ورود / ثبت نام
0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

من و همه افرادی که اضافه وزن دارند به تعداد سال های سن چاقی خود به دنبال روشی برای لاغر شدن بوده ایم.

بارها از رژیم های مختلف استفاده کرده ایم.

در باشگاه های ورزشی ثبت نام کرده ایم و با اشتیاق و انگیزه برای لاغر شدن ورزش کرده ایم.

افشرده ها یا دمنوش های مختلف را به امید لاغر شدن استفاده کرده ایم.

به طب سنتی،‌ اسلامی،‌ سوزنی و حتی روش های چربی سوزی از طریق شوک الکتریکی برای لاغر شدن پناه برده ایم.

حتی برخی از شدت رنج و ناراحتی چاقی حاضر به پذیرفتن ریسک عمل های جراحی مختلف شده ایم بلکه از شر این مهمان خانمان سوز رهایی پیدا کنیم.

هر فردی که اضافه وزن دارد حتی اگر شده یک بار برای لاغری به طریق مختلف اقدام کرده است.

نکته مشترک بین همه ما نتیجه نگرفتن از همه سعی و تلاش مان برای لاغر شدن است.

تا جایی که به حدی از احساس ناامیدی و ناتوانی برای لاغر شدن رسیدیم که به افسردگی دچار شدیم.

گوشه نشین خانه شدیم،‌ عصبانی و پرخاشگر شدیم، گریه و گلایه از وضعیت جاقی همدم تنهایی ما شده بود و شرایط بسیار بدی را تجربه می کردیم.

اما در آن شرایط که احساس ناامیدی از هر روشی برای لاغر شدن را داشتیم آگاهانه و شاید هم ناآگاهانه از خداوند درخواست کمک کردیم.

رسیدن به احساس تسلیم در برابر چاقی و قطع امید کردن از همه روش هایی که سال ها برای لاغر شدن از آنها پیروی می کردیم به منزله تسلیم در برابر پروردگار و درخواست کمک از خداوند برای نشان دادن راهی که ما را به سمت لاغری هدایت کند است.

از او طلب هدایت کردیم راهی جلوی پای ما بگذارد تا از ناامیدی رهایی پیدا کنیم.

تا نور امیدی برای لاغر شدن و رسیدن به خواسته چندین ساله مان در قلب ما روشن کند.

در آن لحظه مقدس درخواست شما پاسخ داده شد و شما از طریقی که خود به دنبال آن نبودید به سمت این سایت هدایت شدید.

با نوشتن داستان هدایت خود علاوه بر اینکه از خداوند سپاسگزاری می کنیم بلکه با ایجاد احساس خوبی که در ما ایجاد می شود اطمینان و انگیزه ما برای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن صد چندان می شود.

داستان هدایت خود با سایت تناسب فکری را بنویسید تا به قدرت خداوند در پاسخ به درخواست خود بیشتر اعتماد کنید و در جنبه های مختلف زندگی از این قدرت بی نهایت درخواست هدایت کنیم.

نوشتن داستان خود و خواندن داستان هدایت دیگران باور قدرتمندی درباره طریقه ی هدایت خداوند در قلب ما ایجاد خواهد کرد و برای ما واضح می شود که از بی نهایت طریق خداوند ما را هدایت می کند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22571
برچسب ها:
251 نظر در مورد داستان هدایت من

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/07/03 18:13
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 759 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوارم جناب آقای رضا عطا روشن و دوستان عزیز 

      داستان هدایت من در این گروه

      من بار دوم هست که دوره را شروع می کنم

      من هم مثل خیلی ها راهای زیادی را برای لاغری رفته بودم و همیشه از داشتن شکم بزرگ و دیدن افرادی که متماسب هستند و با خودم مقایسه می کردم،رنج می بردم یک بار یادمه در اوج تابستان اول صبح باید می رفتم دانشگاه تا ساعت ۷ شب می موندم تو دانشگاه یک گن خریده بودم که کامل شکم و تمام نیم تنه را می پوشاند من از چربی کوهان شتر و پارافین یک کرم درست کردم بعد می مالیدم به بدنم و روی آن پلاستیک می پوشاندم و گن را محکم می بستم تا ده دقیقه اول نعسم به زور می آمد بالا ولی تحمل می کردم و کقتی به خانه برمی گشتم پلاستیک پر اب می شد و من خوشحال بودم که چربی های من آب شده در حالی که بدنم بدجور قرمز شد و دانه های قرمز زد و حساسیت کردم .

      یکبار هم یک معجون درست کردم که وقتی می خوردم دهانم بدجور آب می انداخت و حالم بد می شد 

      والییییییی الان که به اون روزها فکر می کنم تنم می لرزه یعنی چقدر من نا آگاه بودم و اگر خدای مهربان به دا م نمی رسید معلوم نبود که چی قرار بود به سرم بیاد. یک روز سر سجاده با تمام وجودم تز خدا خواستم من را از چاقی نجات بدهد .و خدا خیلی سریعتر از آنچه که فکرش را می کردم به من پاسخ داد

      طبق معمول در آپارات دنبال یک فایلی می گشتم یکدفعه به ذهنم رسید در مورد ذهن ناخوداگاه مطلب ببینم گشتم و گشتم که یکدفعه استاد را دیدم که دارند در مورد تناسب صحبت می کنند خیلی حرف هایشان به دلم نشت سایت را یادداشت کردم و وارد سایت شدم دوره رایگان را دانلود کردم و کلمه به کلمه حرفهای استاد را می نوشتم و مو به مو به آنها عمل می کردم خیلی حسم عالییی بود یقین کردم که همان گم شده من هست . هر ماه سعی می گردم دوره سرزمین لاغرها را تهیه کنم ولی هزینه اش برایم فراهم نمی شد یکبهر با استاد تماس تلفنی داشتم و استاد به من پاسخ دادند و به من گفتند که من خیلی کم اتفاق می افتد که تماسی را پاسخ بدهم نمی دانم شما در چه مدتر ذهنی بودید که من گوشی را پاسخ دادم استاد با من صحبت گردند بعد از تماس هستاد دیگه طاقت نیاوردم و از خدای مهربانم کمک خواستم. که نمی دانم چطوری به ما اداره تشویقی داد و من بلافاصله تصمیم گرفتم که برای خرید دوره اقدام کنم . و دکره را خریدم.

       

       

       

       

       

       

      خیلیی عالی بود و هست واقعا از خدای مهربانم سپاسگذارم که مرا در این مسیر زیبا راهنمایی کردند ممنونم خداجونم.

      دوره برای من عالی بود اگر چه چند وقت رها کردم ولی باز استاد فرمودند مهم نیست کجای دوره خستید فقط ادامه بدهد حتما نتیجه می گیرید من از اینکه از شکمم خجالت نمی کشم به خودم می بتلم اصلا دیگه چاقی خودم را نمی بینم عاشق خودم هستم و هر وقت چشمم به آینه می خوره به خودم می گم سلام فرشته من.

      امروز بعد از سالها لباس قشنگی پوشیدم و جلوی آیینه رقصیدم چقدر اندامم قشنگ شده چقدر خودمو دوست دارم کیف کردم از دیدنم گرچه سایز چندانی را کم نکردم اما احساس عتلی دارم آرامش دارم منی که همیشه خوردن و غذا را عامل چاقیم می دونستم و با استرس سر سفره حاضر می شدم دیگه نه اون حرص و ولع گذشته را دارم و نه اضطراب قبل را با آرامش سر سفره می نشینم و به اندازه نیاز بدنم می خورم اصلا اشتهایی ندارم به زیاد خوردن من دیشب فقط با یک لقمه بله یک لقمه پنیر احساس سیری کردم آخه کجا میشه اینو تجربه کرد واقعا شرکت در دوره برای من و زندگی من لطف خدا بوده و هست .

      چقدر لذت می برم وقتی صبحانه کم می خورم همش توی ذهنم این حرف منفی باف می گفت زیاد بخور تا دهانت بدی ندهد و معده ات صدا ندهد اینجوری همه از تو خوششان می آید.

      الان دیگه این ندا را کمتر و کمتر می شنوم و بجاش این ندا می یاد که بوی دهان را با مرتب مسواک زدن میشه رفع کرد حالای بالفرضم بوی بد باشه هیکل آدم که خیلی بزرگتر و جلوی چشم افراد هست از آن بیشتر احساس بدی به دیگران می دهد. و یا می گویم من برای خودم زندگی می کنم وقتی خودم در درونم آرامش داشته باشم با خودم در صلح باشم کافیه همین .

      خدایا من خیلی دوستتت دارم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/27 18:51
      مدت عضویت: 16 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      به نام خدا

      سلام

       یکشنبه هفته قبل دوره گام اول رو خریدم و چقدر سخت بود وقتی که فهمیدم باید تا شنبه برای شروع دوره صبر کنم و سعی کردم توی این هفته از فایل های رایگان استفاده کنم. منم برای لاغری راهی نبوده که امتحانش نکرده باشم و با همش هم وزن کم کردم ولی نه تنها برگشته بلکه همینطور وزنم زیادتر هم شده. آخرین تلاشم قبل ماه رمضان امسال بود که با تمام سختی که کشیدم وزنم توی ماه رمضان برگشت.واقعا خسته شده بودم تمام رژیمها رو کنار گذاشتم و پاکسازی ذهن رو شروع کردم و از خدا خواستم که خودش راهی جلوی پام بزاره هنوز به یک هفته نرسیده بود که از داخل یک سایت کامنتهای خانمی رو خوندم که با روش لاغری ذهنی متناسب شده بود و اون هم مثل من تمام روشها رو امتحان کرده بود، خیلی به دلم نشست و سریع وارد سایت تناسب فکری شدم و دوره های رایگان رو شروع کردم، حس خوبی داشتم و به قول استاد احساس کردم گفتگوهای درونیم داره کم کم عوض میشه ، برای همین تصمیم گرفتم دوره رو بخرم و با کمک خداوند و تمام تلاشم، این مسیر رو برای رسیدن به هدفم ادامه بدم و مطمئن هستم که متناسب می شم و امروز اولین روز شروع دوره ی منه…. خدایا به امید تو….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/24 14:12
      مدت عضویت: 12 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 741 کلمه

      به نام خدا 

      من از طریق خداوند به این سایت اومدم و به تمام محتوای این سایت نیاز دارم‌‌‌‌..

      من تنها از یک روش برای لاغریم استفاده کردم اون هم رژیم کتوژنیک بود که تقریبا ۴ کیلو برگشت داشت تا به امروز و الان بسیار مطمئن تر شدم که هیچ روشی جز لاغری با ذهن نمیتونه تناسب اندام همیشگی برای من به ارمغان بیاره.

      همین اول کار به خودم تبریک میگم که هنوز هم دنبال لاغری و سلامتی خودم هستم این یعنی زندگی خودم رو هدر نمیدم.مهم نیست کجا زندگی میکنم،چند سالمه و حتی مهم نیست چند کیلو میخوام کم کنم.*مهم اینه که میخوام لاغر بشم ،متعهد باشم و ذهنم رو برای لاغری آماده کنم*وضعیت فعلیم: خیلی اضافه خوری میکنم،یواشکی غذا میخورم و هر روز منتظر چاق تر شدن هستم، از غذا خوردن ناراحتم از غذا نخوردن هم ناراحتم، احساس بدی نسبت به جسمم دارم و از طرف همه سرزنش میشم.پول های زیادی رو برای خوردن خرج کردم که اگر جمع میکردم میتونستم برای پیشرفتم استفاده کنم.و دائما به فکر خوردن و نخوردن هستم و منتظرم که گشنم بشه و فقط یک دل سیر بخورم.

      من مبتلای هدفم هستم، من عاشق لاغری هستم و از پوشیدن لباس های سایز کوچیک به  قدری لذت میبرم که اصلا قابل وصف کردن نیست.برای همون احساس خیلی خوبی به این سایت دارم و حس درونم میگه این روش بسی درسته و ادامه میدم.

      استاد توی فایل ثبت نام میگن: “شما هم میتونید متناسب بشید”

      این جمله برای کسی که راهی برای لاغری انتخاب کرده اما به نتیجه نرسیده غیرقابل باوره..اما میشه روش کار کرد و یخ ذهن رو باز کرد.

      من از ۱۱ یا ۱۲ سالگی دچار اضافه وزن خیلی کم شدم و همواره از چاق شدن و چاق تر شدن هراس داشتم و قبل از اینکه چاق بشم یقین داشتم که اضافه میکنم همین رفتار به ظاهر کوچک من اثبات میکنه که: چاقی ابتدا در ذهن من شکل گرفته و سپس در جسم من نمایان شدهپس باید راه رفته  رو برگردم:لاغری ابتدا باید در ذهن من شکل بگیره و سپس در جسم من نمایان بشه

      یکی از دلایل چاق تر شدن افراد ناامیدی در لاغری‌ست که هیچ امیدی ندارن که لاغر بشن و لاغر بمونن ولی در عوض خیلی مطمئنا که به سرعت میتونن چاق بشن (برخلاف افراد لاغر)

      من در سایت تناسب فکری قرار نیست فکر کنم و لاغر بشم،قراره لاغری رو اموزش ببینم و باور های چاق کننده خودم رو اصلاح کنم.

      من در وزن ۶۱.۱۰۰ کیلوگرم با قد ۱۷۳ در سن ۱۶ سال هستم و مطمئنم میتونم اون اندام رویایی که همیشه میخواستگ رو به دست بیارم همیشه دوست داشتم خعلی لاغر بشم و افرادی رو که میدیدم هرچی میخورن چاق نمیشن رو حسرت میخوردم و حسادت میکردم‌.از خدا شکایت میکردم که چرا من هر روز چاق میشم اما اونا همون غذای من رو میخورن و متناسب میموننچرا چرا چرا چرا چرا چرا و….

      من در سایت تناسب فکری ثبت نام کردم و متعهد شدم که برای سه ماه فقط و فقط از اموزش های سایت برای لاغری استفاده کنم.

      من متعهد میشم هر روز یک فایل گوش بدم،نظرات دوستان رو بخونم و دو ساعت از روزم رو به سایت اختصاص بدم.

      من زندگی جدیدی رو تجربه میکنم که هیچ فرد متناسبی تجربه نکرده و براش یک نعمت طبیعی بوده.‌.اما فقط فردی که قبلا چاق بوده لذت پوشیدن لباس و شلوار سایز کوچکِ کوچک رو میفهمه.‌‌‌‌…

      [  ] و من اینجام که : یا بمیرم و یا لاغر بشم

      باشم.همیشه دوست داشتم خیلی لاغر بشم هر فردی رو میدیم که هرچی میخوره بازم لاغره بسیار حسادت میکردم و حسرت میخوردم از خدا شکایت میکردم که چرا باید چاق باشم رژیم بگیرم و ورزش کنم اما اون ادم به راحتی اب خوردن لاغرتر میشه؟ چرا چرا چرا چرا و..

      ((من در سایت تناسب فکری ثبت نامی دوباره میکنم و متعهد میشم برای سه ماه فقط و فقط از اموزش های سایت برای لاغری استفاده کنم.)) راه سخت ۲ ماهه مثل رژیم کتوژنیک رو هر روز با اشتیاق انجام دادم! پس این راه هموار و اسان که دیگه چیزی نیست.

      #در دفترم امضا و تاربخ تعهدم رو زدم# 

      من متعهد هستم هر روز یک فایل گوش بدم، نظرات دوستان رو بخونم و دو ساعت از روزم رو به این سایت اختصاص بدم

      من میتونم زندگی دوباره ای رو تجربه کنم که هیچ فرد متناسبی تجربه نکردهشاید اون فرد لذت بردن از لباس های سایز کوچیک و شلوار سایز کوچیک لذت نبره ، اما‌ میدونم من چاق شدم تا لذت لاغری رو با تمام وجودم حس کنم.[  ] من اینجام که : یا لاغر بشم یا بمیرم(من از قدیمی ها هستم و قبلا داستان هدایتم رو نوشتم ^^)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/23 14:00
      مدت عضویت: 205 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      باسلام 

      سال ۹۹ خیلی تلاش میکردم که وزنی رو که کم کرده بودم رو ثابت نگه دارم کم که دیگه نمیشد لااقل بیشتر نشه.

      هر راهی رو رفته بودم از کالری شماری ، رژیم شیر ، پروتتین ، میوه ، فست های طولانی و ورزشهای شدید  تا دکترهای تغذیه طب نوین و سنتی و داروهای گیاهی و شیمیایی ….

      همیشه نگران بودم که دارم چاق میشم .

      اینقدر مبارزه کردم تا دیگه خسته شدم .خسته شدم ازاینکه همه شیرینی وکیک بخورند من نگاه کنم خسته شدم از اینکه برنامه شام بیرون و پیتزا و رستوران رو به خاطر ترس کنسل میکردم یا اگه میرفتم مرتب قاشق هایم رو میشمردم که بیشتر نخورم .

      آذر ماه ۹۹ گفتم مگه آدم چقدر میخواد عمر کنه که اینقدر خودمو اذیت کنم .خلاصه دکتر تغذیه رو رها کردم ولی بازم مواظب خوراکم بودم .

      ولی انگار فنر وزنم در رفته بود از وزن ۷۲ رسیدم ۸۰ اونم توی سه ماه ، هرچه بیشتر تلاش میکردم ترسم بیشتر میشد و درباتلاقی که برای خودم درست کرده بودم بیشتر فرو میرفتم .

      ۱۲اسفند روز تولدم بود ولی من اصلا خوشحال نبودم ۱۳کیلو وزنی که دوسال پیش با مکافات ،با شب گرسنه خوابیدن، با ورزشهای که باعث برگشت درد دیسکم شده بود کم کرده بودم همه برگشته بود .

      بین دونماز اشکم جاری شد به خدا گفتم منکه نمی دونم دیگه چکار کنم خودت کمکم کن .

      فرداش توی سایتی داشتن چت میکردنداسم استاد رو گفتند .منم توی نت دنبال گشتم .

      برام سایت تناسب فکری  آمد .اسمش برام عجیب بود  بلافاصله وارد شدم و از مطالب خوشم آمد بااینکه آدم محتاطی هستم فایلها من رو مسخ کرد سریع ثبت نام کردم و فقط گوش کردم و نظرات رو میخوندم .میدونستم این هدیه ایی بود که از خدا خواسته بودم .

      کم کم شروع به نوشتن کردم اینجا جواب خیلی از سوالاتمو گرفتم چرا منی که اینقدر رعایت میکنم تند تند چاق میشم .

      ۶ماه توی دوره رایگان چرخیدم و یکم نتیجه جسمی گرفتم ولی باور و فکر من خیلی فرق کرده بود مادر و همسری شده بودم که هرروز داره برای بهتر شدن تلاش،میکنه .

      وقتی این نکات ناب رو در فایلهای رایگان دیدم  تصمیم گرفتم اول خودمو دوست داشته باشم و برای خودم هزینه کنم .

      امروز سه شنبه ۲۳شهریور ۱۴۰۰ به لطف خدا دوره گام اول رو خریدم .

      منتظر شنبه ام که مانند صدگام تلاش کنم تا از خودم انسانی بسازم که دیگر حسرت تناسب دیگران را نخوردم .وبااعتماد به نفس گام بردارم و برای انتخاب هرچیزی که دوست داشته باشم ،آزاد باشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      reyhanehkhorramdel@gmail.com
      1400/06/14 23:31
      مدت عضویت: 39 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      سلام استاد من از طریق یکی از دوستانم وارد سایت شدم. من ریحانه خرم دل هستم ۱۵ ساله.

      من از چاقی خودم رنج میبرم وا با کمک شما ولطف خدا میخواهم به مسیر لاغر برم.

      من خیلی راه هارو رفتم ولی نتیجه زیادی نگرفتم‌.

      ومن خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم و به لطف خدا من میتونم به وزن دلخواهم برسم

      من میتونم 💪

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتاِ متعهد
        1400/06/25 12:37
        مدت عضویت: 12 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلامممممم عزیزدلم..خیلی خیلی خوش اومدی😍😍 من میدونم دوتامون خیلی خیلی موفق میشیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/13 18:03
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      هدایت من 

      من از طریق خداوند به این راه هدایت شدم تنها همین را میتوانم بگویم و زمانی که پای خدا وسط یاشد جای هیچ حرفی باقی نیست 

      اما تصمیم دارم که دیگه در مود این دوره و مشکلاتم با هیچکسی حرف نزنم تا راحتتر صدای ندای خداوند را بشنوم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهديه عطارزاده
      1400/06/13 11:24
      مدت عضویت: 733 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      سلام استاد جان 

      خوب هستید 

      من هم که برای بار سوم هست که هدایت و دعوت میشم به سمت مسیر سبز تناسب لاغری با ذهن 

      خیییلی خوشحالم که میدونم هیچ  راهی برای مهدیه بجز این راه و مسیر برای رسیدن به خواستش وجود نداره 

      من میتوانم 💪💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/07 07:16
      مدت عضویت: 31 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام

      در سن ۳۴ سالگی با ۱۰ کیلو اضافه وزن تصمیم به لاغری از طریق ذهن گرفتم.بعد از دوتا بارداری چاق شدم و هیچ وقت نتونستم به وزن اولم برگردم برای اینکه دوتا پسر شیطون دارم که نمیتونم جایی بزارمشون و کوچیک هستند و من دچار استپ وزنی شدم که دکترا میگن بدون ورزش جواب نمیگیدم امیدوارم از این طریق جواب بگیرم

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/05/30 17:01
      مدت عضویت: 407 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 847 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم 

      داستان هدایت من 

      داستان هدایت من درست برمیگرده به زمانی که سال دوم ازدواج من بود من وهمسرم تصمیم گرفتیم پولمون به آشنایی داده وهم برای کمک به اون وهم برای کمک به خودمون ازش سود بگیریم وزندگیمون پیشرفت بدیم وپول رهن خونمون دادیم به اون شخص تا قسطامون بتونیم بدیم اون روزا فکر میکردیم پیشرفت دراینکه آدم فکرش کار کنه سود بگیره پولش پول بیاره وخلاصه از این مدل فکرا 

      خلاصه رفتیم خونه ای بسیار کوچک درمحله ای پایین تر از خانه قبلیمون به طوری که من اساس خانه ام رو به زور وبا حالت فشرده سازی جا کرده بودم 

      اون خونه رهن واجاره بسیار کمی داشت ومن خوشحال وسرمست از کار فداکارانه ای که برای زندگیم کرده بودم 

      کم کم متوجه عمق فاجعه شدم محله محله بدی نبود اما کوچه ما فاجعه بود تازه متوجه اطرافم شدم که چه آدمهای بد وناجوری کنارم زندگی میکنن وترس تمام وجودمون گرفت من به شدت منزوی شدم از طرفی پول نداشتیم وبه خاطر وام های بیشمار زیر قسط داشتیم له میشدیم واز طرفیم من چاق تر وچاق تر میشدم 

      این شد که همسرم از یکی از همکارای بدنسازش رژیم بسیار سختی رو برام گرفت ومنم با هزار زور وسختی گرفتمش خونمون اوضاع خیلی بدی داشت من بسیار عصبی شده بودم بسیار اذیت از محیط پیرامونم به خاطر خونه کوچک وکوچه بدمون کسی حاضر به اومدن دیدنم نبود ومن تنها تر از همیشه شده بودم تازه فهمیده بودم چرا این خونه اینقدر ارزون بود 

      خلاصه که رژیم گرفتم وبعد کلی سختی واعصاب خورد کنی لاغر شدم چند کیلویی ولی لاغر نموندم واوضاع بدتر شد داشتم دیوونه میشدم این شد که تصمیم گرفتم برم وبا چیزای روانشناسی خودمو آروم کنم اولش سایتی رو پیدا کردم که خانم روانشناسی بود وحرف های خوبی میزد کمی منو آروم کرد ولی مدام پول میخواست ومن کسی رو میخواستم که هر روز درکنار من باشه تا لاغر شم ومحبور به پول دادن مداوم نباشم وهرزمان پولی داشتم خرج پیشرفت خودم کنم این بود که دست به دامان خدا شدم 

      خوب یادمه عید اون سال کرونا بود وهیچ جا نرفتیم 

      از خدا خواستم نجاتم بده دیگه طاقتم طاق شده بود 

      که به طور کاملا اتفاقی این سایت پیدا کردم فایل ها رو یکی پس از دیگری گوش میدادم وبرجان وروحم مینشست سریع به همسرم گفتم منو عضو سایت کنه تا فایل های رایگانش گوش کنم شاید باور نکنید ولی چنان اشتیاقی منو فراگرفته بود 

      که ۶ کیلو کم کردم بدون رژیم بدون هیچ چیزی 

      اما اون زمان نمیدونستم نباید به کسی نگم نباید خودمو وزن کنم ودیر فهمیدم این شد که رفتم رو ترازو وبوم همه چیز فرو ریخت 

      ومن دوباره چاق شدم خیلی ناراحت بودم گفتم هیچی منو لاغر نمیکنه ورهاش کردم ناامید وعصبی تر از قبل شدم 

      خیلی شرایط بدی بود به همسرم فشار آوردم منو ببر مسافرت دارم دیوونه میشم تو این خونه واونم با هر بدبختی بود منو برد شمال وکاری که نباید میشد شد

      بازم بوم تصادف کردیم 

      یک هفته جهنمی درساری بودیم هر دو داغون وماشین له وداغون اینو بگم که حتی دراون شرایط وحشتناکم خدا منو رها نکرد وچنان قدرتی بهم داد تا همسرمو به دندان کشیدم واز اون جهنم نجات پیدا کردیم وقتی برگشتیم تهران صاحب خونمون جوابمون کرد وپرتمون کرد بیرون راستش خوشحال بودم که دارم میرم ولی پول نداشتیم این بار دوباره خدای مهربان خانه ای برامون پیدا کرد که بهتر از قبلی بود ولی شرایطش زیادم جالب نبود اما باقیمت مشابه اون خونه 

      خلاصه سرتون درد نیارم زخمی مریض شکسته با کلی بدهی اضافه شده بهمون رفتیم اون خونه

      یه ندایی به من میگفت این دوره فقط نجات بخش تو بخرش اون روزا حتی پول دادن قسطمون نداشتیم ولی من از همسرم خواستم بخره برام این دوره رو همسرم

      درکمال تعجب هیچ مقاومتی نکرد وبرام خرید ومن گازمو فروختم وقسطمون دادم از روز اول اون خونه شروع کردم به یادگیری اوایلش خیلی حالم بد بود اما با این حال هر روز گوش میدادم وتمرین حل میکردم تنها چیزی بود که شده بود دلخوشی من 

      کم کم حالم بهتر شد از افسردگی شدید تبدیل شد به کمی ناراحتی وبعدم اصلا ناراحت نبودم واتفاقا خیلیم سرحال وخوشحال بودم اونقدر خوشحال بودم هر روز که همسرم تعجب میکرد  کم کم اوضاعمون خوب وخوب تر شد 

      شاید باورتون نشه چون حق دارین برای خودمم هنوز شگفت انگیز ولی زندگی من ومن از این رو به اون رو شدیم من لاغر نشدم ولی زندگیم زیر ورو شد 

      الان که مینویسم این مطالب نمیدونم داستان هدایت من دقیقا از کی شروع شد اما هر چی که بود وهر زمان که بود اونقدر خوشحالم که باور کردنشم برام سخت 

      خدایا شکرت بابت اینهمه محبت وعشق وروزی بابت اینهمه آرامش وخوشبختی به جرات میتونم بگم از جهنم به بهشت برگردونده شدم 

      امروز چند روزیه اومدیم خونه جدید ومن تصمیم گرفتم دوباره مثل پارسال شروع کنم یادگیریمو واین بار همه تمرکز وهمتمو بگذارم روی لاغر شدنم چیزی که سالها آرزوشو داشتم من تعهد لاغریمو دادم واومدم تا از امروز شنبه شروع کنم شگفتی سازی خودمو خدایا شکرت که هنوزم هدایتم میکنی 

      وحالا داستان هدایت جدید من این 

      روزی روزگاری زمانی که اومدم به خونه خوشگل جدیدمون تصمیم گرفتم خودم از خونه زیبام زیبا تر وجذاب تر بشم این شد که دفتر تناسب اندام من باز شد ولاغری من آغاز شد …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/30 12:11
      مدت عضویت: 37 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      سلام.من مائده از کوچکی درگیر چاقی بودم و همیشه مسخره میشدم.از خودم متنفر بودم و هیچ گاه خودم را دوست نداشتم.با انواع رژیمها از هر نوعی که وجود دارد امتحان کردم و زجر کشیدم از رژیم کتوژنیک تا گیاهخواری از طب سوزنی تا رژیم های من دراوروی و هر بار لاغر میشدم و باز دوباره از دفعه قبل چاقتر میشدم تا اینکه حتی عمل جراحی انجام دادم و از درد مفاصل نجات پیدا کردم و البته چه زجرهاییکه در این ۴ سال کشیدم ولی خوشحال بودم که اضافه وزنم را ازدست دادم ولی باردار شدم و دوباره چاق شدم و ۱۸ کیلو اصافه وزن دارم .دوباره متدهای مختلف و رژیم فستینگ را امتحان کردم و فایده نداشت تا اینکه از طریق مادرم با سایت شما آشنا شدم و دقیقا من تمام این حرفاها را دیدم که در ذهنم حک شده.به امید از دست دادن همیشگی اضافه وزنم برای همیشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryam.mehri1975@gmail.com
      1400/05/27 00:39
      مدت عضویت: 88 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      سلام استاد عزیز
      داستان هدایت من از اونجایی شروع شد که به دلیل اضافه وزن دچار زانو درد شدم البته این تنها یکی از دلایل من برای هدایت به سایت هست من پرستار اتاق عمل بودم که یک سالی هست بازنشست شدم با ۲۰ سال سابقه کار ۴۶ ساله هستم با قد ۱۵۴ و وزن ۷۴ من تا موقع ازدواج ۴۸ کیلو بودم و به مرور چاقی من شروع شد قبل از تولد فرزنداول ۵ کیلو اضافه شدم و دلیلش این بود که به اندازه غذا درست نمیکردم و همسرم هم خیلی رعایت میکرد به دلیل کمر دردی که داشت چاق نشه برای همین متاسفانه برای اینکه گاهی یه کوچولو غذا دور نریزم میخوردم در دوران بارداری هم استراحت مطلق بودم و اطرافیان هم مدام میگفتن خوب بخور بچه رشد کنه همین باورهای اشتباه باعث شد من بعد از ۶ سال و دو فرزند ۲۰ کیلو اضافه وزن داشته باشم دوران شیر دهی هم که اطرافیان میگفتن باید خوب بخوری وزنی که پیدا کردم هم وزن زمانی بود که نه ماهه باردار بودم خیلی افسرده شدم توی عکسها از خودم بدم میومد تو مهمونی ها لباس پیدا نمیکردم خیلی میگشتم و کلافه میشدم تو این مدت خیلی روشهای لاغری رو امتحان کردم ولی بدون نتیجه تا این سال آخر که بازنشست شدم میدیدم هر روز داره به وزنم اضافه میشه داشتم کم کم به ۸۰ میرسیدم چند بار همسرم در مورد لاغری با ذهن پیشنهاد داد ولی من اعتمادی نداشتم تا اینکه از خدا خواستم راهی رو به من نشون بده و به طور کاملا عجیبی این دفعه که همسرم گفت سری به سایت بزن کمی مطالعه کن شاید بتونی کمک بگیری و اینطور بود که چشم به دنیایی باز شد که همه مثل خودم بودن و همه هدف مشترک خدای مهربان رو شاکرم برای این هدایت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/03 16:09
        مدت عضویت: 75 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        من دیروزهزینه لاغری باذهن روپرداخت کردم ومنتظرهستم تابا امیدبه خداازروزشنبه شروع کنم باتوجه بااینکه ۸۹کیلوهستم باقد۱۵۵

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 11:05
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      سلام  به همه دوستان…من دوست دارم خانه ای شیک و مجلل داشته باشم با همه وسایل و لوازم نو وجدید …دوست دارم همسرم شغل مستقل و پر درامدی داشته باشه….دوست دارم زندگی با ارامش و پر از شادی داشته باشم….دوست دارم خدا را بهتر بشناسم….دوست دارم تحصیلات عالیه داشته باشم باکلی شهرت و محبوبیت….دوست دارم سلامتی داشته باشم….دوست دارم به راحتی بتونم به خانه فامیل ها ی خودم سر بزنم و از با انها بودن لذت ببرم….دوست دارم اعتماد به نفس خیلی بالایی داشته باشم و به راحتی در جمع صحبت کنم….دوست داره ظاهری زیباداشته باشم….دوست دارم خدا را در همه جا حس کنم و اونقدر پول داشته باشم که برای خرید هیچ مشکلی نداشته باشم….دوست دارم همیشه در راه درست قدم بردارم ….خدایا من با توکل به خودت وبا کمک استاد عزیز می خواهم تا پایان این دوره به همه خواسته هایی که گفتم برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Asi2018.bigdeli@gmail.com
      1400/05/21 04:53
      مدت عضویت: 46 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      سلام و عرض ادب. در سن ۳۸سالگی با وزن ۹۰کیلو با سایت شما آشنا شدم. دقیقا روز ۱۸مرداد در نوت گوشی نوشتم و از دل شکسته و نا امیدی پیش خداوند متعادل گلایه کردم. جالب این ساعت ۴صبح روز ۲۱مرداد با سایت شما آشنا شدم. امیدوارم که این آخرین راه برای لاغر شدنم باشه. از شما و سایت پر بارتون سپاس گزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/03 15:55
        مدت عضویت: 75 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 162 کلمه
        • باسلامی پرازامیدونشاط،سرشارازانرژی خدمت استادگرامی ودوستان بااراده ومصمم
        • من هم مثل همه شماعزیزان ازبچگی تاالآن که۴۷سالمه باچاقی دست وپنجه نرم کردم ازتمام روشهاحتی لیپولیزاستفاده کردم بادکترهای مختلف تغذیه،تا۱۵کیلوهم وزن کم کردم ولی دوباره برگشته وهمیشه هم ورزش میکردم ومیکنم
        • من همیشه تورژیم غذایی هستم دیگه خسته شدم( بلاخره من کی میتونم چیزایی روکه دوست دارم باخیال راحت وبدون عذاب وجدان بخورم)
        • باهمین فکروخیلا که داشتم یه روزکه تو  یوتویوب دنبال خیاطی بودم لاغری باذهن دیدم باخودم گفتم مگه میشه بافکرلاغرشداین همه رژیم ونخوردن جواب نداد این میخوادجواب بده
        • این موضوع خیلی فکرمومشغول کردوتوذهنم تکرارمیشد
        • یه روزکه داشتم روتردمیل راه میرفتم باخودم گفتم گوش کنم ببینم چی میگن
        • برام خیلی جالب بودچون دقیقااشاره به نقطه ضعف من میکرد(من آدم پرخوری نیستم ولی هرچی میخوام بخورم اولین چیزی که به ذهنم میاداینکه چقدرکالری داره،چاق میکنه)
        • شروع کردم فایلهای رایگانوگوش کردم وتنهاراه درمان چاقیمو ،لاغری باذهن دیدم
        • خداروشکرمیکنم که بااین مسیرآشناشدم
        •  من خیلی فکروذهنم باکالری خوراکی هاوموادغذایی درگیرهستش  بطوریکه فکرمیکردم من بایدپیش ازاینکه لاغربشم ذهن وباورم رودرست کنم وتنهاراه همینه
        • یقین دارم که نتیجه خواهم کرد
        •  
        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/18 12:09
      مدت عضویت: 576 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 674 کلمه

                             به نام خدا

      با سلامت خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی و عزیز

      داستان هدایت من:

      من مریم رحیمی32ساله  هستم از استان شیراز که امروز بار دیگر داستان هدایتم رو به سوی این نور آسمانی( روش لاغری از طریق ذهن)مینویسم 

      از زمانی که تناسبم رو از دست دادم و تحت تا‌‌‌ثیر فرمول های اشتباه ذهن افراد قرار گرفتم از همون موقع به بعد روزهای خوشم رو از دست داده بودم از اون زمان دیکه همش از خودم بدم می اومده از خودم متنفر بودم اعتماد به نفس نداشتم دوست نداشتم تو جمع ها حضور داشته باشم هر بار به خودم قول میدادم که این بار غذایم رو نخورم

       ولی وقتی با مواد غذایی روبرو میشدم به حدی می خوردم که بعد از غذا احساس خفگی و دل درد داشتم 

      و بعد از غذا هم عذاب وجدان که باز هم من نتونستم جلوی خودم بگیرم 

      هر روز با خودم دعوا داشتم و همین رفتارهای تکراری هر روزم باعث شده بود روز به روز چاقتر شم

      و دوست نداشتم لباس های که اندامم رو نمایان می‌کرد ببوشم مجبور میشدم لباس های ببوشم که خیلی گشاد بودند که  چربی های دور شکمم مشخص نشه 

      و از اون لباس هاحالم بد میشد  یعنی نامتناسب بودن من باعث شده بود دنیای از یک کابوس رو برای خودم بسازم و از اونجایی که هم باور کرده بودم دیکه چاقی ما ارثیه بیشتر غصه دار بودم که دیگه سرنوشت من همینه که هس باید همیشه با خودم در جنگ و نزاع باشم 

       اطرافیانم هم می‌دونستن که من همیشه ورزش میکنم که متناسب شم و بهم میگفتن مریم تو لاغر بشی زشت میشی چاقی بیشتر بهت میاد لاغری چیه صورتت سیاه میشه مریض میشی بزار همون جور باقی بمونی  

      ولی من از چاقی حالم بد میشد حاضر بودم مریض بشم آخه افرادی رو که میدیدم بخاطر بیماریه رنج می‌بردند و خیلی لاغر شده بودند دوست داشتم مثل اون فرد بیماری بگیرم و لاغر بشم و با خودم میگفتم بمیرم بهتر از اینه که زجر بکشم هر روز یعنی تا این حد این اضافه وزن بر دوش من سنگینی میکرد 

      یعنی این اضافه وزنه بهترین شب زندگیم( عروسیم) رو هم برای من غمگین ساخت 

      همون شب از خودم بدم می‌اومد اصلا خوشحال نبودم چون تو اون لباس عروسی چربی ها دور شکمم مشخص بود و احساس خوبی نداشتم و اون شب هم به دلم زهر

       این اضافه وزنه مانند یه گرگ شب و روز روی سر من خوابیده بود و خوشی های زندگی رو از من گرفته بود 

      و با روزها و ماه ها و سالهای که نتونستم با ورزش و باشگاه به اون وزن برسم و دیگه همه چی رو ول کرده بودم و به خیال اینکه چاقیم  ارثیه همه چی رو رها کردم و به بدبختی ها و ناخو‌شی ها ادامه دادم 

      تا اینکه یکی از روزها یکی از اقوام های همسرم اومد خونمون و بهم گفت مریم یه راهی برای لاغری هس از طریق ذهنه میدونم که همیشه دوست داری لاغر بشی گفتم فقط به تو بگم چون این موضوع نباید کسی بدونه 

      بدون ورزش بدون رزیم فقط از طریق ذهنه 

      اگه دوست داری شرکت کن 

      گفت خودم هم شرکت کردم تازگی ها عالیه 

      من صبر نداشتم لحظه شماری میکردم که فرصتش و جور کنم بتونم به استادم زنگ بزنم 

      ظهر که همه خوابیدن به استادم زنگ زدم و همون روز که 5شنبه بود بول و واریز کردم و استاد گفتن که از شنبه شروع میشه یعنی خدا شاهده وقتی خدا بخواد همه چی جور میشه این یک هدایت بود فقط از طرف خدا چون من روزها.و ماه ها و سالها در انتظار همچین روزی بودم یعنی من بارها بوده از طرف دوست‌، آشنا، منو به برنامه رزیمی معرفی میکردن ولی اصلا قبول نمیکردم و باور نمیکردم این مسخره بازی ها رو 

      ولی اینو بدون اینکه بهش فکر کنم قبول کردم و از همون روز اول باور کرده بودم که این همونیه که من از خدا میخاستم  خدا رو شکر میکنم که منو به سوی راه درست و صحیح هدایت کرد 

      خدایا هزاران بار شکر 

      شکر شکر شکر 

      همچینین از استاد خوبم که دستان خداوند هستن برای ما انسان ها که این آگاهی رو در اختیار ما قرار داده  

      ممنون استاد خوبم ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      fatemeh.malomi@gmail.com
      1400/05/16 15:49
      مدت عضویت: 58 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 151 کلمه

      سلام خدمت استادمهربانی

      استادعزیزم هیچوقت فکرش رونمیکردم روزی برسه که من بیست کیلو اضافه وزن داشته باشم ولی متاسفانه الان که دراین سایت ثبت نام کردم به این اضافه وزن رسیدم رژیم های مختلفی روامتحان کردم از تغذیه تاهیپنوتراپی 

      ولی نشد که نشدهمه بهم میگفتن که چراچاق شدی ولی دیگه ازدست من کاری برنمیومد چون نمیتونم خودم رو کنترل کنم وهرروز به پرخوری ادامه میدادم

      دیگه تسلیم شده بودم تااینکه در روز عید غدیربعد از ازصرف ناهارگوشیمو برداشتم ودر مورد رژیم هایی که ازطریق تجسم وذهن وجود داره جستجو کردم چون قبلا ازطریق لاغری برای همیشه مهدی خردمنداستفاده میکردم ونتیجه گرفته بودم ولی دوباره وزنم برگشت 

      بنابراین وقتی رژیم باذهن رو زدم باسایت شماآشنا شدم ولی توجهی نکردم

      دوباره بعد یکساعت دوباره زدم وبازهم سایت شما

      شر وع کردم به خوندن 

      دقیقا جایی که ازهمه چیز بریدم سایت شمارودیدم استاد امیدوارم روزی برسه که به نتیجه دلخواهم برسم اونزمان حتما خواهم گفت که این یک هدایت الهی ست

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      m.hasankhani6602@gmail.com
      1400/05/14 20:15
      مدت عضویت: 85 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      باسلام من یک ساله که با این موضوع آشنا هستم یک روز تو گوگل سرچ می کردم و دنبال رژیم غذایی بودم که با لاغری با ذهن آشنا شدم.خیلی خوسم اومد .فایلهای رایگان رو گوش دادم .خیلی مقاومت داشتم برای خرید دوره.می گفتم من که خیای اضافه وزن ندارم.خودم می تونم با رژیم درستش کنم.اما نشد.بعد از یک سال دوره رو خریدم و از شنبه شروع می کنم.با تشکر از استاد روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/13 15:08
      مدت عضویت: 72 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 385 کلمه

      سلام به همه دوستان عزیز! من وزنم 99 کیلو بود و به خاطر امتحان کردن روش‌های مختلف و وزن کم و زیاد کردن های مکرر به این وزن رسیده بودم که تصمیم گرفتم با هر روز رفتن به باشگاه و رژیم کالری شماری و قرص چربی سوز وزن کم کنم و موفق هم شدم و به وزن 72 کیلو رسیدم تا اینکه کرونا شروع شد باشگاه تعطیل شد و خودمم نمیخواستم از ترس بیماری برم باشگاه و خانواده ام هم اصرار میکردن که تو این شرایط نمیخواد رژیم بگیری و نباید بدنت ضعیف باشه و فکر خودم که اگه کرونا گرفتم و مردم حسرت خیلی چیزها به دلم نمونه باعث شد که برگردم به روال عادی زندگیم و همین طور چاق تر میشدم تا به وزن 85 رسیدم تقریبا نصف زحمت هام به هدر رفته بود که باز تصميم گرفتم دنبال رژیم لاغری برم توی این مسیر اول با آقای سینا شریف زاده آشنا شدم کتاب لاغری خریدم و… بعد توی همین مسیر که دنبال مطالب علمی درمورد لاغری بودم با آقای عانگه اصلانیان آشنا شدم که ایشون هم یک سری کتاب و مطالب درمورد لاغری داشتن و وقتی برا تایید یک مطلبی که ایشون گفته بودن توی سایت داشتم تحقیق میکردم با لاغری با متد j. A(ای. جی) آشنا شدم که روش لاغری با ذهن بود و چون باید ثبت نام میکردم و هزینه پرداخت میکردم و اطلاعی هم از این روش نداشتم خواستم اول درموردش تحقیق کنم و وقتی عبارت لاغری با ذهن رو جستجو کردم دوره رایگان استاد عطارروشن رو دیدم و پیش خودم گفتم وقتی این دوره رایگان هست پس حتما حرفی برا گفتن داره و تبلیغ نیست که پول بدی و بعد متوجه بشی به درد بخور نبوده و شروع کردم به استفاده از فایل های دوره و تشویق شدم که مطالب بیشتری بخونم، ضمن اینکه به قدرت ذهن هم از قبل اعتقاد داشتم و همیشه میگفتم غذا خوردن من ذهنی هست چون در طول روزه واجب ماه رمضان به هیچ وجه احساس گرسنگی نمی کنم و مغز فرمان خوردن صادر نمی کنه پس باید بشه برا بقیه مواقع هم کنترلش کرد، من تازه شروع کردم و امیدوارم منم مثل بقیه دوستان نتیجه بگیرم و چون دعا کردم و بدون هیچ پیش زمینه قبلی الان اینجا هستم اینو مسیر هدایت خودم میدونم و ان شاء الله که همین طور هست😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/05/11 13:11
      مدت عضویت: 477 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام به همگی

       داستان هدایت من از بعد از عید شروع شد  بعد از عید پارسال که ۲۵ روز توی دهاتمون بودم و به شدت چاق شده بودم وقتی اومدم وزن کردم ۷۷ کیلو شده بودم خیلی ناراحت بودم از هیکلم بدم میومد احساس می کردم به سختی نماز میخونم به سختی نفس می کشم از پوشیدن لباسام متنفر بودم همه لباسام بهم  چسبیده بود عرق می کردم مثل دفعه های قبلی تصمیم گرفتم که پیاده روی کنم یا یه مقدار پرخوری هامو کم کنم تالاغربشم این دفعه تصمیم قاطع گرفته بودم و از خدا خواستم کمکم کنه تا این که به وسیله خواهرم و زن داداشام که تو این دوره ها شرکت کرده بودند با این مسیر آشنا شدم خیلی هیجان زده شده بودم چون متوجه شده بودم که تو این مسیر از رژیم و ورزش خبری نیست خیلی زیاد از رژیم متنفر بودم از محدودیت از نخوردن از ورزش کردن و عرق کردن هم خسته شده بودم خیلی خوشحال شدم و گفتم این همون روش که من می خوام همیشه دوست داشتم خیلی راحت و بدون دردسر لاغر بشم خدارو شکر که من به این مسیر هدایت شدم و مطمئنم موفق میشم چون من الکی به این مسیر دعوت نشدم.

       به امید موفقیت همه عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/09 12:55
      مدت عضویت: 746 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      به نام خدا 

      سلام دوستان عزیز من فاطمه ۱۸ ساله ام از ۱۵ سالگی از طریق سایت عباسمنش با دور لاغری با ذهن و استاد عطارروشن اشنا شدم اما اون موقع درورو نخریدم سال بعدش که ۱۶ سالم شده بود  عید قدیره تقریبا ۳ سال پیش بودکه از وضعیت خودم کاملا خسته شده بودم و با اشک به استاد پیام دادم که استاد من قرار بود پارسال دوررو بخرم اما اینکارو نکردم و الان خیلی نسبت به سال قبل وضعیت جسمیم و روحیم صدهابرابر بدتر شده استاد گفتن ایرادی نداره یک سال فشار بیشتری تحمل کردی و الان با انگیزه ی بیشتری به سمت لاغری میروی . در اینجا منظور استاد این بود که مثبت فکر کنم و نیمه ی پر لیوان رو ببینم . من دررو خریدم و از اون موقع تا الان هی دورو انجام میدادم ول میکردم اینا دیگه تقریبا یک سال پیش بود که کامل و با اشتیاق دررو انجام دادم و از اون موقع تا الان حدود ۲۵ کیلو از وزنمو کم کردم و الان دوباره قصد دارم از اول و با اشتیاق و تجربه ی بیشتر درورو شروع کنم و تا اخر ادامه بدم و وزن بیشتری کم کنم و بیشتر یاد بگیرم درست زندگی کردن رو…به امید فردایی بهتر و با توکل به خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nargesaslanian2021@gmail.com
      1400/05/08 22:59
      مدت عضویت: 91 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 25 کلمه

      من خیلی خوشحالم که در این مسیر قرار گرفتم وخدارو شکر میکنم . خوشحال م در کنار دیگر دوستانمیخوام برای همیشه به تناسب اندام برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 01:33
      مدت عضویت: 404 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

       من از وقتی به دنیا اومدم برچسب اضافه وزن و چاقی رو من خورده شد ، چون علت زودتر به دنیا اومدنم سنگین بودن من بود ، در 6 ماهگی 12 کیلو شدم و مادرم شخصی بود که دوست داشت از من شخصیت بی عیب و نقص بسازه و از همون 3-4 سالگی غذای من با بقیه ی افراد خانواده فرق داشت و این که من چاق هستم مثل برچسبی در ذهن من جای گرفت . من الان با وزنی 57 کیلوگرم هستم اما ذهنم ناخوداگاه من رو در دسته ی چاق ها طبقه بندی میکنه و از الان خودمم راضی نیستم . در 18 سالگی به حدی رسیدم که گفتم مرگ یا لاغر شدن و در مدت 2 ماه 10 کیلو کم کردم و خیلی متناسب شدم تا 2 سال سعی کردم این وضعیت را نگه دارم ولی رفته رفته و آروم آروم برگشت تا به 62 رسیدم . دوسال طول کشید که دوباره همت کنم و اینبار تا 55 کیلو تونستم اما دیری نپایید که دوباره وزنم رو به افزایشه و از این کشمکش های درونی خسته شدم . من با اراده ام تلاشگرم ولی دراین زمینه موفق نبودم وشکست خودمو پذیرفتم چون روش رژیم موفق بوده ام باز اراده میکنم و به خاطر حس پاداشی که دارم و موفق میشوم و به نتیجه میرسم به روش قبلیم برمیگردم و بعد از موفق شدن دیری نمیپاید که آروم آروم تا چند ماه میبینم وزنم باز داره میاد بالا و در این اراده ی  جدید متوجه شدم پوست صورتم انگار خسته ست ، و بااین روش تصمیم گرفته لاغر بشه و صدمات بدی به من میزنه . دیگه به نقطه ی تسلیم رسیدم ، درسته که ترس از این دارم اگر به روش قبلی برنگردم ممکنه افزایش وزن بیشتر داشته باشم ، اما صددرصد موقته و من رو خسته کرده !  امیدوارم این اولین و آخرین روشی باشه که انجام میدم و برای همیشه از این کشمکش و افزایش وزن برای همیشه خلاص بشم و از خدا دراین زمینه هدایت خواستم و روش آشنایی من با این سایت ، چون در مورد قدرت ذهن اطلاع داشتم در زمان ناامیدی سرچ کردم و این سایت در سطر اول قرار گرفت ، این روش از رژیم گرفتن سختتره ، اما اگر کلید رهاییه من از این وضعیت باشه حاضرم بهاش رو بدم همونطور که اینجا هستم . ممنون از سایت خوبتون و تلاش بینهایتتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/05/02 01:50
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 70 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها به سرزمین لاغرها هجرت کردید خوشحالم و به شما خوش آمد می گویم.
        روشی لاغری با ذهن آسان ترین روش لاغر شدن است
        هیچ کاری سخت تر از چاق شدن و چاق مردن نیست
        بنابراین هر روشی که ما را به سمت لاغری هدایت کند روشی آسان و لذت بخش خواهد بود
        و این روش فقط و فقط لاغری با ذهن است
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/02 19:36
          مدت عضویت: 404 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 95 کلمه

          سلام ممنونم 

          باراهنمایی شما و تلاش خودم حتما موفق خواهم شد . برای یه تازه کار که ذهنش رو بایستی پاکسازی کنه یا از اون عادتها دست برداره و باور والگوهای جدیدی قرار بده به نظر سخت میاد حالا در طول مسیر قطعا با تدریس شما آگاهیم از روندش بیشتر میشه و بعد از اتمام حتما نظر خودم رو میگم 

          شاید جواب دادن شما هم یه هدایتی بوده چون من  به خاطر عجولیم پیش اومده به روش قبلیم برگردم و پاسخ شما من رو مصمم تر کرد که تا آخر صددرصد ادامه بدم 

          ممنون از تلاش بی پایانتون 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      armitasediqi16@gmail.com
      1400/04/30 15:14
      مدت عضویت: 68 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 684 کلمه

      به نام خدای مهربان.برای شروعی دوباره،پا به این سایت گذاشتم.و امروز ۳۰ تیر،تولد معنوی من شروع میشه.دقیقا ۱ تیر وارد سایت شدم اما از ایمیل اولیه خودم بیرون اومدم و استارت دوباره زدم تا با تمرکز بیشتر و زیباتر مسیر به این قشنگی و آسانی رو ادامه بدم..

      داستان هدایت من:

      سلام به همه همراهان عزیز.ارمیتا هستم ۱۶ ساله از مشهداز زمانی که چشم به این جهان باز کردم،اطرافم کسانی رو دیدم که یا اضافه وزن داشتند یا درگیر لاغر شدن بودند.بعد از سن  ۶ سالگی دیگه اضافه وزن من شروع شد و با الگو برداری از مادرم از حالت متناسب در اومدم.این اضافه وزن خیلی کم و ناچیز تا ۱۳ سالگی من ادامه داشت.اما زمانی که ۱۳ ساله شدم به خاطر باورهایی که راجع به بلوغ دختران داشتم اضافه وزن شدید گرفتم ولی باز هم نسبت به قدم اسم خودم رو  چاق نمیذاشتم امان از اینکه ذهن من “چاق” بودخلاصه این اضافه وزن تا ۱۴ سالگی همراهم بود البته در این دوران رژیم نخوردن و کم خوردن گرفتم و تونستم مقداری از وزنم رو کم کنم و از اون حالت بسیار تپل دربیام.وقتی ۱۵ ساله شدم با رژیم کتوژنیک از طریق یکی از دوستانم آشنا شدم و شروعش کردم.و این استارت اولین رژیم جدی من بود طِی دو ماه ۸ کیلو کم کردم و تونستم به وزن ایده‌الم یعنی ۵۷ کیلو برسم.ولی در طول اون مدت همیشه نگران متناسب نگه داشتن خودم بودم.سوالاتی در ذهنم میپیچید که آیا میتونم لاغر بمونم یا نه؟ بقیه راجع به من چه فکری میکنن اگه چاق بشم؟ آبروم پیش همه اونها میره و….اوایل دوران تثبیتم بودم که به خونه خاله‌ام دعوت شدیم و من اونجا بسیار پرخوری کردم و در ذهنم هر لحظه عذاب وجدان داشتم اما نمیتونستم جلو خودمو بگیرم.چون معده‌ام کوچیک شده بود هر لحظه کِش اومدن معده‌ام رو حس میکردم اما نمیتونستم جلوی دستم رو بگیرم تا مواد غذایی رو نخورم.انگار حریص شده بودم و ذهنم مدام میگفت بخور پیدا نمیشه بخور،بخور…وقتی از مهمونی برگشتیم صبح ناشتا رفتم روی وزنه و دیدم بلههه…دو کیلو اضافه کردم،اونم توی دو روز!!! فقططط دو روز..و حسابی گریه کردم و دچار خودباختگی شدماز زمین و زمان متنفر شده بودم و با همه عصبی برخورد میکردم.

      همون شب سر نماز مغرب، جلوی گریه خودم رو نمیتونستم بگیرم و دائم اشک میریختم،توی دلم میگفتم خدایا چرا من باید انقدر بدبخت باشم در عرض دو روز انقد چاق بشم بدون اینکه کاری بکنم …حتی از خدا خواستم بیماری شدید بهم بده شاید در اون صورت لاغر بشم و دیگه چاق نشم .حصرت کل کسایی رو میخوردم که هرچی میخورن چاق نمیشن ولی منه بدبخت باید زجر بکشم تا یکم لاغر بشم.وقتی یاد اشک هام از سر عجز میوفتادم واقعا حالم بد میشه..دو یا سه ساعت بعد انگار یکی بهم گفت برو توی سایت عباسمنش قسمت عقل کل،اونجا سرچ کن “وزن”من هی به حرفش گوش ندادم گفتم برو بابا هرچقد میخوام چاق بشم،بشم دیگه مهم نیست!ولی اون با مهربونی و ارامش میگفت برو اینکارو بکن..برو شاید شد..انقدر باهاش کلنجار رفتم که آخر تسلیم شدم و رفتم سمت گوشی.همه خواب بودن و فقط من بیدار بودم،گوشی رو برداشتم و رفتم توی سایت و سرچ کردم “وزن”چند تا کامنت و دیدگاه اول رو خوندم اما به دردم نخورد،تا اینکه یکی از دوستان سایت عطارروشن رو معرفی کردن..انگار یک جرقه توی ذهنم خورد سریع توی گوگل سرچ کردم و فایل اول استاد برام اومد..شروع کردم به نگاه کردن..

      شوکه بودم،اشکم واینمیستاد..به قدری از شوق گریه میکردم که هرکسی منو میدید فکر میکرد دیوونه‌استاما من دیوونه نبودم من هدایت خدا رو با چشمام داشتم میدیدم..از زمانی که وارد بحث قدرت ذهن شدم تا اون روز هدایت خدا رو لمس نکرده بودم،طعم شیرینش رو نچشیده بودم..ولی وقتی دیدم انقدر دلچسب،انقدر قشنگ،انقدر سریع اومد و من رو هدایت کرد به سمت چیزی که میخواستم دیگه به ربانی بودنش ایمان اوردم و گفتم این همونیه که من میخوام…این همون چیزیه که من میخوام..و الان،به قدری خوشحال هستم و آرامش دارم که حد نداره.

      الان اهنگ چشمامو بستم میثم ابراهیمی توی ذهنم مرور میشه :

      با گریه هام میاد غمامو حل کنه

      نزدیک میشه تا منو بغل کنه 

      از آسمون شهر خیلی پایین تره

      درو که وا کنم خدا پشت دره:)با آرزوی هدایت برای دوستان بیشتر به سایت تناسب فکری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/25 09:54
      مدت عضویت: 74 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام وقت بخیر من ازوقتی یادم میادچاق بودم، همیشه ازبچگی بهم میگفتن توتپلی، وچاق بودن قسمت اصلی زندگی من بوده، بعدکه بزرگترشدم پرخوری ریزه خوای عوامل چاقیم بود، بعدهاکه غذاموکم کردم ولی همچنان چاق بودم متابلیسم بدن وطبع بلغمی روعامل چاقی میدونستم واین اواخر من داری استپ وزنی هستم هرچقدرهم کم بخورم لاغرنمیشم ولی کافیه یه ذره بیشتربخورم چندکیلوچاق میشم، وبعدهم میگفتم سیستم بدنم اینه که چاق باشم حتی باخوردن اب هم چاق میشم، خلاصه لاغری برام یه آرزو بوده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/22 23:51
      مدت عضویت: 585 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      سلام

      یک سال و نیم پیش به طور اتفاقی با دیدن ویدئو های رایگان استاد در یوتیوب باهاشون آشنا شدم و به این سایت هدایت شدم موقعی بود که نزدیک دو سال بود دمنوش لاغری میخوردم و معده ام در آستانه داغون شدن بود با خوردن دمنوش ها نزدیک ده دوازده کیلو کم کرده بودم ولی وقتی یک هفته نتونستم بخورم احساس کردم دوباره میل به خوردن بیشتر دارم و زمانی که هفت کیلو برگشت در کمال ناامیدی و یاس توی یوتیوب با استاد آشنا شدم و اما در مورد اینهمه مدت که دوره رو تهیه نکردم دلیلش فقط این بود من به فکر همه بودم الا خودم سه بار تصمیم گرفتم دوره رو خریداری کنم هر بار که پول دستم می‌رسید بچه ها یه مشکلی داشتن و پول رو به اونا میدادم دفعه اول توی مسافرت مشهد بودم و روز دختر هم بود و من سه تا دختر دارم که موقعی فهمیدن من پول دارم کادوی خوب میخواستن و منم سه تا ساعت نقره براشون خریدم دفعه دوم باز پول دستم اومد دختر بزرگم میخواست مطبش رو تجهیز کنه پول رو دادم بهش و اما دفعه سوم به خودم گفتم هر طور شده باید دوره رو تهیه کنم بچه ها توی این مدت که توی خونه بودن برای سایت ها فیلم ترجمه میکردن و پول میگرفتن و برای خودشون هر چی میخواستن خریدن و البته برای من و پدرشون گوشی خریدن ( خیلی هم بی معرفت نیستن 😉) ولی اول فکر خودشون بودن این دفعه منم به فکر خودم هستم و دوره رو خریداری کردم هر چند که باید پول پیش خونه رو بدم ولی ایمان دارم که خدا خودش درست میکنه .

      توی این یکسال و نیم تقریبا هر روز توی سایت بودم و تمام ویدئو ها رو من دیدم تمام نوشته ها رو خوندم و در زندگیم خیلی تاثیرات خوبی دیدم و از همه مهمتر آرامشی هست که دارم و همه اینها رو مدیون استاد عطارروشن عزیز هستم  .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryam.mehri1975@gmail.com
      1400/04/22 14:20
      مدت عضویت: 88 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام استاد عزیزم مدت زیادی نیست من با سایت شما آشنا شدم همسرم از شاگردان استاد عباس منش هستن حدود دو هفته پیش پیش شما رو به من معرفی کردن در رابطه با لاغری با ذهن من ۴۶ ساله هستم و حدود ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم در مدت ۱۸ سالو راههای زیادی رو امتحان کردم برای کم کرون وزن حدود یک سالی هست بازنشست شدم و خیلی تلاش میکردم و پیاده روی میرفتم کم کم دچار زانو درد شدم همسرم که متوجه شد علت رو جویا شد که چرا؟ روزی که پیشنهاد سایت شما رو داد و من همون روز یه فایل صوتی از شما گوش کردم به چنان آآرامشی رسیدم که استاد عزیزم شاید باورتون نشه ولی مدت دو ماهی که من دچار استپ وزنی شده بودم به یکباره دقیقا از فردای آنروز نتیجه گرفتن شروع شد یعنی به یکباره من که به عشق چای و صبحانه بیدار میشدم و خودم رو با انواع کیک و بیسکوییت با چایی خفه میکردم دیگه برام لذت بخش نبود خیلی تعجب میکردم یعنی به یه آرامش رسیدن و فکر رو درگیر نکردن چقدر میتونه موثر باشه من از شما ممنونم فعلا دارم با فایلهای رایگان شما پیش میام تا حتما محصولات شما خدا کمکم کنه که بتونم تهیه کنم به زودی انشاله خدا رو شاکرم که من رو هدایت کرد و از طریق دسنانش در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم البته هدف من فقط لاغری نیست تغییر زندگی است البته من همسرم رو میبینم که چقدر تغییر کردن با فایلهای استاد عباس منش من هم هدایت شدم به سایت شما خودم همسرم و فرزندانم رو بسیار زیاد دوست میدارم ما خانواده موفقی هستیم فرزندانم رو خدا به بهترین راه هدایت خواهد کرد همسرم از لحاظ مالی بسیار پیشرفت خواهد کرد و من هم یک مادر سالم و شاد و اندامی متناسب خواهم شد خدای خوبم حواسش خیلی به ماست دوستش دارم و آرزوی موفقیت روز افزون برای استاد خوبم دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1400/04/22 12:03
      مدت عضویت: 762 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      بهمن ۹۷ وقتی که باز از یک برنامه رژیمی خسته شده بودم وپام تو باشگاه شکسته بود ووزنی که به بدبختی در طی یک سال کم کرده بودم در طی شش ماه برگشته بود هرچی میخوردم بالا میآوردم همون موقع  برادر شوهرم یکی از فایل های رایگان استاد رو برام فرستاد گفت به گمونم خیلی خوبه من نگا کردم و صبح روز بعد پول رو واریز کردم انگار چیزی درونم فریاد میزد این همونه که میخوای شروع کردم اوضاع ذهنی من به خاطر زندگی که داشتم خیلی خیلی مشوش بود تا حدود یک سال ونیم فقط گوش میدادم تمرین انجام میدادم ولی انگار درک نمیکردم ولی خیلی خیلی آرامش گرفته بودم شادی در وجودم زنده شده بود امیدوار شده بودم برای شخصی که حتی یک بار دست به خودکشی زده خیلیه الان دقیقا یک ساله سایز من ثابت شده برای منی که ۳۴ سال در حال چاق شدن بودم این خیلی خیلی ارزشمندهه و خداروشاکرم حال درونی من روز به روز داره سفید تر میشه قدرت انتخاب پیدا کردم قدرت نظر دادن قدرت نه گفتن قدرت ترسیم نقشه برای زندگیم و واقعا دارم زندگی میکنم و انشالله وقتی ذهنم نقشه ی خودشو کامل کرد در بهترین شکل لاغر میشم و متناسب. من تا زمانی زنده هستم این مسیر رها نمیکنم چون به آرامش رسیدم دیگه قرص آرامش بخش نمیخورم دیگه سیگار نمی کشم و حالم عالیه مگه من از زندگی چی میخوام وروز به روز نشانه ها رو بیشتر درک میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 11:38
      مدت عضویت: 374 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام بر خداوند و بر شما، من نظرات عقل کل استاد عباس منش رو می‌خوندم که یهو به اسم شما استاد برخوردم اونم ابرای آموزش لاغری با ذهن. دنبال هم رشد بودم هم لاغری خدا هم هردوش رو نصیبم کرد و چقدر خوبه لاغری با ذهن من در موردخیلی چیزها روی خودم کنترل داشتم ولی روی غذا خوردن و چاقیم کنترل نداشتم. و الان افسار خوردنم هم الحمدلله اومده دستم گاهی شل میشه ولی فیلتر سازیم روز به روز داره قوی تر میشه.استاد سپاسگزارم خیر ببینید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/19 13:47
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام من فریماه فقری هستم و الان اومدم اینجا که در مورد داستان هدایتم به این سایت بنویسم خب من تقریبا اواسط پاییز توی ابان از طریق یکی از دوستام به اسم صبا با این سایت اشنا شدم اولش فک کردم این سایت کلاه برداریه و حتی تا یکماه دلم نمیخاست ایمیلمو وارد سایت کنم و فایلهای رایگان رو گوش کنم یادمه اون زمان حدودا 5 ماه بود که داشتم برای کنکور درس میخوندم و چون از همون ابتدای درس خوندن برای کنکور استرس اینو داشتم که توی سال کنکور چاق بشم توی اون پنج شیش ماه چند کیلو هم چاق شده بودم خلاضه یروزی دلو زدم به دریا ثبت نام کردم و فایل اول لاغری رایگان رو گوش کردم و حتی یادمه که تمرینای جلسه اول رو توی کتابخونه انجام دادم که تقریبا دیگه توی زمستون بودیم بعدش صبا دوره ی ورود رو خرید و منم خیلی دوست داشتم که دوره رو تهیه کنم چون بعد از دیدن فایلای رایگان خیلی امیدوار شده بودم اما خب اون زمان هزینه ی دوره را نداشتم و چون داشتم درس میخوندم میترسیدم وقت درس خوندنم از بین بره خلاصه منم از خدا خاستم که بتونم بعد کنکور این بسته را بخرم و یه مقداری پول جمع کردم یه مقداری هم از مامانم گرفتم و خداروشکر  تونستم دوره را تهیه کنم و و به لطف خدا توسط صبا با این سایت اشنا شدم و امروز شنبه اولین روز از این دوره هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/19 08:09
      مدت عضویت: 81 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      با سلام.. اگه بگم من عمل جراحی لاغری بای پس انجام دادم و فقط 28 کیلو کم کردم و دوباره 3 کیلو چاق شدم با اینکه کمترین غذا را میتونم بخورم.. باور کزدنی نیست.. این بودکه با خودم گفتم ی حای کار درست نیست.. و اتفاقی دوست دخترم استفاده کزده بود و با نتیحه.. و دقیقا به قول شما وقتی تمانی درها بسته میشه خدا راهی براد نشون میده و میخام اونجایی از کار که درست نیست را درستش کنم برای همه چیز و همه کارها

      تشکر فراوان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهديه عطارزاده
      1400/04/16 17:14
      مدت عضویت: 733 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام استاد،من دوباره اومدم😍😍

      اینقدر خوشحالم که دوباره شروع کردم که نگووو و نپرس 💃💃💃

      همون قدر که به وجود خدا اطمینان دارم همون قدر هم به این دوره و نتیجه گیری صد در صدم از این دوره اطمینان دارم

      من پارسال به تناسب ایده آل خودم رسیده بودم ؛اما به خاطر شرایط بارداریم که البته در بارداریم هم بسیار متناسب بودم و چاق نشده بودم و بيشتر بخاطر گیر افتادن در تله ی این و بخور و اون و بخور تا شیر کافی برای نوزاد داشته باشی ، !!! 

      متاسفانه از تناسبم دووور شدم🥺🥺🥺

      اممممممما اصلا و ابدا مهم نیست چون من خودم و این دوره رو باور دارم👌👌👌👌👌

      ومطمئنم که بزودی راحت تر از قبل به تناسب اندام ایده آلم میرسسسم💪💪💪💪💪💪

      به امید روز های زیییبا و خوش مزه ی تناسب🥰🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/12 10:16
      مدت عضویت: 602 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 622 کلمه

      به نام خداوند جان آفرین🕊🕊💐سلام بر استاد گرامی ونمونه،

      استاد عزیزم این جا میخاهم اول از خداوند وبعد از شما تشکر کنم ک در هر زمانی ک تو بدترین حالت روحی بودم شما به من انگیزه برای ادامه دادن دارین سپاس گذارم ،💐💐💐💐

      داستان هدایت من از دی ماه سال ۹۸شروع شد ،زمانی ک در بدترین شرایط جسمی و روحی بودم وکلا دکتر ها از من و زنده بودن قطع امید کرده بودند چون بر اثر وزن زیاد وبی تحرکی ریه های من دچار مشکل شده بود قلبم مشکل پیدا کرده بود.وخیلی بیماری های دیگه توی خونه همش با دستگاه اکسیژن نفس می کشیدم ، دکتر بهم گفته بود اگه همینطور پیش بری باید دستگاه اکسیژن همیشه به دوشت باشه،و کمسیون پزشکی تصمیم گرفتند برای نجات جان من باید عمل اسلیپ معده وروده انجام بدهند یعنی مقداری از روده ومعده من باید بسته بشه ک من نتونم غغذا بخورم و ،وزنم پایین بیاد و از بیماری ها نجات پیدا کنم،همه کارهای نیاز قبل عمل انجام شد ونوبت عمل هم زدم ۳ روز قبل از عمل استرس عجیبی گرفتم وترسیدم 

       ذهنش از خداوند کمک میخاستم ،استخاره کردم با قرآن بود اومد،۳بار استخاره بد اومد،نا امید از همه جا فقط از خداوند ی راهی میخاستم،خواهرم ک بیشتر از همه نگران من بود پیشم اومد و گفت من یک دوره ای آموزشی هست یک نفر برام فرستاده وخیلی نتیجه عالی گرفتند و اصلا دوست ندارم تو عمل کنی معلوم نیست بعد عمل چه بلائی سرت بیاد و اگه این ۲تا قطعه تو بدن تو میتونه جلوی غذا خوردن و وزن تو رو بگیره تو خودت نمیتونی،تو یعنی قدرت و توانایی خودت از این قطعه ها کمتره،و بیا این دوره را بخریم و استفاده کن اگر راضی نبودی بعد برو عمل کن ، اونجا ی خدایی درونم میگفت ک تو میتونی،و موافقت کردم و با دخترم تماس گرفتم و نوبت عمل رو کنسل کردم و دوره را خریداری کردم واز ۱۹ بهمن ۹۸ شروع کردم ،وبه لطف خداوند بزرگ اولین اتفاقی ک برایم افتاد بعداز چند روز آرامش گرفتم شبانه روز فقط کارم شده بود تو سایت بودن وگوش دادن وبه لطف خداوند بعد از چندین ماه کم کم دستگاه اکسیژن رو از خودم جدا کردم وَرَم بدنم خیلی کم شد، تازه داشتم معنی زندگی کردن رو می فهمیدم حس میکردم،وخیلی خوشحال بودم ادامه دادم ادامه دادم وبه لطف خدا الان هستم ،و این بار برای بار دوم میخاهم این دوره را شروع کنم برای بار اول من سلامتی آرامشم وکیل تغییر ات زیادی در زندگیم ایجاد شد رابدست آوردم و سایز هم کم کردم و این بار مطمعنم هستم ک این مسیر کامل ترین وعالی ترین مسیر هست ک من میتونم ،به تناسب اندام ایده آل ک وزن ۵۲ کیلو هست برسم .

      نا گفته نماند ک من ی مدتی تو این مسیر سُر خوردم و جاده لیز بود وبه شدت زمین خوردم  از مسیر منحرف شدم وبه مسیر های دیگه رفتم ک یادم رفت ک کجا میخام برم،رفتم تو مسیر آگاهی ومعنوی،و هرچی ک اونجا شنیدم دیدم ک استاد عطا روشن ک کامل تر این رو برای ما با جان ودل آموزش میده و اونجا ایمانم به این دوره و این مسیر قوی تر شد،و امروز تمام اون ها رو آنفالو کردم و تصمیم قاطع گرفتم ک از همین مسیر ادامه بدم ومن زمانی ک خودم رو بشناسم میتونم خدای درونم را بشناسم وبه قدرت درونی خودم پی ببرم،

      خدایا از تو بی نهایت سپاسگزارم که من را در مسیر عالی هدایت کردی،خدایا از تو میخاهم ک من و تمام افرادی ک به این بیماری چاقی مبتلاهستند را در مسیر درست حمایت وهدایت کن 💐🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊💐💐💐💐💐💐💐

       

      استاد عزیزم از شما تشکر میکنم ک به طور عالی وبی هیچ کم وکاستی همراه ما هستین وبهمون امید ادامه دادن میدهی ،امیدوارم همیشه در پناه الله یکتا باشید .نور وعشق بر شما جاری باشد،💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      monirekhoshnoodi82@gmail.com
      1400/04/11 08:23
      مدت عضویت: 88 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام و وقت بخیر 

      من حدود یک ماه پیش ،پیج شما رو تو اینستا دیدم و حس خیلی خوووبی به محتویات پیج داشتم به خودم گفتم من واقعااا به این نوع رفتار درمانی چاقی و پاکسازی دیتاهای ذهنی نیاز داشتم و خداروشکر کردم که حس و حال خوبی رو در ازای پیدا کردن شما بدست آوردم.

      هیچ اتفاقی،اتفاقی نیست.

      خیر این راه صدبرابر برگرده به جناب اقای عطار روشن🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/10 00:26
      مدت عضویت: 96 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,336 کلمه

      به نام خداوند زیبایی ها 

      سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار و همراهان گرامی 

      داستان هدایت من :

      داستان هدایت من برخلاف شما عزیزان از تناسب اندام شروع میشه من یک عشق به ورزشم ،هر چقدر ورزش کنم خسته که نمیشم هیچ سرحالم میشم 

      بعد از تولد پسرم سال ۹۱ ،وقتی از آب و گل در اومد دوباره ورزش رو شروع کردم ایندفعه پیلاتس 

      بعد از ۴ سال ،سال ۹۵ بخاطر علاقه زیادم خیلی سریع پیلاتس رو حرفه ای یاد گرفتم اما اضافه وزن داشتم مربی ورزشی من بهم پیشنهاد داد برم دکتر تغذیه برای کاهش وزن ،منم بخاطر ورزش قبول کردم چون تیپ مربی ورزش خیلی مهمه (البته این اولین باری نیست که قرار بود وزنم رو کم کنم )

      دکتری رو که بهم معرفی کرده بود رفتم چند ماهی شروع کردم حالا چه طوری هر دوساعت غذا بخور ،۸ لیوان آب، چاشت، ساعت چند شام ،با کلی دارو برای لاغری ،ویتامین و …

      اوایل خوب بود ولی زیاد دوام نیاوردم رهاش کردم ناراحتم می کرد .

      چند ماه بعد به دیدن جاریم رفتم اون بخاطر کمر درد خیلی زجر می کشید ،دکتر گفته بود اول وزنت رو کم کن بعد عمل ،منم اونجا دکتری روکه  می شناختم بهش معرفی کردم و جاریم رفت و شروع به رژیم گرفتن کرد خیلی مصمم بود بخاطر کمرش با همه ی شرایط می ساخت ،بعد چند وقت بهم زنگ زد گفت که وزن کم کرده و بهم گفت تو هم بیا و من دوباره وسوسه شدم ۲۰ بهمن ۹۵ شروع کردم ،آخر اسفند دقیقا ۴۰ روز تونستم ۱۶ کیلو وزنم رو کم کنم و تثبیت بگیرم 

      خوش حال و سرافراز بودم و خودم رو با اراده میدیدم 

      خوش تیپ با اندامی زیبا چون من خیلی هم با علاقه ورزش می کردم 

      حالا از تثبیت بگم چه تثبیت ۶ قاشق برنج شده بود ۹ قاشق و یک کف دست شده بود دوتا ،خیلی هم خوش حال که می شد در هفته یک تکه کیک یا یک شیرینی کوچولو خورد 

      من شروع کردم با برنامه جدید برای تثبیت تا کمی غذا رو زیاد کردم وزنم زیاد شد غمگین و ناراحت باز شروع کردم به کاهش وزن ،دوسال با بدبختی تموم هی وزنم رو می‌آوردم پایین تا یک کوچولو چیزی اضافه می خوردم می رفت بالا 

      کدوم تثبیت فکر می کردم وقتی برسم به وزن ایده آل می تونم به زندگی برسم و متناسب باشم اما رسیدنی در کار نبود من دوسال تلاش کردم فقط وزنم بالا نره ،از غذاها می ترسیدم ،هر چی خوردم همش کالری رو حساب کردم ،از چاق شدن می ترسیدم از خودم بد میومد له شده بودم ،عشق تموم زندگیمو از دست دادم ،ورزش رو، توی کلاس بدنم خالی می کرد ،کم می‌آوردم دکتر فقط بهم قرص میداد ولی من درست نشدم ورزش رو برای همیشه رها کردم ،رزیم غذایی بزرگترین ظالم دنیاست 

      دوسال هر روز فقط فکر کردم چی بخورم و کی بخورم مثل یک آدم کوکی ببخشید اینو می گم گاهی حس می کردم مثل حیوان شدم فقط به خوردن فکر می کردم ،من عاشق خانواده هستم بدون همسرم دوست نداشتم غذا بخورم اما رژیم منو از همسرم دور کرده بود چون من باید توی ساعت برنامه غذا می خوردم تنها غذا می خوردم انگار زهر بود برای من ولی تحمل کردم 

      همیشه گرسنه بودم واصلا سیر نمی شدم موقع میان وعده کلی هویج و خیار با میوه می خوردم با غذا کلی سالاد می خوردم از گرسنگی می ترسیدم حس بدی داشتم حالم بد بود روزگار تیره و تار بود فقط یادتون باشه خوش تیپ و خوش هیکل ،فقط از خوش تیپی من  خنده مال زمانی بود که کسی می گفت وای چقدر خوش تیپی ،همش همین بود ولی کسی از حال من خبر نداشت 

      داغون داغون بودم و هیچ وقت به آرامش نرسیدم 

      به جایی رسیدم که از خودم متنفر شدم چون فقط زندگی من شده بود فکر به خوردن 

      به خدا گفتم لطفا منو از این حال و هوا نجات بده گفتم به من انسانیت رو برگردون ،من اشرف مخلوقات تو هستم چرا باید همش درگیر خوردن باشم، آخه تو که منو برای خوردن نیافریدی خلاصه خیلی حالم بد بود ولی خوش تیپ 

      آخه بابا من باید راضی می بودم ،من باید خوش حال می بودم ولی نبودم توی آینه حتی همش حس می کردم باید وزنم رو کم کنم اصلا راضی هم نبودم 

      همین طوری روزها می گذشت و من با خودم و با خدا حرف میزدم و گله داشتم یک جای کار لنگ میزد 

      ناگهان فکری زد بسرم ،فکر کردم مغزم یک چیزی کم داره که همش می خواد بخوره ،مثلا شاید یک ویتامین یا نمیدونم ،باز رسیدم به جایی که من مشکل دارم نمیدونستم کجای کار خرابه همشو از بی عرضگی خودم میدیدم ای بابا چرا من هیچ وقت سیر نمی شدم 

      دنبال کار مغز رفتم دنبال یک چیزی که بخورم مغزم سیر بشه

      خیلی گشتم مطالب مختلف اولین چیزی که منو متحیر کرد این بود که توی عده ی بی شماری که چاق هستند و وزن کم می کنند حالا به هر روشی جز با ذهن ۹۸ درصد برگشت داره برام حیرت انگیز بود پس مغزم مشکل نداره یک جای کار خرابه باز خوندم راجب تمام رژیم ها یی که وجود داره ،طب سنتی ،طب اسلامی ،غذاهی مختلف کشورهای دنیا دوباره فکر کردم  رژیم ها یک اشکالی داره کدوم درسته اما نه با خوندن فراوان فهمیدم آدم های مختلف رزیم های مختلفی داشتند و شکست خوردن 

      بالاخره آرزو ی من و دعاهام جواب داد و پیدا کردم لاغری با ذهن برای من معجزه بود ،من بی‌عرضه و بی اراده و شکمو نبودم من راه رو اشتباه رفتم 

      شروع کردم به خوندن و کار کردن دوره ی رایگان وای از خوش حالی توی پوست خودم نمی گنجیدم برای همه تعریف کردم که بالاخره پیدا کردم من مقصر روزهای بد زندگیم نبودم من راه رو بلد نبودم ،داشتم یاد می گرفتم حالم خوب شده بود توی روزهای بد حالی بعد دوسال سختی تا قبل از پیدا کردن دلیل دوباره وزنم برگشته بود این بار بیشتر از قبل ،برای همه گفتم می خوام چکار کنم ولی کسی حرف منو نفهمید که هیچ دوباره برگشتم سر خونه ی اول جاری جان گفت بیا بریم ولی دیگه هیچ ایمانی به رزیم نداشتم ولی رفتم دوره ی رایگان منو آماده کرده بود من با لطف خدا و تلاش راه رو پیدا کردم دوباره هم نتونستم برگردم پیش دکتر از ۱۷ خرداد شروع کردم به خوندن بدون نوشتن فقط مطلب خوندم و تأثیرش رو هم دیدم در عرض ۱۳ رو ۲ کیلو ۸۵۰ گرم کم کرده بودم 

      الان باور دارم راهم درسته اخه میدونید من الان ساناز ۷۴ کیلویی شاد و پر انرژی هستم که می تونه دنیا رو عوض کنه ولی قبلا ساناز خوش تیپ با ۵۸ کیلو وزن ولی غمگین ناراحت ،بی عرضه ،له‌ شده بودم 

      حالا می دونم چطوری باید زندگی کنم می خوام برم دنبال آرزوهام یک جای کوچیک هم برای کاهش وزن اون عقبها گذاشتم 

      الان دیگه فکر نمی‌کنم چی بخورم، این بزرگترین آروزی منه البته کامل نیست چون جناب منفی باف در کمین است ولی من عالیم من میدونم ۶ سال عادت‌های زشت خوردن رو باید کم کم عوض کنم من مطمئنم همه چی درست میشه چون خداوند دست منو گرفت آورد اینجا خدایا عاشقتم 

      راستی از جاری خانم بگم الان توی تناسب هستند ولی متاسفانه ترس از خوردن دارن و ترس از چاقی ،می دونید بزرگترین آرزوشون چیه ؟اینه که یک دفعه این قدر غذا بخورن که سیر بشن ،خیلی دوست دارم دوباره بهشون بگم بیان اینجا ولی می ترسم این‌بار برای کسی تعریف کنم خیلی برام عزیز هستند دوست دارم ایشون هم از اسارت رژيم خارج بشن و همون غذا رو با لذت بخورن نه با ترس کاش می شد 

      من الان خیلی کم غذا می خورم از رژیم هم کمتر ولی سیر میشم با چند لقمه فکر می کنم مغزم دیگه گرسنه نیست ،چشمم دیگه گرسنه نیست ،الان عالیم 

      ببخشید خیلی پرحرفی کردم این قدر چیزهای خوبی کسب کردم دوست دارم همه رو براتون بگمشرمنده سر شما رو بدرد آوردم 

      استاد گرامی با تمام وجود از شما سپاسگزارم که برادرانه آنچه آموختید در اختیار ما قرار دادید درپناه ایزد منان سربلند باشید 

      از همه ی شما عزیزان سپاسگزارم که مطلب منو خوندید همین طور که دست نوشته های شما قوت قلبی برای من بود امیدوارم نوشته ی من هم به شما عزیزان کمکی کرده باشه 

      در امان خدا باشید 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        armitasediqi16@gmail.com
        1400/04/30 23:05
        مدت عضویت: 68 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیزم.نمیدونید چقدر از خوندن دیدگاه هاتون لذت میبرم.مخصوصا داستان هدایت شما که واقعا عالی بود.

        خداروشکر که الان یک ساناز خوشحال و متناسب فکری هستین 

        خوشحالم که در کنار کسانی مثل شما هستم و شروعی دوباره داشتم😍💪🏻 موفق ترین باشی عزیزم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nargesaslanian2021@gmail.com
      1400/04/09 01:28
      مدت عضویت: 91 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      سلام به همه عزیزان ! وبا تشکر از خداوند مهربان و تشکر از استاد محترم !من هم خدارو شکر میکنم که یه طورهایی از طریق یه پیج لاغری  که ایشون فکر کنم از شاگردان استاد عطا روشن بودند ومن غیر مستقیم تو کامنت ها متوجه شدم با سایت تناسب فکری استاد عطا روشن هدایت شدم یعنی با دیدن کلمه رضا عطا روشن توی کامنت ها ی این خانم  به قول خانم حسنی انگار اسم شما شد دستان خداوند ومنو هدایت کرد به سایت شما.ومن به خاطر این هدایت خدارو شکر میکنم  واز شماهم سپاسگزارم!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/09 03:22
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز
        حضور شما را در سرزمین لاغرها خوش آمد می گم
        خدا رو شکر بهترین ها رو برای همراهی ما انتخاب میکنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/04 19:31
      مدت عضویت: 107 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 558 کلمه

      سلام من همیشه دلم میخواست تناسب اندام داشته باشم اما فکر میکردم نمیشه… و تفکر به این صورت بود که اندام من به همین صورت هست و همیشه همینجوری میمونه و هیچوقت دنبال رژیم و ورزش هم نبودم 

      تا اینکه حدودا ۴ سال قبل به خاطر یه ویروس کشنده برون روی شدید گرفتم و حدود ۳۰ روز تو بیمارستان بستری بودم تو اون ۳۰ روز من خیلی لاغر شدم و درواقع متناسب شدم

      بعدش به این نتیجه رسیدم که منم میتونم لاغر باشم و اصلا اینجوری نیست که فکر کنم بدن و به این شکل طراحی شده و همیشه همینجوری میمونه به خاطر همین همیشه دنبال یه راهی بودم واسه اینکه به تناسب اندام برسم 

      اما بعدش باردار شدم و زایمان داشتم به خاطر همین حدودا دوسال از خواسته ی خودم دور شدم 

      وقتی پسرم حدودا ۱ سال و دو ماهش بود کرونا اومد

      و من چون سه چهار ماهی بود که دوباره میرفتم مدرسه کمی متناسب تر شده بودم چون دو سال به خاطر مرخصی های بارداری و زایمان خونه بودم و حسابی اضافه وزن پیدا کرده بودم اما وقتی مدارس شروع شد و تازه داشتم کمی از لحاظ وزنی رو به راه میشدم کرونا اومد و مجبور شدیم بازم تو خونه بمونیم اینجا بود که من به شدت احساس خطر کردم و ترسیدم از اینکه بیشتر چاق بشم.

      همین شد که یه سری فیلم های ورزشی ایروبیک دانلود کردم و و شروع کردم به ورزش کردم روزی نیم ساعت ورزش میکردم و روزی نیم ساعت تو خونه راه میرفتم و می دویدم  و بعد از حدود ۱ ماه یا حتی کمتر هر کسی که من رو میدید بهم میگفت خیلییییی لاغر شدی و خودمم حس میکردم که چقدر لباس ها تو تنم بهتر میشینه و یه حس خوب داشتم 

      خلاصه حس میکردم دیگه راهش رو پیدا کردم و دیگ ورزش کردن رو رها نمیکنم..

      اما نشد… بعد از مدتی خسته شدم از هر روز ورزش کردن 

      یا گاهی پسرم بهانه می گرفت و نمیذاشت من ورزش کنم 

      تا اینکه پیش خودم گفتم ولش کن من که الان اندامم مناسبه حالا اگر دوباره چاق شدم دوباره ورزش میکنم و این راه ورزش کردن رو به خواهرم که همیشه متناسب بود ولی مدتی به خاطر کرونا که خونه نشین شده بود کمی اضافه وزن پیدا کرده بود پیشنهاد  کردم و اونم این روش رو امتحان کرد ولی اونم حوصله ی ورزش هر روز رو نداشت ….

      تا اینکه حدود چند ماه بعد من دوباره چاق شدم البته نه به چاقی گذشته یعنی دوران بارداری و بعد زایمان اما دیگ از اون تناسب اندام هم خیری نبود تا اینکه تصمیم گرفتم از یه رژیم غذایی استفاده کنم و اینو دوباره به خواهرم گفتم ولی خواهر خوشگلم بهم گفت نیازی به این کار نیست و این سایت رو بهم پیشنهاد داد و من چون اعتماد داشتم به گفته های خواهرم وارد سایت شدم ک الان چند روزی هست که دارم سایت رو دنبال میکنم تصمیم گرفتم از نقطه ی صفر یعنی همون نوشتن داستان هدایت من شروع کنم و آن شاءالله در این راه به یک موفقیت ابدی و یک تناسب اندام دائمی برسم خدا رو شکر میکنم بابت هدایتم به این مسیر و با اینکه الان یه کم هنوز توی ذهنم میگم واقعا میشه با ذهن لاغر شد؟ و هنوز اطمینان صد در صد در من ایجاد نشده که البته این اطمینان و باور پذیری ذهن زمان بر هست 

      اما امیدی در دلم ایجاد شده و بابتش خدا رو شکر میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Haniebagheriiiiiii@gmail.com
      1400/04/04 15:56
      مدت عضویت: 104 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 314 کلمه

      😍به نام خدای مهربان 😍

      ❤داستان هدایت من به وب سایت لاغری با ذهن ❤

      سلام من ۱۴ سالم هست و داستان چاقی من از سن ۱۲ سالگی شروع شد من قبل از این که به یک مریضی که خودم ازش خبر نداشتم مبتلا شدم و در اون سال بیش از حد لاغر شدم و تا اینکه بعد از اینکه در بیمارستان بستری شدم بعد از چند ماه که مرخص شدم چاقی من شروع شد و دکترا بهم گفت بود که طبیعی به از قطع دارو به حالت قلبت بر می گردی ولی من این رو به یک باور برای خودم تبدیل کردم و در ناخودآگاه من برای همیشه این بود که من تا همیشه چاق می مونم ولی بعد از چند سال که به سن ۱۳ سالگی رسیدم دیدم دارم خیلی چاق می شوم و هر روز رژیم ،ورزش…….

      دی.ه خسته شده بودم که پدرم بهم گفت که اگه واقعا تصمیمت برای لاغری قطعی هست من با یه سایتی در تلگرام آشنا شدم که لاغری از طریق ذهن هست من که فقط به فکر لاغری بودم سریع گفتم اره و من در سال ۱۳۹۹ با این سایت آشنا شدم ولی چون به این روش باور نداشتم بعد از چند هفته خسته شدم و در سال ۱۴۰۰/۲/۱۱ اردیبهشت بود که یه تصمیم گرفتم که این بار با اشتیاق و استمرار به این سایت اومدم و اینار هر فایل رو حدود ۸ بار گوش می دادم و درکش می کنم و به سراغ فایل بعدی می رم و خدا به من یه جرعت بی نهایت  داده که من می تونم برای همیشه به لاغری که در رویا هست برسم و برای همیشه متناسب بمانم و من می دونم که من لایق لاغری هستم چون من و جسم عزیزم با هم پا در این مسیر شگفتی ساز گذاشتیم و قطعا با کمک خدا و کائنات و استاد عزیزم در این مسیر جز شگفتی سازان می شوم به زودی 🥰

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/04 19:05
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 53 کلمه

        سلام هانیه عزیز
        حضور شما را در سرزمین لاغرها خوش آمد می گم و خوشحالم که دوستانی عالی و با انگیزه همراه من در مسیر لاغر شدن هستند
        شما در بهترین شرایط برای برنامه ریزی مجدد ذهن هستید و با توضیحاتی که دادی مشخصه که خیلی خوب داری عمل می کنی
        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        saberehsadat@gmail.com
        1400/04/05 00:03
        مدت عضویت: 195 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 149 کلمه

        سلام هانیه جان . متن قشنگتو خوندم و وقتی سن تو دیدم خیلی خوشحال شدم که از همین الان راه صحیح لاغری را انتخاب کردی و به هدایت شدنت پاسخ مثبت دادی . و با روش های دیگر خودتو در گیر نکردی . روش هایی که هیچ نتیجه ای ندارد جز محدودیت و سختی و خستگی 

         واقعا به تو دختر توانمند که خودش را لایق لاغری صحیح  دانسته  تبریک می گم .

         

        من ایمان دارم اگر با گام های کوچک اما مداوم  ااین مسیر سراسر لذت را طی کنی حتما به ارزویت که رسیدن به اندام دلخواهت هست میرسی . تو همین الان هم موفقی دختر گلم .

        با ذوق و شوق ادامه بده 

        خداوند در این مسیر همیشه کنارت هست و همینطور استاد گرانقدر که دستان خداوند هستند برای هدایت همه ی ما برای داشتن اندامی متناسب و سالم 

        برایت آرزوی بهترین اتفاقات را دارم 

        در پناه الله همیشه شاد و سلامت باشی 🌷🌷🌹🌹

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      armitasedighi1384@gmail.com
      1400/04/01 22:45
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      داستان هدایت من به وب سایت تناسب فکری
      به نام خدای مهربان😍💪🏻
      سلام من ارمیتا صدیقی هستم ۱۵ سال دارم و در شهر مشهد زندگی میکنم.
      مسیر چاقی من از ۶ سالگی به بعد شروع شد و تا همین امروز ادامه داشت!
      دو سه ماه پیش تصمیم گرفتم ۷ تا ۸ کیلو کم کنم_این در صورتی بود که اصلا اضافه وزن نداشتم ولی از وزن دلخواهم دور بودم.
      خلاصه رفتم سراغ رژیم کتوژنیک و در ۲ ماه ۸ کیلو کم کردم.در هفته دوم تثبیت به سر میبردم که دو یا سه روز خونه خاله ام دعوت شدیم و اونجا اصلا رژیمم رو رعایت نکردم و پرخوری عصبی شدید گرفته بودم.دلیلش هم این بود که سخت ترین رژیم رو در پیش گرفته بودم که من رو از هر نظر محدود میکرد.
      دیروز وقتی رسیدم خونه مطمئن بودم که وزنم اضافه شده و عذاب وجدان شدید داشتم.بعد از کلی حس بد رفتم روی وزنه و دیدم دقیقا ۲ کیلو اضافه کردم،حال خیلی بدی داشتم و دوباره پرخوری عصبی اومد سراغم و تا جایی که تونستم غذا خوردم‌.انقدر خوردم که معده ام در حال پاره شدن بود(چون معدم کوچیک شده بود و ظرفیت نداشت)
      از عذاب وجدان رفتم سمت پتو و فقط سعی کردم بخوابم و تا ساعت ۵ و نیم بعداز ظهر خوابیدم و زمانی که بیدار شدم پر از بغض ناراحتی بودم که چرا ژنتیک من اینجوریه و در دو روز انقدر چاق شدم و کلی گریه کردم بخاطر زحماتی که کشیده بودم و …
      تا اینکه سر نماز شب دلم شکست و خیلی گریه کردم و از ته دلم از خدا خواستم که دیگه هیچ وقت چاق نشمیا راهی جلوی پام بزاره که لاغر بمونم.
      چند ساعتی از گریه و حرفم با خدا گذشت که خیلی هدایتی سمت سایت استادم عباسمنش رفتم و انگار یکی بهم میگفت برو قسمت سوالات عقل کل، کلمه وزن رو سرچ کن شاید عبارت تاکیدی یا راهی برای ثابت موندن وزن باشه!
      رفتم و اینکارو کردم.یکی دوتا کامنت رو خوندم و یکی از دوستان سایت اقای عطارروشن رو معرفی کرده بودن.سریع سرچ کردم و وارد وب سایت شدم و دیدم بله……….. خداوند به طرز عجیبی من رو به سمت این خواسته ام هدایت کرد و الان که دارم مینویسم خودم از تعجب نمیدونم باید چیکار کنم….
      دوباره تصمیم داشتم رژیم سختم رو پیش بگیرم ولی توی فایل اولی که دانلود کردم اقای عطار گقت باید شجاعت به خرج بدین و دیگه هر رژیمی که داشتین رو رها کنین!!!!
      کار خیلی عجیب و سختی بود ولی باید ریسک کنم تا نتیجه همیشگی بگیرم….
      راه های فراوونی برای لاغری موضعی هست! در زمان کم..اما برمیگرده و افسردگی بعد از برگشت وزن از هررررررچیزی در این دنیا بدتره..!!
      و این بود داستان قشنگ هدایتم در مدت زمان کمتر از سه ساعت به سمت سایت تناسب فکری …و به قدری خوشحالم که من برگزیده خداوندم که حد ندارههه😍😍😍😭💜

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 55 از 11 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/02 00:43
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام آرمیتا عزیز
        حضور شما را در سرزمین لاغرها خوش آمد می گم
        نوشته شما رو که خوندم بسیار لذت بردم
        اول اینکه 15 سال سن داری و انقدر عالی دیدگاهت رو منتقل می کنی
        اینکه شجاعت داشتی و تصمیم گرفتی رژیم رو ادامه ندی
        اینکه به این خوبی هدایت الهی رو دنبال کردی و به سرزمین لاغرها رسیدی
        مطمئنم از شگفتی سازان خواهید بود
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 00:58
        مدت عضویت: 375 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 153 کلمه

        سلام دوست عزیزم

        همین الان اومدم بعد از دیدن فایل استاد و زوج شگفتی ساز بخوابم که یه حسی بهم گفت بیام دیدگاهی که استاد توی چنل گذاشتن رو بخونم ، چون استاد تا حالا نگفته بودن که دیدگاهی حس خوبی بهشون داده و وقتی نوشته ی استاد برای دیدگاه شما رو خوندم به خودم گفتم اگه استاد حس خوب گرفتن پس منم میگیرم و قبل از خوابیدنم یه احساس خوب مضاعف رو تجربه میکنم دیگه حداقلش و اومدم نوشتت رو خوندم .

        چقدر عالی داستان هدایتت رو نوشتی . واقعا حس خوبی داره که بدونی یه روش توی دنیا هست، که بعد از هر چی خستگی از روش های چرت و پرت قبلی که توی تنت رفته ، میتونی بیای و با خیال راحت ازش استفاده کنی. 

        قطعا زندگی تو در مسیر عالی هدایت قرار گرفته و تو از شگفتی سازان جوان این دوره میشی . بهت تبریک میگم .

         

        به سرزمین لاغر ها خوش اومدی!

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 01:07
        مدت عضویت: 669 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 119 کلمه

        سلام‌ دوست عزیز

        بهتون تبریک میگم‌ که در سن پایین به این مسیرهای پر از آگاهی هدایت شدید ، فردی که در ۱۵ سالگی بهش الهام‌ میشه که وارد سایت مدار بالای استاد عباسمنش بشه و بره عقل کل سئوالشو بپرسه یعنی تغییرات و پیشرفت های چشمگیری در انتظارشه 

        منهم به طریقه شما به این سایت هدایت شدم‌

        براتون‌ خوشحالم که در سن نوجوانی به مسیر صحیح لاغری با ذهن که راه درست و بینظیریه هدایت شدید 

        شما خواستید و خدا اجابت کرد 

        به زودی در آلبوم شگفتی سازان شمارو خواهیم دید 

        این قولی بود که من در بدو ورودم به دوره هام به خودم دادم که به زودی عکسم‌ به آلبوم شگفتی سازان خواهد رفت و این اتفاق افتاد 

        براتون‌ سلامتی  و تناسبو آرزو دارم🌹

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 04:33
        مدت عضویت: 107 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 129 کلمه

        سلام آرمیتای عزیزم .ورودت رو ب سایت تناسب فکری استادعزیزمون روبهت تبریک میگم خیلیییی خوش اومدی.. کیف کردم با هدایت ب این مسیر..😊

        متن دیدگاهتو ک میخوندم بغضی از سر شادی ک خدا صداتو شنیده و هدایت شدی گلوم و گرفته بود دوست داشتم از سر شوقم هق هق کنم ..

        مو ب تنم سیخ شد و این یعنی برای هزارمین بارب من و ب ما ثابت میشه ک دراین سایت ک بمونیم .ک بشنویم و ببینیم  که دراین مسیر بودن یعنی معجزه ی نگاه و دستان خوده خدا 

        خیلی خیلی خوش اومدی عزیز دلم ..🌹😍  

         

        از همین حالا موفقیتت رو بهت تبریک میگم ک باین سن کم، زندگی آینده ات قراره چ رقم های نابی رو بزنه در هر جنبه اش.. انشاءالله با بودن و موندنت متوجه حرفم میشی 

         ..گوارای وجودت 😍😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آرمیتا صدیقی
          1400/04/04 14:55
          مدت عضویت: 97 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 5 کلمه

          خیلی ازتون ممنونم دوست خوبم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/04/01 12:01
      مدت عضویت: 212 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام، باقانون جذب وارتعاش اشنا شدم از سال 97ولی نمیدونستم چطوری خودمو به کمک این قانون لاغر کنم خیلی توسایت و شبکههای اجتماعی گشتم تا پارسال اسفند با کانال امیر همتی اشنا شدم رفتم یوتیوب مطالبشو بخونم که با فایلای شما استاد عزیز آشنا شدم گوش دادم ولی تمرین انجام ندادم ،ورهاش کردم عید دوکیلو چاق شدم یک ماه ای اف تی کار کردم ولی خیلی وزن کم نکردم وبعد یک ماه به صورت جدی تصمیم گرفتم از دوره لاغری باذهن رایگانتون استفاده کنم و تمریناتشو انجام بدم 😍حالا هم دارم انجام میدم و ازش خیلی راضیم از اون موقعه تا حالا 5کیلو توی یکی دوماه کم کردم ممنون استاد عطار روشن ، مطمعا هستم میتونم به وزن دلخواهم  از 76به48برسم وخوشحالم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 14:39
      مدت عضویت: 101 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام

      من چندین بار در اینترنت  عبارت لاغری با قدرت ذهن رو دیده بود

      اما از جایی که چند وقتی هست نسبت به همه روشها بی انگیزه شدم به این مطلب هم توجهی نکرده بودم

      از دیروز کاملا اتفاقی انگار که یک ندای درونی بهم گفت که یکی از این صفحات رو یکبار بازکنم 

      با چند ساعت سرچ کردن به سایت شما رسیدم 

      واقعا نمیدونم که چقدر در این مسیر میتونم موفق باشم اما احساس میکنم دعاهام دارن مستجاب میشن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 08:40
      مدت عضویت: 441 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      سلام داستان هدایت من ☺️.              اززمانی‌خودم‌شناختم‌چاقی‌همرام‌بود    درزمان‌کودکی‌خیلی‌میشنیدم‌که‌دختر.     فلانی‌هیکلی‌است‌ومن‌ازهمون‌زمان‌.       روی‌اوردم‌به‌بیشترخوردن‌که‌‌هیکلی.       بشم وهیکلی‌بودن‌درچاقی‌میدیدم.      وخیلی‌شوراشتیاق‌داشتم‌واسه‌اینکه‌چاق‌  بشم‌وازم‌تعریف‌کنن‌تحسینم کنن.        واین‌بود‌که‌من‌دردام‌چاقی‌افتادم.         وبعدهاکه‌فهمیدم‌جای‌تحسین‌سرزنش‌.  میشم‌وهرکه‌لاغراست‌موردتحسین‌قرار‌  میگیرد‌وزمانی‌که‌بزرگترشدم‌‌وحرف‌.      دیگران برام مهم‌شد‌دانبال‌لاغری‌بودم                                                      🤩داستان هدایت من ☺️.              هرکسی‌هرپیشنهادی‌میدادانجام‌میدادم. از رژیم‌،ورزشهاسخت‌،پیاده‌روی‌تواوج‌.  گرما تابستان ،باشگاه ،دمنوش هاتلخ  ،،  سرکه سیب، زیره سبز ،داروهامحلی،نخوردن‌شیرینی‌بستنی‌،.  درازنشست بعد از غذا،صبح ناشتااب‌لیموعسل‌خوردن‌،برنج‌گوشت‌.   نخوردن ،میخک پختن و به صورت چایی خوردن ،وهزار کار دیگه که الان یادم نمیاد ولی چون نتیجه ماندگاری  نداشت من زودخسته میشدم رها میکردم دیگه ناامید شده بودم گریه میکردم شکایت از خداوند که چرامن‌اینجوری‌افریدی‌‌ودیگه‌افسرده‌.    شده بودم پرخاشگر عصبی تا اینکه یکی از دوستام که‌همیشه ازش راه حل میخواستم واسه لاغری گفت یه روشی است بدون محدودیت فشار لاغرمیشی اولش باورم نشد یکماه بعدش بازبهم  گفت‌من‌‌شروع‌کردم‌وزن‌کم‌کردم‌بافایل‌.   رایگان‌هم‌‌ومن‌خیلی‌انگیزه‌گرفتم‌‌اومدم‌به این مسیر شگفت انگیز از زمانی وارد شدم آرامش دارم و هیچ نگرانی ندارم دانبال روش ها دیگه نرفتم لیزخوردم بارها ولی بازم اومدم و این بار تعهد کامل دادم که عمل کنم به تعهدنامه خودم و ادامه بدم در هرشرایطی🤩😍❤️💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/15 00:17
      مدت عضویت: 620 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      سلام روز همگی بخیر 

      من ۱۹ سالمه و از ۵ یا ۶ سالگی چاقی را حس کردم و همه تپلی صدام میکردن. هیچ وقت احساس رضایت از خودم ندارم و همیشه خود سانسوری دارم، در تولد ها و مهمونی ها همیشه یا جا میشسم و راه میرفتم که توجه بقیه رو به هیکلم جلب نکنم. هیچ وقت نمی رقصم و همیشه حسرت هیکل اطرافیانم رو میخورم. موقع لباس خریدن همیشه واسه من از بدترین و سخت ترین لحظه های عمرم بوده 

      خلاصه در این ۱۹ سال از عمرم یه روز خوش نداشتم و از ۱۶ سالگی تا ۱۸ سالگی درحال رژیم بودم و روز های سختی رد گذروندم 

      یه روز که خیلی خیلی حالم بد بود چون مورد تحقیر چند نفر قرار گرفته بودم رفتم تو اتاقم و گریه کردم گریه شدید با صدای بلند از خدا خواستم جیغ کشیدم که خدا یا منو نجات بده یه راهی پیش روم بزار منم بنده ات هستم کمکم کن خسته شدم میخوام خودم رو بکشم دیگه 

      خلاصه اون شب با هر سختی بود تموم شد فرداش دوستم منو دید و چون میدونست من خیلی دوست دارم لاغر بشم شما رو بهم معرفی کرد و گفت بیا بخریم و شروع کنیم 

      من همون لحظه فمیدم این یه اشاره از سوی خداست و به شما اطمینان کردم و شروع کردم و میدونم یه روزی زمانش مهم نیست کامنت میزارم و از لاغر شدن و لاغر موندنم به بقیه نصیحت میکنم و تعریف میکنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/04/06 17:06
        مدت عضویت: 106 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        موفق باشی. منتظر شگفتی ساز شدنت هستم 🌺🌺🌺🌺🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/07 18:19
      مدت عضویت: 125 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 16 کلمه

      با سلام 

      دلایل چاقی بنده: ۱_ ازدواج ۲_بارداری و زایمان ۳ کورتون ۴ مصرف حجم زیاد غذا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      matin.sorkhei@gmail.com
      1400/03/07 13:09
      مدت عضویت: 200 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      سلام به همگی

      من مدت ها پیش با قانون جذب آنا شده باودم و دستاوردهایی هم داشتم.چند ماه گذشته سوالی در ذهنم شکل گرفته بود که با قانون جذب قطعا  میشه به لاغری و کاهش وزن هم رسید اما هرچه بیشتر جستجو میکردم کمتر موفق میشدم اطلاعات و آموزش هایی در این زمینه پیدا کنم.بعضا اساتید موفقیت ی میدیدم که خودشون اضافه وزن دارن اما هیییچ آموزه ای در این زمینه ندارند و همیشه با خودم میگفتم این بزرگواران که اینقدرررر در همه ی زمینه ها موفق بودند چطور فکری در این زمینه به حال خودشون نمیکنن.

      خلاصه ذهنم خیلی درگیر ابن موضوع بود از روش هایی که در گذشته انجا م داده بودم و از سختی راه خسته شده بودم اما سعی میکردم به خودم امید بدم که حتما راهی هست چون میدونستم اگر در یاس و ناامیدی فرو برم قطعا اتفاق های بدتری برام میوفته (چون همیشه حال خوب = اتفاق های خوب و برعکس).

      تا اینکه یکبار به صورت کاملا اتفاقی یک کامنتی از استاد در پیج یکی از اساتید دیدم.اسم شون رو گوگل کردم و به این سایت رسیدم.شروع کردم به خوندن که نه..بلعیدن مطالب انگار تشنه ای به چشمه ای رسیده باشه.

      و الان با بالاترین حد از انگیزه اینجا هستم که این مسیر زیبا و دلنشین رو طی کنم و مطمعنم که خداوند در پایان مسیر منتظر من هست.

      ایمان و یقین دارم که این راه همون راهیه که منو به یکی دیگه ازپ آرزو های بزرگم که تناسب اندام هست میرسونه چرا که من از خدای خودم هدایت خواستم و خداوند این مسیر رو به من نشون داد و خداوند هرگز اشتباه نمیکنه و راه اشتباه نشون نمیده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/03 02:22
      مدت عضویت: 340 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 923 کلمه

      به نام الله هدایتگر.

      سلام. من از وقتی خودمو شناختم همیشه احساس چاق بودن و بزرگتر بودن از همسالانم رو داشتم. و این احساس با نظر اطرافیانم که همیشه به من میگفتن به خاطر چثه بزرگت سنت بیشتر از اون چیزی که هست نشون میده تقویت میشد. 

      حتی وقتی همسرم ازم خواستگاری کرد بهش گفتم اینکه من از بقیه دخترا درشت ترم برات مشکلی نیست؟! خلاصه همیشه چاق بودم و همیشه در طلب لاغری و در حال رژیم یا ورزش برای لاغر شدن . و نتیجه هم که دیگه معلومه مثل همیم هممون. حتی در اثر این اهش و افزایش وزن های مکرر و رژیم های عجیب و غریب سنگ کیسه صفرا گرفتم و مجبور شدم عمل کنم . آخرین تلاشم برای لاغری مربوط به سال ۹۸ میشد که یه رژیم سخت گرفتم و ۱۵ کیلو وزن کم کردم. بعدش کرونا همه رو خونه نشین کرد و تنها تفریح دوران قرنطینه پختن کیک و … بود  و در نهایت به خودم اومدم و دیدم که گرم به گرم وزنی که با اون همه سختی کم کرده بودم برگشته یک کیلو هم اضافه تر🤦‍♀️

      قبلا به این فکر کرده بودم که ای کاش یه مکانی بود مثل کمپ های ترک اعتیاد که ما چاقها اونجا جمع میشدیم و با هم رژیم میگرفتیم و با کار گروهی بیتشر نتیجه میگرفتیم. یه روز که داشتم این آرزومو برای مامان و مادر شوهرم میگفتم اونا گفتن که همکار یکی از آشناهامون با یه همچین روشی خیلی لاغر شده و عکسای قبل و بعدشم ما دیدیم و …

      با اون آشنامون تماس گرفتم و شماره مسئول اون کمپ رو خواستم که ایشون آدرس سایت تناسب فکری رو برام فرستاد و گفت همه چیز اینجا نوشته شده. من وارد سایت شدم و مطالعه رو شروع کردم و شروع به گوش دادن ۱۲ جلسه رایگان کردم که ببینم اصلا این دوره چی هست. نصف شبا که بچه هامو میخوابوندم میرفتم سراغ فایلها. اون ۱۲ جلسه رو گوش دادم بدون اینکه تمریناتش رو کامل انجام بدم. یه بار دقت کردم دیدم منکه با دیدن کیک خامه ای اصلا درنگ نمیکردم برای خوردنش، کیک تولد پسرم دو روزه توی یخچاله و توجه منو به خودش جلب نکرده!!!!!!!

      همونجا فهمیدم که اون فایل ها در من تغییر ایجاد کرده ولی بعد از مدتی به دلیل مشغله فراوان و با بهانه های مختلف که وقت ندارم و از خستگی قبل از بچه ها خوابم میبره و … بیخیال این روش شدم و خودمو توجیه میکردم که این روش بهترین روش لاغر شدنه و خیلی هم خوب در من جواب داد ولی برای کسایی خوبه که وقت داشته باشن که من اصلا فرصت نمیکنم …

      از اون روز تا عید ۱۴۰۰ کج دار و مریض با چاقی دست وپنجه نرم میکردم. دیگه وااااقعا بریده بودم تا جایی که میخواستم بدون خبر مامانم که خیلی با عمل جراحی مخالف بود یه نفر رو بیارم از بچه هام نگهداری کنه تا من عمل کنم و دوران نقاهتم تموم بشه . دیگه خسته شده بودم که ذره ذره باید کم میکردم و هنوز تناسب اندام رویاهامو تجربه نکرده دوباره چاق میشدم. گفتن احتمال آمبولی داره ولی حاضر بودم حتی ریسک اونم قبول کنم فقط جراحی بشم تا برای یه بار هم که شده ودمو در تناسب اندام ایده الم ببینم . تا یه روز که توی عید اون آشنامون اومد خونمون و من طبق معمول از چاقی گله شکایت کردم  اون در مورد نتیجه شرکت در سایت تناسب فکری ازم پرسید و اون روز دوباره نور امید لاغری با ذهن بر من تابید عکسای همکارش رو خودم توی موبایلش دیدم و در موردش مستقیم از خود آشنامون شنیدم و دیگه یقین پیدا کردم که راه درست همینه. شماره همکارش رو گرفتم که ایشون رو توی سایت تناسب فکری با همسرشون به عنوان زوج شگفتی ساز عنوان کردن و میشناسن. باهاشون تماس گرفتم و در تصمیمم استوارتر شدم. طبق توصیه ایشون اول از فایلهای رایگان مسیر لاغری من استفاده کردم تا ببینم اصلا میتونم با این روش ارتباط بگیرم یانه. البته که اون تجربه ۱۲ فایل رایگان توانایی منو برای استفاده از روش ذهنی بهم ثابت کرده بود ولی باز هم مسیر لاغری من رو شروع کردم و از همون گام اول کلمه به کلمه فایلها رو با تمام وجودم درک میکردم و دیگه نصف شب و خستگی برام معنا نداشت. از هر فرصتی برای بودن در مسیر لاغری من استفاده میکردم. خواب ظهرم رو حذف کردم، اینستاگرامم رو پاک کردم. بچه ها رو که میخوابوندم تا ساعت ۳ و ۴ نصف شب گام های مسیر لاغ ی من رو طی میکردمو تمریناتش رو انجام میدادم. تا گام ۳۰ ام که واقعا همونطور که استاد میگن انگار یه حسی بهم الهام شد که از استاد بپرسم که آیا لازمه تا گام ۱۰۰ ادامه بدم یا بقیه مسیر رو در دوره آموزشی شرکت کنم. که ایشون منو به فایل مکمل جلسه ۵ اون ۱۲ جلسه رایگان ارجاع دادن. منم با شوق و اشتیاق و پس از دیدن اون فایل مصمم تر از قبل کمر همتم رو بستم تا به امید خدا و هدایت استاد در پایان این دوره شگفتی بیافرینم‌ . ولی اون چیزی که برام خییییلی جالب بود همون داستان هدایت من در اووج نا امیدی و در نقطه تسلیم بود که برای رهایی از چاقی حاضر بودم حتی ریسک عمل جراحی رو قبول کنم. ولی به لطف الله که همیشه یاریگر من در تمام مراحل زندگیم بوده قبل از انجام اون کار احمقانه به این مسیر هدایت شدم. 

      خدای من ممنونم، استاد ممنونم، آشنامون ممنونم، همکار آشنامون ممنونم، مامانم ممنونم، مادر شوهرم ممنونم و در نهایت دوباره خدای من ممنونم که منو در این مسیر قراردادی. 

      به امید دیدار همه ی مشتاقان لاغری در سرزمین لاغرها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/02 04:14
      مدت عضویت: 682 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 695 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان ،یه روزایی تو زندگی آدم وجود داره که آدم از همه جا وهمه کس قطع  قطع امید میکنه ورو میکنه به خدا ومیگه خداجونم خسته شدم خودت یه کاری کن،یادمه از دوران راهنمایی تپل بودم  وگاهو بیگاه توسط آدمهای دوروبرم مسخره میشدم وهمیشه با اعتماد به نفس پایین مواجه بودم،تا این که بزرگ شدم وازدواج کردم وشوهرم از زن چاق خوشش میومد ووقتی که میگفتم من چاقم زود میگفت نه بابا تو که چاق نیستی فلانی رو ندیدی،اون چاقه تو که چاق نیستی خلاصه زندگی به همین صورت گذشت وبعد از به دنیا آوردن دوتا بچه من شدم ۱۰۷ کیلو والان همان شوهر از زنهایی که لاغر وقلمی هستن داره تعریف میکنه واونا رو مثال میزنه وهر وقت من شروع به رژیم گرفتن میکردم بهم میگفت تو ژنتیکی چاقی توانایی تحمل رژیم رو نداری وکلی روحیم رو خراب میکرد ومن هم رژیم رو میشکستم یه روز بعد از نماز از خدا خواستم خدایا کمکم کن نمیتونم لاغر بشم تو یه راهی جلوی پام بزار وکلی با خدا دردو دل کردم ،یه روز توی اینستا یه پیج خانه داری رو فالو کردم وصاحب پیج توی تلگرام هم کانال داشت رفتم وتوی کانالش عضو شدم توی کانال یه سری ویس وکتاب صوتی هم میگذاشت دوسه تا از ویس های رایگان استاد عطار روشن رو هم گذاشته بود ومن زدم روی لینک واومد توی کانال استاد واز اونجا با استاد آشنا شدم ۱۲ جلسه رایگان رو گوش دادم خیلی خوب بود کلی هم از ویس های رایگان استاد رو هم گوش دادم اثر کمی هم روی من داشت دیگه با ولع غذا نمیخوردم نقطه سیری خودم رو پیدا کرده بودم ولی نمیدونم چرا لاغر نشده بودم،همش میگفتم من باید دوره های پولی استاد رو شرکت کنم تا بفهمم چرا لاغر نمیشم،ولی پول دورها خیلی گرون بود ومن هم شوهرم به علت تصادف کردن چند سالی هست که سر کار نمیره وپولی نداشتم وخودم خیاطی میکنم یه مغازه کوچیک دارم که از پدر خدا بیامرزم بهم ارث رسیده ویک سالی هست که توش خیاطی میکنم،خلاصه با در آمد کم خیاطی،اما پر برکت،توی یه جمع زنانه،قرعه کشی خانگی شرکت کردم ،یک سال از قرعه کشی گذشت واستاد اعلام کردن که میخوان دوباره شروع کننودوره رو از اول مثل یک شاگرد دنبال کنن وهر کس دوست داره بیاد ودوره رو با استاد شروع کنه،خیییلییییی دلم میخواست دوره رو بخرم وچون استاد داره دوره رو شروع میکنه منم باهاشون شروع کنم ولی پول نداشتم تا اینکه تلفنم زنگ خورد ودوستم بهم گفت که قرعه کشی این ماه رو تو برنده شدی ،وای از تعجب داشتم شاخ در میوردم رفتم توی سایت استاد عباسمنش رفتم توی قسمت نشانه هدایت من،به خدا گفتم خدایا من توی این وضعیتی که شوهرم بیکاره ومریضه،چکار کنم؟آیا درسته چهار میلیون بدم این دوره رو شرکت کنم؟خدایا با اینکه دخترم دانشگاه میره وخرج داره،خدایا درسته این کار؟خدایا اگه الان دخترم به یکی از خواستگاراش جواب مثبت بده ومن دستم خالی باشه آیا این کار درسته؟ خلاصه رفتم توی اون قسمت از سایت استاد عباسمنش واز خدا خواستم هدایتم کنه ویه فایلی اومد که توی اون گفته شده بود تمام ثروت در زمین وآسمان دست خداست تمام نشدنی هست رفتم پیش پسرم وبهش گفتم محمد امین ،مامان به نظرت اگه دوره ها رو شرکت کنم کارم درسته؟پسرم ده سالشه وهمیشه با من ویسهای استاد عطار روشن وعباسمنش رو گوش میده وگفت عاره مامان کارت درسته از سلامتی آدم چی واجب تره؟ومن خیالم راحت شد وبعد از دو سه رو دوره رو خریدم وبعد از یک هفته که دوره رو شروع کردم واز راحتی کار مطمعن شدم دلم آروم گرفت واستاد همش داره میگه عجله نکنید ،مطمعن باشید لاغر میشید جرات کردم واولین نوشته رو اینجا نوشتم تا الان جرات نمیکردم توی سایت بنویسم وتمرین هامو انجام بدموبفرستم این یک هفته رو فقط فایلها رو گوش میدادم وتوی دفترم هر جمله ای رو که استاد توی ویسها میگفتن مینوشتم تا خوب توی ذهنم بره از خداوند مهربان میخوام که کمکم کنه توی این راه موفق بشم تا یه روزی با افتخار بگم که من از این راه لاغر شدم با خودم عهد کردم هیچ کس ندونه که من این دوره رو خریداری کردم تا کمتر مورد قضاوت اطرافیانم قرار بگیرم  به امید روزهای بهتر

      فاطمه توکلی  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/02 19:14
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 109 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از نشانه های ایمان به خداوند شجاعت داشتنه
        شما شجاع هستید که بعد از سالها زندگی کردن در شرایطی که به ما یاد دادن به فکر خودت نباش و باید به فکر دیگران باشی و نگران باشی شجاعت به خرج داری و برای خودت تصمیم گرفتی
        امروز هم شجاعت را به شکل دیگری رقم زدی
        دیدگاه خودت رو ثبت کردی و این تصمیم رو گرفتی به آنچه در دوره آموزشی گفته می شه عمل کنید
        این شجاعت پاداش خواهد داشت و پاداش آن شگفتی ساز شدن است
        با اطمینان کامل در این مسیر حرکت کنید و به آنچه گفته میشه عمل کنید
        نتیجه فراتر از تصور شما خواهد بود
        منتظر خواندن تمرینات شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/01 17:48
      مدت عضویت: 602 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام خدمت شما استاد گرامی ودوستان خوبم من هم ازهمه روشهای لاغری استفاده کردم ومتاسفانه به نتیجه نرسیدم وجندبار هم که موفق شدم ولاغر شدم دوباره به وزن اولیه برگشتم ودوسال قبل خوشبختانه از طریق یکی از دوستانم که باروش لاغری با ذهن آشنا شدم وموقع تولد آیدا جون دوره را خریدم وتا چند ماه شروع نکردم وبعد که شروع کردم تا هفته هفتم طبق کفته های شما پیش رفتم وبا این که تعهد داده بودم که به هیچ عنوان دوره را رها نکنم ولی متاسفانه یه اتفافی برام افتاد که دوره را رها کردم وبا اینکه از نظر ظاهری تغیری نکرده بودم ولی خیلی احساس خوبی داشتم الان دوباره تصمیم گرفتم که به کمک خدای مهربان وشما استاد گرامی از امروز دوره را شروع کنم میخواستم ببینم جزوه را باید دوباره تهیه کنم یا همون جزوه قبلی خوبه ممنون وخدا را شکر میکنم که من را به بادوره شما آشنا کرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/31 15:19
      مدت عضویت: 232 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام به همگی 

      منم بعد از تحمل رژیم ها و سختی ها  به این سایت هدایت شدم اخرین کاری که کردم جراحی لیپوماتیک بود که نتیجه ایی نداشت و فقط کلی هزینه برای من شد و درد هایی که هنوز هست  واقعا خسته ام از چاقی از تنگی لباسهایی که دوستشان دارم ولی دیگر نمتونم بپوشمشون  ،دیگر مثل قبل فرز نیستم  زود خسته میشم بیشتر از همه حرفها  و تذکرهای دیگران  واقعا خسته ام  خدایا کمکم کن  تو منو به اینجا هدایت کردی تا اخرین لحظه و همیشه  همراهم باش تا بتونم با تعهد وپایبندی این مسیر رو برم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1400/02/31 10:40
      مدت عضویت: 760 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام .بله من هم  با رژیم فقط نصف غذا را بخورم  و قرص و دمنوش صبحانه نخورم و شب بعد ۶ نخورم و …..امتهان کردم ولی مغزم هیچ کدام را قبول نکرد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/02/30 11:44
      مدت عضویت: 186 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 395 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر و روشنی بخش جانها

      من در روز پنجم هفته چهارم دوره آموزشی هستم و امروز دوست داشتم در حین کارهای روزانه فایل گوش بدم و تصادفی دوباره به این فیلم آموزشی مقدمه هدایت شدم. الان با جان و دل پذیرفته ام که این دوره فقط برای دستیابی به لاغری و تناسب اندام نیست بلکه دوره ای با دستاوردهای شگفت انگیز و باور نکردنی است. اول از همه دوره ای کامل برای خودشناسی است و دوره ای بی نظیر که در آن با خود مقدس درونی مان به صلح و آرامش می رسیم. من در این حدود یکماه به صورت عینی پایان مبارزه و نزاع با خودم را دیدم من قبلا جز کسانی بودم که معتقد بودم خودم را خیلی دوست دارم و تا کسی خودش را دوست نداشته باشد نمی تواند دیگران را دوست بدارد و جالب اینکه فهمیدم اون دوستی من دوستی خاله خرسه بوده و گویا با شیطان هم قسم شده بودم با پنبه سر خودم را ببرم مثل اون فیلمه که قاتل به مقتول لبخند می زد و در گوشش نجوا میکرد میدونی چقدر دوست دارم و بعد شلیک و تمام. دوستی های من با شیطان قسم خورده ای بود که بیشتر به من صدمه می زد پیروی از رژیمهای مخالف سلامتی ، خوردن قرص های مختلف و ورزشهای سنگین را برخلاف خواسته روح و ذهنم و در راه نابودی جسمم انجام می دادم. من در همین مدت سپری شده از دوره با خودم به صلح رسیدم و هر روز گامی برای بهتر شدن بر می دارم. 

      و چقدر لذت بخش بود این جمله که استاد کفت: در این دوره نتایج شگفت انگیز زیادی بدست میارید لاغری که کاری نداره رسیدن به تناسب اندام خیلی آسونه مثل آب خوردن 😍😍😍 این جمله برای من مثل آب حیات بود چون بالاخره ذهن منفی باف میخواد بگه خب کو تغییر یکماه گذشت فایل گوش دادی و …. نتیجه چی شد و ….. و این جمله استاد که لاغری که کاری نداره و چون من بدون راهنما تونستم شما هم با انجام درست تمرینات حتی بهتر از من می توانید واقعا به من آرامش داد و اون منفی گوی ترسو را ساکت کرد.

      سپاسگزار خداوند مهربان هستم که مرا به بهترین مسیر تناسب فکری و جسمی هدایت کرد و باز هم سپاسگزارم که برای یاداوری چگونگی بهتر انجام دادن تکالیف به دیدن دوباره این فیلم آموزشی رهنمون کرد. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/29 21:45
      مدت عضویت: 541 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      داستان هدایت من

      ادمهای چاق همیشه دنبال روشی برای لاغر شدن هستن

      منم که از کودکی چاق بودم و همیشه درحال رژیم گرفتن بودم و دنبال ردشهای مختلف همه شده بودن برام دکتر و یک نسخه برایم میپیچوندن مثال شبها غذا نخور یا اروم اروم غدا بخور یا میوه بیشتر بخور یا شیرینی چاق کنندس یا چون تحرک نداری چاق میشی یا چون پدرت چاقه تو هم حتما چاق میشی بهرحال هرچی میشنیدم چاق شدن بود و باورهای چاق کننده هم در ذهنم جا شد واقعا خسته از هر روشی خسته از زندگی حتی ناامید اصلا حس حال هیچی کاری رو نداشتم واقعا گریه میکردم چرا اخه من و واقعا از زندگیم هیچی نفهمیده بودم از کودکی تا نوجوانی چاق از نوجوانی تا جوانی چاق و خدایا خودت رحم کن از جوانی تا پیری کمکم کن لاغر بشم و لاغربمانم همین بود که بی حوصله گوشی برداشتم نمیدونم چیشد که نوشتم لاغری ماندگار و سایت تناسب فکری در اولین سرخط امد بالا

      خدایا شکرت وقتی حرفهای استاد را گوش کردم و چهره خندان استاد را دیدم خیلی دلم ارام شد و اول جلسات رایگان گوش دادم و کلی نوشتم و چند هفته بعد که خیلی حالم خوب بود دوره اموزشی را تهیه کردم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/27 11:13
      مدت عضویت: 232 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      سلام به همگی 

      من تا دوره دانشگاه کاملا متناسب بودم ولی کم کم حس کردم وزنم هرسال  اندازه ۵کیلو اضافه میشود  

      خانواده من همه تا حدودی اضافه وزن دارن واین دقیقا توی وجود من حک شده بود که منم چاق خواهم شد 

      من همیشه کمبود اهن داشتم برای همین قرص اهن مصرف میکنم همیشه هم این حس رو داشتم قرص اهن  باعث افزایش اشتها میشه و هر دوره که مصرف میکردم دقیقا ۱۰ کیلو اضافه وزن پیدا میکردم 

      از رژیم گرفتن واقعا متنفر بودم ولی از ناچاری مجبور شدم رژیم بگیرم یه بار  رژیم اب گرفتم در حد چن روز بیشتر دوام نیوردم دکتر تغذیه هم رفتم ولی حوصله کالری شماری نداشتم .

      سال پیش رژیم کتوژنیک گرفتم خیلی وزن کم کردم درحد ۱۸ کیلو ولی وضعیت گوارشی ومو ناخن وحشتناک بهم ریخت بطوری که دوبار کارم به بیمارستان کشید 

      باشگاه همیشه بود 

      وبار اخر رفتم لیپوماتیک کردم  که فقط پولم هدر رفت 

      واقعا خسته شده بودم ،خیلی همیشه یه حسی بهم میگفت این راهش نیست باید فکر وذهنتو عوض کنی ولی نمیدونستم چطوری تا اینکه تو اینترنت همینجوری زدم لاغری باذهن  واینطور با سایت شما  آشنا شدم 

      استاد من نگران تعهد خودم هستم یکم سهل انگاری میکنم زیاد پایبند نیستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/27 12:18
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 106 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها حضور دارید خوشحالم
        اینکه تصور می کنید نسبت به تعهد خود پایبند نیستید اشتباه فکر می کنی
        شما انقدر به لاغر شدن پایبند بودید که تا بیمارستان رفتی
        چطور ممکنه فرد بدون تعهد انقدر کار سختی رو ادامه بده که کارش به بیمارستان برسه
        لاغری با ذهن نیاز به تعهد نداره
        چون در ما احساس خوب ایجاد میکند
        ما نسبت به احساس خوبی که داریم مشتاق هستیم
        تعهد نمی خواد
        خودبخود شما رو به سمت خودش می کشونه
        همینطور که شما عبارت لاغری با ذهن رو جستجو کردی
        مشخصه که این موضوع شما رو به خودش جذب کرده
        ادامه بدید
        بدون تعهد می شه لاغر شد و برای همیشه لاغر موند

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 13:20
      مدت عضویت: 762 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

       

      داستان هدایتم به این دوره ،من از چهار سال پیش دنبال لاغری هستم واز اون زمان تنها روشی که بلد بودم رمیم بهمراه ورزش بود وچون دوسال قبلش به همراه همسرم رفتیم پیش متخصص رژیم درمانی ورژیم بهمراه پیاده روی گرفتیم ومن وهمسرم از یک نوع برنامه ی غذایی استفاده می کردیم وایشون خیلی عالی وزن کم کردن ولی من نه واین باعث ناامیدی بیشتر در من وتقویت شدن باور ناتوان بودنم در لاغری شد واین باور رو در من ایجاد کرد که برای لاغر شدن باید رژیم سختر وورزش سنگینتر انجام بدم پس دنبال روشهای متفاوت می گشتم وچند نوع رژیم مختلف رو بهمراه ورزش در خونه سر ساعت مشخصی رو شروع کردم ونتیجه ی خوبی کسب کردم ولی باذهنم هماهنگ نبودن وخیلی محدودیت داشتن ومن مجبور بودم که غذای متفاوت تری از دیگر اعضای خانواده بخورم حسم خوب نبود واحساس خستگی بهم دست داد ویه روز روی یوتیوب رفتم وبا فارسی اسم یه روش لاغری رو که باانگلیسی فبلا نگاه کرده بودم رو نوشتم که ضمن اونها ودیوی لاغری باذهن جلسه ی اول اومد برام جالب بود وهمون موقع وقت نکردم که نگاه کنم اون رو سیو کردم وبعدا نگاه کردم خوشم اومد لحجه استاد برام خیلی آشنا بود دلچسب واینجری چند جلسه از دوره ی رایگان رو انجام دادم ودر چهار یا پنج هفته ،راحت پیام سیری رو دریافت می کردم چهار کیلو وزن کم کردم واین اطمینان من رو چندین برابرکرد وچند ماه بعد حالا بخاطر شرایطی که داشتم وبگذریم بهتره در دوره سرکت کردم وخدا رو شکر می کنم از اینکه من رو هدایت کرد ومن از همون ماهای اول دوره وزن کم کردم والان شگفتی ساز شدم وامروز هم می خوام بهمراه استاد ودوستان از اول دوره و باانرژی مضاعف انجام لدم مطمئن هستم نتایج عالی تری در انتظارم هستن😊😊😊😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 00:42
      مدت عضویت: 750 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,426 کلمه

      سلام . 

      من به راه راست هدایت شدم . من نوشتنم اونقدر طولانی شده زمان از دستم خارج میشه از شنبه افتاد یکشنبه . ولی شنبه انجامش دادم . 

      راه راست من آشنایی با خودم بود . فهمیدم که علت هر انچه نمیخواهم خودم بودم  من خودم را نمیشناختم و نمیدانستم انچه از من واکنش داده میشود پاسخ عملیست که خودم انجام میدادم . هر انچه ما دریافت می کنیم واکنشیست به آنچه نشان میدهیم . 

      ما عمل درست را نیاموخته بودیم . 

      ذهن ما را پر از مطالبی کرده بودند که مسیر موفقیت را فقط از راه سختی کشیدن ممکن میدانستیم .کسی موفق  است که  حتما از سختیها و از امتحانات سخت گذر کرده است . هیچ کدام راه درست زندگی را نمیدانستند تا من هدایت شدم و یاد گرفتم چطور به خودم نگاه کنم که به احساس بهتر برسم . چطور به رفتارهایم بنگرم که به احساس بهتر برسم . فهمیدم رنج از چاقی فقط چاقی را پررنگ تر میکند . فهمیدم تنها رمز موفقیت رها شدن از تمام رنجها و دغدغه هاست . فهمیدم راه رسیدن به آرزوهایم در آسان گرفتن است . اگر سخت به خودت بگیری هم میرسی ولی اگر آسان بگیری قطعا میرسی و من یادگرفتم که چطور به خودم آسان بگیرم که چطور به خودم اعتماد کنم که چطور خودم را نیازارم . 

      سوالات هفته اول : روز شنبه 

      🔴چرا میخواهید لاغرشوید ؟ 

      من میخواهم لاغر شوم تا به تجربه ی لذتبخش تری از زندگی برسم . تا زیبایی ام را روزافزون کنم . کسی که لاغر است سبک تر است . سلامتیِ بیشتر در تناسب اندام است . تناسب اندام یعنی صلح با خود . یگانه شدن با خود . تناسب اندام یعنی تسلیم شدن به خود . تسلیم شدن به الگوهای الهی درونی . تسلیم شدن به لذتها . لاغر شدن یعنی لذت . چرا میخواهم لاغر شوم چون من در لاغری آرامش دارم . چون در لاغری با مواد غذایی در صلحم . به آنها احساس بدی ندارم . من فهمیدم که تناسب اندام طبیعت بدن من است فهمیدم به اندازه خوردن غذا طبیعت بدن من است . من اگر با خودم در صلح باشم با غذایم در صلح باشم هرگز نه گرفتار رفتار زیاده روی و ولع و نه گرفتار احساس چاقی و عذاب وجدان میشوم . من توانستم نیاز خودم را تشخیص دهم من فقط ۶۶ گام از دوره صدگام را طی کردم و به موففقیت زیادی رسیدم و توانستم درک کنم طبیعت ذهن و جسم من به اندازه خوردن غذاست. فهمیدم نقطه ی سیری کجاست فهمیدم . من لاغر شدم و دوست دارم لاغرتر بشوم . انتخابش میکنم . با هیکل الانم در صلحم . با رفتار اکنونم در صلحم هرچه بیشتر با خودم صلح کنم و از خودم و رفتارهایم رنج نکشم طبیعت بدن من بهتر و راحتتر به اصل خودش برمیگردد . میخواهم لاغر شوم چون میخواهم به اصل خود باز گردم . تناسب اندام  و زیباتر شدم اندام منزل من است . به خانه برمیگردیم . 

       

      🔴برای تناسب اندام تا چه حد شوق و اراده دارید ؟ 

      من برای تناسب اندام شوق دارم اما اراده ندارم . چون یاد گرفتم که رسیدن به تناسب اندام اراده نمیخواهد همسو شدن با خود میخواهد . تناسب اندام آموزش میخواهد . تناسب اندام استمرار میخواهد . تناسب اندام عشق و اشتیاق می خواهد . من برای رسیدن به تناسب اندام تمام وجودم سرشار از شادیست . 

      من دوباره شروع کرده ام . شروعی لذتبخش . 

      شاید براتون جالب باشه من دوتا شروع دوباره رو آغاز کردم . یکی اینجا و یکی از ابتدای دوره ی صدگام با دوستانی که موفق به خرید دوره نشده اند .  در واتساپ گروهی ۲۰ نفره  تشکیل دادیم با نام مدرسه ی لاغری و دوره ی لاغری صدگام شما را از مقدمه شروع کرده ایم . خدا میداند چه شور و اشتیاقی هم آنجاست . البته فقط به خاطر یک مزیت نوشتن تمرینات را در واتساپ آغاز کردیم . آن هم مزیت ویس گذاشتن . کاش ویس گذاشتن در اینجا هم فعال بود . آن وقت قطعا در همینجا تمرینات را انجام میدادیم . اما جای آن فرقی ندارد مهم اینست که  دوستانی که دوره را هم نخریدند و حتی شاید نوشتن  برایشان سخت باشد باز هم لاغری برایشان آسانتر شود و با ویس گذاشتن تمریناتشان را عالی انجام دهند . آموزشهای شما را دنبال میکنیم برداشتهای خود را می گذاریم و با شور و اشتیاق نکات لازم را از هم یاد میگیریم  . جای شما در کنار ما شاگردان خالی است . اما ما آنجا هم با شما هستیم . خودم هم که تنها   گام ۶۶ دوره صدگام هستم .و اینجا هم که همراه شما استاد گرامی دوره را مجددا آغاز کرده ام . 

      من شوق یادگیری لاغری را دارم . هرچقدر بیشتر یاد بگیرم مسیر لاغر شدن را بهتر درک میکنم و بیشتر راه آن در ذهنم باز میشود . 

       

      🔴حاضرید برای رسیدن به تناسب اندام چه بهایی را بپردازید ؟ 

      من برای رسیدن به تناسب اندام خودم را سرمایه گذاری می کنم . 

      من فاطمه سادات با تمام وجودم روحی ذهنی و جسمی مشتاق یادگیری هستم . مشتاق انجام بهترین عملی هستم که واکنش ذهن و جسمم لاغر شدن باشد . 

      من خودم را بها میدهم . من رنجهایم را میدهم و لذت میگیرم . من نفرتم را میدهم و عشق میگیرم . من  افکار منفی ام را میدهم و افکار مثبت میگیرم . من غم هایم را میدهم و شادی میگیرم . من گذشته و اینده را میدهم و حال را میگیرم . من مرگ را میدهم و زندگی را میگیرم . من قهر را میدهم و آشتی را میگیرم . من پرخوری را میدهم و به اندازه خوردن را میگیرم . من تنبلی را میدهم و طبیعت اصلیم که زرنگی و فرز بودن است را میگیرم . من چاقی ام را با اینکه خیلی دوستش دارم میدهم و لاغری را که از آن بیشتر دوست دارم میگیرم . 

      من بهای لاغر شدنم را با خودم و روحم و ذهنم و زمانم و احساسم و افکارم و رفتارم و عاداتم و شخصیتم و جسمم میدهم  . چون من لایق بهترینها هستم . چون من لایق  تناسب اندام هستم . 

       

      🔴رسیدن به تناسب اندام چندمین هدف زندگی شماست ؟  من از صبح که بیدار میشم هدفم تناسب اندام تناسب فکر تناسب احساس تناسب رفتار  است . وقتی من در راه تناسب قدم بردارم بدنم راه سلامتی را در پیش میگیرم . سلامتی بدن با تناسب رابطه ی مستقیم دارد . هرچه تناسب در من بیشتر جاری شود سلامتی و احساس سلامتی روان و جسم در من بیشتر است . من اولویت اولم زندگی کردن در تناسب اندام است . 

      برای رسیدن به تناسب اندام تا چه حد در مقابل افکار دیگران استقامت خواهید کرد ؟ 

       تناسب اندام من راهی درونیست تا من نخواهم کسی نمیتواند به محتویات ذهن من پی ببرد  . من وقتی با خودم در صلحم واکنش افراد دور و بر من نیز صلح است . آنها در تضاد با هدف من نیستند که واکنش من در مقابلشان استقامت باشد . 

      تازه  هروقت من با اشتیاق در مسیر تناسب اندام هستم آنها نیز با من همسو هستند . هر وقت من با خودم در صلحم اصلا رفتار نامتناسبی از بیرون نیز نمیبینم که در مقابلش حس استقامت کنم . من استقامت را از درونم آغاز کردم . من برخاستم . رستاخیز در من ایجاد شده است . صور اسرافیل در گوش من دمیده است . من مرده ای بودم که با رسیدن به تناسب فکری هر روز و هر روز از نو زنده میشوم . من قیامت را قیامت کرده ام . من قیامت را هر روز زندگی میکنم . من ایستادگی و برخاستن از خود را از وقتی وارد این مسیر شده ام آغاز کرده ام و حالا که شروعی دوباره است لذت را روزافزون میکنم . یادگیری را روز افزون می کنم . من زندگی را دوباره زندگی می کنم . من جوانی را دوباره جوانی می کنم . چون  طبیعت من زندگیست . طبیعت من جوانیست . طبیعت من تناسب اندام است و وقتی من در مدار تناسب اندام باشم اصلا سخن مخالفی نمیشنوم که بخواهم استقامت کنم و اگر شنیدم میدانم خودم مسبب آن بوده ام الگوی ذهنی خودم را اصلاح میکنم . امروز همسرم یک نکته ی عالی به من گفت . گفت کسی که حسودی رو میبینه خودش حسوده که رفتارهای حسادت آمیز دیگران رو حسادت معنا میکنه و دریافت میکنه . پس باید خودش رو اصلاح کنه و صفت حسادت رو از خودش دور کنه که دیگه رفتار حسادت رو از کسی نبینه . حالا هم من در پاسخ به این پرسش همین جواب را میدهم  من در مقابل حرف دیگران  الگوهای ذهن خودم  را تغییر میدهم . 

      اولش چون عادت ندارم شاید یادم رود ولی وقتی استمرار داشته باشم کم کم ملکه ی ذهنم میشود . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        matin.sorkhei@gmail.com
        1400/03/07 13:27
        مدت عضویت: 200 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        فاطمه سادات خانم عزیز

        بسیار زیبا و تاثیرگذار نوشتین بسیار لذت بردم از این همه اراده و صلح با خودتون.

        درس ها و نکات بسیار ارزشمندی از نوشته ی شما گرفتم.درود بر شما و موفق باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/06 12:01
        مدت عضویت: 443 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 267 کلمه

        فاطمه سادات عزیز ، سلام 

        این پاراگراف از نوشته ات رو گلچین کردم از بین قسمتهای دیگه از نوشته  عالی و بی نقصی که ارسال کردی :

        چقدر خوب و همه جانبه حاضری برای لاغریت بها بدی .

        👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏

         

        حاضرید برای رسیدن به تناسب اندام چه بهایی را بپردازید ؟ 

        من برای رسیدن به تناسب اندام خودم را سرمایه گذاری می کنم . 

        من فاطمه سادات با تمام وجودم روحی ذهنی و جسمی مشتاق یادگیری هستم . مشتاق انجام بهترین عملی هستم که واکنش ذهن و جسمم لاغر شدن باشد . 

        من خودم را بها میدهم . من رنجهایم را میدهم و لذت میگیرم . من نفرتم را میدهم و عشق میگیرم . من  افکار منفی ام را میدهم و افکار مثبت میگیرم . من غم هایم را میدهم و شادی میگیرم . من گذشته و اینده را میدهم و حال را میگیرم . من مرگ را میدهم و زندگی را میگیرم . من قهر را میدهم و آشتی را میگیرم . من پرخوری را میدهم و به اندازه خوردن را میگیرم . من تنبلی را میدهم و طبیعت اصلیم که زرنگی و فرز بودن است را میگیرم . من چاقی ام را با اینکه خیلی دوستش دارم میدهم و لاغری را که از آن بیشتر دوست دارم میگیرم . 

        من بهای لاغر شدنم را با خودم و روحم و ذهنم و زمانم و احساسم و افکارم و رفتارم و عاداتم و شخصیتم و جسمم میدهم  . چون من لایق بهترینها هستم . چون من لایق  تناسب اندام هستم . 

         

        یاد گرفتم که  تا به حال چه بهایی برای تناسب اندامم دادم ..

        اینا همه ارو  که گفتی منم‌دادم  ولی  بیانش  رو بلد نبودم .

         

        خیلی سپاسگزارم .

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 21:21
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      سلام من بعداز پایان دوره موفق به تکرار ان نشدم ذهن منفیبافت نمی گذاشت تکرار شروع کنم ولی تا جایی که سعی کردم از مدار دوره خارج نشم  همیشه لایو پیج دنبال میکردم تا اینکه شما نوید استارت دوره دادید والان دارم نظر م میدم از خوشحالی چراغ هدایتم که سو سو میزد و روشن نگه داشته بودم افروخته شد و خیلی خوشحالم استاد همیشه یهویی های معجزه گر دارید ممنون که هستید و ارتباط مادام العمر با شاگرداتون دارین اجرتون با خدا ✋🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1400/02/25 20:43
      مدت عضویت: 761 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      سلام استاد من دیدگاه نوشته بودم در بخش تعهد دو روز پیش فکر کنم ولی الان نیست اومدم شما را فالو کنم  اونم برام پیدا نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/25 23:39
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        سلام دوس عزیز
        دیدگاه های شما تایید شده و نمایش داده شده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      نسرین یعقوبی
      1400/02/25 20:39
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان همراه

      من اتفاقی با سایت آشنا شدم به دنبال لاغری بودم و فایلهای رایگان را دیدم بسیار تاثیر گذار بود تصمیم گرفتم در دوره شرکت کنم و از این بابت خوشحالم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 15:52
      مدت عضویت: 697 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      سلام به همگی واستاد عزیز من امروز متعهد شدم که دوباره زندگی کردن تومسیر لاغری ادامه بدم من ۳ سال هست که دره خریدم ولی یکبار همش گوش دادم ودوره نکروم امروز به یاری خداوند متعال میخواهم دوباره استارت بزنم واز نو شروع کنم با استاد همراه بشم الهی به امید تو خدایا شکرت شکرت شکرت۱۴۰۰/۲/۲۵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 13:32
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      درود ها دارم به عزیزانم. امروز ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰. آمدم دوباره که باشم . منم قبلا خیلی مسیر ها رو امتحان کردم و گاها نتیجه گرفتم و دوباره پس از مدتی دوباره شروع می شد . ولی  دوسال پیش یادمه پس از طی چندین رژیم تحت نظر دو متخصص لاغری و اینکه با یک تخلف از گروه بیرونم کردن و غصه خوردم . بخودم گفتم تو چقدر الاغی که نمی تونی اراده ت رو کنترول کنی . هروز و هر شب غصه می خوردم و کنارش هم نخورده مونی و ترس از اضافه وزن که نگم براتون . بیشتر از همه می دونید چی داغونم می کرد اینکه منو پس زدن . دیگه پیامها مو جواب نمی داد خانم دکتر . آمدم تو یوتیوب با قلبی شکسته داشتم سایت های ورزشی رو نگاه می کردم که یهو یکنفر و دیدم می خنده و می گه من لاغری با ذهن و رایگان گزاشتم بیاین استفاده کنید . اولش تو رو خدا اینجارو دقت کنید روز اول دوازده تا فایل و مثل تراکتور گوش دادم . از ولع فهمیدن موضوع . بعد دیدم استاد می گه اینجوری فایده نداره . رهرو آن است که پیوسته و آهسته رود برید یک دفتر و قلم بیارید بنویسید . و اینجوری شد اشنایی من با این سایت شگفت انگیز دیدم دیگه غصه نمی خورم . با شادی و سپاسگزاری روزم و طی می کنم . و ….. بریم برای فالو ماجراهای جدید . بزن بریم 🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️💃🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️💃💃☘☘☘☘☘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ماندانا میسری
      1400/02/25 12:24
      مدت عضویت: 264 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      به نام خدای همیشه مهربان

      سلام به همگی واستاد عزیز

      حدود تقریبا 15 سال انواع و اسام رژیمها را انجام داده بودمهر بلایی که شنیده بودم یا دیده بودم سر خودم اورده بودم دیگه شده بودم سلطان رژیم دائم رژیم بودم همه از دست رژیمهای من خسته شده بودن تا اینکه دیگه خودم هم ناامید بودم و با تمام وجود از خدا یاری میخواستم

      یک روز بخاطر کارم در یوتیوپ درحال سرچ مطلب بود و در صفحه اصلی یکی از فایلهای استاد رو دیدم و از همان لحظه هدایت من شروع شد

      درسته که ابتدا خیلی تردید داشتم دنبال معجزه میگشتم ولی بعد فهمیدم معجزه وقتی رخ میده که با تمام وجود چیزی رو از خود خدا درخواست کنی و درراهی که بهت نشون داده میشه از هیچ تلاشی کم نذاری و مطمئنم من اینبار موفقتر از قبل یک شگفتی ساز خواهم بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/02/25 06:41
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستانی که در مسیر تغییر کردن قرار دارند 

      دوره ایی که در آن هستم می تونه زندگی منو متحول کنه ومنو در مسیر عالی متناسب شدن قرار میده این دوره سالهای پر رنج وناراحتی رو که از چاقی داشتم رو از امروز تبدیل می کنه به شادی سلامتی زیبایی واعتماد بنفس وشادی درونی واحساس خوب و روابط عالی با خداوند وخودم ودیگران رو به میده واین دوره این همه ارمغان برای من به همراه داره .وهمه سختی ورنجهای منو که در این سالها که داشتم جبران می کنه فراتر از اون چیزی که حتی من فکرشو می کنم . امروز من شجاعت خودم را ثابت کردم که فرد شجاعی هستم ومسئولیت تمام جنبه های زندگیم را می پذیرم وتصمیم میگیرم در مسیر تغییر کردن قرار بگیرم . و اینجاست که من به مسیر لاغری هدایت شدم  و باید این حرفهای خداوند را بشنوم .

      این دوره نیاز به تضمین و وعده نداره بلکه نیاز داره به تعهد انجام تمارین .

      انجام دادن تمارین منو به خواسته ورویا هام میرسونه اگر تمرینات رو انجام ندم منو به اون خواسته ورویا نمیرسونه باید تصمیم قاطع بگیرم که تک تک تمارین رو همان طور که استاد بیان کردند وگفتند انجام بدم وبا تمام وجود آنها رو باور کنم وتمرینات را انجام بدم اون موقع شگفت انگیز میشم ونباید خودم تصمیم بگیرم باید به آنچه استاد گفته اعتماد کنم وقدم بردارم وحرکت کنم وباور کنم ودر مسیر هدایت خداوند حرکت کنم که نتایج عظیمی در انتظار من است.من باید تسلیم این مسیر خداوند وهدایت اون باشم وفقط وفقط مطالب این دوره را مرور کنم وادامه بدم وآنچه در این دوره گفته میشه عمل کنم ونتایج را در خودم ببینم  واگر میخوام نتایج عالی رو کسب کنم باید با استاد همراه باشم وباور کنم واشتیاق داشته باشم به آنچه که استاد گفته عمل کنم وموقعی که من فایلی رو می بینم ومی نویسم ودر هنگام نوشتن تمام حواس من بر روی موضوعی که میخوام متمرکز می شم ونکات عالی را ثبت می کننم ومی بینم و وقتی که تمرینات دیگران را می خوانم کلی نکات را در نظرات دیگران پیدا می کنم واین دوره کلی نتیجه داره وهدف اصلی تغییر زندگی من هست نه فقط لاغر شدن .

      لاغر شدن که کاری نداره لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/02/25 00:10
      مدت عضویت: 407 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,283 کلمه

      با سلام 

      عید سال ۹۹ بود کرونا تازه اومده بود اون عید خیلی وضعیت بد وپیچیده ای درخانه ما حاکم بود شرایط سختی بود مالی مریضی دوری از بقیه هم اضافه شده بود قبل اون هر روز خبر گرونی خونه وماشین ودلار وسکه وبی ارزش شدن پول کشورمون داشت کور سو امید زندگی من وهمسرمم میگرفت یادم میاد مثل دیوونه ها توی سایت ها واخبار میچرخیدم وکلی سایت پیش بینی شرایط آینده داشتم وهر روز کلی خبر بد داشتیم دیوونه میشدیم با کلی وام زندگیمونو شروع کرده بودیم چون هیچی نداشتیم اولش اما حالا هر روز خبرای بد میشنیدیم که همین پولمونم داره روز به روز بی ارزش تر میشه به هر دری میزدیم اوضاع خراب تر مشد وضرر پشت ضرر من عصبی وافسرده شده بودم با کلی امید وآرزو زن پسری شده بودم که دوستم داره وهمه کاری برام می کنه وجنبشو داره اما حالا همه رویاهام روسرم خراب شده بود دیگه از زندگیم خسته شده بودم حتی حوصله تمیز کردن خونه رو هم نداشتم یک بار غذا میپختم وچند روز میخوردیم حالم از خودم از اوضاعم از کار کردن از همه چیز بهم میخورد اما این همه ماجرا نبود توی اون اوضاع مادرم کرونا سختی گرفت ومن کارم گریه وزاری شده بود به لطف خدا خوب شد اما من افسردگیم پیشرفت کرد وحتی بهش مشکوک شده بودم داشتم توی خونه دیوونه میشدم کارمو به خاطر همسرم ول کرده بودم قبل ازدواج اما الان خونه داشت میخورد توی سرم کلی بهونه گرفتم که منو ببر سفر بل اینکه پول نداشتیم اما همه پولامونو گذاشتیم رو هم ورفتیم شمال چند باری موقع رفتن به مشکل برخوردیم دقیقا دوبار یه حسی بهمون گفت برگردین یک بار رفتیم حاده کوه ریزش کرده بود وبسته بود یک بار دیگه گم شدیم ودرآخر از طولانی ترین راه ادامه دادیم همسرمم مثل من از شرایطمون ناراضی بود وفکر میکرد سفر حالمونو خوب میکنه اول سفر پراز استرس بود اما شب چادر زدیم وکنار یک رودخانه دراقامت گاه جنگلی محافظت شده موندیم از کل سفر فقط اون شبش خوب بود وفرداش که یه صبحونه خوب خوردیم اما بعد ورق برگشت واون تصادف کزایی برای اینکه دیر نکنیم همسرم تند رفت وبوم ماشین ایربکاش ترکید وآتیش گرفت سر همسرم خورد داخل فرمون ومنم که از درد به خودم میپیچیدم از ماشین اومد بیرون وبه زور همسرمو از آتیش کشیدم بیرون کارگرای اطراف اومدن کمکمون گردنم میسوخت وحسش نمیکردم وفکر میکردم شکسته وقتی اورژانس اومد دیدم دماغ همسرم داره خون میاد برای همینم یقه پرستار گرفتم وگفتم سرش ضربه خورده نگذارید بره دنبال ماشین بیاریدش این میمیره اگه ولش کنید خلاصه همسرمم اوردن داخل آمبولانس وسوییچ ناشین دادن دست پلیس از وقتی نشست داخل ماشین گریه کرد تا رسیدیم بیمارستان خلاصه از همه جای بدنم عکس گرفتن خداروشکر نشکسته بود جاییم ولی کوفتگی سوختگی وپارگی عضله داشتم که توی اون شرایط مهم نبود همینکه دکتر گفت جاییت نشکسته همسرم از حال رفت خون داخل مغزش لخته شده بودبا اینکه هر جا میرفتم تا عکس بگیرم به پرستار میگفتم احتمالا حال همسرم خوش نیست اما از بس دنبال کارای من بود حرفشونو گوش نمیکرد تا اینکه از حال رفت وحشت تمام بدنمو گرفته بود توی شهر غریب اگه طوریش بشه چی دکترا گفتن خون لخته شده ولی جذب میشه ومرخصمون کردن من یک هفته جهنمی رو درهوای شرجی وگرم بابلسر گذروندم با ماشینی داغون وهمسری که هی غش میکرد بدون پول کم کم ماجرا رو به مادرم گفتم وازشون کمک خواستم واومدن ومارو اوردن خونه خودشون اما این از حال رفتنا ادامه داشت بارها دکتر بردیمش بالاخره بعد کلی دوندگی دکتری فهمید که دچار شک ناشی از تصادف شده وبه مرور خوب میشه خدا دوباره همسرمو بهم بگردوند کلی بدهکار بودیم کلی هم بدهکار تر شدیم حدود ۳۰ ملیون اضافه تر حالا بماند که به خاطر صاحب خونه عوضیمون مجبور شدیم با اون حالمون اسباب کشی کنیم اما وقتی اومدیم به این خونه اجاره ای جدید با پول خیلی کم ندایی به من میگفت یادته عید سال پیش این سایت دیدی وحتی چند کیلویی هم کم کردی با دوره رایگانش بخرش وشروع کن تو بهش احتیاج داری در اوج بیپولی نمیدونم چی شد که یه دفعه به همسرم گفتم من فقط یک چیز ازت میخوام اگه اینو برام بخری حتی حاضرم تمام وسایل خونمو بفروشم تا بدیهیا تو بدی همسرم همینجور مات ومبهوت بهم نگاه کرد گفت یعنی اینقدر میخوایش گفت آره نمیدونم چرا اما من به این دوره ایمان پیدا کردم لطفا برام بخرش وهمسرمم گفت میدونی چیه من ۳۰ ملیون بدهکارم ۳ ملیون وخورده ای هم روش زیاد تفاوت نمیکنه اگه خوشحالت میکنه بعد اینهمه سختی ای که کشیدی برات میخرمش وهمون روز یکی دیگه از قسطاشو نداد وبرام خرید خیلی خوشحال بودم دنیا رو به من داده بودن هر روز مثل اب حیات مینوشیدنش هر روزشو اوایل با شنیدن حرف های استاد گریه میکردم که بالاخره یکی درد منو فهمید روزها از خونه بیرون نمیرفتم وشب هام که همسرم توی خواب فریاد میکشید ومن بازم گریه میکردم اما به مرور معجزه رخ داد شبها قبل خواب به همسرم دلداری میدادم که درست میشه ومن کمکت میکنم میگفت چجوری آخه بدهیمونو بدیم دارم دیوونه میشم هیچ پولی نداریم اما من امید وار بودم هرشب یه فکر جدید میکردم یه روز گازمو فروختم ویکی از چکاش پاس شد که چون گاز رومیزی داشت خونمون میشد این کارو کرد روز بعد ماشین ظرفشوییمو فروختم ویکی دیگه از بدهیاشو داد چرخ خیاطیمو فروختم از مادرم بابت قرضش مهلت خواستم یادمه که شمال که بودیم پارکینگ دار اونجا بهمون پناه داد واتفاقا گوشیمم دزدین از داخل داشبرد ماشین خیلی دلم سوخت ی ه حسی بهم میگفت کار خودنامردش اما چون کسی رو نداشتیم توی اون شهر چاره ای جز اعتماد نداشتیم وقتی برگشتیم تهران وبعد بهتر شدن حال همسرم رفتیم اداره پلیس شکایت کردیم پلیس وقتی ماجرا رو شنیدحرف ما روتصدیق کرد ورد یابی گوشی من شروع شد خلاصه هر روزحال روحی من بهتر میشد کم کم دیگه گریه نمیکردم وبیشتر امید وار شده بودم وخدارو حس میکردم همین حس من حال همسرمم خوب کرد وامید وارش کرد شاید باورتون نشه اما دزد گوشی که همون آقای نامحترم پارکینگ دار بود اومد تهران وگوشی رو دودستی بهم داد وکلی هم ابراز پشیمانی کرد همسرم باورش نمیشد چون همه میگفتن دیگه پیدا نمیشه ولی من مطمئن بودم پیدا میشه اونم فروختیم ویکی دیگه از بدهیارو دادیم روز به روز بدهی های بیشتری پرداخت میشد وما حتی درعرض ۴ ماه دوتا گوشی از دم قسط نو خریدیم وسرویس قابلامه ای که همیشه میخواستم اونم قسطی با خورده پولی ادارشون این امکان دقیقا همون موقع دراختیارشون گذاشت به لطف خدا روز به روز شرایطمون بهتر شد حال همسرم کامل خوب شد دست من بهتر شد وتا حد زیادی شفا یافتیم من لاغر نشدم فقط سبک شدم اما زندگی من به من برگشت اون روزای وحشتناک خودشون به بهشت زیبای من وهمسرم دادن به لطف خدا ی مهربان واستادگرامی امروز تصمیم گرفتم حالا که نفس کشیدن به من وهمسرم اونم از ته دل به ما برگشته وتقریبا ۹۸ درصد بدهیامونو دادیم وبه لطف خداکه روز افزون هر روز روزی بیشتر پول بیشتر شرایط بهتر خونه بهتر وهمه چیز بهتر داره برامون فراهم میشه تصمیم گرفتم که درست از این لحظه به بعد فقط برای خودم زندگی کنم وتمام انرژیمو بگذارم برای هدف متناسب شدنم خداجونم خیلی عاشقتم خیلی شکرت زندگیمو بهشت کردی تو تنهاخدایی هستی که با همه عشقم میپرستمش تو لایق پرستشی چونکه همه جوره یعنی همه جوره هوامو داری وهوای زندگیمو داری دمت گرم واقعا این بار مثل همیشه کمکم کن تا به هدف لاغریم برسم وخوش هیکل ترین وزیبا ترین زن جهان بشم دوستت دارم وبهت ایمان دارم همینطورم به این دوره وروش روشی که منو از جهنم نجات داده والان دربهشتم قرار داده لاغر کردن منکه براش کاری نداره خوشحالم واز این لحظه برای فقط خودم تلاش میکنم تا متناسب بشم به دوراز همه چیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/25 02:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 59 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خدا رو شکر چقدر دستان خداوند در داستان زندگی شما واضحه
        هدایت شدن و البته عمل کردن و گام به گام حرکت کردن و به این نقطه رسیدن که فاصله بسیاری با چند ماه قبل داره
        تبریک میگم به شما که در اون شرایط استوار ماندید و ادامه دادی و پاداش از راه رسید و مطمئنم ادامه خواهد داشت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          فرشته مهربانF.s
          1400/02/25 08:05
          مدت عضویت: 407 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 144 کلمه

          باسلام وصبح بخیر خدمت شما استاد گرامی 

          خیلی ممنون بله قطعا دستان خداوند لحظه به لحظه کنارم بود هر روز خداوند شکر میکنم بابت محبت ولطف بی پایانش زندگی من سراسر معجزه شده راستش قبلا درسختی ها هم خداوند یاری دهنده من بوده اما چشم دل من بینا نبود وبه خداوند بارها شکایت کردم که عدل ومحبتشو چرا نشونم نمیده وفکر میکردم رهام کرده درحالی که او همواره درکنار من بود ومن نمیدیدم خدارو سپاس میگذارم که شما را چراغ راه من کرد تا چشمانم به وجودش روشن بشه حالا دیگه قطعا مطمئنم که بعد از سختی ها آسانیست وخدایی که اینطور منو عاشقانه دوست داره قطعا همه این کارو انجام داده که من امروز به اینجا برسم تا متناسب وباشکوه بشم واینارو اول مدیون خداوند وبعد مدیون شما هستم استاد خیلی ازتون متشکرم وبراتون از خداوند منان زندگی سراسر خوشبختی وثروت وسلامتی خواستارم 💐💐

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/24 02:58
      مدت عضویت: 707 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      سلام و خسته نباشيد

      روزي كتابي رو خوندم و در كتاب از قدرت ذهن براي لاغري نوشته بود خيلي مختصر و من هركاري ميكردم چيزي بدست نمي اوردم سالهاي زيادي گذشت رژيمهاي مختلف و ورزشهاي سنگين، مصرف قرص و دم نوش، خوردن قاشق قاشق روغن زيتون، نخوردنهاي زياد زجر كشيدنها، هميشه در تخيلاتم كسي به من اموزش لاغري با ذهن رو ميداد رىزي در نهايت نااميدي وقتي در گوگل سرچ زدم لاغري با ذهن ديدم كة فايلهاي رايگان كسي اومد كة خيلي حرف ميزد يه مقدار گوش دادم بعد رها كردم بعد دوباره ويديو رو پلي كردم با خودم گفتم اين روش ذهني اول راه خيلي استفاده كردم و داشتم خوب پيش ميرفتم كة مشكلي پيش اومد ديگه از لاغر شدن خبري نبود وبعد از اتمام دوره ديدم هيچ تغييري نيست، ٦ ماه گذشت دوباره شروع كردم ولي هيچ تغييري نبود و امروز دوباره برگشتم واما دليل برگشتنم چيست؟؟؟؟؟؟ دوره ذهني استادي رو تهيه كردم كة باعث شد مشكل نتيجه نگرفتن خودم رو پيدا كنم ( بلدم ، ميدونم، شنيدم) اين كلماتي است كة مانع پيشرفت من شدن بجاي خوب گوش دادن زود قضاوت كردم و گفتم ميدونم خودمم ميدونم اميدوارم اينبار بتونم به نتيجه برسم مثل تمام شگفتي سازان منهم عكسي از پيشرفت و در مسير قرار گرفتن به سايت هديه بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/24 12:17
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 102 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم که دوباره در جمع شگفتی سازان هستید
        برداشت من از نوشته شما اینه که شما مثل یک برنامه رژیمی با این روش برخورد کردید
        یعنی هر روز یا شاید هر هفته انتظار مقداری کاهش وزن و سایز رو داشتید
        درصورتی که روش ذهنی کاری به کیلو و زمان نداره
        ممکنه یک موضوع در مرتبه اول برای شما قابل قبول و پذیرش باشه
        و این در حالیه که برخی موضوعات رو نیازه که ده بار گوش کنی تا متوجه بشی داستان از چه قراره
        انشاااله این مرتبه بهتر از دفعات قبل عمل می کنید و از خودت راضی خواهی بود
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        armitasedighi1384@gmail.com
        1400/04/01 23:17
        مدت عضویت: 97 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست خوبم.
        چقدر این دیدگاه شما برای من پیام داشت…خدارو هزار مرتبه شکر که این رفتارم رو در دیگران هم دیدم و فهمیدم ترمز ذهنی(غرور بی جا)فقط برای من نیست و شاید دیگران هم درگیرش باشن..
        واقعا ممنونم بابت این دیدگاه تاثیرگذار

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mostafa87319@yahoo.com
      1400/02/11 01:03
      مدت عضویت: 217 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام شب همگی به خیر 

      من یادم نمیاد چطور به این سایت هدایت شدم ولی مهم اینه که هدایت شدم. خدایا کمکم کن در این مسیر ثابت قدم باشم و به سرانجام برسونمش. من تو همه مسیرهایی که برای لاغری رفتم علاوه بر اینکه مسیر اشتباه می رفتم باید کارهام رو مخفیانه انجام می دادم و اصلا حوصله سرزنش و تمسخر اطرافیان رو نداشتم و علاوه بر سختی کارهای اشتباه این پنهان کاری خودش برام عذاب آور بود. الان که اینجام فکر می کنم این روش خودش در حالت اصلیش مخفی هست و احتیاجی به پنهان کردنش نیست چون خدا رو شکر کسی نمی تونه ذهن بقیه رو بخونه و من این از بابت خیالم راحته و این اولین امتیازی هست که من با این روش خواهم داشت. خدا رو صدهزار مرتبه شکر. امیدوارم روزی برسه که بتونم موفقیتم رو اینجا ثبت کنم. استاد عزیز از شما ممنونم امیدوارم منو به شاگردی بپذیرید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/11 01:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام دوست عزیز
        به سرزمین لاغرها خوش آمدید
        به نکته عالی اشاره کردید
        در لاغری با ذهن کسی متوجه برنامه لاغری ما نمی شه و با خیال راحت می تونیم از این روش استفاده کنیم.
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/07 13:06
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      سلام و درود دوستان جان

      من سالها پیش با قانون جذب آشنا شدم و مطالعات زیادی در این مورد داشتم.بیشترین چیزی که من به سمت این قانونها می رفتم این بود که بر چاقی خودم غلبه کنم.سالهای نوجوانی که هنوز با قانون جذب آشنا نبودم،سعی می کردم از طریق دعا کردن مشکل چاقیم رو رفع کنم.

      سالها گذشت و من همیشه در نوسان بین چاقی و لاغری بودم.

      سال 89 کتابی خریدم از نویسنده ای خارجی که در مورد لاغر شدن با نیروی ذهن بود و همان موقع کتاب و سی دی استاد *** رو خریدم ولی هیچ وقت درست نخوندمشون.سال 97با استادی آشنا شدم که تکنیک هواپونو پونو رو بومی سازی کرده بودند و به صورت استغفار و شکرگزاری معرفی کردند،توی اون گروه افراد زیادی بودند که اعلام کردند با این تکنیک لاغر شدن و این من رو به فکر واداشت،توی گوگل سرچ زدم لاغری با توبه.چیزی که برام بالا اومد سایت تناسب فکری بود و فایلهای استاد عطار روشن.چیزی که من دنبالش بودم و همیشه فکرم رو مشغول می کرد این بود که حتما راه حلی به جز رژیم و ورزش و عمل های جراحی برای لاغر شدن وجود داره.روشی مافوق تمام این روشها.وقتی با این سایت آشنا شدم ،مطمئن شدم که این همان راه است.از اون موقع دیگه به رژیم و ورزش اعتقادی ندارم.می دانم که تمام سلول‌های من هدفمند و باشعورند و من نادانسته اونها رو به سمت چاقی پیش بردم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/01/28 12:55
      مدت عضویت: 186 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 305 کلمه

      به نام خداوند عشق و زیبایی

      من از زمره کسانی هستم که بیش از نیمی از عمر خود را رژیم بوده ام. من با اراده قوی و پشتکار ورزش می کردم و رژیم می گرفتم و به خوبی هم در مسیر لاغری قرار می گرفتم اما با رسیدن به مقصد یعنی وزن ایده آل و تمام شدن رژیم در مدتی که حداکثر بازه آن دو سال بوده است به وزن قبلی و حتی بیشتر می رسیدم و البته سوغات ریزش مو ، افتادگی پوست و کبد چرب مستعد گرید 1 هم برایم می ماند. و درصدد رفع مشکلات جسمی بر می آمدم و این چرخه معیوب ادامه می یافت تا اسفند 99.

      من در اسفند 99 در سیر مطالعاتی خودم کتاب برای هر مشکلی راه حل معنوی وجود دارد دکتر وین دایر را می خواندم و طبق آموزه های کتاب مشکلات خودم از جمله این چرخه معیوب چاقی و لاغری را به پروردگار سپردم. با مطالعه کتاب محدودیت صفر دکتر جو ویتالی به این نتیجه رسیدم که مسیر را غلط رفته ام و چاقی در ذهن من است در خاطرات من است و نه در جسم من. خداوند عادل و توانا جسم مرا بر ایده ال ترین و متناسب ترین وضعیت آفریده است و این من هستم که در حق جسمم اشتباه عمل کرده ام. در این کتاب با آب خورشیدی و نرنجیدن از چاقی و عشق ورزیدن به جسمم آشنا شدم. اینجا جرقه ای در ذهنم زده شد که شاید کتابی برای تاثیر قدرت ذهن بر لاغری نوشته شده باشد، با سرچ در اینترنت نخست با سایت خانم *** و سپس سایت تناسب فکری استاد عطار روشن آشنا شدم. با مشاهده چندین جلسه از فیلم های آموزشی رایگان اطمینان یافتم مسیر صحیح را یافته ام. ان شاء الله بتوانم فراگیر خوبی باشم و به حق الهی خودم از سلامتی ، تناسب اندام، آرامش و شادی برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/01/20 07:48
      مدت عضویت: 197 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤ سلام و درود… داستان من از جایی شروع که سال ۹۹با قانون جذب آشنا شدم و خدا آنقدر قشنگ هدایتم کرد که برج پنج سال۹۹با یه گروه عالی آشنا شدم و شروع کردم مسائل ذهنی رو به طور جدی دنبال کردن…از همون اول وقتی میخواستم شکر گذاری کنم میگفتم…خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که من توانستم به سادگی و به زیبایی و عزتمندانه به وزن دلخوام برسم…اون روزها اصلا به چجوریش فکر نمی‌کردم ،چون تو ذهن من لاغری با ورزش و رژیم میسر بود که راه راحت و زیبایی نبود😂و عزتمندانه هم نبود چون وقتی رژیم بودی با نگاه دیگران همش مواجه می‌شدی و کلی حس بد می‌گرفتی…خلاصه که من هفت ماه هر روز این درخواست رو به خدا میدادم…تو همون دوره های که هستم یه دوره ذهن لاغر گذاشتن ولی من اصلا رضایت نداشتم که شرکت کنم و همش با خودم میگفتم من باید خودم لاغر بشم ،من باید توانایی هام رو به خودم ثابت کنم… حدود دو هفته گذشت و دو سه روز مونده بود سال 99 تموم بشه…یکی از دوستانم بهم پیام داد که تو سایت عباس منش با کسی به اسم رضا عطار روشن آشنا شده و میگن تو زمینه لاغری ،اگه توم خواستی برو نگاه کن…من روز اول رفتم ثبت نام کردم ولی چون تو حال هوای اول سال بودم یه دو هفته ای وقفه افتاد …میخواستم دوباره بیام دوره دوازده قدم رو بگذرونم که همون دوست گفت استاد گفتن دوره صد قدم رو بگذرونید خیلی بهتره….منم سریع فایل مقدمه رو دانلود کردم…و امروز فایل روز چهارم رو دانلود کردم که گوش کنم و تا اینجا کلی عشق و ذوق دارم واسه راه قشنگم و مطمئن هستم با عشق این راه رو تموم میکنم ومیشم موفق ترین شگفتی ساز ❤️چون من انتخاب شده و هدایت شده خداوند هستم و لاغری و تناسب اندام حق الهی و طبیعی من😍 

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز میشوم و تا آخر عمر با لذت و آرامش در وزن دلخوام میمانم❤💪🌟

      20/1/1400❤️جمعه❤7:۴۸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/07 12:44
        مدت عضویت: 660 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        خیلی عالی بود.انسانهای هم فرکانس همدیگه رو جذب می کنند.فکر کنم شما اول با استاد *** آشنا شدید و بعد به سمت استاد عطار روشن هدایت شدید و جالب اینکه هر دو شاگرد استاد عباس منش بودند.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1400/01/19 20:51
      مدت عضویت: 760 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 2 کلمه

      عالی بود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/12/30 09:21
      مدت عضویت: 407 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      به نام خداوند مهربان وبخشنده
      سلام خدمت دوستان عزیز واستاد گرامی امروز شنبه مصادف با روز ۳۰ اسفند ۹۹ و تحویل سال به لطف خداوند برای بار دوم بعد ۷ ماه تصمیم قاطع خودمو گرفتم که از اول شروع کنم دوره رو ونتایج فوق العاده شگفت انگیزی در زمینه های مختلف زندگیم کسب کردم خداوند شاکرم که راه درست پیدا کردم وزندگی من دراین ۷ ماه ۳۶۰ درجه تغییر کرد اما به دلیل اینکه حل اون مسائل برام الویت بیشتری داشت تمرکزمو برای اونها گذاشتم ونتیجه کمتری از تناسب اندامم گرفتم اما یقین دارم وتصمیم قاطعانه میگیرم از همین لحظه که تمام مشکلات وسختی های مسیر با اشتیاق بپزیرم ومو به مو به تمرینات عمل کنم ودیگه برای خودم مهم وفالاهم نکنم وهر چیزی رو با تمام وجودم در زندگیم پیاده کنم من روزی که به دوره از طرف خداوند منان دعوت شدم به شدت مریض به شدت از نظر روحی داغون وبشدت مشکلات مالی داشتم حتی رابطه ی عاشقانه ام هم که دوسال براش زحمت کشیده بودم تحت تاثیر قرار گرفته بود داشت خدشه دار میشد به لطف خدای مهربان واستاد عزیز وگرامی خودم که با افتخار میتونم خودمو شاگرد ودوست ایشون خطاب کنم تمامی این مشکلات تنها درعرض ۷ ماه به طرز شگفت انگیزی حل شد یعنی چیزی بالغ بر ۹۷ درصدش وحالا انسان شاد وپرانرژی وخوشحالی شدم وحالا متوجه شدم که اونقدر نگران اوضاع اطرافم بودم که یه جورایی خودم درالویت تغییر نبودم اما از امروز با خودم عهد میبندم که من فرشته مهربان از امروز تعهد میدم که به تناسب اندام همیشگی دست پیدا کنم واز هیچ تلاش وکوششی دریغ نکنم 🥰🥰🥰😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رضا بهادری زاده
      1399/12/18 12:06
      مدت عضویت: 293 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه


      .
      حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد

      بنمود جمال و عاشق زارم کرد

      من خفته بدم به ناز در کتم عدم

      حسن تو به دست خویش بیدارم کرد

      بسیار خرسند و خوشحالم از آشنا شدنم به این وبسایت سرشار از آگاهی الهی که خواندن آنها قلب و دل من را آرام می‌کند.

      بسیار سپاسگزار و شاکرم و حمد و ثناگوی درگاه رب هستم که چنین امکان بینظیری در جهان هستی وجود دارد!

      امکان لاغر شدن با ذهن و قدرت افکار و باورها!!

      بسیار سپاسگزار، شاکر، قدردان، ثناگو و شکرگزار خدای بزرگ و رب و خالق جهان هستی هستم که چنین قوانین بینظیر، صحیح و درستی را وضع کرده است!

      چه قوانینی؟!

      قانون قدرت ذهن و باور آدمی! قانونی که می‌گه جهان بر اساس انرژی کار می‌کند! قانونی که می‌گه خدا انرژی محض است، یعنی “الله نور السموات و الارض” با تحلیل و بررسی قانون مشخص می‌شود نور همان انرژی است، قانون می‌گه کل جهان بر اساس انرژی است، یعنی اینکه فارغ از جنس و نوع ماده که در جهان است، هر چیزی که در جهان می‌بینیم در نهان و نهاد خود انرژی دارد و متشکل از انرژی است.

      کل زندگی ما بر پایه انرژی است، همینکه کائنات اتفاقات را در راستای افکار ما خلق می‌کند بخاطر ذهن است! یعنی اینکه افکار در ذهن ما انرژی یا فرکانس ساطع می‌کنند، اثبات این موضوع با نوار مغزی قابل عیان شدن است. این را که قبول کنیم می‌رویم سراغ نکته بعدی که کل جهان هستی بر پایه انرژی است.

      پس انرژی ساطع شده از ذهن ما توسط کائنات جذب می‌شود. بر اساس فرکانس یا انرژی ذهن ما جهان یا کائنات، اتفاقات، افراد، حوادث مشابه را به زندگی ما جذب می‌کنند. برای اثبات بیشتر باید بگیم:

      در جهان هر چیز چیزی جذب کرد

      گرم گرمی را کشید و سرد سرد

      برای اثبات بیشتر باید بگیم: “الطیبین للطیبات، الخبیثین للخبیثات” برای اثبات بیشتر باید بگیم:

      این جهان کوه است و فعل ما ندا 

      سوی ما آید نداها را صدا

      هنوز هم هست: “بما قدمت ایدیهم” ؛ “بما کانو یعملون” ؛ “کلا نٌمد هولاء و هولاء”

      با توجه به عرایضم این سیستم و جهان هوشمند یا خدا، هیچ چیزی تاکید می‌کنم هیچ چیزی برای ما نمی‌خواهد و افکار غالب روزانه یا ذهن ماست که خوشبختی یا بدبختی ؛ فقر یا ثروت ؛ بیماری یا سلامتی ؛ چاقی یا تناسب اندام را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

      خدای بزرگ را سپاسگزارم که آشنایی من با شخص استاد عطارروشن راهنمای من برای ورود به این سایت الهی بوده است. خدا را شکر که دوستانی چنین ارزشمند مانند استاد عطارروشن وجود دارند که چراغی برافروختند، نور و روشنایی را یافتند که ماحصل آن به زندگی خودشان و شاگردانشان ثمرات فراون بخشیده است.

      استاد عزیزم ممنون که چراغ راه هدایت شاگردانت هستی.

      شاد و سلامت باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/10 00:52
        مدت عضویت: 395 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 141 کلمه

        سلام دوست عزیز

        بله منم سالهاست به قدرت حذب و انرژی کا،نات اعتقاد دارم ولی شما بسیار زیبا ادا کردین و به حق لایق مدال طلای استاد هستین.منم روزی از روزها مورد عنایت حصرت حق قرار گرفتم و الان با افتخار اینجام و شاگرد جناب استاد هستم.همیشه دلم گواهی میده روزی این روش جهانی میشه. بقول جوونای امروزی میترکونه. و چقد عالی میشه. دلم برای همه چاقای مهربون مظلومی میسوزه که اون بیرون هنوز دارن در افسردگی و عذاب رژیم دست و پا میزنن.‌مثل خود من هشت ماه پیش. دلم میخواد داد بزنم

        آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

        یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم

        کجایین که خوشبختی اینجاست….کجایین که زندگی اینجاست……

        همینجا بحق شبای عزیز ماه رمضون دعا میکنم همه به لطف خدا به این مسیر زیبای لاغری با ذهن و دنیای جدید هدایت بشن و لیاقت  تغییر رو داشته باشن……آمین

         

         

         

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/17 14:07
      مدت عضویت: 204 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلاام. من تازه وارد سایت شگفت انگیزتون شدم و همچنان بهت زده تا این مرحله دارم مطالب رو مطالعه میکنم. امید من خیلی زیاده. توکل برخداااا. تشکرر از شمااا. 🙏🏻🙏🏻🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 21:31
      مدت عضویت: 214 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 388 کلمه

      بنام خدایی که منو به این مسیر هدایت کرد. منم سالهای زیادی درپی لاغری بودم. اولش خیلی هزینه نکردم رژیم گرفتم و لاغر شدم ولی دوباره برگشت و چندسالی طول کشید بعد رفتم سرکار گفتم برم سرکار دیگه وقت نمیکنم زیاد بخورم چون دو شیفت هم بود ولی بازم کم و زیاد میشد خیلی سال گذشت تقریبا۱۸سال کشید ومن ۶سال شاغل شده بودم تو اون مدت زمانی که کار میکردم همش تو گوشی بودم که یه راهی پیدا کنم و کلی هزینه کردم همه میپرسیدن پولتو چیکار کردی منم از ترس و خجالت می گفتم تو بانک گذاشتم قرص داروی گیاهی دم نوش شربت ژل لاغری روغن گیاهی گن دستگاه ورزشی باشگاه حتی این اواخر دوسه بار رفتم مطب که یه دستگاهی وصل میکنن چربی رو یخ میکنه اونم نشد دیگه نرفتم حتی به جراحی هم فکر کردم ولی چون مجردم مگه میتونم بگم که جراحی کنم کلی مسخره ام میکردن.خلاصه کارم خیلی سخت بود دو شیفت با کلی مشتری و پول کم ولی این سالها به خاطربیمه موندم تصمیم گرفتم که بیام بیرون چون خانواده هم حمایت کردن پدرم هم تازه به رحمت خدارفته بود حوصله نداشتم برای کار. اومدم بیرون پاییز تموم شد من اومدم بیرون یه ماه تو خونه بودم رژیم گرفتم و ورزش کردم ولی دیدم تویه ما۴کیلو کم میکنم خیلی بهم فشار میومد ماه دوم کلی رژیم سرچ کردم و انجام دادم درحد مرگ ولی اثر نداشت تا اینکه یه فال گرفتم از یه نفر مطمئن به زور پولشو جور کردم و نیت کردم که خدا یه معجزه کن و منو به اندام و وزن دلخواهم برسون اونم گفته بود کارت درست میشه ولی یکم طول میکشه باید خودتم سعی کنی چند روز بعدش یهو گفتم برم تو یوتیوب سرچ کردن لاغری سریع یه دفعه لاغری با ذهن اومد اونم رایگان منم گوش دادم دیدم چقدر حالم خوب شده که آره لاغری خیلی آسون واینکه خودشم تو این شرایط بوده خلاصه تو گوگل رفتم رفتم تو سایت و ثبت نام کردم یه هفته بود که همه فایلا رو گوش میدادم بیکار هم بودم خیلی اشتیاق داشتم تو یه هفته که چند کیلویی رو که دوباره اضافه شده بود دوباره کم شد اشتها نداشتم حتی اون میل ندارم هم گفتم دیدم خیلی آسونه اصلا درگیری فکری نداشتم اصلا سر یخچال نمیرفتم یواش یواش غذا میخوردم کلی کیف کردم اینم داستان هدایت من.ممنون استاد جونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/02 14:44
        مدت عضویت: 501 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 205 کلمه

        سلام به خدایی که من رو به این مسیر هدایت کرد داستان هدایت من اینطوری بود که من در خرداد ماه مشغول خواندن برای امتحانات پایان ترم بودم و خواهرم یهو به من گفت دیگ تمومه من رژیم دکتر … نمیگیرم و قرصم نمیخورم  و‌‌‌ …. من با تعجب گفتم این حرفا چیه چطور میخوای لاغر شی و اینا موقع خوردن عصرونمون طبق رژیم شد که خواهرم یکی از فایل های رایگان  استاد رو گذاشتن و من هم گوش دادم و دیدم که به شدت حرفای دل منو میزنن و اصلا منو خواهرم حال و هوامون تغییر کرد و مطمئن بودیم که میشه و خدارو شاکرم که انقدر قشنگ و زیبا منو خواهرم و به این مسیر هدایت و نتیجه ها ی بسیار عالی کسب کردیم دو تامون خدایاااا هزاااران بار شکرتتتت 

         

         

        مسیرمون قطع به یقین درسته نه برای اینکه مربوط به لاغریه نه ،برای اینکه مطمئنم که خدا جواب این ارزوی من که به شدت دوست دارم بهش نزدیک بشم و عاشقانه دوسش داشته باشم و دوسم داشته باشه رو داره میده 

        انقدررر خوشحااالم هی دلم میخواد این حس شادیو زیبایی و به اشترااااک بزارم 

        خدایا مرسی بابت همه چی 

        مرسی از استاد عزیزم برای اینکه انقدر عالی این دوررو تهیه و در اختیار ما قرار دادن 😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      z.hajian1352@gmail.com
      1399/12/15 18:32
      مدت عضویت: 247 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 42 کلمه

      سلام برای اینکه بخوام نتیجه ی خوبی در پایان دوره بگیرم به تمام فایل ها به خوبی گوش کنم نکته برداری کنم و تمریناتم را به خوبی انجام دهم تا در انتها نتیجه ی بسیار خوبی را گرفته باشم از این دوره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/15 09:36
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      سلام به همگی من سه ماهی هست این فایل های زندگی با طعم خدا را شروع کردم اما به جلسه ۱۶ که رسیدم نمیدونم چرا احساس کردم که از نوشته های بچه ها من خیلی عقب ترم و به اون فرکانسی که انها رسیدند من نرسیدم پس تصمیم گرفتم دوباره برگردم جلسه اول و دو باره از اول شروع کنم ولی این بار حتما در قسمت نوشتن نظرات شرکت کنم من اول از همه به حرف های استاد عزیز اعتماد کامل دارم و مطمئنم که این راه راهی درست است بعدش هم از خدای مهربونم می خواهم که من همیشه و همه جا خدا را در نظر داشته باشم خداوند با من باشه و من هم همه جا او را ببینم و حسش کنم بعد یه زندگی با ارامش برای همه عزیزانم ارزو دارم دلم می خواهد زندگی ام با همسرم عاشقانه تر و صمیمی تر باشه او از اینکه همسری مثل من داره خوشحال باشه دلم یه خونه بزرگ چند خوابه شیک می خواهد با کلی وسیله های شیک و بروز از خدا می خواهم سلامتی و شادی به همه بده و بچه هام اینده خوب و درخشانی داشته باشندو از همه مهمتر یه شغل خوب و پر درامد برای همسرم که عاشق کارش باشه و محل کارش هم نزدیک خونه که بعد از کارش راحت برگرده خونه و از با خانواده بودن احساس ارامش و شادی داشته باشه دلم می خواد پول و ثروت زیادی داشته باشیم من همیشه شیک بپوشم و دنیا را بگردم و از این زندگی لذت ببرم من اعتماد کامل دارم که خدا من را به همه ارزوهام و خواسته هام میرسونه حدایا به خاطر همه چیز مخصوصا این راهی که من را در ان قرار دادی از تو سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        زری احمدی
        1399/12/17 04:12
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        سلام دوست عزیز انشالا که به آرزوهایتون می رسید صبور باشید و استمرار داسته باشید

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/11 01:05
      مدت عضویت: 221 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      با سلام
      توی این سایت کجا میتونم در مورد دوستانی که مثل شما قبلاً در این مسیر حرکت کردن و موفق شدند رو بخونم ؟این کار انگیزه منو قوی تر میکنه
      هر چی گشتم چیزی پیدا نکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/12/11 01:31
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تصاویر افراد شگفتی ساز را می توانید در آلبوم شگفتی سازان ملاحظه کنید
        همچنین در بخش ویدیوهای شگفتی سازان محتوای ارزشمندی قرار دارد
        نوشته های هنرجویان در بخش دیدگاه های فایل های رایگان قابل ملاحظه است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/02/23 09:07
          مدت عضویت: 693 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 116 کلمه

          سلام استاد

          روز شما بخیر و شادی

          بنظرم اگر یک پیجی باشه مثل اینجا و همه بیایم طی یک کامنت در مورد نتیجه مون صحبت کنیم عالی میشه

          عکسها عالی

          برای من الهام بخش بود

          ولی همچین پیجی رو تو سایت ایجاد کنید تا توصیف کنیم کمیت و کیفیت لاغری راحتمون رو….

          بنظرم خیلی عالی میشه

          ممنون

          عید فطر هم بر شما مبارک باشه

          استاد راستی وقتی با تغییر باورها به هوای نفست غلبه میکنی و همسو با فرشته درونیت با آرامش و هنگام نیاز غذا میخوری هم باید مثل عید فطر جشن بگیری

          مثلا میتونیم هر سال در سالگرد لاغری و ورودمون بیایم و توی همون پیج نتایج به مناسبت تولد دوباره یک کامنت بنویسیم و حس خوب افزوده نسبت به قبل را توضیح بدیم

          🌸🌸

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1400/02/23 13:46
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 67 کلمه

            سلام دوست عزیز
            از اینکه در گسترش و بهبود سایت تناسب فکری مشارکت می کنید سپاسگزارم
            انشاالله بخشی در پروفایل کاربری می خوایم اضافه کنیم که هم بتونید عکس آپلود کنید و هم توضیحات اضافه کنید
            به این ترتیب هر هنرجویی که مایل باشه میتونه آلبومی از تغییرات و نتایج خودش ایجاد کنه
            مثل دفترخاطراتی که همراه با تصویر باشه
            پیشنهاد شما رو حتما در تغییرات بعدی سایت مدنظر قرار میدیم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/02/25 10:46
              مدت عضویت: 693 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 5 کلمه

              ممنون از شما استاد گرامی

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/09 09:36
      مدت عضویت: 443 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 880 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان همراه

      برداشت خودمو از فایل تصویری مقدمه خدمتتون عرض می کنم :
      اگر بخوام‌در پایان این دوره نتیجه عالی بگیرم باید تمام فایلهای صوتی و تصویری را به دقت و به تعداد خواسته شده بشنوم و ببینم تمرینهارو هم در دفترم هم در سایت بنویسم و دیدگاه دوستان رو هم بخونم (حداقل ۵ دیدگاه ) و نه تنها دقت و تمرکز داشته باشم بلکه انجام تمرین اختصاصی درس هر روز هفته را در اولویت اول نسبت به تمام کارهایی که می خوام در طی ۲۴ ساعت انجام بدم قرار بدم …..درست مث روزایی که مدرسه می رفتم و امتحان داشتم…یادمه صبح زود بیدار می شدم و آفتاب نزده خوندن درسمو به اتمام می رسوندم اونوقت با خوشحالی می رفتم سر جلسه .همیشه هم شاگرد اول یا دوم بودم …..الانم همون حالت رو باید برام داشته باشه ….اگر سستی کنم درس لاغریمو به تاخیر بندازم تا فرصت از دست بره این خودمم که ضرر می کنم کسی بالا سرم نیست بازخواست ازم بخواد یا بخواد نمره ی کم بهم بده …حالا خودم همه کاره ی خودمم …من مسیول لاغریمم …همونجور که مسیولیت چاقیمو پذیرفتم مسیولیت اینم باید بپذیرم ….چند ماهه در سایت قسمت رایگان دارم می خونم و می نویسم ولی نتیجه ای که خیلی مشهود باشه نگرفتم فقط کمی تغییر کردم که همینو هم به فال نیک گرفتم و تصمیم گرفتم بدون اینکه همسرم متوجه بشه پول دوره ارو جفت و جور کنم و دوره گام اول رو خریداری کنم بشینم به پاش با دقت ببینم اشکال کارم چیه ؟ من مطمینم جواب سوالمو در همین دوره خواهم گرفت …اشکال برطرف میشه ..من باید اصولی و از پایه درس لاغری رو شروع کنم که خدارو سپاسگزارم که بهم توفیق داد که حالا اینجا باشم در دوره گام اول …. من به توصیه استاد عزیز با خودم قرار گذاشتم حداقل تا ۶ ماه و حداکثر تا پایان عمرم سمت هیچ روش لاغری دیگه ای نرم و از هیچ قرص وماده ی خوراکی برای تسریع کاهش وزن استفاده نکنم هیچ حرکت ورزشی به منظور لاغری انجام ندم مگر به منظور دیگه ای مثلا برای شادابی و نشاط و و استحکام بدنی و استخوانی ……..من مجازم به هر دلیل دیگه ای ورزش کنم ولی به منظور لاغری نه ……مهمترین دلیل منطقی من برای این فکر و نظر اینه که از خودم می پرسم مگه لاغرای طبیعی برای اینکه متناسب بشن ورزش کردن یا حالا برای حفظ تناسبشون ورزش می کنن یا می پرسم مگه من برای اینکه چاق بشم ورزش خاصی رو در پیش گرفتم ؟ وقتی می بینم جواب این سوالها خیر و نه هستش پس دلیلی برای اینکار وجود نداره …….وقتی دیدگاه ما این بشه که باید ورزش کنم تا لاغر شم به این نتیجه هم می رسیم که اگر به هر دلیل نشد که ورزش کنم ناچار دوباره چاق میشم‌ و ما در این دوره می خوایم با روشی لاغر بشیم که پایدار باشه و وابسته به هیچ روشی غیر از قدرت ذهن و فکر نباشه ……..من بهای لاغری رو پرداخت کردم چه مادی چه غیر مادی من وقتمو می ذارم و انرژیمو …….بهش فکر می کنم از تفریح و مهمانیم می زنم و در عوض بهای لاغریمو می پردازم وقتی هم بهای هر چیزی رو می دیم عاقلانه نیست که رهاش کنیم و بریم یا درست ازش استفاده نکنیم ….این روش برای صدها نفر جواب داده پس منم جواب می گیرم اگر اطمینان نداشتم که مخفیانه طلامو نمی فروختم دوره بخرم …من ایمان دارم نتیجه می گیرم ..اگر طی ماههای گذشته جواب کامل و واضحی نگرفتم اشکال از خودمه وگرنه این روش درست ترینه …..۱۷ اسفند دقیق ۸ ماهه که با این روش آشنا شدم و به آگاهی های کاملا جدید و کاملا بی نظیر دست پیدا کردم نتایج اولیه هم گرفتم الان با دامن سایز ۴۸ راحتم ولی قبلا ۵۲ بوده خوب این یعنی تغییربدون رژیم و ورزش …..بیست و چند ساله با توجه به چاقی و روش و افکار غلط داشتم خودمو چاق و چاقتر می کردم حالا حدااقل باید ۶ ماه وقت بذارم تا چاقی ذهنمو کمرنگ کنم و به لاغری توجه کنم تا بعد از لاغر شدن ذهنم بتونم به لاغری جسمم برسم …من با باورها و رفتارهای کاملا اشتباه چاق شدم و حالا باید اصلاحشون کنم چطوری ؟ با همین روش با قدرت ذهن و به پایان بردن دوره ای که خریدم و بهش ایمان دارم که با همین روش خودبخود لاغر میشم ….خدایا سپاسگزارم ۹ اسفند ۱۳۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        mostafa87319@yahoo.com
        1400/02/11 00:31
        مدت عضویت: 217 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام شبتون به خیر امیدوارم تو راهی که هستین موفق باشید. شما متوجه شدین چرا دوره رایگان براتون جواب نداد ، راه رو اشتباه می رفتید یا دلیل دیگه ای داشت؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/08 23:56
      مدت عضویت: 289 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      به نام خدا
      در تمام طول زندگی‌ام به خاطر اضافه وزن احساس حقیر و ناچیز بودن کرده ام. درد روحی ناشی از اضافه وزن آنقدر عمیق بوده که هر جا که زمان و مکان خاصی برای دعا کردن بوده است ناخودآگاه اولین چیزی که از ذهنم گذشته و از خدا طلب کرده ام لاغری بوده است. 
      در طول زندگی‌ام همیشه در حال تلاش برای کاهش وزن بوده‌ام و نتیجه نهایی همه رژیم‌هایی که گرفته ام شکست و افزایش وزن بالاتر بوده‌ است.
      هربار که بعد از لاغر شدن دوباره چاق میشدم آرزو میکردم کاش میمردم و کسی را نمیدیدم. چرا که با شنیدن سرزنش‌ها، کنایه‌ها، نصیحت‌ها، دلسوزی‌ها و حتی تمسخر آنها، بیشتر در خودم می شکستم، خرد میشدم و روحم زخمی تر میشد.
      در سه سال گذشته برای کاهش وزن اقدام جدی نکرده ام چرا که کاملا ناامید و خسته بودم و با خودم فکر میکردم تلاشم بیهوده خواهد بود و پس از کلی رنج در نهایت فقط شرایطی بدتر از الان و وزنی بالاتر نصیبم خواهد شد. تقریبا دو ماه و نیم پیش خسته و ناراحت از سرنوشت و تقدیرم شروع کردم به غر زدن با خدا و شکایت که مگر من بنده تو نیستم، چرا من را نمیبینی، این انصاف و عدل نیست در تمام دوران کودکی و نوجوانی و جوانی ام دغدغه وزن داشته ام و لذتی از زندگی نبرده‌ام و یک شکایت طولانی مدت به خدا کردم ولی ناگهان یه صدایی درونی بهم گفت بی انصافی میکنی و همه لطف های غیر منتظره خدا رو برایم یادآوری کرد و گفت این همون خدایی است که با معجزه بیماری تو را شفا داد، بیماری که با سرعت داشت پیشرفت میکرد و من یادم آمد در دوران بیماری به لحاظ روحی بسیار محکم و استوار بودم و اعتماد و اطمینان قلبی عمیقی به خدا داشتم و خودم را به او سپرده بودم و شک نداشتم شفا پیدا میکنم. بعد به خودم گفتم که لاغر شدن سخت تر از اون بیماری نیست دوباره تلاش کن. هميشه برای پیدا کردن روش لاغری جدیدی در گوگل سرچ می‌کردم و آن روز برای اولین بار در یوتیوب سرچ کردم “لاغری” عنوان ویدئو “آموزش لاغری با ذهن استاد عطار روشن” نظر من را جلب کرد. با تعجب و تردید ویدئو را دیدم و وارد کانال یوتیوب شدم. انگار سرگذشت چاقی خودم را از زبان یک نفر دیگر میشنیدم، احساس خوبی داشتم و در درون حس میکردم خدا یکبار دیگر من را مهمان معجزه‌‌اش کرده است.
      اطمینان و اعتقاد قلبی دادم که لاغری با ذهن امکان رسیدن به رویای لاغری پایدار را به من میدهد زیرا این روش با همه روشهای لاغری فرق دارد. تمامی روشهای لاغری به دنبال حذف معلول و پاک کردن صورت مسئله‌ هستند اما روش لاغری با ذهن علت‌های این مشکل را پیدا و مسئله را حل میکند و در نتیجه معلول از بین میرود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/01 00:37
      مدت عضویت: 221 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز . از طریق آپارات به طور خیلی اتفاقی با شما آشنا شدم وبعضی از فایلهای رایگانتون رو از اون جا دانلود کردم و با شنیدن اونها به این نتیجه رسیدم که مشکل اصلی من ذهن بیمارم هست و الان کاملا مصمم هستم که هر آنچه در توان دارم برای درمان ذهنم انجام بدم . با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/25 00:08
      مدت عضویت: 633 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 55 کلمه

      سلام خدمت استاد راهنمایی شدن من در این سایت منم در یتوب فایلها را دیدم و بعدش باهاشون چت کردم باز سایت را خریداری کردم خداوند منو کمک کرد تا با این سایت خوب ٱشنا بشم خدایا از تو کمک میخواهم که این شیطان درونم را نابود کنی تا من راحت به هدف خودم برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1399/11/20 23:20
      مدت عضویت: 232 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 319 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان
      عرض سلام دارم خدمت دوستان و استاد عزیز عطارروشن .
      من مریم هستم و میخوام نحوه آشنایی با این سایت را توضیح بدم .همیشه من عاشق تناسب اندام خوش تیپ بودن خوش لباس بودن بودم ودنبال این بودم که اضافه وزنم را درست کنم مثل بقیه دوستان خیلی روشها را امتحان کردم متناسب میشدم دوباره بر می گشت اینو دوستام هم میدونستن که من به وزن خیلی حساسم تا اینکه یکی دوستام هم همکار بودیم هم دوست صمیمی با من تماس گرفت که بیا بیرون ببینمت یه موضوع هست در،مورد لاغری نمیشه تلفنی بگم حتما باید حضوری باشه گفتم باشه قرار گذاشتیم برا من جور نشد که برم بازم تماس گرفت هم قرار گذاشتیم باز هم نشد آخرش من بهش گفتم که میام سر کارت اونجا می بینمت قرار شد ۵شنبه ای برم اما برا من بازم جور نشد تا،اینکه حدود ۴۰ روز گذشت دوباره تماس گرفتو منم گفتم باشه فردا میام فرداش حوصله نداشتم اما گفتم بابا بزار برم ردش کنم خلاصه آخرش موفق شدم و رفتم اداره دیدمش بهش گفتم خوب توضیح بده میخوام بدم سر کار اونم یکم توضیح داد و فایلهای رایگان را دانلود کرده بود و به من داد و خداحافظی کردم و اومدم سر کار اولش بی میل بودم بعد وقتی اولین فایل را گوش کردم یه جرقه ای تو دلم زد خیلی خوشم اومد و شروع کردم روزانه به گوش دادن چند روزی گذشت و تو اینه خودمو دیدم تغییر کرده بودم مشتاق شدم و من از آبان ماه با دوره رایگان هستم و چقدر تغییر تو خودم دیدم احساسم جسمم رفتارم با خانواده خیلی خیلی خیلی واقعا باورم نمیشه جناب استاد من اینجا متوجه شدم که فقط هدایت خداوند بود من به این سایت به این طریق با این سایت آشنا شدم .اول از خداوند بعد شما استاد عزیز بعد همکارم و،در آخر از خودم ممنونم امیدوارم در آینده ای نزدیک دوره را خریداری کنم .بازم ممنون استاد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/20 03:08
      مدت عضویت: 309 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 838 کلمه

      بنام حق
      داستان هدایت من:
      بعضی از دوستان شاید یه مدت زمان کوتاه تری نسبت به بقیه در مسیر چاق شدن قرار گرفتند و یه زمان هایی طعم لاغری و تناسب اندام رو چشیده باشند اما بعضی از دوستان دیگه و از جمله من از وقتی چشممون باز کردیم و نوزاد و بچه کوچیک بودیم چاق بودیم، تمام دوران زندگی از نوزادی گرفته تا کودکی و نوجوانی و جوانی، هیچوقت طعم و لذت لاغری و تناسب اندام رو نچشیدیم…
      همیشه دنبال راهی جدید واسه امتحان کردن لاغری بودم، انواع رژیم های لاغری از دکتر تغذیه گرفته تا رژیم بر اساس طبع و مزاج بدن و رژیم های کانادایی و اینترنتی و… کمربند و شلوارک لاغری، طب سوزنی و امبدینگ، انواع ورزش ها از دوچرخه و حلقه و تردمیل،طناب و شنا و سونا پیاده روی و تی آر ایکس و بدنسازی و وزنه زدن و ایروبیک و پلاتس و چرخونک و… انواع دمنوش های گیاهی شرکت‌های مختلف و حتی بصورت جدا و طبیعی از عطاری تهیه میکردم، انواع قرص های گیاهی و شیمیایی کاهش اشتها و لاغری، دستگاه و ماساژ لاغری و آمپول لاغری…خلاصه هر چی فکرش بکنید امتحان کردم بعد زایمان دومم رسیدیم به وزن ۱۲۶😪 وزنی که هیچوقت توی عمرم به این حد نرسیده بودم، توی بارداری فشارخون بالا و دچار مسمومیت های بارداری میشدم، بعد زایمانم رفتم دکتر تغذیه با رژیم سخت شروع کردم به اضافه مصرف دمنوش و پیاده روی و داروهای کاهش اشتها، حتی دکتر تغذیه بهم علاوه بر قرص های کاهش اشتها یه آمپولی داده بود که اسمش یادم نیست مثل سرنگ انسولین هر روز زیرپوستی تزریق میکردم که اشتهام کم بشه! چند روز اولش خوب اشتهام کم میکردم ولی بعد از چند روز بی فایده بود به دکتر گفتم، گفت دوزش بیشتر کن و بعد اضافه کردن دوزش چند روز کم بود ولی دوباره… بعد از چند ماه با این همه بلایی که داشتم سر خودم می آوردم تونستم ۲۲ کیلو کم کنم ولی بعدش خیلی کم نمیکردم، واقعا دیگه خسته شدم بودم، از ورزش و دمنوش و قرص های لاغری خسته شده بودم از دائم الرژیم بودن خسته شده بودم و به شوهرم گفتم میخوام اسلیو معده انجام بدم و حتی پیش پزشک هم رفتیم اما با یه سری صحبتهای پزشک در مورد عوارض عمل و اینکه تضمینی نیست و ممکنه بعدش مجدد برگرده با مخالفت شدید شوهرم مواجه شدم
      آخرین و تنها راه و گزینه لاغر شدنم که اسلیو معده میدونستم خط خورد، خیلی ناراحت و افسرده و عصبی بودم و دیگه واقعا از همه چیز قطع امید کردم، در عین اینکه کاملا ناامید بودم و داشتم خودم رو قانع میکردم که تو از اول چاق بدنیا اومدی و قسمت و خواست خدا اینه که همینجوری چاق باشی و همه ی انسانها که شبیه هم نیستند یکی چاق و یکی لاغر، تو هم جزو اون چاق ها و دیگه باید قبول کنی که همینی و باید با خودت کنار بیای و همینجوری خودت دوست داشته باشی ولی از طرفی هم همیشه آرزو داشتم لاغر و متناسب باشم، یه شب توی اینترنت طبق معمول داشتم برای لاغری سرچ میکردم که سایت تناسب فکری رو دیدم، هیچوقت و قبلا راجبش چیزی نشنیده بودم، خدایا مگه همچین چیزی میشه! خیلی برام جای سوال و تعجب بود، اون شب تا صبح نخوابیدم و توی سایت هر قسمتش رو کنکاش میکردم که یه چیزی دستگیرم بشه، و اینقدر غرق سایت شدم که نفهمیدم چجوری صبح شد! ۱۱ آذر بود بعدش متاسفانه بخاطر یه مشکل و درگیری بزرگ، و همچنین درس خوندن برای امتحان آیلتس
      نتونستم پیگیرش باشم، هر از گاهی به سایت سر میزدم مخصوصا مواقعی که استرس زیاد داشتم یا ناراحت و ناامید بودم فایل های زندگی با طعم خدا رو گوش میدادم و حالم واقعا عوض میشد بعد از ۲ماه درست ۱۱ بهمن تصمیم گرفتم بطور جدی و مستمر فایل های لاغری رو از همون رایگان های شروع کنم
      به خودم گفتم هزار راه رو رفتم که آخرش بی نتیجه و ثمر بوده، چقدر سختی ها و زجر کشیدم،چقدر عرق ریختم و… هیچوقت اون چیزی که میخواستم اتفاق نیافتد، حالا نوبت اینه
      مگه از این راحتتر هم توی دنیا هست که بدون رژیم و ورزش و عرق ریختن و باشگاه رفتن و قرص و دارو و سختی…
      من با خودم عهد کردم تا به هدفم نرسیدم دست از تلاش بر ندارم، و الان من توی یه دانشگاهی ثبت نام کردم که باید هر روز و حداقل روزی ۱_۲ ساعت وقت بزارم و درس هایی که استاد داده رو مطالعه کنم و تمرین کنم، تکالیف انجام بدم،مرور کنم… درست مثل زمانی که داشتم برای کارشناسی و کارشناسی ارشدم میخوندم، مثل همین الانی که کلاس زبان میرم، مگه میشه فقط بری سر کلاس بشینی و استاد زحمت بکشه و درس بده و تو بدون اینکه به حرف های استاد گوش بدی و بدون اینکه تکالیفی که گفته انجام بدی، بدون اینکه تمرین و مرور کنی به نتیجه برسی؟!
      من بذر امید به لاغری و تناسب اندامم رو به لطف خدا و استاد و این سایت توی تاریخ ۹۹/۱۱/۱۱ کاشتم و متعهد میشم به استمرار و تمرین و تکرار و انجام تکالیف…
      با آرزوی موفقیت و سلامتی و شادی برای استاد عزیز و تمامی دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 23:15
      مدت عضویت: 743 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام من چندسالپیش به دنبال لاغری باهیبنوتیزم ذهن اینجوربرنامه هابودم دریتوب میگشتم شانشسی بااین سایت آشناشدم دیگه راه چاره آخرمیخواستم پیداکنم چون احساسم این بودازذهن چاقهامشکل دارن که نمتونن خوردنشونوکنترل کنن اولش همینجوری نگاه میکردم اهمیت نمیدادم به مرورانیستا برای اولین بارتوچالشهاشرکت میکردم یک کیلوتادوکیلوکم میکردم بعدانگارعجله میکردم پشیمون میشدم چون قبلااینکارکرده بودم مایوس میشدم آخرین بارگفتم بزاربرم فایلهای رایگان دانلودکنم ببینم چه تاثیری داره انگارشک داشتم صداانقدرصمیمی ازدل برمیامدکه شک ام تبدیل به یقین شد شروع کردم هرروزبه گوش دادن ونوشتن هرروزصبحانه شام ناهارباصدای استادانگارصبح میخواهی آهنگ گوش کنی من صدای استادمیگذاشتم گوش میدام الان من 5کیلوکم کردم وخیلی هم سایزکم کردم دخترم میگه مامان چکارمیکنی سایزکم کردی خودمم نفهمیدم چطوری ولی راه درازی دارم ومایوس نمیشوم ادامه میدهم درمسیرهستم انشالله عکسم رادرشگفتی سازان خواهم دیدازاستادهم متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 01:30
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی من با این دوره 3 سال اشنا هستم و به طور شگفت انگیزیی اشنا شدم با این دوره هنگامی که تصمیم به عمل گرفته بودم و نوبت هم گرفته بودم درست یک روز قبل از نوبت من یکی از اشناها خونه ی ما اومد و درباره این دوره صحبت کرد و من اول باورم نمیشد حدود 1 ماه تحقیق کردم نتایج شگفت انگیز رو دیدم و تصمیم به خرید دوره کردم و وقتی دوره هارو شروع کردم موقع کنکور بود و من خیلی بازیگوشی کردم موقع ادامه دوره بعضی موقع ها ول میکردم و دوباره شروع میکردم ولی با اینکه درست انجام نمیدادم خیلی حس و حال خوبی داشتم و عاشق خودم شده بودم حتی الان با گذشت 2 یا 3 سال که تصمیم به شروع دوباره گرفتم خیلی از عادت های بد رو کنار گذاشتم و حال خوبی توی زندگیم دارم و همیشه سعی میکنم تموم حرف های شمارو توی زندگیم الگو قرار بدم تا حس بد سراغ من نیاد 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/17 13:34
      مدت عضویت: 238 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام
      من سالهای لاغر بودم ولی از وقتی کرونا اومده و قرنطینه شد توی خونه بودم و فعالیت نداشتم کم کم شروع کردم به چاق شدن و الان خیلی ناراحتم که وزنم بالارفته دوست دارم باز به همون لاغری برگردم .یکی از دوستان بهم پیشنهاد داد لاغری با ذهن .وقتی فیلم ها رو دیدم حس خوبی داشتم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/15 00:52
      مدت عضویت: 633 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم
      هدایت شدن من، منم مثلی خیلی از دوستان هر روز دونبال دارو گیاهی برای لاغری یا چه بخورم که لاغر بشم بودم تا این که یکبار چشمم به ویدویی لاغری با ذهن را دیدم بعدش یک یا دو ویدو اش را نگاه کردم خوش ٱمد بعدش به استاد زنگ زدم اینها تا این که توانستم دوره را خریداری کنم اون اولها خوب برنامه را انجام میدام که تاثیر هم داشت بگم شاید دو یا سه کیلو کم کرده بودم ولی در اثر موشکلات نتوانستم برنامه رادونبالش کن و حالا بازم همان وزن از دست رفته باز برگشت که از این بابت خیلی ناراحت استم امروز رفتم سر کار همان شلواری که برایم اندازه بود بهم تنگ شده بود که این منو خیلی نارحت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/16 03:19
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام دوست عزیز
        الان دیگه برات واضح شده که وقتی از آموزشها استفاده کنی خیلی عالی نتیجه میگیری
        نارحتی بخاطر نتیجه ای که از دست رفته کار رو درست نمی کنه
        الان بیشتر متوجه شدی که نباید آموزش رو نیمه کاره رها کنی
        پس با اشتیاق از اول شروع کن مطمئن باش سریع تر از دفعه اول به نتیجه قبلی می رسی چون کلی از فرمول های صحیح در ذهن شما ایجاد شده
        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/13 20:32
      مدت عضویت: 375 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 614 کلمه

      سلام به همگی
      یادمه چند ماه پیش یه شب توی خونه تنها بودم و اونشب خیلی حس افتضاحی به خودم داشتم چون من توی ماه رمضون حدود 5-6 کیلو وزن کم کرده بودم و یه روز که عمو منو دید بهم گفت وای چه قدر لاغر شدی و کلا من اون چند وقت خیلی حس خوبی داشتم بعد همون موقع رفتن گفت: مطمعن باش برمیگرده وزنت. و من خیلی ناراحت شدم واقعا یه ترس بدی وجودمو گرفت. من اون موقع حس خوبی داشتم ولی با اون حرف همه ی تصوراتم به هم ریخت البته الان میدونم که خودم جذبش کرده بودم ولی خب به هر حال.
      چند ماه از ماه رمضون گذشت و من کم کم شروع کردم به برگشتن به وزن قبلیم و این حس خیلی بدی بود.. حس بازنده بودن… و اونشب به این که عمو راس میگفت و هزارتا فکر و خیال دیگه فکر میکردم و بیشتر از خودم بدم میومد، اونشب واقعا عصبانی بودم و هیچ ایده ای نداشتم که آخه من چجوری میتونم لاغر بشم؟ خسته شده بودم، تو تاریکی نشسته بودم گریه میکردم و دیگه واقعا داشتم منفجر میشدم. رفتم تو گوگل سرچ کردم لاغری با مدیتیشن . هنوزم توی سرچای گوگلم هست:) و اونشب چند تا فیلم برام اومد یکیش فیلم جلسه اول لاغری باذهن دوره رایگان بود که اومد ولی چون من اونشب حالم واقعا بد بود و میخواستم خیلی زود یکم حالمو بهتر کنم و حتی حال فیلتر شکن وصل کردن هم نداشتم فیلم استادو ندیدم و یه مدیتیشن ازونایی که با هواپونوپونو و یه سری تصورات مدیتیشن میکنن رو انجام دادم ولی به خودم گفتم که برم حتما اون فیلمی که یه آقایی با کت شیری نشسته بود رو ببینم. خلاصه من همون شب یا شاید فرداش رفتم وقت خواب اون فیلم رو گذاشتم ولی وسطاش خوابم برد اما چنان آرامشی گرفتم که نمیتونم توصیفش کنم . اون شب واقعا احساس یه آدم امیدوار بهم دست داده بودو من یه راه عجیب غریب پیدا کرده بودم که تا حالا حتی اسمشم نشنیده بودم و من هر وقت چنین موقعیتی برام پیش میاد مطمعنم که اون راه درسته و کاملا مشخصه که این اتفاقات توی زندگیم از طریق یه نیروی بالاتر هدایت میشه و من واقعا خوشحال بودم. چند روز بعدش دوباره رفتم همون فایل تصویری رو دیدم و یه جاهاییش واقعا برام مثله معجزه بود، من با گوشیم از روی صفحه لپتاپم فیلم میگرفتم که دم دستم باشه جاهایی که دوس داشتم از حرفای استاد و بتونم روزی هزار بار ببینمشون . واقعا حرفای استاد مثله یه رویا بود برام. ازون روز رفتم تمام چم و خم سایتو در اوردم اینستای استادو فالو کردم به هر کی میدونستم نیاز داره سایتو معرفی کردم و شروع کردم به گوش دادن فایلای لاغری با ذهن بعد یه مدت دور شدم از سایت و تحت تاثیر تبلیغات دمنوشای لاغری نیوشا رو تهیه کردم و از بد شانسی من دقیقا همون روزی که دمنوشا رو سفارش دادم و پولو ریختم به حسابشون، اون قسمت لاغری با ذهن رو دیدم که استاد میکفت اگه میخواید این دوره رو ادامه بدید هر چی رژیمه رو بزارید کنار و اگه نمیخواید بزارید کنار این دوره رو ادامه ندید. استاد با یه خنده ای گفتن اگه اون رژیما جواب داد که خوش به حالتون اگرم نداد که بر میگردید. و من دقیقا هیچ نتیجه ای از اون دمنوشا نگرفتم ولی یه درس بزرگتری گرفتم که ارزش اون 800 تومن رو داشت و اون این بود که فقط از راه درستش میشه به هدف رسید و اگه از راه های اشتباه بریم دقیقا مثله بازی ماریو برمیگردیم سر جای اولمون و خلاصه ی خلاصه که الان اینجام با ایمان باور نکردنی به خدا و این دوره . انتظار بهترین هارو دارم برای خودم و شما:)))

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/11/11 17:45
      مدت عضویت: 381 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      داستان هدایت من:
      من بعد از مدت ها ناامیدی از لاغر نشدن. روزی عمه ام را دیدم که ایشون خودشون با قدرت ذهن لاغر شده بودن. از طریق شرکت در دوره های ال ان پی، مطالعات زیاد درباره قانون جذب و اطلاعاتی از این قبیل. من هم اطلاعات ریزی داشتم که ذهن چقدر قدرتمنده و اینا. من هم شگفت زده شدم و وقتی دیدم هیچکدوم از روش های دیگه لاغرم نکرده خیلی دلم میخواست که این روش و امتحان کنم.که انگار یه حسی بهم میگفت که این راه جواب میده، یه نور امیدی در من بود.
      رفتم سرچ کردم لاغری شدن با ذهن، فیلم استاد اومد که تو یوتیوب بود و قسمت اول لاغری با ذهن بود. منم نشستم و با ذوق و شوق فایل اول و نگاه کردم و فهمیدم که گمشدمو پیدا کردم. چیزی که انگار منتظرش بودم. اصلا باورم نمیشد. این شگفت انگیزترین چیزیه که در زندگیم باهاش مواجه شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/05 10:19
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      داستان چاقی من؛
      من تا سال پیش دانشگاهی همیشه تناسب اندام داشتم ولی در سال پیش دانشگاهی دچار اضافه وزن شدم و بعد از ورود به دانشگاه ادامه پیدا کرد ولی در سال دوم دانشجویی توانستم به تناسب اندام قبل برسم. در سال ۸۸ تا ۹۲ به وزن تخیلی وحشتناک ۹۰ کیلو رسیدم ولی بعد از آن وقتی مشکلات زندگی را رها کردم وبه خانه برگشتم کم کم به وزن ۷۰ کیلو برگشتم و در سال ۹۵ دوباره اضافه وزن شروع شد و تا الان که به ۹۵ کیلو رسیده و به یاری خدا و کمک تناسب فکری یقینا به وزن ایده الم که همان ۶۵ کیلوست باز خواهم گشت. استاد عطار روشن ممنونم 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 23:50
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام به همه دوستان
      این دفعه اومدم برای سومین با با انرژی فوق العاده شروع کنم در دفعات قبل به صورت عجیبی از نظر آ را مش ذهنی نتیجه گرفتم فقط اینکه میخوام خیلی محکم پیش برم باعث وسواس و توقف میشه که اینبار میخوام بی توقف پیشش برم. من در مدرسه بودم و همون چند روز بود که رژیم شکسته بودم و دیگه کامل باورم شده بود که نمیتونم م و هیچ راهی برای لاغری نیست…. که ناگهان با یک کلیپ هیپنوتراپی یا کلمات تاکیدی لاغری مواجه شدم که طرف یه جمله رو تکرار می‌کرد و به چند جای بدنش ضربه میزد چون جدید بود برام جالب بود و کمی امید ایجاد شد. بعد وارد وادی لاغری با ذهن شدم و با اولین سرچ فایل شماره 3 یا 4 لاغری با ذهن رو دانلود و تماشا کردم. و بعدش چندین بار اونو گوش کردم و از اول دانلود مردم و بعد رفتم مشهد و بارها در راه گوش کردم و به طرز عجیبی دیدم که منی که هیچ گاه نمیتونستم از شیرینی و کیک خریدن روزانه بگذرم هیچ میلی بهش نداشتم و احساس سبکی فوق العده داشتم. و بعدش با تمام قوا و احساس فوق العاده ادامه دادم و ایمان دارم به نتیجه دلخواهم قطعا میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 19:22
      مدت عضویت: 346 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      داستان چاقي من:
      من تا سن بيست و دوسالگي وزنم 46 كيلو بود و بعد از ان كه باردار شدم شروع كردم به اضافه وزن و تا الان كه 57 سالمه وزنم به 78 كيلو رسيده و تا جايي كه يادمه من بعد از وضع حمل همش در حال رژيم گرفتن بودم از هر راهي كه فكرش رو بكنيد من سعي كردم وزنم را كم كنم ولي هر بار يكي دو كيلو كم ميشدم و بعد از يه مدت مجدد برميگردم به روز اول البته نه دقيقاً به روز اول بلكه وزنم بيشتر و بيشتر ميشد
      من كلاً ادم پر خوري نيستم و اصلاً صبحانه و ناهار و شام درست و حسابي نميخورم صبحانه و شام كه اصلاً نميخورم ولي گاهي أوقات كمي ناهار ميخورم ولي تا دلتون بخواد به جاي صبحانه و ناهار و شام ريزه خوري ميكنم و عاشق شكلات و شيرينى و أجيل و كيكم و تمام چاقي منم از اين طريق صورت گرفته و در برابر شيرينى نميتونم مقاومت كنم
      البته الان يه مدته تونستم با استفاده از فايلهاي لاغري با ذهن رفتارهاي غلط خودم رو إصلاح كنم و سعي كردم كه صبحانه و ناهار بخورم به جاي تنقلات و ميلم به شيرينى و شكلات و كيك خيلي خيلي كم شده به اندازه اي كه نزديك دو ماهه لب به شكلات و شيرينى نزدم و از اين لحاظ خيلي خوشحالم و تا الان نزديك به سه كيلو وزن كم كردم اميدوارم با ديدن اين فايلها بتونم ذهنم رو كنترل كنم و پيشرفت قابل توجهي داشته باشم
      با تشكر از استاد روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 18:04
      مدت عضویت: 577 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      با سلام به استاد عزیزم و همه همراهان گرامی و با تشکر و سپاسگزاری از خداوند متعال که منو به راه صحیح و درست لاغری دائمی و تناسب اندام از طریق تناسب فکری هدایت کرد راستش داستان هدایت من از اونجایی شروع شد که من خیلی به فکر تناسب اندامم بودم که دائمی باشه و بدون بازگشت و از همه راههائی که برا کم کردن وزنم رفته بودم خسته شده بودم چون نتیجه ش پایدار نبود بعد از مدت کوتاهی برمی گشت از ته دلم از خدا خواستم من رو به روش درست لاغری و تناسب اندام خواستم کنه تو گروه استاد عرشیانفر بودم که یکی از اعضای اون گروه که نمی شناختمش و از همین جا برا اون عزیز که واسطه شد استاد رو بهم معرفی کرد تشکر میکنم و دعای خیر و آرزوی بهترینها کانال استاد عطار روشن رو معرفی کرد من بدون فوت وقت به کانال استاد رفتم و بعد با استاد صحبت کردم شروع کردم محصولات استاد عطار روشن رو خریدن و خدا رو شکر کردم و بعد به سایت تناسب فکری و از همون اول مطمئن بودم این همون راهی هست که از خدا خواستم لاغری پایدار و بدون بازگشت از استاد عطار روشن هم تشکر میکنم و براشون و خانواده محترمشون آرزوی سعادت خوشبختی سلامتی و آرامش و ثروت روز افزون و معنویت میکنم که روشنگر راه ما در مسیر رسیدن به رویای لاغری هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 13:18
      مدت عضویت: 293 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      سلام به همه ی دوستانم
      داستان هدایت من از این قرار بود که من از خداوند خاستم منو هدایت کنه به سمت کاری که سالها عاشقش بودم وقتی خودم رو تصور می‌کردم که تو اون شغل وکار هستم دیدم اینطوری نمیشه یه جای کار میلنگه اونم سایز وتیپمه.
      از خدا خاستم هدایتم کنه تا اول اندامم رو درست کنم چون حس کردم تو اون کاری که میخام من شروع کنم باید اول خودم احساس خوبی داشته باشم تا تاثیر گذارتر باشم وبه این نتیجه رسیدم که من لایق داشتن اندامی متناسب هستم واز خداوند هدایت خاستم برای این کار.
      اینطور شد که اسم استاد رو تو گوگل دیدم وهدایت شدم به سایت ماه پیش وبا گوش دادن به فایل های رایگان منو همسرم براحتی چند کیلو وزن کم کردیم بنابراین تصمیم گرفتم که این محصول رو بخرم وزودتر به نتیجه ی دلخواهم برسم و ترسهای که از لاغری رو دارم بهتر از بین ببرم.
      راستی استاد تو این فایل بالا اون جایی که گفتین فکر کنید استاد هستین وباید واسه بچه ها کنفرانس بدین خیلی جالب بود انشالله بتونم از این حرفتون استفاده کنم ودرک خودم رو از فایل هاتون واین دوره رو باصدای خودم مثل یه کنفرانس صبط کنم. واای چه عالی میشه 😍😍😍

      به امید رسیدن تک تکمون به خاسته ها واهدافمون
      خدای وهابم هر لحظه منو هدایت میکنه به راه هایی که آسان‌تر وراحتتر کارهارو انجام بدم خدایاااااشکرررررررررت 🤲🤲🤲🤲🤲🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 00:18
      مدت عضویت: 750 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      به نام خدا سلام
      داستان هدایت من همیشه به دنبال روشی جدید برای لاغری بودم وخسته از روشهای قبلی وهروقت برای لاغری اقدام میکردم برای مراسم خاصی بود وآنروز درمانده به دنبال یک روش جدید برای لاغری بودم تایکی دوماهه نتیجه بگیرم درموردلاغری با ذهن هم کم وبیش چیزهایی شنیده بودم ومطالب کوتاهی درجاهای مختلف شنیده بودم برایم جالب نبود ولی یه چیزی اونروز بهم گفت که بیشتر جستجو کن چون دیگه از رژیمو ورزش خسته شده بودم وهمش احساس اینکه روز به روز چاقتر میشم عذابم میداد سرچ کردم لاغری با ذهن ودیدم سازت تناسب فکری اومد بالا واردسایت شدم ودیدم چه جالب دوره رایگان هم داره شروع کردم به گوش دادن وهمون موقع مطمئن شدم تنها راه نجاتم همینه وکارم شده بود هرروز فایل گوش دادن وبعد هم دوره رو تهیه کردم وانجام دادم وخداروشکر تا الان نتایج خیلی خوبی گرفتم ودرضمن من بااینکه برای اون عروسی لاغر نشدم ولی اون مراسم با احساس خوب وبه شکل عالی برام سپری شد ویه خاطره خوب برام ساخت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/02 00:06
      مدت عضویت: 633 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم
      منم از طریق یتوب با این سایت خوب آشنا شدم منم هر روز دونبال یک برنامه بودم که تا بتوانم از شرع این اضافه وزن خلاص بشم تا اینکه چشم من به سایت لاغری با ذهن بود بعد دو یا سه فایل رایگان را گوش دادم بعدا هی بهم الحام میشد که میتوانی از این طریق نتیجه بگیری و منم به استاد پیام دادم و دوره را خریداری کردم خدا یا همانطور که با این ساعت منو آشنا کردی حالا هم کمکم کن تا ابد انجامش بدم برنامه های خودم را

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/10/30 00:41
      مدت عضویت: 272 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      سلام دوستان میخوام داستان هدایت من براتون بنویسم که چطور وارد سایت شدم من تقریبا ۴ سال پیش دخترم کلاس نهم بود باید انتخاب رشته میکرد گفتن باید با مشاور صحبت کنیم بعد دوست صمیمی من دفتر مشاوره داشت تو چهاراه طالقانی کرج منم محمد شهر کرج زندگی میکنم رفتیم با دخترم و صحبت کردم گفت من روانشناسی بالینی خوندم اما معرفیت میکنم به ی دفتر مشاوره اون روز یخورده صحبت کردیم وی مقدار eftبهم یاد داد برای رهایی از ترس خلاصه اومدم خونه چند روز بعد دوستم زنگ زد وگفت ی کلاسی داریم بیا شرکت کن منم رفتم اونجا ی خانم خوشکل اومد اسم شریفشونو یادم نمیاد ولی مدرس nlpبود وگفت به بچه ها یاد میدم مت اصلا حواسم به اون جلسه نبود چون چیزی نمیفهمیدم فقط به این خانم گوش میدادم متاسفانه نشد که اونجا کلاس برقرار کنه جلسه ای ۱۰هزار تومن میگرفت یاد بده وکسی قبول نکرد ورفت به دوستم گفتم اسم منو بنویس اگه کلاس برقرار شد بگو ولی نشد منم پیگیر بودم از اینترنت ولی به چیزی که میخواستم نرسیدم گذشت تا ۱۵ تیر ۹۸تو اینترنت بودم که با رادیو nlpاشنا شدم از حولم تمام اون فایلهارو دانلود کردم هر کدومش مال ی چیزی بود یکیش برای احساس خوب بود یک دیگه افزایش اعتماد به نفس و….بعد غرق در دانلود اینها بودم که ویدیویی توجه همو جلب کرد لاغری با ذهن رضا عطار روشن گفتم تمام راها رو امتحان کردم اینم امتحان میکنم ودانلود لاغری جلسه ۶و۷ و۸ بود پیگیر شدم تا ۱۰ دانلود کردم گوش دادم وبقیه اشم دانلود کردم ترسیدم که این ی خواب باشه ومن فردا صب بیام دیگه نباشه فردا با ترس ولرز وارد اینترنت شدم بقیه دانلودا رو انجام دادم وشروی کردم خیلی طول کشی چون توش مریض میشدم نمیتونستم ادامه بدم ولی نا امید نمیشدم دوباره ادامه میدادم ووارد سایت شدم از فایلهای دیگه هم استفاده کردم خیلی مشتاق بودم که دوره لاغری با ذهن تهیه کنم اما نتونستم با خدا حرف زدم ودردوره مسیر لاغری من شرکت کردم وخوشحالم واینم بگم چونکه من سرگیجه وحالت تهوع وفشار خون پایین میگرفتم گفتن بای با مشاوره صحبت کنی اینکارم کردم با تپینگ اسنا شدم همون eftکه ۴سال پیش دوستم بهم گفت ببخشید زیادی صحبت کردم داستان هدایت من بود وامشب وقتی استاد گفت شما هدایت شدی باورم قویتر شد وداستانم نوشتم ممنون که حوصله بخرج دادی و خوندی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/26 00:21
      مدت عضویت: 427 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه

      سلام به استاد گرامی و به دوستانی که به بهشت هدایت شدند.
      من یک سال و نیم است که به این دوره هدایت شدم و به خودم تعهد دادم که وزن دلخواهم برسم.من هم قبل از آشنایی با این دوره خیلی راه ها را رفتم و می تونم بگم که همیشه در حال رژیم و ورزش و دمنوشها و…..بودم و کم می کردم ولی به وزن ایده الم نمی رسیدم تا جایی که فکر می کردم همینه ،دیگه هیچ فایده ای ندارد.،تا کی می تونم ،به این شکل ادامه بدم .و مرتب توی یوتییوب طبق روال همیشه دنبال یک برنامه‌ای می گشتم که بتونم به وزن دلخواهم برسم .و دقیقا یادم هست که از مسافرت بر می گشتیم تو جاده که بودیم تلفنم را روشن کردم رفتم تو یوتییوب که اولین مطلبی که نمایان شد لاغری با ذهن به زبان انگلیسی با زیر نویس فارسی .با تعجب به شوهرم گفتم ببین چی می گوید شوهرم گفت از این مطالب زیاد است بستگی به شما دارد که چه فکر کنید .من در جوابش چیزم نگفتم و هدفن را تو گوشم گذاشتم و هر چه بیشتر گوش می کردم بیشتر علاقمند می شدم تا آخر گوش کردم ویک حس خیلی خوبی داشتم و به همین شکل بعد از چند روز تو یوتییوب می گشتم و دقیقا یادم نیست چطوری و چگونه به سایت استاد برخورد کردم و فایل استاد را گوش کردم و خیلی به دلم نشست و هر روز کنجکاوتر می شدم و تصمیم گرفتم که فایلها را شروع کنم و این کار را کردم و مرتب تمرین‌ها را انجام می دادم و یواش یواش متوجه می شدم که تغییراتی در من بوجود آمده مهم‌ترین از همه با آرامش بهتر از قبل غذا می خوردم و راحتتر بستنی یا دونات که قبلا کاملا از زندگیم رهاش کرده بودم می خوردم.(البته وزن من هیچ وقت از ۵۸بیشتر نشده چون همانطور که گفتم همیشه در رژیم و……..بودم )خلاصه یک بار ۲ ۱دوره رایگان را انجام دادم و کلی کم کردم که یکبار دوستم به من گفت چکار می کنید که لاغر تر شدی که گفتم با روش لاغری با ذهن ،و سایت استاد را بهش معرفی کردم (.و چند وقت پیش که دیدمش دوباره از من پرسید هنوز با روش لاغری با ذهن هستی که کفتم اره دنبالش می کنم و گفتم که بزندگی با طعم خدا را هم رایگان داره که خیلی با حال است بعد گفت اتفاقا به دخترم کفتم که همچین روشی هست )و کماکم دنبال می کردم و دوباره دوره رایگان را شروع کردم با دوره زندگی با طعم خدا که خیلی در زندگی من تاثیر گذاشته .و همچنان ادامه می دهم و خواهم داد و دوباره برای دور سوم دوره رایگان را شروع کردم و هیچ عجله ای ندارم و درس سوم هستم ، تا انشالا به وزن ایده الم برسم .ابن بود داستان هدایت من به این دوره.استاد خیلی سپاسگزارم از آگاهی هایی که صادقانه و رایگان در اختیار فرشته های روی زمین گذاشتین .به نظر من ما همه فرشته های روی زمین هستیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/25 22:53
      مدت عضویت: 255 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      باسلام خدمت استادودوست گرامی وعاشق لاغر ی،من از طریق یو تیوپ باسایت شما اشنا شدم،حدودا ۲ماه که پیگیر مطالب شما هستم وهرروز بیشتر لذت میبرم،من واقعا صداقت ودرستی وعشق شمارادرگفته هاتون باهمه ی وجودم حس میکنم،وچقدر دلسوزانه وباعلاقه پیگیری می کنید،انشاالله که هرروزموفق تر وشادتر شوید،صمیمانه سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ماندانا میسری
      1399/10/25 20:48
      مدت عضویت: 264 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام خدا قوتتان بدهد
      من حدود 15 سال هست در حال رژیم هستم بارها رژیم گرفتم لاغر شدم و باز برگشته حتی بیشتر از قبل دیگه تمام اطرافیان منو بخاطر دائم رژیم بودن مسخره میکنن یه جوری خودم سلطان رژیم هستم انواع و اقسام بلاها رو سر خودم اوردم در انواع کارگاههای تقویت اراده و کاهش استرس و لاغری و…… شرکت کردم از هیپنوتراپی هم استفاده کردم زیر نظر یه هیپنوتراپ که در امریکا زندگی میکرد حتی مشاوره خصوصی هم گرفتم ولی باز هم لاغر میشدم ولی بر میگشت الان تقریبا 3 ساله 2 روز رژیم بودم و 3 روز پرخوری میکردم کلا اراده ام رو از دست دادم یک زمانی اراده من مثال زدنی بین همه بود
      یک روز برای دانلود برنامه کاریم در یوتیوپ با سایت استاد اشنا شدم با ناامیدی چند تا از فایل اموزشی گراکنده ایشون رو گوش کردم فایلی که منو از همه مطمئن تر کرد برای خرید این دوره فایل خوردن شیرینی بود انگار یه حرفهای جدید میشنیدم تقریبا دوره اموزشی رایگان رو تا جلسه 6 با دقت گوش کردم و تمریناتش رو انجام دادم و امیدوارم یه روز بیام این مطلب رو بخونم و بگم چقدر خوب شد خدا منو به این مسیر هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/10/25 15:33
      مدت عضویت: 284 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      سلام استاد گرامی و ارجمند.. امیدوارم هرجا هستین شاد و سالم و سلامت باشین… من دوسه سال پیش با کانال شما و فایل های شما اشنا شدم و یه دوره رایگان لاغری با ذهن رو انجام دادم. تا قبل از اون با خیلی روش و رژیم های مختلف وقرص لاغری وزن کم میکردم، اخرین لاغری من 40کیلو بود بعد از زایمانم. که از 115کیلو خودمو رسوندم به 73کیلو.به مدت 9ماه… .اما به مرور برگشت کرد و دوباره چاق شدم. تااینکه با فایل شما اشنا شدم و یه دوره رایگان از لاغری باذهن رو انجام دادم. تاقبل از تماشای دوره رایگان لاغری همسایه مامانم هروقت منو میدید میگفت چاق شدی ها.. اما بعد یه دوره استفاده از فایل، منو دید گف لاغرشدی ها.رژیم داری؟ گفتم نه. … برام جالب بود و شیرین، چون من هیچ کار خاصی نکرده بودم اما متوجه تغییر در خوردنم شده بودم که همون باعث یه تغییر خیلی جزعی درمن شده بود… خلاصه که از اون زمان دوسه سال گذشت و من ازاون موقع چاق تر شدم تااینکه یه روز تصمیم گرفتم به مدت یه هفته سالم خور بشم.. از قبل خیلی تشنه ی سالم خوری بودم و همیشه منتظر بودم فرصتی پیش بیاد و اراده ام بیاد که بتونم سالم خور شم…چون مدت ها قبل به مدت چهل روز سالم خور شدم اما توی مسیر خیلی اذیت میشدم و توجه به غذاهای مورد علاقم و خوراکی ها داشتم و همش چشم انتظار بودم که زود چهل روز تموم بشه و بتونم راحت فست فود بخورم. چون بشدت اهل فست فودو تنقلاتم. خلاصه یه روز همسرم از فایل خلق کردن ارزوها باقدرت ذهن برای من تعریف کرد وبرام خیلی شیرین اومد و مصمم شدم که استارت تغییر رو درزندگیم بزنم. شروع کردم به تماشای فایل زندگی باطعم خدا.. البته دوسه سال پیش چن قسمت ازفایل های زندگی باطعم خدارو نگا کردم اما بصورت شنیداری و بقیش رو حوصله نکردم نگاه کنم. حتی تمرینم نداشتم تااینکه دوباره بعد از دوسه سال تصمیم جدی گرفتم و شروع کردم به نگاه کردن و تمرین که خیلی جالب و شگفت انگیز بعد از دیدن دوتا فایل و تمرین، یه پاداشی همسرم دریافت کرد که مارو خیلی خوشحال کرد. همین برامون شد انگیزه بیشتر، و یقین داشتم این تازه شروع تغییر زندگیمونه و حالا حالا ادامه داره…. بااستارت دوره زندگی باطعم خدا، من سالم خوری رو هم استارت زدم و فقط یه هفته تصمیم داشتم انجام بدم. اما خداروشکر الان 47روز از اون روز میگزره و من در مسیر سالم خوری با ذهن هستم و هرروز شاهد تغییرات جسمی و روحی هستم.و اینقدر الان برام از دوره ی قبلی راحت تر و شیرین تر هست که هنوز توی مسیرم وتاجایی ادامه میدم که به ایده ال شدنم برسم ..چون با قدرت ذهنم دارم مسیرمو طی میکنم…. حتی برای شروع سالم خوری خودمو وزن نکردم و همسرم مخالفت کرد باوزن کردنم.. و گفت فقط توجهت به مسیر و هدفت باشه و خودتو درگیر وزن و سایز نکن.الان هرکس ازمن سوال میکنه چن کیلو شدی؟ نمیدونم وزنم چقده و اصلا وزنم برام مهم نیست. مهم جسممه که داره روز به روز تغییر میکنه و ایده ال ترو متناسب تر میشه.امروز بعد از 47روز خودمو سایز کردم و لباس هایی که به اندازه یه وجب بیشتر دکمه ها به هم نمیرسید، راحت اندازم شد اما مسیر من هنوز ادامه داره تا صدصد به متناسب شدنم برسم…. استاد بعد از دیدن این فایل تفاوت فکر باذهن، برام اینقدر جالب بود که من امروز این فایل رو نگاه کردم اما توی این 47روز سالم خوری، این حرف رو به همسرم میگفتم که هرروزم با دیروزم متفاوته. انگار امروز از ذیروز لاغر تر شدم و هرروز جسمم داره تغییر میکنه و متناسب تر میشه.. بدون اگاهی قبلی، من انتظار متناسب شدن رو در خودم ایجاد کردم و تونستم موفق باشم توی این مسیر…. خیلی خوشحالم که توی مسیر لاغری باذهن هستم … شاید مدل خوردن و تغذیه ی من با شمااستاد و دوستان فرق کنه اما مسیر اصلی و هدفمون یکیه… مسیر با قدرت ذهن و هدفمون متناسب شدن و ایده ال شدن هست….و همه ی این اتفاق هارو شاکر خداوند مهربانم هستم که منو در مسیر تغییر و هدایت قرار داد تا بتونم درهر جنبه اززندگی ازش استفاده کنم وشاهد تغییر و بهترشدن باشم و شکرگزارش باشم.. براتون استاد بهترین هارو ارزودارم…. عمرتون بابرکت….. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/25 08:11
      مدت عضویت: 576 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 638 کلمه


      با سلام خدمت هنرجوهای ورود به سرزمین لاغرها و استاد عزیز و گرامی
      من حدود ۱۰ماه قبل در این دوره شرکت کرده بودم وتعهد داده بودم که من با عشق و علاقه در این دوره میمونم و الان باز میخام این تعهد و بدم که با استمرار و عشق و علاقه در این دوره باشم و هستم و میخام دوباره این دوره عالی و با ارزش رو مرور کنم
      این دوره ها هر بار که گوش کنم برام تازگی داره و هربارش چیزهای جدیدی گفته میشه که شاید دفعه ااولش متوجه نشده بودم و برام تازگی دارند خیلی خوشحالم که استمرار دارم برای ادامه مسیر 🙏🏻🙏🏻😍😍😍
      —————————————————————————
      داستان هدایت من :
      من همیشه دنبال روش لاغری بودم و خیلی دوست داشتم از شر این چربی های اضافه راحت بشم و همه میدونستن که من خیلی لاغری رو دوست دارم هر کسی منو می دید بهم پیشنهادی میداد که مریم ببین این روش هم امتحان کن میگن این روش خیلی خوبه —منم دیگه خسته شده بودم از روش های که نتیجه ی کوتاه مدتی داشت و باز برگشت میخورد و اصلا عجله نمیزاشت که به نتیجه برسی توی این دوره اینجور شده که بعد از گذشت ۱۰ماه باز استمرار و علاقه دارم برای ادامه مسیر و دوست دارم همیشه در این مسیر بمونم 🙏🏻وگرنه اکه قبلا‌ بود بیشتر از ۱-۲ماه بیشتر طول نمی کشید
      دیگه خسته شده بودم از رزیم ورزش باشکاه گفتم بزار همین جور بمونم تو حال بد خودم دیگه فایده ای نداره خب سرنوشت من اینه
      من باید چاق باشم و چاق بمونم خدا اینجور خواسته و همیشه از خداوند گله مند بودم و دیگه با خدا هم دعوا داشتم و بهش میگفتم هی خدا چرا تقدیر من باید چاقی باشه جرا

      چرا من نباید شاد باشم چرا نباید لباس زیبا بپوشم چرا باید از خودم بدم بیاد چرا و هزار چراهای دیگه
      رابطه ام با خدای خودم خوب نبود زده شده بودم از زندگی
      حال بدی داشتم خوشحال نبودم خرید دوست نداشتم خجالت میکشیدم از خودم دوست نداشتم خودم و ببینم از خودم حالم بد میشد افسرده شده بودم دیگه هر کی چیزی میگفت که بیا این روش و امتحان کن قبول نمیکردم میگفتم نه دوست ندارم حوصله اش هم ندارم چون بهشون اعتماد نداشتم و میدونستم فایده ای نداره و دیگه قبول کرده بودم که منو خدا اینجوری خلق کرده و هیچ روش وجود نداره برای لاغری دایمی
      تا اینکه یکی از اقوام های همسرم اومده بود خونمون همیشه براش دعا میکنم از اینکه منو به این دوره هدایت کرد البته هدایت خدا بود و اون وسیله ای بیش نبود برای هدایت من به این دوره
      بهم گفت مریم میدونم خیلی دوست داری لاغر بشی من یه روشی بهت میگم تا کسی نفهمه به کسی هم نگو فعلا رفیق برادرم که خارج از کشور هستش اون به برادرم گفته و برادرم هم به من و منم دوست دارم تو هم شرکت کنی
      گفت بدون ورزش بدون رزیم هستش و روی ذهن کار میشه
      یعنی من بدون اینکه فکرش رو بکنم بدون اینکه درباره اش تحقیق کنم بدون هیج کاری قبول کردم و تصمیم گرفتم که در این دوره باشم و شماره ی استاد و برداشتم و باهاش تماس گرفتم هنوز یادمه اون روز فقط شنیده بودم از طریق ذهن میتونم متناسب شم اون روز تا شب من سیر سیر بودم فقط شنیده بودم😀😀😀😀😀خلاصه رو ذهنم تاثیر گذاشته بود خلاصه به استاد زنگ زدم یک ساعت با استاد صحبت کردم اون روز خیلی حالم خوب بود انگار تازه متولد شده بودم و شماره حساب رو از استاد برداشتم مبلغ رو به شماره حساب استاد واریز کردم و اون روز پنج شنبه بود و من از شنبه اش یعنی دو روز بعد وارد دوره شدم
      این بود داستان هدایت من
      هدایت شدم به سمت تولدی دوباره به سمت زندکی به سمت شادی عشق دوست داشتن امید به زندکی
      خدایا ممنونم منو هدایت کردی ممنونم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻😍😍😍😍🥰🥰🥰🥰🌹🌹🌹🌷🌷🌷🌷🌷🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/23 17:00
      مدت عضویت: 259 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان…من کاملا اتفاقی باین یایت آشنا شدم..نمیدونم دنبال چی بودم…یدفعه ای هدایت شدم ب این مسیر..هنوزم یادم نیست دنبال چی بودم.من ۴ روزه ک عضو هستم وازین بابت خیلی خوشحالم

      خدایا شکرت ک وممنون ک استاد عطارروشن سرراه زندگی من قرار دادی برای آینده ای بهتر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/15 22:38
      مدت عضویت: 723 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      من حدود یک سال و نیم پیش وقتی ناامیدانه دنبال راه چاره تو اینترنت می‌گشتم خیلی اتفاقی سایت استاد رو پیدا کردم….راستش دوستم هم که مشکل چاقی داره بهم پیغام داده بود که براش چند تا قرص چربی سوز پیدا کنم و بخرم بفرستم ایران…..من خودم واقعیتش به قرص و دارو اعتقادی ندارم…..خلاصه که فایل های رایگان سایت رو گوش دادم و واقعا هم تاثیر داشت….پنج شش کیلو کم کردم…ولی متاسفانه اون موقع دوره رو نخریدم و الان حتی از اون موقع ۵ کیلو هم بیشتر شدم….هیچ وقت اینقدر در مورد وزنم وحشت زده نشده بودم….حتی در بدترین شرایط رو ۸۰ نگه می‌داشتمش….اما الان مدتیه که دیگه نمیتونم کنترلش کنم و حتی برگشتن به همون ۸۰ هم سخت به نظر میاد…اینطوری بود که دوباره یاد دوره استاد افتادم و فکر میکنم برای من آخرین راه چاره است…چون دیگه خسته شدم و مغزم کار نمیکنه…..فکر میکنم حتما دلیلی داشته که من با این دوره آشنا شدم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/14 18:45
      مدت عضویت: 645 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز هم مسیر و استاد گرامی
      من نیز خیلی سال است که از اضافه وزن رنج میبرم و راه های بسیار زیادی رو امتحان کرده ام ، هرروز با مشقت و سختی به باشگاه رفتم اما نتایجی که می گرفتم کاملا موقت بود تا اینکه سال پیش به طور اتفاقی کلیپی خارجی از لاغری با ذهن در آپارات دیدم ذهنم درگیرشد و در گوگل به سرچ این موضوع پرداختم و با سایت استادعزیز آشنا شدم ابتدا از فایل های رایگان استفاده کردم ولی پارسال بعد از تهیه دوره، باردار شدم و متاسفانه نتونستم از دوره استفاده کنم، اما حالا تصمیمم را گرفته ام و با تمام قدرت در این مسیر قرار گرفته ام. از خدای مهربون خیلی ممنونم که منو به این سمت هدایت کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 23:45
      مدت عضویت: 340 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام من سمانه احمدی هستم .خیلی اتفاقی با این سایت لاغر شدم یکی از فامیل هامون که در این دوره شرکت کرده بود و به طرز شگفت انگیزی لاغر شده باعث شد که من هم به این سایت هدایت بشم و خداوند رو شکر میکنم که در این مسیر زیبا قرار گرفتم و خیلی هم خوشحالم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 23:03
      مدت عضویت: 363 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      سلام شاید چاقی ماها برای دیگران فقط چند کیلو وزن اضافه باشه ولی مسلما برای خودمون اینجوری نیست چاقی ما ینی احساس خجالت حقارت، احساس گناه زمان غذاخوردن ،احساس شرم موقع خرید کردن و تمام احساسای بد موقع انجام کارهایی که برای افراد متناسب جز لذت چیزی نداره. شاید این احساس برا بعضی ها یه دوره کوتاه باشه ولی من شخصا تمام عمر با این احساس بد زندگی کردم انگار یک دیوار شیشه ای جلوت کشیده باشن و تو باید از پشت اون دیوار به دنیا نگاه کنی دنیایی که دقیقا مال تو هست فقط برای تو آفریده شده پر از زیبایی پر از عشق اما با وجود چاقی تمام حواست فقط به این موضوعاته خدایا چرا دارم غذا میخورم الان چاقتر میشم ،چه جوری برم خرید دوباره هیچ لباسی اندازه ام نیست ،چطوری برم مهمونی الان همه میخوان بگن چرا یکم رژیم نمیگیری و….
      من همه عمر درگیر این فکرها بودم تا اینکه مثل همیشه میخواستم قرص جدیدی رو امتحان کنم شاید این یکی اثر داشته باشه به خانم دکتری که خیلی برام عزیزه پیام دادم و ایشون لینک گروه رو برام فرستاد و گفت بجای اینهمه هزینه این روش رو امتحان کن و من هم تصمیم رو گرفتم و شروع کردم اما بعد از یه مدت نا امید شدم و وقتی بیشتر از قبل افسرده و غمگین بودم و حتی به خودکشی فکر میکردم استاد نکته جالبی به من گفت که این دوره قرار نیست من رو لاغر کنه و برای اینکه راه درست رو به من نشون بده احساس خوبی پیدا کردم احساس امید و امروز میخوام دوباره مسیر رو شروع کنم با اشتیاق و لذت.
      ممنونم از استاد عزیز و ممنونم از خدای بزرگ و مهربونم که در هیچ موردی من رو تنها نگذاشته.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/14 21:52
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 81 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم همراه ما هستید و احساس بهتری دارید
        اگر متناسب بودی مطمئن باش مساله دیگری بود که باید حلش می کردی
        بنابراین فکر نکن چاقی مشکل حل نشدنی است یا بدشانسی یا بدبختی است
        اصلا اینطور نیست
        شما باید یاد بگیرید مسائل زندگیت رو حل کنی
        الان چاقیه، باید حلش کنی
        بعد از متناسب شدن مطمئن باش مسائل دیگری خواهی داشت که باید حلش کنی
        بنابراین به فکر یادگیری برای حل مسائل باشید نه مایوس شدن و رسیدن به فکر خودکشی
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/13 20:57
      مدت عضویت: 356 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام استاد گرامی..من بعد از تولد بچه هام تناسب اندام خوبی ک داشتم رو متاسفانه از دست دادم چند سال میشه ک همه اش دنبال یک رژیم خوب بودم ک نتیجه ی خوب و عالی بگیرم و ماندگار باشه و از همه مهم تر ب بدنم آسیب نزنه تا اینکه دوستم من رو با این دوره آشنا کرد و من بسیار خوشحالم ک وارد این دوره شدم و دوستان خوب پیدا کردم و دارم ب نتیجه ی خوب و هدفمندی میرسم ازتون سپاس گذارم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mhbwbhkrymyan9@gmail.com
      1399/10/13 14:22
      مدت عضویت: 274 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام من محبوبه کریمیان هستم
      از اونجایی که خیلی راحت طلب هستم و از رژیم های سخت و ورزش های سخت بدم میاد دنبال راه حل ساده تری بودم دنبال کتابی میگشتم که لاغری با قدرت ذهن رو گفته باشه که هدایت شدم به گروه وکانال استاد روشن سال 96 بود در دوره شرکت کردم نتیجه هم داد اما ادامه ندادم تا اینکه چند روز پیش ذهنم درگیر لاغر شدن بود که خدا تصویر پروفایل استاد روشن رو به ذهنم آورد و گفت چرا از دوره ای که قبلا خریدی استفاده نمیکنی از کجا معلوم که بروز رسانی هم شده باشه و بتونی از بروز رسانی هم استفاده کنی رفتم سراغ گوشیم اما فایلا ی دوره رو گم کرده بودم حسم گفت چرا به استاد پیام نمیدی برات بفرسته که پیام دادم و هدایت شدم به اینجا و همونجا تایید کردم که خداوند دائم من رو به مسیر درست هدایت میکنه و سپاسگزاری کردم خدایا شکرت

      لاغری در وجود منه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amenayosefzaie@gmail.com
      1399/10/10 21:33
      مدت عضویت: 271 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      من دوازده سال است که از افزایش وزن رنج میبرم وراه های مختلفی رو برای تناسب اندام ووزن ایده ال امتحان کرده ام اما نتیجه نداده . خدارا سپاس که یکی ازدوستانم این برنامه رو به من معرفی کرد . خیلی خوش بین و امیدوار هستم ومطمین هستم که با کمک و همکاری شما انشالله اینبار به هدف تناسب اندام ووزن ایده ال که دران شاد و خوشحال و راضی باشم میرسم . مرسی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      soheila.pakzad47@gmail.com
      1399/10/10 20:17
      مدت عضویت: 271 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام استاد .خسته نباشید.
      من بتازگی با این سایت آشنا شدم دوستی میگفت یه نفر اضافه وزن داشته و تونسته بخوبی وزن کم کنه.
      من چند کیلو اضافه وزن دارم و نمیشه گفت چاقم. و این اضافه وزن به مرور و طی پنج سال اخیر بوجود اومده. اصلا پرخور نیستم و تحرکم زیاده .البته در شرایط کرونایی امروز نمیتونم باشگاه و استخر برم و همین مزید بر علت شده. ولی همچنان سعی میکنم پیاده‌روی روزانه‌ام رو داشته باشم.در واقع مشکل اصلی من اینه که نمیدونم چرا وزنم اضافه میشه و یا چرا نمیتونم وزنم رو کم کنم؟
      خودم فکر میکنم پایین بودن سوخت و ساز بدنم و ورود به سن بالای پنجاه سال دلیل بر اضافه وزنم میتونه باشه.
      میخوام روش لاغری از طریق ذهن رو امتحان کنم و امیدوارم نتیجه‌‌ی مثبت وعالی بگیرم.
      ممنون میشم اگر لازمه منو راهنمایی بفرمایید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/09 05:55
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان گلم
      من روباورم داشتم کارمیکردم ک همه چیز رو افکارم داره بوجود میاره هی تکرار کردم و ذهنم نرم تر شد یهو گفتم خب اگ همه چیز از فکره پس چاقی هم بخاطرفکرباید باشه و با فکرمیشه لاغرشد و دومین دلیلی هم ک باعث شد سایتو این مباحثو پیداکنم این بود ک چشام بازشده بود و این سوال برام بوجوداومد ک چراا فلانی وفلانی میخورن همه چیز ولی چاق نمیشن!یا تحرک ندارن و…
      ایناباعث شد شک کنم به دلیل های چاقی ک اینهمه سال بهم گفتن.شک کردم به حرفای مامانم و…
      بعد اومدم توی یه سایت موفقیت راجع به اینکه ایا میشه ذهنی لاغرشد سرچ کزدم توی یه کامنتی یکی از بچه ها گفته بود ک اره میشه استادعطارروشن و سایتشورومعرفی کرده بود.دیگ ازونجا اشناشدم اما ذهنم اماده بود چون ازقبلش به همه چیز شک کرده بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/07 14:32
      مدت عضویت: 439 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه


      سلام خداقوت به استادگرامی ودوستان خوبم؛

      .؛من سال ۹۴بادوره تناسب فکری آشناشدم ودرابتداهدفم متناسب شدن اندامم بودولی بافایلهای استاددیدگاهم به زندگی تغییرکرد،شادترشدم ،زندگی بسیاربرایم لذت بخش شدوامیدوانگیزه درمن جان دوباره گرفت ،دوست داشتن خودمویادگرفتم البته قبل ازشروع دوره اهل مطالعه بودم وکتابهای زیادی درباره موفقیت وشادی وانرژی مثبت داشتن خونده بودم ولی هرروزکه فایلها وارتباط باضمیرناخودآگاه ومطالب استادروگوش می کردم واقعا مطالبی روکه مطالعه کرده بودم وحتی ویدئوهایی که دیده بودم (ومعنیشونوخیلی درک نکرده بودم )برام ملموس ترمی شدوهرروزکه پیش میرفتم اشتاق وانگیزه من برای بدست آوردن خواسته هام اززندگی بیشتروبیشترمی شداصلا کاهش وزن برام کمرنگ شدودیدم چه خواسته های بزرگتری اززندگی دارم من بعداز۱۵ سال وقفه کاری دوباره سرکارم برگشتم خیلی زودبه استقلال مالی رسیدم پول ازدرودیواربرام میریخت وهنوزم پولم خیلی برکت داره وهمیشه حسابهای بانکی پُرپولی دارم وبه نقطه ای رسیدم که کاردولتی برام راضی کننده نبودوالان دنبال یه کسب وکارهستم که خودم کارفرماش باشم ونیازی نباشه که خودموبه مرخصی سالیانه محدودکنم دوست دارم که آزادورهاباشم دوست دارم محدودیت زمان ،مکان ودرآمدنداشته باشم وبه گفته های استادعطارروشن ایمان صددرصددارم .چندماه پیش دوباره تصمیم گرفتم لاغری باذهن روشروع کنم که البته (ازنظرروحی بخاطرفوت چندنفرازنزدیکان به فاصله کم) خیلی داغون بودم من این بارباهدف بالارفتن روحیه ام این دوره روشروع کردم (نه باهدف کاهش وزن)وبه لطف خداامروزکه این نوشته رومی نویسم دربهترین وضعیت روحی هستم ومی خواستم این احساس خوبم روبادوستان عزیزم به اشتراک بگذارم وازاستا دعزیزم قدردانی وتشکرکنم بابت راهنماییهای دلسوزانه شون استادگرامی من ازصداقت گفتارشمابسیارلذت می برم وبه آموزشهای شمااعتمادصددرصددارم امیدوارم تمام هنرجوهای شماوهمچنین خودتون، خانواده تون به تمام خواسته های مادی ومعنویتون برسید🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 16:54
      مدت عضویت: 482 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 503 کلمه


      هدایت لاغریه من:🌼
      من هم تا قبل از ثبت نام در این دوره از رژیم ها وورزش های سخت برای کم کردن وزنم اقدام کردم اما در آخر هیچ کدوم از این تلاش های من نتایج مثبتی برای من نداشتند! بلکه خیلی هم آسیب میدیدم زیر فشار ورزش های سخت ‌و رژیم های طاقت فرسا ….
      من رژیم گرفتن رو از سن کم شروع کردم و رنج و عذاب رژیم رو تجربه کردم و بد تر از اون شکست های پی در پی … در طی آخرین رژیمی که داشتم که همراه برنامه ورزشیه سختی بود
      کلی از موهام ریخته بود
      ضعف شدید داشتم و غش میکردم
      اعصابم ضعیف شده بود ولی چی بگم که بعد از تحمل این همه سختی رژیم و ورزش و این ضعف ها و درد ها با رها کردن رژبم طی یک یا دو هفته تمام ۱۳ کیلو کم شده من برگشت ! و دیگه خسته از جسم چاق خسته از حرف ها خسته از رژیم و در کل خسته از زندگی به خانومی برخوردم که غذاهای به قول معروف پر کالری میخوردند خب اون موقع من هم خیلی توجه داشتم و درگیر کالری و حجم و چرب بودن ، بودم و از اایشون پرسیدم و که چطور اخه چاق نمیشن بعد از خوردن این ها !
      با حالت ناراحت و شکست خورده و طلبکارنه
      مگه میشه خدایا
      چرا من باید این همه سختی بکشم برای تناسب اندامی که به این همه آدم دادی جز من!
      خدایا چرا اخه؟
      و این خانوم عکسی از خودشون رو برای من ارسال کردند که چه قدر چاق بودند و از طریق ذهنی لاغر شدند راستش اولش شک داشتم ولی تشکر کردم و ادرس سایت رو گرفتم یادمه یک فایل رایگان گوش کردم و خیلی به دلم نشست و خوشحال شدم که من الماس خودم رو پیدا کردم!
      با خانوادم و اطرافیان درمیون گذاشتم که متاسفانه با مخالفت اون ها رو به رو شدم و اون ها منصرفم کردن و من که نمیخواستم بمذیدم چاقی رو دوباره سمت رژیم گرفتن رفتم و دوبار بعد از هدایتم رژیم و ورزش انجام دادم و دوباره ناکام بهسمت همین مسیر هدایت شدم و گفتم من اطمینان دارم راهم همینه من مطمئنم که راه درستیو انتخاب کردم و من به هدایت خدا ایمان دارم !
      به لطف خدا الان ۱۰۰٪ اطمینان دارم که این راه من رو به تناسب اندام دلخواهم میرسونه و این راه صحیح ترین راهه و این بارو رو دارم . و بهمم ثابت شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 16:30
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 621 کلمه


      با سلام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان پر تلاش سرزمین لاغری با ذهن
      من سالیان سال از چاقی رنج بردم و راههای بسیار زیادی برای لاغری امتحان کردم و هر کس هر پیشنهادی میداد وسوسه می شدم و آن را انجام میدادم به طوری که خط اول هر رژیم را می خواندم برایم آشنا بود چون مدتی خودم آن را انجام داده بودم و همیشه حسرت افرادی را می خوردم که هر چه می خورند چاق نمی شوند من از بچه گی در خانواده ای بزرگ شدم که خوردن بالاترین تفریح همه به حساب می آمد و تمام فکر و ذکرم خوردن بود و چون مورد سرزنش مادرم قرار می گرفتم بیشتر وقتها مخفیانه می خوردم تا مورد سرزنش قرار نگیرم و این روزها هر وقت به یاد آن دوران میفتم که با خواهر و برادر کوچکم که گاهی مچ ما را می گرفت به زور شریکمان میشد خنده ام می گیرد که چه خطراتی را به جان می خریدیم و چه کارهایی می کردیم که بتوانیم فلان خوراکی را تهیه کنیم و بخوریم 😐😐😐 و تازه همیشه بعد از خوردن آن خوراکی عذاب وجدان می گرفتیم و شروع می کردیم به بازی لی لی که خوراکیهایی که خوردیم هضم شود و چاقتر نشویم و جالب بود که اینقدر این باور در من قوی بود که با لی لی خوراکی که خوردم هضم می شود همیشه بعدش گرسنه میشدم هر وقت خانوادگی می خواستیم تفریح کنیم به این فکر می کردیم که چی بخوریم بیشتر بهمون خوش بگذره ؟ روزهایی که غذای مورد علاقه مان را قرار بود بخوریم همه خوشحال بودیم 😬 و متاسفانه من هنوز هم خوردن را لذت و تفریح می دانم و یکی از آرزوهایم این است که این فرمول در من تغییر کند و فقط برای رفع نیاز جسمی ام غذا بخورم الان زیاد وارد جزئیات دیگر نمی شوم که متنم زیاد طولانی نشود به هر حال به این دلیل و دلایل دیگر که زیاد هستند چاق شدم و بعد از آن مرتب دنبال راهی بودم که لاغر شوم خلاصه بگویم که چند سال با سختی و مشقت فراوان به باشگاه رفتم و با اینکه تمام ورزشها را درست مانند مربی انجام میدادم به طوری که مربی ورزشمان وقتی نمی توانست بیاید یا مشکل داشت از من می خواست به جای او به بچه ها تمرین بدهم ! چند دکتر متخصص رفتم و انواع رژیم های آنها و انواع رژیم های اینترنتی و انواع داروهای شیمیایی و گیاهی و انواع دمنوشها و گیاهان موثر در لاغری و عرقیاتی که توسط دکترها داده میشد امتحان کردم اما هیچکدام نتیجه دلخواه را به من نداد و همیشه اعتماد به نفسم به خاطر وجود چاقی پایین بود و احساس می کردم به خاطر چاقی دستم بسته است و نباید با کسی بحث کنم چون ممکن است چاقی مرا به رخم بکشد 😔 حدود دو سال پیش زمانی که از تمام رژیم ها و اقداماتی که برای لاغری انجام داده بودم و به نتیجه نرسیده بودم یک شب خیلی دلم شکسته بود و ناراحت بودم و از خدا خواستم کمکم کند و یک راهی جلوی پایم بگذارد این بار لاغر شوم و همینطور که در اینترنت به دنبال روش های جدید لاغری بودم یک مقاله از استاد توجه مرا به خود جلب کرد و مرا کنجکاو کرد و بسیار خوشم آمد چون فکر کردم تمام روشهایی که قبلاً انجام داده بودم تقریباً مشابه هم بود ولی این روش واقعاً جدید بود و حرفهای تازه ای برای گفتن داشت و من هم با پیگیری ابتدا فایلهای رایگان را انجام دادم و بعد در دوره مقدماتی و … ثبت نام کردم ( در همین فایل چند باور اشتباه را در خودم شناسایی کردم
      *خوردن = لذت بردن *خوردن =چاق شدن * تحرک = هضم غذا * بی تحرکی = چاقی )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/29 20:08
      مدت عضویت: 395 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه


      سلام به استاد عزیز و دوستان شگفت انگیرم
      اومدم اینجا تا داستان هدایت مو بنویسم.البته جای جای دیگه عنوان کردم ولی چون دستور استاده چشم…..
      من خانمی متاهل و ۳۵ ساله هستم.پسر کوچیکی دارم..از بچگی تپل بودم‌و این تپل شیرینی در بزرگسالی به چاقی مبدل شد.‌نگم براتون از سالها رژیم های سخت که بعد مدتی برمیگشت.‌اونم هیچوقت یادم نمیاد متناسب شده باشم فقط تلاش طفلکی جسمم زیر فشار رژیم های سخت بود که فقط چندکیلویی کم میشدم و از زیر حس خفگی در میومدم‌.این اواخر مدت ها بود که رژبم خودسرانه سختی داشتم که ناهار شام واسه همسر و فرزندم درست میکردم و خودم شیر خرما میخورم.‌رژیم اینترنتی سخت.‌دو ماه گذشته بود و برخلاف سری قبل که خوب کم کردم ولی جسم بی جونم حریف فرمول های چاقی مغزم نشده بود و غیر یکی دو کیلو اصلا کم نشده بودم. این در حالی بود که‌من طی شش ماه ۱۰ کیلو زیاد شده بودم.‌اصلا نمیدونم چطوری. من که دا،م رژیم بودم.سر درنمیاوردم.مات و مبهوت بودم. قیم به جان بی مقدارم هفته ای یکی دو‌کیلو‌زیاد میشدم.‌یه روز که قورمه سبزی درست کرده بودم‌و بوش پیچیده بود و طبق معمول برای همسر و‌پسرم سر سفره بردم و‌خودم با لیوان شیر خرما از سفره دور شدم در حالی که یادم نمیومد یه غذای گرم و مقوی آخرین بار کی خورده بودم.ناامید و افسرده گوشه ای نشستم و شروع کردن به اشک ریختن.‌که چرا من اینجوری آفریده شدم. چرا بیخودی در حال افزایش وزنم. بهم الهام شده بود چاقی من هر چی هست از خوردنم نیست‌میگفتم من که الان ۳۵ سالمه عینهو مامانم که ۷۰ سالشه و بخاطر دیابت و فشار از غذا محرومه منم محرومم.لذت زندگی رو نمیبرم.‌اگه زندگی اینه من نمیخوامش.‌فکر میکردم فقط بخاطر پسرم زنده م و وگرنه خودمو میکشتم.من آخرین بار نود و خورده بودم. شب نشینی مهمونی با وجود یه کمد لباس جدید چون برای شش ماه قبل بودن تنم نمیشدن. بدبختی بالاتر از اینم هست…..تا اینکه تو‌همون ناله گریه های اون روز ظهر از خدا خواسته م نمیدونم چجوری ولی فقط کمک کن که تو میتونی
      داشتم مثل همیشه تو اینستا رژیم سرچ میکردم که لاغری با ذهن اومد. برام جالب شد.‌یادمه شب شده بود.‌اولین فایل رو‌که خوندم از شادی و‌ذوق تو پوست خودم نمیگنجیدم. نمیدونستم چیه فقط فهمیده بودم این خودشه. گم گشته منه‌ .وفتیلای رایگان رو با عشق ادامه دادم .هر روز بهتر و بیشتر میفهمیدم‌. درکم عالی شده بود.‌بخدا نود درصد به بالا اجرا وعمل میکردم. یکمم لاغر شده بودم. ولی سه هفته ای وقفه افتاد تا الان.الانم حسم فوث العاده ست.بیقرار یودم کی میتونم دوباره شروع کنم.خانواده دوست داشتنی مو ببینم و حس شون کنم. و از امروز تا ابد جای من اینجاست.مخصوصا تا رسیدن به قله لاغری
      میدونم که استاد هم دلسوزانه با منه
      خدای خوب و مهربانم متشکرم که منو به اینجا به سرمنزل عشق هدایت کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/14 23:44
      مدت عضویت: 734 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 931 کلمه


      با سلام وعرض ادب
      تمرین اول :
      عوامل چاقی خودرا شناسایی کنید..
      1. از دوران نوجوانی شنیدم که هرکسی به من می‌گفت خوش بحالت چقدر اندام لاغر وخوبی داری، مادرم پاسخ میداد منم در زمان دختری ودر سن 14 سالگی اینطوری بودم ولی بعداز زایمان بچه ی اول چاق شدم واین باور در ذهن من نقش بست ونفوذ کرد که منم بعداز زایمان بچه ی اول چاق میشم
      2.پدرم به مادرم بارها میگفت، شما از بس پر خوری میکنی، چاق شدی، باور:منم پرخوری کنم چاق میشم در صورتی که اشتهای من در زمان نوجوانی وجوانی وحتی دوسال اول ازدواجم بسیار زیاد بود اما دریغ از یه گرم اضافه وزن!
      3.مدام از همه ی افراد چاق شنیدم که مارو برنج ونون بدبخت کرده، باور:برنج ونونی که من میخورم منو چاق میکنه در صورتی که من از بچگی علاقه ی زیادی به خوردن نان وبرنج داشتم ولی تا 27 سالگی با وجود خوردن نان وبرنج زیاد، بسیار متناسب بودم.
      4.شام آدمو چاق میکنه باور:باهربار شام خوردن دارم چاقتر میشم.. 27 سال از عمرمو یه شب بدون شام نخوابیدم وهر چقدر که احساس سیری کنم خوردم، نون وبرنجم خوردم اصلا هرچی دلم خواست وهر چقدر دلم خواست خوردم ولی چاق نشدم..
      5.غذای سرخ کردنی آدمو چاق میکنه، غذا باید فقط آب‌پز ویا کبابی باشه
      6.قند وشیرینی چاق میکنه، 80 درصد مواد غذایی قند داشتن ومن هربار با خوردنشون به خودم یادآوری میکردم داری چاقتر میشی.
      7.دیر خوابیدن چاقتر میکنه، همسر من بخاطر شغلشون همیشه دیر وقت میان خونه وتا شام بخورن وبخوابیم ساعت 2ویا 3 شب میشد ومن هربار که به رختخواب میرفتم با احساس بد بودم که خدایا چرا باید همسرم شغلی داشته باشه که دیر بخوابیم وچاقتر بشم در صورتی که همسرم هم، همزمان با من می‌خوابید وبسیار متناسب هستن.
      8.دیر بیدار شدن آدمو چاق میکنه، هربار که دیر بیدار میشدم، چشممو با ندامت خودم باز میکردم با احساس بسیار بد وعصبی که این چه زندگیه من دارم حالم از خودم به هم میخوره چرا نمیتونم زود بیدار شم تا انقده چاق نشم، در صورتی که در اطرافیانم هستند انسانهای زیادی که از من هم دیرتر بیدار میشدن ولی متناسب بودند.
      9.خوردن نوشیدنی گاز دار باعث چاقی میشه، همسرم روزی چند تا نوشیدنی گاز دار میخوره ومتناسبه، در صورتی که من همیشه از نوشیدنی گاز دار فراری هستم وهر وقتم بخورم انگاری دارم جام زهر مینوشم به قدری که خودمو سرزنش میکنم.
      10.ورزش نکردن عامل چاقیه، چون اراده نداشتم باشگاه یا پیاده روی رو ادامه بدم بخاطر اون خستگی که برام داشت، هروقت نمیشد ویا منصرف میشدم، کلی با خودم جنگ داشتم که تو لیاقت لاغر شدن رو نداری، تو تنبلی، تو بی اراده ای، تو از پس هیچ کاری برنمیای، وخلاصه کلی عزت نفس واعتماد به نفسمو سرکوب میکردم چرا چون باشگاه رو عامل لاغری افراد ونرفتن باشگاه رو عامل چاقی افراد میدونستم در صورتی که میلیونها انسان بدون رفتن به باشگاه وپیاده روی بسیار سلامت ومتناسبند والبته که چون نسبت به خودشون حالشون خوب بود ودست خدارو باز گذاشته بودند حتماً هدایت میشدن به فعالیت‌های طبیعی زندگی روز مره ی خودشون که به مراتب بیشتر از باشگاه وپیاده روی، کالری سوزی داره براشون ومن اینو به تازگی درک کردم والگو هاشو پیدا کردم.
      11.هر جا هر مطلبی در مورد مواد غذایی ومیوه ها وهرچیزی که خوردنش باعث چاقی میشد رو بدقت یا گوش میدادم یا میخوندم فقط برای اینکه حواسم باشه چی رو نباید بخورم وهروقت هم که میخوردم با خودم در جنگ بودم ومیخواستم با تریلی از روی خودم رد شم که چرا با اینکه میدونم وبهم گفته شده که چاقم میکنه دوباره نتونستم جلوی خودمو بگیرم وجالبه که الان که دارم فکر میکنم فهمیدم که تازمانیکه اون مطلب درمورد غذای خاص یا میوه ی خاص به گوش وچشم من نرسیده بود اصلا با خوردنش احساس چاقتر شدن نمیکردم وبا خوردنش کلی هم لذت می‌بردم وبه اندازه میخوردم ودر 99 درصد مواقع ولع خاصی برای خوردنش نداشتم اما همچین که می فهمیدم خوردنش عامل چاقی است، برای خوردن‌ آن حرصو ولع بسیار پیدا میکردم وهمیشه چشمم به دنبالش بود. واین مواد خوردنی انقده تعدادش زیاده که فکر میکنم 85 درصد مواد خوردنی هست که من میشناسم واستفاده میکنم وبه چشم سم به اونها نگاه میکنم نه مواد مغذی ومقوی ومحافظت سلامتی ام، خوب چه انتظاری از خودم دارم که سلامت ومتناسب باشم؟!
      12.بارداری وزایمان که دیگه نگم براتون که در هر زایمان من بعدش 20 کیلو اضافه وزن پیدا کردم در صورتی که الان در صفحات مجازی افرادی رو میبینم که پس از زایمان بسیار متناسبند. وحالا میفهمم که چه باور اشتباهی داشتم در دوران بارداری که اولا باید زیاد بخورم تا بچه ی قوی به دنیا بیارم ودوما خودمو جلو جلو برای یه اضافه وزن حسابی آماده کرده بودم چون همش تو گوشم بود حرفهای دیگران که بعد زایمان خانمها هیکلشون می ترکه وخیلیییی چاق میشن.
      حالا فعلا همینا یادم اومد.
      البته خیلی هست وحتما به یاد میارم ومیام دوباره مینویسم.
      ولی با به یاد آوردن همینا چقدر ذهنم خالی شد از باورهای نامناسبی که سالیان سال دراون جاخوش کرده بودند ومثل علفهای هرزی دور باور متناسب بودن پیچیده بودند واجازه ی نفس کشیدن ورشد کردن به باور زیبای متناسب شدن ومتناسب بودن نمی‌دادند. وحالا من در همین صفحه آنهارا شناسایی کردم وقطع کردم ولی همه ی ما خوب می‌دانیم که علف هرز ریشه دارد ودوباره بعداز مدتی کوتاه رشد می‌کند ودوباره باید قطع شود یعنی باید همیشه واگاهانه حواسمون باشه که باوری خلاف باور متناسب بودن به ذهنمون نرسه واگر هم رسید، باید شناسایی کنیم وبا ساختن باور مناسبش توسط واقعیت ها والگوها، این باورهای نامناسب رو قطع کنیم. استاد جان این جلسه تا به اینجا عالی بود.
      چراغ های زیادی توی ذهنم روشن شد.
      شما بی نظیرید.
      بهتون افتخار میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 22:12
      مدت عضویت: 734 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      به نام خدا
      سلااااام استاد جان
      چقدرررررر سوپرایز شدم از این مدال طلایی که به من در بدو شروع به کامنت گذاشتنم، هدیه کردین، استاد جان بی نهایت سپاسگزارم،. راستش یه خورده گیجم، نمیدونم از کدوم فضای سایت پر از محتوی شروع کنم، از خدا هدایت خواستم، بهم گفت از خود استاد بپرس، راهنمایی میشی…
      استاد جان بهم بگو برم کدوم صفحه، از کجا شروع کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/09 03:24
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم و خدا رو شکر که بهترین ها را برای همراهی ما به سمت این سایت هدایت می کند
        پیشنهاد من شروع دوره دوازده جلسه ای رایگان لاغری با ذهن می باشد
        https://tanasobefekri.com/free_laghari_zehni/

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/09/09 04:02
          مدت عضویت: 734 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 36 کلمه

          استاد جانم سلام
          بی نهایت سپاسگزارم که مرا از این سردرگمی نجات دادین والبته که خداوند بهترین دستان خودش رو برای هدایت من می‌فرسته واین بار هم شما دست پر مهر خداوند برای من هستین. صمیمانه سپاسگزارم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            arshamsmayly@gemil.com
            1399/09/10 05:19
            مدت عضویت: 303 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 138 کلمه

            به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز من بیست سال که با چاقی خودم درگیرم و خیلی راها رو برای لاغری امتحان کردم لاغر میشدم و بعد مدتی بر می گشت چاقی من بعد هم که باردار شدم و به اوج چاقی رسیدم و در کنار اون دچار افسردگی و بی ارادگی نسبت به لاغری پیدا کردم و آخرین راه رو عمل معده میدانستم که همسرم اجازه نمیده چندروز پیش اتفاقی در گوگل داشتم دنبال مطلبی میگشتم یدفع تیتر لاغری با ذهن را دیدم وا وارد شدم بعد از خواندن مطالب و دیدن فیلم اول شما نور امیدی در دلم روشن شد که انگار اینبار راه رو درست اومدی و موفق میشی از شما استاد عزیز هم میخوام من را راهنمایی کنید تا بتونم به پایان راه یعنی وزن متناسب و برای همیشه لاغر ماندن برسم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 09:38
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوار و دیگر دوستان
      داستان هدایت من در این مسیر زیبا اینگونه بود که حدود ۶ ماه از زایمانم گذشته بود و دنبال یک تغییر ی در سبک زندگی خودم و حالات درونیم داشتم و این را هم میدانستم که فقط و فقط با تغییر در افکار و رفتارم این کار ممکن است . از خدای خودم خواستم که به من کمک کند مثل همیشه که ایندفعه هم سریع راه را به من نشان داد .
      در یک لحظه شروع کردم تا مطالب و راهکارهای آدم های موفق رو بخونم .با پیگیری و انجام این راهکارها هر روز به قدرت درون خودم بیشتر از قبل پی می بردم تا اینکه یکدفعه به ذهنم خطور کرد که باید راهی باشد از طریق ذهن لاغر شوم و و همان لحظه سرچ کردم و با شما استاد عزیز
      آشنا شدم که هر روز فایل های رایگان شما رو گوش می کردم تا اینکه روند کاهش وزنم شروع شد و تغییرات بسیاری از لحاظ فکری در من بوجود آمد و این ادامه داشت تا این زمان که موفق به خرید دوره شدم و باز با انگیزه بیشتر از قبل این دوره رو را به لطف خدای مهربانم به اتمام می رسانم تا نتایج عالی را در خود ببینم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 01:49
      مدت عضویت: 734 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,525 کلمه


      به نام خدا
      خدای مهربانم سلام
      خدایا شکررررررررررت که امروز اینجام
      خدایا شکرت که روشن وواضح هدایتم کردی
      خدایا شکرت که دست منو گرفتی و گذاشتی صاف توی این سایت
      البته خدای من تو بیش از 400 روز قبل من به اینجا هدایت کردی ولی من آماده ی دریافت این هدایت نبودم، من اومدم اینجا عضو شدم وفقط عضو شدم ورفتم و…
      تا اینکه تکاملم طی شد.
      چندروزی بود که به شدت اضافه وزنم درگیرم کرده بود. اما نه در گیریه بد، بلکه با احساس خوب، با اميد وتوکل به خداوند که حتما راه‌حل آسان ولذت بخشی برای تناسب اندام من هست.
      در صفحات مجازی به عکسهایی هدایت شدم که همه وهمه برام نشونه بود که جستجو رو ادامه بده، تو به جای مناسب در زمان مناسب، به راه حل مناسب نزدیک هستی، قلبم عجیب روشن میشد، روشنو روشن‌تر، من از سال 97 روی باورهایم کار میکنم، وبه لطف خداوندی که شناختمش توانسته ام در این دوسال ونیم در ابعاد مختلف زندگیم، تغییر زیادی انجام دهم، وپیشرفت کنم ورشد کنم وبه آرامش وخوشبختی برسم وهمیشه تعجب می کردم که منی که این همه نتایج عالی در تمام ابعاد زندگیم گرفتم وزندگیم رو اون طور که دوست دارم، خلقش می کنم، چطوره که نتونستم برای اضافه وزنم کاری کنم؟
      البته که همین حالا هم برای این نوشته ام از خداوند هدایت می خوام که بگوید ومن بنویسم…
      ومیگوید..
      چون من برای لاغری بدنبال تغییر عوامل بیرونی بودم، فکر میکردم با کم خوردنم، با اینو نخوردن واونو نخوردنم، با خوابم، با ورزش‌های سنگینم، با دمنوش، با رژیم غذاییه سخت وخلاصه با ده ها عامل بیرون از خودم میتونم مساله ی چاقی رو حل کنم وخودمو به تناسب برسونم، وقانون واولین قانون رو به یاد آوردم، قانون این است که این من هستم که با فرکانسهایم جهانم را خلق میکنم، آگاهانه یا ناآگاهانه، بد یا خوب، چاق یا لاغر، ثروتمند یا فقیر، بیمار یا سلامت، با انرژی ویا کسل، خوش بخت یا بدبخت، عشق یا جدایی، وخلاصه تمام اتفاقات زندگیه من همه وهمه حاصل فرکانس‌های من به جهان است، وجهان به فرکانس‌های من پاسخ می دهد، وهیچ عاملی بیرون از من وفرکانس های درونی من، در شرایط واتفاقات واوضاع زندگیه من نقشی ندارد وجهان آیینه ی فرکانس‌های من به من است ودرون من را به من نشان می‌دهد. 😇😇😇
      پس اگر من چاقم و30 کیلوگرم اضافه وزن دارم، این چاقی هیچ ربطی به خوردن زیاد من، به نوع مواد غذایی من، به خواب من، به هیچ چیزبیرونی ربطی نداره، ومن همین باور رو با پیدا کردن الگوهاش تونستم در خودم بسازم، آره درسته،…
      چند نفرو میشناسم که تا حد مرگ میخورن ولی دریغ از 200 گرم اضافه وزن.
      چند نفرو میشناسم که بخاطر شرایط کاریشون از صبح تا شب فقط نشستن وهیچ تحرک فیزیکی ندارن ودریغ از 200 گرم اضافه وزن.
      چند نفرو میشناسم که اگه برنج نخورن وتازه برنجم با نون نخورن میگن انگاری چیزی نخوردیم وبسیار متناسبند.
      چند نفرو میشناسم که کارشون بیشتر روزا خوردن فسفوده وعلی رغم اینکه این همه میگن فسفود چاق میکنه، اصلا چاق نیستند.
      پس اگه تو دنیا حتی یه نفر تونسته خلاف اون چیزی که توی ذهن من باورش شکل گرفته، کاری رو انجام بده ونتیجه ی عکس، نتیجه ی منو بگیره، پس منم میتونم. چون تمام انسانها از یک سیستم عصبی برخوردارند وهممون با یه فرمول عصبی خلق شدیم.
      تنها چیزی که نتیجه ی من رو با اونها متفاوت میکنه، اون باورهایی هست که در ذهن من کدنویسی شده وهر روز هم داره تکرار میشه، چون من از 99/99 درصد جامعه هرروز دارم این باورها رو می‌شنوم ومیبینم، پس ذهن من این کد رو هرروز داره برای خودش بروز رسانی میکنه، پس طبیعیه که منم نتیجه ی مطابق با باورهامو دریافت کنم، منم همون چیزی رو خواهم دید که خودم به شکل باور واحساس ناشی از این باور به جهان ارسال کردم که اسمش همون فرکانس یا ارتعاشه.
      خوب حالا من باید چیکار کنم خداجونم؟
      باید این کد های غلط رو در ذهنم عوض کنم وبجاش کدهای جدید ثبت کنم وهرروز کدهای جدید رو با ورودیهای جدید بروز رسانی کنم، یعنی باورهای مناسب ودر جهت هماهنگی اندامم وسلامتی وانرژی جسمانی ام بسازم وهرروز ورودیهای مناسب رو به ذهنم بدم وباورهامو تکرار وتکرار کنم، بادیدن نتایج دوستانی که با باورهای جدید ومناسب، نتایج دلخواه منو گرفتن،،، آره این طوریه که کم کم اون باورهای قبلی کم رنگ میشن، چون من با باورهای جدیدم، روی اون باورهای قبلی رو رنگ جدید میزنم، یه رنگ سفید وزیبا که دلخواه منه، وباید ادامه بدم وبا این باورها هرروز ذهنم رو کنترل کنم که منو به پله ی اول برنگردونه، پای ورودیهای نامناسب نشینم، وجهاد اکبری براه بندازم تا همیشه در فرکانس مناسبی برای تناسب اندام باشم…
      وکجا بهتر از اینجا؟..
      خدایا شکررررررررررت، دمت گرم که خوب جایی هدایتم کردی..
      اومدم جایی که همه ی آدمهاش حرف منو می‌فهمن.
      اومدم جایی که یه استاد داره که تو یه جاده وراه باهم هم سفرد هم قدم بودیم ومن حرفهاشون رو درک میکنم.
      اومدم جایی که هر صفحش پره از باورهای مناسب، که آقا میشه، میشه با کنترل ذهن، میشه با احساس خوب ولذت، میشه بدون تقلی ورنج، میشه بدون عجله، میشه از قشنگترین مسیر، سوت بزنی ولذت ببری وبه تناسب اندام ماندگار برسی، همونطور که صدها نفر اینجا رسیدن، همون طور که استاد عطار روشن رسیده.
      استاد جانم، من اگه اینجام، یعنی الان اینجام نصف راهو رفتم، ایمانم قوی‌تر از 400 روز قبلم شده، چون با همین یدونه قانون که احساس خوب =اتفاقات خوب میتونم فکر خدارو برای هر جنبه ای از زندگیم بخونم، میتونم در هر جنبه ای از زندگیم برای هر خواسته ای به احساس رهایی برسم با این ایمان که همون لحظه که خواسته در وجودم شکل گرفت، اجابت شد ومن فقط باید با ایمان به اینکه بزودی در بهترین زمان وموقعیت اون خواسته وحتی بهتر ازاون خواسته در زندگیم هویدا میشه، با احساس خوب زندگی کنم، گویی که هم اکنون اون رو دارم، با چیزی که الان دارمش، سپاسگزار باشم، با اميد به اینکه بهترش در راهه، با ایمان به اینکه وعده ی خداوند حقه، وطبق قانون خداوند من هرآنچه که میفرستم (فرکانس) طبق همون نتیجه میگیرم، وای عین عدالته خداونده، با خیال راحت هر خواسته ای که دارم رو فقط بخوام وبه هدایت‌های خداوند ایمان داشته باشم وایمان داشته باشم که من رها شده نیستم وطبق فرکانس‌های هر لحظه ی خودم به مسیرهای مناسب با همون فرکانس هدایت میشم والهامات خداوند رو دریافت میکنم وبا امید به خداوند وتوکل واعتماد به اون بدون در نظر گرفتن اینکه ذهن منطقی چی میگه وچیو درست جلوه میده وچیو نادرست، شهامت داشته باشم ودر جهان الهامات قدم بردارم ، مثلا اگه خداوند به قلبم الهام میکنه پاشو برای خودت ارزش بزار ویه اسموکی با اسفناج وکیویی درست کن، نگو اه اه اه، این خیلی بد مزه هست، حتماً خداوند متعال چیزهایی رو میدونه که تو نمیدونی…
      یا اگه میگه پاشو نصف شب یه لیوان آب جوش از سماور بازکن وبخور، نگو حسش نیست، حتماً خداوند چیزی رو میدونه که تو نمیدونی والبته که خداوند مارو در جهت باورهامون ودر جهت فرکانسها واحساسات حاصل از باورهامون هدایت میکنه، اگه باورمون باشه که خوردن زیاد مارو چاق میکنه، چون اینو باور کردیم، احساسمون نسبت به هر چیزی که میخوریم بده وفکر میکنیم که باخوردنش داریم چاقتر میشیم وخداوند هم به همین احساس پاسخ میده وهدایت خداوند به مهمانی ویا غذاهای چرب وچیلی اتفاق میافته که ما با خوردنشون بیشتر وبیشتر از این احساس بد رو