0

داستان هدایت من

6906 بازدید
داستان هدایت من برای رهایی از چاقی

من و همه افرادی که اضافه وزن دارند به تعداد سال های سن چاقی خود به دنبال روشی برای لاغر شدن بوده ایم.

بارها از رژیم های مختلف استفاده کرده ایم.

در باشگاه های ورزشی ثبت نام کرده ایم و با اشتیاق و انگیزه برای لاغر شدن ورزش کرده ایم.

افشرده ها یا دمنوش های مختلف را به امید لاغر شدن استفاده کرده ایم.

به طب سنتی،‌ اسلامی،‌ سوزنی و حتی روش های چربی سوزی از طریق شوک الکتریکی برای لاغر شدن پناه برده ایم.

حتی برخی از شدت رنج و ناراحتی چاقی حاضر به پذیرفتن ریسک عمل های جراحی مختلف شده ایم بلکه از شر این مهمان خانمان سوز رهایی پیدا کنیم.

هر فردی که اضافه وزن دارد حتی اگر شده یک بار برای لاغری به طریق مختلف اقدام کرده است.

نکته مشترک بین همه ما نتیجه نگرفتن از همه سعی و تلاش مان برای لاغر شدن است.

تا جایی که به حدی از احساس ناامیدی و ناتوانی برای لاغر شدن رسیدیم که به افسردگی دچار شدیم.

گوشه نشین خانه شدیم،‌ عصبانی و پرخاشگر شدیم، گریه و گلایه از وضعیت جاقی همدم تنهایی ما شده بود و شرایط بسیار بدی را تجربه می کردیم.

اما در آن شرایط که احساس ناامیدی از هر روشی برای لاغر شدن را داشتیم آگاهانه و شاید هم ناآگاهانه از خداوند درخواست کمک کردیم.

رسیدن به احساس تسلیم در برابر چاقی و قطع امید کردن از همه روش هایی که سال ها برای لاغر شدن از آنها پیروی می کردیم به منزله تسلیم در برابر پروردگار و درخواست کمک از خداوند برای نشان دادن راهی که ما را به سمت لاغری هدایت کند است.

از او طلب هدایت کردیم راهی جلوی پای ما بگذارد تا از ناامیدی رهایی پیدا کنیم.

تا نور امیدی برای لاغر شدن و رسیدن به خواسته چندین ساله مان در قلب ما روشن کند.

در آن لحظه مقدس درخواست شما پاسخ داده شد و شما از طریقی که خود به دنبال آن نبودید به سمت این سایت هدایت شدید.

با نوشتن داستان هدایت خود علاوه بر اینکه از خداوند سپاسگزاری می کنیم بلکه با ایجاد احساس خوبی که در ما ایجاد می شود اطمینان و انگیزه ما برای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن صد چندان می شود.

داستان هدایت خود با سایت تناسب فکری را بنویسید تا به قدرت خداوند در پاسخ به درخواست خود بیشتر اعتماد کنید و در جنبه های مختلف زندگی از این قدرت بی نهایت درخواست هدایت کنیم.

نوشتن داستان خود و خواندن داستان هدایت دیگران باور قدرتمندی درباره طریقه ی هدایت خداوند در قلب ما ایجاد خواهد کرد و برای ما واضح می شود که از بی نهایت طریق خداوند ما را هدایت می کند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22571
برچسب ها:

دیدگاه ها

154 نظر در مورد داستان هدایت من

درباره آنچه درک کردید بنویسید

      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/01/20 07:48
      مدت عضویت: 31 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤ سلام و درود… داستان من از جایی شروع که سال ۹۹با قانون جذب آشنا شدم و خدا آنقدر قشنگ هدایتم کرد که برج پنج سال۹۹با یه گروه عالی آشنا شدم و شروع کردم مسائل ذهنی رو به طور جدی دنبال کردن…از همون اول وقتی میخواستم شکر گذاری کنم میگفتم…خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که من توانستم به سادگی و به زیبایی و عزتمندانه به وزن دلخوام برسم…اون روزها اصلا به چجوریش فکر نمی‌کردم ،چون تو ذهن من لاغری با ورزش و رژیم میسر بود که راه راحت و زیبایی نبود😂و عزتمندانه هم نبود چون وقتی رژیم بودی با نگاه دیگران همش مواجه می‌شدی و کلی حس بد می‌گرفتی…خلاصه که من هفت ماه هر روز این درخواست رو به خدا میدادم…تو همون دوره های که هستم یه دوره ذهن لاغر گذاشتن ولی من اصلا رضایت نداشتم که شرکت کنم و همش با خودم میگفتم من باید خودم لاغر بشم ،من باید توانایی هام رو به خودم ثابت کنم… حدود دو هفته گذشت و دو سه روز مونده بود سال 99 تموم بشه…یکی از دوستانم بهم پیام داد که تو سایت عباس منش با کسی به اسم رضا عطار روشن آشنا شده و میگن تو زمینه لاغری ،اگه توم خواستی برو نگاه کن…من روز اول رفتم ثبت نام کردم ولی چون تو حال هوای اول سال بودم یه دو هفته ای وقفه افتاد …میخواستم دوباره بیام دوره دوازده قدم رو بگذرونم که همون دوست گفت استاد گفتن دوره صد قدم رو بگذرونید خیلی بهتره….منم سریع فایل مقدمه رو دانلود کردم…و امروز فایل روز چهارم رو دانلود کردم که گوش کنم و تا اینجا کلی عشق و ذوق دارم واسه راه قشنگم و مطمئن هستم با عشق این راه رو تموم میکنم ومیشم موفق ترین شگفتی ساز ❤️چون من انتخاب شده و هدایت شده خداوند هستم و لاغری و تناسب اندام حق الهی و طبیعی من😍 

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز میشوم و تا آخر عمر با لذت و آرامش در وزن دلخوام میمانم❤💪🌟

      20/1/1400❤️جمعه❤7:۴۸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1400/01/19 20:51
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 2 کلمه

      عالی بود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/12/30 09:21
      مدت عضویت: 241 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      به نام خداوند مهربان وبخشنده
      سلام خدمت دوستان عزیز واستاد گرامی امروز شنبه مصادف با روز ۳۰ اسفند ۹۹ و تحویل سال به لطف خداوند برای بار دوم بعد ۷ ماه تصمیم قاطع خودمو گرفتم که از اول شروع کنم دوره رو ونتایج فوق العاده شگفت انگیزی در زمینه های مختلف زندگیم کسب کردم خداوند شاکرم که راه درست پیدا کردم وزندگی من دراین ۷ ماه ۳۶۰ درجه تغییر کرد اما به دلیل اینکه حل اون مسائل برام الویت بیشتری داشت تمرکزمو برای اونها گذاشتم ونتیجه کمتری از تناسب اندامم گرفتم اما یقین دارم وتصمیم قاطعانه میگیرم از همین لحظه که تمام مشکلات وسختی های مسیر با اشتیاق بپزیرم ومو به مو به تمرینات عمل کنم ودیگه برای خودم مهم وفالاهم نکنم وهر چیزی رو با تمام وجودم در زندگیم پیاده کنم من روزی که به دوره از طرف خداوند منان دعوت شدم به شدت مریض به شدت از نظر روحی داغون وبشدت مشکلات مالی داشتم حتی رابطه ی عاشقانه ام هم که دوسال براش زحمت کشیده بودم تحت تاثیر قرار گرفته بود داشت خدشه دار میشد به لطف خدای مهربان واستاد عزیز وگرامی خودم که با افتخار میتونم خودمو شاگرد ودوست ایشون خطاب کنم تمامی این مشکلات تنها درعرض ۷ ماه به طرز شگفت انگیزی حل شد یعنی چیزی بالغ بر ۹۷ درصدش وحالا انسان شاد وپرانرژی وخوشحالی شدم وحالا متوجه شدم که اونقدر نگران اوضاع اطرافم بودم که یه جورایی خودم درالویت تغییر نبودم اما از امروز با خودم عهد میبندم که من فرشته مهربان از امروز تعهد میدم که به تناسب اندام همیشگی دست پیدا کنم واز هیچ تلاش وکوششی دریغ نکنم 🥰🥰🥰😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رضا بهادری زاده
      1399/12/18 12:06
      مدت عضویت: 127 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه


      .
      حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد

      بنمود جمال و عاشق زارم کرد

      من خفته بدم به ناز در کتم عدم

      حسن تو به دست خویش بیدارم کرد

      بسیار خرسند و خوشحالم از آشنا شدنم به این وبسایت سرشار از آگاهی الهی که خواندن آنها قلب و دل من را آرام می‌کند.

      بسیار سپاسگزار و شاکرم و حمد و ثناگوی درگاه رب هستم که چنین امکان بینظیری در جهان هستی وجود دارد!

      امکان لاغر شدن با ذهن و قدرت افکار و باورها!!

      بسیار سپاسگزار، شاکر، قدردان، ثناگو و شکرگزار خدای بزرگ و رب و خالق جهان هستی هستم که چنین قوانین بینظیر، صحیح و درستی را وضع کرده است!

      چه قوانینی؟!

      قانون قدرت ذهن و باور آدمی! قانونی که می‌گه جهان بر اساس انرژی کار می‌کند! قانونی که می‌گه خدا انرژی محض است، یعنی “الله نور السموات و الارض” با تحلیل و بررسی قانون مشخص می‌شود نور همان انرژی است، قانون می‌گه کل جهان بر اساس انرژی است، یعنی اینکه فارغ از جنس و نوع ماده که در جهان است، هر چیزی که در جهان می‌بینیم در نهان و نهاد خود انرژی دارد و متشکل از انرژی است.

      کل زندگی ما بر پایه انرژی است، همینکه کائنات اتفاقات را در راستای افکار ما خلق می‌کند بخاطر ذهن است! یعنی اینکه افکار در ذهن ما انرژی یا فرکانس ساطع می‌کنند، اثبات این موضوع با نوار مغزی قابل عیان شدن است. این را که قبول کنیم می‌رویم سراغ نکته بعدی که کل جهان هستی بر پایه انرژی است.

      پس انرژی ساطع شده از ذهن ما توسط کائنات جذب می‌شود. بر اساس فرکانس یا انرژی ذهن ما جهان یا کائنات، اتفاقات، افراد، حوادث مشابه را به زندگی ما جذب می‌کنند. برای اثبات بیشتر باید بگیم:

      در جهان هر چیز چیزی جذب کرد

      گرم گرمی را کشید و سرد سرد

      برای اثبات بیشتر باید بگیم: “الطیبین للطیبات، الخبیثین للخبیثات” برای اثبات بیشتر باید بگیم:

      این جهان کوه است و فعل ما ندا 

      سوی ما آید نداها را صدا

      هنوز هم هست: “بما قدمت ایدیهم” ؛ “بما کانو یعملون” ؛ “کلا نٌمد هولاء و هولاء”

      با توجه به عرایضم این سیستم و جهان هوشمند یا خدا، هیچ چیزی تاکید می‌کنم هیچ چیزی برای ما نمی‌خواهد و افکار غالب روزانه یا ذهن ماست که خوشبختی یا بدبختی ؛ فقر یا ثروت ؛ بیماری یا سلامتی ؛ چاقی یا تناسب اندام را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

      خدای بزرگ را سپاسگزارم که آشنایی من با شخص استاد عطارروشن راهنمای من برای ورود به این سایت الهی بوده است. خدا را شکر که دوستانی چنین ارزشمند مانند استاد عطارروشن وجود دارند که چراغی برافروختند، نور و روشنایی را یافتند که ماحصل آن به زندگی خودشان و شاگردانشان ثمرات فراون بخشیده است.

      استاد عزیزم ممنون که چراغ راه هدایت شاگردانت هستی.

      شاد و سلامت باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/17 14:07
      مدت عضویت: 38 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلاام. من تازه وارد سایت شگفت انگیزتون شدم و همچنان بهت زده تا این مرحله دارم مطالب رو مطالعه میکنم. امید من خیلی زیاده. توکل برخداااا. تشکرر از شمااا. 🙏🏻🙏🏻🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 21:31
      مدت عضویت: 47 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 388 کلمه

      بنام خدایی که منو به این مسیر هدایت کرد. منم سالهای زیادی درپی لاغری بودم. اولش خیلی هزینه نکردم رژیم گرفتم و لاغر شدم ولی دوباره برگشت و چندسالی طول کشید بعد رفتم سرکار گفتم برم سرکار دیگه وقت نمیکنم زیاد بخورم چون دو شیفت هم بود ولی بازم کم و زیاد میشد خیلی سال گذشت تقریبا۱۸سال کشید ومن ۶سال شاغل شده بودم تو اون مدت زمانی که کار میکردم همش تو گوشی بودم که یه راهی پیدا کنم و کلی هزینه کردم همه میپرسیدن پولتو چیکار کردی منم از ترس و خجالت می گفتم تو بانک گذاشتم قرص داروی گیاهی دم نوش شربت ژل لاغری روغن گیاهی گن دستگاه ورزشی باشگاه حتی این اواخر دوسه بار رفتم مطب که یه دستگاهی وصل میکنن چربی رو یخ میکنه اونم نشد دیگه نرفتم حتی به جراحی هم فکر کردم ولی چون مجردم مگه میتونم بگم که جراحی کنم کلی مسخره ام میکردن.خلاصه کارم خیلی سخت بود دو شیفت با کلی مشتری و پول کم ولی این سالها به خاطربیمه موندم تصمیم گرفتم که بیام بیرون چون خانواده هم حمایت کردن پدرم هم تازه به رحمت خدارفته بود حوصله نداشتم برای کار. اومدم بیرون پاییز تموم شد من اومدم بیرون یه ماه تو خونه بودم رژیم گرفتم و ورزش کردم ولی دیدم تویه ما۴کیلو کم میکنم خیلی بهم فشار میومد ماه دوم کلی رژیم سرچ کردم و انجام دادم درحد مرگ ولی اثر نداشت تا اینکه یه فال گرفتم از یه نفر مطمئن به زور پولشو جور کردم و نیت کردم که خدا یه معجزه کن و منو به اندام و وزن دلخواهم برسون اونم گفته بود کارت درست میشه ولی یکم طول میکشه باید خودتم سعی کنی چند روز بعدش یهو گفتم برم تو یوتیوب سرچ کردن لاغری سریع یه دفعه لاغری با ذهن اومد اونم رایگان منم گوش دادم دیدم چقدر حالم خوب شده که آره لاغری خیلی آسون واینکه خودشم تو این شرایط بوده خلاصه تو گوگل رفتم رفتم تو سایت و ثبت نام کردم یه هفته بود که همه فایلا رو گوش میدادم بیکار هم بودم خیلی اشتیاق داشتم تو یه هفته که چند کیلویی رو که دوباره اضافه شده بود دوباره کم شد اشتها نداشتم حتی اون میل ندارم هم گفتم دیدم خیلی آسونه اصلا درگیری فکری نداشتم اصلا سر یخچال نمیرفتم یواش یواش غذا میخوردم کلی کیف کردم اینم داستان هدایت من.ممنون استاد جونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      z.hajian1352@gmail.com
      1399/12/15 18:32
      مدت عضویت: 81 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 42 کلمه

      سلام برای اینکه بخوام نتیجه ی خوبی در پایان دوره بگیرم به تمام فایل ها به خوبی گوش کنم نکته برداری کنم و تمریناتم را به خوبی انجام دهم تا در انتها نتیجه ی بسیار خوبی را گرفته باشم از این دوره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/15 09:36
      مدت عضویت: 116 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      سلام به همگی من سه ماهی هست این فایل های زندگی با طعم خدا را شروع کردم اما به جلسه ۱۶ که رسیدم نمیدونم چرا احساس کردم که از نوشته های بچه ها من خیلی عقب ترم و به اون فرکانسی که انها رسیدند من نرسیدم پس تصمیم گرفتم دوباره برگردم جلسه اول و دو باره از اول شروع کنم ولی این بار حتما در قسمت نوشتن نظرات شرکت کنم من اول از همه به حرف های استاد عزیز اعتماد کامل دارم و مطمئنم که این راه راهی درست است بعدش هم از خدای مهربونم می خواهم که من همیشه و همه جا خدا را در نظر داشته باشم خداوند با من باشه و من هم همه جا او را ببینم و حسش کنم بعد یه زندگی با ارامش برای همه عزیزانم ارزو دارم دلم می خواهد زندگی ام با همسرم عاشقانه تر و صمیمی تر باشه او از اینکه همسری مثل من داره خوشحال باشه دلم یه خونه بزرگ چند خوابه شیک می خواهد با کلی وسیله های شیک و بروز از خدا می خواهم سلامتی و شادی به همه بده و بچه هام اینده خوب و درخشانی داشته باشندو از همه مهمتر یه شغل خوب و پر درامد برای همسرم که عاشق کارش باشه و محل کارش هم نزدیک خونه که بعد از کارش راحت برگرده خونه و از با خانواده بودن احساس ارامش و شادی داشته باشه دلم می خواد پول و ثروت زیادی داشته باشیم من همیشه شیک بپوشم و دنیا را بگردم و از این زندگی لذت ببرم من اعتماد کامل دارم که خدا من را به همه ارزوهام و خواسته هام میرسونه حدایا به خاطر همه چیز مخصوصا این راهی که من را در ان قرار دادی از تو سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        زری احمدی
        1399/12/17 04:12
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        سلام دوست عزیز انشالا که به آرزوهایتون می رسید صبور باشید و استمرار داسته باشید

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/11 01:05
      مدت عضویت: 55 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      با سلام
      توی این سایت کجا میتونم در مورد دوستانی که مثل شما قبلاً در این مسیر حرکت کردن و موفق شدند رو بخونم ؟این کار انگیزه منو قوی تر میکنه
      هر چی گشتم چیزی پیدا نکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/12/11 01:31
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تصاویر افراد شگفتی ساز را می توانید در آلبوم شگفتی سازان ملاحظه کنید
        همچنین در بخش ویدیوهای شگفتی سازان محتوای ارزشمندی قرار دارد
        نوشته های هنرجویان در بخش دیدگاه های فایل های رایگان قابل ملاحظه است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/09 09:36
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 880 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان همراه

      برداشت خودمو از فایل تصویری مقدمه خدمتتون عرض می کنم :
      اگر بخوام‌در پایان این دوره نتیجه عالی بگیرم باید تمام فایلهای صوتی و تصویری را به دقت و به تعداد خواسته شده بشنوم و ببینم تمرینهارو هم در دفترم هم در سایت بنویسم و دیدگاه دوستان رو هم بخونم (حداقل ۵ دیدگاه ) و نه تنها دقت و تمرکز داشته باشم بلکه انجام تمرین اختصاصی درس هر روز هفته را در اولویت اول نسبت به تمام کارهایی که می خوام در طی ۲۴ ساعت انجام بدم قرار بدم …..درست مث روزایی که مدرسه می رفتم و امتحان داشتم…یادمه صبح زود بیدار می شدم و آفتاب نزده خوندن درسمو به اتمام می رسوندم اونوقت با خوشحالی می رفتم سر جلسه .همیشه هم شاگرد اول یا دوم بودم …..الانم همون حالت رو باید برام داشته باشه ….اگر سستی کنم درس لاغریمو به تاخیر بندازم تا فرصت از دست بره این خودمم که ضرر می کنم کسی بالا سرم نیست بازخواست ازم بخواد یا بخواد نمره ی کم بهم بده …حالا خودم همه کاره ی خودمم …من مسیول لاغریمم …همونجور که مسیولیت چاقیمو پذیرفتم مسیولیت اینم باید بپذیرم ….چند ماهه در سایت قسمت رایگان دارم می خونم و می نویسم ولی نتیجه ای که خیلی مشهود باشه نگرفتم فقط کمی تغییر کردم که همینو هم به فال نیک گرفتم و تصمیم گرفتم بدون اینکه همسرم متوجه بشه پول دوره ارو جفت و جور کنم و دوره گام اول رو خریداری کنم بشینم به پاش با دقت ببینم اشکال کارم چیه ؟ من مطمینم جواب سوالمو در همین دوره خواهم گرفت …اشکال برطرف میشه ..من باید اصولی و از پایه درس لاغری رو شروع کنم که خدارو سپاسگزارم که بهم توفیق داد که حالا اینجا باشم در دوره گام اول …. من به توصیه استاد عزیز با خودم قرار گذاشتم حداقل تا ۶ ماه و حداکثر تا پایان عمرم سمت هیچ روش لاغری دیگه ای نرم و از هیچ قرص وماده ی خوراکی برای تسریع کاهش وزن استفاده نکنم هیچ حرکت ورزشی به منظور لاغری انجام ندم مگر به منظور دیگه ای مثلا برای شادابی و نشاط و و استحکام بدنی و استخوانی ……..من مجازم به هر دلیل دیگه ای ورزش کنم ولی به منظور لاغری نه ……مهمترین دلیل منطقی من برای این فکر و نظر اینه که از خودم می پرسم مگه لاغرای طبیعی برای اینکه متناسب بشن ورزش کردن یا حالا برای حفظ تناسبشون ورزش می کنن یا می پرسم مگه من برای اینکه چاق بشم ورزش خاصی رو در پیش گرفتم ؟ وقتی می بینم جواب این سوالها خیر و نه هستش پس دلیلی برای اینکار وجود نداره …….وقتی دیدگاه ما این بشه که باید ورزش کنم تا لاغر شم به این نتیجه هم می رسیم که اگر به هر دلیل نشد که ورزش کنم ناچار دوباره چاق میشم‌ و ما در این دوره می خوایم با روشی لاغر بشیم که پایدار باشه و وابسته به هیچ روشی غیر از قدرت ذهن و فکر نباشه ……..من بهای لاغری رو پرداخت کردم چه مادی چه غیر مادی من وقتمو می ذارم و انرژیمو …….بهش فکر می کنم از تفریح و مهمانیم می زنم و در عوض بهای لاغریمو می پردازم وقتی هم بهای هر چیزی رو می دیم عاقلانه نیست که رهاش کنیم و بریم یا درست ازش استفاده نکنیم ….این روش برای صدها نفر جواب داده پس منم جواب می گیرم اگر اطمینان نداشتم که مخفیانه طلامو نمی فروختم دوره بخرم …من ایمان دارم نتیجه می گیرم ..اگر طی ماههای گذشته جواب کامل و واضحی نگرفتم اشکال از خودمه وگرنه این روش درست ترینه …..۱۷ اسفند دقیق ۸ ماهه که با این روش آشنا شدم و به آگاهی های کاملا جدید و کاملا بی نظیر دست پیدا کردم نتایج اولیه هم گرفتم الان با دامن سایز ۴۸ راحتم ولی قبلا ۵۲ بوده خوب این یعنی تغییربدون رژیم و ورزش …..بیست و چند ساله با توجه به چاقی و روش و افکار غلط داشتم خودمو چاق و چاقتر می کردم حالا حدااقل باید ۶ ماه وقت بذارم تا چاقی ذهنمو کمرنگ کنم و به لاغری توجه کنم تا بعد از لاغر شدن ذهنم بتونم به لاغری جسمم برسم …من با باورها و رفتارهای کاملا اشتباه چاق شدم و حالا باید اصلاحشون کنم چطوری ؟ با همین روش با قدرت ذهن و به پایان بردن دوره ای که خریدم و بهش ایمان دارم که با همین روش خودبخود لاغر میشم ….خدایا سپاسگزارم ۹ اسفند ۱۳۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/08 23:56
      مدت عضویت: 123 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      به نام خدا
      در تمام طول زندگی‌ام به خاطر اضافه وزن احساس حقیر و ناچیز بودن کرده ام. درد روحی ناشی از اضافه وزن آنقدر عمیق بوده که هر جا که زمان و مکان خاصی برای دعا کردن بوده است ناخودآگاه اولین چیزی که از ذهنم گذشته و از خدا طلب کرده ام لاغری بوده است. 
      در طول زندگی‌ام همیشه در حال تلاش برای کاهش وزن بوده‌ام و نتیجه نهایی همه رژیم‌هایی که گرفته ام شکست و افزایش وزن بالاتر بوده‌ است.
      هربار که بعد از لاغر شدن دوباره چاق میشدم آرزو میکردم کاش میمردم و کسی را نمیدیدم. چرا که با شنیدن سرزنش‌ها، کنایه‌ها، نصیحت‌ها، دلسوزی‌ها و حتی تمسخر آنها، بیشتر در خودم می شکستم، خرد میشدم و روحم زخمی تر میشد.
      در سه سال گذشته برای کاهش وزن اقدام جدی نکرده ام چرا که کاملا ناامید و خسته بودم و با خودم فکر میکردم تلاشم بیهوده خواهد بود و پس از کلی رنج در نهایت فقط شرایطی بدتر از الان و وزنی بالاتر نصیبم خواهد شد. تقریبا دو ماه و نیم پیش خسته و ناراحت از سرنوشت و تقدیرم شروع کردم به غر زدن با خدا و شکایت که مگر من بنده تو نیستم، چرا من را نمیبینی، این انصاف و عدل نیست در تمام دوران کودکی و نوجوانی و جوانی ام دغدغه وزن داشته ام و لذتی از زندگی نبرده‌ام و یک شکایت طولانی مدت به خدا کردم ولی ناگهان یه صدایی درونی بهم گفت بی انصافی میکنی و همه لطف های غیر منتظره خدا رو برایم یادآوری کرد و گفت این همون خدایی است که با معجزه بیماری تو را شفا داد، بیماری که با سرعت داشت پیشرفت میکرد و من یادم آمد در دوران بیماری به لحاظ روحی بسیار محکم و استوار بودم و اعتماد و اطمینان قلبی عمیقی به خدا داشتم و خودم را به او سپرده بودم و شک نداشتم شفا پیدا میکنم. بعد به خودم گفتم که لاغر شدن سخت تر از اون بیماری نیست دوباره تلاش کن. هميشه برای پیدا کردن روش لاغری جدیدی در گوگل سرچ می‌کردم و آن روز برای اولین بار در یوتیوب سرچ کردم “لاغری” عنوان ویدئو “آموزش لاغری با ذهن استاد عطار روشن” نظر من را جلب کرد. با تعجب و تردید ویدئو را دیدم و وارد کانال یوتیوب شدم. انگار سرگذشت چاقی خودم را از زبان یک نفر دیگر میشنیدم، احساس خوبی داشتم و در درون حس میکردم خدا یکبار دیگر من را مهمان معجزه‌‌اش کرده است.
      اطمینان و اعتقاد قلبی دادم که لاغری با ذهن امکان رسیدن به رویای لاغری پایدار را به من میدهد زیرا این روش با همه روشهای لاغری فرق دارد. تمامی روشهای لاغری به دنبال حذف معلول و پاک کردن صورت مسئله‌ هستند اما روش لاغری با ذهن علت‌های این مشکل را پیدا و مسئله را حل میکند و در نتیجه معلول از بین میرود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/01 00:37
      مدت عضویت: 55 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز . از طریق آپارات به طور خیلی اتفاقی با شما آشنا شدم وبعضی از فایلهای رایگانتون رو از اون جا دانلود کردم و با شنیدن اونها به این نتیجه رسیدم که مشکل اصلی من ذهن بیمارم هست و الان کاملا مصمم هستم که هر آنچه در توان دارم برای درمان ذهنم انجام بدم . با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/25 00:08
      مدت عضویت: 467 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 55 کلمه

      سلام خدمت استاد راهنمایی شدن من در این سایت منم در یتوب فایلها را دیدم و بعدش باهاشون چت کردم باز سایت را خریداری کردم خداوند منو کمک کرد تا با این سایت خوب ٱشنا بشم خدایا از تو کمک میخواهم که این شیطان درونم را نابود کنی تا من راحت به هدف خودم برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1399/11/20 23:20
      مدت عضویت: 66 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 319 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان
      عرض سلام دارم خدمت دوستان و استاد عزیز عطارروشن .
      من مریم هستم و میخوام نحوه آشنایی با این سایت را توضیح بدم .همیشه من عاشق تناسب اندام خوش تیپ بودن خوش لباس بودن بودم ودنبال این بودم که اضافه وزنم را درست کنم مثل بقیه دوستان خیلی روشها را امتحان کردم متناسب میشدم دوباره بر می گشت اینو دوستام هم میدونستن که من به وزن خیلی حساسم تا اینکه یکی دوستام هم همکار بودیم هم دوست صمیمی با من تماس گرفت که بیا بیرون ببینمت یه موضوع هست در،مورد لاغری نمیشه تلفنی بگم حتما باید حضوری باشه گفتم باشه قرار گذاشتیم برا من جور نشد که برم بازم تماس گرفت هم قرار گذاشتیم باز هم نشد آخرش من بهش گفتم که میام سر کارت اونجا می بینمت قرار شد ۵شنبه ای برم اما برا من بازم جور نشد تا،اینکه حدود ۴۰ روز گذشت دوباره تماس گرفتو منم گفتم باشه فردا میام فرداش حوصله نداشتم اما گفتم بابا بزار برم ردش کنم خلاصه آخرش موفق شدم و رفتم اداره دیدمش بهش گفتم خوب توضیح بده میخوام بدم سر کار اونم یکم توضیح داد و فایلهای رایگان را دانلود کرده بود و به من داد و خداحافظی کردم و اومدم سر کار اولش بی میل بودم بعد وقتی اولین فایل را گوش کردم یه جرقه ای تو دلم زد خیلی خوشم اومد و شروع کردم روزانه به گوش دادن چند روزی گذشت و تو اینه خودمو دیدم تغییر کرده بودم مشتاق شدم و من از آبان ماه با دوره رایگان هستم و چقدر تغییر تو خودم دیدم احساسم جسمم رفتارم با خانواده خیلی خیلی خیلی واقعا باورم نمیشه جناب استاد من اینجا متوجه شدم که فقط هدایت خداوند بود من به این سایت به این طریق با این سایت آشنا شدم .اول از خداوند بعد شما استاد عزیز بعد همکارم و،در آخر از خودم ممنونم امیدوارم در آینده ای نزدیک دوره را خریداری کنم .بازم ممنون استاد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/20 03:08
      مدت عضویت: 143 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 847 کلمه


      (شرح عملکرد برای لاغری، شرح هدایت، تعهد برای لاغر شدن)
      .
      بنام حق
      داستان هدایت من:
      بعضی از دوستان شاید یه مدت زمان کوتاه تری نسبت به بقیه در مسیر چاق شدن قرار گرفتند و یه زمان هایی طعم لاغری و تناسب اندام رو چشیده باشند اما بعضی از دوستان دیگه و از جمله من از وقتی چشممون باز کردیم و نوزاد و بچه کوچیک بودیم چاق بودیم، تمام دوران زندگی از نوزادی گرفته تا کودکی و نوجوانی و جوانی، هیچوقت طعم و لذت لاغری و تناسب اندام رو نچشیدیم…
      همیشه دنبال راهی جدید واسه امتحان کردن لاغری بودم، انواع رژیم های لاغری از دکتر تغذیه گرفته تا رژیم بر اساس طبع و مزاج بدن و رژیم های کانادایی و اینترنتی و… کمربند و شلوارک لاغری، طب سوزنی و امبدینگ، انواع ورزش ها از دوچرخه و حلقه و تردمیل،طناب و شنا و سونا پیاده روی و تی آر ایکس و بدنسازی و وزنه زدن و ایروبیک و پلاتس و چرخونک و… انواع دمنوش های گیاهی شرکت‌های مختلف و حتی بصورت جدا و طبیعی از عطاری تهیه میکردم، انواع قرص های گیاهی و شیمیایی کاهش اشتها و لاغری، دستگاه و ماساژ لاغری و آمپول لاغری…خلاصه هر چی فکرش بکنید امتحان کردم بعد زایمان دومم رسیدیم به وزن ۱۲۶😪 وزنی که هیچوقت توی عمرم به این حد نرسیده بودم، توی بارداری فشارخون بالا و دچار مسمومیت های بارداری میشدم، بعد زایمانم رفتم دکتر تغذیه با رژیم سخت شروع کردم به اضافه مصرف دمنوش و پیاده روی و داروهای کاهش اشتها، حتی دکتر تغذیه بهم علاوه بر قرص های کاهش اشتها یه آمپولی داده بود که اسمش یادم نیست مثل سرنگ انسولین هر روز زیرپوستی تزریق میکردم که اشتهام کم بشه! چند روز اولش خوب اشتهام کم میکردم ولی بعد از چند روز بی فایده بود به دکتر گفتم، گفت دوزش بیشتر کن و بعد اضافه کردن دوزش چند روز کم بود ولی دوباره… بعد از چند ماه با این همه بلایی که داشتم سر خودم می آوردم تونستم ۲۲ کیلو کم کنم ولی بعدش خیلی کم نمیکردم، واقعا دیگه خسته شدم بودم، از ورزش و دمنوش و قرص های لاغری خسته شده بودم از دائم الرژیم بودن خسته شده بودم و به شوهرم گفتم میخوام اسلیو معده انجام بدم و حتی پیش پزشک هم رفتیم اما با یه سری صحبتهای پزشک در مورد عوارض عمل و اینکه تضمینی نیست و ممکنه بعدش مجدد برگرده با مخالفت شدید شوهرم مواجه شدم
      آخرین و تنها راه و گزینه لاغر شدنم که اسلیو معده میدونستم خط خورد، خیلی ناراحت و افسرده و عصبی بودم و دیگه واقعا از همه چیز قطع امید کردم، در عین اینکه کاملا ناامید بودم و داشتم خودم رو قانع میکردم که تو از اول چاق بدنیا اومدی و قسمت و خواست خدا اینه که همینجوری چاق باشی و همه ی انسانها که شبیه هم نیستند یکی چاق و یکی لاغر، تو هم جزو اون چاق ها و دیگه باید قبول کنی که همینی و باید با خودت کنار بیای و همینجوری خودت دوست داشته باشی ولی از طرفی هم همیشه آرزو داشتم لاغر و متناسب باشم، یه شب توی اینترنت طبق معمول داشتم برای لاغری سرچ میکردم که سایت تناسب فکری رو دیدم، هیچوقت و قبلا راجبش چیزی نشنیده بودم، خدایا مگه همچین چیزی میشه! خیلی برام جای سوال و تعجب بود، اون شب تا صبح نخوابیدم و توی سایت هر قسمتش رو کنکاش میکردم که یه چیزی دستگیرم بشه، و اینقدر غرق سایت شدم که نفهمیدم چجوری صبح شد! ۱۱ آذر بود بعدش متاسفانه بخاطر یه مشکل و درگیری بزرگ، و همچنین درس خوندن برای امتحان آیلتس
      نتونستم پیگیرش باشم، هر از گاهی به سایت سر میزدم مخصوصا مواقعی که استرس زیاد داشتم یا ناراحت و ناامید بودم فایل های زندگی با طعم خدا رو گوش میدادم و حالم واقعا عوض میشد بعد از ۲ماه درست ۱۱ بهمن تصمیم گرفتم بطور جدی و مستمر فایل های لاغری رو از همون رایگان های شروع کنم
      به خودم گفتم هزار راه رو رفتم که آخرش بی نتیجه و ثمر بوده، چقدر سختی ها و زجر کشیدم،چقدر عرق ریختم و… هیچوقت اون چیزی که میخواستم اتفاق نیافتد، حالا نوبت اینه
      مگه از این راحتتر هم توی دنیا هست که بدون رژیم و ورزش و عرق ریختن و باشگاه رفتن و قرص و دارو و سختی…
      من با خودم عهد کردم تا به هدفم نرسیدم دست از تلاش بر ندارم، و الان من توی یه دانشگاهی ثبت نام کردم که باید هر روز و حداقل روزی ۱_۲ ساعت وقت بزارم و درس هایی که استاد داده رو مطالعه کنم و تمرین کنم، تکالیف انجام بدم،مرور کنم… درست مثل زمانی که داشتم برای کارشناسی و کارشناسی ارشدم میخوندم، مثل همین الانی که کلاس زبان میرم، مگه میشه فقط بری سر کلاس بشینی و استاد زحمت بکشه و درس بده و تو بدون اینکه به حرف های استاد گوش بدی و بدون اینکه تکالیفی که گفته انجام بدی، بدون اینکه تمرین و مرور کنی به نتیجه برسی؟!
      من بذر امید به لاغری و تناسب اندامم رو به لطف خدا و استاد و این سایت توی تاریخ ۹۹/۱۱/۱۱ کاشتم و متعهد میشم به استمرار و تمرین و تکرار و انجام تکالیف…
      با آرزوی موفقیت و سلامتی و شادی برای استاد عزیز و تمامی دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 23:15
      مدت عضویت: 577 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام من چندسالپیش به دنبال لاغری باهیبنوتیزم ذهن اینجوربرنامه هابودم دریتوب میگشتم شانشسی بااین سایت آشناشدم دیگه راه چاره آخرمیخواستم پیداکنم چون احساسم این بودازذهن چاقهامشکل دارن که نمتونن خوردنشونوکنترل کنن اولش همینجوری نگاه میکردم اهمیت نمیدادم به مرورانیستا برای اولین بارتوچالشهاشرکت میکردم یک کیلوتادوکیلوکم میکردم بعدانگارعجله میکردم پشیمون میشدم چون قبلااینکارکرده بودم مایوس میشدم آخرین بارگفتم بزاربرم فایلهای رایگان دانلودکنم ببینم چه تاثیری داره انگارشک داشتم صداانقدرصمیمی ازدل برمیامدکه شک ام تبدیل به یقین شد شروع کردم هرروزبه گوش دادن ونوشتن هرروزصبحانه شام ناهارباصدای استادانگارصبح میخواهی آهنگ گوش کنی من صدای استادمیگذاشتم گوش میدام الان من 5کیلوکم کردم وخیلی هم سایزکم کردم دخترم میگه مامان چکارمیکنی سایزکم کردی خودمم نفهمیدم چطوری ولی راه درازی دارم ومایوس نمیشوم ادامه میدهم درمسیرهستم انشالله عکسم رادرشگفتی سازان خواهم دیدازاستادهم متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 01:30
      مدت عضویت: 549 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی من با این دوره 3 سال اشنا هستم و به طور شگفت انگیزیی اشنا شدم با این دوره هنگامی که تصمیم به عمل گرفته بودم و نوبت هم گرفته بودم درست یک روز قبل از نوبت من یکی از اشناها خونه ی ما اومد و درباره این دوره صحبت کرد و من اول باورم نمیشد حدود 1 ماه تحقیق کردم نتایج شگفت انگیز رو دیدم و تصمیم به خرید دوره کردم و وقتی دوره هارو شروع کردم موقع کنکور بود و من خیلی بازیگوشی کردم موقع ادامه دوره بعضی موقع ها ول میکردم و دوباره شروع میکردم ولی با اینکه درست انجام نمیدادم خیلی حس و حال خوبی داشتم و عاشق خودم شده بودم حتی الان با گذشت 2 یا 3 سال که تصمیم به شروع دوباره گرفتم خیلی از عادت های بد رو کنار گذاشتم و حال خوبی توی زندگیم دارم و همیشه سعی میکنم تموم حرف های شمارو توی زندگیم الگو قرار بدم تا حس بد سراغ من نیاد 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/17 13:34
      مدت عضویت: 72 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام
      من سالهای لاغر بودم ولی از وقتی کرونا اومده و قرنطینه شد توی خونه بودم و فعالیت نداشتم کم کم شروع کردم به چاق شدن و الان خیلی ناراحتم که وزنم بالارفته دوست دارم باز به همون لاغری برگردم .یکی از دوستان بهم پیشنهاد داد لاغری با ذهن .وقتی فیلم ها رو دیدم حس خوبی داشتم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/15 00:52
      مدت عضویت: 467 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم
      هدایت شدن من، منم مثلی خیلی از دوستان هر روز دونبال دارو گیاهی برای لاغری یا چه بخورم که لاغر بشم بودم تا این که یکبار چشمم به ویدویی لاغری با ذهن را دیدم بعدش یک یا دو ویدو اش را نگاه کردم خوش ٱمد بعدش به استاد زنگ زدم اینها تا این که توانستم دوره را خریداری کنم اون اولها خوب برنامه را انجام میدام که تاثیر هم داشت بگم شاید دو یا سه کیلو کم کرده بودم ولی در اثر موشکلات نتوانستم برنامه رادونبالش کن و حالا بازم همان وزن از دست رفته باز برگشت که از این بابت خیلی ناراحت استم امروز رفتم سر کار همان شلواری که برایم اندازه بود بهم تنگ شده بود که این منو خیلی نارحت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/16 03:19
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام دوست عزیز
        الان دیگه برات واضح شده که وقتی از آموزشها استفاده کنی خیلی عالی نتیجه میگیری
        نارحتی بخاطر نتیجه ای که از دست رفته کار رو درست نمی کنه
        الان بیشتر متوجه شدی که نباید آموزش رو نیمه کاره رها کنی
        پس با اشتیاق از اول شروع کن مطمئن باش سریع تر از دفعه اول به نتیجه قبلی می رسی چون کلی از فرمول های صحیح در ذهن شما ایجاد شده
        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/13 20:32
      مدت عضویت: 208 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 618 کلمه


      (اشتیاق، احساس خوب، شرح هدایت)
      .
      سلام به همگی
      یادمه چند ماه پیش یه شب توی خونه تنها بودم و اونشب خیلی حس افتضاحی به خودم داشتم چون من توی ماه رمضون حدود 5-6 کیلو وزن کم کرده بودم و یه روز که عمو منو دید بهم گفت وای چه قدر لاغر شدی و کلا من اون چند وقت خیلی حس خوبی داشتم بعد همون موقع رفتن گفت: مطمعن باش برمیگرده وزنت. و من خیلی ناراحت شدم واقعا یه ترس بدی وجودمو گرفت. من اون موقع حس خوبی داشتم ولی با اون حرف همه ی تصوراتم به هم ریخت البته الان میدونم که خودم جذبش کرده بودم ولی خب به هر حال.
      چند ماه از ماه رمضون گذشت و من کم کم شروع کردم به برگشتن به وزن قبلیم و این حس خیلی بدی بود.. حس بازنده بودن… و اونشب به این که عمو راس میگفت و هزارتا فکر و خیال دیگه فکر میکردم و بیشتر از خودم بدم میومد، اونشب واقعا عصبانی بودم و هیچ ایده ای نداشتم که آخه من چجوری میتونم لاغر بشم؟ خسته شده بودم، تو تاریکی نشسته بودم گریه میکردم و دیگه واقعا داشتم منفجر میشدم. رفتم تو گوگل سرچ کردم لاغری با مدیتیشن . هنوزم توی سرچای گوگلم هست:) و اونشب چند تا فیلم برام اومد یکیش فیلم جلسه اول لاغری باذهن دوره رایگان بود که اومد ولی چون من اونشب حالم واقعا بد بود و میخواستم خیلی زود یکم حالمو بهتر کنم و حتی حال فیلتر شکن وصل کردن هم نداشتم فیلم استادو ندیدم و یه مدیتیشن ازونایی که با هواپونوپونو و یه سری تصورات مدیتیشن میکنن رو انجام دادم ولی به خودم گفتم که برم حتما اون فیلمی که یه آقایی با کت شیری نشسته بود رو ببینم. خلاصه من همون شب یا شاید فرداش رفتم وقت خواب اون فیلم رو گذاشتم ولی وسطاش خوابم برد اما چنان آرامشی گرفتم که نمیتونم توصیفش کنم . اون شب واقعا احساس یه آدم امیدوار بهم دست داده بودو من یه راه عجیب غریب پیدا کرده بودم که تا حالا حتی اسمشم نشنیده بودم و من هر وقت چنین موقعیتی برام پیش میاد مطمعنم که اون راه درسته و کاملا مشخصه که این اتفاقات توی زندگیم از طریق یه نیروی بالاتر هدایت میشه و من واقعا خوشحال بودم. چند روز بعدش دوباره رفتم همون فایل تصویری رو دیدم و یه جاهاییش واقعا برام مثله معجزه بود، من با گوشیم از روی صفحه لپتاپم فیلم میگرفتم که دم دستم باشه جاهایی که دوس داشتم از حرفای استاد و بتونم روزی هزار بار ببینمشون . واقعا حرفای استاد مثله یه رویا بود برام. ازون روز رفتم تمام چم و خم سایتو در اوردم اینستای استادو فالو کردم به هر کی میدونستم نیاز داره سایتو معرفی کردم و شروع کردم به گوش دادن فایلای لاغری با ذهن بعد یه مدت دور شدم از سایت و تحت تاثیر تبلیغات دمنوشای لاغری نیوشا رو تهیه کردم و از بد شانسی من دقیقا همون روزی که دمنوشا رو سفارش دادم و پولو ریختم به حسابشون، اون قسمت لاغری با ذهن رو دیدم که استاد میکفت اگه میخواید این دوره رو ادامه بدید هر چی رژیمه رو بزارید کنار و اگه نمیخواید بزارید کنار این دوره رو ادامه ندید. استاد با یه خنده ای گفتن اگه اون رژیما جواب داد که خوش به حالتون اگرم نداد که بر میگردید. و من دقیقا هیچ نتیجه ای از اون دمنوشا نگرفتم ولی یه درس بزرگتری گرفتم که ارزش اون 800 تومن رو داشت و اون این بود که فقط از راه درستش میشه به هدف رسید و اگه از راه های اشتباه بریم دقیقا مثله بازی ماریو برمیگردیم سر جای اولمون و خلاصه ی خلاصه که الان اینجام با ایمان باور نکردنی به خدا و این دوره . انتظار بهترین هارو دارم برای خودم و شما:)))

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/11/11 17:45
      مدت عضویت: 215 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      داستان هدایت من:
      من بعد از مدت ها ناامیدی از لاغر نشدن. روزی عمه ام را دیدم که ایشون خودشون با قدرت ذهن لاغر شده بودن. از طریق شرکت در دوره های ال ان پی، مطالعات زیاد درباره قانون جذب و اطلاعاتی از این قبیل. من هم اطلاعات ریزی داشتم که ذهن چقدر قدرتمنده و اینا. من هم شگفت زده شدم و وقتی دیدم هیچکدوم از روش های دیگه لاغرم نکرده خیلی دلم میخواست که این روش و امتحان کنم.که انگار یه حسی بهم میگفت که این راه جواب میده، یه نور امیدی در من بود.
      رفتم سرچ کردم لاغری شدن با ذهن، فیلم استاد اومد که تو یوتیوب بود و قسمت اول لاغری با ذهن بود. منم نشستم و با ذوق و شوق فایل اول و نگاه کردم و فهمیدم که گمشدمو پیدا کردم. چیزی که انگار منتظرش بودم. اصلا باورم نمیشد. این شگفت انگیزترین چیزیه که در زندگیم باهاش مواجه شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/05 10:19
      مدت عضویت: 120 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      داستان چاقی من؛
      من تا سال پیش دانشگاهی همیشه تناسب اندام داشتم ولی در سال پیش دانشگاهی دچار اضافه وزن شدم و بعد از ورود به دانشگاه ادامه پیدا کرد ولی در سال دوم دانشجویی توانستم به تناسب اندام قبل برسم. در سال ۸۸ تا ۹۲ به وزن تخیلی وحشتناک ۹۰ کیلو رسیدم ولی بعد از آن وقتی مشکلات زندگی را رها کردم وبه خانه برگشتم کم کم به وزن ۷۰ کیلو برگشتم و در سال ۹۵ دوباره اضافه وزن شروع شد و تا الان که به ۹۵ کیلو رسیده و به یاری خدا و کمک تناسب فکری یقینا به وزن ایده الم که همان ۶۵ کیلوست باز خواهم گشت. استاد عطار روشن ممنونم 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 23:50
      مدت عضویت: 575 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام به همه دوستان
      این دفعه اومدم برای سومین با با انرژی فوق العاده شروع کنم در دفعات قبل به صورت عجیبی از نظر آ را مش ذهنی نتیجه گرفتم فقط اینکه میخوام خیلی محکم پیش برم باعث وسواس و توقف میشه که اینبار میخوام بی توقف پیشش برم. من در مدرسه بودم و همون چند روز بود که رژیم شکسته بودم و دیگه کامل باورم شده بود که نمیتونم م و هیچ راهی برای لاغری نیست…. که ناگهان با یک کلیپ هیپنوتراپی یا کلمات تاکیدی لاغری مواجه شدم که طرف یه جمله رو تکرار می‌کرد و به چند جای بدنش ضربه میزد چون جدید بود برام جالب بود و کمی امید ایجاد شد. بعد وارد وادی لاغری با ذهن شدم و با اولین سرچ فایل شماره 3 یا 4 لاغری با ذهن رو دانلود و تماشا کردم. و بعدش چندین بار اونو گوش کردم و از اول دانلود مردم و بعد رفتم مشهد و بارها در راه گوش کردم و به طرز عجیبی دیدم که منی که هیچ گاه نمیتونستم از شیرینی و کیک خریدن روزانه بگذرم هیچ میلی بهش نداشتم و احساس سبکی فوق العده داشتم. و بعدش با تمام قوا و احساس فوق العاده ادامه دادم و ایمان دارم به نتیجه دلخواهم قطعا میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 19:22
      مدت عضویت: 180 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      داستان چاقي من:
      من تا سن بيست و دوسالگي وزنم 46 كيلو بود و بعد از ان كه باردار شدم شروع كردم به اضافه وزن و تا الان كه 57 سالمه وزنم به 78 كيلو رسيده و تا جايي كه يادمه من بعد از وضع حمل همش در حال رژيم گرفتن بودم از هر راهي كه فكرش رو بكنيد من سعي كردم وزنم را كم كنم ولي هر بار يكي دو كيلو كم ميشدم و بعد از يه مدت مجدد برميگردم به روز اول البته نه دقيقاً به روز اول بلكه وزنم بيشتر و بيشتر ميشد
      من كلاً ادم پر خوري نيستم و اصلاً صبحانه و ناهار و شام درست و حسابي نميخورم صبحانه و شام كه اصلاً نميخورم ولي گاهي أوقات كمي ناهار ميخورم ولي تا دلتون بخواد به جاي صبحانه و ناهار و شام ريزه خوري ميكنم و عاشق شكلات و شيرينى و أجيل و كيكم و تمام چاقي منم از اين طريق صورت گرفته و در برابر شيرينى نميتونم مقاومت كنم
      البته الان يه مدته تونستم با استفاده از فايلهاي لاغري با ذهن رفتارهاي غلط خودم رو إصلاح كنم و سعي كردم كه صبحانه و ناهار بخورم به جاي تنقلات و ميلم به شيرينى و شكلات و كيك خيلي خيلي كم شده به اندازه اي كه نزديك دو ماهه لب به شكلات و شيرينى نزدم و از اين لحاظ خيلي خوشحالم و تا الان نزديك به سه كيلو وزن كم كردم اميدوارم با ديدن اين فايلها بتونم ذهنم رو كنترل كنم و پيشرفت قابل توجهي داشته باشم
      با تشكر از استاد روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 18:04
      مدت عضویت: 411 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      با سلام به استاد عزیزم و همه همراهان گرامی و با تشکر و سپاسگزاری از خداوند متعال که منو به راه صحیح و درست لاغری دائمی و تناسب اندام از طریق تناسب فکری هدایت کرد راستش داستان هدایت من از اونجایی شروع شد که من خیلی به فکر تناسب اندامم بودم که دائمی باشه و بدون بازگشت و از همه راههائی که برا کم کردن وزنم رفته بودم خسته شده بودم چون نتیجه ش پایدار نبود بعد از مدت کوتاهی برمی گشت از ته دلم از خدا خواستم من رو به روش درست لاغری و تناسب اندام خواستم کنه تو گروه استاد عرشیانفر بودم که یکی از اعضای اون گروه که نمی شناختمش و از همین جا برا اون عزیز که واسطه شد استاد رو بهم معرفی کرد تشکر میکنم و دعای خیر و آرزوی بهترینها کانال استاد عطار روشن رو معرفی کرد من بدون فوت وقت به کانال استاد رفتم و بعد با استاد صحبت کردم شروع کردم محصولات استاد عطار روشن رو خریدن و خدا رو شکر کردم و بعد به سایت تناسب فکری و از همون اول مطمئن بودم این همون راهی هست که از خدا خواستم لاغری پایدار و بدون بازگشت از استاد عطار روشن هم تشکر میکنم و براشون و خانواده محترمشون آرزوی سعادت خوشبختی سلامتی و آرامش و ثروت روز افزون و معنویت میکنم که روشنگر راه ما در مسیر رسیدن به رویای لاغری هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 13:18
      مدت عضویت: 127 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      سلام به همه ی دوستانم
      داستان هدایت من از این قرار بود که من از خداوند خاستم منو هدایت کنه به سمت کاری که سالها عاشقش بودم وقتی خودم رو تصور می‌کردم که تو اون شغل وکار هستم دیدم اینطوری نمیشه یه جای کار میلنگه اونم سایز وتیپمه.
      از خدا خاستم هدایتم کنه تا اول اندامم رو درست کنم چون حس کردم تو اون کاری که میخام من شروع کنم باید اول خودم احساس خوبی داشته باشم تا تاثیر گذارتر باشم وبه این نتیجه رسیدم که من لایق داشتن اندامی متناسب هستم واز خداوند هدایت خاستم برای این کار.
      اینطور شد که اسم استاد رو تو گوگل دیدم وهدایت شدم به سایت ماه پیش وبا گوش دادن به فایل های رایگان منو همسرم براحتی چند کیلو وزن کم کردیم بنابراین تصمیم گرفتم که این محصول رو بخرم وزودتر به نتیجه ی دلخواهم برسم و ترسهای که از لاغری رو دارم بهتر از بین ببرم.
      راستی استاد تو این فایل بالا اون جایی که گفتین فکر کنید استاد هستین وباید واسه بچه ها کنفرانس بدین خیلی جالب بود انشالله بتونم از این حرفتون استفاده کنم ودرک خودم رو از فایل هاتون واین دوره رو باصدای خودم مثل یه کنفرانس صبط کنم. واای چه عالی میشه 😍😍😍

      به امید رسیدن تک تکمون به خاسته ها واهدافمون
      خدای وهابم هر لحظه منو هدایت میکنه به راه هایی که آسان‌تر وراحتتر کارهارو انجام بدم خدایاااااشکرررررررررت 🤲🤲🤲🤲🤲🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 00:18
      مدت عضویت: 584 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      به نام خدا سلام
      داستان هدایت من همیشه به دنبال روشی جدید برای لاغری بودم وخسته از روشهای قبلی وهروقت برای لاغری اقدام میکردم برای مراسم خاصی بود وآنروز درمانده به دنبال یک روش جدید برای لاغری بودم تایکی دوماهه نتیجه بگیرم درموردلاغری با ذهن هم کم وبیش چیزهایی شنیده بودم ومطالب کوتاهی درجاهای مختلف شنیده بودم برایم جالب نبود ولی یه چیزی اونروز بهم گفت که بیشتر جستجو کن چون دیگه از رژیمو ورزش خسته شده بودم وهمش احساس اینکه روز به روز چاقتر میشم عذابم میداد سرچ کردم لاغری با ذهن ودیدم سازت تناسب فکری اومد بالا واردسایت شدم ودیدم چه جالب دوره رایگان هم داره شروع کردم به گوش دادن وهمون موقع مطمئن شدم تنها راه نجاتم همینه وکارم شده بود هرروز فایل گوش دادن وبعد هم دوره رو تهیه کردم وانجام دادم وخداروشکر تا الان نتایج خیلی خوبی گرفتم ودرضمن من بااینکه برای اون عروسی لاغر نشدم ولی اون مراسم با احساس خوب وبه شکل عالی برام سپری شد ویه خاطره خوب برام ساخت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/02 00:06
      مدت عضویت: 467 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم
      منم از طریق یتوب با این سایت خوب آشنا شدم منم هر روز دونبال یک برنامه بودم که تا بتوانم از شرع این اضافه وزن خلاص بشم تا اینکه چشم من به سایت لاغری با ذهن بود بعد دو یا سه فایل رایگان را گوش دادم بعدا هی بهم الحام میشد که میتوانی از این طریق نتیجه بگیری و منم به استاد پیام دادم و دوره را خریداری کردم خدا یا همانطور که با این ساعت منو آشنا کردی حالا هم کمکم کن تا ابد انجامش بدم برنامه های خودم را

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/10/30 00:41
      مدت عضویت: 106 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      سلام دوستان میخوام داستان هدایت من براتون بنویسم که چطور وارد سایت شدم من تقریبا ۴ سال پیش دخترم کلاس نهم بود باید انتخاب رشته میکرد گفتن باید با مشاور صحبت کنیم بعد دوست صمیمی من دفتر مشاوره داشت تو چهاراه طالقانی کرج منم محمد شهر کرج زندگی میکنم رفتیم با دخترم و صحبت کردم گفت من روانشناسی بالینی خوندم اما معرفیت میکنم به ی دفتر مشاوره اون روز یخورده صحبت کردیم وی مقدار eftبهم یاد داد برای رهایی از ترس خلاصه اومدم خونه چند روز بعد دوستم زنگ زد وگفت ی کلاسی داریم بیا شرکت کن منم رفتم اونجا ی خانم خوشکل اومد اسم شریفشونو یادم نمیاد ولی مدرس nlpبود وگفت به بچه ها یاد میدم مت اصلا حواسم به اون جلسه نبود چون چیزی نمیفهمیدم فقط به این خانم گوش میدادم متاسفانه نشد که اونجا کلاس برقرار کنه جلسه ای ۱۰هزار تومن میگرفت یاد بده وکسی قبول نکرد ورفت به دوستم گفتم اسم منو بنویس اگه کلاس برقرار شد بگو ولی نشد منم پیگیر بودم از اینترنت ولی به چیزی که میخواستم نرسیدم گذشت تا ۱۵ تیر ۹۸تو اینترنت بودم که با رادیو nlpاشنا شدم از حولم تمام اون فایلهارو دانلود کردم هر کدومش مال ی چیزی بود یکیش برای احساس خوب بود یک دیگه افزایش اعتماد به نفس و….بعد غرق در دانلود اینها بودم که ویدیویی توجه همو جلب کرد لاغری با ذهن رضا عطار روشن گفتم تمام راها رو امتحان کردم اینم امتحان میکنم ودانلود لاغری جلسه ۶و۷ و۸ بود پیگیر شدم تا ۱۰ دانلود کردم گوش دادم وبقیه اشم دانلود کردم ترسیدم که این ی خواب باشه ومن فردا صب بیام دیگه نباشه فردا با ترس ولرز وارد اینترنت شدم بقیه دانلودا رو انجام دادم وشروی کردم خیلی طول کشی چون توش مریض میشدم نمیتونستم ادامه بدم ولی نا امید نمیشدم دوباره ادامه میدادم ووارد سایت شدم از فایلهای دیگه هم استفاده کردم خیلی مشتاق بودم که دوره لاغری با ذهن تهیه کنم اما نتونستم با خدا حرف زدم ودردوره مسیر لاغری من شرکت کردم وخوشحالم واینم بگم چونکه من سرگیجه وحالت تهوع وفشار خون پایین میگرفتم گفتن بای با مشاوره صحبت کنی اینکارم کردم با تپینگ اسنا شدم همون eftکه ۴سال پیش دوستم بهم گفت ببخشید زیادی صحبت کردم داستان هدایت من بود وامشب وقتی استاد گفت شما هدایت شدی باورم قویتر شد وداستانم نوشتم ممنون که حوصله بخرج دادی و خوندی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/26 00:21
      مدت عضویت: 261 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه


      سلام به استاد گرامی و به دوستانی که به بهشت هدایت شدند.
      من یک سال و نیم است که به این دوره هدایت شدم و به خودم تعهد دادم که وزن دلخواهم برسم.من هم قبل از آشنایی با این دوره خیلی راه ها را رفتم و می تونم بگم که همیشه در حال رژیم و ورزش و دمنوشها و…..بودم و کم می کردم ولی به وزن ایده الم نمی رسیدم تا جایی که فکر می کردم همینه ،دیگه هیچ فایده ای ندارد.،تا کی می تونم ،به این شکل ادامه بدم .و مرتب توی یوتییوب طبق روال همیشه دنبال یک برنامه‌ای می گشتم که بتونم به وزن دلخواهم برسم .و دقیقا یادم هست که از مسافرت بر می گشتیم تو جاده که بودیم تلفنم را روشن کردم رفتم تو یوتییوب که اولین مطلبی که نمایان شد لاغری با ذهن به زبان انگلیسی با زیر نویس فارسی .با تعجب به شوهرم گفتم ببین چی می گوید شوهرم گفت از این مطالب زیاد است بستگی به شما دارد که چه فکر کنید .من در جوابش چیزم نگفتم و هدفن را تو گوشم گذاشتم و هر چه بیشتر گوش می کردم بیشتر علاقمند می شدم تا آخر گوش کردم ویک حس خیلی خوبی داشتم و به همین شکل بعد از چند روز تو یوتییوب می گشتم و دقیقا یادم نیست چطوری و چگونه به سایت استاد برخورد کردم و فایل استاد را گوش کردم و خیلی به دلم نشست و هر روز کنجکاوتر می شدم و تصمیم گرفتم که فایلها را شروع کنم و این کار را کردم و مرتب تمرین‌ها را انجام می دادم و یواش یواش متوجه می شدم که تغییراتی در من بوجود آمده مهم‌ترین از همه با آرامش بهتر از قبل غذا می خوردم و راحتتر بستنی یا دونات که قبلا کاملا از زندگیم رهاش کرده بودم می خوردم.(البته وزن من هیچ وقت از ۵۸بیشتر نشده چون همانطور که گفتم همیشه در رژیم و……..بودم )خلاصه یک بار ۲ ۱دوره رایگان را انجام دادم و کلی کم کردم که یکبار دوستم به من گفت چکار می کنید که لاغر تر شدی که گفتم با روش لاغری با ذهن ،و سایت استاد را بهش معرفی کردم (.و چند وقت پیش که دیدمش دوباره از من پرسید هنوز با روش لاغری با ذهن هستی که کفتم اره دنبالش می کنم و گفتم که بزندگی با طعم خدا را هم رایگان داره که خیلی با حال است بعد گفت اتفاقا به دخترم کفتم که همچین روشی هست )و کماکم دنبال می کردم و دوباره دوره رایگان را شروع کردم با دوره زندگی با طعم خدا که خیلی در زندگی من تاثیر گذاشته .و همچنان ادامه می دهم و خواهم داد و دوباره برای دور سوم دوره رایگان را شروع کردم و هیچ عجله ای ندارم و درس سوم هستم ، تا انشالا به وزن ایده الم برسم .ابن بود داستان هدایت من به این دوره.استاد خیلی سپاسگزارم از آگاهی هایی که صادقانه و رایگان در اختیار فرشته های روی زمین گذاشتین .به نظر من ما همه فرشته های روی زمین هستیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/25 22:53
      مدت عضویت: 89 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      باسلام خدمت استادودوست گرامی وعاشق لاغر ی،من از طریق یو تیوپ باسایت شما اشنا شدم،حدودا ۲ماه که پیگیر مطالب شما هستم وهرروز بیشتر لذت میبرم،من واقعا صداقت ودرستی وعشق شمارادرگفته هاتون باهمه ی وجودم حس میکنم،وچقدر دلسوزانه وباعلاقه پیگیری می کنید،انشاالله که هرروزموفق تر وشادتر شوید،صمیمانه سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ماندانا میسری
      1399/10/25 20:48
      مدت عضویت: 98 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام خدا قوتتان بدهد
      من حدود 15 سال هست در حال رژیم هستم بارها رژیم گرفتم لاغر شدم و باز برگشته حتی بیشتر از قبل دیگه تمام اطرافیان منو بخاطر دائم رژیم بودن مسخره میکنن یه جوری خودم سلطان رژیم هستم انواع و اقسام بلاها رو سر خودم اوردم در انواع کارگاههای تقویت اراده و کاهش استرس و لاغری و…… شرکت کردم از هیپنوتراپی هم استفاده کردم زیر نظر یه هیپنوتراپ که در امریکا زندگی میکرد حتی مشاوره خصوصی هم گرفتم ولی باز هم لاغر میشدم ولی بر میگشت الان تقریبا 3 ساله 2 روز رژیم بودم و 3 روز پرخوری میکردم کلا اراده ام رو از دست دادم یک زمانی اراده من مثال زدنی بین همه بود
      یک روز برای دانلود برنامه کاریم در یوتیوپ با سایت استاد اشنا شدم با ناامیدی چند تا از فایل اموزشی گراکنده ایشون رو گوش کردم فایلی که منو از همه مطمئن تر کرد برای خرید این دوره فایل خوردن شیرینی بود انگار یه حرفهای جدید میشنیدم تقریبا دوره اموزشی رایگان رو تا جلسه 6 با دقت گوش کردم و تمریناتش رو انجام دادم و امیدوارم یه روز بیام این مطلب رو بخونم و بگم چقدر خوب شد خدا منو به این مسیر هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/10/25 15:33
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      سلام استاد گرامی و ارجمند.. امیدوارم هرجا هستین شاد و سالم و سلامت باشین… من دوسه سال پیش با کانال شما و فایل های شما اشنا شدم و یه دوره رایگان لاغری با ذهن رو انجام دادم. تا قبل از اون با خیلی روش و رژیم های مختلف وقرص لاغری وزن کم میکردم، اخرین لاغری من 40کیلو بود بعد از زایمانم. که از 115کیلو خودمو رسوندم به 73کیلو.به مدت 9ماه… .اما به مرور برگشت کرد و دوباره چاق شدم. تااینکه با فایل شما اشنا شدم و یه دوره رایگان از لاغری باذهن رو انجام دادم. تاقبل از تماشای دوره رایگان لاغری همسایه مامانم هروقت منو میدید میگفت چاق شدی ها.. اما بعد یه دوره استفاده از فایل، منو دید گف لاغرشدی ها.رژیم داری؟ گفتم نه. … برام جالب بود و شیرین، چون من هیچ کار خاصی نکرده بودم اما متوجه تغییر در خوردنم شده بودم که همون باعث یه تغییر خیلی جزعی درمن شده بود… خلاصه که از اون زمان دوسه سال گذشت و من ازاون موقع چاق تر شدم تااینکه یه روز تصمیم گرفتم به مدت یه هفته سالم خور بشم.. از قبل خیلی تشنه ی سالم خوری بودم و همیشه منتظر بودم فرصتی پیش بیاد و اراده ام بیاد که بتونم سالم خور شم…چون مدت ها قبل به مدت چهل روز سالم خور شدم اما توی مسیر خیلی اذیت میشدم و توجه به غذاهای مورد علاقم و خوراکی ها داشتم و همش چشم انتظار بودم که زود چهل روز تموم بشه و بتونم راحت فست فود بخورم. چون بشدت اهل فست فودو تنقلاتم. خلاصه یه روز همسرم از فایل خلق کردن ارزوها باقدرت ذهن برای من تعریف کرد وبرام خیلی شیرین اومد و مصمم شدم که استارت تغییر رو درزندگیم بزنم. شروع کردم به تماشای فایل زندگی باطعم خدا.. البته دوسه سال پیش چن قسمت ازفایل های زندگی باطعم خدارو نگا کردم اما بصورت شنیداری و بقیش رو حوصله نکردم نگاه کنم. حتی تمرینم نداشتم تااینکه دوباره بعد از دوسه سال تصمیم جدی گرفتم و شروع کردم به نگاه کردن و تمرین که خیلی جالب و شگفت انگیز بعد از دیدن دوتا فایل و تمرین، یه پاداشی همسرم دریافت کرد که مارو خیلی خوشحال کرد. همین برامون شد انگیزه بیشتر، و یقین داشتم این تازه شروع تغییر زندگیمونه و حالا حالا ادامه داره…. بااستارت دوره زندگی باطعم خدا، من سالم خوری رو هم استارت زدم و فقط یه هفته تصمیم داشتم انجام بدم. اما خداروشکر الان 47روز از اون روز میگزره و من در مسیر سالم خوری با ذهن هستم و هرروز شاهد تغییرات جسمی و روحی هستم.و اینقدر الان برام از دوره ی قبلی راحت تر و شیرین تر هست که هنوز توی مسیرم وتاجایی ادامه میدم که به ایده ال شدنم برسم ..چون با قدرت ذهنم دارم مسیرمو طی میکنم…. حتی برای شروع سالم خوری خودمو وزن نکردم و همسرم مخالفت کرد باوزن کردنم.. و گفت فقط توجهت به مسیر و هدفت باشه و خودتو درگیر وزن و سایز نکن.الان هرکس ازمن سوال میکنه چن کیلو شدی؟ نمیدونم وزنم چقده و اصلا وزنم برام مهم نیست. مهم جسممه که داره روز به روز تغییر میکنه و ایده ال ترو متناسب تر میشه.امروز بعد از 47روز خودمو سایز کردم و لباس هایی که به اندازه یه وجب بیشتر دکمه ها به هم نمیرسید، راحت اندازم شد اما مسیر من هنوز ادامه داره تا صدصد به متناسب شدنم برسم…. استاد بعد از دیدن این فایل تفاوت فکر باذهن، برام اینقدر جالب بود که من امروز این فایل رو نگاه کردم اما توی این 47روز سالم خوری، این حرف رو به همسرم میگفتم که هرروزم با دیروزم متفاوته. انگار امروز از ذیروز لاغر تر شدم و هرروز جسمم داره تغییر میکنه و متناسب تر میشه.. بدون اگاهی قبلی، من انتظار متناسب شدن رو در خودم ایجاد کردم و تونستم موفق باشم توی این مسیر…. خیلی خوشحالم که توی مسیر لاغری باذهن هستم … شاید مدل خوردن و تغذیه ی من با شمااستاد و دوستان فرق کنه اما مسیر اصلی و هدفمون یکیه… مسیر با قدرت ذهن و هدفمون متناسب شدن و ایده ال شدن هست….و همه ی این اتفاق هارو شاکر خداوند مهربانم هستم که منو در مسیر تغییر و هدایت قرار داد تا بتونم درهر جنبه اززندگی ازش استفاده کنم وشاهد تغییر و بهترشدن باشم و شکرگزارش باشم.. براتون استاد بهترین هارو ارزودارم…. عمرتون بابرکت….. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/25 08:11
      مدت عضویت: 410 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 638 کلمه


      با سلام خدمت هنرجوهای ورود به سرزمین لاغرها و استاد عزیز و گرامی
      من حدود ۱۰ماه قبل در این دوره شرکت کرده بودم وتعهد داده بودم که من با عشق و علاقه در این دوره میمونم و الان باز میخام این تعهد و بدم که با استمرار و عشق و علاقه در این دوره باشم و هستم و میخام دوباره این دوره عالی و با ارزش رو مرور کنم
      این دوره ها هر بار که گوش کنم برام تازگی داره و هربارش چیزهای جدیدی گفته میشه که شاید دفعه ااولش متوجه نشده بودم و برام تازگی دارند خیلی خوشحالم که استمرار دارم برای ادامه مسیر 🙏🏻🙏🏻😍😍😍
      —————————————————————————
      داستان هدایت من :
      من همیشه دنبال روش لاغری بودم و خیلی دوست داشتم از شر این چربی های اضافه راحت بشم و همه میدونستن که من خیلی لاغری رو دوست دارم هر کسی منو می دید بهم پیشنهادی میداد که مریم ببین این روش هم امتحان کن میگن این روش خیلی خوبه —منم دیگه خسته شده بودم از روش های که نتیجه ی کوتاه مدتی داشت و باز برگشت میخورد و اصلا عجله نمیزاشت که به نتیجه برسی توی این دوره اینجور شده که بعد از گذشت ۱۰ماه باز استمرار و علاقه دارم برای ادامه مسیر و دوست دارم همیشه در این مسیر بمونم 🙏🏻وگرنه اکه قبلا‌ بود بیشتر از ۱-۲ماه بیشتر طول نمی کشید
      دیگه خسته شده بودم از رزیم ورزش باشکاه گفتم بزار همین جور بمونم تو حال بد خودم دیگه فایده ای نداره خب سرنوشت من اینه
      من باید چاق باشم و چاق بمونم خدا اینجور خواسته و همیشه از خداوند گله مند بودم و دیگه با خدا هم دعوا داشتم و بهش میگفتم هی خدا چرا تقدیر من باید چاقی باشه جرا

      چرا من نباید شاد باشم چرا نباید لباس زیبا بپوشم چرا باید از خودم بدم بیاد چرا و هزار چراهای دیگه
      رابطه ام با خدای خودم خوب نبود زده شده بودم از زندگی
      حال بدی داشتم خوشحال نبودم خرید دوست نداشتم خجالت میکشیدم از خودم دوست نداشتم خودم و ببینم از خودم حالم بد میشد افسرده شده بودم دیگه هر کی چیزی میگفت که بیا این روش و امتحان کن قبول نمیکردم میگفتم نه دوست ندارم حوصله اش هم ندارم چون بهشون اعتماد نداشتم و میدونستم فایده ای نداره و دیگه قبول کرده بودم که منو خدا اینجوری خلق کرده و هیچ روش وجود نداره برای لاغری دایمی
      تا اینکه یکی از اقوام های همسرم اومده بود خونمون همیشه براش دعا میکنم از اینکه منو به این دوره هدایت کرد البته هدایت خدا بود و اون وسیله ای بیش نبود برای هدایت من به این دوره
      بهم گفت مریم میدونم خیلی دوست داری لاغر بشی من یه روشی بهت میگم تا کسی نفهمه به کسی هم نگو فعلا رفیق برادرم که خارج از کشور هستش اون به برادرم گفته و برادرم هم به من و منم دوست دارم تو هم شرکت کنی
      گفت بدون ورزش بدون رزیم هستش و روی ذهن کار میشه
      یعنی من بدون اینکه فکرش رو بکنم بدون اینکه درباره اش تحقیق کنم بدون هیج کاری قبول کردم و تصمیم گرفتم که در این دوره باشم و شماره ی استاد و برداشتم و باهاش تماس گرفتم هنوز یادمه اون روز فقط شنیده بودم از طریق ذهن میتونم متناسب شم اون روز تا شب من سیر سیر بودم فقط شنیده بودم😀😀😀😀😀خلاصه رو ذهنم تاثیر گذاشته بود خلاصه به استاد زنگ زدم یک ساعت با استاد صحبت کردم اون روز خیلی حالم خوب بود انگار تازه متولد شده بودم و شماره حساب رو از استاد برداشتم مبلغ رو به شماره حساب استاد واریز کردم و اون روز پنج شنبه بود و من از شنبه اش یعنی دو روز بعد وارد دوره شدم
      این بود داستان هدایت من
      هدایت شدم به سمت تولدی دوباره به سمت زندکی به سمت شادی عشق دوست داشتن امید به زندکی
      خدایا ممنونم منو هدایت کردی ممنونم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻😍😍😍😍🥰🥰🥰🥰🌹🌹🌹🌷🌷🌷🌷🌷🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/23 17:00
      مدت عضویت: 93 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان…من کاملا اتفاقی باین یایت آشنا شدم..نمیدونم دنبال چی بودم…یدفعه ای هدایت شدم ب این مسیر..هنوزم یادم نیست دنبال چی بودم.من ۴ روزه ک عضو هستم وازین بابت خیلی خوشحالم

      خدایا شکرت ک وممنون ک استاد عطارروشن سرراه زندگی من قرار دادی برای آینده ای بهتر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/15 22:38
      مدت عضویت: 557 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      من حدود یک سال و نیم پیش وقتی ناامیدانه دنبال راه چاره تو اینترنت می‌گشتم خیلی اتفاقی سایت استاد رو پیدا کردم….راستش دوستم هم که مشکل چاقی داره بهم پیغام داده بود که براش چند تا قرص چربی سوز پیدا کنم و بخرم بفرستم ایران…..من خودم واقعیتش به قرص و دارو اعتقادی ندارم…..خلاصه که فایل های رایگان سایت رو گوش دادم و واقعا هم تاثیر داشت….پنج شش کیلو کم کردم…ولی متاسفانه اون موقع دوره رو نخریدم و الان حتی از اون موقع ۵ کیلو هم بیشتر شدم….هیچ وقت اینقدر در مورد وزنم وحشت زده نشده بودم….حتی در بدترین شرایط رو ۸۰ نگه می‌داشتمش….اما الان مدتیه که دیگه نمیتونم کنترلش کنم و حتی برگشتن به همون ۸۰ هم سخت به نظر میاد…اینطوری بود که دوباره یاد دوره استاد افتادم و فکر میکنم برای من آخرین راه چاره است…چون دیگه خسته شدم و مغزم کار نمیکنه…..فکر میکنم حتما دلیلی داشته که من با این دوره آشنا شدم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/14 18:45
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز هم مسیر و استاد گرامی
      من نیز خیلی سال است که از اضافه وزن رنج میبرم و راه های بسیار زیادی رو امتحان کرده ام ، هرروز با مشقت و سختی به باشگاه رفتم اما نتایجی که می گرفتم کاملا موقت بود تا اینکه سال پیش به طور اتفاقی کلیپی خارجی از لاغری با ذهن در آپارات دیدم ذهنم درگیرشد و در گوگل به سرچ این موضوع پرداختم و با سایت استادعزیز آشنا شدم ابتدا از فایل های رایگان استفاده کردم ولی پارسال بعد از تهیه دوره، باردار شدم و متاسفانه نتونستم از دوره استفاده کنم، اما حالا تصمیمم را گرفته ام و با تمام قدرت در این مسیر قرار گرفته ام. از خدای مهربون خیلی ممنونم که منو به این سمت هدایت کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 23:45
      مدت عضویت: 174 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام من سمانه احمدی هستم .خیلی اتفاقی با این سایت لاغر شدم یکی از فامیل هامون که در این دوره شرکت کرده بود و به طرز شگفت انگیزی لاغر شده باعث شد که من هم به این سایت هدایت بشم و خداوند رو شکر میکنم که در این مسیر زیبا قرار گرفتم و خیلی هم خوشحالم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 23:03
      مدت عضویت: 197 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      سلام شاید چاقی ماها برای دیگران فقط چند کیلو وزن اضافه باشه ولی مسلما برای خودمون اینجوری نیست چاقی ما ینی احساس خجالت حقارت، احساس گناه زمان غذاخوردن ،احساس شرم موقع خرید کردن و تمام احساسای بد موقع انجام کارهایی که برای افراد متناسب جز لذت چیزی نداره. شاید این احساس برا بعضی ها یه دوره کوتاه باشه ولی من شخصا تمام عمر با این احساس بد زندگی کردم انگار یک دیوار شیشه ای جلوت کشیده باشن و تو باید از پشت اون دیوار به دنیا نگاه کنی دنیایی که دقیقا مال تو هست فقط برای تو آفریده شده پر از زیبایی پر از عشق اما با وجود چاقی تمام حواست فقط به این موضوعاته خدایا چرا دارم غذا میخورم الان چاقتر میشم ،چه جوری برم خرید دوباره هیچ لباسی اندازه ام نیست ،چطوری برم مهمونی الان همه میخوان بگن چرا یکم رژیم نمیگیری و….
      من همه عمر درگیر این فکرها بودم تا اینکه مثل همیشه میخواستم قرص جدیدی رو امتحان کنم شاید این یکی اثر داشته باشه به خانم دکتری که خیلی برام عزیزه پیام دادم و ایشون لینک گروه رو برام فرستاد و گفت بجای اینهمه هزینه این روش رو امتحان کن و من هم تصمیم رو گرفتم و شروع کردم اما بعد از یه مدت نا امید شدم و وقتی بیشتر از قبل افسرده و غمگین بودم و حتی به خودکشی فکر میکردم استاد نکته جالبی به من گفت که این دوره قرار نیست من رو لاغر کنه و برای اینکه راه درست رو به من نشون بده احساس خوبی پیدا کردم احساس امید و امروز میخوام دوباره مسیر رو شروع کنم با اشتیاق و لذت.
      ممنونم از استاد عزیز و ممنونم از خدای بزرگ و مهربونم که در هیچ موردی من رو تنها نگذاشته.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/14 21:52
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 81 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم همراه ما هستید و احساس بهتری دارید
        اگر متناسب بودی مطمئن باش مساله دیگری بود که باید حلش می کردی
        بنابراین فکر نکن چاقی مشکل حل نشدنی است یا بدشانسی یا بدبختی است
        اصلا اینطور نیست
        شما باید یاد بگیرید مسائل زندگیت رو حل کنی
        الان چاقیه، باید حلش کنی
        بعد از متناسب شدن مطمئن باش مسائل دیگری خواهی داشت که باید حلش کنی
        بنابراین به فکر یادگیری برای حل مسائل باشید نه مایوس شدن و رسیدن به فکر خودکشی
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 20:57
      مدت عضویت: 190 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام استاد گرامی..من بعد از تولد بچه هام تناسب اندام خوبی ک داشتم رو متاسفانه از دست دادم چند سال میشه ک همه اش دنبال یک رژیم خوب بودم ک نتیجه ی خوب و عالی بگیرم و ماندگار باشه و از همه مهم تر ب بدنم آسیب نزنه تا اینکه دوستم من رو با این دوره آشنا کرد و من بسیار خوشحالم ک وارد این دوره شدم و دوستان خوب پیدا کردم و دارم ب نتیجه ی خوب و هدفمندی میرسم ازتون سپاس گذارم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 14:22
      مدت عضویت: 108 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام من محبوبه کریمیان هستم
      از اونجایی که خیلی راحت طلب هستم و از رژیم های سخت و ورزش های سخت بدم میاد دنبال راه حل ساده تری بودم دنبال کتابی میگشتم که لاغری با قدرت ذهن رو گفته باشه که هدایت شدم به گروه وکانال استاد روشن سال 96 بود در دوره شرکت کردم نتیجه هم داد اما ادامه ندادم تا اینکه چند روز پیش ذهنم درگیر لاغر شدن بود که خدا تصویر پروفایل استاد روشن رو به ذهنم آورد و گفت چرا از دوره ای که قبلا خریدی استفاده نمیکنی از کجا معلوم که بروز رسانی هم شده باشه و بتونی از بروز رسانی هم استفاده کنی رفتم سراغ گوشیم اما فایلا ی دوره رو گم کرده بودم حسم گفت چرا به استاد پیام نمیدی برات بفرسته که پیام دادم و هدایت شدم به اینجا و همونجا تایید کردم که خداوند دائم من رو به مسیر درست هدایت میکنه و سپاسگزاری کردم خدایا شکرت

      لاغری در وجود منه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amenayosefzaie@gmail.com
      1399/10/10 21:33
      مدت عضویت: 105 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      من دوازده سال است که از افزایش وزن رنج میبرم وراه های مختلفی رو برای تناسب اندام ووزن ایده ال امتحان کرده ام اما نتیجه نداده . خدارا سپاس که یکی ازدوستانم این برنامه رو به من معرفی کرد . خیلی خوش بین و امیدوار هستم ومطمین هستم که با کمک و همکاری شما انشالله اینبار به هدف تناسب اندام ووزن ایده ال که دران شاد و خوشحال و راضی باشم میرسم . مرسی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      soheila.pakzad47@gmail.com
      1399/10/10 20:17
      مدت عضویت: 105 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام استاد .خسته نباشید.
      من بتازگی با این سایت آشنا شدم دوستی میگفت یه نفر اضافه وزن داشته و تونسته بخوبی وزن کم کنه.
      من چند کیلو اضافه وزن دارم و نمیشه گفت چاقم. و این اضافه وزن به مرور و طی پنج سال اخیر بوجود اومده. اصلا پرخور نیستم و تحرکم زیاده .البته در شرایط کرونایی امروز نمیتونم باشگاه و استخر برم و همین مزید بر علت شده. ولی همچنان سعی میکنم پیاده‌روی روزانه‌ام رو داشته باشم.در واقع مشکل اصلی من اینه که نمیدونم چرا وزنم اضافه میشه و یا چرا نمیتونم وزنم رو کم کنم؟
      خودم فکر میکنم پایین بودن سوخت و ساز بدنم و ورود به سن بالای پنجاه سال دلیل بر اضافه وزنم میتونه باشه.
      میخوام روش لاغری از طریق ذهن رو امتحان کنم و امیدوارم نتیجه‌‌ی مثبت وعالی بگیرم.
      ممنون میشم اگر لازمه منو راهنمایی بفرمایید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/09 05:55
      مدت عضویت: 110 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان گلم
      من روباورم داشتم کارمیکردم ک همه چیز رو افکارم داره بوجود میاره هی تکرار کردم و ذهنم نرم تر شد یهو گفتم خب اگ همه چیز از فکره پس چاقی هم بخاطرفکرباید باشه و با فکرمیشه لاغرشد و دومین دلیلی هم ک باعث شد سایتو این مباحثو پیداکنم این بود ک چشام بازشده بود و این سوال برام بوجوداومد ک چراا فلانی وفلانی میخورن همه چیز ولی چاق نمیشن!یا تحرک ندارن و…
      ایناباعث شد شک کنم به دلیل های چاقی ک اینهمه سال بهم گفتن.شک کردم به حرفای مامانم و…
      بعد اومدم توی یه سایت موفقیت راجع به اینکه ایا میشه ذهنی لاغرشد سرچ کزدم توی یه کامنتی یکی از بچه ها گفته بود ک اره میشه استادعطارروشن و سایتشورومعرفی کرده بود.دیگ ازونجا اشناشدم اما ذهنم اماده بود چون ازقبلش به همه چیز شک کرده بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/07 14:32
      مدت عضویت: 273 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه


      سلام خداقوت به استادگرامی ودوستان خوبم؛

      .؛من سال ۹۴بادوره تناسب فکری آشناشدم ودرابتداهدفم متناسب شدن اندامم بودولی بافایلهای استاددیدگاهم به زندگی تغییرکرد،شادترشدم ،زندگی بسیاربرایم لذت بخش شدوامیدوانگیزه درمن جان دوباره گرفت ،دوست داشتن خودمویادگرفتم البته قبل ازشروع دوره اهل مطالعه بودم وکتابهای زیادی درباره موفقیت وشادی وانرژی مثبت داشتن خونده بودم ولی هرروزکه فایلها وارتباط باضمیرناخودآگاه ومطالب استادروگوش می کردم واقعا مطالبی روکه مطالعه کرده بودم وحتی ویدئوهایی که دیده بودم (ومعنیشونوخیلی درک نکرده بودم )برام ملموس ترمی شدوهرروزکه پیش میرفتم اشتاق وانگیزه من برای بدست آوردن خواسته هام اززندگی بیشتروبیشترمی شداصلا کاهش وزن برام کمرنگ شدودیدم چه خواسته های بزرگتری اززندگی دارم من بعداز۱۵ سال وقفه کاری دوباره سرکارم برگشتم خیلی زودبه استقلال مالی رسیدم پول ازدرودیواربرام میریخت وهنوزم پولم خیلی برکت داره وهمیشه حسابهای بانکی پُرپولی دارم وبه نقطه ای رسیدم که کاردولتی برام راضی کننده نبودوالان دنبال یه کسب وکارهستم که خودم کارفرماش باشم ونیازی نباشه که خودموبه مرخصی سالیانه محدودکنم دوست دارم که آزادورهاباشم دوست دارم محدودیت زمان ،مکان ودرآمدنداشته باشم وبه گفته های استادعطارروشن ایمان صددرصددارم .چندماه پیش دوباره تصمیم گرفتم لاغری باذهن روشروع کنم که البته (ازنظرروحی بخاطرفوت چندنفرازنزدیکان به فاصله کم) خیلی داغون بودم من این بارباهدف بالارفتن روحیه ام این دوره روشروع کردم (نه باهدف کاهش وزن)وبه لطف خداامروزکه این نوشته رومی نویسم دربهترین وضعیت روحی هستم ومی خواستم این احساس خوبم روبادوستان عزیزم به اشتراک بگذارم وازاستا دعزیزم قدردانی وتشکرکنم بابت راهنماییهای دلسوزانه شون استادگرامی من ازصداقت گفتارشمابسیارلذت می برم وبه آموزشهای شمااعتمادصددرصددارم امیدوارم تمام هنرجوهای شماوهمچنین خودتون، خانواده تون به تمام خواسته های مادی ومعنویتون برسید🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 16:54
      مدت عضویت: 316 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 503 کلمه


      هدایت لاغریه من:🌼
      من هم تا قبل از ثبت نام در این دوره از رژیم ها وورزش های سخت برای کم کردن وزنم اقدام کردم اما در آخر هیچ کدوم از این تلاش های من نتایج مثبتی برای من نداشتند! بلکه خیلی هم آسیب میدیدم زیر فشار ورزش های سخت ‌و رژیم های طاقت فرسا ….
      من رژیم گرفتن رو از سن کم شروع کردم و رنج و عذاب رژیم رو تجربه کردم و بد تر از اون شکست های پی در پی … در طی آخرین رژیمی که داشتم که همراه برنامه ورزشیه سختی بود
      کلی از موهام ریخته بود
      ضعف شدید داشتم و غش میکردم
      اعصابم ضعیف شده بود ولی چی بگم که بعد از تحمل این همه سختی رژیم و ورزش و این ضعف ها و درد ها با رها کردن رژبم طی یک یا دو هفته تمام ۱۳ کیلو کم شده من برگشت ! و دیگه خسته از جسم چاق خسته از حرف ها خسته از رژیم و در کل خسته از زندگی به خانومی برخوردم که غذاهای به قول معروف پر کالری میخوردند خب اون موقع من هم خیلی توجه داشتم و درگیر کالری و حجم و چرب بودن ، بودم و از اایشون پرسیدم و که چطور اخه چاق نمیشن بعد از خوردن این ها !
      با حالت ناراحت و شکست خورده و طلبکارنه
      مگه میشه خدایا
      چرا من باید این همه سختی بکشم برای تناسب اندامی که به این همه آدم دادی جز من!
      خدایا چرا اخه؟
      و این خانوم عکسی از خودشون رو برای من ارسال کردند که چه قدر چاق بودند و از طریق ذهنی لاغر شدند راستش اولش شک داشتم ولی تشکر کردم و ادرس سایت رو گرفتم یادمه یک فایل رایگان گوش کردم و خیلی به دلم نشست و خوشحال شدم که من الماس خودم رو پیدا کردم!
      با خانوادم و اطرافیان درمیون گذاشتم که متاسفانه با مخالفت اون ها رو به رو شدم و اون ها منصرفم کردن و من که نمیخواستم بمذیدم چاقی رو دوباره سمت رژیم گرفتن رفتم و دوبار بعد از هدایتم رژیم و ورزش انجام دادم و دوباره ناکام بهسمت همین مسیر هدایت شدم و گفتم من اطمینان دارم راهم همینه من مطمئنم که راه درستیو انتخاب کردم و من به هدایت خدا ایمان دارم !
      به لطف خدا الان ۱۰۰٪ اطمینان دارم که این راه من رو به تناسب اندام دلخواهم میرسونه و این راه صحیح ترین راهه و این بارو رو دارم . و بهمم ثابت شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 16:30
      مدت عضویت: 573 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 621 کلمه


      با سلام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان پر تلاش سرزمین لاغری با ذهن
      من سالیان سال از چاقی رنج بردم و راههای بسیار زیادی برای لاغری امتحان کردم و هر کس هر پیشنهادی میداد وسوسه می شدم و آن را انجام میدادم به طوری که خط اول هر رژیم را می خواندم برایم آشنا بود چون مدتی خودم آن را انجام داده بودم و همیشه حسرت افرادی را می خوردم که هر چه می خورند چاق نمی شوند من از بچه گی در خانواده ای بزرگ شدم که خوردن بالاترین تفریح همه به حساب می آمد و تمام فکر و ذکرم خوردن بود و چون مورد سرزنش مادرم قرار می گرفتم بیشتر وقتها مخفیانه می خوردم تا مورد سرزنش قرار نگیرم و این روزها هر وقت به یاد آن دوران میفتم که با خواهر و برادر کوچکم که گاهی مچ ما را می گرفت به زور شریکمان میشد خنده ام می گیرد که چه خطراتی را به جان می خریدیم و چه کارهایی می کردیم که بتوانیم فلان خوراکی را تهیه کنیم و بخوریم 😐😐😐 و تازه همیشه بعد از خوردن آن خوراکی عذاب وجدان می گرفتیم و شروع می کردیم به بازی لی لی که خوراکیهایی که خوردیم هضم شود و چاقتر نشویم و جالب بود که اینقدر این باور در من قوی بود که با لی لی خوراکی که خوردم هضم می شود همیشه بعدش گرسنه میشدم هر وقت خانوادگی می خواستیم تفریح کنیم به این فکر می کردیم که چی بخوریم بیشتر بهمون خوش بگذره ؟ روزهایی که غذای مورد علاقه مان را قرار بود بخوریم همه خوشحال بودیم 😬 و متاسفانه من هنوز هم خوردن را لذت و تفریح می دانم و یکی از آرزوهایم این است که این فرمول در من تغییر کند و فقط برای رفع نیاز جسمی ام غذا بخورم الان زیاد وارد جزئیات دیگر نمی شوم که متنم زیاد طولانی نشود به هر حال به این دلیل و دلایل دیگر که زیاد هستند چاق شدم و بعد از آن مرتب دنبال راهی بودم که لاغر شوم خلاصه بگویم که چند سال با سختی و مشقت فراوان به باشگاه رفتم و با اینکه تمام ورزشها را درست مانند مربی انجام میدادم به طوری که مربی ورزشمان وقتی نمی توانست بیاید یا مشکل داشت از من می خواست به جای او به بچه ها تمرین بدهم ! چند دکتر متخصص رفتم و انواع رژیم های آنها و انواع رژیم های اینترنتی و انواع داروهای شیمیایی و گیاهی و انواع دمنوشها و گیاهان موثر در لاغری و عرقیاتی که توسط دکترها داده میشد امتحان کردم اما هیچکدام نتیجه دلخواه را به من نداد و همیشه اعتماد به نفسم به خاطر وجود چاقی پایین بود و احساس می کردم به خاطر چاقی دستم بسته است و نباید با کسی بحث کنم چون ممکن است چاقی مرا به رخم بکشد 😔 حدود دو سال پیش زمانی که از تمام رژیم ها و اقداماتی که برای لاغری انجام داده بودم و به نتیجه نرسیده بودم یک شب خیلی دلم شکسته بود و ناراحت بودم و از خدا خواستم کمکم کند و یک راهی جلوی پایم بگذارد این بار لاغر شوم و همینطور که در اینترنت به دنبال روش های جدید لاغری بودم یک مقاله از استاد توجه مرا به خود جلب کرد و مرا کنجکاو کرد و بسیار خوشم آمد چون فکر کردم تمام روشهایی که قبلاً انجام داده بودم تقریباً مشابه هم بود ولی این روش واقعاً جدید بود و حرفهای تازه ای برای گفتن داشت و من هم با پیگیری ابتدا فایلهای رایگان را انجام دادم و بعد در دوره مقدماتی و … ثبت نام کردم ( در همین فایل چند باور اشتباه را در خودم شناسایی کردم
      *خوردن = لذت بردن *خوردن =چاق شدن * تحرک = هضم غذا * بی تحرکی = چاقی )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/29 20:08
      مدت عضویت: 229 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه


      سلام به استاد عزیز و دوستان شگفت انگیرم
      اومدم اینجا تا داستان هدایت مو بنویسم.البته جای جای دیگه عنوان کردم ولی چون دستور استاده چشم…..
      من خانمی متاهل و ۳۵ ساله هستم.پسر کوچیکی دارم..از بچگی تپل بودم‌و این تپل شیرینی در بزرگسالی به چاقی مبدل شد.‌نگم براتون از سالها رژیم های سخت که بعد مدتی برمیگشت.‌اونم هیچوقت یادم نمیاد متناسب شده باشم فقط تلاش طفلکی جسمم زیر فشار رژیم های سخت بود که فقط چندکیلویی کم میشدم و از زیر حس خفگی در میومدم‌.این اواخر مدت ها بود که رژبم خودسرانه سختی داشتم که ناهار شام واسه همسر و فرزندم درست میکردم و خودم شیر خرما میخورم.‌رژیم اینترنتی سخت.‌دو ماه گذشته بود و برخلاف سری قبل که خوب کم کردم ولی جسم بی جونم حریف فرمول های چاقی مغزم نشده بود و غیر یکی دو کیلو اصلا کم نشده بودم. این در حالی بود که‌من طی شش ماه ۱۰ کیلو زیاد شده بودم.‌اصلا نمیدونم چطوری. من که دا،م رژیم بودم.سر درنمیاوردم.مات و مبهوت بودم. قیم به جان بی مقدارم هفته ای یکی دو‌کیلو‌زیاد میشدم.‌یه روز که قورمه سبزی درست کرده بودم‌و بوش پیچیده بود و طبق معمول برای همسر و‌پسرم سر سفره بردم و‌خودم با لیوان شیر خرما از سفره دور شدم در حالی که یادم نمیومد یه غذای گرم و مقوی آخرین بار کی خورده بودم.ناامید و افسرده گوشه ای نشستم و شروع کردن به اشک ریختن.‌که چرا من اینجوری آفریده شدم. چرا بیخودی در حال افزایش وزنم. بهم الهام شده بود چاقی من هر چی هست از خوردنم نیست‌میگفتم من که الان ۳۵ سالمه عینهو مامانم که ۷۰ سالشه و بخاطر دیابت و فشار از غذا محرومه منم محرومم.لذت زندگی رو نمیبرم.‌اگه زندگی اینه من نمیخوامش.‌فکر میکردم فقط بخاطر پسرم زنده م و وگرنه خودمو میکشتم.من آخرین بار نود و خورده بودم. شب نشینی مهمونی با وجود یه کمد لباس جدید چون برای شش ماه قبل بودن تنم نمیشدن. بدبختی بالاتر از اینم هست…..تا اینکه تو‌همون ناله گریه های اون روز ظهر از خدا خواسته م نمیدونم چجوری ولی فقط کمک کن که تو میتونی
      داشتم مثل همیشه تو اینستا رژیم سرچ میکردم که لاغری با ذهن اومد. برام جالب شد.‌یادمه شب شده بود.‌اولین فایل رو‌که خوندم از شادی و‌ذوق تو پوست خودم نمیگنجیدم. نمیدونستم چیه فقط فهمیده بودم این خودشه. گم گشته منه‌ .وفتیلای رایگان رو با عشق ادامه دادم .هر روز بهتر و بیشتر میفهمیدم‌. درکم عالی شده بود.‌بخدا نود درصد به بالا اجرا وعمل میکردم. یکمم لاغر شده بودم. ولی سه هفته ای وقفه افتاد تا الان.الانم حسم فوث العاده ست.بیقرار یودم کی میتونم دوباره شروع کنم.خانواده دوست داشتنی مو ببینم و حس شون کنم. و از امروز تا ابد جای من اینجاست.مخصوصا تا رسیدن به قله لاغری
      میدونم که استاد هم دلسوزانه با منه
      خدای خوب و مهربانم متشکرم که منو به اینجا به سرمنزل عشق هدایت کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/14 23:44
      مدت عضویت: 568 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 931 کلمه


      با سلام وعرض ادب
      تمرین اول :
      عوامل چاقی خودرا شناسایی کنید..
      1. از دوران نوجوانی شنیدم که هرکسی به من می‌گفت خوش بحالت چقدر اندام لاغر وخوبی داری، مادرم پاسخ میداد منم در زمان دختری ودر سن 14 سالگی اینطوری بودم ولی بعداز زایمان بچه ی اول چاق شدم واین باور در ذهن من نقش بست ونفوذ کرد که منم بعداز زایمان بچه ی اول چاق میشم
      2.پدرم به مادرم بارها میگفت، شما از بس پر خوری میکنی، چاق شدی، باور:منم پرخوری کنم چاق میشم در صورتی که اشتهای من در زمان نوجوانی وجوانی وحتی دوسال اول ازدواجم بسیار زیاد بود اما دریغ از یه گرم اضافه وزن!
      3.مدام از همه ی افراد چاق شنیدم که مارو برنج ونون بدبخت کرده، باور:برنج ونونی که من میخورم منو چاق میکنه در صورتی که من از بچگی علاقه ی زیادی به خوردن نان وبرنج داشتم ولی تا 27 سالگی با وجود خوردن نان وبرنج زیاد، بسیار متناسب بودم.
      4.شام آدمو چاق میکنه باور:باهربار شام خوردن دارم چاقتر میشم.. 27 سال از عمرمو یه شب بدون شام نخوابیدم وهر چقدر که احساس سیری کنم خوردم، نون وبرنجم خوردم اصلا هرچی دلم خواست وهر چقدر دلم خواست خوردم ولی چاق نشدم..
      5.غذای سرخ کردنی آدمو چاق میکنه، غذا باید فقط آب‌پز ویا کبابی باشه
      6.قند وشیرینی چاق میکنه، 80 درصد مواد غذایی قند داشتن ومن هربار با خوردنشون به خودم یادآوری میکردم داری چاقتر میشی.
      7.دیر خوابیدن چاقتر میکنه، همسر من بخاطر شغلشون همیشه دیر وقت میان خونه وتا شام بخورن وبخوابیم ساعت 2ویا 3 شب میشد ومن هربار که به رختخواب میرفتم با احساس بد بودم که خدایا چرا باید همسرم شغلی داشته باشه که دیر بخوابیم وچاقتر بشم در صورتی که همسرم هم، همزمان با من می‌خوابید وبسیار متناسب هستن.
      8.دیر بیدار شدن آدمو چاق میکنه، هربار که دیر بیدار میشدم، چشممو با ندامت خودم باز میکردم با احساس بسیار بد وعصبی که این چه زندگیه من دارم حالم از خودم به هم میخوره چرا نمیتونم زود بیدار شم تا انقده چاق نشم، در صورتی که در اطرافیانم هستند انسانهای زیادی که از من هم دیرتر بیدار میشدن ولی متناسب بودند.
      9.خوردن نوشیدنی گاز دار باعث چاقی میشه، همسرم روزی چند تا نوشیدنی گاز دار میخوره ومتناسبه، در صورتی که من همیشه از نوشیدنی گاز دار فراری هستم وهر وقتم بخورم انگاری دارم جام زهر مینوشم به قدری که خودمو سرزنش میکنم.
      10.ورزش نکردن عامل چاقیه، چون اراده نداشتم باشگاه یا پیاده روی رو ادامه بدم بخاطر اون خستگی که برام داشت، هروقت نمیشد ویا منصرف میشدم، کلی با خودم جنگ داشتم که تو لیاقت لاغر شدن رو نداری، تو تنبلی، تو بی اراده ای، تو از پس هیچ کاری برنمیای، وخلاصه کلی عزت نفس واعتماد به نفسمو سرکوب میکردم چرا چون باشگاه رو عامل لاغری افراد ونرفتن باشگاه رو عامل چاقی افراد میدونستم در صورتی که میلیونها انسان بدون رفتن به باشگاه وپیاده روی بسیار سلامت ومتناسبند والبته که چون نسبت به خودشون حالشون خوب بود ودست خدارو باز گذاشته بودند حتماً هدایت میشدن به فعالیت‌های طبیعی زندگی روز مره ی خودشون که به مراتب بیشتر از باشگاه وپیاده روی، کالری سوزی داره براشون ومن اینو به تازگی درک کردم والگو هاشو پیدا کردم.
      11.هر جا هر مطلبی در مورد مواد غذایی ومیوه ها وهرچیزی که خوردنش باعث چاقی میشد رو بدقت یا گوش میدادم یا میخوندم فقط برای اینکه حواسم باشه چی رو نباید بخورم وهروقت هم که میخوردم با خودم در جنگ بودم ومیخواستم با تریلی از روی خودم رد شم که چرا با اینکه میدونم وبهم گفته شده که چاقم میکنه دوباره نتونستم جلوی خودمو بگیرم وجالبه که الان که دارم فکر میکنم فهمیدم که تازمانیکه اون مطلب درمورد غذای خاص یا میوه ی خاص به گوش وچشم من نرسیده بود اصلا با خوردنش احساس چاقتر شدن نمیکردم وبا خوردنش کلی هم لذت می‌بردم وبه اندازه میخوردم ودر 99 درصد مواقع ولع خاصی برای خوردنش نداشتم اما همچین که می فهمیدم خوردنش عامل چاقی است، برای خوردن‌ آن حرصو ولع بسیار پیدا میکردم وهمیشه چشمم به دنبالش بود. واین مواد خوردنی انقده تعدادش زیاده که فکر میکنم 85 درصد مواد خوردنی هست که من میشناسم واستفاده میکنم وبه چشم سم به اونها نگاه میکنم نه مواد مغذی ومقوی ومحافظت سلامتی ام، خوب چه انتظاری از خودم دارم که سلامت ومتناسب باشم؟!
      12.بارداری وزایمان که دیگه نگم براتون که در هر زایمان من بعدش 20 کیلو اضافه وزن پیدا کردم در صورتی که الان در صفحات مجازی افرادی رو میبینم که پس از زایمان بسیار متناسبند. وحالا میفهمم که چه باور اشتباهی داشتم در دوران بارداری که اولا باید زیاد بخورم تا بچه ی قوی به دنیا بیارم ودوما خودمو جلو جلو برای یه اضافه وزن حسابی آماده کرده بودم چون همش تو گوشم بود حرفهای دیگران که بعد زایمان خانمها هیکلشون می ترکه وخیلیییی چاق میشن.
      حالا فعلا همینا یادم اومد.
      البته خیلی هست وحتما به یاد میارم ومیام دوباره مینویسم.
      ولی با به یاد آوردن همینا چقدر ذهنم خالی شد از باورهای نامناسبی که سالیان سال دراون جاخوش کرده بودند ومثل علفهای هرزی دور باور متناسب بودن پیچیده بودند واجازه ی نفس کشیدن ورشد کردن به باور زیبای متناسب شدن ومتناسب بودن نمی‌دادند. وحالا من در همین صفحه آنهارا شناسایی کردم وقطع کردم ولی همه ی ما خوب می‌دانیم که علف هرز ریشه دارد ودوباره بعداز مدتی کوتاه رشد می‌کند ودوباره باید قطع شود یعنی باید همیشه واگاهانه حواسمون باشه که باوری خلاف باور متناسب بودن به ذهنمون نرسه واگر هم رسید، باید شناسایی کنیم وبا ساختن باور مناسبش توسط واقعیت ها والگوها، این باورهای نامناسب رو قطع کنیم. استاد جان این جلسه تا به اینجا عالی بود.
      چراغ های زیادی توی ذهنم روشن شد.
      شما بی نظیرید.
      بهتون افتخار میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 22:12
      مدت عضویت: 568 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      به نام خدا
      سلااااام استاد جان
      چقدرررررر سوپرایز شدم از این مدال طلایی که به من در بدو شروع به کامنت گذاشتنم، هدیه کردین، استاد جان بی نهایت سپاسگزارم،. راستش یه خورده گیجم، نمیدونم از کدوم فضای سایت پر از محتوی شروع کنم، از خدا هدایت خواستم، بهم گفت از خود استاد بپرس، راهنمایی میشی…
      استاد جان بهم بگو برم کدوم صفحه، از کجا شروع کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/09 03:24
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم و خدا رو شکر که بهترین ها را برای همراهی ما به سمت این سایت هدایت می کند
        پیشنهاد من شروع دوره دوازده جلسه ای رایگان لاغری با ذهن می باشد
        https://tanasobefekri.com/free_laghari_zehni/

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/09/09 04:02
          مدت عضویت: 568 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 36 کلمه

          استاد جانم سلام
          بی نهایت سپاسگزارم که مرا از این سردرگمی نجات دادین والبته که خداوند بهترین دستان خودش رو برای هدایت من می‌فرسته واین بار هم شما دست پر مهر خداوند برای من هستین. صمیمانه سپاسگزارم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            arshamsmayly@gemil.com
            1399/09/10 05:19
            مدت عضویت: 137 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 138 کلمه

            به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز من بیست سال که با چاقی خودم درگیرم و خیلی راها رو برای لاغری امتحان کردم لاغر میشدم و بعد مدتی بر می گشت چاقی من بعد هم که باردار شدم و به اوج چاقی رسیدم و در کنار اون دچار افسردگی و بی ارادگی نسبت به لاغری پیدا کردم و آخرین راه رو عمل معده میدانستم که همسرم اجازه نمیده چندروز پیش اتفاقی در گوگل داشتم دنبال مطلبی میگشتم یدفع تیتر لاغری با ذهن را دیدم وا وارد شدم بعد از خواندن مطالب و دیدن فیلم اول شما نور امیدی در دلم روشن شد که انگار اینبار راه رو درست اومدی و موفق میشی از شما استاد عزیز هم میخوام من را راهنمایی کنید تا بتونم به پایان راه یعنی وزن متناسب و برای همیشه لاغر ماندن برسم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 09:38
      مدت عضویت: 376 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوار و دیگر دوستان
      داستان هدایت من در این مسیر زیبا اینگونه بود که حدود ۶ ماه از زایمانم گذشته بود و دنبال یک تغییر ی در سبک زندگی خودم و حالات درونیم داشتم و این را هم میدانستم که فقط و فقط با تغییر در افکار و رفتارم این کار ممکن است . از خدای خودم خواستم که به من کمک کند مثل همیشه که ایندفعه هم سریع راه را به من نشان داد .
      در یک لحظه شروع کردم تا مطالب و راهکارهای آدم های موفق رو بخونم .با پیگیری و انجام این راهکارها هر روز به قدرت درون خودم بیشتر از قبل پی می بردم تا اینکه یکدفعه به ذهنم خطور کرد که باید راهی باشد از طریق ذهن لاغر شوم و و همان لحظه سرچ کردم و با شما استاد عزیز
      آشنا شدم که هر روز فایل های رایگان شما رو گوش می کردم تا اینکه روند کاهش وزنم شروع شد و تغییرات بسیاری از لحاظ فکری در من بوجود آمد و این ادامه داشت تا این زمان که موفق به خرید دوره شدم و باز با انگیزه بیشتر از قبل این دوره رو را به لطف خدای مهربانم به اتمام می رسانم تا نتایج عالی را در خود ببینم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 01:49
      مدت عضویت: 568 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,525 کلمه


      به نام خدا
      خدای مهربانم سلام
      خدایا شکررررررررررت که امروز اینجام
      خدایا شکرت که روشن وواضح هدایتم کردی
      خدایا شکرت که دست منو گرفتی و گذاشتی صاف توی این سایت
      البته خدای من تو بیش از 400 روز قبل من به اینجا هدایت کردی ولی من آماده ی دریافت این هدایت نبودم، من اومدم اینجا عضو شدم وفقط عضو شدم ورفتم و…
      تا اینکه تکاملم طی شد.
      چندروزی بود که به شدت اضافه وزنم درگیرم کرده بود. اما نه در گیریه بد، بلکه با احساس خوب، با اميد وتوکل به خداوند که حتما راه‌حل آسان ولذت بخشی برای تناسب اندام من هست.
      در صفحات مجازی به عکسهایی هدایت شدم که همه وهمه برام نشونه بود که جستجو رو ادامه بده، تو به جای مناسب در زمان مناسب، به راه حل مناسب نزدیک هستی، قلبم عجیب روشن میشد، روشنو روشن‌تر، من از سال 97 روی باورهایم کار میکنم، وبه لطف خداوندی که شناختمش توانسته ام در این دوسال ونیم در ابعاد مختلف زندگیم، تغییر زیادی انجام دهم، وپیشرفت کنم ورشد کنم وبه آرامش وخوشبختی برسم وهمیشه تعجب می کردم که منی که این همه نتایج عالی در تمام ابعاد زندگیم گرفتم وزندگیم رو اون طور که دوست دارم، خلقش می کنم، چطوره که نتونستم برای اضافه وزنم کاری کنم؟
      البته که همین حالا هم برای این نوشته ام از خداوند هدایت می خوام که بگوید ومن بنویسم…
      ومیگوید..
      چون من برای لاغری بدنبال تغییر عوامل بیرونی بودم، فکر میکردم با کم خوردنم، با اینو نخوردن واونو نخوردنم، با خوابم، با ورزش‌های سنگینم، با دمنوش، با رژیم غذاییه سخت وخلاصه با ده ها عامل بیرون از خودم میتونم مساله ی چاقی رو حل کنم وخودمو به تناسب برسونم، وقانون واولین قانون رو به یاد آوردم، قانون این است که این من هستم که با فرکانسهایم جهانم را خلق میکنم، آگاهانه یا ناآگاهانه، بد یا خوب، چاق یا لاغر، ثروتمند یا فقیر، بیمار یا سلامت، با انرژی ویا کسل، خوش بخت یا بدبخت، عشق یا جدایی، وخلاصه تمام اتفاقات زندگیه من همه وهمه حاصل فرکانس‌های من به جهان است، وجهان به فرکانس‌های من پاسخ می دهد، وهیچ عاملی بیرون از من وفرکانس های درونی من، در شرایط واتفاقات واوضاع زندگیه من نقشی ندارد وجهان آیینه ی فرکانس‌های من به من است ودرون من را به من نشان می‌دهد. 😇😇😇
      پس اگر من چاقم و30 کیلوگرم اضافه وزن دارم، این چاقی هیچ ربطی به خوردن زیاد من، به نوع مواد غذایی من، به خواب من، به هیچ چیزبیرونی ربطی نداره، ومن همین باور رو با پیدا کردن الگوهاش تونستم در خودم بسازم، آره درسته،…
      چند نفرو میشناسم که تا حد مرگ میخورن ولی دریغ از 200 گرم اضافه وزن.
      چند نفرو میشناسم که بخاطر شرایط کاریشون از صبح تا شب فقط نشستن وهیچ تحرک فیزیکی ندارن ودریغ از 200 گرم اضافه وزن.
      چند نفرو میشناسم که اگه برنج نخورن وتازه برنجم با نون نخورن میگن انگاری چیزی نخوردیم وبسیار متناسبند.
      چند نفرو میشناسم که کارشون بیشتر روزا خوردن فسفوده وعلی رغم اینکه این همه میگن فسفود چاق میکنه، اصلا چاق نیستند.
      پس اگه تو دنیا حتی یه نفر تونسته خلاف اون چیزی که توی ذهن من باورش شکل گرفته، کاری رو انجام بده ونتیجه ی عکس، نتیجه ی منو بگیره، پس منم میتونم. چون تمام انسانها از یک سیستم عصبی برخوردارند وهممون با یه فرمول عصبی خلق شدیم.
      تنها چیزی که نتیجه ی من رو با اونها متفاوت میکنه، اون باورهایی هست که در ذهن من کدنویسی شده وهر روز هم داره تکرار میشه، چون من از 99/99 درصد جامعه هرروز دارم این باورها رو می‌شنوم ومیبینم، پس ذهن من این کد رو هرروز داره برای خودش بروز رسانی میکنه، پس طبیعیه که منم نتیجه ی مطابق با باورهامو دریافت کنم، منم همون چیزی رو خواهم دید که خودم به شکل باور واحساس ناشی از این باور به جهان ارسال کردم که اسمش همون فرکانس یا ارتعاشه.
      خوب حالا من باید چیکار کنم خداجونم؟
      باید این کد های غلط رو در ذهنم عوض کنم وبجاش کدهای جدید ثبت کنم وهرروز کدهای جدید رو با ورودیهای جدید بروز رسانی کنم، یعنی باورهای مناسب ودر جهت هماهنگی اندامم وسلامتی وانرژی جسمانی ام بسازم وهرروز ورودیهای مناسب رو به ذهنم بدم وباورهامو تکرار وتکرار کنم، بادیدن نتایج دوستانی که با باورهای جدید ومناسب، نتایج دلخواه منو گرفتن،،، آره این طوریه که کم کم اون باورهای قبلی کم رنگ میشن، چون من با باورهای جدیدم، روی اون باورهای قبلی رو رنگ جدید میزنم، یه رنگ سفید وزیبا که دلخواه منه، وباید ادامه بدم وبا این باورها هرروز ذهنم رو کنترل کنم که منو به پله ی اول برنگردونه، پای ورودیهای نامناسب نشینم، وجهاد اکبری براه بندازم تا همیشه در فرکانس مناسبی برای تناسب اندام باشم…
      وکجا بهتر از اینجا؟..
      خدایا شکررررررررررت، دمت گرم که خوب جایی هدایتم کردی..
      اومدم جایی که همه ی آدمهاش حرف منو می‌فهمن.
      اومدم جایی که یه استاد داره که تو یه جاده وراه باهم هم سفرد هم قدم بودیم ومن حرفهاشون رو درک میکنم.
      اومدم جایی که هر صفحش پره از باورهای مناسب، که آقا میشه، میشه با کنترل ذهن، میشه با احساس خوب ولذت، میشه بدون تقلی ورنج، میشه بدون عجله، میشه از قشنگترین مسیر، سوت بزنی ولذت ببری وبه تناسب اندام ماندگار برسی، همونطور که صدها نفر اینجا رسیدن، همون طور که استاد عطار روشن رسیده.
      استاد جانم، من اگه اینجام، یعنی الان اینجام نصف راهو رفتم، ایمانم قوی‌تر از 400 روز قبلم شده، چون با همین یدونه قانون که احساس خوب =اتفاقات خوب میتونم فکر خدارو برای هر جنبه ای از زندگیم بخونم، میتونم در هر جنبه ای از زندگیم برای هر خواسته ای به احساس رهایی برسم با این ایمان که همون لحظه که خواسته در وجودم شکل گرفت، اجابت شد ومن فقط باید با ایمان به اینکه بزودی در بهترین زمان وموقعیت اون خواسته وحتی بهتر ازاون خواسته در زندگیم هویدا میشه، با احساس خوب زندگی کنم، گویی که هم اکنون اون رو دارم، با چیزی که الان دارمش، سپاسگزار باشم، با اميد به اینکه بهترش در راهه، با ایمان به اینکه وعده ی خداوند حقه، وطبق قانون خداوند من هرآنچه که میفرستم (فرکانس) طبق همون نتیجه میگیرم، وای عین عدالته خداونده، با خیال راحت هر خواسته ای که دارم رو فقط بخوام وبه هدایت‌های خداوند ایمان داشته باشم وایمان داشته باشم که من رها شده نیستم وطبق فرکانس‌های هر لحظه ی خودم به مسیرهای مناسب با همون فرکانس هدایت میشم والهامات خداوند رو دریافت میکنم وبا امید به خداوند وتوکل واعتماد به اون بدون در نظر گرفتن اینکه ذهن منطقی چی میگه وچیو درست جلوه میده وچیو نادرست، شهامت داشته باشم ودر جهان الهامات قدم بردارم ، مثلا اگه خداوند به قلبم الهام میکنه پاشو برای خودت ارزش بزار ویه اسموکی با اسفناج وکیویی درست کن، نگو اه اه اه، این خیلی بد مزه هست، حتماً خداوند متعال چیزهایی رو میدونه که تو نمیدونی…
      یا اگه میگه پاشو نصف شب یه لیوان آب جوش از سماور بازکن وبخور، نگو حسش نیست، حتماً خداوند چیزی رو میدونه که تو نمیدونی والبته که خداوند مارو در جهت باورهامون ودر جهت فرکانسها واحساسات حاصل از باورهامون هدایت میکنه، اگه باورمون باشه که خوردن زیاد مارو چاق میکنه، چون اینو باور کردیم، احساسمون نسبت به هر چیزی که میخوریم بده وفکر میکنیم که باخوردنش داریم چاقتر میشیم وخداوند هم به همین احساس پاسخ میده وهدایت خداوند به مهمانی ویا غذاهای چرب وچیلی اتفاق میافته که ما با خوردنشون بیشتر وبیشتر از این احساس بد رو تجربه کنیم. واگه بجای این باور بیام به خودم بقبولونم با دلیل منطقی با سند ومدرک که آقا خوردن هیچ تاثیری در چاقی نداره ودر بدن من سیستمی به نام سیری طراحی شده که به اندازه ی نیازم میخورم وبعد ذهنم بهم دستور میده که دیگه میل ندارم، نخور واین باور که بدن من به حدنیازش از مواد غذایی که واردش میشه رو برمی‌داره وهر چیزی که اضافس ازش دفع میشه واین طوری با خیال راحت وهر چیزی رو که دوست دارم میخورم واحساس خوب ولذت بخشی بهم دست میده وهمین احساس خوب من که حاصل باورهای مناسب منه به جهان فرکانسی ارسال میکنه واز طرف خداوند هدایتها والهاماتی میاد که مثلا تند تند به بدنم دستور تشنگی ونیاز به نوشیدن آب داده میشه ومن تمام سموم ومواد اضافی رو به واسطه نوشیدن آب فراوان از دست میدم و دفع میکنم وخیلی احساس سبکی واحساس خوشایندی بهم دست میده واین جنس از همون جنس احساسیست که به جهان فرستادم وبیشتر وبیشتر ازش دریافت میکنم به همین راحتی، بدون هیچ زور زدن وتقلا کردنی، خدایا ااااا من عاشق این قوانین ساده وتغییر ناپذیرتم.
      استاد جان الان وقتش بود، الان اینجا بودنم پاسخ خداوند به درخواست 430 روز قبلم بود ودر زمان مناسبش به اینجا هدایت شدم، از همین شب به خودم تعهد میدم که من لیلا بشارتی هستم وبه خودم تعهد میدهم ازتاریخ 8/9/99
      تمام تلاش خودرا برای تغییر باورهایم در راستای سلامتی کامل وتناسب اندام وانرژی بالای جسمانی ام انجام دهم وبرای اینکار حداقل روزانه دوساعت در سایت تناسب فکری زندگی کنم ولذت ببرم وتا یکسال آینده یعنی تا تاریخ ٨/9/400وزن خودرا به 60 کیلوگرم برسانم وسلامتی کامل در تمام سلول‌های جسمم داشته باشم، هم چنین از قوای جسمانی عالی برخوردار باشم.
      وضعیت کنونی من،:
      قد 159
      وزن 86
      سن 40
      خدایا شکررررررررررت
      استاد جان به شما ایمان دارم، سپاسگزارم که دستی از دستان پر مهر خداوند هستین تا به موازات رسیدن به خواسته های دیگرم به این هدفم برسم. یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        الهام خوشبخت
        1399/09/21 10:19
        مدت عضویت: 596 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام دوست عزیزم! خیلی نوشته‌ تون عالی بود. از ورودتون به سایت خیلی خوشحال شدم .تبریک میگم که هرروز افرادی را در سایت مشاهده میکنم که خیلی انرژی وفرکانس بالایی دارن. براتون آرزوی موفقیت دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/28 22:12
      مدت عضویت: 376 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      با سلام خدمت خاق زیبایی
      من همیشه به دنبال راهی بودم که خودم را لاغر کنم هر کاری کردم دمنوش خوردم پلاستیک به کمرم بستم و روش کمربند بستم چه شبهایی که تا صبح به خاطر زدن چربی که از کوهان شتر بود تا صبح بدنم را می خواراندم. معجونهایی از تمام چربی سوزها یکجا درست کردم و خوردم چه ورزشهای سنگینی که انجام می دادم اما هیچ کدوم نتیجه نداد من برای هر چیزی دعا می کردم و نظر می دادم و روزه می گرفتم تا اینکه ی روز از خدا سر نماز خواستم راهی جلویم بگذارد تا لاغر شوم و خدا ندایم را پاسخ داد یک روز داشتم توی برنامه آپارات در مورد ذهن ناخداگاه مطالب را نگاه می کردم و بهترینها را دانلود می کردم تا اینکه در یکی از برنامه استاد را دیدم که دارد صحبت می کند موضوعش یادم نیست ولی چنان من را منقلب کرد که بلافاصله زدم توی گوگل و کم کم راهنمایی شدم به سایت تناسب فکری و وارد شدم و دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کردم خدایا ممنونتم دوستان این دوره شگفت انگیزه به خداوندی خدا تنها یک جنبه از شما را تغییر نمی دهد تمام جنبه های زندگی را شامل می شود من که تا زنده ام این سایت رو دنبال می کنم از روزی که قبت نام کردم حتی یک روز ببینید حتی یک روزش من خواندن میثاق نامه رو ترک نکردم منی که کارام زیاد روی برنامه ریزی نبودم و معمولا بعد از مدتی رها می کردم امروز تقریبا ۱۷۸ روز هست که با عشق و علاقه این دوره را ادامه دادم من که خیلی کیف کردم می کنم و خواهم کرد اگر شما هم می خواهید تغییر را در خود ببینید فقط وارد این سایت شوید تا به حقیقت حرفام پی ببرید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/23 02:39
      مدت عضویت: 197 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      با سلام من هم مثل اکثر دوستان کلی مشکلات و مشغله فکری داشتم دائم یا داشتم در مورد چی بخورم فکر میکنم یا در مورد چرا چاقم تا بالاخره یه روز رفتم پیش روانشناس و این سایت رو بهم معرفی کرد اما من زیاد توجه نکردم و گذشت تا چن روز پیش که از دوستم که پزشک در مورد قرص گلوریا سوال پرسیدم و او هم گفت به جای خوردن قرص این روش رو امتحان کن من هم تصمیم خودم رو گرفتم و انشالا که نتیجه میگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیلان اسمعیل پور
      1399/08/19 15:28
      مدت عضویت: 592 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      سلام استاد عزیز
      من مدتها بود از هر روشی که همه میدونن استفاده کردم ولی نشد حتی دمموش نیوشا رو خدم به چند نفر معرفی کردم همه ۹ -۱۰ کیلو کم میشدن خودم نه واقعا دیگه کلافه شده بودم تشر های همسر و تذکر خانواده خودم که به فکر خودت باش دیگه که بماند.
      تقریبا ۲ سال پیش بود ومن ۵ ماهه باردار بودم ومرتب تذکر پزشک که الان ۸۷ کیلویی حتما تا بالای۱۰۰ میری و فشار خون و …
      ما برای مهمانی رفتیم سنندج و اونجا جاری خواهرم تعریف کرد که با دکتری در دزفول آشنا شده و ایشون ۱۰ تا فایل بهش داده وخیلی تاثیر داشته لاغری با ذهنم…. من هم با خودم گفتم اینو ما این همه رژیم و ورزش و پیاده روی و دردسر میکشیم کمی لاغر که میشیم برمیگرده حالا بشینم و فکر کنم چطور لاغر میشم ؟؟؟؟ این گذشت تقریبا ۲ماه بعد یک روز حالم بد شد و طبق معمول همه میگفتن مال چاقیه….. و من یاد اون خانم افتادم قطعا دیگه هیچ راهی نداشتم و در اوج بد حالی به خدا گفتم چی میشد منم مثل بقیه بودم که نجوایی در گوشم اون خانم رو اسم برد و من بلافاصله زنگ زدم که فایل هاروداری منم گوش کنم که گفت سایتی به این اسم هست و خودت پیگیر باش و…..
      خلاصه منم رفتم و متن ها رو خوندم با گوش داده اولین فایل دلم قرص شد که همین راهشه….
      شکر خدا در بارداری هم وزن من ۹۵ کیلو شد و همه متعجب بودن.
      بعد از مدتی هم تونستم ورود به سرزمین لاغر ها رو تهیه کنم.
      حالا جای جالبش اینجاست که خود این خانم هم خودش زیاد اعتقاد نداشته و الان چند ماهه که برای خودش و خانواده ش رژیم سخت کتوژنیک رو پیش میبره و من ایمان دارم که فقط هدایت الهی برای من بوده….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/13 09:13
      مدت عضویت: 467 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام خدمت دوستان و استاد خوبم
      راستش منم هی در یتوب دونبال همین ورزش و داروهای گیاهی بودم که یک بار به ویدوی لاغری با ذهن را دیدم برام خیلی جالب بود تا حالا همچین چیزی ندیده بودم و کنجکاو شدم که گوش بدم و یک ویدو را گوش دادم و بعدش به شماره استاد پیام دادم که میخواهم دوره را خریداری کنم منم دوست دارم برنامه ها را همیشه منظم انجام بدم ولی وقت ندارم امید که منم انشالله یک ۷ ماهه دیگه این درسمم تمام میشه باز میتوانم منظم برنامه را دونبال کنم و انجامش بدم ولی بازم یک ۳ کیلویی فکر کنم کم کردم خودم را وزن نکردم ولی دوستام میگم کمی لاغرتر شدی وخودم هم حس بهتری دارم سبکتر شدم به امیدی که منم بتوانم مثلی دوستان خوبم نتیجه بهتری بگیرم روز خوش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/12 12:12
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیزم .من یک شب خیلی حالم از اوضاع بد خانواده و مالی و رابطه بد بود و خیلی توی دلم از حدا میخاستم یه راهی جلو پام بزاره هیچ راهی برای خودم نمیدیدم و همین طور که تو اینستا میچرخیدم دکتر ازمندیان یه صحبتی کرد گفت برید همین الان یه دفتر بیارید و تمام خواسته هاتون رو بنویسید و من که دلم خیلی از همه جا پر بود همه خواسته هامو نوشتم و توی تلگرام کانالش رو دنبال کردم و بعد به سایت عباسمنش رفتم و بعد از مدتی خیلی از چاقی در عذاب بودم و همش مدام به خودم میگفتم کاش یه راهی واسه همیشه پیدا میشد که همیشه خیالت راحت باشه که میشه لاغر شد و به جایی رسیده بودم که از مهمونی به خاطر لباس پوشیدن فرار میکردم و خیلی سر این مساله با شوهرم بحث میکردم .و تو تلگرام داشتم میچرخیدم که یه فایل از استاد رو دیدم و باز کردم و خیلی مشتاق شدم و به لطف خدا خیلی خوشحالم که به این مسیر زیبا هدایت شدم.و از امروز متعهدم که تمریناتم رو انجام بدم که روزی بتونم عکسم رو در البوم شگفتی سازان بزارم و لذت ببرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/10 10:16
      مدت عضویت: 424 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 381 کلمه

      به نام خدای همیشه همراهم ❤

      سلام به استاد عزیز و همه دوستانم

      من از دی ماه ۹۷ ک چند ماه بود با قانون جذب آشنا شده بودم و خواسته ها مو نوشتم یکی از خواسته هام متناسب شدن بود و از اون موقع یک آشنایی کمی از استاد و این دوره پیدا کردم از طریق سایت استاد عباس منش و از اواخر فروردین ۹۸ با دوره رایگان شروع کردم و ۳ کیلو کم کردم و بلافاصله بعدش دوره رو شروع کردم و تا ۷ ، ۸ ماه هر روز هر روز این دوره رو ادامه دادم و
      نکته جالب همونی ک استاد هم گفتن استمرار من در این مسیر بود ک جز هدایت خدا چیزی نمیتونم اسمش و بزارم چون من تا قبل از این هیچ کاری رو انقدر استمرار نداشتم روش و از همون یکی دو ماه اول با تغییر احساس و کمی تغییر در ظاهر شروع شد و از ۴ ، ۵ ماه بعد تغییرات ظاهری بیشتر شد
      و نکته جالب این بود ک بعد از این ک من خیلی متناسب تر شدم از اطرافیان میشنیدم ک تو ک خوب بودی چرا لاغر کردی چون من شاید خیلی اضافه وزن نداشتم از نظر دیگران ولی توی ذهن خودم یه بار سنگین بود برام ک از ۳ ، ۴ سال قبلش خیلی بیشتر به فکر این چاقی بودم و یه نشونه شم این بود ک خودم رفتم یه ترازو جدید گرفتم و تصمیم داشتم ک شروع کنم برای لاغری و هدایت خدا ۳ ، ۴ سال بعدش با لاغری با ذهن شد و من شروع کردم این راه رو و البته ک از تصمیم خودم و لاغر شدنم خیلی راضی بودم و هستم
      و هنوز ک هنوزه هیچ کدوم از خانوادم نمیدونن ک من چه جوری لاغر شدم و فکر میکنن من رژیم گرفتم و
      باز با این ک با اصرار خودشون ک تو چی کار کردی بهشون توضیح دادم ولی وارد این مسیر نشدن و باز طبق عادت همه ما منم یکی دو بار دیگه باز به یکی از خواهرام و مامانم گفتم ک شروع کنن این دوره رو ولی اصلا توی این مدار نبودن و نیستن و منم دیگه هیچ اصراری نکردم.
      ولی من لذت متناسب شدن چشیدم و برای همیشه توی این مسیر خواهم بود به لطف خدای خودم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/10 01:56
      مدت عضویت: 166 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت استاد عطار روشن و دوستان.من بعد از ازدواج کم کم دچار اضافه وزن شدم.بعد از بدنیا آمدن دختر بزرگم همچنان اضافه وزنم بیشتر شد.تا اینکه با ورزش و رژیم لاغر شدم حدود شش ماه با این روشها ادامه دادم.کم کم خسته شدم و این روشها رو رها کردم.بعد از زایمان دختر دومم دوباره دچار چاقی مفرط شدم.چندسال بیخیال شدم.خسته از همجا.به خداوند گفتم چکار کنم از این وضعیت رها شوم،خداوند درخواستمو احابت کرد.بدنبال موفقین لاغری بودم که عکس یکی از شگفتی سازان منو به خودش جلب کرد.بعد از آن مدتی در کانال بودم .روز بروز اشتیاقم به این دوره بیشتر شد.و دوره را خریداری کردم .تقریبا نتیجه خوب گرفتم.اطرافیان شگفت زده شده بودند.که دوباره باردار شدم و از اونجایی که عالی روی خودم کار نکرده بودم.زیرا دوره را باید اینقدر مرور کرد که ملکه ذهن شود.دوباره دچار اضافه وزن شدم.پسرم ۸ماه داردو من تصمیم قاطع خود را گرفتم خیلی عالیتر دوباره دوره را شروع کنم.خیلی بهتر دوره را درک میکنم.زیرا در تمام جنبه های زندگی تاثیرات فوق العاده ای دارد.من از خدای مهربون سپاسگزارم که خیلی عالی به درخواستم پاسخ دادو منو به این دوره ناب هدایت کرد.از استاد عطار روشن سپاسگزارم که از دل.جون این دوره را تدریس میکنند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/09 14:08
      مدت عضویت: 180 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام
      من نزدیک به ده سال هست ک ازچاقی رنج میبرم وهرروز و هر لحظه درفکرراهی برای لاغر شدن هستم راههای زیادی دنبالش بودم و اطرافیانم هم راههای زیادی برسرراهم قراردادن و من مانند عاشقی کور به دنبال عشق خودم خوش اندامی هرکس ک راهی نشانم میدادبه دنبالش میرفتم و همیشه به بن‌بست می‌رسیدم
      تا اینک خدای مهربان منوبه سمت این سایت و استاد عزیزم هدایت کرد امروز ک صحبتهای استاد عزیز رو گوش میکردم ناخودآگاه اشک شوق میریختم بعدازسالهاکسی منو درک میکرد و حرفهای دل منو میزد من همیشه درچاقی خودم تنها بودم همیشه مورد تمسخر دیگران قرارمیگرفتم و نمی‌تونستم بگم ک من دلشکسته ام منم تاحدی میتونم تحمل کنم و دم نزنم خب سخت به کسی بگی بابا من تنبل نیستم من پرخورنیستم من کم تحرک نیستم منم تلاش میکنم ک لاغربشم نمیشه واسه همه توضیح بدید تا بهت دیگ گیرندن ولی امروز اومدم ی با دیگ عزمم وجزم کنم با همراهی خدای مهربانم واستاد عزیزم یا علی بگم وراهی ک خدا منو هدایت کرده پیش بگیرم تابه موفقیت برسم نه تنهادرلاغری بلکه در تمامی مراحل زندگیم موفق باشم واخراینکه من با سرچ کردن درگوگل وارد سایت لاغری ذهنی شدم از خدای عزیزم بابت استاد عزیزم سپاسگزارم بابت سایت لاغری ذهنی سپاسگزارم بابت گوگل سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/05 13:42
      مدت عضویت: 176 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      سلام خدمت استاد من از بچگی اضافه وزن داشتم الان ۲۸سالمه گذشت تا سن ۱۴سالگی که دیگه خیلی از خودم خسته بودم از وضعیتم از سنگینی بدنم با رژیم الکی وزن کم کردم اون موقع ترازو نداشتم نمیدونم چند کیلو بودم و چقدر کم کردم ولی خیلی تغییر کردم تا ازدواج کم همیشه در حال ورزش کردن بودم همیشه تحرک داشتم اصلا نمیتونستم بشینم به امید اینکه چیزی رو که خوردم بسوزونم چاقی تو اقوام ما خیلی شایعه تا جایی که میدونم همه فامیلمون اضافه وزن دارن همه هم بازمون شده که ارثیه و ژنتیکمون اینجوریه و کریش نمیشه کرن ولی من همش ته‌دلم احساس میکردم من نبلید با این شرایط کنار بیام و راضی نبودم از وضعیتم تا حامله شدم از اونجایی که سنم کم بود فکر میکردم باید زیاد بخورم تا بچه تپل باشه خودم شدم ۱۰۵کیلو بچم شد۳کیلو من موندم کلی اضافه وزن اصلا‌نمیتونستم راه برم از بس که سنگین بودم ولی بازم تلاشمو کردم رفتم پیش دکتر تغذیه از تو مجله پیداشون کردم اکثرا رژیم بعد زایمان میدادن چند جلسه برامون جلسه گذاشتن باهامون صحبت کردن من اون موقع با کالری مواد غذایی اشنا شدم دیگه رژیمشون رو نگرفتم یه کتاب بهم‌دادن از روی کتاب کالری رو حساب میکردم ترازو هم خریدم روزی تقریبا ۶۶کالری میخوردم بعد از ۶ماه بعد ار زایمانم ۴۰کیلو کم کردم با کلی ریزش مو دندون درد و رنگ پریدگی و همه میگفتن زشت شدی ولی بازم برام‌مهم نبود اینقدر بدنم سبک بود اینقدر خوشحال بودم بعد از یه سال دوباره رفت بالا شدم ۷۵باشگاه میرفتم کالری مینوشتم چون پرخوری عصبی داشتم جواب نمیداد یه سال خامگیاهخواری رو امتحان کردم اما همش گرسنم بود با اون هم نتونستم کم کنم زخم معده گرفتم بعد از اون رژیم کتو گرفتم اما بیشتر وزنم رفت بالا الان ۷۹کیلو هستم دیگه به یه جایی رسیدم که حتی اینستا رو هم حذف کردم چون خیلی باعث پرخوری عصبیم‌میشد یه روز که گوشی دستم بود پادکست گوش میدادم از اپلیکیشن کست باکس که الکی نوشتم لاغری با کمک ذهن چون خودم میدونستم مشکلم از ذهنمه همیشه مدیتدشن میکردم یوگا میکردم اما نتیجه ای که میخواستم رو نمیگرفتم دوسال پیلاتس کار کردم هر ورزشی که بگین من جدی انجام دادم این یه ماه اخیر خیلی ناراحتو افسرده بودم حتی به شوخی به مامانمو خواهرم میگفتم من دیگه از دست این وزن که هی بالا میره اخرش خودمو میکشم تا راحت شم‌ تا با شما اشنا شدم دورهای رایگان رو‌گوش دادم همون‌موقع ترازو رو گذاشتم تو کابینت و امروز هم دورتون رو تهیه کردم خیلی خوشحالم دیشب از خوشحالی خوابم‌نمیبرد ایمان دارم از ته ته دلم که با این روش به وزن۵۵کیلو میرسم‌اون‌موقع ازاد میشم شاد میشم اعتماد بنفسم میره بالا سبک میشم لباسایی‌که دلم‌میخوا‌ رو میپوشم خیلی خوشحالم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 11:57
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 892 کلمه

      بنام خدایی که هرگز دیرنمیکند
      باسلام خدمت استاد عطار روشن عزیز،استاد دانا وبینظیری که برای من دستی از جانب خداوندبوده وهست

      مدتها بود همش درگیر این مسئله بودم که چطور میتونم ذهنم رو کنترل کنم ؟
      زمستون سال ۹۷بود ،استاد توی یکی از فایلها شون گفتن که برای کنترل ذهن میتونین از سری فایلهای رایگان زندگی با طعم خدا استفاده کنید
      ومن همون موقع سریع دو تا فایل ۱و۲رو دانلود کردم وگوش دادم وبه دلم نشست،ودیگه همون ۲تارو دانلود کردم وچند بارگوش دادم وگذاشتم توی یه پوشه که مثلاً بعدأ بقیه رو هم دانلود کنم،اما همون‌طور موندن تو پوشه
      (داستان هدایت من از اینجا شروع شد)
      خدای مهربون من💓 همه چیش رو نظمه،
      خدایااااشکرررت❤️🙏🏻❤️
      یک سال از این ماجرا گذشت،دی ماه سال ۹۸ بودحال من خوب بود ،اما حال خوب دائمی نداشتم،دیگه خسته شده بودم،مدتهابود مثلاً داشتم روی خودم وباورهام کارمیکردم اما نسبت به تلاش من شرایطم هنوز تغییر نکرده بود
      یه روز عصر بود خیلی ناراحت بودم از این که چرا اونجوری که میخوام شرایط پیش نمیره داشتم با خدا حرف میزدم که خدایا چکارکنم ؟وچرا تلاشهای من بی فایده است وخدایا خودت راهنمایی و هدایتم کن…
      انگار همون لحظه یه حسی منو کشوندسمت اون دو تا فایل زندگی با طعم خدا که یک سال بود توگوشیم داشتمشون
      ومن هدایت شدم
      اون لحظه واون روز عصر رو و اون ارتباط حسی که بین من وخداردوبدل شد رو هیچ وقت فراموش نمیکنم
      سریع رفتم تو سایت وشروع کردم به دانلود ادامه فایلهای زندگی با طعم خدا وشروع به گوش دادن به فایلها کردم،اما اینبار با (آگاهی بالاتر،مدار بالاتر واز همه مهمتر با شور و اشتیاق بیشتر،انگار خداهم میخواست که من این مسیر روادامه بدم)
      خیییلی احساسم خوب شده بود ،تمرینهاشو با دقت مینوشتم،وروز به روز حالم بهتر میشد،دیگه خدارو جور دیگه می‌دیدم،خیلی احساس نزدیکی به خدا داشتم ووقتی ازخدا حرف میزدم بی اختیار اشک میریختم ،اشک شوق بود،انگار که معشوقم رو بعد از سالها پیداکرده بودم.
      توی فایلها گفتید که اگر میخواهید که این مباحث رو گسترده تر ادامه بدیداز محصول خدا هرگز دیرنمیکند استفاده کنید ومن حالا تشنه آشنایی بیشتر با معبودم بودم
      همیشه به خدا میگفتم ومیگم که خدایا هرروز وهر لحظه آگاهی های منو از شناخت خودت بیشتروبیشتر کن،و قوانین جهانت رو به من بیاموز تا اونها رو مو به مو در زندگیم به کار ببرم
      همون موقع تصمیم جدی گرفتم که محصول خدا هرگز دیرنمیکند رو تهیه کنم
      💚 هیچوقت یادم نمیره که بازهم به خدا گفتم که خدایا می‌دونم که تو منو هدایت کردی به این مسیر وحالا هم اگر که میدونی توی این محصول واین فایلها آگاهی هایی هست که باید به گوش من برسه خودت شرایط خرید این محصول رو برای من راحت وآسون کن💚
      هنوز ۲ یا ۳روز نگذشته بود که یه روز عصر وقتی اینستاگرام رو باز کردم شما پستی گذاشته بودین که عکس آیدای عزیز بود این فرشته ای که از جانب خدا اومده بود تا راه رسیدن به خواسته ام رو برام آسونتر کنه

      وشما بمناسبت تولد آیدای عزیز تخفیف زده بودین رو محصولات
      دقیقاً ۱۲ بهمن محصول رو به راحتی خریداری کردم ونمیدونید در من چه شور و اشتیاقی بود
      نکته مهمش این بود که من هیچ اصرار نکردم،عجله نکردم وفقط ازش درخواست کردم و همچنان داشتم از سری فایلهای رایگان زندگی با طعم خدا لذذذت می‌بردم وبا ذوق و شوق تمرینات رو انجام میدادم،وخیلی راحت شرایط برای رسیدن به خواسته ام مهیا شد
      من باهمون فایلهای رایگان اینقدرر حس نزدیکی به خدا پیداکرده بودم که تمام سالهای زندگیم یه همچین حسی به خدا نداشتم
      نمی‌خواستم این قسمت رو بنویسم اما گفتم شاید کسی این کامنت رو بخونه و شرایطی داشته باشه که بهش کمک کنه
      من هفتم اسفند یکی از عزیز ترین هایم رو از دست دادم
      اونجا بود که فهمیدم تمااام این مسیری که طی این ۲ماه برمن گذشت
      واون همه نزدیکی با خداوند از روی حساب و کتاب بود
      توی اون روزها که حال تمام اعضای خانواده ام خراب بود
      من تنها مرهم قلبم❤️ خدایم ❤️بود
      (من آدم بسیار احساساتی و وابسته به خانواده بودم)
      اما اون روزها حسی داشتم که درتمااام عمرم تجربه اش نکرده بودم

      ♥️ندای درون♥️

      ندای درونم به وضوووح بامن حرف میزد واین حس توی اون روزها خیییلی به من کمک کرد تا دوباره ودر کمال ناباوری اطرافیانم خیلی سریعتر از زمانی که میشد فکرش رو بکنی بلند شم وبه زندگیم مثل گذشته ادامه بدم
      توی همون روزهای اول وقتی که اشک میریختم ،صدای خدارو به وضوح و با گوش جانم می‌شنیدم که می‌گفت:رفتن برادرت هم برای تو خوب بود وهم برای او وخیر هردوی شما در این بود
      وقتی با بغض می‌گفتم،خدایا پس دلتنگیم چی میشه ؟ درجوابم می‌گفت ؛ تو قرار نبود به بنده های من وابسته باشی،تو فقط باید به من وابسته و وصل باشی……
      اون روزهای سخت خداتنها همدمم شد حتی توی جمع خانواده ام هم زیاد نموندم ودرکم وشناختم از خدا خیلی بالاتر رفت
      من بزرگ شدم وهرروز دارم بزرگتر میشم و امروز که دارم برای شما می‌نویسم ۸ ماه از اون روزها گذشته،اما حال من خیلی خوبه وهر روزم رو دارم با طعم های زیبای خدا زندگی میکنم
      خدایی که هرگز دیرنکرده ونمیکند وبه موقع منو هدایت کرد
      استاد عزیزم خیلی حرف برای گفتن دارم هرچندکه می‌دونم متنم طولانی شد
      استاد عطار روشن عزیز می‌ خوام بگم که واقعاً لقب استادی برازنده شماست،برای شمایی که دستی از جانب خدا بودید که مسیر زندگی من رو تغییر دادید
      آرزوی موفقیت روزافزون،سلامتی،ثروت وشادی برای خودتون وخانواده عزیز تون از خداوند مهربان خواستارم
      (راستی من هنوز دوره رو تموم نکردم ،دلم میخواد آروم آروم و با لذت این دوره شگفت انگیز رو یادبگیرم) ۹۹/۸/۴

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/08/11 22:26
        مدت عضویت: 296 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        ممنون که افکار زیبا و تجربیاتتون رو به اشتراک گذاشتین

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 00:52
      مدت عضویت: 571 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام
      من همیشه فوبیای چاقی داشتم با اینکه دوران کودکیم متناسب بودم ولی همیشه از اطرافیان این پیامو دریافت میکردم که الان خوبی ولی باید مراقب باشی
      این تو ذهن من ذخیره شد و کم کم وزنم بالا رفت اوج چاقیم سال کنکور بود
      بعد از اون شروع کردم به رژیم های مختلف، مشکلم تو رژیما این بود که به اطرافیان میگفتم من شکمم سیر شده ولی چشمم سیر نشده من دوس دارم بخورم
      همیشه به این فکر میکردم که این کار(رژیم) یه جاییش میلنگه ولی به نتیجه ای نمیرسیدم
      تا اینکه خیلی اتفاقی تو یکی از گروهای تلگرامم که اتفاقا خیلی بهش سر نمیزدم ، یه روز گروهو باز کردم و داشتم پیاما رو میخوندم که با نوشته یه دوست ناشناس که در مورد روند لاغری با روش ذهنی استاد عطار روشن نوشته بود،
      برام جالب شد، تو عبارت لاغری با ذهن استاد رضا عطار روشن رو سرچ کردم و با دوره هاشون آشنا شدم و الان اینجام شکر خدا 😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 00:09
      مدت عضویت: 173 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام بزرگواران من هم مثل خیلی ازشماهااز وقتی یادم می آید اضافه وزن داشتم وچندین باروزن کم کردم ولی بیش از چند ماه نتونستم نگه دارم با این که لاغر شده بودم اگر برای خرید لباس می رفتم سایز بزرگتر بر می داشتم چون می دانستم دوباره چاق می شوم
      ولی این بار نقطه ضعف خودم را با آشنایی با این سایت به لطف خدا پیدا کردم وفهمیدم که مشکل از ذهن هست بعضی مواقع با خودم میگم همه به فکر ترقی وپیشرفت در همه ی امور زندگی هستند ولی من از وقتی از خواب بیدار می شوم تمام فکر وذهنم به چاقی وچه بخورم چقدر بخورم هستم
      ار امروز به خودم می گویم من لاغر وخوش اندام هستم وامروز که فایل را تماشا کردم کمتر به چاقی توجه کردم وفهمیدم که اضافه وزن مربوط به جسم هست ولی چاقی از ذهن نشات می‌گیرد امیدوارم که الان که در این مسیر قرار گرفتم راه را ادامه دهم واز دست آوردهای آن بهرمند شوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مبینا داوودی
      1399/08/03 06:38
      مدت عضویت: 584 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام
      من از زمانی که یادمه چاق بودم انواع رژیمها و دمنوش و دارو عطاری و قرص استفاده کردم . وزن هم کم کردم ولی بعد از مدتی چاق تر از قبل شدم یه شب داشتم یوتوب دنبال روش لاغری … میگشتم که خداوند مهربان یکی از فایلهای رایگان استاد رو بهم نشون داد خییلی خیلی اتفاقی و گوش دادم احساس خیلی خوبی بهم داد و همه رو دانلود کردم وبعد از چند وقت که دیدم واقعا جواب میده این روش و خییلی راحته و در کمال ارامش دارم با فایلهای رایگان وزن کم میکنم دوره رو تهیه کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/30 21:00
      مدت عضویت: 446 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 782 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      من از بدو تولد تا اول راهنمایی متناسب بودم، از اول راهنمایی به دلیل پذیرفتن یکسری باورهای اشتباه، ذهن من به سمت چاقی برنامه ریزی شد و هر سال مقداری به وزنم اضافه میشد. در طول این سالها، منم تلاش هایی برای لاغر شدن انجام میدادم مثل: رژیم، پیاده روی، دمنوش، دستگاه دراز نشست تن تاک، طناب زنی و … که همشون بی فایده بود.
      اواسط اردیبهشت 98 که من ترم 4 کارشناسی ارشد بودم، یکی از هم اتاقیام بهم گفت تا حالا کتاب قورباغه رو قورت بده، اثر برایان تریسی رو خوندی؟ منم گفتم کتابای دیگه برایان تریسی رو خوندم ولی این کتابش رو نه. بهم گفت حتما بخون و تمریناشو انجام بده که واقعا عالی هست و توی برنامه ریزی زندگی خیلی کمک میکنه.
      منم همون روز کتابشو ازش امانت گرفتم و شروع کردم به خوندن. توی این کتاب خیلی تاکید به نوشتن کرده بود که هدف هاتون رو بنویسید و اونا رو دسته بندی کنید به طور سالیانه، ماهانه و هفتگی و … همچنین با توجه به اولویت هدف هاتون کنار اونا الف، ب، پ و… بزارید.
      منم توی قسمت یادداشت گوشیم شروع کردم به نوشتن هدف هام (با توجه به اولویتشون).
      اولین هدفم این بود که ترم 4، از پایان نامم دفاع کنم.
      دومین هدفم این بود که یه شغل خوب متناسب با روحیه ام پیدا کنم (ترجیحا استخدام رسمی باشه که امنیت شغلی داشته باشم).
      سومین هدفم متناسب شدن بود.
      خداروشکر به اولین هدفم رسیدم و در 18 تیر 98 من دفاع کردم.
      تابستون هم مشغول پیاده روی و طناب زنی بودم، ولی چون نتیجه دلخواهم رو نگرفتم کلا قید همه چی (رژیم، پیاده روی، دمنوش و…) رو زدم.
      اول مهرماه 98 یه آزمون استخدام رسمی اومد و من به همراه افسانه (همکلاسیم)، واسه آزمون شرکت کردیم و 30 آبان آزمونش رو دادیم، و قرار شد که 15 دی نتیجه آزمون بیاد.
      من و افسانه بعد از آزمون قرار گذاشتیم که بریم دانشگاه تا کارای تسویه حساب رو انجام بدیم.
      دانشگاه که رفتم زود کارای تسویه رو انجام دادم و خیلی وقتم آزاد شد. یه روز از بیکاری اومدم کل یادداشت های گوشیم رو خوندم و رسیدم به هدف هایی که نوشته بودم. هدف اولم که بهش رسیده بودم رو تیک قرمز زدم. هدف دومم که فعلا منتظر نتیجه اش بودم. رسیدم به هدف سومم که تناسب اندام بود. تا چشمم که هدف سوم خورد یاد سختی های طناب زنی تابستون افتادم و حالم گرفته شد ولی به خودم اومدم و گفتم من برای لاغری همیشه فقط توی گوگل سرچ میکردم، این دفعه میخوام توی یوتیوب سرچ کنم. 10 آذر 98 بود که توی یوتیوب لاغری رو سرچ کردم، کلی فیلم در مورد لاغری بالا اومد، لاغری با رژیم، لاغری با ورزش، لاغری با دمنوش، لاغری با قرص، لاغری با کمربند، لاغری با ذهن…
      از بین این فیلمها اسم لاغری با ذهن خیلی واسم جدید بود چون تا حالا نشنیده بودم، خیلی واسم جذاب شد سریع رفتم فیلم لاغری با ذهن رو باز کردم که این فیلم دوبله شده، مستندی از زندگی یه خانم استرالیایی بود که با روش لاغری با ذهن تونسته بود 70 کیلو از وزنش رو کم کنه و از وزن 200 کیلو به وزن 130 کیلو رسیده بود. توی این فیلم خانم استرالیایی همش از حال خوبش میگفت، از باورسازیش و تصاویر ذهنیش میگفت، از استمرارش میگفت، از راحت بودن این روش میگفت و اینکه هنوزم میخواد این روش رو ادامه بده تا به وزن مورد علاقه اش که 80 کیلو هست برسه.
      من واقعا هنگ کرده بودم، با خودم گفتم خدایا این داره چی میگه؟ باورسازی دیگه چیه؟ تصویر ذهنی چیه؟ و ….
      با اینکه خیلی متوجه حرفاش نمیشدم ولی واقعا از دیدن این فیلم لذت بردم و کلی انگیزه گرفتم.
      این فیلم که تموم شد، سریع رفتم فیلم دیگه ای که بعد از این فیلم نمایش میداد و اونم لاغری با ذهن بود رو نگاه کنم که متاسفانه دوبله نشده بود و منم زبان انگلیسیم قوی نبود که بتونم خودم ترجمه کنم.
      تا دو روز مدام توی فکرش بودم، شب و روزم شده بود فکر کردن به لاغری با ذهن، تا اینکه بعد از 2 روز با خودم گفتم اصلا بذار توی گوگل سرچ کنم ببینم کسی هم توی ایران این روش رو استفاده کرده؟ نتیجه گرفته؟
      12 آذر 98 بود که من توی گوگل لاغری با ذهن رو سرچ کردم و فایل های تصویری لاغری با ذهن استاد رضا عطارروشن بالا اومد و من یکی یکی فایل ها رو گوش کردم، با کلام استاد خیلی آروم شدم و ذهنم به آرامش رسید. اصلا انگار در جدیدی به روم گشوده شده بود. صمیمانه از خداوند تشکر میکنم که من رو با روش لاغری با ذهن آشنا کرد.
      🌸 وقتی من به دوتا از هدف هام که اواسط اردیبهشت ماه نوشته بودم، رسیدم. واقعا به معجزه نوشتن ایمان آوردم😊.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/19 13:01
      مدت عضویت: 208 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام من از وقتی یادم میاد چاق بودم. واسه لاغر شدن خیلی کارها انجام دادم. رژیم و ورزش و باشگاه و پیاده روی و دمنوش و قرص های لاغری. اما همشون یه مدت جواب می داد و وزنم کم میشد دوباره برمی گشت. وقتی رژیم می گرفتم ولع به غذا خوردنم بیشتر میشد و مرتب دلم میخواست بخورم مخصوصا نون و برنج. دلایل چاق شدنم اینهاست خونوادم چاقند. زایمان کم تحرکی خوردن بیش از حد تا مرحله انفجار. تا اینکه با سایت تناسب فکری آشنا شدم و خدا رو شاکرم که باعث هدایت من شد و با استاد آشنا شدم الان تازه شروع کردم به گوش کردن فایلهای استاد. احساس میکنم که درهای جدیدی به رویم باز شده و خیلی خیلی خوشحالم. امیدوارم بتونم با استقامت و پر تلاش و با انگیزه گام بردارم و مسیر لاغری رو طی کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/16 16:32
      مدت عضویت: 299 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام برهمگی واستاد گران بها که هر چه دارم از تناسب فکری وذهنی واندامی همه بر میگردد به ایشان من هم مانند تمامی دوستان خیلی در گیر ذهن وفکر واندامم بودم تا سال ۱۳۹۸ برج ۱۲ ولی پراکند در سایت قرار داشتم در عرض این ۲سال خیلی چیزها از استاد یاد گرفتم وبرای من الگو شد من الاً هیچ تمایولی به خوردن ندارم وزنم خیلی کم شده هر مواد غذایی که ببینم برام فرق نمی کنه از شیرینی که خیلی دوست داشتم تا چیزهای دیگر خیلی عادی شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/15 20:51
      مدت عضویت: 383 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      سلام ‌.منم سالها دنبال راه حل برای فرار از اضافه وزنم بودم خیلی راها را امتحان کردم .کم میکردم ولی بعد از مدتی برمیگشت .مثل بادکنک شده بودم .ذهنم همش درگیر غذا بود واز خودم همیشه ناراضی .تا این که از طریق مامانم تو یوتیوب با فایلهای رایگان استاد آشنا شدم خیلی خوشحال شدم انگار دنیایی برویم باز شده بود .یک بار دوره را کار کردم خیلی تغییرات فوق العاده داشتم و وتصمیم گرفتم دوباره کار کنم .چون باورهایی که در ذهنم داشتم قدمتشون به سالها برمیگشت وتغییر اونا استمرار میخواد تصمیم گرفتم دوباره کار کنم چون این تنها راه متناسب شدن وماندن است.
      پس با کمک‌خدا وتعهد خودم حرکت کردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/12 20:27
      مدت عضویت: 193 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 582 کلمه

      سلام من وقتی به این روش رسیدم پارسال بودتوزمستون بودنت خیلی سال گذشته دعذاب کشیدم باشگاه از ساعت هفت صبح تانه چنین ده میموندم اوضاع روحیم بدبود وواقعااحساس تنهایی میکردم میرفتم باشگاه اولین باری بود که خانمها سی رومیدیدم که آزمون بزرگترن واومدن ورزش اوایل خیلی شورواشتیاق داشتم هفته ی اول چهارکیلوکم کردم به خودم قالب کردم که نباید چیزی بخورم صبحانه و ناهار م که برمی‌گردم همین طوردرطول هفته به جزجمعه که همه جاتعطبله نمی‌رفتم باشگاه بعدبه خاطر رفتن مداوم وفشاربیش ازحدتونستم دوازده کیلوگرم کنم اما همچنان حال درونی خوبی نداشتم دیگه طوری شده بودسرکلاس ازحال میرفتم متشنج میکردم وبعدسرفه میکردم اوایل برای اینکه اززیرکاردربرم حقیقت میگفتم سرفم میگیرهه ازبوی عطرحساسیت دارمومیخواستمم مربی بهم کارنده
      تمرین زیادخسته میشدم امابعدواقعابه مروربیشتروبیشترشدهمراه باورزش تخم کرفس روبه عنوان دمنوش می‌خوردم بعدم صبح به صبح میرفتم آب جوش بازنجبیل می‌خوردم وچندتادونه لقمه ی کوچولو بعدم نیم ساعت قبل تزبازشدن در باشگاه منتظرمیموندم قبل از اون دیگه من همه روشهارورفته بودم چیزی نمونده بود جزعمل جراحی قبل ازازدواجم صدوبیست کیلوبودم بعدازیک سال رنج ونخوردن وکلی تحمل رژیم رسیدم به وزن پنجاه و هشت امامموندومن ببعدازازدواجم پیگیربودم وپیگیرکوندم امادیگه خسته شده بودم دکتر تغذیه وروش های متعدد از بچگی چاق بودم جزیه وقتایی که واقعا متناسب بودم اما احساس چاقی وخجالت ازخودموداخل خودم داشتم بالاخره تیراخرباشگاه درمان بیست و پنج هزارتومان میدادم دیگه تک وتوک شده بود ورای باشگاه یه روزدرمیونش کرده بودن اما بازم بدنم کوفته بودوخسته شبکه میرفتم روبالشی دیگه می‌خوابیدم وبیدارنمیشدم ازخستگی واین بدن من به دلیل فشارآوردن زیادواکنش نشون داده بوددکتررفتم وبهش گفتم ورزش میکنم گفت ورزش‌ها مناسبت نیست به همین خاطره اینطورشدی ومدت زمان ش زیاده هرکی منومیدیدتوباشگاه بیرون می‌پرسید نمی‌خوای بچه داربشی مادرشوهرش بم می‌گفت اول باید لاغری تاحامله بشی ومنرمدام استرس داشتم داری تشنجم گیرم نمیومدواعصابم داغون بودنتیجه رسیدم که نبایدداروبخورم ونمبخوردم موقع تشج گاهی اوقات کلماتوفراموش میکردم کنارهم قرار بدم زمانها و ومن برای اینکه ازشرفشاری که بهم میوردن خلاص بشم برای نصف روزبهسون دروغ گفتم اینکه من هیچ کسی رونمیشناسم ازخاصییت دارواستفاده کردم در بعضی ها باعث فراموشی میشه ودربعضیا نه اونروزمن تعطیل بودم ولاشگاه نمی‌رفتم ولی خسته بودم از ورزش ازحرف وحدیثای متعدد روزانه وازاحساس تنهایی احساس کمبود داشتن به خاطر چاقی و خیلی چیزای دیگه من وقتی خونواده شوهرم منوباین شکل دیدن چندروزمونده به تولدم به شهرخودم رفتم و خوشحال خونوادمودیدموعدازسه روزبرگشتم یه بار قبل از رفتن توکروم سرچمیگردم دنبال لاغری ودعای لاغری می‌گشتم کلیپ خدای لاغری روبدون اینکه حتی بازش کنم دانلود کردم و نشستم تو موبایل بازش کردم و دیدم و داشتم دمنوش تخم کرفس شب رومیخوردم بعدگفتم اون چیزی که میخواستم پنداری فقط دل ادمومیشکونه پرخاش کردم بعدازیک یادواره بعدش دنبال آدرس سایت تناسب رفتم وپیداش کردم وازفایل های تلگرام شروع کردم به آپارات وبعدازچندماهشوهرم منوداخل سایت ثبت نام کردید ای فایل های بیشتر منم ازطریق خدابخش سایت تناسب فکری رسیدم و زندگی الانم باقبل خیلی فرق کرده ومن خیلی عالی شدم همازنظرجسمی هم ذهنی وهم زندگیوهم سلامتین خوب شده دیگه سرفه نمیکنم وتشنج آنچنانی ندارم وداره تززندگیم محومیشه باخونواده ی همسرم زندگی میکنم ومثل دخترخودشون باهام رفتار می‌کنند همسرم آزمون تانداره دورلشه فقط موقعی که میره سرکاروشب برمیگرده باهم درتماسیموتلفنی حرف می‌زنیم مثل کسایی که تازه باهم آشناشدن وعاشق همدسگن وواقعااحساس عاشق همیمومن دارم ادامه میدم تابیشتروبهتردرمسیرلاغری وبلوغ فکری قراربگیرم و زندگی روبهترازقبل درککنم ازخداسپاسگزارم که منووار این مسیرکردوسپاسگزارم بیش از مبلغ درکلمه نمبگنجه گفتن احساساتم من از ارسال عضواین گروه هستم امادیروزموبایلمودرست کردم واسم خودموگذاشتم سپاسگزارم ازخداسپاسگزارم مهربان که منودرمسردرستی که خودش می‌دونه قردادوسپاسگزارم ازاستادگرامی که به مادرنلغزیدن پرایم مسیرکمک میکنن ممنون که نوشتهمومیخونین موقت میزارین سپاسگزارم🍂🍃🌸🌸🌼🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/12 15:09
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 12 کلمه

      من این مسیر باوردارم چون هزاران راه رفتم نشدواقعا هزار راه رفتم😃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/10 10:54
      مدت عضویت: 195 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام من قبل ازینکه دخترم به دنیا بیاد یعنی ۶ سال پیش اضافه وزن نداشتم اما بعد ازون اضافه وزن گرفتم ، یک سال بعد از به دنیا اومدن دخترم شروع کردم به رژیم اما توی این پنج سال هر بار رژیم گرفتم بعدش ۲ تا ۳ کیلو یا بیشتر اضافه وزن من برگشت!
      همه ی راه هارو رفتم برای لاغری اما موقت بود، من بعد تولد دخترم ۱۰ کیلو اضافه وزن داشتم اما الآن به لطف رژیم ها ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم!
      وقتی هنوز دخترم به دنیا نیومده بود من شاید فقط دو وعده میخوردم نهار با حجم کم گاهی شام بیشتر میخوردم اگر پفک یا بستنی داشتیم اینقدر میموند تا خواهرزاده هام بیان و بخورن اما الان با حالت عصبی همش در حال خوردن هستم . خیلی برام عجیبه هر موقع تصمیم به رژیم میگرفتم توی چند روز قبلش اینقدر میخوردم که حداقل ۱ کیلویی چاقتر میشدم.
      حدود سه هفته هست که با این سایت آشنا شدم اما به دلیل درگیری فکری بسیار زیاد نتونستم شروع کنم از امروز با توکل به خدا شروع میکنم و از خدا میخوام کمکم کنه و میدونم ان شالله خواهم توانست چون میدونم این روش با بقیه روشها فرق داره ممنون از جناب عطار روشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/05 18:54
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      سلام من ۳۷ دارم واز زمانی که خودم شناختم همیشه رژیم داشتم واینکه مادرم بهم می گفت این نخور اون نخور ومن بدتر می کردم ویواشکی غذا می خوردم چندین بار وزن خودم تا ۲۰ کیلو کم کردم ولی باز برگشت داشته حتی بعضی مواقع می گفتم خودم بکشم و این دارم جدی میگم تا اینکه به وسیله یکی از دوستان با این گروه آشنا شدم واز امروز دارم شروع دوباره انجام می دم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته نیسم سبحان
      1399/07/05 15:10
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 251 کلمه

      سلام دوستان عزیز واستاد گرامی من نزدیک ۱۷ سال با چاقی بودم وهستم چند سال پیش دوره لاغری با ذهن آشنا شدم اما اینقدر ترسم از چاقی زیاد بود که دوره رها کردم بدونی که عمل کنم والان بعد ۳ سال همه راهی انتخاب کردم برای لاغری هر رژیم گرفتم اما بی فایده بود بعد یه چیزی درونم میگفت هیچ چیز دیه نمیتونه تورا لاغر کنه جز تمرین های دوره عملی کردن چندوقتی از دورها دور بودم اما اینبار باایمان قلبی اومدم بگم درسته چند وقتی رها کردم دوره اما اینبار واقعا به درونم توجه کردم اومدم با عشق دوره شروع کنم برای خودم برای اینکه خودم تجربه کسب کنم طول یک هفته کامل تو سایت بودم ومطالب میخوندم حس خوبی داشتم امروز هم صبح به عشق اینکه فایل ها گوش بدم بیدارشدم هنوز تصمیم جدی نداشتم تا ظهر که یه چیزی درونم گفت فرشته شروع کن هنوز دیر نشده والان هستم تو طول ۳ سال دلم میخواست شروع کنم اما میترسم دوباره رهاش کنم یه چیزی درونم گفت اینبار باخدا شروع کن همون جوری که خدا تورا هدایت کرده همون طور کمکت میکنه دوره با اشتیاق دوره پیش ببری واین حس بهم اطمینان کامل داد که الان شروع کردم خدایا شکرت من هدایت کردی دراین مسیر وممنونم که دوباره بهم این فرصت دادی با اشتیاق شروع کنم بهت قول میدم متعهد باشم دستم از دستت جدا نکنم مطمنم که موفق میشم واز استاد روشن سپاسگذارم که همه باری با صبر متانت درکنارم بودن وهمیشه جوابگو تمام سوالات من بودن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/30 00:01
      مدت عضویت: 220 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      سلام خدمت استادودوستان عزیزامیدوارم همگی شادباشید،ازوقتی که خاطرم هستش درگیراضافه وزن ودرحال حاضرم چاقی هستم ودلیل اصلی که منوبه مسیرمتناسب شدن وتناسب فکری سوق دادخستگی بسیارزیادازچاقی وشرایطی که دارم هستش،من ۳۰ سال هستش که بااین چاقی زندگی کردم وهیچوقت دوسش نداشم وهمیشه باعث رنجش وعذاب من بوده حتی توی ساده ترین واون رومثل یه مانع برای خوشحال بودنم ولذت بردنم اززندگیم‌میدونستم وترس ازچاقی همیشه منوسوق میداده که بیشترچاق بشم تالاغر.نمیدونم واقعاچه اتفاقی درمن رخ داده ولی هرچی که هست حس خوبی برای ایجادیک زندگی بسیارباکیفیت همراه باتفکردرست نسبت به رفتارهایی که درطول روزدرمن اتفاق افتاده واین یه نشونه بزرگ برای من هستش،مثل خیلی ازشمادوستان من هم همش دردچاقی ومشکلاتی که همیشه همراهش هستش روکشیدم وهمیشه باخودمیگم این حقم من نیست انصاف نیست چرابایدهمیشه باآرزوی لاغری زندگی کنم من لیاقت متناسب شدن ولاغری دارم این خواسته قلبی من هستش،میدونیدچه چیزی قلب آدم روبه دردمیاره اینکه توانایی های زیادداشته باشی ولی همیشه به خاطرچاقی خودت رودست ‌م بگیری واعتمادبه نفست روکم بشه ویاازدست بدی،لذت پوشیدن لباس دلخواهت باسایزه دلخواهت اینکه من روباچاقیم‌قضاوت نکن اینکه هرچقدرتلاش کنی روجنبه های مثبت دیگهدزندگیت بازم چاقی وفکرش مثل خوره بیفته به جونت هرچی که میخوری ازش لذت نبری همش بگی وای الان چاق ترمیشم وشنیدن حرف دیگران واینکه تورویه آدم چاق صدا بزن شایدپیش من نگن ولی حتی پیش خودشونم قلب من روبه دردمیاره وخیلی ازاینه مثل هاکه شمابه خوبی میدونید.ولی دیگه تموم شدمن تصمیم گرفتم دفترتازه اززندگیم آغازکنم وخودم رومسئول وضعیت الانم میدونم ومن مسئول لاغری خودم هستم وهیچکس اون روبه من نمیده جزخودم وباوروایمان دارم درمسیرمتناسب شدن بهترین اتفاقات برام رقم میخوره ومن باهمت وتلاش واراده راسخ به هدفم میرسم وهرزوراونوروتصورمیکنم وتمریناتم روموبه موانجام میدم وآهسته وپیوسته دراین مسیرحرکت میکنم وبه چگونگی اتفاق افتادنش فکرنمیکنم چون میدونم اون اتفاق خوب که متناسب شدن ورسیدن به وزن ایده الم هستش برایم من بارقم میخوره چون میدونم دراین مسیرابتداذهن وفکرمن متناسب میشه وهمسوباذهنم این تغییرات درجسمم نیزاتفاق میفته.وقتی درمسیردرست باشی وازاین مسیرلذت ببری خودبه خودنتیجه دلخواهم رقم میخوره من قهرمان زندگی خودم هستم من مسئول لاغری خودم هستم وذهن زیبامساوی بازندگی یامیمیرم یامتناسب میشم.من ایمان دارم که میتوانم وخداونددراین مسیرهمواره وهرلحظه بامن ودرکنارمن است.باسپاس ازاستادعزیزم وباامیدموفقیت تمامی دوستان تناسب فکری 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/29 23:55
      مدت عضویت: 220 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 358 کلمه

      سلام خدمت استادودوستان عزیزامیدوارم همگی شادباشید،ازوقتی که خاطرم هستش درگیراضافه وزن ودرحال حاضرم چاقی هستم ودلیل اصلی که منوبه مسیرمتناسب شدن وتناسب فکری سوق دادخستگی بسیارزیادازچاقی وشرایطی که دارم هستش،من ۳۰ سال هستش که بااین چاقی زندگی کردم وهیچوقت دوسش نداشتم وهمیشه باعث رنجش وعذاب من بوده حتی توی ساده ترین واون رومثل یه مانع برای خوشحال بودنم ولذت بردنم اززندگیم‌میدونستم وترس ازچاقی همیشه منوسوق میداده که بیشترچاق بشم تالاغربشم نمیدونم واقعاچه اتفاقی درمن رخ داده ولی هرچی که هست حس خوبی برای ایجادیک زندگی بسیارباکیفیت همراه باتفکردرست نسبت به رفتارهایی که درطول روزدرمن اتفاق افتاده واین یه نشونه بزرگ برای من هستش،مثل خیلی ازشمادوستان من هم همش دردچاقی ومشکلاتی که همیشه همراهش هستش روکشیدم وهمیشه باخودمیگم این حقم من نیست انصاف نیست چرابایدهمیشه باآرزوی لاغری زندگی کنم من لیاقت متناسب شدن ولاغری دارم این خواسته قلبی من هستش،میدونیدچه چیزی قلب آدم روبه دردمیاره اینکه توانایی های زیادداشته باشی ولی همیشه به خاطرچاقی خودت رودست ‌م بگیری واعتمادبه نفست روکم بشه ویاازدست بدی،لذت پوشیدن لباس دلخواهت باسایزه دلخواهت اینکه من روباچاقیم‌قضاوت نکن اینکه هرچقدرتلاش کنی روجنبه های مثبت دیگهدزندگیت بازم چاقی وفکرش مثل خوره بیفته به جونت هرچی که میخوری ازش لذت نبری همش بگی وای الان چاق ترمیشم وشنیدن حرف دیگران واینکه تورویه آدم چاق صدا بزن شایدپیش من نگن ولی حتی پیش خودشونم قلب من روبه دردمیاره وخیلی ازاینه مثل هاکه شمابه خوبی میدونید.ولی دیگه تموم شدمن تصمیم گرفتم دفترتازه اززندگیم آغازکنم وخودم رومسئول وضعیت الانم میدونم ومن مسئول لاغری خودم هستم وهیچکس اون روبه من نمیده جزخودم وباوروایمان دارم درمسیرمتناسب شدن بهترین اتفاقات برام رقم میخوره ومن باهمت وتلاش واراده راسخ به هدفم میرسم وهرزوراونوروتصورمیکنم وتمریناتم روموبه موانجام میدم وآهسته وپیوسته دراین مسیرحرکت میکنم وبه چگونگی اتفاق افتادنش فکرنمیکنم چون میدونم اون اتفاق خوب که متناسب شدن ورسیدن به وزن ایده الم هستش برایم من بارقم میخوره چون میدونم دراین مسیرابتداذهن وفکرمن متناسب میشه وهمسوباذهنم این تغییرات درجسمم نیزاتفاق میفته.وقتی درمسیردرست باشی وازاین مسیرلذت ببری خودبه خودنتیجه دلخواهم رقم میخوره من قهرمان زندگی خودم هستم من مسئول لاغری خودم هستم وذهن زیبامساوی بازندگی زیباهستش، یامیمیرم یامتناسب میشم.من ایمان دارم که میتوانم وخداونددراین مسیرهمواره وهرلحظه بامن ودرکنارمن است.باسپاس ازاستادعزیزم وباامیدموفقیت تمامی دوستان تناسب فکری 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/29 19:53
      مدت عضویت: 436 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان گلم من ۱۹سالمه و از وقتی یادمه اضافه وزن داشتم ولی وقتی متوجه زیاد بودن وزنم شدم ک همه ب من میگفتن اینو نخور اونو بخور ب جاش یا این ورزش و انجام بده رژیم بگیر و خیلی چیزای دیگه ب خصوص اینکه توی جمع ب من میگفتن چاق هستی و من خیلی ناراحت میشدم جوری ک میخواستم اون لحظه بمیرم ک چرا ب من گفتن چاق من ک غذای زیاد نمی‌خورم همیشه هم رعایت میکنم حدود دوسال پیش خالم ک از طریق همین روش شروع ب وزن کم کردن کرده بود ب من گفت ک من هم استفاده کنم و نتیجه کسب کنم حتی فایل های رایگان و پی ام های داخل کانال تلگرام رو هم خوندم و دیدم اما اهمیت ندادم و بی توجه بودم تا زمانی ک مادرم دوره هارو خریداری کرد و با کاهش وزن عالی و کم شدن مریضی هاش منو شگفت زده کرد و من تصمیم قاطع خودم رو برای لاغری و متناسب شدن از طریق قدرت ذهن رو گرفتم😂اما متأسفانه قدرت درونی من خیلی قوی بود و وسواس گوش دادن دقیق ب فایل ها من رو اذیت میکرد اگر یک یا دو روز وقفه می افتاد بین تمریناتم حس میکردم باید از اول شروع کنم و دیگه فایده ندارع این چهار پنج هفته ای ک شروع کردم ولی در نهایت تصمیم جدی خودم رو گرفتم ک همه جوره تلاشم رو بکنم ک اتفاق قبل پیش نیاد و تلاش من بر باد نره و خداروشکر داره این اتفاق می افته و در همین مدت کم من نتیجه گرفتم و مطمئنم ک بهترین نتیجه رو کسب میکنم و دست از تلاش برنمیدارم🥰⁦❤️⁩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/06/29 18:55
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 379 کلمه

      سلام خدمت همگی
      من وقتی به عکس های بچگی ام نگاه میکنم تا ۷سالگی خیلی لاغر بودم وبه من القاب بدی میدادن مردنی بی جون ..و در کنار این اسم ها که به من میدادن مامانم همیشه میگفت این به خانواده ی من رفته چاق میشه و این حرف را بارها می شنیدم خلاصه از ۹یالگی چاق شدن من شروع شد و ایندفعه خانواده باز جور دیگری به من گیر میدادن و به خوردن من به اینکه لباس گیرم نمیومد و میبایست لباس بزرگتر بگیرم و قدشونو کوتاه کنم
      روز به روز که می گذشت علاوه بر حرف های خانواده و ناراحت شدن من تودم احساس میکردم مثل هم سن هایم نیستم نمی توانستم بدوم دوچرخه سواری کنم و خیلی از کارهایی که هم سن های من میکردند ومن نمی توانستم چه لباس هایی که دوستانم می‌پوشیدند و من به خاطر شکمم و پاهام و هیکل داشتم نمی توانستم سال سوم راهنمایی شدم ۷۵ و پیش ۱۱۸
      از دبیرستان رژیم شروع شد مدام چند سایز کم میکردم ولی باز برمی گشت و بیشتر میشد
      پیش خودم می گفتم اگه چاقی من ارثیه چرا خواهرم متناسبه چرا پدرم متناسبه و دوتا داداش کاملا متناسب
      فقط من چاق بودم و مادرم
      و یک برادر دیگرم بعد از ازدواج خیلی چاق شد
      ولی همیشه مادرم میگفت هادی و زهرا مثل خانواده ی من درشت هستند وقوی.
      یعنی خوردن رو مساوی با قوی دانستن و چاق بودن رو مساوی با قوی بودن در من تثبیت کرده بود
      هرجا مسابقه ی طناب کشی بود من را صدا میکردن و این فرمول در ذهن من پر رنگ پررنگ تر میشد که چاقی بیشتر یعنی قدرت بیشتر
      ولی من خیلی از خانم ها رو میدیم برخلاف اندام خیلی متناسب و لاغرشون خیلی قوی بودن صغری دوستم ملیحه و هزاران نفر دیگه
      خلاصه تا سن ۳۲ سالگی بارها رژیم های مختلف گرفتم اروبیک رقص بدنسازی سونا و پودر لاغری قرص لاغری چسب لاغری وهر دفعه از ۱۱۸ به ۸۹ می رسیدم ولی ذر طی کمتر از ۳ماه کامل برمی گشت و حتی بیشتر هم میشدم
      و الان تکرار در امتداد مسیر هستم ولی تصمیم گرفتم فایل های رایگان هم گوش بدم خیلی تغییرات احساسی خوبی دارم ترس من از موادغذایی خیلی کم شده حال دلم بهتره و خوشحالم بعد از این همه سختی و راه اشتباه راه صحیح لاغر شدن رو پیدا کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/29 07:42
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 189 کلمه

      سلام خدمت دوستان گرامی واستاد عزیز صبح اول هفته تون بخیر دوستان امیدوارم هر چه سریعتر وراحتر به آرزوهای خوبتان برسید بنده به عنوان یکی از شگفتی سازان که تصویر زمان چاقی ولاغریم هم در سایت موجوده میخواستم عرض کنم خدمتتون از تجربه ای که داشتم بنده فایلهای رایگان رو اول گوش دادم خیلی موفق شدم ودوره رو هم خریداری کردم تا هفته چهارم هم پیش رفتم به طور عالی اما وسواس بودنم در موردنحوه گوش دادن فایلها یکمی بنده را خسته کرد ویک توقفی کردم واین توقف اشتباه خیلی خیلی بزرگی بود که من انجام دادم وبرنامم این بود که به خاطر وسواسیت زیاد برنامه ها را ازاول شروع کنم اما نه تنها نتوانستم شروع کنم بلکه انگار طلسم شدم البته چون بنده از روش دنبال کردن برنامه ها از تلگرام عادت کرده بودم روش دنبال کردن از سایت برام خوشایند نبود وشاید یکی از دلایل متوقف شدنم همین بود وبه عنوان یک تجربه به شما تاکیید میکنم برنامه را مستمر ادامه بدین وفاصله نندازید تاسردی پیش نیاد امیدوارم به من هم خدا کمک کنه تا بتونم دوباره در مسیر قرار بگیرم .باتشکر از استاد عزیز وشما دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/06/29 17:04
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 58 کلمه

        سلام دوست عزیز
        در ذهن بیشتر ما مقاومت زیادی نسبت به تغییر کردن وجود دارد
        دوست نداریم از شرایطی که هستیم خارج شده و شرایط جدیدی را تجربه کنیم
        عادت کردن به تلگرام و مقاومت به استفاده کردن از سایت که بسیار بهتر و کارآمدتر است از نشانه مقاومت نسبت به تغییر است
        منتظر خوندن نوشته های شما در دوره آموزشی هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/28 18:26
      مدت عضویت: 424 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      با سلام. من داستان هدایت خودم رو یکبار نوشتم اما برای دوره ی زندگی با طعم خدا ❤️ باید در اینجا نظرم رو بگذارم.
      اولا خیلی خوشحالم که در قالب دوره ی تکرار دارم زندگی با طعم خدا ❤️ رو از اول شروع میکنم.
      این دوره به من آرامش زیاد و احساس خیلی خوبی میده.
      اینکه خواسته های خودم رو بی واسطه، مستقیم به خود خداوند بگم، براش بنویسم، باهاش حرف بزنم و به زبان خودم باهاش صحبت کنم باعث شد من احساس نزدیکی بیشتری به خداوند داشته باشم.
      خداوند هر لحظه در حال هدایت همه ماست این ما هستیم که باید خودمون رو در مسیر هدایت قرار بدیم تا شعاع نور خورشید هدایت زندگی ما رو هم نورانی و سفید و زیبا کنه.
      امروز جمعه 28 شهریور ماه 1399، با احساسی عالی و تصمیمی قاطع برای دوباره تغییر کردن، بهتر کردن و ایجاد شرایط عالی در زندگیم اقدام میکنم 🌸 با باور اینکه با ذهن میشه هر تغییری در جسم و زندگیم ایجاد کنم.
      از خداوند میخوام که هدایتم کنه تا به بهترین نعمت هایی که برای من کنار گذاشته برسم.
      و برای همه ی دوستانم و استاد عزیزم هم این درخواست رو از خداوند دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/28 18:02
      مدت عضویت: 575 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام به همه.من دقیقا نمیدونم از کی رگبار مرگآسای باورهای مخرب چاقی در من شروع شد شاید از اوایل راهنمایی بود که داییام مییگفتن او مثل مایی و چاق میشی تا اینکه کم کم غذام زیاد شد بابا و اطرافیان هی مییگفان داری چاق میشی و من که خیلی استرسی بودم داغون شدم و خیلی بدتر و بیشتر توجه کردم به چاقی از یه سنی به خاطر اهمیت نظر مردم رژیم ها شروع شد هر چی فکر کنید تا یه روز سر کار که تازه از ما ار خورذن با ولع هیلی افسرده بودم و رژیمم خراب شده بود از ته قلبم دنبال واره شدم و خدغ خیلی تضادفی یه فایل فوق العاده که فک کنم فایل ۴رایگان بود رو نشونم داد و داستان من شروع شد من حقیقتا الان به انواع رژیم ها خندم میگیره و ایمان دارم بهتزین نتایج مال منه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/26 23:20
      مدت عضویت: 569 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      داستان هدایت من
      سلام شروع چاقی من از لحظه ای بود که خواهرم به من گفت انقدر نخور داری چاق میشی داری چاق میشی یعنی هنوز چاق نشده بودم یعنی اول پزیرفتم که چاق میشم البته الان که در دوره شرکت کردمیتونم به خوبی همه چی توضیح بدم خوب دقیقا یادم اولین چیزی که خوردم ولی از خوردنش ترسیدم که مبادا چاق کنم یک خوشه انگور بود خیلی دقیق اون لحظه رو یادم ده سالم بود ولی نمیدونم چرا انقدر واضح تمام اون خاطره برام روشن و اون شروع چاق شدن من شد میخوردم ولی میترسیدم سیر بودم ولی میخوردم گرسنه بودم ولی نمیخوردم چه طور میشه از این بدن انتظار تناسب داشت وقتی همه چیش قاطی شده و رژیم گرفتن شروع شد و شد و شد و تا اینکه تصادفی خودم اینجا دیدم و مدیونم اینجا تنها جایی که توش میشه به تمام آرزوها رسید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/20 12:24
      مدت عضویت: 267 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 172 کلمه

      سلام دوستانم
      داستان چاقی من و هدایتم به سایت تناسب فکری
      از وقتی یاد دارم اضافه وزن داشتم به طوریکه وقتی عکسای بچگیمو میبینم همیشه اونی که درشت تر از بقیست منم و این منو واقعا غمگین میکنه حتی الان که ۳۱ ساله هستم میتونم غم اون زمانمو حس کنم.
      به اندازه تار به تار موهای سرم رژیم گرفتم قرص مصرف کردم حتی عمل جراحی معده انجام دادم ولی هیچ تغیری به وجود نیامد.
      البته ناگفته نماند من همیشه وزن کم میکردما ولی مقطعی بود آخرین بار ۱۲ کیلو با قرص کم کردم سری قبلش ۲۵ کیلو با عمل کم کردم ولی نمیتونم نگهش دارم.
      یکی دو ماه پیش تو گوگل داشتم دنبال قرص جدید یا روش تازه برای لاغری میگشتم که یهو دیدم نوشته تناسب فکری وارد سایت شدم و گالری عکسارو نگاه کردم خیلی تعجب کردم.
      از اونجایی که همیشه به بن بست میخوردم مشکوک بودم به ادامه به خاطر همین دوره رایگان و استفاده کردم.
      بعد از ۲ قسمت احساس کردم این همون معجزه ایه که دنبالش بودم و امیدوارم واقعا به نتیجه دلخواهم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/18 08:49
      مدت عضویت: 275 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,148 کلمه

      سلام داستان چاقی من و دلایل چاقی من من هم مث بقیه دوستان از چاقی رنج میبردم کودکی که یادم نمیاد راهنمایی هم که چاق نبودم دبیرستان یادمه دوستانم بخاطر پهلو داشتن بهم میگفتن ورگرده واز اون زمان فهمیدم پهلو دارم ولی برام مهم نبود تو فکرشم نبودم تو مرکز توجه ام نبود تا دانشگاه تموم کردم تو دانشگاه هم یکم بیشتر توجه میکردم ولی خب کاری انجام نمی‌دادم برای لاغر شدن ولی همیشه از چاق شدن میترسیدم خیلی هم میترسیدم خلاصه بعد دانشگاه که تا الان چهار سال پنج سال ازش میگذره دانبال هر روشی برای لاغر شدن بودم هرکسی هرچیزی می‌گفت انجام میدادم از دمنوش باشگاه پیاده روی رژیم نخوردن شیرینی شام وکلی هزینه میکردم براش وقت میذاشتم وتمام فکرم کارم شده بود لاغر شدن تو اینترنت سرچ میکردم و هرچیزی می‌گفت انجام میدادم جز قرص لاغری عمل جراحی همه کار کردم ولی همش بعد مدتی خسته میشدم و راها میکردم و میرفتم دانبال یه چیز بهتر و خیلی عذاب می‌کشیدم هیچ لذتی از زندگی نمیبردم همش فک میکردم هیچ کس من دوست نداره من زشتم خدا این چه اندامیه شکایت میکردم از خدا همیشه و همه کس همه چیز مقصر میدونستم جز خودم و از همه چیز ناامید شده بودم و خیلی عصبی پرخاشگر داغون وکلی احساس بد داشتم و از خودم بدم میومد دوست نداشتم عکس بگیرم با دیگران برقصم توجمع لباس مورد علاقم بپوشم و هر خاستگاری برام میومد با افکار منفی خودم راجب خودم بهم میخورد چون خودم لایق نمی‌دونستم و تمام فکر بد به خودم نسبت میدادم و با هر لقمه ای که اضاف میخوردم هم مورد سرزنش مادرم قرار می‌گرفتم بعد تموم شدن خودم خودمو سرزنش میکردم و همین جوری زندگی من گذشت تا دوماه پیش یکی از دوستام که تو دوره هستن گفت بیا یه چیزی بهت پیشنهاد میدم عالیه برای لاغری فقط کافیه گوش کنی تمرینات انجام بدی و باور کنی که با ذهن میشه لاغر شد اولش خیلی بهش خندیدم و گفتم الکیه ولی وقتی خودش بهم گفت لاغر شدم نورامیدی تو دلم روشن شد و این شد من با سایت واستاد عزیز آشنا شدم حالا من دومین مرحله هست که باز میخام دوره تکرار کنم حالا عوامل چاقی من :. ترس که مهمترین عامل چون از وقتی خودم شناختم بام بوده ترس از چاق شدن خوردن شیرینی بستنی نون خامه ای زیاد خوردن برنج نان سفید که باورم شده بود اینها خیلی چاق کننده هستند و با هر بار خوردن عذاب وجدان می‌گرفتم ورزش نکردن کم تحرکی پیاده روی نرفتن آب به مقدار کافی نخوردن وکم خوردن شدید سرموقع غذا نخوردن مخصوصا شبها که دیر میشد دیگه ترس تو جونم میفتاد وبعد خوردن هم سرزنش وسرکوفت خودم جلوی تلویزیون باهر فیلم سریالی غذا خوردن حتی اگه ده پیش شامم تموم میشد حتما باید با فیلم یه چیزی میاوردم یعنی به دلم نمینشست نگاه کردن. تند تند غذا خوردن ونحویدن غذا ناامیدی و بدبینی و هزار فکر منفی راجب خودم که من حقم چاقی من خدا اینجور درس کرده من زشتم خاک تو سرم وحسرت اندام دیگران خوردن و هرچی خوبی ها بود باورم شده بود برای آدمها لاغر اتفاق میفته ومن چون چاقم پیشرفت نمیکنم کسی هم من دوس نداره اعتماد بنفس پایین خیلی به چاقی توجه کردن ویدف هایی که واقعا دیگه ناامید خسته میشدم واسه اینکه خودم راحت کنم و یجورم باورم شده بود میگفتم رو بابام رفتم ومن چاقی از اون به ارث بردم تا خودم خلاص کنم وباورم شده بود چاقی حق منه و من لاغر بشو نیستم و باید این آرزو به گور ببرم ومن همه این ها عوامل چاقی خودم می‌دونم باتشکر از عزیزانی که وقت میزارن مطالعه میکنن با سپاس فراوان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/06/17 01:40
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 488 کلمه

      با سلام داستان هدایت من به مسیر لاغری با ذهن 😍
      طبق عکسهایی که از خودم در دوران خردسالی دیدم متناسب بودم
      تا دوران راهنمایی نمیدونستم که چاق هستم که یک روز ناظم مدرسه من رو نسبت به این موضوع حساس کرد در زنگ تفریح اومد وبهم گفت که به خاطر چاقی دیگه این مانتو تنگ رو نپوش جون بدن نماس ویه مانتو گشاد بپوش
      خلاصه من از اون روز توجهم به چاقی جلب شد وانگار عالم وادم دست به دست هم داده بودن که من متوجه خودم باشم تو خونه هم من رو با القابی صدا میزدن وهمیشه لباسهای گشاد میپوشیدم که بدنم معلوم نباشه
      در اطرافیان هم هیچ نظر مثبتی نسبت به ادمهای لاغر وجود نداشت وادمهای لاغر رو افرادی همیشه بیمار وضعیف توصیف میکردن وباعث شده بود که من از چاقی واقعا خوشم بیاد😔
      ولی در مدرسه اوضاع فرق میکرد هر از گاهی مربی بهداشت با ترازو وارد کلاس میشد ومن از اینکه تقریبا از اکثر بچه ها سنگینتر بودم خجالت زده میشدم وبا نگاه کردن به یکی دیگه از بچه که خیلی از من چاقتر بود امیدوار میشدم که خدا رو شکر که من مثل اون نیستم

      در امتحانات ثلث وقتهایی که معلم ورزش میومد وامتحان ورزش میگرفت باز هم من دچار استرس میشدم چون نه میتونستم بارفیکس برم ونه میتونستم دراز ونشست برم وباعث تضعیف بیش از پیش اعتماد بنفسم شده بود
      تا اینکه ازدواج کردم وبازهم گاهی سرزنش میشدم وچون در چند سال اول ازدواج مشکلات زیادی داشتم خوردن تنها مونس من شده بود با خوردن تنهایم رو جبران میکردم وتنها تفریح وسرگرمی من خوردن بود تا اینکه در سن ۲۷ سالگی با تذکر یکی از دوستان به دکتر تغذیه مراجعه کردم و۸ کیلو کم کردم واز اونجایی همیشه احساس خیلی بدی به رژیم داشتم ادامه ندادم وبعد از مدتی همش برگشت تااینکه با خودم عهد بستم که سفت وسخت خودم رژیم بگیرم وچه قدر وقت طولانی صرف پیاده روی وخرید کاهو خیار کلم سبز ی خوردن وسرکه سیب وچیزای دیگه میکردم نرمش در خونه و استفاده از سی دی اموزشی شمردن لقمه ها سانت کردن نون وخیلی چیزای دیگه تا اینکه تونستم ۲۷ کیلو از وزنم رو کم کنم ولی دچار ریزش مو رنگ ورویی زرد وفشار عصبی شده بودم وهر کی من رو میدید خیال میکرد که من دچار بیماری بدی شدم که اینقدر ضعیف وبی حالم وبعد از مدت کوتاهی به سرعت طوری که اصلا تناسب اون زمانم یادم نیست چاقی دوباره برگشت وبعد از یه مدت باز هم به دکتر تغذیه مراجعه کردم ودستور نصب قدم شمار روگوشیم داد که روزها من ساعتها راه میرفتم ونتیجه رو در تلگرام به دکتر اعلام میکردم اما باز همه اون تلاشها بی نتیجه بود تا اینکه به لطف خدا در گوگل با سایت استاد روشن اشنا شدم وتغییرات رفتاری زیادی داشتم گر چه سستی هایی در این راه داشتم ولی نامید نشدم ونمیشم وایمان دارم که به تناسب اندامم میرسم یا لاغر میشم یا میمیرم 💪💪💪💪👏👏👏👏👏👏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/16 11:42
      مدت عضویت: 537 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,671 کلمه

      سلام استاد
      من یه دختر متناسب تا قبل از ازدواج بودم
      با ازدواجم روند اضافه وزن من تغییر کرد ولی انصافا هم میخوردم
      هر هفته فست فودی و زیاده روی و پفک و چیپس هر شب بخورم و ..
      تا اینکه تصمیم به رژیم که تنها راه درست وکم کردن وزن از نظر من بود رو شروع کردم یه ده کیلویی کم کردم و خوشحال شدم
      بارداری اولم رو داشتم که خیلی چاق شدم
      هر ماه ۵ کیلو اضافه میکردم
      بعد از بارداری با ورزش و رژیم تونستم تمام اضافه وزنم رو کم کنم از ۸۶ به ۶۷ برسم ولی مقطعی بود مخصوصا که همزمان با عروسی بردارم بود و خیلی عالی کم کردم ولی ماندگار نبود و خیلی سریع دوباره برگشت و من دوباره بعد از چند سال رژیم و باشگاه رو شروع کردم و خوب هم لاغر شدم و دوباره ایده آل در همون وزن ۶۶ و راصی بودم ولی بازم ماندگار نبود
      کمی بعد بارداری دوم ام بود و من باز اضافه وزن های شدید داشتم طوری که دکتر از من خواست زیر نظر پزشک تغذیه برم که دیگه بیشتر از اینا اصافه نکنم ولی باز من اضافه داشتم ولی با روند کندتری با رژیم که داخل بارداری به من میدادن
      خالاصه بعد از این بارداری من ۹۰کیلو بودم و هر چی که میخواستم از لباس هایی که مال دوران قبل از بارداری بود بپوشم امکان نداشت و حتی کفش های باشگاهم رو که میخواستم بپوشم تا شاید با کمی پیاده روی بتونم وزنم رو بیارم پایین اصلا پای من نمیرفت و من شدیدا از چاقی متنفر شده بودم
      در حالی که کلی لباس رفتم برای این سایز چاق خودم خریدم که فعلا استفاده کنم ولی اصلا راصی نبودم و گفتم من باید لاعر بشم
      رفتم زیر نطر پزشک تغذیه و با رژیم و رزش در کنار هم نتیجه فوق العاده شد
      کلا میتونم بگم من جسم توانمندی دارم چون هر بار که خواستم وزن کم کنم خیلی راحت کم کردم ولی ماندگار نبوده و همین من رو اذیت میکرد
      خلاصه تونستم حدود ۳۰ کیلو رو کم کنم طوری که در باشگاه به من جایزه دادن و تشویقم کردن
      ولی زمانی که در وزن ایده آل خودم که ۵۹ کیلو بود رسیدم خیلی همه میگفتن چرا صورتت اینجور شده خوب نیست و از این حرفا خودم هم تحت فشار رژیم بودم
      دوست داشتم مثل بقیه بخورم ولی نمیشد
      گاها میخوردم ولی عداب وجدان شدیدی داشتم بعدش و حس بد و ناراحتی و …و کلا داخل رژیم بودم و با کلی حرص و ولع برای خوردن که بعض مواقع شاید هوس میکردم میخوردم ولی در عرص یه هفته وزنم دو کیلو تغییر کرد
      همش ناراحت بودم چرا من که کاری نکردم و دیدم بعد از چند هفته دوباره هم اضافه شدم و رفتم دکتر و دوباره کمک خواستم و گفت به کل روغن رو بر دار از غذات دیگه اینطور ثابت میمونی و از اون موقع من فقط غذای بدون روغن و سوخته و بد مزه برای خودم درست میکردم داخل تابه ی رژیمی و بقیه خانواده غذای خوشمزه و سرخ شده و همش غصه میخوردم ولی آخرش هم ثابت نموندم و اضافه کردم
      دوباره رفتم پیش دکتر و رژیم دیگه داد و دوباره خوب شد وزنم
      کلا اینطور برای من جا افتاد که تا دکتر برام تعیین نکنه چطور بخورم در چه اندازه بخورم من وزن کم نخواهم کرد ولی شاید باورتون نشه به محض دور گذاشتن رژیم به اندازه یک ذره سر سوزن بیشتر خوردن افزایش وزن داشتم
      حالا میفهمم باور من این شده بود که فقط از این طریق لاغر میشم
      خلاصه طی سه یا چهار سال بعد از باردایم بیش از هفت بار من مراجعه کردم و مرتب رژیم و ورزش سخت
      اصلا نرفتن به باشگاه در کار من نبود و من متعهد بودم به این دو تا کار در کنار هم تا یه بار متوجه کم کاری تیروییدم شدم و یه مشکل هورمونی که این دو تا در کنار هم پاشنه ی آشیل من شدن
      اطرافیانم بارها میگفتن خوب از اینه که لاغر نمیشی و انگار دیگه بعد از این حرفا لاغری من غیر ممکن شد
      هر چی تلاش کردم نخوردن و ورزش دیگه فایده نداشت و من افسرده و ناراحت میشدم
      راستی یادم رفت بگم تو بارهای اخر مراجعه به دکتر تعذیه و شکایت من از اینکه چرا ثابت نمیمونم یکی حذف کامل روعن رو پیشنهاد داد دفعه ی بعد استفاده ی هر روز از ترازو که مواظب خودم باشم و گفت عالیه باید همیشه با این کار مواظب وزنت باشی اگه رفت بالا یه هفته رژیم بگیر همه چی درست میشه و وزنت میاد پایین
      ولی شرایط سخت تری رو روز به روز تجربه میکردم طوری که بعصی روزا از صبح که از خواب پا میشدم و روی وزنه میرفتم و وزن جدیدم رو میدیم گریه حال بد و..
      طوری که خواهرم زنگ میزد به مسخره میگفت بازم چی شده اضاف کردی و داخل حرفاش همیشه میگفت تو دوتا قرص میخوری خوب طبیعیه هر دوتاش چاقت میکنه، دوتا زایمان داشتی خوب طبیعیه ولی برای خودم هیچ وقت این دلیل ها پدیرفته نبود و ناراحت و شاکی که چرا بعد اینقد رعایت کردن و نخوردن ولی این وزن مال من باشه نه عدالت نیست و ..
      همین خواهرم به خوررن و رعایت کردن من میخندید که تو داری خودت رو اینجور ادیت میکنی بخور تو فکر نباش ببین من میخورم و خودش فوق العاده لاغر و خوش اندام بود و من میگفتم اخه چرا همه چیز میخوره و لاغر پس من چرا اینجورم ؟؟؟؟
      کلی سوال داشتم
      ولی همچنان رژیم رو ادامه میدادم و این اواخر گفتم هر چی میخواد بشه من طبق رژیم خودم میخورم دیگه کاری از دستم بر نمیاد بلد نیستم بزار ببینم چقد میخوام چاق بشم من راه خودم رو میرم تا ببینم چی میشه و انصافا از ۵۹ کیلو رسیدم به ۷۲ و فقط مونده بودم که چه کاری انجام بدهم خیلی حال بدی داشتم
      نه خوردن درست و حسابی داشتم حرص و ولع برای خوردن همه چیز در من زیاد بود و نه وزنم ایده ال بود وه نه ورزش رو کنار میزاشتم
      دوست داشتم ورزش رو ولی یه جاهایی هم کمی خسته میشدم که نرم ولی به خودم اجازه نمیدادم نمیدونم میترسیدم نمیدونم در کل حال روحی خوبی نداشتم
      هر جا مینشستم به همه هم میگفتم که چی کار کنم هیچی نمیخورم ورزش هم میکنم ولی چرا وزنم اضافه میشه و هر کس راهی پیشنهاد میداد
      مثلا باید ورزش سنگین کنی باید شوک بدی به خودت و … ولی هیچ وقت بجز ورزش و رژیم سراغ چیزی دیگه نرفتم تا این اواخر داخل باشگاه یه دوستی با دمنوش لاغری خیییلی عالی لاغر شد و داخل باشگاه همه میرفتن و ازش میپرسیدن چی کزدی و چطور شد و اونم جواب میداد و این حرفا و منی که اصلا به هیچ چیز غیر از ورزش و رژیم اعتقاد نداشتم داشتم تحریک میشدم به خرید این دمنوش برای لاغری
      ولی چون ما پزشک داخل خانواده داریم و همیشه از اونا شنیدیم که هیچ وقت چیزی از عطاری یا داروی گیاهی سرخود استفاده نکنید چون اثر های بدی روی بدن ممکنه بزارن و من هم دارو استفاده میکردم همین یک مورد من رو نگه داشت که نخرم
      خلاصه خیلی اتفاقی با استاد عطار روشن از داخل اینستا آشنا شدم و چون نسبت فامیلی داشتن با ما من به صرف آشنای خانوادگی پیج ایشون رو دنبال کردم و هیچ اطلاعی از لاغری با ذهن نداشتم
      ولی اونجا چنان شیفته ی این بحث شدم یادم با یکی دو کلیپ کوتاه داخل پیج ایشون من بال در اوردم همش میگفتم عجب حرفی زد راست میگه و اصلا اطلاع نداشتم که سایت و دوره دارن و من منتظر میموندم تا هر از گاهی داخل اینستا بیان و کلیپی کوتاه یا لایوی بزارن و من نگاه کنم و هر وقت هم چیزی میدیدم سریع زنگ میزدم به خواهرم وای دیدی دیدی چقد قشنگ استاد حرف زد برا لاغری دیدی چی گفت راست میگه ها ولی از اونجایی که باید در مسیرش باشی و در مدار این اگاهی ها باشیم اصلا خواهرم توجهی نداشت و من روز به روز مشتاقتر شدم و منتظر بودم
      تا اینکه استاد داخل یکی از لایو ها اشاره کرد به متعهد بودن که اگه اشتباه نکنم با لباس قرمز رنگ روی تردمیل بودن و فایل صبط کردن و اونجا گفتن که نباید منتظر باشین تا من بیام جلو دوربین یه چیزی بگم شما باید خودتون استفاده کنیین من نهایت نیم ساعت جلو دوربین باشم بقیه روز چی ؟
      من خیلی اونجا به فکر رفتم که این حرف رو دقیقا برای من زد چون منتظر بودم داخل اینستا تا استاد بیاد و یه فایلی بزاره و من گوش کنم و دوباره منتظر باشم تا یه هفته بعد چند روز بعد
      ولی چون داخل فایل استاد اشاره کرد به رفتن داخل سایت و گفت خودتون برین مطالب رو بخونین منتظر من نباشین که حتما بیام جلو دوربین انگار دقیقا داشت با من حرف میزد
      همون موقع ۱۶ آبان ۹۸ من هدایت شدم به سایت استاد و خیلی حرفاش برای من منطقی و پدیرفته شده بود اصلا برای هیچ کدوم از اونها مقاومت نداشتم انگار که دنبال این حرفا بودم و حالا دارم میشنونم و خیلی عالی حرفاشون رو قبول داشتم و دارم
      هر فایل از استاد که گوش میدادم یه عالمه از ابهامات من بر طرف میشد و همش میگفتم چقد عالی داره حرف دل ما رو میزنه
      خلاصه مثل کسی بودم که گمشده ی خودش رو پیدا کرده و زمانی هم که پیدا کردم اینقد دوست داشتم به همه ی کسایی که اصافه وزن دارن بگم ولی یا هنوز جرات نکردم چون طرف رو میشناسم که خیلی اهل ورزش و رژیم هست و داخل مدار این اگاهی ها نیست و یا دو سه نفر رو هم که گفتم اصلا خندیدن که این چرا اصل قضیه رو نمگیه چه کار کنیم این که چیزی نمیگه و من خندم گرفت
      گفتم کاش به قول استاد هیچ کس رو توصیه نکنم و هر کس قرار باشه هدایت بشه میشه و من راه خودم رو میرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/15 10:01
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 711 کلمه

      سلام به استاد ارجمند و گرامی و خوانندگان محترم این‌متن
      من به طرز عجیبی به این سایت هدایت شدم که در دیدگاههای قبلی به نام شهربانو ۱۳۴۶ جریانشو کامل نوشتم براتون

      حقیقت اینکه که‌ افراد چاق زیادی از خانواده فامیل و دوستانم می شناسم که هیچکدومشون از شرایطی که هستن راضی نیستن و هیچکدومشون مثل من با یک‌چنین سایتی آشنا نیستن و حتی اسمشو هم‌ نشنیدن
      اما من از بین اونا انتخاب الهی شدم که به این سایت راه پیدا کنم از اولین فایلهای که به محض ورود به سایت گوش دادم اشگم‌از شوق سرازیر شد وبا عشق به گوش دادن و دیدن و خواندن ادامه دادم بارها دست به قلم شدم و نوشتم و نوشتم یه تعدادی از متنهارو در دیدگاه هر قسمت وارد کردم و نوشتم برای استاد و دوستانم

      خیلی دلم می خواد که هر چاقی که می بینم چه از پسر و عروس خودم و چه از فامیل و آشنا این سایتو معرفی کنم که اونام زودتر بیان عضو سایت بشن و لا اقل از دوره رایگان استفاده کنن

      ولی تا خودم وزنم کم نشه و به عینه کوچیک شدن سایز شکم پهلوی منو نبینن باور نمی کنن که ذهنی هم‌میشه لاغر شد ..

      دیگه‌از این فکر دارم می آم بیرون

      رسالت من برای خدمت به جامعه ی بشری اینه که اول خودمو به نتیجه برسونم بعد کار تبلیغ رو شروع کنم و دعای خیر برای خودم بخرم …

      من از ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۹ به این سایت هدایت شدم انگار به دنیای دیگه ای اومدم
      به سرزمین عجایب و شگفتی ها
      به سرزمینی که داره پر میشه از متناسبهایی که فقط با تغییر فرمولهای ذهنشون بدون‌هیچ زحمتی لاغر شدن
      دیدن این تصاویر حس شگفتی رو بهم‌منتقل می کنه
      حس شادمانی از اینکه اونا تونستن منم‌می تونم‌

      فعلا توی دوره رایگانم یکبار با عجله فایلهارو گوش دادم و دیدم و خوندم حدود یکماهی طول کشید

      الان خودمو آماده می کنم تمرین جلسه دوم رو به قسمت دیدگاه وارد کنم و برم برای جلسه سوم

      این روزا بیشتر توی کانال تلگرام لاغری با ذهنم‌

      رفتم‌از اول کانال دارم می خونم می آم پایین ….خودم دو تا کانال زدم یکیشو به نام ‌تجربیات لاغری با ذهن
      و یکی هم اصول لاغر شدن با ذهن

      که بتونم مطالب کانال استادو برای خودم دسته بندی کنم
      تا برسم به مطالب آخر کانال و بعد برگردم به کانال اصول لاغری و با جدیت کار تمرینات گفته شده ارو شروع کنم

      فعلا دارم نت برداری می کنم ..ولی همزمان افکارم در حال تغییر و تحوله
      احساس سبکی خاص احساس امید به تناسب

      احساس نشاط
      چیزاییه که توی این‌مدت ازش بهره مند شدم دیگه سمت ترازو نمی رم از کم شدن سایزم می تونم بفهمم‌که لاغر تر شدم

      البته هنوز تغییر محسوسی نکردم ولی می دونم که‌مثل یکی از هنر جوهای شگفتی ساز که نوشته بود بعد از پنج ماه یهو لاغر شدنش شروع شد و تا ۲۰ کیلو کاهش وزن پیدا کرد منم ناگهانی این اتفاق برام خواهد افتاد

      طبق فرمایش استاد وقتی کار کردن روی موانع ذهنی تناسب رو شروع می کنیم ابتدا یه مدت روند‌چاق شدن کند میشه بعد یه مدت متوقف میشه بعد کم شدن وزن به شکل محسوس و قابل دیدن از دید دیگران شروع میشه

      به امید رسیدن به اون روز به‌تمریناتم ادامه می دم

      درود بر شما استاد گرانقدر که دری از آرامش و نشاط به روی انسانهای رنج دیده و نا امید باز کردید حقیقتا درود بر شما

      عاشقانه براتون دعا می کنم که خداوند عمر با عزت همراه با نهایت ثروت و سلامتی و شادمانی نصیبتون کنه

      نیمه ی شهریور ۱۳۹۹ بانو نسرین ۵۲ ساله از تهران

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/14 14:03
      مدت عضویت: 243 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام استاد گرامی ،من در زمانی هدایت شدم که شرایط روحی بدی داشتم و از چاقی زیاد رنج میبردم دنبال لاغری با یوگا بودم با سایت شما آشنا شدم خدا رو شکر میکنم که. من رو در این راه هدایت کرد با فایلهای رایگان شما در عرض سه هفته پنج کیلو کم کردم حالم بهتر شده ،دعاگوی شما هستم و از خداوند سلامتی و برکت را خواستارم ،خدایا شرکت ،ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/13 15:29
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز
      من الان ۳۵ سالمه واز بچگی به اسم تپل صدا میکردن یعنی میگفتن حسن تپل یا گامبو منم حسابی شاکی میشدم تا اینکه یه تابستان کار تحرکی داشتم وحسابی لاغر کردم از ۸۵ رسیدم تا ۷۳ تا اینکه ازداج کردم دوباره اضافه وزن شروع شد و تا ۹۵ کیلو تو ۱۳ سال رسیدم بعد دیگه همه روشهایی رو امتحان کردم ورزش پیاده روی کم خوری ولی چند کیلو کم میشد دوباره برمیگشت تا اینکه تو سایت استاد عباس منش داشتم کامنت میخوندم که نحوه اشنایی اقای عطار روشن رو خوندم که حرف از سایتش زده بود یعنی همین سایت یدفعه یه ندایی بهم گفت برو ببین سایت چی داره و اسم استاد رو تو گوگل زدم دیدم سایت لاغری با ذهن یه چراغی روشن شد تو دلم دوره رایگان رو دانلود کردم و تا جلسه ۶ و متن های سایت رو خوندم و حالا یه تغییر ۱۸۰ درجه ای اتفاق افتاد جوری شد که به خودم گفتم یا با این روش کم میکنم یا میمیرم و نتایج بسیار عالی گرفتم خدا خیر دنیا و اخرت بهت بده استاد عزیز.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/13 05:07
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,085 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
      من تا قبل از بارداری ام که ۴۲ سال پیش بود کاملا متناسب و در وزن ۵۰ کیلو بودم 😊😊
      با باردار شدنم موج پند و اندرز از طرف بزرگان خانواده بطرف من سرازیر شد
      بارها می شنیدم که من باید برای دو نفر غذا بخورم تا بچه ام درست تغذیه شده و سالم به دنیا بیاید
      دقیقا به خاطر ندارم اما فکر میکنم حدود ۱۵ کیلو وزن اضافه کردم حالا بچه به دنیا آمد چقدر وزن داشت؟؟
      ۲/۵ کیلو 😟😟
      این فشارها برای بیشتر خوردن در اینجا به پایان نرسید حالا باید بیشتر غذا میخوردم تا به اندازه کافی شیر برای بچه ام داشته باشم
      بعد از یک سال بچه دومم را باردار شدم همین داستان دوباره تکرار شد
      من به مدت ۴ سال مداوم برای دو نفر غذا خوردم و این بلا را به سر خودم آوردم که ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم بعد از آنکه بچه دومم را از شیر گرفتم روند یو یو یی لاغر شدن و باز چاق شدن برای مدت ۳۷ سال ادامه داشت 😫😫😫
      هر بار که لاغر میشدم به خودم قول میدادم که دیگر مواظب غذا خوردنم باشم تا این وزنی را که با سختی کم کردم دو باره بر نگردد اما زهی افسوس با اینکه مواظب خوردنم بودم اما به آهستگی طوریکه اصلا متوجه نمی شدم به وزن قبلی ام و گاهی اوقات حتی بیشتر بر می گشتم 😪😪😪
      دیگر به خودم گفتم بسه دیگه تا کی میخوای این کار را ادامه بدهی می بینی که فایده ای نداره خودت را زجر میدی لاغر میشی ولی باز دوباره چاق میشی اینرا قبول کن که این سایز و وزن توست و باهاش کنار بیا دیگه دست از سرچ کردن در اینترنت برای روشهای مختلف و یا رژیمهای جدید برای لاغر شدن بر داشتم و میتونم بگم تسلیم شدم 😟😟😟
      فوریه سال ۲۰۱۹ یعنی یک سال و نیم پیش وقتی در یو تیوب سیر و سیاحت میکردم بدون اینکه دنبال اطلاعات در مورد لاغر شدن باشم چشمم به یک پست که خیلی توجه ام را جلب کرد خورد “لاغری با ذهن”
      یک لحظه صبر کردم دلم میخواست ببینم این دیگه چه صیغه ای است یک ندایی در درونم گفت مگر قرار نشد دیگر دنبال این برنامه ها برای لاغری نباشی ولش کن این هم یک چیزی مثل چیزهای دیگه که هیچ نتیجه ای بهت نمیده اما حس کنجکاوی ام بر این ندا غلبه کرد و روی پست کلیک کردم و ویدیو را تماشا کردم برایم خیلی جالب بود وارد سایت شدم و ویدیو های دیگری تماشا کردم بعد دوره رایگان را شروع کردم بعد از چند جلسه گوش دادن به این دوره عکس العمل من به خوردن شیرینی تغییر کرد دیگر اشتیاقی برای خوردن شیرینی جات نداشتم خیلی تعجب کردم چه اتفاقی دارد در بدن من می افتد هر چی هست بسیار هیجان انگیز است آنوقت بود که تصمیم گرفتم دوره ورود به سرزمین لاغرها را خریداری کنم 👏👏👏👏👏
      آن ندا دوباره به سراغم آمد که از کجا میدانی که اصلا همچین برنامه ای وجود خارجی داشته باشد شاید این یک تله است تا از مردم درمانده ای که برای لاغر شدن به هر دری میزنند پولی به جیب بزنند آنوقت چه احساسی بهت دست میده که کسی ترا گول زده پولش مهم نیست احساس بد مورد سو استفاده قرار گرفتن را چکار میکنی 🤔🤔🤔
      اما من کوتاه نیامدم در جواب آن ندا گفتم خوب در مورد این شخص تحقیق میکنم درسته که من ۳۵ سال است که در ایران نیستم ولی از برادر شوهرم که آنجاست راجع به این شخص سوال میکنم و همین کار را کردم اما او هیچ چیزی از این شخص و یا این روش نشنیده بود و بازخورد منفی هم داد که با عقل جور در نمیاد که آدم از طریق ذهن لاغر بشه
      صدای آن ندا محکم تر شد که بابا دست وردار بی خیال شو گفتم نه من این ریسک را میکنم که حتی اگر این فقط یک تله برای گول زدن افراد چاق باشه اگر اینطور شد خوب بعد از مدتی احساس بد گول خوردن از بین میره
      برای مدرس برنامه لاغری با ذهن (استاد عزیزم آقای رضا عطار روشن) پیام فرستادم که من چطور میتوانم ثبت نام کنم که ایشان شماره حساب دادند و من گفتم چون من ایران نیستم از برادر شوهرم میخواهم که این مبلغ را برای شما واریز کند و بعد رسیدش را برایتان میفرستم
      این صحبتها در روز جمعه بود حالا دوست دارم پیامهایی که بین ما رد و بدل شد را برایتان بنویسم
      استاد: برنامه از روز شنبه شروع میشه
      و فردا روز اول دوره است
      جزوه تمرینی داره که باید پرینت بگیرید
      امروز امکان تهیه پرینت از جزوه را دارید؟
      شهلا: بله البته انشالله که بتوانم با برادر شوهرم تماس بگیرم و ایشان مبلغ ثبت نام را واریز کند
      استاد: خوب من جزوه را برای شما ارسال میکنم چاپ بگیرید که آماده باشه
      جزوه را چاپ کنید و به من اطلاع بدید
      دوره را برای شما شروع میکنم
      که همراه ما باشید تا ثبت نام را انجام بدید
      با دریافت این پیام که این شخص شریف حتی قبل از دریافت هزینه برنامه را برای من فرستاد چه احساس عالی و آرامش دهنده ای به من داد و این ثابت کرد که هیچ دوز و کلکی در کار نیست و حتی از فکر اینکه شاید این یک تله است احساس شرم کردم 😟😟
      دنبال اون ندای درونی که این فکرهای بد و منفی را در من ایجاد کرده بود می گشتم تا بهش بگم بفرما حالا دیدی تو حرف بی جا میزدی اما اونو پیدا نکردم می دونست که خیلی از دستش عصبانی هستم خودش را از من قایم کرده بود
      من اطمینان دارم که خدای مهربانم منو به این دوره زیبا و ارزشمند و دوست داشتنی هدایت کرد او تسلیم شدن مرا دید اما نمی خواست که من تسلیم شده بمانم و مرا بدون اینکه دنبال برنامه لاغری باشم به سایت استاد عزیزم راهنمایی کرد و حتی نگرانی احساس گول خوردن را هم در من از بین برد با بزرگواری استاد که بدون اینکه منو بشناسه اعتماد کرد و قبل از ثبت نام دوره را برایم فرستاد 🙏🙏
      ممنونم استاد عزیز و عذر خواهی میکنم که شک به دلم برای واقعی نبودن این دوره وارد شد
      این بود داستان هدایت من به دوره شگفت انگیز لاغری با ذهن من از سایز ۱۶ به سایز ۱۰ رسیده ام و وزنم هم کم شده ولی نمیدانم چقدر چون همانطوریکه میدانید خودم را نباید وزن کنم
      من تولد دوباره یافتم و هدیه تولدم از طرف خدای مهربانم که عاشقش هستم تناسب اندامی است که از آن لذت فراوان میبرم و هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشوم بابت آن و همینطور نعمت های فراوان دیگر از خدایم سپاسگزاری میکنم 🤲🤲🤲🤲❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/10 02:23
      مدت عضویت: 226 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 369 کلمه

      سلام وقت بخیر دوستان
      سمانه هستم ۳۴ ساله و ۱۵ کیلویی باید کم کنم… از وقتی یادم میاد رژیم گرفتم، روش های متفاوتی رو امتحان کردم انواع رژیم ها، قرص های گیاهی بی ضرر، یک نوع قرص شیمیایی که تاثیر روی مرکز اشتها میذاشت ولی از عوارضش تپش قلب بود که من ازش رنج میبردم! خلاصه انقدری به کالری ها و شرایط کم کردن وزن و راه و روشش آشنا هستم که شاید به جرات بگم خیلی راحت بتونم برای افراد دیگه رژیم بنویسم!!! اما توی کار خودم موندم!!! از دوره دبیرستان اصطلاحا بهم میگفتن تو چاق نیستی توپر هستی! دانشگاه تلاشم یکم جدی شد ولی از اونجایی که خانواده خوش خوراکی دارم و نه پر خور،،، تلاشام کافی نبود و خودمم زیاد گیر نمیدادم به خودم … مدام چند کیلو کم میکردم و دوباره برمیگشت… از وقتی وارد کار و محیط کاری شدم درگیر استرس های باورنکردنی کاری شدم ، مدام توی کار غرق میشدم و از طرفی متوجه روز به روز چاق تر شدنم بودم با اینکه فوق العاده غذام کم بود! البته استراحتمم کم بود ساعات خواب کمی داشتم! همزمان هم کار کردم هم دوره گذروندم و هم دانشگاه رفتم…سه تا دکتر رژیم در عرض یکسال و نیم عوض کردم و در نهایت سه تاشون بهم میگفتن برای داشتن استرس وزنت پایین نمیاد باید کارت رو رها کنی! جالب اینجا بود که خودمم میدونستم یه جای کار میلنگه! حتی به عمل هم فکر کردم! ولی من عادت دارم همه چیزو بررسی میکنم و نهایتا از عمل منصرف شدم! همیشه مدام تکرار میکردم که یه همراه و ساپورتر دائمی میخوام کسی که مدام مشاهده کنه منو ! نهیب بزنه! من تماما متوجه رفتارای غلط غذایی ، فکرای اشتباهم! نا امیدی هایی که اقای روشن ازش حرف میزد هستم! همه رو با پوست و گوشت و استخونم لمس کردم! دیگه کم اورده بودم و داشتم توی نت میچرخیدم به امید یه حرف تازه که رسیدم به این سایت! حرفها با منطقم همخوانی داره ! امشب تازه یه ساعتیه اشنا شدم با این سایت و خیلی جلو نرفتم ولی امید به خدا میخوام شروع تازه ای با این نگرش داشته باشم.امیدوارم همه کسایی که از اضافه وزن و چاقی رنج میبرن به سلامتی و لاغری مورد نظرشون برسن.موفق باشید دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/10 01:30
      مدت عضویت: 467 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      سلام ودستان خوبم من داستان دل نشین و کمی غمگین شما را خواندم و از اینکه توانستی با این سایت آشنا بشی خوشحالم چون که در این راه واقعا همه به مقصدی داریم میرسیم با کمی تلاش بدون زحمت بدون ورزش فقط باید تمرینها را انجام بدیم من هم از اول ۵۰ یا ۴۵ کیلو بودم هنوز عکس اون موقع های خودم را دارم دیروز بود که خواهرم آمده بود خانه من بهم میگفت مواظب باش تازه کمی روی فرم آمدی زیاد نخور به خودم گفت که من مثلی اون موقع ها میخورم ولی طرز فکر من حالا عوض شده و عکس زمانی لاغری خودم را نشان دادم به خودم گفتم بازم به همین وزن مورد نظرم میرسم فقط باید صبر کنم ولی نزدیک دو ماه میشه من وقت نمیکنم برنامه ها را انجام بدم ولی سعی میکنم که دوباره شروع کنم و از داستانت لذت بردم عزیزم و فهمیدم که چیقدر رنج بردی به خاطر وزن خودت ولی امید وارم که از این روزهای خوش زندگی خودت را ببینی من زیاد خیلی زحمت نکشیدم به خاطر تناسب اندام فقط ۲ یا ۳ روش را انجام دادم که اونم نمیتوانسم برای همیشه انجامش بدم ولی ناراحت بودم که چیرا من چاق شدم و وقتی میرفتم لباس خریدن از خودم بدم میامدو حسرت اندام افراد لاغر را میخوردم و به خودم میگفتم خدایا کی میشه که منم مثلی اینها بشم که خدا را شکر حالا دارم کم کم به وزن مورد علاقه خودم میرسم روز خوش دوستان گلم 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/10 01:18
      مدت عضویت: 421 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      سلام به استاد دلسوز و مهربان که با ایده های جدید و زیبا نمیزاره ما از مسیر خارج بشیم و مسیر متناسب شدن را برای ما جذابتر و راحتر میکنه ، خدایا شکرت بابت استاد بینظیر ، چاقی من بعد از زایمان اولم شروع شد و ادامه پیدا کردتا زایمان دوم به اوج خودش رسید که به ۲۵ کیلو اضافه وزن رسید ، دیگه کار من شده بود انواع ورزشهای سخت و گرفتن رژیمهای مختلف و مصرف دمنوش و قرصهای لاغری که هردفعه ۲ کیلو کم میشد وبعدش ۳ تا ۴ کیلو اضافه میکردم ، کل زندگی من حول محور مسائل مربوط به چاقی میگذشت ، انواع دردها را داشتم از فرق سر تا نوک پا که منشا اونا چاقی بود و هر چی دکتر میرفتم میگفت باید لاغر بشی اما تمام تلاشهای من برای لاغر شدن بی نتیجه بود ، از ۵ سال گذشته تصمیم گرفتم هیچ رژیمی نگیرم فقط ورزش میکردم و همیشه آرزو میکردم که ی روشی اختراع بشه که من بدون رژیم و به راحتی لاغر بشم هر کی اینو ازمن میشنید مسخره میکرد میگفت چنین چیزی غیرممکنه تو هم با خیالاتت خوش باش اما من توجهی نمیکردم و به خودم میگفتم بلاخره علم پیشرفت میکنه و ی روشی اختراع میشه ، خیلی علاقه به کارهای ذهنی داشتم تا اینکه دوست عزیزم منو با استاد عباسمنش آشنا کرد بعد از یکسال کار کردن من ویدئو شما را که تو سایت گذاشته بودین دیدم که از تغییرات و پیشرفتاتون صحبت میکردین خیلی خوشم اومد چند بار دیدم وقتی به دوستم گفتم گفت آقای عطارروشن خودشون سایت لاغری با ذهن دارن همون لحظه جرقه ش تو ذهنم زده شد که این همون چیزیه که من دنبالش بودم خلاصه فایلهای رایگان دانلود کردم وچند ماه گوش دادم تا اینکه اسفند ۹۸شرایط خرید دوره برام فراهم شد و من وارد سرزمین رویایی لاغری شدم و خداوند آرزوی منو برآورده کرد همون چیزی که از خدا خواسته بودم بلاخره یک روش راحت و بدون رژیم اختراع شد و من تونستم تجربه ش کنم این ۶ ماه بهترین ماههای عمرم هستن نتایج خیلی خوبی داشتم لاغر شدم ، سلامتیمو بدست اوردم ، روحیه ام شاد و
      العالی شده ، روابطم با همسر وفرزندانم عالی شده و خیلی تغییرات دیگه ، البته وزن نکردم ونمیدونم چند کیلو کم کردم ولی از شرایطم خیلی راضی هستم ، خدایا شکرت بابت این روش عالی ، برای استاد عزیزم آرزوی سلامتی و موفقیت همیشگی دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/08 15:47
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 826 کلمه

      سلام خانوم فاطمه سادات عزیز
      ممنونم ازت که داستان چگونگی راهیابی ات رو بع این سایت شگفت انگیز و فوق العاده انگیزشی برامون نوشتی
      بی نهایت خوشحال شدم
      چند روزی است که داستان هدایت شدگان به سایت محبوب استاد روشن رو با علاقه می خونم جریان هدایت خودمو هم چند روز پیش در سایت گذاشتم
      خیلی مشتاق بودم ببینم سایر دوستان چگونه سر از این سایت الهی درآوردن
      زمانی که وارد سایت شدم دقیق نمی دونستم از کجا شروع کنم کدوم قسمت رو اول شروع کنم از هر قسمتی یه چندیی متن و فایل و ویدیو می دیدم
      و شوق من برای خواندن و آگاهی های جدید برافروخته تر می شد
      نمی دونم توی کدوم فایل و از کدام قسمت بود که استاد توصیه کردن وویس های تعدادی از شگفتی سازان رو که در سایت هست حتما گوش کنیم

      و من با آدرسی که استاد دادن آمدم سر وقت گوش دادن به وویسها
      اولیش وویس شما بود خانوم سادات

      خیلی احساسی شروع کردید که‌منو جذب کرد تا آخر به صداتون گوش بدم و همراه با اشکهای شما که از سر شوق بود اشک ریختم …آخرای وویستون در حالی که بغض داشتی گفتی ۲۰ کیلو کم کردی و بدنت تغییر سیستم کرد و لاغری رو پذیرفت و شما تونستی به آرزوت که بارداری و مادر شدن بود برسی

      آمدم در پی وی استاد در تلگرام خواهش کردم که شماره تلگرام یا واتساپ شمارو به من بده تا بیشتر باهاتون صحبت کنم و شما الگوی من باشید که جوابی نشنیدم ..

      ولی صدا و اسم شما در ذهنم موند توی آلبوم شگفتی سازان تصو یرتونو دیدم روی تصویرت زوم کردم و سعی کردم شمارو بخاطر بسپارم و امید به اینکه یه جوری به یه طریقی توضیحات بیشتری از شما بشنوم

      که امروز در دیدگاه هدایت شدگان به سایت لاغری با ذهن توضیحاتتو خوندم و به شدت خوشحال شدم
      خدارو شکر می کنم دوست عزیزم تبریک به شما گرامی خانوم پرتوان و‌پرتلاش که الگو شدید برای ما هنرجوهای تناسب اندام

      اتفاقا چیزی که از صحبتات در اینجا به دلم نشست همین بحث خوردن و چاق شدن بود که دقیقا نظر منم همینه

      وقتی فایلهای اولیه ورود به سرزمین لاغرها رو گوش دادم و نگاه کردم و خوندم به این نتیجه رسیدم که چاقی ما هیچ ربطی به نوع و مقدار غذا نداره

      ولی بعدن در صحبتای استاد رفت روی کنترل مقدار غذا با آموزه های ذهنی

      دوباره حالم گرفت مث شما با خودم گفتم بازم ربط چاقی با غذا و مقدارش

      پس چی شد مگه استاد نگفتن برید در احوال لاغرها کمی تحقیق و فکر کنید می بینید لاغرهای هستن که نه‌تنها همه چی می خورن بلکه بی حساب و کتاب هم‌می خورن ولی چاق نشدن

      ولی حالا دوباره بحث رفته روی ارتباط چاقی با غذا خوردن نخوردن یا تمرینات کمتر خوردن و چگونه کمتر خوردن ….

      به هر صورت من بیشتر به این فکر می کنم که وقتی ما مدل لاغرهای پرخور در اطرافیانون می بینیم یا خبرشو می خونیم پس چه لزومی داره باز بیاییم به غذا گیر بدیم و مسایل مربوط به اون ؟

      دوست عزیز ممنون که نظرتو نوشتی و من احساس کردم به یکی از شگفتی سازان نزدیکتر شدم …..و شخصا دلم می خواد روش شمارو در رسیدن به تناسب بردارم
      آخر نظرم خودمو معرفی می کنم من خانوم شهربانو ۵۲ ساله با ۲۰ کیلو وزن اضافه که تا سی سالگی با دو فرزندی که در سنین ۱۷ و ۱۹ سالگی به دنیا آوردم و از شیر مادر تغذیه کردن کاملا لاغر و متناسب بودم
      سی سالگی الگوی ذهنیم منجر بهشروع روند چاقی من شد
      الگویی که‌می گفت اگه خوب بخوری و استراحت کنی و غصه خوری نکنی و بی خیالی پیشه کنی چاق و توپول میشی و پیش شوهرت عزیز میشی و مورد توجه قرار می گیری چون اون دوست من توپول بشم
      پیش خانواده و دوست و آشنا هم سربلند میشی چون همه فکر می کنن چه خوب وضع مالی و رفاهت چقدر خوب شده که تو داری چاق میشی

      الان می خوام ارتباط غذا وتحرک رو از چاقیم کات کنم چون خلاف نمونه هایی که پیدا کردم و گفتم علت اصلی چاقی خوردن نخوردن وتحرک و کم تحرکی و بی خیالی نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/08 13:43
      مدت عضویت: 289 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 330 کلمه

      سلام من تا ۳۰ سالگی متناسب بودم وزنم ۵۰ کیلو بود بعد از ازدواج به تدریج شروع به چاق شدن کردم بعد از زایمان هم وزنم اضافه شد و شکمم همانطور بزرگ ماند و بعد از اون هرسال چند کیلو به وزنم اضافه شد تا اینکه در ۵۰ سالگی با ۳۰ کیلو اضافه وزن به ۸۰ رسیدم در اینمدت چند بار تصمیم گرفتم رژیم بگیرم یکبار با طب سوزنی ۸ کیلو کم کردم اما بعد از یکسال برگشت چند با دکتر تغذیه رفتم اما ادامه ندادم.چون عاشق شیرینی و دسر بودم نمی تونستم جلو خودم رو بگیرم تا اینکه دو سال پیش به کنسر مبتلا شدم بعد از تمام شدن دوره درمانم دکتر آنکولوژیستم نباید وزنم رو کم کنم اما من در برابر غذا و شیرینی نمی تونستم مقاومت کنم تا اینکه دکترم تاکید کرد اگه خودم رو لاغر نکنم امکان برگشت بیماریم هست بنابراین توی گوگل بدنبال رژیم مناسب می گشتم که فایلهای لاغری با ذهن استاد روشن نظرم رو جلب کرد به سایت تناسب فکری رفتم و دو روزی با فایلها و نوشته های کاربران مشغول بودم که متوجه شدم به شدت اشتهام کم شده بنابراین تصمیم گرفتم از دوره رایگان لاغری با ذهن استفاده کنم به دقت فایلها رو گوش دادم تمرینات رو در دفترم می نوشتم و متوجه شدم چقدر رفتار و عادتهای غذاییم تغییر کرده بیشتر به سالم خوری رو آوردم از سبزیجات بیشتر استفاده میکردم دور شیرینی کلا خط کشیدم تمام پیچهای آشپزی رو که قبلا ساعتها باهاشون وقت میگدروندم حذف کردم تمام فکر و ذکرم شده بود لاغری. منکه قبلا برای پیاده روی هر روز بهانه می آوردم هر روز با علاقه یکساعت پیاده روی میکنم و بعد از دوماه ۷کیلو از وزنم کم شده و این رو مدیون استاد روشن و روش لاغری با ذهن هستم و بسیار ممنون و متشکرم و خدا رو شکر میکنم که با این روش آشنا شدم .الان چند روزی هست که دوباره دوره رو شروع کردم و امیدوارم بتونم به تناسب اندام برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/08 02:24
      مدت عضویت: 241 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 372 کلمه

      من لیدای 34 ساله هستم
      سه بار در طول زندگی ام برای لاغر شدن گام برداشتم اولین بار:در دوران نوجوانی بود که خودسرانه خودم را از خوردن محروم کردم در کنارش باشگاه هم میرفتم دقیقا یادم نیست چند کیلو کم کردم فقط میدون که ریزش موهام از همون موقع شروع شد و حتی افسردگی و جنگیدن باگرسنگی بدنبال داشت
      بار دوم:دوباره برای لاغری گام برداشتم البته این بار زیر نظر پزشک تغذیه خوشبختانه تقریبا 40کیلو وزن کم کردم و باشگاه هم میرفتم بماند که چقدر هزینه کردم
      همه دوستان و فامیل هنگ کرده بودن و خیلیها منو نمیشناختن ومن روزهای قشنگی رو گذرروندم سبک شده بودم تمام مشکلات چاقی ام به پایان رسیده بود و خیلی شاد بودم اما طولی نکشید که خیلی زود دوباره چاق شدم ودوباره وزنم حتی بیشتر از قبل برگشت
      وتمام مشکلات چاقی دوباره ظاهر شد زمان ازدواجم رسید و من با همون اضافه وزن عروس شدم نشد لباس مورد علاقمو بپوشم نشد بیشتر لذت ببرم بستن گن و چاقی خفم کرده بود حسابی تنم خسته شده بود…
      بار سوم:دوباره تصمیم گرفتم لاغر شم و از تجربیات بار دوم و از آگاهی هایی که از رژیم دکتر داشتم استفاده کردم و دوباره تقریبا 40 کیلو کم کردم و وقتی متناسب شدم رفتم باشگاه که بدنمو سفت کنم بعد از 6 ماه باشگاه رو رها کردم و رژیم هم همینطور
      و میگفتم مگه میشه دوباره چاق شم من دیگه لاغر میمونم
      ولی زهی خیال باطل
      دوباره خیلی زود چاق شدم😭
      و الان 99/6/8دارای اضافه وزن هستم و هر چقدر از مشکلات چاقی بگویم کم گفته ام تموم افراد چاق ریز به ریزشو میدونن منم این مشکلاتو داشتم و دارم و دیگه خسته شدم
      و حالا این بار برای بار چهارم اقدام میکنم اما با روش لاغری با ذهن بدون رژیم و ورزش
      (البته بخاطر سلامتی و علاقه و روحیه بعد از کرونآ
      به باشگاه خواهم رفت)
      روشی که یکی از دوستانم شگفتی ساز شد و باعث شد من و خواهرم به این مسیر هدایت شویم از دوست خوبم سپاسگزارم
      امیدوارم که با کمک خداوند و استاد مهربانم و تلاش و استمرار خودم ابتدا به تناسب فکری و بعد جسمی دست پیدا کنم و تموم ترسهام،نگرانی هام اضطرابهام و استرس هام و تموم افکار منفیم از بین بره
      و به آآآآرامش برسم😊
      آرزوی سلامتی روحی و جسمی برای همه ی انسانهارو از خداوند خواستارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/07 22:13
      مدت عضویت: 506 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی من یک زمانی خیلی اوضاعم داغون بود تو هر کاری هم میرفتم اگر برای خودم بود که به دوماه نمیکشید جمع میشد اگرم شاگرد بودم یک ماه میومدم بیرون با کلی قرض و قوله یک روز خواهرم بهم گفت بیا این فایل گوش بده من با دوره های تکنولوژی فکر مخالف بودم ولی لطف خدا اون فایل گوش کردم و شروع کردم دوره زندگی با طعم خدارو و در عرض 9 ماهی که اشنا شدم با این دوره {هی تا خوب شده ول کردم و دوباره برگشتم}حدودا 150 میلیون درامد من بوده با فقط کار با گوشی و واقعا خداروشکر میکنم به خاطر این همه لطفش که شمارو سر راهم گذاشت الانم اومدم دوباره شروع کنم که این بخشو دیدم گفتم بنویسم براتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/06/07 15:05
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 704 کلمه

      به نام خدا
      من تا ۸سالگی خیلی لاغر بودم طوری که بهم میگفتن تو زشتی فلانی ولی همش بهم میگفتن تو شبیه مامانی و چاق میشی.
      از ۹سالگی چاق شدن من شروع شد در ۱۴سالگی شدم ۷۵ کیلوگرم وقتی در مدرسه وزنم کردند بچه ها مسخرم میکردن که تو هم وزن بابای منی اون یکی میگفت هم وزن مامان منی غصه تمام وجود من را گرفته بود.وقتی چاق شدن من شروع شد تمام خانواده مخصوصا مامانم میگفت چاق شدن تو ارثی است وبه من رفته.
      و جالب اینکه همیشه بابای من میگفت که گوشت گفته کجای تو زشت است خوشکلش کنم هروقت کسی به من میگفت چاق این حرف رو بهش میزد از این مرحله به بعد مدام مورد تحقیر قرار میگرفتم بهم اسم های بعدی میدادن تپل،خپل چاقالو توپولی کپل بچه فیل خواهرگروهبان گارسیا وهزاران اسم دیگه و مدام سرسفره بهم گیر میدادن جالب همین آدم ها وقتی بچه بودم مدام من را تشویق میکردن به خوردن بیشتر برای قوی تر شدن برا زود بزرگتر شدن .
      خلاصه وقتی شدم ۱۸سالم ۱۱۱کیلو شدم دانشگاه قبول شدم و تمام غصه ی دنیا رو دلم بود با این هیکل.رفتم دانشگاه و۱۰کیلو کم شدم باز رژیم گرفتم ۱۱کیلو کم کردم تا رژیم ول کردم برگشت باز رژیم وباز برگشت ازدواج کردم شوهرم مدام میگفت لاغر شو و من هی چاقتر شدم رژیم میگرفتم چند سایز کم میکردم باز برمی گشت حامله شدم ودو تا بچه به دنیا اوردم ۹ماه حاملگی فقط فکرم تمام شدن دوران حاملگی و شروع رژیم و ورزش بود هی چند سایز کم میکردم با مشقت و بدبختی و در طی مدت کوتاهی بدون اینکه بفهمم برمیگشت قرص های لاغری معده ام را داغون کرده بودند وای وای چه روزهای وحشتناکی.زانوم و کمرم ومچ پام به خاطر ورزش های شدید آسیب دیده بودند.حتی رباط پام کشیده شده وگچ گرفتم و ۴۰روز گچ بود ومنی که در طی یکسال ورزش سنگین ورژیم از وزن ۱۱۰به ۸۷ رسیده بودم در طی ۴۰ رسیدم به بالای ۱۰۰.
      خسته شده بودم کلافه از رژیم وزن کردن غذاها حساب کردن کالری ها،خسته از قهوه ی تلخ قبل از باشگاه از آب کرفس از غذاهای آب پز و بخار پز
      درمانده بودم 😢😔😔😔😔😔
      میخوردم و خودم از دستی بالا میاوردم یعنی در وحشتناک ترین حال روحی روانی
      تا اینکه برادر شوهرم فایل های رایگان استاد برام فرستاد سریع دوره رو خریدم یه احساسی بهم گفت میشه.بهمن ۹۷ دوره رو خریدم شروع کردم و الان بار چارمه که دارم دوره میکنم و بار دوم پاکسازی
      قلبم آروم شده انرژی بی حدی دارم حال روحی روانی عالی دارم خیلی حال دلم خوب است امید به زندگی گرفتم و باور دارم من بعد از متناسب شدن ذهنم ،جسمم هم متناسب میشود. من الان شک ندارم لیاقت بهترین نعمت ها دارم چون من اشرف مخلوقات خدا هستم
      موهام خیلی پرپشت شده وخوش حالت وبدون اینکه متوجه باشم سیگار رو کامل کنار گذاشتم
      تغییرات غذایی خیلی خوبی داشتم الان به راحتی پالس سیری رو دریافت میکنم و خیلی باعث خوشالی منه.خود به خود غذاهای خیلی چرب وشیرین از زندگیم حذف شده است. معده دردم کامل برطرف شده است دیگه زانو درد و مچ درد نیستم
      عجیب نسبت به زندگیم امید و انگیزه گرفتم روابطم با همسرم خیلی عالی شده است دیگه به هیچ عنوان از خرید موادغذایی و خوردن مواد غذایی ترسی ندارم خیلی حال دلم خوبه
      الان دیگه یزره هم از مواد غذایی نمی ترسم. و شک ندارم دلیل چاقی من الگوهای ذهن ناخودآگاه است که از بدو تولد در من شکل گرفته چرا که من دو برادر کاملا متناسب دارم اگه ارثی بود چرا اون ها چاق نیستن؟چون اونا چاق شدن را یاد نگرفتن .
      ومن خیلی خوشحالم که در این مسیر زیبا قرار گرفتم و آنقدر استمرار به خرج میدم تا به هدفم برسم یا بمیرم.
      من الان شک ندارم با قدرت ذهن خودم به زیباترین اندام میرسم واین مسیر تا زمانی که زنده هستم جزو زندگی من میشود چون من با این مسیر حالم خوب است دنیام قشنگ شده
      من با ذهنی آشفته وارد دوره شدم و الان بعد از یک سال نیم تازه دارم فایل ها را درک میکنم عشق میکنم باهاشون و زندگیم روز به روز زیباتر میشود
      خدایا از تو متشکرم که استاد عزیزتر از جان رو وارد زندگیم کردی 🥀
      استاد عزیزم شما ناجی زندگی من هستید بهترین زندگی را برایتان خواستارم 🌻🥀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/08 13:55
        مدت عضویت: 296 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        چقدر خوبه که شما طی این یک سال و نیم، به تکرار ادامه دادید تا به درک واقعی از مطالب برسید. تغییراتی که تا همینجا رخ داده هم بسیار شگفت انگیزند، به خصوص ترک سیگار که خود به خود اتفاق داده.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام خوشبخت
      1399/06/07 11:32
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 815 کلمه

      داستان هدایت من

      به نام خدای هدایت کننده
      من الهام هستم .من دی ماه سال 96 به طور اتفاقی با قانون جذب آشنا شدم. دختر دایی همسرم منو وارد گروهی کرده بودبه نام میزگرد آگاهی اولین بار که اد شدم از گروه چیزی سر در نیاوردم ولفت دادم نمیدونم چطور دوباره وارد گروه شدم و گوش دادن به فایلهای استاد گروه را شروع کردم بعد ها فهمیدم استاد گروه از شاگردان استاد عباسمنش هست.من سالها بود دنبال این مطالب واگاهی ها بودم. خیلی حالم عالی شد من قبل ورودم به گروه حالم خیلی بد بود وافسرده بودم .من تا عید اتفافات شگفت انگیزی را دیدم اصلا باورم نمیشد شور وشوق عجیبی داشتم خیلی حالم عالی بود. بعد چند ماه آن گروه منحل شد واستاد گروه به شکل ناگهانی از مسیر خارج شد .من هم از گروه لفت دادم وفایلهای رایگان عباسمنش را گوش میدادم. بعدها ازدوستم شنیدم که آن گروه که ما بودیم.
      یک نفر مدیر گروه شده که کلا مخالف قانون جذب حرف میزنه ومیگه که قانون جذبی ها خدارا انکار میکنند وبه خدا اعتقاد ندارند وبه نظرم استاد گروهمان به خاطر اینکه ستادعباسمنش در مورد
      انرژی بودن خدا حرف زده بود کلا قانون جذب را کنار گذاشته بود وکلا سایتش را هم منحل کرد.

      من سال 87که دوره کارشناسی ارشد قبول شدم یک استاد عرفان داشتیم که من به او خیلی اعتقاد داشتم آن استاد من ودوستم را با عرفان حلقه واستاد طاهری آشنا کرد.ومن ودوستم دوترم کلاسهای فرادرمانی را شرکت کردیم .دوستم معده درد شدیدی داشت قبل آشنایی ولی بعد یکبار ارتباط فرادرمانی حالش خوب شده بود من هم چون به استادم ارادت خاصی داشتم حرفهایش را قبول کردم .ارتباط چیزی مثل مراقبه بود باید ساعت مشخصی را به حالت دراز کش به مدت بیست دقیقه در سکوت وچشمان بسته به حالت مراقبه میرفتیم. یک شب استاد به من تایم ارتباط دادند ومن به مراقبه نشستم وحالم به شدت خراب شد ومن به طرز باور نکردنی برون ریزی داشتم وبر رفتار های خودم کنترلی نداشتم.وهمه خانه را مثل دیوانه ها به هم می ریختم وکلا لهجه ی حرف زدنم تغییر کردمن که ترک زبانم به زبان فارسی حرف میزدم. دو هفته دانشگاه نرفتم گاه وبیگاه گریه میکردم خاطرات تلخ گذشته رو آمده بود خاطرات مرگ خواهرم در 15سالگی و.. استادم از وضعیت به وجود آمده خیلی شوک شده بود فکر نمی کرد با یک ارتباط من اینطور به هم بریزم وبرون ریزی داشته باشم.

      مطالب عالی از خدا ووحدت وجود وهستی در دوره ها بود در مورد اینکه ما جزئی از کل هستیم وهمه انسان ها خدا هستند وبایی همدیگر را دوست داشته باشیم ودر مورد شعور کیهانی که در جهان حاکم هست و اینکه اطلاعات جهان هستی در تک تک سلول های انسان هست خیلی مطالب جالب وشکفت انگیزی داشت که من برای اولین بار می شنیدم در مورد کالبد های ذهنی انسان سخن میگفت روحهای سرگردان وکمال نیافته که در این دنیا میمانند ودر کالبد ذهن انسانها زندگی میکنند روحهایی که به خاطر وابستگی نتوانستند به سوی کانال نور حرکت کنند و وارددنیای خودشان شوند.

      اون روز استاد عرشیان فر در لایو با استاد عباسمنش در مورد هیپنوتیزم یه مرد شصت وسه ساله گفتن که باهاش حرف میزده وبه نظرم همون کالبد ذهنی که استاد طاهری میگفتن ارتباط گرفته بودن واستاد عرشیان با فرادرمانی هم آشناست ولی عباسمنش مخالف هستند و تناسخ را استادطاهری هم رد کردن .
      وکالبدهای ذهنی انسان ها که بعد مرگ در ذهن افراد منفی وفرکانس پایین وارد میشن را خیلی ها فکر میکنند تناسخ هست. البته من سالهاست رها کردم فرادرمانی را واصلا مطالعه نکردم .نمیدونم چرا حسم گفت اینارم بنویسم.
      من یکسالی فایلهای استاد را گوش دادم وخیلی اعتماد به نفس پیدا کردم ویک کسب وکار خانگی راه اندازی کردم ولی چاقی واضافه وزنم باعث می شد احساسم خراب بشه خیلی دلم میخواست که مطلب ودوره ای در مورد لاغری با ذهن را پیدا میکردم ولی استاد عباسمنش ودیگران در مورد ثروت روابط اعتماد به نفس معنویت دوره داشتند ولی در مورد تناسب اندام نه تا اینکه من در یک گروه شکر گزاری که بودم دقیق یادم نیست نوشتم خدایا شکرت که لاغر شدم .چند لحظه بعد یک خانمی لینک کانال وگروه لاغری با ذهن رو برام فرستاد ومن وارد گروه شدم وخیلی خوشحال شدم از این که راه تناسب اندام ذهنی را هم پیدا کردم. ازون خاتم تشکر کردم وازش سوالاتی پرسیدم که شما دوره رو خریدی گفت اره خریدم ولی دوره رایگان هم داره ودوستم تو رایگان شرکت کرده وازمنم بهتر نتیجه گرفته 25کیلو کم کرده. منم همزمان با کار کردن روی باور ثروت دوره رایگان را شروع کردم واقعا عالی بود خیلی خوشحال بودم از اول شروع جلسات تا اخرش یادداشت برداری میگردم وبارها گوش میدادم حالم بهتر شده بود اشتهامم کم شده بود وزود سیر میشدم تا آخر گوش دادم ولی چون پول شرکت در دوره را نداشتم تمرکزم را گذاشتم روی ثروت وبالاخره امسال به لطف پروردگار تونستم دوره ورود به سرزمین لاغرها رو خریداری کنم وخیلی خوشحال هستم که درین دوره حضوردارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/07 11:07
      مدت عضویت: 410 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 297 کلمه

      با سلام براستادگرامی وهمراهان عزیز
      من تا سن 27 سالگی اندام متناسبی داشتم و اضافه وزنی که آزار دهنده باشد اصلا نداشتم. پس از به دنیا آوردن فرزندانم به تدریج اضافه وزن تقریبی 10 الی 15 کیلوگرم را تجربه کردم. در سالهای مختلف و به فراخور موقعیت از رژیم های لاغری مختلفی استفاده نمودم که اکثر مواقع کاهش وزن 7 الی 8 کیلوگرمی را به دنبال داشت.متاسفانه پس از ترک رژیم و تکرار عادت های غذایی گذشته به تدریج وزن کاهش یافته بر می گشت.در سال 98 در اینترنت به دنبال روش های مختلف لاغری بودم از آنجائیکه من دردوره هایی شرکت داشتم که مرتبط با موضوعات کنترل ذهن بود ناخواسته به ذهنم خطور کرد که آیا از طریق کنترل ذهن می شود لاغر شد؟ بلافاصله در یوتیوب جستجو کردم و به خواست خداوند فایلهای آقای روشن را مشاهده کردم. بلافاصله فایلهای رایگان را گوش دادم و در تیرماه 98 اقدام به خرید دوره کردم.خدارا شاکرم که مرا به این مسیر هدایت کرد و از آقای عطار روشن نیز سپاسگزارم که بی وقفه و با صداقت کامل درجهت تکمیل دوره های مختلف و دادن روحیه به هنرجوها تلاش می کنند. گاهی وقتها که پیگیری و تلاش بی شائبه ایشان را می بینم از خودم خجالت می کشم که چگونه می توانم پاسخگوی این همه زحمت و اراده باشم.بلافاصله مصمم می شوم که اگر حتی یکنفر دیگر هم از این روش نتیجه دلخواه را بگیرد شاید پاسخ مناسبی برای تشکر و قدردانی از زحمات ایشان باشد.لذا، من هم تصمیم گرفته ام حال که با لطفا خدا به این مسیر زیبا هدایت شده ام تا گرفتن نتیجه ادامه داده و پس از آن نیز همچنان در جهت حفظ الگوهای جدید متناسب شدن باشم.
      شایسته است که از آقای عطار روشن تشکر نموده و برای ایشان طلب خیر و برکت داشته باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/06/07 00:44
      مدت عضویت: 572 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 389 کلمه

      ب قول مادر بزرگم دختر باید ی پرده گوشت داشته باشه ومن همیشه مورد پسندش بودم اما خودم با اینکه سنم کم یود هیچوقت از خودم راضی نبودم وگاهی اوقات ب مامانم میگفتم ای کاش من ی مریضی بگیرم ولاغر بشم از صورت تپلم متنفر بودم وروز ب روز بد اخلاق تر میشدم وخودمو با دوستان خودم مقایسه میکردم وافسوس میخوردم ک چرا لباسهایی ک اونها میپوشن من نمیتونم بپوشم
      وقتی ازدواج کردم ناراحتی م بدتر شد وافسرده تر شدم واز همه کناره میگرفتم حتی با همسرم رابطه خوبی نداشتم شنیده بودم قرصهای انتی بیوتیک ادم و لاغر میکنه منم بدون اینکه مریض باشم استفاده میکردم
      رژیم میگرفتم لاغر هم میشدم اما باز راضی نبودم رژیم های مختلف منو حسابی بیمار وافسرده تر کرد مدتی لاغر میشدم اما دوباره کم‌کم ب وزن قبلی برمیگشتم وپوستم حسابی خراب شده بود ومن گیج بودم نمدونستم چکار کنم ک درست باشه در چه چرخه ایی افتادم خدایا ب فریادم برس
      نه میتونم با جاقی کنار بیام نه میتونم لاغر بشم ولاغر بمانم وروز ب روز در پیله خودم گرفتار تر میشدم وهیچ کاری دلم نمیخواست انجام بدم
      حالا ک سن م شروع کرده ب بالا رفتن حتما چاقتر میشم پس باید قبول کنم ورها کنم این حسرتها وسختی ها را خدایا کمکم کن
      همش در اینترنت دنبال رژیم های مختلف میگشتم ک با برنامه های استاد عطارروشن روبرو شدم بلافاصله ب دلم افتاد ک شاید بتونه ب من کمک کنه ومنو به ارزوم برسونه
      بدون اینکه دوره‌های رایگان ایشونو ببینم یعنی فقط قسمت اولشو دیدم وتصمیم گرفتم واز شوهرم خواستم ک برام تهیه کنه وبلافاصله شروع کردم
      باشوق وذوق زیادی اغاز شد تغییرات روحی بسیار خوبی پیدا کردم ادم خوشحالتری شدم ارام وامیدوار شدم خودمو بیشتر دوست دارم وکمتر خودمو ازار میدم وسعی میکنم خودمو هر طوری ک هستم دوست داشته باشم از خودم فرار نکنم با خدای مهربانم نزدیکتر شدم وبسیار خوشحال وسپاسگذارم ووامیدوارم ک ی روزی متناسب بشوم حتی اگر خیلی اهسته باشد اما اون روز خواهد امد ک من خوشحال وخوشبخت شوم خیلی خوندم ونوشتم فکر کردم سعی میکنم چیزهایی ک یاد گرفتم را ب عمل در بیاورم
      اما گاهی اوقات خیلی خسته میشم اما ناامید نمی شم
      اشکال نداره من ادامه میدم
      با استاد خوب ومهربانم ک خیلی خیلی ب من کمک کرد منم کم نمیارم وادامه میدم
      استاد سپاسگذارم از تمام زحماتتون شما بهترین استاد هستید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/06 19:53
      مدت عضویت: 296 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 2,216 کلمه

      یک زمانهایی لاغر و متناسب بودم و بعد به دنیای چاقها وارد شدم. اون وقتها که لاغر بودم، روی هم رفته از ظاهر خودم راضی و خرسند بودم. به جز اون اوقاتی که خودم رو با دوستان همسن و سالم مقایسه میکردم، که البته در همون مقایسات صورت گرفته در ذهنم هم خودم را زشت، ناچیز، و عیب و ایراددار نمی دانستم. فقط انگار این مرض مقایسه همراه انسان زاده میشود. میخواهم این را بگویم که اصلاً فکرش را هم نمیکردم که زمانی چاق شوم و سالهای زیادی از جوانی ام را به جای تجربۀ شور و حال جوانی، به افسوس در مورد اندام و وضعیت ظاهرم سپری کنم!!!
      این تصور و تفکر خواه ناخواه در ذهنم شکل گرفته که آن دوستان همسن و سال قدیمی، مسیر خوشی و خوشبختی را کما فی السابق ادامه دادند، اما من درست از همان روزهایی که وزنم شروع به اضافه شدن کرد، انگار از جمع آنها جدا مانده و به نقطۀ دیگری در عالم دیگری پرتاب شدم.
      شاید با خواندن این جملات تصور بشه، شادی من با اضافه وزن شروع به تحلیل رفتن کرد و با شروع وزن گرفتن، دنیای شاد من تبدیل به دنیای غمها شد. اما واقعیت این نیست!!!
      من خوب میدانم که در آن سالهای نوجوانی، قبل از اضافه وزن یا هر تغییر ظاهری دل ناچسب، حسرت و غمهای من نسبت به زندگی دوستانم شروع شده بود. من سالها بیش از شاد بودن، غمگین بودم. بیش از خنده، گریه میکردم. اول غم آمد که بعد اضافه وزن آمد، و بعد غمها بیشتر شد.
      در طی سالهای گذشتۀ عمرم، این را به خوبی دریافته ام که رابطه ای وجود دارد میان شادی و وزن نگرفتن، یا حتی لاغرتر شدن! و همچنین میان غمگین بودن و چاق شدن!
      باید اعتراف کنم که من روی هم رفته دختر غمگینی هستم. من دختر شاد و بی خیالی نیستم. من زندگی را سخت میگیرم، من فکر میکنم با سختگیری، میشود به خواسته ها رسید. اما زندگی چیز دیگری به من ثابت کرد. هر که راحت گرفت و خوش بود، پیشتر رفت و بیشتر به دست آورد.
      من میخواهم قبل از حل کردن مسئلۀ اضافه وزنم، این نوع تفکر رو در خودم برطرف کنم. میخواهم دختر شاد دوران کودکی باشم که لی لی کنان تا سر کوچه می دوید. من دیگه نمیخوام حس کسی را که در یک نقطه گیر افتاده و شادی اش منوط به بیرون آمدن از آن نقطه و رفتن به نقطۀ دیگریست، داشته باشم.
      من میخواهم کمی بی خیالی بیاموزم. از این هم تلاش سخت برای به دست آوردن و سپس از دست دادن خسته ام. من خواهم توانست. مثل تمام آرزوهای دیگری که بر صفحات دفترم نوشتم و سپس در زندگی ام تجسم یافت.
      پس از سالها دست و پنجه نرم کردن با مشکل اضافه وزن، و هیچ گاه برنگشتن به اندام سابقم، با آشنایی با خامگیاهخواری فکر میکردم راه حلی اساسی برای حل این مشکل یافته ام.
      همیشه ابتدا نوشته هایم را در دفترم مینویسم و سپس در این سایت وارد میکنم. اینکه ابتدا در دفتر نوشته هایم را ثبت کنم، به من این حس را میدهد که بدون مخاطب و با احوالات خودم تنها هستم، انسان وقتی مخاطبی رو به روش قرار میگیره، ناخواسته خودش رو سانسور میکنه. بنابراین با نوشتن در دفتر، میتوانم صادقانه تر افکار و احساساتم رو بیان کنم.
      امروز چندین بار دست به قلم شدم تا داستان هدایت خود به دورۀ آموزشی لاغری با ذهن رو بنویسم. اینکه هر بار موفق نشدم داستان رو بازگو کنم، یک دلیلش این بود که هدف از شرح نوشتاری این اتفاق، تقویت باور اجابت خواسته هایمان از سوی خداست. همین نکته شاید، آغاز یک تردید باشد برای من!!! چطور باور کنم، چطور ایمان بیاورم که این بار واقعاً اجابت شده است؟
      من قبلاً هم موفق به کاهش وزن و رسیدن به تناسب اندام شده بودم، اما تمام آنچه به دست آوردم از دستم رفت… و دقیقاً هر بار همین احساس را داشتم که “بالاخره موفق شدم!!”
      هر بار از درون به خود می بالیدم که آنچنان انسان موفقی هستم! اما در واقع بهایی که برای رسیدن به آن تناسب اندام ها پرداخته بودم، بیش از اندازه بود و یک جایی دیگر قادر به پرداخت آن بها نبودم. گویی لاغری را گرو گرفته باشم و یک روز آن گرو را با تمام هزینه های پرداخت شدۀ پیش از آن، از دست داده باشم.
      بهای پرداخت شده، کنترل دائمی خودم بود. آن بها رنج و حسرتی بود که هیچ گاه با لاغری از طریق کنترل غذا، برطرف نشد بلکه تنها تغییر شکل یافت. من به ظاهر شبیه دخترهای لاغر و متناسب شده بودم، اما در باطن خود میدانستم که من با آنها فرق دارم. هنگامی که من صبحها بدون خوردن صبحانه، موز و سیب و پرتقال و نارنگی، و ظرفی از خشکبار در کیف خود حمل میکردم و به سمت دانشگاه میرفتم، دخترهای باریکتر از خود را می دیدم که در یک دستشان ساندویچ کالباس و چیپس و پنیر بود و در دست دیگرشان نوشیدنیهای غیر طبیعی پرشکر!!! دخترانی که مثل من دغدغۀ وزن نداشتند در هر روز و هر ساعت از زندگیشان. آنها از بوفۀ خوابگاه، شکلات و کیک خامه ای و نوشابه های پر شکر، و چیپس و پفک می خریدند. بوفه ای که میان نوشیدنی ها و خوردنی های آن هیچ گزینه ای که مطابق سبک خامگیاهخواری من باشد، یافت نمیشد. بسیار به ندرت، و تنها برای خرید اقلام غیر خوراکی به آنجا قدم میگذاشتم.
      من با خامگیاهخواری خیلی خوشی ها را تجربه کردم. لباسهایی که حسرت پوشیدنشان را داشتم پوشیدم. به مهمانی ها و مراسمی که آرزوی شرکت در آنها را داشتم رفتم. شاد و خندان رقصیدم و خندیدم. من شنا کردن را در همان سالهای تناسب با خامگیاهخواری آموختم. اما خب هر سال خوراکی های ممنوعۀ بیشتری را به سبد تغذیۀ خود میفزودم. و در نتیجه هر سال سرزنشهای درونی و غم و غصۀ بیشتری بابت اندامی که کم کم، قدری از تناسب خود را می باخت، به زندگی من اضافه میشد. من برای تمام برنامه ها از درس خواندن گرفته تا سفر کردن و مکان زندگی و غیره و غیره، مجبور بودم سبک تغذیۀ خود را در نظر بگیرم. چون امکان اینکه آزادانه هر کجا میخواهم سفر کنم، به هر رستورانی میخواهم بروم، هر طور که بخواهم برنامه ریزی درسی بکنم را نداشتم. ناچار به لغزش از سبک تغذیۀ خود تن میدادم. همواره حسرت زندگی عادی داشتن مثل دیگر انسانهای لاغر به دلم بود. اگر با دوستانم به رستوران میرفتم، من مجبوراً فقط از منوی سالادها چیزی را انتخاب میکردم یا آبمیوه های طبیعی!! در سفر هم به همین شکل بود و نمیتوانستم راحت و رها باشم. گاهی میبایست برای امتحانی مرتب و منظم درس میخواندم، اما تنها همین مورد که در هنگام گرسنگی چه باید میکردم و از کجا غذایی مطابق رژیم خود پیدا میکردم، یک مشکل و مسئله میشد برای برنامه ریزی من!!! در کتابخانۀ دانشگاه قانونی را نوشته و در ورودی نصب کرده اند که همراه خود خوراکی و نوشیدنی وارد نکنید. خب من همیشه در کیفم باید میوه و خشکبار همراه خود حمل میکردم، و صد البته با خوردن اینجور چیزها هر یکی دو ساعت گرسنه میشدم. خیلی وقتها دیگه توی جمع خجالت می کشیدم از اینکه همیشه از کیف خودم ظرف خشکبار یا میوه درمیاوردم! و از طرفی میوه و خشکبار از دید دیگران یک میان وعدۀ ناچیز تلقی میشود که انتظار می رود آنها هم در خوردنش با تو سهیم باشند! آدمهایی که لاغرند و به عمر خود رژیم نگرفته اند، درکی از گرسنگی کشیدن ما چاقها ندارند، بنابراین هیچ کس اصولاً در جمعها متوجه این موضوع نبود که من با بخشیدن خوراکی های توی کیفم، عملاً ناهار و صبحانه و شام خود را به آنها میدهم و گرسنگی بیشتری را نصیب خودم میکنم. در عین حال من هیچ گاه با خامگیاهخواری به ظاهر صد در صد مورد علاقۀ خود دست نیافتم و برخی تجمعات موضعی چربی هر چند به میزان کم، کماکان در اندامم مشهود بود که قبل از دچار شدن به چاقی و اضافه وزن در من وجود نداشت. پس خامگیاهخواری از این نظر نیز در ذهن من شکست خورده بود.
      خوب یادم است که در تمام این سالهایی که عاجزانه سعی میکردم به خامگیاهخواری چنگ بزنم (که البته از یک جایی به بعد دیگه اسمش خامگیاهخواری نبود، فقط هنوز خیلی خوراکیها از تغذیۀ من حذف شده بود، و تمام اضافه وزن سابقم برنگشته بود) برخی اوقات دعا میکردم و از خدا میخواستم که “خدایا کمکم کن به همون تناسب اندام اصیل و واقعی، به همان سلامتی کامل و واقعی در بدنم دست پیدا کنم”، چون همواره معتقد بودم، آنچه من ساخته ام واقعی نیست و یک تظاهر است. حتی در تمام این سالها به دوستان خود گفته بودم که این سبک تغذیه را به خاطر حفظ سلامتی خود دنبال میکنم، که در واقع دروغی بیش نبود! سلامتی برای من اهمیت بسیار بسیار زیادی دارد اما واقعیت این بود که هدف اصلی من، لاغری و تناسب اندام بود. من در محل جدید زندگی ام و انسانهای جدیدی که وارد زندگی ام شده بودند، به کسی نگفته بودم که سابقاً اضافه وزن داشتم و آن را از طریق خامگیاهخواری برطرف کردم. نه اینکه قصدم دروغ گفتن باشه، بلکه این نکته رو دریافته بودم که صحبت در مورد اضافه وزن و چاقی سابقم، هم تمرکز خودم رو از مسیری که در آن بودم به هم میزند، و هم آن لاغرهایی که درکی از رنجهای گذشتۀ من نداشتند، ممکن است با حرفی یا کلامی باعث آزارم بشوند.
      پاییز و زمستان 97، اوج استیصال من بود بابت اینکه دیگر نه از عهدۀ آن ته ماندۀ خامگیاهخواری بر می آمدم و نه تحمل وزن گرفتن بیشتر و برگشتن به چاقی سابق را داشتم! پیشاپیش حرفها و کنایه های اطرافیان را می توانستم تصور و تجسم کنم بابت اندامی که اضافه وزن 20-25 کیلویی دارد! واهمه داشتم از آن حرفها، از آن زخم زبانها، از آن تمسخرها!
      از بهار 97 توجهم سمت مدیتیشن، و اینکه آیا می توانم از طریق آن تمایلم به خوردن را کاهش دهم، جلب شده بود. تابستان 97، هم روی یک تکنیک مدیتیشن هر از گاهی کار میکردم. آن تابستان با خودم عهد کردم تا این راه را ادامه دهم تا زمانیکه به پاسخ سؤال خود برسم. پاییز و زمستان را هم به همین شکل طی کردم و برخی تکنیکهای دیگر را آزمودم. در همان زمستان 97 بود که ویدیویی در یوتوب به ناگاه پیدا شد. بدون اینکه من سرچش کرده باشم. عنوانش چیزی مربوط به لاغری با ذهن بود. ویدیو را باز کردم. مردی در مورد روشی برای پایان دادن به رنج چاقی صحبت میکرد! درست مثل تمام افراد دیگری که چنین ادعایی در مورد روش و محصول خود دارند. ویدیو طولانی بود، کمی جلوتر بردم ویدیو را تا بلکه بفهمم اصل حرفش چیست! اما چیزی دستگیرم نشد. فقط از آنجا که هر روشی که در آن در مورد لاغری از طرق طبیعی صحبت میشد، نظرم را جلب می نمود، ویدیو را در یک playlist ذخیره کردم.روزهای دیگر آمدند و هرگاه یوتوب را باز کردم، ویدیوهای پیشنهادی دیگری از همان آقا رو به رویم پدیدار میشد. من هم هیچ وقت حوصلۀ گوش دادن به حرفهایش از ابتدا تا پایان ویدیو را نداشتم. ویدیو را جلو میزدم تا ببینم آیا بالاخره میخواد اصل مطلب رو بگه و راه جادویی خودشو رو کنه یا نه؟ و وقتی می دیدم نه خیر!! همۀ ویدیو انگار فقط قصه گفتنه و خبری از گفتن فرمول جادویی نیست، ویدیو رو می بستم و پیش خودم می گفتم: این هم یکی دیگه از هموناییه که اومده از ما چاقهای بدبخت، سوء استفاده کنه و بارش رو ببنده! این ویدیوهاش هم فقط تبلیغ هست برای اینکه بریم بهش پول بدیم و دوره اش رو بخریم!!! از قیافه اش هم معلومه که کارش رو خوب بلده!! :))))
      خلاصه چندین ماه به همین منوال گذشت و ویدیوهای لاغری با ذهن به من پیشنهاد میشدند، من هم میگفتم: شاید حالا یه وقتی هم فرصت کنم به حرفهای تو گوش کنم!! و گوش کردن رو به تعویق می انداختم.
      تا اینکه بالاخره یک روز دل به دریا زدم و حاضر شدم برای یک دورۀ مدیتیشن نسبتاً گران قیمت هزینه کنم! آن روزها فکر میکردم، بالاخره باید یه کاری بکنم، نمیشه دست روی دست گذاشت! از بقیۀ مدیتیشن ها هم که نتیجۀ دلخواه رو نگرفتم! شروع کردم به آموزش تکنیک جدید. یک ماهی گذشتو یک روز وقتی میخواستم طبق معمول هر روز آماده بشم و به دانشگاه برم، رفتم سراغ موبایلم تا از یوتوب یک مشاوره از دکتر هولاکویی رو بشنوم یا یک موسیقی play کنم. دوباره یک ویدیوی پیشنهادی از همان آقای سمج و پر حرف!!! این بار گفتم بذار ببینم چی میگه این!! ویدیو را از ابتدا باز کردم!! حرف زد و حرف زد و حرف زد!! جلسۀ هشتم دورۀ رایگان لاغری با ذهن بود (اگر درست به یادم مونده باشه) و در حین صحبتها اشاره به نوشتن و تأثیر آن در لاغری نمود!!! خوشم اومد. با روحیات من هماهنگ بود!!! من سالهاست که می نویسم. و دفترهای متعددی را با نوشتن روحیات و احساسات و خواسته هایم پر کرده ام. به خودم گفتم: چرا تا حالا نخواستم یک بار درست و حسابی به حرفهاش گوش کنم؟ حرفهای خیلی خوبی میزنه!! دورۀ رایگان رو شروع نکردم، اما حس کردم یک سرنخ پیدا کردم و تصمیم گرفتم در تابستان 98، زمانی که به ایران رفتم، دورۀ اصلی را خریداری کرده، آن را امتحان کنم. این کار را هم کردم.

      پی نوشت:
      ضمن عذرخواهی از آقای عطارروشن، اگر در بخشهایی از نوشته ام، قضاوتهای عجولانۀ خود را بی سرپوش بیان کردم. امیدوارم باعث رنجش خاطر شما نشده باشم.
      نوشتۀ امروز من قدری جسته گریخته بود، چون نمیخواستم تراوشات ذهنی و احساسی خود را کنترل کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/07 16:53
        مدت عضویت: 574 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 108 کلمه

        فوق العاده بود عالی دوست عزیز بسیار لذت بردم از نوشته های دلنشین تون و سراسر اشک ریختم با لبخند از خوندنش قلم عالی دارین 👏👏👏خوش به سعادتتون با اینهمه هدایت عالی که شدین پایان رنجها و ناکامیها در همین سرزمین فقط یافت میشود و بس صمیمانه بهتون تبریک میگم و آرزوی موفقیت دارم براتون 🌹🌹🌹

        و همچنین برای تک تک دوستانی که نوشته های فوق العاده و عالی نوشتن و ما چقدر سعادتمند و خوشبخت هستیم که در بین بهترین دوستان خود بواسطه لطف بزرگ اول خدا به خاطر چنین هدایتی و بعد لطف بسیار استاد بزرگوارمون هستیم در سرزمین بی نظیر لاغری با ذهن فوق العاده 😍😍😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/06/08 02:54
        مدت عضویت: 270 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 249 کلمه

        سلام ودستان خوبم من داستان دل نشین و کمی غمگین شما را خواندم و از اینکه توانستی با این سایت آشنا بشی خوشحالم چون که در این راه واقعا همه به مقصدی داریم میرسیم با کمی تلاش بدون زحمت بدون ورزش فقط باید تمرینها را انجام بدیم من هم از اول ۵۰ یا ۴۵ کیلو بودم هنوز عکس اون موقع های خودم را دارم دیروز بود که خواهرم آمده بود خانه من بهم میگفت مواظب باش تازه کمی روی فرم آمدی زیاد نخور به خودم گفت که من مثلی اون موقع ها میخورم ولی طرز فکر من حالا عوض شده و عکس زمانی لاغری خودم را نشان دادم به خودم گفتم بازم به همین وزن مورد نظرم میرسم فقط باید صبر کنم ولی نزدیک دو ماه میشه من وقت نمیکنم برنامه ها را انجام بدم ولی سعی میکنم که دوباره شروع کنم و از داستانت لذت بردم عزیزم و فهمیدم که چیقدر رنج بردی به خاطر وزن خودت ولی امید وارم که از این روزهای خوش زندگی خودت را ببینی من زیاد خیلی زحمت نکشیدم به خاطر تناسب اندام فقط ۲ یا ۳ روش را انجام دادم که اونم نمیتوانسم برای همیشه انجامش بدم ولی ناراحت بودم که چیرا من چاق شدم و وقتی میرفتم لباس خریدن از خودم بدم میامدو حسرت اندام افراد لاغر را میخوردم و به خودم میگفتم خدایا کی میشه که منم مثلی اینها بشم که خدا را شکر حالا دارم کم کم به وزن مورد علاقه خودم میرسم روز خوش دوستان گلم 🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/06/08 13:52
          مدت عضویت: 296 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 48 کلمه

          از پاسخهایی که برام نوشتین خیلی خیلی ممنونم. شاید خودتون ندونید چقدر برام دلگرم کننده بود این پاسخها. خوندن داستانهای همدیگه و رنجهایی که همه بابت مسئلۀ اضافه وزن دچارش بودیم و هستیم، باعث میشه بدونیم تنها نیستیم. و پشتیبانی احساسی دوستانی حاضر در این گروه، بسیار عالیه.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/05 10:56
      مدت عضویت: 424 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 717 کلمه

      سلام وعرض ادب👌🏻🌺
      من تا ۲۲ سالگی یعنی سنی که ازدواج کردم متناسب بودم ولی همان موقع هم برای پوشیدن لباس عروسی ام که خیلی دوستش داشتم واونو تهیه کردم که براحتی زیپش بسته نمیشد جون من سایزم ۳۸ یعنی یک سایز از اون لباس بزرگتر بود ولی من تصمیم گرفتم دراین مدت زمان باقی مانده تا روز عروسیم یعنی یک ماه اینده سایزمو کم کنم ، پس صرفا با رقصیدن رروزی نیم ساعت براحتی تونستم لباسم را بپوشم وکاملا توی تنم راحت بود ومن خوشحال شدم.👌🏻👌🏻❤️
      ولی درست ۶ماه بعد از ازدواجم وقتی به مهماتی دورهمی دوستانم رفتیم واونجا طبق رسم معمولمان، همگی خودمونمو با ترازو کشیدیم من۶۴ کیلو شده بودم ودوستانم گفتند وای مریم خیلی چاق شدی والبته ، بعد از آن همه تایید کردیم که این طبیعیه که بعد از ازدواج چند کیلویی اضافه کنم، ولی من حس خوبی هم از این موضوع نداشتم واسترس چاقی از همانموقع منو فرا گرفت وپس از آن وحاملگی وچاقی دوران حاملگی ‌وزایمان وشکم آوردنو وباز تلاشم از طریق رعایت رژیم غذایی وشبها شام نخوردن و متناسب شدن و ولی باز دوباره بارداری دوم وچاقی پس از آن واسترس عمیق تر نسبت به چاق ماندن ومحکوم به بزرگی شکم به خاطر باور غلط زایمانهای مکرر چاقی ماندگار پس از آن واسترس ومراجعه به مراکز تغذیه درمانی وماهی ۴ کیلو کم کردن ورخستگی ورها کردن بازگشت به وزن قبلی وبیشتر شدنم و..😌😌
      باز هم دارودرمانی وشرکت در کلاسهای ورزشی متعدد ، ایروبیک وپیلاتش وبدنیازی وپاور لیفتینک و… با هر بار رها کردن انها بدو دلیل :
      اولا: باور اینکه ول کردن ورزش باعث برگشت به وزن سابق وبیشتر از آن میشه
      ثانیا: باور ومانع بزرگ ذهنی که کاملا جا افتاده بود در ذهنم ، مبنی بر اینکه :
      لاغر شدن سخت ترین کاره ومحاله.
      که من در عین فعال بودنم ودر رژیم بودن وپیاده روی های مکرر وتلاش های خستگی نا پذیرم تا الان به خاطر احساس بدم ونا آرامی ام سرزنش کردن خودم واحساس گناه کردنم، یابه وزن دلخواهم نرسیدم واگر هم رسیدم موقت بوده ، چرا که من بدون موافقت ذهنم ، داشتم جسمم را شکنجه روانی میدادم ، واین ناهمسویی ذهن باحرکت جسمم عامل شکستم بود 😳😳🥺.
      تا این که در اوج نا امیدی ولی همیشه در خلوتم وسجده هایم عاجزانه از خدایم طلب هدایت می نمودم، روزی برای مطلبی در یوتیوب سرچ میکردم که به طور اتفاقی با سخنان گهر بار استاد عطار روشن مبنی بر این که تنها راه لاغرشدن ، لاغری با ذهن است ویادمه استاد عزیز جایی گفتند، که:
      شما از ابتدا در راه بودید یعنی حتما زمانی از زندگیتان وزن دلخواهتان را داشتید ولی کم کم با قرار گرفتن در جاده فرعی از بزرگراه اصلی دور ودورتر شدید بدون این که بفهمید وچاق شدید وبایستی جهت لاغر شدن از همان راه یعنی بدون این که بفهمید وخیلی راحت بر گردید ووارد جاده اصلی (تناسب فکری ولاغری با ذهن) شوید ولاغر شوید ولاغر بمانید بدون ورزش ، بدون رژیم ودارو ، چرا که شما برای چاق شدن دارو یا رژیمی رو رعایت نکردید ،
      وای خدای من عجب جملات سحر آمیزی ومنطبق با دل ، یعنی از دل می آمد وبه دل مینشست ،
      چشمانم غرق در اشک شوق ومعجزه الهی وخواست خدا حهت بر آورده شدن خواسته اصلی زندگیم( متناسب شدنم) شد ، خواسته ایی که با نداشتنش حس زندگی ، بودن ،اعتماد به نفس ومطرح شدنم در مجامع ومجالس وجمع دوستان وخانوادگی را تضعیف کرده بود. ازخوشحالی سر از پا نمی شناختم فورا وارد سایت تناسب فکری شدم دوره اول ورود به سرزمین لاغرها را، ولی این بار با ایمان وحس عالی متناسب شدن قطعی ام خریداری نمودم( ابان ماه ۹۸) وتا الان که در دوره تکرار هستم ، فقط یک چیز را عرض میکنم واون این که :
      احساسم عالیه👌🏻
      سازم کوکه وشادیم تکمیله😃😆
      نفسم آزاده👏
      رها وسبکم عین پروانه ایی که از پیله اش آزاد شده💃💃🦋🦋
      دنیا را سرشار از عشق میبینم،💐💐
      عاشق وشاکر تمام نعمات خداوندم:ریبایی طلوع وغروب خورشید را حس میکنم ، شبها آرام به امید وشادی آغاز روزی دیگر از هستی ام هستم،
      همسر وفرندانم را عاشقانه شاکرم ودوست دارم👨‍👧‍👦🌞🌸🌼
      عاشقانه به درختان کوهها وجنگل وجویبار ودریا وطبیعت وآسمان وبارشش ،وزمین ونعماتش وانسانها وپرندگان وحیوانات و… مینگرم.⛈🌈❄️☃️🌲🌲🦜🐁🦨🦩
      عاشقانه بدون حس اجبار وترسی میستایمش( خدا) وبااو ( فرشته درونم ) پیوندی دوباره جهت بهره مندی از الهامتش وبرخورداری ازتمام انچه لایقش هستم، بستم.🙏🏻🙏🏻👏👏💃💃
      وخلاصه اینکه تمام زندگی ولحظاتم پر شده از :
      عشق
      عشق
      عشق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/05 02:19
      مدت عضویت: 315 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      سلام من تا ببه سن۲۱سالگی رسیدم هرراهی و هرکاری بود انجام دادم برای لاغری ولی تاثیری نداشت،تااینکه یکی از دوستام که درجریان لاغری وچاقی های من بود گفت دخترعمه ش از راه ذهن لاغرشده هم خودش و هم همسرش،بعد من گفتم مگه میشه؟گفت اره به خدا لاغرشده و منم میخوام شروع کنم،گفتم من که میخوام برم عمل کنم چون چندماه بعدش عروسیم بود و عجله داشتم برای لاغری،بعد که عروسیم کنسل شد به خاطر فوت عزیزان براثرکرونا،به دوستم گفتم سایت رو بده منم برم یه نگاه بکنم ببینم چه جوریه.بعد که واردسایت شماشدم و اولین فایلوگوش کردم وتواینستا حرفاتون رو گوش کردم،یه امیدی گرفتم ولی بعد که متوجه شدم این کارزمان بره باز پشیمون شدم چون من تمام تلاشم این بود برای عروسیم زیباترین هیکلوبسازم،گفتم پس ولش کن من عملمو میکنم وبعد میام بااین سایت پیش میرم که دیگه برگشت نداشته باشم.بعد ازاین موضوع که باخودم درگیری داشتم ۱ماه گذشت،من باز عروسیم به خاطرکرونا عقب افتاد،بعد پیش خودم گفتم هم فاله وهم تماشا بذار شروع کنم تااینکه۲۰ مرداد واقعا شروع کردم به گوش کردن ونوشتن و انجام تمرینات،تافایل ۵خوب پیش اومدم و مدام گوش کردم حتی چندین بارو تمرینات رو مینوشتم وانجام میدادم ولی سر فایل۶باز یکم سست شدم و گفتم خب من تا کی قراره لاغر بشم ومن نزدیکم به عروسی،خلاصه با مغزم کش مکش دارم واسترس دارم که تا عروسی میتونم لاغر کنم یانه.(من اطمینان دارم باشما استاد عزیز من لاغر میشم،شک ندارم)ولی این شرایط عروسیم و وجود اضافه وزن۴۰کیلویی،منو خیلی اذیت میکنه و پیش خودم میگم کاش یکسال پیش اشنا میشدم که یکسال فرصت داشتم.
      بازخیلی خداروشکر میکنم باشما آشنا شدم چون حتما به رویای لاغری میرسم….(کاش موضوع عروسی ولباس عروس و…نبود)وانقدراسترس نداشتم….ازهمه درخواست دارم واقعابرام دعاکنن…خیلی احساس درموندگی دارم….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/09 01:13
        مدت عضویت: 320 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        دوست عزيز , اميدوارم به لطف خداى مهربان , همه چى , بخوبى پيش بره🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/05 00:12
      مدت عضویت: 503 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 709 کلمه

      سلام‌ به دوستان همراهم و استاد ارجمند وبینظیرمون

      هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
      آرامتر از آهو بی باکتر از شیرم
      هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
      رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

      و من اوایل آذر ماه ۱۳۹۸ از خستگی زیاد تسلیم تسلیم شدم

      بدنیا اومدم تپل بودم،بعد از ۲تا خواهر لاغر بدنیا اومده بودم و خانواده خوشحال از فربه بودن من،تا زمانیکه کوچیک بودم سوگلی بودم و بزرگتر که شدم از سرزنش هاییکه میشدم متوجه شدم چاق شدم،از خانواده شنیده بودم،باور کرده بودم و پذیرفته بودم که من ارثی چاقم وبا دلایل بیشماری بمن ثابت کردن که این تقدیر منه و من محکوم هستم به بدهیکلی وزشت بودن
      بی اعتماد بنفس بودم،خجالتی بودم،از خودم بشدت متنفر بودم ،تو آینه خودمو نگاه نمیکردم،احساس لیاقت وارزشمندی نداشتم،تایید طلب شده بودم‌،هر کاری میکردم که دیگرانو راضی نگه دارم واز درون وبیرون متلاشی بودم،موقع ازدواج هم مطمئن بودم کیس مناسبی تن به ازدواج با من نمیده،در سن ۱۷سالگی ۷۵کیلو شده بودم ،هیچ لباسی تو تنم قشنگ نبود وشکل پسرها تیپ میزدم ،از ۱۸ سالگی رفتم تو رژیم های سنگین ،باشگاه رفتم وبشدت ورزش میکردم،تمام تنمو پلاستیک میبستم و تردمیل میرفتم که بدنم بیشتر عرق کنه،بعد از زایمان به ۹۵کیلو رسیدم،ترسیدم ،دوباره باشگاه و نخوری های وحشتناک،تمام عمرمو در رژیم و ورزش های طاقت فرسا بودم و با زایمان دومم بازم همه چیز بهم ریخت،دم نوش،گیاهان دارویی لاغری،ای اف تی،تردمیل،ورزش های طولانی،رژیم های سنگین،قرص های لاغری،هیپنوتراپی،ان ال پی و راه های بیشماریو رفتم و مجدد برگشت وزن داشتم،،تقریبا ۷سال پیش که بشدت داشتم تمرینات دوره مربی گری ورزش موردعلاقه مو میگذروندم ،آسیب در کمر و زانو دیدم و دکتر ۹ماه استراحت مطلق داد ،بیچاره شده بودم تو خونه ،همش استراحت،احساس بیهودگی میکردم،اضافه وزنه بازم شروع شد ،من باور داشتم اگر ورزش و رژیم نداشته باشم چاق میشم ومیشدم ،دیگه از همه چیز خسته بودم،مدام به خدا شکایت میکردم از وضعیتم
      ۲سال ونیم پیش از طریق شخصی با استاد عباسمنش آشنا شدم و ورق زندگیم آروم آروم تو هر جنبه ایش تغییر کرد،دیگه هر حس وحالی داشتم از قسمت عقل کل سایت استادعباسمنش میپرسیدم،،با اموزش هاییکه میگرفتم متوجه شده بودم با کنترل ذهنم میتونم به هر چی میخوام برسم پس یه سئوال خوب از خودم پرسیدم ،اگر برای هر کاری میشود پس برای لاغری هم میشود ،دیگه مطمئن شده بودم مسئله من خوردن نیست چونکه من همش تو رژیم بودم،،،، دوره های ذهنی زیادیو گذرونده بودم ،پس متوجه شدم ایراد کار من یه چیزی توی مغزمه و از خودم میپرسیدم من چطور میتونم راحت وآسون لاغر بشم؟؟ و جواب ها رسید
      آبان ماه ۱۳۹۸ ،رفتم پالتو بخرم ،سایز ۴۶ اندازم نشد،داشتم دیونه میشدم ،گریه کنان از فروشگاه اومدم بیرون و به یکی از دوستانم که چند روز پیشش بهم گفته بود فریده چقد چاق شدی،میخوایی تلفن متخصص تغذیه مو بهت بدم ،پیام داد
      ،دوستم ادرس اینستای اون شخصو بهم داد و منم خیلی سریع وارد رژیم های وحشتناک ایشون شدم ،میخواستم خودمو تنبیه کنم ،۲۰ روز از رژیمم گذشت و حال جسمی من بد شد ،بی جون وحال شده بودم
      رفتم توی قسمت عقل کل و پرسیدم آیا میشود با ذهن لاغر شد ؟ جواب های بیشماری از دوستان اونجا درج شده بود و توی چندتا پیامها در مورد سایت استادعطار روشن نوشته بودن،ذهنم دینگ کرد ،صدایی بمن گفت همینه،درسته
      انگار گمشده م پیدا شده بود،سریع وارد سایت شدم و بیشتر فایلهای سایتو گوش دادم ،لذت میبردم،خرید تمام دوره های این سایت مصادف شد با تولد من ۱۱ آذر ،،انتخاب کردم کادوی تولدم بجای طلا ،دوره ها باشه،،وارد دوره ها شدم،ولع یادگیری داشتم،آگاهی ها بر جانم مینشست،من تغییر کردم،اول درونی وبعد جسمی ،به خودم قول دادم شگفتی ساز این سایت میشم وخدارو شکر فیلم‌ و عکسم توی سایت هست
      اعتماد بنفس وعزت نفسم بهتر شده ،از خوردن ترس ندارم ،آرامم،آزادم شاد تر هستم
      من هدایت شده هستم ،من خواستم وخدای مهربانم‌ راه رو برای من آشکار کرد
      استاد عطارروشن مثل یک همراه و مراقب بینظیر قدم به قدم در کنار هنرجوهاش هست و خالصانه و با مهربانی هر آنچه به خودشون کمک کرده که نتیجه بگیرن رو در اختیار ما گذاشته

      استاد شهد شیرین این همه نوازش که از طرف جهان هستی به شما میشه گوارای وجودتون که حتما شما خودتونو لایق این شرایط دیدید که جهان هم به شما پاسخ داد

      جهان هستی اجرا کننده انتخاب های ماست مراقب انتخاب های خود باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/05 20:32
        مدت عضویت: 296 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        نوشتۀ بسیار دلنشین و لذت بخشی بود. شما و سرگذشتتون الهام بخش من و دوستان دیگه هستید. خیلی از جملاتی که نوشته بودید احساساتی که خودم هم بهش دچار بودم رو برام تداعی کرد. امیدوارم اتفاقات خوب بیشتری براتون رخ بده و باز هم سهیم بشید تجربه هاتون رو با ما.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/04 23:24
      مدت عضویت: 243 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 76 کلمه

      سلام استاد گرامی من در شرایط خیلی بد روحی بودم دیگه از همه چیز خسته بودم روحم خسته بود یک روز به فکرم رسید برم سراغ یوگا تا آرامش بگیرم به طور اتفاقی با سایت شما آشنا شدم خدا رو شکر میکنم که با آموزشهای رایگان شما به آرامش رسیدم و در عرض سه هفته سه کیلو وزن کم کردم حرص و ولع خوردن رو از دست دادم جسمم با ذهنم هماهنگ شده ،خدا رو شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/04 23:00
      مدت عضویت: 231 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 16 کلمه

      سلام ممنون از مطالب خوبتون از چه قسمتی مطالب را دانلود کنم من تازه عضو شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/06/05 00:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه
        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/04 19:22
      مدت عضویت: 574 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 872 کلمه

      🌹بنام خدای مهربان 🌹
      🌹سلام و خدا قوت ویژه خدمت استاد و تمامی دوستان شاد و متناسبی که این پیام رو میخونن و به این سایت فوق العاده عالی و لذت بخش هدایت میشوند 🌹
      من به شدت درگیر رژیمهای متفاوت و عذاب آور و بی فایده بودم و مدام در حال شکنجه دادن جسم خودم بودم و مدام از هر رژیمی که نتیجه نمیگرفتم هر کی هر راهی برای لاغری بهم پیشنهاد میداد رو اجرا میکردم 😅و روز به روز افسرده تر و چاق تر میشدم جوری که کافی بود یکی بگه بالای چشمام ابرو هست اشک چنان از چشمام سرازیر میشد که حد نداشت نمیتونم ورد زبونم بود به حدی منفی بودم و به حدی نا امید بودم که همه بهم معترض بودن 😂

      خواهرم مدام میگفت یعنی اینهمه علم پیشرفت کرده و هیچکس یه راه آسون برای لاغری بلد نیس😔 که به ما یاد بده و مدام آه و ناله هممون زیاد بود و همیشه آرزو داشتیم و دعا میکردیم تا راه واقعی و نجات واقعی از چاقی برامون پیدا بشه و همش بی فایده بود با قانون جذب آشنایی داشتیم و چندتا از اساتید فوق العاده هم آشنایی داشتیم ولی اونام زیاد موثر نبودن برای لاغری و اصلا بلد نبودیم و روش هیپنوتراپی رو هم انجام داده بودم و مقالات اون آقا رو هم میخوندم و ان ال پی و اینا هم انجام میدادیم ولی نتیجه نمیگرفتیم 😊

      فقط تنها چیزی که یکم به من کمک کرد و حالم بهتر شد چالش گروهی بود که با دوستانم قرار گذاشتیم هر شب کتاب شفای زندگی لوییز هی رو گوش بدیم و ذهنم خیلی خیلی آرام تر شد و حالم خیلی بهتر شد وزنمم بدون اینکه درگیرش باشم کم شد 😊
      ولی باز شروع کرده بودم به رژیم جدید و ختم چهله زیارت عاشورا با صد سلام و نفرین 😍😍😍

      تا اینکه روز آخر چهله ام و نذرم خواهرم خیلی اتفاقی دنبال مطالب ذهنی میگشت و واقعا نا آگاهانه لاغری با ذهن رو در گوگل سرچ کرد 😍و بعد با شادی فوق العاده ای در سال ۹۶ لینک تالار را به ما داد و سهیلا جون فوق العاده پیامهای عالی میفرستادن و کلی افراد موفق تو تالار بودن که به شدت عالی و زیبا مینوشتن و اونموقع من به صورت روح در تلگرام فعال بودم که کسی مزاحمم نشه و ساعتها غرق در خوندن پیامهای فوق العاده استاد و دوستان میشدم و واقعا انگار در تالار پذیرایی و مهمونی فوق العاده بودم که مدیران تالار بی نهایت عالی و مهمون نواز بودن 😍😍😍از این جشن با شکوه به شدت لذت میبردم و هنوزم در تالار عضوم و پیامهاشون رو دارم و گاهی دلتنگ میشم میخونم و خیلی از شبا رونمایی از یک شگفتی ساز داشتیم که فوق العاده شیرین بود این جشنها 🌹🌹🌹

      تمامی ویسهای فوق العاده استاد رو مو به مو با تکرار گوش میدادم و تمرینات رایگان رو گوش میدادم و انجام میدادم و به حدی حالم فوق العاده شده بود که سر از پا نمیشناختم تا دوره آموزشی استاد رو بخرم و قبلش هم بیکار نبودم و کلیه تمرینات عالی رو انجام میدادم با لذت تا اینکه لطف خدا شامل حالم شد و دوره رو خریدم بهمن ماه ۹۶ انقدر شبی که در دوره ثبت نام کردم تا صبح جیغ زدم و خوشحالی کردم که حد نداشت و بی صبرانه دلم میخاست هر چه سریعتر شروع کنم دوره رو و هر روز که میگذشت شادی بیشتری سراسر وجود منو میگرفت و گوش دادن فایلهای استاد با لهجه بسیار شیرین و فوق االعاده دوست داشتنی شون برای من به شدت لذت بخش و عالی بود و هر روز واقعا روح جدیدی به جسم نا امید من تزریق میشد و همه از اینهمه تغییرات سراسر لذت من متعجب و شگفت زده میشدن و این شادی همچنان روز به روز هم تا کنون بیشتر و بیشتر میشه تو وجودم بخاطر انتخابم اول از سمت خدا و هدایت شیرین و فوق العاده به استاد بی نظیری که فوق العاده با همه وجودم بی نهایت ازشون ممنونم و لحظه لحظه سخنان شیرین استاد برای من درسهای عالی و جدید داره و به ظاهر سخنان گهربارشون رو تکراری میشنوم و لذت میبرم ولی انصافا هر دفعه کلی برام تازگی و شگفتی به ارمغان میاره و همیشه و در همه حال دعاگوی وجود گرانقدر استاد عزیزم رضا عطار روشن هستم و خدا رو بابت این نعمت بی نظیر سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      🌹استاد گلم واقعا نمیدونم چطوری و با چه زبونی قدر دان زحمات عالی شما باشم فقط سعی میکنم با استفاده عالی و انجام تمریناتم تشکر کوچکی از وجود شما که دستان خداوند بر روی زمین هستید انجام بدهم استاد الهی خیر دنیا و آخرت نصیبتون بشه که واقعا شده و به نظرم شما یکی از بندگان خاص خداوند مهربان برای هدایت اینهمه انسان رنج کشیده و داغون که تبدیل به انسانهای فوق العاده شاد و سرزنده شدن هستین و این یعنی عنایت خاص خداوند مهربان به استاد گلم خوشا به سعادتتون🌹

      و آرزوی توفیق روزافزون براتون دارم که لطف خدا بی شمار در حال و زندگی شما شده و لایق تمامشون هستین و دید ما رو هم به لیاقتهامون باز کردین باز هم به شدت ممنونم😊☺️

      🌹لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 🌹
      🌹در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست 🌹
      🌹تناسب اندام همیشگی طبیعی ترین حق منه و من لایقش شدم با بهترین استاد دنیا 🌹
      🌹سپاسگزارم 🌹سپاسگزارم 🌹سپاسگزارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1399/06/04 18:58
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 111 کلمه

      سلام به استاد و هنرجویان عزیز.هدایت من از آنجا شروع شد که دیدم چگونه استاد با شرف و با وجدان خالصانه پشت ما هنرجویان هست و با هیچ چشم داشتی ما را هدایت میکنه آنجا بود باور کردم این روش با بیشمار روشهایی است که من امتهان کرده بودم فرق دارد .روشی هست که نه تنها اموزش تناسب اندام هست بلکه اموزش درستکاری راستگویی ادب کلاس وکلا رفتار و کردار خوب را آموزش میده .
      ممنونم از آزمونهای استاد بی همتا. ممنونم از هنرجویان ی که صادقانه نظرشان را می نویسن و الگوی خوبی برای شخص من هستن .
      روز و هفته خوب ی برای همه آرزو میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/04 18:11
      مدت عضویت: 494 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      من از ٤ سال پيش با اين سايت اشنا شده بودم و حتي در دوره ها شركت كرده بودم ولي متاسفانه انقدر دوستانم با عمل لاغر شده بودند كه ذهنم خيلي مقاومت ميكرد و باعث سد دوره رو كامل كنار بزارم ، و تو اين ٤ سال باز شدم همون ادم قبل كه دنبال رژيم و قرص هاي لاغري ، دمنوشها و غيره رفتم كه هييييچ فايده نداشت تا اين كه ديدم دوستاني هم كه عمل كرده بودند باز دارند چاق ميشن!! اه مگه ميشه؟؟! ديگه اينجاااست كه بايد اعتراف كنم فقققط لاغري با قدرت ذهن امكان بذير هست نه باااا هيچ چيزه ديگه اي!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سیما شریعت پناه
      1399/06/04 18:04
      مدت عضویت: 488 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 471 کلمه

      با سلام خدمت استاد مهربانی ها و دوستان محترم حاضر در سایت؛
      از سن ۱۷سالگی از آیینه فهمیدم که در حال چاق شدن هستم…هر روز میگذشت و من هر سال از عکس های پای سفره هفت سین تغییرات جسمی خودم و بیشتر حس می کردم و این موضوع فشار بیشتری روی ذهن من داشت… دختر خیلی جوونی که دلش میخواد مثل خیلی از دوستاش لباس های شاد و اندامی بپوشه… تو هر جمعی شرکت کنه…اعتماد به نفس داشته باشه و در نهایت شاد باشه…
      اما اون هر روز ناراحت تر و غمگین تر می شد نسبت به این موضوع….
      کم کم شرایطی برام پیش اومد که از دیدن یه عده ای دوستان و آشنایان و فامیل به ویژه اونها که مدت زمان بیشتری بود آنها را ندیده بود فراری بودم. چون گوشزدها خیلی بیشتر از چاقی داشتن من و اذیت می کردن… مگه من چند سالم بود که باید سرزنشم می کردن.من چیزی از علت چاقی ام نمی دونستم. اعتماد به نفسم به تدریج کم و کمتر شد… قدرت تصمیم گیری هام… حق