0

ترس از چاق شدن مانع لاغری است

1313 بازدید
ترس از چاق شدن

ترس از چاق شدن یکی از موانع مهم لاغر شدن است.

شاید به نظر خیلی منطقی باشد که وقتی از چاقی بدمان می آید به این معنی است که نمی خواهیم چاق تر شویم یا در سمت مقابل به این معنی است که خیلی دوست داریم لاغر شویم.

با این نظریه موافق هستم که وقتی شرایطی باعث ایجاد احساس بد در ما شود به صورت خودبخودی تمایل داریم شرایط به شکلی تغییر کند که ما به احساس بهتر برسیم.

اما باید به این نکته بسیار مهم توجه کرد که توجه ما به چه سمتی متمرکز است.

به سمتی که احساس بد ایجاد می کند یا به جهتی که قرار است ما را به احساس بهتر برساند.

از آنجایی که شرایطی که باعث ایجاد احساس بد در ما می شود به صورت پیش فرض وجود دارد و در آن شرایط ما قصد تغییر شرایط را داریم بنابراین طبیعی است که توجه ما بیشتر به جهتی باشد که باعث ایجاد احساس بد در ما می شود.

این توضیحات را درباره موضوع چاقی و لاغری بررسی می کنیم.

فردی که دچار اضافه وزن می باشد و ابتلا به چاقی باعث ایجاد مشکلات متعددی برای او شده است به صورتی که در بیشتر اوقات زندگی دچار احساس بد و ناامیدی از چاقی است.

تمایلات درونی این فرد همواره درحال هل دادن آن فرد به سمت تغییر شرایط و لاغر شدن است.

اگر فرد برای لاغری اقدام نکند برای همیشه در حسرت و احساس بد باقی می ماند اما معمولا افراد توان مقابله با احساس درونی که نشات گرفته از برخورد با تضاد چاقی است را ندارند و برای لاغر شدن اقدام می کنند.

همه افراد چاق برای لاغر شدن از روش های مختلفی که برای لاغر شدن معرفی و تبلیغ می شود استفاده می کنند و نه تنها لاغر نمی شوند بلکه مبارزات ذهنی و فشار روحی در آنها افزایش پیدا می کند.

هر بار که برای لاغر شدن اقدام می کنند و نتیجه نمی گیرند احساس ناامیدی و ناتوانی در برابر چاقی می کنند و بیشتر باور می کنند که آنها نمی توانند لاغر شوند و باید تا ابد چاق باشند.

عده کمی از این افراد از تلاش برای لاغری خسته و ناامید شده و به حالت تسلیم می رسند و در آن لحظه مقدس هدایت الهی آنها را به سمت لاغری با ذهن هدایت می کند.

همه افرادی که با سایت تناسب فکری به هر طریقی آشنا می شوند با اشتیاق و انگیزه عالی شروع به استفاده از مطالب آموزشی می کنند و تغییرات بسیار زیادی در احساس و انگیزه و امید به لاغر شدن در آنها ایجاد می شود.

اما موانع ذهنی لاغر شدن به راحتی می تواند مانع حرکت آنها به سمت لاغری شود و اگر در مسیر لاغری با ذهن به مهارت شناسایی و رفع موانع ذهنی مسلط نشوید حرکت در این مسیر سخت و در برخی مواد غیرممکن می شود.

شناسایی موانع لاغر شدن به عهده استفاده کنندگان از آموزش های لاغری با ذهن است چون هر فردی بنا به افکار و فرمول های ذهنی خودش موانعی در ذهنش ایجاد شده است که فقط توسط خودش قابل شناسایی است.

آموزش های لاغری با ذهن نحوه شناسایی و برطرف کردن موانع را به هنرجویان آموزش می دهد اما مسئولیت تحلیل افکار و رفتار خود در زندگی و شناسایی موانع و اقدام برای برطرف کردن آنها به عهده استفاده کنندگان است.

ترس از چاق شدن یکی از موانع لاغری است که تقریبا در ذهن همه افراد چاق وجود دارد و به همین دلیل بعنوان یک مانع مشترک در بین افراد چاق مورد برسی قرار گرفته و راهکار برطرف کردن آن ارائه شده است.

این مانع یکی از موانع ذهنی لاغر شدن است که ممکن است در ذهن هر فرد چاق وجود داشته باشد اما اطلاع از آن و نحوه برطرف کردن آن با فرمول اصلی نحوه شناسایی و رفع موانع آشنا می شوید و از این پس می توانید به شکل بهتری موانع لاغری در ذهن خود را شناسایی و رفع کنید.

ترس از چاق شدن به این دلیل در ذهن همه افراد چاق وجود دارد که ما در لحظه ای که تصمیم به لاغر شدن می گیریم و حتی در مسیر لاغری با ذهن همیشه چاقی همراه ما است و ما هر روز چاقی را می بینیم، می شنویم، لمس کرده و تجربه می کنیم.

به عبارتی دیگر شما غرق در چاقی هستید و در عین حال برای لاغر شدن تلاش می کنید.

پس اگر مراقب این مانع ذهنی نباشید به راحتی می تواند شما را در خود غرق کند.

در ماه های اول استفاده از مسیر لاغری با ذهن بارها در منجلاب چاقی غرق شدم.

هربار که درباره چاقی خودم از دیگران می شنیدم همه احساس و خاطرات بد چاقی برای من تکرار می شد و نتایج اولیه مرا به راحتی نابود می کرد و من خسته و ناامید می شدم.

هیچ فایل آموزشی، استاد یا راهنما و حتی فردی که همراه من در این مسیر باشد نبود که با هم صحیت کرده و مقداری به همدیگر انرژی و انگیزه بدهیم.

همه اطرافیان من به شدت عقیده داشتند و دارند که چاقی من ارثی است و تلاش من برای لاغر شدن بی فایده است.

عده ای هم عقیده دارند من عرضه لاغر شدن را ندارم و نمی توانم جلوی خوردنم را بگیرم به همین دلیل هیچوقت نمی توانم لاغر شوم.

اما آنها زبان چاقی را نمی فهمیدند.

هرچه من توضیح می دادم که بارها برای لاغر شدن تلاش کرده ام و همین الان هم در حال یادگیری لاغری با ذهن هستم فقط حرف خودشان را تکرار می کردند و افکار من را مسخره می کردند.

اما من به نیروی الهی درونم اعتماد کرده بودم و می دانستم خداوند اشتباه نمی کند و اگر بذر لاغری را در قلب من قرار داده است آن را مانند بی نهایت بذر دیگری که در جهان به جوانه و محصول تبدیل کرده است بذر لاغری وجود مرا نیز سبز می کند و آن را گسترش می دهد.

ایمان و انگیزه بر تمام ناملایمات اطرافم غلبه کرد و آنچه امروز من تجربه می کنم لذت چاقی پس از 35 سال چاقی و تحمل زنج و سختی های چاقی است.

به همین دلیل به خوبی درد دل افراد چاق را می دانم و خدا رو صد هزار بار شکر می کنم که فضای سایت تناسب فکری را ایجاد کرد تا افرادی که مثل من رویای لاغری دارند و کسی حرف دل آنها را نمی فهمد به این سایت هدایت شوند و با خیال راحت و بدون نگرانی از سرزنش شدن درباره افکار، رفتار و احساس خود بنویسند.

حمایت شوند و دیگران را حمایت کنند.

به همین علت سایت تناسب فکری را سرزمین لاغرها نامگذاری کرده ام، چون فضایی است که هر فرد چاق می تواند به راحتی درباره رویای لاغری خود صحبت کند. و این نعمت بزرگی است که سالها از آن محروم بوده ایم.

ترس از چاق شدن در بیشتر مواقع به خاطر خودمان نیست بلکه ریشه در نگرش دیگران نسبت به ما دارد.

ما به دلیل بارها چاق تر شدن دیگر ترسی از چاق تر شدن نداریم اما نگران بودن بخاطر نظر و دیدگاه دیگران سبب می شود تا همواره ترس از چاق تر شدن یکی از بزرگترین موانع ذهنی ما برای لاغر شدن باشد.

همه ما این تجربه را داریم که هر بار انجام کاری را با ترس خراب شدن یا نگران نتیجه آن بودن انجام داده ایم یا کار خرابی صورت گرفته است یا اگر کار به شکل خوب انجام شده است در ضمن انجام کار به خاطر ترس از خراکاری کردن به شدت اذیت شده ایم.

در مورد لاغر شدن نیز همین موضوع صدق می کند.

اگر در مسیر لاغر شدن ترس از چاق شدن داشته باشیم به احتمال بسیار زیاد در مسیر لاغری با ذهن بارها لیز خورده و زمین می خوریم و در بهترین حالت با تحمل استرس و نگرانی فراوان مقداری لاغر می شویم.

از آنجایی که مسیر لاغری با ذهن باید همراه با آرامش و احساس خوب سپری شود لازم است که مانع ترس از چاق شدن را به شکل صحیح از ذهن خود پاک کنیم.

در فایل آموزشی ترس از چاق شدن ضمن توضیح چگونگی شناسایی این مانع و عوامل تشدید کننده آن راهکار برطرف کردن آن نیز توضیح و ارائه شده است.

اطمینان دارم بارها گوش دادن این فایل آموزشی و سعی در عمل کردن به آنچه گفته شده است مهارت شما در شناسایی و رفع موانع ذهنی لاغری را به شکل عالی بهبود می بخشد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=25735
برچسب ها:

دیدگاه ها

13 نظر در مورد ترس از چاق شدن مانع لاغری است

درباره آنچه درک کردید بنویسید

      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/01/17 00:10
      مدت عضویت: 106 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 617 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۴۶ اول از همه بگم که تنبلی نکردم وتمرین ننوشتم چون چند روزی بود که سرگیجه داشتم ونمیتونستم کاری انجام بدم هیچ کاری وامروز میخوایم ی مانع بزرگ دیگه رو از سر راهمون برداریم و ی ردیف دیگه از اون دیوار سد بشکافیم تا کم کمتر واز بین بره وسیل تغییراتمونو ببینیم به امید خدا اون مانع ترس از چاقتر شدن معمولا وقتی ما از کاری که میخوایم انجامش بدیم توش شک داریم وهمون ترسه که داریم مطمئن باشیم که توی اون کار موفق نمیشیم چون اون ترسه باعث میشه موفق نشی چون وقتی میترسیم همش تو فکر خراب شدن اون کار هستیم نکنه نتونم نکنه نشه و…احتمال خراب شدن اون کار میده واگه ترس نداشته باشیم راحت وبا اطمینان میتونیم با موفقیت اون کارو انجام بدیم در چاقی هم همین طوره ترس از چاقتر شدن میتونه مارو شکست بده چون ما سالهاست که داریم با این ترس زندگی میکنیم طبیعیه که وقتی تازه وارد سایت شدیم این ترس داشته باشیم چون این ترس بخوبی تجربه کردیم وهر دفعه که ترسیدیم حالا با دیدن شکممون یا دیدن عدد ترازو حرف دیگران خودمونو چاقتر کردیم وحالا هم طبیعیه از چاقتر شدن بترسیم ووقتی ترس ما از طرف دیگران باشه باعث لیز خوردن ما میشه ومارو منصرف میکنه برای ادامه دادن مسیرمون وما نباید بترسیم باید منطقی کنیم چاقتر شدن وقتی مطمین باشیم که این مسیر صد در صد درسته وما رو به هدفمون میرسونه وزمانیکه مطمین باشیم که به نتیجه میرسیم میتونیم بر ترسمون غلبه کنیم وهمیشه برای هر کس ی زمانی میبره که بتونه بر ترسش علبه کنه یکی بیشتر مثل من یکی کمتر واین طبیعیه وقتی به این اطمینان برسی که لاغری با ذهن همون چیزیکه من دنبالش میگشتم وهمون چیزیکه منو به ارزو هام وارزوی چندین وچند سالم میرسونه وخداوند ما رو به این مسیر هدایت کرده دیگه میتونی بر ترست علبه کنی چطور میتونیم بفهمیم که بر ترسمون غلبه کردیم یا نه چقدر برات مهمه که محتوا رو گوش کنی چقد برات مهمه که تمرین حل کنیچقد برات مهمه که اوقات فراغتتو چکار میکنی وقتی ناراحتی چکار میکنی وقتی به عمل مطمین شدی که حالتو بهتر میکنه وبهت اشتیاق میده انوقته که بر ترست علبه کردی ونباید نگران حرف دیکران باشیم ونباید تحت تاثیر دیگران قرار بگیری وقتی که ما فکر میکنیم که اگه من چاقتر بشم همسرم منو رها میکنه یا دوستم نداره و..در واقع داریم بهس پیغام میدیم که این کارو بکن واگر اطمینان داری که لاغری با دهن مسیر درستی وتو رو به هدفت میرسونه باید با شجاعت بر ترست غلبه کنی وبه حرکتت ادامه بدی واجازه ندی افکار بیهوده تو دهنت مرور بشه نکنه چاقتر بشم نکنه همسرم بره ونگران نباشید تو همه زندگیها این حرف وحدیثها بوده حالا یکی برای چاقی ویکی هم برای کار نکرده اش نخورده ودهن سوخته واقعا خیلی سخته وبهشون بگی نمیشه استاد وقتی شما درباره خودتون صحبت میکنید ومیگید چقدر سخت بود بودنه فایل واستادی سایتی چیزی تک وتنها ادامه دادید من به خودم امیدوار میشم ومیگم استادم که با این سختی تونسته لاغر بشه پس منم میتونم وبا امید ادامه میدم وترس از چاقتر شدن باعث زمین خوردن ما میشه وباید قبول کنی که به نتیجه میرسی ونگران چاقتر شدن نباشی وبا خودت بگی من در مسیری هستم که مطمینترین مسیره برای رسیدن به هدفم ونگران چاقتر شدنمم نیستم واگر هم چاق شدن اشکالی نداره چون من به هدفم میرسم وباید حواسمون باشه وقتی ی فکر کوچیک اومد تو سرمون وما ادامه دادیم اون فکر بزرگ و بزرگو بزرگتر میشه واما اگر بهش توجه نکنه وادامه ندی وتکرار نکنی در ذهنت نابود میشه وباید حواسمون باشه حالا اون فکر درباره هر چیزی باشه تو ردش کنی وادامه ندی اون فکر نابود میشه واز بین میره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/01/13 19:49
      مدت عضویت: 106 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 22 کلمه

      سلام استاد وقت بخیر ببخشید میخواستم بگم چرا فایل ترس از چاق شدن کامل دانلود نمیشه ۱۵ دقیقه اول دانلود میشه فقط

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/13 22:42
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام دوست عزیز
        مدت این فایل 57 دقیقه است و برسی انجام شد مشکلی نداشت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم حیدری
      1400/01/10 23:55
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      بنام خدا
      عرض سلام خدمت استاد و،دوستان عزیز
      دیدگاه من از این فایل بسیار آموزنده .
      ترس از چاق شدن یکی از موانع مهم لاغر شدن است .من قبل از،اینکه با این سایت آ شنا شوم خیلی از چاقی خودم بدم میآمد تو آینه نگاه میکردم متنفر بودم همیشه ترس از بیشتر چاق شدن در وجود بود همش مواظب غذا خوردنم بودم که فلان غذا را بخورم که چربی زیاد نداشته باشه که چاقتر بشم کالری غذا چقدر است چقدر فند داره چقدر نشاسته داره خلاصه خیلی رعایت میکردم ولی هر روز که رو وزنه میرفتم وزنم بیشتر میشد احساسم بد میشد در اصل من میخواستم کاری کنم که احساسم خوب بشه اما غافل از این بودم که همین ترس از چاقتر شدن احساس منو اینقدر بد کرده و بیشتر چاق میشوم و من همیشه دنبال روشهایی بودم که از این چاقی رهایی پیدا کنم و همیشه با شکست روبرو میشدم چون فرمول های چاقی در ذهن من بود و چون آموزشی در زمینه لاغری با ذهن نداشتم فقط جسم خودم را تحت فشار قرار میدادم و در نهایت هم شکست میخوردم بسیار نا امید خسته و عصبی شده،بودم که به لطف خداوند با این سایت آشنا شدم و مدتی است که از فایلهای رایگان لاغری با ذهن استفاده میکنم و شکر خدا خیلی تاثیر خوبی روی زندگی من از همه لحاظ گذاشته و من از هر فرصتی برای گوش دادن به فایلها و نوشتن تمرینها استفاده میکنم اما متاسفانه ۳ هفته ای به خاطر فوت ناگهانی پدرم که همه مارا بسیار غافلگیر کرد نتونستم ادامه بدم و یکم شرایط روحیم بهم خورد اما نه اینکه لیز خوردم نه همش فایلها نوشتن ها تو ذهنم بود به محض اینکه فرصت پیدا،کردم دوباره شروع کردم و عجیب حال منو خیلیییییی بهتر کردند و به امید خدا با استمرار در مسیر میتوانم به تمام آ رزوهام برسم و ایمان دارم که با کمک این فایلها و فایلهای آ موزشی عالیه زندگی با طعم خدا میتوانم بر غم از دست رفتن پدرم غلبه کنم و باهاش کنار بیام و دوباره بلند بشم و من از هیچ،تلاشی سر باز نخواهم زد .باز هم از شما استاد عزیز سپاسگزارم.

      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/26 02:34
      مدت عضویت: 537 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,032 کلمه

      (شرح عالی و تاثیرگذار، ذکر مثال برای درک بهتر)
      در این مسیر باید اول باور کنید لاغری با ذهن اتفاق میفته و این خودش گام بسیار مهمی هست .(من حرفهای استاد و این دوره ها رو از همون روز اول باور کردم که یه دفعه هفت سال رژیم و ورزش مداوم رو کنار گذاشتم و چقدر مسخره ی اطرافیان شدم که چی شد تو یه دفعه با یه حرف فلانی همه چیز رو گداشتی کنار بابا تو دیگه کی هستی غیر از ایمان به این روش بود که تونست من رو وادار به این کار بکنه منی که ورزشم رو حتی در بدترین شرایط یه جلسه قطع نمیکردم مگر کار ضروری داشتم و یا کسالت و یا بیماری که حتی یادم میاد در موقع بیماری هم با وجود سرگیجه و خواب الودگی و کلی علاییم دیگه من رفتم و همسرم خواهش میکرد نرو که بهتر بشی اما من به خاطر تعهدم و عشق به لاغری میرفتم و غیبت نمیکردم و یا رژیمم رو در بدترین شرایط داشتم ؟؟؟؟؟منی که این همه برای لاغری رنج و سختی کشیده بودم و فقط در یک بار اقدام کردن من برای لاغری این همه زمان گذاشتم بماند قبلا که چقدر من تلاش کردم بار آخر تلاشم برای لاغری هفت سال رژیم و ورزش مداوم با هم بود و من رو خسته کرد ه بود و به حالت تسلیم در اومده بودم و به دنبال راهی بودم تا با سایت آشنا شدم و به حرفهای استاد ایمان داشتم و همه رو پذیرفتم و مطمعنم که من گام اول رو عالی برداشتم غیر از این نیست .)
      این مسیر برای همه ی افرادی که اقدام مبکنن و قدم به قدم جلو میان قطعا جواب میده .
      آدم های چاق خیلی مظلوم واقع شدن خیلی جاها حس کردیم کسی حرف ما رو نمیفهمه و ما اذیت شدیم .
      الان در سایت تناسب فکری موقعیتی هست که ما چاقها هر حرفی داریم به راحتی مینویسیم و همه با آغوش باز میپذیرین بدون اینکه دیگران ما رو مسخره کنن و تازه در اینجا افراد برای هم ارزش و احترام قایلن و به هم انگیزه و اشتیاق میدن .(واقعا ما برای لاغری با ذهن نیاز داریم که با افراد حرف بزنیم و بگیم و بشنویم و کسی ما رو راهنمایی کنه و به حرفها و گفته های بقیه خوب گوش بدیم و عمل کنیم و تنها از طریق این سایت برای ما همه ی این امکانات وجود داره تا لاغری در دهن ما بشینه چون هر آموزشی فقط از طریق دیدن و شنیدن و نوشتن هست ما هم در این سایت اومدیم که لاغری رو یاد بگیریم )

      مانع ذهنی بسیار مهم و مخفی که شناسایی اون حرکت به سمت متناسب شدن رو آسون میکنه
      پس فقط موانع رو شناسایی کنید تا روند لاغری ما خیلی راحت و روان بشه .(بله بارها استاد گفتن نیار به انجام کار خاصی نیست فقط کافیه یه سری از کارها رو انجام ندی و خود به خود لاغری اتفاق میفته )

      یکی از این مانعها ترس از چاقتر شدن هست .
      و در تمام جنبه ها داریم این ترس رو مثلا اگر بترسیم نکنه این کار رو خوب انجام ندم احتمالش زیاده که اون کار را خراب کنی و کار رو خوب انجام ندی پس اگر ترس ار خراب شدن نداشته باشی بهتر کار رو انجام میدی و اگر ترس داشته باشی از انجام کاری اون کار رو خراب میکنه .(من الان در شرایطی هستم که به هیچ عنوان همچین ترسی ندارم و مطمعنم که هر روز دارم به سمت تناسب حرکت میکنم حالا یه جاهایی فکر منفی برام میاد که وزنم استپ کرده و دیگه کم نمیکنم مگر در دوره ی ورود به سرزمین لاعرها شرکت کنم اما من به این فکرم جواب میدم آخه چطور تا حالا کم کردم از این بعد کم نکنم ؟؟مگه میشه اخه من که اون موقع اوایل دوره کار خاصی نکردم که حالا بگم چون اون عامل رو نیست دیگه لاعر نمیشم هر کاری اون موقع میکردم که فایل گوش دادن و انجام تمرینات بوده حالا دارم با تعهد بالاتر همچنان انجام میدم تازه روز به روز اگاهی ها و تجربه های من بالاتر میره پس قطعا باید نتایج بهتری بگیرم پس اگر اوایل کار در سایت تونستم با فایلهای استاد وزن کم کنم قطعا حالا هم میتونم وزن کم کنم )

      وقتی فردی با مسیر لاغر شدن آشنا میشه اما ترس از چاق تر شدن داره حرکت شما رو پر خطر میکنه و این ترس بیشتر مواقع به خاطر دیگران هست چون خودمون ممکنه خیلی با خودمون مشکل نداشته باشیم که چند کیلو و یا یه سایز بیشتر بشیم اما ترس از حرف اطرافیان باعث میشه ما در مسیر لاغری لیز بخوریم ما از چاقتر شدن نباید بتریسیم و برای خودت منطقیش کن و بگو ممکنه من چاقتر بشم .هیچ اشکالی نداره اما آگاه باش وقتی میتونی این رور بگی که مطمعن باشی تو صد در صد نتیجه می گیری .(ولی من همچین مانعی اوایل دوره نداشتم یادم میاد تا وارد سایت شدم و شروع به گوش دادن ۱۲ فایل رایگان کردم کلی ریزش سایز و وزن داشتم بدون اینکه ذره ای رژیم و محدودیت داشته باشم و اصلا نگران چاقتر شدن نبودم و مطمعن بودم این راه من هست و من گمشده ی خودم رو پیدا کردم ولی قبلا که در رژیم بودم چرا زیاد ترس از چاق شدن داشتم و همیشه میترسیدم مبادا چاق بشم و تمام زحماتم به باد برن که کلی هم چاقتر میشدم و من همچین فکری رو فقط در زمانی که در چاقی شدید بودم بعد از بارداری داشتم که نگاه به جسمم و اندامم که میکردم و طرز لباس پوشیدنم گاهی اوقات میگفتم اخه این چه اندامی هست نکنه همسرم دیگه از من خوشش نیاد ؟؟فقط در اون دوران من این ترس رو داشتم )

      و همیشه بگو من در مسیر صحیح هستم و حتما نتیجه میگیرم . پس لاغری با ذهن مسیری هست که تو دنبالش بودی و خداوند تو رو هدایت کرده (شاید باورتون نشه ولی من در اوج خوردنهای خودم و یا در اوج رفتارهای غلطم که شاید بعضی مواقع پرخوری کردم اما ناامید نشدم و لیز نخوردم همین نجوا بوده که من حتما نتیجه میگیرم چون دارم لاغری رو یاد میگیرم همینکه ناراحت نباشم اگر پرخوری داشتم خودش کلی من رو جلو میانداخت و میگفتم ببین متناسب این جنع هم مثل من خورد ولی چرا اون ناراحت نیست و راحت هست و من هم نباید افکار اشتباه داشته باشم و ناراحت باشم و سریع با خوردنم و رفتارم در صلح قرار میگرفتم که حالا خوردم نباید دیگه خودم رو ادیت کنم نوش حونم و نمیزاشتم افکار منفی من رو ادیت کننو میگفتم چون همیشه دارم درست غدا میخورم پس امکان نداره با یه بار زیاد خوردن و یا چند بار من نتیجه نگیرم چون تعداد دفعاتی که درست رفتار میکنم بیشتر از مواقعی هست که اشتباه رفتار میکنم و یا حتی در مواقعی که داخل آینه میرم و نافرمیهای اندامم رو میبینم و یا وقتی که فرد لاعری رو میبینم اصلا بدم نمیاد از این اندام چاقم و یا این فرد لاعر و به خودم میگم این همه لاعر در اطراف من هست پس من هم به زودی اندامم لاغر میشه مثل تمام این افراد بدون زجر و سختی و خوش فرم میشه و مثل اندام فلانی میشه چون دارم افکارم رو مثل افکار متناسبها میکنم چون دارم شخصیتم و رفتارم رو مثل این افراد میکنم پس قطعا نتیجه برای من لاعری هست مگر میشه از درون متناسب باشم اما از بیرون چاق ؟؟امکان نداره در نهایت همون چیزی میشم که در فکرم و ذهنم دارم و یا حتی وقتی فردی رو میبینم که رژیم داره و عالی لاغر شده من اصلا به مسیرم ذره ای شک نمیکنم و با اطمینان به خودم میگم من در نهایت موفق میشم درسته کمی آهسته جلو میرم اما در نهایت من برنده هستم چون مغزم که رهبر این جسم هست و خوردن من رو هم کنترل میکنه من دارم اون رو یاد میدم که چطور خوردن من رو کنترل کنه ولی این یارو که رژیم داره فقط داره به جسمش فشار میاره و ذهنش لاغری رو اصلا بلد نیست و آموزش ندیده و در نهایت شکست میخوره از ذهنش،و چاق میشه چون دستور خوردن که از مغز ما میاد و اونجا رو باید درست کنیم و این جسم فقط یه نمایشگر هست و کاره ای نیست شاید مقطعی جواب بده ولی در نهایت دوباره چاق میشه )
      و از انگیزه و اشتیاقت متوجه مبشی چقدر لاغری برات مهم هست و مطمعن هستی چقدر از کارهات میزنی و میایی اینجا تمرینها رو انجام میدی .( من الان در شرایطی هستم که پسرم کلاس اول هست و ۵ ساعت در روز مخصوص کلاسهای مجازی پسرم هست و کارهای خونه و آشپزی و خرید و کارهای شخصی و همسرم هستن و سر زدن به مادرم که بسیار دوست داره هر شب ما رو ببینه هست ولی خدا شاهده تا جایی که راه داره نمیخوابم و یا خونه مادرم اگر شده نرفتم و یا رفتم در حد بیست دقیقه نیم ساعت دوباره برگشتم و یا از کارهای تکراری خونه مثل گردگیری و جارو زدم و یا خریدها رو به همسرم دادم و یا تلویزیون که اصلا نگاه نکردم تا بشه فایلهای لاغری رو گوش بدم و دیدگاهم رو که حداقل من سه یا چهار ساعت زمان میزارم برای این کار رو انجام بدم و اگر دوست داشته باشم در جنبه ی تغییر زندگی از بقیه ی فایلهای سایت گوش بدم اونم در همین حد کمی کمتر حالا دو ساعتی از من زمان میبره ولی با لذت هر دو رو انجام میدم و عشق میکنم از مسیرم و همین نشان از تعهد و استمرار و اشتیاق من داره شده گاهی اوقات چشمام از شدت بیخوابی حین نوشتن بسته شده ولی من ادامه دادم و دیدگاهم رو نوشتم که راحت چند ساعت بخوام چون اونطوری تمام شب انگار کسی بهم میگه پاشو کارت رو انجام ندادی و راحت نیستم در حالی که چشمم خوابه و بسته هست اما از درون خواب نیستم )

      و بارها بگو اگر چاقتر هم شدم مهم نیست در نهایت من لاغر میشم چون در مسیر صحیح هستم .(من خیلی وقتا با پوشیدن لباس تنگی منفی باف میاد میگه ببین لاعر نشدی و فلان جای بدنت چاقه من در جواب میگم ببین این اخر راه لاعری هست و من به اینحا از طرف خدا هدایت شدم و کاری دیگه نیست که انجام بدم و و خدا حامی و هدایت کننده ی من هست پس من دارم مو به مو حرفها رو عمل میکنم و قطعا نتیجه میگیریم و اگر من نتیجه نگیریم کی باید بگیره ؟؟؟من در مسیر درستم و چون احساسم خوبه چون آرامش دارم راهم درسته و نتیجه میگیرم )
      خیلیها ترس از چاقی دارن که اگر چاق بشم همسرم میره دنبال یه زن لاعر تر و …. ولی نباید تحت تاثیر حرف دیگران باشید و شاید این فکر شما باشه و خودت داخل ذهنت بافته باشی و اصلا همسرت بهت نگفته و اگر هم گفته به خاطر این هست که خودت فرکانسش رو فرستادی به هیچ وجه دنبال این افکلر نباش .
      باید با شجاعت بر این ترس غلبه کنی و به حرکتت ادامه بدی (من که از زمان شروع فعالیتم در سایت شدیدا ریزش سایز و وزن داشتم و همچین ترسی نداشتم و من این ترس رو در زمان چاقی بعد از بارداریم داشتم که هنوز هیچ اقدامی نکرده بودم و دیگه همچین ترسی نداشتم ولی حالا یه مانع دیگه دارم که انگار دیگه لاعر تر نمیشم؟؟ ولی بازم به خودم جواب میدم آخه چرا لاعر نشی تو که این مسیر لاغری رو یاد گرفتی و داری به نیاز جسمت جواب میدی و به اندازه هم جواب میدی نه بیشتر نه کمتر پس دلیلی برای چاقی تونیست و حتی میگم ذهن من داره به مراتب با افزایش اگاهی ها لاغرتر میشه و قطعا جسم من هم لاعر تر میشه چون اگاهی های ذهنم دارن بیشتر و بهتر میشن )
      و برای خودت این چاقتر شدن رو حل و فصل کن .
      جلوی این ترسها رو بگیر و بگو نمیخوام به زور من چیزی رو به دست بیارم و نگران هیچ چیز نباش و رها کن و انصافا نتیجه تعییر میکنه .
      و در مسیر تغییر کردن باید این ترسها رو رها کنی (من در مسیر تغییر کردن در جنبه های دیگر زندگیم و شاید هم لاغری گاهی اوقات که ترس از حرف بقیه دارم و نتیجه هم عالی نمیشه چون روی بقیه حساب کردم به جای خدا و به دنبال راضی نگه داشتن اون افراد بودم و بد طوری ضربه خوردم اما مدتها هستدکه یاد گرفتم خودم باشم خود خودم و کاری به هیچ کس نداشته باشم هر چند بعصی وقتا سخت هست چون خود خودم شاید از لحاظ فرهنگی و یا دینی و یا اجتماعی و یا اعتقادی و یا ….بین مردم پذیرفته نباشه تا جایی که بتونم خودم باید باشم و از هیچ کس و هیچ چیز نترسم و فقط روی خدای خودم حساب باز کنم )

      اگر قرار باشه همسر آدم به دلیل چاقی من رو رها کنه بزار بره و رها کنه این چه زندگیه پس نترس که همه چیز برای تو عالی میشه چون فضای فکری تو تغییر میکنه رفتار همسرت هم عالی میشه .(من هم گاهی اوقات افکار منفی در ارتباط با همسرم برام میاد که میدونم کار منفی باف هست و به جای اینکه بترسم اون فکر رو رها میکنم و میگم من اینم و با اعتماد به نفس و عشق بیشتر دادن به خودم و با کار کردن روی خودم میبینم که همسرم خیلی بیشتر از پیش به من توجه داره و لطف میکنه و ابراز محبت داره و من به خودم میگم اینم نتیجه ی تغییر فضای فکری من که من دارم تغییر میکنم اما اطرافیانم و مخصوصا همسر من داره با من تغییر میکنه و چقدر خدبیهاش بیشتر میشه چون همسرم خوب و عالی بوده و حالا داره عالیتر میشه خدارو شکر از این همه نعمت )
      در هر جنبه از زندگی فکرت عوض بشه رفتارت هم عوص میشه .
      ترس از چاقتر شدن رو زمین بزار و بگو من با این محتوا به لاغری میرسم .(من همیشه به خودم این رو گفتم و عیر از این نگفتم حتی در شرایطی که نا فرمیها رو اگر داخل ایینه دیدم ولی ناراحت نشدم و گفتم تا حالا اینقدر تغییر کردم پس تا چند وقت دیگه چقدر تغییر میکنم ؟؟؟و حتما من یه متناسب ۵۹ کیلویی میشم و هیچ وقت در این یک سال فعالیتم به این فکر نکردم که از زمان ورودم به سایت هر وزنی داشتم حالا وزنم بیشتر شده من همیشه انتطارم لاغری بوده و گفتم در مسیر تغییر و لاغری هستم وشاید یه مانعهای دیگه داشتم که انگار روند لاغری من کند هست و یا وزنم استپ شده و … ولی اونها رو با منطق خودم جواب میدم و رد میکنم تا مانع نباشن )
      وقتی فکرهای کوچیک رو مرور میکنی هی فکرت بزرگتر میشه پس سریع فکرت رو عوض کن یه اهنگ گوش کن یا فایلی گوش کن فکری که تکرار نشه نابود میشه اگر هی اومد سریع فضات رو عوض کن و تو خیلی راحتتر ادامه میدی .( من هم دقیقا از وقتی که در مسیر هستم چون ارز عوافب افکار منفی با خبرم اگر دیدم فکر منفی داره اذیتم میکنه سریع با آهنگی و یا فایلی ذهنم رو کنترل میکنم و اصلا من ذهنم رو بیکار نمیزارم چون میدونم سریع من رو میبره به افکار منفی و به خودم میام میگم اه ببین چقدر کارش رو بلد بازم من رو به ناکجاها برد به خاطر همین من در مواقعی که کار منزل دارم حتما باید هندزفری به گوشم داشته باشم و فایلها رو گوش کنم و تمرکزم رو روی خواسته هام میزارم و اگاهانه این کار رو انجام میدم )
      یه سری چیزا شخصی زندگی من هست مثل تهییه دورها و اصلا هیچ ارتباطی به نزدیکترین افراد زندگی ما مثل همسر ما نداره پس نگو (به امید روزی که اونقدر استقلال مالی داشته باشم که واقعا نیاز نباشه به هیچ کس بگم و در دورها شرکت کنم هر چند همسرم اصلا ادم خصیصی نیست اما چون در این مسیر نیست شاید از نظر ایشون پول خرج کردن در این راه کار درستی نباشه و من هم بیشتر از این اصرارشون نمیکنم و فقط از خدا میخوام به سمتی هدایت بشم که اگاهی های درست به من داده بشه و راه درست برای من مهیا بشه اگر نیاز هست حتی پول دورها آماده بشه و من شرکت کنم بدون سر و صدا و درخواست پول از هیچ کس چون اینها مسایل شخصی من هستن و تصمیم رو خودم میگیرم که چه گوش کنم و یا ببینم ).

      با دیدن شکم افراد چاق حالم بد میشه و در ضمن بایدحواستون رو از روی شکم خودتون بردارید و بهش دست نزنید و نگو این دیگه باید بره ناجور شده وا ویلا نه نگاهش کن بگو این که قبلا خیلی جلو بود حالا کمش مونده خدا رو شکر اینهم از بین میره مهم نیست و با خودت در صلح باش (من نود درصد اوقات که توجهم روی شکمم میاد دقیقا همینا رو در آینه میگم و میگم من که کلی از چاقی جسمم و شکمم رو تونستم از بین ببرم مطمعنم این یه ذره هم از بین میره شکر خدا که الان زنده هستم و جسم عالی و زیبایی دارم و سلامت هستم و اگر اینها نبودن و اما شکم نداشتم چه ارزشی داشت این اندام ؟؟هیچ .پس لدت این جسم رو میبرم و لدت میبرم از غدا خوردنم و به موفقیتهام در این مسیر که چقدر تونستم متناسب بشم با این دورها فکر میکنم و انگیزه و اشتیاق بیشتری پیدا میکنم و به راهم ادامه میدم من به خودم ایمان دارم که میتونم و به خدای لاغریم ایمان دارم که من رو راهنمایی میکنه )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/12/24 16:23
      مدت عضویت: 241 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 762 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ومهربان
      اوایل که ازدواج کرده بودم خیلی نظر همسرم برام مهم بود ساعت ها پیاده روی میکردم ورژیم های سخت میگرفتم ومرتب بهم میگفت این قضیه لاغر شدنو وهر چی هم بهش میگفتم بس کن چقدر میگی بیشتر جریه میشد که نه من بفکرتم ونمیخوام مریض شی ونمیخوام اسیب ببینی وخلاصه زندگی رو برام جهنم کرده تا جایی که به جایی رسیده بودم که کم کم داشتم فکر میکردم احتمالا با آدم اشتباهی ازدواج کردمو اونم ناراحت از ازدواج با من وپشیمون به همین دلیل بهونه میگیره وحتی علاقم هم داشت از بین میرفت زیر فشارهای روانی که بهم وارد میکرد اما به لطف خدا از وقتی این دوره رو شروع کردم زندگیم از این رو به اون رو شد جوری حالم خوب شده بود که باورم نمیشد با اینکه همسرم خودش این دوره رو برام خرید اونم دراوج ناامیدی ولی بهش گفتم منو چند ماه رها کن وازم نپرس درمورد این دوره اون اوایل همسرم فکر میکرد اینم یه سایت کلاهبرداری که گولم زده وهیچ تاثیریم نداره اما چون خودشم حال خوشی نداشت حوصله کل کل با من نداشت وفقط میخواست تا چند وقت با هام حرف نزنه وبلکه اعصابش راحت شه جالب کمتر از ۱ماه چنان روحیه من خوب شده بود که به همسرم دلداری میدادم وامید وارش میکردم به زندگی ما بیشتر زندگیمونو درتصادف از دست داده بودیم وداغون بودیم وبه خاطر این اتفاق همسرم هر شب کابوس میدید وفریاد میکشید خیلی بدهکار شده بودیم وهر دوصدمه جسمی هم دیده بودیم با ماشینی که داغون بود اما من چنان حالم خوب شده بود از نظر روانی روحی که خوشحال بودم به همسرم میگفتم ببین من ازت هیچی نمیخوام پول خدا میرسونه همچی درست میشه فقط بدهیامونو بده نگران من نباش من حالم خوب میشه وکلی از محبت وعشق خدا براش میگفتم واینکه دوباره جونمون بهمون برگردوند وزندگی رو بهمون دوباره هدیه کرد بهش میگفتم که تو تصادف فهمیدم که همه زندگیم وچقدر دوستش دارم وحتی بیشتر از خودم واقعا داشتم میمردم از ناراحتی که از دستش بدم همسرمو روزهای بدی بود قبل شروع این دوره ولی این دوره معجزه کرد ۸۰ درصد بدهیامونو دادیم ماشینمون درست کردیم وحتی گوشی من که سر صحنه تصادف دزدیده شده بود پیدا شد دوتا گوشی نو خریدیم حتی قابلامه های نو خریدیم لباس نو وکلی وسایلی که احتیاج داشتیم اصلا پول نداشتیم نمیدونم چطور واز کجا جور شد به خودم اول دوره گفتم دیگه نمیترسم همسرم یا هیچ کس دیگه درموردم هر فکری کنه اگه نمیخوادم جدا شه هرکیم دوسم نداره قطع رابطه کنه گور بابای هر کی منو نخواد این زندگی من دوباره زنده شدم به بهترین نحوه ممکن زندگیش میکنم حالا قدرشو میدونم واین خیلی با ارزش مردی که زنشو برای چاق ولاغری نخواد همون بهتر که نخواد عشقی که مشقی بهتره نباشه وخیالمو راحت کردم دیگه خجالت نمیکشیدم از خودم وهمسرم هر جور دلم میخواست لباس میپوشیدم از قصد جاهای چاقمو بیرون میگذاشتم از لباس ومدل هایی میپوشیدم که اندامم کاملا معلوم شه وتو آینه قربون صدقه خودم میرفتم همسرمم با خنده از کنارم رد میشد با اینکه اوایل احتمالا فکر میکرد زده به سرم🤣😅ولی الان وقتی میثاق ناممو میخونم میگه خوشگل من تو خوشگل ترین زن دنیایی کور شه هر کی ننیتونه ببینتت یا تو زیبا ترین زن دنیایی عزیز دلم یا تو خیلی جذابی من باید بهتون بگم که در این مدت چند سایزی کم کردم اما به اون هیکل ایده آلی که هر زنی رو خیلی خفن میکنه نرسیدم با این حال خودمو درحد یک مانکن میبینم وکیف میکنم واز تعریف های همسرم لذت میبرم دیگه باهام درمورد لاغری حرف نمیزنه فقط قربون صدقم میره 😅یه جورایی جادو شده من ملکه زیبایی دنیام با اینکه قبلا هم آدم خسیسی نبود اما میگفت پول نداریم وحقم داشت نداشتیم ویکم درخرید کردن دست جلو رو میگرفت ومنو میرنجوند ولی الان با اینکه پول نداریم میگه تو با خدا دستت تو یه کاسه است بگو هر چی لازم داری داخل لیستم بنویسم هر چی اینجا مینویسم میخوای از خدا فوری پولشو میرسونه وبارها لیستمونو خریدیم ودوباره نوشتیم مثلا چند روز پیش مقداری پول رسید ودرکمال ناباوری کلی وسیله خریدم برای خودم که همسرم با میل ورغبت پول داد وکلی خوشحالم کرد حتی با اینکه فروشنده ازش خواست محصول ارزون تر بخره همسرم گفت نه خانم من لایق بهترین برندهاست هر کدوم کیفیتش بهتر اونو بدین خیلی خوشم اومد ولذت بردم برای همین به همگی میگم نترسین از چاق شدن نترسین به خاطر بقیه چاق بشین یا لاغر نشین این چیز کاملا شخصیه اگه فقط برای دل خودتون به خاطر وجود خودتون لاغر بشین وبقیه براتون مهم نباشن معجزه رو درزندگیتون میبینید تناسب اندام که جز کوچیکش🥰😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/18 10:22
      مدت عضویت: 487 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 907 کلمه


      سلام🙂
      چقدر خاطرات دردناک مشترکی دارن همه افراد چاق
      و بیشتر این خاطرات مربوط به احساس بدی هست که به خاطر حرفا و نظرات و نگاههای دیگرانه🤨
      ما انسانها به این دلیل که اجتماعی هستیم تایید دیگران خیلی برامون مهم شده به طوریکه خیلی از اوقات برای این تایید گرفتن میخوایم که موفق باشیم مبخوایم که لاغر یا چاق بشیم میخوایم ماشین خوب و خونه خوب و درامد عالی داشته باشیم چون در نگاه همه اون آدمی که این چیزها رو داره ادم موفقیه و مورد توجه بقیه است
      خیلی از ماها از شادی و ارامش و خوشیهامون میزنیم برای اینکه به عنوان یه انسان موفق معرفی بشیم ریشه خیلی از آرزوها و خواسته هامون جلب توجه بقیه است و اینکه در چشم بقیه چطور به نظر بیایم خیلی برامون مهمه
      اینکه میخوایم الگو باشیم یا مشهور باشیم یا معروف باشیم یا پولدار و….همگی به این خاطر هست که این ها برامون ارزش شده و هر کسی که شهرت بیشتری داره در چشم بقیه خیلی مهم هست و توجه ها به سمت اونه
      از زمانی که با موضوعات قانون جذب آشنا میشی و بعد به مرور با عزت نفس واعتماد به نفس و….
      میبینی که چقدر از خواسته هامون به خاطر کمبود عزت نفسه و باور محدود خود کم بینی و خود کم ارزشی ….
      میبینی که حتی دلیل بیمار شدن مکرر هم به دلیل توجه گرفتن از بقیه است چون در دوران بیماری توجه به سمت بیمار زیاد میشه یا فقط در اون دوران هست که در آعوش گرفته شده یا به صورت دلرحمی و دلسوزی مورد توجه و نگاه اطرافیان قرار گرفته ذهنش ناخودآگاه جسمش رو بیمار میکنه که این کمبود توجه جبران بشه
      من خودم بارها و بارها با وجودی که در این مسیر بودم و داشتم فایلها رو گوش میدادم و حسم خوب شده بود واحساس سبکی داشتم همیشه انتظار داشتم و هنوزم دارم (باور ریشه ایه)که جایی میرم یا حداقل نزدیکانم یا کسی که مدتهاس منو ندیده بهم بگم وااای چقدر لاغر شدی چقدر خوب شدی و….وچون کسی متوجه نمیشه و نمیشد یا برعکسش حتی بهم میگفتن انگار چاقتر شدی خیلی حالم بد میشد و این احساس نیاز به تایید شدن باعث میشه خیلی وقتها مسیر رو رها کنیم
      همیشه یاد اون عکس می افتم که یه فردی رو نشون میده که کلنگ دستشه برای رسیدن به گنج داره کوه رو میشکنه ولی در چند سانتی اون گنج خسته میشه و رها میکنه و اون همه گنج رو از دست میده
      مسیر موفقیت یه جاده ایه که ناهمواره ولی مقصد باشکوهه اگه در طی کردن این جاده حواسمون به ناهمواریها باشه خسته میشیم و رها میکنیم ولی اگه چشممون به اون مقصد باشکوه باشه ادامه میدیم
      امروز صبح توی پیج تناسب فکری تصویر یه خانم شگفتی ساز رو دیدم و حالم عالی شد و انرژی مضاعف گرفتم برای اینکه با اشتیاق بیشتری ادامه بدم چون باز هم تصویری از اون مقصد باشکوه به من نشون داده شد و خدا بهم گفت که من اینو هم دارما نمیخوای؟؟؟؟؟ وما با تمام سلولهای وجودم فریاد زدم اره اره میخوامش🤩🤩🤩🎁🎁🎁
      در این یکسالی که در این مسیر هستم خیلی چیزها آموختم
      آموختم که بپذیرم جسمم رو وجودم رو و تمام نافرمیهای بدنم رو
      بپذیرم که خودم با افکارم و با ذهنم و با توجهم این شرایط رو در جسم و زندگیم بوجود آوردم
      و اینکه میتونم با آموخته های جدید با توجهات متفاوت جسم جدید رو خلق کنم
      چقدر این جمله تون به دلم نسشت
      “زندگی عالی در تناسب منتظر شماست”😍😍😍😍
      منم واقعا مشتاقم که به این زندگی در تناسب برسم و ازش لذت ببرم🤩🤩
      من یاد گرفتم که خودم رو دوست داشته باشم هر فرمی که هستم هر شرایطی که الان دارم
      یاد گرفتم که اول از همه خودم باید خودم رو دوست داشته باشم و به خودم عشق بدم و این تنها وظیفه منه واین پایه عزت نفسه
      و وقتی خودت رو عاشقانه دوس داشتی و خودت رو درآغوش گرفتی و بی نیاز شدی از توجه و محبت و عشق بقیه اونوقت توجه محبت و عشق از اطرافت جاری میشه
      من قبلا از همسرم میخواستم که منو درآغوش بگیره میخواستم صبحها قبل از اینکه از خونه بره منو ببوسه و هر وقت که برمیگرده خونه بازهم منو در آغوش بگیره و ایشون اتفاقا مقاومت داشت وبه نظرش اینا لوس بازی بود و کار زشتی بود و….
      جالبه که مدتی هست که خود کار این کار رو انجام میده و اتفاقا من دیگه ازش نمیخوام و به زبون نمیارم
      یه مدته که به قدری کلمات محبت آمیز به من گفته یا از ظاهر من ،پوستم ،ابروهام و…. تعریف کرده که من هرگز باور نمیکردم زمانی این تعریف ها رو از زبون ایشون بشنوم البته که ایشون کلا خیلی انسان با محبتی هستن ولی بر اساس آموزش خانوادگیشون که این کار ها رو زشت میدونستن یه جورایی در ابراز احساسات مقاومت داشتن
      تمام این تنایج عالی حاصل کار کردن روی ذهن برای لاغری هست ولی واضحه که در همه جنبه ها تاثیر گزاره خدایا شکرت🙏🙏🙏🙏
      استاد سپاسگزارم از شما به خاطر ایجاد این خط فکری
      به خاطر گسترش این آگاهیهای فوق العاده
      به خاطر این فضا و سایت که ما افراد چاق که حرفهای دلمون هیچ جا شنیده نشده و کاسه صبرمون لبریز بوده بیایم و خاطرات و داستانها و ناراحتی ها و غصه هامونو بنویسیم و هم خودمون سبکبار بشیم و هم با واکاوی خاطرات مون باورهای قبلیمونو پیدا کنیم و پا رو از روی ترمزها برداریم موانع رو شناسایی کنیم و با آزادی و شادی و ارامش و لذت هم به تناسب جسمی برسیم و هم در سایر حنبه ها رشد کنیم و اوج بگیریم🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/17 21:47
      مدت عضویت: 314 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 464 کلمه

      سلام استاد
      وای که چقدر کامل و عالی توضیح دادید یعنی این فایل برای تک تک موضوعات زندگیم به کار میبرم 😍😍😍
      اول از همه باید باور کرده باشی لاغری باذهن 100درصد برات جواب میده حالا چطوری بدونیم باور کردیم . وقتایی که حالمون بده یکم ناامید شدیم حرفی از اطرافیان شنیدیم یا اصلا یکم چاق شدیم ببینیم کلا میزنیم زیر همه چی و رها میکنیم میریم سراغ یا روش دیگه مثل بارهای قبل یا نه تحت هرشرایطی ادامه میدی ؟؟؟ من که خودم اینجوری باخودم حرف میزنم اگه مثلا یه جایی خوب عمل نکنم میگم ببین این روش شکی توش نیست چون اینهمه دوستان عکسشون هست و ثابت شده بهم که نتیجه گرفتن و منطق من اینه وقتی حتی یک انسان بتونه به چیزی دست پیدا کنه یعنی منم میتونم اگه نمیرسم بهش مشکل از سمت منه حالا نه اینکه خودمو محکوم کنم نه ناآگاهانه شاید اینجوری رفتار کردم که نتیجه دلخواهمو نگرفتم . اما الان که انتخاب شده ی خدام و بهش بینهایت اعتماد دارم که جای بدی منو نمیبره .خداوند راه حلاش آسونه و بدون پیچیدگیه .پس این راه درسته چون آسون و لذت بخشه .روشای قبلی چرا نتیجه چون پیچیده و ناکارآمد بوده و راه خدایی نبوده که از هفته اول دوم حالمون اونقد بد میشد ناامید میشدیم و هی دور خودم میچرخیدم به شخصه.دررفتارم اینارو حس میکنم و مطمان تر میشم که حال خوبم، امیدم ،اشتیاقم ،رفتار درستم موقع مواجه شدن باغذا و اینکه دیگه وزنم بالانمیره اصلا ،یعنی من راهم یقینا درسته . این از این موضوع
      موضوع اصلی ترس از چاق تر شدنه مخصوصا به خاطر حرف اطرافیان که مهم ترین مانعه و به تنهایی میتونه باعث زمین خوردنمون بشه.چجوری باید منطقی کنیم برای خودمون و نترسیم دیگه از چاق تر شدن .بگیم ما راه درست و پیدا کردیم همون راهی که به من آرامش میده احساسم خوبه اصلا فقط و فقط این روش به قلبم میشینه نه هیچ روش دیگه ای .بعد اونهمه سختی و رنج بالاخره یه راه درست پیدا کردم به کمک خدا آسمون به زمین بیاد من میخوام تا تهشو برم حالا این وسط کسی هست که ناراضیه مشکل من نیست من مسئول راضی کردن دیگران نیستم میخوام تو آرامش باخودم به نتیجه برسم . اگه کسی برای اینجور مسائل بخواد کسی رو بزاره بره ! بزار بره !!!!!! مدام این افکار و مرور نکنیم تو ذهنمون چاقم شدیم حتی بگیم در مسیر اینم درست میشه . فرکانس منفی ندیم که همون و بشنویم از اطرافیان . ترس از چاق تر شدن و بزارید زمین اگه میخواید به رویای لاغری برسید . و درآخر این جمله چقدر عالی بود و چقدر نیازه روش کار کنیم 👈:(فکری که در ذهن ما توسط خود ما تکرار نشه نابود میشه)👍👍👍 اول سپاسگزار خدای خوبم هستم و بعد از شما بینهایت ممنونم 🌷🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرخنده شهریور
      1399/12/16 22:40
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,067 کلمه


      (شرح عالی بر اساس محتوا، اشتیاق و استمرار، منطقی کردن لاغر شدن)
      .
      سلام سلام خدمت استاد معجزه ها و دوستان هم مسیرم ، 😊
      گام 46ترس از چاق شدن مانع لاغر شدن میشود
      من این فایل همون شبی استاد گذاشتن دانلود کردم ولی فرصت پیش نمیومد نگاش کنم تا همین دیروز دیدم وقت دارم فوری گفتم فایل برم ببینم وقتی دیدمش خیلی لذت بردم گفتم چقدر فایل عالی هست و خیلی به دلم نشست گفتم این فایل خیلی ارزشمند است و پیش خودم فکر کردم یکبار دیگه هر زمان وقت کردم ببینمش تا نکاتش یادداشت کنم وقتی یادداشت میکنم خیلی بهم لذت میده بیشتر میفهمم و وقتی امروز فایل جدید خواستم نگاه کنم دیدم همین کلیپ است که دیشب نگاش کردم خیلی خوشحال شدم گفتم اخجون دوباره همون فایل حالا میتونم تو دفترم یادداشت کنم و بازم امروز دیدم یادداشتم کردم فایل صوتی هم دانلود کردم که بعد انجام تمرین یکبار دیگه گوش بدم خیلی ازش خوشم اومد استاد خیلی خیلی ممنونم که فایل در این مسیر گذاشتید تا همه بتونن ازش استفاده کنن همین نکات که تو این کلیپ هست قشنگ بفهمی خیلی خیلی شرایطتت تغییر می‌کنه خیلی خوب بریم سراغ اصل مطلب ، 🤩 😍 😊 .
      اول از همه باید باور کنیم که این مسیر بهترین مسیر واسه لاغر شدن است و تنها مسیری که واسه همیشه و خیلی راحت آسان لاغر می‌کنه و کلی تغییرات عالی در جنبه ها مختلف به همراه داره. حالا چطوری باور کنیم برای خودت شفاف سازیش کن بگو من تا قبل این دوره خودم واسه خودم انتخاب میکردم چیکار کنم لاغر بشم بقیه برام تصمیم می گرفتن ولی الان خداوند من هدایت کرده به این مسیر این قدرت در من دیده که میتونم لاغر بشم پس منم با اطمینان کامل ادامه خواهم داد و مطمعنم این بهترین مسیر برای لاغرشدن است مسیر لاغری با ذهن مهم نیست صد تا فایل گوش داده باشی محصولات خریده باشی یا تو فایل رایگان باشی مهم باور تو است پس اول باید باور کنی این مسیر بهترین مطمعن ترین واسان ترین مسیر دنیا است ، 😊 🤩 .
      خیلی خوب حالا باید موانع لاغر شدن شناسایی کنیم تا موانع برنداریم لاغر نخواهیم شد. ودراین گام مهمترین مانع که موجب لیز خوردن و سقوط ما در همه جنبه ها زندگی است رو توضیح خواهیم داد نه فقط مانع لاغری میشود بلکه مانع خیلی از موفقیت ها ما میشود که در اینجا در مورد لاغری شدن است رو مورد بحث قرار خواهیم داد. 🔴
      ترس از چاق شدن است ترس از چاق تر شدن است که مهمترین مانع لاغری است 🔴 .
      وقتی ترس داشته باشیم حالا در مورد هرچی باشه زدیم خراب کردیم من نمیتونم اگه نشه چی نمیشه من میترسم خراب بشه من میترسم بشکنه من میترسم فلان من میترسم ضرر کنم …باعث خراب شدن آن موضوع شده است پس ترس موجب شکست میشود 🌟 🌟 حالا وقتی ترس از چاق تر شدن داشته باشیم خیلی حرکتمون در مسیر سخت است و لغزنده که هر لحظه باعث سقوط ما میشه. ترس از چاق تر شدن بیشتر مواقع بخاطر ترس از حرف دیگران است اگه فلانی بهم بگه باز چاق تر شدی چی اگه نتونم لاغر بشم چی اگه چاق تر شدم چی اگه همسرم من ترک کنه بخاطر چاقیم چی اگه کسی بهت اهمیت نده بخاطر چاق شدنم چی اگه من نخواد بخاطر چاق بودنم چی یا چاق تر بشم از چشمش بیفتم چی این افکار مانع لاغر شدن ما میشود و موجب سقوط ما در این مسیر خواهد شد. 😫 😱
      خب حالا باید این مانع لاغر شدن برداریم چطوری با نترسیدن از چاق تر شدن منطقیش کنیم برای خودمان بگیم من یک مسیر صحیح شروع کردم توسط خداوند هدایت شدم مطمعنم 💯 درصد موفق خواهم شد حالا چاقم بشم هیچ اشکالی نداره ادامه میدهم و موفق خواهم شد و درست میشه و وضعیت الان من و حرفها دیگران برای من مهم نیست چون من از مسیری که انتخاب کردم مطمعنم اینجوری بر ترست هم غلبه می‌کنی. حالا از کجا بدونیم چقدر مطمعنم نگاه به عملکرد خودمان کنیم نگاه کنیم ببینم چقدر وقت میزاریم واسه فایل دیدن گوش کردن تمرین انجام دادن چقدر عمل میکنیم به این آموزش ها و چقدر هدفمان برای خودمان مهم است و اطمینان داشتن به حرف نیست به عمل کردن و این خودت میدونی چقدر مطمعنی و اندازه اطمینانت از این مسیر ادامه خواهی داد و نتیجه خواهی گرفت 😍 🤩 😊 نباید تحت تاثیر حرف دیگران باشیم که در مورد چه فکری میکنن چه حرفی میزنند بزار هرچی میخان بگن بعضی وقت ها هم هست کسی حرفی نزده ما این افکار داریم این که نکنه چاق بشم همسرم من نخواد نکنه چاق بشم از چشمش بیفتم نکنه چاق بشم ترکم کنه وقتی این افکار داری خب داری خودت فرکانس میفرستی و حالا جواب فرکانس خودت میگیری بخاطر ترس ها خودت است بخاطر حرف هایی است که خودت مرور میکنی در ذهنت و بازتابش میگیری از طرف دیگران حالا اگه از این مسیر اطمینان داری نباید حرف دیگران برات مهم باشه و هر موقع این افکار در ذهنت اومد مرورش نکن تعطیلش کن افکارت و حواست جای دیگه ببر برو کار دیگه ای انجام بده و نزار این افکار شاخ برگ بگیره تو ذهنت وادامش نده با چند بار این کار کردن باعث میشه دیگه اون افکارنیست 😌 ☺️
      این خیلی نکته مهمی است که فکری که تکرار نشه نابود میشه هواسمون باشه هر موقع این ترس این افکار اومد تو ذهنم آن همسرم پس چی اون چی میگه این چی میگه فوری فرکانس عوض کنیم موضوع عوض کنیم وادامه ندیدم اون افکار رو بعد چندین بار دیگه اون افکار نداریم. پس نگران حرف مردم نباشیم وبااطمینان ادامه بدیم این مسیر رو و وقتی این ترس اومد که فلانی چی میگه اون اگه ببینه منو تو این وضعیت من رها می‌کنه فلان بزاریم کنار و توجهمان رو از اون افکار برداریم و بزاریم روی انجام دادن کاری چیزی و ادامه بدیم این مسیرو ومطمعن باشیم موفق خواهیم شد. استاد از شما خیلی ممنونم بابت این فایل خیلی ارزشمند خیلی خیلی خیلی فایل عالی هست کلا آدم بفهمه عمل کنه بهش خیلی از مشکلاتش حل میشه که منم میخام از همین الان این کارو انجام بدم و نتیجه شو خواهم دید 😍 🤩 درپناه حق ☺️

      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 17:59
      مدت عضویت: 93 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 750 کلمه


      (شرح عالی بر اساس محتوا، اشتیاق و تعهد در انجام تمرینات، درک صحیح)
      .
      سلام سلامممم😍😍استاد عزیزم و دوستان گل همسیر .امیدوارم در بهترین حالت ممکن زندگیتون باشید🙏😍🤲
      خب خب گام ب گام تا گام امروز فایل 46از مسیرلاغری من (ترس از چاق شدن)
      درکم ، برداشتم ، تحلیلم ،و شرح م ازین فایل :
      🌸 ترس ی حسه…واین احساس ترس در هر جنبه اززندگی ما خودش رو ب شکل های مختلف نشون داده.مثلا ترس از موش فقط یه جیغه ..ولی ترس از اومدن زلزله همراه جیغ ، فرار کردن هم هست ،،،
      خب ی چندتاازترس هامو بگم خدمتتون تاااا برسیم ب اصل کاری..
      یکی از ترسهام شبآ خوابیدنی باید دست مامانم تو بغلم بود ک من خوابم ببره در غیر اینصورت تاروشن شدن هوآ چشام باز و زوم ب سقف بود ..بعد بزرگتر شدم و ترسم از امتحانا بود 😂ی شب قبل از امتحانا ترس داشتم دوشب بعداز امتحانا ک خراب کرده بودم هییییی روزگارر چ دورانی بود😊😍 بعد ک بزرگتر شدم ترس ها هم بزرگتر شد..ترس از آینده ،ترس از شغل نداشته ، ترس از ازدواج ، ترس ی زندگی خوب ،ترس از بچه دار شدن ، اینا ک گفتم داشتنشون خیلی قشنگه ولی ترس اینک اگ نشد چی ، اگ خراب شد چی ، اگ نتونستم چی ؟؟درواقع ترس از موفق نشدن و شکست لذت داشتنشون رو ازهمون اول میگرفت….
      ترس از ارتفاع ، ترس از تاریکی ، و ترس از مرگ هم داشتم و همچنان دارممم…
      اون ترسهایی رو ک گفتم میتونن زیبا باشن.با بررگتر شدنم تقریبا کوچیک شدن .چون وقتی باهاشون مواجه شدم دیگ ترس نیودن..چون خیلی راحت وارد زندگی متاهلی شدم ، خیلی راحت بچه دار شدم.درک و سوادمم بیشتر شد برای تحلیل درس هایی ک یاد میگرفتم.و کمتر خراب کاری میکردم ک از ترسش نخابم..ولی دراضای این کوچیک شدن بعضی از ترسها..در کنارش ترس های دیگ ای رو تجربه کردم..مثل آینده ی پسرم ، مثل آینده ی خودمو و همسرم و از همه مهم تر تراز چاق شدن بود😐🤔🙄😤
      این ترس از چاق تر شدن از کجا نشأت میگرفت؟؟؟!!
      از خوردن شیرینی در شب ، از خوردن نان و برنج و ماکارونی و سیب زمینی در شب ، از بی تحرکی و خوردن و خوابیدن ،ترس رفتن ب خرید و خریدن لباس هررنگ و هر مدل ، ترس ازینک حالا ک چاق بودن من ارثیه پس خوردن ، خوابیدن ، منو چاقتر میکنه،
      و هیچ ترسی وحشتناک تراز ترس از چاقی نیست…چرا چون ما همیشه برای چاق نشدن افراد متناسب و چاقتر نشدن افراد چاق همیشه سعی کردیم ، تلاش کردیم ، عرق ریختیم ، گریه کردیم ، دست ب دامن انواع رژیم و حرکات مختلف ورزشی بودیم و همیشه ترس از مواد غذایی داشتیم .ترس از آینه داشتیم ، ترس از وزن کردن داشتیم ،و این ترس های هروزه و هرشبه ی ما زندگی های اکثرا مارو تخریب و تلخ کرده…امروز خیلی فکر کردم دیدم من بخاطر چاقی ک خودم مسئولش بودم و همسر و پسرم خیلی اذیت کردم در حالی ک اونا هر کاری ک از دستشون برمیومده و برای من انجام میدادن..من باعث شده بودم براثر ترس از چاق شدن من بقیه افراد خونه هم لذتی از غذا خوردنشون ،لذتی از شیرینی خوردنشون نداشته باشن .چون همیشه چون من میترسیدم یا میگفتم نخرید.یااگ بود من با حسرت نگاه خوردنشون میکردم و اینا موذب بودن از خوردن..و من خودم باعث شدم ک همیشه برام دلسوزی کنن ، و من همیشه باین دلسوزی ها اعتماد بنفسم اومده پایین..ن اینک منظوری داشته باشن ..ن فقط میخاستن بهم بگن ک ما پشتتیم..نگرانی تو نگرانی ما هم هست.
      اما من در مسیر لاغری با قدرت ذهن یادگرفتم و میخام عمل کنم بهش .ب چی ؟؟؟🤔🤔🙄
      ب اینک میخام باترس های ک لذت زندگی کردن رو ازم گرفتن مواجهه بشم ..
      میخام از هر چیزه خوب تو دنیآ بعترین شو ب اندازه نیاز بدنم استفاده کنم ،بخورم از هر چیزی ک دوست دارم آخر حسرت بدل نمیرم اما ب اندازه نیاز یدنم.اگ لازم بود و نیاز بود ن اینک در مواجهه با سیری ک میلی ندارم هر آشغالی رو وارد بدنم کنم…من ب خودم و ب توانایی هام باور کردم و پا تو مسیری گذاشتم ک با جون و دلم باورش کردم .ک اگ حتی تو دلش چاقتر شدم .کسی بهم گفت بهش بگم ببخشید شما؟؟چون این چاقی من هست چاقتر شدن من هست راه زندگی من هست..و ب هیچ کس و هیچ کس نیازی ندارم ک تشویقم کنه یا تحقیر..این مسیر خوب یا بد ک بد نیست انتخاب منه..بودنم در این مسیر حقم هست پس تا پای جونم براش وقت و انرژی میزارم ..و اجازه نمیدم دراین مسیر ترسی ب من وارد بشه..چون باورش دارم ❤️قلبن،،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/16 21:46
        مدت عضویت: 93 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 379 کلمه

        سلاممم ببخشید ی مطلب و در ادامه ی توضیحاتم بدم خدمتتون ..هر چندگفتم توی تمرین بعدی شرحش بدم ..ولی حسم گفت هر چیزی جایی خودش و چون تصمیم گرفتم ب احساساتم احترام بزارم و ارزش براش قایل بشم خیلی راحت پذیرفتم و گفتم چشم 😍 😊
        بچها ترس ی عامل جدا در وجود مانیست ..مثل اشتها ک بعضی از افراد میگفتن ک اشتهامون برگشته …ک ما کلمه ی انتخاب رو اگ یادتون باشه جایگزین کلمه ی اشتها کردیم..یعنی فرمول سازی کردیم ک فرمول درست و صحیح کلمه ی انتخاب رو جایگزین فرمول اشتباه و منفی کلمه ی اشتها کردیم.
        در مورد ترس هم همینطوره..ترس ی حسه ،،و ماانسانهاا چون دارای حس هستیم حس شادی ،خوشحالی ، ناراحتی ،ضعف ،بیحالی ، حس ششم ،ک ی حالت پیش بینی هست.ترس ی چیزه بیرونی ی عامل بیرونی نیست ک حتی اون زمان هم ک لاغر شدیم و ب تناسب فکری و تناسب اندام رسیدیم .تو ی لحظه ی ترسی از مواد غذایی بهمون دست بده و فکر کنیم ک حس چاق شدنمون برگشته..مواظب باشیم لیز نخوریم ک باین ترس های چاق شدن الان رو ب رو بشیم ولی بعداز مدتی لحظه ای این حس باز بوجود بیاد باید مواظب باشیم چون این فرمول هارو. این افکارو نمیشه فراموش کرد ممکنه چند وقت یبار بخاد مارو تحریک کنه مارو از هدفمون دور کنه و ما برگردیم…این حسه ها لحظه ای مثل ضعف های ذهنی بهش نگاه کنیم..بخاطر دارید ک ما باید ب ضعف های ذهنمون بگیم ن الان وقتش نیست…پس ب این حس چاقتر شدن لحظه ای هرزمان .حتی اون زمان هایی ک ب ایستگاه خودمون رسیدیم بهش توجه نکنیم ک خدای نکرده دوباره گریبان این حس و حال های بعدش بشیم .وسواس بشیم و فکرامون رو درگیر کنه…و فرمولهایی رو ک تلاش کردیم .آموزش دیدیم .با صبر و اشتیاق وباحال خوب کمرنگ کردیم وبای حس زود گذردوباره خودمون باعث پرنگ و پرنگترش بشیم..
        لطفا لیز نخوریممم 🙏 🙏 🙏
        راستی اینم بگم ک حس ترس همیشه هم بد نیست ..واقعا این ترس ها خیلی جاها میتونه دست مارو بگیره مثل ترس از گناه کردن..ک اون ترس نمیزاره خدای نکرده ما بیراهه بریم..بنظرم نوشته ام کم داشت این توضیح رو ..امیدوارم ک درست شرح داده باشم و تونسته باشم منظورم رو برسونم
        ب امید موفقیت دوستان عزیز و همسیر 🙏 😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 13:43
      مدت عضویت: 584 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      به نام خدا سلام
      خیلی کار سختی بود برام که بخوام توجهم رواز رواطرافیان ونظرات اونها بردارم وکاری رو که احساسگ میگه درسته روانجام بدم ومنتظر تایید یا عدم تایید دیگران نباشم من حتی زمانهایی که رژیم میگرفتم اول حواسم به این بود که ببینم همسرم نظرش چیه متوجه لاغری من میشه یا نه بعد که میدیدم حرفی نمیزنه میرفتم رو ترازو وبهش میگفتم ببین مثلا ۳کیلو کم کردم یا ببین لباسم بهم گشا شده واون هم اصولا میگفت شاید ولی من که اصلا نمیفهمم وتغییر ظاهری نمیبینم کرده باشی وخیلی بهم برمیخورد واصولا دیگه ادامه نمیدادم ومیگفتم خوب من که تغییر نمیکنم ولی تو دوره سعی کردم تاحدودی به این مساله فکر نکنم وحتی اگر بهم میگفت که چرا لاغر نمیشی میگفتم مگه یه دفعه یا درعرض یکی دوماه چاق شدم که انتظار داری یکی دوماهه هم لاغر اصلا من همینم وخودمو دوست دارم وبه موقع لاغر هم میشم وبعد گذشت چند ماه که این افکار مزاحم ازم دور شد ودیگه همسرم هم حرفی نزد تونستم خیلی خوب نتیجه بگیرم ونسبت به کاهش وزنهای قبلی که داشتم احساس میکنم ۸تا۱۰ کیلو کم کردم البته بدون اینکه وزن کنم واینو فقط احساسم بهم میگه وهمسرم هم دیگه باورش شده ومیگه واقعا لاغر شدیا اصلا مثل دفعات قبلی هیچ زحمتی هم نکشیدی ولی جدیدا یه فکری که قبلا هم داشتم دوباره سراغم اومده زمانی که ورزش میکردم ورژیم میگرفتم تاحدود ۱۰ کیلو که کم میکردم بعدش احساس میکردم که وزن کم کردن برام سخت شده وهرچی تلاش میکنم دیگه وزنم نمیاد پایین والن دوباره دچار همون افکار شدم ودارم سعی میکنم که رفعش کنم ودقیقا برام مثل یه مانع شده وایمان دارم که با تمرین وتکرار میتونم از این مانع هم عبور کنم وموفقیتی که مد نظرم هست روبه دست بیارم وخدا روشکر میکنم که در این مسیر هستم ودیگه هیچ مانعی برام سخت وصعب العبور نیست ومیتونم از همشون بگذرم تا به موفقیت برسم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/13 23:51
      مدت عضویت: 208 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 571 کلمه


      (اشتیاق و استمرار، شرح عالی، تعهد و منطقی کردن لاغر شدن)
      .
      سلام
      مطمعنا لطف و هدایت خدا بود که من اومدم و این فایل رو گوش دادم . ازونجایی که الان توی هفته اول تکرارم هستم فایلای مربوط به امروز و دیروز رو چندین بار گوش دادم ولی این چند وقته خیلی شیطان درونم اذیت میکرد و ازون جایی که خودمو وزن نمیکنم اون صدای شیطانی همش بهم میگفت اره تو خیلی چاق شدی شلوارات به زور میرن توی پات و همش یه ترسی مینداخت توی جونم، میدونم که یه هنرجوی لاغری نباید این جور ترس ها بیاد سراغش اما من این چند وقته خیلی ترسو شده بودم و همش تصویرای چاق تر از خودم میومد توی ذهنم با اینکه تمرین های مختلفی که توی دوره داشتیم رو انجام میدادم و هر روز دارم ایستگاه های لاغریم رو میخونم و تجسم میکنم اما احساس کردم یکم دارم میزنم جاده خاکی، و ازون جایی که به خودم قول دادم توی تلگرام از استاد سوال نپرسم و ازشون مشاوره نگیرم و خودم دنبال جواب سوالام بگردم ، به خدا سپردم که منو هدایت کنه و کمکم کنه این ترس ها رو به هر طریقی که خودش صلاح میدونه ، نادیده بگیرم. و چقدر که این فایل برای من ساخته شده بود! من از خودم میترسیدم میترسیدم که نکنه چاق تر بشم، ولی حتی همین امروزم که مامانم سه هفته از رژیم جدیدش میگذره و چند کیلویی لاغر شده و خوشحاله اما من الان اونقدر آگاهی هام راجب به لاغری و فرمول های ذهنی بالا رفته که وقتی با ذوق داشت تعریف میکرد که شلواری که براش تنگ بوده الان اندازش شده ، من فقط داشتم بهش لبخند میزدم و در واقع به قول استاد داشتم به خودم میگفتم مامانم خیلی توانایی داره و جسمش مشتاق متناسب شدنه و الان که مامانم از راه اشتباه و تحت فشار دادن جسمش داره اینقدر وزن کم میکنه فکرش رو بکنید در مسیر همیشگی لاغری با ذهن بود و نتایج عالی و همیشگی میگرفت…! من هر روز به این چیزا فکر میکنم و این نشون میده در مسیر لاغری با ذهن هستم و به هیچ عنوان به این روش شک ندارم و اگه میگم ترسیدم به خاطر اینه که ذهنم داره آخرین تلاششو برای حفظ وضعیت موجودش که همون چاق موندنه ، میکنه ولی منم دیگه به این افکار پر و بال نمیدم و الان با شنیدن این فایل الهام بخش یاد گرفتم که به این افکار شیطانی و محدود کننده که منو از چاقتر شدن میترسونن بی اهمیت باشم، هر چی میخواد بگه. اون کارش همینه که منو از مسیر خارج کنه اما من حتی بهش اهمیت نمیدم و هر چیم میخواد بشه بشه من در مسیر درست هستم و انتهای مسیرم قطعا متناسب شدنه . هر کس که این متن رو میخونه و اون هم افکاری داره که خیلی میترسوننش و نمیتونه باهاشون مقابله کنه من بهش پیشنهاد میکنم در این مسیر بمونه ، این سایت رو بیشتر کشف کنه ، این سایت یه چیز خیلی عجیبه که هر گوشه و کناریش میتونی جواب هر سوالیت رو پیدا کنی نه فقط سوالای مربوط به لاغری، نه! هر چیزی که فکرش رو میکنید. خدا گوشه و کنار این سایت حضور داره و ما رو مثل یک آهنربا میکشونه به سمت جواب سوالامون ، خودتونو دوست داشته باشید، خودتون رو وزن نکنید ، راجب نتیجه نگران نباشد فقط مسیر مهمه ، لذت ببرید و مهمان کائنات باشید، کائنات اون لذت رو براتون دو چندان میکنه.
      ممنون از همگی
      ممنون استاد…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم