخوردم با دیگران در میون نزاشتم و علیه خودم شاهد جمع نکردم و اون مسیله به راحتی وبه سرعت برطرف شد.

      در واقع من تا سال پیش ادمی بو دم که هزاران برچسب به خودم میزدم و همش دیدم و باورم نسبت به خودم منفی بود و متوجه شدم که مشکل از من و افکار منه و دقیقا از وقتی که تصمیم گرفتم دیگه به چیزهای منفی فکر نکنم و خودمو با باورهای مثبت پر کنم و هر اتفاقی میفتاد و به خودم ربط نمیدادم و به خودم چیزهای عالی و خوب و ربط دادم ، دقیقاااا اوضاع همانطوری تغییر کرد ! و همه چی بهتر شد و ارامش پیدا کردم ، اعتماد بنفسم خیللییی بیشتر شد و در مسیر خواسته هام قرار گرفتم و……

       و الان هم که با هرکس که صحبت میکنم در رابطه با تواناییها و موفقیتهام صحبت میکنم و الان هم شاهد های زیادی دارم.

      پس واقعا جهان هستی طبق باورها و انتظار های ما و شاهد هامون بهمون پاسخ میده ، مواظب افکارمون و باورهامون و شاهدهامون باشیم!

      گر چه من خیلی وقته در رابطه با ضعف هام با کسی صحبت نمیکنم و برای خودم شاهد جمع نکردم ولی بازهم اینجا تعهد میدم که از الان تاریخ 1400/ 06/21 تا اخر عمرم برای خودم شاهد جمع نکنم و اگه هم جمع کردم ، شاهدام ، شاهدان قدرت و توانایی ها و موفقیت های من باشند.

      خداوند اونقدرسریع الحساب و بخشندس که اگه ما ازش 10 تا بخوایم ، اون بهمون 100 تا میده ، همونطور که خود من تصمیم گرفته بودم که دیگه منفی گرا نباشم و ب خودم وصله های بد بزنم ، تا 3 روز معحزه ی اصلی زندگی من رقم خورد.

      ما بسیار توانمند هستیم ، چون از روح خداوند هستیم ، و خداوند همیشه برترین صفات رو داره ، پس ما هم صفات خداوند رو در خودمون داریم ، این برچسب هایی که به خودمون زدیم ، همه الکی و مزخرفه ، از خواب غفلت بیدار شیم !

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/20 18:37
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,143 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

       من یاد گرفتم نتایج زندگی خودمون رو نباید ربط بدیم به شرایط اطرافمون  مثلا شهر و کشور و تحصیلات  و …. دقیقا مثل استاد که بدون اینکه از شهرش،و یا  کشورش خارج بشه و یا بدون اینکه مدرک تحصیلیش رو تغییر بده کلی نتایج بزرگ  در زندگیش رقم زده و مهمترین اون کسب و کار جدیدش و میزان در آمد بالای  ایشون هست که حتی برای خودش این همه تغییرات بزرگ در زمان کم قابل باور نیست چه برسه به اطرافیانش اما تمام اینها به خاطر کنترل ذهن و آموزش ذهن  و کار کردن روی خودش هست  یعنی استاد هر چیزی رو یاد میگیره در زندگی خودش عملیش میکنه  و اینقدر تکرارش میکنه تا اون موضوع  جزیی از زندگیش  بشه .

       من هم اون موقع ها خیلی  به خودم برچسب میزدم که من آدم توانایی در انجام کارها نیستم من آدم دانا و آگاهی در زندگی  برای حل مسایل و مشکلات و .. نیستم  بارها میگفتم من آدمی با قدرت بیان بالا نیستم من آدم تاثیر گذار و محبوب و دوست داشتنی نیستم من آدم با اعتماد به نفس بالا  نیستم من آدم شاد و سرحالی نیستم و …خیلی وقتها میشد من با کسی حرف میزدم و اون شخص میپرسید که دیروز  کجا بودی چه خبرا  بود  ؟؟؟و من شروع میکردم به بازگو کردن هر اتفاق منفی وبه ظاهر بد ی که اگر رخ داده و یا اینکه میخواسته رخ بده و اما رخ نداده و هر چیز ناخوشایندی رو تعریف میکردم هر صحنه ی بدی رو که دیده بودم و یا هر حرکت بدی و یا  هر رفتارو یا برخورد بدی که تجربه کرده بودم حالا  اگر خودم  با کسی داشتم و یا کسی با من داشته و ….. در کل خودم رو آدم ضعیف و نادرست و غیر محبوب و … میدونستم و برای همه توضیح میدادم و من همیشه  یه تعریف هایی از خودم داشتم که برای بعضی از افراد که باهاشون راحتم خصوصا خواهرم میگفتم و بیشتر باور میکردم که اره اینطورم و دقیقا همون حرفها رو در زندگیم بیشتر تجربه میکردم و در  مورد چاقی هم همینطور بودم کلی تعریفهای بدی  از خودم داشتم که هزاران بار اونها رو به خودم  می گفتم و به دیگران هم می  گفتم که مثلا  من آدم بی اراده ای هستم ، من آدمی  با اشتهای زیادی هستم من آدمی هستم که همیشه  میل به خوردن دارم و گرسنه هستم من آدمی هستم که عاشق خوردن غذا هستم و از این کار خیلی لذت میبرم پس دوست دارم همیشه بخورم و یا اینکه من به سختی لاغر میشم و به راحتی چاق میشم و یا اینکه من آب هم بخورم چاق میشم من اصلا  جرات خوردن خیلی از  غذاها رو ندارم  اما وزنم خیلی بالا هست .

      دلیل اینکه  در گذشته و شاید حالا من در جنبه های مختلف زندگی دارم تلاش میکنم  که اوضاعم رو خوب کنم اما نمیتونم چون کلی تعریف در مورد خودم  درست کردم  و به بقیه و خودم بارها گفتم و برچسب زدم  .

      مثلا من کسی رو میشناسم که میگه من آدم احساساتی هستم و اگر چیز غمگینی و یا شادی   بشنوم و یا ببینم  سریع گریه میکنم و واقعا هم  این کار رو میکنه و این اتفاق براش میفته و حالا  سوژه ی جمع شده  چرا ؟؟؟ چون بارها به همه  گفته و جهان اون رو به راه هایی هدایت میکنه که بارها خودش گفته .

      منم  قبلا زیاد به خودم و بقیه  گفتم  که حافظه ی خوبی ندارم مثل این دوست عزیزی که استاد گفت  ومن بارها به اطرافیان میگفتم حافظه ی بدی دارم چون اطلاعات عمومی ضعیفی دارم خیلی از مسایل جعرافیای و تاریخی کشور و جهان رو بلد نیستم اما در جایی دیدم بزرگی گفتن انیشتین هم همینطور بوده واگر نیازی داشتن  از کتابهای مربوطه کمک میگرفتن  و از حافظه اشون  برای این مسایل  استفاده  نکردن  و  ایشون هم  میگفتن    پس ذهنتون رو  از  این چیزها پر نکنید چون امروز با این امکانات اینترنت و  گوشی …. هر وقت که خواستین سرچ کنید و اون اطلاعات مربوطه رو  در یک لحظه  پیدا کنید و من هم دیگه از این قضیه  ناراحت  نیستم  .و  اما در گذشته همین پایین بودن اطلاعات عمومی من در زمینه ی تاریخ و جغرافیا و سیاست و … باعث شده بود که آدم بی اعتماد به نفسی باشم که نتونم هیچ وقت در جمع  راحت حرف بزنم و یا نظرم رو بگم و به خودم میگفتم ادم اگاه و دانا و به روز و توانایی در حرف زدن نیستم و با این افکار هیچ وقت نتونستم آدم محبوب و تاثیر گذاری و آدمی با قدرت بیان خوبی باشم و در جمعی شرکت کنم و یا دوستان زیادی داشته باشم و …..چون انتظارم از خودم این حرفها بود  بقیه هم دقیقا همچین نگاهی به من داشتن و هیچ وقت نه با من صمیمی میشدن نه من رو برای گفت و گو کردن انتخاب میکردن و نه از من نظری میپرسیدن نه اینکه من رو آدم مناسبی  برای  راهنمایی کردن  و مشورت کردن میدونستن پس خیلی مهم محتویات ذهنیم رو بررسی کنم ببینم چه برچسبهایی به خودم زدم .

       پس  اگر  در گذشته میگفتم من آدم به درد نخور و ضعیف و نادان و بی اعتماد به نفس و بی اطلاعات و …. هستم و یا کسی من رو دوست نداره  و یا قدرت بیان خوبی ندارم و نمیتونم با بقیه خوب ارتباط بگیریم و بقیه برای من ارزش قایل نیستن و …اینها مثل برچسبهایی هستن که به خودم در گذشته زیاد میزدم و جهان هم دقیقا همینها رو نشون من میداد و اونها رو وارد زندگی من میکرد یعنی اگر من بارها بگم من آدم لایق و دوست داشتنی و با ارزشی نیستم جهان همین مورد رو میگرده  که  ببینه کی این برچسب رو داره و دقیقا اون شخص رو وارد مسیرها  و راه هایی میکنه که این موارد رو تجربه کنه در واقع تو  با برچسب زدن به خود خدا گفتی من چنین آدمی هستم که مثلا نمیتونم خوب صحبت کنم قدرت حرف زدنم ضعیف هست و خدا  هم طوری با تو رفتار میکنه که تو این قضیه رو بیشتر تجربه کنی و آدم این چنینی بشی و یا مثلا اگر بگی من آدم دوس داشتنی نیستم دقیقا جهان افرادی رو سر راهت میزاره که به تو میگن تو آدم دوست داشتنی نیستی چون خودت داخل ذهنت به خودت برچسب زدی و حالا کار خطرناک ترمن این بود علاوه بر مرور کردن این افکار در ذهنم میومدم به آدمهای اطرافم هم  بارها میگفتم و اما  وقتی من میام در مورد ضعفهای خودم با خواهرم و همسرم و یا دخترم بارها و بارها حرف میزنم دارم برای خودم شاهد جمع میکنم که ای مردم بدونید که من آدم ناتوان و بی ارزش و دوست نداشتنی  و …. ای هستم .

      من خیلی شاهد نداشتم اما با همون چند نفر شاهد که برای خودم جمع کرده بودم بارها و بارها در مورد این موضوعات و برچسبهای خودم حرف میزدم شاید هر روز با خواهرم در باره  این موارد حرف میزدم که من آدم این چنینی هستم و دیگه بقیه هم میدونستن و منتظر بودن که بقیه ی اتفاقاتی که در این خصوص برای من میفته رو براشون بگم و اما ته دلم دوست داشتم آدم بهتری با شخصیت بهتری بشم و هر وقت آدم دانا و آگاه و با اعتماد به نفس و محبوب و با قدرت بیان بالا و زیبا میدیدم میگفتم چرا من اینطور نیستم ؟؟؟اما خودم این برچسبها رو زده بودم به خودم و برای خودم شاهد جمع کرده بودم و هر روز در مورد این مسایل شخصی خودم با اونها حرف میزدم .

      اما اگر خداوند رو قاضی جهان در نظر بگیریم  خدا نگاه میکنه ببینه  هر بنده اش چندتا شاهد داره  که چه چیزی در مورد اون میدونن اگر بنده اش صد شاهد داره که اونها میدونن این فرد آدم بدبختی هست خوب قطعا خدا هم بدبختی های بیشتری به اون بنده میده که کلی شاهد داره که من بدبختم .

      خود منی که بارها گفته بودم من آدم  خوش بیان و دانایی نیستم و من آدم محبوبی  و توانایی و .. نیستم  دقیقا  خداوند مسیرهایی رو وارد زندگی من میکرد که ب تمام اون شاهدها و به  بقیه  و خودم اثبات بشه من آدم نادان با قدرت بیان ضعیفی هستم که دوست داشتنی و …. هم نیستم .

      خداوند هم  بر اساس،شاهد هایی که من جمع میکنم در زندگی من تاثیر گذار هست .

      من یادم میاد این اواخر که با وجود ورزشهای منظم و سنگین و رژیم های سخت و محدود کنه که  داشتم لاغر که نمبیشدم هیچ چاقتر هم میشدم به هر کس میرسیدیم میگفتم من هیچی نمیخورم اما چاق میشم ورزش هم جواب نمیده من دیگه  چون قرص میخورم و کم کاری تیرویید دارم باید چاق و چاقتر بشم سوخت و سازم کم هست من بدنم با متناسبها فرق داره و …… اما از وقتی وارد دوره ها شدم دیدم نه خیر من کلی دلیل و توجیه برای چاقی و رفتارهای پرخوری خودم دارم که اینها من رو چاق کردن   پس باورهام رو تغییر دادم و دیگه  نتیجه رو ربط ندادم به قرص و دارو و اشتها و کم تحرکی و سوخت و ساز پایین و کم کاری تیرویید و …. دیکه این حرفها رو نزدم و هیچ شاهدی جمع نکردم برای خودم در زندگی و همه رو از خودم کندم و انداختم دور و گفتم خودم مسول چاقی خودم هستم و خوم با افکار و باورها و رفتارهای خودم باعث چاقی خودم شدم پس خودم مسول لاغری خودم هستم و در بقیه ی جنبه های زندگیم هم همینطور از همون موقع که این فایل رو شنیدم دیگه یادم نمیاد با هیچ کس نه خواهرم نه همسرم نه فرزندم در مورد اون برچسبها حرف زده باشم و حتی در ذهن خودم اونها رو مرور نمیکنم و به خودم میگم اگر این کار رو کنم دارم به خودم برچسب میزنم و نکردم دیگه  این کار رو  و هرگز انجام  ندادم و در مرحله ی اول خودم رو بهتر دوست داشتم و پذیرفتم و با خودم در صلح بهتری قرار گرفتم واارامش پیدا کردم و جریانات زندگی من شروع کرد به تغییر کردن من اعتماد به نفسم بهتر شد ادم محبوب تری از قبل شدم من قدرت بیانم از قبل بهتر شده دانا تر و اگاه تر شدم و خیلی از مسایل رو به راحتی حل میکنم و اگر نیاز باشه گذر میکنم و اصلا به اونها فکر نمیکنم و …….چون دیگه شاهد جمع نکردم و دقیقا بر عکس یاد گرفتم بر نکات مثبت خودم  و اطرافم تمرکز کنم و هر چند کوچک اونها رو برای خودم و اطرافیانم بلد کنم و فقط از اونها حرف بزنم  بارها برای خودم اونها رو مرور کنم و احساس ارزشمندی و لیاقت و  محبوبیت و توانمندی و … کنم و یه موردی که خیلی به من  از این احساسهای خوب در مورد خودم  میده همین بودن در این مسیر و داشتن این اگاهی ها  هست که بارها میگم ببین چقدر محبوب خدا و عزیز خدا بودم و بنده ی  دوست داشتنی بودم که خدا من رو وارد این مسیر ها کرده و هر جا وارد میشم با اعتماد به نفس بیشتری صحبت میکنم و با حال بهتری و حس بهتری حرفم رو میزنم و نتیجه های من بسیار متفاوت شده و من همینکه میام داخل سایت مینویسم این حرفها رو دارم برای خودم شاهد جمع میکنم که من فروغ تغییر کردم و دیگه اون فروغ گذشته نیستم من آدم بسیار عالی و با ارزش و توانا و دانا و اگاه و …. ای هستم وبه هیچ عنوان در مورد ضعفهای خودم دیگه با هیچ کس حتی با خودمم حرف نمیزنم که شاهد برای خودم جمع کنم .

      چقدر خوشحالم در سایتم و کلی شاهد برای موفقیتهای خودم دارم و چون بیشتر نتایج من درونی هست و مربوط به خودم هست ممکنه برای خیلیها قابل لمس نباشه و باور نکن و یا در این مدار نباشن و من هم نمیگم اما برای بچه های سایت که مثل خودم در این مسیر هستن به راحتی میگم و شاهد جمع میکنم که من بسیار در زمینه ی لاغری و تناسب اندام  و روابط و اعتماد به نفس و خود باوری و سلامتی و ….. پیشرفت داشتم و دلم میخواد اینقدر پیشرفت کنم که  یه ورژن خیلی جدید از خودم بشم .

      و   اگر من از خودم و ضعفام گله و شکایت کنم  خود خدا  هم میگه من انبار خوشبختی داشتم و بدبختی هم داشتم و تو برای خودت شاهد برای بدبختیهات جمع کردی من هم از انبار بدبختی ها بهت دادم حالا شاهد جمع کن من آدم خوشبختی هستم از انبار خوشبختی ها بهت میدم به همین سادگی 

      من از امروز ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ بازم تعهد قویتر میدم که شاهد برای خوشبختیهام جمع کنم و به سعادت و خوشبختی های بیشتر و بالاتر برسم  و به جریانی از نعمتهای زیاد خواهم رسید و در مورد ضعفهام با هیچ کس حرف نمیزنم و نخواهم زد .

      منم  عاشق این صفت خداوندم که از خودش  ده میخوام و اون صد میده  در واقع   خدا از چیزی که من میخوام  خیلی بیشتر میده و این صفتش در کنار بقیه صفتهای عالیش فوق العاده هست .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/19 23:58
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,059 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      برای رسیدن به هر خواسته ای همیشه یک راه هست و

      برای نرسیدن به اون خواسته هزار بهانه .

      توی زندگی همیشه دوست داشتیم بهترین حال ممکن رو داشته باشیم شاگرد اول کلاس باشیم و بهترین دوست ها مال ما باشه و بهترین جا ها برویم و بهترین موقعیت شغلی نصیبمون بشه و بهترین زندگی رو برا خودمون بسازیم

      ولی توی رسیدن به این موقعیت ها همیشه بنا بر عقیده ای که از رفتار و گفتار دیگران نصیبمون شده بود که همیشه بخت و اقبال باهات یار نیست .رو بارها شنیدیم و همیشه توی مسیر هایی که می خواستیم قدم برداریم این جمله رو مد نظرمون قرار می دادیم .

      همین عامل باعث می شد امید به موفقیت پنجاه درصدی  برا خودمون مد نظر قرار بدیم و گاهی هم به شانس متوسل بشیم برای موفقیت.

      توی این همه سال هیچ وقت به قدرت و توانایی خودمون ایمان نداشتیم .و با هر بار شکست همیشه بخت و اقبال و شانس و عوامل بیرونی مقصر میدونستیم و این قدر این موقعیت ها برامون تکرار شد که به یقین رسیدیم ۹۰ درصد موفقیت  بسته به شانس و اقبال و عوامل بیرونی هست.

      واین وسط هر کدوممون بالاخره توی خانواده ای زندگی می کردیم که همه انتظار پیشرفت و موفقیت رو برای ما داشتن و مجبور بودیم برای هر بار شکست کلی توضیح بدهیم که چی شده که من نتونستم موفق بشم

      دیگه این توضیح دادن شد برامون عادت که برای هر کاری باید به دیگران توضیح بدهیم در واقع خودمون خوشمون اومده بود که توضیح بدهیم

      چون با توضیح یک دلیل قدرتمندی برای عدم موفقیتمون می آوردیم و کمتر یه  ناتوانی خودمون توجه می کردیم و خودمون نا توان جلوه نمی دادیم.

      بالاخره هیچ کس دوست نداره توی چشم دیگران نا توان به نظر بیاد.

      این روال رو پیش گرفتیم و دیگرانم به شنیدن توضیحات ما عادت کردند تا اینکه شکست ها زیاد شد و دیگه عوامل بیرونیم دلیل محکمه پسندی نبود برای عدم موفقیتمون و پی به عیب خودمون بردیم و یه جورایی پذیرفتیم که  مشکل از من هست که موفق نمیشم .

      و این بار توی توضیحاتمون یک نسخه ای جدیدی مجوز کردیم و اونم عیب هایی که بر روی خودمون می گذاشتیم بود که من ژنتیکی این مشکل رو دارم و من تنبلم و من بد اقبالم و من سرنوشتم با بدبختی گره خورده و …

      در واقع بیشتر ناله بود تا دلیل

      و اینجاست که باید گفت شکر نعمت ، نعمتت افزون کن .کفر ،نعمت از کف ات بیرون کند.

      ما نا شکری کردیم و شدیم اون شاگردی که همیشه ناله میکنه و از بدبختی هاش میگه و جز نفرات رفوزه کلاس درس خدا شدیم.

       

      وقتی کنترل ذهنت دست بگیری توی خیلی از زمینه ها پیشرفت می کنیم

      دلیل اینکه توی خیلی از جنبه ها پیشرفت نمی کنیم به خاطر تعریف هایی که از خودمون داشتیم

      وقتی جهان مدام حرف ما رو از بدبختی ها شنیده اونم همیشه ما رو توی اون مسیری قرار میده که برامون اثبات میشه ما همون آدمی هستیم که همیشه تعریفش رو کردیم  .

      من از کوچیکی بیشتر سعی کردم خودم رو با ویژگی های مثبت معرفی کنم

      بابام هم همیشه مشوق من بود توی این مسیر

      شجاع و نترس و قوی و کار بلد و هوش قوی و اراده قوی و مصمم بودن و به هر چی دلم بخاد حتما میرسم و کار نشد برای من وجود نداره و اجتماعی بودن و همیشه اهل لبخند بودن و آدم راز دار و قابل اعتماد بودن  رو ویژگی هایی بود که از کوچکی برای خودم ساختم و هر سال قوی ترش کردم و تا اینکه همه من رو با این ویژگی ها  می شناسن.

      توی زندگی در ارتباط با غریبه ها بارها شده که یک نفر به من اعتماد کرده و کلی راز نگفته حتی به دوست صمیمی اش به من گفته و من به خودم بالیدم برای این اعتمادی که دیگران به من دارند .

      ما سال ها مسیر اشتباه طی کردیم و برای لاغری قدم برداشتیم ولی با شکست مواجه شدیم .

      مسیر اشتباه بود ولی ما نادانسته برچسب هایی به خودمون زدیم.

      پر کاربرد ترین برچسب آدم های چاق اینه که  من هرکاری شروع کنیم نصفه نیمه ول میکنم مخصوصا لاغر شدن

      نباید از خودمون تعریف نا مناسب داشته باشیم و برچسب بزنیم.

      چون جهان بر اساس همون تعریف ها روزها و شب ها ما رو توی اون مسیر که ما برا خودمون توی ذهنمون ساختیم قرار میده

      برچسب بد نزنیم و همیشه انتظار خوب از خودمون داشته باشیم

      خیلی مهمه محتوای ذهنیمون بررسی کنیم که این برچسب ها رو به خودمون نزنیم

      جهان بر اساس برچسب ها  اتفاق ها رو وارد زندگیمون  میکنه

      بدتر از این برچسب ها گفتن این ویژگی ها به دیگرانه  

      وقتی ما در مورد خودم یه دیدگاهی داریم و به دیگران میگیم

      توی جهان داریم برا خودمون شاهد جمع میکنم

      شاهد علیه خودمون جمع نکنیم

      یکی از ارکان تصمیم گیری دادگاه شاهده و طرف با آوردن شاهد میتونه حقش رو دادخواهی کنه .

      خداوند قاضی این جهان هست  خداوند شاهد ها رو درمورد بنده اش می بینه و بر اساس اون جریان ها رو وارد زندگیش میکنه

      شاهد حرفمون رو تایید میکنه خداوند بر اساس اون حرف شاهد ها در سرنوشت ما تاثیر گذاره

      خداوند برای ما تصمیم به چاقی نگرفته و همیشه دلش میخاد متناسب باشه

      خداوند ما رو درست خلق کرده و عوامل دیگر باعث چاقی ما شده

      عوامل بیرونی رو مانع برای پیشرفت خودمون در نظر نگیریم

      مشکلات  رو علیه خودمون به کار نبریم و شاهد جمع نکنیم

      اصلا در مورد خودمون حرف بد نزنیم

      همیشه در مورد موفقیت وتوانمندیمون حرف بزنیم داریم شاهد جمع میکنیم که ما موفق هستیم و به هر چی میخواهیم می رسیم

      حق نداریم ضعف هامون رو به دیگران بگیم

      دیگران رو شاهد خیر و خوبی هامون باشن نه بدبختی هامون

      من آدم مصممی  در رسیدن به خواسته هام هستم

      از امروز من تعهد میدم برای مشکلات و اتفاق های بدم شاهد جمع نکنم

      خداوند سریع الجواب و بی نهایت بخشنده هست.

       درمورد چاقی حرف نزنیم و بهانه نیاریم برای رسیدن به خواسته هامون

      خداوند برای چی میگه ای بنده من اگه خطا کردی نرو جار بزن و بیا به من بگو من گناه تو پاک میکنم و در توبه بازه

      اینقدر خاطر ما برای خداوند عزیزه که فرشته مامور ثبت گناهی که بر روی شانه هایمان هست رو با اولین گناه عوض میکنه و بهش دستور میده تا توبه کرد گناهش پاک کن تا خاطره خوبی از ما در دفتر اون فرشته ثبت بشه و شاهد دوتا اعمال بد ما نباشه.

      برای خودمون ارزش قائل باشیم و همیشه از خوش هایمان بگیم نه از بدبختی ها

      باورمون درمورد لاغری درست بشه خیلی راحت رفتارمون به صورت خودکار اصلاح میکنیم و متناسب میشیم.

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/06/19 18:30
      مدت عضویت: 258 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 494 کلمه

      به نام خدای بخشنده و مهربان 

      روز ۱۵۰: روز ۵۴ تکرار، جمعه ۱۴۰۰/۶/۱۹

      سلام 

      علیه خود شاهد جمع نکنید

       

      با فراگیری کنترل ذهن در هر جنبه از زندگی نتایج بسیار درخشان تری بدست می آید. 

      موفقیت های خود را منوط به مدرک تحصیلی، موقعیت، شهر ، کشور ، دارایی و ….نکنید. فقط و فقط زمان خود را صرف کنترل ذهن خود کنید تا نتایج شگفت انگیزی دست آورید.

      وقتی بتوانید در مسیر رسیدن به اهداف، ذهن ناخودآگاه خود را متقاعد و همراه خود کنید، سرعت رسیدن به هدف بسیار بیشتر می شود و نتایج فوق العاده بدست خواهیم آورد.

       

      یک نکته مهم این است که بخودمان برچسب نزنیم و از آن بدتر در مورد این برچسبها به دیگران توضیح ندهیم. با شرح و توضیح آنچه در مورد خود پذیرفته ایم به دیگران علیه خود برای آن صفات منفی شاهد جمع می کنیم.

      یکی از دلایل عدم موفقیت ما در زمینه های مختلف ، وجود شاهدان متعدد برای عدم توانایی ما در رسیدن به آن هدف است. و کائنات ما را به سمتی سوق می دهد که برای آن شاهدان متعددی داریم. شاهدانی که خودمان با ناآگاهی علیه خود جمع کرده ایم.

      باید محتویات ذهنی خود را مرور کنیم و برچسبهایی که به خود زده ایم را شناسایی کنیم. دیروز دخترم موسیقی “ یه دونه حساس من ” رو هی تکرار میکرد و موافق بود که خودش هم حساس هست و من گفتم دخترم بخون “ یه دونه جذاب من”  چون حساس بودن خوب نیست و تو رو آسیب پذیر می کند و به او تاکید کردم مواظب برچسبهایی که بخودت میزنی باش.

      من همیشه اعتقاد داشتم بسیار خوش شانس هستم و همیشه در قرعه کشی ها بهترین نتایج را بدست می آورم یا در بازی بیشترین تاس جفت متعلق به من بود. و مدیران با من بهترین رفتار رو داشته و دارند. و ….

      من به رزاق بودن خداوند و برکت پولی که از راه درست بدست می آید معتقد هستم و به لطف خداوند هیچوقت برای  پول لنگ نمانده ام. همیشه برای انجام هر کاری قبل از اقدام به انجامش ، مبلغ آن در کارتم موجود بوده است.

      من در زمینه چاق شدن و چاق ماندن و نتیجه بخش نبودن شیوه های لاغری که به کار می بردم متاسفانه مدت مدیدی شاهد جمع کرده بودم. در روزهای نخستین ورود به سرزمین لاغرها مثل وزن کردن ، صحبت درباره چاقی و مبارزه با چاقی و …. ممنوع شد و می توانم با افتخار بگویم در این مدت پایبند به تغییر شاهدان چاقی خودم بوده و هستم. الان شاهدان زندگی من موافق هستند که در مسیر لاغری قرار دارم و هر روز لاغرتر می شوم و به لطف خدای مهربان هر روز متناسب تر و سالم تر می شوم.

      اگر شاهدان خوشبختی و تناسب اندام برای خود جمع کنم قطعا خوشبختی و تناسب اندام را از خدای بخشنده و مهربان هدیه خواهم گرفت.

      خدایا سپاسگزارم که من کم می خواهم ولی تو با بزرگی و بخشندگی خود چندین برابر به من می بخشی. خدایا تو را آنقدر سپاس برای خدایی بی نظیرت که خودت راضی باشی بزرگ پرورگار من. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/15 14:56
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      سلام استاد 

      استاد خواهرم در دوره های لاغری زیادی شرکت کرده و وقتی دوره شما رو با دوره های خودش مقایسه میکنه و پیگیریهاتون میبینه میگه فکر کنم برای پول کار نمیکنه انکار هدفش خیلی مهم تر فکر کنم برای خدا واقعا میخواد یک عده رو لاغر کنه

      دیروز تو تلوزیون فرد معتادی نشون داد که ترک کرده  و بود الان کارخونه تشک خواب داشت و افراد معتاد که پاک شده بودن میاوارد تو کارخونش و میگفت کسی بوده پنجاه بار ارک کرده و دوباره رفته سراغ مواد و ما ولش نکردیم یاد شما افتادم استاد شما هم اتقدر فایلهای عالی میزارید ادم هر چند بار لیز بخوره باز جذب میشه

      من مدتهاست دیگه اعتراض نمیکنم یادم وقتی ازدواج کرده بودم دوش حماممان خراب بود و طبقه بالای مادر شوهرم اینا بودیم و بعد چهار سال ما از اونجا رفتیم یعنی مشکل از دوش نبود از لوله کشی ساختمان بود و اونها به جای ما مستاجر گزاشتن و مستاجر همون روز اول اعتراض کرد و مادر شوهرم گفت چه حرفی عروس من و پسرم چهار سال اینجا بودن هیچ مشکلی نداشت و به من گفت که مستاجر این حرف زده من گفتم راست میکه دوش خراب بود و بد اب میومد گفت پس چرا هیچی نگفتی واقعا موندم که چرا هیچی نگفتم شاید این حمام مجهز و جکوزی و اب پر فشار نتیجه اعتراض نکردن به اون دوش خراب

      استاد من کلا از قبل دوره اهل شاهد جمع کردن نبودم ولی دوره باعث شده بود که خیلی تو این زمینه پیشرفت کنم و در موردهایی که شاهد جمع میکردم خیلی ضعیف بودم که اصلا نمیخوام مثال بزنم ممنون عالی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/06/03 16:40
      مدت عضویت: 305 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 318 کلمه

      بنام خدا 

      با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز 

      این فایل منو برد به دوران دبستان که هنوز خبری از چاقی و اضافه وزن من نبود از شانس میخوام بگم من یادمه از همون موقع خودم را آدم بد شانسی می دیدم الان که فکر میکنم دلایل خاصی نداشتم اما چرا من خودم را بد شانس بی اراده می دیدم تا جایی که یادمه یکی از علل آن کم توجهی معلم به من و بر خلاف توجه زیاد به بعضی از هم کلاسی می گفتم خدایا من چقدر بد شانسم که معلم با من ایطوری رفتار می کنه و علتهای دیگه می خوام بگم این ریشه بد شانسی از اون موقع در من بود و همیشه هم تو تمام کارها من بد شانسی می آوردم و یه طوری به من ثابت شده بود که اره واقعا همین طور ه تو اضافه وزن هم همین طور دوستام را می دیدم چقدر متناسب و خوش تیپ میگفتم اخه چرا من باید ایطوری باشم همیشه توضیح میدادم که من چیزی نمی خورم ولی ایطورم دیگه استعداد دارم کاریش نمی شه کرد گاهی مهمانی یا مراسم عروسی دعوت می شدیم غذامو همش میزاشتم که کسی نگه چقدر می خوره .

      همیشه دنبال راهی بودم که لاغر بشم که کسی دیدم بگه فلانی لاغر شدی و یکم روحیه بگیرم بعضی موقع ها خواستم بدم خرید از خونه می گفتم میدونم الان سایزم نیست و دست خالی میام و همین هم میشد چون جهان هستی بر اساس افکار من برام زندگی را رقم میزد .

      اما الان چند ماهی هست که با سایت لاغری با ذهن اشنا شدم و خدا شکر که،نتیجه خوبی گرفتم و راضی هستم درسته که هنوز کاملا متناسب نشدم اما از اون نقطه شروع خودم تا الان خیلی جسم من متناسب تر شده و به امید خدا در این مسیر با استمرار به نتیجه نهایی که متناسب شدن کامل هست خواهم رسید .از شما هم ممنونم استاد به خاطر این فایل بسیار عالی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/29 13:02
      مدت عضویت: 468 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      ما همونیم که بهش فکر میکنیم…ما همونیم که فکر میکنیم هستیم….ما آنیم که آنیم

      سلام به استاد عزیز و دوستان گلم

      استاد توی اولین فایلای شروع دوره ورود به سرزمین لاغرها این جملات رو تکرار کردین و من عاشق فایل شماره ۱ و۲ هستم.‌بالای بیست بار بهشون گوش دادم.حالمو خوب میکنه.‌دقیقا مثل همین فایل بینظیرتون.‌اونجا که میگین کا،نات وخداوند دقیقا همونی رو جلوی رومون میذارن که بهش قبل از وقوع فکر کنیم.‌و این تعریف دیگه باوره….من باور دارم اینجا با شما و افکار بکرتون لاغر میشم و بزودی میشم.وای همه اون فکراچها رو منم راجع به خودم دارم.چقد فراموشکارم.یا شوهرم همیشه میگه چقد همه کارارو نیمه تموم میذاره.یادمه همیشه به دوستام میگفتم من مثقالی کم میکنم و کیلویی زیاد میکنم. یادمه بارداری قبلیم همش نگران چاق شدنم بودم و میگفتم من فقط میترسم خیلی چاق شم و شدم. سی کیلو چاق شدم که همش چاقی خودم بود و بعد دنیا اومدن پسرم فقط ده کیلوشو کم کردم. بیست کیلوموند..حتی توی رژیمای لاغریمم این باور ذهنی برام همه کاره بود. یادمه چون خاله شوهرم از رژبم شیر خرما هشت کیلو در دو هفته کم کرده بود و با یه اطمینانی ازش حرف میزد و منم خسته از چاقی.رژیم رو با اطمینان کامل که مطمن هستش و خاله کم کرده منم میتونم گرفتم و شش کیلو در دو هفته کم کردم. استاد الان میفهمم همه اینا فقط تو باور ذهنی ماست….وای که فایلتون  چقد به موقع بود استاد. شما همیشه فرشته نجات من بوده و هستین.‌مدتیه نه خاصه در مورد لاغری مس،له ای برام بوجود اومده که نگرانم کرده بود و با وجود ماه ها فاصله با اون قضیه ناگزیر از الان واسه خودم حالت های بد مو میدیدم و نگرانش بودم. گرچه صحبت های قبلی شمام یادم بود و دا،م بخودم امیدواری میدادم ولی امروز کولاک بپا کردین.دا،م میگم من همونی میشم که از الان بهش فکرمیکنم ..پس من مثبت فکرمیکنم.‌قرار نیست ایندفعه هم مثل دفعه قبل بشه.‌قرار نیست من چاق بشم

      ‌همه چیز در ذهن ماست.‌استاد به درک بالاتری از زندگی در خودم رسیدم.‌شاید بچه ها باورشون نشه.‌ یواش یواش داریم مثل استاد میشیم و چه حسی قشنگ تر و بالاتر از این.‌استاد گاهی به حرفها و حرکات دوستان و آشناها و حتی همسرم خنده م میگیره. دارن حرفم میزنن و من با تعجب بهشون نگاه میکنم و حرفای شما درباره زندگی و باور ذهنی در ذهنم مرور میشه و دعا میکنم همه اونام با شما آشنا شن و بپذیرنتون.‌استاد من یه آدم دیگه شدم. گاهی فراموش میکنم و باز منفی باف سعی شو میکنه منحرفم کنه ولی با یه فایل شما دوباره جون میگیرم و زنده میشم.‌من نمیتونم از شماها جدا شم…دیگه نمیتونم

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/10 12:04
      مدت عضویت: 170 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی 

      این فایل بسسسسیار عالی بود خیلی به دلم نشست .همین یک فایل به تنهایی درس بزرگی رو در بر داره .من از این فایل یاد گرفتم که دنیا آینه افکار ما هست واگر فکری به زبان بیاد قدرتش بیشتر میشه ودرنهایت تبدیل به باور میشه وبدن ما و دنیا همه کاری میکنه که ما به باورهایمان برسیم.

      پس ما باکنترل افکار وگفتگوی ذهنی میتونیم برزندگیمون تسلط داشته باشیم این خیلی لذت بخش هست .از طرفی بامرور اتفاقات خوب وبد در گذشته وبررسی احساسمون قبل از اون اتفاق میشه به درستی این مطلب رسید .

      من خودم خیلی در زندگی شاهد این اتفاقات بودم .مثلا باور این قضیه که من آدم عصبی هستم وکنترل خودم رو از دست میدم ،کافی بود تا اون روز بی ادب ترین وناراحت ترین آدم تو محیط کار در مقابلم قرار بگیره .ولی روزی که به خودم میگفتم امروز روز خوبیه وهمه چیز خوب پیش میره واقعا شرایط محیط به طرز باور نکردنی تغییر میکرد.من این حالت رو گذاشته بودم به حساب حس ششم ومیگفتم ببین من از قبل میدونستم قرار امروز خوب یا بد بشه .ولی در واقع من داشتم خودم روزمو خوب یا بد رقم میزدم.

      نهایت کاری که ماباید انجام بدیم مشاهده وفیلتر افکارمون وعدم قضاوت در مورد خودمون واطرافیانمون هست .

      پس من از این لحظه به بعد مصمم هستم که به توانایی های خودم اعتماد کنم وهیچ برچسب منفی درهیچ زمینه ای به خودم نزنم وبا افکارمنفی وزبانم برای خودم شاهد جمع نکنم .

      همچنین شکر گذار نعمتهایی باشم که خداوند به من هدیه کرده ودر هر موردی بدنبال نکات مثبت اون قضیه باشم .گفتگوهای منفی ومخرب ذهنم رو شناسایی کنم ودر جهت تغییر اونها به سمت بهبود برای خودم شاهد جمع کنم 

      باتشکر از استاد گرامی امیدوارم موفقیتتان ادامه داشته باشد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/05/13 11:55
        مدت عضویت: 536 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 641 کلمه

        با سلام خدمت دوستان واستاد گرامی من امروز ۱۳مردادسال۱۴۰۰ متعهد میشوم که تمام برچسب هایی که تا امروز به خودم زدم را میکنم وپاره میکنم وقول میدهم که دیگر به جز برچسب خوب چیزی به خودم اویزان نکنم .حالا در مورد این فایل  فقط میتونم بگم که تمام حرفهای استاد درسته اخه من تا همین چند لحطه پیش داشتم به خودم برچسب میزدم همین امروز چون دیرتر از خواب بیدار شدم وبه پیاده روی با دوستم نرسیدم گفتم من ادم تنبلی هستم وحتی گفتم چقدر بی اراده ای وادم چاق رو که اصلا همیسه گفتم ومیگم ودیگه انگار یک جورایی خودم توی دهن ادمهای اطرافم کردم که فکر میکنم وقتی بهم نگاه میکنند من رو چاق میبینند وعلاوه براینکه گفتم در مورد خودم تصویر سازی هم کردم وهمیشه خودم رو چاق میبینم در صورتی که من خیلی چاق نیستم وشاید حدود ۵ کیلو اصافه وزن دارم خلاصه استاد از این برچسب ها توی زندگی خیلی داریم ودر مورد این مسئله خیلی قبول دارم که اگه شاهد جمع کنی هی بیشتر خدا بهت از همون موصوع میده خیلی برام اتفاق افتاده از بس توی مسیله چاقی هی اتفاق افتاده دیگه برامون عادی شده وانگار طبیعی شده ولی درمورد بقیه مسایل زندگی ایم مسیله ملموستره استاد من که فکر میکنم میگم ادم نه تنها نباید در مورد خودش برچسب بزنه در مورد دیگران هم نباید بهشون برچسب بزنه اخه برای من برچسبی که برای دیگران میزنم بیشتر جواب میده مثلا اگه میگم فلانی چقدر نسبت به بچه اش بی مهره برام این اتفاق میفته یعنی خودم دقیقا دچارش میشم ویا اگه میگم مثلا فلانی بی عرضه است شوهرش باز خودم دچارش میشم نمیدونم این قسمت مسیله هم درست یا نه استاد اگه بی ربط بود به موضوع لطف کنید بگید من این جوری واکنش جهان رو در این مورد تحلیل کردم که اگه به کسی بگم بی عرضه اولا ذهنم که نمیتونه تشخیص بده که من خودم رو گفتم یا اون ادم رو اون برچسب رو برای خودم بر میداره ویک جورایی اگه این رو برای چند نفرهم صحبت کنم شاهد های من میشند باز چون ذهنم نمیتونه تمایز قایل بشه که من فلانی رو میگم پس انگار میشه شاهد من وهم اونو قضاوت میکنم وباز دنیا طوری طراحی شده که هرچه رو قضاوت کنی اون مسیله توی زندگیت اتفاق میفته وبعد مسیله غیبتشه که اونم بدتر ووقتی غیبت میکنی اول به خودت صدمه میزنی چون بازم برمیگرده به اون ارتعاشاتی که داری میدی به جهان هستی واونم که قدرت تشخیص نداره پس اگه خوب فکر کنیم فکر میکنم درتمام مراحلی که عیبت میکنیم داریم شاهد جمع میکنیم پس بازهم برعلیه خودمون هستش ویا وقتی کسی رو توی خیابون میبینیم ومیگیم چقدر چاقه اولا به چاقی اون توجه کردیم وباز ذهنمون فک میکنه تو دوست داری وجدب میکنی ویا چون اونو ممکن بلند بگی شاهد برعلیه خودت جمع کردی پس میشه به مسیله از این ور هم نگاه کرد در مورد برچسب به خودمون هم که شما کامل توضیح دادین که همیسه باید به خودمون برچسبهای خوب بزنیم وهیچ وقت در مورد ضعفهامون شاهد بر علیه خود جمع نکنیم استاد من میگم بلاخره هر ادمی نقطه ضعفهایی داره وکامل نیست ولی چه خوب که اونها رو برای خودش نگه داره وبرای کسی توصیح نده وسعی کنه اون ضعفها رو بر طرف کنه  وخودش به تنهایی اون رو حل کنه البته خودش هم نباید توی ذهنش اون مسئله رو بزرگ کنه وهی افکار منفی بیاره وهی باورسازی اشتباه ایجاد کنه وهی احساسشو بد کنه فقط باید با ارامش اونو از راهش حل کنه ولازم نیست برای دیگران بیان کنه خلاصه فکر میکنم در دنیا هرچه اتفاق میفته ازماست که برماست وخدایا کمک کن که این فایل رو بتونم به خوبی در زندگی ام پیاده کنم که فکر میکنم اگه بتونم خوی پیاده سازی کنم از شر بد گفتن در مورد خودم ودیگران خلاص میشم وارامش خوبی نصبیبم میشه الهی امین ودگر باره خدایا شکرت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1400/05/13 19:18
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          سلام و درود
          لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
          دیدگاه خود را به اشتباه در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/07 02:01
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 837 کلمه

      سلام گام ۳۵در مسیر لاغری من 

       

      اول از همه می خواهم از استاد عزیزم نهایت تشکر کنم هرچی بگم کم گفتم واقها از ت دلم از شما ممنونم با گوش دادن به این فایل احساس کردم طنابی دور گردنم بود که من اسیر برده خودش کرده بود ازاد شد واقعا نمیدونم چطور تشکر دلم میخواد داد بزنم همه بشنوند حرفها شمارو که نجات پیدا کنند از اسیری که خودمان برای خودمان درست کردیم طناب بردگی خودمان با افکارمان حرفهایی که به خودمان زدیم و هزاران بار برای هزاران ادم به زبان اوردیم باعث شدیم برده خودمان بشیم 

       

       

      من هم مث شما استاد تا همین امروز خیلی ننگ ها حرفها به خودم زدم و برای همه هم میگفتم و خبر نداشتم که دارم برعلیه خودم شاهد جمع میکنم و همیشه هم میگفتم خدایا دیگه چکار کنم چرا هرکاری میکنم بد میشه مگه من بندت نیستم مگه چرا به فلانی این همه روزی میدی ولی من هرچه تلاش میکنم هیچ نمیشم من کم شانسم ،من بدبختم ،خدا من دوست نداره،من فقیرم،من زشتم،من تنبلم،من چاقم به وفور میگفتم ،من بابام مریضه واسه همینم هرچه میاد باید خرج دکتر بشه،من بختم بسته است اینم به وفور میگفتم 

      هرموقع خواستگاری برام میومد اولین حرفی میومد تو ذهنم این بود من بختم بسته است اینم مث بقیه ول میشه من زشتم چاقم کسی نمیخوادم الان بیاد من ببینن تموم میشه اگه بفهمن بابام کارگره و اینقدر انگ به خودم میزدم که نگو و همیشه هم حتی تا همین الان هرچی میاد به طور اتوماتیک جلسه اول دوم به هم میخوره و برای همه هم میگفتم من طلسم هستم فلانی چشم دیدنم نداره و به همه میگفتم باورمم شده بود و همیشه دانبال کسی که مشکلم حل کنه

       

       

       

      در مورد کار کردن هم همیشه میگفتم باید پارتی داشته باشم من پارتی ندارم حافظه ام ضعیفه باید حتما مدرک بالاتر بگیرم مدرک من کار گیر نمیاد کار واسه زن از مدرک من کمه باید حتما برم یه کار ساده انجام بدم هیچوقت نمیتونم اون کاری با مدرکم بدست بیارم کم شانسم در شهر من برای زن کار نیست باید برم مرکز استان و همیشه اینها میگفتم نه به یکی به هزاران ادم دوست قوم اشنا خانواده و کار با توجه به مدرکم هنوز بدست نیاوردم و دیگه باورم شده بود که کار نیست من کار گیرم نمیاد و میگفتم همیشه به طور طوطی بار 

       

       

      و همیشه حرفها منفی به خودم میزدم در مورد همه چی فقط متفی هاش میزدم به خودم مث این حدفها :من توانایی لاغر شدن ندارم ،من لیاقت ندارم،من خیلی بدبختم ،من خیلی فقیرم ،من خیلی کم شانسم ، من بیچاره ام ،خدا من فراموش کرده،زندگی من طلسم است ،من نمیتونم ،من حافظه ام ضعیفه،و خیلی صفت ها بدتر 

       

       

      الان فهمیدم من خودم این اتفاقات بر مبنا حرفهای که به خودم میزدم و برای هنه هم تعریف میکردم و میگفتم جذب کردم یعنی هیچوقت خدا نمیخواد برای بنده ایش اتفاق بد بیفته اون بنده است که خودش با حرفهاش باورهاش جذب میکنه اتفاقات زندگیش رو 

       

      پس باید برای تغییر دادن خودمان شرایط مان ممنوع کنیم این حرفها برچسپ نزنیم به خودمان که من بدبختم بیچاره ام چاقم فقیرم زشتم بداخلاقم افسرده ام تنهام کسی دوسم نداره تعطیل کنیم عینا اگه تنها هم باشیم یا مشکل دیگه داشته باشیم نگیم در موردش حرف نزنیم به،بقیه نگیم برچسپ منفی نزنیم به خودمان هی شاهد جمع نکنیم برعلیه خودمان 

       

       

      چطور من انتظار داشتم خداوند زندگی من گل بلبل کنه درصورتی که این باور داشتم خدا اصلا من دوست نداره و هرچی ناراحتی است واسه منه و به همه هم میگفتم 

       

       

      چطور انتظار داشتم لاغر بشم ولی مدام به همه میگفتم من چاقم لاغر نمیشم چاقی من خدا داده ارثی است لاغر بشو نیستم 

       

       

      چطور انتظار داشتم خداوند یکی وارد زندگیم کنه که مرد فوق العاده ای باشه ولی همش میگفتم مرد خوبم دیگه نیست همه معتاد هستند یا کلک باز شکاک و من طلسم هستم کسی نمیتونه با من ازدواج کنه چون طلسم هستم چون بابام مریضه کارگره پس کسی هم من نمیخواد اره من چاقم کسی دختر چاق نمیخواد من زشتم بیکارم فلانم این همه انگ میزدم به خودم و بعدم گله میکردم چرا منم ازدواج نمیکنم یا یکی میاد چرا ول میشه 

       

      من خیلی ضربه خوردم از همین برچسپ منفی زدن به خودم در مورد مشکلاتم حرف زدن با بقیه و تا امروز اسیر همین حرفهایی هستم که به خودم زدم و به دیگرانم بارها گفتم 

      پس دیگه ممنوع میکنم این کارو و راجب اتفاقات خوب زندگیم حرف میزنم ویڗگی های خوبم حرف میزنم برچسپ مثبت به خودم میزنم 

       

       

      من تعهد میدهم از امروز با کنترل ذهنم و ممنوع کردن برچسپ منفی به خودم و ممنوع کردن حرف زدن درمورد مشکلاتم و ممنوع کردن صحبت کردن با دیگران در این موارد زندگی خودم را تغییر میدهم  در تاریخ ۷/مردادماه ۱۴۰۰تعهد میدهم و برای تغییر زندگیم قدم اول که ممنوع کردن انگ زدن به خودم هست بر میدارم و مطمعنم به زودی با خبرها خوشی غافلگیر میشم از طرف خداوند 

      تعهد میدهم و بهش عمل میکنم و مطمعنم زندگیم تغییر میکنه و دیگه در مورد ویڗگی ها خوبم حرف میزنم و برچسپ ها مثبت به خودم میزنم تا اتفاقات عالی خوب در زندگیم رخ بده 

       

      شاد شاد شاد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/08 11:00
        مدت عضویت: 564 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیز

        فایل زندگی با طعم  خدا که رایگان هست و استاد تو سایت گذاشته فوق العادست و نحوه ساختن زندگی دلخواه مان  روبه آسانی  بهمون آموزش میده . واینکه چرا ما خودمون موفق نشدیم زندگی دلخواهمون رو بسازیم . 🙂

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/03 10:06
      مدت عضویت: 188 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,074 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام سی و پنجم بر علیه خود شاهد جمع نکنید:

      وقتی شما کنترل ذهن را یاد بگیری وقتی شما تسلط پیدا کنی بر فرمول سازی ذهنی و کنترل ذهن نتایج شما خیلی بزرگ میشه و اصلا قابل مقایسه با هر تلاش شما در هر زمینه‌ای نیست!

      اگر استاد میخواستن که شرایط الانشون کسب و کار و سایت را با بالابردن مدرک تحصیلی بدست بیارن یعنی سال ۹۴ چون باور داشتن که مدرکشون فوق دیپلمه و خیلی کارا رو نمیتونن انجام بدن، نه مجوز میدن نه صلاحیتشو دارم، تا سال ۹۷ هنوز نمیتونستن فوق لیسانس بگیرن و تو این سه سال دانشگاه هیچ تجربه و نتیجه ای در زمینه کسب و کار بدست نمیاوردن!! نتیجه خودتون در زندگی را ربط ندین به عوامل بیرونی!! مثل تحصیلات یا شهر زندگی!

      عمل کردن به اموزشات خیلی مهمه و در واقع باید اون ها را زندگی کرد!

      خیلی از ماها عادت داریم که تعریف هایی از خودمون داریم مثلا ادم تنبلی هستم ، بدشانس هستم، بی حوصله هستم، من هرکاری کنم لاغر نمیشم و … و به همه توضیح دادیم این ها را!!

      افراد چاق یه تعریف هایی از خودشون دارن که هزاران بار اون را به خودشون گفتن و به دیگران هم گفتن!!! مثلا من هرکاری کنم همینم، من اب بخورم چاق میشم، من آدم بی اراده ای هستم، من آدم تنبلی هستم، من آدم بی تحرکی هستم، من آدم خوابالویی هستم، کلی اصطلاح ها و تعریف هایی درباره خودمون در ذهنمون ایجاد کردیم و اونو به خیلیا هم گفتیم بعد انتظار داریم نتیجه زندگیمون تغییر کنه، دلیل اینکه شما در جنبه های مختلف زندگی داری تلاش میکنی شرایطتو عوض کنی اما موفق نمیشی بخاطر همین تعریفاییه که از خودت در ذهنت ایجاد کردی و هزاران بار به بقیه هم گفتی که من فلانم من بهمانم من اینجوریم!

      مثلا دوستی که به همه میگفت من ادم عصبی مزاجی هستم در حالت عادی هم که بود بازم میگفت حواست باشه به پروپای من نپیچی من آدم عصبی مزاجیم و در حالت ارامششم آماده هجوم بردن و پرخاشگری بود چرا؟! چون وقتی تو هزار بار به خودت میگی من آدم عصبی مزاجم و به این همه آدم گفتی واقعا باید اونو نشون بدی دیگه و چیزی که تو هستی را جهان بهت نشون میده!! یعنی وقتی تو تعریف هایی از خودت در ذهنت ایجاد میکنی و به هزار نفر میگی در واقع جهان هم شما را در مسیر هایی هدایت میکنه شما را در موقعیت هایی قرار میده که به شما اثبات کنه که بله شما همونی هستی که خودت فکر میکنی!! 

      دوستانی که پیام میدن خیلی دوس دارم تو این دوره شرکت کنم خیلی اعتماد دارم و ایمان پیدا کردم به این روش اما میترسم رها کنم!! این ترس از کجا شکل گرفته؟ این فرد خودش رو ادم متعهدی نمیدونه یعنی باور کرده هزاران بار به خودش گفته من هر کاری را شروع کنم نصفه کاره رها میکنم، این یکی از پرکاربردترین جمله هایی هست که افراد چاق در مورد خودشون به کار میبرن!!

      نباید درباره خودت تعریف های نامناسب داشته باشی!

      مثال دوستی از فنلاند که نتونسته طی یک سال زبان کشور را یاد بگیره و قبلا باور داشته که حافظه خوبی نداره و نمیتونه چیزی یاد بگیره و خنگه!!! تا وقتی این برچسب ها رو به خودش زده نمیتونه موفق بشه!! 

      محتویات ذهنیت رو مرور کن ببین چه برچسب هایی به خودت زدی!! وقتی میگی من آدم تنبلی هم مثل اتیکت هست که به خودت میچسبونی!! من آدم تنبلی هستم، من آدم عصبی مزاجی هستم، من آدم چاقی هستم، من آدم متعهدی نیستم، من هرکاری رو شروع کنم رها میکنم، کسی منو دوست نداره، هر چیزی که در مورد خودت میگی مثل یک برچسب و پلاک هست که به خودت میچسبونی و جهان هم از روی این برچسب ها اتفاقات را وارد زندگیت میکنه یعنی اگه یک رابطه عاشقانه بد وجود داشته باشه دنیا میگرده ببینه چه کسی این برچسب رو به خودش زده که من آدمی هستم که روابط خوبی ندارم اون رابطه را وارد زندگی اون فرد میکنه!!

      وقتی اعلام وجود کردیم به دنیا اصلا به خدا که مثلا من آدمی هستم که رها میکنم و خداوند هم برای شما جریان را طوری پیش میبره که تو هر بار رها کنی!!

      نکته خطرناک ماجرا: وقتی من درباره خودم یک دیدگاهی را دارم، یک باوری را دارم میام اون رو به همه میگم، وقتی داری درباره ضعف های خودت که خودت برا خودت ساختی، ضعف شما نیست، نگاه خودت به خودت رو برای دیگران تعریف میکنی تو داری در جهان شاهد جمع میکنی که ای ایها ناس بدونید که من آدم بی عرضه ای هستم، من آدم بدشانسی هستم! خودت فکر کن ببین برای هر برچسبی که به خودت زدی چندتا شاهد تاحالا جمع کردی؟!

      شاهد خیلی اهمیت داره، در سیستم قضایی یکی از ارکان تصمیم گیری قاضی شاهده، میگه شاهدت را بیار چند نفر شاهد داری، اونا خیلی اهمیت دارن در تصمیم گیری قاضی!

      اگر خداوند را قاضی این جهان تصورکنید که واقعا هم هست خداوند هم شاهد ها را مد نظر قرار میگیره اگر یک بنده صدتا شاهد داره که همه میدونن این بنده آدم بدبختیه خب خداوند بدبختی های دیگری را به اون بنده خواهد داد که کلی شاهد برای خودش داره که من بدبختم!

      وقتی صدتا شاهد داری که ادم چاقی هستی مسلما نمیتونی لاغر بشی مگه میشه آدم صدتا شاهد داشته باشه بعد قاضی بیاد حکمی خلاف ادعای صدتا شاهد بده پس شاهد براچی جمع کردی؟! پس قاضی براچی گفته برو شاهد بیار؟!

      خداوند تصمیم نمیگیره که تو باید چاق بمونی تا ابد بر اساس شاهد هایی که جمع کردی چاق هستی و خداوند شما را متناسب آفرید! از اول خلقت! 

      روند زندگیتو جوری تغییر بده که اصلا درباره خودت حرف بد نزنی، شاهد جمع نکنی تو دنیا بعد میبینی که جریانات زندگیت شروع میکنه به تغییر کردن!!

      فقط درباره موفقیت ها و خوبی هات و توانمندی هات با دیگران حرف بزن!! شاهد موفقیت جمع کن!! تا نتیجه زندگیت متفاوت بشه!!!

      خداوند بر اساس شاهد هایی که جمع میکنی و در پرونده ات داری اتفاق ها رو وارد زندگیت میکنه!

      من هم برچسب هایی مثل تنبلی، بی حوصلگی، زود خسته شدن، زود عصبی شدن، نتونستن تکرار کردن یک حرف بیشتر از دو بار و یه سری چیزای دیگه به خودم زده بودم که دیگه نمیگم و شاهد جمع نمیکنم!

      من مه تاب متناسب از امروز ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ تعهد میدهم که درباره خودم برچسب نزنم و این برچسب ها را به دیگران اعلام نکنم تا برای من شاهدی باشند و اون برچسب در زندگی من بیشتر بشه!

      وقتی شروع کنی و از خدا ده تا بخوای خدا صدتا بهت میده این عادتش فوق العاده است!!

      مه تاب متناسب و دارای شاهد های لاغری

      \"😉\"/
      \"🥰\"/
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/05 11:42
      مدت عضویت: 386 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,054 کلمه

      با درود به استاد عزیز وهمراهان گرامی ، 

      ضمن تشکر از شما استاد عزیز  که چقدر ساده وخالصانه در مورد زندگی وافکار خود می نویسید ،باید بگم تمام مواردی را که بیان می کنید ،انگار سخن از دل ما می گویید ،وجالب است ،همگی ما اینچنین وجه اشتراک‌هایی را در زندگی  داریم ! که اثرات مخربی را گاها در زندگی  مان بوجود اورده،!

      در واقع هر چیزی را هر مسئله ای را که ما درزندگی چه خوشی وچه ناخوشی  به آن توجه بیشتری کردیم ،ان را بیشتر ش کردیم ،ما با اگاهی هایی که در این دوره به دست آوردیم، اکنون بیشتر در می یابیم که چقدر عملکردهای ما درز ندگی در خوشبخت کردن ویا نکردن ما تاثیر گذارتر بوده  .وهمیشه از مردم  واطرافیان و دوست وآشنا خواستیم که بر روی اعمال ما مهر تایید بزنند! وشاهدانی را هم همیشه به دور خود جمع کرده ایم.

      دودوست دارم در اینجا باز از تجربیات زندگی  خودم مثال بیاورم ،

      ووقتی به گذشته خودم نگاه می کنم ،می بینم که هیچگاه برای خودم زندگی نکردم درواقع سیستم  زندگی ما بدینگونه بوده است!  از تناسب اندام گرفته تا بقیه موارد! بجای اینکه خودم را دوست داشته باشم ودر درجه اول به خودم اهمیت بدهم ،دیگران را بیشتر دوست داشتم وهمیشه راحتی وآسایش آنها از خودم مهمتر بود، هرجا تعریفی از خود شنیدم بیشتر خودم را انکار کردم بجای تشویق ، وهمین طرز افکار باعث شد که دیگران هم بیشتر مرا انکار بکنند ،ودر زندگی زناشویی هم خودم بودم که وقایع بد را رقم می زدم ،با ترسها واضطرابهایی که داشتم ،همسرم با افراد بیرون از خانه همیشه رفتار خوبی داشت وتقریبا محبوب بود ،ولی من از اون انتظار مردی بداخلاق وغرغرو وبی مهری داشتم وهمیشه وقتی می خواست به خانه بیاید باخودم می گفتم الان دوباره یک بداخلاقی راه می اندازه وهمین هم می شد! در صورتیکه از منظر اکثر دوستان وآشنایان تعریف نباشه! ولی زنی بودم که همیشه آراسته بودم وهر چیزی سر جایش بود وهمکاری می کردم که مراتب آسایش اورا فراهم بیاورم ولی حالا که خوب فکر می کنم  من با افکار منفی که در خودم داشتم ، جلو جلو خودم به استقبال وقایع بد می رفتم ،!

      حتی من آن زمان‌ها هیکلی متناسب داشتم ولی همیشه فکر می کردم  حالا به خاطر سه چهار کیلو اضافه وزن  من خیلی چاقم  و از بس در افکارم این مسئله موج می زد ،هر کی به من می رسید همیشه در مورد چاقی و یا لاغری  صحبت می کرد .وبه قول استاد مرتب برای خودم شاهد جمع می کردم .

      ویا زندگی من از هر نظر خوب بود ولی همیشه این من بودم که مسائل را در نظر دیگران بزرگ نمایی می کردم! و ایجاد اختلافها را دامن می زدم! در صورتیکه  بهرحال هیچ کس وهیچ چیز در زندگی کامل نیست واختلاف نظر وسلیقه در تمام جنبه های زندگی وکاری وَشغلی وجود دارد واین یک حقیقت است ،اما مهم است که از چه دیدی وانتظار  ی به آن نگاه بکنیم !

      البته در آن زمان‌ها اینهمه آگاهی وجود نداشت ومن هم در یک سیستمی در کشورم بزرگ شده بودم که بجای اینکه برروی خودم وافکارم وخواسته هام تمرکز کنم نظر وفکر دیگران نسبت به زندگیم برام مهم بود ،وهمیشه دنبال مقصر می گشتیم .. ومن در اینجا ودر این دوره اموختم که من خودم مسئول  چاقی واتفاقات زندگی  ام هستم. !

      وشاید تمام مسائلی که در زندگیم بوجود آمد، به علت این بود که زود ازدواج کردم واز خانواده دور شدم و از تهران راهی شیراز شدم ودر آن زمان هم اینترنت وموبایل هم نبود که یکسری از اموزشهارا بیاموزم .

      اما دیری نگذشت که چون مطالعه کردن را دوست داشتم وهمیشه علاقه به یاد گیری وآموزش داشتم رفته رفته از خواب خرگوشی بیدار شدم  . وبخصوص به درک جهان هستی بیشتر که واقف شدم ودر زمینه های خودشناسی وقوانین دنیا که آگاه تر می شدم ،به خودم آمدم واولین چیز ی که یا دگرفتم این بود که به خواسته هایم توجه کنم .یادمه دوستی به من گفت یادت باشه که همیشه سنگ تمومشون در زندگیت بگذار تا درآینده از خودت همیشه راضی باشی! ومن هم گذاشتم  وموفق هم شدم! به لطف خدای مهربان! 

      طبق باز تجربه من در زندگی ،واموزشهایی که گرفتم ،دقیقا دنیا وچرخه زندگی همچون آن پژواکی است که هرآنچه را که در افکار خود داریم دقیقا آن را به ما بر می گرداند ،وکلام وافکار ماست که زندگی مارا رقم می زند، 

      من یکی از اقوام  نزدیکم ،خانمی بود نه چندان زیبا ونه چندان شایسته!! ولی همیشه درجمع از خودش تعریف می کرد واعتماد به نفس زیادی داشت وهمیشه می گفت من یک ونوسم ،  باور کنید ماهم به همان صورتی که او از خودش تعریف می کرد اورا می دیدیم وهمه تحسینش هم می کردیم!وهمه هم ازش حساب می بردیم ولی حالا که فکر می کنم دلیل اینکار اورا می فهمم! وما شاهدان او بودیم ،!

      ولی دوستان بطور کلی از موقعیکه به این درک وآگاهی رسیدم که ما هرکدام در این دنیا منحصر به فردیم و دارای قدرت وتوانمندی ،ورق برگشت ،اگر چه که هنوز زمان وصبر وحوصله را می طلبد که بطور کامل به این درک وآگاهی برسیم . ولی تا همین قدرش هم خوب است! به قول قدیمی ها ، از کوزه همان تراود ،که در اوست! 

      انسان در هر ثانیه با افکارش به جهان هستی یک فرکانس می فرستد ،وبا کلامش خیلی از اتفاقها را رقم می زند،! در مورد هرچیزی که فکر کردیم وفکر می کنیم همان در زندگی ما پدید  امده ومی آید،  ! ودیگر اینکه اولین فرد مهم در زندگیمان خودمان باشیم ،این خودخواهی نیست ،این یک اصل است ، دوست داشتن خود باعث می شود که از خود ارتعاشات وفرکانس های خوبی به جهان هستی بفرستیم ،من در مقابل هر آینه ای که قرار بگیرم به خودم لبخند می زنم واز دیدن خودم لذت می برم ،واین یکی از درس ترین افکار درمورد خودمان است ،

      تا زمانیکه من خودم را متناسب ، زیبا ، خوشبخت وخوش شانس وثروتمند نبینم ،دیگران هم نخواهند دید ، وچه کسی وچه شاهدی بهتر از خودم برای خودم! 

      دوستان بیاموزیم که خودمان را دوست بداریم وبا خودمان عاشقی کنیم ،روزگار عمر می گذرد ، بچه ها وپدرومادر وبقیه همه رهگذرند، ، واما همیشه تومی مانی ،تو با خودت ، وبیاموزیم که ما تنها مسئول زندگی خودمان هستیم ، و از ارتعاشات وانرژی های خوب ومثبت ماست که تشعشعاتش محیط اطراف واطرافیانمان را هم در بر می گیرد ،واتفاقات خوب وعالی را رقم می زند.

      دوستان دارم وخوشحالم که دوستان گلی همچون شما دارم🌹🌷🌹😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/23 22:49
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,452 کلمه

      باسلام گام۳۵ برعیله خود شاهد جمع نکنید:

      بزارین این گام رو با یه اتفاق خوب که امروز برام افتاد شروع کنم من نزدیک یک هفته است که کارت بانکیم رو گم کردم البته داداشم گم کرده وحدود سه روزه که دارم میرم بانک بگیرم هربار که میرفتم کارمند بانک بهم میگفت دستگاه خراب شده و کارت صادر نمیشه امروز که رفتم گفت از صبح خرابه ولی بازم یه امتحانی میکنم ببینم درست میشه تو این لحظه بود که من با خودم گفتم تو که تو مسیر درست هستی و باورهات هم داره تغییر میکنه تو الان یه آدم خوش شانسی چون خدا تو رو هدایت کرده به مسیر درست،پس امتحان کن ومن شروع کردم به خودم گفتم من آدم خوش شانسی هستم والان سیستم درست میشه و کارتمو میگیرم چند لحظه نگذشت که کارمند کارت جدید بهم داد و گفت تو آدم خوش شانسی هستی منم خیلی خوشحال شدم و یاد گرفتم که فرمول سازی باورها رو در هر زمینه ای میشه استفاده کرد ومن باورهام دارن عوض میشن خدایا شکرت و استاد ازتون بینهایت ممنونم که کمکم کردین مسیر زندگیم رو عوض کنم و از پایه داره باورهام تغییر میکنه که باعث میشه مسیر زندگیم رو به خوشبختی و خوشحالی پیش بره.حالا بریم سراغ مطالب یادگرفته امروز از این گام. 

      منم قبلا در مورد چاقی خودم با همه حرف میزدم و بهشون توضیح میدادم ولی الان فهمیدم که چه کار اشتباهی داشتم انجام می دادم. 

      کلمه شاهد در فرهنگ لغت یعنی گواهی دهنده کسی که گواهی میده تو فلان کار رو انجام دادی و ناظر و مشاهده کننده است.در دستگاه قضایی هم شاهد و شهادت یعنی اظهارات و حرفهای اشخاص خارج از دعوی که امر مورد اختلاف رو دیده یا شنیده یا شخصا از آن آگاه شده اند.پش شاهد نقش مهمی در صدور حکم به نفع طرفی است که شاهد بیشتری داشته باشد.

      خیلی از ما تعریفهایی از خودمون داریم و برای تعریفهای خودمون شاهد های زیادی رو جمع کردیم خودمو مثال میزنم که قبلا به خودم میگفتم و این باور رو برای خودم ایجاد کرده بودم که من چاقم هیچ مانتویی اندازه من پیدا نمیشه وبه همه هم میگفتم سرکار به همکارام میگفتم به دوست آشنا و فامیل یه روز دوستام گفتن تو خسیسی و برای خودت مانتو نمیگیری البته راست هم میگفتن چون اون موقع چاق بودم اصلا به خودم اهمیت نمیدادم و یه مانتو میگرفتم تا یه سال مانتو نمیخریدم نه اینکه دلم نخواد چرا دلم غش میرفت برای خرید مانتو ولی چون چاق بودم و هروقت از مانتویی خوشم میومد اون فروشنده بهم میگفت این اندازه شما نمیشه یا سایز شما رو نداریم ومن نا امید از بازار میومدم خونه البته مطمئنم اینم از نتیجه باورهای خودم بود چون خیلی  آدمهای چاقتر از منم بودن ولی میدیدم چه لباسای خوشگل و شیکی می پوشیدن منم گفتم بیایید باهم بریم خرید اگه مانتو پیدا شد باشه میخرم هرچند تا که شد ما چند نفر رفتیم خرید باورتون میشه همه تولیدی شهر رو گشتیم ولی دریغ از اینکه یه مانتو به تنم بشینه و اندازم بشه.میخوام اینو بهتون بگم چون من قبلش برای خودم شاهد جمع کرده بودم و انتظارم داشتم که نتیجه متفاوت داشته باشه که نمیشه.

      یا اینکه سر کار مشتری داشتیم همیشه به دوستام میگفتم من شانس ندارم الان کلی مشتری میریزه سرم چند دیقه طول نمیکشید که مشتریا پر میشدند اونم فقط برای باجه خودم بعد بقیه همکارارو نگاه میکردم که بیکار نشستن و دارن با گوشی بازی میکنن یا صبحونه میخورن و به کارای خودشون میرسیدن .

      پس در گفتگو با دوستان و آشنایان بارها درباره ویژگی های خود که معمولا نشات گرفته از ضعف و ناتوانی خودمان است صحبت کردیم و به اطلاع همه هم رسوندیم که چه ویژگی هایی داریم.

      این رفتار یکی از مخرب ترین عادتهایی است که کسی میتونه با خودش داشته باشه و منشا بسیاری از اتفاقات در زندگی ما برعلیه خود شاهد جمع کردن است.

      درحقیقت وقتی به صورت واضح توصیفاتی درمورد خودمون داریم و اون رو برای دیگران بازگو میکنیم درواقع داریم در جهان برای ویژگی خودمون شاهد جمع میکنیم وسیستم جهان هم اینجوریه که براساس شاهدهایی که درمورد خودت داری اتفاقات رو برات رقم میزنه و وارد زندگیت میکنه.

      دلیل عملکرد جهان به شاهدان هم این است که هرچه شاهدان بیشتری داشته باشین درباره ویژگی های خودتون درواقع باور شما درباره اونچه که براش شاهد جمع کردین بیشتر میشه وسیستم جهان هستی هم به باور شما واکنش نشون میده مثل بدن خودمون میمونه اگه باور خوب داشته باشیم اونم واکنش خوبی میدهد واگه باور بد داشته باشیم مسلما اونم واکنش بد میدهد. 

      یکی از راهکارهای شناسایی باورهای خودمون این است که ببینید چقدر و چند نفر شاهد درباره باور خودمون داریم من که قبل این گام خیلی باورهای اشتباه داشتم.مثال دیگه باور بدشانس بودن است اگه درمورد بدشانسی که خوتون به وجود آوردین به صد نفر گفته باشین وصد نفر شاهد داشته باشین خوب معلومه جهان هم براساس شاهدها به شما شرایط و مسیری نشون میده که بهتون ثابت کنه که بدشانسید پس اگه نتیجه خوبی نداده اصلا تعجب نکنید.چون خودتون این کار کردین و میتونید درستش کنید.

      درمورد چاقی هم همین طوره چون منم بارها به اطرافیان میگفتم که کلی تلاش کردم الان چندساله که هر رژیمی رو امتحان کردم نشده دارو خریدم نشده دمنوش و ورزش و کلی کارای سختی که انجام دادم ولی لاغر نشدم و همچنان چاق هستم و کلی شاهد برای خودم درست کردم. وخداوند و جهان هم براساس همون فکرها وشاهدها زندگی رو طوری برام رقم میزنه که همسو باشه با اون ویژگی ها و دلیل این کارم هم این بود که بهشون ثابت کنم من بی خیال نیستم یا تلاشمو کردم یا بیکار ننشستم که لاغری منو پیدا کنه.وحالا متوجه میشم که چقدر انرژی منفی درمورد لاغرنشدنم به جهان ارسال کردم که سبب شده بود باورم عمقش زیاد بشه که من لاغر نمیشم و هرکاری هم بکنم و هزینه کنم که کردم ولی من لاغر نخواهم شد که نشدم.

      پس الان که در مسیر لاغری باذهن هستم باید ذهنمو از فرمولهای اشتباه که براشون شاهد جمع میکنم پاک کنم و حداقل کم رنگشون کنم.

      صحبت کردن درباره چاقی به۲صورت انجام می شود:۱_گفتگوی زبانی ۲_مرور افکار

      در گفتگوی زبانی به طور مستقیم درباره چاقی خودتون صحبت می کنید و برعلیه خودتون شاهد جمع میکنید.که من مثالاشو زدم.

      در مرور افکار زمانی که شما به دیدگاه افراد و نظر دیگران درباره چاقی خودتون فکر میکنید به صورت ذهنی در حال ارسال اطلاعات درباره چاقی خودتون به ذهن فرد مورد نظر هستین که یه جورایی نامحسوس هست.بزارین با یه مثال بهتون بگم چند سال پیش اسم مامان بزرگم در اومد برای رفتن به خانه خدا یعنی پاییزش بود و ما هم باید تو تابستون میرفتیم فرودگاه در روستای خودمون که خیلی دوره من چند ماه قبلش با خودم میگفتم من با این چاقی برم مردم چی بهم میگن فامیل دوست آشنا که کلی آدم قراره بیان اونجا البته سعی هم میکردم بارژیم خودمو لاغرکنم ولی نمیشد و هروز باخودم میگفتم کم مونده چیکار کنم همه منو مسخره میکنن تا اینکه روز موعود رسید و ما قرار بود بریم فرودگاه باورتون میشه من وزنم چند برابر شده بود با این دیدگاهی که داشتم درمورد خودم و وقتی رفتیم اونجا همه بهم میگفتن چقدر چاق شدی وهی بهم میگفتن تو چقدر بی خیالی و من از خجالت کلی عرق میریختم و همش خدا خدا میکردم که زود تموم بشه بریم خونه الان یادم اومد که اون مرور افکار چاقی بود که درمورد خودم داشتم و داشتم فرکانس چاقی خودمو به افراد فامیل منتقل میکردم.

      جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ میدهد نه براساس مقدار اضافه وزنم و سایزی که دارم دقیقا همین احساسی که الان دارم کلی سایز کم کردم از پوشیدن لباس ها فهمیدم و احساسم بی نظیره و دارم فرکانس خوب میفرستم به جهان و دارم پاسخشم میبینم الان کلی از دوستام بهم میگن چقدر لاغر شدی خوشگل تر شدی واین منو خوشحال میکنه .

      وقتی ما کنترل ذهنی رو یادبگیریم میتونیم تو تمام زمینه ها ازش استفاده کنیم میخوام بعد لاغری روی کسب و کار هم امتحانش کنم و تو کلی از مسائل زندگی هم همین طور.

      تو هیچ وقت نمیتونی فراتر از انتظار از خودت ظاهر بشی این جمله بی نظیری هست و باعث اشتیاقم شد.اگه انتظارم از خودم باهوش بودن و یادگیری هرچه سریعتر باشد زود میتونم پیشرفت کنم اگه باور داشته باشم که من آدم خلاقی هستم مطمئنم که کسب و کاری برایم پیش می آید که خلاقیتمو به نمایش بزاره.

      باید از این به بعد سعی کنم برچسب خوب و عالی به خودم بزنم چون این برچسب ها مثل پلاک میمونن که جهان اونو میبینه و براساس اون پلاک اتفاقات رو وارد زندگی ما میکنه. اگه من برچسب خوشبخت بودن رو به خودم بزنم با این کار اظهار وجود می کنم به دنیا و خدا.

      من سولماز از امروز تاریخ۱۴۰۰/۰۳/۲۳ متعهد میشوم که هیچ شاهدی برای مسائل و مشکلات خودم جمع نکنم.به امید موفقیت در هر زمینه از زندگی برای خودم وهمه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/24 02:05
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام سولماز عزیز
        چقدر خوش شانسم که دوستان عالی مثل شما در همسایگی من در سرزمین لاغرها سکونت دارند
        چقدر عالی نوشتی
        چقدر احساس خوب در نوشته شما وجود داره
        مخصوصا شروع دیدگاه که درباره تجربه خوبی که داشتی نوشتی
        مرسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/24 10:06
          مدت عضویت: 286 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 28 کلمه

          سلام استاد نازنینم منم خیلی خوشحالم که استادی به صادقی و مهربانی شما را دارم.منم خوشحالم بابت اتفاقای خوبی که دارن یکی یکی خودشونو نشون میدن تو زندگیم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/05 10:09
        مدت عضویت: 386 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سولماز عزیز ،

        من هم از خواندن دیدگاه شما بسیار لذت بردم وخوشحالم که به این درک وآگاهی رسیدی ،برات از صمیم قلب  آرزوی موفقیت  در تمام جنبه های زندگی  می کنم .

        موفق باشی 🌲🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/17 12:36
      مدت عضویت: 564 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      به نام خدای یکتا وبی همتا

      سلام

      وقتی کنترل ذهن خودمون رو به دست بگیریم به راحتی میتونیم در جنبه های مختلف زندگی نتیجه ای فراتر از روشهای دیگه بگیریم .

      اینکه به توانمندیهات .اراده بالای خودمون درانجام کارها .پشتکاربالا. هوش بالا. اعتماد به نفس بالا. خوش شانس بودن . توانایی بالا در نگه داشتن حس خوب . یادگیری بالا. و.. شاهد جمع کنیم . دنیا باب میل ما بچرخه. 

      اینکه باز هم با تغییر نگرش و باورهای  خودت نسبت به خودت مسیر زندگی تو صافتر و زیباتر کنی . 

      وقتی خودمون از ته دلمون خودمونو قبول نداریم و برای خودمون شاهد جمع میکنیم پس جهان هستی هم اتفاقاتی برای ما میاره که بیشتر تاییدش کنیم . 

      درمورد چاقی هم همینطوره .وقتی به خودمون اتیکت میزنیم که من بدشانسم آب خالی میخورم چاق میشم.  اراده ندارم . چاقی مانع ازدواجم میشه . چاقی مانع کسب وکارم میشه . من آدم تنبلی هستم . من حرفام به دل کسی میشینه .من بر ورو درست حسابی ندارم . همه اینها باعث میشه که جهان اتفاقاتی رو برام رقم بزنه که خودم این برچسب ها رو بیشتر ببینم و خصوصا زمانی که برای خودم شاهد هم جمع کنم .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/06 13:00
      مدت عضویت: 277 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 853 کلمه

      گام ۳۵ برعلیه خود شاهدجمع نکنید .

      به نام خدای مهربان 

      توضیح دادن برعلیه چاقی مساوی با اینست که برعلیه خود شاهد جمع کرده .

      معنی شاهد در فرهنگ لغت گواهی دهنده ، ناظر و مشاهده کننده .

      شاهد دردستگاه قضایی :عبارت است از اظهارات اشخاص خارج از دعوی که امرمورد اختلاف را دیده یاشنیده یا شخصا ازآن آگاه شده اند .

      پس،شاهد نقش بسیار تاثیرگذاری در صدور حکم دارد .

      دلیل عملکرد سیستم جهان هستی درپاسخ دادن به شاهدان این است که هرچه شاهدان بیشتری برای ویژگی های خود داشته باشید .درواقع باور شما نسبت به آنچه درباره اش شاهد جمع کرده اید بیشتر باشد سیستم جهان هستی به باور شما درباره خودتان واکنش نشان می دهد .

      ❇شناسایی باور ، میزان شاهد درباره باورتان است .اگر باور دارید آدم بدشناسی هستید هرچه شاهد بیشتر ،اتفاقات وشرایطی رادرجهان تجربه می کنیم که مطابق با نظر شاهدان شما باشد .

      به دلیل تکرار آن خصوصیات با خودما و گفتن آن به دیگران باور کرده ایم که واقعا ما آن ویژگی ها را داریم وبا پیدا کردن تعدادزیادی شاهد برای ادعای خودسبب شدیم که جهان پاسخ آن فکر رابه شکل اتفاقات و شرایط مختلف همسو با آن ویژگی ها وارد زندگی ما کند .

      اگرکسی می گفت احساس میکنم چاق شدی به جای اینکه چیزی نگم یا لبخند بزنم .درمقابل یک جمله او من مثنوی هفت من می گفتم .که اون دلداریم میداد می گفت ول کن چاقی تو ژنتیکی است .

      اینقدر در مورد لاغرشدنم واینکه هرچه بخورم چاق می شوم و تعجب بقیه از اینکه چقدر کم میخورم ولی لاغر نمی شوم تکرار کردم و شاهد جمع کردم که به صورت عمیق باور کردم که من لاغربشو نیستم .

      اگر باور داری که لاغر شدنی نیست هرچه تلاش وهزینه بکنی شما لاغرنخواهید شد .

      پس باید این ذهن را از انبوه فرمول هایی که باعث می شود برعلیه خود شاهد جمع کنم خالی کنم تا به مرور باایجاد فرمول های صحیح شاهدانی برای  لاغرشدن خود پیدا کنم .

      ⛔ اگر شاهدان قبلی که خودتان به وجودشان آورده اید بادیدن شما یادآوری کردند که چاق شده اید نگران نباشید .اینها را خودمان ساخته ایم.

      صحبت کردن درمورد چاقی به دو صورت است .

      ✴گفتگوی زبانی که بصورت مستقیم است 

      ✴✴مرور افکار :۱.وقتی درمورد نظر ودیدگاه افراد درمورد چاقی خود ، فکرمیکنیم ۲.قبل از حضور در مهمانی یا،روبرو شدن با افراد ،درمورد چاقی خود فکر می کنید .۳.یاازچاقی خود احساس بدی پیدا می کنید .درحال ارسال فرکانس چاقی به ذهن افراد هستید .

      ❤❤جهان هستی به نگاه واحساس من نسبت به خودم پاسخ می دهد نه براساس مقداراضافه وزن وسایزی که من دارم .

      نباید درمورد خودمون تعریف نامناسب داشته باشیم .مثلا من درحفظ کردن شعر و شماره ها مشکل دارم در صورتی که شعرهای زیادی از ابتدایی به ذهن دارم .

      برچسب های که به خودمان می زنیم جهان هم اتفافهای این چنینی وارد زندگی ما می کند .باور اینکه کسی ما را دوست ندارد این برجسب باعث میشه که کم کم بهت بگن و خطرناک تراینکه این برجسب ها و ضعف های که از نگاه خودت است را به دیگران میگی وشاهد جمع می کنی وشاهد خیلی اهمیت دارد .خداوند قاضی این جهان است خداوند نظرات شاهدان را مدنظر قرار می دهد .

      باید افکارمنفی را رها کنیم برچسب نزنیم برجسب ها رو دور بریزیم  از چاقی خودمان حرف نزنیم از مشکلات ناکامی ها صحبت نکنیم .

      به جای آن درمورد توانمندها و موفقیت ها و کام یابی ها حرف بزنیم وشاهد جمع کنیم .شاهدانی که برایشان ثابت بشه که ما موفق هستیم وبرای رسیدن به خواسته هایمان تلاش می کنیم .⛔هروقت خواستی درمورد بدی خود حرف بزنی بدان که خودت داری شاهد جمع میکنی .

      از برچسب های که به خودم زدم ومیزنم اینکه حافظه یادگیری شعر ندارم و هی تکرار کردم ولی بعضی وقتها دقت میکنم اشعار زیادی به ذهنم میرسه .

      یااینکه اعتماد به نفسم خیلی کمه بارها بهم گفتند آشپزیت خوبه ولی من همیشه درمهمانی هایم  استرس میگیرم .

      همیشه اندام خودمو نکوهش کردم و ایراد گرفتم وکسی از اندامم  تعریف میکرد احساس میکردم برای تمسخر من میگه .مخصوصا از بالاتنه ام خیلی بیشتر ناراضی بودم .

      و یک برچسب دیگه ، درزندگی آرزوهای زیادی دارم خداروشکر ماشین وخانه داریم ولی دلم خانه بزرگتر و ماشین شیکتر میخواست ولی یک باور غلط دارم اینکه اگه خانه بزرگ و ماشین خوب بخریم چشم میخوریم 🤕🤐ومشکلی برای خودم وخانواده ام به وجود میاید .

      یااینکه سلامتی رو باسن ربط میدادم از سالها پیش منتظر بیماری بودم از دوسال پیش که کمر درد شدید دارم میگم چون ۴۰ساله شدم به خاطر پیرییه .حتی این فکر رو به شوهر وبچه ها هم القا میکردم .حتی میگفتم مگه من چقدر دیگه میخواهم عمر کنم 😭چه طرز فکر اشتباهی داشتم .

      خدایا شکرت به خاطر این مسیر که هدیه گرانبهای توست .

      قبلا فکر میکردم زودتر این گام ها رو طی کنم بتوانم فایل های رسیدن به آرزوها رو هم گوش کنم .الان میبینم علاوه براینکه دید من درمورد چاقی درحال تغییر هست تغییرات دیگری هم در زندگی و آرزوهایم آرام آرام درحال شکل گرفتن است .

      خداوند عزیزم در درگاه تو تعهد میدهم از این تاریخ از ناکامی ها ناامیدی ها و بیماری و مشکلاتی که الکی برای خودم بزرگ کردم صحبت نکنم بلکه از سلامتی و ثروت وموفقیت خودوفرزندانم صحبت کنم می دانم توهم هرچه بخواهم به من می دهی .❤

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/29 17:11
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,146 کلمه

      باسلام گام ۳۵ : برعلیه خود شاهد جمع نکنیدهرجا هستیم وهرانچه هستیم دستاورد ذهن ناخوداگاه وحاصل ذخیره وتکرار دیده ها وشنیده ها واموخته هایمان هست که بدون اینکه ما نقشی درشکل گیری انها داشته باشیم وبه علت بی توجهی ونداشتن اگاهیمان ، بصورت عادت ورفتارهای روزمره در همه جنبه های زندگی شخصیت وموفقیت یا عدم موفقیت ما را شکل داده. هرچه بیشتر پیش میرویم اموزشهای پایه شما استاد مارو به عمق مطلب وفاجعه ای که درمورد خودمان انجام شده بیشتر سوق میدهد.همینطور که شما مرتب تاکید میکردید اموزشهای داده شده علاوه برلاغری درتمام جنبه های زندگی کاربرد داره وباعث دگرگونی احوالات ما درجهت تغییر عالی تر کاربرد داره.این ذهن ناخوداگاه سالها به غلط دربیشتر جنبه ها اموزش دیده وراه خودشو بطور عادت وبدون چون وچرا پیش میبره حالا که اگاهی هایی به لطف خدا درپیش رویمان گذاشته شده وهم تصمیم گرفتیم وهم باور کردیم که می شود تغییر کرد ،ذهن مقاومت میکند تا تغییر نکنه .اگه این اگاهی هایی که الان پیدا کردیم واز جوانی ویا حتی بهتره بگم از کودکی اموزش دیده بودیم چقدر مسافت راحتی وخوشبختی وموفقیت برای همه کوتاهتر وراحتر وساده تر می شد.ریشه تمام مشکلات ودرد ها ورنج ها همین هاست که یکی از انها را بیان کردید  وان این است که برعلیه خود شاهد نگیریم. تمام صحبتها یی که نمیدانستیم چه عواقبی را برای خود میفرستیم وبیان انها  وگوش دادن درد دلها واظهارات همدلی وهمدردی باخودمان یا دیگران شاهدان قوی وبارزی بودند که بدون اگاهی انها را به زندگیمان با افتخارغلط دعوت کرده بودیم وسالهاست که مارا سرگردان کرده بودند واشتباه پشت اشتباه بدنبال راهکارهای اشتباه تر از حرکتی که انجام داده بودیم می گشتیم .خداروشکر که فرصتی دوباره داد ومارادرمسیر کسب اگاهی های عالی قرارداد .همیشه دیده وشنیده بودیم از محیط خانه گرفته تا اطرافیان که به مشکلات دیگران برسید وهیچ کاری که نمی توانید انجام دهید به درد دلشان گوش دهید وبرای تسکینشان انها را با کلمات ودلداری دادن یاری کنید .غافل از اثر مخربی که این کارمان بر روی فرستادن امواج منفی به جهان هستی وگرفتن بازتاب منفی در زندگیمان وذخیره شدن همه ناملایمات در ذهن زیرک نا خوداگاهمان دارد. وقتی مطالب اموزشی شما استاد گرامی رو می خونم از یک طرف خداروشکر می کنم بابت این همه داده های صحیح جدید واز طرفی چقدر ناراحت می شوم از گذران سخت عمر بدون اگاهی .شاید مثله ماهی رو هروقت از اب بگیری تازه هست برای ارام کردنمون بد نباشه اما لحظات پر معنی وپر استفاده رفته شده بر نمی گرده.🌹🌹بعنوان مثال برای چاقی چقدر در مهمانیها ودر جمع دوستان وحانواده واطرافیان وهمینطور با خودم ودر ذهن خود نشخوار ذهنی وحرف از چاقی وچگونگی چاق شدن ونوع غذا ورژیم ها و ورزشها وسختی کشیدنها را که بحث داغ ومورد نظر خانم های اضافه وزن دار بود انجام می شد که من هم به سهم خود به پای صحبت انها می نشستم وگوش میدادم ودربعضی مواقع اظهار نظر هم میکردم که به خیال خودم تجربه کسب کنم تا اندام بهتری بسازم نمی دانستم هرچه بگویم وبشنوم ودر ذهن بیاورم همان را جذب میکنم ودرواقع برای رسیدن به انها برای خودم شاهد جمع می‌ کنم که ای جهان هستی بدانید در مورد انچه صحبت می کنم انرا می طلبم وزودتر انرا به من بدهید . واقعا تا چند سال گذشته که اندام متناسبی داشتم فرصت انچنانی برای شرکت در صحبتهایی که انها را جذب کردم نداشتم اما از زمانی که وقتم ازاد شد وبه پای صحبت منفی ها نشستم در همه موارد برای خودم شاهد میگرفتم وانها را در زندگی به وفور تجربه میکردم وجالب اینجاست که به خودم می گفتم چرا ،چنین و چنان شد.ازکجا وچطوری شد.غافل از اینکه خودم همه انهارا دعوت کرده بودم . رد وبدل کردن تجربیات  انواع رژیم ها و راهکارهای سرخود نخوردن وترسیدن از خوردن گاهی صبحهانه وگاهی شام که نه تنها نتیجه نداشت بلکه عکس هم عمل میکرد از عواقب همین صحبتها در دادن تجربیات به یکدیگر بوده که نمی دانستم چقدر سریع عکس العمل دارد.وای با خودمون چه کردیم در همه جنبه های زندگی .حالا صحبت شما استاد گرامی برای توجه وگوش نکردن به هر مطلب منفی وناراحت کننده را بهتر درک می کنم که چه بلایی به سر خودمان با ذخیره کردن این منفی ها در ذهنمان می اوریم .چاقی ما هم نتیجه ذخیره شدن همه دیده ها وشنیده ها وگفتارهای منفی به ظاهر مثبتی است که برای ارتباط ودورهمی بایکدیگر بیان میکردیم. کلماتی از قبیل  من دیگه لاغر نمی شم ، خیلی تلاش کردم نتیجه ای نداشت ،ول کن بابا بخور دیگه خسته شدم از دیدن ونخوردن ، ما هر کار کنیم همینیم دیگه تغییر نمی کنیم ، برنج ونان نخور چاق می شی ، فست فود ونوشابه چاقت می کنه ، من هروقت شام میخورم فردا یک کیلو اضافه می کنم ، صبحهانه فقط یک کف دست نان ویک قوطی کبریت پنیر بخور بیشترش باعث چاقیه ، اگه یک عدد شیرینی خوردی باید یک ساعت بدویی تا اثرش از بین بره و……….. چندین وچند کلمه وحرفهایی که علاوه برجهان هستی برای هرکس باز گو میکردیم برای خود شاهد جمع میکردیم که ای اهل دنیا من چاقی رو می خوام به من بدید اینم شاهد هاش که براشون تعریف کردم یا به پای حرفهاشون نشستم.از موقعی که به این قسمت فایل اموزشی  رسیدم خیلی سعی کردم مواظب کلماتم وگفته هایم باشم  .البته هنوز در شنیده ها خیلی کنترل نداشتم مثلا وقتی با کسی صحبت می کنم بخصوص این روزها ودیگه اینکه خصوصیات ذاتی اکثر ما ایرانی هاست  که فقط از منفی ها حرف بزنیم گاهی مجبور به شنیدن می شوم البته سعی می کنم در ضمن اینکه بی احترامی نشه به طرف مقابل یا بحث رو عوض کنم ویا حواسم را بدم به چیز دیگری که کمتر بشنوم وسعی می کنم حداقل یک قدم بهتر عمل کنم ویا اینکه همینطور که شما استاد فرمودید تا انجایی که میشود در صحبت با دیگران اگر منفی پیش امد ، مرتب خوبیهای ان مطلب منفی را باز گو کنم که خداروشکر چنین شد ،خداروشکر اینم شد ،بله عالی بود ،حتما خیری بوده ،اتفاقهای خوب در راهه و…………هرچه به ذهنم برسه فرکانس خوب بفرستم .خودم که تنهام ویا با عزیزانم در خانه هستم  مرتب تکرارکنم تو وشما بهترین خودتونید ،ما توانمندید ، ما موفقیم ،ما میتوانیم ،ما عالی هستیم و………هرچه که انرژی مثبت داشته باشه رو بگم وهراتفاقی که بیوفته  جنبه های خیر وخوبی که دران هست رو بگم وبهش فکر کنم نه اه وناله وچرا چنین .درمورد تناسب اندام هم همینطور با اشتیاق وباور کامل واز ته دلم با شادی در هر کاری انجام میدهم  به خودم میگم خدایا شکرت که راه رفتنم ،تنفسم ،خوابیدن ونشست وبرخاستم ، هرچه می خورم همه درجهت متناسب شدنم است ،خدایا شکرت که لحظه به لحظه از وزنم کم می شه وبه وزن ایده الم میرسم ، تو می تونی وحتما به وزن واندام دلخواهت میرسی ‌از خدا متشکرم که من رو درمسیر اگاهیهای عالی قرارداد واز شما هم بسیار سپاسگزارم که خالصانه برای بهتر سدن حال همه تلاش می کنید از خدا بهترینها رو براتون درخواست دارم🌸 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/04/05 11:56
        مدت عضویت: 386 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سولماز عزیز ،

        من هم از خواندن دیدگاه شما بسیار لذت بردم وخوشحالم که به این درک وآگاهی رسیدی ،برات از صمیم قلب  آرزوی موفقیت  در تمام جنبه های زندگی  می کنم .

        موفق باشی 🌲🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/26 01:23
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان گلم .گام سی و پنجم بر علیه خود شاهد جمع نکنید .

      کلمه شاهد در فرهنگ لغت ب معنی ناظر و مشاهده کننده آورده شده در دستگاه قضایی حضور و وجود شاهد خیلی مهمه و رای آخر بر نظر شاهدان بستگی داره این نشان از مهم و تاثیر گذار بودن شاهد است حالا ما چی کار می کنیم با خودمون من خودم ب شخصه پاهام بزرگن و الان سایز ۴۲ و ۴۳ میپوشم و همیشه حسم ب کفشم ک اینقدر گنده است بده و حال مو بد میکنه و همیشه هم هرجا میریم یکی پیدا میشه ک از م بپرسه چطوری کفش میخری ؟پاهات چقد بزرگه ،یا سایز پاهات چنده یعنی متنفرم از این سوال و همیشه قبلا ب مامانم حرف میزدم میگفتم من ب تو رفتم چرا من چاقم ،چرا پاهام سایزشون بزرگه و… الان متوجه شدم ک ما ب هر چی توجه کنیم ی جورای وارد زندگیمون میشه ،یا درمورد چاقیم من نسبت ب خواهرام از اونا چاق  ترم ،اونا ی کوچولو اضافه وزن دارن دوتا شون، دوتاشونم متناسبن ولی من نه ،همیشه بهش فکر میکردم و میگفتم ک چرا من ،چرا من چاقم ،وقتی با خواهرام میریم بیرون همه فک میکنن من از اون یکی خواهرام بزرگترم در حالی ک من از همشون کوچیک ترم و این خیلی حالمو بد میکنه و خودم شروع میکنم ب توضیح دادن ک اره اینا لاغرن و من چاقم ب این خاطره ک سن من بیشتر نشون میده ،از بس ک رژیم گرفتم و ولش کردم خودمو ادم بی اراده ی میدونم و اینو قشنگ توی جمله اطرافیانم شنیدم ک بهم میگن ک اراده نداری خیلی میخوری باید نخوری ،بخوام بنویسم تا صبح باید بنویسم همین قدر بگم ک شاهدان منم زیادن و من تعهد میدم ک از این بعد نه زبانی و نه افکاری ب خودم بر چسب بد نزنم و بهشون توجه نکنم و ب خودم بر چسب های خوبی بدم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/02/23 13:42
      مدت عضویت: 307 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,698 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان. گام 35. بر علیه خود شاهد جمع نکنید سلام خدمت دوستان خوب واستاد عزیز در گام قبل راجب عادت های مخرب که مانع لاغری هستن صحبت کردیم. حالا یکی از این عادت ها جمع کردن شاهد راجب نقاط ضعف خودمان است. کلمه شاهد در فرهنگ لغت به معنی گواهی دهنده، ناظر ومشاهده کننده است در دادگاه همیشه قاضی یه نفع کسی رای صادر می کند که شاهدان بیشتری با مدارک ومستندان دقیق تری داشته باشد که او را تایید می کنند شاهد نقش تاثیر گذاری در صدور حکم دارد بسیاری از ما با تعریف هایی که از خودمان داریم برای این تعریف ها شاهدانی جمع می کنیم این تعریف ها نشانه ی ویژگی های خاصی در ما هستند که ما نه تنها خودمان آنها را پذیرفته ایم بلکه با دیگران هم در میان گذاشته ایم وبا صحبت کردن راجب ویژگی های خود که نشات گرفته از ضعف ها وناتوانایی های خودمان است به اطلاع همه رسانده ایم که چه ویژگی هایی داریم. ما برای خیلی از اتفاقات زندگیمان بر علیه خودمان شاهد جمع کرده ایم حالا سوال اینجاست چرا بر علیه ما عمل می کند. چیزی که من اصلا تاقبل از گوش دادین به این فایل نمی دونستم متاسفانه وقتی ما راحب صفات خودمان با دیگران صحبت می کنیم وسعی می کنیم با این کار به دیگران بفهمانیم در مشکلاتی که داریم بی گناه هستیم ونقشی نداریم وهمه را گردن خدا وشانس واقبال ویا دیگران می اندازیم این باور را نشر می دهیم وهرچقدر شاهدان ما بیشتر باشد باور ما قوی تر می شود وجهان هستی هم بر اساس باور ما عمل می کند وسعی دارد زندگی ما را برا اساس باورهایمان رقم بزند. برای جهان خوشایند ما وخوب وبد آن فرق نمی کند او بر اساس عقیده وباور ما عمل می کند. وقتی من نه تنها خودم باور کردم بد شانسم وبا اتفاقاتی که برای من رخ می ده ومن با آب وتاب برای دیگران تعریف می کنم وبه آنها تاکید می کنم بخاطر بدشانسی من رخ داده. دیگران هم باور می کنند من بد شانسم. وقتی چندین نفر اعتقاد دارند من بد شانسم جهان چطور می خواد با من برخورد کنه. آیا غیر از اینکه من خودم اینو انتخاب کردم من خودم خواستم صحبت کردن راجب چاقی هم به همین صورت است. وقتی من سالها به همه اطرافیانم ثابت کردم لاغر بشو نیستم وهمه هم باور کردن ودیگه چاقی منو طبیعی وسر نوشتم می دونن جهان هستی تنها جواب باور وخواست منو می ده ونمی زاره لاغر بشم درسته آرزوی من لاغری هست ولی باورم لاغری نیست به همین دلیل تلاش های من بی نتیجه می ماند. صحبت کردن راجب چاقی به دو صورت انجام می شود یکی گفتگو است وما با گفت وشنود با دیگران راجب چاقی صحبت می کنیم وسعی می کنیم شاهدانی برای ناتوانی وبی گناهی خود درباره چاقی جمع کنیم. یکی هم مرور افکار است. خیلی وقتا شده وما بعد مدتی خواستیم به یک مهمانی یا مسافرت برویم مثلا دیدن اقوام ما قبل از رفتن همش به این فکر کردیم الان اگه ما رو ببینن چه عکس العملی نشون می دن حتما می گن چرا اینقدر چاقی شدی چرا فکری به حال خودت نمی کنی با این افکار این فرکانس رو به جهان اطراف می دهیم که دیگران چه برخوردی داشته باشن ودر واقعه ما خودمان تایین می کنیم بقیه چطور نظر بدن در مورد ما. این اتفاق به وفور برای من پیش اومده اونقدر به گفته دیگران فکر کزدم اینقد فکر کردم که خانوادم بعد مدتی اگه ببیننم چی می گن خانواده همسرم بعد مدتها ببیننم چی می گن که واقعا ذهنم به آینده رفته واون لحظات رو زندگی کردم و گفتگوهای درونی من همش راجب نظر اونها وبرخورد اونها بوده در این روش شاهد جمع کردن من صحبت کلامی نداشتم ولی با افکارم این کار رو کردم وبر علیه خودم شاهد جمع کردم. همیشه وقتی رژیمی شروع می کردم بعد ده روز همسرم متوجه تغییراتم می شد ومی گفت لاغر شدی ومن همیشه می گفتم چه فایده منکه ول کنم باز برمی گرده اینو واقعا ایمان بهش داشتم ومطمعن بودم برمی گزده وشوهرمم باور کرده. حتی الانم که متوجه حضورم در سایت شده به طور اتغاقی البته من بهش نگفتم. همش می گه تو آدم بی اراده ای هستی ونمی تونی هدفی رو تا آخر ادامه بدی اینم یه چند وقته بعد از سرت می افته واقعا گاهی نا امیدم می کنه وناراحت می شم ولی چیزی که عوض داره گله نداره خودم شاهد گرفتمش وبهش قبولوندم من نمی تونم کاری رو ادامه بدم وول می کنم وتا نتیجه نهایی نمی تونم ادامه بدم. پس باید ناراحت نشم واین دفعه خودش شاهد باشه من می تونم تا هدف نهایی ادامه بدم
      تنها خودم می تونم کاری برای خودم بکنم. من یک لشکر یک نفره هستم در دادگاهی که برای قضاوت راجب جسم نا متناسب تشکیل شده من دیگر شاهدی به دادگاه معرفی نمی کنم می خواهم همه را متقاعد کنم که برای لاغریم شهادت بدهند وبگویند الهام قدرتمد متعهد مستعد و سرشار از انگیزه وتلاش وپشتکار است. باید ورق برگردد وشاهدان من دیگر علیه من شهادت ندهند . من متعهد می شوم از این به بعد راجب ویژگی هاوصفاتی که نشات گرفته از ناتوانایی های من است با کسی صحبت نکنم وباور خودم را هم راجب اونها بشکنم وقتی بعضی از این مستندها راجب کسانی که نقص عضوی دارند ودارن با انگیزه زندگی می کنن طوری که تواناییشون باعث شده نقص عضوشون نایده گرفته بشه را می بینم به خودم می گم خدا این همه نعمت در اختیار من گذاشته وبستر رو برای شکوفایی ودرخشش من فراهم کرده من چرا اینقدر نا دیده می گیرم چرا استفاده نمی کنم چرا قدر نمی دونم هرچی از خدا خواستم بهم داده راجب همین کاهش وزن ازش خواستم کمکم کنه بدون سختی لاغر بشم به بهترین مسیر هدایتم کرده دیگه اگه من نخوام از این همه لطف وکرم ورحمت خدای عزیزم استفاده کنم حق شکایت وگله گذاری نمی مونه برام دیشب برنامه ای از تلوزیون دیدم که آقای تجربه نزدیک به مرگ داشتن گغتن تمام مزاحل زندگیمو مثل فیلم برام پخش کردن یه جاهایی چیزهایی بهم گفته می شد واونا می گفتن ببین اینا همه به خواست خدا سر راه تو قرار گرفت از زبان خدا برای تو صحبت کردن تا تو به خودت بیای بفهمی ولی تو با گوش دل نشنیدی عمل نکردی. ومن به یاد داستان هدایتم به سایت واینکه استاد می گن شما به خواست خداوند هدایت شدین اینجا افتادم واقعا آشنایی با ذهن واین همه آگاهی همه حرف خداست همه راه خداست برای ما باید استفاده کنیم باید گوش بدیم نباید غفلت کنیم وتا می تونیم استفاده کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/11 15:49
      مدت عضویت: 758 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 595 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام 

      چقدر مقدمه این فایل آموزنده بود

      اینکه کار کردن روی ذهن و کنترل ذهن می تونه نتایج خیلی بیشتر از اون  تلاشی که انجام شده رو بده

      زندگی شما خیلی الگوی خوبیه برای من 

      لاغر شدنتون، کاهش وزن ، سبک کسب و کار ، حتی بچه دار شدن شما که برای من اول یه مانع تو موقیت به حساب میومد و من می گفتم من دوست دارم بچه دار بشم ولی فکر می کنم خیلی وقتمو بگیره و منو از موفقیت عقب بندازه ……در صورتی که این فرمول از پایه اشتباهه و ما خیلی آدمای موفقی رو اطرافمون داریم که بچه دارن و همه جوره موفقن.

      سال گذشته من از محاجرتم به تهران برگشتم ..این درحالی بود که اصلا دلم نمی خواست برگردم و همه جوره داشتم تو تهران پیشرفت می کردم….ولی بنا به دلایلی و به خاطر این بیماری همه گیر در دنیا کار همسرم یه جوری پیش رفت که ما باید بر می گشتیم

      اولش خیلی ناراحت بودم 

      ولی گفتم حالا اگه بخوام ذهنم کنترل کنم می دونم که عوامل بیرونی هیچ تاثیری روی روند کاریم نداره

      همینکه شروع کردم باورهامو عملی و ذهنی درست کردم ، استارت کارم تو خونه ی خودم به خوبی خرده شد و حالا هم فعالیت های خیلی خوبی دارم و کارامو تو خونه تو شهر خودم خوب انجام میدم.

      من طراح پارچه هستم و فقط کافی بود همین باورها رو درست کنم 

      نمی گم الان دارم پول پارو می کنم 

      ولی برای منی که همیشه فکرم این بود که بقیه باید منو تامین مالی کنن ، و حالا دارم یواش یواش کسب درآمد می کنم خیلی موفقیت شگفت انگیزیه

      من کارمو از دوسال پیش شروع کردم و تازه بگی نگی دارم توش درآمد کسب می کنم 

      حتی برای اینکه بخوام به خودم نشون بدم که می خوام استقلال داشته باشم از همسرم خواهش کردم دیگه برام پول واریز نکنه.

      اما در مورد این مسئله ی خیلی مهم که گفتین 

      در مورد موضوع شاهد گرفتن ، من این موضوعو خیلی قبول دارم و جالبه که من راجع به هر موضوعی که در موردش شاهد جمع کرده بودم همیشه از طرف همون افراد کارام پیگیری میشه.

      حتی خودم بارها شده باکسایی که منو شاهد یه سری مسائلشون قرار گرفته بودن ، خودم خواهی نخواهی وقتی باهاشون برخورد می کردم ، جهت صحبتمون میرفت به سمت اون موضوع.

      دقیقا من خودم رو تعریف می کردم که در ذهن خودم بود و بعد به بقیه هم می گفتم و اونا هم تا منو می دیدن اون تعاریف رو ملاک قرار میدادن و ازم پیگیری می کردن و منم با قوت و قدرت بیشتر توضیح میدادم

      چقدر دوره تناسب فکری به من کمک کرد که زندگیمو در جنبه های دیگه کنترل کنم و بهبود بدم

      مثلا وقتی قرار شد دیگه راجع به چاقی حرف نزنیم ، این تمرینی شد که من راجع به خیلی از مسائلی که تو زندگیم خوشایند نیست صحبت نکنم.

      این یعنی کنترل ذهن

      این جمله بزرگترین درس امروزم بود:

      من نباید از خودم تعریف های نامناسبی داشته باشم

      واقعا محتویات ذهنی من چیه؟

      چی تو ذهنم منو کنترل میکنه؟

      چطور باید تغییرش بدم؟

      برای شروع کار چطور باید رفتار کنم تا تغییر این ذهنیت رو نشون بدم و توش ماهر بشم؟

      راجع به چه موضوعاتی برای قاضی جهان شاهد جمع کردم؟

      حالا باید ببینم برای چه موضوعایتی شاهد جمع کردم

      از خوبی های زندگیم یا سختی هاش

      از اینکه دارم پیشرفت میکنم یا از اینکه کارام سخت پیش میره

      چقدر این فایل ارزشمنده

      چقدر این فایل خوبه

      من باید شاهد خوبی باشم و شاهد خوبی هارو جمع کنم

      از خوبی های همسرم، اطرافم، کارم، خودم ووو

      این فایل رو میشه عملی تمرین کرد.

      من از امروز به خودم تعهد میدم که برای هر خوبی تو زندگیم هست شاهد جمع کنم نه نخواسته هام.

      بی نهایت ممنونم از این فایل ارزشمند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/07 02:05
      مدت عضویت: 482 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه

      گام سی و پنجم : فایل بسیار ارزشمندی بود ممنونم یادم میاد قبلا من در هر مجلسی که خانمها جمع بودن بهترین بحثی که در موردش صحبت می کردم چاقی بود و تقریبا همه اضافه وزن داشتن و هرفردی از تجربیاتش در مورد موادغذایی و ورزش و تحرک حرف میزد و من هم تمام تمرکزم این بود که همه حرفها رو بخاطر بسپرم و چیزی از قلم نیفته یکی از طب سنتی حرف میزد یکی از طب سوزنی یکی از رژیم و یکی از ورزش ،و حتی موقعی که میرفتم پیاده روی توی مسیر با هر خانمی که روی خوش نشون میداد گرم صحبت میشدم  و از چاقی خودم می نالیدم و می پرسیدم  اون خانم برای لاغری چکار میکنه و تصمیم می گرفتم همون کار رو انجام بدم و ناخواسته برای خودم شاهدانی رو جمع میکردم و جهان هم بر اساس اون شاهدها بمن پاسخ میداد و من فکر میکردم هر چه بیشتر در مورد چاقی خودم حرف بزنم بالاخره یک راهی رو پیدا میکنم که لاغرم کنه و با این باور اشتباه برچسب هایی مثل چاق ، پرخور ،تنبل رو به خودم می زدم و همیشه تو هر مجلس عروسی که می رفتم منتظر بودم بهم بگن چاقتر شدی و بعد از شنیدن این حرف از خودم دفاع میکردم که خدا شاهده من رژیمم و هرروز میرم پیاده روی و هزاران توجیه دیگه که دید افراد رو نسبت به خودم عوض کنم و هر بار که در پارک یک خانمی رو میدیدم فقط یک کم از من لاغرتره آرزو میکردم کاش سایزم اندازه ایشون بود مثل مجرم محکوم به مرگ که آرزو داره جای محکوم به حبس ابد باشه و همیشه از خودم متنفر بودم و خودم رو سرزنش میکردم و انتظار لاغری داشتم وقتی که من هیچ حس خوبی نه در فکرم و نه در حرفهام نداشتم چطور انتظارم این بود دیگران در مورد جسمم نظر خوبی بدن ،من برچسبهای بدی به خودم زدم و جهان اتفاقاتی رو وارد زندگی من میکرد که براساس اون برچسب ها بود،من شاهدانی رو برای خودم جمع میکردم و فریاد میزدم من چاقم و هیچوقت قرار نیست لاغر بشم این سرنوشت منه و من محکومم ،و خداوند هم سرنوشت منو بر اساس شاهدان من رقم زد چون خودم شاهد جمع کرده بودم و خداوند مقصر نبود چون من رو متناسب خلق کرد ولی بر اساس شرایط زندگی والدین چاق شدم و بعد با تعریف های اشتباهی که از خودم داشتم و همه جا جار زدم که.چاقی من ارثیه ، و جهان هم منو در مسیر تعریف هایی قرار داد که از خودم کرده بودم .           ولی از این لحظه متعهد میشم که تا آخر عمرم  در مورد ضعف های خودم پیش هیچ کس صحبت نکنم و فقط از موفقیت‌ها و توانمندیها و از لاغری حرف بزنم و شاهدان خوبی رو برای خودم جمع کنم تا خداوند متعال منو در مسیر اتفاقات خوب و عالی قرار بده و شادی ،لاغری ، اعتمادبه نفس ،آرامش ،وهمه آرزوهای خوشایند به زندگی من جاری بشه و چون خداوند مهربانم سریع الجواب و هر نعمتی که بخوای چندین برابر اون نعمت رو می بخشه  من. برای خودم بهترین ها رو میخوام  و مطمئن هستم به همشون می رسم ،خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/04 03:21
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 906 کلمه

      سلام سلام 🤩🤩 بریم که گام مهم امروز را هم با اشتیاق برداریم.. 

      علیه خود شاهد جمع نکنید!

      در طی سال هایی که چاق بودم ، خیلی درباره ی خودم بد گفتم ، به دلایل مختلف :

      ۱.مثلا توجیه اینکه چرا جسم‌ من با هم سن و سالانم متفاوته…وقتی پدرم میگفت فلان دوستم ، دخترش خیلی قلمی هست من میگفتم خوب چیکار کنم همینم دیگه ..

      یا وقتی با خاله ام صحبت می کردم میگفت تو به ما کشیدی و شکم داری ، فلان جات هم به ما رفته که چاقه اما دخترخالم به خانواده ی پدریش کشیده بود و لاغر بود ..برای من الان جالبه که چرا اون موقع بهشون نمی گفتم شما که تا چند سال پیش لاغر بودین اگر ارثی هم بوده باشه من باید لاغر باشم‌…چطور میتونم من ژنتیک فردی رو داشته باشم که متناسب بوده ولی من چاق باشم؟

      ۲.وقت هایی که کسی شروع می کرد و از خودش و زندگیش بد و بیراه می گفت ، نمیدونم برای همدردی بود یا برای کم نیاوردن که تا اثبات نمی کردم من وضعم از تو بدتره و بیچاره ترم ول کن ماجرا نبودم😅🤦🏻‍♀️..بعد تازه شب می اومدم و به مرثیه هایی که از زندگی خودم گفته بودم دوباره فکر میکردم و گریه میکردم..😑

      نه فقط من هرکسی رو میدیدم اینجوری بود،کسی از خودش تعریف نمی کرد حتی اگر وضعیت خوبی داشت حالا به بهانه ی مختلف مثل چشم خوردن، یا اینکه مردم هم دلشون میخواد و غیره…

      ۳.گاهی من حرفی نمیزدم ولی رفتارم می شد گواهی برای قضاوت من و پیدا کردن شاهدانی برای اثبات این حرف که من یک ویژگی رو دارم..مثلا من یاد ندارم روزی با فردی جز خانواده بداخلاقی کرده باشم😅 ولی انگار بقیه هم درک می کردند و نمی دونم شاید خانواده ام به گوششون  می رسوندن که شنیده بودم میگفتن تو بداخلاقی😳😳 فردی که من باهاش خیلی خوب بودم …

      ۴.برای چاقیم که شاهد خیلی داشتم، هربار که لباس به تنم تنگ می شد انگار صدای دینگِ تایید شدن دوباره ی چاقی من در ذهن افراد به صدا در می آمد😅…

      ۵.خیلی وقت ها خودم شاهدی بودم برای خودم ..مثلا عکسی دیدم از خودم حالم گرفته شده، ناامید شدم،از خودم بدم اومده و.. در تمام این حالات داشتم شهادت می دادم بر ویژگی هایی که دوستشون نداشتم ولی تایید میکردم که متعلق به من هستند.

      ۶.شاهدانی هم داشتم البته که گواه درس خوان بودن من، اراده ی بالای من، خوش سلیقه بودن من و ویژگی های خوب دیگر در من بودند اما انگار چاقی همه چیز را تحت شعاع خودش قرار می دهد..امیدوارم لاغری هم همه چیز را تحت تاثیر نیروی مثبت خودش قرار بدهد💖

      ۷.تنبل بودن ، خواب آلود بودن، چاق بودن ، بی پول بودن، بدشانس بودن و…. طیفی از ویژگی هایی بود که من درباره ی خودم میگفتم و درصدد جمع آوری شاهد بودم..

      ۸.بارها در جمع آبروی خودم را بردم 😔 به خودم بد گفتم تا …نمی دانم چرااا🥲🥲 چه چیزی مهم تر از “من” بوده که به خاطر آن “خودم” را تحقیر کرده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

       

      مرور افکار :

      من این مسئله رو دارم که وقتی فردی رو می بینم دائما فکر میکنم که آنها درباره ی جسم من چه نظری دارند؟؟

      نکنه الان بگه وااای چه قدر چاقه؟؟؟ الان به شکمم نگاه کرد؟؟؟یعنی فکر میکنه من زشتم؟؟؟ و….

      💎💎 جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ می دهد نه بر اساس مقدار اضافه وزن و سایزی که من دارم💎💎

       

      ✅💎شرایط بسیار متفاوتی در زندگی برای خود رقم بزنید💎

       

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ✅موضوع امروز ، باعث ادامه دادن عالیِ هر مسیری می شود که شروع می کنید…

      ✅نتیجه ی خودتان در زندگی را ربط ندهید به عوامل بیرونی…

      تجربه ی من :

      ۱.من خیلی وقت ها با خودم مرور می کردم که اگر پدرم ثروتمند بود و ما پولدار بودیم من حتما متناسب و لاغر بودم🤦🏻‍♀️😑 اخه همیشه هرکسی که میدیدم متناسبه و هم سن و سال منه پولدار بود 😅 برای همین این فکر را می کردم…

      ۲.خیلی به خودم میگفتم اگر من اتاق شخصی داشتم میتونستم رشته ی پزشکی دانشگاه دولتی قبول بشم..

      ۳.بارها به خودم گفتم اگر ثروتمند بودیم من الان ازدواج کرده بودم و خوشبخت بودم..

      ۴.اگر اینجوری بود ، اونجوری می شد 😅 و کلی از این فکرها که باید گاهی یک جهان تغییر می کرد تا من به اهداف و آرزوهایم برسم..

      ۵.بارها به این فکر کرده بودم که اگر لاغر بودم کلی خواستگار خوب داشتم 😁…

      ✅آموزش های ذهنی در تمام جنبه های زندگی ،کارآمد و مفید هستند…

      ✅تعریف های ما در جنبه های مختلف زندگی از خودمان:

      معمولا نقاط ضعف را می‌گوییم و از توانایی ها و نقاط مثبت و قدرت کمتر صحبت می شود..

      ✅از این لحظه ، هیچ برچسبی به خودت نزن …

      چه به دیگران ، چه به صورت فکر کردن و مرور افکار با خودت…

      💎💎روند زندگیت باید این باشه که دیگه اصلا درباره ی خودت حرف بد نزنی،  شاهد جمع نکنی..

      ✅خیلی احساس خوبی هستش که کلی شاهد درباره ی خوشبخت بودنت داشته باشی کلی آدم که بگن بابا فاطمه شانس داره، فاطمه خدا براش میخواد چیزهای خوب رو،فاطمه خیلی اتفاقات خوب تجربه میکنه ،فاطمه هرچیز خوبی رو داره..

      🟣میدونید من در زندگی اینطور یاد گرفتم که در مقابل دیگران خودم رو بشکنم و تعریف نکنم و اسمش هم تواضع بوده و این موضوع چالش من در لاغری هستش..

      باید انتخاب کنم که دیگه هیچ چیز بدی درباره ی خودم نگم…

      اصلا بدی وجود نداره.. ما همه از خداییم .خداوند از روح خودش در من دمیده و هیچ بدی ای در من وجود نداره..

      ✅شاهد جمع کن آدم خوشبختی هستی ،از انبار خوشبختی ها نعمت دریافت میکنی…

      به همین راحتی😊😍

      🌹من ،فاطمه ،امروز ۴ اردیبهشت تعهد میدهم که دیگر برای مسائل و مشکلات خودم شاهد جمع نکنم..🤩✔

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/28 16:02
      مدت عضویت: 539 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام

      درباره برچسب هایی که به خودم زدم در زندگی اگه بخوام بگم خیلی میشه چون من آدمی هستم که حرف دیگران زود روم تاثیر میذاره و همیشه منتظر این بودم که دیگران دریاره من و حرکات و رفتارم یه نظری بدن و هیچوقت این رفتارمو دوست نداشتم یکی از دیگه از این رفتارهای بد این بود که خیلی دوست داشتم توی جمعی حرف از چاقی و لاغری باشه و همیشه هم سعی میکردم به دیگران اطلاع بدم که آره من از این روش بزای لاغر شدن استفاده میکنم یا اون روش درواقع برچسب لاغر نشدن رو به خودم میزدم و شاید هر بار دوستام میگفتن که نه بابا تو دیگه لاغر نمیشی میگفتن بابا توکه همیشه همین سایز هستی تغییری که نمیکنی یا لاغر میشدم باز برمیگشتم به حالت قبل اما موقعی که لاغر میشدم هیچکس چیزی نمیگفت اما به محض برگشتم به وزن قبل همه نظر میدادن که چاق شدی یا اینجات در اومده یا شکم آوردی با خودم میگفتم چرا هر وقت لاغر میشم کسی چیزی نمیگه اما چاق شدنم اینقدر توی دید هست حتی اگه یک کیلو چاق شده باشم .اما الان به این حرف استاد رسیدم که این خودم بودم که باعث اون حرفا میشدم و واکنش همون برچسبی بود که به خودم زدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 12:27
      مدت عضویت: 499 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 813 کلمه

      گام ۳۵ بر علیه خود شاهد جمع نکنیدبا سلاماولین قدم ما کسب آگاهی است یعنی قبل از هر چیزی باید فکرهای منفی. را بشناسید و سعی کنید آنها را به افکار مثبت تغییر دهید درسته که در ابتدا خیلی سخته و نباید ناامید شد ولی وقتی راهش را پیدا کنید براحتی می توان این کار را پیش برد پس سالهاست که با افکار منفی زندگی کرده ایم انتظار نداشته باشید طی یک شب از آنها خلاص شوید مثلا اگر معلم کلاس اول دبستان همیشه شما را دانش اموری بی استعداد خطاب کرده باشد خیلی عجیب نیست که هنگام شروع کارهای جدید مدام با خود بگوییم نمی توانم ،این کار برای من خیلی سخته ،اگر هم مدام این فکرهای منفی در سر ما بچرخد حتما برای انجام کارها اعتماد به نفس نداریم پس می بینیم که چقدر سخته در این شرایط باور کنیم توانایی ما بیشتر از چیزی است که خودمون فکر می کنیم .هر مشکلی زمانی مشکل است که خود آن را مشکل بپنداریمهیج وقت به این مانع دقت نکرده بودم حالا که فکر می کنم خیلی برام پیش اومد و همیشه خودم را سرزنش کردم و بر علیه خود شواهد جمع کردم توسط نزدیکترین فرد به خودم و مرور آن در افکار خودم تا جایی که برام ناراحتی روحی بهمرا آورده و متاسفانه شخصی که یک عمر من را تحقیر کرده نمی شه از اونون فاصله گرفت و یا ترکش کرد تنها چیزی که مرا کمک کرده و می کند خودم به خود امیدواری دادم و گفتم اگر من خنگ هستم یا توانایی من در یادگیری کم آست پس چرا در اشپزی و خیاطی و یا تربیت فرزندانم  حرفه آی هستم و با این جنبه های مثبت خودم را تشویق کردم با همه این حرف ها اثرش در من نفوذ کرده چون سعی کردم زبان انگلیسی را یاد بگیرم و خودم تمرین کردم و می کنم نه کلاسی رفتم و نه دانشگاهی و به نظر خودم پیشرفت داشتم اما آن شخص معتقد است که چون هوش من کم است توانایی بیشتر از این را ندارم و اکنون با خود عهد می کنم که جلوی افکار منفی در این زمینه که خنگم یا استعداد یادگیری را ندارم با تمرین و تکرار و تشویق با نقاط مثبتی که دارم جایگزین کنم و توانایی خودم را دست کم نگیرم همانطور که تا حالا هر چی گرام و مکالمه آموختم بدون کلاس بوده بصورت خوداموزی یاد گرفتم پس معلومه که خیلی هم توانمند هستم بر خلاف نظر اونون شخص و اکنون برای خود شواهد جمع می کنم که من قادرم من لیاقت یادگیری زبان انگلیسی را دارم در مورد لاغری با ذهن همین فرمول هاست که مانع شده است و رفع موانع آست که اهمیت دارد و این خودم هستم که می توانم آن را مشکل و با ساده کنم درست مثل یادگیری زبان که آن را برای خود مشکل کردم و باور کردم که خنگم و توانایی یادگیری ندارم و با مرور آن در افکارم برای خود شاهد جمع کردم در مورد لاغری هم همینه شواهد زیادی هست مثل بدشانسی یعنی شخص می گوید چقدر بدشانسم که هر چی می خورم به چربی تبدیل می شه و یا تنبل هستم که حاضر به ورزش و تحرک ندارم و یا بی اراده هسستم که در مقابل خوردن کنترل ندارم واز این شواهد ها زیاد آست و هر موقع شرایطی پیش اومده بارها و با رها در مورد ویژگیهای خود که نشان ضعف و ناتوانی خودمون است حرف زده‌ایم و به همه گزارش داده ایم که چه نوع ویژگی هایی داریم و این واقعا مخرب ترین عادتی است که یک نفر می تواند داشته باشد و مرتب بر علیه خود شاهد جمع می کند و همه‌ را مقصر می داند غافل از که خود کارها را مشکل می کند و دچار وضیعیت ناخواسته شده و مرتب رنج می برد وقتی یک توصیفی را برای دیگران بازگو می کنیم در اصل در جهان برای خود شواهد جمع می کنیم و سیستم جهان بر اساس شواهد اتفاقاتی را وارد زندگی ما می کند مثلا باورم می شه که هر جی تلاش می کنم قدرت یادگیری زبان را ندارم پس خودم آن را مشکل کردم من از الان که ساعت ۱۲/۳۰شب است در تاریخ 4/10/21تعهد می دهم در مسیر خلاف لاغری و در مسیر نانوایی یادگیری برای خود شاهد جمع نکنم ودر ذهنم مرور نکنم و به آن مهره تایید بذارم که خنگم در عوض در مسیر لاغری و توانایی یادگیری ایمان و باور م را بیشتر کنم و استمرار داشته باشم که تنها رمز موفقیت استمرار و باور و شناخت موانع می باشه و ایمان دارم تنها راه لاغر شدن فقط لاغری با ذهن است و باور دارم که خیلی هم با هوش و زرنگ هستم و برای اثبات آن که با هوش هستم دلیل دارم —من توانایی ۵۰کیلویی را دارم من لیاقت ۵۰کبلوبی را دارم من توانایی یادگیری زبان را دارم من اکنون برای خودم کلی شاهد جمع کردم‌ که متناسب ۵۰کیلویی هستم -خدایا سپاسگزارم استاد خیلی سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/17 20:12
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,121 کلمه

      گام ۳۵
      بر علیه خود شاهد جمع نکنید .
      سلام . بی نهایت ممنونم بابت این آگاهی فوق العاده ای که در اختیار ما قرار دادید . وجودم سرشار از لذت بیشتر شد.

      تا حالا به این مانع دقت نکرده بودم . اتفاقا خیلی پیش اومده که این کارو انجام دادم و خیلی اوقات خودم رو کم نشون دادم و بر علیه خودم شاهد جمع کردم . چه توسط افکار خودم و چه توسط گفتگو با دیگران . برای همین هم هست که وقتی یه مدت با اشخاص ارتباط برقرار می کنم بعد از مدتی اصلا دیگه نمیتونم باهاشون در ارتباط باشم چون درونم احساس بدی پیدا می کنه . چون من در قبال دیگران به خصوص در مورد بچه نداشتنم شاهد جمع میکنم .
      البته الان خیلی کمتر از قبل هست ولی خب حالا فهمیدم که اصلا نباید این کار و کنم . اینکه خودم رو توجیه کنم که بگم ببینید من همه کار کردم ولی بچه دار نمیشم . در حقیقت دارم باور بچه دار نشدنم رو تقویت میکنم . وای خدا من با خودم چه کردم . البته به خاطر چاقی و لاغری خیلی خودم و سرکوب نکردم .
      فقط اون زمان که خیلی چاق بودم و با مسیر آشنا نبودم علیه خودم شاهد جمع می کردم و به خودم بر چسب میزدم ولی بعد از اینکه لاغر شدم دیگه در این مورد حساسیت به خرج ندادم و اصلا در این مورد بحثی هم بوجود نمی آمد .
      در مورد بچه هم خیلی بهتر از قبل هستم و خیلی بحثش پیش نمیاد و اتفاقا من کرونا رو دعا میکنم چون اونقدر توجهات رفته سمت کرونا که اصلا دیگه کسی به این مورد من کاری نداره که من بخوام در مورد بچه نداشتنم علیه خودم شاهد جمع کنم . حساسیتم خیلی کم شده و باورهای مربوط به اون رو هم در کنار لاغر شدنم دارم آروم آروم شناسایی می کنم .
      خیلی جالب بود که این مانع هم برای لاغری و هم برای مادری من هم به کار اومد . البته تمام موارد در گام های گذشته رو هم من علاوه بر لاغری در مورد مادری هم مد نظر قرار دادم .
      نمیدونم چقدر طول می کشه تا باورهام درست بشه ولی اصلا به جسمم کار ندارم و ایمان دارم همونطور که موانع زیادی در ذهنم دارم که مانع لاغریم شده موانع زیادی هم دارم که مانع مادریم شده و گام به گام همراه با موانع لاغری موانع مادریم رو هم شناسایی می کنم ایمان دارم من به هردوی این اهداف میرسم .
      گام به گام و قدم به قدم .
      عبارت جالبی در مورد یکی از ویژگیهای خداوند فرمودید . از خدا یه چیز بخوای او ده برابر بهت میده و حتی آیه ی قران هم در این مورد هست
      در آیه ی 84 سوره ی قصَص می خوانیم که پاداش کار خیر بهتر از آن است. در آیه ی فوق می خوانیم که پاداش کار نیک ده برابر آن است؛ در آیه ی 245 سوره ی بقره می خوانیم که پاداش کار نیک انفاق هفتصد برابر می شود؛ و در آیه ی 10 سوره ی زُمَر می خوانیم که استقامت و صبر، پاداش بی حساب دارد.
      هر قدمی که به سمت خداوند برداریم او چندین برابر به سمت ما میاد چون نیروی الهی در جهت خیر جاریست چون خداوند رحمان و رحیمه . فقط باید فرکانسمون در جهت خیر و حال خوب باشه تا در محل دریافت باشیم .
      و من فعلا فقط روی لاغری تمرکز دارم و مادری رو در پس زمینه ی ذهنم دارم خیلی روش مانور نمیدم .
      اما ایمان دارم در مسیر لاغری که هستم در مسیر مادری هم هستم و بهش میرسم .
      شاهدشم اینه که من به درخواست همسرم آذر ۹۹ برای بچه دار شدن رفتم پیش دکتر طب سنتی و بهم نسخه داد . حالا بگذریم از اینکه من فقط ۶۰ درصد از دستوراتش رو انجام دادم اما با خودم گفتم میدونم من به لاغری با ذهن برگردم و اینجا دوباره شروع به حرکت برای لاغر شدن و مادر شدنم کنم از بهمن ماه دوباره به اینجا اومدم و حرکتم رو آغاز کردم و اسفند ماه دوباره قرار دکتر داشتم .
      دکتر خیلی بهم امید داد گفت نبضت بالا اومده و من بهبود زیادی در وجودت میبینم .
      آخه ایشون هم نبض شناسه و هم چشم شناس .
      بهم گفت تو همراه نسخه داری یه کار دیگه هم میکنی گفت انتظار نداشتم با یه نسخه اینقدر ازت جواب بگیرم و من بهش نگفتم دارم روی ذهنم کار می کنم .
      دکتر حتی برام نیت کرد و گفت با این پیشرفتی که داری میکنی برات نیت میکنم . نیت فرزند پسر میکنیم و اسمشم میزاریم محمد ولی گفت هنوز برای اقدام به بارداری زوده .
      روند درمانت خیلی عالی داره پیش میره و به امید خدا در مدت کوتاهی بدنت میتونه دوباره بارداری رو تجربه کنه و دوره تکاملش رو به انتها برسونه .
      اون خودش متوجه شده بود پیشرفت من به خاطر عامل دیگه ای غیر از نسخه ی خودش هست ولی گفت همین نسخه رو ادامه بده و هرکاری که داری میکنی رو هم ادامه بده . البته دکتر طب سنتی به نسبت دکترهای طب مدرن به الهیت وجودشون نزدیکترن و حداقلش اینه به آدم باور غلط نمیدن .
      واسه همین با همسرم مخالفت نکردم برای دکتر رفتن وگرنه من با دکترهای طب مدرن خیلی مخالفم اونا از درون آدم رو نابود می کنند تا همیشه بری پیششون و جیبشون رو پر از پول کنیم .
      من فقط به ذهن ایمان دارم اما چون همسرم به طب سنتی ایمان داره دیگه نخواستم باهاش مخالفتی کنم . چون ایشونم حق پدر شدن داره .
      الان اینارو اینجا گفتم تا به نفع خودم شاهد جمع کنم برای مادر شدنم . درسته شاید مبحث در مورد لاغریست ولی میدونم من از کار روی ذهنم به هدف بچه هم میرسم . خیلی امید اومده در وجودم . مخصوصا اینکه وقتی در کوچه ها راه میرم و تنه های خشک و سفت و ضخیم و مسن مخصوصا درخت چنار که عمر زیادی داره رو میبینم که چطور جوانه از داخلش اومده بیرون میگم این طبیعت الهیه که حتی اگه ۲۰۰ سالتم بشه باز هم نیروی بچه دار شدن و جوانه زدن در وجودت هست و فقط باید ایمان داشته باشی
      تنه ی ضخیم درخت چنار که سرشاخه نیست که بگیم جوانه زدن طبیعتشه ولی به راحتی جوانه میزنه و جوانه تبدیل به شاخه و برگ میشه و کم کم بزرگ و بزرگتر میشه .
      منم جزئی از این طبیعت هستم که آفرینش الهی همواره داره در وجودم کار می کنه . می نویسم تا شاهد جمع کنم که من در هر سن و سالی توانایی مادر شدن دارم و اگه تا حالا هم این اتفاق نیفتاده به خاطر فرمولهای ذهنیم بوده ولی خداوند وجودم از طرق مختلف داره از من حمایت می کنه تا من به راحتی مادر شدن رو همراه لاغر شدنم تجربه کنم .
      هرکسی این مطلب رو میخونه شاهد باشه مادر شدن من نزدیکه .
      ایمان دارم که من دستای کوچولوی بچه ام رو در دستانم میگیرم و عکس این تصویر رو برای استاد میفرستم .
      من بعد از آشنایی با تناسب فکری نه یکبار بلکه دوبار باردار شدم ولی خب هنوز باورهام مشکل داشت که نتونستم ادامه بدم .
      ایمان دارم وقتی با اشتیاق در مسیر لاغری با ذهن استمرار بدم در مسیر مادری با ذهن هم به نتایج فوق العاده فراتر از انتظارم میرسم . چون مادری در وجود من هست و کم کم داره تصویر مادر شدن روی کار میاد تا من تجربه ی مادر شدن رو هم امتحان کنم .
      جماعت خداوند شاهد باشید ارتعاشات من روی لاغرشدن و مادر شدن داره تنظیم میشه و نشونه ی اینکه من در مسیر هستم اینه که من اشتیاق دارم به راهم ادامه بدم . کلافه نیستم . راهم رو دوست دارم . با اشتیاق براش وقت میزارم . از حل تمارینم لذت میبرم و همین نشون میده من در مسیر لاغری و مادری هستم .
      من از امروز ۱۷فروردین ۱۴۰۰ تعهد میدهم در مسیر خلاف لاغری و مادری برای خودم شاهد جمع نکنم باهاشون صحبت نکنم و و در مسیر لاغری و مادری ایمان و باورم رو بیشتر کنم و استمرار داشته باشم .
      رمز موفقیت من فقط استمراره . چون من در مسیر لاغری با ذهن به نتایج عالی رسیدم ولی اگر این نتایج یه مقدار کمرنگ شدن تنها و تنها به این دلیل بود که من اون زمان باور صد در صد به ذهن نداشتم و رفتم سراغ امتحان روشهای دیگه . ولی همه راهها رو امتحان کردم و دوباره به اینجا برگشتم . حرکت الان من با ایمان بیشتری همراهه .
      روز به روز که بیشتر تمارینم رو انجام میدهم ایمان و انتظار من از این راه بیشتر و بیشتر میشه و ایمان دارم تنها راه لاغر شدن فقط لاغری با ذهنه و تنها راه مادر شدن فقط مادرشدن با ذهنه . هیچ راه دیگه ای نیست .
      من امتحان کردم و به جرات میگم هیچ راه دیگه ای نیست .
      الان یقینم به این راهه و رمز موفقیت خودم رو فقط استمرار میدونم . هرچقدر بیشتر استمرار داشته باشم درک من بالاتر میره محتویات ذهنیم بیشتر تغییر می کنه و پارامترهای واکنشی من بیشتر تغییر می کنند .
      راستی فایل ۷ دقیقه ای دیشبتونم که ساعت ۴ گرفته بودید نکات فوق العاده ای داشت ازتون ممنونم . البته امروز خواهرم نشونم داد چون خودم تلگرام ندارم . ازتون سپاسگزارم که هر نکته ای به ذهنتون میرسه برامون میگید تا بازم راه برامون روشنتر و روشنتر بشه .
      من فهمیدم که دیگه به هیچ کسی نباید کاری داشته باشم فقط روی خودم و راهم متمرکز میشم . به امید خدا فقط فایلها و تمارین رو دنبال می کنم تا محتویات ذهن و متعاقب اون واکنشهای جسمیم تغییر کنه . اونقدر فایل عالی در سایت هست که بعد از اتمام دوره صد گام میتونم سراغ اونها برم .
      چالش من اینو و نخوردم و دوره ورود به سرزمین لاغرها و کلی فایل دیگه .
      من آروم آروم حرکت میکنم و به لطف خدا استادی عالی هم همراه ما هست که همواره در حال آپدیت کردن مطالب آموزشی هست
      . همه چیز برای رسیدن من به اهدافم آمادست . نیروی الهی هست . استادی فوق العاده هست . اشتیاق درونی هست .
      من همین امروز که ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ هست دارم رسیدن به اهدافم رو به خودم و بقیه تبریک می گم و هدفم رو در دستانم میبینم .
      روی بچه ی زیبام رو میبوسم و همین حالا بهش میگم مامان جان من کاملا آماده و پذیرای تو هستم .
      هر وقت که دلت خواست و اراده کردی برای خلق خودت جسم منم ابزاری هست که میتونی ازش استفاده کنی برای اینکه جسم خودتو تکامل بدی . میدونم که من بچه های زیادی به دنیا هدیه میدم . میدونم نقطه ضعف من روزی به نقطه ی قوتم تبدیل میشه . نمیدونم کی . نمیدونم چند تا . ن
      میدونم ولی میدونم من مادر تعداد زیادی فرزند میشم و فرزندان زیادی از خود من به دنیا میان . چون من راهم رو پیدا کردم . و ایمان دارم همین راه رو استمرار بدم به نتایج فوق العاده ای خواهم رسید . تازه بازم به فرمایش استاد خداوند بیشتر از خواست من میده . اصلا از حرف زدنشم وجودم به وجد میاد .
      من به نفع خودم شاهد جمع می کنم .
      حتی خود خداوند هم شاهد منه .
      تمام این در و پنجره و دیوار و وسایل خونه و زمین و درختان و حتی اردک خوشگلم در حیاط خانه و دست و پا و چشم و موبایل و … که دورم هستن هم شاهدان من هستند . من در حضور اینها دارم شهادت به لاغری و مادری خودم میدم .
      چون همه ی اینها زنده هستند و به فرمایش حضرت مولانا از زبان همه اشیاء و گیاهان و حیوانات میفرماید:
      ما سمیعیم و بصیریم و هشیم
      با شما نامحرمان ما خامشیم
      ولی من باهاشون محرم شدم و صداهاشون رو میشنوم لبخندشون رو میبینم . زمین به من لبخند میزنه . آسمان به من لبخند میزنه . درختان به من لبخند میزنند و من در حضور همه ی اینها شهادت میدهم که خدایی نیست جز خدای یگانه . شهادت می دهم که فاطمه مادر است . شهادت میدهم که من فاطمه مادر محمد هستم . شهادت میدهم که من متناسب ۵۰ کیلویی هستم و حتی خود خداوند حاضر و ناظر است و به شهادت من گوش میدهد و شهادت مرا امضا می کند .

      استاد منو به چه حال و هوایی بردید . حال و هوای ملکوتی . حال و هوای الهی . استاد شما هم شاهد باشید فاطمه متناسب ۵۰ کیلوییست . فاطمه مادر هست . فاطمه مادر محمده . شاهد باشید استاد .

      خدایا سپاسگزارم .
      استاد سپاسگزارم .
      فاطمه سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/17 22:45
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 304 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        خدا رو شکر می کنم برای همراهی دوستانی عالی که کلام خداوند در افکار و نوشته های آنها جاری است.
        در مورد مادر شدن پیشنهادی به من رسید که با شما به اشتراک می گذارم.
        اینکه فکر می کنید می توانید مادر شوید یا نشوید فکر اشتباهی است
        مادر شدن یک تجربه است نه یک تغییر
        لازمه تجربه مادر شدن، زن بودن است که شما هستی
        پس واحد شرایط هستی
        اینکه تو تلاش کنی مادر بشی فقط باور پشت پرده که نمی توانم مادر شوم را تقویت می کنی و خداوند پاسخ افکار پشت پرده را می دهد نه تلاش فیزیکی شما را
        بنابراین
        تجربه مادر شدن را یک انتخاب که با تلاش باید به آن رسید ندانید بلکه یک حق مسلم بدانید که قبل از اینکه شما تصمیم بگیرید مادر شدن را تجربه کنید از سال ها قبل شما به صورت زن پا به این جهان مادی گذاشتید
        پس امکان مادر شدن از همان سلول اول وجود شما در نظر گرفته شده است
        چیزی نیست که شما بخوای باتلاش بهش دست پیدا کنی
        در وجود شماست
        برای شماست
        اصلا قبل از اینکه تو از خدا بخوای که مادر بشی خدا تو رو برای مادر شدن خلق کرده
        پس همانطور که خداوند تو را زن آفرید الان هم تجربه مادر شدن را از خودش بخواه
        او عطا کننده است
        بسم الله الرحمن الرحیم
        به نام خداوند هستی بخش مهربان
        هستی بخشیدن ویژگی خداست
        اینکه شما طلب مادر شدن دارید در واقع همسو با ویژگی خداوند قرار می گیرید
        ویژگی که در شما از ابتدای خلقت قرار داده شده
        خداوند هستی بخش، عطا کننده و مهربان است
        به دنبال پیدا کردن راهی نباش که مادر شدن را تجربه کنی بلکه روی رها کردن احساس ناتوانی و ناامیدی کار کن
        با یادآوری صفات خداوند که خالق توست در قلبت امید را جایگزین حسرت و نامیدی کن
        رها باش مانند بچه ها
        رها تر از بچه ای که دوست داری مادرش باشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 21 از 5 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          soheila.azimivishteh@gmail.com
          1400/01/17 23:45
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 205 کلمه

          عالی بود استاد عزیز کلی درس در پاسخ شما بود باورهای پشت پرده باورهایی هستند بسیار مخفی که درک آن ها از سادگی آن سخت است نمیدانم توانستم خوب درکش کنم یا نه در این پاسخ استاد فرمودند رها باش یعنی فکر وخیال وحتی توجه به این مسعله نکن مادر شدن را در ذهن نباید بزرگ کرد چون از اول خلقت حوا مادر شدن در دختران حوا ودیعه ایی از سوی خداونده پس حق هر زنی از سمت خدا وند مادر شدن هم هست فقط احساس ناتوانی ونداشتن اعتماد به نفس برای مادر شدن میتواند مانعی بزرگ برای رسیدن به این هدف مقدس باشد وقتی خداوند به بنده اش میگوید بخواه تا اجابت کنم شما را حالا چه فرقی دارد که این خواسته بچه دار شدن باشد فاطمه جان عزیزم فرکانس شما با توجه نکردن به ناخواسته ها میتواند بالاتر برود چون شما ادارک بسیار عالی در زمینه ذهنی دارید من همیشه نوشته های فاطمه جان را میخوانم ولذت میبرم از درک عالی اشان استاد با یک کلمه کلیدی بهترین پاسخ را دادند رها کنید فاطمه جان عزیز آرزوی موفقیت شما دا رم با تشکر از استاد ارجمند

          امتیاز: 11 از 3 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/01/18 12:53
            مدت عضویت: 822 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 38 کلمه

            بله باید رها کنم . احساسات نادلخواه ترس استرس اندوه ناراحتی ناتوانی حسرت . اینارو رها کنم و رها تر از بچه ای که قراره مادرش بشم باشم
            به هدفم میرسم .
            ممنون که شاهد مادرشدنم هستید .

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 9 از 2 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/18 11:33
          مدت عضویت: 822 روز
          اندازه متن
          مدال طلایی
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 1,221 کلمه

          سلام استاد ‌ . ممنون از راهنماییتون . کاملا درست میفرمایید . وقتی من دارم تلاش می کنم که بچه دار بشم یعنی احساس نتوانستن رو در خودم قویتر میکنم و خداوند به احستس من پاسخ میده نه به تلاش من . درست مثل رژیم و ورزش که تلاش فیزیکی برای لاغر شدن هست و چاقی ذهن رو بیشتر می کنند . تلاش ارادی برای بچه دار شدن نازایی ذهن رو بیشتر می کنه . چون تصویر بچه دار شدن رو برای ذهن سخت نشون میده و بچه دار نشدن رو راحت . یعنی دقیقا عین چاقی . رژیم و ورزش چاقی ذهن رو بیشتر میکنند . قانون اینه که ما برای رسیدن به خواسته هامون نیاز به هیچ گونه تلاشی نداریم .
          تلاش کردن باعث میشه مسیر ذهن خلاف جهت خواسته بشه .
          فرمول ذهن من اینه من هیچ تلاشی نباید در جهت بچه دار شدن کنم چون این طبیعت اصلی بدن هست و خودبخود ایجاد میشه . حالا من وقتی تلاش میکنم ذهن من میبینه این فرمول با اون چیزی که در خودش ذخیره داره نمیخونه پس واکنشهای جسمی منو طوری تنظیم میکنه تا تلاش کردن منو جبران کنه . یعنی من هرچقدر تلاش کنم بچه رو نگه دارم اون روی سقط بچه تثبیت میشه . پس تلاش کردن من قدرت سقط و زها کردن ذهن رو بیشتر می کنه . پس من باید دست از تلاش ارادی بکشم تا در ذهنم واکنش سقط ایجاد نکنم . خیلی باریکه این نکات ولی وقتی در موردشون مینویسم و درک میکنم حداقل میدونم که باید برای بچه دار شدنم هیچ کاری نکنم .
          من دارم کم کم آگاه میشم . دارم کم کم درک می کنم که چطور فرمولهای ذهنم رو شناسایی کنم تا ذهنم به طبیعت اصلیش برگرده . مسلما من به صورت ارادی نازایی ذهن رو زیاد کردم . اگه فرمولهای خود ساخته رو رها کنم آروم آروم ذهن برمیگرده سر مسیر اصلیش و طبیعت اصلیش و اونم قدرت زایش هست .
          من حتی متوجه شدم خواستن زیاد بچه هم تاثیر معکوس روی ذهنم میزاره . وقتی زیادی بچه میخوام یعنی باز باورم روی نداشتن بچه است . یعنی باعث میشم ذهن خلاف جهت باروری حرکت کنه . چیزی که واضحه اینه که طبیعت اصلی ذهن بارور شدن و نیروی زایش هست . درست مثل لاغر شدن .
          حالا اگه فعلا شرایطی رو طی سالیان متمادی در ذهنم ایجاد کردم خودم ساختم و وقتی اونها رو رها کنم طبیعت ذهن و متعاقبا طبیعت جسم برمیگرده سر جاش .
          چون همونطور که شما هم فرمودید من زن هستم و زن بودن نشان از مادر بودن هست و نیروی بچه دار شدن از روز اولی که جنسیت خودم تشکیل شد در وجودم شکل گرفت .
          پس مادری حق ازلی من است و این قابلیت به من داده شده .
          کار من شناسایی و رها کردن فرمولهایی است که از بچگی در ذهن من پدید اومده و تکرار شده . درست مثل چاقی و با شناسایی فرمولها و به کار نگرفتن اونها در زندگی روزمره و رها کردن احساسات و کلام و گفتارهایی که احساس نادلخواه در من ایجاد میکنه من به باروری ذهن برمیگردم . حتی همین حالا هم در این مسیر هستم . اصلا نیازی به بازگشت نیست . طبیعت ذهن و جسم داره کار خودشو می کنه . امیدوار م . حالم خوبه و ایمانم به راهم قویتر شده .
          یه فرمول دیگه هم در خودم پیدا کردم و اونم اینه که من خودمو بیشتر در حالت بی بچگی باور دارم نه در حالت مادر بودن . یعنی درست مثل آدمای چاق که چاقی رو طبیعت خودشون می دونند و نمیتونند فرد لاغر رو در وجود خودشون ببینند و خودشون رو در چاقی اسیر می دونند من این احساس رو نسبت به بی بچگی دارم .
          در حالیکه من باید مادر شوم قبل از اینکه مادر شوم . یعنی به شرایط الانم اصلا کار نداشته باشم . جسم من کار خودشو می کنه منتها من در کار طبیعی ذهن و جسمم اختلال ایجاد می کنم . من نباید با خودم طوری رفتار کنم که جهت ذهنم بره در جهت نازایی . البته الان خیلی بهتر از قبل هستما . یعنی تا اونجایی که درک کردم همونطور که چاقی جسم و حتی چاقی ذهن واکنش فرمولهاییست که در ذهن ذخیره است نازایی جسم و ذهن هم واکنش هست ‌. واکنشی که ذهن و جسم من داره به فرمولها و کدهایی که خودم بهش میدم نشون میده . وقتی من کار ذهن رو بیشتر درک کنم و کدهای نازا کننده رو رها کنم ذهن بر میگرده سر فرمولهای اصلی زایش و رویش و خودبخود به جسم دستور زایش میده .
          رها کردن راحته . ذهن من رها کردن رو دوست داره . من که رها کنم فرمولهای ناامیدی و نتوانستن و حتی خواستن و تلاش کردن و کار فیزیکی انجام دادن و ….. رو ذهن من هم بر میگرده سر مسیر اصلیش .
          به قول شما من باید رها تر از بچه ای باشم که قراره بودنش رو تجربه کنم .
          حتی من خواستن بچه رو هم باید کنار بزارم . البته بازم میگم الان خیلی بهتر از قبل هستم خودم متوجه میشم خیلی احساسم بهتره ولی خب ته کار متوجه میشم هنوزم بابت بچه نداشتنم احساس بدهکاری می کنم حتی به خودم . مثلا با خودم می گم من که این همه دارم روی خودم کار می کنم چرا هنوز بودن بچه رو نتونستم تجربه کنم و دقیقا همین فرمول و فرمولهایی از این دست هست که باز توجه ذهن رو میبره سمت بچه دار نشدن .

          من فقط از یه چیز مطمئنم . اینجا که باشم درکم نسبت به ذهن و عملکرد ذهنم بیشتر میشه و بهتر میفهمم که باید چطور عمل کنم که عکس العمل ذهنم بشه باروری و زایش . چون این فرمول هست . منتها من فرمولهایی رو به کار میبرم که ذهن رو میبرم سمت ناباروری . این عادات رو باید ترک کنم. در حقیقت خودم خودم رو نابارور می کنم . ولی واقعا دیگه میخوام دست بردارم . رها کنم خودمو . احساس خلاء و نداشتن بچه رو رها کنم . نگرشم رو از داخل گود بی بچگی بیرون بیارم و به نداشتن بچه توجهی نکنم . بچه دار بودن حق طبیعی منه و ذهن من خود بخود این کار رو بلده و اصلا نیازی نیست من کاری انجام بدم . اصلا همین که کاری انجام ندم یعنی در کارکرد ذهنم خلل ایجاد نکردم و اجازه دادم خودش کار خودشو انجام بده .

          پس بسم الله الرحمن الرحیم میگم و از خدای عطابخش تجربه ی مادر شدن رو طلب می کنم و نومیدی و نتوانستن رو رها می کنم و به حال خوبم میپردازم و همونطور که سفارش میدی و میدونی سفارشت در راهه همونطور قدر ایمان دترم که سفارشم در راهه . خودم رو برای داشتنش مهیا میکنم . احساسم رو برای داشتنش و بغل کردنش مهیا می کنم . بچه میاد دیگه این طبیعت و قانونه . دیگه چرا باید دست و پا بزنم برای داشتنش . بچه کارش اومدنه . خدا کارش خلق کردنه و طبیعت کارش موجود شدنه ‌.

          بابت الهامی که بهتون اومد و در اختیارم گذاشتید ازتون سپاسگزارم استاد . ممنون که هستید و از بچه دار بودنم حمایت می کنید و راهنمایی می کنید تا فرمولهام رو بهتر شناسایی کنم .
          خدایا شکرت .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        soheila.azimivishteh@gmail.com
        1400/01/17 23:28
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        فاطمه عزیزم‌منم شاهد موفقیت های شما در لاغری ومادری هستم وخدا را شاهد میگیرم از ته دلم برای شما از خدا خواستار فرزندان سالم و زیبا شدم انشالله به زودی خبرهای خوب ازشما دوست خوبم خواهیم داشت توکل به خدای احد و واحد آمین

        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/18 12:47
          مدت عضویت: 822 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 25 کلمه

          متشکرم دوست خوبم ممنون که شاهد مادری من هستید . خدارو سپاسگزارم . ممنون که حمایتم کردید و انرژی الهیتون رو برام فرستادید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/01/18 00:29
        مدت عضویت: 331 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 138 کلمه

        سلام فاطمه سعادت عزیزم…چقدر خوندن دیدگاههای شما لذت بخش و آرامش بخشه برام…شاید بعضی از دیدگاهها رو تند تند بخونم ن اینک تموم بشه ….چشمی میخونم دیگ دهنم تکان نمیخوره..اما دیدگاههای شما رو بلند میخونم زمزمه میکنم ،اگ جای ک هستم شلوغ باشه میرم جای خلوت یا حدالمقدور میگم چند دقیقه لطفا حرف نزنید یا تلویزیون و گوشی کم کنید…خیلی خوشحالم ک دراین مسیر همراه شما هستم…
        انشالله ک ب زودی زود دامنت سبز میشه و طعم لذتبخش مادرشدن رو میچشی…محمدت رو بغل می‌کنی. وبوش میکنی .خوشبحال محمدت ک مادر آگاه و فوق العاده ای مثل شما داره
        منم مثل آبجی کوچیکت قابل بدونی بی صبرانه منتظر روزی خواهم بود ک بیایی تو این سایت خبرخوب ،خوش ،مادر شدنت رو باما ب اشتراک بزاری و مارو درشادی و حال خوب و خوشت شریک بدونی انشالله 🤲🙏 .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/18 12:51
          مدت عضویت: 822 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 33 کلمه

          سلام به روی ماهتون ممنون بابت دیدگاه فوق العاده تون و لطفی که به بنده بابت دیدگاههام ابراز داشتید . ممنون که شاهد مادر شدنم هستید .
          متشکرم از لطفتون دوست خوبم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        فرشته مهربانF.s
        1400/01/19 08:54
        مدت عضویت: 479 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 330 کلمه

        سلام فاطمه عزیز از وقتی نوشته شما رو خوندم به شدت تحت تاثیر نوشته شما قرار گرفتم وساعت ها بهش فکر کردم  امروز تصمیم گرفتم مطلبی رو بهت بگم  شاید فکر کنی مادر شدن توانایی میخواد واونو تو نداری اما میخوام بهت بگم مادر شدن لیاقت میخواد وهر کسی لایق مادر شدن نیست امید وارم دوست من برداشت اشتباه از حرف من نکنی باور دارم که تو قطعا لایق مادر شدن هستی میدونی چرا چون با تمام وجودت بچه میخوای با تک تک سلول هات میخوای یک بچه از وجودت به این دنیا بیاری وهر روز آرزوشو زندگی کردی ومطمئنم مادر خوبی خواهی شد گفتم لیاقت چون خیلیا لیاقتشو ندارن که مادر بشن  مادر میشن ولی لیاقتشو ندارن واین میشه که مسئولیت اون بچه رو به عهده نمیگیرن ناراحتن از مادر شدن وهم زندگی خودشون هم زندگی اون بچه رو سیاه وتباه میکنن درمورد بچه های سر راهی نمیگم اونا که دیگه کار از مظلومیتشون گذشته درمورد خانواده هایی میگم که درونشون خودشون میسوزنه وبیرونشون بقیه رو زن هایی که به جبر شوهر وفامیل بچه آوردن زن هایی که به خاطر نداشتن عشق وحفظ زندگیشون بچه آوردن زن هایی که آمادگی ولیاقت بچه دار شدن نداشتن اما برای چشم وهم چشمی بچه آوردن وبچه هاشون هزار تا مشکل روحی وروانی دارن هزار تا کمبود دارن کم نیستن  قدیم میگفتن خداوند هر کسی رو دوست داشته باشه بیشتر سختی بهش میده اما من معتقدم خداوند هر کسی رو بیشتر دوست داشته باشه بیشتر رشدش میده حالا با هر سختی شده  شاید فکر کنی هر روزی که میگذره اوضاع بدتر میشه برات اما یقین بدون هر روزی که میگذره داری رشد میکنی تا مادر بهتری بشی تا شخصی بشی که خدا ازت انتظار داره معلومه خدا خیلی دوست داره که بیشتر طولش داده تا فرزندی فوق العاده دردامن مادری فوق العاده تر رشد کنه پس قلبتو آرام کن وبسپار دست خدا زمانشو فراموش کن روزها رو فراموش کن واز باور ورشد کردن خودت لذت ببر زمانش که برسه وجودت میوه خودشو میده  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/19 14:55
          مدت عضویت: 822 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 44 کلمه

          سلام فرشته ی مهربان ممنون بابت راهنماییهاتون . لطف کردید بانو . ممنون که شاهد رشد و نمو خودم و فرزندانم هستید . بله هم من و هم فرزندانم در حال تکامل هستیم . ممنون بابت دیدگاهی که برام ثبت کردید فرشته بانو  .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        1400/02/22 13:38
        مدت عضویت: 307 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        خدای خوبم من امروز شاهد توانایی وقدرت بی انتهای تو در محقق کردن تمام خواسته های فاطمه عزیز هستم ومطمعنم وشهادت می دم فاطمه خانم مادر به دنیا اومدن وهر زمان وقتش برسد فرزند عزیزش را در آغوش می گیرد به زودی زود انشالا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/14 17:25
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      گام ۳۵

      سلام وقت بخیر

      یکی از کارهای روتین من ،صحبت کردن در مورد چاقیم و کارهاییکه براش انجام میدم،رژیم هام ،ورزش هام بود و در آخر دوست داشتم همه متوجه بشن ،که من برای لاغر شدن چقدر تلاش میکنم ولی نمیشه ،تقصیر من نیست و هر روز این داستان غم انگیز من ادامه داشت ،دیشب دخترم متن استوری

      آدم هارو میخوند و میخندید که مظمونش چاق شدنشون در ایام عید بوده ،بهم گفت مامان تو چقدر راحت شدی از چاقیو عوارضش ، یدفعه یاد خودم افتادم که همیشه از ایام عید و چاق شدنم میترسیدم ولی امسال دومین عیده که همه دارن از چاقیشون میگن ولی من چاق که نشدم هیچ ،شلوارم هم بهم گشادتر شده و اینها یعنی زندگی آگاهانه ،یعنی حال خوب

      اینکه مثل عامه مردم صحبت نمیکنی، نگرانی های اونهارو نداری،آزادتری،رها تری،مدل زندگیت متفاوت باشه خیلی خوبه و احساس زیبایی داره

      در مورد ضعف های شخصیتی خودم که بارها با دیگران صحبت کرده بودم ،دوست داشتم خودمو پایین تر از اونیکه بودم نشون بدم و حتما اون رفتارهای من ناشی از باورهای ناتوانی در من بوده که به اون شکل انجام میشده

      وقتی من مدام از اعتماد بنفس پایینم صحبت میکردم هم برای خودم هم برای دیگران،انرژی که از من به جهان ساطع میشده انرژیه ( من کافی نیستم)  بوده ،( من خوب نیستم) بوده ولی جالبه انتظار داشتم دیگران برخورد عالی با من داشته باشن ،انتظار داشتم کار پر درامد ،آدم های قوی بسمت من بیاد

      یه باور ریشه ای که در من وجود داشت این بود که نباید از خودت پیش دیگران تعریف کنی ، وقتاییکه از خودم تعریف میکردم رفتار آدم ها با من یجوری میشد ،و زمان هاییکه خودمو کوچیک میکردم یا از خودم ایراد میگرفتم متوجه میشدم مورد توجه دیگران قرار میگرفتم ،اگر کسی هم از خودش تعریف میکرد منم از رفتارش بدم میومد

      تمام افراد فامیل ما و خانواده و تمام دوستانم میدونستن من همیشه در تلاش لاغر شدن هستم ولی فایده نداره و همه اونها شاهدین وضعیت من بودن و من نااگاهانه خودمو در گودال عمیقتری فرو میبردم، همین کاری که الان از اطرافیانم شاهدش هستم که هر خوراکیو میخوان بخورن اظهار ترس و نگرانی برای چاقتر شدنش میکنن و به همه اعلام میکنن که دیگه نمیخورن و این اتفاق بارها و بارها رخ خواهد داده

      من عمیقا باور داشتم یا لاغر نمیشم یا دیر لاغر میشم یا لاغر شدنم موقتیه و شاهد لاغر شدن ها و برگشت وزنم بسرعت زیاد بود و این اواخر هم که دیگه مثقالی هم لاغر نمیشدم

      الان دوست ندارم از برچسب هاییکه به خودم میزدم بیشتر بنویسم چونکه ۴ ساله که در دورهای ذهنی هستم دیگه اون عملو انجام ندادم و نمیخوام تکرارش کنم ،حس خوبی بهم نمیده

      من هر روز توانایی های خودمو مینویسم ،نکات مثبت شخصیتمو مینویسم و برای داشتنشون خدارو هزاران بار سپاسگذاری میکنم که مسیر فکری و رفتاری منو تغییر داد

      امروز باز هم متعهد میشم که فقط از توانمندی های خودم برای خودم و دیگران بگم

      بگم که من آدم دیگه ای شدم که هر کسی نمیتونه مثل من عمل کنه

      من ۱۸۰ درجه با خود قدیمم فرق کردم ،من نق نمیزنم ،گلایه نمیکنم،منفی صحبت نمیکنم،تلاش میکنم کمتر از منفی بافم تاثیر بگیرم‌،کمتر بحث میکنم ،نوع نگاهم تغییر کرده ،من لاغرتر شدم ، یک عالمه موانع چاقی در خودم شناسایی کردم و در حال نقض اونها هستم‌،من صبور تر و آرامتر شدم ،وضعیت مالی من در همه جنبه هاش بهتر شده ،وضعیت سلامتیم بهتر شده ،روابطم با فرزندانم و خانواده بهتر شده ،با خودم به صلح بهتری رسیدم و یه عالمه تغییرات داشتم که هر روز برای خودم مرور میکنم و از ساختن خود جدیدم لذت میبرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 17:13
      مدت عضویت: 614 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      با سلام و خدا قوت
      من با شنیدن این فایل خیلی انرژی گرفتم یک حس خوبی دارم که خیلی زیباست از خدا مهربانم خیلی ممنونم که من را در این مسیر قرار داد تا او را بهتر بشناسم و از شما استاد بزوار آقای عطا روشن کمال سپاسگذاری را دارم. من خیلی ممنونم به خاطر حرفهای قشنگ شمابخصوص اینکه اگه ۱۰ قدم بردارم خدای مهربان ۱۰۰ قدم منو جلو می برد.
      من شاهدانی داشتم در مسایل مختلف مثلا در روابطم با همسرم به محض اینکه کمی روابطم بد می شد بلافاصله به خواهرانم در موردش حرف می زدم یا در جمع دوستانه فامیل شاهد برای این امر جمع می کردم .
      در مورد نازایی خودم همش می گفتم می رم پیش کترهای مختلف ولی اثر نداشته.
      در مورد قسطام شاهد جمع کردم که بی پولم.
      در مورد اضافه وزنم شاهد جمع می کردم اینکه قرص یا دارو باعث چاقی من شده من که غذا کم می خورم……
      من از این تاریخ ۱۴۰۰/۱/۷متعهد می شوم که در هیچ مساله ی بدی شاهد برای خودم جمع نکنم و همیشه از موفقیتهایم برای همه بگویم تا شاهدان من در کارهایی که دوست دارم بیشتر بشوند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/21 17:26
        مدت عضویت: 822 روز
        اندازه متن
        دیدگاه فنی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 1,999 کلمه

        سلام دوست عزیز . کلمه ای در نوشته های شما توجهم رو جلب کرد امروز میخواستم برم گام ۳۷ رو انجام بدم . هنوز شروع نکرده گفتم برم گام ۳۵ کاملا اتفاقی چشمم خورد به کلمه نازایی که شما در مورد خودتون به کار بردید . فهمیدم هدایت شدم به اینجا تا هم پاسخ شما رو بگم و هم با نوشتن ، ذهن خودمو با اطلاعات جدیدی پر کنم . اول اینکه قول بدید هیچ وقت دیگه این کلمه رو به کار نبرید . هیچ کس در این عالم نازا نیست . شاهدشم آیه قرآن همسر حضرت ذکریا که در سنین یائسگی در حالیکه کاملا ناتوان بود باردار شد . سوره مریم ایات ۲ تا ۱۰ ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا؛ إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا؛ قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا؛ وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا؛ يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا؛ يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا؛ قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا؛ قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا؛ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا».بیان بخشایش پروردگارت بر بنده خود زکریا است؛ آنگاه که پروردگارش را در نهان ندا داد؛ گفت: ای پروردگار من، استخوان من سست گشته و سرم از پیری سفید شده است و هرگز در دعا به درگاه تو، ای پروردگار من بی بهره نبوده ام؛ من پس از مرگ خویش از خویشاوندانم بیمناکم و زنم نازاینده است مرا از جانب خود فرزندی عطا کن؛ که میراثبر من و میراثبر خاندان یعقوب باشد و او را ای پروردگار من، شایسته و پسندیده گردان؛ ای زکریا، ما تو را به پسری به نام یحیی مژده می دهیم از این پیش کسی را همنام او نساخته ایم؛ گفت: ای پروردگار من، مرا از کجا پسری باشد، حال آنکه زنم نازاینده است و من خود در پیری به پایان عمرم رسیده ام؛ گفت: پروردگارت این چنین گفته است: این برای من آسان است و تو را؛ گفت: ای پروردگارمن، به من نشانی بنمای گفت: نشان تو این است که سه شب و سه روز با مردم سخن نگویی.[۳]پس از این طولی نكشید كه همسر زكریا علیه السلام با اين كه عقيم و نازا بود اما خداوند به خاطر كمالاتى كه داشت فرزندى به وى عنايت فرمود و پس از مدتی حضرت یحیی علیه السلام چشم به جهان گشود و حضرت زكریا و همسرش پس از سالها امید و آرزو دارای فرزندی مبارك شدند.سوره انبیا آیات ۸۹ تا ۹۰«رَبِّ لاتَذَرْنى فَرْداً وَ أَنْتَ خيْرُالوارِثينَ؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ كَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ»؛ بارالها، مرا تنها نگذار و تو بهترين وارثانى؛ پس [دعاى] او را اجابت نموديم و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [و آماده حمل] كرديم زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‌نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.حتی در مورد ساره همسر ابراهیم که باردار نمیشد اسحاق به او وعده داده شد . او حتی اولش باورش نشد که خودش میتونه باردار بشه و کنیزشون رو  برای حضرت ابراهیم به عنوان   زن اختیار کرد و ایشان صاحب اسماعیل شدند و بعد از اینکه مراحل تکامل رو طی کردند اسحاق رو به دنیا اورد . آیات الهی برای ما باید باور بسازند . هیچ کجایی از قرآن از نتوانستن صحبت نکرده . همش میگه ایمان بیارید . پس ایمان بیاریم که ما زایا هستیم . تنه ی خشک درختان رو ببینید که چطور جوانه زدن و هر روز در حال رشد هستند . تنه ی خشک درختان که نه سرشاخه ای بهشون وصله و نه حتی جای نرمی که جوانه ی به اون نازکی ازش سر بیرون کنه چطور تونسته توسط جوانه ی کوچک شکافته بشه و بیرون بیاد . اینها آیات الهی برای من و شمایی هستند که حقانیت رو برای ما به اثبات برسونند . مطمئن باشید در هر کجایی که در وجود ما ضعفی هست به خاطر عدم ایمان ما به خداوند در اون قسمت هست . ما قدرت رو دست خداوندندادیم بلکه در اون قسمت به چیزی به جز خداوند قدرت دادیم که واکنش جسم ما در اون قسمت شده یه مورد نادلخواه . قاطعانه میگم دوست خوبم دیگه این کلام رو در مورد خودتون و نه هیچ کس دیگه به کار نبرید . چون تمام افراد عالم زایا هستند . و زایش جزء بدیهی ترین اتفاقاتیست که همیشه و در هر لحظه داره رخ میده . منتها ما با افکار خودمون جلوی زایش رو گرفتیم . کدهای ذهنی که در ذهنمون داریم مانع تجربه ی مادری ما شدن . حتی این کدها درذهن ذکریا و همسرش هم بود . پس میبینید کدها زمان ندارند . پیامبر و غیر پیامبر نمیشناسند . کدهای خلاف قوانین افرینش روی ذهنمون نصب کنیم پیامبر خدا هم که باشی قانون الهی در موردت اجرا میشه . خداوند چه در قران و چه در طبیعت واقعا داره خودش و قوانینش رو نشون میده .  امروز یه چیزی به ذهنم رسید اونم این بود که من قدرت رو از هر چیز بیرونی گرفتم اما قدرت رو از فکر خودم نگرفتم . حتی من باید قدرت رو از فکر و ذهن خودمم بگیرم و به خداوند (خودم) ایمان بیارم . قدرت حتی دست افکار من نیست . دست ذهنیت من نیست . من ذهن نیستم . من خالق ذهنیت خودم هستم . من کدهای اشتباه روی ذهنم نصب کردم و نتیجه شده این . ذهن من همیشه همراه منه . ذهن من دارای فرمولهای الهی هست و به راحتی وقتی این کدها دیگه تکرار نشن قادرن به راحتی روند زایش رو به جسم رو طبق الگوی اولیه فرمان بدن پس ذهن خودم رو حتی اگه خیلی هم با فرمولهای نادلخواه پر کرده باشم قادرم پاکسازی کنم . چون خودم در اون فرمول کاشتم . قدرت من از اون بالاتره چون من اون رو ساختم . من نیروی الهی در وجودم دارم . ما به خداوند متصلیم و هر وقت دیدید ناراحتید بدونید در همون نقطه که ازش ناراحتید قدرت رو به چیزی غیر از خدا دادید . واسه همینه خداوند اینقدر به شرک در قران اشاره کرده و مارو از شریک قرار دادن برای خدا بر حذر کرده . کدهای غیر الهی رواز ذهنمون پاک کنیم . اشهد ان لا اله الا الله . شما قادر هستید فرزند خودتون رو خلق کنید و تا زمانیکه خودتون به ذهنتون قدرت ندید هیچ فکر و هیچ ذهنیتی نمیتونه مانع باروری من و شما بشه . باروری برای جسم خیلی طبیعیست و ذهن ما در این راه کمک کننده است . او همراه ماست . ذهن ما در جهت مادری ما از ما حمایت می کنه . ذهن ما ابزاریه که برای تولید حال خوب در خودمون ایجادش کردیم . میخوام بگم ما خودمون خالق شیطان (موارد نادلخواه) و خدا(موارد دلخواه ) خودمون هستیم . نمیدونم چه برداشتهایی از حرف من می کنید اما اگر اینقدر قاطعانه دارم حرف میزنم چون فهمیدم شما هم مثل گذشته ی خودم  از نازایی در  رنج هستید . هر جایی که رنجه یعنی اونجا یه فرمول اشتباهه . و ما اینجا جمع شدیم که فرمول های اشتباه (نادلخواه) ذهنمون رو شناسایی کنیم . خدا رو شکر می کنم که با سایت تناسب فکری آشنا شدیم و مطمئن باشید نتایج عالی براتون به همراه داره . این سایت رو شدفقط یه سر بهش بزنید  این کار و انجام بدید . چون اینجا کانون ایمانه . شما اینجا ایمانی به دست می آرید که توانمندتون می کنه . شما اینجا به قدرت زایش خودتون پی میبرید و متوجه میشید هیچ فرقی با بقیه ی آدما ندارید . شما فقط چند فرمول اشتباه در ذهن دارید که وقتی اونا رو بردارید روند زایش در وجود شما هم مثل بقیه جاری میشه . جسم ما با بقیه ی آدما هیچ فرقی نداره . حتی ذهن ما هم با بقیه ی آدما در این مورد فرقی نداره . منتها انتخاب ما تفاوت داره . ما مدتی الگوهایی خلاف جهت آفرینش الهی در ذهنمون پرورش دادیم و فقط کافیه اونها رو شناسایی کنیم و دیگه در زندگی روزمره ازش استفاده نکنیم . بلکه از فرمولها و کدهایی که در وجود ما هم هست استفاده کنیم . در وجود ما هم کدهای باروری وجود داره . به قول استاد همین که ما زن هستیم یعنی این نیرو در همان ابتدای خلقتمون در سلولهای اولیه ما وجود داشته . ناباروری کد و ویروس نادلخواهیه که اومده روی برنامه های باروری ما نشسته و اون رو دچار اختلال کرده .نشانه ی کدهای نابارور کننده اینه که حالتون رو بد می کنه . این هست که شما رو از سایر مردم متمایز می کنه . اینه حس نومیدی در شما ایجاد می کنه . مثلا همین برچسب نازایی یه کد نابارور کننده است که روی برنامه ی زایش شما اختلال ایجاد می کنه . این کلمه رو از فرهنگ لغت خودتون دور کنید و هیچ وقت دیگه این رو نگید . چون حسش اذیتتون میکنه من و شما و تمام کسانی که کدهای اشتباه به ذهنشون در این مورد دادن مثل همه ی مردم کدهای بارور کننده داریم وقتی از ویروسهای نابارور کننده استفاده نکنیم و اونها رو سرچ نکنیم  ازشون اطلاعات در ذهن جمع نکنیم و بر عکس ذهنمون رو از اطلاعاتی پر کنیم که در مسیر زایش هست . باور کنید ما هیچ کاری هم نکنیم کدهای بارور کننده از وجودمون شروع به فرمان می کنند ذهن ما توسط آنتی ویروس تناسب فکری پاکسازی میشه و زایش بر جسم جاری میشه چون همین حالا هم کلی کد صحیح در ذهن ما جاریه و فقط کافیه ما بخواهیم . در جا توسط ذهن به جسم فرمان میده و ایه ی خداوند که میگه و ان اراد کن فیکون بر جسم جاری میشه . اینا همش درک و اگاهیه که در وجود ما هست و خداوند خیلی عالی بهش اشاره کرده .  الان فصل تولید مثله . به طبیعت نگاه کنید تمام عالم در حال زایش هستند گیاهان حیوانات و حتی انسانها . الان بهترین فصله که میشه با طبیعت همراه شد و اطلاعات بارور کننده به خودتون بدید . ببینید حیوانات چقدر قشنگ و زیبا این راه رو طی میکنند . شاید انسانها به واسطه ی ذهنیتشون در این راه اختلال ایجاد کردند و روند طبیعتشون رو به دلایل مختلف چه به صورت ذهنی و چه به صورت رفتاری مختل کردند . به نظر من حتی دو تا یا سه تا یا چهارتا بچه هم در مقابل قدرت زایش ما خیلی کمه . ما به خاطر انسان بودنمون و اینکه میتونیم با اراده جلوی این روند رو بگیریم انتخاب کردیم که صفر یک یا دو یا سه تا بچه داشته باشیم . یه سری از ما به صورت رفتاری جلوی زایش رو میگیرند و یه سری از ما که من و شما جزء این دسته هستیم به صورت ذهنی جلوی این روند رو گرفتیم . در حقیقت ما هم داریم جلوگیری می کنیم و اراده ی ما خیلی از اراده ی افرادی که جلوگیری رفتاری دارند بیشتره . پس اول اینکه به خودتون ببالید بابت این قدرت ذهن . دوم اینکه بپذیرید وقتی این کدها رو تکرار نکنیم روند زایش در ما تا ابد ادامه داره . قدرت زایش ما مثل تمام انسانها و حیوانات و گیاهان خیلی زیاده . ما قادریم هر سال بچه بیاریم حتی چند قلو . ببین وقتی به این تواناییها فکر کنی متوجه میشی اصلا چیزی به نام نازایی وجود نداره . تمام عالم پر از زایشه و تاثیر عالی بر پاک کردن کدهای نابارور کننده از ذهنمون داره .پس به عنوان خواهری که کاملا درکت می کنه میگم شما هم در راه تناسب فکری حرکت مستمر داشته باشید و به الهاماتتون توجه کنید . حالا میفهمم چرا خدا  منو به اینجا هدایت کرد . نوشتن برای شما کدهای ذهن خودم رو هم اصلاح میکنه . دوست خوبم امیدوارم در راه تناسب فکری موفق باشی و ایمان دارم اگر به طور مستمر این مسیر رو طی کنید کدهای نابارور کننده ای که شاید حتی پیداشون نکنید ناخوداگاه پاکسازی میشن و شما هم طعم دلچسب مادری و همچنین حاملگی شیرین رو خواهید چشید . خدایا به خاطر بارداری شیرین و لذت بخش دوستم ازت سپاسگزارم . ممنون که کدهاش رو پاکسازی کردی . ممنون که روند خلقت کاملا عادی و طبیعی بر ما جاریه . خدایا سپاسگزارم . استاد ازتون ممنونم که سایت تناسب فکری رو ایجاد کردید . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 1 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/01/02 16:49
      مدت عضویت: 345 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۳۵ وقتی ما روی ذهنمون کار میکنیم وکنترل ذهنمونو بدست میگیریم وهر چیزیکه یاد گرفتیم باهاش زندگی کنیم ود زندگیمون اجراش کنیم وبهش عمل کنیم نتیجه تلاش ما فوق العاده ست
      خیلی از ما عادتهایی داریم وتعریفهایی از خودمون داریم وخودمون رو به ی سری شخصیتها میشناسیم مثل من تنبلم من ادم بی ارضه ای هستم من بی اراده هستم من اگه کیی بهم بد رفتار کنه نمیتونم جوابشو بدم من نمیتونم حرفمو ثابت کنم من بی حوصله ام من دائما بیمارم من زیاد سرگیجه میگیرم من از سر گیجه گرفتن میترسم من ی فیلم ببینم که توش بیمارستان باشه سریع استرس میگیرم
      من چاقم من هر کاری میکنم لاغر نمیشم من وقتی کسی بهم زور بگه نمیتونم جلوش بایستم من اعصابم خورد بشه سرگیجه میگیرم و…ودرباره اینها با دیگرانبه کرار صحبت میکنی ومیگی وکلی اصطلاحات تو ذهنمون داریم توقع داریم زندگی خوبی داشته باشیم وهر چی تلاش میکنی این مشکلات تغییر بدی نمیشه وبارها به همه میگی من بی پولم منکه پول ندارم عیدی بدم منکه نمیتونم عیدی بدم وقتی اینها رو هزاران بار به خودت میگی وجهان هم تو رو در همین موقعیت قرار میده وشرایطت همون طور که میگی میشه نباید در مورد خودمون تعریفهای نا مناسب داشته باشیم وقتی فکر میکنیم من حافظه خوبی ندارم من الزایمر دارم من نمیدونم چیزی ویاد بگیرم من خنگم وجهان هم تو رو در همین موقعیتها قرار میده وبهت ثابت میکنه که همونکه میگی هستی ووقتی که این فکرهارو داریم طور انتظار داریم ی چیزی رو که میخونی سریع یاد بگیریم وقتیکه میگیم من ادم ترسویی هستم تنبلم بی ارضه هستم همسر خوبی نیستم مادر خوبیم نمیتونم باشم من مریضم دائم سرگیجه دارم بی حوصله هستم هر چیزی رو که درباره خودت میگی در واقع داری برچسب میزنی به خودت وجهان هم بر اساس اون برچسبها بهت پاسخ میده ووارد زندگیت میکنه وقتی فکر میکنی که منو کسی دوست نداره وبرای من کاری انجام نمیده وادمهایی سر راهت قرار میگیرن که مستقیم یا غیر مستقیم با کارهاشون بهت بارها وباها میگن که دوستت ندارن ودوست ندارن اصلا برات حتی ی کار کوچیک انجام بدن واین برچبها رو خودمون به خودمون چسبوندیم نه کسی دیگه دذکونقطه خطرناکش اینکه میایم ودرباره مشکلات وضعفهای زندگیمون وبرچسبهامون بارها برای دیگران صحبت میکنیم
      وقتی داری برای کسی تعریف میکنی در واقع داری برای خودت شاهد جمع میکنی من ادم بدبختی هستم من نمیتونم از خودم دفاع کنم من بد شانسم من بی پولم وبرای هر برچسب چقدر شاهد جمع کروی وتوقع هم داریم که زندگی خوبی داشته باشیم سوخداوند شاهد ماست اون کسیکه شاهد داره که شانس نداره وخداوند هم میگرده ببینه کی همچین برچسبی به خودش زده وخداوند هم بر اساس شاهد هاییکه جمع کروه در تو اثر میذاره وباید افکار منفی رها کنیم من نمیتونم ومن بد شانسم و من بی حوصله امو… رها کنبم برچسبها رو بکنیم وبیاندازیم دور ودیگه درباره مشکلات وبرچسبهامون با کسی صحبت نکیم ودرموروشون شاهد جمع نکنیم یواش یواش معجزه هاشو میبینیم باید طوری زندگی کنیم که به خودمون برچسب نزنیم شاهد جمع نکنیم و دربارش صحبت نکنیم ونیمه پر لیوان ببینیم وفقط وفقط درباره مثبتهایزندگیمون صحبت کنیم وشاهد جمع کنیم ومعجزشو ببینیم من میتونم وزندگیمو میسازم وتغییرش میدم وخداوند هم نسبت به شاهادهایی که داری اتفاقات وارد زندگیمون میکنه واز این به بعد صحبت کردن در مورد بدیهامون ضعفهامون برچسبهامون ممنونومن از امروز تاریخ 1/۱/۴۰۰ متعهد میشم در مورد بدیهام ومشکلاتم وبرچسبهام با کسی صحبت نمیکنم وشاها جمع نمیکنم وهدفم اینکه میخوام‌زندگیم تغییر کنه ویکی از ویژگیهای خداوند سریع الجواب بودنشه وبینهایت بخشنده ست وقتی چیزی رو میخوای اون بیشتر میده ودیگه درباره چاقیم با کسی صحبت نکنیم برچسب نزیم بعد به راحتی لاغر میشیم ممنونم استاد گرامب بابت تمام زحماتیکه برای ما کشیدید فایلهای رایگان دوره رایگان محتویات اموزشیه عالی برامون تهیه کردید بابت تمام ایمها سپاسگزارم وامروز دومین روز سال ۱۴۰۰هست وبراتون ارزوی بهترینها رو دارم سال نو برشما ودوستان مبارک باد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/12 02:53
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,814 کلمه

      من هم بارها در مسیر لاغری بودم ولی بعد از یه مدت خسته شدم و اون رو رها کردم اما در این مسیر لاغری با ذهن مدتها هست دارم با قدرت ادامه میدم .(چون سختی نداره چون محدودیت نداره چون استرس نداره و برعکس به جاش آرامش و شادی و و اعتماد بنفس و حال خوب و … داره که هرچند هنوز باید متناسب بشم ولی در این ۱۵ ماه فعالیتم اصلا عجله نداشتم آخه بد که نمیگذره تازه عالیم هست پس به آرامی گام بر میدارم و مطمعنم به زودی به هدفم میرسم )

      نتیجه ی خودتون رو در زندگی به عوامل بیرونی ربط ندید مثل شهر یا تحصیلات و سن و خانواده …(اینها همش بهانه هست که ما موفق نشیم و بگیم شرایط ما طبیعی هست چون در این شهر و کشور و خانواده و … هستیم اما هیچ وقت فکر نکردیم چرا خیلی از آدمهای موفق در شرایط مثل ما به جایی رسیدن ؟مگر چه تفاوتی با هم داریم ؟اگر اینطور بود پس باید تمام بالای شهر و شهرهای بزرگ و افراد تحصیلکرده همه با هم موفق و ثروتمند وسالم و … باشن ولی نه خیلی آدمها هستن که با اون شرایط ولی در اوضاع خوبی به سر نمیرن حالا چه مالی یا عاطفی یا جسمی و …)
      و هر کس بخواد موفق بشه نیاز به هیچ چیز بیرونی نداره مثل استاد عطار روشن عزیز پس موانع ذهنی رو از ذهنتون خارج کنید و روی ذهن و کنترل ذهن و فرمولهای ذهنی کار کنید صد در صد موفق میشید( مثل استاد که نه تحصیلاتش رو تغییر داد نه شهرش رو تغییر داد نه کشورش رو و نه هیچ چیز دیگه پس به خودت بگو اگر یک نفر تونسته موفق بشه پس منم میتونم بدون عوامل بیرونی موفق بشم و نگاه به شکست خورده ها ی اون مسیر نکن ) .
      وقتی روی ذهنت کار کنی نتایج تو خیلی بزرگتر از تلاش تو در هر زمینه ای که هست میشه
      کنترل ذهن از طریق همین آموزشها هست و باید به اونها عمل کنیم و زندگی کنیم و اون رو جزیی از وجود خودمون باید بکنیم .(من هم دارم روی ذهن و موصوعات ذهنی کار میکنم و خوب میدونم باید عمل کنم به حرف نیست بارها شده در شرایطی قرار گرفتم که خواستم مثل گذشته رفتار کنم ولی گفتم به هیچ عنوان من در مسیر تغییرم و با تعهد و استمرار و علاقه ای که به این مسیر دارم راه درست رو انتخاب کردم و بیراهه نرفتم مثلا بارها شده در شرایط بیماری کرونا اطرافیان میگن در آمد نیست مردم پول ندارن فلانی بدبخت شد تا خواستم باهاشون هم کلام بشم گفتم نه من خوب میدونم خیلیها در همین اوضاع بد اقتصادی بهترین شرایط مالی رو دارن و دارن روز به روز هم بهتر میشن و همه مثل هم نیستن هر کس نون باورهای خودش رو میخوره و اصلا در این بحث ها شرکت نکردم )
      خیلی از ما ها عادت داریم تعریفهایی از خودمون دا شته باشیم مثلا خودمون رو به یه سری شخصیتها میشناسیم که من تنبلم من بی شانسم من هر کار کنم لاغر نمیشم من نمیتونم کتاب بخونم و من نمیتونم خوب حرف بزنم و یا من قدرت بیانم بد هست و یا اینکه من روابط اجتماعی خوبی ندارم و یا من اطلاعات عمومی خوبی ندارم و یا من هوشم پایین هست …پس خیلی تعریفها داری که نه تنها به خودت به بقیه هم توضیح میدی (بله قبلا من هم اینکار رو زیاد میکردم در مورد خودم زندگیم و مشکلاتم نه تنها با خودم بلکه با اطرافیانم هم حرف میزدم که من آدمی هستم با حافظه ی ضعیف و یا اینکه اطلاعات عمومی خوبی ندارم و یا اینکه من قدرت بیان خوبی ندارم و من روابط اجتماعی خوبی ندارم و یا اینکه من آدم دانایی نیستم و یا اینکه من دوست داشتنی نیستم و … و همین حرفهای منفی که میزدم دقیقا اتفاقهای متفی رو هم جذب میکردم و در واقع از افکار من بر گفتار من و از گفتار من بر اعمال من تاثیر گذاشته میشد )
      قبلا کافی بود کسی بپرسه اوضاع زندگی چطور ؟من هم میگفتم همه چیز گرون هست پول دست مردم نیست جون ها بیکارن و پدرمون در میاد تا یه تیکه چیز برا زندگی بخریم و یا اینکه فرزندم که هم فلان مورد رو داره و همسرم هم که فلان طوره ….در مورد مشکلات و ناخواستها و بیچارگیهام میگفتم و خودم رو نادان و بی اعتماد به نفس و بد شانس و… می دانستم .
      و حالا بعضیا در مورد اضافه وزن یه تعریفی دارن که هزار بار به همه میگن
      مثلا من آدم تنبلی هستم یا من آدم بی اراده ای هستم ادمی هستم که آب بخورم چاق میشم
      و انتظار داریم با این حرفها تغییر هم بکنیم (من چقدر از این تعریفا داشتم که من غذای غیر رژیمی میخورم من ورزش هم مرتب میکنم اما همینطور دارم چاق میشم و ثابت نیستم و دیگه نمیدونم چیکار کنم و من نمیخوام چاق بشم چرا هر کاری میکنم بی فایده هست و ….ولی همیشه نتیجه برای من چاقی بیشتر بود فکر میکردم اگر بگم برام فکری میشه و مشکل حل میشه و من چاق نمیشم و یا حتی در خوردن غذاها وقتی غذای سرخ شده و فست فود و یا سنگینی میخوردم بلافاصله میگفتم من دیگه چاق شدم من خیلی خوردم من اشتباه کردم کاش نمیخوردم و اینقدر میگفتم که گاهی اطرافیانم میگفتن بازم تو شروع کردی بابا ول کن خوردی که خوردی ولی بعدش عذاب وجدان شدید داشتم و احساس اینکه با این خوردنها من چاقتر میشم )

      پس به خاطر همین تعریفها که از خودت در ذهنت ایجاد کردی و به بقیه هم گفتی پس هر چقدر تلاش کنی نتیجه نمیده (اره چقدر رژیم و ورزش کنار این افکار و حرفهای منفی داشتم حالا متوجه میشم که چقدر ترس از چاقی داشتم چقدر به چاقی تو جه کردم چقدر به دنبال راهی بودم که از بین ببرمش چقدر میرفتم ورزش که لاعر بشم چقدر غذای بدمزه میخوردم که چربی های اضافه ی من برن ولی در تمام این کارها داشتم به چاقی توجه میکردم و خودم خبر نداشتم چقدر وزن و سایز میکردم و در آینه ی باشگاه ورزشی و خونه به شکم و اندام های چاقم نگاه میکردم و متنفر بودم از اونها چقدر لباس نمیپوشیدیم چون میگفتم چاقترم میکنن و من با این کارها چاقی بیشتر رو جذب میکردم چون ناخواسته داشتم به چاقی توجه میکردم اونم با حال بد پس فرکانسش رو به جهان هستی صادر میکردم که میخوام چاقتر بشم )
      و یا خیلیها میگن من آدم عصبی هستم به من گیر نده و گرنه قاطی میکنم و کسی که این حرف رو بارها میزنه حتما همین نتیجه رو در زندگیش میبینه که همیشه در حالت عصبانیت هست (خیلیها رو میشناسم که همیشه در حال بد گفتن از فرزندشون هستن که خیلی بچه ام ایراد میگیره و غدا خوب نمیخوره اذیت میکنه و یا درس نمیخونه و یا سر به هوا هست و یا با ما خوب رفتار نمیکنه و این افراد دقیقا یه همچین رابطه ای رو با فرزندشون و همچین رفتارهایی رو از فرزندشون میبینن در زندگیشون چون در مورد هر چه گله و شکایت کردی و حرف زدی و یا غر زدی همونها رو به زندگیت وارد میکنی خواه خواسته ی تو باشه خواه ناخواسته ی تو باشه )

      کسی که میگه دورها خوبه ولی میترسم رها کنم این فرد به خودش اعتماد نداره و میگه من هر کاری رو شروع کنم نیمه کاره رها میکنم
      نباید درباره ی خودت تعریفهای نامناسب داشته باشی
      بعضیا میگن من حافظه ی خوبی ندارم و نمیتونم چیزی رو یاد بگیریم چرا اطلاعات عمومی پایینی دارم و چون من بارها این حرف رو به خودم زدم و این باور رو دارم که من اینطورم پس انتطار نباید داشته باشم که من در کلاس شاگرد اول بشم چون انتظارم از خودم پایین هست و نباید انتظار موفقیت داشته باشم (من قبلا زیاد میگفتم و حالا خیلی کمتر میگم و لی گفتن این حرفها بدون اینکه بدونم نتیجه اش چی هست حالم رو بد میکنه ناامیدم میکنه و همین باعث میشه حرفهای بدتر بزنم و ارتعاشم بیاد پایین و در نهایت اتفاقهای بدی رو جذب کنم و چون حالم بد میشه میدونم این افکار و حرفها از پیش شیطان میاد که من موفق نشم پس هر فکری از قبل نتیجه اش مشخصه و میدونیم مرورش حال ما رو بد میکنه یا خوب میکنه اگر میدونیم حالمون بد میشه مجاز نیستیم که بگیم و یا مرورش کنیم چون شیطان قسم خورده نزاره آب خوش از گلوی ما پایین بره پس من بر میگردم به ذات خودم و به اون وصل میشم )
      پس محتویات ذهنیت رو مرو کن و هر حرفی و هر فکری رو نگو و مرور نکن مثلا :
      *من آدم تنبلی هستم
      *من آدم عصبی مزاجی هستم
      *هیچ کس من رو دوست نداره
      چون اینها همه بر چسب به خودت هستن که میزنی پس جهان هم به تو از این اتفاقها میده اگر بگی من رابطه ی عاطفی بدی دارم جهان شما رو در این مسیر وارد میکنه که رابطه بی بدی رو تجربه بکنی چون خودت به جهان اعلام کردی من رابطه ی عاطفی بدی دارم
      ویا اگر بگی کسی من رو دوست نداره پس جهان کاری میکنه که تو بارها با افرادی مواجه بشی که به تو بگن تو آدم دوست داشتنی نیستی (چقدر جالب جهان عین آیینه هست که بازتابی از افکار و تصورات و و عقاید و باورهای خودمون رو به خودمون در زندگی نشون میده پس بازهم باید بگیم این ورودیهای ذهن رو کنترل کنید و باورهای درست داشته باشین و هر حرفی رو نزنید با هر کسی هم صحبت نشیم هر فیلم و ویس و اخباری رو دنبال نکنید چون همینا باعث میشه افکار و باورهای ما رو شکل بدن و ما زندگیمون بر اساس باورهامون شکل میگیره و خلق میشه )

      و نکته خطر ناکش این هست که شما در باره ی ضعفهایت میایی با بقیه حرف میزنی داری برای خودت شاهد جمع میکنی که من آدم بدشانسی هستم حالا ببین چقدر برای خودت شاهد جمع کردی ؟؟
      ولی از خودمون انتطار داریم که تغییر کنیم نمیشه چون کلی شاهد برای خودم جمع کردم که من بدشانسم و …(من هم چند تا شاهدی داشتم حقیقتا من آدم درونگرایی بودم و خیلی با هر کسی مچ نمیشم و حرف دلم رو پیش همه نمیرنم و اصلا عادت ندارم به این کار و اما در مورد چاقی اعتراف میکنم زیاد حرف زدم و با همه حتی افرادی که خیلی باهاشون در ارتباط نبودم اگر بعد از مدتی همدیگه رو میدیدیم حتما در مورد چاقی حرف میزدم و دنبال راهی و تکنیکی برای لاغری میگشتم و از خودم میگفتم که دارم همش چاق میشم و من نمیتونم ثابت بمونم و در واقع برای خودم شاهد جمع میکردم پس خیلی کار خطرناکی بوده )
      خداوند به عنوان قاضی این جهان هست که به شاهدهای تو نگاه میکنه ببینه تو چندتا شاهد داری که بد شانشی و اگر تو خیلی شاهد داری که بد شانسی پس دیگه خدا هم میگه بله تو باید بدشانسی بیشتر رو دریافت کنی چون خودت خواستی (در واقع زندگی ما بر اساس باورها و افکار ما رقم میخوره و این وسط عادتها یی در ما شکل میگرین که رابط بین باورها و نتایج زندگی ما میشن و هر چقدر در مورد باورهای غلط خودمون با بقیه حرف بزنیم سریعتر اون اتفاقها رو جذب میکنیم چون علاوه بر باورهای غلط داریم شاهد هم جمع میکنیم )

      شاهد در حکم تو خیلی تاثیر داره پس خدا هم در حکم تو به دنبال شاهد هست و بر اساس اون حکم میده و گرنه خدا به تو چاقی و بدبختی و بیماری که نمیده خودت برای خودت این قضیه ها رو جمع میکنی با حرف زدن با دیگران و ..
      پس دیگه شاهد جمع نکن و برچسب به خودت نزن و با کسی در مورد خودت حرف بد نزن و از این حرفها نزن و متعهد باش و بدون چقدر خطر ناک هست (من مدتها هست هیچ حرف بدی در مورد خودم با بقیه نزدم و شاهد جمع نکردم که کار خطرناکی هست ولی هنوز باید روی باورهای غلطم کار کنم و ببینم اون ته ته های ذهنم چه باورهای غلطی درمورد خودم و اهدافم دارم که بتونم با سرعت عالی به نتیجه برسم )
      پس در مورد مشکلات خودت شاهد جمع نکن و برچسب نزن بعد میبینی زندگیت تغییر میکنه نه درباره ی چاقی و نه در مورد مسایل زندگیت با هیچ کسی حرف نزن (انصافا زندگی من خیلی تغییر کرده از وقتی که این قانون رو رعایت کردم هم در زمینه ی اندام و جسم و هم در زمینه ی زندگی شخصیم کلی تغییرات داشتم و از هر نطر دارم زندگی با کیفیت تری رو تجربه میکنم و میدونم که همش به خاطر تغییر نوع نگاه من به خودم و اطرافم هست و از وقتی که به همه جیز و همه کس با دید مثبت و خوب نگاه میکنم حتی خودم حالم بهتر و آرامشم بهتر اعتماد به نفسم بهتره و روابطم بهتره و اصلا خودم از خودم راضی ترم و همین احساس خوب داشتن من و رضایتمندی من بالاترین نوع سپاسگزاری هست که خداوند به من بهترینا رو میده پس ببینید چقدر کلام تاثیر داره و زندگی ما رو تغییر میده )

      در مورد توانمندیهات و خو بیهات حرف بزن و بگو من خودم خودم رو به این شرایط رسوندم و در مورد موفقیتهات شاهد جمع کن (اتفاقا من حدود چند ماه پیش به یه علتی مجبور شدم در مورد این دورها حرف بزنم که اشخاص اون جمع گفتن بابا این راهش نیست با قدرت ذهن نمیشه موفق شد و اینا برات نون و آب نمیشه و …. و من همونجا بلند گفتم اما زندگی الان من از هر لحاظ مثل قبلا من نیست و من از هر لحاظ در شرایط بهتری هستم و رو به رشدم و موفقیتهای بهتری هم کسب میکنم و دقیقا اون روز که گقتم و همیشه که به همسرم و یا گاهی بچه هام میگم من خیلی عالیم و در مسیر رشد و تغییر هستم عمدا گفتم و میگم که شاهد جمع کنم و همین آموزشها و حرفهای استاد رو به عمل تبدیل کنم و در ضمن برام مهم نیست اطرافیانم میخندن یا باور نمیکنن من میگم آدم موفق و توانمندی هستم تا خودم باورکنم و ذهنم باور کنه من فروغ قبلی نیستم که برای اثبات این حرفم به خودم به تغییراتی که طبق اموزشها در روند زندگیم و روابطم و … دارم به اونها نگاه میکنم و مرور میکنم در ذهنم که بگم اره من در مسیر تغییرم و موفق میشم )
      پس اگر ضعفی داری حق نداری این رو به گوش بقیه برسونی و خدا با شاهد هایی که داری اتفاقها رو وارد زندگیت میکنه
      (من هر روز زندگیم داره بهتر میشه چون شاهد دارم و بهشون اثبات میشه که فروغ آدم موفقی هست پس باید شاهد جمع کنم )
      خدا میگه ببین من بدبختی دارم خوشبختی هم دارم ولی تو خودت شاهد جمع کردی که من بدبختم پس منم از انبار بدختی ها به تو دادم حالا بگو خوشبختم از انبار خوشبختی ها به تو داده میشه (هر انسانی چیزی جز نتیجه ی اعمال و افکار خودش بهش نمیرسه و هر چه از خداوند به ما میرسد خیر و خوبی هست و اگر در فلاکت و بدبختی و بیماری و فقر و نداری هستیم و … همه رو خود ما ساختیم و جدب کردیم و گرنه طبیعیش اینه که ما افریده شدیم که در بهترینا باشیم بهترین اندام و بهترین امکانات و بهترین ثروت و خوشبختی و بهترین روابط و … )
      تعهد بده از امروز برای مشکلات خودم شاهد جمع نمیکنم .(من فروغ ریاحی فر در تاریخ اسفند ۹۹ متعهد هستم که برای مشکلات خودم شاهد جمع نکنم تا از انبار خوشبختی ها کلی نعمتهای خوب و عالی دریافت کنم )

      من اگر روی خودم کار کنم کلی نتیحه میگیریم اولا خدا سریع الجوابه دوما خداو ند بی نهایت بخشنده هست مثلا من از خدا ده میخوام خدا صد میده من عاشق این کار خداوندم در کنار بقیه کارهاش این کارش فوق العاده هست .( به به خدا جونم بده تند و تند بده و منم تند و تند لذت میبرم و حالم روز به روز بهتر میشه هر چند اصل حال خوبه و این دادنها ی خدا فرع هستن ولی خیلی عالیه که داشته باشیم و از خدا بگیریم و غرق در نعمتها زندگی کنیم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/07 07:05
      مدت عضویت: 791 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      سلام🙋‍♀️

      گام٣٥، ٩٩١٢٠٦

      سلام استاد جان ، چقد آخه اين فايل عالي بود ، تو همه ابعاد زندگي من ديدم شاهد هامو خودم براي خودم تراشيدم، خودم بِه خودمبرچسب زدم ، فقط تو مسير لاغري نبوده ، همه جا وقتي يه برچسبي رو تكرار كردم، تو ذهنم كد نويسي شده و همون رو وقتي هي صداميكنم جهان همونو بهم برگردونده

      ، مثلا تا قبل اين دوره من همش تكرار ميكردم من خيلي تند ميخورم و اصلا نميتونم آروم بخورم

      اينو مدام تكرار ميكردم، و بِه همه هم ميگفتم و اگر من قرار بود اين رفتار رو اصلاح كنم عمرا اين ذهنيت نميذاشت اما وقتي دوره شروعشده ذهنم رو از روش برداشتم و تو اين دوره هم راجبش صحبت نشد ، من خود به خود دارم آروم تر ميخورم نسبت به قبل.

      واقعا اين برچسب ها اجازه نميدن ما اون بعد انسانيت مون كه هست رو نشون بديم ، رفتار كنيم . از بس بِه خودمون  يكسري برچسب روزديم هزار براي خودمون تكرار كرديم ، بارها همونو راجبه خودمون بِه ديگران گفتيم، شاهد جمع كرديم ، و همونم رفتار ميكنيم اصلا نميشهغير اين باشه ، مثلا اين چند سال اخير من همش به خودم ميگفتم من كه لاغر نميشم

      من كه نميتونم لاغر بشم 

      من كه … 

      و واقعا هم من چند بار تلاش كردم لاغر هم ميشدم چند كيلويي مثل همون لاغر نشدم براي من بود اصلا برام اهميت نداشت و اونبرچسب رو هي بِه خودم ميزدم 

      و الان اينم ديگه تكرار نميكنم 

      استاد گاهي والدين و اصلا آدم هاي ديگه هم ميان بِه فردي برچسب ميزنن و انقد اونو تكرار ميكنن كه اون برچسب و تكرار باور اون فرديميشه كه حالا يا حرف اون فرد براش خيلي مهمه و قبولش داره يا آدم بي عزت نفسيه و باور ميكنه و اصلا اجازه ميده اون برچسب روبهش بزنن و هي تكرار كنن و براي اونم باور پذير ميشه و بعدا همونو رفتار ميكنه . چون فركانس همونو ميفرسته و جهان از اون جنسبهش جواب ميده .

      مثلا مامان و باباي من هميشه بهم تو اشكت دمِ مَشكته 😅 اين باعث شده بود من همينطور باشم تا نوجووني و بقيه هم اينو بهم بگن هيشاهد جمع ميشد … 

      يا درست خيلي خوبه ، رياضيت عاليه و من هميشه رياضي رو با علاقه خوندم و عالي بودم ، يا خودم هميشه ميگفتم من اصلا از درسهاي حفظي خوشم نمياد انقد اينو بِه همه گفته بودم اين درس خوندن برام زجر آور شده بود ، هميشه ميخوندم ها ولي بي لذت …

      ولي الان ياد گرفتم به خودم برچسب نزنم راجبه بار منفي صفات با كسي صحبت نكنم و شاهد جمع نكنم و بِه خودم نگم، بِه جاش زوم كنمرو ابعاد توانمندي هام اونارو هي بِه خودم بگم. 

      خداروشكر براي اين آگاهي عالي، خدايا شكرت 💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/06 22:49
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      سلام به همگی😍😍😍😍
      این گفته ها رو به وضوح من درک میکنم و برام اتفاق افتاده بارها و بارها . در رابطه باهمین اضافه وزن فکر کنم به تعداد موهای سرم به بقیه گفته بودم که من استعداد دارم تیروییدم کم کاره وگرنه بااین همه تلاش باید الان 40کیلو بودم .ابم میخورم چاق میشم فلانی شانس داره خدا اونارو دوست داره نه مارو …… و انقدر اینارو گفتم و گفتم تا واقعا جز وجودم شد و نتونستم بهش غلبه کنم آره من هزار تا شاهد برای مسائل مختلف زندگیم جمع کردم . اما از همین امروز تعهد میدم که به هیچ وجه درمورد ناخواسته هام با کسی حرفی نزنم و فقط برای خودم شاهد خوب جمع کنم . از تلاشم از اینکه استعداد انجام کارهایی رو دارم که شاید هرکسی نداره اینکه میخوام شگفتی ساز بشم و اینهمه استمرار دارم و پای تعهدام هستم یعنی متعهدم و موفقیت باید برام اتفاق بیفته چیزی جز این نمیتونه باشه . حتی دارم یاد میگیرم تو ذهنم هم حرف منفی درمورد خودم نزنم مثل کسی که عاشق ینفره میخوام باخودم اونجوری رفتار کنم و ضعفی هم اگر هست سعی کنم فقط اصلاحش کنم نه اینکه خودمو سرزنش کنم و هی تو مغزم مرورش کنم و خوبیامو ویژگی های مثبتمو تکرار کنم و بزبون بیارم . ممنونم استاد فوق العاده بود 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/06 12:51
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 905 کلمه

      سلام به همه🙂
      علیه خود شاهد جمع نکنید
      عنوان که فوق العاده جذابه
      تعریف شاهد عالی بود هم از لحاظ لغوی و هم از نظر حقوقی و سیستم قضایی
      همه ما این موضوع رو بارها تکرار کردیم اصلا نمیدونم چرا اینقدر شایع هست از اول که به دنیا اومدیم و وسالهای ابتدای تولد که اصلا این نظر رو درباره خودمون نداشتیم اتفاقا خیلی هم خودمون رو توانا و زیبا و عالی میدونستیم و با اون جثه کوچیک میخواستیم یه صندلی رو تکون بدیم یا از سر و کول هر چیزی بالا میرفتیم
      همین موضوع هم باز به خاطر دیده ها و شنیده هامون از اطرافیانمونه به خودمون که بارها گفتن تو نمیتونی تو مسئولیت پذیر نیستی تو بچه بدی هستی دوباره خرابکاری کردی هیچ کاری رو درست انجام نمیدی همیشه من باید مواظبت باشم هر وقت ساکتی داری خرابکاری میکنی و….این حرفا
      بعد هم دیدیم چقدر اطرافیان ما حالا یا به شوخی یا جدی توی جمع یا موقع غر زدن گفتن که من چقدر بدشانسم چقدر بدبختم هر چی بلا هست سر من میاد خدا ما رو دوس نداره از خانواده شانس نیاوردم از همسر و بچه هم شانس نیاوردم زندگی بقیه رو ببین همش تو ناز و نعمت و سفر و لبلسهای خوب و…. ما چی سال تا سال یه سفر نمیریم و…..
      توی ضرب المثل ها هم شنیدیم هر چی سنگه مال پای لنگه ….یا حتی در مورد خدا و معنویات هم باورهای اشتباهی بهمون دادن مثل اینکه “هر که در این ….مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند”یا خدا فقیر ها رو بیشتر دوس داره یا ثروتمندا ثروتشون رو خدا داده که عذابشون بیشتر باشه یا هرکسی موفقه شانس اورده و شانس یه بار در خونه ادم رو میزنه وهرکسی که مریض بشه یا تو جا افتاده بشه میگن که اینجوری پاک میشه از گناهاش و میره بهشت و….
      واقعا چقدر چرت و پرت کردن توی کله ما🤨🤨🤨🤨
      بزرگ هم شدیم اگه بقیه هم کمتر به ما میگفتن این حرفا رو حالا دیگه خودمون استاد شده بودیم در سرزنش وتحقیر خودمون و اگه کاری رو درست انجام نمیدادیم ذهنمون شروع میکرد که اره تو عرضه نداری تو شانس نداری بقیه رو ببین چه خوب پول در میارن ببین چقدر خوش اندامن …خاک تو سرت که حتی نمیتونی از شکمت بزنی از خوابت بزنی ببین چقدر اراده دارن چقدر همیشه توی رژیم هستن چقدر خوب وزن کم کردن چقدر کسب و کارشون عالیه چه خونه ای دارن چه مسافرتهایی میرن چه ماشینهایی سوار میشن….
      همش در حال مقایسه تحقیر و سرزنش خودمون در ذهنمون بودیم و خوب احساس ناشی از این افکار چیه؟ مسلما احساس بد ،ناتوانی،بی لیاقتی ،کمبود اعتماد به نفس ،غصه و ناراحتی ،لذت نبردن از لحظات زندگی،عذاب وجدان ،خشم،عصبانیت،وکلی احساسات بد دیگه
      خوب این احساسات ارتعاش ما رو میساختن و این احساسات همگی جزئ ارتعاش پایینها هستن و قانون دنیا چیه دنیا و کائنات وخدا هرچی که اسمش رو میذاریم فقط به ارتعاش شما جواب میده وقتی ارتعاشای پایین میفزستی پس از همین جنس اتفاقات رو دریافت میکنی این قانونه و هیچ دلسوزی و استثنایی هم نداره برای هیییبچ کس
      از اون طرف هم میگه شما با کلامت که اونم ارتعاش داره باز هم داری خلق میکنی خوب ما توی ذهنمون که این افکار مرور میشده حالا این مدل کلام ها رو هم که بر زبون می اوردیم حالا علتش توجه جلب کردن و جلب دلسوزی بقیه و قربانی بودن و….اینا بوده به کنار
      کلامهایی مثل”من بدشانسم”من بدبدختم خدا هم ما رو فراموش کرده من شهرستانی ام ما خانوادگی چاقیم من هر کاری میکنم لاغر نمیشم من عاشق برنج و شیرینی هستم من پشتکار ندارم من لیاقت یه زندگی عالی یه اندام عالی یه درامد عالی یه رابطه عاشقانه عالی ….رو ندارم اینا مال از ما بهترونه اینا مال بالا شهری هاس اینا مال تهرانی هاس……..
      خوب تو با کلامت که داری ارتعاش پایین میفرستی با افکار و احساساتت هم ارتعاش پایین میفرستی چه انتظاری داری از زندگیت؟؟؟؟
      فکر کن چرا اینقدر روی کلام تاکید میکنن توی مباحث موفقیت
      “با کلام خود گناه نکنید”
      “کلام تو عصای معجزه گر توست”
      “بر علیه خود شاهد جمع نکنید”
      “درباره مشکلاتت با کسی حرف نزن”
      چون کلام مثبت ارتعاش رو بالا میبره احساس تو رو خوب میکنه به مرور حتی افکارت هم مثبت میشه
      تمرین مهم و عملی که تا آخر عمر باید انجام بدی اینه که فقط از جملات مثبت برای خودت استفاده کن فقط از اتفاقات خوب زندگیت بگو فقط از خوبیها و زیباییها حرف بزن فقط از تواناییها و موفقیتهات بگو فقط از خوبیها ی خودت همسرت فرزندت و کارت تعریف کن
      وقتی کلام اینقدر قدرت داره ما چرا برعلیه خودمون ازش استفاده کنیم کدوم آدم عاقلی اینکارو میکنه
      وقتی عادت خدامون اینه که هر چی بگی و بخوای خیلی بیشترش رو بهت میده بیا خوبی بیشتر درامد بیشتر تناسب بیشتر زندگی عاشقانه تر سلامتی بیشتر ارامش بیشتر شادی بیشتر رفاه بیشتر اگاهی بیشتر رو بخوایم و این فقط با ارتعاش بالاتر دادن امکانپذیره چون همه اینها توی مدارهای پایین نیست نمیشه منفی باشی شادی رو هم بخوای امکان نداره
      شاد که باشی ثروت هم میاد سراغت ارامش و عشق و رفاه و سلامتی وتناسب اندام هم میاد اونوقت راضی تری و سپا سگزارتری دوباره شادی ارامش و ثروت و رفاه و سلامتی بیشتری رو هم دریافت میکنی
      اینه عدالت خداوند و هیچ بی عدالتی هم رخ نداده
      تو فقط طبق قانون رفتار کن
      مهمترین قانون کائناتی هم اینه
      حال خوب=اتفاقات خوب
      من زهرا صابری تعهد میدهم از این تاریخ (۹۹/۱۲/۶)با کلام خودم فقط برای شادی و موفقیت خوش شانش بودن و فوق العاده بودنم شاهد جمع کنم👌👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/07 13:37
        مدت عضویت: 331 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز و همسیرم،من از متن نوشته ی شما لذت بردم و نکته برداری کردم ب امید موفقیت و شگفتی شدنت🌹🙏😊

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/02/25 18:40
        مدت عضویت: 792 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        سلام دوست گرامی چقدر منطقی وعالی ومنظم افکار ورفتارهای منفی که اموختیم وانجام میدادیم شرح دادید خداروشکر این همه اگاهی از استاد وشما دوستان بدست همه میرسه وبرای خودمون وهمه را شاهد داشتن لیاقت شادی وموفقیت وسلامتی وثروت وارتباطات عالی وبهترین از هر چیزی رو که داریم ودرجهت بدست اوردنش حرکت کردیم وخیلی زود بهش میرسیم میگیریم .بسیار عالی و واضح نوشتید متشکرم از استاد وشما دوست گرامی🌷🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/06 12:32
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام ..چ فایل خوبی با شنیدنش چقدر من آگاه شدم چقدر متوجه شدم ک اشتباه میکردم یعنی تا حدودی این عادت رو داشتم خیلی عادت بدی هستش مدام ک بخوای بگی بیشتر چیزهای منفی میان طرفت حتی واسه کسی ک بخوای بگی هم ناراحت میشه من از امروز با خودم عهد میبندم و توکل میکنم ب خدا ک بتونم بهتر بشم این عادت بد رو هم بزارم کنار تا هم خودم آرامش داشته باشم و هم خانواده و اطراف ب امید روزهای خوبی ک پیش رو دارم استاد سلامت و تندرست باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/06 00:36
      مدت عضویت: 331 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,126 کلمه

      سلاااااام سلااامممم ب استاد عزیز و دوستان همسیر😍😍گام ب گام رسیدیم ب گام ۳۵ از مسیر لاغری من(برای خود شاهد جمع نکنید)
      درک تحلیل و برداشت من ازین فایل فوق الاده(قدرت باورها ، برچسب زدن ، پذیرفتن و مسئولیت بر چسب زدن ب خودمون و شاهد جمع کردن)..‌‌.
      آماده اید بزنید بریم برا شرح 👣👣🙏😍👌
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      موضوع اول قدرت باورها :قدرت باور یکی از قدرتهایی است ک میتواند مسیر زندگی افراد را ب کلی عوض کنه ،باورها یکی از مهم ترین عوامل در نوع زندگی ماهستند.و مشخص میکنن ک ما چگونه رفتار و زندگی کنیم.
      باورها همون عقایدی هستن ک کم کم و ب مرور زمان ک ما آنهه رو تکرار میکنیم در ذهن مابرای همیشه موندگار میشن و در اصل باورهای ما تاثیر زیادی رو ، روی تصمیم ها و اهداف زندگی مامیگذارند.و این همون قدرت باور است ک زندگی مارو شکل میدن…و هرآن چیری رو ک ما درزندگی بدست میاریم نتیجه ی باورهای ماست ،و زمانی ک ما چیزی رو باور کنیم آنرا انقدر تکرار و تکرار میکنیم تاوارد زندگیمون بشه و خودشو نشون بده😊👌
      این قدرت باور در مسیر لاغری با ذهن هم تاثیر داره…ک اگ ما باور داشته باشیم ک ما در مسیر لاغری با قدرت ذهن خودمون میتونیم موفق بشیم هر کاری ک بتونه ب ما کمک کنه تااین باور هر چی بهتر بیشتر محکم تر بشه رو انجام میدیم..انقدر تکرارش میکنیم آموزش ها رو تا خودشو تو زندگیمون نشون بده‌…
      امروز ک داشتم راجبه قدرت باور فکر میکردم و دنبال مثال بودم همینجوری داشتم ظرف میشستم و بفکرم خطور کرد ک بچه خواهر من وقتی بدنیا اومده بود موقع حمام کردنش ..ییار زیر دوش حمام آب رفته بود توی دهنش و چند ثانیه ای نتونسته نفس بکشه و بکبار دیگ موقع باز حمام کردن از دست لیز خورده بوده…🤭☹️😐😬و الان ک بزرگ شده از آب و حموم کردن بدش میادو اصلا آب بازی و دوست نداره…بعد من امروز گفتم حالا ک قدرت باور انقدر قویه .‌اون زمان اون نوزاد نقشی توی این اتفاقات نداشته .ولی توی ذهنش توی همون نوزادی این فرمول شکل گرفته ک آب خطرناکه و باعث صدمه زدن بهش میشه…و الان اون چیزی رو یادش نیست ک همچین اتفاقاتی براش افتاده..ولی ذهن ناخودآگاهش اون و ثبت کرده🤭😬 ی لحظه از قدرت ذهن ترسیدم😬🤭شوخی کردم…😂
      خب حالاک متوجه شدیم ک قدرت باور خیلی قویه و ما میخاییم این قدرت باور رو توی لاغری ازش استفاده کنیم.بیایین این باورمون رو تقویت کنیم با تکرار کردن هروزه ..تکرارش هر چی بیشتر تاثیرگذارتر تا زمانی ک قشنگ ملکه ی ذهنمون بشه..مثل یادگیری الفبای فارسی ک مااون زمان ۶.۷ سالمون بوده ولی در عرض چند ماه فول شدیم و ب شکل عالی یادش گرفتییم و تازمان مرگ یادمون نمیره و بلدشیم..یا مثل جدول ضرب‌،رانندگی ، و خیلی دیگ از هنرها وشغل و حرفه.ک بااموزش و تکرار و تکرار بدست اومده…
      خب از اونجایی ک قدرت باور بسیار زیاده ،پس تقویت باورهای مثبت ما باید خیلی حائز اهمیت باشه..مااومدیم گفتیم ک باورها براثر تکرار مداوم در وجود ما شکل میگیره پس یکی از بهترین کارها برای تقویت باورمون اینه ک هی مرتب ب خودمون یادآوری کنیم..
      مثلا حالا ک ما مشتاق تغییر کردن هستیم از هر جنبه اززندگی برای من ک فعلا لاغر شدن هست باید یادآوری کنیم ک من میتونم ،این توانایی رو دارم ک در مسیر لاغری با قدرت ذهن نتیجه بگیرم…
      پس تکرار و یادآوری شد یکی از بهترین و مهم ترین راه برای تقویت باورهامون….
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      موضوع دوم برچسب زدن :
      کلا آدمها عادت کردن ب برچسب زدن ب خودشون و ب دیگران😐
      اصلا بیایید بشینیم ببینیم ک چرا ما ب خودمون برچسب میزنیم ؟؟واقعا فکر کنیم🤔🤔
      بنظر من بخاطر اینک کاره خودمون و راحت و ساده کنیم چطور؟؟!!!
      ما همیشه علاوه بر برچسب زدن ب خودمون،،،خودمون رو قضاوت کردیم☹️و ب خودمون تهمت زدیم
      برچسب هایی زدیم مثل من بی عرضه ام ، من عصبانی ام ، من ناتوانم ، من اراده ندارم ، من باهوش نیستم ، من تنبلم ، من گیجم ، من فراموش کارم ، من ارزش ندارم ، کسی من و دوست نداره ، من بی حوصله ام ، و من ، من ، من، ..و البته ک دوراز جون الان😊😂
      ووقتی ک مااین برچسب هارو ب خودمون میزدیم اول خودمون رو قضاوت کردیم چون هیچکس و هیچکس از بدو تولد این بر چسب ها روشون نیست..ووقتی ک این برچسب ها رو پیش دوستان و اطرافیانمون میگفتیم فکنکنیم ک کار شاخی بوده…این برچسب ها دستوری بوده ک ما ب خودمون میدادیم…ما باین بر چسب ها فقط اعتماد ب نفس و عزت نفس خودمون رو کشیدیم پایین..‌در حالی ک ما فکر میکردیم شاید کسی دلش برامون بسوزه ، تحویلمون بگیره یا بگ آخییی الهییی😐🤔چقدر شرمنده شدم از خودم.
      پس ما بی عرضه و ناتوان و بی اراده نیستیم اینها برچسب هایی بوده ک ما ب خودمون میزدیم و مثل برچسب ها رفتار میکردیم😐
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      خب حالا من همونجور ک مسیولیت چاقیمو پذیرفتم و مسیولیت لاغریمو خودم برعهده گرفتم و متعهد شدم ب تغییرجسمی ک خودم باعث و بانیش بودم…و تحت آموزش و یادگیری هستم ک ذهن و جسمم رو ب شکل بهتر و صحیحی همسو کنم تا با من راه بیان..‌امروز 99/12/5 میپذیرم ک فقط و فقط خودم بودم ک براثر افکار و باورهای اشتباه در مسیر و راهای اشتباه باعث شدم برچسب هایی رو ب خودم بزنم و اکنون متعهد میشم برچسب زدن و ساده انگاری رو کنار بزارم ..و ب ذهنم ب مغزم آموزش بدم از طریق مسیر لاغری باقدرت ذهن با خودم مثل یک فرشته زمینی رفتار کنم.مربی خودم باشم و عوامل بیرونی رو دخیل ندونم تواین برچسب زدنها…
      میخام خودمو از نو آموزش بدم ، ب خودم راه صحیح و درست رو نشون بدم..باهاش راه بیام…ن اینک باخودم بد باشم.ن اینک خودمو مجازات کنم..میخام یاد بگیرم ک هر وقت از برچسب ها خدای نکرده بارم استفاده کردم از خودم درخواست بخشش کنم و جبران کنم.و ب مغزم خواهم گفت ک تاحالا هرراهی رو ک رفتیم برای من کار نکرده و انتظار دارم ک راه عاقلانه تری رو باهم طی کنیم،،ووقتی راه صحیح و درست رو ب مغزم نشون بدم ک نشون دادم حدود۴۰روزه و مغزم شروع کرده ب من کمک کردن تا منو راضی نگهداره.🙏🙏
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      حرف آخر؛حسادت ، پرخاشگری ، غیبت و غیره تمام این صفاتی ک ما برای انسانها قایل هستیم تمام آنها رو آموخته ایم کسی باین صفات بدتیا نیومده پس بیایید برچسب هایی رو ک ب خودمون زدیم رو بِکَنیم و خودمون رو از نو بسازیم و بجای احساس تقصیر ، احساس مسیولیت رو جایگزین کنیم ،،و بجای ترس ، عشق بیاموزیم…و بجای ترس ازینک نشد ، نمیتونیم ،لذت من میتونم در راهه درست رو انجام بدیم و انگشت اشاره مون رو دیگ ب سمت کسی نبریم و ب همین راحتی از برچسب ها استفاده نکنیم.
      مثبت اندیشی کنیم و باز عشق را بجای ترس و باز احساس مسیولیت رو بجای احساس گناه جایگزین کنیم..تا افکار ما ، رفتار ما ، باورهای ما ، و زندگی ما و در نهایت جسم ما ۱۸۰درجه تغییر کند….
      امیدوارم درک درستی شرح داده باشم🙏
      ب امید موفقیت همگی 🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/06 00:21
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 640 کلمه

      سلام گام سی پنجم مراقب شاهد ها خود باشید هر شرایطی که الان داریم ربطش ندیدم به عوامل بیرونی وضعیت خانواده شهر میزان تحصیلات پارتی داشتن ثروتمند بودن خدا من نمبیینه من کم شانسم من آدم تنهایی هستم هیچکس من دوست نداره این برچسب های که ما انسان ها واسه خودمان این تعریف ها داریم در جنبه ها مختلف ربطش ندیدم به عوامل بیرونی. در هر شرایطی الان هستی در هر زمینه ای همش بخاطر برچسپ‌هایی‌است‌که‌خودت به خودت زدی و خطرناک‌تر از‌اون‌هرجا‌ازت‌پرسیدن فلانی‌چه‌خبر چیشد‌اون‌کار‌فوری شروع کردی من بدبختم من شانس‌ندارم‌‌و‌برای خیلی‌ها گفتی وقتی تو خودت این برداشت‌این‌باورها‌از خودت داری توقع چی‌داری‌توقع داری‌جهان‌برعلیه باورت و‌شاهدا بهت روزی بده نخیر اینجوری نمیشه این یک نظام هدفمند است تو هرچی به خودت ربط بدی و به خودت بچسپونی جهانم کارش دقیق است میاد از همون موارد وارد زندگیت می‌کنه حالا تو بگو خدا چرا من. من خیلی از این فایل خوشم اومد اصلا کلید تمام نشدن ها شکستهام اومد دستم خیلی از فایل لذت بردم من هم خیلی برچسب تا همین امروز به خودم میزدم در همه موارد که الان اشاره میکنم بهش من همیشه میگفتم من آدم بدبختی هستم من آدم ساده ای هستم من هیچکس دوست نداره به من هیچکس توجه نمیکنه من آدم فقیری هستم من آدم تنهایی هستم من آدم بی عرضه ای هستم من چون بابام پولدار نیست منم هیچوقت رنگ خوشبختی نمی کشم من آدم زشتی هستم من آدم چاقی هستم من بدرد نخور هستم من اضافه هستم خدا من آفریده واسه زجر کشیدن من آدمی هستم که هیچوقت ازدواج نخواهم کرد من آدم بیچاره ای هستم من آدم فقیری هستم من تو زندگیم نفرین شده هستم من طلسم شدم من خیلی بدخواه دارم من باید همیشه حسرت بخورم .‌‌‌‌‌….همیشه از این حرفها به خودم زدم هزاران بار همیشه به دوستم به خانوادم گفتم همیشه تا یکی می‌گفت چطوری زود زوم میکردم از ضعف هام گفتن حالا من نمی‌دونستم این برچسپ هایی است که من خودم به خودم میزنم جهانم خب طبق برنامه خودش کار می‌کنه هرچی تو انتظار از خودت داشته باشی به وجود میاره بدون کم زیاد حالا من قبلا نمی‌دونستم اومدم خودم در این شرایط بد قرار دادم از نظر روحی و جسمی وشرایط زندگی کلا دنیارو برای خودم زهر کردم حالا که فهمیدم خودم مقصرم از همین الان 12/6انودنهه‌تعهد میدم که دیگر درباره ضعف هام که خودم واسه خودم ایجاد کردم با هیچکس حتی خودم در خلوت خودم حرف نزنم و برای هیچکس بازگو نکنم و مراقب ورودی های ذهنم باشم برچسپ خوب عالی بزنم به خودم و شاهد هام تغییر بدم در همه جنبه های زندگی تا زندگیم تغییر کنه و در این مسیر هیچ کوتاهی نخواهم کرد چون دیگه فهمیدم برچسپ ها و انتظارات من از خودم و شاهدهایی که جمع میکنم زندگی من تغییر میده و شاهد خودب برای خودم جمع میکنم این فایل خیلی ارزشمند هست فوق العاده است شاه کلید هست از استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل فوق العاده و تعهد میدم عمل کننده باشم نه فقط نویسنده. تا عمل نکنیم شرایط هم تغییر نخواهد کرد من خیلی شکست ها خوردم کلا عمرم نابود کردم با این برچسپ ها خیلی ضرر به خودم زدم ومقصرمم خودمم و خودمم جبرانش خواهم کرد به امید خدا در پناه حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/11/03 03:47
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      این نکته شما همیشه در ذهن من هست که وقتی آدم تسلط پیدا می کنه به فرمولهای ذهنی و کنترل ذهن دیگه اینها قابل مقایسه با تلاش فیزیکی نیست. حالا هی آدم فشار بیاره این جور کنه اونجور اون ذهنه که نتیجه و رقم می زنه در همه موارد
      و معمولا ما همه چیزها و به مسایل بیرونی ربط می دیم من هم همینطور بودم و بر چسب های زیادی و درباره خودم باور کرده بودم و بعضی وقتها هم می گفتم به شوخی البته به همه ولی الان خیلی وقته دیگه اینکار ها رو نمی کنم و این باز یاداوری خوبی بود
      خیلی وقته که درباره مسایل و مشکلاتم حرف نمی زنم با کسی فقط چیزهای خوب و تعریف می کنم ولی می شنوم از دوستان و اطرافیان مسایلشون و
      که مثلا امروز با مامانم که صحبت می کردم همش می گفت اخه این اخه اون بهشون گفتم اینجوری کن راه حل پیشنهاد کردم ولی چه کنم که مامان حرف خودشونه .
      و این هم توجه به همون طعمهای خوبه تو دنیا و شکایت نکردنه دیگه چون از مشکلات که آدم صحبت می کنه در واقع داره شکایت می کنه همه این مسایل با هم در ارتباط هستن .
      پس دیگه دوستان درباره ضعفهای خودتون حرف نزنین به دیگران و شاهد جمع نکنین عوضش از موفقیت هاتون بگین و شاهد جمع کنین و می بینین که زندگیتون تغییر می کنه و خداوند بر اساس همون شاهد ها اتفاقات زندگیتون و رقم می زنه از انبار خوشبختی نعمت می ده بهتون
      من پونه عدل تهرانی از امروز متعهد می شوم دوباره که دیگه از مشکلات و مسایلم و از ضعفهام برای دیگران حرف نزنم و شاهد جمع نکنم به جاش از توانایی‌هام حرف بزنم و شاهد جمع کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/28 10:55
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 706 کلمه


      .
      برعلیه خود شاهد جمع نکنیم ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

      تجریباتی که استاد در باره خودتون وکار و رندگی اتون فرمودین منم تقریبا این تجربیات را پشت سر گذاشتم یادمه بعد از گرفتن دیپلم دانشگاهها به علت فرهنگ سازی متوقف شد در سال ۵۸ با اینکه من بهترین رتبه ومعدل را داشتم وبیصبرانه منتظر کنکور بودم متاسفانه نتوانستم در رشته مورد علاقه ام که پزشکی بود شرکت کنم وازدواج هم پیش آمد بعد از زایمان اول بشدت چاق شدم آن موقعها ورزش برای خانمها چیز متداولی نبود در همسایگی ما خانم فلیپینی زندگی میکرد ودر خانه اش کلاس ورزش برای بانوان تدریس میکرد من خودم از کودکی در رشته های مختلف ورزشی شرکت داشتم ولی به علت ازدواج وبچه دار شدن مدتی بود که ورزش را کنار گذاشته بودم زمانی که در کلاسهای این خانم شرکت کردم سعی کردم ورزش های آن موقع که به اسم ورزش جین فوندا بود را یاد بگیرم وخیلی در خانه تمرین میکردم بعد از حدود سه ماه با خودم فکر کردم که چرا باید یک خانم خارجی در مملکت من تو ی خانه اش این همه در آمد داشته باشد وآنوقت من که یک ایرانی هستم این در آمد را نداشته باشم خلاصه با کتاب خواندن زیاد در باره آناتومی بدن و تحقیق ودیدن فیلمهای ویدیو جین فوندا شروع به تبلیغ کردم و شاگرد جذب کردم مدرک ام دیپلم بود ولی با کارایی وپشتکار توانستم اولین باشگاه بانوان را غرب تهران تاسیس کنم و دانشگاهها تا آن زمان باز شد و من توانستم مدرک کارشناسی تربیت بدنی را بگیرم ورشته های مربی گری ومدرسی را تا بالاترین مدارج طی کنم وموفق شوم پس موفقیت به مدرک وچیزهایی که در بیرون از ماست ربطی ندارد به باوری که در ذهن داریم مربوط است این که ما چه انتظاری از خودمون داریم وچگونه ایده ها وافکاری که در ذهن ما جرقه میخوره بتوانیم روی این افکار کار کنیم وباور داشته باشیم که موفق میشویم وهمین امر هم ما را در هدفمون پیش میبرد نتیجه ایی که من خودم از فکرم میگیرم هیچ ربطی به بیرون ازمن ندارد

      ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ برعلیه خود شاهد جمع نکنیم

      یکی از عواملی که باعث عقب افتادگی افراد در هر جنبه ایی از زندگی میشود زدن برچسب های منفی چه به خود فرد چه به دیگران است مثلا اگر برچسب منفی به بچه خودمان بزنیم این باور منفی را در ذهن فرزند مون کاشتیم وفرزند ما با این باور منفی بزرگ میشود ودر زندگی آینده اش تاثیر گذار است حالا این باور وبرچسب منفی را برخودمون هم بزنینم وبرای دیگران هم تعریف کنیم از همان در زندگی ما وارد میشود چرا چون جهان هستی از هرچه که حرف بزنیم و باور داشته باشیم همان را به خودمان بر میگرداند حالا در موضوع تناسب اندام بیایم از خودمون بد تعریف کنیم من چاقم من خوش اندام نیستم هیچ لباسی به من نمیاید من آب بخورم چاق میشم وقتی این برچسب ها را به خودمون میزنیم وبرای افراد دیگر تعریف میکنیم جهان هستی از همان به ما میدهد دیگر لاغر شدن سخت میشود چون شاهد هم داریم وجهان هم میگوید بیا این همه شاهد داری که چاقی را دوست داری پس چاقتر شو در هیچ جنبه ایی نباید به خودمان برچسب بزنیم چون باید بدانیم کلام انرژی بسیار قوی دارد منفی حرف بزنی همان منفی برایت پیش میاید مثبت حرف بزنی همان برایت پیش میاید وجهان کاری میکند که در مسیر همان تعریف ها یا برچسب ها قرار بگیریم پس همیشه باید به قدرت ذهن امان ایمان داشته باشیم وبدانبم اگر اراده کاری یا هدفی را داشته باشیم صد درصد با قدرتی که در ذهن امان داریم موفق میشویم بیایم از انبار خوشبختی جهان هستی برداشت کنیم نه از انبار بدبختی با صحبت وکلام خوب در باره خودمان واطرافیان امان انرژی مثبت را گسترش دهیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/17 13:26
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      با سلام چقدر جالب وقتی استاد گفتن که برای خودتون شاهد جمع نکنید متوجه شدم که چقدر این موضوع به درد من وهمسرم کمک میکنه من از امروز ۱۷ دی ۱۳۹۹ با خودم وخدای خودم عهد میبندم که درمورد هیچ موضوع منفی وصفت منفی با کسی صحبت نکرده وبرعلیه خودم شاهد جمع نکنم وفقط در صورتی درباره خودم صحبت کنم که برای خوشبختی وتمام چیز های خوب شاهد جمع کنم
      این تعهد نامه من ومن بسیار مسرورم که هر روز چیزهای بهتری یاد میگیرم تا زندگی بهتری داشته باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/04 06:29
      مدت عضویت: 491 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      فایل “بر علیه خود شاهد جمع نکنید!!! “:

      به نظر من، معمولاً وقتی ما از خودشناسی صحبت میکنیم ، قصد داریم با استفاده از الگوها و مدلها ، صفات و ویژگیهای ذهنی و رفتاری خود را بهتر درک و تحلیل کنیم. هر کدام از ما جزیی از محیط اجتماعی هستیم ، هم بر ان تاثیر میگذاریم و هم از ان تاثیر میپذیریم، به همین دلیل شناخت خود حقیقی ما خیلی اهمیت دارد. ما به عنوان انسان میخواهیم برای پرورش استعدادهای بالقوه فردی خود تلاش کنيم تا دنیایی بهتر برای خود فراهم کنیم. ما باید به خودمان اموزش بدهیم تا هماهنگ در راستای اهدافمان به طور عادلانه در ابعاد مختلف پیشرفت کنيم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/22 23:02
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      مرسی استاد فایل خیلی عالی بود،من هم ضدخودم شاهد جمع کردم والان که دارم راجب بهش فکر می کنم هنوز هم اینکار رو انجام می دم در زمینه لاغری نه ولی در زینه های دیگه این کاررو انجام می دم هر چند خیلی کمترش کردم ولی نتونستم به صفر برسونمش وبنظر من به این طرز نگاه من برمی گرده که از بچه گی بهم گفتن که تعریف کردن از خود یاصحبت کردن درمورد موفقیت هام وتوانمندیهام خودخواهی ومغرور بودنه وایین چیز بدیه و اینکه وقتی راجب خودمون حرفهای بد می زنیم نشانه ی تواضع وصمیمیت ماست که واقعا اشتباست واین خیلی اشتباست ما باید خودمون رو بعنوان ااشرف مخلوقات خداقبول کنیم ودوست داشته باشیم من امروز مورخ 12.12.2020 به خودم تعهد می دم که دست از جمع کردن شاهد ضد خودم بردارم ودر این راه تمام انرژی خودم رو بکار می گیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/09 01:35
      مدت عضویت: 703 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      به نام خدای مهربان
      سلام بر استاد عزیز و دوستان شگفتی ساز
      یادم میاد تا قبل از هدایت شدن به این دوره همیشه احساس بدبختی و ناتوانی میکردم خیلی شرایط روحی بدی داشتم بخاطر چاقی خودم کلی نسبت های بد به خودم میدادم و با صفت های بدی خودم را تعریف میکردم و درباره ی خودم حرف می زدم و متاسفانه به هر کس هم که میرسیدم تا احوالم را می پرسید شروع میکردم به درد دل کردن که من خیلی بدبختم این از ریخت و قیافه م اون از شرایط زندگیم این از خونواده م و….
      خلاصه تا کلی خودم را در مقابل شون خرد و ذلیل و مفلوک نشون نمیدادم دست بردار نبودم….
      ی عالمه درد دل میکردم و از بدبختیام می گفتم و بعضی ها هم که اصولاً دخالت و سرک کشیدن تو زندگی دیگران را خیلی دوست دارن هی سوال میکردن و هی تجسس تا وقتی تو جمعای خودشون حاضر میشن حرفی برای گفتن داشته باشن و من بی توجه به این موضوع که حالا خیلیا از مشکلات من با خبرن بازم ادامه میدادم و به قول استاد عزیز برای بدبختی و ناتوانی و مشکلات خودم شاهد جمع میکردم….
      و عالم هستی و خداوند هم هی مشکلات بیشتری را برام رقم میزدن و من باز هم خودم را گرفتارتر و ناتوان تر احساس میکردم و از لاغر شدن و از موفقیت و کلا از زندگی ناامید میشدم و دست از تلاش بر میداشتم و با خودم می گفتم این دیگه سرنوشت منه و باید بسوزم و بسازم….
      اما از زمانی که به لطف خدای مهربان به این مسیر هدایت شدم آموختم که با حرف زدن درباره ی مشکلات هم حالم بدتر میشه و هم بیشتر مشکلات را به سوی خودم جذب میکنم….
      و حالا دوباره متعهد میشم با همه ی وجود که دیگه از مشکلات حرف نزنم و برای گرفتاری های خودم شاهد جمع نکنم تا هم احساس خوب و آرامش داشته باشم و هم خدای مهربان اتفاقات خوب و عالی برام رقم بزنه و زندگیم تغییر کنه و بتونم به اهداف عالی خودم که یکیش متناسب شدنه برسم🙏🙏🙏
      به امید رسیدن به آرزوها و رویاهای شیرین مون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/28 15:12
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      با سلام
      به لطف خدا از اولین باری که این فایل رو شنیدم تمام سعیمو کردم که دیگه در مورد اضافه وزنم حرف نزنم و الان چندماهی خیلی خوب عمل کردم . حرف نزدن درمورد چیزهای بد خودش کلی به من انرژی میده من درمورد خودم یه باور خوب دارم اینکه وارد راهی نمیشم مگر اینکه دوستش داشته باشم و بدونم می خوامش و وقتی واردش شدم تا آخرش میرم تا جایی که نتیجه عالی و مطلوبم رو بگیرم حالا هم می دونم درمسیر درست هستم و اعلام می کنم من خودم رو مسئول اضافه وزنم می دونم و حالا با توجه کردن به نیاز بدنم به اندازه غذا می خورم و تبدیل به انسان متناسبی میشم که خداوند متعال من رو به اون شکل خلق کرده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/22 02:44
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 329 کلمه

      با سلام.
      وقتی به اطرافیانم نگاه میکنم و همچنین خودم، متوجه میشم که بخش قابل توجهی از زندگی ما تحت تاثیر حرف هایی هست که درباره ی خودمون به دیگران گفتیم و شاهد هایی که جمع کردیم.. مثلا در فامیل ما خانمی هست که سن زیادی داره ولی همیشه شاد و خندان هستش و به همه هم این موضوع رو میگه، تا حالا ندیدم گله و شکایتی داشته باشه زندگی خوبی هم داره اما داریم کسی رو که نماد بدبختی و مشکل پشت مشکل در فامیل هست…
      و هیچ کس از جمله خودش انتظار اتفاق خوبی براش ندارن و اگر خدا لطفی کنه و اتفاق خوبی سرراهش بذاره میگه حتما کسی نقشه کشیده یا حتما اولش خوبه بعدش دوباره بد میشه و.. خلاصه که نقش شاهد خیلی مهمه.. برای همین هستش که باید حواس مون کاملا جمع باشه که چی داریم از خودمون به دیگران میدیم و خودمون رو چی معرفی میکنیم.
      به من یاد داده بودن که خودت رو در درونت تشویق کن اما در جلوی دیگران خودت رو بشکن و پایین تر از اونها جلوه بده.. مثلا من ریاضیم خیلی خوب بود ولی هروقت ازم تعریف میکردن میگفتم نه من معلمان خوبی دارم و باعث شد به تدریج از ریاضی زده بشم چون نباید استعدادم رو بیان میکردم.. و این آموزش خیلی غلطی هستش که اسمش هم گذاشتن، فروتنی و تواضع 😕🤔
      خلاصه که اگر اینه من نمیخوام انسان فروتنی باشم 😂 😂 من میخوام که درباره ی توانایی هام صحبت کنم و خودم رو همونطور که عالی میدونم معرفی کنم..
      یک اتفاق جالبی که من تجربه کردم بعد از دوره ی لاغری با ذهن که دیگر من زیباترین مخلوق خداوند در جهان هستم 😊 همه هم این بازخورد رو به من میدن در حالتی بهم میگن چه قدر زیبایی، چه قدر این لباس بهت میاد،.پوستت چه قدر خوبه و… و من این بار تایید میکنم که بله این من هستم 😊 😊 و باعث میشه که افکار و گفتار من در یک جهت قرار بگیرند و من احساس آرامش میکنم.🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/12 08:16
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 500 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز پنجاه و چهارم تكرار
      فايل , بر عليه خود شاهد جمع نكنيد !!!
      برچسب هايى كه هم خودم به خودم زدم و هم ديگران به من زدند كه بارها و بارها باعث ايجاد احساس بد در من شد . و چقدر خودم به ديگران اجازه دادم تا به راحتى از من انتقاد كنند و برچسب بزنند , در حالى كه من خودمو دست كم گرفته بودم و نگاه و توجهم فقط به مسئله ى زندگيم بود و باعث كاهش سطح انرژى من شده بود ، و الان كه در اين مسير هستم , آگاه تَر شده ام ، و خداروشكر و سپاس من لياقت بهترين زندگى رو دارم و اين خواست خداوند است . خداوند نيكوست .
      من يادم مى ياد كه در نوجوانى يه بار با دختراى فاميل داشتيم مى رقصيديم و من در اون لحظه فقط شاد بودم و احساس خوبى داشتم كه يكى از فاميل به من گفتش , چرا اينجورى مى رقصى ‼️ در صورتى كه اصن مسئله رقص نبود , فقط مى خواستيم شاد باشيم . سالها بعد هم در جوانى كه داشتم حركات موزون رو در كلاس ورزشى انجام مى دادم , مربى گفتش كه تو , چرا اينجورى انجام مى دى‼️از همون نوجوانى من ديگه هيچوقت تا حالا نرقصيدم و خجالت مى كشيدم , باورم شده بود كه من نمى تونم برقصم .در حالى كه خيلى دوست داشتم و دارم كه برقصم و البته شاد باشم .
      من متاسفانه قبلا در باره ى مسئله هاى زندگيم با چند نفر حرف مى زدم و البته نه در مورد همه ى چيز ايى كه ناراحت و نگران بودم اما بازم حرف مى زدم و ديدن اين فايل خيلى خيلى به من كمك كرد كه متوجه اشتباهاتم شدم . البته الان در اين مسير بهتر شده ام . از اين تاريخ , من تعهد مى دم كه ديگه براى مسائل و مشكلات خودم شاهد جمع نكنم . ( البته تمرين مى كنم )😊👍 يكى از دلايلى هم كه دوست داشتم در اين دوره شركت كنم اين بود كه من با وجود نعمتها و رحمتهاى زياد از زندگيم لذت نمى بردم و همش فكر مى كردم كه در كارام و در زندگيم , گره افتاده ، كه چرا من از زندگيم لذت نمى برم‼️
      اين جمله از امام على ( ع ) رو در كتابى سالها پيش خوندم , فرمودند , ” خوشبخت كسى است كه فرصت انديشيدن به بدبختيهايش را نداشته باشد ”
      وقتى من خودم رو سرگرم انجام كارام مى كنم و يا اينكه هدفم رو هر روز دنبال مى كنم ، وقت كمترى پيش مى ياد تا من بخوام در مورد مسئله هاى زندگيم با اينو اون صحبت كنم . و الان خدارو شكر و سپاس كه اين فايل رو ديدم و متوجه شدم كه ديگه براى بديها , مسائل و مشكلات و ضعف هايم با كسى صحبت نمى كنم و براى خودم و زندگيم شاهد جمع نمى كنم .
      با تشكر فراوان , شاد و سرسبز باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/10 17:26
      مدت عضویت: 468 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 455 کلمه

      به نامدخدا
      سلام به استاد گرامی و دوستان متناسبم
      باز هم یک فایل عالی و بی همتا از استاد زیبایی ها. یعنی هر بار مبگم با خودم یعنی دیگه استاد میخواد چی بگه.‌همیشه فایل جدید رو با ذوق باز میکنم و منتظرم استاد بترکونه.‌برای خودتون شاهد جمع نکنید….
      من همیشه از خودم ناراضی بودم و بابتش پیش همه مینالیدم.‌این جمله که من دیگه پیر شدم رو که خیلی زیاد میگفتم.خیلی زیادا. نیست که ۱۴ سال سابقه کاری توی ۳۵ سالگی دارم‌ و اونایی که هم سابقه منن جاهای دیگه شاید ده سالی بزرگترن و عوارضکار هم زیاد سراغ ما با سابقه ها اومده همش میگفتم ای ما که دیگه پیر شدیم و ….همینم شد.‌تو ۳۵ سالگی طوری پام رباط پاره کرده که لنگ میزنم و داغون شدم. قبل آشنایی با سایتشما دلمرده و افسرده و غمگین و سرگردون بودم.ورد زبون همه شده بودا.‌تا مثلا سر شب خوابم میاد میگفتن مثل پیرا شدی. وقتی من اون همه پیش همه گفته بودم کا،نات هم داشت منو پیر زودرس میکرد.‌در مورد چاقیم همینطور. دا،م مینالیدم که من کم کاری تیرویید دارم و سوخت و سازمو آورده پایین واز طرفی خانوادم همه چاقن و ژنتیک من چاقه که حتی آب هم میخورم چاق میشم و فرمول های ذهنی چاقی رو‌در ذهنم چنان پرورونده بودم که واقعا کل هفته رورژبم بودم ته هفته ترازو یک کیلو زیاد نشون میداد.‌کلافه میشدم‌ .بقول استادپا که گذاشتی رو مین معلوم نیست چه بلایی سرت میاد .یعنی اعصاب روان من انگار منفجر میشد.‌بهم میریختم.اگه سر صبح. بود اون روزم خراب میشد.‌اول میشستم یه گوشه گریه میکردم بعد با بچه و همسرم سنگین و عصبی میشدم و در نهایت به لج نخوردنا و کم نشدنا پرخوری عصبی میگرفتم.‌یادمه باردارشده بودم بجای خوشحالی یه روز مفصل با یکی از همکارا از ترسم از چاقی بارداری صحبت کردم و میگفتم من بد چاق مبشم و همین یه ذره بزور کنترل اندامم از دستم میره و همینم شد.که هنوز درگیر اضافه وزن‌همونم.خدایا این همه شاهد دور و بر خودم جمع کردم حالا میخوام چاقم نشم. الانم یه مدتیه هی خودم رو عصبی تصور میکنم.بداخلاق. نق نقو و اعتراضی در محل کار.نه درست نیست.‌من عصبی نیستم.وقتی بچه کوچیک زیاد اذیت میکنه یا حق تو جایی میخورن خوب یکم عصبانیت و اعتراض طبیعیه.ولی میخوام همینم نباشم.من عصبی نیستم.مادر نمونه ایم. در محل کار با سابقه خوشقلب و مهربونیم.یا حتی مدتیه چند بار سعی کردم پسرمو از پوشک بگیرم نشددیگه باور کردم‌که من نمیتونم. نمیشه. انتظارم از خودموباید عوض کنم.‌امشب دوباره سعی مو مبکنم و یواش یواش موفق میشم.‌مرسی استاد بابت این همه آکاهی ناب.‌همه چی در ذهن ماست.‌باید باور مونو تغییر بدیم .بعد انتظارمون تغییر میکنه و در نهایت کارمون درست میشه و موفق میشیم.من ایمان دارم میتونم و میتونم.فقط باید تمرین کتم و استمرار داشته باشم….همین
      متناسب شدن با ذهن آسونترین کار دنیاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/01 17:37
      مدت عضویت: 554 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      من از امروز ۱ آبان ۱۳۹۹ تعهد میدهم که دیگه هیچ گونه حرفی درباره ضعف هام (حرف هایی که نشان دهنده ضعف منه) نزنم پیش هیچ کس وبرای خودم شاهد جمع نکنم من از امروز نه دمورد چاقی و تبلی و نه هیچ مورد دیگه ای با کسی حرف نمیزنم و فقط در مورد موفقیت هام حس خوبم حال خوبم توانایی هام زندگی خوبم با دیگران حرف میزنم و شاهد جمع میکنم تا خداوند در زندگی من همه چیز های خوب رو وارد کنه ❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/31 01:24
      مدت عضویت: 592 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      باسلام من تعهد میدم امروز 20،september دیگه بر علیه خودم شاهد جم نکنم و همیشه پشت خودم باشم.
      من هم همیشه مبگغتم کمذ درد م یا معده دردم و این دیگه بین خانوادم رواج شده بود ک من کمردردم بااینکه الان هیچ دردری ندارم خدارشکر یا ابنکه مشکل معده داشنم نمیدونم چرا خوشم میومد ک بگم درد دارم ولی ازین لحظه اینو نمیگم و پشت خودمم
      یااینکه ابن باور شده بود برام هروفت ورزش داریم ی بلایی سرم میاد و کل مدرسه اینو فهمیده بودن ولی میخام دیمه اینجوری نباشه و لذت ببرم از سلامتی مکو قدرت خودم رامب چاقي هم باور شده بود ک م هرچی تلاش کنم لاغر نمیشم و اینو همبشه مامانم میگه خودم ابن باور رو ندارم و ب اغت دیگران هم توجهی ندارم خدارشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/15 00:23
      مدت عضویت: 659 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 229 کلمه

      با سلام ، منم به خودم القاب زیادی میگفتم هم به خودم که باورم شده بود و هم به دیگران ، همیشه میگفتم من ی کاری را خوب شروع میکنم ولی وسطش رها میکنم زود خسته میشم ودیگه ادامه نمیدم یا اینکه من تو رژیم گرفتن آدم بی اراده ای هستم یا متابولیسم بدنم پایینه و به سختی وزن کم میکنم یا اینکه چاقی من از نوع خیلی زشت و بدیه و بسیاری موارد دیگه ، من خودم را با این فرمول به همه معرفی کرده بودم برای همین واکنش دیگران با من طوری بود که این القاب به خودم بر میگشت و با این کارم کلی شاهد علیه خودم جمع میکردم تازه از دست دیگران ناراحت هم میشدم که چرا راجب من همچین نظری دارن ، خدا را شکر از روزی که وارد دوره شدم با آموزشهای درست ، یکی یکی شاهدها را پاک کردم که مهمترینش اینکه دیگه جلوی هیچ کس نگفتم من چاقم البته قبلش جمله من چاقم را تو ذهنم پاک کردم و به خودم و خدای خودم تعهد دادم که پیش هیچ کس از ناتوانی خودم حرف نزنم و تا الان فقط از توانمندیهام صحبت کردم چون باورم در مورد خودم تغییر کرده ، باور کردم که آدم توانمندی هستم و شاهدهای خیلی خوبی جمع کردم و خداوند تو این مدت چند برابر لطفشو به من نشون داد که تغییرات زیادی داشتم خدایا شکررررت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 22:43
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      به نام خدا
      سلام خدمت دوستان عزيز و فرشته ی الهی (استاد عزیز)
      استاد خوبم شما راهنمایی از طرف خدا هستین برای هدایت بنده ها 🙏🏻🙏🏻🙏🏻😍شکی ندارم 👍🏻👏🏻
      هر وقت سوالی در ذهنم باشه جوابش رو همون روز در فایل ها میشنوم

      بر عليه خود شاهد جمع نكنيد ☺️
      من چند روز هستش ميخاستم به استاد بگم ولي گفتم اخه جه بكم اخه همه دوستان تو گروه ميگن كه ما همه ي مريضي هامون برطزف شده ولي من كمرم درد ميكنه با معدم پس حتما من درست توجه نميكنم به فايل ها
      اخه من هميشه ميكم به همه كه من معده ام عصبيه و دوست دارم دردم رو به همه بكم يا مثلا ميگم كمرم درد ميكنه وفتي به كسي ميكم احساس ميكنم يه كم راحت شدم خوشم مياد از گفتنش امروز جواب سوالم و گرفتم اينكه نبايد در مورد ضعف هام با كسي صحبت كنم ولي من از گفتنش خوشم مياد دوست دارم همه احساس ترحم كنن نسبت به من از اينكه كسي پای درد دل هام بشینه خوشحال میشم همش برچسب های ناخوشایند به خودم میزنم
      و من کار هر روزم اینه که بشینم بکم وقتی عصبی میشم معدم در د میکنه

      من مریم رحیمی امروز یکشنبه تاریخ ۹۹/۶/۹میدم که علیه خود شاهد جمع نکنم و از این پس در مورد ضعفام صحبت نکنم و در مورد نکات مثبتم صحبت کنم و به خودم افتخار کنم از توانمندیهای که دارم
      ان شاالله به یاری خداوند در این مسیر زیبا به هدفم میرسم 👌😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/31 18:52
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 586 کلمه

      سلام
      بر علیه خود شاهد جمع نکنید
      🌱🌱

      نتیجه خودتان در زندگی را ربط ندهید به عوامل بیرونی
      خب این خیلی به این برمیگرده که چقدر قانون را درک کرده باشیم

      یک تصویری به ذهنم جدیدا رسیده
      هر خواسته ای
      هر ماده ای
      هر چیز قابل دیدنی درجهان
      در ابتدا فقط یک احساس بوده
      به اون معنا که ماده نبوده
      اون احساس انقدر قوی شده تا تبدیل به ماده شده
      یک حرکت صفر تا صدی

      که صفرش حتما یک احساس است و برای خواسته هامون این احساس باید از قلبمون شروع بشه و انقدر ادامه پیدا کنه تا به ماده تبدیل بشه و در مسیرما قرار بگیره

      پس اگر توفیق از قلب ما شروع نشه هرگز در بیرون ظاهر نمیشه

      چون این یک حرکت صفر تا صدی
      صفر از قلب شروع میشه تا صد در بیرون به تجربه مادی ما تبدیل بشه

      وقتی احساس قلبی ما نسبت به فروش بالا آرام نیست و تپش داره یعنی به توفیق در فروش ناهماهنگیم

      وقتی احساس قلبی ما وقتی در مورد ثروت حرف میزنیم یا هر توجهی به ثروت داریم با تپش و در بازه بد و ناهماهنگ هیچ حرکت فیزیکی مثل تحصیلات تغییر شهر محل زندگی نمیتونه مارا به ثروت برسونه

      چون این یک حرکت صفر تا صدی
      صفر از قلب شروع میشه و صد در بیرون ظاهر میشه

      💙💙💙

      از طرفی هم ما پذیرفتیم سازکار جهان تقلا نداره
      خیلی قانونمند و منظم همانند همانند را جذب میکنه

      واقعا منم دوست دارم انقدر نتایجم عالی و شگفت انگیز بشه در راحت ترین حالت که مثل استاد بخودم بگم خدایا مگه ۲۰ سال گذشته!!! تقویم که سه سالو نشون میده🌱🌱🌱🌱

      استاد منم قصد ادامه تحصیل داشتم ولی وقتی با قانون آشنا شدم کلا پلنش را متوقف کردم

      و دارم رو باورام کار میکنم از ابتدای سال ۹۷
      و بزرگترین نتیجه اش هم تا الان تناسب اندام با قدرت ذهن بوده
      الهی شکر

      حالا مهمترین
      در واقع ضروریترین مهارتی که ما باید یاد بگیریم کنترل ذهن

      خب توی لاغری انجام دادیم و جواب داد

      الهی شکر

      اگر موافقت ذهن را جلب نکنی مثل این میمونه که برای رسیدن به یک خواسته ابتدای جاده اون هستی:
      با دو تا شخصیت
      🙋🙋

      یکیش جسم
      یکیش ذهن در معنای عادتها
      جسم شروع به رفتن میکنه👣👣👣

      و هر چقدرم که رفته باشه با رنج و تقلا؛
      ذهن اونو میکشه و برمیگردونه به اول جاده

      دقیقا مثل چیزی که به کش وصل شده در نهایت برمیگرده اول جاده

      💙💙💙

      برچسب ها

      خب ما ناخوداگاه از برچسب هایی که داریم لذت میبریم

      نمیدونم چقدر میتونم برچسب های بهتری جایگزین کنم
      خیلی سخت بنظرم میاد استاد

      مثلا اولین برچسبی که تازه عنوانشو کشف کردم برچسب بردگی

      به اون معنا که من احتیاج به عامل بیرونی برای حس رضایت درونی و سروز دارم
      یک چیزی مثل ثروت
      یک چیزی مثل فروش بیشتر
      قرارداهای تپل
      خب قلبمم هماهنگ نشده کامل
      به همین خاطر احساس خوبی ندارم

      این برچسب ها دقیقا مثل فیشی که از رستوران برای سفارش غذامون گرفتیم و دقیقا همونو سر میزمون میارن

      فرمانبردارم سرورم

      من خیلی به بقیه نمیگم
      اما به خودم خیلی میگم

      بیین فلانی چقدر فروش زده
      حالا یک چیزی یک راه امید شده برام

      مثل اون تمرین تبدیل حسرت ها به رویاها که برای لاغری انجام دادیم
      بیام همه این صحنه های حسرت صحنه رویا تبدیل کنم
      مثل این:
      همون همکارم که فروشش چند برابر بگه وااای خانم چقدر فروشش بالا شده
      افرین
      یا همسایه های دفترم بگن اووووه چقدر سرش شلوغ شده اصا ی وضعی😎😎
      ی چن تا برچسب زد ترکوند
      اینا تبدیل رویای حسرت من به رویای دست یافتن
      ولی نمیدونم چقدر میشه موفق بود

      نجوا میگه حالا بر فرض که تعهدم دادی فکر میکنی به این راحتی حل میشه؟؟
      😎😎

      🌱🌱💙💙💙🌱

      خدایا تعهد میدم خودت کمکم کن

      من تعهد میدهم از امروز شاهد جمع نکنم…تعهد میدم گفتگوهای ذهنیمو تغییر بدم
      خدایا کمکم کن
      مسیرشو باز کن
      واقعا دوست دارم این برچسبارو بکنم و رها بشم ازین بردگی
      دوست دارم نفس بکشم

      🌱🌱🌱🌱

      دقیقا وقتی که حال آدم بد باید سکوت کنه

      ۳۱ تابستان ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/03 01:21
      مدت عضویت: 812 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 120 کلمه

      درود بر همه عزیزان
      من از امروز متعهد می شم که در مورد موارد ضعفم برای خودم شاهد جمع نکنم و نخوام حس ترحم افراد و جلب کنم . که خدارو شکر چون قبلا هم این فایل و در اواسط دوره شنیده بودم بهش عمل می کردم ولی بازم الان توجه می کنم می بینم هنوز جای تکرار و تمرین هستش . امروز این نکته رو تو صحبت های استاد گرفتم که خواستن مثبت ها و شاهد گرفتن افراد برای نکات قوتت دو صد چندان بهت عنایت و لطف می شه و این عالیه چراکه نه . مگر خوان سفره بیکرانش همه جا پهن نشده ما هم دعوت شده بر سر این برکت لایتناهی هستیم پس بخواه تا اجابت شود. 🙏🙏🙏🙏🙏❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/27 03:12
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      با درود بر همه همراهان، من از تاریخ ١۵ جون ٢٠٢٠ تعهد میدهم که شاهد برای ضعفهای خودم شاهد جمع نمیکنم. هر کدام از فایلها موضوعات مهمی را به ما آموزش میدهد اما بعضیهاشون خیلی خاص هستند و این فایل از آنهاست. من بارها بهم ثابت شده که این قانون چطور اجرا شده. مورد اخیرش کمردردم هست که دقیقاً شاهد جمع کردم و اتفاقاً دو روزه پیش تصمیم گرفتم توجه بهش نکنم و حرفشو نزنم، خیلی بهتر شدم.کلی مثالهای دیگه دارم. الان دارم فکر میکنم که واقعاً راجع به بچهامون چقدر باید این قانون را رعایت کنیم. انقدر برچسب نزنیم که این مدلیه جلو خودش یا دیگران. خیلی متشکرم از این فایل بسیار عالی. از همین الان زندگیم از جهت دیگر و بار دیگر متحول شد تحولی جدید و جالب و لذت بخش😊کاملاً حس میکنم که امروز باید این فایل را میشنیدم و هدایت میشدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/15 10:53
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      سلااااام فااااایل بی نظیریه انصافا ،فوق العاده لذت بردم از نحوه بیان این موضوع فوق العاده صحیح بارها و بارها این رو از اساتید مختلف موفقیت شنیده بودم ،به خودتون برچسب نزنید،از کلام خود بر علیه خودت استفاده نکن،فقط کلمات مثبت در مورد خودتون بوار ببرید و…..ولی شما با بیان ساده تر و روانتر ودلنشین تر و با بکار بردن کلمه شاهد این رو خیلی توی ذهن من محکم تر کردین،سپاسگزارم استاد🙏🙏🙏🙏
      چقدر این جملات رو دوست داشتم”وقتی میگی من بدبختم از انبار بدبختیها نعمت برات میارن ،بگو من خوشبختم تا از انبار خوشبختیها برات نعمت بیارن”به همین سادگی کلام تو عصای معجزه گر توست🙂
      من زهرا صابری از امروز۱۵ خرداد ۹۹ متعهد میشوم که فقط از زیباییها،خوبیها ،تواناییهام صحبت کنم و شاهد جمع کنم که همه بگن من چقدر خوشبختم،چقدر عالیم،چقدر متناسبم،چقدر ثروتمندم،چقدر شادم،چقدر سلامتم و چقدر زندگی عالی و فوق العاده ای دارم‌.😏😏😏
      ودر تایید صحبتهای شما که میگید خدا فوق العاده نعمت میده ۱۰ میخوای ۱۰۰ میده بگم که ۲ روز پیش من دفتر پارسالم رو باز کردم روهای اخر سال ۹۷ و اوایل ۹۸ من بازی فراوانی رو انجام میدادم و خواسته هام رو روزانه به صورت ذهنی خرید میزدم وقتی داشتم چک میکردم دیدم نزدیک ۳۰ مورد از چیزهایی که من نوشته بودم الان مدتهاست دارمشون ومتوجه نبودم که چقدر طبیعی وارد زندگیم شدم و یه روزی با نوشتن دستورش رو به کائنات داده بودم 😍😍😍😍😍
      اول اینکه به معجزه نوشتن بسیار ایمان اوردم و دقیقا به این رسیدم که”بنویس تا اتفاق بیفتد” دوم اینکه نزدیک ۳۰ تا مورد هم وارد زندگیم شده سال گذشته که من ننوشته بودم و الان دارمشون هزاران بار خدا رو شاکرم که اینقدر جریان این دنیا به سمت خیر و خوبی،وخوشبختی و ثروت ،ارامش بیشتر قرار داده،خدایااااااااشکرتتتتتتتت،عااااااشقتمممممم❤❤❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/14 15:21
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      با سلام خدمت استاد ودوستان گرامی.من همیشه چون در خانواده شلوغی بودم مدام بین ما فرق میگزاشتن و مدام بهمون برچسب میزدن .همیشه به من میگفتن ترسو پرخور وعصبی
      وهمیشه میگفتن تو خیلی درس خون نیستی و من واقعا این برچسب رو به خودم زدم و برای خود شاهد جمع کردم و دراین ضمینه پیشرفتی نکردم و همیشه برچسب خنگ بودن را به خودم میزدم.
      حتی الان هم نمیخاستم این برچسب هارو بنویسم .میخاستم از همین الان برچسب زدن رو به خودم تعطیل کنم و تعهد میدم که از همین امروز به خودم برچسبی به جز برچسب مثبت نزنم .
      از این فایل خیلی لذت بردم و انرژی گرفتم که خداوند همه ما انسانها رو عالی و بدون نقص افریده و این ماهستیم که به خودمون احترام نمیگزاریم و علیه خودمون شاهد جمع میکنیم.
      خدایااااا سپاسگزارم بابت این مسیر زیبا….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/06 09:05
      مدت عضویت: 716 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      باسلام و درود خدمت شما
      مثل همیشه صحبت هاتون عالی بود
      من حالا که فکر می کنم میبینم در مورد یه مدتی در باشگاه میگفتم من لاغر نمیشم هر کاری میکنم
      به همه میگم من حواس ندارم و اشتباه می کنم
      میگم من حافظه تصویری خوبی ندارم و چهره افراد یادم نمی‌مونه
      میگم من هرروز کاری بکنم نمیتونم صبح زود بیدار بشم
      من در فاصله زمانی صبح تا ظهر نمیتونم درس بخونم و خوابم میگیره
      من با هرکس حرف میزنم و دوست میشم بعدش منو ول می‌کنه ومیره
      و خیلی حرف های دیگه ….جالبه حتی قدیما می‌گفتند که از مشکلات زندگی آن هم به مردم بگو و زیاد از موفقیت هات و خوشبختی هات نگو چشمت میزنند
      و بارها دیدیم و شنیدیم که گفتند چشم خوردی
      و این موضوع چشم نظر این باور رو در مردم ایجاد کرده بود که نباید از خوبی ها و موفقیت ها گفت و در واقع شاهد خوب جمع کرد بلکه باید از بدی ها و مشکلات گفت و در واقع شاهد بد جمع کرد …..
      و این دیدگاه اشتباه بوده
      من از امروز تصمیم میگیرم که فقط و فقط شاهد خوب جمع کنم و سپاسگزار نعمت های خداوند باشم تا هرروز به موفقیت های بیشتر برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/03/01 00:59
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      از امروز من متعهد میشوم که برای منفی ها و بدی های خودم با کسی حرف نزنم و همیشه مثبت ها و داشته هایم را در نظر میآورم وسپاسگزاری میکنم هر وقت خواستم منفی ها رو بگم فکر میکنم دارم شاهد جمع میکنم برای خدا و ابن با سپاسگزاری مغایر هست
      صحبت های استاد عالی بود
      شکر نعمت نعمتت افزون کند
      کفر نعمت از کفت بیرون کند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/03/01 00:35
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      از قدیم اینطوری بوده که بهتره ادم فروتن باشه خودستایی نکنه در واقع بگیم من هنگام در جامعه بهتره تا بگیم من باهوش هستم و همه فکر میکنن مغرور هستم
      اما در واقع لازم نیست به کسی توضیح بدیم به خودمون مثبت بگیم وبه اطرافیان هیچی نگین یا مثبت بگیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/02/03 04:27
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      این باورهای برچسب بر می گرده به دوران کودکی آدم که اون موقع هر کی هرچی گفته آدم باور کرده و فکر می کنه در آدم هست یاداوری خوبی بود من اگه یادم باشه به خودم برچسب نمی زنم و دیگه از ضعف های خودم برای کسی نمی گم ولی گاهی هم فراموش می کنم چون تمرین خیلی زیادی می خواد ! البته من در مورد دیگران خیلی رعایت می کنم و همش به نکات قوتشون توجه می کنم و ضعفها رو نادیده می گیرم اگه بتونم درباره خودم هم همین کار و بکنم خیلی خوبه!
      این داستان هم مثل همون توجه کردن به طعمهای خوبه آدم دوس داره در زندگی تجربه کنه هر روز پس چیزی و که دوست نداریم توجه نکنیم تمرین تمرین هر روزه می خواد که خدا آدم و به اون مسیرها هدایت کنه انشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/01/29 15:35
      مدت عضویت: 810 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 213 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان
      کاملا حق با شماست ما متاسفانه ب خاطر اینکه خودمان را بیگناه نشان بدهیم ک هر اتفاقی رخ داده ما مقصر نیستیم برای دیگران مدام تعریف میکنیم سعی میکنیم دیگران را قانع کنیم ک ما کاملا بی تقصیر یم وب خاطر این موضوع احتیاج ب شاهد داریم ک مهر تایید بزند پای صحبتهای ما
      ولی ای دل قافل ک کاملا بر ضرر خودمون داریم کار میکنیم وذهن ماست ک بیشتر از همه درگیر این موضوعات میشود وبیشتر ب ما ضرر میزند
      مثلا من خودم همیشه سعی میکنم چاقی خودم را برای دیگران توضیح بدم وهر کسی ک چشمش ب من بخورد اول در مورد چاقی صحبت میکنم وسعی میکنم اورا قانغ کنم ک من مقصر نیستم واین تقریبا ی عادت برای من شده ک بی اختیار در اولین برخورد باکسی چنین میکنم برایم عادت شده الان ک متوجه شدم چقدر ب ضرر خودم است سعی میکنم ک جلوی این کار را بگیرم ولی واقعا گاهی اوقات دوباره همین کار را میکنم واگر متوجه بشم همان موقع دیگه ادامه نمیدم
      و حرف را عوض میکنم ولی واقعا کار سختی ست تغییر عادات
      ولی من خوشحالم ک میتونم خودم را تغییر بدم وتمام تلاش خودم را میکنم چون میخوام یک شگفتی ساز بشم
      خدایا شکرت خدایا شکرت ?
      استاد پاینده باشی ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/27 17:06
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 736 کلمه

      روز ۵۴تکرار
      سلام به همه
      ۴ماه پیش که وارد سایت شدم ۱بار این فایلو گوش دادم وکامنت هم گذاشتم ولی با گوش دادن مجدد اگاهی های دیگه واسم روشن شد دلم خواست بازم بنویسم
      برچسب های زیادی اول دیگران بهم زدن وبعد خودم بیشتر وبیشتر ادامه دادم البته که تو این دوره داریم یاد میگیریم مسئولیت تمام کاستی های خودمونو بعهده بگیریم
      برچسب احساس ناتوانی در همه جنبه ها که خیلی زندگی منو سخت کرد،برچسب نادانی،بی عرضگی،احمق بودن،ساده بودن،مخ حلزونی،بی عقل،بی اعتماد بنفس،چاق،زشت،بی ریخت وشلخته ،تنبل ،کثیف،بدتیپ،نیرز،بی ارزش،بی لیاقت که به وفور شنیدم،سر به هوا،شکمو،نچسب و خیلی موارد دیگه که زیاد میشه بخوام بنویسم
      دیشب داشتم فکر میکردم با خودم که ،فریده تو اگر فقط بخوایی عوارض چاق شدنتو تو زندگیت بسنجی ،خیلی موارد هست که باعث شده تو درجا بزنی ،اونم فقط تو جنبه چاقی،حالا جنبه مالی هست،حنبه عاطفی هست،روابط،زندگی
      مثلا
      من از ۱۰سالگی که با سرزنش های شدید پدرم روبرو شدم برای چاقیم وهمینطور مادرم ودیگران و رفتن توی رژیم شام نخوردن که از طرف پدرم برام تعیین شده بود،یعنی من از ۱۰سالگی داشتم فرکانس وارتعاش ناراحتی،زجر،بی اعتمادبنفسی،بی عزت نفسی،احساس زشت بودن،احساس دوست نداشتنی بودن،خواستنی نبودن،ترس از خوردن وچاقتر شدن ،نگرانی،استرسو به جهان میفرستادم،جهان هم همتراز اون احساسات را برای من ارسال میکرده،یعنی چاقی بیشتر،احساسات منفی بیشتر تو هر زمینه ای،عزت نفس پایین،اعتماد بنفس ضعیف،ترس ونگرانی ووووووووووو
      خب منم هر لحظه فقط بدیها ومنفی هارو از همون سن جذب کردم،وقتی ۱۶ساله بودم وبه یک ازدواج اشتباه تن دادم هم از بی عزت نفسیم بود که نتونستم یه آدم بهتر از خودم جذب کنم،یعنی تو فرکانس اون آدم ها نبودم،وهمینطور تو تمام قسمتهای زندگیم جذب های بدی داشتم ،بقول استاد زمین من حاصلخیز نبود پر بود از علف های هرز،جایی نبوده واسه کاشت بذر جدید ،من با همون احساس چاقی وعواقبش ،برنامه ریزی شده بودم
      حالا تو تمام اون مدت که رژیم گرفتم و ورزش کردم ،داشتم تلاش میکردم لاغر بشم،توی تمام مدت رژیمم ترس از خوردن ونخوردن داشتم،ترس از اینکه نکنه لاغر نشم،وقتی هم که لاغرتر میشدم مدام ترس ونگرانی اینو داشتم که نکنه چاقتر بشم ،پس بازم احساسات شک و دو دلیو ترس همراه من بوده واین داستان ادامه داشت تا ۴ماه پیش،یعنی من ۳۴سال توی ترس واضطراب زندگی کردم ومدام داشتم انعکاس منفی به جهان میفرستادم،با اینهمه ارتعاش منفی ،من چطور انتظار داشتم که زندگیم تو تمام جنبه هاش خوب باشه،همینم که الان هستم باید خدارو شکر کنم که تونستم تا حدودی زندگیمو حفظ کنم

      از ۴ماه پیش که هدایت شدم به دوره و شروع کردم به گوش دادن فایلها وانجام تمرینات ویواش یواش که تمرینات وارد زندگی عملی من شد مدل روحی و ذهنی و احساسی من تغییر کرد
      اولین پازلی که توی وجودم ساخته شد و من نفس کشیدم بعد از ۳۴سال ،این بود که تمام زجرها تموم شد و افتادم تو راه صحیح وهمین آگاهی خیال منو راحت کرد
      دومین موضوع،اینکه ترمز چاقتر شدن من زده شد وباعث شد ترس بزرگی از جسم وذهن وروح من ریخته بشه
      سومین،،ترس از خوردن نخوردن ریخته شد
      چهارم،،آرامش آرامش که خیلی مهمه
      پنجم،،احساس خوشحالی وشادی ولذت
      ششم،احساس اعتمادبنفس
      هفتم،،احساس عزت نفس
      هشتم،،استفاده این تمرینات در تمام جنبه های زندگیم
      نهم،،ومهم ترینش،،،،،بدنم شروع کرد به کم کردن سایز
      اونم بعد از ۲ماه ونیم ،اونم در زمانیکه من تو سفر۲۱روزه طولانیم بودم ،تو هتل های یوآل،همش تو پرواز های طولانی،تو خوراکی های متنوع وخوشرنگ ،یعنی محل استیبلی نداشتم نه برای فایل گوش دادن نه محل مناسبی بود برای انجام تمرینات،بلخره وقتی تو سفری ،راحت نیستی،همش تو جمعی وبیرون وگردشی
      ولی من تمریناتمو انجام میدادم و ۲روز آخر سفرم دیدم بدنم یه ریزش چشمگیر داشت مخصوصا در قسمت پاهام،،خیلی خوشحال شدم،اومدم خونه بچه هام میگفتن چقدر لاغر شدی

      اینارو توضیح دادم که بگم از ۴ماه پیش تا حالا من دارم برعکس سالهای پیش ارتعاش میفرستم ،ارتعاش الان من
      احساس اطمینان از متناسب شدن
      احساس آرامش
      احساس اعتماد بنفس
      عزت نفس بالاتر که خیلی مهمه
      احساس شادی،لذت،امیدواری،لاغری
      وفرستادن تمام این فرکانس ها یعنی جهان هم داره یواش یواش جواب فرکانسای منو میفرسته،من سالها فقط به جهان گفتم نمیتونم،چاقم زشتم،بی ارزشم ووووووووووو
      حالا دارم فرکانس توانستن،شجاعت،ارامش،لذت،شادی،اعتماد بنفس ،لاغری وووووووو میفرستم واین خیلی عالیه که باید از این به بعد منتظر اتفاقات خوب باشم ،وقتی من ارتعاش اعتمادبنفس وعزت نفس میفرستم ،جهان کارهایو برای من میفرسته که لایق وشایسته ش باشم یعنی پول بیشتر،روابط عالیتر،لاغری زیباتر،سلامتی بیشتر،،شادی بیشتر،حال خوب بهتر ،آرامش بیشتر
      یعنی اطراف من پر میشه از انرژی های بهتر،حالا متوجه میشم که استاد اوایل دوره میگفت شما
      رو خودتون کار کنید بقیه جنبه های زندگیتون خوب میشه
      منکه از صبح تا شب روی نکات مثبت خودم کار میکنم ومیدونم بزودی اتفاقات عالی واسم رخ میده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/14 14:06
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        خیلی نوشتتون عالی بود لذت بردم .همچنین از پیشرفتتون لذت بردم.💋👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/04/04 10:34
        مدت عضویت: 672 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام دوست عزیز از اینکه اینقدر توانستی تغییر کنی بسیار خوشحال شدم از ته دل برایت بهترینها را آرزو میکنم انسان توانایی زیادی دارد وشما این را ثابت کردید موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/01/25 20:31
      مدت عضویت: 810 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان گرامی
      من همیشه ب خودم برچسب هایی میزدم ومناسفانه روز ب روز احساس بدتری نصبت ب خودم واوضاع دوروبرم پیدا میکردم وبرای خودم شاهد جم میکردم حتی اگر خودم هم فراموش میکردم شاهدانم با سوالات شون منو یاداوری میکردن ومن بیشتر پی ب بدبختی های خود میبردم مثلا من خودم را ادم ترسو وبی عرضه ایی میدانستم ک قادر نیستم اوضاع زندگی وخودم را تغییر بدهم وخیلی از دست خودم عصبانی بودم ک چرا من اینقدر ب خودم باور ندارم همیشه نگاهم ب چیزهایی ک دوست نداشتم بوده وب کل توجه م در زندگی ب نداشته هایم بوده تا داشته هایم وهمیشه بدترین برچسب ها را ب خودم زدم واز دیدن خودم بدم میامده وهمیشه برای دیگران تعریف کردم واصلا ب نکات مثبتی ک داشتم توجه نمیکردم مثلا چون چاق هستم واصلا دوستش ندارم بقیه صفاتی ک دارم را نمی دیدم ب زیباییم هیچ توجهی نمیکردم وحاضر نبودم در اینه نگاهی ب خودم بندازم وزیبایی هایم راببینم ودر مورد انها صحبت کنم چون باورشون نداشتم بارها مادرم از دستم ناراحت میشد ومیگفت خدا قهرش میگیره باهات…چون ناشکری میکنی وهمش ب اضافه وزنت چسبیدی زیبایی هاتو نمیبینی ومن فکر میکردم چون مادرمه ب خاطر دلخوشی من اینطوری میگه یا اینکه میگفت دلیل نداره برای دیگران از نداشته هات حرف بزنی هیچ دلیلی نداره ک برای خودت ب قول استاد شاهد جم کنی چون اگر روزی خودت هم کمبودهاتو فراموش کنی دیگران فراموش نمیکنند پس برای خودت شاهد جم نکن
      ومن از امروز تصمیم میگیرم ک سعی کنم در رفتارم تغییر ایجاد کنم وبرای کمبودهام صحبت نکنم وشاهد جم نکنم برعکس در موردارزوهام وچیزهایی ک دوست دارم بهشون برسم صحبت کنم وشاهد جم کنم ک انشاالله ب آنها برسم
      من میخواهم متناسب شوم وب لاغری برسم
      من میخواهم قوی وسالم زندگی کنم
      من میخواهم روزهایم را با شادی وامید بگذرانم
      من میخواهم زیبایی های بیشتری بدست بیاورم
      من میخواهم در کارهایم موفق بشوم
      من میخواهم خودم را دوست داشته باشم واز دیدن خودم لذت ببرم
      من توانایی زیادی برای تغییر کردن دارم
      من همیشه ب خداوند امیدوار هستم وشاد وخوشحال زندگی میکنم
      من هرگز از چیزی نمیترسم وهیچ اشکالی نداره ک گاهی چالش هایی در زندگی داشته باشم حتما قویتر خواهم شد
      الهی امین ??
      استاد سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/24 18:35
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام. امروز 24 فروردین 99 من تعهد میدهم که هرگز هرگز از ناخواسته ها و ناخوشی هایم صحبت نکنم و ترجیح میدهم هروقت در شرایط تعریف بد از خودم قرار گرفتم سکوتی مرگبار انتخاب کنم تا صحبت کردن و شاهد های منفی جمع کردن. در عوض، با دوستان خوبم مثل شمایی که در این مسیر باهمیم از ویژگی های مثبت، عالی و شگفت انگیزم صحبت کنم. و با خودم همچنین. چون انسان هایی که در اطرافم هستند و از این آگاهی ها خبر ندارند به من میگن مغرور یا خودپسند و اینکه میگن کو نتیجه اش؟ من در مسیرم با خودم، خدای خودم و دوستانی مثل دوستان سایت تناسب فکری از تواناییم در متناسب شدن، از تواناییم در تغییر خیمه ام به سمت خوشبختی و از توانایی های عالی و زیاد خودم صحبت میکنم. در غیر این صورت سکوت رو ترجیح میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/20 10:01
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      سلام استاد و دوستان گرامی از سالها قبل خواهرم به من گفته بود اگر کسی ازت تعریف کرد فقط بگو مچکرم وسعی در نقض اون نکن و این برای من مثل یک عادت شده بود بارها شاهد بودم وقتی به فردی میگم چه قدر لاغر شدی با تمام تلاشش میخواد من قانع کنه که لاغر نشده استاد من در مورد بچه هام هم سعی میکنم شاهد جمع نکنم و میدونم همه چیز به باور ما بستگی داره من باور دارم که به تاسب اندام همیشگی دست پیدا خواهم کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/08 21:49
      مدت عضویت: 789 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 306 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
      بر علیه خود شاهد جمع نکنید :
      من با حرفهای شما کاملا موافقم ف من هم همینطور بودم . و همیشه خودم را می کوبیدم .انگار دشمن خودم بودم . بعداً گاهی اوقات دیگران آن را بر علیه خودم استفاده می کردند. یادمه یک بار خواهرم یک غذایی را که من خیلی علاقه داشتم را تعارف کرد و من چون غذا خورده بودم نخوردم و خواهرم گفت حالا کم بخور ، گفتم می دونی چیه ؟ من چون بی جنبه ام به یک ذره که قانع نیستم بعد پرخوری می کنم .بعدها یک بار خواهرم اومد از خودش تعریف کنه گفت من مثل تو بی جنبه نیستم و اراده قوی دارم و می تونم مقدار کمی بخورم .من خیلی ناراحت شدم و بعد دیدم خودم این عیب را روی خودم گذاشتم ، پس چرا ناراحتم ؟
      حالا امروز فهمیدم که اون اَنگ هایی که قبلاً به خودم زدم تبدیل به حکمی شده بر علیه خودم که طبق قانون کائنات حتی اگر من اون صفت را هم نداشته باشم در آینده خواهم داشت .اصلاً من دنبال یک مورد در زندگی ام بودم که سریع یک برچسبی به خودم و زندگی ام بزنم و بعد هم منتظر بودم تا دوباره اتفاق بیفتد و من بگم دیدید من درست گفتم .
      در مورد چاقی هم من به همه می گفتم من هر کاری کنم همین طور چاق هستم .وگرنه من خیلی تلاش کرده ام .
      وای به من ، که با خودم چه کرده ام !!!1 خدا را شکر که من اشتباهاتم را فهمیدم .خدا را برای این دوره سپاسگزارم .
      و با این فایل یاد گرفتم من اساساً لاغر بوده ام و بعداً به خاطر باورهای غلط و رفتارهای غلط چاق شده ام .من یاد گرفتم برای چیزهایی که دوست دارم داشته باشم شاهد جمع کنم و در مورد صفات مثبتم شاهد جمع کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/30 19:15
      مدت عضویت: 818 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      از گوش دادن به این فایل آموزنده بسیار لذت برد م.من هم در طول این سالها علیه خودم شاهدهای زیادی جمع کردم مثلا همیشه می گفتم من آدم زودرنجی هستم و این ویژگی باعث میشد که ازگفته های ساده دیگران زود برنجم ومدتها بیخودناراحت میشدم واعصاب خودم را بهم می ریختم یا اینکه می گفتم بدن من به رژیم جواب نمیده من به سختی وزن کم می کنم. همین عامل باعث میشد که دررژیم گرفتن ها به خودم سختی می دادم ولی وزن کمی از دست می دادم.از امروزتعهد میدم که دیگه علیه خودم شاهدی جمع نکنم مگر در راه درست و شاهدهای مثبت مثلا میگم من به راحتی وبا روش ذهنی به لاغری و وزن مناسبم می رسم .من بسیار صبوروبا اراده ام و دراین مسیر می مونم تارسیدن به وزن ایده آلم و…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/15 08:54
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 81 کلمه

      من قبلا چون از رژیم گرفتن خسته شده بودم وناامید،همش می گفتم که من لاغر نمی شم وبدن من به لاغری مقاومه ،من استعداد چاقی رو داره ،چربی های بدن من خیلی مقاوم هستن ،من متابولیسم خیلی پایینی دارم ،واینقدر این حرفها رو زده بودم که دیگه خودم هم باورم شده بود وهر وقت بعد از مدتی باز تصمیم می گرفتم رژیم بگیرم همسرم مخالفت می کرد ومی گفت خودت رو الکی خسته نکن تولاغر بشو نیستی هیکلت همینه دست بردار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/16 18:56
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 375 کلمه

      سلام به استاد عالیمون ودوستان خوبم
      از برچسب هایی که بهم زدن از بچگی نگم براتون که یه تومار دارم سال ها حمل میکنم با خودم ولی از همشون وحشتناکتر این بود که تا چند سال پیش هم بهم میگفتن مغز حلزونی مغز فندقی? مخصوصا وقتی تو جمع غریبه ها بهم میگفتن ,حالم بدتر میشد وجمله من نمیتوانم از بچگی تو ذهن من نقش بست از بس بابام با لفظ چولاق بشی دختر که هیچ کاریو نمیتونی انجام بدی منو خطاب کرد وهنوزم میخوام یکار کوچیکم انجام بدم ,فریده تو که نمیتونی جلوتر از من میره و نجواهای منفی شروع میشه وخدا نکنه کسی بخواد ازم یه انتقاد کوچیک بکنه تمام اون خاطرات مثل پتک توی سرم میخوره که ببین فریده تو واقعا احمق بودی که خانواده تم فهمیده بودن,اگر بخوام بگم که چقدر الفاظ مختلف شنیدم وقبولشون کردم و شاهدای زیادی دارم واسه صفت های ناراحت کننده میتونم چندین صفحه بنویسم ولی نمیخوام به ناخواسته ها توجه کنم,
      منم تعهد میدم که بتونم این آموزه هارو در عمل و در زندگیم انجامشون بدم,اتفاقا امروز مهمون داشتم و از اونجاییکه قبلا عادت داشتم که اگر ازم تعریف کنن هول کنم و خودمو لایقش ندونم ,وقتی شروع کردن از تغییرات من گفتن نذاشتم ذهنم مثل قبل عمل کنه ,خیلی محکم گوش میدادم وخودمو تایید میکردم واز توانایی های خودم صحبت میکردم ,اصلا اجازه نمیدادم که مثل قبل بگم ,آره منکه تو اینکار ضعیفم, منکه فراموشی دارم,منکه یچیزیو دیر یاد میگیرم,منکه نمیتونم اینکارو انجام بدم ووووووو
      و اجازه ندادم بازم منفی بافم منو بکوبه و خیلی مقتدر فقط از توانایی هام گفتم ,احساسم خیلی خوب میشد ,احساس قدرت میکردم و واقعا میخوام از این به بعد یک فریده جدید با ورژن بهتر وعالیتر وقویتر ارائه بدم,اگر میخوام به امکانات جدید وعالیتر برسم باید بیس وپایه خودمو تمیز و قوی وارزشمند وسالم وشاد وکلا یه شخصیت جدیدی بسازم ,باید ظرفمو بزرگتر کنم
      اینکه سال ها با الفاظ والقاب مختلف عادت کردیم و شکل همون صفت ها شدیم ,چه انتظاری داریم که جهان موقعیت های عالی واسمون بذاره,مثل اینه که تو مزرعه گندم بکاریم وانتظار موز داشته باشیم
      منم میخوام یه فریده دیگه از خودم بسازم مثل چیزی که خودم دوست ندارم نه مدلی که خانواده وجامعه ومدرسه ساخت وحتما مصمم ومحکم در این جاده قشنگ شروع میکنم
      ممنون از آموزش عالیتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/10/17 00:32
        مدت عضویت: 741 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        با اینهمه آموزشای ناب شما, باید بتونیم مسیر درست و راحتر بشناسیم وقدم بذاریم, باید در عمل از این آگاهی ها استفاده کرد
        خوشحالم وسپاسگذار از خداوند از بودن در این مسیر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/03/14 14:14
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        من هم این فریده جدید رو تحسین میکنم وبهش خیلیییرتبریک میگم.👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/10/06 04:39
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 159 کلمه

      این مساله نمی دونم تو ما ایرانی ها زیادتره مثل اینکه!
      از بس از بچگی به ما بر چسب زدن اون موقع که خودمون بچه بودیم نمی دونستیم دیگران از بس این حرفا رو گفتن و برای دیگران تکرار کردن که وقتی بزرگ‌تر شدیم هم ما همینا رو ادامه دادیم من الان هنوز تمرین دارم می کنم که این برچسب ها رو به خودم نزنم ولی گاهی فراموش می کنم و جالبه که هر کس هم از من تعریف می کرد بازم سخت باورم می شد البته الان هم همینطوره ولی بهتر شدم دارم باور می کنم که توانایی هایی هم دارم و راست می گن اونایی که تعریف می کنن !??????
      حالا من که هر روز سعی دارم می کنم که از خودم بد نگم به کسی ولی بعضی وقتا از خودم به خودم بد می گم??
      ولی من از امروز تعهد می دهم که شاهد جمع نکنم برای ضعف های خودم و برچسب بی خودی به خودم نزنم !

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/02 05:38
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 85 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و تمام دوستان خوبم
      این فایل فوق العاده است آموزنده با ارزش با اطلاعاتی گرانبها این فایل را باید چندین بار گوش کرد تا در ذهنمان حک شود چقدر قشنگ است یاد گرفتن این شیوه ها و به اجرا گذاشتن آن من از امروز فقط و فقط برای افکار و حرفها و احساس های خوب برای خودم شاهد جمع میکنم و گزارش عملکردم را به اطلاع استاد گرامی و ارزشمندم و تمامی شما دوستان می رسانم ???❤❤❤???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/01 13:24
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 363 کلمه

      سلام به استاد خوبم
      این فایل و دیروز تو روز پنجاه و چهار تکرار گذاشته بودین و از بس که عالیه الانم گوش دادم بهش و خواستم نظرم و بنویسم.
      همه ی فایل های استاد خوبه ولی بعضی هاش خیلییی خوبه و این فایل از اون خیلیییی خوباس …
      این موضوع که برای مسائل و مشکلاتمون شاهد جمع نکنیم که واقعا عالیه و من حدود یک سالی که با قانون اشنا شدم خیلی بهتر شدم تو این موضوع ولی از امروز 1 دی 98 تعهد میدم که با تمام وجودم سعی کنم و حواسم باشه که دیگه اصلا برای مسائلم تو زندگی شاهد جمع نکنم و فقط از خوبی ها و توانایی ها و شادی هام تو زندگی برای خودم بگم و با دیگران در موردشون صحبت کنم و تو این خوبی ها شاهد جمع کنم …
      و نکته عالی برای من از این فایل 2 دقیقه اخرش بود که استاد در مورد ویژگی خدا که سریع الجواب هست و این که ** بی نهایت بخشنده هست ** گفتن و این که ** هر خواسته ای از خدا داریم خیلی خیلی بهترشو و به ما میده و این عادتش هست ** گفتن و یه دقیقه بعدش چراغش تو ذهنم روشن شد که در مورد 2 تا خواسته م تو زندگی که همین دو سه سال گذشته خدا بهم داد یادم اومد که قبلا هم بهش فکر کردم که من چیزی که از خدا خواستم تو این 2 تا مورد با ویژگی های خیلی خیلی بهترشو به من داده و این یعنی من 10 از خدا خواستم و خدا به من 100 و داده و با به یاد اوردنش باورم به ** بی نهایت بخشنده بودن خدا ** خیلی بیشتر شد و با خودن تکرار کردم و میخوام هر روز به خودم یاداوری کنم که این باور عمیق و عمیق تر بشه و واقعا حس کردم این باورم برام عمیق تر شد با این فایل و خیلییییی برام عالی و لذت بخش بود …
      خدای من شکرت … خدای بی نهایت بخشنده و واسع من ….عاشقتم که روز به روز باور هام داره بهت بهتر و بهتر میشه جان دل … استاد ممنونم ازتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/01 02:01
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      روز پنجاه‌و‌چهار تکرار:
      برعلیه خود شاهد جمع نکنید:
      خیلی خوشحالم که در مورد چاقی از وقتی وارد دوره شدم به طور کلی شاهد جمع کردن رو ترک کردم و تا میتونم شاهد برای لاغر شدنم جمع می‌کنم.
      به طور کلی سعی می‌کنم در همه‌ی جهات این فرمول رو به کار ببرم هر چند گاهی هم اوضاع از دستم در میره اما اینو میدونم که رفتار اکنونم زمین تا آسمون با گذشته‌ی من فرق داره.
      این فایل هم مثل فایل‌های دیگه مطالب مهم و اموزنده‌ی زیادی داره که نیازه بارهای زیادی تکرار بشه تا در ناخوداگاه جا بیفته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/30 12:29
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      در مودد شاهد جمع کردن وبرچسب زدن متاسفانه باید بگم من زیاد این کار رو میکنم .به خودم برچسب تنبلی ،عصبی بودن وپرخاشگری،ترسو بودن ،نداشتن حافظه برای اعداد،همیشه میگم من عدد توی ذهنم نمیمونه .
      وسواس بودن وخیلی برچسبهای دیگه .واقعا چقدر زندگی های ما وحرفها ورفتارمون دارای جزییات ریز هست که ما اصلا هیچ توجهی به اونها نمیکنیم وفقط برحسب عادت ،وخیلی وقتها اینکه ما هم یه حرفی زده باشیم خودمون رو ورفتارمون رو زیر سوال میبریم .توی تعریفهامون با همدیگه بارها چیزهایی رو میگیم که عملا هم از دست کسی کاری برای ما برنمیاد وما فقط اون حرف رو تکرار میکنیم و غافل از اینکه داریم اوضاع رو بدتر میکنیم .چقدر من این کار اشتباه رو توی زندگی خودم تکرار کردم ? وچه خوب که ایک موضوع رو یاد کرفتم که این کار به ضرر من هست .
      من الاک که فکر میکنم حتی وقتی کسی از من حالا به هر دلیلی تعریف میکنه فورا میگم نه بابا حالا اینطوریها هم که شما میگی نیست .شما نظر لطفت اما من اینجوری نیستم وهزار تا حرف بیخود دیگه مثل این .
      اما از امروز به خودم وبه شما تعهد میدم که دیگه به خودم برچسب نزنم .وچون میدونم برای انجام هر کاری باید موافقت ذهنم رو جلب کنم از امروز شروع به کار کردن روی ذهنم برای این موضوع میکنم واین عادت زشت رو از خودم دور میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/12/15 04:44
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام یک سوال :
      چرا گوسفند که غذاش فقط علف هست این همه دنبه و چربی داره اما شیر که این همه گوشت و دنبه میخوره بدنش اصلا چربی نداره و فقط عضله است ؟ چرا گاو که از صبح تا شب هیچ حرکتی نداره و فقط سرش توی آخره دنبه اش کمتر از گوسفنده در حالیکه حرکت گوسفند بیشتر از گاوه ؟
      طبیعت بدن حیوانات با هم متفاوته . اونا هم فرمولهای ناخوداگاه دارند که البته فرقشون با انسان اینه که اونا نمیتونند فرمولهای ناخوداگاه رو تغییر بدهند اما ما با عقل و عشق و نیروی خوداگاهی که خدا بهمون داده میتونیم در فرمولهای ناخوداگاهمون دخل و تصرف کنیم .
      حالا میفهمم چرا میگید باید روی الگوهای رفتاری بیشتر تمرکز کنیم . چون ما انسانیم . البته این بحث خیلی طولانیه و میشه در موردش کلی مطلب نوشت .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/11/19 19:48
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 886 کلمه

      سلام .
      شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد .
      دو تا ریشه ی چاقی دیگه هم پیدا کردم به لطف خدای متعال
      خشم = چاقی
      خودکم بینی = چاقی
      این فرمولها رو هم اگر مساوی متناسب ترین بودن قرار بدیم
      نیروی بر طرف کننده ی تناقض در ذهن میادو قسمت اول فرمول رو تغییر میده
      مهر = متناسبترین بودن
      اعتماد به نفس = متناسبترییین بودن
      راستی بزرگترین چیزی که پیدا کردم برای اثبات باورهای متناقض ، خود قرآنه .
      دیشب با بابام صحبت میکردم . بابام داشت در مورد قران صحبت میکرد . گفتند قرآن در عین صامت بودن گویاست و یک عالمه سخن و پند و درس درونشه . یهو ذهنم گفت بفرما خود قرآن شد شاهد:
      یعنی صامت (سکون، ساکت ) = گویا
      البته به همه ی کتابها و سایت و موبایل و …‌ میشه تعمیم داد . وجود خود انسان بزرگترین نشانه ی اثبات باورهای متناقضه . انسان در عین آشکاری پنهانه . در عین جسمانی بودن روحانیست و …
      خود خدا هم بزرگترین نشانه ی اثبات باورهای متناقضه . خداوند در عین آشکاری پنهانه و در عین پنهانی آشکار .

      راستی دفاع کردن از تناسب هم اومد توی باورهام .
      من بزرگترین مدافع تناسب هستم . البته این من من نیستم . نیروی ذهنمه . خودم گاهی اوقات دچار تردید میشم . اما نیروی ذهنم عجیب فعاله . خودش آنچنان مطالب رو کنار هم میچینه اصلا تو کفِش می مونم .

      کاری که من دارم انجام میدم برای پیدا کردن ریشه های چاقی به وسیله ی باورهای متناقض کاریست که خود خدا هم تاییدش کرده .
      شما هم بارها و بارها فرمودین . ریشه ی چاقی ما درونیست و عوامل بیرونی کمکش میکنند .
      و حالا ما داریم تناسب رو قدم به قدم در درونمون پرورش میدیم و عوامل بیرونی جذبش میشن و به صورت عاالی کمکش میکنند .

      پس وقتی ما از درون روی باورهامون کار کنیم زمانی خواهد اومد که دیگه تمام عوامل چاق کننده ی درونی و بیرونی تبدیل میشن به عوامل متناسب کننده .

      خدایاااا کمکم کن .میدونم تو باهام هستی . میدونم تو اگه منم نخوام بهم کمک میکنی . خودت مسیر رو هر لحظه بازتر و بازتر میکنی و بهم کمک میکنی تا احساسم در مسیر تناسب قرار بگیره .

      راهی که دارم میرم شاید در ظاهر با راه استاد متفاوت باشه ولی خودت میدونی زیر بنای این کار هم احساسی درونیست که از تو نشات میگیره نه از عاملی بیرونی . علت تمام چاقیهای ما درونیست و هرچه بیشتر میگذره بیشتر موانع شناسایی میشن . هرچی بیشتر جستجو میکنیم همراه بچه ها موانع رو با کمک خدا شناسایی میکنیم و پشت سر میزاریم . خداوند هر لحظه از وجودمون راهی رو باز میکنه تا تناسبمون لذتبخش تر بشه . ما تا رسیدن به تناسب اندام ایده آل از هر راهی که تناسب رو برامون لذتبخش کنه کمک میگیریم چه عوامل بیرونی چه عوامل درونی .

      راستی یه خبر خوش هم بهتون بدم حتی ترازو هم در ذهنم داره به عاملی برای تناسب تبدیل میشه چون هربار میرم روش انتظار عدد کمتری رو دارم و همین اتفاق میفته .گرچه هنوز میترسم . ولی این ترس رو هم میشکنم و این مانع چاق کننده رو هم در ذهنم تبدیل میکنم به عاملی برای متناسب شدن . ولی هنوز هم محتاطاته عمل میکنم چون این کار خلاف آموزه های شماست . اما چون دارم مرحله به مرحله روی ذهنم کار میکنم ایمان دارم قدرت ذهنم این مانع رو هم برای خودم تبدیل به عاملی برای متناسب شدن میکنه و
      تازه بعدش هم به عاملی برای متناسب ماندن .
      چون من تصمیم قاطع خودم رو برای متناسب شدن و متناسب ماندن گرفته ام .

      راستی یادتونه میگفتم میخوام به وزن ۴۴ برسم . وقتی حتی خود چاقی اومد سراغم از این چاقی هم برای رسیدن به ۴۴ استفاده کردم .
      من چاقترین ۴۴ کیلویی جهانم .
      فرمول چاقترین بودن = ۴۴ بودن
      متناسبترین بودن = ۴۴ بودن
      پس نتیجه میگیریم چاقترین بودن = متناسب ترین بودن =۴۴ بودن
      و نیروی ذهن من از بدنم یک ۴۴ کیلوی زیبا و خوش اندام را میسازه .

      خلاصه همچنان در حال تفکر و پرواز میان درون و بیرون هستم و خداوند هم کمکم میکنه یه زمانی سکوت میکنم میگم خدایا دوباره چه چیز جدیدی میخوای نشونم بدی؟ یهو یه جرقه توی ذهنم میزنه که بلند شو فلان کار و انجام بده یا فکری نو به سراغم میاد و ….
      البته شاید این تناقضات یکم پیچیده باشه ولی اینا مال خودمه . مال ذهنم و خودش خوشگل همه رو تنظیم میکنه .
      اصراری ندارم بچه هایی که سایت شما رو مطالعه میکنند اینا رو متوجه بشن چون شاید براشون سخت جلوه کنه . اما با یکم فکر کردن همش کاملا روشن میشه .

      به قول یکی از بچه ها میگفت سادات چرا فکر میکنی ما حرفاتو نمیفهمییم ۴۴ کیلو از نظر همه ی ما یعنی یه فرد لاغر استخوانی . برای همین ذهنت داره چاقی رو کنارش میزاره تا چهل و چهاری از تو بسازه که یه ۴۴ متناسب بشه . میگفت به نیروی ذهنت اعتماد کن اون عالی هدایتت میکنه .
      اینم نشونه ای از خدا بود که دلم رو آروم کرد و در راهم ثابت قدم ترم کرد .
      خدایا شکرت که متناسبم کردی .
      خدایا شکرت که خودت ادامه ی راه رو هم برام شیرینتر و شیرینتر میکنی .

      خدایا شکرت شکرت شکرت .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه
      1397/11/16 08:35
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      من از امروز تعهد میدهم که علیه خودم شاهد جمع نکنم و در مورد مهارت ها و توانایی های خودم صحبت کنم امروز 16 بهمن سال 97. تعهد میدهم که به زودی بیام و از تغییرات عالی خودم براتون بنویسم..

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      نازنین
      1397/11/14 13:24
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      یک موضوعی از وقتی مهاجرت کردم توجه من رو خیلی بخودش جلب می کرد و برام جالب بود
      از بچگی تو محاوره ها اینطور به ما یاد دادن که شرط فروتنی اینکه وقتی کسی ازت تعریف کرد بگی نه بابا حالا اونطوریها هم که می‌گویید نیست
      ولی اینجا دقیقا برعکس هست مثلا وقتی از بچه کسی تعریف می کنی در جواب بهت میگه بله اون شایسته این تعریف هست
      این در تمام موارد صادق هست حتی وقتی از بزرگسالی بابت مهارتش تعریف می کنید به شما میگه بله مهارت و تجربه من در کارم ستودنی هست
      اوایل که اومده بودم از جوابشون جا می خوردم چون در فرهنگ عام ما این یک نوع بزرگنمایی هست
      فکر می کنم این نوع شاهد جمع کردن به نوعی در فرهنگ ما خیلی متداول هست

      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      نازنین
      1397/11/14 13:10
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      استاد ممنون از فایل بسیار مفید و تاثیرگذار
      من سوالی داشتم در مورد بهبود روابط با توجه به اینکه در یک رابطه انرژی و نوع نگاه دونفر هست که به رابطه شکل میده چطور میشه با قدرت ذهن یکنفر رابطه را بهبود بخشید
      ممنون میشم در مورد کارکرد این قانون بر روی روابط میان فردی هم توضیح بدید

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sharzadsafavi@gmail.com
      1397/11/14 08:05
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      سلام وقت بخیر استاد ارجمند
      سپاس فراون بابت زحمات شما
      فایل تصویری شاهد را دوبار دانلود کردم ولی متاسفانه باز نمی شود ایا مطالب ان همانی است که بصورت نوشته موجود است یا خیر؟
      ضمنا من بطور عجیبی دائم منتظر پیامهای زیبا و پر محتوا و پر انرژی شما هستم معتاد شدم ?
      ما هم عاشق شما هستیم عاشق ان جمله که می پرسید چه کسی مهمتر از شماست همیشه سلامت و موفق باشید ارزوی بهترینها را برایتان دارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      لاله
      1397/11/13 12:24
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام بر استاد خوبیها
      فایلتون عالی بودمثل همیشه دقیقآ درست میفرمایید استاد من خودم تجربه بسیاری در این زمینه دارم و کاملآ درک میکنم که چقدر تابحال علیه خودم شاهد جمع کردم و سختیهارو برای خودم اضافه کردم که به لطف خداو شما استاد گرانقدر متوجه اشتباهاتم شدم و مدتیه تغییر روش دادم و با امید و صبر منتظرم تاتغییرات رو در زندگیم ببینم فقط یک سوال داشتم اینکه آیا ما همزمان میتونیم روی چند مورد از مسائلمون تمرکز کنیم و سعی در پاکسازی ذهنی داشته باشیم یا یکی یکی بهتر جواب میده ممنون میشم راهنمایی بفرمایین
      باتشکر

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم
      1397/11/13 11:06
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 82 کلمه

      سلام استاد بزرگوار واقعا صحبت های شما از دل بر می آید و به دل میشینه،من تمام این سالها همش دنبال شاهد جمع کردن برای نکات منفی بودم و تازه اگه کسی هم ازم تعریف میکرد کلی تلاش میکردم که نه اشتباه نکن من اینجوری نیستم و انگار وظیفه داشتم اون شخص را متقاعد کنم که هیچ نکته مثبتی ندارم?،خدایا چقدر بیرحمانه، واقعا به خود حقیقی ام ظلم کردم?،ممنون که ما رو متوجه نکته به این مهمی کردید،عالی بود.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهرنوش
      1397/11/13 09:34
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 24 کلمه

      بسیار عالی
      میخوام اینجا عهد ببندم تلاش کنم دیگه از ایرادات خودم با کسی صحبت نکنم
      ……….
      پی نوشت: چقدر حس میکردم این فایل برای من هست

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      haniye_akbari91@yahoo.com
      1397/11/12 20:59
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 6 کلمه

      عالی بود ، ممنون استاد ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      افسانه روش
      1397/11/12 19:13
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 42 کلمه

      سلام استاد بازم فایل تون عالی بود من به خودم قول میدم که برای خودم شاهد جمع نکنم و تعهد میدم اینجا به شما و خودم و خدای خدام که در این راه ثابت قدم بمونم ممنون استاد خیلی عال هستی شما

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      دایانا
      1397/11/12 18:48
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      درود بر شما
      من کلمه استاد را واقعاااا برازنده شما می بینم چون به قدری واضح مسایل را باز می‌کنند که به قشنگی هر چه تمامتر میان و به ذهن ما میشینند
      بیرریایی شما واقعاااا ستودنی است
      استاد این آرامشی که شما به قول خودتون فوق دیپلم به روح و روان ما داده‌اید هیچ فوق تخصص ‌پزشکی هم با سالیان سال دارو تو حلق آدم‌ها کردن و بیشتر به ناآرامی و دیوانگی کشاندن نکردند ،بدون هیچ اغراقی شما نه چند تا پله بلکه چند صد پله جلوتر هستید و درود بر شما واقعاااباثر کنید به چنان آرامشی دست یافتم که اگر سالیان سال هم تلاش می‌کردم غیر ممکن بود بهش برسم ????متشکررررررررم

      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      افسانه روش۲
      1397/11/12 18:44
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 59 کلمه

      سلام استاد واقعا ممنونم ازتون که همیشه فایلهاتون همیشه عالی هستن و منم به خودم خیلی بر چسب زدم و پیش همه می گفتم و شاهد می گرفتم ولی از امروز به شما و خودم و خدای خودم قول میدم که دیگه شاهد نگیرم و همیشه متهعد بمونم در این راه ان شالله

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فلور
      1397/11/12 18:17
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام اقای روشن عالی بود شما کارهایی را که من تصور میکردیم دلیل بر خضوع میشه را با شرح جالبتون نشان دادید که باعث انحراف راه ما میشه از وقتی که میذارید ممنون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      بهاره
      1397/11/12 17:52
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 82 کلمه

      من از بچگي با باور پرخور بي عرضه حواس پرت ساده و دهن بين بزرگ شدم از امشب به خودم قول ميدم كه ديگه هيچ وقت اين باورها رو به زبانم جاري نكردم و از خداي مهربونم هم ميخوام كه تمام اينها رو از ذهنم پاك كنه و باور توانمند بودن رو به من عطا كنه و مطمينم كه خدا بهترين رو برام ميخواد و از همين لحظه به من عطا ميكنه در حدي كه حتي بيشتر از انتظار من خواهد بود

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Shiva
      1397/11/12 17:26
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 9 کلمه

      مرسی استاد عزیزم خیلی یاد گرفتم بسیار عالی بود

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیرین
      1397/11/12 17:01
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      باسلام استادعزیز
      مرسی برای این پیامتون خیلی برکت گرفتم
      من چند روزی بود به این فکر رفته بودم چرا هرچی پیش میاد به خواهرم مامانم میگم چه در مورد خودم چه ضعفهای پسرم….
      ولی در اینجا متعهد میشم واقعا که این ضعف و از رو خودم بردارم و خودم و گنترل کنم.
      بااینکه خیلی اهل تلفن بازی و حرفه‌ای روزمره با کسی هم نیستم ولی اینکار و هم باید بذارم کنار وموفق هم میشوم. تغییر از درون اتفاق میفته و ما پای تعهدمون می‌ایستیم ودنیای بیرون ما نیز تغییر میکنه.
      روزهای خوب خواهند امد

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه
      1397/11/12 16:38
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      سلام به همه ی دوستانم و استاد عزیزم
      دیروز که استاد نوید این فایل با ارزش رو دادید من فکرم مشغول شده بود که این معنی و موضوع فایل چه خواهد بود؟ ?
      تا امروز که متن ابتدایی رو خوندم و یاد موضوعی افتادم: من هروقت که موضوعی رو متوجه نمیشدم یا دیر متوجه میشدم به دوستام میگفتم :تو که میدونی من دیر میگیرم. یا وقتی از چاقیم میگفتم حرف این بود که من اینجوریم و کاری نمیتونم بکنم و همه تایید میکردن و من به مرور باورم شده بود انسان چاق، تنبل، خنگ و بدشانسی هستم.
      با دوستان جدیدی که دید مثبتی داشتن آشنا شدم و من هرچی از خودم بد میگفتم اونا میگفتن نه اتفاقا خیلی هم خوبی و احساس ناشناخته ی خیلی خوبی در وجود من بیدار میکردن که : من خوبم؟!!
      چطور تا الان توجه نکردم به این موضوع؟ آره من واقعا خوب بودم ولی به خاطر شاهدهای زیادی که برای عدم خوب بودنم جمع کرده بودم خودم و کل دنیا باور کرده بودیم و دنیا تمام تلاشش رو میکرد تا هرروز بدترین ایرادام رو به من نشون بده و من رو در نظر خودم ناتوان جلوه بده.
      خدا رو شاکرم که این فایل ارزشمند تولید شد و از استادم ممنونم با اینکه نمیدونم افکار و احساس من چه قدر مشابه با موضوع فایل هستش با شور و اشتیاق بی نهایت این فایل رو گوش می‌کنم و لذت میبرم و در زندگیم حتما بهش عمل می کنم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم