ورود / ثبت نام
0

سال سلامتی و تناسب اندام

سال سلامتی و تناسب اندام
اندازه متن

سال سلامتی و تناسب اندام خود را از همین امروز شروع کنید.

سالهای زیادی در این ایام که نزدیک پایان سال هستیم، با خودم میگفتم امسال هم که گذشت و من لاغر نشدم و حتما در سال آینده باید لاغر بشم.

و سال ها یکی پس از دیگری می گذشتند و من هر سال چاق تر می شدم.

این روندی است که برای بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند هر سال رخ می دهد و آنها علیرغم اینکه تصمیم قاطع می گیرند که لاغر شوند ولی در نهایت در سال بعد چاق تر از سال قبل هستند.

با اضافه شدن سال های زندگیم هر سال به خواسته های سال بعدم اضافه می شد، تصمیم می گرفتم آدم پولداری شوم، شغل بهتری داشته باشم، شرایط زندگی متفاوتی داشته باشم اما این خواسته ها هم مانند لاغری بودند و هر سال از سال قبل در شرایط سخت تری قرار می گرفتم.

این روند در زندگی من ادامه داشت تا سال ۱۳۹۳ که در واقع سال تولد آگاهانه من بود.

در این سال در همچین روزهایی بود که مثل سال های قبل مشغول نوشتن خواسته های و اهدافم برای سال بعد بودم که ندایی در قلبم به من گفت این همه سال تصمیم گرفتی شرایط بیرون از خودت را تغییر دهی و موفق نشدی امسال تصمیم بگیر شرایط درونی خود را تغییر دهی.

در ابتدا این ندا برایم قابل درک نبود که شرایط درونی به چه چیزی گفته می شود چون همیشه به دنبال تغییر شرایط پیرامون خودم بودم و هیچ آگاهی از شرایط درونی نداشتم.

چند روزی به این موضوع فکر میکردم و به دنبال واضح شدن شرایط درونی بودم که موضوع برایم روشن شد.

شرایط درونی منظور شخصی ترین مشکل من بود

و آن مشکل چیزی نبود جز “چاقی”

لاغر شدن برای من تصمیم ترسناکی بود.

در سال های چاق بودنم بارها تصمیم گرفته بودم لاغر شوم اما نتیجه ای کسب نکرده بودم و بارها شکست خوردن در لاغر شدن باعث شده بود که هیچ ایده یا راهکاری برای تصمیم گرفتن جهت لاغر شدن نداشته باشم.

واقعا نمی دانستم چگونه باید برای “لاغر شدن” تصمیم بگیرم یا از کجا شروع کنم.

ندای امیدبخش درونی به کار خود ادامه داد و من به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم و زندگی من از آن سال متحول شد.

به وضوح به خاطر دارم در سال 93 تصمیم من برای لاغر شدن فقط برای رهایی از مشکلات چاقی بود.

مشکلاتی که در سلامتی من در سن جوانی ایجاد شده بود زنگ خطری برای سال های آینده زندگی ام بود.

تصمیم من برای لاغر شدن فقط جهت بهبود شرایط جسمی و کم کردن مشکلات جسمی بود.

هیچگاه به این موضوع فکر نکرده بودم که لاغر شدن می تواند تمام جنبه های زندگی من را تحت تاثیر قرار دهد.

خوب می دانستم که چاقی چه صدمانی به من وارد کرده است اما اطلاعی از مزایای لاغر شدن نداشتم.

چاقی سبب شده بود که اعتماد به نفس من به شدت کاهش پیدا کند به طریقی که حتی از حضور در جمع های فامیلی خودداری می کردم.

چاقی شوق و اشتیاق من برای زندگی کردن را به شدت کم کرده بود.

هیچ علاقه و انگیزه ای برای خرید لباس نو نداشتم چون همیشه مجبور بودم لباس های رنگ تیزه با طرح ساده را انتخاب کنم.

چاقی سبب شده بود انتظار هیچ موفقیت و تغییری در زندگی را نداشته باشم.

سالها با چاقی زندگی کردن به خوبی برای من واضح کرده بود که چه مشکلاتی برای من ایجاد کرده است و چه موقعیت هایی را به خاطر چاق بودن از دست داده بودم اما هیچ تجربه ای درباره لاغر شدن نداشتم که بتوانم بر اساس آن تصمیم قاطع بگیرم.

به لطف خدا قدم به قدم در مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم.

هر روز شور و اشتیاق من برای درک کردن، تمرین کردن و عمل کردن به آنچه یاد می گرفتم بیشتر می شد.

نتیجه استمرار و تکرار کردن من تغییرات احساسی بود.

احساس سبکی می کردم با اینکه تغییری در جسم خودم نمی دیدم.

تغییر احساس به قدری برای من لذت بخش بود که به تمرین کردن ادامه دادم.

به مرور تغییرات جسمی من ظاهر شد.

مقداری از سایز من کم شده بود و از گشاد شدن لباس ها متوجه این تغییر عالی شده بودم.

به مرور اطرافیانم متوجه تغییرات جسمی من می شدند و از من سوال می کردند چیکار کردی خیلی خوب داری لاغر می شی.

البته میزان لاغر شدنم از نظر خودم به اندازه ای نبود که عالی باشد ولی آنچه دیگران می دیدند این بود که من به شکل عالی لاغر شده ام.

به مرور که به اصول عملکرد ذهن مسلط شدم به این نتیجه رسیدم که آنچه دیگران درباره آن صحبت می کردند در رابطه با تغییرات جسمی من به تنهایی نبوده است بلکه بیشتر بر اساس تغییر احساس و تصاویر ذهن من بوده است.

برای اولین بار در زندگی از زبان دیگران می شنیدم که “رضا داری لاغر میشی”

شنیدن این عبارت چقدر لذت بخش بود.

شاید به این دلیل که سالها از زبان دیگران فقط شنیده بودم که “رضا چاق تر از قبل شدی، مراقب باش” حالا شنیدن اینکه دارم لاغر می شم انقدر برای من مهم و لذت بخش بود.

اشتیاق و انگیزه من بیشتر شد و سعی می کردم با تمرکز بیشتری تمرینات ذهنی برای لاغر شدن را انجام دهم.

نتایج بهتر و بهتر می شد و من برای اولین بار در زندگی احساس لاغر شدن را تجربه می کردم.

اگر رویای لاغر شدن دارید باید لاغر شدن در ذهن شما اهمیت بالایی داشته باشد.

باید یادگیری لاغر شدن اولویت اول زندگی شما باشد تا در هر شرایطی مراحل یادگیری را دنبال کنید.

این طبیعی است که بخاطر مسائل چاقی دچار احساس بد و ناتوانی در لاغر شدن شوید اما برای فردی که اولویت اول او لاغر شدن باشد اصلا طبیعی نیست در احساس بد چاقی گرفتار شود.

باید با استفاده از آموزش های لاغری سعی کنید همیشه توجه و تمرکز خود را بر لاغر شدن متمرکز کنید.

ایجاد تمرکز با تصویرسازی، عبارت تاکیدی، تجسم یا … ایجاد نخواهد شد.

تمرکز بر لاغری فقط با استفاده منظم و مستمر از آموزش های لاغری با ذهن به ایجاد می شود.

رویای لاغر شدن در سال 1393 در من شدت گرفت و تصمیم قاطع گرفتم که در سال 94 نتایج عالی در زمینه لاغر شدن کسب کنم.

این تصمیم به قدری جدی و برای من مهم بود که با اینکه نتیجه خاصی از انجام تمرینات ذهنی برای لاغر شدن ندیده بودم اما با اعتماد به احساس درونی که از این طریق نتیجه خواهم گرفت راهم را ادامه دادم.

درک و نتیجه من از تمرکز بر تمرینات لاغری با ذهن به قدری عالی شد که بدون اینکه برنامه ای برای آموزش آن به دیگران داشته باشم در مسیر آموزش لاغری با ذهن قرار گرفتم.

اکنون شما در مسیری هستید که بارها توسط افراد مختلف طی شده است و نتیجه آن را می توانید در آلبوم شگفتی سازان لاغری با ذهن مشاهده کنید.

این مسیر بارها اصلاح و بهبود پیدا کرده است. تمرینات کم اثر آن حذف شده و تمرینات سطح بالاتری جایگزین شده است.

موانع ذهنی بیشتری در ذهن افراد چاق شناسایی شده و برای عبور از آنها راهکارهای مناسب ارائه شده است.

اکنون مسیر لاغری با ذهن بسیار آسان تر از زمانی است که من تصمیم به استفاده از آن داشتم.

فاصله شما تا لاغر شدن فقط یک تصمیم قاطع و مقداری استمرار در مسیر لاغری با ذهن است.

تصمیم قاطع بگیرید و حرکت از مسیر لاغری با ذهن را شروع کنید و اندکی صبر داشته باشید تا نتایج شگفت انگیز آن را در خود مشاهده کنید.

با دیدن نتایج اشتیاق و انگیزه شما به طور خودبخودی افزایش خواهد یافت و دیگر محال است این مسیر را رها کنید.

در فایل آموزشی سال سلامتی و تناسب اندام درباره موضوع مهم لاغری و اهمیت لاغر شدن در جنبه های مختلف زندگی توضیحات مفصلی را با دوستان عزیزم به اشتراک گذاشته ام.

امیدوارم با استفاده از این آگاهی تصمیم قاطع و البته متفاوت از قبل برای بررف کردن شخصی ترین مشکل زندگی خود بگیرید و سال جدید را سال سلامتی و تناسب اندام و البته تولد آگاهانه خود قرار دهید و سال آینده تغییرات عالی در جنبه های مختلف زندگی را تجربه کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=14871
برچسب ها:
61 نظر در مورد سال سلامتی و تناسب اندام

دیدگاهتان را بنویسید

      پونه عدل تهرانی
      1400/08/26 22:59
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      و واقعا وقتی فکر می کنیم و عمیق می شیم می فهمیم که این اضافه وزن دلیل این هستش که ما به خواسته هامون نمی رسیم هر چقدر هم تلاش می کنیم اول باید این مشکل و شخصی نرین مشکلامون و حل کنیم تا کم کم بتونیم به خواسته هامون برسیم این اضافه وزن یه مانع خیلی بزرگیه .وقتی آدم ذهنش با جسمش هماهنگ باشه در تمام جنبه ها تغییرات و تجربه می کنه .

      من الان که کم کم ذهنم متعادل شده تناسب فکری پیدا کردم خیلی از نظراتم عوض شده خلاقیتم داره بیرون میاد دیگه نمی تونم نمی شه در کار نیست  خدا رو شکر ارتباطم با خداوند خیلی محکمتر شده این آگاهی هایی که در سایت هستش من خیلی با اینها تغییر کردم و خیلی چیز یاد گرفتم و واقعا استفاده می کنم از این آگاهی ها فقط یه چیزی هنوز در من هست که صبحی داشتم فکر می کردم راجبش که من حسود هستم هنوز البته نه حسادت به چیزی یا شی حسادت به بعضی حرفهای دیگران که مثلا با هم چه جوری حرف می زنن بعد فکر کردم دیدم این نظر خوبی نیست ول کن بابا این نظرات همسو با خداوند نیست بزار هر کی هر کاری دلش می خواد بکنه تو خوب باش و شکایت نکن نادیده بگیر . ولی یه موقع ها خدا رو شکر می کنم که در اینجا زندگی می کنم .

      امسال که میاد منم به سال سلامتی و تناسب اندام نامگذاری می کنم ایشالله . همیشه منم از این حرف‌ها می زدم حالا دیگه از بعد از عید فلان کار و می کنم یادمه هر موقع می رفتم خرید می خواستم یه چیزی بخرم می گفتم نه حالا بزار لاغر بشم بعد نظرم رایم هم عوض می شد یادمه یه وقتهایی هم لباس می خریدم بهم می چسبید مامانم می گفت خوب یه سایز بزرگ‌تر بگیر خیلی تنگه می گفتم نه دیگه می خوام لاغر بشم ایشالله می گم ذهنم تعادل نداشت .خیلی از تعادل خارج بود .الان بعد از چندین سال من یک لباس قرمز خریدم که بپوشم خیلی هم قشنگ بهم میاد . و دیگه اینکه هر روز در سایت هستم تا به چیزای جدید یاد بگیرم!ممنون استاد که همیشه سایت و اپدیت می کنین .سپاسگزارم بی نهایت .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/22 18:26
      مدت عضویت: 142 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 526 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه!من هم مثل استاد هر سال لیست کارهایی را که می خواهم انجام بدهم می‌نویسم و بعد کنار هر کدام که انجام می شود تیک میزنم، ولی تعداد زیادی از کارهایی که می خواهم انجام بدهم همچنان دست نخورده باقی مانده است و حالا متوجه نکته مهمی به لطف استاد عزیز شدم و آن این است که من تاکنون میخواستم با تغییر شرایط بیرونی به خواسته هایم برسم در صورتی که تغییر اصلی را باید از درون خودم آغاز کنم و مهمترین تغییر زندگی ام باید لاغر شدن باشد، چرا که به واسطه چاقی و به دنبال آن پایین بودن اعتماد به نفسم، خودم را مستحق رسیدن به چیزهایی که نوشه ام نمیدانم. 

      مثلا من با اینکه چهره زیبایی دارم و از نظر بقیه هم دختر خیلی خوبی هستم، ولی به دلیل اینکه، خودم را باور نداشته ام هیچ وقت شرایط عشقی آن طور که انتظارش را دارم و دلم می‌خواهد برایم پیش نیامده است و خواستگار قابل توجهی نداشته ام. 

      من خودم علت آن را چاقی بودنم می دانستم و این فرکانس را از طریق ذهن به بقیه هم ارسال کرده ام و حتی شرایطی که آنها برایشان مهم نبوده با ارسال سیگنال ذهنی نظرشان را تغییر داده ام. 

      هر سال در برنامه ام ازدواج کردن را می نویسم ولی تاکنون شرایط آن برایم پیش نیامده است و می دانم که مابقی خواسته هایم نیز به همین ترتیب ریشه در باور نداشتن خودم دارد، که آن هم به دلیل چاقی ام است. پس اولین کاری که برای خودم باید انجام بدهم لاغر شدن است. من از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شده ام، دوستانم می گویند وضعیت هایی که در واتساپ میگذاری عوض شده است. استوری های عاشقانه و عکس های خیلی زیبایی که با برنامه های مختلف از خودم درست می‌کنم، باعث تعجب اطرافیانم شده است. قبلاً خصوصاً وقتی ۹۹ کیلو بودم از سلفی گرفتن از خودم متنفر بودم اما بعد که ۲۳ کیلو وزنم کم شد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم. حالا هر چند روز یک بار عکس هایم را عوض می کنم و همه هم از آنها تعریف می‌کنند و وقتی سوال میپرسند اینها خودت هستی و خیلی لاغر شدی، می گویم بله! انشاءالله به زودی خودم هم این شکل خواهم بود. 

       من چون همه مشکلات چاقی را می‌دانم مثل مشکلات جسمی، افسردگی، فشار عصبی، کم شدن اعتماد به نفس و…  می خواهم از درون تغییر کنم و از حالا به بعد مزایای لاغری مثل جذاب بودن، لذت خرید کردن، اعتماد به نفس بالا، زیباتر بودن، سالم تر بودن و… را تجربه کنم. 

      برای اینکه به خواسته هایم برسم باید لاغری اولویت اول زندگی من باشد و در هر شرایطی مراحل یادگیری لاغری را دنبال کنم و اصلاً طبیعی نیست که چاقی برایم عادی بشود و با احساسات بد آن کنار بیایم و در این راه به آموزش، تمرکز و تکرار نیاز دارم و باید به احساس درونی ام اعتماد کنم و هیچ چیزی مرا در دامه دادن این مسیر دلسرد نکند، تا بلاخره بتوانم شخصی ترین مشکل زندگی‌ام را حل کنم و امسال را برای خودم سال تولد آگاهانه قرار می‌دهم و وقتی به مقصد رسیدم، هر سال روز این تصمیم قاطعانه ام را جشن میگیرم. ان شاء الله 😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/15 15:40
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,872 کلمه

      گام 38

      اردیبهشت ماه سال 1399 ، سال تولد آگاهانه من بود ، دمن از اواعل سال 98 برای لاغر کردن خودم هرکاری میکردم و اتفاقا هر سال هم تصمیم جدیدی میگرفتم که دیگه امسال باید همه چیز بر وقف مراد من باشه اماا متاسفانه نمیشد !

      و حتی اهدافمم نوشته بودم و به در کمدم جسبونده بودم .خب من هرچه تصمیم میگرفتم که یگه از این روز و یا از این هفته و… شرایط زندگیم و تغییر بدم اما نمیشد و بازهم خراب میشد و من دیگه خیلیی ناراحت شده بودم و میگفتم خدایاا چطورر برای بقیه میشه برای من نمیشه ؟ مگه من بنده ی بدیم که تو داری باهام اینطوری میکنی و تو هم کم منو اذیت نکردی و … ینیی یادمه دقیقااا جوریی گریه کرده بودم که فکر کنم خدا دلش برام سوخت به هر حال بعد از اون روز چیزهایی در مسیرم قرار گرفتن که منو به سمت مسیری هدایت میکردن که به خواستم ختم میشد و من هم با کمال میل اونارو دنبال میکردم که دقیقااا هم  یک ندایی منو آگاه کرد که ببین من خیلیی آدمه منفی نگری هستم ( کل خانواده من اینگونه بودند و به همین دلیل من هم از اونا فقط ناله کردن  و نمیشه و نمیتونم و…و یاد گرفته بودم )، ولی دنیا و جهان برای همه یکیه ، اگه افکار انسان قراره زندگیشو بسازن ، پس تو بیا افکارتو تغییر بده تو بیا مثبت ببین ، مثبت تلقین کن و بیا خودت و تغییر بده ! و نتیجه سه روز مثبت نگری و تغییر افکار و تلقین های مثبت به خودم سبب تولد آگاهانه در من شد و من از اون روز فقط شاهد آرامش و پیشرفت و شادی تا به امروز در زندگیم شدم .

      پس ما نباید برای رسیدن به موفقیت شرایط پیرامونم و تغییر بدیم ، چون هیچوقت همچین اتفاقی نخواهد افتاد .! بلکه باید درونمون رو تغییر بدیم ، خودمون و تغییر بدیم!

      خود من بعد از تولد آگاهانه ام امید بیشتری در رسیدن به خواسته هام داشتم و دیگه مطمعن بودم هیچ چیزی تو این جهان نشد نداره ، بلکه سقف ذهنی ما اون و برامون نا ممکن میکنه !

      خلاصه من هدفام و داشتم ولیی تنها چیری که بیشتر رو مغز من بود ونمیزاشت من برای رسیدن به بقیه هدفام تمرکز کافی رو داشته باشم ؛ موضوع چاقی من بود !

      نه حتی اون بیماری که داشتم !! بیماری من اصلا برای من  اهمیت نداشت  و بیشتر توجه خانوادم و هدف قرار داده بود ولی برای خودمم چیزی که منو بیشتر از بیماری درگیر کرده بود موضوع اضافه وزن من بود !

      به هر حال منم بازم نمیدونستم باید برای لاغر شدن چه کاری انجام بدم ؟ و بازهم بعد از تولد آگاهانم از مسیر نادرست برای لاغر شدن استفاده کردم و نتیجه اش شده بود 17 کیلو کاهش وزن تو 4 ماه ولیی تو 3 هفته همه ی وزنی که کم کرده بودم برگشت و اونجا  به سمت مسیر درست هدایت شدم .  در واقع دید من به شکست اینطوریه که قراره مسیر درست و راحتش پیدا بشه که منو به موفقیت برسونه !

      اول که تصمیم من فقط لاغر شدن بود ولیی تو این چند مدت من به مسیذر های دیگه هم هدایت شدم !

      اضافه وزن من باعث شده بود که من آرامش نداشته باشم چون تاثیر اضافه وزن بیشتر روی ذهن و مغزم بود تا بدنم !!

      هیچ اعتماد به نفسی نداشتم و همچینین خودم رو در رسیدن به باقی هدف هام و زندگی که همیشه تصورشو میکردم ، ناتوان میدیم 

      و همچنین باعث شده بود که انتظار هیج موفقیت و تغییری  رو در زندگی نداشته باشم .

      راستی  روز سه شنبه که با دوستم بعد از کاری رفتیم کافه و دوستم پاستا سفارش داد و منم چون گرسنم نبود نتونستم بخورم و چون خیلی اسرار کرده بود یک قاشق خوردم و ولی دیدم واقعاا نمیتونم ، میلمم نمیکشه !! بهش گفتم که واقعا نمیتونم بخورمم نوش جونت تو بخور و دوستمم اصرار نکرد . اون شب من خیلییی از عملکردم راضی بودم و واقعا به خودم افتخار کردم جون میدونستم اگه این مسیر نبودم واکنش بدنم منو از خوردن اون پاستا منع نمیکرد !

      ولی امروز صبح صیحانه گرسنم نبود یعنی اون واکنش جسمی و نداشتم و صبحانه خوردم و دو تا از رفتارهای نادرست دیگه خودم رو هم شناسایی کردم .

      مثلا خونه مادربزرگم که میرم ، من از همون بچگیی عادت کرده بودم یعنی از 5 سالگی که میرفتم خونه مادربزرگم اولین کاری که میکردم میرفتم سراغ یخچالشون تا ببینم چه چیز خوشمزه ای پیدا میشه تا بخورم ! کل اعضای خانواده ما اینطورین و من مطمعنم که این رفتار و ازشون یاد گرفتم!

      ولی ی حس بدی بهم دست داد که هردفعه میرم خونشون برم اول سراغ یخچالشون !! خیلیی بد حتی الانم که دارم مینویسم حالم بد میشه از این کاری که انجام میدم !!! 

      1. انگار که ما مثلا نخورده ایم و تو خونمون هیچی نداریم که میریم خونه مادربزرگم تا غذاهاشونو بخوریم !
      2. حس مفت خور بودن و سربار بودن بهم دست داد .
      3. خودمون مگه دوست داریم کسی بیاد خونمون بره ببینه تو یخچالمون چی داریم ؟؟ 
      4. انگار ما برای غذاشون اومدیم خونشون نه خودشون !

      درسته من نوه شون هستم ولیی این رفتارم واقعا بده و من از الان با خودم تصمیم میگیرم که هروقت دوباره رفتم خونشون همچین رفتاری و از خودم نشون ندم !

      رفتار زشت بعدیم : غذاهای مورد علاقم ودوست دارم زیاد بخورم با اینکهه سیر هستم ، مثلااا سالاد ماکارونی یکی از غذاهای مورد علاقمه که وقتی تو خونه ما درست میشه تا 2 شب میمونه ولیی من تمام لحظه ها فکرم پیششه و هر وقت که میرم سمت یخجال باید ازش بخورم ، یک قاشق یا…

      یا وقتیی که من هوس عدس پلو کرده بودم و مادرم درست کرد من خوردم و سیر شدم ولی دقیقا اینطوری بود که مغزم اینطوری صحبت میکرد که این غذارو هوس کرده بودی و خوشمزه هم هست و دوست داری ولی کم خوردی پس بخورش با اینکه من از نظر جسمی سیر شده بودم ولی ذهنم نه ، اولش خودمو کنترل کردم که بسه و.. ولی بعد دیدم نمیتونم چون تمام فکر و ذهنمم این بود که برم بخورم یا نخورم و منم دیگه نذاشتم  درگیری بشه برای خودم یزره دیگه ریختم و گفتم هرچقدر که راضیت میکنه بخور و خوردم و ذهنم اروم گرفت و دیگهه هیچ سختی نبود و آرام شد و منم در کمال آرامش بقیه کارام و انجام دادم .

      فعلا رفتار های نادرستی که شناساییشون کردم ، این ها بودن 

      استاد میخوام اینو هم بگم که من شلوار لیم که کاملا فیت بود برام الان یزره جا باز کرده و من کاملا مطمعنم که کاهش سایز و وزن من هم اتفاق افتاده ، خدارو هزاران مرتبه  شکرر

       منتظر روزی باشید که  خبر بدم شلوار لیم اونقدر برام گشاد شده بود که دیگه چون نمیتونستم ازش استفاده کنم دادمش به پدرم یا برادرم !

      طبیعیه که  بخاطر مسایل چاقی دچار احساس بد و ناتوانی در لاغر شدن بشیم ولیی اصلا طبیعی نیست برای کسی که الویت لاغر شدن داره ، در احساس بد چاقی گرفتار بشه ! 

      اگر رویای لاغر شدن داریم باید یادگیری لاغری در ذهن ما اهمیت بالایی داشته باشه ، باید یادگیری لاغرشدن الویت زندگیمون باشه تا در هر شرایطی مراحل یادگیری رو دنبال کنیم . 

      باید همیشه توجه و تمرکزمون رو لاغری باشه با استفاده از آموزش های لاغری . با ایجاد تمرکز و تصویر سازی و.. لاغری ایجاد نمیشه فقط  با استفاده منظم و مستمر از آموزش های لاغری با ذهن اتفاق میفته. 

      مسیر لاغری با ذهن بسیار آسان و راحته و فاصله ما تا لاغر شدن فقط یک تصمیم قاطع و مقداری استمرار  در مسیر لاغری با ذهن است .

      پس حرکت کنیم و صبور باشیم ! تا نتیجه شگفت انگیز و در خودمون ببینیم .

      و وقتی نتایج و ببینیم اشتیاق و انگیزه در ما خودبخود افزایش پیدا میکنه و دیگه نمیتونیم این مسیر و رها کنیم . 

      من هم هرسال تصمیماتی میگرفتم و هر سال که بزرگتر هم میشدم ، تصمیمات من هم بزرگتر میشد که فلان خواسته مو داشته باشم .

      من قبل از تولد آگاهانه خودم خیلی اشخاصی و میشناختم و همچنین میدیدم که با استفاده  از قدرت ذهنشون به موفقیت هایی رسیده بودند ولی من چون چند بار اقدام کرده بودم و شامل حال من نمیشد ، باوری بهش نداشتم .

      خیلی از ما واقعا عاشق لاغر شدن بودیم و میدونستیم که چه مزایایی داره ، اما بخاطر افکار و باورهایی که داشتیم نمیتونستیم بهش دست پیدا کنیم .

      من هم خیلی خسته شده بودم ، از بس فشار نخوری و ورزش و رژیم های سخت و تحمل کرده بودم ، حتی من هم مدتیی به سمت میوه خواری و گیاه خواری رفته بودم ، میرفتم بازار برای خودم ی عالمه میوه میخریدم و بعد تو یخچال میزاشتم و نمیتونستیم همشون و بخورم و داشتن کم کم خراب میشدن و منم برای اینکه خراب نشه مجبور بودم همه رو بخورم و بعد عذاب وجدان و.. یعنیی داشتم خودمو شکنجه میدادم !

      واقعا الان آرامش دارمم .خدایاشکرت .

      من هم تصورم این بود که هرچی بیشتر عرق کنم بهتره و نتیجه بهتری میگیرم و…. 

      دقیقا هرچی بگی و نگی و منم انجام داده بودم . درسته نتیجه هم میگرفتم 1 ماه 2ماه ولی بعد که دوباره ولش میکردم ، همون آش  همون کاسه.چون تو زندگی واقعی که آدم نمیتونه فقط تخم مرغ و آب گوجه بخوره یا هر روز رژیم باشه و باشگاه بره  و…اصلا امکان پذیر نیست ، بخاطر همین آدم شکست میخوره 

      کسی که میخواد موفق بشه ، باید اول موضوع اضافه وزنشو برطرف کنه ، باید مشکل شخصیشو برطرف کنه، 

      دقیقا من وقتی به این مسیر هدایت شدم و دارم تمام توجه و تلاشم رو برای رسیدن به تناسب اندام و میزارم ، به مسیر کسب درامد هم هدایت شدم بدون اینکه خودمم هیچ تلاشی بکنم 

      همین که جسم ما با ذهنمون هماهنگ بشه ، تغییرات گسترده ای در تمام جنبه های زندگیمون رخ میده !

      وقتی ذهن برنامه ریزی مجدد بشه و روی افکار و باورها تاثیر بزاره ، در تمام جنبه های زندگی تغییر ایجاد میشه و ما دیگه نمیتونیم تایین کنم که فقط  فلان چیز تغییر کنه 

      وقتی چاقی برطرف بشه مجموعه ای از مشکلات برطرف میشه و همه ی مشکلاتی که وابسته به چاقی هم بودند برطرف میشن ، روابط و اعتماد بنفس و … همه تحت تاثیر قرار میگیرند ، چون احساس توانمندی و ارزشمندی در فرد به وجود میاره و وقتی فرد در خودش احساس ارزشمندی بکنه ، تغییرات بسیار گسترده است 

      سال 1400 برای من سال تناسب اندام و سلامتی هستش .

      در واقع من الان 1سال و 5 ماه دارم و من هم الان 1 سال و خورده ای که دارم  واقعا  زندگی میکنم و شادی و نشاط و دوستای خوب و…دارم تجربه میکنم .

      پس برای موفقیت باید ابتدا مشکل شخصی برطرف بشه !

      چون ما هرچیزی داشته باشیم اگه اعتماد بنفس نداشته باشیم ، نمیتونیم خودمونو بروز بدیم .

      پس موفقیت فقط مربوط به احساس توانمندی و خودباوری و … ، که فردی که از کودکی اضافه وزن داشته باشه ، هیچکدوم از اینهارا نخواهد داشت .

      پس در کنار متناسب شدن ما خیلیی چیزهای دیگر و تجربه میکنیم و موفقیت در همه جنبه های زندگیمون گسترش پیدا میکنه . 

      فقط یزره اوایلش سر بالایی سخته ، بعد که افتادیم تو سرپایینی یووووووو

      با عشق و استمرار در این مسیر باشید که نتایج برای همه همون چیزیه که میخوایم 

      شاد باشید که شادی اصل ماجراس و در مسیر تغییر کردن اشتیاق ما برای بیشتر تغییر کردن بیشتر میشه و همیشه خواست خداوند سعادت و خوشیختی و شادی انسان ها بوده است . 

      شاد و و پیروز و متناسب باشید .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/29 18:56
      مدت عضویت: 641 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,299 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

       آدم ها همیشه یک سری خواسته و آرزو دارند که برای رسیدن به اون خواسته ها همیشه در تکاپو هستند

      مسیری که باید برای رسیدن به خواسته هاشون طی کنند همیشه هموار نیست گاهی یک ریگ هست و گاهی هم یک ماشین ریگ و گاهی یک صخره سنگی  بزرگ

      آدمی بسته به نوع هدفی که انتخاب میکنه و اراده ای که برای رسیدن به اون هدف داره به نتیجه های مختلفی دست پیدا کنه

      معمولا با یک کمی سختی و یه مشکل کوچولو جا نمیزنه و دنبال هدفش راه ها رو می پیمونه .اما امان از روزی که یه دونه مشکلش حل نشه و مشکل ساز بشه و سدی بشه برای خواسته هاش .اگه هدف خیلی خیلی براش مهم باشه که زمین و زمان رو به هم میدوزه تا مشکلش حل بشه

      گاهی مشکل جسمی هست مثلا طرف دستش شکسته و دیگه نمیتونه پایان نامه اش تایپ کنه و از دفاعیه جا میمونه یا پاهایش میشکند و نمیتونه توی مسابقه دوچرخه سواری و اتومبیل رانی شرکت کنه و از قهرمانی اون سال جا میمونه گاهی هم  مشکل و عدم توانایی از روز اول توی وجود ما هست و جسمی هست مثل نقص عضو بودن که همیشه از بزرگتر هامون شنیدم که  خدا اگه یه نعمتی رو بهشون نداده در عوضش کلی هنر توی وجود قرار داده

      یادمه در همسایگی ما پیر زنی به نام مدینه زندگی می کرد که نابینا بود ولی چقدر گردبند و دستبندهای  مهره ای  خوشکل درست می کرد طوری که زنان همسایه می گفتن ما که چشم سالم داریم هم نمیتونیم اینطور قشنگ‌ درست کنیم

      هزاران کلیپ دیدیم که طرف دوتا دستش قطع هست و با پاهاش ماهرانه خیاطی و نقاشی و بنایی و  رانندگی میکنه و …

      این ها همه جزئی  از مشکلات جسمی بود که چون طرف اعتماد به نفس و اراده قوی داره با مشکل جسمی ش کنار اومده و دنبال اهداف والای خودش رفته و زندگی کرده .

      آره خواستن توانستن هست .وقتی هدف داشته باشی همه کاری شدنی هست

      خیلی فرقه بین چشیدن مزه غذا برا فردی که دندونش درد میکنه با کسی که دندونش سالم هست و روح و روانش پریشونه . اونی که دندونش کشیده درست نمیتونه غذا بخوره ولی همونی هم که می خوره مزه اش با جون و دل می فهمه  ولی کسی که روحش خرابه غذاها رو درست میخوره ولی هیچ مزه ای درک نمیکنه و انگار داره زهر مار میخوره و فقط جسمش سر سفره هست و خودش توی عالم  خیال هست.

       ما هم مثل تموم انسان ها هزار تا امید و آرزو واسه خودمون داشتیم و تمام تلاشمون برای رسیدن به آرزوهامون می کردیم ولی هی یک مانعی درست می شد و ما ناکام می موندیم نمونه بارزش کسب علم هنرهای رزمی بود یعنی اینقدر من انگیزه داشتم و دلم میخواست این هنر رو کسب کنم و دنبال آرزوهام برم اما وقتی به خودم توجه میکردم کوهی از چربی ها میدیم و احساس نا توانی و  ناامیدی  تمام وجودم می گرفت و مانع رفتن من می شد به خاطر اضافه وزنی که داشتم به خیلی از خواسته هام نرسیدم .

      سال ها باور اشتباه داشتم علت  چاقی رو ارثی و ژنتیکی و عدم تحرکی می دونستم و اگه توی هر جنبه از زندگیم به خواسته ایم نمی رسیدم خیلی راحت ذهن می پذیرفت که مشکل از من نیست و این چاقی ارثی من هست که مانع من شده  برای همین قید خواسته هام یکی یکی زده شد و این شد روزگارم

      حال من دقیق مثل داستان اون فردی هست که یک عینکی به چشمش زده و روی عینکش یه لکه کوچولویی بوده و فرد هم دنیا رو پر از لکه میدیده غافل از اینکه دنیا زیبا و درخشنده بوده و این عینکش هست که لکه داشته.

      سال ها با به چشم زدن عینک چاقی، خودمون رو از خیلی نعمت ها محروم کردیم و خودمون رو لایق اون پست و مقام و … نمی دونستیم.

      الان که به لطف خدا متوجه باورهای اشتباه ذهنی شدیم خیلی راحت  پله پله در حال رسیدن به قله خواسته هامون هستیم

      اول باید  مشکل شخصیمون حل کنیم و رفتارهای صحیح رو تکرار کنیم.

      یاد بیت شعر افتادم که میگه :

      عیب دگران منگر و احسان خویش     دیده فرو بر به گریبان خویش

      مشکل شخصی گاهی یک عادت غذایی اشتباهه و گاهی هم تکرار یه حرکت اشتباه که منجر به نرسیدن به خواسته هامون میشه .

      باید ریشه یابی بشه که چی  و چطور مانع ما شده و ما رو از زندگی به عقب کشونده .

      من هیچ وقت به اضافه وزنم بها ندادم و خیلی بهش توجه نمی کردم و به جز ورزش و تحرک هیچ روشی هم برای لاغر شدن امتحان نکردم ولی خب متاسفانه اضافه وزنم انگار خیلی به من بها می داد و خیلی جاها مانع موفقیت من می شد و خیلی جاها هم من بی خیالش می شدم و کارم انجام میدادم ولی خب باز اثر منفی خودش رو می گذاشت

      من معمولا توی زندگیم به هر چی می خواستم تا حدود زیادی رسیدم و فقط توی چند جا موفق نشدم الان که بهش فکر میکنم ۹۰ درصد مشکل من نداشتن اعتماد به نفس و خجالت کشیدن به خاطر اضافه وزن بود

      از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم خیلی خیلی اوضاع و احوالم تغییر پیدا کرد خیلی راحت و بدون هیچ دردسر و سختی داره سایزم کم میشه طوری که خیلی از لباس هام برام گشاد شدن .من زمانی که هنوز با سایت آشنا نشده بودم و از لباسی خوشم میومد که یکی دو سایز برام تنگ بود رو می خریدم که انگیزه برام بشه لاغر بشم و بپوشم الان خدا رو شکر قشنگ اندازه ام هست خیلی حس خوبی هست پوشیدن لباس هایی که خودت انتخاب کردی و الان اندازه ات شده. من روحیه خوبی داشتم و همیشه جز روحیه بده به دیگران بودم الان هنر روحیه دهی ام صد برابر شده چون حال خودم صد درجه بهتر شده و اعتماد به نفس فوق العاده ای کسب کردم و توی همه ی جنبه های زندگیم پیشرفت اساسی کردم .

      اون موقع ها خودم رو دست کم می گرفتم و لایق خیلی چیز ها نمیدونستم اما الان دیدم عوض شده چه توی حوزه زندگی شخصی ام چه توی روابط اجتماعیم و چه توی حوزه شغلیم قشنگ چند تا پله پیشرفت رو داشتم  .اینقدر این پیشرفت ها چشمگیر هست که اطرافیانم بارها بازگو کردن که تو واسه خودت استادی هستی .

      چند مدت پیش یه بنده خدایی مشکل خونه اجاره ای داشت و طی تماس تلفنی ازم خواست پیگیر کارهاش باشم و منم خیلی عادی و طبق روال هر روزم جوابگو شدم و پیگیر .بعد از مدتی حضوری  اومد بنگاه و کلی جلو مردم ازم تعریف کرد که چه قدر نحوه ی برخوردتون عالی بوده و چقدر به دلم نشسته و واقعا کارتون عالی هست و…و اطرافیانم هم حرفاش رو تایید می کردند. 

      برام جالب بود ما توی یک شهر کوچیک هستیم ولی طرف توی شهر بزرگ زندگی می کرد نحوه ی رفتارم براش عالی بوده و اینقدر ازم تعریف می کرد . پیش خودم گفتم واقعا همینه همون جوری که استاد گفتن  وقتی اراده کنی اصلا جا و مکان برات محدودیت نمیشه و مانع رسیدن به خواسته ات  نیست.

      من تنها دختری هستم که توی بنگاه هستم و اینقدر کارم عالی هست که همه از  اعتماد و دقت و سرعت عمل و اخلاق و رفتار نیکویی که دارم تعریف می کنند و همین عامل باعث شده که توی شهرمون حرف اول رو بنگاه ما بزنه . چندین مورد پیشنهاد شغلی داشتم. هر کسی نیروی کاری میخاد به من می سپاره که یکی مثل خودم توی دوستام براشون پیدا کنم .خیلی حالم خوبه که اینقدر مردم بهم اعتماد دارند.

      این تازه یکی از کوچکترین پیشرفت های من هست واین حال خوش ادامه دارد.

      وقتی خودت رو بسازی خیلی راحت تاثیر گذار میشی .

      چقدر لذت بخشه حال خوش داشتن .واقعا شکر خدا داره این حال خوش و تغییرات اساسی .

      استاد آموزه هاتون واقعا دلچسبه ممنون از اینکه هستید و ما رو رهنمود میکنید برای عالی شدن .صمیمانه سپاسگزارم انشالله که همیشه دلتون خوش باشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/27 11:22
      مدت عضویت: 115 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      سلام استاد بزرگوارم من در مسیر لاغری افتاده ام وروز به روز در مسیر لاغری قرار گرفته ام ما در زندگی روزانه خیلی چیز ها استفاده می کنیم که واقعا برای سلامتی خوب نیستند فقط سیگار نیست که باید ترک کرد ما باید با خود تصمیم جدی بگیریم که در مسیر سلامتی خود گام های زیادی بر داریم و هر چیزی را که می خواهیم استفاده کنیم اول از مفید بودن آن برای سلامتی مطمئن باشیم و بعد استفاده کنیم من در زندگی بعضی از رفتار های همسرم را هم نمی تونم تحمل کنم اما با خودم تصمیم گرفتم که خودم را تغییر بدم تا بتونم زندگی راضی کننده ای داشته باشم من فهمیدم که نه تنها در زمینه لاغری بلکه در هر زمینه ای آدم باید روی خودش و باور هاش و اعتماد به نفس خودش کار کنه و کار به مسایل خارجی نداشته باشیم اونها به اراده ی خدا درست می شه همیشه خدا بهترینها را برای بنده اش می خواهد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/24 16:28
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      استاد به ایمان اشاره کردید که تحت تاثیر لاغری میتونه باشه

      وقتی برای زیارت به حرم امام رضا رفته بودم مرتب تو فکر نهار یا شام هتل بودم و از خودم بیزار بودم و وقتی به من میگفتن زیارتت قبول حس بدی داشتم یا در طول روزهایی که روزه بودم مرتب به فکر افطار بودم و وقتی که با شکم انباشته از غذا نماز میخوندم حالم بد میشد که چه قدر به شکمم فشار میاد و اصلا احساس ایمان نداشتم

      و همیشه تو گروه دوستان من شنونده بودم

      یادم برای عرض تسلیت به خونه یکی از دوستان رفته بودم و من اصلا نتونستم مثل بقیه صحبت کنم و بیشتر سکوت کردم

      و توی عکسهایی که از بچه هام مینداختم نمی ایستادم چون چاق بودم

      و هر وقت میخواستم برم دانشگاه با خودم میگفتم خودم لاغر کنم

      تو مهمانیها حتی اگر از هر لحاظ بهتر بودم اعتماد به نفس نداشتم و شاید افرادی که خیلی هم معمولی بودن ولی متناسب به راحتی در مجلس میچرخیدن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/23 17:08
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,212 کلمه

      سلام خدمت  استاد عزیزم و دوستان خوبم 

      من بعد از مدتها در سایت بودن دو موضوع رو خیلی مانع برای رسیدن به اعتماد به نفس بالا و خودباوری و روابط عالی و …. میدونم یکیش اضافه وزن هست یکی دیگه استقلال مالی  از همسرم نداشتن  هست که به لطف خدا تا حدود زیادی مشکل اضافه وزن من حل شده و مقدار بسیار جزیی در بدن من هست که اگر به همین روند با تعهد و استمرار ادامه بدم و در سایت باشم و هر روز یک قدم بردارم به زودی این چاقی  از جسم من بیرون میره و من یک متناسب فوق العاده  میشم اما با وجود بودن در مسیر تغییر کردن هنوز به خواسته ی دومم نرسیدم ولی ناامید نیستم و میدونم باید تکاملم رو طی کنم و اما  خیلی دوست دارم به راه های درست و عالی هدایت بشم که این موضوع دوم رو هم  گفتم در زندگیم مثل موضوع تناسب اندام تجربه کنم .

      و من چون  دوست دارم به هر دو هدفم برسم  پس  من از یه جایی  به بعد تصمیم گرفتم درست به آموزشهای سایت تناسب فکری عمل کنم تا به جهان و خودم بگم من این توانایی رو دارم و به هدفم  میرسم و از وقتی که این تصمیم رو گرفتم  و بهش عمل کردم  کلی در شرایط بهتر جسمی قرار گرفتم و بسیار  خوشحال شدم که تونستم درونی ترین موضوع خودم رو درست کنم و اما هنوزم باید بهتر بشه که به خودم بگم دیدی شد و انگیره و انرژی بیشتری  بگیریم برای حرکت کردن به سمت هدف بعدی خودم .

      من چنان در مسیر لاغری با ذهن عالی قرار گرفتم که انگار سالها هست چاق نبودم و از اون رژیم و  ورزش و سختیهاش  و محدودیتهاش دور هستم و دیگه  در مسیر چاقی نیستم و انصافا دیگه اون شیطان درون من که بخواد من رو منحرف کنه و از مسیر لاعری با ذهن من رو درو کنه هیچ قدرت بالایی نداره   چون  من به خودم گفتم  یا میمیرم با لاغر میشم و انصافا تا حالا خوب عمل کردم ولی هنوزم مونده تا به جسم ایده الم برسم .

      وقتی من بعد از مدتها کار کردن روی خودم این همه نتیجه ی عالی  گرفتم  واقعا برام  بینظیر بود و بقیه هم بهم میگفتن فلانی لاغر شدی در حالی که هیچ محدودیتی هم در کار نیست و ورزشی هم در کار نیست و اما من واقعا عادتهام و میلم به خوردن تغییر کرده بود و واقعا  عالی نتیجه گرفتم تا اینکه  هدایت شدم به یک دوره ی کوچیک و  بعد از اون هم  هدایت شدم به یک دوره ی کوچیک دیگه هدایت شدم  و بازم سایزم و وزنم  خیلی  بهتر شده اما دقیق نمیدونم چند کیلو هستم و چقدر کم کردم و برام مهم نیست مهم اینه که خودم از خودم راضیم و  دارم لذت میبرم .

      مطمعنم اگر  من متناسب کامل بشم بعد از اون رسیدن به هر هدفی که داشته باشم برای من آسون و راحت میشه و تحولات عظیمی در شرایط پیرامون و روابطم و اعتماد به نفسم و … به وجود میاد و تا حالا هم من مقدار بسیار زیادی  از این تحولات رو داشتم و وقتی خودم رو با دوسال پیش خودم مقایسه میکنم هیچ تشابهی به گذشته ی خودم ندارم  و به لطف خدای عزیزم  از هر لحاظ دارم سطح بالاتری از زندگی رو تجربه میکنم که هنوزم دلم میخواد بهتر و با کیفیت تر و بالاتر باشن  و من لذت  بیشتری ببرم  .

      پس تلاشم رو برای بودن در این مسیر  ادامه میدم  و بیشتر میکنم تا بیشتر پیشرفت کنم و در تمام جنبه ها  موفق بشم مثل اشتیاق و انگیزه و امید به زندگی و آرامش،و سلامتی و …..من موفق بشم .

      من هم دقیقا جز افرادی هستم که اضافه وزن داشتم و هنوزم یه مقدار کم دارم و میخوام به استقلال مالی هم برسم و اما میدونم تا اول این موضوع شخصی رو در خودم برطرف نکنم رسیدن به ثروت  یکم سخته چون برای این کار ما نیاز به خودباوری و عزت نفس و اعتماد به نفس و توانمندی بالایی داریم که در چاقها و افرادی که اضافه وزن دارن تقریبا این موارد وجود نداره پس نمیشه فرد چاقی باشی و خود باوری و عزت نفس و … هم داشته باشی . و خیلی از افراد هستن در مشاغل گوناگون که به خاطر اضافه وزن نمیتونن اون استعدادها و توانایی خودشون رو  نشون  بدن و همه از کمبوده عزت نفس و خود باوری و ….. هست .منم در گدشته که اضافه وزن داشتم همینطور بودم خیلی جاها جرات نداشتم خودم رو در جمع نشون بدم و یا اصلا حاضر بشم و یا حرفی بزنم و یا تقاضایی داشته باشم و یا به دنبال خواسته ام باشم و این اضافه وزن مانعی شده  بود که خودم رو نشون بدم و از زندگی لذت بببرم پس این اضافه وزن مهمترین موضوع برای موفقیت فردی هست و باید اول اون رو برطرف کنیم و حتی این اضافه وزن در میزان ایمان ما به خداوند هم ارتباط داره .و ما بهتر خدای درونمون رو میشناسیم 

      من خیلی وقته تصمیم به تناسب گرفتم و تا حدودی موفق بودم و تاثیر اون رو هم در جنبه های مختلف زندگیم دیدم تا جایی که احساس میکنم به قول استاد من تازه دوسال  متولد شدم و بارها میگمم من  زمان  ورودم به سایت تاریخ تولدم هست نه تاریخ شناسنامه ای من چون شخصیت و خود من  از درون و بیرون کلی تغییر کردم  و من دارم یه ورژن جدید از خودم میبینم که بسیار جدید و جذاب هست و وقتی کسی اینقدر تغییر کنه پس دنیای اطرافش هم تغییر میکنه .

      من سال ۱۴۰۰ رو سال تناسب اندام برای خودم قرارش  دادم و دارم روی افکار و باورهام در تمام جنبه هام کار میکنم و شرایط من کلی تعییر کرده هم جسمی هم روحی هم ارامش،و ….و من بسیار لدت میبرم و دوست دارم بازم تغییر کنم  و  میخوام تازنده هستم در مسیر تغییر کردن باشم و هیچ وقت به دنبال ساکن بودن و حرکت نکردن نباشم و همیشه اولیت من این باشد که بخوام از حیطه ی امن خودم خارج بشم وشجاعت برخورد با  مسایل جدید رو داشته باشم در واقع اینقدر از درون احساس قدرت و توانایی بکنم که خیلی از مشکلات و تضادها رو به حساب نیارم و بگم من به راحتی از پس اونها برمیام و به خودم اعتماد داشته باشم و حرکت کنم  و وارد مسیرهای جدید بشم  .

      پس من توانایی حل کردن و از بین بردن این چند کیلو اصافه وزن و سایز خودم رو دارم و من به راحتی و آسانی در وزن دلخواهم قرار میگریم و به عنوان یه تجربه ی لدت بخش،در زندگی خودم اون وزن ۵۹ کیلو رو دوباره خواهم داشت .

       و من یاد گرفتم موفقیت هیچ ربطی به مدرک و شهر و کشور و … نداره همش مربوط میشه به میزان ارزشمندی  و خود باوری که افراد چاق اینها رو معمولا ندارن و اما برای کسی که مدتها هست در این سایت هست تا حدود زیادی دوباره اون  احساس لیاقت و ارزشمندی و خودباوری و توانمندی رو به دست میاره و میتونه به سمت بقیه ی اهدافش حرکت کنه .

      من مطعنم در کنار تناسبم کلی شگفتی رو تجربه خواهم کرد .

      من سال جدید رو سال تناسب اندام و سلامتی قرار دادم  تا تمام زندگی من متحول بشه .

      من انسانی  شاد و در مسیر تغییر کردن هستم  میخوام اینقدر تغییر کنم تا الگوی خیلیها بشم برای وارد شدن در این مسیرهای زیبا .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/18 18:19
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 525 کلمه

      سلام 

      اول از اخر فایل شروع میکنم استاد گفتن بیاین سال ۹۸ رو سال تناسب اندام وسلامتی در نظر بگیریم وما چون در سال ۱۴۰۰ هستیم ما امسال رو سال تناسب اندام وسلامتی مینامیم برای من که ان شالله اتفاق میفته اخه از بعد از ماه رمضون امسال تقریبا هر روز دارم توی سایت میچرخم والانم که دارم دوره صد گام رو انجام میدم ان شالله وراستی استاد فرمودند من ۴ سالم بگم من هنوز شش ماهم هست خوب معلومه یک بچه شش ماهه هنوز تازه غذاخوردن رو براش اونم غذای کمکی شروع میکنن واروم اروم بهش میدند پس من هنوز باید فایلهایم رو گوش کنم واروم اروم به مسیرم ادامه بدم تا بتونم کم کم با افزوده شدن سنم اول چهر دست وپا راه برم وبعد توی یک سالگی هنوز به راه بیفتم وکم کم بدون گرفتن دست هایم توسط کسی بتونم چند قدمی راه برم وبعد بتونم صحبت کنم وخلاصه به همین صورت مراحل بزرگی خودم رو ان شالله به لطف اول خدا وبعد با کمک استاد گرامی وراهنمایی شما دوستان ببینم وانگار خودم از کالبدم اومدم بیرون وبه کناری بنشینم ومراحل رشد ذهنی خودم رو ببینم از این فایل به بعد چه خوبه که ههممون بیاییم از کالبد جسمممون بیرون واز کنار به خودمون وپبشرفت ورشد ذهنمون نگاه کنیم ببینیم چه قدر داریم رشد میکنیم وخودمون رو توی جدول رشد قراربدیم وببینیم پیسرفتهامون رو البته منصف باشیم وبا انتطار زیادی از خودمون این کار رو نکنیم اخه ما خیلی عجول هستیم وهمیشه به خودمون با بی مهری نگاه میکنیم این بار از روی علاقه وبا اشتیاق وبا احساس خوب نگاه کنیم وتمام تغییر رفتارهامون رو ببینیم حتی کوچکترین تغییر رو توی احساسمون برامون مهم باشه وبهش اهمیت بدیم خلاصه با انصاف باشیم من از وسطهای فایل این طوری به خودم نگاه کردم دیدم اندازه یک بچه شش ماهه حتی بیشتر تغییر کردم خیلی روی ارامشم اثر داشته وخیلی تغییرات ریز ودرشت دیگه وگفتم ببینم به جز مسییله چاقی دیگه چی شخصی دارم که اذیت میشم باهاش وباید تغییر کنه وهنوز موفق نشدم اول اینکه هرخصوصیت رو که هی گفتم دیدم تهش ختم میشه به این چاقیه اعتماد به نفس که از همه مهمتر بود خلاصه هرچه که  حتی کوچکترین مسئله دهنیم که من رو اذیت میکرد وشاید ربطی به موصوعچاقی در حالت عادی نداشته باشه ولی وقتی در موردش خوب فکر میکردم میدیدم به خاطر این چاقی واین رژیمها واین خراب شدن رژیمها بوده واون حس بدی که هی در من بوجود می اومده خلاصه من که فقط باید تناسب پیدا کنم تا توی همه کارهایم موفق بشم واصلا حرفی برای گفتن توی دیگه امورات زندگی داشته باشم اول این فایل گفتم گفتم فکر نکنم این فایل نکته جالبی داشته باشه وقتی گوش دادم ودرک کردم فهمیدم حالا نمیدونم منطور استاد هم همین بود من خوب فهمیدم این بود که ما دوباره به اینکه باید متناسب بشیم وبرگردیم وببینیم مسبب تمام این مشکلات ما همین اصافه وزن هستش وباید اول خو دمون رو تغییر بدیم یعنی وجود درونی وشخصی خودمون رو تغییر بدیم یعنی در حقیقت استاد میخواست دوباره خودشناسی رو در ما بوجود بیاره که خودشناسی همون خداشناسی واگه به خدا برسیم که دیگه کارمون تمام وبه همه چیز میرسیم ان شالله 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/10 15:46
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      سلام گام سی هشتم 

      مسیر لاغری من 

       

      من هم مث هم دوستان نزدیک سال تحویل که میشد دعا میکردم و ارزوهام میگفتم ولی همیشه در حد همون ارزو دعا میموند براورده نمیشد و سال بعد باز طبق گذشته باز شروع می کردم به دعا کن ارزو کردن ولی هیچوقت تا  الان براورده نشده 

      حالا چه ارزوهایی داشتم خدایا امسال من لاغر کن ،خدایا یک فرد عالی بیاد تو زندگیم خوشبختم کنه باش ازدواج کنم ،خدایا امسال ثروت مند بشم ،خدایا بابام شفا بده این مریضی کلا ازش دور کن ،خدایا امسال سالی پر از شادی نشاط باشه و هیچ غم غصه ای هم نباشه ،….همین جور ارزو میکردم خدارو هم قسم میدادم که به این لحظات مقدس قسم ات میدم امسال به ارزوهام برسونم و کلی خواهش التماس 

       

      ولی من هیچوقت به هیچ کدوم ارزوهام نمیرسیدم چون من فقط بیرون از خودم دانبال شادی خوشبختی ارزوهام بودم که مثلا میگفتم خدایا من امسال لاغر کن و برای این کار میومدم رژیم می‌گرفتم ورزش میکردم قرص دمنوش خب یه مدت کوتاه وزن کم میکردیم ولی باز وزن برمیگشت چون نگرش باورها من تغییر نکرده بود خودم باور نداشتم که من میتونم متناسب بشم احساس لیاقت نمی کردم خودم با ارزش نمیدونستم 

       

       

      حالا در مورد ازدواج کردن من میومدم به ظاهر خودم رسیدگی میکردم بهترین لباس می پوشیدم و یه کارهایی میکردم ولی همش فیزیکی بود از درون احساس بی لیاقتی زشت بودن کم ارزشی می کردم ولی هر سال هم دعا میکردم ارزو که خدایا بهترین ادمت بیاد خواستگاریم درصورتی که خودم بی ارزش ترین ادم میدونستم از درون و همیشه هم در حد درونی خودم احساسم باورهام افراد در همون حد من میخواستن و بازم کار به جایی نمیرسید چون من باز احساسم بد بود فکرل کلا منفی بود 

       

      ارزوها میکردم خدایا ثروتمند بشم امسال یه کار توپ جذب کنم ولی از درون دیدم این بود کار نیست همه فقیرن ثروتمندی واسه ادم مایع دارها است یا شانس دارها یا باید مال مردم بخوری تا پولدار بشی و اینقدر دید منفی داشتم ولی ارزو هم میکردم خدایا به من ثروت بده ولی از درون احساس لیاقت نمی کردم 

       

      همیشه دانبال این بودم مسائل زندگیم از روش ها فیزیکی حل کنم یا یکی دیگه برام حلش کنه و هیچوقتم موفق نمی شدم 

       

      چون بخاطر شخصی ترین مشکلاتم که چاقی بود ازدواج نکردن بود خودم خیلی بی ارزش میدونستم اصلا خودم باور نداشتم خود باوری من زیرصفربود

      هیچ قدرتی در خودم نمیدیدم 

       

      باید شروع کنم شخصی ترین مشکلم که باعث به وجود امدن احساس بد بی لیاقتی کم ارزشی اعتماد بنفسم صفر شده بود و ازبین بردن خیلی از،موفقیت هام شده حل کنم باید اول مشکل شخصی خودم حل کنم بعد دانبال ثروت کسب کار عالی شادی رفاه ارامش باشم 

       

      من تا وقتی احساس لیاقت خود باوری ارزش مندی نکنم نمیتونه شرایطی،که میخوام جذب کنم و شرایط بیرونی من تغییر کنیه 

       

       

      سال ۱۴۰۰میزارم سال تناسب ذهنی و اندام و با استفاده از مسیر صحیح روش لاغری با ذهن ارام ارام باورهام تغییر میدم و در نهایت جسم من تغییر میکنه و احساس خود باوری ارزش مندی اعتماد بنفس بالا شادی ارامش در من شکل میگیره و احساسم خوب میشه روز به روز عالی تر میشه خودم باور میکنم و زندگیم تغییر میکنه به هدف هایی که میخوام راحت میرسم چون باور کردم همچی دست خودمه این قدرت در خودم مبینم و رسیدن به هر چیزی برام راحت اسان میشه و اتفاقات عالی در زندگیم رخ میده 

       

      پس سال ۱۴۰۰سال تناسب ذهنی و فکری است و میخوام دوتا از مشکلات شخصیمو حل کنم و با روش لاغری با ذهن مطمعنم بهش دست میبابم فقط باید در این روش اموزش ببینم باورهام تغییر بدم همین

      شاد شاد باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/07 00:29
      مدت عضویت: 186 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 719 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام سی و هشتم سال سلامتی و تناسب اندام:

      سال های زیادی رو تصمیم می‌گرفتیم که سال جدید موفقیت های بسیاری بدست بیاریم ولی حاصل نمیشد! هر سال خواسته های زیادی داشتیم که می‌خواستیم بهش برسیم!! چه چیزی مانع میشد که به خواسته هامون نرسیم؟! اضافه وزن مانع اصلی بوده چون اضافه وزن فقط روی جسم تاثیر نمیگذاره ممکنه جسم رو هم تغییر بده ولی خیلی تاثیرات دیگه ای داره که شاید خیلیا فکرشم نکنن که مربوط به اضافه وزنه مثلا یکیش سلامتیه که به خطر میندازه و بیماری ها! اما یه سری ضربه های درونی و روحی به ما میزنه که خیلی واضح نیست یکیش مثلا خیلی اعتماد به نفس ما رو پایین میاره، احساس توانمندی را در ما پایین میاره مخصوصا مایی که چندین بار طی سالها تصمیم گرفته بودیم که لاغر بشیم از روش های مختلف استفاده کردیم و نتیجه نگرفتیم به همین دلیل میزان اعتماد به نفس و توانایی ما تخریب شده!!

      اگر میخواین موفق بشین باید اول از شخصی ترین مشکل خودت شروع کنی!!!

      اگه کسی دست نداشته باشه بازم به اندازه ای که اضافه وزن ضربه میزنه از لحاظ اعتماد به نفس عدم توانایی و احساس حقیر بودن و اینکه متفاوت هستیم و آدم ضایع هستم و نمیتونم و اینا خیلی متفاوته!! موضوع اضافه وزن بیشتر از هر موضوع دیگه داره افراد را تخریب میکنه و به همین دلیل هم خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن به شدت میخوان که متناسب بشن چون روح درونیشون میدونه که متناسب شدن چه مزایایی براشون داره، چه دنیای جدیدی را براشون به وجود میاره اما بخاطر تفکرات و باور ها و فرمول های اشتباه که در ذهنشون هست واقعا نمیتونن که متناسب بشن! 

      خیلی روش های مختلفی را امتحان کردیم تا لاغر بشیم رژیم های مختلف گیاه خواری و ورزش و تعریق زیاد ولی هیچ کدوم نتیجه ماندگاری نداشتن و فقط مقطعی بود!! اون چیزی که باید تغییر داد در درونه ماست!!

      سیگار کشیدن را یک شبه میشه گذاشت کنار وقتی تصمیم قطعی بگیری میبینی که ذهن منفی بافت شیطان درونت که میخواد تو رو نگه داره در اون وضعیت میبینی که خیلی قدرتش رو از دست میده وقتی دیگه تو تصمیم قاطع بگیری که یا میمیرم یا ترک میکنم دیگه راه سومی وجود نداره!!!

      اگر میخوای متناسب بشی باید این تصمیم قاطع را بگیری که امسال باید برات سال متناسب شدن باشه وقتی متناسب بشی رسیدن به هر موفقیتی بعد از اون براتون خیلی ساده است!! تحولات زیادی در کسب و کار، زندگی، محیط پیرامون، در روابط در اعتماد به نفس و خیلی چیز های دیگه برات رخ میده و دنیای متفاوتی را تجربه میکنی!!

      اگر اضافه وزن داری و میخوای ثروتمند بشی غیر ممکنه چون ثروتمند شدن یا موفق شدن یا پیشرفت کردن نیاز به تحول شخصی، اعتماد به نفس، عزت نفس، خود باوری داره و یک فردی که اضافه وزن داره معمولاً این ها را نداره یعنی نمیشه فردی اضافه وزن داشته باشه و همه اینا رو داشته باشه!!! افراد زیادی هست که مدارک بالایی دارن ولی تواناییشون رو نمیتونن بروز بدن بخاطر اضافه وزنشون!!! 

      مهمترین عامل برای موفقیت برطرف کردن موضوع اضافه وزنه!! که حتی در ایمان و رابطه با خدا هم تاثیر داره!

      وقتی ذهن برنامه ریزی مجدد بشه در همه جنبه های زندگی تأثیر میگذاره و نیازی نیست دوره های متفاوتی را شرکت کنی!! وقتی اضافه وزن از شما دور بشه انگار همه ناملایمات از شما دور میشن، افسردگی، بیماری ، استرس و ترس همه برطرف میشن!!

      الان که این فایل رو گوش دادم ۵ ماه از سال ۴۰۰ گذشته و من تقریباً دو ماهی میشه که تصمیم قاطع خودم را برای لاغری گرفته ام و دوره صد گام را شروع و در حال انجام دادنش هستم امسال قرن جدید سال جدید و تولدی جدید برای منه و میشه بهترین سال زندگیم همراه با سلامتی تناسب اندام ثروت و اتفاقات خوبی که در پیش دارم!!! درسته که اضافه وزن خیلی چیزا رو از آدم میگیره و من تجربه متفاوت بودن با بقیه رو تو انتخاب لباس تو مقدار غذا یا حرف های اطرافیان از بچگی میدیدم و همین ها عاملی برای چاقتر شدن و سرکوب شدن اعتماد به نفس بوده ولی الان آگاهانه برای تولدی دوباره تلاش میکنم و تناسب اندام دلخواه و دیگر خواسته هایم در زندگی میرسم چراکه همه خوبی ها حق منه و به زودی به همه اون ها دست میابم، یکبار برای همیشه!!

      مه تاب متناسب با گام های استوار در مسیر زیبای لاغری✌️🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/27 09:59
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 664 کلمه

      سلام🙂

      برای رسیدن به موفقیت و پیشرفت مهمترین و اولین قدم اینه که شخصی ترین مشکل و ایراد خودتون رو پیدا و رفع کنید بعد از اون موفقیتها خود به خود و پشت سر هم وارد زندگیتون میشه

      این جمله یه درس بسیار مهم در موضوعات موفقیت هست که در خیلی از دوره های آموزشی با هزینه بالا هم گفته نمیشه ولی شما به زیبایی و سخاوت مندانه اونو در یه فایل رایگان عنوان کردین بسیار ممنونم🙏🙏🙏

      در مورد افراد چاق شخصیترین و مهمترین مساله اضافه وزنهست همه ما بارها و بارها از این اضافه وزن ضربه خوردیم 

      چون به خاطر اینکه خودمون رو دوس نداریم و خودمون رو نمیپذیریم اون خودباوری و عزت نفس لازم رو هم نداریم که در موضوعات شغلی و روابط خودمون رو اونقدر که توانایی داریم ارائه کنیم

      بله استاد مهمترین و شخصی ترین مساله من هم اضافه وزنه و برای رسیدن به موفقیت در سایر جنبه های زندگی اول باید این موضوع رو حل کنم اونوقت به قول شما بقیه موفقیتها خودبه خود و کاملا طبیعی وارد زندگیم میشه

      البته با استفاده از روشی که علاوه بر اینکه من رو برای همیشه لاغر کنه عزت نفس و اعتماد به نفس و خود باوری من رو هم ترمیم کنه  به من یاد آوری کنه که خودم رو دوست داشته باشم و خودم رو بپذیرم در هر جسمی که هستم تا انرژی و فرکانسی رو از خودم ارسال کنم که تمام کائنات منو لایق بهترینها بدونه و به بهترینها هدایت کنه

      تواناییها و استعدادها و قدرت من رو به من یادآوری کنه که تمام آنچه که میل دارم رو در زندگیم میتونم بسازم و لاغری و تناسب یکی از این خواسته هاست

      من  رو با ذهن و قدرت یادگیری آشنا کنه و به من راه و رسم کارکرد ذهن رو یاد بده و اونوقت من درک کنم که حتی چاقی رو هم یاد گرفتم و الان دارم نشونش میدم پس میتونم آگاهانه یاد بگیرم و لاغر بشم

      بهم یاد بده که برای اینکه جسمم و زندگیم رو اونطور که میخوام بسازم باید تمام توجه و تمرکزمرو بذارم روی خودم و از موضوعات حاشیه ای و محیطی که فقط حواس من رو پرت میکنه دوری کنم

      درک کنم که آنچه در ذهن من به عنوان فکر میگذره حاصل ورودیهایی هست که من با گوش و چشمم وارد ذهنم کردم و اگه الان اکثرشون منفی و محدود کننده و نازیبا هستن به خاطر اینه که خودم اونا روساختم و اون فکرها رو به جهان فرستادم و اونا رفتن و همه چیزهایی که هم فرکانس با اون فکر بوده رو با خودش آورده و وارد زندگی من کرده پس با همین روش میشه چیزهایی متفاوت رو وارد زندگی کرد که ابتدا از ورودی ها شروع میشه و باید چشم و گوشم رو ببندم بر ورودیهای نا مناسب و با ورودیهای درست مثل فایلهای این سایت ذهنم رو تغذیه کنم تا کم کم محتویات ظرف ذهنم  تغییر کنه و جسم و زندگی جدیدی رو بسازم (اینه معنی خالق بودن)

      و این مهم جز با آموزشهای لاغری با ذهن امکانپذیر نیست 👌👌👌

      در مورد ترک سیگار اونم به صورت ناگهانی یاد دکتر وین دایر افتادم که ایشون هم الکل رو به صورت کاملا ضربتی کنار گذاشتن و آفرین میگم به شما بابت این تصمیم آگاهانه و فوق العاده👏👏👏

      اخیرا یه فایل گوش میدادم که در مورد درد مقدس میگفت دردهایی که کاری با ما میکنن که باعث میشن ما با یاد اوری اونا نخوایم دیگه اون آدم سابق باشیم و مثل یه تلنگر بزرگ ما رو تکون بدن و چاقی و درد و رنجهای جسمی و روحی و شخصیتی که برای ما داشته میتونه یه درد مقدس باشه برای اینکه ما تصمیم بگیریم دیگه اون آدم چاق بیمار بی تحرک پر از درد و رنج و افسرده و گوشه گیر و ناتوان نباشیم و به آدم متناسب شاد توانا و سالم و زیبا تبدیل بشیم همون آدمی که به ذات و روح الهی نزدیکتره 👌👌👌🙂

      ما از جنس خداییم و در خدا وند چاقی نازیبایی بیماری و ناتوانی و بی لیاقتی،ضعف و افسردگی راه نداره و فقط ثروت قدرت تناسب لیاقت سلامتی شادی اونم از نوع خالصش وجود داره👌👌👌

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 23:00
      مدت عضویت: 284 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 942 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستانی که اینجان.گام ۳۸سال سلامتی و تناسب اندام.

      منم سال سلامتی و تناسب اندام خودمو انتخاب کردم امسال یعنی سال۱۴۰۰ سال تولد آگاهانه من است با هدایت خدا و آموزشهای استاد عزیز.

      منم هرسال نزدیکای عید تصمیم میگرفتم به هدفهام برسم در سال جدید و برعکس استاد هدف اولم لاغری بود چون انگار لاغریم اولین پله ترقی و پیشرفت تو زندگیم بود انگار اگه اون نبود هدفهای دیگه برام ارزشی نداشت یادم میاد پیارسال یک ماه مونده بود به عید منم نا امید از همه روشهای لاغری به خودم گفتم باید من هرشب دعا کنم به درگاه خدا تا تو سال جدید دعامو مستجاب کنه که البته دعای من تناسب اندام بود هرشب شام نمیخوردم و موقع شام که همه داشتن غذا میخوردن منم تو رژیم بودم میرفتم بالکن خونه اونجا دستامو به طرف خدا بلند میکردم و دعا میکردم که تناسب اندام بهم بده و ازش خواهش میکردم که دعامو مستجاب کنه و تو دلم میگفتم اگه من لاغرنشم نمیتونم ادامه بدم به زندگیم چون تو اولویت بود اگه لاغربشم میتونم یه شغل خوب با درآمد عالی پیدا کنم یا میتونم با خیال راحت ازدواج کنم چون اگه چاق بودم که افتضاح بود حتی روز عروسیم بعد میگفتم اگه لاغرشدم ماشین میگیرم و رانندگی میکردم که گواهینامه هم داشتم ولی به خاطر ویران شدن اعتماد به نفسم در اثر چاقی حتی بعد گواهینانه یک بار هم رانندگی نکردم و کلی هدفهای دیگه که قدم اول در رسیدن به اونها رو لاغرشدن میدانستم ولی اون سال هم مثل سالهای دیگه گذشت بدون اینکه من تغییری تو زندگی داشته باشم و تازه چاقتر هم میشدم.  ولی خدا رو شکر پارسال من تصمیم گرفتم از کار بیام بیرون چون کل وقتمو میگرفت و حقوق آنچنانی هم نداشت اول دی من اومدم خونه گفتم تو این۳ماه باید به خودم برسم و برای لاغری دست به کار بشم رژیم گرفتم و تو خونه با دستگاه ورزش میکردم که تو اون یک ماه واقعا برای من به اندازه یک سال بود انقدر سخت و دردآور بود وبه زور یکم لاغرشدم ولی به محض اینکه ول کردم رژیم رو و به خاطر مریضی نتونستم ورزش کنم سریع عین سرعت نور دوباره برگشت سرجای اولش انقدر عصبی بودم که نگو تا اینکه از خدا خواستم و تا خودصبح ازش خواستم یه راهی بهم نشون بده و بهش گفتم دیگه چه کاری باید میکردم که نکردم دیگه رژیم سخت تر از این هم نگه داریم تا اینکه چند روز بعدش خدا منو با شما آشنا کرد و منو هدایت کرد به مسیر شما و من یه جورایی از گوش دادن به فایل اول انگار صد درصد مطمئن شدم این اون راهیه که من این همه سال دنبالش میگشتم  که خدا چون منو هدایت کرده دیگه مطمئن ترشدم و آموزش هارو هر روز ادامه دادم و الان خوشحالم که این سال رو سال سلامتی خودم تعیین کردم حتی قبل از این گام تو دفترم نوشتم که این سال،سال تغییر منه و من هرسال براش جشن میگیرم خیلی خوشحالم که کلی تغییر کردم هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی وقتی تونستم لاغر بشم هدفهای دیگه برام خیلی راحته چون این سخت ترین خواسته من بود که به راحتی داره به واقعیت تبدیل میشه و بعدش کلی هدف دارم که تو گوشیم ذخیره کردم که تو این سال که سال تغییر من است باید بهشون برسم و به امید خدا به اونها هم میرسم.

      پس سال۱۴۰۰سال تولد آگاهانه من است .

      مشکل چاقی من شخصی ترین مشکل من بود و من تا اون رو حل نکنم نمیتونم به هدفهای دیگه برسم لاغرشدن میتواند تمام جنبه های زندگی من را تحت تاثیر قرار دهد.خوب معلومه من اون موقع ها اصلا دوست نداشتم مهمونی برم چون از عرق کردن زیاد به دلیل چاقی بدم میومد و منو اذیت میکرد البته عروسی هم همین طور دیگه مجبوری میرفتم اونم نه لباس اندازم میشد ونه اشتیاقی داشتم برای عروسی حتی عروسیهای خودمون هم من نمیدونستم چجوری تموم میشه چون همش خدا خدا میکردم که زود تموم بشه چون از نگاههای دیگران خیلی نارحت و عصبی میشدم که الان دارن منو مسخره میکنن میخوام بگم چاقی خیلی عوارضش زیاده فکر کنم بی نهایت است و تاثیر روحیش هزار بار بیشتر از تاثیر جسمی هست الان تغییر احساسی من به قدری لذت بخش شده انگار نرسیده به وزن دلخواهم کلی شرایط خوب برام پیش اومده چه برسه به وقتی که به اون وزن برسم انگار دنیا یه رنگ دیگه است و هر روز دارم از تغییر جسمی و روحیم لذت میبرم نمیدونستم چقدر لاغری با ذهن لذت بخش شده برام. 

      چاقی باعث شده بود در خیلی از جنبه های زندگی خودباوری و توانمندی من از بین بره حتی اینجوری شده بود که مثلا مشتری اونم غیرعمدی بهم میگفت تو اون کار رو خراب کردی یا کارمو درست انجام ندادی به خودم شک میکردم نکنه من اون کار رو کردم و خودمو باور نمیکردم و همیشه هم بعدش میومدن و عذر خواهی میکردن نه خودمون اشتباه کردیم.یعنی انقدر چاقی تخریب میکنه شخصیت آدم رو.

      پس روح درونی من همیشه دلش میخواست لاغر بشه و خبر داشت از مزایای لاغری الان که تو مسیر لاغری باذهن هستم احساسم تغییر کرده انگار هربار که میرم جایی حالا بیرون برای خرید یا برای کار با سربلندی و اعتماد به نفس میرم.

      لاغر شدن حتی در ایمان شما به خدا تاثیر فوق العاده میزاره این جمله باعث دلگرمی من میشه و من را آرام میکنه و بهم قدرت میده.نمیدونید بعد لاغری چه هدفهایی دارم که میخوام به تک تکشون برسم.امیدوارم همتون به اون هدفایی که باور دارین برسین .واز استاد گلم هم تشکر ویژه میکنم که دست خدا شد برای کمک به ما آدمهای چاق که زندگیمونو متحول کرده تا ما هم طعم زندگی کردن رو بچشیم نه اینکه زندگی رو تماشا کنیم.ممونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/18 19:55
      مدت عضویت: 562 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 69 کلمه

      سلام استاد . وقت به خیر

      من تمرینمو با اشتیاق تمام انجام دادم و جا داشت مدال طلایی بگیرم . 

      بچه های دیگه فقط متن شما رو میخونن و همون رو می نویسن وابتکاری از خودشون ندارن و مدال طلایی میگیرن  ولی من همیشه برداشتها رو با ابتکار خودم کامل می نویسم.  مهم مدال نیست اینجوری اشتیاقم زیادتر میشه وهم مطمئن میشم مطلب رو خوب یاد گرفتم . 

      ممنونم پیگیری کنید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/18 20:19
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام دوست عزیز
        اینکه برداشت خودت و چیزی که بهت احساس خوبی می ده رو می نویسی عالیه
        ادامه بدید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/18 17:21
      مدت عضویت: 562 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سال ۱۴۰۰ سال تندرستی و تناسب اندام

      سال۱۴۰۰ سال کنترل ورودیهای ذهن

      سال۱۴۰۰ سال خداحافظی با رژیم و پیاده روی و روشهای غلط رسیدن به لاغری

      سال ۱۴۰۰ تغییر باورها وافکار غلط چاقی به افکار و باورهای لاغری

      سال ۱۴۰۰ سال تغییر عدم اعتمادبه نفس به اعتمادبه نفس و خودباوری بالا

      سال ۱۴۰۰ خداحافظی با جمع کردن شاهد برای تلاش برای چاق نشدن و تمرینات سخت برای ِلاغری

      سال ۱۴۰۰ سال اشتیاق و استمرار و تمرین لاغری با ذهن

      سال ۱۴۰۰ سال خداحافظی با خاطرات سازی برای موادغذایی

      سال ۱۴۰۰ سال خداحافظی با حرص و ولع برای موادغذایی

      سال ۱۴۰۰ سال خداحافظی با خوردن ته مونده غذاهای بچه  

      سال ۱۴۰۰ یادگیری زبان لاغری 

      سال ۱۴۰۰ سال توبه از چاقی

      سال ۱۴۰۰ سال پاکسازی افکار ذخیره شده چاقی

      سال ۱۴۰۰ تمرکز بر مزیتهای لاغری 

      سال ۱۴۰۰ پیاده کردن و تمرین عملی آموزشهای لاغری با ذهن در محیط خانه و پیرامون

      سال ۱۴۰۰ خداحافظی بابحث در مورد چاقی

      سال ۱۴۰۰ شناسایی رفتار متناسب ها در محیط پیرامون

      سال ۱۴۰۰ پیوستن به گروه شگفت انگیزان لاغری با ذهن

       

       

      دوستان عزیز  اگه چیزی جا مونده شما ادامه بدید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/03/11 14:49
      مدت عضویت: 305 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 991 کلمه

      بنام خالق زیبایی.                                               گام 38.            سال سلامتی وتناسب اندام.           سلام خدمت استاد محبوب ودوستان عزیزم.         قبل از هر چیزی تبریک می گم به استاد بابت اینکه تو این دو سال خیلی متناسب تر شدن😊.              منظره این ویدعو خیلی زیباست واحساس خوبی منتقل می کنه                                                    منم مثل گذشته استاد وخیلی دوستان هم مسیرم سالها در رویای تناسب اندام بودم. اونقدر در فکر لاغری بودم که هیچ چیزی در زندگی خوشحالم نکرد هیچ اتفاق مهمی نتونست منو به خوشحالی درونی برسونه. فقط یک چیزی در وجود من فریاد می کشید ومی گفت تو یه چیزی کم داری تو کامل نیستی. اونقدر قضیه اضافه وزن برام جدی بود که حتی حاضر بودم بدترین مریضی هارو بگیرم فقط لاغر بشم. همیشه وقتی از این رویا با کسی حرف می زدم که خودش مشکل اضافه وزن نداشت تعجب می کرد ومی گفت تو چرا اینقدر حساسی خیلی چاقی بدی نداری یا لباس همیشه برا تو هم هست تو خودت سخت می گیری خیلی ها از تو چاق ترن      اما این حرفها بدتر منو افسرده می کرد. حوصله بیرون رفتن ومسافرت وعروسی رفتن رو نداشتم     چون به شدت روی اضافه وزنم زوم کرده بودم  شابد هیچ کس اصلا به من توجهی نمی کرد ولی من احساس می کردم الان همه تو دلشون دارن به مم فوش می دن می گن این دیگه کیه چقدر چاقه        همین احساس باعث می شد اگه بشنوم کسی تو فامیل قصد ازدواج داره من شروع می کزدم به رژیم های سخت که فقط بتونم یه کم تو عروسی لاغر به نظر بیام. شاید اون عروس وداماد اندازه من در گیر نبودن. وهمیشه هم همون شب عروسی اون مقدار کاهش وزن رو جبران می کردم.                             تمام روزهای زندگی من به دو صورت گذشت.          یا در حال رژیم وسختی بودم  یا در حال رها کردن خودم وزدن به سیم آخر  در هردو صورت کلافه وعصبی بودم  من هیجی از زندگیم نفهمیدم             بهتربن روزهای زندگیم اومدن ورفتن ومن متوجه نشدم. زمان بارداریم که برای هر زنی بهترین اتغاق می تونه باشه  برای من از اول تا آخر فقط با فکر چاقی گذشت. وخیلی دیگر از صحنه های زندگیم من فقط در فکر چاقی بودم. یعنی فکرهای دیگه هم بود ولی این فکر چاقی نمی گذاشت چیز دیگه ای برام اولویت داشته باشه. وهمیشه هم دنبال چیزی بیرون از خودم بودم تا بتونم این حجم از احساسات درونی رو با هاش درمان کنم فکر می کردم  با رژیم وفشار آوردن به جسمم می تونم لاغر بشم وشادی های گذشته ام رو جبران کنم. هیچ وقت به این درک نرسیده بودم که من با خودم ودرون خودم درگیرم. چیزی در درون من هست که نمی گذارد گره مشکل من باز شود                                              همیشه از بقیه انتظار داشتم کاری بکنن من خوشحال بشم من لاغر بشم من عصبی نباشم من دوست داشتنی باشم من موفق باشم. همیشه طلب کار بودم.                                                           همیشه بابت این زندگیم واین شرایطم از خدا شاکی بودم  وقتی آروم می شدم می دونستم اشتباه کردم به مهربانی ورحمانیت خدا ایمان داشتم برای همین بعدش عذاب وجدان می گرفتم وطلب ببخشش می کردم. انگار این بار اضافه وزن مثل یه پرده حلوی دید منو به جهان گرفته بود نمی زاشت واقعیت ها را ببینم اگر به شخص که متناسبه این نوشته هار. بخونه حتما می گه این دیگه کیه مگه چاقی چیه که اینقدر مهم باشه ولی برای کسی که چاقی رو لمس کرده وکشبده صد درصد می فهمه من چی می گم این گفتگوهای درونی این احساس هات عذاب آور این حس عذاب وجدان ها رو فقط کسی درک می کنه که خودش کشیده باشه                                  در طول این سالهای چاقی اونقدر منتظر اومدن لحظه تحویل سال بودم وبرای خودم برنامه ریزی کردم وقول وقرارهامو با خودم چک کردم که تو سال آینده چکار کنم که نفهمیدم چطور سال تحویل شد چطور سال گذشت. وهمیشه هم شابد فقط تا چند ساعت بعد تحویل سال رو قول وقرار هام پایبند بودم با اول مهمون یا اولین عید دیدنی چیزی که اصلا یادم نمی موند قرارهایی بود که با خودم گذاشته بودم.                                                     خلاصه این دور باطل سالهاست در زندگی من تکرار می شه  تمام زندگیم یا در گذشته بودم یا در فکر آینده از لحظه های شیربن زندگیم هیچی نفهمیدم. از وقتی با ذهن توانمندم آشنا شدم نگاهم به دنیا عوض شده حالم خوبه دوست دارم از زندگیم لذت ببرم دیگه منتظر اومدن سال نو وقول وقراری نباشم  هر روز که بیدار می شم ففط برای همون یه روز برنامه ریزی می کنم انگار همین یه روز می خوام زنده باشم واقعا اگر بشه در لحظه زندگی کزد خیلی دنیا زیبا می شه  من آرامش امروزم حال خوبی که دارم و مدیون استاد عطاروشن هستم ایشون بهترین الگو در تمام جنبه های زندگی هستن  هر وقت در هر زمینه ای به فایلی از ایشون هدایت می شم حس خیلی نابی بهم منتقل می شه وتا ساعت ها انگار درحال پرواز هستم رها وآزاد.      ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/11 22:21
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها به خوبی در حال یادگیری زبان لاغری هستید خوشحالم
        لطفا به جای استفاده کردن از فاصله های زیاد بین جمله ها از دکمه اینتر استفاده کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
          1400/03/12 02:21
          مدت عضویت: 305 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 7 کلمه

          سلام استاد ممنونم از توجهتون چشم حتما

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/10 19:14
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 523 کلمه

      گام ۳۸

      سال سلامتی وتناسب اندام 

      به نام خدا

      چاقی سبب شده بود که اعتماد به نفس من به شدت کاهش یابد به طریقی که حتی از حضور درجمع ها ی فامیلی خودداری کنم حتی در محیط خانه هم همیشه نگران نگاه شوهرم بودم سعی میکردم با لباسهای پوشیده و مشکی کمتر چاقی بدن من دیده بشود.واین برای یک بانو خیلی سخته می باشد .

      چاقی شور واشتیاق من را برای زندگی کردن به شدت کم کرده بود .

      سخت ترین تنبیه رو وقتی میشدم که برای خریدن مانتو ولباس به فروشگاه میرفتم و فروشنده میگفت سایز شما را نداریم یا تعداد خیلی کم سایز من بودند که اصلا زیبا نبودند .یادمه خیلی وقتها پشیمان به خانه برمی گشتم .😭

      از هرگونه تغییر کوچک در زندگی میترسیدم حتی وقتی که برای آموزش شنا رفتم همیشه نگران قضاوت افراد داخل استخر بودم درصورتی که من از خیلی های وزنم کمتر بود ولی اعتماد به نفسم داغون تر بود .

      سالها طول کشید تا برای آزمون ارشد ثبت نام کردم آن هم وقتی دست به کار شدم و همون سال اول قبول شدم  که با رژیم تناسب نسبی به دست آورده بودم و حس خیلی خوبی داشتم .

      استاد گفتند در سال۹۳ بااین مسیر لاغری باذهن آشنا شدم وهرروز شور واشتیاق من برای درک کردن، تمرین کردن وعمل کردن به آنچه یاد می گرفتم بیشتر میشد .

      ❇نتیجه استمرارو تکرار کردن من تغییرات احساسی بود .احساس سبکی میکردم بااینکه تغییری درجسم خودم نمی دیدم .

      این تغییرات احساس به قدری لذت بخش بود که به تمرین کردن ادامه دادم .

      ❇❇به مرور تغییرات جسمی من ظاهر شد ، مقداری از سایز من کم شد از گشاد شدن لباس ها متوجه این تغییر عالی شده بودم.

      ❇❇❇اطرافیان متوجه تغییرات جسمی من شدند میزان لاغر شدنم از نظرخودم زیاد نبود ولی آنچه دیگران می دیدند عالی بود .

      به مرور که به اضول عملکرد ذهن مسلط شدم فهمیدم آنچه دیگران درباره آن صحبت می کردند .در رابطه باتغییرات جسمی تنها نبود بلکه بیشتر براساس تغییر احساس وتصاویر ذهن من بوده است .تکرار رضا داری لاغر میشوی برایم لذت بخش است .با تمرکز بیشتری تمرینات ذهنی برای لاغرشدن راانجام دادم .

      اینها روند شگفت انگیز شدن استاد بود وبا طی کردن این مراحل استاد به درجه استادی رسید .نوشتن دوباره اینها برایم بسیارشیرین و پرانرژی است . من در میان نوشته های استاد ودوستان دنبال نشانه های در خودم هستم این قسمت نشان میدهد که من تا مرحله حس خوب و سبک شدن پیش رفتم .وبااستمرار به راحتی بقیه مراحل را هم پیش خواهم رفت 😍😍

      اگر رویای لاغر شدن دارید باید لاغر شدن درذهن اهمیت زیادی بدهی واولویت اول زندگیت بشود .و در هرشرایطی دنبال یادگیری باشی والا بهانه ها همیشه هست .

      بایادگیری آموزشهای لاغری سعی کنیم همبشه توجه وتمرکز خودرا برلاغر شدن ذهن ایجاد شود و این سال از قرن جدید تغییری اساسی درتناسب وسلامتی خودمان به وجود آوریم .

      این تمرکز هم بااستفاده منظم ومستمر از آموزشهای فایل به دست می آید .

      کافی است تصمیم قاطع بگیرم وتلاش کنیم استاد بدون راهنما به اهداف عالی رسیده اگر بخواهیم ما با کمک استاد برهرچه که اراده کنیم می رسیم .اگر اندکی صبرکنیم ونتایج اولیه را در جسم ببینیم دیگر محال است که بااین شور و انگیزه این مسیر را رها کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/30 02:52
      مدت عضویت: 332 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 514 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان نازنینم .گام ۳۸ سال سلامتی و تناسب اندام .وقتی استاد از دوران چاقیشون میگن انگار زندگی منو دارن تعرف میکنن من یک سالی میشه با این مسائل ذهنی آشنا شدم قبلا ی چیزایی شنیده بودم درموردش سال اول و دوم راهنمایی بودم داداشم کتاب راز و خریده بود میخوندش منم بعضی اوقات داداشم نبود فهرست کتاب و نگاه میکردم هر عنوانی ک برام جالب بود میخوندم اون سالها ی چیزایی سطحی شنیدم ولی اهمیت ندادم ،تا دوسال پیش  ک ب خاطر اضافه وزنم ک از رژیم و ورزش نا امید شدم گفتم این راهم هست ک میگن از طریق قانون جذب میشه ب هر چی بخواهی برسی از این طریق اقدام کنم قبلا ب سایت هدایت شده بودم من فقط ده جلسه رو دیده بودم و راستش چندین بارم دیده بودم ولی اون طوری ک بخواهی درک و تجزیش نکرده بودم ک بخوام ادامش بدم کلا کانال و پیجم استاد رو حذف کرده بودم با ی کانال تلگرامی ک قسطی ثبت نام میکرد  ی دوره خود شناسی ۶ ماهه ثبت نام کردم ک تا چهار ماهش رفتم بقیشه و نرفتم خیلی توضیحات داده بود ولی تو مبحث هدف گذاری گفتن ک برای نتیجه گیری بهتر باید یک هدف رو انتخاب کنید و من مونده بودم بین چاقی و جذب شغل کدوم و انتخاب کنم باور کنید نزدیک دوماه من همش در حال فک کردن بودم ک کدوم و انتخاب کنم آخرش ب این نتیجه رسیدم ک باید اول لاغر کنم بعدش ب کارای دیگه ام برسم از اون جایی ک اون مدرس خودش اضافه وزن داشت و حدود بیست کیلو کم کرده بودو ی ۱۰ کیلو دیگه اضافه داشت   ولی توی حرفاش بعضی اوقات میدم باور محدود کننده داره در مورد لاغری منم ک تصمیم و گرفته بودم ک باید لاغر بشم گفتم باید دوباره برم تو سایت ک استاد فقط ب مسئله لاغر شدن میپردازه و خودشونم نتیجه گرفتن این بود ک دوباره پیج و کانال و دوباره دنبالشون کردم بعدش ک وارد سایت شدم مسیر لاغری من رو استاد بر پا کردن بعدشم کلا حال خوبووووووووو برو ک رفتی . قبلا ک راستش هدفم فقط تو  درس خوندن بود همیشه میگفتم امسال و بشینم درسامو قشنگ بخونم ک نمراتم بهتر شه چندین و چند سال این هدف رو من همیشه با خودم تکرار میکردم متاسفانه ک هیچ وقتم موفق نمیشدم و بعدن  هزاران کار دیگه ای ک تصمیم  میگرفتم انجام بدم ولی نمیدونستم واقعا چاقی بلای خانمان سوزه من کار های عادی هر روزمو رو با سختی و ناراحتی انجام  میدادم یعنی یکی از سخت ترین کارهای دنیا برای من نماز خوندن بود دقیقا مث ورزش و رژیم گریزون بودم ازش ولی عذاب وجدان هم داشتم وقتی نمی خوندمش از وقتی مسیر لاغری من رو میرم اینقد این کار برام آسون شده خودمم تعجب میکنم قشنگ متوجه شده ی اتفاقیای در درون من افتاده و من باید از ش مراقبت کنم تا رشد کنه و این بهترین حس دنیاست ،و من هم تصمیم جدی گرفتم ک این سال ،سال سلامتی وتناسب اندامم باشه ان شاالله .همتون رو بخدای مهربان میسپارم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/11 01:21
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 566 کلمه

      سال  1400 سال تناسب اندام                             چاقی همیشه باعث محدودیت من در تمام مراحل زندگی بوده و هست قبل از آشنایی با سایت لاغری با ذهن  چاقی بزرگترین معضل  در زندگیم محسوب میشد در صورتیکه الان اولین الویت من لاغری و تناسب اندام هست من یک بار  از ایستگاه ایده آل خودم عبور کردم و مطمئن هستم به این ایستگاه با این روش بر خواهم گشت چپن عکسهای زیادی از متناسب بودنم دارم و یادمه لاغری چه مزیت های زیادی داشت ولی  بخاطر اینکه نسبت به جسم خودم بی توجه شدم و تمام تمرکزم روی تنفر از چاقی بود هر روز چاقتر شدم من در سالهایی که متناسب بودم کاپیتان تیم والیبال دبیرستانم بودم چه حس خوشایندی داشتم وقتی  در مسابقات استانی شرکت میکردیم و برنده میشدیم . هر لباسی که دوست داشتم می پوشیدم چقدر راحت و سبک میدویدم همیشه اعتماد به نفس بالایی داشتم  ولی نفهمیدم چه جوری گرم به گرم به وزنم اضافه شد به خودم که نگاه کردم دیدم دیگه از اون هیکل متناسب و زیبا خبری نیست یک اندام نا فرم که هر بار خودم رو در آیینه میدیدم ازش بدم می اومد انگار یک غریبه رو می بینم و اکثرا سعی میکردم فقط به صورتم نگاه کنم و اوج ناراحتی من زمانی بود که تو اتاق پرو بودم و هیچ لباسی اندازم نمیشد و اونجا بود که به زمین و زمان و به خودم فحش و ناسزا میدادم  چاقی ضربات زیادی بمن وارد کرد اعتماد بنفسم رو ازم گرفت خیلی از موقعیت هارو از دست دادم دیگه توان انجام خیلی از کارها رو نداشتم زود خسته میشدم  حتی نمی تونستم به کلاس شنا برم چون از استایل خجالت می کشیدم و همیشه دنبال دوستانی بودم که مثل من اضافه وزن داشتن من فقط به چاقی توجه میکردم و اون قوی تر میشد خلاصه بهترین سالهای عمرم رو درگیر چاقی بودم که اگر متناسب بودم قطعا در مراحل بالاتری از زندگی بودم ولی من تولد آگاهانم از آذر ماه 1399 آغاز شد دنیای زیبایی مقابل چشمانم گشوده شد که هر چه از زیبایی ها و خوبیهایش بگم کم گفتم من دوباره متولد شدم احساس لیاقت داشتن ،  شادی درونی ،احساس خوب ،سرحالی ،لذت بردن از موادغذایی ،از بین رفتن ترس از خوردن ،احساس توانمندی ، این جوری بگم دارم واقعا زندگی میکنم درسته هنوز اضافه وزن دارم ولی عاشقانه جسمم رو دوست دارم و با باور سازی و نگرش عالی در این مسیر قدم برمیدارم دیگه برای خوردن بهترین شیرینی ها و خوشمزه ترین غذاها حرص و ولع ندارم خیلی از جاها مانند یک فرد متناسب رفتار میکنم به خدای متعال ایمانم روز به روز بیشتر میشه زمانهایی که مشغول دیدن فایل و انجام تمرین هستم بهترین ساعات زندگیم محسوب میشه به خودم افتخار میکنم که اشرف مخلوقات هستم من بدنبال لاغری هستم ولی در این چند ماه خودم رو پیدا کردم و به این باور رسیدم که همه چیز از درونم نشأت میگیره چه تنفر و خشم باشه چه عشق و مهربانی باشه خداوند متعال هر چیزی رو که من خواستم بمن میده من میخواهم دوباره ایستگاه ایده آل خودم رو که گم کرده بودمش رو پیدا کنم و به ساحل امن سلامتی برسم و مطمئن هستم با لاغری با ذهن به این ساحل خواهم رسید و سال جدید بهترین سال در زندگی من خواهد بود البته تا زمانی که با استمرار و اشتیاق فراوان ادامه بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      dkarimi@southseattle.edu
      1400/02/09 23:54
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 275 کلمه

      باسلام وموفقت بیشتر شما استاد عطاروش شاد باشید

      من زمان زیادی است که از طریق این سایت  باشما هستم. از فایلهای رایگان استفاده میکنم من در این مدت تقریباً همیشه مستقیماً از ویدئو ها نوشته ها استفاده کردم و به نتیجه خوبی هم رسیدم وزن نکردم  ولی می دانم که سایر کم کرده‌اند و دیگران هم  به من میگن. مهمتری خواسته من این بتونم بر افکار منفی خود پیروز شوم ‌آنها را کنترول کنم چون هر وقت می خواهم فکر مثبتی کنم فکر منفی جلو میاد و احساس خوبی که باید داشته باشم از بین می رود نمی دانم چه گونه بر این احساس بد غلبه کنم اما می دانم که می شود تا حد زیادی افکار منفی را کنترول کرد.  مهم داشتنه احساس عمیق و خوبی است تا ما به خواستیمان برسیم.  مثل زمانی که شما برای ترک سیگار به درجه احساسی رسیدید که وقتی اراده کردی در وجودتان سبت شد و به مرحله عمل رسید و دیگر ان عمل را که بشما احساس خوبی نمی داد تکرار نکردید. من هم سعی خود را حتماً انجام می‌دهم ورودی خودم کار میکنم تا کنترول روی افکار منفی خودم را داشت باشم. همین طور که روی لاغری کارکردم و موفق شدم حتماً به لطف خدا و از طریق راهنمایی های شما به نتیجه دلخواهم خواهم رسید. یکی از کنترول ها همین نوشته من است چون برای این کار خیلی کار کردم تا به توانم برای شما بنویسم هر چند که نوشتم خوب نباشد ولی این را برای خود یک قدم کوچک ‌و پیروزی خودم می دانم چون کار بسیار سختی برایم بود . امیدوارم همه ما که در راه خود سازی افکارمان هستم به پیروزی نهایی برسیم.👍👍👍👍🤲🤲🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/10 10:50
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 100 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه احساس بهتری دارید خوشحالم
        اگر می نویسید برای خودت و پاسخ به علاقه خودت به نوشتن می نویسی
        نباید نوشته خودت رو قضاوت کنی
        به این شکل اولین قدم در احترام گذاشتن به خودت رو برداشتی که به لطف خدا شما این کار رو خوب انجام دادی
        یکی از دلایل اصرار من به نوشتن در سایت بالارفتن اعتماد به نفس و خودباوریه که به خوبی نتیجه داده
        در مورد افکار منفی قطعا امروز شما بهتر از روز اول ورود به سرزمین لاغرها عمل می کنید
        این مسیر رو ادامه بدید
        بر تمام جنبه های ذهن مسلط می شوید
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/08 22:35
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 581 کلمه

      سلام سلام 😍😍 

       

      سال سلامتی و تناسب اندام من :

      نام گذاری اولین سال از قرن جدید به نام خودم‌ و با هدفی بسیار شخصی ، احساس خیلی خوبی داره…

      سالی که‌میخوام در آموزش ذهن برای تغییر درون خودم اقدام کنم در واقع من اقدام کردم ، میخواهم که ادامه بدم.

      سالی که میخوام ریز بشم به رفتار و افکار خودم و فرمول های درست پیدا کنم و تقویت کنم و فرمول های اشتباه را پاکسازی کنم… آنقدر به زندگی خودم مشغول بشم که دیگر وقت و علاقه و هیچ حوصله ای برای اخبار زندگی دیگران نداشته باشم…

      متمرکز روی خودم ، اهدافم و مسیر زندگیم باشم..

      تمام وقتم را به آموزش از جمله یادگیری و تمرین لاغری با ذهن و تحصیلاتم بکنم..

      هم چنین میخواهم به خانواده ام مخصوصا پدر و مادرم بیشتر توجه و محبت بکنم .. و از این دو نعمت بسیار با ارزش ، تا میتوانم بهره مند شوم..

      من میخوام راوی، فرمانده،مجری ،مدیر ، سرباز، مسئول،خبرساز ، نویسنده و  کارگردان زندگی خودم باشم…

      درواقع امسال تا آخر عمرم همه ی سال ها به نام من باشند . و هر چه که در یک سال کسب میکنم تا آخر عمر همراه خودم داشته باشم..

       

      ✅تجربه ی احساس لاغر شدن:

      حسی که بعد از مدتی هرروز تجربه اش میکنی و بسیار لذت بخش است …🥰🥰🥰🕊🕊🕊💖💖💖

       

       

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ✅ نکته ی اول که توجه من را جلب کرد ، منظره ی پشت سر استاد بود و تناسبش با اسم و محتوای فایل ..

      انگار یک‌راهنما ابتدای جاده ی تغییر ایستاده و میگه خوشبختی از این طرفِ 😊

      جاده ای سبز و زیبا همراه با درختان سر به فلک کشیده و آسمانی آبی و خورشیدی که مسیر را پرنور کرده و آواز زیبای پرندگان ، مرا به سمت تغییر فرامی خوانند.

      واقعا هیچ کس جز خودمان، افراد چاق را درک نمی کند که همین یک موضوع چه قدر جسم و خیلی بیشتر از آن ذهن ما را درگیر خودش می‌کند..

      و تغییر از شرایط چاق به لاغر آن هم به راحتی ،آن هم بدون برگشت و برای همیشه،آن هم همراه با تغییر احساس ارزشمندترین هدیه ای است که من می توانم به خودم بدهم بنابراین هیچ وقت از هزینه کردن در این راه پشیمان نشدم ، نیستم و نخواهم بود و با عشق از زمان، احساس و پولم برای با ارزش ترین فرد زندگیم خرج میکنم.

       

      ✅برنامه های پایان سال :

      هر سال من میگفتم امسال هم تمام شد و من هیچ …(کاری😅) نکردم… و غر زدن های من شروع می شد که چرا ما پیشرفت نمی کنیم؟  و ….

      در لیست برنامه های من لاغری، مطالعه ی کتاب های بیشتر، و چند مورد دیگر همیشه پای ثابت بودند و آخر سال انگار مسیر را سروته طی کرده باشم از همه ی آن ها دور تر می شدم…

      الان ، احساس خوبی دارم از اینکه می دانم دارم برای خودم کاری انجام می دهم . و نتیجه ی این کار آینده ی مرا تغییر می دهد ..مثلا روزی می رسد که دیگر برنامه ی من لاغر شدن نیست چون لاغر هستم 😊 و می توانم به موضوعات متنوع تری بیندیشم و تغییرات دیگری در زندگی ام بدهم همراه با ذهن و جسمی که به تناسب ایده آل رسیده اند….

       

      ✅اولین موضوعی که میتوانم یک شبه تغییر بدهم این است که گشتن های بیخودی در اینترنت واینستاگرام را متوقف کنم و فقط مطالب آموزش زبان و لاغری و انگیزشی را دنبال کنم..💪🏻

      وسط فایل ناخودآگاه گوشی دستم گرفتم تا چرخی در اینترنت بزنم و بلافاصله گفتم این رفتار سیگاری ات رو ترک کن 😅 کاری که میشه یک شبه تغییر داد را تغییر بده.

      تصمیم‌ میگیرم وقت تلف کردن را از همین الان متوقف کنم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/07 08:17
      مدت عضویت: 489 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 699 کلمه

      فایل “گام سی و هشتم “:

      🌷تخريب روحی افراد به خاطر اضافه وزن باذکر مثال واقعی :🌷

      من یک شاگرد نابینا داشتم.  این دختر خانم نابینا، از بدو تولد نابینا به دنیا امده بود و اصلا پدر و مادر خودش را یادش نمیامد، چون در چند ماهگی او انها در یک تصادف مرده بودند.

      این دختر خانم را یک خانواده به فرزندی قبول کرده بودند.  اسم این دختر خانم را سیندی گذاشته بودند.  او همیشه به من ميگفت که همیشه متوجه شده بوده که در طول این سالها پدر و مادر خوانده اش ،دختر واقعی خودشون را بیشتر از او دوست داشتند، ولی همان طور که استاد اشاره کردند او خودش را و اضافه وزن اش را نمیدید.

      سیندی دختر ی بود با اضافه وزن زیاد ،ولی چون درکی از خودش نداشت، هیچ وقت حتی متوجه این موضوع نشده بود.

      من جلسات زیادی با او داشتم ،ولی اوحتی یکبار هم به موضوع وزنش اشاره نکرد ، چون اصلا به ان اسیبی نمیزد.

      او باشگاه میرفت چون یک مربی داشت که به او کمک میکرد که چطور با وزنه کار کند.  او همیشه انلاین خرید میکرد و خریدها به دم خانه اش فرستاده میشد.  

      او تاکسی مخصوص نابینایان را سوار میشد که تا دم در کلاس او را میبرد.  او تنها زندگی میکرد پس در خانه جای وسایل یا لباسها ی خودش را خودش تعیین میکرد ، البته بگم با اینکه عصای سفید داشت ولی دستها ی پیری داشت، چون هر چیزی را با دست لمس میکرد، حتی لپ تاپش را.

      در لپ تاپش هم یک برنامه مخصوص داشت که به محض تایپ با صدای بلند برای او میخواند که چی نوشته.

      یک روز من بهش گفتم “نابینایی تو جای شکرگذاری دارد چون تو نگاه طعنه امیز یا توهین امیز ادمها را نمیبینی ، دروغ را نمیبینی و خیلی از زشتیها را. ” او اول تعجب کرد ولی بعد موافق بود که جنگها و خونها را در فیلمها نمیبیند ولی حالش کمی بد میشود ، او حتی گفت خواب دیدنش با تصوير نیست.

      الان که به این فایل رسیدم حس میکنم، درست است که سیندی اضافه وزن خودش را نمیدید، ولی با اینکه برای من عنوان نکرد حتما دوست داشته که قیافه مادرش را ببیند ، اغوش گرم و لبخند او را حس کند و بالاخره اینکه حتماً دوست داشته که یکروز او هم مثل من یا شما ها دوستان عزیزم ،صاحب خانواده و بخصوص به عنوان یک زن ، مادر بشود.

      همین طور که استاد گفتند سلامتی بزرگترین نعمت است پس چه خوب است کسانی که این متن را تا اینجا با من خواندند ، تصمیم بگيرند از الان به بدن سالم خودشون اسیب نزنند.

      سیندی نتوانست و نمیتوند هیچ وقت ببیند ولی ما که چشمها ی سالم داریم بیاییم، از این لحظه در پارک نفس عمیق بکشیم به جای کشیدن سیگار یا هر ماده مخدر دیگری.

      از نوشیدن اب ، ابمیوه ، و یا حتی نوشابه با پیتزا لذت ببریم به جای نوشیدن مشروبات الکلی و صدمه به کبد خود ، از بخشش استفاده کنيم به جای کینه توزی و دشمنی و هزاران هزار مثال دیگر که مطمئن هستم همه ما، خودمان از همه بهتر میدانیم انها چه مثالهایی ميتوانند باشند ،ممکن است برای نوجوانان از کندن یا دستکاری یک جوش ساده باشد که عنوان میکنند به ما ارامش میدهد ،در صورتیکه ما میدانیم یاد خدا بهترین ارامش دهنده دلهای ماست.

      🌻سال 1400سال متناسب شدن من، سال سلامتی روحی و جسمی من :🌻

      _تعادل جسم و ذهن :

      من جز وکسانی بودم که در سایت ،عکسم جزو شگفتی سازان سال 99 ثبت شده است، ولی ان تازه نقطه شروع من بود.

      من با تمام قوا و کمک استاد و فایلهای باارزش ایشان، ميخواهم در این سال جديد که یکماه از ان را پشت سر گذاشته ایم تعادل بین جسم و ذهن خودم را برقرار کنم.

      _احساس ارزشمند ی و توانمندی:

      من در سال جاری 1400 با توجه به توانمند ی خودم ،باز شگفتی میافرینم و با تمام قوا به سوی تناسب اندام دلخواهم قدم بر میدارم و دوباره شگفتی ساز میشوم.

      امسال بیشتر از پارسال.

      _سال شادی و سرور :

      من در نهایت فرح و سرور در ارامش کامل به وزن دلخواهم که 50 کیلوگرم است دست میابم.

      _سال تولدم:

      من هیچ عذر و بهانه ای ندارم ، پس مشتاقانه به سوی تناسب اندام خود به جلو میروم.  من بهترین مخلوق خدا هستم.

      خدای عزیزم سپاسگزارم.

      روز دوشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        الهام خوشبخت
        1400/02/08 11:19
        مدت عضویت: 832 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 57 کلمه

        سلام استاد عزیزم ببخشید من دوست دارم شما اینجا یک تحلیل در مورد چاقی دوست نابینا مون بکنید این خان نابینا که چاقی خودش را نمی دیده حسش بد بشه ولی چرا چاق شده خانم لاله هم گفتن تحرک نداره باورش این هست که کم تحرکی باعث چاقی سیندی شده باور اشتباه ممنون میشم کمی توضیح بدید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1400/02/08 13:18
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 85 کلمه

          سلام دوست عزیز
          ما دسترسی به افکاری که در ذهن این فرد وجود دارد نداریم.
          شاید واضح ترین موضوع شرایط خانواده ای است که سرپرستی این فرد رو به عهده داشته.
          درسته نابینا هستند ولی گوش شنوا دارند و فرمول های ذهنی می تونه از طریق شنیدن ایجاد بشه.
          توضیحات خانم لاله درباره نحوه زندگی این فرد این فکر رو ایجاد میکنه که بخاطر کم تحرکی چاق شده ولی بازم بستگی به دیدگاه خود سیندی درباره وضعیت تحرکش داره نه چیزی که ما می بینیم و فکر می کنیم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/02/09 03:34
            مدت عضویت: 489 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 629 کلمه

            باتشکر از شما دوست عزیز خانم الهام خوشبخت و استاد گرامی ، من با عنوان مشاهده خودم از زندگی این دختر خانم نابینا ،هدفم این بود که بگم این خانم با تمامی سرویسهایی که براي برطرف کردن تمامی کارهای زندگیش میگیرد به خاطر نابینایی اش باز هم احساس خوبی از زندگي ندارد. چرا؟

            چون محبت مادر واقعی اش را نمیتواند هرگز داشته باشد واینطور که خودش عنوان میکرد مادر ی که سرپرستی او را پذیرفته، هنوز دختر خودش را بیشتر از او دوست دارد.

            من قبل از این سایت با او اشنا شدم ولی همیشه وقتی با او جلسه داشتم، از اول تا اخرجلسه درونم لحظه به لحظه  شکرگزاری میکردم از این که خداوند 2 چشم سالم به من عطا کرده است تا زیباییهای این جهان را ببینم و لذت ببرم.

            البته شرح حال زندگی سیندی ؛Cindy؛باعث شد که بحث جالبی باز شود که من اصلا بهش توجه نکرده بودم و اون بی تحرکی او بود.

            این کاملاً درست است چون او همه کارهایش را طبق عادت از بقیه مرتبا درخواست میکرد و این به خاطر این است که در امریکا این افراد حقوق میگیرند ، بیمه دارند بنابراین شغل ندارند و به فکر کسب درامد نیستند و برای دادن شهریه در کالج هم لازم نبود که سیندی اصلا بهش فکر بکند چون همه سرويسهاي لازم را کشور در اختیارش گذاشته بود.

            البته این تا یک حدی خوب است ولی به نظر من در مقایسه با نابینایان ايران ، افراد نابینای اینجا حتی مسیر رفتن به کلاس خودشان یا اتاقی که همیشه من در کالج باسیندی قرار داشتم را سعی نمیکرد به ذهنش بسپارد و بسیار ادم وابسته ای بود.

            استاد به نکته جالبی اشاره کرد و اینکه این دختر خانم گوش بسیار شنوا و تیزی داشت.  به محض اینکه من کفش پاشنه بلند میپوشیدم، او از صدایش متوجه میشد.

            جالب است دوستان من که براتون بگم که همیشه به من میگفت صدای لامپ بالای سر ما در اتاق اذیتش میکند در صورتیکه من چیزی نمیشنیدم.

            من این داستان واقعی و تجربه خودم را عنوان کردم که بگویم با اینکه سیندی در اینه خودش را نمیدید و از کسی درباره چاقی اش چیزی یا حرفی نمیشنید باز اضافه وزن داشت. چرا؟

            چون سیندی احساس خوبی از زندگي نداشت.  او همیشه خودش را در جمع تنها میدید.  دوست خاصی نداشت.

            رابطه اش با خدا را نميدونم در چه حدی بود چون در باره اش حرفی نمیزد ولی مسلما فرمولهایی چاقی در ذهنش داشت چون هروقت درس را برایش توضیح میدادم و نمیفهمید از کیفش یک خوراکی برمیداشت و با اشتها میخورد.

            به نظرم بر عکس همه ما که دنبال احساس خوب هستیم ، او اکثر موقعها احساس خوبی نداشت.  تا جاییکه ما میدانیم اکثر انسانهای چاق ، تنها و افسرده هستند.به نظرم در زندگیش خیلی تغییر و اشتیاقی وجود نداشت.  یکبار ازش ایمیلی گرفتم که تست کرونا داده ولی خوب با اینکه تست اش منفی بود، ولی کلا از ان به بعد تا مدتها از درس خواندن دور افتاد و خیلی پکر شد.

            امیدوارم توضيحات بیشتر من کمک کرده باشد به دوستانی که دنبال یادگیری بیشتر و مشاهده این مثالها هستند.

            در اخر ميخواهم به استاد تبریک بگويم برای ترک سیگار ان هم به یکباره.  من خودم هیچ وقت سیگار نکشیده ام تا کاملاً حس کنم که ترک سیگار تا چه حد احساس خوبی به ما میدهد ،ولی عمویی دارم که 40 ساله در حال ترک سیگار است و مرتبا به کشیدن سیگار برمیگرد.

            الان پسر عموی من هم مثل باباش شده ولی خیلی تعداد بیشتری میکشد تا جاییکه مواد هم گاهی میزند و خانمش ازش جدا شد و متاسفانه سالهاست مجرد است و سیگار تفریحش است.

            اینکه میگویند ترک عادت موجب مرض است را من باهاش موافق نیستم، چون ترک عادت بد همیشه عالی است و  از نشانه ها ی تکامل ماانسانها است.

            ترک عادتها ی خوب ، بد است و شاید موجب بیماری شود شايد هم نشود. همه به خود ما بستگی دارد.  

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              رضا عطارروشن
              1400/02/09 12:20
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 157 کلمه

              سلام دوست عزیز
              سپاسگزارم از شما برای به اشتراک گذاشتن این آگاهی
              نکات بسیار خوبی در تجربه شما وجود داره
              اول اینکه احساس بد موجب تخریب روحیه و جسم می شود
              در واقع خود فرد شروع به خودتخریبی می کند
              با غذا، قرص و دارو، مواد مخدر، الکل و …
              روش های خودتخریبی متفاوته ولی ریشه همه اونها احساس بد و عدم کنترل ذهن می باشد
              دوم اینکه کمک کردن باعث بی انگیزه و هدف شدن فرد میشه
              اتفاقی که برای این فرد نابینا به واسطه کمک های دولت پیش اومده در کشور ما به وضوح برای بسیاری از افراد بینا پیش میاد
              افرادی که تحت حمایت های گسترده خانواده خود هستند و فرصت خودباوری و روی پای خود ایستادن را پیدا نکرده اند
              این افراد شاید به ظاهر و از دید ناظر افراد خوش شانس، خوش بخت و … باشند ولی از نظر خودشون شرایط مناسب نیست
              چون فرصت تجربه کردن رو به دست نیاوردن و فقط استفاده کننده بودن باعث افت احساس و روحیه می شود.

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            الهام خوشبخت
            1400/02/09 09:36
            مدت عضویت: 832 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 10 کلمه

            خیلی ممنونم استاد بله موافقم با نظرشما ممنون که هستین 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/02/10 07:12
              مدت عضویت: 489 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 5 کلمه

              از شما دوست عزیز سپاسگزارم.

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/02/10 07:23
              مدت عضویت: 489 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 24 کلمه

              استاد، خواندن نظرات شما همواره در من ایجاد اشتیاق به یادگیری بیشتر میکند.سپاسگزارم.

              استاد،متاسفانه جایی برای پاسخ به دیدگاه شما در قسمت نظر اخرتون نمیبینم.

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/03 22:41
      مدت عضویت: 498 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 840 کلمه

      گام ۳۸:سال سلامتی و تناسب اندام

      سلام.سلام .روزتان پر آرامش و لذت

      با سلام به استاد و دوستان همرا:اولین سفرم به ایران بعد از آشنایی با روش لاغری با ذهن می باشد در دیدگاه قبلی اشاره کردم که دیدگاه بعدی را در ابران خواهم نوشت .دو روز طول کشید تا به مقصد رسیدیم اماین دفعه بر خلاف هر دفعه مسیر راه برام خیلی راحت و آسوده بود و این هم از تغییرات این مدت است !!چگونه؟؟؟تمام مسیر را با آرامش خوابیدم بر خلاف دفعات قبل که اصلا نمی  توانستم بخوابم دفعات قبل وقتی به مقصد می رسیدم بد جوری کلاف و گیج و خسته بودم و نکته جالب اینه که همیشه دوست داشتم مسیر راه را که طولانی آست بتوانم بخوابم و استراحت کنم تا مسیر برام کوتا بشه و اتفاقا این دفعه این اتفاق افتاد خدا را شکر که خیلی لذت داشت شکرگزاری کلید فراوانی و برکت الهی است باید یاد بگیریم که شکرگزار باشیم و نگران نباشیم مثلا:برای سفر یکی از قوانین  باید تست منفی کرونا را داشته باشیم اگر نداشته باشیم نمی توانیم سفر را ادامه دهیم و اتفاقا تست لحظه آخر به ما ایمیل شد شوهرم خیلی نگران بود تا جایی که تصمیم گرفت داخل فرودگاه پول بدهیم و تست را انجام بدهیم و بعد از یکساعت نتیجه را دریافت کنیم اما آرامشی که من داشتم به اونون هم ارامش می دادم و اونون داشت فرم ها را پر می کرد که نتیجه به ما ایمیل شد می خوام بگم که روش لاغری با ذهن تنها برای لاغری نیست بلکه در همه جنبه ها تغییرات ایجاد می شود همانطور ی که من اصلا نگران نبودم ولی شوهرم بدجوری استرس و نگرانی داشت و یک خانمی هم بود که مشکل ما را داشت و چنان نگران بود که رفت $200داد و تست را انجام داد و بعد از ۱۵ دقیقه نتیجه تست خود را دریافت کرد و باز افسوس می خورد که اگر عجله نکرده بود نتیجه. ر ا دریافت می کردو دیگه افسوس $۲۰۰ را نمی خورد و بعد متوجه شد که یکی از چمدان خود را فراموش کرده و همش نگرانی و اصطراب پشت سر هم !!!چرا؟؟؟؟چون نادانسته انتخاب کرده بود که مرتب در نگرانی و اضطراب بسر ببرد برای همین نگرانی پشت سر هم براش می اومد ‌پس خیلی مهم است که چکونه فکر کنیم درست مثل ترس از خوزدن بخاطر ترس از چاقی و نتیجه هم چاقی —

      وقتی نگران چاقی باشیم چاقی را به سمت خود سرازیر می کنیم همانطور که اونون خانم همش نگران بود مرتب مسایلی داشت که براش نگرانی می اورد

      خدا ا شکرتغییراتی که در من ایجاد شده آرامش بدون استرس —در مسیر لاغری با ذهن هم باید صبور باشیم و نگران نباشیم تا اونون سلامتی روحی و روانی را اول داشته باشیم تا بتوانیم با آرامش به تناسبی که دوستداریم برسیم و این روش تا الان برای من سلامتی به همراه داشته و خواهد داشت .سلامتی روحی و جسمی و آرامش روحی 🙏

      در مورد غذا داخل هواپیما بدون ترس با آرامش همانقدر که نیاز بود خوردم و هیچ ولع و حرص نداشتم 

      دفعات قبل با نگرانی و ترس می خوردم چون از یک طرف گرسنه‌ بودم و از یک طرف غذا به نظرم سالم نبود در نتیجه نگران بودم که خوردن این غذا ها به جزه چاقی چیزی به همراه ندارد در حالی که این دفعه اصلا همچین حسی نداشتم و به انداز خوردم 🙏

      امروز بعد از دوسال به دیدن خواهر و خانواده آش رفتم و اتفاقا تولد نوه دختر خواهرم بود و کسانی که حضور داشتند همه همدیگر. ا می شناختیم نکته کلیدی!! اینجا اینه !!که آنها فکر کردند که من جراحی انجام دادم که لاغر تر و جوان‌تر شده ام و چنان مطمعن بوده که گفته اگر کفت جراحی نکردم دروغ کفته وقتی خواهرم به من کفت خیلی انرژی گرفتم چون نتیجه تغییرات را گرفتم خیلی حس خوبی بود واز آخر هم اونون خانم باور نکرده بود و مسمم بوده که من جراحی کردم، پس لاغری با ذهن سلامتی تناسب اندام و زیبایی چهره ..را به ما هدیه می دهد .

      نکته کلیدی دیگه اینه وقتی رفتم آنجا طبق آداب و رسوم که همه ما آشنایی داریم تعارفات برای چایی میوه و….که همه آشنایی داریم ومن به هیچی میل نداشتم هر جی تعارف می کردند من راحت و سریع می گفتم میل ندارم یهو به خودم اومدم که بعد از دو سال به این جمع آمدم و هر چی تعارف می کننند من رد می کنم 

      و در دلم خیلی لذت بردم ونتیجه کارم را می دیدم —بالاخره یک خانم از همه مسن تر بود کفت بعنی هیچی نمی خوری !!!؟کفتم اصلا میلم نمی کشد و ایشون خیلی تعجب کرده بود این هم یک عادت خوب جایگزین عادت بد شده بود .خدا را شکر.

      و اما اونون خانمی که معتقد بود من جراحی انجام دادم که جوان‌تر شدم .غذایی که ایشون خوردند من در یک هفته می خورم و بعدش هم چایی با زلوبیا و میوه و……واقعا که همه چی در درون ماست وقتی ذهن ما لاغر بشه لاغر شدن آسان‌ترین و زیباترین کار  دیناست 

      لاغری با ذهن سلامتی تناسب اندام و زیبایی را برای ما به ارمغان می آورد .استاد سپاگزارم از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/23 19:32
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 31 کلمه

      سلام بله استاد ایمیل همینه . پیامی که امتحانی برام گذاشتید رو دریافت کردم . پیام با نام  خودتون برام اومد . اما پیام قبلی که فرمودید فرستادم هنوز نیومده . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 21:37
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 2,192 کلمه

      سلام . 

      گام ۳۷ : 

      سال سلامتی و سال تناسب اندام . استاد یه سوالی ازتون داشتم . اشکالی نداره من تمریناتم رو برای باروری هم انجام بدم ؟ یعنی دلم میخوام قدم به قدم که دارم در مورد لاغری صحبت می کنم در مورد باروری هم بنویسم  . چون دلم میخواد امسال سال باروری منم باشه . بیش از لاغر شدنم باروری برام اهمیت داره . دلم میخواد محتوای ذهنیم در مورد باروری رو هم تغییر بدم و ایمان دارم همونطور که قدم به قدم روی باورهای لاغری کار می کنم میشه از همین قدمها برای مادری هم استفاده کرد . 

      همونطور که شما تونستید با استفاده از ذهن سیگار رو ترک کنید ایمان دارم منم از این راه می تونم مادر شدن رو تجربه کنم . چون  در این حدودا سه سالی که وارد سایت تناسب فکری شدم دوبار تجربه کردم حالا درسته به خاطر باورهای مربوط به بارداری و رنج بارداری که در ذهن داررم بارداری برام موفقیت آمیز نبود ولی این موضوع برام از چاقی مهمتره . همونطور که شما مهمترین مساله در زندگی براتون لاغری بود و تمام موفقیتهای بعدیتون بعد از احساس توانمند بودن برای لاغری براتون ایجاد شد و عزت نفستون بالاتر رفت من هم ایمان دارم وقتی من بتونم مادری رو تجربه کنم  سایر موفقیتهام برام مثل اب خوردنه . 

      مادر شدن هم مثل آب خوردنه ولی نسبت به تمرین کردن احساس نیاز می کنم . احساس می کنم دوست دارم تمام این قدمها رو برای باروری برای خودم تجزیه و تحلیل کنم و در کنار لاغری مادری رو هم بتونم تجربه کنم . 

      شاید خوندن متنهام برای دیگران که  بچه دار هستند چندان جذاب نباشه اما من برای خودم می نویسم و می دونم تمرین کردن در  این سایت منو به تجربه ی مادری می رسونه . دوست دارم قدم به قدم از این چالش زندگیم عبور کنم . چون میدونم میشه .  اطمینان دارم با نوشتن و با تغییر محتوای ذهنیم من خیلی راحت ایام بارداری رو تجربه خواهم کرد . خیلی دوست دارم دوره ی بارداری رو خریداری کنم ولی باید روی باورهای ثروتم هم کار کنم . فعلا نمیخوام وارد حوزه های دیگه بشم . نمیخوام گرفتار عجله بشم . فقط میخوام در همین گامها در مورد باروری هم بنویسم . امیدوارم این اجازه رو بهم بدید  که دیدگاهم فقط در مورد لاغر شدن نباشه . 

      خب دیدگاهم رو شروع میکنم . من یک مادر متناسب هستم . مادری که فرزندش رو خیلی دوست داره . مادری که دوست داره پسرش رو در آغوش بگیره و ببوسدش و ببویدش . این مادر متناسب  ایمان داره فرزندانش از خودش آگاهترن و ایمان داره اگه تا حالا باهاشون هم مدار نشده چون اونها در مداری هستند که دارن منو برای رسوندن به خودشون به مدار تکامل بالاتری میبرن . امسال برای من سال تناسب اندام سال سلامتی و سال مادری هست .  من محتوای ذهنیم رو گام به گام تغییر میدم . 

      شاید این جملات من برای شما جای تعجب باشه . چون شما محتوای ذهنی ناباروری در ذهنتون نداشتید و شاید این پدیده براتون خیلی راحت باشه ولی من خودم و تمام کسانی که این تجربه رو داشتیم می دونیم خودمون با آگاهیهایی که به ذهن دادیم تونستیم مادر نشدن رو تجربه کنیم  و البته خیلی از فرمولهای ذهن من درست شده . چون حس ایمان و اطمینان دارم اما میدونم وقتی در راه مادری استمرار داشته باشم میتونم مادر شدن رو تجربه کنم . 

      برای من لاغری برابر با مادر شدن هست . چون من تجربه ی لاغر شدن با ذهن رو به دست آوردم و حتی تجربه ی بارور شدن رو هم به دست آوردم ایمان دارم میتونم این راه رو با استمرار به سلامت پشت سر بزارم . 

      بارداری در یک زن  چون ۹ ماه هست نیاز  به تغییر فرمول زیادی داره . درست مثل چاقی و لاغری که یک امر مستمر هست تجربه ی مادر شدن هم یک امر مستمر هست . تجربه ی مادر شدن با تجربه ی پدر شدن متفاوته . چون نقش  مادر با نقش پدر در فرزند اوری متفاوته . مادری که بارور نمیشه با پدری که بارور نمیشه فرمولهای ذهنی متفاوتی دارند پدر اگه بتونه فقط دو سه ماه روی خودش کار کنه میتونه به تجربه ی پدر شدن برسه ولی یه مادر باید حداقل یک سال روی ذهنش کار کنه تا بتونه فرایند پرورش بچه رو در ذهنش آروم آروم هضم کنه . 

      شاید برای دوستانی که خیلی راحت مادر شدن رو تجربه کردن خوندن صحبتهای من عجیب باشه . چون ذهن اونها درست مثل یک انسان متناسبه که از محتوای ذهنی یک فرد چاق بی خبره و شاید گفته های اون براش مسخره باشه . اما منی که ذهنم دارای فرمولها و کدها و ویروسهای نابارورکننده هست ایمان دارم از طریق کار کردن روی این کدها منم خیلی راحت میتونم به تجربه ی مادری دست پیدا کنم . امسال برای من سال مادر شدن هست . سالیه که من فرزندم رو در آغوش می گیرم . میدونم خدای وجودم دائما داره در وجودم سلولهای مولد فرزند خلق می کنه .  حسم میگه من شادم . من سالمم . من سرحالم . من حالم خیلی خوبه و همه ی این فرمولهای عالی  خبر از یک بارداری عالی  بهم میدن . اونها نوید میدن که بارداری خیلی راحت برای تو رخ میده . 

       

      اولین مانع که در زمان باروری من اذیتم میکنه مانع خونریزی در ایام بارداریست . 

      این بزرگترین کدی هست که ترس از اون تجربه ی مادر شدن رو برام نگران کننده میکنه . کد دوم ترس از وایفا و تاثیر مخرب اون بر فرزندم هست که نمیزاره از ایام بارداری لذت ببرم . 

      کد سوم استرس هست که باز میترسم از استرس و هیجان و با خودم میگم این عوامل در من باعث آسیب رسیدن به سلولهام میشه . 

      کد چهارم خوردن است . محدودیت  غذایی در ایام بارداری خیلی منو اذیت می کنه و حالم رو از این ایام به هم میزنه . 

      کد پنجم : استراحت مطلق هست . گرفتن آزادی ام برای کار کردن  در زمان بارداری  این ایام رو برام کسل آور می کنه . جالبه من شاید همینجوری در شرایط عادی خیلی به کار کردن علاقه ندارم ولی در ایام بارداری خیلی به کار کردن علاقمند میشم . 

      من این کدها رو شناسایی کردم و البته تا حد زیادی اونها رو با باورهای درست جایگزین کردم . 

      البته به جز مورد اول . واقعا دیدن خون در ایام بارداری منو شدیدا منزجر میکنه و همه ی فرمولسازی های منو باطل می کنه و باز مسیر سقط رو برام باز می کنه . 

       

      البته  من این باور عالی رو دارم که هربار تجربه ی فرزند با دفعات قبل فرق داره و تجربیات سر هر بارداری با بارداری های دیگه متفاوته و اگه فرمولهای ذهن من تغییر کنه قطعا من بار پنج بارداری لزومی نداره تجربه های قبلی رو داشته باشم . چرا باید من در ایام بارداری خون ببینم و اگا دیدم چرا باید این خون رو برای خودم با سقط برابر کنم . خب این فرمول ذهنی منه . چون دو تا از خواهرام در گذشته این فرمول رو داشتن . ولی من  اینبار میخوام تجربه ی متفاوتی داشته باشم . من فرمول ذهنیم رو تغییر میدم . من دلم نمیخواد در مورد این کدها صحبت کنم چون صحبت کردن از این کدها محتوای ذهن منو باز هم در مدار ناباروی میبره . در حالیکه من میخوام مسیر باروری رو طی کنم . 

      من مادر هستم پیش از اینکه مادر بشم . 

      من باید بتونم به جای استفاده از فرمولها و کدهای نابارور کننده از کدها و فرمولهای بارور کننده در ذهنم استفاده کنم . ایمانم رو به خدا ذهنم و جسمم زیاد اد کنم . به نیروی زایش ایمان داشته باشم و بدونم هیچ قدرتی نمیتونه جلوی باروری منو بگیره مگر خواست خودم  . 

      آقای استاد بهرامی اطلاعات خوبی در مورد باروری در اختیار ما گذاشتند ولی من فرمولهای ذهنم زیاده احساس میکنم بیشتر باید بنویسم . بیشتر باید حال و هوای باروری رو در ذهنم حس کنم تا باورهای بارورکننده در وجودم شروع به کار کنند . 

      ایمان دارم خداوند بر مدار زایش و رویش جاریه . نیروی رویش الهی که میتونه بچه های منو در اول به وجود بیاره قطعا قادره تا آخر حاملگی همراه من باشه . مهم اینه من خودم رو از این نیرو جدا نکنم . درست مثل نیروی لاغری که در وجود همه ی ما هست ولی مساله اینه ما با پرداختن و توجه کردن  به فرمولهای چاقی به فرمولهای چاقی اجازه ی ظهور میدیم و اینجا هم دقیقا همینه . 

      من وقتی خون میبینم دقیقا همین اتفاق برام میفته تمام توجهم میره سمت سقط . اصل  به محض اینکه متوجه بارداری میشم توجه من میره سمت سقط و ترس . ترس اصلا نمیزاره لذت ببرم . انتظار من از خودم رها شدن از این وضعیته . در حالیکه من نباید بچه رو رها کنم من باید کدهای مخرب رو رها کنم . من باید رنج رو رها کنم . این ایام شیرینترین تجربه ی یک زن هست و من لایق چنین تجربه ای هستم . 

      استاد رنج ایام بارداری رو باید تبدیل به لذت بکنم . یعنی دقیقا اهرم رنج و لذت باید در ایام بارداری شروع به کار کنه . رنج بارداری برای من تبدیل میکنم به لذت از بارداری . باید بتونم از لذتهای بارداری بنویسم . از لذت بارداری که خیلیها رو دیدم تجربه کردن . یکی از لذتهای بارداری اینه تو حس می کنی غیر از خودت کسی دیگه هم در وجودت هست . تو باهاش حرف میزنی . حسش میکنی . لگد زدن بچه در شکم تجربه ایه که خیلی از خانومای باردار تجربه می کنند . یه زن باردار در لحظه به لحظه ی بارداری یه شخص دیگه غیر از خودشو به همراه داره . چشیدن این حسها خیلی شیرینه . منی که همین حالا میتونم این حس رو درک کنم پس قادرم وقتی کودکم در شکم من هست رو این حس دلچسب رو تجربه کنم . باید کانون توجهم رو مراقبت کنم  درسته خیلیها میگن رها کن تا خودبخود اتفاق بیفته . آره به این رهایی خیلی نزدیک شدم . چون ابمانم به خدا و خودم بیشتر از قبله . میدون اگه به امنیت خاطر برسم قطعا تجربه ی خوبی رو از این دوران خواهم داشت . چون شاید خیلی از مادرا به خاطر نااگاهی فقط رنج  این دوران رو تجربه کنند ولی من قدم به قدم دارم آگاهتر میشم و میتونم لذت این دوران رو تجربه کنم . قدم اولم هم اینه ترس از ایام رو کنار بزارم درست مثل یکی از همین قدمها اینکه فرمودید شروع لاغری از متوقف کردن چاقیست . پس شروع باروری برای من از متوقف کردن ترس از سقط هست . من باید انتظار ادامه دار بودن حاملگی رو داشته باشم . وقتی قبل از بارداری این فرمولها رو درست کرده باشم قطعا محتوای ذهنیم در ایام بارداری تغییر داده شده است و بهم کمک می کنه تا تجارب ذت بخشی رو داشته باشم . 

      دیدن بی بی چک مثبت 

      شنیدن صدای قلب نوزاد

       جنسیت بچه 

      سالم بودن بچه در غربالگریها 

      تکانهای بچه در شکم و اصطلاحا لگد زدنها 

      بزرگ شدن شکم 

      رشد عالی بچه 

      شیر اومدن در غدد شیری 

      زایمان 

      و دیدن و لمس کردن نوزادی که ۹ ماه در شکم پروروندی و دیدن خودت در بیرون از خودت 

      اینها تجارب خیلی لذتبخشیه که فقط یه مادر میتونه اینها رو حس کنه . 

      اینها لذت باروریه . ترس از باروری رو باید رها کرد . نومیدی رو باید رها کرد . چیزهایی که باید سقط بشن اینها هستن نه بچه . بچه با خودش شادی میاره . با خودش انرژی الهی میاره . بچه رنج نیست . فرزند اوری لذت هست . فرزند پروری لذت هست ضمن اینکه تمام این کارهد خودبخود در حال انجامه و اصلا نیازی نیست من کار خاصی انجام بدم . حتی شیر دادن به بچه و تعویض جای بچه خوابوند بچه لالایی خوندن برای بچه اینا فقط تجربه است که ما برای ذت بردن بهشون علاقمند میشیم . در وجود منم مثل تمام زنهای دیگه این حس هست و لازمه ی تجربه اون فقط کنار گذاشتن فرمولهای ناباروریست . من بارور میشم . من تجربه ی باروری خوبی رو با خودم همراه می کنم . من قدرت باروری دلخواه رو دارم . این نیرو در من مثل تمام موجودات دیگه هست و ایمان نداشتن به این موضوع نوعی شرک به حساب میاد . میدونم این گفته ها اونقدر برای یه عده ممکنه شیرین باشه که با خوندنش حتی ممکنه بارور بشن . چون افکار مخالف ندارند . من اونقدر به خودم ایمان دارم که حتی میدونم اگه روانشناس باروری بشم خیلی راحت میتونم خیلی ها رو با حرفام به بارور شدن تشویق کنم . اما یک درصد از این ایمان رو اگر برای خودم به کار ببرم ایمان دارم نتایج عالی خواهم گرفت . من خودم رو از تجربه ی مادر شدن محروم کردم . چون حق هم داشتم وقتی بارداری برای من رنج بود خب مشخصه دوست نداشتم که این حالت رو تجربه کنم ولی از وقتی وارد سایت شدم و دوباره دارم روی فرمولها کار میکنم اشتیاقم برای باروری و خلق تجربه ی لدتبخشش بیشتر شده . امیدوارم که استاد اجازه بدن بازم در گامها از نیروی مادریم و شناخت فرمولهام بنویسم وبه امید خدا امسال رو برای خودم سال تناسب اندام سلامتی و مادر شدن انتخاب کنم . 

      خدایا سپاسگزارم که امید رو دوباره در من جاری کردی . استاد سپاسگزارم بابت فایلها و متنهای عالی . فاطمه ازت سپاسگزارم که دوباره اومدی و هدایتم کردی سمت سایت تناسب فکری .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/01/22 23:04
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام دوست عزیز
        لطفا ایمیل خود را چک کنید
        پیامی برای شما ارسال شده است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/23 07:23
          مدت عضویت: 820 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          سلام استاد به ایمیل مراجعه کردم ایمیلتون برام نیومده . اگر لطف بفرمایید دوباره ارسال بفرمایید ممنون میشم  

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1400/01/23 16:39
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 16 کلمه

            سلام دوست عزیز
            به این آدرس ایمیل برای شما ارسال شده
            fatemeh.sadaat@yahoo.com
            اگر آدرس ایمیل دیگری دارید اعلام کنید

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/01/23 21:02
              مدت عضویت: 820 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 10 کلمه

              سلام الهامتون رو دریافت کردم . یک دنیا سپاس . 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/18 00:08
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 746 کلمه

      گام ۳۸

      سلام به دوستان همراهم و استاد گرامی

      خدارو سپاسگذارم که سال تولد بیداری و آگاهی من ۳ سال پیش با استاد عباسمنش شروع شد ،یعنی استارتش خورده شد ،اینکه من چقدر با اشتیاق در مسیر موندم و اجازه دادم آگاهی ها در من وارد بشه ،اون روزها تعجب میکردم از شنیدن و درک اون مطالب ،،آخه پس چرا من یه شکل دیگه زندگی کرده بودم ،انگار تو یک خواب مغناطیسی بودم و تازه داشتم بیدار میشدم ،یاد گرفته بودم هر سئوالی دارم در قسمت عقل کل سایت استاد عباسمنش بنویسم و میدونستم به جوابم میرسم

      وقتیکه خسته خسته بودم و کتابی خونده بودم که دیگه مطمئنم کرده بود همه چیز در ذهن و فرمان های مغزیه منه ،،ندا آمد که برو تو سایت عباسمنش ،رفتم ،گفت برو تو عقل کل ،رفتم ،گفت بنویس آیا میشود با ذهن لاغر شد؟

      نوشتم ،،،دیدم وای چه خبره اونجا ،بین تمام پیشنهاد هاییکه داده بودن برای لاغر شدن ،،اسم رضا عطارروشنو دیدم ،اسم برام آشنا بود ،کلی فکر کردم و یادم اومد من از سال پیشش ، به کامنت های ایشون هدایت شده بودم ،یعنی همون زمان هم که ایشونو نمیشناختم ولی جذب کامنت هاشون میشدم ،حتی عکس میگرفتم از بعضی از کامنت هاشون ،حتی الان هم به بعضی از کامنتهاشون هدایت میشم ،اون روزها نمیدونستم این آقای عطارروشن میخواد بشه استاد خودم ،میخواد راهنمای من باشه تو مسیر زیبایی که خودشون رفتن و همه مارو هم با خودش همراه میکنه که بریم و لذت ببریم از این جاده سرسبز زیبای تناسب فکر و اندام

      انقدر این اتفاق منو متحول کرد که وقتی ،من خواستم ،خدا چجوری منو فرستاد به اصل ماجرا ، متوجه شده بودم اینها هدایته ،تازه اون روزها با مسئله هدایت آشنا شده بودم و کلی ذوق کردم که خدا منو شنیده و جواب منو داده ،یعنی از چندین سال پیشش که منو بسمت کامنت های استاد هدایت کرده بود ،داشته منو به هدفم که لاغر شدن بوده میرسونده

      واقعا که خداوند کار نمیکنه شاهکار میکنه

      اولین بار که این جمله رو شنیدم ( که همه چیز در درون ماست) از بیان یکی از اساتید روان تحلیلی م بود تقریبا ۸ سال پیش ،توی سمینارش مرتب میگفت (،همه چیز در درون شماست نه بیرون شما ،لطفا دید خودتونو وسعت بدید ،)،حرفاشو میشنیدم ولی اون موقع ها متوجه نمیشدم ،،سمینار که تموم شد ،استاد داشت سالنو ترک میکرد ،همه بچه ها بدنبالش رفتن که سئوالاتشونو بپرسن منم دنبال استادم دویدم و مرتب ازش سئوال میکردم استاد همه چیز در درون ماست یعنی چی ؟بین اون صداها ،صدای منو نشنید ،همون جا ایستادم ،گفتم درون من که فقط قلب و معده و روده و از اینجور چیزاست 🤔 از اون به بعد گاهی به درون خودم فکر میکردم ولی چیزی متوجه نمیشدم و این سئوال سالها توی ذهن من بود تا ۳ سال پیش که اومدم در مسیرهای ذهنی و دونه دونه سئوالات من جواب داده شد

      یکی از کارهاییکه ازش متنفر بودم ،البته زمانهاییکه چاق بودم،خرید لباس ،مخصوصا شلوار بود ،اتاق پرو برای من کابوس وحشتناکی بود که همیشه خودمو توش زشت و بدهیکل میدیدم

      چاق بودن خودش به تنهایی میتونه حال خوب مارو خراب کنه و انرژی لازم برای ادامه کارهای روزانه رو از بین ببره، این حال بد به تمام جنبه های زندگیمون خدشه وارد میکنه ،دیگه حوصله نداری با کسی ارتباط بگیری،تو جمع ها وارد نمیشی،عزت نفس و اعتمادبنفست پایین پایین میره ،خودتو دوست نداری،حس خودزشت بینی پیدا میکنی،وقتی خودتو لایق نمیدونی ،نعمت های جهان هم ازت دور میشه ،از خودت انرژی تنفر میفرستی و جهان هم موقعیت هایو میفرسته که با حس تنفر مطابقت داشته باشه ،بلخره چاقی از هر طرف حساب کنی ضرره

      خدارو شکر تو این ۱۴ ماه هیچ کس بهم نگفته چاق شدی ،اولین بار جمله فریده لاغر شدی رو خواهرم بهم پیام داد ،اون موقع تازه ۲ماه ونیم از شروع دوره م گذشته بود،من تو سفر بودم و استوری که در اینستاگرامم گذاشتم ،خواهرم دیده بود ،البته اون موقع اونا نمیدونستن من تو دوره هستم ،بهم گفت فریده معلومه خیلی تو سفرتون راه میری که لاغر شدی ،وقتی هم بعد از ۲۱ روز برگشتم بچه هام تعجب کردن که من انقدر ریزش سایز داشتم و این حس قشنگی بود

      امروز باز هم به خودم تعهد میدم که با اشتیاق بیشتری در مسیر لاغری با ذهن ادامه بدم تا به نتایج مورد دلخواه خودم برسم‌ ولذت بیشتری ببرم

      سلام میکنم به سال جدید به قرن جدید به سال سلامتی و تناسب فکر و اندام

      امسال روی تخته آرزوهام نوشتم که من در قرن جدید با شخصیت جدید خود زندگی خواهم‌ کرد  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/01/06 00:55
      مدت عضویت: 343 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 515 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۳۸منم سالیهای زیادی از عمرمو وقتی ساعتهای آخر سال رو سپری میکردم مشغول دعا کردن بودم بجز امسال که مریض بودم ونفهمیدم کی سال نو شد وارزوهامو از خدا درخواست میکردم وبلد نبودم که باید بنویسم ووبگم که به ۹۰درصد ارزوهامم نرسیدم چون هنوزم دارمشون وومن تصمیم داشتم که امسال بنویسم که نشد وایکاش که ۵روز پیش این فایل گوش میدادم چون الان ۵روزه که سال ۱۴۰۰شروع شده ومن از ۱۵ تیر ۹۹ با nlpوسایت اشنا شدم ومنم اولین هدفم اون موقعها درباره امور مالی بود چون خیلی خیلی سخته که ی خانم خونه دار باشی وکارم نکنی درامدم نداشته باشی ودستت جلوی شوهرت داراز باشه ومن چون سرگیجه میگرفتم دکتر گفت با مشاورم مشورت کن ومشاور گفت بهتره چون دخترم رشته اش طراحی دوخته منم برم وخیاطی یاد بگیرم که ایسالا بتونم کسب درامد کنم وبا هر سختی بود میرم ومنم مثل شما ارزو میکروم ولی به نتیجه دلخواهم نمیرسیدم وطوریکه نصف ارزوهامو روش خط کشیده بودم چون اون موقع با سایت اشنا نشده بودم ومنم به این نتیجه رسیده بودم که چرا به ارزوهام نمیرسم ولی بلد نبود چون اموزش ندیدم ولی حالا دارم یاد میگیرم که چطور موانع یکی پس از دیگری برطرف کنم ودر این فایل فهمیدم که یکی از مانعها اضافه وزنه که باید برطرف بشه که خیلی تاثیرات در ما گذاشتهدسلامتیمو به خطر انداخته اعتماد بنفسم کلا از بین برده روی اعصابم اثر کذاشته واحساس توانایی رو ازم گرفته وروی خودباوری تاثیر گذاشته ومیخواستم بگم شرایط مال هم خیلی تاثیرات منفی روی ما میذاره چقدر حرف شنیدم که فلانی سر کار میره اما تو عرضه کار کردنو نداری من ی خانم ۴۹ ساله هستم والانم چند وقته که درگیر بیماری هستم وچقدر خوشحال شدم که نام این سال ۱۴۰۰البته برای من سال سلامتی وتناسب اندام گذاشتم منم خیلی کارها کردم برای لاغر شدن از جمله پیاده روی ساعت ۴بعد از طهر تو گرما بعدشم از دست دادن اب بدن وگرما زدگی رژیم تک خوری یعنی در طول روز فقط از یک نوع میوه استفاده میکنیم اونمهر ۴ساعت یکبار به مقدار کم وتغییر انچنانی نمیکردم واونم برمیگشت وما باید برای حل مشکلاتمون اول باید مشکلات شخصی خودمونو حل کنیم اول از همه ومهتر از همه اضافه وزن واگر میخوایم که زندگیمون تغییر کنه ومتناسب بشیم اول باید اضافه وزنو برطرف کنیم وسال جدیدو سال سلامتی وتناسب اندام نامگذاری کنیم واگر به تناسب اندام برسیم تحولی عظیم در زندگی ما درتمام امور زندگی رخ میده اعتماد بنفسمون بالا میره سلامتی کامل بدست میاریم ارامش واحساس خوب داریم شاد هستیم واسترس و…همه از بین میرن شکر خدا ومهمترین عاملیکه برای افراد چاق وجود داره اینکه وقتی مشکل چاقیشون حل میشه چه تاثیراتی در زندگیسون میذاره وسال ۱۴۰۰ برای من سال سلامتی وتناسب اندام وسلامت روحی وجسمی هست واگه ما دوست داریم زندگی متفاوتی رو تجربه کنیم اول باید مشکل شخصی مونو که چاقبه رو برطرف کنیم وموفقیت مربوط به مدرک و شهرو میزلن ثروت وتحصیلات نیست همش مربوط به احساس توانمندی وارزشمندی وخودباوریه که متاسفانه افراد چاق اینهارو ندارن وامسال سال سلامتی وتناسب اندام نامگذاری میکنیم وتمامتلاش وتمرکز وانرژیمونو میذارین برای اینکار که مهمترین چیز تو زندگیمونه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 00:55
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,514 کلمه

      من در سالهای گذشته تصمیم میگرفتم به یه سری موفقیتها برسم و هیچ وقت هم موفق نمیشدم و سال به سال که بزرگتر میشدم هدفهام هم بزرگتر میشد و من از اونها دور تر میشدم و من همیشه برای اول سال کلی دعا ها داشتم که به هدفهام نزدیک بشم ولی حالا متوجه میشم که راه رسیدن به خواسته هام رو بلد نبودم (مثل خواسته ی لاغری که هر چقدر تلاش میکردم از اون دورتر میشدم چون راهم اشتباه بود )

      و من سالها کارهای زیادی انجام میدادم و اما هر سال میگفتم دریغ از پارسال و همیشه میگفتم جریان چیه چرا به هدفهام نزدیک نمیشم ؟.
      تا اینکه نزدیک به ۱۶ ماهی میشه که با موضوعات ذهنی آشنا شدم ولی خدا رو شکر برای لاغری با این موضو عات از طریق سایت تناسب فکری آشنا شدم و گفتم من اگر بتونم متناسب بشم ایمانم به خودم و اعتمادم به خودم در خلق بقیه خواسته ها بیشتر میشه و بهتر برای رسیدن به بقیه اهداف خودم قدم بر میدارم و من در تمام مدت آشنایی ام با این سایت تمرکزم روی لاغر شدن بوده ولی خود به خود در خیلی از جنبه های دیگر زندگیم هم داره تغییر ایجاد میشه و من مشتاق شدم به هدفهای دیگه هم برسم ولی همچنان بیشترین تمرکزم روی لاغری هست
      چون اضافه وزن خیلی بیشتر از جسم به روح ما فشار میاره که خیلی واضح نیست مثلا اعتماد به نفس ما رو پایین میاره و یا توانمندی ما رو تخریب میکنه چون بارها از لاغری شکست خورده بودیم من خودم این اواخر میگفتم دیگه باید چیکار کنم که نمیکنم برای لاغری هر کاری که از دستم بر بیاد انحام میدم ولی نمیتونم لاغر بمونم مدام در حال افزایش وزن بودم و همین احساس ناتوانی در من به وجود آورده بود .

      پس تصمیم گرفتم اولین گام برای پیشرفت خودم رو از لاغری شروع کنم چون خیلی تحت فشار این چاقی بودم که چرا من به راحتی چاق میشم و به سختی لاغر میشم و چرا هیچ وقت من ثابت نمیمونم انگار من نمیتونم انگار من با متناسبها یه فرق دارم و خلاصه خیلی خسته و اذیت بودم از این مشکل که نمیزاشت من به هیچ هدفی برسم و اصلا از زندگی و خودم لذت ببرم و همش در حال بد و ناراحتی و استرس بودم .

      و خیلی از چاقها به شدت علاقه دارن متناسب بشن چون روح درونشون میدونه چه مزیتهایی داره و من سالها تلاش میکردم و نتیجه ی عالی میگرفتم اما مقطعی بود وهیچ وقت ثابت نمیموندم و زمانی که با این سایت آشنا شدم گفتم من باید بتونم موفق بشم و متناسب بشم اونم نه از طریق رژیم و ورزش چون مطمعن بودم از این راه ها نمیشه جون زیاد رژیم گرفته بودم و ورزش سنگین کرده بودم و از خیلی غداها و دسرها محروم بودم از خیلی شام ها و تفریحها و رستورانها و فست فودی ها محروم بودم و در هر شرایطی من باشگاه میرفتم همیشه مقطعی نتیجه میگرفتم ولی به محض اینکه ولش میکردم سریع برمیگشتم چون یه جاهایی واقعا خسته میشدم و از رژیم زده میشدم و کم میوردم هر چند که ورزش رو میترسیدیم ول کنم و همیشه ورزش رو داشتم اما یکم رژیم غذاییم بهم میخورد من چاق میشدم و کلی اضافه میکردم و هی سختیها و محدودیتها رو بیشتر میکردم
      بنابراین من می گفتم مشکل از خوردن و فعالیت من نیست یه جایی دیگه هست که مشکل داره تا با این سایت آشنا شدم و تصمیم قاطع گرفتم که تغییر کنم و شخصیتم رو تغییر بدم واولین قدمم این بود که به حرفهای استاد عمل کنم و برای همین سریع ورزش،و رژیم رو کنار گذاشتم منی که حدود ۷ سال فقط در آخرین بار که اقدام کردم برای لاغری بماند که چقدر در سالهای گذشته باشگاه میرفتم یهویی ورزش رو گذاشتم کنار تا به خودم و جهان نشان بدم دارم تغییر می کنم و خدا رو شکر در این ساعت و این روز که دارم دیدگاهم رو مینویسم حدودا ۱۶ ماهی از فعالیتم در سایت میگذره و اصلا انگار من نبودم که رژیم داشتم و ورزش شدید میکردم .
      اصلا این سبک جدید زندگی برای من خیلی عالی و جز زندگی من شده و من خیلی از عادتهای اشتباهم رو همون اول گذاشتم کنار مثل ورزش کردن از روی اجبار برای لاغری و یا رژیم و یا ترس از خوردن که جرات خوردن خیلی از چیرها رو نداشتم مثل کره و مربا و تخم مرغ سرخ شده رو گذاشتم کنار و یا فست فود و خوردن شام و ناهار غیر رژیمی مثل برنج و غدای سرخ شده و خوردن شیرینی و کیک و شکلات و یا وزن کردن هر هفته ی خودم با ترازو و یا … همه رو گداشتم کنار و اون افکار منفی رو گذاشتم کنار و تا حدی که تونستم عمل کنم شیطان درونم رو با این کارها ضعیف کردم و من گفتم باید هر حرفی رو که استاد گفته عمل کنم یا چاقی بیشتر رو میبینم یا لاغرتر میشم من که هر کاری از دستم بر میومد تا حالا برای لاغری انجام دادم حالا میخوام به این روش و حرفهای استاد عمل کنم که خیلی خیلی به دلم میشینن و بهشون ایمان دارم .

      و من خیلی محکم قدم های اول رو برداشتم و احساس توانمندی کردم در همون اوایل و روی این موضاعات ذهنی کار کردم و واقعا برای من معجزه شده بود چون سایزم خیلی کم شده بود و اطرافیانم میگفتن خیلی عالی شدی در حالی که با بقیه همه چیز میخورم و خیلی برای خودم جالب بود که ورزش نمیرم و همه چیز رو هم میخورم و دارم متناسب میشم و واقعا تغییر در رفتارم و درهوس های من خیلی پیدا بود تا در جسمم هم پیدا شد .
      وقتی متناسب بشین رسیدن به هر هدفی برای شما ساده میشه و من کلی اعتماد به نفسم و روابطم و سلامتیم بهتر شده حتی آرامشم و شادی درونیم عالی شده .

      خلاصه در همه چیز دارم تغییرات رو میبینم در حالی که دارم برای برطرف کردن اضافه وزنم کار میکنم چون اگر اضافه وزن داری و میخواهی ثروتمند بشی تقریبا غیر ممکنه چون ثروتمند شدن نیاز به اعتماد به نفس و عزت نفس داره و نیاز به خود باوری داره چون هر کس که چاقه نمیتونه خیلی توانایی اش رو بروز بده چون اون توانایی رو نمیتونه نشون بده و به خاطر اضافه وزن خیلیها احساس ناتوانی میکنن و خودشون رو نشون نمی دن و برای همچین فردی رسیدن به موفقیتهای دیگه سخت هست .

      من اگر بتونم موضوع اضافه وزنم رو برطرف کنم حتی ایمانم به خدا هم تغییر میکنه که اگر ایمانم تغییر بکنه دیگه کل زندگیم زیر و رو میشه
      سال جدید باید سال سلامتی و تناسب اندام برای من باشه
      و اگر من تمام سعی و تلاشم رو بزارم روی لاغری در تمام جنبها پیشرفت میکنم چون در تمام جنبه های زندگی پیشرفت میکنم .
      من بدون اینکه کلاس عزت نفس و اعتماد به نفس برم کلی پیشرفت پیدا کردم و دیکه خبری از ترسها و افسردگی ها و بیماریها نیست چون احساس توانمندی و ارزشمندی در من به وجود اومده .

      و من اصلا برای اینها در سایت نیومدم فقط برای لاغری اومدم ولی وقتی فعالیتم رو شروع کردم به همه ی این موفقیتها هم رسیدم و کلی شگفتی برام به وجود اومده و واقعا سال ۹۸برای من سال تولد دوباره بوده چون شخصیترین موضوع زندگیم که اضافه وزنم بوده رو دارم حل میکنم و بعدش به بقیه موفقیتها هم میرسم و خدا رو شکر به خیلیهاشون رسیدم .
      و من میدونم موفقیت هیچ ربطی به شهر و مدرک و خانواده و کشور و …نداره فقط مربوط به اعتماد به نفس و عزت نفس و توانمندی هست که مابارها به خاطر چاقی گفتیم توانایی و اعتناد به نفس لازم رو نداریم .
      ووقتی من این موانع رو بردارم کلی شگفتی وارد زندگیم میشه
      من یه ورژن جدید از خودم دارم ارایه میدم چون کلی دارم تغییر میکنم و یه زندگی متفاوت رودارم تجربه میکنم که بسیار لذت بخش هست و دارم این قانون رو از نزدیک لمس میکنم چون باهاش زندگی میکنم و به اون عمل میکنم نه فقط از حرفهای استاد خوشم بیاد و تعریف و تمجید بدم و فقط در ۱۶ ماه من این همه تغییرات داشتم و واقعا تا به اینجا از خودم راضیم .

      و من با تمام دورهای رایگان استاد کلی آگاهی کسب کردم مثل دورهای لاغری و نکات طلایی و زندگی با طعم خدا و ….
      من کلی انگیزه دارم برای بیشتر تغییر کردن و این لطف خداوند هست که دوست داره بنده هاش همیشه در مسبر رشد و تعالی باشن .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/11 05:07
      مدت عضویت: 789 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      سلام

      استاد چقد اين فايل بِه جونم نشست .

      من مدت هاست يه نيرويي درونم ميگفت و ميگه تو بايد اول تناسب اندامت رو بدست بياري تا بِه همه چي برسي … 

      اين موضوع مال سالهاي قبل ميشه كه من از هزار روش غلط جلو ميرفتم و نميشد و سرخورده ميشدم.

      ولي اين صداي دروني رو ميشنيدم باهام بود؛ من ميگفتم چرا ؟ چرا آخه بايد بِه تناسب اندام برسم ؟ بعد بِه خاسته هاي ديگم برسم!

      اون موقع ها قانون رو بلد نبودم ، آگاه نبودم، و فك ميكردم تناسب اندام فقط يه چيز بيرونيه

      ولي چاقي يك طرف و رسيدن به لاغري و چنان بار و فشاري رو ذهن و روح من داشت و هنوزم داره كه الان ميفهمم چرا بهم اينو ميگفت 

      چون اين هزار برابر اضافه وزن من رو جسمم روي روحم فشار داره، عزت نفسم ، خود باوريم ، اعتمادبنفسم ، حال خوبم ، آرامش ذهنم ،تمركزم همه اينا از دست رفته بود با اين همه سال فشار روحي…

      من دي ماه بِه تضادي خوردم ، يه تضاد بزرگ تو كارم ، وسط جنگل بودم كه مطلع شدم از اتفاقي كه تضاد بزرگي بود برام ، همونجا گفتمبايد همه چي رو اساسي درست كنم ، بازم نيرويي دروني بهم گفت اول برس بِه تناسب اندامت ، اينو بِه سرانجام برسون كه بعدش دورهرايگان سايت رو شروع كردم و اون زمان كه دلم ميخاست دوره ورود رو شركت كنم ولي شرايطش برام نبود و از خدا خاستم برام فراهم كنهشما اين دوره رو گذاشتيد ، و واقعا اين دوره برام باارزشه خيلي زياد ، اين دوره هديه خداست به درخواست من ، واقعا برام مثل معجزهبود و هر روز ازش لذت ميبرم و از شما دست خدا شديد براي اين دوره سپاسگزارم.

      سال ١٤٠٠ براي من سال سلامتي و تندرستي و تناسب اندامه و من ايمان دارم كه تنها دستاورد رسيدن به تناسب اندامفقط ظاهري و جسمي نيست

      بار روحيش بسيار بسيار بيشتره، خداروشكر واقعا 

      و مطمعنم با دستاوردهاي ذهني بسيار زيادش من ميتونم بِه خاسته هاي ديگم هم برسم .

      • ايمان دارم به نداي الله درونم و هدايتي كه منو كرده .خدايا شكرت 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/10 09:41
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 826 کلمه

      سلام🙂
      وااااای استاد چقدر توی این دوسال تغییر کردین هم از لحاظ تناسب اندام هم از لحاظ شادی و لبخند همیشگی و هم از لحاظ نحوه بیان و راحتی و اعتماد به نفس
      تبریک میگم خود همین تغییر در انتهای ۹۷ تا الان که انتهای ۹۹ هست نشون میده که بودن در این مسیر و ادامه دادن لاغری با ذهن چقدر از همه نظر انسان رو رشد میده که تناسب اندام فقط یکی از اوناست👌👌👌
      منم سالهای قبل که با موضوعات ذهنی آشنا شده بودم اول هرسال هدف گزاری میکردم و همیشه پیشرفت مالی و تناسب اندام جزئ اهداف هر ساله من بود توی این یکسالی که با شما و استاد *** آشنا شدم اینقدر در طرز تفکر من و دیدگاهم نسبت به خدا تغییر ایجاد شده که به نظرم اصلا هدف گزاری کار مسخره ای به نظر میاد و خیلی وقتها اتفاقا باعث نا امیدی ما میشه چون یه هدف مثل اضافه وزن رو چند سال نوشتیم و آخر هر سال دیدیم که بهش نرسیدیم خوب این چه فایده ای داشته که هی هرسال هدفهامونو بردیم توی هدفهای سال بعد😶😶
      و با این دید وقتی امسال دختر عمه ام گفتن دوره هدف گزاری سایت… رو دیدی گفتم نه دیگه اصلا اعتقادی به هدف گزاری ندارم
      چقدر این جمله تونو دوس داشتم و به دلم نشست که وقتی ایما جابه جا میشه همه موضوعات در همه جنبه ها تغییر میکنه
      واقعا یکی از بهترین تغییراتی که در این دوران اتفاق می افته تغییر دید و نگاه ما به خداونده
      من چطوری به این مسیر هدایت شدم منی که چند سال بود (از اواخر ۹۵)با قانون جذب و… آشنا شدم چرا چیزی از لاغری با ذهن نشنیده بودم و برای هدف لاغری هم ورزش و کم خوری رو تنها راه میدونستم
      و زمانی با این مسیر آشنا شدم که دقیقا یکسال بود که ورزش رو رها کرده بودم و موضوعات دیگه رو هم امتحان کرده بودم و نتیجه نکرفته بودم و دیگه تسلیم شده بودم و در واقع خودم رو کنار کشیده بودم که من نمیتونم برای لاغریم کاری بکنم خودت بیا و حلش کن
      و خدا همیشه پشت در ذهن ما منتظره ولی تا زمانی که خودمون داریم برای مشکلاتمون میجنگیم اون کاری نمیکنه و دقیقا وقتی خسته میشیم و دست از مبارزه میکشیم و دستامونو بالا میبریم که من تسلیمم کاری ازم بر نمیاد خودت بیا و درستش کن اونوقته که خداوند جاری میشه به شکل اتفاقات عالی و راه حلهای عالی و آدمهای عالی رو وارد میکنه که به زیباترین و ساده ترین شکل حل میشه
      اخیرا جایی خوندم ایمان همون شادیه😊😊😊
      چقدر برام قابل درک شد که چرا اینقدر همه جا از حال خوب حرف میزنن و اونو مهمترین قانون کائناتی معرفی میکنن و تاکید میکنن اولویت ما باید حال خوب باشه
      حتی در این دوره هم استاد بارها گفتن که حال خوب خودتون رو مقدم بدونین
      توی غذا خوردن حال خوب رو هدف میدونن احساس دریافت پیغام سیری و دست کشیدن از غذا دیدین بعدش چقدر حال خوبی داره
      ترس نداشتن از غذا ها و خوردن از همه خوراکیها چقدر حس خوبی داره
      عجله نداشتن و اجازه دادن به روند ترمیم و بازسازی توسط خود بدن چقدر عالیه
      اهمیت نداشتن حرف و نظر بقیه در مورد خودت چقدر حال ادم رو خوب میکنه
      همین که میدونی در مسیر درست هستی و ته دلت قرصه که تو هم متناسب میشی چقدر ارامش میده
      همین که زمانی رو برای رشد خودت توی این سایت میگذرونی فایل گوش میدی درکت رو مینویسی از خاطراتت میگی از تغییرات دوستان لذت میبری چقدر عالیه
      همینکه خودت متوجه تغییرات ظریف بدنت میشی حتی اگه بقیه هم نگن چقدر کیف داره
      رشد خودت رو میبینی که دیگه تایید دیگران مثل قبل برات اهمیت نداره خیلی لذت بخشه
      همین که میبینی چقدر رفتارت در رابطه با غذاها و تنوعشون در مهمانیها سفرها دور همی های خانوادگی عوض شده و این تویی که تصمیم میگیری از چی و به چه مقدار بخوری چه کیفی میکنی
      همین که ساعتهایی از روزت رو به جای کارهای بیهوده مثل تلویزیون دیدن و اینستاگردی و… برای رشد شخصی ات میذاری واقعا لذت بخشه
      حالا این وسط کسی هم گفت مثل اینکه داری لاغر میشی خوب دیگه چه بهتر نگفت هم که مهم نیست مهم خودتی که متوجهی و حالت خوبه و میدونی که توی مسیری همین کافیه
      وقتی بپذیریم که این شرایط رو ما خودمون بوجود اوردیم با ذهنمون
      اونوقته که میفهمیم که با تغییر ذهن میشه شرایط متفاوتی رو هم ایجاد کنیم
      وقتی بدونیم خدای ما هر لحظه داره ما رو هدایت حمایت و حفاظت میکنه و به اون و هدایتش و حمایتش ایمان بیاریم شاد و سرکیف میشیم و همون شادی و حال خوب ما رو به همه هدفهامون حتی بیشترش میرسونه
      ما با حال خوب و شادی و ارامش در واقع توی بزرگراه رسیدن هستیم و توی ایستگاههای مختلف تمام چیزهایی که آرزوش رو داریم دونه دونه برمیداریم به شرطی که توی بزرگراه بمونیم و اگه هر زمانی زدیم به جاده خاکی های کنار بزرگراه که نشونه اش حال بده نگرانیه ترسه اصظرابه ناشی از عجله داشتن مقایسه کردن وسرزنش کردن خودمون و مقصر دونستن بقیه و….دور بزنیم و برگردیم🎁🎁🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/08 23:57
      مدت عضویت: 330 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,451 کلمه

      سلامممم سلاااااممم وقتتون بخیر و خوشی .امیدوارم در بهترین حالت ممکنه زندگی خودتون باشید انشاءالله 🙏🌹
      گام ب گام گام ۳۸از مسیر لاغری من (سال سلامتی و تناسب اندام )😊😍
      چ اسم زیبایی در طول این ۲۶سال از عمرم هیچ وقت نشنیدم ک روی سال ها اسم زیبایی رو گذاشته باشن…همیشه یا سال سگ بوده ، یا خوک ،یا موش ،یا خرگوش …ک ما باتوجه ب این القاب سال خودمون رو شروع میکردیم ک مثلا سال موش همه مثل موش میخاییم قایم بشیم ، مثل موش آذوغه جمع کنیم یا سال خرگوش همه ش باید بدوییم 😐😐
      اما امسال چ سالی میشه برای من ، برای ما ،خدایآ قراره چی بشه ،،قراره چی رقم بخوره ،
      سال سلامتی و تناسب اندام چقدر از گفتنش از شنیدنش حسم خوب میشه ، چقدر ذوق دارم از گفتنش ،دوست دارم هی تکرارش کنم ،تکرار ،تکرار،سال سلامتی و تناسب اندام،،بخدا ک خیلی برام لذت بخشه،انگار هربار با گفتنش جونی تازه میگیرم،،مخاطب عزیزی ک داری این متن رو میخونی لطفا با خودت چند باری تکرار کن عجله نکن برای زود رد شدن ک تموم بشه این متن،این متن بالاخره تموم میشه باید تموم بشه ولی قبلش حست رو خوب کن ، لذت ببر از جمله ی سال سلامتی و تناسب اندام ببین چقدر انرژی میگیری ،ببین چقدر حالت خوب میشه ،ببین چقدر احساس غرور بهت دست میده ،😍🤭
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      آرزو های من همیشه خلاصه میشد تو خونه داشتن ، ماشین داشتن ، خوب خوردن ، خوب گشتن ، آرامش داشتن ، سلامتی ، برای بابا مامانمم همیشه خواستم عاقبت بخیر بشن ، اما وقتی ک متوجه بیش از اندازه چاقیم شدم آرزوهام کمرنگ و کمرنگتر شدن ،امروز با دیدن و شنیدن این فایل آموزشی و فوق العاده تاثیر گذار حداقل برای من ، خیلی بهش فکر کردم ک من دیگ خیلییی وقته ک آرزو نکردم ، خیلی وقته ک براثر چاق بودنم آرامشی نداشتم ، سلامت نبودم ،در واقع من هر آرزویی رو ک داشتم پر کشیده ،،خیلی وقته دیگ برای باباومامانم دعا نکردم ،خیلی وقته ک زندگی نکردم ، فقط روزامو سر کردم ، خیلی وقته از خرید کردن لذت نمیبرم ،و خیلییییی وقته ک دیگ کارهایی ک برام لذت داشت و دیگ انجام ندادم،،،،چراااا چون غرق بودم تو افکار منفی و چاق ،،چاقی سراسر وجودمو گرفته بود،،ذهنمو ، روانمو ، جسمم و ،الان باید چیکار کنم ،،چند روزه ، چند ماه ، چند ساله ازون روزا میگذره ،،،چرا من گم شدم تو خودم ،،،چرا دیگه احساساتمو احساس نمیکنم ،،،چرا حتی دیگ نمیشکنم ، چرااااا،??
      الان من کیم ؟؟چند سالمه ؟؟؟🤔🤔
      خدایآ کمکم کن ،،،خدایااا کمک کن خودمو پیدا کنم ، خدا گم شدم ،،،من هنوز آرزو دارم ،میخام زندگی کنم ،،،،،خدایااا زمین خوردم دستمو بگیر بلندم کن،،تمام جونم درد میکنه خیلی راها رو رفتم و اشتباه بوده ، سراب بوده پوچی بوده ، خستم ،،،ولی ن خسته ای ک دیگ نخام بلند بشم…میخام بلند بشم زندگی کنم ، از اول از نو ،خودمو اونجوری ک دلم میخاد بسازم….خدایااا ازموقعی ک خودمو شناختم چاق بودم ،،تا وقتیک کوچیک بودم خانواده تصمیم میگرفت ک چ لباسی و بپوشم با چ رنگی ، وقتی مدرسه رفتم مدرسه گفت چی بپوشم با چ رنگی ،حالا دیگ بزرگ شدم و چاقی تاامروز بهم گفت این لباس و بپوش ولی ن باهررنگی فقط و فقط تیره…دیگ وقتشه ک خودم تصمیم بگیرم و انتخاب کنم ،من لایق بهترینهام از هر جنبه اززندگی ،از لباس ،رنگ لباس،تناسب اندام ،شادی،آرامش ، لذت،،،فقط راه رو نشونم بده خدآااااا..
      تو خدای من هستی،خدای همه فقیر و غنی رو نمیشناسی همه برات یکین ،،فقیری ک میگ خدااینجوری برام خواسته چون میخاد امتحانم کنه یا بیشتر دوسم داره اشتباه داره فکر میکنه،،ثروت مندی ک میگ خدا برام خواسته تاامتحانم کنه تا ببینع چ بنده ای هستم اونم اشتباه میکنه ،،مثل من ک همه ی عمرم اشتباه میکردم ک اگ چاقم مقصرش تویی چون خدا منو اینجوری خلق کرده…در حالی ک پیش فرض همه سلامتی بوده و تناسب اندام…..این من بودم ک براثر ی سری داده و شنیده ذهنم روانم جسمم رو پر کردم از افکار و باورهای مسخره ک خدا خواسته ..ک ژنتیک و و هزاران هزار دلیل بی سود و فایده….
      از بچگی تو ذهن و افکار ما کردن (مرد گریه نمیکنه ، وقتی زخمی میشدیم میگفتن چیزی نشده ک زود خوب میشه ، عصبانی نباش ،خشم خوب نیست ،)وازونموقع بوده ک مسایلو مشکلات ما شروع شده، هی ریختیم تو خودمون ،)،🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      و این روزها و ساعت ها گذشت و تا من هدایت شدم ب مسیر لاغری با قدرت ذهن…ب معنای واقعاایی هدایت شدم…وقتی ک وارد شدم اول متوجه شدم ک من درمانده ام از همه چی اززندگی کردن ، از خودم ، درمانده از برآورده نشدن آرزو هام، درمانده از چاقی و هزار راه رفته و نرسیده ، اما هروز ک گذشت هروز ی زخمم رو ترمیم کردم ،تاجایی ک سرپاشدم و شروع کردم ب ترمیم ذهنم ، شروع کردم ب فرمول سازی افکار صحیح درست و پاک سازی افکار اشتباه…
      گذشته ام در حال محو و محوتر شدن هست…من از تولد آگاهانم تقریبا یک ماهه ک میگذره…و دراین یک ماه اندازه اون ۲۶سال روی خودم ، افکارم کار کردم در حال نوسازی هستم ،.و فقط چند هفته مونده تا سال جدید و پا گذاشتن توی ی قرن جدید…ودراین تولد آگاهانم خبری از گریه کردن نیست مگه از ذوق ، خبری از دل آشوبی نیست ،همش لذته ، همش شادی ، همش آرامش وحال و خوب و زندگی رو با عشق و محبت سپری کردنه،،.

      🌸🌸🌸🌸
      درک و برداشت من از فایل امروز استاد عزیزم
      درک و فهم احساس بود،ک متوجه احساسمون بشیم ووقتیکه متوجه شدیم درکش کنیم و بفهبمیمش ،احساسمون رو له نکنیم ، نادیده نگیریم ،احساس ها ب انسانها دروغ نمیگن،احساسمون رو سر کوب نکنیم ، بااحساساتمون بازی نکنیم ، مگ. غبرازینه ک ی وقتای احساس میکنی ک یکی داره نگاهمون میکنه برمیگردیم میبینیم ک بعله دارن نگامون میکنن،احساسات دروغ نیستن،
      🌸🌸🌸🌸
      یکی دیگ از درک من ازین فایل
      عزت نفس بود، بااعتماد ب نفس…قبلش بگم ک اعتماد ب نفس با عزت نفس تفاوت داره ..اعتماد ب نفس یعنی دررانندگی مثلا مااعتماد ب نفسمون خوب ،،دست و پاچه نمیشیم و خوب رانندگی میکنیم ،
      عزت نفس یعنی ارزش قایل شدن برای خودمون ، خودمون رو دوست داشتن ، عاشق خودمون بودن ،و همینی ک هستیم و رو بپذیریم ،،،
      🌸🌸🌸و خودباوری:
      خودباوری یعنی اینک ب خودمون ، ب توانایی هامون باور داشته باشیم ، ب اینک میگیم من مبتونم باور داشته باشیم ، خودمو ن رو بپذیریم ،ب خودمون اعتماد و اطمینان داشته باشیم…ما لایق بهترینهاییم ،،از هر چیزه خوب تو دنیا بهترینش..
      🌸🌸🌸
      حرف اخر:من این فایل رو خیلی خوب درک کردم نمیدونم چقدر موفق بودم توی شرح دادنش،،ولی احساسم ، حس خوبم می‌گفت این نوشتها رو بنویسم بالذت باارامش ،،من ازامروز 99/12/8به احساسم ، ب احساساتم اهمیت میدم حتی زمان هایی ک احساس کردم باید ب شخصی زنگ بزنم ، یا برم هوا خوری ، یا خریدی کنم براش ارزش قایل میشم ،احساساتم رو دوست خواهم داشت و ب پسرم یاد خواهم داد ک مردها هم گریه میکنن چون احساس دارن، چون انسانن ، چون دل دارن ،
      از امروز روی باور خود باوریم ب شدت کار بیشتری خواهم کرد تا بیشتر و بهتر برای خودم ،،خوده خودم ارزش و احترام قایل بشم ،
      و عزت نفس خودمو رو بالاتر میبرم تا هر کسی ک ازراه رسید ی لگد ی بهش نزنه با مسخره کردنم ، با انتقاد کردن اشتباهش و دخالت کردن بیجاش
      و اعتماد ب نفسمو ب قدری بالا میبرم ک همه این حرفایی رو ک شرح دادم ب قدری عالی انجام بدم ک خودم ب خودم افرین بگم .چون من میتوانم .لایق بودن صفات عالی و مثبتم…و این چندهفته ک مونده ب سال سلامتیم و تناسب اندامم انقدرروی باورام کار میکنم ک واقعا برام رقم بخوره سال سلامتی و تناسب اندام💃😍🤲🙏و صدالبته اگ ادامه بدم سال آینده ب مراتب این فرد الان نیستم باین شخصیت…بلکه فردی هستم از هدایت شدگان خدا ی فرد متناسب و باشخصیتراز الان با دیدی جدید ب زندگی ، ب اطراف،و چ ب خودم میبالم ک دراین مسیر سبز همسفر دوستانی هستم ک مخلوقات خاص خداوندن.و ناجی ما فردی است ک نماینده ای از خداست برای راهنمایی و هدایت ما ب مسیر درست و صحیح زندگی کردن و خدایی تر شدن🌹
      مسیر لاغری با قدرت مسیری هست ک اسمش قدرت لاغریه،،،در حالی ک در هر جنبه اززندگی افراد ….تاثیر داره….من وارد این مسیر شدم ک لاغر بشم ولی اول حالم خوب شد ،بعد احساسم ،بعد اشتیاقم بیشتر شد،،در کنار این همه اتفاقات خوب و عالی ، ذهنم با من دست دوستی و عاشقی داده،،،ما باهم دوستیم ، همسویم ،و درگیری نداریم ،،دیگ عصبانی و پرخاشگر نیستیم ، همشششش شادی و لذته ،،و خداروشاکرم ک دراین مسیرم..این همه حال عالی برای اولشه تااین مسیر طی بشه و ب نتیجه برسم خدا میدونه چقدر دیگ نغییرات خواهم داشت و زمانی ک استاد جان از حس خوبه لاغر شدن میگید نمیدونید ک چطووررر دلم قَنج میره ک اون روز زنده باشم و طعم شیرینش رو بچشم 🙏🤲😍
      ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیرم🌹🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/12/09 02:50
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        چقدر خوش احساس نوشتید
        انشاالله این احساس خوب درونی را نه تنها در جسم به شکل سلامتی و تناسب اندام بلکه در جنبه های مختلف زندگی به شکل نعمت های عالی تجربه می کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 6 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/09 11:18
          مدت عضویت: 330 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 46 کلمه

          سلام استاد خوبیها ، سلام استاد معجزه ها،،وقتتون بخییر،،خداروشکر و خیلی خوشحالم ک حس خوبم رو منتقل کردم و شما راضی بودید…😍🌹🙏استاد جان من درس پس میدم ،،پس ببینید شما چقدر خوب و عالی هستید،،،هر چ دارم اول از خداس و بعد از شما ..لطفتون بیکران….🌹😊

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/12/11 10:49
            مدت عضویت: 497 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 24 کلمه

            سلام دوست عزیز و هم مسیرم
            خیلی خیلی از نوشتتون و احساستون لذت بردم مثل همیشه عالی بود
            موفق و پیروز باشید در پناه حق

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1399/12/11 16:27
              مدت عضویت: 330 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 14 کلمه

              سلام عزیزم..ممنون از لطفت..عالی بودن وجودت شماست دراین مسیر ب امید موفقیت دوست خوبم🙏🌹

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/08 18:06
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,245 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان گلم در مسیر لاغری من. ☺️😊😌.
      گام 38سال سلامتی متناسب اندام 😋🙂🤩😍.
      میخوا م یک شرح بدهم از خودم
      من هم دقیقا همیشه هرسال نزدیک سال تحویل که میشد یکسری هدف ها داشتم واسه سال آینده ام روی سفره هفت سین می‌نشستم واسه تیک تاک ساعت سال تحویل ودست به دعا شدن کوچیک که بودم دعا میکردم امسال دیگه نمازم کامل بخونم امسال دیگه نمرات عالی بگیرم امسال پول پس انداز کنم وخدایا امسال بابام شفا بده تا دیگه مریض نشه من بترسم و این دعا شفا بابام همیشه ورد زبونم بود و تا اینکه بزرگتر شدم و نظر دیگران برام مهم شد تا چاقی خودم عامل همه بدبختی هام دونستم و دیگه آرزوها دعاهام فرق کردی این بار دیگه آرزو میکردم خدایا امسال لاغر بشم خدایا امسال ازدواج کنم خدایا امسال دیگه وضعیت مالیم تغییر کنه و تهه دلمم ایمان نداشتم چون میگفتم من که چاقم آدم چاق به هیجانمیرسه هرچی گرفتاری واسه آدم چاق است اصلا فرد چاق کسی دوست ندارد که بخواد باش ازدواج کنه و آدم چاق نمیتونه کسب کار عالی داشته باشه نمیتونه خوشحال شاد باشه وکلا حس بی ارزشی میکردم حتی خداوند عامل اصلی مشکلم میدونستم چون میگفتم اگه خداوند بخواد درس میشه و خداوند هم من دوست نداره وکلی حال بد داشتم خانوادمم مقصر میدونستم وهرسال هم نتیجه ای نمیگرفتم ماندگار و شرایطم بدترم میشد با سال قبل وکلی برچسپ ها منفی میزدم به خودم که من آفریده شدم واسه فقر تنهایی بدبختی چاقی
      ونمیدونستم همچی دست خودم هست ومشکل اصلی از درون من است ومن میخواستم با تلاش فیزیکی گریه التماس مظلوم نمایی قرص دمنوش به هدفهام برسم وشکست می‌خوردم چون من خداوند بهش ایمان قلبی نداشتم و آین دیدگاه در مورد خداوند داشتم هرکه کار خوب کنه خداوند دوسش داره وچون من نمیتونم کار خوب کنم مث مسجد ساختن …ونمازمم یک روز در میون است حتما میرم جهنم و خانوادمم میگفتن آدمی این دنیا زجر بکشه خداوند بیشتر دوسش داره …..وخلاصه من دیگه از خدا از بنده‌اش از روش های فیزیکی دکتر دمنوش رژیم دیگه ناامید شده بودم ونمیدونستم باید چکار کنم و همیشه گله میکردم از خداوند
      تا اینکه با این مسیر آشنا شدم و هدایت شدم به این مسیر رویایی وفهمیدم مشکل اضافه وزنم خودم هستم وباید افکارم باورهام با آموزش دیدن وعمل کردن تغییر بدم تا شرایط جسمی من تغییر کنه ولی هنوز این سوال در ذهنم بود که چرا پولدار من نشدم چرا هنوز ازدواج نکردم چرا شرایطم تغییر نمیکنه کار خوبی گیرم نمیاد که با این فایل فهمیدم این اضافه وزن من مانع شده برای رشد و شکوفایی من در تمام جنبه ها زندگی و این اضافه وزن من که از جوانی همراه من بوده شاید یک کیلو اضافه وزن قبلا داشتم ولی اینقدر بزرگش کردم واسه خودم که تو ذهنم شده صد کیلو خلاصه من این اضافه وزنم باعث شده اولا خودم لایق دوست داشتن ندونم و همیشه از خودم بدم بیاد و مورد سرزنش خودم والدین دوستام قرار بگیرم اعتماد بنفسم ازم گرفته که نتونم خودم در هیچ زمینه ای ارائه بدم باورها منفی در من به وجود آورده که تو لایق هیچی نیستی و تا آخر عمر باید تنها فقیر بمونی و سلامتی من به خطر انداخته باعث گوشه گیری تنهایی من شده باعث افسردگی ناراحتی من شده باعث ضعیف نشان دادن من شده و خلاصه همه چی من تحت تاثیر قرار داده وزندگیم به ذهنم زهر کرده پس من باید اول مهمترین مشکل شخصی خودم که مانع بزرگی است جلو مسیرم برطرف کنم تا همونجور که الان چاقی برهنه جنبه ها زندگی من تاثیر منفی نهاده و باعث حس بی ارزشی بهم دست داده و ایمانم به خودم وخدای خودم از دست دادم با برطرف کردن اضافه وزنم ورسیدن به تناسب اندام ایده آلم اول از نظر روحی و ذهنی بعد جسمی تغییرات ایده‌آلی داشته باشم وقتی این مشکل برطرف کنی خودت باور می‌کنی عاشق خودت میشی خودت دوست داری به خدا ایمان داری که همچی میشه تغییر داد همه شرایط نه با زور تلاش فیزیکی بلکه خیلی راحت آسان بااموزش دیدن صحیح روابطتت عالی میشه انرژیت شادیت ارامشت به حالت چشم گیری افزایش پیدا می‌کنه اعتماد بنفست عالی میشه کلا خودت میشی خالق زندگی خودت هرچی بخواهی به وجود میاری دیگه راهش بلدی و ایمان داری ومطمعنی دیگه که هرچی از خداوند بخواه بهت میده کلا با خدا دوست میشی اعتماد بنفست عالی میشه اعتماد و خود باوری به خودت عالی میشه وقتی این باورها در تو ساخته بشه در همه جنبه ها زندگیت تحول عظیمی رخ میده چون دیگه خودت لایق بهترین چیزها میدونی ومیدونی خداوند واسه بنده‌اش بهترین چیزها میخواد وکلا همچی برات عالی میشه رویایی فقط باید حالا که آخر سال هستیم و داریم خودمان آماده میکنیم واسه قرن جدید این باورها منفی این برچسپ ها که نمیتونی نمیشه بندازیم دور اینکه فلانی چی گفت اخبار این گفت وضعیت بده فلان بندازیم دور فقط فقط تمام احساسمون تمرکزمون بزاریم روی رسیدن به تناسب اندامون روی باور هامون کار کنیم آموزش ببینیم عمل کنیم و دیگه تمام توجه تمرکزمون بزاریم روی هدفمون که اگه این مشکل اساسی مشخصی خودمان که اضافه وزن هست از بین ببریم تمام مشکلات ما حل خواهد شد چون دیگه خودت یک موجود ضعیف قربانی تقدیر عوامل بیرونی نمیدونی و ایمانت به خودت به صد میرسه عاشق خدا میشی ایمانت به خداوند تغییر می‌کنه وقتی ایمانت تغییر کنه تمام شرایطت در همه جنبه ها تغییر خواهد کرد
      پس قرن جدید نام گذاری کن سال سلامتی متناسب اندام 😋🙂😊 تمام تمرکزت بزار روی خواستت ومطمعن باش قرن جدید از شرایط همین الانت خیلی فرق خواهد کرد در همه جنبه ها یکسال خودت وقتت بزار واسه خودت نه جلب توجه بقیه نه کارها بیهوده نه تلاش هابیخودی نه گریه التماس کردن به این اون خودت زندگیت رقم بزن خودت خالق سرنوشت خودت شو خودت از این بند اسارت رها کن و یکسال تمام توجهات بزار روی هدفت و بعد ببین چه چیزهایی برات به وجود میاد که الان جرعت تصورشم نداری
      پس قرن جدید شگفتی ساز شو ورژن جدیدت آشکار کن 🤩😍😋🙂😊☺️🤗 خیلی فایل عالی بود خیلی به من انرژی داد من شاه کلید پیدا کردم و خودم لایق بهترین ها می‌دونم ومطمعنم یکسال دیگه هرچیزی که الان تصورش نمیتونم کنم سال آینده برام شده یکی از تجربه ها زندگیم پس این مشکل برطرف کنیم تا زندگی ما دگرگون بشه همونجور که چاقی باعث این همه مشکل در زندگی ما شده و روی همه جنبه ها تاثیر گذاشته لاغری هم می‌تونه در همه جنبه ها تاثیر فوق العاده ای بزاره هی دلم میخاد بگم در پناه حق هی حرف برام میاد
      قرن جدید بزار سال خودت،😋😍🤩🙂😊☺️🤗 موفق شاد باشید که شادی خودش شاه کلید است در پناه حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/29 19:01
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,017 کلمه


      .
      همیشه وقتی به پایان سال نزدیک میشدم تصمیم میگرفتم سال جدید چه پیشرفتهاو موفقیتهاو تغییراتی داشته باشم . و همیشه اول سال یه سری خولستها داشتم اما سال جدید میومد و دریغ از این خواسته ها تا من در سال پیش با این مسیر آشناشدم و تصمیم گقتم باید اساسی تغییر کنم و همیشه بیشتر تغییرات رو در جنبه ی مادیات میخواستم و میگفتم یا باید به فلان در آمد در ماه و فلان پس انداز در سال و فلان پول برسم و در کل به خواسته های مادیم فکر میکردم .
      اما داشتم فکر میکردم چه چیزی مانع رسیدن من به خواسته هام میشه و به این نتیجه رسیدیم که من یه مانع دارم در رسیدن با خو استه ها و تنها چیزی که در ذهن من پررنگ شد دیدم مساله ی اضافه وزنم هست چون این اضافه وزن فقط روی جسم ما تاثیر نداره بلکه روی سلامتی و یا اعتماد به نفس و احساس توانمندی من تاثیر داره و اونها رو در من پایین میاره و احساس خود باوری نداشتم و احساس شاد ی درونی و خوشحالی نداشتم و از زندگی لدت نمیبردم و سالهای زیادی من در این اضافه وزن بودم طوری که ذهن من رو داغون کرده بود پس این مانع شده بود و گفتم اگر میخوام موفق بشم در بقیه ی جنبهای زندگی اول باید از لحاظ جسمی من لاغر و موفق بشم تا به بقیه موفقیتاا برسم پس این موضوع اضافه وزن بیشتر از هر موضوع دیگه ما رو تخریب کرده و اجازه پیشرفت به ما نمیده.
      پس من تصمیم گرفتم در سال جدید متناسب بشم و اول این موضوع چاقی رو برطرف کنم و البته از راه ذهنی نه از راه رژیم و ورزش که بارها امتحان کرده بودم ولی هیچ فایده ای نداشته برای من و من فقط اذیت میشدم در حد یه مقطعی خوب بود ولی به محض اینکه ولش میکردم دوباره چاق میشدم و خلاصه به این نتیجه رسیدیم اول باید چاقیم رو برطرف کنم .بنابراین من به دنبال تغییر خودم بودم که به جهان هستی و به خودم بگم من تصمیم قاطع گرفتم که خودم و شرایطم رو تغییر بدم پس از شخصی ترین موضوع خودم که چاقی بود شروع کردم و حالا شاید بعضیها مثل استاد از ترک سیگار شروع کردن و و یه شبه کنار گذاشتن و میخواستن به خودشون و کل جهان ثابت کنن من در حال تغییرم و وقتی تصمیم قاطع بگیری اون شیطان درونت خیلی ضعیف میشه و تو بگو من میخوام تغییر کنم و اصلا به سمت عادتهای بد خودت نرو تا پاک بشی و حالا لاعری هم همین طور هست یه تغییر کردن هست که از چاقی به لاغری ما تغییر میکنیم اگر استمرار و انگیزه داشته باشیم موفق میشیم .
      من قاطعانه برای لاغری شروع کردم و بعد از یه مدت تغییر در هوسها و عادتها شروع شد و بعد تغییر در جسم شروع شد و همه چیز عالی شد .پس اگر میخوای متناسب بشی باید سال جدید رو برای خودت سال متناسب شدن قرار بدی وقتی این بار اضافه وزن از شما خارج بشه در همه چیز پیشرفت میکنی در اشتیاق و انگیزه و احساس خوب و تواتمندی و در امید ودر اعتماد به نفس و آرامش و شادی درونی و ایمان به خدا و …تو عالی میشی .
      پس اول مشکل شخصی خودت رو حل کن و بعد برو سراغ بقیه پیشرفتها چون هر پیشرفتی نیاز به خود باوری و عزت نفس و اعتماد به نفس داره و یه سری تحوالات شخص دیگه که اینها در افراد چاق اصلا وجود نداره و ما چاقها نمیتونیم به هیچ موفقیت دیگه هم برسیم چون اینها که نام بردیم از عوامل لازم در موفقیت هستن پس اول باید به تمام این موارد برسیم و به اون شخصیت جدید همراه با تناسب برسیم و بعد خود به خود موفقیتهای دیگه هم خیلی آسون وارد میشه هم ثروت هم روابط عالی و هم سلامتی و …
      هستن افرادی که تحصیلات عالی دارن و نمیتونن اون توانا یی رو نشون بدن چون اضافه وزن دارن و نمیتونن خودشون رو نشون بدن و اعتماد به نفس ندارن و خود باوری ندارن پس اول باید این موضوع اضافه وزن رو برطرف کنی حتی در میزان ایمانت به خداوند هم تاثیر داره .
      پس باید اول این اضافه وزن رو برطرف کنی و وفتی این ایمانت جا به جا بشه زندگیت زیر و رو میشه.
      سال جدید باید سال سلامت روحی و جسمی و تناسب اندام باشه .
      پس باید ذهنت رو با روحت هماهنگ کنی و اون اشتیاق و خواسته ات رو زنده نگهداری تا به هدف لاعریت برسی و دیگه به بقیه خواستهات راحت میرسی .
      همه ی این موفقیتها به شما میرسه وقتی این اصافه وزن از شما دور بشه و دیگه انگار تمام ناملایمات از ما دور میشه افسردگی دور میشه بیماری دور میشه و … همه از بین میره .
      ما بعد از لاغری با ذهن به خیلی نتایج میرسیم که باورمون نمیشه مثلا خود باوری عزت نفس و اعتماد به نفس و روابط عالی ایمان عالی و ..
      سال جدید باید سال تولد آگاهانه ی شما باشه و به قول استاد من یه سال و نیم دارم و دارم زندگی میکنم چون با این راه آشنا شدم .
      باید از شخصی ترین موضوع خودت شروع کنی و تغییر کنی و بعد برو سراغ بقیه پیشرفتهات و امکان نداره تو با چافی به موفقیت برسی و موفقیت هیچ ربطی به مدرک و شهر و .. نداره و مربوط میشه به خود باوری و توانمندی و اعتماد به نفس و … که با متناسب شدن به همه میرسی.
      پس حالا که به اخر سال نزدیک هستیم بیاییم تمانم توجه و تمرکزمون رو بزاریم روی لاعری و یه ورژن جدید از خودمون ارایه بدیم هم در حال و هم در احساسات خودمون هم در شادی و نشاط و اشتیاق و … خودمون .
      پس تصمیم قاطع بگیر و سال جدیدت رو سال تناسب اندام معرفی کن و وقتی که به این خواسته برسی زندگیت متحول میشه .
      من هم عاشق تناسب اندام و تغییر کردن هستم . .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/30 18:48
      مدت عضویت: 466 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 701 کلمه

      سلام به استاد گرامی و‌دوستان متناسبم….
      الان که من دارم این مطلب رو مینویسم‌ آخر مهر 99 هستش. فایل رو‌که دیدم استاد عزیز حسرت خوردم کاش منم سال 98یا زودتر 96 باهاتون آشنا میشدم نه برای اینکه تا حالا واسخ خودم خانوم متناسبی میشدم نه.‌برای اینکه این سه چهار سال رو‌در آرامش و‌اشتیاق و عشق زندگی میکردم.‌هر لحظه از زندگی که میگذره دیگه گذشته. چرا با اندوه و غم چاقی بگذره.‌من 35 ساله از بچگی چاقم. غیر از مقاطعی مه با رژیم سخت لاغر میشدم و عکساش هست.‌که همون عکسام برای تصور ذهنی جلوی چشای منه.‌یادمه سال 90بود که حتی از جایی قرص لاغری خریدم و خوردم و مامان اینا ناراحت بودن که خدای نکرده آسیب به بدنت میزنه بخدا قسم گفتم یا میمیرم یا لاغر میشم که نمیدونم واقعا تاثیر قرص ها بود یا تاثیر اون اراده آهنی و‌عزم جرم من که 13 کیلو لاغر شدم و عالی شدم.استاد همه ما همه حرف های شما رو متوجه میشیم چون زبان چاقی یکسانه.من از شما و خودم معذرت میخوام که چهار روزه ازتون دورمو فایل گوش نکردم و تمرینامو انجام ندادم.‌یه اشتیاقی داشتم که اگه با همون فرمون پیش میرفتم‌کسی جلودارم نبود. الانم که برگشتم اینقد ادامه میدم و فایل گوش میدم و تمرکز میکنم و مینویسم و نظرات دوستان و میخونم تا دوباره حس آرامش و اشتیاق م بره بالا و دقیق تر عمل کنم. راستش اعتراف میکنم من فکر میکردم دارم درست انجام میدم ولی چند روزی بود که‌به پیام سیری توجه نمیکردم.مثلا امروز ظهر که همون اول غذا خوردن سیر شدم ولی چون با ترشی ای که دوست دارم داشتم میخوردم‌ ته ظرف هم بود همه رو خوردم. عذاب وجدان گرفتم.بعدشم چند وقتیه به خودم تو آینه خیلی توجه میکنم.‌درسته وزن نمیکنم و سایزم با متر نمیکنم ولی هی با یه لباس همیشگی جلوی آینه وایمیستم و عکس میگیرم و عکسا رو مقایسه میکنم یا چون من سالها از موادغذایی میترسیدم و اصلا غذا نمیخوردم الان‌چون حسم خوبه همه چی گهگاهی هر وقتی میخورم.‌این که نشد .پس سیری و گشنگی چی میشه.بخدا استاد یهو راه‌ رو گم میکنیم.‌نیست که هیچ‌وقتما چاق ها گشنه واقعی نشدیم اصلا درست پیام سیری رو متوجه نمیشیم.به خودم تذکر میدم خوردن فقط موقع گشنگی برای رفع نیاز بدن‌و در حد دریافت پیام‌ سیری و با حس خوب باید باشه.نه برای لذت. همه چی بخور ولی نه همه وقت.فقط به وقت گشنگی به اندازه سیری.‌طعم غذاها همه گذران. یخچالم همبشه پره.‌قحطی که نیومده میخوای ذخیره‌کنی دیوونه.تو انسانی. اشرف مخلوقات.‌تحصیلکرده ای. مثل یه خانوم متشخص برخورد‌کن.‌یه فکر اساسی هم باید برای شیطان منفی بافمون بکنیم.‌باباذمن هنوز دوماهه تو مسیر لاغری با ذهنم.‌خوب چرا هی میگی کم نشدی.‌پس کی خودشو‌ نشون میده. یه بار همینجا در حضور استاد واسه آخرین بار بهت میگم‌ من در مسیر درست لاغری با ذهن هستم.‌تغییرات ذهن آهسته ست.حرکت کا،نات آهسته و‌آرومه.‌باید به ذهنم فرصت بدم تغییر کنه. فرمولای صحیح لاغری رو‌جایگزین فرمولای چاقی کنه.‌و وقتی اینکارو کرد دیگه چه بخوام‌چه نخوام لاغرمیشم. خانوم منفی باف من بدن و اندامم رو همینی که هست دوست دارم. طفلکی گناهی نداره. من با افکار غلط این بلا رو سرش آوردم.خودم آروم آروم درستش میکنم.‌حالا این ماه نشد چند ماه دیگه. 35سال چاق بودم فرضا یکساله لاغر شم زیاده. پس ساکت شو و دیگه سعی نکن اشتیاق منو از بین ببری.من تصمیم قاطع خودمو گرفتم. دو ماه پیش. یا میمیرم یا ایندفعه لاغر میشم که بقول استاد سنگ هم اگه تمارین سایت رو درست عمل کنه کوچیک میشه.‌خانوم جان اگه تا الانم لاغر نشدم بخاطر اشتباه خودم بوده‌ .از مسیر خارج شده بودم. شکر خدا متوجه شدم‌و برگشتم تو مسیر. من لاغری با ذهن رو باور کردم.‌ایمان دارم بهش. انتظارم از اینجا بودن فقط لاغریه.تناسب اندامه. فقط فقطم برای خودم.برای سلامتی زیبایی اعتماد بنفس بالا و موفقیت در کار و زندگیم ….و بعد برای بقیه.برای اینکه همسرم و‌خانوادم به داشتن من افتخار کنن و بذای اینکه پسرم مادر توانمندی داشته باشه
      خدای خوب و مهربونم…میشه زنده باشم و‌اون. روز رو ببینم که به مقصد رسیدم .ازت میخوام کمکم کنی به رویای دیرینه م برسم
      استاد عزیز ممنونم که همه سعی تون اینه که کسایی که مثل من گاهی راه رو‌گم میکنن به مسیر برگردونین و همیشه در حال انرژی دادن به ما هستین….
      بازم‌میگم بلاشک شگفتی ساز بعدیتون منم….عکسمو براتون میفرستم….اون جای خالی رو برام رزرو کنین…..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/08/01 14:15
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 59 کلمه

        سلام دوست عزیز
        شما راه رو گم نمی کنی
        اگه گم کرده بودی الان دوباره اینجا نبودی
        فقط برخی مواقع از راه های قبلی حرکت میکنی که کاملا طبیعیه
        پس انقدر باید از مسیر صحیح ادامه بدی تا راه های قبلی رو گم کنی
        این نیاز به تکرار و استمرار داره
        و مطمئنم شما این توانایی رو دارید
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/24 14:41
      مدت عضویت: 533 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 9 کلمه

      با سلام
      استاد چرا دوتا از فایلها لینک دانلود ندارند؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/13 11:09
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 369 کلمه

      سلام استاد من از دی ماه ۹۸ با سایت شما آشنا شدم وابتدای ورودم به کانال تلگرام به قدری ذوق و شوق داشتم که هر وقت یادش می افتم مطمئنتر میشم که این مسیر تنها مسیر درست برای ارزوی چندین ساله منه ابتدا با فایلهای رایگان شروع کردم و هر روز با ذوق تمرینات رو انجام دادم اسفند ماه دوره شما رو معرفی کردم به چند نفر ولی میدونم که ادامه ندادن و به قول استاد عباس منش هر کسی که توی مدار این اکاهیهاست میتونه دریا فتش کنه و به زور نمیشه کسی رو مجبور کرد که از این موضوعات ذهنی استفاده کنه چون اکثرا منطقی هستن و این موضوعات با ذهن منطقی و استدلالی همخوانی نداره و کاملا دلی و قلبی هست ،برای عید توی دوره ۱۳ گام شرکت کردم و بعد از اون دوره هم هر روز یکی از فایلهای نکات طلایی لاغری رو از اخرین فایل تا به الان گوش کردم و واقعا با حرف شما موافقم بله من پزشکم و با وجود تواناییهای عالی در زمینه کاری خودم ،اضافه وزنم مهمترین دغدغه شخصیم بوده و منم مثل شما چندین سال کاهش وزن رو توی لبست هدفهای هرسالم قرار دادم که البته تلاشهای زیادی هم برای رسیدن بهش انجام دادم راههای معروف و غیر معروفی که البته هیچ کدوم من رو به تناسب نرسوندن ولی بازم به خاطر اینکه این خواسته قلبی من بود خداوند منو هدایت کرد به سایت شما و آشنایی با این روش فوق العاده و من از وقتی فهمیدم که باید مهمترین دغدغه ذهنیم رو که چاقی هست رفع کنم هر روز با اشتیاق و با تعهد فایلها رو گوش دادم و تمرینات رو انجام دادم که قول شما استاد عزیزم پایه های تتاسب داره توی ذهن من ساخته میشه و به امید خدا منم مثل شما و مثل سایر دوستان به تناسب اندام زیبام میرسم چون نتیجه برای همه کسایی که ادامه بدن وجود داره ومن تا رسیدن به این هدف کوتاه نمیام وهمچنان با اشتیاق ادامه میدم ،بله یکی از مهمترین علتهای این اشتیاق هم حال خوب واحساس عالی ای هست که از گذراندن وقت توی سایت شما به ادم دست میده ،سپاسگزارم استاد بابت اینکه این موضوع رو یاد گرفتین و به ما هم یاد میدین🙏🙏❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/15 15:32
        مدت عضویت: 724 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        خیلی خوشحالم و سپاسگزارم از اینکه وقت گذاشتین و نوشته من رو خوندین،استاد اصلا یکی از دلایلی که من و احتمالا سایر دوستان کامنت میذاریم غیر از تعهد به انجام تمرینات و حس خوبی که با نوشتن به دست میاریم پاسخ شما است که به کامنت ما میدین،ممنونم🙏😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      بهاری
      1398/01/21 13:16
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      باسلام سلامی ازجنس بهار و زیبایی ???
      استاد مهربان و خندانم ?
      این فایل زیباتون چندبار گوش دادم انکار برای من میگفتین این حرفهارو.
      یاد فایل استاد عباس منش نامگذاری سال جدیدشون افتادم.ایشونم از هدف و نامگذاری و از این چیزا حرف میزدن ولی ولی حرفهای شما خیلی بیشتر به دلم نشست. مونده بودم چه هدفی انتخاب کنم ؟مالی؟روابط؟توحید؟….واقعا مونده بودم که چه چیزی بزرگترین مانع منه که جلوی اینارو گرفته.
      تا که فایل شما رو نگاه کردم واقعا منونم ازتون که این فایلو تهیه کردین.
      وقتی نشستم خوب فکر کردم اره بزرگترین و شخصی ترین مانع که داشتم تناسب اندام و وازاون مهمتر زیبایی صورتم بود.
      رفتم به دوران بچگی منی که هر سال شاگرد اول بودم مبسر کلاس بودم انتظامات بودم مسئول اجرای برنامه صبحگاهی بودم در جشن ها کلی برنامه سرصف احرا میکردم کلی مسابقات میرفتم . کلی کلی چیزای دگ بدون کمترین عزت نفس استرس و اینکه کلی هم انرژی داشتم وهمیشه شاد بودم.
      تا دوران دوم سوم راهنمایی و دبیرستان که به سن بلوغ رسیدن و احساس بزرگ شدن و خانم شدن.
      راستی اینم بگم که من ترکمن هستم و بین اقوام ما هم دختر تا سن ۱۵ رو رد میکنه دگ فکر ازدواج و عروسی میندازن بهش دک تا ۲۰ ۲۲ هم که ازدواج نکنی پیر دختری دگ حالا کی بیاد تورو بگیره از این حرفا.
      دگ کم کم افکار منفی اومد تو زندگیم رفتن جلو اینه و ایراد گرفتن از خودم فکر کنم شروع شد.
      الان که میبینم حتی اگه سالی فقط یدونه فکر منفی به خودم اضافه هم کرده باشم الان که جمعشون کنم کلی میشه.یا خدا چکار کردم باخودم.
      از موی سر بگیر تا انگشتای پام واس همه جام ایراد گذاشتم
      نمیخوام طولانی بشه ولی تو دفترم دونه به دونه همرو خواهم نوشت همرو عوض خواهم کرد
      استاد عزیزم امسال برای من سال زیبایی و سلامتی و تناسب اندام.
      میخواهم انقدر زیبا بشم که هچ کرم و بوتاکس و عمل جراحی….. نتونه انقد ادمو تغییر بده.
      میخوام انقدر متناسب و خوش هیکل بشم که هچ رژیم و عمل و …… نتونه انقد ادم خوش اندام بکنه.
      مینویسم تا بر اورده شود ارزوی زیبایم.
      سپاسگزارم از خدای بی نهایت زیبایم که این خواسته رو در دلم انداخت.
      سپاسگزارم از استاد خوب و مهربانم که این فایلو گذاشتین

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا زلکی نژاد
      1398/01/07 06:47
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام خدمت استاد مهربانیها ??من از سال ۹۶ تیرماه با این دوره آشنا شدم وچون ذهنیتم خوب بود وافکارم به این روش نزدیک بود بهتر پذیرفتم وخدا رو شکر روز به روز بهتر در مسیر قرار میگرفتم باید خدا رو شکر کنم از ته قلبم از اعماق وجودم چون یکی دیگه از خصلتهای خوبم اینه که عزمم جزمم وباید کارامو به نحو احسن انجام بدم وهنوزم فایلا ومرور میکنم تو سایت میام فایلای جدیدی رو که استاد قرار میدن گوش میکنم حای بعضی اوقات چن بار بستگی به اهمیت بعض از مسایل برا خودم داره ونظرمو می نویسم من به همراه ۶ نفر دیگه شروع کردیم ولی هیچکدوم مثل من موفق نبودن واین نشون از ارداه من داره واینکه بخوبی حرفای استاد رو من اثر مثبت داشته ومن خوشحالم هر کس و که میبینم تو مکانهای عمومی تو جشن وعروسی تو مهمانیهای خانوادگی رفتاراشون نگاه مبکنم افراد پر خور افراد لاغر ولی با رفتار اشتباه افراد متناسب با رفتارهای دورس همه رو میبینم وتو ذهنم اونا رو تحزیه وتحلیل میکنم خلاصه کلام من خوشحالم ودر سال جدید برای خودم سلامتی بیشتر تناسب اندام بهتر ورزش بیشتر اعتماد بنفس بالاتر رو خواهانم ومطمئن هستم که هر چی رو بخوام بهش میرسم با همت وتلاش امیدوارم که دوستانی که اضافه وزن دارن با ابن روش بیشتر اشنا بشن ودر مسیر سلامتی وتناسل اندام قرار بگیرین استاد مهربانیها ممنون وسپاسگزارم که همچنان برای ما تلاش میکنین وهر روزدر مورد مسائل گوناگون برای ما فایلای جدیدی قرار میدین هر چن من خیلی وقته که دوره خودمو به پایان رسوندم ولی همچنان از دستاوردهای حدید استاد بهرمند میشیم ممنونم استاد موفق وسلامت باشین هر جا که هستین ?????

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1398/01/03 06:24
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 472 کلمه

      سلااااااااام .
      سال نو بر همگاااااان مبااااارک .
      شعار من در ساااااال جدید :
      تناسب احساس
      تناسب فکر
      تناسب رفتار
      تناسب اندااااااام
      راه من این ۴ تناسب هست تا برسم به اندام متناسبم .
      راستییییی عدد ذهنیم رو هم تغییییر دادم . چون دیدم ۴۴ از نظر تناسب خیلی کمه و اگه بخوایم عاااقلانه فکر کنیم ۵۵ رو ترجیح دااااادم .
      درسته ته ته های ذهنم هنوز عشق ۴۴ رو داره اما عاقلانه ۵۵ کیلو به نسبت قدّی که دارم عااااالیه .
      برنامه ریختم فکر کنم تا روزی که سالگرد تولد دوباره ام هست به راحتی به این وزن برسم .
      چون چند کیلو بیشتر اضافه ندارم .
      ذهن من به وسیله ی این ۴ تناسب عاااالی رفتار کرد .
      عااالی فکر کرد
      عااالیییی احساس کرد
      و ان شاء الله سالگرد تولد دوباره ام به هدف ۵۵ کیلو مییییرسم .
      چون ذهنم به انضباط فکری رسید .
      زمان عاااااالی دارم .
      همت عااالی دارم .
      عشق فراواااان دارم .
      فکر عااالی دارم .
      رفتار عااالی مطابق وزن ایده آل دااارم .
      و همه چیز طبق برنامه داره پیش میره .
      جمله ی میثاق نامه که من میخواهم به انضباط فکری دست پیدا کنم رو یکماهی میشه سرلوحه ی فکر و احساس و رفتارم قرار دادم و ذهنم عااالییییی داره باهام همکاری میکنه .
      تا قبل از یکماه روی جملات دیگر میثاق نامه تمرکز داشتم مثل تصمیم قاطع و یا بهترین مخلوق . اما یکماهه روی این جمله تمرکز کردم و تا سه ماه روی این جمله فکر و احساس و گفتار و رفتارم رو نگه میدارم .
      چون من لایق بهترین زندگی هستم .
      من لایق رفتار متناسب هستم .
      من لایق فکر متناسب هستم .
      من لایق احساس متناسب هستم .
      من لایق انضباط فکری و عملی هستم .
      شادی بزرگترین انضباط فکری رو در من ایجاد کرده و ناشادی در وجود من جااااییییی نداره .
      بهار دل من ۹ ماهه که همچنان بهار مونده .
      بهاااار دل شاد مرا خزانییییی نیست .
      گرچه خزان زیباست .
      اما دل من طالب بهاره .
      نور خدااا هرگز خاموش نمیشه .
      و دل من با نور خدا ۹ ماه پیش روشن شد و همچنان پر نور می تابه بر وجودم و من رو به اهدافم نزدیک و نزدیکتر میکنه .
      خدایاااا سجده ی شکر به جا میاااارم از این همه زیبااااییی اندیشه .
      از این همه انرژی مثبت که در وجودم موج میزنه .
      از این همه حس عاااالی .
      از همه شور
      از این همه نشاط .
      باور کنید هدف برای من شده یک بازیییی .
      حالم اونقدر خوبه که همین حااال خوب که خداوند هر روز صبح بهم هدیه میده زیباترین و بزرگترین هدف زندگیه .
      اهداف دیگه هدفهای دراز مدت من هستن .
      اما حال خوب انرژی مثبت تغییر زاویه ی نگاه از منفی دیدن به مثبت دیدن . این روزهای شاد واقعا برام بزرگترین هدیه ی الهی هستند.
      انجام رفتارهایی که حس منو در حال خوش نگه میداره اینها هدف هر روز من هست و این یعنییییی تناسب در همه ی ابعاد زندگیم .
      خدایااااااااا عمیقا سپاااااااسگزاااااارم .
      استاد از لطفتوووون بی نهااااایت سپاسگزااارم .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مرضیه
      1397/12/20 16:05
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 59 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان عزیز. من با گوش دادن به این فایل عزمم رو بیشتر جزم کردم. سال 98 یا باید متناسب بشم یا بمیرم. دیگه هرچی احساس سرخوردگی کردم هرچی غصه خوردم هر چی افسرده شدم واعتماد بنفسم اومد پایین بسه. سال 98 سال سلامتی، تندرستی و متناسب شدن هست. به امید موفقیت همه ی دوستان?

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه
      1397/12/20 14:56
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      سلام به همه ی دوستان و استاد گرامی
      سال 1397 : سال خداحافظی با چاقی و اضافه وزن
      سالی که قراره تمام دل‌مشغولی های خودم رو در اون جا بذارم و با ذهن پاک و آماده ی دریافت نعمت ها، باورهای جدید درست، اتفاقات خوب و عالی هستم.
      سال 1398،سال سلامتی روحی و جسمی و تناسب اندام نام گذاری میکنم ?
      و تصمیم قاطع میگیرم که مهم ترین و اصلی ترین مشکل درونی خودم که چاقی هستش رو برطرف کنم. من تعهد میدم که مشکلات درونی خودم رو حل کنم و خدای من مشکلات بیرونی رو به بهترین شکل ممکن حل میکنه..
      خیلی خوشحالم که عید98 متفاوت ترین عیدی هستش که قراره شروع کنم و میدونم که سالی است بسیار پر برکت ورویایی چون من برای رسیدن به رویای تناسب اندام همیشگی در این سال، شروع میکنم و ایمان دارم در پایان یک ورژن جدید از خودم، فاطمه ی متناسب و شاد و سلامت و ثروتمند، ارائه میدم. خدایا شکرت ? ? ?
      برای همه ی دوستانم و استاد عزیزم هم آرزوی موفقیت و سلامتی و شادی و آرامش در سال 98 دارم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم