ورود / ثبت نام
0

ثوابشو بخر!

اندازه متن

از زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم، متوجه شدم که آنچه در ذهن من بعنوان فرمول های چاقی ثبت شده است در ذهن همه افرادی که اضافه وزن دارند وجود دارد.ف

با مشاهده واکنش افرادی که از آموزش های لاغری با ذهن استفاده می کردند متوجه شدم که طرز فکر و عملکرد همه افراد چاق مانند یکدیگر است.

اگر با افرادی که اضافه وزن دارند صحبت کرده باشید حتما متوجه شده اید که خیلی از حرف های ما شبیه همدیگر است.

زمانی که اضافه وزن داشتم و درباره چاقی با افرادی که اضافه وزن داشتند صحبت می کردم متوجه شدم که همه ما از لاغر نشدن گله و شکایت داریم.

از اینکه هرچه تلاش می کنم لاغر شوم فایده ای ندارد.

از اینکه با رنج و سختی لاغر می شودم اما به آسانی دوباره چاق می شوم.

از اینکه هرچه می خورم چاق می شودم.

از اینکه نمی توانم جلوی پرخوری کردن خودم را بگیرم.

خیلی از مشکلات من باچاقی را دیگران هم داشتند و از این رو صحبت کردن درباره چاقی با دیگران به من احساس خوبی می داد.

از اینکه مشاهده می کردم دیگران مشکلات شبیه من دارند خیالم راحت می شد که این تنها من نیستم که نمی توانم لاغر شوم.

خیالم راحت می شد که من تنها نیستم و همه افرادی که چاق هستند مشکلات من را دارند.

زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم و با تغییر فرمول های ذهنی از طریق انجام تمرینات آشنا شدم تازه متوجه شدم چرا آنچه در ذهن من درباره چاقی می گذرد در ذهن همه افرادی که اضافه وزن دارد مرور می شود.

به همین دلیل مطمئن شدم روشی که من برای لاغر شدن استفاده کردم می تواند به همه افرادی که اضافه وزن دارند کمک کند تا لاغر شوند.

چون وقتی من با آن همه فرمول ذهنی چاق توانسته ام سال ها در تناسب اندام باشم پس هر فردی که اضافه وزن دارد با استفاده از آموزش های دوره های لاغری با ذهن می توانند به تناسب اندام رویایی خود برسند.

چاقی نتیجه مجموعه ای از افکار چاق کننده است.

افکار چاق کننده وقتی تقویت می شوند به رفتارهای ما تبدیل می شوند و رفتارها، عادت های روزمره ما را تشکیل می دهند.

قطعا یک فکر اشتباه و یک عادت اشتباه باعث چاقی ما نمی شود.

مجموعه از افکار اشتباه به همراه تکرار سالها رفتارهای اشتباه باعث چاقی ما می شود.

از آنجا که چاق شدن حرکت جسم در جهت منفی و نابود شدن است بنابراین سرعت چاق شدن جسم به شدت پایین است.

تصور کنید من با انبوهی از افکار چاق کننده و مجموعه ای از رفتارهای اشتباه که سی و چند سال تکرار شده بودند به وزن 137 کیلوگرم رسیده بودم.

با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن و انجام تمرینات آن در طی کمتر از سه سال به وزن کمتر از 100 کیلو رسیدم.

من با استفاده از این روش مقدار بیش از 40 کیلوگرم در طی سه سال کاهش وزن پیدا کردم.

سه سالی که حتی یک ساعت گرسنگی را تحمل نکردم.

سه سالی که هرگز از خوردن غذایی بخاطر ترس از چاق شدن خودداری نکردم.

سه سالی که هرگز بخاطر لاغر شدن، ورزش های برنامه ریزی شده انجام ندادم.

مقدار وزنی که در طی 30 سال به من اضافه شده بود، در طی کمتر از 3 سال از من کاسته شد.

این مقایسه اثبات می کند که سرعت چاق شدن جسم بسیار کندتر از لاغر شدن است و این در حالی است که همه افراد چاق عقیده دارند سرعت چاق شدن سریعتر از هر خودرویی است که تا کنون ساخته شده است.

نگرش اشتباه درباره کاهش وزن سبب شده است که افراد با توجه به اینکه تلاش بسیاری برای لاغر شدن می کنند اما همچنان چاق هستند.

وقتی عقیده افراد این است که لاغر شدن سخت است، هرچقدر برای لاغر شدن تلاش می کنند باز تصورشان این است که لاغر شدن از این هم سخت تر است.

بنابراین با اینکه سختی و رنج بسیاری را متحمل می شوند اما همچنان چاق باقی می مانند.

چون ذهن انسان نامحدود است و تا بی نهایت می تواند موضوعی را گسترش دهد.

تصور کنید شما اگر چند روز رژیم سخت به همراه ورزش سنگین انجام دهید جسم شما به قدری تحت فشار قرار می گیرد که خستگی را با تمام وجود احساس می کنید.

جسم بیشتر از حد خاصی نمی تواند فشار و سختی را تحمل کند اما ذهن این محدودیت را ندارد و سختی و رنج را تا بی نهایت می تواند گسترش دهد.

بنابراین اگر در ذهن ما، لاغر شدن سخت باشد به مرور سخت بودن لاغر شدن سخت و سخت تر می شود.

به همین دلیل است که هرچه از سن چاقی افراد می گذرد تصور می کنند که لاغر شدن سخت تر است.

این در حالی است که برای جسم آنها لاغر شدن از سال گذشته تا امسال تفاوتی نکرده است اما در ذهنشان لاغر شدن در امسال سخت تر از سال گذشته است.

این تفاوت در نگرش درباره لاغر شدن بخاطر خاصیت ذهن است که نامحدود است و موضوعات را گسترش می دهد.

زمانی که من تصمیم گرفتم از روش لاغری با ذهن به تناسب اندام دست پیدا کنم نمی دانستم آیا نتیجه می گیرم یا خیر.

دلیل اینکه 15 ماه بدون کسب نتیجه این مسیر را ادامه دادم پشت کار یا استمرار من نبود بلکه به این دلیل بود که هنوز از این روش ناامید نشده بودم.

تصور کنید من بارها رژیم گرفته بودم و لاغر نشده بودم. بنابراین به محض شنیدن اسم رژیم برای لاغر شدن مطمئن بودم که نتیجه نخواهد داد.

اما درباره نتیجه لاغری با ذهن چیزی نشنیده بودم بنابراین مطمئن نبودم که این روش نتیجه نخواهد داد بنابراین ادامه دادم.

زمانی که اولین نشانه های تغییر جسمی من ظاهر شد مقداری اطمینان من به این روش بیشتر شد و هرچه نتیجه من بیشتر شد اطمینان من هم افزایش پیدا کرد.

در این شرایط، ذهن من مانند دوران چاقی عمل می کند.

همانطور که قبلا ترس از لاغر نشدن را گسترش می داد و اینکه لاغر شدن سخت است. بعد از کسب اولین نشانه های لاغر شدن شروع به گسترش “لاغر شدن آسان است” کرد و به مرور من بیشتر اطمینان پیدا کردم که لاغر شدن کار آسانی است.

به همین دلیل بعد از اینکه تا حدود زیادی از مسیر لاغری با ذهن نتیجه گرفته بودم و برای آموزش این روش فوق العاده اقدام به تهیه فایل های آموزشی کردم از همان ابتدا عبارت “لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست” را بارها در فایل های آموزشی تکرار کردم.

در واقع این باور و عقیده من بعد از ده ها کیلو کاهش وزن از طریق قدرت ذهن بود و این درحالی بود که هر فردی که اضافه وزن داشت و این عبارت را می شنید ابتدا تعجب می کرد اما به سرعت احساس خوبی در او شکل می گرفت و با خود تصور می کرد چقدر عالی میشد اگه واقعا لاغر شدن آسانترین کار دنیا بود.

آنهایی که این عبارت به دلشان نشست و وسوسه شدن آسان بودن لاغر شدن را تجربه کنند قدم در مسیر یادگیری لاغری با ذهن گذاشتند و خیلی زود متوجه شدند که واقعا لاغر شدن به روش لاغری با ذهن آسان ترین کار دنیاست.

تصور کنید شما بدون حضور در کلاس درس یا مکان خاصی لاغر شدن را در خانه و از طریق اینترنت و با استفاده از موبایل یا کامپیوتر خود می آموزید.

زمان استفاد از آموزش ها بستگی به برنامه ریزی زندگی شما دارد و هر زمان تمایل داشتید از محتوای آموزشی استفاده می کنید.

آموزشها به زبان ساده و قابل درک برای همه افراد در هر سن و شرایطی آماده شده است.

شما به راحتی تمرینات خود را در جزوه آموزشی می نویسید و در واقع کتاب لاغری خود را می نویسید.

به ساده ترین شکل ممکن نوشته های خود را در بخش تمرینات سایت به اشتراک می گذارید و می توانید نوشته افرادی که همراه شما در این مسیر هستند را مطالعه کنید و به این شکل به گسترده ترین کتاب لاغری با ذهن در جهان دسترسی دارید.

در این روش برخلاف همه روش های دیگر شما مجبور به تحمل گرسنگی نیستید، نیاز نیست ساعت ها ورزش های سخت و طاقت فرسا انجام دهید، لازم نیست هر روز داروهای مختلف بخورید و هرکاری که در روش های قبلی برای لاغر شدن انجام می دادید را لازم نیست در روش لاغری با ذهن انجام دهید.

این تنها بخشی از سادگی های روش لاغری با ذهن است.

همانطور که در زندگی روزمره به مرور فرمول های چاقی در ذهن ما ایجاد شده اند و باعث چاقی ما شده اند اکنون به مرور فرمول های لاغری را در ذهن خود ذخیره می کنیم و به مرور تناسب اندام را در جسم خود ایجاد می کنیم.

این روند ساده و لذت بخش لاغر شدن از طریق ذهن است.

دوستانی که از آموزش های لاغری با ذهن استفاده می کنند دیدگاه خود درباره ساده و آسان بودن این روش در مقایسه با روش های دیگر را در بخش نظرات این جلسه ثبت کنند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30154
برچسب ها:
30 نظر در مورد ثوابشو بخر!

دیدگاهتان را بنویسید

      mohannaf1396@gmail.com
      1400/08/18 23:45
      مدت عضویت: 22 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 667 کلمه

      سلام

      من نمیدونم کی و کجا 

      ولی منم همش ذهنم میگه حیفه بخور گناهه بخور پیدا نمیشه بخور نخوری از دس دادی نخوری دیگه برا تو نمیمونه بخور پول دادی بخور عروسیه بخور نزریه بخورشب چلس  بخور تولده بخور عیده 

      یک عمر اینها رو گفتم و هنوزم در ذهنم پررنگ هستن بخصوص بخور گناهه بخور حیفه

      من از وقتی وارد سایت شدم اصلا با بچم طوری رفتار میکنم اموزشش ندم و ب خودم افتخار میکنم 

      و شکر میکنم مادری هستم ک باعث نابودی بچم نمیشم

      ولی مامان من اصلا اینطور نبود ک بگه بخور حیفه من خودم اینجوریم نمیدونم چرا

      و خسته از این رفتار 

      مادرشوهر من خودش بشقاب ی جور تمیز میکنه ک نگم روغن هایی ک ته رشقاب باشه رو حتی میخوره

      چقدر استاد با این فایلتون ارامش گرفتم چقد پیش خودم خجالت کشیدم ک چنین رفتارهایی داشتم و دارم

      از فردا بیشتر و بیشتر دقت میکنم و بخودم ن میگم 

      هربار ک اضافه میخورم در حد دوقاشق اینا 

      میگم فریبا جان ب خودت احترام بزار اون دولقمه رو احتیاج نداشتی عزیزم

      سعی میکنم سرزنش نکنم مثل مادری باشم برا بچم ک تشویقش کنم و با تشویق و تذکر باعث شم این رفتارها درست شن

      الان ک ب گذشتم نگا میکنم مببینم چ روزها ب اسم نزری اونقدر خوردم تا یه روز مریض شدم کارم ب سرم اینا کشیده چقدر خودمو زجر دادم هنوزم فرمولها کمرنگ نشدن ولی میدونم ک من مسئول لاغرس خودم هستم و هرروز با تلاش و استمرار خودم باعث میشم همه این فرمول ها کمرنگ بشن اونقدر ک دیگه دیده نشن

      امروز خسته بودم خیلی بدنم درد میکرد و پرخوری کردم ک شکمم درد کرد و الان میبینم ک این فرمول ک اعصابم خرابه میخورم یا بدنم درد میکنه میخورم داره خودشو نشون میده ولی من همینجا میگم ک من بر این فرمولهایی خودم کاشتم و ابیاریشون کردم و نابود میکنم 

      اگه من موفق نمیشم پس کی میشه این منم ک دارم هروز اگاهی میدم این فرمولها کم کمش ۱۵ سالی در من تکرار شدن پس باید فرصت بدم تا محو شن من پیروز این میدانم چن میخوام ک بشم من مبتونم لاغر شم خیلی راحت خیلی اسون بدون اینک سختی بکشم بدون اینک خودمو محروم کنم از نعمتهای خدا بدون اینک گرسنگی بکشم بدون اینک روحمو خسته و نابود کنم 

      من خیلی راحت چاق شدم خیلی راحتم لاغر میشم اولش میگفتم ک من خیلی راحت چاق میشم و خیلی سخت لاغر ولی الان مسیرو پیدا کردم و میدونم ک راحت لاغر میشم خیلب راحتر از اونی ک فک میکنم 

      درسته ب نظرم راحت چاق شدم ولی خیلی برام سخت بوده گرم ب گرمش برام زجر و سختی بوده تنفر بوده حقارت بوده 

      در نتیجه من برای چاقی خیلی بها دادم من خودم دادم خودمو نابود کردم خودم خودمو کشتم هربار ک رفتم رو ترازو من خودم خودمو نابود کردم 

      هربار رژیم گرفتم و ول کردم هربار ناامید شدم از خودم 

      ولی الان تو این مسیر تو مسیر حال خوب مسیری ک پراز احساس و حال خوب چن از عشق ب خوده پر از لذت بودن اجبار بدون زور من راحت لاغر نیشم چن هر چی دوس دارم میخورم بدون درد بدون عذاب 

      فقط ذهنم باید قبول کنه عوض شه ک میشه چن من میخوام من سوار قطاری شدم ک هر ایستگاهش پراز نعمته 

      نعمت عشق ب خود 

      عشق ب خدا

      حال خوب احساس خوب

      خوشحالی 

      زندگی 

      من یک ب یک دارم ایستگاه ها رو طی میکنم و ایستگاه کاهش وزن رو هم میرسم میدونم ک تا ایستگاه رو یک ب یک طی نکنم ب مرز اتمام اضافه وزن و بهبود و لاغری نمیرسم

      من دارم از مسیرم لذت میبرم 

       چه برای بقیه لذت بخش نیس 

      مامانم و همسرم و بقیه 

      ولی ب خودم گفتم بسه استپ من میرم ب سمت لاغری فقط فقط خودم مهمم ن بقیه 

      استاد من ۱۵۰ روزی میشه تومسیرم عجله ندارم فقط میخوام مطمین بشم ک تو مسیرم 

      وزنم افزایش داشته از لباسهام اینطور فهمیدم تغییر احساس دارم پرخوری هام خیلی کم شده ولع حرص اینام خیلی خیلی کم شده توجه ب غذام اینا کم شده  ولی افزایش داشتم میخواستم بدونم ک ایرادی نداره من ک ادامه میدم صد در صد  فقط میخواستم بدونم ک تو مسیر هستم یا ن والا خودم خیلی تغییر کردم ولی از لحاظ جسمی ن 

      ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1400/06/04 18:02
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      منم تا بحال این جمله را در مورد غذا نشنینده بودم یادمه  تا زمانی که خونه پدری بودم. هیچ  وقت کسی بهمون نگفت تا آخر غذات را باید بخوری  الان که فکر میکردم. ما چهارتا خئاهر وبرادر بودیم. وهیج کدام هم چاق نبودیم همه امون متناسب بودیم.  چون سر میز غذا  هیچ اصراری به خوردن به ما نمیشد. من که از سن ۱۳ سالگی به خاطر بیماری روماتیسم. مجبور به مصرف کورتون شدم وباور  حرف دکتر که این قرص باعث چاقی میشه  را باور کردم وچاق شدم   ولی خواهر وبرادرام تا زمان ازدواج اشون کاملا متناسب بودند. منم که بعد چاقی با ورزش و رژیم دوباره متناسب شده بودم. اما خانواده همسرم  بخصوص پدر شوهرم بشدت با دئر ریختن غذا مخالف بود چون خودش هم ریشه مذهبی اش بشدت قوی بود.  همش میکفت غذاا تا آخر بخور گناهه دور بریزی   نعمت خداست خدا قعرش میگیره.  ومن که اصلا عادت نداشتم این حرفها را سر سفره بشنوم. اوایل ناراحت میشدم. اما کم کم  به طور ناخودآکاه  این فرمول به ذهن ام رسوخ کرد   وعادت کرده بودم حتما تا آخر غذا را بخورم.  ویا چیزی را دور نریزم.  همسرم هم  که این فرمول از بچگی در ذهن اش بود از ترس این که غذا تو بشقابش نمونه. همیشه ۷ قاشق میکشید   تا یک وقت غذای اضافه نخوره.  اما من بخاطر این عادت. ته مانده غذای بچه هام را میخوردم که گناه نباشه.  بله استاد شما درست میگین حیف خود ما هستیم که این غذای اضافه را تبدیل به چربی های اضافه میکنیم وهزار یک مشکل برای خودمون ذرست میکنیم. از بیماری کرفته تا آرزوی لباس خولپب پوشیدن 

       

      با تشکر از فایل زیبای آموزشیتون استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/28 15:11
      مدت عضویت: 228 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 337 کلمه

      به نام خدایی که راه رو به من نشون میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      این سوال رو که توی پیج پرسیدین برای منم تازگی داشت و چیزی درباره “ثوابشو بخر” نشنیده بودم اما الان دیگه متوجه شدم این مفهوم توی اکثر خونه ها و خونواده ها به شکلی مطرح بوده…ما هم بهمون می گفتن: “حیفه، آدم بشقابش رو تمیز می کنه..برکت خدا رو دور نمی ریزن” بابام که کلا جو احساسی میداد که: “ می دونی اگه توی کل دنیا هر نفر سه چهار دونه برنج توی بشقابش زیاد بیاره (سه چهار دونه، نه حتی قاشق!) میشه چقدر؟ میشه هزاران تن برنج که باهاش کلی آدم و بچه سیر میشن و ….” خلاصه چنان عذاب وجدانی می گرفتم که انگار وظیفه سیر کردن همه گرسنه های آفریگا و بوگاندا و هرجای دنیا به عهده من و رو دوش منه که باید تا آخر غذام رو بخورم و همین هم شده بود افتخارم که بشقاب من رو می تونین بعد از خوردنم بذارین توی کابینت و همین رو هم من سر بچه هام پیاده کردم و بهشون یاد می دادم که ظرفتون رو تمیز کنین و غذا رو باید تا آخر بخورین و خدا رو شکر می کنم که بالاخره متوجه این مساله شدم که بدن ما سطل آشغال نیست و گناه آسیب زدن به بدن که امانت و تنها سرمایه زندگی مونه بیشتر از گناه دور ریختن مواد غذایی و نخوردنشه…اما یه نکته هم از صحبت هاتون یاد گرفتم..چون من علیرغم اینکه اون عادت بد رو کنار گذاشتم اما وقتی می دیدم محصوصا دخترم حجم زیادی غذا می ریزه و بعدم خیلی توی بشقابش اضافه میاد، اینو بهش می گم که: درسته که هرقدر دلتون بخواد می تونین بخورین و لازم نیست تا ته بشقابتون رو تمیز کنین اما دیگه اینقدر زیاد نریزین که نتونین بخورین..کم بریزین و اگه باز هم خواستین هست، دوباره بریزین…الان حس کردم و از حرف هاتون متوجه شدم که اینم اشتباهه و هنوز ذهنم نپذیرفته و ریشه ای این باور رفع نشده

      مرسی که هربار یه درسی توی حرف هاتون هست استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 08:37
      مدت عضویت: 223 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      بنام خداوند هدایتگر وهاب 

      سلام به دوستان زیبانگرشم

      منم وقتی گفتین ثوابشو بخر متوجه نشدم اما برای خودم یه حدسهای زدم وقتی توضیح دادین کاملا برام روشن شد و واضح که اطراف و فرهنگ ما هم هست من از سیستان وبلوچستانم اما به ما این جمله رو نگفتن بجاش میگفتن اگه غذات بمونه گناه میکنی و خدا قهرش میاد که اسراف کنی و یا غذاتو دور بریزی خدا روزیتو میگیره میگه بنده اسراف کاری دارم واز این جملات اما بازم برمیگرده به حرف شما استاد شاید زبانها فرق کنند یا کلمات فرق کنند اما معنیش اول و اخر همون میشه 

      چندشب پیش خونه داداشم دعوت بودیم سرسفره دیدم زن داداشم به زور تو دهن برادرزاده ام غذاشو میریزه تو دهنش که اعتقادش این بود ک من دوست ندارم تو بشقابشون غذای بمونه و باید تااخرشو ب زورم شده بخورن تا گناه و اسراف نکنند اتفاقا خانواده داداشم همشونم چاقن و الان که توجه میکنم بیشتر از اینکه بگیم ارثی بودن نقش داره بلکه همش ذهنیت و باورهای خودمونه و متوجه نمیشیم این باورها چه بلاهای سرمون در میاره و چقدر خوبه تو این سایت بینظیر متوجه این باورها درباره ذهن و چاقی میشم من خودم بااینکه تازه چندوقته اومدم تو سایت بصورت جدی فعالیت میکنم و کامنتهای دوستانو میخونم و تمرین انجام میدم خودبخود اشتهام خیلی کم شده و دیگه دوست ندارم همش در حال خوردن باشم وچقدر این طرز رفتارم برام لذت بخشه و خیلی شگفت زده ام اینقدر این سایت رو رفتار و باورهام تاثیر عالی گذاشته 

      و یه چی دیگهم من خودم چند ماهه جوحه و اردک نگه میدارم هرموقع ازغذاها بمونه میبرم بهشون میدم و کلیم خوشحالم ک دیگه اسراف نمیکنم و الان با حرف شما که ما به زور غذا وارد بدنمون کنیم در اصل داریم گناه میکنیم چون ب بدنمون سختی میدیم و رو معده مون فشار بیشتری برای هضمش میاد پس همون بهتر سریع به طبیعت برشون گردونیم 

      در پناحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/17 15:40
      مدت عضویت: 504 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 988 کلمه

         سلام دوستان همراه ،

      مصاحبه کوتاهی به شکل فرضی با استاد عطار روشن انجام دادم  که به سمع و نظر شما می رسونم .

       

      سلام استاد ،ممنون که با درخواست این مصاحبه افتخار دادید موافقت کردید   و به چند سوال از مقاله ” ثوابشو بخر  ”  پاسخ  می دید .خیلی تشکر .

      ________________________

      اولین سوال :

      استاد شما فرمودین چاقها عقیده دارن سرعت چاق شدن، بیشتر از سرعت آخرین خودرویی هست که تاکنون ساخته شده است . و فرمودید که این عقیده کاملا اشتباهه .میشه بفرمایید دلیل شما برای درستی  نظرتون‌چیه  ؟ و سپس بفرمایین نتیجه این طرز تفکر اشتباه در چاقها چیست ؟

      به نام خدای مهربون و سلام به دوستان خوبم در این مسیر .جواب این سوالتونو اینجوری می دم که :

       

      قطعا یک فکر اشتباه و یک عادت اشتباه باعث چاقی ما نمی شود.

      مجموعه از افکار اشتباه به همراه تکرار سالها رفتارهای اشتباه باعث چاقی ما می شود.

      از آنجا که چاق شدن حرکت جسم در جهت منفی و نابود شدن است بنابراین سرعت چاق شدن جسم به شدت پایین است.

      تصور کنید من با انبوهی از افکار چاق کننده و مجموعه ای از رفتارهای اشتباه که سی و چند سال تکرار شده بودند به وزن 137 کیلوگرم رسیده بودم.

      با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن و انجام تمرینات آن در طی کمتر از سه سال به وزن کمتر از 100 کیلو رسیدم.

      من با استفاده از این روش مقدار بیش از 40 کیلوگرم در طی سه سال کاهش وزن پیدا کردم.

      سه سالی که حتی یک ساعت گرسنگی را تحمل نکردم.

      سه سالی که هرگز از خوردن غذایی بخاطر ترس از چاق شدن خودداری نکردم.

      سه سالی که هرگز بخاطر لاغر شدن، ورزش های برنامه ریزی شده انجام ندادم.

      مقدار وزنی که در طی 30 سال به من اضافه شده بود، در طی کمتر از 3 سال از من کاسته شد.

      این مقایسه اثبات می کند که سرعت چاق شدن جسم بسیار کندتر از لاغر شدن است و این در حالی است که همه افراد چاق عقیده دارند سرعت چاق شدن سریعتر از هر خودرویی است که تا کنون ساخته شده است.

      نگرش اشتباه درباره کاهش وزن سبب شده است که افراد با توجه به اینکه تلاش بسیاری برای لاغر شدن می کنند اما همچنان چاق هستند.

      وقتی عقیده افراد این است که لاغر شدن سخت است، هرچقدر برای لاغر شدن تلاش می کنند باز تصورشان این است که لاغر شدن از این هم سخت تر است.

      بنابراین با اینکه سختی و رنج بسیاری را متحمل می شوند اما همچنان چاق باقی می مانند.

       

      باتشکر از شما میرم سراغ سوال بعدی و بعد مزاحم وقتتون نمیشم‌ .

      سوالم اینه :

      استاد  دلیل اینکه می فرمایید ۱۵ ماه بدون کسب نتیجه باز هم این مسیرو ادامه دادین چی بوده ؟ همینطور چطور به این باور رسیدید که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ؟

      استاد :

      خواهش می کنم  .شما مراحمی و اما پاسخ به این سوال :

      ———————————-

       

      دلیل اینکه 15 ماه بدون کسب نتیجه این مسیر را ادامه دادم پشت کار یا استمرار من نبود بلکه به این دلیل بود که هنوز از این روش ناامید نشده بودم.

      تصور کنید من بارها رژیم گرفته بودم و لاغر نشده بودم. بنابراین به محض شنیدن اسم رژیم برای لاغر شدن مطمئن بودم که نتیجه نخواهد داد.

      اما درباره نتیجه لاغری با ذهن چیزی نشنیده بودم بنابراین مطمئن نبودم که این روش نتیجه نخواهد داد بنابراین ادامه دادم.

      زمانی که اولین نشانه های تغییر جسمی من ظاهر شد مقداری اطمینان من به این روش بیشتر شد و هرچه نتیجه من بیشتر شد اطمینان من هم افزایش پیدا کرد.

      در این شرایط، ذهن من مانند دوران چاقی عمل می کند.

      همانطور که قبلا ترس از لاغر نشدن را گسترش می داد و اینکه لاغر شدن سخت است. بعد از کسب اولین نشانه های لاغر شدن شروع به گسترش “لاغر شدن آسان است” کرد و به مرور من بیشتر اطمینان پیدا کردم که لاغر شدن کار آسانی است.

      به همین دلیل بعد از اینکه تا حدود زیادی از مسیر لاغری با ذهن نتیجه گرفته بودم و برای آموزش این روش فوق العاده اقدام به تهیه فایل های آموزشی کردم از همان ابتدا عبارت “لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست” را بارها در فایل های آموزشی تکرار کردم.

      در واقع این باور و عقیده من بعد از ده ها کیلو کاهش وزن از طریق قدرت ذهن بود و این درحالی بود که هر فردی که اضافه وزن داشت و این عبارت را می شنید ابتدا تعجب می کرد اما به سرعت احساس خوبی در او شکل می گرفت و با خود تصور می کرد چقدر عالی میشد اگه واقعا لاغر شدن آسانترین کار دنیا بود.

      آنهایی که این عبارت به دلشان نشست و وسوسه شدن آسان بودن لاغر شدن را تجربه کنند قدم در مسیر یادگیری لاغری با ذهن گذاشتند و خیلی زود متوجه شدند که واقعا لاغر شدن به روش لاغری با ذهن آسان ترین کار دنیاست.

      تصور کنید شما بدون حضور در کلاس درس یا مکان خاصی لاغر شدن را در خانه و از طریق اینترنت و با استفاده از موبایل یا کامپیوتر خود می آموزید.

      زمان استفاد از آموزش ها بستگی به برنامه ریزی زندگی شما دارد و هر زمان تمایل داشتید از محتوای آموزشی استفاده می کنید.

      آموزشها به زبان ساده و قابل درک برای همه افراد در هر سن و شرایطی آماده شده است.

      شما به راحتی تمرینات خود را در جزوه آموزشی می نویسید و در واقع کتاب لاغری خود را می نویسید.

      به ساده ترین شکل ممکن نوشته های خود را در بخش تمرینات سایت به اشتراک می گذارید و می توانید نوشته افرادی که همراه شما در این مسیر هستند را مطالعه کنید و به این شکل به گسترده ترین کتاب لاغری با ذهن در جهان دسترسی دارید.

      در این روش برخلاف همه روش های دیگر شما مجبور به تحمل گرسنگی نیستید، نیاز نیست ساعت ها ورزش های سخت و طاقت فرسا انجام دهید، لازم نیست هر روز داروهای مختلف بخورید و هرکاری که در روش های قبلی برای لاغر شدن انجام می دادید را لازم نیست در روش لاغری با ذهن انجام دهید.

      این تنها بخشی از سادگی های روش لاغری با ذهن است.

      _____________________

      استاد ،خیلی متشکرم در این مصاحبه شرکت کردید .

      شما را به خدا می سپارم .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/17 02:41
      مدت عضویت: 256 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      با سلام و عرض ادب 

      من تا به حال این جمله ی ثوابشو بخر  ررو نشنیده بودم اما 

      همیشه از اطرافیان  می شنیدم که اسراف نکنید ، غذایی را دور نریزید ، یا حتما تا  ته ظرف غذاتون بخورید که از ادب به دور هست 

       

      همین نگاه های مذهبی داشتن حتی به غذا در ما یکسری عادتها ی بد و رفتارای چاق کننده ایجاد کرد ، غذای نذریست  بخور ثواب داره ،

      در  محله ی ما هرسال در ماه محرم غذا و نذورات زیادی داده میشد البته تا قبل از کرونا 

      و همین قیمه ها ی نذری کلی عادت و رفتارای بد چاقی در من ایجاد کرد چرا که همیشه در طول سال منتظره ماه محرم بودم و قیمه های نذری 

      و علاوه بر اینکه باور داشتیم بخوریم تبرک ثواب داره 

      یه باور دیگه هم بود که غذا و پلوی امام حسین سالی یکباره و دیگه نصیبمون نمیشه 

      ای بابا بخور همین ده روزه اول محرمه بعدش رژیم بگیر ، اینم یه باور غلط دیگه 

       

      و اگر از این غذا ها اضافه ای میموند  مادرم هرگز نمیگذاشت یک لقمه ش هدر بره چون مرتب میگفت گناه داره 

      حالا هر چی میگفتی مامان جان پرنده ها هم حق دارن از پلوی امام حسین بخورن 😄

      اما فایده ای نداشت 

      خلاصه که بعد از هدایت شدن به این مسیر دریافتم که هیچ چیز بیشتر از بدن خودم ارزشمندتر نیست حتی همان غذاهای اضافه ای که  برای بدنم هیچ نیازی نیست جز چربی شدن یا با کلی انرژی سوزاندن و دفع شدن 

      پس بهتره همین مازاد را از اول  به دست طبیعت و مورچه ها و پرندها بسپاریم که اتفاقا این ثوابش خیلی خیلی بالاتره 

       

      البته اینجا جا داره معنی اصلی ثواب رو هم  بیان کنم ، ثواب یعنی پاداش ، یعنی جزای یک کار خوب که قطعا با حال خوب همراهه

      خب چه کار خوبی از این بالاتر که با نخوردن لقمه های اضافه در ما ایجاد میشه و چه پاداشی از این بالاتر 

       من الان بر این باورم که حتی  یک لقمه ی اضافی   برای من حرام است و نخوردن همان یک لقمه اتفاقا کلی ثواب و حال خوب  برایم بدنبال داره 

      پس با این باور کلی از اصافه خوریهایم خیلی خیلی  کم شده 

      ««و در اخر و نتیجه گیری از  صحبتهام »»

      من از نخوردن غذاهای اضافی کلی لذت می برم و  ههمین امر  کلی ثواب و حال خوب برایم به ارمغان داره 

      علاوه بر اون با بخشیدن این اضافه ها هم به طبیعت  این ثواب برایم چند برابر می شود 

       

      خدایا سپاسگزارم

       برای این همه تغییر نگاه به غذا  ، به خوردن و به تجدید نظر در یکسری از عادتها و رفتارهایم 

       

      و ممنون از شما استاد گرانقدر 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/17 01:24
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,820 کلمه

      ثوابشو بخر

      سلام وقت بخیر

      ممنون استاد گرامی برای آگاهی های بینظیری که به شما گفته میشه و شما هم به ما منتقل میکنید 

      نقل مجلس جمع های افراد چاق ،صحبت کردن در مورد چاقی ،عوارضش و راه های درمانشه که در انتها به هیچ مقصد محکم و موندگاری نمی انجامید

      بیس تمام گفتگوها شکل هم بود و در تمام اون مدتی که خیلی فیلسوفانه در حال نطاقی در مورد راه ها و روش هایی که رفته بودیم ، در حال دادن پیغام من چاق هستم ،من خوب نیستم بودیم که نتایج ما نمایانگر درونیات درب و داغونمون بود و مدام تعحب میکردیم که چرا با اینکه انقدر نگرانیم ،در رژیمیم، در ورزشیم ولی باز هم چاق هستیم یا لاغریمون موندگار نیست

      یعنی مدام از یک مسیر اشتباه یک شکل استفاده میکردیم و از نتیجمون ناراضی بودیم و هیچ وقت فکر نمیکردیم که شاید راهمون صحیح نیست

      هر چند این سالهای اخیر من متوجه شده بودم که چیزی در ذهن من درست کار نمیکنه اونم بخاطر این بود که در دوره های ذهنی شرکت کرده بودم و اون آگاهی ها منو بفکر میبرد که نکنه تو هم ذهنت مشکل داره و اتفاقا چندین بار هم توی گوگل تایپ کردم آیا میشود با ذهن لاغر شد ولی به متد های متفرقه هدایت شدم چونکه اون سالها ،اصلا سایت تناسب فکری وجود نداشت ،یعنی من تلاشمو میکردم تا اینکه به این سایت هدایت شدم

      در این دوره ها متوجه شدم که چاقی من نتیجه تجمیع چندین تا از افکار منه که در انتها منجر به رفتارهایی در من شده 

      من حتی مطمئنم که وقتی باورهای چاق کننده داری و دستورات مغزت چاق کننده است ،به سلول های بدن هم دستور چربی سازی یا چاق شدن میدهد و از اونجاییکه سلول ها بسیار هوشمند هستند با توجه به اطلاعاتی که بهشون میرسیده فکر میکردند که باید بسمت چاقتر شدن حرکت کنن 

      در واقع بدن من پر بوده از افکار مسموم چاق کننده که تمام اجزاء بدن من و رگ و ریشه من در اون افکار ، سمی شده بودند و بوی چاقی میدادند 

      انگار هر روز تو فکر من چند تا پاف افکار چاق کننده اسپری میشده که اون افکار چاق کننده در تک تک سلول های من تزریق میشدند و تمام بدن من پر میشده از چاقی و حس های بد که خود اون حس های بد باز هم سلول های بدن منو مسموم تر میکرده و این چرخه هر لحظه و هر روز و هر سال تکرار میشده

      الان که دارم مینویسم و بهش فکر میکنم احساس خفگی میکنم ،چه لحظات بدیو سلول های من تجربه میکرده ،بخاطر این بوده که من در تمام اون سالها حس نفرت و انزجار از خودم داشتم ،درون کثیف ،بیرون کثیف را هم بوجود می آورد 

      یکی از باورهاییکه بیشتر  افراد چاق دارند و منهم داشتم این بود که براحتی چاق میشم و به سختی لاغر 

      آخرین باری که رژیم گرفتم و ورزش کردم تقریبا ۸ سال پیش بود ، آسیب کمر در ورزشم دیده بودم و دکترم‌ ورزشو  برام ممنوع کرده بود ، با مخالفت های شدیدم باز هم نتونستم دکترمو مجاب کنم و بهم دستور داد اگر میخوایی کارت به عمل جراحی نکشه فقط استراحت مطلق داشته باش و من ۹ ماه استراحت در منزل بودم با تمام فشارهای روحی 

      شاید اون زمان سایزم ۴۲ بود بین  ۴۲ و ۴۴ سایزم گردش داشت و یکبار هم به سایز ۴۰ رسیده بودم اونم دیگه خودمو با قرص های لاغری کشته بودم تا به اون سایز رسیدم و خیلی زود هم برگشت وزن داشتم

      خلاصه اون روزها مجبور شدم  ورزشو رها کنم که در ادامه ش رژیمم رها کردم  ،فکر کنم وزنم ۷۵ کیلو بود ،بمحض رها کردن ورزش و رژیم ،ترس های بزرگی در من قویتر شد که حالا مجدد چاق میشی ، تو که ورزش نمیکنی ،رژیم‌ نیستی و کاملا منتظر چاقتر شدنم بودم ،بسیار هم عصبی شده بودم ، خونه نشین شده بودم ،منیکه عادت داشتم از صبح تا عصر تو باشگاه ها باشم حالا مجبور بودم تو خونه بشینم‌

      خودم متوجه شدم آرام آرام بدنم بزرگتر و چاقتر میشد ،ترسیده بودم ،لباس هام دونه دونه برام تنگ میشدن،دیگه خجالت میکشیدم عکس قدی بگیرم ،دوست نداشتم کسی بفهمه دارم چاق میشم 

      و پروسه چاقتر شدن من از سایز ۴۲ به سایز تقریبا ۴۸ ،  پنج یا ۶ سال طول کشید ، من از وزن ۷۵ به وزن ۹۵ رسیده بودم و با وزن ۹۵ کیلو  وارد دوره شدم 

      ۲۰ کیلو اضافه وزن من در ۶ سال انجام شد و الان که یک سال و هفت ماهه که در دوره هستم تقریبا نصف راهو رفتم و دوست دارم ۲ سایز دیگه کم بشم ،هر چند الان هم از خودم بسیار راضی هستم

      و میدونم اگر حس رضایت از خودم و سایزی که کم کردم داشته باشم میتونم ادامه راهمم به نتیجه برسم‌ و اگر بخوام پیشرفت های الانمو نبینم و غر بزنم و شکایت کنم ،جهان هم جوابی شبیه به ارتعاش منو به خودم برمیگردونه

      پس در حال حاضر از داشته هام لذت ببرم تا در همون قسمتها گسترش پیدا کنم

      از اونجاییکه من عادت دارم هر روز با خودم در مورد قوانین صحبت کنم ، امروز هم رفتم توی تراس و شروع کردم با خودم حرف زدن 

      به خودم گفتم فریده اگر چه چیزی داشته باشی حالت خیلی خوبه و همه جوره به نفعته؟

      دیدم دلم میخواد بگم پول وووو 

      ولی یکمی که فکر کردم متوجه شدم من اگر یک ذهن سالم و تمیز داشته باشم‌ که بتونم خوب برنامه ریزیش کنم برای من مثل مرغ تخم طلا کار میکنه و مدام برای من شرایط طلایی تولید میکنه

      گفتم‌ ببین فریده تو ذهن تمیز داشته باشی تو رو تو مسیرهای صحیح قرار میده ، تورو در مسیرهای مالی خوب قرار میده،در مسیر روابط عاشقانه قرار میده،در مسیر اتفاقات عالی قرار میده

      در مسیر لاغر شدن با قدرت ذهن قرار میده ،ذهنتو بسازی دیگه میتونی برای همیشه متناسب باشی و لذت ببری 

      در واقع تو یک چیز را درست و تصحیح میکنی ولی تمام قسمت های زندگیت تحت فرمان همون ذهنته ،پس ذهنو بساز بقیش درست میشه

      امروز که رفتم توی تراس ،شروع کردم به یادآوری موفقیت های ریزو درشتم ،به خودم گفتم آفرین فریده خانم که چند سایز کم کردی ،بهت افتخار میکنم ،ازت راضی م ،از عملکردت راضی م ،دوست دارم فریده و شروع کردم به گفتن و تشویق کردن خودم و دستاوردهام

      گفتن اینجور دیالوگ ها با خودم انقدر حالمو بهتر کرد که متوجه شدم چقدر انرژیم بیشتر و سرحالتر شده ،آگاهانه زندگی کردن یعنی همین ، بجای اینکه بشینم به حرف منفی بافم گوش کنم که بلده فقط ناامیدم کنه ،به حرف های قدرت درونم گوش میکنم که حسمو بهتر میکنه ،وقتی من حس رضایت داشته باشم ،جسم و ذهن و جهان هم میفهمن که من راضیم و نتایج رضایت بخش بیشتری در مسیر من قرار خواهند داد و بعد از مدتی خودم هم متوجه نمیشم که خودبخود همون یکی دو سایزمم ریخته

      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست البته با  این روشی که ما انجام میدیم  آسانترینه ،وگرنه که قبلا سخترین کار دنیا بود

      منکه فقط لذت بردم و حالم خوب بوده در این مسیر ، هر غذایی دوست داشتم خوردم و لاغر هم شدم، تازه به زور و اجبار هم ورزش نکردم ،آزادی عمل داشتم و از حق انتخابم لذت بردم ،پس مسیرمون زیبا و دلپذیره 

      من به عنوان دانش پژویی که ۱ سال و هفت ماهه در دوره های ،ورود به سرزمین لاغرها،دوره پاکسازی،دوره پیشرفته،دوره روانشناس لاغری خود باشید،دوره خدا هرگز دیر نمیکند و خلق آرزوها هستمو در این مدت در حال آموختن الفبای لاغری ،تغییر رفتارها ،عادتها و عملکردهام‌ هستم که در این مسیر حالم بسیار عالی بوده و الان که به گذشتم فکر میکنم که چی بودم و چی شدم ،پر از شعف و حس خوب میشم ،که یک انسان میتونه چقدر تغییر کنه و به جایگاه های بهتری خودشو برسونه در صورتیکه من همیشه فکر میکردم مجبورم تا آخر عمر چاق بمونم و رنج ببرم ولی این اتفاق رخ نداد و من الان در بهترین شرایط خودم هستم و بهتر از اینهم خواهم شد

      این دوره ها خودش یک دانشگاهه ،هر روز درسی برای آموختن داریم ،مشقی برای نوشتن و مطالعه کردن و در انتها به نتایج عالی خواهیم رسید تازه اونم براحتی در منزل خودمون ،بدون صرف وقت برای رفتن به کلاسی به باشگاهی 

      نه با گرسنگی ،نه با سختی ،انقدر راحته که حتی مغز خودمون هم هنگ کرده ،به کسی بگیم ما به این شکل لاغر میشیم فکر میکنن ما دیونه شدیم ،اصلا هر کاری که سخت انجام بشه یعنی اون راه اشتباهه ،هر راهی که با احساس بد همراه باشه یعنی اون کار اشتباهه 

      حالا بریم سراغ جمله ،ثوابشو بخر

      تا حالا این جمله رو نشنیده بودم که بگن ثوابشو بخر ،اگر زمان هایی هم غذایی اضافه میومد ، مادرم بقیه غذارو نگه میداشت ،جمله حیفه بخور دور نریزمو زیاد شنیده بودم 

      این جمله رو زیاد شنیده بودم که باید تا آخر غذاتونو بخورید و بشقابتون چیزی توش نمونه البته این توصیه هیچ وقت بمن نشد چونکه من خودم همیشه تا ته غذامو میخوردم و تازه همه نگران این بودن که مراقب فریده  باشن که زیاده روی نکنه 

      خدارو شکر با آموزش های این دوره ها ،اصلا اصراری به زیادی خوردن بچه هام ندارم و بهشون یاد دادم که تا گرسنه نباشن غذا نخورم و به محض سیر شدن دیگه ادامه ندن ،همین ۲ تا تکنیکو هر کسی یاد بگیره میتونه کلی از زیاده روی خوردن هاش جلوگیری کنه 

      زمان های خیلی قدیم یه آخوندی به اسم قرائتی توی تلوزیون خیلی برند بود و همه، حرف هاشو دوست داشتن ، منکه نگاه نمیکردم ولی یبار یادمه تلوزیون روشن بود و قرائتی داشت میگفت ،انقدر پرخوری نکنید ،نترسید از دور ریختن باقیمانده غذاتون ،این غذا اضافه بر سازمان بدنتونه چه تو آشغالی بریزید چه تو بدنتون، در هر دو صورت اون غذا بدرد بدنتون نمیخوره ،پس بریزیدش دور ، بهتر از اینه که بدنتون زحمت دور ریختنشو بکشه و جالبه سالها پیش من این جنس صحبتو شنیدم ولی عمل نکردم یعنی تو مدار درکش نبودم

      مادر منهم خیلی حساسه که غذایی دور ریخته نشه برای همین ممکنه یه غذایی که خورده نشده ،مجبور باشه خودش چندین روز اون غذارو بخوره و این عادتو به ما هم یاد داد البته که من با ورودم به دوره دیگه هر خوراکیو نمیخورم 

      منکه عاشق غذای تازه هستم و دوست ندارم غذای یک روز فبلو بخورم ولی چونکه من همیشه غذای بچه هارو یک شب جلوتر میپزم که ببرن سر کار ،خودم هم اون غذارو فرداش میخورم ،البته خیلی کم این اتفاق میفته چونکه من بیشتر روزهای  هفته رو خونه نیستم و بیرون غذامو میخورم و شاید  ۲  روز در هفته خونه باشم که بخوام غذایی بخورم 

      با اینکه مادرم همیشه تاکید میکنه غذاییو دور نریزید ولی من هر زمان زیاد باشه و بمونه میریزم دور ،گاهی میوه،خیار،گوجه،لیمو ترش و از اینجور خوراکی ها هم که نمیخورم و خراب میشه و میریزم دور ، مادرم غر میزنه و میگه کمتر بخر که دور نریزی ،اسراف نکن و از اینجور صحبت ها ،من خودم زیاد اهمیت نمیدم ،نه اینکه دوست داشته باشم پولمو به هدر بدم ،اتفاقا برای ریال به ریال پولم ارزش قائلم ولی گاهی خوراکی هایی اضافه میاد که مجبورم بریزیم دور 

      خدارو شکر باورهای مذهبی در این موارد  ندارم و سپاسگذار خداوند هستم که منو هدایت کرد به جایی که مدام در مسیر رشد و تغییر هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 34 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتا صدیقی
        1400/05/17 10:35
        مدت عضویت: 129 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 189 کلمه

        سلام فریده خانم عزیز و دوست داشتنی.
        شاید باورتون نشه اما صدای زیباتون موقع نوشتن این کامنت توی گوشم میپیچید.انگار داشتین کنار گوشم همه این حرف هارو با ارامش و ملایمت میگفتین و لذت میبردم..
        چقدر اونجا که داشتین از خودتون تعریف میکردیم حالم ردیف شد.
        واقعا من چهار ماه پیش رژیم گرفتم و انقدر زحمت کشیدم اما حالا که تموم شده و باید از جسمم لذت ببرم و بهش خداقوت بگم هی سرزنشش میکنم که چرا شُل شده و یا چرا اضافه کرده..
        قربونِ بدنم برم که توی دو ماه انقدر سریع وزنشو کم کردم و هیچی نگفت.فقط از ناراحتی و غصه شُل شد و وا رفت..
        واقعا دلیل شل شدن پوست بعد از رژیم شاید همین ناراحتی و عجز جسممون باشه.شاید میخواد فریاد بزنه بگه توروخدا رژیم نگیر..این راهش نیست..عضلاتتو انقدر اذیت نکن و ورزش سنگین انجام نده! اما نمیتونه داد بزنه به جاش شُل میشه و میوفته‌‌..
        میدونین! به غیر از توضیحی که درباره ثوابشو ببر دادین بقیه جملات اولیه عالی بودن..انقدر عالی که دوست دارم هر روز کامنت شما رو بخونم و مثل قند توی دلم آب بشه و این نجواهای منفی ذهنم ساکت بشه..

        مرسی فریده خانوم گل خیلی لذت بردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/17 13:06
          مدت عضویت: 730 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 1,080 کلمه

          سلام آرمیتا جان 

          خوشحالم که در مسیر تغییر و رشد خودت انقدر جدیت داری ،آفرین که از سن نوجوانی خواستی و هدایت شدی ،خیلی از آدم ها به دنیا میان،ناآگاه زندگی میکنن و نااگاه هم از دنیا میرن ،خدارو شکر ما انسان های خاص و برگزیده ای هستیم که یه روزی خواستیم و درخواستمونو به جهان آگاهانه یا نااگاهانه فرستادیم و جهان هم به بهترین شکل پاسخ داد

          بودن ما در این سایت و این جنس اموزش ها  نشانه است، اگر هوشیار باشیم و رد نشانه هارو دنبال کنیم ،میبینیم که پله پله هدایت میشیم به شرایط بهتر،به موقعیت های با کیفیتر

           

          مهم اینه که این ریسمانو رها نکنیم و ادامه بدیم  و مهم تر از همه اینکه حواسمون به خودمونو و حال و هوامون باشه 

          اول بپذیریم که خودمون مسئوال هر انچه تجربه   میکنیم هستیم و بعد برای بهتر شدن اوضاع دست به کار بشیم

          خدارو شکر در مسیر صحیح هدایت شدیم و این مهم ترین بخش راهمونه

          متوجه شدیم مشکل جسم ما چیه و اینهمه چاقی از کجا سرچشمه میگیره، کشف همین موارد بنظر ساده برای من از ۱۰ سالگی تا ۴۴ سالگیم‌ زمان برد 

          باز هم خدارو شکر میکنم الان متوجه شدم ،بیدار شدم وقتی بیدار میشی دنبال راه حل هم خواهی بود

          در کنار تمام این آموزش ها یک کاری که باید هر لحظه انجام بدیم ،توجه به خوبی های خودمونه ،بدلیل اینکه ما سالها یاد گرفتیم که خودمون و خوبی هامونو نبینیم، مخصوصا افرادی که از جسم و وزن خودشون راضی نیستن

          من سالها در کنار خودم نبودم ،از ۱۰ سالگی که بهم انگ چاقی زده شد و رفتم تو رژیم های سخت و بدنبال اون ،سرزنش ها و تحقیرها از طرف دیگران شروع شد،من تمام اون صداهارو از سن ۱۰ سالگی در خودم ضبط کردم

          من برای خودم در درون خودم ،دختر بیریخت و چاق و بدرد نخور و پرخوری بودم که بهم میگفتن خپل ،کپل ووو

          تصویر من یک‌ تصویر دوست نداشتنی بود ،وقتی بزرگتر شدم ،وقتی دلم‌ میخواست در سنین نوجوانی جلب توجهی برای اطرافیانم داشته باشم ،نمیتونستم ،اون صداها در من بزرگ و قوی شده بودن و بمن لحظه به لحظه اعلام میکردن که فریده خوب و قشنگ و زیبا نیست

          بزرگتر که شدم شاید پدر و مادرم کنارم نبودند که منو سرزنش کنن ولی من خودم دیگه در قضاوت کردن و تخریب کردن خودم خبره شده بودم

          اون صدا و تصویر ۳۴ ساله که در درون من با من گفتگوهای زیبا نداشته ،منو خوب ندیده و الان من در دوره هایی هستم که داره بهم یاد میده که فریده تو عالی هستی ،زیبایی،بینظیری همین جوری که هستی

          ولی آیا اون صدای ۳۴ ساله در من قویتره یا صدای یک ویس یا یک فایل؟

          و حالا وظیفه ما اینه که انقدر در کنار آموزش ها به خودمون بگیم با دلیل و منطق ، که من هم یک خانم قدرتمند،خلاق،زیبا دوست داشتنی ،با اعتماد بنفس وووو هستم

          به اندازه ای که سن چاقیمون و سرزنش هایی که شدیم ،نیروی تضعیف کننده در ما قوی شده و باید تمرین بیشتری کنیم

          باید هر روز چندین تا نقاط مثبت شخصیتی خودمونو بنویسیم و با منطق به خودمون ثابت کنیم که ما شخصیت خوب و نرمالی داریم

          ذهن منفی باف ما دوست داره مدام مارو تخریب کنه و اشتباهات مارو بیرون بکشه و ما باید روی مثبت های خودمون مانور بدیم

          در ۹۵ درصد از عمر الانم که در رژیم گذشت ،من در حال فشار آوردن به جسم و روحم بودم ، محتویات ذهنم ایراد داشت ،من داشتم رو جای دیگه ای تمرکز میکردم

          مثلا  موتور ماشین من ۳۴ سال خراب بوده ولی من فکر میکردم برق ماشینم مشکل داره و تمام اون مدت در حال دستکاریه  برق ماشینم بودم ،آیا ماشینم‌ تعمیر شد؟ معلومه که نه 

          همون وقتهاییکه صبح تا شب در حال گرسنگی دادن به خودم بودم و مدام حالم از خودم بد بوده ،جسم من ،روح من در عذاب بودن و من در حال ارسال پیام من خوب نیستم به جهان هستی بودم و از اونجاییکه کار جهان اثبات درونیات ماست به ما ، منو وارد مسیرهای ارتعاشی درونم میکرد

          و لحظه به لحظه جسم من ناامیدتر و خسته تر میشد ،برای همین بدنم مدام بقول شما شلتر هم میشد 

          اگر کسی از من تو این ۳۴ سال فیلم هایپرلپس  میگرفت ،فکر میکرد منو کسی داره مدام باد میکنه یا بادمو خالی میکنه مثل بادکنک 

          با توجه به تمام اشتباهاتی که در زندگیمون داشتیم چه با بدن خودمون چه با عزت نفسمون ،حالا وظیمون اینه که کنار خودمون باشیم 

          خودمونو حمایت کنیم حتی اگر جسم الانمونو دوست نداریم ،باید کمکش کنیم ،باید مثل یک حامی قدرتمند مدام به کودک درونمون بگیم که دوسش داریم و کنارش هستیم

          باید اعتمادبنفس خاموشمونو بیدار کنیم ،اعتمادبنفس که بیدار بشه ،قدرت های درونی مارو بیدار میکنه و اون قدرت های درونی مارو بسمت اهدافمون هل میدن

          و تشویق کردن خودمون ،بدنمون،جسممون مهم ترین تمرینیه که باید هر روز انجام بدیم 

          من خودم ۱ ساعت یکبار ساعت کوک کردم که چندتا تمرینو انجام بدم و با خودم زیاد صحبت میکنم ،مخصوصا منیکه قدمت سن چاقیم زیاده و بیشتر عمرمو در چاقی گذروندم

          خودمو برای بودن در اینجا تشویق میکنم،برای انجام تمریناتم،برای عمل کردن به اموزش هام ،برای هر کاری که انجام میدم به خودم عشق میدم  هر چند برام کار راحتی نبود ولی انجامش میدم ،چونکه اگر انجام بدم انجام میشه

          تمرین آینه که شده جزء برنامه های هر روزم ،هر وقت خودمو تو آینه میبینم قربون صدقه خودم میرم ، انگار دارم خودمو تو سن ۴ سالگی میبینم و دست و بدن خودمو هر زمانی یادم اومد میبوسم 

          هر چقدر به خودت توجه کنی ،داری به جهان میگی از خودم راضی هستم و جهان هم حس رضایت بیشتری به زندگیت وارد میکنه 

          کاری که قبلا دقیقا برعکسشو من انجام میدادم ،از اون راه ها که نتیجه نگرفتم پس راهمو عوض میکنم تا نتایج جدید وارد زندگیم بشه

          اگر بدونیم که کل زندگی مارو همین نجواهای منفی رقم میزنن خیلی قویتر سعی در شنایایی و رفعشون میکردیم

          نجواهای منفی برگرفته از باورهای ما هستن که بصورت مشاورین اعظم ،در درون ما حکمفرمایی میکنن

          وقتی که صدای جذاب و قدرتمند درونیت قویتر باشه ،صدای منفی درونت کمرنگتر میشه و حالت بهتره

          شاید خیلی از نوشته های منو ذهنت دیلیت کنه و اجازه نده متوجه بشی ولی سال آینده که مجدد این کامنت منو بخونی به خودت خواهی گفت که ای بابا فریده این حرف هارو پارسال بمن گفته بود ،همونجوری که من الان در مرور کردن دوره ها هستم و با خودم میگم ای بابا استاد که این حرف هارو پارسال تو فایل هاشون گفته بودن

          اینم به این دلیله که ما به اندازه باورهامون میشنویم و درک میکنیم ،برای همین ،هر ماه احساس میکنیم گوش ما یجور دیگه مطالبو میفهمه 

          امیدوارم شما هم با ادامه دادن به مسیرهای عالیتر هدایت بشید و خوشحالم براتون

          \"🌹\"/
          \"😍\"/
          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 35 از 7 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آرمیتا صدیقی
            1400/05/17 14:48
            مدت عضویت: 129 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 68 کلمه

            بسیار عالی بود فریده خانوم.مجدد تکرار میکنم خوشحالم که در مسیر کنار امثال شما هستم.
            اما بسار سردرگمم که از کدوم دوره رایگان شروع کنم؟ چون فعلا نمیتونم دوره ها رو هزینه‌شو بپردازم.با اینکه بسار نیازمندم اما فعلا نمیشه:)
            صد گام رو تا گام هفتم رفتم اما انگیزه کافی رو نداشتم. شاغل هم هستم و قضیه سخت تر میشه ..
            به عنوان همراه،اگر پیشنهادی دارین بهم کمک کنین ممنون میشم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/05/17 21:04
              مدت عضویت: 730 روز
              اندازه متن
              همیار لاغری
              محتوای دیدگاه: 231 کلمه

              من نظر خودمو مینویسم و در انتها خودت انتخاب کن که چه راهیو بری

              توی سایت مقاله های زیادی هست برای خوندن که بسیار کمک کننده است 

              فایلهای زیادی هست برای گوش دادن

              و دوره ۱۰۰ گام که میتونه برای شروع عالی باشه 

              اینکه شما شاغل هستید هم باید بتونید برای هدفتون وقتیو باز بذارید 

              در انتها نظر من به عنوان شخصی که تمام مسیرهای قبلی را رفتم و سرخورده تر از همیشه برگشتم و الان هم بعنوان شخصی که ۸۰ درصد دوره های این سایتو خریدم مخصوصا در بخش لاغری ، نظرم اینه که کاریو که بلخره باید انجامش بدیم ،انجامش بدیم‌،در انتها بیشتر دوستانی که در دوره های رایگان هستن ،وارد دوره های اصلی این سایت خواهند شد ،البته اگر لاغر شدن براشون الویت باشه 

              نظر من اینه که هر آنچه که در این سایت گفته  میشود را باید گوش داد و درک کرد ،چه رایگان ها چه دوره های اصلی 

              حالا هر کسی بر حسب شرایط زندگیش عمل میکنه 

              مطمئن باشید ذهنی که به شما میگه ،من وقت کافی ندارم یا انگیزه گوش دادن فایلهای رایگان یا ۱۰۰ گامو ندارم ،هر پیشنهاد دیگه ای هم که کسی به شما بگه رو هم رد خواهد کرد 

              شما اقتدار خودتونو تو فایلهای رایگان نشون بدید تا به دوره های اصلی هم هدایت بشید

              یادت باشه این آخرین و بهترین راهیه که میتونه از ریشه محتویات ذهنتو تغییر بده پس از فرصتی که جهان برات گذاشته استفاده کن

              موفق باشی دوست همراهم⚘

               

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 15 از 3 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آرمیتا صدیقی
                1400/05/17 23:16
                مدت عضویت: 129 روز
                اندازه متن
                محتوای دیدگاه: 41 کلمه

                بله دقیقا همینطوره.متشکرم که پاسخ دادین😍 من اول باید روی فایل های رایگان کار کنم و خدا خودش منو به سمت دوره هدایت میکنه.چون با پوست و استخونم میخوام وارد دوره اصلی بشم و فضای صمیمی در کنار هم داشته باشیم

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 10 از 2 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  1400/05/17 23:36
                  مدت عضویت: 730 روز
                  اندازه متن
                  محتوای دیدگاه: 8 کلمه

                  آفرین به پشتکارت دوست عزیز و موفق باشی🌹

                   

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 0 از 0 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  1400/05/18 00:25
                  مدت عضویت: 504 روز
                  اندازه متن
                  محتوای دیدگاه: 95 کلمه

                  آرمیتا ،دوست عزیز،سلام‌،وقت بخیر           یک‌راهنمایی هم من بهت می کنم بهتره قبل از ورود به دوره های اصلی ،به عنوان مقدمه چینی ،از دوره های رایگان که‌جدیدن استاد گرامی به شکل صد گام‌ارایه دادن شروع کنی .مطالب دریافتی از این صدگام بسیار ارزنده و مفیده .من الان چند ماهه در دوره گام اول ورود به سرزمین لاغرها دارم آموزش می بینم ولی گاهی که برمی گردم به به مقاله های صدگام رایگان بسیار بهره می برم و حکم مکمل برام عمل می کنه .        موفق باشی 💖

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 5 از 1 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آرمیتا صدیقی
                    1400/05/18 09:18
                    مدت عضویت: 129 روز
                    اندازه متن
                    محتوای دیدگاه: 35 کلمه

                    سلاااام همراه عزیزم.اره دقیقا صد گام رو شروع کردم.قبلا هم شروع کرده بودم اما تا گام هفتم بدون انگیزه بودم.اما خب الان بسیار حس و حال خوبی دارم خداروشکر.
                    ممنونم که من رو مسمم تر کردین

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/05/17 15:06
            مدت عضویت: 504 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 48 کلمه

                  سلام فریده جان ،

                وقت بخیر ،

            این جمله ای که نوشتی ،عالی بودو حاکی از درک‌بالای شما از موضوع تاثیر باورها در زندگی انسان :

             

            ما به اندازه باورهامون میشنویم و درک میکنیم ،برای همین ،هر ماه احساس میکنیم گوش ما یجور دیگه مطالبو میفهمه .👏👏👏👏👏👏

             

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/05/17 21:12
              مدت عضویت: 730 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 85 کلمه

              سلام خانم شهربانو دوست همراهم 

              ممنون که کامنت منو خوندید و نظر خودتونو نوشتید 

              موضوع باورها ،پایه و اساس ساخت زندگی ماست

              هر کدوم از ما بر اساس باورهامون ،درک میکنیم 

              فیلترهای مغز ما به اندازه باورهای ما ،مطالب رو برای ما ترجمه خواهند کرد 

              برای همین هر کدوم از ما یک مطلب واحد رو به چندین شکل مختلف میشنویم و درک میکنیم 

              من به موضوعات شبیه درونیاتم فکر میکنم و تصمیم میگیرم 

              شما هم همینطور برای همین تنوع در دبدگاه بشدت زیاد و متفاوته 

              برای ترجمه بهتر ،اطرافمون ،فیلترهای باورهامونو تغییر بدیم 

              ⚘⚘⚘

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                1400/05/18 00:14
                مدت عضویت: 504 روز
                اندازه متن
                محتوای دیدگاه: 27 کلمه

                سلام به شما دوست عزیز و هم مسیر خانوم فریده ،

                یک‌دنیا تشکر از توجه و اظهار لطف  و توضیحات عالی شما .

                خیلی خوشحال شدم ، ممنونم 💞💞💞💞💞💞💞💞💞😘😘😘😘😘😘😘😘

                 

                 

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/16 20:24
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,171 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان 

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیزم 

      چقدر منطفی کردن شما  استاد برای پرخوری نکردن(براساس حرف ثوابش رو بخر ) عالی بود و چقدر جایگزینیش عالی بود پس از این به بعد باید به خودمون بگیم اضافه ی غدا رو از ترس اینکه  اسراف نشه نباید بخوریم  چون  با این کار که زور  غدا رو بخوریم  فقط داریم با زجر و سختی اون غذا رو به طبیعت برمیگردونیم یعنی  اون غذا به سه حالت با سختی  دوباره به طبیعت بر گردونده میشه یا در بدن ما تبدیل میشه به انرژی که به طبیعت برگردونده میشه  و یا تبدیل میشه به چربی در بدن ما که زمانی که ما از این دنیا میریم و به خاک سپرده میشیم جذب طبیعت میشه و یا زمانی که زیاد میخوریم و از بدن ما دفع میشه بازم  به طبیعت برگردونده میشه پس چه بهتررکه همون اول کار اون مقدار اضافه رو وارد بدن‌نکنیم و بریزیم داخل طبیعت و به خودمون این همه زجر چاقی رو ندیدم و نگران ثواب  و گناه و این مسایل هم نباشیم و تازه خیلی راحت تر به طبیعت برگردونده میشه تا در بدن من ذخیره بشه و حالا بعد ازعمر طبیعی  به طبیعت برگردونیم پس دیگه با دور  ریختن  مواد غذایی راحت باش و برای خودت  منطقیش کن .

      خوب باید بگم منم زیاد بسیار زیاد این جمله رو شنیدم چون مال دزفولم نمیدونم حالا به هر دلیلی ولی در خانواده ی خودم هیچ وقت این حرفها رو از طرف مادرم و یا پدرم  نمیشنیدم یا اگر هم بین ما  بود خیلی کم  گفته میشد و هیچ وقت مادرم ما رو مجبور به خوردن نمیکرد برای همین هر چهار فرزند مادرم کاملا متناسب بودن یا شایدم لاغر بودن  تا قبل از ازدواج و اما همگی ما بعد اززازدواح تغییر کردیم و یه مقدار چاق شدیم که بازم دوباره کنترلش شد  و الان برادرم بسیار لاغر هست خواهر بزرگم بسیار لاغر هست و فقط خواهر کوچیکم یه مقدار تپلی هست و این کاملا نشون میده که هیچ وقت در دوران مجردی و در کنار مادر و پدرم هیچ اجباری و زوری  در خوردن نبوده و اما جا داره بگم بر عکس و بسیار هم  برعکس خانواده ی همسرم به شدت این حرفها رو میگن و اصلا به قول یکی ار بچه های سایت که نوشته بود خوردن ته ظرفها و دور نرخیتن هیچ مواد غدایی از روی سفره و غدای مونده ی چند روز گدشته و  به جا نزاشتن هیچ  غدا یی داخل ظرف به شدت جز ارزشها و کارهای درست به حساب میاد و اگر شخصی جلوی اونها غیر از این طریق رفتار کنه به شدت به اون شخص،تذکر میدن  که فلانی چرا اسراف کردی  و ریختی دور گناه داره میدادی خودم میخوردم و ثوابش رو میخریدم و بسیار این کار رو زشت و گناه و اسراف میدونن و یا بارها دیدم  به  بچه ها شون گفتن هر چقدر عدا کشیدی باید تا تهش رو بخوری و یا اگر نخوردی چی میشه و گناه داره و …..خلاصه کلی هم  افراد تپل مپلی دارن واما قبلا هم خودم از این حرفها به دخترم میزدم و میخواستم به زور دخترم رو وادار به خوردن کنم و خیلی در گذشته که یکی دوسالش بود  تلاش،کردم  و در یه مقطعی که خیلی کوچیک بود کمی تپل  شد اما دوباره دخترم از همون سن کم زیر بار حرف های زور من نرفت که به حرف من زیاد بخوره و منم دیدم خیلی باید رجر و سختی  بکشم تا بهش غذای زیادتری بدم دیگه ول کردم و دیگه از یه جایی به بعد خودم رو  درگیر نکردم و دخترم بسیار لاغر شد و دیگه چاق هم نشد که نشد و  تازه از وقتی  که من وارد دوره ها شدم  دخترم هم  بسیار متناسب تر شده   ولی هر جور بخواد میخوره و یا نمیخوره و هیچ اجباری در خوردن اونها ندارم و در ضمن من  از وقتی وارد این دوره ها شدم و گفتم که جسم من سطل اشغال نیست که هر چیزی رو واردش کنم پس به اندازه خوردم و دیگه ریزه خواری نکردم و  اضافه های عذا رو داخل پلاستیکی جمع میکنم و چون از وسط شهر ما دزفول یه رودخونه ی زیبا رد میشه من اون ته مانده ها رو به پسرم و همسرم میدم تا داخل آب بریزن و خیلی صحنه ی زیبا یی هست چون دیدم کلی ماهی دور اون نون و برنجها جمع شدن که بخورن و خوشحال شدم از این کار خودم و گفتم اینم سهم ماهی ها هست هر چند همسرم هم با اینکه  متناسب هست اما  تا حدودی طرز فکرش مثل خانواده اش هست و میگه نه همینم  نکن حالا اگه تو باید کمتر درست کنی  کمتر درست کن ولی خوب من  حالا خیلی بهتر شدم و خیلی کمتر درست میکنم اما بازم یه وقتایی زیاد میاد چون  بچه ها یه وقتایی  شاید یا کم بخورن و  یا نخورن و یا ایراد بگیرن و یا میلشون چیز دیگه بشه و نخورن و وو   نمیدونم به هر دلیلی سهم اونها میمونه و دیگه میدونم خورده نمیشه مجبورم بزارم برای ماهی ها و یه زمانی خودم میخوردم اما حالا دیگه اصلا چنین کاری نمیکنم .و خوشحالم که فرزندانم  رو هم دارم با اگاهی کامل بزرگ میکنم  و اونها  در آزادی کامل و به هر اندازه که بخوان میخورن و مدتها هست هیچ اجباری در کار نیست حتی پسرم که تا دوسال پیش خودم باید بهش غدا میدادم سرساعت و با دست خودم میزاشتم دهنشو تا مقدار مورد نطر من رو نمیخورد ولش نمیکردم و به هر طریقی بهش میدادم اما  به محض ورود به سایت که داشتم روی خودم کار میکردم و تغییر میکردم این کار رو هم کنار گذاشتم چون دیگه با روحیه ی من و آموزشهای سایت جور درنمیومد و خلاف تمام آنچه بود که من آموخته بودم و الان  بسیار فرزندان خوش اندام و لاغر و متتاسبی دارم که  در سلامت کامل هستن و من از دیدن ایشون بسیار لذت میبرم و خدا رو شاکرم که در این مسیرم و جز اون مادرهایی نیستم که بخوام با خرافات و یه عالمه حرفها ییی که بدون فکر و فقط نسل به نسل چرخیدن منم بخوام فرزندانم رو بزرگ‌کنم و یا اینکه من حتی یک بار در این دوسال که تغییر کردم  به پسرم نگفتم بخور که قوی بشی بخور که بزرگ بشی بخور که برات فلان چیز رو بخرم بخور که …. چون میدونم بازم خودم به دست خودم فرزندانم رو معتاد به مواد غدایی و چاقی میکنم که با هیچ چیز قابل جبران نیست و صدمه ی جبران ناپذیری هست . و همین افکار که بدن من بسیار مقدس هست و جایگاه روح پاک من هست و امانت الهی هست که خداوند به من داده و به خوبی باید از اون مراقبت کنم و همین که  میدونم جسم من و من باارزش هستیم و هر ته مانده ی غدایی رو نباید بخورم و ….. باعث شده من اصلا به زور نخورم و هیچ وقت  ته مانده ی عدا ها رو نخورم و یا به خاطر ثواب نخورم یا برای … .. نخورم و واقعا دررموقع نیاز بخورم و به اندازه بخورم و با لذت بخورم هر آنچه رو که دوست دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/16 15:55
      مدت عضویت: 638 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 663 کلمه

      به نام حق 

      باسلام به دوستان متناسب و استاد گرامی و عزیز 

      لاغری از طریق ذهن: 

      اول از هر چیز میخام در مورد مزایای لاغری در این دوره های عالی که شرکت کردم بگم 

      من در دوره ی لاغری با ذهن و در دوره ی لاغری در دوران بارداری و در دوره ی لاغری و ارامش در رمضان شرکت کردم و تمام این روشها نتیجه ی خوب و عالی کسب کردم 

      من این دوره ها رو نمیتونم با بقیه دوره ها مقایسه کنم 

      اصلا کجا به کجا در این دوره ها عشق هس عشقققققققققق

      با عشق غذا میخوری به اندازه میخوری پیغام سیری دریافت میکنی 

      احساس خوب داری به خودت 

      ترس از وجودت میره 

      بدون ترس غذا میخوری 

      حالت خوبه خوبه خوبه ولی در دوره های دیگه همش عصبی هستی حالت خوب نیس همش چشمت دنبال خوراکیه 

      گرسنه ای ولی نمیتونی چیزی بخوری محدودیت داری در غذاها

      و زجر میکشی شب گرسنه سرت و زمین میزاری حق نداری دیگه ساعت۹شب به بعد چیزی بخوری 

      باید تحرک داشته باشی تا خیلی عرق کنی 

      استراحت کردن ممنوعه 

       خسته میشی از این روش و بعد از مدتی رها میکنی و وزنت به دوبرابر از قبل برمیگرده 

      خلاصه در دوره های لاغری با ذهن اولین و اخرین روشیه که برای لاغری وجود داره و نهایت لذتش و ببر 😍

      ثوابش و بخر :

      استاد اولین باره که این اصطلاح رو میشنوم 

      در منطقه ی ما این طرز فکر رو‌داریم که اگه غذای باقی بمونه باید یه نفر اون و بخوره و الا گناه داره و خدا خوشش نمیاد ولی این اصطلاح رو به کار نمیبردیم که بخور تا ثوابش و بخری 

      هر موقع سر سفره یاشیم باقی مانده ی غذای بچه هام یا همسرم رو میخوردم و‌می گفتم حالا این چقدره 

      گناهه دور بریزم پول دادیم حیفه حروم بشه 

      خودم بخورم بهتره 

      یا به زور بچه هام و مجبور میکردم که گناهه باید تمومش کنی 

      اونم با راضی کردنش با یه اسباب بازی جیزی 

      که اگه بخوری همش عصر برات یه جی میخرم  البته این طرز فکرا قبل از اشنایی با این دوره ها بوده و خدا به دادمون رسیده خدا رو شکر که خیلی وقته با این دوره ها هستم و بجه هام رو بیشتر از این با افکارهای اشتباه و غلط پرورش ندادم 

      همیشه وقتی غذای چیزی زیاد می اومد امکان نداشت بیرون بریزیم و چند ساعت بعد از ناهار دوباره میرفتم و میخوردم 

      و اونقدر هم گرسنه نبودم و چون غذا بود و ذهنم میگفت حیفه گناهه برو بخور الان که دیگه چند ساعت گذشته برو بقیه غذای ظهر هم بخور 

      و وقتی جایی میرفتیم رستورانی یا عروسی چون بچه هام غذا نمیخوردن یه ظرفی میبردم براشون و غذا رو داخل ظرف میریختم و می اوردم خونه 

      خونه هم که میاوردم  نمیخوردند و‌مجبور میشدم خودم بخورم 

      میگفتم گناهه حیفه دور بریزم 

      و شاید سیر هم بود و بخاطر اینکه حیف نشه و بیرون نریزم 

      وارد بدن خودم میکردم 

      😭😭😭و بدنم سطل اشغال این و اون بود 

      و هر کی هر جیزی نمیخاست وارد معده من میشد 

      چه فکرهای اشتباهی داشتیم خدای مهربونم ممنونم ازت که منو هدایت کردی 

      قبلا چون  چاق بودم  میرفتم  پیش افرادی که چاق بودند اخه حرفهای همدیکه رو میفهمیدیم و در کنار اونا احساس ارامش میکردم  چون مثل هم  بودیم  

      و‌از بودن در کنار افراد لاغر خیلی بدم میاومد چون حسادت میکردم به اون تناسبی که داشتن و کم غذا میخوردن و منم که همیشه گرسنه بودم و همه جی و دوست داشتم ولی اونا نه وقتی گرسنه میشدن غذا میخوردن و همه چی و دوست ندارن  

      بودن در کنارشون احساس خوبی نداشتم چون خیلی باهم تفااوت داشتیم 

      و همیشه خودم رو با یکی که از خودم چاقتر بود مقایسه میکردم می گفتم خوبه خدا رو شکر من دیگه اندازه ی اون نیستم

      ودر کنار افراد چاق لذت میبردم چون مثل خودم بودند و حرف همدیکه رو میفهمیدم و همش از خوردن بود

      و با ارامش و به خیال اینکه طرف از تو چاقتره و من لاغرتر 

       می نشستم سیر تا حالت خفگی همه جی میخوردم و خیالم راحت بود که من لاغرتر از اونم 

      ومن کجا و اون کجا 

      خدایا ممنون بابت این اگاهی های عالی که روز به روز اگاهی های عالی و بهتری به دستمون میرسه 

      ممنون استاد خوبم بابت این همه اگاهی که در اختیار ما دوستان قرار میدی 🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/16 09:57
      مدت عضویت: 129 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه
      •                      به نام خدای هادی   

       

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیزم.

      این فایل هم مثل بقیه فایل ها باعث اگاهی بیشتر شد..

      به نظرم شاید این جمله ثوابش رو ببر توی دزفول بیشتر گفته بشه اما در مناطق دیگه به صورت های دیگه همین متظور رو میرسونن

      مثلا در خانواده ما اینجوریه که میگن حیفه بخور! حالا اون دو لقمه چیه که میزاری بمونه؟ رژیمی که نمیخوری؟!

      و..

      در اخر توسط همه مسخره میشیم که چرا نخوردیم و لوس بازی در اوردیم.

      اما به قول شما اگر قراره گناه کنیم که ضرر زدن به بدن خودمون اولین گناهه.چون باید از جسممون خوب مراقبت کنیم.

      باز هم با این حرفا گول خوردیم.مثل رژیم و ورزش و دمنوش گول خوردیم 

      که اگه همه غذامونو نخوریم قوی نمیشیم بزرگ نمیشیم و لاغر و مردنی میشیم..

      اما باید دیگه گول نخوریم تا بشه یک کاری کرد..

      حالا جدا از اینا ! دیروز حرف جالبی از مامانم شنیدم 

      داشت میگفت خربزه باعث میشه حساسیتم زیادتر بشه اما بازم میخورم.

      یک لحظه با خودم گفتم چرا؟ یک آدم متناسب هم بود همین کار رو میکرد؟ معلومه که نه.هر چیزی رو به هر قیمتی نمیخورد..

      واقعا ما داریم با جسم خودمون چیکار میکنیم؟ اینو اول به خودم میگم، چون همین امروز صبح خونه تنها بودم با یک جعبه شیرینی و به مقدار زیاد خوردم.چرا؟ چون تنها بودم.چرا؟ چون هنوز ذهنیتم چاقه.با اینکه میدونم ممکنه خوردن اون شیرینی باعث بشه پوستم خراب بشه اما بازم میخورم..

      ولی میدونم فرمان ها از مغزم میاد 

      و ذهن من هنوز پر از فرمول چاقیه..بهش سخت نمیگیرم و میزارم خود به خود رفتارهاش رو کمرنگ تر کنه.

      استاد ممنونم.سپاسگزارم بابت این صحبت های عالی 

      مثل همیشه فوق العاده بود

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/15 17:33
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 626 کلمه

      با سلام خدمت استاد وبچه های همگروه

      منم در پی سوال شما هر چی فکر کردم نمیدونستم معنی این جمله چیه ؟

      ولی چقدر با دیدن این فایل صوتی واقعا در فکر فرو رفتم که چقدر نقش پدر ومادرها در زندگی بچه ها ودر نتیجه در جامعه موثر وپر رنگ است..

      ودرنهایت چگونه این فرهنگها  نسل به نسل جلو میره ودامن نسلهای بعدی رو میگیره

      واقعا تاسف آوره که بچه که همه جوره به پدر ومادرش اعتماد داره وطبق قوانین آنها با اعتماد رفتار میکنه وبزرگ میشه یعنی با فکر ثواب غذای اضافی میخوره که مادر خوشحال بشه…مادر خوشحال که خدا راضی بشه وفقط بچه…با مشکل جدی وعذاب آور روبرو میشه…که جلوی چشم همون پدرومادر زجر بکشه ودرعذاب باشه از چاقی…واونها هم نفهمند که بابا تقصیر کار خودشون هستند….

      یعنی با ناآگاهی بدست خودمون باعث گرفتاری عزیزانمون میشویم.

      حالا شما بطور کامل در مورد غذا خوردن توضیح دادید که‌گاهی خنده دار بود و گاه هم انسان رو از اینهمه بیریایی واعتقادات وتعصاب خدا پسندانه متاثر میکنه.

      در نوشته دوست همراه ندا زنجانی عزیز چقدر توصیفات را عالی و واقعی نوشتند..یعنی مادرهای نسل قبل رو عینا بوضوح شرح دادند که تمام وقت در پی اسراف نکردن…و فکروخیال غذا وذخیره سازی برای فصلهای آینده بودند…

      یاد مادر خدا بیامرز خودم می افتم که تابستون تمامادر فکر درست کردن رب…مربا..آبغوره..آبلیمو انواع ترشی..خیارشور…شوره…ذخیره لوبیا.‌باقالی و خیلی چیزهای دیگر…

      وچون دستپخت بی اندازه خوشمزه ایی داشتند ..وهمه تعریف زیاد میکردند باید بصورت اشانتیون برای بعضی از افراد فامیل هم درست میکرد وکلا گرفتار ودر عذاب بودند..

      پای گاز برای رب چقدر عرق میریخت ویا با چه دردسری آبغوره میگرفت…..که چی آخه؟

      چرا اینهمه زحمت ومرارت….جالبه که خودش میدونست ومیگفت که خدا جان از لطف ومهربانی برای هر فصل چیزهای متنوع زیادی آفریده که باید حتما در آن فصل خورده شود…خوب حالا چه لزومی داشت که از فصلهای دیگر هم همزمان خورده شود؟

      واقعا نمیدانم چرا اینهمه سختی وچرا اینقدر راجع به غذا فکر کردن که من خودم با وجود سعی زیاد هنوز درگیرش هستم که کافیه بفهمم که مثلا چند روز دیگه مهمون دارم…یعنی رفتارم دیدنیه…لیست انواع واقسام غذا…لیست خرید

      خرید کردن…آماده کردن چند نوع غدا…دسر وخلاصه مشغول شدن بیش از حد…

      از وقتی که به این کشور اومدم واقعا دلم برای مامانم خودم…کل خانمها میسوزه که عمرمون تباه شده..والا

      اصلا وابدا در فکر درست کردن غذا نیستند..

      مثلا در یه مهمونی میز از این سر تا اون سر چیده شده ..اولها از شدت تعجب دهنم باز میموند.

      یه غذا پلو وخورشتی توش نیست…تماما انواع واقسام نون حالا لای نونها پنیر..اسفناج ویا گوشت چرخکرده…انواع واقسام سالاد سرد…چند مدل پنیر وزیتون و از همه مهمتر دسر های شیرین که در حین غداخوردن با..چای  میخورند.

      بقول دوستم خانمها اصلا وقت خود را صرف غذا وگذراندن در آشپزخانه نمیکنند.

      اونها غذاهای مخصوص آماده…یه پلو ساده اونم هر کس دو ..الی سه قاشق …وخوراک لوبیا…ویا گوشت ومرع خرد شده  که با فلفل وادویه پخته میشه.

      و وقتی میاین خونه ما واقعا اونا دهنشون از تعجب بسته نمیشه…که‌مگه میشه اینهمه تنوع غذایی

      وبگذریم که وقتی دوره ایی نوبت من‌میشه بهیچ عنوان هیچکدوم این موقعیت رو از دست نمیدن.

      ومنم هر کاری میکنم مثل اونها راحت باشم نمیشه که نمیشه…اینم خصلت ایرانی بودنه…دیگه …..

       

      و در مورد تاثیر کارهای پدر ومادر بر فرزندان سیگار کشیدن این جماعت است…که حالا یا پدر ..یا مادر یا هر دو سیگار میکشند وبچه ها از پدر ومادرشون یاد میگیرند واونها هم از سن پایین بدون ترس ویا ناراحتی سیگار میکشند…وچقدر جای تاسف دارد..

      واینکه اینطور بصورت واضح کار پدر ومادر در زندگی بچه ها موثر است.

      وخوشا بحال بچه هایی که پدر ومادر عاقل دارند که با عقل ودرایت در زندگی رفتار میکنند والگوی خوبی برای بچه هاشون‌میشوند..

      تعصبات خشک وعاری از حقیقت که حتی باعث بیزاری میشود از یک سو…و کارهای انجام شده از طرف پدر ومادر از سوی دیگر بچه ها را به تضاد میکشاند..

      به امید اینکه همگی در آگاهیهای لازم برای درست زندگی کردن قرار بگیریم وشاهد رشد وشکوفایی  نسل پیش رو باشیم. آمین

       

      .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/15 16:25
      مدت عضویت: 797 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 259 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      استاد دوست داشتم یکی از فرمولهای چاقی ذهنم بگم انروز نهار خورشت کرفس داشتیم و من به اندازه خوردم و سیر شدم نیم ساعت بعد نهار یک خسی گفت برو چند قاشق بخور استاد سریع فهمیدم که فرمول چاقی چون من هر وقت خورش گرفس درست میکردم تا اخر میخوردم تا اخرین لقمه و کلا همین باعث شده بود که خورش کرفس و لوبیا پلو خیلی کم درست کنم 

      استاد من هم نسبت به اسراف خیلی حساسم ولی الان دیگه اصلا این حس ندارم وقتی دور میریزم بیشتر احساس ثواب میکنم تا گناه اصلا تا وقتی گرسنه هستم اون برای من برکت و غذا حساب میشه وقتی سیر میشم اون دیگه برام غذا نیست فقط عامل بدبختیهای من استاد همه ما از بچگی در مورد اسراف شنیدیم  ولی متاسفانه نمیدونم از کجا این اسراف به سمت غذا تا این حد رفته مثلا در مورد عمرمون و خیلی چیزهای دیگه به ما تذکر داده نشد

      و اینکه من سعی میکنم خربدم کم کنم و غذا کمتر درست کنم و اضافه هر غذایی خیلی سریع تو یک کیسه میریزم و برای مرغهای مامانم میبرم اینجوری اون حس اسراف هم ارامش خودش داره ولی نکته ای که مهم اینکه حتی به بچه هام هم نمیگم بخورید اسراف میشه بیشتر ترجیج میدم که تو تناسبم اسراف نکنم و تناسبم دور نریزم و به هدر ندم یا سلامتیم دور نریزم 

      این بخور اسراف میشه

      این بخور حیف میشه

      این بخور نذری تبرک

      این بخور خوش مزست 

      این بخور خاصیت داره

      این بخور خراب میشه

      این بخور نریزیم دور

      کمتر این جمله رو یادم میاد اگر گرسنه ای غذا بخور

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      angelikian4040@gmail.com
      1400/05/15 14:51
      مدت عضویت: 190 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      این عبارت رو من اولین بار شنیدم ولی وقتی فایل رو دیدم متوجه منظورتون شدم من خیلی متناسب بودم و یادم نمیاد در خانواه ما برای خوردن اصرار کرده باشن ولی بعد از ازدواجم خانواده همسرم خیلی اصرار میکردن و تز مادر همسرم این بود که اونقدر غذا درست کنید که اگر مهمانی سرزده اومد خونتون‌برای سه تا مهمان غذا داشته باشین خوب بالطبع  وقتی غذا‌بیشتر درست میشد و مهمانی هم نمی یومد‌ما باید جورش رو می‌کشیدیم اصطلاح ما این بود جورش رو بکش و هر کسی که می‌خواست که غذا نمونه جورش رو می‌کشید این طرز فکر هم به همسر من منتقل شده که هنوز که هنوزه اگر غذا به اندازه درست بشه میگن کمه و همیشه وقتی بچه ها غذا زیاد میکشن ایشون میخوره ولی متناسب هستن ولی من از این عمل بدم میاد و این رو توهین به خودم تلقی میکنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/15 12:15
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 729 کلمه

      سلام🙂

      چقدر این فایل آموزنده بود واقعا دستمریزاد استاد این اشتیاق شما این تمرکز شما بر پیدا کردن فرمولهای چاقی این پشتکار شما اینکه حرفی که میزنین با عملتون چقدر منطبقه و این صداقت شما خیلی خیلی درس داره برای من و من بارها گفتم که از شما می آموزم و واقعا هم همینطوره و باعث افتخاره برام …

      وقتی این ویدئو کوتاه رو گذاشته بودین توی پیج من هم اصلا تا حالا عبارتش رو نشنیده بودم ولی حدس زدم که مربوط به خوردن هست و…احتمالا خوردن به خاطر نذر واین چیزها

      جالبه استاد فکر میکنم اکثر ماها شاید این رو شنیدیم که غذا رو نباید دور بریزیم چون اسرافه و اسراف گناه داره و خدا اسراف کاران رو دوست نداره و….ولی اینکه چقدر این موضوع برای مادر مخصوصا و پدر خانواده مهم بوده روی نحوه رفتار غذایی ما تاثیر داره و حتی روی رفتار ما با فرزندانمون

      من هم با اینکه خانواده مذهبی دارم ولی بارها دیده بودم که مادر غذا رو دور میریزن یا بارها میوه ها یا خیار و گوجه توی خونه ما خراب میشد و مامانم راحت دور میریختن پدر من هم هیچ وقت درگیر اینکه غذا نباید دور ریخته بشه و اینکه چرا دور ریختین واینا نبودن الانم دو تا برادرهای من مشکلی با دور ریختن و خراب شدن میوه ها ندارن

      ولی همسر من خییییییییلی روی این موضوع حساسن و ۹۰ درصد دلخوریهای من و ایشون بابت اسراف و خراب شدن میوه یا دور ریختن غذا بود اینجور که برای من خیلی عادی بود این قضیه ولی برای ایشون خیلی ناراحت کننده بود من خودم غذایی که اضافه بیاد رو فقط یه روز توی یخچال بمونه میخورم نهایتا ولی ایشون یه هفته هم بمونه میخورن و من یه جورایی این مدت زندگی مشترک مخفی کارانه غذای قدیمی یا میوه خراب شده و….رو زیر آشغالا پنهون میکردم چون میدونستم ایشون بفهمه ناراحت میشه و دلخوری میشه ایشون هم چون اینو فهمیده بود مرتب سر یخچال و فریزر هست که ببینه چی داره خراب میشه چی رو خیلی وقته خریدیم مصرف نکردیم و غر بزنه و…. خلاصه من برای این موضوع حتی میگفتم خوب اینهمه میوه رو با هم نخر کم بخر تنوع کمتری هم داشته باشه تا دیر تر خراب بشه یا خیار گوجه نخر چون زود خراب میشن باور میکنین حتی ما یخچالمون رو عوض کردیم چون فکر میکردیم مشکل از یخچال ما است و ساید بای ساید خریدیم (که البته برای ما خانومها که عالیه😉) 

      کلا نحوه تربیت همسر من خیلی ردی رفتار الان ایشون تاثیر گذاشته چون در خانواده همسرم صرفه جویی و دور نریختن غذا و خوب نگهداشتن وسایل به ارزشه و خریدهای زیاد و دور ریختن و …‌ مصرف گرابب هست و کار زشت و گناهی هست 

      یه بار که با زنداداشم صحبت میکردیم میگفت که آینقدر مهم بوده توی خانواده ما که حتی یه دونه برنج کف بشقاب نمونه که پدرم به هرکسی که بشقابش کاملا تمیز بوده بعد از خوردن ۱۰۰ تومن هدیه میدادن و بچه ها سر این قضیه پول گرفتن رقابت داشتن

      واقعا که چقدر ساده باورها در ما شکل میگیرن….

      بعد از این مدت که من با سایت شما همراهم و همسرم و بقیه نزدیکان هم از این موضوع بی خبر هستن هم رفتار غذایی خود من تغییر کرده و هم راحت تر با موضوع اضافه غذا کنار میام و راحت میپذیرم که غذای فرزندم اگه زیاد بیاد هیچ ایرادی نداره و هم همسرم کمی از حساسیت هاشون کم شده و شده که خودش چیزی رو دور ریخته (البته میدونم که براش سخت بوده ولی خیلی راحت تر از قبل بود)و خود من هم سعی میکنم غذا به اندازه درست کنم و غذایی که توی یخچال میمونه رو در همون وعده بعدی مصرف کنیم که کلا موضوع به این کم اهمیتی باعث دلخوری نشه…

      استدلال شما رو خیلی دوس داشتم در مورد نحوه برگشت اضافه های غذا به طبیعت و حتی تعبیر امر به معروف و حتی موضوع گناه….

      طبق نظریه فیزیک کوانتوم  همه چی انرژی هست و انرژی هیچ وقت از بین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه پس دور ریختن به معنی از بین رفتن نیست وتنها تبدیل شدنه…..

      پس با این اگاهی ها جسممون رو به خاطر چهار تا باور گناه داره و اسرافه و ثواب داره آسیب نزنیم و اتفاقا تناسب داشتن و آگاه بودن از نقطه سیری و به اندازه خوردن نماد شکر گزاری هست ….

      واقعا که چقدر درک این مسائل به ظاهر ساده عمیق و لذت بخشه و همین لذت هست که یادگیری رو اعتیاد آور میکنه….😊

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      yaghubi.moein1966@gmail.com
      1400/05/15 10:11
      مدت عضویت: 143 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان

      موضوع خیلی جالبی بود .وقتی داشتم این فایلو گوش میدادم دیدم چقد طرز فکر منم اینجوریه .همیشه فکر میکردم اگه چیزی رو دور بریزم اسراف میشه و گناه داره حالا فهمیدم که خودم بیشتر گناه دارم .واقعا ممنونم ازتون جناب عطارروشن با این حرفها خیلی دید مارو وسیع تر میکنید

      سپاس فراوان از مطالب خوبی که تو تمام فایل ها برای مشتاقان لاغری با ذهن میذارید .الهی همیشه سربلندوپیروز باشید. با ارزوی موفقیت برای تک تک دوستان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/15 08:11
      مدت عضویت: 267 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      باسلام 

      این عقیده ایی که شما ازش نام بردید در منطقه ما هم هست مخصوصا ته دیس یا بشقابی که روغن زیادی ازش مونده بود و کلی ضرر داره میگن یک نون تهش بکشید که فرشته ها براتون دعا کنند و ثوابش مال شما بشه

       .جالبه هم میگن ثواب ببرید هم تبلیغ میکنن وااای ته غذا میدونید چقدر خوشمزه اس .همه ی مواد مقوی غذا همین ته غذا جمع شده .خلاصه اینقدر میگن تا یکی پیدا بشه .

       

      حاضر هستیم که مواد غذایی رو برای جلوگیری از دور ربختن بخوریم و به بدن خودمان آسیب برسانیم .درصورتی که اگه خیلی نگران اسراف هستیم میتوانیم برای حیوانات اطراف استفاده کنیم .

      من خودم هیچ وقت غذا زیاد توی ظرفها نمی کشم .یادمه قبلا میگفتم باید تا ته بخورید .ولی الان به لطف باورهای درستی که آموزش دیدم میگم هرچی دوست دارید بخورید .نهایت اضافه اشو به پرنده ها و گربه های گرسنه میدم.

      وقتی شما اینو گفتید یکدفعه یادم آمد ما هم باورهای غلط چاق،کننده زیادی داریم که در مراسم سوگواری ها میگن اگه میخواهی فرد متوفی به خوابت بیاد حتما باید حلواشو بخوری .یادمه چند وقت پیش توی یک مراسم دختر خاله من که خیلی چاقه .و دیابت شدید داره وقتی سینی حلوا رو دور میدادند حلوا برداشت تا بتونه باباشو در خواب ببینه .

      این باور وخرافات نمی دونم چطور وارد زندگی ما شده که با تناسب وسلامتی ما سرجنگ دارند .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/14 22:34
      مدت عضویت: 355 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 878 کلمه

      به نام الله 

      سلام به دوستان مسیر تناسب 

      من حدس می‌زدم این عبارت چنین معنی ای داشته باشه ولی از اونجایی که نشنیده بودم جواب ندادم همونطور که خودتون فرمودید این عبارت شاید مختص منطقه شما باشه ولی به صورت کلی همه ما کم و بیش عبارتهای گوناگون ولی با پیام یکسان داریم

      مقوله غذا و اسراف شاید یکی از مهمترین چیزایی باشه که خانواده با اون سر فرزندانش بحث میکنه از عذاب وجدان گرفته که در مورد کودکان گرسنه آفریقا برامون درست میکردن تا احساس شرم در برابر پدر خانواده که با این سختی کار میکنه و ما اسراف میکنیم یا ناشکری میکنیم ما حق رد کردن غذایی نداشتیم چون خیلی ها همین رو هم برای خوردن نداشتن و کلی سرزنش و عتاب  های دیگه 

      من تو مازندران بزرگ شدم و همه میدونن تنوع غذایی مردم شمال بالاست مخصوصا تو مرغ و ماکیان محلی که من هنوز هم ازشون متنفرم یادمه وقتی بچه بودم حجم بالای غذای ما رو اردک غاز بوقلمون و مرغ و خروس محلی تشکیل می‌داد و من همیشه گرسنه از سر سفره بلند میشدم چون دوست نداشتم بماند که چقدر بابت اونا سرزنش میشدم که مطمئن هستم اثرات دیگه ای هم تو جنبه های دیگه زندگی ام داشته از طرف دیگه منجر به گسترش فرمول چاقی در من میشد از این جهت که دوباره به لطف زندگی در شمال و داشتن باعهای میوه انواع مختلف میوه در خونه بود ولی مادرم میگفت فکر میکنی با اینا سیر میشی پس این فرمول که میوه رو هر چقدر بخوری هیج تاثیری نداره و ما تمام مدت در حال خوردن میوه و تنقلات مختلف بویم چرا چون درست غذا نمیخوردم این فرمول در بزرگسالی گریبان منو گرفت که همیشه ظرف میوه تو خونه در دسترس بود و میوه خاصیت سیر کنندگی نداره الگوهای غلط دیگه آماده کردن انواع ترشی و خوراکی متنوع برای فصول مختلف بود تا کدبانویی خانم مشخص بشه و کل فصلها خانم های اطراف در حال آماده کردن و ذخیره مواد غدایی برای زمستان و تابستان بودند  یعنی همیشه ذهن درگیر غذا و اماده کردن و تنوع بود الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر از وقت و انرژی ادمها سر جیزهای بیهوده هدر رفت مگه قرار بود  قحطی بیاد یا چرا به فصلهاب سال قناعت نمیکردن اگه انجیر فقط تو تابستون بود جه دلیلی داشت که انجیر خشک برای زمستون داشته باشیم یا از انواع الو لواشک درست کنیم بریا زمستون یا انواع مربا و ترشی .خدا در همه فصلها بنا به طبع و ذائقه ما مواد غدایی در اختیارمان گداشته و این حرص و ولع ادمها برای انبار غذا فقط نشات گرفته از فرمولهای غلطی بود که نسل به نسل منتقل شده بود و راه فراری براش نبود این فرمولها امروز جای خودش رو به فرمولهای غلط تر دیگه ای داده وگرنه انقدر در جوامع ناظر چاقی افراد نبودیم امروزه به لطف صنایع ما دسترسی راحتتر و بی دردسر تری به همه چیز داریم و از اونجایی که ذهن نا انباشته از فرمولهای غلطه در جهت گسترش اون پيش  میریم 

      وقتی میریم رستوران خانواده های کم جمعیتی رو میبینم که مقدار زیادی غذا سفارش دادن و جالبه در اکثر موارد پدر یا مادر خانواده در انتها مشغول خوردن باقی مانده غذا هست یا مشغول بسته بندی موادغذایی برای بردن به خونه اینم از این فرمول نشات میگیره چون پول دادیم و گرون هم بود باید تا آخر بخوریم 

      حتی حاضرن اون فست فودها رو ببرن خونه وفردا گرم کنن بخورن با اینکه همه میدونیم دیگه اون طعم سابق رو نداره یا کیفیتش پایین اومده ولی تا زمانی که تو یخچال انگار داره میگه منو بخور پول دادی حیفه و ادمها خودشون رو ملزم به خوردن اون غذا میکنند چرا چون از بچگی گفتن گناه داره اسراف میشه پول مگه للف خرسه که هدر میدی میدونی چند نفر در آرزوی خوردن اینا هستن بخدر خیالت راحت بشه عذاب وجدان  نداشته باشی بخور از جلوی چشنت دور بشه راحت بشی .

      یعنی ما با همه این نجواها کاری برخلاف میل خودمون انجام میدیم

      اینجا به تنها چیزی که احترام نمیزاریم جسم و بدن خودمونه انقدر فرمول ها پر رنگ و قدی هستن که جرات مقابله باهاشون رو نداریم 

      همه ما با این فرهنگ بزرگ شدیم بیرون ریختن غذا مصداق بارز کفر نعمت و ناشکریه و حس میکنیم خدا از ما رو برمیگردونه و ما رو دچار عذاب الهی میکنه و نعمت هاش رو از ما پس میگیره حتی فرهنگ غلطی که در اون انگار مادرها موظف بودن ته مونده غذای بچه رو بخورن هیلی وقتا شده مهمان داشتم و گفته برام کم بکش اگه از غذای بچه موند میخورم و من اون لحظه فکر میکردم که آخه چرا مگه من حق انتخاب ندارم یا بچه هایی که اگه چیزی تو بشقاب دوست ندلشتن اون رو به ظرف غذای مادرشون منتقل میکردن انگار که مادر مسئول خوردن و تموم وردن غذای خودش و بقیه اس

      این فرمولها و بسیاری از فرمولهای دیگه منجر به چاقی شد الان من یاد گرفتم به عنوان یه مادر نه زمان غذا خوردن برای بچه ها تعیین کنم نه اینکه چی بخورن و برخلاف قبل از غذاشون هر چی موند رو میریزم بیرون و دیگه حرص نمیخورم که چرا نخوردی یا به اندازه نکشیدی دقیقا با حرفاتون موافقم که این رفتارها فقط توجه بجه ها رو به غذا جلب میکنه و اوتا در دامی می افتن که ما سالها قبل افتادیم 

      به امید موفقیت تک تک دوستان هم مسیرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 75 از 15 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/05/15 12:24
        مدت عضویت: 715 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست عزیز

        چقدر از خوندن دیدگاه شما لذت بردم 👏👏

        کلی باور مخفی و غیر مخفی چاق کننده رو در دیدگاهتون دیدم آفرین به شما ….چقدر عالی دارین پیش میرین👌👌👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/16 01:42
          مدت عضویت: 355 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 6 کلمه

          متشکرم خانم دکتر نظر لطفتون هست🙏🙏🙏

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم