ورود / ثبت نام
0

زبان لاغری را یاد بگیرید، لاغر می شوید

زبان لاغری
اندازه متن

همانگونه که برای صحبت کردن از زبان مادری استفاده می کنیم،‌جسم ما نیز برای سلامتی و وضعیت چاق و لاغری خود از زبان لاغری یا چاقی استفاده می کند.

فقط افرادی می توانند این متن را بخوانند، که زبان فارسی، زبان مادری آنهاست یا زبان فارسی را بعنوان زبان دیگر آموخته اند.

این خاصیت یادگیری یک زبان است که سبب می شود محتوای ارائه شده به آن زبان را درک کنیم.

همه ما زبان فارسی را بلد هستیم و به راحتی و بدون دردسر آن را یاد گرفته و سالهاست از آن استفاده می کنیم

زبان فارسی بعنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط بین انسان هایی است که محل تولد آنها کشور ایران بوده است یا حداقل یکی از والدین آنها فارسی زیان بوده است.

موسیقی هم زبان مخصوص خود را دارد و هرکسی بخواهد در هر شاخه ای از موسیقی فعالیت کند باید ابتدا زبان آن را یاد بگیرد.

نقاشی هم زبان مخصوص به خود را دارد، آشپزی هم زبان مخصوص به خود را دارد و هر موضوعی که قابل یادگیری است زبان مخصوص به خود را دارد.

نکته جالب توجه این است که چاقی هم زبان مخصوص به خود را دارد و همه افرادی که از کودکی یا در سنین بزرگسالی به هر دلیلی زبان چاقی را یاد گرفته اند الان در وضعیت اضافه وزن به سر می برند.

چاقی مانند زبان مادری است که به سادگی آن را یاد گرفته ایم، و طبیعی است که هر زبانی را یاد بگیریم به راحتی می توانیم به آن زبان صحبت کنیم.
 
چاقی زبانی است که ما آن را آموخته ایم و به همین دلیل خیلی ساده چاق شده ایم.
 
تلاش شما برای از یاد بردن زبان فارسی بی نتیجه خواهد بود اما تلاش برای یادگیری زیان دیگری نتیجه خواهد داشت.
 
رژیم گرفتن، ورزش کردن و هر کاری که برای لاغر شدن انجام می دهیم مانند سعی کردن برای فراموش کردن زبان فارسی است.
کاری بی هوده و خسته کننده است که بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند سال هاست در حال تلاش برای فراموشی زبان چاقی از روش های مختلف هستند.
 
شما نمی توانید با تلاش فیزیکی زبان چاقی ذهن خود را فراموش کنید اما می توانید با تلاش ذهنی زبان لاغری را بیاموزد.
در این صورت جسم شما به مرور بر اساس زبان جدیدی که یاد گرفته اید تغییر وضعیت خواهد داد.
 

سعی و تلاش همه افراد چاق برای لاغر شدن دقیقا مانند این است که بخواهید تلاش کنید زبان فارسی را فراموش کنید.

همانطور که تلاش برای از خاطر بردن زبان فارسی و هر موضوعی که یادگرفته ایم بی فایده است، سعی و تلاش برای لاغر شدن از طریق رژیم گرفتن، ورزش کردن، جراحی کردن و هر روش دیگری کار بیهوده ای است.

راه حل ساده تر آن است که برای لاغر شدن، زبان لاغری را یاد بگیریم و از آن استفاده کنیم.

همانطور که یادگیری هر زبان دیگری علاوه بر فارسی برای ما امکانپذیر است و بسیار از افراد علاوه بر فارسی به یک یا چند زبان دیگر مسلط هستند ما هم می توانیم علاوه بر زبان چاقی، زبان لاغری را نیز یاد بگریم.

نتیجه این یادگیری سبب خواهد شد به مرور جسم ما تحت تاثیر این زبان جدید قرار بگیرد و از حالت چاق به حالت متناسب تغییر وضعیت خواهد داد.

مقایسه چاقی و لاغری با زبان فارسی و هر زبان دیگر به دلیل قابل درک بودن بهتر یادگیری بعنوان مثال زبان انگیسی است در صورتی که ما زبان فارسی را بلد هستیم.

در فایل آموزشی زبان لاغری را یاد بگیرید، لاغر می شوید این موضوع مهم را با دوستانم به اشتراک گذاشته ام و همچنین تاثیر زبان ورزش کردن را بعنوان عاملی در متناسب شدن توضیح داده ام.

اطمینان دارم با استفاده از این محتوای فوق العاده درک و آگاهی بیشتری از موضوع لاغری با ذهن پیدا خواهید کرد و همچنین در تنظیم فرمول های ذهنی شما برای استفاده کردن از ورزش موثر خواهد بود.


“من همیشه رفتار متناسبها و رفتار چاقها رو مد نظر دارم تا فرمولهای چاقی خودم رو بشناسم و به جاش فرمولهای متناسب کننده رو جایگزین کنم و با این کار خیلی رفتارها رو شناختم و افرادی که متناسب هستن دلیل اضافه وزن ما رو خیلی شفاف کردند.
افراد چاق و لاغر خیلی متفاوت فکر می کنند و همین باعث شده چاقها خیلی تلاش کنن ولی نتیجه هم نمیگیرن چون افکارشون و ذهنشون خیلی با هم متفاوت هستن و از لحاظ جسمی هیچ تفاوتی ندارن با هم و این افکار رو از جامعه و اطرافیان کسب کردن و نتیحه هم به صورت چاقی در جسم پیدا کردن و هر چقدر تلاش فیزیکی کنن بی فایده هست باید ذهنشون رو تغییر بدن.
در باشگاه هم اگر نگاه کنید افراد دو دسته هستند:

بعضی ها برای زیبایی اندام کار میکنند که خیلی با انگیزه کار و منظم میان

بعضی ها برای رفع چاقی میان اونجا که چاقی رو از دست بدن و از چربی های اضافه خلاص بشن و خیلی بی انگیزه هستن و نا منطم میان

من بارها جز دسته ی دوم بودم و برای رفع چاقی میرفتم باشگاه و منتظر بودم که لاعر بشم و دیگه نرم باشگاه

به این دلیل انگیزه ی ورزش منظم و همیشگی رو نداشتم و این اواخر که در وزنم حساستر شده یودم به خاطر کسب نتیجه ی دلخواهم چندین سال پشت سرهم باشگاه میرفتم ولی من هم همیشه از لحاظ ذهنی خودم رو ناتوان میدیم در لاغر شدن و همیشه تحت فشار ذهنی بودم.

برای وزن کردن یه شرایط خاص داشتم که حتما صبح زود باشه صبحانه نخورده باشم و از شب قبل هم چیزی نخورده باشم و یا خیلی شام سبک خورده باشم

لباس نازک تنم باشه و کفش به پام نباشه و جای ترازو همیشه در یه جای خاص خونه باشه و تغییرش ندم و حتما ترازو روی فرش و وموکت نباشه

حتی اگر موهای من کمی بلند تر شده بودن به نسبت قبل میگفتم حتما وزن من بیشتر شده و آخر هم راضی نمیشدم و این نشان از بار منفی اضافه وزن من بود و پیش خودم میرفتم باشگاه که لاغر تر بشم و از ترارزو خواهش میکردم که کمی من رو لاغر تر نشون بده .

حالا من چه انتطاری از خودم داشتم؟

این نشان از پریشانی افکارم بود و وای به حال روزی که ترازو عدد من رو بالا تر نشون میداد تمام انرژی و آرزوهای من خراب میشد و تمام حال من خراب میشد و هیچ توانی در خودم برای لاغری نمیدیدم و منتظر عوامل بیرونی بودم مثل ورزش شدیدتر و رژیم سختر که من لاغر بشم

اینقدر در خواست ورزش ستگین تر میکردم از باشگاه و مربی که یادم هست این اواخر یه ورزشهای زجر آوری میکردم که تا چندین ماه از درد زانو و کمر فقط پیش دکتر و متخصص بودم و زانوی من بسته بود و به محض بهتر شدن دوباره میرفتم باشگاه ولی بازم همون مشکلات و دردها در زانو و کمرم پیدا میشد .

من اصلا از توانایی خودم برای متناسب شدن اگاه نبودم ولی الان خدا رو شکر میکنم برای این راه جدید و امیدوار بودن و احساس توانمندی در لاعر شدن و من در راه موفق شدن هستم و نزدیک نزدیک هستم اونم با حال خوب و شرایط خوب

فقط کافیه ایمان بیاریم و باور کنیم و امید داشته باشیم و انگیزه و اشتیاق و استمرار داشته باشیم .

من این مسیر رو با شوق و لذت ادامه میدم و خدا رو شکر میکنم که در این مسیر هستم .

اضافه وزن و چاقی مثل یه زبان مشترک هست در ما مثل زبان فارسی که زبان مشترک بین همه ی ما هست پس ما تمام رفتارهای چاقها برامون آشنا هست چون زبانش در ما مشترک هست .

لاغری یه چیز پیچیده و نا آشنا نیست زبان بدن ما هست و ما اگر یادش بگیریم به اون مسلط میشیم همانطور که زبان چاقی رو یاد گرفتیم پس سعی کنید و تصمیم بگیرین که زبان لاعری رو یاد بگیرید پس با چاقی مبارزه نگنید خیلی اشتباه مثل این هست که ما سعی کنیم با فارسی صحبت کردن مبارزه کنیم که از فردا حرف نزنیم امکان نداره .

ذهن ما قابلیت فراموش کردن و پاک کردن رو نداره ولی میتونیم بی نهایت چیز رو یاد بگیریم.

ما میتونیم آموزش زبان لاغری رو یاد بگیریم و نتیجه رو در جسممون ببینیم مثل این هست که زبان انگلیسی رو شما یاد بگیرید و با فرد خارجی رو به رو بشین و با اون حرف بزنید چقدر برای شما لدت بخش هست.

در زمینه ی لاغری هم اگر ما این زبان جدید جسم رو یاد بگیریم میبینیم چقدر لذت بخش هست به لطف خدا .

پس هر کس دوست داره از این شیوه ی اصولی وداعمی اقدام کنه و نتیجه رو ببینه و دیگه ما تبدیل میشیم به یه انسان متفاوت با آرامش با رفتارهای متفاوت و …

پس چقدر این مسیر ساده هست خدا رو شکر که هستم من آرام آرام دارم زبان لاغری رو یاد میگیرم .

من بارها تلا ش کردم اما نتیجه نگرفتم چون با حال بد و تحمل کردن رنج و سختی میخواستم لاعر بشم و خودم رو ناتوان میدیدم و هیچ امید و انگیزه ای نداشتم که میتونم برای همیشه لاغر بشم .

افرادی که تمایل دارن با آگاهی جدید لاغر بشن باید دنبال کنن این مسیر رو و من باید نقش ذهن رو در ورزش کردن بدونم و با ابن اگاهی ها ورزش کنم پس وقتی که میخوام ورزش کنم باید با فرمولهای درست ورزش کنم وقتی ذهن رو هماهنگ کنی با جسم برای هر حرکتی نتیجه فوق العاده میشه

مثلا برای کنکور دادن ذهن رو با جسم هماهنگ کنی عالی میشه و یا در کسب و کار باید جسم و ذهن در هماهنگی کامل باشن نتیجه عالی میشه .

پس باید ذهن رو هماهنگ با خواسته کنید و شما نتایج فوق العاده ی رو میبینید. نوشته فروغ عزیز در بخش دیدگاه

منتظر خوندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=14136
برچسب ها:
96 نظر در مورد زبان لاغری را یاد بگیرید، لاغر می شوید

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/05 23:03
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,781 کلمه

      روز ۵۰ تکرار 

      زبان لاغری را یاد بگیرید، لاغر میشوید

      سلام و درود به همران عزیز و استاد گرامی

      خدارو سپاسگذارم برای یک آگاهی و بینش جدید 

      قبل از اینکه مقاله و فایل امروزو شروع کنم خواستم در مورد درک بهتر و شفاف ترم از جلسه قبل بگم ،در مورد عینک های رنگی که دید ما با هر کدوم از اینها یک طیف متفاوت میشه 

      قبلا هم این فایلو گوش کرده بودم و کاملا فهمیده بودمش ولی از دیروز یجور دیگه ای در موردش فکر میکنم ،مدام در همه جنبه های زندگیم به خودم میگم فریده الان که به این مسئله برخورد کردی و داری در موردش نظر میدی ،چه فیلتری با چه رنگی جلوی مغزته؟

      مثلا دیشب که تولدم بود و دخترم سوپرایزم کرده بود و چندین مدل فینگر فود و خوراکی روی میز بود ،وقتی به اونها نگاه میکردم به خودم گفتم فریده داری با چه عینکی به خوراکی ها نگاه میکنی؟

      اگر هنوز اعماق افکارت اینه که اگر چیزی بخورم چاق میشم ،بیا این فیلترو کنار بزنیم‌ و بشکونیمش ،بیا بدون اون فیلتر بهشون نگاه کن ،خیالت راحت باشه که خوردنشون اتفاقا به انرژی رسانی بدنت کمک میکنه ،یعنی در مورد غذاها و ترس هامون با خودمون منطقی صحبت کنیم تا حجم نگرانی ها و فرمول های قدیمی کم بشه

      و هر چقدر این آگاهی هنگام خوردن در من بیشتر بشه ،ترس های پنهان شده درونم که شاید من از بودنشون با خبر نباشم در من کمرنگ میشن و یواش یواش از بین میرن و من مطمئنم این‌ اتفاق میفته چونکه از دیروز تا حالا که درکم متفاوت شده احساسم آرومتره و احساس هم که جی پی اس بدن ماست و هیچ وقت دروغ نمیگه

      امروز که رفته بودم پیاده روی تصمیم گرفتم در مورد چندتا باور در مورد پول و روابط با خودم صحبت کنم و بندازمشون تو این فرمول عینک  و متوجه شدم با هر بار باز کردن دیتیل های اون باورها و منطقی کردنشون و شفاف سازیشون ،حسم سبکتر میشه و این کار باید تکرار بشه

      و این عینک های تاریک و سیاه روی تمام افکار ما خیمه زده که با درک  و آگاهیشون میتونیم بسمت شفاف سازی حرکت کنیم 

       

      دقیقا ما زبان چاقی را یاد گرفتیم ،چند روزه که خواهرم اومده ایران با دختر ۵ سالش ،این همون خواهرمه که گفتم مشکلات زیادی با نخوردن های نوه ش داشت و همیشه با یک بشقاب غذا دنبال نوه ش بود و هنوز هم بعد از ۸ سال نوه ش با تهدید و دعوا غذا میخوره ،نوه دلش غذا نمیخواد ولی اینها بهش فشار میارن

      امروز که خواهرم داشت به دخترش صبحانه میداد ،اولا که دخترش دائم با آی پد بازی میکنه ،حتی موقع نهار و شام هم ،اون‌ بازی میکنه خواهرم لقمه میذاره دهنش، امروز وقتی دخترش ممانعت میکرد برای لقمه آخر و خواهرم بهش میگفت باید بخوری ،بهش گفتم دلش نمیخواد چرا بهش زور میگی ؟

      گفت آخه دیگه لقمشو درست کردم و دستمه  چکارش کنم؟ خودشم خندش گرفت ،گفتم چونکه درست کردی باید به زور بدی دخترت بخوره؟ بعد که چاق میشه میگی چرا چاق شد؟

      اتفاقا همیشه هم درگیر اینه که مبادا دخترش چاق بشه ،بقول خودش چند ماه پیش که  احساس کرده  داره شکمش بزرگ میشه تا مهد کودکش پیاده میبردتش  که هم اون لاغر بشه هم خودش 

      با اینکه خواهرم چاق نیست و یکی از مشکلاتش در زمان های گذشته این بود که دلش میخواست ۵ کیلو توپر بشه ،اون وقتا ۵۰ کیلو بود و خیلی دکتر میرفت که چاق بشه و زمانیکه وزنش رفت رو مرز ۶۵ کیلو  دیگه ترسید ،حتی یه زمانی تا ۷۴ کیلو هم چاق شده بود که خیلی سرعتی غذاشو کم کرد و وزنشو رو ۶۵ نگه داشت

      و یکی از باورهاش اینه که اگر پیاده روی و ورزش کنه بشدت لاغر میشه و چونکه باور داره لاغر هم میشه ،بقول خودش اگر بتونه خوردنه سس مایونزو کنار بذاره لاغر میشه ولی چونکه بیس مغزش  بیشتر بسمت لاغر بودنه هیچ وقت ندیدم که چاق بشه 

       

      و ما همینجوری زبان چاقیو یاد گرفتیم با همون یک لقمه اضافه ای که مادرمون به زور به ما داد و ما مجبورن خوردیم ،با گفتن و تکرارش در مغز ما مسیرهای عصبی چاقی ساخته شد که فرمان های مغز ما بسمت چاقی صادر میشد 

      مثال جالبیه ،اینکه ما نمیتونیم زبان فارسی رو فراموش کنیم ،مثل خیلی از افرادی که سالهاست ایران زندگی نمیکنن ولی بلخره زبان فارسیو متوجه میشن و از یاد نبردن 

       

      از ۱۸ سالگی تا ۸ سال پیش که ورزش های مختلفیو انجام میدادم که دلیل اصلی ۹۵ درصد همشون بخاطر چاقتر نشدن بود و از روی اجبار هر روز مجبور بودم بلخره یه ورزشیو انجام بدم

      مثلا یه مدت طولانی مثلا ۸ سال  ،روزهای فرد میرفتم بدن سازی و کار با دستگاه که فکر میکردم خیلی لاغر کننده  باید باشه ، البته بدنم یکمی فرم جمع تر میگرفت ولی دلیل  رفتن من به باشگاه ترس از چاق شدن بود و روز های زوج ۲ ساعت میرفتم بدمینتون که خودش کلی فشار روی بدنم بود ،۱ ساعت هم بعدش میرفتم چربی سوز ،تمام که میشد ۱ ساعت هم تو محوطه باشگاهمون که تو یه پارک بزرگ  که مخصوص بانوان بود و کلی اونجا سرگرم ورزش و پیاده روی بودیم و اون جریان ۸ سال طول کشید ،یعنی من تو اون مجموعه ورزشی ۸ سال بصورت هر روز فعال بودم

      البته که لذت هم میبردم چونکه با دوستان و پارتنرهای ورزشی زیادی و مربی ها هم دوست شده بودیم و لحظات شادیو میگذروندیم و انگار برام سختی های اون ورزش ها یا مسیری که هر روز باید طی میکردم مهم نبود 

      ورزش هاییکه بخاطر ترس از چاقتر نشدن انجام میدادم مثل بدنسازی ،چربی سوز، ایروبیک ووو از روی اجبار بود ولی عاشق بدمینتون بودم و از ته اعماق وجودم بازی میکردم و خوب هم تونسته بودم پیشرفت کنم ولی به دلیل اینکه آسیب های کمر ، پا و زانو دیدم ، نتونستم ورزش مورد علاقمو ادامه بدم و نتونستم مربی بدمینتون بشم 

      در حال حاضر ورزش خاصی انجام نمیدم ،هفته ای ۱ بار میرم انعطاف و رقص ،انعطافو که به اصرار مربی رقصم میرم که تاکید کرده پیش نیاز یک یک رقصنده داشتن بدن منعطفه که بتونه حرکت های رقصو خوب تو بدنش بنشونه ،گاهی پیاده روی میکنم و حین پیاده روی در مورد باورسازی هام با خودم صحبت میکنم ،چند وقتیه تنیس هم نتونستم برم ولی عاشق تنیس هستم و در اولین فرصت مجدد شروعش خواهم کرد

      از خاطرات وزن کشی هم که مثل همه افراد چاق ،هر چیزی که احساس میکردم ممکنه گرمی منو چاقتر نشون بده از خودم جدا میکردم حتی ساعت ،کفش و چندین بار میرفتم رو وزنه که شاید کمتر نشون بده و خوشحال بشم و جالب بود برام یکبار که با یکی از دوستان متناسبم بیرون بودیم و جایی ترازو دیدیم و خواستیم خودمونو وزن کشی کنیم ،دوستم با پالتو ،کفش و کیفش رفت رو ترازو ،بهش گفتم پالتو و کیفت سنگینه بده  به من بدون اونها برو ولی ایشون اهمیتی نداد و گفت مهم نیست ،در واقع اون ترسی از وزنش نداشت 

       

      مسیر لاغری با ذهن بهترین راهیه که ما میتونیم با تغییر دادن محتویات ذهن و دستورات جدید به بدن ، بسمت لاغر شدن حرکت کنیم و بصورت ریشه ای برای همیشه با آموختن زبان لاغری در سطح تناسب اندام باشیم و لذت زندگی افراد متناسب رو ما هم ببریم 

      لاغری با ذهن رژیم نداره ،ورزش نداره ،اصلا کاری به عوامل بیرونی نداره چونکه به محض ساخته شدن فرمولها  دستوران مغزی بسمت لاغر شدن هدایت خواهد شد و بصورت خودبخود پروسه لاغری انجام میشه

      خدارو سپاسگذارم که تصمیم گرفتم زبان لاغریو یاد بگیرم تا بتونم به زبانش زندگی کنم و لذت بیشتری ببرم ،ما زبان ارتباط برقرار کردن با هر چیزیو که یاد گرفتیم قویتر شدیم ،زبان انگلیسی یاد گرفتیم تونستیم راحتر مسافرت کنیم ،موسیقی یاد گرفتیم تونستیم با موسیقی ارتباط بگیریم ،زبان قوانین جهان هستی به ما کمک کرد تا با کیفیتر زندگی کنیم

      با یاد گیری هر زبانی قدرت و توانمندی های ما بیشتر شد ،انگار مجهز به ابزارهای بیشتری شدیم که در ادامه مسیر زندگی کمکمون میکنه و الان هم داریم زبان لاغریو یاد میگیریم 

      زبان لاغری چیه ؟ زبان لاغری یعنی دانش و اطلاعاتی  که من از لاغری دارم ،قبلا چجوری به چاقی فکر میکردم ؟ چه تفکراتی به دنیا ، جهان ، خودم و غذاها داشتم ؟

      الان که در دوره ها هستم  چجوری زندگی میکنم؟ آیا ترس های من کمتر شده؟ بله ،آفرین یعنی الفبای لاغریو یاد گرفتی ،آیا تلاش خودتو میبینی؟ ایا با خودت تونستی به صلح برسی؟ آیا خودتو میپذیری و دوست داری؟ آیا باور کردی که تو هم میتونی لاغر بشی؟ آیا احساس لیاقت میکنی که تو هم انسانی هستی که باید متناسب باشی ،آیا لاغر شدنو کوچیکش کردی و خودتو بزرگ؟

       

      دقیقا من سالها با چاقی خودم جنگیدم ،دلم میخواست لاغر باشم ولی چونکه باور نداشتم که منهم میتونم لاغر بشم با چاقی میجنگیدم ،مدام خودمو تنبیه های رژیمی میکردم ،خودمو سرزنش میکردم ،ورزش های سخت انجام میدادم و در حین ورزش به خودم میگفتم فریده تا زمانیکه نتونی لاغر بشی و لاغر بمونی با ورزش ها و رژیم های سخت اذیتت میکنم و احساس میکردم بدنم دشمن منه و ازش بدم میومد و گاهی به قسمت هایی از بدنم مشت میزدم و بهش نفرت منتقل میکردم و مدام بهش میگفتم تو چرا بدن من شدی یعنی خدا بدن قشنگتری نداشت که به من بده و مدام تو حالت قربانی بودن بودم

       

      باید در مسیر لاغری با ذهن به توانمندی های خودمون آگاه بشیم ،اینکه بدن من با بدن خواهرم هیچ فرقی نداره پس چرا اون لاغره و من چاق بودم ،تفاوت در نوع نگاه هاست نه در عوامل بیرون از ما

       

      وقتی خودمونو بزرگ ببینیم و خواسته هامونو کوچیک ،دیگه انقدر درگیر انجام نشدنشون نخواهیم بود ،وقتی خودمونو لایق متناسب بودن بدونیم که از اول هم حق الهی من تناسب بود که اگر من لاغر نباشم کی لاغر بشه ؟ اگر انقدر محکم قبول میکردیم که ما هم مثل همه افراد باید باید متناسب باشیم ،متناسب میشدیم 

      متاسفانه الگوها گفته بودن ما توانایی هیچ کاریو مخصوصا لاغر بودنو نداریم ما هم پذیرفته بودیم ، حالا برعکس میخواییم در خودمون عضله های توانمندیو قوی کنیم که دست به هر کاری بزنیم طلا بشه 

      لاغر شدن و موندن که دیگه چیزی نیست ،این آپشن روی من نصب شده بود ولی به مرور دی اکتیو  شده و الان داریم مجدد اکتیوش میکنیم ،منم میخوام به تمام حق های طبیعیم دسترسی داشته باشیم و همین احساس در من غرور مثبت بوجود میاره ، مثل  بچه های کوچیکی که جسورانه خواسته هاشونو از پدر و مادرشون میخوان و بلخره بدست میارن 

      خدارو شکر میکنم که در مسیر صحیح هستم ،خدارو شکر میکنم برای ثبت هزارو یکمین کامنتم ،یعنی من ۱۰۰۱ رد پا از خودم در این سایت بجا گذاشتم 

      هر سال آذر ماه که تولدم میشه یاد سال ۹۸ میفتم که تصمیم‌ گرفتم کادوی تولدم ۳ دوره لاغری با ذهن باشه و خوشحالم از این کادوی تولد ناب و ارزشمند

      این روزها من وارد دومین سال ورودم به این سایت میشم ،به خودم تبریک میگم که قدرتمندانه همچنان در مسیر رشد هستم 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/08/11 00:09
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      من هم مثل همه دوستان خوب زبان چاقی و یاد گرفته بودم چون هر کاری می کردم من فقط چاق تر می شدم یادمه مثلا چند روز که حالم اوکی نبود و حتی اشتها نداشتم که چیزی بخورم چون حوصله ام سر جاش نبود ولی اصلا وزنم کم نمی شد باید آدم زبون لاغری و یاد بگیره دیگه الان متوجه شدم به خوردن و نخوردن و این ساعت آدم بخوره چقدر بخوره نون و برنج نخوره …… این چیزها نیست فقط ذهن و باید آموزش داد خود به خود آدم میلش عوض می شه شام هم می خوره یه موقع ها نمی خوره 

      همه چی می خوره محدودیت نداره نوشابه و پیتزا و هر چی دلتون بخواد تو این روش هست برای اونایی می گم که هنوز دارن می گردن و اطمینان پیدا نکردن به این روش . ورزش هم نداره .

      من همیشه فکر می کردم اگه یه روز ورزش نکنم چاق می شم. و من هم مثل این مثال اقاهه حتما باید صبح قبل از صبحانه و با یه لباس نازک خودم و وزن می کردم . خیلی کارهای عجیب و غریب دیگه .

      حالا دیگه خوشبختانه این افکار و باورها جاشون و دادن به باورهای متناسب کننده . هر روز سعی می کنم احساسم خوب باشه و روش کار می کنم بالا و پایین زیاد داره ولی خدا رو شکر که توی این دو سال و نیم همه چی اوکیه و من لذت بردم از اسون بودن این مسیر بدون زجر حالا اگه می خواستم  با اون رژیم‌ها و تمرینات سخت انقدر کم می کردم تا حالا اومده بود جاش می دونم که این روش همیشگیه زندگی آدم دیگه اینطوری می شه چقدر همش می گفتم کاش من هم مثل فلانی هر چی می خواستم می خوردم و چاق نمی شدم چرا من نباید شام بخورم چرا من همش باید ورزش کنم و لذتی نبرم …. و چراهای زیاد دیگه الحمدالله توی این روش حسرت چیزی و نمی خوریم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/28 09:14
      مدت عضویت: 553 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      سلام براستادعزیز ودوستان همراه 

      من وبرادرام وخواهرام تقریبا با فاصله سنی کمی به دنیا اومدیم و یادم میاد همبازیهای خوبی برای هم بودیم وآنقدر دربچگی حین بازی شلوغ میکردیم که وقت برای ناهارخوردن نداشتیم و موقع خوردن ناهار سریع غذامون رو می خوردیم .

      و مادرم برای اینکه سر ظهر ما شلوغ نکنیم و خودش بخوابه  بعد ناهار بلافاصله  با شکم پر ما رو به زور و با چوب و گزنه ما رو خواب میکرد و موقع شام هم همینطور چون پدرم صب زود بایستی میرفت سرکار.  شب ساعت هفت ونیم خاموشی رو میزد و با تهدید ما رو خواب میکرد تا ساکت باشیم .

      اون موقع فقط دوشبکه تلویزیونی داشتیم که همش بیخود بود و موبایل وتبلت نبود که خودمان رو سرگرم کنیم  که بی سر وصدا بازی کنیم واقعا دلم برای خودمان میسوزه .

      کم کم این عادت در ما شکل گرفت وبیشتر وقتها معدمون ترش میکرد و کم کم طوری شد که وقتی بزرگتر شدیم هم این عادت را داشتیم و سریع وتندتند غذا رو میخوردیم و سریع میخوابیدیم اصلا دست خودمون نبود واتوماتیک بعد خوردن شام خوابمون میگرفت .

      وهمش تو خونه ما رو تشویق به خوردن بیشتر میکردن  واین رو به قوی شدن نسبت میدادن . 

      مادرم وقتی کلوچه درست میکرد آنقدر خوشمزه بود وآنقدر بوش خوب بود که هر آدم سیری رو وسوسه به خوردن میکرد ومابچه بودیم وغذای خوشمزه دوست داشتیم وحتی سیرهم بودیم نمیتونستیم ازش بگذریم .

      تا اینکه کم کم گرایشم به شیرینی وکیک زیاد شد ودرحد دل درد میخوردیم ولذت میبردیم .

      فعلن همینا یادم اومد که بنویسم . این بود یادگیری چاقی من .

      که بعدها باورهای غلط هم بهش اضافه شد و شدیم چاق وچاق تر . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/12 11:29
      مدت عضویت: 133 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 605 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! همانطور که همه ما زبان مادری را از بدو تولد و به طور خودکار از اطرافیان آموزش دیده ایم و برای یادگیری آن سختی نکشیده ایم ولی اکنون اگر بخواهیم سایر زبان ها را یاد بگیریم باید در کلاسهای آموزشی ثبت نام کنید و با تمرین و استمرار و تکرار، زبان جدید را یاد بگیریم، برای آموزش زبان لاغری هم باید همین مراحل را طی کنیم. 

      در حال حاضر زبان چاقی، زبان اصلی بدن ماست و اگر بخواهیم زبان لاغری را به آن آموزش بدهیم به راحتی زبان چاقی که آموزش دیده ایم نیست ولی قطعاً شدنی است. البته اگر در این مسیر ناامید و دلسرد نشویم و تلاش مستمر داشته باشیم. باید توجه داشته باشیم که برای یادگیری هر هنری باید الفبای زبان آن هنر را بیاموزیم ولاغرشدن هم یک هنر است که اگر زبان آن را بدانیم آسان ترین کار دنیاست. 

      ما نمی توانیم چیزی را که قبلاً یاد گرفته ایم از بین ببریم مثلاً نمی توانیم خود آگاهانه تصمیم بگیریم و زبان فارسی را فراموش کنیم، اما می توانیم آموزش زبان دیگری را در کنار زبان فارسی شروع کنیم. همه روش هایی که برای لاغر شدن تاکنون استفاده کردیم مثل این است که بخواهیم زبان فارسی را فراموش کنیم که قطعاً نتیجه نگرفتیم. فرض کنید ما علاوه بر زبان فارسی زبان انگلیسی را هم آموزش ببینیم، اگر هر وقت می‌خواهیم صحبت کنیم به جای زبان فارسی به زبان انگلیسی صحبت کنیم، (مثلاً کسانی که مهاجرت کرده اند و جایی که هستند زبان‌فارسی برایشان کاربرد ندارد)، به مرور، زبان غالب ذهن ما زبان انگلیسی می شود. یعنی بعد اگر بخواهیم فارسی صحبت کنیم به سرعت و سادگی قبل نمی‌توانیم و به طور ناخودآگاه اولین کلماتی که از دهانمان خارج می‌شوند به زبان انگلیسی است. بنابراین به جای مبارزه کردن با چاقی و فراموش کردن زبان چاقی بهتر است زبان لاغری را آموزش ببینیم و آن قدر آن را تکرار کنیم که زبان غالب بدن ما بشود. 

      برای یادگیری الفبای لاغری می توانیم به رفتار انسان هایی با هیکل متناسب دقت کنیم متوجه خواهیم شد که بسیاری از کارهایی که ما انجام می‌دهیم را آنها به هیچ وجه انجام نمی دهند. 

      تفاوتی بین جسم هیچ‌کدام از انسانها وجود ندارد چون خالق همه ما یکی است ولی آنچه نتیجه را متفاوت کرده است ذهن ماست که برای آنها یک سری دستورات و برای ما یک سری دستورات متفاوت دیگر را صادر می کند. حتی ورزش کردن هم برای آن ها متفاوت است و انگیزه آنها برای ورزش کردن دیدن وجهه بهتری از اندام خودشان است، بنابراین بسیار انگیزه‌ بالاتری دارند در حالی که ما صرفاً برای از دست دادن چربی های اضافه و وزن بدن مان ورزش میکنیم. و به دلیل چاق بودنمان فشار زیادی هم به جسم مان وارد می‌شود که تحمل کردن آن گاهی انقدر برایمان سخت است که درکل قید باشگاه رفتن و ورزش کردن را میزنیم. 

      همینطور که ما به راحتی زبان فارسی را متوجه می‌شویم و می‌توانیم با هم ارتباط برقرار کنیم افراد چاق هم عادت های یکدیگر را به خوبی می‌شناسند و به راحتی می توانند با هم ارتباط برقرار کنند چون که زبان مشترک بین همه آنها زبان چاقی است، بنابراین با اینکه نمی‌توانیم با هیچ تلاشی زبان چاقی را از بین ببریم ولی می توانیم زبان لاغری را بیاموزیم و زبان بدن مان را به زبان لاغری تغییر دهیم. فقط کافی است برای اینکار آموزش ببینیم و یک نقشه راه درست و صحیح داشته باشیم و در طول مسیر با انگیزه و احساس خوبی حرکت کنیم و این فرمول موفقیت در هر زمینه ای است که اگر ذهنمان یاد بگیرد، نه تنها برای لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگی ما جواب می دهد. ان شاء الله 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/12 04:26
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان همراهم

      چقدر این فایل جالب و آموزنده بود 

      ما در تمام این مدت که داشتیم با روشهای مختلف اقدام به لاغر شدن میکردیم در اصل داشتیم سعی میکردیم زبان چاقی را فراموش کنیم و برای همین هم موفق نمی شدیم

      رسیدن به این آگاهی چقدر امیدبخش است که دست از فراموش کردن زبان چاقی برداریم و به جای آن تمرکز در یاد گرفتن زبان لاغری کنیم

      با ورود به این دوره عالی ما برای یاد گرفتن زبان لاغری ثبت نام کردیم

      حالا فقط باید هر روز سر کلاس حاضر شده به درسهای داده شده توجه کنیم و تمریناتمان را انجام دهیم

      با عمل کردن به آموخته هایمان در یادگیری این زبان هیجان انگیز متبهر تر شده و یک جورهایی به کلاس بالاتر میرویم تا نهایتا بطور کامل این زبان را یاد میگیریم و فارغ التحصیل میشویم

      آنوقت است که از استفاده این زبان که همان بودن در مسیر درست و رسیدن به هدف است نهایت لذت را میبریم و به خودمان افتخار میکنیم و از خداوند مهربان مان تشکر میکنیم که ما را به این دوره خارق العاده هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/07/11 16:12
      مدت عضویت: 538 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      به نام خدا

       سلام دوستان عزیزو استادگرامی

       واقعا دست مریزاد چه مثال های جالبی میزنید برای این که ما لاغر شدن با ذهن رو یاد بگیریم. واقعا خیلی راحت برای همه قابل درک. ما هر کاری کنیم که زبان فارسی رو فراموش کنیم  نمیتونیم این کار خیلی سخت و غیرممکنی، ولی یادگیری زبان دیگه کار راحت‌تری. اگه مثلاً انگلیسی رو یاد گرفتیم و به یک کشور انگلیسی زبان بریم قطعاً ما دیگه از فارسی خیلی کمتر استفاده می کنیم و بیشتر  زبان انگلیسی رو به کار می‌بریم ولی باز هم زبان فارسی را فراموش نمی کنیم ،ولی دیگه کاربردی هم برای ما نداره .

      چاقی برای همه ما مثل یاد گرفتن زبان مادری  بوده خیلی راحت و آسون با تاثیر از جامعه و والدین و شرایط اون رو یاد گرفتیم، نمیتونم اون رو از بین ببریم ولی نمیخوایم باهاش مبارزه کنیم فقط می خوایم یه زبان دیگه رو هم یاد بگیریم و انقدر از زبان لاغری استفاده کنیم که دیگه زبان چاقی برای ما کاربردی نداشته باشه.

       وقتی گفتین یه سری افراد برای لاغر شدن خیلی کارها رو تحمل میکنن مثل  این که به خودشون  برق وصل می کنند یا چربی هاشون رو میشکنن خیلی سریع به ذهنم رسید چون خودشون رو باور ندارن چون نمیتونن قبول کنند که خودشون میتونن لاغر بشن و لاغر شدن رو در بیرون از خودشون دنبالش میگردن.

       فکر می‌کنند من نمیتونم لاغر بشم و بایدیک نفر از بیرون بیاد و به  من کمک کنه و به دادمن  برسه. جریان همه عمل‌ها و رژیم گرفتن ها و خوردن دمنوشها  همینه،

       اینکه یه کس دیگه ای بیاد به ما کمک کنه و ما رو از شر این چاقی نجات بده. چون من که نمی تونم لاغر بشم من هر کاری کردم لاغر نشدم من در خودم توانایی اینو نمی بینم که بتونم خودمو لاغر کنم و به همین طریق دایم دست به دامن همه بودیم تا لاغر بشیم.

      دقیقا یادمه که خودم هم همین  فکر رو می کردم همش می گفتم من زیر نظریه متخصص نیستم و دکتر تغذیه نرفتم و به همین خاطر لاغر نمیشم .اگه کسی باشه که برای من یه برنامه اصولی و منظمی رو بنویسه من حتما خیلی راحت و عالی لاغر میشم و بالاخره دو بار هم رفتم ولی نتیجه خیلی کم و زودگذربود. همیشه حسرت میخوردم وقتی می‌دیدم بقیه لاغر میشن میگفتم چقدر با اراده ،چقدر همتشون زیاده چقدر خوب می تونن خودشونو کنترل کنن ولی من نمیتونم من اگه غذا نخورم سردردمیگیرم میگیرنم میگیره ولی الان خیلی کم دقیقاً عین دوران رژیم غذا میخورم ولی احساس سیری دارم هر وقت گرسنه باشم غذا میخورم و هیچ وقت گرسنگی و سردرد نداشتم.

      الان  دیگه امیدمون به هیچ چیز نیست به هیچ کس نیست باور کردیم خود ما تونستیم بدنمون رو چاق کنیم و حالا خودمون هم میتونیم بدنمون رو لاغر کنیم تنها کسی که میتونه به ما کمک کنه خودمونیم نه هیچ کس دیگه ای نه هیچ روش دیگه‌ای.

      ما همه انسانهای با اراده و توانمند و قوی هستیم💪💪💪💪💪

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      1400/07/01 07:25
      مدت عضویت: 93 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      گام ۲۸ یادگیری زبان لاغری

      خدارا بسیار سپاسگزارم که من رو هدایت کرد تا در مسیر لاغری با ذهن قرار بگیرم این روزها حال دلم خیلی عالیه

       چند وقت بود اصلا دوست نداشتم برم جلوی آینه چون در یک سال گذشته ۱۰ کیلو اضافه کرده بودم خیلی ناراحت بودم و همیشه از خدا می خواستم که با یک روش درست و صحیح لاغر بشم و بمونم الان درک می کنم که چرا قرص های لاغری که خواهرم گرفته بود به دست من نمی رسید چون من همیشه از خدا راه درست رو می خواستم

      الان خداراشکر اعتماد به نفس من بالا رفته آرامشم بیشتر شده دیگه از خودم بدم نمیاد تازه جلوی آینه هم میرم خودم رو تحسین می کنم

      چه تشابه عالی استاد بین یادگیری زبان لاغری با زبان دیگر داشتند واقعا ما زبان لاغری رو یاد نگرفتیم و باورها و ذهن من چاقی بوده و الان که به لطف خدا دارم فرمول ها رو عوض می کنم و در حال یادگیری زبان هستم خیلی لذت می برم 

      وقتی میرم جایی اگه چیزی نمی خوام نمی خورم نمی گم حیفه همین دفعه است

       

      استاد شما با گفتن خاطره ترازو داغ دل همه ما رو تازه کردید به نظر من همه ما این چنین خاطره ای در ذهن داریم وزن کشی هر روزه دعا قبل از رفتن و خواهش کردن که یک کم کمتر نشون بده تا خوشحال شیم 

      ولی الان دیگه نمیرم رو ترازو مطمئن هستم راهم درست و نتیجه اش عالی میشه

      خدایا شکرت که من رو هدایت کردی و در این مسیر عالی قرار دادی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/06/15 10:45
      مدت عضویت: 247 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 712 کلمه

      به نام خدای عشق و مهربانی

       روز ۱۴۷: روز ۵۰ تکرار ، دوشنبه ۱۴۰۰/۶/۱۵

      سلام ۱۶ روز باقیمانده از تابستان ۱۴۰۰ پر از گامهای استوار به سمت موفقیت

       

      افراد چاق و متناسب تفاوت جسمی با یکدیگر ندارند، بلکه تفاوت در ذهن آنهاست. افراد متناسب از زبان طبیعی بدن که زبان لاغری است استفاده می کنند. در حالیکه افراد چاق از محیط زندگی خود، زبان چاقی را یاد گرفته اند و آن را بکار می برند. 

      من مدت طولانی با زبان چاقی با بدنم صحبت کردم،  در حالیکه بدنم زبان لاغری را بلد بود و من آن را فراموش کرده بودم. خوشبختانه زبان لاغری را همه از آغاز بلد هستیم فقط برخی آن را فراموش کرده و بکار نمی بریم.

      هم اکنون به خواست خدای مهربان به این مسیر هدایت شده ام و در حال مرور مجدد زبان لاغری هستم و اشتیاق فراوان جسمم را در بکار بردن زبان لاغری می بینم. 

      در روزهای اخیر روی تشخیص نقطه سیری حساس شده بودم ‌و چون نمی خواستم بدنم مجدد احساس کندکه در رژیم هستم کمی بیشتر میخوردم، جالب اینکه معده ام کاملا به من میگفت این بار اندازه خوردی منم خوبم یا اینکه این بار زیادخوردی و من دلخورم پس میخوام چند ساعت حالت رو بگیرم.

      از اینکه ذهنم با متناسب شدن موافق است و جسمم هم در این راستا با ذهنم هماهنگ شده بسیار خوشحالم.

      زبان لاغری با ذهن بسیار جذاب و دلنشین است. پر از کسب آگاهی و حس خوب و حمایت و اعتماد به نفس و اطمینان است.

      با شنیدن صحبتهای استاد در مورد شخصی که خودش را وزن می کرد، بسیار خوشحال شدم که حدود ۵ ماه هست که روی ترازو رفتن را برابر روی مین رفتن می دانم و دست از وزن کردن خودم برداشته ام و حتی وسوسه هم نشده ام خودم را وزن کنم. چه زجری در گذشته با وزن کردن بخودم داده ام و هر بار خودم را در لاغر شدن ناتوان تر می دیدم چه سودی داشت کاهش ۲ کیلو وزن وقتی ثابت نبود و با یک شب شام خوردن دوباره ۰/۵ کیلو اضافه می شد.  خدایا ممنونم که وسواس وزن کردن و توصیف شخصیت خودم با یک عدد از روی ترازو را کنار گذاشته ام. 

      از ۱۴۶ روز گذشته خودم در این مسیر بسیار راضی هستم چون با اطمینان شروع کردم. مطمئن بوده و هستم که تنها مسیر موفقیت برای رسیدن به تناسب اندام پایدار فقط و فقط ، یادگیری لاغری با ذهن است. و برگ برنده خودم را اطمینان به آموزشها می دانم به عبارتی حرف گوش کن بودم. وقتی استاد گفتن وزن کردن ممنوع من همان روز ترازو را برداشتم وقتی استاد گفتن به بدنت ایمان داشته باش که قدرت ترمیم ضایعه چاقی تو را دارد، به توانایی بدنم ایمان آوردم و فقط همه تلاشم را می کنم که با یادگیری زبان لاغری سرعت تخریب را در بدنم کم کنم تا بدنم در ترمیم خودش موفق تر عمل کند.

      همین که هر روز سعی می کنم زبان لاغری را بیشتر یاد بگیرم و از دیروز بهتر عمل کنم بسیار خوشحالم.

       از اینکه بسادگی بدون محدودیت با پذیرش مسئولیت خودم در وضعیت فعلی ام و تلاش برای ایجادباورهای درست و یادگیری زبان لاغری قدم به قدم به سمت متناسب شدن پیش می روم خدا را شاکرم. 

      خدایا ممنونم که این روزها ورق برگشته و دیروز لباسی را از کمدم خارج کردم که بطور زننده ای برام گشاد بود و دیگه نمی شد آن را پوشید. خدایا خودت میدونی چقدر منتظر این روز بودم. چقدر غم انگیز بود که لباس دیگه ای را از کمد خارج می کردم که برام تنگ شده بود و چقدر خوشایند بود که دیروز فهمیدم پیراهنی که برام تنگ بود و من بزور می پوشیدم،  حالاچنان گشاد بود که با تعمیر هم بدرد نمی خورد‌. این حس عالیه و عالی تر از اون اینکه من برای رسیدن به این نقطه خودم هم نمیدونم چکار کردم، عملا کار خاصی نکردم فقط در مسیر مانده ام و  ادامه داده ام.

      و آخرین نکته اینکه این روزها وقتی ناراحت میشم خیلی عمیق و ماندگار نیست چون مثل یک مشاور با خودم حرف میزنم خب از شنیدن این حرف چرا باید اینقدر ناراحت بشم و این حرف داره به کدوم باور ذهنی من ضربه میزنه و پاسخ در اغلب موارد برام شگفت انگیز هست و با جنبه دیگری از خودم روبرو میشم. خلاصه اینکه مسیر آشنایی و بکارگیری قدرت ذهن خارق العاده است.

      گامهایتان پر اثر دوستان همراه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/11 16:30
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,601 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

       من با نگاه کردن به رفتار چاقها و لاغرها خیلی موضوع اضافه وزن و لاغری برام شفاف  میشه و تفاوت رفتار اونها رو بهتر درک میکنم  و متوجه میشم که چرا یه عده چاقن و یه عده برای همیشه متناسب هستن و خوب میدونم تفاوت در ذهن اونها هست و اونها هیچ تفاوت دیگه ای  با هم ندارن و نتیجه ی نهایی رو ذهن اونها رقم میزنه نه تلاش فیزیکی و سعی اونها .

      من همین دیشب مهمان بودم جایی و چند نفر متناسب  با من همراه بود و چند نفر چاق هم با من همراه بود و من خیلی در رفتار اونها دقت میکردم اول اینکه  تمام بحث اون چاقهای جمع در مورد خوردن بود و به هم ادرس میدادن که برو از کجا فلان چیز رو با بهترین قیمت و کیفیت و مزه بخر و بعد  به هم میگفتن پیج فلان شخص آشپز  در اینستا رو دنبال میکنم و دیشب از بس عذاهای عالی رو نشون داد مجبور شدم با اسنپ فود ساعت دو شب غدا بخرم و بخورم و خلاصه تمام بحث اونها در مورد خوردن بود که من در یک لحظه  با دقت کردن تمام اموزشهای استاد رو در اون جمع میبینم و نکته ی بعدی این بود که اون متناسب جمع خودش دیشب  میزبان بود و این شخص خیلی  شیرینی دوست داره اما با چایی که برای ما  شیرینی قنادی  اورد و کاکایو و شکلات اورد خودش به زور یک دونه شیرینی  خورد و گفت من این مدل شبرینی  رو زیاد دوست ندارم و دیگه لب نزد که من بازم یاد اموزشهای استاد افتادم و گفت من فلان مدل رو دوست دارم  که  گیرم نیومده  و  من کاملا حواسم بود که چقدر عالی رفتار کرد و اما یه نفر دیگه داخل اون جمع بود که تقریبا چاق بود یعنی بیشتر  شکم بزرگی داره و این شخص بارها  به همه میگه  که  من عاشق شیرینی هستم و من خیلی شیرینی دوست دارم و بدن من گرایش به شیرینی داره و دست خودم نیست و این فرد وقتی شیرینی رو دست میزبان  دید فقط میخورد نمیدونم پنج تا  یا  شایدم شش تا شیرینی قنادی خورد در این حد  خورد حتی از شدت هیجان دیدن شیرینی از داخل بشقاب همسرش هم شیرینی برمیداشت و میخورد و نمیتونست خودش رو کنترل کنه و من متوجه شدم رفتار این شخص به خاطر بارها گفتن این جمله هست که من شیرینی دوست دارم  و دیگه این شده ملکه ی ذهنش  و باورش شده ه و دونفر دیگه هم که  چاق  بودن و در جمع بودن هم دقت کردم و اونها  که هر چی میزبان میورد میخوردن و دست رد به هیچی نمیزدن تا اینکه میزبان گفت آش رشته ی بسیار عالی امروز درست کردم و هر کس میل داره بگه براش بیارم و بازم اون دو نفر چاق جمع مشتاق خوردن بودن و بر روی تمام اون دسرها که خورده بودن از شربت و  میوه و تخمه و شیرینی و شکلات و لواشک و …. بازم درخواست دادن و هر دو با هم خوردن و من شگفت زده بودم از  این همه تفاوت رفتار چتقها و لاعرها و خودم از بقیه که چقدر من عالی عمل کردم  و بار دیگه خودم رو تحسین کردم اول اینکه بگم  از خونه شام نخوردم چون میدونستم اگر شام بخورم و به اون حالت سیری برسم هرگز در جمع چیزی برای خوردن انتخاب نخواهم کرد و نمیخورم پس گزاشتم با حالت  گرسنه بودن  وارد جمع شدم و اونجا خیلی راحت از هر چیزی که دوست داشتم در حد نیازم خوردم دو عدد میوه خوردم و شربت دوست نداشتم  و نخوردم و تخمه ی آفتابگردان  دوست داشتم یه کاسه ی بسیار کوچیک برداشتم و خوردم و دوبرش کوچک از دو مدل شیرینی قنادی که دو طعم متفاوت داشتن با کارد بریدم و  با چایی خوردم و مابقی داخل بشقابم موند و یه دونه لواشک لقمه ای کوچک خوردم  همین و دیگه آش رشته نخوردم پفک بود و نخوردم و شکلات  و کا کا ییو بودچندین مدل من  نخوردم و شربت بود نخوردم چون واقع نمیخواستم و خودم انتخاب کردم و از هر چیزی که دوست داشتم به اندازه نیاز خوردم و بسیار عالی و قشنگ عمل کردم و بسیار از خودم راضی بودم و لذت بردم و من مقایسه کردم رفتار خودم رو با اون چاقهای جمع که اصلا قابل مقایسه نبود من در حد همون متناسب جمع که میزبان و یک نفر دیگه  که  مهمان بود   رفتار کردم شایدم بهتر  رفتار کردم .

       البته دوباره بگم من واقعا از اون حالت پرخوری و سنگینی و فشار شکمی بدم میاد و حالم بد میشه که به اون حالت برسم و واقعا در ذهن من چیز زننده و زشتی هست و  چیزی که من رو از هدف دور میکنه هست و  پرخوری برای من یک رفتار زشت هست که در شان یک انسان نیست   و کلی تعریفهای دیگه از پرخوری برای همین دیشب شام نخوردم  و اصلا از ترس چاقی و لاعری نبود و اگر در وزن دلخواهمم بودم بازم همین رفتار رو انتخاب میکردم که به این حالت نرسم .

       

      من خودم جز افرادی بودم که هر دو مورد رو(هم در تناسب ورزش کردن و هم در چاقی ورزش کردن ) رو  در باشگاه تجربه کردم اون اوایل که بعد از زایمان دومم  خواستم لاعر بشم و اقدام به لاغری کنم طبق معمول دفعات قبل  تنها راه چاره رو در ورزش و رژیم در کنار هم میدونستم نه هیچ راه دیگه ای ،و هر بار هم که اقدام میکردم از این روش  بسیار عالی نتیجه میگرفتم اما  چه فایده که ماندگار نبود برام و برای همین  آخرین بارهم من در کنار رژیمم پیش کارشناس تغذیه در باشگاه ثبت نام کردم و عالی هر ماه  وزن کم میکردم و با ذوق و شوق به باشگاه میرفتم و تمام حرکات رو عالی انجام میدام و روز به روز هم لاغر تر میشدم تا تونستم در عرض کمتر از یک سال خودم رو به وزن ۵۹ کیلو برسونم و اون ۳۰ کیلو اضافه وزن خودم رو از دست بدم و بسیار مورد تشویق مربی خودم و مدیریت باشگاه قرار گرفتم و حتی به من  به خاطر  اون سعی و تلاشم برای لاغر شدن   جایزه دادن و من بسیار خوشحال و راضی و هر روز با ذوق و شوق  بیشتر سر ساعت  مشخص ورزش میکردم اما به محض رسیدن در وزن ایده الم تا یکم رژیم رو ول میکردم کلی اضافه وزن پیدا میکردم و دوباره مراجعه به دکتر و درخواست رژیم و … میکردم و دوباره خودم رو متناسب میکردم و اینقدر این حالت در عرض  کمتر از یک سال برای من میفتاد که من رو یکم خسته کرده بود که آخه تا کی باید در محدودیت باشم و ورزش کنم و عذای رژیمی بخورم  ؟؟  اما به عشق لاغری همه  محدودیتها رو رعایت میکردم کمای اینکه خواهرم که همراه من در باشگاه  بود دیگه نیومد و مربی ما که بسیار دوستش داشتم دیگه رفت و نیومد واما بازم  من به عشق لاغری باشگاه میرفتم و به زور  و سختی خودم رو در تناسب دلخواهم قرار میدادم   تا اینکه متوجه شدم دو مشکل برام پیش اومده که هر دو من رو چاق میکنن و دیگه  از اونجا  لاعری برای من سخت  تر شده بود و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم لاغری از من دورتر میشد  و ورزش سخت تر میکردم  و  اما هر ماه کلی وزن اضافه میکردم در حای که همون خوردن و فعالیت  رو داشتم و اما   لاغر نمیشدم هیچ چاقتر هم میشدم چون باورهای غلطم اضافه شده بودن و کلی باور غلط پیدا کرده بودم که تو با وجود این دو مورد هر روز چاقتر میشی و من چون نتایج دلخواهم رو از ورزش نمیگرفتم پس  دیگه اون اشتیاق رو نداشتم دیگه ورزش برام خسته کننده شده بود  سخت شده بود اما راه دیگه هم  نداشتم و  برای کسی که متتفر بود از چاقی اون زمان تنها راهش همین بود و میگفتم هر سختی داره تحمل میکنم میرم که حد اقل از این چاقتر نشم و در این وزنی که دارم دیگه بمونم ولی ثابت بودنی در کار نبود و من هر ماه شاهد مقداری اضافه وزن بودم و هی ناامید تر و ناراحت تر میشدم و به دنبال راهی میگشتم که از شر این اضافه وزن خلاص بشم و از خدا کمک میخواستم و میگفتم از دست من هیچ کاری دیگه  برنمیاد  و نمیدونم چی کنم و خلاصه در اوج تسلیم بودن من با این راه آشنا شدم و اگر الان در این مسیر نبودم خدا میدونه چند کیلو بودم وچه اندامی داشتم .

      پس من در اوج اندام متناسب  و ایده ال  و در  اندام چاق و  ورزش رو تجربه کردم ولی واقعا در زمان تناسب ورزش کردن لذتی دیگه داره تا برای رفع چاقی بری ورزش و نتیجه نمیبینی  و برعکس بیشتر هم چاق بشی اینطور فقط در حال بد وناامیدی و ناتوانی و  … هستی .

      من هم بارها تجربه ی وزن کردن و التماس به ترازو کردن رو داشتم وقتی یاد اون موقعها میفتم واقعا برای خودم ناراحت میشم که چقدر در مسیر غلط بودم خدا رو شکر که الان در آرامشم و از اون اعداد وارقام خبری ندارم وهنوزم بعد از گدشتها سالها در سایت بودن  به تعهدم وفادار هستم و خودم رو وزن نکردم و نخواهم کرد . تمام این ترازو خریدن  و  وزن کردنها حاصل رفتن پیش کارشناش تغدیه بود برای من ،  که وقتی میدیدبعد از رسیدن به تناسب دلخواهم اما  وزن من  ثابت نمیمونه و همش در خواست رژیم میکنم  ایشون  از من میخواست برای بالانرفتن وزنم من هر  هفته خودم رو وزن کنم و اگر دیدم بالا رفته سریع رژیم رو به مدت یک هفته  اجرا کنم تا به وزن دلخواهم برسم و من همون موقع رفتم و ترازو خریدم و  خبر نداشتم که این کار  خرید ترازو  اول حال بد من هست و چقدر من با وسواسی خاصی خودم رو وزن کم میکردم حتما اول صبح باشه شب شام نخورده باشم صبح صبحانه نخورده باشم لباس سبک داشته باشم در یک نقطه ی خاص خانه وزن کنم و  روی سرامیک باشه نه قالی و حتی شنیده بودم سرما و گرما هم عدد وزنه رو تغییر میدن و حتما دسشویی رفته باشم و ….. تا شاید ترازو یکم عدد بهتری رو نشون بده که این اواخر من بد طوری التماس ترازو میکردم و اونم با بیرحمی بیشتر عددهای بیشتر رو نشونم میداد و دیگه من اون روز که وزن میکردم همش گریه و ناراحتی میکردم  طوری که اطرافیان من میدونستن که چیه ناراحتی ؟؟مگر بازم وزنت بیشتر شده و من میگفتم اره اخه چیکار کنم که اینطور نشم و اونها میگفتن بابا طبیعی چون کم کاری تیرویید داری و فلان دارو رو میخوری طبیعیه که چاق بشی و  اما من ته دلم قبول نداشتم یه قرص کوچیک من رو اینطور چاق کنه و به دنبال علت چاقی خودم بودم و خدا رو شکر من سالها هست از اون قضیه فاصله گرفتم شاید سالها هم نباشه  حدودا ۲۲ ماه هست ولی انگار خیلی وقته که دیگه در اون مسایل غرق نیستم حتی یادم میاد بلند شدن موهام رو هم ربط میدادم به اضافه وزنم که شاید به خاطر این هست که موهام بلند شده من وزنم بیشتر شده و اما حالا فقط به اون موقعهای خودم تاسف میخورم که چقدر با خودم بد میکردم چون از این مسایل خبر نداشتم و حالا که در این مسیرم امکان نداره دوباره بخوام اون روزها رو تجربه کنم و اون حال رو داشته باشم  من عاشق این آرامش و این حال و احوال خوب خودم و این تناسب اندامی که بدون زجر هر روز داره به من هدیه داده میشه و این سبک خوردن و زندگی کردن و ….. هستم و خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که در این راه و با این  استاد عزیز هم مسیر شدم و دارم عالی قدم برمیدارم .

      چقدر من به خاطر همین وزن کردن احساس ناتوانی در مقابل لاغر شدن پیدا میکردم چقدر به خاطر این وزن کردن من احساس بد و ناامیدی میکردم و چقدر احساس متفاوت بودن از لاغررها میکردم و واقعا اون صدمات  قابل جبران برای من نبودن.

      من به خاطر اینکه از زیر بار این رنج  و درد چاقی بیرون بیام بیشتر سختی میکشیدم هم در ورزش و هم در رژیم طوری که کمر درد شدید و زانو درد شدید پیدا کرده بودم و واقعا داشتم سلامتی خودم رو هم از دست میدادم و من از بس رژیمهای سخت می  گرفتم  که شاید بتوتم از زیر بار فشار چاقی بیام بیرون به جرات میتونم بگم مزه های خیلی از عذاها و دسرها برام  دیگه اشنا نبود و نیست و میل به خوردن اونها ندارم و اصلا خیلی از چیزها برام عادت شد .چون بسیار آدم متعهد و با پشتکاری هستم و در هر مسیری وارد بشم باید تا تهش رو انجام بدم که خیالم راحت باشه مثلا من سالها هست که چون گفتن بستنی و نوشابه و  شربت و سس سالاد و یا کره و مربا ویا سیب زمینی سرخ شده و  …. چاق میکنه و بارها دکتر تغدیه میگفت نخوری ، اینها جز محدودیتهای تو هست و قبل از اونم که خودم بارها رژیم سرخورد  گرفته بودم تمام این چیزها رو حذف میکردم دیگه من عادت دارم که نخورم خدا شاهده من طعم بستنی رو شاید جدیدا در این مسیر  حس کرده باشم یا طعم کره و مربا و یا حتی شاید در حد یک ذره نوشابه  بخورم  اونم یه وقتهای خیلی کم اصلا میشه گفت به ندرت میخورم از بس نخوردم دیگه دوس ندارم بخورم  و  بی میل هستم  به خوردن این مواد خوراکی چون برام عادت شده و یا حتی خوردن هر دسر با غذا برای من محدودیت بوده و من هرگز هیچ چیز با عذا ی خودم نمیخورم چون نمیتونم ومیلم نمیکشه  و اگر هوس کنم سالاد و یا ماست  اونها رو به عنوان میان وعده یا شام میخورم میخوام بگم اینقدر اون احساس ناتوانی به من  سالها فشار اورد که من قید خیلی از چیزها رو زده بودم و  نمیخوردم و هنوزم  همچنان خیلی  جز علاقمندیهای من نیستن شاید هر از گاهی بخورم که بیشتر هم  در اون زمان اویل اومدنم به سایت بود که این کار رو میکردم    برای اینکه بدونم ازادم در محدودیت نیستم و  حالا اگر بخورم  شاید به خاطر محک زدن خودم  که برم در دل ترسهام و ببینم میترسم یا نه ؟؟ ولی واقعا هر وقت خوردم حالا بدم نیومده اما خوشمم نیومده و دیگه ادامه ندادم  و یا اینکه  شاید خوردم که  واقعا  مزه اش رو ببینم و  در موقع گرسنگی میخورم  ولی در حد بسیار کم بسیار کم خوردن اونها من رو راضی میکنه و خوشحالم که ازادم و خوشحالم در راهی هستم که اولیت اولش  برای من آزادی بودو بعد  حال خوب بود و بعد ارامش و …. بود بازم عاشق تر این مسیر شدم و با امید و ایمان بیشتر ادامه میدم  من هم باید بگم واقعا عالی دارم زبان لاغری رو یاد میگیریم  مثل سایر هنرهای دیگه که یاد گرفتم مثل سایر زبانهای دیگه که یاد گرفتم در مدرسه من انگلیسی و عربی و فارسی رو یاد گرفتم و از خیلی سال پیش زبان چاقی رو هم یاد گرفتم و اما حالا  با بودن در این سایت میخوام زبان لاغری رو یاد بگیرم که چقدر ساده هست و یاد گرفتن هر چیزی و هر زبانی خیلی راحت تر هست از فراموش کردن  بقیه ی زبانها هست و پاک کردن بقیه ی زبانها  از ذهنمون  غیر ممکن  هست و  این کار شدنی نیست .

      من نتیجه یاد گرفتن زبان لاغری رو در جسمم دارم میبینم من عالی متناسب شدم و من عالی رفتار میکنم و عالی میخورم و این نصیب هر کسی نمیشه و فقط به افرادی که عاشق لاعر شدن هستن و در این مسیر متعهد هستن  پیدا میشه و چقدر برای ما لذت بخش هست و چقدر آسون هست و چقدر ارام آرام من دارم لاغر میشم و چقدر امید و انگیزه درردل من هر روز بیشتر میشه .

       .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/06 17:36
      مدت عضویت: 797 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      همیشع به ترازو التماس میکردم که من کمتر نشون بوده حتی گاهی کج روش وایمیستادم وقتی میرفتم باشگاه انگار میرفتم زندان و حتی این اواخر کلاس اسپینینگ ثبت نام کرده بودم و خود مربی تعجب کرد که چرا سایز کم نکردم و میرفتم ماساژ استخونهام خورد میشد ولی بی فایده بود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/05 22:41
      مدت عضویت: 632 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,126 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      اگر به رفتار و واکنش رفتار غذایی خودمون با افراد متناسب رو مقایسه کنیم متوجه  خواهیم شد که بین  رفتار افراد چاق و افراد متناسب ها از زمین تا آسمون اختلاف هست

      افراد چاق بوی غذا رو از هفت فرسخی تشخیص می دهند و تا قبل از دیدن غذا کلی تصویر سازی می کنند که غذا چه شکلی و چه طعمی‌ شده و وقتی هم غذا رو‌ می بینند کل اعضای بدنشون  دارای ذوق و شوق می شوند که قراره غذا حسابی شارژشون کنه و از حرص و وله زیادی با قدرت تمام به سمت غذا هجوم می آورند

      اما افراد متناسب در مواجه با غذا هیچ فکری  نمی کنند و خیلی عادی غذایی که بهش علاقه دارند رو و به عنوان مواد تامین کننده ی انرژی لازم بدنشون می دونند رو به اندازه نیازشون می خورند.

      عاملی که باعث این تفاوت رفتاری شده  توی ذهنشون هست

      افراد چاق  یک سری فرمول ذهنی  اشتباه خواسته یا نا خواسته  توی مغزشون  تحت تاثیر آموزش بزرگتر تشکیل شده که طی سال ها باعث این رفتار اشتباه غذایی شده و نتیجه اش این شده که سالها چاقی نصیبشون شده و هر چقدر هم  تلاش کردند که با انواع مختلف رژیم ها و ورزش ها متناسب بشوند  هیچ فایده ای نداشته و چاق موندن.

      یکی از راه هایی که برای متناسب شدن استفاده کردن ورزش کردن بوده

      یکی ورزش میکنه برای آب کردن چربی های شکم و پهلو و یکی برای عضله سازی و پرورش اندام.

      توی هر جنبه از زندگی وقتی عشق و علاقه داشته باشیم سرعت کارمون افزایش پیدا میکنه و نتیجه ای عالی نصیبمون می شه و احساس رضایت سراسر وجودمون رو می گیره و حس خیلی خوبی از اون کار پیدا میکنیم .

      توی ورزش کردن هم دقیقا همین قانون حکم فرماست  

      اونی که با عشق و علاقه ورزش می کنه حالا برای المپیک باشه یا پرورش اندام یا یک مسابقه استانی و…احساس شور و شعف سراسر وجودش رو می گیره و با لذت تمام ورزش میکنه و در ورزش کردنش استمرار داره و منظم هست و همیشه هم روحیه شاد داره و در تمام مدت تمرین به اون هدف والایی که داره فکر می کنه و بیشتر روحیه می گیره اگه‌ که ورزش گروهی باشه که کلی با دوست و رفیقاشون تمرین می کنند و به هم روحیه می دهند و حسابی خوش‌ می گذرونند.

      اما اونایی که برای چربی آب کردن می آیند اکثرشون  از سر اجبار و‌ با بی علاقگی و بی حوصلگی ورزش می کنند و در مدت تمرین هم بیشتر حواسشون به اینه که بیشتر تلاش کنند و فشار‌ جسمی به خودشون بیارند بلکه  چند گرم  از شر چربی های مزاحمی‌ که سراسر وجودشون گرفته خلاص بشوند و به این فکر می کنند کی ساعت ورزش شون‌  تموم میشه تا نتیجه فعالیت شون ‌رو می بینند و معمولا هم استمرار ندارند و با حال گرفته و با زور ورزش می کنند و همه اش دنبال تعطیلی و نرفتن هستن.

      چون گروه اول با ذوق و شوق می آیند  نتیجه ی عالی  می‌ گیرند ولی  گروه دوم از سر اجبار می آیند و در تمام مدت ورزش شون فشار و سختی تحمل میکنند نتیجه ی دلخواه کسب نمی کنند.

      البته افراد‌ چاق بیشتر از اینکه فشار چاقی روی جسمشون باشه توی ذهنشون هست و همین فشار روحی و روانی باعث ثبات چاقی شون ‌میشه برای همین نتیجه نمی گیرند و لاغر نمی شوند.

      هدف ها دو گروه با هم فرق می کنند و برای همینه افراد چاق چیز جدیدی تجربه نمیکنند ولی افراد پرورش اندام بدنی محکم می سازند و ورزشکارها توی مسابقات مدال های خوش رنگ می گیرند و ‌افتخار آفرین می شوند.

      افراد چاق از لحاظ ذهنی خودشون رو نا توان میدونن به قدرت خودشون ایمان ندارند و فکر میکنند  نمی تونند به تناسب اندام برسند.

      افراد چاق فشار و بار منفی اضافه وزن  و سختی ها متحمل میشن تا یکم وزنشون کم بشه .

      آدم هایی که با ورزش انتظار بیهوده ای  دارند که توی یک ساعت فلان مقدار کم کنند آخه مگه  توی یکساعت فلان گرم زیاد کردین و ما چاق شدیم که توی اون ساعت ورزش کردن گرم های چاقی رو از دست بدهیم و به وزن سابقمون برگردیم؟

      از بس که روحیه شون ضعیفه با هر بار ورزش کردن خودشون رو وزن می کنند تا شاهد کم شدن گرم های چربی شون بشوند و اگه هم ترازو عدد قابل قبولی نشونشون نده تمام امید و آرزو ‌و انرژی شون از دست می دهند و در وجود خودشون توانایی  لاغر شدن رو نمی بینند و قید  ورزش کردن رو می زنند دنبال انواع رژیم های مختلفی می روند.

      اما لاغری با ذهن  افراد به قدرت و توانایی خودشون ایمان دارند و بدون هیچ گونه سختی و تحمل درد و رنجی و با خیال راحت متناسب می شوند  و مسیر متناسب شدن  پر از آرامش و دل خوش‌ هست.

      چاقی مانند زبان مادری است که به سادگی آن را یاد گرفته ایم، و طبیعی است که هر زبانی را یاد بگیریم به راحتی می توانیم به آن زبان صحبت کنیم .

      همه ی ما هیچ وقت نمی توانیم زبان فارسی رو فراموش کنیم‌ اما ذهن قدرت یاد گیری انواع مختلف زبان ها رو داریم .

      رژیم گرفتن، ورزش کردن و هر کاری که برای لاغر شدن انجام می دهیم مانند سعی کردن برای فراموش کردن زبان فارسی است

      چاقی مثل یک زبونه نمیتونیم چاقی رو فراموش کنیم ولی میتونیم لاغری رو یاد بگیریم و رفتارهای صحیح رو  جایگزین رفتارهای اشتباه چاقی کنیم

      هر‌ چقدر یاد بگیریم و عمل کنیم نتیجه های عالی کسب میکنیم

      لاغری زبان بدن هست و افراد چاق چون زبان چاقی یاد ‌گرفتن نحوه ی رفتار و عمل شون  مشترک هست.

      برای اینکه رفتارها ی افراد لاغر رو تکرار کنیم باید زبان لاغری یاد بگیریم  

      زبان لاغری نتیجه ی شیرین و لذت بخشه چون میتونیم خیلی  راحت مثل افراد لاغر رفتار درست داشته باشیم و عالی عمل کنیم و سال ها با دل خوش زندگی کنیم

      لاغری با ذهن شیوه ی دائمی و ماندگار هست

      آرام و پیوسته گام برداشتن مطمئنا نتیجه دائمی  داره

      افراد چاق فرمول ذهنی شونه  هست  که اونا رو چاق میکنه تا زمانی که باورشون درست نشه همه ی  تلاش هاشون  بی ثمر میمونه .

      هر وقت با آگاهی کامل ورزش شروع کنیم و بدونیم چه تاثیری روی جسممون می گذاره ما به نتیجه عالی می رسیم

      وقتی ذهن هماهنگ با خواسته مون  کنیم نتیجه فوق العاده می شه .

      یکی از نتیجه های عالی که چند روزه من کسب کردم  و لذت می برم‌ و احساس سبکی می ‌کنم اینه که مانتویی که چند ماه پیش کیپ تنم برش زده بودم هفته ی پیش دوختمش قشنگ‌ دو سایز برام گشاد هست بدون هیچ رنج و سختی و فقط با آموزش صحیح لاغری و عمل به آموزه ها لاغر شدم .یعنی روحم شاد شد وقتی پوشیدمش .لاغری که خیلی سال بود ، دنبالش بودم و نصیبم نشده بود.

      و این حس عالی رو مدیون شما استاد عزیز هستم. ممنون بابت تمام لطف ها و خوبی هاتون.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/01 23:39
      مدت عضویت: 300 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,229 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست. 💖💖💖

      با سلام به همه دوستان هم مسیرم.🙋

      مسیر لاغری من : گام بیست و هشتم : زبان لاغری را یاد بگیرید لاغر میشوید .🌷

      همه ما فارسی حرف زدن و بلدیم چون زبان مادری ماست و ما از بچگی اونو خیلی خوب و بدون رنج و سختی کشیدن یاد گرفتیم و حالا خیلی آسون بلدیم که با هم فارسی صحبت کنیم . 

      همون طور که برای صحبت کردن از زبان مادری مون استفاده می‌کنیم . جسم مون هم برای ابراز سلامتی و بیان وضعیت جسمانی خودش از زبان چاقی، لاغری استفاده میکنه

      چاقی هم یک زبانه ، زبان چاقی زبانی که بین همه ما افراد چاق مشترک و ما این زبان و هم مثل همون زبان فارسی بدون هیچ گونه رنج و زحمتی از بچگی در خونواده یاد گرفتیم و ما افراد چاق وقتی که به هم می‌رسیم بدون هیچ زحمتی شروع میکنیم با هم به این زبان صحبت کردن و خیلی خوب حرف همدیگه رو متوجه میشیم و همدیگه رو درک می‌کنیم و بخاطر همینه که افکار و رفتار و عادت‌های ما چاق ها خیلی بهم شبیه هستند و تقریباً همه مون یک جور فکر می کنیم و این کاملاً طبیعیه چون از بچگی آموزش دیدیم و کاملاً به این زبان مسلط شدیم و در نتیجه چاق شدیم پس مبارزه کردن با چاقی کار بیهوده‌ایه چون ما هر چقدر تلاش کنیم نمیتونیم زبان چاقی رو فراموش کنیم مثل این که ما بخوایم با فارسی صحبت نکردن زبان فارسی رو فراموش کنیم ما میتونیم یک زبان دیگه علاوه بر زبان فارسی یاد بگیریم که و به اون زبان هم صحبت کنیم ولی با یادگیری زبانهای دیگه زبان فارسی رو فراموش نمی‌کنیم چون ذهن مون قابلیت فراموش کردن و نداره ولی بینهایت قابلیت یادگیری داره پس ما با مبارزه با چاقی یعنی با قرار دادن جسم تحت رنج و فشار و محدودیت (رژیم ، قرص های چربی سوزی ، پودرهای لاغری ، دمنوش ، عرقیات ، ورزش های سنگین ،باشگاه ، پیاده روی ،عمل جراحی ، پیکر تراشی ………) نمیتونیم چاقی رو فراموش کنیم ولی با تلاش برای یادگیری زبان لاغری میتونیم به زبان لاغری صحبت کنیم و نتیجه لذت بخش شو در جسم مون ببینیم .

      منم قبلاً که باشگاه می‌رفتم خیلی بی انگیزه بودم و همیشه آخر صف می ایستادم که دیده نشم چون اصلاً حرکات و دوست نداشتم و خیلی زود رها میکردم یادمه این اواخر حتی پول یک ماه رو جلوتر دادم ولی یکی دو جلسه بیشتر نرفتم ، ولی در مورد ترازو خدا رو شکر من زیاد به ترازو ، و ، وزن کردن خودم وابسته نبودم حالا اگه جایی ترازو بود راستش بدم نمی یومد که بدونم چن کیلو هستم اونم شاید سالی یکی ، دوبار این اتفاق می‌افتاد و اصلا حساسیت نداشتم که موقع وزن کشی وسایل مو از خودم جدا کنم چون ذهنم درگیر ترازو نبود من بیشتر از روی لباس هام و مانتو هام تشخیص میدم که چاق شدم یا لاغر شدم .من قبل از آشنایی با این مسیر زیاد به افکار و رفتار افراد متناسب دقت نمی‌کردم ولی الان مدتیه که به رفتارهای اونا خیلی توجه میکنم تو خونه ما همسرم و دخترام متناسبن ولی پسرم که پنج سال شه خیلی تپله وقتی که براشون خوراکی میخرم خیلی به رفتارهاشون دقیق میشم هر کدوم خوراکی هاشون بر میدارن میرن پسرم همون لحظه خوراکی ها شو می‌خوره و تموم می‌کنه ولی دخترام یا خیلی باوسواس بتونن یکی از خوراکی های مورد علاقه شونو بخورند یا اگه اون لحظه میل نداشته باشن هم اصلا نمیخورن تازه بعد از چند روز که میرم اتاق هاشونو تمیز کنم میبینم همون خوراکی ها هنوز تو کمداشونو مونده آخرشم اونا رو هم پسرم میخوره قبلاً وقتی از شون میپرسیدم که چرا هنوز خوراکی هاشونو نخوردن و اونا میگفتن که میل مون نکشید یا سیریم دعوا شون میکردم که یعنی چه میل مون نکشید همون چند تا خوراکی چیه که نتونستین بخورین ولی الان فقط لبخند میزنم و به خاطر فرمول های درست شون تحسین شون می‌کنم و میگم اشکالی ندارد هر وقت که میل تون کشید بخورید .و سعی می‌کنم که منم از اونا رفتار های متناسب و یاد بگیرم و دیگه الکی اضافه وزن مو گردن شانس و ارث و خدا نندازم .چن روز پیش هم که غذام یکم دیر آماده شده بود. همسرم که از سر کار اومد خونه موقعی که داشت لباسا شو عوض میکرد گفت خیلی گشنمه ،من رفتم تو آشپزخونه و دوتا برش خربزه براش درست کردم و براش بردم و یک برشم برای دختر بزرگم تو اتاقش بردم بعد دخترم گفت خیلی گشنمه ولی هیچی دوست ندارم بخورم منتظر میشم تا غذا آماده بشه خیلی در مورد حرفی که زد فکر کردم بهش گفتم چرا بخور ته دلت و بگیره تا ناهار آماده بشه بعد گفت نه من اگه الان این خربزه رو بخورم دیگه نمیتونم ناهار بخورم و ، وقتی اومدم بیرون دیدم همسرم هم خربزه شو نخورده وقتی از اون پرسیدم که تو چرا نخوردی اونم حرف دختر مو زد گفت اگه بخورم سیر میشم و دیگه نمیتونم غذا بخورم و خیلی برام جالب بود و یاد حرف استاد افتادم که تو فایل میگفتن زبان لاغری رو یاد بگیرید لاغر میشید و من دیدم که زبان افراد متناسب مثل هم دیگه ست ومنم دارم کم‌کم زبان افراد لاغر رو یاد میگیرم .و همچنین متوجه شدم که زبان افراد چاق هم خیلی شبیه به هم دیگه ست و ما افراد چاق رفتار هامون خیلی شبیه همدیگه ست افراد متناسب قبل غذا شون چیزی نمی خورند ولی ما قبل از غذا اگه گشنمه مون باشه هر چی باشه میخوریم و به قول خودمون یه ته بندی می‌کنیم تا غذا آماده بشه و این همون ریزه خواری و ناخنک زدن به مواد غذاییه که بین افراد چاق خیلی رواج داره و اگه قبلاً من بود اون برش خربزه رو می‌خوردم و ناهارمم کامل می‌خوردم و اصلا فکر نمیکردم که با خوردن یک برش خربزه سیر میشم الان که دقت میکنم میبینم که واقعا رفتار و گفتار و افکار افراد متناسب با افراد چاق زمین تا آسمون با هم فرق می‌کنه همین تفاوت ها باعث تفاوت در جسم افراد چاق و متناسب میشه 

      به لطف خدا از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم تغیرات زیادی در منم شکل گرفته دیگه روزها برام تکراری نیستن ، هر روز برام یک روز جدید و تازه ست ، هرروز با شکر گزاری از نعمت های بیکران خداوند روز مو شروع میکنیم ، صبورتر شدم ، عاشق همسرم و بچه هام بودم و هستم و همیشه تا زمانی که زنده ام عاشق شونم ،کلی از بیماری هام از بین رفتن ، متناسب شدم ، کمتر غر میزنم ، سعی میکنم اخبار بد و دنبال نکنم ، شادتر شدم ، زیاد به غذاها و خوراکی فکر نمی‌کنم ،، به اندازه نیاز بدنم غذا می‌خورم ، میلم به مواد غذایی خیلی کم شده ،، غذاها رو دسته بندی نمیکنم ،،تازگی ها دارم به ورزش کردن فکر می‌کنم ، به ترازو و ، وزن کردن دیگه فکر نمیکنم که البته قبلاً هم این کا رو زیاد انجام نمی‌دادم ، پیغام سیری و گرسنگی و دریافت می‌کنم ، ریزه خواری نمی کنم ….

      من ایمان دارم که من توانایی متناسب شدن و دارم و یقین دارم که درست ترین روش برای متناسب شدن و متناسب ماندن روش لاغری با قدرت ذهن خودمه ومن لیاقت داشتن تناسب اندام و دارم و داشتن تناسب اندام و زیبایی حق طبیعی و الهی منه ومن به هدفم میرسم .

      با تشکر از زحمات استاد گرامی.🙏🙏🌹

      وبا آرزوی بهترین ها برای همه دوستان هم مسرم.🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/10 09:30
      مدت عضویت: 153 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      سلام
      من‌ خواهرمو ک یک فردی ک از بچگی متناسب بوده اندامش یجوریه انگار رفته چندین سال باشگاه متناسب متناسب این یک فرمول ذهنی ک ماها فک میکنیم اندام متناسب و زیبا فقط تو باشگاه ب وجود میاد درحالی ک من دختر خالم و دختر دایی همشون اندام بسیار زیبا هستن از وقتی تو مسیر قرار گرفتم افراد متنلسب زیر نظر دارم دیروز خواهرم شامو ک خورد اصلا از تنوع غذایی استفاده نکرد با اینک غذایی بود ک اون عاشقش بود فقط از یک نو ع غذا خورد همه غذاشون تموم کردن ولی خواهر من داشت میخورد چرا چن سرعت خوردنش پایینه بعد غذا میوه نخورد و هزاران رفتار دیگه میبینیم ک تفاوت من با اون اینک همیشه و همیشه ارومتر غذا میخوره
      منوهم باید زبان لاعری یاد بگیرم با اینک در بک خانواده. بزرگ شدین همه اعضا خانواده چاق هستن فقط خواهر من متناسبه دختر خودم کوچیکه و مدرسه لاغریه خودش یعنی اگه سیر بشه یه ذره هم نمیخوره فرق من با متناسبها فقط تو فرمولهاست ماباید فرمولهای مغزی مونو تغییر بدیم عملکرد و باور تغییر بدیم تا بشه اونی ک میخوایم من راحت چاق شدموخبلی راحتر از اونی ک فک کنم یادم میاد تا رژیم ول میکردم تو یکهفته حداقل سه الی ۵ کیلو میومدم بالا من زبان چاقی حفظم پس باید برای یادگیری ربان لاغری خیلی تلاش کنم استمرار داشته باشم تا یاد بگیرم باید سرزمین چاقی ترک کنم تا کمتر مجبور بشم ب اون زبان حرف بزنم و ترک دیار کنم و ب سرزمین لاغری برم تا با اون زبان حرف بزنم تا پر رنگتر بشه مثل کسی ک از خارج میاد و فارسی و کمتر استفاده میکنه منم از زبان لاغری استفاده کنم
      تا اثراتش نمایان بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/23 01:43
      مدت عضویت: 502 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 766 کلمه

      سلام سلام گام ۲۸در مسیر لاغری من

       

      ما افراد چاق سالها تلاش کردیم واسه فرار از چاقی و همواره تلاش میکردیم که با فشار محدودیت حس بد تلاش کنیم که لاغر بشیم نتیجه هم می گرفتیم ولی ماندگار نبود چون چاقی ما در ذهن بود ولی ما می‌خواستیم چاقی با تلاش فیزیکی فراموش کنیم واسه همین شکست می‌خوردیم 😊

       

      چاقی یک هنر بوده که ما با باورها و فرمول ها ذهنی این هنر اموختیم این باورها رفتار مارو تغییر داد و جسم ما تغییر کرد ☺😊

       

      هر هنری زبان مخصوص خود را دارد هنر اشپزی زبان اشپزی دارد که یاد میدهد به ذهن چطور اشپزی کردن رو چجوری غذا تند ،شیرین،کنیم چه موادی باهم درست کنیم به چی تبدیل میشه یک هنر بوده که ما از بچگی با نگاه کردن دست مادرمان موقع اشپزی ارام ارام یاد گرفتیم و زبان مخصوص اشپزی خوب یاد گرفتیم با تکرار تمرین 

      حالا نقاشی،خیاطی،چاقی،لاغری،ثروت ،رقص،دکتری،مربیگری،معلمی هرچیزی که مبینید زبان مخصوص به خود دارد و باید زبان اون هنر بیاموزیم تا بتوانیم ان هنر انجام دهیم 😊

       

      ما هنر چاقی اموختیم با اموزش زبان چاقی و جسم ما از متناسب خارج شد و به چاق تبدیل شد حالا این زبان چاقی چطور اموختیم با حرفهایی که شنیدیم برنج چاق کننده است ،شیرینی چاق کننده است ،ورزش نکردن باعث چاقی میشه،خواب زیاد چاقی میاره،چاقی ارثی است،بعد ازدواج چاق میشی ،اگه فلان قرص میخوری چاق میشی ،زایمان چاقی شکمی میاره،و اینقدر از این حرفها شنیدیم که باورمان شده و ذهن اموزش دیده و فرمول هایی در ذهن ثبت شده باورها چاق کننده که همان زبان چاقی است و رفتار ما براساس زبان چاقی بوده و روز به ردز چاق تر شدیم و این شکل گیری اموزش زبان چاقی بوده است 

      حالا ما میومدیم واسه فراموش کردن چاقی از بین بردن چاقی تلاش فیزیکی سخت رنج اور همراه محدودیت فشار سرزنش انجام میدادیم و میخواستیم این چاقی از بین ببریم و نمیدونستیم که چاقی ذهنی است اموزشی است زبان چاقی مث زبان فارسی ،انگلیسی یا لهجه ها خودمان از یه زمانی یاد گرفتیم و چیزی که یاد بگیری هر چیزی میخواد باشه چاقی،اشپزی،خیاطی،هرچیزی با فشار تلاش فیزیکی نمیشه فراموش کرد و از بین برد 😉

      مثلا من خیاطی یاد گرفتم حالا دیگه خیاطی دوست ندارم با انجام ندادن خیاطی که نمیتونم خیاطی فراموش کنم پس منم نمیتونم با تلاش فیزیکی حتی رفتن به کما چاقی فراموش کنم چون چاقی ذهنی است 

      برای لاغر شدن باید زبان لاغری یاد بگیرم با اموزش دیدن با تغییر فرمول ها ذهنی تغییر باورها وقتی باورهات تغییر کنه و باورها صحیح به ذهن بدی که همان زبان لاغری است رفتار تغییر میکنه ودر نهایت جسم تغییر میکنه 

       

      هرچیزی اموزش دیدی و یاد گرفتی نمیشه فراموش کرد ولی میشه هرچیزی که خواستی یاد بگیری😍😉 

      من الان چاقی یاد گرفتم حالا چه به صورت دل بخواه چه به صورت نخواسته زبان چاقی یاد گرفتم حالا میخوام لاغر بشم باید زبان لاغری یادیگیرم تا متناسب بشم 

       

      زبان لاغری هم مث هر زبان دیگه ای نیاز به تمرین استمرار تکرار دارد 

      لاغری یک هنر است یک زبان است  اینقدر مسیر اشتباهی رفتیم که فک میکنیم لاغری یک چیزعجیب غریب است وسختش کردیم برای خودمان 

      لاغر شدن هم یک چیز راحت اسان است فقط باید زبان لاغری یاد بگیریم 

       

      ما وقتی زبان خیاطی اموزش مبینیم باخیاطی نکردن خیاطی نمیتونیم فراموش کنیم ده سالم خیاطی نکنیم باز بلد هستیم پس وقتی ما زبان چاقی اموزش دیدیم با نخوردن غذا نمیتوانیم جلوی چاق تر شدن خودمان بگیریم چون چاقی ذهنی است چون ما یاد گرفتیم چاقی و چاقی نمیشه از بین برد بلکه میشه در کنار چاقی زبان لاغری یاد بگیریم تا متناسب بشیم 😍☺

       

      ذهن قابلیت فراموشی هنرها و زبان ها یی که اموخته نداره بلکه قابلیت یادگیری چندین زبان رو داره و همان جور که زبان چاقی به ذهن اموزش دادیم الانم میتونیم زبان لاغری یاد بگیریم و راحت اسان بدون هیچ  تلاشی متناسب بشیم ☺

      اتلاش فیزیکی ما در هر جنبه ای شکست به همراه دارد تلاش فیزیکی  ما زندگی ما رو تغییر نمیده در هیچ جنبه ای باید از ذهن شروع کنیم تا به صورت خودکار شرایط ما در هر جنبه ای تغییر کنه😊☺😍

      الان ما در حال یادگیری زبان لاغری هستیم و احساس ما رفتار ما جسم ما تغییر کرده من مطمعنم که هرکس تا این گام پیش اومده هم از نظر نگرش هم از نظر رفتار وجسم تغییر کرده اندازه تلاشش در این مسیر 😊☺😍😉

      من اشپزی ،زبان ریاضی،زبان حسابداری،زبان گلداری،زبان پته بافی،زبان چاقی و کلی زبان دیگه راحت یاد گرفتم نتیجه اش در زندگیم دیدم پس زبان لاغری رو هم مث بقیه زبان ها اموزش مبینم و جسمم تغییر میکنه 😊☺😍😉

      با استمرار اطمینان و تعهدی که گام اول دادم در این مسیر حرکت میکنم من در حال یادگیری زبان لاغری هستم ☺😊

       

      بخندید شاد باشید در پناه خداوند😊

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/23 00:09
      مدت عضویت: 177 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 867 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام بیست و هشتم زبان لاغری را یاد بگیرید لاغر می‌شوید:

      افراد چاق و متناسب هیچ تفاوت جسمی با هم ندارن و فقط تفاوت در ذهن اون هاست، افراد چاق به وسیله دلایل مختلفی یه سری افکار و فرمول ها در ذهنشون ذخیره کردن که به تصمیم خودشونم نبوده یعنی انتخاب نکردن که این افکار را داشته باشن از جامعه از خانواده از اطرافیان و به دلایل مختلفی این افکار در اون ها ایجاد شده و شکل گرفته و نتیجه اون متاسفانه اضافه وزنی هست که سالهاست درگیر اون هستند و دارن باهاش مبارزه میکنند که اونو برطرف کنند اما سعی اون ها نتیجه ای در بر نداره بخاطر این که نتیجه نهایی را ذهن اون افراد رقم میزنه نه تلاش فیزیکی و تصمیماتی که میگیرن برای لاغر شدن!

      در باشگاه ها یه عده هستن که برای پرورش اندام عضله سازی میرن و یه عده هم که چاق هستن و برای چربی سوزی و سوخت و ساز بالا بردن و لاغر شدن میرن، سبک رفتاری این دو گروه کاملاً متفاوته گروه اول همیشه خیلی سرحال و پرانرژی هستن و با برنامه و علاقه میاد باشگاه و هدف و انگیزه داره و هیچ کوتاهی نمیکنن در باشگاه اومدن اما گروه دوم که برای رهایی از چاقی و فرار از اضافه وزن میان باشگاه خیلی رفتارشون متفاوته و خیلی با سختی ورزش ها رو انجام میدن، یه جورایی بی انگیزه اند یه جورایی میخوان تایم باشگاه تموم بشه و برن منظم هم نمیان!

      من کلا فقط ۳ ترم رفتم باشگاه یه ترم آمادگی جسمانی و دو ترم پیلاتس کار کردم ترم اول آمادگی جسمانی را خیلی دوست نداشتم ولی کلا همه را سعی میکردم برم چون هزینه کرده بودم دلم نمیومد از دستش بدم ولی صبح ها یکساعت زودتر باید بیدار میشدم برای صبحانه و واقعاً عذاب ذهنی و جسمی بود و با شوق و اشتیاق همراه نبود ولی چون حرکات پیلاتس را دوست داشتم و مربیش هم مهربون و خوب بود با علاقه بیشتری میرفتم ولی چون همش برای فرار از اضافه وزن بود هیچ سودی برای جسمم نداشت!

      دوستی که پس از اتمام ورزش برای وزن کشی رفته بوده و در هر مرحله کفش و پاور بانک و گوشی و هدفون و لباس هاش و دستبند و عینک را درآورده و روی ترازو میرفته و در نهایت هم رضایتی در چهره اش نبوده!! این فرد چقدر خودش را از لحاظ ذهنی ناتوان میدونه برای متناسب شدن و یه جورایی داره التماس ترازو را میکنه که یکم وزن کمتری را نشون بده که یکم انگیزه بگیره برای اینکه بخواد ادامه بده، خیلی باید یک فردی تحت فشار ذهنی باشه که چندتا دستبند چند گرمی را هم از دستش باز کنه!!

      من هم همون اوایل که تصمیم به لاغری گرفتم یه بار توی خونه با لباس و بدون لباس وزن کردم که دیدم انگار تاثیری نداره و حتی با گوشی و بدون گوشی موبایل هم وزن کرده بودم چون گاهی عکس میگرفتم میخواستم ببینم یهو بیشتر نشون نده!!!

      این کار افراد نشان از پریشانی افکار و نابسامانی ذهنشان هست و به دنبال یک نشانه از روی ترازو اند که یکم امیدشون بیشتر بشه که دارن یکاری برای خودشون انجام میدن یا کارشون مفیده و وای به حال روزی که این عدد بخواد بره بالاتر ، تمام آرزوهای فرد خراب میشه تمام انرژیش از دست میره تمام تلاشی که کرده به نظرش هدر رفته چرا؟ چون عدد ترازو تایید نمیکنه تلاش اون فرد را !

      یک فرد همه درد و رنج هایی رو که متحمل میشه برای لاغر شدن یعنی توانایی خودش را نمیدونه و فراموش کرده و هیچ آگاهی نسبت به اون نداره!

      اضافه وزن یا چاقی عین یک زبان میمونه!

      زبان فارسی مشترکه در ایران شاید گویش و لهجه فرق کنه ولی اصلش مشترک م مثل همه، چاقی هم یک زبانه و همه چاق ها اون را یاد گرفتن و باید سعی کنیم با آموزش زبان لاغری را یاد بگیریم یه چیز پیچیده و ناشناخته نیست، یک زبانه! بخاطر همینه که افراد چاق عادت ها و رفتارهاشون مشابهه! 

      وقتی زبان چاقی را یاد گرفتی چاق شدی و به همین شکل وقتی که سعی میکنیم زبان لاغری را یاد بگیریم و تصمیم میگیریم لاغر می‌شویم، چقدر مهمه این تصمیم چقدر اهمیت داره که ما از یک جایی تصمیم بگیریم زبان لاغری را یاد بگیریم نه اینکه بخوایم با چاقی مبارزه کنیم، مبارزه کردن با چاقی مثل این میمونه که از امروز بخوای فارسی صحبت نکنی و سعی کنی فارسی صحبت کردن را فراموش کنی، امکان نداره موفق بشی حتی اگه سال‌های طولانی تلاش کنی! اما خیلی راحت میتوان یه زبان دیگه را یاد گرفت مثل انگلیسی فرانسه چینی و …!

      پس ذهن ما قابلیت پاک کردن و فراموش کردن را نداره اما میتوان چند زبان دیگر یاد گرفت!

      شما هر چقدر تلاش کنی نمیتونی زبان چاقی را از مغزت پاک کنی اما میتونی زبان لاغری را یاد بگیری! یاد گیری زبان جدید خیلی لذت بخشه مثل وقتی که زبان انگلیسی یاد میگیری و با یک فرد انگلیسی زبان، صحبت میکنی و نظرات یک دیگر را متوجه میشین و این خیلی لذت بخشه! 

      در زمینه لاغری هم همینطوره وقتی زبان لاغری را یاد بگیریم میبینیم که چقدر لذت بخشه و چقدر راحت از شرایط قبلی به شرایط جدید میرسیم!

      خدایا شکرت که ما را به این مسیر هدایت کردی و داریم زبان لاغری را یاد میگیریم!

      مه تاب متناسب و دانشجوی کلاس لاغری🥰💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
      1400/04/21 20:22
      مدت عضویت: 152 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد

      سلام درود

      زبان لاغری را یاد بگیرید…

      تا حالا به این جمله فکر کرده بودیم تا حالا؟؟؟

      نه اصلا…

      بدن من ولی طبیعی زبان لاغری رو بلد بود…

      با زبون بی زبونی میگفت دست از سرم بردار،طبیعت من لاغری هستش،من لاغری رو دوست دارم،چه کاررررررر داری باهام میکنی😣

      با دل درد بهم می‌میفهموند  که بسه دیگه نخورررررررر ولی تا بشقاب رو باید درمی‌آوردیم…

      با حال بد میفهموند که شیرینی کیک و تنقلات بسه ولی ما چند تا چند تا پشت سر هم میخوریم…

      با عناوین مریضی قند و فشار و غیره بهمون میفهموند ولی باز به راه خودمون ادامه می‌دادیم…

      ما زبان لاغری رو خیلی خوب و خیلی زود یاد میگیریم…

      چون طبیعت بدن ما هستش…

      چون بدن ما عاشق لاغری هستش…

      اینو همین چند وقته درک کردم…

      که وقتی ذهن و بدنم رو همسو کنم چقدرررر بدن من شاداب تر و سرحال تر هستش و چقدررر خوشحاله که ذهن ما داره باهاش همکاری میکنه که لاغر تر و مناسب تر بشه🙂

      با صبر و استقامت و ثابت قدم بودن تو کمترین زمان میتونیم زبان لاغری رو یاد بگیریم و تا آخر عمر لاغر بمونیم…

      تازه میگن تو هر چیزی جنبه مثبت رو نگاه کنید…ما یه حسنی که داریم اینه که دوتا زبان بلدیم هم زبان چاقی هم زبان لاغری و با ذهن توانمندمون راه لاغری رو پیش میگیریم و تازه کلیییی از لاغری و تناسب خودمون لذت میبریم و حسی رو تجربه میکنیم که شاید  یه آدم متناسب  هیچ وقت تجربه نکنه…

      زبان تناسب اندام هم مثل همه زبان ها میشه یه زبان دیگه رو یاد گرفت و وقتی انقد تمرین و تکرار بشه دیگه هیچ وقت فراموش نمیشه و تا آخر عمر با زبان لاغری زندگی می‌کنیم و لذت میبریم…

      ولی به این منظور نیست که زبان چاقی را فراموش می‌کنیم نه ما با ذهن توانمند خودمون با اینکه زبان چاقی رو بلدیم ولی میزاریمش کنار و زبان لاغری رو استفاده می‌کنیم…

      ما تو هر جنبه ای باید زبانش رو بفهمیم و درک کنیم…حتی زبان ورزش🏃🏻‍♂️

      ما باید زبان ورزش رو تربیت کنیم برای سلامتی و شادابی و تناسب اندام…

      نه اینکه تربیت کنیم برای چربی سوزوندن و چاق نشدن و کلا زوم روی چاقی باشه….

      ما باید زبان و ذهن و عملکرد خودمون رو یکی کنیم و تا آخر عمرمون با تناسب اندام و لاغری زندگی کنیم…

      و مطمئن هستم به زودی زود به خواستمون به سادگی و به زیبایی و عزتمندانه می‌رسیم 🌟🌟🌟مثل الان که به راحتی و به سادگی و با لذت سه کیلو کمممم کردم💪🏻💪🏻💪🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 18:00
      مدت عضویت: 526 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,109 کلمه

      با سلام خدمت دوستان گرامی واستاد دانا در این فایل ونوشته های اول متن به وصوح مشخص میکنه که من تقریبا از بچگی فقط زبان جسم ما چاقی بوده حتی موقعی که نوزاد وکودک هم بودیم مادرمون با زبان چاقی با ذهنمون صحبت کرده ودر مورد خوردم مادر م زبان ذهن من رو در دوران نوزادی وکودکی چاقی اموزش داده وبعد هم که خودم با تلاش بیشتری این زبان چاقی رو به ذهنم اموزش دادم وهر قواعد وقانونی رو که دیگه مانده بود ومادرم نشان نداده بود من با تحقیقات ووارد کردن اطلاعات به ذهنم نشان دادم وحتی بعصی از قوانین این زبان را ملکه ذهنم کرده ام وحلا بعد از چندین سال متوالی میخواهم زبان دیگری را به ذهنم نشان بدهم ولی این زبان جدید فرقش با زبان قبلی در اینکه ذهنم وجسمم این زبان رو بهتر وراحتر وسریعتر یاد میگیرند اخه به نظر من این زبان مادری ذهن من بوده زبانی رو که در کارخونه به اون نشون دادند این بوده ولی بعد از تولد اومدن دست کاری کردند وزبان جدیدی به اون اموزش دادند پس اون با این زبان لاعری اشنای داره وبه سریعتر یاد میگیره وراحتر کار کزدن با هاش وحتی جسم ما هم با این زبان راحتر کار میکنه وزندگی میکنه وبهتر دستورات این زبان رو میفهمه وقوانین این زبان یک جورایی براش اشناتره و پذیرفته تره چون زبان اصلی بدنمونه وللغاتش وقوانینش برای دهن وجسم راحتره واسانتره وذهن وجسم راحتر در یک مسیر قرار میگیرن ودر هر مورد از زندگیمون اگه ذهن وجسممون در یک مسیر درست وطبیعی ویا به عبترتی در مسیر برنامه کارخونه قرار بگیرند راحتر اون کار انجام میسه طبیعت بدن ما لاعری وتناسب اندم هستش وما باید برای کسب انرژی غذا بخوریم این طبیعت بدنمونه پس دهن وجسممون این رو راحتر میپذیره از اینکه ذهنمون میگه طبق قوانین اشتباه زبان چاقی اش که بخوریم وما به عمد به جسممون میگیم نه نخور یا برو ورزش زیادی کن این لهن وجسم دچار تناقص میشه ودر اخر هم همیشه برنده اون ذهن است چون قدرت اجرایی بیشتری داره وحتما اون موفق میشه موفق شده که ما تا حالا چاق موندیم دیگه این یک چیز مشخص است که ما چاقها هممون میدونیم اخه ما زبان مشترکی داریم مثل زبان فارسی مون که مشترکه وقتی ما میاییم زبان انگلیسی رو یاد میگیریم به هیچ عنوان زبان فارسی که یادمون نمیره بلکه اونم توی لهنمون هست ولی زبان انگلیسی رو هم یاد میگیریم ولی نمیدونم از استاد میخوام کمکم کنه ببینم درست میگم یا نه من توی دوران دبیرستان اخه چون از بچگی کلاس زبان رفتم زبانم خوب بود ولی بعدازدانسگاه واتمام درس دارم کم لعات زبان رو فراموش میکنم یا گرامر مربوط به زبان انگلیسی رو دارم کم کم فراموش میکنم البته بگم اگه یک دور مثلا یک لعت با معنی اش رو بخونم باز بدام یاد اوری میشه ولی درحالت کلی بیشتر لعات وگرامر زبان در دهنم به حالت استند اف یعنی خاموشی دراومدند وفکر میکنم به گوشه از لهنم رفته اند وبدون اجرا شده اند ودرحالت ساکنند وقدرت اجرایی ندارند وحتی فکر میکنم به صفحات اخر اخر دفترچه  خاطرات ذهنم رفته اند ودیگر چیزی یادم نمیاد مگه خودم بخواهم به طور عمد فعالشون کنم مثلا خودم مرور کنم لغات رو من استاد فکر میکنم میتونم فرمولهای اشتباه ذهنم را خاموش کنم ویا زبان چاقی رو با کار نکردن اون در ذهنم به حالت خاموشی وبی فعالیتی دربیاورم استاد درسته البته میدونم که باید صبر کنم وادامه بدم وزمان میبره این رو خوب میدونم ولی میگم ارزش داره برای تمام مدت زندگی ام ارزش داره استاد تورو خدا بگید درسته یا نه من اینطوری فک  میکنم یا درسته در مورد ورزش خیلی یعنی یک هفته ای است که دهنم درگیره ودوتا دیدگاه قبلی رو  نوشتم اخه ورزش برام مهمه چون دوست دارم وبک جورایی عادت دارم من قریب به ده ساله مداوم ورزش میکنم ولی چه بد که همش بوده برای لاعری  بوده ودر بعصی مواقعش اصلا لات نبردم وهمش به زور واجبار خودم بوده الان با خودم میگم اگه فرمولها وکد های درستی در مورد ورزش در ذهنم بود چه قدر مثل الان که خورون ونترسیدن از خوردن رو دارم در مورد ورزش هم راحت وبا نساط ورزش میکروم وچه قدر کار برام اسون میشد وراحتر ورزش میکردم وورزش رو به چشم عامل لاعری نمیدیم اخه چرا من با زندگی ام اینطوری کردم هر چیز درست وطبیعی در دنیا رو تبدیل کردم به عامل اینکه من رو لاعر میکنه وبه همین خاطر برای اون مورد هزار فرمول اشتباه کد نویسی کردم خدایا کمکم کن که در مورد ورزش هم اینها رو شناسایی کنم وورزش رو صرفا فقط برای لاعری انجام ندم وبیایم یک دفعه هم که شده من که دام اون ورزش رو انجام میدم بیام فرمولهایم رو درست کنم واون رو هم مسیر تناسب اندامم کنم وجسمم ولهنم رو در مورد ورزش هماهنگ کنم که نتیجه جالب ودرست بگیرم استاد من از فرمولهایی که میخوام در مورد ورزش در اهنم ایجاد کنم ابنکه از این به بعد به ورزش به چشم عامل لا۵ری نگاه نکنم یعنی هی درحین ورزش به شکمم واندم چاقم نگاه نکنم وهرروز نگویم که مدبی بیا سایزم رو بگیر ببین کم کردم یا نه  دوما ورزش رو جز لاینکف زندگی ام مثل خوردن نگاه کنم که باید در هر نیاز بخورم باید در د اندازه ورزش کنم وباید ورزش کنم به قصد سلامتی وترشح هورمونهای شادی وباورزش روزم را با شادی شروع کنم واصلا به اینکه ایا تاثییر داره در لاعری من نگاه نکنم ونگاهم به رشد طبیعی بدنم باسه که با ورزش بوجود میاد ومن میگم اگه بخوام ورزش با جسمم هماهنگ بشه به اینصورته که وقتی من دستم ویا پایم را بالا وپایین میکنم این اعصای بدنم دارند از لهنم کمک میگیرند برای حرکت اگه ذهنم فرمولهایش درست باشه در مورد ورزش پس بهتر ودرستر وراحتر واسانتر این کار رو انجام میده من حس میکنم حتی اسیبهای بدنمون هم کمتر میشه میشه وخود دهن هم داره ورزش میکنه انگار نمیدونم منطورم رو خوب فهموندم یا اصلا درسته یا نه باز من فکر میکنم کلا بدنم نیاز داره به حرکت این نیاز طبیعی نه نیازی برای اینکه اگه میخواهی لاعر بشی حتما باید ورزش کنی  چون استاد میگن باید به طبیعت فکر کنیم در هرموردی من برای حرکت وفعالیت به جانوران نگاه کروم که چقدر همه در حال حرکت وفعالیتند ومی دوند ومیپرند پس طبیعت همه موجودات حرکت وفعالیت رو دوست داره وهیچ موجودی ثابت دریک جا نبست حتی گلها وگیاهان قد میکشند وساخ وبرگ درمیارند وفعالین دارند نمیدونم استاد درست فکر کردم یا نه فک میکنم ورزش رو باید برای سلامتی وشادابی جسممون انجام بدیم که همیشه سر حال وشاد باشه استاد میسه بگید طرز فکرم درسته یا نه چند روزیه فکرم مسعول ورزشه که فرمولهای درستی وارد بکنم ممنون میسم راهنمایی بفرمایید ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/17 11:12
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 619 کلمه

      سلام🙂

      چاقی یه زبان مشترک بین افراد چاق هست که ناخودآگاه یاد گرفتن

      به این جمله فکر کنیم….

      چقدر متفاوته با تمام حرفهایی که درباره چاقی شنیدیم👌

      چقدر حس خوبی داره که میفهمیم فقط یه زبانه که یاد گرفتیم

      پس ربطی به ژنتیک ما نداره

      ربطی به بیماریهای ما نداره

      ربطی به متابرلیسم جسم ما نداره

      ربزی به داروها نداره

      ربطی به خوردن نداره

      ربطی به نخوردن هم نداره…

      یه زبانه اونم یه زبان مشترک یعنی تقریبا همه ما در افکار و فرمولها و عادتها شبیه به هم هستیم

      پس اگه یه نفر تونسته اونها رو شناسایی کنه و تغییر بده همه میتونن👌👌

      پس اگه چاقی یادگرفتنی هست لاغری رو هم میتونیم یاد بگیریم

      و لازم نیست چاقی با چاقی مبارزه کنیم و اونو از ذهنمون پاک کنیم فقط کافیه لاغری رو هم یاد بگیریم و اونقدر تکرارش کنیم تا زبان اصلی ما بشه

      مثل بسیاری از افرادی که فارسی زبان هستن ولی با یادگیری زبان های دیگه و تکرار اون الان به راحتی با اون زبان مکالمه میکنن 

      لازم نبوده که برای یادگیری زبان جدید فارسی رو پاک کنن از ذهنشون 👌👌👌

      یادگیری لاغری هم مثل یادگیری بقیه زبانها آموزش ،تمرین و استمرار میخواد

      وربطی به استعداد یا هوش آدمها نداره

      هرکسی با اشتیاق ادامه بده میتونه یادبگیره

      تازه نسبت به بسیاری از علوم یادگیریش راحت تر و لذت بخشتره

      چون نیاز نیست براش کلاس بری 

      حتی نیاز نیست از تخت خوابت بیرون بیای

      نیاز نیست ساعتها وقت بذاری

      لازم نیست اعصاب خوردی بکشی 

      اگه چیزی رو یاد نگرفتی لازم نیست ناراحت باشی و گریه کنی وقتی ادامه بدی اینقدر در فایلهای مختلف درباره اش گفته میشه که خیلی آسون یادش میگیری

      لازم نیست همه اون رو در زمان کوتاه بیاموزی فقط کافیه هر روز یه درس یادبگیری

      هیچ عجله ای در کار نیست

      هیچ برتری ای وجود نداره

      هیچ مقایسه ای در کار نیست

      هیچ تنبیهی در کار نیست

      اتفاقا فقط تشویقه ….به ادامه دادن  به یادگیری به لذت بردن از آموزش به لذت بردن از خلق کردن جسمت به لذت بردن از نعمتهای خدا به شکر گزار بودن بابت توانایی ذهنت برای یادگیری و بابت مشتاق بودن جسمت به ترمیم و تناسب👌👌👌👌🙂

      ماجرای این دوست در باشگاه برای همه ما به جورایی آشناست و یادآور تمام رنجهایی هست که خودمون یا اطرافیانمون تحمل کردیم و اسیر عددها بودیم و التماس ترازو و متر رو میکردیم که پایینتر نشون بده😑😑😑😑

      راستی چرا آنقدر برامون عددها مهم بودن ؟؟؟؟؟؟

      از کی بهمون گفته بودن مرتب باید خودت رو چک کنی؟ ؟   ؟؟؟؟؟؟

      آخه این کار چه سودی داشته؟؟؟؟؟ جز توجه به چاقی 🤨

      جز نادیده گرفتن تواناییهای من انسان🤨

      جز اسیر گرمها و کیلوها شدن🤨

      جز احساس بد اونم به خاطر یه عدد ناقابل🤨

      جز احساس شکست🤨

      همیشه با وجودیکه شما دلایل مختلف برای وزن کردن عنوان کرده بودین دلم میخواست خودم رو وزن کنم چون هنوز هم اسیر تایید ترازو بودم 😑ولی از اون زمان که شما گفتین اصلا وزن کردن چرا اومد؟ جز اینکه ما بیشتر مواظب جسم و سلامتیمون باشیم و چاق نشیم که از سلامتی فاصله بگیریم ولی چیکار کرد ؟؟؟؟عملا باعث چاقی بیشتر ما شد باعث ناتوانی ما شد باعث شد احساسمون رو به عددها گره بزنیم باعث شد معیار برامون عددها باشن حالا که از عوارض ترازو آگاهیم چرا باید ازش استفاده کنیم؟؟   واین شد که من قانع شدم که ترازو رو کنار بذارم و اونو معیار تناسب خودم ندونم 

      چون معیار تناسب من احساس خوب منه 👌👌که از ذهن و افکار و باورها ی متناسبم میاد

      که باعث میشه انرژی صادر شده از من انرژی بالای تناسب باشه🙂🙂🙂🙂

      همین که در مسیر صحیح لاغر شدنم کافیه….

      ادامه بدم بالاخره به مقصد میرسم🙂🙂🙂

      مهم اینه که لذت دارم میبرم از مسیرم

      مهم اینه که علاوه بر جسمم اعتماد به نفسم هم داره ترمیم میشه🙂

      مهم اینه که بدون هیچ محدودیت و عرق ریختنی دارم لاغر میشم🙂

      مهم اینه که خودم ،خودم رو تایید میکنم و نیازی به تایید دیگران برای احساس خوب یا ادامه دادن ندارم🙂

      من دارم زبان لاغری رو یادمیگیرم واز این بابت بسیار خدا رو شاکرم🙏🙏🙏🙏

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/15 19:29
      مدت عضویت: 275 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 750 کلمه

      سلام به استاد و به همه دوستان حاضر در اینجا 

      گام۲۸ زبان لاغری را یادبگیرید لاغر می شوید.

      مطالب و نکات یاد گرفته شده از این گام:

      ۱ برای صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران همان طور که از زبان مادری استفاده می کنیم جسم ما نیز برای نشان دادن سلامتی  ویا وضعیت چاقی یا لاغری خودش از زبان چاقی و لاغری استفاده می کنه.

      ۲ خاصیت یادگیری یک زبان آن است که باعث میشه محتوای ارائه شده به اون زبان رو درک کنیم.

      ۳ همه ما زبان فارسی رو به راحتی و بدون دردسر یادگرفتیم و برای برقراری ارتباط بین آدمهایی که زبان رسمیشون فارسی هست به کار بردیم چون محل تولدمون کشور ایران هست.

      ۴ به عنوان مثال من خودم کورد زبان هستم و زبان فارسی رو از بچگی به راحتی یادگرفتم چون پدرم فارسی بلد بود وبامن کار می کرد در مدرسه هم همه فارسی حرف میزدن و به ما یاد دادن و ما هم یادش گرفتیم. واین باعث شد راحت تر حرف بزنیم با هم سن وسالهای خودم وبه راحتی با هم دوست بشیم و حرف همدیگرو بفهمیم.

      ۵ موسیقی هم زبان خاص خودشو داره .خیاطی،آشپزی،رانندگی،نقاشی و کلی از کارهای زیادی که درجهان وجود داره باید اول زبونشو یادبگیریم که بتونیم اونو یاد بگیریم ودر زندگی به کار بگیریم. 

      ۶ نکته جالب توجه این است که چاقی هم زبان مخصوص به خودشو داره و همه آدمهایی که از بچگی یادر سنین بزرگسالی زبان چاقی رو یاد گرفتن به هر دلیلی الان تو وضعیت چاقی واضافه وزن هستن.

      ۷ چاقی هم مانند زبان مادری است که به سادگی اونو یادگرفتیم و خوب طبیعی هرزبانی رو که یاد بگیری میتونی راحت به اون زبون حرف بزنی و به همین دلیل است که خیلی راحت و در عین سادگی چاق شدیم.

      ۸ تلاش ما برای از یاد بردن زبان فارسی بی نتیجه و غیرممکنه چون در حافظه و ذهن ما ذخیره شده وهرجای دنیا باشیم هیچ وقت نمیتونیم فراموشش کنیم و سعی و تلاش ما بیهوده و بی نتیجه خواهد بود اما می تونیم یک زبان جدید یاد بگیریم.

      ۹ رژیم گرفتن ورزش کردن و هر کار سختی که برای لاغری در گذشته انجام دادیم مانند سعی کردن برای فراموش کردن چاقی است که کار خسته کننده و بیهوده ای هست.

      ۱۰ ما سالهای سال تلاش کردیم که این کار رو انجام بدیم و زبان چاقی رو فراموش کنیم با انجام روشهای سخت و طاقت فرسا.

      ۱۱ ما نمی توانیم با تلاش فیزیکی زبان چاقی ذهن خودمون رو فراموش کنیم اما با تلاش ذهنی می تونیم زبان لاغری رو یاد بگیریم.

      ۱۲ در این صورت جسم ما به مرور براساس زبان جدیدی که یاد گرفته تغییر خواهد کرد.

      ۱۳ همان طور که من و بسیاری از افرادی که علاوه بر زبان فارسی به چند زبان دیگه هم تسلط دارن می تونن علاوه بر زبان چاقی زبان لاغری رو هم یاد بگیرن و این خیلی عالی و هیجان انگیزه .

      ۱۴ دیدن افراد متناسب و رفتارشون و مقایسه رفتار اونها با خودمون باعث آگاهی و یادگیری رفتار صحیح میشه و برامون واضح و روشن تر میشه که چه رفتاری درسته وچه رفتاری اشتباه. 

      ۱۵ تفاوت رفتار بین افراد متناسب و چاق فقط در محتوای ذهنی آنهاست.

      ۱۶ من هم قبلا وقتی میرفتم باشگاه می دیدم که افراد چاق بعد تمرین اول می رفتن دستشویی بعد خودشونو وزن می کردند.من هم خودمو خیلی وزن میکردم صبح زود و با داشتن کمترین لباس خودمو وزن می کردم و اولش خیلی آروم میرفتم روش اگه عدد موردنظرمو نشون میداد که خوشحال می شدم واگر نشون نمیداد خیلی عصبی میشدم وچند ساعت بعدش شروع می کردم به خوردن غذا وشکستن رژیم انگار می خواستم انتقام بگیرم از ترازو ولی خدارو شکر الان این عادتم دارم ترک می کنم. 

      ۱۷ بله من البته به این آقا حق میدم چون فشاری که چاقی به آدم وارد میکنه باعث میشه خودتو نبینی انگار اصلا نیستی وفشارش چندین برابر روی ذهن است تا روی جسم تمام تواناییشو فراموش میکنه واین باعث میشه تو هیچ کاری پیشرفت نکنه.

      ۱۸ اما نمیدونید یادگیری زبان لاغری چقدر شیرین چقدر مزایا داره برای کسی که یاد گرفته وچقدر صحنه سرنوشت سازیه وچقدر لذت بخشه.

      ۱۹ یادگیری زبان لاغری هم مثل یادگیری سایر زبانهاست اولش یکم آدم کنجکاو بعد یواش یواش و مرحله مرحله پیش میری وبعدش مهارتشو یاد میگیری و درنهایت مدرکشو میگیری که اونم لاغری ذهن و جسم که کلی مزایای شیرین و دلنشین داره که تا آخر عمر تورو خوشحال می کنه.

      ۲۰ نکته مهم و آخر این که باید تصمیم بگیری که زبان لاغری رو یاد بگیری نه اینکه بخوای مبارزه کنی باچاقی خودت کاری که همه ما قبلا انجام دادیم با آرزوی یادگیری زبان لاغری برای همه آدمهای چاق.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/08 22:04
      مدت عضویت: 267 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 518 کلمه

      به نام خدا 

      زبان لاغری رایاد بگیرید .

      ما زبان چاقی رو مثل زبان فارسی به راحتی و تحت تاثیر محیط اطراف و خانواده یاد گرفتیم  در این آموزش مهارت کسب کردیم.حتی اوایل  چاقی لذت بردیم و کیف میکردیم هم از انواع غذاها هم از اندامی که یکم پر شده بود ولباس به تنمون زیبا می نمود .کم کم این پرشدن بدن رو به زشتی رفت .و نجواهای اطرافیان زیاد شد .

      حالا ما این زبان رو نمی خواهیم .و میخواهیم به هرقیمتی شده از این زبان فرار کنیم .شروع به رژیم میکنیم و ورزشهای سخت می کنیم .برای اینکه بفهمیم دراین راه موفق بودیم به ترازو متوسل میشویم.آنهم با کمترین لباس و آخر شب و آخرهفته نباشه بلکه اول هفته و صبح شاید خدا خواست وزنمون کمتر نشان داد ‌.

       نمی توانیم هنر یا زبانی رو که یادگرفتیم رو از ذهنمون پاک کنیم   .باید بدون ناراحتی و استرس زبان لاغری که زبان اصلی بدن ماست رو یادبگیریم البته یاد داریم فقط باید اونی که فراموش کردیم رو دوباره به خاطر بیاوریم .

      الفبای زبان لاغری ذهن باور اینکه ذهن ما توانایی این رو داره که به راحتی و آرامش به تناسب برسیم .

      امشب برای افطار آش رشته خوشمزه ایی که من عاشقش هستم پختم آشی که به خاطر کالری بالاش یا درست نمی کردم یا میخوردم کلی خودمو سرزنش میکردم .امشب با عشق و علاقه از آشی خوردم که در زبان چاقی پراز کالری بود وحسابی چاق کننده ولی درزبان لاغری این آش پراز ویتامین و غذای کاملی برای بدنی که از سحر روزه بوده و انرژی بدنم رو تامین میکنه.رفتارم به این آش با دو زبان متفاوت بود طبق زبان چاقی دو بشقاب برای خودم کشیدم و ولع زیادی داشتم درصورتی که یک بشقاب برایم کافی بود .درسته زبان لاغری من به من میگفت آش انرژیتو تامین میکنه ولی طبق زبان چاقی رفتار کردم و حالت پری به معده ام دست داده بود .

      ولی بازم مثل قبل اصلا خودمو سرزنش نکردم و گفتم ۷۰درصد وعده های دیگه رعایت کردی .پس دیگه ولش کن نگران نباش .

      طبق توصیه استاد ، ناخودآگاه روی افراد چاق و متناسب تمرکز میکنم .یک رفتاری که اکثر چاق ها داشتن به سرعت غذا میخوردن انگار که یک کار واجب داشته باشی و باید به سرعت بری .اکثرا از کیک وشیرینی صحبت میکردند و از هم دستور میخواستند .جالبه خودم قبلا خیلی دراین باره علاقه داشتم و زود دستورشیرینی رو یاد میگرفتم .ولی الان خداروشکر علاقه ایی ندارم که یاد بگیرم حتی صدای بچه هامم درآمده که تو کیک نمیپزی .

      رفتار متناسب برعکس بود با آرامش و طمانینه میخورد که این آرامش به تو هم میرسید و علاقه ایی به کیک پختن نداشت .امیدوارم منم در یادگیری زبان تناسب شاگرد خوبی باشم و تلاش خودمو بکنم تا بتوانم بیاموزم و به فرزندانم هم یاد بدهم چه اینکه الانم شروع کردم دیگر سر دخترم که بعضی وقتها دو وعده غذا میخوره بعضی وقتها خوب میخوره غر نمیزنم که این بد غذاست این بچه است باید خوب بخوره والا مریض میشه .حتی وقتی میگه مامان نمی تونم بخورم حواسشو پرت نمیکنم که دو قاشق بیشتر بخور .میگم هرچی دوست داری بخور میلت نیست بلندشو .

      خدایاا شکرت برای هدایتم ❤

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/01/31 20:33
      مدت عضویت: 296 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 654 کلمه

      بنام خالق زیبایی. گام 28. زبان لاغری را یاد بگیرید لاغر می شوید…… سلام وصد سلام خدمت شما خوبان. این فایل هم مثل همیشه عالی وبدون نقص بود شباهت زبان با چاقی. همه انسان ها برای ارتباط برقرار کردن با دنیای پیرامون خود از زبان خاصی استفاده می کند. همه ما زبان مادری مخصوص به خودمان را داریم واین زبان را بدون هیچ تلاشی وسختی به صورت ناخودآگاه از والدین واطرافیانمان آموختیم. بعد از آن زبان های دیگری راهم آموختیم مثل زبان فارسی. انگلیسی. ولی آموختن این زبان های جدید باعث نشده ما زبان مادری را فراموش کنیم آموختن یک زبان دلیلی برای نقص وفراموشی زبان دیگر نیست چراکه ذهن چیزی را که آموخته هرگز فراموش نمی کند اما این توانایی را دارد که بی نهایت چیز بیاموزد. چاقی هم زبان مخصوص خود را دارد وشباهت بی اندازه با زبان مادری دارد چون چاقی هم به صورت ناخوداگاه واز دیگران به ما آموزش داده شده. ما سالها از توانایی ذهن خود بی خبر بودیم. به مبارزه باذچاقی پرداختیم سالها رژیم سخت. ورزش سخت انحام دادیم. در واقعه داشتیم خودمان را وادار می کردیم چاقی را که ذهن آموزش دیده فراموش کنیم. مثل اینکه بخواهیم زبان مادری را فراموش کنیم یا دیگر فارسی صحبت نکنیم. ما حتی سالها در خارج از کشور هم زندگی کنیم بدون هیچ زحمتی فارسی را صحبت می کنیم وهرگز از یاد نمی بریم. حالا چطور ممکنه چاقی ذهنی را با تلاش فیزیکی فراموش کنیم. وجای شکر داره که می توانیم با تلاش ذهنی زبان لاغری را بیاموزیم. ودر کنار زبان چاقی زبان لاغری راهم بدانیم. وبه مرور از محتوای آموزشی که به ذهنمان می دهیم استفاده کنیم. جسممان را متناسب کنیم. طبیعی است که وقتی زبانی را یاد بگیری در صحبت کردن به آن زبان مهارت پیدا می کنیم. اضافه وزن ما نشانه از استفاده از زبان چاقی است. وقتی زبان لاغری را هم بیاموزیم با استفاده مکرر از این زبان نتیجه لاغری جسم ما می شود…… ورزش ووزن کردن سالها منم مثل بقیه دوستانم در کنار رژیم ورزش می کردم واینو راهی برای خلاصی از چاقی می دونستم. تا حالا چندتا ترازو خریدم. هر وقت روز وزن کشیم بود شبش تا خود صبح از هیجان بیدار بودم انگار نتیجه زحماتم رو ترازو می خواست بهم بده . من از قدرت وتوانایی ذهنم وسیستم بدنم بی خبر بودم وعوانل بیرونی رو عامل لاغریم می دونستم واین وسط نقش ترازو خیلی پررنگ بود یادمه یه زمان رژیم خیلی سختی داشتم فقط سالاد وماست وخیار می خوزدم هر هفته روزهای جمعه تو به نقطه خاص از خونه اول صبح با کمترین لباس بعد از دستشویی می رفتم رو ترازو آخرین باری که رفتم رو ترازو وانتظار داشتم مثل هفته های قبل کم کرده باشم ودیدم حتی یه گرم کم نشده به حدی عصبی شدم که با صدای بلند گریه می کزدم به زمین وزمان فوش دادم گفتم آخه دیگه از این سخت ترم مگه هست دیگه باید چکار می کردم که نکردم یادمه همون لحظه رفتم وکلی چیز خودم با گریه وتا مدتها کسل وافسرده بودم وجالبه از همون لحظه خودم. چاق می دیدم نا خداگاه لباس هام تنگ شدن برام دنیا به چشمم تیره وتار بود. وقتی الان فکرشو می کنم واقعا چه روزگاری برا خودم ساخته بودم. حالا می فهمم استاد چرا اینقد می گن خودتون رو وزن نکنید. به لطف خدا منم کم کم دارم زبان لاغری رو یاد می گیرم. ومی دونم این راه طولانی ولی لذت بشه. فشاری روم نیست وموفقیتش حتمی یه امید سلامتی وتن درستی همه شما عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/28 02:54
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 870 کلمه

      سلام سلام 😍😍زبان لاغری را یاد بگیرید ، لاغر می شوید.چند روز قبل، یک فیلم نگاه میکردم از شخصی که به ۸ زبان صحبت میکرد . میگفت اگر میخواهید زبانی جدید یاد بگیرید باید به سبک خودتون یادش بگیرید یعنی یک روش شخصی که مختص شماست و بوسیله ی اون یادگیری در شما راحت تر صورت میگیره.من فکر می کنم که در لاغری هم این موضوع صدق می کند. لاغری زبانی مشترک بین تمام افراد متناسب اما هرکدام به شیوه ی خودشان این زبان را آموخته اند. همانطور که چاقی هم زبان مشترک بین ماست اما ما به روش های بسیار مختلفی آن را یاد گرفته ایم. عده ای از ما از کودکی یادگیری این زبان را آغاز کرده ایم، عده ای با رسیدن به سن بلوغ،عده ای با کم تحرک شدن ،عده ای با ازدواج کردن،عده ای با بارداری،عده ای با شغل پشت میزی و… خلاصه هرکس به نحوی شروع به یادگیری این زبان کرده است ولی احساس میکنم نقطه ی شروع لاغری برای ما خسته شدن از شرایط چاقی و فهمیدن اینکه یک اشکالی بیرون از جسم و در ذهن وجود دارد، بوده است.یادگیری زبان لاغری یک راه ساده دارد به نام لاغری با ذهن.ولی درست است که راه مشترک است اما باید یک متد شخصی برای خودمان داشته باشیم..مثلا من دوست دارم هرلحظه که چیزی به ذهنم می آید فوری یادداشت کنم یا روش های مختلفی که هرکس برای خودش دارد،خیلی به بهتر یاد گرفتن زبان لاغری کمک می کند.سعی و تلاش برای از یاد بردن زبانی که از ابتدا یاد گرفته ایم بیهوده است اما اگر در کنار آن به زبان دیگری مسلط شوید و بیش ترین استفاده ی شما از زبان جدید باشد، ذهن هم همکاری میکند و هنگام صحبت کردن لغات و کلمات زبان جدید را استفاده می کنید.بنابراین، نسبت به زبان چاقی که آموخته اید بی تفاوت باشید و سعی کنید هرروز بیش ترین استفاده ی شما از آموخته هایی باشد که از لاغری یادگرفته اید.

      فایل تصویری💻🎧📖✏:۱.افراد چاق و افراد متناسب هیچ تفاوتی از لحاظ جسمی و فیزیولوژیک باهم ندارند.متابولیسم آنها مانند هم است.تنها چیزی که باعث تفاوت بین جسم افراد متناسب و افراد چاق میشود ،محتویات ذهن آنهاست. ابتدا ذهن آنها چاق شده است و سپس در جسم خودش را نشان داده است.جسم لاغرها و چاق ها ، از چاقی بیزار است من الان به این موضوع ایمان دارم.موضوع جسم نیست بلکه ذهن است که با پر شدن با افکار اشتباه باعث شده است که جسم نتواند مقدار بسیار بسیار ناچیزی از اضافات را دفع کند.با کنترل ذهن، جسم خود به خود لاغر می شود.

      ۲.هرکاری که برای رفع چاقی انجام شود با بی حوصلگی 🥴،کمبود انرژی 🥱و خستگی😫 همراه است اما کاری که متناسب شدن ،متناسب تر شدن،زیبایی اندام انجام می شود همیشه سرشار از احساس های خوب😄🥰😍،انرژی مثبت😊😚 ،شادی 😂☺🤪😘😉😊😇😆🥳و سلامتی💯 است .

      ۳.انتخاب های ما هم در چاقی و لاغری متفاوت است .مثلا وقتی چاقی انتخاب میکنی که بری باشگاه ولی از طرف دیگه از رفتن به باشگاه و ورزش کردن خوشت نمیاد🥴 اما وقتی متناسبی از تک تک انتخاب هایت لذت میبری..من هر لحظه بیشتر به این درک میرسم که لاغری از طریق ذهن چه قدر ارزشمند و ناب هستش و مهم اینه که ذهنت رو لاغر کنی ، جسمت که از خداشه و اصلا کارش ترمیم و متناسب کردن و متناسب نگه داشتن تو هستش‌.

      ۴.خداروشکر می کنم از کابوسی به نام ترازو رها شدم.جدی میگم ، یادم میاد مادرم میگفت باید صبح زود که چیزی نخوردی با لباس نازک بری روی ترازو اون وزن واقعیت رو نشون میده.و نمیدونم چه توهمی بود که فکر می کردم باید وزن کمتری نشون بده 😄😂 خوب من حدود ۸۸ کیلو بودم اما خدایی انتظار داشتم که ۶۰ نشون بده ترازو منو‌😂😂 …ولی راحت شدم از عدد و رقم..بازهم دوست دارم بنویسم که من ایمان دارم که لاغری من باید ذهنی باشه ، جسم من متخصص لاغر کردن و لاغر شدن هستش ..اونی که باید آموزش ببینه و من باید روش تمرکز کنم و هرلحظه چشمم بهش باشه👀 ذهن من هستش نه جسمم.بعد از فایل چاقی هیچ چیز نیست وقتی خودم رو در آینه نگاه میکنم انگار بیشتر دوستش دارم کسی رو  که میبینم  ..یجورایی به خودم افتخار میکنم 😅 به خودم گفتم قهرمان 🥰 گفتم تو در حد تُن کار میکنی کیلو برات پول خورده😂، خیالت راحت من دارم روی ذهنم کار میکنم تا دیگه تو دست و پای تو نباشه..دوستت دارم🥰و احساس خیلی خوبی از این مکالمه با خودم به من دست داد.

      ۵.چند جمله از زبان لاغری که یاد گرفتم😊👇🏻:💫من لیاقت تناسب اندام را دارم.💫من زیباترین انسان روی زمین هستم.💫من ریشه در تناسب دارم.و سرزمینی که خدا برای من انتخاب کرده ،سرزمین امید و خوشبختی است.💫 من میتوانم تناسب اندام،شادی،سلامتی، آرامش و احساس خوب و ثروت را باهم داشته باشم.💫ارث من از خداوند تناسب اندام من است.💫لاغری ، آسان ترین کار دنیاست.تمام جملات زبان لاغری برای همه ی کسانیکه اقدام می کنند و این زبان را یاد می گیرند نیز صدق میکند.🥰😊

      تغییر امروز من😍🥰:وقتی شروع کردم به برداشتن گام ۲۸، دیدم دوستم در گروه پیام داده جوابش رو دادم بعد گفتم من میخوام روی آموزش هایم تمرکز کنم ، الان دیدم که ۱۵۵ پیام در گروه رد و بدل شده و تصمیم گرفتم نخوانم‌ شان و به جای آن چند دقیقه بیشتر در سرزمین لاغرها باشم 🥰.این اگر تغییر نیست، پس چیه؟!🥳

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/26 22:24
        مدت عضویت: 402 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 44 کلمه

        سلام دوست عزیزم. بسسسسییار بسسسسیار عالی تحلیل کردی. از کلمه به کلمه متن شما لذت بردم و ازت ممنونم که این همت رو کردی و تحلیل زیباتو اینجا تایپ کردی که امثال منم از اون بهره مند بشن. موفق و متتاسب و شاد باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/28 00:45
      مدت عضویت: 747 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 859 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام

      یادمه وقتی بچه بودم با مادرم میرفتم باشگاه و میدیدم که خانم هایی با اضافه وزن بالا چقدر به سختی تلاش می کنند و در حالی که احساس کلافگی و خستگی می کنند مربی بهشون اجازه خوردن آب رو هم نمیداد .

      اون زمان هنوز ثابت نشده بود که حتما باید در حین ورزش آب خورد و میدیدمشون که داشتند هلاک می شدند و خودشونو کنترل می کردند

      من خیلی بچه بودم شاید یه دختر 8 ساله که داشتم اون فرمول ها رو راجع به ورزش و ورزش کردن یاد می گرفتم

      کلافگی ، خستگی ، نتیجه نگرفتن، رها کردن ورزش، عدم لذت بردن

      همینطور هر روز صبح ورزش صبحگاهی در حالی که اصلا حالشو نداشتیم تو مدرسه اجباری بود و اگه ورزش نمی کردیم توبیخ می شدیم

      خلاصه که این خاطرات در ذهن من بود تا رسیدم به سنی که شنیدم باید  و باید و باید برای کااهش وزن حتما همراه با رژیم ورزش پیاده روی یا یه ورزشی که حسابی عرقمو در بیاره رو داشته باشم

      شده بودم مثل دیونه ها

      شاید چند ماه دیوانه وار هیچی نمی خوردم و بعد اونقدر پیاده روی می کردم و باشگاه می رفتم تا یه وزنی رو کم کنم ولی بعدش روز از نو و روزی از نو 

      همون مسیری رو که با زجر طی کرده بودم مثل آب خوردن از دست می دادم و همه چی به روال قبل بر می گشت 

      و منم مثل کسی که می خواد نفسشو زیر آب نگه داره دوباره به خودم زجر و انگیزه موقتی می دادم و وارد رژیم و ورزش بعدی می شدم و این چرخه معیوب ادامه داشت

      هر بار با هر تحرکی این ترازو بود که بهم امید میداد یا ناامیدم می کرد

      تمام وقت منم مثل اون دوستی که گفتین به ترازو التماس می کردم

      منم می گفتم خب حالا جین پوشیدم خودش میشه 800 گرم و اونو از وزنم کم می کردم و یا خوشحال می شدم یا ناراحت

      جدا چه فشارهایی رو تحمل کردم چقدر اذیت شدم

      اگه نبود این همت شما نمی دونم تا کی طاقت اون روش ها رو داشتم 

      وقتی اون خاطر ه رو راجع به اون آقا تو باشگاه گفتین من خنده ی تلخی کردم و فهمیدم که چقدر به اون بنده خداسخت گذشته چون میدونم تمام کسایی که از اون مسیرهایی که می خوان با عوامل بیرونی به لاغری برسن چه حالی دارن

      الان یادم میاد که منم وقتی به باشگاه می رفتم چقدر بی حال و خسته و بی انگیزه بودم

      و میددیم خانم هایی که اندام خیلی خوبی دارن و البته ذوق بسیار بالایی دارن که زیباتر و خوش اندام تر بشن

      ولی من تو ذهنم رسیدن به اون اندام های زیبارو نرسیدنی می دونستم و تمام وجودم حسرت بود

      به لطف خدا تو این دوره که تناسب فکری هست من راحت راحت راحتم

      خوشحال و سرحال

      بدون استرس و ترازو

      بدون عجله 

      بدون مقایسه

      میدونم که منحصر به فردم و فقط تسلیم آموزش های این برنامه هستم که هدایتگرم باشه چون اصولی رو بهم آموزش داده که هر جا مثل یک جی پی اس منو راهنمایی می کنه

      دیگه حتی سوالاتمو از خودم می پرسم چون میدونم فرشته ی مهربان درونم تمام وقت در اختیارمه و منو راهنمایی می کنه و بهم میگه چیکار کنم

      مثلا امروز جایی بودم که یه خانم بسیار متناسب که دو تا پسر کوچیک هم داشت بود. از اون خانم سوالاتی کردم که بتونم به فرمول های ذهن ی لاغری که داره دسترسی پیدا کنم ….همینطور رفتارهاش واقعا با اون فرمول ها مطابقت داشت ….اون خانم به زبان ترکی اردبیل مسلط بود ولی فارس صحبت می کرد و همسرش هم ترک بود ولی ترک قشقایی …….در مورد زبان از ش پرسیدم که آیا با بچه هاش ترکی حرف می زنه یا فارسی…..گفت تمام تلاشش رو می کنه و تمام وقت تو خونه با بچه ها به زبان ترکی حرف می زنه که اونا به خوبی یاد بگیرن…گفت حتی دوست داره زبان ترکی خودش رو صحبت کنند نه زبان ترکی همسرش رو که فارسی هم توش داره….قشنگ متوجه می شدم من زبان چاقی رو چطور آموزش دیدم…در مورد من این آموزش عمدی نبوده و خانوادام بدون اینکه بخوان چون خودشون اینطور آموزش دیده بودن به منم یاد دادن….ولی این پرسه خیلی برام واضح تر می شد….اون خانم گفت پسر بزرگش هم حالا می تونه بفهمه و هم حرفت بزنه ولی پسر کوچیکش فقط متوجه میشه ولی داره یاد میگیره که حرف هم بزنه…..مگه اون مادر کلاس درس برای زبان ترکی این بچه ها ذاشته بود، نه
      فقط روزانه باهاشون حرف می زد
      کاری که من در چاقی تو آموزش خیلی راحت و طبیعیش قرار گرفته بودم…..خیلی برام جالب بود که فایل امروزم مصادف شد با این مهمانی و صحبتی که با این خانم داشتم…..کسی که شنیدم از فست فود متنفره و برعکس دیدم که همسرش که چاقه عاشق فست فوده…..دیدم که خودش دغدغه غذا رو نداره و برعکسش شوهرش به شدت حواسش به خوراکی ها بود……دوست داشتم این تجربه رو هم بگم که چقدر بعد از این آموزش ها من از هر فرصتی برای تکرار و الگو برداری درست در جهت لاغری استفاده می کنم.

      استاد عزیزم هر چقدر از خدا بابت اینکه منو به بنده ای که شما باشید و این همه همت کردین و به صدای قلبتون گوش دادین و این فایل های ارزشمندرو تهیه کردین هدایت کرد، تشکر کنم بازم کمه 

      خدارو صدهاهزار مرتبه شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/25 00:54
      مدت عضویت: 471 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 554 کلمه
      • گام بیستم و هشتم :                                 مقایسه رفتارهای افراد چاق و متناسب باعث میشه که تفاوتهای رفتاری میان این دو گروه رو بشناسیم و  به درک بهتری برسیم و طی این مسیر آگاهی بیشتری کسب کنیم تنها تفاوت میان این دو گروه فقط درفرمولهای ذهنی آنهاست و هیچ تفاوتی از لحاظ جسمی این افراد با هم ندارن فقط افراد چاق بواسطه دلایل مختلفی و افکار و رفتارهایی که خودشون انتخاب نکردن و این افکار از جامعه و اطرافیان در اونها ایجاد شد وچاقیشون رو رقم زد و سالها با اضافه وزن درگیر شدن و هیچ سعی و تلاشی نتیجه نداد چون نتیجه نهایی رو ذهن بوجود میاره ،افراد زیادی هستند که با رفتن به باشگاه و تحت فشار قرار دادن جسمشون سعی دارن لاغربش ولی تلاششون بیهوده است هدف افراد چاق با بقیه افرادی که برای ساختن بدنی جدید به باشگاهمیرنن فرق داره افراد چاق برای آب کردن چربیهاشون باشگاه میرن ولی افراد دیگه برای عضله سازی ورزش میکنن ،تمرکز به جسم و وزن در افراد چاق باعث ناامیدی اونها میشه و این افراد فشار روانی  زیادی رو تجربه میکنن و این یعنی در خودشون هیچ توانایی نمیبینن ،پریشانی افکار افراد چاق تمام تلاش اونها رو از بین میبره چون تأیید سعی و کوشش خودشون رو از عدد ترازو میخوان ،وبه توانایی خودشون ایمان ندارن و از عوامل بیرونی مانند ورزش و رژیم استفاده میکنن و همه رنج و درد رو متحمل شده و آگاهی از توانایی خودشون ندارن ،مسیر فوق‌العاده لاغری با ذهن با مدنظر قرار دادن رفتارهای افراد متناسب و شناسایی فرمولهای چاقی باعث لاغری میشه ،چاقی مانند زبان فارسی است که از بچگی خیلی راحت وساده یاد گرفتیم و در این زبان خیلی از رفتارهای افراد چاق شبیه بهم هست چاقی زبانی که هیچوقت از.ذهن ما پاک نمیشه و بزرگترین اشتباه اینه که بخواهیم باهاش مبارزه کنیم و ما باید سعی کنیم زبان لاغری رو یاد بگیریم و بهش عمل کنیم سعی ما در فراموش کردن زبان چاقی بیهوده است و غیر ممکنه که ما این زبان رو فراموش کنیم مثل اینه که بخواهیم زبان فارسی رو فراموش کنیم که از بچگی یاد گرفتیم و سالهاست داریم با این زبان حرف میزنیم ولی می توانیم بینهایت زبان دیگه بیاموزیم مانند زبان لاغری ،، ذهن ما قابلیت پاک کردن و فراموش کردن یک زبان رو نداره ولی میتونه زبانهای دیگری رو یاد بگیره ،خدا رو شکر میکنیم که با روش لاغری با ذهن که آسانترین راه برای تناسب است آشنا شدیم چون در این روش امید و اشتیاق زیادی هست زبان لاغری زبان شیرینی که نتیجه اون لذت بخشه زبانی رو که ما داریم یاد میگیریم باعث میشه خیلی راحت از شرایط قبلی به شرایط فعلی که متناسب شدن برسیم  یک شیوه کاملا اصولی و دائمی که اثرش تا ابد باقی می مونه بعد از مدتی یک انسان متناسب، با آرامش و احساس خوب خواهی بود و آهسته و آرام و قدم به قدم در مسیر ساده و راحتی قرار داریم که لذت وصف ناپذیری دارد در این مسیر این تلاش جسمی ما نیست که نتیجه میده بلکه فرمولهای ذهنی ماست که لاغری رو به ارمغان میاره وقتی جسم و ذهن ما با هم همسو بشن و.فرمولها و باورهامون درست بشن ببین چه شگفتی  برای ما همراه داره که بسیار شیرین و لذت بخش خواهد بود،خدایاااااااااااااا شکرت
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 22:20
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,974 کلمه

      سلام گام ۲۸
      زبان لاغری را یاد بگیرید لاغر میشوید .
      زبان لاغری زبان طبیعت بدن است . زبانیست که تو سکوت میکنی تا او لب به سخن بگشاید . زبانیست که خداوند در نهاد همه ی ما قرار داده است و پیشفرض برنامه های ماست .

      همه ی فرکانسها و آواها را در فکرم خاموش می کنم . به همه ی نجواها ایست میدهم تاصدای بدنم را بشنوم . تا صدای ذهنم را بشنوم . صدای بدن من صدای ذهنم است . بدنم ابزاریست که با آن میتوانم به محتویات ذهنم پی ببرم .

      محتویات ذهن من چیست که در بدنم اضافه وزن را مشاهده می کنم .
      اولین فرمول اینست که توجه من سمت اضافه وزنم هست . در حالیکه من همین حالا اگر به چشم لاغری به خودم نگاه کنم خیلی هم لاغر و خوش اندام هستم . اماهنوز چند دقیقه ای از این نگرش نگذشته باز هم نگرش چاق کننده توجهم را جلب می کند که اگر توجهت به لاغری باشد خیالت آسوده میشود و می گویی خب من حالا که بد نیستم و باز طبق عادت اجازه ی چاق شدن به خود می دهی .

      افکار چاق کننده نشان از ذهن چاق دارد . از او انعکاس می یابد و سازنده ی ذهنیت ما هستیم . من ذهن (ذهنیت) خود را انتخاب کرده و ساخته ام .
      شخصیت من مطابق ذهنیت من شکل می گیرد و اگر من بخواهم شخصیت لاغر کننده داشته باشم باید محتویات ذهن خود را سرشار از فرمولهای لاغری کنم .
      اما فرمولهای لاغری ذهنم به من چه می گویند ؟
      سلام فاطمه . من هستم . من تو هستم و تو من هستی . من با صدای شادی با تو حرف می زنم . با صدای تو با تو حرف میزنم . تو هرطور که مرا ساخته باشی من با همان زبان با تو حرف می زنم . اگر چشمانت را میبندی و صدای غم و ناله و اندوه و درد میشنوی خودت صدای غم و اندوه را به من انعکاس دادی و اگر چشمانت را میبندی و صدای شادی و خبر خوش میشنوی باز هم خودت این صداها را در من ایجاد کرده ای . من چون کوهی هستم که انعکاس صدای تو هستم .

      این جهان کوهست و فعل ما صدا

      سوی ما آید صداها را ندا

      پس اگر زبان من لاغریست تو به من صدای لاغر شدن دادی و من آن را انعکاس دادم
      لاغری واکنشیست که در اثر ایمان تو حاصل می شود .

      ایمان داشته باش که توانمندی .

      آرام باش . تو توانمندی .

      همه چیز در حال تعمیر است . تو توانمندی .
      تو توانایی لاغر شدن داری .
      چون اصلا قرار نیست تو کاری انجام دهی .
      مگر برای چاق شدنت تلاش کردی ؟ خیلی ساده چاق شدی و خیلی ساده هم لاغر میشوی . نیاز به هیچ برنامه ای نیست . همه چیز برای لاغر شدن مهیاست . تو به راحتی همه چیز را برای لاغری مهیا می کنی .

      تو همواره در حال به روز رسانی خود هستی هستی .

      آرام باش تو توانمندی و توانایی تو روز افزون . هر چقدر اگاهتر میشوی توانایی تو روزافزون تر میشود . جهانت رو به گسترش است . احساس لیاقتت رو به گسترش است . موهبتهای الهی بیشتر میشوند . عشق بیشتر میشود . محبت بیشتر میشود . ایمان بیشتر میشود . همه چیز در این جهان رو به گسترش است . خدا بیشتر میشود .لاغری بیشتر میشود .

      زبان من زبان مادری است زبانیست که تو با آن متولد شدی . تو وقتی به دنیا آمدی کاملا زبان لاغری را می دانستی . هر وقت که گرسنه میشدی گریه می کردی و وقتی که سیر میشدی رویت را بر می گرداندی . تو کم کم شروع کردی به تکان دادن دست و پاهایت . تو مفصل داری و مفصل برای حرکت است . تو برای حرکت ساخته شدی .
      سوخت و سازی که همه از آن صحبت می کنند همان کانون توجه است . همان تبادل انرژی . میسوزد و میسازد . سوخت و ساز تعادل بدن است . هر دو در کنار هم است و همواره به صورت متعادل در بدن وجود دارد و در حال انجام است . هر لحظه هزاران سلول تبدیل به انرژی میشوند و سلولهای جدید از انرژی آنها ساخته میشوند . انرژی دائما در حال تبدیل است .

      تو دائما در حال تبدیلی

      هر لحظه به شکلی بت عیار برامد دل برد و نهان شد

      هر دم به لباس دگر آن یار برآمد گه پیر و جوان شد .

      زبان لاغری زبان حرکت است . زبان توجه کردن به حرکت . کانون توجهت را از روی چاقی بردار به حرکت توجه کن . همین الان برای نوشتن دست تو کلی حرکت میکند . تو خلق شدی که حرکت کنی . حرکت خودبخود در حال انجام است . همین حالا که دراز کشیدی خون تو در حرکت است . قلب تو در حال حرکت است . و تمام اندامهای داخلی تو در حال کار هستند . همه چیز آرام است . شهر در امن و امان است . آرام باش . تو توانمندی و توانایی تو هر روز در حال زیادتر شدن است .
      تو زبان مرا بلدی و من زبان سلولها را بلدم . من خودم سازنده ی سلولها هستم من زبان آنها را آفریدم . تو خواهان زبان لاغری هستی . من لاغرت می کنم . منتها تو باید اجازه دهی که لاغری در وجودت جاری شود . مانع برای خودت نساز . تحت هر شرایطی لاغر شدن در حال انجام است و تو هرگز نمیتوانی جلوی طبیعت بدن را بگیری . شاید مدتی به خاطر ناآگاهی در فکر خود مانع از حرکت طبیعی بدنت میشوی . اما راهی جز لاغر شدن نداری . راهی جز لاغر شدن با ذهن نداری . طبیعت بدن توسط ذهن ،
      مطابق طبیعت ذهن
      تنظیم میشود .
      طبیعت اصلی ذهن یا همان زبان اصلی ذهن لاغریست . اما ما مدتها در محلی سکنی گزیدیم که زبان مردم آن چاقی بود و ما هم چاقی را یاد گرفتیم و دائما ان را به کار بردیم هنوز هم در آن محل زندگی می کنیم اما میخواهیم سرزمین لاغری خود و مادری خود را دوباره بسازیم . دوباره با الفبای آن آشنا شویم . الفبای آن فرمولها هستند . به کار بردن فرمولها در زندگی روزمره درست مثل جمله سازی با الفبای لاغریست . ما زبان را برای چه می آموزیم برای اینکه بخواهیم محتویات ذهن خود را با دیگران تبادل کنیم . برای اینکه میخواهیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم با افراد لاغر . ولی متاسفانه خیلی اوقات مشاهده می کنیم حتی افراد لاغر هم کار زبان چاقی را یاد گرفته اند و با گویش چاقی با بقیه صحبت می کنند . بنابراین خیلی از افراد لاغر را هم میبینیم از گویش اصلی خود فاصله گرفته اند و رفتار آنها مطابق رفتار چاقیست .
      تلاش کردن در زبان لاغری تعریف شده نیست . البته شاید بپرسیم چطور تلاش کردن در زبان لاغری جایی ندارد . چون تلاش کردنی که ما همیشه در ذهن داریم نشان از رنج کشیدن دارد و ذهن من همیشه از تلاش کردن فراری بود . چون طالب رنج نبود . در حالیکه به ما همیشه گفته اند برای انجام هر کاری باید تلاش کرد و رنج کشید تا به گنج یا همان نتیجه رسید . می گفته اند نابرده رنج گنج میسر نمیشود . وای که این جمله دقیقا جمله ی خوش نویسی ما در ایام دبستان بود و ما چند دور باید از روی این عبارت می نوشتیم و به خود تلقین رنج میدادیم .
      نابرده رنج گنج میسر نمیشود .
      مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد .

      با محتوای ذهنی ما چه کردند و خیلی ها هنوز هم به این ابیات شدیدا معتقدند .

      زبان لاغری به ما می گوید : تلاش کردن نشان رنج است و رنج کشیدن جزء اهداف ذهن نیست . پس کاری که با رنج کشیدن همراه باشد (تلاش کردن) جزء اهداف ذهن نیست . پس کاری که جزء اهداف ذهن نباشد به راحتی آن را حذف میکند . پس هروقت که ما حتی اراده ی تلاش کردن می کردیم ذهن به راحتی آن را باطل می کرد و یا حتی اگر ما با مخالفت ذهنمان آن کار سخت یا رنج اور را انجام دادیم ذهن ما اصلا نمی گذارد ما به نتیجه برسیم . پس این محتویات ذهن نیاز به تغییر دارد . محتویات جدید ذهنی در مورد فرمول تلاش کردن چیست ؟
      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست .
      لاغر شدن به سادگی و خودبخود اتفاق می افتد .
      برای لاغر شدن فقط کافیست با خود در صلح باشیم .
      اصلا نیازی به جنگیدن برای به دست آوردن سلامتی تناسب ثروت و … نیست .
      امروز یه نتیجه ی خیلی جالب داشتم . امروز به دو خواهر زاده ی عزیزم عیدی دادم . خواهر زاده ی دیگرم را هم دیدم اما من از قبل عیدی دادن به او را برای روزی دیگر به او گذاشته بودم ولی امروز که او هم آمد من خیلی دلم میخواست به او هم بدهم ولی پولی با خود به همراه نبرده بودم . موقع برگشت به خانه خواهرم گفت میخواهم خرید کنم ولی فکر می کنم مقدار کمی پول همراهم باشد گفتم من فکر میکنم سی چهل تومانی با خود داشته باشم البته پول خورد است . گفت اشکالی ندارد به خانه میروم و از خانه پول بر میدارم و مواد مورد نیازم را میخرم . گفتم بزار ببینم چقدر همراهم است . با کمال تعجب دیدم کلی پول داخل کیفم است و من اصلا نمیدانستم این همه پول در داخل این کیف دارم و توانستم به دو هدف خود برسم . هم عیدی خواهر زاده ام را با جان و دلی سرشار از شادی دادم و هم به خواهرم برای خرید لوازمش اطمینان دادم که پول کافی همراهم است که اگر کم آمد میتواند از من بگیرد که اتفاقا ایشان هم پولش کافی بود و خیلی راحت هر دو به آنچه می خواستیم رسیدیم . این فقط یک نمونه ی کوچکی بود از اینکه آرزوهای ما هرگز با رنج و تلاش به دست نمی آیند بلکه فقط با رها کردن و صلح با خود و لذت بردن به دست می آید .
      تلاش کردن تنها و تنها ما را از هدف دور می کند و اصلا کسی که خواستار تلاش است نشاندهنده ی اینست که او در سرزمین چاقیست که میخواهد با تلاش کردن از این ورطه نجات پیدا کند پس هر چقدر بیشتر بر تلاش کردن تاکید کند چاقی در ذهنش بیشتر تثبیت میشود و علت شکست رژیم و ورزش نیز دقیقا همین است .
      در حالیکه وقتی ما تلاش کردن (رنج و سختی کشیدن) را متوقف کنیم چه انعکاسی به ذهن می دهیم . ما با کنار گذاشتن تلاش به احساس راحتی می رسیم . به احساس آرامش و آسایش و صلح با خود فعلیمان . وقتی دست از تلاش کردن بر میداریم و متوقف میشویم ذهن هم دست از تلاش برای شکستن ما بر میدارد . او هم با ما به صلح میرسد . و مقاومت در هر دو ما کنار میرود و انرژی الهی که حاوی پیامهای خیر هست در وجود ما جاری میشود . موانع برطرف میشود و تناسب جاری میشود . انرژی جاری میشود . انرژی صرف برطرف کردن مقاومت نمیشود و انرژی هدر نمی رود .
      خب این یکی از الفباهای زبان لاغری بود . لاغر شدن ساده ترین کار دنیاست و نیاز به هیچ گونه تلاش و کوششی ندارد وقتی ما این جملات را میگوییم زبان لاغری ذهن فعال میشود . حالا دیگر من و ذهنم به توافق رسیده ایم . وقتی ذهنیت لاغر شدن در وجودمان جاری شود آن وقت هر حرکتی هم چه انجام بدهیم چه انجام ندهیم لاغر میشویم .
      من واقعا پیاده روی و یا هر حرکتی رو با عشق انجام میدم اگه عشق نداشته باشم اصلا نمیخوام و نمیتونم انجامش بدم یعنی من الان اگر بخواهم هم دیگر نمیتوانم با خودم مبارزه کنم . انرژی من صرف مبارزه نمیشود . انرژی من صرف صلح با خودم میشود . صرف دوست داشتن خودم . صرف انجام کارهای دلخواه خودم . زبان لاغری این زبان است . وقتی الفبای لاغری را یاد یگیریم هر جمله ای که بخواهیم میتوانیم بنویسیم هر متنی که بخواهیم میتوانیم بنویسیم و میتوانیم محتویات لذتبخش را خلق کنیم .

      وزن کردن زبان چاقیست .
      وقتی میل ما بر وزن کردن است یعنی داریم از زبان چاقی استفاده می کنیم که میلمان بر وزن کردن است .

      عمل وزن کردن یک عمل چاق کننده است . پس از این فرمول در زندگی روزمره استفاده نکنیم تا چاقی را در ذهن تثبیت نکنیم . چاقی چگونه در ذهن توسط وزن کردن تثبیت میشود .
      ) فشار ذهنی که در اثر تلاش کردن و نتیجه نگرفتن در وجود ما پدید می اید فرمول ناتوان بودن در برابر لاغر شدن را در ما ایجاد می کند . این فرمول ذهنی احساس ناتوانی را در ما زیاد میکند و ما به راحتی به وسیله ی یک عامل بیرونی انرژی و توانایی خود را تبدیل به مقاومت کرده ایم و برای خود مانع ایجاد کرده ایم . در حقیقت ما انرژی خود را به مانع تبدیل می کنیم .
      پس بنگریم چگونه میتوانیم انرژی خود را تبدیل به مقاومت نکنیم و از هدر دادن انرژی جلوگیری کنیم . همانطور که وقتی وسیله ای برای گرم کردن خانه استفاده می کنیم برای اینکه انرژی هدر نرود تمام درها و پنجره هارا میبندیم حتی کمترین شکاف و درز بین پنحره ها را هم با چسب می گیریم و درز گیری می کنیم تا انرژی هدر نرود‌ .
      یکی از موارد من برای هدر رفتن انرژی ام شبکه های مجازی بود که حذفشان کردم . یکی از هدررفتهای دیگر انرژی ام خانواده هایم هستند . دوست دارم تنهای تنها باشم ولی خب خیلی اوقات نمیتوانم . شاید جمله ای که میخواهم بگویم کمی خودخواهانه باشد ولی من واقعا مغناطیس جذب مهر و دوستی و محبت هستم و هم خانواده ی خودم و هم خانواده ی همسرم واقعا مرا دوست دارند . البته من این مورد را هم بعد از آموزشهای استاد فرا گرفتم و البته خیلی اوقات حقیقتا بدون اینکه کار خاصی انجام دهم مورد لطف و عنایت دیگران قرار می گیرم و این مورد اصلا چیز عجیبی نیست . هر وقت از فرمولهای الهی در زندگی روزمره استفاده کنیم خیلی راحت مغناطیس جدب انرژی های مثبت میشویم . خب تا اینجا الگوی دهنی من درست است اما از اینجا به بعد الگوی ذهنی دارم که شدیدا انرژی مرا کاهش میدهد . دوست داشتن آنها انرژی مرا می گیرد . توجه مرا از انرژی درونم میگیرد و وقتی زیادی با دیگران در ارتباط باشم ذهنم دچار مقاومت میشود و این به این سبب است که من این الگوی ذهنی اشتباه را دارم که فکر میکنم صحبت کردن با دیگران انرژی مرا میگیرد و مرا به انان وابسته میکند و مرا از خود حقیقی ام دور میکند . آن وقت وقتی آنها نباشند من نمیتوانم از تنهایی خودم کسب انرژی کنم و این مورد را در خیلی از انسانهایی که عادت به زندگی در جمع هستند مشاهده می کنیم که آنها از تنهایی خود رنج می کشند و بلد نیستند چطور در تنهایی خود کسب انرژی کنند . در حالیکه تمام افرادی که در این سایت عضو هستند یاد گرفته اند که بتوانند از تنهایی خود بهترین استفاده را ببرند و در جهت برطرف کردن فرمولهای ذهنی خود قدم بردارند . من ایمان دارم دیگران مشکلی ندارند خود من هم مشکلی ندارم فقط تنها چاره ی کار اینست که من بپذیرم همان خدایی که در تنهایی من وجود دارد همان خدا در جمع من و دیگران نیز حضور دارد و همان انرژی جاری و ساریست و اگر اختلاف نظری هم بین من و بقیه ایجاد میشود تنها و تنها به دلیل الگوهای ذهنی ماست و تو تنها در صورتی میتوانی در جمع شاهد الگوهای نادلخواه نباشی که ان الگوها را در درون خود اصلاح کرده باشی . اگر اصلاح نکرده باشی با هر کسی که روبرو شوی آن شخص درست مثل آیینه تمام آنچه در درون توست به تو نشان میدهد . پس بزرگترین هدر رفت انرژی خودم و ذهنم و فرمولهای چاق کننده ی ذهنم هستند که انرژی و توجه مرا می گیرند و برای جلوگیری از هدر رفت انرژی باید بتوانم عملی انجام دهم که این هدر رفت را جبران کنم و بهترین حالت نیز اینست که من بپذیرم اگر انسانی خلاف تو صحبت می کند و باورهای تو را باور ندارد اگر تو آن باورها را باز هم در بیرون از خودت مشاهده می کنی نشان از این دارد که تو نیز در درون خود همان الگوها را داری که در بیرون از خود هم آن را مشاهده می کنی . این مشاهده را به فال نیک بگیر و درس آن را استخراج کن . پس وقتی این گونه بنگرم دیگر نه تنها ناراحت نمیشوم بلکه خوشحال هم میشوم که آن شخص برای کمک به من آمده تا من از رنجی درونی که قادر به شناسایی آن نیستم نجات پیدا کنم . اگر این نگرش را در خود فعال کنم کم کم ترس من از بودن و حضور در جمع کم میشود و این یعنی تغییر کردن و استفاده از هر موقعیتی جهت رسیدن به هدف . زمانهایی که تنها هستیم می توانیم عمل خوب انجام دهیم و یاد میگیریم زمانهایی هم که در جمع هستیم با هدایت خودمان و رسیدن به فرمولهای درست همواره شاهد موارد دلخواه در اطرافمان باشیم .
      این هم یکی دیگر از فرمولهای لاغر کننده بود که بتوانم هدف خود را چه در تنهایی و چه در جمع حفظ کنم و در جهت تناسب ذهنی حرکت کنم .
      زبان لاغری مثل همه ی زبانها بی نهایت است و کلی محتوا را میتوان با این زبان به همدیگر انتقال داد که این سایت سرشار از زبان تناسب هست و هر فردی داخل آن شود و با این محتواها نشست و برخاست و معاشرت داشته باشد خواه ناخواه لاغر میشود ‌.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/28 03:11
        مدت عضویت: 651 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام فاطمه سادات عزیز . از خواندن نوشته ی شما هم خیلی لذت بردم و هم خیلی آموختم .ممنون از شما عاااالی بود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 18:33
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,135 کلمه

      گام‌ ۲۸

      سلام وقت بخیر

      تمام‌ اون روزهای طولانی که در رژیم‌ و ورزش های سخت بودم‌ فکر میکردم کار صحیح همینه ،یعنی باور کرده بودم که من با همه فرق دارم پس باید کارهای سنگینی انجام بدم‌ ،در اصل من داشتم به زبانی که آموخته بودم زندگی میکردم ولی اون‌ زبانو دوست نداشتم ، تلاش میکردم ولی نتیجه ای نمیگرفتم ،هر روز صبح زود بیدار میشدم برای زود رسیدن به باشگاه که بتونم ۲ سانس تردمیل برم با اینکه تردمیل و دوچرخه ثابت تو خونه داشتم ولی ۱ ماه میرفتم خسته میشدم دیگه ادامه نمیدادم ولی باشگاهو بخاطر دوستانم و کار گروهی بیشتر، میپذیرفتم‌ ،چندین ساعت تو باشگاه بودم و هر یک روز در میون خودمو وزن میکردم ببینم ۱۰۰ گرم کم شدم یا نه اونم تمام وسایلومو از خودم جدا میکردم،کفشمو در میوردم و بیشتر اوقات که کم نکرده بودم ،با دیدن کم نشدن عقربه ترازو یک تصویر از من شکست خورده دیگه در ذهنم ثبت میشد ،برای همینه که تو وجود من چیزی بعنوان موفقیت کمرنگه ، به تعداد دفعاتی که خودمو تو آینه دیدم و ترسیدم و متنفر تر شدم تصویر منه بی عرضه چاق در من پر رنگتر شد ،به اندازه دیدن عقربه های ترازو و اون استرسش تصویر چاقی در من بیشتر شد و برای تمام اون تصویرها ،الان باید روی ذهنیت هام بیشتر کار کنم که با تفکر و تعمق در مورد زبان‌ جدید لاغریم هر بار اون تصویرهای چاق، شکسته تر میشه ،باید تک تک کلمات لاغری جدید در من دانلود بشه ،و بعد از مدتی میتونم به زبان جدید زندگی و رفتارهای جدیدی خلق کنم ،مثل وقتی که کلاس زبان میرفتم ،معلمم جملاتیو فارسی میگفت و ما همگی براحتی و بسرعت اون جملاتو به زبان انگلیسی ترجمه میکردیم ،روزهای اول باید به اون جملات فکر میکردیم تا بتونیم تکرار کنیم وبعد از مدتی ،هنوز جمله استادم تموم نشده بود ما انگلیسیشو گفته بودیم ،اخبارهای زبان انگلیسی رو خوب متوجه میشدم و این مهارت باعث شده بود اعتماد بنفسم بالاتر بره،،،

      ،با یادگیری زبان لاغری هم ،اعتمادبنفسم بالاتر رفته و بالاتر هم خواهد رفت

      وقتی آگاهی های ذهنیت بالاتر میره میتونی هم خودتو خوب بشناسی هم دیگرانو ،الان از یه عید دیدنی برگشتم و صحبت هاییکه رد وبدل شد، بمن کمک کرد که بیشتر به این متد ایمان بیارم ،اولا که من بعد از نهار رفتم اونجا و کاملا سیر بودم و میلی به خوراکی ها نداشتم بعد از چند ساعت که نشستم که میزبان هم روی میز همه مدل خوراکی چید ،من فقط چای با ۲ تا شیرینی آردی کوچیک با ۲ تا دونه قیصی خوردم ،البته آخرش که داشتم برمیگشتم یه چنگال هم هندونه خوردم ،من اصلا نمیگم خوراکی ها چاق کننده هستن ، رفتارهای من تغییر کرده ،وقتی سیر باشم هیچی نمیتونم بخورم ولی اگر هم پیش بیاد که بخورم دیگه عذاب وجدان و ترس ندارم مثل گذشته،، میدونم نقشه های ذهنی جدیدم در حال ساخته شدن هستن ،،،،میزبان مدام از چاقتر شدنش ابراز نگرانی میکرد و منهم ۱ ماهیه متوجه چاقتر شدنشون شده بودم، خودشون نظرشون اینه که ازدواج کردن و مدام دعوت‌ میشن مهمونی باعث چاقتر شدنشونه و میگفت برای مهمونی هایی که میرم قرص های نعنایی گرفتم که بعد از غذا بخورم که نفخ معده م از بین بره ،منم نفخ معده دارم ولی وقتی میخوام نفخم اذیتم نکنه یکمی حجم غذامو مخصوصا نوشیدنی هامو کمتر میکنم ،هر چند حجم غذایی که من میخورم در مقابل دیگران خنده داره

      به رفتار این خانم دقت کردم و دیدم دقیقا بعد از اتمام نهارش ،ظرف شیرینی آردی گذاشت روی پاهاش و شروع کرد با چای، به خوردن ،،،بعد هندونه خورد ،بعد یه خوراکی دیگه ،میخواستم ازش بپرسم الان گرسنه ای که اینهمه چیز میخوری؟ ولی بازم جلوی خودمو گرفتم و گفتم فریده تو به تمرینات خودت توجه کن و درس عبرت بگیر از رفتار دیگران

      با دیدن رفتار اشتباه دیگران انگیزه و اشتیاق من بیشتر وبیشتر میشه که به مسیرم محکمتر ادامه بدم ،اینکه من جزء ۱ درصدی های جهان هستم که مسیرم متفاوت و آگاهانه ست ،من دیگه اون اشتباهات عادتی قبلنا انجام نمیدم،جهان به عصر جدیدش وارد شده ،عصر آگاهی ،پس راه من درسته چونکه در حال پردازش آگاهی های جدید هستم و با اشتیاق این راهو ادامه میدم و اجازه میدم این شعور جدید وارد تک تک سلول های بدنم بشه و منو وارد مسیرهای زیباتری کنه

      من متوجه شدم که چقدر با دیگران فرق دارم ،من چقدر فکر وعمل و نتایجم متفاوته با اطرافیانم،چقدر به خودم افتخار کردم ،حیطه فکری من با اونها فرق داره،نوع خوردنم متفاوته،نوع نگاهم به قضایا عوض شده ،انگار مال یه دنیای دیگه ای هستم ،چه حس خوبی دارم ،چقدر از خودم راضی م،از خدای خودم راضی م،از کلاسام،دوره هام،اساتیدم که میتونم بگم از بهترین های ایران گلچین شدن ،بسیار خوشحالم

      ،حس عالیه که بدونی تو خواستی و خداوند دستتو گرفت و گذاشتت تو راه و مسیر راحت و زیبا که فقط از بودنت در این مسیرها لذت ببری ،کوله باری نداری،سبکی ،خوشحالی و میدونی مقصدت دریای زیباییه که اساتیدت منتظرت هستن که تو هم برسی به مقصد و همگی جشن بگیرید

      دیگه فکر ترازو نیستم،فکر تنگ شدن لباسام نیستم،ترس از رستوران رفتن ندارم،به یه بلوغ انتخاب کردن رسیدم واز این حق انتخابم و تکاملم لذت میبرم،دیگه حرف های عامیانه نمیزنم،غر نمیزنم،از بیماری هام صحبت نمیکنم،شکایت نمیکنم،مدام از همه راهکار نمیخوام برای چاقتر نشدنم تازه ادم های زیادی میان واز من راهکار میخوان ،ترس از مسافرت رفتن و چاقتر شدن ندارم،۱۳ ماهه هر شب براحتی شام خوردم اونم هر غذایی که دوست داشتم،دیگه از روی ترس ورزش های سخت انجام نمیدم، دیگه تو جمع خجالت نمیکشم ،دیگه خودمو تحقیر نمیکنم وووووو و اگر اینها موفقیت نیست چیه ؟ اینها یعنی در مسیر صحیح بودن یعنی حال خوب اتفاق خوب ،یعنی خداجونم شکرت

      خدایا شکرت که زبان لاغری را یاد گرفتم و در حال عمل به اموزه هام هستم

      شاید خیلی از دوستانم که در این سایت هستن ،تصور کنن این فایلها رایگانه و راحت ازشون بگذرن ولی منیکه تمام دوره های پولی استاد گذروندم و الان اینجا هستم میدونم و مطمئنم که هیچ فرقی با هم ندارن چونکه وقتی ایده ای به استاد الهام میشه ،حتما اون ایده بشکل فایلی در خواهد آمد و بلخره در قسمتی از سایت یا دوره ها گنجونده میشه ،انقدر در این ۲۸ روز که در این دوره گام به گام‌ هستم ،کد در ذهنم باز شده ،انقدر ذهنم شخم خورده شده ،انقدر باورهای مخرب از من بیرون ریخته شده که خودمم باورم نمیشه ،قبلا فکر میکردم دیگه ۳ دوره رو گذروندم ،همه چیزو میدونم و فکر مخربی دیگه در من وجود نداره ،با اینکه بیشتر فایلهای این دوره رو پارسال گوش دادم و حتی کامنت نوشتم ولی گوش دادن امسالم متفاوت تر از قبله و من درک جدیدیتری همسان با باورهای جدیدم دریافت میکنم

      بعد از اتمام این دوره مجدد به دوره مقدماتی میرم با اشتیاق و میدونم مطالب و آگاهی های نابی منتظر من هستن که پارسال ذهنم اجازه شنیدنشونو بمن نداده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        فرشته مهربانF.s
        1400/01/08 17:52
        مدت عضویت: 469 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 112 کلمه

        سلام دوست عزیز
        منم دقیقا مثل شما دردوره تکرار هستم وبه تازگی فهمیدم که انگار هیچ چیزی نه شنیده ام نه تمرین کردم تازه جان گرفتم وبه لطف خدا ی مهربان هر روز اشتیاق وعملکرد وفهم ودرکم از موضوعات بیشتر میشه خوشحالم که شما هم مثل من درک کردین ودارین از رفتارهاتون نتیجه خوبی دریافت میکنید به لطف خدا ودیدن نوشته های شما مشتاق شدم پول هامو جمع کنم ودوره های دیگر تناسب فکری استاد رو بعد از اتمام دوره مقدماتی خریداری کنم وحالا متوجه میشم که هر فایلی اونقدر با ارزش که باید حسابی برای داشتن تک تکشون تلاش کنم ممنونم که اشتیاق من زیاد کردین با آرزوی موفقیت برای شما وخودم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/08 23:50
          مدت عضویت: 730 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 394 کلمه

          سلام خانم فرشته
          دوست عزیز هر کدوم از ما با ذهنیت ها و باورهای متفاوت وارد دوره ها شدیم
          ۳سال بودن در مسیر آموزش های ذهنی ،بمن این اطمینان را داد که چیزی در ذهن من خطا میره ،بصورت خدای گونه هدایت شدم اینجا ،داشتم پرواز میکردم،ولع شنیدن و آموختن داشتم ولی هر آنچه من شنیدم به اندازه وسعت باورهای اون زمان من بود ،شاید بنظر خودم خیلی میفهمیدم و درک میکردم ،مثل همین الان که فکر میکنم خیلی میفهمم و درک میکنم ولی هر چی بیشتر تکاملمو طی میکنم متوجه میشم ،ذهن من بروی بعضی از آگاهی ها فیلتر میذاره ، با بودنم در مسیر و تکرار این آموزه ها ،فیلتر های ورودی ذهن من آزادتر میشه ،با هر بار فهم بیشتر من ،قفلی از وجود من که سالها پیش زده شد باز میشه ،انگار ذهن من مثل خاکیه که داره شخم میخوره و انواع و اقسام حشرات و کرم های کثیف ازش بیرون ریخته میشه ،حس میکنم تازه راه های تنفس اون زمین در حال باز شدنه ،تازه نتایج وقتی شروع میشه که اون خاک تمیز بشه و بتونه از بذر جدید محافظت کنه
          من در این مسیر یاد گرفتم عجله نکنم
          من یاد گرفتم با خودم و بدن چاقم در صلح باشم‌
          من یاد گرفتم خوراکی ها چاق کننده نیستن بلکه نوع نگاه من به اونها ،اونها رو برای من مضر یا مفید میکنه
          من یاد گرفتم صبور باشم به خودم و بدنم احترام بذادم و اعتماد کنم
          من یاد گرفتم خدایی که منو هدایت کرد اینجا منو حمایت هم خواهد کرد
          من در حال یاد گیری زبان جدیدی هستم
          من در حال ساخت شخصیت جدیدم هستم که هیچ ربطی به گذشته من نداره
          من یاد گرفتم خودمو سرزنش نکنم مقایسه نکنم
          من یاد گرفتم ،به خودم محبت کنم ،خودمو در آغوش بگیرم و به اندازه ۴۵ سالی که خودمو نادیده گرفتم خودمو ببینم
          من یاد گرفتم که از شخصیت قدیمم استفاده نکنم ،یاد گرفتم از آموزه هام در طول زندگی استفاده کنم
          این دوره ها درس های زیادی برای من داشت و داره ،من فرد قویتر و با عزت نفس تری شدم
          اگر بخوام بنویسم میتونم ساعتها بنویسم همونطور که ۱۳ ماه هر روز نوشتم و خوندم
          خدارو شکر همه دوستانی که در دوره ها هستن همگی رشد های عالی درونی و بیرونی داشتن
          منکه از دوره ها راضی هستم و هر کدوم از اونها قسمتی از ذهنیت های منو ترمیم کرد و همچنان هم ادامه خواهد داشت
          امیدوارم شما هم به بهترین ها هدایت بشید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/01/28 03:21
        مدت عضویت: 651 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 55 کلمه

        با سلام . نوشته ی شما خلاصه ای از نتایج من هم بود و خیلی لذت بردم از خواندنش . اینجا برای من یک سرزمین اسرار آمیز هستش که از دید بقیه پنهانه و من وقتی وارد این سرزمین میشم سرشار از احساس های خوب و انرژی مثبت هستم . خداروشکر به اینجا هدایت شدم. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/27 10:22
      مدت عضویت: 489 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 813 کلمه

      سلام به استاد و دوستان :گام۲۸ زبان لاغری را یاد بگیرید لاغر می شوید
      یادگیری هر زبانی احتیاج به تمرین و تکرا دارد از این فایل یاد می گیریم که برای آموختن هر چیزی باید اول زبان آن را یاد بگیریم و برای یادگیری آن نیاز به تمرین و استمرار داریم همین زبان فارسی که زبان مادری ماست بارها و بارها کلمات و جمله ها تکرار شده تا ملکه ذهن ما شده .زبان چاقی را هم از طریق های مختلف مثل والدین —رسانه ها—تبلیغات یاد گرفته ایم و آنقدر تکرار کردیم که نتیجه را در جسم خود مشاهده کردیم و آن موقع فهمیدم که باید چاره ای ببندیشم و اولین نسخه ای که به ذهنم اومد کم خوردن و ورزش بود و این روند هر روز تکرار و تکرار می شد و نتیجه همیشه یکنواخت بود .غافل از اینکه زبان چاقی در ذهن من قوی بود برای همین به نتیجه درست نمی رسیدم و نتیجه را ذهن من رقم می زد که همون چاقی بود و اکنون که با لاغری با ذهن آشنا شدم می فهمم که چقدر فشار روحی و جسمی بر خود وارد می کردم بخاطر تمام فرمولهای اشتباه که در ذهن من نهادینه شد و اکنون با تمرین و تکرار فرمولهای زبان لاغری را جایگزین می کنیم
      همانطور که استاد مثال یک نفر را در باشگاه زدند که موقع وزن کردن چقدر اضطراب داشته که تمام وسایلش را از تن بیرون می آورد و بعد وزن می کند .درست به یادم خودم اوفتادم که من هم قبلا دقیقا همون کار را می کردم و همون شرایط در من موجود بود وحتی یکبار قبل از ورزش و سونا و یک دفعه بعد خود را وزن می کردم همش زبان چاقی بود و صبح ها تا بیدار می شدم اول خودم را وزن می کردم فقط با لباس زیر و بعد می رفتم تردتمیل و بعد دوش و دوباره وزن الان که فکر می کنم من چقدر با اعصاب خود بازی می کردم ودر ذهن من نهادینه شده بود که باید هر روز خودم را وزن کنم تا بتونم کنترل بر اوضاع ‌و احوال خود داشته باشم
      چه دلیل قانع کننده ای داشته؟
      فکر می کردم اگر وزن نکنم ,بی خیال ورزش خواهم شد و معلوم نیست که چقدر اضافه خواهم کرد و چقدر ذهن درگیر این مسله بود اما در حال حاضر خیلی آرامش دارم و فرمولهای ذهنی من برای وزن کردن صد در صد تغییر کرده برای همین با آرامش در مسیر لاغری زندگی می کنم همرا با لذت
      و این رفتارها کاملا ثابت می کند که زبان چاقی بوده که ترس از چاقی باعث این همه دلهره و اضطراب و خدا را شکر که زبان لاغری با من هست که در آرامش و بدون دغه دغه زندگی می کنم ممنونم استاد
      و هر چه زبان لاغری را بیشتر تمرین کنم همانند زبان مادری که برای من راحت و آسان است لاغر شدن هم آسان و آسان‌تر می شود ولی هیچوقت زبان چاقی فراموش نخواهد شد می تونیم زبان دیگری را یاد بگیریم حتی تا سطح دکترا برویم یا تحصیلات هر چی یاد بگیریم تا سطح دکترا
      بازهم زبان مادری همچنان با ماست و هرگز پاک نخواهد شد
      هر هنر دیگری فقط می شه آموخت اما پاک نمیی شه زمانی که زبان لاغری را بیاموزیم جسم ما به مرور بر اساس زبان جدیدی که یاد گرفته ایم تغییر وضعیت می دهد و همانطور تلاش برای از خاطر بردن زبان فارسی و هر موضوعی که یاد گرفته ایم بی فایده آست سعی و تلاش برای لاغر شدن از طریق های مختلف کاری بیهوده ای است پس ساده ترین راه ، آموختن زبان لاغری است تمام رفتارهای چاق کننده و لاغر کننده ذهن بر اساس دستورهای ذهنی صورت می گیرد با توجه به رفتار غذایی لاغرها و چاق ها می توانیم بفهمیم که لاغرها زمانی می خورند که گرسنه هستند و زمان سیر را هم دریافت می کنند ولی چاق ها خوردن را بر اساس تفریح می دانند و زمان سیری و گرسنگی را ندارند و مشکل آنها در خوردن نوع غذایی که می خورند نیست بلکه فرمولها و نحوه رفتار و عملکرد آنها به غذا خوردن است و افراد چاق افکار خیلی متفاوتی با افکار افراد لاغر دارند و برای لاغر شدن خیلی تلاش می کنند ولی نتیجه هم نمی گیرند و ابن افکار را از جامعه و والدین و رسانه ها کسب کرده‌اند و نتیجه بصورت چاقی در جسم آنها پیدا می شود و دو دسته از افراد تصمیم به رفتن باشگاه برای ورزش می روند
      افرادی که قصد دارند زیبایی اندام بشوند و افرادی که قصد دارند چربیهاب اضافی را از بین ببرند ورزش کردن این افراد هم مثل هم نیست یکی از روی اشتیاق به دنبال هدفش و یکی از روی اجبار برای آب شدن چربیها—ومن از آن دسته‌ای بودم که برای لاغری می رفتم—
      وقتی زبان لاغری را یاد گرفتیم ورزش کردن برای ما معنی و مفهوم دیگری همراه با لذت بیشتری خواهد داشت 🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/12/17 00:22
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه


      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲۸چقدر خوبه که بتونیم فرمولهای چاق کننده رو بشناسیم وفرمولهای لاغر کننده رو جایگزین چاقی کنیم اما یکم حواس جمع میخواد باید هواسمون به فکرهامون باشه ببینیم چی میگیم اونها فرمدلهای ذهنی وبتورهای ما هستند اونهاییکه اشتباها شناسایی وبا فرمول صحیح جایگزین میکنیم وبهتره بنویسیمشون و تکرارش کنیم تا ذهنمون فرمولهای جدید بپذیره وهمین طور بهتر رفتارهای افراد متناسب رو هم بشناسیم وبا افکار خودمون مقایسه کنیم وفرمول صحیح بسازیم که اون چیزهاییکه افراد متناسب میگن صحیح وتفاوت ما با لاغرها فقط در فرمولهای ذهنی هامونه نه چیز دیگه ببینیم که چه تفاوتهایی بین ما دو گروه وجود داره یک گروه لاغرها هستند و اصلا نمیدونن چاقی چیه ودرکی از اون ندارن وگروه دوم چاقها هستند وهزاران مشکل ودائم در تلاشن که راه حلی برای متناسب شدن پیدا کنن از ورزش رژیم دارو گیاهای کمر بندهای لاغری و..امتحان کردیم ونشده وبه نتیجه مطلوب نرسیدیم وافراد چاق به دلایلی که حتی خودشونم نمیدونن ودوست نداشتن چاق شدن مثل رسانا خانواده و…واین فرمولها در ذهن ما ذخیره شده و در نهایت ذهنمونکه تصمیم نهایی رو میگیره افرادیکه باشگاه میرن و ورزش میکنن به دو گروه هستند گروه اول برای پرورش اندام میان باشگاه وبرای هدفشون تلاش میکنن وکم کم تغییر رو جسمشون میبینند وامیدوارتر میشن وادامه میدن تا به نتیجه دلخواهشون برسن وگروه دوم چاقها هستند و خسته ودرموتده یک روش دیگه رو برای لاغری انتخاب کردن که بلکن بتونه اونهارو لاغر کنه وی مدت با شوق وذوق ادمه میدن وتغییری در جسمشون نمیبینن و کم کم دلسرد میشن ومنتطر بهانه ای هستن که نرن مثل امروز حال ندارم امروز مهمون دارم امروز سرم درد میکنه وامروزهای دیگه و پس از مدتی خسته میشن ورها میکنن چونکه انگیزه ندارن واونهاییکه پرورش اندام کار میکردند هدف داشتن انگیزه داشتن‌وادامه دادن ولی افراد چاق فقط میخواستن از شر اضافه وزن خلاص بشن ومن این دوستمون که تو باشگاه استاد بود کاملا درک میکنم چون درد مشترک داشتیم حالا با یکم تفاوت وقتی پیش دکتر تغذیه رفتم ۶۴ کیلو بودم ودر عرض چند ماه ۵۹ کیلو شدم ولی یک دفعه ی ایست شد و من دیگه وزن کم نکردم رفتم رو ترازو دیدم وزنم بازم کم نشده کاپشنمو دراوردم دوباره کیف و کفشمم در اوردم اما اصلا اگار وزن پن با اینها وبدون اینها تغییر انچنانی ندارشت خلاصه دکترمم گفت شاید تئروئید یا کم خونی یا کمبود ویتامین دی داری رفتم ازمایش دادم ومعلوم شد همشو داشتم ودیگه خسته شدمم و ولش کردم واین اوضاع روی ذهنم خیلی اثر گذاشته بود کلی بهم ریخته بودم وتمام انگیزمو از دست دادم ووفکر میکردم دیگه نمیتونم لاغر بشم واین موضوع با موضوع تیروئید قاطی شد و اضافه وزنم بیشتر وبیشتر شد در این هنگام بود که با سایت اشنا شدم وخوشحالم که دیگه اون دوره گذشت ومن وارد ی دنیای جدیدی شدم ومطمئنم که میتونم با این روش به نتیجه دلخواهم میرسم وامید دارم که بازم وارد ی دنیای دیگه هم قرار بشم دنیای لاغرها با تمام تعییرات در تمام جهات زندگی وتو این دنیا از رنج سختی ونخوردن خبری نبود ومن به دوستانیکه تازه وارد گروه ما شدن تبریک میگم ونگران هیچ چیز نباشن چون قدم در مسیر صحیح گذاشتن ومطمئن باشن با این روش میتونن به متیجه دلخواه برسن واگر بتونن دوره تهیه کنن که اصولی تر به نتیجه میرسن فقط باید ادامه بدن واصافه وزنم ی زبان مثل زبانهای دیگه زبان چاقی زبات فارسی زبان لاغری وما ناخواسته زبان چاق رو یاد گرفتیم وباید تصمیم بگیریم وزبان لاغری رو هم یاد بگیریم ولاغر میشیم ما تباید با چاقی مبارزه کنیم چون اینکار باعث چاق شدن ما میشه ما نمیتونیم زبان چاقی رو فراموش کنیم یا از ذهنمون پاک کتیم اما میتونیم به راحتی چند زبان داخواه دیگه رو هم یاد بگیریم چون ذهن ما قابلیت پاک کردن وفراموش کردن نداره ولی تا دلت بخواد قابلیت یاد گرفتن داره وقتی زبان لاغری رو یاد بگیریم ونتیجه شو تو ذهنمون ببینیم میبینیم که چقدر لذت بخشه چقدر شادی اوره چقدر خارق العاده ست وچقدر نشاط اوره وخدارو شکر میکنیم که ما رو به این مسیر هدایت کرده وبرای این دوستمون که تو باشگاه بودم دعا میکنم که خدا انتخابش کنه وهدایتش کنه وبیاد ودر این مسیر قرار بگیره لاغرشدن اسونترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 17:37
      مدت عضویت: 781 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,167 کلمه


      (شرح عالی بر اساس محتوا، اشتیاق و تعهد در انجام تمرینات، درک صحیح)
      .
      گام  ۲۸  زبان لاغری را یاد بگیریم لاغر می شویم
      کاملا مشخصه که چقدر برای لاغر شدن تلاش کردید که به نکات دقیق وریز تناسب هم توجه داشتید دراین مبحث یاد گرفتم برای موفقیت درهرچیز باید زبان مربوط به ان چیز را یاد بگیریم واموختن زبان هرچیز یعنی دقت به نکاتی که رسیدن به ان را راحت تر می کند .درمسیر لاغری حرکت کردن هم همینطور است توجه به تفاوت نکات فرمولهای ذهنی لاغری وچاقی ومقایسه انها باعث تشخیص علت داشتن اضافه وزن ویا متناسب بودن می شود . نکته قابل ذکر این است که تمام رفتارهای چاق کننده ولاغر شونده ذهنی، وبراساس دستورهای ذهن صورت میگیرد .با توجه به رفتار غذایی لاغرها وچاقها میتوانیم بفهمیم که لاغرها به این علت متناسبند که وقتی گرسنه می شوندیعنی بدنشان به انرژی نیاز دارد غذا می خورند وزمانی که سیر می شوند دست از خوردن برمی دارند وبعد ازان هم در پرخوری وریز خواری ندارند به همین علت متناسبند اما افراد چاق خوردن فکر اصلی واساس زندگیشان است وبه هر بهانه ای شروع به خوردن می کنند .افراد چاق دلیلهای زیادی برای رفتار وافکار چاق کننده خود می اورند تا چاقی خود را توجیه کنند مشکل چاقها در خوردن نوع غذایی که می خورند نیست بلکه درفرمولها وافکار ونحوه رفتار وعملکرد انها نسبت به غذا وخوردن است .افراد چاق درمدت زمان طولانی وارام ارام بدون اینکه متوجه شوند وچاقی را انتخاب کنند، از طریق محیط اطراف و والدین ومحیط بیرونی چاقی را اموزش دیده اند .برای اموزش چاقی باید زبان چاق شدن را بلد با شیم .پرخوری وبیش از اندازه خوردن وریزه خواری واعتیاد به مواد غذایی وهمینطور  محدود ومحروم کردن خود از غذا واستفاده از روشهای سخت وزجر اور ورزش ورژیم همه از موانع لاغری ودر واقع زبان یادگیری چاق شدن می باشد چون به ذهن اموزش این رفتارها را داده ایم ودر ذهن این فرمولها ورفتارها را ذخیره کردیم ، ذهن هم فرمان مطالب اموزش دیده وذخیره شد را می دهد ونتیجه ان چاقی واضافه وزن است .علت چاقی ما رژیم و ورزش وفعالیتهای فیزیکی نیست بلکه زبان رفتارهای چاق کننده ذهن است . کسانی که ورزش می کنند اگر برای بدن سازی می ایند پر انرژی وبا هدف وانگیزه وبا نظم وشادی وبا شوق ادامه می دهند ولی اگر برای لاغر شدن ورهایی از چاقی واضافه وزن ورزش می کنند معمولا با انگیزه واشتیاق وشادی ونظم ادامه نمی دهند واز هر بهانه ای برای زیر کار در رفتن و ورزش نکردن استفاده می کنند .هدف بدن سازها از ورزش با چاقها متفاوت است .بدنسازها برای پیدا کردن فرم جدید بدن وزیبا شدن اندام ولذت بردن از تناسب بیشتر ورزش می کنند اما چاقها برای فرار از جسم نا متناسب وچربیهای اضافه وبد شکل بدنشان ورزش می کنند.طرز تفکر این دو برای ورزش کردن بسیار متفاوت است . افراد چاق از وسیله ترازو وسایز بندی مکرر برای تعیین میزان تناسبشان استفاده می کنند ودرهرجلسه در ورزش خود را وزن می کنند فکر می کنند بعد از هر ورزش باید مقداری وزن کم کنند وانتظار از توان بدنی خود دارند که هرجلسه نتیجه بهتر بگیرند وعدم نتیجه گرفتن باعث نا امیدی و ناتوان دیدن خودشان در لاغر شدن می شود .یادم می اید وقتی باشگاه می رفتم از همه بیشتر می دویدم و ورزشها را سخت تر انجام میدادم که عرق بیشتری بریزم وچربی سوزی بیشتری داشته باشم وموقع وزن کردن کفشهایم را در می اوردن و وزنه را تکان میدادن که کمتر نشان دهد واگر وزنم کم نشده بود می گفتم جای وزنه اینجا ناصافه باید جاشو عوض کنیم وجای وزنه را عوض میکردم اما دوباره همان وزن رانشان میداد .جالب بود گفته شما واقعا از هر وسیله ای برای التماس از وزنه که کم نشان بده استفاده می کردم .ویا موقع سایز بندی لباسم را مرتب عوض میکردن وانکه چسبانتر بود می پوشیدم تا با لباسی که جرم کمتر دارد سایز بگیرم و همه اینها زبان چاق شدن ومانع لاغر شدنم بوده که اطلاعی از انها نداشتم .عوامل بیرونی هیچ نقشی در چاقی من نداشته بلکه فرمولهای ذهن من به شدت چاق شونده بوده.   بخاطر   اگاهی نداشتن از توانمندیمان است که این همه تلاش وسختیها وکارهایی با تحمل رنج وزجر را برای لاغر شدن انجام میدهیم .همه چاقها زبان و کلام ومسائل مشترک چاقی قابل درک همدیگر را می دانند .به همین دلیل با شرکت دردوره وخواندن نوشته های یکدیگر احساس ارامش پیدا می کنند این مسیر برای کسانی که بسیار خسته ونا امید از همه تلاشها ورنجهای کشیده شده برای لاغر شدن راپیمودند باعث کمک به امیدواری وپیدا کردن انگیزه و هم زبان چاقی که ارامش انها را بدنبال دارد می شود.چون چاقی واضافه وزن برای چاقها زبان مشترک همه چاقها است. چاقی همیشه در ذهن چاق ها هست و نمی توان این فرمولها را در ذهن چاقها از بین برد بلکه با یادگیری زبان لاغری به اندازه دقت وتلاش وهمت در یادگیری میتوانیم انرا جایگزین فرمولهای چاق کننده کرد وبه نتیجه رسید 🏵باورها وعادات رفتاری چاق کننده همه چاق ها شبیه همدیگر است چون زبان رفتارهای چاق کننده ذهن وبدن همه چاقها یکی است.امکان ندارد بتوانیم زبان چاق شدن را فراموش کنیم اما می توانیم تصمیم بگیریم وزبان لاغری را یاد بگیریم . برای ذهن یادگیری یک یا چند زبان دیگر راحت است اما ذهن قابلیت فراموشی یا پاک کردن هیچ چیز را ندارد به همین خاطر افراد چاق نمی توانند رفتارها وباورهای چاق کننده را فراموش کنند اما می توانند زبان لاغری را یاد بگیرند.وقتی چاق ها زبان لاغری را یاد بگیرند احساس ارامش وراحتی خوبی پیدا می کنند وهمه چیز برایشان بسیار لذت بخش می شودکه با روش ذهن بصورت اصولی واساسی برای همیشه تناسب را یاد گرفته اند ومتوجه می شوند که مسیر ذهن چقدر راحت وساده است.مثلا وقتی ما خیاطی را یاد یگیریم به هیچ عنوان خیاطی را نمی توانیم از ذهن خود پاک کنیم واگر بخواهیم نقاشی و گلدوزی را هم یاد بگیریم می توانیم و ذهن ما قابلیت یادگیری انها را دارد ونیازی به پاک کردن خیاطی از ذهن نداریم.و وقتی این چند هنر را باهم یاد بگیریم چقدر برایمان دوخت هرچیز وطراحی وتزیین انها با گلدوزی راحت ولذت بخش می شود واگر کسی در رابطه با زبان این هنرها صحبت کند براحتی ما هم زبان انها را می فهمیم واز تبادل نظر وصحبت در باره انها لذت می بریم وبرخود می بالیم .لاغر شدن هم همینطور است اگر ما زبان لاغری را یاد بگیریم از تمام ارامش وراحتی وامکانات لاغرها استفاده می کنیم و حرف انها وحال خوب را می فهمیم وامیدوانگیزه متناسب تر شدن را بیشتر داریم. فردچاقی که امید وانگیزه به توانمندی خودرا برای لاغر شدن از دست داده هرچیزی مثل ضخامت لباس،  پوشیدن کفش، الان اب زیاد خوردم  ، جای وزنه میزان نیست  ،   وزنه شما خرابه و…….را برای کم نشان ندادن وزنش روی وزنه را بهانه می کند. ورزش برای سلامتی ونشاط و نرمی عضلات وسفت نشدن استخوانها وگردش بیشتر خون وبهتر شدن تنفس بسیار مفید است اما اگر ازان بعنوان زبان لاغری استفاده کنیم ذهن ما انرا نمی پذیرد ودر اخر نتیجه لاغر شدن را برایمان ندارد.در واقع اگر فرمول ذهن راتنظیم کنیم ورزش ونقش ذهن وجسم را در سلامتی بدانیم ورزش مفید وخوب ونشاط اور است
      خدایا بابت تمام نعمتهایت سپاسگزارم واز شما استاد گرامی هم متشکرم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/14 17:09
      مدت عضویت: 528 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام و درود
      از زمانیکه بدنم شروع به چاق شدن کرد ذهنم هم با وسیله ای بنام ترازو هم آشنا شد و من با شروع ورزشم برای لاغر شدن هر لحظه و هر دقیقه خودم رو وزن میکردم و اون شخصی رو که استاد در موردش حرف میزد رو کاملا درک میکنم چون من هم برای اینکه یک گرم از وزنم رو کمتر کنم هر چیز اضافی رو از خودم سبک میکردم حتی گیره مو و به قول استاد به وزنه التماس میکردم که وزنم رو کمتر نشون بده الان که دارم به اون حرکات فکر میکنم واقعا خندم میگیره که ای چه کاری بود من میکردم امروز تقریبا یک سال هست که پاهام روی وزنه نرفته و خیلی خوشحالم که این وسواس از من دور شده و تونستم وزنه رو فراموش کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/04 00:30
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,186 کلمه

      با توجه کردن به رفتارهای چاقها و لاغرها من چقدر آگاهی بیشتری پیدا میکنم و فرمولهای ذهنی چاق خودم رو میشناسم و به جاش فرمولهای لاغری رو جایگزین میکنم ( چون خیلی به چاقها و لاِغرها توجه دارم متوجه میشم که یه فرد چاق از خوردن برای بهانه های مختلف داره استفاده میکنه اما یه فرد متناسب فقط زمانی میخوره که واقعا گرسنه باشه و وقتی سیر بشه دست از خوردن میکشه )

      تفاوت این افراد متناسب و چاق فقط در محتوای ذهنیشون هست و جسمی هیچ تفاوتی ندارن در واقع چاقها کلی دلایل دارن برای این افکارو رفتارهای خودشون و نتیجه هم جسم چاقی هست که سالها دارن و هر چقدر تلاش میکنن فایده ای نداره چون بارها گفتیم ذهن آدمها نتیجه رو رقم میزنه و نه تلاش فیزیکی اونها .(آخه اگه به تلاش فیزیکی بود که من این ۷ سال آخر رو همیشه سر ساعت ورزش میکردم و اگر به نخوردن بود که این چند سال آخر همش در رژیم بودم و از خیلیا کمتر میخوردم طوری که بقیه مسخره میکردن از بس تو حساسی و هیچی نمیخوری اینطور وزنت بالامیره و واقعا هم همین طور بود من خوردنم و فعالیتم مشکلی نداشته حالا شاید یه جاهایی پرخوری میکردم ولی نه دراون حد که وزنم ماه به ماه بالابره و من دیگه از خوردن وحشت داشتم و هی از ترس چاقی غذاای رژیمی بدمزه تر میخوردم و هی محدودیتهای بیشتر رو در خوردن به وجود میاوردم و جرات خوردن هیچ فست فود و شیرینی و پفک و چیپس و غذاهای سرخ شده و یا حتی غذای معمولی رو هم نداشتم ولی اشکال کار در اینها نبود در ذهن من بوده که سرشار از فرمولهای چاقی بوده )

      در باشگاه که بریم دو دسته افراد میبینیم دسته ی اول : کسانی هستن که میرن برای زیبایی اندام و پرورش عضلات که هیچ وقت نشده نرن و باانگیزه و اشتیاق میرن و ورزش منظم میکنن و دسته ی دوم : کسانی هستن که میان برای رهایی از چاقی و چربیهای اضافه و اینها خیلی بی انگیزه هستن و منظم نمیان و یه روز میان چند روز نمیان (من این ۷ سال آخر که میرفتم باشگاه همیشه سر ساعت میرفتم و اما اون اوایل که می رفتم پیش دکتر تغذیه و خوب وزن کم می کردم در کنارش هم رفتم باشگاه و واقعا با اشتیاق می رفتم باشگاه و با مربی خیلی عالی در سطح شهر کار میکردم که بسیار ورزشهای جذاب و شادی میداد و من هم خوشم میومد و حتی در باشگاه جایزه گرفتم به عنوان کسی که بسیار خوب در مدت زمان کمی تونستم وزن خوبی کم کنم و لاغر بشم اما من در ماه آخر رژیمم که دیگه متناسب شده بودم و رژیمم رو یکم کمتر کردم و همزمان هم به خاطر مشکلاتی آزمایش خون دادم و متوجه کم کاری تیرویید و مشکل هورمونی شدم که خیلی از طرف دکترها و بقیه میشنیدیم که این داروها و مشکلات چاقت میکنن در حالی که دیگه رژیم من تموم شد ه بود از پیش دکتر که اومدم بیرون بعد یه مدت دیدیم انگار ثابت نمیمونم در حالی که همیشه ورزش میکنم و کلی ترس و تنفر و وحشت داشتم از چاقی و خوردن که نگو و پیش خودم میگفتم من با رژیم و ورزش میتونم متناسب باشم و اما بعد از یه مدت مربی ورزشی رو که دوست داشتم و خیلی عالی بود از شهرمون رفت و خواهرم که همراهم میومد هم دیگه نیومد و من موندم و یه مربی که کارش رو دوست نداشتم و کلی فرمولهای چاقی و ذهن چاق که شرایط رو واقعا برام سخت کرده بودن و اما من هر روز با تعهد باشگاه میرفتم اما فقط برای لاغری میرفتم و برای اینکه اگه ولش کنم خیلی چاقتر میشم و از چاقی بیشتر میترسیدم … و هیچ وقت هم نتونستم نتیجه بگیریم تا اینکه با این راه آشنا شدم )

      خلاصه همون طور که بالا گفتم من هم قبلا خیلی تلاش کردم از طریق ورزش کردن لاغر بشم و خودم انتخاب کرده بودم برم ولی مجبوری میرفتم و اما بگم من همیشه سرساعت میرفتم و لی همش از روی ترس و اجبار بود از روی تنفر از چاقی بود و من میرفتم اما هیچ وقت لاغری رو با ورزش به دست نیاوردم و حتما باید رژیم میگرفتم تا دوباره متناسب میشدم و همیشه مثل یویو در حال رفت و آمد بین چاقی و لاغری بودم و همین خیلی اذیتم میکرد و شنیده بودم هر کس که سالها ورزش کرده اگر اون رو کنار بزاره چاق میشه و من همیشه جرات ول کردن ورزش رو نداشتم و انگار به اجبار میرفتم و ورزش میکردم .(اما خو اهر خودم خلاف همین باورم بود چون بعد از ۸ یا ۹ ماه ورزش کردن که با من اومده بود دیگه نیومد و کلی هم لاغر تر شده بود که همه و من بهش میگفتیم لاغر شدی خوب دیگه بسه رژیم نگیر ولی میگفت آخه من رژیم ندارم و واقعا هم راست میگفت هر چی که دلش میخواست میخورد اما واقعا کم میخورد و همه چیز رو هم اصلا مثل ما چاقها دوست نداره و خیلی از غذا ها ایراد میگیره نه که رژیم بگیره یا ادا در بیاره نه اندازه نیازش میخوره و هیچ وقت ندیدمش پرخوری کنه و یا زیاد بخوره و هنوز که هنوز بسیار از الان من هم متناسبتر و لاغر تره و تکون نخورده پس این باور هم در من از بین رفته )

      و من در کنار این ورزشهای مدا وم و از روی اجبار بسیار به ترازو هم وابسته شده بودم که شرایطم رو خیلی سختتر برام کرده بود اما من خبر نداشتم که چقدر ترازو به من ضربه میزنه در حالی که من قبلا اینطور وسواسی در وزن کردن نبودم امابه توصیه دکتر تغذیه رفتم ترازو خریدم و چون دکتر میدید وزن من خیلی نوسان داره و هر از مدتی باید رژیم بگیریم تا متناسب بشم به من گفت باید هر هفته خودت رو وزن کنی تا بتونی وزنت رو کنترل کنی و اگر دیدی وزنت رفته بالا باید سریع فلان رژیم رو بگیری و دوباره محدودیت غذایی داشته باشی تا وزنت نرمال بشه و من هم با وسواس خاصی روی ترازو میرفتم که شاید وزن من رو ترازو کمی کمتر نشون بده و اینقدر تحت فشار بودم که نگو و وای به حال روزی که عدد وزنی من روی ترازو بالا رفته بود اصلا تمام تلاش من رو زیر سوال میبرد و تمام توان من تحلیل میرفت که با خودم میگفتم این همه نخوردن و ورزش کردن چرا باید نتیجه اش چاقی بیشتر باشه ؟؟؟؟؟و من زیر بار درد و رنج بیشتر برای لاغری میرفتم با ورزش،و رژیم سنگینتر و کلی فشارهای روحی بیشتر واینقدر از این کارا میکردم تا خسته شده بودم و دیگه از این وضعیت کلافه بودم و یه جاهایی میگفتم دیگه کاری از دست من بر نمیاد هم نمیخورم هم ورزش میرم دیگه هر چی شد شد ولی ته دلم به دنبال راهی بودم تا اینکه با این سایت آشنا شدم و واقعا با اومدن در این سایت مسیرم راهم و انگیزه ام و امیدم و توانایی من تغییر کرد و چقدر خوشحالم از بودن در این مسیر سرسبز و من دارم با ذوق و شوق هر روز مسیرم رو طی میکنم .

      اضافه وزن در ما چاقها مثل یه زبان مشترک هست مثل زبان فارسی که در همه ی ما مشترک هست ولی ما باید زبان لاغری رو یاد بگیریم و عمل کنیم و چیز سختی نیست و ما چاقها کلی رفتارهای مشترک داریم ولی ما باید تصمیم بگیریم زبان لاغری رو یاد بگیریم نه اینکه بخواییم با چاقی مبارزه کنیم مثل این هست ما از امروز بخواییم با فارسی صحبت کردن مبارزه کنیم که اون رو فراموش کنیم و حرف نزنیم اما امکان نداره از ذهن ما پاک بشه .(من هر روز دارم زبان لاغری رو یاد میگیریم مثلا اینکه چه موقع عدا بخورم به چه مقدار بخورم و اصلا چرا میخورم …و به اونها عمل میکنم تا نتیجه رو بگیریم و دیگه هیچ جنگی با چاقی خودم و اضافه وزنم ندارم و از اون متنفر نیستم و تازه عشق به جای اون اومده و عاشقانه خودم و جسمم رو دوست دارم و میخوام هر روز برای خودم در این مسیر یه گام بردارم تا به تناسب دلخواهم بر سم )

      ذهن ما قابلیت فراموش کردن و پاک کردن نداره ولی میتونیم چند زبان رو یاد بگیریم ما هر چقدر تلاش کنیم نمیتونیم زبان چاقی رو پاک کنیم ولی میتونیم زبان لاغری رو یاد بگیریم و این خیلی لذت بخش و زیبا هست که یادش گرفتیم (واقعا لذت داره لاغری رو یاد بگیری چون من به صورت اتوما تیک از خیلها که رژیم دارن و به زور دارن تلاش میکنن لاغر بشن و از خیلی از اطرافیانم که متناسبن ولی رفتارهای پرخوری زشت و زننده ای دارن عالیتر و قشنگتر رفتار میکنم و چقدر با یادگیری لاغری دیدمون به این قضیه عوض میشه و از سطح بالاتری به این موضوع نگاه میکنیم و دقیقا مثل یه مشکل که بخواهی از ریشه حلش کنی داریم چاقی رو از ریشه بر طرف میکنیم و این سبک زندگی و خوردن رو خیلی دوست دارم و خوشحالم که یادش گرفتم )

      من ۱۷ ماه هست که تصمیم گرفتم زبان لاغری رو یادبگیریم و برای همیشه لاغر بشم و از وقتی وارد این مسیر شدم سرشار از آرامش،و حال خوب شدم .
      ومن در هر دیدگاه که مینوسم چون که خاطرات گذشته رو مرور میکنم و یادم میاد چیکار کردم میگم چقدر مسیر الان ساده و راحت هست و چقدر قبلا سخت و زجر آور بوده و خدا رو شکر میکنم و از استاد عزیز هم تشکر میکنم .
      و وقتی یاد قبلا میفتم که چقدر با استمرار باشگاه میرفتم که لاغر تر بشم و چقدر التماس ترازو می کردم که من رو کمتر نشون بده و این نشون میداد که هیچ توانابی در خودم نمیدیدیم و هیچ امیدی نداشتم که میتونم لاغر بشم و فقط به دنبال عوامل بیرونی مثل رژیم و ورزش و … بودم .
      اما من نگاهم دیگه تغییر کرده و ورزش رو به عنوان یه کار نشاط آور میدونم و به عنوان یه کار لذت آور نگاه میکنم و با این دید نتیجه ی بهتری از ورزش میگیرم پس میتونم یه فعالیت ورزشی داشته باشم ولی نه با فشار و سختی مثل گذشته که ورزش میکردم برای این که لاغر بشم و نتیجه نمیگرفتم .
      پس در هر کاری اول باید فرمولهاش رو درست کنی و نقشه ی ذهنی درست ترسیم کنی و بعد میبینی چقدر نتیجه دیدن راحت تر هست .
      پس ذهن رو همانگ با خواسته کنید تا نتیجه فوق العاده بشه .(الان من ذهنم رو دارم با خواسته ام که لاغری هست هماهنگ میکنم و نتیجه رو هم دارم هر روز میبینم و برای ذهنم از خوبی های لاغری میگم که چقدر سبک میشم رها میشم آزادی پیدا میکنم جوانتر و شاداب تر میشم و در بهترین حالت روحی و جسمی قرار میگیریم و خوشتیپتر میشم و لباس رنگ شاد میپوشم و …. و بعد هم بهش میگم که چقدر کار راحت و آسانی هست بدون زجر و سختی هست و بدون هیچ گونه گرسنگی و فعالت خاصی هست و هر وقت جسمم نیاز به غدا داشت من میخورم و اصلا نگران نباشم و تمام فرمولهای چاقی رو کشف میکنم و به جاش فرمولهای لاغری رو جایگزین میکنم مثلا قبلا دستور این بود وقتی غذایی دیدی اینقدر بخور تا با فشار شکمی متوجه سیری بشی (فرمول چاقی )ولی الان میگم از هر غذایی به اندازه ای بخور که سیر بشی و بعد از اون خوردن هم سبک باشی و هم احساست خوب باشه بدون اینکه در جسمت احساس فشار و سنگینی باشه (فرمول لاغری )و یا اینکه قبلا میگفتم خوردن اکثر غذا ها ترس داره چون که آدم رو چاق می کنه و من نمیخوردم (فرمول چاقی)اما حالا میگم اینها همه نعمت هستن که خدا آفریده که ما بخوریم و لدت ببریم و هیچ کدوم ترسناک نیست بلکه رفتار خوردن من ترسناک هست که زیاد میخورم پس به اندازه از هر چیزی که دوست دارم میتونم بخورم (فرمول لاغری ) کلی از این جایگزینها باید بکنیم
      پس هم افکار و هم رفتارهای خودم رو باید با خواسته ام همسو و هماهنگ کنم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/20 07:46
        مدت عضویت: 480 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        دوست عزیزخیلی عالی نوشته اید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/02 16:20
      مدت عضویت: 418 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      سلام…من ک خیلی خوشحالم ک زبان جدیدی یاد گرفتم خیلی لذت میبرم خوشحالم ک این زبان جدید حس و حال و زندگیم رو هم شاد کرده تغییر میده من هم در طول یکماه یکی دو بار روی وزنه میرفتم فقط اون عدد رو ک می‌دیدم حالم خراب میشد افسرده و ناراحت میشدم ولی الان شکر خدا این چند ماه حتی کمتر ب اندامم توجه میکنم دیکه اون قسمت از بدنم ک هر بار با دیدنش ناراحت میشدم کمتر بهش توجه میکنم با لذت دارم راهم رو همچنان ادامه میدهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/29 23:23
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      سلام دوستان عزیز و استاد گرامی .
      توجه به رفتار افراد متناسب به من که خیلی کمک کرده و خیلی برام جالبه . من حتی زمانی که با این سایتم آشنا نبودم همیشه خانمای متناسب اطرافم و زیر نظر داشتم که چه واکنشی دارن موقع تعارف خوراکی غذا و…. اما چون آگاه نبودم فکر میکردم همشون تو رژیمن و بزور خودشونو کنترل میکنن یا ارثی و شانسی لاغرن دارن قیافه میگیرن و مثلا میخوان کلاس بزارن تازه خودمو سرزنش میکردم نمیدونستم که اونا دارن طبق فرمولاشون رفتار میکنن و من هم طبق فرمول هام. این فایل یه احساس فوق العاده ای بهم داد. خیلی ساده تر میشه وقتی بدونیم فقط میشه با یادگیری تغییر کرد نه با رژیمای سخت ورزشای جورواجور جراحی دمنوش ماساژ طب سوزنی و……. این آگاهیا چاقی رو از حالت پیچیدگی و ترسناک بودنش در میاره . وقتی حرف از آموزش میشه تقریبا همگی این توان و درخودمون میبینیم که میتونیم لاغری و یادبگیریم و انگیزه و اشتیاقمون بیشتر میشه .ولی حرف رژیم و ورزش که میشه آدم احساس ناتوانی میکنه چون تجربه های بدی داریم ازاین روش ها .درمورد ورزش کردن هم از روزیکه دیگه به نیت لاغرشدن و خلاصی از اضافه وزن ورزش نمیکنم همه چی فرق کرده دیگه از پیاده روی و رقص خسته نمیشم و بزور خودمو وادار نمیکنم ،تایمی که بهم احساس خوب و نشاط میده رو انجام میدم نه که بزور بگم دوساعت باید عرق بریزم و آخرشم بی فایده . منکه متعهدم این زبان و مثل زبان فارسی بخوبی یاد بگیرم و مسلط بشم و تا آخر عمر ادامش بدم و از نتایج لذت ببرم . من با رویای تولد دوباره دارم هرلحظه زندگی میکنم . استاد سپاسگزارم چینش فایل ها عالیه قدم به قدم جواب هر سوالی که تو ذهنمه رو دارم میگیرم . برای همه ی شما عزیزان بهترین ها رو آرزو دارم💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/29 08:45
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 608 کلمه

      سلام
      تعریف کردن این داستان چقدر برای من هم یاداور خاطرات بود اینکه نوشته بودین صبح ناشتا باید میرفتین روی ترازو بدون کفش و با لباس نازک وترازو جاش تغییر نکنه و روی موکت و فرش نباشه(برای ما خانمها زمان روی ترازو رفتن هم مهم بود و بهترین زمان روز ۷ ام سیکل ماهیانه بود) هم بازم جزئی از خاطرات و رفتارهای مشترک افراد چاقه.
      حتی کسایی رو میشناسم که با لباس زیر فقط میرن روی ترازو😁
      من در مدت ۳ سالی که باشگاه میرفتم خودم جزئ کسایی بودم که تمام تلاشم رو میکردم و سعی میکردم سر وقت باشگاه باشم وتا آخر تایم هم میموندم وهمه حرکات خوابیده رو هم انجام میدادم ولی دوستانی بودن که دیر می اومدن زود هم میرفتن موقع انجام حرکات هماهنگ هم ردیفهای آخر می ایستادن که کمی دور از چشم مربی باشن و حرکات رو نصفه نیمه انجام میدادن به قول شما فقط واسه اینکه یه کاری برای چاقیشون انجام داده باشن
      دیروز یه کلیپ از یه بازیکن معروف فوتسال دیدم که میگفت با ۶ ساعت باشگاه رفتن و برنج نخوردن در عرض چند ماه از ۱۱۰ به ۸۰ رسونده بود خودش رو و با افتخار میگفت ۱۵ ساله لب به برنج و نوشابه نزدم
      با خودم گفتم چقدر مسیری که ما داریم برای لاغری طی میکنیم راحت و لذت بخشه واقعا😍😍😍
      هیچ محدودیتی توی غذا خوردن نداریم و از همه خوراکیها میتونیم بخوریم و لذت ببریم و لازم نیست حتی یه قدم هم برداریم خدا رو شکر میکنم بابت هدایتمون به این مسیر عالی🙏🙏🙏🙏
      چاقی یک زبان مشترک بین المللی هست که همه ما یادش گرفتیم فقط با اراده و خواست خودمون نبوده و یادگیری ناخودآگاه بوده که از طریق دیدن رفتار اطرافیان یا شنیدن حرفها و ضرب المثلهاشون توی ذهن ما به صورت فرمول چاق کننده ثبت شده و منجر به رفتارهایی شده که این جسم رو برای ما خلق کرده .همانطوری که مادر قادر به فراموشی زبان مادریمون نیستیم نمیتونیم چاقی رو هم فراموش کنیم ولی خبر خوب اینه که ذهن قابلیت یادگیری بی نهایت داره و در هر سن و وضعیتی که باشیم میتونیم چیزهای جدید رو یاد بگیریم و به محتویات ذهنمون اضافه کنیم و با تکرار اونا به ذهنمون بگیم که ما میخوایم به چه چیزی توجه کنیم تا کم کم نتیجه فرمولهای جدید در رفتار ما خودش رو ظاهر کنه و با تکرار اون رفتارها جسم زیبا و متناسبی رو خلق کنه🤩🤩🤩
      تنها تفاوت در اینه که اینجا خودمون باید زبان لاغری رو یاد بگیریم و با گوش دادان به فایلها و نوشتن تمرینات و خوندن نظرات دوستان و دیدن آلبوم شگفتی سازان فضای ذهنمون رو در فضای تناسب قرار بدیم و با عمل کردن به انچه در فایلها گفته شده به ذهنمون بگیم که رییس کیه و اینجوری مقاومتی هم در کار نخواهد بود .
      دیدن رفتار افراد متناسب یکی از تمرینات خوب این دوره است من تازگیها متوجه شدم که فرزندم هرگز بین غذا خوردن نوشیدنی نمیخوره و همیشه نوشیدنیش رو بعد از اتمام غذا میل میکنه در صورتیکه من از اولی که میخوام غذا رو شروع کنم برای خودم نوشیدنی میریزم و خیلی اوقات احساس میکنم باید نوشیدنی بخورم که غذا راحت تر از گلوم پایبن بره در صورتیکه در واقع فقط یه عادته 🤨🤨
      و چند روزی هست تصمیم گرفتم نوشیدنی رو بذارم آخر غذا و جالبه که احساس گیر کردن غذا در گلوم رو هم نداشتم 😶😶😶
      و از این رفتار جدیدم لذت میبرم😊😊
      چقدر خوبه که دیگه ما اسیر عددهای روی ترازو نیستیم و بالا رفتن گرم ها ی وزنی تاثیری روی حال ما ندارن و قرار نیست حال ما رو بد کنن و همینکه میدونیم توی مسیر درست هستیم و بالاخره به هدفمون میرسیم
      حالمون خوبه و از بودنمون لذت میبریم🙂🙂🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/29 06:11
      مدت عضویت: 780 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      سلام 🙋‍♀️

      استاد انقد اين دوره جذابه و واقعي و لذت بخش و شيرين من هميشه وسط راه مسيرهاي قبل جا ميزدم اما الان ٢٩ روزه همراه شماهستم در اين دوره شگفت انگيز ، بي نهايت خدا رو سپاسگزارم.

      و از شما هم براي اين دوره عالي سپاسگزارم.

      🪅🪅🪅گام ٢٨ 🪅٩٩١١٢٨🪅

      زبان لاغري

      انقد لذت بردم از اينكه شما هميشه و هر فايل مثال جديد عيني براي درك اين روش برامون داريد .

      خيلي تحسينتون ميكنم از نشونه هاي كوچيك و بزرگ براي منطقي كردن اين روش استفاده ميكنيد و براي ما خيليخوش درك اين مسير رو راحت تر ميكنيد.

      استاد من چند سال تو باشگاه كار كردم اين جرياني كه گفتيد رو من بارها از آدم ها ميديدم تو باشگاه ، واقعي درسته ازفشار ذهن آدم ها به تنها چاره ترازو رو مياوردن و و دعا ميكردن كه خِدا كنه كم شده باشم، اما …

      چقد زبان لاغري رو ياد بگيريد برام دلچسب بود ، واقعا زبان لاغري رو ياد بگيرم ميفهمم وقتي بِه دوست متناسبم كهدلش غذايي رو خاسته بود و هوس كرده بود و موقع گرسنگي خورد و با چند قاشق لذتي برد كه من كل قابلمه روميخوردم اون لذت رو نميبردم و من بهش گفتم فقط همين ! اين همه مدت منتظر بودي ترشي انبه برسه با لوبيا پلوبخوري! يعني همين! گفت آره ديگه سير شدم خيلي خوشمزه و لذيذ بود . 

      واقعا زبان مشتركي نداشتيم ، من زبان اونو نميفهميدم ! آخه يعني چي!؟ يا شيريني بياد فقط يه دونه اونم يه نوكبهش بزني؟! يا چقد ميجويي غذارو چقد آروم ميخوري! يا ميريم رستوران سير شدي هنوز كلي غذات مونده ! پولدادي ! چرا نميخوري پس!؟ واقعا بدن زباله دوني نيست .

      من دارم مثل يادگيري زبان انگليسي زبان لاغري رو ياد ميگيرم و زبان انگليسي هم يادگيريش يك ماهه نيست 

      روند داره منم دارم مسير رو با لذت طي ميكنم ، الهي شكرت 💚

      خوب ميخام تا اينجاي راه از روند خودم براتون بگم ، همسر من آدم متناسبيه و چاق نيست ، كمي شكم فقط داره ، مناز وقتي دوره شروع كردم هرزگاهي براش نكاتي از دوره رو گفتم ، ايشون به قدرت ذهن و قانون كاملا آگاهه و گفتن اينموارد براي من نشتي انرژي نداشته ، دو هفته اي سفر بود و تو اين مدت كلي ديدگاهش ارزشمندي نسبت به خودشرفتار ها و عادت هاي غذاييش با همون نكات تغيير كرده و وقتي از سفر اومد ديدم چقد لاغر تر شده و شكمش رفته تو،نكاتي كه ميبنم رعايا ميكنه تا گرسنه نشه نميخوره و اندازه نيازش ميخوره ، قبلا خيلي بيشتر ميخورد، اعتياد كيك وبيسكوييت و كلوچه با چايي رو گذاشته كنار ، تو مسير ارزشمندي هم مواد غذايي مضر رو كم كرده مثل شكر وشيرينيجات غير طبيعي و انقد از سلامتي جسمش حالش خوبه و حاضر نيست زباله وارد بدنش كنه ، كلي لذت ميبرماز همراهيش.

      دخترم ٤ سالشه ، عادت كرده بود بِه خوراكي هاي مخدر چاقي اون عادت هم من براش ايجاد كرده بودم در صورتي كهتمايل خودش بين مثلا كيك يا بيسكوييت و كلم برگ و ميوه ها ، انتخابش ميوه و كلم هست . اما من داشتم بهشاعتياد خودمو ميدادم تا فايل اعتياد چاقي منو بيدار كرد . تو اين مدت تا گرسنه نبود و خودش درخواست نميكرد بهشهيچ مواد خوراكي نميدادم ، هر موقع ميخاست ازش نظر ميپرسيدم و بهش ميدادم و اونم اندازه ميخوره و جاي كيك وبيسكوييت و كلي خوراكي رو با كشمش و پسته و گردو عوض كرديم

      و گاهي شب ها غذا نميخوره و درخواست نميكنه و منم اصرار نميكنم و ميخوابه . همسرم كه از سفر اومد گفتدخترمون لاغر شده ، شلوارش براش گشاد شده . شكمش كه بيرون زده بود تو رفته ☺️

      اينم همراهي من و خانواده من غير مستقيم با دوره لاغري با ذهن 😍

      خوب حالا از خودم بگم ، چند روزه تو آينه خودمو لاغر تر ميبينم با وجود لباس تنگ كه قبلا يا نميپوشيدم يا اگهميپوشيدم انقد حسم بد بود تو آينه خودم رو نميديدم☹️

      اما الان با ذوق و شوق از كنار آينه رد ميشم و خودم رو ميبينم و چشام خودمو كمي لاغر ميبينه ، حالم خوبه 😍مامانم بعد دوماه چند روز پيش اومد پيشمون ، قبل اومدن يه حس شيطاني درونم گفت الان بياد با اين مدت مسيري كههستي حتما بهت ميگه لاغر شدي ، من گفتم من احتياج ندارم هيچكي بهم بگه لاغر شدي من خودم و نظر خودم مهمه

      خلاصه مامانم اومد و هيچي نگفت ، نجوا شروع كرد ، گفتم ببين حنا ت ديگه رنگ نداره ، مهم خودمم مهم حسمه ، منعاليم . 

      امروز بعد دو روز كه مامانم اومده ، يهو به سه تامون گفت لاغر شديدا هر سه تاتون ، حبيبه لاغر شدي . فقط گفتم خداياشكرت كه اين فيدبك رو گرفتم . ولي من خودم مهمم 💛

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 21:41
      مدت عضویت: 502 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,231 کلمه

      به نام خدا گام بیست هشتم 👣زبان لاغری 🤔☺️🤭
      افراد چاق با متناسب هیچ تفاوت جسمی ندارند بلکه تفاوت آنها درفرمول ها ذهنی افراد است ما افراد چاق چاقی رو ناخواسته مانند زبان مادری آموختیم بدون اینکه تلاشی کرده باشیم یا سختی کشیده باشیم خیلی راحت بدون اینکه بفهمیم زبان چاقی را آموختیم زبان مادری هر فرد باهم فرق دارد بلوچ لر کرمانی بختیاری عرب هرکس زبان مختص خودش دارد و باهم فرق دارن زبان هاولی یک نکته در همه آنها مشترک است که همه این افراد خیلی ساده راحت آسان بدون ذره ای تلاش زبان مادری خود را با توجه به لهجه و گویش خانواده شهر مکان خود آموخته اندوهیچوقتم این زبان مادری خود را نمیتوانن فراموش کنن با هیچ تلاش فیزیکی عمل جراحی نمیتوانن زبان خود را فراموش کنن اینم از قابلیت ها ذهن است ویکی دیگر از قابلیت ها ذهن توانایی دوباره آموختن ویادگرفتن است 🤗😍🤩
      ومامیتوانیم زبان ها دیگر یاد بگیریم ولی نمی‌توانیم چیزی که یاد گرفتیم فراموش کنیم.
      حالا دقیقا ما هم مانند آموختن زبان مادری از کودکی زبان چاقی رو هم آموختیم بدون اینکه بخواهیم تلاشی کرده باشیم خیلی راحت با الگو قرار دادن حرف والدین دیدن رفتار والدین باورها مخرب اطرافیان در مورد مواد غذایی جامعه دوستان رسانه ها و دکترها که خیلی در ذهن ما افراد عادی مقام بالایی دارند وقتی سر هرنسخه دادن تاکیدمیکردن که این دارو اشتهاآور است چاق کننده است ما دقیقا به یک باور مخرب در ذهنمون ثبت میشد که آره فلان دکتر گفته طبیعی است من چاق بشم و انتظار چاقی در ما شکل می‌گرفت وطبیعی میشد چاقی ما خلاصه ما آرام آرام آموزش دیدیم و زبان چاقی یاد گرفتیم زندگی کردیم و مث زبان مادری خیلی ساده روان یاد گرفتیم همان طور که زبان مادری با عمل جراحی نمیشه فراموش کرد چاقی رو هم با هر تلاش فیزیکی عمل جراحی نمیشه از بین برد فقط تنها کاری که میشه کرد برای تغییر شرایط جسمی آموختن زبان لاغری است و تنها روش صحیح از طریق آموزش با ذهن است و باید باتوجه به افراد متناسب الگوها اشتباهی که در ذهن ما ثبت شده شناسایی کنیم و مقابلش الگو و فرمول صحیح به کار ببریم نه بخواهیم با زور محدودیت تلاش فیزیکی فشار به جسم فشار به روح خودمان رو لاغر کنیم این کاری بود که قبل این روش همه با ما افراد چاق انجام می‌دادیم ونتیجه همه ما جز شکست و سرکوفت وشرایط روحی بد چیزی به همراه نداشته 😫😨
      پس بیاییم زبان لاغری آموزش ببینیم مانند همه آموزش ها دیگه که یاد گرفتیم داریم تو زندگیمون ازش بهر می‌بریم با آرامش آسایش یاد خواهیم گرفت نه با تلاش فشار
      وقتی آموزش دیدی زبان لاغری رو ذهنت هماهنگ میشه با تصمیمی که داری اونوقت نتیجه فوق العاده میشه. ☺️😌😄
      من هم مث همه افراد چاق باشگاه رفتم یادم است زمانی باشگاه میرفتم هدفم فقط کم کردن بود و یک ترازو بزرگ دیجیتالی بود که من میذاشتم بعد تمرین که تموم میشد که خلوت میشد میرفتم سراغش و وقتی اون اعداد می‌دیدم مث بادکنکی بودم که بادش بکشن با لب لوچه پایین و ناامیدی از روی ترازو پایین میومدم وکلی ناراحت میشدم خلاصه باشگاه رفتنم نتیجه ش روی ترازو بود و اگه پایین نشان می‌داد خوشحال میشدم و یک طرفم خانوادم هر روز میگفتن رفتی باشگاه ببینم لاغر شدی وکلی فشار روم بود و هیچ انرژی بهم نمی‌داد انگار اسیر بودم و ترازو هم مث بمب بود تو ذهن من که هروقت یه فرد لاغر میدیم خودش نمایان میکرد منفجر میشد من وقتی با این روش هم آشنا شدم بازم وسوسه میشدم برم روی ترازو خونه رفیقم همیشه میرفتم به عشق رفتن روی ترازو و کلا رفیقم من مسخره میکرد می‌گفت همونی فلانی ولی از زمانی این مسیر لاغری من شروع کردم اصلا هیچ کدوم از اشتباهات قبلا انجام نمی‌دم کلا خیلی کیف میکنم
      حالابگم‌ازتغییراتم‌☺️😍🤩☺️
      اون روز رفتم خونه دوستم اصلا یادم نیومد که ترازو هست وکلی اونجا موندم بعد امروز که این فایل گوش دادم گفتم بابا دیدی اون روز رفتم اگه قبلا بود فوری میپریدم روی ترازو ولی الان رفتم بدون اینکه اصلا یادم بیاد من تغییر دیگه درجسم خودم مبینم دیگه اصلا عجله ندارم ترس ندارم ذهنم آرام است یدف هایی این موج منفی شروع میشه و میگه نگاه کن فلان ولی باز میگم جاده لیز است کار شیطان است بهش بها نده تا بترکه😃😀😄
      نیاز ندارم به لاغری بلکه علاقه دارم به لاغری و خوردنم بگم باورتون نمیشه قبلا من دوساعتی یکبار دهنم کارخونش راه میفتاد میخورد ولی الان من صبحانه میخورم خیلی کم بعد نمی‌خورم تا ناهار بعد نمی‌خورم تا شب انگار سیر هستم و اندازه نیازم میخورم اینم از تغییرات من یک دیگه از تغییرات دیگمم بگم که من خیلی سالاد ماکارونی کیک دوست دارم ولی من دیشب که درست کردم ماکارونی سالادی یه کاسه خوردم دیگه میلم نشد تا امشب که اونم با بقیه تقسیم کردم اگه اون فرد قبلا بودم همون شب میخورم تموم میشد و یکی دیگه از تغییرات دیگمم قبلا باید غذام با فیلم می‌خوردم یا اگه فیلم شروع میشد حتما باش یه چیزی می‌خوردم ولی الان نه فیلم نگاه میکنم بدون اینکه دلم چیزی بخواد خدایا شکرت بابت این همه تغییر در خودم واقعا این روش مسیر لاغری من معجزه می‌کنه فقط کافیه باور کنی که هدایت شده خداوندی و توانایی لاغری داری و هراموزشی استاد عزیزم استاد معجزها داد تو زندگیمون بهش عمل کنیم همین دوستان به خدا عمل کردن معجزه می‌کنه واسه من که کرده شاید کسی بهم نگفته باشه وای چقدر لاغر شدی ولی اینقدر رفتارم تغییر کرده که دیگه نیازی ندارم کسی بهم بگه یا ترازو بخواد بهم بگه تغییراتم بهم میگن چقدر موفق بودم زبان لاغری آموزش ببینیم عمل کنیم همین ما هیچ تفاوتی با افراد متناسب نداریم فقط افراد متناسب آموزشی که به طور طبیعی خداوند بهشون اعطا کرده دست کاری نکردن واسه همین همیشه متناسب هستن و ما اومدیم دست کاری کردیم ذهنمون‌ رو و نتیجه اش شد اضافه وزن اما هنوزم دیر نشده آره درست شنیدی دیر نشده ذهن تا موقع مرگ قابلیت یادگیری داره پس زبان لاغری یاد بگیریم ما لیاقت آزادی قدرت انتخاب لباس هرنوع هررنگی هرجنسی داریم ما قدرت خوردن هر نوع غذا با هر طمعی داریم ما قدرت اعتماد بنفس عالی با روحیه عالی شادی خوشبختی خوشحالی آرامش داریم ما قدرت سربلندی توجمع شرکت کردن داریم ما قدرت تفریح بازی ورزش داریم باید همهچی آموزش ببینیم زبانش یاد بگیریم ناموفق شیم. 🤗🙂😊در پناه حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 18:26
      مدت عضویت: 321 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,244 کلمه

      باعرض سلام وادب واحترام خدمت دوستان عزیزو همسیر..خیلی خوشحالم ک تااینجای مسیر لاغری من پر قدرت ، خوشحال ، پرانرژی در خدمتتون هستم 😍😍
      فایل ۲۸ از مسیر لاغری من (زبان لاغری را یاد بگیریم ، لاغر میشویم ،)::
      🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
      اگ این جمله رو قبل از مسیر لاغری من میدیدم (زبان لاغری یاد بگیرید ، لاغر میشوید )شاید واکنش ام این بود 🔴زبان 🤔لاغری☹️🤔😐لاغری مگ زبان داره آخه لاغری کجاش زبان داره ،من فقط دیدم ، شنیدم همیشه زبان انگلیسی 😐
      🤔🤔الان ک دارم فکر میکنم داریم دیگ چرا انگلیس باید زبان داشته باشه ما نداشته باشیم زبان ترکی ، لری ، فرانسوی ، فارسی و خیلی دیگ اززبانهای دنیآ…نکنه زبان لاغری هم باشه یعنی راسته ، صحت داره ،؟؟؟؟یعنی باید چیکار کنم چطوری ب زبان لاغری حرف بزنم ک لاغر بشم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!🤭
      بعد از آشنایی با مسیر لاغری من توسط استاد عزیز و بزرگوارم ::🔴همانگونه ک ما برای صحبت کردن از زبان مادری ، استفاده میکنیم .جسم ماهم برای سلامتی و وضعیت چاق و لاغری از زبان لاغری و واقی استفاده میکند.این خاصیت یادگیری یک زبان است ک سبب میشودمحتوای ارائه شده ب آن زبان را درک کنیم ….ما از اول زبان مادری مون رو بلد بودیم حالا دیگ بستگی داره اصالتمون کجایی باشه ..در کنار زبان مادری فارسی رو یا بلد بودیم یا یادش گرفتیم ..خب حالا در مورد چاقی و لاغری هم این زبان صدق میکنه چرااا ؟؟؟؟چون ما زبان لاغری رو بلد بودیم مثل زبان مادری همون (اصالتمون)اومدیم ب مرور زبان چاقی رو یا بلد بودیم از کودکی چاق بودیم یااومدیم مثل زبان فارسی یادش گرفتیم،،
      هر هنری ، هر رشته ای ، باید زبانش رو بلد باشیم تا بتونیم با ذهنمون و جسممون همسوش کنیم ،
      مثل زبان موسیقی، آشپزی ، خیاطی ، گل دوزی ،زبان های دیگر دنیآ باید روی زبان یادگرفتن ها تسلط داشته باشیم…
      ما از هر چند سال ب بعد یا قبل چاقی رو یاد گرفتیم بر اثر ی سری دیده ها ، شنیده ها ، افکار ، رفتار ، باورها ،تکرار ،زبان چاقی ما هر چی ک بوده برامون لذت بخش بوده ک هی بهش بها دادیم تا جایی ک ب خودمون اومدیم دیدیم ک اوضاععع خیلی خرابه چقدر محدود شدیم از هر جنبه اززندگی کار ، تحصیل ، روابط ،و غیره..
      حالا ک باید زبان لاغری رو یاد بگیریم باید رفتار یک فرد چاق و رفتار یک فرد لاغر را مورد بررسی قرار بدم
      من آبجی مو مثال میزنم.. برای فرمول های ذهنیمون..
      خب منو آبجیم تفاوتی بین جسممون نیست .تفاوت ما تو ذهنمون افکارمون و باورهامونه..ذهن خواهر من هیچ وقت موقع های کار ، عصبانیت ، بیکاری ، تلویزیون ،بیرون رفتن ، حوصله ش سر رفته باشه ، سریال ، سینما ،سردرد ،و غیره دنبال خوردن نیست😐👌👏👏و فقط خوردن رو توی گرسنگی واقعی میبینه ب اندازه نیاز بدنش.😍
      ذهن من😐🤭همیشه موقع کار ، عصبانیت ، بیکاری ، تلویزیون ، بیرون رفتن ، حوصله ام سررفته باشه ،سریال ،سینما ،سردرد و غیره دنبال فقط خوردنم 🤭😐🤔😟 و این تفاوت بین من و خواهرم تنها در فرمول های ذهنی ماست . فرمول هایی ک من براثر افکارو باورهام ثبت و ذخیره اش کردم …در حالی ک خواهر من همچین فرمول و دیدگاههایی نداره…
      و من باید یا دبگیرم از طریق آموزش ها و یا گیری در مسیر لاغری من ک فرمول های صحیحی رو جایگزین فرمول های اشتباه در ذهنم ایجاد کنم…
      موضوع بعدی:واقعا افرادی ک ب باشگاه میروند دو دسته اند:دسته ی اول :افرادی هستند ک برای بدنسازی ، مسابقات ورزشی ، لذت ، وغیره ب باشگاه میرن و همیشه شوق و ذوق دارن و اشتیاق و استمرار و افراد منظم و پایه کارن اکثر این افراد متناسبن 👏😍
      دسته ی دوم :افرادی هستند ک برای خلاصی از شر چاقی ،چربیسوزی ،کاهش وزن و سایز ب باشگاه میروند و همیشه داغون ، حال زار ، بی حوصله و از روی اجبارو زور حرکات راانجام میدهند بلکه نتیجه ای حاصل شود ک متاسفانه نمیشود و ب مرور خسته میشن و رها میکنن و بدتراز قبل چاقتر میشوند و نامنظم هستند و کم کم دیگ باشگاه رفتن رو هم رها میکنندک من متاسفانه جز دومیابودم همیشه وچراشو درادامه خدمتتون عرض میکنم،…
      موضوع بعدی ترازو :من قبلا زمانهایی رو ک رژیم میگرفتم وورزش میکردم تا سر ماه انتظاری از خودم نداشتم سخت رژیم میگرفتم سخت ورزش انجاممیدادم حتی بازور و فشار انقدر ک زانو وکمر درد میگرفتم و حتی چون من چشمانم رو عمل کردم حتی برای لاغر ی فشار ب چشمم میوند وحتی بخیه چشم باز میشد ولی بازم ادامه میدادم تا بلکه سر ماه نتیجه ای بگیرم ووقتی ک با ترازو مواجهه میشدم بقول استاد از شب قبل چیزی نمیخوردم ..صبح ناشتا وزن میکردم و بعداز اون یک ماه سختی و تلاش و درد ومصیبت فقط چند کیلو کم میکردم و این یعنی اعصاب خوردی..اعصبانیتم ب حدی میشد ک تا چند روز همسرم و پسرم جرات حرف زدن با منو نداشتن انقدر ک حالم بد بود …و چ گریه هایی ک نکردم بخاطر اینک چرا هر چی تلاش میکنم لاغر نمیشم چاقترم میشم 😔و بخاطر همین مسائل همیشه رها میکردم باشگاه رفتن و ودنبال بهانه هایی بودم ک نرم یا ی خط درمیون میرفتم ..ک ب لطف خدا دیگ ازون مسیر راه و روش ها رها شدم آزاد شدم .و حالم خیلی خیلی ب لطف خدا و استاد عزیزم خوب وعالییی😍😍
      فایل صوتی🎤🎧
      استاد عزیز عجب جالی باحالی فایل ضبط کردید چ سکوتی …وقتی ک شما صحبت میکردید من چشامو بستم و خودم و توی اون سکوت قرار دادم و چ کیفی داره تو ی اون سکوت دلنشین ریلکس کنیم و دور بشیم ازاین زندگی شهری و ی کمی تو خودمون باشیم فارغ از زندگی کردن فقط خودمون باشیم و خدا و ی سکوووتتتتت سرشار ازعشق😍😍😍😊😊
      و موضوع اون آقا ک خیلی خیلی دلم براش سوخت چون خودمم تواون شرایط بودم دیدم و چشیدم الهی ک هیچکس دیگ تجربه اش نکنه…واقعا انسان اون همه ناراحتی و رنج بکشه ولی اونی نباشه ک ترازو نشون میده واقعا دِب میشیم ….و خداروبازم شکر ک دیگ تواون حال و هوا نیستیم 🙏🙏
      حرف آخر :ما باید زبان لاغری را یاد بگیریم تا ذهن و جسممون رو باهم همسو کنیم .
      زبان لاغری بسی شیرین است و هرزمان ک یاد بگیریم میتونیم خیلی راحت و آسون صحبت کنیم …و باید فرمولهایی ک باعث شده ما زبان چاقی رو یادبگیریم و پرنگش کنیم هروز هروز بادیدن و شنیدن فایل ها ودرکشون و عمل ب گفتهای فایل فرمول های لاغری رو جایگزین کنیم و پرنگ شون کنیم تا جایی ک جایی برای فرمول های چاقی نمونه..‌و اینو باید بیاد و خاطره داشته باشیم ک ما هیچ وقت نمیتونیم زبان چاقی رو فراموش کنیم چون ما زندگی ها کردیم باهاش چ بسا درراه متناسب شدن و حتی ب رویا و هدف خودمونم رسیده باشیم و بازم این فرمولهای زبان چاقی مارو غافلگیر کنن..پس باید دقت کنیم ک ما فقط زبان لاغری رو پرنگتر میکنیم.
      تغییرات این هفته من :
      ما شام جاتون خالی دمی گوجه با سالاد شیرازی داشتیم ک من خیلی دوست دارم این غذارووو..و قبلش هم خیلی گرسنه بودم و گفتم چیزی نخورم تا همسرم بیاد خلاصه قبل از شام من ی دونه کاکایو خوردم ..بعد سر شام فقط چند قاشق(۴قاسق) از شام و خوردم و پیغام سیری و دریافت کردم …اومدم اون لقمه اضافه رو بخورم قاشق وسط راه بود ک ی نجوایی خیلی قوی بهم گفت این غذارو همیشه هست لذت آخرین لقمه یا لذت متناسب شدن ک قاشق و گذاشتم زمین .. خدا میدونه یه آن بود .و خدا رو خیلی شکر میکنم ازین تغییرم و خیلی بابتش خوشحالم…وازون شام من تقریبا سیر بودم تا فردا شب..وسط روز فقط تونستم چندتا کشمش بخورم یدونه گردو و یدونه ته دیگ
      ب امید موفقیت و تغییرات همگی 🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/10/26 23:01
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      وقت همگی بخیر عزیزان
      من هم مثل همون آقا اصلا خیلی معتاد به ترازو بودم حتی تو دوره هم یه دور که تموم می کردم بازم خودمو وزن می کردم حتی رفتم یه ترازوی دیگه خریدم ولی الان خیلی وقته دیگه نمی رم روی ترازو یعنی همچنان به اون عدد ترازو خیلی حساس بودم و فقط اون عدد می تونست حالم و خوب کنه یا بد و اینهم یه معجزه هست که دیگه نمی رم روی ترازو .
      ذهن ما چیزی و فراموش نمی کنه می تونه در کنار چیزهای دیگه چیز جدیدی و یاد بگیره
      دیگه می دونم فشار به جسم بی خودی نمی تونه نتیجه رو تغییر بده نتیجه بر اساس فرمولهای ذهنی رقم زده می شود. با چاقی نمی تونیم بجنگیم باید زبان لاغری و یاد بگیریم و به توانایی های خودمون باور داشته باشیم
      ذهن و باید هماهنگ با خواسته بکنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/22 20:10
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      مقایسه افراد چاق وافراد متناسب باعث شناسایی فرمول های ذهنی این افراد میشود هیچ تفاوتی در جسم این افراد نیست فقط ذهن این افراد با هم متفاوت است افرادی که چاق هستند بخاطر فرمول های اشتباهی است که از کو دکی از محیط واطرافیان در ذهنشان ذخیره شده وافراد متناسب این فرمول های اشتباه را ندارند در رابطه با افرادی که باشگاه میروند واقعا دو دسته هستند چون تجربه کاری من هم مسعله را تاکید میکنه وقتی افرادی برای آموزش مربی گری میاومدند باشگاه تمام سختیهای ورزش را به جون میخریدند وخیلی عالی کار میکرند چون هم هدف داشتند وهم انگیزه که مربی شوند ویا افرادی که دوست داشتند مسابقات شرکت کنند ومقام بیارند آنها هم به همین شکل ورزش را ادامه میدادند اما افرادی که صرفآ برای لاغری میاومدند بعد از مدتی خسته میشدند کم کم نمیامدند دوباره بعد از مدتی میامدند و همیشه به همین شکل عمل میکردند البته بین اشون هم افرادی بودند که پای ثابت باشگاه بودند چون باشگاه خانه دومشان بود بخاطر کمی ورزش وبیشتر برای دور همی اشون با دوستانشان میامدند هدفهای افراد متفاوت بود و هر کدامشان برای هدف خودشون تلاش میکردند یکی از عوامل مخرب برای لاغر نشدن همان وزنه است و وزن کردن که به من ثابت شد که اصلا نباید وزن کرد چون خیلی روی ذهن تاثیر مخرب داره و وقتی که روی وزنه میری میبینی وزن بالا رفته چنان در ذهن تاثیر میگذاره که حال و روح آدم را بهم میریزه وبهترین کار همین است که استاد اول کار دوره تعهد گرفتند که به هیچ عنوان روی وزنه نروید لاغر شدن را باید از احساس خودمان متوجه شویم نه از روی و زنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/22 19:47
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 411 کلمه

      زبان لاغری را به جای زبان چاقی یاد بگیریم ۰۰۰۰۰۰۰۰

      استاد عزیزم یک سپاسگذاری اول متن از شما میکنم که زبان لاغری را به آموزش دادید واقعا تا به حال که هی چاق ولاغر شدیم با آن همه ورزش و رژیم ودمنوش و قرص های چربی سوز فقط نشون دادیم که زبان چاقی را یاد گرفتیم در تمام این سالها به چاقی توجه کردیم وبه آن زبان همه چی را درک کردیم چون این زبان از کودکی مانند زبان فارسی به ما آموزش دادند و واقعا زبان لاغری را بلد نبودیم الان که توی دوره هستیم واز الف بای لاغری شروع به آموزش کردیم وهنوز در کلاس ابتدایی آن به سر میبریم این همه تقییر در ما ایجاد شده حالمون خوب شده رفتار های غذایی و رفتارهای اخلاقی امون اینقدر عوض شده وقتی تا آخرش بریم چی میشیم واقعا دنیای تناسب خیلی زیباست امروز بهشت زهرا بودم مجلس ۴۰ ام دختر جوان فامیل که معده اشو عمل کرده بود برای لاغر شدن متاسفانه در اثر عمل فوت کرد با این که تو مجلس بودم متوجه تقییرات خودم هم شدم پذیرایی اشون خیلی مفصل بود ولی من با اینکه صبحانه خیلی کم خورده بودم اصلا میل به هیچی در من نبود که بخورم فقط یک لیوان آب خوردم خیلی از خودم تعجب کردم قبلا هر تعارفی در هر مجلسی میشد من رد نمیکردم ولی این بار هر چی آوردند من ناخودآگاه میگفتم مرسی میل ندارم استاد باور کنید صدای شما همش تو گوشم بود که میگفتید ( چرا ما اینقدر میخوریم مهمونی میریم میخوریم سر سفره میخوریم عزا میریم بخاطر مرحوم میخوریم چرا ما اینقدر میخوربم ) استاد اینها همان فرمول هایی هستند که مانند الفبای لاغری به جای الفبای چاقی نشانده شده ومن امروز به صورت عملی آن را درک کردم زبان لاغری زبانی بس شیرین است که وقتی یادش بگیریم در هر زمان وهر مکان میشود با آن صحبت کرد واین صحبتها در ذهن خودمان است که به ما دستور کار میدهد وما هم به راحتی آن را اجرا میکنیم با سپاس از استاد ارجمندم ودوستان متناسبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/18 04:18
      مدت عضویت: 489 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      با سلام به استاد و همه دوستان این گروه
      خوشحالم که زبان لاغری را دارم یاد می گیرم،و خوشحالم که وزنه را کاملا کنار گذاشتم با وجودی که جلوی چشمم است دیگر خودم را وزن نمی کنم و خیلی حس خوبی دارم ، قبلا هر روز خودم را وزن می کردم وقتی باشگاه می رفتم بعد از ورزش سوتا می رفتم و دوش می گرفتم و قبل از اینکه لباس بپوشم خودم را وزن می کردم می نرسیدم که با لباس بیشتر نشون بده برای همین قبل از پوشیدن لباس وزن می کردم تا اینکه تصمیم گرفتم ترتمیل بگیرم و برنامه بعد از بیدار شدن می رفتم رو ترتمیل و کلی گالری می سوختم و متعقد بودم که باید حسابی عرق کنم و بعد دوش وبعد وزن کردن و اگر یک روز بیشتر نشون می داد تمام روزم خراب بود ،ولی الان خیلی خوشحالم که این استرس وزن کردن کاملا رها شده و خیلی حس خوبی است مه دارم ‌اصلا وسوس هم نمی شوم چون جلوی چشمم است ولی شوهر م مرتب خودش وزن می کند و متوجه هستم از حالت‌هایی که بهش دست می دهد . و یادم خودم می آفتم که قبلا اصلا یک روز بدون وزن کردم آروم نمی شدم بر خلاف الان واز این بابت خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم البته من هیچ وقت چاق نبودم ولی وزن دلخواهم نبودم که انشالا با این روش موفق به رسیدن وزن ایده الم خواهم رسید.با تشکر از استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/13 16:07
      مدت عضویت: 469 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه


      با سلام
      همه ما زبان فارسی رو بلدیم چون آموزشش دیدیم وبدون اینکه بدونیم وزبان چاقی رو هم همین طور الان متوجه شدم که یه عمر اشتباهی بوده زبانی که رفتار میکردم وبرای همینم کسی منو نمیفهمید بقیه مسخره ام میکردن وازم به خاطر چاقیم بیگاری میکشیدن وسواستفاده میکردن واحساساتمو لگد مال میکردن بقبه برام ارزش قائل نمیشدن وبا تحقیر موقع هر کاری بهم نگاه میکردن قبلا ها یادمه خیلی غصه میخوردم از چاقیم وازش متنفر بودم اما الان فهمیدم که من فقط زبان اشتباهی رو رفتار میکردم وبلد بودم والان به لطف خدای مهربان زبان لاغری رو یاد گرفتم امروز با دوستی بیرون رفته بودم که بسیار لاغر بود از وقتی هم که دچار مشکل وتنش درزندگیش شده بود لاغر ترم شده بود باهم کلی حرف زدیم وراه رفتیم برام جالب بود وقتی زیر نظرش گرفته بودم متوجه شدم که چقدر به دنبال انجام کارهای مختلف وفکرش رو متمرکز همه کاراش کرده جالب بود که اصلا به خوردن فکرم نمیکرد یادمه قبلا ها که چاق بودم ومثل الان متناسب نبودم ودر مسیر متناسب تر شدن برای همیشه وقتی تنش وگرفتاری در زندگیم پیش میومد خودمو با خوردن کلی شیرینی وهله هوله آروم میکردم و اصلا به کارای دیگه فکر نمیکردم وچقدر رفتارم اشتباه بود وحالا داشتم میدیدم که چطور خودش با پیاده روی ورزش بیرون رفتن وغرق کار کردن و…آروم میکرد با هر چیزی غیر خوردن نمیگم گشنگی میکشید نه اما همون موقعشم که باهم رفته بودیم بیرون بهم گفت این صبحانه دیگه من میبنده تاظهر شایدم شب شایدم فرداخیلی برام جالب بود که کلا برنامش اینه باورش این که وقتی بیرون میره وچیزی میخوره حتما سنگینش میکنه وتا ساعت ها باید صبر کنه تا دوباره گرسنه بشه نه اینکه چون شب شده شام بخوره یا ناهار شده ناهار بخوره رفتارشو دوست داشتم طرز لباس پوشیدنشو وراحتی وسبکیش که اصلا خسته نشد از پیاده روی در حالی که من به نفس نفس افتاده بودم اونجا به خودم گفتم خوب دقت کن بهش وحسابی الگوی خودت قرارش بده قراره خودتم مثل این دوستت بشی در تناسب اندام ویک چیز دیگه هم دروجود خودم بود که خیلی دوستش داشتم اینکه من واقعا درمقایسه با اون آدم مثبت تر وآروم تری بودم من همیشه فکر میکردم هر کسی متناسب هیچ مشکلی دیگه نداره ولی امروز فهمیدم نه انسان متناسبی خوشبخت که هم متناسب هم بلده چطور زندگی کنه با تمام وجودش درسته درتناسب اندام ومتناسب شدن درست رفتار میکنه اما اگه ندونه اصل زندگیش چیه میشه مثل این دوست من که ناامید وداغون شده بود البته من کلی بهش امید دادم وبهش یادآوری کردم که حتما اوضاعت درست میشه اما چه فایده که اگه زبان درست زندگی کردن رو بلد نباشه کسی همیشه زندگیش در نوسان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/11 14:46
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,044 کلمه


      من همیشه رفتار متناسبها و رفتار چاقها رو مد نظر دارم تا فرمولهای چاقی خودم رو بشناسم و به جاش فرمولهای متناسب کننده رو جایگزین کنم و با این کار خیلی رفتارها رو شناختم و افرادی که متناسب هستن دلیل اضافه وزن ما رو خیلی شفاف کردن .
      افراد چاق و لاغر خیلی متفاوت فکر میکنن و همین باعث شده چاقها خیلی تلاش کنن ولی نتیجه هم نمیگیرن چون افکارشون و ذهنشون خیلی با هم متفاوت هستن واز لحاظ جسمی هیچ تفاوتی ندارن با هم و این افکار رو از جامعه و اطرافیان کسب کردن و نتیحه هم به صورت چاقی در جسم پیدا کردن و هر چقدر تلاش فیزیکی کنن بی فایده هست باید ذهنشون رو تغییر بدن .
      در باشگاه هم اگر نگاه کنید افراد دو دسته هستن بعضی ها برای زیبایی اندام کار میکنن که خیلی با انگیزه کار میکنن و منظم میان و بعضی ها برای رفع چاقی میان اونجا که چاقی رو از دست بدن و از چربی های اضافه خلاص بشن واینها خیلی بی انگیزه هستن و نا منطم میان
      و من هم بارها جز دسته ی دوم بودم و برای رفع چاقی میرفتم باشگاه و منتظر بودم که لاعر بشم و دیگه نرم باشگاه و به این دلیل انگیزه ی ورزش منظم و همیشگی رو نداشتم و میرفتم باشگاه که لاعر بشم و این اواخر که در وزنم حساستر شده یودم به خاطر کسب نتیجه ی دلخواهم چندین سال پشت سرهم باشگاه میرفتم ولی من هم همیشه از لحاظ ذهنی خودم رو ناتوان میدیم در لاغر شدن و همیشه تحت فشار ذهنی بودم و برای وزن کردن یه شرایط خاص داشتم که حتما صبح زود باشه صبحانه نخورده باشم و از شب قبل هم چیزی نخورده باشم و یا خیلی شام سبک خورده باشم و لباس نازک تنم باشه و کفش به پام نباشه و جای ترازو همیشه در یه جای خاص خونه باشه و تغییرش ندم و حتما ترازو روی فرش و وموکت نباشه و حتی اگر موهای من کمی بلند تر شده بودن به نسبت قبل میگفتم حتما وزن من بیشتر شده و یا اینکه. ..و اخر هم راضی نمیشدم و این نشان از بار منفی اضافه وزن من بود و پیش خودم میرفتم باشگاه که لاغر تر بشم و از ترارزو خواهش میکردم که کمی من رو لاغر تر نشون بده .
      حالا من چه انتطاری از خودم داشتم ؟این نشان از پریشانی افکارم بود و وای به حال روزی که ترازو عدد من رو بالا تر نشون میداد تمام انرژی و آرزوهای من خراب میشد و تمام حال من خراب میشد و هیچ توانی در خودم برای لاغری نمیدیدم و منتظر عوامل بیرونی بودم مثل ورزش شدیدتر و رژیم سختر که من لاغر بشم و حتی اینقدر در خواست ورزش ستگین تر میکردم از باشگاه و مربی که یادم هست این اواخر یه ورزشهای زجر اوری میکردم که تا چندین ماه از درد زانو و کمر فقط پیش دکتر و متخصص بودم و زانوی من بسته بود و به محض بهتر شدن دوباره میرفتم باشگاه ولی بازم همون مشکلات و دردها در زانو و کمر م پیدا میشد .
      من اصلا از توانایی خودم برای متناسب شدن اگاه نبودم ولی الان خدا رو شکر میکنم برای این راه جدید و امیدوار بودن و احساس توانمندی در لاعر شدن و من در راه موفق شدن هستم و نزدیک نزدیک هستم اونم با حال خوب و شرایط خوب فقط کافیه ایمان بیاریم و باور کنیم و امید داشته باشیم و انگیزه و اشتیاق و استمرار داشته باشیم .
      من این مسیرو با شوق و لذت ادامه میدم و خدا رو شکر میکنم که در این مسیر هستم .
      اضافه وزن و چاقی مثل یه زبان مشترک هست در ما مثل زبان فارسی که زبان مشترک بین همه ی ما هست پس ما تمام رفتارهای چاقها برامون آشنا هست چون زبانش در ما مشترک هست .
      لاغری یه چیز پیچیده و نا آشنا نیست زبان بدن ما هست و ما اگر یادش بگیریم به اون مسلط میشیم همانطور که زبان چاقی رو یاد گرفتیم پس سعی کنید و تصمیم بگیرین که زبان لاعری رو یاد بگیرید پس با چاقی مبارزه نگنید خیلی اشتباه مثل این هست که ما سعی کنیم با فارسی صحبت کردن مبارزه کنیم که از فردا حرف نزنیم امکان نداره .
      ذهن ما قابلیت فراموش کردن و پاک کردن رو نداره ولی میتونیم بی نهایت چیز رو یاد بگیریم ما میتونیم آموزش زبان لاغری رو یاد بگیریم و نتیجه رو در جسممون ببینیم مثل این هست زبان انگلیسی رو شما یاد بگیرید وبا فرد خارجی رو به رو بشین و با اون حرف بزنید چقدر
      برای شما لدت بخش هست پس در زمینه ی لاغری هم اگر ما این زبان جدید جسم رو یاد بگیریم میبینیم چقدر لذت بخش هست به لطف خدا .
      پس هر کس دوست داره از این شیوه ی اصولی وداعمی اقدام کنه و نتیجه رو ببینه و دیگه ما تبدیل میشیم به یه انسان متفاوت با آرامش با رفتارهای متفاوت و …
      پس چقدر این مسیر ساده هست خدا رو شکر که هستم من آرام آرام دارم زبان لاغری رو یاد میگیرم .
      من بارها تلا ش کردم اما نتیجه نگرفتم چون با حال بد و تحمل کردن رنج و سختی میخواستم لاعر بشم و خودم رو ناتوان میدیدم و هیچ امید و انگیزه ای نداشتم که میتونم برای همیشه لاغر بشم .
      افرادی که تمایل دارن با آگاهی جدید لاغر بشن باید دنبال کنن این مسیر رو و من باید نقش ذهن رو در ورزش کردن بدونم و با ابن اگاهی ها ورزش کنم پس وقتی که میخوام ورزش کنم باید با فرمولهای درست ورزش کنم وقتی ذهن رو هماهنگ کنی با جسم برای هر حرکتی نتیجه فوق العاده میشه مثلا برای کنکور دادن ذهن رو با جسم هماهنگ کنی عالی میشه و یا در کسب و کار باید جسم و ذهن در هماهنگی کامل باشن نتیجه عالی میشه .پس باید ذهن رو هماهنگ با خواسته کنید و شما نتایج فوق العاده ی رو میبینید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 04:27
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      هفته هفتم:

      (روزچهل وسوم تا چهل و نهم تکرار ) :

      -شرح عملکرد

      به نظرم این هفته من بیشتر به انجام دادن فایلهای صوتی و تصویری در محیط اطرافم و درونم پرداختم. مطالب برای من قابل فهم تربود. استاد در فایلها خیلی هیجان زده بودند و من کاملاً تحت تاثیر قرا ر گرفتم. 😊

      -شرح رضایتمندی

      این هفته نسبت به هفته قبل من خیلی بیشتر توانستم در هر لحظه لاغری ذهنی، را زندگی کنم. در کل تمرینها بیشتر برای من در طول روزمرور میشد و من بیشتر به انها عمل میکردم. تكرار کلید موفقيت این هفته من بود. 😀

      -شرح نارضایتی

      من احساس کردم که بعضی مواقع به خاطر فشار شغلم در این روزها ،ذهنم خیلی خسته بود و من مجبور میشدم که با خستگي تمرینها را انجام بدهم. من احساس کسل بودن داشتم.🤔

      -تعهد اجرای هفته بعد

      من بااطمينان و تصمیم قاطع اعتراف میکنم که عاشق لاغر ام و در هر حالتی که باشم و هر چقدر شرایط زندگی من تغییر کند ،من همچنان در حال تلاش برای انجام فایلها و تمرینها و به عمل دراوردن انها تا حد توانم هستم و این تكرار برایم لذت بخش است.این دوره جز لا ینفک زندگى من شده است. من احساس میکنم که مطالب دارد بیشتر و بیشتر با تكرار و تکرار و مرور برایم جا میفتد، هر روز بیشتر از دیروز. من یا میمیرم ویا متناسب میشوم. مت بیشتر مطالب دوستانم را در سایت میخوانم و بیشتر در ارتباطم. خدایا سپاسگزارم. 😁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/01 00:41
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      فایل “زبان لاغری را یاد بگیرید ، لاغر میشوید. “:

      به نظر من برای لاغری روشها ی زیادی بیان شده ، ولی انچه که اکثر مردم کمتر به ان توجه میکنند تاثیر افکار و رفتارها روی لاغری است. به همین خاطر بسیاری از افرادی که تصمیم میگیرند با ورزش و رژیم غذایی لاغر شوند به جایی نمیرسند چون زبان لاغری را بلد نیستند. ما باید برای یاد گرفتن این زبان و در طول دوره برای خود هدیه ای به غیر از غذا مانند لوازم ارایش ، لاک و… بگیریم. باید خودمان را تشویق کنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 18:09
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      استاد انگار داشتید من رو وقتی قبلا ،قبل از شرکت دردوره لاغری باذهن،می رفتم روی ترازو وبه ترازو التماس می کردم عدد هشتاد رو بهم نشون بده که نمی داد وهمیشه چند عدد بیشتر رو نشون می داد وبه من بیشتر ثابت می شدکه من نمی تونم لاغر بشم وناتوانم واین سرنوشت منه وباید قبول بکنم به قولی چه بخوای چه نخوای همینه که هست وناامیدی بیشترو روز بروزچاقی بیشتر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/05 13:21
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام
      چقدر امروز حرفهای استاد برام آشنابود ترازو وناامیدی از عدد روی ترازو وناامید شدن ازخودت وتلاش برای اینکه درلحظه عددروی ترازو روبیارم پایین ولی موفق نبودم من به جایی رسیدم که دیگه امیدی نداشتم برای لاغر شدن تا بااین سایت آشنا شدمو چقدر وقتی فایلهای رایگان رو گوش میدادم به دلم مینشست وانگار تمام حرفای دلم بود که گفتا میشد ووقتی وارد دوره شدم وزبان لاغری رو یاد گرفته ام دلم برای خودم سوخت که چقدر فشار روتحمل کردم تا لاغر بشم واکثرا نا امید میشدم ویا نتیجه نمیگرفتم ویا اگر هم نتیجه ای حاصل میشد خیلی زود ازبین میرفت ولی حالا درعین آرامش وبه راحتی روز به روز دارم به هدفم نزدیک میشمد وخدارو شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کردتا بتونم هم زبان لاغری رو یاد بگیرم وهم زبان آرامش واحساس خوب خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/09/05 09:19
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      من از ۵یا ۶سالگی شروع به یادگیری زبان چاقی کردم و به همین علت شد اضافه وزن ۵۰کیلویی
      خیلی طبیعی است کسی که زبان فارسی رو یاد بگیره راحت فارسی حرف میزنه
      پس وقتی بدن من زبان چاقی رو انتخاب کرده خیلی راحت چاق شده
      تو هرکار هم بکنی با تلاش فیزیکی نمیتونی زبان چاقی رو فراموش کنی ولی با تلاش ذهنی میتونی زبان لاغری رو یاد بگیری.
      ذهن ما توانایی یادگیری چند زبان همزمان دارد
      جنگیدن با چاقی اشتباهه تو فقط باید با لاغری آشتی کنی
      😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/26 22:04
      مدت عضویت: 692 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 352 کلمه

      به نام خدای مهربان
      سلام استاد عزیز و دوستان پر انرژی

      هر درس جدید استاد برای من از درس قبلی شگفت انگیزتر و جالبتر و جذاب تره…
      آموزش زبان لاغری و تشبیه اون به آموزش زبان فارسی علاوه بر اینکه خیلی زیبا و قابل فهم بود این پیام را هم داشت که آموزش زبان لاغری مثل آموزش زبان فارسی ساده و آسونه…
      ی جورایی وقتی به این موضوع فکر کردم شوق و اشتیاقم برای یادگیری زبان لاغری خیلی بیشتر شده…اینکه گام به گام خیلی آسون و راحت بدون هر سختی و فشار و مشکلی لاغری را بیاموزیم همونطور خیلی راحت و بدون هر سختی و مشکلی زبان فارسی را یاد گرفتیم…
      اصلا یاد ندارم برای یاد گرفتن زبان فارسی که زبان مادریم بوده اذیت شده باشم یا سختی کشیده باشم….لاغری هم چون ذاتی جسم ماست و از ابتدا لاغر بودیم و خدا هم دوست داره که ما لاغر باشیم و چون ما را متناسب آفریده و خودش در قرآن گفته ما شما را در زیباترین و بهترین شکل آفریدیم حتما آسون خواهد بود. چون خود خدا هم حتما ما را کمک خواهد کرد، فقط باید انگیزه و اشتیاق و استمرار داشته باشیم بیاموزیم و عمل کنیم…
      و چقدر همه ی عمر اشتباه کردیم که با انواع رژیم ها می خواستیم با چاقی مبارزه کنیم برای همین هر چه بیشتر سختی می کشیدیم کمتر موفق میشدیم چون ذهن ما هرگز حاضر نبود زبان چاقی را فراموش کنه و حالا که به لطف خدا به این مسیر زیبای لاغری با ذهن آشنا شدیم فهمیدیم که زبان چاقی فراموش شدنی نیست اگر چه ما سخت ترین فشار ها را به خودمون تحمیل کنیم اما می تونیم خیلی راحت زبان لاغری را یاد بگیریم تا کم کم ذهنمون ما را در مسیر لاغری قرار بده و لاغر بشیم.
      .الان خیلی خوشحالم که به این مسیر هدایت شدم و ایمان و اطمینان دارم که با تکرار و تکرار و تکرار زبان لاغری را یاد میگیرم و به لطف خدای مهربان و راهنمایی های استاد عزیز و همت خودمون آرام آرام و گام به گام به هدف خودمون که متناسب شدن هست نزدیک و نزدیکتر میشیم
      به امید آن روز زیبا و رویایی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/23 14:44
      مدت عضویت: 791 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      با سلام
      یادگرفتن زبان لاغری وقتی متوجه می شی می تونی به زبون افراد متناسب رفتار کنی شوق بی نظیری رو در من به وجود میاره زمانی رفتار غذایی پدرم رو درک نمی کردم ولی افراد دیگه خونه رو که اضافه وزن داشتند چرا. اما حالا وقتی پدرم اندازه نیازش می خوره یا میگه میل ندارم رو کاملا درک می کنم و از این اتفاق خوشحالم. فشار اضافه وزن هرچقدر که باشه به قدری روی ذهن زیاده که حتی من در مسیر لاغر شدن هم هنوز اون فشار رو حس می کنم اما اتفاق خوبی که در این مسیر هست اینه که من هرروز دارم با قدرت درمسیر متناسب شدن و بودن گام برمیدارم و شاهد ترمیم بدنم هستم این یعنی ذهن من به شکلی عالی زبان لاغری رو یاد گرفته من حتی نفهمیدم کی این اتفاق افتاد و من به طرزی فوق العاده طرز غذا خوردنم مثل افراد متناسب و خوش اندام و بسیار خوشحالم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/18 01:44
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      روز پنجاهم تکرار
      زبان لاغری :
      وقتی یک زبان جدید یاد میگیریم به مرور کلمات، جملات و مفهوم ها برای ما واضح میشه.. مثلا وقتی زبان لاغری رو یاد بگیری وقتی یک فرد متناسب بگه من سیر هستم، کاملا درکش میکنی و متوجه میشی و برات واضحه که چی میگه همچین جمله ای در زبان چاقی هیچ معنا و مفهومی نداره.. اما فهمیدن تازه اول راهه.. من چون خودم زبان میخونم خیلی برام روشنه که هر چه قدر گرامر و دستور زبان و لغت بلد باشی اما نتونی دو کلمه حرف بزنی ارزشی نداره.. در واقع باید معلوماتت به کار بیان و به عمل دربیان… زبان لاغری هم همینطوره درک جمله ی من سیر هستم (برای مثال) کمکی به لاغر شدن نمیکنه باید بهش عمل بشه و خودمون تجربه ی استفاده از ابزار های زبان لاغری رو داشته باشیم چون به خوبی از ابزارهای زبان چاقی استفاده کردیم و نتیجه دیدیم حالا وقت زندگی کردن با زبان لاغری هستش.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/10 00:01
      مدت عضویت: 664 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      سلام بر پروردگار عشق و مهربانی 🌹💖سلام بر استاد گرامی 💖🌹
      من تا قبل از این دوره هرگز نمیدونستم ک لاغری هم آموزش دیدنی است نباید مثل یک کلاس درس از حروف الفبا ی لاغری شروع شود و زمانی ک دوره را تهیه کردم فکر میکردم ک الان ثبت نام کردم وی سری کار باید انجام بدم تا لاغر بشم و از زمانی ک شروع ب یاد گیری لاغری کردم کلی حال درونی من تغییر کرد’ مثل اینکه اون طوفان درونم آروم شد ته دلم قرص شد ک با این مسیر ب اون چیزی ک میخام میرسم تناسب اندام آرامش درونی’
      خیلی وقت بود دلم میخواست ی تغییر کلی در من بوجود بیاد ‘نمیتونم تغییر کنم اما راهش را بلد نبودم ‘
      فقط همش از خدا میخاستم ک بهم کمک کنه تا تغییر کنم و خداروشکر اینقدر تو این مدت تغییراتم عالی بوده ک همش اطرافیانم بهم می گند ک چقدر عوض شدی ‘از لحاظ هم ظاهر جسمی هم آرامشی ک الان دارم .خداروشاکرم ک در این مسیر هستم.
      قبلا همش درباره چاقی و خبرهای منفی بودم ولی الان خودم را از اون خبرها افراد رسانه همه جدا کردم و اصلا علاقه ای ندارم .
      خداروشاکرم ب خاطر اینکه من در این مسیر با دوستانی عالی و استاد عزیزم و گرامی هم قدم هستم.سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/30 10:10
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى سرزمين لاغرى با ذهن 😊 روز پنجاهم تكرار, موزيك فايل صبحگاهى خيلى عالى بود🎵🎶🎼
      🟪 فايل , زبان لاغرى را ياد بگيريد , لاغر مى شويد .
      من بعد از ازدواج , بيشتر حرفهايى رو كه از اينو اون شنيده ام , بيشتر در باره ى چاقى و اضافه وزن بود , البته من مسئوليت چاقى خودم را بر عهده مى گيرم چون همه ى اون افرادى كه در پيرامون من بودن , همه شون چاق نبودن‼️ اما مسئله اينجاست كه من توجهم روى افراد لاغر نبود , و اون زمان , اصن لاغرى مد نبود , و شنيده بودم كه وقتى خانمى ازدواج مى كرد و اگه چاق تَر مى شد , مى گفتن , زندگى بهش ساخته , در كل انگارى زياد از لاغر استخونى , خوششون نمى اومد . حتى بچه هاى چاق و تپل , دوست داشتنى تَر بودن . و براى همه ى افراد , چاقى نماد خوشى و سلامتى فرد بود . من خيلى از افراد آشنا و فاميل رو مى ديدم كه عكساى قبل از ازدواج شون لاغر و خوش اندام بودن , اما بعد از ازدواج و باردارى چاق و چاق تَر شدن , و اين روند به نظر طبيعى مى اومد .
      و همچنين بعضى از افراد آشنا و فاميل حتى بعد از ازدواج و باردارى تا الان تناسب اندام دارن . هيچوقت هم سوْال به ذهنم نيومده بود كه چرا اونا چاق و يا اينا لاغرن‼️ فقط فكر مى كردم خب , اين طبيعى ست كه مثلا خواهرم لاغر باشه و من چاق‼️ و الان در اين مسير متوجه خيلى چيزا شدم كه اگه قبلا در اين مسير بودم , بيشتر به باورها و رفتارهاى غذايى افراد لاغر متناسب توجه مى كردم . اميدوارم به لطف خداوند مهربان , و با درسهاى استاد عزيز , در اين مسير زبان لاغرى با ذهن رو بخوبى بياموزم و در زندگيم استفاده كنم .
      با تشكر فراوان , شاد و سلامت باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/27 20:12
      مدت عضویت: 543 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      روز پنجاهم تکرار🌱
      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست …درسته لاغر شدن آموختنی است ، مثل چاقی که ما یاد گرفتیم و به مرور زمان طبق چیزی که یاد گرفتیم عمل کردیم و نتیحه چیزی شد که الان در ما وجود داره و حالا ما لاغری رو یاد گرفتیم و به مرور طی استفاده از آموزه هامون جسممون میشه چیزی که میخواهیم ،همون تناسب اندانی که تو ذهن ماست همون طبیعت بدنمون 🌱همون چیزی که باید باشه
      بینهایت مشتاقمم بینهایت مشتاقم که هرچه زودتر بتونم ورزش رو شروع کنم چون به این اعتقاد دارم که ورزش خیلی نشاط اوره و هم وقتم رو پر میکنه به سلامتیم کمک میکنه و هم یکی از عواملی که باعث کمک به روند لاغر شدن هم میشه !عامل اصلی نیست ولی تاثیر گذاره و همچنین تصمیم دارم از وقتم به نحو بهتر یاستفاده کنم تا پر کنم با اخبار و گفته های غلط و خورد کردن اعصاب خودم و دنبال چیزایی برم که برام هیچ فایده ای ندارن !
      بلکه دنبال اینم برم سمت خواسته هام سمت هر چیزی که کمک کنه به رسیدن سریع تره به خواسته هام و مربوط به شخص خودم باشه و حالمو بهتر کنه🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 12:37
      مدت عضویت: 638 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      به نام خدا
      با سلام به همه ی دوستان عزیز و استاد گرامی
      خیلی خوشحالم که ترازو رو از زندگیم بیرون انداختم و این یک ترس بزرگی بود و هر بار که بر روی وزنه میرفتم خیلی حالم بد میشد و احساس شکست و ناامیدی میکردم و خودم رو فردی بی ارزش و بی توان فرض میکردم که نمیتونم از پس این اضافه وزن بربیام و هر دفعه که بر روی وزنه میرفتم منم مثل او اقا می اومدم ساعت یا کفش و هر چیز اضافه بر دستم یا مانتو یا هر جیزی بیرون می اوردم و بعد به روی وزنه میرفتم که شاید چند کیلو کمتر نشون بده الان که دارم فکر میکنم چقدر طرز فکر اشتباهی داشتم با چند گرم وزن زیاد داشتن میخاستم اون عدد وزنی رو کمتر نشون بدم 😩😃🤨
      خدا رو شکر چند ساله دیگه اصلا خودم و وزن نمیکنم و همین که حس و حال خوبی دارم و وزنم کم میشه میفهمم که در مسیرم
      و خیلی خیلی خوشحالم بابت اینکه هر روز با این مسیر همراه هستم و تصویرهای ذهنی و فرمول های ذهنی رو تغییر میدم و به تناسب اندام دلخواهم میرسم خدا و هزاران بار شکر🥰😍🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/24 02:07
        مدت عضویت: 582 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 196 کلمه

        باسلام

        درسته ک وقتی وارد دوره شدم همه چیز برام روشن تر شده خیالم راحتره اعتماد بنغسم بیشتر ترس گزشته رو اصلا ندارم نگرانی حرف دیگران چاق تر سدن یا ترس از ترازو من اصلا از ترازو خوشم نمیاد چون اگه کم میکردم ی لحظه خدشحال بودم و ترس برگشتن ورن رو داشتم و ووفتی ام ک وزن اصافه میکردم ک کلا نابود بودم. خدارشکر دیگه بااین وسیله کاری نداارم مهم این ارامش ک الان دارم گاهی وقتا ی چیزای در گوشم میخونه خانوم غرغرو بعد مدتها چشمم ب شکمم افتاد و گفتم نگا هنوزم همونه وسریع حواسموپرت کردم ولی خب این یک حقیقته دوست دارم حس حال الانمو ارامشو و این ایمانی ک میدونم و بهش مبرسم بهتر عمل مکنم و با زبان لاغری ک یاد میگرم عمل مکنم این عینک چاقی طعم چاقی زبان چاقی همه اینهارو میزارم کنار.
        فارسی صحبت کردن فراموش شدنی نیست ولی وفتی یاد بگیری ب زبان دیگه صحبت کنی میتونی کم از زبان خودت استفاده کنی ولی هیچ وقت اون فراموش نمیشه وففط باید بدونی کی از چ زبانی استفاده کنی هیچ ستیز و جنگی هم براب فراموشی اون نیست کافبه علاقه داشته باشی و زبان جدید یاد بیگری

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/07 07:18
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام
      بابت این فایل از شما تشکر میکنم . قبل از این دوره باوری داشتم در مورد وزنه و اون این باور بود که تنها کسی که بهت در مورد چاق و یا لاغر شدن راست میگه وزنه هست. وقتی در این دوره به فایل مربوط به وزن نکردن رسیدم عملا دو هفته طول کشید تا پذیرفتم که نباید وزن کرد و درونا قانع شدم که خودم را وزن نکنم و تا امروز هم خودم را وزن نکردم. از شما استاد عطار روشن بابت این آموزش تشکر میکنم اینکه من را به آزاد شدن از وزنه رسانیدید.سپاسگزارم. رنگ زندگی من تغییر کرد و من اون انرژی را که صرف استرس روی وزنه رفتن میکردم را آزاد کردم و اون انرژی در درون من با توجه به احساساتم داره من را به راه صحیحی لاغر شدن با حس درونی نه با توجه به عقربه و عدد وزنه هدایت میکنه. من هم یاد دارم که چقدر در باشگاه افراد با زجر و درد ورزش می‌کردند البته من همیشه با عشق ورزش کردم و میکنم. زبان چاقی زبانی هست که فراموش نمیشه و تنها ما میتونیم زبان لاغری را بهش اد کنیم بینظیر بود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/20 15:43
      مدت عضویت: 754 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 754 کلمه

      سلام
      روز پنجاهم تکرار

      یادگیری زبان لاغری
      🌱💙

      تفاوت یک فرد چاق با یک فرد متناسب فقط در محتوای ذهنی آنهاست.

      خب واقعا درسته چون تو این ۵ ماه من کلی باورهای درست در مورد لاغری، تجسم روزهای خوش متناسب شدن، اطلاعات جدید در مورد خوردن، سیری، رفتارهای تحمیلی به بدنم که تمرین فوق العاده ایه، هماهنگ کردن ذهنم با جسم از طریق انتخاب ظروف کوچکتر

      کلی تصاویر دختر خانمهای زیبا شاداب سالم سرحال و قبراق که متناسب هستند را وارد ذهنم کردم

      قبل دوره اصلا همچین محتوایی نداشتم..‌.
      البته بعضیاش بود ولی حسرتش

      در هر صورت لاغری الان من بخاطر تنها کاری که تو این ۵ ماه روزانه انجام دادم و اون تغییر محتوای ذهنم در موضوع تناسب اندام بوده

      خیلی هم حس خوبی داره
      💙💙

      جمله کلیدی:

      افراد چاق بواسطه یک سری افکار و فرمولهایی که انتخاب خودشون هم نبوده از مسیر خارج شدن
      از مسیر خارج شدن
      از مسیر خارج شدن
      از مسیر
      از مسیر
      از مسیر

      این جمله یعنی تناسب حالت پیش فرض بدن ماست
      حالا از مسیر خارج شده بودیم و به لطف الله برگشتیم
      منکه آخرای راه برگشتم و جاده اصلیمو دارم میبینم
      به همین دلیل که استاد میگن تناسب آسانترین کار دنیاست
      چون فرمولاش پیش فرض ماست
      تنظیمات کارخونمون
      جاده اش وجود داره

      نمیخواد کلی هزینه کنیم کلی ماشین آلات بیاریم و کارگر و آسفالت و مجوز تا جاده شو درست کنیم

      خداوند مهربان اینا پیش فرض ما قرار داده
      من اونروز خیلی فکر کردم چرا اینهمه وزن اضافه شده طی چندین سال به فاصله چندماه براحتی میریزه!!
      این مثالو درک کردم و برای خودم نقاشی کردم

      در مورد احساس رضایت هم همینطوره
      در مورد فراوانی و غنا هم همینطوره
      در مورد آرامش هم همینطوره

      💙💙💙

      لاغری چیزی نیست که بخواهی به آن برسی، بلکه باید به یک انسان لاغر تبدیل بشوی
      اگر ما انرژی هستیم و سیال پس رفتن و رسیدنی معنا نداره
      انرژی فقط تبدیل میشه
      از طریق تغییر میدان مغناطیسیش

      اصلا کلمه رسیدن مشکل داره
      رسیدن یعنی از جایی رفتن
      ما فقط باید خواصمونو تغییر بدیم

      اینکه میگن ثروتمند بشید اصلا جمله غلطی
      ما باید ثروت و غنارا از خودمون ساطع کنیم
      تا همانند جذبمون بشه
      ما متناسب هستیم
      ما ثروتمند هستیم
      فقط فراموش کردیم به محض مرور و توجه به ویژگی تناسبمون که جز تمارین دوره هم هست، از خودمون تناسب ساطع میکنیم

      خاصیت اون فرد متناسب یا اون میدان انرژی هم اندازه خوردن
      به همین راحتی
      اصلا در کار جهان تقلایی وجود نداره

      من توی کامنتای قبلیمم نوشتم روزایی که از تیشرتی استفاده کنم که مال تابستون پارسالمه و بخاطر گشادیش و مناسب بودنش تو جمع خانواده میپوشم ناخوداگاه پرخور میشم
      واقعا یک سری لباسامو هرگز نخواهم پوشید
      یا روزایی که بی حوصله ام اصلاح نکردم و ناراحتم پرخور میشم

      خب اینا یعنی خواص این تصویر تو ذهن من پرخوری و خوردن هیستریک و عصبی
      با تمرین رفتارهای تحمیلی که هر روز مینویسم این رفتارارو کشف کردم

      استاد ممنون بخاطر این تمرین قشنگ
      و راه حل هم براشون پیدا میکنم
      اصلا جواب تو خود صورت مسئله است
      دیگه اون لباسارو نمیپوشم
      لذتهای جدید دادم به ذهنم
      موهامو شونه میکنم و لباسای جذبی میپوشم
      شاید کمی آرایش کنم
      سکوت میکنم
      تا مدیتیشن بشه
      خب دیگه نجوا به این فرکانسا راهی نداره چون من انتخاب میکنم با این رفتارا شادی و نیاز روحمو تامین کنم تا دنبالش از طریق خوردن نباشم
      💙💙
      دوست داشتم این تجربه را بنویسم تا برای دوستان هم راهگشا باشه

      🌱🌱

      استاد راستی چند شب پیش خواب دیدم رفتم بازارچه نزدیک خونه خرید
      خواب مبهم و وحشتناکیم بود
      خیلی استرس داشتم
      اما موقع برگشت طبق عادت همیشگی خواستم دربست بگیرم
      بارونم اومده بود و خیابون پر آب بود
      یکهو یک حسی از درونم گفت به شوق متناسب شدن پیاده میرم
      😎😎

      خیلی جالبه….صبح کلی خندیدم و گفتم آفرین چقدر خوب تو ناخودآگاهت رفته

      و تو خواب پامو زدم تو آب و پیاده برگشتم
      😂😂😂

      زبان لاغری واقعا زبان شیرینی
      من خیلی حسای خوبی را تو این ۵ ماه تجربه کردم

      🌱🌱🌱

      وقتی ذهن را هماهنگ بکنی با جسمت برای یک حرکت اونوقت نتیجه فوق االعاده خواهد بود

      واقعا جمله درستی
      ماکه قشنگ متوجه شدیم با این دوره

      فقط خیلی فکر میکنم این محصول پیاده روی یعنی چی میتونه باشه🤔🤔

      من اصلا اهل ورزش نیستم
      استاد هماهنگی ذهن با جسم برای پیاده روی کردنه؟

      💙💙

      چون هر اتفاقی اول در ذهن میفته بعد واکنش جسمی میشه( یعنی مغز باید فرمانش را صادر کنه) پس طبیعی که باید اول ذهنو راضی کنیم

      چون در طول مسیر و انجام اون کار ممکن دچار رنج بشیم یعنی انرژی بیشتری ازمون بطلبه
      وقتی ذهن از نتیجه شاد بشه خودش مارا پیش میبره
      هدایت میکنه
      مثل خواب من😂

      من واقعا برای کنکورم روزانه ۱۳ ساعت هم درس خوندم و مهم اینه که ذهنم همراهی کرده

      یا به شوق خرید یک لباس مجلسی در روز سه تا نقطه دورازهم تهرانو رفتم

      یا برای گواهینامه چقدر وقت گذاشتم

      💙💙💙

      تمرین ظروف کوچکو اصلا درک نمیکردم برای چی
      اما بمرور فهمیدم برای هماهنگی ذهن و جسم
      و الان عادتم‌شده و خیلی راضیم
      تازه خیلی اوقات فنجون چاییم رو نمیتونم تا ته بخورم
      منی که قبلنا اگر چای لیوانی برام نمی آوردن تو دلم ناراحت میشدم

      ۲۰ تیر ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/06 10:09
      مدت عضویت: 798 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلام استاد در باشگاه اون موقعه که دیدید اون اقا انقدر نامید شده فکر نکردید شاید ماموریت شما اون موقعه هدایت ایشون به این مسیر بوده حتما حکمتی داشته که شما متوجه اون اقا شدید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/21 02:57
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      با سلام. من هم تجربه وزن کردن خودم رو در حالی که هی میخواستم باورش نکنم و هییه چیزیرو کم کنم دارم. خیلی شکنجه بدی بود.
      خداروشکر اللن برای حفظ حال خوبم به بدنم بیشتر احترام میزارم. الان بیشتر میفهمم که برای اینکه فرمولهای لاغری در ذهنم جا بیفته و نهادینه بشه باید زمان تدریجی خودش را طی کنه و سهم من عشق ورزیدن به خودم بدنم ،مداومت ، امید، تکرار، اشتیاق برای تغییر میباشد.سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/24 15:08
      مدت عضویت: 793 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 148 کلمه

      سلام استاد این فایل برای من خیلی تاثیر گذار بود چون هفته پیش رفتم رو ترازو کاملا درک کردم حرفاتون رو …
      من احساس میکنم زبان لاغری رو یاد گرفتم چون بدون تلاش زیادی داره خوب پیش میره
      هرسال ماه رمضان من بعد از افطار احساس بیحالی و ضعف میکردم و مرتبا میخوردم تا بهتر بشم همیشه می گفتم من بعداز افطارفشارم میوفته و بایستیم ساعتی بخوابم تا بهتر بشم و سالها اینطوری بودم
      اما امسال به قدرت بدنم ایمان دارم وبا کم خوردن موقع سحری افطاری حالم خیلی خوبه حالا فهمیدم بخاطر زولبیا و حلوا.و… که زیاد میخوردم بدنم برای تنظیمات خونم تلاش میکرده وگناهی نداشته…..
      خدا روشکر حالم خیلی خوبه ریزه خواری هام کمتر شده و راحت تر میتونم به تعارفات نه بگم
      خلاصه که با پارسال این موقع زمین تا آسمون فرق کردم از لحاظ جسمی و روحی
      متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/22 14:07
      مدت عضویت: 793 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 109 کلمه

      سلام. استاد این فایل بسیار عالی و جالب بودوقتی در مورد شخصی که رو ترازو می‌رفت می‌گفتید من هم یادم میومد که قبلا گاهی چنین رفتارهای ملتمسانه ای با ترازو داشتم و این حاکی از مشترک بودن زبان چاقی بین ماهست که حال شخص را میفهمم
      اما قبلا اصلا رفتار های افراد متناسب را در زمینه های مختلف مثلا در برخورد با غذا درک نمی کردم اما حالا همون رفتارهای گذشته آنها را درک میکنم و میفهمم وبرام قابل درک شده و این به آن علت هست که دارم زبان لاغری رو یاد می گیرم و از این بابت بسیار خوشحال هستم و به خاطر اون خداروشکر میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/10 17:17
        مدت عضویت: 610 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        سلام خدا رو شکر از زمانی که تو این دوره شرکت کردم با ترازو خداحافظی کردم. حال واحساس فوق العاده ام. بهم میگه که داری مسیر درستی را میری..خدا رو شکر خیلی از رفتارهام تغییر کرده.وفکر کردن به این تغییر خیلی خوشحالم میکنه…میدونم با ادامه دادن دوره وبا لذت گوش کردن وعمل کردن به فایلها تمام رفتارهای اشتباهم را تغییر میده ومن خیلی راحت لاغری را یاد میگیرم……

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/06 16:12
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 283 کلمه

      سلام استاد گرامی ، با دیدن فایل زبان لاغری یاد گذشته خودم افتادم زمانی که چقدر تو باشگاه سختی میکشیدم و عرق میکردم بعد موقع وزن کشی با دیدن عدد روی وزنه آه شدیدی میکشیدم که چرا اینهمه تلاش بی نتیجه بوده مربی هم مدام دعوا میکرد که چرا رژیم نمیگیری ورزش به تنهایی هیچ کسیو لاغر نمیکنه منم به خاطر اینکه قبلا رژیمهای مختلف گرفته بودم حالم از رژیم بهم میخورد چون وزن کم شده دوباره بیشتر برمیگشت ، اون موقع ذهن من فقط زبان چاقی را بلد بود برای همین تلاشهای زیادم نتیجه نمیداد الان که هفته هشتم لاغری با ذهن هستم تازه دارم الفبای زبان لاغری را یاد میگیرم دیدم چقدر یاد گیریش آسونه حداقل از انگلیسی یاد گرفتن آسونتره سالها با جنگیدن میخاستم زبان چاقی را پاک کنم نمیدونستم که پاک شدنی نیست حالا که دارم زبان لاغری را یاد میگیرم دیدم زبان چاقی داره میره کنار حتی زبان لاغری روی بچه هام هم اثر گذاشته امروز که براشون خوراکی خریدم بهم گفتن دیگه نخرم گفتن دیگه دلمون نمیخاد خودم هم با وجودیکه گرسنه بودم دیگه هیچ تمایلی به خوردن شکلات و بیسکوییت نداشتم حتی غذا خوردنم اندازه یک کودک شده این یکی از آرزوهام بود که همیشه غذا کم بخورم منی که به اندازه ۲ نفرمیخوردم حالا از یک نفر هم کمتر میخورم این نشانه الفبای زبان لاغریه وقتی که یاد بگیرم با این الفبای جدید جمله بسازم چقدر نتیجه عالی میشه یک اندام متناسب زیبا میسازم به همین سادگی ، این پیام به تازه واردین سایت میدم که جای درستی اومدین مطمعن باشید نتیجه میگیرید و پشیمون نمیشید هیچ راه دیگه ای وجود نداره که به این اندازه راحت ولذت بخش باشه در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/06 11:04
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,207 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      قبل وقتی به این جمله میرسیدم که لاغری یه اموزش هست وباید اون رو یاد بگیریم درک درستی ازش نداشتم فکر میکردم قراره یه معجزه اتفاق بیفته ومن کلا بشم یه ادم دیگه و هیچ کار چاقی انجام ندم وتوی ذهنم هم نداشته باشم .
      اما الان درکم بهتر شده و فهمیدم من چاقی رو هیچ وقت از یاد نخواهم برد و فقط میتونم الان از یه روش دیگه به جای چاقی استفاده کنم که اون لاغری هست وقتهایی که به دانشگاه میرفتم و توی یک روز دو تا امتحان داشتم وقتی یک درس رو میخوندم ،وتموم میشد و نوبت درس بعدی بود هیچ وقت اطلاعات قبلی پاک نمیشد و فقط درس دوم رو هم کنار اطلاعات قبل میگذاشتم و سر جلسه امتحان اگاهانه از اطلاعات این دو بسته استفاده میکردم و سوالها رو جواب میدادم .
      یه وقتهایی توی دوره فکر میکردم به قول استاد باید یه نیرویی باشه که دیگه دستم برای اضافه برداشتن نره یا دهنم دیگه غذای اضافه رو نخوره و درکم از یادگیری زبان لاغری این بود که حالا من فایل گوش دادم تمرین انجام دادم و خوب دیگه باید خود به خود طوری بشه که من اصلا پرخوری نکنم ولی به مرور فهمیدم الان ذهن من دیگه کامل همراهم هست ،لاغری رو یاد گرفته و یا تا حد خیلی زیادی یاد گرفته ،حالا اینکه من از اطلاعات کدوم بسته استفاده کنم دست خودم هست .درسهای چاقی این بود برا من :هرروز به فکر چاقی باش ،به اضافه وزنت توجه کن،برو روی تزازو و حال خودت رو بد کن، اصلا جلو اینه نرو ،چی رو میخوای ببینی شکم قلمبت رو ،پهلوهای اویزونت رو ،هر وقت خواستی یه چیزی بخوری اول حال خودت رو بد کن برو تو فکر چاقی ،تو فکر کالری زیاد اون و بعد با عذاب وجدان تا ته اون خوراکی ر بخور حالا که خوردی تموم شد ناراحت شو که چرا خوردی ،وقتی رسیدی به یه غذاز خوشمزه و گاها حتی غذایی که دوستش هم شاید نداشته باشی تا نفس داری بخور ،باید بخوری تا حالو تهوع بگیری تا دیگه جای یه لقمه هم نداشته باشی وقتی خوب خوردی تا خفه شدی حالا بشین هی فکر کن که چرا اینهمه میخوری ،چرا تو ادم نمیشی ،خاک تو اون سرت اندازه یه خرس شدی ولی بعد وعده بعد همین پروسه رو تکرار کن ، وقتی به یه چیز خوشمزه رسیدی ازش نگذر تا ته اون رو بخور اگه دیدی خیلی داری جلب توجه میکنی برو تو اشپزخونه یواشکی بخور،بزار بقیه برن بیرون و دلی از عزا در بیار خلاصه به هر ترفندی هست بخور .
      از فکر کردن به خوراکبها نگذر ،قبل از اینکه یه چیزی رو بخوای بخوری قبلش درموردش فکر کن که از کجا شروع کنی ،چی رو با چی بخوری ، هی توی مغرت خاطره های خوب اون خوراکی رو مرور کن که وقتی شروع کردی نتونی ازش بگذری .
      بابا اصلا به لاغر شدن فکر نکن تو نمیتونی کاریش بکنی ،ژنتیکت اینطوریه ،مال داروهایی هست که خوردی ،کم کاری تیرویید هم که داری ورزش هم که نمیکنی ،فعالیتت هم خوب کمه پس تو واقعا نمیتونی کاری بکنی ،دیدی تا حالا هم هرچی تلاش کردی نشده پس دیگه این ثابت میکنه که کار نشدنی است .
      اما درسهای لاغری که یاد گرفتم :
      اول اینکه خودت مسئول چاقیت هستی و خودت ایک بلا رو سر خودت اوردی پس خودتم درستش کن ،پس تو ناتوان نیستی برای حل کردنش اشتباهی که خودت کردی و خودت هم جبرانش میکنی ،به چاقیت فکر نکن باهاش نجنگ به لاغری فکر کن به روزهای خوب که داری وروزهای خوبی که دارن میان ،هروقت هوس کردی چیزی بخوری با ارامش بخور حتما بونت به اون نیاز داشته . اما هروقت خودت نخواستی نخور به هر دلیلی که میخواد باشه ،تعارفی باشه ،اصراربقیه باشه ، مهمونی باشه ،تبرک باشه ،خوشمزه باشه ،مفید باشه و دیگه برات فرق نکنه که چه اسمی داره .
      وقتی رفتی سر سفره سعی کن از خود طعم غذات لذت ببری ،نه از خوردن وعمل بلع خودت اینطوری میتونی به اندازه بخوری ،حواست به میغام سیریت باشه وقتی پیغام رو گرفتی دیگه اشغال توی بدنت نریز بلند شو از سر سفره ،غذا های خوشمزه وخاص برات ،اولا هیچ وقت تموم نمیشن و بازم هست بعد هم تو چه به اندازه بخوری و چه یه قابلمه از اون غذا رو بخوری فرقی نمیکنه بالاخره باید تمومش کنی پس چه بهتر به اندازه بخوری تا لذتش و ببری نه که با حالت بد و احساس سیری و سنگینی بخوای اون غذا رو تموم کنی ،
      تو هیچ محدودیتی برای خوردن نداری هروقت دلت خواست و نیاز بدنت بود از هرچی دوست داری بخور کاری به کالریها نداشته باش با حس خوب بهور وبدون اون غذا توی بدنت به یه انرژی عالی ونیروبخش برات تبدیل میشه .
      خودت رو دوست داشته باش با هر حالتی که هستی خوب این بدن بیچارا که رو هوا اینطوری نشده خودت کردی پس دلیلی نداره کاری که خودت کردی رو بخوای ازش فراری باشه ،همه حتی اون چربیها قسمتی از بدنت هستن ،برو جلو اینه به خودت لبخند بزن خودت رو دوست داشته باش و درعین حال به خودت قول بده که همه چی درست میشه .
      این هم پکیج دوم اطلاعات من بود .ومن دارم یاد نیگیرم که از اون اولی دیگه خیلی کم استفاده کنم .من عاشق گوجه سبز هستم اصلا اسمش میاد نمیتونم اب دهنم رو جمع و جور کنم ولی یه چیز جالب بگم براتون الان سه روزه که ما گوجه سبز خریدیم واین اولین خرید گوجه سبز توی امسال بود برامون .پیش خودم گفتم ای گوجه سبز با نمک ،اصلا این به نیم ساعت نمیکشه ،وقتی اوردیم خونه و اونها رو شستم یه دونه از اون خوردم و گفتم الان که میخوایم ناهار بخوریم بعد از ناهارمیخورم وقتی ناهار خوردیم داشتم ظرف میوه رو جابجا میکردم و اون رو گذاشتم اول گفتم خوب الان ببرم بخورم بعد دیدم نه حالا فعلا که سیرم حالا بزار براعصر ،همین به همین راحتی بدون مقاومت و اذیت شدک وعشار اوردک به خووم دیدم واقعا سیرم ،الان نمیتونم گوجه سبز بخورم و گذاشتمش یخچال .
      یا سحرهای قبلی همیشه میگفتم من قراره یک روز گرسنگی بکشم پس الان باید بیشتر بخورم که بتونم فردا تحمل کنم ،و زیاد از حد میخوردم دیشب هم یه لحظه این فکر به ذهنم خطور کرد وقتی داشتم غذا میکشیدم یه جا دیدم خکب بسمه بالاخره هرکیی چشمی اندازه شکمش رو میتونه یه کم تشخیص بده و ببینه باید چقدر غذا بکشه بعد گفتم خوب نه من یه کم بیشتر میکشم که فردا گرسنم نشه و کشیدم (پکیج اطلدعات چاقی)و شروع به خورون کردم تا وقتی پالس سیری رو حس کردم و دیدم دیگه واقعا نمیخوام با اینکه نصف غذا توی بشقابم مونده بود ،بدون اینکه بگم نکنه فردا گرسنم بشه یا این غذا حیف باید بریزم سطل اشغال و این حرفها از سر سفره نشستم کنار (اطلاعات لاغری)
      برای میوه هم برعکس سالهای قبل که میگفتم نه اگه میوه نخورم اب بدنم کم میشه و ….خیلی دلیلهای اینجوری دیگه ،سحر دیدم نه میلی به خوردن میوه ندارم و به تعارف همسرم نه گفتم ،و فقط دو تا گوجه سبز خوردم .?
      اینها تفاوتهای پکیج چاقی و لاغری هست خیلی نکات ساده ای داره اما استفاده نکردن از این نکات و نقطه های ساده میتونه مارو به چاقی و یا لاغری سوق بده .ممنونم که حوصله به خرج میدید و کامنتهای من ر میخونید ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/02/06 14:37
        مدت عضویت: 730 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 80 کلمه

        چه تعبیرهای جالب وقابل استفاده ای ،آفرین به این تفکیک پکیج ها ،پکیج لاغری،پکیج چاقی ،وقتی پالس سیریو میگیرم ودیگه ادامه نمیدم دارم از پکیج لاغری استفاده میکنم ودر راستای هدفم هستم ??نوشته بسیار عالی بود ،منم میخوام از این پکیج لاغری بیشتر استفاده کنم
        دوستانم با مثال ها عمل کردن به آموزه های دوره رو آسونتر میکنن ،هرچند آموزش استاد بینظیره ولی کامنتای دوستان هم کمک کننده است و بخشی در روز به خوندن نوشته های دوستانم اختصاص میدم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/02/08 07:00
          مدت عضویت: 805 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          ممنونم از لطف شما .براتون‌ارزوی موفقیت میکنم ?????

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/02/17 17:45
        مدت عضویت: 823 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        ممنون از نوشته هاتون .این نوشته ها برای من عالی بود.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        فاطمه قدیریان
        1399/02/22 14:00
        مدت عضویت: 793 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        سلام ..روز همگی بخیر و شادی
        دوست عزیز…. نوشته شما واقعا عالی بود ،،خلاصه کاملی از آنچه تا باحال آموخته بودیم…🙏🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/06/20 00:36
        مدت عضویت: 448 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 80 کلمه

        خیلی ممنونم ازشمادوست عزیزکه به این زیبایی وبامثال ساده وملوس احساستون ازچگونگی آموزش ذهنتون همراه باتفکربه رفتاری که درزمان مواجه شدن باموادغذایی داری،برای مابیان کردید،درواقع مارفتارهای درستی که بهش فکرکردیم روهمراه باحس شادی ولذت به ذهنم آموزش میدیم واونارفتاردرذهنم چندین بارتمرین میکنم وخودبه خودبه صورت ناخودآگاه درذهنم ماجانشین رفتارهای نادرست که ازقبل شکل گرفته میشه وبه همین سادگی تغییرفکروسپس رفتارشکل میگره واین بی نهایت زیباستت،بازم ممنونم دوست خوبم قطعاخیلی برای من ودوستان دیگه دررسیدن به موفقیت درمسیرتناسب فکری موثرخواهدبود.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/07/21 17:53
        مدت عضویت: 457 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        تو‌عالی هستی دختر…
        خیلی درکت بالا بوده از آگاهی استاد…منم کاملا باهات موافقم….مرحبا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/07/21 18:37
        مدت عضویت: 457 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 236 کلمه

        سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم…
        منم تازه دارم زبان لاغری رو یاد میگیرم.‌زبان آرزوهام.‌هر فایل استاد مثل قرص آرامبخشیه برای روح ناآرام من.‌روحی که الان شش هفتست آروم آرومه ولی محتاج صدای استاد.‌منم تموم این زبان چاقی رو باهاش آشنام…از روزی سه چهار بار بصورت مرضی خودمو وزن کردن تا توجه کردن دا،م به چاقیم و عذاب وجدان غذا خوردن و
        …انگار شما زندگی نامه منو میگید.چون زبان همه ما یکی بوده.استاد میدونم میگین باید کسی در رادار ما باشه تا سمت سایت ما جذب بشه و خدا هدایتش کنه ولی کاش به اون آقا هم کمک کنین. ما همه اینجا متاثر شدیم .خدا انشالا به سایت شما هدایتش کنه….. به لطف خدای مهربون الانم داره زبان ما یکی میشه. زبان شیرین لاغری. احساس آرامش. شورو شوق لاغری. مثل لاغرها رفتار کردن.‌تسلط ذهن بر جسم.حق انتخاب .خدا بخوادیواش یواش با یادگیری الفبای لاغری باهاش جمله های زیبا میسازیم.‌جمله ای به رنگ لاغری…بنام تناسب اندام…خدایا تو شاهدی چقد در گذشته همه مون عذاب کشیدیم دیگه وقتشه آرامش به ما رو کنه.‌استاد عزیز از شما ممنونم.‌ذهن من آماده پذیرش ویادگیری زبان لاغریه.سوق بچه کوچیکی رو دارم که سر کلاس مودب نشسته و چشم دوخته به دهن استادش تا هر چی اون میگه به گوش جان بشنوه و انجام بده.چجوری ازتون تشکر کنم. چجوری از خدای خودم تسکر کنم که الان اینجام .در کنار شما.در مسیر زیبای لاغری. بزودی متناسب میشم و عکس شگفتی مو براتون میفرستم……

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/01/28 07:12
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      منم قبلا مثل این آقا بودم یعنی فقط با عددروی ترازو کار می کردم الان خیلی بهتر شدم از شروع دوره ولی ته تهش بازم به ترازو فکر می کنم و ختم می شه هنوز !
      و الان می دونم که همه چی ذهنیه و نتیجه رو ذهن مشخص می کنه و دیگه به جسمم فشار نمیارم و فقط برای سلامتی و رزش می کنم و خودم انتخاب می کنم که چه موقع و چه ورزشی انجام بدم !
      و

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/23 17:09
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 229 کلمه

      روز ۵۰ تکرار
      سلام و وقت بخیر به دوستان و استاد عطارروشن
      وزن کشی در باشگاه یکی از بدترین کارهایی بود که هر روز انجام میدادم وسعی میکردم لباسای ضخیم نپوشم،کفشمم در بیارم که مبادا ۱۰۰گرم اضافه نشون بده ولی در هر صورت همیشه ناامید میشدم از دیدن عدد وزنم
      چقدر لذت بخشه زبان لاغری رو آموختن ،زبانی که چقدر سالها بهش نیاز داشتم و نمیدونستم چطور میشه آموختش
      چقدر میشه راحت لاغر شد و زندگی نرمالتو داشته باشی ولذت ببری
      چه احساس عالیه که امروز دخترم بهم گفت چقدر جمع و جور شدی ،آخه از روز اول عید پیش من نبود و امروز که منو بعد از ۲۳روز دید،بهم گفت ،خوشحال شدم،شاید خودم خیلی متوجه نشم ولی دختر بزرگم خیلی بهم میگه
      چه احساس خوبی داره که مطمئنی به زودی متناسب ونرمال میشی ومیتونی از مزایای اون لذت ببری
      لباسای سایز کوچیک بخری و بپوشی،لباسی ورزشی ست ،رنگ روشن و جیغ بخری،،لباس سفید بپوشی که من سالهاست در حسرتشم،اعتماد بنفسه که دیگه محشره ،انگار یه آدم دیگه ای میشی ومهم تر از همه اینکه میدونی با انجام تمریناتی تا آخر عمر ،یه نفس راحت میکشی و برای همیشه متناسب میمونی،قبلا هم لاغر شدم ولی از اولش از برگشتش میترسیدم ،اوایل دوره هم از برگشت وزنم میترسیدم ولی آرام آرام که پازل های ذهنیم چیده شد مطمئن شدم که میتونم تو تثبیت بمونم اگر زبان لاغری یاد بگیرم وبشه طبیعت بدن من وناخوداگاهم بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/19 16:25
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 231 کلمه

      سلام. زبان چاقی و جملات و باورهای مشترک ما:
      من آب هم بخورم چاق میشم. چاقی تو خانواده ما ارثیه. کل سال من ، تو رژیمم. شکمم و پهلوهام چربیاش مقاومه. هرچی بخورم میره تو ران هام و اونا چاق میشن. زیاد خوردم یه شیرینی باقلوا چیزی بخورم بشوره ببره. ازدواج کردم چاق شدم. زایمان کردم چاق شدم. از وقتی کارم پشت میزی شده من چاق شدم. فعالیت و تحرکم کمه و از اون موقع من چاق شدم. و…
      خیلی جمله و باور دیگه که افراد چاق وقتی بهم میگن کاملا باهم احساس همدردی میکنن.
      جملات و باورهای لاغری و متناسب کننده که تا اینجا کسب کردم :
      طبیعت جسم من، لاغر بودن هستش. ارثیه من از خداوند متناسب بودن هستش. فرمول های ذهنی هستند که میتوانند من را لاغر کنند نه فعالیت من.
      احترام به بدنم و به اندازه ی نیاز غذا خوردن، نوعی سپاسگزاری از خداوند است. وقتی طعم گرسنگی و سیری بدون خفگی را تجربه میکنم، لذت میبرم. برنج، خورشت، سالاد، ماست، چیپس، دوغ یا نوشابه، فقط اسم‌های مواد غذایی هستن نه فرمول لذت بردن، نه فرمول شادی. اسمهایی که من وقتی با آنها روبه رو میشوم انتخاب میکنم. انتخاب اینکه اگر گرسنه بودم به اندازه نیاز مصرف کنم و یا انتخاب اینکه وقتی سیر هستم بگم من سیر هستم. من میل ندارم.
      زبان لاغری، بسیار لذت بخش است و من از یادگرفتن آسان و سریع آن خیلی احساس خوبی دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/01/18 01:38
      مدت عضویت: 799 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان گرامی
      خدا را شکر میکنم ک از اون همه شکنجه راحت شدم از وزن کردن مرتب وغصه خوردن نگران بودن وبی اعتمادی بخودم عذاب وجدان داشتن واحساس شرم وخجالت نجات پیدا کردم وبعد از ترک کردن ترازو دنیام ی رنگ دیگه ب خودش گرفت وکلی تغییر خوب داشتم…..ب ارامش رسیدم….ب خودم اعتماد دارم و..
      احساس توانمندی میکنم
      خودمو دوست دارم
      با بدنم دوست شدم بیشتر بهش گوش میکنم اونم
      با من راه میاد کمکم میکنه ک دوتایی ب مقصد برسیم میدانم ک تناسب اندام ولاغری منتظر ماست
      همگی ما یک شگفتی ساز هستیم وموفق میشویم
      استاد عطار روشن سپاسگذارم ??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/04 21:35
      مدت عضویت: 778 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 339 کلمه

      سلام به همه عزیزان
      این فایل دوباره یک انرزی خوبی به من داد و یادم انداخت که من در حال یادگیری زبان لاغری هستم و در ضمن زبان چاقی را هم که بلدم هر گز یادم نمیره . نمی ترسم اما یادم باشه که باید هر روز روی این یادگیری کار کنم . و دوباره مژده لاغری را به من داد .من قبلاً فقط زبان چاقی را بلد بودم .حالا که زبان لاغری را یاد بگیرم می تونم از این زبان استفاده کنم و نتایج آن را ببینم . من می توانم و باید خودم را قدرتمند ببینم . دوباره به خودم یاداوری می کنم که چه نتایج خوبی از این دوره گرفته ام . مقداری وزن کم کرده ام و این را از لباس هایی که گشاد شده اند می فهمم .یادمه اولی که رفته بودم کلاس زبان انگلیسی استادم گفت اگر می خواهی خوب و سریعتر زبان را یاد بگیری .هر چه را می بینی به انگلیسی بگو و به انگلیسی فکر کن .حتی خواب هات هم انگلیسی باشه .من اونجا خندیدم ، اما بعد از چند وقت دیدم واقعاً تو خواب هم انگلیسی حرف می زدم . الن هم من باید مدام در مورد زبان لاغری و مزایای اون فکر کنم و طوری که بشه ملکه ذهن من ، و مثل کسانی که می روند خارج از کشور و بعد کهع می خواهند فارسی حرف بزنند از ده کلامشون 8 کلامش انگلیسی است چون عادت کرده اند . من هم دوست دارم زبان اصلی من و زبان بدن من بشه زبان لاغری و این مستلزم اینه که من هم چنان با جدیدت به فایل گوش بدهم .استاد من همین الان یک چیزی به ذهنم اومد من تصمیم گرفتم مثل اون تمرین شما که فرموده بودید مزایای متناسب شدن را بنویسید ، من هر روز برای خودم چند دقیقه در مورد زبان لاغری فکر کنم و جمله ای بنویسم تا حتی یک آن به زبان چاقی فکر نکنم و این زبان بشه زبان غالب بدن من . با تشکر . به امید موفقیت روزافزون همه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/26 06:39
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      چقدر این فایل زیبا وشنیدنی بود و اول صبح انگیزه وانرژی منو برای ادامه مسیر بیشتر کرده ممنون از توضیحات و مثال های واضحتون
      منم وقتی باشگاه می رفتم همیشه سعی می کردم لباس های کم وزن بپوشم و کفشام رو دربیارم وبعد روی ترازو برم که وزنمو کمتر نشون بده استرسی که موقع وزن کردن داشتم واقعا ناراحت کننده بود یعنی دقیقا وقتی استاد داشت کار اون آقا را توضیح می دادبه خوبی احساسش می کردم و البته خیلیای دیگه هم توی باشگاه همین شرایط را داشتند. خدا را شکر که الان دارم زبان لاغری را یاد می گیرم و تموم سعیم اینه که این نکات را بخوبی درزندگیم پیاده کنم البته با راهنمایی ها و فایل های خوب این دوره میخوام ادامه بدم تا از این شیوه و روش دائمی برای همیشه متناسب بشم.چقدر زیبا فرمودین که این تلاش جسمی شما نیست که شما را لاغر می کنه بلکه این فرمول ذهنی شماست که باعث تغییر جسم شما میشه???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/28 12:59
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      این فایلتون هم مثل همه ی فایل های دیگه بی نظیره وظواقعا خوشحالم که تعهد دادم که نرم روی ترازو چون برای من هم همیشه غذاب آور بوده وحتی خیلی وقتا ناامید کننده والان خیلی خوش9الم که درمیسر لاغری دارم زبان لاغری رو یاد می گیرم ولذت می برم چون اول از همه امیدوارم ومطمئن هستم که متناسب می شم وخودم رو خیلی توانمند می بینم وفقط مسئله وقته که باصبر واستمرار حل می شه والان که باردار هستم باخیال راحت غذا می خورم ومعده ام هم اذیت نیست مثل بارداری های قبلی همش می ترسیدم چیزی بخورم وهمیشه غذاهایی که کم کالری هستن مصرف می کردم که نکنه وزنم زیاد بشه واین استرس ونگرانی رو در من زیاد می کرد ولی الان خیلی بهتر تغذیه می کنم ومعده ام هم بهتره واز همه مهمتر روحیه عالیه وراضیم ،وخدارو شکر می کنم که من رو باشمااستاد گرامی آشناکردو من رودر میسر صحیح هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/27 13:11
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان عزیز
      این فایل هم مثل همه فایلها قشنگ و آموزنده بود
      وقتیکه داستان وزن کردن آن شخص را تعریف کردید خیلی ناراحت شدم و دلم سوخت البته من این تجربه را ندارم ولی میتونم درک کنم که چقدر عذاب دهنده است بالای ترازو رفتن و امید به دیدن وزن کمتر از قبل داشتن ولی ناامید شدن
      چقدر خوبه که ما یاد گرفتیم که استفاده از ترازو برای ما زیان آور است چه عدد زیادتر از قبل را نشان بدهد و چه حتی عدد کمتر را نشان بدهد
      من که هروقت اطرافیان ازم می پرسند چند کیلو کم کردی میگم نمیدونم چون خودم را نمی کشم تعجب میکنند و میگویند چه جالب برای چی میگم یکی از شرایط این دوره هست
      نمیخوام باهاشون بحث کنم ???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/25 20:11
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      تشبیه شما از چاقی به زبان واقعا زیبا وبه جا هست چرا که همنطور که همه ما فارسی رو بلد هستیم وفارسی رو یک جور صحبت میکنیم افراد چاق هم رفتارهای مشابه هم دارند وقتی شما اون مثال رو از اون اقا که میخواست خودش رو وزن کنه گفتید دیدم من هم دقیقا همین حالت رو داشتم برای وزن کردن همیشه صبح اول وقت رو برای وزن کردن انتخاب میکردم وروزهایی که من صبح زود قرص تیرویید خودم رو خورده بودم خودم رو وزن نمیکردم .حالا چجوری بود من یه قرص کوچیک رو فقط با شاید نصف استکان کمتر اب میخوردم .ولی همون یک ذره اب رو نمیخواستم روی وزنم اصافه بشه .همیشه کمترین لباس رو میپوشیدم .با شلوار روی ترازو نمیرفتم همیشه شلوارک میپوشیدم ? .اما خوب خدارو شکر میکنم که الان مسیر صحیح رو یاد گرفتم و مسئولیت صد درصد چاقی خودم رو پذیرفتم و دلیل اصلی چاقی خودم رو که افکار من وبه واسطه افکار غلط رفتار اشتباهم بود رو شناختم والان در این مسیر بدون تحمل رنج وسختی دارم وزن کم میکنم .باورتون نمیشه اما این رو از صمیم قلب میگم به همه اون دوستانی که توی شک وتردید هستند برای شروع این دوره .این دوره با همه کارهایی که تا حالا برای لاغر شدن انجام دادیم متفاوت هست اینجا خبری از حسرت خوردن غذاهای خاصی نیست .نیازی به سختی دادن به جسم نیست .توی این مسیر با اموزش دادن به ذهن خیلی راحت ودر مسیر زندگی خودمون لاغر میشیم .دیروز بچه ام بهم گفت مامان چند تا از فایلهات مونده که لاغر بشی گفتم نمیدونم مامان خیلی .بهم کفت مامان لاغر شدن تو مثل ماز می مونه یه جاهایی جلوت سنگ هست باید مواظب باشی به سنگها نخوری .بچه من شش ساله هست اما به نظر من خیلی خوب مسیر لاغری رو برام تشبیه کرد مسیرها به ظاهر برای لاغری زیاد هست اما جلوتر که میریم ممکن سنگ روی زمین ریخته باشه وبه هدف نرسیم و فقط ی جاده هست که به هدف منتهی میشه وبه نظر من که الان توی این دوره هستم ودارم از دوره استفاده می کنم ونتیجه هم دیدم( نمیگم به هدف نهایی رسیدم اما با همه چیز خوردن وبدون هیچ فعالیتی ،حتی پیاده روی ساده خیلی از وزنم کم شده ) مسیر لاغری با ذهن تنها مسیری هست که به هدف منتهی میشه .وجواب ماز تناسب ما این مسیر هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/25 16:55
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      باسلام اين فايل واقعا عالى بود من هم قبل از شركت در اين دوره ورزش را براى لاغرى انجام ميدادم و واقعا برام سخت و رنج آور بود و اين باور رو هم داشتم كه اگه كم خورى نكنم ورزش باعث چاقى بيشتر من ميشه به خاطر همين موضوع هميشه بعد از يك مدت كوتاه ورزش و رها ميكردم در مورد ترازو هم همينطور هر چند وقت يكبار با ترس روى ترازو ميرفتم و به اميد ديدن عدد دلخواهم گاهى پيش مى امد چند با روى ترازو ميرفتم كفش هايم را در مى اوردم يا لباسهايم را كم ميكردم تا عدد ترازو كمى پايين تر بيايد واى خدا رو شكر ميكنم الان چقدر احساس ارامش ميكنم چه مسير زيبا و راحتى داريم تيازى به زجر كشيدن و استرس نيست در كمال ارامش و به راحتى به سوى متناسب شدن در حركتم و اگر هم ورزش كنم براى لذت و شادى خودم ورزش ميكنم و ميدانم به راحتى اب خوردن به هدفم ميرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/25 14:54
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 742 کلمه

      روز پنجاهم تکرار:
      زبان لاغری را یاد بگیرید لاغر میشوید:
      چقدر این فایل خوبه و چقدر با گوش دل شنیدنش باعث میشه ادم زبان لاغری رو قدری بهتر یاد بگیره.
      من این فایلو قبلا هم گوش دادم اما اثری که این بار رو من داشت خیلی متفاوته.
      امروز صبح از وقتی بیدار شدم بی‌دلیل انرژیم پایین بود. خیلی حوصله نداشتم. سعی کردم با مرور همه‌ی چیزهای خوبی که در زندگیم‌هست از جمله توجه به سایزهایی که کم کردم و سپاسگزاری بابتشون احساسمو خوب کنم اما انگار سایزهای باقیمونده بیشتر توجه منو جلب می‌کرد. به جای خوشحالی بابت سایزهای کم کرده اضافه وزن باقیموندم حالمو گرفته بود. فرشته‌ی درونم گفت از روش‌هایی که برای اینجور مواقع از قبل اماده کردی استفاده کن. موزیک شادی گذاشتم اما کافی نبود دیدم بهتره برم بیرون و هوایی بخورم.
      دوچرخه رو برداشتم و در حین رکاب زدن اهنگای مورد علاقه‌مو گوش میدادم و خیلی زود حالم خوب شد. کمی که گذشت فایل امروزو پلی کردم تا از برنامم عقب نباشم. و چقدر مطالب با ارزشی درست در زمانی که بیشترین نیازو بهش داشتم تو این فایل بود. به خودم گفتم من زبان لاغری رو یاد گرفتم و هر روز دارم در استفاده از اون متبحرتر میشم. من بیشتر اوقات دارم با زبان لاغری فکر می‌کنم. من که میدونم هر اتفاقی که بیفته من به استفاده از این زبان ادامه خواهم داد. به خودم گفتم بارها به طرق مختلف بهت گفته شد و خودت هم تجربه کردی که برای رسیدن به تناسب تنها راه موجود یادگیری بیشتر و بیشتر زبان لاغریه تا روزی برسه که تنها زبان مورد استفاده‌ی ذهنت زبان لاغری باشه. پس رها کن… نتیجه‌ی نهایی رو رها کن و از دستاورد های امروزت که رویای دیروزت بوده لذت ببر.
      در حین گوش کردن به فایل و شنیدن صحبت‌های استاد در مورد تفاوت ورزشکاران خودمو در باشگاه به یاد اوردم که چطور بیشتر و بیشتر کار می‌کردم حتی یکی دو سالی سه ساعت تمام در هر جلسه تلاش می‌کردم هر روز باشگاه میرفتم یک روز هوازی و یک روز هوازی و غیر هوازی با هم کار می‌کردم. اما با هر وزن کردنی باز اون عدد قدری بالا رفته بود. اگر ثابت میموند خوشحال میشدم. انقدر فشار روم زیاد بود و انقدر عددهای روی وزنه منو دچار احساس گناه می‌کرد که خارج از وصفه. حالا خودم هیچی اون نگاه مربی که انگار میگفت خب بابا یکم غذا تو کم کن قابل تحمل نبود. البته فقط نگاه نبود بارها بهم این حرفا رو زده بودن. چه مربی خودم چه مربی‌های دیگه یا دوستانم از روی همدردی می‌خواستن منو راهنمایی کنن.
      و‌من فکر کنم عذابی بزرگ‌تر از این نیست که هم مجبور بشی بشنوی هم مجبور شی تایید کنی یا هزار دلیل بیاری که بابا من همه‌ی تلاشمو می‌کنم. خوشبختانه از اون همه فشار الان خبری نیست. در واقع الان فقط ارامش هست و سبکی و شادمانی رهایی از اون اسارت. واقعا شکر.
      یه روز وزنه رو کنار گذاشتم و دیگه خودمو وزن نکردم و به مربیم هم گفتم که خیال لاغر شدن ندارم و دیگه نمی‌خوام برم رو وزنه. نه که اصلا وزن نکنم شاید سالی یکی دو بار اونم در خلوت . البته نگرانی‌ها به جای خود باقی بود و زبان افکارم همون زبان چاقی بود اما شکنجه‌ای به نام وزنه حذف شد. حالا که فکر می‌کنم می‌بینم شاید همون موضوع باعث شد که سرعت وزن اضافه کردنم به میزان قابل توجهی اهسته شه و چند سال اخرو دیگه تقریبا وزنم ثابت بود.
      چقدر خوشحالم که با این روش آشنا شدم. واقعا زندگیم دگرگون شد.
      روزی رویای سایز الانمو داشتم. رویایی که به نظرم دست نیافتنی میومد. الان رویای رسیدن به سایز زمان ازدواجمو دارم با این تفاوت که این رویا دست یافتنیه و فقط کافیه با حفظ شادی و ارامش به ذهنم اجازه بدم که از زبان لاغری که تازه اموخته بیشتر استفاده کنه تا ماهرتر بشه.
      مرسی استاد این فایلو در برنامه‌ی امروزمون لحاظ کردین. چقدر استفاده کردم ازش.
      و مرسی که هستین و این امکانو به ما میدین که در کنار شما در مسیر تناسب گام برداریم.
      با انجام این تمرین‌ها هر روز برگی از خاطرات زندگیمو ورق میزنم و با این امید که شاید بتونه به دوستی کمک کنه تا تصمیم به قدم گذاشتن در این راه زیبا بذاره اونا رو تو سایت میذارم. امیدوارم که تو دوست عزیز با خوندن این نوشته احساس راحتی و ارامشی رو که در وجود من جاریه حس کنی و این متن وسیله‌ای بشه برای حرکت تو به سمت خوشبختی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/25 14:29
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      سلام به استاد عزیز
      این فایل هم خیلی خوب بود و یه قدم برای یاد گرفتن بیشتر زبان لاغری بود …

      من چند بار تا الان تو قسمت های مختلف از نتیجه هام گفتم و باز اینجا برای دوستانی که تازه با این مسیر اشنا شدن میخوام بگم که تردید نکنین …حتما خدا ما رو هدایت کرده به این مسیر ….و این و با تمام وجودم ایمان دارم چون من تو طول زندگیم خیلی کار ها رو نصفه رها کردم و ادامه ندادم و در حالی که من از اردیبهشت امسال هر روز و هر روز دارم ادامه میدم این مسیر رو …اگر لطف و حمایت خدا نیست پس چیه ؟ 99 % لطف خداست و 1 % تلاش و استمرار خودم که اونم از خداست ….
      اولش شاید براتون گنگ باشه که چطور با این روش لاغر میشین همونطور که برای من و همه دوستان دیگه بوده ولی تنها راهش باور کردن و ادامه دادن و استمرار داشتنه تا کم کم تغییر باور ها و به دنبالش تغییر رفتار هاتون رو میبینید و در اخر خیلی راحت و واقعا بدون سختی تغییر اندام و کاهش سایزتون رو میبینید … ننوشتم کاهش وزن چون از اول دوره دیگه روی ترازو نرفتم و نخواهم رفت به لطف خدا ….وقتی دارم خودم تغییر واضح سایزم رو میبینم و همه بهم میگن که چقدر تغییر کردم چرا باید برم روی ترازو که در هر صورت ضرر داره برام … و الان خانوادم هم ترغیب شدن برای لاغر شدن وقتی نتیجه من رو میبینن …البته هنوز اون ها هم کاملا نمیتونن باور کنن که باز یکم طبیعیه ولی به لطف خدا شروع میکنن و نتیجه میگیرن …
      پس اگه میخواین خیلی راحت و بدون سختی لاغر بشین شروع کنین …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/09/25 10:16
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      البته منظورم از زبان سخت از نظر خود افراد چاق هست که برای خود منم سخت بود ولی بعد از آموزش متوجه سادگی آن شدم و شعار لاغری آسانترین کار دنیاست رو هرگز فراموش نکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/09/25 10:12
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      سلام و روز به خیر
      وقتی این فایل رو گوش میدادم به سالهای خیلی گذشته برگشتم در باشگاه ورزشی مشغول به فعالیت بودم برای لاغری خانم مربی گفته بود یکبار موقع ورود و یکبار موقع خروج باید خودتون رو وزن کنید وزنی که با اون از سالن بیرون میرید باید همون وزنی باشه که دفعه بعد میاید به سالن و سه روز در هفته ما باشگاه میرفتیم و در روزی که خونه بودیم اونقدر وحشت داشتیم که حتی آب بخوریم خلاصه تمام این ایام به سختی و زجر گذشت و من حدود 18 کیلو لاغر شدم بعد از سه ماه روز از نو روزی از نو .
      الان که زبان لاغری رو نه ایده ال بلکه خوب یاد گرفتم به یاد اون روزها میفتم خندم میگیره و با خودم میگم وقتی زبان به این سختی رو بشه یاد گرفت حتما هر چیز سخت دیگری هم قابل یادگیری هست .
      فقط همونطور که آموزش هر چیزی به تمرین و تداوم احتیاج داره من تصمیم دارم یادگیری زبان لاغری رو هیچ وقت ترک نکنم و تمام تلاش خودم رو در این زمینه انجام بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/07/21 19:59
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 93 کلمه

      حرفهاي شما يك جنبه ايي از زندگي من را بخاطرم آورد كه الان چند وقت هست كه امكان لذت بردن به دليل اضافه وزن نيست و اون ورزش كردن هست ، هميشه از ورزش كردن لذت بردم اما اخيرا زانو درد و دردهاي بدني ناشي از فعاليت ورزشي درست ٢٤ ساعت بعد بقدري براي من آزار دهنده شده، كه از انجامش منصرف ميشم.الان بيشتر دوست دارم وزن كم كنم كه بتونم مثل قبل تحرك و جنب و جوش بيشتري داشته باشم.و اون احساس شادابي و سلامت را دوباره تو وجودم زنده كنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا زلکی نژاد
      1397/09/08 15:19
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      استفاده نکردن از ترازو برای همیشه یکی از گامهای مهم این دوره هس واقعا چقد اعداد برا ما مهم هستن ترازو برای من که همیشهداسترس بوجود میاورده هر چن خیلی اضافه وزن نداشتم ولی استرس استفاده ازشو داشتم ?ولی با آشنا شدن با این دوره باعث شده که سمت وزنه نرم هر چن همیشه تو دیده من بوده واونو جا بجا نکردم ولی بهدخودم گفتم همینکه تغییر کردم ولباسهام گویای اینه پس چرا خودم و وزن کنم وقتی سایزم تغییر کرده وهمه به من میگن چرا باید وزن کنم حای وقتی بهم میگن چقد کم کردی میگم نمیدونم ولی سایزم این قد تغییر کرده وهمین احساس خوبی به من میده پس با ترازو خداحافظی کنین ??

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      لیلا
      1397/09/08 14:46
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی .با تشکر از صحبت های آموزنده استاد .حرف های استاد من رو یاد رفتار خودم انداخت .من همیشه خودم رو زیر میله بارفیکس وزن می کردم .یعنی از میله آویزون می شدم و وزنم رو کم کم رو ترازو می انداختم چون احساس می کردم اگه وزنم رو یکهو رو ترازو بیاندازم بیشتر نشون میده .دلم برا خودم می سوزه از اینکه اونقدر می ترسیدم که ترازو چند گرم بیشتر نشون بده ولی الان به لطف استاد ترازو و از شروع دوره کنار گذاشتم و از لحاظ روحی آروم تر شدم .همه آموزش های استاد مثل پازلی قسمتی از کمبود های وجودم رو پر می کنه.من هر روز چیزای جدید یاد می گیرم .ممنونم استاد عزیز

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا زلکی نژاد
      1397/09/08 14:00
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      سلام خدمت استاد مهربانیها ?ممنون از فایلتون مثل همیشه عالی بود ?منم خوشحالم که با این روش آشنا شدم وباعث شد که رفتارام کلی تغییر کنه و در مسیر سبز تناسب اندام قرار بگیرم تردید و دو دلی رو از خودتون دور کنین وبه ما بپوندین ??

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم