ورود / ثبت نام
0

آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟

رژیم لاغری
اندازه متن

همه افراد چاق در زندگی برای یک بار هم که شده از رژیم لاغری برای کاهش وزن استفاده کرده اند و طعم تلخ این روش را چشیده اند.

از آنجایی که خودم و همه افرادی که در این سالها با آنها در دوره تناسب ذهنی آشنا شده ام از رژیم لاغری نتیجه دائمی نگرفته اند تصمیم گرفتم تا درباره این عبارت وحشتناک توضیحاتی برای شما همراهان عزیز بدهم.

اتفاقا این توضیحات همراه شد با سوال یکی از هنرجوهای دوره تناسب ذهنی که با توجه تلاش و استمراری که در انجام تمرینات و گوش دادن به فایل های صوتی داشت نتیجه قابل قبولی کسب نکرده بود.

ریشه بسیاری از دلایلی که نمی توانیم متناسب شویم، باورهایی است که نسبت به کلمه رژیم لاغری داریم.

همه افرادی که اضافه وزن دارند و رویای متناسب شدن دارند باید این حقیقت را بپذیرند که از طریق محدودیت غذایی نمی توانند متناسب شوند و برای همیشه متناسب بمانند.

موضوع مهم در کاهش وزن برگشت نشدن مقدار وزنی است که به سختی و با رعایت رژیم لاغری از ما کاسته شده است.

بنابراین به شما دوست خوبم که به هر علتی دوست داری مقداری از وزن خود را کاهش دهید و شرایط جسم تازه ای برای خود خلق کنید و زندگی جدیدی را ادامه دهید توصیه می کنم از امروز به هیچ وجه به دنبال امتحان کردن رژیم های مختلف نباشید چون علاوه بر اینکه نتیجه ای برای شما به همراه نمی آورد بلکه باعث ناامیدی شما برای لاغر شدن می شود.

در این فایل توضیحاتی درباره رژیم و نتایج مخرب آن که تجربیات سال های چاقی خودم و کار کردن با افراد چاق بسیاری بوده است را به اطلاع شما می رسانم.

برای واضح کردن اینکه به راحتی با قدرت ذهن خود می توانید در مسیر متناسب شدن قرار بگیرید تمرینی برای یک هفته شما در نظر گرفته ام که با رعایت آن به راحنی می توانید در طی یک هفته تسلط بیشتری بر میزان خوردن خود داشته باشید و به اصطلاح اشتهای خود را کنترل کنید.

چون معضل بسیاری از افراد چاق عدم توانایی کنترل اشتهای خودشان است که سبب افزایش ماه به ماه وزن آنها می شود.

در این فایل صوتی راهکاری برای افزایش تسلط بر رفتار غذایی خود به شما دوست خوبم ارائه می کنم و از شما انتظار دارم این روش را برای یک هفته انجام دهید تا از توانایی خود و کارآمدی روش ذهنی برای متناسب شدن اطلاع بیشتری پیدا کنید

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=10012
برچسب ها:
223 نظر در مورد آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟

دیدگاهتان را بنویسید

      آرمیتا صدیقی
      1400/05/06 08:56
      مدت عضویت: 8 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      به نام خدای پرمحبت

       

      سلام به همه عزیزان

       

      گام ششم:

      کلمه رژیم نه تنها به افراد چاق،بلکه به افراد متناسب هم احساس خوبی القا نمیکنه.چون یاد تلاش هایی میوفتیم که نتابج ماندگار نداشته و همچنان بعد از اون پرخوری میکردیم.

       

      برخلاف دیگران من در رژیم بسیار تعهد داشتم و ازش لذت میبردم اما کافی بود دوباره طعم غذاهایی که ممنوعه بود رو بچشم! اون وقت بود که مغزم فرمان میداد که بخور دیگه پیدا نمیشه بخور بخور بخور…

       

      خداروشکر که هیچوقت رژیم خودم رو نشکستم و تا اخر مسیر ادامه دادم و وقتی میبینم توی انجام کارهای سخت اراده عالی دارم پس مطمئنم در این راه به این اسونی هم اراده و استمرار خواهم داشت.

      اگر به انچه مینویسم و میگویم (عمل کنم)

       

      رهایی از احساس رژیم بسیار لذت بخش است چون رهایی و ازادی موردعلاقه ترین رفتارِ روح‌ماست.اون از زنجیر و زندان متنفره و حالا اگر بخواد با رژیم لاغر بشه بسیار اذیت میشه و اعصاب ماروهم به هم میریزه.چون با ذات واقعی خودش در تضادِ..و ما هیچ وقت تامل و فکر نکردیم که چرا وقتی رژبم داریم انقدر عصبانی هستیم….چون از ذات واقعی خود دور میشیم…..

       

      از وقتی وارد سایت شدم کم کم تمایلم به غذا کم شد.اما چرا؟ چون فشار رژیم رو از روی خودم برداشتم و ذهنم رو رها کردم تا خود به خود مصرف غذام کم بشه.

       

      نکته: هر بار که میخوام غذا بخورم از خودم سوال میکنم: ارمیتا اگه تو یک ادم متناسب بودی این غذا یا میوه رو میخوردی؟ چون اگر غذا مونده یا میوه خراب بشه بارها دیدیم که یک فرد متناسب به هیچ عنوان اون رو نمیخوره چون خودش رو لایق بهترین غذا خوردن میدونه! 

      اما فرد چاق سنگ هم جلوش بزاری به راحتی میخوره.

      به عنوان مثال روزی با یکی از فامیل ها که بسیار متناسبه رفتیم تا بستنی بخوریم.روی اون بستنی کمی خامه ریخته بودن که از نظر من بسیار خوشمزه بود اما اون فامیلمون خامه رو دور ریخت چون گفت از مزش خوشم نیومده.

      من حدس میزنم چون مطمئنه که با هیچ مواد غذایی چاق نمیشه پس حداقل همون چیزی رو که میخوره از بهترینش انتخاب میکنه و به بدنش احترام میزاره.

       

      چرا باید با لذت غذا بخورم؟

      وقتی با لذت و احساس خوب غذا میخوری ذهن و جسم ما این لذت رو درک میکنه و مقدار غذایی ما کم میشه

      باور داشتم که هرکس با به به و چه چه غذا بخوره چاق میشه اما حالا فهمیدم که نه….چون الگوهای زیادی دور و برم دارم که با لذت و عشق غذا میخورن و متناسب هستند.

       

      حالا اگر من تناسب اندام کامل ندارم و بعضی از اعضای بدنم  اضافه داره باید قبول کنم که بیشتر از حد نیازم خوردم برای همین به این شکل در اومده.به قول یکی از دوستان همون زیاد خوردنه و احساس باد کردن باعث شد شکم‌ ما بیاد جلو^^

       

      موضوع بسیار مهمی هست که من نباید کم بخورم بلکه باید ذهنم تصمیم بگیره که غذا خوردنم رو کم کنه 

      حالا به چه صورت؟

       

      نقطه ضعف من ترس از خوردن میباشد و ذهن من بارها دست روی نقطه ضعفم گذاشته تا من رو بیشتر بترسونه و سواستفاده کنه…

       

      سال ها از خوردن ترس داشتم و عادت داشتم تفکیک غذایی کنم و بگم بستنی چاق میکنه فست فود چاق میکنه کیک چاق کننده‌اس و…

      و هر رژیمی هم که به من داده میشد فوکوس و تمرکزش روی نوع غذا بود و همین فکر های تکرار شونده تبدیل به باور که خوردن باعث چاقی‌‌ست در من شد.

       

      درسته که به سرعت نمیتونم ترس از خوردن رو از خودم دور کنم اما بالاخره میتونم انجامش بدم و این خبر خوشحال کننده‌ای است..

       

      نکته مهم و کلیدی ☆خوردن باعث چاقیم نبود بلکه اشتباه خوردن باعث چاقی من بود☆ 

       غذای ما و افراد متناسب یک نوعه و برای همین میگم خوردن باعث چاقی نمیشه….اما رفتار ما در برابر غذا باهم متفاوته.

       

      غلبه بر ترس از خوردن یعنی رهایی و احترام به ذهن و تشکر از نعمت های خداوند.

      اگر ترس از خوردن داشته باشم فرقی نمیکنه چه مقداری بخورم چون در هرصورت اثر منفی میزاره! 

      چون بنا بر قانون کیهانی

       احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد 

      این یک قانون بدون تغییر است.!!

       

      از نظر علمی پیغام های بدن به دو شکل منتقل میشود 

      ۱_احساس 

      ۲_اعصاب 

      وقتی خوشحالیم احساس انرژی بیشتری داریم 

      وقتی دلتنگیم احساس نیاز به دیدن فردی رو داریم 

      وقتی ناراحتیم احساس انرژی کمتری داریم و در تمام موارد ما فقط یک احساس درونی داریم که هنوز به واکنش تبدیل نشده.

       

      در ابتدا همه اینها یک احساس درونی اما اگر ادامه پیدا کنه به شکل واکنش در بدن نمایان‌ میشه 

      مثال هایی از تبدیل حس به واکنش:

      اگر احساس تنهایی کنم بدنم درد نمیگیره اما اگر ادامه پیدا کنه ممکنه گریه گنم 

       

      اگر از حیوانی بترسم ابتدا ممکنه اتقاقی نیوفته ولی اگر ادامه پیدا کنه ممکنه جیغ بزنم

       

      اگر گرسنه باشم و چیزی نخورم و این حس ادامه داسته باشه پس شکمم سر و صدا میکنه!!

       

      وقتی احساس سیری رو تجربه نکنی بعد از مدتی درد در ناحبه شکم احساس میکنی.

       

      تمرین گام ششم: 

      به مدت یک هفته تا زمانی که احساس گرسنگی‌ام تبدیل به واکنش بدنی‌ام نشده چیزی نمیخورم 

      تا با این تمرین گرسنگی و احساس رفع گرسنگی رو تجربه کنم.

      خدارو صد هزار مرتبه شکر که من در روز به همین شکل عمل میکردم و کم پیش میومد میوه یا میان وعده بخورم.

       

      و حالا زمانی که در حال غذا خوردن هستم چطور نقطه سیری رو پیدا کنم؟

      فقط در حدی غذا بخورم که سر و صدای شکمم قطع بشه 

       

      استاد سپاس بابت این تمرین فوقالعاده من نتیجه این تمرین رو گرفتم و خیلی وقته مثل یک ادم متناسب یا گرسنه‌ام یا سیرم و احساس خفگی ندارم.

      امروز تصمیم گرفتم یک چکاب هفته‌ای داشته باشم و خودم رو با ۷ روز پیش مقایسه کنم.

      خب تغییرات عالی و روند تکامل خوبی داشتم، در مقابل مواد غذایی مخصوصا در مهمانی رفتار عالی نشون دادم و غذاهایی که برام ضرر داشت یا دوست نداشتم رو نخوردم.

      وقتی زود از سر سفره بلند میشدم احساس شادی و سبکی داشتم و همیشه برای تمرین لقمه آخر غذام رو نمیخورم.

      حرص و ولعی نسبت به غذا ندارم و میدونم در مسیر متناسب شدن هستم..

       

      اما سوالی داشتم.آیا میتونم دو روز وقفه بندازم و این ۶ گام رو دوره کنم یا باید هر روز حتما یک فایل رو گوش بدم و تمرینش رو انجام بدم؟ ممنون که جواب میدید 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 17:00
      مدت عضویت: 36 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,434 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز 🌹🌹

      این پنجمین باری است که این دیدگاه رو می نویسم ،متاسفانه به مشکلی برخوردم و امیدوارم این دفعه موفق بشم. 

      ششمین روز کلاس :

      امروز مطابق کلاس های قبلی اولین کاری که باید انجام بدم مطالعه ی جزوه است .

      آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد ؟

      فکر می کنم  مهم ترین سوالی که می توانیم از خودمان بپرسیم اینه ،همه ی ما بارها و بارها به روش های مختلف این کار رو انجام دادیم ،حالا هرکسی به نحوی از کاری که کرده کمی یا شاید هم تمام اضافه وزنش رو کم کرده باشه ولی نکته ی اساسی و مهم اینه که ما هیچ وقت نتونستیم وزنی رو که کم کردیم برای همیشه ثابت نگه داریم .

      خودم تا حالا سه بار تمام اضافه وزنم رو با رژیم غذایی کم کردم و به تناسب اندام دلخواهم رسیدم ،ولی هیچ وقت این تناسب اندام پایدار و ماندگار نبوده 😔😔

      الان اینجام فقط و فقط برای اینکه متناسب بمونم برای همیشه .

      توی جزوه امروز یک نکته ی مهم وجود داره اونم یک برنامه ی یک هفته ای است که استادم برای ما گذاشته ،

      و اون اینه که بتونیم اشتهای خودمون رو کنترل کنیم .

      چطوری ؟

      نمی دونم ،باید بریم سراغ فایل صوتی .

      این جلسه هم از دیدن تصویر استاد محروم هستیم ،با شور و شوق فراوان و بعد از خوندن متن مهم اول جلسه ،همه در سکوت و آرامش منتظر شنیدن صدای استاد هستیم فایل صوتی رو روشن کردیم ،مثل همیشه صدای گرم و  دل نشین استاد به گوش می رسد. 

      استادم ابتدای صحبت هاشون از یک دوست عزیزی یاد کردن و مشکلشون .

      دوست عزیزمون با اینکه تمام تمرینات رو به خوبی انجام دادن و استمرار داشتن و درک بالایی هم از مطالب داشتند، ولی متاسفانه دچار افزایش وزن شدن .

      این فایل صوتی آموزشی است برای رفع مشکل همه ی ما که به صورت پنهانی ما رو درگیر خودش می کنه و تمام تلاش ما رو زیر سوال می بره .

      بعد از یاد دوست گرامی استادم دوباره درباره ی کلمه ی رژیم برای ما گفتن .

      رژیم برای من :

      حس ناامیدی ،افسردگی ،بی عرضگی ،خستگی ،تنفر از دنیا ،تنفر از زندگی و آخرین و شاید کم اهمیت ترین نکته برای من نخوردن غذا بود .

      تعهد :

      کلمه ی دیگه ای که یک زمانی خیلی بهش وفادار بودم و الان نیستم، تعهد به کارهام است .از بس توی این مدت همش رژیم رو شکستم و گفتم از فردا ،از شنبه .

      دیگه این موضوع برام کم اهمیت شده .

      می دونید به چی رسیدم ،آخه گاهی شکستن تعهد با اراده اشتباه می شه ،منم اینا رو با هم اشتباه کردم ،روزی که قرار بود برای داشتن اراده به خودم افتخار کنم که با وجود شکست های پی در پی بازم از اول شروع کردم . پس من با اراده بودم ،درسته ولی متعهد نبودم .

      این بی تعهدی باعث شد که من درجا بزنم و پیشرفت نکنم می دونید مثل اینکه شما بخواین از یک نردبان بالا برید پس شما دوتا پله می رین بالا باز برمی گردید سرجاتون، باز دوباره با تلاش دوتا پله رو می رین بالا ،باز بر می گردید سرجاتون و این معضل باعث می شه همیشه توی زندگی در جابزنیم و خوش حال باشیم با اراده ایم ،در حالی که ما باید اراده رو در استمرار به کاری که داریم انجام میدیم متصل کنیم .

      من الان اینجام با تمام وجود ،اراده ی من باید متصل باشه به استمرارم و من باید متعهد باشم به اون چیزی که دوست دارم انجام بدم و به آرزوم برسم .

      حالا صحبت میشه از برنامه ی روش لاغری :

      چیزی که اول اینجا یاد گرفتیم این بوده که رهایی پیدا کنیم از احساس بد رژیم و فرصتی پیدا کنیم که با خیال راحت و آسودگی غذا بخوریم .

      دومین نکته بعد از رهایی ،کم شدن اشتها و کم شدن حرص و ولع خوردن بود .

      چون دیگه از درد و فشار رژیم راحت شدیم پس سکان این کشتی رو بدست ذهنمون دادیم و ذهن خودش گرایش به خوردن کم و کمتر می شه .

      به نظرم هیچ کدوم از ما آدم های خیلی پرخوری نبودیم ولی همه ی ما با رژیم غذایی دچار ولع و حرص خوردن شدیم ،برای منکه واقعا همین طوری بود .اگه به خودم بود هیچ وقت زیاده روی نمی کردم ولی همیشه هر وقت برنامه رژیم رو شکستم یا حتی با پیروزی تمام کردم ، این حرص و ولع بود که منو بی چاره می کرد .

      تمام این مسیرهای ما بستگی به ذهن ما و مقاومت اون داره که ما کی موفق می شیم سکان امور رو به دست ذهن بسپاریم .

      سومین نکته ی که اینجا یاد گرفتیم ،کمتر خوردن با ذوق و شوق بود ،بدون حتی ذره ای ناراحتی یا فشار ،خود به خود اتفاق می افتاد ،و ما بعد چند روز متوجه کم خوردن خودمون و بی اشتهایی خودمون می شدیم .این عالی ترین قسمتش بود .

      چقدر سختی کشیدم که خوردن رو با آرامش و با لذت و با آگاهی تجربه کنم و همیشه شکست خوردم اما الان خودش به این نقطه رسیده ،خدارو شکر .

      این نتایج عالی رو بدست آوردیم، درسته ،اما نکته ای وجود داره ،گاهی وقتی با کم خوردن مواجه میشیم شک و استرس در ما بوجود میاد که آیا من دوباره رژیم گرفتم ،دارم کم می خورم ؟

      استاد می گن اگه حالت خوبه بعد خوردن و از خوردن لذت می بری یعنی رژیم نداری .

      استاد برمی گردن به مشکل دوستمون و شاید همه‌ی عزیزانی که موفق نشدن و اون مشکل :

      ترس از خوردن است. 

      درسته است ،همه ی ما در تمام سال هایی که برنامه ای رو دنبال کردیم برای لاغری ،اصل و اساسش برنامه غذایی بوده که این برنامه ترس و وحشت فراوانی برای ما از غذا به یادگار گذاشته .

      هرقاشق برنج چقدر کالری داره ،یک کف دست نان چطور، میوه ها چی .

      همین الان موقع خوردن ،خیلی از این نکات رو با خودمون مرور می کنیم که مبادا من برنج زیاد خوردم ،نون چی  ،هر چقدر هم تلاش می کنیم که برامون مهم نباشه ولی شده گاهی بهش فکر کنیم. 

      انتظار معجزه نداشته باشید .خود من سالیان زیادی است که ترس از خوردن دارم و هنوز این ترس رو می بینم و حتی موقع خوردن پسر کوچکم که اضافه وزن داره من می ترسم بهش بدم بخوره .

      جمله ی عاشقانه ی فایل :

      ترس از خوردن به سادگی برطرف نمی شه ولی خوبیش اینه که بالاخره برطرف میشه.🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰

      آموزش استاد برای اینکه بتونیم بهتر با این با ترس مقابله کنیم :

      آیا ما پیغام سیری رو دریافت می کنیم ؟

      آیا به موقع دریافت می کنیم یا بعد از زیاده روی کردن ؟

      وای خدای من چقدر تو این سالها دلم می خواست وقتی حالم بد میشد و پرخوری می کردم دوست داشتم این پیغام رو پیدا کنم اصلا نبود ،همیشه با خودم و خدا درگیر بودم که پس من کی سیر میشم این همون ولع و حرص خوردن بود که بعد از هر بار شکست بهش می رسیدم .

      نکته اساسی درباره ی من این بود که سیری من مصادف بود با پرشدن شکمم ،هر وقت دیگه جا نداشتم می گفتم سیر شدم 😔😔

      یکدفعه یک فیلم می دیدم یک نابغه ی کامپیوتر توش بود وغذاش خیلی کم بود ،یکی ازش پرسید تو با این غذای کم سیر میشی گفت :لازم نیست سیر بشم کافیه گرسنه نباشم .خیلی این دیالوگ رو دوست داشتم و دلم می خواست منم انجامش بدم ولی نمی شد کمی سعی کردم نشد، حالا می فهمم چرا ؟چون اون موقع فرمول های ذهنم اشتباه بود .

      وای ببخشید که متنم خیلی طولانی شد ،قول میدم از این جا خلاصه بنویسم .

      توضیح:پیغام های بدن به دو شکل به ما منتقل می شوند .

      1. احساس 
      2. اعصاب 

      احساس :

      مثل خوش حالی ،غمگینی ،تنهایی ،دلشوره 

      عصبی :

      مثل گریه ،خنده ،درد 

      تمرین برای درک احساس سیری و دوری از استرس خوردن و ترس از خوردن :

      1. وقتی غذا بخورید که واقعا گرسنه هستید واز احساس گرسنگی به حالت عصبی مثل غرغر شکم یا ضعف بدنی رسیده باشید .
      2. وقتی دست از خوردن بکشید که اون حس عصبی که یا ضعف بدن بوده یا غرغر شکم برطرف شده باشه. 

      حالا دیگه به میزان غذا و نوع غذا اصلا دقت نکنید ،دیگه مهم نیست شما چه مقدار غذا و چه چیزی می خورید مطمئن باشید که این بهترین اتفاق برای شماست.

      احساس شما بهترین میزان برای عمل شماست .

      مطمئن باشید که ذهن شما که شما رو از پرخوری به این مرحله رسونده ،اگه نیاز باشه بازم میزان خوردن شما رو تغییر میده .

      آموزش فایل امروز بسیار عالی و دوست داشتنی بود .

      نکته های جدیدی رو یاد گرفتم که سعی می کنم بکار بگیرم .

      خیلی حرف ها برای گفتن براتون داشتم ولی همین جوری هم متنم خیلی طولانی شد ،ببخشید .

      استاد گرامی از شما و مطالب آموزنده ی شما بسیار سپاسگزارم 🙏🙏

      همراهان عزیز با آرزوی موفقیت همه ی شما برای رسیدن به تناسب اندام ❤❤

      درپناه خداوند باشید .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryammansoori20@gmail.com
      1400/04/30 18:26
      مدت عضویت: 18 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      به نام خالق بي همتا سلام دوستان و استاد مهربان و دلسوزاستاد چقدر زيبا و با معنا صحبت ميكنيد، خيلي جالبه كه تمام صحبتها و توصيفات شما از احساس ترس از غذا و چاقي ، گرسنگي احساس گناه در وقابل خوردن و …. دقيقا همون چيزي است كه من و احتمالا همه دوستان احساس ميكنيم و دائما باهاش در حال جنگيم. الان كه غياب گام ششم رو گوش كردم ديدم تمام مشكلاتي رو كه استاد مطرح كردن من دارم. اتفاقا با ديگر دوستاني هم كه در اين مسير هستند مطرح كردم و متوجه شدم بعضي از اونهاهم تجربه كردن، تا قبل از شنيدن گام شش هنوز از خوردن غذا ترس داشتم ، هنوز از شام خوردن ترس داشتم ، هنوز از  كنار گذاشتن ورزش يا هر كار ديگه اي كه براي لاغري ميكردم دچار عذاب وجدان و ترس بودم، راستش رو بخوام بگم با خودم ميگفتم خب من مسير لاغري با ذهن رو ميرم و شام نخوردن و رعايت غذاييم رو ادامه ميدم اينجوري بيشتر نتيجه ميگيرم😅😅

      اما غافل از اينكه ذهن من اينجاست با من همه چيز رو ميشنوه و درك ميكنه حتي بهتر از من ، اون خيلي از من سريع تر عمل ميكنه ، تا الان كه گام شش رو گوش كردم ، من در واقع داشتم خودم رو گول ميزدم و ذهن منفي باف من ذهن چاق كننده من هم داشت منو دوباره به مسيري كه خودش دلش ميخواست ميبرد..

      مهمترين برداشت من : 

      • خودم رو گول نزنم و سعي نكنم سر ذهنم كلاه بزارم و ايمان بياورم كه ذهن من همه چيز رو قبل از من ميفهمه ، 
      • رژيم ، كم خوردن ، نخوردن ، الان ديروقته ، كالري شمزدن ، ممنوع .. همه نعمت هاي خدا غذاها و خوراكي هاي خوشمزه براي من هم هست چون خدا هيچ فرقي ميان بندگانش نميزاره و اين خود ما بوديم كه خواستيم متمايز از ديگران باشيم ، پس من با تمام إيمان و قدرتم به طبيعتي كه خدا براي همه ما در نظر گرفته برميگيردم و انچنان رو خودم خراب كرده ام درست ميكنم
      • با خودم تكرار ميكنم نترس نعمتهاي خدا كه ترس ندارد پس بخور و از ان لذت ببر و اجازه بده احساست  تصميم بگيرد تا چه اندازه به اين غذا احتياج دارد و فقط به نداي درونت به صداي إحساست گوش كن و به اون اعتماد كن
      • رژيم ساخته دست بشر است، ساخته من و تو ، ساخته ذهن چاق كننده تو، براي آزار تو ، براي ناسپاسي تو از موهبت هاي الهي ، ناسپاسي از وجود خودت كه اشرف مخلوقاتي ، بارها همه ما تجربه كرديم كه وقتي نميتونيم غذايي رو بخوريم و از اون لذت ببريم چقدر به خودمون به اون غذا به اون خوراكي بد و بيراه گفتيم و غرولند كرديم ايا واقعا اين ناسپاسي نيست؟ خداوند نعمتي رو خلق نكرده كه همراه با مقدار مصرف أمرًا هم گفته باشد پس رژيم زايده ذهن منفي ما هست
      • پس با كمك خداي مهربانم و راهنمايي هاي استاد عزيز و اعتماد و إيمان  به احساسم مسيرم رو تغيير مي دهم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/27 16:20
      مدت عضویت: 13 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی

      وجود شما وامثال شما که بدون چشم داشتی به هم نوع وهم درد خودتون کمک میکنید این باور رو به یقین تبدیل میکنه که فرشتگان درهر لباسی وبا جنسیتی در اطراف ما وجود دارند چقدر صحبتهایتان روان و شیوا ودرست احساس تک تکمان را  بیان نموده‌است ما سالیان سال از غذا خوردن لذت که نمیبردیم هیچ عذاب علیم بود وپراز عذاب وجدان .امیدواریم به لطف خداوند وبعد هم تکیه با علم شما استاد گرامی دریچه تازه ای به روی همه گرفتار دراین چرخه معیوب باز شود.درپناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 23:42
      مدت عضویت: 120 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 972 کلمه

      بنام خداوندبخشنده ومهربان 

      سلام به استادخوب وبا شخصیت 

      ودوستان تناسب فکری 

      گام ششم.

      رژیم گرفتن مارالاغرمیکند

      رژیم یعنی چی ؟

      اصلارژیم چگونه‌است باید ان راتفصیرکنیم

      رژیم یعنی سختی دیدن .یعنی کمبود ویتامینها. یعنی ریزش مو یعنی سستی بیحالی  ییعنی پرازاسترس اضطراب یعنی عصبانیت کلافه شدن رژیم یعنی هیچی نبودن

      ولی چراماازرژیم هیچ‌وقت نتونستیم 

      دست بکشیم

      همیشه وهمه جاهمراهمان بود یعنی اگه یک روزاین رژیم ازمادورمیشداحساس می‌کردیم درزندگیمان یک جیزی کم داریم

      وقتی رژیم میگرفتم حرص خوردن زیادمیشدچون همیشه بعدازخوردن یک وعده منتظروعده بعدی بودیم که زودبرسه وما اون چیزی که قراربود بخوریم ومیخوردیم چون کم خوردن باعث می‌شد که نتونیم صبر کنیم وهیچوقت نتونستیم بالذت جیزی روبخوریم همیشه ترس داشتیم

      درست است که من موقع رژیم گرفتن

      اشتهام کم می‌شد ومن اصلا کرسنگیم

      رانمی فهمیدم اما حالا میفهمم که من خودم بودم که خودم روکنترمیکردم

      وهمیشه فکرمیکردم که این رژیم است که نمیزاره زیادی بخورم

      هروقت هم شکست می‌خوردم هرباربایک رژیم جدیدی ادامه می‌دادم حالا فکر میکنیم که من چقدربااین رژیم‌هاانس گرفته بودم

      واگریک ماه ازرژیم می گذشت فکرمیکردم یک چیزی گم کرده ام

      ووقتی رژیم جدیدمیگرفتم می‌گفتم دیگه اینباراگه لاغربشم برای همیشه است 

      غافل ازاینکه همه این رژیم‌ها سرابی بیش نبود

      من یادم میاد که خیلی زیادرژیم گرفتم چون حسابش ازدستم خارج شده

      رژیمهایم ازقبیل رژیم بادکترتغذیه. رژیم شیربابیسکویت ساقه طلایی.رژیم سیب زمینی باگوچه فرنگی.رژیم مواد آب پز وخیلی رژیمهای طاقت فرسای دیگروهیچکدومش تاثیرگذار نبودوتا۱۰روز یایکماه دوام نداشتند

      تقریبا۲۵سال قبل بود که تازه اسم رژیم رومیشنیدیم ولی خیلی کم وپیش.

      وفقط بلد بودن که بگن کم بخور این روبخوراون رونخور فقط همین من یکروزبامادرم رفته بودیم دکترو مادرم به دکتر گفت که دخترم چکار کنه که کمی لاغربشه ولی اینروهم بگم دکتر خودش هم همچین لاغرنبودولی برای من هم یه رژیمی داد که ازاون رژیمهای سخت طاقت فرسا

      گفت که نان .برنج.ماکارونی. ازشیرینیجات کیک.بیسکوییت. پشمک.وازمیوه هاموز.خربوزه.تنقلات 

      دیگر.همه روباید حذف می‌کردم موقعی که به خانه اومدیم توخونه گفتیم یه زنداداش داشتم وقتی شنید

      گفت طفلکی چطوری می‌تونه ازاین 

      مواد بگذره چون همه میدونستم من عاشق کیک وشیرینی وتنقلات بودم

      گفتم من میتونم آخه من عاشق لاغری بودم سنمم کم بودومیخواستم

      هرطوری است لاغربشم پس من تمام رژیم‌های گوناگون وورزش کردن را شروع می‌کردم با شوق وذوق انجام

      میدادم وخیلی خوب هم جواب میگرفتم .

      ولی طولی نمی کشید دوباره به وزن

      قبلی  برمیگشتم واین برام همیشه عذاب آوربود

      خواهر جاریم یک کتاب داشت به اسم لاغری سریع خیلی رزیمهارونوشته بودوکالری بعضی موادروومن بااونهم خیلی ازرژهارو گرفتم اماهیچوقت موفق نشدم.

      وبعدازگذشت چندین سال من به ۱۱۰ کیلوگرم رسیدم .

      وبه دکترتغذیه رفتم وشروع به گرفتن رژیم کردم من اون موقع خیلی احساس بدی داشتم واسترس واظطرابی شدیدی داشتم 

      وقتی استرس می‌گرفتم اشتهای کاذبی پیدامیکردم که حدنداشت هرچیزیکه می‌خوردم مینوشیدم نمیدونمکجامیرفت چه می‌شد ومن اصلا سیرمونی نداشتم اینقدرمیخوردم وازاینکارم خیلی بدم می اومد وهمیشه خجالت میکشیدم

      دکترهرماه برام رژیم می‌داد ومن ضمن این‌که رژیم دکتررومیگرفتم 

      هفته ای سه بارهم آب درمانی میکردم چون می‌خواستم زودتر لاغربشمواولین ماه من هفت کیلوگرم

      کم کردم وخیلی خوشحال بودم

      وبعدیک ماه شروع به ورزش سبک انجام دادن کردم و خلاصه بعدچندماه سی و شش کیلوگرم کم کردم ومن فکر میکردم که دیگه وزنم 

      برنمیگرده.آخه اولین باربود که من سی وشش کیلوگرم کم کرده بودم فکرمیکردم که دیگه وزنم برنمیگرده

      اما بطورشگفت انگیزی بعدچندماه سریعترازلاغرشدن دوباره چاق شدم

      وبازبه دکتر مراجعه کردم ودکتر میگفت که باید همیشه  رژیم خودم رو ادامه بدم.

      درسته وقتی از صدوده به هفتادوسه کیلوگرم رسیده بودم مثل پرندههامی‌خواستم پروازکنم خیلی سبک شده بودم احساس میکردن موقع راه رفتن دارم میدوم واین برام خوشایندبود

      و دوباره شروع کردم به رژیم گرفتن

      واینبار وزنم خیلی کم پایین اومد

      ومیگفتم که بدنم مقاوم شده وجواب نمیده.

      ولی حالا اینقدرازرژیم گرفتن بدم میاد که هرکی ازرژیم حرف می‌زنه دیگه خندم می‌گیره 

      درضمن من این‌قدر رژیم گرفته بودم 

      همیشه آرزو می‌کردم که یکروزبخوابم

      ودرعالم خواب یکی یه قرص تودستم بزا رن وبگن اگه اینو استفاده بکنی دیگه مانکن میشی.

      وحالابهترازاون جیزی که فکرمیکردم اتفاق اوفتاد 

      واون سایت تناسب فکری استادبود که سرراهم قرارداد

      استاد انسانی به مانندفرشته مهریان وفوق العاده عالی ودست خداوند برای مادرروی زمین قراردادکه بتونیم باروشهای استادوبامطالب وفایل های بسیارمفیدی که ارائه میدهدومارا شبانه روزراهنمایی می کندتا بتوانیم 

      فرمولهای ذهنیمان را عوض کنیم

      واین ذهن ناخود‌آگاه ما هست که ازهرروشی بهتر است

      اون که ماراوادار به خوردن وحریص بودن میکردوفکرهای مخرب راهنمائی میکرد

      ذهن ناخوداگاه بودکه همیشه توی سرمان نجوا می‌کرد که بخورمگه چی می‌شه اینکه چیزی نیست

      من یادم هست که وقتی کیک وشیرینی داشتیم من هیچوقت جلوی خودم را ومیتونستم بگیرم

      حتی اگه رژیم بودم دورازچشم همه باعجله کمی می‌خوردم چون ذهنم دستور میدادوتشویقم بخوردن میکرد

      ولی حالا من چندماه است که دیگررژیم نگرفتم وحرص وولع دیگر ندارم پرخوری ریزه خواری ندارم یعنی اون چیزهای مخرب که درمن وجود داشت تمامشان از ذهنم پاک شدن

      ورفتن خدایاشکرت

      حتی دوماه پیش برای ثبت نام به بهداشت رفته بودیم منرو وزن کردن 

      ومن پنچ کیلو اضافه کرده بودم

      وبه من گفتن که اینجا دکتررژیم داریم میتونی برای گرفتن رژیم بهش مراجعه بکنی

      ولی من قبول نکردم وگفتم که من خودم میتونم وزنم روکم کنم ودکترباپوز خنده گفت برو ببینیم چطور میتونی وزنت روکم کنی.

      امامن راهم رومسیرم رو پیدا کردم

      ومن دراین مسیرباتمام تلاش 

      وکوششم جلو می‌روم ومیدان دیریازودداره اماسوخت وسوز نداره

      من هستم که نتیجه عالی  راکسب خواهم گرفت

      چون من باهیچ روشی اینقدر راحت 

      نبودم وازخوردن لذت نبردم

      همیشه باترس خوردم.باحرص خوردم

      اگرهم جلوی خودم رو گرفتم

      خودم،خودم روکنترل کردم وهمیشه

      چشمم دنبال غذابود

      اماازوقتی دراین سایت تناسب فکری هستم دیگه غذا.شیرینی.وجیزهای دیگردرنظرم هیچ اهمیتی ندارد

      وبرایم مهم نیست اگه خواستم میخورم اگه نخواستم نمی خورم به همین راحتی حتی نگاهم نمیکنم

      منی که اگه توی یخجال کیک یا شیرینی داشتیم باید حتما می‌خوردم 

      وتمام میکردم ولی حالا اصلا برام مهم نیست حتی فکرشم نمیکنم

      من دیگه بخوردن فکرنمیکنم 

      خیلی وقتها احساس میکنم که اصلاگرسنه نیستم ونمیخورم نه اینکه

      خودم رو کنترل کنم احساسم وذهنم میگن که تو سیری احتیاج بخوردن نداری

      ولی قبلا ازاین احساسهارونداشتم 

      وهمیشه هرچیزیکه جلوم می‌اومد می‌خوردم 

      ویرام فرقی نداشت چه چیزی است یاچقدراست فقط می‌خواستم خوردنی باشه

      وحالابه خودم افتخار میکنم که توانستم اول به کمک خداوند مهربان وبعدبااموزشهاوفایلهاومطالبآموزنده 

      ومفیداستادعزیزمان ودیدگاهای دوستاگرامی وخوبم

      وخداروشکرمیکنم که دیگه ازهیچ رژیمی پیروی نمیکنم وازهیچ رژیمی سازگاری ندارم ودیگر حتی نمی‌خواهم اسمش روبشنوم وهمیشه می‌خواهم ازش دوری کنم

      چون هربلای سرم آورد این رژیم بود

      آرتروزشدیدزانوی پاهام.آرتورزمچ دستم .کم خونی.کمبودویتامینها بدن.از دست دادن دندانهام کم پشتی مو هام. ازدست دادن  انرژی 

      بدنم.وهمه اینها بخاطر گرفتن رژیم‌های گوناگون  است 

      ودیگرازاین به بعد دنبال هیچ رژیمی نخواهم رفت وازاین بابت ازخدای مهربان ممنون متشکرم سپاسگزارم خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/17 17:24
      مدت عضویت: 47 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به همه ی عزیزان

      من همیشه تو ذهنم دلم میخواست یه رژیمی وجود داشته باشه که بتونم غذامو بخورم ولی به اندازه بخورم و همیشه فکر میکردم این بهترین راهکاره ولی نمی تونستم ذهن خودم رو برای به اندازه خوردن متقاعد کنم و همیشه هرچقدر که دلم میخواست میخوردم

      من همیشه احساس گرسنگی رو دریافت میکنم و بعد غذا میخورم ولی مشکل من اینجاست که پیغام سیری رو دریافت نمیکردم یعنی دریافت میکردما درواقع بهش بی اعتنا بودم

      متاسفانه مشکل من شام و ناهار خوردن بیشتر از حد نیازم بود که البته چند روزی هست دارم تمرین میکنم و به اندازه ی نیاز بدنم غذا میخورم

      وقتی از شما می شنیدم که لاغری یه هنره متوجه منظورتون نمی شدم اما الان میفهمم که لاغری واقعا یه هنر که باید اونو یاد بگیریم.

      باید به اندازه خوردن رو یاد بگیرم باید تمرین کنم تا این هنر ارزشمند در من نهادینه بشه.

      در کانال تلگرام استاد خوندم که نوشته بودن همیشه سه چهارم معده ی خودتون رو پر کنید 

      چون پیغام های سیری ۲۰ دقیقه بعد از اولین لقمه ارسال میشه…

      من اینو تست کردم واقعا درسته وقتی غذا میخورم ممکنه همون لحظه که میخوام دست از غذا بکشم کمی احساس گرسنگی داشته باشم 

      اما بعد از حدود نیم ساعت که از غذا خوردن سپری میشه( با اینکه نسبت به قبل کمتر خوردم) واقعا حس میکنم معدم کاملا پر هست و دیگ اصلا ظرفیتی برای غذا خوردن نداره

      دلم میخواد رفتار های انسان های متناسب رو توی ذهنم مرور کنم و یاد بگیرم.

      مثلا خواهرم همیشه با عشق و لذت غذا میخوره ولی حتی یه قاشق بیشتر از حد خودش نمیخوره به هیچ وجه بیشتر نمیخوره

       و من واقعا الانه که میفهمم خودم با رفتار های اشتباه خودم مسئول چاقی خودم هستم

      خودم خواستم که تناسب نداشته باشم 

      باید مسئولیتش رو بپذیرم و مشکل رو حل کنم 

      خیلی خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم

      خدا رو شکر میکنم که منو با روش لاغری با ذهن و استاد خوبم آقای عطار روشن آشنا کرد 

      بابت تمام زمان هایی که برای تهیه فایل رایگان صرف میکنید از شما نهایت قدر دانی رو دارم.

      خدای خوبم سپاس سپاس سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سیده آمنه یاقوتی
      1400/04/16 02:40
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 956 کلمه

      سلام به دوستان قشنگم در سایت تناسب اندام

      ۱۵،۴،۱۴۰۰

      گام ششم👣

      نکات ارزشمند متن😍

      رژیم😱واقعا این کلمه چقد زجر آور، بااینکه خعععلی چاق نبودم ولی احساس میکنم همیشه بااین کلمه نمیتونستم ارتباط برقرار کنم،چون همیشه باید کم خوردی میکردم تا اضافه وزن نیارم😁

      شاید باورتون نشه رفتم معنی کلمه رژیم رو درآوردم نوشته بود: سبک، روش،قاعده😕

      خیلی جالبه که رژیم غذایی بااین اوصاف میشه سبک غذایی وکمی هضم این کلمه رو راحت تر میکنه وچقدر گول خوردم وبا شنیدن این کلمه حالم بد میشد😔

      بقول استاد ریشه ی خیلی از دلایلی که نمیتونیم متناسب بشیم باوری هست که نسبت به رژیم داریم

      ☑️خب چه باورهایی دارم من؟۱.رژیم یعنی کم خوردن و نخوردن یا حتی بد خوردن۲.رژیم یعنی عذاب۳.رژیم یعنی مسخره شدن توی جمع(که ای بابا اینم همیشه رژیم داره😥)۴.رژیم یعنی رنج ومشقت برای رسیدن به وزن دلخواه۵.رژیم یعنی منع شدن توسط افراد از خوردن(گاهی که دلمون میخواد از چیزی که دوس داریم بیشتر بخوریم روبه رو میشیم با تیکه و کنایه افراد که بابا خودتو خفه نکن تو که رژیم داشتی

      وخیلی حرفای دیگه که اهل دلا میدونن😁

      حالا جالبه یه روشی ابداع شده توسط استاد عطار روشن عزیزم که میگه بابا باکم خوردن و نخوردن و بد خوردن که لاغرنمیشی😶یااگه لاغر شی دومی نداره و برمیگردی😏

      واصلا غذاها نیستن که تو رو چاق میکنن😎

      جان غذاها منو چاق نمیکنن😍چه عالی پس چی منو چاق میکنه استاد ژوووون🤔

      چی؟باورهای من نسبت به غذاها😲یعنی اگه من باور داشته باشم برنج شکم منو میچاقه 

      یعنی آررره 

      یا وقتی باور کردم فلان غذا انقد کالری داره دقیقا همون میشه؟

      وای چه بد،پس حالا چکار باید بکنم؟جوابش اینجاست در سایت تناسب فکری استاد جونم اومده گفته دوستان متناسبم که اومدین رؤیاتونو محقق کنید

      ☑️اول که بدونید باور چیه؟باور یعنی فکری که شنیده شده دیده شده وبعد واقعیت پیدا کرده اونم نه یک بار و دوبا به اندازه ی عدد قطره های باران 

      برای همین شکل مادی گرفت و شد چاقی

      ☑️بعد گفت عزیزان نگران نباشید هول نکنید که ای داد چکار کنم حالا من که یه عمر این باورها رو چرخوندم؟هیچی خبرعالی اینه که چون میخواییم باور مثبت و درست وزیبا جایگزین کنیم خیلی زود اثر میکنه وبه اندازه ی چاق شدنم طول نمیکشه 

      چون خود خدا گفته (یک نیکی رو۱۰تا حساب میکنم و یک بدی رو همون یدونه،،،،،دمت گرم خداجوووونم💪💪💪💪)

      پس حالا که خیالمون راحت شد ودرک کردیم باورچیه

      باید قبول کنیم تاحالا این مابودیم که بااستمرار این چاقی رو بوجود آوردیم 

      یکی از اون باورها باور به اینه که اگه من رژیم نگیرم نمیتونم لاغر شم واین کاملا غلطه

      بقول یکی از دوستان گفته بود بابا تمام غذایی که میخوریم دفع میشه 

      پس چه چیزی واقعا مارو چاق میکنه غیر از باورهامون 😶

       

      پس لطفا آمنه جان بانو به خودت بگو رژیم غذایی داشتن هیچ وقت تو رو لاغر نکرده که لاغر کنه دوباره یا وزنت رو نگه داره واین فقط یک باورا😉

      چون امتحان کردن رژیم های متفاوت و نگرفتن نتجیه باعث میشه به خودم شک کنم و بجای اینکه بفهمم رژیم ناکارآمده باور کنم من عرضه ندارم و سرنوشتم اینه😜

       

      خب حالا برای اینکه بتونید به اندازه ی نیاز بدنمون غذا بخوریم فقط برای یک هفته تا واقعا احساس گرسنگی معدی نداشته باشیم غذا نخوریم

      میدنی استاد من اینو واضح دیدم که مغزم گرسنه میشه نه معده ام

      وجالبتر اینه که باهر چیزی تحریک میشه 

      بابوی غذا

      با رنگ غذا

      دیدن دیزاین و تنوع غذا

      وخاطره داشتن با اون غذا

      ✔️✔️✅نکات ارزشمند فایل💪حتی ممکنه چاق تر بشید اگه باورتون رو به رژیم عوض نکنید!!!!!

      چرا؟چطور؟

      چون ما باور میکنیم غذا ها مارو چاق میکنن(ومتأسفانه ماهایی که اضافه وزن داشتیم خیلی کالری بندی کردیم و خیلی عالی همه کالری ها دستمونه😁)

      اینطور که وقتی با ذهنم باور کردم غذا منو چاق میکنه حتی وقتی دارم باذهنم روش کار میکنم هم میاد میگه تو که رژیم نداری و میخوری؟پس چاق میشوی😥

      من بشخصه گاهی که این تجربه تلخ و داشتم و رژیم رو شکستم خیلی حس بدی داشتم وباعث شده باهر بار شکستن رژیم (بقول استاد خودم و اراده ی خودمو ببرم زیر سؤال و باور کنم منم که نمیتونم و بی اراده و سست میشم و هر تصمیمی که میگیرم براحتی لغو میکنم😭)

      چرا؟چون توی ذهنم خعععلی بزرگه و وقتی اسم این کلمه میاد ناخودآگاه شکست میاد تو ذهنم

      ☑️✅یه نکته ظریفی هست بین رژیم و درست غذا خوردن

      ✅بابا ایول دمت گرم استاد عجب چیزی واقعا الان هضمش کردم خدااااا

      ✔️رژیم گرفتن یعنی رنج و عذاب و مقاومت دربرابر غذاها و بخصوص موارد مورد علاقه😭وبلاخره شکستن این مانع و تا مرز خفگی خوردن

      ✔️صحیح غذا خوردن یعنی من به اندازه ی نیاز واقعی بدنم بخورم ونه بیشتر

      وقتی باور میکنم این باورهای منه که منو چاق کرده

       

      ونمیخواد رژیم بگیرم چقد راحت میشم

      اخیییییش😊😊😊

      ✅وجالبه خود به خود ولعم به غذا خوردن کم میشه

      ✅به اندازه ی نیاز بدنم میخورم همه چیز رو حتی تنقلات رو

      ✅✅وآرامش پیدا میکنم،راحت میشم واقعاکه نیازی نیست خودمو منع کنم

      یالقمه بشمارم یاکالری بندی کنم یا هزار رفتار غلط دیگه😁

      چون فشار این کلمه رو از روی ذهنم برمیدارم و بعد از مدتی روش درست غذا خوردن خود به خود ایجاد میشه وباعشق و آرامش و لذت بردن 

      خداجااااااانم شکرت

      جالب بود برام که ما با باورهای غلط رفتارهای غلط غذایی ایجاد کردیم

      وحالا که باور درست رو جایگزین میکنم رفتارهام و عادت هام درست میشن

      (عادت همون باوررهاییه که خیلی تکرارشون کردم تابه ناخودآگاه رسیدن و الان برام روتین شدن،،،وبا جایگزینی باورهای زیبا ودرست این روتین وار شدن میشکنه و درست میشه)

      ✔️✅آرامش و لذت بردن از غذا  وباخیال راحت لقمه برداشتن باعث میشه درست غذا بخورم و پیام سیری سریع به مغزم برسه و این اتصالاتی که خرابشون کردم مجدد ترمیم و تقویت بشن

      ترس از خوردن چیه؟ترس از خوردن اینه که غذاها برامون حکم چاقی داشتن و اونهارو عامل این وضعیت میدونیم

      ولی با باورهای درست البته با تکامل و یواش یواش این ترس و کم وکم وکمتر ومحو میکنیم

      نکته اینه که باید آرام و آهسته و پیوسته جلو برم و ذهنم و بیدار نکنم و بی سروصدا سر ذهنمو ببرم

      خداجوووووووووونم شکرررررررت شکررررررررت شکرررررت

      من لایقم 

      مغز من کاملا عالی و زیبا پیام سیری و شناسایی میکنه و من همیشه به اندازه غذا میخورم💪💪💪

      خداجووووونم شکررررررت برای این آگاهی ها

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/03 17:06
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 760 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر
      سلام به استاد نازنینم و همه دوستان عزیزم
      استاد این فایل برای من حکم پازل گمشده ای بود که تمام معماهای ذهنم رو حل کرد و لاغر شدن رو برای من مثل طلوع خورشید در صبح فردا بدیهی و و امکان پذیر کرد، راستش من خیلی وقته دیگه ترسی از غذا خوردن ندارم چرا؟ چون خانواده ی همسر من ادم های لاغر و خوش اندامی هستند از جمله خود همسرم، انها تقریبا همه چیز میخوردند ، غذاهای سنتی، غذاهای فست فود، شیرینی ها، کیک، نسکافه ، میوه و خلاصه همه چیز و همیشه لاغرند، اماااااااا انها همیشه به اندازه میخوردند، یعنی من ندیدم هیچ وقت ولعی داشته باشند یا مثلا برای خوردن یه تکه از کیکی هیجان بیش از حد. یا هیچ وقت ندیدم حرص داشته باشند برای خوردن یا پرخوری کنند🤔🤔🤔 سوال من همیشه اینجوری بود که چطور میتونن دست از خوردن بکشند؟ یعنی واقعا دلشون نمیخواد بقیه این تکه ی کیکشون بخوردند یا اصلا دلشون میاد این کیک به این خوشگلی و خوش طعمیه توی بشقابشون رو اینجوری ناتمام بزارند و نخوردند و عین خیالشونم نباشه و اصلا بهش فکر هم نکنند؟ بابا مگه میشه مگه داریم؟ با خودم میگفتم لامصب این خامه ها رو نگاه کن چه حالت creamy و خوش مزه ای روی کیک داره بابا جون بکن بخورش چرا نمیخورن چطور نمیخورن؟ 🤯🤯🤯 بعد میدیم که همین جور بشقابای کیک میرفت توی سینک ظرفشویی کیکهای مونده تو بشقابا میرفت تو سطل اشغال و ظرف ها شسته میشد😬😬 یا بقیه کیک تولد یا شیرینی انقدر میموند تو یخچال و کسی نمیخورد که وارد سطل اشغال میشد، به خواهرشوهرم نگاه میکردم میدیدم خیلی راحت میخوره هر چی که بخواد رو ولی خوب که دقت میکردم و کالریش رو توی ذهنم حساب میکردم اخرش میدیم مثلا بنده خدا با اینکه مثلا اون تیکه کیک رو خورده یا فلان شیرینی رو خورده ولی در مجموع خیلی کم خورده و کالری که مصرف کرده دقیقا مثل فردیه که رژیم سخت داره😲😲😲 در حالیکه خودش بدون محدودیت و فکر کردن خورده و اصلا به اینکه چی خورده و چقدر خورده فکر نکرده و خودش اتوماتیک درست میخوره، با دقت توی رفتار انها من فهمیدم که مواد غذایی نیست که ما رو چاق میکنه، میزان مصرف مواد خوراکی و پرخوریه که ما رو چاق میکنه، و در تمام این سالها من تلاش میکردم مثل انها رفتار کنم البته تلاش عمدی یعنی من دلم میخواست بخورما ولی مثلا کیکم رو یا غذام رو نصف و نیمه رها میکردم که مثلا مثل انها رفتار کرده باشم در حالیکه پدر من درمیومد حسرت میخوردم دلم میخواست بخورم ولی نمیخوردم یا بعبارتی ذهن من همون ذهن چاق قبلی بود ولی ادا و اصول درمی اوردم(خودم سر خودم شیره میمالیدم) و البته که یه جایی کم می اوردم از نقش بازی کردن برای خودم و حسابی دلی از غذا درمی اوردم🤣🤣🤣 اما همیشه توی ذهنم این سوال بود انها چطوری اینهمه خویشتن داری دارند در حالیکه کاملا مشخصه هیچ تلاشی براش نمیکنند و خود بخود به طور اتوماتیک دست از غذا و خوشمزه ترین خوراکی ها میکشند؟ اصلا هدایت من به این مسیر زیبا و لاغری با ذهن در خواست پی در پی از خدا برای جواب به این سوالم بود که خدایا این افراد چطور خود به خود بدون هیچ رژیمی بدون هیچ فعالیتی بدون هیچ اگاهی از تغذیه و کالری و …… درست عمل میکنند؟؟؟؟؟؟ مثلا باردار میشن چاق میشن بعد از تولد بچه بدون هیچ اقدامی روز به روز اب میرن تا به وزن اولیشون می رسند!!!؟؟ همیشه خوش اندام و لاغرند و حتی از اقرادی که تو فامیل حالا به هر زجر و تقلایی با وجود گرفتن رژیم های دقیق ورزش های فوق العاده سخت لاغرند، این افراد لاغرتر و خوش فرمترند؟؟ خلاصه که خیلی دنبال این سیستم اتومانیک درونی انها بودم که وقتی سیرند خوشمزه ترین خوراکی هم نمیخوردند، خوب میفهمن که چی میخوان و چقدر میخوان؟ که توی این فایل بهش رسیدم و متعهدانه اماده ی انجام این تمرین هستم، میخوام اون سیستم اولیه و بی نقصی رو که خدا در زمان تولدم در وجودم گذاشته و متاسفانه دستکاری شده رو به تنظیم کارخونه برگردونم تا بدون هیچ سختی و تلاش طاقت فرسایی به اساسی ترین نیازم که داشتن تناسب اندام فوق العادست دست پیدا کنم به امید خدای مهربان. از شما هم کمال تشکر و قدردانی رو دارم برای قرار دادن این فایل های ارزشمند به صورت رایگان که میدونم استاد میدونم اینقدر ارزشمندند که قیمت نمیشه روشون گذاشت، فقط از خداوند میخواهم که برای شما جبران کنه چون از ما جز تشکر کاری ساخته نیست ممنونم استاد ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/31 23:02
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      سلام خدمت استادعزیز و دوستان گرامی🌹آیا با رژیم می توان لاغر شد🤔اول باید گفت آرزوی هر فرد چاق اینه که متناسب باشه تا به تبع لاغر شدن اعتماد به نفسش قوی بشه و روحیه قوی پیدا کنه تا کسی بهش سرکوفت نزنه و چاقیش رو به رخش نکشه و توی مهمونی ها معذب نباشه و  هرنوع خوراکی که دوست داره بخوره هرنوع لباسی که دوست داره بپوشه و با خیال راحت عکس دوستانه بگیره و توی دورهمی ها شرکت کنه و هرنوع رشته ورزشی که دوست داره شرکت کنه و هر نوع هنری که علاقه داره دنبال کنه و بهترین شغل ها و منبع درآمدها داشته باشه و بهترین زندگی رو واسه خودش بسازه حالا میشه گفت که رژیم میتونه یه فرد چاق رو لاغر بکنه و  به تمام خواسته هاش برسونه خب معلومه که نمیشه لاغر شد اگر امکانش بود الان همه ی افراد متناسب بودن و زندگی خوش و خرمی داشتن و هیچ کس چاق نبود درصورتی که خیلی از عزیزانمون تقریبا همه ی رژیم هایی که وجود داشته رو گرفتن شاید یه نتیجه ی نسبی داشتن و برای یه مدت چند کیلو لاغر شدن ولی با قطع کردن رژیم دوباره اضافه وزنه برگشته و گاهی چاق تر هم شدن پس به هیچ عنوان رژیم باعث لاغری همیشگی نمیشه😊کلمه رژیم 👈 واژه ای هست بسیار مخرب و ویرانگر تا اونجایی که فرد را واردار میکنه به اوج افسردگی برسونه و دلش از دنیا بگیره که آخه چرا من نمیتونم مثل بقیه افراد هرچی دوس دارم بخورم😔 گاهی هم گلایه هل که آخه این چه هیکل و سرنوشتی هست که نصیب من شده 😔 حسرت اندام افراد متناسب خوردن هست 😔 و محروم کردن خودت از رفتن به مهمونی ها و دورهمی ها 😔 خوردن غذاهای ناچیز و بی مزه  و تک نفره 😔مسخره شدن توسط دیگران که تو نمیتونی چرا دوباره خودت رو به زحمت میندازی حیف پول هات نیست که الکی حروم میکنی خب میخواستی از اول زیاد نخوری کم می خوردی😔خلاصه اینکه فقط یاس و نا امیدی نصیبمون می شد😔خب خداروشکر که حالا هیچ رژیمی در کار نیست و با خیال راحت میشه از همه ی غذا ها خورد و لذت ببریم و حرص و وله خوردن نداشته باشیم که انگار قحطی اومده و قرار نیست غذایی به بدنمون برسه 😊چقدر این تمرین خوب و جذاب هست  و لذت بخشه من که امروزاین روش خوردن رو تمرین کردم چقدر خوب بودهروقت احساس گرسنگی میکردم و واکنش بدنی داشتم یکی دولقمه میخوردم و سیر میشدم چقدر خوبه به اندازه نیازمون و به موقع غذا بخوریم  انشالله همیشه ادامه میدم و حسابی متناسب میشم😊🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/29 01:13
      مدت عضویت: 47 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,860 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان عزیز و همسیرم🤗 

      همه‌ی ماانسانها باتوجه ب شرایطی ک برای چاق شدن و رفتن ب دنبال روش های دیگه برای لاغرشدن و متناسب موندن داشتیم بهانه ها و دلیلهای گاه مشابه و گاه مختلفی رو داشتیم برای علتهای چاق شدن و چاقتر شدنمون و قبل از آشنایی و هدایتمون ب سایت تناسب فکری و روش لاغری باقدرت ذهن ب اصل و اساس کارمون باور داشتیم .ک درواقع باورهای آشکار ما بوده اند و ازشون اطلاع داشتیم ، اما گاهی در روشی حتی درست و صحیح و بدون رد خور انسانهای زیادی باورهایی دارن پنهان و ب شدت تاثیر گذار، باوری ک خود ب تنهایی مانعی بزرگ و ریشه محکم هست و درعین حال پنهان و مخرب ،،، 

       

      من هم مثل همه ی افراد و دوستانی ک دراین مسیر هستند از انواع و اقسام رژیم های مختلف و ب اصطلاح معروف استفاده کردم ، رژیم های ک جز نتیجه ی نسبی چیزی دیگر برای من ب همراه نداشت .ن تنها من بلک همه‌ی دوستانی ک هدایت شدن ب این مسیر .و حتی دوستان و آدمهایی ک همچنان تقلا میکنن برای یک روشی سریع ولی آسان  ک بیرون از این فضا و سایت و مسیر هستن …

      سوال مرتبط با موضوع ؛کلمه ی رژیم❌😒 چ احساسی رو در ما بوجود میاره 🤔☹️ 

       

      «چی بگم  هر چی بگم از بدیهاش کم گفتم 🤣🤣»

       

        راستش من زمانهایی ک تصمیم میگرفتم ب رژیم گرفتن از همون اول ک فکرش ب ذهنم میرسید تابه  عملی کردنش برسم حالم بد بود و هول ولا داشتم ، استرس و ترس داشتم ، گفتگوهای ذهنی بد داشتم مثل : وای دوباره شروع شد هزینهای جدا ، سفره انداختنای جدا ، از نگاه ها و سوال پرسیدن دیگران ک بازم رژیمی متنفر بودم ، ازینک حالا امشب مهمونی بخور فردا رژیم بگیر 😤😒 ازینک باباتو نمیتونی خسته میشی وول میکنی ،دروغ چرا دیگ از حرفاشون بهم برنمیخورد چون تقریبا راست میگفتن ک من فقط یکی دوهفته اول اوکی هستم و ذوق دارم ب هفته ی سوم نرسیده یواشکی خوردنها شروع میشد ، حرص ولع ها شروع میشد، چشمم دنبال غذاهای حتی بدرنگ و لعاب و بدمزه شروع میشد ..این شروع شدنها در حالی بود ک من وقتیک میخاستم رژیم بگیریم خوراکی های اعم از ترش ،شور،شیرین،وووو رو ب همسرم میگفتم بخر ک بخورم ک دیگ دلم چیزی نخاد و ازون خوردن های من فقط چند روز میگذشت و من انگار سالهاست ک حسرت خوردنشون رو دارم 😞😓 

       

      کلمه رژیم برای من ، برای ما دیگ کلمه ای هست بی معنی و مفهموم ، بی اساس وبی منطق وباز دوست دارم راجبه ش بگم و بنویسم و حرصمو روش خالی کنم .حرصی ک سالها زور میگفت  ،علاوه بر حرفهای دیگران این کلمه هم میگفت که برای رسیدن ب هدفت (لاغرشدن) باید منو بگیری یعنی (رژیم )درغیر این صورت هیچ راه و چاره ای دیگ ای نداری … 

      کلمه ی رژیم یعنی : محرومیت و محدودیت غذایی ، یعنی شکست ، دیوار بلندی بین تو دنیای درونت ، مانع ، حریف قَدَر ، خجالت ،،چرا گفتم خجالت (چون مجبوری توی ی مهمونی گاهی مهم ، قرار کاری ، و حضور در مراسمات شادی و غیره از غذای مورد علاقه ت نخوری یا ظرف رژیم خودت همراهت باشه و همه بفهمن ک رژیمی و پیش خودشون فکر کنن مگ چقدر میخوری یا تاحالا کجا بودی و چرا بفکر نبودی ،وووو سوالهای زیادی ک فقط خودشون قادر ب پرسیدنش هستند این (دیگران)ب ظاهرمحترم )حالا هی ما توضیح بدیم ک کم میخورم یا اصلا نمیخورم کو گوش شنوا ☹️😑 

      کلن رژیم کلمه ای پرمحتوای حال بد کن و احساس بد ایجاد کن هست ،، 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      موضوع بعدی : اگر ک ما یدفعه ای بخایم بریم ب جنگ و ستیز با کلمه ی رژیم قطعا اونی ک شکست میخوره این ماهستیم ،،قطعا برای همه ی ماها پیش اومده این فکر رژیم گرفتن افتاده تو سرمون گاهی انقدر قشنگ و زیبا رسیده بنظرمون ک اگ رژیم بگیری هیکلت ردیف میشه ، بدنت حالا استراحتی میکنه ، سلامت تر میشی و غیره و ماهم گفتیم چشم شروع کردیم ب گرفتنش لامصب همین ک متوجه میشه (ذهن) ب محض فهمیدن موضوع حالا شروع میکنه ب منصرف کردن ماازون فکری ک دیگران در فکر ماکردن و خودمونم حتی میخاستیم ذهن باورش کرده ،حالا میخاد مارو برگردونه ب اون لذت و آرامش خودش و شروع میکنه ب گفتگوهای قوی و سریع ک حالا امشبو بخور ،حالا شیرینیه بخور ،حالا ناراحت میشه بخور و در مقابل سرپیچی ماازین بخور بخورها ،چنان فشارعصبی وارد میکنه ک چندتا چندتا میخوردیم مگ میشه اصلا مگ داریم ک بشه باذهن مقابله کرد .پس یدفعه نمیشه رفت ب جنگ با رژیم 

      ولی تجربه ی تلخ شکستن رژیم رو همه ی ما بخوبی درک و تجربه کردیم ک بعدش تازه مصیبت شروع میشه ، عذاب وجدان ، سرزنش ، برچسبها ، بستن بی عرضه وناتوان های مکررب ناف خودمون و الا آخر😑😉 

      ک دیگ خدارو شکر تموم شده برای ما اون روزهای بد و واقعا طاقت فرسا 🙏💪  

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      اول صحبت و دیدگاهم راجبه ی موضوع بسیار مهم و تاثیر گذار ک درعین حال مانعی بزرگ و مخرب هست براتون شرح حال دادم 😉😑 حالا اون مانع وباورتاثیر گذار چیزی نیست جز ترس ، درواقع ترس از غذا خوردن 

      ترسی ک ما نباید بهش واکنش بدیم ما نباید از غذاها بترسیم بلک باید ازاون مقدارمواد غذایی ک نیاز بدنمون هست بالذت و آرامش استفاده کنیم 

      واگرک ما بخاییم باین دیدگاه ب مواد غذایی نگاه کنیم  ک ترس از استفاده کردنشون داشته باشیم درواقع ما اومدیم چشممشو درست کنیم. بدتر می‌زنیم ابروشم خراب میکنیم ک هیچ نوع مواد غذایی قدرت چاق کردن ماروندارن ولی ازشونم میترسیم ،،،ولی اگ ماب اندازه نیاز ازشون بخوریم ک نیاز روزانه مارو تامین کنه دیگ جای برای ترس وجود نخاهد داشت ، 

       

      قدم اول برای رهایی ازین ترس و باور پنهان :رهایی از احساس رژیم که خیلی لذتبخشه اگر ک از رژیم و تاثیرات بدش رها بشیم و باخیالی راحت ودراوج لذت و آرامش از غذاهای مورد علاقمون مصرف کنیم (فست فود ، شیرینیجات ها ، غذاهای سرخ کردنی) البته مهم اول سلامتی هست ب هوا چاق نشدن زیاده روی نکنیم 🙏😃 

      قدم دوم برای رهایی ؛برداشتن فشاراز ذهن ، نداشتن حرص وولع ، نموندن چشم روی مواد غذای ،حسرت نداشتن از نخوردن غذاها وتودلمون موندن ،اینجوری ذهن اداره ی امور رو بعهده میگیره و ماناخودآکاه گرایشمون ب خوردن کم و کمتر میشه 

      «البته این تغییرات برای افراد متفاوته ولی بالاخره ب ی شکل درمیادو عملی میشه ،(دیروزود داره سوخت و سوز نداره)😉

      و در این مرحله ازاین واکنشه کم خوردنها این پیشرفت ما، بعداز ماه ها و سالها از سر شوق و ذوق هست ک بدون فشار ب جسم ،ک بدون محرومیت و محدودیت و بدون هیچ تلاش و سختی ودردو رنج ما بااین نقطه رسیدیم و کاملآ جدااز رژیم گرفتنای قبل ماست  چون دراین مدت ما حالمون و احساسمون خوب بوده فشار روحی روانی نداشتیم استرس وناراحتی نداشتیم ،،  

       

      ما در روش های قبلی دلایل چاقیمون روعادت و اشتباهات غذایی میدونستیم ولی درراه وروش لاغری باقدرت ذهن این ماهستیم ک از خوردن لذت میبیریم و تمایل ب کم خوردن داریم ،واین یعنی درست بودن راهی درست و صحیح و انجام دادن. رفتاری متناسب مثل متناسبها😉🤗🤗 

       

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      روش کم کردن مهمه ،ولی این مهم بودن نباید مارو مجبور کنه باینک ما خودآگاه کم غذا بخوریم بلکه باید ما این آموزش روب ذهنمون بسپاریم و انقدر تکرار و تمرینش کنیم ک باور کردنش برای ذهن ما نتیجه اش تغییرات در رفتارمابشه و این تغییرات ماندگار باشن ن مثل رژیم های قبلمون نسبی و بیفایده 😊  

       

      هر چقدر ک ما تلاش کنیم برای فرمول سازی و ایجاد باورهای درست و صحیح ،ذهن هم بیشتر تمایل پیدا میکنه برای منصرف کردن مااز مسیر چون برخلاف راه و روشهای غلط و اشتباه قبل ما این تصورو داره ک دچار سختی و آشوب میشه و چون ذهن دوست نداره از نقطه امن خودش بیاد بیرون ،ممکنه اولش مقاومت کنه و حتی ممکنه ،ممکن ک ن حتما دست روی نقطه ضعف ما میزاره واون چیزی نیست جز ترس از خوردن ک اگ اینو بخوری چاقت میکنه ،این نوع ماده غذایی کالریش بالاست وما همیشه بین بدو بدتر مجبور ب انتخاب لد بوده ایم همیشه ،،،

       

      مانع ترس از خوردن مانعی است ک ب زودی ازبین نمیره و پنهان بوده تاحالا تا ب اینجای فایل ک استاد عزیرمون کشف و ضبطش کردن👏👏👌💪👍 زود از بین نمیره ولی بالاخره با تلاش و ریشه یابی میتونیم مانعشو از سراه برداریم اگ ب یک دفعه باهاش روب رو بشیم این ماییم ک شکست میخوریم ،،و اینک خوردن مارو چاق نمیکنه بلکه اشتباه خوردن مارو چاق و چاقتر میکنه 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      افراد و دوستانی ک در مسیرلاغری باقدرت ذهن هستند هم باینک مسیرشون درسته ولی بدلیل این باور پنهان و مخرب وتاثیر گذارگاهی روندشون کند میشه یا حتی گاهی برعکس و روند شروع لاغری ب روند چاق و چاقترشدن تغییر مسیرپیدا می‌کنه چونک باور دارن خوردن =چاق و چاقترشدن =استرس و ناراحتی ک آیا کم خوردم ،زیاد خوردم و دچار شک و شبهه ووسواس میشن،،و لقمه هاشون رو شروع میکنن ب شماردن ،، 

      و غلبه براین ترس یعنی رهایی ،اعتماد کردن ب جسم و بدن خودمون ، اطمینان و اعتماد و تشکروافتخارب ذهنمون🤗🤗 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      موضوع بعدی : آیا ما پیغام سیری رو دریافت میکنیم یا ن؟؟ ایا ب موقع این پیغام و دریافت میکنیم یا خیر؟؟!! 

      دریافت پیغام سیری برای بعضی افراد استرس ایجاد میکنه و این خطرناکه و ممکنه باز نتیجه عکس بده و بجای لاغر شدن مارو چاقترهم کنه چونک اگر ما ترس داشته باشیم دیگ فرقی نمیکنه ک مقدار غذای ما چقدره اون ترس کاره خودشو میکنه (والا اصلا نمیخام بهش فکرکنم), 😊

       

      پیغامهای بدن ب دو شکل واکنش میدن ۱️⃣احساسی ک شامل :غم ،شادی،ک موجب انرژی و با بی‌حوصلگی و سستی ما میشن و در تمام مراحل ما فقط احساس رو درک میکنیم و کاملا درونیه وواکنشی ب بدن نداره ،،،

      ۲️⃣اعصاب ک شامل :اکثرمواقع درد میشه ،دردی از برخورد با شی یا بریدن دست ، ک همه ی احساس ها در مرحله ی اولیه درونیه واگر ک ادامه داشته باشه میشه واکنش مثلا احساس تنهایی ب تنهایی یک حسه (احساسه),امااگ ادامه داشته باشه واکنش نشون می‌ده  «احساس درد ب واکنش»  

      مثال :اگر ک ما خوشحال یا ناراحت باشیم ممکنه گریه کنیم …. 

      واما اصل مطلب 😑🤗 اگر ک ما گرسنه باشیم و درک نکنیم این احساس گرسنگی واکنش نشون میده با سرو صدا ی شکم و حالت ضعف 

      و برعکس اگ ازون ور بوم بیفتیم پیغام سیری رو دریافت کنیم ولی بهش توجه نکنیم و زیاده روی کنیم این احساس سیری واکنشش میشه فشار شکم و حالت تهوع …

       

      تمرین گام ششم:تامدت یک هفته تازمان احساس گرسنگی واقعی لب ب هیچ خوراکی نزنیم و اجازه بدیم ک احساس گرسنگی ب واکنش در بدن ما تبدیل بشه و ب محض قط شدن او ن صدا وواکنش دست از خوردن بکشیم و سعی در دریافت پیغام سیری داشته باشیم واما اگر یکی دوبار از دستمون دررفت و روزای اول اگه  متوجه نشدیم باینک میدونستیم این یک لقمه اضافه س اما دست رد ب سینه اش نزدیم خودمون رو سرزنش نکنیم و همه ی پیشرفت و موفقیت مون رو فراموش نکنیم ..

       

      باترس از نخوردنهامون مقابله کنیم و هی لقمهامون رو نشماریم ، ب کم و زیاد خوردنمونم شک نکنیم اگ ک نیاز بدنمون بود میخوریم و اگ خورده بودیم دیگ نمیشه کاریش کرد ک هی بخایم خودمون رو سرزنش کنیم باین کاراون مقدار برنمیگرده و بالاخره دفع میشه ،انرژی میشه ،دود میشه ،پس بهتره تلاشمون رو برای بهترشدن روزهای دیگموم بکار ببریم وبس 🤗😊 

       

      ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیرم🙏🌺 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 20:52
      مدت عضویت: 381 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 939 کلمه

      سلام سلام گام ۶در مسیر لاغری من❤💗❤

      اسم کلمه رژیم که میاد یاد محدودیت نخوردن در 

      تصویر ذهنم از کلمه رژیم نمایان میشه 

      در همه روش ها لاغری من خودم تصمیم میگرفتم

      چی بخورم چی نخورم و دسته بندی میکردم غذاها

      لاغر کننده با غذاها چاق کننده

      وخودم مجبور میکردم به رعایت کردن و تنها مسیر 

      لاغرشدن رو رژیم میدونستم

      بااینکه خیلی دوست داشتم از فلان غذا بخورم یا

      فلان شیرینی ولی با حسرت نگاش میکردم و

      نمیخوردم و تا یه مدت دوام میاوردم ولی زود

      خسته میشدم رها میکردم خودم ناتوان میدیدم

      و از رژیم وحشت میکردم و میگفتم حقم چاق بمونم

       

       

       

      و من میخواستم خودم مجبور کنم واشتباه بود 

      وشکست میخوردم 

      در روش لاغری با ذهن یاد گرفتم که هیچ غذایی

      چاق کننده یا لاغر کننده نیست و با این آگاهی 

      خیلی ارامش پیدا کردم چون شنیدم و خودم دیدم

      افراد متناسب هم از این مواد غذایی من میخورن 

      متناسب هستند پس با خیال راحت باز شروع کردم

      به خوردن و میگفتم هرچقدر که میخواه بخور چاق 

      نمیشی که و بازم دیدم من تغییری نکردم

      و فهمیدم دارم اشتباه باز میرم و خیلی ناراحت شدم

      رها کردم و فکرم این بود اینها رایگان جواب نمیده

      باید محصول بگیرم من که قدرت خرید ندارم و 

      خیلی ناراحت شدم و کلا رها کردم ولی بعد مدتی

      که باز متوجه چاقی بیشتر خودم شدم گفتم بازم 

      شروع کنم این بار نتیجه میگیرم و مصادف شد

      با شروع مسیر لاغری من و خیلی خوشحال شدم و اومدم شروع کردم و هر روز با شوق ذوق انجام 

      میدادم و دقیقا با همین تمرین یک هفته ای چنان

      لذتی میبردم و تغییرات من شروع شد ۵کیلو کم 

      کردم و باز عجله کردم لیز خوردم و گفتم حالا من 

      که لاغر شدم یه مدت ادامه نمیدم نزدیک سال تحویلم بود و کلا گول خوردم رها کردم               

      و باز عادتها من برگشت اروم اروم و چاق شدم باز

      الان فهمیدم که استاد وقتی میگن اگه نتیجه هم 

      نگرفتی ادامه بده دقیقا من اگه لیز نمیخوردم ادامه

      میدادم الان یک شگفتی ساز بودم مطمعنم ولی 

      خودم با عجله با گول نجواها ذهنم خوردن از 

      شگفتی ساز شدن جا موندم 

      این بار خیلی اگاهی هام رفته بالا اولا که عجله نکنم

      وزن نکنم،به چاقیم توجه نکنم،به اینکه چند روز

      شروع کردم چرا لاغر نشدم توجه نکنم ،با اگاهی ها 

      منفی ناراحت کننده اخبار ها تصادف گرونی فقر 

      ذهنم پر نکنم و کلا نه این چیزها ببینم نهه حرف

      بزنم در موردشون یا بحث کنم

      در مورد اینکه بخوام به کسی ثابت کنم که برای

      لاغر شدن باید از طریق ذهن عمل کنه و داره

      مسیر اشتباه میره بحث نکنم 

      و این بار خودم نخوام با محدودیت جلو خودم 

      بگیرم بگم نهه من نهه باید نخورم 

      قدم بر میدارم در این مسیر و ذهنم خودش 

      تصمیم میگیرد که چطور رفتار کنید و با اموزش ها

      صحیح به ذهنم یاد میدهم گرسنگی یعنی چی

      سیری یعنی چی و به اندازه ای که گرسنگی 

      برطرف بشه غذا بخورم و این رفتار صحیح خوردن

      است 

       

      امروز صبح گوشش دادم و دقیقا گذاشتم شکمم به

      صدا در بیاد و رفتم شروع کردم خوردن و وقتی 

      دیدم دیگه اون سرصدا شکم ضعف نیست بلند 

      شدم و دیدم چقدر من زود سیر شدم 

      من که تا اخر سفره مینشستم تا همچی تموم 

      نمسشد سیری نمیفهمیدم و با تمام شدن 

      مواد غذایی میفهمیدم سیرم دیگه و بعد دوساعت

      دیگه دانبال خوردن بودم حتی واسه رفع تشنگی از

      خوردن استفاده میکردم کلا واسه همچی شادی 

      ناراحتی ،خستگی،بیکاری،احساس خوب ،سرگرمی

       

      ولی امروز با شروع تمرین بعد صبحانه که زود سیر

      شدم و خودمم باور نکردم ولی تا ناهار بدون اینکه

      بخوام خودم محدود کنم چیزی نخوردم اصلا 

      گرسنه نشدم و باز ذهنم قبل ناهار گفت گرسنه ای 

      برو یه چیزی بخور و من یه سوال به طور ناخوداگاه 

      اومد تو ذهنم و گفت الان گرسنی یا تشنه ای 

      و من فهمیدم تشنه هستم ولی میخاستم روی عادت قبلا خودم باز برم غذا بخورم

      و از این رفتارم خیلی لذت بردم و امروز کلا من خیلی خیلی رفتارم عوض شده منی که اصلا سیری

      نمیدونستم ۲۴ساعت میخوردم ولی الان اینجوری 

      بدون اینکه بخوام خودم محدود کنم توجه ام از

      روی خوردن برداشته شده و خیلی احساس خوبی

      دارم که ذهنم خودش تصمیم گرفته به اندازه 

      صحیح خوردن بدون حسرت خوردن بدون فشار

      خدایا شکرت 

       

      استاد جان از شما بی نهایت تشکر میکنم که 

      اصول صحیح رفتار کردن خوردن صحیح

       دقیق برای ماتوضیح دادید 

      من امروز به طور عملی تجربه کردم گرسنگی و

      سیری رو و خیلی لذت بردم از خوردنم 

      واسه اولین بار بدون ترس نگرانی غذا خوردم

      اولین بار لذت بردم ازخوردنم و احساس ازادی

      داشتم و خیلی خوشحالم احساس ارامش دارم

       

       

      من تعهد میدهم این تمرین بیشتر از یک هفته

      ادامه بدم چون خیلی لذت مبیرم از رفتارم و 

      اینقدر ادامه میدم که به یک رفتار لذت بخش در 

      زندگیم تبدیل بشه و الان فهمیدم وقتی شما 

      لایو میذاشتید و اشپزی میکردید و با لذت 

      میخوردید چه لذتی داشته و من با ترس حسرت

      نگاه میکردم میگفتم خوشبحال استاد لاغر همچی

      میخوره و کاش مث استاد با لذت بخورم 

      و اون زمان من فک میکردم لذت بردن یعنی

      بیشتر خوردن و برای اینکه مث استاد با شادی 

      خنده غذا بخوردمی بیشتر میخوردم و اینجوری

      احساس میکردم دارم کار درست انجام میدم 

      و لذت میبرم مث استاد و لاغر میشم😃😄😀

       

       

      و من امروز به طور واقعی لذت بردم از خوردنم و 

      احساس خیلی عالی داشتم 

      و امروز فهمیدم چرا این افراد لاغر زود میگن سیر

      شدیم یا میل ندارم یعنی چی 

      کلا امروز عشق کردم با خودم و رفتارم و خیلی بهم 

      لذت داد😊😍☺

       

      استاد شما بینظرید ❤❤❤❤❤❤❤❤❤

      مطمعنم این بار شگفتی ساز میشم 

      وباتعهد کامل و استمرار شور شوق ادامه میدم 

      و این تمرین بینظیر رو تا همیشه که عادتم بشه

      ادامه میدم 

      من لیاقت لذت بردن از مواد غذایی رو دارم 

      من لیاقت شگفتی ساز شدن دارم

      من لیاقت پوشیدن لباسها رنگ شاد مجلسی رو 

      دارم 

      من لیاقت زندگی دوباره با نعمت ها الهی دارم 

      حق منه اسایش، ارامش، ثروت، همسر ایده ال ،

      شادی،تفریح،ماشین،خونهه، درامد عالی، 

      من لایق بهترین ها هستم ❤❤❤❤❤❤❤

      و اگه تا الان حسرت این نعمت ها خوردم چون 

      داشتم مسیر اشتباه میرفتم و توجه میکردم به 

      نخواسته ها و همون ها رو هم جذب میکردم

       

       

      یاد گرفتم اول مسولیت شرایط الانم بپذیرم 

      وبعد برای تغییر شرایطم لیاقت داشتن هر

      چیری که میخوام به وجود بیارم در خودم و 

      توجه کنم به هدفهام 

       

      شاد پیروز موفق باشید و لذت ببرید 😊☺😉😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 03:50
      مدت عضویت: 679 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 997 کلمه

       💜💜💜 به نام خدای مهربان 💜💜💜

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان پرتلاشم 🌺🌺🌺

      گام ششم :

      من متن امروز رو دوبار خوندم و فایل امروز رو ۳ بار گوش دادم و از صبح که این فایل رو گوش دادم تمرینی که گفتید رو انجام دادم و چقدر لذت بخش بود اما یک نکته داشت مثلاً من صبحانه نخوردم چون هنوز گرسنه نبودم و صبر کردم که بدنم نسبت به گرسنگی واکنش بده و وقتی دلم شروع کرد به ضعف رفتن کمی غذا خوردم تا واکنش بدنم برطرف شد دست کشیدم اما دوباره یک ساعت بعد گرسنه ام شد اینبار میوه خوردم اما یک تکه کوچک و خیلی زود گرسنگیم برطرف شد و بعد دوباره تکرار شد و من هر بار یک مقدار خیلی کم از یک خوراکی رو خوردم و به محض برطرف شدن گرسنگی ادامه نمی دادم این تمرین برای خودم جالب بود چون هر بار در حد یک لقمه که می خوردم گرسنگیم برطرف میشد دیگه فهمیده بودم برای هر بار گرسنگی در حد یک لقمه یا یک تکه کوچک میوه یا یک دونه پفک و … کفایت می کنه اما نکته ای که داشت من رو به یاد یکی از اقوام انداخت که به شدت لاغره و همینطوری غذا می خوره یعنی فقط ریزه خواری ! همیشه برام سوال بود که چرا اینطوری غذا می خوره ؟ مثلاً یک بار که قبلاً به رفتار غذاییش دقت کردم دیدم یک پرتقال رو پوست کند و نیم اون رو گذاشت برای همسرش و نیمش توی بشقاب خودش بعد هر یک ربع یا ده دقیقه یکبار یک پره از این پرتقال رو برمی داشت و خوردن همون یک پره پرتقال دو یا  سه دقیقه طول می کشید من اول از طریقه ی خوردنش لجم گرفته بود 🤣🤣🤣 ولی بعد به خودم گفتم هر چی باشه رفتار غذاییش از تو درست تره ولی اونم به شدت لاغر بود ولی هر وقت نگاش می کردم در حال خوردن بود اما خیلی خیلی ریز مثلاً یکبار که خیلی گرسنه اش بود رفت یک تکه نون اندازه ی یک کف دست از توی سفره برداشت و ده دقیقه طول کشید تا اون نون رو بخوره ! و بعدش که سفره ی شام رو پهن کردند دو قاشق بیشتر نخورد و گفت نمی تونم زیاد بخورم زود سیر میشم ! یکبار یکی از خاله هاش بهش گفت ما هر وقت تو رو دیدیم در حال خوردن بودی ولی شانس داری چاقم نمیشی گفت من فقط در حدی که از غذا لذت ببرم می خورم نه بیشتر و این حرفش باعث شد در رفتار غذاییش دقت کنم و متوجه شدم اصلاً زیاد نمی خوره برعکس هر بار یک لقمه می خوره اما اون یک لقمه رو به قدری طول میده که هر کس نگاش می کنه فکر می کنه ۲۴ ساعته در حال خوردنه !

      و امروز با انجام این تمرین فهمیدم که منظورش چی بود که فقط تا جایی که لذت ببره می خوره😊😊😊 

      برداشت من از فایل امروز : 

      کلمه ی رژیم در ذهن همه ی افراد حتی افراد متناسب حس نا خوش آیندی رو ایجاد می کنه و هیچ انسانی دوست نداره در زندگیش در هیچ زمینه ای محدود بشه و رژیم یعنی محدودیت در مقدار خوردن و نوع غذا خوردن و … من چون بیشتر عمرم رو در رژیم بودم کاملاً درک می کنم که شنیدن این کلمه خودش به تنهایی حس بدی رو ایجاد می کنه چه برسه به انجامش و عمل کردن بهش که اثرات بسیار بدی رو در روح و روان انسان به جا میذاره من خودم یکی از اتفاقات ناگواری که در یکی از رژیم ها برام افتاد به شدت در من اثر بدی گذاشت یادمه توی دوران یک رژیم خیلی سفت و سخت بودم که خوردن هر نوع شیرینی به شدت در اون رژیم و از نظر اون دکتر تغذیه ای که پیشش میرفتم جنایت حساب میشد و ما یک شب به تولد دعوت شدیم و کیک تولد اون شب خیلی عجیب به دلم موند و من اون شب به کیک تولد لب نزدم ولی بعد از اون نسبت به شیرینی مخصوصاً کیک خامه ای حریص شدم و اون کیک تولد به حدی در نظر من خوش بو و عالی اومد که انگار از بهشت اومده بود و بعد از اون اتفاق هر کیکی خوردم دیگه به نظرم نیومد و هی می خواستم کیکی بخورم که مثل اون باشه ولی هر چی کیک خوردم برام اون نشد 😑😑😑

       حتی من که در دوران بارداریم به شدت بد ویار بودم و هیچی هوس نمی کردم در بارداریام اون کیک رو فقط می خواستم اما هر چی هم همسرم از جاهای مختلف شهر برام کیک گرفت بازم در نظرم مثل لون کیک نشد ! و هنوز هم کیکی مطابق اون کیک ندیدم 😐😐😐 

      رژیمهای غذایی هیچ کدوم کارآمد نیستند و همه شون برای مدتی به جسم ما فشار وارد می کنند و به محض اینکه رژیم رو رها کنیم دوباره وزن ما به حالت اولیه و به مقدار قبل از رژیم بر می گرده تازه اگر شانس بیاریم چون هر رژیم یکسری پیامد بد و ناگوار برای ما به همراه داره و اکثر افراد بعد از رهایی رژیم به وزن بیشتر از وزن اولیه ی خود می رسیدند !

      در روش لاغری با ذهن همونطور که نفهمیدیم چطور بیشتر غذا خوردیم و چطور چاق شدیم با کار کردن به روی ذهن و بدست آوردن موافقت ذهن به صورت غیر ارادی کمتر می خوریم و بدون اینکه خودمون متوجه بشیم که چه اتفاقی برامون افتاد کاهش وزنمون شروع میشه 😍😍😍 اما توجه داشته باشید که این به معنی رژیم نیست وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه ما بره به سمت تناسب اندام ناخودآگاه روش غذا خوردمون و مقدار خودنمون تغییر می کنه و بدون اینکه بخوایم با ذهنمون بجنگیم و تلاشی برای کم خوردن بکنیم این اتفاق در ما میفته ! و خیلی راحت و بی دردسر روند لاغری در ما شروع میشه و ما همانگونه که چاق شدن رو یاد گرفتیم لاغر شدن رو هم یاد می گیریم و تا آخر عمر طعم عالی داشتن اندام متناسب و زیبا و فوق العاده رو می چشیم و از لحظه به لحظه ی آن لذت می بریم 🤩🤩🤩💃🏻💃🏻💃🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/23 13:26
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 771 کلمه

      سلام🙂

      اول که میخواستم تشکر کنم از اینهمه صداقت شما و اینکه اگه کسی هم نتیجه نگرفته رو اعلام میکنین و به دنبال ریشه های باورهایی میگردین که ممکنه هنوز وجود داشته باشن و در آموزش لاغری با ذهن هنوز کامل بهش پرداخته نشده و همین مساله باعث رشد وگسترش این روش شگفت انگیز شده🙏🙏🙏👌👌👌

      و همین هم برای من درسی بود که هرچه در این مسیر آگاهی پیش میریم باز هم بیشتر درک میکنیم که هنوز قطره ای از اقیانوس رو تجربه کردیم و این راه پایانی نداره👌👌👌👌

      من چند روزه به یه آگاهی رسیدم که حس میکنم اینجا میتونم دربارش بنویسم …

      بعد از اینکه فایل لاغر شدن چه احساسی داره که فایل لایو مشترک شما با خانم حسنی هست رو گوش کردم و به احوالات خودم در این یکسال و نیم توجه کردم یه نکته ظریف و عمیق درک کردم اونم اینکه “میشه در مسیر آموزش باشی و هر روز هم قدمات رو برداری و تکالیف رو انجام بدی ولی لیزر خورده باشی”😮

      همیشه وقتی فایلهای شما رو درباره ادامه دادن رها نکردن استمرار داشتن و لیز خوردن گوش میکردم با خودم میگفتم این حرفا مال بقیه است منکه هر روز دارم فایل گوش میدم و تمریناتم رو مینویسم پس این ها مال من و امثال من نیست مال اون کسایی هست که به هر شکلی درگیر مسائل اطرافیان یا محیطشون میشن یا عجله دارن و…..خلاصه رها میکنن و مدتی فایلها رو گوش نمیدن یا میرن سراغ سایر روشهای لاغری که سریعتر جواب میدن

      ولی چند روزه که درک کردم که منم با وجودیکه از جمله افرادی بودم که مشتاق بودم استمرار داشتم و ادامه دادم و در واقع توی مسیر بودم ولی زمانهایی بوده که لیز خوردم 😶😮

      همون وقتهایی که احساسم بد شده از توجه به نافرمیهای جسمم همون زمانهایی که عجله داشتم همون زمانهایی که منتظر تایید بقیه بودم همون زمانهایی که سایز یا وزنم رو به قول خودم یواشکی چک کردم ،همون زمانهایی که انتظار کاهش وزن چند کیلویی داشتم ولی ۲۰۰ گرم کم کرده بودم ،همون زمانهایی که حسادت کردم به نتایج بقیه دوستان،همون زمانهایی که به خودم عشق نورزیدم ،همون زمانهایی که زیاده روی کردم در خوردن،زمانهایی که شیرینی خامه ای ۷،۸تا خوردم با این طرز فکر که من دارم روی ذهنم کار میکنم و غذاها چاق نمیکنن پس اشکالی نداره هر چقدر دلم خواست بخورم،زمانهایی که با وجودیکه پیغام سیری رو درک کردم و باز هم خوردم،زمانهایی که میدونستم دوتا کف گیر برنج برام کافیه ولی ۳ تا کشیدم،……اینا همش مصداق لیز خوردنه 👌👌👌👌

      و اینجوری نیست که وقتی رها کنی و ادامه ندی و بری سراغ یه روش دیگه و مثالهایی از این دست لیز خوردن باشه😑😉

      اینم فریب ذهن من بوده که اینطوری فکر میکردم و کشفش کردم👌👌🙂

      و باز هم خوشحالم و به خودم افتخار میکنم که ادامه دادم چون اولا  ادامه دادن حتی با احساس بد خیلی وقتها باعث میشد حالم خوب بشه وقتی شروع میکنم به نوشتن تمرین ثانیا وقتی احساسات بدم رو در قالب کلمات آوردم شما با جوابی که برام نوشتین باعث شدین اشکال ذهنم رو پیدا کنم و دوباره به مسیر برگردم مثل بچه ای که بزرگترش دستش رو میگیره و دوباره بلندش میکنه (اینم از مزایای تمرین نوشتن توی سایته که اینقدر شما روش تاکید دارین) سوم اینکه آگاهی بیشتر و بیشتری پیدا کردم به مرور…که اینم از کامتهایی که در زمانهای مختلف از ورودم به سایت تا الان نوشتم یه جورایی مشخصه 👌👌👌

      بسیار خوشحالم و افتخار میکنم که شاگردی استادی چون شما هستم به نیت لاغری اومدم ولی در بسیاری از جنبه ها دارم رشد میکنم و از این بابت بسیار متشکرم🙏🙏🙏🙏

      ترس از غذا که موضوع این فایل بود و علت نتیجه نگرفتن بسیاری از ماها که با این آگاهیها آشنا شدیم یه باور خیلی قوی و ریشه دار در افراد چاقه که به قول شما بارها و بارها باید در موردش صحبت بشه از بس که در روش رژیم گرفتن که هنوز هم  مهمترین و موثرترین روش لاغری در ذهن افراد هست همه تقصیر چاقی و اضافه وزن رو به گردن غذاها انداختن و کالری غذاها رو برامون شمردن اندازه خوردنها رو برامون مشخص کردن،کلی از بر چسبهایی که توی ذهن ما روی غذاها و خوراکیها زده شده توسط متخصصان تغذیه و رژیم درمانگرها اتفاق افتاده،و……..

      پس خیلی مهمه که بارها و بارها این فایلها رو گوش بدیم تا باور ترس از خوردن و ترس از غذاها در ذهنمون کمرنگ بشه و اونوقت از خوردنهامون لذت میبریم و آرامش میگیریم از کنار خانواده بودن و همراهی با اونا و اینکه غذامون هیچ تفاوتی با بقیه نداره و این خودش بسیار آرامش بخشه

      تمرین شما رو من اولین بار که گوش دادم انجام دادم و واقعا موثر بود و هنوز که هنوزه به صورت ناخودآگاه دارم انجامش میدمو واقعا لذت بخشه🙂👌👌ممنون از شما🙏🙏

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/20 14:27
      مدت عضویت: 56 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 497 کلمه

      سلام همگی دوستانگام ششم:

      لاغری بدون رژیمکلمه رژیم خودش حس بد میده به ادم حتی برای ادم های متناسب!!👍

      رهایی از رژیم و بدون ترس غذا خوردن اولین قدم در لاغریه👍 که سبب میشه کم کم تمایل به غذا و ولع کم میشه👍

      هرکسی یه دلیلی برای چاقیش داره ولی در نهایت چاقی همه بخاطر عادت ها و رفتار های اشتباه غذایی بوده که ما را به این شکل درآورده 👍👍👍👍 باید این عادت ها را تغییر داد با آرامش و روش ذهنی👍

      اگه حس کردی الان داری کمتر میخوری فکر نکن که رژیمی و فرقی با رژیم نکرده ننننننه اینو بپذیر که غذای مصرفی شما بیش از حد معمول بوده🍝👍

      هیچکس یادش نمیاد چطوری و چکاری کرده تا چاق شده و تصمیم خودش نبوده پس برای لاغری هم نباید خودمون تصمیم بگیریم که غذامونو کم کنیم باااااید ذهن این تصمیم را بگیرررره و در اینصورت تغییرات در ما ماندگار خواهد شد🥰😍👍

      ذهن همزمان با ما در حال تلاشه برای منصرف کردن ما از مسیری که در پیش گرفتیم دست میذاره روی نقطه ضعف ما که به دلیل ریشه داشتن هنوز قابل دسترسه و اون چیزی نیست جز: ترررس از خوووردن🙄

      سالهاست که از غذاها ترس داشتیم و واسه همشون درجه چاق بودن در نظر می‌گرفتیم و توی رژیم ها هم از بین بد و بدتر باید بد را انتخاب و می‌خوردیم!!!

      ولی بالاخره میشه برطرف کرد و از این مرحله عبور کرد👍

      خوردن ما رو چاق نمیکنه ، اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه👍👍👍افراد متناسب هم همین غذاها رو میخورن پس چرا اونا رو چاق نمیکنه؟؟!!!!

      اگه لاغر نشدی اسیر این باوری ک خوردن باعث چاقی میشه!!!غلبه بر این ترس یعنی :رهایی از چاقیاحترام به بدن خودموناحترام به ذهن خودمونتشکر از نعمت های خداوند

      یک قدم مهم برای رهایی از این باور:ایا پیغام سیری را به موقع دریافت میکنی؟!اگر ترس داشته باشیم از خوردن، اصلا مقدار غذایی که میخوریم مهم نیس تاثیر منفیشو میذاره🙄👍

      پیغام ها به دو صورت به ما داده میشن:یک از طریق احساسدو از طریق اعصاب

      اگه احساس سیری را درک نکنیم تبدیل میشه به تهوع و درد شکم و ناراحتی!!! تبدیل احساس به واکنش بدن

      احساس سیری درک درونیه!!

      – تا چند روز وقتی واقعا گرسنه ات نشده چیزی نخور اجازه بده احساس گرسنگی یکم پیشرفت و به واکنش بدنی تبدیل بشه یعنی مثلا سرو صدای شکم!!معمولاً کسانی ک اضافه وزن دارن احساس گرسنگی را درک و تجربه نکردن چون طبق عادت میخورن و زمان های خوردن نزدیک به هم قبل از اینکه حس گرسنگی در اون ها ایجاد بشه یه چیزی میخورن!!

      برای حداقل یک هفته احساس گرسنگی را تجربه کنید و برای پیغام سیری هر وقت احساس گرسنگی رفع شد مثلا صدای شکم رفع شد دیگه نخور!!!

      وقتی مطمئنی کمتر خوردی در مسیر تناسب قرار گرفتی تعداد قاشق و میزانش مهم نیس باید حست خوب باشه و حالت عالی🥰🥰🥰

      احساس را نمیشه گول زد به نجواهای ذهنی گوش نده احساست باید عالی باشه !!

      تا وقتی از خوردن بترسی هرچی هم که کم بخوری فایده نداره، به این روش اعتماد کن و برای تغییراتت احترام قائل باش و میزان غذایی که میخوری بدون ترس باشه🤩👍

       

      مه تاب یک متناسب شجاع🥰😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/03/19 21:37
      مدت عضویت: 173 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه
      • بنام خدا 

      من آذر ۹۹ وارد سایت تناسب فکری شدم و با فایلهای رایگان و نکات طلایی که بسیار هم زیبا هستن شروع کردم و هر روز با شور و اشتیاق فراوان ادامه میدم و مقداری هم وزن کم کردم علاوه بر این خیلی احساسم خوب شده دیگه اون ولع را ندارم غذایم کم شده سر،ساعت خاص غذا نمیخورم اما پیام سیری و گرسنگی را دریافت نمیکردم کاری هم نداشتم چون بعد صرف غذا خیلی احساسم خوبه و اصلا هم از غذا دیگه ترسی ندارم هر چه دوست دارم میخورم به اندازه ای که نیاز بدنم باشه میخورم اما گاهی فکر میکردم البته گذرا انگار وزنم ثابت مونده وقتی این فکر،را میکردم سریع میگفتم مریم مواظب باش این ناخود آگاه و فکرمو زود عوض میکردم .

      و میگفتم من عجله ای ندارم کی لاغر،بشم چون مسیرم درسته چون دیگه رژیم نمیگیرم، ترس از خوردن ندارم راهی که من در،پیش گرفتم آخرش لاغریه حالا هم با این فایل اعتماد به نفسم بیشتر شد و متوجه شدم که وقتی خوب گرسنه شدم غذا بخورم و تا وقتی پیام سیری دریافت کردم نمیخورم .

      استاد روشن ممنونم فایل بسیار عالی و به،موقع بود ‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/03/16 10:10
      مدت عضویت: 135 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,028 کلمه

       گام ۶

      رژیم❌کلمه ای که تمام افراد چاق  با آن کاملا آشنا هستند کلمه ای که حتی فکر به آن هم انسان را دچار محدودیت میکنه و هم توانمندی انسان را کاملا زیر سوال میبره کلمه ای که همیشه و در اکثر اوقات  در حال اجرا کردن  آن  بودم  و کلمه ای که همیشه درونش نخوردن یا ترس از خوردن نهفته بود

      چه دردهای فیزیکی داشت این رژیم و کم خوریها و محدودیت ها  و از

      آن بدتر کاری که ان رژیم با ذهن من کرد .

      هر رژیمی که من در گذشته میگرفتم یک قابلیت ذهن مرا برای لاغر شدن از من میگرفت  ، و تمام  مهارت و توانایی ذهن مرا برای لاغری   از بین میبرد و ترس از غذا و خوردن را در ذهن من پر رنگ و پر نگ تر میکرد

      از من یک انسان ناتوان و کاملا تسلیم شده می ساخت . چون همیشه این رژیم گرفتنها به شکست منجر میشدالبته این رژیم نبود که شکسته میشد بلکه اراده ی من بود که زیر سوال می رفت .😖 و اولا مرا شخص بی لیاقتی جلوه میداد   😔. و دوما انسانی کاملا نا توان😖

      بخاطر همین خاطرات بد از رژیم گرفتن ها  و نخوردنها و محدود. کردنها، تا فکر رژیم به ذهنم می آید حالم کلا بهم میخورد و واقعا دیگر طاقت شنیدن این کلمه را ندارم چه برسد به اجرا کردن آن در زندگیم .

       

       

      وقتی وارد لاغری با ذهن شدم کم کم آموختم که دیگر خبری از آن رژیمهای اجباری و زورکی نیست ،🙌🙌 

      دیگر  نیاز نیست من با نخوردنهایم سعی در لاغریم بکنم بلکه این ذهن من است که باید  عملکرد مرا عوض  کند

      این ذهن من است که باید تغییر کند تا آن رفتارهای نا صحیحی که نشات گرفته از ذهن چاقم بود از بین برود

      این ذهن من است که باید طوری برنامه اش را تغییر دهد تا واکنشهایش خودبخود کم خوری باشد نه با اجبار من واکنشهایش خودبخود نداشتن ولع باشد نه با کنترل من واکنشها و رفتارش باید خوب باشد و صحیح  

      یعنی وقتی درخت ما میوه هایش خوب در نمی آید هر چه سر شاخه هایش را هرس کنیم باز میوه همان میوه است چون میوه دادن یک رفتار یا واکنش است پس باید به سراغ ریشه برویم و آب و کودی که به آن  درخت میدهیم را مورد بازبینی قرار دهیم و درستش کنیم که قطعا  میوه درخت خوب میشود . 💫*قدم اول* که من برای لاغری بر میدارم این است که ذهنم را از قید و بند رژیم هایی که قبلا گرفته بودم رها کنم . رژیمهایی که به  ذهنم بطور جدی آسیب رساند( هر چه این رژیمها سخت تر ذهن ناتوانتر در لاغر کردن  )

      حالا ابتدا باید با لایق دانستن و خود باوری  وایمان داشتن به ذهن قدرتمندم  آن توانایی  لاغری را به ذهنم باز گردانم و ناتوانایی که رژیم در من ایجاد کرده بود  را برطرف سازم 💫*دومین قدم* در لاغری زمانیست که  گرایش و میل و رغبت ما خودبخود به غذا کم میشه  نه با اجبار

      نه حالتهایی مثل رژیم که نخوردنهای ما کاملا خود آگاه و با جبر و زور بود

      خب حالا که خوردن ما خودبخود کم میشه ذهن چاق ما میاد و رژیم را در ذهن ما تداعی میکنه همان رژیمی که داخلش باور ترس از غذا وجود داشت و سالیان سال در ما این باور را پر رنگ کرده بود 😔😔

      این باور همان نقطه ضعف ماست و

      هنگامی که خوردن ما بطور طبیعی و خودبخود کم میشه ذهن چاق دست میگذاره روی همین باور  و مرتب ترس از غذا را تکرار و حس و حال مارا خراب و نتیجه میشود چاقی دوباره 😔

      همه ی افرادی که غذاشونو کم کردن ، ولی  لاغر نشدن و یا حتی چاقترهم  شدن و حتی کسانی که استپ کردن در گیر همین باورند . چون این باور ترس از خوردن کاملا در ذهن ریشه دار است

      برخی از ما چون هنوز نمیتوانیم پیغام سیری را دریافت کنیم  باز درگیر آن باور مخرب میشویم . یعنی هنوز نمیتوانیم تشخیص دهیم واقعا کی گرسنه و کی سیر میشویم  و یا  دچار استرس میشیم که آیا اندازه خوردیم یا کم خوردیم یا زیاددر حالی که ما اگر بتوانیم به خوبی پیام سیریمون رو دریافت کنیم کلی از آن ترسها و استرسها کم میشود 💫*قدم سوم*    در لاغری درک همین پیام سیریست .

      پیام های بدن از دو طریق منتقل میشه :

      ۱_ اعصاب وقتی پای ما بجایی برخورد میکنه درد میگیره و این درد از طریق اعصاب منتقل میشه که  یک درک درونیست . و اگر این حس دردادامه دار باشه قطعا عملی در ما ایحاد میشه مثل گریستن

      ۲_ احساس وقتی ما خوشحالیم یک حس درونی در ما ایجاد میشه و اگر ما در این حالت بمونیم قطعا این حس تبدیل به یک واکنش  شادی آور مثل رقص یا اواز خواندن یا شنیدن موسیقی و … میگردد

      پس ما اینجا تبدیل یک حس درونی را به یک واکنش داریم

      وقتی ما گرسنه ایم اگر زیاد در این حس بمانیم ضعف ما را میگیرد و یواش یواش صدای شکم که واکنش آن حس گرسنگیست در ما ایجا میگردد اینجا شروع خوردن است و حال خوبی که  با خوردن  غذا ایجاد میشود  تا کی باید ادامه بدهیم تا جایی که حس خوبمان خراب نشود و واکنش این حال خراب اتفاق نیفتد مثل دل درد و فشار معده و حالت تهوع

      پس پیام سیری همانحال خوبی است که از خوردن در هنگام  گرسنگی واقعی  ایجاد میشود و تا زمان سیر شدن تا حدی که واکنشهای بد اتفاق نیفتد که باید همین هنگام دست از غذا خوردن برداشت و صد البته که این پیغام در اشخاص مختلف فرق میکند

      یعنی در برخی افراد با خوردن یک ظرف کوچک  پیام سیری ظاهر میشود در فرد دیگری با مقداری بیشتر

      پس در این محدوده ما هر چقدر خورده باشیم کاملا اندازه ی نیازمان بوده و اصلا نباید خودمان را مورد سرزنش  قرار بدهیم که  این مقدار کم بوده یا زیاد

      چون آن حال خوب  تا پایان غذا همچنان ادامه داشت و این حال خوب خودش نشانگر خوردن صحیح ما میباشد  و کلی از آن باور ترس از غذا را در ما ازبین میبرد

      و در این تمرین یکهفته ای استاد میخواهند این آلارم سیری را به ما آموزش بدهند .

      و شناختن این پیام و کمرنگ کردن  این باور ( ترس از غذا )  کلی به ما اعتماد به نفس ، رهایی از چاقی ، احترام گذاشتن به ذهن لاغرمان و تشکر از نعمتهای خداوند و از همه مهمتر حال و احساس عالی را در ما ایجاد میکند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirrezahafezi6@gmajl.com
      1400/02/24 16:30
      مدت عضویت: 76 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام الان حجم خوردن من کم شده وهمین که احساس میکنم نیازم برطرف شده از خوردن دست میکشم ولی وسوسه خوردن دارم هنوز حالا نمیدونم کم کم این وسوسه ازبین میره یا نه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/25 01:50
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
        سعی کنید بیشتر بنویسید
        شرح دادن تمرکز شما رو افزایش میده
        و همیشه به تغییراتت توجه کن نه چیزی که باید تغییر کنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      farideh.ganjoortehrani@yahoo.com
      1400/02/20 02:10
      مدت عضویت: 254 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      با سلام به استادعزیز ودوستان گرامی، 

      بدون مقدمه می خوام برم سر اصل موضوع ،امروز راستش صبح رفته بودم واکسن بزنم ونشد به فایل امروز گوش بدم البته میثاق نامه که یه جورایی به جونم وصله طبق معمول هرروز صبح مقابل آینه اجراش کردم وهمچنین به فایل بانشاط صبحگاهی هم گوش دا م ونشد بقیه فایل گوش بدم تا الان که چقدر جالب بود انگار استاد پیشگو باشند سخن از دل ما گفت ، من با اینکه واقعا تمرینات هرروز انجام می دم وهمچنین فایلها رو احساس کردم کمی چاق شدم البته تا دوسه روز پیش این احساسو نداشتم وبیشتر زمانی متوجه خودم شدم که همسرم باخنده به من گفت خوبه که داری لاغری با ذهن را کار می کنی والا چی میشدی ،منهم با خنده گفتم حالا می بینی ، اما یه کم بعدش منو تو فکر فرو برد ،خوب اشکال کار من کجاست ،کمی که بررسی کردم توجه من بیشتر به انجام تمرینات بوده ویا نوشتن ولی در عمل کوتاهی کردم ، اینکه مثلا موقع خوردن غذا طبق عادت گذشته ورژیم گرفتنهای متناوب واقعا این فرمول بد ترس از خوردن کاملا در من از بین نرفته وگاهی بی اختیار بعد از خوردن غذا به خودم میگم دیدی بازم زیاده روی کردی! در صورتیکه واقعا من زیاد غذا نمی خورم ،ویا گاهی که چشمم به غذایی می خوره بی آنکه گرسنه باشم از طریق کانالهای بینایی تحریک میشم ومی خورم ،ویا اینکه طبق عادت‌های گذشته وقتی یک سریال می بینم بی اختیار کمی تنقلات می خورم، وفکر کردم باخودم که من الان ۶۲ سالمه علت اینکه می گفتند سن آدم بره بالا آدم خود بخود چاق میشه درست نیست ولی چیزی که کار را سخت می کنه به تعداد اعداد سن باورها والگوها ی ذهنی من بیشتر جاخوش کرده توذهنم ومن باید بیشتر رو ذهنم کار کنم ، وبا گوش دادن به این فایل پی بردم کهرژیمهای مختلفی که گرفتم  در طی این سالها چه اثرات وباورهای مخربی روی من گذاشته ولی بهر حال کاری که می کنم بر روی غذاخوردن آدمو چاق نمی کنه بلکه خوردن غذا آدمو چاق می کنه  باید خوب تکیه کنم ومرتب تکرارش کنم ودیگر اینکه علت غذاخوردن بررسی کنم یه مدتی خوب حواسم بود ولی کمی که غافل میشم باز سریع اون عادت‌ها ی گذشته برمیگرده ودیگر اینکه از استاد ممنونم برای دستورالعمل این کار جدید که درهنگام فقط گرسنگی کامل غذا بخورم وهرگز به مقدار غذا توجهی نکنم ومهمتر از همه اینکه احساس رضایتمندی در خودم ایجاد کنم ،اینهارو اینجا نوشتم که دوباره به خودم ودوستان که مثل من هستند یعنی به خودمون یادآوری کنیم که به چه چیزهایی باید توجه کنیم ودرضمن اشغال خوری هم نکنیم ، من در هرحال که باشم طبق تعهدی که به خودم دادم با شور واشتیاق این مسیر را ادامه میدم واز تلاش هم دست بر نمی دارم وایمان دارم که به لطف خدای مهربان به تناسب اندام همیشگی دست پیدا می کنم،  ودر آخر استاد هرچی نوشتم همه آن اتفاقهایی بود که برام افتاده بود وبسیار از شما سپاسگزارم که  این فایل مهم را برای ما گذاشتید وجان تازه ای به من یکی دادید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/02/17 20:50
      مدت عضویت: 138 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤️

      سلام و درود 😊

      این داستان شرح کلمه ای ترسناک به نام رژیم…

       

      این فایل منو برد به یه خاطره توی دوران دانشجویی ام که توی حیاط نشسته بودم و درس می‌خواندم و یه خانومی با دختر پنج شش سالشون دقیقا رو به روی من نشسته بودن…صداشون رو می‌شنیدم…

       

      👧مامان من گشنمه…

      👩نه تو صبحونه خوردی،رژیمی…

      👧ولی بازم گشنمه…

      👩رژیمی…

      و اون دختر پنج ساله و اون قیافه مظلوم و با حسرتش…

      👧مامان توروخدا من دلم خوراکی میخواد😭😭😭

      👩میگم رژیمیییییی…

      و بعد اصرار دختر کوچولو،مادر یه دونه ساقه طلای درآورد بهش داد و منم ناظر کم کم خوردن دختر کوچولو که خوراکیش تموم نشه…

      👧مامان توروخدا یه دونه دیگه بده ،فقطططط یه دونه…

      👩نههههههههه رژیمی…

      و داستانی که با حسرت و بقض اون فرشته کوچولو تموم شد…

       

       

      واقعا این کلمه چند نفر رو وارد حسرت و بقض و ترس و تنهایی کرده نمی‌دونم واقعا نمی‌دونم…چند رو وادار کرده که با خودشون لج کنن و انقد بخورم که دل درد بگیرن نمیدوووونم…ولییییی واقعا کلمه ای که هیچ حرفی نمیتونم در موردش بزنم…شاید ماهیت کلمه بد نباشه ولییییی اطرافیان و جامعه یه قول ازش ساختن،یه قول وحشتناک که شبانه روز مغز مارو باهاش شست و شو دادن…

       

      واییییی چاق شدی رژیم بگیر…..آخییییی رژیمی….نخور مگه تو رژیم نبودی…..بخور رژیم چیه و کلیییییی از این جمله ها.

       

      واقعا یه انسان با این همه توانایی چرا باید از یه کلمه بترسه و تسلیمش بشه که اون بتونه این همه اضافه وزن ایجاد کنه…واقعا فایل چاقی هیچ نیست استاد منو متحول کرد…یه انسان چهل ساله در طول چهل سال چهل تن غذا میخوره…چطور میتونم همرو دفع یا به انرژی تبدیل کنه ولی این چند کیلو اضافه وزن رو نه…این ذهن ما هستش که این اضافه وزن رو ایجاد کرده…وگرنه ما سیستم بدنی سالم و طبیعی داریم .

      این ذهن ما هستش که تسلیم کلمه رژیم شده و هزاران بار در روز بهش فکر می‌کنه…رژیم بگیرم…چاق نشم…لاغر بشم…زیاد خوردم…کم خوردم و…

       

      ولییی بازم خدارو صدهزار مرتبه شکر که خدا هدایتم کرد و بهم نشون داد که ببین تو با این همه توانایی تسلیم چی شدی،تسلیم کلمه رژیم…تسلیم حرف مردم…تسلیم باورهای اشتباه…

       

      ولی نه من هدایت شده خدا هستم 😇من موفق و پیروز میشم و شکستش میدم و مطمئن هستم روزی میرسه این کلمه رو با آغوش باز میپذیرم و دوستای صمیمی میشیم باهم😊

       

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که هر روز روی خودم کار میکنم و موفق و موفق تر میشوم 💪🌟💪🌟💪

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز هستم💪😊💪🌟💪🌟💪

       

      جمعه 1400/2/17❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/17 13:45
      مدت عضویت: 289 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      سلام به همه دوستان و عزیزان

      به نظر من بدترین کار دنیا رژیم غذاییه! 

      رژیم گرفتن یعنی من بدنم رو عذاب میدم! یعنی تصمیم گرفتم خودم رو شکنجه کنم! غذاهای محدود خوردن و نخوردن خوراکی هایی که دوست داری، این واقعا چه معنایی به جز شکنجه و عذاب داره؟؟؟

      به نوزادی که تازه متولد شده فکر کنید: هر بار گرسنه باشه مادرش بهش شیر می ده. بهش نمیگه بسه! تو نیم ساعت قبل شیر خوردی!! تا موقعی که نوزاد داره شیر می خوره مادر اینقدر صبر می کنه تا خود نوزاد دست از خوردن برداره! این یعنی تا وقتی سیر بشوم می خورم. نوزادی که گریه می کنه ممکنه گرسنه نباشه و مثلا خسته باشه. اون موقع اگر مادرش بخواد بهش شیر بده نوازاد نمی خوره! بازم گریه می کنه! این یعنی تا وقتی گرسنه نیستم غذا نمی خورم.  این یعنی ما از بدو تولد بلد بودیم چه کار کنیم! چقدر بخوریم و چه موقع بخوریم!

      رفته رفته رفتارهای خانواده و تاثیرات محیط و اجتماع میر ما رو تغییر داده. حالا یه نفر در مسیر درست و یکی در مسیر نادرست قرار گرفته اما در درون همه ما موجودی به نام ذهن داره زندگی می کنه که ما باید کنترلش کنیم مثل زمانی که تازه به دنیا اومده بودیم.

       

      حالا من هم مثل یک نوزاد تازه متولد شده به خودم قول می دم تا زمانی که گرسنه نیستم چیزی نخوردم و به محض دریافت احساس سیری دست از خوردن بردارم.

      برای همه دوستان آرزوی سلامتی و اندامی متناسب دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/09 23:14
      مدت عضویت: 161 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز وهم مسیریهای عریز

      من از روزهای آخر شهریور ۹۹ وارد این مسیر شدم و بقول جناب روشن هدایت شدم وخدا رو شکر میکنم

      زیرا واقعا نجات دهنده بود وبرام درک شرایط وآرامش وآگاهی بهمراه داشت بطوری که به فرمولهای اشتباه ذهنم پی بردم وبا سعی واستمرار در

      این مسیر مشغول تلاش کردن برای ثبت فرمولهای 

      درست در ذهن ومتعاقب آن افکار ورفتار وپدیدار شدن در جسم وزندگیم هستم.

      باید عرض کنم که اینجانب بعد سه سزارین بسیار متناسب بودم واصلا درکی از اضافه وزن نداشتم.

      ولی بعد از یک عمل وتذکر دکتر که بعد عمل اضافه وزن پیدا میکنی ومنم قبول کردم دچار اضافه وزن شدم که مثل همه ورزش وترس از موادغذایی که 

      هیچ کدوم کار ساز نبود تا بالاخره با رژیم سخت و

      بادی رب ،تقریبا به تناسب اندام رسیدم یعنی فقط

      یه کوچولو شکمم صاف نشده بود..وبا ورزش روزانه

      پیلاتس وزومبا ورژیم اون وزن رو حفظ کردم.یعنی

      خیلی روی خوردنم دقت میکردم همش نگران وزنم

      بودم هر روز ترازو..ترس از مواد غذایی ..تا به لطف

      خدا با تناسب فکری آشنا شدم.چقدر از درک این 

      فایلها هم تعجب زده وهم هیجانی شدم.خلاصه دیگه اساسی چسبیدم به فایلها…هر روز بیشتر وقتم

      با گوش کردن ودیدن فایلهای استاد وخواندن نوشتهای بچه های گروه وتمرین در دفتر میگذرد

      چقدر خیالم آسوده شد که غذا چاق کننده نیست.و

      عمل جراحی که انجام دادم  باعث اضافه وزن نمیشد.

      لازم نبور اینهمه ورزش کنم ویا ساعتها هرروز پیاده روی کنم..باید فرمولهای صحیح رو به ذهنم بسپرم ودر راستای اون پیش برم..بگذریم که چند کیلو به وزنم هم اضافه شد ونگرانم کرد.ولی با اطمینان به این فرامین همچنان پیش رفتم وکم کم احساس کردم که تغییرات شروع شده …برای بار دوم گامهای

      صدروزه را با مکث فراوان شروع کردم وخدایی امروز

      از این فایل جاخوردم .ممنونم استاد عزیزم واقعا با

      توضیح شما متوجه اشکال کار خودم شدم.

      من با ایمان به صحت ودرستی این مسیر در حال 

      پیشروی هستم ومطمئنم که به نتیجه مطلوب میرسم.بسیار از جناب روشن تشکر میکنم که واقعا برای تفهیم ما تحمل زحمت میکنند.نکات مهم را عالی توضیح میدهند واز همه مهمتر اینکه همواره 

      تحت راهنمائیها و بر طرف کردن ابهامات واشکالات از جانب ایشان هستیم…

      برای من این خیلی ارزشمنده که در این راستا از فکر وخیال بیهوده راجع به یه کوچولو شکمم رها شده وچشمم به افکار وآگاهیهای جدید باز شد.

      در آخر اینطور براتون بگم که صبحها وقتی بیدار میشم صدای جناب عطار روشن…وسط روز …آخر شب صدا ی جناب روشن…طوری که همسرم میگه

      از شنیدن این حرفها خسته نشدی😃😆

      ومن نه تنها خسته نشدم بلکه هرروز از روز پیش بیشتر طالب آموختن ودرک مطالب جدید واز همه مهمتر سر لوحه قراردادن مطالب جدید برای ذهنم هستم..جناب روشن براتون آرزومند سلامتی وموفقیتهای روز افزون هستم.

      وهمینطور برای بچه های گروه تناسب اندام وپیشرفت در تمامی مراحل زندگی را از خداوند خواستارم..

      به امید رسیدن به اهداف برای تک تکمون🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/11 09:04
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم احساس بهتری دارید
        احساس شما نمایانگر موافقت ذهن و قرار گرفتن در مسیر صحیح است
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/27 12:04
      مدت عضویت: 299 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 754 کلمه

      بنام خدا.🙏

      رژیم :کلمه ی آزاردهنده ای که باعث ناامیدی احساس شکست عدم لیاقت و توانمندی وعدم احساس ارزشمندی میشه . درطی این سالها من به عنوان یک آدم چاق زندگی کردم وچاق بودم وکلی ازخرفهاونصیحتهای دیگرانوشنیدم وتحمل کردم وهمه نظرشون این بود که:رژیم بگیر😤

      برای اونهاگفتنش آسون بود ولی برای من سخت و طاقت فرساوکلی احساس محرومیت وتنهابودن وفرق داشتن .

      توزمان نوجوانی مدام به خاطر چاقی حرف شنیدم وکلی نصیحت وحرفهای آزاردهنده که هممون میدونیم چی هست ونیازبه دوباره مطرح کردنش نیست.اماوقتی لاغرمیشدم وچاق میشدم یک احساس نابودی وشکسته شدن و خردشدن ازسرتاپار واحساس میکردم .منتظربودم تاکسی چیزی بگه وذهن من شروع میکردبه تحلیل کردن هرکسی اندازه ی غذای منوبرام تعیین میکزدانقدربخوراینوبخوراینونخوروهمه بدون درنظر گرفتن حضورمن برام تعیین میکردن ومن همیشه ناراحت وغمگین بودم .رژیم به من هیچ کمکی نکردوفقط بعداز رژیم من حریص تر میشدم برای خوردن بیشتراصلاموضوع لاغری نبودند فقط خسته شده بودم ازح فهاوسرزنشهاوبه اجباررژیم می‌گرفتم که سکوت کردن بقیه رو تجربه کنم توی ذهنم خیلی حرفهامرورمیشدبعدازچاق شدن دوباره تونمیتونی توبی اراده ای توعرضه نداری توچاقی وتواستعدادلاغری نداری وهمین باعث میشدمن ازرژیم وازچاقیم وازادمهای اطرافم که این حرفوبه من زدن وازخودم نفرتم بیشتربشه ازکساییکه لاغرن بدم بیادوتوی جمع ادعای لاغرنباشم وازاینکه دوباره منومسخره کنن حالم بدمیشد .توذهن همه یاونهاوحتی آدمهای لاغراطرافم رژیم بهترین روش برای لاغرشدن ولاغرموندن بود درحالیکه من هرزمان که اسم رژیم میومد تمام بدنم وتمام وجودم احساس بی لیاقتی وشکست میکردم من هربارکه لاغرمیشدم وتجربه ی لاغری روبدست میاوردم همه ی ادمهاشر وع میکردن به تعریف و تمجید وزمانی که چاق میشدم جهنم روتجربه میکردم هم درذهنم وهم درعالم واقعییت واین بیشترباعث میشدکه حتی قیدلاغری روبزنم .ولی الان می‌دونم که در مسیر درست هستم و ادامه خواهم دادتااخرین روزعمرم. 

      من درتمام سالهاچاقیویادگرفتم وهیچ وقت معنای سیرشدن ویاگرسنه شد ن رودرک نکردم اماچرا گرسنگی رویه جاهایی دررژیم های سخت تجربه کردم و هیچ وقت هم بعداز اینکه بهش رسیدم وغذاخوردم معنای سیری رودرک نکردم این یادنگرفتن  معنای سیری به زمانهای خیلی قبل برمیگرده زمانی که من بچه بودم و آموزشهای اشتباه خانوادم به شکل صحیح واردذهنم شدودراون تثبیت شدیک نمونه مثال واضح اینکه: برنجوباهاش نون بخور تاسیربشی چون مثلامیخوام ازناهار برای شام نگه دارم ویاینکه بخورکه سیربشی ودرفکرمن رسیدن به اون احساس فیزیکی و دردمساوی بودبااحساس سیری هرچقدربیشترمیخوردم سیرترمیشدم وزمانیکه کم میخوردم وبه اون فشارنمیرسیدم یعنی من هنوزسیر نشده بودم موضوع اینجاست که دررژیم همه ی اون غذاخوردن هایی که من داشتم اینکه بیشتربخورم که سیربشم تبدیل میشدبه این مقدارونهی کردن ازخوردن اون مقدارموادغذایی وبه همین خاطرهم هست که من وسایردوستان رهاکردیم چون روش رژیم ازاول اشتباهه واین طریق لاغری  پایدارنیست وبعدازمدتی به چاقی برمیگردیم چاقی درذهن منه نه درجسمم بیشترین مشکلی  که چاقی داره مشکل افکاره ودرگیری ذهنی نه درگیری جسمی ومن کاملا شاهدبودم درطی این مدتی که چاق شدم . چاق شدن به خاطرافکارهست .افکاری که باعث میشهدرزمان خوردن زیاده روی بشه چون لذتی که درافکاروجودداره یانفرتی یاه چیزی که زیادوحکم بی نهایت رودرذهن تداعی کنه درعالم واقعییت وفیزبکی نمیشه اون لذت روبالذت ذهنی تطبیق دادوذهن تمام تلاششومیکنه برای رسوندن به وضعیتی که درذهن ساخته ومهم نیست علاقه باشه ترس باشه و یانفرت وچیزهای دیگه باشه وحتی خوردن باشه .درطی این مدت هم که من تغییرکردهبودم ازنظرغذایی واحساس سیری روخوب درک میکردم اما همچنان درگیراین فکربودم که نکنه فکرکنن دارم رژیم میگیرم و نکنه دارم دوباره به این رفتارخودم که بیشترازحدلزوم میخورم بال وپرمیدم وزمانی که سیرمیشدم دوباره میخوردم وبه فایل استادکه رسیدم تصمیم گرفتم که اون تمرینی که گفتن روانجام بدم وبراساس افکاروعوامل بیرونی احساس گرسنگی و سیری روتشخیص ندم بلکه بااحساس درونی خودم پیش برم و به احساس اولم اطمینان کنم و باورکنم که سخت نیست باخودم ارتباط برقرار کردن وصلح کردن باخودم  چون رژیم باعث میشه که من بیشترازخودم وازارتباطم باحساسم فاصله بگیرم و به خاطر همین بود که من دچارپرخاشگری واحساس ضعف و ناراحتی وخشم شدید میکردم .درطی این دوره من یادگرفتم که حتمااستمرارداشته باشم و انتظار نتیجه رودارم ومیدونم که لاغرمیشم ولاغرمیمونم واین باربه خاطرخودم نه هیچ کس وهیچ حرفوسخنی وحرفهای دیگران دیگه منوازارنمیده که چراچاق شدی چراخودتونگه نداشتی وبه خاطرهمسرم مدام بهم گوشزدمیکنن که توبرای خاطرهمسرتم که شده بایدلاغرکنی وحرفهای این چنینی وامروزهمین حرفهابهم دوباره زده شدومن سکوت کردم و چیزی نگفتم. بااینکه قبلا گاردمبکرفتم وناراحت میشدم و یادفایل جدیدی که استاداماده کردن افتادم وهمش توذهنم حرفای استادمرورمیکردم که چاقی من هیچ چیز نیست هیچ چیز نیست وبه این باوررسیدم که تفاوت من باادم لاغرتنهافقط فرمول‌های ذهنیمونه ومن به خاطر تربیت چاقی به ذهنم چاق شدم امروزمن آرامش عجیبی داشتم بااینکه داشتن درموردم باخودم بحث میکردن اماسکوت کرده بودم ولبخندی داشتم خیلی کوتاه ودرذهنم باصدای بلندحرفای استادمرورمیشدوبه اطمینان قلبی وعقلی رسیدم که منم میتونم برای تمام عمرم لاغربمونم.نه اینکه فقط لاغربشم خدایاشکرت .،🙏⁦❤️⁩⁦❤️⁩

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/28 03:47
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام دوست عزیز
        این نوشته عالیه ولی به دلیل رعایت نکردن فاصله بین کلمات به راحتی خونده نمیشه
        لطفا در نوشتن دقت کنید که استفاده از محتوای نوشته شما امکانپذیر باشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 00:44
      مدت عضویت: 221 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      سلام دوستان عزیز

      خیلی خوشحالم که میخوام از امروز فقط وقتی که واقعا احساس گرسنگی می کنم غذا بخورم، با گوش دادن به این فایل عالی به این نتیجه رسیدم که اشتباه من در این سال ها همین بوده که هله هوله خور بودم ولی زیاد غذا نمی خوردم الان  فکر می کنم وقتی که گرسنه نیستم چیزی نخورم کم کم به تناسب خواهم رسید 

      همیشه با رژیم داشتن فقط به بدنم و روحیه ام صدمه زدم که هیچ نتیجه ای هم نداشته و به سرعت به وزن قبل یا حتی  چاق شدن بیشتر از قبل از رژیم رسیدم

      خیلی هیجان زده هستم که می خوام روش جدید رو امتحان کنم و فقط در حین گرسنه گی غذا بخورم و فکر می کنم برای  این که اون حرص خوردن رو در خودم کمتر کنم هروقت که هوس خوردن کردم با چایی یا اب سر خودم رو گرم کنم 😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/28 12:24
        مدت عضویت: 299 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        باسلام.خدمت استاد گرامی.

         ازتوجه وحمایت  بی دریغ شما دراین  مسیر  سپاسگزارم  و از این  به بعد  سعی  میکنم  که در نوشتن  دیدگاه  عجله  نداشته باشم .و درست انجام بدم .باتشکر ازشماو دوستان  هم مسیرم .🙏🙏

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/23 09:58
      مدت عضویت: 235 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 760 کلمه

      سلام خدمت عزیزان 

      اولین چیزی ک بعد اژ شنیدن جمله ی «باز دوباره چاق شدی » ب ذهنم خطور میکرد رژیم بود ، وقتی لباس میپوشیدم و‌میدیدم ک تنگ تر شده انگاری غم عالم میومد برام ک باید رژیم رو شروع کنم بعنی هیچ شنیه ای برام یاد اور خوبی نبود چون باید یا ورزشو شروع میکردم یا رژیم یا هر دو ☹️ و‌آخر هفته ای ک از شنبه اش قرار بود رژیم شروع بشه اونقد میخوردم ک خودمو خفه کنم و‌دلیلم این بود ک باز قراره ی مدت محدودیت داشته باشم بس بزا الان ی دل سیر بخورم و چشمم نمونه در حالی ک بدتر میموند 😅 مدت زمان هایی ک در رژیم بودم چقد برام عذاب آور بود من‌خودم ب شخصه در اون‌مدت بیشتر از اونی ک ب این موضوع فک‌کنم ک این رژیم قراره منو لاغر و‌متناسب کنه فکر کنم  در گیر این بودم ک رژیم کی تموم میشه تا من راحت باز بتونم تا حد خفگی از هر چی دلم میخواد بخورم ، سالها رژیم غول زندگی من بود ک هر چند وق ی بار باید باهاش دست و پنجه نرم میکردم و اغلب اوقاتم شکست و‌مقلوب شدن  با من بود ؛ مدت رژیم برام پر بود از محدودیت ها و‌ذهنم نا ارام بود هر چیو‌ک‌ میدیدم افسوس و‌حسرت ک چرا من الان نمیتونم ازش بخورم و البته ک رژیم های من مدت  کوتاهی دوام داشت و‌تمام اون مدت فکر و ذکر‌من پیش خوردنی ها بود ، شاید چند بار من در روز در یخچال و‌کابینت رو باز میکردم و‌با حسرت ب مواد غذایی و‌حوراکی ها نگاه میکردم و‌قوش و بد بیراه ب زمین و‌زمان و سرنوشت چاقم میدادم چرا این جوری شده ، تمام این ها ب این دلیل بود م من قدرت چاق کنندگی ب مواد غذایی داده بودم ،من با باورها و فرمول هام‌قدرت چاق کنندگی و انباشه شدن ب صورت چربی رو ب اغلب غذاها داده بودم و‌نرس از خوردنشون و‌وقتی میخوردم ب شدت عذاب وجدان میومد برام ک‌الان مثلا دوقاشف برنج خوردم صد گرم ب چربی هام اضافه میشه و‌فکر کنید وقتی ک شیرینی و‌ نون خامه ای کوچولو رو  میخوردم بهش قدرت افزایش ی کیلو دنبه و‌جربی رو در بدنم می‌دادم 😅 و‌ساعت ها خودمو مورد معاخضه قرار میدادم ک چراااا؟؟؟ برا جی خوردی ؟؟؟؟ و همه ی اینها باعث‌میشد خودمو ناتوان بدونم در حالی ک‌تمام مواد غذایی فقط انرژی ب بدن میدن و‌چیزی ب نام انباشته شدن وجود نداره ، ک در دیدگاه یه فایل فاطمه سادات عزیز خیلی خوب توضیح داده بودن و‌مثال زده بودن «ورودی و‌خروجی ما یکیه » بس این نگرانی و‌ترس کاملا بی مورده ؛ هنوزم توی خونه ی ما قدرت چاق کنندگی رو میدن ب برنج و‌نون و روغن ها و شیرینی جات و …… بی نهایت مواد دیگه ،چون‌نمیتونن این اعتقاد و باور چندین سالشونو کنار بزارن و‌حرفای منم تاثیری نداشت بس دیگه اصراری نکردم و فقط ب خودم و باورهای جدیدم توجه میکنم . چند‌ماه قبل ک‌این فایلو گوش دادم هنوز ترس داشتم ،هنوز زیر چشمی اندازه و نوع غذایی رو‌ک میخوردمو‌‌ نگاه میکردم ولی دیگه اطمینان کردم ب گفته استاد و‌انجام دادن روش تشخیص پیغام های سیری و گرسنگی خیلی کمکم کرد ، برعکس رژیم ک مدام درگیر بودم م وقت میان وعده و غذا بشه و‌مابین نشون مدام حس میکردم ک چون کم‌خوردم الان ضعف دارم و‌بیحالم ، در مورد دریافت پیغام ها اینگونه نبود چون‌موقع خوردن ترسی نبود و‌لذت بود و‌یه لحظه حس میکردم ک دیگه نیاز ب ادامه غذا ندارم و همون لحظه حتی اگه لقمه دستم بود با اختیار و‌اراده خودم دست از خوردن میکشیدم و همین کار هم حس لذت بخشی بهم دست میداد و‌یعدش آرامش داشتم ک‌ من به اندازه نیاز  بدنم غذا خوردم و‌دیگه ذهنم درگیر این نبود ک تو کم خوردی ، الان یکم بگذره باز گرسنت میشه و دیگه از این افکار نداشتک برای همین خیلی راحت ب کارهام می رسیدم و ساعت ها بعد با دل ضعفه و صدای معده متوجه پیغام گرسنگی میشدم نه مثل قبل با ساعت ک الان وقت نهاره ،وقت شامه ، و یا الان چند ساعته ک‌من چیزی نخوردم و ……

      چقدر لذت بخشه درک این حس ها 🥰 و بعد از ی مدت تمرین من دیگه کامل و‌اغلب اوقات با پیغام گرسنگی غذا میخوردم و ب راحتی هم متوجه پیغام سیری میشم  ولی الان ک باز این فایلو‌ گوش دادم دوست دارم بازم انجام بدم و لذت ببرم هر چند ک الان برام کاملا عادیه و‌دیگه یواش یواش داره تیدیل ب ناخودآگاه میشه ولی بازم اول راهم و دوست دارم ک همچنان اموزش هارو‌کامل انجام بدم ک‌ این مراقبت و‌ای دادن ب نهال تناسب و لاغریمه 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/21 21:52
      مدت عضویت: 607 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      درود دوستان من از این فایل کلی حال خوب کسب کردممعنی احساس سیری و گرسنگی رو درک کردمحالا محکمتر و عالی ترمحالا باوخیال راحت میخورم و حواسم پی چقدر خوردم نیستچون خود بدنم الارم میدهحس و عذاب زیاد خوردن ندارمچون رفتار درست غذایی رو درک کردموسپاس گزارم استادفقط چجوری فایل که گفتین تهیه کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/20 18:14
      مدت عضویت: 336 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 564 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبممن گواهی میدم که با رژیم نمیشه لاغر شد.با محدودیت بدون گرفتن موافقت ذهن ناخودآگاه نمیشه لاغر شد.برای ما چاق ها اسم رژیم وحشتناکه.‌اسم رژیم ما رو یاد محدودیت و سختی و عذاب میندازه .آدم اصلا میترسه‌‌.طفلی ماها که اینقد تو دوران عمرمون عذاب کشیدیم.‌من اون وقتا همیشه عدالت خدا روزیر سوال میبردم که مگه میشه خدا یکی رو لاغر خوشبهت ویکی رو چاق بدبخت بیافرینه.‌و وقتی فهمیدم خدای مهربونم همه رو متناسب آفریده با فرمول های پیش فرض لاغری و این ما بودیم که با تربیت غلط دستی همه چیز رو ذخیره کردیم نظرم بکل عوض شد.‌چشم استاد. بخاطر آموزش های بینظیر دوره شما و تلاش بی وقفه شما من مدت هاست فقط موقع لاغری میخورم. اندازه سیری هم میخورم. نه اینکه با وجود اینکه فهمیدم سیری من گاهی اوقات زود هنگامه و با چند لقمه سیر میشم کاذب تلقیش کنم و بگم نه من که هنوز چیزی نخوردم.‌هنوز جا دارم. نه من با تعالیم شما در رفتار غذاییم تغییر ایجاد شده و کم غذا شدم ولی این به معنی رژیم نیست.‌خیلی عالیه. بنظرم شیرازه و جان کل دوره شما همینه. شما کلی تلاش کردین همینو به ما یاد بدین.و من خوشحالم که افتخار اینو دارم شاگرد شمام و بالاخره  منم متناسب میشم. من دیگه میخوام از نخوردن غذاها لذت ببرم و دنبال لذت های دیگه دنیا باشم.‌همه لذت که خوردن نیست. شاد بودن و شاد زندگی اصل ترین لذت زندگیه.‌هم صحبتی با دوستان خوب یکی از بهترین لذت های دنیاست .مدتیه اگه جنگلی جایی میریم دیگه نمیگم چی برداریم بخوریم.‌من فقط به قصد لذت دیدن مناظر و تفریح میرم ولی هنوز شوهرم میگه.‌قبلا خودمم فکر میکردم تفریح مساوی خوردن چیپس و پفک و تخمه و چایی و میوه و وای کباب…..ولی الان نه. سیزده بدر تا باغ خاله همسرم رفته بودیم .اون جمع بدلایلی چون روز تعطیل بود و‌قصابی ها تعطیل فقط بفکر تهیه گوشت و مرغ کبابی بودن وهرکی نظری میداد و من مست صدای اب رودخونه ای بودم که اونحا بود و باد ملایم و هوای عالی. نه دیگه خوردن برام لذتی نداره.‌و این یعنی بودن در مسیر لاغری .و همه اینا رو من مدیون شمام.‌مرسی خدای خوب و مهربونم و متشکرم استاد دانای خودمو حتی الان در بستر بیماری حتی با وجود اصرار آبجی من وایسادم تا ساعت سه و نیم عصر که احساس گرسنکی کردم و سر صدای معدم بلند شد و بعد ناهار خوردم و از کارم لذت بردم.‌خوردن با کنترل نامحسوس ذهن چقد عالیه. و باید اینقد تکرار کنم تا عادتم بشه.‌شما آموزش دادی و من یادش میگیرم و چیزی رو که یاد بگیری محاله فراموش کنی.‌استاد خوبم چند وقتیه به ذوق تردمیل زدن بیدار میشم یا عصر که پسرم میخوابه با ذوق تردمیل میزدم.ولی الان که مریضم دلم برای تردمیلم تنگ شده. منی که اصلا از ورزش بخاطر لاغری متنفر بودم از تغییر رفتار خودم تعجب میکنم.‌ و چقد خوبه این تغییر. تغییر واسه امروز و فردا نیست.‌تغییر دایمیه. باید تا زنده هستیم در مسیر تغییر مثبت باشیم.‌تغییر در مسیر لاغری.‌خدایا گرچه میدونم تو هیچوقت دیر نمیکنی ولی کاش زودتر با استاد و دوره زیباش آشنا میشدم تا بهترین لحظه ها و ساعات زندگیمو در استرس و ترس چاقی نمیگذروندم.تا جوونی و موقعیت های زندگیمو از دست نمیدادم.‌شاید مسیر زندگیم عوض میشد.‌ولی بازم خدا رو شکر. ممنونم که الان اینجام و خدا هیچوقت دیر نمیکنه.‌من در مسیر درستم و بزودی له تناسب و لاغری میرسممنتظر فرستادن عکس لاغریم باشین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/23 00:43
        مدت عضویت: 235 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 355 کلمه

        سلام دوست عزیزم از تغییرات شما بی نهایت خوشحالم

        فقط خواستم راجبه قسمت اخر نوشتتون بگم ک همینطور ک‌ خودتونم گفتین خدا هرگز دیر نمیکنه بس به همین جملتون ایمان داشته باشین قطعا همین زمانی ک با سایت اشنا شدین بهترین زمان بوده

        من از دیدگاه خودم میگم من شاید آدرس سایتو کسی بهم ی سال و‌نیم پیش میداد وارد سایت نمیشدم یا گذری میکردم و اهمیت نمیداد چون زمانش نشده بود چون هنوز کارد ب استخونم نرسیده بود (منظورم ب این نیست ک باید سختیم زیاد میشد تا خدا کمکم کنه ن اصلا ولی هر چیزی وقتی داره ) چون من اون زمان هنوز عقیده داشتم ک میتونم از راه های دیگه ب نتیجه برسم ،راجع ب لاغری من ی سال و‌نیم پیش روش های دیگه ای توی ذهنم بود ک سفت و‌سخت هزینشونم ب جون خریده بودم و یا راجع ب مشکلاتم ک الان دارم با استفاده از فایلای گرانبهای استاد در مسیر شناخت موانع و فرمول هام راجب زندگیم و رابطم استفاده میکنم و نتیجه عااااالی گرفتم قبلا چیزای دیگه رو‌قبول داشتم زور فشار بیرونی دعواو‌تهدید و یا باج دادن خلاصه حتی اونموقع کسی ادرس سایتم بهم میداد من هنوز امادگی استفاده ازشو‌نداشتم‌

        چون‌هنوز اون زمان فقط و‌فقط خدا رو راهنما نمیدونستم و میگفتم خودم بلدم میتونم  در حالی ک تمام وجودم پر از باور شکست بود ؛ بس ایمان داشته باشین ک زمانتون درست بوده بس حسرت گذشته رو نخورین و‌همین الانو در یابین

        و‌ب این فک کنین ک میتونست این هدایت هیچوق اتفاق نیوفته ولی شده افتاده و شما در مسیر قرار گرفتین

        رسیدن ب مقصد در عین اهمیت، اون همه هم فرق نداره چون مسیر ما زیباست مگه از همین الانتون لذت نمیبرین مگه همین الانتون تجربه ارامش و شادی ندارین مقصد یکم شاید لذتش بیشتر باشه ولی طعمش همینه

        همین ارامش همین لذت ب همین اندازه زیبا بس از مسیرت لذت ببر و ی روزی میبینی ک بدون اینکه متوجه شده باشین مقصد رو هم تجربه کردین و دارین لذت میبرین و ایمان دارم ک خیلی زود براتون اتفاق میوفته بس استمرار داشته باشین و ب گذشته و سختیاش فکر نکنین ک باعث حسرتتون بشه

        موفق باشین و ب زودی تصویر شگفتی سازتونو ببینیم 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 23:48
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 641 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
      آیا با رژیم لاغری میتوان لاغر شد🤔 خب تا چه نتیجه ی‌ مد نظرمون باشه اگه توان گرفتن رژیم طاقت فرسا داشته باشی و هدفت فقط چند کیلو کم کردن و یک سایز کم شدن برای مهمونی عید باشه یا عروسی دخترعمه و … بله رژیم لاغری درصدی کارساز میشه
      اما اگه هدف متناسب شدن همیشگی و لذت بردن از خوردن تمام غذا ها و پوشیدن بهترین و خوشکل ترین لباس ها باشه نه رژیم ما رو لاغر نمیکنه که هیچ، بلکه چاق ترم میکنه کاش فقط چاق شدن بود اعصاب خردی و به هم ریختن کل سیستم بدنی و شل شدن پوست و ریزش مو و…هم کادو بهمون میده😔
      چرا تمام رژیم ها با شکست مواجه میشوند🤔
      خب رژیم ها انواع مختلفی دارند و پیش خودتون فکر کردید چرا افراد های مختلفی اینقدر تبلیغ لاغری با انواع قرص و دارو و … می کنند فکر کردید آیا دلشون برای امثال ما سوخته و فکرنجات حال و روز ما هستن 😔نه اونا فقط فکر منافع و کسب درآمد خودشون با برهم زدن سیستم های بدنی ما هست که این منافع اونا نتیجه اش ارمغان کلی عوارض برای ما هست
      خب معلومه شکست میخوریم چون داریم به بدنمون فشار میاریم به جای ریشه یابی و حل کردن مشکل چاقی از ریشه فقط سعی مون براین هست که نتیجه بدست آمده را تغییر بدهیم مثل این هست که به یه درخت آب و کود ندهیم ودرخت ضعیف و رو به خشک شدن برود بعد انتظار داشته باشیم درخت خشک شده محصولات مرغوب به ما بدهد خب معلومه میوه اش رشد نمیکنه چون مهمترین قسمت برای رساندن مواد مغذی به تنه و شاخه درخت ، ریشه هست وقتی ریشه سست شده باشه کم کم بر روی تنه و ساقه و برگ و میوه تاثیر میذاره و باعث متوقف شدن رشد و نابودی اون میشه هر وقت تونستید به یه میوه پلاسیده شده عمر جاودانگی و طراوت و شادابی بدهیم با روش های لاغری تبلیغاتی هم میشه برای همیشه متناسب شد.برای شادابی و طراوت یه میوه باید ابتدا به ریشه درخت مواد مغذی داد و مرحله به مرحله ازش مراقبت کنیم تا میوه خراب نشه وآفت بهش نزنه تا نتیجه دلخواه به ما بدهد .من مطمئنم روش لاغری با ذهن دقیقاشبیه یه باغبونی هست که نهال لاغری در وجود ما نهادینه میکنه و گام به گام منجر به رشد ونمو این نهال لاغری میشه و با تمرین های جذابش آفت ها که همان یاس و نا امیدی و باور های اشتباه هست رو از ما برطرف میکنه و منجر به میوه لاغری که همان متناسب شدن دائمی هست میشه😊
      چاره اینه که کل رژیم های مزخرفی که منجر به اختلال سیستم بدنی ما میشه رو کنار بگذاریم و با خیال راحت و لذت تمام غذاهامون رو میل کنیم و لذت خوردن هیچ غذایی رو از خودمون محروم نکنیم ولی نکته بسیار مهم و ارزشمند این هست کم کم شاخه و برگ های اضافی نهال لاغریمون هرس کنیم اون هم با این تمرین که هر وقت احساس گرسنگی کردیم غذا رو به مقدار نیاز بدنیون بخوریم و هر وقت سیر شدیم دست از غذا خوردن بکشیم با این کار عادت غذایی همه وقت غذا خوردن رو کم کم ترک میکنیم و شیوه صحیح غذا خوردن به موقع یاد میگیریم
      درست مثل کود دادن به درخت میمونه تا هنوزنهال ریشه نزده بهش کود نمیدن چون باعث میشه نهال بسوزه و خشک بشه بلکه میذارن بعد از اینکه نهال یه خرده رشد کرد و به یک مقدار معین شده بهش کود میدهند دقیقا ما هم همین جوری باید به بدنمون برسیم به موقع و به اندازه نیاز😊
      استاد فرمودن یه هفته تمرین کنید ما هم توی ذهنمون یه بذری در نظر بگیریم که قراره باغبون و باعث رشد ونمو اون بشیم حالا بسته به همت خودمون و انتخاب بذرمون داره هرچی کم همت باشیم مطمئنا بذر ساده و بی دردسری انتخاب میکنیم و هرچی با همت 💪باشیم بذرهایی با مراقبت های بیشتر و ثمر دهی عالی انتخاب میکنیم
      پس بسم الله بذرتو انتخاب کن و 💪مراقبش باش 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 22:45
      مدت عضویت: 553 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      رژیم جزء اولین روش هایی هست که اکثر انسان های چاق برای لاغریشون استفاده کردند. چون اولین نسخه ای که دیگران برای لاغر شدن ما پیچیدن، گفتن 2 جمله بود، 1. کم بخور 2. تحرک داشته باش.
      به همین دلیل ما باور کرده بودیم که اگه میخواییم لاغر بشیم باید پایبند این 2 جمله باشیم که کمتر بخوریم و بیشتر تحرک داشته باشیم.
      تقریبا همه افراد چاق واسه یکبارم که شده با رژیم دست و پنجه نرم کردن و کاملا از محدودیت ها و محرومیت هاش (نخوردن ها، کالری شماری ها و…) آگاه هستند.
      من که به شخصه در دوران رژیم کاملا عصبی و پرخاشگر میشدم چون مدام دوست داشتم بخورم و واقعا درک نمیکردم چرا توی دوران رژیم اینقدر حرص و ولع خوردنم زیاد شده، همش احساس ضعف و گرسنگی داشتم، همش نگاهم دنبال غذا بود، همش منتظر تموم شدن دوران رژیم بودم که بتونم راحت تلافی کنم.
      خداروشکر که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم و متوجه شدم که مشکل ما به این دلیل بوده که ذهن و جسم ما همسو نبودند، ذهن ما چون برنامه ریزی اش به سمت چاقی بود، ما رو به خوردن تشویق میکرده، اما جسم ما میخواسته در مقابل دستور خوردن ذهن مقاومت کنه، یه طرف حرص و ولع خوردن یه طرف محدودیت و محرومیت، به همین دلیل ما دچار تنش و درگیری میشدیم، این همسو نبودنه باعث میشد که ما عصبی و پرخاشگر بشیم. اما روش لاغری با ذهن، باورهای اشتباه رو شناسایی میکنه و با فرمول های صحیح جایگزین میکنه و ذهن به آرامش میرسه. وقتی ذهن ما به آرامش برسه، کل وجود ما به آرامش میرسه 😊.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/06 08:14
      مدت عضویت: 659 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      سلام
      روزتون بی نظیر دوستان
      استاد جان نمیدونم بعد شروع مرور دوره و رسیدن به فایل ۵ و ۶ چی تو ذهن من گذشت ولی همش با خودم راجبشکن فک کردم دفترم رو خوندم
      فایل هاشو چندین بار گوش دادم و دیروز تجربه متفاوت و لذت بخشی داشتم
      چند وقت بود حس میکردم نمیتونم
      هیچی دست من نیست
      نمیتونم نخورم
      نمیتونم جلو خودمو بگیرم
      حس بدی داشتم و توجه بهش اونو بیشتر میکرد برام
      تا رسیدم به این فایل ها و گفتم چرا من اینارو یادم رفته من باید هر روز گوش کنم و آگاه باشم
      دیروز بدون برنامه و سناریو قبلی که چی بخور کم بخور …
      صبح صبحانه رو وقتی خوردیم که گشنه بودم جاتون خالی کله پاچه خوردیم و بعدش اصلا فشار شکم نداشتم و خیلی هم حسم خوب بود
      جالب اینجا بود برام که تا گرسنگی بعدی هرچی نجواها میگفت این رو بخور
      ظهر شده اونو بخور
      یه نیروی قوی درونی میگفت نه من گشتم نیست دلم نمیخواد حتی به ناهار دخترم نذاشت ناخنک بزنم با یه حس که ارزشمند باش
      نرو سراغ ته مونده غذا کسی
      و من تا ساعت ۶ که گرسنم شد و خونه دوستی بودیم یک نسکافه و یه کلوچه کوچک و یه لقمه چیز کیک خوردم و یک فنجان چای
      همین
      با اینکه میوه و آجیل فراوان بود بدون تقلا اصلا نخوردم
      بدون اینکه بخام به خودم بگم نخور
      برام خیلی شیرین و لذت بخش بود
      ساعت ۱۱ شب گشنه شدم ضعف معدم شروع شد غذا خوردم سبک و به اندازه
      مهم مهم مهم اینکه حسم خوبه
      حسم خیلی برام ارزشمنده
      حسم همه چیز منه

      انقد بمب باران این شدم که شب سبک بخور زود بخور اصلا نخور ولی دیشب که خوردم با اینکه دیر بود انقد حسم خوب بود چون نیاز بدنم رو به اندازه جواب دادم

      من این چند روز یه چیز دیگه هم فهمیدم از دوره های قبلی که شرکت کرده بودم تیک گرفته بودم که آب بخور
      آب نخوری … ۸ لیوان آب بخور و انقد این چند وقته بدون اینکه خودم هواسم باشه خودم رو تو باتلاق این باور انداخته بودم
      دیروز به خودم گفتم هر موقع دلت خاست آب بخور
      هرچقدر خاستی بخور هر موقع تشنه بودی بخور
      حسم انقد خوب شد
      ذهنم رها شد اصلا ازش
      و یه باری ازش برداشته شد خداروشکر
      بسیار روز بی نظیری بود برام دیروز بدون تقلا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/04 09:38
      مدت عضویت: 659 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      مرور دوره سوم فروردین

      سلام روزتون خوش

      استاد فایل لیاقت و این فایل منو باز از این رو به اون رو کرد

      و خیلی برای باورهای من این دو فایل

      واجب هستن
      و نباید تا نهادینه شدن باورهام ازشون جدا بشم
      باید مدام گوش کنم و مطالب رو بخونم
      من دو ماه پیش این دو مطلب رو گوش دادم و نوشتم خیلی تا مدتی حالم باهاشون خوب بود
      اما یادم رفت
      این ترس از خوردن که ریشش بر میگرده به همون رژیم ها
      که تخریب کردن ذهن ما رو
      داغون کردن ذهن ما رو
      و انقد این ترس خوردن قوی و ریشه آیه که واقعا نمیشه بهش حمله کرد به همین راحتی و باید آروم آروم بهش غلبه کرد
      من چند مدتی که لیز خوردم ترس از خوردن بود که چاق میشی
      بیشتر خوردی چاق میشی
      و حسم از همه مهمتر خوب نبود

      واقعا تو همه چی حسم هست که نتیجه رو رقم میزنه
      چون حسم فرکانس رو ارسال میکنه و با توجه به اون ارسال دریافت جواب از همون جنس میاد
      تو همه چی تو ثروت
      تو روابط
      تو عزت نفس
      هر کاری

      من این مدت واقعا حسم به خودم خوردنم خوب نبود
      امروز اینو فهمیدم من قرار نیست کم بخورم و قرار به جایی برسم به اندازه نیازم بخورم
      و همیشه وقتی حسم از شرایط معدم تو حال خوب باشه بعد خوردن و فشار نباشه
      کاری به اینکه چقدر خوردم نداره
      حسم از اون واکنش بدنم خوب باشه
      اصلا انقد حال خوبی دارم
      اما من در حد نیازم میخوام ولی بعدش بازم میرم ناخنک میزنم موقع جمع کردن
      یک مدت بعد ناهار …
      و هنوز نسبت به مواد غذایی حساسیت هایی که مربی ها تو باشگاه میگفتم رو دارم
      شیرینی چاق میکنه…
      وقتی ترس دارم اصلا مهم نیست چقدر میخورم
      هرچقدر بخورم تاثیر منفی داره

      واقعا این بزرگترین مانع لاغری منه
      ترس از خوردن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/26 23:39
        مدت عضویت: 299 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 63 کلمه

        سلام دوست عزیز ازاین جمله ی شماخیلی لذت بررررررردم که نوشته بودین من قرار نیست کم بخورم قراره به جایی برسم که به اندازه‌ی نیازبخورم خیلی به من حس خوبی منتقل کردازدیدگاه شماازاین جمله خیلی لذت بردم مهم اینه که ماشخصیت متناسبمون روبسازیم .چون یک زندگی جدیدباشخصیتی جدیدازخودم‌ون داریم می‌سازیم واین درماداره آشکارمیشه درنوشتنمون ودرعملکردمون درتمام بخشهای زندگی بازم منتظردیدگاه شماودوستان عزیزم هستم.سپاسگزارم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/29 22:56
      مدت عضویت: 154 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      سلام به استاد خوبم و همراهان عزیز.من این تمرین انجام دادم واقعا حس خوبی به آدم دست میده وقتی احساس گرسنگی میکردم می گفتم پس این گرسنگی چقدر خوبه. و سیری هم همینطور امیدوارم همه این حس خوب تجربه کنن که واقعا هدایت شدن به این مسیر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1399/12/24 00:23
      مدت عضویت: 202 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد مهربان 
      آیا با رژیم میشه لاغر شد ؟ب نظر من میشه لاغر شد ولی نمیشه لاغر موند رژیم یک کلمه غیر قابل تحمله واسه من سالیان ساله ک این کلمه زندگیمون و ب هدر داده وما بارژیم گرفتن به جنگ با درونمون میرفتیم و در آخر هم این ذهن ما بود ک برنده میشد و رژیم همیشه شکست میخورد خدا رو شکر ک دیگه از دست این رژیم گرفتن راحت شدیم همیشه وجودم پر از استرس و دغدغه بود ک جایی میرفتم خدایا غذا چیه پرچرب درستش نکرده باشه صاب خونه یا اینکه میتونم جلوی پر خوری خودم رو بگیرم ک همیشه هم شکست میخوردم و انگار ک دنیا ب آخر رسیده ،خدایا شکرت ک با این سایت آشنا شدم ،این روشی ک استاد گفتن رو من الان چند وقته انجام میدم ترس ندارم از خوردن ولی تو احساس سیری به نظرم خیلی باید کار کنم زیاد موفق نبودام تو تشخیصش همیشه زیاد خوردم یکی دو بار ب اندازه خوردام ان شاالله ک همگی دوستانم در این را موفق بشید دوستون دادم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/22 13:03
      مدت عضویت: 249 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,360 کلمه

      بنام حق❤
      👣 گام 6️⃣ آیا با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟واقعا ممنونم استاد عزیز🙏، چقدر این فایل مثل بقیه فایل ها عالییییییییییی و برای من به موقع بوده، یکی از ❓سوالاتم در طی این چند روز از شما استاد عزیز و دوستان پیشکسوت در این مسیر راجب دریافت پیغام سیری بوده…
      توی این مدت کوتاهی که در مسیر هستم تغییراتی در اشتها و حتی جسمی هم مشاهده کردم اما کمی وسواس شده بودم نسبت به حجم غذایی و استرس گرفته بودم راجب مقدار مصرف مواد غذایی که الان دارم مصرف میکنم
      اول با گوش دادن این فایل خیلی نکات رو یاد گرفتم😊
      رژیم🍱📜
      یک کلمه مخرب و ویرانگر است
      رژیم یعنی محدودیت و محرومیت
      رژیم یعنی احساس شکست
      رژیم یعنی احساس یه مانع
      رژیم یعنی اعتماد به نفس داغون
      رژیم یعنی توهین و بی احترامی به خودت،ذهنت و احساست
      تلفظ و تکرار این کلمه هم حال آدمو بد میکنه و به آدم احساس بدی میده و منم مثل همه ی افراد چاق تجربه تلخ رژیم رو دارم و اصلا خاطرات خوبی ازش ندارم، از وقتی بچه بودم چاق بودم و هزاران بار این کلمه رو از دیگران شنیدم، خیلی چاق شدی،خیلی چاقی،چرا شبها شام میخوری؟ چرا رژیم نمیگیری؟ چرا اینقدر غذا زیاد میخوری؟ چرا اینقدر غذاهای چرب و سرخ کردنی میخوری؟فلان دکتر تغذیه هست بهت معرفی میکنم که رژیم هاش عالیه، فلان برنامه رژیم غذایی هست که عالیه و در ماه فلان قدر کاهش وزن پیدا میکنی و…توی همون بچگی دقیقا یادم نیست چند سالم بود که توسط خانواده به دکتر تغذیه ارجاع داده شدم که علاوه بر یه رژیم سخت گیرانه یه کتابی که خودشون نوشتند هم به پدرم معرفی کردند و گفتند تهیه کنید و پدرم هم تهیه کردند که داخل کتاب هم لیست یه سری غذاهای ممنوعه، تهیه دستور یه سری غذاهای رژیمی، چی بخوریم و چی نخوریم و چقدر بخوریم، لیست کاملی از کالری مواد غذایی و…
      به تعداد سال های سنم من دکتر تغذیه رفتم و انواع رژیم ها رو گرفتم😅🤦‍♀️
      انواع رژیم های دکترهای تغذیه، رژیم کانادایی،رژیم شیر و خرما،رژیم میوه،رژیم خام خواری، رژیم گیاهخواری خواری،رژیم جنرال موتور،رژیم بر اساس طبع و مزاج بدن،رژیم بر اساس کالری شماری و….
      و در تمام این رژیم به صورت نسبی و موقتی کاهش وزن داشتم ولی همیشه برمیگشت، همیشه چشمم دنبال خوراکی بوده، و همیشه دنبال راه فرار و تقلب بودم، همیشه منتظر اون روز آزاد رژیم یا کلا تمام شدن رژیم بودم تا تلافی اون روزها رو در بیارم، هیچوقت چشم و دلم از غذا سیر نبوده….
      و در تمام رژیم هایی که گرفتم با شکست مواجه میشدم چرا
      ⛔ چون در این روش ها و همیشه من میخواستم از طریق کنترل و ایجاد محدودیت برای خودم مصرف غذایی ام رو کاهش بدم و تشخیص احساس سیری و گرسنگی خودم رو گذاشته بودم بر عهده عوامل بیرونی (رژیم و دکتر و خانواده و…)، بخاطر اینکه همیشه از خوردن میترسیدم و ذهن منم دست گذاشته بود روی همین نقطه ضعفم، چون از بچگی برای من مقدار غذا تعیین میشد، برای غذاها درجه ی چاقی تعیین میشد، غذاها طبقه بندی به پرکالری و کم کالری شده بود یا به عبارتی چاق کننده و لاغر کننده، همیشه بین غذاهای بد و بدتر باید یکی رو انتخاب میکردم و میخوردم ، از لحاظ اینکه رژیمی بودند یا دوستشون نداشتم مثلا اهل سالاد نیستم ولی همیشه توی تمام رژیم ها سالاد آزاد و به مقدار دلخواه بود و اینگونه بود که همیشه در تمام رژیم ها در نهایت ناموفق بودم😫

      حالا چاره چیه⁉️🤔
      قدم 1️⃣ رهایی از احساس رژیم و ترس از خوردن و به آرامش رساندن ذهن
      ✅ باید خودمون و ذهن مون رو از رژیم و احساس محدودیت و فشار رها کنیم
      و با خیال راحت و آسوده و بدون ترس و استرس و بلکه با لذت غذا مصرف کنیم در اینصورت کم کم اشتهامون تغییر میکنه، دیگه حرص و ولع خوردن قبل رو نداریم،تمایل مون به غذاها کمتر میشه،دیگه چشممون به ظرف دیگران نیست که اضافه اومد برداریم و بخوریم و…
      چرا❓چون ما فشار رژیم رو از روی ذهن خودمون برداشتیم و ذهن ما اداره امور رو به دست گرفته و ما به صورت ناخودآگاه گرایش مون به خوردن کمتر شده، اول ذهن به آرامش نسبت به مواد غذایی دست پیدا کرد و بعد چون از خوردن لذت برد مقدار مصرف مواد غذایی را کاهش داد و این با رژیم گرفتن تفاوت دارد💯
      قدرت ترس از خوردن در بعضی از ماها ریشه قوی و قدیمی ای داره
      باید یاد بگیریم که خوردن ما رو چاق نمیکنه بلکه اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه.
      ✅ باید بر ترس خوردن خودمون غلبه کنیم
      غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاقی
      غلبه بر این ترس یعنی اعتماد کردن به بدن خودمان
      غلبه بر این ترس یعنی احترام گذاشتن به ذهن خودمان
      غلبه بر این ترس یعنی تشکر کردن از نعمت های خداوند

      قدم 2️⃣ تشخیص احساس سیری و گرسنگی توسط خودمان
      سوال⁉️ آیا ما پیغام سیری و گرسنگی رو دریافت میکنیم یا نه❓ و آیا این دریافت به موقع هست یا بعد از زیاده روی ما دریافت میشود
      پیغام های بدن به دو صورت به ما انتقال داده می شوند
      ↖️ از طریق احساس
      ↙️ از طریق اعصاب
      درک احساس: مثلا وقتی ناراحتیم در بدنمون احساس خستگی و بی حالی میکنیم
      درک اعصاب: وقتی صدمه میبینیم مثلا دستمان رو با چاقو میبریم احساس درد میکنیم که این از طریق تحریک عصبی صورت گرفته
      تمام احساس ها در ابتدا فقط یه احساس هستند ولی اگه همون احساس ادامه پیدا کنه تبدیل به یه واکنش در بدن میشه
      🔚 تبدیل احساس به واکنش در بدن
      احساس سیری یه درک درونی است که باید با توجه و تکرار و تمرین به راحتی تشخیص داده بشه و به آن عمل شود
      معمولا افرادی که اضافه وزن دارند و چاق هستند احساس گرسنگی رو خیلی درک نمیکنند چون همیشه طبق عادت غذایی میخورند،چون زمان های خوردن آنها نزدیک هست و قبل از اینکه اجازه بدهند که گرسنه شوند غذا میخورند و عملا هیچوقت احساس گرسنگی رو درک نمی‌کنند.
      تشخیص احساس سیری و گرسنگی نباید بر اساس عوامل بیرونی تنظیم بشه وگرنه مشکل ساز می شود
      ↖️ برای تشخیص و درک پیغام گرسنگی: باید اجازه
      بدیم احساس گرسنگی در ما تبدیل به یه واکنش مثلا سر و صدای شکم، در بدن ما شود
      ↙️ و برای تشخیص و درک پیغام سیری: هر وقت اون احساس و واکنش گرسنگی برطرف شد دیگه به خوردن ادامه ندهیم،باید بدون توجه به حجم و مقدار غذا خوردن مون و شمردن لقمه های غذامون این تجربه سیری رو درک کنیم

      تمرین بسیار عالییییییییی و مهم گام 6️⃣ 👣
      به مدت حداقل یک هفته اجازه بدید احساس گرسنگی در شما بوجود بیاید آن وقت اقدام به خوردن کنید و وقتی پیغام سیری رو دریافت کردید دست از خوردن بکشید.
      الان با این فایل اینو یاد گرفتم:
      باید بر ترس و استرس و وسواس در خوردنم غلبه کنم، وقتی همش استرس داشته باشن که آیا به اندازه خوردن یا نه؟ این استرس خودش میتونه نتیجه برعکس داشته باشه
      به بدن خودم و ذهن خودم اعتماد کنم و احترام بگذارم
      وقتی من مطمئن هستم مقدار و حجم مواد غذایی ام نسبت به قبل کمتر شده پس باید مطمئن باشم که در مسیر درست متناسب شدن قرار دارم
      و دیگه لقمه هام نشمرم، به حجم غذام اصلا توجه نکنم، و دیگه برای مقداری که دارم مصرف میکنم احساس ترس و استرس نداشته باشم
      مهم نیست که الان دارم به مقدار لازم میخورم یا نه مهم اینه که مطمئن هستم که اشتهام کمتر شده و نسبت به قبل دارم کمتر میخورم و این خودش عالیه 😊
      ✅دیگه سعی میکنم از طریق احساس خودم پیش برم و این رو کنترل کنم
      احساس بهترین میزان میتونه برای من باشه، احساس بهترین راهنما و هدایتگر من برای لاغری میتونه باشه
      واگه یه روز یجوری رفتار کردم یا غذا خوردم که بعدش احساس خوبی نداشتم، اصلا اشکال نداره و خودم رو سرزنش و تنبیه نمیکنم، و عذاب وجدان نمیگیرم و ناراحت نمیشم بلکه سعی میکنم به خودم زمان و فرصت بیشتری بدم و دفعه بعد طوری رفتار کنم که احساس خوب و بهتری داشته باشم….
      من گاهی یه دلنوشته هایی مینویسم و چند روز بعد آشنایی با این سایت و الهام از این سایت و استاد عزیز دلنوشته زیر رو نوشتم که دوست دارم با دوستان به اشتراک بگذارم.
      باور کنید هیچ رژیمی بهتر از رژیم باورها نیست
      اضافه وزنی که ذهن هایمان به دوش می کشد
      به مراتب مخرب تر از اضافه وزنی است که
      بدن هایمان متحمل می شود
      بدون شک تناسب افکار
      هزار برابر زیباتر از تناسب اندام است….
      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمام دوستان🧠💪🫀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/24 00:06
        مدت عضویت: 200 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 60 کلمه

        سلام دوست عزیز و همسیر بسیار از متنتون لذت بردم..عالیییییی بود..و کلی تاثیر گذار بود و کلی نکته برداری کردم .😍🌹مخصوصا از باور کنید هیچ رژیمی بهتر از رژیم باورها نیست
        اضافه وزنی که ذهن هایمان به دوش می کشد
        به مراتب مخرب تر از اضافه وزنی است که
        بدن هایمان متحمل می شود
        بدون شک تناسب افکار
        هزار برابر زیباتر از تناسب اندام است….

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/24 19:44
          مدت عضویت: 249 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 23 کلمه

          ممنون از نگاه زیبا و پر مهرتان دوست عزیز🙏🌹❤
          برای شما و تمامی دوستان هم مسیرم آرزوی موفقیت ومناسب افکار و اندام دائمی دارم🙏🙏🙏🌹🌹🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/01/04 09:11
        مدت عضویت: 659 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        دوست عزیز بسیار لذت بردم و عالی نوشتید و دلنوشته زیباتون هم به جونم نشست
        به امید شگفتی ساز شدن هممون😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/15 16:03
          مدت عضویت: 249 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 23 کلمه

          ممنونم دوست عزیز، نگاه زیبای شما به این نوشته زیبایی بخشیده 🥰❤
          با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1399/12/19 23:37
      مدت عضویت: 175 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 432 کلمه

      بنام ایزد دانا. گام ششم. سلام خدمت همه دوستان واستاد بزگوارمون. من یه هفته پیش این گام رو شروع کردم وگفتم بعد اینکه تمرینش رو انجام دادم دیدگاه بزارم. اول راجب رژیم هایی قبلی بگم. منم مثل بقیه دوستانم بارها برای کاهش وزنم اقدام کردم وتجربه هایی مشابهی با دوستانم دارم هرچی خاطره هست از دوران رژیم همش محدودیت ونه گفتن به نیاز بدن بوده. همش استرس از نتیجه نگرفتن. من همیشه بعد رها کردن رژیم علاوه بر بار ناکامی وسرخوردگی ازشکستم حجمی از عذاب وجدان وخجالت از همسرم هم به دوش می کشیدم چون هربار هزینه ای می کردم وموقتن وزن کم می کردم اون خوشحال می شد ووقتی رها می کردم ناراحت می شد ومن واقعا هیچ تجربه خوبی از رژیم ندارم. همیشه وعده غذاهایی که برای خودم حذف می کردم رو به دلم می دادم ومی گفتم بعد از فلان تاریخ حسابی ازش درست می کنم ومی خورم. همیشه چشمم وذهنم گرسنه بودن. حالا می فهمم چقدر در حق بدنم ظالم کردم. من همیشه مطمعن بودم علت اضافه وزنم در طی این سالها این رژیم ها هست چون تا ول می کردم چیزی اضافه بر قبل به وزنم اضافه می شد. ولی راه درستی هم بلد نبودم تا وارد سایت شدم وحرف های استاد رو شنیدم انگار تشنه شنیدن بودم انگار آبی بودن بر آتش این همه سال سختی. حالا مطمعنم حتی اگه شده مثل لاکپشت ولی روزی به مقصد خواهم رسید چون در مسیر درست هستم. تو این یه هفته تمرین این گام پیغام گرسنگی دریافت می کردم حتی اگه خودم می زاشتم به ضعف شدید برسم تا شام هم تحمل می کردم خیلی احساس خوبی بود بعدش که غذا می خوردم لذت می بروم. خیلی وقتا یا بهتر بگم بیشتز وقتا زباده تر از سیری غذا خوردم ولی احساسم بد نشد همین باعث شد روز بعد بهتر عمل می کردم هنوز تو دریافت پیغام سیری مشکل دارم گاهی کم می خورم وشبها ضعف می کنم گاهی هم زیاده رویی ولی این بار برعکس رژیم های قبل عذاب وجدان نمی گیرم ونمی گم حالا که این وعده خراب شده دیگه دنیا به آخر رسبده وباید همه چیز رو ول کنم برعکس اصلا احساسم بد نمی شه ومی گم فردا جبران می کنم دیر نمی شه وهمین احساس خوب برام خیلی با ارزشه. در چالش اینو نخوردم هم هستم ودر تمرین گام چهارم یاد گرفتم یه تغییر به عادتم بدم وشده حتی یه قاشق از روز قبل کمتر بخورم وبهش تنوع بدم. خدایا تو را سپاس که به موقع دست بندتو می گیری وچراغ راهش می شی ونمی زاری به چاه بیفته ازت ممنونم روز وروزگارتون شاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      adelehreyhani68@gmail.com
      1399/12/15 13:10
      مدت عضویت: 259 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      با سلام خدمت همه دوستان
      واقعا کلمه رژیم آزاردهنده ترین کلمه برای من.. تصورات خیلی بدی رو به خاطرم میاره.. مثل متفاوت بودن از دیگران، که خودش کلی حرف.. مثلا من فکر میکردم(امیدوارم حرفم به کسی برنخوره،این تصورات من بود) آدمای چاق فکر و عقلشون کمتره، نمیتونن یا حق ندارن شاد باشن، حق ندارن خوش لباس باشن، یا اگه رنگ شاد می پوشیدن خیلی پررو بودن، حق زندگی، تحصیلات ، رابطه خوب(مثلا اگه یه خانوم چاق رو میدیدم با یه آقای متناسب و بالعکس، میگفتم که مثلا این خانوم یا پولدار و…) هر مشکلی پیش میومد میگفتم که از چاقی و بخاطر اینه که من رژیم نمیتونم بگیرم.. یک عدم تواناییو در همه زمینه ها خصوصا عقلی و احساسی به یادم میاره… سال ها با همه احساساتم بدون اینکه بدونم منبع کجاست جنگیدم.. خسته شدم از جنگی که هیچ وقت توش برنده نبودم و به مراتب شکست هاش در جسمم و علی الخصوص در ذهن و روحم وحشتناک و غیر قابل جبران بودن.. چرا غیر قابل جبران؟؟ چون لحظه هایی که میتونستم از لباس پوشیدن لذت ببرم، از ورزش کردن کیف کنم داشتم تو ذهنم طوفانی از نظرات دیگران رو مرور میکردم…که الان به من میگن که چرا رژیم نمیگیره.. الانم که میگن رژیم نگیر کالری بشمار… انگار با این کلمه حق بودن و نظر دادن رو ازم میگیرن.. تا ذهن نخواد کاری ممکن نمیشه و وقتی بخواد، ناممکن براش خنده دار میشه.. همه ما بارها تو زندگی بهش رسیدم… خیلی چیزارو به ما گفتن نمیشه و ما انجام دادیم.. و باز هم میتونیم… تمیرین این جلسرو با یاری خداوند انجام میدیم.. به راحتی هم میتونیم.. چون استاد اصلا نگفتن نخور.. فقط گفتن هر وقت پیام گشنگی رو کاملا احساس کردی بخور.. و بعد اون مقدار تعیین نکردن.. پس من به اندازه نیاز و با احساس خوب میخورم… فقط تمرین و تکرار میخواد.. مطمئنم این بهترین راه ممکن صلح با ذهن داریم بهش احترام میزاریم و مطمئنا احترام گذاشتن به ذهن نتیجه قطعی میده.. اوایل ممکن یسری سوالا پیش بیاد یا ندونیم داریم چیکار میکنیم و بهترین کار اینه که به مسیر ادامه بدیم.. ما به یاری خدا و وجود با ارزش استاد عزیزمون به هدف غایی مون می رسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/14 12:48
      مدت عضویت: 668 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      سلام به دوستان عزیز و استاد مهربانم
      گام ششم 1399/12/14
      کلمه رژیم واقعا منو به یاد بدترین لحظات زندگیم میندازه – کلمه رزیم برای من یعنی محدودیت یعنی تو عرضه نداری – تو از پسش بر نمیای
      بارها بخاطر رژیم های مختلف به خودم و بدنم بد و بیراه میگفتم که تو نمیتونی و تو از پسش برنیومدی و تو واقعا توان لاغری رو نداری
      و بی نهایت افسرده و غمگین بودم
      الان با گوش دادن این ویس فهمیدم راه حل من چیه
      خدایا شکرت واقعا استاد ممنونم
      نمونه بارز انجام این گام رو دو روزه که دارم میبینم
      هر وقت گرسنه شدم با لذت و ارامش میخورم و هر وقت احساس سیری کردم دست میکشم
      این یعنی روش درست
      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/14 10:04
      مدت عضویت: 526 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه


      (شرح عالی بر اساس محتوا، عمل کردن به تمرینات و توجه به تغییرات)
      .
      سلام
      رژیم، واقعا کلمه وحشتناکی است برای ما که اضافه وزن داریم
      چون برای لاغر شدن همیشه بهمون میگفتن باید رژیم بگیریم
      از بچگی یادمه بابام همیشه میگفت شبها نباید برنج بخوریم چون چاق کننده هست و هر موقع شب مامان برنج درست میکرد بابا بهش میگفت اینقدر شبها به بچه‌ها برنج نده چاق میشن و خودش با اینکه متناسب بود شبها برنج نمیخورد اگرم میخورد خیلی کم میخورد و من باور کرده بودم که شب برنج بخورم چاق میشم
      و اینکه زمانهایی که برای لاغری اقدام میکردیم اولین کار رژیم گرفتن بود که برنج و نون و ماکارونی رو نباید میخوردیم و واقعا هم نمیخوردیم وزن کم میکردیم ولی بعد از یه مدت دوباره شروع میکردیم به خوردن و دوباره اوضاع مثل قبل میشد و من همیشه ولع خوردن نون و برنج رو داشتم و همراه غذا باید نون میخوردم وگرنه سیر نمیشدم الان میفهمم که این فقط یه باور غلط بود که شکرخدا در حال اصلاح شدن هست .
      یادمه اوایل ازدواجم توی منزل یکی از دوستان شوهرم دعوت بودیم و صاحبخانه سر سفره یادش رفته بود نون بیاره و من دوبار بشقابم رو پر از غذا کردم و خوردم ولی سیر نشدم که شوهرم با تعجب گفت چقدر خوردی گفتم خب نون نیست وبعدش نون آوردن و من کلی خوردم ولی بازم احساس میکردم که سیر نشدم الان میفهمم که شوهرم چقدر خجالت کشیده بابت این رفتار من 🙃
      این فایل رو من ماه پیش هم گوش داده بودم و جالبه از همون روز که شروع کردم تا احساس گرسنگی نکردم چیزی نخورم روز دوم نوبت سونو و دکتر داشتم که خیلی مطب شلوغ بود و من ساعت ۱۱ از خونه رفتم بیرون و ساعت ۵ عصر برگشتم و جالبه که اصلا گرسنه ام نشد اگه مثل قبلا بود همش با خودم درگیر بودم که ای وای ناهار نخوردم الان معده ام درد میگیره الان سردرد میشم وخیلی توهمات دیگه . و اینکه با یادگرفتن این تکنیک ارزشمند استاد من تونستم بعد از سالها ۳ تا روزه توی ماه رجب بگیرم قبلا ماه رمضان رو هم زورکی میگرفتم یا اصلا نمیگرفتم . الان احساس میکنم که یاد گرفتم که احساس سیری رو درک کنم و وقتی سیر میشم دیگه به اضافه غذا کاری ندارم . بعد از یکسال و چند ماه که روی ترازو نرفتم اومدم پالتوی پارسالم رو بپوشم دیدم خیلی گشاد شده وسوسه شدم برم روی ترازو و وقتی عدد ۱۰۰ رو دیدم از خوشحالی اینقدر خندیدم که به جرات میتونم بگم چند ساله از ته دل نخندیده بودم و خوشحالی نکرده بودم چون ۲۲ کیلو کم کردم ولی فوری به خودم نهیب زدم که نباید با دیدن عدد روی ترازو به خودم مغرور بشم هنوز در ابتدای مسیر هستم و باید حواسم به خودم باشه و هر روز سعی کنم بیشتر یاد بگیرم و عدد روی ترازو رو فراموش کنم .بازم ممنون از استاد عزیز که این فایلها رو در اختیارمان قرار میدن .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/14 23:21
        مدت عضویت: 200 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز.تغییراتتون رو بهتون تبریک میگم و خوشحالم ک لباسی رو ک دوسش داشتید رو پوشیدیت…ب امید شگفتی شدنتون تواین مسیر🙏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/21 15:20
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        دوست عزیزم بابت کاهش وزن و تغییرات چشمگیرتون بهتون تبریک میگم👏👏👏👏
        ان شاءالله بزودی جزو یکی از شگفتی سازان میشید🙏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/13 23:23
      مدت عضویت: 609 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      گام‌ ششم

      سلام استاد و دوستانم

      کلمه رژیم برای من بسیار آزار دهنده است و خاطرات بسیار ناراحت کننده ایو برام یادآوری میکنه،از ۱۰ سالگی که مجبورن وارد رژیم شام نخوردن شدم ،متوجه شدم که کلمه رژیم =محدودیته ،بعد از اون اطرافیانم مدام چکم میکردن و توصیه هایی میکردن ،که مثلا برنج ۵ قاشق بیشتر نخور،نون یه کف دست ،شیرینی که اصلا،فست فود که ممنوع وووو

      و وقتی به متخصصین تغذیه مراجعه میکردم اونها هم طبق آموزش هاییکه دیده بودن برام نسخه های سختری مینوشتن و من سالها بخاطر نا آگاهی بازیچه دست اطرافیان بودم،،متنفر بودم از هر چی رژیمه ،خسته بودم از ورزش های سخت و اجباری ،برای من عادی و طبیعی بود که از اول صبح فکر سالاد و غذاهای رژیمی باشم ،همیشه یا در حال نخوردن بودم یا اگر هم میخوردم در حال ترس وعذاب وجدان بودم،

      از بیشتر غذاها میترسیدم و برای خودم ممنوعش کرده بودم با اینکه عاشقشون بودم ،یادمه بعضی از رژیم ها چند روز یک بار یه روز آزاد بودیم و من بیصبرانه منتظر اون روز بودم که تلافی کنم،عقده ای شده بودم ،وای الان که به خودم و زندگیم نگاه میکنم چقدر احساسم‌ خوب میشه،من ۱۵ ماهه هر چیزی دوست داشتم خوردم،رستوران بینهایت رفتم شاید یک روز در میون بیرون از منزل نهار و مخصوصا شام خوردم،قبلا که شام ممنوع بود ،شاید سالاد اجازه داشتم ولی الان هر زمان گرسنه میشم غذا میخورم،احساس آرامشی دارم که هیچ زمان از عمرم تجربه ش نکرده بودم و هر روز که با این سبک زندگی میکنم واحساس رضایت دارم ،اول از خدای خودم تشکر میکنم که منو با استاد آشنا کرد و بعد تو وجود خودم از استاد تشکر میکنم که این متد عالیو خلق کردن

      در مورد احساس سیری و گرسنگی که در دوره ها بصورت کامل یاد گرفتم که وقتی گرسنه هستم غذا مصرف کنم و به محض سیر شدن دست بکشم از خوردن ،متاسفانه من تجربه گرسنگیو زیاد دارم بدلیل رژیم‌های نامناسبی که داشتم و وقتی اسمی از رژیم میاد یاد گرسنگی های طولانی خودم میفتم،،چندین سال پیش ۱۵ روز یه رژیمی گرفتم به اسم پویا کاشانی که بسیار سخت بود ،نهار به نهار اجازه داشتم نصف سینه مرغ آبپز با یه کف دست نون بخورم ،انقدر برام سخت بود که یادمه یه شب بیرون رفته بودم ،تمام تابلوهای مغازه هارو پیتزا میخوندم انگار توهمی شده بودم ،۱۵ روز ۸ کیلو کم کردم ۱۵ روز بعدش که رژیمو رها کردم مجدد ۸ کیلو برگشت،

      تو این ۱۵ ماهی که در دوره هستم هر روز فایل گوش میدم،کامنت میخونم ،خودم مینویسم و در مسیر ساخت نقشه های ذهنی تناسب اندام هستم ،راهم درسته و میدونم به زودی به ساحل لاغری خواهم رسید و استاد و دوستانمو اونجا ملاقات خواهم کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 00:06
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        مرحبا به استمرار و پشتکار و انرژی تون در این مسیر زیبا، به همین دلیل هم هست که جزو یکی از شگفتی سازان شدید و برای ما تازه واردها الگو و نمونه هستید👏👏👏🌹🌹🌹
        با آرزوی تناسب اندام و افکار برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/23 23:40
          مدت عضویت: 609 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          ممنونم سلیمه عزیز
          منم برای بودن دوستان عالی در مسیر رشد و تغییر خوشحالم و مطمینم همگیمون موفقتر خواهیم شد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1399/12/13 01:34
      مدت عضویت: 258 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 428 کلمه

      سلام دوستان عزيز 🌺
      همسرم چند روز گذشته به من گفت اين كاري كه شما انجام ميدين نوعي رژيم غذايي هست و من به فكر فرو رفتم ،يادم اومد من وقتي رژيم ميگرفتم خودم رو از خوردن محروم ميكردم ولي حالا نه،وقتي رژيم بودم حس بدي داشتم ولي الان احساس خوبي دارم ،وقتي رژيم بود دلم ميخواست بخورم ولي سعي ميكردم نخورم ولي حالا هر وقت گرسنه باشم ميخورم ،وقتي رژيم بودم از خوردن ميترسيدم و غذاها رو چاق كننده ميدونستم ولي حالا با آرامش ميخورم چون ميدونم غذاها چاق كننده نيستن ،وقتي رژيم ميگرفتم داشتم روي جسمم كار ميكردم و حالا دارم روي ذهنم كار ميكنم ،وقتي رژيم ميگرفتم از نخوردن عذاب ميكشيدم ولي حالا از نخوردن لذت ميبرم ،وقتي رژيم ميگرفتم مطمئن بودم كه دوباره چاق ميشم ولي حالا ايمان دارم كه متناسب ميشم و متناسب ميمونم ،وقتي رژيم ميگرفتم سرعت تخريب رو بالا ميبردم ولي حالا سرعت تخريب اومده پايين و بدنم داره ترميم ميشه ، براي خودم كاملا واضح شد كه كاري كه من انجام ميدم نوعي رژيم نيست بلكه فرمولهاي ذهنينم رو اصلاح ميكنم و رفتارهاي غذاييم رو درست ميكنم و در نهايت يك انسان متناسب با افكار متناسب ميشم 👏👏👏👏😍😍😍😍البته من با همسرم بحث نكردم و نيازي نديدم كه قانعش كنم كه اين كار رژيم نيست ولي با اين حرف ايشون براي خودم اثبات كردم كه كار من اصلاح رفتارهاي غذايي هست نه رژيم 👌👌👌
      سه روزه كه من دارم اين تمرين عالي رو انجام ميدم ؛روز اول از صبح تا چهار بعد از ظهر چيزي نخوردم و واكنش بدنم سر درد و بي حالي و تمركز پايين بود و من كمي غذا خوردم تا اين واكنشها در من كم شد ،روز اول احساس كردم كه اين تمرين اذيتم ميكنه و خانوم ضد حال گفت ديگه ادامه نده و خودت رو اذيت نكن ، ولي من گفتم كه ادامه ميدم حتما روزاي بعد بهتر ميتونم انجامش بدم و نتيجه خوب بگيرم بنابراين روز دوم ادامه دادم و از صبح تا ساعت دو چيزي نخوردم و زماني كه احساس ضعف كردم كمي غذا خوردم ،جالبه كه احساس ميكردم روزه هستم ،روز سوم صبحانه نخوردم وتا كمي احساس ضعف و بي حالي كردم ،كمي غذا توي پيش دستي ريختم ريختم و قبل از اينكه غذام رو تموم كنم كاملا احساس سيري رو تشخيص دادم و ديگه نتونستم بخورم و خيلي احساس خوبي داشتم انگار به يك موفقيت بزرگ دست پيدا كردم و كلي كيف كردم كه با صبر و ادامه دادن تمرين تونستم به نتيجه خوبي برسم و خيلي برام شيرين بود 😍😍😍
      استاد ممنون ،انشاالله هميشه شاد و سلامت باشين 🌷🌷🌷خداياااا بينهايت سپاسگزارم ❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1399/12/10 00:22
      مدت عضویت: 258 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام دوستان عزيز 🌺
      كلمه رژيم منو به ياد تلاشهاي بي نتيجه ميندازه،منو به ياد محروميت ميندازه ،اين همه تلاش و محروميت و در آخر باز هم چاقي 👌بايد ترس از غذا خوردن رو فراموش كنيم ،با آرامش و لذت غذا بخوريم بايد ياد بگيريم از غذا نترسيم چون اون چيزي كه ما رو چاق ميكنه غذا نيست رفتارهاي نادرست ما بر اساس باورها و فرمولهاي چاق كننده ذهني ماست كه برامون عادت شده ،انسان هاي متناسب هم غذا ميخورن ولي طبق فرمولهاي متناسب كننده ذهني شون بنابراين غذاخوردن چاق كننده نيست و ترس نداره 👌👌 ما بايد فرمولهاي ذهني و رفتارهامون رو اصلاح كنيم ، بايد متوجه گرسنگي و سيري خودمون بشيم ،گرسنگي يه حس دروني هست كه در بدن ايجاد واكنش ميكنه مثل سر و صداي شكم يا ضعف ،ما بايد به مدت يك هفته تمرين داشته باشيم ؛وقتي حس كرديم گرسنه هستيم چيزي نخوريم تا واكنش اين حس رو در بدنمون متوجه بشيم و بعد با لذت و آرامش غذا بخوريم تا زماني كه اين واكنش ها در بدن رفع بشه و ديگه خوردن تموم 👏👏👏
      من آماده انجام اين تمرين و ديدن نتايج عاليش هستم😍😍😍ممنون استاد عزيز 👌👌👌🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1399/12/09 14:27
      مدت عضویت: 656 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم🌹
      گام ششم🌹
      من وقتی لاغر بودم قانون داشت غذا خوردنم و بی خودی غذا نمی خوردم ولی بعد که قانون غذا خوردنم تغییر کرد بخاطر بارداری و حرف اطرافیان دیگه طبیعی نبود و قانون نداشت و هر چیزی که میدیم می خوردم 🌹
      چاقی هم برام طبیعی نبود و مجبور بودم
      رژیم بگیرم و چون رژیم گرفتن سخت بود و طبیعی نبود خیلی زود نفرت می گرفتم و من عادت کرده بودم به پر خوری و برام سخت بود نخوردن و ورزش های سخت انجام دادن پس زود عصبی می شدم و بخاطر محرومیت غذایی خیلی زود خسته و ناامید می شدم و رها می کردم و عزاب وجدان می گرفتم🌹
      بارها و بارها با کلمه رژیم دست و پنجه نرم کرده ام و جنگیده ام و ناامید شدم و شکست خوردم و رها کردم چون طبیعی نبود🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/03 00:33
      مدت عضویت: 646 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 705 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر گام ششم ایا با رژیم میتوان لاغر شد ؟؟؟؟؟؟؟الان امروز دقیقا امروز فهمیدم که هیچ رژیمی هیچ انسان رو لاغر نکرده و اگر هم کرده موقتی بوده در ذهن همه افراد چاق رژیم با لاغر شدن است باور بسیار محکم و قوی عبارت وحشتناک رژیم ترس از نخوردن ترس کم خوردن ریشه بسیار از دلایلی که نمی توان لاغر شد رژیم باعث ناامیدی برای لاغر شدن می شود باور بسیار مهم و تاثیر گذار و مخفی است🙃🙃 بارها و بارها با کلمه رژیم دست و پنجه نرم کرده‌ام و با آن جنگیده ام و اکثر اوقات شکست خورده‌ام بارها تصمیم گرفتم که با رژیم و با سختی و رنج زیاد خودم رو تو محروم کردم از همه چیز و نعمتهای خوبه خداوند رو محدود کردم چه بلایی که سر خودم نیاوردم ولی ذهنم برخلاف میل من چه کارها نمی‌کرد غوغا به پا می گرد برو بخور این مقدار کم است یکم بیشتر بخور حرص و طمع به غذاها منو دیوونه می کرد حس تمام شدن آنها نرسیدن بهمن منو وسواس می‌کرد باحالی که من سیر سیر هستم ولی فرمول ها بهمن فشار عصبی وارد می کنند واقعاً وقتی من سیر هستم ولی چشمم هیچ وقت سیر نمی شود و بعد عذاب وجدان بعد از پرخوری زیاد منو دیوونه میکرد و هر بار که رژیم رو من رها میکردم در واقع داشتم اراده و تصمیم خودم را میشکوندم وقتی بارها تصمیم خودم را می شکستم و زیر پا می گذاشتم تبدیل به فردی ضعیف و سست اراده میشدم و قربانی فرمولهای چاق کننده و تاثیر مخرب رژیم منرو داغون میکرد رژیم به معنای واقعی یعنی وحشت احساس شکست احساس مواجه شدن با یک دیوار بتنی ۱ مانع یک حریف قدرتمند که مارو محکم روی زمین له میکنه تفاوت رفتار صحیح غذایی و رژیم گرفتن رو باید خیلی توجه کنیم نباید از غذاها به ترسیم و باید به مقدار نیاز بدن و بالا لذت و به راحتی مصرف کنیم رهایی از احساس رژیم خیلی لذت بخش هست💗💗💗 من واقعاً با این فایل استاد فهمیدم رژیم یک تله بسیار محکم و قدرتمند ذهن من است و من باید بپذیرم که غذای مصرفی من بیشتر از حد نیاز بوده و من نباید تصمیم بگیرم غذای خودم رو کم کنم باید ذهنم این تصمیم رو بگیره در این صورت تغییرات در من ماندگار میشه و از آنجایی که ذهن ما انسان ها راحت طلب است سعی در منصرف کردن ما دارد و از تصمیم و مسیری که در پیش رو گرفتیم تلاش خود را می کند که ما را بازگرداند😄😄😄 و مهمترین نقطه ضعف ما چاق ها ترس از خوردن و سال ها است که از طریق محیط جامعه خانواده وحشت زده هستیم وحشت بسیار زیاد نسبت به خوردن داریم چقدر زود باور می‌کنیم چقدر زود همه چیز رو بدون دلیل و مدرک باور کردیم نسبت به همه مواد غذایی وحشت داریم آلرژی داریم میترسیم حتی با نگاه کردن به مواد غذایی حتی آب خوردن این چقدر باور مسخره هست در ذهن ما چاق ها خوردن برابر با چاقی ثانیه هست الان فهمیدم که خوردن من رو چاق نمیکنه بلکه بد خوردن و اشتباه خوردن من را چاق میکنه و کلی دلیل دیگه که غذاها برای من و افراد متناسب یک جور عمل میکنه و ما چاق ها به دلیل فرمول های اشتباه و ترس از خوردن تاثیر چاق کنندگی داره من واقعا سعی کردم یک هفته حرف های استاد را اجرا کنند ولی در بعضی از مواقع نمیتونستم قاطی میکردم ولی دوباره به خودم میگفتم من یک شبه چاق نشدم که بخوام یک شبه لاغر بشم و امکان داره خطا کنم باید آرام و آرام بروم چند روز به دلیل مسافرت از گروه جدا شدم ولی فکرم و ذهنم درگیر حرفهای استاد بود هر لحظه هر حرف ش توی ذهنم یک جرقه میزد و با گوش دادن به فایل هاش سعی می کردم حرف های گفته شده را انجام بدم ولی بعضی مواقع نمیشد واقعاً خدا را شکر می کنم که دوباره به مسیر برگشتم و واقعاً مسیر خیلی لغزنده است باید مواظب باشم و بیشتر و بیشتر سعی و تلاش کنم و ذهنم را متمرکز کنم خدا را شکر می کنم استاد مهربان از شما بسیار تشکر می کنم و خدا رو سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم پیش به سوی هدف

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/20 08:52
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,568 کلمه

      باسلام اولین فوت کوزه گری راه لاغر شدن بطورصریح وواضح رونشون دادیم چقدر حس خوبی بهم دست داد وواقعا سردرگمی ها وسوالات مبهم رو روشن کرد چون دردوره رایگان بصورت کلیدی مطالب رو بیان کرده بودید بااینکه مطمئن شدم بهترین راه رسیدن به لاغری از طریق ذهن هست اما در قسمت فایلهای رایگان; نظم وترتیب واصول اساسی راه کارها ومرحله تمرینات عملی به این روشنی نبودوهمینطور فایلهای صبحگاهی که شگفتی سازان از ان یاد می کردند وهروقت شگفتی سازان که دوره را خرید کرده بودند رو میدیدم خیلی امیدی به رسیدن به لاغری به این زودیها; رو نداشتم ودچاد سردرگمی بودم چون میدونستم ممکنه دردوره رایگان خیلی اتفاق جالبی برای تناسب شدنم نیو فته چون مطالب وراه کارهای اصل; ونوع عملکرد وروشهای پذیرش راحت تر ذهن وارام شدنش همراه فوت کوزه گریها ش در فایلهای هزینه دار هست و; البته می فهمیدم که بسیار منطقی وعادلانه وانصافا حق مطلب هم همین هست .وچون نمی تونستم هزینه رو تهیه کنم ته دلم امیدوار نبودم وخیلی با شوق حرکت نمی کردم بخصوص وقتی عکسها ونوشته های شگفتی سازان را میدیدم ومی خوندم که چقدر خوشحالند وتجربه های عالی درزمان کمی بدست اوردند .ازخدامتشکرم که درذهن شما گذاشتن این دوره که نمادی ازدوره هزینه داراست رو برایمون گذاشتید واز شما برای زحمت تهیه این فایل بخاطر توجه وعلاقه تان برای درمسیر سلامتی وارامش وتناسب اندام گرفتن هرچه بیشتر افراد چاق بسیار کرده بودسپاسگزارم ⚘;در این مسیر بعد ازبه ارامش رسیدن ذهن وشناسایی عادتهای غلط واگاهی به رفتار صحیح برای جایگزین کردن عادات وباورهای صحیح به جای باورهای غلط استفاده از این راهکارهای درست مرحله به مرحله موًثر ترین راه رسیدن به تناسب هست .منکه با گوش کردن به این فایلتون باور کنید عجیب راحت شدم که بالاخره راه کارهای اصلی رادیدم وحالا با اطمینان بهتر وسریعتر وراحت تر واسانتر ادامه میدم .از اول شروع گام اول بخاطر ذوق وشوق این دوره در; دو روز اول بدون اینکه کاری کنم اصلا گرسنه نشدن واخرشب درواقع به زور غذا خوردم شاید تلقین این مطلب; بوده که بالاخره ناجی رسید وراه کارهای اصلی پیش اومد .
      کلمه رژیم برام خوشایند بود چون برایم یک راه تناسب اندام
      ; بود ووقتی رژیم داشتم حداقل تا دوسا ل تناسبم حفظ می شد وچون من رژیمم از برنامه خاصی نبود فقط به دلخواه خودم نمی خوردم برام خیلی سخت نبود بخصوص چون در روزهای خاص دینی روزه بودم تقریبا یک عادت بود ولی از انجا کلمه رژیم سخت می شد که بعد از زحمت کشیدن دوباره بدون اینکه متوجه بشم به حال اول وگاهی با اضافه وزن بر می گشتم واین حالت کلمه رژیم را در ذهنم خیلی سخت وزجراور معرفی میکرد البته محدودیت ومحرومیت غذایی که دررژیم گرفتن; برایم راحت به نظر می رسید الان دیگر ناراحت کننده بود چون نتیجه ای نداشت . رژیم گرفتن ومحدودیت ومحروم بودن از خوردن رامسئول بازگشت به حالت اولیه نمی دانستم بلکه عوامل بیرونی را مقصر می دانستم ومتوجه نبودم که رژیم گرفتنم برای وزن کم کردنم به قیمت حسرت نخوردن وحرص وولع داشتن در خوردن که همان ترس از خوردن است را درمن به شکل رژیم گرفتن ونخوردن خودش رانشان داده است⚘
      کلمه رژیم تاثیر بسیار عمیقی در ذهن ما گذاشته وبرای کم رنگ کردن وتغییر این ردپای قوی ورهایی از فشار ناشی از تاثیرات کلمه رژیم باید انرژی زیاد به وسیله انجام تمرینات برای رسیدن به رفتار صحیح درجهت; لاغر شدن وبا توجه ودقت به; اعتمادواطمینان داشتن که تغییرات انجام می شود باید باشد کلمه رژیم همان باورها والگوهای گول زننده وتشویق کننده به سمت چاقی است; .کلمه رژیم باعث مقاومت بیشتر ما برای زود سیر شدن ودرنهایت بیشتر شدن اشتها در اثر; داشتن دید محدودیت ومحرومیت نسبت به غذا وحرص و ولع وحسرت خوردن ونخوردن را دربر دارد.کلمه رژیم برایمان یاداور بحران و زجر وفشارهای روحی وجسمی واسیبهای ناشی از ان درذهن ماست .رژیم کلمه ترسناک برای تخریب ذهن هست برای صادر کردن مجوز راحت تر واسان تر درجهت چاقی حرکت کردن .متاسفانه کلمه رژیم در ذهنمان انقدرمحکم ریشه کرده فکر میکنیم رژیم گرفتن حتما مساوی لاغر شدن است وخوردن برابربا چاقی است .
      قطعا این باور غلط است نتیجه رژیم گرفتن خود وافراد زیادی را دیده ایم که مدتی اثر گذار ولاغر کننده بوده وبعد از مدتی یا برگشت به وزن وحالت اولیه رادارد ویا ازدیاد وزن علت رژیم گرفتن ما ترس از خوردن و اشنا نبودن با چگونگی رفتار صحیح غذایی وخوردن; ماست.ماباید; دهنمان را از رژیم گرفتن واثرات منفی ان جدا کنیم ورفتار صحیح غذایی را جایگزین کنیم که برای اینکار باید ابتدا ارامش ذهن را نسبت به خوردن با پیدا کردن روش صحیح خوردن به ذهن برگردانیم وبرای این کار باید ترس از خوردن را برداریم وبا درست خوردن احساس ارامش برای خوردن را به ذهن برگردانیم .وقتی ترس و فشار زجروحسرت نخوردن وحرص وولع خوردن را با نگرفتن رژیم وحذف کلمه رژیم از ذهن با روشهای مورد قبول ذهن برداریم ان وقت است که ذهن خالی از ترس ونگرانی غذا خوردن میشود وبعد میتوان اصول درست خوردن را با اگاهی وروشهای درست وارد ذهن کرد. عادات ورفتارهای نادرست غذایی مثل کم خوردن وخاص خوردن ومحروم ومحدودکردن خود از مواد غذای; باعث عدم داشتن احساس خوب خوردن درما می شود.برای احترام به بدن وذهن خود وشکر گزاری از نعمات خدا باید خورد وبه اندازه وبه موقع گرسنگی وبا لذت واحساس خوب وبدون توجه به چاقی خورد وترس از خوردن راکنارگذاشت;⚘ غذا باعث چاقی ما نیست بلکه چگونگی رفتار ما با غذا ما را چاق می کند رفتارهایی از قبیل زیاد خوردن بعد از سیر شدن باز هم خوردن اصلا احساس گرسنگی نکرد ن وخوردن پشت سرهم
      درواقع ارامش ذهن برای صحیح خوردن خود رژیم است زیرا نتیجه اش لاغری می باشد.یعنی وقتی چاق شدیم با شور واشتیاق ولذت باحجم زیاد دردفعات زیاد غذا خوردیم وذهن لذت این خوردن را چشیده وقتی ما می خواهیم رژیم بگیریم ونخوریم درواقع داریم لذت خوردنی که ذهن خاطره شیرینی از ان رادارد راازا او بگیریم قطعا ذهن راحت طلب واسان خور این سختی محرو شدن از خوردن را نمی پدیرد ومقاومت می کند برای همین رژیم گرفتن برایمان سخت است .چون ذهن مرکز ایجاد رفتارها وعادات ماهست پس هر تغییری باید بارضایت ذهن باشد برای لاغر ومتناسب شدن هم باید تغییر در عادات غذایی و ایجادرفتار صحیح خوردن از ذهن اغاز شود. برای غلبه برترس خوردن باید ذهن را باخوردن به موقع که همان گرسنه شدن وخوردن به هنگام گرسنگی است ارام کرد وبرای اینکه عادات غذایی صحیح رو به اون نشون بدیم باید به هنگام سیری دست از خوردن برداشت نه به حد خفگی خور د تا به ارامی وکم کم ذهن بتواند بپذیرد حسرت وحرص وولع نداشته باشد چون مطمئن شده که دیگر محدودیت ومحرومیت ندارد ومیتواند بخور د وانوقت قدرت به موقع فرمان خوردن درموقع گرسنگی وبه اندازه خور ن ودست کشیدن بعد از سیر شدن رابه اسانی ولذت واحساس خوب خوردن به ما می دهد. پس چه موقع بخوریم زمانیکه گرسنه می شویم .خوب حالا نشانه گرسنه شدن چیست ؟برای دریافت احساس گرسنگی باید واکنش درونی بدن نسبت به احساس گرسنگی را که همان واکنش شکم ومعده یعنی شنیدن صدای قارو قور شکم یا احساس ضعف شکم یا مور مور شدن دستها را تشخیص دهیم انوقت میتوان خورد البته برای اینکه نتیجه بهتری بگیریم بهتره که به محض احساس گرسنگس فوری غذا نخوریم کمی تامل کنیم تا اثار واکنش درونی شکم ظاهر شود بعدهرغذایی که دوست داریم بدون فکر کردن به داشتن کالری ویا اثر چاق کنندگی ان به میزان لازم وبا احساس خوب وبا ارامش بخوریم .میزان لازم یعنی تا حد سیری خوردن .حدسیری خوردن یعنی بخور تا دیگه واکنش درونی شکم از بین رود .البته درابتدای انجام این رفتار صحیح غذایی چون ذهن عادت نکرده باید خودمان به علامت سیر شدن توجه کنیم اما به مرور زمان وبا تکرار رفتارهای صحیح ذهن به این رفتار جدید عادت کرده وشما را ازسیر شدن اگاه می کند .برای اینکه ذهن ارام ارام سیری رابپدیرد باید حواسمون باشه که توجه کرد که نباید لقمه هارو بشماریم یا توجه به مقدار خوردن داشته باشیم چون این حرکت ما یعنی کنترل خوردن و بازهم توجه ذهن به چاقی. 🌻
      چون احساس سیری یک درک درونی است باید با تکرار وتمرین رفتار درست غذایی در ذهن تشخیص داده شود وبطور خودکار بعد از سیرشدن دیگر نخورد .رسیدن به نتیجه زمانی صورت میگیرد که ذهن به ارامش رسیده باشد واگر به ارامش برسد بطور خودکارمیزان خوردن وموقع خوردن را اعلام میکند وبه موقع فرمان گرسنگی وسیری می دهد افراد متناسب دارای همین ویژگی هستند که بعد از سیری حتی یک قاشق بیشتر نمی توانند بخورند. الان دو روزه که موقعی که واقعا گرسنه شدم وواکنش درونی ظاهر شده غذا خوردم واز غذایی که دوست داشتم با لذت وبدون ترس خوردم وهنوز خیلی سیر نبودم که به دلخواه دست از خوردن برداشتم چون هنوز پیام سیری را متوجه نشدم خوب بود اذیت نشدم ولی چند ساعت بعد کمی گرسنه شدم ولی با حال خوب نخوردم ببینم چی میشه تا ساعت بعد ازظهر باز غذا رو با لذت وارامش وحال خوب خوردم و قبل از سیر شدن که هنوز کمی گرسنگی را احساس میکردم با میل ورغبت خودم نخوردم واحساس بد حسرت وولع غذا را نداشت .البته به میل خودم نه به فرمان مغز ریزه خواری نکردم .ببینیم تا هفته دیگه چی میشه .تمرین خوب وبا حال ومورد اطمینانی بود که با رضایت وشادی وحال خوب انجام دادم حتما نتیجه خوبی داره.باردیگر از خدا بابت همه چیز واز شما استاد وانسان گرامی بابت به اشتراک گزاردن نتیجه اگاهیها وتجربیاتتان دراختیار ما برای حل مشکل اضافه وزن ورسیدن به ارامش ما و زحمت تهیه دوره بسیار قدر دانی میکم نگاه خدا هر لحظه در زندگیتان🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 14:38
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 342 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود دوست عزیز و لذت بردم👌👌👌👏👏👏🌹🌹
        اول اینکه منم مثل شما فکر میکردم با دوره های رایگان نمیتونم لاغر بشم و به نتیجه دلخواه ام برسم و حتما باید دوره های هزینه دار رو تهیه کنم تا به نتیجه مورد نظرم برسم، این غیر قابل انکار هست که دوره های هزینه دار خیلی منسجم و بهتر و پیشرفته تر و فایل ها و تمرینات بیشتر و عملی تر دارد و استاد عزیز زحمات فراوانی بابت آن متحمل شدند، اما این تصور و باور من راجب این دوره های رایگان خودش یه جور مانع ذهنی و مقاومت ذهنی برای رسیدن به لاغری هست که چون الان نمیتونم دوره های هزینه دار رو دریافت کنم پس این دوره های رایگان هم پاسخ منو نخواهند داد و به نتیجه دلخواه نمیرسم، در صورتیکه این فقط بهونه و مانع ذهنی من هست که بخواد منو از مسیر اصلی خارج کنه، درسته که مسیر اون دوستان آسفالت هست و خیلی راحتر و سریع تر میتونن حرکت کنند و من در مسیر خاکی هستم و سرعت کمتر و سختی و زحمت بیشتری باید بکشم اما مهم اینه که مسیر من درست انتخاب شده و مطمئنم مسیرم درسته و بالاخره و یه روزی به مقصدم میرسم…
        دقیقا درسته دوست من، رژیم برای منم همیشه حرص و ولع خوردن رو زیاد میکرده، و هیچوقت با لذت و خیال راحت و آسوده و بدون ترس و استرس غذا نمیخوردیم… ما درک پیغام سیری و گرسنگی رو یاد نگرفتیم و تجربه نکردیم و الان زمان این رسیده که با راهنمایی و فایل های استاد و انجام و عمل کردن به تمرین ها و تکرار و تمرین و مداومت و استمرار اینو یاد بگیریم و نتیجه اون هم به صورت ناخودآگاه توی جسممون نشون داده میشه…
        دیگه وقت و نوبت این رسید که تمام عوامل تعیین کننده بیرونی رو بریزیم دور و به ندای دورن خودمون گوش کنیم، به بدن خودمون و به ذهن خودمون و احساس خودمون اعتماد کنیم و احترام بگذاریم
        اینجاست که شاعر میگه:
        بیرون ز تو نیست هر آنچه که خواهی تویی
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1399/12/23 01:40
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 45 کلمه

          سلام دوست عزیز
          مسیر فایل های رایگان را با دوره های آموزشی مقایسه نکنید با تقلا کردن های بی نهایت آدم که دنبال لاغر شدن به روش های مختلف هستند مقایسه کنید
          در این صورت فایل های رایگان یک آزادراه لاغری برای شما محسوب خواهد شد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/12/23 01:52
            مدت عضویت: 249 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 97 کلمه

            جسارت بنده رو ببخشید استاد جان🙏
            بیشتر منظور من این بوده که اگه الان بنده یا این دوست عزیز یا افرادی مثل بنده هزینه پرداخت دوره های اصلی رو ندارند نباید این تصور رو بکنند که با این دوره های رایگان به هدف شون نمی رسند که این فکر و تصور یه مانع برای رسیدن به هدف محسوب میشه، با همین دوره های رایگان ارزشمند هم میشه به هدف رسید
            روش لاغری با ذهن که اصلا قابل مقایسه با روش های مختلف لاغری دیگه نیست، چون توی اون روش های ما هیچوقت به مقصد نرسیدم و قرار نیست برسیم…

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 22:07
      مدت عضویت: 350 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      سلام استاد گرانقدر ،من از کلمه رژیم احساس بدی بهم دست میده احساس محدودیت ،احساس محرومیت از تمامی نعماتی که خداوند متعال برای همه بندگانش آفریده ممنونم از شما که این مانع مخفی رو برای ما آشکار کردید و پرده از اون برداشتید من همیشه از خوردن ترس دارم همیشه فکر میکنم بیشتر غذا خوردم حتی اگر مقدار غذا کم باشه توی خانواده همه اعضای خانواده میگن مامان غذای شما اندازه غذای یک بچه است از همه کمتر می خورم ولی از همه چاق تر هستم امروز سعی کردم آرام و با لذت بخورم یاد شما افتادم توی همه لایو های اینستا چنان شما با لذت غذا می خورین که برای من جای تعجب بود که چرا شما با اینکه از همه مواد غذایی مصرف میکنید چرا متناسب هستید امروز اولین روز توی عمرم بود که با لذت واقعی و بدون ترس غذا خوردم و احساسی رو تجربه کردم که اولین بار بود و همونجا خدا رو شکر کردم و چنان احساس سیری کردم که خیلی لذت بخش بود و تصمیم دارم که این تمرین طلایی رو که شما رایگان در اختیار ما گذاشتید با جان و دل و با عشق انجام بدم و از شما استاد مهربانی ها ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/17 00:58
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی🌹
      جلسه ششم و آموزش واژه رژیم و آثار وتبعاتش
      راسیتش من مثل دوستان تجربه ای ندارم😔و دنیای خورد و خوراک من با رژیم بیگانه هست 😂 یعنی هیچ وقت رژیم نگرفتم 😊 نمیدونم حالا باید خوشحال باشم یا ناراحت🤔
      ولی خودمونیم واقعاااا این کلمه رژیم خیلی حال خراب کن هستاااا
      امروز استاد از احساس درونی گفت و واکنش های اون خب حالا این احساس درونی و واکنش ها با رژیم چطوری میشه🤔
      رژیمی که روح و روان تو‌درگیر میکنه و اونو بازیچه دست خودش میکنه و باعث میشه باور کنی بی اراده هستی و تنبل ، اعصابت خرد میشه که چرا من باید اینقدر زجر بکشم و چرا من چاق آفریده شدم و چرا مردم خیلی راحت با دل خوش بهترین غذا ها رو میخورن و من باید با حسرت به خوراکی ها نگاه بکنم و نخورم و فقط‌ زندگی‌رو به کام خودت تلخ بکنم و خجالت زده باشم به خاطر داشتن این اندام زشت که مدام خودتو زیر ذربین اطرافیانت میبینی وحسرت رفتن به جاهایی که دوس داری و پوشیدن لباس های خوشکل و شاد به دلت میمونه تازه اینا که تنها نیست فکر و خیال تجویز دکتراهای فامیل هم هست که الحمدالله همشون دکترای رژیم هستن که حسابی روی اعصابت رژه میرن که فلان دارو بخور برا لاغری خوبه فلان غذا نخور که چاق میشی و ورزش کن و کم بخور آخرشم بعد از این همه کلنجار ذهنت میگه اصلا تو جمع نرم بهتره باز حالت گرفته میشه و تنها میمونی فشارخون بالا تب شدید و ضعف و بیحالی و صدای قارو قور شکمت که داد میزنه من غذا میخام حالا دیگه از این بدتر نمیشه بری سر یخچال و غذا های خوشمزه ای که ازشون محروم شدی به خاطر رژیم هم بهت چشمک بزنن 🤤 اونوقت دو دل میشی یه حالی داری🤪 ندای درونت میگه نخور چاق میشی تو الان توی رژیمی فقط کاهو کلم و سالاد گیاه خواری و تکه های کف دستی نون و ۶تا قاشق تو برنامه ات هست اما واکنشت چیه 🤔 دستت میره سمت غذا و یه ناخونکی میزنی و میخوری با ترسم میخوری چرا چون ۱۰۰ تا کالری اضاف شد🤪 باز یه ناخونکی دیگه و۱۰۰تا دیگه 🤪 این ترس خوردنه خودش ویرانگر تره تا خود خوراکه
      حیف روزهایی که ۱۰۰‌تا ۱۰۰‌کالری شمردیم و الکی به بطلان گذشت
      حالا بیایم تلافی‌کنیم و جبران اون روزها بکنیم و حرف‌ استاد دلسوز و مهربون مون رو اجرا کنیم قشنگ باخیال راحت و به اندازه و به‌موقع از خوراکی های خوشمزه استفاده کنیم و از خوردنشون لذت ببریم و بیخیال فکر و خیال های حال بد کن‌ باشیم😊خواستن توانستن است 😊ایام به کامتون خوش🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/15 12:06
      مدت عضویت: 368 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 540 کلمه

      سلام به استاد محترم و دوستان همرا.
      گام ششم:آیا با رزیم لاغری می توان لاغر شد-تا یادم می اید که مدتی است از رژیم خبری نیست و من همچنان متناسب و متناسبتر می شوم فوق العاده خوشحالم و اصلا به رژیم و تبلیغات کاری ندارم.و کلا از زندگی من بیرون رفته اند. وقتی با فرمول های درست آشنا شدم بر من اثبات شده که رژیم باعث لاغری نمی شه .تغییرات زیادی در من ایجاد شده مثلا خوردن چایی بجای هر روز که فراوان چایی می خوردم بدون هیچ سختی تبدیل شده به یک وعده در هفته -نترسیدن از خوردن غذا-موقعی که احساس گرسنگی دارم غذا می خورم-سه وعده غذایی که رسم و عادت تمام خانواده هاست دیگر نیست بستگی دارد که کی گرسنه باشم -یعنی خودم تعیین می کنم غذا را نه اینکه غذا برام تعیین کند وبه من بگوید صبح است باید صبحانه بخورید با بگوید ظهر شد وقت ناهار و همچین بگوید شب شد شام بخور ودر بین تعیین کند میوه و تنقلات دیگه از این خبرها نیست چون خودم غذا خوردن -و چه موقع خوردن- و چگونه خوردن- را تعیین می کنم ابن ها خیلی تغییرات عظیمی هستند که در من بوجود آمده‌اند و توی این هفته با فرمولی که استاد راهنمایی کردند که همراه واکنش به سمت غذا خوردن بروی متوجه تغییر دیگری شدم که در طول شبانه روز یک وعده غذای اصلی خوردم بدون هیچ رنج و ناراحتی چون رژیم نبود چون می دونستم هر لحظه گرسنه باشم نه محروم و نه محدود هستم بالکه بر عکس رها و آزاد هستم و همی احساس خیلی لذت دارد و متوجه شدم که از قبل کمتر هم می خورم از جایی که گاهی وقتها از بیرون غذا می گیریم اتفاقا تو این هفته یک بار از بیرون غذا گرفتیم و نکته جالب اینجاست که همیشه برای من و همسر یک غذا کافی است که باهم می خوریم با هم نصف می کنیم و واقعا هم سیر می شویم اما این هفته همون نصف غذا را هم کامل نخوردم که شوهر تعجب کرد و گفت چرا نمی خوری و من گفتم نمی تونم و شوهر خودش غذای من را تموم کرد این هم یک تغییر جدید با یک احساس خوب .تغییر دیگه ای که تو این هفته داشتم چون تمرکز داشتم به واکنش شکمم اگر بی اختیار دستم می رفت سمت یک خوردنی خیلی سریع ذهنم نجوا می داد چرا دوست داری بخوری آیا گرسنه ایی آیا شکلش تو را وسوسه کرده آیا بوی خوبی دارد و با این نجواهای ذهنی بی اختیار می کشیدم کنار و متوجه شدم که این فقط یک عادت است که گاهی وقتها بی اختیار دستت می رود سوی یک خوراکی و این عامل بیرونی است و اونون نجواه که به من هشدار داد احساس درونی است .و تمام این هفته من به واکنش شکمم توجه داشتم و وقتی گرسنه می شدم بلافاصله سوی غذا نمی رفتم منتظر واکنش بودم که همون سر و صدای شکم و گاهی نجوای ذهنی می گفت تو که رژیم نیستی ولی مثل رژیم عمل می کنید که یادم اومد استاد گفتند گول این نجوای ذهنی را نخورید فقط منتظر واکنش باشید .تمرین بسیار مفید و اموزند بود ممنونم استاد انشالا که همیشه خوب و سلامت و سرشار از انرژی و سعادت بیکران باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/14 18:44
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 734 کلمه

      تمرین گام ۶

      دوستی که با تمام تلاشش وتمرین وتکرار دوره چرا لاغر نشده بود ؟
      باور مخفی که در ذهن این دوست وجود داشت با کنکاش استاد کشف شد واین باور مخفی کلمه رژیم بود ورژیم برای هر شخص بازگو کننده احساس بد وخاطرات سخت است بارها در زندگی رژیم گرفتیم ادامه دادیم ولی دست آخر خسته میشدیم ورژیم را میشکستیم ودر واقع اراده خودمون را میشکستیم وآخر سر احساس ناتوانی در لاغر شدن را داشتیم چون از غذاها میترسیدیم وفکر میکردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند بنابراین به رژیم پناه میبردیم در صورتیکه غذا ها مارا چاق نمیکنند بلکه این رفتار ما با غذا است که مارا چاق میکند وقتی رژیم میگیریم اولش خیلی شارژیم واحساس خوب داریم اراده قوی داریم میگیم تا آخرش میرم ونتیجه میگیرم اما بعد از مدتی خسته میشیم ورژیم حکم شکنجه برای ما محسوب میشه چون موافقت ذهن را نگرفتیم وذهن هیچ نقشه ایی برای کم کردن وزن ما نداره بنابراین جنگ بین ذهن و تحت فشار گذاشتن جسم بوجود میاید پس از مدتی نیمه کاره رژیم را رها میکنیم حالا تبدیل شدیم به یک آدم پرخاشگر یا کم طاقت دیگه اهمیتی به چاقتر شدن نمیدیم میگیم هرچی میخواد بزار بشه وهمین باعث برگشت وزن به حالت قبل ویا حتی بدتر از قبل میشه واین خاطرات در ذهن ما بصورت یک باور نگهبان باقی میماند ومانع از روند لاغرشدن میشود وقتی وارد دوره لاغری با ذهن میشویم با شروع دوره اول به آرامش ذهنی میرسیم بعد ترس از غذا خوردن را فراموش میکنیم یاد میگیریم که غذا خوردن ترسی نداره فقط باید آشغال به بدن امان نرسانیم وبیشتر از حد نیاز امون نخوریم چاقی ما بخاطر رفتار وعادات اشتباه غذایی است در این دوره رفتار وعادت های درست را یاد میگیریم وبه صورت درست غذا میخوریم خود بخود ذهن ما تصمیم میگیرد که کمتر غذا بخوریم نه این که با رژیم کم بخوریم سالها از خوردن ترسیدیم از چاق شدن ترسیدیم فکر کردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند فقط با آموزش درست میتوانیم این ترسها را ا ز بین ببریم یاد میگیریم چطور اشتهای خود را کنترل کنیم بدون رنج وسختی دیگه لازم نیست کالری را بشماریم یا لقمه ها را بشماریم یاد میگیریم با غذا طوری رفتار کنیم که بطور ناخود آگاه به اندازه نیاز بخوریم وسیر شویم ودر آرامش باشیم وقتی یاد میگیریم که نقطه گرسنگی چیست و پیغام سیری کی به ما میرسد دوراه استاد پیشنهاد کردند
      حس عصبی وحس درونی
      احساسات درک درونی است اگر ادامه پیدا کند بصورت واکنش در بدن خودشو نشون میده
      احساس گرسنگی درک درونی است که با ادامه آن واکنش هایی در بدن بوجود میاید که نشان میدهد بدن نیاز به غذا دارد حداقل یک هفته تمرین کنیم بدن کاملا گرسنه شود وواکنش نشان دهد وبه اندازه ایی غذا مصرف کنیم که آن واکنش برطرف شود اینطور میتوانیم نقطه گرسنگی وسیری را پیدا کنیم من خودم با این تمرین به راحتی یاد گرفتم کی گرسنه ام وچه وقت سیر میشم تمرین عالی است وبعد از غذا خوردن به احساس اول توجه کنیم واکر این احساس خوب بود یعنی در مسیر هستیم احساس بهترین نشانه است که ما متوجه میشویم آیا رفتارمون درسته یا نه باید یاد بگیریم از خوردن نترسیم واین ترس را از بین ببریم وبه خودمون و بدن امون اعتماد کنیم چون با این روش لاغری با ذهن در مسیر درست قرار میگیریم توجه به لاغر شدن داشته باشیم وباور های مخفی را مثل فکر کردن به غذا ویا باورهای دیگر را شناسایی کنیم تا همیشه بتوانیم در مسیر سبز لاغری با ذهن باشیم ودر نتیجه به موفقیت دست پیدا کنیم
      با تشکر از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 21:45
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        بسیار عالییییییییی دوست عزیز 👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز 🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/13 18:52
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 731 کلمه

      دوستی که با تمام تلاشش وتمرین وتکرار دوره چرا لاغر نشده بود ؟
      باور مخفی که در ذهن این دوست وجود داشت با کنکاش استاد کشف شد واین باور مخفی کلمه رژیم بود ورژیم برای هر شخص بازگو کننده احساس بد وخاطرات سخت است بارها در زندگی رژیم گرفتیم ادامه دادیم ولی دست آخر خسته میشدیم ورژیم را میشکستیم ودر واقع اراده خودمون را میشکستیم وآخر سر احساس ناتوانی در لاغر شدن را داشتیم چون از غذاها میترسیدیم وفکر میکردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند بنابراین به رژیم پناه میبردیم در صورتیکه غذا ها مارا چاق نمیکنند بلکه این رفتار ما با غذا است که مارا چاق میکند وقتی رژیم میگیریم اولش خیلی شارژیم واحساس خوب داریم اراده قوی داریم میگیم تا آخرش میرم ونتیجه میگیرم اما بعد از مدتی خسته میشیم ورژیم حکم شکنجه برای ما محسوب میشه چون موافقت ذهن را نگرفتیم وذهن هیچ نقشه ایی برای کم کردن وزن ما نداره بنابراین جنگ بین ذهن و تحت فشار گذاشتن جسم بوجود میاید پس از مدتی نیمه کاره رژیم را رها میکنیم حالا تبدیل شدیم به یک آدم پرخاشگر یا کم طاقت دیگه اهمیتی به چاقتر شدن نمیدیم میگیم هرچی میخواد بزار بشه وهمین باعث برگشت وزن به حالت قبل ویا حتی بدتر از قبل میشه واین خاطرات در ذهن ما بصورت یک باور نگهبان باقی میماند ومانع از روند لاغرشدن میشود وقتی وارد دوره لاغری با ذهن میشویم با شروع دوره اول به آرامش ذهنی میرسیم بعد ترس از غذا خوردن را فراموش میکنیم یاد میگیریم که غذا خوردن ترسی نداره فقط باید آشغال به بدن امان نرسانیم وبیشتر از حد نیاز امون نخوریم چاقی ما بخاطر رفتار وعادات اشتباه غذایی است در این دوره رفتار وعادت های درست را یاد میگیریم وبه صورت درست غذا میخوریم خود بخود ذهن ما تصمیم میگیرد که کمتر غذا بخوریم نه این که با رژیم کم بخوریم سالها از خوردن ترسیدیم از چاق شدن ترسیدیم فکر کردیم این غذا ها هستند که مارا چاق میکنند فقط با آموزش درست میتوانیم این ترسها را ا ز بین ببریم یاد میگیریم چطور اشتهای خود را کنترل کنیم بدون رنج وسختی دیگه لازم نیست کالری را بشماریم یا لقمه ها را بشماریم یاد میگیریم با غذا طوری رفتار کنیم که بطور ناخود آگاه به اندازه نیاز بخوریم وسیر شویم ودر آرامش باشیم وقتی یاد میگیریم که نقطه گرسنگی چیست و پیغام سیری کی به ما میرسد دوراه استاد پیشنهاد کردند
      حس عصبی وحس درونی
      احساسات درک درونی است اگر ادامه پیدا کند بصورت واکنش در بدن خودشو نشون میده
      احساس گرسنگی درک درونی است که با ادامه آن واکنش هایی در بدن بوجود میاید که نشان میدهد بدن نیاز به غذا دارد حداقل یک هفته تمرین کنیم بدن کاملا گرسنه شود وواکنش نشان دهد وبه اندازه ایی غذا مصرف کنیم که آن واکنش برطرف شود اینطور میتوانیم نقطه گرسنگی وسیری را پیدا کنیم من خودم با این تمرین به راحتی یاد گرفتم کی گرسنه ام وچه وقت سیر میشم تمرین عالی است وبعد از غذا خوردن به احساس اول توجه کنیم واکر این احساس خوب بود یعنی در مسیر هستیم احساس بهترین نشانه است که ما متوجه میشویم آیا رفتارمون درسته یا نه باید یاد بگیریم از خوردن نترسیم واین ترس را از بین ببریم وبه خودمون و بدن امون اعتماد کنیم چون با این روش لاغری با ذهن در مسیر درست قرار میگیریم توجه به لاغر شدن داشته باشیم وباور های مخفی را مثل فکر کردن به غذا ویا باورهای دیگر را شناسایی کنیم تا همیشه بتوانیم در مسیر سبز لاغری با ذهن باشیم ودر نتیجه به موفقیت دست پیدا کنیم
      با تشکر از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 19:29
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

      با سلام و احترام
      و اما رژیم، کلمه ای که ما را به یاد سالها محدودیت محرومیت رنج و اعصاب خوردی می‌اندازد.
      من از سن ۱۴ سالگی رژیم غذایی گرفتم حتی بیست و یک کیلو گرم هم از وزنم کم کردم اما به چه قیمتی؟
      قیمت ساعت ها دل ضعفه و ماست و خیار خوردن های زوری، سالاد خوردن ها به جای غذا نخوردن غذاهای مورد علاقه، و هزاران رنج و حسرت دیگه…
      به من کاملاً ثابت شده که به هیچ عنوان نمی شه رژیم لاغری رو برای همه عمر حفظ کرد من حتی تونستم رژیمم رو برای ۵ سال تمام حفظ کنم اما آخرش چی؟ بالاخره یه جایی کم میاری و تسلیم میشی. چون قدرت ذهن ناخودآگاه شما بسیار بالاتر از هر اراده ای هست. بالاخره یه جایی به این نتیجه میرسی که فایده نداره بیشتر از این نمی تونم تحمل کنم جایی که دیگه اعصابت به اینکه بخواد حواست به میزان خوردنت و نوع مواد غذایی مصرفیت باشه نمیرسه. اینجاست که رژیم رو رها میکنیم و با ده ها باور غلطی که به وسیله همین رژیم در ذهنت ایجاد شده با سرعت زیاد چاق میشی و زحمات چندین سالت رو به فنا رفته میبینی و چیزی جز آسیب هایی که از رژیم به جسم و روحت رساندی برات باقی نمیمونه.
      رژیم باعث میشه که صدها غذارو در لیست ممنوعه خودتون قرار بدین و این این باعث میشه که اگر بعد از رها کردن رژیم بخواهید از هر کدوم از اون غذا ها استفاده کنید هم احساس عذاب وجدان زیادی داشته باشید و هم با به کار افتادن فرمول های ذهنی تون به سرعت به وزنتون اضافه کنید. از طرفی رژیم های غذایی نظم و مکانیسم های طبیعی بدن شما را به هم می ریزند چون سالها این برنامه غذایی شما بوده که به شما می‌گفت چه زمانی و چه مقدار از چه غذایی مصرف کنید لذا بعد از این همه مدت شما فراموش کردید که به پیام های طبیعی بدنتان توجه کنید.همان مکانیسم‌های ساده‌ای که خداوند برای حفظ سلامتی و تناسب از بدو تولد مان در وجود ما قرار داده بود. ساده‌ترین آنها مکانیسم سیری و گرسنگی است که اگر آن را دست کاری نمی کردیم و فریب سودجویان بازار چاقی و لاغری را نمی خوردیم به درستی در بدن ما کار می کرد و هرگز از تناسب اندام فاصله نمیگرفتیم. درسته جاداره ساعت ها به حال خودم زار بزنم و گریه کنم که با رنج و سختی و فشار آوردن به خودم این مکانیسم های طبیعی بدنم را از کار انداختم در حالی که احساس میکردم دارم برای متناسب شدن تلاش می کنم در حال تلاش برای دور شدن از تناسب طبیعی بودم که خداوند به همه انسان ها عطا کرده. اما اکنون که به لطف خداوند مهربان به خطای بزرگ و راه غلطی که در آن پیش می‌رفتم ای آن پی بردم، خرسندم و خدا را شاکرم که من را از رنج و عذاب رژیم ها نجات داد. این بند و حصار رژیم هاست که نمی‌گذارد احساس سیری و گرسنگی خود را متوجه شوید کافیست عمیقاً باور کنید که رژیم غذایی راه درستی برای کاهش وزن نیست و تنها شما را به زحمت انداخته و سپس با اضافه وزن بیشتر رها خواهد کرد.از زندان رژیم که رها شوید خودبخود مکانیسم های طبیعی بدن انسان باز خواهند گشت و شما فرصت توجه کردن به آنها را خواهید داشت و به راحتی آنها را متوجه خواهید شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 21:50
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        شرح و تفسیر شما از رژیم و عوارض آن عالییییییییی بود دوست عزیز، نکات بسیار خوب داشت و کلی استفاده بردم،ممنون🙏
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز 🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/11 22:35
      مدت عضویت: 213 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      ومن ی سوالم از استادم داشتم من تا دیروز که تازه فایل گوش دادم تمرین فهمیدم و میخواستم‌ببینم‌ وقتی ناهار خوردم تا شام چیزی باید بخوریم یانه حالا هر چی کیکی میوه ای

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/22 22:17
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 413 کلمه

        دوست عزیزم🙋‍♀️
        با عرض پوزش به نظرم شما این فایل رو هنوز به خوبی درک نکردید و جسارتا بهتون پیشنهاد میکنم بارها و بارها یه فایل رو گوش کنید تا به درک اصلی و نکات مدنظر اون فایل برسید…🙏
        اول که استاد عزیز چند بار عرض کردند که ایشون مشاور تغذیه نیستند❌
        ✅ و بعدش نکته مهم و اصلی اینکه، شما باید رژیم رو رها کنید، و فقط به احساس تون توجه کنید، احساس تون میتونه بهترین راهنما و هدایت گر براتون باشه
        اصلا توجه ایی به حجم غذایی، نوع مواد غذایی، پر کالری و کم کالری بودن و پر چرب و کم چرب بودن و… نداشته باشید
        هر زمان احساس کردید که نیاز دارید کیک یا شیرینی یا میوه بخورید در حد نیاز بدن تون مصرف کنید و از آن نهایت لذت رو ببرید🤤😋
        سعی کنید به پیغام گرسنگی و سیری توجه کنید 🔔 تا وعده های غذایی🛎
        من بدن خودم رو به یه نوزاد تشبیه میکنم که هر وقت نوزاد گرسنه اش بشه گریه میکنه و با گریه اش درخواست و تقاضای شیر میکنه و هر وقت هم سیر شد دست از مکیدن میکشه و دیگه گریه نمیکنه، ولی وقتی ما واسه بدن خودمون تعیین و تکلیف میکنیم یعنی تو نمیفهمی و متوجه نیستی و من میفهمم که تو چه زمانی گرسنه هستی و نیاز به غذا داری و.‌‌…🙄
        ⛔ واقعا این یه باور اشتباه هست که چون صبح شد حتما باید صبحانه بخورم، چون ظهر شد حتما باید سر فلان ساعت هم ناهار بخورم، بین وعده صبحانه و ناهار، ناهار و شام حتما یه میان وعده بخورم، نه اصلا نباید اینجوری باشه
        باید به احساست توجه کنی، ندا و صدای درونت رو بشنوی، واکنش گرسنگی تون رو متوجه بشی
        💯ما چاقی رو به ارث نبردیم بلکه ما تمام این ورودی ها و باورها و افکار و الگوهای اشتباه رو به ارث بردیم، از خانواده،دوستان،رسانه ها،معلم ها،مربی های باشگاه،مشاوره های تغذیه و…
        ما به جای اینکه بگذاریم بدن مون که خداوند اون رو برامون تنظیم و کوک کرده کار خودش رو به درستی انجام بده با رفتارها و کارهای اشتباه مون، با عوامل بیرونی، با تعیین و تکلیف کردن براش، اون نظم رو مختل کردیم و نگذاشتیم به طور طبیعی کار خودشو انجام بدم و در نهایت شدیم چیزی که حالا هستیم😕
        ✅ حالا باید سعی کنیم به خودمون، بدن مون،احساسات مون،ذهن مون اعتماد کنیم و احترام بگذاریم
        و خداوند رو بخاطر تمام نعمت هایش شاکر باشیم
        استاد عزیز و دوست عزیز جسارت بنده رو بابت پاسخ به این سوال ببخشید..‌🙏

        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز 🧠💪🫀

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/23 02:36
        مدت عضویت: 200 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 442 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تو لاغری با ذهن اصلا محدودیتی نیست
        باید و نباید نیست ،،،تایم خاصی غذا ، تنقلات ، شیرینیجات ،چربی ، بخوری نیست ،،
        شما صبح یا هرزمانی ک از خواب بیدار میشی اگ گرسنه ات بود میتونی از هر خوراکی ،ترش ، شور ،شیرین ،بی نمک از هرنوع اندازه نیاز بدنت بخوری ،نقطه گرسنگی واقعی رو کجا باید متوجه بشی چون یه زمانهایی ضعف و گرسنگی ذهنیه ک ما در حالت سیری هم پرخوری میکنیم،اون زمان ک شکمت قارو قور میکنه ، صدا میده…،
        اندازه نیاز بدنت رو کی متوجه میشی زمانی ک اون غذا یا حالا اون خوراکی دیگ برات لذتی نداشته باش ،و اون حالت صدا شکم برطرف بشه ،،عزیزم این تمرین با یکبار ، دوبار درست نمیشه باید تمرین کنی ،استمرار داشته باشی،دقت کنی ک کی این واکنش ها سراغت میاد ،،تو یکی دوروز اول چون ما تحت آموزش هستیم ممکنه ب اون پرخوری برسیم ن ب اون حالت خفگی و فشار شکم ولی میدونیم ک یکی دو لقمه رو اضاف خوردیم ، دراین شرایط اصلا خودتو سرزنش نکن ک نتونستی ،کم کم قلق خوردنت ، بدنت دستت میاد ،وقتیک ک داری غذا میخوری ی صدای درونی بهت میگ بسه ، ولی باز تو ادامه میدی ، میدونی سیر هستی ولی باز یکی دو لقمه رو میخوری ،این خوردن های اضافه اون افکار های منفی و محدود و چاق کننده س،،،
        سعی کن بالذت و آرامش از سفره جدا بشی ،،،
        ن اینک گشنت باشه و چشمت دنبال غذا باش ولی ترس خوردن داشته باشی ک این کاملا اشتباهه،و حالت رژیم داره ک خودت رو از خوردن داری منع میکنی ک خدای نکرده درادامه با عصبانیت و پرخاشگریت روب رو میشی،،دقت کنی انشاءالله از پسش برمیایی،،فقط یادت نره اگ نقطه سیری رو دیر متوجه شدی یا هواست نبود خودتو سرزنش نکنی،،،وسواس هم روی خوراکیهات ومواد غذایی نداشته باش ک بخای استرس بگیری بشماری قاشق های غذا یا تنقلات و خوراکی هات رو…
        ولی رها هم نکن هواس و دقتت رو ک هی پرخوری کنی و بگی من چاق نمیشم..ی مثالم برات بزنم برای درک بهترت دوست عزیز..ممکنه ک شما ساعت مثلا۹ شب شام خوردی با ۱۰قاشق غذا سیر شدی .ولی ساعت ۱۲ شب احساس ضعف و گرسنگی میکنی …
        هیچ اشکالی ندارع ک ۱۲ شب هم غذا بخوری فقط قبلش از خودت سوال آیا نیاز بدنت هست حالا این چند قاشق ک اون صدای ضعف رو خاموش کنه یا ن ،،اگ خوردی ک نوش جونت ،اگ ن میلت نکشید و هیچ صداو حالت گرسنگی نبود .بدون اون تلقین بوده و ضعف ذهنی..
        .واگرنه مواد غذایی پرچرب و پر کالری هیچ قدرت چاق کنندگی ندارن..بازم میگم پرخوری نکنید بگید منو چاق نمیکنه🙏😊
        امیدوارم تونسته باشم بهت کمکی کرده باشم 😊
        ب امید موفقیت و تناسب فکری 🙏😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/11 22:27
      مدت عضویت: 213 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام دوستان تمرین گام ۶ من قبول دارم که رژیم کلمه مخربی وبه ادم انرژی منفی میده اما من دیگه بهش کاری ندارم وفکرشم نمیکنم چون جلسه دوم یا سوم لاغری بود که یاد گرفتیم همه روشهایی که ما امتحان کردیم اشتباه بوده وردش کرویم بجز روش ِلاغری با ذهن که تنها روشیه که ما رو به مقصد میرسونه واما ترس از غذا خوردم منکه در عرض این ۱۷ سال چاقی یکبار به دل غذا نخوروم مخصوصا زمانیکه غذام ساندویچ وپیتزا بود وبعدش چنان عذاب وجدانی میومد سراغم که نگو واین ترس از غذا خورون ی باور پنهان که با تمرینی که استاد گفته یعنی همون تا وقتی کاملا گرسنه نشدی نخور وبه اندازه نیاز بخور وبه پیعام سیری توجه کن منکه خیلی سخت میتونم تشخیص بدم پیغام سیری رو سخته اینکار سخخت هست ولی امکان پذیر غیر ممکن وجود نداره وما یاد میگیریم که از غذا خوردن نترسیم وبا لذت غذا بخوریم وقتی احساسمون بعد از غذا خوب بود پس تمرین درست انجام دادیم ولازم میدونم که یکبار ویگه از صمیم قلبم از استاد عزیز تشکر کنم وهمینطور از خدای مهربونم که مارو در این مسیر قرار داد‌خدایا ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 05:58
      مدت عضویت: 368 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 279 کلمه

      سلام به استاد گرامی ودوستان
      گام ششم:رژیم:-این فایل را چند بار گوش دادم و واقعا لذت بردم و هنوز هم دوست دارم گوش کنم .رژیم=با محدودیت و محرومییت از بهترین تعمتهای خدا..
      رژیم=جنگیدن با اعصاب.
      رژیم=با بهم ریختن روح و روانت سال‌هایی از عمرم را با این شیطان هم خور بودم و از وقتی با این دوره آشنا شدم تا یادم می اید که دیگر رژیم ندارم و همچنان متناسب هستم و حتی بهتر از قبل یک احساس فوق العاده زیبایی دارم و انگار یک کوله بار سنگینی را از پشتم واز ذهنم پایین گذاشتم و رها و آزاد شده ام .خدایا شکرت ،سپاسگزارم استاد.
      چگونه خوردن =لاغر شدن با لذت.
      چگونه خوردن=رفع نیاز احتیاجات بدنت .
      چگونه خوردن=سلامتی روح و روانت .
      چگونه خوردن=همانند دارویی آست که برات معجزه می کند.
      چگونه خوردن =سلامت جسمت .
      پر خوری=دشمن جسمت و ذهنت
      پر خوری=دشمن روح و روانت.
      پر خوری=شیطان وجودت که ذره دره روح ملکوتییت را به نابودی می کشد.
      خیلی خوشحالم که مسیر درست را می اموزم.قبل از اینکه با این دوره آشنا بشم این باور را داشتم که غذا حکم دارو را برای بدن دارد بعنی باید بدانیم چی می خوریم و چگونه بخوریم با وجودی که همیشه رژیم داشتم در کنار رژیم همچین باوری هم داشتم و شاید برای همین کم خوراک بودم و خیلی راحت هوس خوردن در من پدیدار نمی شد .با این وجود هیچ وقت به وزن دلخواهم نرسیدم که فکر می کنم همون ترس از خوردن در من قوی تر بوده که الان اونون ترس را ندارم اگر کسی جواب دیگری داره خوشحال می شم بدانم .دو روز است که برنامه ای که استاد گفتن انجام می دهم و ۵ روز دیگر دوباره بر می گردم خدا نگهدار تا بعد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/10 04:05
      مدت عضویت: 230 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 894 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر، منطقی کردن لاغری با ذهن)
      .
      به نام خداوند صبور و شکیبا.
      در ذهن افراد چاق صحیح ترین روش لاغری، رژیم گرفتن است، زیرا بلافاصله در همان هفته اول نتیجه آن را مشاهده می کنند و عدد روی ترازو نشان میدهد که وزن کم کرده اند.به نظرم رژیم غذایی کنترل اجباری اشتها و تسلط اجباری بر رفتار غذایی است. برای من همیشه رژیم غذایی مانند اسلحه بر روی شقیقه ام بوده که اشتها و رفتار غذایی ام را کنترل میکرد. این اجبار آنقدر برایم آزاردهنده بود که در طول دوران رژیم همیشه خواب غذاهای رنگارنگ و ممنوعه در رژیم را میدیدیم. یعنی رژیم حتی خواب راحت را هم از من میگرفت. بديهی است با برداشتن اسلحه رژیم، من به شیوه سابق خودم بر می گشتم و اکثر مواقع به علت محدودیت ناشی از رژیم تا مدتی ولع خوردنم برای غذاهای ممنوعه افزوده میشد. مشکل دیگه رژیم برای من بالا بردن آستانه سیری بود، زیرا در اکثر رژیم ها سالاد و سبزیجات آزاد بود و من برای هر وعده انواع سبزیجات پخته مثل هویج ، کدو حلوایی، اسفناج و یک کاسه بزرگ سالاد کنار غذایم آماده میکردم و میخوردم و میخوردم و میخوردم و با اینکه درد و فشار در معده ام حس میکردم، چون ذهنم هنوز گرسنه بود من به خوردن سبزیجات ادامه میدادم تا جایی که دیگر نفسم بالا نیاید و به حد ترکیدن میرسیدم. در این حالت همچنان ذهنم گرسنه بود ولی توان جسمی برای ادامه خوردن نداشتم و دست از خوردن میکشیدم. این موضوع ظرفیت معده و ولع خوردن را در من افزایش میداد و بعد از رژیم به خاطر طریقه مصرف فاجعه بار از سالاد و سبزیجات، قطعا دیگر تمایلی به آنها نداشتم و این ولع اضافه شده با غذاها و خوراکی‌های مورد علاقه‌ام آرام میگرفت که نتیجه ای جز افزایش وزن بیشتر نداشت. اثر منفی دیگر رژیم این بود که هر بار با شکستن رژیم و چاق شدن، احساس بد و منفی ام نسبت به خودم بیشتر میشد و خودم را نالایق تر، بی عرضه تر و ضعیف تر میدیدم و این موضوع باعث بروز رفتارهای عصبی، پرخاشگری و نارضایتی از زندگی و همه چیز میشد. برای من رژیم همیشه نماد محدودیت بوده است و همیشه موضوع محدودیت به شدت برایم آزاردهنده است. از آنجایی که هميشه ذهن ما در حال منصرف کردن ما از تصمیم گرفته شده است دست می‌گذارد روی نقطه ضعفی که در ما ریشه دارد و برای ذهن قابل دسترس است و نقطه ضعف من محدودیت است. و ذهن من با این نقطه ضعف از دو جنبه وارد عمل شد. اول ، زمانی که تلاش میکردم بپذیرم که مواد غذايي قدرت چاق کنندگی ندارند، به طور مداوم با ذهنم در کشمکش بودم که اگر قبول داری غذاها چاق کننده نیستند پس چرا خودت را در خوردن محدود میکنی؟! پس از کلی کلنجار رفتن با خودم و ذهنم در نهایت جوابی که این نجوای ذهنی را آرام کرد این بود که غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند و من به سیستم دقیق و پیشرفته بدنم اعتماد دارم که به اندازه نیاز خودش از غذای روزانه برداشت و باقی را دفع میکند اما تلاش من برای یافتن نقطه سیری و توقف خوردن به این دلیل است که میخواهم خودآزاری را متوقف کنم چرا که پس از هر وعده پرخوری این من هستم که باید یک تا دو ساعت درد و فشار معده، سنگینی و کرختی و حتی گاهی حالت تهوع را تحمل کنم و تمام این احساسات بد، طعم خوب غذا را از بین برده و لذت غذای خورده شده را تبدیل به رنج و عذاب میشود. این رفتار کاملا غیرمنطقی است. وقتی از غذا ترس نداشته باشم و آزاد باشم در زمان گرسنگی از هر ماده غذایی که دوست دارم بتوانم بخورم، چه دلیلی دارد که این درد و رنج بعد از پرخوری را به خودم تحمیل کنم. ناحیه دوم که ذهن با نقطه ضعف محدودیت وارد عمل شد، درک نقطه سیری بود. تمرکز من بر روی دریافت پیام سیری منجر به یک وسواس روانی شده بود. بعد از هر قاشق از خودم می‌پرسیدم سیر شده ام یا نه؟ و با اینکه با حس خوب از غذا دست میکشیدم باز هم از خودم میپرسیدم به اندازه خورده ام یا زیاد؟ و این موضوع اینقدر در من استرس ایجاد کرده بود که باعث میشد با اینکه زمان بلند شدن از سر میز غذا کاملا احساس راحتی در معده میکردم ولی بعد از ۱۰ دقیقه کلنجار رفتن ذهنی که به اندازه خوردم یا زیاد، کم کم احساس درد و فشار در معده و حس سنگین میکردم که متوجه شدم ناشی از تلقین و به صورت روانی ایجاد میشود. بنابراین تصمیم گرفتم تمرکزم را از درک نقطه سیری بردارم و هدفم این باشد که هربار با حس بهتری از سرمیز غذا بلند شوم و اجازه بدهم ذهن و بدنم با آرامش با شرایط جدید تطبیق شود و برای رسیدن به نتیجه عجله نکنم چرا که قرار است در این روش حال خوب و آرامش داشته باشم. بعد از این تصمیم متوجه شدم هر بار بهتر پیام سیری را تشخیص میدهم و با حس بهتری خوردن را متوقف میکنم. به نظرم الان و بعد از ۱۰ روز میتوانم حس سیری را به موقع دریافت کنم.
      به طور خلاصه تفاوت مسیر رژیم و لاغری با ذهن این است:
      رژیم غذایی ⬅️ محدودیت غذایی ⬅️ کم خوردن ⬅️ حس رنج و سختی
      ________
      لاغری با ذهن ⬅️ رفتار صحیح غذایی ⬅️ کم خوردن ⬅️ حس لذت و آرامش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/11 02:18
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        لاغری با ذهن ⬅️ رفتار صحیح غذایی ⬅️ به اندازه خوردن ⬅️ حس لذت و آرامش

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/11/11 04:17
          مدت عضویت: 230 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 53 کلمه

          سلام استاد عزیز
          کاملا صحیح میفرمایید. فکر کنم این یکی از موارد شیطنت ذهنم برای منحرف کردنم بوده است.
          از صمیم قلب سپاسگزارم که اینقدر با دقت و موشکافانه پیامها را میخوانید و مشتاقان لاغری را راهنمایی میکنید، با داشتن راهنمایی دلسوز و آگاه مثل شما در مسیر لاغری حتما به مقصد خواهیم رسید.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/11/12 14:32
        مدت عضویت: 513 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        منم مشکلم دقیقا همین وسواس بود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1399/11/13 03:13
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          اگر با یک فایل آموزشی نمی تونی ارتباط برقرار کنید روش تمرکز نکن و از فایل های دیگر استفاده کنید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 21:11
      مدت عضویت: 689 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 649 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر، اشتیاق و استمرار)
      .
      💝💝 به نام خالق یکتا 💝💝
      🌹🌹 عرض سلام دارم خدمت استاد بزرگوارم و هنرجویان دوره لاغری با ذهن 🌹🌹
      گام ششم : رژیم
      من امروز این فایل رو چند بار گوش دادم ولی چون تمرین عملی داشتیم نمی دونستم باید مطلبی هم در موردش بنویسم یا نه اما چون احساسم بهم میگفت اگر ننویسی حق مطلب رو درست ادا نکردی تصمیم گرفتم بنویسم
      واژه ی رژیم از نظر من یعنی محدودیت و محرومیت از علاقه مندیها و فکر نمی کنم این کلمه حس خوبی در کسی ایجاد کنه !
      من در طول عمرم رژیمهای بسیار زیادی گرفتم و مدتها خودم را مورد شکنجه قرار دادم ! و الان که بهش فکر می کنم می بینم این همه سال چه کار بیهوده ای انجام دادم چون من در هر رژیم مدتی خودم را آزار دادم و خودم رو محدود کردم و از تمام علاقه مندیهایم محروم کردم تا کمی وزنم را کاهش دهم و گاهی موفق میشدم اما برای مقطع کوتاه و دوباره به محض ترک رژیم در مدتی خیلی کمتر از مدت رژیمم و بدون تلاش و زحمت و محرومیت دوباره وزن از دست رفته ام بر می گشت و من فکر می کردم شانس ندارم و استعداد چاقی دارم و الان که علت اصلی و واقعی رو متوجه شدم خیلی خوشحالم و دیگر در مقابل چاقی احساس ناتوانی ندارم و به هیچ عامل بیرونی ربطش نمی دهم بعد سالیان سال که با ناراحتی و نگرانی و ترس از چاقتر شدن زندگی کردیم بدون اینکه علت رو بدونیم امروز که علت چاق شدنم رو فهمیدم حس خیلی خوبی دارم چون همه وجودم به جای نا امیدی و ترس امیدواری و شجاعت و توانمندی در مقابل مهمان ناخوانده ایه که خودم براش کارت دعوت فرستادم اما حالا از دعوت چنین مهمونی پشیمون شدم و ازش خواستم بره و مطمئنم که روزهای آخر اقامتش در وجود منه 😍😍😍 من حتماً موفق میشم برای همیشه خودم رو از بند و اسارت چاقی رها کنم 💪💪💪
      مطلب خیلی مهمی که از این فایل یاد گرفتم اینه که تمام رژیمهای غلط و اشتباهی که قبلاً گرفتم بدجوری توی ذهنم اثر منفی گذاشته و باعث شده من همش فکر کنم اراده و ثبات ندارم و همیشه هر کاری رو شروع می کنم نمی تونم اون کار رو به اتمام برسونم و الان که بهش فکر کردم و دقت کردم دیدم هر چقدر تعداد شکست هام در رژیمهام بیشتر شد این مشکل هم در من پررنگ تر شد حتی جدیداً که کلاس طراحی که از بچه گی بهش فوق العاده علاقه داشتم رفتم دیدم مقاومت ذهنی شدید دارم و مرتب می خوام از زیر انجام تمارینم فرار کنم و در انجام هیچ کاری انگیزه و اراده ندارم و این مسئله خیلی عذابم میداد که چرا من اینقدر اراده و پشت کارم ضعیفه اما با گوش دادن این فایل متوجه شدم که من اراده ام کم نیست بلکه خودم با رژیمهای اشتباهی که گرفتم این بلا رو سر خودم آوردم 😩 واقعاً من ۶ بار این فایل رو گوش دادم و دقیقاً بار آخر این نکته رو فهمیدم و خودم حیرت کردم که چطور من توی دفعات قبل این نکته رو متوجه نشده بودم ؟ خودم براش یک واژه در نظر گرفتم 🤩کلید طلایی🤩 حالا برام این حرف استاد که میگن هر چی فایلها رو بیشتر گوش بدین به نکات مهم جدیدی پی می برید جا افتاد چون خودم قبل از ۶ بار اصلاً متوجه نشده بودم پس توصیه می کنم وقتی استاد میگن یه فایلی رو زیاد گوش بدین از تکرار فایلها خسته نشین چون هر بار یک 🤩کلید طلایی🤩 نصیبتون میشه حالا اگر دقت کرده باشین من بار ششم که فایل رو گوش دادم دو تا کلید طلایی به دست آوردم یکیش هم این بود که دلیل حرف استاد که میگن بارها یک فایل رو گوش بدین چیه 🥰🥰🥰 پس از امروز سعی می کنم تعداد دفعات بیشتری فایلها رو گوش بدم 🙂🙂🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 07:41
      مدت عضویت: 690 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      سلام آسیه جان زیبا و مهربانم . دوست شگفتی ساز من . ممنون بابت پاسخ عالیتون .
      بله صلح درونی خیلی خوبه . ما باید رفتاری رو انجام بدیم که با خودمون در صلح باشیم .
      مسیر ذهنی تناسب برای من همواره ذهنی بوده هیچ وقت رفتاری نبوده . هیچ وقت از رفتار به ذهن نرفتم . همیشه تمرکزم روی ذهنم بوده و اون وقت رفتار دلخواه ازم سر میزده .
      من سعی کردم به تمام رفتارهام احساس خوب داشته باشم .
      و خوردن رو مساوی با چاقی ندونم ولی هنوز این فرمول توی ذهنم هست و باعث میشه از درون احساس محدودیت کنم .
      پرخوری = متناسب شدن
      برای یه عده توجهشون رو میبره سمت پرخوردن و چون هنوز فرمول پرخوردی =چاقی تغییر نکرده این فرمول بهشون کمک نمی کنه .
      برای همین این فرمول شاید برای عده ای پاسخ مثبت بده و اونها رو به سمت متناسبتر شدن حرکت بده .
      اما من الان ناراحتم اینکه ذهنم در مقابل پیشنهاد یک هفته ای استاد مقاومت می کنه . شاید بهتره بگم خودم مقاومت میکنم . چون الگوی کم خوردن = لاغر شدن رو به ذهنم تجسم میکنم در حالیکه هدف استاد از این فرمول چیز دیگه ایه . حل نشدن فرمولها در ذهنم منو اذیت میکنه .

      خوردن = لاغر شدن
      پرخوری = لاغر شدن
      کم خوردن = ممنوع
      ترس از غذا = ممنوع
      عذاب وجدان پس از خوردن غذاها = ممنوع
      من این فرمولها رو در ذهنم هنوز حل نکردم .
      من سازنده ی این فرمولها در ذهنم هستم پس قطعا از همشون برترم و میتونم حلشون کنم و ازشون عبور کنم .
      ممنون بابت تجربه ی عالیتون که با ما به اشتراک گذاشتید . خیلی خوب بود آسیه جان لذت بردم . متشکرم عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/09 19:19
        مدت عضویت: 681 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 74 کلمه

        سلام عشقم😍😍😍 آفرین من بهت ایمان دارم که ذهن بسیار زیبا و توانمندی داری و قطعا پیروزی و برتری داری نسبت به فرمولهای ترس و مقاومت ذهنیت در ذهنت سادات گلم 🤗🤗🤗 و در لحظه به آگاهیهای بالا و مفاهیم عمیق میرسی که بسیار قابل ستایشه آفرین برات آرزوی موفقیت دارم و منتظرم از کشفیات عالی و فوق العاده ات به زودی پرده برداری کنی 😍💪👏😄👰👼 ممنونم از لطف بی نهایتت به من 💖💖💖

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 02:06
      مدت عضویت: 681 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,737 کلمه


      (درک عالی، شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      💓بنام خدای مهربان💓

      🌹سلام استاد خوبیها 🌹 سلام به دوستان شجاع و قدرتمندم 🌹

      💝گام ششم 💝 شرح وحشتناک رژیم💝

      😂 آیا با رژیم لاغری میشود لاغر شد😂

      به هیچ عنوان 💪🏻👆🏻🌹شاید اولش یکمی جسم گول بخوره ولی بعد کاملا عادت میکنه به محدودیت و کنترل و کاملا خودشو با شرایط قحطی زدگی به میزان کم ترین مصرف انرژی میرسونه 😂 خود من که هر چی غذام رو کم و کمتر کردم به همون قناعت میکرد و کم خوری من فقط ترس ریشه ای عمیق من رو نسبت به هر چی خوراکی🍚🍔🍟🍕🌭🍳🍦 و خوردنی لذت بخش😝 بود وحشتناک تر میکرد و فقط حرص و ولع 🍽منو بیشتر میکرد و روز به روز استرس و وسواس منو بیشتر میکرد و مدام خودمو با لاغرا مقایسه میکردم باباجون اینو ببین چقدر میخوره و لذت میبره 😋و میخوابه🙇‍♀️ و از هیچیم نمیترسه😨😈 آی من زیاد خوردم 😋 آی امروز فعالیتم💃🏃‍♀️ 👊کم بود برعکس همش میگفت من چرا لاغرم و از لاغری رنج میبرد و من مسئول این همه رنج 😥😭😟و فشار🤕 بودم و اکثرا درکی از اینکه لایق خوردن باشم نداشتم فقط استرس داشتم که نه تو نباید 💪🏻بخوری تو آب 🚿 هم بخوری چاق میشی همشم که تحرکت🙇‍♀️ کمه از بازی و تفریح 🎢🎡هم که محرومی چون تو دختر اول خانواده ای باید از همین الان بزرگ باشی و عاقلانه رفتار کنی چون بچه ها از تو یاد میگیرن خوردن برای تو حرامه😈😨نخور تا چاق 😝نشی گاهی به ظلم و زور👊✊ اطرافیان گاهی فقط به زور خودم ✋ و دقیقا هر خاله خان باجی یه تجویز میکرد اینو بخور و اونو نخور دایره محدود شدن غذا ها و ممنوعیتهاشون شدید تر میشد 😐😲 ماهام که خوش باور و چاق ها ساده ترین آدمهای نازنین دنیان و خوش قلب ترینها هستن هر چند محدودیتها و رژیم ها و فشارها و خشم های کنترل نشده و عصبانیت ناشی از رژیم های سخت و طاقت فرسا همشونو گوشه گیر و منزوی و خجالتی و سرخورده میکنه اصل خوردن هیچ مشکلی نداره فقط باورهای غلط و الگوهای غلط ذهنی مسبب تمام مشکلات چاقهای ساده دله 😅 و صد در صد ما ساده دلها میتونیم با بهترین استاد دنیا بر تمام مشکلات و فشارهای ناشی از چاقی که خود به خود بد نیست و بهش اسم و لقب مادر بیماریهای مهلک و کشنده دادن و دقیقا مثل کسی که بالای پشت بامه هی بهش میگن برو عقب هی میره عقب تا از اونطرف پشت بوم میفته 😂 و حتی با وجود بهترین اموزشها هنوزم هی میترسه نکنه زیاد خوردم نکنه باید در کنار روش ذهنی 🤔 کنترل کنم خودمو و باز هم خودمونو متهم میکنیم که نه شاید تو داری بازم گول میخوری یکم مواظب خورد و خوراکتم باش دیگه انقدرام نباید زیادی خودتو ول کنی 🤣
      ولی خدا شاهده من از همون اول چنان اعتماد و ارادتی به سخنان و کلام دلنشین استاد گلم داشتم که هر رژیم و فشار و اهرم رنج بود بوسیدم گذاشتم کنار و تعهداتم برای نرفتن ترازو که خیلیا هنوز درگیرشن خیلی خیلی بهم کمک کرد ☺️😍 و خیلی برام لذت بخش و شیرین بود اما از اونجایی که مخالفین تو خود خانواده هم موجودن و ذهنشون اندازه ما پرورش پیدا نکرده اون ضعیف ترین ها رو میندازن به جون ادم مخصوصا که من خواهرم به شدت تحت تاثیر خواهر دومیم بود که یک سال و نیم از من کوچک تره و گاهی یه چیزی میخوردیم که قبلا برای من حسرت و عقده بود هی نرگس میگفت آسی ما حتما داریم اشتباه پیش میریم بیا باز مواظب باشیم خیلیا میگن اشتهاشون خیلی کم شده میلشون به هیچی نیس و ورزش میکنن با همین روش ذهنی استادم گاهی میگه نباید خودمونو گول بزنیم ما خیلی برا خودمون خوشیم کمتر بخوریم در صورتی که اشتهای من خود به خودی به شدت کم شده بود ارامش داشتم 😍 حسم خیلی خوب بود درگیر سایز کردنم نبودم و کلی تغییرات فوق العاده داشتم باز انتظار لاغری و لیاقت لاغری رو در خودم نمیدیدم و هنوز اسیر منفی باف نه تنها خودم بلکه منفی باف خواهرمم میشدم مامانم به استاد هم پیام داد این نرگس رو چیکارش کنیم و استاد فرمودن رهاش کنید واقعا دلمون نمیومد که نرگس بازم اسیر اون همه حال خراب و منفی بشه و وقت مشاوره از استاد گرفتیم که روز مشاوره با استاد خیلی خیلی بهمون خوش گذشت و نرگس شاداب و پر انرژی شده بود تمریناشو درست انجام میداد و منم ارامشم بیشتر شد تا اینکه نرگس با اون همه حس و حال عالی باز عجله کرد و باز از مسیر خارج شد 😂 و باز گله و شکایتش از رژیماش هر چی بهش میگفتم نرگس اشتباه نکن به خودت ظلم نکن و خیلی دلم براش میسوخت اون در کنار من همیشه غذا میخوره و به اصطلاح رژیمی میخوره ولی من با عشق و لذت و حس خوب بدون محرومیت و محدودیت میخورم وقتی در مسیر بود اشتها و میلش مثل من شایدم کمتر بود ولی باز الان که رژیم داره واقعا به همون جنون های سابق دچار میشه و گاهی رژیم شکنی و ولع داره من نه با خیال راحت و آسوده 😍 مثلا با رژیم باز داره خودشو گول میزنه و اسیر برنامه ای شده که خود نویسنده رژیم هم تو کار خودش مونده و خیلی جالبه که باز خواهرم به اون فرد رژیم دهنده اجازه دخالت و فضولی برای خوردنش میده 😂 الان به هیچ عنوان نمیتونم اون کارهار مسخره ای که قبلا اعتقاد خودمم بود رو بپذیرم و اینهمه اطلاعات و سطح اگاهی رو اول لطف خدا و بعد لطف استاد گرامی و دوستان هم فرکانسی خودم میدونمو تغییر خیلی لذت و شیرینه
      دقیقا همون احساس ضعف و شکست و ناکامی براش پیش میاد 🙄 و من خیلی شجاع و توانمند و خوشبختم که به رهایی رسیدم درسته که اولش منم سر در گم بودم ازمون و خطا زیاد داشتم هنوزم در مسیر کسب مهارتم و برای این مهارتها عشق ❤️ و حال و کیف دنیا رو میکنم شادم سر حالم با خودم در صلح و آشتی هستم هر گونه اهرم رنج و فشاری رو کنار گذاشتم در عوض کودک درونم بهم خیلی لطف داره با تکرار طنین خوش صدای استادم به معنای واقعی عشق میکنه و لذت میبره نوشتن تمریناتم شیرین و دلچسب و گوارا شده به حدی که واقعا نمیفهمم از کجا شروع کنم و چی بنویسم فقط انگشتام رو صفحه کیبورد جا به جا میشه و صحنه عشق و اشتیاق و لذت رو به تصویر میکشه و تجسم رویاهام به شکل فیلم نامه ای که خودم بازیگرشم و خودم فقط عمل میکنم و لطف بزرگ استاد برای دوستان گل هم مسیرم برای هم سفرام هم میسره تا هر چقدر که دوست دارن رویایی که من به تصویر کشیدم با انگشتان بسیار قدرتمندم در اختیارشون قرار بگیره و همینطور من چقدر از خوندن متنهای فوق العاده دوستان کیف میکنم و لذت میبرم که همشو مدیون بزرگی و لطف اول خدای بی همتا هستیم و بعد فرستاده و راهنماییهای استاد گلمون رضا عطار روشن و واقعا راه و مسیر ما رو چون فانوسی بسیار درخشان روشن و زیبا و دل انگیز و روح نواز و پر از لطافت شبنم های صبحگاهی که از صبح که بیدار میشیم طنین روح بخش استاد گوش و جان و دل و قلب و ذهن ما رو بی نهایت به اوج خوشی و خوشبختی میرسونه 😍😍😍😍وای منو اینهمه خوشبختی کاملا طبیعیه 😍💃

      فایل حذف فاصله ها رو هم خریدمش و دارم و بی نهایت فایل عالی و فوق العاده ای برای دوستانی که هنوز حس پر خوری و پر اشتهایی دارن و تردید نکنن برای هدیه کردن به وجود پر ارزش خودشون 🤲🏻🤲🏻🤲🏻 البته من اصلا مشکل دریافت نکردن پیغام سیری رو نداشتم و بزرگترین مانع من همون ترس از خوردن بود ولی واقعا انصافا خیلی اگاهیهای خوبی داره این فایل فوق العاده و فایلهای ۴ تایی راز واقعا بی نظیر و عالی و شگفت انگیزه و بخاطر داشتن چنین نعمتی بازهم از خداوند مهربانم بی نهایت شکر گزارم و استاد فوق العاده و بی نظیرم خیلی خیلی ممنونم برای آگاهیها و تجربیات فوق العادشون و لطف بی پایانشون

      دبروز نتونستم تمرکز عالی داشته باشم روی انجام تمریناتم چون مشکل و مانعی بر سر راه خوشبختی و لذتم بود که به لطف اول خدا و بعد یه ناجی و یه دوست بی نهایت عزیز 😍پاکسازی شد و رفت و باز هم از این دوست عزیز در همینجا متشکرم🌹 نسترن 🌹نام بی نهایت مهربون و خوش قلب ❤️ که ناجی حال خراب من شد و کاملا بدون اینکه منو بشناسه بهم کمک خیلی بزرگی کرد و براش کلی ارتعاش مثبت میفرستم و واقعا ازش ممنونم 😍😍😍 الهی که خدا هم لطف بزرگ ایشون رو در حق من تمام کرد متقابلا از انرژی پاک خودش برای دوست گلم جبران کنه و مطمئنم میکنه 🤗

      🌹در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست 🌹 من و اینهمه خوشبختی کاملا طبیعیه 🌹 ۵۰ کیلویی شدن با قدرت ذهن اسون ترین کار دنیاست 🌹 خدای مهربون هوای همه بنده هاشو داره و این ما هستیم که انتخاب میکنیم درهای رحمت خدا رو باز کنیم یا ببندیم و باز هم با برنامه های رژیمی کلاه بره سرمون و یه عده ادم سواستفاده گر از سادگی ما چاقها سود و بهره فراوان ببرند 😅

      خدایا شکرت سپاسگزارم 🌹متاسفم 🌹 دوستت دارم 🌹 منو ببخش به خاطر تمام ظلم هایی که ناخواسته در حق خودم کردم و بی نهایت خوشبختم تا تو رو دارم و هر وقت نداشتمت که مطمئنم خودت اون روز رو برام نمیاری و همیشه هدایتم کردی به سمت انرژی های پاک خودت و منو از خواب بیدار کردی با نوای روح بخش و دلنواز استادم یکی از بهترین بنده های صالح خودت 🌹🌹🌹🌹🌹 استادم بی نهایت ممنونم 🌹🌹🌹🌹🌹

      حالم این روزا چقد خوبه 😍زندگی یعنی 👈همین روزا🏌️‍♀️
      حرف بزن🔊 از عشق💖 و از رویام 💓زندگی یعنی👈 همین حرفا🗣
      معنی آرامشو🏌️‍♀️ کم کم⏳ با تو دارم تازه 👰می فهمم😍
      وقتی میگن🗣 هرکی 👩عاشق💖 نیست 👊عمرشو ☀️🌜میبازه⌛ میفهمم🤗
      دنیا 🗺رو گشتم 🔎تا تو پیدا شی 👩‍❤️‍💋‍👩💃حالا که هستی💃 زندگی☀️ خوبه😄
      چیزی بگو📢 تا باور کنم 🤗هستی 💃حرفی بزن 📢هرچی بگی🗣 خوبه😍
      دنیا🗺 رو گشتم 🤸‍♀️تا تو 🏌️‍♀️پیدا شی 🤗حالا که هستی 👩‍❤️‍💋‍👩زندگی خوبه😄😍
      چیزی بگو📢 تا باور کنم🤗 هستی حرفی 🗣بزن هرچی بگی خوبه😄😍
      تو اینقدر جاذبه🛬 داری که یه لحظه⏰ نمیزاری من از فکرت رها🚀 باشم😍
      تو اینقدر خوبی💜 که می خوام تا روزی☀️ که تو این دنیام🌍 کنارت 👩‍❤️‍💋‍👩غرق رویا 🤹‍♀️شم
      دنیا 🗺رو گشتم 🔎تا تو پیدا شی👩‍❤️‍💋‍👩 حالا که هستی 👩‍❤️‍💋‍👩زندگی خوبه💃
      چیزی بگو تا باور کنم هستی👩‍❤️‍💋‍👩 حرفی بزن 🗣هرچی بگی 🗣خوبه💃
      دنیا 🗺رو گشتم🔎🔭🔍تا تو پیدا شی 👩‍❤️‍💋‍👩حالا که هستی🏌️‍♀️ زندگی 👭خوبه💃
      چیزی بگو 🗣تا باور کنم هستی💃 حرفی بزن 🗣هرچی بگی خوبه🏃‍♀️👩‍❤️‍💋‍👩💃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/09 07:09
        مدت عضویت: 659 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        سلام دوست عزيز
        از اين اشتياق و هيجان و حال خوبت منم كلي بِه وجد اومدم و لذت بردم ، گواراي وجودت عزيزم ، منم مشكلم همون ترس از خوردنه و اون واقعا منو ها كرده😂
        اين فرمول ذهني هم بايد درست بشه بِه اميد خدا
        موفق و متناسب باشيد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/11/09 16:57
          مدت عضویت: 681 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 101 کلمه

          سلام عزیز دلم قربونت لطف داری خیلی خوشحالم 😘 در این مسیر و این روش همه چی خود به خودی حل میشه فقط تکرار میخاد و استمرار و حال خوش 😍😍😍 ترس هم کاری نداره ما میتونیم ما توانمندیم برای حلش مدیر کارخونه داره تحصیلات عالیه میکنه و این موضوع هم به راحتی با اعتماد به ذهن آسون میشه

          وقتی که با خودمون تکرار کنیم تا باورمون بشه که👇👇👇
          ترس یعنی ایمان به شر😈 به جای ایمان به خیر 😇
          اینم باید معکوس بشه و با زور و فشار نیازی نیست
          فقط لذت و شیرینی و حال فوق العاده 😍😍😍🤗🤗🤗

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 02:04
      مدت عضویت: 643 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,368 کلمه


      (درک عالی، شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      یه باور مخفی که در ذهن خیلیها ممکنه باشه و ما خبر نداریم این هست :ترس از خوردن که ما رو از نتیجه به شدت دور میکنه و مانع رسیدن ما به هدف میشه .
      با تلفظ رژیم چه احساسی به تو دست میده ؟ برای من قطعا احساس بد و محدودیت هست ویه احساس ناتو انی در ما که انگار رژیم خیلی یه کار سخت و ما نمیتونیم همیشه رژیم داشته باشیم و در مقابل اون کم میاریم و شکست میخوزیم هر چند که من خودم بارها به عشق لاغری عالی رژیم گرفتم و عالی کم کردم ولی به محض رسیدن به نتیجه ی دلخواه انگار یه حسی میگفت حالا دیگه بخور تو که لاغری و من شروع میکردم به خوردن از یه لقمه اصافه تر شروع میکردم و خیلی سریع برمیگشت و این اواخر که با وسواسی بیشتری رژیم میگرفتم و از خوردن ترس داشتم و با عداب وجدان غذا میخوردم نتیجه هم به سختی میگرفتم و یا هیچ نمیگرفتم و چاقتر هم میشدم و همیشه به خودم میگفتم چرا اینطور هست ؟و بارها به اطرافیان و خودم میگفتم خوش به حال لاغرها که هر چه بخوان میخورن و لاغر هم هستن و این یه نعمت که خدا به این افراد داده و به من نداده و با حسرت زیادی به هر فرد لاعر نگاه میکردم و بهش هم میگفتم و همیشه میگفتم من یه فرقی با لاغر ها دارم که همیشه باید رزیم بگیریم و هر چیزی نخورم و یادم هست اواخر رژیمم که ۳۵ کیلو هم کم کرده بودم به دکترم میگفتم کی دیگه به وزن دلخواهم میرسم و رژیم رو یکم کمتر کنم و دکتر میگفت مگر معده ی تو جمع نشده؟ و من میگفتم نه دلم شیرینی میخواد و یا پفک و چیپس و یا فست فود میخواد .
      و هر وقت یه دره هوس میکردم و میخوردم سریع کلی اصافه وزن پیدا میکردم و این اواخر حرص و ،ولع خوردن خیلی از چیزا در من زیاد شده بود طوری که بعضی روزا یه رفتار غذایی ناحور داشتم که خودم هم متعجب میشدم بعدش و همیشه عداب وجدان و ناراحتی هم به دنبالش بود . پس منم میخواستم با سختی و رنج خودم رو لاغر کنم در حالی که ذهنم همش دستور خوردن رو میداد و همین من رو فردی ضعیف و شکست خورده کرده بود و بیشتر از اون احساس ناتو انی در مقابل لاغری پیدا میکردم و احساس میکردم من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم .
      اما من با دورهای استاد یاد گرفتم باید مقدار غدای مورد علاقه ام رو به راحتی و با لدت بخورم و نگرانی و ترس نداشته باشم و رهایی از احساس رژیم در این دورها فوق العاده هست و من هم اغلب مواقع با خیال راحت غدا ی مورد نیازم رو مصرف میکنم و این قدم اول در رسیدن به لاغری هست و من خدا رو شکر میکنم از وقتی که در دورها هستم ترس از خوردنم بسیار کم شده و ندارم ویا شاید یه جاهای خاص و کم و انگشت شمار هنوز داشته باشم و حقیقتا بیشتر وقتها که دارم غذا میخورم میگم این خودم هستم که غداهای خوشمزه رو مثل بقیه دارم میخورم و یعنی ذهن اینقدر قدرت داره من که جرات نمیکردم هیچ چیز بخورم حالا با خیال راحت میخورم و وزن و سایزم هم داره بهتر میشه و روز به روز لاعر تر هم میشم و همونجا خدا رو شکر میکنم بابت اینکه میتونم از تمام نعمتهای خدا لدت بببرم و با حال خوب بخورم و یه جاهایی که ترس داشته باشم سریع میگم پس چطور فلان متناسب هم با من خورد ولی عین خیالش نیست و اما من دارم حرص میخورم و عذاب وجدان دارم و سریع متوجه میشم این کار منفی باف هست و بیخیال نجواها میشم و خیلی وقتها به خودم میگم اخه همین غداها رو دخترت هم میخوره و اما بسیار خوش اندام هست پس تو فکر نباش و خودم رو آروم میکنم .
      و وقتی با خیال راحت خوردم و با لدت خوردم دیگه حرص ولع هم ندارم که غدای باقیمانده و دسر و کلی شیرینی بخورم چون فشار رژیم رو از روی ذهن برداشتم دیگه ذهن اونطور دستور خوردن نمیده .
      اشغال خوری رو باید کمتر کنیم و هر چیزی رو به زور وارد جسممون نکنیم جسم ما خیلی باارزش هست و باید مراقب این نعمت الهی باشیم و به اندازه بخوریم نه هر چیز خوراکی که در اطراف ما بود به زور بخوریم .
      ذهن باید کم خوردن رو یاد بگیره و من نباید تصمیم کم خوردن بگیریم و به این شکل لاغری ماندگار میشه پس ذهن باید همیشه با هدف ما همسو باشه تا موفق بشیم .
      ذهن همیشه روی نقطه ضعف ما دست میزاره و اون چیزی نیست جز ترس از خور دن چون ما سالها عادت کردیم غذا ها رو از هم تفکیک کنیم و بگیم کدوم ما رو چاق میکنه کدوم ما رو لاغر میکنه و چون همیشه اعمال فشار بر روی غدا ها بوده که ما لاغر بشیم پس این باور خیلی قدرت داره و باید به صورت مرحله ای اصلاحش کنیم و باید بگیم خوردن ما رو چاق نمیکنه و اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه چون خیلی از لاغرها هم مثل ما از همین مواد عذایی میخورن و اما لاعر هستن پس چرا اینطور هست ؟باید فکر کنیم تفاوت ما و اونها در چی هست ؟

      و با این افکار ریشه ی اون باور رو قطع کنیم .
      ولی این باور خیلی ریشه داره ممکنه ما غدامون کمتر بشه ولی وزنمون کمتر نمیشه چون اسیر همین باور هستیم و فکر میکنیم خوردن باعث چاقی میشه و اصلا نمیتونیم تشخیص بدیم که درست خوردیم آیا نیاز بدنمون بود یا نه زیادتر از نیازمون خوردیم ؟رهایی از این ترس یعنی احترام به بدن خودمون و …
      ما باید پیغام سیری و گرسنگی رو به موقع دریافت کنیم و اگر کسی استرس بگیره در موقع خوردن که درست خوردم یا نه همین باعث چاقی شما میشه و نتیجه اش عکس میشه به جای لاغری چاق میشی .
      ما در بدنمون یه احساس درونی داریم و ممکنه واکنشی در بدن ما ایجاد نکنه و همه ی احساسها در مراحل اولیه یه احساس درونی هستن و کمی که شدت بگیرین تبدیل میشن به واکنش در بدن پس احساس سیری و گرسنگی هم یه احساس درونی هست که باید اینقدر درکشون کنیم تا به صورت اتوماتیک در بیان .
      برای اینکه احساس گرسنگی رو تحربه کنید برای چند روز چیزی نخورید تا در بدن شما یه واکنشی ایجاد بشه مثل سر و صدای شکم و دل درد و … وخیلی این احساس لذت بخش هست باید تجربه اش کنید پس برای یه هفته اجازه بدید احساس گرسنگی رو تجربه کنید و بزار داخل بدنت واکنشی ایجاد بشه و برای درک احساس سیری وقتی اون واکنش بر طرف شد دیگه نخورید مثلا سر و صدا که برطرف شد دیگه نخورید و اینطور دیگه شما استرس و نگرانی از خوردنتون ندارید و قتی مطمین باشید غداتون کمتر شده پس دیگه نگران نباشد و خود به خود لاغر تر هم میشید پس دیگه نگران نباش به اندازه خوردم یا نه باید کمتر خورم ؟اینها نتیجه ی چاقی میده اگر بعد از غدات احساست خوب بود همون عالیه احساس تو بیانگر این هست که خوردنت خوب بوده یا نه ؟و کاری به نجواهای ذهنیت نداشته باش و فقط با احساس خودت کار کن چون اون بهترین هدایتگر شما هست و اگر در احساستون مشکل دارین از همون تمرین استفاده کنید به این شکل ذهن شما یاد میگره سیری یعنی چی و دیگه شما رو وادار به خوردن زیاد نمیکنه و ما از خوردن میتونیم نهایت لدت رو ببریم .
      پس اگر تو از خوردنت ترس داشته باشی هر چقدر خوردنت رو کم کنی تو لاعر نمیشی .
      ذهن شما اگر ابن پیامها رو درست دریافت کنه هر چقدر نیاز باشه خوردن شما رو کمتر میکنه به اون اعتماد کن .
      خیلی از چاقها به خوردن زیاد فکر میکنن که همین بسیار خطرناک هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/09 03:27
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        چقدر عالی درک کردید و عالی شرح دادی
        خدا شکر برای همراهی دوستان عالی در سرزمین لاغرها

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/11/09 11:46
          مدت عضویت: 643 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 36 کلمه

          من هم از شما استاد عزیز کمال تشکر و قدر دانی رو دارم برای این مسیر عالی و زیبا و رویایی و پر از آرامش و حال خوب و پر از نعمت و …

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/11/09 07:18
        مدت عضویت: 659 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 56 کلمه

        سلام دوست عزيز
        خيلي توضيحاتتون عالي بود
        مشكل بزرگ من ترس از خوردنه و با اينكه سيري رو تشخيص ميدم بازم فرمان خوردن دارم و اضافه ميخورم و بعدش عصبي شدن و عذاب وجدان و …
        خداروشكر موفق بوديد، تحسينتون ميكنم كه تو اين مسير در آرامش داريد بِه هدفتون نزديك ميشيد .
        موفق و متناسب باشيد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 21:19
      مدت عضویت: 299 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 528 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      بنام خدا 🌸 گام ششم :شرح رژیم:
      من و همه ی کسانیکه میشناسم همیشه بهترین راه برای لاغرشدنورژیم غذایی دونستیم و همیشه بهترین راه نخوردن بوده درزمانی که من تلاش کردم برای لاغری حتی افرادی که ذاتاهم لاغربودی ومیشناختمشون بهترین راه زندگی من برای راحت شدن ازچاقی ویاچاقترنشدن این بود که رژیم بگیرم و به همین خاطر من هر بار که رژیم می‌گرفتم از همون اول خودمومیدیدم که شکست خوردم و نمیتونم و همیشه خودمودراخرمیدیدم دربیچارگی وناتوانی می‌دیدم وزمانی که لاغرمیشدم ودوباره برمیگشت وحرفاشون دیگرانومیشنیدم ناراحت میشدم رژیم بااینکه برای من کاری نمیکردازاونجایی میشدکه من ازحرف آدمها دورباشم حداقل برای اینکه حرفاشونونشنوم رژیم میگرفتم ولی درواقع همیشه ازاسم رژیم وحشت داشتم و همیشه به دنبال این بودم که با رژیم گرفتن لاغربشم وازحرف ادمهاراحت بشم ولی بارژیم گرفتن زندگی برای من سخت میشدنمیتونستم لذتی که می‌خوام روازغذاخوردن بدست بیارم ولذتی نداشتم مهمترین دستاورد مهم این بود که ازحرف آدمها راحت بودم زمانی که لاغرمیشدم به دنبال این بودم که دوباره چیکار کنم که لاغربشم وعمیشه محدوده سازمانی ومحدوده ی غذایی باعث می شد که من ازرژیمذمتنفرترباشم و همیشه میترسیدم نکنه بیشترشان بشم ومجبورباشم رژیم دیگه ای بگیرم وازانجام رژیم خسته شده بودم واحساس میکردم که پوچم رژیم لاغری احساس لیاقت روازمن گرفت امامیدونین بزرگترین چیزی که بهش پی بردم این بود که من بیشترازرژیم به خودم سخت گرفتم به خاطر ادمهاشاشایداگرادمهابرای من تابه ای اندازه مهم نبودن منم تقلانمیکردم که رژیم روانتخاب کنم برای لاغری وخودمودرگیرنمیکردم برای این احساس بدوفکرنمیکردم که من ناتوانم درسته من غذاخوردنم بیش از نیاز بدن بوده اینوکاملامطمنم ومیپذیرم که تقصییرادمهانیست بلکه این من بودم که راهی بلدنبودم جززندگی کردن مثل اونهاوپذیرفتن حرفهای اونها چون اونها یادگرفته بودن ومنم ازاونهاالگو گرفته بودم همیشه نمی‌دونستم چیکار باید بکنم که لاغربشم ووحشت داشتم و اضطراب رژیم برای من سکوی بانی بود که بایدروندتکامل می ایستادم و بعداگرمراقب نبودم که اکثرا نبودم منوها میدادبه سمت دره ومن سقوط میکردم وهربارباشکل جدید درسته چاقی من ربطی به آدمهای اطرافم نداره ورژیم من هم ربطی به اونهانداره کسیکه اینهاروپذیرفته منم چون راهی جز این طورزندگی کردن رودرخودم ندیدجزازحرف دیگران پیروی کنم وحتی توی رژیم هم به این شکل عمل میکردم رژیم هیچ خاصیتی نداشت جز این که باعث می شد که من بیشتراحساس نامیدی میکردم ودلسردمیشدم واحساس غم وادوه میکردم به خاطر این که نمی‌تونستم سرنوشتموتغییربدم واینکه بیشترناراحت چاقی رواخساس می‌کردم در همه ی مواردمن میدونستم که ا شتباه دارم رفتارمیکنیم امارات دیگه ای بلدنبودم برای لاغرشدنورژیم وراه دیگه بلدنبودم برای دوبارهچاقی بیشتروبیشتر چون هربار که رژیم می‌گرفتم بیشترازرژیم متنفرومتنفرترمیشدم وترس عدم پایداریش هم بیشتر بود پس رژیم نه فقط یک کلمه ای یک کلمه است باکلی معانی وحشتناک ورزش برای نخوردن وتحمل سختی به همین خاطر دوباره به چاقی برمی‌گشتند چون رژیم برای من سخت ترین ومحدودترین روش برای رسیدن به لاغری بود و همیشه به دنبال روشی برای خوردن بودم چون همیشه ترس رژیم داشتم که نکنه به خاطر رژیم نتونم چیزی بخورم و هی دوربشم ازلاغری که دارم این همه زحمتشومیکشم واخرسرهم بارژیم فقط برای مدت خیلی کوتاه لاغرمیشدم ودوباره برمیگشت ودوباره ازنو شروع میکردم واین هی ادامه داشت اما حالا ازروش لاغری با ذهن ادامه میدم و نتیجه ای داییمی میگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 18:21
      مدت عضویت: 420 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 334 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عاشق متناسب شدن🌼🌼🌼 من قبل شنیدن این فایل عالی تو دوره رایگان و باقی فایل ها تا حدود زیادی ترس از خوردنم رو کم کرده بودم ولی گهگداری خیلی کم تا حواسم پرت میشد میدیدم باز نجواها براخودشون دارن جولان میدن که مثلا خامه روی کیک میددددونی چقدر کالرررریش بالاست اینو که خوردی قید لاغری و بزن اما این فایل تیر خلاص و زد به اون نجواهای که خییییلی مرموزانه ته تهای ذهنم لونه داشتن . من قبل آشناایی با روش شما ترس از خوردن و به شکل وحشتناکی داشتم قند و شکر و هر چیزی که شیرین بود و فکر کنم کلا فراموش کرده بودم عاشق شکلات بودم اما تا میخواستم یدونه بخورم چهره کسایی که با ژست همه چیز بلدی میگفتن نخور میدونی همین یدونه چقدر کالری داره پشیمون میشدم . عید که میشد تموم وجود م غصه بود میگفتم حالا چجوری رژیممو نگه دارم سعی میکردم حتی خیلی جاها نرم که به رژیم پایبند باشم . دیگه نگم که این ترس چه فشاری روی اعصابم داشته که تکراری و طولانی میشه . برنج شده بود یه غذای ترسناک در نظر من فکر میکر دم مقصر تمام این اذیتا خوردن برنجه !!!!یکبارم بخودم زحمت ندادم فکر کنم که اگه این غذاها چاق کنندست پس اینهمه دختر تو فامیل بین دوستات که دوبرابر تو از همینا مصرف میکنن چرا انقد ترکه ای و لاغرن بابا تو ذهنت مشکل داره نه سوخت و سازت نه جسمت !ولی خوشحالم که بالاخره هدایت شدم به مسیر درست و راحت. من الان احساس قدرت میکنم چون کنترل همه چیز دست خودمه خیلی شیک و به اندازه درنهایت لذت غذا میخورم و خبری از شمردن لقمه و تعداد جویدن لقمه ها نیست استرس و عذاب وجدانی ندارم تازه بعد اینهمه سال مزه هارو درک میکنم واقعا من مزه غذارو متوجه نمیشدم . خدارو شکر که یه تمرین عالی دیگه هم یاد گرفتم که بیشتر و بیشتر کنترل ذهنمو دست بگیرم.ممنون ازشما استاد گرامی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 16:33
      مدت عضویت: 643 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,697 کلمه

      رژیم چه احساسی در شما ایجاد میکنه ؟
      شاید تلفط این کلمه هم شما رو اذیت کنه .همه ی ما بارها با رژیم خودمون رو محدود و ومحروم
      در یه سری از مواد غذایی کردیم اما در ذهنمون هزار جور فکر و خیال داشتیم که برو بخور فقط یه امشب هست و دیگه گیرت نمیاد و یااین غذا خیلی خاص بخور و یا پولش رو دادی تا اخر بخور و یا مفیده همش رو بخور و خیلی از این حرفها .
      و ما همیشه از رژیم شکست خوردیم و رژیم مثل یه دیوار بزرگ در مقابل ما بوده .
      منم همیشه تنها راه لاغر شدن رو کم خوردن و رژیم گرفتن دونستم و تنها راه چاق شدن رو زیاد خوردن میدونستم و هیچ وقت به هیچ راه دیگه ای فکر نکردم و حتی در باشگاه هم بارها میگفتم فقط ورزش فایده نداره تا رژیم نگریم لاغر نمیشیم و خودم به شخصه بارها با رژیم بسیار عالی وزن کم کردم و اما ماندگار نبودن برای من و همین من رو خیلی ناراحت و خسته میکرد.
      من یادم میاد این اواخر مایتابه رژیمی تهیه کرده بودم که غداها رو بدون روغن داخل اون سرخ کنم و بسیار بد مزه بودن اما میخوردم به امید لاغری و اغلب سوخته و بد بو میشدن و با حسرت به غذای بقیه نگاه میکردم و اما چون دکتر به من گفته بود روغن استفاده نکنم منم تا جایی که راه داشت مایتابه رژیمی با خودم بیرون از خونه هم میبردم مثلا برای تفریح در یه روز تعطیل با من بود که موقع ناهار داخل اون سرخ کنم و چقدر مسخره ی اطرافیان میشدم که بسه تا کی این جوری بخوری ولی چاره ای نمیدیدم برای خودم و جالب بود که من لاغر نمیشدم هیچ چاقتر هم میشدم و میگفتم حتما بدن من یه عیبی داره که من نمیتونم متناسب بشم و لاغرها یه نعمت خدادادی دارن که هر چی میخوان بخورن و چاق هم نشن و اما من باید همیشه در زجر و سختی باشم که شاید کمی لاغر بشم و تنها راه درست و صحیح برای من رژیم بود اما بر عکس الان که هر کس بگه من رژیم هستم در دلم خندم میگیره و غصه میخورم که ای کاش با راه درست لاغری با ذهن که اینقدر راحت هست آشنا میشد و خیلیا در اطراف من هنوز به دنبال رزیم های جدید هستن و دارن با ورزش و رژیم لاعر میشن و خوب هم لاعر شدن و اما من همیشه به خودم میگم اخه تا کی بلخره خسته میشه و ولش میکنه چون ذهنش هنوز در مسیر چاقی هست و این افراد خبر ندارن که باید لاغری رو آموزش ببینن و در این مواقع من احساس قدرت در خودم میکنم و بازم در دلم از استاد عزیز و این راه نابش تشکر میکنم چون ما از سطح بالاتری داریم به این قضیه ی لاغری نگاه میکنیم و چقدر راه درست و اصولی هست ولی بقیه دارن با زجر و سختی فقط به جسمشون فشار میارن این کار دوامی نداره و در نهایت ذهنشون که هنوز در مسیر چاقی هست پیروز میشه و اونها دوباره جسمشون چاق میشه .
      چقدر با خیال راحت از هر غدایی به اندازه ی نیاز مون خوردن لذت بخشه چقدر آرامش داره چقدر احساس خوبیه برای هر کس که مدتها در رژیم هست و ترس از غدا خوردن داره لدت این کار و آرامش رو متوجه میشه و قدر این نعمت رو میدونه دومین مورد که برای من بی نهایت ارزشمند هست همون وزن نکردن هست که و اقعا آرامش رو از من برده بود و و من این اواخر هر وقت روی وزنه میرفتم حالم بد میشه حتی گریه میکردم و دیگه وقتی اطرافیان من رو میدیدن متوجه میشدن که چیه بازم چاق شدی و میدونستن جریان چی هست و اما به لطف این دوره چون من تعهد دارم به این دوره اصلا دیگه خودم رو وزن نکردم و همین یه کار باعث شده بود که چاقی من متوقف بشه و لاعری من شروع شد و باعث شد بازم من آرامش،و احساس خوب و حال خوب بیشتری در زندگیم پیدا کنم و فقط و فقط و فقط همین دو تا کار استاد برای من بی نهایت ارزشمند هستن و من میبینم که اطرافیان من که در رژیم هستن بارها گفتن و به زبون آوردن که ای کاش میشد کاری کرد بدون عذاب وجدان غدا خورد و گفتن من دوست دارم به این احساس برسم که من بازم در دلم به یاد استاد عزیز و دورهاشون میفتم و تمام وجودم سرشار از حس شکر گذاری به خدای خودم و استاد عطار روشن میشه و از خدا برای هدایتم به این سایت بینهایت تشکر میکنم از اینکه من رو برای این راه انتخاب کرده و من رو از قید هرچه رژیم و حال بد و افسردگی و ناراحتی بوده رها کرده و به جاش احساس آرامش و شادی درونی و لذت و حال خوب و … هر چی که بگین رو الان من یه جا دارم الهی شکرت و به پاس قدر دانی از خدای خودم و استاد عزیز همیشه در این مسیر میمونم و با اشتیاق و استمرار ادامه میدم تا یه شگفتی ساز فوق العاده بشم که دوست دارم و روی خیلیها تاثیر گدار باشم .

      ما نباید از غذاها بترسیم و به اندازه نیازمون با خیال راحت و لذت باید غذا بخوریم و ما باید رهایی از رژیم رو در این دورها حس کنیم و این قدم اول برای رسیدن به لاغری هست و ما به این آسودگی نیاز داریم و بعد از چند روز حرص و ولع ما کمتر میشه و دیگه ما غذای بقیه رو نمیخوریم و با چایی کلی شیرینی نمیخوریم و … و این قدم دوم هست و چون ذهن فشار رژیم رو بر خودش نداره دیگه گرایش ما به خوردن کمتر میشه .
      و ما هر اشغالی رو نمیخوریم و اشغال خوردن ما کمتر میشه فقط به خاطر ذوق و شوق این راه نه به خاطر رژیم .
      ما باید یه سری عادتها روبرداریم نه غذاها رو کم کنیم .
      پس چون در این روش ذهن لذت میبره و با لذت غذا میخوره پس کمتر غذا مصرف میکنید.
      من نباید تصمیم بگیرم کمتر غدا بخورم باید ذهنم این تصمیم رو بگیره.
      وذهن دست میزاره رو نقطه ضعف من و اون چیزی نیست جز ترس از خوردن چون یه عمر ما گفتیم این ما رو چاق میکنه و اون ما رو چاق میکنه و همین باعث ترس عمیق و ریشه ای در ما شده و ما این توانایی رو داریم که این ترس رو از بین ببریم و لی نمیشه یه هویی بهش حمله کنیم و حمله ی اول :خوردن ما رو چاق نمیکنه و ریشه های اون رو قطع کردیم .
      ما باید تشخیص بدیم که به اندازه خوردیم و نترسیم که آیا زیاد خوردیم یا نه ما باید از این ترس هم رهایی پیدا کنیم و نترسیم و به بدن خودمون احترام بگذاریم و اینقدر لقمه ها رو نشمریم و …این کار ها باعث میشه ما چاقتر هم بشیم و تاثیر منفی روی جسم ما میزاره .
      نحوه ی دریافت پیغام سیری و پیغام ها ی بدن رو به دو طریق دریافت میکنیم هم از طریق احساس هم از طریق اعصاب ما وقتی دلمون تنگ میشه یه احساس دلتنگی در ما شکل میگیره و کاملا درونی هست و اگر ادامه پیدا کنه ممکنه تبدیل به گریه هم بشه و اما وقتی پات به جایی میخوره پات در میگیره این یه احساس عصبی هست و اگر این هم ادامه پیدا کنه به گریه تبدیل میشه پس در هر دو مثال تبدیل احساس ها به واکنش در بدن رو دیدیم و اگر ما چیزی نخوریم احساس گرسنگی در ما تبدیل میشه به ضعف و سستی در بدن و یا سر و صدای شکم و یا واکنشهای دیگه
      پس اینجا احساس گرسنگی تبدیل شده به واکنش و احساس سیری هم همینطور تیدیل میشه به درد شکم و نفخ و حالت تهوع و ..
      برای اینکه احساس گرسنگی رو تجربه کنید ؟احازه بدید احساس گرسنگی تبدیل به یه واکنش در بدنتون بشه بعد بخورید چون چاقها این احساس رو درک نمیکنن نمیدونن چی هست پس اجازه بدین این احساس گرسنگی رو تجربه کنید و بعد اقدا م کنید و هر وقت این واکنش گرسنگی برطرف شد دیگه نخورید و اون سیری هست و
      یعنی برای مثال اگر سر و صدای شکمت در اومده بود پس دیگه به اندازه ای بخورید که این سر و صدا نباشه در ک این احساسها خیلی لذت بخش هست .
      من اگر مطمعن باشم کمتر از قبل میخورم همین خوبه و دیگه لقمه هات رو نشمار چون استرس نتیجه ی بدی داره باید با احساس خوب جلو برید اگر بعد از غدا احساس خوبی نداشتی ناراحت نباش بگو دفعه ی بعد بهتر میخورم و همیشه بعد از غدا اگر احساستون خوب بود کاری به نجوای ذهنی نداشته باش و اون احساس اولی خیلی مهم هست و اون هدایتگر ما هست و تنها با احساس خودتون غدا بخورید پس در شرایطی بخورید که احساس گرسنگی داشته باشین و در اندازه ای بخور که این احساس برطرف بشه و به این شکل ذهن یاد میگیره سیری و گرسنگی یعنی چی و با لذت بخور و بدون استرس بخور و جای هیچ نگرانی نیست و اینجوری دیگه کنترلی نیست و خود به خود هست و زیاد نمیخورید ولی اما اگر ترس از خور دن داری وزن کم نمیکنی چون تو جه ات به خوردن هست .
      و اما اگر که خود به خود خورد نت تعییر کرده به این تغییر احترام بزارین و مطمعن باشین ذهن شما که شما رو به این مرحله رسونده اگر نیاز باشه بازم خوردنت رو کمتر میکنه .
      ما باید به بدنمنون احترام بگذاریم .
      و ما باید به خوردن فکر نکنیم چون اثری بد روی جسم ما داره .
      و تکرار توجه به لاغری باعث لاغری ما میشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 12:21
      مدت عضویت: 690 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      هنوز نصف روز نشده انصراف میدم .
      این تمرین عملی مناسب من نیست و باهاش هم ارتعاش نمیشم .
      نمیتونم همش حواسمو بدم که کی گرسنه میشم .
      چون همش احساس گرسنگی توی سرم دور میزنه .
      در حالیکه هدف این تمرین رها کردنه ولی من برعکس وقتی بخوام این تمرین رو انجام بدم تمام باورهای محدود کننده میریزه توی فکرم .
      ترجیح میدم توجهی به غذا نداشته باشم چون با این تمرین احساس محدودیت بهم دست میده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 07:10
      مدت عضویت: 659 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,590 کلمه


      (درک عالی، شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای منطقی کردن)
      .
      سلام سلام
      لحظه هاتون بر وفق مراد❤️
      استاد ازتون زياد سپاسگزارم هم براي فايل ها و محتواي دقيق و بي نظير و خفن😁 كه هر آگاهايش منو شوكه ميكنه كه استاد تو دوره هاي كه پولي هستن چيا رو گفته و واقعا آگاهي خدا اينجا جاريه و يونيكه ، خدايا ازت سپاسگزارم براي فراووني آگاهي اين سايت😍

      چقد نكات عالي داره اين فايل ، من يه صبح تا ظهر داشتم گوش ميدادم و مينوشتم .
      رژيم همون كلمه ترسناك و حال خراب كن ذهن همه ماست، من سالهاس رژيم رو گذاشتم كنار و اگر تنها راه لاغري رژيم بود حاضر نبودم لاغر بشم به قيمّت بازي با اعصاب و روانم، من الان ترس هاي خوردنم همه از رژيم ها و ورودي هايي كه از اطلاعات هر رژيم گرفتم .
      واقعا شكست تو رژيم ها من رو پيش خودم بي اعتبار كرده ، بي اراده كرده …
      خوب من يكم با آگاهي هاي اين فايل و خوندن چند بار نوشته هام بِه رفتار خودم فك كردم ، من الان از وقتي رژيم ندارم كه دوسال بيشتره ، من همه چي ميخورم و ديگه تو ممنوعيت غذايي نبودم ولي نكته اينجاست من با خيال راحت نميخورم ! يه لحظه فك كردم ديدم خوب منم همه چي ميخورم اما من با رهايي اين كارو انجام نميدم ، من بابت هر لقمه كه ميخورم سرزنش ميشم ، اطلاعات كالري و چاقي اون مواد غذايي رو بهم ميده ، من فك ميكنم رژيم ندارم ولي رها نيستم از احساس رژيم و همينم باعث شده من تمايلم بِه غذا كم نشه همون ولع قبل رو دارم، مثلا من وقتي چند روز پشت هم غذاي برنجي بخورم ذهنم با اون اطلاعات غلطمياد ميگه برنج زياد نبايد بخوري چاق ميكنه نهايت هفته اي دوبار بخور و … من ميخورما ولي اونا رو هم دارم ، من واقعا نميدونم براي اين قسمت اطلاعات و فرمول هاي غلط ذهنم چه كنم ؟ سالهاس پاك نشده با اينكه رژيم ندارم

      من اون احساس شادي و لذت در خوردن رو ندارم
      من بايد اين قسمت رو درست كنم

      من همش با عوامل بيروني خاستم رفتارهاي غذاييم رو تغيير بدم، ولي هيچ وقت موفق نبودم و پايدار نبوده و اينكه ميگيد بايد ذهن تصميم بگيره و بِه اين نتايج برسه تا غذارو كم كنه
      واقعا درسته ، اونه كه پايدار ميشه
      تقلا كردن واقعا كاري از پيش نميبره
      واقعا ذهن دكمه هاي نقطه ضعف هاي مارو بلده و دست ميذاره رو اون دكمه ها و دكمه ترس از خوردن ، ضعف بزرگ ذهن منه
      من شروع ميكنم خوردن اولين قاشق ميگه زياد نخوريا ، انقد خوردي بسه،ولي تو نميتوني ، الان بازم ميخوري ميخوري ميخوري…
      اصلا يه جنگ رواني تو ذهنم هست كه من آرامش و لذتي ندارم از خوردن.
      چند روز پيش داشتم بِه غذاي خودم و همسرم نگاه ميكردم ، هميشه بيشتر از من ميخوره همون غذا رو ، ولي خوب چرا متناسبه پس؟ جواب اين اومد مردا خوراكشون بيشتره و متابوليسمشون كاركردش فرق ميكنه
      اينم فرمول ذهني داغون من

      من اينو قبول دارم كه اشتباه خوردن منو چاق ميكنه و من رفتارهاي اشتباه در خوردنم دارم
      و چند روز كه درست رفتار كنم حس ميكنم سبك تر شدم ولي اون درست رفتار كردنه بايد دروني و ذهني باشه ولي من بيروني كنترلش كردم و خوب شكست خوردم.

      استاد من تمرين رو انجام دادم براي زمان ناهار كاملا گرسنه شدم و علايم گرسنگي فيزيكي اومد و استاد من الان مدتيه بعضي روزا حس گرسنگي رو كامل متوجه ميشم و نميدونيد چقد اين حس زيباست چقد بارها گفتم بِه خودم بِه همسرم كه خوردن غذا بعد اين احساس گرسنگي و واكنش معدم لذت بخشه هزاران برابر فرق داره با معده اي كه گرسنگي رو نداره و ميخاي غذا بخوري.
      و اون غذايي كه دوس داري بعد حس گرسنگي و واكنش بدن ميخوري عطرش چهرش مزش واقعا بهشتيه و لذت بخش ، اما وقت هايي كه اتوپايلوت بدون توجه بِه لذت بردن از مزه غذا و جويدن چشيدنيه طعم ميخورم ، در واقع ميبلعم
      اون حس بد كه بعدش مياد تمام اون حس خوب احساس گرسنگي رو از بين ميبره
      امروز داشتم فايل رو گوش ميدادم دقت كردم ، من نداي ذهنم رو كه سيري رو اعلام ميكنه رو مدتيه واضح متوجه ميشم ولي ميخام خودمو گول بزنم خودم ميفهمم ديگه؛ اما عمل نميكنم ، همونجا شما گفتيد سيري رو تشخيص بديد و عمل كنيد ، مهم عمل كردنه
      ، من ميگم حالا يه لقمه ديگه ، حالا اينم بخور ، ببين هنوز بقيه نشستن سر سفره ، ببين هنوز تو ظرفت غذا هست ، اينم بخور ،طوري نيست ، بخور بخور بخور و من از سيري فراتر ميرم و حس بد شروع ميشه و اون حس بد واكنش جسميش براي من خوردن بيشتره بيشتره تا حد تهوع و وقتي غذا تو قابلمه باشه سفره هم جمع شده باشه من همش ميخام برم بازم بخورم ، من واقعا نميفهمم اين مشكل بزرگ من از چه باوريه ، امشب تو لايو ازتون پرسيدم گفتيد همه چاق ها اين كار رو ميكنن كه تا حد تهوع ميخورن و كم كم درست ميشه
      ولي من چون سالهاس نتونستم درستش كنم همش بهم ميگه نميتوني ، نميتوني ، ميشه حس بد و واكنش بازم پرخوري… گاهي بعد اون حالت فشار معده منو پرخاشگر هم ميكنه

      من هم اون لذت احساس گرسنگي رو دوس دارم و و دلم ميخاد از خوردن در آرامش لذت ببرم و هم واقعا دلم ميخاد سبكي بعد غذا رو حس كنم و اون حس خوب هم برام اتفاق بيافته .
      خيلي رسيدن بِه اين مرحله بدون ترس خوردن با آرامش خوردن ذهن پاك برام مهمه. دوس دارم براي هميشه تجربش كنم.
      من امروز موقع ناهار طبق تمرين پيش رفتم
      گرسنگي شناسايي شد و واكنش جسمم اومد و بعد غذايي كه دوس دارم رو خوردم ، سيري هم شناسايي شد اما بازم خوردم و خوردم هي يه لقمه ديگه حالا تمرين رو فردا انجام بده و …
      يه ترسي هم كه داشتم همون موقع اولين قاشق و كشيدن غذا اينكه نكنه علايم گرسنگي بره و تو بازم بخوري و همون اتفاقم افتاد…
      من الان ميخام بدونم بعد كه سيري رو ذهني فهميدم و بدم بهم گفت سيره ، اونجا چه طور ديگه ادامه ندم با همون عوامل ذهني و با عوامل بيروني وارد نشم ؟؟؟؟
      واقعا احساس بهترين ميزانه و حس آدم ها تاثير گذاره تو همه چي ، من حسم بِه خودم خوب نيست كه بزرگترين ترمز منه ، اگر يه خطا بكنم اون حس بد رو بهش انقد توجه ميكنم تا حالمو خراب كنه

      من اين تمرين رو حتما متعهدانه انجام ميدم و با كنترل ذهن احساسم رو خوب نگه ميدارم و تا يك هفته ميرم جلو بعدش نتيجه رو همينجا اعلام ميكنم ❤️
      اون اعتبار كه رفته حس اعتماد منو بِه خودم كم كرده و من بايد اون اعتماد رو كم كم زنده كنم تا حس خوب هم موندگار بشه ، توجه كنم بِه نكات مثبت ، مثلا امروز تونستم گرسنگي رو تشخيص بدم و علائم بدنم رو ديدم و بعد شروع كردم بِه خوردن برام خيلي لذت بخش بود . براي اون حس لذت بخش خدايا شكرت .

      استاد بي نهايت سپاسگزارم براي لايو بي نظير امشب ،وقتي غروبي ديدم استوري لايو رو ، بي نهايت خوشحال شدم و از همسرم خاستم اون تايم با دخترم باشه كه من بِه لايو با تمركز برسم؛ چون از بعد ناهار موضوع خوردنم بعد سيري انقد منو درگير خودش كرده بود كه ذهنم اصلا آزاد نبود و امروز بِه هيچ كار و برنامه ديگم نرسيدم و همه روزم رو براي اين فايل و مرور آگاهي هاش گذاشتم ، خيلي هم راضي و خوشحالم بابتش☺️

      دوتا سوال امشب پرسيدم ، سپاسگزارم پاسخ داديد، يكي كه درموردش بالا گفتم
      بعدي برام خيلي جالب بود كه دوستي پرسيد آجيل و ميوه بايد موقع گرسنگي باشه ، من تا خوندم گفتم الان استاد جوابش قطعا اينه : بله هر چيزي ميخوري ميخاد غذا باشه خوراكي باشه بستني ميوه تنقلات بايد فقط موقع گرسنگي باشه و فرقي نميكنه بِه نوع مواد غذايي
      ولي در عين ناباوري جواب داديد نه حتما لازم نيست موقع گرسنگي و علائم بدن باشه تا ميوه يا چندتا آجيل بخوريد و آجيل هم جاي غذا رو نميگيره ، من واقعا حس كردم با همه وجودم حبيبه اينجا اونجايي كه آگاهي هاش جديد و يونيكه ، چون نجواها ميگه بابا تو كه لاغري با ذهن رو بلدي بازم داري هر روز وقت ميذاري براش، ولي نه من هربار فايلي رو گوش ميدم و ميخونم و مينويسم انقد برام آگاهي داره ميگم ببين كجا من اينارو ميدونستم .
      بعد من ازتون سوال كردم كه بِه من گفته بودن حتما بايد هرچيزي ميخوري بعد گرسنگي باشه و فرقي نداره بِه نوع اون خوراكي … شما خيلي پاسخ خوبي داديد در مورد كلوچه خونه مادرتون ، گفتيد نه لازم نيست موقع گرسنگي باشه ولي بعد خوردن غذا و پري شكم هم نباشه ، و اون قانون و ديسيپلين حكومت نظامي ذهنم كه بهم گفته بودن حتي يه كشمش و هر چيزي هم بايد موقع گرسنگي باشه و بايد مثل روزه دار باشي و تا گرسنه نشدي لب بِه چيزي نزني و حس بدي كه داشتم ديوارش ريخت
      گفتم خدايا شكرت اينجا همه چي آسونه همه چي با لذته نه با زور ، چون ذهنم با زور واقعا مقاومت داره.

      راستي يه جا تو فايل در مورد تمرين آشغال خوري تو دوره اشاره كرديد
      من نميدونم شما در مورد آشغال خوري نظرتون چيه ! اما بِه من گفته بودن آشغال خوري يعني وقتي سير ميشي لقمه اضافه آشغاله براي بدن ، همون آجيل وقتي گرسنه نباشي آشغاله براي بدن!

      استاد بازم ازتون سپاسگزارم
      براي سخاوتتون ، تايمي كه ميذاريد و با بخشندگي و حال خوب اين آگاهي هارو جاري ميكنيد و بِه بهبود جهان كمك ميكنيد .
      تولد دختر عزيزتون هم مبارك، در پناه الله سالم و شاد و سعادتمند و ثروتمند باشيد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        فرشته مهربانF.s
        1399/11/08 21:42
        مدت عضویت: 348 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 179 کلمه


        (درک عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
        .
        دوست عزیز سلام نوشتتون عالی بود
        خواستم بگم حدود ۵ ماه دوره رو انجام میدم ودقیقا این خوراکی وهله هوله خوردن موضوعی بود که من در رژیم هام دردوران چاقی محرومیت کامل داشتم نسبت بهش درسته که نیازی نیست حتما گرسنه باشید برای خوردن هله هوله وتنقلات ومیوه اما من از وقتی دوره شروع کردم به مراتب کمتر میخرم این چیزا رو و بیشتر به مهمونیا ومناسبت ها معطوفش کردم وپشت هم خوری نمیکنم یک نکته جالب بگم قبلا که میرفتم بیرون شده ده پونزده تومنم شده کیک وشیر کاکائویی چیزی حدالقل میخرم اما چند روز پیش که رفتم بیرون برای خودم لاک خریدم وخودمو خوشحال کردم بارها رفتم بیرون برای خرید وکارام ولی خوردن بیخیالش شدم اینا رو گفتم که بدونین به مرور خوردن براتون کمرنگ تر میشه ونگران صددرصد انجام دادن تمرین ها نباشید تا تبدیل به باورهای اصلاحی ما بشن این باورهای درست طول میکشه فقط هر روز سعی کنید بهتر بشین اگه یه روزم نتونستین فردا بهتر از امروزتون باشید مهم ادامه دادن وقطعا نتیجه میگیریم به لطف خدای مهربان

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/11/09 07:25
          مدت عضویت: 659 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 128 کلمه

          سلام فرشته مهربان
          عزيزم ممنونم از مشاركتت ، از اينكه تجربت رو بهم گفتي، خودمم ميخام همين كارو بكنم
          خريد كمتر بكنم ، من واقعا با وعده هاي غذايي سير ميشم ، اصلا تنقلات مخصوصا مصنوعي شركتي نخرم و اون عادت چاي و كيك عصرونه رو بذارم كنار جاش كشمش خرما بخورم، و مشكل بزرگم اينه كه بعد خوردن ناهار بعد سيري همچنان ادامه ميدم و اگه غذا رو گاز باشه تا ساعت ها ميام و هي ناخنك ميزنم و از كارم عصبي ميشم ، حس پري ميگيرم ، گفتم از اين بِه بعد غذا هم ميمونه سريع بذارم يخچال
          از جلو چشمم بردارم
          خلاصه ذهنم هنوز بيشتر روز دنبال اينه كه چي بخورم😔
          اميد بِه خدا كم كم اين فرمول ها عوض ميشن و لاغري رو ياد ميگيرم .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 00:51
      مدت عضویت: 690 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 940 کلمه

      سلام . ساعت ۱۲:۱۶ دقیقه شب هست .
      خب تمرین این قسمت عملی هست . من تا یک هفته تا علائم گرسنگی بر بدنم نیومده غذا نخورم و به محض اینکه اون حالت برطرف شد دست از غذا بکشم .
      امروز ۷ /۱۱ تا ۱۵/ 11
      ذهنم این برنامه عملیه ثبت کن .
      ثبت کن ثبت کن . ما میخوایم باور ترس از خوردن رو با این کار از وجود تو پاک کنیم . پس همکاری کن عزیزم .
      قطعا این باور که کمرنگ بشه و کم کم از بین بره به طور قطع درخت لاغریت جون دارتر میشه .

      💝💝💝💝💝💝

      میریم سراغ شرح عالی بر اساس آموزش های داده شده . 👏👏👏👏

      رژیم که هیچ کلا حال آدم رو بد میکنه ولی خیلی از ما هنوزم توی باور داریم
      رژیم = لاغری

      این همه هم دیدیم رژیمها تاثیرش موقته ها و باور سخت بودن لاغری هم از همین باور تولید مثل کرده . ولی این فرمول همچنان هست .

      رژیم = چاقی . پس کنارش بزار به تاثیر موقتش نگاه نکن .
      خوردن = چاقی یا خوردن = لاغری .

      استاد من دو سال گذشته هنوز روی این باور موندم . روی این باور استپ کردم .

      به نظر من استپ وزنی به خاطر این باوره .
      موندن بر سر دو راهیه
      خوردن = چاقی یا خوردن = لاغری
      بزارید تحلیل کنم شاید تونستم بالاخه این دو راهی رو توی ذهنم حل کنم .
      اول از منطق خودم با توجه به واکنشهای بدن خودم کمک میگیریم .

      کم خوری = لاغری در ابتدا ولی بعد چاقی

      متعادل خوری =تناسب اندام

      پرخوری = چاقی

      اینها توی ذهنه ها من به عمل کار ندارم . عمل نمایشگر ذهنه . و نشون میده فرستنده چی داره ارسال میکنه .
      مثل تلویزیون . هر رفتاری که از ما سر میزنه نمایشگر یک باور درونیست .
      دمشم گرم داره باور رو بهمون نشون میده .
      خب من باور خوردن = چاقی رو دارم این باور باعث ترس از خوردن میشه ‌ . ترس از خوردنم که ریشه اش عمیق . به نظر من اگه باور خوردن = چاقی اصلاح بشه ترس از خوردن هم خودبخود کمرنگ میشه . یعنی به نظر من باور خوردن = چاقی در ذهن من خیلی عمیقتر از باور ترس از خوردنه . چون خوردنه اگه = چاقی نباشه من ترسی دیگه ازش ندارم .
      خدایا کمکم کن .
      خب باور خوردن = چاقی رو تبدیل میکنم به خوردن = لاغر شدن .
      خب باید برای این کار دنبال شاهد بگردم .
      کی الان میخوره لاغر میشه ؟ خب آدمای لاغر . اونا که غذاشون رو از کره ی ماه براشون نمیارن همین غذاهای روی زمین رو مصرف می کنند . پس اونا میخورن و لاغر می مونند .
      خب حتما اونا کم میخورن . فقط دلخواهشون رو میخورن . موقع گرسنگی میخورن . همیشه سیرن .
      خب کم خوردن چی هست ؟ زیاد خوردن چی هست ؟ اندازه خوردن چی هست ؟

      من از کجا بفهمم ؟
      خب تمرین عملی که استاد داده رو یک هفته انجام بده میفهمی .
      خب اگه اونجور باشه من اگه گرسنگیم به فیزیکم برسه بعد بخورم و بعد از برطرف شدن اون حالت دست از غذا بکشم توی طول شبانه روز اصلا یادم میره غذا بخورم چون خیلی کم به این حالت میرسم .
      تو انجام بده این فرمول شیرینه . عاشقش میشی مطمئنم .
      میدونم اگه این فرمول رو اجرا کنم سر ماه نشده کلی وزنم کم میشه .
      خب این فرمول رو اجرا می کنم شاید این فرمول ترس از غذا ازم پرید .

      ببین فاطمه من یک هفته اجرا کنم عادت میکنم . خب دیگه میلم به غذا کم میشه . اصلا شاید گرسنه نشم در طول روز . میخوای اعتیاد منو برداری به خوردن .
      تمرین کن . عملی کن .
      این تمرین عملی رو انجام بده .
      صبر کن .
      از این رفتار راضی هستی . آره ولی کم خوردنه خب .

      من باید قارو قور شکمم رو بشنوم تا شروع کنم به خوردن . من با دو سه لقمه که بخورم قار و قور برطرف میشه .
      بعدش کی دوباره به قار و قور میفته .
      خب اینجوری همه اش احساس گرسنگی دارم . ولی من عادت دارم همش احساس سیری داشته باشم . احساس گرسنگی رو باید به احساس سیری تبدیل کنم .
      ما اصلا نمیزاریم گرسنه بشی خیالت راحت . نمیخوایم محدود کنیم .
      ولی من محدود میشم .
      همش احساس گرسنگی ذهنی دارم .
      ذهنیتت رو تغییر بده .
      عملی رو قبل از انجام قضاوت نکن .
      بر اساس ذهنیت چاقیت عمل نکن .
      اصلا فکر کن این تمرین عملی آیه ی قرآنه وحی منزله . مثل نماز و روزه باید اطاعت کنی .
      خودت لذتبخشش کن .
      باشه پس من گام های دیگه رو تا یک هفته انجام نمیدم تا بعد دوباره برگردم و نتایجم رو از تمرین عملی بنویسم . چون حواسم پرت میشه . یه هفته ی دیگه تمارین رو ادامه میدم . توی این یک هفته فقط روی انجام این تمرین عملی تمرکز می کنم تا ریشه ی عملی ترس از خوردن از بین بره .
      خب من وقتی کم بخورم دیگه ترس ندارم که .
      قضاوت نکن . انجام بده . بعد از یک هفته بیا نتیجه ات رو بنویس .
      با لذت هم انجام بده . باید کلی مطلب از توش بکشیم بیرون . پس با دقت انجام بده .
      اوکی .
      پس فعلا شب بخیر .
      ساعت الان :۱۲،۵۰ دقیقه تمرین تمام شد . بیشتر در تردید بودم . اما به خودم اجازه میدم تمرین عملی رو یک هفته روش با احساس خوب و کنترل ذهن انجام بدم . نتیجه اش رو ۱۵ /۱۱ میام مینویسم و بعد میریم سراغ تمرین بعد . تا یک هفته ی دیگه خدانگهدار 👐👐👐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        فرشته مهربانF.s
        1399/11/08 16:55
        مدت عضویت: 348 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 356 کلمه


        (مشارکت در گسترش آگاهی)
        .
        سلام دوست عزیز
        خواستم یک چیزی که خودم یاد گرفتمو در این رابطه بهت بگم انشالله کمک شما هم بشه استاد در یکی از فایلاشون گفته بودن رفتار انسان های متناسب به اینگونه است که خوردن رفتار پر تکرارشون نیست اگه خوب به این جمله فکر کنی میبینی که رفتار پر تکرار شما خوردن واگه عوضش کنی با رفتارهای دیگه ات کلی از مشکلاتت حل میشه بیخیال کم وزیاد خوردن بیخیال رژیم واسترس درست شدن ونشدن باورها بزار بدنت بهت بگه که کی گرسنه ای وقتی قارو قور کرد بخور من قبلا ها فکر میکردم اگه گرسنه بشم خدایی نکرده چی میشه حتما غش وضعف میکنم وکارم به اورژانس کشیده میشه ولی نشد یادمه یک روز رفته بودم بیرون برای پیاده روی نزدیک ظهر شد داخل پارک گشنم شد یعنی یکم حس گرسنگی اومد سراغم به خودم گفتم من تازه اومدم وبیخیال این حس تاحالا کسی رو نکشته ودر ضمن اصن بهتر سبک تر راه میرم برخلاف تصور من که از گرسنگیم میترسیدم حالم خوب شد ومعلوم شد اصن گرسنه نبودم فقط حس ترس از گرسنه شدن بود که من رو به اشتباه انداخته بود واصلا شکمم قار وقور نکردومن کلی با پیاده روی کردم وبعدشم تا چند ساعت استراحت کردم یادمه اون روز شکمم حدود ۵ یا ۶ عصر بود که شروع به قاروقور افتاد ما خیلی به خوردن اهمیت میدیم دوست عزیز خوردن در واقعیت اصلا چیز مهمی نیست افراد متناسب خوب ببین کلا براشون خوردن ونخوردن مهم نیست خیلی گشنه بشن رفعش میکنن فقط همین نیاز ورفع میکنن مثل سرویس رفتن که یک نیاز که همینکه رفع بشه بدن راحت میشه مثل خواب که نیاز همین که برطرف بشه بدن راحت میشه گشنگی هم همینه نیازت بدون که مقداری که بخوری رفع میشه وبدنت احساس راحتی میکنه میگه آخیش سیر شدم ولی وقتی محلش نمیگذاری وادامه میدی میگه ترکیدم بابا چقدر میخوری خفه شدم سیری با حس راحتی وپرخوری با رنج وترکیدن همراه کن ودست از تکرار خوردن بردار اگه خوب نگاه کنی دوروبرت پراز کارهایی که میتونی انجام بدی از کارای خونتون تا درس وورزش و… موفق باشی دوست عزیز تناسب اندامی ارزشمند که درش ذره ای استرس نباشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/11/09 03:05
        مدت عضویت: 681 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 523 کلمه


        (شرح عالی بر اساس محتوا، مشارکت در گسترش آگاهی)
        .
        🌹بنام خدای مهربان 🌹

        💖💖💖سلام بر شگفتی ساز دوره استاد و بی نظیرترین تحلیل گر و الگو ساز و دارای ذهنی فوق العاده عشق خودم فاطمه سادات گل 😍😍😍

        دلم میخاست این تجربه فرمول سازیات رو برات بنویسم و یک تجربه بسیار شیرین و لذت بخش 😍😘که از خودت یاد گرفتم یک روز تو گروه چت شگفتی سازا نحوه فرمول سازیهای قشنگت که برای همه چی مساوی قرار میدادی و عالی بود انجام تمرین عملی ازمون و خطا انجام دادم☺️

        فاطمه سادات گل من گفت👈 فرمول 🌹پرخوری مساوی با متناسب شدن 🌹

        ما اون شب غذا از بهترین رستوران قم گرفتیم و اکبرجوجه بود برای اولین بار میخاستم طعم همچین غذای خوشمزه ای رو بچشم و واقعا دلم میخواست تا ته غذام رو بخورم بعد دیدم شگفتی ساز دوره اینجوری برای خودش فرمول سازی میکنه بزار منم الان امتحان کنم امشب میخام با رهایی کامل بدون ترس از غذا بخورم رهای رها ☺️😍 خلاصه که من این جمله رو تکرار کردم و دادم به💖 مدیر کارخونه ذهنم 💖

        تو این کفه ترازوی لاغریم ⚖ در ذهنم فرمول پرخوری بود تو اون یکی کفه ترازوی تناسبم ⚖ متناسب شدن 💃

        خدا شاهده وقتی این فرمول رو دادم به ذهنم فقط چند قاشق کاملا منو سیر کرد و کاملا خوشحال و لذت برده 😋 اصلا نتونستم زیاد بخورم و بقیه غذا رو نگه داشتم فرداش خوردم و انصافا طعمش به صورت گرم شده با اولش خیلی بهترم شده بود برعکس خیلی غذاها که برای مصرف دوباره و گرم کردن طعمشون خراب میشه و دیگه اون لذت رو نمیدن برعکس بود واقعا لذت بخش و عالی بود و فرشته👰 درونمم به شدت راضی🙆‍♀️ و خوشنود بود و خیلی انصافا تجربه عالی بود و کلی برای خودم شگفت انگیز بود و تجربه ای شد برای من که ذهنم به شدت هوشمنده و اگه یه فرمول و یه برنامه بهش بدم دقیقا از همون طبعیت میکنه و منو خوشحال و هر وقت نسبت به غذایی حس ولع شدید داشتم چندین بار تجربش کردم دقیقا نتیجه همون شد به هیچ وجه پرخوری صورت نگرفت 👱‍♀️

        بعضی از تمرینات استاد به نظرم جنبه عمومی ندارن و این تمرین فقط برای کسانی ارائه شده که حس میکنن پیغام سیری رو نمیتونن عالی دریافت کنن منم اصلا این تمرین عملی رو انجام نمیدم چون حس نیازی به این تمرین ندارم فقط عشق میکنم و لذت میبرم که به این سطح از تغییر رسیدم که خود به خودی پیغام سیری دریافت میشه عالی و من حتی اگه لقمه رو خورده باشم و نصفه جویده باشم و پیغام عالی بدستم میرسه و به ذهن قدرتمندم اعتماد عالی پیدا کردم این تمرین فقط یه فرضیه اس برای پرخورها نه من و شما که ذهنمون عالی سطح تغییراتمون رو فهمیده و در سطح بالاتری از آگاهی ها قرار داریم این پله رو به خوبی رد کردیم و پشت سر گذاشتیم چون من دیگه به هیچ وجه طعم تلخ فشار شکم رو تجربه نمیکنم و احساسم عالیه و با خودمون در صلح و آرامشیم به نجوای درونم حس عالی و خوب پیدا کردم وقتی من باهاش لجبازی نمیکنم اونم با من لجبازی نمیکنه و بسیار در ارامش و صلحه 😍😍😍💃💃💃

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/06 21:08
      مدت عضویت: 381 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 650 کلمه

      سلام به استاد خوبم و دوستان.
      من که همیشه بدم از رژیم اومده یعنی وقتی قبلا بهم میگفتن رژیم بگیر فوری میگفتم وای یعنی شیرینی نخورم برنج نخورم غذا ها مورد علاقم نمیتونم بخورم تا لاغر شم واسه همین خوشم نمی‌آمد فوری با کم خوردن میخواستم رژیم بگیرم وچون می‌دیدم بقیه راحت میخورن منم خسته میشدم و ذهنم من تحریک میکرد بابا عروسی است یه امشب بخور فردا کم بخور اومدی مهمونی زشته کم بخوری بعد بهت میخندن میگن مگه رژیمی بیخیال بخور ای این غذا مورد علاقمه حیف حالا بخور بعد از شنبه شروع کن یعنی اینقدر این جمله ها برام تکرار شده در روش ها قبلی
      خودمم کلا باورم بود چاقی مساوی است با بیشتر خوردن لاغری مساوی است با نخوردن شیرینی فست فود وکم خوردن و جالب است اطرافیانمم این باور در من قوی کرده بودن که همش میگفتن کم بخور یه نگاه به خودت کردی اگه میخاه لاغر بشی کم بخور پف کردی اندازه غول شدی سر سفره هم مامانم همیشه می‌گفت کم بخور نگاه کن چیشدی تکونم که نمی‌خوری چاق شدی پف کردی و من باوری قوی داشتم در مورد چاقی مساوی است با خوردن و ترس داشتم از خوردن و تو ذهنم بعد خوردن خودم تخریب میکردم سرکوفت میزدم
      و نهه گرسنگی میدونستم چیه نه سیری فقط سر عادت شروع میکردم به خوردن و تو ناراحتی شادی از خوردن استفاده میکردم کلا دهنم مث 🐫 شتر می‌جنبید همیشه در طول روز
      و من امروز به جواب یکی از سوالاتم رسیدم چون من قبلا در دوره رایگان شروع کردم و الان فهمیدم دلیل استپ وزنم و بعد بیشتر شدنش یکیش همین دلیل ترس از خوردن و عادت اشتباه خوردن
      من امروز ظهر این تمرین انجام دادم راستش صداش در نیومد ولی گرسنه شدم ضعف داشتم و شکمم میخواست صدا کنه وچون صدای مادرم در اومد گفت مگه نمایین گفتم بهتر تا مادر عصبی نکردم برم خخخخ و کلا انگار رژیم داشتم یجوری بود برام هم ذوق داشتم دست پاچه شده بودم تلویزیونم روشن بود هی به خودم میگفتم نه گول بخورم هواسم پرت بشه زیاد بخورم و اون پیغام دریافت نکنم و لقمه به لقمه منتظر پیغام بودم و تو ذهنم همش میگفت بابا بخور یکم بیشتر بخور گشنه میشی ها بخور ولی وقتی دیدم اون حالت ندارم دست کشیدم از خوردن .و الانم که موقع شام است بقیه خوردن گفتن بیا گفتم نه گشنم نیست هی ذهنم می‌گفت بابا برو بخور تا جمع بشه سفره تا بقیه میخورن توهم بخور تا سر سفره هم رفتم ولی بلند شدم گفتم برم تمرینم انجام بدم تا تمرینمم تموم بشه صدای شکمم در میاد چون ضعف داشتم ولی صدا رو نهه شایدم تحریک شده بودم خداروشکر که جلو خودم گرفتم و امروز یه نشونه هوایی دیدم خاستم اونم بگم من هروقت هرچیزی بیارم برای خوردن تا آخرش می‌خوردم ولی عصری گندم بو داده آوردم ولی یخورده خوردم و میوه هم آوردم اگه همون دختر قبل بودم سه چهارتا می‌خوردم ولی یدونه خوردم انگار سیر شدم هرچی دیگه میلم نکشید به خوردن من حتما این تمرین انجام میدم خیلی واسم هیجان انگیزه و رژیم نیست ما میخواهم یاد بگیریم که فقط واسه نیازمون بخوریم نه واسه سرگرمی شادی ناراحتی تفریح و اینجوریم این باور ترس از خوردن در ما کمتر میشه و کنترل میشه عادت ها اشتباه خوردن مون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/06 19:58
      مدت عضویت: 367 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 27 کلمه

      سلاام استادعزیز خدا قوت
      ببخشید استاد تو فایل دوره ای و معرفی کردین که راز چاق نشدن لاغرها و لاغر نشدن چاقها من اونو تو محصولاتتون ندیدم ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/07 00:37
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام دوست عزیز
        این فایل مربوط به دوره ورود به سرزمین لاغر ها می باشد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/11/07 16:50
          مدت عضویت: 367 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          ممنون استاد عزیز
          از زحماتتون نهایت تشکر و دارم 🙏

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/06 14:33
      مدت عضویت: 530 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,349 کلمه

      سلام سلام 😍😍
      به گام ششم خوش آمدیم 🌼 خیلی لذت بردم در این چند روز، از فایل ها، از نوشته های خودم، از خواندن نظرات دوستان… خیلی احساس خوبی دارم ☺️ بیدار که میشم، چشم هایم را که باز میکنم با خوشحالی به خودم میگم آخ جون 😍 یک گام دیگه 🤗💪🏻 و کلی عشق و اشتیاق دارم که به سایت بیام و غرق آگاهی های ناب بشم 🏊‍♀️🏖️
      شرح یک کلمه ی وحشتناک؛ رژیم.
      راستش قبل از آشنایی با آموزش های لاغری با ذهن، رژیم راه نجاتی بود برای رهایی از چاقی و اگر نتیجه ای نمیگرفتم، مقصر شخص خودم بودم و اصلا یجورایی رژیم ها وحی منزل بودند 😂😂 و اصلا یک درصد هم احتمال اینکه شاید رژیم راه درستی نباشه نمیدادم.. تمام و کمال بنده مقصر بودم حتی اگر عالی هم عمل کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم، ایندفعه سیستم بدنم مقصر بود، چربی های سفت داشتم، تیروئید هم همکاری نمیکرد خلاصه اینکه رژیم غذایی، مقصر نبود…
      هر چه قدر که میگذشت من بازهم خودم رو مقصر میدونستم و میگفتم کم کاری کردم، يا بدنم مقاومت داره، چاقیم ارثیه و هزارتا دلیل دیگر… اما از یک جایی خسته شدم 😫 و گفتم نمیخوام 🤦🏻‍♀️ بابا نمیخوام لاغر بشم ولم کنید… دنیا چاق هم لازم داره 😂 🙄
      یعنی واقعا خسته شدم از عجز و ناتوانیم در برابر رژیم و ورزش و هر راهی برای لاغری…
      بعد که با لاغری با ذهن آشنا شدم دیدم اونی که هربار عاجز و ناتوان میشد، رژیم بوده نه من 👊🏻..
      فهمیدم من عالی عمل کرده بودم👌🏻، شجاع بودم، قوی بودم💪🏻، در آن مسیرهای سخت، من استمرار داشتم و از جان واقعا مایه گذاشتم و جسمم هم با اینکه من بهش ظلم میکردم اما لاغر میشد و کمکم میکرد ولی بعد از رژیم ها که دوباره ذهن فرمانروا میشد جسم برمیگشت به حالت اول و یا چاق تر..
      من وقتی آگاه شدم، رژیم و رژیم گرفتن برای من خیلی حقیر و مسخره شد و دلم سوخت برای وقت هایی که از سر جهل به رژیم‌ها پناه میبردم، آنها شکست میخوردند، اما من خودمو خورد میکردم..
      خداروشکر میکنم که دو سال هستش که راااااحتم…
      آرامش دارم… در سکوت فکری و ذهنی غذایم رو میخورم و رها میشم… نمیدونید چه نعمت بزرگیه… خدایا شکرت 💚 💚 💚
      صحبت از رژیم هستش اینم تعريف کنم:
      من قبلا با غذاهای برنامه رژیم درگیری داشتم 😂 این چه قدر کم نوشته، اینو دوست ندارم، امروز ما ناهارمون یه چیز دیگه س، امشب مهمونی دعوتیم و..
      اما میدونید جایی که ذهن من اصلاح شد، من خیلی کمتر از قبل غذا میخورم ولی شاکی نیستم، سخت نمیگذره که هیچ دارم عشق میکنم، زندگی میکنم 🌸 لذت میبرم.. یادم هست یکبار به استاد پیام دادم من نمیتونم به غذا فکر نکنم، چیکار کنم 🤔 و استادم هم گفتند صبر کن.. من زیاد توجهی نکردم و ناراحت هم شدم 😂 گفتم حتما حوصله نداشته و جواب نداده..
      نمیگم از فرداش من درست شدم، نه.. شاید یکسال میگذره ولی من الان که فکر میکنم، مدت هاست به غذا فکر نمیکنم، اصلا برای من مهم نیست.. این حرف رو شاید بقیه متوجه نشوند اما ما که در این مسیر همدیگر رو درک میکنیم میدونیم چه حس فوق العاده ای هست که از فکر کردن به غذا رها بشی..
      این هم یک تغییر عالیه دیگه 😍 خدایا شکرت 💚

      ریشه بسیاری از دلایلی که نمیتوانیم متناسب شویم، باورهایی است که به کلمه ی رژیم لاغری داریم..
      خدایا شکرت که من دیگه رژیم برایم بی اهمیت شده اصلا بهش فکر نمیکنم و هیچ ربطی به لاغری نداره بع نظرم.. فقط یه مدت به جسم بیچاره عذاب میدی خوب معلومه که تغییر میکنه چون در فشاره، در قحطیه.. مثل آنهایی که مریض میشوند لاغر می‌شوند چون بدن در فشار و مبارزه س ضعیف میشه ولی بعدش دوباره برمیگرده به حالت قبلش تازه بیشتر هم چاقت میکنه که دوباره اگر رفتی تو قحطی و رژیم، ذخیره ی بیشتری داشته باشی 😂😂
      لاغری باید راحت باشه، باید با شادی همراه باشه، باید دیدگاه و شخصیت تو رو تغییر بده، باید جسمت رقص کنان به سمتش بره و باید دائمی باشه 😊 یک کلام لاغری باید ذهنی باشه 😊 راه دیگه ای نداره..

      خاله هام شروع کردند به یک رژیم خیلی معروف و کلی وزن کم کردند ولی دیشب به یکی شون گفتم انشاءالله ماندگار باشه، با حسرت گفت: اااره کااااش..
      (تو دلم بهش گفتم تو ظاهری کم کردی اما ذهنی همونی و به قولی ترموستاتت روی چاقیه هنوز)
      🙏🏻انشاءالله همه یک روزی به مسیر شگفت انگیز و رویایی تناسب اندام ذهنی هدایت می‌شوند 🙏🏻

      من یعنی هرکس میگه رژیم خندم میگیره 😂 😂 میگم بنده خدا برو که به اسارت درآمدی..
      ولی آن بخش شیطانیم😈 هنوز قلقلکم میده که هی بپرسم ازشون🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ نه برای اینکه بخوام رژیم بگیرم برای اینکه بیشتر خوشحال بشم که راهم درسته✔️ حالا هی که مثلا چند ماه یک بار.. ولی دوست دارم این هم تغییر کنه و دیگه توجهی به روش دیگران برای تغییرات شون نداشته باشم.. والا 😐 به من چه اصلا 🤷🏻‍♀️ 😅

      🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼

      این موضوع اشتها و میل داشتن، برای من مثل روز روشن شده و متوجه شدم که در وجودم به چه معنی بودند و آنها را تغيير دادم. ✔️
      اشتها، قبلا چیزی بود که مثل نفس همیشه همراه من بود 😂 😂… و میل یا هوس، وقتی میدیدم کسی چیزی میخوره در وجودم ایجاد میشد و من دلم میخواست از آن خوراکی بخورم در همان لحظه ‼️
      الان اشتها که اصلا نمیدونم چیه 😂 😂 و ندارمش خداروشکر 🙏🏻 و میل هم در لحظه ای که گرسنه هستم کمکم میکنه تا چیزی که دوست دارم رو بخورم و به خاطراتم که قبلا این موقع چی میخوردم و… توجهی نکنم.. بعدش که سیر شدم میل هم میره خونشون🏠 تا گرسنگی بعدی😎😋😊😉

      فایل صوتی 🎧🎶👌🏻😍:
      رژیم=محدودیت.. و ذات انسان هم که کلا با محدودیت در تضاده..
      الان دارم فکر میکنم که لاغری که خواسته ی روح ماست چرا باید راهی سخت برای رسیدنش طی بشه؟ 🤔 اگر مقصد سرشار از شادی هستش باید مسیر هم همینطوری باشه دیگه.. اگر لاغری آزادی هستش باید مسیر هم این حس رو در ما ایجاد کنه دیگه…
      اما چون خیلی تکرار شده که برای رسیدن به راحتی باید ببخشید جون بکنی و سختی بکشی ما هم انتظار مون این بوده که برای لاغری که راحتی هستش باید راه های سخت و طاقت فرسایی طی بشه 😶😏

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      ترس از خوردن 😥😨🧟‍♀️🍕🍟🍔
      چطور رژیم ترس از خوردن را در ما تقویت کرده است؟ 🤔 طبیعی است که در زمانی که درگیر رژیم ها بودیم طیف بسیار گسترده ای از غذاها مخصوصا خوشمزه ترین ها، چاق کننده بودند و خوردن آنها و تکرار عمل خوردن، ترس از چاق شدن را در وجود ما پدید آورد به مرور ما از غذاها هم ترسیدیم.. و از ترس چاقی به رژیم پناه برده و رژیم ها هم ما را از غذاها میترساندند و می‌گفتند اگر در محدوده ی سبزیجات باشی چاق نمی‌شوی 😏🤨🤔 و ما هم برای فرار از ترس چاقی و غذاهای چاق کننده قبول میکردیم 🌾🥦🥒🥗🥤

      باورِ ریشه ای و خطرناکه : خوردن باعث چاقی می‌شود..
      چرا خوردن باعث چاقی نیست؟؟؟
      چون میلیون ها انسان متناسب و لاغر در جهان هستند که آنها هم غذا می‌خورند اما چاق نمی‌شوند..
      یک متناسب آمریکایی غذای هرروزه اش فست فود هست اما چاق نمی‌شود 🍔🍕🍟
      یک متناسب آسیایی، هرروز نان و برنج میخورد اما چاق نمیشود در بعضي کشورها که حتی صبحانه هم برنج میخورند اما لاغرها کماکان لاغر هستند. 🥖🍱
      عمل خوردن مشترک بین تمام انسان هاست چه چاق و چه لاغر بس دلیل چاقی نیست و علت را باید در جایی دیگر که همان ذهن است، جستجو کنیم.
      غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاقی 😍😍

      تغییر امروز من😍😍 :
      در دوره ی تکرار دوتا چالش خیلی باحال داریم که من عاشقشونم.. چالش نه به تعارف دیگران، و چالش انتخاب کمتر..
      من برای صبحانه دوست داشتم تخم مرغ در روغن بخورم، مامانم دوتا تخم مرغ برداشت گفتم نه برای من یکی بسه… اصرار کرد گفت کمه گفتم نه کافیه.. و به هرو چالش باهم عمل کردم☺️☺️.. جاتون خالی نیمرو 🍳با چایی شیرین☕ خوردم.. راااحت بدون فکر، بدون ترس، در آرامش و سکوت.. خدایا شکرت 💚 💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/05 16:21
      مدت عضویت: 200 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 548 کلمه

      سلام ب همگی دوستان هم مسیرم
      منم مثل خیلی از بچها رزیم گرفتم..و رژیمی ک نتیجه نسبی داشته….و خسته کننده و کسل کننده بوده و فقط ۱هفته اول ذوقشو داشتم….
      کلمه ی رژیم برای من=با
      ر: رنج و سختی
      ژ:ژولیده و پریشان
      ی:یایوس و نامیدی
      م:محرومیت و محدودیت
      ک هرکدوم تعریف خواسی دارن
      ر:رنج و سختی ش این بود ک ..رنج گرسنگی..رنج چشمت دنبال غذا دویدن…رنج..سیر نشدن و مجبوری ک ازسر سفره بلند بشی..رنج..نگاه و رفتار دیگران ک بازم رژیمی..رنج تنهایی غذاخوردن توی ساعت خاص
      سختی رنج رژیم:اینکه نتونی نگهش داری..خستت کنه…هیچوقت برای آدم عادی نمیشه..اون انتظاری و ک نداری از خودت نشی ..کم نکنی..
      ژ:رژیم..ژولیده و پریشان ک از بس بیحالی و تو ضعفی حتی حال خودت و نداشته باشی..انرژی نداشته باشی..گرسنه باشی و نتونی چیزی بخوری..پریشونی بخاطر اینکه رژیمی نمیتونی چیزی بخوری ولی حتی حس سبک بودن هم نداری..حس رهایی نداری..حالت خوب نیست..حست خوب نیست..ترس داری.ک نکنه کم نکنم.ترس داری چاقتر نشم.پریشانی بخاطر دل ناارومت..
      ی:رژیم یاس و نامیدی…بعداز مثلا ۱ماه رزیم و نخوردن و تلاش فیزیکی و فشار ب جسم.بری روی ترازو فقط ۱کیلو..۲کیلو کم کرده باشی..یعنی ترس از آینه..ترس از ترازو.نامیدی ازینکه باز من نتونستم…ک باز عرضه نداشتم..ک باز ببینم کجا کم گذاشتم .زیاد برداشت کردم..ک کجارو اشتباه کردم.و هزار فکراین مدلی ک یاس و نامیدی رو دروجود من داشت…
      و بالاخره …
      م:رژیم محرومیت و محدودیت..محروم بودن از غذاهای ک دوست داشتم..محروم از لذت بردن کنار عزیزانم ک باارامش ی لقمه غذا بخورم.محروم بودن از شادی.از لذت .از سر خوشی.
      محروم کردن خودم اززندگی ک بابا اضافه وزن داری ولی بجاش چیزایی دیگه ای هست ک تو زندگی میتونی ازش لذت ببری مثل سلامتیت ..مثل خانواده.مثل مسافرت.ولی اضافه وزنم نمیزاشت ک من چشمم ب روی بقیه چیزا باز باشه..نمیزاشت دیدم ب زندگیم عوض بشه..خودم و محدود کرده بودم.حتی از نفس کشیدن..بخاطر چاقیم حتی نفس کشیدن و برای خودم منع کرده بودم ک چون من چاقم و باهر رزیمی نمیتونم لاغر کنم اراده شو ندارم ..جوربزه شو ندارم…من مال این حرفا نیستم..حتی حق ندارم نفس بکشم .درست راه برم ..لباسهای قشنگی و ک دوستدارم بپوشم
      محروم بودم اززندگییی کردن .
      هییییییییییی
      چقدر محرومیت چقدر محدودیت..چقدر یاس و نامیدی..چقدر سرزنش .خودم بخاطر رژیم های اشتباه ..چقدراز خودم بدم اومدن ک همه ی رژیم ها درستن من اشتباهم….
      رژیم برای من =است با بدترین و وحشتناکترین قسمتهای زندگیم…
      اما….اما الان ک میدونم..میدونم من قوی ام ..من قدرتمندم .ک حتی تو راه اشتباه باز من کم میکردم هرچند طولانی کم میکردم ولی کم میشد و ب ی چشم بهم زدن بدتراز قبل میشدم…من تونستم تو راهی ک اشتباه قدمهای بزرگ بردارم..ولی بازم خونه اولم باشم….
      الان تو راه درستم …بازم قوی و قدرتمند..ایندفعه باورمم با منه..اعتماد ب نفسمم دارم کم کم ب دست میارم ..تا در کنار هم…در مسیر درست هروز ی قدم ب راهم ادامه بدم.
      قدم ب قدم ..قدمهای کوچیک ولی درست…برمیدارم چون ایمان دارم آخر این مسیر..اخراین هدف ..آغوش خدایم بازاست برای ب آغوش کشیدنم….
      ک بها این مسیر و بانتیجه گرفتنم ب استاد خوبیهام پرداخت کنم….
      من دیگ دنبال رژیم وورزش نیستم هیچ نوع …حتی اگ الان بیان بگن..این ی لیوان آب رو بخور تا۲۴ساعت دیگ باربی میشی
      رد ش میکنم..و میگم…من در مسیری هستم ک خدا هدایتم کرده..خدا بنده شو ب هر کسی نمیسپاره…
      خدای هدایتگر من ..منو سپرده دست بنده ای لایقش…داده ک از نو بسازتم..داده ک ایمانمو و باورمو ب خودم قویتر کنم..داده ک خدامو بیشترو صمیمیتراز قبل بشناسم…واین راه و مسیر رو من با هیچ چیز هیچ چیز تو دنیا عوض نخاهم کردم…..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/05 09:40
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 633 کلمه


      (درک عالی و شرح فوق العاده بر اساس محتوای آموزشی)
      .
      سلام واژه رژیم همیشه منو یاد محدودیت و نداشتن آزادی میندازه واسه همین حاضر بودم هر روشی رو برای لاغری استفاده کنم غیر از رژیم مادرم عمه ام خاله هام رو هم بارها دیده بودم که رژیم گرفتن و هر بار مقداری از وزن و سایزشون رو کم کردن حتی تا ۲۰ کیلو ولی باز هم وزنها برگشته و همچنان چاق هستن خیلی هم برام جالبه که هر دفعه هم یه مدل جدیدی از رژیم مد میشه و همه شدیدا دنبالش میکنن مثل رژیم مدیترانه ای رژیم شیر رژیم اب برنانه کرفس رژیم بر اساس گروه خونی بر اساس مزاج بدن رژیم کتوژنیک تازگیها هم خیلی اسم رژیم لیمومی رو توی اینستاگرام میشنوم که حتی توی پیج سلبریتیها هم تبلیغ میشه که تفاوتش فقط همون قبلیها هست با کمی تغییرات والان چند تا از اقوام دارن انجامش میدن
      فکر میکنم یکی از مهمترین دلایلی که رژیم گرفتن در ذهن ماها به عنوان مهمترین روش لاغری ثبت شده اینه که کاهش وزن سریعتری داره و در مدت کوتاهی فرد وزن زیادی رو از دست میده مثلا برادر خودم به راحتی با کم خوری های بی رویه در یک هفته ۴ کیلو کم میکنه ولی همیشه مشکل اصلی اینه که این کاهش وزن ماندگار نیست وخود همین مسئله باید ما رو به فکر فرو ببره که وقتی جسم من این توانایی کاهش وزن رو داره چرا نمیتونه نگهش داره …و اینجا نقش ذهن پر رنگ میشه
      یکی از مهمترین مشکلاتی که خود من هم داشتم دریافت نکردن احساس سیری بود و من معمولا تا حد خفگی و فشار شکم میخوردم مخصوصا توی مهمانیها توی سفر و رستوران و فست فود …😶 همیشه بعدش دلدرد و نفخ شکم و احیاس ناراحتی داشتم ،عاشق شیرینی هستم و وقتی شیرینی میدیدم دست وپام میلرزید و کلا همه فامیل به علاقه به کیک وشیرینی معروفیم و رژیم یعنی محرومیت از تمام خوشمزه ها برای همین دوسش ندارم
      به لطف خدا با استفاده از روش ذهنی حرص و ولع من برای خوردن خیلی کم شده تا زمان احساس گرسنگی چیزی نمیخورم و معمولا پیغام سیری رو دریافت میکنم البته شده که پیغام رو دریافت کردم ولی بازم خوردم ولی تعدادش کم بوده نسبت به زمانهایی که به محض پیغام سیری دیگه نخوردم
      ترس از خوردن یه باور ریشه ای هست در افراد چاق که فکر کنم دلیلش هم اینه که همیشه برای لاغر شدن فرمول کم خوری و نخوری رو تجویز کردن و برای چاق شدن هم فرمول بیشتر خوردن رو و در ذهن ما فرمول خوردن =چاقی ثبت شده و کنارش غذا =چاقی،شیرینی=چاقی،نوشابه=چاقی،شام=چاقی،شکر=چاقی،قند=چاقی،برنج =چاقی،نان=چاقی، هم به عنوان فرمولهای جانبی ثبت شده
      در واقع در ذهن ما قدرت چاق کنندگی به مواد غذایی داده شده که به هر میزانی مصرف بشه چاق میکنه در صورتیکه ما در این دوره یاد میگیریم که مواد غذایی منبع انرژی بدن ما هستن و به اندازه نیاز باید مصرف بشن ووقتی به اندازه مصرف بشن هیچ مشکلی ندارن و صرف کارهای بدن و سلول سازی ،رشد وترمیم و بازسازی میشن ولی اضافه بر اون که مصرف بشه بدن اضافات رو تبدیل به چربی میکنه برای دوران قحطی
      و بدن به قدری هوشمند هست که مقدار نیاز رو تشخیص میده و خودش با اعلام سیری هشدار توقف رو میده و ما وقتی در این مرحله خوردن رو متوقف کنیم احساس سنگینی نداریم و این همون احساس خوب بعد از خوردن هست وفقط همین راهنمای احساس خوب یعنی درست و کافی و به اندازه خوردیم
      همیشه توی مباحث موفقیت در مورد احساس خوب حرف میرنن و اونو شاه کلید موفقیت معرفی میکنن و چقدر جالبه که در لاغری با ذهن هم احساس خوب بعد از خوردن خودش راهنمای درست هست که نشون میده ما درست عمل کردیم
      چقدر تحلیل و باز خوانی این اطلاعات برای خودم لذت بخشه و یه مرور جانانه هست بر مطالبی که تاکنون اموختم😊😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سعیده معتمدی
      1399/11/04 19:43
      مدت عضویت: 684 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      مشکل من اینه که قبل از ایجاد احساس گرسنگی بی اختیار میرم سراغ خوراکی و بی اختیار یک کوجولو از این خوراکی یک کوچولو از اون میخورم فقط در همین حد که جلوی گرسنه شدن رو بگیره .گاهی میفهمم که دارم میرم که بخورم در مسیر از خودم میپرسم که آیا گرسنه ای که میخوای چیزی بخوری ؟ ولی قبلاز اینکه جوابی بگیرم یا حتی بعد جواب اینکهمن سیرم ناگهان متوحه میشم که خوراکی رو خوردم و کار از کار گذشته!
      مشکل من مهارهمین عملکرد خودکار و بی مهار هست😒😒😒

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 18:27
      مدت عضویت: 234 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 260 کلمه

      سلام دوستان
      فایل به جایی بود من در آغاز ورود به هفته ششم هستم دقیقا متوجه تغییر حجم غذام شدم بدون اینکه احساس گرسنگی داشته باشم ولی گاهی اوقات جنبه منفی ذهن ناخودآگاه دخالت میکنه و از اونجایی که متعهد هستم خودم رو وزن نکنم و عملکردم فقط بر مایه احساس خوبم باشه شک میکنم که ایا به اندازه میخورم یا نه
      دقیقا دیروز این سوال ذهنم رو مشغول کرده بود که چطور میتونم عملکردم رو ارزیابی کنم راستش یه کم ترسیدم مبادا دوباره به اون روزها برگردم ولی الان اطمینان پیدا کردم مسیر رو درست میرم یه لحظه فکر کردم تحت تاثیر هیجانات ناشی از شرکت در دوره و ذوق و شوق غذام کم شده ولی اشتباه میکردم من قراره فرمولهای ثابتی رو در ذهنم جایگزین فرمولهای قدیمی کنم و مثل یاد گرفتن یک مهارت جدیده که انسان وقتی روش تمرین داشته باشه دیگه تقریبا غیر ممکنه که فراموشش کنه مثل مهارت آشپزی یا خیاطی .خوشبختانه تا امروز از لحاظ غذایی رفتار درستی داشتم ولی میخوام انتخاب و رنگ جدیدی به این عادتهای جدید اضافه کنم و واقعا تا زمانی که سیگنال‌های گرسنگی رو به وضوح دریافت نکردم سمت موادغذایی نرم و به دریافت پیامهای سیری هم توجه بیشتری نشون بدم
      بعضی اوقات از اینکه انقدر غذام کم شده تعجب میکردم ولی الان میفههم من واقعا سیر بودم و مثل ادمهای متناسب در قید وبند خوردن در ساعات خاص و به علتهای خاص نیستم شاید اوایلش باور همچین موضوعی در مورد خودم سخت بود ولی الان خوشحالم که روز به روز بیشتر الگوهای تناسب در وجودم در حال رشد هستند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/27 23:24
      مدت عضویت: 297 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 81 کلمه

      کلا اسم کلمه ی رژیم ک آدم میشنوه حس بدی بهش دست میده من ک حالم بد میشه چون چند دوره رژیم گرفتم ولی الان این دوره اصلا این جوری نیس حس و حال خوبی آدم داره روز ب روز ابدیت میشی😊طبق گفته های استاد من میشینم ک گرسنه بشم اون احساس گرسنگی داشته باشم در غیر این صورت کم پیش اومده چیزی بخورم خیلی برام جالبه وقتی سر سفره ناهار یا شام میشینم خیلی زود سیر میشم همیشه اینجور نبودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/09 23:36
      مدت عضویت: 672 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      با سلام در موردفایل آیا بارژیم میتوان لاغر شد با بگم والا من که هر گونه رژیمی بود رو گرفتم ولی به موفقیتی دست پیدا نکردم و من بعدازاینکه این فایل را چند بار گوش کردم دوباره به قدرت ذهن پی بردم و اینکه با یک روش بسیار راحت و بدون دردسر میتوان به آرزوی خود رسید و من بعدازگوش دادن به این فایل تصمیم که دوباره خودم رو محک بزنم و قصد دارم دوباره تازمانیکه کاملا گرسنه نشده ام چیزی نخورم و به محض شروع کردن به خوردن وقتی احساس ضعف و لرز بدنم تمام شد دست از خوردن بکشم و اینگونه دوست دارم که دوباره پیغام سیری را درک کنم تا بتوانم دوباره به مسیر تناسب اندام برگردم چون فکر میکنم که مدتی است که روند تناسبم استپ کرده است و میخواهم با استفاده از این روش دوباره به مسیر تناسب اندام برگردم و برای این که به خواسته ام برسم هرتلاشی راخواهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/24 19:06
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 398 کلمه


      با سلام خدمت دوستان شگفتی سازم.
      بالاخره بعد از سه روز گوش دادن به این فایل تونستم بیام و نظرم رو بنویسم.وای که منفی باف نمیزاره که من راهمو ادامه بدم ولی موفق شدم شکستش بدم.و بیام بنویسم.
      فایل شماره ۲۹:این فایل باز هم به من یاد اوری کرد که غذا ادم رو چاق نمیکنه ولی خوردن غذا ادم رو چاق میکنه .غذا ها هیچ نقشی در چاق کردن ما ندارند چون همه ادم های متناسب هم از غذا استفاده میکنند و فرق ما در افکار و باورهای ما هست و علت غذا خوردن ما هست.انسان های متناسب بی دلیل غذا نمیخورن برای تفریح غذا نمیخورن برای سرگرمی غذا نمیخورن در ناراحتی و شادی غذا نمیخورن بلکه وقتی احساس گرسنگی کنند و بدنشون به انرژی احتیاج داشته باشه به اندازه مورد نیاز از غذا استفاده میکنند.انها مثل یک کارخانه از همه چیز به طور اتوماتیک استفاده میکنند.
      من خواهرم شادی تا وقتی گرسنه نباشه اصلا لب به غذا نمیزنه و من از این رفتارش خیلی لذت میبرم.
      برادرشوهرم اصلا به تنوع غذایی اهمیت نمیدهد و اصلا به غذا فکر نمیکنه وبرای غذا خوردن ساعت خاصی تعیین نمیکنه و من از این رفتارش خیلی لذت میبرم.
      دوستم نازنین بعد از خوردن نهار به هیچ وجه تخمه یا تنقلات یا شیرینی نمیخوره و من از این رفتارش خیلی لذت میبرم.
      خواهرزاده های من اصلا هیچ وقت ولع غذا خوردن را ندارن و اصلا برای خوردن غذا لحظه شماری نمیکنند و من خیلی از رفتارشون لذت میبرم.
      خواهرم شادی وقتی که به اندازه نیازش غذا خورد حتی یک قاشق هم دیگه نمیخوره و همیشه ته ظرفش غذا اضافه میاد و من از این رفتارش لذت میبرم.
      رفتارهای تحمیلی به خودم:من از خوردن لذت میبرم و وقتی گرسنه نیستم پفک یا تخمه یا تنقلات میخورم .من زمانی که حوصلم سر رفته دوس دارم بی دلیل چیزی بخورم.من وقتی تلوزیون نگاه میکنم باید حتما چیزی بخورم.و خیلی ریزه خواری میکنم.
      من اوایل دوره خیلی با مشکل ترس از غذا روبه رو بودم چون نمیدونستم کی بخورم و چقدر بخورم ولی از وقتی که این تمرین رو انجام دادم تونستم احساس گرسنگی رو درک کنم و تا حدودی از خوردن های بی مورد جلوگیری کنم و واقعا زمانی که گرسنه هستم هیچ ترسی اژ خوردن غذا ندارم ولی وقتی بی دلیل غذا میخورم خودم متوجه میشم واز خودم میپرسم که الان که بی دلیل داری میخوری باید بترسی و این موضوع کمی منو ناراحت میکنه و دلم میخاد این موضوع رو حل کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/09/15 16:25
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 305 کلمه

      با سلام 🌸
      شنیدن کلمه رژیم خاطرات بدی رو در من زنده میکنه یاد تلاشهای بی فایده یاد هزینه های زیادی که بر من تحمیل میشد بواسطه رفتن به این دکتر وان مطب ویاد خرید داروهای که دکتر بعنوان چربی سوز مینوشت میفتم
      حتی اگه به خاطر یک بیماری به دکتر میرفتم وبه خاطر بهبود بیماری تجویز فلان رژیم غذایی رو میداد باز هم سخت بود چون خودم رو در بند شیوه‌ای میدیدم که اون به من میگفت که چی باید بخورم وبه چه میزان بخورم اثرات رژیمهای لاغری هنوز هم در وجودم هست چون هنوز هم گاهی اوقات ترس از خوردن وترس از چه میزان خوردن دارم وعلت کم نشدن وزنم رو امروز با گوش دادن به این فایل دریافتم وفهمیدم که وقتی ترس از مواد غذایی داشته باشم چه میزان خوردن دیگه اهمیتی نداره من باید در ابتدا ریشه این ترس رو بخشکونم چون مواد غذایی هیچ نقشی در چاقی من ایفا نمیکنن بلکه استفاده ناصحیح از اونهاست که من رو در این وضعیت قرار داده ورژیم یعنی مانع ،محدودیت وانسان دوست داره آزاد باشه درمورد خوردن
      مثلا آتش به خودی خود خیلی خوب وزندگی بخشه ولی اگر به جون یه جنگل بیفته اون رو تبدیل به خاکستر میکنه وهمینطور باران مایه حیات وزندگی ولی وقتی زیاد از حد بارش داشته باشه وراهی برای ذخیره واستفاده صحیح از اون وجود نداشته باشه ویرانگر میشه هر نعمتی در دنیا یه بعد خوب ویه بعد بد داره واین بستگی به این داره که ما آدمها چطور از اون استفاده میکنیم ‌وهمیشه بهترین نتیجه رو از هر چیزی دریافت کنیم مثلااز خوردن برای دریافت انرژی بدن استفاده بشه نه برای تفریح ولذت چون این لذت زود گذره و خودش رو با اضافه وزن بروز میده ومایه عذاب میشه من به این باور رسیده ام که تنها راه متناسب شدن لاغری با ذهن هستش 🌸🌻🌸🌻🌸🌻🌸🌻🌸🌻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/09/13 08:04
      مدت عضویت: 703 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      وقت همگی بخیر
      منم الان چند وقتی هست که فکر می کنم دیگه موندم همینجا و تغییری نکردم نمی دونم این باور در من هست هنوز یا نه ترس از خوردن که مانع من می شه ؟!
      من فکر کردم دیگه من ترسی ندارم از خوردن غذاها به اندازه و البته که رفتارهام خیلی تغییر کرده و الان کمتر مصرف کردم به خاطر ذوب و شوقمه نه رژیم البته به صورت نااهگاهانه
      از از امروز می خوام دیگه این پیغام گرسنگی و که دریافت کردم غذا بخورم یعنی واسم یکم دلم ضعف کنه و بعد بخورم ولی خیلی دلم می خواد که مثل همسرم اتوماتیک یاد بگیرم که استاپ کنم
      و یک نکته جالب هم اینکه به احساس خودم توجه کنم بعد از غذا خوردن نه به نجواهای ذهنی بعدش به اولین احساس اون مهمه
      و من خیلی وقته که احساس بدی نداشتم از غذا خوردن پشیمون نشدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/15 02:16
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام دوست عزیز
        شما مهارت درست رفتار کردن رو دارید
        پس خیلی ساده با قضبه برخورد کنید
        فقط هدفت از خود راضی بودن باشه
        از رفتار خودت راضی باش
        همین کافیه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/11 23:52
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,261 کلمه


      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام
      اول میخوام بی نهایت به خاطر عشقی که برای تهیه ی فایل های توضیحی و نوشته های جدید می گزارید تشکر کنم .چقدر در شخص من تاثیر گزاره چقدر احساس حمایت می کنم و از دوره ی تکرار متنوعی رو میگذرونم
      فایل شماره 29 که یادآور نیاز بدنی یک انسان هست و تفاوت بی ذهنی در حیوانات و داشتن ذهن و تصمیم گیری در انسان ها رو نشون میده خیلی برای من در شروع دوره فکر برانگیز بود
      همیشه در کش مکش با خوردن و نخوردن زندگی می کردم
      و اینکه بخوام دیدمو به خوردن تغییر بدم و چیزی که همیشه ازش سواستفاده می کردم و رفتار معتادگونه ای بهش داشتم و تا حدودی دارم رو عجیب می دونستم
      بعضی وقتا زمانی که به یاد یه ماده ی غذایی میافتادم و چون سیر بودم ولی دوست داشتم بخورم ، این فایل به این صورت به من کمک میکرد که فکر کن آب خوردی دوباره می خوای آب بخوری؟ و میدیدم من به خاطر تنوع و لذت جوری مخرب می خوام به سمت اون خوراکی ها برم. یا اینکه بخوام بیشتر نفس بکشم یا اینکه بیشتر خودمو در معرض نور قرار بدم
      نمی خوام بگم این طرز تفکر همیشه همراه من بوده ولی واقعا خیلی وقتا به کمکم اومده
      در مورد فایل ارزشمندی که به این هفته اضافه کردین واقعا ممنونم …….من با اینکه تصمیم گرفته بودم به حالت رژیم فکر نکنم ، تا زمان تکرار دوره ، فراموش کرده بودم باید ترسم از خوردن رو کنار بزارم و به خودم اعتماد کنم و بدون کنترل غذامو بخورم
      فرمول های چاقی ذهنم باهام چونه می زنند و تلاش می کنند و تمام تلاش ذهنیمو می کنم که بهشون توجه نکنم و از فرمول های متناسب کننده استفاده کنم
      مثل بجه ی نق نقویی شدند که از بس مورد اهمیت بیش از حد قرار گرفتند داره مادر رو ضعیف و خسته و بی رمق می کنه ….این که میگم دیدم که میگم ……..مادر و کودکی رو میشناسم که مادر از زمان تولد کنار بچه بوده تا حالا که بچه یک و نیم ساله شده و مادر هم به این وابستگی کودک و کنارش بودن عادت کرده و در عین حالی که خیلی خسته می شه ولی دائم بچه رو بغل می کنه و شبا کنارش میخوابه و زندگی بی انگیزه ای رو برای خودش ساخته ولی طبق باورهایی که من مادر خوبی هستم و باید هر طور می تونم به بچم محبت کنم، پشت این نقاب خودش داره از پا درمیاد.
      قرآن اسم این احساساتو میگزاره جهل …….همون غلبه احساس به عقل و چقدر زیبا و به جا به پیامبر تذکر میده که احساساتی نشو
      امیدوارم همیشه به لطف خدا بتونم به یاد بیارم که این همون احساسات مخربه که با یه چهره ی دیگه داره میاد…….
      الان داشتم متنی که برای فایل رژیم گذاشته بودین رو می خوندم یدفه دستم خورد به لینک آبی روی متن ” عدم توانایی کنترل اشتهای خودشان” که وارد صفحه ای شدم با این تیتر ” اشتها رو جدی نگیرید”
      چقدر به من کمک میکنه این طرز تفکر
      چون از بچگی با هر گرسنگی جزئی ما باید می رفتیم یه چیزی می خوردیم که نکنه خدایی نکرده غش نکنیم ولی من یادمه که من دقیقا در سن تکلیفم به خاطر خانواده ی بسیار مذهبی که داشتم تمام 30 روز رو در سن 9 سالگی روزه گرفتم
      الان که یه بچه 9 ساله می بینم که باید روزه بگیره با خودم میگم چقدر خانواده می تونه و قدرتمنده که باورهای سازنده ای برای بچه هاش بسازه……..ولی خب افطار تلافی می کردیم چون خب بچه بودیم و پدر و مادر می خواستند که ما مشتاق تر بشیم و یادمه آخر ماه رمضان پدر عزیزم منو خواهر بزرگترمو برد طلا فروشی و برامون گوشواره طلا خرید.
      در اوج گرمترین زمان ماه رمضان دیدم کودکی که خانواده اش بسیار مقید به روزه بودند اون دختر با اینکه بسیار ریزه بود ولی تمام روزه هاشو بدون هیچ مشکلی گرفت…..چقدر ذهن در بچگی پذیرش آموزش های زندگی ساز رو داره
      در مورد رژیم هم من خیلی در سن پایین درگیر این آموزش سرکوب کننده قرار گرفتم یعنی بسه دیگه نخور……کم بخور………….. چقدر می خوری…….. درست بخور……… چرا اینجوری می خوری……….حالا برای لاغری اینجوری بخور …….اینقدر بدو……..این مقدار بخور……..ووو یعنی تا بیاد فرمول ها ی متناسب کننده جاگیر بشه زمان می بره میدونم
      همین امروز تجربه ای داشتم از یه فرمول جاقی که به لطف خدا تونستم مچشو بگیرم و با جواب منطقی رضایتشو برای انجام ندادن الکی خوردن و تشویق نکردن به این لذت جویی کسب کنم
      همسرم یک هفته هست که ایران نیست و من رسمم این بود که باز هم در نقاب چهره ی معصومی به نام احساس لیاقت یه زمانی به رستوران رفتن تنهایی برای خودم اختصاص بدم و خودمو مهمون کنم
      نمی گم این کار نادرسته ولی این فرمول باعث میشه من بخوام همیشه به این فکر کنم که هر زمان تنهایم رو به رستوران یا فست فودی برم و در ناخودآگاهم همیشه انتظار رفتن به قصد خرید خوراکی رو بکشم و این باعث میشه فرمول های متناسب کننده در من قدرت نگیره …….یه جورایی این بند میثاق نامه که میگه من تمام موانع ذهنی و محیطی خودمم رو برای رسید به تناسب اندام از بین می برم رو نقض می کنه…….
      من می تونم زمانی رو برای رفتن تنهایی به کافی شاپ یا رستوران اختصاص بدم ولی نباید براش نقشه ی انتظار یا تصویرسازی هایی رو ترسیم کنم که اونو تو ذهنم تثبیت کنم ………با خودم بگم خب حال میرم یه وقتی خیلی هم که مهم نیست تاز ه غذای خودم تو این اوضاع خیلی امن تره و درست تره
      امروز رفتم هم یه پولی کارت به کارت کنم هم برم از خیابونی که تو تهران بورس رستوران های رنگارنگه یه نهاری برای خودم تهیه کنم یعنی واقعا به عشق تهیه ی یه پیتزای گیاهی زدم بیرونا
      قبل از اینکه به مسیر اون خیابون برسم باز هم از خودم سوال کردم واقعا با خریدن یه پیتزا احساس لیاقت می کنی؟
      حالا نمیشه بری برای خودت یه کتاب بخری و احساس لیاقت کنی ؟ مزه نداره نه؟
      تا این حالتو دیدم که این اشتیاق در مورد پیتزا داره منو دنبال خودش می کشونه به خودم گفتم یعنی الان اختیارمو بدم دست یه پیتزا که چی بشه اونوقت
      نه
      اونوقت پایبندیم به بند میثاق نامه که میشه من از امروز سعی می کنم توجه کمتری به مواد غذایی داشته باشم چی میشه پس؟
      اینجوری که تمام توجهم امروز شده مواد غذایی
      خلاصه که متفکرانه سمت مخالف اون خیابون رو در پیش گرفتم و به خودم گفتم خداییش هوا خوبه ها ببین این پیاده روی لذت خوبیه
      اگه می رفتم به اون خرید حالا بایدکلی راه با یه جعبه جلوی چشم مردم این همه راه با خجالت از این که حالا مگه واجبه جعبه به این گندگی رو دست بگیری تا خونه بری ، کلی باید پیش خودم خجالت می کشیدم و خلاصه هزارتا شرمندگی بعد از تهبه ی اون غذارو در آنی جلوی چشمام آوردم و یه نفس راحت کشیدم و اومدم خونه …..
      راستش عملی کردن فایلا واقعا همت عالی میخواد
      خدا کمکون کنه
      بعضی وقتا مثل یه گنجیشک که میخواد به دام بیافته وقتی به یه غذای هوس انگیزی می رسم سعی می کنم نمیگم همیشه یادمه سعی می کنم دعا کنم و از خدا کمک بخوام و از اون غذا فاصله بگیرم تا به قوله شما هوس و اشتها رو جدی نگیرم

      در مورد تمرین و فرمول عملی جدید هم بی نهایت سپاسگزارم
      احساس گرسنگی احساس لذت بخشیه که دوست دارم به خودم هدیه بدم و بعد با غذای به اندازه از خودم بابت اون تشکر کنم و تشکر دیگه ی من وقتی باشه که بگم خب گرسنگی برطرف شد خوبه دیگه اوکیه…….بقیه اش دیگه همون اشتها و هوسه که بهتره وباید الان جدیش نگیرم
      خیلی ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/09/11 11:59
      مدت عضویت: 348 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      امروز تصویر خانم منفی بافمو کشیدم نقاشیم زیاد خوب نیست ولی خشم در صورتش وکریه بودن وبدجنسی به خوبی در صورتش مشهود بود جالبه که نمیدونم چرا دفعه اولی که این فایل گوش کردم اصلا قبافشو نکشیدم ولی الان باهاش صحبت کردم وبهش گفتم که دوستت دارم وممنون که بهم مرتبا تذکر میدی وبهم یاد آوری میکنی مثل زنگ هشدار که هر کاری رو میگی باید برعکسشو انجام بدم ممنون که اینقدر خوب وپیگیر یادآوری میکنی هر کاری میکنم اگر برخلاف نظر تو باشه حتما درمسیرم ودرست دارم انجام میدم وخیلی احساس خوبی داشتم واحساس قدرت میکردم از صحبت کردن باهاش
      یه چیز دیگه اینکه من واقعا با حرف استاد گرامی موافقم منم درگیر اینم که چند وقته دارم ادامه میدم وچرا به نتیجه کافی نرسیدم مثل بقیه اما هر روز به خودم میگم هیچ کس مثل بقیه نیست ممکنه خانم x در یک سال ۲۰ کیلو کم کرده باشه وخانم yدر یک سال ۳۰ ویا حتی ده کیلو کم کرده باشه اما تو متفاوت باشی ومثلا ۵۰ کیلو یا خیلی کمتر کم کنی اصلا خودتو با بقیه مقایسه نکن اول بدون که از روز اول وحتی از روز اول تکرار این دوره خیلی تغییر کردی من واقعا احساسم نسبت به خودم خوب شده بیشتر از قبل به خودم میرسم شاد تر شدم وبیشتر برای لذت بردن واستفاده کردن از زندگیم تایم میگذارم مثلا وقتایی که حوصله دارم میرقصم واین شادی کردن ها هر روز داره بیشتر میشه من حتی تغییرات فیزیکی هم در خودم دیدم کمرم خیلی باریک شده وخداییش پاهام به نسبت روز اول که پر از سلولیت وچربی نافرم بود بهتر شده احساس میکنم خودم که هر چند کم اما خوش فرم تر شده وکمی کوچک تر وکشیده تر به نظر میرسه شکم وپهلوم هم کمی کوچک وآب شده واین احساس های خوب در بدن خودم دارم ویکم فقط خیلی کوچولو لباسام بهم بهتر مینشینن ودیگه تنگم نیستن واندازم شدن واین خودش خیلی پیشرفت خوبیه من احساس میکنم در مسیرم وهمین برای من خیلی باارزش من خیلی خیلی امیدوار شدم به زندگیم مدتیه که یادم رفته افسردگی شدید داشتم والان دارم میبینم که اثری ازش نیست ومن دیگه هر روز گریه نمیکنم واحساس تنهایی وبدبختی درمن به شکل چشمگیری کم شده وجاشونو به احساس خوشبختی وهدف مند بودن داده قبلا خیلی غصه میخوردم به خاطر کرونا اما الان با اینکه آرزو میکنم زودتر ریشه کن بشه وجان آدمهای بیشتری نجات پیدا کنه اما واقعا از اینکه دارم به بزرگترین هدف خودم که تناسب اندام میرسم ودارم برای رسیدن به رویاهام دارم آموزش میبینم ووقت بیشتری برای خودم دارم در حالی که قبلا همش باید با همه رفت وآمد میکردم وواقعا وقت کمی برای خودم داشتم اما الان چند ماه که به جز دو سه دفعه که مجبور شدم نشانه هامو جمع کنم تا مهمانم نبینه ودوباره بچسبونمشون همیشه جلوی چشمم هستن عکس های مورد علاقم نوشته های دلخواهم وهر چیزی که در راستای یادگیری من حتی شوهرمم علاقه نشون میده وبعضی وقت ها میایسته ومیخونتشون ولذت میبره با اینکه زیادم در راستای فکری من نیست وزیادم قبول نداره اما خوشش میاد از بعضی چیزا ومیگه جالب تاحالا اینجوری به این چیزا فکر نکرده بودم من واقعا خداوند سپاسگزارم که هر روز احساس سبکی میکنم وهر روز کمتر از قبل خودمو تخریب میکنم وچند وقتیه که پرخوری نکردم وهوس خوراکی ها هم نکردم من واقعا با تمام وجودم تغییرات درخودم احساس میکنم واز اینکه هر روز دارم بهتر وبهتر میشم هم در احساسم هم در جسمم وهم در روانم بسیار شاکرم وقدردان محبت های خدای مهربانم فرشته مهربان حامی خودم واستاد بینظیرم هستم موفق وپیروز باشید💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/09/11 10:57
      مدت عضویت: 348 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد گرامی وهمگی دوستان
      امروز احساس خیلی خوبی داشتم از اجرای میثاق نامه اتفاقا چقدر ایده میثاق نامه شخصیتون رو دوست دارم من دارم هر روز یه چیزی بهش اضافه میکنم من امروز در میثاق نامه به خودم گفتم که بدن من هر روز داره منو ترمیم میکنه وبه سمت متناسب شدن پیش میره من تمام تلاشمو میکنم که هر روز تخریب بدنمو کمتر کنم وخیلی حس خوبی داشتم از گفتنش احساس قدرت واحساس امید واعتماد به نفس بالایی بهم میده وبهم یادآوری میکنه که درمسیر درستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/09/08 20:11
      مدت عضویت: 348 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      با سلام
      امروز که این دوتا فایل گوش کردم خیلی شگفت زده شدم رژیم خیلی کار بیخودیه بارها شکست خوردم در انواع رژیم ها والان متوجه میشم که چرا اینهمه حالمو بد میکرد واعتماد به نفسمو داغون میکرد اما جالب تر این بود که باور کم خوردن ورژیم گرفتن در من هم بدون اینکه بدونم وجود داشت من اصلا احساس گرسنگی رو این مدت تجربه نکرده بودم وامروز بسیار خفیف احساس صدای شکمم رو شنیدم اونم خیلی خیلی کم وباور دیگه ای هم که مانع کاهش وزنم میشد این بود که تحرک کم باعث چاقی من شده من باید هر روز یک قدم برای رسیدن به تناسب اندامم بردارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/30 11:41
      مدت عضویت: 686 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      فکر نکنم کسی پیدا بشه که از گرفتن رژیم خاطره خوبی توذهنش داشته باشه چون رژیم خود کلمه ش هم حال آدمو بد می کنه وفقط آدمو یاد محدودیت ها میندازه، یاد نخوردن، سر ساعت خوردن غذاهایی که باب میلت نیست ولی به خاطر کالری کمتر مجبور بودی بخوری.یادمه از وقتی که احساس کردم دارم چاق میشم شروع کردم به رژیم گرفتن و تموم طول روزم با استرس می گذشت هرچیزی می خوردم حسم بد بود که نکنه زیاد خوردم یا کالری این خوراکی چقدر بوده و همش در حال کالری شماری بودم احساس بدهمراه خوردن گاهی حرص منو بیشتر می کردو چون نتیجه ای از رژیم نمی گرفتم بی خیال می شدم و بیشتر می خوردم و نتیجش شکست بود وازبین رفتن اعتماد به نفسم خدا رو شکر تو این دوره تا حدود زیادی تونستم ترسم از خوردن را کنار بزارم ولی هنوز هم باید رو خودم بیشتر کار کنم چون گاهی بدون احساس گرسنگی وفقط طبق عادت سر سفره غذا میشینم و میخورم امروز که به این فایل رسیدم دیدم بهتره این تمرین را جزو تمرینات همیشگیم انجام بدم چون واقعا از اینکه فقط وقت گرسنگی چیزی بخورم و موقع سیری دست از خوردن بکشم حس وحالمو خیلی خوب می کنه و منم همینو میخوام که همیشه با احساس خوب ادامه بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/28 08:11
      مدت عضویت: 359 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 326 کلمه

      فایل اموزشی شرح رژیم :

      به نظر من رژیم محدودیت است. رژیم عدم ازاد ی است. رژيم همواره باعث بد اخلاقی و زجر کشیدن من از گرسنگي بوده است. رژیم براي من همواره محدود کردن مواد غذایی را در بر داشته است که از نظر روحی ضربه زیادی به من زده است. 😩

      ترس ا ز غذا خوردن :

      بعضی افراد از غذای خود میترسند. این افراد باور دارند که خوردن غذا باعث چاقی ميشود. براي همين است که این افراد از مصرف غذاها میترسند. 😨

      پیغامهای بدن :

      پیغامهای بدن ما از 2 طریق به ما داده میشود :

      طریق اول:احساس که یک درک کاملا درونی است. البته ممکن است در صورتیکه ادامه یابد ، به شکل واکنش در بیرون تبدیل میشود. 😇

      1. برای فهميدن احساس سیری و گرسنگي باید از طریق احساسات درونی انها راشناسایی کنیم. برای تشخيص ان احساس ،ما باید اینقدر صبر کنيم تا ان احساس به شکل واکنش بیرونی دربیاید. بنابراين ما طبق عادت و سر ساعت خاصی از این به بعد غذا نمیخوریم. به محض انکه ان حالت و واکنش ما به اتمام رسید ، ما از خوردن دست بکشیم. 😊

      2. بعد از انجام تمرین بالا، ما براي خوردن خود نباید استرس و اضطراب داشته باشیم چونکه میزان کمتر خوردن نسبت به قبل خود گواه ان است که ما در مسیر تناسبیم. من خودم ظروف بسيارکوچکی تهیه کردم که کاسه من به اندازه این است که یک خرمالو در ان جای میگیرد و بشقاب ان دورش حاشیه دارد پس من مجبورم در قسمت وسط ان غذا بکشم که هر بار برای کشیدن فقط 2 تا قاشق بيشتر جا نمیشد. البته بگویم که این ظروف که من بعد از تمرین 75 خریده ام خیلی به کم خوردن من تا حالا کمک کرده است. الان کاملاً متوجه شده ام که اصلا بدن من ان همه میزان غذا را نیاز نداشته فقط عادت اشتباه من و تكرار ان بوده است که مرا چاقتر میکرده است. 😆

      طریق دوم: اعصاب که کاملا بیرونی است. ☺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/26 07:26
      مدت عضویت: 359 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      هفته دوم:

      (روز هشتم تا چهاردهم تکرار ) :

      -شرح عملکرد

      به نظرم این هفته فایلها خیلی قویتر و سنگین تر از هفته اول به پایان رسید، مخصوصاً که استاد چند فایل را به دوره اضافه کرده بودند. الان برای من نوشتن فقط در سایت ،راحتتر شده ولی هنوز هم برای من چالش برانگیز است. 😊

      -شرح رضایتمندی

      این هفته نسبت به هفته قبل من باز متوجه شدم خیلی کمتر غذا میخورم و یا اینکه اصلا به ميزان غذایم توجهی ندارم. تنها زمانی شروع به غذاخوردن میکردم که واقعا خیلی گرسنه میشدم. بيشتر وقت و توجه ام روی انجام تمرینها بود. 😀

      -شرح نارضایتی

      به خاطر اینکه من 2 روز نتوانستم به سایت دسترسی داشته باشم ، بعد از ان هم یک روز حدود 12 ساعت نتوانستم به سرور سایت وصل شوم ، سعی کردم در طول این هفته تمامی فایلهای عقب مانده را جبران کنم بنابراين هر روز صبح 2 تا 3 ساعت و شبها بعد از کارم وقت گذاشتم تا خودم را به جاییکه باید باشم، برسانم. در کل چالش خیلی خوبی بود. ☺

      -تعهد اجرای هفته بعد

      من دارم تمامی فایلها و تمرینها را بعد از گوش دادن در زندگی خودم عملی میکنم. الان احساس میکنم که خیلی رفتارم در دو هفته اخیر تغییر کرده و تعهد من هم محکم تر و استوارتر شده است، پس من همچنان متعهد هستم که یا میمیرم ویا متناسب میشوم. 😁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/25 03:36
      مدت عضویت: 359 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      فایل شماره 29:

      همانطور که میدانیم یکی از نیازهای روز مره ما به غذا خوردن میباشد.اولین چیزی که به ذهنم الان میاد این است که من باید در خوردن، اعتدال را پیشه کنم. در طول این دوره تجربه کرده ام که اگر قبل از سیری دست از غذا خوردن بکشم ، خوشحال ترهستم .
      اینکه تنوع غذایی را در خانه کم کرده ام ، لیست تنوع مواد غذایی را برای خرید هم کم کرده ام ،خیلی به کمتر خوردنم کمک کرده است. اینکه تا گرسنه نشده ام نمیخورم. من دارم به مرور علتها ی خوردنم را پیدا میکنم. من دوست دارم الان غذايم را خوب بجوم و باارامش وبدون عجله بخورم. 🏵🌸🌻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/23 00:01
      مدت عضویت: 407 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      با سلام وادب
      من همانند دیگر دوستان از رژیم متنفرم و وقتی اسم رژیم گرفتن رو می شنوم حالم بد میشه هر وقت من رژیم گرفتم بیشتر سمت غذا و تنقلات رفتم از وقتی در این دوره شرکت کردم با خیالت راحت غذاء میخورم و از مقدار کم غذام لذت میبرم و قبل از این دوره همش نگران مقدار غذا بودم و همش با خودم می گفتم الان با این مقدار حتما چاق میشم شاید هم کم میخوردم ولی همش استرس داشتم
      اگه هنگام غذا خوردن تمام توجه خود رو روی جویدن غذا متمرکز کنیم و به چیز دیگه ای جز حس خوب غذا خوردن فکر نکنیم از جویدن غذا در دهانمان لذت ببریم این گونه طعم غذا به شدت دلچسب خواهد بود وقتی به خود اجازه میدهیم حواسمان پرت شود و حواسمان روی چیزهای دیگر مانند مقدار غذا باشد تقریبا طعم غذا از بین میرود من مطمئنم که اگر با لذت و حضور ذهن غذا بخوریم به اندازه ی نیاز بدنمان و به هنگام گرسنگی تمام آن جذب بدن میشود و نتیجه ی آن داشتن اندامی متناسب و بدون نقص میشود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام خوشبخت
      1399/07/11 11:41
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      به نام خدای بی همتا

      من از زمانی که احساس کردم دارم چاق میشم ونگران چاقی خودشدم خیلی به رژیم اعتقادنداشتم وتحرک کم خود ودرخانه ماندن را دلیل چاقی خود میدانستم ورژیم گرفتن درذهنم رنج آوربود.هرزمان تصمیم می‌گرفتم ازمقدار مصرف غذای خودم کم کنم همان روز مقدار بیشتری غذا مصرف میکردم به طورناخودآگاه .ذهن من همیشه رژیم را پس میزد ولی درسال 87من با تصمیم قاطع توانستم نان وبرنجم را کم کنم وبه تناسب اندام عالی دست پیداکنم ولی بعد ازآن دیگرهیچ وقت رژیم نگرفتم ومقاطع خاصی که احساس میکردم درحال چاق شدن هستم به ورزش وپیاده روی وباشگاه رفتن روی می آوردم . از ورزش هم خسته بودم یعنی من برای کاهش وزن وچاق نشدن بایدتاآخر عمرم ورزش میکردم وعرق میریختم این اواخردیگه باورم نسبت به ورزش برای کاهش وزن هم از بین رفته بود .

      من این فایل را در دوره ی رایگان گوش داده بودم ولی خیلی آن موقع به خوبی درک نکرده بودم چون خیلی خام بودم واطلاعات سطحی داشتم درمورد لاغری باذهن. تااینکه چند هفته قبل از دوره تکرار من این فایل را تصادفی گوش دادم وخیلی از شنیدنش لذت بردم و نکته ضعفم را پیدا کردم چون همش ذهنم درگیر بود که من که رفتار غذاییم خیلی بهترشده وحجم غذام هم کمتر از قبله چرا نتایج قابل توجه نگرفتم تااینکه به این فایل هدایت شدم ومشکل خودرا پیدا کردم با خودم میگفتم چرا استاد تو دوره این فایل رو نگذاشته وتوضیح نداده چرا در دوره رایگان مطلب به این مهمی گفته شده ولی تو دوره لاغری با ذهن اشاره نکرده استاد.
      تااینکه وقتی به دوره تکرار رسیدم دیدم این فایل دردوره ی تکرار گنجانده شده وخیلی خوشحال شدم. من با ورودبه دوره ازاینکه میدیدم بچه های سال بالا دردوره رایگان بیشترازخود دوره لاغری فعال هستند تصمیم گرفته بودم بعد اتمام دوره فایلهای رایگان رو گوش بدم ولی حالا میبینم استاد عزیزم فایلهای دوره ی رایگان روهم دردوره تکرار گذاشته در بهترین روزها هم گذاشته دربهترین مکان خودشون.ممنونم استاد

      پس من بعد ازین از مقدار غذایی که میخورم احساس خوبی خواهم داشت چون موقع گرسنگی غذا خواهم خورد وبه محض احساس سیری دست از غذا خوردن میکشم وهیچ غذایی قدرت چاق کنندگی من رو نداره اگر فکرم ورفتارم واحساسم به غذا خوردن خوب باشه وبالذت وبدون ترس غذا بخورم.

      لاغری وتناسب اندام منتظر ماست☺ 😉🙆

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/05 14:51
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 346 کلمه

      من چند سال قبل از شروع دوره به این نتیجه رسیده بودم که راهکار لاغری رژیم نیست و همه رژیم ها رو محکوم به شکست میدونستم. و چون راه حل دیگه ای سراغ نداشتم ناامید شده بودم و داشتم به این فکر میکردم که چاقی رو بپذیرم و با اعتماد بنفس باهاش زندگی کنم. تا اینکه از روی نامیدی و بعنوان اخرین تیر وارد دوره شدم.
      رژیم های زیادی نگرفتم ولی چاقی من از همون رژیم ها شروع شد و الان یکی از عوامل چاقیم رو رژیم میدونم. کلا موقع رژیم فشار روحی زیادی رو تحمل میکردم و روحم ولع برای خوردن پیدا میکرد. میدونید که ولع داشتن یه بازخورد روانیه در اثر احساس محرومیت طولانی مدت از غذا.
      یادمه رژیمی داشتم که همش سبزی بود یعنی میوه هم اجازه نداشتم بخورم و منکه میل به خوردن سبزی اونهم در وعده صبحانه نداشتم همون سبزی رو هم نمیخوردم و با فشار روحی شدید به مدت یک ماه و نیم مقاومت کردم در حالیکه تمام روز بی حال و خسته و افسرده شده بودم اما رژیم رو رها نمیکردم و اونقدر ادامه دادم تا مشکل جسمی پیدا کردم و کارم به درمانگاه و هر هفته سرم زدن رسیدو از اون به بعد جسمم تا سال ها مشکل پیدا کرد و انگار که شوک بزرگی به بدنم وارد شده بود. از اسم رژیم وحشت پیدا کرده بودم و خودم رو محکوم به چاقی میدونستم و بدنبالش احساس یاس و ناامیدی و ناتوانی. منکه ادم موفقی بودم در باقی زمینه ها در اثر همین رژیم ها فهمیدم که همیشه نمیتونم موفق باشم و اولین بذر ناتوانی در من کاشته شدکه قویا آبیاری شد و تا ابتدای دوره احساس ناتوانی در رسیدن به لاغری داشتم.
      رژیم یعنی خوردن مواد غذایی مشخص با کالری مشخص در زمان های مشخص برای مدت مشخص.
      یعنی شما هیچ اختیاری در تعیین غذای دلخواه زمان دلخواه و مدت دلخواه ندارید. رژیم یعنی محدودیت در انتخاب نوع غذا و مقدار غذا که خیلی زجرآور و خسته کنندست.
      لاغری با ذهن یعنی آزادی در انتخاب غذا و مقدار غذا با میل و اراده ذهن که خیلی شیرین و لذت بخشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/01 23:28
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      سلام استاد عزیز.
      یه سوال پیش اومده که مطمینم مشکل خیلی هاست
      برای ما که در دوره تکرار هستیم چون از فایل های آینده اطلاع داریم و‌ تا حدودی جا افتادن واسمون با بی توجهی به حجم غذا و‌خورذن بدون استرس به هر میزان که بخوایم یه مقدار تناقض پیش میاد و‌من یکی که قاطی کردم.نمیتونم همزمان طبق فایل های قبلی نخورم و نخوردن رو دوست داشته باشم یا اینکه بخورم و راحت باشم.
      میدونم چون ای