0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

من و همه افرادی که اضافه وزن دارند به تعداد سال های سن چاقی خود به دنبال روشی برای لاغر شدن بوده ایم.

بارها از رژیم های مختلف استفاده کرده ایم.

در باشگاه های ورزشی ثبت نام کرده ایم و با اشتیاق و انگیزه برای لاغر شدن ورزش کرده ایم.

افشرده ها یا دمنوش های مختلف را به امید لاغر شدن استفاده کرده ایم.

به طب سنتی،‌ اسلامی،‌ سوزنی و حتی روش های چربی سوزی از طریق شوک الکتریکی برای لاغر شدن پناه برده ایم.

حتی برخی از شدت رنج و ناراحتی چاقی حاضر به پذیرفتن ریسک عمل های جراحی مختلف شده ایم بلکه از شر این مهمان خانمان سوز رهایی پیدا کنیم.

هر فردی که اضافه وزن دارد حتی اگر شده یک بار برای لاغری به طریق مختلف اقدام کرده است.

نکته مشترک بین همه ما نتیجه نگرفتن از همه سعی و تلاش مان برای لاغر شدن است.

تا جایی که به حدی از احساس ناامیدی و ناتوانی برای لاغر شدن رسیدیم که به افسردگی دچار شدیم.

گوشه نشین خانه شدیم،‌ عصبانی و پرخاشگر شدیم، گریه و گلایه از وضعیت جاقی همدم تنهایی ما شده بود و شرایط بسیار بدی را تجربه می کردیم.

اما در آن شرایط که احساس ناامیدی از هر روشی برای لاغر شدن را داشتیم آگاهانه و شاید هم ناآگاهانه از خداوند درخواست کمک کردیم.

رسیدن به احساس تسلیم در برابر چاقی و قطع امید کردن از همه روش هایی که سال ها برای لاغر شدن از آنها پیروی می کردیم به منزله تسلیم در برابر پروردگار و درخواست کمک از خداوند برای نشان دادن راهی که ما را به سمت لاغری هدایت کند است.

از او طلب هدایت کردیم راهی جلوی پای ما بگذارد تا از ناامیدی رهایی پیدا کنیم.

تا نور امیدی برای لاغر شدن و رسیدن به خواسته چندین ساله مان در قلب ما روشن کند.

در آن لحظه مقدس درخواست شما پاسخ داده شد و شما از طریقی که خود به دنبال آن نبودید به سمت این سایت هدایت شدید.

با نوشتن داستان هدایت خود علاوه بر اینکه از خداوند سپاسگزاری می کنیم بلکه با ایجاد احساس خوبی که در ما ایجاد می شود اطمینان و انگیزه ما برای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن صد چندان می شود.

داستان هدایت خود با سایت تناسب فکری را بنویسید تا به قدرت خداوند در پاسخ به درخواست خود بیشتر اعتماد کنید و در جنبه های مختلف زندگی از این قدرت بی نهایت درخواست هدایت کنیم.

نوشتن داستان خود و خواندن داستان هدایت دیگران باور قدرتمندی درباره طریقه ی هدایت خداوند در قلب ما ایجاد خواهد کرد و برای ما واضح می شود که از بی نهایت طریق خداوند ما را هدایت می کند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22571
برچسب ها:

نظرات

203 نظر در مورد داستان هدایت من

دیدگاهتان را بنویسید

      armitasedighi1384@gmail.com
      1400/04/01 22:45
      مدت عضویت: 2 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      داستان هدایت من به وب سایت تناسب فکری
      به نام خدای مهربان😍💪🏻
      سلام من ارمیتا صدیقی هستم ۱۵ سال دارم و در شهر مشهد زندگی میکنم.
      مسیر چاقی من از ۶ سالگی به بعد شروع شد و تا همین امروز ادامه داشت!
      دو سه ماه پیش تصمیم گرفتم ۷ تا ۸ کیلو کم کنم_این در صورتی بود که اصلا اضافه وزن نداشتم ولی از وزن دلخواهم دور بودم.
      خلاصه رفتم سراغ رژیم کتوژنیک و در ۲ ماه ۸ کیلو کم کردم.در هفته دوم تثبیت به سر میبردم که دو یا سه روز خونه خاله ام دعوت شدیم و اونجا اصلا رژیمم رو رعایت نکردم و پرخوری عصبی شدید گرفته بودم.دلیلش هم این بود که سخت ترین رژیم رو در پیش گرفته بودم که من رو از هر نظر محدود میکرد.
      دیروز وقتی رسیدم خونه مطمئن بودم که وزنم اضافه شده و عذاب وجدان شدید داشتم.بعد از کلی حس بد رفتم روی وزنه و دیدم دقیقا ۲ کیلو اضافه کردم،حال خیلی بدی داشتم و دوباره پرخوری عصبی اومد سراغم و تا جایی که تونستم غذا خوردم‌.انقدر خوردم که معده ام در حال پاره شدن بود(چون معدم کوچیک شده بود و ظرفیت نداشت)
      از عذاب وجدان رفتم سمت پتو و فقط سعی کردم بخوابم و تا ساعت ۵ و نیم بعداز ظهر خوابیدم و زمانی که بیدار شدم پر از بغض ناراحتی بودم که چرا ژنتیک من اینجوریه و در دو روز انقدر چاق شدم و کلی گریه کردم بخاطر زحماتی که کشیده بودم و …
      تا اینکه سر نماز شب دلم شکست و خیلی گریه کردم و از ته دلم از خدا خواستم که دیگه هیچ وقت چاق نشمیا راهی جلوی پام بزاره که لاغر بمونم.
      چند ساعتی از گریه و حرفم با خدا گذشت که خیلی هدایتی سمت سایت استادم عباسمنش رفتم و انگار یکی بهم میگفت برو قسمت سوالات عقل کل، کلمه وزن رو سرچ کن شاید عبارت تاکیدی یا راهی برای ثابت موندن وزن باشه!
      رفتم و اینکارو کردم.یکی دوتا کامنت رو خوندم و یکی از دوستان سایت اقای عطارروشن رو معرفی کرده بودن.سریع سرچ کردم و وارد وب سایت شدم و دیدم بله……….. خداوند به طرز عجیبی من رو به سمت این خواسته ام هدایت کرد و الان که دارم مینویسم خودم از تعجب نمیدونم باید چیکار کنم….
      دوباره تصمیم داشتم رژیم سختم رو پیش بگیرم ولی توی فایل اولی که دانلود کردم اقای عطار گقت باید شجاعت به خرج بدین و دیگه هر رژیمی که داشتین رو رها کنین!!!!
      کار خیلی عجیب و سختی بود ولی باید ریسک کنم تا نتیجه همیشگی بگیرم….
      راه های فراوونی برای لاغری موضعی هست! در زمان کم..اما برمیگرده و افسردگی بعد از برگشت وزن از هررررررچیزی در این دنیا بدتره..!!
      و این بود داستان قشنگ هدایتم در مدت زمان کمتر از سه ساعت به سمت سایت تناسب فکری …و به قدری خوشحالم که من برگزیده خداوندم که حد ندارههه😍😍😍😭💜

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/02 00:43
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام آرمیتا عزیز
        حضور شما را در سرزمین لاغرها خوش آمد می گم
        نوشته شما رو که خوندم بسیار لذت بردم
        اول اینکه 15 سال سن داری و انقدر عالی دیدگاهت رو منتقل می کنی
        اینکه شجاعت داشتی و تصمیم گرفتی رژیم رو ادامه ندی
        اینکه به این خوبی هدایت الهی رو دنبال کردی و به سرزمین لاغرها رسیدی
        مطمئنم از شگفتی سازان خواهید بود
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 00:58
        مدت عضویت: 279 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 153 کلمه

        سلام دوست عزیزم

        همین الان اومدم بعد از دیدن فایل استاد و زوج شگفتی ساز بخوابم که یه حسی بهم گفت بیام دیدگاهی که استاد توی چنل گذاشتن رو بخونم ، چون استاد تا حالا نگفته بودن که دیدگاهی حس خوبی بهشون داده و وقتی نوشته ی استاد برای دیدگاه شما رو خوندم به خودم گفتم اگه استاد حس خوب گرفتن پس منم میگیرم و قبل از خوابیدنم یه احساس خوب مضاعف رو تجربه میکنم دیگه حداقلش و اومدم نوشتت رو خوندم .

        چقدر عالی داستان هدایتت رو نوشتی . واقعا حس خوبی داره که بدونی یه روش توی دنیا هست، که بعد از هر چی خستگی از روش های چرت و پرت قبلی که توی تنت رفته ، میتونی بیای و با خیال راحت ازش استفاده کنی. 

        قطعا زندگی تو در مسیر عالی هدایت قرار گرفته و تو از شگفتی سازان جوان این دوره میشی . بهت تبریک میگم .

         

        به سرزمین لاغر ها خوش اومدی!

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 01:07
        مدت عضویت: 574 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 119 کلمه

        سلام‌ دوست عزیز

        بهتون تبریک میگم‌ که در سن پایین به این مسیرهای پر از آگاهی هدایت شدید ، فردی که در ۱۵ سالگی بهش الهام‌ میشه که وارد سایت مدار بالای استاد عباسمنش بشه و بره عقل کل سئوالشو بپرسه یعنی تغییرات و پیشرفت های چشمگیری در انتظارشه 

        منهم به طریقه شما به این سایت هدایت شدم‌

        براتون‌ خوشحالم که در سن نوجوانی به مسیر صحیح لاغری با ذهن که راه درست و بینظیریه هدایت شدید 

        شما خواستید و خدا اجابت کرد 

        به زودی در آلبوم شگفتی سازان شمارو خواهیم دید 

        این قولی بود که من در بدو ورودم به دوره هام به خودم دادم که به زودی عکسم‌ به آلبوم شگفتی سازان خواهد رفت و این اتفاق افتاد 

        براتون‌ سلامتی  و تناسبو آرزو دارم🌹

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 04:33
        مدت عضویت: 12 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 129 کلمه

        سلام آرمیتای عزیزم .ورودت رو ب سایت تناسب فکری استادعزیزمون روبهت تبریک میگم خیلیییی خوش اومدی.. کیف کردم با هدایت ب این مسیر..😊

        متن دیدگاهتو ک میخوندم بغضی از سر شادی ک خدا صداتو شنیده و هدایت شدی گلوم و گرفته بود دوست داشتم از سر شوقم هق هق کنم ..

        مو ب تنم سیخ شد و این یعنی برای هزارمین بارب من و ب ما ثابت میشه ک دراین سایت ک بمونیم .ک بشنویم و ببینیم  که دراین مسیر بودن یعنی معجزه ی نگاه و دستان خوده خدا 

        خیلی خیلی خوش اومدی عزیز دلم ..🌹😍  

         

        از همین حالا موفقیتت رو بهت تبریک میگم ک باین سن کم، زندگی آینده ات قراره چ رقم های نابی رو بزنه در هر جنبه اش.. انشاءالله با بودن و موندنت متوجه حرفم میشی 

         ..گوارای وجودت 😍😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/04/01 12:01
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام، باقانون جذب وارتعاش اشنا شدم از سال 97ولی نمیدونستم چطوری خودمو به کمک این قانون لاغر کنم خیلی توسایت و شبکههای اجتماعی گشتم تا پارسال اسفند با کانال امیر همتی اشنا شدم رفتم یوتیوب مطالبشو بخونم که با فایلای شما استاد عزیز آشنا شدم گوش دادم ولی تمرین انجام ندادم ،ورهاش کردم عید دوکیلو چاق شدم یک ماه ای اف تی کار کردم ولی خیلی وزن کم نکردم وبعد یک ماه به صورت جدی تصمیم گرفتم از دوره لاغری باذهن رایگانتون استفاده کنم و تمریناتشو انجام بدم 😍حالا هم دارم انجام میدم و ازش خیلی راضیم از اون موقعه تا حالا 5کیلو توی یکی دوماه کم کردم ممنون استاد عطار روشن ، مطمعا هستم میتونم به وزن دلخواهم  از 76به48برسم وخوشحالم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 14:39
      مدت عضویت: 6 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام

      من چندین بار در اینترنت  عبارت لاغری با قدرت ذهن رو دیده بود

      اما از جایی که چند وقتی هست نسبت به همه روشها بی انگیزه شدم به این مطلب هم توجهی نکرده بودم

      از دیروز کاملا اتفاقی انگار که یک ندای درونی بهم گفت که یکی از این صفحات رو یکبار بازکنم 

      با چند ساعت سرچ کردن به سایت شما رسیدم 

      واقعا نمیدونم که چقدر در این مسیر میتونم موفق باشم اما احساس میکنم دعاهام دارن مستجاب میشن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 08:40
      مدت عضویت: 346 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      سلام داستان هدایت من ☺️.              اززمانی‌خودم‌شناختم‌چاقی‌همرام‌بود    درزمان‌کودکی‌خیلی‌میشنیدم‌که‌دختر.     فلانی‌هیکلی‌است‌ومن‌ازهمون‌زمان‌.       روی‌اوردم‌به‌بیشترخوردن‌که‌‌هیکلی.       بشم وهیکلی‌بودن‌درچاقی‌میدیدم.      وخیلی‌شوراشتیاق‌داشتم‌واسه‌اینکه‌چاق‌  بشم‌وازم‌تعریف‌کنن‌تحسینم کنن.        واین‌بود‌که‌من‌دردام‌چاقی‌افتادم.         وبعدهاکه‌فهمیدم‌جای‌تحسین‌سرزنش‌.  میشم‌وهرکه‌لاغراست‌موردتحسین‌قرار‌  میگیرد‌وزمانی‌که‌بزرگترشدم‌‌وحرف‌.      دیگران برام مهم‌شد‌دانبال‌لاغری‌بودم                                                      🤩داستان هدایت من ☺️.              هرکسی‌هرپیشنهادی‌میدادانجام‌میدادم. از رژیم‌،ورزشهاسخت‌،پیاده‌روی‌تواوج‌.  گرما تابستان ،باشگاه ،دمنوش هاتلخ  ،،  سرکه سیب، زیره سبز ،داروهامحلی،نخوردن‌شیرینی‌بستنی‌،.  درازنشست بعد از غذا،صبح ناشتااب‌لیموعسل‌خوردن‌،برنج‌گوشت‌.   نخوردن ،میخک پختن و به صورت چایی خوردن ،وهزار کار دیگه که الان یادم نمیاد ولی چون نتیجه ماندگاری  نداشت من زودخسته میشدم رها میکردم دیگه ناامید شده بودم گریه میکردم شکایت از خداوند که چرامن‌اینجوری‌افریدی‌‌ودیگه‌افسرده‌.    شده بودم پرخاشگر عصبی تا اینکه یکی از دوستام که‌همیشه ازش راه حل میخواستم واسه لاغری گفت یه روشی است بدون محدودیت فشار لاغرمیشی اولش باورم نشد یکماه بعدش بازبهم  گفت‌من‌‌شروع‌کردم‌وزن‌کم‌کردم‌بافایل‌.   رایگان‌هم‌‌ومن‌خیلی‌انگیزه‌گرفتم‌‌اومدم‌به این مسیر شگفت انگیز از زمانی وارد شدم آرامش دارم و هیچ نگرانی ندارم دانبال روش ها دیگه نرفتم لیزخوردم بارها ولی بازم اومدم و این بار تعهد کامل دادم که عمل کنم به تعهدنامه خودم و ادامه بدم در هرشرایطی🤩😍❤️💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/15 00:17
      مدت عضویت: 525 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      سلام روز همگی بخیر 

      من ۱۹ سالمه و از ۵ یا ۶ سالگی چاقی را حس کردم و همه تپلی صدام میکردن. هیچ وقت احساس رضایت از خودم ندارم و همیشه خود سانسوری دارم، در تولد ها و مهمونی ها همیشه یا جا میشسم و راه میرفتم که توجه بقیه رو به هیکلم جلب نکنم. هیچ وقت نمی رقصم و همیشه حسرت هیکل اطرافیانم رو میخورم. موقع لباس خریدن همیشه واسه من از بدترین و سخت ترین لحظه های عمرم بوده 

      خلاصه در این ۱۹ سال از عمرم یه روز خوش نداشتم و از ۱۶ سالگی تا ۱۸ سالگی درحال رژیم بودم و روز های سختی رد گذروندم 

      یه روز که خیلی خیلی حالم بد بود چون مورد تحقیر چند نفر قرار گرفته بودم رفتم تو اتاقم و گریه کردم گریه شدید با صدای بلند از خدا خواستم جیغ کشیدم که خدا یا منو نجات بده یه راهی پیش روم بزار منم بنده ات هستم کمکم کن خسته شدم میخوام خودم رو بکشم دیگه 

      خلاصه اون شب با هر سختی بود تموم شد فرداش دوستم منو دید و چون میدونست من خیلی دوست دارم لاغر بشم شما رو بهم معرفی کرد و گفت بیا بخریم و شروع کنیم 

      من همون لحظه فمیدم این یه اشاره از سوی خداست و به شما اطمینان کردم و شروع کردم و میدونم یه روزی زمانش مهم نیست کامنت میزارم و از لاغر شدن و لاغر موندنم به بقیه نصیحت میکنم و تعریف میکنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/07 18:19
      مدت عضویت: 30 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 16 کلمه

      با سلام 

      دلایل چاقی بنده: ۱_ ازدواج ۲_بارداری و زایمان ۳ کورتون ۴ مصرف حجم زیاد غذا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      matin.sorkhei@gmail.com
      1400/03/07 13:09
      مدت عضویت: 105 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      سلام به همگی

      من مدت ها پیش با قانون جذب آنا شده باودم و دستاوردهایی هم داشتم.چند ماه گذشته سوالی در ذهنم شکل گرفته بود که با قانون جذب قطعا  میشه به لاغری و کاهش وزن هم رسید اما هرچه بیشتر جستجو میکردم کمتر موفق میشدم اطلاعات و آموزش هایی در این زمینه پیدا کنم.بعضا اساتید موفقیت ی میدیدم که خودشون اضافه وزن دارن اما هیییچ آموزه ای در این زمینه ندارند و همیشه با خودم میگفتم این بزرگواران که اینقدرررر در همه ی زمینه ها موفق بودند چطور فکری در این زمینه به حال خودشون نمیکنن.

      خلاصه ذهنم خیلی درگیر ابن موضوع بود از روش هایی که در گذشته انجا م داده بودم و از سختی راه خسته شده بودم اما سعی میکردم به خودم امید بدم که حتما راهی هست چون میدونستم اگر در یاس و ناامیدی فرو برم قطعا اتفاق های بدتری برام میوفته (چون همیشه حال خوب = اتفاق های خوب و برعکس).

      تا اینکه یکبار به صورت کاملا اتفاقی یک کامنتی از استاد در پیج یکی از اساتید دیدم.اسم شون رو گوگل کردم و به این سایت رسیدم.شروع کردم به خوندن که نه..بلعیدن مطالب انگار تشنه ای به چشمه ای رسیده باشه.

      و الان با بالاترین حد از انگیزه اینجا هستم که این مسیر زیبا و دلنشین رو طی کنم و مطمعنم که خداوند در پایان مسیر منتظر من هست.

      ایمان و یقین دارم که این راه همون راهیه که منو به یکی دیگه ازپ آرزو های بزرگم که تناسب اندام هست میرسونه چرا که من از خدای خودم هدایت خواستم و خداوند این مسیر رو به من نشون داد و خداوند هرگز اشتباه نمیکنه و راه اشتباه نشون نمیده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/03 02:22
      مدت عضویت: 245 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 923 کلمه

      به نام الله هدایتگر.

      سلام. من از وقتی خودمو شناختم همیشه احساس چاق بودن و بزرگتر بودن از همسالانم رو داشتم. و این احساس با نظر اطرافیانم که همیشه به من میگفتن به خاطر چثه بزرگت سنت بیشتر از اون چیزی که هست نشون میده تقویت میشد. 

      حتی وقتی همسرم ازم خواستگاری کرد بهش گفتم اینکه من از بقیه دخترا درشت ترم برات مشکلی نیست؟! خلاصه همیشه چاق بودم و همیشه در طلب لاغری و در حال رژیم یا ورزش برای لاغر شدن . و نتیجه هم که دیگه معلومه مثل همیم هممون. حتی در اثر این اهش و افزایش وزن های مکرر و رژیم های عجیب و غریب سنگ کیسه صفرا گرفتم و مجبور شدم عمل کنم . آخرین تلاشم برای لاغری مربوط به سال ۹۸ میشد که یه رژیم سخت گرفتم و ۱۵ کیلو وزن کم کردم. بعدش کرونا همه رو خونه نشین کرد و تنها تفریح دوران قرنطینه پختن کیک و … بود  و در نهایت به خودم اومدم و دیدم که گرم به گرم وزنی که با اون همه سختی کم کرده بودم برگشته یک کیلو هم اضافه تر🤦‍♀️

      قبلا به این فکر کرده بودم که ای کاش یه مکانی بود مثل کمپ های ترک اعتیاد که ما چاقها اونجا جمع میشدیم و با هم رژیم میگرفتیم و با کار گروهی بیتشر نتیجه میگرفتیم. یه روز که داشتم این آرزومو برای مامان و مادر شوهرم میگفتم اونا گفتن که همکار یکی از آشناهامون با یه همچین روشی خیلی لاغر شده و عکسای قبل و بعدشم ما دیدیم و …

      با اون آشنامون تماس گرفتم و شماره مسئول اون کمپ رو خواستم که ایشون آدرس سایت تناسب فکری رو برام فرستاد و گفت همه چیز اینجا نوشته شده. من وارد سایت شدم و مطالعه رو شروع کردم و شروع به گوش دادن ۱۲ جلسه رایگان کردم که ببینم اصلا این دوره چی هست. نصف شبا که بچه هامو میخوابوندم میرفتم سراغ فایلها. اون ۱۲ جلسه رو گوش دادم بدون اینکه تمریناتش رو کامل انجام بدم. یه بار دقت کردم دیدم منکه با دیدن کیک خامه ای اصلا درنگ نمیکردم برای خوردنش، کیک تولد پسرم دو روزه توی یخچاله و توجه منو به خودش جلب نکرده!!!!!!!

      همونجا فهمیدم که اون فایل ها در من تغییر ایجاد کرده ولی بعد از مدتی به دلیل مشغله فراوان و با بهانه های مختلف که وقت ندارم و از خستگی قبل از بچه ها خوابم میبره و … بیخیال این روش شدم و خودمو توجیه میکردم که این روش بهترین روش لاغر شدنه و خیلی هم خوب در من جواب داد ولی برای کسایی خوبه که وقت داشته باشن که من اصلا فرصت نمیکنم …

      از اون روز تا عید ۱۴۰۰ کج دار و مریض با چاقی دست وپنجه نرم میکردم. دیگه وااااقعا بریده بودم تا جایی که میخواستم بدون خبر مامانم که خیلی با عمل جراحی مخالف بود یه نفر رو بیارم از بچه هام نگهداری کنه تا من عمل کنم و دوران نقاهتم تموم بشه . دیگه خسته شده بودم که ذره ذره باید کم میکردم و هنوز تناسب اندام رویاهامو تجربه نکرده دوباره چاق میشدم. گفتن احتمال آمبولی داره ولی حاضر بودم حتی ریسک اونم قبول کنم فقط جراحی بشم تا برای یه بار هم که شده ودمو در تناسب اندام ایده الم ببینم . تا یه روز که توی عید اون آشنامون اومد خونمون و من طبق معمول از چاقی گله شکایت کردم  اون در مورد نتیجه شرکت در سایت تناسب فکری ازم پرسید و اون روز دوباره نور امید لاغری با ذهن بر من تابید عکسای همکارش رو خودم توی موبایلش دیدم و در موردش مستقیم از خود آشنامون شنیدم و دیگه یقین پیدا کردم که راه درست همینه. شماره همکارش رو گرفتم که ایشون رو توی سایت تناسب فکری با همسرشون به عنوان زوج شگفتی ساز عنوان کردن و میشناسن. باهاشون تماس گرفتم و در تصمیمم استوارتر شدم. طبق توصیه ایشون اول از فایلهای رایگان مسیر لاغری من استفاده کردم تا ببینم اصلا میتونم با این روش ارتباط بگیرم یانه. البته که اون تجربه ۱۲ فایل رایگان توانایی منو برای استفاده از روش ذهنی بهم ثابت کرده بود ولی باز هم مسیر لاغری من رو شروع کردم و از همون گام اول کلمه به کلمه فایلها رو با تمام وجودم درک میکردم و دیگه نصف شب و خستگی برام معنا نداشت. از هر فرصتی برای بودن در مسیر لاغری من استفاده میکردم. خواب ظهرم رو حذف کردم، اینستاگرامم رو پاک کردم. بچه ها رو که میخوابوندم تا ساعت ۳ و ۴ نصف شب گام های مسیر لاغ ی من رو طی میکردمو تمریناتش رو انجام میدادم. تا گام ۳۰ ام که واقعا همونطور که استاد میگن انگار یه حسی بهم الهام شد که از استاد بپرسم که آیا لازمه تا گام ۱۰۰ ادامه بدم یا بقیه مسیر رو در دوره آموزشی شرکت کنم. که ایشون منو به فایل مکمل جلسه ۵ اون ۱۲ جلسه رایگان ارجاع دادن. منم با شوق و اشتیاق و پس از دیدن اون فایل مصمم تر از قبل کمر همتم رو بستم تا به امید خدا و هدایت استاد در پایان این دوره شگفتی بیافرینم‌ . ولی اون چیزی که برام خییییلی جالب بود همون داستان هدایت من در اووج نا امیدی و در نقطه تسلیم بود که برای رهایی از چاقی حاضر بودم حتی ریسک عمل جراحی رو قبول کنم. ولی به لطف الله که همیشه یاریگر من در تمام مراحل زندگیم بوده قبل از انجام اون کار احمقانه به این مسیر هدایت شدم. 

      خدای من ممنونم، استاد ممنونم، آشنامون ممنونم، همکار آشنامون ممنونم، مامانم ممنونم، مادر شوهرم ممنونم و در نهایت دوباره خدای من ممنونم که منو در این مسیر قراردادی. 

      به امید دیدار همه ی مشتاقان لاغری در سرزمین لاغرها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/02 04:14
      مدت عضویت: 586 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 695 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان ،یه روزایی تو زندگی آدم وجود داره که آدم از همه جا وهمه کس قطع  قطع امید میکنه ورو میکنه به خدا ومیگه خداجونم خسته شدم خودت یه کاری کن،یادمه از دوران راهنمایی تپل بودم  وگاهو بیگاه توسط آدمهای دوروبرم مسخره میشدم وهمیشه با اعتماد به نفس پایین مواجه بودم،تا این که بزرگ شدم وازدواج کردم وشوهرم از زن چاق خوشش میومد ووقتی که میگفتم من چاقم زود میگفت نه بابا تو که چاق نیستی فلانی رو ندیدی،اون چاقه تو که چاق نیستی خلاصه زندگی به همین صورت گذشت وبعد از به دنیا آوردن دوتا بچه من شدم ۱۰۷ کیلو والان همان شوهر از زنهایی که لاغر وقلمی هستن داره تعریف میکنه واونا رو مثال میزنه وهر وقت من شروع به رژیم گرفتن میکردم بهم میگفت تو ژنتیکی چاقی توانایی تحمل رژیم رو نداری وکلی روحیم رو خراب میکرد ومن هم رژیم رو میشکستم یه روز بعد از نماز از خدا خواستم خدایا کمکم کن نمیتونم لاغر بشم تو یه راهی جلوی پام بزار وکلی با خدا دردو دل کردم ،یه روز توی اینستا یه پیج خانه داری رو فالو کردم وصاحب پیج توی تلگرام هم کانال داشت رفتم وتوی کانالش عضو شدم توی کانال یه سری ویس وکتاب صوتی هم میگذاشت دوسه تا از ویس های رایگان استاد عطار روشن رو هم گذاشته بود ومن زدم روی لینک واومد توی کانال استاد واز اونجا با استاد آشنا شدم ۱۲ جلسه رایگان رو گوش دادم خیلی خوب بود کلی هم از ویس های رایگان استاد رو هم گوش دادم اثر کمی هم روی من داشت دیگه با ولع غذا نمیخوردم نقطه سیری خودم رو پیدا کرده بودم ولی نمیدونم چرا لاغر نشده بودم،همش میگفتم من باید دوره های پولی استاد رو شرکت کنم تا بفهمم چرا لاغر نمیشم،ولی پول دورها خیلی گرون بود ومن هم شوهرم به علت تصادف کردن چند سالی هست که سر کار نمیره وپولی نداشتم وخودم خیاطی میکنم یه مغازه کوچیک دارم که از پدر خدا بیامرزم بهم ارث رسیده ویک سالی هست که توش خیاطی میکنم،خلاصه با در آمد کم خیاطی،اما پر برکت،توی یه جمع زنانه،قرعه کشی خانگی شرکت کردم ،یک سال از قرعه کشی گذشت واستاد اعلام کردن که میخوان دوباره شروع کننودوره رو از اول مثل یک شاگرد دنبال کنن وهر کس دوست داره بیاد ودوره رو با استاد شروع کنه،خیییلییییی دلم میخواست دوره رو بخرم وچون استاد داره دوره رو شروع میکنه منم باهاشون شروع کنم ولی پول نداشتم تا اینکه تلفنم زنگ خورد ودوستم بهم گفت که قرعه کشی این ماه رو تو برنده شدی ،وای از تعجب داشتم شاخ در میوردم رفتم توی سایت استاد عباسمنش رفتم توی قسمت نشانه هدایت من،به خدا گفتم خدایا من توی این وضعیتی که شوهرم بیکاره ومریضه،چکار کنم؟آیا درسته چهار میلیون بدم این دوره رو شرکت کنم؟خدایا با اینکه دخترم دانشگاه میره وخرج داره،خدایا درسته این کار؟خدایا اگه الان دخترم به یکی از خواستگاراش جواب مثبت بده ومن دستم خالی باشه آیا این کار درسته؟ خلاصه رفتم توی اون قسمت از سایت استاد عباسمنش واز خدا خواستم هدایتم کنه ویه فایلی اومد که توی اون گفته شده بود تمام ثروت در زمین وآسمان دست خداست تمام نشدنی هست رفتم پیش پسرم وبهش گفتم محمد امین ،مامان به نظرت اگه دوره ها رو شرکت کنم کارم درسته؟پسرم ده سالشه وهمیشه با من ویسهای استاد عطار روشن وعباسمنش رو گوش میده وگفت عاره مامان کارت درسته از سلامتی آدم چی واجب تره؟ومن خیالم راحت شد وبعد از دو سه رو دوره رو خریدم وبعد از یک هفته که دوره رو شروع کردم واز راحتی کار مطمعن شدم دلم آروم گرفت واستاد همش داره میگه عجله نکنید ،مطمعن باشید لاغر میشید جرات کردم واولین نوشته رو اینجا نوشتم تا الان جرات نمیکردم توی سایت بنویسم وتمرین هامو انجام بدموبفرستم این یک هفته رو فقط فایلها رو گوش میدادم وتوی دفترم هر جمله ای رو که استاد توی ویسها میگفتن مینوشتم تا خوب توی ذهنم بره از خداوند مهربان میخوام که کمکم کنه توی این راه موفق بشم تا یه روزی با افتخار بگم که من از این راه لاغر شدم با خودم عهد کردم هیچ کس ندونه که من این دوره رو خریداری کردم تا کمتر مورد قضاوت اطرافیانم قرار بگیرم  به امید روزهای بهتر

      فاطمه توکلی  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/02 19:14
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 109 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از نشانه های ایمان به خداوند شجاعت داشتنه
        شما شجاع هستید که بعد از سالها زندگی کردن در شرایطی که به ما یاد دادن به فکر خودت نباش و باید به فکر دیگران باشی و نگران باشی شجاعت به خرج داری و برای خودت تصمیم گرفتی
        امروز هم شجاعت را به شکل دیگری رقم زدی
        دیدگاه خودت رو ثبت کردی و این تصمیم رو گرفتی به آنچه در دوره آموزشی گفته می شه عمل کنید
        این شجاعت پاداش خواهد داشت و پاداش آن شگفتی ساز شدن است
        با اطمینان کامل در این مسیر حرکت کنید و به آنچه گفته میشه عمل کنید
        نتیجه فراتر از تصور شما خواهد بود
        منتظر خواندن تمرینات شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/01 17:48
      مدت عضویت: 506 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام خدمت شما استاد گرامی ودوستان خوبم من هم ازهمه روشهای لاغری استفاده کردم ومتاسفانه به نتیجه نرسیدم وجندبار هم که موفق شدم ولاغر شدم دوباره به وزن اولیه برگشتم ودوسال قبل خوشبختانه از طریق یکی از دوستانم که باروش لاغری با ذهن آشنا شدم وموقع تولد آیدا جون دوره را خریدم وتا چند ماه شروع نکردم وبعد که شروع کردم تا هفته هفتم طبق کفته های شما پیش رفتم وبا این که تعهد داده بودم که به هیچ عنوان دوره را رها نکنم ولی متاسفانه یه اتفافی برام افتاد که دوره را رها کردم وبا اینکه از نظر ظاهری تغیری نکرده بودم ولی خیلی احساس خوبی داشتم الان دوباره تصمیم گرفتم که به کمک خدای مهربان وشما استاد گرامی از امروز دوره را شروع کنم میخواستم ببینم جزوه را باید دوباره تهیه کنم یا همون جزوه قبلی خوبه ممنون وخدا را شکر میکنم که من را به بادوره شما آشنا کرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/31 15:19
      مدت عضویت: 137 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام به همگی 

      منم بعد از تحمل رژیم ها و سختی ها  به این سایت هدایت شدم اخرین کاری که کردم جراحی لیپوماتیک بود که نتیجه ایی نداشت و فقط کلی هزینه برای من شد و درد هایی که هنوز هست  واقعا خسته ام از چاقی از تنگی لباسهایی که دوستشان دارم ولی دیگر نمتونم بپوشمشون  ،دیگر مثل قبل فرز نیستم  زود خسته میشم بیشتر از همه حرفها  و تذکرهای دیگران  واقعا خسته ام  خدایا کمکم کن  تو منو به اینجا هدایت کردی تا اخرین لحظه و همیشه  همراهم باش تا بتونم با تعهد وپایبندی این مسیر رو برم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1400/02/31 10:40
      مدت عضویت: 665 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام .بله من هم  با رژیم فقط نصف غذا را بخورم  و قرص و دمنوش صبحانه نخورم و شب بعد ۶ نخورم و …..امتهان کردم ولی مغزم هیچ کدام را قبول نکرد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/02/30 11:44
      مدت عضویت: 91 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 395 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر و روشنی بخش جانها

      من در روز پنجم هفته چهارم دوره آموزشی هستم و امروز دوست داشتم در حین کارهای روزانه فایل گوش بدم و تصادفی دوباره به این فیلم آموزشی مقدمه هدایت شدم. الان با جان و دل پذیرفته ام که این دوره فقط برای دستیابی به لاغری و تناسب اندام نیست بلکه دوره ای با دستاوردهای شگفت انگیز و باور نکردنی است. اول از همه دوره ای کامل برای خودشناسی است و دوره ای بی نظیر که در آن با خود مقدس درونی مان به صلح و آرامش می رسیم. من در این حدود یکماه به صورت عینی پایان مبارزه و نزاع با خودم را دیدم من قبلا جز کسانی بودم که معتقد بودم خودم را خیلی دوست دارم و تا کسی خودش را دوست نداشته باشد نمی تواند دیگران را دوست بدارد و جالب اینکه فهمیدم اون دوستی من دوستی خاله خرسه بوده و گویا با شیطان هم قسم شده بودم با پنبه سر خودم را ببرم مثل اون فیلمه که قاتل به مقتول لبخند می زد و در گوشش نجوا میکرد میدونی چقدر دوست دارم و بعد شلیک و تمام. دوستی های من با شیطان قسم خورده ای بود که بیشتر به من صدمه می زد پیروی از رژیمهای مخالف سلامتی ، خوردن قرص های مختلف و ورزشهای سنگین را برخلاف خواسته روح و ذهنم و در راه نابودی جسمم انجام می دادم. من در همین مدت سپری شده از دوره با خودم به صلح رسیدم و هر روز گامی برای بهتر شدن بر می دارم. 

      و چقدر لذت بخش بود این جمله که استاد کفت: در این دوره نتایج شگفت انگیز زیادی بدست میارید لاغری که کاری نداره رسیدن به تناسب اندام خیلی آسونه مثل آب خوردن 😍😍😍 این جمله برای من مثل آب حیات بود چون بالاخره ذهن منفی باف میخواد بگه خب کو تغییر یکماه گذشت فایل گوش دادی و …. نتیجه چی شد و ….. و این جمله استاد که لاغری که کاری نداره و چون من بدون راهنما تونستم شما هم با انجام درست تمرینات حتی بهتر از من می توانید واقعا به من آرامش داد و اون منفی گوی ترسو را ساکت کرد.

      سپاسگزار خداوند مهربان هستم که مرا به بهترین مسیر تناسب فکری و جسمی هدایت کرد و باز هم سپاسگزارم که برای یاداوری چگونگی بهتر انجام دادن تکالیف به دیدن دوباره این فیلم آموزشی رهنمون کرد. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/29 21:45
      مدت عضویت: 446 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      داستان هدایت من

      ادمهای چاق همیشه دنبال روشی برای لاغر شدن هستن

      منم که از کودکی چاق بودم و همیشه درحال رژیم گرفتن بودم و دنبال ردشهای مختلف همه شده بودن برام دکتر و یک نسخه برایم میپیچوندن مثال شبها غذا نخور یا اروم اروم غدا بخور یا میوه بیشتر بخور یا شیرینی چاق کنندس یا چون تحرک نداری چاق میشی یا چون پدرت چاقه تو هم حتما چاق میشی بهرحال هرچی میشنیدم چاق شدن بود و باورهای چاق کننده هم در ذهنم جا شد واقعا خسته از هر روشی خسته از زندگی حتی ناامید اصلا حس حال هیچی کاری رو نداشتم واقعا گریه میکردم چرا اخه من و واقعا از زندگیم هیچی نفهمیده بودم از کودکی تا نوجوانی چاق از نوجوانی تا جوانی چاق و خدایا خودت رحم کن از جوانی تا پیری کمکم کن لاغر بشم و لاغربمانم همین بود که بی حوصله گوشی برداشتم نمیدونم چیشد که نوشتم لاغری ماندگار و سایت تناسب فکری در اولین سرخط امد بالا

      خدایا شکرت وقتی حرفهای استاد را گوش کردم و چهره خندان استاد را دیدم خیلی دلم ارام شد و اول جلسات رایگان گوش دادم و کلی نوشتم و چند هفته بعد که خیلی حالم خوب بود دوره اموزشی را تهیه کردم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/27 11:13
      مدت عضویت: 137 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      سلام به همگی 

      من تا دوره دانشگاه کاملا متناسب بودم ولی کم کم حس کردم وزنم هرسال  اندازه ۵کیلو اضافه میشود  

      خانواده من همه تا حدودی اضافه وزن دارن واین دقیقا توی وجود من حک شده بود که منم چاق خواهم شد 

      من همیشه کمبود اهن داشتم برای همین قرص اهن مصرف میکنم همیشه هم این حس رو داشتم قرص اهن  باعث افزایش اشتها میشه و هر دوره که مصرف میکردم دقیقا ۱۰ کیلو اضافه وزن پیدا میکردم 

      از رژیم گرفتن واقعا متنفر بودم ولی از ناچاری مجبور شدم رژیم بگیرم یه بار  رژیم اب گرفتم در حد چن روز بیشتر دوام نیوردم دکتر تغذیه هم رفتم ولی حوصله کالری شماری نداشتم .

      سال پیش رژیم کتوژنیک گرفتم خیلی وزن کم کردم درحد ۱۸ کیلو ولی وضعیت گوارشی ومو ناخن وحشتناک بهم ریخت بطوری که دوبار کارم به بیمارستان کشید 

      باشگاه همیشه بود 

      وبار اخر رفتم لیپوماتیک کردم  که فقط پولم هدر رفت 

      واقعا خسته شده بودم ،خیلی همیشه یه حسی بهم میگفت این راهش نیست باید فکر وذهنتو عوض کنی ولی نمیدونستم چطوری تا اینکه تو اینترنت همینجوری زدم لاغری باذهن  واینطور با سایت شما  آشنا شدم 

      استاد من نگران تعهد خودم هستم یکم سهل انگاری میکنم زیاد پایبند نیستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/27 12:18
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 106 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها حضور دارید خوشحالم
        اینکه تصور می کنید نسبت به تعهد خود پایبند نیستید اشتباه فکر می کنی
        شما انقدر به لاغر شدن پایبند بودید که تا بیمارستان رفتی
        چطور ممکنه فرد بدون تعهد انقدر کار سختی رو ادامه بده که کارش به بیمارستان برسه
        لاغری با ذهن نیاز به تعهد نداره
        چون در ما احساس خوب ایجاد میکند
        ما نسبت به احساس خوبی که داریم مشتاق هستیم
        تعهد نمی خواد
        خودبخود شما رو به سمت خودش می کشونه
        همینطور که شما عبارت لاغری با ذهن رو جستجو کردی
        مشخصه که این موضوع شما رو به خودش جذب کرده
        ادامه بدید
        بدون تعهد می شه لاغر شد و برای همیشه لاغر موند

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 13:20
      مدت عضویت: 667 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

       

      داستان هدایتم به این دوره ،من از چهار سال پیش دنبال لاغری هستم واز اون زمان تنها روشی که بلد بودم رمیم بهمراه ورزش بود وچون دوسال قبلش به همراه همسرم رفتیم پیش متخصص رژیم درمانی ورژیم بهمراه پیاده روی گرفتیم ومن وهمسرم از یک نوع برنامه ی غذایی استفاده می کردیم وایشون خیلی عالی وزن کم کردن ولی من نه واین باعث ناامیدی بیشتر در من وتقویت شدن باور ناتوان بودنم در لاغری شد واین باور رو در من ایجاد کرد که برای لاغر شدن باید رژیم سختر وورزش سنگینتر انجام بدم پس دنبال روشهای متفاوت می گشتم وچند نوع رژیم مختلف رو بهمراه ورزش در خونه سر ساعت مشخصی رو شروع کردم ونتیجه ی خوبی کسب کردم ولی باذهنم هماهنگ نبودن وخیلی محدودیت داشتن ومن مجبور بودم که غذای متفاوت تری از دیگر اعضای خانواده بخورم حسم خوب نبود واحساس خستگی بهم دست داد ویه روز روی یوتیوب رفتم وبا فارسی اسم یه روش لاغری رو که باانگلیسی فبلا نگاه کرده بودم رو نوشتم که ضمن اونها ودیوی لاغری باذهن جلسه ی اول اومد برام جالب بود وهمون موقع وقت نکردم که نگاه کنم اون رو سیو کردم وبعدا نگاه کردم خوشم اومد لحجه استاد برام خیلی آشنا بود دلچسب واینجری چند جلسه از دوره ی رایگان رو انجام دادم ودر چهار یا پنج هفته ،راحت پیام سیری رو دریافت می کردم چهار کیلو وزن کم کردم واین اطمینان من رو چندین برابرکرد وچند ماه بعد حالا بخاطر شرایطی که داشتم وبگذریم بهتره در دوره سرکت کردم وخدا رو شکر می کنم از اینکه من رو هدایت کرد ومن از همون ماهای اول دوره وزن کم کردم والان شگفتی ساز شدم وامروز هم می خوام بهمراه استاد ودوستان از اول دوره و باانرژی مضاعف انجام لدم مطمئن هستم نتایج عالی تری در انتظارم هستن😊😊😊😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 00:42
      مدت عضویت: 654 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,426 کلمه

      سلام . 

      من به راه راست هدایت شدم . من نوشتنم اونقدر طولانی شده زمان از دستم خارج میشه از شنبه افتاد یکشنبه . ولی شنبه انجامش دادم . 

      راه راست من آشنایی با خودم بود . فهمیدم که علت هر انچه نمیخواهم خودم بودم  من خودم را نمیشناختم و نمیدانستم انچه از من واکنش داده میشود پاسخ عملیست که خودم انجام میدادم . هر انچه ما دریافت می کنیم واکنشیست به آنچه نشان میدهیم . 

      ما عمل درست را نیاموخته بودیم . 

      ذهن ما را پر از مطالبی کرده بودند که مسیر موفقیت را فقط از راه سختی کشیدن ممکن میدانستیم .کسی موفق  است که  حتما از سختیها و از امتحانات سخت گذر کرده است . هیچ کدام راه درست زندگی را نمیدانستند تا من هدایت شدم و یاد گرفتم چطور به خودم نگاه کنم که به احساس بهتر برسم . چطور به رفتارهایم بنگرم که به احساس بهتر برسم . فهمیدم رنج از چاقی فقط چاقی را پررنگ تر میکند . فهمیدم تنها رمز موفقیت رها شدن از تمام رنجها و دغدغه هاست . فهمیدم راه رسیدن به آرزوهایم در آسان گرفتن است . اگر سخت به خودت بگیری هم میرسی ولی اگر آسان بگیری قطعا میرسی و من یادگرفتم که چطور به خودم آسان بگیرم که چطور به خودم اعتماد کنم که چطور خودم را نیازارم . 

      سوالات هفته اول : روز شنبه 

      🔴چرا میخواهید لاغرشوید ؟ 

      من میخواهم لاغر شوم تا به تجربه ی لذتبخش تری از زندگی برسم . تا زیبایی ام را روزافزون کنم . کسی که لاغر است سبک تر است . سلامتیِ بیشتر در تناسب اندام است . تناسب اندام یعنی صلح با خود . یگانه شدن با خود . تناسب اندام یعنی تسلیم شدن به خود . تسلیم شدن به الگوهای الهی درونی . تسلیم شدن به لذتها . لاغر شدن یعنی لذت . چرا میخواهم لاغر شوم چون من در لاغری آرامش دارم . چون در لاغری با مواد غذایی در صلحم . به آنها احساس بدی ندارم . من فهمیدم که تناسب اندام طبیعت بدن من است فهمیدم به اندازه خوردن غذا طبیعت بدن من است . من اگر با خودم در صلح باشم با غذایم در صلح باشم هرگز نه گرفتار رفتار زیاده روی و ولع و نه گرفتار احساس چاقی و عذاب وجدان میشوم . من توانستم نیاز خودم را تشخیص دهم من فقط ۶۶ گام از دوره صدگام را طی کردم و به موففقیت زیادی رسیدم و توانستم درک کنم طبیعت ذهن و جسم من به اندازه خوردن غذاست. فهمیدم نقطه ی سیری کجاست فهمیدم . من لاغر شدم و دوست دارم لاغرتر بشوم . انتخابش میکنم . با هیکل الانم در صلحم . با رفتار اکنونم در صلحم هرچه بیشتر با خودم صلح کنم و از خودم و رفتارهایم رنج نکشم طبیعت بدن من بهتر و راحتتر به اصل خودش برمیگردد . میخواهم لاغر شوم چون میخواهم به اصل خود باز گردم . تناسب اندام  و زیباتر شدم اندام منزل من است . به خانه برمیگردیم . 

       

      🔴برای تناسب اندام تا چه حد شوق و اراده دارید ؟ 

      من برای تناسب اندام شوق دارم اما اراده ندارم . چون یاد گرفتم که رسیدن به تناسب اندام اراده نمیخواهد همسو شدن با خود میخواهد . تناسب اندام آموزش میخواهد . تناسب اندام استمرار میخواهد . تناسب اندام عشق و اشتیاق می خواهد . من برای رسیدن به تناسب اندام تمام وجودم سرشار از شادیست . 

      من دوباره شروع کرده ام . شروعی لذتبخش . 

      شاید براتون جالب باشه من دوتا شروع دوباره رو آغاز کردم . یکی اینجا و یکی از ابتدای دوره ی صدگام با دوستانی که موفق به خرید دوره نشده اند .  در واتساپ گروهی ۲۰ نفره  تشکیل دادیم با نام مدرسه ی لاغری و دوره ی لاغری صدگام شما را از مقدمه شروع کرده ایم . خدا میداند چه شور و اشتیاقی هم آنجاست . البته فقط به خاطر یک مزیت نوشتن تمرینات را در واتساپ آغاز کردیم . آن هم مزیت ویس گذاشتن . کاش ویس گذاشتن در اینجا هم فعال بود . آن وقت قطعا در همینجا تمرینات را انجام میدادیم . اما جای آن فرقی ندارد مهم اینست که  دوستانی که دوره را هم نخریدند و حتی شاید نوشتن  برایشان سخت باشد باز هم لاغری برایشان آسانتر شود و با ویس گذاشتن تمریناتشان را عالی انجام دهند . آموزشهای شما را دنبال میکنیم برداشتهای خود را می گذاریم و با شور و اشتیاق نکات لازم را از هم یاد میگیریم  . جای شما در کنار ما شاگردان خالی است . اما ما آنجا هم با شما هستیم . خودم هم که تنها   گام ۶۶ دوره صدگام هستم .و اینجا هم که همراه شما استاد گرامی دوره را مجددا آغاز کرده ام . 

      من شوق یادگیری لاغری را دارم . هرچقدر بیشتر یاد بگیرم مسیر لاغر شدن را بهتر درک میکنم و بیشتر راه آن در ذهنم باز میشود . 

       

      🔴حاضرید برای رسیدن به تناسب اندام چه بهایی را بپردازید ؟ 

      من برای رسیدن به تناسب اندام خودم را سرمایه گذاری می کنم . 

      من فاطمه سادات با تمام وجودم روحی ذهنی و جسمی مشتاق یادگیری هستم . مشتاق انجام بهترین عملی هستم که واکنش ذهن و جسمم لاغر شدن باشد . 

      من خودم را بها میدهم . من رنجهایم را میدهم و لذت میگیرم . من نفرتم را میدهم و عشق میگیرم . من  افکار منفی ام را میدهم و افکار مثبت میگیرم . من غم هایم را میدهم و شادی میگیرم . من گذشته و اینده را میدهم و حال را میگیرم . من مرگ را میدهم و زندگی را میگیرم . من قهر را میدهم و آشتی را میگیرم . من پرخوری را میدهم و به اندازه خوردن را میگیرم . من تنبلی را میدهم و طبیعت اصلیم که زرنگی و فرز بودن است را میگیرم . من چاقی ام را با اینکه خیلی دوستش دارم میدهم و لاغری را که از آن بیشتر دوست دارم میگیرم . 

      من بهای لاغر شدنم را با خودم و روحم و ذهنم و زمانم و احساسم و افکارم و رفتارم و عاداتم و شخصیتم و جسمم میدهم  . چون من لایق بهترینها هستم . چون من لایق  تناسب اندام هستم . 

       

      🔴رسیدن به تناسب اندام چندمین هدف زندگی شماست ؟  من از صبح که بیدار میشم هدفم تناسب اندام تناسب فکر تناسب احساس تناسب رفتار  است . وقتی من در راه تناسب قدم بردارم بدنم راه سلامتی را در پیش میگیرم . سلامتی بدن با تناسب رابطه ی مستقیم دارد . هرچه تناسب در من بیشتر جاری شود سلامتی و احساس سلامتی روان و جسم در من بیشتر است . من اولویت اولم زندگی کردن در تناسب اندام است . 

      برای رسیدن به تناسب اندام تا چه حد در مقابل افکار دیگران استقامت خواهید کرد ؟ 

       تناسب اندام من راهی درونیست تا من نخواهم کسی نمیتواند به محتویات ذهن من پی ببرد  . من وقتی با خودم در صلحم واکنش افراد دور و بر من نیز صلح است . آنها در تضاد با هدف من نیستند که واکنش من در مقابلشان استقامت باشد . 

      تازه  هروقت من با اشتیاق در مسیر تناسب اندام هستم آنها نیز با من همسو هستند . هر وقت من با خودم در صلحم اصلا رفتار نامتناسبی از بیرون نیز نمیبینم که در مقابلش حس استقامت کنم . من استقامت را از درونم آغاز کردم . من برخاستم . رستاخیز در من ایجاد شده است . صور اسرافیل در گوش من دمیده است . من مرده ای بودم که با رسیدن به تناسب فکری هر روز و هر روز از نو زنده میشوم . من قیامت را قیامت کرده ام . من قیامت را هر روز زندگی میکنم . من ایستادگی و برخاستن از خود را از وقتی وارد این مسیر شده ام آغاز کرده ام و حالا که شروعی دوباره است لذت را روزافزون میکنم . یادگیری را روز افزون می کنم . من زندگی را دوباره زندگی می کنم . من جوانی را دوباره جوانی می کنم . چون  طبیعت من زندگیست . طبیعت من جوانیست . طبیعت من تناسب اندام است و وقتی من در مدار تناسب اندام باشم اصلا سخن مخالفی نمیشنوم که بخواهم استقامت کنم و اگر شنیدم میدانم خودم مسبب آن بوده ام الگوی ذهنی خودم را اصلاح میکنم . امروز همسرم یک نکته ی عالی به من گفت . گفت کسی که حسودی رو میبینه خودش حسوده که رفتارهای حسادت آمیز دیگران رو حسادت معنا میکنه و دریافت میکنه . پس باید خودش رو اصلاح کنه و صفت حسادت رو از خودش دور کنه که دیگه رفتار حسادت رو از کسی نبینه . حالا هم من در پاسخ به این پرسش همین جواب را میدهم  من در مقابل حرف دیگران  الگوهای ذهن خودم  را تغییر میدهم . 

      اولش چون عادت ندارم شاید یادم رود ولی وقتی استمرار داشته باشم کم کم ملکه ی ذهنم میشود . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        matin.sorkhei@gmail.com
        1400/03/07 13:27
        مدت عضویت: 105 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        فاطمه سادات خانم عزیز

        بسیار زیبا و تاثیرگذار نوشتین بسیار لذت بردم از این همه اراده و صلح با خودتون.

        درس ها و نکات بسیار ارزشمندی از نوشته ی شما گرفتم.درود بر شما و موفق باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 21:21
      مدت عضویت: 547 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      سلام من بعداز پایان دوره موفق به تکرار ان نشدم ذهن منفیبافت نمی گذاشت تکرار شروع کنم ولی تا جایی که سعی کردم از مدار دوره خارج نشم  همیشه لایو پیج دنبال میکردم تا اینکه شما نوید استارت دوره دادید والان دارم نظر م میدم از خوشحالی چراغ هدایتم که سو سو میزد و روشن نگه داشته بودم افروخته شد و خیلی خوشحالم استاد همیشه یهویی های معجزه گر دارید ممنون که هستید و ارتباط مادام العمر با شاگرداتون دارین اجرتون با خدا ✋🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1400/02/25 20:43
      مدت عضویت: 666 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      سلام استاد من دیدگاه نوشته بودم در بخش تعهد دو روز پیش فکر کنم ولی الان نیست اومدم شما را فالو کنم  اونم برام پیدا نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/25 23:39
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        سلام دوس عزیز
        دیدگاه های شما تایید شده و نمایش داده شده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      نسرین یعقوبی
      1400/02/25 20:39
      مدت عضویت: 629 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان همراه

      من اتفاقی با سایت آشنا شدم به دنبال لاغری بودم و فایلهای رایگان را دیدم بسیار تاثیر گذار بود تصمیم گرفتم در دوره شرکت کنم و از این بابت خوشحالم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 15:52
      مدت عضویت: 602 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      سلام به همگی واستاد عزیز من امروز متعهد شدم که دوباره زندگی کردن تومسیر لاغری ادامه بدم من ۳ سال هست که دره خریدم ولی یکبار همش گوش دادم ودوره نکروم امروز به یاری خداوند متعال میخواهم دوباره استارت بزنم واز نو شروع کنم با استاد همراه بشم الهی به امید تو خدایا شکرت شکرت شکرت۱۴۰۰/۲/۲۵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 13:32
      مدت عضویت: 644 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      درود ها دارم به عزیزانم. امروز ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰. آمدم دوباره که باشم . منم قبلا خیلی مسیر ها رو امتحان کردم و گاها نتیجه گرفتم و دوباره پس از مدتی دوباره شروع می شد . ولی  دوسال پیش یادمه پس از طی چندین رژیم تحت نظر دو متخصص لاغری و اینکه با یک تخلف از گروه بیرونم کردن و غصه خوردم . بخودم گفتم تو چقدر الاغی که نمی تونی اراده ت رو کنترول کنی . هروز و هر شب غصه می خوردم و کنارش هم نخورده مونی و ترس از اضافه وزن که نگم براتون . بیشتر از همه می دونید چی داغونم می کرد اینکه منو پس زدن . دیگه پیامها مو جواب نمی داد خانم دکتر . آمدم تو یوتیوب با قلبی شکسته داشتم سایت های ورزشی رو نگاه می کردم که یهو یکنفر و دیدم می خنده و می گه من لاغری با ذهن و رایگان گزاشتم بیاین استفاده کنید . اولش تو رو خدا اینجارو دقت کنید روز اول دوازده تا فایل و مثل تراکتور گوش دادم . از ولع فهمیدن موضوع . بعد دیدم استاد می گه اینجوری فایده نداره . رهرو آن است که پیوسته و آهسته رود برید یک دفتر و قلم بیارید بنویسید . و اینجوری شد اشنایی من با این سایت شگفت انگیز دیدم دیگه غصه نمی خورم . با شادی و سپاسگزاری روزم و طی می کنم . و ….. بریم برای فالو ماجراهای جدید . بزن بریم 🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️💃🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️💃💃☘☘☘☘☘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ماندانا میسری
      1400/02/25 12:24
      مدت عضویت: 169 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      به نام خدای همیشه مهربان

      سلام به همگی واستاد عزیز

      حدود تقریبا 15 سال انواع و اسام رژیمها را انجام داده بودمهر بلایی که شنیده بودم یا دیده بودم سر خودم اورده بودم دیگه شده بودم سلطان رژیم دائم رژیم بودم همه از دست رژیمهای من خسته شده بودن تا اینکه دیگه خودم هم ناامید بودم و با تمام وجود از خدا یاری میخواستم

      یک روز بخاطر کارم در یوتیوپ درحال سرچ مطلب بود و در صفحه اصلی یکی از فایلهای استاد رو دیدم و از همان لحظه هدایت من شروع شد

      درسته که ابتدا خیلی تردید داشتم دنبال معجزه میگشتم ولی بعد فهمیدم معجزه وقتی رخ میده که با تمام وجود چیزی رو از خود خدا درخواست کنی و درراهی که بهت نشون داده میشه از هیچ تلاشی کم نذاری و مطمئنم من اینبار موفقتر از قبل یک شگفتی ساز خواهم بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/02/25 06:41
      مدت عضویت: 646 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستانی که در مسیر تغییر کردن قرار دارند 

      دوره ایی که در آن هستم می تونه زندگی منو متحول کنه ومنو در مسیر عالی متناسب شدن قرار میده این دوره سالهای پر رنج وناراحتی رو که از چاقی داشتم رو از امروز تبدیل می کنه به شادی سلامتی زیبایی واعتماد بنفس وشادی درونی واحساس خوب و روابط عالی با خداوند وخودم ودیگران رو به میده واین دوره این همه ارمغان برای من به همراه داره .وهمه سختی ورنجهای منو که در این سالها که داشتم جبران می کنه فراتر از اون چیزی که حتی من فکرشو می کنم . امروز من شجاعت خودم را ثابت کردم که فرد شجاعی هستم ومسئولیت تمام جنبه های زندگیم را می پذیرم وتصمیم میگیرم در مسیر تغییر کردن قرار بگیرم . و اینجاست که من به مسیر لاغری هدایت شدم  و باید این حرفهای خداوند را بشنوم .

      این دوره نیاز به تضمین و وعده نداره بلکه نیاز داره به تعهد انجام تمارین .

      انجام دادن تمارین منو به خواسته ورویا هام میرسونه اگر تمرینات رو انجام ندم منو به اون خواسته ورویا نمیرسونه باید تصمیم قاطع بگیرم که تک تک تمارین رو همان طور که استاد بیان کردند وگفتند انجام بدم وبا تمام وجود آنها رو باور کنم وتمرینات را انجام بدم اون موقع شگفت انگیز میشم ونباید خودم تصمیم بگیرم باید به آنچه استاد گفته اعتماد کنم وقدم بردارم وحرکت کنم وباور کنم ودر مسیر هدایت خداوند حرکت کنم که نتایج عظیمی در انتظار من است.من باید تسلیم این مسیر خداوند وهدایت اون باشم وفقط وفقط مطالب این دوره را مرور کنم وادامه بدم وآنچه در این دوره گفته میشه عمل کنم ونتایج را در خودم ببینم  واگر میخوام نتایج عالی رو کسب کنم باید با استاد همراه باشم وباور کنم واشتیاق داشته باشم به آنچه که استاد گفته عمل کنم وموقعی که من فایلی رو می بینم ومی نویسم ودر هنگام نوشتن تمام حواس من بر روی موضوعی که میخوام متمرکز می شم ونکات عالی را ثبت می کننم ومی بینم و وقتی که تمرینات دیگران را می خوانم کلی نکات را در نظرات دیگران پیدا می کنم واین دوره کلی نتیجه داره وهدف اصلی تغییر زندگی من هست نه فقط لاغر شدن .

      لاغر شدن که کاری نداره لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/02/25 00:10
      مدت عضویت: 312 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,283 کلمه

      با سلام 

      عید سال ۹۹ بود کرونا تازه اومده بود اون عید خیلی وضعیت بد وپیچیده ای درخانه ما حاکم بود شرایط سختی بود مالی مریضی دوری از بقیه هم اضافه شده بود قبل اون هر روز خبر گرونی خونه وماشین ودلار وسکه وبی ارزش شدن پول کشورمون داشت کور سو امید زندگی من وهمسرمم میگرفت یادم میاد مثل دیوونه ها توی سایت ها واخبار میچرخیدم وکلی سایت پیش بینی شرایط آینده داشتم وهر روز کلی خبر بد داشتیم دیوونه میشدیم با کلی وام زندگیمونو شروع کرده بودیم چون هیچی نداشتیم اولش اما حالا هر روز خبرای بد میشنیدیم که همین پولمونم داره روز به روز بی ارزش تر میشه به هر دری میزدیم اوضاع خراب تر مشد وضرر پشت ضرر من عصبی وافسرده شده بودم با کلی امید وآرزو زن پسری شده بودم که دوستم داره وهمه کاری برام می کنه وجنبشو داره اما حالا همه رویاهام روسرم خراب شده بود دیگه از زندگیم خسته شده بودم حتی حوصله تمیز کردن خونه رو هم نداشتم یک بار غذا میپختم وچند روز میخوردیم حالم از خودم از اوضاعم از کار کردن از همه چیز بهم میخورد اما این همه ماجرا نبود توی اون اوضاع مادرم کرونا سختی گرفت ومن کارم گریه وزاری شده بود به لطف خدا خوب شد اما من افسردگیم پیشرفت کرد وحتی بهش مشکوک شده بودم داشتم توی خونه دیوونه میشدم کارمو به خاطر همسرم ول کرده بودم قبل ازدواج اما الان خونه داشت میخورد توی سرم کلی بهونه گرفتم که منو ببر سفر بل اینکه پول نداشتیم اما همه پولامونو گذاشتیم رو هم ورفتیم شمال چند باری موقع رفتن به مشکل برخوردیم دقیقا دوبار یه حسی بهمون گفت برگردین یک بار رفتیم حاده کوه ریزش کرده بود وبسته بود یک بار دیگه گم شدیم ودرآخر از طولانی ترین راه ادامه دادیم همسرمم مثل من از شرایطمون ناراضی بود وفکر میکرد سفر حالمونو خوب میکنه اول سفر پراز استرس بود اما شب چادر زدیم وکنار یک رودخانه دراقامت گاه جنگلی محافظت شده موندیم از کل سفر فقط اون شبش خوب بود وفرداش که یه صبحونه خوب خوردیم اما بعد ورق برگشت واون تصادف کزایی برای اینکه دیر نکنیم همسرم تند رفت وبوم ماشین ایربکاش ترکید وآتیش گرفت سر همسرم خورد داخل فرمون ومنم که از درد به خودم میپیچیدم از ماشین اومد بیرون وبه زور همسرمو از آتیش کشیدم بیرون کارگرای اطراف اومدن کمکمون گردنم میسوخت وحسش نمیکردم وفکر میکردم شکسته وقتی اورژانس اومد دیدم دماغ همسرم داره خون میاد برای همینم یقه پرستار گرفتم وگفتم سرش ضربه خورده نگذارید بره دنبال ماشین بیاریدش این میمیره اگه ولش کنید خلاصه همسرمم اوردن داخل آمبولانس وسوییچ ناشین دادن دست پلیس از وقتی نشست داخل ماشین گریه کرد تا رسیدیم بیمارستان خلاصه از همه جای بدنم عکس گرفتن خداروشکر نشکسته بود جاییم ولی کوفتگی سوختگی وپارگی عضله داشتم که توی اون شرایط مهم نبود همینکه دکتر گفت جاییت نشکسته همسرم از حال رفت خون داخل مغزش لخته شده بودبا اینکه هر جا میرفتم تا عکس بگیرم به پرستار میگفتم احتمالا حال همسرم خوش نیست اما از بس دنبال کارای من بود حرفشونو گوش نمیکرد تا اینکه از حال رفت وحشت تمام بدنمو گرفته بود توی شهر غریب اگه طوریش بشه چی دکترا گفتن خون لخته شده ولی جذب میشه ومرخصمون کردن من یک هفته جهنمی رو درهوای شرجی وگرم بابلسر گذروندم با ماشینی داغون وهمسری که هی غش میکرد بدون پول کم کم ماجرا رو به مادرم گفتم وازشون کمک خواستم واومدن ومارو اوردن خونه خودشون اما این از حال رفتنا ادامه داشت بارها دکتر بردیمش بالاخره بعد کلی دوندگی دکتری فهمید که دچار شک ناشی از تصادف شده وبه مرور خوب میشه خدا دوباره همسرمو بهم بگردوند کلی بدهکار بودیم کلی هم بدهکار تر شدیم حدود ۳۰ ملیون اضافه تر حالا بماند که به خاطر صاحب خونه عوضیمون مجبور شدیم با اون حالمون اسباب کشی کنیم اما وقتی اومدیم به این خونه اجاره ای جدید با پول خیلی کم ندایی به من میگفت یادته عید سال پیش این سایت دیدی وحتی چند کیلویی هم کم کردی با دوره رایگانش بخرش وشروع کن تو بهش احتیاج داری در اوج بیپولی نمیدونم چی شد که یه دفعه به همسرم گفتم من فقط یک چیز ازت میخوام اگه اینو برام بخری حتی حاضرم تمام وسایل خونمو بفروشم تا بدیهیا تو بدی همسرم همینجور مات ومبهوت بهم نگاه کرد گفت یعنی اینقدر میخوایش گفت آره نمیدونم چرا اما من به این دوره ایمان پیدا کردم لطفا برام بخرش وهمسرمم گفت میدونی چیه من ۳۰ ملیون بدهکارم ۳ ملیون وخورده ای هم روش زیاد تفاوت نمیکنه اگه خوشحالت میکنه بعد اینهمه سختی ای که کشیدی برات میخرمش وهمون روز یکی دیگه از قسطاشو نداد وبرام خرید خیلی خوشحال بودم دنیا رو به من داده بودن هر روز مثل اب حیات مینوشیدنش هر روزشو اوایل با شنیدن حرف های استاد گریه میکردم که بالاخره یکی درد منو فهمید روزها از خونه بیرون نمیرفتم وشب هام که همسرم توی خواب فریاد میکشید ومن بازم گریه میکردم اما به مرور معجزه رخ داد شبها قبل خواب به همسرم دلداری میدادم که درست میشه ومن کمکت میکنم میگفت چجوری آخه بدهیمونو بدیم دارم دیوونه میشم هیچ پولی نداریم اما من امید وار بودم هرشب یه فکر جدید میکردم یه روز گازمو فروختم ویکی از چکاش پاس شد که چون گاز رومیزی داشت خونمون میشد این کارو کرد روز بعد ماشین ظرفشوییمو فروختم ویکی دیگه از بدهیاشو داد چرخ خیاطیمو فروختم از مادرم بابت قرضش مهلت خواستم یادمه که شمال که بودیم پارکینگ دار اونجا بهمون پناه داد واتفاقا گوشیمم دزدین از داخل داشبرد ماشین خیلی دلم سوخت ی ه حسی بهم میگفت کار خودنامردش اما چون کسی رو نداشتیم توی اون شهر چاره ای جز اعتماد نداشتیم وقتی برگشتیم تهران وبعد بهتر شدن حال همسرم رفتیم اداره پلیس شکایت کردیم پلیس وقتی ماجرا رو شنیدحرف ما روتصدیق کرد ورد یابی گوشی من شروع شد خلاصه هر روزحال روحی من بهتر میشد کم کم دیگه گریه نمیکردم وبیشتر امید وار شده بودم وخدارو حس میکردم همین حس من حال همسرمم خوب کرد وامید وارش کرد شاید باورتون نشه اما دزد گوشی که همون آقای نامحترم پارکینگ دار بود اومد تهران وگوشی رو دودستی بهم داد وکلی هم ابراز پشیمانی کرد همسرم باورش نمیشد چون همه میگفتن دیگه پیدا نمیشه ولی من مطمئن بودم پیدا میشه اونم فروختیم ویکی دیگه از بدهیارو دادیم روز به روز بدهی های بیشتری پرداخت میشد وما حتی درعرض ۴ ماه دوتا گوشی از دم قسط نو خریدیم وسرویس قابلامه ای که همیشه میخواستم اونم قسطی با خورده پولی ادارشون این امکان دقیقا همون موقع دراختیارشون گذاشت به لطف خدا روز به روز شرایطمون بهتر شد حال همسرم کامل خوب شد دست من بهتر شد وتا حد زیادی شفا یافتیم من لاغر نشدم فقط سبک شدم اما زندگی من به من برگشت اون روزای وحشتناک خودشون به بهشت زیبای من وهمسرم دادن به لطف خدا ی مهربان واستادگرامی امروز تصمیم گرفتم حالا که نفس کشیدن به من وهمسرم اونم از ته دل به ما برگشته وتقریبا ۹۸ درصد بدهیامونو دادیم وبه لطف خداکه روز افزون هر روز روزی بیشتر پول بیشتر شرایط بهتر خونه بهتر وهمه چیز بهتر داره برامون فراهم میشه تصمیم گرفتم که درست از این لحظه به بعد فقط برای خودم زندگی کنم وتمام انرژیمو بگذارم برای هدف متناسب شدنم خداجونم خیلی عاشقتم خیلی شکرت زندگیمو بهشت کردی تو تنهاخدایی هستی که با همه عشقم میپرستمش تو لایق پرستشی چونکه همه جوره یعنی همه جوره هوامو داری وهوای زندگیمو داری دمت گرم واقعا این بار مثل همیشه کمکم کن تا به هدف لاغریم برسم وخوش هیکل ترین وزیبا ترین زن جهان بشم دوستت دارم وبهت ایمان دارم همینطورم به این دوره وروش روشی که منو از جهنم نجات داده والان دربهشتم قرار داده لاغر کردن منکه براش کاری نداره خوشحالم واز این لحظه برای فقط خودم تلاش میکنم تا متناسب بشم به دوراز همه چیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/25 02:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 59 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خدا رو شکر چقدر دستان خداوند در داستان زندگی شما واضحه
        هدایت شدن و البته عمل کردن و گام به گام حرکت کردن و به این نقطه رسیدن که فاصله بسیاری با چند ماه قبل داره
        تبریک میگم به شما که در اون شرایط استوار ماندید و ادامه دادی و پاداش از راه رسید و مطمئنم ادامه خواهد داشت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          فرشته مهربانF.s
          1400/02/25 08:05
          مدت عضویت: 312 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 144 کلمه

          باسلام وصبح بخیر خدمت شما استاد گرامی 

          خیلی ممنون بله قطعا دستان خداوند لحظه به لحظه کنارم بود هر روز خداوند شکر میکنم بابت محبت ولطف بی پایانش زندگی من سراسر معجزه شده راستش قبلا درسختی ها هم خداوند یاری دهنده من بوده اما چشم دل من بینا نبود وبه خداوند بارها شکایت کردم که عدل ومحبتشو چرا نشونم نمیده وفکر میکردم رهام کرده درحالی که او همواره درکنار من بود ومن نمیدیدم خدارو سپاس میگذارم که شما را چراغ راه من کرد تا چشمانم به وجودش روشن بشه حالا دیگه قطعا مطمئنم که بعد از سختی ها آسانیست وخدایی که اینطور منو عاشقانه دوست داره قطعا همه این کارو انجام داده که من امروز به اینجا برسم تا متناسب وباشکوه بشم واینارو اول مدیون خداوند وبعد مدیون شما هستم استاد خیلی ازتون متشکرم وبراتون از خداوند منان زندگی سراسر خوشبختی وثروت وسلامتی خواستارم 💐💐

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/24 02:58
      مدت عضویت: 612 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      سلام و خسته نباشيد

      روزي كتابي رو خوندم و در كتاب از قدرت ذهن براي لاغري نوشته بود خيلي مختصر و من هركاري ميكردم چيزي بدست نمي اوردم سالهاي زيادي گذشت رژيمهاي مختلف و ورزشهاي سنگين، مصرف قرص و دم نوش، خوردن قاشق قاشق روغن زيتون، نخوردنهاي زياد زجر كشيدنها، هميشه در تخيلاتم كسي به من اموزش لاغري با ذهن رو ميداد رىزي در نهايت نااميدي وقتي در گوگل سرچ زدم لاغري با ذهن ديدم كة فايلهاي رايگان كسي اومد كة خيلي حرف ميزد يه مقدار گوش دادم بعد رها كردم بعد دوباره ويديو رو پلي كردم با خودم گفتم اين روش ذهني اول راه خيلي استفاده كردم و داشتم خوب پيش ميرفتم كة مشكلي پيش اومد ديگه از لاغر شدن خبري نبود وبعد از اتمام دوره ديدم هيچ تغييري نيست، ٦ ماه گذشت دوباره شروع كردم ولي هيچ تغييري نبود و امروز دوباره برگشتم واما دليل برگشتنم چيست؟؟؟؟؟؟ دوره ذهني استادي رو تهيه كردم كة باعث شد مشكل نتيجه نگرفتن خودم رو پيدا كنم ( بلدم ، ميدونم، شنيدم) اين كلماتي است كة مانع پيشرفت من شدن بجاي خوب گوش دادن زود قضاوت كردم و گفتم ميدونم خودمم ميدونم اميدوارم اينبار بتونم به نتيجه برسم مثل تمام شگفتي سازان منهم عكسي از پيشرفت و در مسير قرار گرفتن به سايت هديه بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/24 12:17
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 102 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم که دوباره در جمع شگفتی سازان هستید
        برداشت من از نوشته شما اینه که شما مثل یک برنامه رژیمی با این روش برخورد کردید
        یعنی هر روز یا شاید هر هفته انتظار مقداری کاهش وزن و سایز رو داشتید
        درصورتی که روش ذهنی کاری به کیلو و زمان نداره
        ممکنه یک موضوع در مرتبه اول برای شما قابل قبول و پذیرش باشه
        و این در حالیه که برخی موضوعات رو نیازه که ده بار گوش کنی تا متوجه بشی داستان از چه قراره
        انشاااله این مرتبه بهتر از دفعات قبل عمل می کنید و از خودت راضی خواهی بود
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        armitasedighi1384@gmail.com
        1400/04/01 23:17
        مدت عضویت: 2 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست خوبم.
        چقدر این دیدگاه شما برای من پیام داشت…خدارو هزار مرتبه شکر که این رفتارم رو در دیگران هم دیدم و فهمیدم ترمز ذهنی(غرور بی جا)فقط برای من نیست و شاید دیگران هم درگیرش باشن..
        واقعا ممنونم بابت این دیدگاه تاثیرگذار

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mostafa87319@yahoo.com
      1400/02/11 01:03
      مدت عضویت: 122 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام شب همگی به خیر 

      من یادم نمیاد چطور به این سایت هدایت شدم ولی مهم اینه که هدایت شدم. خدایا کمکم کن در این مسیر ثابت قدم باشم و به سرانجام برسونمش. من تو همه مسیرهایی که برای لاغری رفتم علاوه بر اینکه مسیر اشتباه می رفتم باید کارهام رو مخفیانه انجام می دادم و اصلا حوصله سرزنش و تمسخر اطرافیان رو نداشتم و علاوه بر سختی کارهای اشتباه این پنهان کاری خودش برام عذاب آور بود. الان که اینجام فکر می کنم این روش خودش در حالت اصلیش مخفی هست و احتیاجی به پنهان کردنش نیست چون خدا رو شکر کسی نمی تونه ذهن بقیه رو بخونه و من این از بابت خیالم راحته و این اولین امتیازی هست که من با این روش خواهم داشت. خدا رو صدهزار مرتبه شکر. امیدوارم روزی برسه که بتونم موفقیتم رو اینجا ثبت کنم. استاد عزیز از شما ممنونم امیدوارم منو به شاگردی بپذیرید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/11 01:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام دوست عزیز
        به سرزمین لاغرها خوش آمدید
        به نکته عالی اشاره کردید
        در لاغری با ذهن کسی متوجه برنامه لاغری ما نمی شه و با خیال راحت می تونیم از این روش استفاده کنیم.
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/07 13:06
      مدت عضویت: 565 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      سلام و درود دوستان جان

      من سالها پیش با قانون جذب آشنا شدم و مطالعات زیادی در این مورد داشتم.بیشترین چیزی که من به سمت این قانونها می رفتم این بود که بر چاقی خودم غلبه کنم.سالهای نوجوانی که هنوز با قانون جذب آشنا نبودم،سعی می کردم از طریق دعا کردن مشکل چاقیم رو رفع کنم.

      سالها گذشت و من همیشه در نوسان بین چاقی و لاغری بودم.

      سال 89 کتابی خریدم از نویسنده ای خارجی که در مورد لاغر شدن با نیروی ذهن بود و همان موقع کتاب و سی دی استاد *** رو خریدم ولی هیچ وقت درست نخوندمشون.سال 97با استادی آشنا شدم که تکنیک هواپونو پونو رو بومی سازی کرده بودند و به صورت استغفار و شکرگزاری معرفی کردند،توی اون گروه افراد زیادی بودند که اعلام کردند با این تکنیک لاغر شدن و این من رو به فکر واداشت،توی گوگل سرچ زدم لاغری با توبه.چیزی که برام بالا اومد سایت تناسب فکری بود و فایلهای استاد عطار روشن.چیزی که من دنبالش بودم و همیشه فکرم رو مشغول می کرد این بود که حتما راه حلی به جز رژیم و ورزش و عمل های جراحی برای لاغر شدن وجود داره.روشی مافوق تمام این روشها.وقتی با این سایت آشنا شدم ،مطمئن شدم که این همان راه است.از اون موقع دیگه به رژیم و ورزش اعتقادی ندارم.می دانم که تمام سلول‌های من هدفمند و باشعورند و من نادانسته اونها رو به سمت چاقی پیش بردم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/01/28 12:55
      مدت عضویت: 91 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 305 کلمه

      به نام خداوند عشق و زیبایی

      من از زمره کسانی هستم که بیش از نیمی از عمر خود را رژیم بوده ام. من با اراده قوی و پشتکار ورزش می کردم و رژیم می گرفتم و به خوبی هم در مسیر لاغری قرار می گرفتم اما با رسیدن به مقصد یعنی وزن ایده آل و تمام شدن رژیم در مدتی که حداکثر بازه آن دو سال بوده است به وزن قبلی و حتی بیشتر می رسیدم و البته سوغات ریزش مو ، افتادگی پوست و کبد چرب مستعد گرید 1 هم برایم می ماند. و درصدد رفع مشکلات جسمی بر می آمدم و این چرخه معیوب ادامه می یافت تا اسفند 99.

      من در اسفند 99 در سیر مطالعاتی خودم کتاب برای هر مشکلی راه حل معنوی وجود دارد دکتر وین دایر را می خواندم و طبق آموزه های کتاب مشکلات خودم از جمله این چرخه معیوب چاقی و لاغری را به پروردگار سپردم. با مطالعه کتاب محدودیت صفر دکتر جو ویتالی به این نتیجه رسیدم که مسیر را غلط رفته ام و چاقی در ذهن من است در خاطرات من است و نه در جسم من. خداوند عادل و توانا جسم مرا بر ایده ال ترین و متناسب ترین وضعیت آفریده است و این من هستم که در حق جسمم اشتباه عمل کرده ام. در این کتاب با آب خورشیدی و نرنجیدن از چاقی و عشق ورزیدن به جسمم آشنا شدم. اینجا جرقه ای در ذهنم زده شد که شاید کتابی برای تاثیر قدرت ذهن بر لاغری نوشته شده باشد، با سرچ در اینترنت نخست با سایت خانم *** و سپس سایت تناسب فکری استاد عطار روشن آشنا شدم. با مشاهده چندین جلسه از فیلم های آموزشی رایگان اطمینان یافتم مسیر صحیح را یافته ام. ان شاء الله بتوانم فراگیر خوبی باشم و به حق الهی خودم از سلامتی ، تناسب اندام، آرامش و شادی برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/01/20 07:48
      مدت عضویت: 102 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤ سلام و درود… داستان من از جایی شروع که سال ۹۹با قانون جذب آشنا شدم و خدا آنقدر قشنگ هدایتم کرد که برج پنج سال۹۹با یه گروه عالی آشنا شدم و شروع کردم مسائل ذهنی رو به طور جدی دنبال کردن…از همون اول وقتی میخواستم شکر گذاری کنم میگفتم…خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که من توانستم به سادگی و به زیبایی و عزتمندانه به وزن دلخوام برسم…اون روزها اصلا به چجوریش فکر نمی‌کردم ،چون تو ذهن من لاغری با ورزش و رژیم میسر بود که راه راحت و زیبایی نبود😂و عزتمندانه هم نبود چون وقتی رژیم بودی با نگاه دیگران همش مواجه می‌شدی و کلی حس بد می‌گرفتی…خلاصه که من هفت ماه هر روز این درخواست رو به خدا میدادم…تو همون دوره های که هستم یه دوره ذهن لاغر گذاشتن ولی من اصلا رضایت نداشتم که شرکت کنم و همش با خودم میگفتم من باید خودم لاغر بشم ،من باید توانایی هام رو به خودم ثابت کنم… حدود دو هفته گذشت و دو سه روز مونده بود سال 99 تموم بشه…یکی از دوستانم بهم پیام داد که تو سایت عباس منش با کسی به اسم رضا عطار روشن آشنا شده و میگن تو زمینه لاغری ،اگه توم خواستی برو نگاه کن…من روز اول رفتم ثبت نام کردم ولی چون تو حال هوای اول سال بودم یه دو هفته ای وقفه افتاد …میخواستم دوباره بیام دوره دوازده قدم رو بگذرونم که همون دوست گفت استاد گفتن دوره صد قدم رو بگذرونید خیلی بهتره….منم سریع فایل مقدمه رو دانلود کردم…و امروز فایل روز چهارم رو دانلود کردم که گوش کنم و تا اینجا کلی عشق و ذوق دارم واسه راه قشنگم و مطمئن هستم با عشق این راه رو تموم میکنم ومیشم موفق ترین شگفتی ساز ❤️چون من انتخاب شده و هدایت شده خداوند هستم و لاغری و تناسب اندام حق الهی و طبیعی من😍 

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز میشوم و تا آخر عمر با لذت و آرامش در وزن دلخوام میمانم❤💪🌟

      20/1/1400❤️جمعه❤7:۴۸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/07 12:44
        مدت عضویت: 565 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        خیلی عالی بود.انسانهای هم فرکانس همدیگه رو جذب می کنند.فکر کنم شما اول با استاد *** آشنا شدید و بعد به سمت استاد عطار روشن هدایت شدید و جالب اینکه هر دو شاگرد استاد عباس منش بودند.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1400/01/19 20:51
      مدت عضویت: 665 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 2 کلمه

      عالی بود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/12/30 09:21
      مدت عضویت: 312 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      به نام خداوند مهربان وبخشنده
      سلام خدمت دوستان عزیز واستاد گرامی امروز شنبه مصادف با روز ۳۰ اسفند ۹۹ و تحویل سال به لطف خداوند برای بار دوم بعد ۷ ماه تصمیم قاطع خودمو گرفتم که از اول شروع کنم دوره رو ونتایج فوق العاده شگفت انگیزی در زمینه های مختلف زندگیم کسب کردم خداوند شاکرم که راه درست پیدا کردم وزندگی من دراین ۷ ماه ۳۶۰ درجه تغییر کرد اما به دلیل اینکه حل اون مسائل برام الویت بیشتری داشت تمرکزمو برای اونها گذاشتم ونتیجه کمتری از تناسب اندامم گرفتم اما یقین دارم وتصمیم قاطعانه میگیرم از همین لحظه که تمام مشکلات وسختی های مسیر با اشتیاق بپزیرم ومو به مو به تمرینات عمل کنم ودیگه برای خودم مهم وفالاهم نکنم وهر چیزی رو با تمام وجودم در زندگیم پیاده کنم من روزی که به دوره از طرف خداوند منان دعوت شدم به شدت مریض به شدت از نظر روحی داغون وبشدت مشکلات مالی داشتم حتی رابطه ی عاشقانه ام هم که دوسال براش زحمت کشیده بودم تحت تاثیر قرار گرفته بود داشت خدشه دار میشد به لطف خدای مهربان واستاد عزیز وگرامی خودم که با افتخار میتونم خودمو شاگرد ودوست ایشون خطاب کنم تمامی این مشکلات تنها درعرض ۷ ماه به طرز شگفت انگیزی حل شد یعنی چیزی بالغ بر ۹۷ درصدش وحالا انسان شاد وپرانرژی وخوشحالی شدم وحالا متوجه شدم که اونقدر نگران اوضاع اطرافم بودم که یه جورایی خودم درالویت تغییر نبودم اما از امروز با خودم عهد میبندم که من فرشته مهربان از امروز تعهد میدم که به تناسب اندام همیشگی دست پیدا کنم واز هیچ تلاش وکوششی دریغ نکنم 🥰🥰🥰😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رضا بهادری زاده
      1399/12/18 12:06
      مدت عضویت: 198 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه


      .
      حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد

      بنمود جمال و عاشق زارم کرد

      من خفته بدم به ناز در کتم عدم

      حسن تو به دست خویش بیدارم کرد

      بسیار خرسند و خوشحالم از آشنا شدنم به این وبسایت سرشار از آگاهی الهی که خواندن آنها قلب و دل من را آرام می‌کند.

      بسیار سپاسگزار و شاکرم و حمد و ثناگوی درگاه رب هستم که چنین امکان بینظیری در جهان هستی وجود دارد!

      امکان لاغر شدن با ذهن و قدرت افکار و باورها!!

      بسیار سپاسگزار، شاکر، قدردان، ثناگو و شکرگزار خدای بزرگ و رب و خالق جهان هستی هستم که چنین قوانین بینظیر، صحیح و درستی را وضع کرده است!

      چه قوانینی؟!

      قانون قدرت ذهن و باور آدمی! قانونی که می‌گه جهان بر اساس انرژی کار می‌کند! قانونی که می‌گه خدا انرژی محض است، یعنی “الله نور السموات و الارض” با تحلیل و بررسی قانون مشخص می‌شود نور همان انرژی است، قانون می‌گه کل جهان بر اساس انرژی است، یعنی اینکه فارغ از جنس و نوع ماده که در جهان است، هر چیزی که در جهان می‌بینیم در نهان و نهاد خود انرژی دارد و متشکل از انرژی است.

      کل زندگی ما بر پایه انرژی است، همینکه کائنات اتفاقات را در راستای افکار ما خلق می‌کند بخاطر ذهن است! یعنی اینکه افکار در ذهن ما انرژی یا فرکانس ساطع می‌کنند، اثبات این موضوع با نوار مغزی قابل عیان شدن است. این را که قبول کنیم می‌رویم سراغ نکته بعدی که کل جهان هستی بر پایه انرژی است.

      پس انرژی ساطع شده از ذهن ما توسط کائنات جذب می‌شود. بر اساس فرکانس یا انرژی ذهن ما جهان یا کائنات، اتفاقات، افراد، حوادث مشابه را به زندگی ما جذب می‌کنند. برای اثبات بیشتر باید بگیم:

      در جهان هر چیز چیزی جذب کرد

      گرم گرمی را کشید و سرد سرد

      برای اثبات بیشتر باید بگیم: “الطیبین للطیبات، الخبیثین للخبیثات” برای اثبات بیشتر باید بگیم:

      این جهان کوه است و فعل ما ندا 

      سوی ما آید نداها را صدا

      هنوز هم هست: “بما قدمت ایدیهم” ؛ “بما کانو یعملون” ؛ “کلا نٌمد هولاء و هولاء”

      با توجه به عرایضم این سیستم و جهان هوشمند یا خدا، هیچ چیزی تاکید می‌کنم هیچ چیزی برای ما نمی‌خواهد و افکار غالب روزانه یا ذهن ماست که خوشبختی یا بدبختی ؛ فقر یا ثروت ؛ بیماری یا سلامتی ؛ چاقی یا تناسب اندام را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

      خدای بزرگ را سپاسگزارم که آشنایی من با شخص استاد عطارروشن راهنمای من برای ورود به این سایت الهی بوده است. خدا را شکر که دوستانی چنین ارزشمند مانند استاد عطارروشن وجود دارند که چراغی برافروختند، نور و روشنایی را یافتند که ماحصل آن به زندگی خودشان و شاگردانشان ثمرات فراون بخشیده است.

      استاد عزیزم ممنون که چراغ راه هدایت شاگردانت هستی.

      شاد و سلامت باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/10 00:52
        مدت عضویت: 300 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 141 کلمه

        سلام دوست عزیز

        بله منم سالهاست به قدرت حذب و انرژی کا،نات اعتقاد دارم ولی شما بسیار زیبا ادا کردین و به حق لایق مدال طلای استاد هستین.منم روزی از روزها مورد عنایت حصرت حق قرار گرفتم و الان با افتخار اینجام و شاگرد جناب استاد هستم.همیشه دلم گواهی میده روزی این روش جهانی میشه. بقول جوونای امروزی میترکونه. و چقد عالی میشه. دلم برای همه چاقای مهربون مظلومی میسوزه که اون بیرون هنوز دارن در افسردگی و عذاب رژیم دست و پا میزنن.‌مثل خود من هشت ماه پیش. دلم میخواد داد بزنم

        آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

        یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم

        کجایین که خوشبختی اینجاست….کجایین که زندگی اینجاست……

        همینجا بحق شبای عزیز ماه رمضون دعا میکنم همه به لطف خدا به این مسیر زیبای لاغری با ذهن و دنیای جدید هدایت بشن و لیاقت  تغییر رو داشته باشن……آمین

         

         

         

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/17 14:07
      مدت عضویت: 108 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلاام. من تازه وارد سایت شگفت انگیزتون شدم و همچنان بهت زده تا این مرحله دارم مطالب رو مطالعه میکنم. امید من خیلی زیاده. توکل برخداااا. تشکرر از شمااا. 🙏🏻🙏🏻🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 21:31
      مدت عضویت: 118 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 388 کلمه

      بنام خدایی که منو به این مسیر هدایت کرد. منم سالهای زیادی درپی لاغری بودم. اولش خیلی هزینه نکردم رژیم گرفتم و لاغر شدم ولی دوباره برگشت و چندسالی طول کشید بعد رفتم سرکار گفتم برم سرکار دیگه وقت نمیکنم زیاد بخورم چون دو شیفت هم بود ولی بازم کم و زیاد میشد خیلی سال گذشت تقریبا۱۸سال کشید ومن ۶سال شاغل شده بودم تو اون مدت زمانی که کار میکردم همش تو گوشی بودم که یه راهی پیدا کنم و کلی هزینه کردم همه میپرسیدن پولتو چیکار کردی منم از ترس و خجالت می گفتم تو بانک گذاشتم قرص داروی گیاهی دم نوش شربت ژل لاغری روغن گیاهی گن دستگاه ورزشی باشگاه حتی این اواخر دوسه بار رفتم مطب که یه دستگاهی وصل میکنن چربی رو یخ میکنه اونم نشد دیگه نرفتم حتی به جراحی هم فکر کردم ولی چون مجردم مگه میتونم بگم که جراحی کنم کلی مسخره ام میکردن.خلاصه کارم خیلی سخت بود دو شیفت با کلی مشتری و پول کم ولی این سالها به خاطربیمه موندم تصمیم گرفتم که بیام بیرون چون خانواده هم حمایت کردن پدرم هم تازه به رحمت خدارفته بود حوصله نداشتم برای کار. اومدم بیرون پاییز تموم شد من اومدم بیرون یه ماه تو خونه بودم رژیم گرفتم و ورزش کردم ولی دیدم تویه ما۴کیلو کم میکنم خیلی بهم فشار میومد ماه دوم کلی رژیم سرچ کردم و انجام دادم درحد مرگ ولی اثر نداشت تا اینکه یه فال گرفتم از یه نفر مطمئن به زور پولشو جور کردم و نیت کردم که خدا یه معجزه کن و منو به اندام و وزن دلخواهم برسون اونم گفته بود کارت درست میشه ولی یکم طول میکشه باید خودتم سعی کنی چند روز بعدش یهو گفتم برم تو یوتیوب سرچ کردن لاغری سریع یه دفعه لاغری با ذهن اومد اونم رایگان منم گوش دادم دیدم چقدر حالم خوب شده که آره لاغری خیلی آسون واینکه خودشم تو این شرایط بوده خلاصه تو گوگل رفتم رفتم تو سایت و ثبت نام کردم یه هفته بود که همه فایلا رو گوش میدادم بیکار هم بودم خیلی اشتیاق داشتم تو یه هفته که چند کیلویی رو که دوباره اضافه شده بود دوباره کم شد اشتها نداشتم حتی اون میل ندارم هم گفتم دیدم خیلی آسونه اصلا درگیری فکری نداشتم اصلا سر یخچال نمیرفتم یواش یواش غذا میخوردم کلی کیف کردم اینم داستان هدایت من.ممنون استاد جونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/02 14:44
        مدت عضویت: 406 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 205 کلمه

        سلام به خدایی که من رو به این مسیر هدایت کرد داستان هدایت من اینطوری بود که من در خرداد ماه مشغول خواندن برای امتحانات پایان ترم بودم و خواهرم یهو به من گفت دیگ تمومه من رژیم دکتر … نمیگیرم و قرصم نمیخورم  و‌‌‌ …. من با تعجب گفتم این حرفا چیه چطور میخوای لاغر شی و اینا موقع خوردن عصرونمون طبق رژیم شد که خواهرم یکی از فایل های رایگان  استاد رو گذاشتن و من هم گوش دادم و دیدم که به شدت حرفای دل منو میزنن و اصلا منو خواهرم حال و هوامون تغییر کرد و مطمئن بودیم که میشه و خدارو شاکرم که انقدر قشنگ و زیبا منو خواهرم و به این مسیر هدایت و نتیجه ها ی بسیار عالی کسب کردیم دو تامون خدایاااا هزاااران بار شکرتتتت 

         

         

        مسیرمون قطع به یقین درسته نه برای اینکه مربوط به لاغریه نه ،برای اینکه مطمئنم که خدا جواب این ارزوی من که به شدت دوست دارم بهش نزدیک بشم و عاشقانه دوسش داشته باشم و دوسم داشته باشه رو داره میده 

        انقدررر خوشحااالم هی دلم میخواد این حس شادیو زیبایی و به اشترااااک بزارم 

        خدایا مرسی بابت همه چی 

        مرسی از استاد عزیزم برای اینکه انقدر عالی این دوررو تهیه و در اختیار ما قرار دادن 😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      z.hajian1352@gmail.com
      1399/12/15 18:32
      مدت عضویت: 152 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 42 کلمه

      سلام برای اینکه بخوام نتیجه ی خوبی در پایان دوره بگیرم به تمام فایل ها به خوبی گوش کنم نکته برداری کنم و تمریناتم را به خوبی انجام دهم تا در انتها نتیجه ی بسیار خوبی را گرفته باشم از این دوره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/15 09:36
      مدت عضویت: 187 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      سلام به همگی من سه ماهی هست این فایل های زندگی با طعم خدا را شروع کردم اما به جلسه ۱۶ که رسیدم نمیدونم چرا احساس کردم که از نوشته های بچه ها من خیلی عقب ترم و به اون فرکانسی که انها رسیدند من نرسیدم پس تصمیم گرفتم دوباره برگردم جلسه اول و دو باره از اول شروع کنم ولی این بار حتما در قسمت نوشتن نظرات شرکت کنم من اول از همه به حرف های استاد عزیز اعتماد کامل دارم و مطمئنم که این راه راهی درست است بعدش هم از خدای مهربونم می خواهم که من همیشه و همه جا خدا را در نظر داشته باشم خداوند با من باشه و من هم همه جا او را ببینم و حسش کنم بعد یه زندگی با ارامش برای همه عزیزانم ارزو دارم دلم می خواهد زندگی ام با همسرم عاشقانه تر و صمیمی تر باشه او از اینکه همسری مثل من داره خوشحال باشه دلم یه خونه بزرگ چند خوابه شیک می خواهد با کلی وسیله های شیک و بروز از خدا می خواهم سلامتی و شادی به همه بده و بچه هام اینده خوب و درخشانی داشته باشندو از همه مهمتر یه شغل خوب و پر درامد برای همسرم که عاشق کارش باشه و محل کارش هم نزدیک خونه که بعد از کارش راحت برگرده خونه و از با خانواده بودن احساس ارامش و شادی داشته باشه دلم می خواد پول و ثروت زیادی داشته باشیم من همیشه شیک بپوشم و دنیا را بگردم و از این زندگی لذت ببرم من اعتماد کامل دارم که خدا من را به همه ارزوهام و خواسته هام میرسونه حدایا به خاطر همه چیز مخصوصا این راهی که من را در ان قرار دادی از تو سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        زری احمدی
        1399/12/17 04:12
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        سلام دوست عزیز انشالا که به آرزوهایتون می رسید صبور باشید و استمرار داسته باشید

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/11 01:05
      مدت عضویت: 126 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      با سلام
      توی این سایت کجا میتونم در مورد دوستانی که مثل شما قبلاً در این مسیر حرکت کردن و موفق شدند رو بخونم ؟این کار انگیزه منو قوی تر میکنه
      هر چی گشتم چیزی پیدا نکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/12/11 01:31
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تصاویر افراد شگفتی ساز را می توانید در آلبوم شگفتی سازان ملاحظه کنید
        همچنین در بخش ویدیوهای شگفتی سازان محتوای ارزشمندی قرار دارد
        نوشته های هنرجویان در بخش دیدگاه های فایل های رایگان قابل ملاحظه است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/02/23 09:07
          مدت عضویت: 598 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 116 کلمه

          سلام استاد

          روز شما بخیر و شادی

          بنظرم اگر یک پیجی باشه مثل اینجا و همه بیایم طی یک کامنت در مورد نتیجه مون صحبت کنیم عالی میشه

          عکسها عالی

          برای من الهام بخش بود

          ولی همچین پیجی رو تو سایت ایجاد کنید تا توصیف کنیم کمیت و کیفیت لاغری راحتمون رو….

          بنظرم خیلی عالی میشه

          ممنون

          عید فطر هم بر شما مبارک باشه

          استاد راستی وقتی با تغییر باورها به هوای نفست غلبه میکنی و همسو با فرشته درونیت با آرامش و هنگام نیاز غذا میخوری هم باید مثل عید فطر جشن بگیری

          مثلا میتونیم هر سال در سالگرد لاغری و ورودمون بیایم و توی همون پیج نتایج به مناسبت تولد دوباره یک کامنت بنویسیم و حس خوب افزوده نسبت به قبل را توضیح بدیم

          🌸🌸

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1400/02/23 13:46
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 67 کلمه

            سلام دوست عزیز
            از اینکه در گسترش و بهبود سایت تناسب فکری مشارکت می کنید سپاسگزارم
            انشاالله بخشی در پروفایل کاربری می خوایم اضافه کنیم که هم بتونید عکس آپلود کنید و هم توضیحات اضافه کنید
            به این ترتیب هر هنرجویی که مایل باشه میتونه آلبومی از تغییرات و نتایج خودش ایجاد کنه
            مثل دفترخاطراتی که همراه با تصویر باشه
            پیشنهاد شما رو حتما در تغییرات بعدی سایت مدنظر قرار میدیم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/02/25 10:46
              مدت عضویت: 598 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 5 کلمه

              ممنون از شما استاد گرامی

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/09 09:36
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 880 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان همراه

      برداشت خودمو از فایل تصویری مقدمه خدمتتون عرض می کنم :
      اگر بخوام‌در پایان این دوره نتیجه عالی بگیرم باید تمام فایلهای صوتی و تصویری را به دقت و به تعداد خواسته شده بشنوم و ببینم تمرینهارو هم در دفترم هم در سایت بنویسم و دیدگاه دوستان رو هم بخونم (حداقل ۵ دیدگاه ) و نه تنها دقت و تمرکز داشته باشم بلکه انجام تمرین اختصاصی درس هر روز هفته را در اولویت اول نسبت به تمام کارهایی که می خوام در طی ۲۴ ساعت انجام بدم قرار بدم …..درست مث روزایی که مدرسه می رفتم و امتحان داشتم…یادمه صبح زود بیدار می شدم و آفتاب نزده خوندن درسمو به اتمام می رسوندم اونوقت با خوشحالی می رفتم سر جلسه .همیشه هم شاگرد اول یا دوم بودم …..الانم همون حالت رو باید برام داشته باشه ….اگر سستی کنم درس لاغریمو به تاخیر بندازم تا فرصت از دست بره این خودمم که ضرر می کنم کسی بالا سرم نیست بازخواست ازم بخواد یا بخواد نمره ی کم بهم بده …حالا خودم همه کاره ی خودمم …من مسیول لاغریمم …همونجور که مسیولیت چاقیمو پذیرفتم مسیولیت اینم باید بپذیرم ….چند ماهه در سایت قسمت رایگان دارم می خونم و می نویسم ولی نتیجه ای که خیلی مشهود باشه نگرفتم فقط کمی تغییر کردم که همینو هم به فال نیک گرفتم و تصمیم گرفتم بدون اینکه همسرم متوجه بشه پول دوره ارو جفت و جور کنم و دوره گام اول رو خریداری کنم بشینم به پاش با دقت ببینم اشکال کارم چیه ؟ من مطمینم جواب سوالمو در همین دوره خواهم گرفت …اشکال برطرف میشه ..من باید اصولی و از پایه درس لاغری رو شروع کنم که خدارو سپاسگزارم که بهم توفیق داد که حالا اینجا باشم در دوره گام اول …. من به توصیه استاد عزیز با خودم قرار گذاشتم حداقل تا ۶ ماه و حداکثر تا پایان عمرم سمت هیچ روش لاغری دیگه ای نرم و از هیچ قرص وماده ی خوراکی برای تسریع کاهش وزن استفاده نکنم هیچ حرکت ورزشی به منظور لاغری انجام ندم مگر به منظور دیگه ای مثلا برای شادابی و نشاط و و استحکام بدنی و استخوانی ……..من مجازم به هر دلیل دیگه ای ورزش کنم ولی به منظور لاغری نه ……مهمترین دلیل منطقی من برای این فکر و نظر اینه که از خودم می پرسم مگه لاغرای طبیعی برای اینکه متناسب بشن ورزش کردن یا حالا برای حفظ تناسبشون ورزش می کنن یا می پرسم مگه من برای اینکه چاق بشم ورزش خاصی رو در پیش گرفتم ؟ وقتی می بینم جواب این سوالها خیر و نه هستش پس دلیلی برای اینکار وجود نداره …….وقتی دیدگاه ما این بشه که باید ورزش کنم تا لاغر شم به این نتیجه هم می رسیم که اگر به هر دلیل نشد که ورزش کنم ناچار دوباره چاق میشم‌ و ما در این دوره می خوایم با روشی لاغر بشیم که پایدار باشه و وابسته به هیچ روشی غیر از قدرت ذهن و فکر نباشه ……..من بهای لاغری رو پرداخت کردم چه مادی چه غیر مادی من وقتمو می ذارم و انرژیمو …….بهش فکر می کنم از تفریح و مهمانیم می زنم و در عوض بهای لاغریمو می پردازم وقتی هم بهای هر چیزی رو می دیم عاقلانه نیست که رهاش کنیم و بریم یا درست ازش استفاده نکنیم ….این روش برای صدها نفر جواب داده پس منم جواب می گیرم اگر اطمینان نداشتم که مخفیانه طلامو نمی فروختم دوره بخرم …من ایمان دارم نتیجه می گیرم ..اگر طی ماههای گذشته جواب کامل و واضحی نگرفتم اشکال از خودمه وگرنه این روش درست ترینه …..۱۷ اسفند دقیق ۸ ماهه که با این روش آشنا شدم و به آگاهی های کاملا جدید و کاملا بی نظیر دست پیدا کردم نتایج اولیه هم گرفتم الان با دامن سایز ۴۸ راحتم ولی قبلا ۵۲ بوده خوب این یعنی تغییربدون رژیم و ورزش …..بیست و چند ساله با توجه به چاقی و روش و افکار غلط داشتم خودمو چاق و چاقتر می کردم حالا حدااقل باید ۶ ماه وقت بذارم تا چاقی ذهنمو کمرنگ کنم و به لاغری توجه کنم تا بعد از لاغر شدن ذهنم بتونم به لاغری جسمم برسم …من با باورها و رفتارهای کاملا اشتباه چاق شدم و حالا باید اصلاحشون کنم چطوری ؟ با همین روش با قدرت ذهن و به پایان بردن دوره ای که خریدم و بهش ایمان دارم که با همین روش خودبخود لاغر میشم ….خدایا سپاسگزارم ۹ اسفند ۱۳۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        mostafa87319@yahoo.com
        1400/02/11 00:31
        مدت عضویت: 122 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام شبتون به خیر امیدوارم تو راهی که هستین موفق باشید. شما متوجه شدین چرا دوره رایگان براتون جواب نداد ، راه رو اشتباه می رفتید یا دلیل دیگه ای داشت؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/08 23:56
      مدت عضویت: 194 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      به نام خدا
      در تمام طول زندگی‌ام به خاطر اضافه وزن احساس حقیر و ناچیز بودن کرده ام. درد روحی ناشی از اضافه وزن آنقدر عمیق بوده که هر جا که زمان و مکان خاصی برای دعا کردن بوده است ناخودآگاه اولین چیزی که از ذهنم گذشته و از خدا طلب کرده ام لاغری بوده است. 
      در طول زندگی‌ام همیشه در حال تلاش برای کاهش وزن بوده‌ام و نتیجه نهایی همه رژیم‌هایی که گرفته ام شکست و افزایش وزن بالاتر بوده‌ است.
      هربار که بعد از لاغر شدن دوباره چاق میشدم آرزو میکردم کاش میمردم و کسی را نمیدیدم. چرا که با شنیدن سرزنش‌ها، کنایه‌ها، نصیحت‌ها، دلسوزی‌ها و حتی تمسخر آنها، بیشتر در خودم می شکستم، خرد میشدم و روحم زخمی تر میشد.
      در سه سال گذشته برای کاهش وزن اقدام جدی نکرده ام چرا که کاملا ناامید و خسته بودم و با خودم فکر میکردم تلاشم بیهوده خواهد بود و پس از کلی رنج در نهایت فقط شرایطی بدتر از الان و وزنی بالاتر نصیبم خواهد شد. تقریبا دو ماه و نیم پیش خسته و ناراحت از سرنوشت و تقدیرم شروع کردم به غر زدن با خدا و شکایت که مگر من بنده تو نیستم، چرا من را نمیبینی، این انصاف و عدل نیست در تمام دوران کودکی و نوجوانی و جوانی ام دغدغه وزن داشته ام و لذتی از زندگی نبرده‌ام و یک شکایت طولانی مدت به خدا کردم ولی ناگهان یه صدایی درونی بهم گفت بی انصافی میکنی و همه لطف های غیر منتظره خدا رو برایم یادآوری کرد و گفت این همون خدایی است که با معجزه بیماری تو را شفا داد، بیماری که با سرعت داشت پیشرفت میکرد و من یادم آمد در دوران بیماری به لحاظ روحی بسیار محکم و استوار بودم و اعتماد و اطمینان قلبی عمیقی به خدا داشتم و خودم را به او سپرده بودم و شک نداشتم شفا پیدا میکنم. بعد به خودم گفتم که لاغر شدن سخت تر از اون بیماری نیست دوباره تلاش کن. هميشه برای پیدا کردن روش لاغری جدیدی در گوگل سرچ می‌کردم و آن روز برای اولین بار در یوتیوب سرچ کردم “لاغری” عنوان ویدئو “آموزش لاغری با ذهن استاد عطار روشن” نظر من را جلب کرد. با تعجب و تردید ویدئو را دیدم و وارد کانال یوتیوب شدم. انگار سرگذشت چاقی خودم را از زبان یک نفر دیگر میشنیدم، احساس خوبی داشتم و در درون حس میکردم خدا یکبار دیگر من را مهمان معجزه‌‌اش کرده است.
      اطمینان و اعتقاد قلبی دادم که لاغری با ذهن امکان رسیدن به رویای لاغری پایدار را به من میدهد زیرا این روش با همه روشهای لاغری فرق دارد. تمامی روشهای لاغری به دنبال حذف معلول و پاک کردن صورت مسئله‌ هستند اما روش لاغری با ذهن علت‌های این مشکل را پیدا و مسئله را حل میکند و در نتیجه معلول از بین میرود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/01 00:37
      مدت عضویت: 126 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز . از طریق آپارات به طور خیلی اتفاقی با شما آشنا شدم وبعضی از فایلهای رایگانتون رو از اون جا دانلود کردم و با شنیدن اونها به این نتیجه رسیدم که مشکل اصلی من ذهن بیمارم هست و الان کاملا مصمم هستم که هر آنچه در توان دارم برای درمان ذهنم انجام بدم . با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/25 00:08
      مدت عضویت: 538 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 55 کلمه

      سلام خدمت استاد راهنمایی شدن من در این سایت منم در یتوب فایلها را دیدم و بعدش باهاشون چت کردم باز سایت را خریداری کردم خداوند منو کمک کرد تا با این سایت خوب ٱشنا بشم خدایا از تو کمک میخواهم که این شیطان درونم را نابود کنی تا من راحت به هدف خودم برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1399/11/20 23:20
      مدت عضویت: 137 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 319 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان
      عرض سلام دارم خدمت دوستان و استاد عزیز عطارروشن .
      من مریم هستم و میخوام نحوه آشنایی با این سایت را توضیح بدم .همیشه من عاشق تناسب اندام خوش تیپ بودن خوش لباس بودن بودم ودنبال این بودم که اضافه وزنم را درست کنم مثل بقیه دوستان خیلی روشها را امتحان کردم متناسب میشدم دوباره بر می گشت اینو دوستام هم میدونستن که من به وزن خیلی حساسم تا اینکه یکی دوستام هم همکار بودیم هم دوست صمیمی با من تماس گرفت که بیا بیرون ببینمت یه موضوع هست در،مورد لاغری نمیشه تلفنی بگم حتما باید حضوری باشه گفتم باشه قرار گذاشتیم برا من جور نشد که برم بازم تماس گرفت هم قرار گذاشتیم باز هم نشد آخرش من بهش گفتم که میام سر کارت اونجا می بینمت قرار شد ۵شنبه ای برم اما برا من بازم جور نشد تا،اینکه حدود ۴۰ روز گذشت دوباره تماس گرفتو منم گفتم باشه فردا میام فرداش حوصله نداشتم اما گفتم بابا بزار برم ردش کنم خلاصه آخرش موفق شدم و رفتم اداره دیدمش بهش گفتم خوب توضیح بده میخوام بدم سر کار اونم یکم توضیح داد و فایلهای رایگان را دانلود کرده بود و به من داد و خداحافظی کردم و اومدم سر کار اولش بی میل بودم بعد وقتی اولین فایل را گوش کردم یه جرقه ای تو دلم زد خیلی خوشم اومد و شروع کردم روزانه به گوش دادن چند روزی گذشت و تو اینه خودمو دیدم تغییر کرده بودم مشتاق شدم و من از آبان ماه با دوره رایگان هستم و چقدر تغییر تو خودم دیدم احساسم جسمم رفتارم با خانواده خیلی خیلی خیلی واقعا باورم نمیشه جناب استاد من اینجا متوجه شدم که فقط هدایت خداوند بود من به این سایت به این طریق با این سایت آشنا شدم .اول از خداوند بعد شما استاد عزیز بعد همکارم و،در آخر از خودم ممنونم امیدوارم در آینده ای نزدیک دوره را خریداری کنم .بازم ممنون استاد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/20 03:08
      مدت عضویت: 214 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 838 کلمه

      بنام حق
      داستان هدایت من:
      بعضی از دوستان شاید یه مدت زمان کوتاه تری نسبت به بقیه در مسیر چاق شدن قرار گرفتند و یه زمان هایی طعم لاغری و تناسب اندام رو چشیده باشند اما بعضی از دوستان دیگه و از جمله من از وقتی چشممون باز کردیم و نوزاد و بچه کوچیک بودیم چاق بودیم، تمام دوران زندگی از نوزادی گرفته تا کودکی و نوجوانی و جوانی، هیچوقت طعم و لذت لاغری و تناسب اندام رو نچشیدیم…
      همیشه دنبال راهی جدید واسه امتحان کردن لاغری بودم، انواع رژیم های لاغری از دکتر تغذیه گرفته تا رژیم بر اساس طبع و مزاج بدن و رژیم های کانادایی و اینترنتی و… کمربند و شلوارک لاغری، طب سوزنی و امبدینگ، انواع ورزش ها از دوچرخه و حلقه و تردمیل،طناب و شنا و سونا پیاده روی و تی آر ایکس و بدنسازی و وزنه زدن و ایروبیک و پلاتس و چرخونک و… انواع دمنوش های گیاهی شرکت‌های مختلف و حتی بصورت جدا و طبیعی از عطاری تهیه میکردم، انواع قرص های گیاهی و شیمیایی کاهش اشتها و لاغری، دستگاه و ماساژ لاغری و آمپول لاغری…خلاصه هر چی فکرش بکنید امتحان کردم بعد زایمان دومم رسیدیم به وزن ۱۲۶😪 وزنی که هیچوقت توی عمرم به این حد نرسیده بودم، توی بارداری فشارخون بالا و دچار مسمومیت های بارداری میشدم، بعد زایمانم رفتم دکتر تغذیه با رژیم سخت شروع کردم به اضافه مصرف دمنوش و پیاده روی و داروهای کاهش اشتها، حتی دکتر تغذیه بهم علاوه بر قرص های کاهش اشتها یه آمپولی داده بود که اسمش یادم نیست مثل سرنگ انسولین هر روز زیرپوستی تزریق میکردم که اشتهام کم بشه! چند روز اولش خوب اشتهام کم میکردم ولی بعد از چند روز بی فایده بود به دکتر گفتم، گفت دوزش بیشتر کن و بعد اضافه کردن دوزش چند روز کم بود ولی دوباره… بعد از چند ماه با این همه بلایی که داشتم سر خودم می آوردم تونستم ۲۲ کیلو کم کنم ولی بعدش خیلی کم نمیکردم، واقعا دیگه خسته شدم بودم، از ورزش و دمنوش و قرص های لاغری خسته شده بودم از دائم الرژیم بودن خسته شده بودم و به شوهرم گفتم میخوام اسلیو معده انجام بدم و حتی پیش پزشک هم رفتیم اما با یه سری صحبتهای پزشک در مورد عوارض عمل و اینکه تضمینی نیست و ممکنه بعدش مجدد برگرده با مخالفت شدید شوهرم مواجه شدم
      آخرین و تنها راه و گزینه لاغر شدنم که اسلیو معده میدونستم خط خورد، خیلی ناراحت و افسرده و عصبی بودم و دیگه واقعا از همه چیز قطع امید کردم، در عین اینکه کاملا ناامید بودم و داشتم خودم رو قانع میکردم که تو از اول چاق بدنیا اومدی و قسمت و خواست خدا اینه که همینجوری چاق باشی و همه ی انسانها که شبیه هم نیستند یکی چاق و یکی لاغر، تو هم جزو اون چاق ها و دیگه باید قبول کنی که همینی و باید با خودت کنار بیای و همینجوری خودت دوست داشته باشی ولی از طرفی هم همیشه آرزو داشتم لاغر و متناسب باشم، یه شب توی اینترنت طبق معمول داشتم برای لاغری سرچ میکردم که سایت تناسب فکری رو دیدم، هیچوقت و قبلا راجبش چیزی نشنیده بودم، خدایا مگه همچین چیزی میشه! خیلی برام جای سوال و تعجب بود، اون شب تا صبح نخوابیدم و توی سایت هر قسمتش رو کنکاش میکردم که یه چیزی دستگیرم بشه، و اینقدر غرق سایت شدم که نفهمیدم چجوری صبح شد! ۱۱ آذر بود بعدش متاسفانه بخاطر یه مشکل و درگیری بزرگ، و همچنین درس خوندن برای امتحان آیلتس
      نتونستم پیگیرش باشم، هر از گاهی به سایت سر میزدم مخصوصا مواقعی که استرس زیاد داشتم یا ناراحت و ناامید بودم فایل های زندگی با طعم خدا رو گوش میدادم و حالم واقعا عوض میشد بعد از ۲ماه درست ۱۱ بهمن تصمیم گرفتم بطور جدی و مستمر فایل های لاغری رو از همون رایگان های شروع کنم
      به خودم گفتم هزار راه رو رفتم که آخرش بی نتیجه و ثمر بوده، چقدر سختی ها و زجر کشیدم،چقدر عرق ریختم و… هیچوقت اون چیزی که میخواستم اتفاق نیافتد، حالا نوبت اینه
      مگه از این راحتتر هم توی دنیا هست که بدون رژیم و ورزش و عرق ریختن و باشگاه رفتن و قرص و دارو و سختی…
      من با خودم عهد کردم تا به هدفم نرسیدم دست از تلاش بر ندارم، و الان من توی یه دانشگاهی ثبت نام کردم که باید هر روز و حداقل روزی ۱_۲ ساعت وقت بزارم و درس هایی که استاد داده رو مطالعه کنم و تمرین کنم، تکالیف انجام بدم،مرور کنم… درست مثل زمانی که داشتم برای کارشناسی و کارشناسی ارشدم میخوندم، مثل همین الانی که کلاس زبان میرم، مگه میشه فقط بری سر کلاس بشینی و استاد زحمت بکشه و درس بده و تو بدون اینکه به حرف های استاد گوش بدی و بدون اینکه تکالیفی که گفته انجام بدی، بدون اینکه تمرین و مرور کنی به نتیجه برسی؟!
      من بذر امید به لاغری و تناسب اندامم رو به لطف خدا و استاد و این سایت توی تاریخ ۹۹/۱۱/۱۱ کاشتم و متعهد میشم به استمرار و تمرین و تکرار و انجام تکالیف…
      با آرزوی موفقیت و سلامتی و شادی برای استاد عزیز و تمامی دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 23:15
      مدت عضویت: 648 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام من چندسالپیش به دنبال لاغری باهیبنوتیزم ذهن اینجوربرنامه هابودم دریتوب میگشتم شانشسی بااین سایت آشناشدم دیگه راه چاره آخرمیخواستم پیداکنم چون احساسم این بودازذهن چاقهامشکل دارن که نمتونن خوردنشونوکنترل کنن اولش همینجوری نگاه میکردم اهمیت نمیدادم به مرورانیستا برای اولین بارتوچالشهاشرکت میکردم یک کیلوتادوکیلوکم میکردم بعدانگارعجله میکردم پشیمون میشدم چون قبلااینکارکرده بودم مایوس میشدم آخرین بارگفتم بزاربرم فایلهای رایگان دانلودکنم ببینم چه تاثیری داره انگارشک داشتم صداانقدرصمیمی ازدل برمیامدکه شک ام تبدیل به یقین شد شروع کردم هرروزبه گوش دادن ونوشتن هرروزصبحانه شام ناهارباصدای استادانگارصبح میخواهی آهنگ گوش کنی من صدای استادمیگذاشتم گوش میدام الان من 5کیلوکم کردم وخیلی هم سایزکم کردم دخترم میگه مامان چکارمیکنی سایزکم کردی خودمم نفهمیدم چطوری ولی راه درازی دارم ومایوس نمیشوم ادامه میدهم درمسیرهستم انشالله عکسم رادرشگفتی سازان خواهم دیدازاستادهم متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 01:30
      مدت عضویت: 620 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی من با این دوره 3 سال اشنا هستم و به طور شگفت انگیزیی اشنا شدم با این دوره هنگامی که تصمیم به عمل گرفته بودم و نوبت هم گرفته بودم درست یک روز قبل از نوبت من یکی از اشناها خونه ی ما اومد و درباره این دوره صحبت کرد و من اول باورم نمیشد حدود 1 ماه تحقیق کردم نتایج شگفت انگیز رو دیدم و تصمیم به خرید دوره کردم و وقتی دوره هارو شروع کردم موقع کنکور بود و من خیلی بازیگوشی کردم موقع ادامه دوره بعضی موقع ها ول میکردم و دوباره شروع میکردم ولی با اینکه درست انجام نمیدادم خیلی حس و حال خوبی داشتم و عاشق خودم شده بودم حتی الان با گذشت 2 یا 3 سال که تصمیم به شروع دوباره گرفتم خیلی از عادت های بد رو کنار گذاشتم و حال خوبی توی زندگیم دارم و همیشه سعی میکنم تموم حرف های شمارو توی زندگیم الگو قرار بدم تا حس بد سراغ من نیاد 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/17 13:34
      مدت عضویت: 143 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام
      من سالهای لاغر بودم ولی از وقتی کرونا اومده و قرنطینه شد توی خونه بودم و فعالیت نداشتم کم کم شروع کردم به چاق شدن و الان خیلی ناراحتم که وزنم بالارفته دوست دارم باز به همون لاغری برگردم .یکی از دوستان بهم پیشنهاد داد لاغری با ذهن .وقتی فیلم ها رو دیدم حس خوبی داشتم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/15 00:52
      مدت عضویت: 538 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم
      هدایت شدن من، منم مثلی خیلی از دوستان هر روز دونبال دارو گیاهی برای لاغری یا چه بخورم که لاغر بشم بودم تا این که یکبار چشمم به ویدویی لاغری با ذهن را دیدم بعدش یک یا دو ویدو اش را نگاه کردم خوش ٱمد بعدش به استاد زنگ زدم اینها تا این که توانستم دوره را خریداری کنم اون اولها خوب برنامه را انجام میدام که تاثیر هم داشت بگم شاید دو یا سه کیلو کم کرده بودم ولی در اثر موشکلات نتوانستم برنامه رادونبالش کن و حالا بازم همان وزن از دست رفته باز برگشت که از این بابت خیلی ناراحت استم امروز رفتم سر کار همان شلواری که برایم اندازه بود بهم تنگ شده بود که این منو خیلی نارحت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/16 03:19
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام دوست عزیز
        الان دیگه برات واضح شده که وقتی از آموزشها استفاده کنی خیلی عالی نتیجه میگیری
        نارحتی بخاطر نتیجه ای که از دست رفته کار رو درست نمی کنه
        الان بیشتر متوجه شدی که نباید آموزش رو نیمه کاره رها کنی
        پس با اشتیاق از اول شروع کن مطمئن باش سریع تر از دفعه اول به نتیجه قبلی می رسی چون کلی از فرمول های صحیح در ذهن شما ایجاد شده
        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/13 20:32
      مدت عضویت: 279 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 614 کلمه

      سلام به همگی
      یادمه چند ماه پیش یه شب توی خونه تنها بودم و اونشب خیلی حس افتضاحی به خودم داشتم چون من توی ماه رمضون حدود 5-6 کیلو وزن کم کرده بودم و یه روز که عمو منو دید بهم گفت وای چه قدر لاغر شدی و کلا من اون چند وقت خیلی حس خوبی داشتم بعد همون موقع رفتن گفت: مطمعن باش برمیگرده وزنت. و من خیلی ناراحت شدم واقعا یه ترس بدی وجودمو گرفت. من اون موقع حس خوبی داشتم ولی با اون حرف همه ی تصوراتم به هم ریخت البته الان میدونم که خودم جذبش کرده بودم ولی خب به هر حال.
      چند ماه از ماه رمضون گذشت و من کم کم شروع کردم به برگشتن به وزن قبلیم و این حس خیلی بدی بود.. حس بازنده بودن… و اونشب به این که عمو راس میگفت و هزارتا فکر و خیال دیگه فکر میکردم و بیشتر از خودم بدم میومد، اونشب واقعا عصبانی بودم و هیچ ایده ای نداشتم که آخه من چجوری میتونم لاغر بشم؟ خسته شده بودم، تو تاریکی نشسته بودم گریه میکردم و دیگه واقعا داشتم منفجر میشدم. رفتم تو گوگل سرچ کردم لاغری با مدیتیشن . هنوزم توی سرچای گوگلم هست:) و اونشب چند تا فیلم برام اومد یکیش فیلم جلسه اول لاغری باذهن دوره رایگان بود که اومد ولی چون من اونشب حالم واقعا بد بود و میخواستم خیلی زود یکم حالمو بهتر کنم و حتی حال فیلتر شکن وصل کردن هم نداشتم فیلم استادو ندیدم و یه مدیتیشن ازونایی که با هواپونوپونو و یه سری تصورات مدیتیشن میکنن رو انجام دادم ولی به خودم گفتم که برم حتما اون فیلمی که یه آقایی با کت شیری نشسته بود رو ببینم. خلاصه من همون شب یا شاید فرداش رفتم وقت خواب اون فیلم رو گذاشتم ولی وسطاش خوابم برد اما چنان آرامشی گرفتم که نمیتونم توصیفش کنم . اون شب واقعا احساس یه آدم امیدوار بهم دست داده بودو من یه راه عجیب غریب پیدا کرده بودم که تا حالا حتی اسمشم نشنیده بودم و من هر وقت چنین موقعیتی برام پیش میاد مطمعنم که اون راه درسته و کاملا مشخصه که این اتفاقات توی زندگیم از طریق یه نیروی بالاتر هدایت میشه و من واقعا خوشحال بودم. چند روز بعدش دوباره رفتم همون فایل تصویری رو دیدم و یه جاهاییش واقعا برام مثله معجزه بود، من با گوشیم از روی صفحه لپتاپم فیلم میگرفتم که دم دستم باشه جاهایی که دوس داشتم از حرفای استاد و بتونم روزی هزار بار ببینمشون . واقعا حرفای استاد مثله یه رویا بود برام. ازون روز رفتم تمام چم و خم سایتو در اوردم اینستای استادو فالو کردم به هر کی میدونستم نیاز داره سایتو معرفی کردم و شروع کردم به گوش دادن فایلای لاغری با ذهن بعد یه مدت دور شدم از سایت و تحت تاثیر تبلیغات دمنوشای لاغری نیوشا رو تهیه کردم و از بد شانسی من دقیقا همون روزی که دمنوشا رو سفارش دادم و پولو ریختم به حسابشون، اون قسمت لاغری با ذهن رو دیدم که استاد میکفت اگه میخواید این دوره رو ادامه بدید هر چی رژیمه رو بزارید کنار و اگه نمیخواید بزارید کنار این دوره رو ادامه ندید. استاد با یه خنده ای گفتن اگه اون رژیما جواب داد که خوش به حالتون اگرم نداد که بر میگردید. و من دقیقا هیچ نتیجه ای از اون دمنوشا نگرفتم ولی یه درس بزرگتری گرفتم که ارزش اون 800 تومن رو داشت و اون این بود که فقط از راه درستش میشه به هدف رسید و اگه از راه های اشتباه بریم دقیقا مثله بازی ماریو برمیگردیم سر جای اولمون و خلاصه ی خلاصه که الان اینجام با ایمان باور نکردنی به خدا و این دوره . انتظار بهترین هارو دارم برای خودم و شما:)))

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/11/11 17:45
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      داستان هدایت من:
      من بعد از مدت ها ناامیدی از لاغر نشدن. روزی عمه ام را دیدم که ایشون خودشون با قدرت ذهن لاغر شده بودن. از طریق شرکت در دوره های ال ان پی، مطالعات زیاد درباره قانون جذب و اطلاعاتی از این قبیل. من هم اطلاعات ریزی داشتم که ذهن چقدر قدرتمنده و اینا. من هم شگفت زده شدم و وقتی دیدم هیچکدوم از روش های دیگه لاغرم نکرده خیلی دلم میخواست که این روش و امتحان کنم.که انگار یه حسی بهم میگفت که این راه جواب میده، یه نور امیدی در من بود.
      رفتم سرچ کردم لاغری شدن با ذهن، فیلم استاد اومد که تو یوتیوب بود و قسمت اول لاغری با ذهن بود. منم نشستم و با ذوق و شوق فایل اول و نگاه کردم و فهمیدم که گمشدمو پیدا کردم. چیزی که انگار منتظرش بودم. اصلا باورم نمیشد. این شگفت انگیزترین چیزیه که در زندگیم باهاش مواجه شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/05 10:19
      مدت عضویت: 191 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      داستان چاقی من؛
      من تا سال پیش دانشگاهی همیشه تناسب اندام داشتم ولی در سال پیش دانشگاهی دچار اضافه وزن شدم و بعد از ورود به دانشگاه ادامه پیدا کرد ولی در سال دوم دانشجویی توانستم به تناسب اندام قبل برسم. در سال ۸۸ تا ۹۲ به وزن تخیلی وحشتناک ۹۰ کیلو رسیدم ولی بعد از آن وقتی مشکلات زندگی را رها کردم وبه خانه برگشتم کم کم به وزن ۷۰ کیلو برگشتم و در سال ۹۵ دوباره اضافه وزن شروع شد و تا الان که به ۹۵ کیلو رسیده و به یاری خدا و کمک تناسب فکری یقینا به وزن ایده الم که همان ۶۵ کیلوست باز خواهم گشت. استاد عطار روشن ممنونم 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 23:50
      مدت عضویت: 645 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام به همه دوستان
      این دفعه اومدم برای سومین با با انرژی فوق العاده شروع کنم در دفعات قبل به صورت عجیبی از نظر آ را مش ذهنی نتیجه گرفتم فقط اینکه میخوام خیلی محکم پیش برم باعث وسواس و توقف میشه که اینبار میخوام بی توقف پیشش برم. من در مدرسه بودم و همون چند روز بود که رژیم شکسته بودم و دیگه کامل باورم شده بود که نمیتونم م و هیچ راهی برای لاغری نیست…. که ناگهان با یک کلیپ هیپنوتراپی یا کلمات تاکیدی لاغری مواجه شدم که طرف یه جمله رو تکرار می‌کرد و به چند جای بدنش ضربه میزد چون جدید بود برام جالب بود و کمی امید ایجاد شد. بعد وارد وادی لاغری با ذهن شدم و با اولین سرچ فایل شماره 3 یا 4 لاغری با ذهن رو دانلود و تماشا کردم. و بعدش چندین بار اونو گوش کردم و از اول دانلود مردم و بعد رفتم مشهد و بارها در راه گوش کردم و به طرز عجیبی دیدم که منی که هیچ گاه نمیتونستم از شیرینی و کیک خریدن روزانه بگذرم هیچ میلی بهش نداشتم و احساس سبکی فوق العده داشتم. و بعدش با تمام قوا و احساس فوق العاده ادامه دادم و ایمان دارم به نتیجه دلخواهم قطعا میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 19:22
      مدت عضویت: 250 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      داستان چاقي من:
      من تا سن بيست و دوسالگي وزنم 46 كيلو بود و بعد از ان كه باردار شدم شروع كردم به اضافه وزن و تا الان كه 57 سالمه وزنم به 78 كيلو رسيده و تا جايي كه يادمه من بعد از وضع حمل همش در حال رژيم گرفتن بودم از هر راهي كه فكرش رو بكنيد من سعي كردم وزنم را كم كنم ولي هر بار يكي دو كيلو كم ميشدم و بعد از يه مدت مجدد برميگردم به روز اول البته نه دقيقاً به روز اول بلكه وزنم بيشتر و بيشتر ميشد
      من كلاً ادم پر خوري نيستم و اصلاً صبحانه و ناهار و شام درست و حسابي نميخورم صبحانه و شام كه اصلاً نميخورم ولي گاهي أوقات كمي ناهار ميخورم ولي تا دلتون بخواد به جاي صبحانه و ناهار و شام ريزه خوري ميكنم و عاشق شكلات و شيرينى و أجيل و كيكم و تمام چاقي منم از اين طريق صورت گرفته و در برابر شيرينى نميتونم مقاومت كنم
      البته الان يه مدته تونستم با استفاده از فايلهاي لاغري با ذهن رفتارهاي غلط خودم رو إصلاح كنم و سعي كردم كه صبحانه و ناهار بخورم به جاي تنقلات و ميلم به شيرينى و شكلات و كيك خيلي خيلي كم شده به اندازه اي كه نزديك دو ماهه لب به شكلات و شيرينى نزدم و از اين لحاظ خيلي خوشحالم و تا الان نزديك به سه كيلو وزن كم كردم اميدوارم با ديدن اين فايلها بتونم ذهنم رو كنترل كنم و پيشرفت قابل توجهي داشته باشم
      با تشكر از استاد روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 18:04
      مدت عضویت: 482 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      با سلام به استاد عزیزم و همه همراهان گرامی و با تشکر و سپاسگزاری از خداوند متعال که منو به راه صحیح و درست لاغری دائمی و تناسب اندام از طریق تناسب فکری هدایت کرد راستش داستان هدایت من از اونجایی شروع شد که من خیلی به فکر تناسب اندامم بودم که دائمی باشه و بدون بازگشت و از همه راههائی که برا کم کردن وزنم رفته بودم خسته شده بودم چون نتیجه ش پایدار نبود بعد از مدت کوتاهی برمی گشت از ته دلم از خدا خواستم من رو به روش درست لاغری و تناسب اندام خواستم کنه تو گروه استاد عرشیانفر بودم که یکی از اعضای اون گروه که نمی شناختمش و از همین جا برا اون عزیز که واسطه شد استاد رو بهم معرفی کرد تشکر میکنم و دعای خیر و آرزوی بهترینها کانال استاد عطار روشن رو معرفی کرد من بدون فوت وقت به کانال استاد رفتم و بعد با استاد صحبت کردم شروع کردم محصولات استاد عطار روشن رو خریدن و خدا رو شکر کردم و بعد به سایت تناسب فکری و از همون اول مطمئن بودم این همون راهی هست که از خدا خواستم لاغری پایدار و بدون بازگشت از استاد عطار روشن هم تشکر میکنم و براشون و خانواده محترمشون آرزوی سعادت خوشبختی سلامتی و آرامش و ثروت روز افزون و معنویت میکنم که روشنگر راه ما در مسیر رسیدن به رویای لاغری هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 13:18
      مدت عضویت: 197 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      سلام به همه ی دوستانم
      داستان هدایت من از این قرار بود که من از خداوند خاستم منو هدایت کنه به سمت کاری که سالها عاشقش بودم وقتی خودم رو تصور می‌کردم که تو اون شغل وکار هستم دیدم اینطوری نمیشه یه جای کار میلنگه اونم سایز وتیپمه.
      از خدا خاستم هدایتم کنه تا اول اندامم رو درست کنم چون حس کردم تو اون کاری که میخام من شروع کنم باید اول خودم احساس خوبی داشته باشم تا تاثیر گذارتر باشم وبه این نتیجه رسیدم که من لایق داشتن اندامی متناسب هستم واز خداوند هدایت خاستم برای این کار.
      اینطور شد که اسم استاد رو تو گوگل دیدم وهدایت شدم به سایت ماه پیش وبا گوش دادن به فایل های رایگان منو همسرم براحتی چند کیلو وزن کم کردیم بنابراین تصمیم گرفتم که این محصول رو بخرم وزودتر به نتیجه ی دلخواهم برسم و ترسهای که از لاغری رو دارم بهتر از بین ببرم.
      راستی استاد تو این فایل بالا اون جایی که گفتین فکر کنید استاد هستین وباید واسه بچه ها کنفرانس بدین خیلی جالب بود انشالله بتونم از این حرفتون استفاده کنم ودرک خودم رو از فایل هاتون واین دوره رو باصدای خودم مثل یه کنفرانس صبط کنم. واای چه عالی میشه 😍😍😍

      به امید رسیدن تک تکمون به خاسته ها واهدافمون
      خدای وهابم هر لحظه منو هدایت میکنه به راه هایی که آسان‌تر وراحتتر کارهارو انجام بدم خدایاااااشکرررررررررت 🤲🤲🤲🤲🤲🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 00:18
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      به نام خدا سلام
      داستان هدایت من همیشه به دنبال روشی جدید برای لاغری بودم وخسته از روشهای قبلی وهروقت برای لاغری اقدام میکردم برای مراسم خاصی بود وآنروز درمانده به دنبال یک روش جدید برای لاغری بودم تایکی دوماهه نتیجه بگیرم درموردلاغری با ذهن هم کم وبیش چیزهایی شنیده بودم ومطالب کوتاهی درجاهای مختلف شنیده بودم برایم جالب نبود ولی یه چیزی اونروز بهم گفت که بیشتر جستجو کن چون دیگه از رژیمو ورزش خسته شده بودم وهمش احساس اینکه روز به روز چاقتر میشم عذابم میداد سرچ کردم لاغری با ذهن ودیدم سازت تناسب فکری اومد بالا واردسایت شدم ودیدم چه جالب دوره رایگان هم داره شروع کردم به گوش دادن وهمون موقع مطمئن شدم تنها راه نجاتم همینه وکارم شده بود هرروز فایل گوش دادن وبعد هم دوره رو تهیه کردم وانجام دادم وخداروشکر تا الان نتایج خیلی خوبی گرفتم ودرضمن من بااینکه برای اون عروسی لاغر نشدم ولی اون مراسم با احساس خوب وبه شکل عالی برام سپری شد ویه خاطره خوب برام ساخت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/02 00:06
      مدت عضویت: 538 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم
      منم از طریق یتوب با این سایت خوب آشنا شدم منم هر روز دونبال یک برنامه بودم که تا بتوانم از شرع این اضافه وزن خلاص بشم تا اینکه چشم من به سایت لاغری با ذهن بود بعد دو یا سه فایل رایگان را گوش دادم بعدا هی بهم الحام میشد که میتوانی از این طریق نتیجه بگیری و منم به استاد پیام دادم و دوره را خریداری کردم خدا یا همانطور که با این ساعت منو آشنا کردی حالا هم کمکم کن تا ابد انجامش بدم برنامه های خودم را

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/10/30 00:41
      مدت عضویت: 177 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      سلام دوستان میخوام داستان هدایت من براتون بنویسم که چطور وارد سایت شدم من تقریبا ۴ سال پیش دخترم کلاس نهم بود باید انتخاب رشته میکرد گفتن باید با مشاور صحبت کنیم بعد دوست صمیمی من دفتر مشاوره داشت تو چهاراه طالقانی کرج منم محمد شهر کرج زندگی میکنم رفتیم با دخترم و صحبت کردم گفت من روانشناسی بالینی خوندم اما معرفیت میکنم به ی دفتر مشاوره اون روز یخورده صحبت کردیم وی مقدار eftبهم یاد داد برای رهایی از ترس خلاصه اومدم خونه چند روز بعد دوستم زنگ زد وگفت ی کلاسی داریم بیا شرکت کن منم رفتم اونجا ی خانم خوشکل اومد اسم شریفشونو یادم نمیاد ولی مدرس nlpبود وگفت به بچه ها یاد میدم مت اصلا حواسم به اون جلسه نبود چون چیزی نمیفهمیدم فقط به این خانم گوش میدادم متاسفانه نشد که اونجا کلاس برقرار کنه جلسه ای ۱۰هزار تومن میگرفت یاد بده وکسی قبول نکرد ورفت به دوستم گفتم اسم منو بنویس اگه کلاس برقرار شد بگو ولی نشد منم پیگیر بودم از اینترنت ولی به چیزی که میخواستم نرسیدم گذشت تا ۱۵ تیر ۹۸تو اینترنت بودم که با رادیو nlpاشنا شدم از حولم تمام اون فایلهارو دانلود کردم هر کدومش مال ی چیزی بود یکیش برای احساس خوب بود یک دیگه افزایش اعتماد به نفس و….بعد غرق در دانلود اینها بودم که ویدیویی توجه همو جلب کرد لاغری با ذهن رضا عطار روشن گفتم تمام راها رو امتحان کردم اینم امتحان میکنم ودانلود لاغری جلسه ۶و۷ و۸ بود پیگیر شدم تا ۱۰ دانلود کردم گوش دادم وبقیه اشم دانلود کردم ترسیدم که این ی خواب باشه ومن فردا صب بیام دیگه نباشه فردا با ترس ولرز وارد اینترنت شدم بقیه دانلودا رو انجام دادم وشروی کردم خیلی طول کشی چون توش مریض میشدم نمیتونستم ادامه بدم ولی نا امید نمیشدم دوباره ادامه میدادم ووارد سایت شدم از فایلهای دیگه هم استفاده کردم خیلی مشتاق بودم که دوره لاغری با ذهن تهیه کنم اما نتونستم با خدا حرف زدم ودردوره مسیر لاغری من شرکت کردم وخوشحالم واینم بگم چونکه من سرگیجه وحالت تهوع وفشار خون پایین میگرفتم گفتن بای با مشاوره صحبت کنی اینکارم کردم با تپینگ اسنا شدم همون eftکه ۴سال پیش دوستم بهم گفت ببخشید زیادی صحبت کردم داستان هدایت من بود وامشب وقتی استاد گفت شما هدایت شدی باورم قویتر شد وداستانم نوشتم ممنون که حوصله بخرج دادی و خوندی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/26 00:21
      مدت عضویت: 332 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه

      سلام به استاد گرامی و به دوستانی که به بهشت هدایت شدند.
      من یک سال و نیم است که به این دوره هدایت شدم و به خودم تعهد دادم که وزن دلخواهم برسم.من هم قبل از آشنایی با این دوره خیلی راه ها را رفتم و می تونم بگم که همیشه در حال رژیم و ورزش و دمنوشها و…..بودم و کم می کردم ولی به وزن ایده الم نمی رسیدم تا جایی که فکر می کردم همینه ،دیگه هیچ فایده ای ندارد.،تا کی می تونم ،به این شکل ادامه بدم .و مرتب توی یوتییوب طبق روال همیشه دنبال یک برنامه‌ای می گشتم که بتونم به وزن دلخواهم برسم .و دقیقا یادم هست که از مسافرت بر می گشتیم تو جاده که بودیم تلفنم را روشن کردم رفتم تو یوتییوب که اولین مطلبی که نمایان شد لاغری با ذهن به زبان انگلیسی با زیر نویس فارسی .با تعجب به شوهرم گفتم ببین چی می گوید شوهرم گفت از این مطالب زیاد است بستگی به شما دارد که چه فکر کنید .من در جوابش چیزم نگفتم و هدفن را تو گوشم گذاشتم و هر چه بیشتر گوش می کردم بیشتر علاقمند می شدم تا آخر گوش کردم ویک حس خیلی خوبی داشتم و به همین شکل بعد از چند روز تو یوتییوب می گشتم و دقیقا یادم نیست چطوری و چگونه به سایت استاد برخورد کردم و فایل استاد را گوش کردم و خیلی به دلم نشست و هر روز کنجکاوتر می شدم و تصمیم گرفتم که فایلها را شروع کنم و این کار را کردم و مرتب تمرین‌ها را انجام می دادم و یواش یواش متوجه می شدم که تغییراتی در من بوجود آمده مهم‌ترین از همه با آرامش بهتر از قبل غذا می خوردم و راحتتر بستنی یا دونات که قبلا کاملا از زندگیم رهاش کرده بودم می خوردم.(البته وزن من هیچ وقت از ۵۸بیشتر نشده چون همانطور که گفتم همیشه در رژیم و……..بودم )خلاصه یک بار ۲ ۱دوره رایگان را انجام دادم و کلی کم کردم که یکبار دوستم به من گفت چکار می کنید که لاغر تر شدی که گفتم با روش لاغری با ذهن ،و سایت استاد را بهش معرفی کردم (.و چند وقت پیش که دیدمش دوباره از من پرسید هنوز با روش لاغری با ذهن هستی که کفتم اره دنبالش می کنم و گفتم که بزندگی با طعم خدا را هم رایگان داره که خیلی با حال است بعد گفت اتفاقا به دخترم کفتم که همچین روشی هست )و کماکم دنبال می کردم و دوباره دوره رایگان را شروع کردم با دوره زندگی با طعم خدا که خیلی در زندگی من تاثیر گذاشته .و همچنان ادامه می دهم و خواهم داد و دوباره برای دور سوم دوره رایگان را شروع کردم و هیچ عجله ای ندارم و درس سوم هستم ، تا انشالا به وزن ایده الم برسم .ابن بود داستان هدایت من به این دوره.استاد خیلی سپاسگزارم از آگاهی هایی که صادقانه و رایگان در اختیار فرشته های روی زمین گذاشتین .به نظر من ما همه فرشته های روی زمین هستیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/25 22:53
      مدت عضویت: 160 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      باسلام خدمت استادودوست گرامی وعاشق لاغر ی،من از طریق یو تیوپ باسایت شما اشنا شدم،حدودا ۲ماه که پیگیر مطالب شما هستم وهرروز بیشتر لذت میبرم،من واقعا صداقت ودرستی وعشق شمارادرگفته هاتون باهمه ی وجودم حس میکنم،وچقدر دلسوزانه وباعلاقه پیگیری می کنید،انشاالله که هرروزموفق تر وشادتر شوید،صمیمانه سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ماندانا میسری
      1399/10/25 20:48
      مدت عضویت: 169 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام خدا قوتتان بدهد
      من حدود 15 سال هست در حال رژیم هستم بارها رژیم گرفتم لاغر شدم و باز برگشته حتی بیشتر از قبل دیگه تمام اطرافیان منو بخاطر دائم رژیم بودن مسخره میکنن یه جوری خودم سلطان رژیم هستم انواع و اقسام بلاها رو سر خودم اوردم در انواع کارگاههای تقویت اراده و کاهش استرس و لاغری و…… شرکت کردم از هیپنوتراپی هم استفاده کردم زیر نظر یه هیپنوتراپ که در امریکا زندگی میکرد حتی مشاوره خصوصی هم گرفتم ولی باز هم لاغر میشدم ولی بر میگشت الان تقریبا 3 ساله 2 روز رژیم بودم و 3 روز پرخوری میکردم کلا اراده ام رو از دست دادم یک زمانی اراده من مثال زدنی بین همه بود
      یک روز برای دانلود برنامه کاریم در یوتیوپ با سایت استاد اشنا شدم با ناامیدی چند تا از فایل اموزشی گراکنده ایشون رو گوش کردم فایلی که منو از همه مطمئن تر کرد برای خرید این دوره فایل خوردن شیرینی بود انگار یه حرفهای جدید میشنیدم تقریبا دوره اموزشی رایگان رو تا جلسه 6 با دقت گوش کردم و تمریناتش رو انجام دادم و امیدوارم یه روز بیام این مطلب رو بخونم و بگم چقدر خوب شد خدا منو به این مسیر هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/10/25 15:33
      مدت عضویت: 188 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      سلام استاد گرامی و ارجمند.. امیدوارم هرجا هستین شاد و سالم و سلامت باشین… من دوسه سال پیش با کانال شما و فایل های شما اشنا شدم و یه دوره رایگان لاغری با ذهن رو انجام دادم. تا قبل از اون با خیلی روش و رژیم های مختلف وقرص لاغری وزن کم میکردم، اخرین لاغری من 40کیلو بود بعد از زایمانم. که از 115کیلو خودمو رسوندم به 73کیلو.به مدت 9ماه… .اما به مرور برگشت کرد و دوباره چاق شدم. تااینکه با فایل شما اشنا شدم و یه دوره رایگان از لاغری باذهن رو انجام دادم. تاقبل از تماشای دوره رایگان لاغری همسایه مامانم هروقت منو میدید میگفت چاق شدی ها.. اما بعد یه دوره استفاده از فایل، منو دید گف لاغرشدی ها.رژیم داری؟ گفتم نه. … برام جالب بود و شیرین، چون من هیچ کار خاصی نکرده بودم اما متوجه تغییر در خوردنم شده بودم که همون باعث یه تغییر خیلی جزعی درمن شده بود… خلاصه که از اون زمان دوسه سال گذشت و من ازاون موقع چاق تر شدم تااینکه یه روز تصمیم گرفتم به مدت یه هفته سالم خور بشم.. از قبل خیلی تشنه ی سالم خوری بودم و همیشه منتظر بودم فرصتی پیش بیاد و اراده ام بیاد که بتونم سالم خور شم…چون مدت ها قبل به مدت چهل روز سالم خور شدم اما توی مسیر خیلی اذیت میشدم و توجه به غذاهای مورد علاقم و خوراکی ها داشتم و همش چشم انتظار بودم که زود چهل روز تموم بشه و بتونم راحت فست فود بخورم. چون بشدت اهل فست فودو تنقلاتم. خلاصه یه روز همسرم از فایل خلق کردن ارزوها باقدرت ذهن برای من تعریف کرد وبرام خیلی شیرین اومد و مصمم شدم که استارت تغییر رو درزندگیم بزنم. شروع کردم به تماشای فایل زندگی باطعم خدا.. البته دوسه سال پیش چن قسمت ازفایل های زندگی باطعم خدارو نگا کردم اما بصورت شنیداری و بقیش رو حوصله نکردم نگاه کنم. حتی تمرینم نداشتم تااینکه دوباره بعد از دوسه سال تصمیم جدی گرفتم و شروع کردم به نگاه کردن و تمرین که خیلی جالب و شگفت انگیز بعد از دیدن دوتا فایل و تمرین، یه پاداشی همسرم دریافت کرد که مارو خیلی خوشحال کرد. همین برامون شد انگیزه بیشتر، و یقین داشتم این تازه شروع تغییر زندگیمونه و حالا حالا ادامه داره…. بااستارت دوره زندگی باطعم خدا، من سالم خوری رو هم استارت زدم و فقط یه هفته تصمیم داشتم انجام بدم. اما خداروشکر الان 47روز از اون روز میگزره و من در مسیر سالم خوری با ذهن هستم و هرروز شاهد تغییرات جسمی و روحی هستم.و اینقدر الان برام از دوره ی قبلی راحت تر و شیرین تر هست که هنوز توی مسیرم وتاجایی ادامه میدم که به ایده ال شدنم برسم ..چون با قدرت ذهنم دارم مسیرمو طی میکنم…. حتی برای شروع سالم خوری خودمو وزن نکردم و همسرم مخالفت کرد باوزن کردنم.. و گفت فقط توجهت به مسیر و هدفت باشه و خودتو درگیر وزن و سایز نکن.الان هرکس ازمن سوال میکنه چن کیلو شدی؟ نمیدونم وزنم چقده و اصلا وزنم برام مهم نیست. مهم جسممه که داره روز به روز تغییر میکنه و ایده ال ترو متناسب تر میشه.امروز بعد از 47روز خودمو سایز کردم و لباس هایی که به اندازه یه وجب بیشتر دکمه ها به هم نمیرسید، راحت اندازم شد اما مسیر من هنوز ادامه داره تا صدصد به متناسب شدنم برسم…. استاد بعد از دیدن این فایل تفاوت فکر باذهن، برام اینقدر جالب بود که من امروز این فایل رو نگاه کردم اما توی این 47روز سالم خوری، این حرف رو به همسرم میگفتم که هرروزم با دیروزم متفاوته. انگار امروز از ذیروز لاغر تر شدم و هرروز جسمم داره تغییر میکنه و متناسب تر میشه.. بدون اگاهی قبلی، من انتظار متناسب شدن رو در خودم ایجاد کردم و تونستم موفق باشم توی این مسیر…. خیلی خوشحالم که توی مسیر لاغری باذهن هستم … شاید مدل خوردن و تغذیه ی من با شمااستاد و دوستان فرق کنه اما مسیر اصلی و هدفمون یکیه… مسیر با قدرت ذهن و هدفمون متناسب شدن و ایده ال شدن هست….و همه ی این اتفاق هارو شاکر خداوند مهربانم هستم که منو در مسیر تغییر و هدایت قرار داد تا بتونم درهر جنبه اززندگی ازش استفاده کنم وشاهد تغییر و بهترشدن باشم و شکرگزارش باشم.. براتون استاد بهترین هارو ارزودارم…. عمرتون بابرکت….. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/25 08:11
      مدت عضویت: 481 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 638 کلمه


      با سلام خدمت هنرجوهای ورود به سرزمین لاغرها و استاد عزیز و گرامی
      من حدود ۱۰ماه قبل در این دوره شرکت کرده بودم وتعهد داده بودم که من با عشق و علاقه در این دوره میمونم و الان باز میخام این تعهد و بدم که با استمرار و عشق و علاقه در این دوره باشم و هستم و میخام دوباره این دوره عالی و با ارزش رو مرور کنم
      این دوره ها هر بار که گوش کنم برام تازگی داره و هربارش چیزهای جدیدی گفته میشه که شاید دفعه ااولش متوجه نشده بودم و برام تازگی دارند خیلی خوشحالم که استمرار دارم برای ادامه مسیر 🙏🏻🙏🏻😍😍😍
      —————————————————————————
      داستان هدایت من :
      من همیشه دنبال روش لاغری بودم و خیلی دوست داشتم از شر این چربی های اضافه راحت بشم و همه میدونستن که من خیلی لاغری رو دوست دارم هر کسی منو می دید بهم پیشنهادی میداد که مریم ببین این روش هم امتحان کن میگن این روش خیلی خوبه —منم دیگه خسته شده بودم از روش های که نتیجه ی کوتاه مدتی داشت و باز برگشت میخورد و اصلا عجله نمیزاشت که به نتیجه برسی توی این دوره اینجور شده که بعد از گذشت ۱۰ماه باز استمرار و علاقه دارم برای ادامه مسیر و دوست دارم همیشه در این مسیر بمونم 🙏🏻وگرنه اکه قبلا‌ بود بیشتر از ۱-۲ماه بیشتر طول نمی کشید
      دیگه خسته شده بودم از رزیم ورزش باشکاه گفتم بزار همین جور بمونم تو حال بد خودم دیگه فایده ای نداره خب سرنوشت من اینه
      من باید چاق باشم و چاق بمونم خدا اینجور خواسته و همیشه از خداوند گله مند بودم و دیگه با خدا هم دعوا داشتم و بهش میگفتم هی خدا چرا تقدیر من باید چاقی باشه جرا

      چرا من نباید شاد باشم چرا نباید لباس زیبا بپوشم چرا باید از خودم بدم بیاد چرا و هزار چراهای دیگه
      رابطه ام با خدای خودم خوب نبود زده شده بودم از زندگی
      حال بدی داشتم خوشحال نبودم خرید دوست نداشتم خجالت میکشیدم از خودم دوست نداشتم خودم و ببینم از خودم حالم بد میشد افسرده شده بودم دیگه هر کی چیزی میگفت که بیا این روش و امتحان کن قبول نمیکردم میگفتم نه دوست ندارم حوصله اش هم ندارم چون بهشون اعتماد نداشتم و میدونستم فایده ای نداره و دیگه قبول کرده بودم که منو خدا اینجوری خلق کرده و هیچ روش وجود نداره برای لاغری دایمی
      تا اینکه یکی از اقوام های همسرم اومده بود خونمون همیشه براش دعا میکنم از اینکه منو به این دوره هدایت کرد البته هدایت خدا بود و اون وسیله ای بیش نبود برای هدایت من به این دوره
      بهم گفت مریم میدونم خیلی دوست داری لاغر بشی من یه روشی بهت میگم تا کسی نفهمه به کسی هم نگو فعلا رفیق برادرم که خارج از کشور هستش اون به برادرم گفته و برادرم هم به من و منم دوست دارم تو هم شرکت کنی
      گفت بدون ورزش بدون رزیم هستش و روی ذهن کار میشه
      یعنی من بدون اینکه فکرش رو بکنم بدون اینکه درباره اش تحقیق کنم بدون هیج کاری قبول کردم و تصمیم گرفتم که در این دوره باشم و شماره ی استاد و برداشتم و باهاش تماس گرفتم هنوز یادمه اون روز فقط شنیده بودم از طریق ذهن میتونم متناسب شم اون روز تا شب من سیر سیر بودم فقط شنیده بودم😀😀😀😀😀خلاصه رو ذهنم تاثیر گذاشته بود خلاصه به استاد زنگ زدم یک ساعت با استاد صحبت کردم اون روز خیلی حالم خوب بود انگار تازه متولد شده بودم و شماره حساب رو از استاد برداشتم مبلغ رو به شماره حساب استاد واریز کردم و اون روز پنج شنبه بود و من از شنبه اش یعنی دو روز بعد وارد دوره شدم
      این بود داستان هدایت من
      هدایت شدم به سمت تولدی دوباره به سمت زندکی به سمت شادی عشق دوست داشتن امید به زندکی
      خدایا ممنونم منو هدایت کردی ممنونم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻😍😍😍😍🥰🥰🥰🥰🌹🌹🌹🌷🌷🌷🌷🌷🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/23 17:00
      مدت عضویت: 164 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان…من کاملا اتفاقی باین یایت آشنا شدم..نمیدونم دنبال چی بودم…یدفعه ای هدایت شدم ب این مسیر..هنوزم یادم نیست دنبال چی بودم.من ۴ روزه ک عضو هستم وازین بابت خیلی خوشحالم

      خدایا شکرت ک وممنون ک استاد عطارروشن سرراه زندگی من قرار دادی برای آینده ای بهتر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/15 22:38
      مدت عضویت: 628 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      من حدود یک سال و نیم پیش وقتی ناامیدانه دنبال راه چاره تو اینترنت می‌گشتم خیلی اتفاقی سایت استاد رو پیدا کردم….راستش دوستم هم که مشکل چاقی داره بهم پیغام داده بود که براش چند تا قرص چربی سوز پیدا کنم و بخرم بفرستم ایران…..من خودم واقعیتش به قرص و دارو اعتقادی ندارم…..خلاصه که فایل های رایگان سایت رو گوش دادم و واقعا هم تاثیر داشت….پنج شش کیلو کم کردم…ولی متاسفانه اون موقع دوره رو نخریدم و الان حتی از اون موقع ۵ کیلو هم بیشتر شدم….هیچ وقت اینقدر در مورد وزنم وحشت زده نشده بودم….حتی در بدترین شرایط رو ۸۰ نگه می‌داشتمش….اما الان مدتیه که دیگه نمیتونم کنترلش کنم و حتی برگشتن به همون ۸۰ هم سخت به نظر میاد…اینطوری بود که دوباره یاد دوره استاد افتادم و فکر میکنم برای من آخرین راه چاره است…چون دیگه خسته شدم و مغزم کار نمیکنه…..فکر میکنم حتما دلیلی داشته که من با این دوره آشنا شدم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/14 18:45
      مدت عضویت: 550 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز هم مسیر و استاد گرامی
      من نیز خیلی سال است که از اضافه وزن رنج میبرم و راه های بسیار زیادی رو امتحان کرده ام ، هرروز با مشقت و سختی به باشگاه رفتم اما نتایجی که می گرفتم کاملا موقت بود تا اینکه سال پیش به طور اتفاقی کلیپی خارجی از لاغری با ذهن در آپارات دیدم ذهنم درگیرشد و در گوگل به سرچ این موضوع پرداختم و با سایت استادعزیز آشنا شدم ابتدا از فایل های رایگان استفاده کردم ولی پارسال بعد از تهیه دوره، باردار شدم و متاسفانه نتونستم از دوره استفاده کنم، اما حالا تصمیمم را گرفته ام و با تمام قدرت در این مسیر قرار گرفته ام. از خدای مهربون خیلی ممنونم که منو به این سمت هدایت کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 23:45
      مدت عضویت: 244 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام من سمانه احمدی هستم .خیلی اتفاقی با این سایت لاغر شدم یکی از فامیل هامون که در این دوره شرکت کرده بود و به طرز شگفت انگیزی لاغر شده باعث شد که من هم به این سایت هدایت بشم و خداوند رو شکر میکنم که در این مسیر زیبا قرار گرفتم و خیلی هم خوشحالم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 23:03
      مدت عضویت: 268 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      سلام شاید چاقی ماها برای دیگران فقط چند کیلو وزن اضافه باشه ولی مسلما برای خودمون اینجوری نیست چاقی ما ینی احساس خجالت حقارت، احساس گناه زمان غذاخوردن ،احساس شرم موقع خرید کردن و تمام احساسای بد موقع انجام کارهایی که برای افراد متناسب جز لذت چیزی نداره. شاید این احساس برا بعضی ها یه دوره کوتاه باشه ولی من شخصا تمام عمر با این احساس بد زندگی کردم انگار یک دیوار شیشه ای جلوت کشیده باشن و تو باید از پشت اون دیوار به دنیا نگاه کنی دنیایی که دقیقا مال تو هست فقط برای تو آفریده شده پر از زیبایی پر از عشق اما با وجود چاقی تمام حواست فقط به این موضوعاته خدایا چرا دارم غذا میخورم الان چاقتر میشم ،چه جوری برم خرید دوباره هیچ لباسی اندازه ام نیست ،چطوری برم مهمونی الان همه میخوان بگن چرا یکم رژیم نمیگیری و….
      من همه عمر درگیر این فکرها بودم تا اینکه مثل همیشه میخواستم قرص جدیدی رو امتحان کنم شاید این یکی اثر داشته باشه به خانم دکتری که خیلی برام عزیزه پیام دادم و ایشون لینک گروه رو برام فرستاد و گفت بجای اینهمه هزینه این روش رو امتحان کن و من هم تصمیم رو گرفتم و شروع کردم اما بعد از یه مدت نا امید شدم و وقتی بیشتر از قبل افسرده و غمگین بودم و حتی به خودکشی فکر میکردم استاد نکته جالبی به من گفت که این دوره قرار نیست من رو لاغر کنه و برای اینکه راه درست رو به من نشون بده احساس خوبی پیدا کردم احساس امید و امروز میخوام دوباره مسیر رو شروع کنم با اشتیاق و لذت.
      ممنونم از استاد عزیز و ممنونم از خدای بزرگ و مهربونم که در هیچ موردی من رو تنها نگذاشته.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/14 21:52
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 81 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم همراه ما هستید و احساس بهتری دارید
        اگر متناسب بودی مطمئن باش مساله دیگری بود که باید حلش می کردی
        بنابراین فکر نکن چاقی مشکل حل نشدنی است یا بدشانسی یا بدبختی است
        اصلا اینطور نیست
        شما باید یاد بگیرید مسائل زندگیت رو حل کنی
        الان چاقیه، باید حلش کنی
        بعد از متناسب شدن مطمئن باش مسائل دیگری خواهی داشت که باید حلش کنی
        بنابراین به فکر یادگیری برای حل مسائل باشید نه مایوس شدن و رسیدن به فکر خودکشی
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 20:57
      مدت عضویت: 261 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام استاد گرامی..من بعد از تولد بچه هام تناسب اندام خوبی ک داشتم رو متاسفانه از دست دادم چند سال میشه ک همه اش دنبال یک رژیم خوب بودم ک نتیجه ی خوب و عالی بگیرم و ماندگار باشه و از همه مهم تر ب بدنم آسیب نزنه تا اینکه دوستم من رو با این دوره آشنا کرد و من بسیار خوشحالم ک وارد این دوره شدم و دوستان خوب پیدا کردم و دارم ب نتیجه ی خوب و هدفمندی میرسم ازتون سپاس گذارم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mhbwbhkrymyan9@gmail.com
      1399/10/13 14:22
      مدت عضویت: 179 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام من محبوبه کریمیان هستم
      از اونجایی که خیلی راحت طلب هستم و از رژیم های سخت و ورزش های سخت بدم میاد دنبال راه حل ساده تری بودم دنبال کتابی میگشتم که لاغری با قدرت ذهن رو گفته باشه که هدایت شدم به گروه وکانال استاد روشن سال 96 بود در دوره شرکت کردم نتیجه هم داد اما ادامه ندادم تا اینکه چند روز پیش ذهنم درگیر لاغر شدن بود که خدا تصویر پروفایل استاد روشن رو به ذهنم آورد و گفت چرا از دوره ای که قبلا خریدی استفاده نمیکنی از کجا معلوم که بروز رسانی هم شده باشه و بتونی از بروز رسانی هم استفاده کنی رفتم سراغ گوشیم اما فایلا ی دوره رو گم کرده بودم حسم گفت چرا به استاد پیام نمیدی برات بفرسته که پیام دادم و هدایت شدم به اینجا و همونجا تایید کردم که خداوند دائم من رو به مسیر درست هدایت میکنه و سپاسگزاری کردم خدایا شکرت

      لاغری در وجود منه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amenayosefzaie@gmail.com
      1399/10/10 21:33
      مدت عضویت: 176 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      من دوازده سال است که از افزایش وزن رنج میبرم وراه های مختلفی رو برای تناسب اندام ووزن ایده ال امتحان کرده ام اما نتیجه نداده . خدارا سپاس که یکی ازدوستانم این برنامه رو به من معرفی کرد . خیلی خوش بین و امیدوار هستم ومطمین هستم که با کمک و همکاری شما انشالله اینبار به هدف تناسب اندام ووزن ایده ال که دران شاد و خوشحال و راضی باشم میرسم . مرسی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      soheila.pakzad47@gmail.com
      1399/10/10 20:17
      مدت عضویت: 176 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام استاد .خسته نباشید.
      من بتازگی با این سایت آشنا شدم دوستی میگفت یه نفر اضافه وزن داشته و تونسته بخوبی وزن کم کنه.
      من چند کیلو اضافه وزن دارم و نمیشه گفت چاقم. و این اضافه وزن به مرور و طی پنج سال اخیر بوجود اومده. اصلا پرخور نیستم و تحرکم زیاده .البته در شرایط کرونایی امروز نمیتونم باشگاه و استخر برم و همین مزید بر علت شده. ولی همچنان سعی میکنم پیاده‌روی روزانه‌ام رو داشته باشم.در واقع مشکل اصلی من اینه که نمیدونم چرا وزنم اضافه میشه و یا چرا نمیتونم وزنم رو کم کنم؟
      خودم فکر میکنم پایین بودن سوخت و ساز بدنم و ورود به سن بالای پنجاه سال دلیل بر اضافه وزنم میتونه باشه.
      میخوام روش لاغری از طریق ذهن رو امتحان کنم و امیدوارم نتیجه‌‌ی مثبت وعالی بگیرم.
      ممنون میشم اگر لازمه منو راهنمایی بفرمایید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/09 05:55
      مدت عضویت: 181 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان گلم
      من روباورم داشتم کارمیکردم ک همه چیز رو افکارم داره بوجود میاره هی تکرار کردم و ذهنم نرم تر شد یهو گفتم خب اگ همه چیز از فکره پس چاقی هم بخاطرفکرباید باشه و با فکرمیشه لاغرشد و دومین دلیلی هم ک باعث شد سایتو این مباحثو پیداکنم این بود ک چشام بازشده بود و این سوال برام بوجوداومد ک چراا فلانی وفلانی میخورن همه چیز ولی چاق نمیشن!یا تحرک ندارن و…
      ایناباعث شد شک کنم به دلیل های چاقی ک اینهمه سال بهم گفتن.شک کردم به حرفای مامانم و…
      بعد اومدم توی یه سایت موفقیت راجع به اینکه ایا میشه ذهنی لاغرشد سرچ کزدم توی یه کامنتی یکی از بچه ها گفته بود ک اره میشه استادعطارروشن و سایتشورومعرفی کرده بود.دیگ ازونجا اشناشدم اما ذهنم اماده بود چون ازقبلش به همه چیز شک کرده بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/07 14:32
      مدت عضویت: 344 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه


      سلام خداقوت به استادگرامی ودوستان خوبم؛

      .؛من سال ۹۴بادوره تناسب فکری آشناشدم ودرابتداهدفم متناسب شدن اندامم بودولی بافایلهای استاددیدگاهم به زندگی تغییرکرد،شادترشدم ،زندگی بسیاربرایم لذت بخش شدوامیدوانگیزه درمن جان دوباره گرفت ،دوست داشتن خودمویادگرفتم البته قبل ازشروع دوره اهل مطالعه بودم وکتابهای زیادی درباره موفقیت وشادی وانرژی مثبت داشتن خونده بودم ولی هرروزکه فایلها وارتباط باضمیرناخودآگاه ومطالب استادروگوش می کردم واقعا مطالبی روکه مطالعه کرده بودم وحتی ویدئوهایی که دیده بودم (ومعنیشونوخیلی درک نکرده بودم )برام ملموس ترمی شدوهرروزکه پیش میرفتم اشتاق وانگیزه من برای بدست آوردن خواسته هام اززندگی بیشتروبیشترمی شداصلا کاهش وزن برام کمرنگ شدودیدم چه خواسته های بزرگتری اززندگی دارم من بعداز۱۵ سال وقفه کاری دوباره سرکارم برگشتم خیلی زودبه استقلال مالی رسیدم پول ازدرودیواربرام میریخت وهنوزم پولم خیلی برکت داره وهمیشه حسابهای بانکی پُرپولی دارم وبه نقطه ای رسیدم که کاردولتی برام راضی کننده نبودوالان دنبال یه کسب وکارهستم که خودم کارفرماش باشم ونیازی نباشه که خودموبه مرخصی سالیانه محدودکنم دوست دارم که آزادورهاباشم دوست دارم محدودیت زمان ،مکان ودرآمدنداشته باشم وبه گفته های استادعطارروشن ایمان صددرصددارم .چندماه پیش دوباره تصمیم گرفتم لاغری باذهن روشروع کنم که البته (ازنظرروحی بخاطرفوت چندنفرازنزدیکان به فاصله کم) خیلی داغون بودم من این بارباهدف بالارفتن روحیه ام این دوره روشروع کردم (نه باهدف کاهش وزن)وبه لطف خداامروزکه این نوشته رومی نویسم دربهترین وضعیت روحی هستم ومی خواستم این احساس خوبم روبادوستان عزیزم به اشتراک بگذارم وازاستا دعزیزم قدردانی وتشکرکنم بابت راهنماییهای دلسوزانه شون استادگرامی من ازصداقت گفتارشمابسیارلذت می برم وبه آموزشهای شمااعتمادصددرصددارم امیدوارم تمام هنرجوهای شماوهمچنین خودتون، خانواده تون به تمام خواسته های مادی ومعنویتون برسید🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 16:54
      مدت عضویت: 386 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 503 کلمه


      هدایت لاغریه من:🌼
      من هم تا قبل از ثبت نام در این دوره از رژیم ها وورزش های سخت برای کم کردن وزنم اقدام کردم اما در آخر هیچ کدوم از این تلاش های من نتایج مثبتی برای من نداشتند! بلکه خیلی هم آسیب میدیدم زیر فشار ورزش های سخت ‌و رژیم های طاقت فرسا ….
      من رژیم گرفتن رو از سن کم شروع کردم و رنج و عذاب رژیم رو تجربه کردم و بد تر از اون شکست های پی در پی … در طی آخرین رژیمی که داشتم که همراه برنامه ورزشیه سختی بود
      کلی از موهام ریخته بود
      ضعف شدید داشتم و غش میکردم
      اعصابم ضعیف شده بود ولی چی بگم که بعد از تحمل این همه سختی رژیم و ورزش و این ضعف ها و درد ها با رها کردن رژبم طی یک یا دو هفته تمام ۱۳ کیلو کم شده من برگشت ! و دیگه خسته از جسم چاق خسته از حرف ها خسته از رژیم و در کل خسته از زندگی به خانومی برخوردم که غذاهای به قول معروف پر کالری میخوردند خب اون موقع من هم خیلی توجه داشتم و درگیر کالری و حجم و چرب بودن ، بودم و از اایشون پرسیدم و که چطور اخه چاق نمیشن بعد از خوردن این ها !
      با حالت ناراحت و شکست خورده و طلبکارنه
      مگه میشه خدایا
      چرا من باید این همه سختی بکشم برای تناسب اندامی که به این همه آدم دادی جز من!
      خدایا چرا اخه؟
      و این خانوم عکسی از خودشون رو برای من ارسال کردند که چه قدر چاق بودند و از طریق ذهنی لاغر شدند راستش اولش شک داشتم ولی تشکر کردم و ادرس سایت رو گرفتم یادمه یک فایل رایگان گوش کردم و خیلی به دلم نشست و خوشحال شدم که من الماس خودم رو پیدا کردم!
      با خانوادم و اطرافیان درمیون گذاشتم که متاسفانه با مخالفت اون ها رو به رو شدم و اون ها منصرفم کردن و من که نمیخواستم بمذیدم چاقی رو دوباره سمت رژیم گرفتن رفتم و دوبار بعد از هدایتم رژیم و ورزش انجام دادم و دوباره ناکام بهسمت همین مسیر هدایت شدم و گفتم من اطمینان دارم راهم همینه من مطمئنم که راه درستیو انتخاب کردم و من به هدایت خدا ایمان دارم !
      به لطف خدا الان ۱۰۰٪ اطمینان دارم که این راه من رو به تناسب اندام دلخواهم میرسونه و این راه صحیح ترین راهه و این بارو رو دارم . و بهمم ثابت شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 16:30
      مدت عضویت: 644 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 621 کلمه


      با سلام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان پر تلاش سرزمین لاغری با ذهن
      من سالیان سال از چاقی رنج بردم و راههای بسیار زیادی برای لاغری امتحان کردم و هر کس هر پیشنهادی میداد وسوسه می شدم و آن را انجام میدادم به طوری که خط اول هر رژیم را می خواندم برایم آشنا بود چون مدتی خودم آن را انجام داده بودم و همیشه حسرت افرادی را می خوردم که هر چه می خورند چاق نمی شوند من از بچه گی در خانواده ای بزرگ شدم که خوردن بالاترین تفریح همه به حساب می آمد و تمام فکر و ذکرم خوردن بود و چون مورد سرزنش مادرم قرار می گرفتم بیشتر وقتها مخفیانه می خوردم تا مورد سرزنش قرار نگیرم و این روزها هر وقت به یاد آن دوران میفتم که با خواهر و برادر کوچکم که گاهی مچ ما را می گرفت به زور شریکمان میشد خنده ام می گیرد که چه خطراتی را به جان می خریدیم و چه کارهایی می کردیم که بتوانیم فلان خوراکی را تهیه کنیم و بخوریم 😐😐😐 و تازه همیشه بعد از خوردن آن خوراکی عذاب وجدان می گرفتیم و شروع می کردیم به بازی لی لی که خوراکیهایی که خوردیم هضم شود و چاقتر نشویم و جالب بود که اینقدر این باور در من قوی بود که با لی لی خوراکی که خوردم هضم می شود همیشه بعدش گرسنه میشدم هر وقت خانوادگی می خواستیم تفریح کنیم به این فکر می کردیم که چی بخوریم بیشتر بهمون خوش بگذره ؟ روزهایی که غذای مورد علاقه مان را قرار بود بخوریم همه خوشحال بودیم 😬 و متاسفانه من هنوز هم خوردن را لذت و تفریح می دانم و یکی از آرزوهایم این است که این فرمول در من تغییر کند و فقط برای رفع نیاز جسمی ام غذا بخورم الان زیاد وارد جزئیات دیگر نمی شوم که متنم زیاد طولانی نشود به هر حال به این دلیل و دلایل دیگر که زیاد هستند چاق شدم و بعد از آن مرتب دنبال راهی بودم که لاغر شوم خلاصه بگویم که چند سال با سختی و مشقت فراوان به باشگاه رفتم و با اینکه تمام ورزشها را درست مانند مربی انجام میدادم به طوری که مربی ورزشمان وقتی نمی توانست بیاید یا مشکل داشت از من می خواست به جای او به بچه ها تمرین بدهم ! چند دکتر متخصص رفتم و انواع رژیم های آنها و انواع رژیم های اینترنتی و انواع داروهای شیمیایی و گیاهی و انواع دمنوشها و گیاهان موثر در لاغری و عرقیاتی که توسط دکترها داده میشد امتحان کردم اما هیچکدام نتیجه دلخواه را به من نداد و همیشه اعتماد به نفسم به خاطر وجود چاقی پایین بود و احساس می کردم به خاطر چاقی دستم بسته است و نباید با کسی بحث کنم چون ممکن است چاقی مرا به رخم بکشد 😔 حدود دو سال پیش زمانی که از تمام رژیم ها و اقداماتی که برای لاغری انجام داده بودم و به نتیجه نرسیده بودم یک شب خیلی دلم شکسته بود و ناراحت بودم و از خدا خواستم کمکم کند و یک راهی جلوی پایم بگذارد این بار لاغر شوم و همینطور که در اینترنت به دنبال روش های جدید لاغری بودم یک مقاله از استاد توجه مرا به خود جلب کرد و مرا کنجکاو کرد و بسیار خوشم آمد چون فکر کردم تمام روشهایی که قبلاً انجام داده بودم تقریباً مشابه هم بود ولی این روش واقعاً جدید بود و حرفهای تازه ای برای گفتن داشت و من هم با پیگیری ابتدا فایلهای رایگان را انجام دادم و بعد در دوره مقدماتی و … ثبت نام کردم ( در همین فایل چند باور اشتباه را در خودم شناسایی کردم
      *خوردن = لذت بردن *خوردن =چاق شدن * تحرک = هضم غذا * بی تحرکی = چاقی )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/29 20:08
      مدت عضویت: 300 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه


      سلام به استاد عزیز و دوستان شگفت انگیرم
      اومدم اینجا تا داستان هدایت مو بنویسم.البته جای جای دیگه عنوان کردم ولی چون دستور استاده چشم…..
      من خانمی متاهل و ۳۵ ساله هستم.پسر کوچیکی دارم..از بچگی تپل بودم‌و این تپل شیرینی در بزرگسالی به چاقی مبدل شد.‌نگم براتون از سالها رژیم های سخت که بعد مدتی برمیگشت.‌اونم هیچوقت یادم نمیاد متناسب شده باشم فقط تلاش طفلکی جسمم زیر فشار رژیم های سخت بود که فقط چندکیلویی کم میشدم و از زیر حس خفگی در میومدم‌.این اواخر مدت ها بود که رژبم خودسرانه سختی داشتم که ناهار شام واسه همسر و فرزندم درست میکردم و خودم شیر خرما میخورم.‌رژیم اینترنتی سخت.‌دو ماه گذشته بود و برخلاف سری قبل که خوب کم کردم ولی جسم بی جونم حریف فرمول های چاقی مغزم نشده بود و غیر یکی دو کیلو اصلا کم نشده بودم. این در حالی بود که‌من طی شش ماه ۱۰ کیلو زیاد شده بودم.‌اصلا نمیدونم چطوری. من که دا،م رژیم بودم.سر درنمیاوردم.مات و مبهوت بودم. قیم به جان بی مقدارم هفته ای یکی دو‌کیلو‌زیاد میشدم.‌یه روز که قورمه سبزی درست کرده بودم‌و بوش پیچیده بود و طبق معمول برای همسر و‌پسرم سر سفره بردم و‌خودم با لیوان شیر خرما از سفره دور شدم در حالی که یادم نمیومد یه غذای گرم و مقوی آخرین بار کی خورده بودم.ناامید و افسرده گوشه ای نشستم و شروع کردن به اشک ریختن.‌که چرا من اینجوری آفریده شدم. چرا بیخودی در حال افزایش وزنم. بهم الهام شده بود چاقی من هر چی هست از خوردنم نیست‌میگفتم من که الان ۳۵ سالمه عینهو مامانم که ۷۰ سالشه و بخاطر دیابت و فشار از غذا محرومه منم محرومم.لذت زندگی رو نمیبرم.‌اگه زندگی اینه من نمیخوامش.‌فکر میکردم فقط بخاطر پسرم زنده م و وگرنه خودمو میکشتم.من آخرین بار نود و خورده بودم. شب نشینی مهمونی با وجود یه کمد لباس جدید چون برای شش ماه قبل بودن تنم نمیشدن. بدبختی بالاتر از اینم هست…..تا اینکه تو‌همون ناله گریه های اون روز ظهر از خدا خواسته م نمیدونم چجوری ولی فقط کمک کن که تو میتونی
      داشتم مثل همیشه تو اینستا رژیم سرچ میکردم که لاغری با ذهن اومد. برام جالب شد.‌یادمه شب شده بود.‌اولین فایل رو‌که خوندم از شادی و‌ذوق تو پوست خودم نمیگنجیدم. نمیدونستم چیه فقط فهمیده بودم این خودشه. گم گشته منه‌ .وفتیلای رایگان رو با عشق ادامه دادم .هر روز بهتر و بیشتر میفهمیدم‌. درکم عالی شده بود.‌بخدا نود درصد به بالا اجرا وعمل میکردم. یکمم لاغر شده بودم. ولی سه هفته ای وقفه افتاد تا الان.الانم حسم فوث العاده ست.بیقرار یودم کی میتونم دوباره شروع کنم.خانواده دوست داشتنی مو ببینم و حس شون کنم. و از امروز تا ابد جای من اینجاست.مخصوصا تا رسیدن به قله لاغری
      میدونم که استاد هم دلسوزانه با منه
      خدای خوب و مهربانم متشکرم که منو به اینجا به سرمنزل عشق هدایت کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/14 23:44
      مدت عضویت: 639 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 931 کلمه


      با سلام وعرض ادب
      تمرین اول :
      عوامل چاقی خودرا شناسایی کنید..
      1. از دوران نوجوانی شنیدم که هرکسی به من می‌گفت خوش بحالت چقدر اندام لاغر وخوبی داری، مادرم پاسخ میداد منم در زمان دختری ودر سن 14 سالگی اینطوری بودم ولی بعداز زایمان بچه ی اول چاق شدم واین باور در ذهن من نقش بست ونفوذ کرد که منم بعداز زایمان بچه ی اول چاق میشم
      2.پدرم به مادرم بارها میگفت، شما از بس پر خوری میکنی، چاق شدی، باور:منم پرخوری کنم چاق میشم در صورتی که اشتهای من در زمان نوجوانی وجوانی وحتی دوسال اول ازدواجم بسیار زیاد بود اما دریغ از یه گرم اضافه وزن!
      3.مدام از همه ی افراد چاق شنیدم که مارو برنج ونون بدبخت کرده، باور:برنج ونونی که من میخورم منو چاق میکنه در صورتی که من از بچگی علاقه ی زیادی به خوردن نان وبرنج داشتم ولی تا 27 سالگی با وجود خوردن نان وبرنج زیاد، بسیار متناسب بودم.
      4.شام آدمو چاق میکنه باور:باهربار شام خوردن دارم چاقتر میشم.. 27 سال از عمرمو یه شب بدون شام نخوابیدم وهر چقدر که احساس سیری کنم خوردم، نون وبرنجم خوردم اصلا هرچی دلم خواست وهر چقدر دلم خواست خوردم ولی چاق نشدم..
      5.غذای سرخ کردنی آدمو چاق میکنه، غذا باید فقط آب‌پز ویا کبابی باشه
      6.قند وشیرینی چاق میکنه، 80 درصد مواد غذایی قند داشتن ومن هربار با خوردنشون به خودم یادآوری میکردم داری چاقتر میشی.
      7.دیر خوابیدن چاقتر میکنه، همسر من بخاطر شغلشون همیشه دیر وقت میان خونه وتا شام بخورن وبخوابیم ساعت 2ویا 3 شب میشد ومن هربار که به رختخواب میرفتم با احساس بد بودم که خدایا چرا باید همسرم شغلی داشته باشه که دیر بخوابیم وچاقتر بشم در صورتی که همسرم هم، همزمان با من می‌خوابید وبسیار متناسب هستن.
      8.دیر بیدار شدن آدمو چاق میکنه، هربار که دیر بیدار میشدم، چشممو با ندامت خودم باز میکردم با احساس بسیار بد وعصبی که این چه زندگیه من دارم حالم از خودم به هم میخوره چرا نمیتونم زود بیدار شم تا انقده چاق نشم، در صورتی که در اطرافیانم هستند انسانهای زیادی که از من هم دیرتر بیدار میشدن ولی متناسب بودند.
      9.خوردن نوشیدنی گاز دار باعث چاقی میشه، همسرم روزی چند تا نوشیدنی گاز دار میخوره ومتناسبه، در صورتی که من همیشه از نوشیدنی گاز دار فراری هستم وهر وقتم بخورم انگاری دارم جام زهر مینوشم به قدری که خودمو سرزنش میکنم.
      10.ورزش نکردن عامل چاقیه، چون اراده نداشتم باشگاه یا پیاده روی رو ادامه بدم بخاطر اون خستگی که برام داشت، هروقت نمیشد ویا منصرف میشدم، کلی با خودم جنگ داشتم که تو لیاقت لاغر شدن رو نداری، تو تنبلی، تو بی اراده ای، تو از پس هیچ کاری برنمیای، وخلاصه کلی عزت نفس واعتماد به نفسمو سرکوب میکردم چرا چون باشگاه رو عامل لاغری افراد ونرفتن باشگاه رو عامل چاقی افراد میدونستم در صورتی که میلیونها انسان بدون رفتن به باشگاه وپیاده روی بسیار سلامت ومتناسبند والبته که چون نسبت به خودشون حالشون خوب بود ودست خدارو باز گذاشته بودند حتماً هدایت میشدن به فعالیت‌های طبیعی زندگی روز مره ی خودشون که به مراتب بیشتر از باشگاه وپیاده روی، کالری سوزی داره براشون ومن اینو به تازگی درک کردم والگو هاشو پیدا کردم.
      11.هر جا هر مطلبی در مورد مواد غذایی ومیوه ها وهرچیزی که خوردنش باعث چاقی میشد رو بدقت یا گوش میدادم یا میخوندم فقط برای اینکه حواسم باشه چی رو نباید بخورم وهروقت هم که میخوردم با خودم در جنگ بودم ومیخواستم با تریلی از روی خودم رد شم که چرا با اینکه میدونم وبهم گفته شده که چاقم میکنه دوباره نتونستم جلوی خودمو بگیرم وجالبه که الان که دارم فکر میکنم فهمیدم که تازمانیکه اون مطلب درمورد غذای خاص یا میوه ی خاص به گوش وچشم من نرسیده بود اصلا با خوردنش احساس چاقتر شدن نمیکردم وبا خوردنش کلی هم لذت می‌بردم وبه اندازه میخوردم ودر 99 درصد مواقع ولع خاصی برای خوردنش نداشتم اما همچین که می فهمیدم خوردنش عامل چاقی است، برای خوردن‌ آن حرصو ولع بسیار پیدا میکردم وهمیشه چشمم به دنبالش بود. واین مواد خوردنی انقده تعدادش زیاده که فکر میکنم 85 درصد مواد خوردنی هست که من میشناسم واستفاده میکنم وبه چشم سم به اونها نگاه میکنم نه مواد مغذی ومقوی ومحافظت سلامتی ام، خوب چه انتظاری از خودم دارم که سلامت ومتناسب باشم؟!
      12.بارداری وزایمان که دیگه نگم براتون که در هر زایمان من بعدش 20 کیلو اضافه وزن پیدا کردم در صورتی که الان در صفحات مجازی افرادی رو میبینم که پس از زایمان بسیار متناسبند. وحالا میفهمم که چه باور اشتباهی داشتم در دوران بارداری که اولا باید زیاد بخورم تا بچه ی قوی به دنیا بیارم ودوما خودمو جلو جلو برای یه اضافه وزن حسابی آماده کرده بودم چون همش تو گوشم بود حرفهای دیگران که بعد زایمان خانمها هیکلشون می ترکه وخیلیییی چاق میشن.
      حالا فعلا همینا یادم اومد.
      البته خیلی هست وحتما به یاد میارم ومیام دوباره مینویسم.
      ولی با به یاد آوردن همینا چقدر ذهنم خالی شد از باورهای نامناسبی که سالیان سال دراون جاخوش کرده بودند ومثل علفهای هرزی دور باور متناسب بودن پیچیده بودند واجازه ی نفس کشیدن ورشد کردن به باور زیبای متناسب شدن ومتناسب بودن نمی‌دادند. وحالا من در همین صفحه آنهارا شناسایی کردم وقطع کردم ولی همه ی ما خوب می‌دانیم که علف هرز ریشه دارد ودوباره بعداز مدتی کوتاه رشد می‌کند ودوباره باید قطع شود یعنی باید همیشه واگاهانه حواسمون باشه که باوری خلاف باور متناسب بودن به ذهنمون نرسه واگر هم رسید، باید شناسایی کنیم وبا ساختن باور مناسبش توسط واقعیت ها والگوها، این باورهای نامناسب رو قطع کنیم. استاد جان این جلسه تا به اینجا عالی بود.
      چراغ های زیادی توی ذهنم روشن شد.
      شما بی نظیرید.
      بهتون افتخار میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 22:12
      مدت عضویت: 639 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      به نام خدا
      سلااااام استاد جان
      چقدرررررر سوپرایز شدم از این مدال طلایی که به من در بدو شروع به کامنت گذاشتنم، هدیه کردین، استاد جان بی نهایت سپاسگزارم،. راستش یه خورده گیجم، نمیدونم از کدوم فضای سایت پر از محتوی شروع کنم، از خدا هدایت خواستم، بهم گفت از خود استاد بپرس، راهنمایی میشی…
      استاد جان بهم بگو برم کدوم صفحه، از کجا شروع کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/09 03:24
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم و خدا رو شکر که بهترین ها را برای همراهی ما به سمت این سایت هدایت می کند
        پیشنهاد من شروع دوره دوازده جلسه ای رایگان لاغری با ذهن می باشد
        https://tanasobefekri.com/free_laghari_zehni/

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/09/09 04:02
          مدت عضویت: 639 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 36 کلمه

          استاد جانم سلام
          بی نهایت سپاسگزارم که مرا از این سردرگمی نجات دادین والبته که خداوند بهترین دستان خودش رو برای هدایت من می‌فرسته واین بار هم شما دست پر مهر خداوند برای من هستین. صمیمانه سپاسگزارم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            arshamsmayly@gemil.com
            1399/09/10 05:19
            مدت عضویت: 208 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 138 کلمه

            به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز من بیست سال که با چاقی خودم درگیرم و خیلی راها رو برای لاغری امتحان کردم لاغر میشدم و بعد مدتی بر می گشت چاقی من بعد هم که باردار شدم و به اوج چاقی رسیدم و در کنار اون دچار افسردگی و بی ارادگی نسبت به لاغری پیدا کردم و آخرین راه رو عمل معده میدانستم که همسرم اجازه نمیده چندروز پیش اتفاقی در گوگل داشتم دنبال مطلبی میگشتم یدفع تیتر لاغری با ذهن را دیدم وا وارد شدم بعد از خواندن مطالب و دیدن فیلم اول شما نور امیدی در دلم روشن شد که انگار اینبار راه رو درست اومدی و موفق میشی از شما استاد عزیز هم میخوام من را راهنمایی کنید تا بتونم به پایان راه یعنی وزن متناسب و برای همیشه لاغر ماندن برسم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 09:38
      مدت عضویت: 447 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوار و دیگر دوستان
      داستان هدایت من در این مسیر زیبا اینگونه بود که حدود ۶ ماه از زایمانم گذشته بود و دنبال یک تغییر ی در سبک زندگی خودم و حالات درونیم داشتم و این را هم میدانستم که فقط و فقط با تغییر در افکار و رفتارم این کار ممکن است . از خدای خودم خواستم که به من کمک کند مثل همیشه که ایندفعه هم سریع راه را به من نشان داد .
      در یک لحظه شروع کردم تا مطالب و راهکارهای آدم های موفق رو بخونم .با پیگیری و انجام این راهکارها هر روز به قدرت درون خودم بیشتر از قبل پی می بردم تا اینکه یکدفعه به ذهنم خطور کرد که باید راهی باشد از طریق ذهن لاغر شوم و و همان لحظه سرچ کردم و با شما استاد عزیز
      آشنا شدم که هر روز فایل های رایگان شما رو گوش می کردم تا اینکه روند کاهش وزنم شروع شد و تغییرات بسیاری از لحاظ فکری در من بوجود آمد و این ادامه داشت تا این زمان که موفق به خرید دوره شدم و باز با انگیزه بیشتر از قبل این دوره رو را به لطف خدای مهربانم به اتمام می رسانم تا نتایج عالی را در خود ببینم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 01:49
      مدت عضویت: 639 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,525 کلمه


      به نام خدا
      خدای مهربانم سلام
      خدایا شکررررررررررت که امروز اینجام
      خدایا شکرت که روشن وواضح هدایتم کردی
      خدایا شکرت که دست منو گرفتی و گذاشتی صاف توی این سایت
      البته خدای من تو بیش از 400 روز قبل من به اینجا هدایت کردی ولی من آماده ی دریافت این هدایت نبودم، من اومدم اینجا عضو شدم وفقط عضو شدم ورفتم و…
      تا اینکه تکاملم طی شد.
      چندروزی بود که به شدت اضافه وزنم درگیرم کرده بود. اما نه در گیریه بد، بلکه با احساس خوب، با اميد وتوکل به خداوند که حتما راه‌حل آسان ولذت بخشی برای تناسب اندام من هست.
      در صفحات مجازی به عکسهایی هدایت شدم که همه وهمه برام نشونه بود که جستجو رو ادامه بده، تو به جای مناسب در زمان مناسب، به راه حل مناسب نزدیک هستی، قلبم عجیب روشن میشد، روشنو روشن‌تر، من از سال 97 روی باورهایم کار میکنم، وبه لطف خداوندی که شناختمش توانسته ام در این دوسال ونیم در ابعاد مختلف زندگیم، تغییر زیادی انجام دهم، وپیشرفت کنم ورشد کنم وبه آرامش وخوشبختی برسم وهمیشه تعجب می کردم که منی که این همه نتایج عالی در تمام ابعاد زندگیم گرفتم وزندگیم رو اون طور که دوست دارم، خلقش می کنم، چطوره که نتونستم برای اضافه وزنم کاری کنم؟
      البته که همین حالا هم برای این نوشته ام از خداوند هدایت می خوام که بگوید ومن بنویسم…
      ومیگوید..
      چون من برای لاغری بدنبال تغییر عوامل بیرونی بودم، فکر میکردم با کم خوردنم، با اینو نخوردن واونو نخوردنم، با خوابم، با ورزش‌های سنگینم، با دمنوش، با رژیم غذاییه سخت وخلاصه با ده ها عامل بیرون از خودم میتونم مساله ی چاقی رو حل کنم وخودمو به تناسب برسونم، وقانون واولین قانون رو به یاد آوردم، قانون این است که این من هستم که با فرکانسهایم جهانم را خلق میکنم، آگاهانه یا ناآگاهانه، بد یا خوب، چاق یا لاغر، ثروتمند یا فقیر، بیمار یا سلامت، با انرژی ویا کسل، خوش بخت یا بدبخت، عشق یا جدایی، وخلاصه تمام اتفاقات زندگیه من همه وهمه حاصل فرکانس‌های من به جهان است، وجهان به فرکانس‌های من پاسخ می دهد، وهیچ عاملی بیرون از من وفرکانس های درونی من، در شرایط واتفاقات واوضاع زندگیه من نقشی ندارد وجهان آیینه ی فرکانس‌های من به من است ودرون من را به من نشان می‌دهد. 😇😇😇
      پس اگر من چاقم و30 کیلوگرم اضافه وزن دارم، این چاقی هیچ ربطی به خوردن زیاد من، به نوع مواد غذایی من، به خواب من، به هیچ چیزبیرونی ربطی نداره، ومن همین باور رو با پیدا کردن الگوهاش تونستم در خودم بسازم، آره درسته،…
      چند نفرو میشناسم که تا حد مرگ میخورن ولی دریغ از 200 گرم اضافه وزن.
      چند نفرو میشناسم که بخاطر شرایط کاریشون از صبح تا شب فقط نشستن وهیچ تحرک فیزیکی ندارن ودریغ از 200 گرم اضافه وزن.
      چند نفرو میشناسم که اگه برنج نخورن وتازه برنجم با نون نخورن میگن انگاری چیزی نخوردیم وبسیار متناسبند.
      چند نفرو میشناسم که کارشون بیشتر روزا خوردن فسفوده وعلی رغم اینکه این همه میگن فسفود چاق میکنه، اصلا چاق نیستند.
      پس اگه تو دنیا حتی یه نفر تونسته خلاف اون چیزی که توی ذهن من باورش شکل گرفته، کاری رو انجام بده ونتیجه ی عکس، نتیجه ی منو بگیره، پس منم میتونم. چون تمام انسانها از یک سیستم عصبی برخوردارند وهممون با یه فرمول عصبی خلق شدیم.
      تنها چیزی که نتیجه ی من رو با اونها متفاوت میکنه، اون باورهایی هست که در ذهن من کدنویسی شده وهر روز هم داره تکرار میشه، چون من از 99/99 درصد جامعه هرروز دارم این باورها رو می‌شنوم ومیبینم، پس ذهن من این کد رو هرروز داره برای خودش بروز رسانی میکنه، پس طبیعیه که منم نتیجه ی مطابق با باورهامو دریافت کنم، منم همون چیزی رو خواهم دید که خودم به شکل باور واحساس ناشی از این باور به جهان ارسال کردم که اسمش همون فرکانس یا ارتعاشه.
      خوب حالا من باید چیکار کنم خداجونم؟
      باید این کد های غلط رو در ذهنم عوض کنم وبجاش کدهای جدید ثبت کنم وهرروز کدهای جدید رو با ورودیهای جدید بروز رسانی کنم، یعنی باورهای مناسب ودر جهت هماهنگی اندامم وسلامتی وانرژی جسمانی ام بسازم وهرروز ورودیهای مناسب رو به ذهنم بدم وباورهامو تکرار وتکرار کنم، بادیدن نتایج دوستانی که با باورهای جدید ومناسب، نتایج دلخواه منو گرفتن،،، آره این طوریه که کم کم اون باورهای قبلی کم رنگ میشن، چون من با باورهای جدیدم، روی اون باورهای قبلی رو رنگ جدید میزنم، یه رنگ سفید وزیبا که دلخواه منه، وباید ادامه بدم وبا این باورها هرروز ذهنم رو کنترل کنم که منو به پله ی اول برنگردونه، پای ورودیهای نامناسب نشینم، وجهاد اکبری براه بندازم تا همیشه در فرکانس مناسبی برای تناسب اندام باشم…
      وکجا بهتر از اینجا؟..
      خدایا شکررررررررررت، دمت گرم که خوب جایی هدایتم کردی..
      اومدم جایی که همه ی آدمهاش حرف منو می‌فهمن.
      اومدم جایی که یه استاد داره که تو یه جاده وراه باهم هم سفرد هم قدم بودیم ومن حرفهاشون رو درک میکنم.
      اومدم جایی که هر صفحش پره از باورهای مناسب، که آقا میشه، میشه با کنترل ذهن، میشه با احساس خوب ولذت، میشه بدون تقلی ورنج، میشه بدون عجله، میشه از قشنگترین مسیر، سوت بزنی ولذت ببری وبه تناسب اندام ماندگار برسی، همونطور که صدها نفر اینجا رسیدن، همون طور که استاد عطار روشن رسیده.
      استاد جانم، من اگه اینجام، یعنی الان اینجام نصف راهو رفتم، ایمانم قوی‌تر از 400 روز قبلم شده، چون با همین یدونه قانون که احساس خوب =اتفاقات خوب میتونم فکر خدارو برای هر جنبه ای از زندگیم بخونم، میتونم در هر جنبه ای از زندگیم برای هر خواسته ای به احساس رهایی برسم با این ایمان که همون لحظه که خواسته در وجودم شکل گرفت، اجابت شد ومن فقط باید با ایمان به اینکه بزودی در بهترین زمان وموقعیت اون خواسته وحتی بهتر ازاون خواسته در زندگیم هویدا میشه، با احساس خوب زندگی کنم، گویی که هم اکنون اون رو دارم، با چیزی که الان دارمش، سپاسگزار باشم، با اميد به اینکه بهترش در راهه، با ایمان به اینکه وعده ی خداوند حقه، وطبق قانون خداوند من هرآنچه که میفرستم (فرکانس) طبق همون نتیجه میگیرم، وای عین عدالته خداونده، با خیال راحت هر خواسته ای که دارم رو فقط بخوام وبه هدایت‌های خداوند ایمان داشته باشم وایمان داشته باشم که من رها شده نیستم وطبق فرکانس‌های هر لحظه ی خودم به مسیرهای مناسب با همون فرکانس هدایت میشم والهامات خداوند رو دریافت میکنم وبا امید به خداوند وتوکل واعتماد به اون بدون در نظر گرفتن اینکه ذهن منطقی چی میگه وچیو درست جلوه میده وچیو نادرست، شهامت داشته باشم ودر جهان الهامات قدم بردارم ، مثلا اگه خداوند به قلبم الهام میکنه پاشو برای خودت ارزش بزار ویه اسموکی با اسفناج وکیویی درست کن، نگو اه اه اه، این خیلی بد مزه هست، حتماً خداوند متعال چیزهایی رو میدونه که تو نمیدونی…
      یا اگه میگه پاشو نصف شب یه لیوان آب جوش از سماور بازکن وبخور، نگو حسش نیست، حتماً خداوند چیزی رو میدونه که تو نمیدونی والبته که خداوند مارو در جهت باورهامون ودر جهت فرکانسها واحساسات حاصل از باورهامون هدایت میکنه، اگه باورمون باشه که خوردن زیاد مارو چاق میکنه، چون اینو باور کردیم، احساسمون نسبت به هر چیزی که میخوریم بده وفکر میکنیم که باخوردنش داریم چاقتر میشیم وخداوند هم به همین احساس پاسخ میده وهدایت خداوند به مهمانی ویا غذاهای چرب وچیلی اتفاق میافته که ما با خوردنشون بیشتر وبیشتر از این احساس بد رو تجربه کنیم. واگه بجای این باور بیام به خودم بقبولونم با دلیل منطقی با سند ومدرک که آقا خوردن هیچ تاثیری در چاقی نداره ودر بدن من سیستمی به نام سیری طراحی شده که به اندازه ی نیازم میخورم وبعد ذهنم بهم دستور میده که دیگه میل ندارم، نخور واین باور که بدن من به حدنیازش از مواد غذایی که واردش میشه رو برمی‌داره وهر چیزی که اضافس ازش دفع میشه واین طوری با خیال راحت وهر چیزی رو که دوست دارم میخورم واحساس خوب ولذت بخشی بهم دست میده وهمین احساس خوب من که حاصل باورهای مناسب منه به جهان فرکانسی ارسال میکنه واز طرف خداوند هدایتها والهاماتی میاد که مثلا تند تند به بدنم دستور تشنگی ونیاز به نوشیدن آب داده میشه ومن تمام سموم ومواد اضافی رو به واسطه نوشیدن آب فراوان از دست میدم و دفع میکنم وخیلی احساس سبکی واحساس خوشایندی بهم دست میده واین جنس از همون جنس احساسیست که به جهان فرستادم وبیشتر وبیشتر ازش دریافت میکنم به همین راحتی، بدون هیچ زور زدن وتقلا کردنی، خدایا ااااا من عاشق این قوانین ساده وتغییر ناپذیرتم.
      استاد جان الان وقتش بود، الان اینجا بودنم پاسخ خداوند به درخواست 430 روز قبلم بود ودر زمان مناسبش به اینجا هدایت شدم، از همین شب به خودم تعهد میدم که من لیلا بشارتی هستم وبه خودم تعهد میدهم ازتاریخ 8/9/99
      تمام تلاش خودرا برای تغییر باورهایم در راستای سلامتی کامل وتناسب اندام وانرژی بالای جسمانی ام انجام دهم وبرای اینکار حداقل روزانه دوساعت در سایت تناسب فکری زندگی کنم ولذت ببرم وتا یکسال آینده یعنی تا تاریخ ٨/9/400وزن خودرا به 60 کیلوگرم برسانم وسلامتی کامل در تمام سلول‌های جسمم داشته باشم، هم چنین از قوای جسمانی عالی برخوردار باشم.
      وضعیت کنونی من،:
      قد 159
      وزن 86
      سن 40
      خدایا شکررررررررررت
      استاد جان به شما ایمان دارم، سپاسگزارم که دستی از دستان پر مهر خداوند هستین تا به موازات رسیدن به خواسته های دیگرم به این هدفم برسم. یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        الهام خوشبخت
        1399/09/21 10:19
        مدت عضویت: 667 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام دوست عزیزم! خیلی نوشته‌ تون عالی بود. از ورودتون به سایت خیلی خوشحال شدم .تبریک میگم که هرروز افرادی را در سایت مشاهده میکنم که خیلی انرژی وفرکانس بالایی دارن. براتون آرزوی موفقیت دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/28 22:12
      مدت عضویت: 446 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      با سلام خدمت خاق زیبایی
      من همیشه به دنبال راهی بودم که خودم را لاغر کنم هر کاری کردم دمنوش خوردم پلاستیک به کمرم بستم و روش کمربند بستم چه شبهایی که تا صبح به خاطر زدن چربی که از کوهان شتر بود تا صبح بدنم را می خواراندم. معجونهایی از تمام چربی سوزها یکجا درست کردم و خوردم چه ورزشهای سنگینی که انجام می دادم اما هیچ کدوم نتیجه نداد من برای هر چیزی دعا می کردم و نظر می دادم و روزه می گرفتم تا اینکه ی روز از خدا سر نماز خواستم راهی جلویم بگذارد تا لاغر شوم و خدا ندایم را پاسخ داد یک روز داشتم توی برنامه آپارات در مورد ذهن ناخداگاه مطالب را نگاه می کردم و بهترینها را دانلود می کردم تا اینکه در یکی از برنامه استاد را دیدم که دارد صحبت می کند موضوعش یادم نیست ولی چنان من را منقلب کرد که بلافاصله زدم توی گوگل و کم کم راهنمایی شدم به سایت تناسب فکری و وارد شدم و دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کردم خدایا ممنونتم دوستان این دوره شگفت انگیزه به خداوندی خدا تنها یک جنبه از شما را تغییر نمی دهد تمام جنبه های زندگی را شامل می شود من که تا زنده ام این سایت رو دنبال می کنم از روزی که قبت نام کردم حتی یک روز ببینید حتی یک روزش من خواندن میثاق نامه رو ترک نکردم منی که کارام زیاد روی برنامه ریزی نبودم و معمولا بعد از مدتی رها می کردم امروز تقریبا ۱۷۸ روز هست که با عشق و علاقه این دوره را ادامه دادم من که خیلی کیف کردم می کنم و خواهم کرد اگر شما هم می خواهید تغییر را در خود ببینید فقط وارد این سایت شوید تا به حقیقت حرفام پی ببرید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/23 02:39
      مدت عضویت: 268 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      با سلام من هم مثل اکثر دوستان کلی مشکلات و مشغله فکری داشتم دائم یا داشتم در مورد چی بخورم فکر میکنم یا در مورد چرا چاقم تا بالاخره یه روز رفتم پیش روانشناس و این سایت رو بهم معرفی کرد اما من زیاد توجه نکردم و گذشت تا چن روز پیش که از دوستم که پزشک در مورد قرص گلوریا سوال پرسیدم و او هم گفت به جای خوردن قرص این روش رو امتحان کن من هم تصمیم خودم رو گرفتم و انشالا که نتیجه میگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیلان اسمعیل پور
      1399/08/19 15:28
      مدت عضویت: 663 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      سلام استاد عزیز
      من مدتها بود از هر روشی که همه میدونن استفاده کردم ولی نشد حتی دمموش نیوشا رو خدم به چند نفر معرفی کردم همه ۹ -۱۰ کیلو کم میشدن خودم نه واقعا دیگه کلافه شده بودم تشر های همسر و تذکر خانواده خودم که به فکر خودت باش دیگه که بماند.
      تقریبا ۲ سال پیش بود ومن ۵ ماهه باردار بودم ومرتب تذکر پزشک که الان ۸۷ کیلویی حتما تا بالای۱۰۰ میری و فشار خون و …
      ما برای مهمانی رفتیم سنندج و اونجا جاری خواهرم تعریف کرد که با دکتری در دزفول آشنا شده و ایشون ۱۰ تا فایل بهش داده وخیلی تاثیر داشته لاغری با ذهنم…. من هم با خودم گفتم اینو ما این همه رژیم و ورزش و پیاده روی و دردسر میکشیم کمی لاغر که میشیم برمیگرده حالا بشینم و فکر کنم چطور لاغر میشم ؟؟؟؟ این گذشت تقریبا ۲ماه بعد یک روز حالم بد شد و طبق معمول همه میگفتن مال چاقیه….. و من یاد اون خانم افتادم قطعا دیگه هیچ راهی نداشتم و در اوج بد حالی به خدا گفتم چی میشد منم مثل بقیه بودم که نجوایی در گوشم اون خانم رو اسم برد و من بلافاصله زنگ زدم که فایل هاروداری منم گوش کنم که گفت سایتی به این اسم هست و خودت پیگیر باش و…..
      خلاصه منم رفتم و متن ها رو خوندم با گوش داده اولین فایل دلم قرص شد که همین راهشه….
      شکر خدا در بارداری هم وزن من ۹۵ کیلو شد و همه متعجب بودن.
      بعد از مدتی هم تونستم ورود به سرزمین لاغر ها رو تهیه کنم.
      حالا جای جالبش اینجاست که خود این خانم هم خودش زیاد اعتقاد نداشته و الان چند ماهه که برای خودش و خانواده ش رژیم سخت کتوژنیک رو پیش میبره و من ایمان دارم که فقط هدایت الهی برای من بوده….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/13 09:13
      مدت عضویت: 538 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام خدمت دوستان و استاد خوبم
      راستش منم هی در یتوب دونبال همین ورزش و داروهای گیاهی بودم که یک بار به ویدوی لاغری با ذهن را دیدم برام خیلی جالب بود تا حالا همچین چیزی ندیده بودم و کنجکاو شدم که گوش بدم و یک ویدو را گوش دادم و بعدش به شماره استاد پیام دادم که میخواهم دوره را خریداری کنم منم دوست دارم برنامه ها را همیشه منظم انجام بدم ولی وقت ندارم امید که منم انشالله یک ۷ ماهه دیگه این درسمم تمام میشه باز میتوانم منظم برنامه را دونبال کنم و انجامش بدم ولی بازم یک ۳ کیلویی فکر کنم کم کردم خودم را وزن نکردم ولی دوستام میگم کمی لاغرتر شدی وخودم هم حس بهتری دارم سبکتر شدم به امیدی که منم بتوانم مثلی دوستان خوبم نتیجه بهتری بگیرم روز خوش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/12 12:12
      مدت عضویت: 666 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیزم .من یک شب خیلی حالم از اوضاع بد خانواده و مالی و رابطه بد بود و خیلی توی دلم از حدا میخاستم یه راهی جلو پام بزاره هیچ راهی برای خودم نمیدیدم و همین طور که تو اینستا میچرخیدم دکتر ازمندیان یه صحبتی کرد گفت برید همین الان یه دفتر بیارید و تمام خواسته هاتون رو بنویسید و من که دلم خیلی از همه جا پر بود همه خواسته هامو نوشتم و توی تلگرام کانالش رو دنبال کردم و بعد به سایت عباسمنش رفتم و بعد از مدتی خیلی از چاقی در عذاب بودم و همش مدام به خودم میگفتم کاش یه راهی واسه همیشه پیدا میشد که همیشه خیالت راحت باشه که میشه لاغر شد و به جایی رسیده بودم که از مهمونی به خاطر لباس پوشیدن فرار میکردم و خیلی سر این مساله با شوهرم بحث میکردم .و تو تلگرام داشتم میچرخیدم که یه فایل از استاد رو دیدم و باز کردم و خیلی مشتاق شدم و به لطف خدا خیلی خوشحالم که به این مسیر زیبا هدایت شدم.و از امروز متعهدم که تمریناتم رو انجام بدم که روزی بتونم عکسم رو در البوم شگفتی سازان بزارم و لذت ببرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/10 10:16
      مدت عضویت: 495 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 381 کلمه

      به نام خدای همیشه همراهم ❤

      سلام به استاد عزیز و همه دوستانم

      من از دی ماه ۹۷ ک چند ماه بود با قانون جذب آشنا شده بودم و خواسته ها مو نوشتم یکی از خواسته هام متناسب شدن بود و از اون موقع یک آشنایی کمی از استاد و این دوره پیدا کردم از طریق سایت استاد عباس منش و از اواخر فروردین ۹۸ با دوره رایگان شروع کردم و ۳ کیلو کم کردم و بلافاصله بعدش دوره رو شروع کردم و تا ۷ ، ۸ ماه هر روز هر روز این دوره رو ادامه دادم و
      نکته جالب همونی ک استاد هم گفتن استمرار من در این مسیر بود ک جز هدایت خدا چیزی نمیتونم اسمش و بزارم چون من تا قبل از این هیچ کاری رو انقدر استمرار نداشتم روش و از همون یکی دو ماه اول با تغییر احساس و کمی تغییر در ظاهر شروع شد و از ۴ ، ۵ ماه بعد تغییرات ظاهری بیشتر شد
      و نکته جالب این بود ک بعد از این ک من خیلی متناسب تر شدم از اطرافیان میشنیدم ک تو ک خوب بودی چرا لاغر کردی چون من شاید خیلی اضافه وزن نداشتم از نظر دیگران ولی توی ذهن خودم یه بار سنگین بود برام ک از ۳ ، ۴ سال قبلش خیلی بیشتر به فکر این چاقی بودم و یه نشونه شم این بود ک خودم رفتم یه ترازو جدید گرفتم و تصمیم داشتم ک شروع کنم برای لاغری و هدایت خدا ۳ ، ۴ سال بعدش با لاغری با ذهن شد و من شروع کردم این راه رو و البته ک از تصمیم خودم و لاغر شدنم خیلی راضی بودم و هستم
      و هنوز ک هنوزه هیچ کدوم از خانوادم نمیدونن ک من چه جوری لاغر شدم و فکر میکنن من رژیم گرفتم و
      باز با این ک با اصرار خودشون ک تو چی کار کردی بهشون توضیح دادم ولی وارد این مسیر نشدن و باز طبق عادت همه ما منم یکی دو بار دیگه باز به یکی از خواهرام و مامانم گفتم ک شروع کنن این دوره رو ولی اصلا توی این مدار نبودن و نیستن و منم دیگه هیچ اصراری نکردم.
      ولی من لذت متناسب شدن چشیدم و برای همیشه توی این مسیر خواهم بود به لطف خدای خودم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/10 01:56
      مدت عضویت: 237 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت استاد عطار روشن و دوستان.من بعد از ازدواج کم کم دچار اضافه وزن شدم.بعد از بدنیا آمدن دختر بزرگم همچنان اضافه وزنم بیشتر شد.تا اینکه با ورزش و رژیم لاغر شدم حدود شش ماه با این روشها ادامه دادم.کم کم خسته شدم و این روشها رو رها کردم.بعد از زایمان دختر دومم دوباره دچار چاقی مفرط شدم.چندسال بیخیال شدم.خسته از همجا.به خداوند گفتم چکار کنم از این وضعیت رها شوم،خداوند درخواستمو احابت کرد.بدنبال موفقین لاغری بودم که عکس یکی از شگفتی سازان منو به خودش جلب کرد.بعد از آن مدتی در کانال بودم .روز بروز اشتیاقم به این دوره بیشتر شد.و دوره را خریداری کردم .تقریبا نتیجه خوب گرفتم.اطرافیان شگفت زده شده بودند.که دوباره باردار شدم و از اونجایی که عالی روی خودم کار نکرده بودم.زیرا دوره را باید اینقدر مرور کرد که ملکه ذهن شود.دوباره دچار اضافه وزن شدم.پسرم ۸ماه داردو من تصمیم قاطع خود را گرفتم خیلی عالیتر دوباره دوره را شروع کنم.خیلی بهتر دوره را درک میکنم.زیرا در تمام جنبه های زندگی تاثیرات فوق العاده ای دارد.من از خدای مهربون سپاسگزارم که خیلی عالی به درخواستم پاسخ دادو منو به این دوره ناب هدایت کرد.از استاد عطار روشن سپاسگزارم که از دل.جون این دوره را تدریس میکنند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/09 14:08
      مدت عضویت: 251 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام
      من نزدیک به ده سال هست ک ازچاقی رنج میبرم وهرروز و هر لحظه درفکرراهی برای لاغر شدن هستم راههای زیادی دنبالش بودم و اطرافیانم هم راههای زیادی برسرراهم قراردادن و من مانند عاشقی کور به دنبال عشق خودم خوش اندامی هرکس ک راهی نشانم میدادبه دنبالش میرفتم و همیشه به بن‌بست می‌رسیدم
      تا اینک خدای مهربان منوبه سمت این سایت و استاد عزیزم هدایت کرد امروز ک صحبتهای استاد عزیز رو گوش میکردم ناخودآگاه اشک شوق میریختم بعدازسالهاکسی منو درک میکرد و حرفهای دل منو میزد من همیشه درچاقی خودم تنها بودم همیشه مورد تمسخر دیگران قرارمیگرفتم و نمی‌تونستم بگم ک من دلشکسته ام منم تاحدی میتونم تحمل کنم و دم نزنم خب سخت به کسی بگی بابا من تنبل نیستم من پرخورنیستم من کم تحرک نیستم منم تلاش میکنم ک لاغربشم نمیشه واسه همه توضیح بدید تا بهت دیگ گیرندن ولی امروز اومدم ی با دیگ عزمم وجزم کنم با همراهی خدای مهربانم واستاد عزیزم یا علی بگم وراهی ک خدا منو هدایت کرده پیش بگیرم تابه موفقیت برسم نه تنهادرلاغری بلکه در تمامی مراحل زندگیم موفق باشم واخراینکه من با سرچ کردن درگوگل وارد سایت لاغری ذهنی شدم از خدای عزیزم بابت استاد عزیزم سپاسگزارم بابت سایت لاغری ذهنی سپاسگزارم بابت گوگل سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/05 13:42
      مدت عضویت: 247 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      سلام خدمت استاد من از بچگی اضافه وزن داشتم الان ۲۸سالمه گذشت تا سن ۱۴سالگی که دیگه خیلی از خودم خسته بودم از وضعیتم از سنگینی بدنم با رژیم الکی وزن کم کردم اون موقع ترازو نداشتم نمیدونم چند کیلو بودم و چقدر کم کردم ولی خیلی تغییر کردم تا ازدواج کم همیشه در حال ورزش کردن بودم همیشه تحرک داشتم اصلا نمیتونستم بشینم به امید اینکه چیزی رو که خوردم بسوزونم چاقی تو اقوام ما خیلی شایعه تا جایی که میدونم همه فامیلمون اضافه وزن دارن همه هم بازمون شده که ارثیه و ژنتیکمون اینجوریه و کریش نمیشه کرن ولی من همش ته‌دلم احساس میکردم من نبلید با این شرایط کنار بیام و راضی نبودم از وضعیتم تا حامله شدم از اونجایی که سنم کم بود فکر میکردم باید زیاد بخورم تا بچه تپل باشه خودم شدم ۱۰۵کیلو بچم شد۳کیلو من موندم کلی اضافه وزن اصلا‌نمیتونستم راه برم از بس که سنگین بودم ولی بازم تلاشمو کردم رفتم پیش دکتر تغذیه از تو مجله پیداشون کردم اکثرا رژیم بعد زایمان میدادن چند جلسه برامون جلسه گذاشتن باهامون صحبت کردن من اون موقع با کالری مواد غذایی اشنا شدم دیگه رژیمشون رو نگرفتم یه کتاب بهم‌دادن از روی کتاب کالری رو حساب میکردم ترازو هم خریدم روزی تقریبا ۶۶کالری میخوردم بعد از ۶ماه بعد ار زایمانم ۴۰کیلو کم کردم با کلی ریزش مو دندون درد و رنگ پریدگی و همه میگفتن زشت شدی ولی بازم برام‌مهم نبود اینقدر بدنم سبک بود اینقدر خوشحال بودم بعد از یه سال دوباره رفت بالا شدم ۷۵باشگاه میرفتم کالری مینوشتم چون پرخوری عصبی داشتم جواب نمیداد یه سال خامگیاهخواری رو امتحان کردم اما همش گرسنم بود با اون هم نتونستم کم کنم زخم معده گرفتم بعد از اون رژیم کتو گرفتم اما بیشتر وزنم رفت بالا الان ۷۹کیلو هستم دیگه به یه جایی رسیدم که حتی اینستا رو هم حذف کردم چون خیلی باعث پرخوری عصبیم‌میشد یه روز که گوشی دستم بود پادکست گوش میدادم از اپلیکیشن کست باکس که الکی نوشتم لاغری با کمک ذهن چون خودم میدونستم مشکلم از ذهنمه همیشه مدیتدشن میکردم یوگا میکردم اما نتیجه ای که میخواستم رو نمیگرفتم دوسال پیلاتس کار کردم هر ورزشی که بگین من جدی انجام دادم این یه ماه اخیر خیلی ناراحتو افسرده بودم حتی به شوخی به مامانمو خواهرم میگفتم من دیگه از دست این وزن که هی بالا میره اخرش خودمو میکشم تا راحت شم‌ تا با شما اشنا شدم دورهای رایگان رو‌گوش دادم همون‌موقع ترازو رو گذاشتم تو کابینت و امروز هم دورتون رو تهیه کردم خیلی خوشحالم دیشب از خوشحالی خوابم‌نمیبرد ایمان دارم از ته ته دلم که با این روش به وزن۵۵کیلو میرسم‌اون‌موقع ازاد میشم شاد میشم اعتماد بنفسم میره بالا سبک میشم لباسایی‌که دلم‌میخوا‌ رو میپوشم خیلی خوشحالم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 11:57
      مدت عضویت: 666 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 892 کلمه

      بنام خدایی که هرگز دیرنمیکند
      باسلام خدمت استاد عطار روشن عزیز،استاد دانا وبینظیری که برای من دستی از جانب خداوندبوده وهست

      مدتها بود همش درگیر این مسئله بودم که چطور میتونم ذهنم رو کنترل کنم ؟
      زمستون سال ۹۷بود ،استاد توی یکی از فایلها شون گفتن که برای کنترل ذهن میتونین از سری فایلهای رایگان زندگی با طعم خدا استفاده کنید
      ومن همون موقع سریع دو تا فایل ۱و۲رو دانلود کردم وگوش دادم وبه دلم نشست،ودیگه همون ۲تارو دانلود کردم وچند بارگوش دادم وگذاشتم توی یه پوشه که مثلاً بعدأ بقیه رو هم دانلود کنم،اما همون‌طور موندن تو پوشه
      (داستان هدایت من از اینجا شروع شد)
      خدای مهربون من💓 همه چیش رو نظمه،
      خدایااااشکرررت❤️🙏🏻❤️
      یک سال از این ماجرا گذشت،دی ماه سال ۹۸ بودحال من خوب بود ،اما حال خوب دائمی نداشتم،دیگه خسته شده بودم،مدتهابود مثلاً داشتم روی خودم وباورهام کارمیکردم اما نسبت به تلاش من شرایطم هنوز تغییر نکرده بود
      یه روز عصر بود خیلی ناراحت بودم از این که چرا اونجوری که میخوام شرایط پیش نمیره داشتم با خدا حرف میزدم که خدایا چکارکنم ؟وچرا تلاشهای من بی فایده است وخدایا خودت راهنمایی و هدایتم کن…
      انگار همون لحظه یه حسی منو کشوندسمت اون دو تا فایل زندگی با طعم خدا که یک سال بود توگوشیم داشتمشون
      ومن هدایت شدم
      اون لحظه واون روز عصر رو و اون ارتباط حسی که بین من وخداردوبدل شد رو هیچ وقت فراموش نمیکنم
      سریع رفتم تو سایت وشروع کردم به دانلود ادامه فایلهای زندگی با طعم خدا وشروع به گوش دادن به فایلها کردم،اما اینبار با (آگاهی بالاتر،مدار بالاتر واز همه مهمتر با شور و اشتیاق بیشتر،انگار خداهم میخواست که من این مسیر روادامه بدم)
      خیییلی احساسم خوب شده بود ،تمرینهاشو با دقت مینوشتم،وروز به روز حالم بهتر میشد،دیگه خدارو جور دیگه می‌دیدم،خیلی احساس نزدیکی به خدا داشتم ووقتی ازخدا حرف میزدم بی اختیار اشک میریختم ،اشک شوق بود،انگار که معشوقم رو بعد از سالها پیداکرده بودم.
      توی فایلها گفتید که اگر میخواهید که این مباحث رو گسترده تر ادامه بدیداز محصول خدا هرگز دیرنمیکند استفاده کنید ومن حالا تشنه آشنایی بیشتر با معبودم بودم
      همیشه به خدا میگفتم ومیگم که خدایا هرروز وهر لحظه آگاهی های منو از شناخت خودت بیشتروبیشتر کن،و قوانین جهانت رو به من بیاموز تا اونها رو مو به مو در زندگیم به کار ببرم
      همون موقع تصمیم جدی گرفتم که محصول خدا هرگز دیرنمیکند رو تهیه کنم
      💚 هیچوقت یادم نمیره که بازهم به خدا گفتم که خدایا می‌دونم که تو منو هدایت کردی به این مسیر وحالا هم اگر که میدونی توی این محصول واین فایلها آگاهی هایی هست که باید به گوش من برسه خودت شرایط خرید این محصول رو برای من راحت وآسون کن💚
      هنوز ۲ یا ۳روز نگذشته بود که یه روز عصر وقتی اینستاگرام رو باز کردم شما پستی گذاشته بودین که عکس آیدای عزیز بود این فرشته ای که از جانب خدا اومده بود تا راه رسیدن به خواسته ام رو برام آسونتر کنه

      وشما بمناسبت تولد آیدای عزیز تخفیف زده بودین رو محصولات
      دقیقاً ۱۲ بهمن محصول رو به راحتی خریداری کردم ونمیدونید در من چه شور و اشتیاقی بود
      نکته مهمش این بود که من هیچ اصرار نکردم،عجله نکردم وفقط ازش درخواست کردم و همچنان داشتم از سری فایلهای رایگان زندگی با طعم خدا لذذذت می‌بردم وبا ذوق و شوق تمرینات رو انجام میدادم،وخیلی راحت شرایط برای رسیدن به خواسته ام مهیا شد
      من باهمون فایلهای رایگان اینقدرر حس نزدیکی به خدا پیداکرده بودم که تمام سالهای زندگیم یه همچین حسی به خدا نداشتم
      نمی‌خواستم این قسمت رو بنویسم اما گفتم شاید کسی این کامنت رو بخونه و شرایطی داشته باشه که بهش کمک کنه
      من هفتم اسفند یکی از عزیز ترین هایم رو از دست دادم
      اونجا بود که فهمیدم تمااام این مسیری که طی این ۲ماه برمن گذشت
      واون همه نزدیکی با خداوند از روی حساب و کتاب بود
      توی اون روزها که حال تمام اعضای خانواده ام خراب بود
      من تنها مرهم قلبم❤️ خدایم ❤️بود
      (من آدم بسیار احساساتی و وابسته به خانواده بودم)
      اما اون روزها حسی داشتم که درتمااام عمرم تجربه اش نکرده بودم

      ♥️ندای درون♥️

      ندای درونم به وضوووح بامن حرف میزد واین حس توی اون روزها خیییلی به من کمک کرد تا دوباره ودر کمال ناباوری اطرافیانم خیلی سریعتر از زمانی که میشد فکرش رو بکنی بلند شم وبه زندگیم مثل گذشته ادامه بدم
      توی همون روزهای اول وقتی که اشک میریختم ،صدای خدارو به وضوح و با گوش جانم می‌شنیدم که می‌گفت:رفتن برادرت هم برای تو خوب بود وهم برای او وخیر هردوی شما در این بود
      وقتی با بغض می‌گفتم،خدایا پس دلتنگیم چی میشه ؟ درجوابم می‌گفت ؛ تو قرار نبود به بنده های من وابسته باشی،تو فقط باید به من وابسته و وصل باشی……
      اون روزهای سخت خداتنها همدمم شد حتی توی جمع خانواده ام هم زیاد نموندم ودرکم وشناختم از خدا خیلی بالاتر رفت
      من بزرگ شدم وهرروز دارم بزرگتر میشم و امروز که دارم برای شما می‌نویسم ۸ ماه از اون روزها گذشته،اما حال من خیلی خوبه وهر روزم رو دارم با طعم های زیبای خدا زندگی میکنم
      خدایی که هرگز دیرنکرده ونمیکند وبه موقع منو هدایت کرد
      استاد عزیزم خیلی حرف برای گفتن دارم هرچندکه می‌دونم متنم طولانی شد
      استاد عطار روشن عزیز می‌ خوام بگم که واقعاً لقب استادی برازنده شماست،برای شمایی که دستی از جانب خدا بودید که مسیر زندگی من رو تغییر دادید
      آرزوی موفقیت روزافزون،سلامتی،ثروت وشادی برای خودتون وخانواده عزیز تون از خداوند مهربان خواستارم
      (راستی من هنوز دوره رو تموم نکردم ،دلم میخواد آروم آروم و با لذت این دوره شگفت انگیز رو یادبگیرم) ۹۹/۸/۴

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/08/11 22:26
        مدت عضویت: 367 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        ممنون که افکار زیبا و تجربیاتتون رو به اشتراک گذاشتین

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 00:52
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام
      من همیشه فوبیای چاقی داشتم با اینکه دوران کودکیم متناسب بودم ولی همیشه از اطرافیان این پیامو دریافت میکردم که الان خوبی ولی باید مراقب باشی
      این تو ذهن من ذخیره شد و کم کم وزنم بالا رفت اوج چاقیم سال کنکور بود
      بعد از اون شروع کردم به رژیم های مختلف، مشکلم تو رژیما این بود که به اطرافیان میگفتم من شکمم سیر شده ولی چشمم سیر نشده من دوس دارم بخورم
      همیشه به این فکر میکردم که این کار(رژیم) یه جاییش میلنگه ولی به نتیجه ای نمیرسیدم
      تا اینکه خیلی اتفاقی تو یکی از گروهای تلگرامم که اتفاقا خیلی بهش سر نمیزدم ، یه روز گروهو باز کردم و داشتم پیاما رو میخوندم که با نوشته یه دوست ناشناس که در مورد روند لاغری با روش ذهنی استاد عطار روشن نوشته بود،
      برام جالب شد، تو عبارت لاغری با ذهن استاد رضا عطار روشن رو سرچ کردم و با دوره هاشون آشنا شدم و الان اینجام شکر خدا 😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 00:09
      مدت عضویت: 244 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام بزرگواران من هم مثل خیلی ازشماهااز وقتی یادم می آید اضافه وزن داشتم وچندین باروزن کم کردم ولی بیش از چند ماه نتونستم نگه دارم با این که لاغر شده بودم اگر برای خرید لباس می رفتم سایز بزرگتر بر می داشتم چون می دانستم دوباره چاق می شوم
      ولی این بار نقطه ضعف خودم را با آشنایی با این سایت به لطف خدا پیدا کردم وفهمیدم که مشکل از ذهن هست بعضی مواقع با خودم میگم همه به فکر ترقی وپیشرفت در همه ی امور زندگی هستند ولی من از وقتی از خواب بیدار می شوم تمام فکر وذهنم به چاقی وچه بخورم چقدر بخورم هستم
      ار امروز به خودم می گویم من لاغر وخوش اندام هستم وامروز که فایل را تماشا کردم کمتر به چاقی توجه کردم وفهمیدم که اضافه وزن مربوط به جسم هست ولی چاقی از ذهن نشات می‌گیرد امیدوارم که الان که در این مسیر قرار گرفتم راه را ادامه دهم واز دست آوردهای آن بهرمند شوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مبینا داوودی
      1399/08/03 06:38
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام
      من از زمانی که یادمه چاق بودم انواع رژیمها و دمنوش و دارو عطاری و قرص استفاده کردم . وزن هم کم کردم ولی بعد از مدتی چاق تر از قبل شدم یه شب داشتم یوتوب دنبال روش لاغری … میگشتم که خداوند مهربان یکی از فایلهای رایگان استاد رو بهم نشون داد خییلی خیلی اتفاقی و گوش دادم احساس خیلی خوبی بهم داد و همه رو دانلود کردم وبعد از چند وقت که دیدم واقعا جواب میده این روش و خییلی راحته و در کمال ارامش دارم با فایلهای رایگان وزن کم میکنم دوره رو تهیه کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/30 21:00
      مدت عضویت: 517 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 782 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      من از بدو تولد تا اول راهنمایی متناسب بودم، از اول راهنمایی به دلیل پذیرفتن یکسری باورهای اشتباه، ذهن من به سمت چاقی برنامه ریزی شد و هر سال مقداری به وزنم اضافه میشد. در طول این سالها، منم تلاش هایی برای لاغر شدن انجام میدادم مثل: رژیم، پیاده روی، دمنوش، دستگاه دراز نشست تن تاک، طناب زنی و … که همشون بی فایده بود.
      اواسط اردیبهشت 98 که من ترم 4 کارشناسی ارشد بودم، یکی از هم اتاقیام بهم گفت تا حالا کتاب قورباغه رو قورت بده، اثر برایان تریسی رو خوندی؟ منم گفتم کتابای دیگه برایان تریسی رو خوندم ولی این کتابش رو نه. بهم گفت حتما بخون و تمریناشو انجام بده که واقعا عالی هست و توی برنامه ریزی زندگی خیلی کمک میکنه.
      منم همون روز کتابشو ازش امانت گرفتم و شروع کردم به خوندن. توی این کتاب خیلی تاکید به نوشتن کرده بود که هدف هاتون رو بنویسید و اونا رو دسته بندی کنید به طور سالیانه، ماهانه و هفتگی و … همچنین با توجه به اولویت هدف هاتون کنار اونا الف، ب، پ و… بزارید.
      منم توی قسمت یادداشت گوشیم شروع کردم به نوشتن هدف هام (با توجه به اولویتشون).
      اولین هدفم این بود که ترم 4، از پایان نامم دفاع کنم.
      دومین هدفم این بود که یه شغل خوب متناسب با روحیه ام پیدا کنم (ترجیحا استخدام رسمی باشه که امنیت شغلی داشته باشم).
      سومین هدفم متناسب شدن بود.
      خداروشکر به اولین هدفم رسیدم و در 18 تیر 98 من دفاع کردم.
      تابستون هم مشغول پیاده روی و طناب زنی بودم، ولی چون نتیجه دلخواهم رو نگرفتم کلا قید همه چی (رژیم، پیاده روی، دمنوش و…) رو زدم.
      اول مهرماه 98 یه آزمون استخدام رسمی اومد و من به همراه افسانه (همکلاسیم)، واسه آزمون شرکت کردیم و 30 آبان آزمونش رو دادیم، و قرار شد که 15 دی نتیجه آزمون بیاد.
      من و افسانه بعد از آزمون قرار گذاشتیم که بریم دانشگاه تا کارای تسویه حساب رو انجام بدیم.
      دانشگاه که رفتم زود کارای تسویه رو انجام دادم و خیلی وقتم آزاد شد. یه روز از بیکاری اومدم کل یادداشت های گوشیم رو خوندم و رسیدم به هدف هایی که نوشته بودم. هدف اولم که بهش رسیده بودم رو تیک قرمز زدم. هدف دومم که فعلا منتظر نتیجه اش بودم. رسیدم به هدف سومم که تناسب اندام بود. تا چشمم که هدف سوم خورد یاد سختی های طناب زنی تابستون افتادم و حالم گرفته شد ولی به خودم اومدم و گفتم من برای لاغری همیشه فقط توی گوگل سرچ میکردم، این دفعه میخوام توی یوتیوب سرچ کنم. 10 آذر 98 بود که توی یوتیوب لاغری رو سرچ کردم، کلی فیلم در مورد لاغری بالا اومد، لاغری با رژیم، لاغری با ورزش، لاغری با دمنوش، لاغری با قرص، لاغری با کمربند، لاغری با ذهن…
      از بین این فیلمها اسم لاغری با ذهن خیلی واسم جدید بود چون تا حالا نشنیده بودم، خیلی واسم جذاب شد سریع رفتم فیلم لاغری با ذهن رو باز کردم که این فیلم دوبله شده، مستندی از زندگی یه خانم استرالیایی بود که با روش لاغری با ذهن تونسته بود 70 کیلو از وزنش رو کم کنه و از وزن 200 کیلو به وزن 130 کیلو رسیده بود. توی این فیلم خانم استرالیایی همش از حال خوبش میگفت، از باورسازیش و تصاویر ذهنیش میگفت، از استمرارش میگفت، از راحت بودن این روش میگفت و اینکه هنوزم میخواد این روش رو ادامه بده تا به وزن مورد علاقه اش که 80 کیلو هست برسه.
      من واقعا هنگ کرده بودم، با خودم گفتم خدایا این داره چی میگه؟ باورسازی دیگه چیه؟ تصویر ذهنی چیه؟ و ….
      با اینکه خیلی متوجه حرفاش نمیشدم ولی واقعا از دیدن این فیلم لذت بردم و کلی انگیزه گرفتم.
      این فیلم که تموم شد، سریع رفتم فیلم دیگه ای که بعد از این فیلم نمایش میداد و اونم لاغری با ذهن بود رو نگاه کنم که متاسفانه دوبله نشده بود و منم زبان انگلیسیم قوی نبود که بتونم خودم ترجمه کنم.
      تا دو روز مدام توی فکرش بودم، شب و روزم شده بود فکر کردن به لاغری با ذهن، تا اینکه بعد از 2 روز با خودم گفتم اصلا بذار توی گوگل سرچ کنم ببینم کسی هم توی ایران این روش رو استفاده کرده؟ نتیجه گرفته؟
      12 آذر 98 بود که من توی گوگل لاغری با ذهن رو سرچ کردم و فایل های تصویری لاغری با ذهن استاد رضا عطارروشن بالا اومد و من یکی یکی فایل ها رو گوش کردم، با کلام استاد خیلی آروم شدم و ذهنم به آرامش رسید. اصلا انگار در جدیدی به روم گشوده شده بود. صمیمانه از خداوند تشکر میکنم که من رو با روش لاغری با ذهن آشنا کرد.
      🌸 وقتی من به دوتا از هدف هام که اواسط اردیبهشت ماه نوشته بودم، رسیدم. واقعا به معجزه نوشتن ایمان آوردم😊.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/19 13:01
      مدت عضویت: 279 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام من از وقتی یادم میاد چاق بودم. واسه لاغر شدن خیلی کارها انجام دادم. رژیم و ورزش و باشگاه و پیاده روی و دمنوش و قرص های لاغری. اما همشون یه مدت جواب می داد و وزنم کم میشد دوباره برمی گشت. وقتی رژیم می گرفتم ولع به غذا خوردنم بیشتر میشد و مرتب دلم میخواست بخورم مخصوصا نون و برنج. دلایل چاق شدنم اینهاست خونوادم چاقند. زایمان کم تحرکی خوردن بیش از حد تا مرحله انفجار. تا اینکه با سایت تناسب فکری آشنا شدم و خدا رو شاکرم که باعث هدایت من شد و با استاد آشنا شدم الان تازه شروع کردم به گوش کردن فایلهای استاد. احساس میکنم که درهای جدیدی به رویم باز شده و خیلی خیلی خوشحالم. امیدوارم بتونم با استقامت و پر تلاش و با انگیزه گام بردارم و مسیر لاغری رو طی کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/16 16:32
      مدت عضویت: 369 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام برهمگی واستاد گران بها که هر چه دارم از تناسب فکری وذهنی واندامی همه بر میگردد به ایشان من هم مانند تمامی دوستان خیلی در گیر ذهن وفکر واندامم بودم تا سال ۱۳۹۸ برج ۱۲ ولی پراکند در سایت قرار داشتم در عرض این ۲سال خیلی چیزها از استاد یاد گرفتم وبرای من الگو شد من الاً هیچ تمایولی به خوردن ندارم وزنم خیلی کم شده هر مواد غذایی که ببینم برام فرق نمی کنه از شیرینی که خیلی دوست داشتم تا چیزهای دیگر خیلی عادی شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/15 20:51
      مدت عضویت: 453 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      سلام ‌.منم سالها دنبال راه حل برای فرار از اضافه وزنم بودم خیلی راها را امتحان کردم .کم میکردم ولی بعد از مدتی برمیگشت .مثل بادکنک شده بودم .ذهنم همش درگیر غذا بود واز خودم همیشه ناراضی .تا این که از طریق مامانم تو یوتیوب با فایلهای رایگان استاد آشنا شدم خیلی خوشحال شدم انگار دنیایی برویم باز شده بود .یک بار دوره را کار کردم خیلی تغییرات فوق العاده داشتم و وتصمیم گرفتم دوباره کار کنم .چون باورهایی که در ذهنم داشتم قدمتشون به سالها برمیگشت وتغییر اونا استمرار میخواد تصمیم گرفتم دوباره کار کنم چون این تنها راه متناسب شدن وماندن است.
      پس با کمک‌خدا وتعهد خودم حرکت کردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/12 20:27
      مدت عضویت: 264 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 582 کلمه

      سلام من وقتی به این روش رسیدم پارسال بودتوزمستون بودنت خیلی سال گذشته دعذاب کشیدم باشگاه از ساعت هفت صبح تانه چنین ده میموندم اوضاع روحیم بدبود وواقعااحساس تنهایی میکردم میرفتم باشگاه اولین باری بود که خانمها سی رومیدیدم که آزمون بزرگترن واومدن ورزش اوایل خیلی شورواشتیاق داشتم هفته ی اول چهارکیلوکم کردم به خودم قالب کردم که نباید چیزی بخورم صبحانه و ناهار م که برمی‌گردم همین طوردرطول هفته به جزجمعه که همه جاتعطبله نمی‌رفتم باشگاه بعدبه خاطر رفتن مداوم وفشاربیش ازحدتونستم دوازده کیلوگرم کنم اما همچنان حال درونی خوبی نداشتم دیگه طوری شده بودسرکلاس ازحال میرفتم متشنج میکردم وبعدسرفه میکردم اوایل برای اینکه اززیرکاردربرم حقیقت میگفتم سرفم میگیرهه ازبوی عطرحساسیت دارمومیخواستمم مربی بهم کارنده
      تمرین زیادخسته میشدم امابعدواقعابه مروربیشتروبیشترشدهمراه باورزش تخم کرفس روبه عنوان دمنوش می‌خوردم بعدم صبح به صبح میرفتم آب جوش بازنجبیل می‌خوردم وچندتادونه لقمه ی کوچولو بعدم نیم ساعت قبل تزبازشدن در باشگاه منتظرمیموندم قبل از اون دیگه من همه روشهارورفته بودم چیزی نمونده بود جزعمل جراحی قبل ازازدواجم صدوبیست کیلوبودم بعدازیک سال رنج ونخوردن وکلی تحمل رژیم رسیدم به وزن پنجاه و هشت امامموندومن ببعدازازدواجم پیگیربودم وپیگیرکوندم امادیگه خسته شده بودم دکتر تغذیه وروش های متعدد از بچگی چاق بودم جزیه وقتایی که واقعا متناسب بودم اما احساس چاقی وخجالت ازخودموداخل خودم داشتم بالاخره تیراخرباشگاه درمان بیست و پنج هزارتومان میدادم دیگه تک وتوک شده بود ورای باشگاه یه روزدرمیونش کرده بودن اما بازم بدنم کوفته بودوخسته شبکه میرفتم روبالشی دیگه می‌خوابیدم وبیدارنمیشدم ازخستگی واین بدن من به دلیل فشارآوردن زیادواکنش نشون داده بوددکتررفتم وبهش گفتم ورزش میکنم گفت ورزش‌ها مناسبت نیست به همین خاطره اینطورشدی ومدت زمان ش زیاده هرکی منومیدیدتوباشگاه بیرون می‌پرسید نمی‌خوای بچه داربشی مادرشوهرش بم می‌گفت اول باید لاغری تاحامله بشی ومنرمدام استرس داشتم داری تشنجم گیرم نمیومدواعصابم داغون بودنتیجه رسیدم که نبایدداروبخورم ونمبخوردم موقع تشج گاهی اوقات کلماتوفراموش میکردم کنارهم قرار بدم زمانها و ومن برای اینکه ازشرفشاری که بهم میوردن خلاص بشم برای نصف روزبهسون دروغ گفتم اینکه من هیچ کسی رونمیشناسم ازخاصییت دارواستفاده کردم در بعضی ها باعث فراموشی میشه ودربعضیا نه اونروزمن تعطیل بودم ولاشگاه نمی‌رفتم ولی خسته بودم از ورزش ازحرف وحدیثای متعدد روزانه وازاحساس تنهایی احساس کمبود داشتن به خاطر چاقی و خیلی چیزای دیگه من وقتی خونواده شوهرم منوباین شکل دیدن چندروزمونده به تولدم به شهرخودم رفتم و خوشحال خونوادمودیدموعدازسه روزبرگشتم یه بار قبل از رفتن توکروم سرچمیگردم دنبال لاغری ودعای لاغری می‌گشتم کلیپ خدای لاغری روبدون اینکه حتی بازش کنم دانلود کردم و نشستم تو موبایل بازش کردم و دیدم و داشتم دمنوش تخم کرفس شب رومیخوردم بعدگفتم اون چیزی که میخواستم پنداری فقط دل ادمومیشکونه پرخاش کردم بعدازیک یادواره بعدش دنبال آدرس سایت تناسب رفتم وپیداش کردم وازفایل های تلگرام شروع کردم به آپارات وبعدازچندماهشوهرم منوداخل سایت ثبت نام کردید ای فایل های بیشتر منم ازطریق خدابخش سایت تناسب فکری رسیدم و زندگی الانم باقبل خیلی فرق کرده ومن خیلی عالی شدم همازنظرجسمی هم ذهنی وهم زندگیوهم سلامتین خوب شده دیگه سرفه نمیکنم وتشنج آنچنانی ندارم وداره تززندگیم محومیشه باخونواده ی همسرم زندگی میکنم ومثل دخترخودشون باهام رفتار می‌کنند همسرم آزمون تانداره دورلشه فقط موقعی که میره سرکاروشب برمیگرده باهم درتماسیموتلفنی حرف می‌زنیم مثل کسایی که تازه باهم آشناشدن وعاشق همدسگن وواقعااحساس عاشق همیمومن دارم ادامه میدم تابیشتروبهتردرمسیرلاغری وبلوغ فکری قراربگیرم و زندگی روبهترازقبل درککنم ازخداسپاسگزارم که منووار این مسیرکردوسپاسگزارم بیش از مبلغ درکلمه نمبگنجه گفتن احساساتم من از ارسال عضواین گروه هستم امادیروزموبایلمودرست کردم واسم خودموگذاشتم سپاسگزارم ازخداسپاسگزارم مهربان که منودرمسردرستی که خودش می‌دونه قردادوسپاسگزارم ازاستادگرامی که به مادرنلغزیدن پرایم مسیرکمک میکنن ممنون که نوشتهمومیخونین موقت میزارین سپاسگزارم🍂🍃🌸🌸🌼🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/12 15:09
      مدت عضویت: 619 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 12 کلمه

      من این مسیر باوردارم چون هزاران راه رفتم نشدواقعا هزار راه رفتم😃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/10 10:54
      مدت عضویت: 265 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام من قبل ازینکه دخترم به دنیا بیاد یعنی ۶ سال پیش اضافه وزن نداشتم اما بعد ازون اضافه وزن گرفتم ، یک سال بعد از به دنیا اومدن دخترم شروع کردم به رژیم اما توی این پنج سال هر بار رژیم گرفتم بعدش ۲ تا ۳ کیلو یا بیشتر اضافه وزن من برگشت!
      همه ی راه هارو رفتم برای لاغری اما موقت بود، من بعد تولد دخترم ۱۰ کیلو اضافه وزن داشتم اما الآن به لطف رژیم ها ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم!
      وقتی هنوز دخترم به دنیا نیومده بود من شاید فقط دو وعده میخوردم نهار با حجم کم گاهی شام بیشتر میخوردم اگر پفک یا بستنی داشتیم اینقدر میموند تا خواهرزاده هام بیان و بخورن اما الان با حالت عصبی همش در حال خوردن هستم . خیلی برام عجیبه هر موقع تصمیم به رژیم میگرفتم توی چند روز قبلش اینقدر میخوردم که حداقل ۱ کیلویی چاقتر میشدم.
      حدود سه هفته هست که با این سایت آشنا شدم اما به دلیل درگیری فکری بسیار زیاد نتونستم شروع کنم از امروز با توکل به خدا شروع میکنم و از خدا میخوام کمکم کنه و میدونم ان شالله خواهم توانست چون میدونم این روش با بقیه روشها فرق داره ممنون از جناب عطار روشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/05 18:54
      مدت عضویت: 619 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      سلام من ۳۷ دارم واز زمانی که خودم شناختم همیشه رژیم داشتم واینکه مادرم بهم می گفت این نخور اون نخور ومن بدتر می کردم ویواشکی غذا می خوردم چندین بار وزن خودم تا ۲۰ کیلو کم کردم ولی باز برگشت داشته حتی بعضی مواقع می گفتم خودم بکشم و این دارم جدی میگم تا اینکه به وسیله یکی از دوستان با این گروه آشنا شدم واز امروز دارم شروع دوباره انجام می دم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته نیسم سبحان
      1399/07/05 15:10
      مدت عضویت: 629 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 251 کلمه

      سلام دوستان عزیز واستاد گرامی من نزدیک ۱۷ سال با چاقی بودم وهستم چند سال پیش دوره لاغری با ذهن آشنا شدم اما اینقدر ترسم از چاقی زیاد بود که دوره رها کردم بدونی که عمل کنم والان بعد ۳ سال همه راهی انتخاب کردم برای لاغری هر رژیم گرفتم اما بی فایده بود بعد یه چیزی درونم میگفت هیچ چیز دیه نمیتونه تورا لاغر کنه جز تمرین های دوره عملی کردن چندوقتی از دورها دور بودم اما اینبار باایمان قلبی اومدم بگم درسته چند وقتی رها کردم دوره اما اینبار واقعا به درونم توجه کردم اومدم با عشق دوره شروع کنم برای خودم برای اینکه خودم تجربه کسب کنم طول یک هفته کامل تو سایت بودم ومطالب میخوندم حس خوبی داشتم امروز هم صبح به عشق اینکه فایل ها گوش بدم بیدارشدم هنوز تصمیم جدی نداشتم تا ظهر که یه چیزی درونم گفت فرشته شروع کن هنوز دیر نشده والان هستم تو طول ۳ سال دلم میخواست شروع کنم اما میترسم دوباره رهاش کنم یه چیزی درونم گفت اینبار باخدا شروع کن همون جوری که خدا تورا هدایت کرده همون طور کمکت میکنه دوره با اشتیاق دوره پیش ببری واین حس بهم اطمینان کامل داد که الان شروع کردم خدایا شکرت من هدایت کردی دراین مسیر وممنونم که دوباره بهم این فرصت دادی با اشتیاق شروع کنم بهت قول میدم متعهد باشم دستم از دستت جدا نکنم مطمنم که موفق میشم واز استاد روشن سپاسگذارم که همه باری با صبر متانت درکنارم بودن وهمیشه جوابگو تمام سوالات من بودن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/30 00:01
      مدت عضویت: 291 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      سلام خدمت استادودوستان عزیزامیدوارم همگی شادباشید،ازوقتی که خاطرم هستش درگیراضافه وزن ودرحال حاضرم چاقی هستم ودلیل اصلی که منوبه مسیرمتناسب شدن وتناسب فکری سوق دادخستگی بسیارزیادازچاقی وشرایطی که دارم هستش،من ۳۰ سال هستش که بااین چاقی زندگی کردم وهیچوقت دوسش نداشم وهمیشه باعث رنجش وعذاب من بوده حتی توی ساده ترین واون رومثل یه مانع برای خوشحال بودنم ولذت بردنم اززندگیم‌میدونستم وترس ازچاقی همیشه منوسوق میداده که بیشترچاق بشم تالاغر.نمیدونم واقعاچه اتفاقی درمن رخ داده ولی هرچی که هست حس خوبی برای ایجادیک زندگی بسیارباکیفیت همراه باتفکردرست نسبت به رفتارهایی که درطول روزدرمن اتفاق افتاده واین یه نشونه بزرگ برای من هستش،مثل خیلی ازشمادوستان من هم همش دردچاقی ومشکلاتی که همیشه همراهش هستش روکشیدم وهمیشه باخودمیگم این حقم من نیست انصاف نیست چرابایدهمیشه باآرزوی لاغری زندگی کنم من لیاقت متناسب شدن ولاغری دارم این خواسته قلبی من هستش،میدونیدچه چیزی قلب آدم روبه دردمیاره اینکه توانایی های زیادداشته باشی ولی همیشه به خاطرچاقی خودت رودست ‌م بگیری واعتمادبه نفست روکم بشه ویاازدست بدی،لذت پوشیدن لباس دلخواهت باسایزه دلخواهت اینکه من روباچاقیم‌قضاوت نکن اینکه هرچقدرتلاش کنی روجنبه های مثبت دیگهدزندگیت بازم چاقی وفکرش مثل خوره بیفته به جونت هرچی که میخوری ازش لذت نبری همش بگی وای الان چاق ترمیشم وشنیدن حرف دیگران واینکه تورویه آدم چاق صدا بزن شایدپیش من نگن ولی حتی پیش خودشونم قلب من روبه دردمیاره وخیلی ازاینه مثل هاکه شمابه خوبی میدونید.ولی دیگه تموم شدمن تصمیم گرفتم دفترتازه اززندگیم آغازکنم وخودم رومسئول وضعیت الانم میدونم ومن مسئول لاغری خودم هستم وهیچکس اون روبه من نمیده جزخودم وباوروایمان دارم درمسیرمتناسب شدن بهترین اتفاقات برام رقم میخوره ومن باهمت وتلاش واراده راسخ به هدفم میرسم وهرزوراونوروتصورمیکنم وتمریناتم روموبه موانجام میدم وآهسته وپیوسته دراین مسیرحرکت میکنم وبه چگونگی اتفاق افتادنش فکرنمیکنم چون میدونم اون اتفاق خوب که متناسب شدن ورسیدن به وزن ایده الم هستش برایم من بارقم میخوره چون میدونم دراین مسیرابتداذهن وفکرمن متناسب میشه وهمسوباذهنم این تغییرات درجسمم نیزاتفاق میفته.وقتی درمسیردرست باشی وازاین مسیرلذت ببری خودبه خودنتیجه دلخواهم رقم میخوره من قهرمان زندگی خودم هستم من مسئول لاغری خودم هستم وذهن زیبامساوی بازندگی یامیمیرم یامتناسب میشم.من ایمان دارم که میتوانم وخداونددراین مسیرهمواره وهرلحظه بامن ودرکنارمن است.باسپاس ازاستادعزیزم وباامیدموفقیت تمامی دوستان تناسب فکری 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/29 23:55
      مدت عضویت: 291 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 358 کلمه

      سلام خدمت استادودوستان عزیزامیدوارم همگی شادباشید،ازوقتی که خاطرم هستش درگیراضافه وزن ودرحال حاضرم چاقی هستم ودلیل اصلی که منوبه مسیرمتناسب شدن وتناسب فکری سوق دادخستگی بسیارزیادازچاقی وشرایطی که دارم هستش،من ۳۰ سال هستش که بااین چاقی زندگی کردم وهیچوقت دوسش نداشتم وهمیشه باعث رنجش وعذاب من بوده حتی توی ساده ترین واون رومثل یه مانع برای خوشحال بودنم ولذت بردنم اززندگیم‌میدونستم وترس ازچاقی همیشه منوسوق میداده که بیشترچاق بشم تالاغربشم نمیدونم واقعاچه اتفاقی درمن رخ داده ولی هرچی که هست حس خوبی برای ایجادیک زندگی بسیارباکیفیت همراه باتفکردرست نسبت به رفتارهایی که درطول روزدرمن اتفاق افتاده واین یه نشونه بزرگ برای من هستش،مثل خیلی ازشمادوستان من هم همش دردچاقی ومشکلاتی که همیشه همراهش هستش روکشیدم وهمیشه باخودمیگم این حقم من نیست انصاف نیست چرابایدهمیشه باآرزوی لاغری زندگی کنم من لیاقت متناسب شدن ولاغری دارم این خواسته قلبی من هستش،میدونیدچه چیزی قلب آدم روبه دردمیاره اینکه توانایی های زیادداشته باشی ولی همیشه به خاطرچاقی خودت رودست ‌م بگیری واعتمادبه نفست روکم بشه ویاازدست بدی،لذت پوشیدن لباس دلخواهت باسایزه دلخواهت اینکه من روباچاقیم‌قضاوت نکن اینکه هرچقدرتلاش کنی روجنبه های مثبت دیگهدزندگیت بازم چاقی وفکرش مثل خوره بیفته به جونت هرچی که میخوری ازش لذت نبری همش بگی وای الان چاق ترمیشم وشنیدن حرف دیگران واینکه تورویه آدم چاق صدا بزن شایدپیش من نگن ولی حتی پیش خودشونم قلب من روبه دردمیاره وخیلی ازاینه مثل هاکه شمابه خوبی میدونید.ولی دیگه تموم شدمن تصمیم گرفتم دفترتازه اززندگیم آغازکنم وخودم رومسئول وضعیت الانم میدونم ومن مسئول لاغری خودم هستم وهیچکس اون روبه من نمیده جزخودم وباوروایمان دارم درمسیرمتناسب شدن بهترین اتفاقات برام رقم میخوره ومن باهمت وتلاش واراده راسخ به هدفم میرسم وهرزوراونوروتصورمیکنم وتمریناتم روموبه موانجام میدم وآهسته وپیوسته دراین مسیرحرکت میکنم وبه چگونگی اتفاق افتادنش فکرنمیکنم چون میدونم اون اتفاق خوب که متناسب شدن ورسیدن به وزن ایده الم هستش برایم من بارقم میخوره چون میدونم دراین مسیرابتداذهن وفکرمن متناسب میشه وهمسوباذهنم این تغییرات درجسمم نیزاتفاق میفته.وقتی درمسیردرست باشی وازاین مسیرلذت ببری خودبه خودنتیجه دلخواهم رقم میخوره من قهرمان زندگی خودم هستم من مسئول لاغری خودم هستم وذهن زیبامساوی بازندگی زیباهستش، یامیمیرم یامتناسب میشم.من ایمان دارم که میتوانم وخداونددراین مسیرهمواره وهرلحظه بامن ودرکنارمن است.باسپاس ازاستادعزیزم وباامیدموفقیت تمامی دوستان تناسب فکری 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/29 19:53
      مدت عضویت: 507 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان گلم من ۱۹سالمه و از وقتی یادمه اضافه وزن داشتم ولی وقتی متوجه زیاد بودن وزنم شدم ک همه ب من میگفتن اینو نخور اونو بخور ب جاش یا این ورزش و انجام بده رژیم بگیر و خیلی چیزای دیگه ب خصوص اینکه توی جمع ب من میگفتن چاق هستی و من خیلی ناراحت میشدم جوری ک میخواستم اون لحظه بمیرم ک چرا ب من گفتن چاق من ک غذای زیاد نمی‌خورم همیشه هم رعایت میکنم حدود دوسال پیش خالم ک از طریق همین روش شروع ب وزن کم کردن کرده بود ب من گفت ک من هم استفاده کنم و نتیجه کسب کنم حتی فایل های رایگان و پی ام های داخل کانال تلگرام رو هم خوندم و دیدم اما اهمیت ندادم و بی توجه بودم تا زمانی ک مادرم دوره هارو خریداری کرد و با کاهش وزن عالی و کم شدن مریضی هاش منو شگفت زده کرد و من تصمیم قاطع خودم رو برای لاغری و متناسب شدن از طریق قدرت ذهن رو گرفتم😂اما متأسفانه قدرت درونی من خیلی قوی بود و وسواس گوش دادن دقیق ب فایل ها من رو اذیت میکرد اگر یک یا دو روز وقفه می افتاد بین تمریناتم حس میکردم باید از اول شروع کنم و دیگه فایده ندارع این چهار پنج هفته ای ک شروع کردم ولی در نهایت تصمیم جدی خودم رو گرفتم ک همه جوره تلاشم رو بکنم ک اتفاق قبل پیش نیاد و تلاش من بر باد نره و خداروشکر داره این اتفاق می افته و در همین مدت کم من نتیجه گرفتم و مطمئنم ک بهترین نتیجه رو کسب میکنم و دست از تلاش برنمیدارم🥰⁦❤️⁩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/06/29 18:55
      مدت عضویت: 667 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 379 کلمه

      سلام خدمت همگی
      من وقتی به عکس های بچگی ام نگاه میکنم تا ۷سالگی خیلی لاغر بودم وبه من القاب بدی میدادن مردنی بی جون ..و در کنار این اسم ها که به من میدادن مامانم همیشه میگفت این به خانواده ی من رفته چاق میشه و این حرف را بارها می شنیدم خلاصه از ۹یالگی چاق شدن من شروع شد و ایندفعه خانواده باز جور دیگری به من گیر میدادن و به خوردن من به اینکه لباس گیرم نمیومد و میبایست لباس بزرگتر بگیرم و قدشونو کوتاه کنم
      روز به روز که می گذشت علاوه بر حرف های خانواده و ناراحت شدن من تودم احساس میکردم مثل هم سن هایم نیستم نمی توانستم بدوم دوچرخه سواری کنم و خیلی از کارهایی که هم سن های من میکردند ومن نمی توانستم چه لباس هایی که دوستانم می‌پوشیدند و من به خاطر شکمم و پاهام و هیکل داشتم نمی توانستم سال سوم راهنمایی شدم ۷۵ و پیش ۱۱۸
      از دبیرستان رژیم شروع شد مدام چند سایز کم میکردم ولی باز برمی گشت و بیشتر میشد
      پیش خودم می گفتم اگه چاقی من ارثیه چرا خواهرم متناسبه چرا پدرم متناسبه و دوتا داداش کاملا متناسب
      فقط من چاق بودم و مادرم
      و یک برادر دیگرم بعد از ازدواج خیلی چاق شد
      ولی همیشه مادرم میگفت هادی و زهرا مثل خانواده ی من درشت هستند وقوی.
      یعنی خوردن رو مساوی با قوی دانستن و چاق بودن رو مساوی با قوی بودن در من تثبیت کرده بود
      هرجا مسابقه ی طناب کشی بود من را صدا میکردن و این فرمول در ذهن من پر رنگ پررنگ تر میشد که چاقی بیشتر یعنی قدرت بیشتر
      ولی من خیلی از خانم ها رو میدیم برخلاف اندام خیلی متناسب و لاغرشون خیلی قوی بودن صغری دوستم ملیحه و هزاران نفر دیگه
      خلاصه تا سن ۳۲ سالگی بارها رژیم های مختلف گرفتم اروبیک رقص بدنسازی سونا و پودر لاغری قرص لاغری چسب لاغری وهر دفعه از ۱۱۸ به ۸۹ می رسیدم ولی ذر طی کمتر از ۳ماه کامل برمی گشت و حتی بیشتر هم میشدم
      و الان تکرار در امتداد مسیر هستم ولی تصمیم گرفتم فایل های رایگان هم گوش بدم خیلی تغییرات احساسی خوبی دارم ترس من از موادغذایی خیلی کم شده حال دلم بهتره و خوشحالم بعد از این همه سختی و راه اشتباه راه صحیح لاغر شدن رو پیدا کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/29 07:42
      مدت عضویت: 666 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 189 کلمه

      سلام خدمت دوستان گرامی واستاد عزیز صبح اول هفته تون بخیر دوستان امیدوارم هر چه سریعتر وراحتر به آرزوهای خوبتان برسید بنده به عنوان یکی از شگفتی سازان که تصویر زمان چاقی ولاغریم هم در سایت موجوده میخواستم عرض کنم خدمتتون از تجربه ای که داشتم بنده فایلهای رایگان رو اول گوش دادم خیلی موفق شدم ودوره رو هم خریداری کردم تا هفته چهارم هم پیش رفتم به طور عالی اما وسواس بودنم در موردنحوه گوش دادن فایلها یکمی بنده را خسته کرد ویک توقفی کردم واین توقف اشتباه خیلی خیلی بزرگی بود که من انجام دادم وبرنامم این بود که به خاطر وسواسیت زیاد برنامه ها را ازاول شروع کنم اما نه تنها نتوانستم شروع کنم بلکه انگار طلسم شدم البته چون بنده از روش دنبال کردن برنامه ها از تلگرام عادت کرده بودم روش دنبال کردن از سایت برام خوشایند نبود وشاید یکی از دلایل متوقف شدنم همین بود وبه عنوان یک تجربه به شما تاکیید میکنم برنامه را مستمر ادامه بدین وفاصله نندازید تاسردی پیش نیاد امیدوارم به من هم خدا کمک کنه تا بتونم دوباره در مسیر قرار بگیرم .باتشکر از استاد عزیز وشما دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/06/29 17:04
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 58 کلمه

        سلام دوست عزیز
        در ذهن بیشتر ما مقاومت زیادی نسبت به تغییر کردن وجود دارد
        دوست نداریم از شرایطی که هستیم خارج شده و شرایط جدیدی را تجربه کنیم
        عادت کردن به تلگرام و مقاومت به استفاده کردن از سایت که بسیار بهتر و کارآمدتر است از نشانه مقاومت نسبت به تغییر است
        منتظر خوندن نوشته های شما در دوره آموزشی هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/28 18:26
      مدت عضویت: 494 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      با سلام. من داستان هدایت خودم رو یکبار نوشتم اما برای دوره ی زندگی با طعم خدا ❤️ باید در اینجا نظرم رو بگذارم.
      اولا خیلی خوشحالم که در قالب دوره ی تکرار دارم زندگی با طعم خدا ❤️ رو از اول شروع میکنم.
      این دوره به من آرامش زیاد و احساس خیلی خوبی میده.
      اینکه خواسته های خودم رو بی واسطه، مستقیم به خود خداوند بگم، براش بنویسم، باهاش حرف بزنم و به زبان خودم باهاش صحبت کنم باعث شد من احساس نزدیکی بیشتری به خداوند داشته باشم.
      خداوند هر لحظه در حال هدایت همه ماست این ما هستیم که باید خودمون رو در مسیر هدایت قرار بدیم تا شعاع نور خورشید هدایت زندگی ما رو هم نورانی و سفید و زیبا کنه.
      امروز جمعه 28 شهریور ماه 1399، با احساسی عالی و تصمیمی قاطع برای دوباره تغییر کردن، بهتر کردن و ایجاد شرایط عالی در زندگیم اقدام میکنم 🌸 با باور اینکه با ذهن میشه هر تغییری در جسم و زندگیم ایجاد کنم.
      از خداوند میخوام که هدایتم کنه تا به بهترین نعمت هایی که برای من کنار گذاشته برسم.
      و برای همه ی دوستانم و استاد عزیزم هم این درخواست رو از خداوند دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/28 18:02
      مدت عضویت: 645 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام به همه.من دقیقا نمیدونم از کی رگبار مرگآسای باورهای مخرب چاقی در من شروع شد شاید از اوایل راهنمایی بود که داییام مییگفتن او مثل مایی و چاق میشی تا اینکه کم کم غذام زیاد شد بابا و اطرافیان هی مییگفان داری چاق میشی و من که خیلی استرسی بودم داغون شدم و خیلی بدتر و بیشتر توجه کردم به چاقی از یه سنی به خاطر اهمیت نظر مردم رژیم ها شروع شد هر چی فکر کنید تا یه روز سر کار که تازه از ما ار خورذن با ولع هیلی افسرده بودم و رژیمم خراب شده بود از ته قلبم دنبال واره شدم و خدغ خیلی تضادفی یه فایل فوق العاده که فک کنم فایل ۴رایگان بود رو نشونم داد و داستان من شروع شد من حقیقتا الان به انواع رژیم ها خندم میگیره و ایمان دارم بهتزین نتایج مال منه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/26 23:20
      مدت عضویت: 640 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      داستان هدایت من
      سلام شروع چاقی من از لحظه ای بود که خواهرم به من گفت انقدر نخور داری چاق میشی داری چاق میشی یعنی هنوز چاق نشده بودم یعنی اول پزیرفتم که چاق میشم البته الان که در دوره شرکت کردمیتونم به خوبی همه چی توضیح بدم خوب دقیقا یادم اولین چیزی که خوردم ولی از خوردنش ترسیدم که مبادا چاق کنم یک خوشه انگور بود خیلی دقیق اون لحظه رو یادم ده سالم بود ولی نمیدونم چرا انقدر واضح تمام اون خاطره برام روشن و اون شروع چاق شدن من شد میخوردم ولی میترسیدم سیر بودم ولی میخوردم گرسنه بودم ولی نمیخوردم چه طور میشه از این بدن انتظار تناسب داشت وقتی همه چیش قاطی شده و رژیم گرفتن شروع شد و شد و شد و تا اینکه تصادفی خودم اینجا دیدم و مدیونم اینجا تنها جایی که توش میشه به تمام آرزوها رسید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/20 12:24
      مدت عضویت: 338 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 172 کلمه

      سلام دوستانم
      داستان چاقی من و هدایتم به سایت تناسب فکری
      از وقتی یاد دارم اضافه وزن داشتم به طوریکه وقتی عکسای بچگیمو میبینم همیشه اونی که درشت تر از بقیست منم و این منو واقعا غمگین میکنه حتی الان که ۳۱ ساله هستم میتونم غم اون زمانمو حس کنم.
      به اندازه تار به تار موهای سرم رژیم گرفتم قرص مصرف کردم حتی عمل جراحی معده انجام دادم ولی هیچ تغیری به وجود نیامد.
      البته ناگفته نماند من همیشه وزن کم میکردما ولی مقطعی بود آخرین بار ۱۲ کیلو با قرص کم کردم سری قبلش ۲۵ کیلو با عمل کم کردم ولی نمیتونم نگهش دارم.
      یکی دو ماه پیش تو گوگل داشتم دنبال قرص جدید یا روش تازه برای لاغری میگشتم که یهو دیدم نوشته تناسب فکری وارد سایت شدم و گالری عکسارو نگاه کردم خیلی تعجب کردم.
      از اونجایی که همیشه به بن بست میخوردم مشکوک بودم به ادامه به خاطر همین دوره رایگان و استفاده کردم.
      بعد از ۲ قسمت احساس کردم این همون معجزه ایه که دنبالش بودم و امیدوارم واقعا به نتیجه دلخواهم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/18 08:49
      مدت عضویت: 346 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,148 کلمه

      سلام داستان چاقی من و دلایل چاقی من من هم مث بقیه دوستان از چاقی رنج میبردم کودکی که یادم نمیاد راهنمایی هم که چاق نبودم دبیرستان یادمه دوستانم بخاطر پهلو داشتن بهم میگفتن ورگرده واز اون زمان فهمیدم پهلو دارم ولی برام مهم نبود تو فکرشم نبودم تو مرکز توجه ام نبود تا دانشگاه تموم کردم تو دانشگاه هم یکم بیشتر توجه میکردم ولی خب کاری انجام نمی‌دادم برای لاغر شدن ولی همیشه از چاق شدن میترسیدم خیلی هم میترسیدم خلاصه بعد دانشگاه که تا الان چهار سال پنج سال ازش میگذره دانبال هر روشی برای لاغر شدن بودم هرکسی هرچیزی می‌گفت انجام میدادم از دمنوش باشگاه پیاده روی رژیم نخوردن شیرینی شام وکلی هزینه میکردم براش وقت میذاشتم وتمام فکرم کارم شده بود لاغر شدن تو اینترنت سرچ میکردم و هرچیزی می‌گفت انجام میدادم جز قرص لاغری عمل جراحی همه کار کردم ولی همش بعد مدتی خسته میشدم و راها میکردم و میرفتم دانبال یه چیز بهتر و خیلی عذاب می‌کشیدم هیچ لذتی از زندگی نمیبردم همش فک میکردم هیچ کس من دوست نداره من زشتم خدا این چه اندامیه شکایت میکردم از خدا همیشه و همه کس همه چیز مقصر میدونستم جز خودم و از همه چیز ناامید شده بودم و خیلی عصبی پرخاشگر داغون وکلی احساس بد داشتم و از خودم بدم میومد دوست نداشتم عکس بگیرم با دیگران برقصم توجمع لباس مورد علاقم بپوشم و هر خاستگاری برام میومد با افکار منفی خودم راجب خودم بهم میخورد چون خودم لایق نمی‌دونستم و تمام فکر بد به خودم نسبت میدادم و با هر لقمه ای که اضاف میخوردم هم مورد سرزنش مادرم قرار می‌گرفتم بعد تموم شدن خودم خودمو سرزنش میکردم و همین جوری زندگی من گذشت تا دوماه پیش یکی از دوستام که تو دوره هستن گفت بیا یه چیزی بهت پیشنهاد میدم عالیه برای لاغری فقط کافیه گوش کنی تمرینات انجام بدی و باور کنی که با ذهن میشه لاغر شد اولش خیلی بهش خندیدم و گفتم الکیه ولی وقتی خودش بهم گفت لاغر شدم نورامیدی تو دلم روشن شد و این شد من با سایت واستاد عزیز آشنا شدم حالا من دومین مرحله هست که باز میخام دوره تکرار کنم حالا عوامل چاقی من :. ترس که مهمترین عامل چون از وقتی خودم شناختم بام بوده ترس از چاق شدن خوردن شیرینی بستنی نون خامه ای زیاد خوردن برنج نان سفید که باورم شده بود اینها خیلی چاق کننده هستند و با هر بار خوردن عذاب وجدان می‌گرفتم ورزش نکردن کم تحرکی پیاده روی نرفتن آب به مقدار کافی نخوردن وکم خوردن شدید سرموقع غذا نخوردن مخصوصا شبها که دیر میشد دیگه ترس تو جونم میفتاد وبعد خوردن هم سرزنش وسرکوفت خودم جلوی تلویزیون باهر فیلم سریالی غذا خوردن حتی اگه ده پیش شامم تموم میشد حتما باید با فیلم یه چیزی میاوردم یعنی به دلم نمینشست نگاه کردن. تند تند غذا خوردن ونحویدن غذا ناامیدی و بدبینی و هزار فکر منفی راجب خودم که من حقم چاقی من خدا اینجور درس کرده من زشتم خاک تو سرم وحسرت اندام دیگران خوردن و هرچی خوبی ها بود باورم شده بود برای آدمها لاغر اتفاق میفته ومن چون چاقم پیشرفت نمیکنم کسی هم من دوس نداره اعتماد بنفس پایین خیلی به چاقی توجه کردن ویدف هایی که واقعا دیگه ناامید خسته میشدم واسه اینکه خودم راحت کنم و یجورم باورم شده بود میگفتم رو بابام رفتم ومن چاقی از اون به ارث بردم تا خودم خلاص کنم وباورم شده بود چاقی حق منه و من لاغر بشو نیستم و باید این آرزو به گور ببرم ومن همه این ها عوامل چاقی خودم می‌دونم باتشکر از عزیزانی که وقت میزارن مطالعه میکنن با سپاس فراوان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/06/17 01:40
      مدت عضویت: 666 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 488 کلمه

      با سلام داستان هدایت من به مسیر لاغری با ذهن 😍
      طبق عکسهایی که از خودم در دوران خردسالی دیدم متناسب بودم
      تا دوران راهنمایی نمیدونستم که چاق هستم که یک روز ناظم مدرسه من رو نسبت به این موضوع حساس کرد در زنگ تفریح اومد وبهم گفت که به خاطر چاقی دیگه این مانتو تنگ رو نپوش جون بدن نماس ویه مانتو گشاد بپوش
      خلاصه من از اون روز توجهم به چاقی جلب شد وانگار عالم وادم دست به دست هم داده بودن که من متوجه خودم باشم تو خونه هم من رو با القابی صدا میزدن وهمیشه لباسهای گشاد میپوشیدم که بدنم معلوم نباشه
      در اطرافیان هم هیچ نظر مثبتی نسبت به ادمهای لاغر وجود نداشت وادمهای لاغر رو افرادی همیشه بیمار وضعیف توصیف میکردن وباعث شده بود که من از چاقی واقعا خوشم بیاد😔
      ولی در مدرسه اوضاع فرق میکرد هر از گاهی مربی بهداشت با ترازو وارد کلاس میشد ومن از اینکه تقریبا از اکثر بچه ها سنگینتر بودم خجالت زده میشدم وبا نگاه کردن به یکی دیگه از بچه که خیلی از من چاقتر بود امیدوار میشدم که خدا رو شکر که من مثل اون نیستم

      در امتحانات ثلث وقتهایی که معلم ورزش میومد وامتحان ورزش میگرفت باز هم من دچار استرس میشدم چون نه میتونستم بارفیکس برم ونه میتونستم دراز ونشست برم وباعث تضعیف بیش از پیش اعتماد بنفسم شده بود
      تا اینکه ازدواج کردم وبازهم گاهی سرزنش میشدم وچون در چند سال اول ازدواج مشکلات زیادی داشتم خوردن تنها مونس من شده بود با خوردن تنهایم رو جبران میکردم وتنها تفریح وسرگرمی من خوردن بود تا اینکه در سن ۲۷ سالگی با تذکر یکی از دوستان به دکتر تغذیه مراجعه کردم و۸ کیلو کم کردم واز اونجایی همیشه احساس خیلی بدی به رژیم داشتم ادامه ندادم وبعد از مدتی همش برگشت تااینکه با خودم عهد بستم که سفت وسخت خودم رژیم بگیرم وچه قدر وقت طولانی صرف پیاده روی وخرید کاهو خیار کلم سبز ی خوردن وسرکه سیب وچیزای دیگه میکردم نرمش در خونه و استفاده از سی دی اموزشی شمردن لقمه ها سانت کردن نون وخیلی چیزای دیگه تا اینکه تونستم ۲۷ کیلو از وزنم رو کم کنم ولی دچار ریزش مو رنگ ورویی زرد وفشار عصبی شده بودم وهر کی من رو میدید خیال میکرد که من دچار بیماری بدی شدم که اینقدر ضعیف وبی حالم وبعد از مدت کوتاهی به سرعت طوری که اصلا تناسب اون زمانم یادم نیست چاقی دوباره برگشت وبعد از یه مدت باز هم به دکتر تغذیه مراجعه کردم ودستور نصب قدم شمار روگوشیم داد که روزها من ساعتها راه میرفتم ونتیجه رو در تلگرام به دکتر اعلام میکردم اما باز همه اون تلاشها بی نتیجه بود تا اینکه به لطف خدا در گوگل با سایت استاد روشن اشنا شدم وتغییرات رفتاری زیادی داشتم گر چه سستی هایی در این راه داشتم ولی نامید نشدم ونمیشم وایمان دارم که به تناسب اندامم میرسم یا لاغر میشم یا میمیرم 💪💪💪💪👏👏👏👏👏👏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم