ورود / ثبت نام
0

تصویر ذهنی چاق (قسمت هشتم)

تصویر ذهنی چاق ادامه مسیر لاغری
اندازه متن

مغز ما تمام اطلاعات دریافتی را به صورت تصویر ذهنی ذخیره می‌کند.

تصویر ذهنی بر اساس اطلاعاتی که از پیرامون خود دریافت می‌کنیم در ذهن ما شکل می‌گیرد و آینده زندگی ما را تعیین می‌کند.

در واقع انتظاری که از زندگی کردن داریم یا پیش بینی که برای آینده خود می‌کنیم بر اساس تصاویر ذهنی است که در جنبه‌های مختلف زندگی در ما ایجاد شده است.

 ذخیره اطلاعات در مغز به صورت تصویری است

شاید این تجربه را داشته باشید که چهره فردی برای شما آشنا باشد اما نام او را به خاطر نیاورید. یا در مکانی قرار بگیرید و با خود فکر کنید قبلا اینجا بوده‌اید اما زمان و چگونگی آن را به خاطر نیاورید.

حتی ممکن است در بیان خاطرات خود از آخرین سفری که رفته‌اید خیلی خوب ویژگی‌های آن منطقه را بیان کنید اما اسامی‌شهر ها یا مناطقی که بازدید کرده‌اید را به خوبی به خاطر نداشته باشید.

شاید برای شما پیش آمده باشد که خواندن یک رمان را شروع کرده باشید و ساعت ها بدون خستگی مشغول مطالعه آن بوده‌اید. بدون تردید نویسنده آن رمان در تصویر سازی ذهنی مهارت زیادی داشته است که به سادگی شما را غرق داستان موردنظر کرده است.

این مثال ها و مثال‌های متعدد دیگری که حتما با خواندن این مواد در ذهن شما مرور می شود اثبات می‌کند که مغز ما به صورت تصویری اطلاعات را ذخیره می‌کند و صحبت کردن درباره خاطرات بر اساس تصویر ذهنی برای ما کار ساده و لذت بخشی است.

 تصاویر ذهنی چگونه ایجاد می‌شوند

داده‌هایی که از محیط پیرامون خود در جنبه‌های مختلف زندگی دریافت می‌کنیم در ذهن ما تحلیل و پردازش می‌شوند و در نهایت به تصویر ذهنی ما تبدیل می‌شوند.

اگر شما اطلاعاتی درباره نبودن شغل مناسب یا سخت بودن پیدا کردن کار و یا نیاز به داشتن پارتی برای به دست آوردن شغل مناسب دریافت کرده باشید و برای مدت طولانی این اطلاعات در ذهن شما تکرار شده باشند در نهایت در موضوع داشتن شغل مناسب تصویر ذهنی شما شکل میگیرد که توصیف کننده شرایط نامساعد کار می‌باشد.

در این صورت انتظار شما برای داشتن شغل مناسب تغییر می‌کند و منتظر روبرو شدن با شرایطی خواهید شد که کار مناسب پیدا نمی‌کنید یا باید برای داشتن شغل مناسب حتما پارتی داشته باشید.

و به این ترتیب زندگی به شما اثبات خواهد کرد که کار پیدا کردن سخت و غیرممکن است.

چرا؟

چون کار جهان همسو کردن اتفاقات زندگی هر انسانی با تصویر ذهنی آن فرد در جنبه‌های مختلف زندگی است.

 نقش تصویر ذهنی در چاق شدن

اطلاعات درباره چاق شدن از طریق مختلف وارد ذهن شما می‌شود. برخی از آنها را با هم مرور می‌کنیم.

  • اطلاعاتی که درباره مزایای چاق شدن دریافت کرده‌اید.

انسان‌های چاق قدرت بیشتری دارند، افراد چاق سالم تر هستند، وقتی چاق بشی بیشتر مورد توجه دیگران قرار می‌گیری.

  • اطلاعاتی که درباره ارثی بودن چاقی دریافت کرده‌اید.

چاقی در خانواده ما ارثی است. وضعیت جسمی‌شما شبیه فلانی است که چاق است.

  • اطلاعاتی که درباره ارتباط چاقی با نحوه زندگی خود دریافت کرده ایم.

چاقی تو بخاطر کم تحرکیه، چاقی تو بخاطر خوابیدن زیاده،‌ چاقی تو بخاطر سریع غذا خوردنه،  چاقی تو بخاطر مزاج سرد داشتنه

  • اطلاعاتی که درباره طبیعی بودن چاقی به هر دلیلی دریافت کرده ایم.

چاق شدن بخاطر کار پشت میز داشتن، چاق شدن بخاطر ورزش نکردن، چاق شدن بخاطر فلان بیماری،‌ چاق شدن به دلیل مصرف فلان دارو، چاق شد به دلیل بالارفتن سن، چاق شدن بخاطر بارداری در خانم ها و …

هر گونه آگاهی و اطلاعاتی که درباره مزایا یا معایب چاقی دریافت می‌کنیم در ذهن ما پردازش شده و در نهایت به صورت تصویر ذهنی چاق در مغز ما ذخیره می‌شود.

مغز بر اساس تصویر ذهنی ایجاد شده الگوهای رفتاری جدید را ایجاد می‌کند که نتیجه تکرار الگوهای جدید تغییر کردن جسم از وضعیت فعلی به وضعیت مطابق با تصویر ذهنی جدید است.

فردی که اضافه وزن ندارد و به طریق گوناگون اطلاعات مختلف درباره چاقی دریافت می‌کند پس از مدتی آن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق در مغز فرد تبدیل می‌شوند.

مغز بر اساس تصویر ذهنی جدید ایجاد شده،‌ فرمول‌های جدید ایجاد می‌کند و از طریق ایجاد میل به عمل کردن بر اساس فرمول‌های جدید به مرور وضعیت جسمی‌فرد از حالت متناسب خارج شده و به حالت چاق تبدیل می‌شود.

فردی که چاق است و به طریق گوناگون اطلاعات درباره ترس از چاقی بیشتر و مشکلات چاقی دریافت می‌کند پس از مدتی آن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق تر از قبل در مغز فرد تبدیل می‌شوند.

مغز بر اساس تصویر ذهنی چاق‌تر ایجاد شده اقدام به ایجاد فرمول‌های جدید رفتاری می‌کند و در فرد میل به عمل کردن بر اساس فرمول‌های جدید ایجاد می‌کند و سپس فرد با تکرار عمل بر اساس فرمول‌های جدید به وضعیت چاق‌تر جسمی‌ می‌رسد.

این توضیح مختصری از چگونگی ایجاد تصویر ذهنی و تاثیر آن بر تغییر رفتار و در نهایت تغییر وضعیت جسمی‌فرد است.

 چرا با بسیاری از روش‌های لاغری نمی‌توان لاغر شد

همانگونه که توضیح داده شد چاقی نتیجه تغییر افکار و رفتار فرد است.

نقطه آغاز تغییر افکار و رفتار ما مغز می‌باشد و مغز اطلاعات خود را از طریق حواس پنجگانه دریافت می‌کند.

نحوه عملکرد مغز به این شکل است:

  • اطلاعات در موضوعات مختلف را دریافت می‌کند.
  • اطلاعات پردازش شده و تصویر ذهنی ایجاد می‌شود.
  • بر اساس تصویر ذهنی فرمول‌های رفتاری ایجاد می‌شود.
  • میل و رغبت در فرد برای عمل کردن به فرمول‌های جدید شکل می‌گیرد.
  • وضعیت زندگی فرد به مرور با عمل کردن بر اساس فرمول‌های جدید تغییر می‌کند.

 هر زمان که ما برای لاغر شدن از هر روشی اقدام کرده‌ایم در حال طی مسیر بر خلاف جهت عملکرد مغز بوده‌ایم.

ما با استفاده از روش‌های مختلف مانند رژیم غذایی، ورزش کردن،‌ مصرف دارو و … سعی کرده ایم رفتار خود را تغییر دهیم.

  • با رژیم گرفتن سعی کرده ایم پرخوری‌های خود را مهار کنیم.
  • با ورزش کردن سعی کرده ایم سوخت و ساز بدن را افزایش داده و میزان چربی ها را کاهش دهیم.
  • با مصرف دارو یا حتی عمل جرحی سعی کرده ایم تغییر در نحوه عملکرد جسم خود ایجاد کنیم.
  • با این روشها سعی در تغییر عمل کرد خودمان داشته ایم که در تشریح عملکرد مغز در رتبه آخر قرار داد.

درواقع ما با استفاده از روش‌های مختلف سعی کرده‌ایم اطلاعات مورد نیاز برای لاغر شدن را به صورت معکوس به مغز خود منتقل کنیم و تلاش کرده‌ایم که با تحت فشار قرار دادن جسم باعث تغییر وضعیت از حالت چاق به لاغر شویم.

و این در حالی است که جسم ما دستورات را از مغز دریافت می‌کند نه از سایر عوامل بیرونی.

به عنوان مثال زمانی که شما فعالیت بیشتری دارید،‌ به دلیل بالارفتن فعالیت عضلانی، حرارت جسمی‌شما افزایش پیدا می‌کند و مغز برای جلوگیری از افزایش بیشتر دمای جسم دستور عرق کردن را صادر می‌کند و با مرطوب کردن سطح بدن حرارت جسم را کاهش می‌دهد.

این فرایند کاملا درونی است اما تصور ما این است که بخاطر افزایش فعالیت بدنی یا ورزش کردن ما سوخت و ساز بدن را افزایش داده ایم بنابراین تلاش می‌کنیم با عرق کردن بیشتر لاغر شویم و این تلاشی بی هوده است.

 طریق صحیح تغییر کردن چگونه است

برا ایجاد تغییر در هر جنبه از زندگی باید از دادن آگاهی جدید به مغز شروع کنیم. آگاهی که منطبق با تغییری که می‌خواهیم ایجاد کنیم باشد.

استمرار در دادن اگاهی جدید باعث پردازش آن و ایجاد تصویر ذهنی جدید در مغز می‌شود. و مغز بر اساس تصاویر ایجاد شده فرمول‌های جدید ایجاد می‌کند و در نهایت میل و تمایل در ما برای عمل کردن بر اساس فرمول‌های جدید را ایجاد می‌کند.

مهمترین موضوع که سبب چاق شدن یا لاغر شدن ما می شود تصویر ذهنی است که درخود ذخیره کرده ایم.

این تصاویر به صورت ناخودآگاه در ذهن ما ثبت شده است و تکرار این تصاویر سبب پررنگ شدن آنها در ذهن ما می‌شود و تصاویر پررنگ شده بعنوان الگوی صدور فرمان های مغزی قرار می‌گیرد.

اگر رویای لاغری دارید باید ابتدا تلاش فیزیکی برای لاغر شدن را متوقف کنید.

سپس آگاهی جدید همسو با لاغر شدن را به ذهن خود بدهید.

لاغری با ذهن بدون ارائه برنامه های غذایی، ورزشی یا دارویی اجرا می شود.

در این روش ابتدا فرمول های اشتباه که سبب چاق شدن ما شده است را شناسایی می کنیم و سپس فرمول های متناسب کننده را جایگزین آنها می کنیم.

تغییر فرمول های ذهنی سبب تغییر رفتارهای غذایی روزمره ما می شود و در نهایت جسم ما نیز تغییر می کند.

بنابراین خیلی مهم است که فایل های آموزشی تکرار شوند تا اطلاعات صحیح درباره لاغری را بارها بشنوید و به آن فکر کنید و سعی کنید به نکته های مطرح شده عمل کنید.

محتوای سایت تناسب فکری به شما کمک می‌کند تا آگاهی مناسب برای متناسب شدن را به ذهن خود انتقال دهید.

در انتقال آگاهی جدید استمرار داشته باشید تا تصمیم جدید شما برای تغییر کردن بعنوان دستور کار جدید ذهن شما تعیین گردد.

در این صورت آگاهی جدید به ذهن ناخودآگاه منتقل می‌شود و سبب ایجاد تصویر ذهنی لاغری در شما می‌شود.

مغز شما بر اساس تصویر ذهنی جدید ایجاد شده اقدام به ایجاد فرمول‌های جدید رفتاری می‌کند.

سپس در شما میل و رغبت برای عملکردن بر اساس فرمول‌های جدید را ایجاد می‌کند.

به طور ناخودآگاه و خیلی آسان شما قادر خواهید بود رفتارهای قبلی (پرخوری و … )که بر اساس فرمول‌های چاق کننده و تصویر ذهنی چاق بودند را تکرار نکنید.

تکرار نکردن رفتارهای قبلی در واقع شکل گیری رفتارهای جدید شما هستند.

و به اندازه ای که شما رفتارهای قبلی را تکرار نکنید در تثبیت رفتار جدید در خود موفق عمل کرده‌اید.

طولی نخواهد کشید که رفتارها و واکنش‌های رفتاری شما در جهت متناسب شدن تغییر می‌کند و استمرار این روند باعث تغییر وضعیت جسمانی شما خواهد شد.

این طریق صحیح تغییر کردن (لاغر شدن) بر اساس طریق صحیح عملکرد ذهن است که به طور مفصل و واضح در دوره‌های لاغری با ذهن به آن پرداخته شده است.

تاثیر تصاویر ذهنی بر چاق شدن

افراد چاق به این دلیل چاق شده اند که قبل از اینکه چاق شوند تصویر ذهنی چاقی از خود در ذهنشان ایحاد شده است.

تکرار تصویرسازی چاقی سبب الگو شدن آن برای عملکرد مغز می شود و فرمان های صادر شده از سوی مغز ما در راستای چاق شدن بوده است و تکرار این فرمان ها در نهایت سبب چاق شدن فرد می شود.

برای لاغر شدن از طریق ذهن باید تصویر ذهنی خود را از حالت چاق به حالت متناسب تغییر دهیم.

استمرار در تصویرسازی متناسب شدن مغز ما فرمان های متفاوتی نسبت به قبل صادر می‌کند و واکنش های ما به مواد غذایی تغییر می‌کند و در نهایت جسم ما نیز تحت تاثیر قرار گرفته و متناسب شدن شروع می‌شود.

توجه به توضیحات فایل فوق العاده این جلسه به شما کمک می‌کند تا آگاهی کاملی در رابطه با تصویر ذهنی و تاثیر آنها در چاقی کسب کنید و همچنین چگونه تغییر دادن تصویر ذهنی آموزش داده می شود و شما به راحتی با تکرار مواردی که گفته می شود ذهن خود را در مسیر متناسب شدن هدایت می کنید.

اطمینان دارم آگاهی این جلسه و جلسات قبل به شما کمک میکند تا اطلاعات جدید پیرامون متناسب شدن را به ذهن خود بدهید و با استمرار در این مسیر به راحتی آگاهی جدید به تصویر ذهنی لاغری تبدیل شده و در پی آن رفتارها و عادت‌های شما تغییر می‌کند و در نهایت جسم شما بر اساس عملکرد جدید شما تغییر خواهد کرد.

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

 


نتایج برخی از شرکت کنندگان در دوره لاغری با ذهن

خانم مریم مصطفی نژاد از تهران      دانلود این فایل

خانم ندا معتمدنژاد از زنجان      دانلود این فایل

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=11464
برچسب ها:
120 نظر در مورد تصویر ذهنی چاق (قسمت هشتم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/06 23:01
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,510 کلمه

      سلام خدمت استاد ارجمند و گرامی و  دوستان خوب و پر تلاشم .

       توقع از استاد داشتن که فوت کوزه گری و برنامه رژیمی و ساعات ورزش و چطور خوردن  رو بگه اول اینکه نشون میده که هیچی از این متد و روش متوجه نشدیم و دوم اینکه  وای چقدر توقع  خنده داری  هست  دقیقا زمانی که وارد سایت شده بودم منم همین تفکر رو داشتم و به دنبال همین چیزها بودم اما زمانی که شروع به آموزش ۱۲ جلسه ی رایگان کردم کم کم متوجه شدم که از این خبرها نیست و الان  مدتها  هست که دیگه به دنبال اونها نیستم و به سبک حدید دارم متناسب میشم و سراسر ارامش،و شادی و حال خوب و آزادی هستم  .

      من باید به دنبال کشف فرمولهای چاقی باشم و  به جای اونها فرمولهای لاغری رو جایگزین   کنم  و دقیقا ذهن خودمون رو باید  مثل ذهن متناسبها برنامه ریزی کنیم تا در نهایت جسم ما هم مثل متناسبها تغییر کنه و  به تناسب برسیم .

      من واقعا الان خیلی  تغییر رفتار دارم ولی با رژیم خیلی فرق داره چون اصلا نگرانی و استرس و محدودیت ندارم و اصلا نمیگم چرا باید کمتر بخورم چون این رفتارهام از منشا اون که ذهن باشه تغییر کرده و من بدون سختی و ناراحتی و عصبی بودن  تغییر کردم .و من آرامشم به لاغری  از همون ورودم به سایت نسبت به گذشته ی خودم خیلی بیشتر شده   و من مطعنم که میتونم به تناسب برسم برای همین هر روز در مسیرم و قدم برمیدارم و استمرار دارم چون باور کردم میتونم به تناسب برسم .

      همه ی ما وقتی به دنیا میاییم رفتار غذایی بسیار صحیحی داریم یعنی هر وقت گرسنه بودیم گریه کردیم و هر وقت سیر بودیم به هیچ وجه نمیتونیم که بیشتر بخوریم .ولی خیلی از مادرها تپل کردن فرزندان رو یک امتیاز میدونن و  یک نشانه میدونن که مادری لایق و کار بلد هستن که من خودمم دقیقا جز افرادی بودم که همیشه به فرزند اولم به زور غدا میدادم به هر طریقی که میتونستم مشغولش،میکردم تا بهش عذای بیشتر بدم با دیدن کارتون و یا دیدن یه فیلم با موبایلم و یا حتی به بیرون از خونه میبردمش و در پارکی و یا جایی مشغولش میکردم و بهش کلی عذا به زور میدادم و همیشه خودم سر ساعات مشخصی یه مقدار غذای مشخصی  که میدونستم خوبه به دخترم غدا میدادم و خودش رو مسول خوردنش نمیکردم و اگر دخترم اون مقدار مورد نظر من رو  نمیخورد چقدر خودم و دخترم رو زجر میدادم و ناراحتی میکردم  که چرا نخوردی و به زور و گریه وادار به خوردنش،میکردم که همیشه  وقتی یاد اون دوران میفتم واقعا از کارهام خجالت زده و ناراحت میشم که چقدر برای چاقی دخترم در گدشته  تلاش،میکردم حتی در شیر خشک اون بستنی قاطی میکردم که بخوره و تپل بشه و کلی از این کارها ی دیگه که واقعا نگم بهتره  بماند که چقدر خودم زجر میکشیدم و اعصابم خورد میشد تا یه لقمه غدا به دخترم بدم و اگر نمیخورد اعصابم بهم میریخت اما خدا رو بینهایت شاکرم که برای فرزند دوم در همون اوایل راه با این آگاهی ها آشنا شدم و دیگه این مسیر غلط رو نرفتم و واقعا همه چیز برام لذت بخش تر شده روابطم با فرزندانم  بهتر شده و به هیچ وجه خودم رو درگیر خوردن اونها نمیکنم و اگر یه وقتایی  دوباره اشتباه کنم که اوتها رو مجبور به خوردن کنم سریع متوجه اشتباهم  میشم و به خودم نهیب میزنم و کارم رو ادامه نمیدم و الان مدتها هست که  دیگه فرزندانم هر وقت بگن سیرن من با اونها کنار میام و دیگه مجبور به خوردشون نمیکنم و یا حتی با همسرم هم همینطور  شدم دیگه من هیچ کس رو مجبور به خوردن نمیکنم من در اون دوران که اینطور رفتار میکردم یه جورایی تلافی خودم که نمیتونستم بخورم و در محدودیت بودم  روی بقیه ی خانوادم   درمیاوردم  و اونها رو مجبور به خوردن میکردم  و بارها میگفتم یعنی چی میگی گرسنم نیست و یا نمیتونم بخورم ؟؟ و بارها به همسرم (که بسیار لاغر بود ) میگفتم که بخور دیگه این دو قاشق چیه که گذاشتی داخل بشقاب یا بهش میگفتم چرا  دوباره نمیکشی بخوری  و یا همیشه بهش میگفتم  بابا مزه های جدید رو  امتحاان کن نگو دوست ندارم  خوشمزه هست و همیشه تشویق به خوردنش میکردم و خلاصه  در اوایل ازدواجم با این ذهن چاقم و رفتارهای چاق کننده  ام به مقدار زیاد همسرم رو از اون حالت لاغری که بسیار لاغر بود خارج کردم و الان ایشون دیگه  خیلی لاغر نیستن ولی   بازم خدا رو شکر  متناسبن ولی یکم شکم دارن ولی خدا رو شکر فرزندانم بسیار خوش اندام و متناسب هستن و خوب میدونم رفتارهای من با اونها واقعا تاثیر گذار بوده  و اونها رو  چاق کردم البته دخترم مقطعی تپل شد ولی خدا رو شکر دوباره لاغر شد و اما  الان با من از وقتی که در مسیر تناسبم بسیار لاغر تر شده و حتی همسرم رو تشویق به اندازه خوردن میکنم و از بدیهای پرخوری میگم و ایشونم خیلی رفتارهای بهتری داره و همچنین پسرم رو همیشه تشویق به اندازه نیاز خوردن میکنم و واقعا این آگاهی ها علاوه بر خودم دارن بقیه خانوادم  رو هم از شر  پرخوری و رفتارهای نا صحیح  که در نهایت  منجر به چاقی میشن نجات میدن و واقعا خوشحالم از داشتن چنین اگاهی های ارزشمند ی   .

      چقدر جالبه که ذهنم تصویری هست پس الان داره ذهن من تلاشش رو میکنه که من رو به تصویرهای ذهنیم برسونه هم در زمینه ی تناسب اندام هم در زمینه ی بقیه ی جنبه های زندگی و من الان  با کلی کار کردن روی خودم ،خودم رو فردی موفق و با اعتماد به نفس و با روابط زیبا  و محبوبیت و فردی تاثیر گذار و با جسم لاغر و زیبا میبینم .

      من هر چقدر از پرخوری بدم بیاد فایده نداره  که خودم رو کنترل کنم تا پرخوری نکنم   چون پرخوری رو مغز صادر میکنه باید در مسیر آموزش قرار بگیری تا مغز دیگه فرمان پرخوری رو صادر نکنه و من الان خودم دیگه فرمانهای مغزم برای خوردن تغییر کرده دیگه خیلی از جاها نمیتونم مثل قبل باشم و دیگه به اون سبک قدیم خوردن برام سخت شده دیگه پرخوری کردن سخت شده و من همیشه به اندازه نیازم میخورم حالا شاید دو لقمه بیشتر در این حد  پرخوری من شده و چه جاهایی که من مواجه با غدا میشم اما نمیتونم بخورم  چون سیرم و خداییش میلم نمیکشه و یا اصلا نمیتونم بخورم در حد یه میزانی میتونم بخورم مثلا چند شب پیش به فست فودی رفتم و با همسرم اشتراکی یه پیتزا خوردم و تازه همونم برام زیاد بود و یه تیکه مرغ سوخاری برداشتم و اون رو خوردم دیگه فشار شکمی داشتم چیزی که قبلا من اصلا اینطور نبودم با دو تا پیتزا  خوردن هم مشکلی نداشتم و راحت میخوردم و هرگز حاضر نبودم اشتراکی با کسی فست فود بخورم چون عاشق پیتزا و ساندویچ بودم اما حالا خودم درخواست میدم که یکی  بیاد با من اشتراکی بخوره چون برای من یک عدد پیتزا زیاده و  واقعا فیلم نیست نمیتونم بخورم و قشنگ دستورهای مغزی من تغییر کرده من متوجه میشم و من نمیتونم مثل قبل بخورم و این به خاطر تغییر  تصویرهای  ذهنی من هست که دستورات  خوردن من تغییر کرده .

      واقعا ذهن من روی لاغر تر شدن تنطیم شده چون میلم به خوردن شیرینی واقعا کم شده میلم به خوردن غدا کمتر شده چون قبلا عاشق خوردن غدا و شیرینی بودم و با هر رژیمی که میگرفتم نمیتونستم این میلم و علاقم رو کم کنم و همیشه در زجر بودم اما به عشق لاغری تحمل میکردم اما الان خیلی  راحت تصمیم میگیریم چایی نخورم چه برسه چایی با شیرینی  بخورم  حتی از قندم بدم میاد با کشمش چند دونه کشمش میخورم و قبلا من بعد از ناهار و صبحانه شیرینی میخوردم اما الان اصلا همچین میلی ندارم و به راحتی این کارها رو نمیکنم و اصلا این کارها یادم رفتن و کلی فاصله گرفتم .

      پس برای جلوگیری از تصویر  چاقی ببشتر باید چند کارربکنیم :

      • اول اینکه باید در مورد چاقی خودم با هیچ کس  صحبت نکنم حتی اگر کسی تذکر داد در مورد چاقیتون  شما خودتون رو سرزنش نکنید و یا نگید چیکار کنم  من آب هم بخورم چاق میشم و یا اینکه  بگی دیگه از چاقی خسته شدم  یادت باشه  با هر حرفی در مورد چاقی تصویر چاقی رو در ذهنت پر رنگ تر میکنی . (صحبت نکن در مورد چاقی )
      • نباید دنبال راه های رفع چاقی باشید هر چقدر بیشتر دنبال راه های چاقی باشی داری به ذهنت بیشتر بها میدی برای چاقی ودر واقع وقتی شما داری از چاقی فرار میکنی و تلاش میکنی که چاق نشی  بیشتر چاق میشی پس تحقیق و جست و جودر دروشهای چاقی نکن (در مورد روشهای چاقی تحقیق نکن )
      • در معرض اطلاعات تحریک کننده  قراررنگیرید مثلا در کانلهای آشپزی عضو نشید و در پیجهای آشپزی نرید و به دنیال عذاهای جدید و متفاوت نباش چون این تحریک میکنه شما رو به خوررن و تصویر چاقی شما رو پررنگتر میکنه .
      • نکته :
      •  اگر نگرانی شما از چاقی کمتر شده  یک نشونه از این هست که تصویر چاقی  در ذهن شما کمرنگ شده و برعکس شما آرامش دارید .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        amirali2020110@gmail.com
        1400/08/21 20:22
        مدت عضویت: 305 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 243 کلمه

        بنام خدا 

        عرض سلام 

        تصویر سازی ذهنی 

        تصویر سازی ذهنی بر اساس دنیای پیرامون ما صورت گرفته که از بچه گی هر چی خانواده ها گفتن که مثلا چاقی ما ارثی هست و،یا به سن بلوغ برسی چاق میشی ،بچه توپل قوی یه 

        این از دوران کودکی که همه ی این شنیده ها تبدیل شده به تصاویر ذهنی چاقی و در دنیای پیرامون خودمان من همیشه خودم میگفتم پرخوری چاقم کرده ،تند،تند خوردن چاقم کرده ،آب بخورم چاق میشم ،روزی ۳ بار وزن میکردم ،از خوردن ترس داشتم اینها همه تبدیل به تصاویر چاقی شدند و ذهن بر اساس این تصاویر عمل می‌کند و در جسم به صورت چاقی نمایان می‌شود و تلاش ما برای رفع این مشکل چاقی از طریق ورزش کردن ،رژیم ،دارو ،دمنوش شروع می‌شود و هیچ نتیجه ای هم ندارد چون ما داریم به جسم فشار میاریم اما ذهن ما چاقه برا همین نتیجه ای ندارد .باید برای لاغری اموزش ذهنی را یاد بگیریم و به جای آن تصاویر،چاقی تصاویر لاغری را به ذهن یاد بدهیم مثلا من لاغر بشم خوش تیپ میشم ،سلامتی کامل دارم ،پا درد دیگه ندارم ،احساسم خوبه ،اعتماد به نفسم بالا میره وبه این صورت تصاویر لاغری را به ذهن یاد می‌دهیم و در جسم ما نمایان می‌شود. 

        دیکه اینکه نباید دنبال راه کارهای لاغری بریم و یا از چاقی دیگه هیچ حرفی نزنیم با کسی صحبت نکنیم تا تصاویر چاقی ذهن ما کم رنگ بشن و جسم ما یواش یواش حرکتش را رو به لاغری شروع کنه .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/08 04:55
      مدت عضویت: 499 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,066 کلمه

      گام ۷۰

      با سلام:تصویر ذهنی چاقی

      اصلا تصویر ذهنی یعنی؟تمام پیش بینی که برای آینده خود و انتظاری که از زندگی کردن داریم هست و این تصویر ذهنی شامل همه موارد می شود 

      تصویر ذهنی ثروت 

      تصویر ذهنی مهاجرت از کشوری به کشور دیگر 

      تصویر ذهنی لاغری 

      تصویر ذهنی چاقی 

      تصویر ذهنی موفقییت 

      تصویر ذهنی در تحصیل و کسب و کار 

      تصویر ذهنی در روابط و غیره……….تمام اطلاعاتی که در مغز ذخیره هستند به صورت تصویری است که  همه این داده ها را از محیط پیرامون خود در زمینه های مختلف دریافت کرده ایم و می کنیم و چقدر اهمیت دارد که این داده ها در موردی منفی باشند یا مثبت چون هر موضوعی دو جنبه دارد منفی و مثبت و همیشه منفی ها بیشتر از مثبت ها مورد توجه قرار می گیرد ؟چرا؟چون با ترس همراه است .مثلا اگر برای مهاجرت به یک کشور دیگر از نکات منفی آن را پیش ببریم مطمعنا به اونون خواسته خود نمی رسیم ،مثلا مهاجرت خواسته ماست!!!دوست داریم مهاجرت کنیم برای همین شروع به تحقیق و بعد برنامه ریزی می کنیم ،حالا در اینجا خیلی مسایل درگیر هستند  دوری از خانواده.  محیط جدید.  آدم‌های جدید. آداب و رسوم جدید.  فرهنگ جدید. و کلی مسایل دیگر.   به همون نسبت مثبت هم هست این بستگی به داده ها و تفکیک کردن انها از همدیگر است 

      پس تصویر ذهنی یک روش بسیار قدرتمند برای استفاده از تخیل و تصورات ما در جهت ساخت زندگی بهتر در رسیدن خواسته ها و ارزوهاست  هر چقدر  تمرکز به خواسته بمون بیشتر باشد ارتعاش قوی نر فرستاده می شود و چون ما هر روز بصورت نا خودآگاه از تصویر ذهنی استفاده می کنیم و ممکن است که در جهت ناخواسته ها و آن چیزهایی که نمی خواهیم از این قدرت بی نظیر استفاده کنیم چون ذهن خوب و بد را تشخیص نمی دهدفقط آنچه را که به او می دهیم پس می گیریم پس خیلی مهم است که به ناخواسته ها توجه نکنیم یعنی منفی فکر نکنیم

      خیلی مهم است که همیشه هدف خود را مشخص کنیم  افکار واضح در ذهن بنا به هدفمون ایجاد کنیم و به خواسته هایمون تمرکز کنیم و به آن انرژی مثبت بدهیم  لاغری با ذهن  یک هدف مشخص این. چرا می خواهیم لاغر شویم. دوست داریم یا خود را لایق لاغری می دانیم. چه مزایایی دارد. تک تک آنها را در ذهن خود واضح می کنیم که با آموزش های استاد مرتب آگاهی های صیحیح را در ذهن خود واضح می کنیم و به آن انرژی مثبت می دهیم.  برای هر تغیژ. باید خودمون را تشویق کنیم. و باور کنیم که شایسته و برآزند ی  تناسب اندام  هستیم که به این سایت هدایت شده آبم  

      ما در وجود خود درختی داریم که ریشه در فهم مادارد و  با آگاهی مان آبیاری و با استعداد مان شکوفا می شود ما باغبان میوه ذهنمان هستیم 

      نفش تصویر دهنی در چاق شدن:همیشه می شنیدم که ادم های چاق سفید و خوش پوست هستند و چربی ها ایرادهای  بدن را پر می کند 

      ادم های چاق کمتر مریض می شوند و اگر مریض شدند زودتر خوب می شوند (چه اطلاعات اشتباهی)

      آدم‌های چاق بیشتر مورد پسند مردها هستند این ها را در کودکی می شنیدم 

      اطلاعاتی که در باره چاقی با نحوه زندگی دریافت می کردیم. چاقی ارثی است. چاقی بخاطر کم تحرکی   خوابیدن زیاد. کار پشت میزی. ازدواج. زایمان.  سن و سال باعث تغییر سوخت و سوز می شود و در نهایت همه به سوی چاقی و تمام این اطلاعات در طول سالها در ذهن ما پردازش شده و در نهایت به صورت تصویر ذهنی چاق در مغز ما ذخیره شده و حتی فردی که اضافه وزن ندارد به طریق های گوناگون اطلاعات در باره چاقی دریافت می کند پس از مدتی ابن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق از مغز فرد تبدیل می شود و ایجاد فرمول های جدید می کند و بر اساس فرمول های جدید وضیعت جسمی فرد از حالت متناسب خارج سده و به حالت چاق تبدیل می شود  وقتی تغییر در جسم نمایان می شود فرد متوجه می شود که باید فکری برای بر طرف کردن چاقی جسم خود انجام بدهد استفاده از روش های مختلف. رژیم. ورزش کردن. مصرف دارو. حتی جراحی. سعی کرده ایم لاغر شویم با رژیم جلوی پر خواری‌های خود را مهار کنیم 

      با ورزش سعی کرده ایم چربیهای اضافی را کاهش دهیم. همه اینها جز فشار به جسم و روح حاصل دیگری نصیب ما نمی شد !؟چرا ؟ چون مسیر اشتباه بود و هیچوقت به ذهن ما نرسید جسم ما دستورات را از مغز دریافت می کند نه از عوامل بیرونی خدا راشکر که به این مسیر هدایت شدیم. و دیگر جسم نازنین خود را تحت فشار قرار نمی دهیم و اکنون با داشتن آگاهی های جدید از مغز شروع می کنیم آگاهی که همسو با تغییری که می خواهیم ایجاد کنیم باشد باید استمرار در آگاهی جدید داشته باشیم تا باعث پردازش آن و ایجاد تصویر ذهنی جدید در مغز بشه و مغز هم بر اساس تصاویر ایجاد شده فرمول های جدید ایجاد می کند و در نهایت میل و تمایل در ما برای عمل کردن بر اساس فرمول های جدید را ایجاد می کند و تکرار اینها باعث پر رنگ تر  شدن در ذهن ما می شود تا جایی که بصورت نا خود آگاه فرمول های ذهن کار خود را انجام می دهند با تغییر فرمول های جدید کاملا دیده ما نسبت به خوردن و چه زمانی و چند نوبت خوردن تغییر اساسی می کند بستگی به نیاز بدن ما دارد گاهی وقت ها با خوردن چند میوه سیر می شویم 

      تصویر ذهنی ماست که باعث چاقی و یا لاغری ما می شود بستگی دارد که چه اطلاعاتی در ذهن ذخیره بشه در روش لاغری با ذهن فرمول های اشتباه که سبب چاقی ما شده اند شناسایی و فرمول های متناسب جایگزین آن می شود و این تغییر فرمول ها ی ذهنی سبب تغییر رفتارهای غذایی روزمره ما شده ودر نهایت جسم ما نیز تغییر می کند برای همین مهم این که مرتب فایل ها را تکرار کنیم تا اطلاعات صیحیح در باره لاغری را بارها و بارها بشنویم و به آن فکر کنیم و عمل کنیم استمرار داشته باشیم تا فرمول های جدید در ذهن ما نهادینه شده و سبب ایجاد تصویر ذهنی در ما بشه و آن موقع مغز ما بر اساس تصویر ذهنی جدید اقدام به ایجاد فرمول های جدید در رفتار ما می شود و طور ناخودآگاه خیلی راحت و آسان قادر خواهیم شد رفتارهای قبلی که بر اساس فرمول های چاق کننده و تصویر ذهنی چاق بودند را تکرار نکنیم .سپاسگزارم استاد 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hassanradin105@gmail.com
      1400/06/21 01:55
      مدت عضویت: 101 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 605 کلمه

      عاقل آن است 

                      که 

                         اندیشه کن  

                                      پایان را 🥰

       

      تصویر سازی ذهنی بزرگترین و پُر کار آمدترین قدرتی است که انسان میتواند به آن دست پیدا کنند. 

       

      چند روزی هست که عضو این کانال شدم و توی این چند روز خیلی چیزها یاد گرفتم و خیلی طرز فکرم نسبت  به اضافه وزن و باورهایی که داشتم تغییر کرده و من در این چند روز نمیگم وزن کم کردم ، شاید وزن هم  اضافه کرده باشم  ولی این رو قاطعیت میتونم بگم دیگه مثل گذشته نمیگم من چاقم ،یا نمیگم فلانی بیشتر میخوره ولی از من لاغرتره ،دیگه به هیچ عنوان حتی توی ذهنم هم نمیگم از بارداری ، بی‌تحرکی ،ارثی و غیره انسان رو چاق می‌کنه.

      و با خیال راحت غذام رو میخورم ، وقتی سیر میشم دست از غذا خوردن میکشم و پیش خودم میگم بیشتر بخورم که چی بشه، وقتی معده ام نیاز بیشتری نداره .

      به خودم بیشتر مطمئن شدم و امیدوار. بیشتر از همه این که احساس آرامش میکنم و این یعنی من تونستم فرمول‌های ذهنم رو تغییر بدم.🥳💃

       

      تاثیر تصاویر در چاق شدن و لاغر شدن ما 

      ما همه از بچگی مداد دیدیم و یا خرگوش ،گاو رو حداقل اگه از نزدیک ندیده باشیم توی تلویزیون یا کتابهامون اونقدر دیدیم که دیگه توی ذهنمون تصویر خیلی پر رنگی ازشون داریم ،و وقتی میگن مداد،گاو،خرگوش خیلی سریع باتصویری که از اونها در ذهنمون داریم آنها رو به یاد می‌آوریم .حالا اگه کسی از ناخن زیر میکروسکوپ برای ما توضیح بده من خودم به شخصه چون هیچ تصویری از اون ندیدم و ندارم پس تصویر سازیش برام خیلی سخته ولی اگه چند بار ببینم که چه شکلی است دفعه بعد که کسی بخواد برام تعریف کنه سریع یاد اون تصویری که ازش قبلاً دیدم می افتند و میگم آره می‌دونم چی میگی .

       پس این یعنی تصویر سازی از موضوعی در ذهن.

      در مورد چاقی و اضافه وزن هم به همین گونه است ما هر وقت در مورد چاقی خودمون چه در فکر و چه در آن واحد حرف بزنیم سریع تصویری از چاقیون در ذهن مون ایجاد میشه. و هر چی بیشتر در معرض سخن گفتن از چاقی و فکر چاقی و درگیر چاقی باشیم تصاویری که در ذهن مون هست رو پررنگ تر از قبل میکنیم و هی رنگ و لعاب بیشتری بهش میدیم و این باور رو در ذهن خودمون مثل فرمولی حکاکی میکنیم که ما چاق هستیم و همین باعث میشه خودمون رو به طرف چاقی سوق بدیم. 

      باید چکار کنیم؟؟؟🤔🤔🤔 

      ۱. به هیچ عنوان در مورد چاقی حرف نزنیم.

      ۲.دنبال راهکارهای رفع چاقی نباشیم.

      ۳.پیگیر تصاویر و اطلاعات تحریک کننده برای خوردن نباشیم

      عوضش باید 

      فکر کنم در مورد لاغری و متناسب شدن فکر کنیم. من می‌خوام توی ذهنم خودم را لاغر  تصور کنم. حس خوبی که لاغر شدن بهم میده تصور کنم.وقتی میرم جلوی آینه و دیگه شکم ندارم. وقتی پیر میشم و خیلی سرحالم چون سبک هستم. با خیال راحت غذا میخورم.آخ وقتی میرم لباس بخرم و با خیال راحت هر لباسی که دوست دارم رو انتخاب میکنم چه لذتی داره. کفش های اسپرتی که می‌پوشم و دیگه همسرم نمیگه نمی‌خواد اسپرت بخری کوتوله نشونت میده رو تصور کنم.کفش پاشنه بلند بپوشم و با غرور راه برم و کیف کنم. وقتی لاغر بشم جوانتر به نظر میام.میخوام فکر کنم لاغر شدم و  همسرم می‌تونه بلندم کنه🤭🤣🤣🤣

      و دیگه مجبور نیستم لباسهای گل گشاد بپوشم. 

      با تصویرهایی سازی چیزهایی که دوست دارم در ذهنم ،تصاویر غلط گذشته رو کم رنگ و کم رنگ تر میکنم تا دیگه هیچ اثری ازشون نباشه . و خواه ناخواه خودم رو در معرض لاغری میکشونم. 

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/05 11:42
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 778 کلمه

      سلام🙂

      تمام داده هایی که ما از طریق دیدن و شنیدن به مغز میدیم به صورت تصویر ذهنی در میاد و همین تصویرها خاطرات ما رو میسازن و به راحتی ما میتونیم اون خاطرات رو به یاد بیاریم

      درباره چاقی ما از کودکی یه تصاویری رو دیدیم یا یه حرفهایی رو شنیدیم که به صورت یه تصویر کمرنگ در مغز ذخیره شده هرباری که دوباره اون کلمات رو شنیدیم یا در اطرافمون افرادی رو دیدیم که با اون کلمات همخوانی داشتن به عنوان شاهد مثال اون تصاویر قبلی بودن و تصویر رو پر رنگتر و واضحتر کردن

      مثلا شنیدیم چاقی ارثی هست در اطرافیانمون دیدیم که تقریبا بالای ۹۰ درصد فامیلهای ما چاق هستن و یه فامیل دیگه اکثرا لاغر هستن پس تصویر چاقی ارثی هست در ما شکل گرفته بزرگتر که شدیم دیدیم بسیاری از اونهایی که در بچگی در فامیل ما لاغر بودن بزرگ که شدن چاق شدن پس بیشتر ثابت شده برامون که چاقی ارثی هست پرخوری افراد چاق فامیلمون رو دیدیم و باز هم ربطش دادیم به ارثی بودن چاقی و برامون طبیعی بوده کسی که ارثیش چاقیه پس بیشتر هم میخوره چون ژنتیکش اینه…همه اینها وقتی اتفاق افتاده که نا کاملا متناسب بودیم و فقط دیده ها و شنیده ها رو ناخودآکاه وارد مغزمون میکردیم غافل از اینکه همینها باعث ایجاد تصاویر چاق در ذهن ما میشده و ما در خطر چاق شدن بودیم

      از اونجاییکه کار جهان و کائنات فقط اینه که ما رو با تصاویر ذهنیمون همسو کنه کم کم شرایطی رو برای ما بوجود آورده که ما علاقمند شدیم که رفتارهایی رو نشون بدیم که مت رو به اون تصاویر برسونه مثلا علاقمند شدیم به شیرینی خوردن .یا خوردن برنج با نون به ما کیف بیشتری داده یا پرخوری برامون جذاب شده یا علاقمند به خوردن فست فودها شدیم یا تصمیم گرفتیم آشپزی رو با پیجها و کتابها و سایتهای مختلف حرفه ای تر دنبال کنیم تا ترکیبهای مختلف رو امتحان کنیم یا همون خوشمزه ها رو خودمون بتونیم درست کنیم و دردسترسمون باشه و از این دست کارها…

      هم خودمون علاقمند شدیم به تکرار این رفتارها و هم کائنات شور و اشتیاق ما رو دیده و از این شرایط بیشتر برای ما فراهم کرده و تکرار و استمرار در این کارها باعث شده ما چاق و چاقتر بشیم…

      این روندی هست که ما طی کردیم برای چاقی…

      حالا به جایی رسیدیم که از حرف و حدیث و نگاه بقیه از چاقیمون بدمون اومده و یا دچار محدودیتها و بیماریها و رنجهای چاقی شدیم و بعد خواستیم با روشهایی که فقط بر جسم ما فشار وارد کرده یا طبق برنامه مشخص غذا خوردن چاقی رو رفع کنیم و هییچچچ توجهی به مدلی که ما رو چاق کرده نداشتیم فقط میخواستیم نتیجه رو تغییر بدیم یعنی جسم رو …اونم چرا؟؟؟  چون میخواستیم حرف و حدیثها و تحقیر ها کم بشه میخواستیم رنج ها و مخدودیتها کم بشه میخواستیم تایید دیگران رو داشته باشیم ….یعنی باز هم به خاطر خودمون و برای لذت خودمون نبوده خوب چی شده؟؟؟؟ اتفاقا چون برای فرار از رنج چاقی بوده چاقی رو برامون پر رنگتر کرده قویتر کرده ….چون توجه ما رو به ناخواستمون بیشتر کرده و طبق قانون توجه ….ناخواسته بیشتری وارد زندگی ما شده یعنی ما چاقتر شدیم یا حداقل لاغر نشدیم…..

      دلیل اینکه لاغری با ذهن مسیر صخیحی هست ک موندگاره اینه که در اینجا دقیقا مثل اول چا شدن ما از آگاهی شروع میکنیم و یه عالمه آموزش صحیح و متناسب کننده رو از سایت تناسب فکری وارد ذهنمون میکنیم لابه لای فرمولهای چاقی …..و با تکرار اونا و با استمرار در این مسیر اون فرمولهای جدید لاغر کننده رو قدرت میدیم کم کم تصاویر ذهنی متناسب در ذهن رو پر رنگتر میکنیم و جهان هم ما رو در شرایطی قرار میده که به سمت تناسب بریم یعنی همسو با تصویر ذهنی تناسبمون….

      به مرور علایق ما تغییر میکنه رفتارهای غذایی ما تغییر میکنه و اشتیاق ما برای دادن اکاهی های لاغر کننده بیشتر میشه و این یعنی دور زدن به سمت تناسب و ادامه این راه یعنی تناسب جسم😍

      ۳ تا راهکار عالی وجود داره در ابتدای این راه…که در واقع کنترل ورودی هست .‌‌دادن آگاهی درسته ..‌و جلوگیری از آگاهی چاق کننده

      ۱-حرف نزدن در باره چاقی خودت….نه با خودت به صورت سرزنش و تحقیر و عذاب وجدان ….نه با دیگران به صورت ناله و گلایه ….یه تمرین برای قرار نگرفتن در فرکانس چاق سکوته ….

      اوایل مشکله چون عادته و تغییر عادت مشکله ولی ممکنه…

      ۲_از پیجها و کانالهای اموزش آشپزی بیا بیرون….

      چون تحریک کنتده است برای خوردن بیشتر

      ۳_دنبال سایر روشهای لاغری نباشین

      چون هم با اطمینان و اعتماد بیشتری لاغری با ذهن رو ادامه میدین و هم اطلاعاتی غیر از لاغری با ذهن رو به مغزتون نمیدین و تمرکز فقط میره روی لاغری با ذهن و نتیجه تمرکز میشه کسب موفقیت 👌👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/06/05 04:34
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      مغز ما تمام اطلاعات دریافتی را به صورت تصویر ذهنی ذخیره می کند و این تصویرها بر اساس اطلاعاتی که از پیرامون خود دریافت می کنیم در ذهن ما شکل می گیرد و کار جهان همسو کردن اتفاقات زندگی هر انسانی با تصویر ذهنی آن فرد در جنبه های مختلف زندگی است.

      این باورها هستن که بیشتر ما داشتیم قبل از دوره مثل بی تحرکی و کار پشت میزی و خوابیدن زیاد ، سریع غذا خوردن،،،،، 

      خدا رو شکر خیلی این باورها کم رنگ تر شدن 

      مغز هم بر اساس همین تصاویر دستور صادر می کرد و ما هم ناخوداگاه پرخوری می کردیم .

      اتفاقا  امروز داشتم با خالم فیس تایم می کردم که نوه اش پلوش بود و می گفت غذا نمی خوره تقریبا دو سالشه من گفتم نزارین فرمولاش بهم بخوره بعد به من گفتن خودتو یادت رفته من هم مثل خانم شما همیشه فیلم می زذاشتم بیشتر اوقات که دخترم حواسش پرت بشه و غذاشو بخوره . بعد گفتم خوب من نمی دونستم اون موقع  در هر صورت این فرمولها توی ذهن منم بوده بچه باید غذا بخوره موقع رشدشه نمی دونم خیلی چیزه که نشانه با لیاقتی مادر بود در من هم به همون صورت وجود داشت .

      نحوه عملکرد مغز به این صورته که اطلاعات و دریافت می کنه و بعد اینها به صورت تصویر ذهنی در میان و بر اساس اونها فرمولهای رفتاری ایجاد می شه و بعد میل و رغبت در فرد برای عمل کردن به فرمولهای جدید شکل می گیره و وضعیت زندگی مشخص می شه.

      هر زمانی ما برای لاغر شدن اقدام کردیم همیشه روی جسم کار کردیم ولی ذهنمون همون قبلی بود و فرمانها بر اساس همون فرمولهای قبلی صادر می شد و در نتیجه نتیجه نمی گرفتیم.

      و در این روش آدم اصلا نمی تونه برای کسی توضیح بده که چه جوریه فقط می بینه که نتیجه ها بدست میان اروم اروم .

      برای جلوگیری از تصاویر چاقی

      به هیج وجه راجب به چاقی حرف نزنیم خودمون و سرزنش نکنیم.به دنبال راههای رفع چاقی نباشیم که چی بخوریم چیکار کنیم لاغر شیم.در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیریم کانالهای آشپزی ،….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/03 12:56
      مدت عضویت: 120 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      سلام ودرود بر استاد گرامی .با گوش دادن به این قسمت فایل. نقش ذهن رادرکل زندگی میتوان دریافت .ما با به نگرش به عاملهای چاقی درمیابیم که ما از کودکی ویا در بقیه مراحل زندگی با باورها ،و اطلاعاتی که دیگران به ما داده اند تصاویر ذهنی زیادی در خود ایجاد کرده ایم و این تصاویر ،عادت های ما شده .وعادتهدی ما باعث چاقی ما شده من در درس امروز فهمیدم که من همیشه در شبکه های مجازی دنبال پیج آشپزی بودم و همیشه دوست داشتم غذاهای خوشمزه بپزم و این خود ش یعنی توجه به چاقی که الان تصمیم گرفتم تمام آنها را حذف کنم.چند روز یه که با خوندن وگوش دادن به فایل های استاد عزیزم  دنبال را ه های لاغری نیستم.ارامش پیدا کردم بینش من تغییر پیدا کرده هروقت بخوام عادتهای چاقی را انجام بدم سریعا متوجه میشم و سعی من کنم که انجام ندم

      و دوست دارم مثل آدم های لاغر رفتار کنم .اصلا هم برام سخت نیست قبلا اگه میخواستم رفتارهای آدم چاق را نکنم و رژیم بگیرم خیلی سختم بود ولی انجام میدادم ولاغر هم میشدم ولی با عذاب وشکنجه بود

      الان باورهای ذهنی ام یکی یکی شناسایی 

      میکنم مثلا در قدیم میگفتند دختر باید یک پره گوشت داشته باشد مردها بیشتر خودشون میاد .البته این حرف مال زمان بچگی من بود حالا که همه دنبال لاغری هستند.من این باور پیدا کرده بودم که هروقت برم مسافرت چاق میشم وبعد از مسافرت هم که میومدم واقعا دو سه کیلویی یا بیشتر چاق میشدم.پس دیگه راجع به چاقی حرف نمی زنم دنبال راهکاری لاغری نیستم من فقط از طریق لاغری با ذهن روی خودم کار میکنم چون باورش دارم  

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/31 11:52
      مدت عضویت: 115 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 527 کلمه

      سلام بر همگی

      موضوع درس امروز تاثیرتصاویرذهنی برمتناسب شدن .

      وقتی به هرچی توجهان توجه میکنیم درحقیقت داریم تصویر اون روتوذهنمون ایجادمیکنیم وبه نوعی داریم به جهان سفارش میدیم که چی میخایم منم با نوشتن این تمرین تصاویر متناسب شدن رو تو ذهنم ایجاد میکنم :

      من بعد مدتی که دراین دوره بودم وآگاهیهای مربوط به متناسب شدن روتوذهنم وارد کردم کم کم متوجه شدم چقدر آدمهای متناسب زیادند برای منی که همش فکرمیکردم آدمهای چاق زیادند وجهان رو پر از فراوانی آدمهای چاق میدیدم .و هرجا حتی محل کارم آدمهای چاقی برمیخوردم که بالای چهل پنجاه کیلو اضافه وزن داشتند.

      و الانا که هرجایی میرم اتوماتیک ذهنم آدمهای متناسب رومثل آهنربا به سمت خودش میکشه و یادم میاد وقتی کرونا گرفتم ومرتب دکتر وبیمارستان میرفتم تو اون وضعیت جسمی و روحی  تا یه نفرازکنارم ردمیشد که متناسب بود  یهو ذهنم میرفت سمت متناسب شدن که چقدر زندگی باطعم متناسب بودن لذت بخشه انگار اینها رو من نمیگفتم ووجودم خودش عوض من میگفت درسته اولویت من تو اون لحظه فقط سلامتی بود .

       

      یا الانا همه جا خونه. دوستان. فیلمی که میبینم. خیابون .بیمارستان یا حتی جالبه بهتون بگم رفتم پیش دکتر واسه همین کرونا تا دکتررودیدم ذهنم شروع کرد اه چقدر دکترمتناسبه نگاه کن وضع مالیش خوبه اما چاق نیست اما کم مو نیست چون یکی از باورهای غلطم این بودپولدارها چاقند وکم مو . خودم هم تعجب میکردم که چقدر ذهنم حواسش هست ودقت بالایی داره .

      یا توخونمون داداشم ازهمه متناسب تره مرتب به رفتارغذاییش توجه میکنم با آرامش غذاشو میخوره حتی اگه دیرش شده باشه روی تایم صبحانش نمیزنه وباعجله نمیخوره منتها سریع تر رانندگی میکنه یا ازتایم کارهای دیگش میزنه.

      وهمش ذهنم میره سمت آدمهای متناسب جدید که فلانی زایمان سزارین کرد اما متناسب هست وشکمش مثل مجریش تخت . 

      نمیدونم از روزی که وارد دوره شدم به قول فریده عزیز انگار تناسب فکری درمن ایجاد شد ویکسری از عکس العمل های بدن که برام خوشایند نبود الان رخ نمیده یا خیلی کم شده .

      و اینها همه برمیگرده به تصاویر ذهنی که درخودمان ایجاد کردیم .

      وبه نظرم

       اگه یه مدت روی ذهنمون کارکنیم وآگاهانه توجهش روببریم سمت موضوع دلخواهمون . کم کم خودش دست به کارمیشه وخودش برات نمونه ها روفراهم میکنه .

      دوم اینکه من تواون مدتی که جهان رو پراز فراوانی آدم های چاق میدونستم وفکرمیکردم چون امکانات زیادشده مثل ماشین . ماشین لباسشویی . قالیشویی. و… آدمها رو به سمت چاق ترشدن میرن واین باورغلطی بود که بداهه به ذهنم رسید و این شامل من هم شد .و بایستی روی اون کارکنم چون الان یادم میاد خانواده ما علت زیادشدن باشگاها و اماکن ورزشی رو امکانات زیاد میدونستن که روز به روز داره بیشترمیشه .و خانم ها راحت طلب شدن وکاری تو خونه ندارند حتی شستن تنظیف بچه که از مای بی بی استفاده میکنن وشروع به بازگو کردن خاطرات خودشون میکنن واین همون تصویر ذهنی بود که درذهنم واردشد وتجربه زندگیم شد .و همش میگفتن همش . 

      چون اساتید موفقیت همش میگن برای پولدارشون دنیا رو پر ازفراوانی پول ببینید خب برای متناسب شدن هم حتما بایستی دنیا رو پر از فراوانی آدم متناسب درنظربگیریم  تا سمت ما بیاد .اگه پر از آدمهای چاق بدونیم خب کم کم باورهای غلط هم براش پیدا میکنیم و خودمون میشیم مثل باورهامون.

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/05/27 14:37
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز ودوستان گرامی گام ۷۰ تصویر ذهنی چاق .اطلاعات از روش هایی مختلف وارد ذهن ما میشه و ذهن ما در مورد هر چه ک ما بهش اطلاعات بدیم تصویری عمل میکنه مثلا زمان هایی ک ما رژیم میگرفتیم ،دمنوش می خوردیم ،ورزش میکردم همه برای جلو گیری از چاق شدن بود تو جه کردن ب چاقی ،یعنی ما تصویرمون از خودمون در ذهنمون چاق بوده و جسم رو محدود کردایم برای این بوده ک مانتیجه ثابتی نمی گرفتیم ک تصویر ذهنیمون تغییر نکرده من خودم از وقتی مسیر لاغری من رو میرم خیلی رفتارای غذایم عوض شده ولی چند روز پیش ک مهمون داشتم و مجبور بودم یکی از لباسای ک چند وقته نپوشیدم دیدم ب نظرم چاق تر شدم و خیلی حسم بد شد و همش چند روزه رو مخمه و امروز ک توجه میکردم رفتارم دوباره برگشته انگار هنوز اینقدر تثبیت نشدن باورام ک بتونم خودمو مراقبت کنم و زود جمع کنم و من گوش بهشون ندادم این چند روزه وقتی لباس مو پوشیدم رفتم جلو آینه و جاهایی از بدنم ک برآمدگیشون بیشتر شده بود همش توی این چند روزه اون صحنه میومد توی ذهنم و دوباره تصویر چاق رو ارسال میکردم واسه ناخودآگاهم ک دوباره رفتارام برگشته بودو حسم بد بود ان شالله همه دوستانم  ب آرزوی خودشون ک متناسب شدن هست برسن 🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      angelikian4040@gmail.com
      1400/05/13 22:04
      مدت عضویت: 201 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 499 کلمه

      وقتی یک نوزاد بدنیا میاد اسمش توسط پدرومادر انتخاب میشه ملیت او بخاطر مکانی که درآنجا متولد شده تعیین میشه و نگرش  و عقاید او در محیط خانواده و مدرسه شکل میگیره و حتی خوردنش توسط خانواده او مشخص میشه و من در خانواده ای متولد شدم که بچه تپل رو دوست داشتن وچون ته تغاری خانواده بودم بالتبع توجه اطرافیان بمن بیشتر بود وعکس هایی که از کودکی دارم تصاویر چاقی بودولی کم کم که در حال رشد بودم لاغر شدم  طوری که بمن قرص اشتها میدادن من تا قبل از ازدواجم بسیار متناسب بودم و کم‌کم نزدیک ازدواجم زمزمه ها شروع شد که فرشته بمحض ازدواج و بارداری چاق میشه وقتی این حرفها رو می شنیدم خودم رو مجسم میکردم که بسیار چاق شدم در اون زمان همه اطرافیان من چاق بودن و چاقی باصطلاح  مد بود و خیلی طبیعی بود و من مشکلی با چاقی نداشتم و این در حالی بود که مادر همسرم و کلا خانواده همسرم چاق بودن وبسیار پرخور و من الگوهای زنده‌ای در زندگیم داشتم چون خانواده همسرم با من فامیل بودن و همه اینها تصویر ذهنی من رو بسیار ماهرانه تشکیل داده بود طوری که من سر بارداری اولم ۱۳ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و کم کم متوجه شدم اوضاع خرابه و من بسیار چاق شدم و بفکر لاغری افتادم از کمربند لاغری و باشگاه و شنا بگین تا قرص و رژیم چندروزه و با هیچ کدوم از این روش‌ها لاغر  نشدم و بعد دوباره بارداری دوم من پیش آمد و وزن من بیشتر شد خلاصه با ۴۰ کیلو اضافه  وزن سالها دارم زندگی میکنم تا اینکه یک سال قبل به صورت تصادفی و درحالیکه بسیار ناامید بودم به این مسیر هدایت شدم و از هفته های اول تغییرات روحی من به حدی زیاد بود که همسرم فرزندانم منو میدیدن تعجب میکردن که اینقدر شاد شدم ترس به موادغذایی من از بین رفت حرص وولع من کم شد و کبدچرب گرید ۳ من به گرید۱ تبدیل شد و من فهمیدم تمام این سالها من با اطلاعات نادرستی که به ذهن خودم میدادم تصاویر چاقی رو در مغزم ذخیره میکنم وذهن من با الگوبرداری و تکرار هر روزه اون رو به رفتار وعادت من تبدیل کرده و من هرروز اون عادت رو تکرار میکردم و چاق تر شدم و تمام داستان همینه که باید ورودی های جدید به مغزم بدم آگاهی های جدید وبعد تصاویر جدید و بعد رفتار و تکرار و تکرار تکرار تا بشه عادت من و اونوقت جسم من تغییر خواهد کردو این  پروسه به زمان وصبر احتیاج داره و اشتیاق و استمرار ،پس من باید از تغییر استقبال کنم و تصاویر ذهنی من عوض بشه در مسیر تغییر حسم خوب باشه تا بتونم ادامه بدم از مسیر لذت ببرم و تغییرات آهسته و آروم توی جسم من خودش رو نشون میده و من متناسب میشم یک شگفت انگیز سایت تناسب فکری و هزاران بار خداوند رو شکر میکنم به این سایت هدایت شدم و و از استاد عطارروشن سپاسگزارم که راه درست رو بمن نشون دادن،خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      f1362badremonir@gmail.com
      1400/04/29 07:05
      مدت عضویت: 289 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      سلام خدمت شما استاد بزرگوار اول از همه خدای مهربانم راسپاسگزارم که مرا در مسیر هدایت قرارداد وسپس از شما استاد بزرگوار به خاطر زحمات و تلاشهای شبانه روزی شما جهت اصلاح باور ها نهایت تشکر وقدر دانی رادارم وازشما ممنونم که اینگونه واضح و روشن ما را از مسیرهای انحرافی به سمت مسیر صحیح و درست هدایت کردید .در مورد نوشتن متن هم حتما نکاتی را که فرمودید رعایت میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/23 20:47
      مدت عضویت: 277 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,318 کلمه

      گام ۷۰ تصاویر ذهنی چاق

       به نام خدا

      روش لاغری با ذهن اول روی ذهن کار می‌شود برنامه ریزی میشه و تغییر جسم صورت میگیره 

      ⛔هیچ برنامه رژیمی داده نمیشه

      ⛔هیچ برنامه غذایی داده نمیشه .

      ✳فقط تغییر تصویر ذهنییه .

       

       مغز ما تمام اطلاعات دریافتی را به صورت تصویر ذهنی ذخیره میکنه.

       تصویر ذهنی بر اساس اطلاعاتی که از پیرامون خود دریافت می کنیم در ذهن ما شکل می گیرد و آینده وزندگی ما را تعیین می کند.

       انتظار از زندگی یا آینده بر اساس تصاویر ذهنی است .

      ⛔ذخیره اطلاعات در مغز به صورت تصویری است .

      شاید این تجربه را داشته باشید که چهره فردی برای شما آشنا باشد اما نام او را به خاطر نیاورید 

      یا مکانی که قبلاً دیده اید ولی زمان و چگونه آن را به خاطر نمی آورید 

      یا سفری که رفته اید ولی اسامی شهرها یا مناطق که دیده اید را فراموش کرده اید

       یا رمانی که بدون خستگی مشغول مطالعه آن بودیم و بدون تردید نویسنده آن رمان در تصویر سازی ذهنی مهارت زیادی داشته

       اینها مثالهای هستند که اثبات می‌کند که مغز ما به صورت تصویری اطلاعات را ذخیره می کند .

      صحبت کردن درباره خاطرات بر اساس تصویری ذهنی برای ما کار ساده و لذت بخش است.

       تصاویر ذهنی چگونه ایجاد میشود داده هایی که از محیط پیرامون خود در جنبه های مختلف زندگی دریافت می‌کنیم تحلیل و پردازش می شوند و در نهایت به تصویر ذهنی ما تبدیل می شود .

       

      اگر اطلاعات ما در مورد نبودن شغل مناسب یا سخت بودن پیدا کردن کار و یا نیاز به داشتن پارتی برای به دست آوردن شغل مناسب دریافت کرده باشیم.

       این اطلاعات مدت‌ها در ذهن تکرار می شود در نهایت در موضوع شغل مناسب تصویر ذهنی در ما شکل میگیرد که توصیف شرایط نامساعد کار باشد و انتظار ما تغییر می کند و منتظر روبرو شدن با شرایطی که کار مناسب پیدا نمی کنیم یا برای داشتن شغل مناسب پارتی لازم داریم .

       

      ⛔به این ترتیب زندگی به ما ثابت میکند که کار پیدا کردن سخت و غیر ممکن است.

      چرا ؟ چون کار جهان همسو کردن اتفاقات زندگی هر انسانی با تصویر ذهنی آن فرد در جنبه‌های مختلف زندگی است .

       نقش تصویر ذهنی در چاق شدن

       

      ۱. اطلاعاتی که درباره مزایای چاق شدن دریافت کرده اید

       انسان های چاق قدرتمند سالم شاداب خوشبخت هستند وقتی چاق‌شویم مورد توجه قرار میگیریم .

       

      ۲.اطلاعاتی که درباره ارثی بودن چاقی دریافت کرده‌اید .

       

      چون من به خانواده پدرم رفته ام چاقی ام طبیعییه

       

       اطلاعاتی که درباره ارتباط چاقی با نحوه زندگی خود دریافت کرده اید .

       

      چاقی من به خاطر کم خوابییه. چاقی من به خاطر مزاج سرد و بلغمه چاقی من به خاطر کم تحرکیه چاقی من به خاطر سریع غذا خوردن …

       

      اطلاعاتی که درباره طبیعی بودن چاقی به هر دلیلی دریافت کرده ایم .

      چاق شدن به خاطر افسردگی .چاق شدن به خاطر بارداری .چاق شدن به خاطر کم کاری تیروئید .چاق شدن به خاطر به هم ریختن هورمون ها و بیماری هورمونی .

       

      همه این اطلاعات در ذهن ما پردازش شده و⏪ در نهایت به صورت تصویر ذهنی چاق در ذهن ما ذخیره می شود مغز بر اساس تصویر ذهنی ایجاد شده⏪ الگوهای رفتاری جدید را ایجاد می‌کند که نتیجه تکرار الگوهای جدید⏪ تغییر کردن جسم از وضعیت فعلی به وضعیت مطابق با تصویر ذهنی جدید است.

       

       فردی اضافه وزن ندارد اطلاعات گوناگون  درباره چاقی دریافت می‌کند پس از مدتی آن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق تبدیل می شود.

       مغز بر اساس تصویر ذهنی جدید ایجاد شده فرمول جدید ایجاد می‌شود بر اساس فرمول جدید فرد از حالت متناسب خارج می شود و به حالت چاق تبدیل می شود.

       

       فردی که چاق است اطلاعاتی در مورد ترس از چاقی بیشتر و مشکلات چاقی دریافت می کنند پس از مدتی آن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق تر از قبل  در مغز خود تبدیل می شود مغز بر اساس تصویر ذهنی چاق تر ایجاد شده اقدام به ایجاد فرمول جدید رفتاری می کند و فرد در وضعیت چاقتر جسمی قرار می گیرد .

       

      چرا با بسیاری از روش های لاغری نمی توان لاغر شد 

       

      چون چاقی نتیجه تغییر افکار و رفتار فرد است.

       نقطه آغاز تغییر افکار و رفتار ما مغز می باشد و مغز اطلاعات خود را از طریق حواس پنجگانه دریافت می کند.

       

      نحوه عملکرد مغز به این شکل است ‌.اطلاعات دریافت⏪

      اطلاعات پردازش شده و تصویر ذهنی⏪ بر اساس تصویر ذهنی فرمول رفتاری ایجاد می شود⏪ میل و رغبت در فرد برای عمل کردن به فرمول های جدید ⏪وضعیت زندگی فرد به مرور و عمل کردن بر اساس فرمول های جدید تغییر می کند.

      هر وقت برای لاغر شدن از هر روشی اقدام کرده‌ایم در حال طی مسیر بر خلاف جهت عملکرد مغز بوده در واقع ما بااستفاده از روش‌های مختلف سعی کرده‌ایم اطلاعات مورد نیاز برای لاغر شدن را به صورت معکوس به مغز خود منتقل کنیم.

      و تلاش کرده ایم که با تحت فشار قرار دادن جسم باعث تغییر وضعیت از حالت چاق و لاغر شویم این در حالی است که جسم ما دستورات را از مغز دریافت می‌کند نه از سایر عوامل بیرونی.

       

       وقتی ما فعالیت بیشتری داریم به دلیل بالا رفتن فعالیت عضلانی حرارت جسمی ما افزایش پیدا می‌کند و مغز برای جلوگیری از افزایش بیشتر دمای جسم دستور عرق کردن را صادر میکند وبا مرطوب کردن سطح بدن حرارت جسم را کاهش می دهد.

       این فرآیند درونی اما تصور ما این که به خاطر افزایش فعالیت بدنی یا ورزش کردن سوخت و ساز بدن را افزایش می دهیم و تلاش برای عرق کردن بیشتر می کنیم که لاغر شویم این تلاشی بیهوده است.

       

       طریقه صحیح تغییر کردن چگونه است

       

       برای ایجاد تغییر در هر جنبه از زندگی باید از دادن آگاهی جدید به مغز شروع کنیم آگاهی منطبق با تغییری که می خواهیم ایجاد کنیم باشد استمرار در دادن آگاهی جدید باعث پردازش آن و ایجاد تصویر ذهنی جدید در مغز می‌شود.

       مغز بر اساس تصاویر ایجاد شده فرمول های جدید ایجاد می‌کند و در نهایت میل و تمایل در ما برای عمل کردن بر اساس فرمول های جدید را ایجاد می کند.

       

       مهمترین موضوع که سبب چاقی یا لاغری می شود تصویر ذهنی که در ذهن ذخیره کرده ایم .

       

      ✳ پس برای رسیدن به رویای لاغری تلاش فیزیکی برای لاغر شدن را متوقف کنید .

      سپس آگاهی جدید همسو با لاغر شدن را به ذهن خود بدهید.

       تغییر فرمول ذهنی سبب تغییر رفتار های  غذایی روزمره ما می شود و در نهایت جسم ما تغییر می کند.

       

      ✳ تکرار فایل ها خیلی مهم است بارها بشنوید درموردش فکر کنید  تا ملکه ذهن شود.

      هر انتقال آگاهی جدید استمرارداشته باشیم تا تصمیم جدید ما برای تغییر کردن به عنوان دستور کار جدید ما تعیین گردد در این صورت آگاهی جدید به ذهن ناخودآگاه منتقل می شود و سبب ایجاد تصویر ذهنی لاغری در  ما بر اساس تصویری جدید اقدام به ایجاد فرمول های رفتاری جدید میکند.

       

       به راحتی  می توانیم رفتار گذشته را تکرار نکنیم.

      من عاشق آش رشته هستم اونم باسبزی تازه .باید حتما یک کاسه رو بخورم بعدشم دوساعت بعدش دوباره میخورم امروز باشور وشوق آش پختم وقتی میخواستم بخورم فقط دو ملاقه کوچک خوردم دیگه نتونستم مثل قبل بخورم حرصم گرفته بودم .😡🙄

      هرچی تلاش برای بیشتر خوردن کردم نتیجه نداد😂بعدشم دیگه نخوردم .

      این یعنی فرمول جدید که رفتار من روهدایت میکرد .

      تکرار نکردن رفتارهای قبلی در واقع شکل گیری رفتار جدید ما هستند به اندازه ای که شما رفتار قبلی را تکرار نکنید در تثبیت رفتار جدید در خود موفق عمل کرده اید طولی نمی کشد که رفتار و واکنش های رفتاری ما در جهت متناسب شدن تغییر می کند و استمرار این روند باعث متناسب شدن ما می شود.

       

       تاثیر تصاویر ذهنی بر چاق شدن 

       

      دلیل چاقی؟ قبل از اینکه چاق شویم تصویر ذهنی چاق از خود در ذهن ما ایجاد کردیم تکرار تصویرسازی باعث الگو شدن آن برای عملکرد مغز میشود.

       فرمان های صادر شده از سوی مغز ما در راستای چاق‌شدن بود تکرار این فرمانها در نهایت سبب چاق شدن فرد می‌شود برای لاغر شدن از طریق ذهن باید تصویر ذهنی متناسب بدهیم .

       

      و استمرار در تصویرسازی متناسب شدن مغز باعث فرمان های متفاوتی می شود واکنش های ما به مواد غذایی تغییر می کند در نهایت متناسب می شویم.

       

      ✳هر وقت احساس آرامش در ذهن ما ایجاد شد از همان زمان استارت لاغری زده می شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/23 17:12
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,475 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عزیزم .

      هنوز یه عده در این آموزش ها  به دنبال فوت کوزه گری هستن و به دنبال روشی هستن که استاد  براشون مشخص کنه چی بخورین یا نخورین و … ولی همچین برنامه هایی داده نخواهد شد و روش کاملا ذهنی هست .

      ما باید  اول فرمولهای ذهنی رو تغییر بدیم و در نتیجه جسم ما تغییر خواهد کرد .و همین کار  خیلی با رژیم فرق داره وقتی تغییر  از ذهن  شروع بشه ما هیچ وقت دجار استرس  و نگرانی و محدودیت نخواهیم بود چون قبل از اینکه رفتار ما تغییر کنه منشا اون که ذهن هست تغییر کرده پس دیگه ما عصبانی و نگران و ناراحت نخواهیم بود .  چون در این روش موضوع دیگه قرص،و رژیم ورزش نیست موضوع چیز دیگه هست .

      هر وقت آرامش داشتی و اطمینان داشتی که لاغر میشی لاغری در شما شروع میشود و دیگه ترس و نگرانی در شما و جود نخواهد داشت و این فرد در واقع داره فرمولهای ذهنیشی  رو تغییر میده .

      همه ی ما در زمان نوزادی  رفتار درستی داریم تا سن ۷ یا ۸ ماهگی  در واقع هر  وقت ما  گرسنه بودیم غدا  خوردیم و هر وقت سیر شدیم سرمون رو بر گردوندیم  و نخوردیم و اما وقتی کودک از نوزادی خارج میشه چون ارتباطش با پیرامونش بیشتر میشه در مسیر چاقی بیشتر قرار میگیره مثلا بعضی از مادرها  فکر میکنن که اگر بچه چاقتر باشه اون یک مادر لایق تر  و توانمند تر هست و بعصیا این دید رو داشتن که  اگر بچه ای  چاق بود میگفتن  آفرین این مادر کارش رو خوب بلده .

      و حتی خود من بسیار همچین تلاشی میکردم   که فرزندم رو چاق کنم و بارها به زور غدا وارد بدن فرزندم میکردم و  با این کار دیگه بچه ی من طرز خوردنش فرق میکنه و دیگه این مقدار خوردن رو به عنوان مقدار  سیری قرار میده .و همه ی افرادی که از کودکی اضافه وزن دارن همچین موضوعی هست که مادرها به عنوان مختلف شروع میکنن به مقدار زیاد غدا دادن  به بچه ها و دیگه در اون بچه پرخوری به وجود   میاد .

      وقتی بچه ی تپل  رو بارها  در کودکی با عنوانین خوشگل و لپو و تپل و …  صدا میکنیم به مرور تصویر ذهنی چاق در خودش ایجاد میشه چون ذهن کاملا تصویری هست .

      وقتی ما از کودکی در معرض خوردن زیاد قرار گرفتیم و تشویق شدیم برای خوردن زیاد  مثلا بخور که  زود بزرگ بشی بخور که قوی بشی  بخور که درست رو خوب یاد بگیری اینها همه تصویر چاقی از خودتون در ذهنتون به وجود اورده  .نه فقط در خوردن بلکه در بقبه جنبه ها هم همین طور هست مثلا  در دوران مدرسه هم همین طور هست اگر بارها به تو بگن که تو درست رو خوب یادمیگیری تو زرنگی دوست داری همیشه درس بخونی و نمره ی عالی بگیری و برعکس اگر نمره ی بد بگیری و سرزنش بشی  باز هم همین طور هست .

       در مواقع رژیم و ورزش اگر تصویر ذهنی ما هنوز چاق باشه با وجود تناسب کامل که کسب کردیم  اما دوباره  ما برمیکردیم به وزن قبلی  چون تصویر دهنی ما عوص نشده .

      من بارها شنیده بودم آدم در بارداری چاق میشه  و از همون اول میرفتم یه مانتو بسیار گشاد کمینو میخریدم که  کلی بزرگ و جادار بود که تا اخر بارداری هرچقدر چاق شدم جا داشته باشه  درواقع تصویر ذهنی چاق  از خودم داشتم و مغز من هم  داشته در اون دوران  فرمان خوردن صادر میکرده  .

      و هر چقدر بگی من از فردا پرخوری نمیکنم نمیشه چون معز ما فرمان صادر میکنه  بر اساس تصویر ذهنی ما .خیلی از ما جدیدا واقعا پرخوری نمیکنیم و حرص،و ولع نداریم چون تصویرهای ذهنی ما داره تغییر میکنه و دستورهای خوردن تغییر میکنه .

       معز ما بر اساس تصاویر ذهنی دستور میده .

      من قبلا عادت داشتم هر روز  چیپس و پفک و شیرینی بخورم و این اواخر  ومشتاق شده بودم  به خریدن مارکهای مختلف و طعمهای مختلف و  عادت به هر روز خوردن تا اینکه من تصاویر ذهنی خودم رو نسبت به خوردن این چیزها تغییر دادم و دیگه من خیلی راحت تصمیم میگیرم دیگه نخورم و دیگه اشتیاق من تغییر کرده و اشتیاق بر اساس تصاویر ذهنی من هست .

      من باید تصاویر ذهنی متناسبی داشته باشبم تا دستورهای مغزی متفاوتی رو داشته باشم .

      من باید اول حرکت به سمت چاقتر شدن رو متوفف کنم و بعد به سمت تناسب حرکت کنم نمیشه همزمان در دو جهت حرکت کنم .

      تصاویر چاقی رو پررنگ نکن با این کارها :

      پس به هیچ وجه در مورد چاقی خودتون حرف نزنید هر کس به شما گفت انگار چاق شدید شما اصلا حرف نزنید که من لاعر نمیشم و هر چی بخورم چاق میشم به هیچ وجه خودت رو سرزنش نکن  صحبت در مورد چاقی ممنوع  و هر وقت خواستی خرف بزنی بگو نمیخوام تصویرهای ذهنی رو پررنگ کنم .

       راه دوم :در مورد راه کارهای  برای رفع چاقی نباش هر چقدر به دنبال راه کار برای رفع چاقی باشی داری به چاقی بیشتر بها میدی و هر چقدر بخواهی از چیزی فرار کنی در ذهنت اون پررنگ تر میشه .هر چقدرربیشتر تلاش کنی برای لاغری تصاویر ذهنی چاقی  خودت رو پررنگ تر کردی . پس به هیچ وجه تحقیق نکن در مورد روشهای لاغری و اینکه چاقی چیه و ..

       راه سوم :در معرض اطلاعات چاق کننده قرار نگیرید مثلا انواع پیجها ی آشپزی رو و  شیرینی  پزی رو دنبال نکنید  که این کار  تصاویر ذهنی چاقی رو پررنگ میکنه .

      اگر این کارها رو بکنید دیگه تصاویر جاقی شما پررنگ نمیشه و نگرانی شما کم میشه و آرامش شما زیاد میشه و این نشانه ی خوبی هست .

      و اما برداشت من از فایل :

      من خدا رو شکر کلی تصویر از دوران تناسب خودم دارم و چون مربوط به خیلی پیش نیست در حد ۶ سال پیش تقریبا هست به راحتی میتونم خود متناسبم رو تصور کنم و همیشه به خودم  میگم من سالها در دوران مجردی خودم در این وزن بودم که به خاطر باورهای غلط و افکار غلط از دستش دادم و اما دوباره با  قرار گزفتن در  این راه درست به وجودش میارم  من از وقتی که در این مسیرم مثل قبل پرخوری ندارم حرص،و ولع ندارم ریزه خواری ندارم و اما شاید هنوز گاهی باشه ولی خیلی کمتر از قبل شده که این نشان از تغییر تصاویر دهنی  من هست که بازم باید بهتر و عالیتر روی خودم کار کنم و به اندام های چاق الانم بی توجه  باشم  تا به اون چیزی که میخوام برسم من خوشحالم که این روش اصولی هست و داره از ریشه مشکل من رو حل میکنه و اگر من الان پرخوری ندارم و کمتر میخورم به زور و رژیم و قرص،و دارویی ووووو نیست نه داره از جایی که دستور خوردن صادر میشه یعنی از معز من تغییرات رو ایجاد میکنه و برای همین هیچ استرس و نگرانی و عصبانیتی در کار نیست برعکس به احساس خوب قدرت و خود باوری و اطمینان و باور به خودم که منم میتونم تغییر کنم  رسیدم و اینکه  بدن من و متناسب با هم هیچ فرقی نداره مگه در دهنشون تفاوت هست که برای رفع این مشکل هر روز باید  در این مسیر   یک گام برداری و  حتما به اونها عمل کنی و چقدر این روش لاعری ارزشمند هست برای من که در اوج آزادی من دارم زندگی میکنم و هیچ محدودیتی ندارم و همین دیشب خانه مادرم  گرسنه بودم و با خیال راحت  شام هر چی بود  خوردم و یا امشب مادرم شام درست کرده و گفته حتما باید بیایین و  من ظهر هر چی خواستم خوررم و اصلا به دنبال حساب و کتاب کردن کالری و .. نیستم و فقط تمام تمرکزم بر این هست که  در هر وعده ی غدایی به اندازه بخورم و این مورد رو باید بهتر رعایت کنم و بارها به خودم بگم پرخوری کاری هست عیر انسانی و کاری زشت و زننده و کاری هست که انسان رو اذیت و بیمار و چاق میکنه و ما رو از هدف دور میکنه و کاری هست که انسان رو از خدا دورتر و به شیطان نزدیکتر میکنه و کاری هست که بدن رو نافرم و زشت میکنه و محل تجمع بیماریها میکنه و من هر بار بخوام پرخوری کنم باید به خودم بگم لذت زود گذر این مواد عذایی رو میخوام و یا لدت همیشگی تناسب اندام رو میخوام و به اندازه بخورم و دقیقا من قبل از ازدواجم همه چیز میخوردم اما کم و بعد از ازدواجم که تصاویر ذهنی من تغییر کرد و باورهام تغییر کرد من واقعا پرخور شدم همه چیز زیاد میخوردم حتی بیشتر وقتها از همسرم بیشتر میخوردم و بعدش هر جا مینشستم میگفتم اره اشتهام زیاده خوش به حاله لاغرها که هوس نمیکنن و نمیخورن و بعدا که در بارداریهام چاقیم بیشتر شد کلی دلایل دیگه هم اصافه کردم و با خیال راحت تر میخوردم تا واقعا دیگه از خودم ناراضی بودم و با ورزش،و رژیم سخت خودم رو لاعر میکردم و اما هیچ وقت نتیجه ماندگار نبودچون تصویر ذهنی من تغییر نکرده بود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/08 00:48
      مدت عضویت: 491 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 932 کلمه

      فایل “گام هفتادم “:

      👤چطور احساس ارامش با تغییرفرمولها ی ذهنی در من تاثیر گذاشته است:

      به طور کلی من به این نتيجه رسیده ام که ما فقط یکبار به این دنیا میاییم ، پس چه دلیلی دارد که من سرهر مسله کوچکی عصبانی بشوم. 🌼

      درست است که در ان لحظه شاید ان مساله برای من خیلی مهم و حیاتی به نظر برسد ، ولی واقعاً بارها امتحان کرده ام که با عصبانیت خودم،نه  تنها انرژي خودم تحليل رفته ، بلکه اطرافیان هم ازم دور شده اند و حتی به من برچسب ادمی که زود صداش بالا میرود و عصبانی میشود را چسبانده اند و از همه مهمتر اینکه از وجود صبر را که خداوند مهربان به من داده ، استفاده نکرده ام.🌻

      پس من تمرین استادرا شروع کرده ام که اگر عصبانی شدم، فقط تا 3 دقیقه در ان حال بمانم و بعد بی خیال ان موضوع شوم.🌺

      ترک عادت سخت است ولی امکان پذیر است ، وقتی چند روز پیش از پسرم سوال کردم که چه تغییری در من میبیند گفت که “مادر تو خیلی صبورتر شده ای و کمتر عصبانی میشوی و من به داشتن مادری مثل تو افتخار میکنم.” 🌹

      من اشک شوق در چشمانم حلقه زد و خدا را شکر کردم و به انجام بهتر و دقیقتر این تمرین پرداختم. استاد بسیار از شما سپاسگزارم مثل همیشه.🌸

      استاد گرامی،ممنونم از این همه اگاهی که دارید و مهمتر اینکه، انها را به اشتراک میگذارید.  مطمئن هستم که هزاران برابر این اگاهیها که به اشتراک میگذارید ، دعای خیر از اقصی نقاط عالم برای شما فرستاده میشود؛ چون زندگی افراد زیادی تحت این اگاهیها تغییر مییابد چه در وطن عزیزمان ایران ، چه المان ، چه استرالیا و چه در امریکا.🌷

      👤چطور تصور ذهنی من با تصویر من در اینه متفاوت شده است:

      من در تصویر ذهنی ام ،خودم را 50 کیلوگرم میبینم. یک خانم متناسب و خوشحالم که از وجود خودم لذت میبرم. ⭐

      چون 8 ساعت سر کار دایم به دو صفحه رایانه روبرویم نگاه میکنم و هر دو screen مقابل من ،عکس قدی من را که در ان 50 کیلو گرم هستم نشان میدهد که خودم تنظیمش کرده ام ،پس ضمیر ناخوداگاه من ، دایم ان تصویرمتناسب را در من تداعی میکند.🌟

      در عین حال وقتی جلوی اینه قرار میگیرم، سعی میکنم که تصویر صورتم را بااندام ان عکس متناسبم در ذهنم، برای چند ثانیه تصور کنم. 🌠

      یکم سخت است ولی برای چند ثانيه قابل اجرا است.  گاهی اصلا به اندام خودم نگاه نمی میکنم، ولی گاهی هم که نگاهم میافتد دچار ناراحتی نمیشوم ،خودم را سرزنش نمیکنم، چون میدانم لاغری در راه است و به زودی در جسمم پدیدار میشود ، این را تغییرات هر روزه رفتارم وتغییر درونم، به من میگویند. 🌼

      👤چطور تشویقهای معلمهای من باعث شد که من مدرس ریاضی شوم:

      من این تجربه استاد را زندگی کرده ام.  از دوران دبستان اینقدر معلمهای دلسوزریاضی من، مرا تشویق کردند که حتی من دوست داشتم در مدرسه بمانم و دیرترخانه بروم ،چون خیلی بهم خوش میگذشت.🌻

      سوگلی کلاس بودم و همیشه معلم ازم ميخواست من بروم و تمرین ریاضی را به عنوان نفر اول پای تخته بنويسم و بقیه ازروی راه حل من بنویسند ؛با اینکه پدر و مادر من بيسواد بودند و خواهران من هیچ کدام در زمينه ریاضی مهارتی نداشتند.🌺

      اینقدر این تشویقها زیاد بود که من از رشته ریاضی فارق التحصيل شدم و الان مدرس ریاضی در یکی از کالجهای امریکا هستم و شاگردان کالج همه دوست دارند با من کلاس بگيرند؛ چون هر کس با من کلاس گرفته حتماً درس ریاضی خودش را pass کرده و نمره خوبی از ان گرفته است. 🌹

      میبینید که چقدر تشویق ما را به اوج ميرساند و باعث پیشرفت ما میشود. 🌸

      👤کادویی که از همسر و پسرم گرفتم:

      چند روز پیش پسر و همسر من برای من دو بلوز سایز small خریدند و ان را از قسمت نوجوان و جوان فروشگاه برداشته بودند که روی ان “مخصوص سن 16 تا 20 سال” درج شده بود.🌷

      مدل و رنگ و جنس این دو بلوز بسیار لطیف ، شاد و ساده و شیک بود.  من انها را پرو نکردم و فقط موقعی که دوست داشتم ،پوشیدمشان.🌠

      بسیارلذت بخش بود که نه تنها انها اندازه ام بود؛ بلکه سایز انها برایم ازاد بود. از خوشحالی فقط شکر گزاری کردم و بابت تمرینهای بی نظیر استاد از ایشان ،قدردانی.  من بسیار خرسندم که مابه این راحتی و بدون رژیم و سختی داریم به خواسته متناسب شدن خود میرسیم بدون ذره ای محدودیت در عین ازادی.🌟

      همه ما انسانها عاشق ازادی هستیم و به محض اینکه ما را از چیزی منع کنند ،همه بیشتر تحریک به ان مورد منع شده میشویم.⭐

      بنابراین ، چون من از خوردن هیچ نوع ماده غذایی منع نمیشوم ، برای خوردن هم ،هیچ حرص و ولعی ندارم، هیچ تحریکی به زیادتر خوردن و بیش از مقدار مورد نیاز بدنم خوردن ،ندارم چون محدودیتی در خوردن ندارم.🌼

      من در دوره تناسب ذهنی ازادم ، ادم راحتی هستم ، فکرم کم کم دارد فقط و فقط و فقط روی خودم متمرکز میشود ، هر سریال و یاهر ویدیویی را نمیبینم ، روزی را بدون شکرگزاری و دعا با معبود خودم ،شب نمیکنم ، اخبار یا کشتار یاهر واقعه دلخراشی را دنبال نمیکنم، ولی دارم زندگی میکنم؛ فقط زیباییها را میبینم پس فقط زیباییها در اطرافم رخ ميدهند.🌻

      فقط در زندگی خودم متمركز شده ام، پس پیشرفت من و افکار معجزه اور ،سریعتر به ذهنم میرسد.  بیشتر شکرگزاری میکنم؛ پس خداوند هم قدرت و ارامش بیشتری را به من عطا میکند، چون من خواستار ان هستم و خودم ميخواهم و در مسیر روشن هدایت به سمت او گام برداشته ام.🌺

      هر چه بیشتر بخواهم و در این مسیر درست، بیشتر بمانم ؛او بیشتر به من عطا میکند. این یک قانون است و همیشه درست کار میکند.🌹 

      روز دوشنبه 7 تیر ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/03 11:25
      مدت عضویت: 564 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 613 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه لاغری با ذهن

      حالا که تا این گام پیش اومدم و فهمیدم که صحبت کردن و توجه چاقی خود باعث چاقی میشه و این رو تو ذهنم جستجو کردم که شروع صحبت و توجه من از چاقی کجا بود 

      که فهمیدم من هم از ۱۲.۱۳ سالگی استارت چاقی من شروع شد .

      من یه عمویی دارم که سفید و چاق و خوش اخلاق هستش و در نانوایی کار میکنه و هر موقع که اون رو می دیدم چه موقع هوای سرد وبرفی زمستان و چه هوای گرم تابستان مرتب یه تی شرت زرد و رنگ روشن می‌پوشید و هرجا هم میرفت همینطور.

       همش وقتی به خونواده میگفتم که عمو سردش نیست تو این برف و سرما تی شرت میپوشه واونها می گفتند که عمو چاق و تپل هست وسرما اذیتش نمیکنه. سالها اون رو می دیدم و همش همینطور صحبتها . 

      کم کم پسر همسایه ای داشتیم که اون هم مرتب از چاقی خودش پیش همه گله میکرد که من چاقم نمیتونم کار کنم و یه عده ای دلشون می سوخت و یه عده ای هم میزاشتند به حساب مریضی که اون حتما مریضه که نمیتونه خودشو لاغر کنه و عده ای هم میزاشتند به حساب تنبلی اش. 

      منم دلم براش می سوخت. 

      یه مدت هم همکارانی داشتم که خیلی چاق بودند و تحت نظر پزشک تغذیه بودند و موقع ناهار خوردنشان من توجه ام به سمتشون میرفت و مرتب از چاقیشون می گفتند 

      خواهرم که بعد بارداری اضافه وزن پیدا کرد و مرتب از چاقیش میگفت منم که بی خبر ازهمه جا پای درد ودل همشون میشستم. 

      یه مدت هم دفتر آشپزی گرفتم و تمام پخت غذاها رو از کانال تلویزیون و اینترنت و دوستام میگرفتم و توش می نوشتم. دیگه تصویرسازی ذهنم شکل گرفت  و

      کم کم پروسه چاقیم شروع شد و من بی خبر گذاشتم به حساب کم تحرکی . ارثی بودن از عمه ام . ورزش نکردن و …

      وهمین باورهای غلطم روز به روز بیشتر و بیشتر شد تا اینکه به ۱۸ کیلو اضافه وزن رسیدم .

      با پیاده روی سنگین و رژیم و قهوه و کلاسهای رقص و هیپاپ  یه مدت ۵ کیلو کم کردم و و یه مدت بیخیال شدم ویهو ۷ کیلو بالاتر رفت . 

       و داشتم درمورد اثر قهوه بر لاغری مطالعه میکردم و تو سایت های مختلف سرک میکشیدم یهو یه آقایی که کلی متن درمورد لاغری نوشت لابه لای متنش گفت لاغری با ذهن آقای عطار روشن خوبه .

      نمیدونم چی شد من سریع این اسم و سرچ کردم و وارد سایت شدم سال۹۹ بود .

      مطالب سایت رو کمی مطالعه کردم چیزی دستگیرم نشد  و اصلا نه دوره ای دیدم نه مطالب آموزشی اینجوری .

      نمیدونم شاید بود و من ندیدم و کنارگذاشتمش.

       ‌ماه رمضان۱۴۰۰ بود گفتم که ماه رمضان تموم بشه تمرینانت مرگبار رو شروع میکنم و حسابی وزن کم میکنم چند روز مونده بود که ماه رمضان تموم بشه یهو داشتم تو اینترنت سرچ میکردم به یاد این سایت افتادم بازش کردم انگار پنجره خوشبختی به رویم باز شد و هرچی بیشتر مطالعه میکردم مشتاق تر . 

      اینهمه مطالب و فایل کجا بود . چرا من سال۹۹ ندیدمش. 

      اصلا نمیدونم .

      خدا رو شکر میکنم که با این دوره آشنا شدم و استادی که همش کنارمونه و کمکمون میکنه . 

      تصمیم گرفتم تا لاغرنشدن این دوره رو کنار نزارم چون معتقدم که اگه نتیجه نگیرم خودم کوتاهی میکنم وگرنه مطالب استاد نظیر نداره وهم مطالبش و هم پشتیبانیش.

      استاد جان از بابت مطالب چشم زخم هم بسیار سپاس گذارم 

      که ایمانمون رو قوی تر و محکم تر کردید به خدای یکتا . آرامشمون در زندگی بیشتر . ولذت بردن از داشته هامون رو بیشتر . 

      آنقدر اون فایل ها رو دوست دارم که عصرها همش گوش میدم و کلی بهم انرژی میده و خیالم رو از بابت کلی نگرانیهای بیهوده ای که داشتم راحت میکنه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/03 00:12
      مدت عضویت: 293 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 764 کلمه

      با سلام خدمت استاد روشن وعزیزان همگروه

      برحسب فرمان استادم تصمیم گرفتم که بعد دیدن هرفایل پیام بگذارم..

      من در تکرار دوم صد روز با لاغری هستم.دیدن فایلهای استاد وخواندن نوشته های دوستان والبته نوشته خودم هم در دفتر وحتی نت برداری از جملات ونوشتهای بعضی از دوستان کار همیشگی من است…ولی نوشتن در گروه برام سخته زیرا که با موبایلم کار میکنم.اما چون استادم ازم خواستن که بنویسم دیگه به امید خدا شروع به نوشتن در قسمت نظرها میکنم.

      از حدود ۹ ماه پیش که بقول استاد به این سایت هدایت شدم…هر روز وهر ساعتی که وقت داشته باشم.در گروه مشغول خوندان ونوشتن هستم ودفترهای زیادی رو  از مطالب عالی پر کردم.

      من در کل در سایز ۳۸ هستم و چند کیلو اضافه وزن اونم در ناحیه شکم دارم… تا سن چهل سالگی وبعد سه سزارین وبچه های مدرسه ایی وزن ۵۲  کیلو داشتم واصلا نمیدونستم اضافه وزن یعنی چی……‌

      ولی طبق نظر دکترم مجبور به یه عمل زنان شدم که قبل از عمل دکتر علاوه بر رضایتنامه ..یه برگه هم ازمون گرفت که بعد عمل در صورت اضافه وزن ما هیچگونه شکایتی نداشته باشیم.

      واین شد برای من یه آیه….وآغاز نگرانی اساسی وبی وقفه در زندگی…..

      هر روز وزن کردن…ترس از هر خوردنی….ورزشهای پی در پی…پیاده رویهای طولانی…گاهی دو بار در روز

      نگرانی….وبقول استاد تک به تک این کارهاروند چاقی رو در پی داشت.

      در یه کلینک معتبر زیر نظر چند پزشک..با رژیم وشرایط خاص  در حالی که واقعا لاغر شده بودم یعنی پوست واستخوان…صورت ریخته داغون..کلا پوست شل وافتاده…از زور لاغری نمیتونستم گاهی اوقات تعادلم رو حفظ کنم چشمام سیاهی میرفت.

      با این اوصاف اون بدن تکیده … شکمم کوچیک شده بود….ولی نه بصورت صاف و. نرمال…..واین باعث تعجب دکترها…مربی ورزشم وخلاصه دوستام وهمه شده بود که مگه میشه …؟ ولی اینطور بود .

      حالا که در این گروه هستم متوجه می شوم که دکترم وقتی گفت اضافه وزن در ناحیه شکم پیدا میکنی وبرای من مثل آیه شده بود…به هیچ طریقی نمیتونستم از شرش خلاص بشم.

      الان با استمرار در انجام تمرینها..دیدن فایلها..خواندن نوشتها های دوستان همراه… ..تغییرات زیادی در احساسم بوجود اومده..

      کلا دیدم به زندگی بهتر شده..‌دیگه سعی میکنم فکر منفی نکنم…تلویزیون کلا تعطیل…خبر های مجازی تعطیل…دائما سعی میکنم در افکار مثبت باشم.

      در حال یاد گیری فرمولهای جدید ذهن هستم وخیلی هم برام عالی بود این تغییرات ..‌مثلا بخاطر کرونا دوسالی بود که دخترهام نمیتوانستن برای دیدن ما بیان…ولی امسال بصورت معجزه آسا .سال تحویل ومراسمهای نوروزی کل خانواده پیش هم بودیم..ویا در کارهای دیگر که براحتی وآسانی پیش میرود.به لطف خدا

      تغییرات عالی رو داشتم..ولی در مورد لاغری روند لاغر شدن من شروع نشده.‌‌

      با اینکه از اضافه وزنم دیگه اصلا صحبتی نمیکنم.(

      واز این بابت دخترهام نهایت تشکر رو از استاد دارند.)..چونکه هر روز ساعتها تلفنی در این مورد با تک..تک اونها حرف میزدم…ومیگفتم رژیم دارم 

      ورزش پیلاتس…زومبا ..پیاده رویهای طولانی 

      پس چرا شکمم آب نمیشه؟

      ترس از غذا خوردن…چی بخورم…چی نخورم…چقدر بخورم…؟

      در کل آدم پرخوری نیستم واصلا شیرینی دوست ندارم.

      براحتی در ماه رمضان فقط نیم ساعت افطار غذا میخورم ومابقی یعنی ۲۳/۵ روزه هستم.

      خیلی راحت رژیم ۱۸….۶ ساعت رو روزهای طولانی میتونم داشته باشم..

      الان میدونم که هیچ غذایی چاق کننده نیست..

      ومن کل برنامه های آشپزی رو حذف کردم..سعی میکنم با تکرار اینکه  غذا قدرت چاق کنندگی نداره…نون…پلو…هر ماده غذایی به اندازه لازم خورده بشه نگران کننده نیست..

      ترازو را از دسترسم خارج کردم.

      ولی به محض آغاز بخوردن در ذهنم چه حرفهایی بلند بلند زده  میشه ..این یه تیکه نونه…

      خوب کوچیکه…زیادنیست

      اینم مثلا یه تخم مرغ پخته…از اون طرف خودم مدام تکرار میکنم غذا چاق کننده نیست..واون میگه امیدوارم

      یه کم پلو غذام کم شده..وقتی سیر میشم دیگه نمیتونم چیزی بخورم..اما ذهنم …حالا در مجموع چی خوردی….یه ظرف کوچیک پلو…حالا یه تیکه مرغ

      چند قاشق..ماست..‌حالا…حالا……ومن تکرار میکنم…هیچ ماده غذایی قدرت چاق کنندگی نداره…

      وخلاصه هر روز در حال کشمکش هستم.

      سخت مشغول تلاش هستم برای جا افتادن فرمولهای درست در ذهنم…اونم پذیرفته ولی  چرا من همش تو فکرم.‌نمیتونم بیخیال بشم؟فکرم رو مشغول کرده…با اینکه الان میدونم لاغری آسانترین کار دنیاست…وهر روز منتظرم که نتایج خوبی در خودم ببینم….ولی متاسفانه با وجود اعتقاد واطمینان زیاد واستمرار….. به روند خوش لاغر شدن…… نرسیدم..البته فعلا

      فکر کردم که شاید چون شکم همسرم بزرگه ودائم در فکر ودر حال خوردنه…اون مانع برای من است که استاد فرمودند اینطور نیست وبه اطرافیان توجه نکن.

      در هرصورت بطور مستمر در این راه ادامه طریق میدهم وباور دارم که به نتیجه مطلوب میرسم.یعنی انتظارم این است چون پیش فرض خلقتم متنا سب بودن است وبیشتر عمرم در اندام ایده آل خودم بودم.وبرای تصویری سازی تمامی عکسهای آلبومم رو دوست دارم وبهشون باعلاقه نگاه میکنم .وامیدوارم که بزودی به اندام ایده آلم برسم.

      با آرزوی اینکه همه به تناسب دلخواه دست پیدا کنیم..🙏🙏🙏🙏🙏🙏

      وتشکر فراوان از استاد م که بی وقفه در حال تلاش برای آموزش این آگاهیهای درست وناب به ما هستند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      f1362badremonir@gmail.com
      1400/04/01 14:21
      مدت عضویت: 289 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 503 کلمه

      به نام خداوند هستی بخش

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      موضوع: تصویر سازی ذهنی

      ذهن ما برای همیشه به صورت تصویر سازی ذهنی عمل می کند همانطور که تصاویر ذهنی باعث چاقی ما میشود همان تصاویر نیز می تواند باعث لاغری  شود. پس هر وقت راجع به موضوعی صحبت می کنیم می بینیم یا می شنویم تصویران موضوع در ذهن ما نقش می بندد و سپس بر اساس آن تصویر دستورات صادر می‌شود زمانی که ما به واسطه رژیم گرفتن خود را از خوردن منع می کنیم درستکه که به ظاهر خود را از خوردن منع می کنیم اما در واقع این عمل خوردن به واسطه تصویر سازی ذهنی در ذهن ما صورت می گیرد به همین دلیل است که پس از اینکه مدتی رژیم گرفتیم از آن خسته می شویم و احساس یاس و ناامیدی در ما شکل میگیرد. زیرا آن تغییری را که منتظرش بودیم برای ما اتفاق نمی افتد به همین دلیل احساس ناتوانی در در ما شکل میگیرد در حالی که نمیدانستیم که مسیر اشتباه است خود من یادم می آید زمانی که شام خوردن را برای خود منع کرده بودم و شب ها شام نمیخوردم اما به خاطر همسر و فرزندم سر سفره حاضر می شدم و گاهی اوقات غذایی را که دوست داشتم درست کرده بودم و آن ها غذا می خوردند و من با حسرت نگاه می کردم که چرا من نباید غذا بخورم در واقع با این نخوردن به جسم خود آسیب میزدم و از طرفی این مسیر اشتباه  باعث ایجاد حرص و بیشتر درمن می شد و هنگامی که شکست میخوردم خودم را سرزنش می کردم و از ادامه مسیری که در پیش گرفته بودم خسته میشدم اما با این فایل ها یاد گرفتم که اوّلاً نباید در مورد چاقی خود صحبتی کنم دوماً ارتباط خود را با کانال های ارتباطی در مورد چاقی و رسیدن به لاغری مثل رژیم گرفتن، چی بخوریم تا لاغر شویم و موضوعاتی از این قبیل کاملاً قطع کنم راه سوم اینکه هر چیزی که ما را وسوسه و تحریک میکند و به سمت چاقی می کشاند در معرض آن قرار نگیریم مثل عضویت در کانال های آشپزی همیشه دنبال دستور پخت غذاهای جدید نباشیم چون نمی شود غذایی را درست کرد و نخورد و همیشه ذهنت جستجو می کند یک چیز بزرگتر و جدیدتر را اگر این سه کار را انجام دهیم باعث می شود که آرامش بیشتری پیدا کنیم و نگرانی از چاق شدن در ماه کم رنگ تر میشود و این نشان می دهد که تصاویر ذهنی در مسیر درست قرار گرفته است نکته بسیار مهمی که نباید آن را فراموش کنیم این است که در مسیر لاغری با ذهن زمان معنایی ندارد و این فکر را باید برای همیشه از ذهن خود دور کنیم که مثلاً طی یک یا دو ماه آینده لاغر شوم اگر لاغری در مسیردرست باشد بدون در نظر گرفتن زمان اتفاق می‌افتد. در پایان از خداوند منان به خاطر داشتن احساس خوب و یافتن مسیر درست سپاسگزارم و از استاد عزیزنیز به خاطر زحمات خوب  و بی نظیرشان کمال تشکر را دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/02 00:12
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم که در مسیر صحیح در حال ادامه دادن هستید
        لطفا از اینتر کردن برای پاراگراف بندی و جداسازی قسمت های مختلف نوشته استفاده کنید
        به این شکل نوشته شما زیباتر و خواندنش راحت تر میشه
        سپاسگزارم از شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/19 18:31
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,208 کلمه

      سلام .

      گام ۷۰ : تصاویر ذهنی چاق 

      تصاویر ذهنی چاق با تکرار اطلاعات چاق کننده از طریق ورودیها شنیده ها دیده ها و قضاوت کردنها تبلیغات  و ….  در ذهن ما ایجاد شده اند . 

       

       

      از بس از کوچکی تا همین حالا  این اطلاعات را در سر وارد کرده ایم برای همین تنها راه تغییر تصاویر ذهنی چاق کنترل ورودیهاست و هدایت ورودیها به سمت وارد کردن اطلاعات صحیح در مسیر لاغری صحیح . 

      الان داشتم مطلب مربوط به انتظار لاغری از این روش را در ذهن خود ایجاد کنید را میخوندم . واقعا که هر کجای این مسیر باشی چقدر عالی میتونی از مطالب برداشت نیکو داشته باشیم . وقتی تصاویر ذهنی ما تغییر کنند مسلما انتظار لاغری هم در ما ایجاد میشه و به مراتب وقتی انتظار لاغری در ما ایجاد بشه چون یک احساس هست  کمک میکنه به تغییر تصاویر ذهنی . 

      ما باید ذهنیت خود در مورد لاغر شدن را رها کنیم . 

      تصاویر ذهنی در حقیقت ته نشین سیل اطلاعاتیست که به صورت رودخانه بر ما جاری میشوند . اگر این اطلاعات لاغر کننده باشند این ته نشین یا همان تصاویر تصاویر لاغریست اما اگر سیل اطلاعات چاق کننده باشد ته نشین ذهن ما چاقیست و خبر خوش اینست آب اصلی رودخانه ی وجود ما لاغریست . اگر ما ورودی های خود را در جهت لاغری هدایت کنیم و اب آلوده وارد مسیر اصلی رودخانه نکنیم ته نشین چاقی در ذهن نخواهیم داشت . 

       

      یکی از کارهایی که شدیدا تصویر ذهنی مارا به سمت چاقی تغییر میدهد وزن کردن است . ترازو را دور بیندازیم . 

       

      یکی دیگر از کارها زیر و رو کردن و دیدنو لمس چاقیهایمان جلوی آیینه است . از این کار پرهیز کنیم .

       

      گفتگوهای دیگران را مبنی بر چاق شدن اهمیت ندهیم . 

       

      حتی مبنی بر لاغر شدن هم اهمیت ندهیم . آنها هم مسیر ذهنی مارا تغییر می دهند . 

      در مورد روش ذهنی با کسی صحبت نکنیم . 

      به خوردنهای خود توجه نکنیم . قضاوت نکنیم . 

      مواد غذایی در ذهن ما برابر با چاقی تعریف شده اند یا باید دیدگاه خود را نسبت به آن تغییر دهیم و یا باید کاملا به خوردن خود بی تفاوت باشیم . یعنی درست مثل معتادینی که در حال ترک مواد هستند ما هم به دلیل اینکه خوردن مواد غذایی در ذهن ما برابر با چاقی تعریف میشود باید تا جاییکه می توانیم خودمان را از مواجه شدن با شرایطی که  این فرمول ذهنی را در ما فعال می کند دوری کنیم تا کم کم این فرمول را کمتر و کمتر در زندگی روزمره ی خود استفاده کنیم . 

      مواد غذایی مارا چاق نمی کند . خوردن مواد غذایی هم مارا چاق نمی کند . خوردن بیش از اندازه ی مواد غذایی به ما احساس چاقی می دهد و تصاویر چاق را فعال میکند . پس  تا زمانیکه با خوردن زیاد مواد غذایی احساس چاقی در ما ایجاد میشود باید کاری کنیم خودمان را در معرض این رفتار قرار ندهیم . و البته این هم یک فرمول ذهنی و یک تصویر چاق است که به خاطر استفاده ی زیاد از این فرمول و مشاهده ی نتیجه ی آن  در ذهن ایجاد شده و وقتی از فعال شدن تن جلوگیری کنیم تا حد خیلی خیلی زیاد در فعال سازی لاغری تاثیر گزار است . 

       

      حتی ما خیلی وقتها حتی با دیدن غذا نیز احساس چاقی می کنیم یعنی توجه به چاقی و  فرمول خوردن و متعاقب آن عداب وجدان در ما فعال میشود یعنی  تا این حد تصاویر چاقی در ذهن ما فعال است . پس بهتر است ورودی چشم را از این نعمت الهی فرو بیندازیم تا این تصاویر در ذهن ما کمرنگ تر شوند . 

      مخصوصا دیدگاه درونی خود را و برای تغییر دیدگاه درونی نیز بهترین کار اینست که  آن عامل از دیدگان ظاهری ما نیز کنار برود . 

      حتی جالبه باز باید مراقب باشیم که این حالت حالت مبارزه و جلوی خود گرفتن پیدا نکنه . چون این احساس هم باز در پررنگ کردن چاقی داره فعالیت میکنه . 

       

      یکی از تفاوت انسانهای چاق و لاغر دقیقا در کانون توجه  است . آنها توجهی به چاقی ندارند . هر چیزی آنها را یاد چاقی و یا لاغر شدن نمی اندازد . آنها تصویر ذهنی لاغر شدن را با تصویر ذهنی چاق نپوشانده اند  و ما هم باید دقیقا مثل آنها شویم حالا هرکاری که بیشتر مطابق میل ماست چون هر زمان یه ترفندلازم میشود که تکرار شود تا یاد چاقی و لاغری از ذهن ما پاک شود. مرور اطلاعاتی که در این سایت است نیز بهترین راه فراموش کردن و پاک کردن تصاویر چاقیست . چون به اندازه ای که ما این اطلاعات را تکرار می کنیم یعنی داریم آب وجود خود را از چاقی پاک میکنیم و اجازه میدهیم آب زلال لاغری در وجود ما جاری شود . 

      ذهن ما اونقدر تیزه که واقعا طعم اب چاقی و لاغری رو عالی تشخیص میده . پس خیلی مهمه که چطور از این اطلاعات استفاده کنیم که در جهت پاکسازی تصاویر چاقی به ما کمک کنه . یعنی تحلیل کردن ما هم در این مسیر خیلی مهمه . ممکنه گاهی اوقات این اطلاعات رو با چاقی تحلیل کنیم و در نتیجه نتایج دلخواه رو نگیریم . پس توجه کنیم که هم گوش دادن به فایلها و انجام تمارین مهمه هم نوع تحلیل و برداشت ما . برداشت ما باید احساس متناسب شدن و انتظار متناسب شدن و حرکت در مسیر لاغری به ما بده . 

      پس دوستانی که شاید تا الان نتیجه نگرفتن به  تحلیل خودشونم توجه کنند . تحلیلاتمون باید حس خوب بهمون بده . امیدوارمون کنه . مشتاقمون کنه . ایمانمون رو بیشتر کنه و گفتگوهای ذهنیمون رو در مسیر لاغری  نگهداره . یعنی احساس چاقی دیگه نداشته باشیم و برعکس احساس لاغری در وجودمون باشه . احساس و انتظار لاغر شدن . باز هم دقت کنیم اینجا هم باز تصاویر ذهن ما  دچار تحریف شده . این احساس و انتظار لاغر شدن با تحمیل این احساس به خودمون متفاوته . تحمیل کردن باز در جهت چاقیه و ما به زور میخوایم این احساس رو ایجاد کنیم . پس دقت کنیم که احساس و انتظار لاغر شدن با تحمیل این احساس متفاوته نشانه اشم اینه وقتی احساس تحمیل داریم یعنی باز چرا چرا گفتنها رو داریم در ذهن تکرار می کنیم . چرا لاغر نمیشم . چرا چاق میشم . یعنی باز توجه روی چاقی . ولی وقتی احساس لاغری داریم حالمون خوبه احساسمون خوبه خودمون رو سرزنش نمیکنیم با نگاه در آیینه به خودمون عشق میورزیم حس سپاسگزاری در وجودمونه و همه ی اینها یعنی آب لاغری آلوده نشده و داره عالی جاری میشه . 

       

      اگر میخواهیم لاغر شویم باید تصاویر چاقی رو پاک کنیم تا آب لاغریمون گل آلود نشه . 

       

      آب را گِل نکنیم . ☺

       

      راستی  یه نکته ی  دیگه به ذهنم اومد البته شما قبلا گفته بودید اما امروز نگاهی تازه بهش پیدا کردم . اونم این بود که ما برای چاق شدن زمان تعیین نکرده بودیم . یعنی هیچ وقت نگفته بودیم چاقی ما اینقدر طول می کشه در حالیکه واسه لاغری همش ته ذهنمون یه زمانه که مثلا لاغر شدنمون انقدر طول میکشه . اینم یه فرمول اشتباهه که ما برای لاغری زمان بزاریم . زمان گذاشتن احساس مارو بد می کنه  مارو دچار عجله و احساس ناتوانی و وای چرا لاغر نشدم و ….. می کنه و باز هم تصویر چاق در ذهن فعال میشه  . 

      به خدا خیلی قشنگه این راه . خدایا سپاسگزارم . استاد ازتون خیلی ممنونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/28 22:47
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,747 کلمه

      گام ۷۰ ،،سلام وقت بخیر ،،،تصویر ذهنی چاق ،،خدارو شکر میکنم که ۷۰ روزه با ۷۰ گامه  بینظیر در حال قدم زدن در سرزمین لاغرها هستم ،لذت میبرم‌ و از آگاهی های نابش استفاده میکنم ،، در واقع همه اتفاقات زندگی ما ربط داره به اون تصویری که از دوران کودکی در ما شکل گرفته ،،تصاویر ذهنی ما بر اساس دیده ها و شنیده هایمان شکل گرفته اند که باعث بوجود آمدن تجربیات ما میشوند ،،همیشه تصویر یک خاطره و اتفاق در ذهن ما ماندگار میشه ،،وقتی میخواییم از شخصی صحبت کنیم ،چهره اون شخص بیادمون میاد ،جاهاییکه سفر میکنیمو با تصاویرشون بخاطر میاریم ،اگر تو اون تصویرها ،حس هم بوده باشه که دیگه بیشتر تو ذهنمون نقش میبنده ،مخصوصا حس های بد بیشتر موندگارن ،، تجربیاتی که الان در حال دیدنشون هستیم ،نتایج اون تصویرهای ذهنی کودکی ماست ، اینکه در مورد چاقی  و لاغری چه چیزهایی شنیدیم  و دیدیم و پذیرفتیم ،،پذیرفتنش مهم بوده ،چرا تمام اون شنیده هاییکه در خانواده گفته شد ، در مورد چاقی روی من اثر کرد ولی روی خواهرم اثری نداشت ویا خیلی کمرنگ بود؟ چونکه من بی چون و چرا حرف های الگوهامو قبول میکردم ،یکی از آپشن هاییکه من داشتم این بود که فریده ،بچه حرف گوش کنیه و مدام با خواهرام که کمتر از من حرف گوش کن بودن ،مقایسه میشدم و تشویق میشدم ،منم برای اینکه ،از پدرم ،تشویق بگیرم ،شدم دختر حرف گوش کن ، مدام میگفتن ،فریده رو ببینید هر چی بهش میدیم میخوره ،نه نمیگه ، آدم باید سنگم بخوره ،،از اون به بعد من مجبور بودم برای تایید دیگران مدام ،هر چی میگنو انجام بدم ،من یادمه ۱۰ سالم بود ،مهمان که داشتیم ،چنان ظرف میشستم و کارهای آشپزخونه رو انجام میدادم و کف زمینو دستمال میکشیدم که پدرم میگفت ،بیایید فریده رو ببینید ،یاد بگیرید ازش ،چجوری کار میکنه ،با اینکه من دختر سوم خانواده بودم و خواهرای دیگم ازم بزرگتر بودن ولی من همیشه کاندیدای کار کردن بودم،،،در طول گذران زندگی ،مرتب شنیدم که فریده مدل بدنش چاقه ،کاریش نمیشه کرد، پرخوره ، استخون بندیش درشته ،۴ سال شیر مادرشو خورده ،تحرک نداره ،سوخت و سازش کمه ووووو  و به اندازه میلیاردها بار که شنیدم ،برای خودم باورسازیش کردم که من یک دختر چاق هستم ، تصویر یک شخصیت چاق در من ساخته شد و با اون تصویر ،وارد زندگی روزمره شدم ،بزرگ شدم و با بزرگتر شدنم ،منهم چاقو و چاقتر شدم ، تو اون شخصیت درونم ،چاق شدن ،طبیعی بود ،در مدار چاقی ،لاغری وجود نداشت و نداره  ، در دیتای مغز من ،اطلاعات چاقی سیو بوده ،نتیجه شم ،چاقی بود ،،من انتظار داشتم از دیتای چاق ،جسم لاغر بوجود بیاد ،اگر سیب در آبمیوه گیری بریزیم آب سیب خواهیم داشتم ،ولی ما انتظار آب پرتغال داریم و سالها ،نشستیم نگاه کردیم به آبمیوه گیری و غر زدیم و گفتیم ،پس چرا آب سیب میده ؟ مدام آبمیوه گیریمونو دستکاری کردیم ، حتی به فکرمون هم نرسید ،میوه مونو اشتباه انتخاب کردیم ،،،تصویر ذهنی ما در مورد پول ،سلامتی ،عشق ،روابط و خداوند ،هر چیزی که باشه ،به همون شکل ،الان ما در حال تجربه کردن همون ها  هستیم ،اگر قبول کرده باشیم که ،پول کمه ،آدم ها بد هستند،شغل و درامد های بالا برای ما ‌نیست ،همه جارو بیماری گرفته ،عشق و عاشقی دروغه ،مرد خوب و زن خوب گیر نمیاد ،جهان جای نا امنیه وووو   تمام اون باورهای ذهنیمونو ،الان تجربه میکنیم ،وظیفه‌باورها فقط اثبات خودشون به ماست و برای اثباتشون ،نیازی نیست ما تلاش خاصی کنیم ،ما در مسیر باورهامون ،قرار خواهیم گرفت ،بخواییم ،نخواییم ، همونجوری که باورهای مخرب  و شکست مالی در ذهن داشته باشیم ،باورهامون مارو میبرن  بسمت ،آدم های کلاهبردار که همه پولمونو   ببرن ،یا بلخره یجوری اون پول از زندگیمون خارج میشه ،،به همون صورت ،زمانیکه باورهای قوی داشته باشیم ،بازم ،اون باوره ،مارو میبره تو مسیر ،ثروت ،پول و فراوانی ،،همه چیز باوره ، ،،   ذهن قدیم من که تصاویر زیاد و قوی ،چاقیو در خودش داشت ،تمام دستورات مغزی منو بر اساس چاقی برنامه ریزی میکرد و فرمول ها صادر میشدند ،(فرمان چاقی بیشتر) و من با  چه اصراری داشتم با فرمان های مغزم میجنگیدم ،، جالبه که سالهای طولانی من در رژیم های مختلف بودم ،مثلا در آخرین رژیمم که قبل از ورودم به  دوره لاغری با ذهن بود  ، که فقط ۱۵ روز انجامش دادم و بعدش اومدم اینجا ،،صبحانه یه دونه نون تست داشتم با پنیر ،یادمه چه عذابی میکشیدم که چرا من نمیتونم بیشتر بخورم ،من که سیر نمیشم و مدام غر میزدم ، امروز   که نون تست برای صبحانه م ،استفاده کردم  ،متوجه شدم من فقط ۱ دونه نون تست ،خوردم  ،کاملا هم سیر شدم‌ ،حتی امروز که متوجه این موضوع شدم ،گفتم خب بذار یکمی بیشتر بخورم ،دیدم  نمیتونم ، با خودم فکر کردم ،دیدم ،اون زمانها ،فرمان مغزیم بیشتر بخور بوده ،الان گاهی با ۱ دونه نون تست هم سیر میشم ،گاهی هم با ۲ تا سیر میشم ،ولی این کجا و اون کجا ،،،،،  با بودن در دوره لاغری با ذهن و شنیدن آگاهی های جدید و عمل کردن به آنها ،آرام آرام ،فرمان های مغز ،تغییر خواهند کرد و دستورات لاغری جایگزین ،دستورات چاقی میشود ،، بعد از انجام تمرینات گفته شده و عمل کردن به آنها ،متوجه تغییرات درونی و رفتاری خود خواهیم شد،،ولع ها، ترس ها و  استرس ها کم و کمتر میشوند و جایشان را به آرامش ،حال خوب ،شادی ،امیدواری ،لاغر شدن و تناسب فکر و اندام میدهند ،، با شناسایی موانعی که باعث چاقیمان شده و نقض کردنشون ، اون آلودگی ها کمرنگ میشوند و ذات و فطرت طبیعی ما که پر بوده از سلامتی و تناسب ،نمایان میشود و با تکرار و استمرار ،فرمول های جدید جایگزین قبلی ها میشوند و روند لاغری ما آغاز خواهد شد که این نیاز داره به زمان و ساخته شدن ،مسیرهای مغزی جدید ،،، وقتیکه ذهنتیت های جدید در ما ساخته میشه ،فرمان های متفاوتی به ما میده که اذیت کننده نیست و من در این دوره کاملا درکش کردم ،قبلا دلم رژیم و محدودیت نمیخواست ،حقم داشتم ،من از ۱۰ سالگی در رژیم بودم تا ۴۰ سالگی ،نهایتا شاید مابین این ۳۰ سال رژیمم ،۵ سال ،جسته گریخته ، رژیمو رها کرده باشم‌ ،در واقع میانگین من ،۲۵ سال در رژیم بودم ،که دوز رژیم هام با هم فرق داشت ، واقعا خسته بودم از وزن کردن یه دونه پرتغال ،نون،،  سانت زدن نون باگت ،کالری شماری ،ورزش های سخت ووووو  دلم آزادی میخواست ،اگر اون زمانها در رژیمم مجبور بودم مثلا ۷ قاشق برنج بخورم عصبی میشدم ،دوست داشتم خودم انتخاب کنم و انتخاب هام هم از روی ترس بود ،یه زمانی هیچی نمیخوردم ،یه روزایی خودمو خفه میکردم، بالانس نبودم ،در صلح نبودم ، فرمان ذهنم بخور بود ولی اجازه نداشتم ،الان فرمان ذهنم بخور تا سیر  بشیه ولی بدون ترس ،بدون ولع ،قبلا به فشار میخوردم ولی انگار سیر نمیشدم ،الان تا سیر شدنم میخورم و متوجه میشم شاید همون ۷ قاشق باشه ولی ناراحت نیستم ،چشمم سیر شده ، حق انتخاب دارم ،وای که چقدر این حسو دوست دارم ،آزادی چه حس خوبیه ، خدایا شکرت ،،راضی م ازت خدا جونم ،،،انگار از بند ۴۵ ساله آزاد شدم ،،،، اتفاقا من متنفرم از برنامه غذایی که صبحانه چی بخورم ،چقدر بخورم ،نهار چی و چقدر بخورم ،اگر تو این دوره از اینجور برنامه ها بود که من شرکت نمیکردم ،بزرگترین آپشنش ،نداشتن محدودیته ،بنظر من افرادی که هدایت میشن به این متد ،آدم های خسته ای هستن که راه های بیشمار سختیو گذروندن و دیگه تحمل یه راه سخت دیگه رو ندارن ، من احساس میکنم ،ما ها مثل آدم های کوهنوردی هستیم که هفته ها در کولاک و سرمای کوهستان ،کوهپیمایی کردن و خسته ن ،حالا به یه کلبه گرم ،میان راهی ،رسیدن و دلشون  میخواد ،فقط خودشونو رها کنن و استراحت کنن  ،دلشون  آرامش میخواد و یه جای گرم ،یه غذای داغ که تمام خستگی راهو ازشون  بگیره و من الان همون حسو دارم ، تمام اون عقده های گذشته در من ،فروکش کرده ،احساس خوب و آزادی دارم و هر چقدر میگذره و من در تمرینات میمونم  این تجربیات برام شیرین تر میشه ،امیدوارم همه دوستانی که در این مسیر هستند ، طعم این لذتها رو بچشن ، حالا که فکرشو میکنم میبینم ،سال اول ،فقط تو فورس  لاغر شدن و نتیجه بودم ،تقریبا ۱ ماهی میشه ،رفتم تو فاز رلکس شدن ، من راهمو میرم و لذت میبرم ،محتویات ذهنیم تغییر میکنه و نتایج پایدار ،خودبخود وارد زندگی من خواهد شد ،،استاد منکه تازه احساس میکنم یه چیزایی متوجه میشم  و کلام شمارو یجور دیگه ای درک میکنم ،،، من تا ۳۰ روزه دیگه ،برای بار دوم میرم ،دوره مقدماتیو تکرار کنم ،مطمئنم مطالب اون دوره هم برام یه درک دیگه ای خواهد داشت و چه کدهایی که اونجا برام باز بشه ، ،     من دختر سوم خانواده هستم که بعد از ۲ تا خواهر بسیار لاغر بدنیا اومدم که پدر و مادرم  تلافی اون ۲ تارو روی من خالی کردن 😊 من ۴ کیلو ونیم بدنیا اومدم و خانواده بسیار خوشحال شدن و بقیه ماجرا هم که کاملا مشخص بوده که چه به روز من اوردن  ، من ۴ ساله بودم که خواهر چهارمم بدنیا اومد ،ایشون ۶ کیلو ونیم بود، یادمه مادرم با یه ذوق خاصی میگفت که: همه توی بیمارستان ازشون میپرسیدن ،آخه چجوری دختره  به این  تپلی  بدنیا اوردی ؟ ،پدرمم با افتخار میگفته  ،من به خانومم به اندازه موهای سرش ،پسته و بادوم دادم خورده که بچه ی به این چاقی بدنیا اورده ،چه افتخاری میکردن 😄 ،، یادمه پارسال که این فایلو گوش کردم و هنوز درکم نسبت به این دوره قوی نبود ،با خودم فکر میکردم ،نکنه منم نتونم کیک بپزم و بخورم ، انگار یه شکل دیگه میشنیدم ،یعنی من طبق ،باورهام میشنیدم ولی الان مثل پارسال فکر نمیکنم ،اگر کیک هم بپزم با لذت میخورم ، در کل با هیچ خوراکی و غذایی مسئله ای ندارم و باهاشون راحتم ،شاید هم در  اعماق وجودم ،ترس هایی باشه ولی در ظاهر که نشونم نمیده ،،خدارو شکر ۱سال ونیمه در مورد چاقی خودم و دیگران صحبت نمیکنم نه با خودم نه با دیگران ،،تو کانال آشپزی و شیرینی پزی خاصی نیستم ،اوایل دوره که حتی به طرز پخت غذاها هم نگاه نمیکردم ،ولی الان اگر دوست داشته باشم‌ ،مرحله پخت غذارو نگاه میکنم ،یعنی انقدر مثل قبل ،سفت و سخت نمیگیریم چونکه متوجه شدم ،حسم‌ تغییر کرده ، که البته این کارو شاید ماهی یکبار هم انجام ندم ،،     این فایل هم عالی بود و با مرور کردن آگاهی ها و نفوذشون به ذهن ناخوداگاهم ،  نتایج عالی هم‌ رقم خواهند خورند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/02/08 22:09
      مدت عضویت: 345 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,219 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۷۰روش لاغری با ذهن کاملا ذهنیه وما میام اول مشخص میکنیم چه فرمولهایی چه اطلاعاتی در ذهن ما وجود داره که باعث شده ما چاق باشیم ما در لاغری هیچ برنامه ورزشی رژیم واینا رو نداریم فقط تغییر فرمولهایذهنی وقتی تغییر رفتار از ذهن شروع بشه واکنشها ما نسبت به مواد غذایی کمتر میشه وبه هیچ وجه ما دچار استرس وعصبانیت ذهنی نمیشیم که چرا نمیتونم کم بخورم یا چرا نمیتونم زیاد بخورمواین رفتارها رو نداریم چون قبلا رفتار ما عوص شده ومنشع اون عوض میشه خیلی ساده تر تغییر رفتار پیدا میکنیم وقتی ما فایل گوش میدیم وباور میکنیم یواش یواش طرز فکرمون بسبت به خودمون نسبت به اضافه وزنمون ونسبت به لاغری عوض میشه وارامش بیشتری میگیریم وهر زمان که ارامش مون نسبت به لاعری بیشتر شد احساس اطمینان بیشتری کردیم ما میتونیم لاغر بشیم واز اون موقع مطمین باشیم که استارت لاغری در ما زده شده ویکی از نشانه هاش آرامش بیشتری داری م وترس ونگرانی نداریم واحساس ایمان وامیدواری در فرد بوجود میاد ونشون میده که فرد به شکل صحیحی داره فرمولهای ذهنیش تغییر میکنه وموضوع امروز تاثیر تصاویر ذهنی در چاقی ولاعری وما هیچ چیز یک وجهی نداریم وقتی تصاویز ذهنی ما باعث چاقی ما میشه ا پس همون تصاویر دهنی هم میتونه باعث لاغری ما بشه با تنطیم کردن اون میتونیم لاعر بشیم وهمه ما موقیکه نبدنیا اومدیم رفتارهای غذایی متناسبی داشیتیم یعنی وقتی گرسنه میشدیم غذا میدان ومیخوردیم وقتیهم سیر بودیم نمیخوردیم واون روزا مادریکه فرزند تبل داشت میگفتن مادر با کفایتیه واگر بچه لاعری داشت میگفتن مادر بیکفایتیه البته نه همجا وهر کس بعصی ها این اعتقاداتو داشتن ومنم دیدم وسعی میکردن به زور یا ترفند تماشا تلوزیون به بچه غذا بدن چون باورشون این بود که بچه در حال رشد نیاز به غذای بیشتر داره وباور داشتن بچه باید تپل باشه وبرای اینکار بهش غذای زیادی میدادند ومغز هم وقتی این عمل تکرار میشد فکر میکرد که این مقدار غذا نیاز بچه ست واز اون به بعد دستورات بر اساس این فکر بود وبچه هم بر اثر تکرار پرخور مبشد وغذای بیشتر طلب میکرد تصویر ذهنی به این شکل در ما ایجاد میشه وقتی از بچگی در معرض رفتارهای اشتباه قرار میگیریم کانالهای عصبی تکامل پیدا میکنن وما رفتارهای والدین رو یاد میگیریم و واکنش میدیم نسبت به رفتار والدین واینا همش تصویر ذهنی ایجاد میکنه ی بچه بارها با عنوان تپل خوشگل باید غذا بخوری بزرگ بشی به بچه گفته میشه به مرور تصویر ذهنی چاقی از خودش ایجاد میکنه وذهن کاملا تصویری وما از ی سنی تشویق شدیم برای خوردن بخور تا قوی بشی بخور تا بزرگ بشی  اینا همه تصویر چاقتر از ما در دهنمون ایجاد میکنه وذهنمونم تلاش میکنه ما رو به اون تصویر برسونه واین موضوع در تمام جهات زندگی تاثیر داره در تحصیل کافیه ی نمره خوب بگیریم واز طرف معلم واطرافیان تشویق بشیم همون وقت تصویر ذهنی از موفق تر شدن در دهنت ایجاد میشه وشما دوست داری دفعه بعد نمره بهتر بگیری اینا بخاطر تصویر ذهنیه که ی فرد موفق تو ذهنش داره وبرعکس اگر ما به هر دلیلی نمره خوبی نگیریم بخاطر سرزنشها بخاطر تنبیها که شدیم ترسهایی در ما ایجاد میشه که تصویر ی فرد نا موفق در ذهنمون ایجاد میکنه وبه مرور هم روند در س خوندنمون بد وبدتر میشه شاید هم خیلی تلاش کنیم اما نتیجه رو تصویر دهنی رقم میزنهدر مورد افراد چاق که بارها تلاش کردن از روشهتی مختلف وبه متیجه نریدن هم تصاویر ذهنی بوده که نذاشته به متیجه برسه وتصاویری که از سالیان قبل داریم از چاق وچاقتر شدنومن باعث شده که موفق نشیم ومنم ی دختر دارم از سن ۸سالگی روند چاق شدنش شروع شد ومنم وقتی میرفتم براش لباس بخرم میکی دوسایز بزرگتر میگرفتم ونمیدونستم با این کار تصویری از چاقتر شدنش تو دهنش میذارم خوب منم اون موقع چیزی نمیدونستم وهمین تصویر دهنی باعث میشه رفتار ما تعییر کنه وما دچار پرخوری بشیم وفکر کنیم ما ادم پرخوری هستیم در واقع معز دستور خوردن میده وما هر چی تصمیم گرفتیم که پرخوری نکنیم نشد وباید برای پرخوری نکردن در مسیر درست قرار بگیری اموزش ببینی بعد تصویر دهنیت عوص بشه واون موقع دیگه مغز فرمان خوردن نمیده وما با فایل گوش دادن تمرین نوشتن تصویر دهنی لاعری رو در خود ایجاد میکنیم که نتیجهش لاعری درجسم ما میشه وفرد رفتار عذاییش تغییر میکنه شوق واشتیاق پیدا میکنه وبا اشتیاق بیشتر میره وفایلهارو گوش میده ورفتارهاش تعییر میکنن وجسمش تغییر میکنه لاعر میشهدجالا چطور باید تصویر دهنی متناسب تعییر بدیم که معز ما به مرور رفتارهای متفاوتی بده ورفتارما تغییر کنه باید همیشه برای تغییر دادن هر مسیله اول تشدید شدن اونو جلوگیری کنیم ومانع از پر رنگتر شدن تصویر ذهنی چاقی بشیم بعد میتونیم تصویر لاعری ایجاد کنیم اول باید حرکت به سمت چاق تر شدن متوقف کنیم بعد حرکت به سمت لاعری  شدن شروع کنیم وبرای ااینکه از حرکت کردن به سوی چاق شدن جلوگیری کنیم چند راه باید انجام بدیم اول اینکه به هیچ وجه نباید از این لحطه به بعد درباره چاقیمون صحبت کنیم اگرم کسی به ما گفت که داری چاقتر میشی اصلا ناراحت نشیم وتوجه به حرفش نکنیم   وخودمونو سرزنش نکنیم واگر خودت و سرزنش کنی تصویر چاق شدن در دهنت پررنگتر میکنی مرحله دوم نباید دنبال راهکارهای رفع چاقی باشیم وهر چه دنبال روشهای مختلف بباشی که چطور چاقیتو بر طرف کنی داری تو دهنت تصویر چاقتر شدنتو ایجاد میکنی وباید ارامش خودمونو حفط کنیم‌اگر فکر میکنی وارد مسیر درست شدی وبه روش لاعری با دهن ایمان داری پس از تحقیق وبرسی روشهای دیگه رو متوقف کن واصلا در مورد چاقی تحقیق نکن سوم اینکه در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیر عصویت در کانال اشپزی وشیرینی پذی رو دنبال نکنید واگر این سه روش انجام بدید ارامش پیدا میکنید و ونشانه کمرنگ شدن تصاویر دهنی چاقی چیه اینکه نگرانی ما ازچاقتر شدن کمتر میشه ونگرانی که ککم بشه ارامش بیشتر میشه واسترس کم میشه یعنی تصاویر دهنی داره تعییر میکنه ونشانه خوبیه موفق باشید  ومن تصمیم گرفتم از این فرمول برای بیماریم وسرگیجه ام استفاده کنم دیگه در مورد سرگیجه هیچ حرفی نمیزنم استاد خیلی سخته زنگ میزنن احوال میپرسن وخلاصه این کارو میکنم در مورد سرگیجه دیگه حرفی نمیزنم وپیگیر بیماری نمیشم فیلمهای که توش بیماری ودکتر وپزشکی رو تماشا نمیکنم وعصو هیچ سایت پزشکی هم نیستم وهیچ موضوع پزشکی دنبال نمیکنم به امی اون روزیکه دیگه دیگه دیگه سرگیجه نگیرم وبیمار نشم من قبلا سال به سال مریض نمیشدم حالا ی سردر و دل درد واینا نه جزعی الان ۱۰ ماهه که اسیر سرگیجه هستم ونمیذاره من به ارزوی چندین وچند سالهام برسم اینم‌ی مانع برای من چون وقتی سرگیجه میگیرم دیگه حالم بد میشه وبیحال مشم وبماند از این به بعد تصمیم گرفتم که از این فرمول استفاده کنم ومطمینم که میتونم موفق بشم وقتی سطح فکرم با سطح باورم با هم همسو وهماهنگ باشه حتما موفق میشم راه دیگه ای وجودنداره من از امروز دیگه مریض نمیشم دیگه سرگیجه حالت تهوع وفشار خون پایین نمگیرم پیش بسوی سلامتی وشفا ممنونم اسناد بخاطر این فایل وممنونم از خدا بخاطر این ایده که به من داد خدایا شکرت یعنی هیچ چیز بهتر از سلامتی نیست وقتی پول داشته باشی حتی لاعرم بشی اما سلامت نداشته باشی زندگی معنی نداره ببخشید نمیخواستم ادیتتون کنم فقط درد دلکردم دلم پره   ولی دیگه تموم شد من تو تمرینم تاریخ میزنم که از امروز ۸ اردیبهشت ۴۰۰دیگه مریض نمیشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/28 13:17
        مدت عضویت: 741 روز
        اندازه متن
        مدال طلایی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 795 کلمه

        سلام دوست عزیز

        بهتون تبریک میگم که مصمم در مسیر صحیح ،تمرین میکنید و بدنبال اهدافتون هستید ، دلیل اومدن همگی ما ممکنه در ابتدا ،لاغری بوده ولی ما به بینهایت ،تناسب فکر رسیدیم و خواهیم رسید که هر کدوم از اون بخش ها که اصلاح بشه ،قسمت های دیگه رو پوشش میده ،تمام اون باورهای قدیمی ما بصورت زنجیر بهم وصل هستند و ما اگر بتونیم ۱ دونه باورمونو قوی کنیم ، باورهای دیگه هم در مسیر درست قرار خواهند گرفت و تکرار این پروسه که البته دوره  تکامل خودشو داره ، باعث میشه ،در بیشتر جنبه ها ،تغییر و پیشرفت داشته باشیم ،این آگاهی ها مثل اسکن کردن عمل میکنن ،میچرخن در کل وجود ما و جاهایو که آسیب زدیم ،ترمیم میکنن و بعد از یه مدت متوجه میشیم ،حالمون بهتر شده ،خیر و برکت بیشتری وارد زندگیمون میشه ،سلامت تریم،لاغرتر شدیم ،پول بیشتری وارد زندگیمون میشه ،افراد مثبت تری با ما ارتباط میگیرن ووووو  و این بخاطر تغییر باورها و رفتارهای ماست ،،از اونجاییکه من بعضی از کامنت هارو میخونم و کامنت شما رو هم خونده میشه ،به تکرار در نوشته های شما میخونم که من سرگیجه دارم و گفتن و تکرار کردن این جمله ،باز هم به خود شما بیشتر ثابت میکنه که شما بیمار هستید و چونکه کانون توجه شما بر بیماری ها میره ، ذهن تصور میکنه شما بیماری را دوست دارید ،برای ذهن فرقی نداره شما دارید در سایت مینویسید ،به کسی میگید ،به خودتون میگید ، به هر صورت کانون توجه شما بر سرگیجه است ،پس شما در مسیر بیشتر بیماری ها قرار خواهید گرفت ،مثل اکسپلور اینستاگرام ،وقتی من چند بار به دنبال مطالب علمی و ذهنی ،سرچ میکنم ،از اون به بعد هوش مصنوعی اینستاگرام برای من مطالب علمی و ذهنی بیشتری رو میاره ،،ذهن هم همینطور ،به بیماری فکر کنیم بیماری بیشتر میاره ،به پول توجه کنیم پول میاره ،البته به فراوانی پول توجه کنیم نه به نداری هامون ،،اولین قدم ،ننوشتن ،حرف نزدن، نه با خودتون نه با دیگران در مورد بیماری تونه ، در ابتدا به کودک درونتون بگید و بپذیرید که شما فعلا این بیماری را دارید و مسئولیتشو بپذیرید ،برای خود مادری و محبت کنید  (البته نه حالت قربانی به خود بگیرید) قوی و قدرتمند در کنار خودتون باشید ،تمام مطالب ذهنیو که دارید آموزش میبینید رو در قسمت سلامتی هم بکار ببرید ،زیاد هم نمیخواد بگید من در سلامتی هستم  ، اونجوری دارید یجورایی از نبود سلامتی میگید ،،مگر الان که ما دست و پا داریم ،مدام به همه میگیم وای ما دست و پا داریم ؟ چونکه داریم مدام نمیگیم  ،ما چیزهایو که نداریم دام میگیم ،در اصل  برای گفتن هر چیزی و انجام هر کاری ،یه سئوال از خودتون بپرسید ، چرا من دارم این کارو انجام میدم ؟  چرا من دارم مدام از بیماریم میگم؟ آیا گفتن این حرف ها بیماری منو بهتر میکنه یا بدتر ؟  آیا این کارو که انجام میدم به نفع منه ؟ منو تخریب میکنه یا ترمیم ؟  اگر گاهی احساس درد ،ترس ویا ناراحتی از این بیماری تون دارید ،ازش فرار نکنید ،آگاهانه ببینیدش ، بهش بگید من خودم خلقت کردم حتما هم به کمک خداوند  رفعش میکنیم ،وقتی پذیرفتید و رهاش کردید و در مسیر سلامتی قرار گرفتید ،خودتونم متوجه نمیشید که کی سلامتیتون کامل شد ،این اتفاق برای خودم رخ داده ، مسئله من بدتر بود ولی رفع شد ،، به قول استاد وقتی ما طبقه اول هستیم هر آنچه که در طبقه اول هست رو میبینیم ، وقتی بریم طبقه دوم دیگه طبقه اولو نمیبینیم ،طبقه دومو میبینیم ،بیماری مال طبقه اول بود ،در طبقه دوم سلامتی وجود داره ، وقتی مدارت عوض میشه ،در مدار جدید فقط چیزهای جدید هست ،بدن ما سلامت بوجود اومده ما با افکارمون تخریبش کردیم ،حالا متوجه شدیم ،با آموزش ترمیمش میکنیم ،مراقبش میشیم،نوازشش میکنیم ،بیماری ها میان که به ما بگن درونمون تخریبه ،به خودمون بیاییم ،به خودمون توجه کنیم ،انقدر دورمونو شلوغ نکنیم ،ما تنها در زمانی به خودمون نزدیک میشیم که بیمار بشیم یا تنها بشیم یا به تضاد بخوریم ،،،میدونم در مسیر آموزش هستید و خودتون این مطالبو بهتر از من میدونید ،ولی گاهی ،تکرار یک مطلب از بیرون از خودمون یک راهیه برای پیشرفت ،من یه دوست دکترای روانشناسی دارم گاهی براش از قوانین جهان هستی میگم ،خوشش میاد میگه ،فریده من خودم آدم هارو مشاوره میدم ولی گاهی نیاز به یه تلنگر برای خودم دارم ،،

        امیدوارم که در مسیر سلامتی و تناسب بیشتر قرار بگیرید ،همونجوری که الان هم قرار دارید ،،هیچ موردیو در رابطه با بیماری سرچ نکنید به تمریناتتون ادامه بدید و من مطمئنم افرادی که در مسیر تمرینات ذهنی قرار دارن ،تغییرات بزرگ وپیشرفت های بزرگی در انتظارشونو ،فقط باید اجازه بدیم این آگاهی ها بشینه در ذهنمون و یکی یکی به تجربیات عالی تبدیل میشن 

        براتون سلامتی و آرامش آرزو دارم دوست عزیز🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/02/08 21:57
      مدت عضویت: 345 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 986 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۷۰روش لاغری با ذهن کاملا ذهنیه وما میام اول مشخص میکنیم چه فرمولهایی چه اطلاعاتی در ذهن ما وجود داره که باعث شده ما چاق باشیم ما در لاغری هیچ برنامه ورزشی رژیم واینا رو نداریم فقط تغییر فرمولهایذهنی وقتی تغییر رفتار از ذهن شروع بشه واکنشها ما نسبت به مواد غذایی کمتر میشه وبه هیچ وجه ما دچار استرس وعصبانیت ذهنی نمیشیم که چرا نمیتونم کم بخورم یا چرا نمیتونم زیاد بخورمواین رفتارها رو نداریم چون قبلا رفتار ما عوص شده ومنشع اون عوض میشه خیلی ساده تر تغییر رفتار پیدا میکنیم وقتی ما فایل گوش میدیم وباور میکنیم یواش یواش طرز فکرمون بسبت به خودمون نسبت به اضافه وزنمون ونسبت به لاغری عوض میشه وارامش بیشتری میگیریم وهر زمان که ارامش مون نسبت به لاعری بیشتر شد احساس اطمینان بیشتری کردیم ما میتونیم لاغر بشیم واز اون موقع مطمین باشیم که استارت لاغری در ما زده شده ویکی از نشانه هاش آرامش بیشتری داری م وترس ونگرانی نداریم واحساس ایمان وامیدواری در فرد بوجود میاد ونشون میده که فرد به شکل صحیحی داره فرمولهای ذهنیش تغییر میکنه وموضوع امروز تاثیر تصاویر ذهنی در چاقی ولاعری وما هیچ چیز یک وجهی نداریم وقتی تصاویز ذهنی ما باعث چاقی ما میشه ا پس همون تصاویر دهنی هم میتونه باعث لاغری ما بشه با تنطیم کردن اون میتونیم لاعر بشیم وهمه ما موقیکه نبدنیا اومدیم رفتارهای غذایی متناسبی داشیتیم یعنی وقتی گرسنه میشدیم غذا میدان ومیخوردیم وقتیهم سیر بودیم نمیخوردیم واون روزا مادریکه فرزند تبل داشت میگفتن مادر با کفایتیه واگر بچه لاعری داشت میگفتن مادر بیکفایتیه البته نه همجا وهر کس بعصی ها این اعتقاداتو داشتن ومنم دیدم وسعی میکردن به زور یا ترفند تماشا تلوزیون به بچه غذا بدن چون باورشون این بود که بچه در حال رشد نیاز به غذای بیشتر داره وباور داشتن بچه باید تپل باشه وبرای اینکار بهش غذای زیادی میدادند ومغز هم وقتی این عمل تکرار میشد فکر میکرد که این مقدار غذا نیاز بچه ست واز اون به بعد دستورات بر اساس این فکر بود وبچه هم بر اثر تکرار پرخور مبشد وغذای بیشتر طلب میکرد تصویر ذهنی به این شکل در ما ایجاد میشه وقتی از بچگی در معرض رفتارهای اشتباه قرار میگیریم کانالهای عصبی تکامل پیدا میکنن وما رفتارهای والدین رو یاد میگیریم و واکنش میدیم نسبت به رفتار والدین واینا همش تصویر ذهنی ایجاد میکنه ی بچه بارها با عنوان تپل خوشگل باید غذا بخوری بزرگ بشی به بچه گفته میشه به مرور تصویر ذهنی چاقی از خودش ایجاد میکنه وذهن کاملا تصویری وما از ی سنی تشویق شدیم برای خوردن بخور تا قوی بشی بخور تا بزرگ بشی  اینا همه تصویر چاقتر از ما در دهنمون ایجاد میکنه وذهنمونم تلاش میکنه ما رو به اون تصویر برسونه واین موضوع در تمام جهات زندگی تاثیر داره در تحصیل کافیه ی نمره خوب بگیریم واز طرف معلم واطرافیان تشویق بشیم همون وقت تصویر ذهنی از موفق تر شدن در دهنت ایجاد میشه وشما دوست داری دفعه بعد نمره بهتر بگیری اینا بخاطر تصویر ذهنیه که ی فرد موفق تو ذهنش داره وبرعکس اگر ما به هر دلیلی نمره خوبی نگیریم بخاطر سرزنشها بخاطر تنبیها که شدیم ترسهایی در ما ایجاد میشه که تصویر ی فرد نا موفق در ذهنمون ایجاد میکنه وبه مرور هم روند در س خوندنمون بد وبدتر میشه شاید هم خیلی تلاش کنیم اما نتیجه رو تصویر دهنی رقم میزنهدر مورد افراد چاق که بارها تلاش کردن از روشهتی مختلف وبه متیجه نریدن هم تصاویر ذهنی بوده که نذاشته به متیجه برسه وتصاویری که از سالیان قبل داریم از چاق وچاقتر شدنومن باعث شده که موفق نشیم ومنم ی دختر دارم از سن ۸سالگی روند چاق شدنش شروع شد ومنم وقتی میرفتم براش لباس بخرم میکی دوسایز بزرگتر میگرفتم ونمیدونستم با این کار تصویری از چاقتر شدنش تو دهنش میذارم خوب منم اون موقع چیزی نمیدونستم وهمین تصویر دهنی باعث میشه رفتار ما تعییر کنه وما دچار پرخوری بشیم وفکر کنیم ما ادم پرخوری هستیم در واقع معز دستور خوردن میده وما هر چی تصمیم گرفتیم که پرخوری نکنیم نشد وباید برای پرخوری نکردن در مسیر درست قرار بگیری اموزش ببینی بعد تصویر دهنیت عوص بشه واون موقع دیگه مغز فرمان خوردن نمیده وما با فایل گوش دادن تمرین نوشتن تصویر دهنی لاعری رو در خود ایجاد میکنیم که نتیجهش لاعری درجسم ما میشه وفرد رفتار عذاییش تغییر میکنه شوق واشتیاق پیدا میکنه وبا اشتیاق بیشتر میره وفایلهارو گوش میده ورفتارهاش تعییر میکنن وجسمش تغییر میکنه لاعر میشهدجالا چطور باید تصویر دهنی متناسب تعییر بدیم که معز ما به مرور رفتارهای متفاوتی بده ورفتارما تغییر کنه باید همیشه برای تغییر دادن هر مسیله اول تشدید شدن اونو جلوگیری کنیم ومانع از پر رنگتر شدن تصویر ذهنی چاقی بشیم بعد میتونیم تصویر لاعری ایجاد کنیم اول باید حرکت به سمت چاق تر شدن متوقف کنیم بعد حرکت به سمت لاعری  شدن شروع کنیم وبرای ااینکه از حرکت کردن به سوی چاق شدن جلوگیری کنیم چند راه باید انجام بدیم اول اینکه به هیچ وجه نباید از این لحطه به بعد درباره چاقیمون صحبت کنیم اگرم کسی به ما گفت که داری چاقتر میشی اصلا ناراحت نشیم وتوجه به حرفش نکنیم   وخودمونو سرزنش نکنیم واگر خودت و سرزنش کنی تصویر چاق شدن در دهنت پررنگتر میکنی مرحله دوم نباید دنبال راهکارهای رفع چاقی باشیم وهر چه دنبال روشهای مختلف بباشی که چطور چاقیتو بر طرف کنی داری تو دهنت تصویر چاقتر شدنتو ایجاد میکنی وباید ارامش خودمونو حفط کنیم‌اگر فکر میکنی وارد مسیر درست شدی وبه روش لاعری با دهن ایمان داری پس از تحقیق وبرسی روشهای دیگه رو متوقف کن واصلا در مورد چاقی تحقیق نکن سوم اینکه در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیر عصویت در کانال اشپزی وشیرینی پذی رو دنبال نکنید واگر این سه روش انجام بدید ارامش پیدا میکنید و ونشانه کمرنگ شدن تصاویر دهنی چاقی چیه اینکه نگرانی ما ازچاقتر شدن کمتر میشه ونگرانی که ککم بشه ارامش بیشتر میشه واسترس کم میشه یعنی تصاویر دهنی داره تعییر میکنه ونشانه خوبیه موفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/29 19:12
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 752 کلمه
      1. گام 70تصویر ذهنی چاق،🤔👣.         ما افراد چاق چون قبلا همیشه از طریق عوامل بیرونی محدودیت رژیم ….خواستیم لاغر بشیم و برای ما ثبت شده در ذهن مان که لاغری از طریق عوامل فیزیکی انجام میگیره با این که با این مسیر آشنا شدیم هنوزم دانبال اون فوت کوزه گری هستیم دانبال این هستیم ببینیم استاد چه ورزش یا رژیم یا محدودیتی برای ما اعمال می‌کنه که ما از طریق اون روش لاغر بشیم ،😑😐و باید اینقدر این فایل رو آگاهی هارو تکرار کنیم که در ذهن مان ثبت بشه همچی ذهنی است و قرار نیست ما ازطریق محدودیت لاغر بشیم بلکه باید عواملی که در ذهن ما باعث چاقی ما شده فرمول ها اشتباه در ذهن مان رو شناسایی کنیم و این ها رد کنیم و فرمول ها صحیح با تکرار وعمل کردن در ذهن مان ثبت کنیم با توجه به این کار فرمول ها ذهنی ما تغییر می‌کنه و بعد تصویر ذهنی که از خودمان در ذهن مان داریم تغییر می‌کنه و مغز میاد براساس فرمول و تصویر ذهنی ما فرمان صادر می‌کنه و رفتار ما تغییر می‌کنه احساس ما ترس دیگه نداریم وارام آرام با تکرار استمرار عمل کردن جسم ما نیز تغییر می‌کنه ،😍😊😌.    هر زمان که ما ارامش مان نسبت به لاغرشدن زیاد شد استرس نگرانی نداشتیم استارت لاغری در ذهن ما زده شده و این نشانه خیلی عالیه که داریم مسیر صحیح طی میکنیم    😊😌         😍    حالا باید بدانیم که ذهن ما کاملاتصویری است و فرمول هایی که از کودکی با تشویق کردن ما به خوردن بیشتر و حرفهایکه که ما رو تشویق میکردن به خوردن بیشتر باعث ایجاد تصویر چاق تر از خودمان در ذهنمان شده و مغز هم میاد براساس تصویر ذهنی فرمان صادر میکنه واسه خوردن بیشتر و تمام تلاشش میکنه که مارو شبیه تصویری که از خودمان در ذهنمان است بکنه و تشدید فرمول ها اشتباه باعث میشه اون تصویر چاق تر بشه و ما روز به روز چاق تر بشیم چون نتیجه نهایی تصویر ذهنی رقم میزنه نه تلاش ما  🤗☺️                                     حالا دلیل شکست ما در لاغرشدن تصویر ذهنی ما است چرا چون ما انجام دادن روش ها اشتباه واسه لاغرشدن اومدیم جسم محدود کردیم فشار به جسم اوردیم و ذهن که برگ برنده داره هیچ تغییر ندادیم و باعث بیشتر شدن چاقی در ذهن مان شدیم اون تصویر چاقی خودمان در ذهن مان رو تشدید کردیم و همین عامل باعث شد ما لاغر بشیم ولی بازم برگرده چاقی ما چون ذهن ما که تغییر نکرده           حالا برای تغییر دادن تصویر ذهنی باید اول جلو بیشتر شدنش بگیریم یعنی حرکت به سمت چاقی متوقف کنیم وبعد شروع کنیم حرکت به سمت لاغری😊😌 1-صبحت کردن درباره چاقی ممنوع حتی اگه تذکر بهنام دادند هیچ گونه واکنشی نشان ندیم و نخواهیم توضیح بدهیم واسه دیگران و سرزنش کردن خودمان ممنوع چون این کار خطرناک ترین کار است و باعث تشدید تصویر چاقی بیشتر میشه پس صبحت کردن درباره چاقی ممنوع                         2-دانبال راه کارهایی واسه لاغرشدن ممنوع چون ما اینجوری داریم بهای بیشتری به ذهن مان میدیم واسه چاق شدن بیشتر و هروقت بخواهی از هرچیزی فرار کنی اون موضوع در ذهنت پررنگتر میشه و این یک نکته عالی است.                                     3-در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیریم عضویت در کانال ها پخت پز باعث تحریک ما به خوردن بیشتر میشه چون وقتی عادت کنیم به این کار ذهن ما میاد مارو تشویق می‌کنه به پیدا کردن پختن مواد غذایی بیشتر و بیشتر تحریک میشیم به خوردن بیشتر پس ممنوع است و کلا در معرض این اطلاعات تحریک پذیر خودمان خارج کنیم                                              و با انجام دادن این سه کار باعث توقف چاقی ما میشه اون تصویر ذهنی کمرنگتر میشه و آرام آرام حرکت ما به سمت لاغری شروع میشه و نشانه اینکه اون تصویر ذهنی در ذهن ما کمتر شده در احساس ماست وقتی احساس آرامش بیشتری کردیم نگرانی استرس ترس ما کمتر شد این نشانه عالیه که نشان میده تصویر ذهنی چاقی کمرنگ تر شده وباید اینقدر استمرار کنیم در این مسیر تا تصویر ما از خودمان تغییر تغییر کنه و حرکت ما شروع بشه به سمت لاغری 😍😊😌😊

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 23:33
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,265 کلمه

      هنوز بعضیا به دنبال اون فوت کوزه گری هستن و به دنبال  اون برنامه های رژیمی و ورزشی هستن اما همچین برنامه هایی داده نخواهد شد و  این راه کاملا ذهنی هست و  فقط  با تغییر فرمولهای ذهنی نتیجه به دست میاد  که با  این تغییر  فرمولها رفتارهای ما هم تغییر میکنه اما  در این روش  ذهنی  با این تغییرها  ما  اصلا عصبانیت و استرس و ‌.. نداریم  که چرا  من نباید  بخورم و محدود باشم چون منشا دستور خوردن در مغز ما هست و مغز ما داره تغییر میکنه .
      (واقعا این مسیر آرامش داره چون آزادی کامل داریم و هیچ محدودیتی نداریم و بسیار رفتارهای درستی رو از خودمون نشون میدیم که ما رو در رسیدن به هدف موفقتر میکنه )
      هیچ چیز در جهان یک وجهی نداریم اگر تصاویر ذهنی  چاق ما باعث چاقی ما شدن حالا تصاویر لاغری ما باعث لاعری ما  خو اهند شد.

      همه ی ما  از وقتی به دنیا  اومدیم یعنی  از زمان شیر خوارگی این دستور خوردن کاملا اتوماتیک هست ودیدیم  نوزادها  هر  وقت گرسنه باشن شیر  میخورن و اگر  گرسنه نباشن دهانشون رو میبندن و سرشون رو برمیگردونن و نمیخورن چون ذهنشون پاک و تمیز هست و  بعضی افراد تا بزرگسالی همین طور  ذهنشون پاک میمونه( ذهن اگر پاک و تمیز باشه در هر جنبه از زندگی ما موفقتر میشیم  و اگر ذهن رو پر از اطلاعات غلط کنیم  رسیدن به هر هدفی سخت میشه چون کلی مانع داریم کلی ورودیهای منفی داریم و کار سخت تر میشه پس بهتر  که ورودیهای ذهن رو کنترل کنیم و هر  اطلاعاتی  رو وارد اون نکنیم و خوردن هم دستوری هست که از مغز ما میاد مثل تنفس،و پلک زدن ما و یا ضربان قلب ما و … و اصلا نباید ما نگران اون باشیم که آیا درست خوردم امروز و یا این رو بخورم و … خیلی راحت باید ما به نیاز جسممون که گرسنگی هست پاسخ بدیم
      ولی مادرهایی  هستن که تمایل دارن به بچه ها بیشتر غذا بدن چون باور دارن بچه در سن رشد هست و  به خیلی  از مواد غدایی احتیاح داره  پس باید  بخوره و چاق بودن بچه رو نشان از توانمندی مادرها  میدونن و لاغر بودن بچه ها نشان از بی لیاقتی مادر میدونن(منم دقیقا این افکار رو داشتم و با همین طرز فکر  دخترم رو بزرگ کردم و در چندین سال قبل من خیلی خودم رو اذیت میکردم که اون غدا بخوره و اگر نمیخورد هم خودم و هم دخترم و هم همسرم  رو کلافه و عصبی میکردم و زندگی رو برای خودم جهنم میکردم حتی در زمانی که دخترم شیر میخورد  من فیلم موبایل بالا سرش  میگرفتم نگاه کنه و بیشتر بخوره که وزن بگیره و خیلی تلاشها ی الکی میکردم و واقعا وقتی یادم میاد که چقدر من زندگی رو برای خودم و خانوادم زجر اور و سخت کرده بودم  ناراحت میشم یادم هست  که  حتی میگفتم  باید در فلان ساعت همان مقدار که من میگم رو بخوره و اگر نمیخورد باید کلی مشغولش میکردم تا بخوره و خیلی وقتا بالا میورد و من عصبی تر میشدم و ای کاش اگاهی های الان رو اون موقع داشتم و اما به لطف خدا برا پسرم تا حدود زیادی بهتر بودم و خودم رو کمتر اذیت کردم و این اگاهی ها رو هم کسب کردم و  این کارها رو ادامه ندادم و دیگه دارم با اگاهی کامل با خانوادم در امر خوردن برخورد میکنم و خوشحالم از ورژن جدید  خودم ) و خیلی از مادرها عجله دارن بچه ی تپل داشته باشتن و این رو امتیازی  برای خودشون میدونن که  بچه تپل باشه و ممکنه حتی با سرگرم کردن بچه ها با تلویزیون و آهنگ وبه اون غذای بیشتری بدن و دیگه فرمولهای ذهنی بجه رو تغییر میدن و چون مادر به صورت دستی داره فرمولهای ذهنی رو بچه رو تعییر میده دیگه سیری با اون حد زیاد  خوردن پیام میده و بچه به مرور درخواست غدای بیشتر رو میده.(به لطف خدا من خیلی تلاش کردم در زمان کودکی بچه هام مخصوصا دخترم حتی از زمان بارداری  من  تلاش میکردم  فرزندانی چاق داشته باشم و واقعا در ذهن منم نشان از قوی بودن بچه و بنیه ی قوی داشتن بود و اینقدر میخوردم تا در وزنهای ۱۰۰ کیلو و ۱۰۵ کیلو در هر بارداریم میشدم و کلی اصافه وزن وحشتناک داشتم که دیگه پزشک من میگفت خطر ناک هست و باید کنترلش کنی با اون کنترلها من در اون وزن موندم و سرانجام تلاشم هم شد فرزندانی با وزن بالا دخترم ۳ و ۷۰۰ بود و پسرم ۴ و ۲۰۰ بود که بسیار ذوق میکردم از وزن بالای اونهاو اما در ادامه برای چاق کردنشون خیلی تلاش کردم و اما به لطف خدا همیشه فرزندان نرمالی داشتم با قد و وزن کاملا طبیعی نه کمبود وزن داشتن نه اصافه وزن داشتن و همچنان هم همین طور هستن فقط خودم رو اذیت میکردم و نتیجه اش میشد حال بد برای خودم )

       

      فرمولهای ذهنی بچها با به زور غذا دادن به بچه ها به راحتی تغییر میکنه و ذهن کار نداره کسی به زور داره غذا  میده  یا اینکه با سرگرم کردن غذا  میده ذهن ما فقط اون مقدار غدا رو که  وارد بدن میشه رو طبیعی میدونه و دیگه اون حجم غدا رو حداقل مورد نیاز غذاا قرار میده و بچه حالت عادی غذا خوردنش میشه پرخوری .
      (چقدر من  در کودکی فرزندانم کار خطر ناکی  می کردم   که مدام به بهانه های مختلف می  خواستم به اونها غدا بدم و اونها رو چاق کنم  و به قول استاد  مادرها با دست خودشون بچه ها رو دارن معتاد به مواد عدایی میکنن و چقدر این اعتیاد رواج داره و آسان هست و ما عزیزان خودمون رو به دست خودمون به دام  چاقی میندازیم و گرفتار این بلای خانمان سوز چاقی میکنیم  و اصلا نه تنها این کار زشتی برای ما نیست خیلی هم از نتیجه اش ذوق میکنیم و بچه و خودمون رو تشویق میکنیم که آفرین ادامه بده بخور که قوی بشی  بخور که بزرگ بشی و …)

       

      وقتی ما از بچگی کانالهای عصبی مون تکمیل میشه پس چون بارها شنیدیم باید غدا بخوریم که تپل بشی باید غدا بخوریم که بررگ بشی و ..چون ذهن تصویری هست و ما از کودکی در معرض این شنیده ها قرار گرفتیم و تشویق شدیم که بیشتر بخوریم  که بزرگ بشیم و یا  درسهامون رو درست یاد بگیریم همه ی این شنیده ها  یک تصویر چاقتز از خودمون به وجود آورده و ذهن ما تلاش کرده ما رو به اون تصاویر برسونه (ذهن ما کاملا تصویری هست و هر تصویری از ما داشته باشه حتما باید ما رو به اون شرایط برسونه  در واقع ذهن ما آماده ی خلق کردن  کردن هست فقط کافیه ما تصویری و یا فکری داشته باشیم اون میگه چشم سرورم من برای شما به وجودش میارم کاری نداره من  اون فکر رو دوست دارم یا ندارم فقط نگاه میکنه ببینه چه افکار و اندیشه هایی در سر  داریم همونا رو برای ما خلق میکنه پس بارها در مغز من کردن بخور که بزرگ بشی بخور که قوی بشی بخور که همه دوست داشته باشن و یا بخور که خوب درسهات رو یاد بگیری و در ذهن من یه تصویر چاق ایجاد کردن و من رو هم چاق کردن اول ما باشنیدن و بارها گفتن و دیدن در نهایت رفتارمون  تغییر کرده و بعد جسممون چاق شده )
      و ذهن ما کلا در هر جنبه با تشویق کردن بیشتر تلاش میکنه مثلا اکر در درس تشویق شدیم بیشتر تلاش کردیم و یا اگر برعکس ما در درس خوندن تنبیه شدیم ما بیشتر از درس فاصله گرفتیم .( ذهن ما دوست داره که ما  هر فکری که داریم در اون جنبه پیشرفت کنیم و زیادش کنیم مثلا دنبال درس باشی میگه برو هنوز بیشتر دنبال کن یا دنبال ورزش باشی میگه برو بیشتر تلاش،کن و اگر تشویقش،کنی  زودتر نتیجه  میده )
      و هر کس که بارها برای لاغری تلاش کرده و اما موفق نشده چون تصویرهای ذهنی چاق از خودش داشته باعث شده که نزاره موفق بشه .

      همه ی این حرفها در ذهن من یک تصویر چاقتر  رو به وجود آورده  و مغز دستورهای پرخوریی صادر کرده چون تصویر رو دیده و هر چقدر از پرخوری  خودت بدت بیاد فایده ای نداره چون معز داره فرمان صادر میکنه بر اساس تصویرهای ذهنی چاق داره فرمان  صادر میکنه .( من شده بارها پرخوری کردم و خیلی ناراحت شدم و عذاب وجدان گرفتم و ناراحت شدم و گفتم ای کاش نمیخوردم و دیگه از فردا شروع میکنم و نمیخورم اما وقتی فردا میشد و من دوباره گرسنه میشدم اصلا اون حرفها رو فراموش میکردم و میخوردم و بازم دوباره ناراحت میشدم و اما هیچ فایده ای نداشتن برای من این تصمیم به نخوردنها و ذهن چاق من  در نهایت من رو شکست میدادو من چاق تر میشدم چون در ذهنم کلی افکار و باورهای چاق کننده داشتم  که به صورت تصویری  در ذهنم هستن و از اونجا مغز من دستور پرخوری رو صادر میکرد و تصمیم من هیچ کاره بود چون تمام فرمانها ی بدن ما از مغز ما میاد و ما باید اول اونجا رو درست کنیم تا نتیجه بگیریم )
      واقعا برای پرخوری نمیشه راه کار داد مگر با مرور آموزشهای ذهن (واقعا همین طور هست من الان بدون دخالت هیچ دکتر تغدیه و مربی ورزش و هیچ فعالیتی دارم خیلی عالی و کنترل شده رفتار میکنم و خیلی وقتا بعدا متوجه میشم مثلا اطرافیان من همین چند روز پیش به من میگفتن چرا تو رو هر وقت میگیم غدا بخور میگی سیرم و بعد من داشتم فکر میکردم راست میگن من قبلا هر چی بود باید میخوردم و نمیتونستم که نخورم و اما حالا تا گرسنه نباشم نمیتونم بخورم و لدت نمیبرم از اون خوردن مگر واقعا گرسنه باشم و این فقط به خاطر اموزشهای عالی هست )
      هر کس داره نتیجه ی عالی از این مسیر میگیره چون تصاویر ذهنی جدید ایحاد میشه و مغر دستورهای غذایی جدیدی صادر میکنه و رفتارهای جدید تری شکل میگیره و در نهایت جسم هم تغییر میکنه .(من همین دیشب خواستم غدا بخورم
      ;ترجیح دادم شامم رو خالی و بدون نون بخورم نه اینکه بخوام و نخورم نه اصلا اینطور  نبود ترجیح دادم  یه کاسه  حلیم بخورم در صورتی که من عاشق حلیم با نون بودم قبلا ولی دیشب نتونستم و این کار رو نکردم )
      پس  توصیح دادیم تصاویر ذهنی چاق به چه شکلی در ذهن ما ایجاد شده 

      اشتیاق ما به خوردن تغیر میکنه و اشتیاق از همون تصاویر ذهنی ایجاد میشه و یا از همون خاطرات هست .

      حالا چطور تصاویر ذهنی رو به لاغری تغییر بدیم تا دستورها و رفتارهای جدید داشته باشیم .

      برای تغییر هر مساله اول باید مانع از تشدید و  پر رنگ شدن اون مساله  که  تصاویر ذهنی چاقی  هست بشیم و بعد حرکت به سمت متناسب شدن رو آعاز کنیم یعنی اول حرکت به سمت چپ رو متوقف کنیم و بعد حرکت به سمت راست  رو شروع کنیم نمیشه هم زمان در دوجهت حرکت کرد .

      یرای جلوگیری از حرکت به سمت تصاویر چاقی :

      • به هیچ وجه  درباره ی چاقی خودتون حرف نزنید 

      خودتون رو سرزنش نکنید و درمورد چاقی خودتون به بقیه نگید که من هر چی بخورم چاق میشم و …وصحبت در باره ی چاقی باید ممنوع باشه و هر وقت خواستین در مورد چاقی حرف بزنید بگو نمیخوام تصاویر چاقی رو پررنگ کنم (من قبلا خودم رو زیاد سرزنش میکردم و میگفتم به خودم و بقیه که چرا من چاقم من که هیچی نمیخورم پس چرا اینطورم دیگه کمتر از این که نمیشه بخورم همش غدای رزیمی میخورم ولی جرا دارم چاقتر میشم ؟؟.و هی اوضاعم بدتر میشد و خودم خبر نداشتم  دارم چیکار میکنم )
      و مرحله ی بعد به دنبال راه کارهای رفع چاقی نباشید 

      هر چقدر به دنبال راه کار باشی داری بیشتر به چاقی توجه میکنی و  و به اون بها میدید و این موضوع رو دارین پر رنگتر میکنید .

      پس ببین سالها هر چقدر تلاش کردیم لاغر بشیم داریم تصاویر چاقی خودمون رو پرر نگ میکنیم 

      پس آرامشتون رو حفظ کنید و به این راه اطمینان کنید ‌( من همش به دنبال راه برای برطرف کردن چاقی بودم حتی در ورزشم تمام توجهم به این بود که چقدر عرق کردم چقدر لاعر شدم حالا در خوردنم حواسم بود که نکنه بخورم و چاق بشم و من نباید بخورم که جلوی جاقی رو بگیریم و خلاصه هر کس هم لاغر میشد باید میپرسیدیم تو چیکار کردی منم خوبه انجام بدم و همش حسرت میخوردم و به دنبال راه ای بودم که لاغر بشم )
      مرحله ی سوم در معرض اطلاعات تحریک کننده نباشید مثلا عضو کانالهای آشپزی نباشید و چه دلیل داره اینطور این برنامه ها رو دنبال کنید (من زیاد داشتم پیجهای اشپزی و فست فودیها رو و نگاه میکردم ببینم چطور درست میکنن و چقدر از کش اومدن پنیر غداهای فست فودی لذت میبردم  و همیشه در حال سرچ کردن انواع غداهای جدید بودم  و دوست داشتم طعم های حدید رو بچشم و همیشه طالب تست کردن مزه های جدید بودم و دستور هر عدای جدیدی رو که میدیدیم میگرفتم )
      پیگیری روشهای پخت هر غدا شما رو تحریک میکنه به خوردن و هر وقت عادت کنی به دنبال غدای جدید باشی  ذهنت همیشه  میگه  بخور یه چیر جدید بخور .

      این سه گام باعث آرامش شما میشه و شما نگران چاقی کمتر میشی و این یعنی تصاویر شما داره تغییر میکنه 

      و بعد از این مرحله ذهن شما تصاویر چاقیش کمرنگ میشه و آماده ی رفتن به سمت تصاویر لاعری هست .(پس من  الان این  همه آرامش دارم و این همه لذت میبرم  از خودم از مسیرم از خوردنم به خاطر عوض شدن تصاویر ذهنی هست و  من با وجود هر چیزی که میخورم اصلا نگران چاقیم نمیشم و خوب میدونم به زودی به جسم جدیدیم که در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ هست میرسم و لدت میبرم  و من در راه درست دارم قدم بر میدارم   و اصولی دارم لاغر میشم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/14 10:49
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 749 کلمه

      سلام🙂

      👈تصاویر ذهنی👉

      در لاغری با ذهن ما اطلاعات ذهن خودمون رو شناسایی میکنیم و با تکرار آموزشهای جدید فرمولهای متفاوتی در ذهنمون ایجاد میکنیم و تغییر رفتار غذایی رخ میده و تکرار این رفتارهای متفاوت میشه جسم متفاوت👌👌

      واین تغییر رفتار اجباری و همراه با محدودیت نیست ریشه رفتارها در مغز عوض میشه و میل به خوردنهای اضافه ورفتارهای چاق کننده تغییر میکنه😊

      و روشهای قبلی کم کم از ذهنتون خارج میشه😏

      هر موقع که آرامش داشتین استارت لاغر شدن زده شده و دیگه اون ترس و نگرانیها دیگه وجود نداره🤗🤗

      ✍ تاثیر تصاویر ذهنی در چاقی و لاغری

      همه ما از زمان تولد تا ۶ ماهگی رفتار غذایی درست داریم و موقع گرسنگی نیاز رو با گریه کردن نشون میدیم و در موقع سیری هم هر گز بیشتر شیر نمیخوریم

      چون ذهنمون پاک هست و فرمولهای خوردن کاملا صحیحه😍 در افراد متناسب این رفتار تا پایان عمر ادامه داره👏👏

      به مرور که بچه ها بزرگتر میشن از اونجایی که کانالهای ارتباطیشون با محیط کاملتر میشه

      و مادرها دغدغه تپل بودن بچه ها رو دارن و این رو نشونه لیاقت مادر میدونن با مشغول کردن بچه ها با کارتونها و..‌‌ غذای بیشتری رو به خورد بچه ها میدن و وقتی جحم بیشتری داده میشه و اونوقت مغز این مقدار غذا رو میذاره به عنوان میزان ورودی😑

      و به مرور خود بچه ها درخواست غذای بیشتر میدن😮

      در صورتیکه اصرار مادرها به دادن غذای بیشتر باعث تغییر فرمولهای ذهنی بچه ها میشه🤨🤨

      به این صورت طبیعت خوردن بچه ها رو تغییر میدن😶

      و حالت طبیعی بچه میشه پرخوری و جسم هم میشه جسم چاق😶😶

      وقتی ما رو با عناوین تپل ،خوشگل صدا کردن و همیشه این جملات رو گفتن که ؛ بیشتر بخور زودتر بزرگ بشی هرکی بیشتر بخوره قویتره این کلمات تبدیل به تصاویر ذهنی میشه 🤔و ذهن هم بر اساس اون فرمولها دستور خوردن صادر میکنه تا جسم تبدیل بشه به اون تصویر ذهنی👌👌

      در مورد درس خوندن هم هر بار که تشویق شدی تصویر موفقتری از خودت در ذهنت ساختی و دفعه بعد نمرات بهتری گرفتی واگه نمره پایین گرفتی سرزنشها و تحقیرها باعث ایجاد تصویر ذهنی ناموفق از خودت شده ودفعات بعد نمره کمتری گرفتی

      چقدر کلمات قدرت دارن واقعا🤔🤔

      در مورد لاغری هم همینطوره وقتی که از هر روشی لاغر شدیم چون تصاویر ذهنی ما تغییر نکرده ما دوباره برمیگردیم به همون تصویر ذهنی چاقی که در ما وجود داره😏

      پرخوری دستور مغزی ما است و مغز بر اساس تصویر ذهنی داره این فرمان رو صادر میکنه و به زور و اجبار و تصمیم و اراده نمیشه فرمان پرخوری مغز رو متوقف یا کم کرد👌👌

      ولی در آموزش لاغری ذهنی فرمانهای مغزی برای خوردن تغییر میکنه و اونوقت اون فرد در موقعیتهای مختلف رفتارهای صحیحتری از خودش نشون میده و هر چه رفتارهای صحیح گسترده تر بشه جسم هم تغییر میکنه و متناسب میشه😍😍

      مثلا وقتی ذهن ما روی چاقی تنظیم میشه و میل ما به خوردن شیرینی زیاد تر میشه و میریم دنبال پیج ها و کانالهایی که کیکها و شیرینیها رو اموزش میدن و کم کم خود مون علاقمند میشیم به درست کردن شیرینیهای دست پخت خودمون که هم حجم بیشتری بخوریم و هم متنوعتر باشه و هم هزینه ها بیاد پایین🤭😏😁

      چون ما خاطرات خوبی از خوردن شیرینی و کیک داریم و همین خاطرات ما از خوردنها باعث ایجاد تصاویر ذهنی میشه😮

      👈 در لاغر شدن با قدرت ذهن اولین کار اینه که ابتدا حرکت به چاقی رو متوقف کنی و بعد حرکت به سمت تناسب رو شروع کنی👌👌👌

      پس اول باید تصاویر قبلی چاق رو کمرنگ کنیم و از ایجاد تصاویر ذهنی چاق بیشتر جلوگیری کنیم که تمرین اش ایناس؛

      👈👈۱-به هیچ عنوان درباره چاقیتون حرف نزنید

      سرزنش خودتون رو متوقف کنید

      در موقع تذکر دادن دیگران  سکوت کنید

      ممنکه هم بعضی روزها اشتباه کنی و حرف بزنی ولی به مرور کمتر اینکار رو انجام میدی😉

      👈👈 ۲-نباید دنبال سایر روشهای رفع کننده چاقی باشی

      چون وقتی بیشتر میخوای از چیزی فرار کنی داری تصاویر ذهنی اون رو پر رنگتر میکنی

      اگر فکر میکنی این روش مطمئنه تحقیق درباره سایر روشهای لاغر شدن رو کنار بذار👌👌

      👈👈۳-در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیر

      عضویت در کانالها و پیج های آشپزی و شیرینی پزی رو کنسل کن

      پیگیری روشهای پخت هر غذایی ما رو تحریک میکنه به خوردن بیشتر

      اینجوری همیشه ذهنت دنبال یه چیز جدیدتر و متنوعتر میگرده🤨

      ✍✍ نشانه اینکه پر رنگ شدن تصاویر چاقی کم شده اینه که آرامشت بیشتر شده و دیگه نگران چاق شدن نیستی🙂

      اونوقت یواش یواش ادامه مسیر چاقی متوقف میشه و آماده تر میشی برای حرکت به سمت تناسب🤩🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/10 21:14
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      سلام استاد خیلی دوستون دارم.باورتون نمیشه هر بار که آبگوشت داشتیم من آب شو با نون میخوردم و سیب زمینی و گوشت هم همین طور ولی امروز تنها آب شو خوردم و میلم نکشید گوشت بخورم با اینکه من گوشت خیلی دوست دارم مرسی از راهنمایی هاتون من تازه چند روزه که فایلهای رایگان گوش میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/30 15:53
      مدت عضویت: 315 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 4 کلمه

      با تشکر از مطالبتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      fatemehboskabadiii@gmil.com
      1399/11/09 00:35
      مدت عضویت: 336 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام استاد من امشب خیلی خوشحال و شگفت زده ام و خدارو هزاران هزاران بار شکر میکنم برای خودم خیلی جای خوشحالی وشگفتی داره من تقریبا از قسمت ۵به بعد هر جلسه ی رو که شروع میکنم قبلا اون رو توی ذهنم واسش امادگیشو داشتم و خودکار برنامه ریزی شده بود مثلا من چن جلسه گزشته دیگ واسم ثابت شد راه همینه واسناد در مورد باور گفتن بعدش مثلا بدون چشم داشت به چقد غذا ته ظرفم مونده دست کشیدم از خوردن بدون توجه به اینکه چشام هنوز میگف حیفه بخور بعدش من فایل اینکه فرق خوردن افراد چاق و لاغر رو چگونه هست رو شنیدم و امروز هم به لطف خدا همش تو ذهنم خودمو لاغر و اونطوری که دوس دارم میدیدم و با خودم میگفتم این منم وبهش میرسه که امشب فایل تصویرسازی رو گوش دادم من بابت تمام این اتفاقات با تموم وجودم از خدا سپاسگزارم که منو به این سایت هدایت کرد و همچنین شما استاد گرامی که چقد اطلاعاتتون و جلسهاتون برنامه ریزی شدس و طبق امادگی ذهنه خدا بهتون قوت بده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/30 23:21
      مدت عضویت: 482 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 54 کلمه

      سلام استاد گرانقدر،من تصمیم گرفتم تصویری که به ذهنم میدم تصویر متناسبی از خودم باشه یک عکس تمام قد از زمانی که بسیار متناسب بودم رو جایی که هرروز میبینم گذاشتم و با متناسب شدنم سلامتی و سبکبالی رو به بدنم که خودم این حق رو ازش گرفتم بهش به عنوان پاداش بدم ،ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/19 00:12
      مدت عضویت: 592 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      من از وفتی دارد این دوره شدم دیگه راجب راهکار های لاغری فکر نمکنم و سعی مکنم بهشون توجه نکنم و دنبالشون نگردم یا وقتی یک تبلیغه خیلی وسوسه انگیز یا اصلا ک نمیبنم ردش مکنم راجب غذاهها هم که من یک سایت تست غذا داشتم ک خیلی خوشم میومد اونا رو نگا کنم ولی دیگه اونو انفالو کردم و توجهم کمتر شده ب جاش کلی سایت مدلینم با اندام های مورد علاقم رو فالو کردم راجب چاقی لاغری دیمه اصلا هیچ حرفی نمیزنم باکسی یااسعی مکنم بحثو عوص کنم یا اصلا گوش ندم تااینجا.. سعی دارم بهتر کنم و هروز این تمرینات رو انجام بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/08 13:36
      مدت عضویت: 699 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه

      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز
      من مدتهاست به این نتیجه رسیدم که هر چه از خودمون و دنیا شاکی باشیم و گله کنیم انعکاسش به خودمون بر می گرده پس درباره چاقی خودم اصلا صحبت نمی کنم اگر حرف بزنم کمترین تاثیرش بد شدن حال خودم و نا امیدی خودم هست .
      از زمانی که با سایت تناسب فکری اشنا شدم دیگه دنبال روش های لاغری نرفتم چون اطمینان دارم تنها راه متناسب شدن و متناسب موندن از طریق ذهنه برای همین دنبال هیچ راه دیگه ای نرفتم ولی تا قبل از دوره مرتب در حال تحقیق درباره بهترین راه لاغری بودم.
      من خیلی از آشپزی خوشم نمی یاد ولی چند تا کانال آشپزی و شیرینی پزی عضو بودم فقط برای اینکه در مواقعی که احتیاج داشتم و غذایی رو بلد نبودم ازشون استفاده کنم و خیلی به اونها سر نمی زنم ولی از این که مرتب به فکر غذا هستم خوشم نمی یاد چون هر روز باید به فکر این که چی درست کنم باشم و این خیلی منو اذیت می کنه ولی دیگه چاره ای ندارم چون خانما مسئول درست کردن غذا در خونه هستن و نمی دونم تا چه حد می تونه برای من و انجام تمرینها و رسیدن به هدف من مشگل ساز بشه ولی تمام تلاشم رو می کنم که زمان فکر کردن به غذا رو تا اونجا که میشه کم کنم تا زیاد ذهنم به طرف غذا و وسوسه شدن برای خوردن نشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        fatemehboskabadiii@gmil.com
        1399/11/09 00:27
        مدت عضویت: 336 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 143 کلمه


        (درک عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
        .
        سلام دوست عزیز بنظر منکه که شما برداشتتون از سخن استاد که گفتن به غذا فک نکن اشتباهه البته ببخشید ها
        مگه میشه مادر یک خانواده به اینکه چی چیزی بذاره سر سفره تا همسرو بچهاش بتونن بخورن فک نکنه اصن تا فک نکنه میتونه اونو به عمل تبدیل کنه وغذارو بپزه
        من خودم مادرم وهر روز فک میکنم که چی و چه غذایی چه میان وعده ی به بچهام بدم د دغدغه من خوراگ بچهام هست منهای اینکه دلمو صابون بزنم منم چقد از این غذا بخورم وخوشحال باشم که فلان غذای مورده علاقمو امروز میپزم وشکممو صابون بزنم که چقد بخورم
        به نظر من اگه شما دیدگاهتون رو عوض کنید هیچ تاثیر منفی در روند تناسب اندامتون نخواهد گذاشت چونکه غذا خوردن یک نوع غریضس وما نمیتونیم مقابلش باستیم
        ومادر مسئول فراهم کردن اون غذا برای خانواده است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/05 08:43
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 695 کلمه


      به نام خدا —
      در اين دوره مهم و با ارزش ياد گرفتم در زندكي ما همه جيز تصويري هست اطلاعاتي كه ما در موارد مختلف به دست مياريم تجزيه و تحليل ميكنيم و اون اطلاعات به صورت تصويري در ذهن ما به وحود مياد و بر اثر اون تصويرها در ذهن ،مغز دستور ميده كه چكونه رفتار كنيم
      از دوران ١٤-١٥سالكي تصويرهاي ذهنيم تغيير كرده و جاق بودن و جاقتر شدن برام يك امر طبيعي بود ديكه ميدونستم كه تو سن بلوغ طبيعيه من جاق بشم يادمه من و خواهرم كه يه سال فاصله سني داريم تو سن بلوغ من خيلي جاق شدم اما خواهرم نه ،تكون نخورد
      من خودم رو اسير باورهاي اشتباهم كرده بود و تصويرهاي جاق از بلوغ در خودم به وجود اورده بودم
      و هميشه اين سن را مصادف با جاقي ميدونستم
      و از طرفي ديكه جون جاق شده بودم ديكه هر باوري در مورد جاقي رو مي پذيرفتم و اونو به تصوير در مياوردم خلاصه از اون جايي كه خانواده ام از زيباتر شدن جاقيم خوشحال بودن و هميشه بهم ميكفتن همه بهت ميكن كه مريم جون جاقه قشنكه خيلي جاقي بعش مياد بخاطر جاقيشه كه زيباهه
      و بهم ميكفتن تو نه كه خودت لاغر كني زشت ميشي سياه ميشي هيج كس دوستت نداره بايد همين جور باقي بموني و من هم قبول ميكردم كه ديكه جاقي مساويه با زيبايي و برام جاقي طبيعي شده بود خوشحال بودم ولي با بزرگتر شدن سنم جون در محدوديت قرار ميگرفتم و نميتونستم لباس مورد علاقه ام رو بپوشم يا در مهموني ها با اعتماد به نفس وارد بشم از ديدن خودم لذت نميبردم خودم و دوست نداشتم زماني به خودم اومدم كه تصويرهاي جاقي پررنك شده بودن و هيج راه و جاره اي جوابگوي من نبود و هميشه در حسرت و اه زندكي ميكردم شايد بعضي وقتها در بهترين مكان و زمان قرار ميگرفتم ولي بخاطر تصويرهاي ذهني كه از خودم داشتم اصلا هيج ذوق و شادي نشون نميدادم و همش تو فكر خودم بودم كه اخه اينم قيافه ايه كه تو داري جطور ميخاهي شاد باشي مكه ميشه
      —————————————
      هميشه خودم و سرزنش ميكردم و از خودم بدم مي اومد نكو داشتم تصويرهاي ذهني و پررنك تر ميكردم😔و باور نداشتم كه زماني بياد من بتونم لاغر بشم و جاقيم رو تقديرو سرنوشت ميدونستم ديكه پذيرفته بودم كه بايد چاق باشم و هميشه با ناراحتي و غصه زندكي كنم
      ————————
      هميشه دوست داشتم با ادم هاي باشم كه از خودم جاقتر هستن حرف دلمون يكي بود هم نشيني با اونا خيلي ارومم ميكرد جون در مورد جاقي صحبت ميكرديم و از بدبختي ها كه داشت به سرمون مي اورد دوست نداشتم با افراد لاغر دوست بشم حون حسوديم ميشد و ناراحت ميشدم از ديدنشون
      ————-
      اما امروز در اين دوره فهميدم كه صخبت كردن در مورد جاقي ممنوعه⛔️
      نبايد در مورد جاقي با كسي حرف بزنيم درد و دل كنيم و حال بدمون رو بيان كنيم جون با هر بار تكرار كردن اون تصويرها پر رنكه تر ميشه و ما رو به سمت جاقي سوق ميده

      خدا رو شكر ميكنم كه در اين مسير ارامش بخش قرار گرفتم و با باورهاي صحيحي كه به ذهنم دادم تصوير هاي لاغري در ذهنم به وجود اوردم و رفتارهاي ازم سر ميزنه كه منو به سمت متناسب شدن ميبره منو به سمت ارزوهام منو به سمت خوشبختي منو به سمت سلامتي منو به سمت شادي ها منو به سمت خوش اندام ها منو …………….
      ——————————
      از اين به بعد در مورد جاقي صحبت نميكنم از لذت هاي كه متناسب شدن به همراه داره حرف ميزنم ،فكر ميكنم و خدا رو شكر ميكنم كه من اين روش رو بهترين روش براي متناسب شدن ميدونم و مطمينم كه از اين روش به اندام ايده الم ميرسم و هيج روش ديكه اي قبول ندارم و براي هميشه در اين روش هستم و خواهم ماند
      و سوم اينكه من تنوع طلب نيستم كه بخام دنبال اشپزي باشم و تنوع غذاها و در هيج گروهي نيستم و خيلي علاقه به تنوع طلبي ندارم 😌😌😌
      از خداوند منان و استاد گرامي عزيز كمال تشكر و قدرداني ميكنم كه مرا به سمت متناسب شدن ميبرين
      ان شاالله كه استاد عزيز و روشن فكرم در پناه الله سالم و سلامت باشي و ارامش ابدي گواراي وجودت 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/19 16:34
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,005 کلمه


      به نام خدا سلام به همه فایل هشتم تصویر ذهنی منم استاد از کودکی خیلی تصویرهای ذهنی از خودم چاق تر در من شکل گرفته بود و کلا برام طبیعی شده بود که چاقی حقمه و دقیقا برام واضح روشن بود مث اینکه تو برات طبیعی است خورشید روز ها طول می‌کنه شب غروب این چاقی هم دیگه برای من طبیعی بود از طرف خانوادم از کودکی با تشویق بیشتر خوردن مواجعه شده بودم که دختر میخاد آینده مادر بشه باید بدنش قوی باشه باید غذا بخوره ویتامین بدنش بالا باشه کم خون نشه فردا مشکل ساز بشه ایندش دختر باید تپل هیکلی باشه توسن رشدی طبیعی است چاق بشی پدرت چاقه عموت چاقه ارثیه چاقی تو دیگه ورزش نمیکنی تو خونه یجا نشستی طبیعی چاق بشی و وقتی بزرگ شدم هی مورد سرزنش خانواده دوستان آشنا قرار می‌گرفتم کمتر بخور فلان کار کن و هی این تصویر تو ذهنم از خودم چاق تر از خودم بود و انتظارم این بود چاق ترم میشم چون دیگه طبیعی میدونستم از اون ورم میومدم جسمم تحت فشار قرار میدادم حال خودم بد میکردم که لاغر بشم ولی چون ذهن ما کاملا تصویری است و طبق تصویر دستور میده من شکست میخورم ناامید میشدم و باز ذهنم می‌گفت دیدی نتونستی دیدی یکم کم کردی باز برگشتی خونه اول تو سرنوشتت اینه بیخیال باش دست بکش دیگه تو لاغر بشو نیستی و من بیشتر از چاقی خودم فرار میکردم و تلاش میکردم هرجور شده فقط لاغر شم که جلو دهن مردم بگیرم و به خودم بگم دیدی شد میخاستم آرامش داشته باشم و از هرچی فرار کنی بترسی سرت میاد من قبلا خیلی راجب چاقیم حرف میزدم دانبال خیلی روش ها بود ولی از وقتی اومدم سایت شروع کردم دیگه به آرامش خاص دارم نگران نیستم کلا قید همه روش های دیگه لاغری زدم فقط با سایت لاغری با ذهن هستم واز همین امروز تعهد میدم دیگه راجب چاقیم جایی حرف نزنم کسی من سرزنش کرد واکنش نشون ندم و رد شم بحث عوض کنم و کلا ممنوع کنم این کارو 😊دوما من که از موقع ورودم قید همه روش های لاغری زدم و حتی وقتی مبینم جایی زده ده روزه با این روش ده کیلو کم می‌کنی میخندم خندم میگیره چون میدونم این ها همش بی نتیجه است ☺️سوما من تو دوتا کانال آشپزی سفر آرایی بودم اونها حذف کردم و دیگه عضو هیچ کانالی نمیشم که من تحریک کنه کلیپ آشپزی هرچی داشتم همش حذف کردم 😌. این ذهنم خیلی تلاش می‌کنه که بهم بگه بی فایده است هنوز که نتیجه نگرفتی ولی من یه آرامشی دارم که تو این بیست خورده عمرم نداشتم تو هیچ روشی برای لاغری نداشتم من ادامه میدم و همین ارامشه برام خیلی با ارزشه مطمعنم منم مث بقیه دوستان شگفت زده میشم با اشتیاق تکرار نوشتن ادامه دادن و گفته ها شمارو به عمل تبدیل کردن نتیجه میده و منم نمیزارم ذهنم من به چالش بکشونه وبگه به چیزهای الان هست توجه کن که اون اضافه وزن است من باید به چیزی که الان نیست ولی در انتظار منه لاغری است باید توجه کنم وتوجهم میکنم و اینقدر ادامه میدم تا ذهنم خودش خسته شه از منفی بافی و بام راه بیاد 🤩🤩🤩🤩استاد من الان خیلی خوشحالم که چاق شدم و قبلا خیلی از خدا وهمه شکایت میکردم که شماها من چاق کردید تقصیر شماست ولی الان از ته دلم خیلی خوشحالم که چاق شدم چون اگه این چاقی نبود من با این سایت آشنا نمیشدم و زندگیم خیلی معمولی پیش می‌رفت بدون اینکه بدونم ذهنی هم هست وادمها قدرت انتخاب دارن الان خوشحالم که با قدرت ذهن آشنا شدم و دیگه ناراحت نیستم و میگم من به همچی میرسم خدایا شکرت که اینقدر مهربونی که بنده هات ازادن در خلق سرنوشت خودشون و من به امید خدا با قدرت ذهن خودم و با استاد عزیزم که تا عمر دارم مدیون استاد عطار روشن هستم که با گفته هاش زندگی من عوض کرد نور امید تو دل من کاشت و دیگه هیچ ترس استرس غصه حسرت از آینده ندارم و مطمعنم به هرچی میخام میرسم و کاری به سن نژاد این چیز ها نداره خودتی ذهنت هرچیزی بخوای هست فقط باید بخوای انتخاب کنی نهه بگی من پول ثروت میخام ولی باورت این باشه بابا پول نیست همه مردم از گشنگی میمیرن پول واسه آدمها پولداره اخبار اقتصادی گوش بدی تو جمع شرکت کنی و بگی پول نه نیست کار کجا بود فلان و هی باورت قوی کنی که پول اصلا نیست من رنگ پول ثروت نمبینم بدلیل عوامل بیرونی و خودم وتصویر ذهنیمون راجب بی پولی قوی کنیم با توجه کردن به حرفها منفی راجب پول ثروت بعدشم بگی پس چیشد من دلم میخاست بهش که نرسیدم دیدی ذهن دروغه نهه اول بیا ذهنت خالی کن بعد بیا فرمول باور جدید درش به وجود بیار باور تو میشه تصویر ذهنی از شرایطی که میخواه بعدش ذهنت دست به کار میشه وتورو تو اون شرایط دلخواهت قرار میده پس دوستان خداروشکر کنید که خداوند خیلی دوستمون داره چون ماهارو به این سایت هدایت کرده که نه فقط لاغری بلکه کل زندگیمون عوض میشه فقط باید باور کنیم من که از همین الان خداروشکر میکنم و از همینجا دست های استاد عزیزم می‌بوسم وازشون قدر دانی میکنم که مارو با این نعمت الهی آشنا کرد و استاد خیلی ازتون ممنونم وارزو بهترین ها براتون دارم و همچنین برای شما دوستای گلم پس حالا که خدا مارو هدایت کرده به این سایت شاکر باشید و لیاقتتمون باور هامون ببریم بالا تو در هر شرایطی هستی مهم نیست تو بخوا تلاش کن فرمول های صحیح بده به ذهنت دیگه کار بقیش نداشته باش کار به اینکه چطور مگه میشه نداشته باش باور کن میشه همچی دست خودمونه با تقدیر تشکر فراوان از استاد عزیزم که این راه نشون ما داد استاد دقیقا شما انگار یه آدم نابینا شفا دادین خیلی ازتون ممنونم 🌺🌺🌸🌸🌼🌼🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      1399/08/29 16:04
      مدت عضویت: 388 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 48 کلمه

      سلام استاد من ی سوال دارم من جز گروه چهارم هستم یعنی گروهی که با باردار شدن چاق شدن میخواستم ببینم چطور شد که من بچه اولم چاق نشدم ولی برای بچه دومم ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم چطور فرمولهای مغزی من تغییر کرد ممنون از پاسختون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/08/29 18:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 46 کلمه

        سلام دوست عزیز
        من به محتوای ذهنی شما دسترسی ندارم
        شما باید با استفاده از آموزشها و یادگیری کشف فرمول های ذهنی به این مهم دست پیدا کنید
        هرچه هست درباره تصویر ذهنی بارداری برای بار دوم می باشد
        چه افکاری برای بارداری دوم در ذهن شما ایجاد شده بود؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      1399/08/27 17:06
      مدت عضویت: 388 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      سلام دوستان جلسه ۸لاغری با ذهن تمرین اول این بود که دیگه از این لحظه به بعد درباره چاقی صحبت نکنم ومن تصمیم گرفتم که به امید خدا دیگه درباره چاقی صحبت نکنم وقبلا نمیکردم زیاد شکر خدا انقد بدم میومد که کسی بهم بگه چاق شدی چون بعدش سرزنش کردنم شروع میشد برای همین کسی بهم نمیگفت تمرین دوم اینکه نباید دنبال راهکارهای چاقی باشیم که چی بخورم لاغر بشم چکار کنم لاغر بشم یادم میاد که جلسه دو یا سوم بود که تمام راهایی که رفته بودیم برای لاغر شدن ویکی یکی رد کردیم مثل رژیم گرفتم ورزش کردنکمربتد لاغری سونا خشک وراهکارهای دیگه تمامشو رد کرویم وگفتیم بهترین روشی که مارو به ارزوی چندین وچند سالموم میرسونه وتنها روشیکه ما رو به هدفمون میرسونه لاغری با ذهنه تمرین سوم اینکه در معرض اطلاعات تحریک کننده نباشیم سخته ولی ممکنه وقتی تلوزیون اشپزی نشون میداد میشستم ونگاه میکردم اصلا درست نمیکردم چون وسایلش یجوری بود که من نمیتونستم استفاده کنم یا سس داشت یا کره یا کره بادوم زنینی یا وقتی درست میشد از شکلش خوشم نمیومد خدارو شکرم عضو هیچ شبکه نیستم بجز سایت وامیدوارم که بتونم این کارهارو به نحو احسن انجام بدم ایشالا به امید خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/24 18:37
      مدت عضویت: 485 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      سلام استاد میگم این جلسه ۸یعنی نوشتنی نداریم باید حواسمون جمع باشه این سه گام اجرا نکنیم درست فهمیدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/08/04 19:51
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 255 کلمه

      در این دوره خبری از برنامه ی غذایی و ورزش قرص دارو نیست
      در واقعا مغز ما به خاطر تصاویر ذهنی که خودمان درآن ذخیره کرده ایم دستور ها و فرمان های چاقی رو صادر کرده است
      در واقعا مغز ما تحت تاثیر ذهن ماست و جسم تحت تاثیر فرمان های مغزی
      وقتی تصاویر چاقی و فرمول های چاقی در ذهن ذخیره شود مغز با توجه به این تصاویر فرمان های چاقی رو اعلام میکند و جسم اجرا
      یعنی جسم ما بازیگر ذهن ماست
      پس ما به خاطر همین تصاویر چاقی و تصاویر چاقتر چاق شدیم
      این تصاویر از بچگی از طریق خانواده دوستان جامعه رسانه ها در ما ذخیره شده و مدام با تحقیر شدنا ناراحت شدنا و روش های قبلی لاغر شدن این درخت چاقی آبیاری شده و محصول اضافه وزن رو داده
      از امروز ما تصمیم میگیرم تصاویر ذهنی چاقی خودمون کمرنگ و کمرنگ تر کنیم و تصاویر ذهنی لاغری رو جایگزین کنیم فقط بدان این کار زمان بر است چون تو در طی ۳۲ سال آموزش چاقی شدی این
      پس باید در این مسیر آموزش لاغری با احساس خوب اشتیاق و آرامش استمرار به خرج بدی
      راه حل های کمرنگ شدن تصاویر چاقی
      ۱ از همین امروز به هیچ وجه در مورد چاقی خودت حرف نمیزنی و اگه کسی چیزی گفت تو هیچی نگو کارانه نده الحق رو بزار تموم بشه
      ۲ دیگه به هیچ عنوان دنبال روشی برای رفع چاقی نباش
      چون باز میشود توجه به چاقی
      ۳در معرض تحریک کننده قرار نگیر اصلا نیازی نیست جزو کانال آشپزی باشی یا مدام برنامه آشپزی نگاه کنی
      به هیچ عنوان🤩😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/02 11:14
      مدت عضویت: 684 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      من از این فایل متوجه شدم که مهمترین موضوع که سبب چاق شدن یا لاغر شدن ما می شود تصویر ذهنی است که درخود ذخیره کرده ایم.
      این تصاویر به صورت ناخودآگاه در ذهن ما ثبت شده است و تکرار این تصاویر سبب پررنگ شدن آنها در ذهن ما می‌شود.
      برای لاغر شدن، ابتدا باید حرکت به سمت چاقی رو متوقف کنیم و بعد به سمت لاغری حرکت کنیم.
      برای متوقف کردن مسیر چاقی لازم است که اقدامات زیر صورت بگیرد:
      1. اصلا نباید در مورد چاقی صحبت کنیم.
      2. از تحقیق و جستجو در مورد سایر روش های لاغری خودداری کنیم. چون اینجوری موضوع چاقی در ذهنمون پررنگ تر میشه.
      3. در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیریم. مثلا در کانال های آشپزی و شیرینی پزی عضو نشیم.

      در مورد اقدام اول، من قبل از دوره زیاد در مورد اضافه وزنم صحبت میکردم، اما با شنیدن فایل های بی نظیر لاغری با ذهن این عادتم رو ترک دادم.
      در مورد اقدام دوم، تا قبل از آشنایی با این دوره، زیاد پیگیر روش های لاغری بودم و مدام کارم این بود که توی اینترنت سرچ کنم
      چه میوه هایی برای لاغری مفید هستند؟
      چه غذاهایی کالری شون کمتر هست؟
      چربی سوز ترین ورزش ها کدامند؟
      و …
      اما از شروع دوره لاغری با ذهن، این کار رو متوقف کردم چون مطمئنم که تنها راه لاغر شدن، لاغری با قدرت ذهن هست.
      در مورد اقدام سوم، خداروشکر من خیلی اهل آشپزی نیستم و هیچ وقت هم داخل کانال های آشپزی و شیرینی پزی عضو نبودم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/20 23:35
      مدت عضویت: 464 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      سلام الان که دارم به ویدیو ها توجه میکنم میبینم من به چاقیم خیلی دقت میکردم همش جلو آینه بودم و عصبی میشدم که شکمم بزرگ شده از صبح تا شب در مورد چاقیم حرف میزدم حتی با خودم و کلی پیج آشپزی تو اینستا دارم که با لذت به آموزشهاشون نگاه میکنم برای همینه که همش هوس فست فود میکنم و تقریبا یک روز در میان فست فود میخورم ناخودآگاه دنبال این هستم که چطور خودمو لاغر کنم و کدوم رژیمو بگیرم ولی تا به حال هیچ رژیمی نتونستم بگیرم چون تحمل گرسنگی ندارم من حتی وقتی سیرم هم میخورم که نکنه رفتم بیرون گرسنم بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/12 18:18
      مدت عضویت: 468 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      سلام استاد عزیز.
      شاید اغراق آمیز باشه ولی من فقط یک هفته نشده با استاد آشنا شدم ولی آرومم.آرامش گرفتم.‌تشنه ای بودم که در به در دنبال آب بود و خدا استاد رو به من نشون داد.‌دیگه با آرامش میخورم.‌به اندازه. شاید قبلنم همینقد میخوردما چون اصلا پرخور نبودم ولی برای خودم زهر میکردم.‌با عذاب وجدان بعدش. ولی الان راحت و با آرامش و به اندازه میخورم.‌چون مطم؛نم منی که دارم فایلا رو‌گوش میدم و انجام میدم و روزها موقع کار خونه تو فکر فرو میرم و با خودم حرف میزنم .تو دفترچم مینویسم پس داره افکارم عوض میشه. باورهام شکل جدیدی میگیره. رفتارم عوض میشه ودر نهایت در مسیر لاغری قرار میگیرم و راحت و بی دردسر لاغر میشم. لاغری آسونترین کار دنیاست‌ .شاید اگه قبلا میشنیدم تعجب میکردم ولی الان قبول دارم. من امروز برای اولین بار با تصمیم خودم با چایی شیرینی نخوردم.‌منی که اعتیاد به شیرینی داشتم.‌میبینی استاد.من تعهد میدم از امروز وزنمو به ۶۰ کیلو برسونم و از هیچ کوششی در این راه فروگذار نباشم.‌قول میدم. این تعهده منه.‌باور عمیق جدید منه .ریزه خواری دیگه خبری نیست. استاد اومدی و این نهال پژمرده رو آب دادی و زنده ش کردی. دیشب که سر کار بودم یکی از همکارا اومد راجع به چاقی من اشاره کنه و‌حرف بزنه من سریع موضوع عوض کردم. اون نمیدونه درون من چه غوغاییه.‌من سراسر گوشم. دقیق فایلا رو اجرا میکنم.‌دا؛ م یک ناظر بالا سرمه. منی که تا پسرم میخوابید میخوابیدم الان فقط فایل گوش میدم وبه جان و دلم میشینه. ممنونم استاد…میخواستم بگم من همین الانم تو مسیر لاغریم . به خودتون ببالین که شما بهترینی ای برگزیده خداوند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1399/06/09 18:36
      مدت عضویت: 788 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
      من وقتی چاق شدم خیلی رژیم گرفتم ولی فایده نداشت همه رژیم ها را امتحان کردم و فهمیدم راهم اشتباه چون بخاطر رژیم های سخت عصبی می شدم تا با استاد اشنا شدم و فهمیدم این روش درسته من خودم وقتی پسرم کوچیک بود و خیلی لاغر بود و همه می گفتند چرا غذا بهش نمیدی می گفتم نمی خوره می گفتند گولش بزن می خوره من هم چون میدونستم پسرا از ماشین خوششون میاد بهش می گفتم ماشین اوف می خورد و چاق شد پس با تغییر رفتار غذا خور شد من هم با تغییر افکارم ذهنم داره لاغر میشم خیلی راحت و بدون کم خوردن و ورزشهای سخت و با آرامش و شادی لاغر شدن خیلی راحت خیلی راحت استاد عزیزم سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/29 01:10
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان من خیلی آرامش دارم نهه دیگه دانبال دارو لاغری هستم نهه موقع خوردن استرس دارم و نسبت به قبلا خیلی خیلی بهتر شدم با اینکه هنوز به سطح عالی نرسیدم ولی خب خودم دیگه در این مورد آرامش ذهنی دارم استاد من خیلی احساسیم و زود رنج چکار کنم که بتونم تو زندگیم خودم کنترل کنم و آرامش داشته باشم لطفا جوابم بدید ممنونم با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/20 15:46
      مدت عضویت: 498 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام عزیزان و استاد گرانقدر
      یه سوالی دارم من از موقع گوش دادن به فایلها دارم روی عادت پرخوری م کار میکنم تا ترکش کنم اما مدام گوقع غذا خوردن با خودم میگم خب الان سیر شدی؟ الان چی ؟ هی از خودم میپرسم سیر شدم یا نه ؟ در حالیکه هنوز میل دارم غذا رو ترک میکنم به نظرتون کار درستیه ؟ چون مدام ذهنم میگه تو گرسنه ته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/21 10:45
        مدت عضویت: 498 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 35 کلمه

        اخه شما گفتید در کمارش رژیم نگیریم اینکه من گرسنگی مو با میوه رفع میکنم ایا رژیم هست ایا درسته من گرسنه باشم یا روشو اشتباه انجام میدم چون بهر حال نگران پرخوری م هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/20 11:34
      مدت عضویت: 498 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      سلام دوستان عزیز و استاد گرانقدر یه سوالی داشتم من روزهای اول خیییلی عالی با این فایل ها ارتباط برقرار کردم اما الان یه مشکلی هست من سعی در کم خوردن دارم چون عادت پرخوری داشتم ینی موقع سیری دست از غذا میکشم اما اغلب اوقات احساس گرسنگی دارم و با میوه رفعش میکنم ایا این روش من درسته؟
      یا موقع غذا خوردن انقد فک میکنم که زیاد نخورم یه موقع و هی فکر میکنم خب الان سیر شدی ؟ اللن چی ؟ یادت باشه ها همین که سیر شدی دست از غذا برداری بنظرتون راه رو درست دارم میرم یا شبیه رژیم شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 17:41
      مدت عضویت: 498 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      سلام دوستای خوبم و استاد محترم
      یه سوالی داشتم من قبلا با رژیم به وزن عالی و ایده الم ۵۸ رسیدم ولی اصصصلا از اندامم راضی نبودم چون به اندازه ای که پاهام لاغر شده بود شکمم تخت نشده بود و این نا هماهنگی خیلی بد کرده بود تیپ منو میخوام بدونم با این روش بی نظیر و فوق العاده چجوری دوباره به وزن ایده الم برسم ولی با اندام ایده الم و سر شار از احساس خوب شم بعد از تناسب ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/19 18:46
        مدت عضویت: 498 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        من اونجا رو مطالعه نکرده بودم ممنونم از راهنمایی تون الان میرم ببینم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/12 20:06
      مدت عضویت: 813 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,770 کلمه

      🌹بنام خدای مهربان 🌹سلام خدمت استاد بزرگوارم و خدا قوت به شما و دوستان شاد و متناسبم🌹
      🌹تمرین فایل هشتم دوره رایگان لاغری با ذهن 🌹

      من به شدت به برنامه های خانواده و به خانه برمیگردیم و آشپزی هاشون و بخش هنری شون علاقه داشتم چون کلا آشپزی و مهارتش برام جذاب و دیدنیه و تجربه ها و آموزشهای جدید رو کلا علاقه دارم بخاطر یادگیری نکات حتی در گروهها و کانالهای زیادی عضوم و به دوستانم کمک میکنم البته خودم بخاطر شرایط جسمانیم فعلا قادر به آشپزی نیستم و فکر نمیکردم دیدن و داشتنشون آسیبی به من بزنن الان واقعا خیلی کمتر تلوزیون نگاه میکنم و کانالها رو هم فقط برای سوال و کمک به دیگران داشتم ولی فعالیتم خیلی کم شده چون تو گروه آشپزی خودم مدیر بودم ولی مدتهاست کم رنگ هستم و به عکس غذای دوستانم علاقه شدید دارم هوس نمیکنم و به عنوان یادگاری نگهشون میدارم واقعا چون خودم محرومیت و محدودیت ندارم خواهرمم به شدت شیرینی پزی و کیک پزی میکنه و فوق العاده عالی درست میکنه ولی واقعا بیش از نیازم نمیخورم حتی بارها درست کرده و من چون سیر بودم و با اینکه شیرینی جدید بود و بی میل بودم نخوردم و بارها شده شیرینی ها و کیک ها خشک شدن و نخوردیم 😊😅 و برام این حس قدرت فوق العادست 😍

      در مورد پیج های اینستاگرام هم خیلی به پیج های موگبانگ و تسترها علاقه دارم و بندرت هوس میکنم غذایی رو و ذهنیتم این بود که من چون از غذا خوردن به شدت میترسم اونا رو نگاه میکنم تا ترسم از غذا خوردن کم بشه 😂 البته نمیدونم این عادت و رفتار اشتباهه یا نه 😂چون بارها به جای اینکه هوس کنم از مقدار پنیر زیادی که میخورن و قبلا به شدت علاقه داشتم بخورم الان تهوع میگیرم و برام اینهمه حجم از غذایی که میخورن تعجب برانگیزه 🤔

      به سریال شام ایرانی هم به شدت علاقه دارم و رفتارشون رو کاملا با مواد غذایی نگاه میکنم مخصوصا رفتار متناسبا و رفتار چاقها 😅 باز نمیدونم این کارم اشتباهه یا نه 🤔

      مخصوصا علاقه شدید داشتم به کمپین غذایی که راه اندازی کردین یا پست هایی که در مورد غذا خوردن خودتون میزارین استاد گرامی بارها و بارها نگاه میکنم و لذت میبرم از اینهمه لذتی که موقع غذا خوردن دارید و بدون ترس غذا خوردنتون و همشونو سیو کردم تو کارت حافظه ام و حتی وقتی نت ندارم تو گوشیم نگاه میکنم و غرق در لذت میشم ☺️ و نمیدونم الان واقعا با این طرز تفکر به فیلمها نگاه میکنم برام مفید هستن یا نه 🤔
      از طرفی بارها سوالات دوستان رو در کامنتهای زیر پست میدیدم که هیچ پاسخ و عکس العملی به اینجور سوالات ندادین و واقعا نمیدونم این کار من درست هست یا نه ولی وقتی پست میکنید یا استوری برای دیدن ما حتما مشکلی نداره برعکس پر از فایده است دیگه چون من به شما اعتماد کامل دارم و به هر پست و ویدئویی که از شما استاد عزیز هست فوق العاده احساس آموزش ذهنی دارم و کلا تغییر کرده دیدم به اینجور فایلهای هوس برانگیزی که دیگه هوس نمیکنم 😄یا حداقل فشار ذهنی و روانی رو درشون حس نمیکنم و فقط با لذت تماشا میکنم 😍 و تمام فایلها رو به سرعت دانلود میکنم و دارمشون و بارها و بارها با اشتیاق تکرارشون میکنم 🌹🌹🌹

      و اگر بفرمایین که این رفتارم اشتباهه کاملا مشتاق تغییر عادتم هستم 🌹🌹🌹چون عاشق خودم و جسمم هستم بی نهایت و دلم نمیخاد عادت اشتباهی که ناخواسته انجام میدم مانع متناسب شدنم بشه

      در مورد روشهای دیگر هشتک لاغری با ذهن رو در اینستاگرام دنبال میکنم ولی همشون مشکل دار هستن و کمترین پیجی پیدا میکنم که کاملا روششون ذهنی باشه ولی خوب از نکاتشون استفاده میکردم و حس میکردم شاید نکاتی داشته باشن و ذهنم بیشتر پذیرش داشته باشه حتی یه خانم دکتر روانشناس که روان درمانگر چاقی بودن و خیلیم ادعا داشتن روششون ذهنی هست و پست های روانشناسی خوبی مطابق با آموزشات عالی شما میزارن ولی متاسفانه یا خوشبختانه کارگاه رایگان لاغری داشتن که به صورت لایو برگزار شد و گفتن مصاحبه رایگان هم انجام میدن و مشاورش هم با من تماس گرفتن و من کاملا بهشون گفتم روش شما اصلا ذهنی نیس چون خیلی به خوردن و نخوردن و قوانین و چالشهای پیاده روی و از این قبیل کارها تاکید داشتن و من فقط از مطالبی که با اموزشهای عالی شما مغایرت نداشت استفاده میکردم ولی اگر بدونم مانع ذهنی برام میشه استفاده نمیکنم ☺️ و تو همین چند روزه خانم دکتر هم برام ویس دادن که مصاحبه انجام بدن ولی واقعا چون باورشون نداشتم گفتم فرصت ندارم و دلم نمیخاد ذهنم رو که به آرامش عالی رسیده دستخوش نکات انحرافی کنن فقط کنجکاو شدم که میتونن مانع ذهنی من رو شناسایی کنن یا نه و هرگز تصمیم استفاده از دوره شون رو ندارم و بهشون شما رو هم معرفی کردم و پرسیدن دلیل چاقیتون چیه گفتم تمرینات عالی و جامعی در سایت شما دارم که لذت بخش هستن و ثمر بخش و پر فایده و مشاورشون هم فرد چاقی بود که ۴۸ کیلو کم کرده بود ولی انصافا حتی وسوسه هم نشدم در دوره شون شرکت کنم 😂

      ولی روزی که دوره شما رو خریدم تا صبح از خوشحالی جیغ میزدم 😍 چون اونوقتی که من دوره شما رو خریدم به صورت فردی بود و خانوادگی اجازه نمیدادین مادرم ریحانه عطری زاده دوره رو جداگانه خرید و من چون امکان خرید هم برای خودم و هم برای خواهرم نداشتم اجازه دادم خواهرم که ۱۰ سال از من کوچکتره استفاده کنه و منم به محض اینکه پول داشتم دوره رو برای خودم خریداری کنم بهمن ماه سال ۹۶ و حتی به خودم اجازه نمیدادم حتی تمرینات رایگان رو در سایت بنویسم فقط تمرینات زندگی با طعم خدا رو انجام میدادم که تعهد براشون داده بودم و دوره حذف فاصله ها و ورزش و کنترل اشتها رو هم خریداری کردم و دوره های پیاده روی و دوره پاکسازی رو هم وقتی اومد خواستیم شریکی با مامانم بخریم که شما استاد بزرگوار بعد از مدتی در لایو ماه رمضان اجازه استفاده خانوادگی دادین فوق العاده خوشحال شدیم و مامانم بلافاصله خرید هر چند پدرم در جریان نیس و اون فایلها رو هم فقط یک بار گوش دادم کامل بدون تکرار 😅😂با پول تو جیبی هامون که پس انداز کردیم خریدیم

      خواهرمم که انقدر عجله داشت دوباره با وجود اینکه شما رو به شدت قبول داره و باور داره ولی نتونست ادامه بده و دوباره رژیم متابولیک و ورزش در خانه خریداری کرده و دمنوش نیوشا یه مدت و از این کارا میکنه متاسفانه در مدارش بود باورش داره به شدت ولی مانع عجله داره و مامانم زیاد دلسوزی براش میکنه هر چند مامانم خیلی جسمش تغییر کرده ولی من فقط عادتها و رفتارم بی نهایت تغییر کرده و هر بار میگه شما هم تغییر نکردین خودتون رو گول میزنید و منی که عجله ندارم رو هم وسوسه میکنه باهاش همراه بشم و من هیچ اعتقادی ندارم باز گول اون رفتارها و عادتهای اشتباه و بی نتیجه رو بخورم مامانم خیلی به مرور دوره ها پایبنده و پشتکار فوق العاده ای داره و به پیشنهاد من داره تمرینات دوره رایگان رو انجام میده و به فایل ششم رسیده و به من میگه دارم بهت میرسم ولی من میگم تا تمریناتم کامل انجام نشه سراغ تمرین بعدی نمیرم 😂😊

      🌹ولی انصافا من از رنج و فشار صدها کیلو غم و غصه و ناراحتی که هیچ ترازویی نشون نمیده و اینهمه تغییرات عالیم رهایی پیدا کردم کلا یه آدم دیگه شدم 🌹
      🌹 جسمم به زودی دنبالم راه میفته ناخوداگاه و بدون فشار فقط با حس عالی و ناب ان شاءالله🌹

      و همیشه حس میکردم شما راضی نیستین و خودم رو لایق انجام تمرینات در سایت نمیدیدم و همیشه حس میکردم نکنه دچار قانون کارما شدم که جسمم تغییر نمیکنه چون دلمم نمیومد از فایلهای فوق العاده و شگفت انگیز شما استفاده نکنم چون تنها راه تناسب اندام همیشگیم رو فقط و فقط روش لاغری با ذهن شما میدونم و اگر از شاخه ی به شاخه دیگر میپرم فقط به این دلیله فکر میکنم خیلی وقت بود دلم میخاست اینها رو براتون بنویسم ولی هم جراتش رو نداشتم هم احساس شرم و خجالت داشتم ازتون و دلم میخاسته ازتون حلالیت بگیرم استاد عزیز ولی دلم میخاست وقتی پول کافی داشتم برای خرید همه دوره ها این پیام رو براتون بدم نمیدونمم الان کار درستی انجام میدم که توی تمرینات دارم مینویسم ولی یه احساس قدرتمندی از وجودم فریاد میزنه بنویسم ببخشید استادم 😢 و بی نهایت ازتون ممنونم 🌹🌹🌹🌹🌹

      الانم تا یه تمرین رو کامل انجام ندم به سراغ تمرین بعدی نمیرم و باید ریز به ریز تمام دلنوشته ها و تمرینات فوق العاده دوستان عزیزم رو بخونم با لذت و اشتیاق فراوان و حتی برمیگردم تمرینات جدید دوستان که اضافه میشن به سایت رو کامل میخونم و دوباره هم تمرین خودم رو میخونم و غرق در لذت میشم و چون متن تمریناتم رو در واتساپ دارم کاملا در دسترس هستن برام مخصوصا تمرین قبلی که انجام دادم عمه ام اومده بود خونمون تازه تمرینم رو در سایت نوشته بودم به حدی خوشحال و راضی بودم از خودم و حالم فوق العاده بود که عمه ام پرسید چی شده انقدر شنگولی 😂😂😂😂😂و من غرق در تصویر سازی تمرین هفتم بودم و به حدی برام شیرین و دست یافتنی بود این رویا که لمسش میکردم و ناخوداگاه لبخند میزدم الانم البته در حال لبخند عمیقی هستم 😅 استاد واقعا خدا خیر دنیا و آخرت نصیبتون کنه با این همه آرامشی که به همه ما هدیه میدین و واقعا هیچ پولی ارزش واقعی فایلهای ارزشمند شما نیس چه بسا که اسم این فایلهای شگفت انگیز و فوق العاده رایگانه ولی انصافا رایگان نیستن و بی نهایت ارزشمند و عالی هستن به شرط استفاده 🌹🌹🌹

      چون واقعا از صمیم قلب فقط به فرمایشات گرانقدر شما باور و اعتقاد دارم

      در مورد روشهای دیگر مثل رژیم و غیره که به هیچ عنوان انجام نمیدم 😊☺️ و چندین بار این چند روزه همه بهم گفتن رژیم بگیر از رژیم خواهرم یا عمل جراحی منم با لبخند بهشون گفتم اعتقادی ندارم 😂😂😂و باز با اینکه سرزنشم کردن فقط لبخند زدم و آرامش فوق العاده ای که دارم رو با هیچی عوض نمیکنم من یه لشکر یه نفره و توانمند و شجاعم با فایلهای فوق العادتون 🌹🌹🌹

      🌹متناسب شدن با روش ذهنی آسانترین و لذت بخش ترین و شیرین ترین کار دنیاست و من مشتاق تغییر کردن هستم 🌹
      🌹چه بخواهم چه نخواهم ۵۰ کیلویی شدنم حتیمه و راهی نمیمونه برام جز لاغری در سلامت کامل و خوشبختی دائمی و کاملا طبیعی و حق منه 🌹
      🌹من شجاعترین و قدرتمندترین و لایق ترین و خوشبخت ترین آدمی هستم که میشناسم و احسن الخالقین هستم🌹
      🌹در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/12 22:41
        مدت عضویت: 813 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        متشکرم استاد فوق العاده بود پاسخ عالیتون چشم حتما 🌹🌹🌹🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/12 23:49
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 124 کلمه

        دوست عزیزم با اینهمه اشتیاق و حس خوب حتما شما لایق نتیجه گرفتن مثل سایر دوستان بودید و هستید اما قدر مسلم موانعی مانع ورود نتیجه‌ به زندگی شما شده. در مورد دیدن عکس و فیلم‌های غذا من ازمایشی رو که در مرکز تحقیقاتی در یکی از دانشگاهای امریکا انجام شده براتون مینویسم و فکر می‌کنم که خودتون بتونید ربطش بدید به موضوع خودتون.
        محققین برای چند هفته از چند نفر خواستند که به طور منظم چند بار در هفته تمرین بدنسازی انجام بدن و چند نفر دبگه در همون زمان در حین استراحت اون تمرین‌ها رو تو ذهنشون مجسم کردن. پس از اتمام زمان مشخص اون عده فقط در نتیجه‌ی تجسم و بدون انجام هیچ ورزشی سی در صد رشد عضله داشتن.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/05/13 00:29
          مدت عضویت: 813 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 71 کلمه

          متشکرم دوست عزیزم عالی بود همچنین 😍😍😍خودمم در مورد فایلهای پیاده روی استاد امتحان کردم چون رماتیسم دارم و نمیتونم راه برم فقط چشمام رو میبستم و تجسم میکردم و کاملا حرف شما رو درک میکنم با آهنگهای فوق العاده اش و تمریناتش رو ابرا بودم فقط مطمئن نبودم نتیجه بده که این باور عالی رو در من بیشتر کردین که مصمم تر ادامه بدم بازم ممنونم ازتون بی نهایت 🌹🌹🌹🌹🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/06/15 02:40
          مدت عضویت: 554 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          دوست عزیز چیزی که گفتید فوق العاده بود

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/03 21:27
      مدت عضویت: 534 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 182 کلمه

      سلام.یه سوال برام پیش اومده که آیا دیدگاه من رو کسی میخونه یا در ارسالش مشکل دارم؟
      در مورد فایل هشتم متاسفانه هنوز نتونستم یاهاش کنار بیام.وزنه که می بینم خودمو وزن می کنم و از اینکه انقدر دیر وزن کم میکنم دچار یاس میشم.در جمع هم شاید در ظاهر توجهی به سخنان اطراف در مورد چاقی یا رسپی فلان شیرینی یا غذا نکنم ولی بعد بابت چاقی احساس ناراحتی میکنم.در اوایل آشنایی با فایلها خیلی خوب ارتباط برقرار کردم ولی متاسفانه چند روزی هست که بوی غذا کمی منو گول میزنه.البته مثل سابق نیستم ولی مثل روزهای اول آشنایی با این سایت هم نیستم.بهترین چیزی رو که تونستم ازش بگذرم خوردن شیرینی هستش.چون واقعا موقع خوردن حالم خراب میشه.ولی با غذا نتوستم کامل ارتباط برقرار کنم.هنوز ترس خوردن قبل از وعده ی غذایی منو عصبی میکنه.قبل از اینکه سیر بشم دست از غذا میکشم ولی چون احساس میکنم امروز نسبت به گذشته بیشتر خوردم عذاب وجدان میگیرم.خواهش میکنم کمکم کنید.البته ناگفته نمونه که هر فایل رو چند روز گوش میدم.نت برمیدارم و تمرینات رو انجام میدم ولی نمیدونم ایراد کار کجاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/13 00:14
        مدت عضویت: 807 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 386 کلمه

        سلام استاد و سلام دوست عزیز وقتی پیامتان را دیدم خواستم احساس خودم در مورد ترازو و وزن کردن بگم
        ترازو همچون وزنه ای بود که با زنجیر به من وصل بود و من چون زندانی استاد شما ما را آزاد ساختید یک سال که خودم رو وزن نکردم و بهترین احساس دنیا را دارم حس رها شدن تقریبا 15 سال قبل ترازو خریدم و بعد متوجه شدم توی تمام خونه های افراد چاق جدیدترین ترازوهاست و خانواده های لاغر اکثرا ترازو ندارن بعد از خریدن ترازو دیگه هیچ وقت به طور جدی وزن کم نکردم جدی ترین رژیم ها و مصمم ترین انگیزه ها و صحیح ترین روشهای زندگی در مورد خوردن با وزن کردن نابود میشد و چه قدر با وزن کردن بچه هام زیباترین لحظه هام از بین بردم (چون وقتی نوزاد بودن دوست داشتم تپل باشن و وقتی میدیدم وزن نگرفتم ناراحت میشدم ) دوست عزیز شاید گفتن این حرف درست نباشه ولی با وزن کردن به شعور انسانیم بر میخوره بدترین خاطره ذهنیم صفی که تو باشگاه کنار ترازو تشکیل میشد مگه ما میخوایم ذبح بشیم که باید وزن شیم وزن کردن به ما کد میده کدی که در ذهنمان ثبت میشه و نمیزاره ازش فاصله بگیریم من متناسب و خوش اندامم آیا مهم که چند کیلو هستم چگونه میشود عددی را برای تناسب تعریف کرد در صورتی که در ساختار فیزیک انسانها این همه تفاوت شاید فردی با وزن 100 بسیار خوش اندامتر از فردی با وزن 50 باشد مهم غذا خوردن است نه خوردن غذا مهم احساس خوب از تناسب داشتن است مهم به راحتی لباس خرید کردن است مهم به راحتی تحرک داشتن است مهم سلامت بودن است اینکه ما چه وزنی داریم اصلا چه اهمیتی دارد یکه سال تمام به پر ترافیک ترین نقطه شهر تهران هر دو هفته یک بار پیش یک دوار تغذیه فقط برای وزن کردن میرفتم چون رژیمها همیشه تکراری بود برگه هایی از پیش کپی شده برای همه افراد یکسان با تمام سختیها و محرومیت ها و عذابها طی هشت ماه ده کیلو کم کردم بدون هیچ احساس رضایتی ولی الان صبح که فایل صبحگاهی گوش میدم از سبکی معدن چنان سرحال میشم که میخوام پرواز کنم آیا همین کافی نیست استاد در فایلی گفتید یک بار موقع تولد وزن میشید و همون کافی ولی من میگم اون هم لازم نیست با تشکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/26 09:32
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 738 کلمه

      سلام ممنونم استاد بابت اگاهیهای این فایل فوق العاده،من میخوام یکم از نتایجی بگم که توی این ۶،۷ ماه گوش دادن به فایلهای سایت تناسب فکری کسب کردم،از اوایل دیماه ۹۸ که با این روش آشنا شدم مطمئن بودم که این تنها روش لاغری ماندگار و ساده ای هست که مدتها بود دنبالش بودم و میدونستم باید روشی باشه که بدون محدودیت در خوردن ،داشتن برنامه خاص غذایی،بدون عرق ریختن در باشگاه،خلاصه کاملا ساده و راحت به تناسب اندام برسی،از فایلهلی رایگان شروع کردم و هر روز فایلها رو گوش دادم وتمرینات رو توی دفترم مینوشتم چون اعتماد به نفسی که توی سایت بخوام نظرمو بنویسم ودرباره خودم مطلب بذارم رو نداشتم من هم مثل خیلی از کساییکه تازه با این سایت آشنا میشن عجله داشتم و بعد از یکماه حس میکردم لاغرتر شدم و به بقیه هم گفتم ببینین من لاغرتر نشدم اونا هم میگفتن چرا یکم بعد این سایت رو بهشون معرفی کردم ولی از اونجاییکه وقتی تو طبق قانون در این مدار شنیدن این حرفها نباشی به زور بقیه هم نمیشنوی اونها باور نکردن و گوش ندادن ولی من خودم از اشتباهم یاد گرفتم و فقط خودم ادامه دادم و دیگه به هیچ کسی پیشنهادش نکردم و تصمیم گرفتم نتیجه همه چی رو مشخص کنه ،قبل از عید توی دوره ۱۳ گام تا ۱۳ بدر شرکت کردم و بعد هم فایلهای نکات طلایی و مقالات استاد والانم دوباره دوره رایگان رو دارم گوش میدم سعی کردم تمام توصیه های استاد رو گوش کنم و توی این مدت اصلا روی ترازو نرفتم،جلوی اینه به نافرمیها کمتر توجه کردم و سعی کردم خودم رو بیشتر دوست داشته باشم و به خودم عشق بدم،هیچ پیج یا کانال آشپزی و دستور پخت غذاهای مختلف و دسرهای مختلف رو دنبال نکردم ،درمورد چاقی خودم حرف نمیزنم ووقتی توی جمع خانوادگی در مورد چاقی صحبت میشه نظرم رو نمیگم،قبلا به محض اینکه شبها از کار برمیگشتم خونه یه حرص و ولعی به غذا خوردن داشتم و همیشه میگفتم که من گرسنه و خسته که میشم خیلی بداخلاق میشم گاهی سردرد میشدم که خودم ربطش میدادم به گرسنگی،به لطف خدا تمام اینها برطرف شده حتی گرسنه میشم و علایم گرسنگی رو درجسمم حس میکنم ولی از سردرد و پرخاشگری دیگخ خبری نیست،کاملا پیام سیری رو دریافت میکنم و به راحتی وقتی سیر باشم دست از خوردن میکشم حتی اگه یه لقمه از غذام مونده باشه،تمایل به خوردن چیزهای شیرین مثل شکلات و کیک بعد از غذا خیلی خیلی کم شده ،سرزنش کردن خودم با دیدن جسمم در اینه،موقع خرید لباس توی اتاق پرو و…خیلی کم شده ویه جورایی مطمئن هستم که در مسیر گذر از چاقی به تناسب اندام هستم و این جسم نافرم موقتا با منه،دیگه با دیدن افراد لاغر و متناسب حسرت نمیخورم،نیاز به تایید دیگران برای اینکه بگن لاغر شدی خیلی کمتر شده،و اگه بهم نگن دیگه اونقدرها ناراحت نمیشم،احساس سبکی دارم و ذهنم همش دنبال رفتار و برخورد افراد متناسب با غذاها و شیرینیها است،توی مهمانیها حرص و ولع دیگه ندارم که از تمام خوراکیهای روی میز بخورم و به میزان نیازم مصرف میکنم،انواع شکلات وبیسکوویت و خوراکیها توی خونه در دسترسم هست ولی میلی به خوردنشون ندارم گاهی به عنوان میان وعده اگه احساس گرسنگی کنم یکی یا دوتا برمیدارم،مزه شیرین خیلی از شیرینیها وشربتها برام بیش از حد شده و میلم به خوردن بیشتر از یکی از اونها کم شده،جعبه شیرینی که برامون آورده بودن رو به راحتی بخشیدم در صورتیکه قبلا حتما برای خودمون نگه میداشتم که هر وقت میلم کشید بخورم به تنهایی یا همراه با چایی،متوجه تغییرات خیلی ظریفی در جسمم شدم و مرتب جسمم رو تحسین میکنم بابت این تغییرات خودبه خود،اصلا هیچ حس بدی ندارم از اینکه باشکاه نمیرم یا پیاده روی نمیکنم،اعتماد به نفس خیلی خوبی دارم از اینکه نظرمو توی کامنتها بنویسم و ترس از قضاوت شدن خیلی کمرنگ شده برام،به راحتی از چیزی که بهم تعارف میشه و میلم نیست برنمیدارم ،قلا هر وقت بیدار میشدم حتما باید میرفتم برای خوردن صبحانه والان تا ،قبلا زمانیکه احساس گرسنگی نداشته باشم سراغ درست کردن صبحانه نمیرم ، قبلا با خوردن غذاهای سرد مزاج مثل ماهی سردرد میشدم که بعدش حتما بایستی چایی نبات بخورم ولی دیگه این سردرد وجود نداره،خلاصه به قول استاد از سر راه تناسبم کنار رفتم تا جریان تناسب اول در ذهن وبعد در جسم من خودش رو نشون بده،ممنون از شما استاد عزیزم بابت این اگاهیهای فوق العاده و وخیلی خوشحالم که در کنار شما دوستان عزیز در این فضای مجازی هستم❤❤🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/23 23:23
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 262 کلمه

      سلام دوستان خوبم در مسیر لاغری
      من از وقتی با این سایت آشنا شدم وتمرینات رو انجام میدم بسیار حال خوشی دارم. عذاب وجدانم کم شده. با اینکه هنوز همون وزن قبل هستم ولی احساس سبکی میکنم. دیگه در مورد چاقی با کسی حرف نمیزنم. خیلی سعی میکنم جلوی آینه توجهی به چاقی نداشته باشم ولی هراز گاهی از دستم در میره
      دیگه مثل قبل برای خوردن غذا هیجان زده نمیشم وپرخوری نمیکنم همین که میام مربا وکره بخورم که خیلی بهش اعتیاد دارم یه حسی بهم میگه دیگه بسه همین قدر که خوردی برای بدنت کافیه. موقع لباس پوشیدن حس بدم نسبت به هیکلم خیلی کم شده ولی هنوز گاهی هست. یه چیز دیگه که خیلی برام اتفاق افتاده دیگه به پسرام اصرار نمیکنم که بیشتر غذا بخورن. اگر غذایی اضافه اومد ترس از اصراف شدن ندارم وسعی میکنم از جلو چشمم دورش کنم. مثلا من عاشق تخم مرغ هستم امروز چندتا دونه پختم یکمی اضافه اومد به زور خوردم ولی همش باحال تهوع بود انگار یه چیزی جلوی حلقمو گرفته بود. یه اتفاق خیلی خوب اینه که دیگه هرموقع گرسنم بشه غذا میخورم. قبلا اینطوری نبود هر ساعتی سفره انداخته میشد میخوردم. بعد غذا هم تا دوساعت بعدش میخوابم
      من عادت داشتم هر روز خودمو وزن کنم اصلا باورم نمیشه که دیگه اصلا علاقه ایی به وزن کردن ندارم ونمیگم کلا گذاشتم کنار ولی دیگه مثل قبل هر روز نیست شاید هر ده روزیه بار اتفاق بیافته.
      دیگه علاقه ایی به پختن کیک ندارم.
      ممنونم از خدا که استاد عطار روشن رو در مسیر زندگیم قرار داد تا بتونم از این زندگی منم لذت ببرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/19 12:16
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      به نام خدای زیبایی ها
      استاد عزیز فایل شماره هشت دانلود نمیشه لطفا رسیدگی کنید.
      با تشکر از شما استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/06 13:50
      مدت عضویت: 568 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      سلام برهمگی و استادعزیز
      من واقعا خوشحالم که درجمع شما هستم. دقیقا یادم میاد مقایسه می کنم این روش رو با روشهای دیگه مثل رژیمهای سخت این روش قدرت ذهن غیر از لاغری درمن شور و نشاط و سرزندگی به همراه داره.
      واقعا تمریناتی که شما میگید بهش که فکرمیکنم یادم میاد همش درمورد خودم صدق میکنه.
      تا هفته قبل من همش دنبال این بودم که ارادمو قوی کنم از هرکسی میپرسیدم باهمه درد دل میکردم الان دیگه اصلا درمورد چاقی خودم بحث شروع نمیکنم.
      دوم اینکه کانالهای اشپزی رو همش عضو میشدم که اینم خدارو شکر حلش کردم اتفاقا دیروز از دخترخالم پرسیدم دستور یک چیزکیک خوشمزه که اون درست کرده بود و خیلی تشویقم کرد و الان دیگه من به هیچ عنوان اونو درست نمیکنم چون مطمعنم خودم بیشتراز همه میخورم.
      الان خداروشکر پرخوریم خیلی کمترشده البته نمیگم کامل از بین رفته چون زوده ولی خیلی کمرنگتر شده.
      خیلی الان دیگه برا خوردن حرص نمیزنم چون با این چندتا فایل که گوش دادم دیگه غذاکه میبینم از ش لذت نمیبرم درحد نیازبدنم بهش نگاه میکنم
      خوبی این روش اینه که دیگه نیازی ندارم دنبال روشهای تقویت اراده باشم چون کاری به اراده نداره و از طرفی وابستگی شدیدی که به این روش پیداکردم اگه اول اونارو گوش ندم احساس میکنم یه چیزی رو گم کردم. من تمام روشهای قبلی فقط تا یه هفته انجام میدادم ولی این روش نه.
      هر روز بیشتر به این باور میرسم و به خودم دایم میگم بهترین روش لاغری همینه چون یه سری مطالب توی فایلا گفته میشه که واقعا درمورد همه افراد چاق صدق میکنه. هر روز اشتیاقم بیشتر میشه که مطالب بیشتری یاد بگیرم.
      همین نوشتنها خیلی عالیه و جوابهای استاد.
      واینکه یه دفترتهیه کردم تمام جلسات و مطالبشون رو یادداشت میکنم.
      من از خانم فریده عزیز خیلی تشکر میکنم که خیلی در این راه بهم کمک کرد چون واقعا اوایل هنوز توذهنم این بود که تا رزیم نگیرم و ورزش نکنم لاغرنمیشم ایشون خیلی منو راهنمایی کرد و منو امیدوارکرد تمام نکات فایلا رو بهم گفت
      دراخرم از استاد عطار روشن تشکر میکنم که با روحیه خیلی عالی مطالب و میگه و این شاد بودنش و اینکه تمام مطالب رو با لبخند توضیح میدن باعث میشه من اشتیاقم بیشتربشه..
      فقط تنها مشکل اینه که کاش یه فکری میکردن برا دوره ها و هزینش چون واقعا سنگین برا بعضیا مون. امیدوارم شرایطی بشه که هممون بتونیم دوره ها رو تهیه کنیم… با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/03/31 04:31
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان!
      اونجا که شما گفتین همسرتون بچه رو می شوندن جلوی تلویزیون که غذا بدن بهشون یاد خودم افتادم منم همینطور بودم که می خواستم دخترم حواسش بره به برنامه و من غذا بهش بدم و چه کارهایی البته آدم هر کاری و که می کرده فکر می کرد که بهترینه همینقدر بلد بودیم دیگه خدایا منو ببخش !
      سعی می کنم دیگه راجع به چاقی حرف نزنم اصلا البته این چند وقته هی عکسامو دیدم و مقایسه کردم با الانم ! سعی می کنم توجهم بیشتر به لاغری باشه و تمرکزم و بیشتر کنم!
      من از قبل از دوره هم دیگه هیچ تحقیقی نمی کردم برای روش‌های لاغری دیگه نمی دونم یه طوری بهم ثابت شده بود که هیچ روشی کار نمی کنه واسه همین همش دنبال یه چیزی می گشتم که هیچ کار خاصی نخواسته باشم انجام بدم !
      منم خدا رو شکر شیرینی و این چیزها درست نمی کنم و دنبال هم نمی کنم خیلی کم بعضی وقتا شوهرم این برنامه ها رو دوست داره تماشا کنه و چیز یاد بگیره منم نگاه می کنم!
      این چند وقته که همه تو خونه هستن من بیشتر به فکر غذا هستم یعنی که چی درست کنم برای خانواده چند وقت قبل اصلا کلا از سرم افتاده بود ولی الان همینکه صبحونه می خوریم می گم ناهار چی بخوریم بعدش شام خلاصه ذهنم کمی در گیر این مساله چی درست کنم هستش !
      خیلی فرمولهای اشتباه در من بود در مورد همه چی که من باور کرده بودم نه فقط چاقی و اینا همه چی ولی خوشحالم که خیلی این باورهام تغییر کرده ممنونم خدا چیزهای الکی بی خودی که ذهنم پر شده بود و یک عمر با این چیزها اقلا باقیمانده عمرم از این آگاهی ها استفاده می کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/22 09:29
      مدت عضویت: 616 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,124 کلمه

      تاثیر تصاویر ذهنی در لاغر شدن و چاق شدن
      وقتی تصاویر ذهنی باعث چاقتر شدن میشه با تغییر اون باعث لاغر تر شدن اونها میشه…
      (رسیدگی به فرزند نشان لیاقت)
      تصویر ذهنی به این شکل ایجاد میشه وقتی در معرض کانال اشتباه قرار میگیریم اینها همه در ذهن ما تصویر یه حالت چاق ایجاد میشه
      بیشتر بخور جونوداشته باشی بخور پوستت خوب بشه بخور سفیدتر بشی بخور یرحال و پرانرژی باشی، بخور بزرگ بشی، بخور تا نامزدت از دیدنت لذت ببره
      وقتی شخص تلاش می کنه برای لاغری ولی چون تصویر ذهنیش یه شخص چاقه بازم برمیگرده
      اشتیاق از تصویر ذهنی ایجاد میشه وخاطرات شخص ازون ماده غذایی باعث اشتیاقه
      ⏪تمرین؛
      اول باید مانع از تشدید شدن و پررنگتر شدن اون تصویرها بشی…حرکت به سمت چاق شدن رو متوقف کنی و بعد به سمت لاغری حرکت کنی
      ۱.به هیچ وجه نباید درباره چاقی صحبت کنی به هیچ وجه(عادت خیلی خطرناکی صحبت درباره چاقی)هرچقدر بیشتر صحبت کنی تصاویر چاقتر در دهنت رو پررنگ کنی باید هربار بگی نمیخوام تصاویر رو پررنگ کنی
      ۲.نباید دنبال راهکارهای رفع چاقی باشید(هرچقدر بیشتر دنبال راه باشی و فرار کنی ازش اون تو ذهنت پررنگتر میشه )باورت بیشتر میشه که نمیتونی لاغر باشی
      ۳.در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیرید(عضویت در کانالهای اشپزی و ازین دست کانالها که باعث تحریک میشه)پیگیر کردن روشهای پخت هر غذایی تحریک می کنه برای خوردن،،، دنبال چیز جدید بودن باعث پررنگتر شدن تصاویر ذهنی میشه
      نشانه کمرنگتر شدن تصاویر کم شدن استرس و نگرانی شما از چاقی
      خوب درباره ی تمرین اول من چون از درس ۹ دوباره برگشته بودم و از اول و بادقت شروع کردم از همون موقع تمام تلاشمو کردم که دربارش حرف نزنم حتی با خودم ولی خوب اوایل با همسرم هرزگاهی یه برخورد داشتم چون اون درجریان کار من بود به عنوان هشدار بهم میگفت نرگس داری چاق میشی و من با ناراحتی بهش میگفتم دیگه به من این حرف و نزن و حسم خیلی بد میشد و همش میگفتم پس چرا خودم حس می کنم جمع و جورتر شدم نکنه دارم خودمو گول میزنم ولی با خودم گفتم ادامه میدم و بعد از اون دیگه باهاش برخوردی نداشتم چون نمیخواستم حسم بد بشه من همون موقع فهمیدم که چرا میگید دربارش حرف نزنیم واسه همین گاهی که همسرم میگه یه لبخند میزنم و خیلی دیگه ناراحت بشم بهش میگم‌حسودالبته با خنده وتموم میشه ولی من خودم متوجه تغییر غذایی دخترم و همسرم شدم و حتی تفکراتشون درباره غذا که چقدر فرق کرده بدون اینکه گوش بدن به فایل ها ،توی هفته پیشم که وقتی کنار مادرهمسرم برای خوردن نهار نشسته بودم و هی اصرار میکرد که بیشتر بخورم و فلان و دوباره حرف چاقی طبق معمول پیش کشیده شد که تو جووونی و تو لاغری(البته در مقابل اونها)فقط لبخند زدم و توی ذهنم آموزه هامو تکرار کردم و در اخر نصف غذایی که برام ریخت رو نخوردم چون سیر بودم و اصلا نگران ناراحتیشون واصراف غذا نبودم و خیلی حس خوبی بووووود واقعا سر سفره هی خودمو تحسین میکردم که تونستم و هیچ اتفاقی هم نیوفتاد….البته فقط یه مورد هست اینه که من وقتی میرم خونشون حس قحطی زده ها بهم دست میده چون خوردن اونها اصولی و سر ساعته و یه سری شرایط دیگه با اینکه چاق هستند و این حس در من هست که بخورم تا خفگی که یه وقت ضعف نکنم، و وقتی رفتم خونشون این حس گشنگی کاذب رو داشتن و خودم متعجب بودم چون فرداش که رفتم خونه مادرم که قوانین کلا بلعکس نهارو شامم هم کم خوردم، البته سعی کردم توی ذهنم ریشه یابی کنم و درستش کنم و تا حدود کمی موفق بودم ولی همونجا به درک بیشتری از این جمله رسیدم که لاغری فقط با ذهن امکان پذیره
      ۲.تمرین دوم؛ خوب من نمیتونم‌بگم توی این مورد صددرصد موفق بودم چون همین حالاشم گهگاهی ذهنم هی بهم آلارم ورزش و رژیم میده ولی باید بگم نگرانیم خیلی کمتر شده و دیگه حداقلش به کالری غذاها فکر نمی کنم و شبا با فکر اینکه چقدر خوردم و چجوری خوردم‌خودمو نابود نمی کنم، الان خودمو بیشتر دوست دارم و وقتی جلوی اینه میرم بیشتر لذت میبرم و خودمو تحسین می کنم، ولی چند وقتیه که ذهنم همش بهم میگه برو پیاده روی ولی حس بدی بهش ندارم نمیدونم این یه ایده و هدایته یا نه، چون بهم نمیگه چاقی و اندامت داغونه و سرکوفت نمیزنه بعد بگه حالا پاشو تکونی بده چون من اصلا از پیاده روی خوشم نمیومد و اصلا هم آقای عطار روشن هیچ ایده ای درباره لاغری با پیاده روی نداشتم ولی الان یه صدایی هی بهم میگه پاشو برو و لذت ببر، نمیدونم باید انجامش بدم یا نه؟نظر شما چیه استاد؟
      ۳.تمرین سوم؛ گفته بودم که من عادت داشتم توی اینستا پیجای غذا و رستوران و این کسایی که میرفتن رستوران های مختلف و از غذاهاشون تعریف میکردند اونم با چه اب و تابی دنبال میکردمشون ولی از وقتی که با پیح شما اشنا شدم نرفتم سراغشون و حتی اگه چشمم بخوره سریع سرمو بر میگردونم، ویکی از تصاویر که من فکر می کنم باید متوقفشون کنیم تصویر اعداد ترازو هستش که وقتی میری روش و وزنتو میبینی تا مدت ها تصویرش توی ذهنمون هست و من از وقتی با دوره شما اشنا شدم به طور ناخودآگاه هیچ تمایلی برای وزن کردن ندارم اوایلش به خودم میگفتم اگه این کارو کنم دیگه شل میشم و انجامش ندادم چون شما هم گفته بودید باید به زمان توجهی نکنین و زمان تعیین نکنیم و بعدش دیگه تمایلی نداشتم خودم ،و سومین تصویر برای من تبلیغات بود که من انقدر تبلیغات دوست داشتم خود برنامه اصلی رو نه که اونم کلا دیگه تلویزیون خاموش شد، و من این تلویزیون تعطیل رو از اقای عباس منش یاد گرفتم ولی خوب به طور صددرصد موفق نبودم ولی الان که فهمیدم تبلیغات چه تاثیری داره کلا به طور خودکار گذاشتمش کنار و هیچ تمایلی وجود نداره که بخوام باهاشم‌مبارزه کنم و خودمو متقاعد کنم تا روشنش نکنم، چهارمین تصویری که من توی ذهنم میساختم این بود که وقتی میرفتم بیرون یا فیلمی میدیدم و افراد چاق رو میدیدم اونایی که از من چاقتر بودند که توی اجتماع حضور دارند مخصوصا اون عده ای که لباس جذب میپوشیدند و رنگی ویا یه عدشون که خوب صحبت میکردندو محکم رفتار میکردند و یا وضع مالیشون خوب بود به خودم میگفتم ببین اینا هم میتونند خوب زندگی کنندو موقعیت خوب داشته باشند و عین خیالشون نیست که انقدر کپل و شکم و …..دارند وپس چرا من خودم رو آزار بدم منم مثل اونا تازه من لاغرتر هم هستم وبه خودمم افتخار میکردم(🙂)
      ولی درواقع من داشتم تصویر چاقی رو توذهنم پررنگتر میکردم ولی الان توی خیابون یا فیلمها میشینم ادم های متناسب رو تحسین میکنم ولذت میبرم از اندامشون و وقتی نگاهم به افراد چاق میخوره به خودم میگم اونها هم بخوان خدا هدایتشون میکنه و توجهمو ازشون برمیدارم
      ودر اخر بازهم خدای من بابت هدایتت سپاسگزارم و از شما آقای عطار روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/23 11:16
        مدت عضویت: 589 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 251 کلمه

        سلام ترلان عزیز. آفرین و تبریک بهت میگم که انقدر خوب داری تمرینات رو انجام میدی. اون قسمتی که گفتی وقتی کارهام رو درست انجام میدم و ترمیناتم رو عمل میکنم و میبینم تونستم خودم رو تشویق میکنم رو خیلی دوست داشتم و من هم باید همین کار رو انجام بدم و بابت کوچکترین موفقیت هایی که بدست میارم خودم رو تشویق کنم و آفرین به خودم بگم تا این موفقیت رشد کنه. خیلی کامنت پرباری نوشتی از اونجایی که گفتی تلوزیون رو حذف کردم واقعا آفرین بهترین کار زندگیت رو انجام دادی واقعا به آرامش ذهنی و موفقیت های آیندت کمک میکنه و تمرکزت رو میگذاره روی کارهایی که ارزش و خوشبختی و اتفاقات بیشتری در زندگیت ایجاد میکنه و از طرفی خودت میشی خالق زندگی خودت. خودت میشی کارگردان زندگی خودت و دیگه بازیگری نمیکنی. در قسمتی از کامنت گفتی که وقتی نگاهم به افراد چاق میخوره میگم اونها هم اگه بخوان خدا هدایتشون میکنه و تمرکزم رو ازشون برمیدارم این جمله بسیار کلیدی و طلایی هست و همچنین اونجایی که گفتی افراد متناسب رو میبینم و تحسین میکنم و لذت میبرم از اندامشون رو هم خیلی میپسندم و کار درست هم همینه چونکه ما باید سعی کنیم الگوهای خوب رو به ذهنمون بدیم و الگوهای نامناسب هم به خودت اگه بخوان هداوند از بی نهایت طریق هدایتشون میکنه به مسیر درست و ما خدا نیستیم. خیلی لذت بردم از نتایجی که گرفتی بهت تبریک میگم و آرزو میکنم آنچنان نتایج عظیمی بگیری که بهت افتخار کنم. سپاسگزارم ازت.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/03/25 09:22
          مدت عضویت: 616 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 57 کلمه

          سلام دوست عزیزم، سپاسگزارم محمد صادق عزیز، بودن در جمع دوستانی انقدر بادقت و متمرکز مثل شما باعث میشه هم اشتیاق و انگیزه هممون بیشتر بشه و هم دقت و ارادمون…صحبتها وتاییدات دوستامون سندیت میزنه به حرف ها و آموزه های استاد و الان که نظرتو خوندم باید بگم‌که خیلی پرانرژی تر امروز فایلمو گوش میدم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/11 10:23
      مدت عضویت: 803 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلا بهدوستان واستادهمیشه همراهم من باتوجه به حرف استادکانال وپیجهای آشپزی وخوردنی راکه پاک کردم اون پیج وکانالهایی هم که آموزنده نبودوفقط وقت من رامیگرفت پاک کردم وگوشیم راهرچندوقت یکباربه همین صورت پاکسازی میکنم وخیلی حس خوبیه که گوشیم خلوته ومیتونم تمام اون دوسه تاپیج وکانال رابراحتی دنبال کنم وبقیه وقتم رابرای گوش دادن به فایلهای استادوخواندن ونوشتن صرف میکنم این یک حس آرامش وانظباط فکری بهم میده انگارذهنم مرتب شده باشه🤗 وقتی که توجهم راازروی افرادچاق برداشتم وبه افرادمتناسب توجه میکنم حالم خیلی خوبه وتصوری که بصورت لحظه ازخودم دراون جسم دارم خیلی عالیه خیلی دقت میکنم به حالت چهره افرادمتناسب وخیلی چیزای مشترکی توی چهره هاشون دارند مثل چربی که پشت چشم افرادچاق هست توی ۹۰درصدافرادمتناسب نبودومن خودم ازاین قضیه خیلی ناراحت بودم وهمیشه به فکرعمل جراحی برای برداشتن چربی اضافه پشت پلک بودم ولی الان با خودم میگم چون همه افرادمتناسب این راندارندمن هم که درمسیرهستم این کمکم خودش ازبین میره وخیلی جالب بودبرام که افرادی که توی آلبوم شگفتی بودندهم این رانداشتندوبامتناسب شدنشون ازبین رفته بود امیدوارم که همه انسانهای چاق بتونندلذت تغییرکردن ومتاسب شدن رابچشندوپیشرفت کنندخدایاشکرت بابت این همه نعمتی که بهم دادی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/21 22:51
        مدت عضویت: 589 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 77 کلمه

        سلام مریم عزیز.‌ آفرین که به افراد متناسب توجه میکنی. و آفرین به اینکه فعالیت در شبکه های اجتماعی رو محدود کردی به ورودی های مناسب این تصمیم تاثیر بسیار عالی ای در روند زندگیمون داره ما باید مراقب غذایی که به ذهنمون میدیم باشیم تا بتونیم ذهنمون رو عالی هم جهت با خواسته های خودمون کنترل کنیم. لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست. عاشقتم امیدوارم نتایج فوق العاده عالی ای از این مسیر بگیری دوست عزیزم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/03/23 09:26
          مدت عضویت: 803 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 11 کلمه

          سلام دوست خوبم ممنونم ازحمایتت آرزوی بهترینهارابرات دارم موفق باشی 😍

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/09 18:15
      مدت عضویت: 589 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 3,258 کلمه

      سلام به دوستان و هم فرکانسی های عزیزم

      در این دوره برنامه‌های رژیمی و ورزشی و دارویی داده نخواهد شد

      روشی که من برای خودم استفاده کردم و نتیجه عالی گرفتم و خیلی دوستان انجام دادن و نتیجه عالی گرفتن روشی کاملاً ذهنیه. یعنی اول مشخص میکنیم که چه فرمول هایی و اطلاعاتی در ذهن ما وجود داره که باعث شده ما چاق بشیم و حالا به چه شکل میتونیم این اطلاعات رو تغییر بدیم و ذهن خودمون رو دقیقاً مشابه ذهن یک فرد متناسب کنیم و در نهایت نتیجه این تغییر در برنامه‌ریزی میشه تغییر در جسم ما.

      درسته وقتی فرمول های ذهنی ما عوض میشه رفتارهای ما هم عوض میشه اما این تغییر رفتار خیلی تفاوت داره با اون رژیمی که خیلی‌ها تجربه کردن و دنبالش هستن. وقتی «تغییر رفتار از ذهن شروع بشه» و واکنش‌های رفتاری ما در برابر مواد غذایی تغییر کنه «به هیچ وجه ما دچار استرس و نگرانی و عصبانیت نمیشیم و درگیری ذهنی نمیشویم که چرا باید کمتر بخورم یا چرا نمیتونم زیاد بخورم.» چون خیلی از محدودیت‌های که در رژیم گرفتن وجود داره در تغییر فرمول های ذهنی وجود نداره چون قبل از اینکه رفتار ما عوض بشه منشاء اون رفتار یعنی برنامه‌ریزی ذهن تغییر کرده. خیلی ساده‌تر رفتار ما تغییر میکنه بدون اینکه تحت فشار قرار بگیریم و ناراحت و عصبی بشویم

      فایلهای لاغری با ذهن رو بارها و بارها گوش کنید به چند دلیل. اول اینکه روشهای دیگه برای لاغری از ذهنتون خارج بشه و بفهمید اصلاً موضوع چیز دیگه ای هست و موضوع رژیم و ورزش و قرص و دارو دمنوش و این‌ها نیست موضوع تغییر فرمول های ذهنی هست.

      در جلسات گذشته یاد گرفتیم که چرا چاق شدیم؟ برای لاغر شدن باید چی کار کنیم؟ یاد گرفتیم چرا روش‌های قبلی ناکارآمد هست و چرا توجیحاتی که برای اضافه وزن خودمون داریم توجیحات غلطی هست. همه ی این‌ها تغییر فرمول های ذهنی هست.

      اصل مطالب همین چیزهایی هست که من به شما گفتم. شما با گوش دادن و باور کردن این مطالب میبینید یواش یواش طرز فکرتون در مورد لاغری و اضافه وزن و نسبت به لاغری عوض میشه و آرامش بیشتری پیدا میکنید.

      هر وقت احساس آرامش پیدا کردید که شما میتوانید لاغر بشوید از اون موقع استارت لاغری در ذهن شما زده شده است. یکی از نشانه‌هایی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفته‌اید احساس آرامش هست. دیگه اون ترس و نگرانی از چاق‌تر شدن در وجود افراد نیست و به جای اون احساس امیدواری و اشتیاق هست. و این نشون میده که فرد به شکل صحیحی داره فرمول های ذهنی‌اش رو تغییر میده.

      تأثیر تصاویر ذهنی در چاق شدن و در لاغر شدن هست. ما هیچ چیزی رو در جهان نداریم که یک وجهی باشه. وقتی تصاویر ذهنی ما باعث چاق‌تر شدن ما میشه، همین تصاویر ذهنی رو میتونیم طوری تنظیم کنیم که باعث لاغر تر شدن ما بشه.

      همه ی ما وقتی به دنیا می‌آییم رفتار غذایی کاملاً صحیحی داریم. از زمان تولد تا شش هفت ماهگی. هر وقت ما گرسنه میشدیم گریه میکردیم غذا بهمون میدادن و هر وقت سیر شدیم گریه نکردیم و کسی هم نمیتونسته به ما غذای اضافی بده. رفتار کودکان رو بررسی کنید متوجه می‌شوید وقتی گریه میکنن این نیاز رو اعلام میکنن و وقتی سیر میشن دیگه به هیچ وجه نمیتونی به اونها غذای اضافه بدهی. چون کاملاً ذهنشون تمیز و پاک هست. همون چیزی که در افراد متناسب تا بزرگسالی حفظ میشه.

      وقتی کودک به سن شش هفت ماهگی میرسه کانال‌های ارتباطیش تکامل پیدا میکنه و قدرت شنوایی و بویایی اش بهتر میشه و ارتباطش با محیط پیرامونش بیشتر میشه.

      در این مرحله مادر هایی که خیلی تمایل دارن به بچه هاشون غذای بیشتر بدن و باورشون بر این هست که «غذای بیشتر خوردن باعث سلامتی بیشتر نوزاد میشه» «غذای بیشتر خوردن باعث رشد بهتر نوزاد میشه».

      بچه ی چاق و چله داشتن در گذشته و همین الان هم نشانه ی توانمندی مادر بوده که این مادر خیلی داره کارش رو درست انجام میده و بچه لاغر نشانه ی بی لیاقتی مادر بوده

      از نظر مادر من (رضای عزیز) اگر بچه‌ای لاغر باشه اون مادره کارش رو درست انجام نداده و نمیده ولی وقتی بچه‌ای تپل باشه خیلی خوشش میاد و میگه آفرین این مادره معلومه به زندگیش میرسه و همین نوع تفکر باعث شده تمام بچه هاش اضافه وزن داشته باشند.

      در زندگی شخصی خودم (رضای عزیز) همسرم خیلی علاقه داشت که به بچه خودمون غذا بده و زودتر تپل بشه چرا که «نشان از لیاقت خودش بود» و واقعاً دوست داشت بچه ما تپل بشه و این رو یک امتیاز یک نشان از اینکه داره کارش رو درست انجام میده میدونست

      یکی از رفتارهای اشتباه غذا خوردن با تلوزیون هست چون باعث میشه توجهت بره روی تصاویر و دیگه متوجه نشی داری چی میخوری و همینطوری بخوری همون کاری که رضای عزیز مثال زدن که همسرم بچه رو میگذاشت عموپورنگ براش میگذاشت و تصاویر شاد و غذا بهش میداد همینطور بخوره و اونم حواسش نبود میخورد و خیلی راحت «غذای بیشتر از حد معمول رو به خورد بچه میداد» و وقتی هم بچه چندبار به این شکل غذا میخوره فرمول ذهنی‌اش عوض میشه و غذا خوردن بر اساس نیاز بدن و فرمان مغز انجام نمیشه و به صورت دستی یواش یواش طرز خوردن بچه عوض میشه و مغزش این رفتار جدید رو جایگزین حالت پیشفرض میکنه چون مغز اون بچه متوجه نمیشه که اون مادره هست که داره اصرار میکنه. و مغز اون این رو درک نمیکنه میزان جدید رو میگذاره به عنوان میزان مورد نیاز و فرزند به جایی میرسه که خودش درخواست غذای بیشتر رو میداد. و دقیقاً یادمه فرزند خودم به مرور به جایی رسیده بود که خودش درخواست غذای بیشتر رو میداد.

      من خودم اضافه وزن داشتم و باورم بر این بود «چاقی در خانواده ما ارثی هست» اینو یک حالت طبیعی میدونستم که بچه بیش از حد معمول غذا بخوره و حتی این بیشتر از حد معمول برای من نبود اینکه بچه زیاد بخوره ببه نظر من طبیعی بود. که روزی پنج بار شش بار غذا بخوره.

      الان که لاغری با قدرت ذهن رو یاد گرفتم متوجه شدم این اصرار همسرم به دادن غذای بیشتر به فرزندمون باعث شده فرمول ذهنی فرزند من تغییر بکنه و در حالت اضافه وزن قرار داشته باشه و این چیزیه که برای همه ی ما افرادی که دچار اضافه وزن شدند صدق میکنه.

      وقتی غذا بیشتر از نیاز بدن که مثلاً ۲۰۰ گرم هست داده بشه یواش یواش مغز اون بچه ۶۰۰ گرم رو به عنوان حداقل غذای مورد نیاز میفهمه و در نظر میگیره و یواش یواش اون حالت پرخوری در بچه به صورت حالت همیشگی اش در میاد و نتیجه هم میشه چاقی

      تصویر های ذهنی به این شکل در ما ایجاد میشود، وقتی ما از بچگی تحت تأثیر رفتارهای اشتباه قرار میگیریم و چون کانال‌های عصبی ما تکامل پیدا کرده و ما یواش یواش رفتار والدین رو یاد میگیریم واکنش میدهیم نسبت به رفتار والدین این‌ها همه در ما تصاویر ذهنی ایجاد میکنه

      وقتی بچه بارها و بارها با عناوین تپل و خوشکل و باید غذا بیشتر بخوری که قوی بشی غذا بیشتر بخوری که بزرگ بشی وقتی این‌ها به ما گفته شده یا به هر بچه‌ای گفته میشه به مرور تصویر ذهنی یک آدم چاق از خودش در ذهنش ایجاد میشه و این یک موضوع کاملاً علمی هست که ذهن ما کاملاً تصویری هست.

      وقتی من با شما صحبت میکنم خیلی سریع ذهنت صحبت‌های من رو به تصاویر ذهنی تبدیل میکنه و شما اونها رو درک میکنید.

      ما از کودکی در معرض غذا خوردن بیش از حد قرار گرفتیم و معرض شنیده ها در مورد چاقی قرار گرفتیم. «خیلی موقع‌ها ما تشویق شدیم به بیشتر خوردن» چرا که گفتن« بیشتر غذا بخور که بزرگ بشوی» «بیشتر غذا بخور که قوی بشی» «بیشتر بخور که درست رو خوب یادبگیری» این‌ها همه یک تصویر چاق‌تر شدن رو در ذهنون از خودمون بوجود آورده و از اونجایی که ذهن ما تصویری تمام تلاشش رو کرده همیشه جسم ما رو به اون تصویری که در ذهن ما داره برسونه.

      این موضوع در تمام جنبه‌ای زندگی وجود داره نه فقط در زمینه چاقی. در تحصیل، کافیه هر بار نمره خوب گرفتی از طرف والدین تشویق بشوی، همون وقت یک تصویر موفق تر از خودت در تو شکل میگیره و شما دوست داری که درس بعدی و نمره بعدی نمره بهتری بشه. و این‌ها همش به خاطر اون تصویر ذهنی فرد موفقی هست که در ذهنت ایجاد میشه.

      نقطه مقابل این‌ام هست، اگر ما به هر دلیلی نمره بدی گرفتیم به خاطر سرزنش هایی که شدیم و به خاطر تحقیرها و ترس‌هایی که در ما ایجاد شده تصویر یک آدم ناموفق و شکست‌خورده در ذهن ما ایجاد شد و به مرور روند درس خوندن ما بدتر و بدتر شده گرچه خیلی هم سعی میکردیم و همیشه نتیجه اون تصویری هست که درذهن ما هست رقم میخوره.

      در مورد افرادی چاقی که بارها و بارها تلاش کردن و نتیجه نگرفتن همین تصاویر ذهنی بوده که نگذاشته به نتیجه دلخواه برسند چون فرد داره تلاش میکنه لاغر بشه اما چون تصویر ذهنی از خودش در ذهنش از سالها قبل تصویر چاق و چاق‌تر از خودشه به هیچ وجه اون فرد نمیتونه برای همیشه متناسب بمونه. شاید خیلی تلاش کنه و یک مقداری هم کاهش وزن داشته باشه یا سایزش تغییر کنه اما چون تصویر ذهنی تصویر یک فرد چاق هست مطمئناً به اون حالت قبلش برمیگرده.

      من بارها به همراه خانواده که برای تهیه لباس میرفتیم مادرم می‌گفت «یک سایز بزرگ‌تر بهش بده چون در سن رشده و همیشه سن رشد بیشتر رو برای من سن چاقی بیشتر در نظر میگرفتن و بارها میگفتن و مادرم چون خودش خیاط بود هر وقت برای من لباس میدوخت می‌گفت من یک مقدار برات جادار تر در نظر گرفتم که زود تنگ نشه خب همه این حرف‌ها در ذهن من «تصویر چاق‌تر رو بوجود می آورد» یعنی همیشه منتظر بودم.

      وقتی باور ایجاد کنی در مسیر چاق‌تر شدن هستی و تصویرش ایجاد بشه خود به خود فرد همیشه منتظر چاق‌تر شدن هست. و همین تصویر ذهنی باعث میشه مغز رفتارهایی رو انجام بده و دستورهایی رو صادر کنه که ما پرخور بشیم و فکر کنیم آدم پرخوری هستیم درصورتی که مغز ما داره فرمان پرخوری رو صادر میکنه. هرچقدرم شما از پرخوری بدت بیاد و بگی من تصمیم میگیرم که دیگه پرخوری نکنم از امروز از فردا از شنبه دیگه پرخوری نمیکنم متوجه میشی که نمیتونی پرخوری نکنی چون فرمان پرخوری رو داره مغز ما صادر میکنه و مغز بر اساس چه چیزی داره دستور صادر میکنه؟ بر اساس تصویر ذهنی که از خودمون در ذهنمون هست و ایجاد شده داره این فرمان‌ها رو صادر میکنه. تنها راه حل تغییر رفتار غذایی ما و اونهایی که میان میپرسن چطور پرخوری خودم رو کنترل کنم و چی کار کنم که پرخوری نکنم نمیشه واقعاً راهکاری رو داد که شما پرخوری نکنی. تنها باید در مسیر آموزش قرار بگیری و یواش یواش ذهنت چون تصویرش عوض میشه دیگه مغز شما فرمان پرخوری صادر نمیکنه.

      خیلی از دوستانی که دوره لاغری با ذهن استفاده میکنن و میگن ما در فلان مهمانی رفتیم و در معرض فلان مواد غذایی قرار گرفتیم اگر قبلاً بود به این شکل میخوردیم اما حالا خیلی کمتر میخوریم و حرص و ولع برای خوردن نداشتیم و خیلی تعجب میکنن که چی شده؟ چرا من قبلاً اینطوری بودم و الان این حرص و ولع رو نداشتم به خاطر همین هست که یواش یواش داره تصویرهای ذهنیتون عوض میشه و فرمان‌های مغز برای خوردن تغییر میکنه نه اینکه فرد خودش تصمیم بگیره کمتر بخوره. دستورها داره تغییر میکنه. و به همین دلیل تمام افرادی که در دوره شگفت انگیز لاغری با ذهن نتایج عالی میگیرن هر وقت میخوام بهشون توضیح بدم که چه چیزی بوجود اومد و چی کار کردن واقعاً نمیتونم توضیح بدم که چه کاری انجام دادن و اونها فقط فایلهای صوتی رو گوش دادن و تمرینات رو انجام دادن و کارهایی که گفته شد رو انجام دادن و همه ی اون کارها بواسطه تصاویر ذهنی جدید در اون افراد بود و وقتی تصویرهای ذهنی ایجاد میشه مغز اونها دستورهای متفاوتی صادر میکنه و رفتارهای غذایی اونها به صورت ناخودآگاه تغییر میکنه و اون افراد خودشون شور و اشتیاق بیشتر پیدا میکنن که حالا که داره نتیجه میده بیشتر گوش کنم و با دقت بیشتری و اشتیاق بیشتری ادامه بدم و هی رفتارها سریعتر و به شکل گسترده‌تری تغییر میکنه. خب وقتی رفتار غذایی تغییر کنه مسلماً جسم هم تغییر میکنه.

      دوستی به من پیام داد و می‌گفت یکی از عادت هام این هست که من هر روز باید کیک درست کنم. و از من سؤال میکرد من اگر در این دوره شرکت کنم ممکنه این عادت رو ترک کنم و من هر روز کیک درست نکنم؟

      بهش گفتم چرا کیک درست میکنی؟ گفت به خاطر اینکه من خیلی شیرینی علاقه دارم و خیلی برنامه‌های شیرینی پزی و کیک پزی علاقه دارم و قبلاً خودم هر روز سفارش میدادم برام کیک بیارن ولی الان به این نتیجه رسیدم خودم درست کنم و مقدار بیشتری درست کنم و هزینه پایین‌تر بیاد. همینطور که فرد توضیح میداد من میگفتم به چه شکل تصاویر ذهنی در این فرد شکل گرفته که این فرد از یک روزی متوجه شده علاقه به مصرف شیرینی بیشتر داره چرا که ذهن روی چاق‌تر شدن تنظیم شده و گرایش پیدا کرده به خوردن شیرینی بیشتر و بعد با کانال‌ها و برنامه‌های آشپزی آشنا شده هر روز اون تصاویر و کیک ها رو دیده و نحوه درست کردن شیرینی‌ها رو دیده و تبدیل شده به تصویر ذهنی براش و اون فرد مشتاق شده که کیک بیشتری مصرف کنه و شروع کرده به سفارش دادن هر روز و الان به جایی رسیده که خودش هر روز درست میکنه

      این فرد رو اگر الان بهش بگی نه دیگه از امروز حق نداری کیک درست کنی و به جای هفت رو در هفته پنج بار در هفته کیک درست کنی و نمیتونی این فرد رو از درست کردن کیک یا مصرف شیرینی یا کیک بیش از حد منع کنی. تنها باید طی یک پروسه باید یواش یواش تصاویر ذهنی اون فرد نسبت به کیک رو تغییر بدی نسبت به مصرف شیرینی بیش از حد رو تغییر بدی و بعد میل اون فرد که همون دستور ذهنی اون فرد هست تغییر میکنه. و اون فرد خیلی راحت میتونه تصمیم بگیره کیک بخوره یا نخوره. و به جایی میرسه که من تصمیم میگیرم امروز کیک درست نکنم برای چی کیک درست کنم؟

      اصلاً اشتیاقه تغییر میکنه. و الان بحث نیاز نیست بحث اشتیاقه. اشتیاقه از چی ایجاد میشه؟‌ از طرف ذهن ایجاد میشه. خاطرات اون فرد از خوردن شیرینی یا کیک یا هر چی همه تصاویر ذهنی هست که باعث میشه اون فرد چاق بشه و تکرار کنه اون تصویرها رو.

      چطور تصویر ذهنیمون رو به تصاویر ذهنی متناسب تغییر بدهیم که مغز ما به مرور رفتار متنفاوتی رو دستور بده و ما رفتار متفاوتی رو از خودمون نشون بدیم؟

      همیشه برای تغییر دادن هر مسأله ای اول باید مانع از بیشتر شدن و پر‌رنگ شدن تصاویر ذهنی چاق کننده بشویم و بعد میتونیم تصاویر ذهنی متناسب کننده رو ایجاد کنیم.

      نمیتونی در مسیر اضافه شدن تصاویر ذهنی چاق‌تر شدن حرکت کنی و بخوای تصاویر متناسب در ذهن خودت ایجاد کنی. اول باید تصاویر ذهنی متناسب کننده رو در ذهن خودت ایجاد کنی و بعد حرکت به سمت متناسب شدن رو شروع کنی. این خیلی علمیه. اگر داری به سمت چپ میری و میخوای به سمت راست بری طبیعیه که اول باید حرکت به سمت چپ رو متوقف کنی و بعد دور بزنی به سمت راست حرکت کنی.

      شما اگر داری به سمت چاق‌تر شدن حرکت میکنی اول باید حرکتت به سمت چاق‌تر شدن رو متوقف کنی و بعد حرکت به سمت لاغر تر شدن رو شروع کنی. نمیشه هم‌زمان دو تا رو انجام بدی و همزمان در دو جهت حرکت کنی.

      بنابراین برای اینکه از ایجاد تصاویر ذهنی چاق در ذهنمون جلوگیری کنیم چندتا کار رو باید انجام بدیم. اولین کار این هست که «به هیچ وجه نباید از این لحظه به بعد شما در مورد چاقی صحبت کنی». به هیچ وجه. هر کسی در مورد چاقی شما صحبت کرد و جواب داد شما هیچ جوابی نده. و موضوع رو ادامه نده. در مورد اون موضوع صحبت نکن. «جلوی دیگران خودتون رو سرزنش نکنید» که من هر کاری میکنم نمیتونم لاغر بشم یا آب هم میخورم چاق‌تر میشم. این متأسفانه عادت خیلی خطرناکی هست که تقریباً تمام افراد چاق دارند که هر کسی به اونها بگه فلانی از دفعه قبلی شما چاق‌تر شدی سریع شروع میکنن به سرزنش کردن خودشون. که بابا چیزی نمیخورم آبم بخورم چاق میشم. هر چی از این حرف‌ها بیشتر بزنی شما داری تصاویر چاق‌تر شدن در ذهنتون رو پر‌رنگ تر میکنی. پس صحبت کردن در مورد چاقی کاملاً باید ممنوع باشه در ذهنتون. هر وقت خواستی در مورد چاقی صحبت کنی باید یادت بیاد و بگی من دیگه نباید تصاویر چاق‌تر شدن رو پررنگ تر کنم
      شاید به هر دلیل در یک محیطی صحبت کنی اما بازم بایدت میاد که کمتر باید حرف بزنی و یواش یواش به این توانایی میرسی که اصلاً در مورد چاقی حرف نزنی. پس از مرحله اول برای متوقف کردن پررنگ شدن تصاویر ذهنی صحبت نکردن درباره چاقی است.

      مرحله دوم: نباید دنبال راهکارهایی برای رفع چاقی باشید. هر چقدر بیشتر دنبال روش‌های مختلف باشی که چطور باید چاقی رو برطرف کنی درواقع شما داری به ذهنت بیشتر بها میدی بابت چاقی و داری بیشتر تصایر ذهنی خودت از چاقی رو پررنگ تر میکنی چون هرچقدر بیشتر بخوای ازش فرار کنی یعنی درذهنت اون موضوع خیلی پررنگ تر میشه و این‌ام نکته بسیار مهمی هست. همه ی ما سالهاست داریم تلاش میکنیم لاغر بشویم اما چرا لاغر نشدیم؟ و تازه چاق‌تر هم شدیم؟ چون هرچقدر بیشتر تلاش کنیم لاغر بشویم داریم تصاویر ذهنی چاقی خودمون رو بیشتر میکنیم. باورت بیشتر میشه که من چاق هستم و نمیتونم لاغر بشم. پس آرامش خودتون رو حفظ کنید. اگر وارد این مسیر شدید و مطمئن هستید این مسیر قابل اعتماده برای متناسب شدن پس از تحقیق در مورد روش‌های دیگه کاملاً پرهیز کنید چون این کارفقط داره تصاویر چاقی رو برای شما پررنگ تر میکنه.

      گام اول: صحبت نکردن در مورد چاقی
      گام دوم: تحقیق نکردن در مورد روش‌های دیگه که من چطور باید لاغر بشم و چاقی چیه و این‌ها
      گام سوم: در معرض اطلاعات تحریک‌کننده قرار نگیرید. عضویت در کانال‌هایی که آشپزیه باعث میشه شما تحریک بیشتری برای خوردن شوید. چه دلیلی داره ما در کانال‌های آشپزی یا برنامه‌های ورزشی باشیم که بگویند چی بخور؟ واقعاً چه دلیلی داره؟ مگر ما آشپز حرفه‌ای هستیم و رستوران داریم؟ اگه شغلت اینه کارت هست نمیشه بگیم این کار رو نکن ولی اگر شغلت آشپزی نیست و رستوران دار نیستی چه دلیلی داره دنبال دستور پخت های جدید باشی؟ پیگیری کردن روش‌های پخت هر غذایی شما رو تحریک میکنه برای خوردن بیشتر چون نمیشه شما غذا رو درست نکنید و غذایی که درست میکنید رو نخورید. مطمئناً درست میکنید که بخورید. بعد وقتی عادت کنی به دنبال چیزهای جدید برای خوردن همیشه ذهنت داره جستجو میکنه یک چیز جدید و متفاوت تر. و این باعث تحریک بیشتر شما میشه و تصاویر چاق کننده بیشتر رو پررنگ تر میکنه.

      این سه گام باعث میشه شما آرامش بیشتری رو پیدا کنید و نگرانیتون از چاق‌تر شدن کمتر بشه. نشانه اینکه تصاویر پررنگ متوقف میشه این هست که نگرانی شما از چاق‌تر شدن کمتر میشه. هرچقدر تصاویر ذهنی پررنگ تر بشه نگرانی شما از چاق‌تر شدن بیشتر میشه. وقتی نگرانی و استرس کم میشه آرامش بیشتر میشه یعنی تصاویر داره تغییر میکنه و این نشانه خیلی خوبیه. حتماً این فایل رو چند بار گوش کنید و دقت کنید به تصاویر ذهنی در خودتون و توجه کنید که چطور میتونید از پررنگ تر شدن تصاویر در ذهنتون جلوگیری کنید و وقتی این کار رو انجام دادید یواش یواش حرکت ذهن شما به سمت چاق‌تر شدن متوقف میشه و آمادگی بیشتری پیدا میکنید برای تغییر حرکت و به لطف خداوند ادامه دادن مسیر در جهت متناسب شدن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/17 11:23
        مدت عضویت: 741 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 463 کلمه

        سلام وقت بخیر
        من فرزند سوم خانواده بودم و ۲تا خواهرای بزرگتر من خیلی لاغر بودن وفکر کنم مادرم ناراحتی لاغری اونارو روی من تلافی کرد وتا میتونست به من غذا میداد ومنم که عادت کرده بود حسابی پرخور شده بودم ،یادمه وقتی ۱۰ ،۱۲ ساله بودم میتونستم در عرض ۱۰ دقیقه چندتا موزو با هم بخورم وفکر میکردم این یه هنره ،چونکه زیاد از بچگی شنیده بودم که اگر خوب غذا بخوری ،باهوش تر میشی،زودتر بزرگ میشی ،قوی تر میشی ،منم از بچگی ادای پسر هارو در میوردم و دوست داشتم مثل اونا قوی بشم ،از بس شنیده بودم پسرا شیرن مث شمشیرن ،دخترا موشن وووو دوست نداشتم مثل دخترا موش باشم وچونکه پدرم ارتشی زمان قدیم بود و دیسیپلین های مخصوص اون دوره رو داشت همیشه بهم میگفت دختر من باید قوی باشه ،منم از بس محل کار پدرم رفته بودم و همیشه دوست داشتم برم تو ارتش ،و پدرم توی ایران اجازه این کارو بمن نمیداد ومدام قول این شغلو بیرون از ایران به من میداد واین احساس قوی و قدرتمند بودن تو ذهن من موند وشاید یکی از دلایلی که چاقتر هم میشدم ،حتما احساس میکردم باید آدم درشتری باشم برای این کار ،من حتی تیپ های دخترونه رو دوست نداشتم وهنوزم جمع های مردونه رو بیشتر از زنونه دوست دارم ،بلخره هم استخون های من درشت بود هم چاق بودم واین ادامه داشت ،بعد از زایمان اولم که ۹۸کیلو شده بودم رفتم باشگاه و رژیم گرفتم و۳۰کیلو کم شدم ،دوباره برای زایمان دومم ۹۸ کیلو شدم و مجدد ۳۰ کیلو کم کردم ولی به دلایل داشتن فرمول های اشتباه زیاد ،وزنم برمیگشت ،یعنی ریشه و ذهن من چاق بود ومن داشتم به جسمم فشار میوردم ،وقتی با مطالب ذهنی آشنا شدم وکتاب دکتر جودیسپانزارو خوندم متوجه شدم من میتونم با ذهنم به هرجایی دوست دارم برسم پس بعد از یه سرچ کوچیکه هدایتی وارد این سایت شدم
        تو دوره ها شرکت کردم و۶ماهه دارم در این مسیر لذت میبرم
        ۶ماهه حرفی از چاقی نمیزنم،تو جمع این جنس صحبت ها قرار نمیگیرم ،یعنی تو فرکانسشون نیستم،هر روز با آرامش زندگی عادی خودمو طی میکنم واز این آگاهی ها تو عمل استفاده میکنم،خیلی راضی م،الان داشتم میرفتم بیرون خرید ومانتوی پارسالمو پوشیدم ،البته مانتوی جلو باز گشادیه ولی یه فرقی کرده با پارسال این موقع ،امسال یه ۵دقیقه وایسادمو خودمو نگاه کردم ولذت بردم بخاطر اینکه مانتو تو تنم قشنگ بود ولی پارسال حتی خودمو نگاه هم نمیکردم،انقد رفت وبرگشت توی راه احساس سبک بالی داشتم وفرز بودن،مدام خدارو شکر کردم برای هدایت من به این مسیر وبه قول استاد عطارروشن وقتی حس رضایت داری یعنی داری سپاسگذاری میکنی واین حس وفرکانسو جهان متوجه میشه ومنو مرتب تو مسیر تناسب اندام وسلامتی بیشتر هدایت میکنه
        ممنونم استاد پاینده باشید،
        البته فکر کنم دستم خورده به کادر پاسخ واشتباهی توی این کادر نوشتم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/03/21 23:21
          مدت عضویت: 589 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 127 کلمه

          سلام فریده عزیز. آفرین که تونستی نتایج عالی بگیری و دیگه در مورد چاقی صحبت نکنی. آفرین که به اندام دلخواهت نزدیک شدی. آفرین که تونستی موضوع تصاویر ذهنی رو درک کنی و کامنت پرمحتوایی رو بنویسی و همین که تونستی این موضوع رو درک کنی بهت کمک میکنه که اندام عالی ای رو برای خودت بسازی به قول رضای عزیز تصاویر ذهنی ای که باعث چاق تر شدن ما شدن، همان تصاویر این قدرت رو دارن که ما رو به لاغری برسونن و هیچ چیز در این جهان تک وجهی نیست. امیدوارم که هر روز به سمت زیبایی ها و قشنگی ها و اتفاقات بتهر و زیبایی اندام دلخواهت نزدیک و نزدیک تر بشوی و شاهد نتایج عالی ات باشم دوست خوب و هم فرکانس ام.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/13 13:35
        مدت عضویت: 822 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        سلام . این توضیحات چقدر عالی بود خیلی استفاده کردم چقدر مراحل رو قشنگ توضیح دادید .مخصوصا اون قسمت که فرمودید از کجا معلوم میشه تصاویر ذهنی تغییر کردند از اونجایی که نگرانی ما برطرف شده و ما به ارامش میرسیم . خیلی خیلی ممنون از شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/06 19:25
      مدت عضویت: 564 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام استاد عزیز
      یه روش دیگه ای که خودم انجامش میدم اینه که کمتر با افراد که در خیابان تپل هستند نگاه میکنم و حتی نگاشتن نمیکنم .
      البته نه از روی ترس چاقی. بلکه منو یاد چاقیم نیافته.
      به نظرتون روش خوبیه ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/03 21:48
      مدت عضویت: 589 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 449 کلمه

      سلام به هم فرکانسی های عزیزم
      بخش اول این فایل و نکاتی که از آن دریافت کردم

      ✅ خیلی از افراد هستند که هنوز دنبال فوت کوزه گری میگردند و دنبال رژیم خاصی هستند که چی بخورند و چی نخورند و چه ورزشی بکنند و در چه ساعتی باشه و .. در صورتی که در این برنامه هیچگونه برنامه ای داده نمیشه و روشی که من ازش استفاده کردم و نتیجه عالی گرفتم (رضا عزیز) و باقی دوستان استفاده کردن و نتیجه گرفتن کاملا ذهنی هست

      ✅ در این روش ما میبینیم چه فرمول های چاق کننده ای در ذهنمون هست و یادمیگیرم چطور ذهنمون رو برنامه ریزی کنیم و شبیه فردی کنیم که متناسب هست و در نهایت این تغییر ذهنی به عنوان نتیجه در جسم ظاهر میشه

      ✅ بنابراین هیچ برنامه ای داده نمیشه و تغییر فقط به شکل ذهنی هست

      ✅ درست هست که با تغییر فرمول های ذهنی رفتارهای غذایی ما تغییر میکنه اما این تغییر رفتار مبتنی بر تغییر فرمول های ذهنی هست نه چیزی که به عنوان رژیم غذایی افراد به دنبالش هستند

      ✅ وقتی تغییر رفتار از ذهن آغاز بشه ما به هیچ عنوان دچار استرس و نگرانی و عصبانیت نمیشیم که چرا باید کمتر بخورم یا چرا نمیتونم زیاد بخورم

      ✅ خیلی از محدودیت هایی که در رژیم وجود داره در تغییر فرمول های ذهنی وجود نداره چون قبل از اینکه رفتار ما عوض بشه منشا اون که برنامه ریزی ذهنی ماست تغییر کرده بنابراین خیلی ساده تر رفتار ما تغییر میکنه بدون اینکه ناراحت بشیم

      ✅ بنابراین فایلهای لاغری با ذهن رو بارها و بارها تکرار کنید چون متوجه میشید که موضوع قرص و دارو و دمنوش و اینها نیست و موضوع چیز دیگه هست یعنی تغییر فرمول های ذهنی هست.

      ✅ در فایلهای گذشته ما اثبات کردیم که چرا چاق شدیم و برای لاغر شدن باید چی کار بکنیم و تمرین داشتیم که چرا روش های قبلی ناکارآمد هست و چرا توجیحاتی که برای اضافه وزن می آوریم غلط هست. و این ها همه تغییر های فرمول های ذهنیه.

      ✅ اصل چیزهایی هست که من به شما گفتم و با گوش دادن و باور کردنشون یواش یواش طرز فکرتون نسبت به خودتون و اضافه وزن عوض میشه و آرامش ذهنی پیدا میکنید

      ✅ هر زمان آرامشتون نسبت به لاغر شدن بیشتر شد و احساس اطمینان بیشتری کردی که میتونی لاغر بشی از اون لحظه استارت لاغر شدن در ذهن شما زده شده چون یکی از نشانه های اینکه در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتی احساس آرامشه. دیگه اون ترس و نگرانی از لاغر شدن وجود نداره و به جای اون احساس ایمان و امیدواری در متناسب شدن ایجاد شده و این نشان دهنده ی این هست که فرد به شکل صحیحی داره فرمول های ذهنی اش رو تغییر میده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/29 20:45
      مدت عضویت: 605 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      سلام براستاد عزیز وبرتمامی کسانیکه تا به الان متوجه شدند که باید تغییر کنند ودرمسیر متناسب شدن افکارشون قرار گرفتن.میخوام اینو صادقانه بگم که هروقت اومدم کامنت بزارم نشده که گریه نکنم چون یک انرژی و حس زیبایی درون من به وجود اومده که باعث شده من خدامو بیشتر بشناسم و در مسیر متناسب شدن قرار بگیرم و خدارو بی نهایت شاکر و سپاسگذارم که دارم چنین لحظات نابی رو تجربه میکنم.
      درسی که امروز یاد گرفتم از سخنان ناب استاد اینه که:
      این بدنم نیست که نامتناسبه، این افکارمنه که نامتناسبن وباعث شده رفتارهای نامتناسب داشته باشم ودر جسمم نامتناسب بودن نمایان بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/24 08:37
      مدت عضویت: 614 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 148 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمه دوستانم که در مسیر متناسب شدن مثل من قرار گرفتن .فکر میکنم یکی از عادتهای من اینه که هر روز خودم رو اول صبح وزن میکنم اگه کم تر از دیروز باشم خوشحال میشم اگه بیشتر باشم ناراحت میشم قول میدم فقط هفته ایی یک بارانجام بدم چون این رفتار داره تصویر ذهنی چاقی رو در من پررنگ ترمیکنه .سعی میکنم در مورد چاقی با کسی صحبت نکنم اگه دیگران در مورد چاقی من یا خودشون خواستن صحبت کنن موضوع رو عوض میکنم من امروز فهمیدم این که بدنم نامتناسب شده فقط به خاطر غذا نیست در اصل به خاطر افکار نامتناسبم هست پس به یاری خدا و کمک استادم افکار متناسب رو در خودم ایجاد میکنم ممنون و سپاسگذار هستم از خداوندم که منو با این روش آشنا کرد چون واقعا همون چیزی بود که بهش نیاز داشتم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/26 10:05
        مدت عضویت: 726 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام دوست عزیز ،طبق اموزه های استاد رفتن روی ترازو مثل رفتن روی مینه،معلوم نیست بعدش چه اتفاقی بیوفته ،ما در این دوره یاد میگیریم که کلا ترازو رو بذاریم کنار

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/26 15:06
      مدت عضویت: 671 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      با سلام خدمت دوستان و استاد گرامی من هر فایل رو چندین بار گوش میکنم و سعی میکنم تمرینات رو انجام بدم به نظرم اگه فایلها رو سرسری صد بار هم گوش بدیم فایده نداره و تا به عمق ذهنمون وارد نشه و خودمون اونو به درستی درک نکنیم نتیجه نداره .
      من در مورد چاقی خودم حرف نمیزنم و سعی میکنم تصویر اندام متناسب را در ذهنم ایجاد کنم که واقعا نگه داشتن تصویر متناسب در ذهن نیاز به زمان و تمرین مداوم داره و اگه ازش غافل بشیم در ذهنمون کمرنگ میشه و زندگی با حس لاغری میتونه این تصویر ذهنی رو تداوم ببخشه که من هر روز سعی در ایجاد اون هستم. من چن تا پیج اشپزی در اینستا و کانال تلگرامی عضو هستم که از امروز با توصیه استاد و دوستان اونا رو پاک میکنم .از استاد محترم کمال تشکر را دارم که دلسوزانه ما را راهنمایی میکنند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/11/26 18:12
        مدت عضویت: 671 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 76 کلمه

        خیلی ممنون که نظرات رو ریز میخونید و با نکته بینی جواب میدید و ما را از مسیر اشتباه برمیگردونید البته اینم بگم که من چون اشتیاقم برای لاغری زیاد بود تمام هشت فایل رو با دقت گوش دادم و تمرینات رو انجام دادم و در یک هفته به راحتی ۲ کیلو کم کردم که همه اینها رو نتیجه زحمات و تلاش دلسوزانه شما در جهت لاغری هنرجویان میدونم . باز هم از شما متشکرم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/02/30 15:51
          مدت عضویت: 778 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 10 کلمه

          افرین به شما دوست عزیز این عالی وفوق العاده هست

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/30 16:56
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 8 کلمه

      واقعا استاد شما عالی هستین صحبتهاتون آرامش بخشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/11/25 21:43
        مدت عضویت: 676 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 73 کلمه

        سلام
        بله من هم مث همه شما خیلی ب چاق بودنم پرداختم،لباس ب ندرت میخرم،عکس ب ندرت میندازم،از خودم خوشم نمیاد،تز چاقیم زیاد میگم و….
        اما با گوش دادن این جلسه فهمیدم ک باید تصاویر لاغری رو در ذهنم جایگزین کنم،الان دیگه ب خودم میاندیشم،زمانی ک ۷۰کیلو بودم ،مطمئنم ب هدفم خواهم رسید…..
        باز کردن پیج و کانال آشپزی رو هم برخوردم ممنوع‌کزدم،ب امید موفقیت خودم و همه شما عزیزان و با تشکر از استاد عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/24 14:11
      مدت عضویت: 780 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 955 کلمه

      بنام رب یکتا…
      ?سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان متناسب?

      قبل از آشنایی من با سایت استاد خیلی فکرم مشغول هر روز اضافه تر شدن وزنم بود…?کار اشتباهی که با نگاه کردن به آینه و حس بدی که بهم دست می‌داد تکرار میشد.
      خیلی حسه  بدیه لباسی یکی برات کادو بخره و اون فرد هم کسی باشه که باهاش رو در ایستی داری و دوست نداری پیشش ضایع بشی و اصرار کنه همین الان بپوش و تو بخاطر اصرارش بپوشی و بعد اون لباس برات تنگ باشه و پیش اون خجالت زده بشی و اون بگه ا…. ?من هنوز یک سایز بزرگتر از خودم برات گرفتم فکر نمیکردم برات تنگ باشه…?
      با توجه به اینکه قبل ازدواج اون فرد چند سایز ازم بزرگتر بوده…?دوست داشتم زمین دهن باز کنه و برم توش…?بعد اون اتفاق خیلی ذهنم بیشتر درگیر اوضاعم بود…بخاطر فرشته کوچولوم نمیتونستم باشگاه برم و تو خونه هر روز افکار منفی ذهنمو پر می‌کرد. دنبال راه آسون بودم که بشه باهاش به وزن ایده الم برسم.یک پیج داروهای گیاهی بود که از بعد بدنیا آمدن (هدیه ی خداییم) دنبال میکردم خیلی مشتریهاش ازش راضی بودن با همسرم در میون گذاشتم که موافق اینکار نبود و می‌گفت اونقدرام اضافه وزن نداری… یکم ورزش کنی حله…?
      ولی من با اصرار تونستم راضیش کنم که موافقت کنه.حتی شماره حسابم از اون پیج گرفتم.ناراحت از اوضاعی که برام پیش اومده بود و نگران از نتیجه ی انتخابم…به طرز عجیبی برخوردیم به چند روز تعطیلی و کارتمون هم به مشکل برخورده بود و نشد پول واریز کنیم…
      بی خبر از اتفاقاتی که خدا قرار بود برام رقم بزنه… همون روزا خداوند منو هدایت کرد به سایت استاد….?
      من استاد رو شاید دو سال پیش شناخته بودم… اما نه با اسم و چهره…. اون آشنایی برمیگرده به اولین شبی که به سایت استاد عباسمنش هدایت شدم و تو کانال شون نظر ایشون راجب تغییر زندگیشون رو خوندم و بین اون همه نظر ماجرای تغییر زندگی ایشون برام خیلی جالب بود…? همون لحظه از پشتکار و کلامشون لذت بردم وداستان زندگیشون تو ذهنم مونده بود و دوست داشتم بدونم که الان زندگی اون دوست چطور شده؟!! نمیدونستم آقای عطار روشن هستن آخه اسمشون رو تو کانال ننوشته بودن.فقط نوشته بودن یکی از دوستان…بعد دو سال به سایتشون هدایت شدم و وقتی دیدمشون یاد کلیپهایی از تغییر زندگی دوستانم در کانال استاد عباسمنش افتادم که یک کلیپ بنام ایشون گذاشته بودند ولی چون نمیشناختمشون اونقدر که باید توجه نکرده بودم.
      دوباره رفتم و اون کلیپ رو سرچ زدم داستانش شبیه اون داستان دو سال پیش بود…اره اون دوست رو پیدا کردم….وای قانون چقدر دقیق جواب میده…چون من تغییر وتحول زندگیشون رو دوست داشتم، سایتشون رو جذب کردم و توسط خداوند هدایت شدم… ???

      چقدر شما پشتکار و ایمان و اشتیاق دارین استاد….تو این دوسال زندگی منم به لطف خداوند و تغییر افکارم تغییر کرد اما الان که دارم زندگی و ایمان شما رو میبینم،میبینم من چه ایمانی داشتم و شما چه ایمانی…شما ایمانتون رو در عمل ثابت کردید و مستمر ادامه میدهید… انجام قوانین باید همیشه ومستمر باشه… اینو واقعا از شما آموختم. از همون روزی که به سایتتون رسیدم با خدای خودم عهد بستم مسیر تناسب در تمام جنبه های زندگیم رو مثل شما تا وقتی زنده ام مستمر ادامه بدم…???
      کانالهای اشتباهی که تو گوشیم با باورهای چاق کننده وارد شده بودند از گوشیم حذف کردم…???

      دیگه دنبال شیوه های جدید اشپزی نیستم…???

      هر زمان احساسم بد میشه میفهمم مسیر رو در حال اشتباه رفتن هستم سریع جلوی ذهنم رو میگیرم و میگم کجا کجا… ??داری چی میگی واسه خودت و میری برای خودت…??
      میگم من دنبال ارامشم،دنبال احساس خوب پس این مسیر اشتباست.بیا از این مسیر که میگم بریم دستشو میگیرم و با حس خوب مسیر درست رو ادامه میدم. ???

      ورودی های ذهنم خیلی بیشتر کنترل میشن…???

      دیگه برام فرقی نمیکنه چه غذایی جلوی روم هست فقط به اندازه ی نیازم میخورم…و این اتفاق اطرافیانم رو حسابی متعجب میکنه…اخه یه مجلسی بود که غذاش خیلی خوشمزه و متنوع بود و اطرافیانم که بیشترشون پر از فرمول‌های چاق کننده بودند و اونو در رفتاشون میشد دید با تعجب گفتن این همه راهو اومدی که اینقدر بخوری…? تو دلم گفتم مگه لذت خوردن فقط با زیاد خوردنه؟!…☺️من نمیخوام این احساس درست و خوب تناسب، رو با زیاد خوردن خراب کنم. من اومدم اینجا تا کنار عزیزانم خوش باشم نه اینکه با زیاد خوردن به احساس اشتباه خفگی برسم…خوشحال بودم از کار درستم و به خودم آفرین گفتم…?
      تو همون مجلس خانمی موقر و متدین وقتی تو راهرو بودم باهام به گرمی سلام علیک کرد و آشنایی داد که خانواده ام رو دورا دور میشناسه و ازم پرسید که مجردم؟؟! گفتم نه من بچه دارم و اگه دنبال آبجی مجردم میگرده اون گوشه نشسته….اونم لبخندی زد و رفت… خخخخ…چشمشو گرفته بودم و فکر می‌کرد من مجردم…???بماند که وقتی به همسرم تعریف کردم کلی غیرتش گل کرد و عصبانی شده بود چرا اون خانم تورا اشتباهی گرفته بود؟؟!….
      ومن با خودم گفتم انرژی مثبت و ارامشم اون خانم رو به سمتم کشیده بود. ???

      تغییر در رفتار دیگران نسبت به خودم رو هر روز میبینم.مخصوصا همسرم…??????

      هر روز که چشمم رو باز میکنم خدا رو شکر میکنم که روزی دیگه بهم فرصت زندگی داد تا به هدفم نزدیکتر بشم.???

      وقتی در روز رفتاری یا اتفاقی میبینم که برام خوشایند باشه حتما تاییدش میکنم و خدا رو شکر میکنم چون توجه کردن یعنی من از این اتفاقات بیشتر میخواهم.???

      و خبر خوب اینه که اون لباس رو الان پوشیدم… به تنم اندازه شده… یکمم آزاده… ??????ومن میخوام مسیرم رو ادامه بدم با لذذذذذت و با این لباس هنوز کاررررر دارم و برسم به اندامی که مد نظرم هست.

      ?این  همه تغییرات مربوط به حس درونی و آرامشیه که مدیون آموزش‌های استاد هستم.ممنونتونم…استاد خوب،آگاه و متناسب. ?
      ?رب یکتا همراه همه ی دوستانی که تلاش میکنند رؤیاشون فقط در رؤیا نباشه و با احساس خوب مسیر تناسب رو ادامه میدن.?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/09/24 21:17
        مدت عضویت: 780 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 60 کلمه

        سپاسگذار خداوندی هستم که هدایتم کرد به سمت یکی از دستانش که رسالتش اشاعه و شناساندن توانایی بی نظیری ست که در وجود همه ی بندگانش نهادینه کرده و آنها از آن بی‌خبرند…بی شک شما دستی ارزشمند از سوی خداوند هستید…و من هر روز خوشحال‌تر و خوشبخت تر هستم از آشنایی با شما.?????????? ? ? ? ? ? ?

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/08/01 14:40
      مدت عضویت: 812 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام وقت بخیر.من پارسال بسته ی لاغری رو تهیه کردم شنیدم خیلیم اروم بودم ولی چون میخواستم باردار بشم دنبال این بودم که زود لاغر بشم و با این روش نشدم پس ول کردم و دیگه گوش ندادم.لاغر نشدم ولی باردار شدم و الان پسرم ۴ ماهشه.دوباره اومدم سمت گوش دادن و از فایل های رایگان شروع کردم .درباره ی تصویر ذهنی من الان دارم فکر میکنم میبینم که من همیشه تصویرم از خودم لاغر تر از این چیزی که هستم هست بیشتراوقات هم تصویر مانکن وولاغر دارم از خودم فقط وقتی تو عکس یا آینه میبینم به چاقیم پی میبرم .پس اگر تصویر از خودم لاغرتر بوده چجوری شده که مغز من داره فرمان به خوردن و چاق تر شدن من میده؟؟؟من میشم پاسخ سوالم رو بدید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/07/28 02:07
      مدت عضویت: 829 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,586 کلمه

      [ با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان تناسب فکری مهربان

      من چندین بار جلسه هشتم رو گوش دادم و واقعا استاد درست میگه
      در اینجا میخواستم تجربه خودم رو از گوش دادن به فایلهای رایگان واسه دوستان بگم شاید بتونم کمکی بهشون کرده باشم چون خودم هم که فایلهای رایگان رو شروع کردم با این مشکلات و افکار روبرو شدم

      من حدود دوماه پیش طبق درخواستی که خودم از خدای مهربانم داشتم با دوره لاغری با ذهن و استاد عزیز به طور کاملا اتفاقی از طریق یوتیوپ آشنا شدم
      شور و شوق خیلی زیادی در من ایجاد شد و این حس در من شدیدا منفعل شد که این مسیر درسته ومن مطمئنا در این مسیر به هدفم میرسم
      پس شروع کردم به گوش دادن فایلها تند و تند فایلها رو یکی پس از دیگری سعی میکردم با دقت و اشتیاق گوش بدم جلسه اول دوم سوم چهارم پنجم رو رفتم هی با خودم می گفتم چقدر استاد داره موضوعات رو تکرار میکنه از تکرار موضوعات خسته شدم با اینکه من نا آشنا با این روشهای ذهنی نبودم و در زمینه های دیگه مثل قانون جذب و ثروت خیلی کتابها خونده بودم ولی بازم به قول استاد منتظر یک ورد یا یک فرمول ذهنی معجزه گر بود که استاد بگه و من عمل کنم و جادو شروع بشه ولی اشتباه میکردم
      با خودم فکر کردم من دارم بیخود عجله میکنم و به خودم گفتم عالیه حالا که راه درست رو پیدا کردی چرا اینقدر عجله میکنی آروم باش با آرامش و دقت از اول فایلها رو شروع کن و تمریناتتو در دفترت بنویس و شروع کردم هر جلسه رو دو سه بار گوش میدادم و تمریناتشو انجام میدادم هی که پیش میرفتم آگاه تر میشدم و احساسم خوب و خوبتر میشد کم کم می دیدم بعضی رفتارهام داره تغییر میکنه و این موضوع اشتیاقم رو بیشتر میکرد
      و یک بار دوره رو تا جلسه ۱۲ تمام کردم حالم خیلی بهتر شده بود دیگه ترس از چاق شدن نداشتم آنقدر حال و هوای خوبی پیدا کرده بودم که تصمیم گرفتم یک بار دیگه از اول دوره رایگان رو شروع کنم و هر جلسه رو یک هفته روش کار میکردم روزی چندین بار گوش میدادم و نکته برداری میکردم نکته هارو مرور میکردم و این بار خواستم به گفته استاد عمل کنم چون استاد خیلی تاکید داشتن که تمرینات رو در سایت بنویسیم و نظرات دوستان رو حتما بخونیم منم تمام نظرات مربوط به هر جلسه رو میخونم و تمرینات رو در سایت می نویسم و واقعا تفاوت رو احساس کردم تاثیرات این دوره واسه من چندین برابر شد خیلی رفتارهام تغییر کرده خیلی حال و هوای خوبی دارم و فهمیدم که چرا استاد هر جلسه مطالب رو مدام تکرار میکنه من هم مثل خیلی از دوستان مدام منتظر یک روش و یک ورد معجزه گر بودم ولی حالا میفهمم روش لاغری با ذهن پایه و اساسش همین صحبتهای استاد هستش این صحبتها و حرفهای استاد فرمولهای لاغر کننده هستن که باید با تکرار و تکرار در ذهن ما جای بگیرن و برای همینه که در تمام جلسات استاد به طرق مختلف داره اینها رو تکرار میکنه وقتی متوجه این موضوع شدم طوری شد که غیر از اینکه دیگه از اینکه استاد صحبتاشو تکرار میکنه خسته و کلافه نمی شدم بلکه عاشق تکرار صحبتهایش شدم و از تکرارها خوشم میاد و خودم هم بارها و بارها هر فایل رو تکرار میکنم و روزی چندین بار گوش میدم و سعی میکنم صحبتهای استاد رو با خودم زمزمه کنم و حالا تکرار جزئ وجود من شده و هر بار هر فایل رو گوش میدم اشتیاق دارم دوباره و دوباره گوش بدم و هر بار با دقت بیشتر چیزهای بیشتری رو میفهمم و بهتر و بیشتر صحبتهای استاد در ذهنم جای میگیره و این خیلی بهم کمک کرده

      یک مشکل دیگه هم داشتم و آن این بود که همینطور که فایلها رو گوش میدادم مدام نجواهای و صداهایی در ذهنم طنین می انداخت با اینکه یقین داشتم که در مسیر درستی دارم پیش میرم و مطمعن بودم باز هم مدام در ذهنم گفته میشد بیخود دلتو خوش نکن تو در این راه موفق نمی شی از کجا مطمئنی این آقا داره راست میگه شاید مثل خیلی ها شیاده و میخواد سرتون رو کلاه بزاره(با عرض پوزش خدمت استاد عزیزم منو ببخشید قصد جسارت ندارم فقط قصدم کمک به دوستان هستش بازم عذر میخوام )
      دیگه این حرفا کلافم کرده بود یک دفعه با صدای بلند به خودم گفتم بسه دیگه ساکت شو من فریب حرفای تو رو نمیخورم من راه درست رو پیدا کردم میدونم تو مسیر درستم و عکسهای زمان چاق بودن استاد رو به خودم نشون دادم و گفتم نگاه کن نگاه کن مگه نمی بینی این آقای عطار روشنه ببین چطور لاغر شده و سالهاست لاغر مونده اون از همین طریق لاغر شده
      تو چی میگی هی واسه خودت وز وز میکنی و عکسای بچه های دیگه که لاغر شدن رو هم بهش نشون دادم و گفتم ببین چقدر آدمها با این روش لاغر شدن و بلند گفتم من به آقای عطار روشن و روش لاغری با ذهن با تمام وجود یقین دارم پس بیخود حرف مفت نزن بیخود تو گوش من وز وز نکن تو خودتو بکشی من از این مسیر بیرون نمیام من تو مسیر درستم و تا آخرش ادامه میدم آنقدر ادامه میدم تا به هدفم برسم پس به نفعته بیخود تلاش نکنی و وقتتو تلف نکنی چون موفق نمی شی و من رو نمی تونی منصرف کنی به نفعته با من همراه بشی و بهم کمک کنی چون راهی جز این نداری
      همه اینها رو بلند با خودم تکرار میکردم کسی خونه نبود و این خیلی بهم کمک کرد بعد از این فریاد ها مقاومت ذهنم خیلی خیلی کم شد طوری که میتونم بگم از بین رفت و هر از گاهی که نجوای خیلی خیلی ضعیفی در گوشم میمد فوری با خودم میگفتم من همه حرفا رو بهت زدم ساکت باش راهی جز همراهی نداری و الان مدتی هستش که اصلا دیگه نجوای مقاومتی نمی شنوم
      شاید این راهکار واسه دوستانم هم جواب بده و بتونن کمی به خودشون کمک کنن و مقاومت ذهنیشون رو از بین ببرن
      به نظر من اگه دوستان دوره رایگان رو اول شروع کنن قبل از دوره اصلی و چندین بار از اول تا آخر فایلها رو کار کنن خیلی بهشون کمک میکنه
      چون وقتی میخوای دوره اصلی رو شروع کنی خیلی درگیر مقاومت ذهنی میشی
      و اگه دوره رایگان رو چندین بار کار کنی میتونی مقاومت ذهنت رو از بین ببری و باور ذهنیت که تو میتونی در این مسیر موفق بشی رو قوی و قویتر کنی و اشتیاق رو واسه شروع دوره چندین برابر کنی و افزایش وزنتو با این دوره رایگان متوقف کنی و این واسه شروع دوره اصلی عالیه و خیلی کمکت میکنه چون تو وقتی وارد دوره اصلی میشی خیلی جلوتر از بقیه هستی و خیلی سریعتر و بهتر از بقیه میتونی پیش بری و نتیجه های عالی تری نسبت به بقیه میگیری
      مثل یک مسابقه دو می مونه که قطعا کسی که قبل از مسابقه یک سری تمرینات و ورزشهای آمادگی جسمانی انجام بده و بدنشو گرم کنه با قدرت و سرعت بیشتری دویدن رو شروع میکنه و مطمئنا اون به نتیجه عالی تری می رسه تا کسی که بدون مقدمه بدون آمادگی یک دفعه با بدن سرد شروع به دویدن کنه درست نمیگم؟؟ حتما شما هم با من موافقید

      من طبق گفته استاد از تمام کانالهای آشپز ی و شیرینی پزی و کانالهای لاغری خارج شدم کانال دمنوش لاغری رژیم لاغری کانالی که قرصهای لاغری رو تبلیغ میکرد و هر کانالی که به نوعی مربوط به لاغری و خوردن و خوراکی بود خارج شدم تا بتونم تصویر سازی چاقی رو متوقف کنم و دیگه در بحث های داغ چاقی، رژیم و کدوم دکتر تغذیه خوبه و روشهای جدید لاغری اصلا شرکت نمیکنم

      کلا سعی میکنم که هر کار هر فکر و هر چیزی که تصویر چاقی رو در من قوی کنه دوری کنم
      ما تو خونمون عادت داریم که همیشه یک سری خوراکی ها و تنقلات روی میز تو سالن میزاریم امروز متوجه شدم که بعضی وقتها من اصلا گشنه نیستم و فکرم هم رو خوردن نیست ولی همینکه تو سالن رد میشم میرم میام و هی چشمم میخوره به شکلات و تخمه و شیرینی روی میز یک دفعه انگار طبق عادتهای قبلی یاد این خوراکی ها میافتم و تصویر های قبلیه ذهنم منفعل میشه و یک دفعه هوس خوردنه مثلا تخمه یا شکلات میکنم برای همین همه چیزهای تحریک کننده رو از روی میز برداشتم و بجاش یک ظرف میوه گذاشتم

      چند تا عکس از خانمهایی که هیکل زیبایی دارن رو واسه خودم سیو کردم و هر وقت بیکارم می شینم نگاشون میکنم و سعی میکنم خودم رو در قالب اونها ببینم
      و شبها قبل خواب هم سعی میکنم بدن لاغر خودم رو با همون لباسی که دوست دارم تصور کنم
      در کل از صبح که بیدار میشم سعی میکنم از هر چی در اطرافم میبینم به طریقی برای تصویر سازی لاغری ازش کمک بگیرم
      وقتی بیرون میرم سعی میکنم به آدمهای لاغر توجه کنم وقتی فیلم میبینم هم سعی میکنم بیشتر توجهم به آدمهای لاغر باشه
      همیشه وقتی تو یک فیلمی خانمی رو می دیدم که خیلی لاغر بود می گفتم من اصلا اینقدر لاغر خوشم نمیاد مثل تخته چوبه لباس تو تنش قشنگ نیست و تکذیبش میکردم ولی الان وقتی یک آدم خیلی لاغری تو فیلم میبینم میگم چقدر قشنگه هیکلش من از هیکلش خوشم میاد و بهش با دید مثبت توجه میکنم و از بس این کارو تکرار کردم حالا دیگه واقعا از همچین خانمهایی خوشم میاد و بجای تکذیب کردن ازشون تعریف میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/07/19 14:41
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام به دوستان خوبم
      خدا رو شکر میکنم که منو با دوستان خوب و متناسبی آشنا کرد
      از وقتی با این روش آشنا شدم دیگه نگران چاقی نیستم احساس آرامش میکنم فقط از پیاده روی لذت میبرم و فایل های استاد عزیز رو گوش میکنم واقعا برام لذتبخشه با جسمم جور دیگه ای رفتار میکنم بهش محبت میکنم و دوسش دارم .
      من عضو کانالهای آشپزی نبودم ولی هر از گاهی برنامه های تلویزیونی رو میدیدم که اونم خیلی وقته کنار کذاشتم و با اشتیاق در این مسیر هستم و اطمینان دارم که فقط روش لاغری با ذهن میتونه منو به تناسب اندامم برسونه چون نتیجه اش رو دیدم . دیگه غذا رو با احساس آرامش و به اندازه ی نیاز جسمم مصرف میکنم. من هر روز تناسب رو انتخاب میکنم و متناسب زندگی میکنم
      ممنون از استاد بی نظیر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/06/22 05:31
      مدت عضویت: 818 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      باسلام
      تا فایل هفتم با نام کاربری (آزیتا )توی سایت بودم
      ازوقتی توی سایت تناسب فکری اومدم و درمسیر لاغری قرارگرفتم تصمیم گرفتم که درموردچاقی دیگه فکر نکنم وباکسی حرف نزنم وتمام توجهم به سمت لاغری باشه
      دیگه دنبال این نیستم که چی بخورم تا لاغربشم وچی نخورم که چاقم بکنه الان دیگه می دونم که ذهنم تشخیص میده که از چی استفاده بکنه و چقدر نیاز داره که همونقدر بخورم تا متناسب بشم و خدا را شکر دیگه از هیچ ماده غذایی ترسی ندارم از تموم کانال های آشپزی که عضو بودم و همچنین از گروه های آشپزی اومدم بیرون ودیگه دنبال پخت وپز غذاهای جدید و… نیستم
      من فقط دلم می خواد که متناسب بشم و برای رسیدن به این خواسته دراین مسیر می مونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/05/29 17:48
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام استاد خووووب
      گفتید در مورد چاقی حرف نزنیم و اگر کسی حرف زد ما حرف رو ادامه ندیم، اما کاش همه این درک رو داشتن که کسیکه چاقه خودش به اندازه کافی بار روی دوش هاش حمل میکنه و تموم راه هارو هم امتحان کرده نمیخواد دیگه با حرفهای دیگران بیشتر سرخورده بشه
      دیشب ما برای جشن تالار بودیم و هرکسی منو می دید می گفت حیفت نیس چرا انقدر چاق شدی باز
      من میخواستم طبق گفته شما با یه لبخند ردشم اما راستش نتونستم و بهونه تیروییدمو می آوردم که ولم کنن و هی نگن تا شکنجه نشم… و در تمام مدت حرفای شما توی ذهنم بود که نباید چیزی رو به زبون بیارم اما نشد….
      از این به بعد تموم سعیمو میکنم که در مقابل این حرفها با جوابی مودبانه و کوتاه خاتمه بدم به بحث چاقی و امیدوارم جواب بده اینکار
      قبلا خیلی روش های لاغری رو پیگیری میکردم و دنبال رژیم ها و پاکسازی ها بودم غافل از اینکه اونکه باید پاک بشه ذهنمه،که جسممو هم پاک کنه به دنبال خودش، تموم روش هارو یکبار هم شده امتحان کردم سعی میکردم روشون تمرکز کنم اما در نهایت نتیجه ها پایدار نبود و الان خودمو توی راهی میبینم که تا آخر عمرم میتونم توش قدم بزنم و لذت ببرم از مناظر اطرافم
      قبلها که بیخیال اینهمه اضافه وزن میشدم و میگفتم ولش کن به درک دیگه خسته شدم بسه انقد شکنجه های رژیمی و خودمو غرق میکردم توی چربی هام، پیگیر روش های آشپزی میشدم و غذاهای جدید یاد میگرفتم و درست میکردم و میخوردم ولی الان خوشحالم که بگم چند ساله شکر خدا از این پیج ها و کانالهای آشپزی و شیرینی پزی دورم و هیچ حس خلا ای ندارم
      و از این به بعد سعی میکنم تصویرهای ذهنی مناسبی از خودم داشته باشم و بدنم رو دوست داشته باشم و در راه بهبود شرایطی که براش رقم زدم تلاش کنم و آموزش هارو بادقت پیگیر باشم و ممنونم ازاینهمه خوبی شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Aramesh
      1398/04/30 10:51
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 382 کلمه

      به نام خالق زیبایی ها
      با سلام به استاد عزیز و‌دوستان گلم
      استاد می خوام بگم که از وقتی دوره رو شروع کردم واقعا حس لاغری می کنم و فکر می کردم فقط حسه… ولی چند روز پیش یک لباسی داشتم بعد مدتعا پوشیدمش دیذم گشاد شذه بود….. ?? خدای من خیلی خوشحال شدم چون اخرین بازی که پوشیذه بودمش بع زور زیپش بسته شده بود و اصلا توش راحت نبودم ولی الان راحت بسته شدم باورم نمیشد لاغری انقدر راحت باشه….. خیلی خیلی راحت…. واقعا مممنوم از زحماتتون…. و یک نکته جالبی که گفتین در مورد کانال های اشپزی بود…… من چند وقت پیش پیج اینستا داشتم و‌کلی پیج اشپزی توش داشتمممم… کلی که هر روز کلی دستور غذاهای خوشمزه و‌کیک و…. می ذاشتن…… که خیلب هم راحت دزست میشدن من که طرفدار درست کردن غذاها و شیرینی های جدید بودم که سریع درست بشن…..و ان دستورها رو‌ذخیره می کردم تا درست کنم و اصلا شوق داشتم تا درستشون کنم ببینم مزش چه طوریه… چون بی نهایت عاشق تنوع هستم… و‌از یکنواختی بدم میاد….. و خلاصه این که من به دلایلی پیج اینستا م حذف کردم…..و خدا رو شکر که حذفش کردم و گرنه معلوم نبود تا الان چی میشد……و قبل از این که این فایل ببینم…. باز داشتم دنبال دستور یک غذا می گشتم….. که پیدا کردم و ذخیره کردم بعد نگاه کردم…. دیذم انگار خیلی هم دیگه تمایل ندارم درستش کنم بعد یک‌لحظه فکر کردم گفتم نکنه این تصاویر باعث این چاقی من شده که من اون موقعه انقدر میدیذم و‌دنبالش بودن بعد که فایل دیذم دیذم دقیقا شما به این نکته اشاره کردین…. چقدر خوشحال شدم که ذهنم انقدر اگاه شده….. خدا رو شکر….. اصلا از ان موقعه که ان پیج حذف کردم دیگه برای خودم خیلی کمتر غذا درست کردم….. چون مامان من معمولا شام‌دزست نمی کنه اگر غذا از ظهر مونده باشه که همون می خوریم اگر نه که چون مامانم ، بابام خودشون شام نمی خورن یم‌چیز سبک می خوذن دیگه منم خودم برای خودم دنبال این غذا ها می گشتم‌که درست کنم….. ولی الان خیلی خبلی کم شذه….. به ویژه از وقتی هم‌دوره رو شروع کردم….. اشتیاقم کم شذه….. و‌خیلی خوشحالم خدا رو شکرررررررر و برای شما استاد عزیز ارزوی سلامتی و طول عمر با عزتتتتت همراه با شادی و ثروت رو ارزومندم‌……

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Mitrromo
      1397/12/16 15:37
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
      من قبلا من هم پیام گذاشته بودم من از اذر ماه با سایت شما اشنا شدم ولی فقط دوره های لاغری رایگان رو گوش میدم و از اون موقع تا الان به فایل 8 رسیدم و هیچ عجله ای برای گوش دادن به فایل ها ندارم و هرکدوم رو چندین بار گوش میدم و باز برمیگردم فایل اول رو گوش میدم، چند روز به حرفاتون فکر میکنم و میرم سراغ فایل جدید. بار قبل که پیام گذاشتم گفتم از وزن 107 کیلو به 101 کیلو رسیده بودم و الان یک هفته پیش دوباره بعد یه مدت خودمو وزن کردم دیدم که 96 کیلو شدم. و خیلییییییییی خوشحااالم که فقط و فقط با فایل های رایگان شما استاد عزیزم تونستم 11 کیلو کم کنم و دیگه هیچ حرصی به شیرینی و شکلات ندارم. الان به این درک رسیدم که نهار و شام خوردن به اندازه کافی منو چاق نمیکنه و فکر میکردم شام خوردن منو چاق میکنه ولی دیگه این باور غلط رو از ذهن بیرون کردم. دلیل چاقی من زیاده روی در شیرینی و شکلات خوردن و ریییییزه خواری بین روز بود. الان که این پیامو میزارم ظهر نهار خوردم تا الان که ساعت 7 شبه هیچ احساس گرسنگی ندارم و کاملا احساس سیری میکنم ولی قبلا از ظهر تا عصر چند وعده نوش جان میکردمو همش گرسنه ام میشد. نمیخوام زیاد حرف بزنم که برای دفعه های بعدی هم که میام حرف داشته باشم. و میدونم که هررر رووز به قدرت ذهنم بیشتر اعتماد میکنم و به جز لاغری اونو در جاهای دیگر زندگی ام بکار میگیرم. ممنون.از شما استاد عزیزم که زندگی من و خیلی های دیگرو متحول کردید تا احساس خوب داشته باشیم و از غذا خوردن لذت ببریم. تشکر

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/02/30 16:11
        مدت عضویت: 778 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        افرین به شما هم دوره ی عزیز با گفته های شما باور این که لاغری اسان ترین کاره دنیاست بیشتر وبیشتر میشه ممنونم بابت گفته های خوبتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      نازنین
      1397/11/29 17:15
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 58 کلمه

      سلام استاد . اول اینکه ممنون از حرفای عالی و انرژیِ بی اندازتون … دوم اینکه یه سوالی برام پیش اومده در طولِ این آموزشها ، من یه چیزی رو متوجه نمیشم … اشکالی داره که همزمان با اینکه رو ذهنمون کار میکنیم ، ورزشمون رو هم انجام بدیم ؟! یعنی تاثیر منفی داره تو روندِ لاغریمون ؟

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ailin
      1397/11/07 12:28
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 172 کلمه

      سلام استاد?
      من چند روز پیش به شما پیام دادم تازه شروع کردم فایلهای رایگان شما رو دنبال میکنم و امروز به فایل ۸ رسیدم.واقعا خیلی خوشحالم و خیلی ممنونم از شما ،درجه اول از اینکه شما انقدر با لبخند و روی خوش دارین صحبت میکنین که مخاطب احساس صمیمیت رو درک میکنه.من گفتم که چند ماه در قانون جذب هستم و ذهنم با اینها آشناست ،و اما شما با این توضیحاتت باعث شدی ذهن من تمام این موضوعات و درک کنه الان ۳ روز هست که من شروع کردم به متناسب بودن❤
      دومین روز رفته بودیم رستوران سلف سرویس?هر وقت من میرفتم اونجا تا حد خفگی میخوردم ،خیلی جالب بود رفتم اونجا و شروع کردم به چند تیکه جوجه بدون برنج و سالاد یه بشقاب پُر ،در عرض ۱۵ دقیقه غذام تموم شد و سیر بودم.انقد تعجب کردم که قبلا من چی کار میکردم با خودم?خیلی ممنونم از شما،من شما رو دنبال میکنم از کانال و سایت و توتیوب و به وزن ایده آل میرسم و حتما عکس متناسب شدن و براتون میفرستم.??

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      افسانه روش
      1397/11/02 18:00
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 8 کلمه

      سلام با استاد عزیز ممنون از صحبتهای زیباتون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      افسانه روش
      1397/11/02 17:58
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      سلام به همه من خوشحالم که در جمع شما و دوستان عزیزم هستم از استاد خیلی ممنون هستم من می دونم که سعی مو می کنم تا در مسیر لاغری باشم و حتما موفق میشم ممنون از همه دوستان

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا
      1397/10/26 17:34
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      دوستان سلام
      من امروز که ۲۶دی ماه ۱۳۹۷ هست چند روزه که بطور کاملاً تصادفی با سایت تناسب فکری و آقای عطار روشن آشنا شدم و امروز نهمین فایل تصویری را یگان ایشان رو دیدم و البته از حدود دو ماه پیش بطور جدی به باشگاه ورزشی می‌رم و یک رژیم کم خوری رو هم دارم و قبل از شروع این کار از خدای خودم بطور جدی درخواست کردم کمکم کنه که این راه رو ادامه بدم ، خسته نشم و به نتیجه برسم چون علاوه بر حدود ۳۸ کیلو اضافه وزن مشکلات جسمی از قبیل آرتروز و کمر درد و … نیز دارم و وقتی بطور تصادفی با این روش آشنا شدم که البته هنوز از محتویات و اصول آن چیزی نمی دانم مطمئن شدم این همان عنایت خداونده که مثل همیشه شامل حالم شده
      به هر حال من به گروه شما پیوستم و به خودم و استاد و همه شما قول می دهم که بزودی نتایج شگفتی سازی از تغییر نگرشم به زندگی ارائه دهم و خبر کاهش چشمگیر وزنم رو در سایت بگذارم
      به کمک خدای مهربان تا پایان راه با شما خواهم بود

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1397/10/11 12:38
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      سلام به همگي
      امروز 1 دي ماه 97 با صداي بلند به همگي اعلام مي كنم كه بزودي شگفتي ساز خواهم شد
      با گوش كردن به اين فايل خيلي احساس خوبي پيدا كردم ، چون امروز صبح كه رفتم سروقت يخچال تا ظرف نهار امروز رو براي محل كارم بيارم ، يه لحظه مكث كردم و يادم اومد كه چند روزه كه پيام سيري رو دارم اما چون غذا زياده و خوشمزه و دلم نميومد بريزم دور ، پس سريع از تو كابينت يه ظرف كوچيكتر آوردم و غذا رو توي اون كشيدم و نگاهي به باقيمانده غذا كردم و فهميدم كه تا حالا چقدر اضافه تر مي خوردم
      من سريع چاق نشدم كه سريع هم لاغر بشم ، با اعمال كوچكي كه به چشم نميومد طي ساليان سال چاق شدم و حالا با اصلاح همون كارهاي كوچيك براي اولين بار در عمرم لاغر خواهم شد و خودم رو در قاب آينه خانمي متناسب و زيبا و دوست داشتني خواهم ديد
      همينجا به همه اعلام مي كنم كه شب ها در سرماي 5 درجه به همراه همسرم به پارك ميرم و گرما رو احساس مي كنم ، زيبايي هاي پارك در زمستان رو ميبينم ، زيبايي هايي كه 38 سال عمر كردم و از ترس سرما و تنبلي هرگز نرفتم ونديدم ، زن و مردهاي كمي كه وقت رو گرانبها مي بينند و در پارك كنار هم راه مي روند و لذت مي برند .
      واقعا چرا تا حالا يه همچين ديدي نداشتم ؟
      من شگفتي ساز مي شوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا
      1397/10/06 10:57
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 38 کلمه

      باسلام خدمت همه دوستان مخصوصاجناب استاد
      من خیلی خیلی خوشحال چون توی این مدت دوسه ماه حدود دوکیلو کم کردم. واینکه میتونم ب رتحتی بگم میلی ندارم دربرابر تعارفات دیگران و خودمم وقتی سیرمیشم دست ازغذامیکشم.ممنون از شما استادعزیز

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا
      1397/10/06 07:17
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      باسلام خدمت همه دوستان مخصوصاجناب استاد
      من خیلی خیلی خوشحال چون توی این مدت دوسه ماه حدود دوکیلو کم کردم. واینکه میتونم ب رحتی بگم میل ندارم دربرابر تعارفات دیگران و خودمم وقتی سیرمیشم دست ازغذا میکشم.ممنون از شما استادعزیز

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا
      1397/10/05 16:41
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      سلام ب همگی مخصوص استادعزیز
      به به عجب صحبتای جذابی .من خیلی خیلی خوشحالم چون توی این دوسه ماه حدود۲کیلو کم کردم واین لاعث افزایش انگیزم شد.من چاق نیستم فقط درمسیرمتناسب شدن گام برمیدارم ممنون ازشمااستادگرامی

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      معصومه
      1397/09/05 02:20
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلام…
      استاد گرامی بنده مو ب مو تمام تمرینات رو انجام میدم و ایمان دارم ب رسیدن ب تناسب اندام
      مثل همیشه عالی هم فایلا و هم نظرات دوستان
      واقعا لذت بردم
      موفق باشید در مسیر تناسب اندام

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ترنم
      1397/09/02 19:37
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 59 کلمه

      سلام
      ممنون‌از فایلهای صوتی زیبا
      الان متوجه شدم دلیل چاقی من چی بوده فکر کرون به نخوردن
      من نهار درست نمیکردم نکنه که بخورمو چاق بشم شام و سرسری ازش میگذشتم از ترس چاقی
      ولی برعکس چاق میشدم
      از فردا صبونه و نهار شام و مرتب اماده میکنم
      و با تصویر تناسب اندام با لذت کنار خانوادم غذا میخورم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      بهاره
      1397/07/14 11:22
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 68 کلمه

      سلام به سادات عزیز و دوست داشتنی خودم : عزیز م از استاد اجازه گرفتم باهاتون چت کنم واز تجربیاتتون استفاده کنم اگر مزاحمت نباشم. عزیزم الان که پادر متناسب شدن گذاشتی همه چیز میخوری ؟ ولی کم؟ یا خودت و از خوردن خیلی چیزها منع کردی ؟اگر تونستی یکم از خوردن روزانه ت برام بنویس ممنون میشم میخوام بدونم توی استپ خوردن به چه مرحله ای رسیدی

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/07/14 22:16
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 1,413 کلمه

        سلام بهاره جان دوست عزیزم . من سه ماهه در این مسیر عالی قدم گذاشتم و این راه تنها راهی بود که ذهنم پذیرفت. و ناخودآگاه بدون اینکه بفهمم جهت ذهنم در جهت تناسب شد و دیدم سه ماهه زندگیم شده تناسب . فایلها رو همانطور که استاد فرموده بودن گوش میدهم و تمارین رو انجام میدهم . اولش فقط اشتیاق داشتم اما کم کم فهمیدم ذهنم داره به آگاهی میرسه و هرچی بیشتر پیش میرم بیشتر از این مسیر لذتبخش آگاه میشم . ذهنم با توجه به بیانات و آموزشهای استاد گرامی داره زبان تناسب رو یاد میگیره . شما فقط به صحبتهای استاد گوش بدین و سعی کنید تمارینی که ایشون میفرمایند رو انجام بدین . از صحبتهاتون معلومه اشتیاقش رو دارید . پس فقط کافیه ادامه بدید . چون این روش رسیدن به تناسب حتمیست و واقعا راحته . چون همون چیزیه که ذهن میخواد .
        اما پاسخ سوالهاتون : اول یه چیز بگم تورو خدا ناراحت نشید بهتون حق میدم که چنین سوالاتی بپرسید اما همه ی این سوالها نشون میده ذهن شما در جهت چاقیست و باید این جهت عوض بشه . وقتی جهتتون تغییر کنه میبینید دیگه حتی چنین سوالاتی رو هم نمیپرسید . سوالهاتون رو که خوندم متوجه شدم همه در مورد خوردنه که اصلی ترین فرمول زبان چاقیست . اولین فرمولی که باید تعویض بشه همین فرموله””” توجه به خوردن= چاقی””” با گوش دادن به فایلها و انجام تمارین اگر میخواهید متناسب شوید توجهتان را از خوردن بردارید . به اندازه ی نیاز جسمتان مصرف کنید . “”” توجه به تناسب = تناسب “”” فرمول صحیح ذهنی اینه .
        توجه شما به خوردن یکی از فرمولهای مسیر چاقیست که نشان از این دارد که ذهن شما رویش به چاقیست. باید توجه و رویتان ایست کند و به طرف تناسب حرکت کند . از صبح که از خواب بیدار میشویم تمام سعیمان بر این باشد که احساس و افکارمان را در جهت تناسب ببریم . دنبال نشانه های تناسب بگردید همه جا هست . وقتی توجهمان به تناسب است ناخودآگاه طبق روش تناسب و انسان متناسب عمل میکنیم . انسان متناسب توجهی به خوردن ندارد . او هرگاه گرسنه شد غذایی را که دوست دارد با لذت و با آرامش میخورد و وقتی پیام سیری را دریافت کرد دست از خوردن میکشد و تا زمانیکه مجددا گرسنه اصلا نه در مورد غذا حرف میزند نه توجه میکند نه میخورد و نه حتی فکر میکند . او اینگونه عمل میکند چون ذهن او اینگونه به او دستور میدهد . اما زمانهایی که ذهن در مسیر چاقیست چه میکند ؛ تمام توجه او به چاقیست . ما احساس ولع داریم . تند غذا میخوریم. پرخوری میکنیم. عذاب وجدان میگیریم . به خودمان سخت میگیریم .همش به غذا فکر میکنیم . سیریم بازم میخوریم . از پس خودمان بر نمیاییم . مرتب به چاقی فکر میکنیم . مرتب به خوردن فکر میکنیم ناراحت هستیم . از غذا میترسیم . اینها مسیر چاقیست . هر صبح که از خواب بیدار میشویم اگر میخواهیم در طول روز رفتاری در جهت مسیر تناسب داشته باشیم باید خودمان مسیر تناسب را ابتدا در ذهنتان انتخاب کنیم. شما در آغاز روز دو مسیر پیش رو دارید . اما چون هنوز ذهنتان شناختی نسبت به مسیر تناسب ندارد طبق معمول میخواهد از طریق خودش که همان مسیر چاقیست برود و شما را به رفتار چاقی بکشاند . اما شما با گوش دادن فایلهای استاد مسیر ذهنی را تغییر میدهید . اگر استاد میفرمایند چند بار گوش دهید برای خودمان است. گوش دادن فایلها همراه با احساس خوب و اشتیاق اولین کاریست که شما در مسیر تناسب انجام میدهید یعنی شما با این کار تناسب را انتخاب میکنید و به ذهن برنامه میدهید که در مسیر تناسب حرکت کند . حل تمارین مربوطه این راه را برای ذهن پررنگ میکند و ذهن را دعوت میکند که از این مسیر برو . توجه شما به رفتارهای انسانهای متناسب باز هم ذهن شما را در مسیر تناسب حرکت میدهد . اگر اشتیاق به تناسب داشته باشید که مسلما دارید عشق شما ، ذهن شما را در جهت تناسب میکشاند . احساس و افکارتان در جهت تناسب قرار میگیرد . با جسم و ذهنتان دوست میشوید . در این مسیر لذتبخش به اولین سوال شما پاسخ میدهم بله من غذایم را هنگامی که احساس گرسنگی کردم با لذت و بدون ترس از چاقی میخورم و وقتی پیام سیری را دریافت کردم به راحتی دست از غذا میکشم . چون ذهن در مسیر تناسب است و این فرمان را به جسم من میدهد .
        سوال دوم شما ولی کم؟ بازهم توجه شما به خوردن است . این سوال در مسیر چاقیست . اصلا برنامه ی ما با توجه به غذا تنظیم نمیشود . چون ما فقط غذا را به اندازه ی نیاز جسم مصرف میکنیم کم و زیاد آن بستگی به نیاز جسم دارد . البته فقط باید حواسمان باشد چون هنوز ذهن عادات قبلی را ترک نکرده به پرخوری دچار نشویم . پرخوری بده . پرخوری حس آدم رو چاق میکنه فکر آدم رو چاق میکنه . جسم آدم رو چاق میکنه . پرخوری بده . ولع بده . با این احساسات غذا نخورید . غذا را با احساس آرامش فقط به اندازه ی نیاز جسمتان مصرف کنید و تمام . همین دیگر در طول روز به آن فکر نکنید . به ذهنتان توجه کنید . ما فقط کارمان روی ذهن است . توجهمان را باید سمت تناسب ببریم . شما روی پلی قرار دارید که یک طرف آن چاقی و طرف دیگر تناسب است . ما اکنون که اینجا هستیم تازه از سرزمین چاقی بر روی پل قرار گرفته ایم اگر حواسمان باز به چاقی باشد نمیتوانیم بر روی پل در جهت تناسب حرکت کنیم . رویمان را سمت تناسب کنیم و حرکت کنیم تا توجهمان از چاقی دور شود . اگر حواسمان نباشد چون هنوز به چاقی نزدیکیم باز هم ذهن رویش (توجهش ) را سمت چاقی میکند . حواسمان باشد . اگر به ذهنمان برنامه ی تناسب ندهید او برمیگردد و برنامه ی خودش که همان چاقیست به اجرا در میاورد . برنامه ی تناسب ما فقط گوش جان سپردن به کلام استاد و اطاعت از فرمایشات ایشان و حل تمارین با عشق و اشتیاق است . مقصد ما تناسب است و اگر میخواهیم به آن برسیم باید بدانیم هر چیزی که از وجود شما منعکس میشود چه فکر چه احساس چه گفتار چه رفتار همه باید به سمت تناسب حرکت کنند . از این به بعد شما دیگه اصلا به هیچ عنوان از چاقیتون صحبت نکنید . به چاقیتون نگاه نکنید . چاقها ذهنشون چاقه و بدنشون رو چاق کرده . اما شما میخواهید متناسب شوید پس افکارتناسب رو انتخاب کنید . احساس تناسب رو انتخاب کنید . گفتار تناسب را انتخاب کنید . احساس تناسب حس لذته . حس امیده . حس شادیه
        سوال بعدی
        یا خودت و از خوردن خیلی چیزها منع کردی ؟ باز هم سوال نشاندهنده ی اینست که ذهنتان رویش به چاقیست . تورو خدا منو ببخشید اینو میگم .عزیزم من از هیچ چیزی خودم رو منع نکردم . من همه چیز هروقت که نیاز جسمم باشد میخورم به راحتی و بدون ترس و هروقت پیام سیری را احساس میکنم خب دیگر نمیخورم . اصلا برای همه همینه ولی ما وقتی در سرزمین چاقی باشیم یا حتی تصمیم به تناسب گرفته ایم اما ذهنمان و توجهمان به خوردن و فرمولهای چاقیست آن وقت احساس و افکار و رفتارمان هم در همان مسیر چاقیست . اما رویمان که در جهت تناسب است افکار و احساس و گفتار و رفتارمون هم در جهت تناسب قرار میگیره . با اجازتون بقیه ی سوالها رو جواب نمیدیدم چون فکر میکنم پاسخ همه ی اونها فقط یک جمله است . توجهتان را به تناسب بدهید . احساس و افکارتان را با شنیدن چندین باره ی فایلها و حل تمارین در جهت تناسب قرار دهید و نگاه دارید. گفتارتان را در مورد متناسب بودنتان بیان کنید . آن وقت نظاره گر رفتارتان باشید . خودتان به جواب تمام این سوالها پی خواهید برد . ببخشید من فقط خیلی طولانی مینویسم . اما تمام زمانی که ذهنتان دارد میخواند و مینویسد توجه بر روی تناسب است و فرمولهای تناسب در ذهن پررنگ تر میشود .
        وقتی ذهن در جهت تناسب باشد استپ معنایی ندارد . فقط حرکت کن و هرروزت را متناسب زندگی کن همه چیز درست میشود بهاره ی عزیزم. برایت بهترینها رو آرزو دارم دوست خوب و مهربان و متناسبم. ❤❤❤❤❤❤

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          سادات
          1397/07/15 08:39
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 90 کلمه

          سلام استاد گرامی . اینها همه حاصل آموزشهای شماست . هر کسی آموزشها و فرمایشات شما را عمل کند ذهنش در مسیر صحیح حرکت میکند و فرامینی که به بدن صادر میکند همه در جهت تناسب است . این قانون است و برای همه همین است .
          ما اگه میخوایم به تمام اهدافمون در این راه برسیم باید صحبتهای شمارو گوش کنیم و هرکلامی که میفرمایید از دل و از جان به اجرا در بیاوریم . آگاهی ما حاصل آموزشهای شماست استادگرامی . ازتون ممنونم . خدایا شکرت .

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/02/30 16:26
            مدت عضویت: 778 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 15 کلمه

            دوست عزیز سپاس از گفته های عالیتون عکس شما رادر البوم شگفتی ها دیده ام

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          بهاره
          1397/07/16 03:02
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 17 کلمه

          ممنون سادات عزیز مثل همیشه عالی نوشتی تمام گفته های شما و استاد وعملی میکنم موفق باشید

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            سادات
            1397/07/16 10:55
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 27 کلمه

            سلام . خواهش میکنم عزیزم . نظر لطفته . شما با گوش دادن هرروزه ی فایلها و توجه به تناسب در هرروز قطعا یک متناسب هستید .

            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      بهاره
      1397/07/14 11:13
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      سلام به همه دوستان زیبا و متناسبم مخصوصا جناب آقای عطار روشن عزیز
      من بامشغله زیادی که داشتم امروز وقت کردم که فایل تصویری و گوش کنم خیلی عالی بود استاد من اصلا عضو هیچ کدوم از کانال های آشپزی نیستم ولی یه خواهردارم که هر وقت با اون هستم دوتایی باهم پرخوری میکنیم قبلا هفته ای یک بار پیش میومد هم دیگه رو ببینیم ولی از وقتی خونشونو نزدیک ما اورده دیدار هامون در هفته به 3بار میرسه که طبق معمول پرخوری های قبلی تکرار میشه تروخدا راهنماییم کنید چکار کنم این دیگه کانال تلگرام نیست که حذفش کنم دوستان گلم اگر شما هم پیشنهادی به ذهنتون خورد حتما راهنمایی م کنید ازتون ممنونم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        بهاره
        1397/07/14 11:28
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        ممنون از راهنماییتون *استاد چند بار گوش کردن فایل ها چه تاثیری داره من یه بار گوش میکنم تمرین هارو هم انجام میدم لطفا یکبار کمه؟

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          بهاره
          1397/07/14 16:20
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 5 کلمه

          ممنون حتما امتحان ش میکنم

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/07/13 14:20
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 338 کلمه

      سلام دقیقه ی ۴ تا ۶ رو هم گوش کردم . یعنی استاد هر چقدرم که این فایلها رو گوش بدیم کمه . باز توی همین دو دقیقه دوتا نکته ی عالی بیان کردین . اول باورهای عمیقتری که باید اونها رو کشف کنیم و تغییر بدیم دوم توجه نکردن به زمان و اینکه اصلا برای تغییر افکار زمانی نمیشه در نظر گرفت . ما فقط باید تکرار کنیم و سعی کنیم باورهامون رو بشناسیم. استاد توی این مدتی که گذشت پیدا کردن باورهام چون آشکار بودن و شاید سه چهار سال ایجاد شده بودن برام خیلی راحت بود و با کمی جستجو اونها رو خیلی راحت پیدا کردم و الان رسیدم به همون باورهای ۴ سال پیش . اما باورهایی که ۴ سال پیش در ذهنم بود مربوط به دوران ۱۶ سالگی تا ۳۰ سالگی من هستند . یعنی آغازش از اون زمانه . اول اینکه مغزم واسه پیدا کردنشون باید بیشتر جستجو کنه و دوم برای اینکه از اون مسیر نره باید خیلی بیشتر حواسش باشه . چون اون مسیرها پررنگن و مربوط به حدودا پانزده سال پیشه . ولی نگرانشون نیستم . من از این کار لذت میبرم و دوست دارم همیشه توی این مسیر باشم . باورهای عمیق رو هم با کمک بیانات شیوای شما پیدا میکنم . مثل همون باوری که پس از شنیدن صحبتهای شما در زنگ ورزش به ذهنم رسید و علت دوست نداشتن ورزش رو در ذهنم با مرور خاطرات پیدا کردم و دیدم ذهنم به طور ناخودآگاه و با توجه به فرمایشات شما داره زمانهای ورزش یا پیاده روی رو برام شیرین و لذتبخش میکنه تا تصویر قبلی رو پاک کنه و تصویر لذت رو عمیق کنه و من بعد از گوش دادن اون فایل شما فهمیدم . مسلما دیگر باورهای دیگه هم همینطور دارن درست میشن . مهم نیست چه زمانی ولی ایمان دارم در این مسیر همه چیز درست میشه و من با تمام وجودم سعی میکنم در این مسیر بمونم تا به تناسب ایده آلم برسم . از لطفتون سپاسگزارم خدایا شکرت .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/07/13 13:51
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 336 کلمه

      سلام . فایل سقوط و صعودتون رو گوش کردم . ۴ دقیقه اش رو گوش کردم دیدم ذهنم باز به وجو اومد . بله در هرروزمون باید حرکت و یا حرکتهایی در جهت تناسب انجام بدیم . ما یا در صعودیم یا در سقوط یعنی اگه کاری در مسیر تناسب انجام ندیم به همون نسبت ناخودآگاهمون داره روی فرمولهای قبلی مانور میده و ما رو در جهت عکس تناسب پیش میبره . نکته ی بعدی که فرمودین هم خیلی خوب بود . تمرین فقط نوشتن نیست . چون در نوشتن هم باید توجه کرد . تمرین ما توجه به تناسب در کارهای روزانه است . حالا در نوشتن این توجه بهتر اتفاق میفته اما همیشه که نمیشه نوشت . باید ذهن همه وقت فعال باشه . در توجه کردن به رفتار دیگران در توجه کردن به رفتار خودمون . در توجه کردن به احساسمون . در توجه کردن به صحبتهامون . در توجه کردن به صحبتهای انسانهای متناسب که میبینیم اصلایه حرفشون در مورد غذا نیست و وقتی گرسنه شون میشه تازه میگن بچه ها من گرسنم شد یه چیزی بخورم الان میام و وقتی میان اصلا دیگه حرفی از خوردن و چگونه خوردن و چی خوردن و… نمیزنند . این نشون میده اونها اصلا به خوردن توجهی ندارند . بله ما هدفمون تناسبه و هرروزمون باید سعی کنیم در جهت توجه به تناسب قدم برداریم در غیر اون صورت داریم راه قبلی رو میریم و در مسیر باور قبلی قدم برمیداریم . پس در مسیر تناسب حرکت کنیم و به هر طریقی که میشه حواسمون رو به تناسب و فرمولهاش در اطرافمون بدیم و حرکت ما توجه ماست در طی روز . نذاریم ذهنمون غفلت کنه که اگه غفلت کنه دوباره مسیر خودش رو میره . یعنی فقط ۴ دقیقه از فایل شما گذشته بود اونقدر حسم خوب شد که نتونستم ادامه بدم گفتم با نوشتن بیشتر این حس خوب رو ثبتش و پررنگش کنم بعد ادامه ی فایل رو گوش بدم . ممنون بابت فایلهای عالیتون.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      لاله
      1397/07/11 09:41
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 225 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی بنده همه فایلهای شمارو چندین بار وبا دقت گوش میدم و تمرینات رو انجام میدم واقعآ تاثیر گذاره ومن تغییرات رو روزبروز در خودم میبینم و گام به گام به هدفم نزدیکتر میشم فایل امروز شما دقیقا حال و هوای منو بیان کرد من علاقه زیادی به خودآشپزی وبرنامه های آشپزی سیما وکانالای تلگرامی آشپزی دارم شاید بخاطر مقید بودن همسرم به ناهار وشام باشه البته ایشون چون اصلآ به چاقی فکر نمیکنه با اینکه ۲_۳ برابر من غذا میخوره از من متناسبتره ومن یکی از عوامل اضافه وزن خودم را قطع یقین بخاطر اون میدونم میدونم که میگین اینا همش بهانه ست ولی باور کنین اگه به خودم باشه کمتر آشپزی میکنم چشم از همین امروز تکجهم رو به برنامه های آشپزی کم وکمترمیکنم البته کانالای مربوط به مهار چاقی هم زیاد مطالعه میکنم که به توصیه شما همرو حذف کردم ومطمینم روش شما بهترین روش هست چون با گذشت حدود ۲_۳ ماه من عالی پیش رفتم براحتی وبا شور و اشتیاق بدون هیچ جون کندنی و نه اعصاب خرابی من ایمان صددرصددارم که لاغری با ذهن بهترین وموفق ترین روش هست چون نتایج مشخصه من ایمان دارم که متناسب شدن آسانترین کار دنیاست به امید ویاری خدا و راهنماییهای شمااستاد عزیز کمال تشکر را ازتون دارم بهترینها نصیبتون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/07/11 15:50
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 237 کلمه

        سلام لاله ی عزیزم . وقتتون بخیر . بله کانالهای آشپزی واقعا یکی از علل چاقی منم بود و باعث شد فکر من بیشتر و بیشتر سمت چاقی بره . ولی به خاطر غذا که بیشتر به خاطر همسرتون درست میکنید ناراحت نباشید . مهم نیست شما چقدر غذا درست میکنید چون وقتی از غذا نترسید و ذهنتون در مسیر تناسب باشه دیگه غذا هرچقدر فراوان هم باشه شما به اندازه ی نیازتون مصرف میکنید . چون اون غذا هم یه نعمته . همسرتون هم یه نعمته و شما بهترین کاررو میکنید . پس یقین بدونید که غذا درست کردن همیشگی ، علت چاقی شما نبوده بلکه توجه شما به غذا در اون زمان بیشتر به سمت چاقی بوده و چاقی بیشتری رو جذب میکردین. چون الان که دارید همون کار رو انجام میدید اما دارید در مسیر تناسب با همون شرایط عالی پیش میرید . چرا ؟ چون ذهنتون تغییر مسیر داده و توجهتون سمت تناسب شده . پس این تصویری که الان در ذهنتون هست و یکی از علل چاقیتون رو غذا درست کردن برای همسرتون میدونید تبدیل کنید به تصویری که خلاف اون رو ثابت میکنه . چون شما با وجود چنین شرایطی تونستید در مسیر تناسب ذهن حرکت کنید و توجهتون رو ببرید سمت تناسب . شما عالی عمل کردین و بهترین نتایج رو به دست آوردین . در مسیر تناسب برقرار باشید . آرزوی بهترین ها رو براتون دارم .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم یوسفی
      1397/07/11 05:38
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 11 کلمه

      سلام دوست عزیز
      چقدر نوشته هاتون جالب بود واقعا استفاده کردم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/07/11 09:39
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 106 کلمه

        سلام . ممنون از لطفتون دوست عزیزم . شما هم تا جاییکه وقتشو دارید و براتون مقدوره نظرتون رو در مورد فایلها بنویسید . چون هرچه بیشتر بنویسید بیشتر به ذهن ناخودآگاهتون تناسب رو میسپرید . ما باید هر روز طبق برنامه مون عمل کنید و برنامه ی ما گوش دادن به فایلها . نوشتن دیدگاه و خواندن نظرات دیگران و در حد توان با آنها مبادله کردن . شما هم دارید همین کار و میکنید . به همین شیوه که فرمایش استاد گرامی هست ادامه بدید که تناسب رو بیشتر و بیشتر زندگی کنیم . براتون آرزوی بهترینها رو دارم مریم عزیز دوست متناسبم .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/07/10 20:46
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      سلام . تا قبل از سه ماه پیش من دقیقا همونطور که شما گفتید در کانالهای آشپزی عضو بودم مخصوصا اینستا که غذاها رو سریع درست میکرد و به نتیجه میرسید. دیوانه وار این غذاها رو نگاه میکردم و نمیفهمیدم وای چه بلایی دارم سر خودم میارم . باورتون میشه در عرض یک هفته من فقط با نگاه به غذاها ۲ کیلو اضافه کردم و تقریبا همون موقعها بود که داشتم به یه چیزهایی پی میبردم که آخه من این غذاها رو که نخوردم یا نرفتم که درست کنم فقط نگاه میکردم پس چرا چاق شدم . نمیفهمیدم چه فرمولها و تصاویری رو در ذهنم قوی میکردم و ناخودآگاه فکر و ذکر من رو بیشتر از قبل میبرد سمت چاقی . برای همین سعی میکردم دیگه کمتر نگاه کنم اما نمیفهمیدم چه اتفاقی میفته که اینقدر سریع با دیدن اون غذاهای یک دقیقه ای من بدون اینکه بخوام وزن اضافه میکردم ولی حالا متوجه شدم که چه اتفاقی میفتاد . ذهن من از طریق کانال دیدن تصویر چاقیم رو پررنگ تر میکرد و فکری که تقریبا همیشه میگفت کم بخور یا یکم جلوی منو برای پرخوری میگرفت میرفت سمت دیدن فیلمهای غذا و من با سرعت بیشتری از طریق کانال دیدن هی اطلاعاتی در مسیر چاقی به ذهن میفرستادم و ذهن هم که از خدا خواسته بدون اینکه کسی مقابلش باشه با خیال راحت شروع میکرد به تاختن در مسیر چاقی . ولی وقتی اون کانالها رو حذف کردم و کلا دیگه بعد از آشنایی با این طریق ورودیهام به سمت تناسب هدایت شد؛ ذهنم از اون مسیر که به تاخت میرفت یکم سرعتش آهسته تر شد و کم کم ایست کرد و بعد تغییر مسیر داد . کم کم دید تصاویر بهتری در این طرف مسیر هست که دیگه عذاب وجدان و ناامیدی و ناراحتی و ناتوانی همراهش نیست . دید این مسیر پر از شگفتیه . پر از دوستانیست که با فکرشون جسمشون رو متناسب کردند . دید با لذت داره متناسب میشه . دید هیچ کاری نداره لاغری به این شیوه . هیچ محدودیتی نداره و حالا ذهنم در این مسیر داره به تاخت میره . دیگه هر جایی داره میره سعی میکنه توجهش به تناسب باشه . چون لذتش رو چشیده . چون با تمام وجودم طعم خوشش رو چشیدم . فهمیدم که چقدر شیرینه این راه . هیچ محدودیتی نداره . همش لذت در لذت . خوردنش به اندازه و همراه با لذت . پیاده رویش همراه با لذت . خوابیدنش با لذت . بیدار شدنش با لذت . کار کردنش با لذت . به خدا من اون وقتها انقدر تنبل بودم واسه کار خونه اصلا حوصلم نمیومد ولی الان فایل میزارم و گوش میدم و کارهای خونه هر روزش با لذت انجام میشه از اتو کردن متنفر بودم ولی الان تا یه لباس شسته میشه من دیگه نمیزارم جمع بشه و همون لحظه اتو میکنم یعنی تغییر مسیر به سمت تناسب همه کاررو برام لذتبخش کرده و اینها همه داره خاطره های خوب و تصاویر لذتبخش برای من در مسیر تناسب میسازه . امروز همسایمون برام یه بشقاب حلوا آورد به خدا اگه اون زمانم بود خودتون میدونید سر بشقاب حلوا همون لحظه چی می اومد ولی حالا حتی وسوسه هم برای ناخنک زدن نداشتم . هنوزم توی یخچاله . اصلا نگاهم دیگه سمتش نمیدوه . یادم میره . البته الانم که نوشتم توجهم به سمت عملیه که ناخودآگاهم دستور انجامش رو داده نه خود غذا . ذهنم تغییر جهت داده و هرچی بیشتر تمرین انجام میدم تصاویر جدید برام پررنگ تر و واضحتر میشه و نا خودآگاه ، رفتارم متناسب میشه . این یعنی لذت . بعد همین رفتار متناسب انگیزه ام رو برای تغییر فرمولها بیشتر میکنه . دوباره فرمولها باعث تناسب رفتار میشن و باز رفتار متناسب باعث ثبت فرمولهای تناسب در ذهن و اینها یعنی تصویرهای ذهنی تناسب و خاطرات متناسب بودن در ذهن من بیشتر ثبت میشه و بعدها دیگه عادتم میشه و خیلی راحتتر در مسیر تناسب عمل میکنم . این راه ؛ خوبیش همینه هر چی بیشتر در امتداد مسیر باشیم کارمون راحتتر و راحتتر میشه . خدایا شکرت . شکرت . استاد بابت این فایل عالیتون هم بی نهایت سپاسگزارم .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/09 18:37
        مدت عضویت: 589 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 131 کلمه

        سلام سادات عزیز.
        سپاسگزارم به خاطر نکات عالی ای که بیان کردی. خیلی لذت بردم. اینکه درک میکنی تصاویر ذهنی چطوری ایجاد میشن و تصاویر چاقی چی بوده و چطور عمل میکرده و الان تصاویر لاغری به چه شکلی داره عمل میکنه خیلی آموزنده هست. پس کل کاری که باید بکنیم این هست که مواردی که باعث تشدید چاقی میشه رو جلوش رو بگیریم مثل حرف زدن، واکنش دادن به صحبت های دیگران و سکوت اختیار کردن، بودن در کانال ها، دنبال راهی برای فرار کردن از چاقی گشتن و حذف چاقی، و به جای اون ورودی های مناسب یعنی فایلهای رضای عزیز و همچنین کامنت ها رو به ذهن بدیم تا به سمت متناسب شدن حرکت کنیم. تغییر فرمول های ذهنی تنها راه رسیدن به تناسب هست. سپاسگزارم بابت دیدگاه ارزشمندت.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم