ورود / ثبت نام
0

آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟

رژیم لاغری
اندازه متن

همه افراد چاق در زندگی برای یک بار هم که شده از رژیم لاغری برای کاهش وزن استفاده کرده اند و طعم تلخ این روش را چشیده اند.

از آنجایی که خودم و همه افرادی که در این سالها با آنها در دوره تناسب ذهنی آشنا شده ام از رژیم لاغری نتیجه دائمی نگرفته اند تصمیم گرفتم تا درباره این عبارت وحشتناک توضیحاتی برای شما همراهان عزیز بدهم.

اتفاقا این توضیحات همراه شد با سوال یکی از هنرجوهای دوره تناسب ذهنی که با توجه تلاش و استمراری که در انجام تمرینات و گوش دادن به فایل های صوتی داشت نتیجه قابل قبولی کسب نکرده بود.

ریشه بسیاری از دلایلی که نمی توانیم متناسب شویم، باورهایی است که نسبت به کلمه رژیم لاغری داریم.

همه افرادی که اضافه وزن دارند و رویای متناسب شدن دارند باید این حقیقت را بپذیرند که از طریق محدودیت غذایی نمی توانند متناسب شوند و برای همیشه متناسب بمانند.

موضوع مهم در کاهش وزن برگشت نشدن مقدار وزنی است که به سختی و با رعایت رژیم لاغری از ما کاسته شده است.

بنابراین به شما دوست خوبم که به هر علتی دوست داری مقداری از وزن خود را کاهش دهید و شرایط جسم تازه ای برای خود خلق کنید و زندگی جدیدی را ادامه دهید توصیه می کنم از امروز به هیچ وجه به دنبال امتحان کردن رژیم های مختلف نباشید چون علاوه بر اینکه نتیجه ای برای شما به همراه نمی آورد بلکه باعث ناامیدی شما برای لاغر شدن می شود.

در این فایل توضیحاتی درباره رژیم و نتایج مخرب آن که تجربیات سال های چاقی خودم و کار کردن با افراد چاق بسیاری بوده است را به اطلاع شما می رسانم.

برای واضح کردن اینکه به راحتی با قدرت ذهن خود می توانید در مسیر متناسب شدن قرار بگیرید تمرینی برای یک هفته شما در نظر گرفته ام که با رعایت آن به راحنی می توانید در طی یک هفته تسلط بیشتری بر میزان خوردن خود داشته باشید و به اصطلاح اشتهای خود را کنترل کنید.

چون معضل بسیاری از افراد چاق عدم توانایی کنترل اشتهای خودشان است که سبب افزایش ماه به ماه وزن آنها می شود.

در این فایل صوتی راهکاری برای افزایش تسلط بر رفتار غذایی خود به شما دوست خوبم ارائه می کنم و از شما انتظار دارم این روش را برای یک هفته انجام دهید تا از توانایی خود و کارآمدی روش ذهنی برای متناسب شدن اطلاع بیشتری پیدا کنید

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=10012
برچسب ها:
251 نظر در مورد آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/06 11:40
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 246 کلمه

      سلام

      چقد من این فایل و دوست دارم، همه نکات لازم برای لاغری رو تو همین یه دونه فایل گفته، ترس از غذا، همون مشکلیه که هنوز در من هست، فکر میکنم باید 3 قاشق برنج بخورم و نون و خیلی خیلی کم بخورم تا لاغر بشم، یعنی همین روش پیغام گرسنگی و سیری رو هم باز ناخوداگاه سعی میکردم بیشتر گوشت بخورم کمتر برنج، ببینید دیگه چقد این ترس ریشه داره در ما، وقتی 15،16 سال در حال رژیم بودم و با رژیم و کم خوری لاغر میشدم نباید توقع داشته باشم با دوبار گوش دادن و انجام فایل این باور در من از بین بره این نیاز به تمرین هر روزه و مستمر داره انقد که جزیی از شخصیتم بشه 

      به این منظور

      1_ نه یه هفته و یه ماه، فقط امروز بزارم کامل گرسنه بشم و بعد اندازه ای بخورم که اون حس رفع بشه و فردا رو فقط برای فردا و… 

      2_ هر بار بنویسم که درست انجامش دادم از عملکردم راضی بودم یا نه و یه تیک جلوی عملکردم بزنم و این باعث میشه موفقیتم رو ببینم و یادم بیاد که من میتونم و اون آدم قبلی نیستم که تصمیم میگرفت و عمل نمیکرد 

      3_ اون مقداری که اضافی بود رو بریزم تو لیست آشغال هام و خوشحال باشم وارد بدنم نکردم

      4_توجهم به چی خوردم و چقد خوردم نباشه به پیغام گرسنگی و سیری باشه (این خیلی نیاز به تکرار داره) 

      5_حالم با خودم خوب باشه که این باعث عملکرد بهتر جسمم میشه

      بریم برای یه روز عالی…. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/12 22:38
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,271 کلمه

      سلام و درود بر استاد گرامی و هم مسیری های متعهد 

       

      شناسایی  باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍

      کلمه وحشتناک و محدود کننده(رژیم)احساس اسارت و دردو رنج به همراه دارد.

      در تمام سالهایی که از رژیمهای محدود کننده غذایی برای کاهش وزن استفاده می کردم این باور غلط در ذهنم به وجود آمد که تنها راه لاغر شدن رژیم گرفتن است !…و اگر قرار باشه با این باور در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنم از اضافه های وزنم کم نمیشه چون طبق فرمول ذهنی (دستورالعمل صادر شده جهت کاهش وزن هست و ذهن سعی می کنه منو هدایت کنه که باز رژیم غذایی بگیرم و دلیلش همینه که سناریو میچینه و به شکلهای مختلف منو با پیشنهادهای رژیمی مختلف روبرو میکنه !…🤔)جهت اطلاع دوستان!… هر بار که رژیم گرفتیم ما تصمیم داشتیم خودمون رو محدود کنیم ولی جنگی در ذهن داشتیم که بخورم حالا از فردا !چرا نخورم ؟کمتر بخورم؟! جایگزین کنم !و این جنگ و جدال باعث می شد بالاخره ذهن پیروز بشه و ما شکست بخوریم هربار بیشتر ناامید شدیم و به طوریکه در تصمیم گیری سست شدیم و به خود ثابت کردیم ما ضعیف هستیم و انسانی که دائما در تصمیمش شکست بخوره به خودش و شخصیت و توانمندی و قدرتش ضربه محکمی می زنه تا جایی که اراده برای شروعی و تغییری جدید نداره بنابراین رژیم خیلی بیشتر از آنچه فکر کنیم برای ما هشدار دهنده و مضر و خطرناکه و حصاریست که من قدرتمند را می بلعد !…

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      به لطف خداوند من به این باور رسیدم که تنها راه ماندگار لاغری استفاده از روش لاغری با ذهن است🌟

       وقتی فشار رژیم از روی ذهن برداشته بشه به طور ناخودآگاه با لذت غذا می خوریم و حرص و ولع و ترس ما نسبت به خوردن کمتر میشه بنابراین تمایل به مصرف غذا در ما به اندازه نیاز بدنمون میشه و این عالیه😍و به خاطر احساس آزادی و شادی است که درما به خاطر بینش و نگرش درستمون ایجاد شده است .

      چاقی ما به خاطر خوردن غذا نیست بلکه به خاطر عادت و رفتار غذایی اشتباهمون است .

      باور ترس از خوردن باید متزلزل شود و ریشه هایش قطع کردد. 

      در طی سالها به اشتباه ذهن ما آموزش دیده است که غذاها چاق می کنند به ما گفتند نخور و یاچی بخور و چی نخور تمام محرومیت غذایی در رژیم ها برای سلامتی و کاهش وزن در ذهن ما ترس از مواد غذایی به وجود آورده است به طوریکه شیرینیجات و سرخ کردنی را جز غذاهایی می دانیم که قدرت چاق کنندگی دارند ولی تمام مواد غذایی نعمت خدا هستند و برای نیاز بدن ما و لذت بردن خلق شده اند و این ما هستیم که قدرت خودمون رو به غذاها داده ایم اگر اینطور بود بسیار افراد متناسبی دیده ایم که هر طور و هر مقدار بخواهند می خورند پس تفاوت در نگرش و فرمول ذهنی فرد چاق با متناسب هست.حالا که متوجه شدیم این باور ریشه عمیق در ما داره با آگاهی و مرحله ای ریشه هاشو قطع می کنیم 

      🌸اولین قدم اینه که با ترس غذا نخوریم این یک گام مهم و اساسیه(از غذا نترس قدرت تویی) 

      🌸دومین قدم اینه که موفقیت و شکستهامون رو در طول روز از بابت به موقع  و به اندازه خوردن ثبت کنیم تا پرخوری هامون  و آشغالخوریهامون را بتوانیم شناسایی کنیم .

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      شناسایی پیغام سیری ذهن به موقع  

      افراد چاق این پیغام را دریافت نمی کنند مگر بعداز فشار و درد در ناحیه شکم 

      پیغام بدن از دوطریق شکل می گیره 

      احساس درونی مثل ناراحتی و شادی و دلتنگی که اگر ادامه دار بشه در بدن واکنش می ده مثل گریه کردن و دیگری از طریق عصبها وقتی دستمون با چاقو میبره درد را تجربه می کنیم 

      احساس گرسنگی اگر ادامه دار بشه و غذا نخوریم تبدیل به واکنشهایی در بدن میشه مثل صدای غاروقور شکم  یا مورمورشدن بدن یا لرزش بدن و ضعف و سستی

      حالا اگر نقطه سیری درک و احساس نشه تبدیل میشه به تهوع و شکم درد و ناراحتی بعد از اون

       

      🌟گرسنگی و سیری نباید از عوامل بیرونی پاسخ داده بشه بلکه با احساس درونی باید درک بشه.. 

       

      برای درک احساس گرسنگی و نقطه سیری باید توجه به احساسمون داشته باشیم و تمرکز و توجه کنیم تا به صورت اتوماتیک ذهنمون یاد بگیره و دستور به مغز صادر کنه که به طور ناخودآگاه دست از غذا بکشیم

       (((همین یکدونه تمرین تمام صدگامه))))👌👌👌

      بنابراین حداقل یک هفته این تمرین را انجام می دهیم با اولین حس گرسنگی غذا نمی خوریم بلکه اجازه می دهیم این حس تبدیل به واکنش بدنی بشه و این حس بسیار بسیار بسیار لذت بخشه😇برای فردی که تا به حال این حس را تجربه نکرده و همیشه از روی عادت غذاخورده و برای درک نقطه سیری به اندازه ای غذامصرف می کنیم که واکنش بدنی قطع بشه و توجه به این احساس هم بسیار لذت بخشه و تکرار و تمرین می خواهد …به نظرم یک ماه با عشق این تمرین انجام بشه خیلی از مسیر رفتیم   😊

      حالا ممکنه منفی باف بگه تو که رژیمی و کم خوردیو زیاد خوردی و شب شد و غذا ماندو زشته ها و ما را بندازه تو وسواس که نکنه زیاد شد و چی شد اصلا بهش توجه نکنیم چون تمام تغییرات رفتاری و عملکرد ما به طور ناخودآگاه صورت گرفته و این پیام خوش آشنایی است با خود. به به😇

       

      باید برای این تغییر ناخودآگاه الگو غذایی و احساس خوب روحی وعملکرد ذهن سپاسگزار باشیم و به بدن هوشمندمون احترام بگذاریم صلح و آشتی بعد از مدتها چقدر بدنمون سخاوتمنده و زود می پذیره بنابراین از خوردن هر چقدر که حسمون میگه لذت میبریم .

       

      فکر کردن به خوردن هم یا چقدر خوردن چاق کننده است و اصلا حجمش مهم نیست پس باید بر این ترس غلبه کنیم 💪🏻💪🏻

      فکر کردن به مسیر آسون لاغری و احساس خوب و رهایی و آزادیمون باعث تغییر بینش ما میشه که در نهایت در جسم خودشو نشون میده خدایا شکرت .

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      من آرزو تاریخ ۸/۱۲قول می دهم که به مدت یک هفته این احساس گرسنگی و سیری گمشده را پیدا کنم و حس کنم و لمس کنم و تجربه کنم .

      پارسال این تجربه را تا مدتها داشتم البته یه وقتی هم پرخوری می کردم اما یاد حرف استاد می افتادم میگفتم دوباره تصمیم میگیرم و حالمو خوب می کردم خیلی بهم نتیجه داد ولی این بار بهتر درک کردم صحبتهایی شنیدم که انگار بار اول بود .

      یک نتیجه کلی گرفتم وقتی می خواهیم عوامل بیرونی رو تغییر دهیم انگار از چند طرف داره به ما حمله میشه و در قفس می افتیم و محدود می شیم ولی وقتی از درون و افکار تغییرات ایجاد می شه حس می کنم قدرت منم فقط من در مرکزیت و دستورات من اعمال میشه و من مسلطم بر شرایط چقدر فوق العاده🦋 

      و با خود زمزمه می کنم تنها قدرتی که تکان می دهد وهرگز تکان نمی خورد قدرت خداست و من جزئی از او هستم .👸🏻

      من امروز توانستم لقمه اضافه دخترم را بندازم سطل زباله 😊

      من امروز توانستم وقتی دختر۴ساله ام گفت سیر شده ام به گفته اش احترام بگذارم و اصرار نکنم😊

      من امروز توانستم بر حسب ساعت غذا نخورم😊

      من امروز توانستم یکبار از خو بپرسم واقعا گرسنه ای؟

      من امروز توانستم به وقت چک کردن بدنم در آینه خودم را بغل کنم واز فکر رها شوم😊

      من امروز توانستم قبل از درد شکم دست از غذا بکشم 😊

      من امروز توانستم به وقت گرسنگی میوه مصرف کنم😊

      من امروز توانستم بدون تفاوت قایل شدن بین خوراکی ها صبحانه کره عسل مصرف کنم .

      وااای خدای من حالم خیلی خوبه مسیر مستقیم و هموار و پرنعمت اصلا تو فکر چاقی لاغری نیستم حالم خوبه شادم😇 

      ممنون استاد جان حتما با این اموزشها روزهای عالیتری را خواهم دید …

      همه چیز آرومه من چقدر خوشحالم 

      خدایا عاشقتم ❤️دیوونتم خودت میدونی بزن قدش🙌❤️❤️❤️

      الهی حال دل همتون دریایی باشه پر از صدفهای خوشگل پر از دلفینهای پرانرژی پر از آرامش و عشق

       

      🍃🌺🍃🌺🍃🌺🦋🦋🦋 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/03 11:19
      مدت عضویت: 461 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      سلام به استاد گلم. استاد نازنینم.خدا رو شکر میکنم که شما رو آفرید تا بیاین و فرشته نجات ما باشین.‌شاهکار خلق کردی بزرگوار.‌این حرفاتونو باید اب طلا گرفت.‌استاد نازنینم قسم میخورم تا آخر عمرم اینجا با شما بمونم.‌باور کنید جمله جمله شما مرهمی میشه روی جراحت های قلبم….

      آره آره آره.بخدا تموم رمز و راز موفقیت شما و بقیه همینه.‌این که فقط موقع گرسنگی بخوریم و موقع سیری دست از غذا بکشیم….

      هنوزم یکم اختلال در کارم ایجاد میشه ولی اونقد تکرار میکنم و بهش فکر میکنم که ناخودآگاه من بشه.من یه بار قبلنا این فایلارو گوش  کرده بودما ولی درکم پایین بود. مثل الان نمیفهمیدم.‌الان میفهمم از چی حرف میزنین.‌از نا چی میخواین.‌دلم میخواد دستتونو ببوسم برادر بزرگوارم

      خدا برای همه ما و همه چاق های مهربون زنده و سالم نگهتون داره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      negarmalekzade2377@gmail.com
      1400/07/28 18:54
      مدت عضویت: 147 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,810 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان سایت

       

      آیا با رژیم لاغری میتوان لاغر شد؟؟(گام ششم)🥳

       

      این روزها به باوری رسیدم که خیلی مخفیه ولی بسیار تاثیرگذاره که خیلی از افراد با اینکه تلاش‌های ذهنی انجام میدن و تمرین انجام میدن ولی باز به نتیجه نرسیدن😯

       در تبلیغات اعلام کردم که لاغری بدون رژیم و خیلی روی این موضوع تأکید دارم و هر مشکلی که افراد چاق برای کاهش وزن دارن به خاطر این کلمه ویرانگره اصلاً تلفظ این کلمه هم احساس خوبی به آدم نمیده فرقی هم نداره که چاق باشی یا لاغر چون افراد متناسب هم وقتی مشکلی براشون پیش میاد مثلاً پزشک میگه این رژیم غذایی رو باید استفاده کنی تا بیماری شما روند بهبودی سریعتری به خودش بگیره احساس بدی در آنها به وجود میاد ولی برای افراد چاق تلفظ این کلمه هم خیلی دردناک و سخته🥴

       چون بارها و بارها در جنگ این کلمه قرار گرفتیم و اتفاقاً اکثر مواقع هم شکست خوردیم همه ما بارها در زندگی تصمیم گرفتیم که رژیم بگیریم با سختی و رنج زیادی خودمون رو محروم کردیم و محدود کردیم غذاهای خاصی با اندازه معینی ولی در ذهنمون غوغا به پا بوده که برو بخور این مقدار کمه یکم بیشتر بردار ولکن رژیم رو امروز این غذا حیفه حالا یکم بیشتر بخور فردا جبران کن و هزار جور فکر و خیال میومد که ما رژیم را بشکنیم و خیلی هامون این کار را کردیم و تجربه تلخی از شکستن رژیم رو داریم و در واقع ما رژیم رو نشکستیم و اراده و تصمیم خودمون رو شکستیم 🤔

      و وقتی فردی بارها تصمیم خودش رو زیر پا بذاره یواش یواش به فردی ضعیف و سست اراده تبدیل میشه دیگه همه تصمیم هایش براش اهمیتی نداره و اگه موقعیتش پیش بیاد هر تصمیمی را به راحتی لغو می کنه و تاثیری که رژیم روی ما گذاشته خیلی شدید تر از چیزیه که فکرش را می کنیم و من به همین دلیل از روز اول تاکید کردم که به لاغری بدون رژیم باید دست پیدا کنیم چون به محض اینکه کلمه رژیم بیاد وسط خود به خود احساس شکست درما ایجاد میشه احساس مواجه شدن با یک دیوار بلند یک مانع یک حریف قَدَر که میخواد بازهم ما رو شکست بده 

      خیلی از افراد تفاوت بین رفتار صحیح غذایی رو با رژیم توجه نمی کنند چیزی که در روزهای اول به وضوح خودش رو نشون میده رهایی از احساس رژیم هستش که خیلی هم لذت‌بخشه افراد پس از سال‌ها فرصتی پیدا می‌کنند تا بر رژیم و تاثیرات روحی بد اون غلبه کنند خودشون رو رها می‌کنن ذهن رو رها می‌کنن و با خیال راحت و آسوده غذای خودشان را مصرف می‌کنن🥰

       و این قدم اول برای رسیدن به لاغریه واقعا ما به این سبک از غذا خوردن با احساس آسودگی نیاز داریم چند روز میگذره و این دوستان احساس می‌کنند تمایلشان به غذا کمتر شده دیگه حرص و ولع ندارن دیگه چشمشون به ظرف دیگران نیست که اگه غذایی اضافه مون اونو بردارند و بخورند دیگه علاقه‌ای ندارند حتی با چای چندتا شکلات بخورند دیگه تمایل ندارند بعد از غذا حتماً دسر روزانه خودشان را بخورند و این قدم دوم برای رسیدن به لاغری از طریق ذهنه👌♥️🎀

       چون شما فشار رژیم را از روی ذهن خودت برداشتی و ذهن داره اداره امور را به دست میگیره و شما ناخداگاه گرایشت به خوردن کمتر شده این تجربیات در همه افراد یکسان نیست بستگی به مقاومت ذهنی شما داره ولی به هر حال هم همه یه جورایی یه همچین تجربه هایی دارن یه مدت میگذره و افراد در خوردنشون تغییر ایجاد میشه و مقدار کمتری نسبت به قبل غذا مصرف می کنند مخصوصاً از هفته سوم به بعد که شناسایی باورهای افراد لاغر را انجام دادیم و تمرین مبارزه با اشغال خوری را اجرا کردیم میزان مصرف غذای اضافه در افراد تا حدود زیادی کمتر میشه و این کمتر شدن از روی ذوق و شوق و ذوق و احساس خوب داشتنه نه به خاطر رژیم چون در تمام این مراحل احساس شادی در شما وجود داشت 🤩🤗🏵

      به این موضوع دقت کنید زمانی که ما چاق بودیم هر کسی دلایلی برای چاقی خودش داشت ولی در نهایت چاقی همه ما به خاطر عادت ها و رفتارهای اشتباه غذایی بوده که ما را به این شکل در آورده و ما باید این عادتها را تغییر بدهیم 

      تا قبل از این دوره ما می‌خواستیم از طریق کنترل و ایجاد محدودیت برای خودمون مصرف غذایی مون رو کاهش بدیم و همیشه هم ناموفق بودیم ولی در این دوره اول ذهن شما به آرامش برای مصرف مواد غذایی دست پیدا کرد و بعد چون از خوردن لذت برد مقدار مصرف را کمتر کرد و شما تمایل داشتید مصرف خودتون رو کاهش بدید و این با رژیم گرفتن تفاوت داره🙃

       حساس نباشید روی این مسئله که چون من الان باید کمتر بخورم یا شاید من دارم کمتر می خورم پس دارم رژیم میگیرم این رو بپذیرید که غذای مصرفی شما بیشتر از حد معمول بوده وگرنه به این مشکل دچار نمیشدید ولی روش کم کردن اون مهمه

       هیچ کدوم از شما یادتون نمیاد چطور و از چه زمانی تصمیم به چاقی گرفتید و چه کارهایی را مرتکب شدید که الان چاق شدید پس لاغری هم باید به این شکل باشه و شما نباید تصمیم بگیری غذای خودت رو کم کنی باید ذهن این تصمیم رو بگیره و در این صورته که تغییرات در شما ماندگار خواهد شد به دلیل اینکه ذهن شما همزمان با شما در حال تلاش برای منصرف کردن شما از تصمیم و مسیری است که در پیش گرفتی بنابراین تلاش خودش را انجام میده که شما را منصرف کنه و اون دست میزاره روی نقطه ضعف شما. ضعفی که به دلیل ریشه داشتن در وجود شما برای ذهنتون هنوز قابل دسترسِ

       این ضعف مدتها طول میکشه تا به صورت کامل از بین بره و ذهن ما چون اینو میدونه دست میزاره روی این نقطه ضعف ما و آن نقطه ضعف ما چیزی نیست جز ترس از خوردن همه ما سال‌هاست از خوردن وحشت داشتیم هر غذایی را می‌خواستیم بخوریم براش درجه میزان چاق کننده گی در نظر می‌گرفتیم و عادت کردیم که همیشه بگیم این ما رو چاق میکنه اون ما رو چاق میکنه و هر رژیمی به ما داده شده برای اعمال بر روی غذا بوده و ما باید در بین غذا از بین بد و بدتر  اون بد را انتخاب می کردیم و می خوردیم و این طرز برخورد با غذا باعث ایجاد ترسی ریشه‌ای و عمیق در وجود ما شده که به راحتی قابل برطرف‌کردن نیست😯

       ولی این نوید را به شما می‌دهم که درسته که به راحتی نمی شه  برطرفش کرد ولی خوبیش اینه که بالاخره میشه برطرف شد وما این توانایی رو داریم که از این مرحله هم عبور کنیم این مسئله از همون اول برای من واضح بود ولی به خاطر قدرتی که باور ترس از خوردن در ما داره نمیشه یهویی بهش حمله کرد چون مطمئنا ما شکست می‌خوریم بنابراین باید به صورت مرحله‌ای این باور را اصلاح کنیم

       در دوره اول بارها گفتیم که خوردن مارو چاق نمی کنه بلکه اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه و کلی دلیل آوردیم که غذا برای ما و افراد متناسب یک جور عمل میکنه ولی چرا در ما تأثیر چاق کنندگی داره و در آنها خیر🤔

       و کلی نمونه پیدا کردیم که زیاد می خوردند ولی چاق نبودن و یواش یواش ستون‌های محکم این باور را متزلزل کردیم و کم‌کم ریشه‌های این باور رو طی چند مرحله قطع کردیم و حمله بی سر و صدایی به این باور کردیم چیزی که مهمه اینه که هنوز این باور ترس از خوردن ریشه داره و میتونه تاثیر گذار باشه🪴

       همه افرادی که مصرف مواد غذایی شان کم شده و چیزی از وزنشون کم نشده حتی چاق تر شدن اسیر این باورند افرادی که تا یه جایی کم کردن ولی به نظر خودشان بدنشون استپ کرده باز اسیر همین باورند 

      همه اسیر باقیمانده‌های ریشه‌های این باور هستند که خوردن باعث چاقی میشه چرا با اطمینان میگم چون بعضی از شما هنوز قادر به شناسایی صحیح پیغام سیری ذهن خودتون نیستید و درتشخیص میزان خوردن خودتون دچار استرس می شید نمیدونید به اندازه خوردید زیاد خوردید کم خوردید  این تشخیص براتون سخته بعضی ها هنوز وسواس دارند که قاشق‌های خودشون رو می شمارند و این از نشانه‌های این باوره ترس از خوردن هستش😯

       دوستان خیلی اهمیت داره ما بر این ترسمون غلبه کنیم غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاق شدن غلبه بر این ترس یعنی اعتماد کردن به بدن خودمون احترام گذاشتن به ذهن خودمون و تشکر کردن از نعمت‌های خداوند🙃

       امروز می خوام یه قدم دیگه برای کمرنگ تر شدن این باور برداریم و خیلی میتونه مهم باشه و مطمئنم احساس خوبی در شما شکل میگیره چیزی که مسلمه اینه که آیا ما پیغام سیری رو دریافت می کنیم یا نه و آیا این دریافت به موقع است یا بعد از زیاده‌روی ما دریافت میشه این استرس در سوالات دوستان وجود داره که نمیدونم درست عمل می کنم یا نه و احساس می‌کنم دقت برای شناسایی پیغام سیری برای بعضی ها استرس ایجاد میکنه این موضوع می تونه نتیجه عکسی رو برای شما داشته باشه یعنی لاغر که نمی شید هیچی مجدداً ممکنه چاق بشید🥴

       چون اگر شما ترس داشته باشی از خوردن اصلاً مقدارش مهم نیست هر مقداری که بخوری تاثیر منفی میذاره دوستان توضیحی برای نحوه صحیح دریافت پیغام سیری میدم امیدوارم در جهت کاهش استرس شما مفید باشه پیغام های بدن به دو شکل به ما منتقل میشن یکی از طریق احساس و دیگری از طریق اعصاب شما وقتی خوشحالی در بدنت انرژی خاصی را احساس می کنه وقتی ناراحتی در بدنت حساس خستگی و بیحالی می کنی وقتی دلت تنگ میشه یک احساس علاقه در شما برای دیدن فردی شکل می گیره و وقتی دلت هوای مادرت رو میکنه یک احساسی در شما شکل میگیره در تمام این موارد شما یک احساس رو درک می کنید که کاملاً درونیه و واکنشی روی بدن شما نداره ولی وقتی پات به میز جلوی مبل میخوره شما دردی رو در بدن تجربه می‌کنی و این از نوع تحریک عصبی صورت میگیره همه احساسات در مراحل اولیه فقط یک درک کاملاً درونی هستند ولی اگه ادامه پیدا کنن به شکل یک واکنش در بدن شما نمایان میشه مثلاً شما اگه خیلی احساس تنهایی داشته باشی جایی از بدن درد نمی گیره ولی اگه ادامه پیدا کنه شما ممکنه گریه کنی و این تبدیل احساس به واکنش در بدنه.شما اگه خیلی خوشحال باشی بازم ممکنه گریه کنی و این طبیعیه شما وقتی احساس گرسنگی می کنی و چیزی نخوری  این احساس تبدیل میشه به ضعف و بعد سستی در بدن و شما وقتی احساس سیری رو درک نکنید تبدیل میشه به احساس تهوع و بعد فشار در شکم و ناراحتی هایی که بعدش به وجود میاد این ها مثال هایی از تبدیل احساس به واکنش در بدن ما🙃

       پس توجه کنید احساس سیری یک درک درونیه که باید با تمرین و تکرار و توجه به اون اینقدر قوی بشه که به راحتی تشخیص داده بشه و به اون عمل بشه یعنی بدنت دیگه خود به خود استپ بکنه و نخوره از امروز روشی رو به شما معرفی می کنم که درک این احساس رو ساده تر میکنه و مهمترین تأثیر آن بر طرف کردن استرس در شماست تشخیص احساس گرسنگی و سیری نباید بر اساس عوامل بیرونی تنظیم بشه وگرنه مشکل ساز میشه برای اینکه احساس گرسنگی را تجربه کنید و اون رو شناسایی کنی از امروز سعی کنید برای چند روز فقط تا وقتی واقعاً گرسنت نشده چیزی نخورید یعنی اجازه بدید احساس گرسنگی در شما یه مقدار پیشرفت کنه و به حالت واکنش بدنی تبدیل بشه مثلاً در شکمت سر و صدا ایجاد بشه یا هر حالت مشابهی که واقعاً نشون میده بدنت نیاز به مصرف غذا داره درک این تجربه خیلی لذت بخشه چون افرادی که اضافه وزن دارند معمولا احساس گرسنگی را درک و تجربه نکردن چون طبق عادت غذا می‌خورند و چون زمان های خوردن آنها نزدیک به همه قبل از اینکه حس گرسنگی در آنها ایجاد بشه اون ها ی چیزی می خورند و عملاً هیچ وقت احساس گرسنگی را درک نمی‌کنن و آنهایی هم که میگن من احساس ضعف دارم و می خورم اینها بیشتر احساس ضعف ذهنیه واقعی نیست یک تصوره یک عادته پس سعی کنید حداقل برای یک هفته به خودتون اجازه بدید که احساس گرسنگی را تجربه کنید یعنی حس کنید این گرسنگی در شما ایجاد شده و واقعاً در بدنتان یک واکنشی به وجود میاد اون وقته که شما درک می کنید که گرسنه هستید و اونوقت اقدام به خوردن کنید و برای درک پیغام سیری هر وقت  اون احساس اون واکنش گرسنگی برطرف شد دیگه خوردن را ادامه ندید مثلاً اگر بعد از احساس گرسنگی در شکم خودتون سر و صدایی رو شنیدید یا درک کردین به اندازه ای غذا مصرف کنید که اون سر و صدا برطرف بشه اون حالت برطرف بشه دیگه نخورید🪴

       به این ترتیب شما نیاز نیست لقمه های خودت رو بشماری و یاد میگیری که بدون توجه به مقدار غذا خوردن این تجربه سیری رو درک کنید 🥳

      درک احساس گرسنگی و برطرف کردن گرسنگی خیلی لذت بخش و از تجربه این حالت لذت می‌برید و دوم اینکه وقتی خودت  مطمئنی مقدار غذای مصرفی شما کمتر شده مطمئن باشید در مسیر متناسب شدن قرار گرفتید و دیگه برای مقداری که مصرف می کنید استرس نداشته باشید اصلاً مهم نیست که واقعاً به مقدار لازم خوردید یا نه مهم اینه که مطمئن باشید کمتر خوردید و این اتفاق خیلی خوبیه

       دیگه لقمه‌های خودت رو نشمار وزن نکن بررسی نکن که آیا به اندازه خوردم بیشتر خوردم باید اضافه تر بخورم این استرس میتونه نتایج بدی رو به همراه داشته باشه سعی کنید از طریق احساس خودتون پیش برید و این موضوع رو کنترل کنید 

      احساس بهترین میزان میتونه برای شما باشه اگه امروز غذا خوردی و بعد از خوردن احساس خوبی نداشتی اصلاً به خودت سخت نگیر و ناراحت نباش بلکه تصمیم بگیر که دفعه بعد طوری رفتار می کنم که احساس خوبی داشته باشم فرصت هست فکر نکن دیگه الان این دفعه اگه زیاد خوردی دیگه واویلا همه وزن هایی که کم شده بر میگرده 😥

      و برنامه تون این باشه که همیشه از خوردن احساس خوبی را تجربه کنید و مطمئن باشید احساس رو نمیشه گول زد یعنی اگر شما بعد از خوردن هر غذایی احساس خوب داشتید اصلاً نگران نباشید و به نجواهای ذهنیتون کار نداشته باشید به آنها اهمیت ندید اگه ذهنت گفت نه بابا تو زیاد خوردی تو پیغام سیری رو دریافت نکردی اصلا اهمیت ندید اون احساس اولیه خیلی مهمه 🤩

      احساس شما باید بهترین راهنمای شما باشه بهترین هدایت گر شما باشه برای لاغر شدن. تنها طبق احساس خودتون بخورید اگر فکر می‌کنید در شناسایی احساس خودتون دچار مشکل هستید از تمرینی که گفتم استفاده کنید برای یک هفته اجازه بدید واقعاً احساس گرسنگی را تجربه کنید و بعد یه مقداری بخوری که اون احساس برطرف بشه مثلا وقتی احساس گرسنگی کردید و در بدن خودتون احساس ضعف کردید و بدن شما واکنش نشان داد نه اینکه فکر کنید خوب الان دیگه گرسنه هستم و باید بخورم صبر کنید تا در بدن خودتون واکنش ببینید مثل سر و صدای شکم یا مورمور شدن شکم👌

       خلاصه خودتون متوجه میشید که چه چیزی رو میگم و اونوقت به اندازه‌ای بخورید که اون حالت برطرف بشه به این شکل ذهن شما یاد میگیره سیری یعنی چی و دیگه شما را مجبور به خوردن بیش از حد نیاز نمیکنه در این حالت از لقمه هایی که می خورید نهایت لذت رو ببرید و بدون هرگونه استرسی بخورید چون دیگه واقعا دارید طبق احساس و نیاز بدن خودت می خوری و این هیچ جای نگرانی نیست 🎉

      بازم تکرار می کنم دوستانی که پیام میدن تغییراتی در نحوه غذا خوردن آنها ایجاد شده که دیگه کنترلی نیست بلکه خود به خودی هست علاقه به پرخوری و زیاد خوردن و همه چیز خوردن ندارن شما خیلی خوب عمل کردین ولی این ترس از خوردن، همون مقداری که میخوری داره برات مشکل به وجود میاره وقتی شما سال‌ها از خوردن ترس داشتی الان هرچی خوردنت رو کمتر کنی با اون مقداری که میخوری مشکل داره چون از خوردن میترسی و در این حالت شما توجه ات به عمل خوردنه نه مقدار خوردن

       بنابراین سعی کنید ترس را از بین ببرید شما در مسیر خیلی خوبی قرار گرفتید و همه شما نشانه های روحی و جسمی دریافت کردید پس  بیشتر به این روش اعتماد کنید به خودتون بیشتر اعتماد کنید و حالا که الگوی ناخودآگاه شما تغییر کرده و شما خود به خود رفتار غذاییت تغییر کرده برای این تغییر احترام قائل باشید و آن مقداری را که مصرف می‌کنید بدون ترس باشه 🤗

      و مطمئن باشید که ذهن شما، شما را از پرخوری به این مرحله رسونده اگه نیاز باشه باز هم خوردن شما را تغییر میده

       از این تمرین حداقل برای یک هفته استفاده کنید تا تجربه گرسنگی و رفع گرسنگی را درک کنید😋 

       خیلی از افراد چاق متاسفانه بیشتر از اینکه بخورن به خوردن فکر می‌کنند و این فکر باعث عدم کنترل شون برخوردن اونها میشه این هم جزء باورهای مخفی و بسیار تاثیرگذاره همین ارتباط داشتن و توجه کردن به لاغری شما را در مسیر نگه خواهد داشت و تکرار عادت توجه به لاغری سبب تغییر رفتار و عادت های شما میشه🌺🌺⚘⚘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/02 21:11
        مدت عضویت: 461 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز.نیست که من از خوندن بیشتر لذت میبرم و بهترم یاد میگیرم از این کارت خیلی لذت بردم. مرسی گلم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/28 16:49
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 456 کلمه

      گام ششم

      آیابارژیم لاغری می توان لاغرشد؟؟

      کلمه ی رژیم برای من واقعا معنای وحشتناکی داره چون در طول این سال ها زیاد با این کلمه سرو کار داشتم هر وقت می خواستم یه چیزی بخورم زود یادم میومد که رژیم دارم و اونوقت از اون لحظه اون جشن و شادی یا مهمانی هیچ لذتی نمی بردم. 

       

      حتی وقتی می گفتم یه روز که چیزی نمیشه حالا بخور بعدا رژیمو ادامه بده ولی وقتی این کارو می کردم باز هم بعدش ناراحتی و عذاب وجدان داشتم و مرتب خودمو سرزنش می کردم که نتونستم خودمو کنترل کنم.

       

      وقتی با دوره لاغری ذهنی آشنا شدم و اولین بار این حرف ها را می شنیدم خیلی برام تازگی داشت مگه میشه خورد و لاغر موند این همه سال من رژیم گرفتم و نخوردم پس این چاقی از کجا اومده؟؟

       

      الان دیگه می دونم تمام چاقی من به خاطر باورهای نادرستم بود، من در مصرف مواد غذایی هیچ لذتی نمی بردم،حس و حالم خوب نبود تحت فشار فقط رعایت می کردم و ذهنم را دچار محدودیت می کردم و سعی داشتم کنترلش کنم اما در طی دوره با تمرینات مختلف یاد گرفتم که ذهنم را بدون تحت فشار قرار دادن در شرایطی قرار بدم که خیلی راحت در موقعیت های مختلف خودش بتونه به میزان مورد نیاز بدنم مصرف کنه.

       

      خیلی مواقع مسیر را اشتباه می رفتم و فکر می کردم اینم همون رژیمه ولی خوب که به دوران رژیم فکر می کردم می دیدم من موقعی که رژیم داشتم همیشه در حال بررسی مواد غذایی و کالری شماری و میزان چاق کنندگی غذاها بودم ولی الان این رفتار ها رو ندارم.الان می دونم که خوردن آدمو چاق نمی کنه بلکه اون احساس و باوری که از خوردن غذا ها به من دست میده باعث چاق شدن من میشه.

       

      با این که دو سال هست که توی مسیر هستم اما باز هم گاهی دچار اشتباه میشم لحظاتی یادم میره و با ترس بعضی خوراکی ها رو میخورم و تو ذهنم یه نیم نگاهی به کالری مواد دارم این یعنی اشتباه این مثل همون رژیم میمونه

      خوشحالم که امروز این فایل رو گوش دادم و باز هم برام تکرار شد این که هیچ ترسی از خوردن نداشته باشم وقتی همه ی افراد خانواده من از یک سفره غذا می خوریم و چه بسا بچه های من در طول روز خیلی خوراکی های دیگه میخورن ولی من نمی خورم اونا متناسب هستن و هیچ ترسی از خوردنشون ندارن و لذت هم می برن پس خوردن غذاعامل چاقی نیست و همه چی به اون احساس و باور ذهنی ما بر می گرده.

      از امروز سعی می کنم باز هم حواسم را جمع این مورد کنم و تا وقتی گرسنه نشدم به هیچ دلیل دیگه ای دست به خوردن بی مورد نزنم تا بتونم باز هم در مسیر تناسب اندام حرکت کنم.

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/25 19:04
      مدت عضویت: 425 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 876 کلمه

      بنام خدا& 🌹 این فایل هربار که می‌شنیدمش  همیشه  بعدش استپ میکردم نمی‌دونم دلیل چی بود شاید به  خاطر این بود که من هم دقیقاً مثل ادمهای دیگه میخواستم ازطریق رژیم گرفتن لاغربشم وازاونجایی که بلد نبودم پیغام سیری و گرسنگی  رو درک  وتجر به  کنم به خاطر همین ناقابل ششم مسیرلاغری من رو رهامیکردم . واقعیت این بود که من هنوز هم بلد نبودم  که پیغام سیری و گرسنگی بدنمو درک کنم و این روزها درسته که چندبار امتحانش کردم ولی اینکه نتیجه نگرفتم دلیلش خودم بودم چون سعی  نکردم خودمو درست بشناسم ولی الان همین لحظه به خودم گفتم باید ادامه بدم یه حسی یه حالتی یه نیرویی  منوبه این واداشت که بیام وبا اینکه تمرین  عملی که استاد گذاشته بود درست انجام ندادم اما بیام و فایل ششم تمرینشو توی  سایت بنویسم . این روزها وقتی  غذامیخورم به خودم میگم این همه اضافه خوردن هیچ نفعی نداره درسته که دستام می‌ره براخوردن بعضی موقع ها خودم  هستم که به این حرفا اهمیت نمی‌دم امااز امروز تصمیم گرفتم  که به این صداها اهمیت بدم اینکه توذهنم این حرف میاد که سیری زیاد. اوج سیری حالت زننده است  وتصویر سیری زیادتو ذهنم  میاد که باعث میشه دوست نداشته باشم تجریش کنم و اتفاق هایی داره تو ذهنم  میفته ومن نخواستم فقط تا شنیدن  فایل ششم  پیش برم تصمیم گرفتم که ادامه بدم و ببینم  چی پیش میاد نمی‌دونم کم کم دارم حالت هایی رو تجربه  میکنم که هیچ وقت نبودم یه بارنشسته بودم سر سفره ی صبحانه وغذا اش می‌خوردم یهو به خودم اومدم که دارم لقمه هامو بزرگ  بر میدارم  وتند غذامیخورم همون لقمه های اول بودبعدیهو یه  تصویری تو ذهنم اومد که انگار مادرم داره بهم یاد میده غذابخورم نمی‌دونم مادرم بودیاهر کی بود من تونستم تواون لحظه باتصویر ذهنیم ارتباط برقرار کنم و تو واقعیت توی ذهن  اروم ،اروم غذابخورم وبعداون  نصف یاحتی بیشتراز نصف چون من طبق اون لحظه واون لذت فقط دویا سه لقمه خوردم اما با لذت  اونورهاکردم به فایل ششم که رسیدم دوباره داشتم لیز میخوردم که گفتم نه  اینبار. نه .  نبایدرهاکنم باید ببینم چی میشه این بارنباید بهانه ای وجود داشته باشه برای لاغرشدن اینبار دیگه باید ادامه بدم و ذهنم اتفاقا تا همین چند ساعت پیش پر بود از افکاری که فقط حالموبد میکرد اماوقتی داشتم عکسهای که توی تلگرام بودویا می میرم. یالاغر میشم رومید یدم گفتم حتما باید ادامه بدم ومگه من قراره فقط تا صدگاموانجام بدم مگه قرار نیست لاغر بمونم پس باید انجامش بدم و تکرارش کنم شرایط و لحظه هاچی هستن کجاهستم   مهم نیست باید انجام بدم تا خودم زندگیموخلق کنم خواست خودمو به وجود بیارم  وشخصیتمو تغییربدم من باید یادبگیرم که تمرین کنم واستمرار داشته باشم و نباید عجله کنم و بایدمتعهد باشم  واینکه ادامه بدم تا بالاخره لاغربشم ومیشم  اما چون  

      زمان میخوادوسالهادرگیر چاقی بودم گاهی درکش برام سخت میشه و گاهی منطقی پس باید برام منطقی بشه که بایدصبر کنم و تمرین کنم و تجربه کنم گاهی وقتی مید یدم که بچه ها لاغرشدن میگفتم من چرا هنوزنتیجه نگرفتم اماامروز به خودم اومدم ودرک کردم که من زمان لازم و کافی روباید فقط برای خودم اختصاص بدم بایدواقعا چیزی که میخوام رو زندگی کنم و هیچوقت تناسب اندام باعجله و محدودیت غذایی و ورزش کردن ماندگار نیست چون درونی نیست و درون من باید اول تربیت بشه از پایگاه اصلی وبعد تمام درونم و سرانجام به بیرون نشات پیدا میکنه .سیری یک عامل کاملا درونیه و نباید شناختش ازطریق عوامل بیرونی شکل بگیره و گرسنگی هم همینطور گرسنگی احسا سیه که وقتی نیاز به غذا پیدامیکنم بدنم   به صورت فیزیکی اونو نشون میده مثل نیازهای روزمره  ایکه دارم و بعد هم احساس سیری کاملادرونی باید باشه  واگه به حالت فیزیکی برسه  کاملا مشکل ساز میشه وغیر طبیعی تلقی میشه .اماباید این کار توسط ذهن پذیرفته بشه به خاطر این که سال‌ها باکد های اشتباه برنامه ریزی شده واین چیزی نیست که یهویی بشه تغییر ش داد و میزان غذا هم باید به وسیله‌ی ذهن مقدارش کم بشه نه دستی و فیزیکی مثل محدودیت های غذایی. 

      معلمی داشتم که می‌گفت هرچقدر علم پیشرفت کنه ادمها مریض تر میشن و مریضی ها پیشرفته تر میشن الان درک میکنم چرا چاق وچاقتر شدم چون بابت هرلقمه ای که می‌خوردم ترس داشتم واین ترس هم به خاطر اطلاعات زیادی بود که درباره‌ی غذا داشتم و درباره ی خوردن هرچقدر علم پیشرفت کرد ترس من و ادمهای دیگه که مثل من هستن از خوردن بیشتروبیشترشد تاجایی که گاهی وقتا تصمیم میگرفتیم نخوریم.واین همون چیزی هست که استاد گفت ترس از خوردن  و رژیم هم همین کارو میکرد وقتی بهش فکرمیکردم انگار که یه دیوار خیلی بلند یک  مانع بزرگ  روتصور میکنیم درمورد ارتباطمونم  باخیلی ازآدما  هم به همین شکل هست وحتی در رابطه  با شناخت خودم من هم وقتی به این فکر میکنم که بایدخودمو بشناسم  باز احساس میکنم که دارم بابک مانع روبرو میشم برای همین هم همیشه شناخت خودم رو رهاکردم  ولی باتوجه به اینکه درمسیر ذهنی قرارگرفتم تصمیم گرفتم که برای خودم خاطرات خوب رقم بزنم طوریکه وقتی دفتری که دارم درباره ی لاغری و خاطرات چاقی و لاغری وتضادها ومشکلاتی که برام پیش میادرو زمانی باز کردم و شروع کردم به ورق زدن وتغییرکرده بودم به خودم افتخار کنم .از اینکه ادامه دادم و زندگی کردم برای خودم وخواستمو ساختم  وبه وجوداوردمش  وزندگی هم چنان ادامه دارد……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/14 22:15
      مدت عضویت: 219 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام خدمت دوستان و استاد عزیز.گام ششم در مسیر لاغری هستم.امروز قراره که توی این مسیر کلمه ی رژیم رو از ذهنم پاک کنم.کلمه ی رژیم گرفتن باعث میشه که مدام درجا بزنیم و نتونیم لاغر بشیم.باید از خوردن نترسم.نترسم که چون چاق میشم غذا نخورم.من امر‌ز یاد گرفتم که موقعی غذا بخورم که احساس گرسنگی دارم.قبلن طوری غذا میخوردم که ذهنم باید آرووم میشد.مثلن با یه چایی سه چهار تا شکلات میخوردم.باید یاد بگیرم که غذا اگرم موند حیف نمیشه.حیف این بدنه منه که باید رنج بکشه.من باید واسه خودم و بدنم ارزش قائل بشم و هر آت و آشغالی رو نخورم.اینطوری به ذهنم آموزش میدم تا ولعش رو نسبت به غذا کم کنه.امیدوارم توو مسیر موفق شم‌.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/11 05:07
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      من هم دیگه وقتی از این رژیم‌ها ناامید شده بودم به این راه هدایت شدم یعنی وقتی کسی حرفی از رژیم می زد من اصلا نمی خواستم دیگه چون انگار یه حسی می گفت بهم که اینا فایده نداره همه بی خودیه هیج وقت لاغر نمی شه آدم با این رژیم‌ها.

      امروز رفتم پلوی مامانم  تا از در رفتم  تو گفت چقدر کوچولو شدی  گفتم که شما که منو تازه دیدی از بس که همیشه چیز کلفت و گشاد می پوشی الان بیشتر معلوم شده البته شلوارم خیلی گشاد بود ولی بلوزم اندازه خلاصه ولی مثل اولا دیگه خیلی هیجان زده نمی شم ولی اومدم خونه سریع توی حیاط یه عکس تمام قد گرفتم .

      منم خیلی موقع ها درگیر این مسله سیری و گرسنگی هستم و این یاداوری خوبی بود برام یه وقتا که خودم هستم قشنگ صبر می کنم تا گرسنم بشه و بعد غذا می خورم ولی یه وقتها هم دست خودم نیست ساعت غذا خوردن آدم جایی می ره بیشتر ولی همون مقداری هم که می خورم بدون ترس می خورم حالا شما گفتین این ترس هم می تونه جزو باورهای مخفی آدم باشه یه مثلا آدم وزنش یه مقدار اومده پایین بعد استپ می کنه ولی من خیلی روی این موضوع دارم کار می کنم ترس از غذا ها 

      مامانم داشتن می گفتن که امروز کمی میوه که خوردن خیلی احساس کردن شکمشون نفخ کرده ولی من خدا رو شکر از بعد از دوره خدا رو شکر خدا رو شکر دیگه این حالت برام پیش نیومده .

      به قول شما ترس از خوردن یه باور مخفته اصلا هم به این ربطی نداره که چقدر می خوری غذا چه کم غذا بخوری چه زیاد اثر منفیشو می زاره .وای من چقدر از غذاهای بیرون وحشت داشتم اصلا همیشه آخر هفته که می شد خوشحال می شدم که خوب می ریم بیرون غذا می خوریم و من نباید غذا درست کنم و از یه طرف هم ناراحت می شدم که من با این غذاها چند پوندی اضافه می شم و باید یه هفته جون بکنم …..

      خلاصه الان خیالم راحته از این چیزها یه همسایه دارن مامانم اینا این خانم همیشه منو مثال می زنن برای دختراشون که می خوان لاغر بشن منم آدرس سایت و بهشون داده بودم ولی امروز مامانم می گفتن دختره چند هزار دلار داده بود از این برنامه های آن لاین و لاغر کرده بود ولی الان دوباره چاق تر شده بعد هیم مامانش می گفته بهش پونه جون اینطور پونه جون….

      خلاصه اینجوریاست آدم وقتی یاد بگیره هنر لاغری و دیگه ذهنش فراموش نمی کنه حتی اگر مثل من مدتی هم دور شده باشه باز اوکی هست و ادامه می ده  هی ادامه می ده خدا رو صد هزار مرتبه شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/04 17:58
      مدت عضویت: 78 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,412 کلمه

      گام ششم #رژیم_آری_یا_خیر؟

       

      امروز درباره باور مخفی رژیم صحبت میکنیم.

      من اصلا چرا هنوز به رژیم فکر میکنم؟ چون احساس میکنم فقط از همین طریق میشه لاغر شد و هر فرد چاقی رو که لاغر میبینم فقط دو نتیجه میگیرم ۱.بیماری       ۲.رژیم و ورزش

       

      برای کسی که درد کشیده و هر بار رژیم گرفته نتیجه نگرفته تکرار هر بار کلمه رژیم حالش رو بدتر میکنه کلمه رژیم به من احساس ترس و تحمل یک دوران سخت و طاقت فرسا میده 

      من از رژیم نمیترسیدم بلکه از روزهای بعد رژیم میترسیدم که چطور قراره وزنی که کم کردم رو نگه دارم؟!روزهای رژیم بسیار خوش بود چون میدونس که دارم لاغر میشم اما بعدش کار حضرت فیل بود.

       

      من چون اولین و اخرین باری که رژیم گرفتم رژیم کتوژنیک بود هیچوقت ناامید نشدم و برعکس چون عاشق اندام لاغر بودم با امید و انگیزه ادامه دادم و در ذهنم هیچوقت نگفتم حالا امروز رو بخور فردا رژیم بگیر.در هر شرایطی رژیمم رو حفظ کردم اما همیشه این فکر در ذهنم بود که وقتی رژیمم تموم شد یک روز برم کلی تنقلات بخرم بزارم توی کمد لباس هام و اروم اروم بخورم تا عقده این دو ماه رو خالی کنم!و همیشه این فکر که اون زمان فکر میکردم فقط یکباره همراه من بود..همین فکر و خیال باعث شد بعد رژیم با اینکه در سایت بودم و قوانین رو میدونستم این کار رو نه یک بار،بلکه بارها انجام بدم و پرخوری من هر روز بیشتر بشه..چرا؟ چون بارها اون روز رو در ذهنم مجسم کرده بودم و همین پرخوری باعث شد به هوای اینکه لاغری با ذهنه هر اشغالی رو بخورم.

      همه بعد رژیم دردِ شکم ناشی از پرخوری سراغشون اومده.نمیدونی چرا داری رفتار زشت رو انجام میدی و نمیدونی چرا پول هنگفت میدی تا فقط در حد ۱۰ رقیقه بخوری…دست خودت نیست..چون فرمولات هنوز چاقه..

       

      به قول استاد ” من رژیم رو نشکستم،من اراده و تصمیم خودم رو شکستم” و احتمال اینکه من بعد رژیم حس میکنم اراده هیچ کاری رو ندارم همینه…

       

      چرا از اول استاد گفت لاغری بدون رژیم؟! چون برای منی که فقط یک بار رژیم گرفتم انقدر حس تنفر نسبت به این موضوع وجود داره.چه برسه به دوستان که سالهای ساله رژیم گرفتن و نتیجه نداده و حتی چاق تر هم شدن!

       

      میدونید…اگر از من بخوان چند جمله راجع به رژیم بنویسم فقط این در ذهنم میاد که ..

      رژیم =لاغری(با سختی و رنج) و تصاویری از آشپزی نه گفتن و گفت و گوهای چاق کننده ذهن زیر آبی رفتن و خنده های مصنوعی در جمع،در حالی که ذهنت میگه تو چرا نمیتونی بخوری؟ اونو ببین هرچی میتونه میخوره چاقم نمیشه و…..ناشکری:”)

       

       

      حالا دارم کمابیش درک میکنم که رفتار درست غذایی به منزله رژیم نیست..قطعا رفتار غذایی من مشکل داشته که به این وزن و سایز رسیدم ..و هرکس رژیم میگیره دلش میخواد رفتارش رو تغییر بده اما فقط برای مدت کوتاهی با فشار روحی زیاد میتونه اینکارو بکنه و بعد هم رها میکنه

       

      هر فردی که اضافه وزن داره علل الخصوص من به غذا خوردن با خیال راحت و ارامش نیاز داریم..نیاز داریم که از بند ترس ها جدا بشیم و هر چیزی که خانواده میخوره به اندازه نیاز بخوریم  و فقط لذت ببریم..

      بدونیم که چیزی در بدن ما جذب نمیشه.هر غذایی که وارد بدنم میشه برای رفع نیاز بدنمه و اگر اضافی هم باشه دفع میشه!..به همین راااحتی! به شرطی که آگاهانه بخورم و اضافی تر از نیاز بدنم نخورم

       

      چرا کم کم گرایش من به غذا خوردن کم میشه؟! چون فشار رژیم رو از روی ذهنم برمیدارم….بهش یاد اوری میکنم که این رفتار درست غذاییه نه رژیم…و کم کم ذهن اداره امور رو به دست میگیره..و فرمان هایی به مغز میده که باعث جلوگیری از خوردن اضافه توسط دستی که به سمت لقمه میره میشه…

       

      وقتی وارد سایت شدم،هزاران دلیل برای اضافه های بدنم داشتم! اما حالا میدونم دو دلیل دارهرفتار غذایی اشتباه و فرمول های چاقیاین دو حل بشه ۵۰ درصد راه رو رفتم

      باید ذهنم کاملا این رو بپذیره که رژیم نمیگیرهاخه در کدوم رژیم ارامش ذهنی،علاقه،لذت وجود داره؟رژیم همش عجله برای لاغری و خوردن فقط برای اینکه روزها تموم بشه و بعدش بیاده…

       

      من به هرحال باید مقدار غذایی خودم رو کم کنم.حالا به چه شکل کم کنم مهمه!! 

      همیشه فکر میکنم چرا ذهنم انقدر من رو برای خوردن قلقلک میده! خب من که سیرم و نیاز ندارم چرا اینجوری میکنه؟ اما حالا فهمیدم که فقط قصد داره دست روی نقطه ضعفم : ترس از خوردن بزاره و از همین طریق من رو اذیت کنه

      من از دو یا سه سال پیش اگاه شدم که فلان غذا چاق میکنه و…و عادت کردم بگم این قرص باعث چاقیه.این مواد غذایی چاق میکنه. و و و و…

       

      یعنی همش برمیگرده به مسئولیت پذیری هااا…! اینکه تو قبول کنی مسئول  چاقیت هستی..زمانی که قبول کنی هرچیزی رو نمیخوری..

      خودِ من! همش میگم چون رژیم داشتم الان پرخوری میکنم در صورتی که من سایت رو داشتم که با فایل هاش مثل کوه پشتم بود .اما خوردنِ خودم رو تقصیر رژیمی انداختم که مال چهار ماه پیش بوده و پرونده‌اش بسته شده لازمه بگم ارمیتا! بسه! بهانه نیار! از بهانه هات یک هیچ جلو باش..بسه..

       

      به این سایت و روش تمرکز میکنم و فکر میکنم از اول توی همین وزن و سایز بودم که تصمیم گرفتم لاغر بشم .اونوقته که روند هر روز چاق شدنم متوقف میشه .

      این روزهای جدید لاغری توعه و تو به راحتی میتونی لاغر و خوش تیپ بشی (متعادل هم بشی که از همه مهم تره)

       

       

      خوردن من رو چاق نمیکنه،اشتباه خوردن من رو چاق کردهچون غذایی که من میخورم با غذایی که بابابزرگ(همیشه متناسب) میخوره یکیه.اما چرا فکر میکنم اون غذا من رو چاق میکنه؟ ولی روی بدن بابابزرگ تاثیری نداره؟چون رفتار بابایی در مقابله با غذا اینه که حتی اگر یک لقمه از غذاش مونده باشه و سیر باشه دیگه دست از خوردن میکشه.براش فرقی نداره غذا چلوگوشت باشه یا میوه و سالاد! همیشه ته بشقابش کمی از غذاش میمونه و اضافی وارد بدنش نمیکنه چون میدونه که هرچقدم اضافی بخوره چاق نمیشه! پس دردِ شکم نمیکشه و لازم نمیبینه زیاد بخوره  

      اینکه من لاغر نشدم چاق ترم شدم دلیلش اینه هنوز باور مخرب چاقی=خوردن در ذهن من وجود داره چون من تحت تاثیر اگاهی های هستم که از محیط پیرامونم میگیرم..

       

      غلبه بر هرررررر ترسی باعث رهایی از اون موضوع میشه مثلا من قبلا از سوسک و مارمولک و ملخ میترسیدم.اما امسال تصمیم گرفتم اگر اونارو دیدم برم توی دل ترس هام و باهاشون مقابله کنم جالبه!!!!! حتی یکککک مورد ندیدم…حتی یکیییییی..اصلا انگار نابود شده بودن!! 

      و حالا مطمئنم که غلبه بر ترس از خوردن باعث رهایی از چاقی میشه و وقتی بخوام برم توی دل ترس هام از منطقه امنم بیرون بیام راه ها برام باز میشه!

      غلبه بر ترس از خوردن باعث احترام گذاشتن به سیستم بدن و تشکر کردن از نعمت های خداونده..

      من اگر ترس از خوردن داشته باشم هرچقدر بخورم چاق میشم!! چون بدنم هوشمنده و احساس اولیه من براش مهمه!

      و حالا تمرین جذاب این هفتهههه..

       

      پیغام های بدن به دو شکل وارد بدنم میشن:۱.احساس۲.اعصاب

      وقتی خوشحالم احساس انرژی و نشاط بالایی دارم(اگر ادامه پیدا کنه باعث میشه من برقصم یا از خوشحالی داد بزنم)

      وقتی ناراحتم و دلتنگم احساس افسردگی و انرژی کمی دارم (اگر ادامه دار باشه موجب گریه من میشه)

      وقتی سرم به میز میخوره احساس درد میکنم (اگر درد شدید بشه ممکنه اشک بریزم یا بگم اخ)

      و در این موارد یک احساس که هنوز تبدیل به واکنش نشده  ولی کم کم نشانه هاش میاد و بدنم واکنش میده

      این مورد درباره خوردن هم صدق میکنه

      زمانی که احساس گرسنگی میکنم ((پیام حسی) رو دریافت میکنم و حالا اگر چیزی نخورم تبدیل به ضعف و سستی بدنم میشه(پیام عصبی)

      و امااااا موضوع مهم این جلسه!اگر من احساس سیری رو تجربه نکنم(پیام حسی) بعدا تبدیل میشه به درد شکم و احساس حالت تهوع و کش اومدن معده (پیام عصبی)

      احساس سیری یک حس درونیه که باید پیدا بشه تمرین و تکرار بشه و در نهایت تبدیل به تجربه بشه..! وقتی من احساس سیری رو دریافت کنم خود به خود بدنم استپ میکنه و بیشتر از نیازش نمیخوره

      تمرین: به مدت یک هفته تا زمانی که احساس گرسنگی من تبدیل به واکنش در بدنم نشده چیزی نمیخورم و زمانی که اون حالتِ سر و صدا شکم قطع شد دست از خوردن بکشم 

       

      باز هم میگم به شکل منطقی باید بپذیرم این رژیم نیست این یک تمرین برای تجربه حس سیری و گرسنگی به شکل درسته و همچین رفتار غذایی مناسب..و نکته امید دهنده اینه که وقتی کمتر از قبل بخوری میفهمی در مسیر لاغر شدنی..مهم نیست بدونی چند لقمه خوردی..&..مهم اینه بدونی کمتر خوردی..&برنامه ام هم اینه از لقمه به لقمه ام لذت ببرم.چون دیگه مطمئنم هر لقمه ای که میخورم بر اساس نیاز و احساس بدنمه..نه بیشتر نه کمتر..به همون اندازه که نفس کشیدن،تپش قلب و خوابیدن حق منه؛ خوردن هم حق مسلم منه..

      استاد.سپاس.هزار بار سپاس.چه فایلی.چه نکاتی به به.. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/31 06:55
      مدت عضویت: 342 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 474 کلمه

      سلام♥️
      تو ذهنم جا میندازم قراره بدون رژیم لاغربشم.قراره هرغذایی دوس داشتم بخورم به هرمقداری که سیرشدم و لاغرشم.
      باورام رو که تغییر بدم خودبخود غذا خوردنم به اندازه میشه و نیازی نیست که اگاهانه مشخص کنم چقدر باید غذا بخورم.
      اصلا میزان خوردنم رو باکسی مقایسه نمیکنم.
      اگه تو مسیر اشتهام کم شه خیالم راحته که اگاهانه خودم رو وادار به کم خوردن نمیکنم بلکه بدم شعور داره دستور درست رو میده و اشتهام رو کنترل میکنه.
      استاد من اشتهام وقتی کمتر میشد فکرمیکردم دارم رژیم میگیرم هشم درگیر این بود الان دارم کم میخورم یازیاد؟بعد به این نتیجه میرسیدم که اگه غذاها چاق نمیکنه پس بیشترم خوردی اشکال نداره بعدش میخوردم تا به حالت خفگی برسم.
      پس جمله رو کامل میکنم.خوردن منو چاق نمیکنه اشتباه خوردن منو چاق میکنه.اشتباه خوردن یعنی وقتی سیر باشم هم بخورم.که روش تشخیص دادن گرسنگی واقعی رو استاد عزیزگفتن.
      دوروزه دارم صبرمیکنم که شکمم به سروصدابیوفته و خیلی گرسنه شم بعدبخورم اما اصلا اینطور نمیشد!ساعت ها از وقت ناهار میگذشت و به اون حالت نمیرسیدم.انرژی هم داشتما…خیلی دفعات غذاخوردنم و حجم کم شده.مقاومت ذهنمم خیلی کمه اما هست…مثلا میگه شب شد ناهارتم نخوردی.پاشو بدنت ضعف نکنه کارم میکنی ها…

      مرحله به مرحله تکاملی این باورو کم رنگ میکنم.
      همیشه یاداوری میکنم به خودم که خوردن باعث چاقی نمیشه خوردن غذاها تاثیری روی شکل بدنم نداره.غذاها نعمت های خداوند هستن کلی سود به بدنم میرسونن منو توزحمت و سختی نمی اندازن و شکل بدنمو تغییرنمیدن.
      به بدنم احترام میذارم بدنم میدونه چقدر نیازداره و بهم میگه.پس آرام غذا میخورم تا متوجه پیغام سیری بشم.حواسم به سیری هست اگرم یوقت تو مسیر بیشتر خوردم ایچ اشکالی نداره من باید به تودم اجازه بدم کم کم مهارت پیدا کنم تو کنترل رفتارم.فرصت برای یادگیریش هست.
      وقتی احساسم تکرار میشه در بدن به یه واکنش فیزیکی تبدیل میشه.احساس گرسنگی=با مورمورشدن شکم یا سروصداش.
      من باید هرموقع واکنش فیزیکی دیدم بفهمم گرسنمه نه یه احساس درونی.شاید توهم باشه و خیال کنم گرسنمه
      تمرین این جلسه رو تکرارکردم خیلی سبکم عذاب وجدانم کمتر شده حتی در وقتم صرفه جویی شده و یه کاره اضافه(خوردن)که واقعا نیازی هم نبوده رو انجام نمیدم.احساس ازادی بیشتری میکنم که مجبور نیستم حتماساعت فلان بشینم سرسفره هی صدام بزنن ناهارسردشدمنم رودرواسی کنم بگم اومدم.
      دواین یکی دوروز نه گفتنم بهترشده
      رفتارای اشتباهم که بخاطرفقر این آگاهی بود و رفع شده:
      ۱.خوشم نمیادمحل کارچیزی بخورم حتی چای.واسه همین صبح ها بااینکه گرسنه نبودم صبحانه میخوردم که توتایم کاری گرسنه ام نشه!خیلی بدم میومد ازینکار.الان اینکارو نمیکنم اتفاقا اونجاهم گرسنگی شدید ندارم حتی شکمم قاروقورنمیکنه.قبلا دغدغه هرروزم بود که چرا بااینکه صبحونه میخوردم ساعتای ۱۰ صبح اینقدر گرسنه ام میشه که دلم دردمیگیره واقعا بی حال میشم که نمیتونم کارمو بکنم.خداروشکر این مساله رفع شد.مرسی خدا مرسی استاد.

      ۲.هروعده غذاییم بااجبار بود چون خانواده اون تایم غذامیخوردن منم مجبوربودم بخورم.یعنی خودمو مجبورمیکردم دیگه.
      خداروشکر اینقدر سریع دارم رشد میکنم.
      مرسی خدا♥️ مرسی استادواقعا ممنون که این اگاهی ناب رو به اشتراک گذاشتین واقعا جاش خالی بود♥️ مرسی دوستان💕

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/23 00:24
      مدت عضویت: 110 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 690 کلمه

      سلام به استاد عزیزم دوستان هم مسیرم

       

      گام شیشم در مسیر لاغری من 

       

      من از زمانی چاق شدم و دانبال لاغری بودم همیشه بهم خانوادم گفتن کم بخور لاغر میشی و من فک میکردم حتما غذاها چاق کننده هستند که باید نخورم رژیم بگیرم تا لاغر بشم واسه همین همیشه ترس از خوردن داشتم و قبل خوردن تصورات شکل میگرفت که اره اگه این شیرینی یا غذا بخورم حتما چاق میشم و خیلی راحت پذیرفته بودمه باور کرده بودم که بهله خوردن مساوی چاق شدن بیشتر 

       

      و خیلی ترس داشتم از خوردن و زمانی که رژیم شروع میکردمه یکم هفته ای ادامه میدادم چون منتظر نتیجه بودم و خیلی داشت بهم سخت میگذشت تو این مدت رژیم و بعد مدتی رها میکردم چون ذهن اموزش چاقی دیده بود و دستورات چاقی میداد و به خوردن بیشتر تشویق میکرد ولی من میخواستم با زور اجبار جلو خوردن خودم بگیرم واسه همین شکست میخوردم و وقتی شکست میخوردم میگفتم من توانایی لاغر شدن ندارم نمیتونم سرزنش ها ترس پشیمونی بعد خوردن ها شروع میشد 

       

      اما از وقتی هدایت شدم به این مسیر دریافتم که اصلاغذا چاق کننده نیست و وقتی این فهمیدم فک کردم هرچقدر میتونم میخورم ولی دیگه چاق نمیشم و همین کار کردم خیلی میخوردم میگفتم استاد گفته غذا چاق کننده که نیست و بعد که میرفتم وزن میکردم میدیدم عه چاق ترم شدم و فک کردم چرا پس من لاغر نشدم 

      و از وقتی وارد مسیر لاغری من شدم و استاد این صد گام اماده کرد خیلی اطلاعاتم زیاد شد فهمیدم خوردن یعنی در حد نیاز غذا چاق کننده نیست درصورتی درست استفاده کنیم در حد نیاز و وقتی این برنامه یک هفته ای اجرا میکردم از همان زمانی که مینوشتم من امروز میخوام شروع کنم از همان زمان احساسم عالی بود و وقتی گرسنه ام میشد صدای شکمم در میومد خیلی خوشحال میشدم چون تا به حال گرسنگی تجربه نکرده بودم و وقتی گرسنگی تجربه میکردم و بعد شروع میکردم به خوردن خیلی لذت میبردم و من عاشق این تمرین هستم و هر وقت اجرا کردم بی دریغ طی چند روز وزن کم کردم احساس رهایی ازادی ارامش قدرت میکردم وقتی این تمرین اجرامیکردم و واقعا از،خوردنم نهایت لذت میبردم و برای بار،اولم بود که اینجوری لذت میبردم از خوردن ولی بعد یک هفته که تمرین رها میکردم کم کم دیگه لذت نمیبردم از خوردن و باز درگیری ذهنی در مورد جنبه ها مختلف میومد و دیگه باز برمیگشتم سر روال قبلم 

       

       

      من عاشق این تمرین هستم استاد وقتی این تمرین انجام میدم کلا خیلی انرژی میگیرم از همه چی لذت میبردم مخصوصا خوردن و با عشق میخوردم با خیال راحت اسوده و خیلی احساس خوبی عالی داشتم و احساس سبکی لاغری میکردم و واقعا شاید من فقط،سه چهار روز یا یک هفته این تمرین انجام میدادم ولی دقیقا سه چهار کیلو کم میکردم واقعا بارها اجرا کردم نتیجه اش دیدم 

       

      و من فک میکنم مهمترین مانع ذهنی من واسه لاغر نشدن ترس از خوردن است و وقتی با ارامش خیال راحت غذا میخورم خیلی لذت میبرم و متناسب میشم کلا از همان زمان احساس رهایی ازادی قدرت میکنم و من میخوام این بار این تمرین یکماه ادامه بدم تا در ذهنم حک بشه و دیگه خیلی راحت گرسنگی سیری بفهمم و بدون ترس بخورم و سرنیاز بخورم نه سر عادت و مطمعنم تو این یکماه خیلی لذت میبرم و نتایج فوق العاده ای کسب میکنم 

       

       

      امروز ۲۳شهریور ماه تعهد میدهم به صورت یکماه این تمرین فوق للعاده استاد انجام بدم و تا وقتی گرسنه نشدم واکنش جسمی ندیدم مث سرصدا شکم مور مور کردن شروع نکنم به خوردن غذا و وقتی این علائم رفع شد دست بکشم از خوردن و احساسم نشان میدهد درست عمل کردم یا نهه و دیگه کاری به نجواها ذهنی ام نداشته باشم و این تمرین بصورت یکماه مدام انجام بدم و مطمعنم عکسم تو لیست البوم شگفتی سازان ثبت میشه چون خودم بارها این تمرین در حد چندروز انجام دادم و دیدم نتایج فوق العادشه واولین نتیجه اش احساس خوش حال خوب سبکی ازادی است که واقعا من به شخصه خیلی لذت میبرم از،این تمرین واقعا فوق العاده است و از استاد عزیزم نهایت تشکر دارم بابت این تمرین عالی وفوق العاده پر از حال خوب انرژی لذت 

       

      شاد شادشاد باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/22 19:55
      مدت عضویت: 92 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,389 کلمه

      باسلام 

      گام 6 (تکرار1)

       

      از طریق رژیم غذایی نمیشه متناسب شد وبرای همیشه  متناسب موند . چون که موضوع مهم  در کاهش وزن بر گشت نشدن وزنیه که به سختی با رژیم کم کردیم و اتفاقا دیدیم که با رژ یم  های غذایی ، هرچی که کم کرده بودیم ، برگشت و اگه نتیجه گرفته بودیم که اصلا اینجا نبودیم .

      بنابراین رژیم های غذایی علاوه براینکه نتیجه ای نداشتن بلکه باعث ناامیدی ما برای لاغرشدن نیز شدن .

      پس لاغری بدون رژیم !

      و من هم با اینکه هنوز میزان غدام کمتر نشده ، ولیی بازهم  نسبت به قبل خیلی تغییر کرده و خیلییی کم شده خدارو شکر. اما حس میکنم که لاغر تر شدم و حتی بعضی وقتا حس میکنم که سایزمم کم شده ! 

      معمولا منشا همه مشکلات افراد چاق رژیمه !

      و حتی شنیدن کلمه رژیم هم حس بدی در ما ایجاد میکنه 

      مثلا  من خودم هر هروقت که این کلمه رو میشنوم از هرجایی ، از هرکسی و…. یاد وضعیت جسمی چاقم میفتم و اون تلاش هایی که داشتم برای لاغر شدن انجام میدادم.

      یاد اون موقع هایی میفتم که به تعارف ها و غذاها نه میگفتم ولیی دلم میخواست بخورمشون وباید جلوی خودمو میگرفتم ( این برام خیلییی عذاب اور بود ، خیلی)

      و…

      درکل این کلمه با خودش برای هرکسی ، خاطراتی رو به همراه داره که هیچکس از اون خاطراتش ، خوشحال نیست! 

      یکی از باورهای مخفی که در ذهن ناخوداگاه افراد چاق وجود داره و خیلی موثره ، ترس از غذاخوردنه.

      بارهااا خودمون و محدود کردیم به خوردن بعضی غذاها و به مقدار خاص ویا کم ولی در ذهنمون غوغا بود که اون غذارو بخوریم و با خودمون جنگ داشتیم ، همیشه هم شکست میخوردیم بارها وسوسه شدیم که بخوریم و جلوی خودمون ومیگرفتیم و یا بالاخره راضی میشدیم که بخوریم و رژیم خودمون و میشکستیم .

      و در واقع ما رژیممون و نمیشکستیم بلکه اراده و تصمیم خودمون و شکستیم و شخصی که بارها تصمیم خودشو زیرپا بزاره به شخصی ضعیف و سست اراده تبدیل میشه و همه تصمیماتش براش بی معنی میشه و میتونه براحتی هرتصمیمی رو لغو کنه !

      تاثیر رژیم خیلی شدید تر از این ها بوده . بنابراین شنیدن و یا مواجه شدن با کلمه رژیم خودبه خود به احساس ترس در ما منجر میشه.یک مانع بزرگ ، که قراره بازهم ازش شکست بخوریمL

      در واقع  رفتار درست غذایی  با رژیم گرفتن ، کاملا متفاوت است .

      غدا آدم و چاق نمیکنه و از غذاخوردن نباید ترسید ، بلکه با لذت و آرامش و به میزان نیاز بدن باید از غذا استفاده کرد .

      رهایی از احساس رژیم خیلی لذت بخشه ، چون ذهن رها میشه و با خیال راحت غذا رو مصرف میکنیم .

      و کم کم تمایل به غذا خوردن  تغییر میکنه دیگه اون حرص و ولع  برای غداخوردن وجود نداره و…….

      در واقع وقتی که فشار رژیم از روی ما برداشته میشه و ذهن اداره امور و به دست میگیره ،تمایلات به غداخوردن نغییر میکنه.

      و این تغییر از احساس خوب وذوق داشتنه نه رژیم ! در واقع ذهن چون از بند رژیم  ازاد شد و به حس ارامش در مصرف مواد غذایی رسید و چون از غداخوردن لذت برد ، مقدار غذاخوردن و کم کرد .در صورتی که ما تمایل داشتیم با محدود کردن خودمون مقدار مصرفمون رو کاهش بدیم و این با رژیم گرفتن تفاوت داره .

      چاقی ما به دلیل  رفتار ها و عادت های اشتباه غذایی ما بوده که مارو به این شکل دراورد  همیشه ما سعی داشتیم با کنترل و محدودیت خودمون مصرف غذایمونو تغییر بدیم و همیشه هم ناموفق بودیم . 

      پس اینکه اگه ما داریم کمتر میخوریم ، به این معنی نیست که داریم رژیم میگیریم!

      غذای مصرفی ما بیشتر از حد معمول بوده و گرنه ما به این شکل نمیشدیم !و روش کم کردن اون مهمه .

      دقیقا! ما هیچکدوممون یادمون نمیاد که از چه زمانی تصمیم گرفتیم که چاق بشیم و چه کارهایی برای چاق شدن انجام داده بودیم!

      بنابراین لاغری هم باید همینگونه باشه و ما نباید تصمیم بگیریم که خودمون غذای خودمون رو کم کنیم !بلکه باید ذهن تصمیم بگیره، در این صورت تغییرات ماندگار خواهد شد.

      چون که در ر وش های قبلی ذهن ما همزمان در حال تلاش کردن برای منصرف کردن ما ازتصمیم و مسیر پیش گرفته شده برای لاغری بود ، و نقطه ضعف مارو مورد هدف قرار میده.

      ضعفی که به دلیل ریشه دار بودن در ما هنوز قابل دسترسه ذهن ماست!و این ضعف هم مدت ها طول میکشه که به طور کامل از بین بره و ذهن چون این و میدونه ، اونو مورد هدف قرار میده و نقطه ضعف ما هم  ترس از خوردن بود !

       همه ما از غذا خوردن وحشت داشتیم ، برای هر غذایی میزان چاق کنندگی در نظر گرفته بودیم و دقیقا هم عادت داشتیم که بگیم ، فلان غذا مارو چاق میکنه و..

      و رژیم هم همیشه برای اعمال بر روی غذاها بوده !

      ترس برخورد با غذاها ، ترسی ریشه ای وعمیق در وجود ما شده که درسته به راحتی برطرف نمیشه و زمان میبره ولی مهم اینه که بالاخره برطرف میشه و ما توانایی اینو داریم و بالاخره از این مرحله هم عبور میکنیم .

      و این نیز بگذرد

      دقیقا هم واضحه که اینکه غذاها چاق نمیکنه حقیقت داره ولی بخاطر قدرتی که در ما داره ، نمیشه یکهو بهش حجوم برد چون شکست میخوریم .

       

      دقیقا من که سال گذشته با قدرت ذهن خودم اشنا شدم و اونو بکار گرفتم ، میدونستم که میشه با این قدرت لاغر هم شد اما نمیدونستم که چطوری باید بکارش بگیرم و دقیقا هم میدونستم که غداخوردن عامل چاقی انسان ها نیست چون نمونه هاشو به وضوح دیده بودم. و اون موقغ میخواستم 5 کیلو دیگه هم کم کنم و نمیخواستم دیگه رژیم بگیرم و شروع کردم با خیال راحت غذاخوردن و از هرچی که دلم میخواست میخوردم و به هر اندازه ای هم که راضی میشدم مصرف میکردم  و به خودمم تلقین میکردم و گوش زد هم میکردم که غذاها چاقت نمیکنن و نوش جونت بخور و…. و خیال میکردم که همونطوری من دارم لاغر میشم ، ولی وقتی که رفتم رو ترازو دیدم کم نکردم هیچ 8 کیلو هم اضافه کردم و الان باید 13 کیلو کم کنم ، جا خوردم و دوباره از طریق رژیم و ورزش اقدام کردم به لاغرشدن و….

      در نهایت مسیله این بود که من درست میگفتم ، غذاها چاق نمیکنن ولی این باور در ناخوداگاه  من ریشه داشت و من خوداگاه باور کرده بودم و زمان میبرد نا نغییر کنه و باید بیشتر روش کار میکردم و من فقط همون و باور کرده بودم ! و …..

      و یهو بهش حمله کرده بودم و شکست هم خوردم !

      ما اولین حمله رو با ایجاد باور اینکه غذاها ماروچاق نمیکنن بلکه رفتار ما با غذاها نتیجه رو برای ما رقم میزنه و با اوردن نمونه و اینکه گفتیم غذاها برای ما و افراد متناسب یک قدرت دارن و افراد متناسب هم از اون غذاها استفاده میکنن و بازهم متناسبند و اینکه دیدیم خیلی از افراد متناسبی وجود دارن که از ما ها بیشتر میخورن و ولی بازهم لاغرن و….. این باور و در خودمون عمیق تر کردیم و ستون باور قبلی رو  متزلزل کردیم و تا حدودی ریشه های باور قبلیمونو قطع کردیم م و بی سروصدا و به ارامی اولین حمله خودمونو به این باور کردیم. 

      بنابراین هنوز این باور ترس از خوردن ریشه داره و میتونه تاثیر بزاره .پس تمام کسانی که مصرفشون کم شده ولی چیزی از وزنشون کم نشده و بلکه اضافه تر هم شده ، اسیر این باورند . اشخاصی هم که تا یجایی کم کردن و به قول خودشون استپ کردن هم همینطور.

      همه اسیر این باور ریشه  دار هستند که خوردن باعث چاقی میشه !

      چون بعضی از افر اد هنوز قادر به شناسایی احساس سیری در خودشان نیستند !

      بنابراین غلبه براین ترس ، یعنی رهایی از چاقی ، اعتماد کردن به بدن خودمون و اعتماد کردن به ذهن خودمون و تشکر کردن از نعمت های خداوند ، خیلییی اهمیت داره که ترسمونو رها کنیم ! چون مهم نیست که ما چقدر بخوریم ، وقتی از غذاخوردن ترس داشته باشیم ، هرمقداری که بخوریم ، بازهم اثر منفی میزاره !

      پیغام سیری چگونه است؟

      پیغام های بدن به دوشکل به ما منتقل میشن :

      1-احساس : مثلا زمانی که ما خوشحالیم ، بدن ما احساس خاصی رو احساس میکنه و یا وقتی ناراحتیم یک احساسه دیگه داریم مثلا احساس خستگی و بی حالی میکنیم .وقتی دلمون تنگ میشه ؛ حس دیدن یکی در ما شکل میگیره و…….. در تمام این موارد ما یک احساس  رو درک میکنیم ، که کاملا درونیه و روی بدن ما واکنشی نداره .

      2-اعصاب : مثلا وقتی پامون یا سرمون به یچایی برخورد میکنه ما دردمون میگیره و این از نوع تحریک عصبی  صورت میگیره.

      * همه ی احساسات در مراحل اولیه ، یک درک کاملا درونی اند ولی در صورت ادامه داشتن ، میتونه به شکل یک واکنش در بدن ما نمایان بشه*

      مثلا ما اگه خیلی ناراحت باشیم ، جایی از بدنمون درد نمیگیره .اما اگه ادامه پیدا کنه ممکنه گریه کنیم و این تبدیل احساس به واکنش در بدنه ! اگه خیلی خوش حال هم باشیم هم ممکنه گریه کنیم و این طبیعیه .

      پس ما وقتی گرسنه باشیم ، در ما تبدیل میشه به احساس ضعف و بعد سستی و بی حالی در بدن و اگر هم احساس سیری رو درک نکنیم  در بدن تبدیل به احساس تهوع و فشار در شکم و نفخ و ….. 

      تشخیص احساس گرسنگی و سیری نباید بر اساس عوامل بیرونی تنظیم بشه وگرنه مشکل ساز میشه .

      استاد عزیز من که همونطور تو دیدگاه های قبلی که نوشته بودم اشاره کردم که دارم این گام هارو تکرار میکنم و به تازگی تصمیم گرفتم که تو سایت بنویسم و الان خودم گام 35 هستم . و یکبار این گام 6 رو انجام داده بودم و تمرین هاشو در دفتر نوشته بودم ولییی نتونستم اصلا به این چیزی که در فایل گفته شده بود ، عمل کنم و هرچقدر که تلاش کردم بعد از اینکه سیر شدم خودم خوداگاه سفره رو رها کنم ، نشد و بدتر با من لج میکرد و من مجبور بودم که غذای تو بشقابمو کاملا تموم کنم و دیگه به خودم فشار نیاوردم و روش حساس نشدم  ولی بر اساس حس گرسنگیم غذا خوردم و در حال حاظر میخورم ولی نمیتونم که وقتی حس گرسنگیم برطرف شد دیگه نخورم و ااگه بازهم ادامه میدم چون که بازم گرسنمه در صورتی که اون گرسنگی اصلی برطرف شده . و معمولا تا جایی ادامه میدم که نزدیک به حس پری هستم ، یعنی کاملاا هم فشار و حس نکردم ، رها میکنم .

      و توانایی کنترل اشتهام و نمیتونم بعضی وقتا داشته باشم و فکر میکنم که همه ی افرادی که اضافه وزن دارند ، اینگونه هستند؟!

      البته همیشه اینطوری نیستم گاها پیش میاد 

      و واقعااا حس خیلی فوق العاده ایهه که گرسنت باشه و بعد غذابخوری ، اصلاا بهت میجسبه ، من همینطوریم دقیقاا اکثر اوقات بر اساس گرسنگیم غذامیخورم. اغلب هم پیش میاد که مثلا همینطوری الکی غذا بخورم واونم مواقعیه که حوصلم سر میره یا کاری برای انجام دادن ندارم .ولییی اصلا تو گرسنت باشه  غذا بخوری ، تا اینکه همینطوری غذابخوری یچیییز دیگس 

      چون من هردوتاشو تجربه کردم ، و معمولا مواقعی که دیگهه خیلیییی گرسنگی بکشم و بعد که غذا میخوردم از خوشحالی و اون حس خوب گریه میکردم ! نخندین بهم 

      و مادرمم تعجب میکرد انگار که مثلا دو روزه غذانخورده بودم . 

      مثلا سال پیش که سر کار میرفتم و هر دوشیفت و کار میکردم و هیچی هم نمیتونستم بخورم! شاید تو محل کارم کل روز و ی چایی یا نسکافه یا یک قرص بیسکوییت ساقه طلایی میخوردم البته اگه خلوت بود و گاهی اوقات هم اصلا چیزی نمیخوردم و وقتی میرفتم خونه  از خستگی کار و خستگی گرسنگی میرفتم که شام بخورم اون غذا رو که تو دهنم میذاشتم و معدمم که کاملا خالی بود و تمام این گرمی غذا رو تا مسیر رسیدن به معدم حس میکردم و وقتی اولین لقمه به شکمم میرسید، گریه میکردم!! از اون حس خوبیی که داشتم 

      و یا همین پریشب که تا صبح بیدار بودم داشتم تمرینامو مینوشتم و خیلییی گرسنم بود ولی نمیتونستم برم چیزی بخورم ، چون همه خواب بودن و اذیت میشدن و صبح ها ازاونجایی که من همیشه اولین نفر صبح زود پامیشم و صبحانه رو اماده میکنم تا به درسا و کارام برسم ، اونشب فقط نیم ساعت خوابیدم تا یزره گرسنگیم و برطرف کنم و صبحم که غذا خوردم و اولین لقمه رو دهنم گذلشتم ، بغضم گرفت و اشک تو چشمام جمع شد .🥲

      من اینطوریم دیگه !😅

      و واقعا درک احساس گرسنگی و برطرف کردن گرسنگی خیلی لذت بخشه !

      و وقتی خودمون مطمعن باشیم که مقدار غذای مصرفیمون کمتر شده ، مطمعنیم که در مسیر درست قرار گرفتیم . و دیگه نیاز نیست که استرس داشته باشیم.

      مهم نیست که اصلا چقدر خورده باشیم و یا به اندازه مصرف خورده باشیم ، مهم اینه که مطمعن باشیم که  کمتر خوردیم .

      باید سعی کنیم که از طریق احساس خودمون پیش بریم و این موضوع رو کنترل کنیم ، احساس ما باید بهترین راهنمای ما باشه 

      و اگه بعد از غذاخوردن احساس خوبی نداشتیم ، ناراحت نشیم و خودمونو سرزنش نکنیم ، بلکه سعی کنیم دوباره از اول تلاش کنیم ، هنوز فرصت هست و ما زنده هستیم ، چیزی خراب نشده و دنیا به پایان نرسیده!

      و باید همیشه از خوردن احساس خوبی رو دریافت کنیم و احساس رو هیچوقت نمیشه گول زد .

      بنابراین اگه بعد از خوردن غذایی احساس خوب داشتیم ، اصلا به نجوای ذهنیمون کار نداشته باشیم و اهمیت ندیم ، که گفت نه بابا زیاد خوردی و…. اهمیت ندیم ، اون احساس اول ما مهمه .

      تنها طبق احساس غذا بخوریم ، مثلا وقتی در بدنمون احساس گرسنگی کردیم و بدن ما واکنش  نشون داد بخوریم .

      باید واکنش رو ببینیم و بعد  بخوریم و به اندازه ای بخوریم که اون واکنش ها برطرف بشه و از غذامون با نهایت لذت و بدون استرس بخوریم چون داریم طبق احساسمون میخوریم و هیچ جای نگرانی نیست.

      بنابراین وقتی که ما از خوردن بترسیم توجهمون به  عمل خوردن  هست نه مقدار خوردن و ما هرچقد بخوریم چاق میشیم .

      به خودمون بیشتر اعتماد کنیم و به تغییراتمون اطمینان کنیم 

      بیشتر افراد چاق بیشتر از اینکه بخورن ، به خوردن فکر میکنن و این فکر کردن باعث عدم کنترلشون برخوردن انها میشه .

      و ارتباط داشتن و توجه کردن به لاغری مارا در مسیر نگه میداره و تکرار عادت توجه به لاغری سبب ایجاد تغییر رفتار و عادت های ما میشه .

      خیلییی نسبت به این مسیر امیدوارم و حس درونیم بهم میگه که فقط برو جلو و اعتماد داشنه باش و صبور باش و اون اطمینانی که نتیجه برام اتفاق می افته در ته وجودم هست و مطمعنم که در این مسیر نتیجه رو درو میکنم .

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/20 14:31
      مدت عضویت: 138 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! رژیم گرفتن در ذهن افراد چاق صحیح ترین طریق لاغری هست و اگر این فرمول اشتباه را در ذهن خود اصلاح نکنید هرچقدر در مسیر لاغری با ذهن تلاش کنید موفق به کاهش وزن و سایز نخواهید شد. معضل بسیاری از افراد چاق عدم توانایی کنترل اشتهای خودشان هست، حتی تلفظ کلمه رژیم دردناک و سخت است. هر وقت رژیم گرفتیم و نتیجه نگرفتیم، احساس شکست کردیم و چون رژیم را رها کردیم به دفعات پس رها کردن برایمان عادت می‌شود و می‌توانیم هر تصمیم مهم دیگری را هم رها کنیم. در اولین گام باید از خوراکی ها نترسیم و از احساس رژيم رهایی پیدا کنیم و این اولین قدم برای رسیدن به لاغری هست. در قدم دوم تمایلات تغییر می کند و ناخودآگاه گرایش به خوردن کمتر می‌شود و این البته بستگی به مقاومت ذهنی افراد دارد. در نهایت چاقی همه ما بخاطر یک سری عادت‌ها و رفتارهای غلط غذایی بوده و باید اول ذهن را برای مصرف مواد غذایی کمتر آماده کرد که به هیچ وجه نباید آن را با رژیم گرفتن اشتباه بگیریم، برای لاغری نباید تصمیم بگیریم غذای خود را کم کنیم بلکه باید ذهن این تصمیم را بگیرد، نقطه ضعف ما چیزی جز ترس از خوردن نیست ولی بالاخره می‌توان این نقطه ضعف را اصلاح کرد. خوردن ما را چاق نمی کند، اشتباه خوردن ما را چاق می کند و دلیلش هم این است که غذا برای ما و افراد متناسب یک جور عمل می کند. تشخیص نقطه سیری برای ذهن شما هنوز سخت است و این نشانه باورهای ترس از خوردن است. غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاقی و احترام گذاشتن به بدن خودمان. 

      آیا ما پیغام سیری را دریافت می کنیم یا بعد از زیاده روی دريافت مي کنيم؟ نباید استرس داشته باشیم چون در این صورت مقدار غذایی که میخوریم مهم نیست به هر میزان که مصرف کنیم باعث چاقی ما می‌شود. پیغامهای بدن از طریق احساس و اعصاب به ما می‌رسد، همه احساسات در مرحله اولیه درک درونی هستند ولی اگر ادامه داشته باشند به واکنش بدن می انجامد. احساس گرسنگی و سیری نباید بر اساس عوامل بیرونی تعیین شود. براي تشخیص احساس گرسنگی به مدت یک هفته تا وقتی که واقعا گرسنه نشده اید چیزی نخورید و به علائم عصبی بدن دقت کنید، برای تشخیص احساس سیری هروقت واکنش گرسنگی برطرف شد دیگر ادامه ندهید مثلا اگر بخاطر گرسنگی شکم شما سر و صدا می کند وقتی این صدا قطع شد دیگر نخوردید. هروقت متوجه شدید مقدار کمتری غذا می‌خورید، مطمئن باشید در مسیر لاغری هستید. مقدار غذای مصرفی باید بدون ترس باشد، متاسفانه خیلی از افراد چاق بیشتر از خوردن به خود خوردن فکر می کنند. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/07 13:43
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 362 کلمه

      سلام

      استاد انقدر خوشحال شدم موضوع فایل امروز راجع به ترس از خوردن بوده، چون همونجور که تو کامنتهای قبلی نوشتم من با اینکه وزن و سایز کم کردم ولی هنوز از خوردن میترسم، یعنی مطمینم به اندازه خوردم ولی ذهنم انقد از همون مقداری که خوردم بهم حس بد و استرس میده غذا کوفتم میشه، و اصلا نمیفهمیدم که چرا در من انقد ریشه داره، حالا فهمیدم که دلیلش رژیم هام بوده، هیچکس نگفته بود اگه به اندازه بخوری چاق نمیشی فقط گفتن شکر نخور، مصرف روغن و حد اقل کن برنج 2 بار در هفته، بجاش سالاد بخور، خب وقتی 17 سال اینارو شنیدم چطور باید از خودم توقع داشته باشم صبحانه حلوا شکری بخورم و نترسم حتی یه قاشقا ولی خیلی میترسم از همون اندازشم، همش دنبال اینم یا صبحانه نخورم یا میوه بخورم، اگه چند تا لقمه نون بخورم ذهنم به شدت بهم استرس وارد میکنه، انقد تو رژیم ها ذهنم خراب شده که نگو، هیچکسی نگفت بابا اگه گشنت نبود چیزی نخور، همش میگفتن ناهار باید بین 1 تا 2 خورده بشه، شام هم قبل از 8،یعنی اگه شامم میفتاد بعد 8 همون چند تا لقمه رو با حس بد میخوردم، ذهنم به حدی چاق شده بود داشتم ناهار میپختما فکرم به شام بود، یا ناهارمو تازه خورده بودم منتظر بودم یکم از فشارش کم بشه برم خوراکی بخورم، میگفتم خب دیگه 2 ساعت گذشت الان حتما گرسنمه باید یه چیزی بخورم، دیگه خودمم به این نتیجه رسیدم که باید ترس از خوردن رو در خودم درست کنم که فایل امروز و گوش دادم، استاد ممنونم ازت چقد به موقع بود، چقدرم خوشحال شدم بابت چالش یک هفته ای، فرصت خوبیه برای غلبه بر این ترسم تا به لطف خدا از این باور مخرب رها بشم و طعم لذت بخش خوردن رو بچشم

      برای پاسخ به سوال هم من هیچوقت با رژیم لاغر نشدم، لاغری من همیشه دوران محدودی داشت و بلافاصله چاقی من شروع میشد، من ذهن چاقی داشتم که کارشو بی سر و صدا و بدون عجله شروع میکرد و همیشه هم موفق میشد، رژیم ها هرگز نتونستن من و به یک شخصیت متناسب تبدیل کنن، و روش ذهنی تنها راه رسیدن به تناسب و خوشبختی است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/05 00:07
      مدت عضویت: 104 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      گام ۶

      سلام به استاد عزیزم 

      واقعا حالم خوبه  زندگی یعنی همین روزا  ممن یه آرامش دارم 

      واقعا هر روز دوست دارم ببینم تمرین جلسه بعد چیه بالاخره رسیدم به یه تمرین 

      واقعا تمام حرفاتون برام متوجه میشم من شش روزه این گام برداشتم واقعا با لذت بودن ترس غذا میخورم 

      از حرفای این گام متوجه شدم مسیرم درسته چون هم اشتها کمتر شده هم احساس خوبه و خودمو لایق میدونم 

      راه میرم میگم من چقدر خوشتیپ شدم 

      اما تمرین پیغام سیری و گرسنگی چقدر جالب 

      من واقعا بقول استاد چون فاصله وعده کم احساس گرسنگی نمی کنیم واقعا من تا حالا صدای غر غر شکم تا حالا نشنیدم ولی منو مسخره نکنید کاملا جدی میگم 

      امروز صبح این فایل گوش کردم و نتونستم نظر بدم دیدگاه دوستان خوندم یه دوستی نوشته بود من چهار ساعت روزه نخوردن میگیرم من از ساعت دو که نهار خوردم گفتم همین کار میکنم الان ساعت ۱۲ شبه من هیچی نخوردم واقعا فقط اب چایی خوردم منتظر پیغام گرسنگی ام 

      واقعا یه احساس سرزنش بهم دست داد که گرسنه نبودی و غذا خوردی وای چکار اشتباه 

      اولین پیغام گرسنگی تو نظرات فردا مینویسم 

       و پیغام سیری حتما  میخوام درک کنم واحساس کنم 

      خیلی  لذت بخشه  و از الان خوشحالم 

      و تعهد میدم تا یه هفته این تمرین تمرین و تکرار کنم تا تسلط کامل داشته باشم بر احساساتم  

      به احتمال بزرگترین و اولین قدم  

      شاد و متناسب باشید 

      و همیشه رویای لاغری در ذهن شما باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/28 16:36
      مدت عضویت: 668 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,288 کلمه

      قدم ششم : سلام بر همگی هر بار که از اجرای برنامه رژیمی نتیجه نمیگیریم تصور می‌کنیم عرضه یا توانایی لاغر شدن نداریم چون نتوانسته ایم طبق برنامه عمل کنیم . دلیل چاق شدن خیلی از افراد استفاده از رژیم لاغری هست . آیا با رژیم لاغری میتوان لاغر شد ؟ ما باید به این‌نتیجه برسیم که بدون رژیم و محدودیت غذایی می‌توان لاغر شد و از اون مهم تر برای همیشه متناسب موند . چیزی که خیلی مهمه اینکه وزنی که کم کرده ایم و سختی کشیده ایم و تلاش کرده ایم برگشت نداشته باشه و برای همیشه لاغر بمونیم . رژیم باعث ناامیدی ما از لاغری میشه . من اینجا متوجه یک سری از باورهای مخفی در ذهنم شدم اینکه من که نمیتونم وزنم رو که کم کردم نگه دارم و چرا باید به خودم سختی رژیم بدم و یا از اون بدتر من هر دفعه که وزن کم کردم در طول زندگیم من بعدش برگشتم و حدالاقل ده کیلو بالاتر و این خیلی حس خطرناکی در من ایجاد کرده و مقاومت ایجاد کرده که من میتونم خیلی خوب هر زمان که اراده کنم و بخوام لاغر بشم ولی این به ضرر منه من اگه لاغر نکنم حدالاقل چاق تر بعدا نمیشم و حدالاقل وزنم ثابته و این باعث ترس من از لاغری شده و ترس از اینکه نکنه زود سیر بشم و نتونم بیشتر بخورم و درنهایت خیلی زود لاغر شم و هر چی زودتر چاقی بعدش هم بیشتر در نهایت دوباره و دوباره و دوباره این من هستم که شکست میخورم و چرا این حس رو ایجاد کنم . امروز فهمیدم بزرگترین باور من این باید بشه که من شادی تناسب متعادل شدن و حس خوب دائمی پیدا میکنم در این روش و من برای همیشه متناسب میشم و این راه لاغری ماندگاره و من این حس ترس که بعدا قراره از دست بدم و دوباره به جای اول با شرایط سخت تر برگردم تو همه چی همراه من هست و الان متوجه میشم که از کجا در من ریشه کرده و باعث تلاش نکردن من و ول کردن من شده .چون همیشه از کلمه رژیم شکست خوردیم و تبدیل به فردی بی اراده و سست شدیم که خیلی راحت تصمیم های خودش رو زیر پا میزاره و در نتیجه تاثیری که رژیم روی ما میزاره خیلی خیلی عمیق تر از چیزی هست که فکر می‌کنیم. نکته این هست که الان ما رژیم نیستیم و داریم رفتار غذایی خودمون رو صحیح میکنیم و رژیمی در کار نیست چون تا اسم رژیم میاد در ذهن ما یعنی شکست و یعنی در مقابل فردی قدر هستیم که ما رو حتما شکست میده و ما هم یه فردی سست اراده و ضعیفی هستیم که حتما شکست میخوریم و این تصور خودمون به همه جنبه های زندگیمون تعمیم داده شده چون ذهن ما یکی هست و در همه جنبه ها داره به نا فرمان میده و نمیتونه تفکیک کنه ، در نتیجه رهایی از اسم رژیم خیلی لذت بخش خواهد بود و آرامش خواهد آوردو ذهن حس راحتی میکنه و این اولین قدم راحتی هست و اینکه غذا رو با آرامش و راحتی و لذت میخوری و حرص و ولع نداری و چشمت به غذای دیگری نیست و لازم نیست شیرینی سالاد و دسر بخوری و این قدم دوم در لاغری هست و کنترل به دست ذهن هست و کمتر خوردن و کمتر آشغال خوری از روی اشتیاق و ذوق هست نه برای رژیم و مدت محدود .چاقی همه ما به خاطر عادت ها و رفتا های غذایی بوده که ما این مدت داشتیم و ما رو به این شکل دراورده و ما باید این عادت ها رو تغییر بدهیم . قبلا میخواستیم با محدودیت ماده غذایی این عادت ها رو تغییر بدهیم و مصرف رو کم کنیم ولی هیچگاه موفق نبودیم ولی در این روش ابتدا بدن ما برای مصرف غذایی آرامش پیدا میکنه و از خوردن لذت میبره و خودش مصرف خودش رو کاهش میده و ما هستیم که تمایل داریم مصرف خودمون رو کاهش بدهیم و این خیلی خیلی فرق داره با رژیم . ما نباید تصمیم بگیریم مواد غذایی خودمون رو کاهش دهیم ذهن نا هست که باید تصمیم بگیره و در این صورت هست که تغییرات در ما ماندگار خواهد شد . در رژیم ذهن در جهت مخالف هست و دست میزاره ردی نقطه ضعف ما و ضعفی گه به خاطر ریشه داشتن برای ذهن ما هنوز قابل دسترس هست . ترس از خوردن و ترس از لاغری که هر دو در طی رژیم و شکست از اون ایجاد شده. ما ترس از خوردن داریم و اون بر میگرده به اینکه شناسایی صحیح پیغام سیری نداریم یا سیر هستیم یا در حال خفگی . غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاقی و یعنی احترام به ذهن و اعتناد به بدن خودمون و تشکر از نعمت های خدا . این‌جاست تمرین یک هفته ای داریم . آیا ما پیغام سیری رو دریافت میکنیم ؟ آیا این پیغام به موقع هست یا بعد از زیاده روی و حس خفگی دریافت میکنیم ؟ پیغام‌های بدن از دو راه وارد بدن میشوند ۱. حسی ۲. عصبی تمامی احساسات در ابتدا حسی درونی هست و بعد که ادامه دار شد تبدیل به حس عصبی که واکنش بیرونی هست میشه مثل گریه کردن . احساس گرسنگی و سیری یه حس درونی هست و باید بهش توجه و تکرار و استمرار بشه تا بتونه به راحتی تشخیص داده بشه و به اون عمل بشه. مهمترین فایده ی این راه برطرف کردن استرس در ماهست . تمرین : تا زمانیکه گرسنه نشده اید نخورید بزارید حس گرسنگی رو تجربه کنید و قشنگ تبدیل به واکنش عصبی و جسمی بشه و بعد بخورید تا زمانیکه این حس بر طرف شد عمل کردن به این نکته خیلی لذت بخشه. افرادی که اضافه کردند خیلی احساس گرسنگی رو تجربه نکردند و زمان های خوردن خیلی به هم نزدیک هست و تا قبل از اینکه احساس گرسنگی کنند می‌خورند. یک هفته احساس گرسنگی و غذا به اندازه برطرف شدن این حس تجربه کنید . درک گرسنگی و سیری خیلی لذت بخشه و من یک هفته میخوام تجربه اش کنم . سعی کنید با احساس خودتان پیش بروید و ذهن خودتان رو کنترل کنید و خیلی فکر های زیادی کرد که داری خیلی کم میخوری و بعدا بر میگرده و جبران میکنی و … باعث میشه که از کارتون منصرف بشید در نتیجه ذهن خودتان رو کنترل کنید که این ترس ها نتیجه رو رقم می‌زند. اگر احساس خوبی نداشتی به خودت سخت نگیر و بزار دفعه ی بعدی بهتر عمل کن و فرصت زیاده . حالا جالبه که تو تا زمانیکه این رژیم رو رها میکنی میبینی ترس از لاغری داری خیلی زیاااااد و فکر میکنی که لاغری محدوده و دوباره عمر شادیت کوتاهه و شکست میخوری و ترس از خوردن هم زیاد خوردن و هم کم خوردن که نکنه من دارم کم میخورم دارم رژیم میگیرم و تشویق به خوردن . به احساست گوش کن نه حرفهای ذهنت و احساست هیچگاه دروغ نمیگه و تورو گول نمیزنه . و به ذهنت و حرفهایی که میزنه اصلا اهمیت نده یگ هفته اصلا اصلا به حرفهای ذهنت که دست رو باورهای مخفی تو میزاره گوش نده و با احساست زندگی کن . تو در واقع توجهت به عمل خوردن هست که نیاز بدن هست نه چقدر خوردن و … شما در مسیر خوبی هستید بیشتر به خودتان اعتماد کنید و خودتان را رها کنید و به خودتان احترام بزارید که خودش توانایی تحلیل و کنترل داره هی باز دارنده و ترسو عمل نکن . همین ذهنی که مارا هدایت کرده تا اینجا چاق کرده توانایی داره در جهت جدید آگاهی‌ها عمل کنه .و همچنین ترس از برگشت نداشته باشیم و خودمون رو رها کنیم چون همین تکرار کردن ها و توجه به لاغری مارو همیشه در مسیر نگه خواهد داشت و سبب رفتار و تغییر عادت ما میشه و ملکه میشه برامون و زندگی جدیدی رخ میده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/23 22:17
      مدت عضویت: 133 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      به نام خدای مهربان سلام به استاد مهربان و دوستان قشنگم

      رسیدم به گام ششم و بالاخره یک تمرین خوشگل برامون در نظر گرفته شد.وقتی پایان فایل شنیدم که قراره یک تمرین یک هفته ای داشته باشیم گفتم آخییییش.بالاخره تمرین!! انگاری به تمرین حسابی نیاز داشتم.اما ناگفته نماند که خودِ فایل چقدر پر بار بود..

      اول حرفی جدا از همه چیز بزنم امروز داشتم فکر میکردم و خودم رو با ارمینای سال پیش مقایسه میکردم

      سال پیش این موقع، هم از لحاظ جسمی و هم ذهنی چاق بودم چون فکر میکردم تابستونه و من عاشق بستنی ام هر روز بستنی میخوردم و لذت میبردمبا چاییم اب نبات یا شکلات میخوردم_درصورتی که از اب نبات متنفر بودم ولی میخوردمغذاهای مونده و میوه های خراب رو میخوردم و اصلا هم حس بدی نداشتم وقتی میرفتم خرید حتما باید یک چیزی میخوردم و میومدم خونه.اگر پدرم چیزی نمیخرید ناراحت میشدم و قهر میکردم که چرا برام چیزی نخریدی عاشق تنقلات بودم و پول زیادی برای خرید اونها میدادم اصلا احساس گرسنگی رو تجربه نمیکردم،تا یکم شکمم ار حالت افنجار پایین میومد فکر میکردم گشنمه و حسابی میشستم میخوردم.صبحانه ناهار شام رو زمانی میخوردم که اصلا گشنم نبود میوه،تنقلات،نوشیدنی و غذای اصلی برای من تفکیک شده بود.میگفتم خب حالا که غذا کم خوردم میوه یا شربت بخورم چیزی نمیشه که!

      اما همین چیزی نمیشه ها منو به این حالت رسوند.ولی حالا اینجام.با بغض. که دیگه خودم رو درمان کنم جسمم چاق نیست،ذهنم از چاقی بیش از حد دیگه نمیتونه نفس بکشه ذهنم از بس چاقی رو با خودش حمل کرده از خودش بیشتر از همه خجالت میکشه ذهنم خسته شده از پرخوری و حالت انفجاربغض میکنم،چون با شنیدن دوباره این فایل فهمیدم باید زمان بیشتری روی خودم بزارم تا درمان بشم چون یادمه ۱۲ جلسه لاغری با ذهن رو روزی ۶ ساعت کار میکردم و نتیجه عالی توی همون چند روز گرفتم هم ار لحاظ شادی و هم از لحاظ جسمی ولی حالا…..عیبی نداره! همه چیز داره یادم میاد.از کار های بیهودم میزنم و روی این سایت کار میکنمچون الان بیشتر از هر چیز دیگه به این درمان احتیاج دارم و میخوام بیشتر تمرکز و فوکوسم روی این سایت باشه..

      برمیگردم به فایل:حالا فهمیدم دلیل لاغر نشدن و اضافه کردن من توی یک دورانی چی بود!! ذهنم گولم زده بود و فکر میکرد باز رژیم دارمچون کم تر از قبل میخوردم و سیر میشدم تعجب میکرد و میگفت نهههه.خیلی کم خوردی.باز رژیمی؟ ولش کنننن بیا یکم دیگه بخور_حالا دوستت تعارف کرده چی میشه مگه؟! لقمه اخرتو بخور قشنگم نزار توی معدت بمونه و هزاران چرت و پرت و مزخرف دیگه که تا حالا بهم کمک که نکرده هییییچ باعث اضافی های بدنمم شده!! و دوست دارم که این وضعیت رو تغییر بدم دوست دارم ذهن خوشگلم_ارمیتای درونم بپذیره که من بیش از حد نیازم میخوردم که به این شکل و جسم الان در اومدموگرنه که:_ جسمم دوست نداشت اضافه بشه_دوست نداشت تَرَک بخوره و از حالت طبیعی در بیاد._خوشش نمیومد اضافی با خودش حمل کنه_ناراحت میشد وقتی لباس ها بهش میچسبیدن

      و اون دوست داشت باهام حرف بزنه.بگه عزیزم..با من خوب رفتار کن..من‌ که کاری باهات ندارم..چرا اضافی غذاهارو میریزی توی معدت که من چاق بشم..نکن..نکن عزیزم نکن..پوستم درد میکنه..کِش میاد..

      هیچ وقت صدای جسم نازنینمو نشنیدمهیچ وقت “نخواستم” به حرفش گوش کنم ببینم اون چی میخواد؟!ازم میخواد با ارامش رفتار کنم زیاد به اضافی هاش توجه نکنم چون خجالت میکشهصبر بیشتری به خرج بدم و راه راست رو ادامه بدم باور کنم که همین الانم خیلی لاغر و خوشتیپمو اینجام که لاغر تر و خوشتیپ تر بشم ^^

      تاثیرات بدی که رژیم روی من گذاشته هنوز ادامه داره  از لحاظ روحی خیلی ضربه خوردم،سنی که باید عشق میکردم و لذت میبردم رو درگیر جسمم بودم تا به زور و زحمت لاغرش کنم همش نگران اضافه کردن وزن و سایزمم. موهام داره روز ره روز میریزه ویتامین های بدنم خیلی کم شده اونم توی چه سنی؟؟؟ ((۱۶))……سنی که باید بچگی کنم،خوشحالی کنم،به فکر ایندم باشم،سر تا پا شادی و انرژی باشم رو صرف چه چیز هایی کرده بودم؟!اشپزی،غذا و سفره جدا…همه چیز جدااا..

      من از این فایل یک درس جامع گرفتم:

      زیاده روی در هر چیزی موجب ناراحتی و اتفاقات ناگوار میشودمثال:

      وقتی اضافی تر از خطوط دفترت بنویسی از خط مزنه بیرون و دفترت زشت میشه وقتی زیاده از حد سرعتت در رانندگی بالا باشه باعث تصادف و مرگ میشه وقتی مواد مخدر یا سیگار رو زیاد مصرف کنی باعث سرطان ریه و هزاران بیماری دیگه میشه وقتی قرص مقدار بالا مصرف کنی حالت بد میشه

      و همچنین مهم تر از همه :وقتی بیش از حدِ نیازِ بدنتغذا بخوری بدنتاضافه میکنهچون به بیشتر از اوننیاز نداره..

      میدونین همین ترس از خوردن باعث اضافه تر شدنم شد چون ترس از هر چیزی باعث به وجود اومدن همون چیز در زندگی مون میشه..مثلا ترس از فقر

      ،بیماری،کمبود،روابط بد،شرایط اقتصادی و چاقی باعث به وجود اومدن همون در زندگیست..

      ذهن من از خوردن میترسه چون معلمانش خیلی شیک بالای سرش بودن و دائم داشتن میگفتن: نه نه اینو نخور چاق میکنه_عزیزم اینو زیاد بخور لاغر میکنه_نه نه همراه با غذا اب نخوریا بدبخت میشی معدت گشاد میشه و….هنوزم از خوردن میترسم؛زمانی میفهمم که این باور ریشه عمیقی در من داره که صبح ها دنبال صبحانه سبک و کم هستم از ماکارونی،برنج ،شکر و شیرینی میترسم و اصلا از ذهنم استفاده نمیکنم و هنوز گول میخورمبا خودم هیچوقت فکر نکنم که بابا غذا چاق نمیکنهههه!!! رفتار اشتباه غذایی چاق میکنهیکم فکر کن ببین واقعا  بدیهی نیست که توی چیزی زیاده روی کنی و به مشکل بخوری؟!خب بدیهیه دیگهههه!!!پس ناراحته چی هستی..حلش میکنیم

      در دوره ۱۲ جلسه واقعیت قشنگی رو گفتین

      ادم های متناسب دو حالت دارن: سیری و گرسنگی ادم های چاق دو حالت دلرن: سیری و حالت انفجار

      بله…وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم که جسمم حق داشته اضافه کنه؛چون همیشه یا سیر بودم یا داشتم میترکیدم هیچوقت به ذهنم خطور نکرده بود که تمرین کنم و احساس سیری و گرسنگی رو تجربه کنم اما خوشحالم که اینجام و با این تمرین فوق العاده به مدت یک هفته قراره سیری و گرسنگی رو بسیار قشنگ تجربه کنماما این به معنای رژیم نیست!بلکه فقز یک تمرینه تمرینی کخ باعث احساس قشنگ و خوب در من میشه احساسی که داره بهت میگه راهو درست میری..ادامه بده..صراط مستقیم رو رها نکن..توی مسیر باش..دیدگاه بخون..گوش بده..بنویس..تجسم کن..۵۵ کیلو بودن رو زندگی کن..کم کم ذهنت باور میکنه،جسمت هم باور میکنه که میتونه لاغر بشه و در نتیجه ((لاغری ماندگار))

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/23 15:59
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 837 کلمه

                                           به نام حق

      با سلام به دوستان سایت تناسب فکری و استاد پر انرژی و عزیز 

      ایا با رژیم لاغری میتوان لاغر شد ؟خیر

      گام ششم:

      مدتها در پی رژیم بودیم و برای مدتی وزنی کم میشد اما بعد از رهایی از این رژیم ها دوباره به وزن قبل و شاید هم بیشتر از قبل برمیگشتم  

      و هر وقت تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم در برخورد با جشنی تولدی یا مهمونی قرار میگرفتم که میگفتم حالا که من رژیمم 

      نمیتونم از این همه خوراکی لذت ببرم چشمم دنیالشون بود و ناراحت میشدم که نمیتونم بخورم 

       وقتی دوستان یا اطرافیان میفهمیدن من رژیمم بهم میگفتن بخور حالا ان شاالله از فردا شروع کن یک روز یا یک شب هزار شب که نمیشه 

      و اون روز یا اون شب رژیم و میشکستم 

      خیلی سخت میگذشت برام در این مدتی که رژیم بودم 

      و نمیتونستم از اون مواد غذایی که دوست داشتم بخورم  و بعد از رهایی از رژیم حرص و وله ام بیشتر شده بود و هجوم میبردم به چیزای که نمیتونستم بخورم اونم به مقدار زیاد 

      محدودیت باعث میشد بعد از رژیم هجوم ببرم به خوردن زیاد 

      از کلمه ی رژیم دیگه متنفر شده بودم وقتی میگفتن رژیم بدنم می الرزید 

      چون خیلی برام سخت میگذشت 

      نمیتونستم ادامه بدم نمیتونستم تو محدودیت باشم همیشه نصف راه رو میرفتم و با یک بار دو بار که بهم تعارف میکردن که این بار و بخور حالا از دفعه ی بعد همون کافی بود به مرور کم کم خوردنی هام شروغ میشد تا اینکه دیگه فراموش میکردم رژیمم 

      هیچ وقت نمیتونستم برای مدت زیادی رژیم باشم و دیگه خسته شده یودم و میدونستم فایده نداره و باز برمیگشتم  سرجای اول 

      سخت نمیکرفتم و رها میکردم 

      بدترین زمان زمان های بود که رزیم بودم جون همش چشمم به خوراکی ها بود و خودم و سرزنش میکردم و گریه ام میگرفت برای خودم که چرا من جاقم چرا نمیشه لاغر شد 

      و رژیم منو یاد چه جیزی می اندازه 

      یاد محدودیت ،سختی،زجر ،گریه،نداشتن اراده ،گرسنگی ،خوردن ،

      و ازش متنفرم

      اما در این روش ذهنی خبری از محدودیت نیس خبری از نخوردن نیس خبری از ناراحتی نیس برعکس رژیمه 🙏🏻یعنی هر بلایی در رژیم سرمون می اومده الان در این روش عکسش عمل میکنه 

      محدودیت=ازادی        نخوردن =به اندازه کافی خوردن 

      گریه =شادی.     اعتماد به نفس نداشتن =اعتماد داشتن 

      احساس بد=احساس خوب             غمگین بودن =شاد بودن 

      گرسنه سر رو زمین گذاشتن =به اندازه ی کافی خوردن و با خیال راحت و اسوده خوابیدن 

      از خودت متنفر بودن =عاشق خودت بودن 

      خسته شدن از رژیم =استمرار داشتن برای ادامه مسیر اونم نه یک سال نه دو سال بلکه ۴/۵سال و بازم استمرار برای ادامه ی مسیر 

      در این مدت که به این روش هستم این حقیقت رو پذیرفتم که با رژیم نمیشه لاغر شد و لاغر موند بلکه با رژیم میشه چاق شد و چاق موند 

      فقط از طریق ذهن میشه لاغر شد ما باید باورهای اشتباه ذهنمون رو جایگزین باورهای صحیح کنیم و باورهای صحیح رو پرورش بدیم ما نباید از خوردن بترسیم و همه ی کسانی که در این راه استپ کردند بخاطر اون باورهای مخفی که در ذهنشون هس 

      خودم من هم در این مسیر قرار کرفته بودم 

      که وزنم استپ کرده بود چون موقع خوردن نمیفهمیدم به اندازه کافی خوردم نمیدونستم زیاد خوردم کم خوردم 

      و میترسیدم که نکنه زیاد خورده باشم 

      و متوجه شدم که دچار این باور ترس از خوردن شده بودم و از امروز این تکنیک رو شروع کردم خیلی عالی جواب میده تا زمانی که گرسنه نشدم غذا نمیخورم و تا حدی میخورم که اون گرسنگیه اون حالت  غر غر کردن شکم رفع بشه و بعد از خوردن خیلی حالم خوبه احساس خوبی دارم از خودم خدا رو شکر 

      خدا مهربونم چه حس خوبیه این مدل غذا خوردن 

      و بعذ از غذا اصلا حرص و وله ندارم برای خوردن زیاد و وقتی بلند میشم از خوردن میفهمم چقدر به اندازه خوردم اخه تا موقعی که سر سفره هستی فکر میکنی بازم میخای با خودت میگی کمه 

      تو یه ادم بزرگی هستی یعنی همین قدر غذا میخوری تازه من باردار هم هستم نیاز نیس که بشینم سهم دو نفر بخورم 

      به اندازه ی نیازم میخورم 

      بازم خدا رو شکر که وزنم ثابت مونده در این روش شاید به ایده الم نرسیدم   ولی چاق هم نشدم با اینکه در محدودیت نیستی و از هر جیزی به اندازه ی نیاز بدنت میخوری و لذت میبری 

      شادی ،احساس خوبی داری من خیلی خوشحالم در این مسیر زیبا قرار گرفتم 

      منفی باف هم هست ولی خیلی صداش ضعیف شده و من بیشتر به الهه ی مهربونم که صداش خیلی واضح هس گوش میکنم 

      منفی باف میگه تا  کی میخواهی ادامه بدی ول کن بسه هر روز فایل گوش میدی خسته نمیشی 

      ولی یه صدای دیگه منو یاد قبل از این دوره ها می اندازه مگه میخاهی حالت بد باشه از خودت متنفر باشی 

      همیشه فکرهای منفی بیاد سراغت 

      بزار  این بگه  این کارش همینه 

      تو راه خودت ادامه بده مریم تو حالت توی این دوره ها خوبه 

      چرا بخواهی حال خوبت رو رها کنی و باز برگردی تو اون دوران سخت و محدودیت 

      ب🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      خدایا سپاسگزارم بابت این اگاهی های عالی 🌹🌹🌹🙏🏻🙏🏻🙏🏻و استاد عزیزم ممنونم بابت این تکنیک عالی 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/05/20 16:15
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 267 کلمه

      سلام و درود بر استاد عزیز

      عااااااالی

       این فایل فوق العاده بود انقدر که سه بار گوش کردم پاشنه آشیل خودم رو تو لاغر نشدن پیدا کردم من دوره را چند وقت شروع کردم و سایز و وزن هم کم کردم ولی استوپ کرده بودم احساس میکردم امکان نداره من به ۵۷ کیلو برسم من فقط تونستم همین قدر لاغر بشم با خودم می گفتم من هنوز زیاد غذا میخورم خودم رو با زن داداشم که در دوره شرکت کرده بود و خیلی لاغر شده بود مقایسه میکردم و میگفتم اون خیلی خیلی کم غذا میخوره و اینقدر لاغر شده ولی من لاغر نمیشم من موقع غذا خوردن تمام فکر و تمرکزم روی  غذا خوردنه اینکه احساس سیری کردم بسته بازم باید بخورم الان چقدر خوردم به اندازه بود یا زیاد بود و همش هم بعد از غذا دستم روی معده‌ام و میگم وای ترکیدم خیلی غذا خوردم در صورتی که نسبت به قبل از شرکت در دوره یک سوم اون موقع ها غذا میخورم درست گفتین  من به شدت ترس از خوردن دارم اینکه اگه غذا بخوریم چاق میشیم و اگه غذا نخوریم لاغرمیشیم خیلی احساس خوبی پیدا کردم چه باور جالبی رو در ناخودآگاه ذهنم پیدا کردم ترس از خوردن

       من الان به شدت وسواس پیدا کردم و هر چیزی رو برمیدارم میخورم فکر می کنم زیاد نباشه این الان نیازمه یعنی گشنم بود و حتی از تمرین همین گام هم ترسیدم گفتم یعنی کی متوجه میشم که اون حالت برطرف شده و این یعنی نخوردن یعنی رژیم مقاومت ذهنیم تو این مورد خیلی زیاده ولی سعی می کنم تمرین رو انجام بدم ببینم چی میشه 

      به امید موفقیت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/18 16:33
      مدت عضویت: 819 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      درود و خدا قوت 

      گام ششم : 

      خود کلمه رژیم کلمه ای است که بار منفی داره از استفاده و شنیدن کلمه رژیم هیچ وقت هیچکس احساس خوبی بهش دست نمیده حتی افرادی که متناسب هستند ‌حتی افرادی که رژیم درمانی دارن  .

      قدم اول برای لاغریبا احساس خوب غذا خوردن .حرصو ولع نداشتن .تمایل نداشتن به انواع  غذاها نباید ترس از غذا خوردن داشته باشی .ذهنت رو رها کردن فشار رژیم رو ازخود برداشتن چاقی ما برای عادتهای و رفتارهای غذای اشتباه بوده نه خود مواد غذایی .ذهن من باید ارامش پیدا کنه و ذهنم همیشه دستور خوردن نده به هر بهانه ای بخور بخور بخور کنه حتما زیادی خوردن باعث افزایش وزن من هست ولی چه جوری غذارو کم کردن خیلی مهمه من باید به جای برسم ذهنم خودش غذارو کم کنه  نه خودم با فشاررژیم به ذهنم دستور بدم که کمتر بخور  نقط ضعف من  از چاقی ترس از خوردن است .تحلیل غذا ها کالری شمردن شمردن تعداد قاشق ها باعث ایجاد ترس ما از غذا خوردن شده و این باعث چاقی ماشده .باور ترس از خوردن رو باید حذف کنم .در دوره اول گفتیم خوردن مارو چاق نمیکنه  بلکه روش خوردنم اشتباه  است .در مرحله دوم تمرین امروز که خیلی قدم مهمی است .ایا ما پیغام سیری رو دریافت میکنم ؟ ایا در زمان مناسب دریافت میکنم  بدون استرس ؟ پیام ها در بدن ما به دو شکل  احساس و درد به ما میرسه .احساس سیری یه احساس که باید بدن من درک کنه 

      احساس گرسنگی و احساس سیری رو باید  بدن من به درستی درک کنه 

      احساس گرسنگی باید به حدی برسه که بدن من واکنش نشون بده درک پیغام گرسنگی و سیری را باید تمرین کنم .و این درک بسیار لذت بخش است و وقتی لذت میبریم  در مسیر لاغری قرار میگیرم اخساس بهترین میزان برای من است .احساس گرسنگی احساس سیری الگوی ناخواگاه من تعغیر میکند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/18 10:10
      مدت عضویت: 508 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 728 کلمه

      سلام استاد ،سلام دوستای خوبم ،

       

       

      یه چند دقیقه ای هست که بیدار شدم .و دارم به یک موضوعی فکر می کنم و اونم چگونگی بهتر توصیه و پیشنهاد استادگرامی هست راجع به خوردن بعد از تبدیل شدن احساس گرسنگی به واکنش بدنی مثلا قار و قور شکم بعدم که شروع به خوردن کردیم به اندازه ای بخوریم که این حالت برطرف شده باشه و دیگه بیشتر نخوریم .

      خواستم نظرمو که در این مورد به ذهنم رسید عرض کنم .

      ما چون عادت کردیم به محض کوچکترین احساس گرسنگی فوری اقدام به خوردن کنیم شاید برامون سخت باشه که صبوری کنیم و تا احساس واکنش بدن از خوردن هر چیزی خودداری کنیم .

      ولی وقتی  فکر می کنم می بینم‌ما که این حالتهای ریزه خواری رو داریم و کم صبری از خود نشون می دیم همانهایی هستیم که هر سال یکماه یا کمتر روزه می گیریم به فرمان خدای متعال .شاید یکی از دلایل واجب شدن روزه  تمرین برای صبر و تحمل و بعد اجرای صبر برای جاهایی که نیاز به صبر کردن داریم . ولی خوب در روزه داری هم مثل خیلی کارهای صحیح دیگه که به رفتارهای اشتباه آلوده کردیم مرتکب رفتارهای اشتباه شدیم و باعث شده اکثرن از فواید روزه داری فقط رنج گرسنگی نصیبمون بشه .اما در واقع روزه گرفتن  برای ایجاد رنج برای انسان نبوده .و ما باید از این فرصت استفاده های عالی کنیم تا باعث ایجاد تحول مثبت در زندگی هامون بشه . 

      چطوره که ما وقتی نیت روزه می کنیم ،ساعات طولانی تا اذان مغرب گرسنگی رو تحمل می کنیم به امید ثواب و پاداشهای الهی  اما  وقتی  بخاطر لاغر شدن که یک راه و روش خداییه و عین ثواب و عبادت ،می خوایم یه قدم مثبت برای خودمون برداریم  همه اش از واژه نمی تونم استفاده می کنیم .که این کلمه ،از شیطان‌منفی باف به ما القا میشه که موفق نشیم و چاق باقی بمونیم .چاقی عین راه شیطان و جهنمه و باید بتونیم در راه لاغر شدن همت بیشتر و اراده قوی را به کار بگیریم .

      من پیشنهاد می کنم برای اجرای هر چه بهتر که استاد در این جلسه به ما دادن وقتی مثلا ناهارمونو خوردیم نیت روزه ی چهار ساعته کنیم و تا پایان این مدت لب به غذا و هیچ خوراکی جز آب نزنیم .بعد از طی شدن این زمان اقدام به خوردن کنیم به اندازه ای که حالت ضعف و قارو قور شکممون بیفته دیگه نخوریم .پیشنهاد دیگه ام اینه بعد از اقدام به خوردن یه مقدار که خوردیم واکنش بدنی از بین رفت که اینو بخوبی احساس هم می کنیم .عین حالت بعد از افطاردر ماه رمضان .حالا یه فاصله ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بدیم  اگر بعد از این‌فاصله کوتاه بازم احساس اذیت از گرسنگی هستیم یه مقدار دیگه بخوریم تا به احساس بهتری برسیم و‌من پیشنهاد دوم خودمو بارها  انجام دادم و نتیجه اش برای درک احساس سیری کامل با غذای کمتر عالی بوده .

      اما اینکه نیت روزه ۴ ساعته کنیم همین امروز بعد از بیدار شدن از خواب به ذهنم رسید.چون از دیروز صبح این سوال توی ذهنم بود که این پیشنهاد استاد رو چه جوری به نحو بهتری میشه اجرا کرد و نتیجه گرفت .جوابی که امروز صبح به ذهنم رسیده از فرشته درونم الهه می دونم که تازگی با توضیحات فایل ۳۸ باهاش آشناتر شدم من اطمینان دارم که اگر به همین شیوه که به ذهنم رسیده عمل کنم بزودی شاهد شروع کاهش وزنم خواهم بود .چرا که از طرفی  هم دارم روی موانع دیگر ذهنیم کار می کنم هم دیگه مث سابق فکر نمی کنم که غذاها چاق می کنن و برعکس فکر می کنم هیچ خوراک و غذایی قدرت چاق کنندگی منو نداره. هم اینکه پاشنه آشیل لاغر شدن بعد از رفع موانع ذهنی دیگه که مهمترن همین سیر شدن با غذای کمتره .یا به قول خیلی ها کاهش اشتها و میل غذا و لاغر شدن .   من از امروز به این شیوه عمل می کنم تا یک عادت صحیح لاغری رو در خودم ایجاد کنم و بعد در همین فایل می آم ونتیجه ارو خدمت استاد و دوستان گرامی اعلام می کنم ………در آخر صحبتم از  فرشته درونم الهه تشکر می کنم که با این پیشنهادنیت روزه ۴ ساعته بعد از هر وعده غذایی منو به سمت تناسب اندام که سالهاست تبدیل به یک آرزو شده هدایت وحمایت می کنه …..برای خودم و دوستانم آرزوی موفقیت دارم .   استاد نظرتون‌چیه در این مورد ؟     خیلی متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/05/18 19:59
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        من این طریق عمل نکردم و به این طریق آموزش ندادم
        ولی شما هر ایده ای داری اجرا کنید و نتیجه اش رو تجربه کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/18 20:38
          مدت عضویت: 508 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 356 کلمه

          سلام و درود به جناب عطار روشن 

          ——————————

          قبل از اینکه  دوره ی گام اول رو خریداری کنم ،در یکی از لایوهای اینستای شما شنیدم که گفتید : من هر ۴ ساعت غذا می خورم .و این توی ذهنم به شکل یه الگو مونده .

          قبلا هم یکی دوبار موفق شدم که فاصله ۴ ساعت رو رعایت کنم ولی نه مث امروز که نیت روزه به مدت ۴ ساعت کردم .

          امروز  ساعت ۱۰ و نیم‌بعد از خوردن صبحانه دلخواهم نیت روزه کردم که تا ساعت ۲ و نیم چیزی جز آب نخورم  .و نخوردم .اتفاقا ساعت ۱۱ و نیم‌ برای خرید بیرون رفتم کلی هم پیاده رفتم و برگشتم خونه . وقتی برگشتم کلی آب به سر و صورتم زدم تا خنک شدم خیلی دلم خواست چیزی بخورم ولی به خودم گفتم تو روزه ای یادت باشه فقط آب بخور .رفتم یک لیوان آب خنک  خوردم .و مشغول  تهیه ناهار شدم .ولی حس آدمای روزه دار داشتم که با چه ذوق و شوقی واسه خودشون افطاری درست می کنن .

          جدن حس خوبی داشتم .ساعت یک سر و صدای  شکمم بلند شد .ولی فقط آب خوردم و لذت بردم از احساس مسلط بودن به اوضاع .و اینکه در این لحظه  بنده شکم نباشم و بهش یاد بدم صبر کنه .

          قبل اینکه ساعت  دو نیم بشه کتری آبجوش گذاشتم و یه مقداری میوه آماده کردم  .

          ساعت مقرر مث روزه دارا که افطار می کنن یه فنجون آبجوش خوردم و میوه  ،یک ربع بعد ناهار خوردم ،چقدر بهم چسبید ،سعی کردم به خاطر  شدت گرسنگی مجبور به زیاد خوری نشم .موفق شدم . ۴ ساعت بعدی از سه شروع شد تا هفت غروب .  در این بین چیزی جز آب نخوردم .باز ۷ به همین شکل شام خوردم .الان یه حس خوبی دارم و خوشحالم……. اگر تا ۱۲ شب بیدار بمونم حتما  یه مقدار غذا می خورم بعد استراحت می کنم . البته نه به اندازه وعده ی شام .

          این روش را تا ۲۱ روز یعنی تا ۸ شهریور ادامه می دم . 

          هدفم اینه ذهنم  احساس گرسنگی سیری رو بخوبی یاد  بگیره و همینطور یاد بگیره با غذای کمتری هم میشه سیر شد .

           

          ممنون از اینکه توجه فرمودید و نظر گذاشتید 💖 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1400/05/18 22:51
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 12 کلمه

            سلام و درود
            خیلی عالیه که نتیجه تمریناتت رو به اشتراک می ذاری

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/05/18 23:25
              مدت عضویت: 508 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 31 کلمه

              استاد خوبم سلام مجدد .وقت بخیر ،از این عالی تر توجه شما به هنرآموزان و شاگردانتونه که فوق العاده  تاثیر می ذاره در ایجاد دلگرمی به جهت ادامه مسیر .

               

              پاینده باشید 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/17 17:14
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,476 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم .

      اگر مدتها هست که  در این راه هستید ولی هنوز نتیجه نگرفتید و بر عکس چاق تر هم شدید به خاطر وجود یک سری باورهای  غلط مخفی  هست که بسیار تاثیر گذار در روند لاغری ما هست .

       کلمه ی رژیم  بسیار حالت بدی به آدم میده  و ما همیشه در طول رژیم محدود بودیم که نباید بخوریم و لی ذهن ما همیشه ما رو تشویق به خوردن کرده که بخور فقط یه امشب هست یا بخور دیگه گیرت نمیاد ووووو باعث میشه ما خیلی راحت اراده و تصمیم خودمون رو بشکنیم و بخوریم و برای همین وقتی اسم رژیم میاد ما احساس،شکست و ناتوانی در ذهنمون میاد .که خیلی احساس بدی هست .

      اما در این روش  ذهنی هیچ خبری  از محدودیت نیست و برای مایی که سالها گرفتار رژیم بودیم این دوره رو فرصتی برایی رهایی از محدودیت می بینیم و  اون اوایل دوره با خیال راحت و لذت غدا  به اندازه که بخواییم میخوریم و واقعا ما به این آسودگی و به این آرامش   هنگام   غذا خوردن نیاز داریم و ممکنه افراد بعد از چند روز دیگه اون حرص،و ولع رو نداشته باشن و دیگه چشمشون به دنبال خوردن غدای اضافه از روی سفره و .. نباشن  و دیگه به دنبال خوردن کلی شیرینی با چایی نیستن چون ما فشار رو از روی ذهن برداشتیم و ناخود آگاه گرایشمون به خوردن کمتر میشه  و حالا این بستگی به مقاوت ذهن افراد داره و افراد واقعا بعد از یک مدت که  از بودن در دوره ها گذشت میبینن که  از قبلا خودشون چقدر  کمتر غدا میخورن .

      ما همیشه که در رژیم بودیم میخواستیم از طریق کنترل  غذا و محدودیت به لاغری برسیم و همیشه هم ناموفق بودیم اما در این دوره ذهن شما  چون اول به آرامش  رسید و بعد به لذت در خوردن مواد غذایی رسید پس تونست خوردن رو کمتر بکنه  و  دیگه شما تمایل دارید  کمتر بخورید  و این با رژیم فرق داره و نگو چون من دارم  کمتر میخورم پس من رژیمم  نه مطمعن باش چون قبلا زیاد خوردی چاق بودی و این روش کمتر خوردن مهم هست که از چه راهی کمتر بخوری .

       در لاغری ما نباید تصمیم بگیریم که کم بخوریم ذهن باید تصمیم بگیره و در شما ماندگار خواهد شد .

      ذهن ما دست میزاره روی نقطه ضعف ما که اونم چیزی نیست جز ترس از خوردن .همه ی ما سالها از خوردن وحشت داشتیم و برای هر غذایی میزان چاق کنندگی در نظر گرفتیم و گفتیم این غدا ما رو چاق میکنه و اون بیشتر چاق میکنه  و اما ما توانایی داریم این مساله رو  (ترس از خوردن )حل کنیم و از این عبور کنیم .

      در دوره ی اول یه حمله به این باور غلط داشتیم که خوردن ما رو چاق نمیکنه بلکه اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه و کلی دلیل آوردیم که  همه ی  غذا ها در ما و متناسبها یک جور عمل میکنه ولی چرا اونها لاغرن و ما چاقیم و یواش یواش ستونهای این باور رو متزلزل کردیم و به این ترتیب حمله ی بی سر و صدا یی به این باور داشتیم .

      هنوز این باور ترس از خوردن  در بعضی از شما ریشه داره و تاثیر گذار هست که خوردن باعث چاقی میشه و در واقع چون پیغام سیری رو درست تشخیص نمیدید نمیدونید به اندازه خوردید و یا زیاد خوردید و یا کم خوردید بعضیا هنوز وسواس در خوردن  هستن  و قاشقها  رو میشمارن  ولی باید بر این ترس غلبه کنیم تا  رهایی از چاقی  رو داشته باشیم و باید با  غلبه برراین ترس  اعتماد به خودمون و ذهنمون  داشته باشیم و تشکر از خداوند و  نمعتاش  داشته باشیم 

      حالا یک قدم دیگه  در این مسیر میخواهیم برداریم  اینکه پیغام سیری رو دریافت میکنیم یا نه ؟ و بعضیا به خاطر وسواس،شدن در گرفتن این  پیغام سیری نتیجه  ی مطلوب نمیده  در واقع انگار برای بعضیا این موضوع استرس ایجاد میکنه و نتیجه عکس میده یعنی لاغر  که نمیشه هیچی و ممکنه چاق هم بشه  چون ترس از خوردن تاثیر منفی میزاره .

      پس بدونید پیغام های بدن از دو طریق در بدن  ما اعمال میشن یا از طریق  اعصاب و یا از طریق احساس ما وقتی ناراحتیم در بدن احساس خستگی و بی حالی میکنیم وقتی دلت تنگ هستیم  احساس علاقه در ما برای دیدن اون فرد شکل میگیره  در تمام این موارد ما یه تغییر احساس رو درک کردیم و کاملا درونی هست و تغییر روی جسم شما فعلا نداره ولی وقتی پای شما به میز میخوره  دردی در بدن شما صورت میگیره که اون تحریک عصبی در شما به وجود میاره .

      همه ی احساسها اول  یک  پیغام درونی  هستن و بعد به جسمی تبدیل میشن و من وقتی خوشحالم اول خیلی حالم خوبه و لی اگر  خوشحالی خیلی بیشتر بشه ممکنه از شدت خوشحالی گریه هم کنید و این تبدیل واکنش احساسی به جسمی هست وقتی من گرسنه هستم اول یه احساس درونی هست ولی اگر توجه نکنم تبدیل میشه به ضعف و سستی در بدن و اگر احساس سیری رو درک نکنید تبدیل میشه به تهوع و درد در شکم و مشکلات بعدی که  اینها نشونه هایی از تبدیل احساس به درک درونی هست پس باید اینقدر بدن من در تشخیص این احساس سیری قوی بشه که دیگه خود به خود به اون حد شکم درد نخوره .

      درک این احساس سیری رو با یک تکنیک ساده میخواییم بیان کنیم درک این  احساس،سیری و گرسنگی نباید بر اساس عوامل بیرونی باشه و گرنه مشکل ساز میشه بنابراین برای شناسایی این احساس برای چند روز فقط تا وقتی واقعا گرسنه نشدید چیزی نخورید و در واقع  صبر کنید تا این احساس گرسنگی تبدیل به واکنش جسمی بشه مثلا قار و  قور شکم و یا سر و صدای شکم و یا هر حالت مشابه که نشون بده بدنت  نیاز به غدا داره درک این موضوع خیلی خوشایند هست چون چاقها این رو درک نکردن و بر اساس عادت غذا میخورن  و چون زمان خوردن اونها نزدیگ بهم هست قبل از اینکه گرسنه بشن چیزی میخورن  عملا اون رو درک نمیکنن و هر کس بگه احساس ضعف داره اون ذهنی و  عادت هست 

      پس اجازه بدید برای یک هفته این احساس گرسنگی رو تجربه کنید و بعد اقدام به خوردن کنید .

      یعنی اگر در بدنت  سر و صدای گرسنگی بود به اندازه ای مصرف کنید که اون صدا برطرف بشه و اون حالت دیگه نباشه و دیگه نخورید پس نیاز نیست لقمه ها رو بشمارید و این درک احساس سیری و گرسنگی بسیار لذت بخش هست و وقتی مطمعنی مقدار غدا خوردن شما کمتر شده مطمعن باش در مسیر متناسب شدن هستی و استرس نداشته باش که حالا به اندازره خوردم یا نه و فقط مطمعن باش کمتر خوردی این خوبه و لقمه های خودت رو نشمار و بررسی نکن  که ایا به اندازه خوردم نخوروم و یا زیاد خوردم و این کار نتایج بدی به همراه داره سعی کنید از طریق احساس خودت رو جلو  ببر و احساس بهترین چیز برای تشخیص هست اگر امروز غدا خوردی و اما احساس  خوبی نداشتی به خودت سخت نگیر و بگو دفعه ی بعد  کمتر میخورم و حالا فرصت هست و فکر نکن اگر این دفعه زیاد خوردی دیگه کار خراب شده و نه برنامه ات این باشه احساس خوبی رو تجربه کنی و اگر بعد از عذا احساست خوب بود دیگه کاری به نجواهای ذهنی نداشته باش و اگر گفت توخوب نخوردی اصلا بهش توجه نکن و گوش نده اون احساس اولی مهم هست و احساس من باید بالاترین راهنمای من  برای لاعری باشه برای یک هفته اجازه بده واقعا گرسنه بشی و بعد به اندازه ای بخور که اون احساس واقعا برطرف بشه اگر احساس گزسنگی و ضعف کردید و بدن شما واکنش بده اون وقت به اندازه ای بخور که اون احساس برطرف بشه و ذهن ما متوجه میشه سیری یعنی چه و دیگه ذهن ما رو وادار به خوردن زیاد نمیکنه .

      دوستانی که میگن  مدتها هست خوردن اونها کنترلی نیست و خود به خودی  کمتر میخورن و دیگه علاقه به خوردن زیاد و همه چیز خوردن ندارن باید بدونید  شما خیلی خوب عمل کردید .

       ترس از خوردن برای ما مشکل به وجود میاره و چو ن از خوردن میترسید توجه ات به عمل خوردن هست  نه خوردن بنابراین باید اون رو برطرف کنید .

      حالا که خوردن من خود به خود تغییر کرده برای اون تغییر احترام قایل باشید و سعی کنید  هر چیز ی مصرف میکنید بدون ترس باشه .

       

      برداشت من از فایل :

      واقعا ترس  از خوردن یه باور  نادرست  در همه ی ما هست که من از وقتی وارد این سایت شدم دارم  روی اون کار میکنم چون سالها خودم در رژیم بودم و  سالها محدودیت و نخوردن داشتم  و سالها شام و ناهارم غدای پخته و بدمزه ای بود که باید با کلی محدودیت در کنارراون غداها  ی بدمزه به راهم ادامه بدم تا شاید لاغر بشم و اما من عالی لاغر میشدم و اما مشکل این بود که ماندگار نبود و وقتی وارد این مسیر شدم باور م نمیشد همه چیز  میتونم بخورم و مواد غذایی هیچ فرقی با هم ندارن و مواد غذایی ترس ندارن چون  من برای هر مواد غذایی کل شرح حال داشتم و هیچ وقت خیلی از اونها رو جرات نداشتم بخورم و برعکس خیلی از اونها رو باید زیاد میخوردم   تا بتونم چاقی   خودم رو کنترل کنم و از بس بعضی از مواد غذایی رو  نخورده بودم  دیگه رغبتی به خوردن اونها ندارم و نداشتم  مثل نوشابه و دلستر و استیک و …. بس که گفتن نخور چاق کننده هست و همیشه محدود بودم و  من نمی خوردم  دیگه برام عادت شده و هیچ علاقه ای به خوردن این نوشیدنی ندارم و دوست ندارم اصلا اون رو امتحان کنم یادم میاد اولین موردی که دوست داشتم امتحان کنم در این آزادی  و  این راه  برای  غلبه بر ترسهام  این بود که شام هر  آنچه دلم میخواست  بخورم  و این برای من مرز شکستن رژیم واقعی بود  چون خیلی به شیرینی علاقه نداشتم و بیشتر اهل خوردن غذا بودم تا خوردن دسر  و شیرینی و نوشابه …و همیشه نخوردن غدای دلخواهم  بعلاوه نخوردن چیپس،و پفک و کرانچی و ….من رو زجر میداد تا نخوردن شیرینی و بیسکوییت ….و  خوردن اونها برای من  ازادی کامل بود و یادم میاد هر چیزی رو که سالها نخورده بودم داشتم امتحان میکردم مثل کره و مربا و یا سرشیر محلی با عسل  و یا سلیون و یا تخم مرع سرخ شده در روغن فراوان و یا کلی چیز دیگه که واقعا داشت دیگه مزشون یادم میرفت و در واقع هر وقت دلم می  خواست چیپس و پفک میخوردم و  اما یه جورایی از بس در رژیم بودم و  نخورده بودم  دیگه عادت کرده بودم و من همچنان عادت کردم با غذا هیچ دسر ی مثل ماست و ماست موسیر و سالاد و نوشیدنی و … نخورم و به عنوان میان وعده اگر گرسنه شدم میخوردم تا غدا درست بشه چون اگر بخوام  با غذا بخورم سریع سیر میشم و عجیب دیگه مثل قبلا نیستم که بگم خوب این سالاد  رو بخورم حالا بعدش عدا  هم میخورم یا این ماست  رو با غذا بخورم  چون مزه میده نه هر چیزی که بخورم به راحتی با اون سیر میشم و نمیتونم دیگه ادامه بدم و خیلی زودتر از همیشه دست از خوردن میکشم و شاید با اونها کمی فشار شکمی رو حس کنم برای همین موقع شام یا نهار فقط خود اون غدا رو انتخاب میکنم و یا اون دسر رو به تنهایی میخورم مثل سالاد و یا ماست و …و خودم باور نمیکنم این معده همون معده هست که همیشه جا برای همه چیز داشت و میگفت خوب جای سالاد جدا هست جای غدا جدا هست حالا نوبت دسر و نوشیدنی هست و همه رو با هم میخوردم برای کنترل اشتهام اما  نه الان  اصلا اینطور نیست هر کدوم رو به اندازه نیاز بخورم دیگه نمیتونم چیز دیگه  بخورم و سیر میشم حتی با یه میوه ی ساده و یا یه کاسه ماست و یا …..  به راحتی احساس،سیری میکنم و اصلا دیگه خبری از اون چیزی که اسمش رو گذاشته بودم اشتها نیست معلوم نیست کجا رفته و واقعا اشتها  وجود نداره فقط،ساخته ی ذهن ما هست که من اشتها دارم و تو جیهی هست برای پرخوری خودمون و الان  همه چیز فرق کرده خوردن من خود به خود کمتر شده و چند مدت هست در دوره ی کنترل پرخوری و اشتها هستم و دارم تمرینات اون رو انجام میدم و بسیار بسیار از گذشته ی خودم منظورم تا یکی دو ماه پیش هست دارم بازم  کمتر میخورم و همین نشون میده در مسیر درستم و دارم خوب جلو میرم و اگر گاهی هم خطایی داشته باشم که به اون حالت فشار شکمی برسم اصلا خودم رو ناراحت نمیکنم و فقط،طبق تمرینات جریمه میشم تا یادم باشه درست رفتار کنم‌.

      و من هم چون بارها گفتم خوردن ترس نداره و کلی دلیل داشتم برای این حرفم مثلا  که خوردن برای تامین انرژی بدن من هست و ….. راحت تر باهاش کنار اومدم  و تقریبا بیشتر وقتها راحت میخورم چون الگو در اطرافم زیاد دارم که لاعرن و همه چیز میخورن و اما  حواسم هست که بسیار کم میخورن و این رمز موفقیت اونها هست مثل دخترم و خواهرم و برادرم و خواهر همسرم و دوستمو یا خواهر زاده ی همسرم و  … و سعی میکنم منم دقیقا به این حالت  به اندازه خوردن همه چیر بخورم تا به تناسب دلخواهم برسم و اگر که  بشه در اون حالت سر و صدای شکمی غذا بخورم که واقعا دیگه هیچ ترسی برای من  نمی مونه چون این گرسنگی بر اون ترس غلبه میکنه و راحت تر عذا میخورم و چقدر این خوردن دلچسب تر هست و چقدر لذت بخش تر هست و من خیلی مواقع به این صورت غذا میخورم اما داشتم که هنوز به این حالت  گرسنگی نرسیدم و شروع به خوردن کردم  اما  نزاشتم به فشار شکمی برسه و در حد رفع اون هوس خوردم و کنار کشیدم و خلاصه تجربه کردن این احساس گرسنگی که برای من با صدای غار و غور شکم همراه  هست بسیار تجربه ی قشنگی هست و در این حالت  سیری رو هم عالی جواب میدم قبلا یکم اضافه تر بر نیاز میخوردم ولی جدیدا با بودن در دوره  ی جدید دقیقا دارم به اندازه میخورم و  غدا رو به موقع  رها میکنم و در حد رفع اون سر و صدا ی شکمی میخورم چون عواقب کار رو به یاد خودم میارم که چه نتایج بدی رو تجربه خواهم کرد و همین کار بینهایت برای من ارزشمند هست و من قبلا با کلی نشانه این کار رو میکردم اما مدتی هست حتی بدون نشانه هم دارم خوب  انجام میدم و به درستی به این نیازهای بدنم پاسخ میدم و از خودم راضیم و هر وقت خواست نجوایی حال من رو بد کنه که نه انگار زیاد خوردی سریع به احساسم توجه میکنم که  اگر سبکم و حال و احساسم خوبه میگم خوب رفتار کردم و در مسیر درستم و من واقعا  نباید با این نجواها حالم رو بد کنم و به اونها گوش بدم و باید به اون ندای درونم گوش بدم .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/08 07:08
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      دو روز که از رفتار غذاییم خیلی راضیم و اتفاقا دیروز از دیدن تناسب خودم در اینه لذت بردم که منفی باف اومد و گفت چرا خوشحالی تو داری کم میخوری و رژیمی وقتی کلمه ویرانگر رژیم اوارد داستان زندگینم مثل یک فیلم اومد جلوی چشمم محدودیت ها و زجر کشیدن که ای کاش نتیجه داشت و در اخر بازگشت هر چه لاغر شدی به همراه اضافه وزن بیشتر و ولع و ولع و ولع به غذا، یادم رژیم کانادایی من از ۹۴ به ۱۰۰ رسوند یعنی من اصلا هر چی میخوردم از ۹۴ به ۹۵ هم نمیرسیدم ولی رژیم کانادایی دست قدرتمندی تو چاق تر کردن من داشت به طوری که هر کی بخواد چاق شه بهش میگم رژیم کانادایی بگیر و اون هم میخنده

      فایل دیروز استاد مثل یک معجزه درست و به موقع بود و همه چی به قدری خوب توضیح دادکه جوری منفی باف کوبوند زمین که هنور نتونسته خودش جمع و جور کنه دلم بد جور براش سوخت حالا خودم میرم جمع و جورش میکنم اخه اون باید باشه نمیشه نباشه اگر دیروز بهم گیر نمیداد من انقدر فایل با دقت گوش نمیدام منفی باف تو کسب اگاهی های بیشتر میتونه خیلی هم مفید باشه

      نکته اینکه ما غذا خوردن با رفتارهای بد غذایی اشتباه میگیریم

      ما یک عمر فکر کردیم خوردن یعنی انقدر بخوری تا منفجر شی و درست غذا خوردن یعنی رژیم خوب اگر اون طرز خوردن غذا درست بود که این همه اضافه وزن جمع نمیشد  و من اصلا اینجا نبودم پس یک جای کار اشتباه بوده پس خوردن در حد انفجار رفتار و خواسته درست جسم و روح ما نیست ناشی از فرمولهای غلط ذهن الان فرمولها درست شده ترس لز خوردن ریخته و تو با ارامش و لذت میخوری و چون دیگه از خوردن نمیترسی ولعت نسبت به غذا کم میشه و میتونی به موقع دست از غذا بکشی و چون یک عمر برای لاغری محدودیت خوردن گزاشتی به وسیله رژیم اینبار هم منفی باف بیچاره میگه رژیمی در صورتی که تو اینبار خودت با میل و رغبت داری درست میخوری و به راحتی دست از غذا میکشی و چون از این همه با ارامش غذا خوردن بعد یک عمر لذت میبری نیازت به خوردن کم و کم تر میشه چون اون قسمت از مغزت که قبلا لذتش از خوردن باده تا دیس پلو پر میشد الان با یک کف گیر برنج به اندازه اون ده دیس و چه بسا بیشتر هم لذت میبره و دیگه دستور به خوردن نمیده چون اشباع شده اما رژیم دواقع با اعمال محدودیت تو رو وادار به خوردن میکنه و اگر تو یک بشقاب هم بخوری چون میزانش اون تعیین کرده نمیتونی به راحتی بلند شی 

      من دیروز چنان نهارم با لذت خوردم که دیگه نیازی به خوردن شام نداشتم و نکته مهم اینکه تو خوردن خیلی خوش سلیقه شدم و دست پختم هم بهتر شده چون قبلا هدف فقط خوردن بودو با روند چاقی دستپختم هم بد میشد و حجم غذا بیشتر میشد ولی الان میخوام از غذا لذت ببرم نمیخوام حجم معدم پر کنم اصلا اگر برنجی شفته باشه من نگاه نمیکنم و خوب میفهمم چرا همسرم که فردی متناسب بود بیشتر از غذا ایراد میگرفت در مورد شیرینی ها باید بگم کیفیتشون برام خیلی مهم و واقعا نمیتونم هر شیرینی بخورم 

      و نکته دیگه اینکه موقع خوردن یک دفعه سیر میشم مثلا حت اگر نصف میوم مونده بشه و دست از خوردن میکشم نمیدونم این حس تازه به سراغم اومده یا قبلا هم بوده و من ازش خبر نداشتم و درکش نمیکردم 

      امیدوارم تونسته باشم منظور این فایل خوب رسونده باشم به دوستان پیشنهاد میدم خوب این فایل ارزشمند گوش بدن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/06 08:56
      مدت عضویت: 133 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      به نام خدای پرمحبت

       

      سلام به همه عزیزان

       

      گام ششم:

      کلمه رژیم نه تنها به افراد چاق،بلکه به افراد متناسب هم احساس خوبی القا نمیکنه.چون یاد تلاش هایی میوفتیم که نتابج ماندگار نداشته و همچنان بعد از اون پرخوری میکردیم.

       

      برخلاف دیگران من در رژیم بسیار تعهد داشتم و ازش لذت میبردم اما کافی بود دوباره طعم غذاهایی که ممنوعه بود رو بچشم! اون وقت بود که مغزم فرمان میداد که بخور دیگه پیدا نمیشه بخور بخور بخور…

       

      خداروشکر که هیچوقت رژیم خودم رو نشکستم و تا اخر مسیر ادامه دادم و وقتی میبینم توی انجام کارهای سخت اراده عالی دارم پس مطمئنم در این راه به این اسونی هم اراده و استمرار خواهم داشت.

      اگر به انچه مینویسم و میگویم (عمل کنم)

       

      رهایی از احساس رژیم بسیار لذت بخش است چون رهایی و ازادی موردعلاقه ترین رفتارِ روح‌ماست.اون از زنجیر و زندان متنفره و حالا اگر بخواد با رژیم لاغر بشه بسیار اذیت میشه و اعصاب ماروهم به هم میریزه.چون با ذات واقعی خودش در تضادِ..و ما هیچ وقت تامل و فکر نکردیم که چرا وقتی رژبم داریم انقدر عصبانی هستیم….چون از ذات واقعی خود دور میشیم…..

       

      از وقتی وارد سایت شدم کم کم تمایلم به غذا کم شد.اما چرا؟ چون فشار رژیم رو از روی خودم برداشتم و ذهنم رو رها کردم تا خود به خود مصرف غذام کم بشه.

       

      نکته: هر بار که میخوام غذا بخورم از خودم سوال میکنم: ارمیتا اگه تو یک ادم متناسب بودی این غذا یا میوه رو میخوردی؟ چون اگر غذا مونده یا میوه خراب بشه بارها دیدیم که یک فرد متناسب به هیچ عنوان اون رو نمیخوره چون خودش رو لایق بهترین غذا خوردن میدونه! 

      اما فرد چاق سنگ هم جلوش بزاری به راحتی میخوره.

      به عنوان مثال روزی با یکی از فامیل ها که بسیار متناسبه رفتیم تا بستنی بخوریم.روی اون بستنی کمی خامه ریخته بودن که از نظر من بسیار خوشمزه بود اما اون فامیلمون خامه رو دور ریخت چون گفت از مزش خوشم نیومده.

      من حدس میزنم چون مطمئنه که با هیچ مواد غذایی چاق نمیشه پس حداقل همون چیزی رو که میخوره از بهترینش انتخاب میکنه و به بدنش احترام میزاره.

       

      چرا باید با لذت غذا بخورم؟

      وقتی با لذت و احساس خوب غذا میخوری ذهن و جسم ما این لذت رو درک میکنه و مقدار غذایی ما کم میشه

      باور داشتم که هرکس با به به و چه چه غذا بخوره چاق میشه اما حالا فهمیدم که نه….چون الگوهای زیادی دور و برم دارم که با لذت و عشق غذا میخورن و متناسب هستند.

       

      حالا اگر من تناسب اندام کامل ندارم و بعضی از اعضای بدنم  اضافه داره باید قبول کنم که بیشتر از حد نیازم خوردم برای همین به این شکل در اومده.به قول یکی از دوستان همون زیاد خوردنه و احساس باد کردن باعث شد شکم‌ ما بیاد جلو^^

       

      موضوع بسیار مهمی هست که من نباید کم بخورم بلکه باید ذهنم تصمیم بگیره که غذا خوردنم رو کم کنه 

      حالا به چه صورت؟

       

      نقطه ضعف من ترس از خوردن میباشد و ذهن من بارها دست روی نقطه ضعفم گذاشته تا من رو بیشتر بترسونه و سواستفاده کنه…

       

      سال ها از خوردن ترس داشتم و عادت داشتم تفکیک غذایی کنم و بگم بستنی چاق میکنه فست فود چاق میکنه کیک چاق کننده‌اس و…

      و هر رژیمی هم که به من داده میشد فوکوس و تمرکزش روی نوع غذا بود و همین فکر های تکرار شونده تبدیل به باور که خوردن باعث چاقی‌‌ست در من شد.

       

      درسته که به سرعت نمیتونم ترس از خوردن رو از خودم دور کنم اما بالاخره میتونم انجامش بدم و این خبر خوشحال کننده‌ای است..

       

      نکته مهم و کلیدی ☆خوردن باعث چاقیم نبود بلکه اشتباه خوردن باعث چاقی من بود☆ 

       غذای ما و افراد متناسب یک نوعه و برای همین میگم خوردن باعث چاقی نمیشه….اما رفتار ما در برابر غذا باهم متفاوته.

       

      غلبه بر ترس از خوردن یعنی رهایی و احترام به ذهن و تشکر از نعمت های خداوند.

      اگر ترس از خوردن داشته باشم فرقی نمیکنه چه مقداری بخورم چون در هرصورت اثر منفی میزاره! 

      چون بنا بر قانون کیهانی

       احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد 

      این یک قانون بدون تغییر است.!!

       

      از نظر علمی پیغام های بدن به دو شکل منتقل میشود 

      ۱_احساس 

      ۲_اعصاب 

      وقتی خوشحالیم احساس انرژی بیشتری داریم 

      وقتی دلتنگیم احساس نیاز به دیدن فردی رو داریم 

      وقتی ناراحتیم احساس انرژی کمتری داریم و در تمام موارد ما فقط یک احساس درونی داریم که هنوز به واکنش تبدیل نشده.

       

      در ابتدا همه اینها یک احساس درونی اما اگر ادامه پیدا کنه به شکل واکنش در بدن نمایان‌ میشه 

      مثال هایی از تبدیل حس به واکنش:

      اگر احساس تنهایی کنم بدنم درد نمیگیره اما اگر ادامه پیدا کنه ممکنه گریه گنم 

       

      اگر از حیوانی بترسم ابتدا ممکنه اتقاقی نیوفته ولی اگر ادامه پیدا کنه ممکنه جیغ بزنم

       

      اگر گرسنه باشم و چیزی نخورم و این حس ادامه داسته باشه پس شکمم سر و صدا میکنه!!

       

      وقتی احساس سیری رو تجربه نکنی بعد از مدتی درد در ناحبه شکم احساس میکنی.

       

      تمرین گام ششم: 

      به مدت یک هفته تا زمانی که احساس گرسنگی‌ام تبدیل به واکنش بدنی‌ام نشده چیزی نمیخورم 

      تا با این تمرین گرسنگی و احساس رفع گرسنگی رو تجربه کنم.

      خدارو صد هزار مرتبه شکر که من در روز به همین شکل عمل میکردم و کم پیش میومد میوه یا میان وعده بخورم.

       

      و حالا زمانی که در حال غذا خوردن هستم چطور نقطه سیری رو پیدا کنم؟

      فقط در حدی غذا بخورم که سر و صدای شکمم قطع بشه 

       

      استاد سپاس بابت این تمرین فوقالعاده من نتیجه این تمرین رو گرفتم و خیلی وقته مثل یک ادم متناسب یا گرسنه‌ام یا سیرم و احساس خفگی ندارم.

      امروز تصمیم گرفتم یک چکاب هفته‌ای داشته باشم و خودم رو با ۷ روز پیش مقایسه کنم.

      خب تغییرات عالی و روند تکامل خوبی داشتم، در مقابل مواد غذایی مخصوصا در مهمانی رفتار عالی نشون دادم و غذاهایی که برام ضرر داشت یا دوست نداشتم رو نخوردم.

      وقتی زود از سر سفره بلند میشدم احساس شادی و سبکی داشتم و همیشه برای تمرین لقمه آخر غذام رو نمیخورم.

      حرص و ولعی نسبت به غذا ندارم و میدونم در مسیر متناسب شدن هستم..

       

      اما سوالی داشتم.آیا میتونم دو روز وقفه بندازم و این ۶ گام رو دوره کنم یا باید هر روز حتما یک فایل رو گوش بدم و تمرینش رو انجام بدم؟ ممنون که جواب میدید 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 17:00
      مدت عضویت: 162 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,434 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز 🌹🌹

      این پنجمین باری است که این دیدگاه رو می نویسم ،متاسفانه به مشکلی برخوردم و امیدوارم این دفعه موفق بشم. 

      ششمین روز کلاس :

      امروز مطابق کلاس های قبلی اولین کاری که باید انجام بدم مطالعه ی جزوه است .

      آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد ؟

      فکر می کنم  مهم ترین سوالی که می توانیم از خودمان بپرسیم اینه ،همه ی ما بارها و بارها به روش های مختلف این کار رو انجام دادیم ،حالا هرکسی به نحوی از کاری که کرده کمی یا شاید هم تمام اضافه وزنش رو کم کرده باشه ولی نکته ی اساسی و مهم اینه که ما هیچ وقت نتونستیم وزنی رو که کم کردیم برای همیشه ثابت نگه داریم .

      خودم تا حالا سه بار تمام اضافه وزنم رو با رژیم غذایی کم کردم و به تناسب اندام دلخواهم رسیدم ،ولی هیچ وقت این تناسب اندام پایدار و ماندگار نبوده 😔😔

      الان اینجام فقط و فقط برای اینکه متناسب بمونم برای همیشه .

      توی جزوه امروز یک نکته ی مهم وجود داره اونم یک برنامه ی یک هفته ای است که استادم برای ما گذاشته ،

      و اون اینه که بتونیم اشتهای خودمون رو کنترل کنیم .

      چطوری ؟

      نمی دونم ،باید بریم سراغ فایل صوتی .

      این جلسه هم از دیدن تصویر استاد محروم هستیم ،با شور و شوق فراوان و بعد از خوندن متن مهم اول جلسه ،همه در سکوت و آرامش منتظر شنیدن صدای استاد هستیم فایل صوتی رو روشن کردیم ،مثل همیشه صدای گرم و  دل نشین استاد به گوش می رسد. 

      استادم ابتدای صحبت هاشون از یک دوست عزیزی یاد کردن و مشکلشون .

      دوست عزیزمون با اینکه تمام تمرینات رو به خوبی انجام دادن و استمرار داشتن و درک بالایی هم از مطالب داشتند، ولی متاسفانه دچار افزایش وزن شدن .

      این فایل صوتی آموزشی است برای رفع مشکل همه ی ما که به صورت پنهانی ما رو درگیر خودش می کنه و تمام تلاش ما رو زیر سوال می بره .

      بعد از یاد دوست گرامی استادم دوباره درباره ی کلمه ی رژیم برای ما گفتن .

      رژیم برای من :

      حس ناامیدی ،افسردگی ،بی عرضگی ،خستگی ،تنفر از دنیا ،تنفر از زندگی و آخرین و شاید کم اهمیت ترین نکته برای من نخوردن غذا بود .

      تعهد :

      کلمه ی دیگه ای که یک زمانی خیلی بهش وفادار بودم و الان نیستم، تعهد به کارهام است .از بس توی این مدت همش رژیم رو شکستم و گفتم از فردا ،از شنبه .

      دیگه این موضوع برام کم اهمیت شده .

      می دونید به چی رسیدم ،آخه گاهی شکستن تعهد با اراده اشتباه می شه ،منم اینا رو با هم اشتباه کردم ،روزی که قرار بود برای داشتن اراده به خودم افتخار کنم که با وجود شکست های پی در پی بازم از اول شروع کردم . پس من با اراده بودم ،درسته ولی متعهد نبودم .

      این بی تعهدی باعث شد که من درجا بزنم و پیشرفت نکنم می دونید مثل اینکه شما بخواین از یک نردبان بالا برید پس شما دوتا پله می رین بالا باز برمی گردید سرجاتون، باز دوباره با تلاش دوتا پله رو می رین بالا ،باز بر می گردید سرجاتون و این معضل باعث می شه همیشه توی زندگی در جابزنیم و خوش حال باشیم با اراده ایم ،در حالی که ما باید اراده رو در استمرار به کاری که داریم انجام میدیم متصل کنیم .

      من الان اینجام با تمام وجود ،اراده ی من باید متصل باشه به استمرارم و من باید متعهد باشم به اون چیزی که دوست دارم انجام بدم و به آرزوم برسم .

      حالا صحبت میشه از برنامه ی روش لاغری :

      چیزی که اول اینجا یاد گرفتیم این بوده که رهایی پیدا کنیم از احساس بد رژیم و فرصتی پیدا کنیم که با خیال راحت و آسودگی غذا بخوریم .

      دومین نکته بعد از رهایی ،کم شدن اشتها و کم شدن حرص و ولع خوردن بود .

      چون دیگه از درد و فشار رژیم راحت شدیم پس سکان این کشتی رو بدست ذهنمون دادیم و ذهن خودش گرایش به خوردن کم و کمتر می شه .

      به نظرم هیچ کدوم از ما آدم های خیلی پرخوری نبودیم ولی همه ی ما با رژیم غذایی دچار ولع و حرص خوردن شدیم ،برای منکه واقعا همین طوری بود .اگه به خودم بود هیچ وقت زیاده روی نمی کردم ولی همیشه هر وقت برنامه رژیم رو شکستم یا حتی با پیروزی تمام کردم ، این حرص و ولع بود که منو بی چاره می کرد .

      تمام این مسیرهای ما بستگی به ذهن ما و مقاومت اون داره که ما کی موفق می شیم سکان امور رو به دست ذهن بسپاریم .

      سومین نکته ی که اینجا یاد گرفتیم ،کمتر خوردن با ذوق و شوق بود ،بدون حتی ذره ای ناراحتی یا فشار ،خود به خود اتفاق می افتاد ،و ما بعد چند روز متوجه کم خوردن خودمون و بی اشتهایی خودمون می شدیم .این عالی ترین قسمتش بود .

      چقدر سختی کشیدم که خوردن رو با آرامش و با لذت و با آگاهی تجربه کنم و همیشه شکست خوردم اما الان خودش به این نقطه رسیده ،خدارو شکر .

      این نتایج عالی رو بدست آوردیم، درسته ،اما نکته ای وجود داره ،گاهی وقتی با کم خوردن مواجه میشیم شک و استرس در ما بوجود میاد که آیا من دوباره رژیم گرفتم ،دارم کم می خورم ؟

      استاد می گن اگه حالت خوبه بعد خوردن و از خوردن لذت می بری یعنی رژیم نداری .

      استاد برمی گردن به مشکل دوستمون و شاید همه‌ی عزیزانی که موفق نشدن و اون مشکل :

      ترس از خوردن است. 

      درسته است ،همه ی ما در تمام سال هایی که برنامه ای رو دنبال کردیم برای لاغری ،اصل و اساسش برنامه غذایی بوده که این برنامه ترس و وحشت فراوانی برای ما از غذا به یادگار گذاشته .

      هرقاشق برنج چقدر کالری داره ،یک کف دست نان چطور، میوه ها چی .

      همین الان موقع خوردن ،خیلی از این نکات رو با خودمون مرور می کنیم که مبادا من برنج زیاد خوردم ،نون چی  ،هر چقدر هم تلاش می کنیم که برامون مهم نباشه ولی شده گاهی بهش فکر کنیم. 

      انتظار معجزه نداشته باشید .خود من سالیان زیادی است که ترس از خوردن دارم و هنوز این ترس رو می بینم و حتی موقع خوردن پسر کوچکم که اضافه وزن داره من می ترسم بهش بدم بخوره .

      جمله ی عاشقانه ی فایل :

      ترس از خوردن به سادگی برطرف نمی شه ولی خوبیش اینه که بالاخره برطرف میشه.🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰

      آموزش استاد برای اینکه بتونیم بهتر با این با ترس مقابله کنیم :

      آیا ما پیغام سیری رو دریافت می کنیم ؟

      آیا به موقع دریافت می کنیم یا بعد از زیاده روی کردن ؟

      وای خدای من چقدر تو این سالها دلم می خواست وقتی حالم بد میشد و پرخوری می کردم دوست داشتم این پیغام رو پیدا کنم اصلا نبود ،همیشه با خودم و خدا درگیر بودم که پس من کی سیر میشم این همون ولع و حرص خوردن بود که بعد از هر بار شکست بهش می رسیدم .

      نکته اساسی درباره ی من این بود که سیری من مصادف بود با پرشدن شکمم ،هر وقت دیگه جا نداشتم می گفتم سیر شدم 😔😔

      یکدفعه یک فیلم می دیدم یک نابغه ی کامپیوتر توش بود وغذاش خیلی کم بود ،یکی ازش پرسید تو با این غذای کم سیر میشی گفت :لازم نیست سیر بشم کافیه گرسنه نباشم .خیلی این دیالوگ رو دوست داشتم و دلم می خواست منم انجامش بدم ولی نمی شد کمی سعی کردم نشد، حالا می فهمم چرا ؟چون اون موقع فرمول های ذهنم اشتباه بود .

      وای ببخشید که متنم خیلی طولانی شد ،قول میدم از این جا خلاصه بنویسم .

      توضیح:پیغام های بدن به دو شکل به ما منتقل می شوند .

      1. احساس 
      2. اعصاب 

      احساس :

      مثل خوش حالی ،غمگینی ،تنهایی ،دلشوره 

      عصبی :

      مثل گریه ،خنده ،درد 

      تمرین برای درک احساس سیری و دوری از استرس خوردن و ترس از خوردن :

      1. وقتی غذا بخورید که واقعا گرسنه هستید واز احساس گرسنگی به حالت عصبی مثل غرغر شکم یا ضعف بدنی رسیده باشید .
      2. وقتی دست از خوردن بکشید که اون حس عصبی که یا ضعف بدن بوده یا غرغر شکم برطرف شده باشه. 

      حالا دیگه به میزان غذا و نوع غذا اصلا دقت نکنید ،دیگه مهم نیست شما چه مقدار غذا و چه چیزی می خورید مطمئن باشید که این بهترین اتفاق برای شماست.

      احساس شما بهترین میزان برای عمل شماست .

      مطمئن باشید که ذهن شما که شما رو از پرخوری به این مرحله رسونده ،اگه نیاز باشه بازم میزان خوردن شما رو تغییر میده .

      آموزش فایل امروز بسیار عالی و دوست داشتنی بود .

      نکته های جدیدی رو یاد گرفتم که سعی می کنم بکار بگیرم .

      خیلی حرف ها برای گفتن براتون داشتم ولی همین جوری هم متنم خیلی طولانی شد ،ببخشید .

      استاد گرامی از شما و مطالب آموزنده ی شما بسیار سپاسگزارم 🙏🙏

      همراهان عزیز با آرزوی موفقیت همه ی شما برای رسیدن به تناسب اندام ❤❤

      درپناه خداوند باشید .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryammansoori20@gmail.com
      1400/04/30 18:26
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      به نام خالق بي همتا سلام دوستان و استاد مهربان و دلسوزاستاد چقدر زيبا و با معنا صحبت ميكنيد، خيلي جالبه كه تمام صحبتها و توصيفات شما از احساس ترس از غذا و چاقي ، گرسنگي احساس گناه در وقابل خوردن و …. دقيقا همون چيزي است كه من و احتمالا همه دوستان احساس ميكنيم و دائما باهاش در حال جنگيم. الان كه غياب گام ششم رو گوش كردم ديدم تمام مشكلاتي رو كه استاد مطرح كردن من دارم. اتفاقا با ديگر دوستاني هم كه در اين مسير هستند مطرح كردم و متوجه شدم بعضي از اونهاهم تجربه كردن، تا قبل از شنيدن گام شش هنوز از خوردن غذا ترس داشتم ، هنوز از شام خوردن ترس داشتم ، هنوز از  كنار گذاشتن ورزش يا هر كار ديگه اي كه براي لاغري ميكردم دچار عذاب وجدان و ترس بودم، راستش رو بخوام بگم با خودم ميگفتم خب من مسير لاغري با ذهن رو ميرم و شام نخوردن و رعايت غذاييم رو ادامه ميدم اينجوري بيشتر نتيجه ميگيرم😅😅

      اما غافل از اينكه ذهن من اينجاست با من همه چيز رو ميشنوه و درك ميكنه حتي بهتر از من ، اون خيلي از من سريع تر عمل ميكنه ، تا الان كه گام شش رو گوش كردم ، من در واقع داشتم خودم رو گول ميزدم و ذهن منفي باف من ذهن چاق كننده من هم داشت منو دوباره به مسيري كه خودش دلش ميخواست ميبرد..

      مهمترين برداشت من : 

      • خودم رو گول نزنم و سعي نكنم سر ذهنم كلاه بزارم و ايمان بياورم كه ذهن من همه چيز رو قبل از من ميفهمه ، 
      • رژيم ، كم خوردن ، نخوردن ، الان ديروقته ، كالري شمزدن ، ممنوع .. همه نعمت هاي خدا غذاها و خوراكي هاي خوشمزه براي من هم هست چون خدا هيچ فرقي ميان بندگانش نميزاره و اين خود ما بوديم كه خواستيم متمايز از ديگران باشيم ، پس من با تمام إيمان و قدرتم به طبيعتي كه خدا براي همه ما در نظر گرفته برميگيردم و انچنان رو خودم خراب كرده ام درست ميكنم
      • با خودم تكرار ميكنم نترس نعمتهاي خدا كه ترس ندارد پس بخور و از ان لذت ببر و اجازه بده احساست  تصميم بگيرد تا چه اندازه به اين غذا احتياج دارد و فقط به نداي درونت به صداي إحساست گوش كن و به اون اعتماد كن
      • رژيم ساخته دست بشر است، ساخته من و تو ، ساخته ذهن چاق كننده تو، براي آزار تو ، براي ناسپاسي تو از موهبت هاي الهي ، ناسپاسي از وجود خودت كه اشرف مخلوقاتي ، بارها همه ما تجربه كرديم كه وقتي نميتونيم غذايي رو بخوريم و از اون لذت ببريم چقدر به خودمون به اون غذا به اون خوراكي بد و بيراه گفتيم و غرولند كرديم ايا واقعا اين ناسپاسي نيست؟ خداوند نعمتي رو خلق نكرده كه همراه با مقدار مصرف أمرًا هم گفته باشد پس رژيم زايده ذهن منفي ما هست
      • پس با كمك خداي مهربانم و راهنمايي هاي استاد عزيز و اعتماد و إيمان  به احساسم مسيرم رو تغيير مي دهم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/27 16:20
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی

      وجود شما وامثال شما که بدون چشم داشتی به هم نوع وهم درد خودتون کمک میکنید این باور رو به یقین تبدیل میکنه که فرشتگان درهر لباسی وبا جنسیتی در اطراف ما وجود دارند چقدر صحبتهایتان روان و شیوا ودرست احساس تک تکمان را  بیان نموده‌است ما سالیان سال از غذا خوردن لذت که نمیبردیم هیچ عذاب علیم بود وپراز عذاب وجدان .امیدواریم به لطف خداوند وبعد هم تکیه با علم شما استاد گرامی دریچه تازه ای به روی همه گرفتار دراین چرخه معیوب باز شود.درپناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 23:42
      مدت عضویت: 245 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 972 کلمه

      بنام خداوندبخشنده ومهربان 

      سلام به استادخوب وبا شخصیت 

      ودوستان تناسب فکری 

      گام ششم.

      رژیم گرفتن مارالاغرمیکند

      رژیم یعنی چی ؟

      اصلارژیم چگونه‌است باید ان راتفصیرکنیم

      رژیم یعنی سختی دیدن .یعنی کمبود ویتامینها. یعنی ریزش مو یعنی سستی بیحالی  ییعنی پرازاسترس اضطراب یعنی عصبانیت کلافه شدن رژیم یعنی هیچی نبودن

      ولی چراماازرژیم هیچ‌وقت نتونستیم 

      دست بکشیم

      همیشه وهمه جاهمراهمان بود یعنی اگه یک روزاین رژیم ازمادورمیشداحساس می‌کردیم درزندگیمان یک جیزی کم داریم

      وقتی رژیم میگرفتم حرص خوردن زیادمیشدچون همیشه بعدازخوردن یک وعده منتظروعده بعدی بودیم که زودبرسه وما اون چیزی که قراربود بخوریم ومیخوردیم چون کم خوردن باعث می‌شد که نتونیم صبر کنیم وهیچوقت نتونستیم بالذت جیزی روبخوریم همیشه ترس داشتیم

      درست است که من موقع رژیم گرفتن

      اشتهام کم می‌شد ومن اصلا کرسنگیم

      رانمی فهمیدم اما حالا میفهمم که من خودم بودم که خودم روکنترمیکردم

      وهمیشه فکرمیکردم که این رژیم است که نمیزاره زیادی بخورم

      هروقت هم شکست می‌خوردم هرباربایک رژیم جدیدی ادامه می‌دادم حالا فکر میکنیم که من چقدربااین رژیم‌هاانس گرفته بودم

      واگریک ماه ازرژیم می گذشت فکرمیکردم یک چیزی گم کرده ام

      ووقتی رژیم جدیدمیگرفتم می‌گفتم دیگه اینباراگه لاغربشم برای همیشه است 

      غافل ازاینکه همه این رژیم‌ها سرابی بیش نبود

      من یادم میاد که خیلی زیادرژیم گرفتم چون حسابش ازدستم خارج شده

      رژیمهایم ازقبیل رژیم بادکترتغذیه. رژیم شیربابیسکویت ساقه طلایی.رژیم سیب زمینی باگوچه فرنگی.رژیم مواد آب پز وخیلی رژیمهای طاقت فرسای دیگروهیچکدومش تاثیرگذار نبودوتا۱۰روز یایکماه دوام نداشتند

      تقریبا۲۵سال قبل بود که تازه اسم رژیم رومیشنیدیم ولی خیلی کم وپیش.

      وفقط بلد بودن که بگن کم بخور این روبخوراون رونخور فقط همین من یکروزبامادرم رفته بودیم دکترو مادرم به دکتر گفت که دخترم چکار کنه که کمی لاغربشه ولی اینروهم بگم دکتر خودش هم همچین لاغرنبودولی برای من هم یه رژیمی داد که ازاون رژیمهای سخت طاقت فرسا

      گفت که نان .برنج.ماکارونی. ازشیرینیجات کیک.بیسکوییت. پشمک.وازمیوه هاموز.خربوزه.تنقلات 

      دیگر.همه روباید حذف می‌کردم موقعی که به خانه اومدیم توخونه گفتیم یه زنداداش داشتم وقتی شنید

      گفت طفلکی چطوری می‌تونه ازاین 

      مواد بگذره چون همه میدونستم من عاشق کیک وشیرینی وتنقلات بودم

      گفتم من میتونم آخه من عاشق لاغری بودم سنمم کم بودومیخواستم

      هرطوری است لاغربشم پس من تمام رژیم‌های گوناگون وورزش کردن را شروع می‌کردم با شوق وذوق انجام

      میدادم وخیلی خوب هم جواب میگرفتم .

      ولی طولی نمی کشید دوباره به وزن

      قبلی  برمیگشتم واین برام همیشه عذاب آوربود

      خواهر جاریم یک کتاب داشت به اسم لاغری سریع خیلی رزیمهارونوشته بودوکالری بعضی موادروومن بااونهم خیلی ازرژهارو گرفتم اماهیچوقت موفق نشدم.

      وبعدازگذشت چندین سال من به ۱۱۰ کیلوگرم رسیدم .

      وبه دکترتغذیه رفتم وشروع به گرفتن رژیم کردم من اون موقع خیلی احساس بدی داشتم واسترس واظطرابی شدیدی داشتم 

      وقتی استرس می‌گرفتم اشتهای کاذبی پیدامیکردم که حدنداشت هرچیزیکه می‌خوردم مینوشیدم نمیدونمکجامیرفت چه می‌شد ومن اصلا سیرمونی نداشتم اینقدرمیخوردم وازاینکارم خیلی بدم می اومد وهمیشه خجالت میکشیدم

      دکترهرماه برام رژیم می‌داد ومن ضمن این‌که رژیم دکتررومیگرفتم 

      هفته ای سه بارهم آب درمانی میکردم چون می‌خواستم زودتر لاغربشمواولین ماه من هفت کیلوگرم

      کم کردم وخیلی خوشحال بودم

      وبعدیک ماه شروع به ورزش سبک انجام دادن کردم و خلاصه بعدچندماه سی و شش کیلوگرم کم کردم ومن فکر میکردم که دیگه وزنم 

      برنمیگرده.آخه اولین باربود که من سی وشش کیلوگرم کم کرده بودم فکرمیکردم که دیگه وزنم برنمیگرده

      اما بطورشگفت انگیزی بعدچندماه سریعترازلاغرشدن دوباره چاق شدم

      وبازبه دکتر مراجعه کردم ودکتر میگفت که باید همیشه  رژیم خودم رو ادامه بدم.

      درسته وقتی از صدوده به هفتادوسه کیلوگرم رسیده بودم مثل پرندههامی‌خواستم پروازکنم خیلی سبک شده بودم احساس میکردن موقع راه رفتن دارم میدوم واین برام خوشایندبود

      و دوباره شروع کردم به رژیم گرفتن

      واینبار وزنم خیلی کم پایین اومد

      ومیگفتم که بدنم مقاوم شده وجواب نمیده.

      ولی حالا اینقدرازرژیم گرفتن بدم میاد که هرکی ازرژیم حرف می‌زنه دیگه خندم می‌گیره 

      درضمن من این‌قدر رژیم گرفته بودم 

      همیشه آرزو می‌کردم که یکروزبخوابم

      ودرعالم خواب یکی یه قرص تودستم بزا رن وبگن اگه اینو استفاده بکنی دیگه مانکن میشی.

      وحالابهترازاون جیزی که فکرمیکردم اتفاق اوفتاد 

      واون سایت تناسب فکری استادبود که سرراهم قرارداد

      استاد انسانی به مانندفرشته مهریان وفوق العاده عالی ودست خداوند برای مادرروی زمین قراردادکه بتونیم باروشهای استادوبامطالب وفایل های بسیارمفیدی که ارائه میدهدومارا شبانه روزراهنمایی می کندتا بتوانیم 

      فرمولهای ذهنیمان را عوض کنیم

      واین ذهن ناخود‌آگاه ما هست که ازهرروشی بهتر است

      اون که ماراوادار به خوردن وحریص بودن میکردوفکرهای مخرب راهنمائی میکرد

      ذهن ناخوداگاه بودکه همیشه توی سرمان نجوا می‌کرد که بخورمگه چی می‌شه اینکه چیزی نیست

      من یادم هست که وقتی کیک وشیرینی داشتیم من هیچوقت جلوی خودم را ومیتونستم بگیرم

      حتی اگه رژیم بودم دورازچشم همه باعجله کمی می‌خوردم چون ذهنم دستور میدادوتشویقم بخوردن میکرد

      ولی حالا من چندماه است که دیگررژیم نگرفتم وحرص وولع دیگر ندارم پرخوری ریزه خواری ندارم یعنی اون چیزهای مخرب که درمن وجود داشت تمامشان از ذهنم پاک شدن

      ورفتن خدایاشکرت

      حتی دوماه پیش برای ثبت نام به بهداشت رفته بودیم منرو وزن کردن 

      ومن پنچ کیلو اضافه کرده بودم

      وبه من گفتن که اینجا دکتررژیم داریم میتونی برای گرفتن رژیم بهش مراجعه بکنی

      ولی من قبول نکردم وگفتم که من خودم میتونم وزنم روکم کنم ودکترباپوز خنده گفت برو ببینیم چطور میتونی وزنت روکم کنی.

      امامن راهم رومسیرم رو پیدا کردم

      ومن دراین مسیرباتمام تلاش 

      وکوششم جلو می‌روم ومیدان دیریازودداره اماسوخت وسوز نداره

      من هستم که نتیجه عالی  راکسب خواهم گرفت

      چون من باهیچ روشی اینقدر راحت 

      نبودم وازخوردن لذت نبردم

      همیشه باترس خوردم.باحرص خوردم

      اگرهم جلوی خودم رو گرفتم

      خودم،خودم روکنترل کردم وهمیشه

      چشمم دنبال غذابود

      اماازوقتی دراین سایت تناسب فکری هستم دیگه غذا.شیرینی.وجیزهای دیگردرنظرم هیچ اهمیتی ندارد

      وبرایم مهم نیست اگه خواستم میخورم اگه نخواستم نمی خورم به همین راحتی حتی نگاهم نمیکنم

      منی که اگه توی یخجال کیک یا شیرینی داشتیم باید حتما می‌خوردم 

      وتمام میکردم ولی حالا اصلا برام مهم نیست حتی فکرشم نمیکنم

      من دیگه بخوردن فکرنمیکنم 

      خیلی وقتها احساس میکنم که اصلاگرسنه نیستم ونمیخورم نه اینکه

      خودم رو کنترل کنم احساسم وذهنم میگن که تو سیری احتیاج بخوردن نداری

      ولی قبلا ازاین احساسهارونداشتم 

      وهمیشه هرچیزیکه جلوم می‌اومد می‌خوردم 

      ویرام فرقی نداشت چه چیزی است یاچقدراست فقط می‌خواستم خوردنی باشه

      وحالابه خودم افتخار میکنم که توانستم اول به کمک خداوند مهربان وبعدبااموزشهاوفایلهاومطالبآموزنده 

      ومفیداستادعزیزمان ودیدگاهای دوستاگرامی وخوبم

      وخداروشکرمیکنم که دیگه ازهیچ رژیمی پیروی نمیکنم وازهیچ رژیمی سازگاری ندارم ودیگر حتی نمی‌خواهم اسمش روبشنوم وهمیشه می‌خواهم ازش دوری کنم

      چون هربلای سرم آورد این رژیم بود

      آرتروزشدیدزانوی پاهام.آرتورزمچ دستم .کم خونی.کمبودویتامینها بدن.از دست دادن دندانهام کم پشتی مو هام. ازدست دادن  انرژی 

      بدنم.وهمه اینها بخاطر گرفتن رژیم‌های گوناگون  است 

      ودیگرازاین به بعد دنبال هیچ رژیمی نخواهم رفت وازاین بابت ازخدای مهربان ممنون متشکرم سپاسگزارم خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/17 17:24
      مدت عضویت: 172 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به همه ی عزیزان

      من همیشه تو ذهنم دلم میخواست یه رژیمی وجود داشته باشه که بتونم غذامو بخورم ولی به اندازه بخورم و همیشه فکر میکردم این بهترین راهکاره ولی نمی تونستم ذهن خودم رو برای به اندازه خوردن متقاعد کنم و همیشه هرچقدر که دلم میخواست میخوردم

      من همیشه احساس گرسنگی رو دریافت میکنم و بعد غذا میخورم ولی مشکل من اینجاست که پیغام سیری رو دریافت نمیکردم یعنی دریافت میکردما درواقع بهش بی اعتنا بودم

      متاسفانه مشکل من شام و ناهار خوردن بیشتر از حد نیازم بود که البته چند روزی هست دارم تمرین میکنم و به اندازه ی نیاز بدنم غذا میخورم

      وقتی از شما می شنیدم که لاغری یه هنره متوجه منظورتون نمی شدم اما الان میفهمم که لاغری واقعا یه هنر که باید اونو یاد بگیریم.

      باید به اندازه خوردن رو یاد بگیرم باید تمرین کنم تا این هنر ارزشمند در من نهادینه بشه.

      در کانال تلگرام استاد خوندم که نوشته بودن همیشه سه چهارم معده ی خودتون رو پر کنید 

      چون پیغام های سیری ۲۰ دقیقه بعد از اولین لقمه ارسال میشه…

      من اینو تست کردم واقعا درسته وقتی غذا میخورم ممکنه همون لحظه که میخوام دست از غذا بکشم کمی احساس گرسنگی داشته باشم 

      اما بعد از حدود نیم ساعت که از غذا خوردن سپری میشه( با اینکه نسبت به قبل کمتر خوردم) واقعا حس میکنم معدم کاملا پر هست و دیگ اصلا ظرفیتی برای غذا خوردن نداره

      دلم میخواد رفتار های انسان های متناسب رو توی ذهنم مرور کنم و یاد بگیرم.

      مثلا خواهرم همیشه با عشق و لذت غذا میخوره ولی حتی یه قاشق بیشتر از حد خودش نمیخوره به هیچ وجه بیشتر نمیخوره

       و من واقعا الانه که میفهمم خودم با رفتار های اشتباه خودم مسئول چاقی خودم هستم

      خودم خواستم که تناسب نداشته باشم 

      باید مسئولیتش رو بپذیرم و مشکل رو حل کنم 

      خیلی خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم

      خدا رو شکر میکنم که منو با روش لاغری با ذهن و استاد خوبم آقای عطار روشن آشنا کرد 

      بابت تمام زمان هایی که برای تهیه فایل رایگان صرف میکنید از شما نهایت قدر دانی رو دارم.

      خدای خوبم سپاس سپاس سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سیده آمنه یاقوتی
      1400/04/16 02:40
      مدت عضویت: 264 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 956 کلمه

      سلام به دوستان قشنگم در سایت تناسب اندام

      ۱۵،۴،۱۴۰۰

      گام ششم👣

      نکات ارزشمند متن😍

      رژیم😱واقعا این کلمه چقد زجر آور، بااینکه خعععلی چاق نبودم ولی احساس میکنم همیشه بااین کلمه نمیتونستم ارتباط برقرار کنم،چون همیشه باید کم خوردی میکردم تا اضافه وزن نیارم😁

      شاید باورتون نشه رفتم معنی کلمه رژیم رو درآوردم نوشته بود: سبک، روش،قاعده😕

      خیلی جالبه که رژیم غذایی بااین اوصاف میشه سبک غذایی وکمی هضم این کلمه رو راحت تر میکنه وچقدر گول خوردم وبا شنیدن این کلمه حالم بد میشد😔

      بقول استاد ریشه ی خیلی از دلایلی که نمیتونیم متناسب بشیم باوری هست که نسبت به رژیم داریم

      ☑️خب چه باورهایی دارم من؟۱.رژیم یعنی کم خوردن و نخوردن یا حتی بد خوردن۲.رژیم یعنی عذاب۳.رژیم یعنی مسخره شدن توی جمع(که ای بابا اینم همیشه رژیم داره😥)۴.رژیم یعنی رنج ومشقت برای رسیدن به وزن دلخواه۵.رژیم یعنی منع شدن توسط افراد از خوردن(گاهی که دلمون میخواد از چیزی که دوس داریم بیشتر بخوریم روبه رو میشیم با تیکه و کنایه افراد که بابا خودتو خفه نکن تو که رژیم داشتی

      وخیلی حرفای دیگه که اهل دلا میدونن😁

      حالا جالبه یه روشی ابداع شده توسط استاد عطار روشن عزیزم که میگه بابا باکم خوردن و نخوردن و بد خوردن که لاغرنمیشی😶یااگه لاغر شی دومی نداره و برمیگردی😏

      واصلا غذاها نیستن که تو رو چاق میکنن😎

      جان غذاها منو چاق نمیکنن😍چه عالی پس چی منو چاق میکنه استاد ژوووون🤔

      چی؟باورهای من نسبت به غذاها😲یعنی اگه من باور داشته باشم برنج شکم منو میچاقه 

      یعنی آررره 

      یا وقتی باور کردم فلان غذا انقد کالری داره دقیقا همون میشه؟

      وای چه بد،پس حالا چکار باید بکنم؟جوابش اینجاست در سایت تناسب فکری استاد جونم اومده گفته دوستان متناسبم که اومدین رؤیاتونو محقق کنید

      ☑️اول که بدونید باور چیه؟باور یعنی فکری که شنیده شده دیده شده وبعد واقعیت پیدا کرده اونم نه یک بار و دوبا به اندازه ی عدد قطره های باران 

      برای همین شکل مادی گرفت و شد چاقی

      ☑️بعد گفت عزیزان نگران نباشید هول نکنید که ای داد چکار کنم حالا من که یه عمر این باورها رو چرخوندم؟هیچی خبرعالی اینه که چون میخواییم باور مثبت و درست وزیبا جایگزین کنیم خیلی زود اثر میکنه وبه اندازه ی چاق شدنم طول نمیکشه 

      چون خود خدا گفته (یک نیکی رو۱۰تا حساب میکنم و یک بدی رو همون یدونه،،،،،دمت گرم خداجوووونم💪💪💪💪)

      پس حالا که خیالمون راحت شد ودرک کردیم باورچیه

      باید قبول کنیم تاحالا این مابودیم که بااستمرار این چاقی رو بوجود آوردیم 

      یکی از اون باورها باور به اینه که اگه من رژیم نگیرم نمیتونم لاغر شم واین کاملا غلطه

      بقول یکی از دوستان گفته بود بابا تمام غذایی که میخوریم دفع میشه 

      پس چه چیزی واقعا مارو چاق میکنه غیر از باورهامون 😶

       

      پس لطفا آمنه جان بانو به خودت بگو رژیم غذایی داشتن هیچ وقت تو رو لاغر نکرده که لاغر کنه دوباره یا وزنت رو نگه داره واین فقط یک باورا😉

      چون امتحان کردن رژیم های متفاوت و نگرفتن نتجیه باعث میشه به خودم شک کنم و بجای اینکه بفهمم رژیم ناکارآمده باور کنم من عرضه ندارم و سرنوشتم اینه😜

       

      خب حالا برای اینکه بتونید به اندازه ی نیاز بدنمون غذا بخوریم فقط برای یک هفته تا واقعا احساس گرسنگی معدی نداشته باشیم غذا نخوریم

      میدنی استاد من اینو واضح دیدم که مغزم گرسنه میشه نه معده ام

      وجالبتر اینه که باهر چیزی تحریک میشه 

      بابوی غذا

      با رنگ غذا

      دیدن دیزاین و تنوع غذا

      وخاطره داشتن با اون غذا

      ✔️✔️✅نکات ارزشمند فایل💪حتی ممکنه چاق تر بشید اگه باورتون رو به رژیم عوض نکنید!!!!!

      چرا؟چطور؟

      چون ما باور میکنیم غذا ها مارو چاق میکنن(ومتأسفانه ماهایی که اضافه وزن داشتیم خیلی کالری بندی کردیم و خیلی عالی همه کالری ها دستمونه😁)

      اینطور که وقتی با ذهنم باور کردم غذا منو چاق میکنه حتی وقتی دارم باذهنم روش کار میکنم هم میاد میگه تو که رژیم نداری و میخوری؟پس چاق میشوی😥

      من بشخصه گاهی که این تجربه تلخ و داشتم و رژیم رو شکستم خیلی حس بدی داشتم وباعث شده باهر بار شکستن رژیم (بقول استاد خودم و اراده ی خودمو ببرم زیر سؤال و باور کنم منم که نمیتونم و بی اراده و سست میشم و هر تصمیمی که میگیرم براحتی لغو میکنم😭)

      چرا؟چون توی ذهنم خعععلی بزرگه و وقتی اسم این کلمه میاد ناخودآگاه شکست میاد تو ذهنم

      ☑️✅یه نکته ظریفی هست بین رژیم و درست غذا خوردن

      ✅بابا ایول دمت گرم استاد عجب چیزی واقعا الان هضمش کردم خدااااا

      ✔️رژیم گرفتن یعنی رنج و عذاب و مقاومت دربرابر غذاها و بخصوص موارد مورد علاقه😭وبلاخره شکستن این مانع و تا مرز خفگی خوردن

      ✔️صحیح غذا خوردن یعنی من به اندازه ی نیاز واقعی بدنم بخورم ونه بیشتر

      وقتی باور میکنم این باورهای منه که منو چاق کرده

       

      ونمیخواد رژیم بگیرم چقد راحت میشم

      اخیییییش😊😊😊

      ✅وجالبه خود به خود ولعم به غذا خوردن کم میشه

      ✅به اندازه ی نیاز بدنم میخورم همه چیز رو حتی تنقلات رو

      ✅✅وآرامش پیدا میکنم،راحت میشم واقعاکه نیازی نیست خودمو منع کنم

      یالقمه بشمارم یاکالری بندی کنم یا هزار رفتار غلط دیگه😁

      چون فشار این کلمه رو از روی ذهنم برمیدارم و بعد از مدتی روش درست غذا خوردن خود به خود ایجاد میشه وباعشق و آرامش و لذت بردن 

      خداجااااااانم شکرت

      جالب بود برام که ما با باورهای غلط رفتارهای غلط غذایی ایجاد کردیم

      وحالا که باور درست رو جایگزین میکنم رفتارهام و عادت هام درست میشن

      (عادت همون باوررهاییه که خیلی تکرارشون کردم تابه ناخودآگاه رسیدن و الان برام روتین شدن،،،وبا جایگزینی باورهای زیبا ودرست این روتین وار شدن میشکنه و درست میشه)

      ✔️✅آرامش و لذت بردن از غذا  وباخیال راحت لقمه برداشتن باعث میشه درست غذا بخورم و پیام سیری سریع به مغزم برسه و این اتصالاتی که خرابشون کردم مجدد ترمیم و تقویت بشن

      ترس از خوردن چیه؟ترس از خوردن اینه که غذاها برامون حکم چاقی داشتن و اونهارو عامل این وضعیت میدونیم

      ولی با باورهای درست البته با تکامل و یواش یواش این ترس و کم وکم وکمتر ومحو میکنیم

      نکته اینه که باید آرام و آهسته و پیوسته جلو برم و ذهنم و بیدار نکنم و بی سروصدا سر ذهنمو ببرم

      خداجوووووووووونم شکرررررررت شکررررررررت شکرررررت

      من لایقم 

      مغز من کاملا عالی و زیبا پیام سیری و شناسایی میکنه و من همیشه به اندازه غذا میخورم💪💪💪

      خداجووووونم شکررررررت برای این آگاهی ها

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/03 17:06
      مدت عضویت: 408 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 760 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر
      سلام به استاد نازنینم و همه دوستان عزیزم
      استاد این فایل برای من حکم پازل گمشده ای بود که تمام معماهای ذهنم رو حل کرد و لاغر شدن رو برای من مثل طلوع خورشید در صبح فردا بدیهی و و امکان پذیر کرد، راستش من خیلی وقته دیگه ترسی از غذا خوردن ندارم چرا؟ چون خانواده ی همسر من ادم های لاغر و خوش اندامی هستند از جمله خود همسرم، انها تقریبا همه چیز میخوردند ، غذاهای سنتی، غذاهای فست فود، شیرینی ها، کیک، نسکافه ، میوه و خلاصه همه چیز و همیشه لاغرند، اماااااااا انها همیشه به اندازه میخوردند، یعنی من ندیدم هیچ وقت ولعی داشته باشند یا مثلا برای خوردن یه تکه از کیکی هیجان بیش از حد. یا هیچ وقت ندیدم حرص داشته باشند برای خوردن یا پرخوری کنند🤔🤔🤔 سوال من همیشه اینجوری بود که چطور میتونن دست از خوردن بکشند؟ یعنی واقعا دلشون نمیخواد بقیه این تکه ی کیکشون بخوردند یا اصلا دلشون میاد این کیک به این خوشگلی و خوش طعمیه توی بشقابشون رو اینجوری ناتمام بزارند و نخوردند و عین خیالشونم نباشه و اصلا بهش فکر هم نکنند؟ بابا مگه میشه مگه داریم؟ با خودم میگفتم لامصب این خامه ها رو نگاه کن چه حالت creamy و خوش مزه ای روی کیک داره بابا جون بکن بخورش چرا نمیخورن چطور نمیخورن؟ 🤯🤯🤯 بعد میدیم که همین جور بشقابای کیک میرفت توی سینک ظرفشویی کیکهای مونده تو بشقابا میرفت تو سطل اشغال و ظرف ها شسته میشد😬😬 یا بقیه کیک تولد یا شیرینی انقدر میموند تو یخچال و کسی نمیخورد که وارد سطل اشغال میشد، به خواهرشوهرم نگاه میکردم میدیدم خیلی راحت میخوره هر چی که بخواد رو ولی خوب که دقت میکردم و کالریش رو توی ذهنم حساب میکردم اخرش میدیم مثلا بنده خدا با اینکه مثلا اون تیکه کیک رو خورده یا فلان شیرینی رو خورده ولی در مجموع خیلی کم خورده و کالری که مصرف کرده دقیقا مثل فردیه که رژیم سخت داره😲😲😲 در حالیکه خودش بدون محدودیت و فکر کردن خورده و اصلا به اینکه چی خورده و چقدر خورده فکر نکرده و خودش اتوماتیک درست میخوره، با دقت توی رفتار انها من فهمیدم که مواد غذایی نیست که ما رو چاق میکنه، میزان مصرف مواد خوراکی و پرخوریه که ما رو چاق میکنه، و در تمام این سالها من تلاش میکردم مثل انها رفتار کنم البته تلاش عمدی یعنی من دلم میخواست بخورما ولی مثلا کیکم رو یا غذام رو نصف و نیمه رها میکردم که مثلا مثل انها رفتار کرده باشم در حالیکه پدر من درمیومد حسرت میخوردم دلم میخواست بخورم ولی نمیخوردم یا بعبارتی ذهن من همون ذهن چاق قبلی بود ولی ادا و اصول درمی اوردم(خودم سر خودم شیره میمالیدم) و البته که یه جایی کم می اوردم از نقش بازی کردن برای خودم و حسابی دلی از غذا درمی اوردم🤣🤣🤣 اما همیشه توی ذهنم این سوال بود انها چطوری اینهمه خویشتن داری دارند در حالیکه کاملا مشخصه هیچ تلاشی براش نمیکنند و خود بخود به طور اتوماتیک دست از غذا و خوشمزه ترین خوراکی ها میکشند؟ اصلا هدایت من به این مسیر زیبا و لاغری با ذهن در خواست پی در پی از خدا برای جواب به این سوالم بود که خدایا این افراد چطور خود به خود بدون هیچ رژیمی بدون هیچ فعالیتی بدون هیچ اگاهی از تغذیه و کالری و …… درست عمل میکنند؟؟؟؟؟؟ مثلا باردار میشن چاق میشن بعد از تولد بچه بدون هیچ اقدامی روز به روز اب میرن تا به وزن اولیشون می رسند!!!؟؟ همیشه خوش اندام و لاغرند و حتی از اقرادی که تو فامیل حالا به هر زجر و تقلایی با وجود گرفتن رژیم های دقیق ورزش های فوق العاده سخت لاغرند، این افراد لاغرتر و خوش فرمترند؟؟ خلاصه که خیلی دنبال این سیستم اتومانیک درونی انها بودم که وقتی سیرند خوشمزه ترین خوراکی هم نمیخوردند، خوب میفهمن که چی میخوان و چقدر میخوان؟ که توی این فایل بهش رسیدم و متعهدانه اماده ی انجام این تمرین هستم، میخوام اون سیستم اولیه و بی نقصی رو که خدا در زمان تولدم در وجودم گذاشته و متاسفانه دستکاری شده رو به تنظیم کارخونه برگردونم تا بدون هیچ سختی و تلاش طاقت فرسایی به اساسی ترین نیازم که داشتن تناسب اندام فوق العادست دست پیدا کنم به امید خدای مهربان. از شما هم کمال تشکر و قدردانی رو دارم برای قرار دادن این فایل های ارزشمند به صورت رایگان که میدونم استاد میدونم اینقدر ارزشمندند که قیمت نمیشه روشون گذاشت، فقط از خداوند میخواهم که برای شما جبران کنه چون از ما جز تشکر کاری ساخته نیست ممنونم استاد ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/31 23:02
      مدت عضویت: 636 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      سلام خدمت استادعزیز و دوستان گرامی🌹آیا با رژیم می توان لاغر شد🤔اول باید گفت آرزوی هر فرد چاق اینه که متناسب باشه تا به تبع لاغر شدن اعتماد به نفسش قوی بشه و روحیه قوی پیدا کنه تا کسی بهش سرکوفت نزنه و چاقیش رو به رخش نکشه و توی مهمونی ها معذب نباشه و  هرنوع خوراکی که دوست داره بخوره هرنوع لباسی که دوست داره بپوشه و با خیال راحت عکس دوستانه بگیره و توی دورهمی ها شرکت کنه و هرنوع رشته ورزشی که دوست داره شرکت کنه و هر نوع هنری که علاقه داره دنبال کنه و بهترین شغل ها و منبع درآمدها داشته باشه و بهترین زندگی رو واسه خودش بسازه حالا میشه گفت که رژیم میتونه یه فرد چاق رو لاغر بکنه و  به تمام خواسته هاش برسونه خب معلومه که نمیشه لاغر شد اگر امکانش بود الان همه ی افراد متناسب بودن و زندگی خوش و خرمی داشتن و هیچ کس چاق نبود درصورتی که خیلی از عزیزانمون تقریبا همه ی رژیم هایی که وجود داشته رو گرفتن شاید یه نتیجه ی نسبی داشتن و برای یه مدت چند کیلو لاغر شدن ولی با قطع کردن رژیم دوباره اضافه وزنه برگشته و گاهی چاق تر هم شدن پس به هیچ عنوان رژیم باعث لاغری همیشگی نمیشه😊کلمه رژیم 👈 واژه ای هست بسیار مخرب و ویرانگر تا اونجایی که فرد را واردار میکنه به اوج افسردگی برسونه و دلش از دنیا بگیره که آخه چرا من نمیتونم مثل بقیه افراد هرچی دوس دارم بخورم😔 گاهی هم گلایه هل که آخه این چه هیکل و سرنوشتی هست که نصیب من شده 😔 حسرت اندام افراد متناسب خوردن هست 😔 و محروم کردن خودت از رفتن به مهمونی ها و دورهمی ها 😔 خوردن غذاهای ناچیز و بی مزه  و تک نفره 😔مسخره شدن توسط دیگران که تو نمیتونی چرا دوباره خودت رو به زحمت میندازی حیف پول هات نیست که الکی حروم میکنی خب میخواستی از اول زیاد نخوری کم می خوردی😔خلاصه اینکه فقط یاس و نا امیدی نصیبمون می شد😔خب خداروشکر که حالا هیچ رژیمی در کار نیست و با خیال راحت میشه از همه ی غذا ها خورد و لذت ببریم و حرص و وله خوردن نداشته باشیم که انگار قحطی اومده و قرار نیست غذایی به بدنمون برسه 😊چقدر این تمرین خوب و جذاب هست  و لذت بخشه من که امروزاین روش خوردن رو تمرین کردم چقدر خوب بودهروقت احساس گرسنگی میکردم و واکنش بدنی داشتم یکی دولقمه میخوردم و سیر میشدم چقدر خوبه به اندازه نیازمون و به موقع غذا بخوریم  انشالله همیشه ادامه میدم و حسابی متناسب میشم😊🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/29 01:13
      مدت عضویت: 173 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,860 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان عزیز و همسیرم🤗 

      همه‌ی ماانسانها باتوجه ب شرایطی ک برای چاق شدن و رفتن ب دنبال روش های دیگه برای لاغرشدن و متناسب موندن داشتیم بهانه ها و دلیلهای گاه مشابه و گاه مختلفی رو داشتیم برای علتهای چاق شدن و چاقتر شدنمون و قبل از آشنایی و هدایتمون ب سایت تناسب فکری و روش لاغری باقدرت ذهن ب اصل و اساس کارمون باور داشتیم .ک درواقع باورهای آشکار ما بوده اند و ازشون اطلاع داشتیم ، اما گاهی در روشی حتی درست و صحیح و بدون رد خور انسانهای زیادی باورهایی دارن پنهان و ب شدت تاثیر گذار، باوری ک خود ب تنهایی مانعی بزرگ و ریشه محکم هست و درعین حال پنهان و مخرب ،،، 

       

      من هم مثل همه ی افراد و دوستانی ک دراین مسیر هستند از انواع و اقسام رژیم های مختلف و ب اصطلاح معروف استفاده کردم ، رژیم های ک جز نتیجه ی نسبی چیزی دیگر برای من ب همراه نداشت .ن تنها من بلک همه‌ی دوستانی ک هدایت شدن ب این مسیر .و حتی دوستان و آدمهایی ک همچنان تقلا میکنن برای یک روشی سریع ولی آسان  ک بیرون از این فضا و سایت و مسیر هستن …

      سوال مرتبط با موضوع ؛کلمه ی رژیم❌😒 چ احساسی رو در ما بوجود میاره 🤔☹️ 

       

      «چی بگم  هر چی بگم از بدیهاش کم گفتم 🤣🤣»

       

        راستش من زمانهایی ک تصمیم میگرفتم ب رژیم گرفتن از همون اول ک فکرش ب ذهنم میرسید تابه  عملی کردنش برسم حالم بد بود و هول ولا داشتم ، استرس و ترس داشتم ، گفتگوهای ذهنی بد داشتم مثل : وای دوباره شروع شد هزینهای جدا ، سفره انداختنای جدا ، از نگاه ها و سوال پرسیدن دیگران ک بازم رژیمی متنفر بودم ، ازینک حالا امشب مهمونی بخور فردا رژیم بگیر 😤😒 ازینک باباتو نمیتونی خسته میشی وول میکنی ،دروغ چرا دیگ از حرفاشون بهم برنمیخورد چون تقریبا راست میگفتن ک من فقط یکی دوهفته اول اوکی هستم و ذوق دارم ب هفته ی سوم نرسیده یواشکی خوردنها شروع میشد ، حرص ولع ها شروع میشد، چشمم دنبال غذاهای حتی بدرنگ و لعاب و بدمزه شروع میشد ..این شروع شدنها در حالی بود ک من وقتیک میخاستم رژیم بگیریم خوراکی های اعم از ترش ،شور،شیرین،وووو رو ب همسرم میگفتم بخر ک بخورم ک دیگ دلم چیزی نخاد و ازون خوردن های من فقط چند روز میگذشت و من انگار سالهاست ک حسرت خوردنشون رو دارم 😞😓 

       

      کلمه رژیم برای من ، برای ما دیگ کلمه ای هست بی معنی و مفهموم ، بی اساس وبی منطق وباز دوست دارم راجبه ش بگم و بنویسم و حرصمو روش خالی کنم .حرصی ک سالها زور میگفت  ،علاوه بر حرفهای دیگران این کلمه هم میگفت که برای رسیدن ب هدفت (لاغرشدن) باید منو بگیری یعنی (رژیم )درغیر این صورت هیچ راه و چاره ای دیگ ای نداری … 

      کلمه ی رژیم یعنی : محرومیت و محدودیت غذایی ، یعنی شکست ، دیوار بلندی بین تو دنیای درونت ، مانع ، حریف قَدَر ، خجالت ،،چرا گفتم خجالت (چون مجبوری توی ی مهمونی گاهی مهم ، قرار کاری ، و حضور در مراسمات شادی و غیره از غذای مورد علاقه ت نخوری یا ظرف رژیم خودت همراهت باشه و همه بفهمن ک رژیمی و پیش خودشون فکر کنن مگ چقدر میخوری یا تاحالا کجا بودی و چرا بفکر نبودی ،وووو سوالهای زیادی ک فقط خودشون قادر ب پرسیدنش هستند این (دیگران)ب ظاهرمحترم )حالا هی ما توضیح بدیم ک کم میخورم یا اصلا نمیخورم کو گوش شنوا ☹️😑 

      کلن رژیم کلمه ای پرمحتوای حال بد کن و احساس بد ایجاد کن هست ،، 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      موضوع بعدی : اگر ک ما یدفعه ای بخایم بریم ب جنگ و ستیز با کلمه ی رژیم قطعا اونی ک شکست میخوره این ماهستیم ،،قطعا برای همه ی ماها پیش اومده این فکر رژیم گرفتن افتاده تو سرمون گاهی انقدر قشنگ و زیبا رسیده بنظرمون ک اگ رژیم بگیری هیکلت ردیف میشه ، بدنت حالا استراحتی میکنه ، سلامت تر میشی و غیره و ماهم گفتیم چشم شروع کردیم ب گرفتنش لامصب همین ک متوجه میشه (ذهن) ب محض فهمیدن موضوع حالا شروع میکنه ب منصرف کردن ماازون فکری ک دیگران در فکر ماکردن و خودمونم حتی میخاستیم ذهن باورش کرده ،حالا میخاد مارو برگردونه ب اون لذت و آرامش خودش و شروع میکنه ب گفتگوهای قوی و سریع ک حالا امشبو بخور ،حالا شیرینیه بخور ،حالا ناراحت میشه بخور و در مقابل سرپیچی ماازین بخور بخورها ،چنان فشارعصبی وارد میکنه ک چندتا چندتا میخوردیم مگ میشه اصلا مگ داریم ک بشه باذهن مقابله کرد .پس یدفعه نمیشه رفت ب جنگ با رژیم 

      ولی تجربه ی تلخ شکستن رژیم رو همه ی ما بخوبی درک و تجربه کردیم ک بعدش تازه مصیبت شروع میشه ، عذاب وجدان ، سرزنش ، برچسبها ، بستن بی عرضه وناتوان های مکررب ناف خودمون و الا آخر😑😉 

      ک دیگ خدارو شکر تموم شده برای ما اون روزهای بد و واقعا طاقت فرسا 🙏💪  

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      اول صحبت و دیدگاهم راجبه ی موضوع بسیار مهم و تاثیر گذار ک درعین حال مانعی بزرگ و مخرب هست براتون شرح حال دادم 😉😑 حالا اون مانع وباورتاثیر گذار چیزی نیست جز ترس ، درواقع ترس از غذا خوردن 

      ترسی ک ما نباید بهش واکنش بدیم ما نباید از غذاها بترسیم بلک باید ازاون مقدارمواد غذایی ک نیاز بدنمون هست بالذت و آرامش استفاده کنیم 

      واگرک ما بخاییم باین دیدگاه ب مواد غذایی نگاه کنیم  ک ترس از استفاده کردنشون داشته باشیم درواقع ما اومدیم چشممشو درست کنیم. بدتر می‌زنیم ابروشم خراب میکنیم ک هیچ نوع مواد غذایی قدرت چاق کردن ماروندارن ولی ازشونم میترسیم ،،،ولی اگ ماب اندازه نیاز ازشون بخوریم ک نیاز روزانه مارو تامین کنه دیگ جای برای ترس وجود نخاهد داشت ، 

       

      قدم اول برای رهایی ازین ترس و باور پنهان :رهایی از احساس رژیم که خیلی لذتبخشه اگر ک از رژیم و تاثیرات بدش رها بشیم و باخیالی راحت ودراوج لذت و آرامش از غذاهای مورد علاقمون مصرف کنیم (فست فود ، شیرینیجات ها ، غذاهای سرخ کردنی) البته مهم اول سلامتی هست ب هوا چاق نشدن زیاده روی نکنیم 🙏😃 

      قدم دوم برای رهایی ؛برداشتن فشاراز ذهن ، نداشتن حرص وولع ، نموندن چشم روی مواد غذای ،حسرت نداشتن از نخوردن غذاها وتودلمون موندن ،اینجوری ذهن اداره ی امور رو بعهده میگیره و ماناخودآکاه گرایشمون ب خوردن کم و کمتر میشه 

      «البته این تغییرات برای افراد متفاوته ولی بالاخره ب ی شکل درمیادو عملی میشه ،(دیروزود داره سوخت و سوز نداره)😉

      و در این مرحله ازاین واکنشه کم خوردنها این پیشرفت ما، بعداز ماه ها و سالها از سر شوق و ذوق هست ک بدون فشار ب جسم ،ک بدون محرومیت و محدودیت و بدون هیچ تلاش و سختی ودردو رنج ما بااین نقطه رسیدیم و کاملآ جدااز رژیم گرفتنای قبل ماست  چون دراین مدت ما حالمون و احساسمون خوب بوده فشار روحی روانی نداشتیم استرس وناراحتی نداشتیم ،،  

       

      ما در روش های قبلی دلایل چاقیمون روعادت و اشتباهات غذایی میدونستیم ولی درراه وروش لاغری باقدرت ذهن این ماهستیم ک از خوردن لذت میبیریم و تمایل ب کم خوردن داریم ،واین یعنی درست بودن راهی درست و صحیح و انجام دادن. رفتاری متناسب مثل متناسبها😉🤗🤗 

       

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      روش کم کردن مهمه ،ولی این مهم بودن نباید مارو مجبور کنه باینک ما خودآگاه کم غذا بخوریم بلکه باید ما این آموزش روب ذهنمون بسپاریم و انقدر تکرار و تمرینش کنیم ک باور کردنش برای ذهن ما نتیجه اش تغییرات در رفتارمابشه و این تغییرات ماندگار باشن ن مثل رژیم های قبلمون نسبی و بیفایده 😊  

       

      هر چقدر ک ما تلاش کنیم برای فرمول سازی و ایجاد باورهای درست و صحیح ،ذهن هم بیشتر تمایل پیدا میکنه برای منصرف کردن مااز مسیر چون برخلاف راه و روشهای غلط و اشتباه قبل ما این تصورو داره ک دچار سختی و آشوب میشه و چون ذهن دوست نداره از نقطه امن خودش بیاد بیرون ،ممکنه اولش مقاومت کنه و حتی ممکنه ،ممکن ک ن حتما دست روی نقطه ضعف ما میزاره واون چیزی نیست جز ترس از خوردن ک اگ اینو بخوری چاقت میکنه ،این نوع ماده غذایی کالریش بالاست وما همیشه بین بدو بدتر مجبور ب انتخاب لد بوده ایم همیشه ،،،

       

      مانع ترس از خوردن مانعی است ک ب زودی ازبین نمیره و پنهان بوده تاحالا تا ب اینجای فایل ک استاد عزیرمون کشف و ضبطش کردن👏👏👌💪👍 زود از بین نمیره ولی بالاخره با تلاش و ریشه یابی میتونیم مانعشو از سراه برداریم اگ ب یک دفعه باهاش روب رو بشیم این ماییم ک شکست میخوریم ،،و اینک خوردن مارو چاق نمیکنه بلکه اشتباه خوردن مارو چاق و چاقتر میکنه 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      افراد و دوستانی ک در مسیرلاغری باقدرت ذهن هستند هم باینک مسیرشون درسته ولی بدلیل این باور پنهان و مخرب وتاثیر گذارگاهی روندشون کند میشه یا حتی گاهی برعکس و روند شروع لاغری ب روند چاق و چاقترشدن تغییر مسیرپیدا می‌کنه چونک باور دارن خوردن =چاق و چاقترشدن =استرس و ناراحتی ک آیا کم خوردم ،زیاد خوردم و دچار شک و شبهه ووسواس میشن،،و لقمه هاشون رو شروع میکنن ب شماردن ،، 

      و غلبه براین ترس یعنی رهایی ،اعتماد کردن ب جسم و بدن خودمون ، اطمینان و اعتماد و تشکروافتخارب ذهنمون🤗🤗 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      موضوع بعدی : آیا ما پیغام سیری رو دریافت میکنیم یا ن؟؟ ایا ب موقع این پیغام و دریافت میکنیم یا خیر؟؟!! 

      دریافت پیغام سیری برای بعضی افراد استرس ایجاد میکنه و این خطرناکه و ممکنه باز نتیجه عکس بده و بجای لاغر شدن مارو چاقترهم کنه چونک اگر ما ترس داشته باشیم دیگ فرقی نمیکنه ک مقدار غذای ما چقدره اون ترس کاره خودشو میکنه (والا اصلا نمیخام بهش فکرکنم), 😊

       

      پیغامهای بدن ب دو شکل واکنش میدن ۱️⃣احساسی ک شامل :غم ،شادی،ک موجب انرژی و با بی‌حوصلگی و سستی ما میشن و در تمام مراحل ما فقط احساس رو درک میکنیم و کاملا درونیه وواکنشی ب بدن نداره ،،،

      ۲️⃣اعصاب ک شامل :اکثرمواقع درد میشه ،دردی از برخورد با شی یا بریدن دست ، ک همه ی احساس ها در مرحله ی اولیه درونیه واگر ک ادامه داشته باشه میشه واکنش مثلا احساس تنهایی ب تنهایی یک حسه (احساسه),امااگ ادامه داشته باشه واکنش نشون می‌ده  «احساس درد ب واکنش»  

      مثال :اگر ک ما خوشحال یا ناراحت باشیم ممکنه گریه کنیم …. 

      واما اصل مطلب 😑🤗 اگر ک ما گرسنه باشیم و درک نکنیم این احساس گرسنگی واکنش نشون میده با سرو صدا ی شکم و حالت ضعف 

      و برعکس اگ ازون ور بوم بیفتیم پیغام سیری رو دریافت کنیم ولی بهش توجه نکنیم و زیاده روی کنیم این احساس سیری واکنشش میشه فشار شکم و حالت تهوع …

       

      تمرین گام ششم:تامدت یک هفته تازمان احساس گرسنگی واقعی لب ب هیچ خوراکی نزنیم و اجازه بدیم ک احساس گرسنگی ب واکنش در بدن ما تبدیل بشه و ب محض قط شدن او ن صدا وواکنش دست از خوردن بکشیم و سعی در دریافت پیغام سیری داشته باشیم واما اگر یکی دوبار از دستمون دررفت و روزای اول اگه  متوجه نشدیم باینک میدونستیم این یک لقمه اضافه س اما دست رد ب سینه اش نزدیم خودمون رو سرزنش نکنیم و همه ی پیشرفت و موفقیت مون رو فراموش نکنیم ..

       

      باترس از نخوردنهامون مقابله کنیم و هی لقمهامون رو نشماریم ، ب کم و زیاد خوردنمونم شک نکنیم اگ ک نیاز بدنمون بود میخوریم و اگ خورده بودیم دیگ نمیشه کاریش کرد ک هی بخایم خودمون رو سرزنش کنیم باین کاراون مقدار برنمیگرده و بالاخره دفع میشه ،انرژی میشه ،دود میشه ،پس بهتره تلاشمون رو برای بهترشدن روزهای دیگموم بکار ببریم وبس 🤗😊 

       

      ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیرم🙏🌺 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 20:52
      مدت عضویت: 507 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 939 کلمه

      سلام سلام گام ۶در مسیر لاغری من❤💗❤

      اسم کلمه رژیم که میاد یاد محدودیت نخوردن در 

      تصویر ذهنم از کلمه رژیم نمایان میشه 

      در همه روش ها لاغری من خودم تصمیم میگرفتم

      چی بخورم چی نخورم و دسته بندی میکردم غذاها

      لاغر کننده با غذاها چاق کننده

      وخودم مجبور میکردم به رعایت کردن و تنها مسیر 

      لاغرشدن رو رژیم میدونستم

      بااینکه خیلی دوست داشتم از فلان غذا بخورم یا

      فلان شیرینی ولی با حسرت نگاش میکردم و

      نمیخوردم و تا یه مدت دوام میاوردم ولی زود

      خسته میشدم رها میکردم خودم ناتوان میدیدم

      و از رژیم وحشت میکردم و میگفتم حقم چاق بمونم

       

       

       

      و من میخواستم خودم مجبور کنم واشتباه بود 

      وشکست میخوردم 

      در روش لاغری با ذهن یاد گرفتم که هیچ غذایی

      چاق کننده یا لاغر کننده نیست و با این آگاهی 

      خیلی ارامش پیدا کردم چون شنیدم و خودم دیدم

      افراد متناسب هم از این مواد غذایی من میخورن 

      متناسب هستند پس با خیال راحت باز شروع کردم

      به خوردن و میگفتم هرچقدر که میخواه بخور چاق 

      نمیشی که و بازم دیدم من تغییری نکردم

      و فهمیدم دارم اشتباه باز میرم و خیلی ناراحت شدم

      رها کردم و فکرم این بود اینها رایگان جواب نمیده

      باید محصول بگیرم من که قدرت خرید ندارم و 

      خیلی ناراحت شدم و کلا رها کردم ولی بعد مدتی

      که باز متوجه چاقی بیشتر خودم شدم گفتم بازم 

      شروع کنم این بار نتیجه میگیرم و مصادف شد

      با شروع مسیر لاغری من و خیلی خوشحال شدم و اومدم شروع کردم و هر روز با شوق ذوق انجام 

      میدادم و دقیقا با همین تمرین یک هفته ای چنان

      لذتی میبردم و تغییرات من شروع شد ۵کیلو کم 

      کردم و باز عجله کردم لیز خوردم و گفتم حالا من 

      که لاغر شدم یه مدت ادامه نمیدم نزدیک سال تحویلم بود و کلا گول خوردم رها کردم               

      و باز عادتها من برگشت اروم اروم و چاق شدم باز

      الان فهمیدم که استاد وقتی میگن اگه نتیجه هم 

      نگرفتی ادامه بده دقیقا من اگه لیز نمیخوردم ادامه

      میدادم الان یک شگفتی ساز بودم مطمعنم ولی 

      خودم با عجله با گول نجواها ذهنم خوردن از 

      شگفتی ساز شدن جا موندم 

      این بار خیلی اگاهی هام رفته بالا اولا که عجله نکنم

      وزن نکنم،به چاقیم توجه نکنم،به اینکه چند روز

      شروع کردم چرا لاغر نشدم توجه نکنم ،با اگاهی ها 

      منفی ناراحت کننده اخبار ها تصادف گرونی فقر 

      ذهنم پر نکنم و کلا نه این چیزها ببینم نهه حرف

      بزنم در موردشون یا بحث کنم

      در مورد اینکه بخوام به کسی ثابت کنم که برای

      لاغر شدن باید از طریق ذهن عمل کنه و داره

      مسیر اشتباه میره بحث نکنم 

      و این بار خودم نخوام با محدودیت جلو خودم 

      بگیرم بگم نهه من نهه باید نخورم 

      قدم بر میدارم در این مسیر و ذهنم خودش 

      تصمیم میگیرد که چطور رفتار کنید و با اموزش ها

      صحیح به ذهنم یاد میدهم گرسنگی یعنی چی

      سیری یعنی چی و به اندازه ای که گرسنگی 

      برطرف بشه غذا بخورم و این رفتار صحیح خوردن

      است 

       

      امروز صبح گوشش دادم و دقیقا گذاشتم شکمم به

      صدا در بیاد و رفتم شروع کردم خوردن و وقتی 

      دیدم دیگه اون سرصدا شکم ضعف نیست بلند 

      شدم و دیدم چقدر من زود سیر شدم 

      من که تا اخر سفره مینشستم تا همچی تموم 

      نمسشد سیری نمیفهمیدم و با تمام شدن 

      مواد غذایی میفهمیدم سیرم دیگه و بعد دوساعت

      دیگه دانبال خوردن بودم حتی واسه رفع تشنگی از

      خوردن استفاده میکردم کلا واسه همچی شادی 

      ناراحتی ،خستگی،بیکاری،احساس خوب ،سرگرمی

       

      ولی امروز با شروع تمرین بعد صبحانه که زود سیر

      شدم و خودمم باور نکردم ولی تا ناهار بدون اینکه

      بخوام خودم محدود کنم چیزی نخوردم اصلا 

      گرسنه نشدم و باز ذهنم قبل ناهار گفت گرسنه ای 

      برو یه چیزی بخور و من یه سوال به طور ناخوداگاه 

      اومد تو ذهنم و گفت الان گرسنی یا تشنه ای 

      و من فهمیدم تشنه هستم ولی میخاستم روی عادت قبلا خودم باز برم غذا بخورم

      و از این رفتارم خیلی لذت بردم و امروز کلا من خیلی خیلی رفتارم عوض شده منی که اصلا سیری

      نمیدونستم ۲۴ساعت میخوردم ولی الان اینجوری 

      بدون اینکه بخوام خودم محدود کنم توجه ام از

      روی خوردن برداشته شده و خیلی احساس خوبی

      دارم که ذهنم خودش تصمیم گرفته به اندازه 

      صحیح خوردن بدون حسرت خوردن بدون فشار

      خدایا شکرت 

       

      استاد جان از شما بی نهایت تشکر میکنم که 

      اصول صحیح رفتار کردن خوردن صحیح

       دقیق برای ماتوضیح دادید 

      من امروز به طور عملی تجربه کردم گرسنگی و

      سیری رو و خیلی لذت بردم از خوردنم 

      واسه اولین بار بدون ترس نگرانی غذا خوردم

      اولین بار لذت بردم ازخوردنم و احساس ازادی

      داشتم و خیلی خوشحالم احساس ارامش دارم

       

       

      من تعهد میدهم این تمرین بیشتر از یک هفته

      ادامه بدم چون خیلی لذت مبیرم از رفتارم و 

      اینقدر ادامه میدم که به یک رفتار لذت بخش در 

      زندگیم تبدیل بشه و الان فهمیدم وقتی شما 

      لایو میذاشتید و اشپزی میکردید و با لذت 

      میخوردید چه لذتی داشته و من با ترس حسرت

      نگاه میکردم میگفتم خوشبحال استاد لاغر همچی

      میخوره و کاش مث استاد با لذت بخورم 

      و اون زمان من فک میکردم لذت بردن یعنی

      بیشتر خوردن و برای اینکه مث استاد با شادی 

      خنده غذا بخوردمی بیشتر میخوردم و اینجوری

      احساس میکردم دارم کار درست انجام میدم 

      و لذت میبرم مث استاد و لاغر میشم😃😄😀

       

       

      و من امروز به طور واقعی لذت بردم از خوردنم و 

      احساس خیلی عالی داشتم 

      و امروز فهمیدم چرا این افراد لاغر زود میگن سیر

      شدیم یا میل ندارم یعنی چی 

      کلا امروز عشق کردم با خودم و رفتارم و خیلی بهم 

      لذت داد😊😍☺

       

      استاد شما بینظرید ❤❤❤❤❤❤❤❤❤

      مطمعنم این بار شگفتی ساز میشم 

      وباتعهد کامل و استمرار شور شوق ادامه میدم 

      و این تمرین بینظیر رو تا همیشه که عادتم بشه

      ادامه میدم 

      من لیاقت لذت بردن از مواد غذایی رو دارم 

      من لیاقت شگفتی ساز شدن دارم

      من لیاقت پوشیدن لباسها رنگ شاد مجلسی رو 

      دارم 

      من لیاقت زندگی دوباره با نعمت ها الهی دارم 

      حق منه اسایش، ارامش، ثروت، همسر ایده ال ،

      شادی،تفریح،ماشین،خونهه، درامد عالی، 

      من لایق بهترین ها هستم ❤❤❤❤❤❤❤

      و اگه تا الان حسرت این نعمت ها خوردم چون 

      داشتم مسیر اشتباه میرفتم و توجه میکردم به 

      نخواسته ها و همون ها رو هم جذب میکردم

       

       

      یاد گرفتم اول مسولیت شرایط الانم بپذیرم 

      وبعد برای تغییر شرایطم لیاقت داشتن هر

      چیری که میخوام به وجود بیارم در خودم و 

      توجه کنم به هدفهام 

       

      شاد پیروز موفق باشید و لذت ببرید 😊☺😉😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 03:50
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 997 کلمه

       💜💜💜 به نام خدای مهربان 💜💜💜

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان پرتلاشم 🌺🌺🌺

      گام ششم :

      من متن امروز رو دوبار خوندم و فایل امروز رو ۳ بار گوش دادم و از صبح که این فایل رو گوش دادم تمرینی که گفتید رو انجام دادم و چقدر لذت بخش بود اما یک نکته داشت مثلاً من صبحانه نخوردم چون هنوز گرسنه نبودم و صبر کردم که بدنم نسبت به گرسنگی واکنش بده و وقتی دلم شروع کرد به ضعف رفتن کمی غذا خوردم تا واکنش بدنم برطرف شد دست کشیدم اما دوباره یک ساعت بعد گرسنه ام شد اینبار میوه خوردم اما یک تکه کوچک و خیلی زود گرسنگیم برطرف شد و بعد دوباره تکرار شد و من هر بار یک مقدار خیلی کم از یک خوراکی رو خوردم و به محض برطرف شدن گرسنگی ادامه نمی دادم این تمرین برای خودم جالب بود چون هر بار در حد یک لقمه که می خوردم گرسنگیم برطرف میشد دیگه فهمیده بودم برای هر بار گرسنگی در حد یک لقمه یا یک تکه کوچک میوه یا یک دونه پفک و … کفایت می کنه اما نکته ای که داشت من رو به یاد یکی از اقوام انداخت که به شدت لاغره و همینطوری غذا می خوره یعنی فقط ریزه خواری ! همیشه برام سوال بود که چرا اینطوری غذا می خوره ؟ مثلاً یک بار که قبلاً به رفتار غذاییش دقت کردم دیدم یک پرتقال رو پوست کند و نیم اون رو گذاشت برای همسرش و نیمش توی بشقاب خودش بعد هر یک ربع یا ده دقیقه یکبار یک پره از این پرتقال رو برمی داشت و خوردن همون یک پره پرتقال دو یا  سه دقیقه طول می کشید من اول از طریقه ی خوردنش لجم گرفته بود 🤣🤣🤣 ولی بعد به خودم گفتم هر چی باشه رفتار غذاییش از تو درست تره ولی اونم به شدت لاغر بود ولی هر وقت نگاش می کردم در حال خوردن بود اما خیلی خیلی ریز مثلاً یکبار که خیلی گرسنه اش بود رفت یک تکه نون اندازه ی یک کف دست از توی سفره برداشت و ده دقیقه طول کشید تا اون نون رو بخوره ! و بعدش که سفره ی شام رو پهن کردند دو قاشق بیشتر نخورد و گفت نمی تونم زیاد بخورم زود سیر میشم ! یکبار یکی از خاله هاش بهش گفت ما هر وقت تو رو دیدیم در حال خوردن بودی ولی شانس داری چاقم نمیشی گفت من فقط در حدی که از غذا لذت ببرم می خورم نه بیشتر و این حرفش باعث شد در رفتار غذاییش دقت کنم و متوجه شدم اصلاً زیاد نمی خوره برعکس هر بار یک لقمه می خوره اما اون یک لقمه رو به قدری طول میده که هر کس نگاش می کنه فکر می کنه ۲۴ ساعته در حال خوردنه !

      و امروز با انجام این تمرین فهمیدم که منظورش چی بود که فقط تا جایی که لذت ببره می خوره😊😊😊 

      برداشت من از فایل امروز : 

      کلمه ی رژیم در ذهن همه ی افراد حتی افراد متناسب حس نا خوش آیندی رو ایجاد می کنه و هیچ انسانی دوست نداره در زندگیش در هیچ زمینه ای محدود بشه و رژیم یعنی محدودیت در مقدار خوردن و نوع غذا خوردن و … من چون بیشتر عمرم رو در رژیم بودم کاملاً درک می کنم که شنیدن این کلمه خودش به تنهایی حس بدی رو ایجاد می کنه چه برسه به انجامش و عمل کردن بهش که اثرات بسیار بدی رو در روح و روان انسان به جا میذاره من خودم یکی از اتفاقات ناگواری که در یکی از رژیم ها برام افتاد به شدت در من اثر بدی گذاشت یادمه توی دوران یک رژیم خیلی سفت و سخت بودم که خوردن هر نوع شیرینی به شدت در اون رژیم و از نظر اون دکتر تغذیه ای که پیشش میرفتم جنایت حساب میشد و ما یک شب به تولد دعوت شدیم و کیک تولد اون شب خیلی عجیب به دلم موند و من اون شب به کیک تولد لب نزدم ولی بعد از اون نسبت به شیرینی مخصوصاً کیک خامه ای حریص شدم و اون کیک تولد به حدی در نظر من خوش بو و عالی اومد که انگار از بهشت اومده بود و بعد از اون اتفاق هر کیکی خوردم دیگه به نظرم نیومد و هی می خواستم کیکی بخورم که مثل اون باشه ولی هر چی کیک خوردم برام اون نشد 😑😑😑

       حتی من که در دوران بارداریم به شدت بد ویار بودم و هیچی هوس نمی کردم در بارداریام اون کیک رو فقط می خواستم اما هر چی هم همسرم از جاهای مختلف شهر برام کیک گرفت بازم در نظرم مثل لون کیک نشد ! و هنوز هم کیکی مطابق اون کیک ندیدم 😐😐😐 

      رژیمهای غذایی هیچ کدوم کارآمد نیستند و همه شون برای مدتی به جسم ما فشار وارد می کنند و به محض اینکه رژیم رو رها کنیم دوباره وزن ما به حالت اولیه و به مقدار قبل از رژیم بر می گرده تازه اگر شانس بیاریم چون هر رژیم یکسری پیامد بد و ناگوار برای ما به همراه داره و اکثر افراد بعد از رهایی رژیم به وزن بیشتر از وزن اولیه ی خود می رسیدند !

      در روش لاغری با ذهن همونطور که نفهمیدیم چطور بیشتر غذا خوردیم و چطور چاق شدیم با کار کردن به روی ذهن و بدست آوردن موافقت ذهن به صورت غیر ارادی کمتر می خوریم و بدون اینکه خودمون متوجه بشیم که چه اتفاقی برامون افتاد کاهش وزنمون شروع میشه 😍😍😍 اما توجه داشته باشید که این به معنی رژیم نیست وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه ما بره به سمت تناسب اندام ناخودآگاه روش غذا خوردمون و مقدار خودنمون تغییر می کنه و بدون اینکه بخوایم با ذهنمون بجنگیم و تلاشی برای کم خوردن بکنیم این اتفاق در ما میفته ! و خیلی راحت و بی دردسر روند لاغری در ما شروع میشه و ما همانگونه که چاق شدن رو یاد گرفتیم لاغر شدن رو هم یاد می گیریم و تا آخر عمر طعم عالی داشتن اندام متناسب و زیبا و فوق العاده رو می چشیم و از لحظه به لحظه ی آن لذت می بریم 🤩🤩🤩💃🏻💃🏻💃🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/23 13:26
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 771 کلمه

      سلام🙂

      اول که میخواستم تشکر کنم از اینهمه صداقت شما و اینکه اگه کسی هم نتیجه نگرفته رو اعلام میکنین و به دنبال ریشه های باورهایی میگردین که ممکنه هنوز وجود داشته باشن و در آموزش لاغری با ذهن هنوز کامل بهش پرداخته نشده و همین مساله باعث رشد وگسترش این روش شگفت انگیز شده🙏🙏🙏👌👌👌

      و همین هم برای من درسی بود که هرچه در این مسیر آگاهی پیش میریم باز هم بیشتر درک میکنیم که هنوز قطره ای از اقیانوس رو تجربه کردیم و این راه پایانی نداره👌👌👌👌

      من چند روزه به یه آگاهی رسیدم که حس میکنم اینجا میتونم دربارش بنویسم …

      بعد از اینکه فایل لاغر شدن چه احساسی داره که فایل لایو مشترک شما با خانم حسنی هست رو گوش کردم و به احوالات خودم در این یکسال و نیم توجه کردم یه نکته ظریف و عمیق درک کردم اونم اینکه “میشه در مسیر آموزش باشی و هر روز هم قدمات رو برداری و تکالیف رو انجام بدی ولی لیزر خورده باشی”😮

      همیشه وقتی فایلهای شما رو درباره ادامه دادن رها نکردن استمرار داشتن و لیز خوردن گوش میکردم با خودم میگفتم این حرفا مال بقیه است منکه هر روز دارم فایل گوش میدم و تمریناتم رو مینویسم پس این ها مال من و امثال من نیست مال اون کسایی هست که به هر شکلی درگیر مسائل اطرافیان یا محیطشون میشن یا عجله دارن و…..خلاصه رها میکنن و مدتی فایلها رو گوش نمیدن یا میرن سراغ سایر روشهای لاغری که سریعتر جواب میدن

      ولی چند روزه که درک کردم که منم با وجودیکه از جمله افرادی بودم که مشتاق بودم استمرار داشتم و ادامه دادم و در واقع توی مسیر بودم ولی زمانهایی بوده که لیز خوردم 😶😮

      همون وقتهایی که احساسم بد شده از توجه به نافرمیهای جسمم همون زمانهایی که عجله داشتم همون زمانهایی که منتظر تایید بقیه بودم همون زمانهایی که سایز یا وزنم رو به قول خودم یواشکی چک کردم ،همون زمانهایی که انتظار کاهش وزن چند کیلویی داشتم ولی ۲۰۰ گرم کم کرده بودم ،همون زمانهایی که حسادت کردم به نتایج بقیه دوستان،همون زمانهایی که به خودم عشق نورزیدم ،همون زمانهایی که زیاده روی کردم در خوردن،زمانهایی که شیرینی خامه ای ۷،۸تا خوردم با این طرز فکر که من دارم روی ذهنم کار میکنم و غذاها چاق نمیکنن پس اشکالی نداره هر چقدر دلم خواست بخورم،زمانهایی که با وجودیکه پیغام سیری رو درک کردم و باز هم خوردم،زمانهایی که میدونستم دوتا کف گیر برنج برام کافیه ولی ۳ تا کشیدم،……اینا همش مصداق لیز خوردنه 👌👌👌👌

      و اینجوری نیست که وقتی رها کنی و ادامه ندی و بری سراغ یه روش دیگه و مثالهایی از این دست لیز خوردن باشه😑😉

      اینم فریب ذهن من بوده که اینطوری فکر میکردم و کشفش کردم👌👌🙂

      و باز هم خوشحالم و به خودم افتخار میکنم که ادامه دادم چون اولا  ادامه دادن حتی با احساس بد خیلی وقتها باعث میشد حالم خوب بشه وقتی شروع میکنم به نوشتن تمرین ثانیا وقتی احساسات بدم رو در قالب کلمات آوردم شما با جوابی که برام نوشتین باعث شدین اشکال ذهنم رو پیدا کنم و دوباره به مسیر برگردم مثل بچه ای که بزرگترش دستش رو میگیره و دوباره بلندش میکنه (اینم از مزایای تمرین نوشتن توی سایته که اینقدر شما روش تاکید دارین) سوم اینکه آگاهی بیشتر و بیشتری پیدا کردم به مرور…که اینم از کامتهایی که در زمانهای مختلف از ورودم به سایت تا الان نوشتم یه جورایی مشخصه 👌👌👌

      بسیار خوشحالم و افتخار میکنم که شاگردی استادی چون شما هستم به نیت لاغری اومدم ولی در بسیاری از جنبه ها دارم رشد میکنم و از این بابت بسیار متشکرم🙏🙏🙏🙏

      ترس از غذا که موضوع این فایل بود و علت نتیجه نگرفتن بسیاری از ماها که با این آگاهیها آشنا شدیم یه باور خیلی قوی و ریشه دار در افراد چاقه که به قول شما بارها و بارها باید در موردش صحبت بشه از بس که در روش رژیم گرفتن که هنوز هم  مهمترین و موثرترین روش لاغری در ذهن افراد هست همه تقصیر چاقی و اضافه وزن رو به گردن غذاها انداختن و کالری غذاها رو برامون شمردن اندازه خوردنها رو برامون مشخص کردن،کلی از بر چسبهایی که توی ذهن ما روی غذاها و خوراکیها زده شده توسط متخصصان تغذیه و رژیم درمانگرها اتفاق افتاده،و……..

      پس خیلی مهمه که بارها و بارها این فایلها رو گوش بدیم تا باور ترس از خوردن و ترس از غذاها در ذهنمون کمرنگ بشه و اونوقت از خوردنهامون لذت میبریم و آرامش میگیریم از کنار خانواده بودن و همراهی با اونا و اینکه غذامون هیچ تفاوتی با بقیه نداره و این خودش بسیار آرامش بخشه

      تمرین شما رو من اولین بار که گوش دادم انجام دادم و واقعا موثر بود و هنوز که هنوزه به صورت ناخودآگاه دارم انجامش میدمو واقعا لذت بخشه🙂👌👌ممنون از شما🙏🙏

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/20 14:27
      مدت عضویت: 182 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 497 کلمه

      سلام همگی دوستانگام ششم:

      لاغری بدون رژیمکلمه رژیم خودش حس بد میده به ادم حتی برای ادم های متناسب!!👍

      رهایی از رژیم و بدون ترس غذا خوردن اولین قدم در لاغریه👍 که سبب میشه کم کم تمایل به غذا و ولع کم میشه👍

      هرکسی یه دلیلی برای چاقیش داره ولی در نهایت چاقی همه بخاطر عادت ها و رفتار های اشتباه غذایی بوده که ما را به این شکل درآورده 👍👍👍👍 باید این عادت ها را تغییر داد با آرامش و روش ذهنی👍

      اگه حس کردی الان داری کمتر میخوری فکر نکن که رژیمی و فرقی با رژیم نکرده ننننننه اینو بپذیر که غذای مصرفی شما بیش از حد معمول بوده🍝👍

      هیچکس یادش نمیاد چطوری و چکاری کرده تا چاق شده و تصمیم خودش نبوده پس برای لاغری هم نباید خودمون تصمیم بگیریم که غذامونو کم کنیم باااااید ذهن این تصمیم را بگیرررره و در اینصورت تغییرات در ما ماندگار خواهد شد🥰😍👍

      ذهن همزمان با ما در حال تلاشه برای منصرف کردن ما از مسیری که در پیش گرفتیم دست میذاره روی نقطه ضعف ما که به دلیل ریشه داشتن هنوز قابل دسترسه و اون چیزی نیست جز: ترررس از خوووردن🙄

      سالهاست که از غذاها ترس داشتیم و واسه همشون درجه چاق بودن در نظر می‌گرفتیم و توی رژیم ها هم از بین بد و بدتر باید بد را انتخاب و می‌خوردیم!!!

      ولی بالاخره میشه برطرف کرد و از این مرحله عبور کرد👍

      خوردن ما رو چاق نمیکنه ، اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه👍👍👍افراد متناسب هم همین غذاها رو میخورن پس چرا اونا رو چاق نمیکنه؟؟!!!!

      اگه لاغر نشدی اسیر این باوری ک خوردن باعث چاقی میشه!!!غلبه بر این ترس یعنی :رهایی از چاقیاحترام به بدن خودموناحترام به ذهن خودمونتشکر از نعمت های خداوند

      یک قدم مهم برای رهایی از این باور:ایا پیغام سیری را به موقع دریافت میکنی؟!اگر ترس داشته باشیم از خوردن، اصلا مقدار غذایی که میخوریم مهم نیس تاثیر منفیشو میذاره🙄👍

      پیغام ها به دو صورت به ما داده میشن:یک از طریق احساسدو از طریق اعصاب

      اگه احساس سیری را درک نکنیم تبدیل میشه به تهوع و درد شکم و ناراحتی!!! تبدیل احساس به واکنش بدن

      احساس سیری درک درونیه!!

      – تا چند روز وقتی واقعا گرسنه ات نشده چیزی نخور اجازه بده احساس گرسنگی یکم پیشرفت و به واکنش بدنی تبدیل بشه یعنی مثلا سرو صدای شکم!!معمولاً کسانی ک اضافه وزن دارن احساس گرسنگی را درک و تجربه نکردن چون طبق عادت میخورن و زمان های خوردن نزدیک به هم قبل از اینکه حس گرسنگی در اون ها ایجاد بشه یه چیزی میخورن!!

      برای حداقل یک هفته احساس گرسنگی را تجربه کنید و برای پیغام سیری هر وقت احساس گرسنگی رفع شد مثلا صدای شکم رفع شد دیگه نخور!!!

      وقتی مطمئنی کمتر خوردی در مسیر تناسب قرار گرفتی تعداد قاشق و میزانش مهم نیس باید حست خوب باشه و حالت عالی🥰🥰🥰

      احساس را نمیشه گول زد به نجواهای ذهنی گوش نده احساست باید عالی باشه !!

      تا وقتی از خوردن بترسی هرچی هم که کم بخوری فایده نداره، به این روش اعتماد کن و برای تغییراتت احترام قائل باش و میزان غذایی که میخوری بدون ترس باشه🤩👍

       

      مه تاب یک متناسب شجاع🥰😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/03/19 21:37
      مدت عضویت: 298 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه
      • بنام خدا 

      من آذر ۹۹ وارد سایت تناسب فکری شدم و با فایلهای رایگان و نکات طلایی که بسیار هم زیبا هستن شروع کردم و هر روز با شور و اشتیاق فراوان ادامه میدم و مقداری هم وزن کم کردم علاوه بر این خیلی احساسم خوب شده دیگه اون ولع را ندارم غذایم کم شده سر،ساعت خاص غذا نمیخورم اما پیام سیری و گرسنگی را دریافت نمیکردم کاری هم نداشتم چون بعد صرف غذا خیلی احساسم خوبه و اصلا هم از غذا دیگه ترسی ندارم هر چه دوست دارم میخورم به اندازه ای که نیاز بدنم باشه میخورم اما گاهی فکر میکردم البته گذرا انگار وزنم ثابت مونده وقتی این فکر،را میکردم سریع میگفتم مریم مواظب باش این ناخود آگاه و فکرمو زود عوض میکردم .

      و میگفتم من عجله ای ندارم کی لاغر،بشم چون مسیرم درسته چون دیگه رژیم نمیگیرم، ترس از خوردن ندارم راهی که من در،پیش گرفتم آخرش لاغریه حالا هم با این فایل اعتماد به نفسم بیشتر شد و متوجه شدم که وقتی خوب گرسنه شدم غذا بخورم و تا وقتی پیام سیری دریافت کردم نمیخورم .

      استاد روشن ممنونم فایل بسیار عالی و به،موقع بود ‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/03/16 10:10
      مدت عضویت: 260 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,028 کلمه

       گام ۶

      رژیم❌کلمه ای که تمام افراد چاق  با آن کاملا آشنا هستند کلمه ای که حتی فکر به آن هم انسان را دچار محدودیت میکنه و هم توانمندی انسان را کاملا زیر سوال میبره کلمه ای که همیشه و در اکثر اوقات  در حال اجرا کردن  آن  بودم  و کلمه ای که همیشه درونش نخوردن یا ترس از خوردن نهفته بود

      چه دردهای فیزیکی داشت این رژیم و کم خوریها و محدودیت ها  و از

      آن بدتر کاری که ان رژیم با ذهن من کرد .

      هر رژیمی که من در گذشته میگرفتم یک قابلیت ذهن مرا برای لاغر شدن از من میگرفت  ، و تمام  مهارت و توانایی ذهن مرا برای لاغری   از بین میبرد و ترس از غذا و خوردن را در ذهن من پر رنگ و پر نگ تر میکرد

      از من یک انسان ناتوان و کاملا تسلیم شده می ساخت . چون همیشه این رژیم گرفتنها به شکست منجر میشدالبته این رژیم نبود که شکسته میشد بلکه اراده ی من بود که زیر سوال می رفت .😖 و اولا مرا شخص بی لیاقتی جلوه میداد   😔. و دوما انسانی کاملا نا توان😖

      بخاطر همین خاطرات بد از رژیم گرفتن ها  و نخوردنها و محدود. کردنها، تا فکر رژیم به ذهنم می آید حالم کلا بهم میخورد و واقعا دیگر طاقت شنیدن این کلمه را ندارم چه برسد به اجرا کردن آن در زندگیم .

       

       

      وقتی وارد لاغری با ذهن شدم کم کم آموختم که دیگر خبری از آن رژیمهای اجباری و زورکی نیست ،🙌🙌 

      دیگر  نیاز نیست من با نخوردنهایم سعی در لاغریم بکنم بلکه این ذهن من است که باید  عملکرد مرا عوض  کند

      این ذهن من است که باید تغییر کند تا آن رفتارهای نا صحیحی که نشات گرفته از ذهن چاقم بود از بین برود

      این ذهن من است که باید طوری برنامه اش را تغییر دهد تا واکنشهایش خودبخود کم خوری باشد نه با اجبار من واکنشهایش خودبخود نداشتن ولع باشد نه با کنترل من واکنشها و رفتارش باید خوب باشد و صحیح  

      یعنی وقتی درخت ما میوه هایش خوب در نمی آید هر چه سر شاخه هایش را هرس کنیم باز میوه همان میوه است چون میوه دادن یک رفتار یا واکنش است پس باید به سراغ ریشه برویم و آب و کودی که به آن  درخت میدهیم را مورد بازبینی قرار دهیم و درستش کنیم که قطعا  میوه درخت خوب میشود . 💫*قدم اول* که من برای لاغری بر میدارم این است که ذهنم را از قید و بند رژیم هایی که قبلا گرفته بودم رها کنم . رژیمهایی که به  ذهنم بطور جدی آسیب رساند( هر چه این رژیمها سخت تر ذهن ناتوانتر در لاغر کردن  )

      حالا ابتدا باید با لایق دانستن و خود باوری  وایمان داشتن به ذهن قدرتمندم  آن توانایی  لاغری را به ذهنم باز گردانم و ناتوانایی که رژیم در من ایجاد کرده بود  را برطرف سازم 💫*دومین قدم* در لاغری زمانیست که  گرایش و میل و رغبت ما خودبخود به غذا کم میشه  نه با اجبار

      نه حالتهایی مثل رژیم که نخوردنهای ما کاملا خود آگاه و با جبر و زور بود

      خب حالا که خوردن ما خودبخود کم میشه ذهن چاق ما میاد و رژیم را در ذهن ما تداعی میکنه همان رژیمی که داخلش باور ترس از غذا وجود داشت و سالیان سال در ما این باور را پر رنگ کرده بود 😔😔

      این باور همان نقطه ضعف ماست و

      هنگامی که خوردن ما بطور طبیعی و خودبخود کم میشه ذهن چاق دست میگذاره روی همین باور  و مرتب ترس از غذا را تکرار و حس و حال مارا خراب و نتیجه میشود چاقی دوباره 😔

      همه ی افرادی که غذاشونو کم کردن ، ولی  لاغر نشدن و یا حتی چاقترهم  شدن و حتی کسانی که استپ کردن در گیر همین باورند . چون این باور ترس از خوردن کاملا در ذهن ریشه دار است

      برخی از ما چون هنوز نمیتوانیم پیغام سیری را دریافت کنیم  باز درگیر آن باور مخرب میشویم . یعنی هنوز نمیتوانیم تشخیص دهیم واقعا کی گرسنه و کی سیر میشویم  و یا  دچار استرس میشیم که آیا اندازه خوردیم یا کم خوردیم یا زیاددر حالی که ما اگر بتوانیم به خوبی پیام سیریمون رو دریافت کنیم کلی از آن ترسها و استرسها کم میشود 💫*قدم سوم*    در لاغری درک همین پیام سیریست .

      پیام های بدن از دو طریق منتقل میشه :

      ۱_ اعصاب وقتی پای ما بجایی برخورد میکنه درد میگیره و این درد از طریق اعصاب منتقل میشه که  یک درک درونیست . و اگر این حس دردادامه دار باشه قطعا عملی در ما ایحاد میشه مثل گریستن

      ۲_ احساس وقتی ما خوشحالیم یک حس درونی در ما ایجاد میشه و اگر ما در این حالت بمونیم قطعا این حس تبدیل به یک واکنش  شادی آور مثل رقص یا اواز خواندن یا شنیدن موسیقی و … میگردد

      پس ما اینجا تبدیل یک حس درونی را به یک واکنش داریم

      وقتی ما گرسنه ایم اگر زیاد در این حس بمانیم ضعف ما را میگیرد و یواش یواش صدای شکم که واکنش آن حس گرسنگیست در ما ایجا میگردد اینجا شروع خوردن است و حال خوبی که  با خوردن  غذا ایجاد میشود  تا کی باید ادامه بدهیم تا جایی که حس خوبمان خراب نشود و واکنش این حال خراب اتفاق نیفتد مثل دل درد و فشار معده و حالت تهوع

      پس پیام سیری همانحال خوبی است که از خوردن در هنگام  گرسنگی واقعی  ایجاد میشود و تا زمان سیر شدن تا حدی که واکنشهای بد اتفاق نیفتد که باید همین هنگام دست از غذا خوردن برداشت و صد البته که این پیغام در اشخاص مختلف فرق میکند

      یعنی در برخی افراد با خوردن یک ظرف کوچک  پیام سیری ظاهر میشود در فرد دیگری با مقداری بیشتر

      پس در این محدوده ما هر چقدر خورده باشیم کاملا اندازه ی نیازمان بوده و اصلا نباید خودمان را مورد سرزنش  قرار بدهیم که  این مقدار کم بوده یا زیاد

      چون آن حال خوب  تا پایان غذا همچنان ادامه داشت و این حال خوب خودش نشانگر خوردن صحیح ما میباشد  و کلی از آن باور ترس از غذا را در ما ازبین میبرد

      و در این تمرین یکهفته ای استاد میخواهند این آلارم سیری را به ما آموزش بدهند .

      و شناختن این پیام و کمرنگ کردن  این باور ( ترس از غذا )  کلی به ما اعتماد به نفس ، رهایی از چاقی ، احترام گذاشتن به ذهن لاغرمان و تشکر از نعمتهای خداوند و از همه مهمتر حال و احساس عالی را در ما ایجاد میکند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirrezahafezi6@gmajl.com
      1400/02/24 16:30
      مدت عضویت: 201 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام الان حجم خوردن من کم شده وهمین که احساس میکنم نیازم برطرف شده از خوردن دست میکشم ولی وسوسه خوردن دارم هنوز حالا نمیدونم کم کم این وسوسه ازبین میره یا نه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/25 01:50
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
        سعی کنید بیشتر بنویسید
        شرح دادن تمرکز شما رو افزایش میده
        و همیشه به تغییراتت توجه کن نه چیزی که باید تغییر کنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      farideh.ganjoortehrani@yahoo.com
      1400/02/20 02:10
      مدت عضویت: 380 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      با سلام به استادعزیز ودوستان گرامی، 

      بدون مقدمه می خوام برم سر اصل موضوع ،امروز راستش صبح رفته بودم واکسن بزنم ونشد به فایل امروز گوش بدم البته میثاق نامه که یه جورایی به جونم وصله طبق معمول هرروز صبح مقابل آینه اجراش کردم وهمچنین به فایل بانشاط صبحگاهی هم گوش دا م ونشد بقیه فایل گوش بدم تا الان که چقدر جالب بود انگار استاد پیشگو باشند سخن از دل ما گفت ، من با اینکه واقعا تمرینات هرروز انجام می دم وهمچنین فایلها رو احساس کردم کمی چاق شدم البته تا دوسه روز پیش این احساسو نداشتم وبیشتر زمانی متوجه خودم شدم که همسرم باخنده به من گفت خوبه که داری لاغری با ذهن را کار می کنی والا چی میشدی ،منهم با خنده گفتم حالا می بینی ، اما یه کم بعدش منو تو فکر فرو برد ،خوب اشکال کار من کجاست ،کمی که بررسی کردم توجه من بیشتر به انجام تمرینات بوده ویا نوشتن ولی در عمل کوتاهی کردم ، اینکه مثلا موقع خوردن غذا طبق عادت گذشته ورژیم گرفتنهای متناوب واقعا این فرمول بد ترس از خوردن کاملا در من از بین نرفته وگاهی بی اختیار بعد از خوردن غذا به خودم میگم دیدی بازم زیاده روی کردی! در صورتیکه واقعا من زیاد غذا نمی خورم ،ویا گاهی که چشمم به غذایی می خوره بی آنکه گرسنه باشم از طریق کانالهای بینایی تحریک میشم ومی خورم ،ویا اینکه طبق عادت‌های گذشته وقتی یک سریال می بینم بی اختیار کمی تنقلات می خورم، وفکر کردم باخودم که من الان ۶۲ سالمه علت اینکه می گفتند سن آدم بره بالا آدم خود بخود چاق میشه درست نیست ولی چیزی که کار را سخت می کنه به تعداد اعداد سن باورها والگوها ی ذهنی من بیشتر جاخوش کرده توذهنم ومن باید بیشتر رو ذهنم کار کنم ، وبا گوش دادن به این فایل پی بردم کهرژیمهای مختلفی که گرفتم  در طی این سالها چه اثرات وباورهای مخربی روی من گذاشته ولی بهر حال کاری که می کنم بر روی غذاخوردن آدمو چاق نمی کنه بلکه خوردن غذا آدمو چاق می کنه  باید خوب تکیه کنم ومرتب تکرارش کنم ودیگر اینکه علت غذاخوردن بررسی کنم یه مدتی خوب حواسم بود ولی کمی که غافل میشم باز سریع اون عادت‌ها ی گذشته برمیگرده ودیگر اینکه از استاد ممنونم برای دستورالعمل این کار جدید که درهنگام فقط گرسنگی کامل غذا بخورم وهرگز به مقدار غذا توجهی نکنم ومهمتر از همه اینکه احساس رضایتمندی در خودم ایجاد کنم ،اینهارو اینجا نوشتم که دوباره به خودم ودوستان که مثل من هستند یعنی به خودمون یادآوری کنیم که به چه چیزهایی باید توجه کنیم ودرضمن اشغال خوری هم نکنیم ، من در هرحال که باشم طبق تعهدی که به خودم دادم با شور واشتیاق این مسیر را ادامه میدم واز تلاش هم دست بر نمی دارم وایمان دارم که به لطف خدای مهربان به تناسب اندام همیشگی دست پیدا می کنم،  ودر آخر استاد هرچی نوشتم همه آن اتفاقهایی بود که برام افتاده بود وبسیار از شما سپاسگزارم که  این فایل مهم را برای ما گذاشتید وجان تازه ای به من یکی دادید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/02/17 20:50
      مدت عضویت: 263 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤️

      سلام و درود 😊

      این داستان شرح کلمه ای ترسناک به نام رژیم…

       

      این فایل منو برد به یه خاطره توی دوران دانشجویی ام که توی حیاط نشسته بودم و درس می‌خواندم و یه خانومی با دختر پنج شش سالشون دقیقا رو به روی من نشسته بودن…صداشون رو می‌شنیدم…

       

      👧مامان من گشنمه…

      👩نه تو صبحونه خوردی،رژیمی…

      👧ولی بازم گشنمه…

      👩رژیمی…

      و اون دختر پنج ساله و اون قیافه مظلوم و با حسرتش…

      👧مامان توروخدا من دلم خوراکی میخواد😭😭😭

      👩میگم رژیمیییییی…

      و بعد اصرار دختر کوچولو،مادر یه دونه ساقه طلای درآورد بهش داد و منم ناظر کم کم خوردن دختر کوچولو که خوراکیش تموم نشه…

      👧مامان توروخدا یه دونه دیگه بده ،فقطططط یه دونه…

      👩نههههههههه رژیمی…

      و داستانی که با حسرت و بقض اون فرشته کوچولو تموم شد…

       

       

      واقعا این کلمه چند نفر رو وارد حسرت و بقض و ترس و تنهایی کرده نمی‌دونم واقعا نمی‌دونم…چند رو وادار کرده که با خودشون لج کنن و انقد بخورم که دل درد بگیرن نمیدوووونم…ولییییی واقعا کلمه ای که هیچ حرفی نمیتونم در موردش بزنم…شاید ماهیت کلمه بد نباشه ولییییی اطرافیان و جامعه یه قول ازش ساختن،یه قول وحشتناک که شبانه روز مغز مارو باهاش شست و شو دادن…

       

      واییییی چاق شدی رژیم بگیر…..آخییییی رژیمی….نخور مگه تو رژیم نبودی…..بخور رژیم چیه و کلیییییی از این جمله ها.

       

      واقعا یه انسان با این همه توانایی چرا باید از یه کلمه بترسه و تسلیمش بشه که اون بتونه این همه اضافه وزن ایجاد کنه…واقعا فایل چاقی هیچ نیست استاد منو متحول کرد…یه انسان چهل ساله در طول چهل سال چهل تن غذا میخوره…چطور میتونم همرو دفع یا به انرژی تبدیل کنه ولی این چند کیلو اضافه وزن رو نه…این ذهن ما هستش که این اضافه وزن رو ایجاد کرده…وگرنه ما سیستم بدنی سالم و طبیعی داریم .

      این ذهن ما هستش که تسلیم کلمه رژیم شده و هزاران بار در روز بهش فکر می‌کنه…رژیم بگیرم…چاق نشم…لاغر بشم…زیاد خوردم…کم خوردم و…

       

      ولییی بازم خدارو صدهزار مرتبه شکر که خدا هدایتم کرد و بهم نشون داد که ببین تو با این همه توانایی تسلیم چی شدی،تسلیم کلمه رژیم…تسلیم حرف مردم…تسلیم باورهای اشتباه…

       

      ولی نه من هدایت شده خدا هستم 😇من موفق و پیروز میشم و شکستش میدم و مطمئن هستم روزی میرسه این کلمه رو با آغوش باز میپذیرم و دوستای صمیمی میشیم باهم😊

       

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که هر روز روی خودم کار میکنم و موفق و موفق تر میشوم 💪🌟💪🌟💪

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز هستم💪😊💪🌟💪🌟💪

       

      جمعه 1400/2/17❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/17 13:45
      مدت عضویت: 415 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      سلام به همه دوستان و عزیزان

      به نظر من بدترین کار دنیا رژیم غذاییه! 

      رژیم گرفتن یعنی من بدنم رو عذاب میدم! یعنی تصمیم گرفتم خودم رو شکنجه کنم! غذاهای محدود خوردن و نخوردن خوراکی هایی که دوست داری، این واقعا چه معنایی به جز شکنجه و عذاب داره؟؟؟

      به نوزادی که تازه متولد شده فکر کنید: هر بار گرسنه باشه مادرش بهش شیر می ده. بهش نمیگه بسه! تو نیم ساعت قبل شیر خوردی!! تا موقعی که نوزاد داره شیر می خوره مادر اینقدر صبر می کنه تا خود نوزاد دست از خوردن برداره! این یعنی تا وقتی سیر بشوم می خورم. نوزادی که گریه می کنه ممکنه گرسنه نباشه و مثلا خسته باشه. اون موقع اگر مادرش بخواد بهش شیر بده نوازاد نمی خوره! بازم گریه می کنه! این یعنی تا وقتی گرسنه نیستم غذا نمی خورم.  این یعنی ما از بدو تولد بلد بودیم چه کار کنیم! چقدر بخوریم و چه موقع بخوریم!

      رفته رفته رفتارهای خانواده و تاثیرات محیط و اجتماع میر ما رو تغییر داده. حالا یه نفر در مسیر درست و یکی در مسیر نادرست قرار گرفته اما در درون همه ما موجودی به نام ذهن داره زندگی می کنه که ما باید کنترلش کنیم مثل زمانی که تازه به دنیا اومده بودیم.

       

      حالا من هم مثل یک نوزاد تازه متولد شده به خودم قول می دم تا زمانی که گرسنه نیستم چیزی نخوردم و به محض دریافت احساس سیری دست از خوردن بردارم.

      برای همه دوستان آرزوی سلامتی و اندامی متناسب دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/09 23:14
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز وهم مسیریهای عریز

      من از روزهای آخر شهریور ۹۹ وارد این مسیر شدم و بقول جناب روشن هدایت شدم وخدا رو شکر میکنم

      زیرا واقعا نجات دهنده بود وبرام درک شرایط وآرامش وآگاهی بهمراه داشت بطوری که به فرمولهای اشتباه ذهنم پی بردم وبا سعی واستمرار در

      این مسیر مشغول تلاش کردن برای ثبت فرمولهای 

      درست در ذهن ومتعاقب آن افکار ورفتار وپدیدار شدن در جسم وزندگیم هستم.

      باید عرض کنم که اینجانب بعد سه سزارین بسیار متناسب بودم واصلا درکی از اضافه وزن نداشتم.

      ولی بعد از یک عمل وتذکر دکتر که بعد عمل اضافه وزن پیدا میکنی ومنم قبول کردم دچار اضافه وزن شدم که مثل همه ورزش وترس از موادغذایی که 

      هیچ کدوم کار ساز نبود تا بالاخره با رژیم سخت و

      بادی رب ،تقریبا به تناسب اندام رسیدم یعنی فقط

      یه کوچولو شکمم صاف نشده بود..وبا ورزش روزانه

      پیلاتس وزومبا ورژیم اون وزن رو حفظ کردم.یعنی

      خیلی روی خوردنم دقت میکردم همش نگران وزنم

      بودم هر روز ترازو..ترس از مواد غذایی ..تا به لطف

      خدا با تناسب فکری آشنا شدم.چقدر از درک این 

      فایلها هم تعجب زده وهم هیجانی شدم.خلاصه دیگه اساسی چسبیدم به فایلها…هر روز بیشتر وقتم

      با گوش کردن ودیدن فایلهای استاد وخواندن نوشتهای بچه های گروه وتمرین در دفتر میگذرد

      چقدر خیالم آسوده شد که غذا چاق کننده نیست.و

      عمل جراحی که انجام دادم  باعث اضافه وزن نمیشد.

      لازم نبور اینهمه ورزش کنم ویا ساعتها هرروز پیاده روی کنم..باید فرمولهای صحیح رو به ذهنم بسپرم ودر راستای اون پیش برم..بگذریم که چند کیلو به وزنم هم اضافه شد ونگرانم کرد.ولی با اطمینان به این فرامین همچنان پیش رفتم وکم کم احساس کردم که تغییرات شروع شده …برای بار دوم گامهای

      صدروزه را با مکث فراوان شروع کردم وخدایی امروز

      از این فایل جاخوردم .ممنونم استاد عزیزم واقعا با

      توضیح شما متوجه اشکال کار خودم شدم.

      من با ایمان به صحت ودرستی این مسیر در حال 

      پیشروی هستم ومطمئنم که به نتیجه مطلوب میرسم.بسیار از جناب روشن تشکر میکنم که واقعا برای تفهیم ما تحمل زحمت میکنند.نکات مهم را عالی توضیح میدهند واز همه مهمتر اینکه همواره 

      تحت راهنمائیها و بر طرف کردن ابهامات واشکالات از جانب ایشان هستیم…

      برای من این خیلی ارزشمنده که در این راستا از فکر وخیال بیهوده راجع به یه کوچولو شکمم رها شده وچشمم به افکار وآگاهیهای جدید باز شد.

      در آخر اینطور براتون بگم که صبحها وقتی بیدار میشم صدای جناب عطار روشن…وسط روز …آخر شب صدا ی جناب روشن…طوری که همسرم میگه

      از شنیدن این حرفها خسته نشدی😃😆

      ومن نه تنها خسته نشدم بلکه هرروز از روز پیش بیشتر طالب آموختن ودرک مطالب جدید واز همه مهمتر سر لوحه قراردادن مطالب جدید برای ذهنم هستم..جناب روشن براتون آرزومند سلامتی وموفقیتهای روز افزون هستم.

      وهمینطور برای بچه های گروه تناسب اندام وپیشرفت در تمامی مراحل زندگی را از خداوند خواستارم..

      به امید رسیدن به اهداف برای تک تکمون🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/11 09:04
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم احساس بهتری دارید
        احساس شما نمایانگر موافقت ذهن و قرار گرفتن در مسیر صحیح است
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/27 12:04
      مدت عضویت: 425 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 754 کلمه

      بنام خدا.🙏

      رژیم :کلمه ی آزاردهنده ای که باعث ناامیدی احساس شکست عدم لیاقت و توانمندی وعدم احساس ارزشمندی میشه . درطی این سالها من به عنوان یک آدم چاق زندگی کردم وچاق بودم وکلی ازخرفهاونصیحتهای دیگرانوشنیدم وتحمل کردم وهمه نظرشون این بود که:رژیم بگیر😤

      برای اونهاگفتنش آسون بود ولی برای من سخت و طاقت فرساوکلی احساس محرومیت وتنهابودن وفرق داشتن .

      توزمان نوجوانی مدام به خاطر چاقی حرف شنیدم وکلی نصیحت وحرفهای آزاردهنده که هممون میدونیم چی هست ونیازبه دوباره مطرح کردنش نیست.اماوقتی لاغرمیشدم وچاق میشدم یک احساس نابودی وشکسته شدن و خردشدن ازسرتاپار واحساس میکردم .منتظربودم تاکسی چیزی بگه وذهن من شروع میکردبه تحلیل کردن هرکسی اندازه ی غذای منوبرام تعیین میکزدانقدربخوراینوبخوراینونخوروهمه بدون درنظر گرفتن حضورمن برام تعیین میکردن ومن همیشه ناراحت وغمگین بودم .رژیم به من هیچ کمکی نکردوفقط بعداز رژیم من حریص تر میشدم برای خوردن بیشتراصلاموضوع لاغری نبودند فقط خسته شده بودم ازح فهاوسرزنشهاوبه اجباررژیم می‌گرفتم که سکوت کردن بقیه رو تجربه کنم توی ذهنم خیلی حرفهامرورمیشدبعدازچاق شدن دوباره تونمیتونی توبی اراده ای توعرضه نداری توچاقی وتواستعدادلاغری نداری وهمین باعث میشدمن ازرژیم وازچاقیم وازادمهای اطرافم که این حرفوبه من زدن وازخودم نفرتم بیشتربشه ازکساییکه لاغرن بدم بیادوتوی جمع ادعای لاغرنباشم وازاینکه دوباره منومسخره کنن حالم بدمیشد .توذهن همه یاونهاوحتی آدمهای لاغراطرافم رژیم بهترین روش برای لاغرشدن ولاغرموندن بود درحالیکه من هرزمان که اسم رژیم میومد تمام بدنم وتمام وجودم احساس بی لیاقتی وشکست میکردم من هربارکه لاغرمیشدم وتجربه ی لاغری روبدست میاوردم همه ی ادمهاشر وع میکردن به تعریف و تمجید وزمانی که چاق میشدم جهنم روتجربه میکردم هم درذهنم وهم درعالم واقعییت واین بیشترباعث میشدکه حتی قیدلاغری روبزنم .ولی الان می‌دونم که در مسیر درست هستم و ادامه خواهم دادتااخرین روزعمرم. 

      من درتمام سالهاچاقیویادگرفتم وهیچ وقت معنای سیرشدن ویاگرسنه شد ن رودرک نکردم اماچرا گرسنگی رویه جاهایی دررژیم های سخت تجربه کردم و هیچ وقت هم بعداز اینکه بهش رسیدم وغذاخوردم معنای سیری رودرک نکردم این یادنگرفتن  معنای سیری به زمانهای خیلی قبل برمیگرده زمانی که من بچه بودم و آموزشهای اشتباه خانوادم به شکل صحیح واردذهنم شدودراون تثبیت شدیک نمونه مثال واضح اینکه: برنجوباهاش نون بخور تاسیربشی چون مثلامیخوام ازناهار برای شام نگه دارم ویاینکه بخورکه سیربشی ودرفکرمن رسیدن به اون احساس فیزیکی و دردمساوی بودبااحساس سیری هرچقدربیشترمیخوردم سیرترمیشدم وزمانیکه کم میخوردم وبه اون فشارنمیرسیدم یعنی من هنوزسیر نشده بودم موضوع اینجاست که دررژیم همه ی اون غذاخوردن هایی که من داشتم اینکه بیشتربخورم که سیربشم تبدیل میشدبه این مقدارونهی کردن ازخوردن اون مقدارموادغذایی وبه همین خاطرهم هست که من وسایردوستان رهاکردیم چون روش رژیم ازاول اشتباهه واین طریق لاغری  پایدارنیست وبعدازمدتی به چاقی برمیگردیم چاقی درذهن منه نه درجسمم بیشترین مشکلی  که چاقی داره مشکل افکاره ودرگیری ذهنی نه درگیری جسمی ومن کاملا شاهدبودم درطی این مدتی که چاق شدم . چاق شدن به خاطرافکارهست .افکاری که باعث میشهدرزمان خوردن زیاده روی بشه چون لذتی که درافکاروجودداره یانفرتی یاه چیزی که زیادوحکم بی نهایت رودرذهن تداعی کنه درعالم واقعییت وفیزبکی نمیشه اون لذت روبالذت ذهنی تطبیق دادوذهن تمام تلاششومیکنه برای رسوندن به وضعیتی که درذهن ساخته ومهم نیست علاقه باشه ترس باشه و یانفرت وچیزهای دیگه باشه وحتی خوردن باشه .درطی این مدت هم که من تغییرکردهبودم ازنظرغذایی واحساس سیری روخوب درک میکردم اما همچنان درگیراین فکربودم که نکنه فکرکنن دارم رژیم میگیرم و نکنه دارم دوباره به این رفتارخودم که بیشترازحدلزوم میخورم بال وپرمیدم وزمانی که سیرمیشدم دوباره میخوردم وبه فایل استادکه رسیدم تصمیم گرفتم که اون تمرینی که گفتن روانجام بدم وبراساس افکاروعوامل بیرونی احساس گرسنگی و سیری روتشخیص ندم بلکه بااحساس درونی خودم پیش برم و به احساس اولم اطمینان کنم و باورکنم که سخت نیست باخودم ارتباط برقرار کردن وصلح کردن باخودم  چون رژیم باعث میشه که من بیشترازخودم وازارتباطم باحساسم فاصله بگیرم و به خاطر همین بود که من دچارپرخاشگری واحساس ضعف و ناراحتی وخشم شدید میکردم .درطی این دوره من یادگرفتم که حتمااستمرارداشته باشم و انتظار نتیجه رودارم ومیدونم که لاغرمیشم ولاغرمیمونم واین باربه خاطرخودم نه هیچ کس وهیچ حرفوسخنی وحرفهای دیگران دیگه منوازارنمیده که چراچاق شدی چراخودتونگه نداشتی وبه خاطرهمسرم مدام بهم گوشزدمیکنن که توبرای خاطرهمسرتم که شده بایدلاغرکنی وحرفهای این چنینی وامروزهمین حرفهابهم دوباره زده شدومن سکوت کردم و چیزی نگفتم. بااینکه قبلا گاردمبکرفتم وناراحت میشدم و یادفایل جدیدی که استاداماده کردن افتادم وهمش توذهنم حرفای استادمرورمیکردم که چاقی من هیچ چیز نیست هیچ چیز نیست وبه این باوررسیدم که تفاوت من باادم لاغرتنهافقط فرمول‌های ذهنیمونه ومن به خاطر تربیت چاقی به ذهنم چاق شدم امروزمن آرامش عجیبی داشتم بااینکه داشتن درموردم باخودم بحث میکردن اماسکوت کرده بودم ولبخندی داشتم خیلی کوتاه ودرذهنم باصدای بلندحرفای استادمرورمیشدوبه اطمینان قلبی وعقلی رسیدم که منم میتونم برای تمام عمرم لاغربمونم.نه اینکه فقط لاغربشم خدایاشکرت .،🙏⁦❤️⁩⁦❤️⁩

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/28 03:47
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست عزیز
        این نوشته عالیه ولی به دلیل رعایت نکردن فاصله بین کلمات به راحتی خونده نمیشه
        لطفا در نوشتن دقت کنید که استفاده از محتوای نوشته شما امکانپذیر باشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 00:44
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      سلام دوستان عزیز

      خیلی خوشحالم که میخوام از امروز فقط وقتی که واقعا احساس گرسنگی می کنم غذا بخورم، با گوش دادن به این فایل عالی به این نتیجه رسیدم که اشتباه من در این سال ها همین بوده که هله هوله خور بودم ولی زیاد غذا نمی خوردم الان  فکر می کنم وقتی که گرسنه نیستم چیزی نخورم کم کم به تناسب خواهم رسید 

      همیشه با رژیم داشتن فقط به بدنم و روحیه ام صدمه زدم که هیچ نتیجه ای هم نداشته و به سرعت به وزن قبل یا حتی  چاق شدن بیشتر از قبل از رژیم رسیدم

      خیلی هیجان زده هستم که می خوام روش جدید رو امتحان کنم و فقط در حین گرسنه گی غذا بخورم و فکر می کنم برای  این که اون حرص خوردن رو در خودم کمتر کنم هروقت که هوس خوردن کردم با چایی یا اب سر خودم رو گرم کنم 😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/28 12:24
        مدت عضویت: 425 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        باسلام.خدمت استاد گرامی.

         ازتوجه وحمایت  بی دریغ شما دراین  مسیر  سپاسگزارم  و از این  به بعد  سعی  میکنم  که در نوشتن  دیدگاه  عجله  نداشته باشم .و درست انجام بدم .باتشکر ازشماو دوستان  هم مسیرم .🙏🙏

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/23 09:58
      مدت عضویت: 361 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 760 کلمه

      سلام خدمت عزیزان 

      اولین چیزی ک بعد اژ شنیدن جمله ی «باز دوباره چاق شدی » ب ذهنم خطور میکرد رژیم بود ، وقتی لباس میپوشیدم و‌میدیدم ک تنگ تر شده انگاری غم عالم میومد برام ک باید رژیم رو شروع کنم بعنی هیچ شنیه ای برام یاد اور خوبی نبود چون باید یا ورزشو شروع میکردم یا رژیم یا هر دو ☹️ و‌آخر هفته ای ک از شنبه اش قرار بود رژیم شروع بشه اونقد میخوردم ک خودمو خفه کنم و‌دلیلم این بود ک باز قراره ی مدت محدودیت داشته باشم بس بزا الان ی دل سیر بخورم و چشمم نمونه در حالی ک بدتر میموند 😅 مدت زمان هایی ک در رژیم بودم چقد برام عذاب آور بود من‌خودم ب شخصه در اون‌مدت بیشتر از اونی ک ب این موضوع فک‌کنم ک این رژیم قراره منو لاغر و‌متناسب کنه فکر کنم  در گیر این بودم ک رژیم کی تموم میشه تا من راحت باز بتونم تا حد خفگی از هر چی دلم میخواد بخورم ، سالها رژیم غول زندگی من بود ک هر چند وق ی بار باید باهاش دست و پنجه نرم میکردم و اغلب اوقاتم شکست و‌مقلوب شدن  با من بود ؛ مدت رژیم برام پر بود از محدودیت ها و‌ذهنم نا ارام بود هر چیو‌ک‌ میدیدم افسوس و‌حسرت ک چرا من الان نمیتونم ازش بخورم و البته ک رژیم های من مدت  کوتاهی دوام داشت و‌تمام اون مدت فکر و ذکر‌من پیش خوردنی ها بود ، شاید چند بار من در روز در یخچال و‌کابینت رو باز میکردم و‌با حسرت ب مواد غذایی و‌حوراکی ها نگاه میکردم و‌قوش و بد بیراه ب زمین و‌زمان و سرنوشت چاقم میدادم چرا این جوری شده ، تمام این ها ب این دلیل بود م من قدرت چاق کنندگی ب مواد غذایی داده بودم ،من با باورها و فرمول هام‌قدرت چاق کنندگی و انباشه شدن ب صورت چربی رو ب اغلب غذاها داده بودم و‌نرس از خوردنشون و‌وقتی میخوردم ب شدت عذاب وجدان میومد برام ک‌الان مثلا دوقاشف برنج خوردم صد گرم ب چربی هام اضافه میشه و‌فکر کنید وقتی ک شیرینی و‌ نون خامه ای کوچولو رو  میخوردم بهش قدرت افزایش ی کیلو دنبه و‌جربی رو در بدنم می‌دادم 😅 و‌ساعت ها خودمو مورد معاخضه قرار میدادم ک چراااا؟؟؟ برا جی خوردی ؟؟؟؟ و همه ی اینها باعث‌میشد خودمو ناتوان بدونم در حالی ک‌تمام مواد غذایی فقط انرژی ب بدن میدن و‌چیزی ب نام انباشته شدن وجود نداره ، ک در دیدگاه یه فایل فاطمه سادات عزیز خیلی خوب توضیح داده بودن و‌مثال زده بودن «ورودی و‌خروجی ما یکیه » بس این نگرانی و‌ترس کاملا بی مورده ؛ هنوزم توی خونه ی ما قدرت چاق کنندگی رو میدن ب برنج و‌نون و روغن ها و شیرینی جات و …… بی نهایت مواد دیگه ،چون‌نمیتونن این اعتقاد و باور چندین سالشونو کنار بزارن و‌حرفای منم تاثیری نداشت بس دیگه اصراری نکردم و فقط ب خودم و باورهای جدیدم توجه میکنم . چند‌ماه قبل ک‌این فایلو گوش دادم هنوز ترس داشتم ،هنوز زیر چشمی اندازه و نوع غذایی رو‌ک میخوردمو‌‌ نگاه میکردم ولی دیگه اطمینان کردم ب گفته استاد و‌انجام دادن روش تشخیص پیغام های سیری و گرسنگی خیلی کمکم کرد ، برعکس رژیم ک مدام درگیر بودم م وقت میان وعده و غذا بشه و‌مابین نشون مدام حس میکردم ک چون کم‌خوردم الان ضعف دارم و‌بیحالم ، در مورد دریافت پیغام ها اینگونه نبود چون‌موقع خوردن ترسی نبود و‌لذت بود و‌یه لحظه حس میکردم ک دیگه نیاز ب ادامه غذا ندارم و همون لحظه حتی اگه لقمه دستم بود با اختیار و‌اراده خودم دست از خوردن میکشیدم و همین کار هم حس لذت بخشی بهم دست میداد و‌یعدش آرامش داشتم ک‌ من به اندازه نیاز  بدنم غذا خوردم و‌دیگه ذهنم درگیر این نبود ک تو کم خوردی ، الان یکم بگذره باز گرسنت میشه و دیگه از این افکار نداشتک برای همین خیلی راحت ب کارهام می رسیدم و ساعت ها بعد با دل ضعفه و صدای معده متوجه پیغام گرسنگی میشدم نه مثل قبل با ساعت ک الان وقت نهاره ،وقت شامه ، و یا الان چند ساعته ک‌من چیزی نخوردم و ……

      چقدر لذت بخشه درک این حس ها 🥰 و بعد از ی مدت تمرین من دیگه کامل و‌اغلب اوقات با پیغام گرسنگی غذا میخوردم و ب راحتی هم متوجه پیغام سیری میشم  ولی الان ک باز این فایلو‌ گوش دادم دوست دارم بازم انجام بدم و لذت ببرم هر چند ک الان برام کاملا عادیه و‌دیگه یواش یواش داره تیدیل ب ناخودآگاه میشه ولی بازم اول راهم و دوست دارم ک همچنان اموزش هارو‌کامل انجام بدم ک‌ این مراقبت و‌ای دادن ب نهال تناسب و لاغریمه 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/21 21:52
      مدت عضویت: 733 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      درود دوستان من از این فایل کلی حال خوب کسب کردممعنی احساس سیری و گرسنگی رو درک کردمحالا محکمتر و عالی ترمحالا باوخیال راحت میخورم و حواسم پی چقدر خوردم نیستچون خود بدنم الارم میدهحس و عذاب زیاد خوردن ندارمچون رفتار درست غذایی رو درک کردموسپاس گزارم استادفقط چجوری فایل که گفتین تهیه کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/20 18:14
      مدت عضویت: 461 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 564 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبممن گواهی میدم که با رژیم نمیشه لاغر شد.با محدودیت بدون گرفتن موافقت ذهن ناخودآگاه نمیشه لاغر شد.برای ما چاق ها اسم رژیم وحشتناکه.‌اسم رژیم ما رو یاد محدودیت و سختی و عذاب میندازه .آدم اصلا میترسه‌‌.طفلی ماها که اینقد تو دوران عمرمون عذاب کشیدیم.‌من اون وقتا همیشه عدالت خدا روزیر سوال میبردم که مگه میشه خدا یکی رو لاغر خوشبهت ویکی رو چاق بدبخت بیافرینه.‌و وقتی فهمیدم خدای مهربونم همه رو متناسب آفریده با فرمول های پیش فرض لاغری و این ما بودیم که با تربیت غلط دستی همه چیز رو ذخیره کردیم نظرم بکل عوض شد.‌چشم استاد. بخاطر آموزش های بینظیر دوره شما و تلاش بی وقفه شما من مدت هاست فقط موقع لاغری میخورم. اندازه سیری هم میخورم. نه اینکه با وجود اینکه فهمیدم سیری من گاهی اوقات زود هنگامه و با چند لقمه سیر میشم کاذب تلقیش کنم و بگم نه من که هنوز چیزی نخوردم.‌هنوز جا دارم. نه من با تعالیم شما در رفتار غذاییم تغییر ایجاد شده و کم غذا شدم ولی این به معنی رژیم نیست.‌خیلی عالیه. بنظرم شیرازه و جان کل دوره شما همینه. شما کلی تلاش کردین همینو به ما یاد بدین.و من خوشحالم که افتخار اینو دارم شاگرد شمام و بالاخره  منم متناسب میشم. من دیگه میخوام از نخوردن غذاها لذت ببرم و دنبال لذت های دیگه دنیا باشم.‌همه لذت که خوردن نیست. شاد بودن و شاد زندگی اصل ترین لذت زندگیه.‌هم صحبتی با دوستان خوب یکی از بهترین لذت های دنیاست .مدتیه اگه جنگلی جایی میریم دیگه نمیگم چی برداریم بخوریم.‌من فقط به قصد لذت دیدن مناظر و تفریح میرم ولی هنوز شوهرم میگه.‌قبلا خودمم فکر میکردم تفریح مساوی خوردن چیپس و پفک و تخمه و چایی و میوه و وای کباب…..ولی الان نه. سیزده بدر تا باغ خاله همسرم رفته بودیم .اون جمع بدلایلی چون روز تعطیل بود و‌قصابی ها تعطیل فقط بفکر تهیه گوشت و مرغ کبابی بودن وهرکی نظری میداد و من مست صدای اب رودخونه ای بودم که اونحا بود و باد ملایم و هوای عالی. نه دیگه خوردن برام لذتی نداره.‌و این یعنی بودن در مسیر لاغری .و همه اینا رو من مدیون شمام.‌مرسی خدای خوب و مهربونم و متشکرم استاد دانای خودمو حتی الان در بستر بیماری حتی با وجود اصرار آبجی من وایسادم تا ساعت سه و نیم عصر که احساس گرسنکی کردم و سر صدای معدم بلند شد و بعد ناهار خوردم و از کارم لذت بردم.‌خوردن با کنترل نامحسوس ذهن چقد عالیه. و باید اینقد تکرار کنم تا عادتم بشه.‌شما آموزش دادی و من یادش میگیرم و چیزی رو که یاد بگیری محاله فراموش کنی.‌استاد خوبم چند وقتیه به ذوق تردمیل زدن بیدار میشم یا عصر که پسرم میخوابه با ذوق تردمیل میزدم.ولی الان که مریضم دلم برای تردمیلم تنگ شده. منی که اصلا از ورزش بخاطر لاغری متنفر بودم از تغییر رفتار خودم تعجب میکنم.‌ و چقد خوبه این تغییر. تغییر واسه امروز و فردا نیست.‌تغییر دایمیه. باید تا زنده هستیم در مسیر تغییر مثبت باشیم.‌تغییر در مسیر لاغری.‌خدایا گرچه میدونم تو هیچوقت دیر نمیکنی ولی کاش زودتر با استاد و دوره زیباش آشنا میشدم تا بهترین لحظه ها و ساعات زندگیمو در استرس و ترس چاقی نمیگذروندم.تا جوونی و موقعیت های زندگیمو از دست نمیدادم.‌شاید مسیر زندگیم عوض میشد.‌ولی بازم خدا رو شکر. ممنونم که الان اینجام و خدا هیچوقت دیر نمیکنه.‌من در مسیر درستم و بزودی له تناسب و لاغری میرسممنتظر فرستادن عکس لاغریم باشین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/23 00:43
        مدت عضویت: 361 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 355 کلمه

        سلام دوست عزیزم از تغییرات شما بی نهایت خوشحالم

        فقط خواستم راجبه قسمت اخر نوشتتون بگم ک همینطور ک‌ خودتونم گفتین خدا هرگز دیر نمیکنه بس به همین جملتون ایمان داشته باشین قطعا همین زمانی ک با سایت اشنا شدین بهترین زمان بوده

        من از دیدگاه خودم میگم من شاید آدرس سایتو کسی بهم ی سال و‌نیم پیش میداد وارد سایت نمیشدم یا گذری میکردم و اهمیت نمیداد چون زمانش نشده بود چون هنوز کارد ب استخونم نرسیده بود (منظورم ب این نیست ک باید سختیم زیاد میشد تا خدا کمکم کنه ن اصلا ولی هر چیزی وقتی داره ) چون من اون زمان هنوز عقیده داشتم ک میتونم از راه های دیگه ب نتیجه برسم ،راجع ب لاغری من ی سال و‌نیم پیش روش های دیگه ای توی ذهنم بود ک سفت و‌سخت هزینشونم ب جون خریده بودم و یا راجع ب مشکلاتم ک الان دارم با استفاده از فایلای گرانبهای استاد در مسیر شناخت موانع و فرمول هام راجب زندگیم و رابطم استفاده میکنم و نتیجه عااااالی گرفتم قبلا چیزای دیگه رو‌قبول داشتم زور فشار بیرونی دعواو‌تهدید و یا باج دادن خلاصه حتی اونموقع کسی ادرس سایتم بهم میداد من هنوز امادگی استفاده ازشو‌نداشتم‌

        چون‌هنوز اون زمان فقط و‌فقط خدا رو راهنما نمیدونستم و میگفتم خودم بلدم میتونم  در حالی ک تمام وجودم پر از باور شکست بود ؛ بس ایمان داشته باشین ک زمانتون درست بوده بس حسرت گذشته رو نخورین و‌همین الانو در یابین

        و‌ب این فک کنین ک میتونست این هدایت هیچوق اتفاق نیوفته ولی شده افتاده و شما در مسیر قرار گرفتین

        رسیدن ب مقصد در عین اهمیت، اون همه هم فرق نداره چون مسیر ما زیباست مگه از همین الانتون لذت نمیبرین مگه همین الانتون تجربه ارامش و شادی ندارین مقصد یکم شاید لذتش بیشتر باشه ولی طعمش همینه

        همین ارامش همین لذت ب همین اندازه زیبا بس از مسیرت لذت ببر و ی روزی میبینی ک بدون اینکه متوجه شده باشین مقصد رو هم تجربه کردین و دارین لذت میبرین و ایمان دارم ک خیلی زود براتون اتفاق میوفته بس استمرار داشته باشین و ب گذشته و سختیاش فکر نکنین ک باعث حسرتتون بشه

        موفق باشین و ب زودی تصویر شگفتی سازتونو ببینیم 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 23:48
      مدت عضویت: 636 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 641 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
      آیا با رژیم لاغری میتوان لاغر شد🤔 خب تا چه نتیجه ی‌ مد نظرمون باشه اگه توان گرفتن رژیم طاقت فرسا داشته باشی و هدفت فقط چند کیلو کم کردن و یک سایز کم شدن برای مهمونی عید باشه یا عروسی دخترعمه و … بله رژیم لاغری درصدی کارساز میشه
      اما اگه هدف متناسب شدن همیشگی و لذت بردن از خوردن تمام غذا ها و پوشیدن بهترین و خوشکل ترین لباس ها باشه نه رژیم ما رو لاغر نمیکنه که هیچ، بلکه چاق ترم میکنه کاش فقط چاق شدن بود اعصاب خردی و به هم ریختن کل سیستم بدنی و شل شدن پوست و ریزش مو و…هم کادو بهمون میده😔
      چرا تمام رژیم ها با شکست مواجه میشوند🤔
      خب رژیم ها انواع مختلفی دارند و پیش خودتون فکر کردید چرا افراد های مختلفی اینقدر تبلیغ لاغری با انواع قرص و دارو و … می کنند فکر کردید آیا دلشون برای امثال ما سوخته و فکرنجات حال و روز ما هستن 😔نه اونا فقط فکر منافع و کسب درآمد خودشون با برهم زدن سیستم های بدنی ما هست که این منافع اونا نتیجه اش ارمغان کلی عوارض برای ما هست
      خب معلومه شکست میخوریم چون داریم به بدنمون فشار میاریم به جای ریشه یابی و حل کردن مشکل چاقی از ریشه فقط سعی مون براین هست که نتیجه بدست آمده را تغییر بدهیم مثل این هست که به یه درخت آب و کود ندهیم ودرخت ضعیف و رو به خشک شدن برود بعد انتظار داشته باشیم درخت خشک شده محصولات مرغوب به ما بدهد خب معلومه میوه اش رشد نمیکنه چون مهمترین قسمت برای رساندن مواد مغذی به تنه و شاخه درخت ، ریشه هست وقتی ریشه سست شده باشه کم کم بر روی تنه و ساقه و برگ و میوه تاثیر میذاره و باعث متوقف شدن رشد و نابودی اون میشه هر وقت تونستید به یه میوه پلاسیده شده عمر جاودانگی و طراوت و شادابی بدهیم با روش های لاغری تبلیغاتی هم میشه برای همیشه متناسب شد.برای شادابی و طراوت یه میوه باید ابتدا به ریشه درخت مواد مغذی داد و مرحله به مرحله ازش مراقبت کنیم تا میوه خراب نشه وآفت بهش نزنه تا نتیجه دلخواه به ما بدهد .من مطمئنم روش لاغری با ذهن دقیقاشبیه یه باغبونی هست که نهال لاغری در وجود ما نهادینه میکنه و گام به گام منجر به رشد ونمو این نهال لاغری میشه و با تمرین های جذابش آفت ها که همان یاس و نا امیدی و باور های اشتباه هست رو از ما برطرف میکنه و منجر به میوه لاغری که همان متناسب شدن دائمی هست میشه😊
      چاره اینه که کل رژیم های مزخرفی که منجر به اختلال سیستم بدنی ما میشه رو کنار بگذاریم و با خیال راحت و لذت تمام غذاهامون رو میل کنیم و لذت خوردن هیچ غذایی رو از خودمون محروم نکنیم ولی نکته بسیار مهم و ارزشمند این هست کم کم شاخه و برگ های اضافی نهال لاغریمون هرس کنیم اون هم با این تمرین که هر وقت احساس گرسنگی کردیم غذا رو به مقدار نیاز بدنیون بخوریم و هر وقت سیر شدیم دست از غذا خوردن بکشیم با این کار عادت غذایی همه وقت غذا خوردن رو کم کم ترک میکنیم و شیوه صحیح غذا خوردن به موقع یاد میگیریم
      درست مثل کود دادن به درخت میمونه تا هنوزنهال ریشه نزده بهش کود نمیدن چون باعث میشه نهال بسوزه و خشک بشه بلکه میذارن بعد از اینکه نهال یه خرده رشد کرد و به یک مقدار معین شده بهش کود میدهند دقیقا ما هم همین جوری باید به بدنمون برسیم به موقع و به اندازه نیاز😊
      استاد فرمودن یه هفته تمرین کنید ما هم توی ذهنمون یه بذری در نظر بگیریم که قراره باغبون و باعث رشد ونمو اون بشیم حالا بسته به همت خودمون و انتخاب بذرمون داره هرچی کم همت باشیم مطمئنا بذر ساده و بی دردسری انتخاب میکنیم و هرچی با همت 💪باشیم بذرهایی با مراقبت های بیشتر و ثمر دهی عالی انتخاب میکنیم
      پس بسم الله بذرتو انتخاب کن و 💪مراقبش باش 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 22:45
      مدت عضویت: 678 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      رژیم جزء اولین روش هایی هست که اکثر انسان های چاق برای لاغریشون استفاده کردند. چون اولین نسخه ای که دیگران برای لاغر شدن ما پیچیدن، گفتن 2 جمله بود، 1. کم بخور 2. تحرک داشته باش.
      به همین دلیل ما باور کرده بودیم که اگه میخواییم لاغر بشیم باید پایبند این 2 جمله باشیم که کمتر بخوریم و بیشتر تحرک داشته باشیم.
      تقریبا همه افراد چاق واسه یکبارم که شده با رژیم دست و پنجه نرم کردن و کاملا از محدودیت ها و محرومیت هاش (نخوردن ها، کالری شماری ها و…) آگاه هستند.
      من که به شخصه در دوران رژیم کاملا عصبی و پرخاشگر میشدم چون مدام دوست داشتم بخورم و واقعا درک نمیکردم چرا توی دوران رژیم اینقدر حرص و ولع خوردنم زیاد شده، همش احساس ضعف و گرسنگی داشتم، همش نگاهم دنبال غذا بود، همش منتظر تموم شدن دوران رژیم بودم که بتونم راحت تلافی کنم.
      خداروشکر که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم و متوجه شدم که مشکل ما به این دلیل بوده که ذهن و جسم ما همسو نبودند، ذهن ما چون برنامه ریزی اش به سمت چاقی بود، ما رو به خوردن تشویق میکرده، اما جسم ما میخواسته در مقابل دستور خوردن ذهن مقاومت کنه، یه طرف حرص و ولع خوردن یه طرف محدودیت و محرومیت، به همین دلیل ما دچار تنش و درگیری میشدیم، این همسو نبودنه باعث میشد که ما عصبی و پرخاشگر بشیم. اما روش لاغری با ذهن، باورهای اشتباه رو شناسایی میکنه و با فرمول های صحیح جایگزین میکنه و ذهن به آرامش میرسه. وقتی ذهن ما به آرامش برسه، کل وجود ما به آرامش میرسه 😊.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/06 08:14
      مدت عضویت: 785 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      سلام
      روزتون بی نظیر دوستان
      استاد جان نمیدونم بعد شروع مرور دوره و رسیدن به فایل ۵ و ۶ چی تو ذهن من گذشت ولی همش با خودم راجبشکن فک کردم دفترم رو خوندم
      فایل هاشو چندین بار گوش دادم و دیروز تجربه متفاوت و لذت بخشی داشتم
      چند وقت بود حس میکردم نمیتونم
      هیچی دست من نیست
      نمیتونم نخورم
      نمیتونم جلو خودمو بگیرم
      حس بدی داشتم و توجه بهش اونو بیشتر میکرد برام
      تا رسیدم به این فایل ها و گفتم چرا من اینارو یادم رفته من باید هر روز گوش کنم و آگاه باشم
      دیروز بدون برنامه و سناریو قبلی که چی بخور کم بخور …
      صبح صبحانه رو وقتی خوردیم که گشنه بودم جاتون خالی کله پاچه خوردیم و بعدش اصلا فشار شکم نداشتم و خیلی هم حسم خوب بود
      جالب اینجا بود برام که تا گرسنگی بعدی هرچی نجواها میگفت این رو بخور
      ظهر شده اونو بخور
      یه نیروی قوی درونی میگفت نه من گشتم نیست دلم نمیخواد حتی به ناهار دخترم نذاشت ناخنک بزنم با یه حس که ارزشمند باش
      نرو سراغ ته مونده غذا کسی
      و من تا ساعت ۶ که گرسنم شد و خونه دوستی بودیم یک نسکافه و یه کلوچه کوچک و یه لقمه چیز کیک خوردم و یک فنجان چای
      همین
      با اینکه میوه و آجیل فراوان بود بدون تقلا اصلا نخوردم
      بدون اینکه بخام به خودم بگم نخور
      برام خیلی شیرین و لذت بخش بود
      ساعت ۱۱ شب گشنه شدم ضعف معدم شروع شد غذا خوردم سبک و به اندازه
      مهم مهم مهم اینکه حسم خوبه
      حسم خیلی برام ارزشمنده
      حسم همه چیز منه

      انقد بمب باران این شدم که شب سبک بخور زود بخور اصلا نخور ولی دیشب که خوردم با اینکه دیر بود انقد حسم خوب بود چون نیاز بدنم رو به اندازه جواب دادم

      من این چند روز یه چیز دیگه هم فهمیدم از دوره های قبلی که شرکت کرده بودم تیک گرفته بودم که آب بخور
      آب نخوری … ۸ لیوان آب بخور و انقد این چند وقته بدون اینکه خودم هواسم باشه خودم رو تو باتلاق این باور انداخته بودم
      دیروز به خودم گفتم هر موقع دلت خاست آب بخور
      هرچقدر خاستی بخور هر موقع تشنه بودی بخور
      حسم انقد خوب شد
      ذهنم رها شد اصلا ازش
      و یه باری ازش برداشته شد خداروشکر
      بسیار روز بی نظیری بود برام دیروز بدون تقلا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/04 09:38
      مدت عضویت: 785 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      مرور دوره سوم فروردین

      سلام روزتون خوش

      استاد فایل لیاقت و این فایل منو باز از این رو به اون رو کرد

      و خیلی برای باورهای من این دو فایل

      واجب هستن
      و نباید تا نهادینه شدن باورهام ازشون جدا بشم
      باید مدام گوش کنم و مطالب رو بخونم
      من دو ماه پیش این دو مطلب رو گوش دادم و نوشتم خیلی تا مدتی حالم باهاشون خوب بود
      اما یادم رفت
      این ترس از خوردن که ریشش بر میگرده به همون رژیم ها
      که تخریب کردن ذهن ما رو
      داغون کردن ذهن ما رو
      و انقد این ترس خوردن قوی و ریشه آیه که واقعا نمیشه بهش حمله کرد به همین راحتی و باید آروم آروم بهش غلبه کرد
      من چند مدتی که لیز خوردم ترس از خوردن بود که چاق میشی
      بیشتر خوردی چاق میشی
      و حسم از همه مهمتر خوب نبود

      واقعا تو همه چی حسم هست که نتیجه رو رقم میزنه
      چون حسم فرکانس رو ارسال میکنه و با توجه به اون ارسال دریافت جواب از همون جنس میاد
      تو همه چی تو ثروت
      تو روابط
      تو عزت نفس
      هر کاری

      من این مدت واقعا حسم به خودم خوردنم خوب نبود
      امروز اینو فهمیدم من قرار نیست کم بخورم و قرار به جایی برسم به اندازه نیازم بخورم
      و همیشه وقتی حسم از شرایط معدم تو حال خوب باشه بعد خوردن و فشار نباشه
      کاری به اینکه چقدر خوردم نداره
      حسم از اون واکنش بدنم خوب باشه
      اصلا انقد حال خوبی دارم
      اما من در حد نیازم میخوام ولی بعدش بازم میرم ناخنک میزنم موقع جمع کردن
      یک مدت بعد ناهار …
      و هنوز نسبت به مواد غذایی حساسیت هایی که مربی ها تو باشگاه میگفتم رو دارم
      شیرینی چاق میکنه…
      وقتی ترس دارم اصلا مهم نیست چقدر میخورم
      هرچقدر بخورم تاثیر منفی داره

      واقعا این بزرگترین مانع لاغری منه
      ترس از خوردن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/26 23:39
        مدت عضویت: 425 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 63 کلمه

        سلام دوست عزیز ازاین جمله ی شماخیلی لذت بررررررردم که نوشته بودین من قرار نیست کم بخورم قراره به جایی برسم که به اندازه‌ی نیازبخورم خیلی به من حس خوبی منتقل کردازدیدگاه شماازاین جمله خیلی لذت بردم مهم اینه که ماشخصیت متناسبمون روبسازیم .چون یک زندگی جدیدباشخصیتی جدیدازخودم‌ون داریم می‌سازیم واین درماداره آشکارمیشه درنوشتنمون ودرعملکردمون درتمام بخشهای زندگی بازم منتظردیدگاه شماودوستان عزیزم هستم.سپاسگزارم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/29 22:56
      مدت عضویت: 279 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      سلام به استاد خوبم و همراهان عزیز.من این تمرین انجام دادم واقعا حس خوبی به آدم دست میده وقتی احساس گرسنگی میکردم می گفتم پس این گرسنگی چقدر خوبه. و سیری هم همینطور امیدوارم همه این حس خوب تجربه کنن که واقعا هدایت شدن به این مسیر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1399/12/24 00:23
      مدت عضویت: 327 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد مهربان 
      آیا با رژیم میشه لاغر شد ؟ب نظر من میشه لاغر شد ولی نمیشه لاغر موند رژیم یک کلمه غیر قابل تحمله واسه من سالیان ساله ک این کلمه زندگیمون و ب هدر داده وما بارژیم گرفتن به جنگ با درونمون میرفتیم و در آخر هم این ذهن ما بود ک برنده میشد و رژیم همیشه شکست میخورد خدا رو شکر ک دیگه از دست این رژیم گرفتن راحت شدیم همیشه وجودم پر از استرس و دغدغه بود ک جایی میرفتم خدایا غذا چیه پرچرب درستش نکرده باشه صاب خونه یا اینکه میتونم جلوی پر خوری خودم رو بگیرم ک همیشه هم شکست میخوردم و انگار ک دنیا ب آخر رسیده ،خدایا شکرت ک با این سایت آشنا شدم ،این روشی ک استاد گفتن رو من الان چند وقته انجام میدم ترس ندارم از خوردن ولی تو احساس سیری به نظرم خیلی باید کار کنم زیاد موفق نبودام تو تشخیصش همیشه زیاد خوردم یکی دو بار ب اندازه خوردام ان شاالله ک همگی دوستانم در این را موفق بشید دوستون دادم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/22 13:03
      مدت عضویت: 375 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,360 کلمه

      بنام حق❤
      👣 گام 6️⃣ آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟واقعا ممنونم استاد عزیز🙏، چقدر این فایل مثل بقیه فایل ها عالییییییییییی و برای من به موقع بوده، یکی از ❓سوالاتم در طی این چند روز از شما استاد عزیز و دوستان پیشکسوت در این مسیر راجب دریافت پیغام سیری بوده…
      توی این مدت کوتاهی که در مسیر هستم تغییراتی در اشتها و حتی جسمی هم مشاهده کردم اما کمی وسواس شده بودم نسبت به حجم غذایی و استرس گرفته بودم راجب مقدار مصرف مواد غذایی که الان دارم مصرف میکنم
      اول با گوش دادن این فایل خیلی نکات رو یاد گرفتم😊
      رژیم🍱📜
      یک کلمه مخرب و ویرانگر است
      رژیم یعنی محدودیت و محرومیت
      رژیم یعنی احساس شکست
      رژیم یعنی احساس یه مانع
      رژیم یعنی اعتماد به نفس داغون
      رژیم یعنی توهین و بی احترامی به خودت،ذهنت و احساست
      تلفظ و تکرار این کلمه هم حال آدمو بد میکنه و به آدم احساس بدی میده و منم مثل همه ی افراد چاق تجربه تلخ رژیم رو دارم و اصلا خاطرات خوبی ازش ندارم، از وقتی بچه بودم چاق بودم و هزاران بار این کلمه رو از دیگران شنیدم، خیلی چاق شدی،خیلی چاقی،چرا شبها شام میخوری؟ چرا رژیم نمیگیری؟ چرا اینقدر غذا زیاد میخوری؟ چرا اینقدر غذاهای چرب و سرخ کردنی میخوری؟فلان دکتر تغذیه هست بهت معرفی میکنم که رژیم هاش عالیه، فلان برنامه رژیم غذایی هست که عالیه و در ماه فلان قدر کاهش وزن پیدا میکنی و…توی همون بچگی دقیقا یادم نیست چند سالم بود که توسط خانواده به دکتر تغذیه ارجاع داده شدم که علاوه بر یه رژیم سخت گیرانه یه کتابی که خودشون نوشتند هم به پدرم معرفی کردند و گفتند تهیه کنید و پدرم هم تهیه کردند که داخل کتاب هم لیست یه سری غذاهای ممنوعه، تهیه دستور یه سری غذاهای رژیمی، چی بخوریم و چی نخوریم و چقدر بخوریم، لیست کاملی از کالری مواد غذایی و…
      به تعداد سال های سنم من دکتر تغذیه رفتم و انواع رژیم ها رو گرفتم😅🤦‍♀️
      انواع رژیم های دکترهای تغذیه، رژیم کانادایی،رژیم شیر و خرما،رژیم میوه،رژیم خام خواری، رژیم گیاهخواری خواری،رژیم جنرال موتور،رژیم بر اساس طبع و مزاج بدن،رژیم بر اساس کالری شماری و….
      و در تمام این رژیم به صورت نسبی و موقتی کاهش وزن داشتم ولی همیشه برمیگشت، همیشه چشمم دنبال خوراکی بوده، و همیشه دنبال راه فرار و تقلب بودم، همیشه منتظر اون روز آزاد رژیم یا کلا تمام شدن رژیم بودم تا تلافی اون روزها رو در بیارم، هیچوقت چشم و دلم از غذا سیر نبوده….
      و در تمام رژیم هایی که گرفتم با شکست مواجه میشدم چرا
      ⛔ چون در این روش ها و همیشه من میخواستم از طریق کنترل و ایجاد محدودیت برای خودم مصرف غذایی ام رو کاهش بدم و تشخیص احساس سیری و گرسنگی خودم رو گذاشته بودم بر عهده عوامل بیرونی (رژیم و دکتر و خانواده و…)، بخاطر اینکه همیشه از خوردن میترسیدم و ذهن منم دست گذاشته بود روی همین نقطه ضعفم، چون از بچگی برای من مقدار غذا تعیین میشد، برای غذاها درجه ی چاقی تعیین میشد، غذاها طبقه بندی به پرکالری و کم کالری شده بود یا به عبارتی چاق کننده و لاغر کننده، همیشه بین غذاهای بد و بدتر باید یکی رو انتخاب میکردم و میخوردم ، از لحاظ اینکه رژیمی بودند یا دوستشون نداشتم مثلا اهل سالاد نیستم ولی همیشه توی تمام رژیم ها سالاد آزاد و به مقدار دلخواه بود و اینگونه بود که همیشه در تمام رژیم ها در نهایت ناموفق بودم😫

      حالا چاره چیه⁉️🤔
      قدم 1️⃣ رهایی از احساس رژیم و ترس از خوردن و به آرامش رساندن ذهن
      ✅ باید خودمون و ذهن مون رو از رژیم و احساس محدودیت و فشار رها کنیم
      و با خیال راحت و آسوده و بدون ترس و استرس و بلکه با لذت غذا مصرف کنیم در اینصورت کم کم اشتهامون تغییر میکنه، دیگه حرص و ولع خوردن قبل رو نداریم،تمایل مون به غذاها کمتر میشه،دیگه چشممون به ظرف دیگران نیست که اضافه اومد برداریم و بخوریم و…
      چرا❓چون ما فشار رژیم رو از روی ذهن خودمون برداشتیم و ذهن ما اداره امور رو به دست گرفته و ما به صورت ناخودآگاه گرایش مون به خوردن کمتر شده، اول ذهن به آرامش نسبت به مواد غذایی دست پیدا کرد و بعد چون از خوردن لذت برد مقدار مصرف مواد غذایی را کاهش داد و این با رژیم گرفتن تفاوت دارد💯
      قدرت ترس از خوردن در بعضی از ماها ریشه قوی و قدیمی ای داره
      باید یاد بگیریم که خوردن ما رو چاق نمیکنه بلکه اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه.
      ✅ باید بر ترس خوردن خودمون غلبه کنیم
      غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاقی
      غلبه بر این ترس یعنی اعتماد کردن به بدن خودمان
      غلبه بر این ترس یعنی احترام گذاشتن به ذهن خودمان
      غلبه بر این ترس یعنی تشکر کردن از نعمت های خداوند

      قدم 2️⃣ تشخیص احساس سیری و گرسنگی توسط خودمان
      سوال⁉️ آیا ما پیغام سیری و گرسنگی رو دریافت میکنیم یا نه❓ و آیا این دریافت به موقع هست یا بعد از زیاده روی ما دریافت میشود
      پیغام های بدن به دو صورت به ما انتقال داده می شوند
      ↖️ از طریق احساس
      ↙️ از طریق اعصاب
      درک احساس: مثلا وقتی ناراحتیم در بدنمون احساس خستگی و بی حالی میکنیم
      درک اعصاب: وقتی صدمه میبینیم مثلا دستمان رو با چاقو میبریم احساس درد میکنیم که این از طریق تحریک عصبی صورت گرفته
      تمام احساس ها در ابتدا فقط یه احساس هستند ولی اگه همون احساس ادامه پیدا کنه تبدیل به یه واکنش در بدن میشه
      🔚 تبدیل احساس به واکنش در بدن
      احساس سیری یه درک درونی است که باید با توجه و تکرار و تمرین به راحتی تشخیص داده بشه و به آن عمل شود
      معمولا افرادی که اضافه وزن دارند و چاق هستند احساس گرسنگی رو خیلی درک نمیکنند چون همیشه طبق عادت غذایی میخورند،چون زمان های خوردن آنها نزدیک هست و قبل از اینکه اجازه بدهند که گرسنه شوند غذا میخورند و عملا هیچوقت احساس گرسنگی رو درک نمی‌کنند.
      تشخیص احساس سیری و گرسنگی نباید بر اساس عوامل بیرونی تنظیم بشه وگرنه مشکل ساز می شود
      ↖️ برای تشخیص و درک پیغام گرسنگی: باید اجازه
      بدیم احساس گرسنگی در ما تبدیل به یه واکنش مثلا سر و صدای شکم، در بدن ما شود
      ↙️ و برای تشخیص و درک پیغام سیری: هر وقت اون احساس و واکنش گرسنگی برطرف شد دیگه به خوردن ادامه ندهیم،باید بدون توجه به حجم و مقدار غذا خوردن مون و شمردن لقمه های غذامون این تجربه سیری رو درک کنیم

      تمرین بسیار عالییییییییی و مهم گام 6️⃣ 👣
      به مدت حداقل یک هفته اجازه بدید احساس گرسنگی در شما بوجود بیاید آن وقت اقدام به خوردن کنید و وقتی پیغام سیری رو دریافت کردید دست از خوردن بکشید.
      الان با این فایل اینو یاد گرفتم:
      باید بر ترس و استرس و وسواس در خوردنم غلبه کنم، وقتی همش استرس داشته باشن که آیا به اندازه خوردن یا نه؟ این استرس خودش میتونه نتیجه برعکس داشته باشه
      به بدن خودم و ذهن خودم اعتماد کنم و احترام بگذارم
      وقتی من مطمئن هستم مقدار و حجم مواد غذایی ام نسبت به قبل کمتر شده پس باید مطمئن باشم که در مسیر درست متناسب شدن قرار دارم
      و دیگه لقمه هام نشمرم، به حجم غذام اصلا توجه نکنم، و دیگه برای مقداری که دارم مصرف میکنم احساس ترس و استرس نداشته باشم
      مهم نیست که الان دارم به مقدار لازم میخورم یا نه مهم اینه که مطمئن هستم که اشتهام کمتر شده و نسبت به قبل دارم کمتر میخورم و این خودش عالیه 😊
      ✅دیگه سعی میکنم از طریق احساس خودم پیش برم و این رو کنترل کنم
      احساس بهترین میزان میتونه برای من باشه، احساس بهترین راهنما و هدایتگر من برای لاغری میتونه باشه
      واگه یه روز یجوری رفتار کردم یا غذا خوردم که بعدش احساس خوبی نداشتم، اصلا اشکال نداره و خودم رو سرزنش و تنبیه نمیکنم، و عذاب وجدان نمیگیرم و ناراحت نمیشم بلکه سعی میکنم به خودم زمان و فرصت بیشتری بدم و دفعه بعد طوری رفتار کنم که احساس خوب و بهتری داشته باشم….
      من گاهی یه دلنوشته هایی مینویسم و چند روز بعد آشنایی با این سایت و الهام از این سایت و استاد عزیز دلنوشته زیر رو نوشتم که دوست دارم با دوستان به اشتراک بگذارم.
      باور کنید هیچ رژیمی بهتر از رژیم باورها نیست
      اضافه وزنی که ذهن هایمان به دوش می کشد
      به مراتب مخرب تر از اضافه وزنی است که
      بدن هایمان متحمل می شود
      بدون شک تناسب افکار
      هزار برابر زیباتر از تناسب اندام است….
      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمام دوستان🧠💪🫀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/24 00:06
        مدت عضویت: 325 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 60 کلمه

        سلام دوست عزیز و همسیر بسیار از متنتون لذت بردم..عالیییییی بود..و کلی تاثیر گذار بود و کلی نکته برداری کردم .😍🌹مخصوصا از باور کنید هیچ رژیمی بهتر از رژیم باورها نیست
        اضافه وزنی که ذهن هایمان به دوش می کشد
        به مراتب مخرب تر از اضافه وزنی است که
        بدن هایمان متحمل می شود
        بدون شک تناسب افکار
        هزار برابر زیباتر از تناسب اندام است….

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/24 19:44
          مدت عضویت: 375 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 23 کلمه

          ممنون از نگاه زیبا و پر مهرتان دوست عزیز🙏🌹❤
          برای شما و تمامی دوستان هم مسیرم آرزوی موفقیت ومناسب افکار و اندام دائمی دارم🙏🙏🙏🌹🌹🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/01/04 09:11
        مدت عضویت: 785 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        دوست عزیز بسیار لذت بردم و عالی نوشتید و دلنوشته زیباتون هم به جونم نشست
        به امید شگفتی ساز شدن هممون😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/15 16:03
          مدت عضویت: 375 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 23 کلمه

          ممنونم دوست عزیز، نگاه زیبای شما به این نوشته زیبایی بخشیده 🥰❤
          با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1399/12/19 23:37
      مدت عضویت: 300 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 432 کلمه

      بنام ایزد دانا. گام ششم. سلام خدمت همه دوستان واستاد بزگوارمون. من یه هفته پیش این گام رو شروع کردم وگفتم بعد اینکه تمرینش رو انجام دادم دیدگاه بزارم. اول راجب رژیم هایی قبلی بگم. منم مثل بقیه دوستانم بارها برای کاهش وزنم اقدام کردم وتجربه هایی مشابهی با دوستانم دارم هرچی خاطره هست از دوران رژیم همش محدودیت ونه گفتن به نیاز بدن بوده. همش استرس از نتیجه نگرفتن. من همیشه بعد رها کردن رژیم علاوه بر بار ناکامی وسرخوردگی ازشکستم حجمی از عذاب وجدان وخجالت از همسرم هم به دوش می کشیدم چون هربار هزینه ای می کردم وموقتن وزن کم می کردم اون خوشحال می شد ووقتی رها می کردم ناراحت می شد ومن واقعا هیچ تجربه خوبی از رژیم ندارم. همیشه وعده غذاهایی که برای خودم حذف می کردم رو به دلم می دادم ومی گفتم بعد از فلان تاریخ حسابی ازش درست می کنم ومی خورم. همیشه چشمم وذهنم گرسنه بودن. حالا می فهمم چقدر در حق بدنم ظالم کردم. من همیشه مطمعن بودم علت اضافه وزنم در طی این سالها این رژیم ها هست چون تا ول می کردم چیزی اضافه بر قبل به وزنم اضافه می شد. ولی راه درستی هم بلد نبودم تا وارد سایت شدم وحرف های استاد رو شنیدم انگار تشنه شنیدن بودم انگار آبی بودن بر آتش این همه سال سختی. حالا مطمعنم حتی اگه شده مثل لاکپشت ولی روزی به مقصد خواهم رسید چون در مسیر درست هستم. تو این یه هفته تمرین این گام پیغام گرسنگی دریافت می کردم حتی اگه خودم می زاشتم به ضعف شدید برسم تا شام هم تحمل می کردم خیلی احساس خوبی بود بعدش که غذا می خوردم لذت می بروم. خیلی وقتا یا بهتر بگم بیشتز وقتا زباده تر از سیری غذا خوردم ولی احساسم بد نشد همین باعث شد روز بعد بهتر عمل می کردم هنوز تو دریافت پیغام سیری مشکل دارم گاهی کم می خورم وشبها ضعف می کنم گاهی هم زیاده رویی ولی این بار برعکس رژیم های قبل عذاب وجدان نمی گیرم ونمی گم حالا که این وعده خراب شده دیگه دنیا به آخر رسبده وباید همه چیز رو ول کنم برعکس اصلا احساسم بد نمی شه ومی گم فردا جبران می کنم دیر نمی شه وهمین احساس خوب برام خیلی با ارزشه. در چالش اینو نخوردم هم هستم ودر تمرین گام چهارم یاد گرفتم یه تغییر به عادتم بدم وشده حتی یه قاشق از روز قبل کمتر بخورم وبهش تنوع بدم. خدایا تو را سپاس که به موقع دست بندتو می گیری وچراغ راهش می شی ونمی زاری به چاه بیفته ازت ممنونم روز وروزگارتون شاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      adelehreyhani68@gmail.com
      1399/12/15 13:10
      مدت عضویت: 384 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      با سلام خدمت همه دوستان
      واقعا کلمه رژیم آزاردهنده ترین کلمه برای من.. تصورات خیلی بدی رو به خاطرم میاره.. مثل متفاوت بودن از دیگران، که خودش کلی حرف.. مثلا من فکر میکردم(امیدوارم حرفم به کسی برنخوره،این تصورات من بود) آدمای چاق فکر و عقلشون کمتره، نمیتونن یا حق ندارن شاد باشن، حق ندارن خوش لباس باشن، یا اگه رنگ شاد می پوشیدن خیلی پررو بودن، حق زندگی، تحصیلات ، رابطه خوب(مثلا اگه یه خانوم چاق رو میدیدم با یه آقای متناسب و بالعکس، میگفتم که مثلا این خانوم یا پولدار و…) هر مشکلی پیش میومد میگفتم که از چاقی و بخاطر اینه که من رژیم نمیتونم بگیرم.. یک عدم تواناییو در همه زمینه ها خصوصا عقلی و احساسی به یادم میاره… سال ها با همه احساساتم بدون اینکه بدونم منبع کجاست جنگیدم.. خسته شدم از جنگی که هیچ وقت توش برنده نبودم و به مراتب شکست هاش در جسمم و علی الخصوص در ذهن و روحم وحشتناک و غیر قابل جبران بودن.. چرا غیر قابل جبران؟؟ چون لحظه هایی که میتونستم از لباس پوشیدن لذت ببرم، از ورزش کردن کیف کنم داشتم تو ذهنم طوفانی از نظرات دیگران رو مرور میکردم…که الان به من میگن که چرا رژیم نمیگیره.. الانم که میگن رژیم نگیر کالری بشمار… انگار با این کلمه حق بودن و نظر دادن رو ازم میگیرن.. تا ذهن نخواد کاری ممکن نمیشه و وقتی بخواد، ناممکن براش خنده دار میشه.. همه ما بارها تو زندگی بهش رسیدم… خیلی چیزارو به ما گفتن نمیشه و ما انجام دادیم.. و باز هم میتونیم… تمیرین این جلسرو با یاری خداوند انجام میدیم.. به راحتی هم میتونیم.. چون استاد اصلا نگفتن نخور.. فقط گفتن هر وقت پیام گشنگی رو کاملا احساس کردی بخور.. و بعد اون مقدار تعیین نکردن.. پس من به اندازه نیاز و با احساس خوب میخورم… فقط تمرین و تکرار میخواد.. مطمئنم این بهترین راه ممکن صلح با ذهن داریم بهش احترام میزاریم و مطمئنا احترام گذاشتن به ذهن نتیجه قطعی میده.. اوایل ممکن یسری سوالا پیش بیاد یا ندونیم داریم چیکار میکنیم و بهترین کار اینه که به مسیر ادامه بدیم.. ما به یاری خدا و وجود با ارزش استاد عزیزمون به هدف غایی مون می رسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/14 12:48
      مدت عضویت: 793 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      سلام به دوستان عزیز و استاد مهربانم
      گام ششم 1399/12/14
      کلمه رژیم واقعا منو به یاد بدترین لحظات زندگیم میندازه – کلمه رزیم برای من یعنی محدودیت یعنی تو عرضه نداری – تو از پسش بر نمیای
      بارها بخاطر رژیم های مختلف به خودم و بدنم بد و بیراه میگفتم که تو نمیتونی و تو از پسش برنیومدی و تو واقعا توان لاغری رو نداری
      و بی نهایت افسرده و غمگین بودم
      الان با گوش دادن این ویس فهمیدم راه حل من چیه
      خدایا شکرت واقعا استاد ممنونم
      نمونه بارز انجام این گام رو دو روزه که دارم میبینم
      هر وقت گرسنه شدم با لذت و ارامش میخورم و هر وقت احساس سیری کردم دست میکشم
      این یعنی روش درست
      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/14 10:04
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه


      (شرح عالی بر اساس محتوا، عمل کردن به تمرینات و توجه به تغییرات)
      .
      سلام
      رژیم، واقعا کلمه وحشتناکی است برای ما که اضافه وزن داریم
      چون برای لاغر شدن همیشه بهمون میگفتن باید رژیم بگیریم
      از بچگی یادمه بابام همیشه میگفت شبها نباید برنج بخوریم چون چاق کننده هست و هر موقع شب مامان برنج درست میکرد بابا بهش میگفت اینقدر شبها به بچه‌ها برنج نده چاق میشن و خودش با اینکه متناسب بود شبها برنج نمیخورد اگرم میخورد خیلی کم میخورد و من باور کرده بودم که شب برنج بخورم چاق میشم
      و اینکه زمانهایی که برای لاغری اقدام میکردیم اولین کار رژیم گرفتن بود که برنج و نون و ماکارونی رو نباید میخوردیم و واقعا هم نمیخوردیم وزن کم میکردیم ولی بعد از یه مدت دوباره شروع میکردیم به خوردن و دوباره اوضاع مثل قبل میشد و من همیشه ولع خوردن نون و برنج رو داشتم و همراه غذا باید نون میخوردم وگرنه سیر نمیشدم الان میفهمم که این فقط یه باور غلط بود که شکرخدا در حال اصلاح شدن هست .
      یادمه اوایل ازدواجم توی منزل یکی از دوستان شوهرم دعوت بودیم و صاحبخانه سر سفره یادش رفته بود نون بیاره و من دوبار بشقابم رو پر از غذا کردم و خوردم ولی سیر نشدم که شوهرم با تعجب گفت چقدر خوردی گفتم خب نون نیست وبعدش نون آوردن و من کلی خوردم ولی بازم احساس میکردم که سیر نشدم الان میفهمم که شوهرم چقدر خجالت کشیده بابت این رفتار من 🙃
      این فایل رو من ماه پیش هم گوش داده بودم و جالبه از همون روز که شروع کردم تا احساس گرسنگی نکردم چیزی نخورم روز دوم نوبت سونو و دکتر داشتم که خیلی مطب شلوغ بود و من ساعت ۱۱ از خونه رفتم بیرون و ساعت ۵ عصر برگشتم و جالبه که اصلا گرسنه ام نشد اگه مثل قبلا بود همش با خودم درگیر بودم که ای وای ناهار نخوردم الان معده ام درد میگیره الان سردرد میشم وخیلی توهمات دیگه . و اینکه با یادگرفتن این تکنیک ارزشمند استاد من تونستم بعد از سالها ۳ تا روزه توی ماه رجب بگیرم قبلا ماه رمضان رو هم زورکی میگرفتم یا اصلا نمیگرفتم . الان احساس میکنم که یاد گرفتم که احساس سیری رو درک کنم و وقتی سیر میشم دیگه به اضافه غذا کاری ندارم . بعد از یکسال و چند ماه که روی ترازو نرفتم اومدم پالتوی پارسالم رو بپوشم دیدم خیلی گشاد شده وسوسه شدم برم روی ترازو و وقتی عدد ۱۰۰ رو دیدم از خوشحالی اینقدر خندیدم که به جرات میتونم بگم چند ساله از ته دل نخندیده بودم و خوشحالی نکرده بودم چون ۲۲ کیلو کم کردم ولی فوری به خودم نهیب زدم که نباید با دیدن عدد روی ترازو به خودم مغرور بشم هنوز در ابتدای مسیر هستم و باید حواسم به خودم باشه و هر روز سعی کنم بیشتر یاد بگیرم و عدد روی ترازو رو فراموش کنم .بازم ممنون از استاد عزیز که این فایلها رو در اختیارمان قرار میدن .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/14 23:21
        مدت عضویت: 325 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز.تغییراتتون رو بهتون تبریک میگم و خوشحالم ک لباسی رو ک دوسش داشتید رو پوشیدیت…ب امید شگفتی شدنتون تواین مسیر🙏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/21 15:20
        مدت عضویت: 375 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        دوست عزیزم بابت کاهش وزن و تغییرات چشمگیرتون بهتون تبریک میگم👏👏👏👏
        ان شاءالله بزودی جزو یکی از شگفتی سازان میشید🙏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/13 23:23
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      گام‌ ششم

      سلام استاد و دوستانم

      کلمه رژیم برای من بسیار آزار دهنده است و خاطرات بسیار ناراحت کننده ایو برام یادآوری میکنه،از ۱۰ سالگی که مجبورن وارد رژیم شام نخوردن شدم ،متوجه شدم که کلمه رژیم =محدودیته ،بعد از اون اطرافیانم مدام چکم میکردن و توصیه هایی میکردن ،که مثلا برنج ۵ قاشق بیشتر نخور،نون یه کف دست ،شیرینی که اصلا،فست فود که ممنوع وووو

      و وقتی به متخصصین تغذیه مراجعه میکردم اونها هم طبق آموزش هاییکه دیده بودن برام نسخه های سختری مینوشتن و من سالها بخاطر نا آگاهی بازیچه دست اطرافیان بودم،،متنفر بودم از هر چی رژیمه ،خسته بودم از ورزش های سخت و اجباری ،برای من عادی و طبیعی بود که از اول صبح فکر سالاد و غذاهای رژیمی باشم ،همیشه یا در حال نخوردن بودم یا اگر هم میخوردم در حال ترس وعذاب وجدان بودم،

      از بیشتر غذاها میترسیدم و برای خودم ممنوعش کرده بودم با اینکه عاشقشون بودم ،یادمه بعضی از رژیم ها چند روز یک بار یه روز آزاد بودیم و من بیصبرانه منتظر اون روز بودم که تلافی کنم،عقده ای شده بودم ،وای الان که به خودم و زندگیم نگاه میکنم چقدر احساسم‌ خوب میشه،من ۱۵ ماهه هر چیزی دوست داشتم خوردم،رستوران بینهایت رفتم شاید یک روز در میون بیرون از منزل نهار و مخصوصا شام خوردم،قبلا که شام ممنوع بود ،شاید سالاد اجازه داشتم ولی الان هر زمان گرسنه میشم غذا میخورم،احساس آرامشی دارم که هیچ زمان از عمرم تجربه ش نکرده بودم و هر روز که با این سبک زندگی میکنم واحساس رضایت دارم ،اول از خدای خودم تشکر میکنم که منو با استاد آشنا کرد و بعد تو وجود خودم از استاد تشکر میکنم که این متد عالیو خلق کردن

      در مورد احساس سیری و گرسنگی که در دوره ها بصورت کامل یاد گرفتم که وقتی گرسنه هستم غذا مصرف کنم و به محض سیر شدن دست بکشم از خوردن ،متاسفانه من تجربه گرسنگیو زیاد دارم بدلیل رژیم‌های نامناسبی که داشتم و وقتی اسمی از رژیم میاد یاد گرسنگی های طولانی خودم میفتم،،چندین سال پیش ۱۵ روز یه رژیمی گرفتم به اسم پویا کاشانی که بسیار سخت بود ،نهار به نهار اجازه داشتم نصف سینه مرغ آبپز با یه کف دست نون بخورم ،انقدر برام سخت بود که یادمه یه شب بیرون رفته بودم ،تمام تابلوهای مغازه هارو پیتزا میخوندم انگار توهمی شده بودم ،۱۵ روز ۸ کیلو کم کردم ۱۵ روز بعدش که رژیمو رها کردم مجدد ۸ کیلو برگشت،

      تو این ۱۵ ماهی که در دوره هستم هر روز فایل گوش میدم،کامنت میخونم ،خودم مینویسم و در مسیر ساخت نقشه های ذهنی تناسب اندام هستم ،راهم درسته و میدونم به زودی به ساحل لاغری خواهم رسید و استاد و دوستانمو اونجا ملاقات خواهم کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 00:06
        مدت عضویت: 375 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        مرحبا به استمرار و پشتکار و انرژی تون در این مسیر زیبا، به همین دلیل هم هست که جزو یکی از شگفتی سازان شدید و برای ما تازه واردها الگو و نمونه هستید👏👏👏🌹🌹🌹
        با آرزوی تناسب اندام و افکار برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/23 23:40
          مدت عضویت: 735 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          ممنونم سلیمه عزیز
          منم برای بودن دوستان عالی در مسیر رشد و تغییر خوشحالم و مطمینم همگیمون موفقتر خواهیم شد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1399/12/13 01:34
      مدت عضویت: 383 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 428 کلمه

      سلام دوستان عزيز 🌺
      همسرم چند روز گذشته به من گفت اين كاري كه شما انجام ميدين نوعي رژيم غذايي هست و من به فكر فرو رفتم ،يادم اومد من وقتي رژيم ميگرفتم خودم رو از خوردن محروم ميكردم ولي حالا نه،وقتي رژيم بودم حس بدي داشتم ولي الان احساس خوبي دارم ،وقتي رژيم بود دلم ميخواست بخورم ولي سعي ميكردم نخورم ولي حالا هر وقت گرسنه باشم ميخورم ،وقتي رژيم بودم از خوردن ميترسيدم و غذاها رو چاق كننده ميدونستم ولي حالا با آرامش ميخورم چون ميدونم غذاها چاق كننده نيستن ،وقتي رژيم ميگرفتم داشتم روي جسمم كار ميكردم و حالا دارم روي ذهنم كار ميكنم ،وقتي رژيم ميگرفتم از نخوردن عذاب ميكشيدم ولي حالا از نخوردن لذت ميبرم ،وقتي رژيم ميگرفتم مطمئن بودم كه دوباره چاق ميشم ولي حالا ايمان دارم كه متناسب ميشم و متناسب ميمونم ،وقتي رژيم ميگرفتم سرعت تخريب رو بالا ميبردم ولي حالا سرعت تخريب اومده پايين و بدنم داره ترميم ميشه ، براي خودم كاملا واضح شد كه كاري كه من انجام ميدم نوعي رژيم نيست بلكه فرمولهاي ذهنينم رو اصلاح ميكنم و رفتارهاي غذاييم رو درست ميكنم و در نهايت يك انسان متناسب با افكار متناسب ميشم 👏👏👏👏😍😍😍😍البته من با همسرم بحث نكردم و نيازي نديدم كه قانعش كنم كه اين كار رژيم نيست ولي با اين حرف ايشون براي خودم اثبات كردم كه كار من اصلاح رفتارهاي غذايي هست نه رژيم 👌👌👌
      سه روزه كه من دارم اين تمرين عالي رو انجام ميدم ؛روز اول از صبح تا چهار بعد از ظهر چيزي نخوردم و واكنش بدنم سر درد و بي حالي و تمركز پايين بود و من كمي غذا خوردم تا اين واكنشها در من كم شد ،روز اول احساس كردم كه اين تمرين اذيتم ميكنه و خانوم ضد حال گفت ديگه ادامه نده و خودت رو اذيت نكن ، ولي من گفتم كه ادامه ميدم حتما روزاي بعد بهتر ميتونم انجامش بدم و نتيجه خوب بگيرم بنابراين روز دوم ادامه دادم و از صبح تا ساعت دو چيزي نخوردم و زماني كه احساس ضعف كردم كمي غذا خوردم ،جالبه كه احساس ميكردم روزه هستم ،روز سوم صبحانه نخوردم وتا كمي احساس ضعف و بي حالي كردم ،كمي غذا توي پيش دستي ريختم ريختم و قبل از اينكه غذام رو تموم كنم كاملا احساس سيري رو تشخيص دادم و ديگه نتونستم بخورم و خيلي احساس خوبي داشتم انگار به يك موفقيت بزرگ دست پيدا كردم و كلي كيف كردم كه با صبر و ادامه دادن تمرين تونستم به نتيجه خوبي برسم و خيلي برام شيرين بود 😍😍😍
      استاد ممنون ،انشاالله هميشه شاد و سلامت باشين 🌷🌷🌷خداياااا بينهايت سپاسگزارم ❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1399/12/10 00:22
      مدت عضویت: 383 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام دوستان عزيز 🌺
      كلمه رژيم منو به ياد تلاشهاي بي نتيجه ميندازه،منو به ياد محروميت ميندازه ،اين همه تلاش و محروميت و در آخر باز هم چاقي 👌بايد ترس از غذا خوردن رو فراموش كنيم ،با آرامش و لذت غذا بخوريم بايد ياد بگيريم از غذا نترسيم چون اون چيزي كه ما رو چاق ميكنه غذا نيست رفتارهاي نادرست ما بر اساس باورها و فرمولهاي چاق كننده ذهني ماست كه برامون عادت شده ،انسان هاي متناسب هم غذا ميخورن ولي طبق فرمولهاي متناسب كننده ذهني شون بنابراين غذاخوردن چاق كننده نيست و ترس نداره 👌👌 ما بايد فرمولهاي ذهني و رفتارهامون رو اصلاح كنيم ، بايد متوجه گرسنگي و سيري خودمون بشيم ،گرسنگي يه حس دروني هست كه در بدن ايجاد واكنش ميكنه مثل سر و صداي شكم يا ضعف ،ما بايد به مدت يك هفته تمرين داشته باشيم ؛وقتي حس كرديم گرسنه هستيم چيزي نخوريم تا واكنش اين حس رو در بدنمون متوجه بشيم و بعد با لذت و آرامش غذا بخوريم تا زماني كه اين واكنش ها در بدن رفع بشه و ديگه خوردن تموم 👏👏👏
      من آماده انجام اين تمرين و ديدن نتايج عاليش هستم😍😍😍ممنون استاد عزيز 👌👌👌🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1399/12/09 14:27
      مدت عضویت: 781 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم🌹
      گام ششم🌹
      من وقتی لاغر بودم قانون داشت غذا خوردنم و بی خودی غذا نمی خوردم ولی بعد که قانون غذا خوردنم تغییر کرد بخاطر بارداری و حرف اطرافیان دیگه طبیعی نبود و قانون نداشت و هر چیزی که میدیم می خوردم 🌹
      چاقی هم برام طبیعی نبود و مجبور بودم
      رژیم بگیرم و چون رژیم گرفتن سخت بود و طبیعی نبود خیلی زود نفرت می گرفتم و من عادت کرده بودم به پر خوری و برام سخت بود نخوردن و ورزش های سخت انجام دادن پس زود عصبی می شدم و بخاطر محرومیت غذایی خیلی زود خسته و ناامید می شدم و رها می کردم و عزاب وجدان می گرفتم🌹
      بارها و بارها با کلمه رژیم دست و پنجه نرم کرده ام و جنگیده ام و ناامید شدم و شکست خوردم و رها کردم چون طبیعی نبود🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/03 00:33
      مدت عضویت: 772 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 705 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر گام ششم ایا با رژیم میتوان لاغر شد ؟؟؟؟؟؟؟الان امروز دقیقا امروز فهمیدم که هیچ رژیمی هیچ انسان رو لاغر نکرده و اگر هم کرده موقتی بوده در ذهن همه افراد چاق رژیم با لاغر شدن است باور بسیار محکم و قوی عبارت وحشتناک رژیم ترس از نخوردن ترس کم خوردن ریشه بسیار از دلایلی که نمی توان لاغر شد رژیم باعث ناامیدی برای لاغر شدن می شود باور بسیار مهم و تاثیر گذار و مخفی است🙃🙃 بارها و بارها با کلمه رژیم دست و پنجه نرم کرده‌ام و با آن جنگیده ام و اکثر اوقات شکست خورده‌ام بارها تصمیم گرفتم که با رژیم و با سختی و رنج زیاد خودم رو تو محروم کردم از همه چیز و نعمتهای خوبه خداوند رو محدود کردم چه بلایی که سر خودم نیاوردم ولی ذهنم برخلاف میل من چه کارها نمی‌کرد غوغا به پا می گرد برو بخور این مقدار کم است یکم بیشتر بخور حرص و طمع به غذاها منو دیوونه می کرد حس تمام شدن آنها نرسیدن بهمن منو وسواس می‌کرد باحالی که من سیر سیر هستم ولی فرمول ها بهمن فشار عصبی وارد می کنند واقعاً وقتی من سیر هستم ولی چشمم هیچ وقت سیر نمی شود و بعد عذاب وجدان بعد از پرخوری زیاد منو دیوونه میکرد و هر بار که رژیم رو من رها میکردم در واقع داشتم اراده و تصمیم خودم را میشکوندم وقتی بارها تصمیم خودم را می شکستم و زیر پا می گذاشتم تبدیل به فردی ضعیف و سست اراده میشدم و قربانی فرمولهای چاق کننده و تاثیر مخرب رژیم منرو داغون میکرد رژیم به معنای واقعی یعنی وحشت احساس شکست احساس مواجه شدن با یک دیوار بتنی ۱ مانع یک حریف قدرتمند که مارو محکم روی زمین له میکنه تفاوت رفتار صحیح غذایی و رژیم گرفتن رو باید خیلی توجه کنیم نباید از غذاها به ترسیم و باید به مقدار نیاز بدن و بالا لذت و به راحتی مصرف کنیم رهایی از احساس رژیم خیلی لذت بخش هست💗💗💗 من واقعاً با این فایل استاد فهمیدم رژیم یک تله بسیار محکم و قدرتمند ذهن من است و من باید بپذیرم که غذای مصرفی من بیشتر از حد نیاز بوده و من نباید تصمیم بگیرم غذای خودم رو کم کنم باید ذهنم این تصمیم رو بگیره در این صورت تغییرات در من ماندگار میشه و از آنجایی که ذهن ما انسان ها راحت طلب است سعی در منصرف کردن ما دارد و از تصمیم و مسیری که در پیش رو گرفتیم تلاش خود را می کند که ما را بازگرداند😄😄😄 و مهمترین نقطه ضعف ما چاق ها ترس از خوردن و سال ها است که از طریق محیط جامعه خانواده وحشت زده هستیم وحشت بسیار زیاد نسبت به خوردن داریم چقدر زود باور می‌کنیم چقدر زود همه چیز رو بدون دلیل و مدرک باور کردیم نسبت به همه مواد غذایی وحشت داریم آلرژی داریم میترسیم حتی با نگاه کردن به مواد غذایی حتی آب خوردن این چقدر باور مسخره هست در ذهن ما چاق ها خوردن برابر با چاقی ثانیه هست الان فهمیدم که خوردن من رو چاق نمیکنه بلکه بد خوردن و اشتباه خوردن من را چاق میکنه و کلی دلیل دیگه که غذاها برای من و افراد متناسب یک جور عمل میکنه و ما چاق ها به دلیل فرمول های اشتباه و ترس از خوردن تاثیر چاق کنندگی داره من واقعا سعی کردم یک هفته حرف های استاد را اجرا کنند ولی در بعضی از مواقع نمیتونستم قاطی میکردم ولی دوباره به خودم میگفتم من یک شبه چاق نشدم که بخوام یک شبه لاغر بشم و امکان داره خطا کنم باید آرام و آرام بروم چند روز به دلیل مسافرت از گروه جدا شدم ولی فکرم و ذهنم درگیر حرفهای استاد بود هر لحظه هر حرف ش توی ذهنم یک جرقه میزد و با گوش دادن به فایل هاش سعی می کردم حرف های گفته شده را انجام بدم ولی بعضی مواقع نمیشد واقعاً خدا را شکر می کنم که دوباره به مسیر برگشتم و واقعاً مسیر خیلی لغزنده است باید مواظب باشم و بیشتر و بیشتر سعی و تلاش کنم و ذهنم را متمرکز کنم خدا را شکر می کنم استاد مهربان از شما بسیار تشکر می کنم و خدا رو سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم پیش به سوی هدف

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/20 08:52
      مدت عضویت: 786 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,568 کلمه

      باسلام اولین فوت کوزه گری راه لاغر شدن بطورصریح وواضح رونشون دادیم چقدر حس خوبی بهم دست داد وواقعا سردرگمی ها وسوالات مبهم رو روشن کرد چون دردوره رایگان بصورت کلیدی مطالب رو بیان کرده بودید بااینکه مطمئن شدم بهترین راه رسیدن به لاغری از طریق ذهن هست اما در قسمت فایلهای رایگان; نظم وترتیب واصول اساسی راه کارها ومرحله تمرینات عملی به این روشنی نبودوهمینطور فایلهای صبحگاهی که شگفتی سازان از ان یاد می کردند وهروقت شگفتی سازان که دوره را خرید کرده بودند رو میدیدم خیلی امیدی به رسیدن به لاغری به این زودیها; رو نداشتم ودچاد سردرگمی بودم چون میدونستم ممکنه دردوره رایگان خیلی اتفاق جالبی برای تناسب شدنم نیو فته چون مطالب وراه کارهای اصل; ونوع عملکرد وروشهای پذیرش راحت تر ذهن وارام شدنش همراه فوت کوزه گریها ش در فایلهای هزینه دار هست و; البته می فهمیدم که بسیار منطقی وعادلانه وانصافا حق مطلب هم همین هست .وچون نمی تونستم هزینه رو تهیه کنم ته دلم امیدوار نبودم وخیلی با شوق حرکت نمی کردم بخصوص وقتی عکسها ونوشته های شگفتی سازان را میدیدم ومی خوندم که چقدر خوشحالند وتجربه های عالی درزمان کمی بدست اوردند .ازخدامتشکرم که درذهن شما گذاشتن این دوره که نمادی ازدوره هزینه داراست رو برایمون گذاشتید واز شما برای زحمت تهیه این فایل بخاطر توجه وعلاقه تان برای درمسیر سلامتی وارامش وتناسب اندام گرفتن هرچه بیشتر افراد چاق بسیار کرده بودسپاسگزارم ⚘;در این مسیر بعد ازبه ارامش رسیدن ذهن وشناسایی عادتهای غلط واگاهی به رفتار صحیح برای جایگزین کردن عادات وباورهای صحیح به جای باورهای غلط استفاده از این راهکارهای درست مرحله به مرحله موًثر ترین راه رسیدن به تناسب هست .منکه با گوش کردن به این فایلتون باور کنید عجیب راحت شدم که بالاخره راه کارهای اصلی رادیدم وحالا با اطمینان بهتر وسریعتر وراحت تر واسانتر ادامه میدم .از اول شروع گام اول بخاطر ذوق وشوق این دوره در; دو روز اول بدون اینکه کاری کنم اصلا گرسنه نشدن واخرشب درواقع به زور غذا خوردم شاید تلقین این مطلب; بوده که بالاخره ناجی رسید وراه کارهای اصلی پیش اومد .
      کلمه رژیم برام خوشایند بود چون برایم یک راه تناسب اندام
      ; بود ووقتی رژیم داشتم حداقل تا دوسا ل تناسبم حفظ می شد وچون من رژیمم از برنامه خاصی نبود فقط به دلخواه خودم نمی خوردم برام خیلی سخت نبود بخصوص چون در روزهای خاص دینی روزه بودم تقریبا یک عادت بود ولی از انجا کلمه رژیم سخت می شد که بعد از زحمت کشیدن دوباره بدون اینکه متوجه بشم به حال اول وگاهی با اضافه وزن بر می گشتم واین حالت کلمه رژیم را در ذهنم خیلی سخت وزجراور معرفی میکرد البته محدودیت ومحرومیت غذایی که دررژیم گرفتن; برایم راحت به نظر می رسید الان دیگر ناراحت کننده بود چون نتیجه ای نداشت . رژیم گرفتن ومحدودیت ومحروم بودن از خوردن رامسئول بازگشت به حالت اولیه نمی دانستم بلکه عوامل بیرونی را مقصر می دانستم ومتوجه نبودم که رژیم گرفتنم برای وزن کم کردنم به قیمت حسرت نخوردن وحرص وولع داشتن در خوردن که همان ترس از خوردن است را درمن به شکل رژیم گرفتن ونخوردن خودش رانشان داده است⚘
      کلمه رژیم تاثیر بسیار عمیقی در ذهن ما گذاشته وبرای کم رنگ کردن وتغییر این ردپای قوی ورهایی از فشار ناشی از تاثیرات کلمه رژیم باید انرژی زیاد به وسیله انجام تمرینات برای رسیدن به رفتار صحیح درجهت; لاغر شدن وبا توجه ودقت به; اعتمادواطمینان داشتن که تغییرات انجام می شود باید باشد کلمه رژیم همان باورها والگوهای گول زننده وتشویق کننده به سمت چاقی است; .کلمه رژیم باعث مقاومت بیشتر ما برای زود سیر شدن ودرنهایت بیشتر شدن اشتها در اثر; داشتن دید محدودیت ومحرومیت نسبت به غذا وحرص و ولع وحسرت خوردن ونخوردن را دربر دارد.کلمه رژیم برایمان یاداور بحران و زجر وفشارهای روحی وجسمی واسیبهای ناشی از ان درذهن ماست .رژیم کلمه ترسناک برای تخریب ذهن هست برای صادر کردن مجوز راحت تر واسان تر درجهت چاقی حرکت کردن .متاسفانه کلمه رژیم در ذهنمان انقدرمحکم ریشه کرده فکر میکنیم رژیم گرفتن حتما مساوی لاغر شدن است وخوردن برابربا چاقی است .
      قطعا این باور غلط است نتیجه رژیم گرفتن خود وافراد زیادی را دیده ایم که مدتی اثر گذار ولاغر کننده بوده وبعد از مدتی یا برگشت به وزن وحالت اولیه رادارد ویا ازدیاد وزن علت رژیم گرفتن ما ترس از خوردن و اشنا نبودن با چگونگی رفتار صحیح غذایی وخوردن; ماست.ماباید; دهنمان را از رژیم گرفتن واثرات منفی ان جدا کنیم ورفتار صحیح غذایی را جایگزین کنیم که برای اینکار باید ابتدا ارامش ذهن را نسبت به خوردن با پیدا کردن روش صحیح خوردن به ذهن برگردانیم وبرای این کار باید ترس از خوردن را برداریم وبا درست خوردن احساس ارامش برای خوردن را به ذهن برگردانیم .وقتی ترس و فشار زجروحسرت نخوردن وحرص وولع خوردن را با نگرفتن رژیم وحذف کلمه رژیم از ذهن با روشهای مورد قبول ذهن برداریم ان وقت است که ذهن خالی از ترس ونگرانی غذا خوردن میشود وبعد میتوان اصول درست خوردن را با اگاهی وروشهای درست وارد ذهن کرد. عادات ورفتارهای نادرست غذایی مثل کم خوردن وخاص خوردن ومحروم ومحدودکردن خود از مواد غذای; باعث عدم داشتن احساس خوب خوردن درما می شود.برای احترام به بدن وذهن خود وشکر گزاری از نعمات خدا باید خورد وبه اندازه وبه موقع گرسنگی وبا لذت واحساس خوب وبدون توجه به چاقی خورد وترس از خوردن راکنارگذاشت;⚘ غذا باعث چاقی ما نیست بلکه چگونگی رفتار ما با غذا ما را چاق می کند رفتارهایی از قبیل زیاد خوردن بعد از سیر شدن باز هم خوردن اصلا احساس گرسنگی نکرد ن وخوردن پشت سرهم
      درواقع ارامش ذهن برای صحیح خوردن خود رژیم است زیرا نتیجه اش لاغری می باشد.یعنی وقتی چاق شدیم با شور واشتیاق ولذت باحجم زیاد دردفعات زیاد غذا خوردیم وذهن لذت این خوردن را چشیده وقتی ما می خواهیم رژیم بگیریم ونخوریم درواقع داریم لذت خوردنی که ذهن خاطره شیرینی از ان رادارد راازا او بگیریم قطعا ذهن راحت طلب واسان خور این سختی محرو شدن از خوردن را نمی پدیرد ومقاومت می کند برای همین رژیم گرفتن برایمان سخت است .چون ذهن مرکز ایجاد رفتارها وعادات ماهست پس هر تغییری باید بارضایت ذهن باشد برای لاغر ومتناسب شدن هم باید تغییر در عادات غذایی و ایجادرفتار صحیح خوردن از ذهن اغاز شود. برای غلبه برترس خوردن باید ذهن را باخوردن به موقع که همان گرسنه شدن وخوردن به هنگام گرسنگی است ارام کرد وبرای اینکه عادات غذایی صحیح رو به اون نشون بدیم باید به هنگام سیری دست از خوردن برداشت نه به حد خفگی خور د تا به ارامی وکم کم ذهن بتواند بپذیرد حسرت وحرص وولع نداشته باشد چون مطمئن شده که دیگر محدودیت ومحرومیت ندارد ومیتواند بخور د وانوقت قدرت به موقع فرمان خوردن درموقع گرسنگی وبه اندازه خور ن ودست کشیدن بعد از سیر شدن رابه اسانی ولذت واحساس خوب خوردن به ما می دهد. پس چه موقع بخوریم زمانیکه گرسنه می شویم .خوب حالا نشانه گرسنه شدن چیست ؟برای دریافت احساس گرسنگی باید واکنش درونی بدن نسبت به احساس گرسنگی را که همان واکنش شکم ومعده یعنی شنیدن صدای قارو قور شکم یا احساس ضعف شکم یا مور مور شدن دستها را تشخیص دهیم انوقت میتوان خورد البته برای اینکه نتیجه بهتری بگیریم بهتره که به محض احساس گرسنگس فوری غذا نخوریم کمی تامل کنیم تا اثار واکنش درونی شکم ظاهر شود بعدهرغذایی که دوست داریم بدون فکر کردن به داشتن کالری ویا اثر چاق کنندگی ان به میزان لازم وبا احساس خوب وبا ارامش بخوریم .میزان لازم یعنی تا حد سیری خوردن .حدسیری خوردن یعنی بخور تا دیگه واکنش درونی شکم از بین رود .البته درابتدای انجام این رفتار صحیح غذایی چون ذهن عادت نکرده باید خودمان به علامت سیر شدن توجه کنیم اما به مرور زمان وبا تکرار رفتارهای صحیح ذهن به این رفتار جدید عادت کرده وشما را ازسیر شدن اگاه می کند .برای اینکه ذهن ارام ارام سیری رابپدیرد باید حواسمون باشه که توجه کرد که نباید لقمه هارو بشماریم یا توجه به مقدار خوردن داشته باشیم چون این حرکت ما یعنی کنترل خوردن و بازهم توجه ذهن به چاقی. 🌻
      چون احساس سیری یک درک درونی است باید با تکرار وتمرین رفتار درست غذایی در ذهن تشخیص داده شود وبطور خودکار بعد از سیرشدن دیگر نخورد .رسیدن به نتیجه زمانی صورت میگیرد که ذهن به ارامش رسیده باشد واگر به ارامش برسد بطور خودکارمیزان خوردن وموقع خوردن را اعلام میکند وبه موقع فرمان گرسنگی وسیری می دهد افراد متناسب دارای همین ویژگی هستند که بعد از سیری حتی یک قاشق بیشتر نمی توانند بخورند. الان دو روزه که موقعی که واقعا گرسنه شدم وواکنش درونی ظاهر شده غذا خوردم واز غذایی که دوست داشتم با لذت وبدون ترس خوردم وهنوز خیلی سیر نبودم که به دلخواه دست از خوردن برداشتم چون هنوز پیام سیری را متوجه نشدم خوب بود اذیت نشدم ولی چند ساعت بعد کمی گرسنه شدم ولی با حال خوب نخوردم ببینم چی میشه تا ساعت بعد ازظهر باز غذا رو با لذت وارامش وحال خوب خوردم و قبل از سیر شدن که هنوز کمی گرسنگی را احساس میکردم با میل ورغبت خودم نخوردم واحساس بد حسرت وولع غذا را نداشت .البته به میل خودم نه به فرمان مغز ریزه خواری نکردم .ببینیم تا هفته دیگه چی میشه .تمرین خوب وبا حال ومورد اطمینانی بود که با رضایت وشادی وحال خوب انجام دادم حتما نتیجه خوبی داره.باردیگر از خدا بابت همه چیز واز شما استاد وانسان گرامی بابت به اشتراک گزاردن نتیجه اگاهیها وتجربیاتتان دراختیار ما برای حل مشکل اضافه وزن ورسیدن به ارامش ما و زحمت تهیه دوره بسیار قدر دانی میکم نگاه خدا هر لحظه در زندگیتان🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 14:38
        مدت عضویت: 375 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 342 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود دوست عزیز و لذت بردم👌👌👌👏👏👏🌹🌹
        اول اینکه منم مثل شما فکر میکردم با دوره های رایگان نمیتونم لاغر بشم و به نتیجه دلخواه ام برسم و حتما باید دوره های هزینه دار رو تهیه کنم تا به نتیجه مورد نظرم برسم، این غیر قابل انکار هست که دوره های هزینه دار خیلی منسجم و بهتر و پیشرفته تر و فایل ها و تمرینات بیشتر و عملی تر دارد و استاد عزیز زحمات فراوانی بابت آن متحمل شدند، اما این تصور و باور من راجب این دوره های رایگان خودش یه جور مانع ذهنی و مقاومت ذهنی برای رسیدن به لاغری هست که چون الان نمیتونم دوره های هزینه دار رو دریافت کنم پس این دوره های رایگان هم پاسخ منو نخواهند داد و به نتیجه دلخواه نمیرسم، در صورتیکه این فقط بهونه و مانع ذهنی من هست که بخواد منو از مسیر اصلی خارج کنه، درسته که مسیر اون دوستان آسفالت هست و خیلی راحتر و سریع تر میتونن حرکت کنند و من در مسیر خاکی هستم و سرعت کمتر و سختی و زحمت بیشتری باید بکشم اما مهم اینه که مسیر من درست انتخاب شده و مطمئنم مسیرم درسته و بالاخره و یه روزی به مقصدم میرسم…
        دقیقا درسته دوست من، رژیم برای منم همیشه حرص و ولع خوردن رو زیاد میکرده، و هیچوقت با لذت و خیال راحت و آسوده و بدون ترس و استرس غذا نمیخوردیم… ما درک پیغام سیری و گرسنگی رو یاد نگرفتیم و تجربه نکردیم و الان زمان این رسیده که با راهنمایی و فایل های استاد و انجام و عمل کردن به تمرین ها و تکرار و تمرین و مداومت و استمرار اینو یاد بگیریم و نتیجه اون هم به صورت ناخودآگاه توی جسممون نشون داده میشه…
        دیگه وقت و نوبت این رسید که تمام عوامل تعیین کننده بیرونی رو بریزیم دور و به ندای دورن خودمون گوش کنیم، به بدن خودمون و به ذهن خودمون و احساس خودمون اعتماد کنیم و احترام بگذاریم
        اینجاست که شاعر میگه:
        بیرون ز تو نیست هر آنچه که خواهی تویی
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1399/12/23 01:40
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 45 کلمه

          سلام دوست عزیز
          مسیر فایل های رایگان را با دوره های آموزشی مقایسه نکنید با تقلا کردن های بی نهایت آدم که دنبال لاغر شدن به روش های مختلف هستند مقایسه کنید
          در این صورت فایل های رایگان یک آزادراه لاغری برای شما محسوب خواهد شد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/12/23 01:52
            مدت عضویت: 375 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 97 کلمه

            جسارت بنده رو ببخشید استاد جان🙏
            بیشتر منظور من این بوده که اگه الان بنده یا این دوست عزیز یا افرادی مثل بنده هزینه پرداخت دوره های اصلی رو ندارند نباید این تصور رو بکنند که با این دوره های رایگان به هدف شون نمی رسند که این فکر و تصور یه مانع برای رسیدن به هدف محسوب میشه، با همین دوره های رایگان ارزشمند هم میشه به هدف رسید
            روش لاغری با ذهن که اصلا قابل مقایسه با روش های مختلف لاغری دیگه نیست، چون توی اون روش های ما هیچوقت به مقصد نرسیدم و قرار نیست برسیم…

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 22:07
      مدت عضویت: 475 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      سلام استاد گرانقدر ،من از کلمه رژیم احساس بدی بهم دست میده احساس محدودیت ،احساس محرومیت از تمامی نعماتی که خداوند متعال برای همه بندگانش آفریده ممنونم از شما که این مانع مخفی رو برای ما آشکار کردید و پرده از اون برداشتید من همیشه از خوردن ترس دارم همیشه فکر میکنم بیشتر غذا خوردم حتی اگر مقدار غذا کم باشه توی خانواده همه اعضای خانواده میگن مامان غذای شما اندازه غذای یک بچه است از همه کمتر می خورم ولی از همه چاق تر هستم امروز سعی کردم آرام و با لذت بخورم یاد شما افتادم توی همه لایو های اینستا چنان شما با لذت غذا می خورین که برای من جای تعجب بود که چرا شما با اینکه از همه مواد غذایی مصرف میکنید چرا متناسب هستید امروز اولین روز توی عمرم بود که با لذت واقعی و بدون ترس غذا خوردم و احساسی رو تجربه کردم که اولین بار بود و همونجا خدا رو شکر کردم و چنان احساس سیری کردم که خیلی لذت بخش بود و تصمیم دارم که این تمرین طلایی رو که شما رایگان در اختیار ما گذاشتید با جان و دل و با عشق انجام بدم و از شما استاد مهربانی ها ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/17 00:58
      مدت عضویت: 636 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی🌹
      جلسه ششم و آموزش واژه رژیم و آثار وتبعاتش
      راسیتش من مثل دوستان تجربه ای ندارم😔و دنیای خورد و خوراک من با رژیم بیگانه هست 😂 یعنی هیچ وقت رژیم نگرفتم 😊 نمیدونم حالا باید خوشحال باشم یا ناراحت🤔
      ولی خودمونیم واقعاااا این کلمه رژیم خیلی حال خراب کن هستاااا
      امروز استاد از احساس درونی گفت و واکنش های اون خب حالا این احساس درونی و واکنش ها با رژیم چطوری میشه🤔
      رژیمی که روح و روان تو‌درگیر میکنه و اونو بازیچه دست خودش میکنه و باعث میشه باور کنی بی اراده هستی و تنبل ، اعصابت خرد میشه که چرا من باید اینقدر زجر بکشم و چرا من چاق آفریده شدم و چرا مردم خیلی راحت با دل خوش بهترین غذا ها رو میخورن و من باید با حسرت به خوراکی ها نگاه بکنم و نخورم و فقط‌ زندگی‌رو به کام خودت تلخ بکنم و خجالت زده باشم به خاطر داشتن این اندام زشت که مدام خودتو زیر ذربین اطرافیانت میبینی وحسرت رفتن به جاهایی که دوس داری و پوشیدن لباس های خوشکل و شاد به دلت میمونه تازه اینا که تنها نیست فکر و خیال تجویز دکتراهای فامیل هم هست که الحمدالله همشون دکترای رژیم هستن که حسابی روی اعصابت رژه میرن که فلان دارو بخور برا لاغری خوبه فلان غذا نخور که چاق میشی و ورزش کن و کم بخور آخرشم بعد از این همه کلنجار ذهنت میگه اصلا تو جمع نرم بهتره باز حالت گرفته میشه و تنها میمونی فشارخون بالا تب شدید و ضعف و بیحالی و صدای قارو قور شکمت که داد میزنه من غذا میخام حالا دیگه از این بدتر نمیشه بری سر یخچال و غذا های خوشمزه ای که ازشون محروم شدی به خاطر رژیم هم بهت چشمک بزنن 🤤 اونوقت دو دل میشی یه حالی داری🤪 ندای درونت میگه نخور چاق میشی تو الان توی رژیمی فقط کاهو کلم و سالاد گیاه خواری و تکه های کف دستی نون و ۶تا قاشق تو برنامه ات هست اما واکنشت چیه 🤔 دستت میره سمت غذا و یه ناخونکی میزنی و میخوری با ترسم میخوری چرا چون ۱۰۰ تا کالری اضاف شد🤪 باز یه ناخونکی دیگه و۱۰۰تا دیگه 🤪 این ترس خوردنه خودش ویرانگر تره تا خود خوراکه
      حیف روزهایی که ۱۰۰‌تا ۱۰۰‌کالری شمردیم و الکی به بطلان گذشت
      حالا بیایم تلافی‌کنیم و جبران اون روزها بکنیم و حرف‌ استاد دلسوز و مهربون مون رو اجرا کنیم قشنگ باخیال راحت و به اندازه و به‌موقع از خوراکی های خوشمزه استفاده کنیم و از خوردنشون لذت ببریم و بیخیال فکر و خیال های حال بد کن‌ باشیم😊خواستن توانستن است 😊ایام به کامتون خوش🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/15 12:06
      مدت عضویت: 493 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 540 کلمه

      سلام به استاد محترم و دوستان همرا.
      گام ششم:آیا با رزیم لاغری می توان لاغر شد-تا یادم می اید که مدتی است از رژیم خبری نیست و من همچنان متناسب و متناسبتر می شوم فوق العاده خوشحالم و اصلا به رژیم و تبلیغات کاری ندارم.و کلا از زندگی من بیرون رفته اند. وقتی با فرمول های درست آشنا شدم بر من اثبات شده که رژیم باعث لاغری نمی شه .تغییرات زیادی در من ایجاد شده مثلا خوردن چایی بجای هر روز که فراوان چایی می خوردم بدون هیچ سختی تبدیل شده به یک وعده در هفته -نترسیدن از خوردن غذا-موقعی که احساس گرسنگی دارم غذا می خورم-سه وعده غذایی که رسم و عادت تمام خانواده هاست دیگر نیست بستگی دارد که کی گرسنه باشم -یعنی خودم تعیین می کنم غذا را نه اینکه غذا برام تعیین کند وبه من بگوید صبح است باید صبحانه بخورید با بگوید ظهر شد وقت ناهار و همچین بگوید شب شد شام بخور ودر بین تعیین کند میوه و تنقلات دیگه از این خبرها نیست چون خودم غذا خوردن -و چه موقع خوردن- و چگونه خوردن- را تعیین می کنم ابن ها خیلی تغییرات عظیمی هستند که در من بوجود آمده‌اند و توی این هفته با فرمولی که استاد راهنمایی کردند که همراه واکنش به سمت غذا خوردن بروی متوجه تغییر دیگری شدم که در طول شبانه روز یک وعده غذای اصلی خوردم بدون هیچ رنج و ناراحتی چون رژیم نبود چون می دونستم هر لحظه گرسنه باشم نه محروم و نه محدود هستم بالکه بر عکس رها و آزاد هستم و همی احساس خیلی لذت دارد و متوجه شدم که از قبل کمتر هم می خورم از جایی که گاهی وقتها از بیرون غذا می گیریم اتفاقا تو این هفته یک بار از بیرون غذا گرفتیم و نکته جالب اینجاست که همیشه برای من و همسر یک غذا کافی است که باهم می خوریم با هم نصف می کنیم و واقعا هم سیر می شویم اما این هفته همون نصف غذا را هم کامل نخوردم که شوهر تعجب کرد و گفت چرا نمی خوری و من گفتم نمی تونم و شوهر خودش غذای من را تموم کرد این هم یک تغییر جدید با یک احساس خوب .تغییر دیگه ای که تو این هفته داشتم چون تمرکز داشتم به واکنش شکمم اگر بی اختیار دستم می رفت سمت یک خوردنی خیلی سریع ذهنم نجوا می داد چرا دوست داری بخوری آیا گرسنه ایی آیا شکلش تو را وسوسه کرده آیا بوی خوبی دارد و با این نجواهای ذهنی بی اختیار می کشیدم کنار و متوجه شدم که این فقط یک عادت است که گاهی وقتها بی اختیار دستت می رود سوی یک خوراکی و این عامل بیرونی است و اونون نجواه که به من هشدار داد احساس درونی است .و تمام این هفته من به واکنش شکمم توجه داشتم و وقتی گرسنه می شدم بلافاصله سوی غذا نمی رفتم منتظر واکنش بودم که همون سر و صدای شکم و گاهی نجوای ذهنی می گفت تو که رژیم نیستی ولی مثل رژیم عمل می کنید که یادم اومد استاد گفتند گول این نجوای ذهنی را نخورید فقط منتظر واکنش باشید .تمرین بسیار مفید و اموزند بود ممنونم استاد انشالا که همیشه خوب و سلامت و سرشار از انرژی و سعادت بیکران باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/14 18:44
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 734 کلمه

      تمرین گام ۶

      دوستی که با تمام تلاشش وتمرین وتکرار دوره چرا لاغر نشده بود ؟
      باور مخفی که در ذهن این دوست وجود داشت با کنکاش استاد کشف شد واین باور مخفی کلمه رژیم بود ورژیم برای هر شخص بازگو کننده احساس بد وخاطرات سخت است بارها در زندگی رژیم گرفتیم ادامه دادیم ولی دست آخر خسته میشدیم ورژیم را میشکستیم ودر واقع اراده خودمون را میشکستیم وآخر سر احساس ناتوانی در لاغر شدن را داشتیم چون از غذاها میترسیدیم وفکر میکردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند بنابراین به رژیم پناه میبردیم در صورتیکه غذا ها مارا چاق نمیکنند بلکه این رفتار ما با غذا است که مارا چاق میکند وقتی رژیم میگیریم اولش خیلی شارژیم واحساس خوب داریم اراده قوی داریم میگیم تا آخرش میرم ونتیجه میگیرم اما بعد از مدتی خسته میشیم ورژیم حکم شکنجه برای ما محسوب میشه چون موافقت ذهن را نگرفتیم وذهن هیچ نقشه ایی برای کم کردن وزن ما نداره بنابراین جنگ بین ذهن و تحت فشار گذاشتن جسم بوجود میاید پس از مدتی نیمه کاره رژیم را رها میکنیم حالا تبدیل شدیم به یک آدم پرخاشگر یا کم طاقت دیگه اهمیتی به چاقتر شدن نمیدیم میگیم هرچی میخواد بزار بشه وهمین باعث برگشت وزن به حالت قبل ویا حتی بدتر از قبل میشه واین خاطرات در ذهن ما بصورت یک باور نگهبان باقی میماند ومانع از روند لاغرشدن میشود وقتی وارد دوره لاغری با ذهن میشویم با شروع دوره اول به آرامش ذهنی میرسیم بعد ترس از غذا خوردن را فراموش میکنیم یاد میگیریم که غذا خوردن ترسی نداره فقط باید آشغال به بدن امان نرسانیم وبیشتر از حد نیاز امون نخوریم چاقی ما بخاطر رفتار وعادات اشتباه غذایی است در این دوره رفتار وعادت های درست را یاد میگیریم وبه صورت درست غذا میخوریم خود بخود ذهن ما تصمیم میگیرد که کمتر غذا بخوریم نه این که با رژیم کم بخوریم سالها از خوردن ترسیدیم از چاق شدن ترسیدیم فکر کردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند فقط با آموزش درست میتوانیم این ترسها را ا ز بین ببریم یاد میگیریم چطور اشتهای خود را کنترل کنیم بدون رنج وسختی دیگه لازم نیست کالری را بشماریم یا لقمه ها را بشماریم یاد میگیریم با غذا طوری رفتار کنیم که بطور ناخود آگاه به اندازه نیاز بخوریم وسیر شویم ودر آرامش باشیم وقتی یاد میگیریم که نقطه گرسنگی چیست و پیغام سیری کی به ما میرسد دوراه استاد پیشنهاد کردند
      حس عصبی وحس درونی
      احساسات درک درونی است اگر ادامه پیدا کند بصورت واکنش در بدن خودشو نشون میده
      احساس گرسنگی درک درونی است که با ادامه آن واکنش هایی در بدن بوجود میاید که نشان میدهد بدن نیاز به غذا دارد حداقل یک هفته تمرین کنیم بدن کاملا گرسنه شود وواکنش نشان دهد وبه اندازه ایی غذا مصرف کنیم که آن واکنش برطرف شود اینطور میتوانیم نقطه گرسنگی وسیری را پیدا کنیم من خودم با این تمرین به راحتی یاد گرفتم کی گرسنه ام وچه وقت سیر میشم تمرین عالی است وبعد از غذا خوردن به احساس اول توجه کنیم واکر این احساس خوب بود یعنی در مسیر هستیم احساس بهترین نشانه است که ما متوجه میشویم آیا رفتارمون درسته یا نه باید یاد بگیریم از خوردن نترسیم واین ترس را از بین ببریم وبه خودمون و بدن امون اعتماد کنیم چون با این روش لاغری با ذهن در مسیر درست قرار میگیریم توجه به لاغر شدن داشته باشیم وباور های مخفی را مثل فکر کردن به غذا ویا باورهای دیگر را شناسایی کنیم تا همیشه بتوانیم در مسیر سبز لاغری با ذهن باشیم ودر نتیجه به موفقیت دست پیدا کنیم
      با تشکر از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 21:45
        مدت عضویت: 375 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        بسیار عالییییییییی دوست عزیز 👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز 🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/13 18:52
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 731 کلمه

      دوستی که با تمام تلاشش وتمرین وتکرار دوره چرا لاغر نشده بود ؟
      باور مخفی که در ذهن این دوست وجود داشت با کنکاش استاد کشف شد واین باور مخفی کلمه رژیم بود ورژیم برای هر شخص بازگو کننده احساس بد وخاطرات سخت است بارها در زندگی رژیم گرفتیم ادامه دادیم ولی دست آخر خسته میشدیم ورژیم را میشکستیم ودر واقع اراده خودمون را میشکستیم وآخر سر احساس ناتوانی در لاغر شدن را داشتیم چون از غذاها میترسیدیم وفکر میکردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند بنابراین به رژیم پناه میبردیم در صورتیکه غذا ها مارا چاق نمیکنند بلکه این رفتار ما با غذا است که مارا چاق میکند وقتی رژیم میگیریم اولش خیلی شارژیم واحساس خوب داریم اراده قوی داریم میگیم تا آخرش میرم ونتیجه میگیرم اما بعد از مدتی خسته میشیم ورژیم حکم شکنجه برای ما محسوب میشه چون موافقت ذهن را نگرفتیم وذهن هیچ نقشه ایی برای کم کردن وزن ما نداره بنابراین جنگ بین ذهن و تحت فشار گذاشتن جسم بوجود میاید پس از مدتی نیمه کاره رژیم را رها میکنیم حالا تبدیل شدیم به یک آدم پرخاشگر یا کم طاقت دیگه اهمیتی به چاقتر شدن نمیدیم میگیم هرچی میخواد بزار بشه وهمین باعث برگشت وزن به حالت قبل ویا حتی بدتر از قبل میشه واین خاطرات در ذهن ما بصورت یک باور نگهبان باقی میماند ومانع از روند لاغرشدن میشود وقتی وارد دوره لاغری با ذهن میشویم با شروع دوره اول به آرامش ذهنی میرسیم بعد ترس از غذا خوردن را فراموش میکنیم یاد میگیریم که غذا خوردن ترسی نداره فقط باید آشغال به بدن امان نرسانیم وبیشتر از حد نیاز امون نخوریم چاقی ما بخاطر رفتار وعادات اشتباه غذایی است در این دوره رفتار وعادت های درست را یاد میگیریم وبه صورت درست غذا میخوریم خود بخود ذهن ما تصمیم میگیرد که کمتر غذا بخوریم نه این که با رژیم کم بخوریم سالها از خوردن ترسیدیم از چاق شدن ترسیدیم فکر کردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند فقط با آموزش درست میتوانیم این ترسها را ا ز بین ببریم یاد میگیریم چطور اشتهای خود را کنترل کنیم بدون رنج وسختی دیگه لازم نیست کالری را بشماریم یا لقمه ها را بشماریم یاد میگیریم با غذا طوری رفتار کنیم که بطور ناخود آگاه به اندازه نیاز بخوریم وسیر شویم ودر آرامش باشیم وقتی یاد میگیریم که نقطه گرسنگی چیست و پیغام سیری کی به ما میرسد دوراه استاد پیشنهاد کردند
      حس عصبی وحس درونی
      احساسات درک درونی است اگر ادامه پیدا کند بصورت واکنش در بدن خودشو نشون میده
      احساس گرسنگی درک درونی است که با ادامه آن واکنش هایی در بدن بوجود میاید که نشان میدهد بدن نیاز به غذا دارد حداقل یک هفته تمرین کنیم بدن کاملا گرسنه شود وواکنش نشان دهد وبه اندازه ایی غذا مصرف کنیم که آن واکنش برطرف شود اینطور میتوانیم نقطه گرسنگی وسیری را پیدا کنیم من خودم با این تمرین به راحتی یاد گرفتم کی گرسنه ام وچه وقت سیر میشم تمرین عالی است وبعد از غذا خوردن به احساس اول توجه کنیم واکر این احساس خوب بود یعنی در مسیر هستیم احساس بهترین نشانه است که ما متوجه میشویم آیا رفتارمون درسته یا نه باید یاد بگیریم از خوردن نترسیم واین ترس را از بین ببریم وبه خودمون و بدن امون اعتماد کنیم چون با این روش لاغری با ذهن در مسیر درست قرار میگیریم توجه به لاغر شدن داشته باشیم وباور های مخفی را مثل فکر کردن به غذا ویا باورهای دیگر را شناسایی کنیم تا همیشه بتوانیم در مسیر سبز لاغری با ذهن باشیم ودر نتیجه به موفقیت دست پیدا کنیم
      با تشکر از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 19:29
      مدت عضویت: 639 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

      با سلام و احترام
      و اما رژیم، کلمه ای که ما را به یاد سالها محدودیت محرومیت رنج و اعصاب خوردی می‌اندازد.
      من از سن ۱۴ سالگی رژیم غذایی گرفتم حتی بیست و یک کیلو گرم هم از وزنم کم کردم اما به چه قیمتی؟
      قیمت ساعت ها دل ضعفه و ماست و خیار خوردن های زوری، سالاد خوردن ها به جای غذا نخوردن غذاهای مورد علاقه، و هزاران رنج و حسرت دیگه…
      به من کاملاً ثابت شده که به هیچ عنوان نمی شه رژیم لاغری رو برای همه عمر حفظ کرد من حتی تونستم رژیمم رو برای ۵ سال تمام حفظ کنم اما آخرش چی؟ بالاخره یه جایی کم میاری و تسلیم میشی. چون قدرت ذهن ناخودآگاه شما بسیار بالاتر از هر اراده ای هست. بالاخره یه جایی به این نتیجه میرسی که فایده نداره بیشتر از این نمی تونم تحمل کنم جایی که دیگه اعصابت به اینکه بخواد حواست به میزان خوردنت و نوع مواد غذایی مصرفیت باشه نمیرسه. اینجاست که رژیم رو رها میکنیم و با ده ها باور غلطی که به وسیله همین رژیم در ذهنت ایجاد شده با سرعت زیاد چاق میشی و زحمات چندین سالت رو به فنا رفته میبینی و چیزی جز آسیب هایی که از رژیم به جسم و روحت رساندی برات باقی نمیمونه.
      رژیم باعث میشه که صدها غذارو در لیست ممنوعه خودتون قرار بدین و این این باعث میشه که اگر بعد از رها کردن رژیم بخواهید از هر کدوم از اون غذا ها استفاده کنید هم احساس عذاب وجدان زیادی داشته باشید و هم با به کار افتادن فرمول های ذهنی تون به سرعت به وزنتون اضافه کنید. از طرفی رژیم های غذایی نظم و مکانیسم های طبیعی بدن شما را به هم می ریزند چون سالها این برنامه غذایی شما بوده که به شما می‌گفت چه زمانی و چه مقدار از چه غذایی مصرف کنید لذا بعد از این همه مدت شما فراموش کردید که به پیام های طبیعی بدنتان توجه کنید.همان مکانیسم‌های ساده‌ای که خداوند برای حفظ سلامتی و تناسب از بدو تولد مان در وجود ما قرار داده بود. ساده‌ترین آنها مکانیسم سیری و گرسنگی است که اگر آن را دست کاری نمی کردیم و فریب سودجویان بازار چاقی و لاغری را نمی خوردیم به درستی در بدن ما کار می کرد و هرگز از تناسب اندام فاصله نمیگرفتیم. درسته جاداره ساعت ها به حال خودم زار بزنم و گریه کنم که با رنج و سختی و فشار آوردن به خودم این مکانیسم های طبیعی بدنم را از کار انداختم در حالی که احساس میکردم دارم برای متناسب شدن تلاش می کنم در حال تلاش برای دور شدن از تناسب طبیعی بودم که خداوند به همه انسان ها عطا کرده. اما اکنون که به لطف خداوند مهربان به خطای بزرگ و راه غلطی که در آن پیش می‌رفتم ای آن پی بردم، خرسندم و خدا را شاکرم که من را از رنج و عذاب رژیم ها نجات داد. این بند و حصار رژیم هاست که نمی‌گذارد احساس سیری و گرسنگی خود را متوجه شوید کافیست عمیقاً باور کنید که رژیم غذایی راه درستی برای کاهش وزن نیست و تنها شما را به زحمت انداخته و سپس با اضافه وزن بیشتر رها خواهد کرد.از زندان رژیم که رها شوید خودبخود مکانیسم های طبیعی بدن انسان باز خواهند گشت و شما فرصت توجه کردن به آنها را خواهید داشت و به راحتی آنها را متوجه خواهید شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 21:50
        مدت عضویت: 375 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        شرح و تفسیر شما از رژیم و عوارض آن عالییییییییی بود دوست عزیز، نکات بسیار خوب داشت و کلی استفاده بردم،ممنون🙏
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز 🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/11 22:35
      مدت عضویت: 338 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      ومن ی سوالم از استادم داشتم من تا دیروز که تازه فایل گوش دادم تمرین فهمیدم و میخواستم‌ببینم‌ وقتی ناهار خوردم تا شام چیزی باید بخوریم یانه حالا هر چی کیکی میوه ای

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 22:17
        مدت عضویت: 375 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 413 کلمه

        دوست عزیزم🙋‍♀️
        با عرض پوزش به نظرم شما این فایل رو هنوز به خوبی درک نکردید و جسارتا بهتون پیشنهاد میکنم بارها و بارها یه فایل رو گوش کنید تا به درک اصلی و نکات مدنظر اون فایل برسید…🙏
        اول که استاد عزیز چند بار عرض کردند که ایشون مشاور تغذیه نیستند❌
        ✅ و بعدش نکته مهم و اصلی اینکه، شما باید رژیم رو رها کنید، و فقط به احساس تون توجه کنید، احساس تون میتونه بهترین راهنما و هدایت گر براتون باشه
        اصلا توجه ایی به حجم غذایی، نوع مواد غذایی، پر کالری و کم کالری بودن و پر چرب و کم چرب بودن و… نداشته باشید
        هر زمان احساس کردید که نیاز دارید کیک یا شیرینی یا میوه بخورید در حد نیاز بدن تون مصرف کنید و از آن نهایت لذت رو ببرید🤤😋
        سعی کنید به پیغام گرسنگی و سیری توجه کنید 🔔 تا وعده های غذایی🛎
        من بدن خودم رو به یه نوزاد تشبیه میکنم که هر وقت نوزاد گرسنه اش بشه گریه میکنه و با گریه اش درخواست و تقاضای شیر میکنه و هر وقت هم سیر شد دست از مکیدن میکشه و دیگه گریه نمیکنه، ولی وقتی ما واسه بدن خودمون تعیین و تکلیف میکنیم یعنی تو نمیفهمی و متوجه نیستی و من میفهمم که تو چه زمانی گرسنه هستی و نیاز به غذا داری و.‌‌…🙄
        ⛔ واقعا این یه باور اشتباه هست که چون صبح شد حتما باید صبحانه بخورم، چون ظهر شد حتما باید سر فلان ساعت هم ناهار بخورم، بین وعده صبحانه و ناهار، ناهار و شام حتما یه میان وعده بخورم، نه اصلا نباید اینجوری باشه
        باید به احساست توجه کنی، ندا و صدای درونت رو بشنوی، واکنش گرسنگی تون رو متوجه بشی
        💯ما چاقی رو به ارث نبردیم بلکه ما تمام این ورودی ها و باورها و افکار و الگوهای اشتباه رو به ارث بردیم، از خانواده،دوستان،رسانه ها،معلم ها،مربی های باشگاه،مشاوره های تغذیه و…
        ما به جای اینکه بگذاریم بدن مون که خداوند اون رو برامون تنظیم و کوک کرده کار خودش رو به درستی انجام بده با رفتارها و کارهای اشتباه مون، با عوامل بیرونی، با تعیین و تکلیف کردن براش، اون نظم رو مختل کردیم و نگذاشتیم به طور طبیعی کار خودشو انجام بدم و در نهایت شدیم چیزی که حالا هستیم😕
        ✅ حالا باید سعی کنیم به خودمون، بدن مون،احساسات مون،ذهن مون اعتماد کنیم و احترام بگذاریم
        و خداوند رو بخاطر تمام نعمت هایش شاکر باشیم
        استاد عزیز و دوست عزیز جسارت بنده رو بابت پاسخ به این سوال ببخشید..‌🙏

        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز 🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/23 02:36
        مدت عضویت: 325 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 442 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تو لاغری با ذهن اصلا محدودیتی نیست
        باید و نباید نیست ،،،تایم خاصی غذا ، تنقلات ، شیرینیجات ،چربی ، بخوری نیست ،،
        شما صبح یا هرزمانی ک از خواب بیدار میشی اگ گرسنه ات بود میتونی از هر خوراکی ،ترش ، شور ،شیرین ،بی نمک از هرنوع اندازه نیاز بدنت بخوری ،نقطه گرسنگی واقعی رو کجا باید متوجه بشی چون یه زمانهایی ضعف و گرسنگی ذهنیه ک ما در حالت سیری هم پرخوری میکنیم،اون زمان ک شکمت قارو قور میکنه ، صدا میده…،
        اندازه نیاز بدنت رو کی متوجه میشی زمانی ک اون غذا یا حالا اون خوراکی دیگ برات لذتی نداشته باش ،و اون حالت صدا شکم برطرف بشه ،،عزیزم این تمرین با یکبار ، دوبار درست نمیشه باید تمرین کنی ،استمرار داشته باشی،دقت کنی ک کی این واکنش ها سراغت میاد ،،تو یکی دوروز اول چون ما تحت آموزش هستیم ممکنه ب اون پرخوری برسیم ن ب اون حالت خفگی و فشار شکم ولی میدونیم ک یکی دو لقمه رو اضاف خوردیم ، دراین شرایط اصلا خودتو سرزنش نکن ک نتونستی ،کم کم قلق خوردنت ، بدنت دستت میاد ،وقتیک ک داری غذا میخوری ی صدای درونی بهت میگ بسه ، ولی باز تو ادامه میدی ، میدونی سیر هستی ولی باز یکی دو لقمه رو میخوری ،این خوردن های اضافه اون افکار های منفی و محدود و چاق کننده س،،،
        سعی کن بالذت و آرامش از سفره جدا بشی ،،،
        ن اینک گشنت باشه و چشمت دنبال غذا باش ولی ترس خوردن داشته باشی ک این کاملا اشتباهه،و حالت رژیم داره ک خودت رو از خوردن داری منع میکنی ک خدای نکرده درادامه با عصبانیت و پرخاشگریت روب رو میشی،،دقت کنی انشاءالله از پسش برمیایی،،فقط یادت نره اگ نقطه سیری رو دیر متوجه شدی یا هواست نبود خودتو سرزنش نکنی،،،وسواس هم روی خوراکیهات ومواد غذایی نداشته باش ک بخای استرس بگیری بشماری قاشق های غذا یا تنقلات و خوراکی هات رو…
        ولی رها هم نکن هواس و دقتت رو ک هی پرخوری کنی و بگی من چاق نمیشم..ی مثالم برات بزنم برای درک بهترت دوست عزیز..ممکنه ک شما ساعت مثلا۹ شب شام خوردی با ۱۰قاشق غذا سیر شدی .ولی ساعت ۱۲ شب احساس ضعف و گرسنگی میکنی …
        هیچ اشکالی ندارع ک ۱۲ شب هم غذا بخوری فقط قبلش از خودت سوال آیا نیاز بدنت هست حالا این چند قاشق ک اون صدای ضعف رو خاموش کنه یا ن ،،اگ خوردی ک نوش جونت ،اگ ن میلت نکشید و هیچ صداو حالت گرسنگی نبود .بدون اون تلقین بوده و ضعف ذهنی..
        .واگرنه مواد غذایی پرچرب و پر کالری هیچ قدرت چاق کنندگی ندارن..بازم میگم پرخوری نکنید بگید منو چاق نمیکنه🙏😊
        امیدوارم تونسته باشم بهت کمکی کرده باشم 😊
        ب امید موفقیت و تناسب فکری 🙏😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/11 22:27
      مدت عضویت: 338 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام دوستان تمرین گام ۶ من قبول دارم که رژیم کلمه مخربی وبه ادم انرژی منفی میده اما من دیگه بهش کاری ندارم وفکرشم نمیکنم چون جلسه دوم یا سوم لاغری بود که یاد گرفتیم همه روشهایی که ما امتحان کردیم اشتباه بوده وردش کرویم بجز روش ِلاغری با ذهن که تنها روشیه که ما رو به مقصد میرسونه واما ترس از غذا خوردم منکه در عرض این ۱۷ سال چاقی یکبار به دل غذا نخوروم مخصوصا زمانیکه غذام ساندویچ وپیتزا بود وبعدش چنان عذاب وجدانی میومد سراغم که نگو واین ترس از غذا خورون ی باور پنهان که با تمرینی که استاد گفته یعنی همون تا وقتی کاملا گرسنه نشدی نخور وبه اندازه نیاز بخور وبه پیعام سیری توجه کن منکه خیلی سخت میتونم تشخیص بدم پیغام سیری رو سخته اینکار سخخت هست ولی امکان پذیر غیر ممکن وجود نداره وما یاد میگیریم که از غذا خوردن نترسیم وبا لذت غذا بخوریم وقتی احساسمون بعد از غذا خوب بود پس تمرین درست انجام دادیم ولازم میدونم که یکبار ویگه از صمیم قلبم از استاد عزیز تشکر کنم وهمینطور از خدای مهربونم که مارو در این مسیر قرار داد‌خدایا ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 05:58
      مدت عضویت: 493 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 279 کلمه

      سلام به استاد گرامی ودوستان
      گام ششم:رژیم:-این فایل را چند بار گوش دادم و واقعا لذت بردم و هنوز هم دوست دارم گوش کنم .رژیم=با محدودیت و محرومییت از بهترین تعمتهای خدا..
      رژیم=جنگیدن با اعصاب.
      رژیم=با بهم ریختن روح و روانت سال‌هایی از عمرم را با این شیطان هم خور بودم و از وقتی با این دوره آشنا شدم تا یادم می اید که دیگر رژیم ندارم و همچنان متناسب هستم و حتی بهتر از قبل یک احساس فوق العاده زیبایی دارم و انگار یک کوله بار سنگینی را از پشتم واز ذهنم پایین گذاشتم و رها و آزاد شده ام .خدایا شکرت ،سپاسگزارم استاد.
      چگونه خوردن =لاغر شدن با لذت.
      چگونه خوردن=رفع نیاز احتیاجات بدنت .
      چگونه خوردن=سلامتی روح و روانت .
      چگونه خوردن=همانند دارویی آست که برات معجزه می کند.
      چگونه خوردن =سلامت جسمت .
      پر خوری=دشمن جسمت و ذهنت
      پر خوری=دشمن روح و روانت.
      پر خوری=شیطان وجودت که ذره دره روح ملکوتییت را به نابودی می کشد.
      خیلی خوشحالم که مسیر درست را می اموزم.قبل از اینکه با این دوره آشنا بشم این باور را داشتم که غذا حکم دارو را برای بدن دارد بعنی باید بدانیم چی می خوریم و چگونه بخوریم با وجودی که همیشه رژیم داشتم در کنار رژیم همچین باوری هم داشتم و شاید برای همین کم خوراک بودم و خیلی راحت هوس خوردن در من پدیدار نمی شد .با این وجود هیچ وقت به وزن دلخواهم نرسیدم که فکر می کنم همون ترس از خوردن در من قوی تر بوده که الان اونون ترس را ندارم اگر کسی جواب دیگری داره خوشحال می شم بدانم .دو روز است که برنامه ای که استاد گفتن انجام می دهم و ۵ روز دیگر دوباره بر می گردم خدا نگهدار تا بعد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/10 04:05
      مدت عضویت: 355 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 894 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر، منطقی کردن لاغری با ذهن)
      .
      به نام خداوند صبور و شکیبا.
      در ذهن افراد چاق صحیح ترین روش لاغری، رژیم گرفتن است، زیرا بلافاصله در همان هفته اول نتیجه آن را مشاهده می کنند و عدد روی ترازو نشان میدهد که وزن کم کرده اند.به نظرم رژیم غذایی کنترل اجباری اشتها و تسلط اجباری بر رفتار غذایی است. برای من همیشه رژیم غذایی مانند اسلحه بر روی شقیقه ام بوده که اشتها و رفتار غذایی ام را کنترل میکرد. این اجبار آنقدر برایم آزاردهنده بود که در طول دوران رژیم همیشه خواب غذاهای رنگارنگ و ممنوعه در رژیم را میدیدیم. یعنی رژیم حتی خواب راحت را هم از من میگرفت. بديهی است با برداشتن اسلحه رژیم، من به شیوه سابق خودم بر می گشتم و اکثر مواقع به علت محدودیت ناشی از رژیم تا مدتی ولع خوردنم برای غذاهای ممنوعه افزوده میشد. مشکل دیگه رژیم برای من بالا بردن آستانه سیری بود، زیرا در اکثر رژیم ها سالاد و سبزیجات آزاد بود و من برای هر وعده انواع سبزیجات پخته مثل هویج ، کدو حلوایی، اسفناج و یک کاسه بزرگ سالاد کنار غذایم آماده میکردم و میخوردم و میخوردم و میخوردم و با اینکه درد و فشار در معده ام حس میکردم، چون ذهنم هنوز گرسنه بود من به خوردن سبزیجات ادامه میدادم تا جایی که دیگر نفسم بالا نیاید و به حد ترکیدن میرسیدم. در این حالت همچنان ذهنم گرسنه بود ولی توان جسمی برای ادامه خوردن نداشتم و دست از خوردن میکشیدم. این موضوع ظرفیت معده و ولع خوردن را در من افزایش میداد و بعد از رژیم به خاطر طریقه مصرف فاجعه بار از سالاد و سبزیجات، قطعا دیگر تمایلی به آنها نداشتم و این ولع اضافه شده با غذاها و خوراکی‌های مورد علاقه‌ام آرام میگرفت که نتیجه ای جز افزایش وزن بیشتر نداشت. اثر منفی دیگر رژیم این بود که هر بار با شکستن رژیم و چاق شدن، احساس بد و منفی ام نسبت به خودم بیشتر میشد و خودم را نالایق تر، بی عرضه تر و ضعیف تر میدیدم و این موضوع باعث بروز رفتارهای عصبی، پرخاشگری و نارضایتی از زندگی و همه چیز میشد. برای من رژیم همیشه نماد محدودیت بوده است و همیشه موضوع محدودیت به شدت برایم آزاردهنده است. از آنجایی که هميشه ذهن ما در حال منصرف کردن ما از تصمیم گرفته شده است دست می‌گذارد روی نقطه ضعفی که در ما ریشه دارد و برای ذهن قابل دسترس است و نقطه ضعف من محدودیت است. و ذهن من با این نقطه ضعف از دو جنبه وارد عمل شد. اول ، زمانی که تلاش میکردم بپذیرم که مواد غذايي قدرت چاق کنندگی ندارند، به طور مداوم با ذهنم در کشمکش بودم که اگر قبول داری غذاها چاق کننده نیستند پس چرا خودت را در خوردن محدود میکنی؟! پس از کلی کلنجار رفتن با خودم و ذهنم در نهایت جوابی که این نجوای ذهنی را آرام کرد این بود که غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند و من به سیستم دقیق و پیشرفته بدنم اعتماد دارم که به اندازه نیاز خودش از غذای روزانه برداشت و باقی را دفع میکند اما تلاش من برای یافتن نقطه سیری و توقف خوردن به این دلیل است که میخواهم خودآزاری را متوقف کنم چرا که پس از هر وعده پرخوری این من هستم که باید یک تا دو ساعت درد و فشار معده، سنگینی و کرختی و حتی گاهی حالت تهوع را تحمل کنم و تمام این احساسات بد، طعم خوب غذا را از بین برده و لذت غذای خورده شده را تبدیل به رنج و عذاب میشود. این رفتار کاملا غیرمنطقی است. وقتی از غذا ترس نداشته باشم و آزاد باشم در زمان گرسنگی از هر ماده غذایی که دوست دارم بتوانم بخورم، چه دلیلی دارد که این درد و رنج بعد از پرخوری را به خودم تحمیل کنم. ناحیه دوم که ذهن با نقطه ضعف محدودیت وارد عمل شد، درک نقطه سیری بود. تمرکز من بر روی دریافت پیام سیری منجر به یک وسواس روانی شده بود. بعد از هر قاشق از خودم می‌پرسیدم سیر شده ام یا نه؟ و با اینکه با حس خوب از غذا دست میکشیدم باز هم از خودم میپرسیدم به اندازه خورده ام یا زیاد؟ و این موضوع اینقدر در من استرس ایجاد کرده بود که باعث میشد با اینکه زمان بلند شدن از سر میز غذا کاملا احساس راحتی در معده میکردم ولی بعد از ۱۰ دقیقه کلنجار رفتن ذهنی که به اندازه خوردم یا زیاد، کم کم احساس درد و فشار در معده و حس سنگین میکردم که متوجه شدم ناشی از تلقین و به صورت روانی ایجاد میشود. بنابراین تصمیم گرفتم تمرکزم را از درک نقطه سیری بردارم و هدفم این باشد که هربار با حس بهتری از سرمیز غذا بلند شوم و اجازه بدهم ذهن و بدنم با آرامش با شرایط جدید تطبیق شود و برای رسیدن به نتیجه عجله نکنم چرا که قرار است در این روش حال خوب و آرامش داشته باشم. بعد از این تصمیم متوجه شدم هر بار بهتر پیام سیری را تشخیص میدهم و با حس بهتری خوردن را متوقف میکنم. به نظرم الان و بعد از ۱۰ روز میتوانم حس سیری را به موقع دریافت کنم.
      به طور خلاصه تفاوت مسیر رژیم و لاغری با ذهن این است:
      رژیم غذایی ⬅️ محدودیت غذایی ⬅️ کم خوردن ⬅️ حس رنج و سختی
      ________
      لاغری با ذهن ⬅️ رفتار صحیح غذایی ⬅️ کم خوردن ⬅️ حس لذت و آرامش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/11 02:18
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        لاغری با ذهن ⬅️ رفتار صحیح غذایی ⬅️ به اندازه خوردن ⬅️ حس لذت و آرامش

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/11/11 04:17
          مدت عضویت: 355 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 53 کلمه

          سلام استاد عزیز
          کاملا صحیح میفرمایید. فکر کنم این یکی از موارد شیطنت ذهنم برای منحرف کردنم بوده است.
          از صمیم قلب سپاسگزارم که اینقدر با دقت و موشکافانه پیامها را میخوانید و مشتاقان لاغری را راهنمایی میکنید، با داشتن راهنمایی دلسوز و آگاه مثل شما در مسیر لاغری حتما به مقصد خواهیم رسید.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/11/12 14:32
        مدت عضویت: 639 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        منم مشکلم دقیقا همین وسواس بود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1399/11/13 03:13
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          اگر با یک فایل آموزشی نمی تونی ارتباط برقرار کنید روش تمرکز نکن و از فایل های دیگر استفاده کنید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 21:11
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 649 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر، اشتیاق و استمرار)
      .
      💝💝 به نام خالق یکتا 💝💝
      🌹🌹 عرض سلام دارم خدمت استاد بزرگوارم و هنرجویان دوره لاغری با ذهن 🌹🌹
      گام ششم : رژیم
      من امروز این فایل رو چند بار گوش دادم ولی چون تمرین عملی داشتیم نمی دونستم باید مطلبی هم در موردش بنویسم یا نه اما چون احساسم بهم میگفت اگر ننویسی حق مطلب رو درست ادا نکردی تصمیم گرفتم بنویسم
      واژه ی رژیم از نظر من یعنی محدودیت و محرومیت از علاقه مندیها و فکر نمی کنم این کلمه حس خوبی در کسی ایجاد کنه !
      من در طول عمرم رژیمهای بسیار زیادی گرفتم و مدتها خودم را مورد شکنجه قرار دادم ! و الان که بهش فکر می کنم می بینم این همه سال چه کار بیهوده ای انجام دادم چون من در هر رژیم مدتی خودم را آزار دادم و خودم رو محدود کردم و از تمام علاقه مندیهایم محروم کردم تا کمی وزنم را کاهش دهم و گاهی موفق میشدم اما برای مقطع کوتاه و دوباره به محض ترک رژیم در مدتی خیلی کمتر از مدت رژیمم و بدون تلاش و زحمت و محرومیت دوباره وزن از دست رفته ام بر می گشت و من فکر می کردم شانس ندارم و استعداد چاقی دارم و الان که علت اصلی و واقعی رو متوجه شدم خیلی خوشحالم و دیگر در مقابل چاقی احساس ناتوانی ندارم و به هیچ عامل بیرونی ربطش نمی دهم بعد سالیان سال که با ناراحتی و نگرانی و ترس از چاقتر شدن زندگی کردیم بدون اینکه علت رو بدونیم امروز که علت چاق شدنم رو فهمیدم حس خیلی خوبی دارم چون همه وجودم به جای نا امیدی و ترس امیدواری و شجاعت و توانمندی در مقابل مهمان ناخوانده ایه که خودم براش کارت دعوت فرستادم اما حالا از دعوت چنین مهمونی پشیمون شدم و ازش خواستم بره و مطمئنم که روزهای آخر اقامتش در وجود منه 😍😍😍 من حتماً موفق میشم برای همیشه خودم رو از بند و اسارت چاقی رها کنم 💪💪💪
      مطلب خیلی مهمی که از این فایل یاد گرفتم اینه که تمام رژیمهای غلط و اشتباهی که قبلاً گرفتم بدجوری توی ذهنم اثر منفی گذاشته و باعث شده من همش فکر کنم اراده و ثبات ندارم و همیشه هر کاری رو شروع می کنم نمی تونم اون کار رو به اتمام برسونم و الان که بهش فکر کردم و دقت کردم دیدم هر چقدر تعداد شکست هام در رژیمهام بیشتر شد این مشکل هم در من پررنگ تر شد حتی جدیداً که کلاس طراحی که از بچه گی بهش فوق العاده علاقه داشتم رفتم دیدم مقاومت ذهنی شدید دارم و مرتب می خوام از زیر انجام تمارینم فرار کنم و در انجام هیچ کاری انگیزه و اراده ندارم و این مسئله خیلی عذابم میداد که چرا من اینقدر اراده و پشت کارم ضعیفه اما با گوش دادن این فایل متوجه شدم که من اراده ام کم نیست بلکه خودم با رژیمهای اشتباهی که گرفتم این بلا رو سر خودم آوردم 😩 واقعاً من ۶ بار این فایل رو گوش دادم و دقیقاً بار آخر این نکته رو فهمیدم و خودم حیرت کردم که چطور من توی دفعات قبل این نکته رو متوجه نشده بودم ؟ خودم براش یک واژه در نظر گرفتم 🤩کلید طلایی🤩 حالا برام این حرف استاد که میگن هر چی فایلها رو بیشتر گوش بدین به نکات مهم جدیدی پی می برید جا افتاد چون خودم قبل از ۶ بار اصلاً متوجه نشده بودم پس توصیه می کنم وقتی استاد میگن یه فایلی رو زیاد گوش بدین از تکرار فایلها خسته نشین چون هر بار یک 🤩کلید طلایی🤩 نصیبتون میشه حالا اگر دقت کرده باشین من بار ششم که فایل رو گوش دادم دو تا کلید طلایی به دست آوردم یکیش هم این بود که دلیل حرف استاد که میگن بارها یک فایل رو گوش بدین چیه 🥰🥰🥰 پس از امروز سعی می کنم تعداد دفعات بیشتری فایلها رو گوش بدم 🙂🙂🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 07:41
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      سلام آسیه جان زیبا و مهربانم . دوست شگفتی ساز من . ممنون بابت پاسخ عالیتون .
      بله صلح درونی خیلی خوبه . ما باید رفتاری رو انجام بدیم که با خودمون در صلح باشیم .
      مسیر ذهنی تناسب برای من همواره ذهنی بوده هیچ وقت رفتاری نبوده . هیچ وقت از رفتار به ذهن نرفتم . همیشه تمرکزم روی ذهنم بوده و اون وقت رفتار دلخواه ازم سر میزده .
      من سعی کردم به تمام رفتارهام احساس خوب داشته باشم .
      و خوردن رو مساوی با چاقی ندونم ولی هنوز این فرمول توی ذهنم هست و باعث میشه از درون احساس محدودیت کنم .
      پرخوری = متناسب شدن
      برای یه عده توجهشون رو میبره سمت پرخوردن و چون هنوز فرمول پرخوردی =چاقی تغییر نکرده این فرمول بهشون کمک نمی کنه .
      برای همین این فرمول شاید برای عده ای پاسخ مثبت بده و اونها رو به سمت متناسبتر شدن حرکت بده .
      اما من الان ناراحتم اینکه ذهنم در مقابل پیشنهاد یک هفته ای استاد مقاومت می کنه . شاید بهتره بگم خودم مقاومت میکنم . چون الگوی کم خوردن = لاغر شدن رو به ذهنم تجسم میکنم در حالیکه هدف استاد از این فرمول چیز دیگه ایه . حل نشدن فرمولها در ذهنم منو اذیت میکنه .

      خوردن = لاغر شدن
      پرخوری = لاغر شدن
      کم خوردن = ممنوع
      ترس از غذا = ممنوع
      عذاب وجدان پس از خوردن غذاها = ممنوع
      من این فرمولها رو در ذهنم هنوز حل نکردم .
      من سازنده ی این فرمولها در ذهنم هستم پس قطعا از همشون برترم و میتونم حلشون کنم و ازشون عبور کنم .
      ممنون بابت تجربه ی عالیتون که با ما به اشتراک گذاشتید . خیلی خوب بود آسیه جان لذت بردم . متشکرم عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/09 19:19
        مدت عضویت: 806 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 74 کلمه

        سلام عشقم😍😍😍 آفرین من بهت ایمان دارم که ذهن بسیار زیبا و توانمندی داری و قطعا پیروزی و برتری داری نسبت به فرمولهای ترس و مقاومت ذهنیت در ذهنت سادات گلم 🤗🤗🤗 و در لحظه به آگاهیهای بالا و مفاهیم عمیق میرسی که بسیار قابل ستایشه آفرین برات آرزوی موفقیت دارم و منتظرم از کشفیات عالی و فوق العاده ات به زودی پرده برداری کنی 😍💪👏😄👰👼 ممنونم از لطف بی نهایتت به من 💖💖💖

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 02:06
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,737 کلمه


      (درک عالی، شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      💓بنام خدای مهربان💓

      🌹سلام استاد خوبیها 🌹 سلام به دوستان شجاع و قدرتمندم 🌹

      💝گام ششم 💝 شرح وحشتناک رژیم💝

      😂 آیا با رژیم لاغری میشود لاغر شد😂

      به هیچ عنوان 💪🏻👆🏻🌹شاید اولش یکمی جسم گول بخوره ولی بعد کاملا عادت میکنه به محدودیت و کنترل و کاملا خودشو با شرایط قحطی زدگی به میزان کم ترین مصرف انرژی میرسونه 😂 خود من که هر چی غذام رو کم و کمتر کردم به همون قناعت میکرد و کم خوری من فقط ترس ریشه ای عمیق من رو نسبت به هر چی خوراکی🍚🍔🍟🍕🌭🍳🍦 و خوردنی لذت بخش😝 بود وحشتناک تر میکرد و فقط حرص و ولع 🍽منو بیشتر میکرد و روز به روز استرس و وسواس منو بیشتر میکرد و مدام خودمو با لاغرا مقایسه میکردم باباجون اینو ببین چقدر میخوره و لذت میبره 😋و میخوابه🙇‍♀️ و از هیچیم نمیترسه😨😈 آی من زیاد خوردم 😋 آی امروز فعالیتم💃🏃‍♀️ 👊کم بود برعکس همش میگفت من چرا لاغرم و از لاغری رنج میبرد و من مسئول این همه رنج 😥😭😟و فشار🤕 بودم و اکثرا درکی از اینکه لایق خوردن باشم نداشتم فقط استرس داشتم که نه تو نباید 💪🏻بخوری تو آب 🚿 هم بخوری چاق میشی همشم که تحرکت🙇‍♀️ کمه از بازی و تفریح 🎢🎡هم که محرومی چون تو دختر اول خانواده ای باید از همین الان بزرگ باشی و عاقلانه رفتار کنی چون بچه ها از تو یاد میگیرن خوردن برای تو حرامه😈😨نخور تا چاق 😝نشی گاهی به ظلم و زور👊✊ اطرافیان گاهی فقط به زور خودم ✋ و دقیقا هر خاله خان باجی یه تجویز میکرد اینو بخور و اونو نخور دایره محدود شدن غذا ها و ممنوعیتهاشون شدید تر میشد 😐😲 ماهام که خوش باور و چاق ها ساده ترین آدمهای نازنین دنیان و خوش قلب ترینها هستن هر چند محدودیتها و رژیم ها و فشارها و خشم های کنترل نشده و عصبانیت ناشی از رژیم های سخت و طاقت فرسا همشونو گوشه گیر و منزوی و خجالتی و سرخورده میکنه اصل خوردن هیچ مشکلی نداره فقط باورهای غلط و الگوهای غلط ذهنی مسبب تمام مشکلات چاقهای ساده دله 😅 و صد در صد ما ساده دلها میتونیم با بهترین استاد دنیا بر تمام مشکلات و فشارهای ناشی از چاقی که خود به خود بد نیست و بهش اسم و لقب مادر بیماریهای مهلک و کشنده دادن و دقیقا مثل کسی که بالای پشت بامه هی بهش میگن برو عقب هی میره عقب تا از اونطرف پشت بوم میفته 😂 و حتی با وجود بهترین اموزشها هنوزم هی میترسه نکنه زیاد خوردم نکنه باید در کنار روش ذهنی 🤔 کنترل کنم خودمو و باز هم خودمونو متهم میکنیم که نه شاید تو داری بازم گول میخوری یکم مواظب خورد و خوراکتم باش دیگه انقدرام نباید زیادی خودتو ول کنی 🤣
      ولی خدا شاهده من از همون اول چنان اعتماد و ارادتی به سخنان و کلام دلنشین استاد گلم داشتم که هر رژیم و فشار و اهرم رنج بود بوسیدم گذاشتم کنار و تعهداتم برای نرفتن ترازو که خیلیا هنوز درگیرشن خیلی خیلی بهم کمک کرد ☺️😍 و خیلی برام لذت بخش و شیرین بود اما از اونجایی که مخالفین تو خود خانواده هم موجودن و ذهنشون اندازه ما پرورش پیدا نکرده اون ضعیف ترین ها رو میندازن به جون ادم مخصوصا که من خواهرم به شدت تحت تاثیر خواهر دومیم بود که یک سال و نیم از من کوچک تره و گاهی یه چیزی میخوردیم که قبلا برای من حسرت و عقده بود هی نرگس میگفت آسی ما حتما داریم اشتباه پیش میریم بیا باز مواظب باشیم خیلیا میگن اشتهاشون خیلی کم شده میلشون به هیچی نیس و ورزش میکنن با همین روش ذهنی استادم گاهی میگه نباید خودمونو گول بزنیم ما خیلی برا خودمون خوشیم کمتر بخوریم در صورتی که اشتهای من خود به خودی به شدت کم شده بود ارامش داشتم 😍 حسم خیلی خوب بود درگیر سایز کردنم نبودم و کلی تغییرات فوق العاده داشتم باز انتظار لاغری و لیاقت لاغری رو در خودم نمیدیدم و هنوز اسیر منفی باف نه تنها خودم بلکه منفی باف خواهرمم میشدم مامانم به استاد هم پیام داد این نرگس رو چیکارش کنیم و استاد فرمودن رهاش کنید واقعا دلمون نمیومد که نرگس بازم اسیر اون همه حال خراب و منفی بشه و وقت مشاوره از استاد گرفتیم که روز مشاوره با استاد خیلی خیلی بهمون خوش گذشت و نرگس شاداب و پر انرژی شده بود تمریناشو درست انجام میداد و منم ارامشم بیشتر شد تا اینکه نرگس با اون همه حس و حال عالی باز عجله کرد و باز از مسیر خارج شد 😂 و باز گله و شکایتش از رژیماش هر چی بهش میگفتم نرگس اشتباه نکن به خودت ظلم نکن و خیلی دلم براش میسوخت اون در کنار من همیشه غذا میخوره و به اصطلاح رژیمی میخوره ولی من با عشق و لذت و حس خوب بدون محرومیت و محدودیت میخورم وقتی در مسیر بود اشتها و میلش مثل من شایدم کمتر بود ولی باز الان که رژیم داره واقعا به همون جنون های سابق دچار میشه و گاهی رژیم شکنی و ولع داره من نه با خیال راحت و آسوده 😍 مثلا با رژیم باز داره خودشو گول میزنه و اسیر برنامه ای شده که خود نویسنده رژیم هم تو کار خودش مونده و خیلی جالبه که باز خواهرم به اون فرد رژیم دهنده اجازه دخالت و فضولی برای خوردنش میده 😂 الان به هیچ عنوان نمیتونم اون کارهار مسخره ای که قبلا اعتقاد خودمم بود رو بپذیرم و اینهمه اطلاعات و سطح اگاهی رو اول لطف خدا و بعد لطف استاد گرامی و دوستان هم فرکانسی خودم میدونمو تغییر خیلی لذت و شیرینه
      دقیقا همون احساس ضعف و شکست و ناکامی براش پیش میاد 🙄 و من خیلی شجاع و توانمند و خوشبختم که به رهایی رسیدم درسته که اولش منم سر در گم بودم ازمون و خطا زیاد داشتم هنوزم در مسیر کسب مهارتم و برای این مهارتها عشق ❤️ و حال و کیف دنیا رو میکنم شادم سر حالم با خودم در صلح و آشتی هستم هر گونه اهرم رنج و فشاری رو کنار گذاشتم در عوض کودک درونم بهم خیلی لطف داره با تکرار طنین خوش صدای استادم به معنای واقعی عشق میکنه و لذت میبره نوشتن تمریناتم شیرین و دلچسب و گوارا شده به حدی که واقعا نمیفهمم از کجا شروع کنم و چی بنویسم فقط انگشتام رو صفحه کیبورد جا به جا میشه و صحنه عشق و اشتیاق و لذت رو به تصویر میکشه و تجسم رویاهام به شکل فیلم نامه ای که خودم بازیگرشم و خودم فقط عمل میکنم و لطف بزرگ استاد برای دوستان گل هم مسیرم برای هم سفرام هم میسره تا هر چقدر که دوست دارن رویایی که من به تصویر کشیدم با انگشتان بسیار قدرتمندم در اختیارشون قرار بگیره و همینطور من چقدر از خوندن متنهای فوق العاده دوستان کیف میکنم و لذت میبرم که همشو مدیون بزرگی و لطف اول خدای بی همتا هستیم و بعد فرستاده و راهنماییهای استاد گلمون رضا عطار روشن و واقعا راه و مسیر ما رو چون فانوسی بسیار درخشان روشن و زیبا و دل انگیز و روح نواز و پر از لطافت شبنم های صبحگاهی که از صبح که بیدار میشیم طنین روح بخش استاد گوش و جان و دل و قلب و ذهن ما رو بی نهایت به اوج خوشی و خوشبختی میرسونه 😍😍😍😍وای منو اینهمه خوشبختی کاملا طبیعیه 😍💃

      فایل حذف فاصله ها رو هم خریدمش و دارم و بی نهایت فایل عالی و فوق العاده ای برای دوستانی که هنوز حس پر خوری و پر اشتهایی دارن و تردید نکنن برای هدیه کردن به وجود پر ارزش خودشون 🤲🏻🤲🏻🤲🏻 البته من اصلا مشکل دریافت نکردن پیغام سیری رو نداشتم و بزرگترین مانع من همون ترس از خوردن بود ولی واقعا انصافا خیلی اگاهیهای خوبی داره این فایل فوق العاده و فایلهای ۴ تایی راز واقعا بی نظیر و عالی و شگفت انگیزه و بخاطر داشتن چنین نعمتی بازهم از خداوند مهربانم بی نهایت شکر گزارم و استاد فوق العاده و بی نظیرم خیلی خیلی ممنونم برای آگاهیها و تجربیات فوق العادشون و لطف بی پایانشون

      دبروز نتونستم تمرکز عالی داشته باشم روی انجام تمریناتم چون مشکل و مانعی بر سر راه خوشبختی و لذتم بود که به لطف اول خدا و بعد یه ناجی و یه دوست بی نهایت عزیز 😍پاکسازی شد و رفت و باز هم از این دوست عزیز در همینجا متشکرم🌹 نسترن 🌹نام بی نهایت مهربون و خوش قلب ❤️ که ناجی حال خراب من شد و کاملا بدون اینکه منو بشناسه بهم کمک خیلی بزرگی کرد و براش کلی ارتعاش مثبت میفرستم و واقعا ازش ممنونم 😍😍😍 الهی که خدا هم لطف بزرگ ایشون رو در حق من تمام کرد متقابلا از انرژی پاک خودش برای دوست گلم جبران کنه و مطمئنم میکنه 🤗

      🌹در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست 🌹 من و اینهمه خوشبختی کاملا طبیعیه 🌹 ۵۰ کیلویی شدن با قدرت ذهن اسون ترین کار دنیاست 🌹 خدای مهربون هوای همه بنده هاشو داره و این ما هستیم که انتخاب میکنیم درهای رحمت خدا رو باز کنیم یا ببندیم و باز هم با برنامه های رژیمی کلاه بره سرمون و یه عده ادم سواستفاده گر از سادگی ما چاقها سود و بهره فراوان ببرند 😅

      خدایا شکرت سپاسگزارم 🌹متاسفم 🌹 دوستت دارم 🌹 منو ببخش به خاطر تمام ظلم هایی که ناخواسته در حق خودم کردم و بی نهایت خوشبختم تا تو رو دارم و هر وقت نداشتمت که مطمئنم خودت اون روز رو برام نمیاری و همیشه هدایتم کردی به سمت انرژی های پاک خودت و منو از خواب بیدار کردی با نوای روح بخش و دلنواز استادم یکی از بهترین بنده های صالح خودت 🌹🌹🌹🌹🌹 استادم بی نهایت ممنونم 🌹🌹🌹🌹🌹

      حالم این روزا چقد خوبه 😍زندگی یعنی 👈همین روزا🏌️‍♀️
      حرف بزن🔊 از عشق💖 و از رویام 💓زندگی یعنی👈 همین حرفا🗣
      معنی آرامشو🏌️‍♀️ کم کم⏳ با تو دارم تازه 👰می فهمم😍
      وقتی میگن🗣 هرکی 👩عاشق💖 نیست 👊عمرشو ☀️🌜میبازه⌛ میفهمم🤗
      دنیا 🗺رو گشتم 🔎تا تو پیدا شی 👩‍❤️‍💋‍👩💃حالا که هستی💃 زندگی☀️ خوبه😄
      چیزی بگو📢 تا باور کنم 🤗هستی 💃حرفی بزن 📢هرچی بگی🗣 خوبه😍
      دنیا🗺 رو گشتم 🤸‍♀️تا تو 🏌️‍♀️پیدا شی 🤗حالا که هستی 👩‍❤️‍💋‍👩زندگی خوبه😄😍
      چیزی بگو📢 تا باور کنم🤗 هستی حرفی 🗣بزن هرچی بگی خوبه😄😍
      تو اینقدر جاذبه🛬 داری که یه لحظه⏰ نمیزاری من از فکرت رها🚀 باشم😍
      تو اینقدر خوبی💜 که می خوام تا روزی☀️ که تو این دنیام🌍 کنارت 👩‍❤️‍💋‍👩غرق رویا 🤹‍♀️شم
      دنیا 🗺رو گشتم 🔎تا تو پیدا شی👩‍❤️‍💋‍👩 حالا که هستی 👩‍❤️‍💋‍👩زندگی خوبه💃
      چیزی بگو تا باور کنم هستی👩‍❤️‍💋‍👩 حرفی بزن 🗣هرچی بگی 🗣خوبه💃
      دنیا 🗺رو گشتم🔎🔭🔍تا تو پیدا شی 👩‍❤️‍💋‍👩حالا که هستی🏌️‍♀️ زندگی 👭خوبه💃
      چیزی بگو 🗣تا باور کنم هستی💃 حرفی بزن 🗣هرچی بگی خوبه🏃‍♀️👩‍❤️‍💋‍👩💃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/09 07:09
        مدت عضویت: 785 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        سلام دوست عزيز
        از اين اشتياق و هيجان و حال خوبت منم كلي بِه وجد اومدم و لذت بردم ، گواراي وجودت عزيزم ، منم مشكلم همون ترس از خوردنه و اون واقعا منو ها كرده😂
        اين فرمول ذهني هم بايد درست بشه بِه اميد خدا
        موفق و متناسب باشيد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/11/09 16:57
          مدت عضویت: 806 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 101 کلمه

          سلام عزیز دلم قربونت لطف داری خیلی خوشحالم 😘 در این مسیر و این روش همه چی خود به خودی حل میشه فقط تکرار میخاد و استمرار و حال خوش 😍😍😍 ترس هم کاری نداره ما میتونیم ما توانمندیم برای حلش مدیر کارخونه داره تحصیلات عالیه میکنه و این موضوع هم به راحتی با اعتماد به ذهن آسون میشه

          وقتی که با خودمون تکرار کنیم تا باورمون بشه که👇👇👇
          ترس یعنی ایمان به شر😈 به جای ایمان به خیر 😇
          اینم باید معکوس بشه و با زور و فشار نیازی نیست
          فقط لذت و شیرینی و حال فوق العاده 😍😍😍🤗🤗🤗

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 02:04
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,368 کلمه


      (درک عالی، شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      یه باور مخفی که در ذهن خیلیها ممکنه باشه و ما خبر نداریم این هست :ترس از خوردن که ما رو از نتیجه به شدت دور میکنه و مانع رسیدن ما به هدف میشه .
      با تلفظ رژیم چه احساسی به تو دست میده ؟ برای من قطعا احساس بد و محدودیت هست ویه احساس ناتو انی در ما که انگار رژیم خیلی یه کار سخت و ما نمیتونیم همیشه رژیم داشته باشیم و در مقابل اون کم میاریم و شکست میخوزیم هر چند که من خودم بارها به عشق لاغری عالی رژیم گرفتم و عالی کم کردم ولی به محض رسیدن به نتیجه ی دلخواه انگار یه حسی میگفت حالا دیگه بخور تو که لاغری و من شروع میکردم به خوردن از یه لقمه اصافه تر شروع میکردم و خیلی سریع برمیگشت و این اواخر که با وسواسی بیشتری رژیم میگرفتم و از خوردن ترس داشتم و با عداب وجدان غذا میخوردم نتیجه هم به سختی میگرفتم و یا هیچ نمیگرفتم و چاقتر هم میشدم و همیشه به خودم میگفتم چرا اینطور هست ؟و بارها به اطرافیان و خودم میگفتم خوش به حال لاغرها که هر چه بخوان میخورن و لاغر هم هستن و این یه نعمت که خدا به این افراد داده و به من نداده و با حسرت زیادی به هر فرد لاعر نگاه میکردم و بهش هم میگفتم و همیشه میگفتم من یه فرقی با لاغر ها دارم که همیشه باید رزیم بگیریم و هر چیزی نخورم و یادم هست اواخر رژیمم که ۳۵ کیلو هم کم کرده بودم به دکترم میگفتم کی دیگه به وزن دلخواهم میرسم و رژیم رو یکم کمتر کنم و دکتر میگفت مگر معده ی تو جمع نشده؟ و من میگفتم نه دلم شیرینی میخواد و یا پفک و چیپس و یا فست فود میخواد .
      و هر وقت یه دره هوس میکردم و میخوردم سریع کلی اصافه وزن پیدا میکردم و این اواخر حرص و ،ولع خوردن خیلی از چیزا در من زیاد شده بود طوری که بعضی روزا یه رفتار غذایی ناحور داشتم که خودم هم متعجب میشدم بعدش و همیشه عداب وجدان و ناراحتی هم به دنبالش بود . پس منم میخواستم با سختی و رنج خودم رو لاغر کنم در حالی که ذهنم همش دستور خوردن رو میداد و همین من رو فردی ضعیف و شکست خورده کرده بود و بیشتر از اون احساس ناتو انی در مقابل لاغری پیدا میکردم و احساس میکردم من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم .
      اما من با دورهای استاد یاد گرفتم باید مقدار غدای مورد علاقه ام رو به راحتی و با لدت بخورم و نگرانی و ترس نداشته باشم و رهایی از احساس رژیم در این دورها فوق العاده هست و من هم اغلب مواقع با خیال راحت غدا ی مورد نیازم رو مصرف میکنم و این قدم اول در رسیدن به لاغری هست و من خدا رو شکر میکنم از وقتی که در دورها هستم ترس از خوردنم بسیار کم شده و ندارم ویا شاید یه جاهای خاص و کم و انگشت شمار هنوز داشته باشم و حقیقتا بیشتر وقتها که دارم غذا میخورم میگم این خودم هستم که غداهای خوشمزه رو مثل بقیه دارم میخورم و یعنی ذهن اینقدر قدرت داره من که جرات نمیکردم هیچ چیز بخورم حالا با خیال راحت میخورم و وزن و سایزم هم داره بهتر میشه و روز به روز لاعر تر هم میشم و همونجا خدا رو شکر میکنم بابت اینکه میتونم از تمام نعمتهای خدا لدت بببرم و با حال خوب بخورم و یه جاهایی که ترس داشته باشم سریع میگم پس چطور فلان متناسب هم با من خورد ولی عین خیالش نیست و اما من دارم حرص میخورم و عذاب وجدان دارم و سریع متوجه میشم این کار منفی باف هست و بیخیال نجواها میشم و خیلی وقتها به خودم میگم اخه همین غداها رو دخترت هم میخوره و اما بسیار خوش اندام هست پس تو فکر نباش و خودم رو آروم میکنم .
      و وقتی با خیال راحت خوردم و با لدت خوردم دیگه حرص ولع هم ندارم که غدای باقیمانده و دسر و کلی شیرینی بخورم چون فشار رژیم رو از روی ذهن برداشتم دیگه ذهن اونطور دستور خوردن نمیده .
      اشغال خوری رو باید کمتر کنیم و هر چیزی رو به زور وارد جسممون نکنیم جسم ما خیلی باارزش هست و باید مراقب این نعمت الهی باشیم و به اندازه بخوریم نه هر چیز خوراکی که در اطراف ما بود به زور بخوریم .
      ذهن باید کم خوردن رو یاد بگیره و من نباید تصمیم کم خوردن بگیریم و به این شکل لاغری ماندگار میشه پس ذهن باید همیشه با هدف ما همسو باشه تا موفق بشیم .
      ذهن همیشه روی نقطه ضعف ما دست میزاره و اون چیزی نیست جز ترس از خور دن چون ما سالها عادت کردیم غذا ها رو از هم تفکیک کنیم و بگیم کدوم ما رو چاق میکنه کدوم ما رو لاغر میکنه و چون همیشه اعمال فشار بر روی غدا ها بوده که ما لاغر بشیم پس این باور خیلی قدرت داره و باید به صورت مرحله ای اصلاحش کنیم و باید بگیم خوردن ما رو چاق نمیکنه و اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه چون خیلی از لاغرها هم مثل ما از همین مواد عذایی میخورن و اما لاعر هستن پس چرا اینطور هست ؟باید فکر کنیم تفاوت ما و اونها در چی هست ؟

      و با این افکار ریشه ی اون باور رو قطع کنیم .
      ولی این باور خیلی ریشه داره ممکنه ما غدامون کمتر بشه ولی وزنمون کمتر نمیشه چون اسیر همین باور هستیم و فکر میکنیم خوردن باعث چاقی میشه