0

ترس از لاغری نداشته باشید!

1007 بازدید
ترس از لاغری

همه افرادی که اضافه وزن دارند برای چاق شدن اشتیاق داشته اند اما همین افراد وقتی می خواهند لاغر شوند اگرجه خیلی دوست دارند که لاغر شوند اما اشتیاقی برای لاغر شدن ندارند. آنها در ذهن ناخودآگاه خود ترس از لاغری دارند.

شاید از نظر منطق و عقل تعریف کلمه “اشتیاق” دوست داشتن، عاشق بودن یا علاقه داشتن باشد.

اما آنچه من در مدت چند سال تمرکز بر اصول و عملکرد ذهن درک کردم، اشتیاق داشتن از نظر ذهن، به معنای انتظار داشتن است.

اشتیاق داشتن، توجه کردن است.

اشتیاق داشتن، نگران نتیجه بودن است.

اشتیاق داشتن، ترس از چاق تر شدن یا نگران لاغر نشدن است.

همه ما برای چاقی اشتیاق ذهنی داشته ایم.

این اشتیاق از طریق شنیده ها و دیده های ما در وجود ما شکل گرفته است.

من از همان کودکی مشتاق چاق شدن بوده ام.

هربار که مادرم از مزایای تپل شدن برایم تعریف می کرد مشتاق چاق شدن می شدم.

شاید از نظر معنی و مفهوم ادبیات بین کلمه تپل و چاق تفاوت وجود داشته باشد اما برای ذهن تفاوتی بین تپلی و چاقی وجود ندارد.

تپل شدن یا چاق شدن مستلزم خارج شدن جسم از حالت طبیعی خود است.

بنابراین تفاوتی ندارد شما در کودکی تشویق به تپل شدن شده باشید یا در دوران نوجوانی به خاطر لاغر بودن دوست داشته اید فقط مقداری چاق شوید تا زیباتر یا خوش لباس تر باشید.

همه اینها برای ذهن به معنای اشتیاق شما برای خارج شدن از حالت طبیعی جسم است.

به معنا و مفهوم چاق شدن است.

نکته قابل توجه این است که همه ما شجاعت چاق شدن را داشته ایم.

هرآنچه درباره مزایای تپل شدن یا مقداری چاق شدن شنیده ایم سبب شده است که تمایل و انگیزه درونی ما برای تجربه تغییر جسم یا چاق شدن بیشتر شده است.

تجربه شرایط جدید مستلزم روبرو شدن با شرایط جدید است.

از آنجایی که ذهن ما تمایلی به تجربه شرایط جدید ندارد و ترجیح می دهد همیشه در وضعیت یکنواخت و ثابت باشد خارج شدن از منطقه امن و یکنواخت و تجربه شرایط جدید مستلزم داشتن شجاعت لازم جهت روبرو شدن با شرایط جدید است.

 اطمینان دارم:

همه افرادی که امروز چاق هستند شجاعت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اند.

از آنجایی که در مسیر لاغری با ذهن درک کردم تنها روشی که می تواند ما را برای همیشه در وضعیت متناسب قرار دهد طریقی است که دقیقا بر مبنای چاقی اما در جهت مخالف یعنی لاغری باشد بنابراین برای رسیدن به شرایط تناسب اندام ایده آل و همیشگی باید شجاعت لاغر شدن را در خود ایجاد کنیم.

حرکت چند ساله من در مسیر لاغری با ذهن و همچنین مطالعه هزاران نوشته اعضای سایت تناسب فکری سبب شد که درباره ترس از لاغری در ذهن به یقین و اطمینان برسم.

برای آشنایی بیشتر با ترس از لاغری، چند نمونه از رایج ترین آنها را توضیح می دهم.

 

1- ترس از لاغر نشدن

اولین و قوی ترین ترسی که در ذهن ما درباره لاغر شدن وجود دارد، ترس از لاغر نشدن است.

هربار که ما برای لاغر شدن اقدام کرده و نتیجه نگرفته باشیم علاوه بر اینکه باور ما درباره لاغر شدن کاری سخت و طاقت فرسا است پررنگ تر می شود، باعث بیشتر شدن ترس ما نسبت به لاغر نشدن می شود.

در 35 سال زندگی توام با چاقی بارها برای لاغر شدن اقدام کرده بودم و هربار که نتیجه نمی گرفتم بیشتر از قبل خود را اسیر سرنوشت و چاقی می دانستم و تصور می کردم من تا ابد نمی توانم لاغر شوم.

بنابراین اگر رویای لاغری دارید باید سعی کنید ترس از لاغر نشدن را در خود کمرنگ کنید.

باید برای خود منطقی کنید که لاغری مانند هر کار دیگری است که تاکنون موفق به یادگیری و انجام آن شده اید.

هرکاری که امروز شما آن را به خوبی انجام می دهید در گذشته نمی توانستید به این خوبی آن را انجام دهید.

شما آن مهارت را آموخته اید.

راه رفتن، صحبت کردن، نوشتن، خواندن، آشپزی کردن، تعمییر وسایل، دوچرخه سواری، رانندگی و هر مهارتی که شما آموخته اید را روزی نمی توانستید انجام دهید.

چاقی مهارتی است که هر فردی که اضافه وزن دارد آن را آموخته است.

اگر می خواهید به خودتان ثابت کنید که چاقی مهارتی پیچیده است کافی است به افرادی توجه کنید که سال هاست تلاش می کنند مقداری افزایش وزن و سایز داشته باشند اما موفق نمی شوند.

لاغری نیز مانند چاقی است با این تفاوت که بسیار ساده تر است.

دلیل ساده تر بودن لاغر شدن این است که حالت طبیعی بدن ما تناسب اندام است و اگر ما امروز چاق هستیم به دلیل آموختن مهارت چاقی و اعمال آن در زندگی روزمره خود بوده است.

بنابراین برای لاغر شدن نیاز نیست شما حتی لاغر شدن را بیاموزید.

فقط کافی است عمل کردن به آموخته های چاقی خود را متوقف کنید.

خودبخود لاغر می شوید.

همه افرادی که اضافه وزن دارند روزگاری متناسب بوده اند بنابراین لاغری و تناسب اندام را همه ما به خوبی می دانیم و پیش فرض جسم همه ما تناسب اندام است.

بنابراین حتی در زمانی که ما مشغول عمل کردن به آموخته های چاقی هستیم جسم ما مقاومت زیادی برای چاق نشدن از خود نشان می دهد و حتی در ایامی که دچار اضافه وزن شده است به طور پیوسته مشغول تلاش برای لاغر شدن است چرا که وظیفه جسم حفظ حالت طبیعی و پیش فرض خود است.

تناسب اندام و سلامتی حالت طبیعی جسم ما می باشد و به همین دلیل زمانی که فرد بیمار می شود جسم سعی می کند آن بیماری را برطرف کند.

در مورد التیام زخم ها، بهبود بیماری ها، ترمیم پوست و مو و سایر اعضای بدن به وضوح می توانید این ویژگی جسم را مشاهده کنید.

بنابراین لاغری حالت پیش فرض و طبیعی بدن ما می باشد و باید به این طریق برای خود منطقی کنید که لاغر شدن ترس ندارد بلکه کاملا عادی و طبیعی است که لاغر شویم.

به اندازه ای که موفق شوید ترس از لاغر نشدن را در خود کمرنگ کنید شور و اشتیاق شما برای حرکت به سمت لاغری بیشتر می شود.

دلیل اینکه بسیاری از افراد چاق به وضعیت خود عادت می کنند و اشتیاق و انگیزه ای برای لاغر شدن ندارند شدت گرفتن ترس از لاغری در ذهن آنها می باشد که سبب می شود آنها تمایلی برای حرکت به سمت لاغری نداشته باشند.

البته شکست های مکرر آنها در استفاده از روش های مختلف لاغری دلیل تشدید ترس از لاغر نشدن در ذهن آنها می باشد.

برای لاغر شدن باید به شکل عالی ترس از لاغر نشدن را در ذهن خود کمرنگ کنید و در مقابل مطمئن باشید که می توانید لاغر شوید و برای ایجاد اطمینان به لاغر شدن به طریقی که شرح داده شد باید برای خود این موضوع را منطقی کنید.

 

2- ضعیف شدن و بیمار شدن بخاطر لاغر شدن

یکی دیگر از ترس های لاغر شدن ضعیف شدن بدن می باشد که عواقب مختلفی مانند ریزش مو، به خطر افتادن سلامتی و … را به آن ارتباط می دهند.

یکی از مهمترین دلایلی که لاغری در ذهن ما برابر با ضعیف شدن است این است که بسیاری از ما بارها در کودکی شنیده ایم که افراد تپل قوی تر و سلامت هستند.

از دوران کودکی بارها از مادرم شنیده بودم که بچه های تپل قوی تر از افراد لاغر هستند.

بارها من را با هم سن و سال های لاغر مقایسه می کرد و تاکید می کرد که من چون همه چی می خورم و غذامو کامل می خورم قوی تر هستم و مریض نمی شوم.

از همان کودکی در ذهن من تپل بودن دلیل برتری من نسبت به هم سن و سال هایم شده بود.

تپل بودن برای من نماد قدرت، زودتر بزرگ شدن، قوی بودن و بیمار نشدن بود.

به همین دلیل وقتی رویای لاغری داریم به صورت خودبخود نقطه مقابل سلامتی و قوی بودن که مربوط به چاقی است در ذهن ما تداعی می شود که ضعیف شدن و بیماری بخاطر لاغری است.

بسیار مهم است که ترس از ضعیف شدن و بیماری بخاطر لاغری را در ذهن خود اصلاح کنیم.

برای این منظور باید ابتدا به عواقب چاقی توجه کنیم که باعث ایجاد مشکلات فراوان برای افرادی که اضافه وزن دارند شده است.

سپس به مزایای لاغری و تناسب اندام توجه کنیم که تا چه اندازه می تواند باعث شادابی و سلامتی روحی و جسمی ما شود.

به سلامتی افراد متناسب توجه کنید.

به قدرت بدنی و سلامتی جسمی افراد متناسبی که حرکات ورزشی هنرمندانه ای اجرا می کنند توجه کنید.

هیچ فرد چاقی قادر به اجرای این حرکات زیبای ورزشی نیست.

به افراد متناسبی توجه کنید که در سنین بالا در سلامتی کامل هستند.

به راحتی نشستن و برخواستن افراد متناسب توجه کنید.

به طریق مختلف باید برای ذهن خود منطقی کنید که تناسب اندام و لاغری برابر با سلامتی جسمی است.

نکته قابل توجه این است که وقتی بیاموزید برای خود منطقی کنید که حالت پیش فرض جسم ما متناسب بودن است بنابراین منطقی کردن سلامتی بعنوان حالت پیش فرض و طبیعی برای جسم کار ساده ای خواهد بود.

همانگونه که تناسب اندام حالت طبیعی جسم ما می باشد سلامتی نیز ویژگی طبیعی جسم ما می باشد که به دلیل عدم توجه به رعایت موازین بهداشتی و رعایت دستورالعمل های سلامتی باعث به خطر انداختن یا اختلال در سلامتی جسمی خود می شویم.

برای رهایی از چاقی و رسیدن به تناسب اندام ایده آل لازم است که فرمول اشتباه ترس از بیماری و ضعیف شدن بخاطر لاغر شدن را در ذهن خود به شکل صحیح اصلاح کنید.

در ذهن بسیاری از افراد چاق، سلامتی یکی از مزایای چاقی است.

آنها تصور می کنند بخاطر اینکه غذای بیشتری می خورند بدن قوی تر و محکم تری نسبت به افراد لاغر دارند به همین دلیل میزان سلامتی آنها بیشتر از افراد لاغر است.

این افراد وقتی از چاقی به تنگ می آیند و دوست دارند لاغر شوند به صورت ناخودآگاه در ذهن آنها در معرض خطر بیماری و ضعیف شدن قرار می گیرند. چون در ذهن آنها ضعف و بیماری از ویژگی های لاغری است.

در سال هایی که اضافه وزن داشتم هر بار که تصمیم به لاغری می گرفتم اگر در فصل مدارس بود مادرم به شدت مخالفت می کرد و اعتقاد داشت الکی خودم رو ضعیف نکنم که در فصل مدارس مریض نشم.

نکته جالب توجه این که در اقدامات متعدد برای لاغری هر بار که مقداری از وزن من کاهش پیدا می کرد به طریقی که برای دیگران قابل مشاهده بود نصیحت های اطرافیان مبنی بر بیشتر لاغر نشدن شروع میشد.

زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم متوجه شدم یکی از مهمترین دلایل لاغر نشدن افراد چاق ترس های آنها از لاغر شدن است.

یکی از ترس هایی که درباره لاغر شدن در ذهن من بود ترس از ضعف شدن و بیماری بخاطر لاغر شدن بود.

برای برطرف کردن این فرمول اشتباه سعی کردم برای خودم منطقی کنم وضعیت چاقی منشا بیماری های متعدد است و لاغری دلیل سلامتی جسمی می باشد.

اگر در منطقی کردن تناسب اندام بعنوان حالت پیش فرض جسم خود به خوبی عمل کرده باشیم منطقی کردن سلامتی و لاغری کار ساده ای خواهد بود.

همانطور که تناسب اندام حالت پیش فرض جسم ما می باشد، سلامتی نیز یکی دیگر از پیش فرض های جسم ما می باشد.

همه انسانها باید در سلامت کامل جسمی باشند اگر نیستند بخاطر افکار و انتظاری است که از خودشان دارند.

بسیاری از انسانها کاملا پذیرفته اند که طبیعی است که بیمار باشند. و برای انتظار خود برای بیمار شدن دلایل متعددی دارند.

اما واقعیت وجود ما سلامتی کامل جسمی و روحی است.

همانطور که تناسب اندام حالت طبیعی بدن ما می باشد، سلامتی نیز از ویژگی های اولیه جسم ما می باشد.

پس من در ذهنم تناسب اندام یا لاغری را برابر با سلامتی کامل جسمانی قرار دادم.

برای لاغر شدن باید به طریقی که احساس بهتری دارید برای خود منطقی کنید که لاغری برابر است با سلامتی کامل جسمی.

در این صورت تمایل ذهن ناخودآگاه شما برای لاغر شدن بیشتر خواهد شد و ترس از لاغری در شما کمرنگ خواهد شد.

 

3- لاغر شدن باعث لاغری صورت و زشت شدن می شود.

ترس واضح دیگری که بسیاری از افراد چاق آن را در خود مشاهده می کنند ترس از لاغر شدن صورت بخاطر کاهش وزن و سایز است.

آنها دوست دارند لاغر شوند بدون اینکه صورت آنها تغییر کند.

از زبان افراد چاق زیادی شنیده ام که اگر چه چاقی باعث دردسر و ناراحتی آنها می باشد اما حداقل باعث زیبایی صورت آنها شده است.

این فرمول اشتباه و بسیار خطرناک است و به راحتی می تواند مانع لاغری افراد چاق شود.

حتی اگر چاقی باعث زیباتر شدن صورت بشود به نسبت مشکلاتی که در سایر بخش های جسم بوجود می آورد ارزش و اهمیت ندارد.

چرا که به مرور چاقی چنان در جسم ما گسترده می شود که زیبایی صورت نمی تواند زشتی چاقی سایر بخش های جسم

را مخفی کنید.

پیام هایی زیادی از علاقمندان به لاغری دریافت می کنم که درباره ترس آنها از لاغر شدن صورتشان است.

بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند محصوصا خانم ها دوست دارند لاغر شوند اما دوست ندارند صورت آنها تغییر کند.

البته عده ای عده ای علاه بر صورت در مورد بازوهای خود نیز چنین نظری دارند.

آنها می خواهند لاغر شوند اما به شرطی که صورت و بازوهای آنها لاغر نشود.

ترس از لاغر شدن صورت به تنهایی می تواند مانع لاغری جسمی شما شود.

برای لاغر شدن باید این ترس را در خود از بین ببرید.

باید برای خود منطقی کنید که شما برای داشتن اندامی متناسب و ایده آل خلق شده اید.

در حالت ایده آل نیاز به چاق بودن صورت یا بازوها نیست.

تناسب اندام به همخوانی کلیه اعضای بدن گفته می شود به شکلی که هر عضو در بهترین حالت خود باشد.

در این صورت نگران صورت یا بازو یا هر قسمت از بدن بودن کار بی هوده و مانع لاغر شدن می شود.

در سال هایی که اضافه وزن داشتم بارها از طریق روش های مختلف برای لاغر شدن اقدام کرده ام.

هربار که میزان کاهش وزن و سایز من به مقداری می رسید که برای دیگران قابل مشاهده بود اولین تذکر آنها در مورد صورت بود که تاکید می کردند اگه بیشتر لاغر بشی صورتت زشت میشه.

تذکر بعدی درباره شل شدن پوست بود و عده ای عقده داشتند که لاغر شدن باعث زردی چهره من شده است.

خلاصه دیدگاه ها متفاوت بود ولی همگی تاکید بر بیشتر لاغر نشدن داشتند.

 

به لطف خدا از زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم و به طریقه عملکرد ذهن پی بردم، متوجه شدم که انجام هرکاری برای ذهن سخت و دشوار باشد به طریق مختلف مانع انجام آن کار می شود.

این ویژگی ذهن را در بارها اقدام کردن برای لاغر شدن به خوبی تجربه کرده بودم.

هربار که تصمیم به اجرای برنامه رژیمی یا ورزشی برای لاغر شدن می گرفتم بعد از چند روز ادامه آن روش برای من سخت می شد و انقدر فشار ذهن و عصبی در من افزایش پیدا می کرد که نمی توانستم به تصمیم خود برای اجرای آن برنامه ها عمل کنم و همه چیز به حالت قبل بر می گشت.

هرچه بیشتر در مسیر لاغری با ذهن ادامه دادم مطمئن تر شدم که اگر می خواهم لاغر شوم باید در ابتدا لاغر شدن را برای ذهن خودم ساده و دست یافتنی کنم به طریقی که هربار به لاغر شدن قکر می کنم احساس ترس و ناراحتی از اجرای برنامه های رژیمی یا ورزشی نداشته باشم.

سپس ترس از لاغر شدن را در خودم کمرنگ کنم.

اجرای این دو مرحله تاثیر بسیار زیادی در موفیت من برای لاغر شدن داشت.

ترس از اجرای روش های قبلی برای لاغر شدن را با انجام تمرینات ذهنی ساده و تاثیر گذار که در دوره ورود به سرزمین لاغرها به طور مفصل درباره آن ها توضیح داده شده است به شکل قابل توجهی کمرنگ کرده و به مرور کاملا از بین رفت و آن ترس و وجشت اجرای روش های لاغری به شوق و اشتیاق اجرای روش های ذهنی برای لاغر شدن تبدیل شد.

ترس از لاغر شدن به خاطر شل شدن پوست، لاغر شدن صورت یا زرد شدن چهره و … را با توجه کردن به افراد متناسب که چهره شاداب و همچنین صورت زیبایی داشتند در خودم کم رنگ کردم که البته هرچه متناسب تر می شدم بیشتر باور می کردم که لاغر شدن باعث زشتی من نمی شود بلکه باعث سلامتی و زیبایی و شادابی من شده است.

ترس از لاغر شدن به طریق مختلف در افکار ما وجود دارد و به راحتی می تواند مانع لاغری ما شود.

اگر رویای لاغر شدن دارید باید شجاعت روبرو شدن با ترس های لاغر شدن را در خود ایجاد کنید.

برای ایجاد شجاعت لاغر شدن باید برای ذهن خود منطقی کنید که لاغر شدن ترس ندارد.

مهمترین موضوعی که باعث تشدید ترس از لاغر شدن می باشد فرمول های چاقی است که از سالها قبل در ذهن ما ایجاد شده اند.

به عنوان مثال شاید شما هم مثل من بارها شنیده باشید که تپل شدن یا چاق شدن باعث می شود که انسان قوی تری باشیم.

حالا فکر کنید شما می خوای لاغر بشی

این فرمول اشتباه به شکل معکوس در ذهن شما ایجاد می شود.

“لاغر شدن باعث ضعیف شدن و ناتوانی جسمی می شود.”

شکل گیری این فرمول به راحتی باعث ایجاد ترس از لاعری در ذهن ما می شود.

هر موضوعی که به عنوان مزیت چاقی در ذهن ما ثبت شده است برای لاغری به ترس های ما تبدیل می شوند.

با خود فکر کنید و مزایای چاقی را در ذهن خود بررسی کنید.

هرچه بیشتر غذا بخوری قوی تر می شوی.

آدم های چاق صورت سرخ و سفیدی دارند.

چاقی باعث مقاومت بدن در برابر بیماری ها می شود.

هر دلیل مثبتی برای چاقی در ذهن ما وجود داشته باشد همان دلیل به ترس از لاغری تبدیل خواهد شد.

اگه بخوام لاغر بشم باید کمتر غذا بخورم و بدن من ضعیف خواهد شد.

اگه من لاغر بشم صورتم زرد و بی روح می شود.

اگه من لاغر بشم بدنم ضعیف می شود و ممکن است مریض شوم.

اینها چند مثال از تبدیل شدن مزایای چاقی به ترس های لاغری است که هر کدام از آنها می تواند مانع لاغر شدن ما شود.

موضوع ترس در ذهن ما فقط مربوط به لاغری نیست بلکه در تمام جنبه های زندگی ما وجود دارد.

ترس از عاشق شدن

ترس از ادامه تحصیل دادن

ترس از بچه دار شدن

ترس از ثروتمند شدن

ترس از مستقل شدن

ترس از جدا شدن

و بسیاری ترس های دیگر که هر کدام به تنهایی مانع تغییر زندگی ما در آن موضوع می شوند.

بنابراین اگر رویای لاغر شدن دارید باید شجاعت روبرو شد با ترس های خود را داشته باشید.

باید تصمیم قاطع بگیرید که من می خواهم لاغر شوم و ترس های لاغری را تجربه کنم.

باید در خود این اطمینان را ایجاد کنید که ترس های من درباره لاغری واقعی نیستند.

باید در ذهن خود فرمول هایی ایجاد کنید که مزایای لاغری را مشخص می کنند.

همانطور که سالها درباره مزایای چاقی در ذهن خود فرمول های متعدد ایجاد کرده ایم، اکنون باید ذهن خود را مملو از فرمول های جدید درباره مزایای لاغری بکنیم تا به مرور ترس ما از لاغری به شجاعت برای لاغری تبدیل شود.

منتظر خواندن تجربه های شما درباره ترس از لاغری داشتن و تصمیم برای مواجه شدن با ترس های خود هستم.

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=24112
برچسب ها:

دیدگاه ها

16 نظر در مورد ترس از لاغری نداشته باشید!

درباره آنچه درک کردید بنویسید

      1399/11/28 11:07
      مدت عضویت: 584 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 560 کلمه


      (شرح عالی، اشتیاق و استمرار، انجام عالی تمرینات)
      .
      سلام . این مبحث خیلی جالب بود .
      ترس های ما نسبت به لاغر شدن و یا لاغر نشدن مانع لاغری ماست .

      یکی از ترس های من برای لاغر شدن محدودیت غذاییست .

      میترسم لاغر بشم که غذاهام رو کنترل کنم .
      میترسم لاغرتر بشم که غذاهام رو کم کنم .
      هروقت من به صورت ارادی به خوردن و قضایای خوردن می پردازم احساسم نسبت به لاغری بد میشه .
      کم کردن یا کم شدن غذا یکی از بزرگترین ترسهاییست که ادامه ی لاغری رو برای من غیر ممکن کرده .

      من باید به میلم توجه کنم وقتی دوست دارم یه چیزی رو بخورم و نمیخورم این در من ترسی رو نسبت به لاغر شدن ایجاد می کنه که نمیزاره ادامه بدم .

      ببینید ترس از کم رساندن مواد غذایی به بدنم حتی یک لقمه نمیزاره لاغر بشیم .

      استاد همه ی ترسها رو در ذهن چاق به راحتی میشه بر اون غلبه کرد . اما ترس از کم شدن غذا برای لاغری چیزیه که واقعا انگیزه ی آدم رو برای لاغر شدن بیشتر میگیره .

      قانون گذاشتن و ترک اعتیاد و اینجور حرفها واقعا باعث میشه من نسبت به لاغری ترس داشته باشم .

      ترس از محدودیت .
      لاغری ما باید با آزادی و کاملا دلخواه انجام بشه .

      ولی هر وقت صحبت از غذا در مسیر لاغری میشه
      حس محدودیت و محرومیت از غذا خوردن باعث میشه ذهن نزاره ما به سمت لاغری حرکت کنیم .

      حتی یک لقمه برای ذهن میشه کوهی از نخوردن .

      و نخوردن یعنی کاهش لذت .
      هر چقدرم میگیم لاغری محدودیت نیست ولی چون باز حواسمون میره به کاهش غذا اتفاقا پرخوری بیشتر خودشو به ما نشون میده .

      از طرفی میل من مناسب اندام چاقه . پس اگه بخوام لاغر بشم باید به ذهنم بگم میل منو مطابق یک اندام ایده آل تنظیم کن .
      مقدار غذای دلخواه منو به اندازه ی وزن ایده آلم تنظیم کن .
      برای رسیدن به وزن ایده آلم میلم به خوردن رو تنظیم کن .

      و باید بتونیم میل خوردن رو در زمان تناسبمون پیدا کنیم . به یاد بیاریم . میل ما چطور بود و ذهن اون رو به ما دیکته کنه .

      میل ما مطابق وزنی که هستیم تغییر می کنه .

      مسلما ما اگه ذهنمون رو در جهت وزن ایده آل تصور کنیم میل ما نیز مطابق همون تنظیم میشه .
      حتی نباید بگیم کاهش پیدا میکنه .
      باید بگیم تنظیم میشه .
      میل ما مطابق وزن ایده آل تنظیم میشه . خودبخود . چون این پیشفرض ذهنه .

      و بعد ذهن رو در این جهت رها کنیم و سایر موانع رو بررسی کنیم و لذت ببریم و اجازه بدیم میلمون مطابق وزن ایده آلمون تنظیم بشه . به برنامه هاش ایمان داشته باشیم .
      میل وزن ایده آل در ذهن ما هست و ما فقط باید اجازه بدیم اون رخ بده .
      میل وزن ایده آل و حتی گرم به گرم به اون وزن که نزدیک میشیم دقیقا میلمون تغییر می کنه .
      پس هیچ برنامه قانون و نظم مشخصی وجود نداره و آزادی تمام در هر لحظه جاریه .

      من اینطور که خودم رو آزاد میزارم و احساس محدودیت غذایی در لاغری رو برای خودم برمیدارم انگیزه ام برای کاهش وزن بیشتر میشه .
      و ترس از محدودیت غذایی در وجودم کمرنگ میشه و ذهنم اجازه میده من برگردم به مسیر لاغریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/06 21:01
        مدت عضویت: 193 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        ممنون 😍 دوست عزیز ازخوندن نوشتتون لذت بردم. خیلی عالی شرح دادین.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/15 20:19
      مدت عضویت: 503 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 743 کلمه

      ترس از لاغری نداشته باشیم،
      سلام وقت همگی بخیر ،
      تاریخچه چاقی من برمیگرده به بدنیا اومدنم که تپل بودم ،من دختر سوم خانواده بودم وخواهران قبلی من هر دو بسیار لاغر بودند و با بدنیا اومدنم خانواده خوشحال شده بودن ،دیگه اون حالت تپل روی من موند،بی برو برگرد خودمو چاق تصور میکردم و البته در سنین کودکی چاقیم یک آپشن خیلی عالی بود که زیاد از پدر ومادر شنیده بودم و احساس غرور داشتم و خودمو یه سر وگردن بالاتر از خواهرام میدیدم ،تا اینکه این تپل بودن کشیده شد به اضافه وزن ،دیگه ۱۰ ساله شده بودم که پدرم بشدت از اوضاع جسمی من ناراضی بود وفشارهای زیادی روی من داشت ومرتب سرزنشم میکرد در نهایت میزان غذا و تعداد خوردن دفعات غذارو پدرم برام تعیین کرد،از همون سنین من متوجه شدم تمام خوراکی ها ترسناک ومضر وچاق کننده هستند مخصوصا اگر در وعده شام خورده بشن،ترس از خوردن هر نوع خوراکی ممنوعه ،روح و روان منو خدشه دار کرده بود،از خودم بدم اومده بود،اطرافیانم مسخره م میکردن و در من احساسات بد وبی عزت نفسی فوران میکرد،مدام در فکر این بودم که حالا که رژیم هستم پس چرا لاغر نمیشم ؟ در سن ۱۷ سالگی من ۷۲ کیلو بودم واین موضوع پدر منو دیونه میکرد🙁 از فشار زیاد ،به یواشکی خوری عادت کرده بودم و پیش پدرم مظلوم نمایی میکردم که ببین من هیچی نمیخورم ولی چاقم 😄 ولی پدرم دست بردار نبود و این پروسه ادامه داشت ،،ترس از لاغر نشدن هم به ترس های دیگه مم اضافه شد ،،اون زمان ها مد بود هر کسی میخواست لاغر بشه شام نمیخورد و میرفت کلاس ایروبیک ،منم در سن ۱۸ سالگی همراه با رژیم به باشگاهی رفتم ومیزان قابل توجهی هم وزن و سایز کم کردم واز اون به بعد مرتب در باشگاها ،رژیم ها،متد ها ،دم نوش ها،راهکارها وووووو چرخیدم و یه عالمه تجربه های متفاوتی دارم که اصلا دوسشون ندارم و برام تداعی خاطرات ناراحت کننده و محدودیت هاست ،اوایل ورودم به دوره لاغری ،اضطراب داشتم که نکنه لاغر نشم و آبروم پیش دوستم بره ،آخه دوستم موافق خرید این دوره نبود و قبول نداشت،هر چند الان خودشم تو دوره است😁همین حالاشم گاهی منفی بافم میگه تو بیشتر از این لاغر نمیشی ،تلاش نکن ولی من توجهی نمیکنم و با اشتیاق ادامه میدم،،اینکه بیس وجود ما سلامتی و متناسب بودنه ،حس خوب و امنیت به من میده که من میتونم با برطرف کردن موانع و آلودگی های ذهنیم ،به جسم متناسب طبیعی بدنم دست پیدا کنم و در حال حاضر در حال ترمیم آسیب هایی هستم که نااکاهانه به خودم رسوندم،با این تمرینات خیالم راحته که در حال ساخت نقشه های جدید ذهنی هستم و بخوام نخوام متناسب شدن نتیجه این تمرینات و آگاهی هاست،،برای بودن در مسیر طبیعی لاغری ،فقط کافیه افکار واحساسات چاقیو تکرار نکنم،،وقتی نوجوان بودم باور داشتم که به راحتی لاغر میشم و براحتی لاغر هم میشدم ولی زمانیکه سنم بالاتر میرفت ،محدودیت هایی برام پیش میومد و روند لاغر شدنم آهسته تر شد و در انتها دیگه هر کاری میکردم لاغر نمیشدم و لاغر شدن برای من مثل یک رویا شد ،،در مورد باور بیماری ،بدلیل اینکه خواهرای بزرگ من مرتب بیمار بودن ودلیلشم لاغر بودنشون میدونستن،در ذهن من چاقی مساوی بود با سلامتی،قدرت،بدن قوی ،ابهت وووو انقدر برای خوب غذا خوردنم و قوی بودنم ،تشویق شدم که این باور در من شکل گرفت ،،،وقتیکه باردار بودم و ۹۸ کیلو شده بودم ،کمر درد گرفتم و سالها دکتر میرفتم ودکترها اعتقاد داشتند که دیسک کمر دارم وباید مراقب باشم،هر چند من هیچ وقت مراقب نبودم و همیشه در حال انجام حرکات ورزشی مورد علاقم بودم،خدارو شکر چندسالیه که در دوره های کنترل ذهن هستم ،بعضی از مسائل بدنی م هم عالی شده ولی من ۲۲سال پیش پذیرفتم که زایمان واضافه وزن باعث کمر درد میشه ،هر انچه رو که من پذیرفتم ،با همون ها روبرو شدم واین قانون باورهاست،،منم ترس از کوچیک شدن،زرد وزشت شدن،چروک شدن صورت رو داشتم ،همیشه به من میگفتن تو صورتت درشته،لپ داری خوبه،صورتت عامه پسنده،طراوت داری،مهربونتری،خوشحالتر بنظر میرسی،،،تمام سالهاییکه در رژیم های سخت بودم ترس از خوردن در من زیاد بود، بعد از رژیم هم ترس از اتمام رژیمو داشتم،در ذهن من خوردن مساوی با چاقی بود ،زمانهاییکه گرسنه بودم ،گرچه زجر میکشیدم ولی خیالم راحت بود که چاقتر نمیشم،،در ذهن من لاغر شدن مساوی رجر کشیدن بود،،متناسب بودن مزایایی بیشماری داره ، احساس آرامش،لذت،شادی،زندگی نرمال داشتن،اعتمادبنفس،عزت نفس،آزادی در خوردن،آزادی در پوشیدن،انجام کارهاییکه علاقمندیم،قویترشدن،خوشحالتر بودن ،
      با خوندن این مقاله بازم باورها و ترس های ریشه دارم شخم زده شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 20:11
      مدت عضویت: 298 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 388 کلمه

      سلام استاد گرامی ودوستان خوبم من این مقاله رو بادقت خوندم وتقریبا حدود ۹ماه دارم باسایت تناسب فکری دوره رایگان فایل ها کارمیکنم وهنوز توفیق نداشتم که دوره هاروبخرم ولی ان سالله میخرم مطمینم حالا بریم سر اینکه چی فهمیدم من درباره این مقاله همش رو روی خودم بردم ودیدم چه اشکالی دارم من این رو بگم که حدود تقریبا دوهفته است که در برخورد باعداها خیلی تغییر کردم این روزها اندازه میخورم وهیچ ترسی از خوردن خدارو شکر ندارم واگر احیانا یک وعده رو زیاد میخورم میگم اشکالی نداره بدنم میدنه چطور اصافه این غدا رواز بدنم خارج کنه چون میبینم پسرم که خوش اندام است یک روز ازمن بیشتر میخوره ویک روز کم میخوره ولی اصلا در روزی که زیاد میخوره به این فک نمیکنه که چاق میشه منم میگم مثل این مگه من روخدا طوری دیگه افریده اصافی غدای اون هرجا میره بدای من هم همین طوره ناگفته نمونه که پسرم ۱۷ سالش وبسیار بی تحرک هستش ولی خوش تیپ هستش ولی مشکلی که الان دارم فهمیدم اینه که من میترسم که لاعر نشم وهی میرم جلو ایینه وخودم رو نگاه میکنم وهی میگم هیچ فرقی نکروم ولی شب یلدا همه بهم گفتند لاعر شدی ولی خودم چون هنوز فرمولهای اشتباه دارم وتصویر خودم هنوز چاق هست نه مقل سابق ولی هنوز جای کاردارد ولی من مطمینم که با این فایل وسایت حتمااین فرمول وتصویر درست میسه ولی خداروشکر استاد در موارد دیگه زندگی ام که دورهای تغییر زندگی رو گوش دادم ومخصوصا دوره طعم خدا اینقدر زندگی ام تعییر کرده واز همه مهمتر خودم و فکرهایم ودیدگاههایم و خدا وباز از همه مهمتر شناخت خودم که شناخت بهتر از خدا میاره خدایاشکرت شکرت میدونید چرا توی این زمینه ها موفقترم خودم میگم چون در این موارد هایی که گفتم هیچ فرمول خرابی در دهنم نبوده والان خدارو شکر فرمول درست دارم وارد میکنم ولی درمورد چاقی چندین ساله که فرمولهای اشتباه وارد کردم والان باید اول اونه رو بشناسم وبعد ا نها رو تعییر بدم خودش پروسه طولانی تری میشه ولی مطمینم موفق مبشم ویک روز که دیر نیست همین جا مینویسم که توی این قسمت(تناسب اندامم) هم موفق شدم ان شالله وباز دوباره خداروشکر که هست وهوای من وخانواده ام رو داره وخدارو شکر که این سایت واستاد هست وهر روز چیز جدیدی داره خدایا بابت این همه اتفاقات خوب سکرت شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/10/13 13:30
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه


      به نام خدای عزیز ومهربانم که در همه حال من رو برای رسیدن به خواسته م کمک ویاری میکنه وسلام به استاد گرانقدر ودوستان همراهم 💖💖💖
      با خوندن این مقاله بیشتر برام واضح شد که بزرگترین مانع من برای رسیدن به تناسب اندام ترس بوده که در شکلهای مختلف درمن ظاهر شده اول اینکه ترس از لاغری وضعف وبیماری که خیلی در من قدرتمند بود وهنوز هم وجود داره ولی میزانش کمتر شده واون اینکه افراد لاغر همیشه بیمارن به قول مادرم یه باد بهشون بخوره سرما میخورن این حرف رو بارها از دهان مادرم شنیدم که طفلی مثلا دختر خالم از بس چیزی نمیخوره لاغر وضعیفه مدام مریضه یا افراد لاغر دیگه ای که بدن سالمی ندارن واین باور رو درمن قوی کرده بود که همین لایه ضخیم چربی که در بدن من وجود داره باعث سلامتی وقدرت بدنی من شده ویه چیز دیگه ای که ربط داشت به همین قدرت ابهتی بود که به خاطر هیکل درشت وچاق بدست میاد وبرای انجام کارهایی که افراد لاغر جون انجام اونها رو ندارن مثل بلند کردن وجابجایی یه وسیله سنگین از زمین
      عامل دیگر ترجیح دادن چاقی بر لاغری در من میشد لاغر شدن مساوی با صورت بی رنگ وروبود وقتی با روشهای غلط بارها وبارها مبادرت به رژیم گرفتن میکردم وسختیهای زیادی میکشیدم وگرسنگی های وحشتناکی رو تحمل میکردم که نتایج قابل قبولی رو هم در بر داشت ولی به خاطر اون فشارها وگرسنگی های خصوصا شبانه دچار رنگ ورویی زرد وصورتی داغون میشدم ،ولی در این روش به خاطر اینکه ما اصولی پیش میریم مطمعنم که خبری از نا زیبایی صورت وشل شدن پوست نیست چون هر وقت گرسنه باشیم غذا میخوریم، به اندازه میخوریم نه کمتر ،وهوس هر خوراکی کنیم درموقع لزوم به اندازه نیاز میخوریم که باعث میشه نسبت به مواد غذایی حریص نشیم کاری که در رژیم میکردیم این بود که اینقدر منع مصرف انواع غذاها وتنقلات داشتیم که بعد از اتمام رژیم همش دنبال این بودیم که نخوردنهایی که باعث عقده در وجودمون شده رو جبران کنیم بنابراین ترس از لاغری ونا زیبا شدن صورت در من خیلی خیلی کم رنگ شده
      یه ترس دیگه ای که شاید خنده دار باشه ودر وجود من بوداینه که هر وقت لاغر میشدم دلم به حال خودم میسوخت ودچار عذاب وژدان میشدم که بدنم رو انگار دچار قحطی کردم ومدام مانع خوردن ولذت بردن خودم میشم ووقتی در آینه به خودم نگاه میکردم وبدن لاغرشده م رو میدیدم برام غریبه بود که این من نیستم من باید تپل وبا ابهت باشم نه اینطور لاغر ومردنی ورنجور شاید چاق بودن رو طبیعی خودم میدونستم و این مانع هم مطمئنم با تمرین وگوش دادن فایلها برطرف میشه شاید موانع خیلی زیاد دیگه ای هم باشه که فعلا به ذهنم نمیاد
      در مورد موانعی که گفتم میخوام ترسم رو در مورد لاغر شدن به اشتیاق برای سلامتی تندرستی چابکی وفرزی جوان شدن صورت پوشیدن لباسهای دلخواه انجام آسان خرید لباس در سایز دلخواه انجام ورزشهای دلخواه مثل شنا در استخر عمومی لذت از نگاه کردن به خودم در آینه تبدیل کنم
      پس وقتی کاری به سختی چاقی رو انجام دادم که طبیعی بدنم نبوده لاغری که طبیعی من هست رو به بهترین شکل انجام میدم لاغر شدن آسانترین کار دیناست با شرطی که اصولی پیش برم واین گفته استاد رو آویزه گوش کنم که لاغری طبیعی بدن ماست وچاق شدن باید غیر طبیعی باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 11:40
      مدت عضویت: 572 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      سلام به همگی 😍
      واقعا همینطوره من اصلا دوست نداشتم صورتم رنگ پریده به نظر بیاد یا پوستم شل بشه .
      ولی تو یکی از فایلا اشاره کردید که ذهنمون قدرت باور نکردنی داره.
      مثلا اگه بخوایم همزمان که لاغر میشیم پوست و موهای خوبی هم داشته باشیم کاملا امکان پذیر است.
      منم با این فرمول دارم ادامه میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 10:01
      مدت عضویت: 574 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 23 کلمه

      سلام آقای عطا روشن. امکانش هست برای این مقاله یه فایل صوتی یا تصویری بذارید؟ به نظرم حرف ندارن . مشکل خیلی هاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/13 15:16
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلام دوست عزیز
        انشاالله در قسمت نکات طلایی لاغری قرار داده می شود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 09:37
      مدت عضویت: 579 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 423 کلمه


      صبحم را با این نوشته و مقاله ی زیبا و پراز نکته استاد آغاز کردم پس به شکرانه‌ی این همه اطلاعات و آگاهی هایی که به دستم رسیدمی خوام از ترس های لاغریم بنویسم. استادعزیز من هم سال ها اسیر ترس های لاغری بودم. یادمه یه سال پشت کنکور که درس می خوندم مرتب بهم می گفتن تو چشات ضعیفه باید غذا زیاد بخوری که ضعیف تر نشه اگرچه اون موقع اسیر این باور نشدم اما همیشه ترس داشتم که اگه به میزان کم بخورم چشمام ضعیف تر میشن وچیزی نمی بینم. وقتی ازدواج کردم هرجایی که می رفتم همه بهم می گفتن یه مقدار بیشتر بخور که تپل تر بشی و تو لباسات قشنگ تر بشی. مردا زن زیاد لاغر دوست ندارند تازه اگه باردار بشی بچه ت لاغر مردنی به دنیا میاد ترس از به دنیا آوردن یه بچه لاغر و اینکه از چشم همسرم نیفتم باعث شدکه من پرخوری کنم و چاق بشم.وقتی زایمان کردم فقط خودم چاق شدم و بچه همون وزن معمول ۳کیلو را داشت. این دفعه شروع به رژیم گرفتن کردم و هر کی منو می دید می گفت شیرت کم میشه و بچه رشد خوبی نمی کنه بازم ترس از این کار باعث شد که بی خیال لاغری بشم و رهاش کردم بعد از اون رفتم سراغ ورزش خوبم وزن کم کردم اما هر کی منو می دید می گفت تپلی به صورتت بیشتر میاد الان پوستت سیاه شده انگار خیلی خسته و داغونی. ترس از سیاه و چروک شدن پوستم باز هم مانع من برای لاغری شدو در طول این سال ها همیشه ترس هایی همراهم بود تا این که زانو دردی گرفتم که از پله ها نمی توانستم به خوبی بالا و پایین برم وقتی به دکتر مراجعه کردم بهم گفت کمی وزنتو کاهش بده و به سلامتی بدنت بیشتر برس این برام یه شروع خوب بود وقتی با لاغری ذهنی آشنا شدم کم کم ترس هامو کنار گذاشتم دربین دوستام دنبال اونایی بودم که لاغر و سالم هستن و اصلا هم پوستشون چروک و پیر نشده. در اینترنت خانم های متناسب را می دیدم که هر لباسی دلشون میخواد می پوشن و خیلی هم شاد وسرحالند. افراد لاغر سایت را نگاه می کردم و به نظرم خیلی پوستشون شاداب تر از عکس های چاقیشون میومد و این‌که خود استاد نمونه واضح و آشکاری که هر روز به نظرم شاداب تر و سرزنده تر میشن
      استاد عزیز برای شما سلامتی و تندرستی آرزومی کنم و خوشحالم که درمسیر درست و همراه شما هستم و قدم در این راه گذاشتم و همیشه ادامه خواهم داد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 01:30
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی
      چه مقاله ارزشمندی بسیار ممنونم برای وقتی که می گذارید و برای کمک کردن به ما چنین نکات طلایی را به ما آموزش میدهید خیلی لذت بردم و به آگاهی هایم اضافه شد 🙏🙏
      باید به این موضوع دقیقا فکر کرد و برای یافتن موانع جستجو کرد در حال حاضر چیزی به فکرم برای ترس از لاغری نمی رسد اما حتما در باره اش فکر میکنم و این راه کارهای با ارزشی که آموزش داده شد را به اجرا می گذارم
      من پیشنهاد میکنم به دوستانی که این باور و یا ترس را دارند که لاغر شدن باعث میشود که پوستشان افتاده و یا صورتشان زشت میشود به آلبوم شگفتی سازان در سایت مراجعه کنند و صورت این دوستان را با زمان چاق بودنشان مقایسه کنند تا متوجه شوند که نه تنها صورتشان زشت نمی شود بلکه زیباتر هم میشود 👏👏👏
      باید بگویم در عکسهای بعضی از خانمها زمان لاغری شان مثل این است که عکس دخترشان هست اینقدر صورتشان زیبا و جوان میشود 😊😊😊
      باز هم تشکر میکنم برای این مقاله عالی و آموزنده 🙏🙏👏👏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 01:01
      مدت عضویت: 520 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 482 کلمه


      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام
      اونقدر این مقاله عالی و تمام وکامله که من نمیدونم چی بگم واقعا
      دقیقا از زبان ترس های من صحبت کردین و قوت قلب دادین
      یکی از دوستای چاقی که داشتم با تغییر یک باور لاغر شد
      یه بار خیلی پرخوری میکرده و یکی بهش میگه درست و به اندازه بخور نترس نمیمیری
      اونم دیگه درست رفتار میکنه و بهم گفت باورت میشه من فکر می کردم اگه چاق نباشم و بیش از نیازم نخورم میمیرم؟
      اون مشکل عمده اش با تغییر یک فرمول خییلی خیلی حل شد
      و از سال های قبل این خانم رو متناسب دیدم
      ولی من مجموعه کامل و جامع و با اشتیاق زیادی از فرمول های چاق کننده رو نسبت به دوستم دارم
      شاید باورتون نشه ولی یکی از مزاییایی که یادمه در مورد چاقی شنیدم این بود که آدمای چاق اگه زمین بخورن کمتر در خطر آسیب هستند نسبت به آدمای لاغر
      ولی اینو نگفته بودند که به قوله شما پیش فرض انسان بودن در یک تعادل و تناسب جسمیه و اگه خدا میخواست با چاقی از ما محافظت کنه خب همه ی انسان هارو در شرایط چاق قرار میداد
      عبارت اول مقاله عااااااااااااالی و برای من راهگشا بود
      اینکه اشتیاق به معنای انتظار داشتن از خوده
      من همیشه میخواستم چاق نشم ولی یادم نبوده که خب حالاکه میخوام چاق نشم مشتاق چی هستم ؟
      من اشتیاق به لاغری رو هر بار فراموش میکنم
      با اینکه در این دوره و سایت به صورت مرتب فعال هستم ولی فراموش می کنم که مشتاق لاغری و زیبایی هستم
      الان میدونم وقتی رفتار درست رو انجام میدم باید هدف و انتظارمو در نظر بگیرم که برای یه قدم نزدیک شدن به هدفم ذوق کنم و امیدوار تر بشم
      ترس از لاغر نشدن هم دقیقا یکی از بزرگترین ترس های منم هست
      دقیقا به خاطر یک عالمه تجربه ی لاغری های ناتما م و ناکام و روش های غلط
      ضعیف شدن هنگام لاغری یکی از بزرگترین و ترسناک ترین باور من برای لاغری هست که به لطف این آموزش ها و باورهای متناسب کننده داره درست میشه و من تا آخر عمر باید روش کار کنم
      یادمه یکی از خواهرام دقیقا در زمان قبل از کنکورش خیلی چاق شد
      چون مامانم بهش میگفت باید انرژِ بگیره
      حالا چاق بشه اشکالی نداره
      عوضش اعصابش خورد نمیشه درست درسشو میخونه و بعد دوباره لاغر میشه و خواهر من دیگه لاغر نشد
      همیشه انسان های ضعیف و بیمار و فقیر لاغر نشان داده شدند
      ولی آخه چه ربطی داره
      من بودم که شنیدم هر کسی هر چیز بی ربط و غیر علمی رو ربط داده به لاغری یا چاقی من زود باور کردم
      خدا ببخشه منو که از این قدرت فکر یه زمانی اصلا استفاده نکردم و سرمو اندااختم زیر هر چی هرگی گفت گفتم خب درسته دیگه
      مامانم گفته دیگه
      مامان بزرگم گفته دیگه
      الی آخر
      چقدر ممنونم چقدر خوب شد امشب با اینکه خسته بودم ولی سایتو چک کردم و آموزش دیدم و قبل خواب با دوره کردن یه سری فرمول های درست می خوابم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hedyeazari12345678@gmail.com
      1399/10/13 00:24
      مدت عضویت: 126 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      با سلام بنده مدت يك ماه هست كه از فايل هاي رايگان شما استفاده ميكنم و در اين مدت هر روزه فايلاي شما رو به ترتيب گوش ميدهم و و تمرين هاي مربوط به اون رو انجام ميدم

      تعهد نامه تهيه كردم و هر روز اون رو با صداي بلند براي خودم تكرار ميكنم

      در مودر اين مقاله كه گذاشتيد من باور هاي محدود كننده ندارم بيشتر باور هاي من مربوط به غذاست و اينكه غذا باعث چاقي و اضافه وزن من و وًهمه ميشه

      مدتي است رو عبارت ميل ندارم دارم كار ميكنم و طي روز اون رو چندين بار به كار ميبرم

      من فرمول هايي رو در ذهنم دارم جايگيزين فرمول هاي قديمي ميكنم ولي يك سوال برام پيش اومده من بر عكس همه دوستان كه تو نظرات گذاشتن يه مدتي كه تكرار عبارت تاكييدي براي غذا رو انجام ميدم
      تمام حواسم به غذا شده و بيشتر غذا ميخورم ايراد كار من چي بوده

      ايا اين همون ضمير ناخودأگاه من هست كه ميخاد مقاوت كنه و ميخاد من بيشتر غذا بخورم تا فرمول عوض نشه ؟؟؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/13 03:31
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام دوست عزیز
        در مورد مواد غذایی نیاز به عبارت تاکیدی ندارید
        در هیچ فایل آموزشی درباره عبارت تاکیدی برای کنترل خوردن یا برخورد با مواد غذایی صحبتی نشده است
        عبارت میل ندارم یک انتخاب است
        یک عملکرد است
        به هیچ وجه عبارت تاکیدی نیست
        نیاز به تکرار عبارت تاکیدی درباره مواد غذایی ندارید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          hedyeazari12345678@gmail.com
          1399/10/14 01:59
          مدت عضویت: 126 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 7 کلمه

          ممنون بابت اينكه پاسخ بنده رو داديد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          hedyeazari12345678@gmail.com
          1399/10/14 02:43
          مدت عضویت: 126 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 148 کلمه

          بنده چند تا عبارت برا خودم درست كردم و تكرار ميكنم
          مثلا
          من در مسير جذب اندامي مناسب هستم
          من در مسير سوزاندن چربي هاي اضافه بدنم هستم

          من در مسير كاهش وزنم هستم

          من رشته هاي وابستگي بين خودم و چاقي را براي هميشه قطع ميكنم
          من در مسير جذب اندام زيبا هستم

          من در مسير رسيدن به وزن ٦٠كيلو هستم و ازش لذت ميبرم

          من فقط به اندازه نيازم غذا ميخورم

          و …

          اينارو روزانه تكرار ميكنم به نظرتون ادامه بدم

          تو يك فايلي گفته بوديد كه عبارت تاكييدي گفتن فايده نداره استمرار مهمه

          منظورتون از استمرار چي هست

          شما خودتون عبارت لاغر شدن اسان ترين كار دنياس رو فرموديد تكرار كنيم

          چه فرقي بين عبارت تاكيدي كه شما گفتيد با بقيه هست
          با تشكر از سايت عالي و خوبتون

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1399/10/14 04:07
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 47 کلمه

            دوست عزیز
            عبارت لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست وقتی تاثیر داره که باعث بشه فرد اشتیاق و انگیزه پیدا کنه و مطالب آموزشی رو دنبال کنه
            و سپس به آنچه گفته می شه عمل کنه
            والا تکرار فقط و فقط این عبارت هیچ تاثیری در فرد ایجاد نمی کند

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم