0

سرنوشت را از سر بنویسید

1716 بازدید
سرنوشت

سالهای زیادی از عمرم با این فکر گذشت که سرنوشت من را چه کسی تعیین کرده است؟

از والدین و معلم هایم شنیده بودم که خداوند سرنوشت انسان را می نویسد و سرنوشت هرچه بخواهد همان می شود.

شنیده بودم که امام علی (ع) در شب های قدر سرنوشت انسان برای سال آینده را می نویسد و تایید خداوند می رساند و زندگی من بر اساس آن نوشته رقم خواهد خورد.

در مراسمات شب های قدر شرکت می کردم و سعی می کردم با گریه کردن و التماس کردن از امامم بخواهم در سال جدید سرنوشتم را زنده بودن بنویسد.

به دنبال پیدا کردن مراسمی بودم که مداح بهتری داشته باشد تا در حالت غم و اندوه بیشتر قرار گرفته و زمان زیادتری را گریه کنم تا از این طریق احساس اطمینان بیشتری پیدا کنم که عزاداری من برای رحلت امام علی مورد توجه ائمه و خداوند قرار گرفته است.

البته این افکار به دلیل شنیدن جملاتی در این باره از زبان مداح و سخنران مراسم تشدید می شد.

نکته جالب توجه درباره شرکت کردنم در مراسمان مذهبی این بود که هیچ وقت از خدا یا ائمه درخواست اتفاقات خوب را برای قرار دادن در سرنوشتم را نداشتم.

تمام تمرکز من بر این بود که در سال سرنوشت جدید، من را نکشند، عذاب بر من وارد نکنند و من را بابت گناهان و اشتباهات سالی که گذشت عفو کرده و ببخشند.

به لطف خدا از زمانی که در مسیر تناسب فکری قرار گرفتم و با قدرت ذهن آشنا شدم و از طرفی درک بهتری نسبت به خداوند و قوانین حاکم بر جهان هستی پیدا کردم به یقین رسیدم که سرنوشت چیزی نیست که از قبل برای من نوشته شده باشد بلکه سرنوشت من بر اساس چگونه فکر کردن و عمل کردن در هر روز از زندگی تعیین می شود.

سرنوشت به صورت سناریوی از قبل نوشته شده نیست که من مجبور به بازی کردنش باشم بلکه نتیجه افکار و رفتار من در هر روز زندگی کردم است.

درک این آگاهی سبب شد که سرنوشت خودم در جنبه های مختلف زندگی را تغییر دهم.

  • سال ها تصورم این بود که خداوند برای من چاقی را خواسته است و خواست خدا را نمی توان تغییر داد.

اما با تغییر افکار و سپس رفتارم در هر روز از زندگی سرنوشت لاغری را برای خود رقم زدم و اکنون در سرنوشت جدیدم که لاغری است زندگی می کنم.

  • سال ها تصورم این بود که خداوند برای من شرایط سخت مالی را در نظر گرفته است.

این همان امتحان الهی است و من باید با صبر کردن و تحمل رنج و سختی فقر به خواست خدا احترم گذاشته و امیدوار باشم در دنیای ابدی جایگاه من بهشت خواهد بود. اما با درک آگاهی درباره چگونه رقم زدن سرنوشت توانستم با تغییر افکار و رفتارم در هر روز زندگی کردن سرنوشت جدیدی برای خود رقم زده و اکنون در شرایط مالی بسیار متفاوت از چند سال قبل زندگی می کنم.

  • سال ها تصورم این بود که خداوند برای من همسری قرار داده تا شرایط زندگی مشترک من در تلاطم باشد.

چرا که بارها شنیده بودم با فردی ازدواج خواهم کرد که قسمتم بوده و از این رو همیشه به خدا گله و شکایت می کردم که چرا باید شرایط زندگی من به این شکل ناراحت کننده باشد.

اما با درک اگاهی درباره سرنوشت توانستم افکار و رفتارم در رابطه با همسرم و زندگی مشترک داشتن را تغییر داده و به لطف خدا بعد از گذشت فقط چند سال در شرایط احساسی بسیار متفاوتی زندگی می کنم.

مثال های زیادی از زندگی خودم دارم که اثبات می کند من توانسته ام سرنوشت خودم را تغییر داده و آنگونه که دوست دارم آن را خلق کنم.

 

امروز اطمینان دارم که خداوند برای هیچ بنده ای سرنوشتی را از قبل تعیین نکرده است.

بلکه تمام قوانین حاکم بر جهان هستی را به گونه ای قرار داده تا هر انسانی با هر دین و مذهبی و در هر شرایطی بتواند به تغییر افکار و رفتارش زندگی خود را آنگونه که دوست دارد خلق کند و از آنچه خلق کرده است لذت ببرد.

امروز اطمینان دارم که زندگی کردن بر اساس سرنوشت هیچ لذتی ندارد.

بلکه تجربه کردن سرنوشتی که خودت می سازی بسیار لذتبخش است.

در گذشته عقیده داشتم خوشبختی به معنای داشتن پول، خانه، ماشین و … است و از آنجایی که باور داشتم هیچ انسانی نمی تواند با کار کردن به این امکانات دست پیدا کند پس فقط اگر پدر پول داری داشته باشی می توانی طعم خوشبختی را تجربه کنی.

امروز اطمینان دارم خوشبختی به معنای تجربه کردن خواسته هایی است که دوست داری در زندگی داشته باشی و آنها را در زندگی ات خلق می کنی.

بارها به مادرم گفته بودم ارث من از پدرم، چاقی، کچلی و کوری است و ارث فلانی از پدرش لاغری، ماشین، خونه،‌ پول و … است. و از آنجایی که نمی توانستم ارث خود را تغییر دهم احساس بدبختی می کردم.

اما امروز به لطف خداوند خوشحالم که ارثیه های خودم را تغییر دادم، چاقی را به لاغری و کوری را به بینایی تغییر دادم و آنچه تحت عنوان امکانات از پدرم به من ارث نرسیده بود را خودم با تغییر افکار و رفتارم در زندگی خلق کنم و از آنها لذت ببرم.

امروز با اطمینان می گویم که سرنوشت را باید از سر نوشت.

باید آنچه دیگران برایت نوشته اند را رها کنی و یک بار دیگر سرنوشت خودت را بنویسی.

سرنوشت لاغری ات را بنویس.

سرنوشت مالی ات را بنویس.

سرنوشت روابط ات را بنویس.

سرنوشت ارتیاط و ایمان به خداوند را بنویس.

خداوند برای ما این امکان را قرار داده است تا سرنوشت خود را آنگونه که دوست داریم بنویسیم و از خلق کردن سرنوشت خود لذت ببریم و سپاسگزار باشیم.

لذت سپاسگزاری خلق کردن سرنوشتی که خودت می نویسی با لذت شکرگذاری برای سرنوشی که خداوند برایت نوشته است از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

 


مطالب دیگر درباره “رویای لاغری خود را محقق کنید”

[catlist name=royaye_laghari]

 

0 0
به نوشته امتیاز دهید
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=23249
برچسب ها:
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
19 دیدگاه
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
نمایش همه دیدگاه ها
parham.63@yahoo.com
parham.63@yahoo.com
1399/11/02 16:25

سلام دوستان
من کلا مثل فصلها هستم همیشه در تغییر و قبلا ناراحت می شدم از خودم و می گفتم چرا من مثل بقیه نرمال نیستم …نگو داشت اتفاقات عالی برام رقم می خورد در مسیر هدایتم به تکامل می رسیدم و در نهایت 😍😅
این دگر من نیستم من نیستم حیف از ان عمری که با من زیستم !
من خالق زندگی خود هستم شااد و ازاد و غرق نعمتم الحمدلله و اگر موانع ذهن نباشد! 🍃🌸تناسب فکری خلق می کنم،لاغری ،فرزند اگاه و ارام و پول و ثروت ،محبوبیت و جذابیت ،دوستان متعالی و عاشق و تفریحات عالی ،روزهای ارام و شاد و قدرت و شجاعت و مهربانی و صمیمیت و عشق بلاشرط در اندیشه خدمت به انسانها خدایا شکرت 🙏🌹

فروغ ریاحی
فروغ ریاحی
1399/10/22 17:12


چی کسی تعیین میکنه چه روزی داخل هفته تعطیله ؟دولت یا تقویم یا مردم
من برام مهم نیست امروز چه روزی هست باید به دنبال هدف خودتون باشید و اون رو دنبال کنید و هیچ وقت به دنبال اون ایام ها ی نام گداری شده زندگی نکنید که در تقویم هست نباید برای ما مهم باشه چه روزی هست هر روز روز من هست و اگر کسی فقط یه روز رو تعطیل کرده اون نظر اون شخص هست برای من هر روز میتونه تعطیل باشه (گفته ی استاد چون کسب و کار اینترنتی داره و هیچ محدودیت زمانی و مکانی در کارش نیست ) .
اصلا برای من اجباری نیست که کی کار کنم ؟
چرا ادمها فکر میکنن سرنوشت از قبل تعیین شده ؟خداوند از قبل برای ما مسیری مشخص نکرده که ما مجبوریم از اون راه بریم چون ما صحبتهای گذشتگان رو فهمیدیم خودبه خود در ما خاطراتی شکل گرفته و چون ما داریم طبق اونها زندگی میکنیم و پسند ما هم نیستن پس میشه سرنوشت اما دوست داریم وضعیت مالی خوب داشته باشیم اما چون نیستیم میگیم دولت نمیزاره و ترامپ نمیزاره و چون انسان نمیدونه چرا نمیتونه؟ میگه دیکه سرنوشت ما این بوده .
مثلا همه ی آدم ها روابط عاشقانه رو دوست دارن اما چون ذهن ما مملو از افکار اشتباه هست مثلا وقتی ازدواج کردی گر فتار میشی و یا اینکه زنها فقط دنبال پول و طلا هستن و… مجموعه ای از این افکار برای زندگی مشترک در ذهن من بوده پس زندگی بد تر از این افکار رو من تجربه میکردم و همیشه میگفتم این چه سرنوشتی بود که من دارم(فرمولهای غلط استاد در گذشته از ازدواج و زندگی مشترک ) .
مهم نیست چه چیزی میخوایین مهم این هست در ذهن شما چه افکاری هست اونها زندگی تو رو رقم میزنن و باید اونها رو تغییر بدی تا زندگی تو تغییر بکنه .و اصلا ربطی نداره از اون فرد طلاق بگیری باید خودت رو تغییر بدی اون فرد هم خودش تغییر میکنه .
سرنوشتی برای انسانها از قبل مشخص شده نیست در واقع ما آدم ها
وقتی شونه خالی میکنیم از چیزی که میخواییم و بلد نیستیم بهش برسیم میگیم سرنوشت دیگه و ایرادی هم نیست چون بلد نیستیم و کسی به ما یاد نداده وهمیشه مینداختیم تقصیر سرنوشت .
و حالا در مورد چاقی هم همینطور هست چون فرمولهای ذهنی ما رو چاق میکنن و خودمون خبر نداریم میگیم سرنوشت ما اینطوره ما باید چاق باشیم .
اما هر چقدر ما رشد کنیم در همه ی جنبه های زندگی بازم خواستهای بهتری و زیادتری در ما شکل میگیره.
سرنوشت رو دیگران نوشتن چون بر اساس تحت تربیت بودن دیگران داری زندگی میکنی و چون دوستش نداری میگی سرنوشت ولی خبر نداریم هر چز ی رو که دوست داریم میتونیم خلقش کنیم و ما این توانایی رو به عنوان انسان و اشرف مخلوقات بودن داریم .
آدم ها با عجله شکست میخورن و خودمون با عجله ای که میکنیم باعث شکست خودمون میشیم .پس در لاغری همیشه توجه ما اگر به نقطه ای پایان بشه که باربی بشی و لباس سایز ۳۶ بپوشی و .. باعث شکست تو میشه . نه تنها در لاغری بلکه در هر مسیر موفقیت یا تغییر کردنی به هر جا برسی بازم میشه بهترش کنی و حواستون باشه از خودتون شکست نخورین .
وقتی توجهت رو در اول روز میبری روی موضوعاتی که خودت رو به اصل میبره و میگه خودت سرنوشت رو بساز نه اون چیزی که دیگران یاد ما دادن اینطور حالت خیلی خوب میشه و روزت خیلی عالی میشی و روحیه ات عالی میشه هر چند که منفی باف هست که تو رو ناامید کنه ولی تو گوش نکن و حالت رو بهتر کن و در نهایت کارهات رو غلطک میفته و خدای تو به دنبال این هست که کارهای تو راحت تر انجام بشه پس اگر حالت عالی باشه روزت هم عالی میشه و این تنها سودش برای خودت هست نه هیچ کس دیگه و تو که حالت خوب باشه اطرافیان تو هم حالشون بهتر میشه و باعث گشترش خیر و برکت در جهان میشیم .
من خوشحالم که اوقاتم رو صرف این کار ها میکنم و از تجربه ای ناب استاد استفاده میکنیم
و سرنوشتم رو از سر مینویسم . نمونه استاد عطارروشن که
جسم جدید خودش رو خلق کرده
روابط جدید و عاشقانه با همسرش رو خلق کرده
ثروت جدید در زندگیش رو خلق کرده
شعل دلخواه خودش رو خلق کرده
سلامت دلخواه خودش رو خلق کرده
شادی و ارامش درونی رو برای خودش خلق کرده در حالی که نه مدرکش رو تغییر داده نه شهر محل سکونتش رو تغییر داده نه از کشور خارج شده و نه هیچ کدوم از عوامل بیرونیش مثل دولت و رییس جمهور و اوضاع اقتصادی و مملکت تغییر کرده فقط با تغییر افکارش تونسته زندگی جدیدی
برای خودش خلق کنه و سرنوشت جدیدی به وجود بیاره

Farzaneh Niroei
Farzaneh Niroei
1399/09/22 20:00

سلام به همگی😍
من میخوام سعی کنم هر روز بهترین لحظه ها رو (با کمک خداوند مهربان) برای خودم که صد در صد متصل به خانواده و اطرافیانم هستم رقم بزنم.
چرا که اگه من انرژی الهی داشته باشم..
بقیه هم از این انرژی بهره خواهند برد.

طوبی حاج احمدی
طوبی حاج احمدی
1399/09/01 12:54

سلام استاد وقت بخیر
من سرنوشت خودم را در دست خودم میگیرم وسعی میکنم راه های اشتباه هات گذشته را تکرار نکنم و متوجه شدم ک اصلا چیزی ب عنوان سرنوشت وجود نداره وهمه چیز در ذهن ما وباور ماست ک خلق میشه وبعد ما اونو تجربه میکنیم البته برای عمل کردن ب ان باید تمرکز داشته باشیم ک گول ذهن نخوریم وبدانیم این ما هستیم ک همه چیز را ب زندگی خودمون دعوت میکنیم
استاد ممنونم ب خاطر اضافه شدن دوره سرزمین لاغرها وتمام زحماتی ک برای پیشرفت ما می‌کشید سپاسگذارم

مریم حسین زاده
مریم حسین زاده
1399/07/25 20:56

سلام دوستان . افکار اشتباه رو باید از ذهنمون پاک کنیم .وقتی دوره ی زندگی با طعم خدا رو شرکت می‌کنی و تمرینات آن رو انجام میدید به این نتیجه زیبا می‌رسی که هر طور فکر کنی همان طور زندگی می‌کنی . به اندازه‌ای که ایمان به خدا داری همان قدر از طعمهای خوب لذت میبری .پس تو خود سرنوشت هستی .زندگی تو تحت تاثیر افکار دیگران قرار میگیره و این اراده تو هست که اجازه ورود افکار رو میده .تو میتونی طعم های خوبش رو جدا کنی .به طمعهای بد اجازه ورود ندی .انسان اشرف مخلوقاته .پس لیاقتش خیلی بالاست .به درجاتی برسه که از زندگیش لذت ببره .آرامش رو در آغوش بگیره .خدا یا به خاطر همه آگاهی که به ما میدی ما رو در مسیر درست هدایت می‌کنی ما رو به مدار بالاتر میرسونی ممنونم .از شما استاد گرامی که همراه همیشگی ما هستید متشکرم

abolhasanifarzane1
abolhasanifarzane1
1399/07/25 19:15

سلام استاد میخواستم ببینم چجوری میتونم به فایل استوریهای صبحگاهی دسترسی دشته باشم ممنون میشم از راهنماییتون من واقعا نیاز دارم ارامش داشته باشم فرزانه هستم

s99malekan
s99malekan
1399/07/25 15:22

با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان گلم…
سرنوشت رو باید از سر نوشت…
دیگه چی میمونه برای توضیح. کاملا واضحه.‌ما یه عمر با حرف بقیه و فرمولای اشتباه دیکران زندگی کردیم و این شدیم.‌بسه دیگه.حالا میخوایم ضمن تولد آگاهانه سرنوشت خودمونو خودمون بنویسیم.‌اون طور که درسته.‌اون طور که میخوایم.بر اساس فرمولای لاغری.تا تا آخر عمرمون زیبا و‌متناسب زندگی کنیم…حالا چطور؟. با خوندن و‌گوش کردن و نوشتن و عمل کردن و استمرار در مسیر آسونترین راه دنیا یعنی لاغری با ذهن….خدایا ممنونم که منو با این مسیر آشنا کردی….

پونه عدل تهرانی
پونه عدل تهرانی
1399/07/24 22:11

وقت شما بخیر
من چند روز پیش هم اینو گوش دادم امروز نمی دونم چرا دوره های اموزشیم لود نمی شه برای همین اومدم دوباره اینو گوش بدم!
من هم لذت می برم از استوری های شما هر روز مخصوصا آیدا خانم و که می بینیم خدا رو شکر !
ممنون از اینکه همش به دوره ها اضافه می کنین خیلی دوست دارم که ببینم چی هستن ممنون!
من هم واقعا اگه صبح یه اهنگ خوبی بزارم توی ماشین و حالم جا میاد و یه وقتها هم استوری می گیرم بعد تا شب می بینم همه افرادی که سر راهم قرار می گیرن خوب و خوشحالن خدا رو شکر!

faridehhasani5455
faridehhasani5455
1399/07/24 15:56

سلام وقت بخیر
خوشحالم که به دوره تکرار مقدماتی اضافه شد ،به هر دوره ای اضافه بشه من خوشحال میشم چونکه تمام دوره هارو دارم🙃
ولع خاصی دارم برای شنیدن آگاهی ها ،خوندن نظرات دوستانم و نوشتن دارم

مادرم خانم مذهبی بود و شاهد رفتنش به مساجد و حسینیه ها بودم ،شنیده بودم که سرنوشت مارو شب های قدر مینویسن و میدیدم که همه گریه میکنن و ناراحتن ولی من از همون دوران کودکی به اون جنس صحبت ها و موارد، علاقه ای نداشتم ،پس هیچ کدوم از کارهاییکه مادرم انجام میداد برام جالب نبود،در کل دختر مذهبی نبودم و خواهران دیگه هم راه و روش مادرمو نپسندیدن ،برای من تعجب داشت که کل سرنوشت من در یک شب رقم بخوره اونم با گریه وزاری ،منم ذات شاد و بذله گویی داشتم و هیچ وقت تو هیچ مراسم گریه ای شرکت نکردم و نمیکنم
هر چند اون زمان ها نمیدونستم سرنوشت من چجوری ساخته میشه ولی مطمئن بودم اون راهی که در فرهنگم میگن نیست
از اونجاییکه آدم بلند پروازی بودم و دلم میخواست خوب وبا کیفیت زندگی کنم ،مدام سئوال هایی برام پیش میومد ،،که چرا من اینهمه در گودال مشکلاتم فرو میرم ؟ از ۱۰ سالگی علاقه شدیدی به کتاب خوندن داشتم ،بخاطر اعتمادبنفس پایینم وبرای جلب توجه در جمع ها دوست داشتم اطلاعات عمومی خودمو بالا ببرم که حرفی برای گفتن داشته باشم ،مثلا وقتی نوجوان بودم اطلاعات سینمایی مو بالا برده بودم،اطلاعات دارویی مو بالا برده بودم و میتونستم ساعتها یک جمع رو سرگرم کنم

با برخورد به تضادها بدنبال راه چاره میگشتم،یادمه یک بار خواهرمو برده بودم روانشناس ،دکتر از خواهرم پرسید تو از زندگی چی میخوایی ؟خواهرم یه مسئله عاطفیشو بیان کرد،دکتر از من پرسید تو چی میخوایی از زندگیت؟ یادمه گفتم من پول زیاد میخوام😁 همیشه دنبال زندگی بهتر بودم،بعد از مراجعه با افراد متخصص روانشناس ،به خودم گفتم خب چه بهتره که خودم برم تو این رشته مهارت بدست بیارم که مسائل خودمو حل کنم ،بعد از اون مرتب دنبال کتاب هایی بودم که کمک کننده زندگیم باشه ،اولین کتابی که خوندم ۴اثر از اسکاورلشین بود،جملات تاکیدی بود که هر روز تکرار میکردم بدون اینکه متوجهشون باشم ،درکی نداشتم فقط میدونستم من باید تغییر کنم،این زندگی مورد دلخواه من نیست،یه صدایی به من میگفت تو میتونی با کیفیت تر زندگی کنی و من بدنبال اون صداها با اساتید مختلف هدایت میشدم ،توی دهه ۸۰ که دنیای مجازی با اینهمه امکانات وجود نداشت

خلاصه من نپذیرفتم که زندگی همینه که هست،هرچند خیلی دیر متوجه شدم ولی حتما زمان تغییر من الان بوده
قبلا فکر میکردم سرنوشت منو خدا توی چاقی نوشته،در حال بد وناراحتی نوشته،در کمبود پول و روابط خوب نوشته که بر اثر زیاد شنیدن از الگوهام واطرافیانم در من شکل گرفته بود
در انتها من نپذیرفتم که محکوم به بد زندگی کردن هستم،این آموزش های مداومی که از ۲۰ سال پیش آرام آرام با خوندن ۱دونه کتاب شروع شد ،ودر طی این مدت گاهی فایلی گوش دادم،کلاسی شرکت کردم ،کتاب های متفاوتی خوندم ادامه داشت تا ۳سال پیش که با دوره های ذهنی آشنا شدم وتحولی در درون من شروع به جوانه زدن کرد و زندگی من آرام آرام رو به بهبودی رفت که یکی از نتایج عالیش آشنایی و بودن من در مدار این دوره های بینظیره که هر روز هزاران بار سپاسگذار خداوند میشم که منو از فکرها و ناراحتی های چاقی نجات داد ،دیگه اصلا تو جمع هاییکه صحبت از چاقی و عوارض و عمل و دمنوش میشه قرار نمیگیرم ،تو دلم ذوق میکنم ،حس میکنم جزء بنده های برتر خداوند هستم که در راه یادگیری این متد هستم😁
ما از ۱ تا ۷ سالگی برنامه ریزی شدیم و این ۷ سال رو بارها و بارها تکرار کردیم،اعمال ورفتار ما دقیقا همون آموزش هاییه که به ما آموختند و ما عمل کردیم،مثل زمانیکه سوار ماشینمون میشیم ولی راننده ماشینمون شخص دیگه ایه و ما در صندلی عقب ماشینمون خوابیم،اون راننده که همون برنامه ریزی های قدیمیه مارو هر جایی آموزش دیده میبره و ما همچنان در خواب مغناطیسی خود بسر میبریم،حالا از اون خواب بیدار شدیم و میخواییم رانندگی ماشینمونو به عهده بگیریم و خودمون آگاهانه نظارت و مدیریت داشته باشیم،یکی از نویسندگان روان تحیلیل گر که فکر کنم پروفسور یونگ باشه ،میگه نااگاهانه زیستن مثل نشستن در اتوبوسیه که راننده اون اتوبوس کله نداره وبدون سر داره رانندگی میکنه

استوری هاتونم عالیه استاد ممنونم ،مخصوصا که اول صبحه و فرکانسمونو بالا میبره ،باعث میشه تصمیمات هیجانی نگیریم و بتونیم روز بهتریو برای خودمون آگاهانه رقم بزنیم

منم خوشحالم که اوقاتم صرف این موضوعات میشه

laleh_rhmn
laleh_rhmn
1399/07/23 08:31

خیلی مفید بود ممنون از لایو ها و استوری هایی که زحمت می‌کشید و با همه به اشتراک می‌گذارید، من حدودا از اواخر شهریور 99 با سایت تناسب فکری آشنا شدم و همه فایل ها رو گوش دادم و بار دوم دارم از فایل هایی که بیشتر حالم رو خوب کرده استفاده میکنم، و خیلی خدا رو سپاسگذارم که تونستم با شما و این سایت آشنا بشم و کلی طعم های خوشمزه در زندگی ام رو حس میکنم، خدایا شکرت

پونه عدل تهرانی
پونه عدل تهرانی
1399/07/23 03:43

وقت شما بخیر
این و همیشه هممون شنیده بودیم که سرنوشتمون از قبل برامون تعیین شده ولی نمی دونم من اینو خوب درک نمی کردم و فقط تکرار می کردم یعنی چی یعنی من هر کاری انجام می دم خدا خواسته اصلا خیلی نامفهوم حالا شما گفتین که از چیزی که آدم راضی نیست می گه سرنوشت ما هم همینه دیگه کاری نمی شه کرد
همین الان من توی دفترچم چیزهایی و که می خوام نوشتم سرنوشت لاغری و سرنوشت ارتباط و ایمان به خدا
خداوند از همه نعمتها به اندازه تمام انسان‌ها داره و نا محدود هستش این نعمتها پس اگر ما به خواسته‌ای نمی رسیم یعنی مسیرمون اشتباه هستش باید مسیر و درست کنیم و وصل بشیم به سیستم خدا و مثل طبیعت همه کارهامون اتوماتیک اتفاق میافته

abolhasanifarzane1
abolhasanifarzane1
1399/07/22 14:50

سلام دوست عزیز ی که تازه به جمع ما پیوستی خیلی خوش اومدیدبه جمع ما ی معجزه توزندگی ما چاقها پیش اومده واصلا سردرگم هم نباشید وما همه از اقای دکتر کمال تشکر داریم وارزوی بهترینها رو براشون میکتیم فرزانه هستم

www.sinsin70
www.sinsin70
1399/07/22 10:45

سلام استاد،با آرزوی بهترین ها برای شما.
من تازه با سایت بسیار خوب شما آشنا شدم و از مطالب آموزنده ای که در این سایت خوندم، شگفت زده و سردرگم هستم.
از طرفی با قلبم کاملا به این مطالب ایمان پیدا کردم و احساس میکنم حقیقتی که سال‌ها گم کردم در اینجا پیدا میکنم.
از طرف دیگه به خودم میگم مگه میشه آدم چاقی مثل من بدون رژیم غذایی کالری شماری و ورزش لاغر بشه!
من سال های سال هست که با کالری شماری غذا و ورزش تونستم کمی از وزنم رو کم کنم و با رها کردن این روش دوباره اضافه وزنم برگشته و این چرخه ی گرفتن و رها کردن رژیم رو سال‌ها ادامه دادم…
حالا واقعا برام سواله که شما هیچ رژیم غذایی نداشتید؟
یعنی هیچ میزانی برای خوردن مشخص نمی‌کردید؟
مثلا کالری شماری یا شمارش تعداد لقمه‌هایی که می‌خورید یا کم کردن وعده‌های غذایی؟!
یا مثلا کالری های اضافه‌ای که خوردید رو با ورزش کردن بسوزونید؟
اگه چنین برنامه‌ای مثل کالری شماری نباشه پس چطور آدم باید بفهمه که کی دست از خوردن بکشه!؟! این طوری بدون کنترل من میتونم سه یا چهار بشقاب غذا در یک وعده بخورم اون وقت تازه احساس سیر شدن کنم!!! اون وقت قشنگ روزی دو کیلو وزن اضافه میکنم!!!
یعنی واقعا نیازی نیست که من رژیم غذایی مخصوصی داشته باشم که در اون تعداد وعده های غذای روزانم و میزان غذایی که باید در هر وعده بخورم رو از قبل مشخص کنه؟؟؟؟!

استاد من نمیدونستم چطوری سوالاتی که ذهنم رو مشغول کردن رو با شما درمیون بذارم، واقعا سردرگم و نگران هستم، لطفا کمکم کنید.

فاطمه سادات
فاطمه سادات
1399/07/22 09:43

سلام به به چقدر این متن زیبا بود .
من سرنوشت لاغری ام را با لذت می نویسم .
روز ۱۴ و ۱۵ تعهد من با خدایم در این مسیر زیبا .
خدایا شکرت که لاغری را پشت سر گذاشتم .
خدایا شکرت که تونستم لاغری رو هر روز زندگی کنم .
خدایا شکرت که چربیها را مقابل چشمانم آوردی تا بهم بگن این ناخواسته است و تو این مقدار از چربی رو نمیخوای .
این چربیها سنگینت میکنه و مسیری که داری هرروز میری چنین نتیجه ای رو داره . پس مسیر روزانه ات رو تغییر بده . چون سنگین بودن نمیزاره تو حس رهایی و آزادی رو تجربه کنی .
خدایا شکرت که تونستم بین خواسته و افکار و گفتار و رفتارم یه تعادلی ایجاد کنم تا فرصت رسیدگی به همه اش رو داشته باشم ‌.
خدایا شکرت که تونستم از رفتار متناسب لذت ببرم .
خدایا شکرت که تونستم لذتهامو تغییر بدم .
خدایا شکرت که تونستم حال خوبم را از وابستگی به خوردن رها کنم .
خدایا شکرت که تونستم سرنوشتم را از نو بنویسم .
خدایا شکرت که شد .
خدایا شکرت که من خالق زندگیم هستم .
خدایا شکرت که لاغر شدن رو با اشتیاق نوشتم .
خدایا شکرت که تغییر مسیر دادم .
خدایا شکرت که احساس نیاز به لاغر شدن رو که یه احساس خلاء در وجودم پدید میاورد رو با تغییر نحوه ی تفکرم تغییر دادم . خدایا شکرت که سرنوشتم رو در سرم نوشتم . در فکرم . سرنوشت را باید در سر نوشت و سر جایگه فکره و من لاغر شدن را به راحتی در سرم نوشتم . لاغری آسان و راحت و لذتبخش و شیرین و هر روزم را با سلامتی و لاغری سپری میکنم . خدارا هر لحظه سپاس میگویم .

razieemohammadi
razieemohammadi
1399/07/22 09:36

سلام استاد…خبر خوشحال کننده ای دادین،ممنون.
مطالب آموزنده ای بود،اینکه این چیزی که تا الان دارم تجربه میکنم به اندازه ۹۰ درصد میشه گفت اونچیزیه که تحت تربیت والدین بوده طرز دیدگاه اطرافیانم بوده و بصورت فرمول در من ذخیره شده و دارم تجربه میکنم ….
اون چیزی که الان میخوام مهم نیست،بلکه مهم انتظار من از هر چیزیه،که طبق فرمولهای ذهنیم هست
من الان برا اینکه بتونم اون چیزی را که میخوام بهش برسم و تجربه کنم باید فرمولهای ذهنیم را تغییر بدم …انتظارمو نسبت به هرچیزی هم راستا کنم با اون چیزی که میخوام .و بعدش ببینم چقد راحت و طبیعی دارم همه چیزای خوب را تجربه میکنم و از زندگیم لذت میبرم.