ورود / ثبت نام
0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

برای لاغری
اندازه متن

چرا برای قرار گرفتن در مسیر لاغری باید از مسیر چاقی شروع کنیم؟

بهترین طریق قرار گرفتن در مسیر لاغری شروع حرکت از مسیر چاقی است.

جتما با من هم عقیده هستید که برای رفع هر مشکلی باید ابتدا مشکل را شناسایی کنیم.

پس برای رفع چاقی و لاغر شدن باید ابتدا دلیل چاقی را شناسایی کنیم.

ابتدا باید مشخص کنیم چه عواملی باعث چاقی ما شده اند تا با شناسایی آنها راهکار مناسب برای برطرف کردن هر عامل چاق کننده پیدا کنیم و به مرور به سمت لاغری حرکت کنیم.

قدم اول شناسایی عوامل تاثیرگذار در چاقی است.

زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم و می خواستم عوامل چاقی خودم را پیدا کنم به آنچه در ۳۵ سال چاقی گذشته بودم فکر کردم.

آنچه درباره علت چاق بودن که از پدر، مادر و اطرافیانم شنیده بودم.

اینکه چاقی در خانواده ما ارثی است و دلیل آن هم چاق بودن همه آدم ها در خانواده پدری ام بود.

بارها شنیده بودم که من به دلیل داشتن استخوان بندی درشت چاق هستم و به همین دلیل چاق به نظر می رسم.

بعضی ها عقیده داشند به خاطر کم تحرک بودنم چاق شده ام و اگر بخوام لاغر بشم باید حتما تحرک بیشتری داشته باشم.

برخی از اقوام نزدیک به شوخی یا جدی می گفتند خونسرد بودنت باعث چاقی ات شده، چون اصلا حرص نمی خوری و آدم بی خیالی هستی.

هرچه بیشتر به عوامل چاقی خودم فکر می کردم خاطرات بیشتری از شنیده های سال های چاقی در ذهنم مرور می شد.

همه آنها را نوشتم و لیست بلندی از دلایل چاقی خودم تهیه کردم.

نام آن لیست را عوامل چاقی خودم قرار دادم، البته از ملاحظه آن همه دلیل برای چاق بودنم اصلا احساس خوبی نداشتم چون تازه متوجه شده بودم چاقی در من آنقدر سابقه دارد که این همه دلیل برای بودنش در خودم پیدا کرده بودم.

اما از طرقی خوشحال بودم که برای بار اول در زندگی از طریق متفاوتی برای لاغر شدن اقدام کرده بودم.

شروع مسیر لاغری در روش های قبلی چگونه بود

هر بار که تصمیم می گرفتم برای لاغر شدن اقدام کنم ابتدا قد و وزن من را سوال می کردند تا میزان ااضافه وزنم را مشخص کنند و از همان ابتدا با تعیین مقداری که باید کم کنم، احساس می کردم توانایی کم کردن آن مقدار اضافه وزن را ندارم و از همان شروع مسیر لاغری احساس ناامیدی درمن شکل می گرفت.

بعدها افرادی که خود را متخصص لاغری معرفی می کردند اندازه دور مچ و دور سر و چند سایز دیگر اعضای بدن را به اطلاعات اولیه خود اضافه می کردند اما نکته جالب این بود که در نهایت مقدار وزنی که باید کم می کردم را برای من مشخص می کردند.

متفاوت بودن روش جدیدم برا لاغر شدن احساس خوبی به من می داد.

دیگر خبری از عدد کذایی اضافه وزنم نبود و به جای آن لیستی از عواملی که باعث چاقی من شده بود برایم واضح شده بود.

از طرفی چون لیست بایدها و نبایدهای خوردنی برای خودم مشخص نکرده بودم احساس خیلی خوبی داشتم.

در روش لاغری با ذهن خبری از خوردن و نخوردن ها و رژیم غذایی نبود.

  • برای من مشخص نکرده بودند هر روز اول صبح باید یک لیوان آب و افشره تلخ زیره را بخورم.
  • به من گفته نشده بود میان وعده حق دارم فقط نصف یک سیب آنهم فقط سیب قرمز بخورم.
  • برای ناهار اجازه دارم ۵ قاشق برنج با ۲ قاشق خورشت بدون روغن و یک کاسه به هر اندازه که می خواهم سالاد بدون نمک بخورم.
  • برای من مشخص نکرده بودند حق  خوردن شیرینی یا قند با چای را ندارم.
  • به من گفته نشده بود اگر کیک و بیسکویت بخورم لاغر که نمی شوم هیچ بلکه چاق تر هم خواهم شد.
  • مشخص نشده بود فقط در بعضی از روزها به اندازه یک کف دست نان سبوسدار اجازه دارم بخورم.
  • برای من تعیین نکرده بودند که برای شام فقط می توانم به هر اندازه می خواهم سالاد و سبزیجات بخورم

وقتی به لیست عوامل چاقی خودم نگاه کردم خبری از نباید ها نبود، خیری از وزن کردن و جدا کردن غذا نبود.

قرار نبود در مهمانی ها ظرف غذای خودم را همراهم ببرم و فقط سعی کنم از بودن در جمع دیگران خوشحال باشم و حق ندارم از غذاهای مهمانی مصرف کنم.

اگرچه لیست عوامل چاقی من ردیف های زیادی داشت و در ابتدا از ملاحظه آن احساس ناامیدی در برطرف کردن آن عوامل پیدا کردم اما وقتی به سختی های روش های قبلی در مسیر لاغری فکر کردم خیلی زود نسبت به روش جدید لاغری که در پیش گرفته بودم احساسم بهتر شد.

همین که خبری از رژیم و ورزش کردن و … نبود خیلی عالی بود و نوید این را می داد که این روش را می توانم برای مدت بیشتری ادامه دهم.

تجربه ای که در تمام سال هایی که از چاقی رنج می بردم و از روش های مختلفی برای لاغر شدن اقدام کرده بودم به من ثابت کرده بود، بیشتر از چند روز یا هفته طاقت اجرای دستور العمل ها و برنامه های ورزشی را ندارم.

اکنون که در شروع مسیر لاغری با قدرت ذهن می دانستم خبری از رژیم و باشگاه رفتن نیست خیالم راحت بود که برای مدت بیشتری می توانم از این طریق برای تحقق رویای لاغر  ادامه دهم.

نکته شگفت انگیز و متفاوت لاغری با ذهن

نکته قابل توجه که برای اولین بار در سعی من برای لاغری تجربه می کردم این بود که فرد دیگری برای من برنامه لاغری تنظیم نکرده بود.

اولین بار بود که خودم دست به کار شده بودم و برای لاغر شدن اقدام کرده بودم.

همانطور که در ۳۵ سال چاقی کسی به من نگفته بود به چه صورت باید چاق شوم و این خودم بودم که هر بار متوجه می شدم چاق تر از قبل شده ام، این بار نیز کسی به من نگفته بود باید چگونه لاغر شوم و خودم با اشتیاق قدم در مسیر لاغری با ذهن گذاشته بودم.

بنابراین شما دوست عزیزی که تصمیم گرفته اید از مسیر لاغری با ذهن برای لاغر شدن اقدام کنید باید مانند من عمل کنید اگر می خواهید نتیجه مشابه من کسب کنید.

چرا که من دقیقا به روش شما عمل کرده ام که مانند شما چاق بودم و به همین دلیل اکثر افرادی که چاق هستند علایق، عقاید و افکار مشابه یکدیگر دارند.

پس همانطور که من توانستم با عمل کردن به روش شما چاق شوم، شما هم می توانید با عمل کردن به روش من لاغر و متناسب شوید.

تنها کافی است مانند من که در عمل کردن به طریق شما ۳۵ سال استمرار داشتم، شما هم در عمل کردن به طریق من استمرار داشته باشید.

اما نکته شگفت انگیز و امیدوار کننده این است که برای لاغر شدن نیاز نیست به اندازه سال هایی که چاق بوده اید، صبر کنید.

لاغر شدن به مراتب سریع تر از چاق شدن است اما در این سریع بودن منطقی بودن را نیز مدنظر داشته باشید.

اگر یک سال است چاق شده اید انتظار نداشته باشید هفته دیگر به شرایط ایده آل برسید.

اگر سه سال است از چاقی رنج می برید انتظار نداشته باشید طی یک ماه به شرایط ایده آل برسید.

اگر ۵ سال است درگیر چاقی و عوارض آن هستید، انتظار نداشته باشید طی دو ماه به شرایط ایده آل خود برسید.

اگر ۱۰ سال یا بیشتر است که مشغول چاق شدن و تلاش برای لاغر شدن هستید، انتظار نداشته باشید طی سه ماه به شرایط ایده آل خود برسید.

اما باز هم تکرار می کنم، باور کنید لاغر شدن سریع از چاق شدن است.

با هر سرعتی در مسیر لاغری حرکت کنید، بارها و بارها سریع از زمانی که چاق شده اید لاغری را تجربه خوهید کرد.

پس با اشتیاق و احساس خوب قدم اول را بردارید.

با انگیزه و امید به متناسب شدن، فایل آموزشی این جلسه را ببینید و بارها گوش دهید تا به خوبی درک کنید چگونه باید عوامل چاق کننده خود را کشف کنید.

هرچقدر نیاز است زمان صرف کنید، بسیار مهم است که گام اول را محکم بردارید.

گرچه هر قدم به منزله یک گام واحد است و بسیار مهم و حائز اهمیت است اما با قدرت شروع کردن در ایجاد انگیزه و اشتیاق برای ادامه دادن بسیار موثر است.

منتظر خواندن نظرات شما دوست عزیزی که نور امیدی برای لاغر شدن بر قلبتان تابیده شده است هستم.

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و درباره توضیحاتی که داده شده است دیدگاه خود را ثبت کنید. اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


توصیه تاثیرگذار برای کسب نتیجه عالی از این دوره

بارها در دوره های آموزشی به اهمیت نوشتن و خواندن اشاره کرده ام و باز هم بر این دو امر مهم تاکید می کنم.

تفاوت نتیجه دوستانی که شگفتی ساز می شوند با عزیزانی که به هدف نهای خود نمی رسند در یادگیری یا هوش و استعداد لاغر شدن نیست چون تا قبل از این دوره آنها هم در لاغر شدن ناتوان بوده اند. تنها تفاوت آنها عمل کردن به آن چیزی است که در فایلهای آموزشی گفته می شود.

در طی چندسال آموزش دادن دوره لاغری با ذهن به وضوح برایم روشن شده است که عزیزانی که شگفتی ساز میشوند در نوشتن تمرینات تمرکز و دقت بیشتری دارند و همچنین برای خواندن نوشته های دیگران مشتاق هستند.

زمانی که شما در حال گوش دادن به فایل های آموزشی هستند، فقط از طریق گوش خود در حال یادگیری و توجه کردن هستید، و در فایل های تصویری از گوش و چشم خود استفاده می کنید.

در این دو حالت ذهن شما به طور آزادانه می تواند بر موضوعات دیگر توجه و تمرکز کند و شاید بارها برای شما پیش آمده باشد که در حال گوش دادن یا تماشای فایل آموزشی هستید اما تمرکز شما کاملا روی موضوع دیگری است و ناگهان به خود آمده و متوجه می شوید دقایق زیادی از محتوای آموزشی گذشته اما شما چیزی از آنچه گفته شده به خاطر نمی آورید.

این حالت طبیعی است و برای هر فردی با توجه به پراکندگی موضوعات مهم ذهنش پیش می آید.

اما همه افراد زمانی که در حال نوشتن هستند به ندرت دچار جهش تمرکز ذهنی می شوند، به احتمال زیاد به خاطر ندارید زمانی را که چند خط نوشته باشید و به خود آمده باشید و ندانید که چه نوشته اید.

وقتی شما می نویسید، چشم، ذهن، جسم (دست)، اعصاب و بسیاری از دیگر اندام شما در خدمت شما هستند و به همین دلیل تمرکز شما موقع نوشتن بارها بیشتر از زمانی است که در حال تماشا کردن یا گوش دادن هستید.

و موضوع مهم دیگر خواندن نوشته های دیگران است، با این کار به راحتی تصویرسازی ذهنی در شما شکل می گیرد و افکار و باورهای صحیح و متناسب کننده در ذهن شما تایید می شوند.

شاید برای شما پیش آمده باشد که حرفی را از یک نفر شنیده اید اما چندان اهمیت نداده باشید، اما اگر آن حرف را دو یا سه یا عده بیشتری برای شما بازگو کنند باعث می شود که شما با دقت بیشتری آن موضوع را بپذیرید و به عبارتی آن را باور می کنید.

از این رو زمانی که شما نوشته های دیگران را مطالعه می کند در حال تایید کردن محتوای تازه وارد شده به ذهن خود هستید، شاهدانی پیدا می کنید که گفته های شما را تایید و چه بسا کامل تر کنند، چون با مطالعه نوشته های دیگران مطمئن باشید به نکاتی پی خواهید برد که به ذهن خودتان نرسیده است یا برایتان اهمیت نداشته است.

از این رو توصیه میکنم، زمان بیشتری را صرف نوشتن و خواندن کنید که نتایج عالی برای شما به ارمغان می آورد.

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=11407
برچسب ها:
531 نظر در مورد شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/10 13:28
      مدت عضویت: 6 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      خب میخوام امروز از علت اینکه چرا من چاق هستم یا چاق شدم بنویسم. من یادمه از بچگی همیشه تپل بودم و مادربزرگم همیشه برام زیاد غذا می‌ریخت و شیرینی جات بهم زیاد میداد. بعدش تو یه دوره ای وقتی شیش هفت سالم بود بابام با دویدن و رژیم و پیاده روی های زیاد  منو لاغر کرد تا اینکه زد و من بنا به دلیلی مجبور شدم تنها زندگی کنم استرس و همه چی دست به دست هم داد و مهم تر از همه وضعیت مالی که تو تنگنا بودم و برای اینکه پولم نمی‌رسید مجبور بودم غذاهای فست فودی پر کالری بخورم و همون شروع دوباره چاقی من بود. از زندگی خسته شده بودم و همه چی رو رها کردم خودم. حالیم نبود چقدر اندامم چاق شده. بخاطر شرایط روحی همه چی رو تا به امروز رها کردم و خودم برام کمترین اهمیتی نداشت با اینکه سعی می‌کردم رژیم. بگیرم و برای بستن دهن دیگران ورزش کنم اما هیچوقت به خودم باور نداشتم که شاید منم بتونم لاغر شم اما از امروز به جمع شما پیوستم و میخوام به خودم اثبات کنم که میتونم خودم رو دوست داشته باشم و به نتیجه برسم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/04 23:13
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      سلام

      با اینکه خیلی بچه بودم ولی دقیقا این صحنه یادمه که بهم گفتن اگه گوشت نخوری میمیری انقد بهم ترس وارد شده بود که یه کوچولو گوشت خوردم تا نمیرم چون ازش متنفر بودم، همه منو تشویق میکردن وقتی یه ذره غذا میخوردم اخه اصلاااا به غذا توجهی نداشتم و اصلا بهش فکر نمیکردم هیچ غذایی نبود که بخوام عاشقش باشم همینقدر میخوردم که زنده باشم و کاملا رفتار و افکار متناسبی داشتم، کم کم تحت تاثیر تشویق های خانواده و اینکه من و با دوستام که غذا میخوردن و اونارو برام مثال میزدن بیشتر غذا خوردم همینطور بیشتر و بیشتر تا اینکه دیدم ای بابا چرا من چاقم، آخر راهنمایی و اول دبیرستان من دیگه اضافه وزن داشتم نه خیلی ولی داشتم، حالا همونا بهم گفتن چاقی تو ارثیه کمتر باید بخوری، برنج چاق میکنه نون چاق میکنه،انقد شیرینی نخور، خربزه چاق میکنه کمتر بخور، ورزش کن وگرنه دیر لاغر میشی این شد که همه چی شد دلیل چاقی من غیر از پرخوریم به رفتارهای خودم که نگاه میکنم میبینم چقد ذهن چاقی دارم که هنوزم در جمع یا مقابل شیرینی همه چی یادم میره به قول استاد مهم نیست چه تاریخی دوره رو خریدی مهم زمانیه که شروع میکنی به دانسته هات عمل کنی مهم زمانیه که شروع میکنی رفتار متفاوتی مقابل غذا یا در جمع ها و مهمانی ها از خودت نشون بدی وگرنه من هر چی هم فایل گوش کردم با کسی که تا حالا اصلا خبر ازین سایت و فایل نداشته فرقی نداریم این عمل کردنه که نتیجه رو تعیین میکنه البته من هیچ ادعایی ندارم چون حسابی دور خودم گشتم و راهی جز برگشت به اینجا نداشتم و با خودم گفتم ببین تو هیچی نمیدونی از دوره رایگان شروع میکنی و انگار که اولین باره داری میشنوی، میدونی اصلا حس خوبی دارم تو سایت اخه استاد همش امید داده همش گفته تو چی میخوای هرچی بخوای میتونی مال خودت بکنیش لاغری که چیزی نیست بزرگش کردی، اون شلوارای قشنگ لباس مجلسی های شیک مال تو هم هست فقط باید باورش کنی، واسه همینه هر کی بره راهی جز برگشت نداره

      به امید رهایی هممون از بند اسارت چاقی ذهن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/28 18:32
      مدت عضویت: 533 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان

       

      سلام به استاد عطار روشن و خانواده لاغری

       

      چرا چاق شدم؟

      از کدوم مسیر من چاق شدم؟

      وقتی سری به آلبوم عکسا زدم دیدم من در کودکی همیشه تپل بودم و پدر و مادرم ازینکه 

      من تپل هستم

       لپ دارم 

      بازو دارم

      شکم دارم

       

      خوششون میومده و همیشه به تپل بودن من افتخار میکردن که میلاد در کودکی تپل بوده و حتی همین الان هم که بچه خواهرم به دنیا اومده دومیش پسره که میگن شبیه میلاده و انگار میلاد کوچیک شده و تپل و ازین حرفا،

      شاید در نگاه اول خیلی خوب باشه و همه چون بچه کوچیک هستش دوست دارن بغلش کنن و بخورن و بچلوننش ولی با تکرار این حرفا در ضمیر ناخودآگاه نیز این تپل بودن نوشته میشه.

      خلاصه من این شکم رو از کوچیکی داشتم، خب من در واقع زیاد برام چاق بودنم مهم نبود تا اینکه دیدم این چاق بودن داره اعتماد به نفس منو میگیره از من و من دارم از داخل متلاشی میشم و پوچ پوچ،

      یعنی چی پوچ پوچ؟

      یعنی اینکه، 

      خیلی از افراد به حرفای من اصلا اهمیت نمیدادن اون افراد خانوادم هم بودن و منو یک آدم بی عرضه میدونستنن و برای همین من بهم یجورایی برخورد که این نگاه را به من دارن 

      و یجورایی این منظور رو میرسونن که تو خودت نتونستی برای خودت کاری کنی حالا میخوای به ما راهکار بدی،منم گفتم حالا که اینجوری شد،

      اونقدر روی خودم کار میکنم تا از همه جنبه ها تغییر کنم بخصوص بحث لاغر شدن و این بار دیگه جدی شروع کردم و میسازم بدنمو به اون چیزی که خودم و خدام راضی باشه،

      میدونید این چاقی و لاغری خیلی باهم ارتباط مستقیمی دارند، یاد نامه حضرت علی به امام حسن میفتم که به فرزندش گفت:

      (فقر، دین انسان را ناقص، عقل و اندیشه او را مشوش میکند و مردم را نسبت به او بدبین میکند، فقیر در شهر خودش غریبه و بیگانه، فقر و تنگدستی  انسان زیرک رو در برهان کند و ناتوان میکنه)

       

      خیلی دقیق بشیم در این نگاه واقعا میبینیم، کسی که چاقه همه این نشونه های افراد فقیر رو داره،

      پس بیاییم یکبار برا همیشه هم دندون فقر و از جا بکنیم و هم دندون چاقی رو.

       

      انسان متناسب و ثروتمند صدها برابر به خداوند نزدیک تره،

      من هرچقد ثروتمند و لاغر بشم به خداوند نزدیک  میشم،اگه میخوام بیشتر به خداوند نزدیک تر بشم باید بیشتر ثروتمند تر و لاغرتر بشم!

       

      خدایا شکرتت برای این مسیر زیبا و همین قدم های اولی که دارم محکم بر میدارم و خشت های اول رو د ست میچینم روی هم.

      سپاسگزارم ازت پروردگار من.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/22 17:39
      مدت عضویت: 25 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      سلام میکنم به استاد عزیز و هم دوره ای های متعهدم

      البته امیدوارم من هم جزو افراد متعهد به انجام تمرینها باشم برای کمک به خودم

      من دو روزه دارم توی این سایت میچرخم و برای لاغر شدن امیدوار شدم 

      امروز اولین جلسه دوره رو گوش دادم و تمرینش رو توی دفترم انجام دادم…

      این تمرین که چرا من چاق هستم؟ حقیقتا من دو صفحه دلیل آوردم و تمام آن موضوعاتی که من رو چاق کرده بودن و دونه به دونه شمردم و در نهایت بعد از خوندن چند باره ی انشام برای خودم فهمیدم که من فقط دارم بهانه میارم و تمام اونها از جمله چاقی بعد از ازدواح و بارداری و دست پخت خوب و … همه بهانه است برای فریب دادن خودم وگرنه در اطرافم پر از افرادی هست که همه ی این موارد را داشتن مثل خانم داداشم که بسیار متناسب و حذاب هستن

      پس من نمیخوام دیگه درگیر بهانه باشم

      پیش به سوی تناسب اندام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/09 22:07
      مدت عضویت: 353 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 997 کلمه

      سلام و صد سلام به مسیر زیبایی و شادی و هماهنگی با جز جز کائناتم

       درود و خداقوت به استاد پر شورو بخشنده و تمام هم کلاسی های باکلاس و متعهدم😍 

      👩‍💻🧑🏻‍💻👩‍💻🧑🏻‍💻👩‍💻🧑🏻‍💻👩‍💻🧑🏻‍💻👩‍💻🧑🏻‍💻👩‍💻🧑🏻‍💻👩‍💻🧑🏻‍💻👩‍💻

      شروع حرکت مسیر لاغری را محکم و قدرتمندانه و عاشقانه و شادمانه آغاز می کنیم👸🏻 

      این مسیر خیلی آسون با دوتا سؤال اساسی شروع و بررسی  میشه ؟!.

      صورت مسئله ؟چرا من چاق هستم ؟🤔

      حل مسئله؟😇چگونه می توانم به سادگی لاغر شوم؟

      (اگر با تفکر به جواب برسم برای همیشه لاغر می شوم آخ جووون 😍رمز گاوصندوق تناسب )

      در تمام روشهای لاغری که طی سالها استفاده می کردم بدون اینکه به صورت مسله جواب بدهم فقط به دنبال جوابی برای چگونگی لاغر شدن بودم و سعی داشتم با روشهای مختلف نتیجه را تغییر بدهم تمام فشارها و محدودیتهایی که برای جسم خود قائل می شدم روشهایی بودند بدون نتیجه ماندگار 🤷‍♀️به اضافه بار سنگینی از احساس ناامیدی و شکست وناتوانی و افسردگی ….تا اینکه به لطف پروردگار به راه مستقیم هدایت شدم راهی که فقط سادگی و زیبایی می آموزد و برای اهل تفکر است ما در تمام جنبه های زندگی می توانیم از مثال استاد در ماشین خراب در راه مانده درس بگیریم در پس هر مشکل از زندگی ما یک سئوال است که چرا من  اینگونه؟و فقط نیاز به تفکر دارد .

      ماشین فردی که خاموش می شود و در راه مانده می شودو افرادی که پیشنهادهایی برای فرد دارند در واقع دست و پازدن و تلاشهای ما برای تغیر نتیجه است که همگی فقط یک دیاگ (سیستم کامپیوتری )می خواهند ؟!تفکر و تعقل و رجوع به خود 

      چرا من چاق هستم ؟

      بار اول که همراه شدم با این دوره خیلی دلیل داشتم دلایل سطحی که عموم افراد چاق دارند اینکه چاقی من ارثی هست و ژنتیکی ومن کم تحرک هستم و خوابم زیاد هست خیلی حرص می خورم شیرینی دوست دارم غذای فست فودی و سرخ کرده استفاده می کنم داروهای افسردگی استفاده می کردم و به خاطر ازدواجه و بعد از اون به خاطر بارداری و شیردهی 😱 

      خدارا شکر الان خودم را تست کردم و دیدم به لطف خدا من چقدر آزاد شده ام 😍خدایا هزاران بار شکرت❤️

       نمی تونم بگم صددرصد ولی دلیل چاقی امروزم را این موارد نمی دونم 

      ولی چرا من هنوز چاق هستم ؟

      چرا با توجه به اینکه۱۰کیلو از اضافه وزنم در همین مسیر زیبا کم شد ولی  اینطور حس می کنم که باز کمی چاق شدم؟!

      (مانع من استپ بدنی هست  )و پرخوری و ریزه خواری و خواب زیاد … 

      خیلی خوب پیش می رفتم تا اینکه این فرمول مانع شد چون سالهای زیادی رژیم غذایی گرفته بودم و هر بار کارشناس تغذیه می گفت بدنت استپ کرده و باید تغییراتی در روال رژیم ایجاد بشه و بدنت عادت کرده که ریشه در فرمول های خوردن چاق می کند داره🤔 

      من این مسیر را رها کردم برای چندماه !…چون ذهنم   می گفت این هم رژیمه ول کنی بر می گردی!… خیلی سعی کردم حالیش کنم این مسیر یادگیریست و هنوز نیاز دارم خیلی راجع به این موضوع فکر کنم🤔چه جالب سناریو چیده که من رها کنم ای شیطون 😅

      چقدر زمان میبره که شخصیت من متناسب بشه ؟نه اینکه اینجا بهم بد می گذره ها…استاد عشق و آموزه ها ساده و روان و شیوا ولی من در حال پروازم دوست دارم به کتابها به سایت اساتید به نام دیگر و آموزه های مولانا و نظامی و غیره سر بزنم و همه با هم امکانپذیر نیست شاید این هم یک بازی باشه !..

      این همه دانش و عملکرد چی ؟نمی دانم خدایا مرا از گمراهی نجات بده .🙏🏻و همیشه در مسیر مستقیم و هموار و پرنعمت خود قرار بده 🕊🕯

      پر خوری چاق می کنه؟ریزه خواری چی؟

      افراد بسیاری دیدم که پرخوری می کنند و ریزه خوار  هستندو خیلی متناسبند این هم ترس از خوردنه که از کودکی از خانواده مدرسه جامعه و رسانه و کارشناسان تغذیه آموختم …حدود دوهفته ای هست که پرخور شدم و ترس به سراغم اومده البته آموزه ها خیلی کمک کننده بودند و حدود ۵۰درصد توانستم حسم را کنترل کنم ولی لازم دونستم برگردم یعنی خواست خدا بود چون هنوز خیلی شاگردم 

      خواب زیاد چی؟

      چرا هر موقع بیشتر از ۷ساعت می خوابم صورتم پف می کنه و انگار ورم می کنم این در حالیست که دایی خودم بیش از ۱۲ ساعت می خوابه و متناسبه و سرحال 🤔…از کجا این فکر ها شروع شدند ؟!!!

      🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃

      چگونه به سادگی و برای همیشه لاغر شوم ؟

      امروز به لطف خداوند متوجه شده ام که دنیای من انعکاس افکار و فرمولهای ذهنی من است که بی شمارند ولی با اصلاح هر فرمول یک روزنه نور در مسیر زندگیم روشنایی بخش میشه🌑🌘🌗🌖🌕🌝🌞

      باید متناسب بودن و ثروتمند بودن و عاشق بودن بر همه عالم را یاد بگیرم اول شناسایی فرمول ذهنی رنج آور و بعد جایگزینی فرمولهای صحیح و آگاهانه و توحیدی 

      ورودی ذهنم چشم و گوشم باید در جهت یادگیری باشه باید خیلی تفکر کنم و بسیار بنویسم و تمرین کنم باید یادبگیرم آگاهانه عملکرد داشته باشم باید برای همیشه با هم فرکانسی های خودم افرادی که هدفمند زندگی می کنند در ارتباط باشم باید به این درک برسم که چرا می خواهم تغییر کنم ؟درد و رنج ما از چاقی باعث شده در طلب آرامش باشیم خسته شدیم و اینجا ته خطه !…

      چقدر این چند روز حالم بهتره و چقدر از نوشتن خودم دارم لذت می برم این یک تفاوت عمیق و اساسی هست با تمام روشهای لاغری قبل در تمام روشهای لاغری قبل می خواستیم متناسب شویم تا به آرامش برسیم ولی در این روش ابتدا به آرامش می رسیم و بعد متناسب می شویم و به همین دلیل جوانتر و زیباتر و پرانرژی تر می شویم (راه مستقیم و پرنعمت)یعنی لذت بردن از مسیری که مطمئن هستی به مقصد می رسه و نشانه آن احساس خوب و باوره …

      به خودم افتخار می کنم و خداوند را شاکرم که انقدر تغییرات ذهنی گسترده ای داشتم و جز شاگردهای خوب و متعهد این مسیر هستم وقتی به پشت سرم نگاه می کنم انگار معجزه اتفاق افتاده است هر چند که آرزوهای بسیاری دارم ولی به خدا می سپارم و می خواهم از مسیر زندگی ام و هر گام عملکرد بهتر لذت ببرم 

      خدایا شکرت عاشقتم ❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/03 00:31
      مدت عضویت: 98 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 628 کلمه

      با نام و یاد خداوند عزیز و بزرگم استاد عزیز ، این روزا واقعااا داشت بهم سخت میگذشت ، خیلییی بد لیز خوردم ولییی ، به هر روشی که شده دارم ادامه میدم! این چند مدت خیلیی رو اعصابم بود که برم خودمو وزن کنم و ببینم که کمتر شدم ، اما در کمال تعجب باید بگم که چاق تر هم شدم! با اینکه هم تو مسیر هستم ، هم فایلا رو گوش میدم و میبینم و مینویسم و حتی عمل میکنم ، اما دیروز بد جا خوردم! تا حدی که منفی باف ها اومدن گفتن ، دولاره غذارو کم کن و ورزش کن لاغر بشی بعد با فایلا برو جلو این مدت خیلیی هم تو جنگ بودم با منفی باف چون نمیتونستم باورش کنم ! اما از ی طرفم دیدم که اینطوری شد، و واقعااا نمیدونستم باید چیکار کنم !!!یزره خلوت کردم، ارامش گرفتم و البته اینم بگم که به این نتیجه رسیدم که شاید هنوز مانعی هست، یا عاملی هست که برطرف نشده !چون غیر از این نیست! بخاطر اینکه ، رفتار های غذاییم تغییر کرده ، و من نسبت به قبل ، خیلییی کمتر میخورم و اینکه مشکل از غذا هم نیست و بیشتر باورهام تغییر کرده ، پس هنوز ایراد از درون منه! و من ی خصلتی دارم اینه که تو هر کاری که دارم انجام میدم که دیگران هم دارن انجام میدن و اون ها نتیجه کرفتن و حتی خیلی زود هم نتیجه شونو میگیرن و منم دارم همون کارو انجام میدم و اما نتیجم یا برعکسه یا دیرتر از همس و… روانی میشم یعنیی اون روی سگم بالا میاد و به خودم میگم ، بسه دیگه ، خودتو گیر اوردی ! تمومش کن ، نوبرشو نیاوردی که سر سومین دفعه یهو دیگه حمله میکنم به هدفم ، دیگه اروم اروم حالیم نمیشه ، چون دیگه نوبت منهتو این چند مدت بگم که انگار داشتم فایلا رو بزورررر گوش میدادم و مونده بودم که چیکار کنم؟ ادامه بدم، ندم ؟؟ من که تا اخرش هستم ، اتفاقااا دوتا از مشکلات دیگه هم رو قراره از طریق این مسیر برطرف کنم. چون میشه و همونطور که برای این همه ادم شده، برای من هم بایدددد بشهههه . از سنگ که دیگههه کمتر نیستم !واقعاا این فکر که بقیه میتونن اما برای تو هیچ وقت نمیشه ، اتیشم میزنه ! من حقم رو از این دنیا میگیرم که خیلییی به من بدهکاره اگه قراره که بجنگیم ، پس بجنگ تا بجنگیم بالاخره یجااا تسلیم میشه خدارو همینجا شاهد خودم قرار میدم که دفعه بعد که دیدگاهی قراره نوشته بشه تو این سایت ، فقط خبر شگفتی سازی های منه !نمیخوامم که اینطوری فکر کنین ، من الان دارم از این گام به اون گام میپرم و الان دوره صدگام بودم و چرا اومدم تو این ۱۲ جلسه و … اما واقعااا نمیدونم ، میخوامم دوباره از اول شروع کنمبخاطر درس ها و کارهای دیگم ، وقت نمیکنم که بیشتر از این دیدگاه هامو تو سایت هم قرار بدم و میخوام که دوباره تو دفترم بنویسم و اینجا هم میگم که از سر لج هم که شده انقدرررر این مسیرو ادامه میدم تا به خواستم برسم . چون من اینطوریم که یکی به من بگه فلان کارو نکن، من لج میکنم و بیشتر انجامش میدم ، پسس با ذهنمم لج انداختم و بیشتر انجامش میدم تا بهش برسم، چون اصلااا هیچ کار سختییی نیست و انفاقااا خیلیییی اسون تر از چیزیه که فکرشو میکنم و منم از همین لجم گرفته که این اسونی زیادش هیچ کاری نتونستم بکنم و نتیجه نگرفتم و این هم داره اتیشم میزنه😂ولییی اگه من مردشم ! اگه اینهمه کار انجام دادم که لاغر شدن در برابر اونا هیچی نیست ، این رو هم تمومش میکنم .  امیدوارم همتون همیشه موفق باشین و پای خواسته هاتون بمونین و براش بجنگین و حقتون رو از این دنیا بگیریدموفق و پیروز و متناسب باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/02 13:56
      مدت عضویت: 83 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 652 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلااااااااااامی پر انرژی به استاد و دوستان گلم‌
      چقدر لذت بخشه که از امروز به بعد قراره در کنار صد گام دوره روانشناس لاغری رو هم ادامه بدم..
      نوری عمیق در قلبم وجود داره که به من نوید روز های فوق العاده رو میده ..
      اولین نتیجه پرداخت بهای رویام احساس اطمینان و ارامشم بود و هنوز هم هست

      تا سه ماه پیش به روش قبلی استاد عمل کردم و فکر کردم و چاق شدم
      ولی اینجام تا به روش جدید و همیشگی استاد عمل کنم و لاغر بشم.
      ..#اگر میخوام نتیجه بگیرم باید به آموزه هام عمل کنم..#
      من باور دارم که لاغر شدن اسون تر از چاق شدنه

      چون من قانون احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد= احساس بد رو به کاملی درک و پذیرفتم.

      من باورم دارم لاغری آسونه چون وقتی دارم لاغر میشم دیگه حسم خوبه و آرامش ژرفی دارم.

      شاید نتایج هنوز بی داد نمیکنه ولی استاد و دوستان خوبم…من به حالت سکون رسیدم
      من آرامش فوق العاده ای دارم و حالا بعد از گذشت سه ماه به طرز عجیبی به این روش ایمان دارم و با خیال راحت‌ تمریناتم رو انجام میدم.
      اصلا عجله برای لاغری ندارم و دوست دارم هر روز که میگذره فقط یاد بگیرم و یاد بگیرم و یاد بگیرم.

      از فایل قبلی یعنی “انتخاب” بسیار ارامش گرفتم.
      حالت معنوی خاصی رو تجربه میکنم و لاغری برام باور پذیر شده چون میدونم خدا من رو برای لاغری انتخاب کرده و حالا که اینجام قطعا نتیجه میگیرم‌.
      این رو خدا در خلوت بهم گفت.از طریق دستان من در دفترم گفت..
      و من مطمئنم نتیجه هام شروع شده..

      و اما گام چهارم‌.همیشه این فایل ۴۱ دقیقه ای من رو دیوانه میکنه! چون مثال ماشین خراب و مکانیک ها و تفاوتی که شروع مسیر لاغری قبلیمون با این داشته شگفت انگیزه^^
      وقتی برای لاغری اقدام گرفتم رفتم روی وزنه،از خودم عکس گرفتم و فقط با شتاب ادامه دادم تا از خودم فرار کنم و به تناسب برسم
      اصلا توی مسیر لاغری قبلیم به حال خوبم فکر نکردم.توجه نکردم که نتبجه نمیده من فقط ادامه دادم و تند تند روز هام رو شمردم تا به لاغری برسم..
      و نتیجه اش چی شد؟ برگشت تمام و کمال وزنی که با زجر کم کردم.

      در رابطه با لاغری دو موضوع مورد بحث قرار میگیره
      ۱.چرا خیلی ها چاق اند و خیلی ها لاغر؟
      ۲.چگونه میشود لاغر شد؟
      سوال اول صورت مسئله‌اس که ما هیچ وقت بهش توجه نکردیم.چون دلایل زیادی برای چاقی خودمون و لاغری بقیه داشتیم.
      بیشترمونم باور داشتیم ژنتیکمون چاقه و ژنتیک اونها لاغر..

      اصلا تفکر نکردیم،تعلل نکردیم..
      چیزی که خدا در قران بسیار تاکید میکنه :
      ایا تفکر نمیکنید؟ ایا توجه نمیکنید؟
      قرآن هم میگه توجه کن..ببین دور و برت این همه ادم هرچی میخودن لاغرن پس مشکل از خوردنت نیست بفهم..
      ولی کی بهمون یاد داده فکر کنیم؟ هیچ کس! چون ما قربانیانِ قربانیان هستیم.
      من مطمئنم دیگه با هیچ رژیم و ورزشی لاغر نمیشم.
      فقط از طریق پیدا کردن عوامل چاقی ام و ادامه مسیر لاغری با ذهنه که میتونم برای همیشه رها باشم
      رهایی یعنی حالت تسلیمی که الان دارم
      از دیشب که دوره ام فعال شده انگار حالت تسلیم و سکون دارم.
      حالتی که هرچقدر توی دوره های رایگان دوییدم بهش نرسیدم!!
      ولی حالا خیلی راحت و آسوده بهش دست پیدا کردم..
      استاد من فهمیدم :
      اگر میخوام ثروتمند بشم باید یک خانم رئیس خوش اندام باشم.
      من اگر میخوام سلامت باشم باید سبک و لاغر باشم.
      من اگر روابط خوب میخوام باید لاغر بشم تا بتونم بهتر خودم رو ثابت کنم و نگران قضاوت دیگران نباشم‌
      من اگر عزت نفس میخوام باید تناسب داشته باشم. تا اعتماد به نفسم خود به خود بیشتر بشه.

      حالا میرسیم به لیست عوامل چاقی من:

      پرخوری
      ریزه خواری
      یواشکی غذا خوردن
      شیرینی و تنقلات خوردن
      نون و برنج خوردن
      کم آب خوردن
      تنهایی زیاد غذا خوردن
      بی موقع و از روی تفریح غذا خوردن
      ژنتیک و ارثی به طرف پدر و مادر رفتن
      بلوغ
      ورزش نکردن
      و…

      عاشق این جمله ام:
      هیچ اتفاقی در فایل های بعدی نمیوفته،هیچ تکنیکی نیست
      هرچی هس همین گامه! نگاه کن ببین گام هات رو چطور برمیداری ..
      رضایت بخشه یا نه؟..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/01 09:59
      مدت عضویت: 467 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم

      استغد قراره دلالیل چاقی مو‌نو از دیدگاه خودمون بنویسیم…..هر چی سعی کردم مثل قبل لیستی از دلایل چاقیم تهیه کنم نشد.تو سری اول فکر کنم بالای ده مورد علت چاقی شمردم که بعضیاشون خیلی تو ذهنم قوی و محکم بودن….ولی الان نتونستم دوباره اونا رو بنویسم.برای منی مه بیشتر از یه ساله با شمام و دوره رو شرکت کردم و کامل انجام دادم و روزی چند بار گفتم من مس،ولیت چاقی خودم را میپذیرم دیگه نمیشه. نمیتونم بشینم باز بنویسم دلیل چاقی من ارثیه.آره سالها اینجوری فکر میکردم و چقد مامانمو به شوخی دعوا کردم که این ارث بود تو به من دادی. و عدالت خدا رو زیر سوال میبردم که چرا موقع آفرینش باید آبجی مو شبیه بابام لاغر و خوشگل بزنه و منو زشت و چاق. بر چه اساسی. عقلم نمیپذیرفت خدا اینکارو کرده باشه ولی خوب اینجوری بزبان میاوردم.‌دیگه نمیتونم بگم چاقی من از کم کاری تیروییده در حالی که میبینم کسایی که تیرویید کم کار دارن و لاغرن.نه دیگه نمیتونم بگم چاقی من از ورزش نکردنه درحالی که جاری من دا،م خونه ست و مخدوده حرکتش خونه شه ولی بشدت لاغره‌.ولی من روزی ۴۰دقیقه تردمیل میزدم و سرکار میرفتم و کارای خونه مو حتما انجام میدادم و هر روز از دیروز بیشتر چاق میشدم.نه من میدونم علت چاقی من چیه.و دارم به لطف خدا برطرفش میکنم.موانع رو که بردارم. چون خدا ذات من و لاغر و زیبا خلق کرده خودبخود به سمت لاغری میرم. چه بخوام چه نخوام. وای که از اولین روز چه کیفی میکنم با این جمله نهایی تون….چه بخوای چه نخوای لاغر میشی…‌خیلی خوبه.همیشه دلم میخواست اینو بشنوم……

      دلیل چاقی من فرمول های چاق کننده ای هستن که در ذهن منن.و این فرمول ها هیچ کدوم ذاتی نیست. از ابتدا با من نبودن. آموختنی بوده‌. خانواده جامعه دوستان به غلط فرمول هایی رو تو ذهن من کاشتن و من 

       بی اختیار و ناخودآگاه و از روی عادت دارم بهشون عمل میکنم.باید با تلاش خودم و شرکت مداوم در دوره و گوش کردن فایل هلی شما و خوندن و نوشتن و تکرار این فرمولای چاق رو در ذهنم کمرنگ کنم. اونقد کمرنگ که انگار پاک شن و دیگه نباشن.بعد فرمولای لاغری رو هم با تکرار جایگزین کنم‌.به همین آسونی.لاغری با ذهن آسونترین کار دنیاست.بعد آروم آروم نشونه ها ظاهر میشه.باید صبور باشم و مشتاق.وای استاد وقتی برنامه ذهنیمو هر دفعه اینجوری مرور میکنم هر دفعه تنم از خوشحالی مورمور میشه. یه شعف خاصی دارم. تصویر ذهنی خودمو میبینم که روی یه خانم کمرباریک ۶۰ کیلویی بسته شده.دیگه وقتی تو اینستایی جایی یه خانم مانکن میبینم نمیگم کاش منم اینقدی شم .بخدا. میدونم که میشم. یه لحظه خودمو جاش میبینم .اینو تازگی فهمیدم. خیلی قشنگه استاد.از خدا میخوام کمکم کنه تو این مسیر زیبا استوار بمونم…

      به امید روزی که عکس این خانم ۶۰ کیلویی زیبا رو براتون بفرستم

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/01 03:10
      مدت عضویت: 563 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 85 کلمه

      سلام استاد عزیز

      تولدتون مبارک .

      درپناه حق تندرست وموفق باشید

      الان خواستم دوتا از محصول شما رو باهم  خریداری کنم 

      منتها وقتی کدتخفیف رو میزنم فقط همون ۴۰ درصد رو حساب میکنه و ۱۵ درصد خرید اولم رو به عنوان تخفیف در جمع منظور نمیکنه .

      آیا بایستی تک تک خرید کنم تا ۱۵ درصد خرید اول رو که به عنوان هدیه درسبد خرید منظورمیشه درخرید دوم  ام دریافت کنم .

      یا اینکه هدیه سبد خرید اولم در یک روز دیگه غیر امروز  منظور میشه ؟

      با سپاس از زحماتتون .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/08/01 11:41
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        سلام و درود
        موجودی کیف پول در مرحله پرداخت به صورت خودکار از مبلغ پرداختی کسر می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/01 00:39
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم 

      سلااااااااام

      من از کِی چاق شدم؟چرا چاق شدم؟

      الان که دارم فکر میکنم به بچگیام و عکسامو که میبینم متوجه شدم که من وقتیکه به دنیا اومدم خیلیییییی تپلی بودم و اصلا تپل بودنِ بچه ها در بدوِ تولد نوعی افتخار محسوب میشده.

      در تمامِ دورانِ مدرسه متناسب بودم.اما همیشه از بقیه میشنیدم که تپل بودن مُده.

      اما وقتیکه بزرگتر شدم و راه افتادم متناسب بودم.

      همینکه درسم تموم شد و رفت و آمدم به مدرسه قطع شد شروع کردم به چاقی.

      بعد از ازدواجم بدنم شروع کرد به چاق شدن.

      یکی از چیزایی که شنیده بودم این بود که چاقی در ما ارثیه.

      یکی از دلایلم کم تحرکی بود.وووو

      اینطوری شد که تمامِ توجهم رفت رویِ ناخواستم که چاقی بود.

      و دیگه تپل بودن هم از مُد افتاده بود.

      اطرافیانم میگفتن که اگر بچه دار بشی لاغر میشی.اونموقع یکسره میخوردم و میگفتم که الان وقتِ خوردنه و بعد از زایمان لاغر میشم.من الان به لطفِ الله ۲ تا دخمل دارم اما هنوز لاغر نشدم که هیچ.چاقترم شدم.که چاقتر شدنم رو انداختم گردنِ عملی که واسه زایمان هام انجام دادم.

      تا الان که روشهایِ مختلف رو انجام دادم اما…

      هر وقت که هر لباسم برام تنگ میشد خودمو سرزنش میکردم و از خودم بدم میومد و خجالت میکشیدم.تا اینکه دیگه اصلا از لباس خریدن خوشم نمیاد و اعتمادِ به نفسم هم خیلیییییی اومد پایین.

      ممنونم از شما استادِ عزیزم و کسانی که دیدگاهم رو میخونن.

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nasim.finance@gmail.com
      1400/07/29 22:52
      مدت عضویت: 48 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 404 کلمه

      سلام
      خوب که فکر میکنم من کودکی ام کاملا نرمال بودم ولی چون از خواهر هایم یکم درشتتر بودم شانه های پهن تری داشتم برخلاف اندام مینیاتوری خواهرهام مادر بزرگ که خودش چاقترین آدم فامیل بود همیشه بهم میگفت این به کی کشیده بد ریخته چشم ابرو نداره یا همسایمون بمن میگفت حق خواهراتو میخوری در حالی که غذام خیلی کمتر از اونا ب‌ود تا وقتی که از وقتی که به سن بلوغ رسیدم با اینکه الان به عکس های اون دوران نگاه میکنم فوق العاده بودم دختر خاله های پدرم که پزشک بودن همیشه به مامانم میگفتن تیپش اروپایی و داییم که یه تحصیلکرده بود همیشه میگفت به مامانم که خوشتیپترین دخترت نفسه ولی افسوس از آدمهایی که فقط روم ایراد میزاشتن که چرا این درشته و فلانه مامانمم میگفت ژنتیکی به من کشیده تپلتره این دخترم یا میگفت متابولیسمش پایینه تا این درشت بودن منو توجیح کنند افسوس از نادانی
      من همیشه خودمو یه دختر چاق و زشت میدونستم در حال که الان دوستای دوران مدرسه رو میبینم همگی میگن تو مثل عروسکها بودی ولی چون ارتباط نمیگرفتی باهامون ماهم نمیگفتیم بعدش بعد ازینکه خواهر بزرگم ازدواج کرد طبق معمول منو خواهر وسطیم که ازون درست تر بودم موقع خرید لباس خواهرم جوری با من رفتار میکرد که انگار خییییلی چاق بودم و تو روم میگفت تو باید خیلی لاغر شی تا خوشگل بشی زمانی هم که موقع ازدواجم‌بود یه خواستگار از اطرف فامیل شوهر خواهرم اومد و بعد نیومدن خواهرم گفت میگن این الان انقدر چاقه یدونه بزاد چی میشه در حالی که سایزم ۴۲بود وزنم ایده عال جالبه که هیکلمم ساعت شنی هستش فرمش
      الان که به عکس های دوران بلوغ و جوانی نگاه میکنم فوق الااده بودم ولی عمرمو با تفکر اینکه خیلی چاق و بیریختم گزروندم
      باورم نمیشه چرا تو اون وزن ها همیشه احساس چاق بودن میکردم بعد ازینکه مادرمو تو بیست سالگی از دست دارم عمه مدبامن خیلی صمیمی بود ولی متاسفانه اونم همیشه میگفت باید خیلی لاغرتر بشم و هروقت نا امید میشدم بمن میگفت تو ژنتیکی چاقی تو سوخت و سازت پایینه من همسن تو بودم باربی بودم و این حرفها و در این سالها با وجود اینکه رژیم های محتلف و پزشکهای مختلفی را تجربه کردم ولی بعد از حتی ۲۰کیلو کاهش وزن وزنم برگشته الان به این نتیجه رسیدم که همه چی باید از درون من تغییر بکنه
      و اتفاقی با این سایت آشنا شدم امیدوارم که جواب بگیرم بکبار برای آخرین بار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/07/29 14:51
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 974 کلمه

      سلام
      امروز سال دوم دبیرستان هستم وتصمیم گرفتم ک بعد اتمام سال دوم شروع کنم ب خواندن کنکور از تمام تفریحاتم فیلم دیدن هام زدم بیشتر مینشستم و در س میخوندم از ورزش کردن زدم از دید و بازدید وعروسی واینا
      خواندم وخواندم وقتی وارد سال سوم شدم صبح مدرسه میرفتم از اونجا میرفتم کتابخونه اکثر از بیرون کلوچه میگرفتم میخوردم نخوابم بخونم تا اینک وارد سال پیش دانشگاهی اضطراب واسترس در من بیشتر شده بود چاق شده بودم یبار معلم فیزکم برگشت گف فریبا نزدیک ۷۰ کیلو وزنته من تقریبا بین ۳۶دانش اموز فقط و فقط من چاق بودم اونها شاد بودن زندگیشونو میکردن ولی من از همه چی زده بودم همشون متناسب بودن چاق بینشون فقط من بودم
      بعد کلاس میرفتن کتابخانه و اونقدر خوابم میومد ک حتی نمیتونسم بخونم از بی غذایی تا میرسیدم خونه ومینشستم ی دل سیر میخوردم تا این کنکور دادم نتیجه دلخواه من نبود چن من هی خوندم و خوندم یکبار نکردم ک دوره کنم تکرار کنم استمرار بود ولی تکرار نبود
      بعد دوباره تصمیم گرفتم بخونم از همون اول شروع کردم کتابها رومیزاشتم جلویم هرچی میخوندم یادم میومد انگار ب ی تکرار من وصل بودن اطلاعاتم
      ناراحت میشدم گریه مبکردم باز صبح زود بیدار میشدم میرفتم شد عروسی دختر خالم رفتم لباس بگیرم هیچی اندازم پیدا نکردم کم مونده بود بشینم وسط بازار و پاساژها گریه کنم دیدم مادرم بغض کرده ناراحتی مامانم بیشتر دلمو شکست بیشتر تحقیر شدم من شکست هی داشتم تو خود حس میکردم شده بودم ی ادم گوشه گیر ک داره ادای قوی بودن درمیاره ی پیرهن گرفتم ک الان ک سنم ۲۸ ساله الانم مناسب سن من نیس
      ی مانتویی پیدا کردم سیاه ولی باز خیلی توش چاق بودم
      بعد عروسی مادربزرگم اومد و گف از فامیل فلانی رژیم رفته منم شمارشو گرفتم برا تو خیلی نتیجه گرفته شماره رو گرفتم بدون تعلل یا اصرار و شوق خودم رفتم دکتر و دکتر هرچی از دهنش اومد گف که حق نداری برنج بخوری همش سبزیجات مزخرف و غذاهای ابپز ک اندازه ی نوزاد من غذا نداشتم اونقدر گشنه میشدم ک خوابم میومد دلم میخواست همش بخوابم بزور درس میخوندم از بس ک بیحال بودم اما نتیجه کنکورم خوب شد و منم لاغر لاغر ن شیرینی میخوردم ن غذای خانواده هر روز بیشتر پیشرفت میکردم لاغر و لاغر شدم رفتم دانشگاه لباسهای شیک و من ادامه دادم یبار رفتیم اردو واقعا من چقد کنترل کردم وبا اینک دوستام همش متناسب بودن ولی همیشه شیرینی میخوردن تنقلات و غذای سلف واما من همش مواظب بودم ساعتهای طولانی راههای طولانی پیاده روی میکردم ایروبیک میرفتم
      تا اینک ازدواج کردم و چاق و چاق شدم تا اینک رفتم خونه زندگیم و غذا پختم بااینک غذای زیاد نمیخوردم و. اما اعتقاد داشتم ک شب نباید غذا نباید برنج خورد اینا من چاق شدم بعد بااینک من قبلا میوه زیاد میخوردم وتاثیری روم نداشت حتی لاغر تر میشدم شنیدم میوه چاق میکنه و فلا کن و بیشتر و بیشتر تو تنگنا بودم باز رژیم میگرفتم کالری شماری ۲و ۵ تا اینک رفتم اون دکتر قبلی ولی اصلا نتونستم نگ دارم سرگیجه داشتم جلو چشمام سیاه شد وول کردم اومدم دوباره کالری شماری خب کم میکردم تا اینک حامله شدم و با اینک نمیخوردم شدیدا چاق شدم ن شیرینی میخوردم ن نمک ولی چاق چاق شدم دکترم هی میگف کم بخور زیاد میخوری و فلان من تو دوران شیرین حاملگی از خودم متنفر بودم ی زن افسرده و بیحال و متنفر از خودم بودم میگفتم منک نمیخورم چرانقد چاقم چاقم گفتن شیر بدی لاغر تر میشی ولی من اعتقاد داشتم من نیسم واصلا چاق شدم با ۲۲کیلو افزایش داشتم از خودم بدم میومد دوماه گذشت مامانم نمیزاشت رژیم بگیرم تا این در مهمونی خانواده همسر منو همه مسخره کردم من اون روز اونقد بغض داشتم ک نگو رژیم گرفنم رژیم پروتئین ک همش سینه مرغ و سفیده کوفت زهرمار خیلی زود۱۹ کیلو کاهش داشتم تا اینک خسته شدم کالری شماری تا اینک بچم تحت ی سانحه زخمی شد و من ی مادر ک همش افسرده و ناراحت و گریه میومد دوسال کامل از زندگی افتادم شدم عین معتادها
      تا اینک عروسی خواهرم شد و من دوباره یکم حالم بهتر شد و رژیم گرفتم مکرر کالری شماری ولی نمیتونستم نگ دارم مدام ب بچه غذا میدادم خودمم دلم میخواست تا اینک ی روز نشستم و گفتم ک من خستم خدا چرا چاقم من دیگه نمیدونم از ترازو از وزن کردن از کالری شماری از همه چی خستم تا اینک با اینجا آشنا شدم و ادامه دادم تو دوران ازدواج م و بخصوص بعد بدنیا امدن بچم خواب بیشتر بیشتر مقصر میدونستم یکبار رفتم آمپول زدم ویتامین قشنگ دوکیلو چاق شدم از بس فروملها فوری بودن
      من برنج و خواب و ازدواج و حاملگی شیردهی شیرینی و سرخ کردنی خورش نون ورزش نکردن استراحت کردن غذا پختن کیک و شیرینی پختن مادرم و خودم نزدیک ب خونه مادرم و میوه اضطراب و استرس و بی اعصابی افسرده بودن و فکر غم غصه و همش این جمله یادم میگفتم بدنم ب ورزش عادت کرده چن نمیکنم چاقم چن پدر مادرم چاقن من چاقم جنسم چاقیه چن شیرینی دوس دارم ترش دوس ندارم چاقم
      همیشه از اطرافیانم دیدم ک آبغوره وابلیمو میخورن مبگن اونا لاغر میکنن یا ابمیوه چاق میکنه نشستن تلوزیون دیدن با گوشی بازی کردن چاق میکنه بعد خودم همیشه میگفتم ماه رمضون چاق میشم کم کم ۵ کیلو عید چاق میشم مسافرت میرم چاق میشم رستوان میرم
      غذای بیرون فست فود تولد عروسی شب چله کیک کلوچه شکلات کاکائو قهوه شکرهمیشه میگفتم ترشی و پیاز و ترب وسبزی گشنه میکنن و چاق میشم عسل خامه و کره ومربا همه اینها رو چاق کننده میدونستم تخمه و اجیل وپفک وچیپس نوشابه دلستر روغن وکوکو سنگک وبربری سس وسالادآش کلا چیزی نبود ک در ذهن من دلیل برچاقی من نباشه
      عمل چاقی خودم میدونستم والانم ازادم از اینا راحتم راحت میخورم یا لذت و ممنونم از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Protact@Bighitcorp.com
      1400/07/25 17:54
      مدت عضویت: 52 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      چرا چاق شدم من وقتی بچه بودم لاغر بودم و این وضعیت فکر کنم تا کلاس ششم ادامه داشت اما بعد آن من ناخواسته شروع کردم به هله هوله خوردن و این برای من ی عادت شد و من همیشه گرسنه بودم من اضافه وزنو احساس نمیکردم تا اینکه طعنه زدم اطرافیان رو حس کردم بعد اون من همش از غذام کم میکردم حتی باشگاه میرفتم اما بی فایده بود دیگران فکر می کنن خیلی میخورم در صورتی که من کمتر از خودشون میخورم توی خانواده ما برادرام و مادرم اضافه وزن دارم فکر میکنم باید چاقی ما ارثی باشه یا بخاطر مواد نگهدارنده غذا ها باشه. من فکر می کنم که بیشتر ارثی هست.

       

      من زیاد فیلم نگاه می‌کنم و اگر موقع تماشای فیلم خوراکی یا غذا پیشم نباشه نمیتونم فیلم ببینم.

      من فکر می کنم که تیروئید من کم کار است.

      من چاقی خودمو از بد بودن مواد غذایی امروزی میدونم.

      تو خانواده ما اضافه وزن رایجه پس حتما من هم به آنها رفتم.

      من خیلی تلاش کردم لاغر شوم رژيم های مختلف مدام باشگاه رفتن اما همه بی فایده بود پس حتما هیکل من این است و نمیتوانم کاریش کنم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1400/07/24 18:30
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,103 کلمه

      من چرا چاق شدم 

      وقتی که متولد شدم به گفته مادرم از بس لاغر بودم امیدی به زنده موندن من نداشتند اطرافیان مادرم میگفتند این بچه نمیونه بیخود براش زحمت نکش اما به خواست خدا من زنده موندم وبزرگ شدم تا سن ۱۳ سالگی بسیار متناسب و خوش هیکل بودم حتی میتونم بگم لاغر بودم  هیچ گاه به یاد ندارم که برای بیشتر خوردن وقوی تر شدن از سمت والدین ام اصراری به من شده باشه حتی به خواهر وبرادرانم مثلا من اصلا خورشت آلو و ابگوشت دوست نداشتم  وسر سفره اگر ابن دو نوع غذا بود نمیرفتم  و مادرم هیچ وقت غذای خاصی برای من درست نمیکرد چون که آن غذا را نمیخوردم یادمه یک بار پدرم دلش سوخت که من نهار نمیخورم دو تومن داد گفت  برو برای خودت ساندویچ بگیر  اما مادرم مخالفت کرد گفت نه  اگر میخواد همین را بخوره اگر نه صبر کنه تا شام   بنابراین در خانواده من غذا  به اصرار داده نمیشد  هم پدرم متناسب بود هم مادرم   ولی به مرور زمان آنها هم کمی چاق شدند  در سن ۱۳  سالگی دچار بیماری روماتیسم شدم و بیماری پیشرفت کرد تا این که قلبم هم کمی آسیب دید بشدت لاغرتر شدم بادمه به وزن ۳۶ کیلو رسیدم اینجا بود که مادرم ترسید و فکر کرد دارم میمیرم  اما این بیماری بود که منو لاغر تر کرده بود  و لی خوب او هم مادر بود و نگران من   تجویز دکتر   روزی ۱۰ عدد کورتون بود  دکتر گفت مجبوری این قرص ها را بخوری  هم پف میکنی هم چاق میشی وچاره ایی نیست چون ممکنه آنقدر به قلبت صدمه بزنه  که دچار مشکل بشی بنابراین چاقی بهتر ازونه  ومن ناچارا این قرص ها را مصرف کردم و اشتهای من هم از آن زما ن بیشتر شد حالا تقویت ها ی مادر به کنار  دیگر هرچی میخواستم آماده میکرد  وهرچه میگفتم انجام میداد واز چاق شدن من خوشحال  بود  این پروسه ادامه داشت تا من به وزن ۶۰ کیلو رسیدم یک دختر ۱۳ ساله با ۱۵۰ سانت قد آن زمان قدم همینقدر بود با وزن ۶۰ کیلو گرم  دیگر لباسهای خودم اندازه ام نمیشد و مجبور بودم لباسهای مادرم رابپوشم  کلی غصه میخوردم  وگریه میکردم چون اصلا چاقی را دوست نداشتم  اما چاره ایی هم برای درمان بیماری من  جز این قرص ها نبود الان که در تمام دوره های استاد عزیزم شرکت کرده ام  متوجه شدم که همان حرف دکتر چون آدمی است که بهش اعتماد داریم  باعث این فرمول چاقی در ذهن من شد  اگر خود دکتر به من نمیگفت که عوارض این دارو  چاقی است شاید هیچ گاه من چاق نمیشدم و روند طبیعی بدنم را طی میکردم  اما متاسفانه بعد از حرف دکتر  این باور در من ایجاد شد که چاق شدن روند طبیعیه این دارو میباشد  ومن هروز چاقتر شدم  در سن ۱۷ سالگی روی به ورزش های شنا و والیبال و بسکتبال آوردم  حتی دو میدانی هم شرکت کردم چون عاشق تحرک و ورزش بودم   خوشبختانه یکی از همسایگان ما خانم رادبخت  کارشناس ورزش بودند و آن زمان در استادیوم آزادی که آن موقع آریامهر نامیده میشد فعالیت داشتند به واسطه ایشون  تمام تابستانهای من پر شد از ورزش های گوناگون  وخودبخود با قد کشیدنم متناسب هم شدم    تا ۱۸ سالگی دیگر  کاملا متناسب بودم  اما از گوشه کنار مشنیدم که هر کسی ازدواج کنه چاق میشه  گاهی به خود منم میگفتند ازدواج کنی دیگه این  هیکل نداری  یا اگر بچه دار بشی دیگه خوش فرم نمیشی   که باز هم  این حرفها بطور ناخود آگاه در  ذهن من به شکل فرمول در آمد  و وقتی در آن شرایط قرار گرفتم چاق شدم  اما هر بار بارژیم  سعی کردم وزن اضافه را کم  کنم بادمه سر فرزند دوم ام شیر مادر مبخورد بقدری رژیم سخت گرفتم که دندانهایم لق شد  و دکتر بشدت با من دعوا کرد  وگفت چرا این کار را میکنی  وسریع با کلی ویتامین  و آمپول به دادم رسید وگرنه دندون هایم را از دست میدادم  خلاصه بعد از این باورهای چاقی برای رهایی از  چاقی روی به ورزش آوردم وچنان پبشرفتی در امر ورزش کردم  که مجال صحبت آن اینجا نیست  که توانستم یکی از مربیان ومدرسان موفق باشم و باشگاه ورزشی بانوان را در سال ۶۷ تاسیس کنم البته ۳ سال هم در خانه کلاس داشتم وبا ۱۲۰ شاگرد از خانه برای باشگاه تازه تاسبس رفتم  و ۳ سال آن زمان مبارزه کردم تا بتوانم مجوز باشگاه  برای بانوان را بدست بیاورم   و۳۵ سال در امر ورزش فعالیت  کردم تا  سالی که در ورزش وتحرک  بودم چاق نمیشدم چون باور من این بود که متناسب ماندن راهی جز ورزش و رژیم ندارد اگر زمانی من نتوانم ورزش کنم و رژیم غذایی خود را حفظ نکنم بشدت چاق میشوم  و همین هم شد من ورزش  ورژیم را در سال ۹۶ بخاطر یک سری مسائل گذاشتم کنار ودر عرض یک سال ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم   اما بعد از آن دیگر نه حال ورزش داشتم نه رژیم های گوناگون   تا این که با استاد در ایتوپ آشنا شدم  وقتی برای اولین بار این فایل را دیدم   شگفت زده شدم  دیدم چقدر حرفهای استاد درست است با این که با باورهای من مغایرت داشت اما چنان حرفشان به دل مبنشست که ترجیح دادم تعصب ام را بزارم کنار و حر ف نو بشننوم   تا ۶ ماه فایل های رایگان را مرتب گوش کردم وبعد از آن ثبت نام کردم البته دوستان عزیزم من در حال حاضر در سه دوره ورود به سرزمین لاغری و پاکسازی ذهن و دوره پیشرفته  هستم  یک چیزی که به عنوان تجربه شخصی خودم مبخواهم بگویم این است که من برای لاغری شرکت کردم اما اینقدر این دوره ها پر محتوا وعالی است که بعد از مدتی دیگر به لاغری اهمیتی نمیدهید  چون درک میکنید که لاغر شدن آسانترین کار دنباست  تجربه هایی در رندگی خود بدست میآورید  که خیلی مهمتر وبالاتر از لاغری است  البته من نسبت به شروع دوره خیلی لاغرتر شدم ولی نمیدانم چند کیلو است چون تعهد دادم که روی وزنه نروم  فقط از لباسهایم متوجه میشوم لاغر شدم بدون هیچ گرسنگی کشیدن بدون حتی یک قدم پیاده روی  ساده حتی ورزش که من عاشقش بودم  وقتی بادم میاید چه وزنه های سنگینی را میزدم وچقدر رنج برای لاغر ماندن را متحمل میشدم  ولی الان به راحتی با آرامش خیال به سمت لاغر شدن و متناسب شدن پیش میروم امیدوارم هر رکز تعداد زیادی از دوستان همراه  به دوره ها اضافه سوند تا  شهد شیرین لاغری آسان با ذهن را بنوشند 

       

      همین جا بازهم از استاد عزیزم تشکر وسپاسگذاری میکنم چون میدانم برای تهیه فایل ها  واین که میخواهند با تمام وجود آنچه را که خودشان درک کردند به ما آموزش دهند 

      سپاسگذارم استاد عزیزم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kiananaseh2008@gmail.com
      1400/07/19 12:53
      مدت عضویت: 106 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      با عرض سلام و شادباش.

      درست یادم نیست که چاقی من از کی شروع شد ولی از بچگی بود.از چهارم دبستان که یادمه مجبور شدم یه سری آمپولهای کورتن بزنم و اشتهام افزایش زیادی پیدا کرد و شروع به چاق شدن کردم به صورت جهشی وزیاد.البته قبلش هم لاغر نبودم ولی خوب بودم.

      من عاشق شیرینبجاتم از هر مدل که باشه و بعد از خواب حتما دلم یه چیز شیرین میخواد

      دوم اینکه من از بچگی خیلی تند غذا میخوردم و میخورم و بنابراین زود غدام تموم میشه و پیام سیری نمیاد پس غذایبیشتری میخورم

      من ریزه خواری که دارم و عادت پرخوری عصبی یعنی هر فشاری تو زندگی بهم میاد نمیدونم چرا سروکله من تو کمد خوراکیها و هله هولست.

      موقع تماشای فیلم دوست دارم یه چیزی بخورم.اگه سیر هم باشم بازم یکی دو لقمه را میخورم.

      کم کاری تیرویید هم دارم و دیابت.بنابراین اعتقاد دارم سوخت و سازم پایینه

      در ضمن فکر میکردم که من استخون بندیه درشتی دارم و کلا ۴شونه هستم

      به امید لاغری🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/17 11:02
      مدت عضویت: 430 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      بنام خدا 🌹

      باسلام خدمت دوستان عزیز سایت تناسب فکری. واستاد

      دلایل چاقی من خیلی زیادن .ودیروزهمشونو ازنونشستم  وبررسی کردم  .

      پرخوری . زیاده روی خودم توغذاها . خوردن غذاهای اساس خاطرات .کم تحرکی .ورزش نکردن .پیاده روی نکردن . وقتی غذامیخورم قبل ازخوردنش ترس میادسراغم که بخورم یانه و نکنه  چاق بشم .و درنهایت چاق شدن تنها اتفاقیه که بعداز خوردن  اون غذا میفته  غذاخوردن توی زمان سیری .وقتی احساس نگرانی میکنم ویااحساس ترس بهم دست میده ویاخاطره ای که ناراحتم می‌کنه روبه با میارم دچار احساس ناراحتی میشم وبرای اینکه ازاون احساس فرار کنم  میرم سراغ غذا . همیشه مقدارغذایی که میخورم درحددرد و فشار ترکیدن  هست .و همیشه  دلیلی برای خوردن دارم  و دیروزکه داشتم این تمرینو مینوشتم توجه کردم که من برای احساس شادی و ترسم انگار یک  واکنش دارم  واون هم خوردن هست و بعد به این یقین پایمان رسیدم که برای ذهن احساس که داده میشه ازطریق من مهمه و اون تکرارکنندس براش فرقی نداره براش غم باشه یاشادی .

      وقتی وارداین مسیرشدن برای بار چندم تصمیم گرفتم این بار انجامش بدم  وتکرارش کنم حتی اگر بقیه راضی نباشند این بارتصمیم گرفتم تکرارکنم  وتکرارکنم تابه نتیجه‌ای که می‌خوام برسم تعهدبعضی  ازبچه های سایت رومی بینم درس میگیرم و ازشون یاد میگیرم که متعهد باشم .من دلایل زیادی داشتم که همشون به دید سطحی  بودن اماحالا ازاین به بعد دلایلی برای لاغری و تغییرخودم خواهم داشت  .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      1400/07/15 00:39
      مدت عضویت: 77 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      به نام خدای مهربان . با سلام خدمت اسناد عزیز و دوستان همراه. خیلی خوشحالم که به لطف خدای بزرگ وارد گام چهارم شده و فایل زیبای استاد را گوش داده و انگیزه و امیدواری زیادی در من پدیدار شده است .  استاد عزیز این اولین باری است که این سوال را خودم میپرسم چرا من چاق هستم و از چه زمانی چاقی در وجود شم شکل گرفته؟  چقدر زیبا بیان می کنید موضوع انشای ما در خصوص چگونگی چاق شدن خود بنوبسید؟ من  از کودکی چاق بوده و خانواده ام هنوز هم عاشق بچه های تپل .تا جایی گه یاد دارم  چاق بودم  در دوران ابتدایی از بقیه همکلاسی ها چاق تر و دقیقا هنوز زپان هایی را که توسط بچه ها مسخره میشدم به یاد دارم . پذیرفته بودم که چاقی ما ارثی است و استخوان بندی درشت و باردادی  و ازدواج و قرص های اعصاب و قرص آهن  و کلسیم ‌و …..همه از عوامل چاقی توستو

       تمام راه ها را برای لاغری رفتم تمام راه اا .قرص های لاغری و ورزش های سخت  و گالدی سماری و پیاده روی های خسته کننده و دمنوش ها  و طب سوزنی  و رژیم های طب سنتی و طب سوزنی و کتوژنیک و ۲۱ روز ۲۱ راه  و…… نا امید ناامید و افسرده به تمام معنا .نمیدانم به چه سکل و چطور چشمم به این سایت خورد و به این مسیر هدایت شدم . واقعا نمیدونم چطور؟ یک شب که بسیار دل شکسته و ناراحت بودم سرچ کردم خدایا کمکم کن اون لحظه مد نظرم به هیچ عنوان لاغری نبود چون افسرده شده بودم و از هیچ چیز ور زندگی لذت نمبردم مدام سرچ میکردم خدایا کمکم کن از قضا آن شب نوشتم خدایا؟ دیگه نمیدونم چی شد که الان اینجام و دارم به سوال اسناد پاسخ میدم . خدایا شکرت کمکم کن .بسبار از اسناد عریز ممنونم . شما فرستاده ای از طرف خدا هستی و یقین دارم همان کسی که من رو هدایت کرد و الان گام چهارم هستم همان خدا توفیق خرید دوره ها رو هم به من خواهد داد . خدایا شکرررررر .شکرگزاری من را بپذیر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/13 14:58
      مدت عضویت: 817 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 650 کلمه

      با سلام

      گام چهارم در مسیر لاغری 

      سوال امروز  چرا من چاق شدم و از چه زمانی اضافه وزنم شروع شد؟چه چیزی باعث چاق تر شدن شما شد؟

      برای پاسخ دادن به این سوال دوباره برگشتم و به مسیر چاق شدنم نگاه کردم.

      من تا سن ۲۶ سالگی کاملا متناسب بودم هیچوقت یادم نمیاد که توی تموم اون سال ها به فکر چاق شدن باشم یا اصلا نوع غذامو بررسی کنم یا مثلا کالری شماری کنم یا هر چیز دیگه ای. اون موقع با ارامش و بدون هیچ استرسی غذامو می خوردم، تنقلات میخوردم و کیک وبستنی را با لذت می خوردم.

      وقتی ازدواج کردم اولین باور من با حرف اطرافیانم شکل گرفت و من پذیرفتم که ازدواج باعث چاق شدن میشه پذیرش همین باور منو دچار ترس کرد و خیلی مراقب خوردنم بودم یادمه اوایل ازدواج که مهمانی می رفتم بعد از هر مهمانی حس می کردم چاق تر شد.

      باور بعدی من با اولین بارداریم شکل گرفت و چاق شدن را برای خودم طبیعی می دونستم و بیشتر از حد نیازم می خوردم که یعنی نیاز بچه تامین بشه و شروع پرخوری من هم بود و چون فکر می کردم طبیعیه که تو این دوران ادم چاق تر بشه به راحتی اضافه وزن زیادی را تو این دوران به دست آوردم.

       

      بارداری دوم سنم بالاتر رفته بود و بالا رفتن سن هم عامل دیگه چاق شدنم بود چون همه می گفتن وقتی سن میره بالا وزن آدم بیشتر میشه.

      کم بودن تحرک، برنج و نون خوردن، خوردن تنقلات، استفاده از فست فودها،کم کاری تیروئید، خواب بعد از ظهر، شام خوردن ، ارثی بودن چاقی و خلاصه پر بودم از دلیل برای چاق شدن دلایلی که با شرکت توی دوره متوجه شدم هیچکدومشون نمی تونه عامل چاقی من باشه چون اطرافم پر بود از آدمهایی که همون شرایط را داشتن و کاملا متناسب بودن.

       

       خیلی از خانما بعد ازدواج هیچ تغییری نکردن چون اصلا این حرف را باور نداشتن، بعضیا حتی تو دوران بارداری وزن هم کم کردن و به قول خودشون بچه شون درشت تر شده بود و خودشون وزن کمتری می گرفتن.

      همسایه ای داشتیم که سه فرزند داشت و خانمه سه سال از من بزرگ تر بود ولی کاملا متناسب بود.

      توی اطرافیان خودم کسانی رو می شناختم که تحرکشون خیلی از من کمتر بود وهیچوقت هم ورزش نمی کردن ولی کاملا متناسب بودند.

       

      پس باز هم باید برگردم ببینم دلیل چاق شدن من چی می تونه باشه دلیل چاقی من هیچکدوم از عواملی که نام بردم نبوده من قبل از اینا اول توی ذهنم چاق شدم وقتی هر چی دیگران می گفتن رو بدون تحلیل و بررسی قبول می کردم وقتی باورشون می کردم اون باور در من شکل می گرفت وذهنم منو به همون شکلی که خودم باورش کرده بودم و توی ذهنم بهش پرو بال دادم می رسوند.

      اون زمان ها هر وقت حس می کردم وزنم زیاد شده از ظاهر خودم بدم میومد و حسابی خودمو سرزنش می کردم و بعد هم توی خوردن خیلی رعایت می کردم، ورزش می کردم، کالری شماری می کردم و هزار تا کار می کردم که وزن کم کنم ولی بی فایده بود خودمو زجر می دادم واسه یه مدت کوتاه وزن کم می کردم و با جریان عادی زندگی خیلی سریع وزنم به حالت قبل وشاید کمی بیشتر برمی گشت و من افسرده ونا امید می شدم.

       

      وقتی با سایت آشنا شدم یه جورایی حس خوبی داشتم و روش استاد را متفاوت از تمام چیزایی که تا حالا عمل کردم دیدم مصمم شدم که این روش را امتحان کنم عزمم خیلی راسخ نبود اوایل ترس و استرس هم داشتم که اگه جواب نداد چی ولی به مرور توی دوره با فایل های متنوع راه درست را طی کردم و با این که چند باری توی دوره دچار نا امیدی شدم ولی ادامه دادم چون باور کرده بودم تنها از طریق دهنی می تونم به لاغری برسم و دیگه حاضر نیستم هیچ روش دیگه ای رو امتحان کنم. من به صورت مستمر ادامه میدم تا به ایده آل خودم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/12 20:54
      مدت عضویت: 224 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام به همه ی دوستان.امروز روز چهارمیه که تو مسیر لاغری قرار گرفتم.سوالی که استاد بزرگوار از ما خواستن که جواب بدیم این بود که چرا چاق هستم.سوال سختیه.عوامل زیادی رو توی چاق شدنم دخیل میدونستم.که البته الان به این نتیجه رسیدم که همش بهانه بوده .خب پرخوری و ورزش نکردن رو دلیل اصلی میدونستم.چون آدم تنبلی نبودم و همیشه در تلاش بودم.اما خب بارداری ‌هم یکی دیگه از دلایل اضافه وزنم بوده.همیشه دلم میخواست خوش اندام باشم و وقتی موفق نمیشدم بیشتر از پیش ناراحت و افسرده میشدم.چقدر از کلمه ی رژیم بدم میاد.بدترین احساس چاقی رو وقتی داشتم که میخاستم به یه عروسی بریم .توی کمد هرچی لباس برداشتم که بپوشم بقدری تنگم بود که شکمم میزد بیرون و خیلی بیریخت شده بودم.احساس عذاب کردم و فرداش رژیم رو شروع کردم.اما بازم روز از نو و روزی از نو.اینجا دیگه برای تغییر فرم بدنم به آخر خط رسیدم.و حاضرم موبه مو تمرینات استاد رو انجام بدم.امیدوارم همه ی  دوستان عزیزم موفق باشند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/10 14:31
      مدت عضویت: 66 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 58 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز امروز  صبح تو فکر لاغر شدن بودم و خداوند به طور معجزه آسایی منو هدایت کرد به سایت شما و شرو قدم اول ،خدایا شکرت در هر لحظه در حال هدایت کردن من هستی و من به هدایتت پاسخ میدم و متعهدانه تا آخرش ادامه میدم سپاسگزارم،از شما استاد عزیز هم بی نهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/09 02:34
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 349 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر  عزیزان

      وقتی صحبت از تغییر می شه باید به دو صورت در نظر بگیریم ۱- چرا ما چاق هستیم و چرا بعضی ها لاغر هستن

      ۲- از چه طریقی و چه طور باید لاغر بشیم.

      که  ما همیشه به قسمت دوم توجه کردیم  و با استفاده از رژیم‌ها و روش‌های مختلف می خواستیم لاغر بشیم هیچ وقت فکر نکردیم دلیل چاقی ما چیه علتش چیه که اون موقع ها همه یا ی گفتن چاقی ارثیه یا دلایل دیگه ما اصلا هر چی می خوریم چاق می شیک هیچی که نمی خوریم تو هم مثل عمه هات چاقی پاهات چاقه همش از این حرف‌ها بعدش هم که دیگه یواش یواش سن بالا می ره می گن متابولیسم کند کی شه و باید تحرکت بیشتر باشه 

      حالا این مثال ماشین هم خوب مثالی بود هر کی اومد و گفت عیبش اینه ما هم به هر کی برخورد کردیم یه نظری داد و رد شد ولی این روش لاغری با ذهن مثل همون کامپیوتر عیب ها رو پیدا می کنه رفعشون می کنه تنها روشی هست که موندگاره 

       

      من توی این دو سال دیگه ایمانم قوی تر شده که ماندگار هستش چون در روش‌های قبلی یه روز بعد از اتمام رژیم آدم شروع می کرد به چاق شدن ..

      حالا چرا من چاق هستم ؟

      من از بعد از زایمان چاق شدم که خوب همه این فرمولها رو شنیده بودم دور و اطرافم آدم ازدواج می کنه چاق می شه بچه دار می شه چاق می شه مامانم همیشه می گفت تو مثل عمه هات می مونی پاهات چاقه و یه سری از این حرف‌ها اینها کم کم جزو باورهای من شده بود و من رو به سمت چاقی هدایت می کرد یه موقعی من هر روز پیاده روی می کردم هر روز ورزش می کردم غذا کمتر می خوردم ولی اصلا فایده نداشت باید ادامه می دادم خسته می شدم یعنی همیشه ذهنم درگیر این بود که فردا برم رو ترازو آیا کم شده وزنم یا نهو خلاصه بعد از چند سال من دیگه کاملا از این برنامه ها و ورزش ها ناامید شده بودم که به خواست خدا به این سمت هدایت شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/01 21:46
      مدت عضویت: 83 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 964 کلمه

      سلام..سلام به روی ماه تک تکتون!

      گام چهارم “شروعِ مسیرِ لاغریِ من” چه اهنگ زیبایی داره این جمله‌‌..عاشقشم

      اول یک تبریک و تشکر به خودم بدهکارم که دوباره شروع کرد و تا گام چهارم باهام اومد و احساسش رو خوب نگه داشت امروز که رفتم حمام و دیدم تکر های پوستی جدیدم دوباره زیاد شدن فهمیدم دارم مسیرو اشتباه میرم.من پرخوری رو با لاغری با ذهن اشتباه گرفتم اره درسته در لاغری با ذهن  غذا خوردن باعث پاقی نمیشه اما خوردنِ غذا اونم اضافی معلومه که باعث چاقی میشه!! وقتی خودم رو توی ایینه میبینم ذهن چاقم میگه دیگه اب زیاد بخور برو بدو و کم بخوراما ذهنِ متناسبِ تازه متولد شده ام کنار گوشم نجوا میکنه : بیشتر روی سایت و خودت وقت بزار.بیشتر گوش بده،دوره کن و سعی کن بیشتر تمرکزت روی درونت باشه نه عوامل بیرونی! 

      من اومدم با کلی هیجان که قراره این گام رو به تناسبم چی یاد بگیرم؟

      بریم سر اصل مطلب؛ وقتی صحبت از تغییر میشه دو موضوع مورد بحث قرار میگیره 

      ۱.صورت مسئله۲.جواب مسئله

      در مورد لاغری هم 

      ۱.چرا من چاقم و دیگران لاغرند؟ نقش صورت مسئله دارد.۲.چگونه میتونم لاغر و متناسب بشم؟ نقش جواب مسئله دارد.

      از خودم میپرسم! آرمیتا چرا دوست داری جواب سوال دوم رو پیدا کنی؟ وقتی حالا دیگه یاد گرفتی به جای اینکه صورت مسئله رو پاک کنی و دنبال نتیجه باشی باید به دلیل چاقیت فکر کنی.به اینکه چی شد که جسمت اینجوری شد..؟ به اینکه با افکار و رفتارت چه بر سر جسمت اوردی؟ وقتی توی این مسئله دقیق شدم ذهنم تیک تیک صدا داد و گفت: عه! این روش برای روابطم جواب میده که!! یعنی ما همیشه دنبال این هستیم که چطور میشه روابط بهتری داشت؟! اما هیچوقت نپرسیدیم چی شد که روابطمون اینجوری شد؟! چرا رابطه خوبی رو نمیتونیم تجربه کنیم؟!یا حتی ثروت و سلامتی و خلاصه تماااااااام جنبه های زندگیحالا که نگاه میکنم میبینم درباره کنکور و درس خوندن هم صدق میکنه.همه دنبال اینن چطور نمره عالی بیارن؟ در صورتی که نمیپرسن چرا نمره عالی نمیارن؟!

      خدایا…صدای باز شدن قفل های ذهنم رو میشنوم..خدایا شکرت..خدایا شکرت..چه ارامشی چه حس نابی.. شکرررررررت..

      و در ادامه:افرادی که اضافه وزن دارن همیشه دنبال راه فرار از چاقی هستگ و هیچ وقت حتی از ذهنشون خطور نکرده که اقا چرا چاق شدم؟! شاید از خودشون پرسیده باشن ولی ذهنشون گفته باشه: چه اهمیتی داره؟؟! زودتر از چاقیت خلاص شو بعدا راجع بهش فکر کن!

      شاید نه! مطمئنمم که همچین چیزی بهش گفته چون ذهن خودم که همین رو همیشه میگفت.میگفت بیکاری فکر کنی چرا چاق شدی؟خب خوردی و اضافه کردی دیگه! چه دلیلی میتونه داشته باشه؟..و بخاطر همین من و خیلی های دیگه در روش های دیگه لاغری هیچوقت موفقِ همیشگی نبودیم. 

      ذهن چاقِ قبلی‌ام دنبال راهی بود که :چاقی—-> لاغری اما ذهن متناسبِ جدیدم دنبال راهی است که: بفهمه چرا چاقه؟! 

      میپرسی چرا لاغری با ذهن ادعا میکنه که میتونه من رو برای همیشه لاغر کنه؟!

      چون برخلاف روش های دیگه ما صورت مسئله رو میزاریم روی میز، دربارش بجث میکنیم،تحلیلش میکنیم و کم کم روش هایی رو یاد میگیریم که این صورت مسئله رو تغییر بدیم(صورت مسئله یعنی همون که چرا چاقم و بقیه لاغرند؟)

      وقتی صورت مسئله تغییر کرد، جواب مسئله هم پیدا میشه و بعدِ اون؟؟ خوشحالی..اعتماد به نفس! به قول گام های قبلی: 

      “تمام ان چیزی که در مسیر چاقی به عنوان بها پرداختم در مسیر لاغری به عنوان پاداش دریافت میکنم “

      و این جمله رو خیلی دوست دارم! چون من رو خوشبین میکنه! امیدبخشه.. 

      میدونی! این روزا ذهنم زیاد میگه ولش کن حالا فعلا لاغرشو باز بعدا یک فکری داجع بهش میکنیم! اما من ذهنم رو کنترل میکنم و سعی میکنم بهش بگم: من اینجا نیستم که برای مدت کوتاهی لاغر بشم و لاغریِ همیشگی رو از دست بدم..چیزی که برام ارزشمنده و باعث افتخارم میشه و اگر برگردم بازم همین راه رو ادامه میدم اینه که: 

        $ من روزی تصمیم گرفتم یک بار لاغر بشم و برای همیشه لاغر بمونم $و نتیجه….؟ مشخصه! 

      ولی نمیخوام مثل نخ به نتیجه اویزون باشم.چون اگه میخوام لاغر بشم و به خودم افتخار کنم نباید به نتیجه کار داشته باشم و بزارم اروم اروم ذهنم کار خودش رو انجام بده..

      استاد!استاااااد!استاد…وقتی مثال ماشین رو زدین من یاد خودم نیوفتادم..اما حسِ تمامِ افراد چاق رو حس کردم(مثل مادرم و..)که هرکی از راه رسید و مشکلشون رو دید بهشون راهکار داد و باعث تخریب بیشترشون شدو اونها هم بدون چون و چرا قبول میکردن و پا در مسیر ناشناخته میذاشتن که بعدش کلی عوارض روی دستشون میذاشت:) و این..عذاب اوره.با اینکه خودم‌فقط یکبار رژیم گرفتم و داشت برمیگشت حس این افراد رو درک میکنم.وقتی من باور اولم بود و شکست خورده بودم انقدر ناامید بودم و خودم‌رو در برابر چاقی ناتوان میدیدم اونها که صد بار راه هارو رفتن و به جایی نرسیدن چجورین پس؟…

      در لاغری با ذهن ما یاد میگیرم فرمول های صحیح رو جایزگین فرمول های اشتباه کنیم .اون هم فقط ازطریق قورت دادنِ کل سایت در مدت زمان طولانی اتفاق میوفته…استاد!یک حرفتون تکونم داد!!.. چرا من وقتی  روش های قبلی رو میرفتم و نتیجه نمیگرفتم به اون روشا شک نکردم؟ چرا هیچوقت فکر نکردم منی که انقدر با اراده ام بعد از اتمام‌ رژیمم این حجم از پرخوری و حرص و ولع از کجا میاد؟؟؟ 

      چیزی که در این فایل اموزشیِزیبا یاد گرفتم: 

      لاغری زمانی میتونه دائمی باشه که من میتونم ریشه یابی کنم و بفهمم دقیقا چرا چاق شدم؟؟من و شمایی که داری این متنرو میخونیم باید خوب بفهمیم که روشهای دیگه لاغر شدن هیییییج تاثیری نداره.چون ذهن چتق در نهایت تورو به سمت غذهای خوشمزه مزه میپره..

      و حالا لیست بلند بالای چاقی من :

      ۱.بعد از رژیم چاقی میشی حتی  وقتی غذا همونه نمیخوری..۲.قرص ویتامین باعث اشتها ۳.سر کار و مسافرت و مهمونی.۴.تنهایی باعث خوردن بیش از حد میشه ۵.افراد لاغر مریض هستن و افراد تپل راضی و سالم..لاغری خوب نیست و هرکی لاغره مریضهخوشحالی و شادی باعث اقی میشهبا لذت غذا خوردن باعث چاقی میشهتند تند غذا خوردنناخنک زدنگشنگی واقعی رو تجربه نکردناستعداد چاقی دارم

      مشکلات هورمونیشکم و پهلو طبیعیهخواب زیادورزش نکردناب نخوردنپرخوری عصبی..و …که مطمئنم همه اینها حل میشه…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/01 21:13
      مدت عضویت: 274 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      با عرض سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز من تا 13 سالگی خیلی لاغربودم که نامزد کردم وبه خاطر دلسوزیهای زیادی خانواده شروع به چاقی کردم بعد از ازدواج ودردوره های بارداری میگفتم زیاد بخورم بچم رشد کنه وشیردهی که میگفتم بخورم شیرم زیاد بشه وهمین طورادامه داشت تا الان که با 30 کیلو اضافه وزن تازه فهمیدم همه فکرام اشتباه بوده چند ساله   هرچه رژیم ورزشهای سخت وباشگاه  و قرص های لاغری رواستفاده کردم هیچ فایده ای نداره چند کیلو لاغر میشم وبعدازمدتی دوباره برمیگرده حتی بیشتر هم میشه دیگه خسته شدم از زخم زبونهای دیگران از زانو درد وکمر درد .خجالت می کشم برم خریدفروشنده با پوسخند بگه سایز شما نداریم ازاستخر و آبگرم رفتن خجالت میکشم یک مجلسی عروسی چیزیکه  دعوت بشم جای خوشحال شدن اعصابم خورد میشه عزا میگیرم که حالا چی بپوشم بااین هیکل بدم😥😦😢

      حالا که با این سایت آشنا شدم کمی امید وار شدم که انشاءالله با کمک استاد عزیز وهمه شما عزیزان بتونم به آرزوی لاغری خودم برسم 👐👐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/25 03:30
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      سلام♥️
      ازین فایل یادگرفتم
      از تجربه ی استاد و دوستان دیگه درس میگیرم روش های لاغری رو امتحان کردن و اشتباه بوده پس دورشون یه خط قررمز میکشم.(لازم نیست حتما امتحانشون کنم)

      ۲) هرکسی که نتیجه دستش بود حرفشو قبول کنم نه هرکسی.
      ۳)چاقی ربطی به ارث نداره استاد از کودکی چاق بوده چطوره که حالا لاغرشده و خیلی وقته لاغرمونده؟همه ی زندگیم پس دسته خودمهپ
      ۴)بدن خیلی سریع تغییرمیکنه استاد تو یه سال و نیم اونم با ازمون و خطا کردن خیلی لاغرشده.پس قطعا ما میتونیم خیلی کمترازین زمان لاغربشیم
      باخودم گفتم زیاده زیادش طول بکشه واقعا می ارزه ۱ سال و نیم دیگه کجا هستممم😍 لاغرم خداجوننن دیگه رهای رهاممم پس می ارزه زمان بذارم تمرین انجام بدم مثله الان که ۳ و نیم صبحه براش زمان میذارم.
      ممنون از خدا و بعدازشما استاد عزیز بخاطر دوره ۱۰۰ قدمی.باورم نمیشه تعهدمو خیلی زیادکرده.همین سعی برای هرروز یا روزدرمیون گوش دادن فایلا و کامنت گذاشتن خیلی موثربوده.حتی توکارای دیگمم تعهدم رفته بالا برنامه ریزیمم بهترشده.خیلی برام این مووضع مهم بود که تاحدخوبی رفع شد.
      ممنون💕♥️💕♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زیبای خوش اندام
      1400/06/24 22:38
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      سلام به جناب استاد عطارروشن و  دوستان عزیز در سایت تناسب فکری 

      من دوهفته ای میشه ک دارم رو‌خودم کار میکنم و مینویسم تمرین هارو در دفترم خداروشکر

      امروز خواستم اینجا هم ردپای  خودم رو بذارم

      واقعا خوشحالم ک ب این سایت هدایت شدم از طریق سایت استاد عباسمنش و برای وجود این دو عزیز تاثیرگذار در زندگیم سپاسگزارم. 

      من از همین اول راه مطمعنممممم ک نتیجه عالی و فوق العاده هست و حسم عالیهههه و کلام استاد برجانم نشسته😍😍😍😍😍صدهزاربار خداروشکر میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      tara.maral.a@gmail.com
      1400/06/20 10:15
      مدت عضویت: 143 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      سلام و وقت به خیر 

      اینکه چاقی را یک عامل ارثی میدانستم 

      استخوان بندی درشتی که داشتم 

      تنبلی و کم تحرک بودنم نسبت به دیگر اعضای خانواده

      خواب بیش ازحد

      استرس و اضطراب که باعث بیشتر خوردنم میشد و زمانی که غذا ویا هر چیز دیگری مخصوصا شیرین میخورم احساس آرامش میکردم 

      و ۲ بارداری پشت سر هم و بدون فاصله 

      به نظرم مواردی بودن که باعث اضافه وزن زیادی من شدن

      من از بچگی نسبت به بقیه ی دوستانم توپرتر بودم و سن نوجوانی که رسیدم مادرم همیشه به من گوشزد میکرد که مواظب باش چاق نشی و اگر چاق شی سخت میشه لاغر شدنت چون توی ارث چاقی دارین و خانواده پدرت همه چاق هستن خیلی مراقب باش تا اینکه بعد از ازدواج و بارداری اولم ۱۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و متاسفانه نتونستم بعد از زایمان دوباره وزن کم کنم و چن سال بعد بارداری دوم و باز اضاضه وزن و در طول چن ماه بارداری سومم باعث اضافه وزن بیش از حد من شد و دیگه ناراحت و ناامید از رسیدن به تناسب اندام شدم و رها کردم خودم و فقط عذاب وجدان میکشدم به خطر این مساله امیدوارم با قرار گرفتن در این راه بتونم به آرزوی چندین ساله ام که تناسب اندامم هست برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/20 07:39
      مدت عضویت: 98 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 4,664 کلمه

      باسلام گام 4 ( تکرار 1) برای  رفع هر مشکلی ، در ابتدا باید اون مشکل و عامل آن شناسایی بشه و سپس بر طرف بشه ، یعنی اگه ما ندونیم علت اصلی اون چیه ، در نتیجه نمیتونیم اون مشکل و برطرف کنیم . بنابراین باید مشکل رواز ریشه شناسایی کنیم .نتیجه واقعی باید همیشگی باشه ! و اگه الان اینطور نبوده ، مسیر ما برای کسب نتیجه دلخواهمون صحیح نبوده است.داستان چاقی من از اونجایی که من یادم میاد من خودم و تپل دیدم و مادرم  هم گفته بود که من وقتی بدنیا اومدم 4 کیلو بودم ، ولی وقتی عکس های دوران کودکیمو که دیدم تا 3-4 سالگی نسبت به به بچه های دور اطرافم متناسبم من هم متناسب بودم و یادم میاد  از 6-7 سالگی بود  که مادرم به بهانه های مختلف میخواست بزور به من غذا بده وحجم غذاییمو بیشتر کنه و  دقیقا یادمه که میگفت:تو سن رشدی باید غذا بخوری.شیر و ماست بیشتر بخور وگرنه استخونات پوک میشه!صبحونه اگه نخوری ، مریض میشی!بخور ، مقویه!مادرم همیشه لقمه های بزرگ و خوشمزه خونگی  به من میداد که من با خودم ببرم مدرسه و بخورم و به بچه های دیگه پز بدم😐 ! و همیشه وقتی برمیگشتم ازم میپرسید ، خوشمزه بود؟ دوست داشتی؟ یا ساندویچتو خوردی ولی من بیشترهم مدرسه ای هامو میدیدم که تیتاپ و شیر و یا بیسکوییت میخوردن تو زنگ تفریح و منم چندباری از مادرم خواستم که مثل بچه ها شیر و بیسکوییت و اینا ببرم مدرسه و مادرم اینطوری جواب میداد که :نه ، اونا غذای درست حسابی نمیخورن! 😐

      مامان باباشون پول ندارن تا براشون غذاهای خوشمزه درست کنن!و…. 😐اونا لاغرن مریضن، هیچ کاری نمیتونن بکنن و  ..

      و.منم باور کرده بودم :/ خب چون 7 سالم بود و بچه ها باور ها و افکارشون و رفتارشون  از خانواده یاد میگیرن و همیشه نو خونه ما فراوانی غذا بود و چون مادرم نمیخواست چیزی برای ما کم بزاره  همیشه یخچال ما باید پر از غذا و خوراکی میبود و حتی الان هم همینطوره!تا اینکه تا 14 سالگی دیگه مثل اینکه وضعم خیلی خراب بود وزنم تقریبا 80 واینا  بود و از 11 سالگی ی مشکلی برام پیش اومد که خیلی زندگیمونو تحت تاثیر قرار داده بود و ما هرکاری برای برطرف کردن اون انجام میدادیم و تمام تمرکزمون روی اون مشکل من بود که من الان که 19 سالمه و هنوز هم به طور قطعی کاملا خوب نشدم. وحتی  میبینم  که این مشکل هم با روش ذهنی کاملااا برطرف میشه! .خب اونموقع دیگه به چاقی فکر نمیکردم و تمام تمرکزمون روی اون مشکلم بود و…سن 14 سالگی با دارویی هایی که برای درمانم استفاده میکردم  به طور ناخواسته مقدار زیادی رو تو مدت زمان خیلی کمی ، کم کردم و دوباره تا 15 سالگی  برگشت و و بعد از اون من دوبار دیگه از روش هایی که خودم می دونستم ،برای لاغریم استفاده کردم و باز هم دوباره هرچی کم کرده بودم برگشت!*یادم میاد فکر کنم 9 سالم بود و یا کم تر، که  از داییم که خودش چاق بود شنیده بودم چاقی تو خانوادمون ارثیه و همه ی افراد خانواده مادرم از پاهاشون و ران هاشون چاق میشن و این در من هم واضحه ! و من اصلا اون زمان  معنی ارث و نمیدونستم که چیه ؟! 🙂و از مادرم برای اولین بار پرسیده بودم و اونم به من توضیح داده بود .

       مادر من خودش تا قبل از این که منو باردار بشه خیلیی متناسب بود و خودش میگفت که 50 کیلو بود و بعد از اینکه من بدنیا اومدم چاق شد و بعد از برادرمم که دیگه اصلا….مادر من هم خدایی خیلیی کاراش بد بوده دیگه ! تمام هرچی که غیر عادی بوده و ربط میداد به ارث !مثلا من از مادرم و خانوادش چاقی و ارث برده بودم و از پدرم اون مشکلم و اخلاقم و…وبعد ی مدت با خدا لج کرده بودم و میگفتم که چرا من فقط میبایست که چیز های بد ارث میبردم ا؟ خب ،چیزای خوبش و بهم میدادی حداقل…..🙂🙃*ی مدت داروهایی میخوردم که به گفته دکتر ها عوارضشون اضافه وزن و چاقی بود و در صورتی که من خودم قادر نبودم که حتی برم مطب و ویزیت بشم وفقط مادرم میرفت و با پزشک صحبت میکردو برام دارو میگرفت و به منم نمیگفت که همچین عوارضی داره و من تا اون موقع نمیدونستم که مثلا دارو هایی کهادم چاق میکنن و یا داروهای چاق کننده هم داریم!😐 و بعد از اینکه یزره چاق شدم  ، مامانم میگفت این دارو هه اینطوری کرد ، دکتره گفته بوداااا ، منم بهش میگفتم پس چراا بهم میدادی اگه تو میدونستی و میگفت که چون خوب بشی و ….ینی مادرم حاظر بود که من چاق باشم ولی خوب باشم!و به سن بلوغ  که رسیدم و خیلی دوران سختی بود برام همش استرس بود و با اوضاع بدم هم برای تیزهوشان داشتم میخوندم ….*یجایی شنیده بودم که نمیدونم استرس باعث ترشح ی نوع هورمون میشه که فکر کنم اسمش هورمون کورتیزل بود که  در ادم  باعث چاقی میشه .و باور کردن این  حرف مزخرف هم یجااا*کم خوابی ، که اونم مثل اینکه باعث ترشح ی هورمون میشه که ادم م چاق میکنه و برام تعجبه که بعضیا میگن زیاد خوابیدن باعث چاقی میشه!الان دقبقاا حقیقت کدومه؟ کدومو باید ادم باور کنه؟؟ این خودش الان  کاملا واضحه که اصلا حقیقت نداره !و همه این اتفاقات  در صورتی بود که من تغذیمم همون بود و یا گاهی بود که اصلا غذا نمیخوردم واصلا به غذا خوردن فکر نمیکردم وحتی  متناسب میخوردم ! و اصلا یسری از غذاهارو دوست نداشتم، والان که یادم میاد من تا 4 سال قبل اصلا از شیره خرما و ارده و اینا خوشم نمیومد و اصلا از کشمش و زرشک تو غذاها بیزار بودم واصلا نون دوست نداشتم و به ناهار خوردن هم علاقه چندانی نداشتم ! و الان که با لذت یسری غذاهایی رو میخورم که اصلا تا ی زمانی دوسشون نداشتم خودم تعجب میکنم ! و مادرمم بهم میگه ، دیددی بهت میگفتیم ، یا تورو زوورر میکردیم بخور فلانه و خوشمزه و… ولی تو اصلا گوش نمیدادی؟ و یا بچه بودی نمیفهمدی!و مطمعنم که این عادت هایی هم که الان در من به تازگی  ایجاد شده بود  وهمونطور که در گام 34 گفته شده بود ،کار ناخوداگاه من بود که بعد از ایجاد فرمول های  چاقی توسط خودم در ذهنم  و باورهام درباره چاقی، منو به باورهام با شکل دادن این رفتار های جدید، سوق میداد!*کم تحرکی ! با اینکه خودم بچه ی تپل و پرجنب و جوشی بودم !*استخون بندیم درشته 😐؟، مثلاا دقیقا یادمه تو مدرسه که وزن منو میگرفتن من کاملا ظاهرا مثل یک شخص متناسب بودم و ولی وزنم بیشتر نشون میداد ،( الانم دقیقا همینطوریه ، تو ظاهر نشون میده 55 کیلو  ویا کمترباشم ، به طور کاملا واضحی نشون میده !ولی رو ترازو 66- 65 )، و همه هم بهم میگفتن که تو استخون بندیت درشته و …. در صورتی که من هروقت لاغر کرده بودم و کاملا استخونی شده بودم و یا تو عکس های اکس ری که حالا قبلا به دلایل مختلف گرفته بودم ، دقت کردم تا ببینم دقیقا استخون بندیه درشت چیه؟ دیدم که استخونام دقیقا مثل یک انسان عادی بود که هرجا دیده بودم ، نه بزرگتر و نه کوچکتر!*چون من از بچگی عاشق غذا خوردن بودم و الان هم همینطورم یعنی بیشتر غذا هارو دوست داشتم و دارم ، به گفته مامانم شکمو بودنم باعث اضافه وزن منه !؟؟ و چندباری هم از مادرم شنیده بودم که بعد از بدنیا اوردن من و برادرم چاق شده و الان هم که به سن یایسگی رسیده و دیگه سموم بدنش رفع نمیشه و چاق که بود و حالا چون یایسه هم شده دیگه  اصلااا نمیتونه لاغر بشه و …. هزاران هزار چرت و پرت و مزخرف دیگه ، که چرا چاق شده!🙄و من زیاد خودم اینارو باور نکرده بودم چون مادردوستام و میدیدم که خیلی لاغرو زیبا و خوش اندام بودن و به مامانم میگفتم که پس چرا مامان فلانی اینطوری لاغر و خوشگله؟حدس بزنین بهم چی میگفت؟😂اونا بیکارو دوله ان شوهراشون کار میکنن ، خودشون تو خونه افتادن، میرن به خودشون میرسن:/ یا اینکه سن اونا کمه !😐😐😐😐😐😐😐

      جااااااااااااااان؟؟خدااااایاااااااااااااا، کممممممکککککک ، !به هرحال امیدوارم که این دوتا رواصلا  باور نکرده باشم که بعد ار زایمان و سن یایسگی ادم چاق میشه و اگه هم ناخوداگاهم باورش کرده باشه و ذهنم همچین فرمولی درخودش ایجاد کرده باشه ، به لطف خدا تغییر میکنه. خدایا شکرت امروز صبح هم که اینو از مادربزرگم شنیدم ، مادربزرگم الان حدود یک ماهه که  کمرش و عمل کرده و ما ازش مراقبت میکنیم و تو این 1 ماه ، خداااااااشااهههههههههده  ، هرچی خورد ، صبحونه ، ناهار ، شام و… هی میگفت وای خیلی خوردم ، وای چاق شد م و …در صورتیی که اصلا هیچی نمیخوردددد!! از نوه 3 سالش هم کم ترر میخوره !!!!!و امروز رفت بالای ترازو دید که 2 کیلو چاق شده و منم گفتم تو که چیزی نمیخوری ! چطوریه که؟ ( در واقعیت میدونستم که ربطی به خوردن نداره ولی میخواستم اذیتش کنم😂) بعد اینجا مامانم اومد گفت : دیگه پیر شده و سوخت سازش پایین اومده ( همون لحظه و تو ذهنم گفتمآه آه 😏دیگه دیرشدهه که بخوای برای من دلیل بیاری چون من دیگه واقعیت و میدونم  تو هم داری با این  دلایلت خودتو گول میزنی ) و منم گفتم فقط سوخت ساز بدن  اون باید پایین بیاد پس چرا خواهرشوهرش ( عمه مامانم)  که از اون پیرتره هم لاغر تره هم جوون تره !؟😒

      فهمید که دارم از گفته های لاغری با ذهن جوابشو میدم گفت ، تو لطلف کن  در این مواقع اظهار نظر نکن اگه جواب های ما برات قانع کننذه نیستن ، تو کار خودتو بکن ما هم کار خودمون و میکنیم و…*تیرویید  ! پدر من تنها فرد متناسب تو خانواده ماست و ازونایی که به قول چاقا تو خانوادمون  ژنتیکش لاغره و سوخت و سازشون بالاعه و نمیدونم فلان وبسار ، جوری که مادرش ( مادرِ پدرم) یعنی عزیزمن، بخاطر چاقییی زیادی که داشت ، حدوذ 140/150 کیلو و چاق ترین شخص در بین کل خاندان پدری و مادری وایل و خاندان بود .منم از بچگی ، از اونجایی که یادم میاد اون خدابیامرز و عزیزچاقالو 😂صدا میکردم ، بنابراین اگه قرار بود که پدر من ژنتیکی لاغر باشه باید مادرش هم لاغر میبود ، نه اینکه فقط از پدرش ژنیکش و به ارث برده باشه .و وقتی که من عکسای جوونی عزیزمو دیده بودم  خیلیییی زیبا و لاغر بود و من نمیدونم و نمیخوامم بدونم که چه اتفاقاتی براش افتاده بود و چه فرمول هایی تو ذهنش ایجاد شد که اینطوری شد ،ولیی همینکه نشون میداد اون هم  ی زمانیی کاملا لاغر و متناسب بوده ، نشان دهنده ی اینه که چاقی فرم غیر طبیعیه بدنه و خلقت انسان ها متناسب بوده و دیگه خودشون مقصر چاقی خودشونن ، چون خداوند امانتش و بی نقص به ما داده بود و ما خودمون  به اون اسیب زدیم.خب پدر من از اون خوش شانس های لاغر ژنتیکی بود که  هنوز هم در میان خانوده مادر من هنوز  فرمولاش تغییر نکرده خداروشکر ولی مثل اینکه کم کم باوراش نسبت به غذاها داره عوض میشه !و فکر کنم که بنا به گفته های مادرم پدرم تیروعید هم داره ویکی از دلیل های لاغریش هم اینه و بهش همیشه میگه تو پرکاری تیروعید داری و به خاطر همین لاغری ، خواهراتم اینطورین و.. و من چون کم کاری تیروعید دارم فلانم !ولی من از بین 3 تا از عمه هام ، فقط یدونش متناسبه و حالا نمیدونم این  خواهرات  و واسه چی بکار برده 😐!:/  بگذریم !و فکر کنم مادر من هم اصلا تا ی زمانی مشکل تیروعیدی نداشت و از بس که درد و مرزاشو و به این تیروعید ربط داده بود و هی ازمایش خون میدادو متنظر بود ی چیز غیرطبیعی در خودش ببینه و  علایمی و یا مشکلی از تیرویید تو خودش پیدا کنه ،  تیروعید هم قدم رو چشماش گذاشت و با دست باز دعوتشو قبول کرد..و باعث ایجاد این باور در من شدن که : پس چاق شدن تقریبا عادیه و به همین دلیل که رژیم  هم میگرفتم  و لاغر میشدم میدونستم که بازهم  باید  چاق بشم ، چون باور کرده بودم که به دلیل این چیزایی که در دنیا و زندگی وجود داره ، چاقی یک روند طبیعیه ، ادم چاق میشه و لاغر میشه و این قضیه باید ادامه داشته  باشه  ینی جزو اکوسیستمه و انسان باید مدام در حال تغییرکردن باشه🤦🏻‍♀️ ، از چاقی به لاغری،دوباره از لاغری به چاقی و دوباره و دوباره و..واین یک چرخه داعمی و عادی در زندگیه ! که بعد کم کم با بزرگ تر شدن و تجربه های بیشتر دیدم که خیلی ها مدام در تغییر نیستند و همینجوری هر دفعه که اینارو میبینم ، لاغرن و متناسبن !و اعصابم خورد میشد و این وباور و پیدا کردم که اوناا خوش شانسن و نمیدونم ژنتیکشونه و خوش شانس های عوضی و فلان و ..

      همه اینارو گفتم که بگم منم به نحوی اینارو شنیده بودم ازشون و ی نمونه های اندکی هم دیده بودم ونمیدونم  باور کردم یا نکردم ، اما میخوام که اگ چیزی هم بوده باشه ، اصلاح بشهو وقتی که  الان  دقت میکنم ، میبینم اون موقعی که این و به شانس ربط داده بودم و خودمو بدشانس میدونستم ، اون زمان اتفاقاتی برام افتاده بود و میفتاد که من واقعا دوسشون نداشتم و دیگه کاملا برام بیشتر باور شده بود که من ادم بدشانسی هستم ! ولی از سال پیش که قدرت ذهنم رو آزاد کردم ، و کم کم در مسیر خواسته هام قرار گرفتم ، تو زندگبیم، کاملا اتفاقات قشنگ و رضایت بخشی شروع به اتفاق افتادن کرد و الانم میکنه و من میدونم که مقصر اون اتفاقات کاملا خودم بودم ، نه خدا ، و نه کس دیگه ای !*طبع سردی و گرمی !ً وقتی که داییم میاد پیشمون و هر دفعهههه ، خداشاهده، هردفعههههه من ازش ی دلیل جدید میشنوم برای چاقیش! یدفعه میاد میگه ما چون برنج و نون میخوریم چاقیم و چاق میشیم ! اولا که  ما نه . تو!  تو هرچی میخوری چاق میشی! مارو الکی درگیر باورهای خودت نکن ! والا اش نخورده و دهن سوخته ! 😐😐😒یدفعه میاد میگه ، معده من گوجه و خیار و نمیتونه دفع کنه !:/*یدفعه اومده گفته ما بلغمیم ، چاقیم! و من الان که 19 سالمه هنوز معنی واقعی بلغم و نمیدونم !و بعضی اوقات بخاطر شباهت اسمیش به شلغم مسخرش میکنم و میگم یعنی شلغمی؟؟ 😂و هر دفعه یچی میگه ، انگار اصلا دلیل اصلی چاقیشو هنوز پیدا نکرده ! من میترسم دفعه بعد بیاد بگه که حامله شده و حاملگی در اقایون تو خانواده ما طبیعیه  خدا بخیر کنه !😐🙂خداروشکررر هزارن مرتبه شکر که الان از خواب غفلت بیدار شدم وبا گوش اگاهانه این حرفارو از خانوادم میشنوم .*یبوست! مادرم بارها چاقیشو به یبوستش ربط داده!درکل انگار ظاهرا خانواده ما  تکلیفشون با خودشون مشخص نیست ! و این داستان هاشون هم فعلا ادامه خواهد داشت ، چون هنوز اشفته ان و من از خداوند مهربان و بخشایندم میخوام که خودش منو از این گفته ها و فرمول های نادرست حفظ کنه و من به باور های دیگران الوده نشم و اون قرار هایی رو که باهاش گذاشتم و برام فراهم کنه تا من کاملا از باورهای نادرست و اشتباه انها در امان بمانم .*چرخه پریودی! من اصلا همچین باوری نداشتم که پریود شدن و یا اون زمانی که ادم نزدیکشه ، چاق بشه و رفتار غذاییش تغییر کنه ، و قبل از اینکه به این باور اشتباه الوده بشم ، با اینکه خودم تو سن بلوغ و شروع پریودم چاق بودم ، ولی خودم تو اون  دوران ،اصلا نمیتونستم غذا بخورم و هیچ اشتهایی نداشتم، بیشتر درد و حالت تهوع هم داشتم ! اما وقتی تو اینترنت درباره علت های چاقی اون زمانی که رژیم بودم ، سرچ کردم و دیدم یکی از دلایلش این میتونه باشه و یا تو اینستاگرام هم دیده بودم که خانوما میلشون به شیرینیجات و شکلات  بیشتر میشه ، چون خونریزی باعث میشه فشارشون و یا قندخونشون افت کنه ، و یا تو اون دوران چون خون از دست میره ، غذای بیشتری مصرف میشه ،و ادم احساس خستگی و بی حالی میکنه و …در من هم کم کم چنین رفتاری ایجاد شد ، به وضوح حس کردم و کاملا متوجه شده بودم ، چون قبلا اصلا اینطوری نبودم ! *چون عاشق شیرینیجاتم و یجا شنیده بودم که مثل اینکه شیرینی چاق کننده هم هست و ….*ربط چاقی با ژنتیکی*با غذا اب خوردن – بعد از غذا اب خوردن – بعد از غذا میوه خوردن – شب دیر شام خوردن- خاطره خوب از غذاها **کم اب خوردن  ، با اینکه خودم مصرف ابم در روز نسبت به خیلی ها زیاده( از نظر خودم مناسب و کافیه) ! ازهمون بچگی با ی پارچ اب ( چون قمقمم بزرگ بود ) میرفتم مدرسه، 😂همه ی دوستامم الان بهم میگن که من مصرف ابم خیلی بالا بود وحتی الانم هست،  وتو مدرسه فقط اب میخوردم و این خیلی خوبه و…و ، در صورتی که از نظر خودم مصرف ابم طبیعی بوده و هست و نیاز بدن من  اونمقدر اب در روز بوده و اصرارشون به زیاد اب خوردن من چی بوده ، نمیدونم!؟ ولی اگه اون موقع باورم و اعتقاداتم در مورد غذاها مثل اب خوردنم بود ، 100% الان دیدم نسبت به موضوع چاقی فرق میکرد 

      *سریع و تند غذاخوردن !*اگه کالری از 1200 تا بالاتر بره ، ادم چاق میشه، سوخت و ساز بدن که  من کم و بیش این دلایل رو باور کرده بودم ، یعنی 100 % نبود .؟؟یا مثلا لاغرا زشتن ، چون مامانِ سوپر مدل جذابم با 90 کیلو وزن اینو بهم گفته بود😒! و من واقعا از صورت و اندام  لاغرم لذت میبردم و عاشقشون بودم. و بهش میگفتم تو اونطوری بقیه رو میبینی که خودت و میبینی و 👌🏻😂دیگه چیزی نداشت بهم بگه برام ادا درمیاورد و میرفت :/فعلا اینارو یادم میاد و فکر کنم که در کل همینا بوده باشن.در کل تمام روش هایی که من انجام دادم برای لاغرشدن و همه ی وزن هایی که کم کرده بودم برگشته بود و یا حتی بیشتر!  بخاطر این بود که من مسیر و اشتباه رفته بودم و هروقت هم که اقدام به لاغری و لاغرشدن میکردم ، بخاطر خودم بود، نه حرف دیگران ! چون من هیچ وقت همچین اجازه ای رو به کسی نداده بودم که برای ظاهرم اظهار نظر بکنن و یا به خودشون جرعت اینکارو بدن که بگن بالای چشمت ابروعه و الان هم به همین صورته.چون ، من از اونجایی که به گفته خانوادم   2 متر زبون دارم ، قشنگ طرف و میشورم و میزارم خشکش میکنم و در کل خوشم نمیاد کسی تو زندگیم یا ظاهرم یا ایندم ، فضولی یا دخالت کنه و هر کس هم که خواسته بود چنین کاری بکنه ، با واکنش من به خودش اومده بودو پشیمون شده بود ، خودمم  اصلا دوست ندارم با کسی تند رفتار کنم یا بی احترامی کنم ، ولی یجایی مجبوری یسری افراد و بنشونی سرجاشون تا زندگیتو خراب نکنن ! وگرنه من خیلی دختر مهربون و با ادب و با احترامی هستم ،و خیلی هم به بقیه احترام میزارم ، چون دوست دارم که همونطور که میخوام باهام رفتار بشه ، باهاشون رفتار میکنم ، شوخ طبع و بامزه هستم ، اما هر انسانی خط قرمز خودشو داره دیگه!و چون همه دوستا و خانوادم و کل فامیل ها اشناها ، اخلاقم دستشون اومده ، هیچوقت به خود شون اجازه ی همچین کاری  رو ندادن و من هم هرقت اقدامی کرده بودم ، برای دل و شادی و لذت بردن خودم بوده وقتی صحبت از تغییر کردن میشه ، با دوتا موضوع مواجه میشیم 1) صورت مسیله ( چرایی و دلیل و …2) حل مسیله و در لاغری با  ذهن موضوع اول مورد بحث قرار میگیره چون که در ابتد ا باید دلیل رو شناسایی کرد و بعد با برطرف کردن ان به نتیجه  دایمی  دست پیدا کرد . مثلا ما که دکتر میریم ، دکتر بدون معاینه و پرسوجو کردن از ما که برامون دارو تجویز نمیکنه ، اول معاینه میکنه یا میپرسه چی خوردیم ،  چه کارهایی کردیم و … تا اول مشکل و شناسایی کنه و برای برطرف کردن اون مشکل برامون داروی مخصوص همون مشکل  رو تجویز میکنه .

      ولی ما همیشه در روش های قبلی فقط  میخواستیم نتیجه رو تغییر بدیم و بخاطر همین شکست میخوردیم .در روش لاغری با ذهن ما میتونیم که برای همیشه متناسب بمونیم ،چون در این روش صورت مسعله مورد هدف قرار میگیره و روش های تغییر دادن صورت مسیله رو یاد میگیریم . در این روش کاری به نتیجه نداریم .نتیجه همیشه حاصل یسری از رفتارها  ، افکارها ، باور ها و…است  که نتیجه نهایی رو به ارمغان میاره .بنابراین ما باید قبل از تغییر نتیجه ، مساغل قبل از نتیجه رو حل کنیم.من میخوام یکبار برای همیشه لاغر بشم و لاغر بمونم و این ارزشمنده!ما همیشه در برخورد با موضوع چاقی به گفته های دیگران  و یا از طریق گفته های دیگران عمل کردیم که اغلب خودشون تجربه ای از چاقی نداشتن و یا یکسری ها که نتیجه هایی گرفته بودن ، و وقتی که ما انجام دادیم و نتیجه ای نگرفتیم و هر دفعه نا امید تر از دفعه پیش شدیم و خودمونو  رو سرزنش کردیم و برچسب و به خودمون زدیم که ما نمیتونیم لاغر  بشیم ،در صورتی که اگه ما اشکا ل اصلی چاقیمون پیدا کرده بودیم و اونو برطرف میکردیم ،به راحتی برای همیشه لاغر میشدیم و لاغر میموندیم .مثال ، ماشین خراب و در روش لاغری با ذهن ، ذهن ما عیب یابی میشه و فرمول ها و برنامه ریزی های اشتباه رو برامون شناسایی میکنه و ما با تغییر دادن اون  فرمول ها ، به طرز فوق العاده و عالی ای لاغر میشیم .و تو این روش برای ما مشخص نکردن که چی بخوریم ، چی نخوریم، چی کار کنیم ، چه ورزشی کنیم و….و تو روش های قبلی میومدن برای مااا مشخص میکردن که چه وزنی مناسب ما هست و من خودم وزنی که از نظر اونا برام مناسبه ، خیلی زیاده  نزدیک به 17 کیلووو اضافس ومن میخوام که کمتر باشم و خودم باید بدونم که چه وزنی مناسب منه ، نه اینکه دیگران بیان برام مشخص کنن! به بقیه هیچ ربطی نداره!😒مثلا میخوان به قول خودشون ظاهر مارو هماهنگ کنن ، در صورتی که من تو اون وزن ظاهرم با خواستم هماهنگ نیست و خودم دوست دارم مشخص کنم دوست دارم که چجوری بشم ، من دارم تو این بدن زندگی میکنم نه کس دیگه ای و من برای خواسته های دیگران  زندگی نمیکنم! اینطوری نبودم و نخواهمم بود.ادم باید خودش از وضعیت خودش راضی باشه.تو این روش ما هیچ سختی برای لاغرشدن نمیکشیم و فقط باید یادبگیریمش.من الان که توجه کردم ، متوجه شدم که فرمول های اشتباه در برنامه های رژیمی هم وجود داره، چون با محدود کردن غذا ها و یا مشخص کردن مقدار خوردن و یا نوع غذاهاا ، مستقیما چاقی و لاغری ر و با ، خوردن  مرتبط کردن و ما هم هیچوقت به طور دایمی از این روش ها لاغر نمیشیم ، چون تغییرات باید تا اخر عمر انسان بمونه تا بخواد لاغر بمونه و ، و یک انسان نمیتونه همچین کاریو تا آخر عمرش تکرار کنه ، مگه یک انسان چقدر میتونه تحمل کنه ، بلاخره یجا خسته میشه و ول میکنه ، و بخاطر همین بود که ما بعد از رها کردن رژیم دوباره چاق میشدیمو مجبور بودیم که برای اینکه بخوایم  تا اخر عمرمون لاغر بمونیم ، باید تا اخر عمرمون از غذاهای تو رژیم استفاده میکردیم ، نه اضافه تر ونه  بیشتر نه کم تر. که اینطوری ادم اصلا لاغرنشه و نباشه خیلی بیشتر ارزش داره!بنابراین من در طول این 18 سال زندگیم با عمل کردن به یکسری از باورهایی که در من ایجاد شده بود ، تونستم چاق بشم،با عمل کردن به روش لاغری با ذهن میتونم لاغر بشم و به وزنی که دوست دارم برسم و حتما هم لازم نیست که 18 سال زمان ببره تا من لاغر بشم ، چون لاغرشدن خیلی راحت تر  و سریع تر از چاق شدن اتفاق می افته ، چون طبیعت بدن انسان لاغری و لاغر بودن است و خداوند از ابتدا مقرر کرده است که انسان باید متناسب و لاغر باشد و حالا به دلایلی والدین و یا مادر هایی که در بارداری دست به چاق کردن کودک خود و یا بعد از به دنیا امدن فرزندانشان و یا داشتن کودکی چاق و تپل و بامزه میزنند  ، دارن در خلقت خداوند دخالت میکنند و از نظر من گناهکارند !والبته  در عین این سرعت و اسانی ، باید منطقی هم باشیم ! مثلا نباید توقع داشته باشیم که اگه تو 2 یا 3 سال چاق شدیم ، تو یک هفته لاغر بشیم و یا  اگه تو 5 سال چاق شدیم نباید توقع داشته باشیم تو 1 ماه ، لاغر بشیم و یا….چون لاغری یک فرایند جسمی است و باید زمان مخصوص به خودش رو طی کنه .و در نهایت بهترین روش قرار گرفتن در مسیر لاغری ، برگشتن از مسیر چاقی است. و تفاوت افراد در دریافت نتیجه هاشون مربوط به هوش و استعداد و یا توانایی هاشون نیست، بلکه نحوه عملکرد ان ها به اموزش هاست.چون همانطور که در شروع مسیر لاغری یادگرفتیم و متوجه شدیم که ما از طریق دیدن و خوندن و شنیدن و نوشتن برنامه ریزی ذهنمون انجام میشه و ما با نوشتن که پرقدرت تر ازبقیه ابزار است  میتونیم  برای برنامه ریزی  ذهن استفاده کنیم با دیدن و یا شنیدن فایل ها باز هم ممکنه حواسمون پرت بشه وتمرکز کافی روی اون موضوع نداشته باشیم ، برای خود من که بارها پیش اومده بودکه در کلاس های انلاینم شرکت کرده بودم وزمانی از کلاس گذشته بودو من به خودم امدم ، و دیدم چیزی متوجه نشده بودم . و این عادیه و برای هرکسی پیش میاد به دلیل پراکندگی موضوعات محیط اطراف افرادولی وقتی که ما مینویسیم، تمام تمرکز  و ذهن و چشم و دست و … کلی از اندام های داخلی و خارجی و به کار میگیریم و به ندرت پیش میاد که موقع نوشتن چیزی ، حواسمون پرت موضوعات دیگه بشه وتمرکز بیشتری روی اون موضوع داریم . به همین دلیل تمام افراد موفق خواسته هاشون و مینوسن و ناخوداگاه انها ، انها رو در مسیر رسیدن به خواسته هاشون قرار میده . حتی خداوند هم به قلم یادکرده و فرموده : قسم به قلم و انچه مینویسد و ما با خوندن نوشته های دیگران به خودمون اطمینان میدیم که این روش صحیحه و برامون تایید میشه و حاعز اهمیت ما میشه.روش لاغری با ذهن میاد با عیب یابی ذهن ما ،و شناسایی فرمول های ذهنی نادرست ما و باورهای اشتباه ما و اصلاح اونا ، به مراتب باعث میشه که بدن ما به شکل عالی و فوق العاده زیبایی ، کاملا متناسب و لاغر بشه و بمونه ، در صورتی که ما در تمام روش های قبلی داشتیم از گفته های دیگران برای لاغر شدن استفاده میکردیم ، که اغلب نه خودشون تا به حال چاقی رو تجربه کرده بودن و یا اغلب  افرادی بودن که با این روش ها ، نتیجه هایی گرفته بودن .و من هم کسی بودم که از سختی روش های قبلی واقعا خسته شده بودم و ولی با این حال میخواستم که لاغر بشم ولی دیگه توان ورزش گرفتن و نخوردن و نداشتم ، و به چه زیبایی به این مسیر هدایت شدم .پس لاغری در صورتی د اعمیه که ما علت اصلی چاقی رو تشخیص بدیم و اونو برطرف کنیم وگرنه کسی با تغییر دادن نتیجه نتونسته لاغر بشه و لاغر بمونه .چون علت چاقی در ذهن افراده و تا وقتی که فرمول ها تغییر نکنه ، ما چاق خواهیم بود . چون ما با تغییر دادن جسممون ، فرمول های ذهنمون تغییر نمیکنه و هرکاری بکنیم و هرچقدر به خودمون سختی هم بدیم ،باز هم طبق فرمول های نوشته شده پیش میریم و عمل میکنیم و بازهم به وزن قبل ویا حتی بیشتر برمیگردیم و در نهایت برای این که لاغر بشیم باید وقت بزاریم وگرنه معجزه اتفاق نمیفته ، باید خودمون بخوایم ما با انجام دادن تمرینات و نوشتن ، در حال تشخیص فرمول ها و اصلاح کردن انها هستیم و با فکر کردن میتوانیم که صورت مسعله چاقی رو کم کم برطرف کرده و فرم لاغربه خودمون بدیم و بببینیم که لاغری چه عالی در زندگی ما پدیدار میشه !ساعت 05:05بامداد و من با 4769 تا کلمه تا جایی که تونستم باورهام و درکیاتمو بیان کردم و مطمعنممممم که نتیجه میگیرم ، نتیجه استمرار و اشتیاقم رو!شاد و پیروزو متناسب باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/18 14:44
      مدت عضویت: 143 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! داستان لاغری من: من از بچگی خیلی لاغر و قد بلند بودم به طوری که منو آخر کلاس مینشوندن و از اینکه با بقیه فرق داشتم خودم خیلی اذیت میشدم و بهم تو دعوا میگفتن شهرداری تیر چراغ برق استخدام می کنه و با این حرفها ناراحت میشدم و آرزو میکردم قدم بلند نباشه از لحاظ مالی هم اوضاع خانواده ام خیلی خوب نبود و ما مجبور بودیم اگه هم برنج درست می کنن با نون بخوریم تا سیر بشیم ولی بعدش شرایط تغییر کرد و مواد غذایی به مقدار زیادی در دسترسم بود و بدنم احساس می‌کرد از یه دوره قحطی نجات پیدا کرده و شروع به خوردن زیادتر از قبل کردم و بعد که چاق شدم تصمیم به لاغری گرفتم و این دائم رژیم گرفتن و لاغر شدن باعث شد به شدت چاق بشم در حالیکه اگر میزاشتم بدنم مسیر خودش رو ادامه بده و با هر بار رژیم گرفتن ذهنم رو حریص نمیکردم و از مواد غذایی نمیترسیدم الان اضافه وزن کمتری داشتم، من دلایل چاقی خودم رو پرخوری، کم تحرکی، تنبلی و علاقه بدنم به ذخیره چربی میدونم و اینکه مواد غذایی مفید رو کمتر از مواد غذایی مضر مصرف می کنم و همین طور تنقلات و شیرینی رو خیلی دوست دارم، از غذا به عنوان تفریح و از چاقی برای محافظت از خودم استفاده کردم و با لایه هایی از چربی که دور خودم اضافه کردم به عنوان سپر محافظ برای تنهایی و افسردگی خودم بهره بردم، کم آب میخورم و به چایی علاقه دارم سیستم تغذیه خانواده ام غلط هست سبزی کم استفاده می کنیم و در عوض چربی های مضر مامانم زیاد توی غذا میریزه و غیر از چاقی مشکل قند خون و چربی خون و کبد چرب هم داریم و از کربوهیدرات های کم ارزش بیشتر از پروتئین ها استفاده می کنیم که به نظرم اینها دلایل چاقی من است. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/17 15:45
      مدت عضویت: 115 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 585 کلمه

      سلام به استاد عزیزم همه دوستان

       

      گام چهارم در مسیر لاغری من 

       

      من از زمانی خودم شناختم چاق بودم شاید اون زمان نیم کیلو اضافه وزن داشتم ولی اینقدر ترس داشتم که نکنه چاق تر بشم نکنه مث بابام بشم وای چاق میشم حالا چکنم و با این ترس بزرگ شدم و ارام ارام چاق شدم و چون با لذت خوردن همراه بود واسم مهم نبود که چی میشه و دانبال راه حلم نبودم تا اینکه بزرگ شدم و حرف نظر دیگران برام مهم شد و دوست داشتم خودنمایی کنم جلب توجه کنم ولی چون چاق بودم از خودم بدم میومد بازم تا اون زمان مث الان چاق نبودم و خیلی کم بود چاقی ام ولی خب شروع کردم انجام دادن روش ها مختلف واسه متناسب شدن 

       

      میخواستم نتیجه تغییر بدم میخواستم فقط لاغر بشم دیگران بهم بگن فلانی اندام شیکی داری ها و دانبال تغییر نتیجه بودم تایید دیگران و هر راهی بهم پیشنهاد میشد انجام میدادم و برعکس هرچه بیشتر تلاش فیزیکی میکردم کمترین نتیجه میگرفتم و به محض رها کردن باز وزنم برمیگشت بیشترم میشد و این روش ها ادامه دادم تا هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن 

      و اینجا یاد گرفتم که من کلا مسیر اشتباه رفتم من داشتم چاقی خودم تشدید میکردم و توجه میکردم به چاقی خودم و قبلا من دانبال یک راه بودم که فقط،لاغر،بشم نتیجه تغییر بدم 

       

      ولی با هدایتم به این مسیر در،یافتم که من از،طریق ذهن چاق شدم و از طریق ذهنم باید متناسب بشم و اگه میخوام متناسب بشم برای همیشه باید علت چاقی خودم پیدا کنم تا راه حلش پیدا کنم به نتیجه برسم تا علت چاقی خودم پیدا نکنم به نتیجه همیشگی دست پیدا نمیکنم 

       

      پس فرق این روش با بقیه روش ها واسه لاغر،شدن در این است که علت چاقی شناسایی میکنیم و فرمول ها صحیح جاش میاریم و استمرار میکنیم عمل میکنیم تا متناسب بشیم و یک فرق اساسی دیگه که باعث انگیزه فرد میشه در این روش رژیم محدودیت فشار سرزنش نیست که همین امر باعث میشه ذهن راحت تر بپذیره این مسیرو را و این فرد خیلی راحت مسیرش ادامه بده 

       

      پس ما افراد چاق باید دانبال علت چاقی خودمان باشیم و با شناسایی دلیل ها چاقی خیلی راحت مسیر طی میکنیم و فرمول ها صحیح جایگزین میکنیم متناسب میشیم به همین راحتی 

       

      حالا عوامل چاقی من 

      پرخوری و ازدست  دادن کنترل خودم در مهمانی تفریح و زیاده روی کردن 

       

      هنگام سیری با شیرینی کیک بستنی مواجع شدن و خوردن در،صورت حتی خفگی 

      بیرون رفتن تفریح واسه لذت بردن هنگام خوردن و به قصد لذت خوردن تفریح رفتن مسافرت حتی تو ماشین هم در مسیر کوتاه دانبال خوردن 

       

      مواجعه شدن با تعارف دیگران و نهه نگفتن خوردن 

      هنگام تماشا فیلم سریال غذا خوردن  

       

      ارثی بودن چاقی بخاطر،پدرم عموهام 

       

      باور عدم لیاقت لاغر شدن لباس ها شیک مانکنی پوشیدن و بصورت خواب خیال دیدن لاغری 

       

      لاغری در ذهنم سخت کردن و امید به خودم نداشتن که همون باور عدم لیاقت محسوب میشه 

       

      کم تحرکی ورزش نکردن 

      به اموزش ها لاغری عمل نکردن و کاهلی هنگام عمل و به صورت تئوری نوشتن ولی در عمل ضعیف 

      دیدگاه منفی داشتن و منفی اندیشی فکرها بد در مورد همچی و توجه به مشکلات ناخواسته ها و نظر،دیگران برام  اهمیت داشتن و خودم دوست نداشتن و توجه به اعضای بدنم که چاق هستند و حس بد داشتن 

       

      من فک میکنم اینها عوامل چاقی من هستند و این چیزها هستند که من چاق کرده اند 

       

      یکسال در این مسیرهستم تغییرات چشمگیری نداشتم و چندکیلویی کم کردم ولی دیگه استپ کردم چاق تر شاید بشم ولی متناسب تر نمیشم و استپ کردم 

       

      استاد ایا اینها دلیل استپ وزنی من شده لطفا جوابم بدید ممنون میشم 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/06/17 17:01
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 84 کلمه

        سلام و درود
        دلایل منطقی برای استپ کردن لاغر شدن بی نهایته و تمرکز بر پیدا کردن ما رو از اصل ماجرا دور میکنه
        وقتی مسیری که میتونه باعث موفقیت ما بشه وجود داره چرا وقت خودمون رو صرف شناسایی مسیرهای اشتباه کنیم
        مسیری که در پیش گرفتی ادامه بده و انتظار لاغر شدن مثل نقس کشیدن رو داشته باش
        هیچ دلیلی واسه توقف نفس کشیدن نداری ولی هزاران دلیل میتونی واسه توقف لاغری داشته باشی و این بخاطر محتویات ذهن شماست و البته توجه کردن به اونها

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/06/19 12:23
          مدت عضویت: 115 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          سلام استاد 

          ممنونم از شما که خیلی قشنگ پاسخم ام دادید خدارو شاکرم که استاد بینظیری مث شما دارم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Foroozanf1995@gmail.com
      1400/06/15 22:58
      مدت عضویت: 92 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      سلام.من از بچگی چاق بودم بارها و بارها تلاش کردم و کم و کردم همیشه یشتر از قبل برگشت.واقعا به این نتیجهرسیدم که اینا رو من جواب نمیده…

      دلیل چاق بودنم رو این میدونم که درکودکی مادرم دانشجو بوده و من رو دیگران همیشه با خوراکی ها راضی نگه داشتند و دلیل چاق موندنم اینکه وقتی شرایط بر وفق مراد نیست من به خوراکی ها روی میارم و جدیدا بخاطر شکست های پی در پی خودم رو سرزنش میکنم یه سره به اینکه یه چیزی بخورم فکر میکنم مدام در حال خوردن هستم…من واقعا خسته شدم یه جورایی این فکر اجازه نمیده من به زندگی عادی خودم بپرسم و از همه چی عقب موندم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      77mrymdstjrdy@gmail.com
      1400/06/12 09:20
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 545 کلمه

      چه چیزی باعث چاقی من شد ؟ چرا من چاق هستم ؟

      چاقی یه ارزش شد از وقتی که از خانواده درباره افراد لاغر میشنیدم نه غیلون. اسکلت . چوب خشک و….

      نگرانی بعد درمان چاق میشی ….1اب ادم چاق میکنه . 2بی تحرکی ادم چاق میکنه .3 همش پای تلوریونی . 4چون فکر میکنم غذا خوردن ادم چاق میکنه .5 چون فکر میکنم شب دیر بخوابی چاق میشی چون فکر میکنم تو گوشی باشم قبل خواب چاق میشم . 6چون فکر میکنم بعد غذا دراز بکشم چاق میشم 7چون عاشق شیرینیم.8 چون غذا خوردن دوست دارم و همش به فکر غذا خوردنم . 9چون هدفی ندارم برنامه ای ندارم روش تمرکز کنم .10 چون فکر میکنم تمام میشه پس بیشتر می خورم . 11چو ن سریع غذا میخورم12 چون وقتی سر میزم سیر میشم میگم حیف بخور یا وقتی غذا میکشم با خودم میگم کم بیشتر بخور و بیشتر می‌ریزم و میگم حالا که ریختی بخور و غذارو نمیزارم کنار .13 چون وقتی میخورم حواسم به خوردنم نیست . 14سریع میخوام تمام کنم سیر بشم یا بیشتر بخورم تا لذت بیشتری ببرم چون فکر میکنم با بیشتر خوردن می توانم از اون غذا لذت ببرم با این که سیر شدم و دلم درد گرفته همش دنبال اون غذا هستم که بعدا بخورمش تا یه موقع از دستش ندم . 15چون به ادمای چاق و شکم هاشون نگاه میکنم چون لاغری رو یه عیب می دانم مثل چاقی این که لاغر بشم صورتم میره تو و زشت میشم رنگم زرد میشه و لباس تو تنم زار میزنه چون ادمای لاغر خوش هیکل نمی دانم .16 چون تو رابطه اثر میگزارد. چون بامزه باشم پوستم صاف تر باشه چون خوشگل تر میشم. 17چون کار بیشتر باید کنم تا لاغر بشم . تمرین های سخت کنم و چون باید رژیم بگیرم . 18ارثیه مامان خاله هام چاق اند .19 گروه خونیم o+ .20برنج زیاد میخوریم چاق میشیم.21 میوه و سبزی نمی خورم .22 استرس و ناراحتی باعث چاقی وقتی ناراحتم بیشتر میخورم . 23ادم های لاغر بدشان ضعیف .24 غذا درست میکنم ناخنک میزنم به غذا .25 نوزادی که وزنش بالا به دنیا میاد ژن چاقی داره . 26استعداد چاقی دارم . 27سیستم بدنم این هرچی بخورم چاق میشم. ترس از چاق شدن و متنفر بودن . 28دوست داشتن پای تپل و این که پاهای لاغر مثل لک لک زشت .29با این که سیرم این بخورم برای بدنم لازم. 30 ریزه خواری ادم چاق میکنه . برای لاغری باید گشنگی بکشی . 31تغذیه مهم در چاقی و لاغری  . 32مواد غذایی اشتها اور . 33رنگ های اشتها اور .34 غذا زیبا تر اشتها اورتر مثل سیب . نان خشک . ترشی . فلفل. . غذا خوش مزه تر اشتها اور تر چیپس و پفک اشتها رو کور میکنه و نمیزاره غذای مفید بخوریم این طوری مانع رسیدن غذای مفید به بدن میشه .  35مشکلات هورمونی باعث چاقی میشه . 36عوارض بعد از درمان .  37ترس از سیر نشدن و گرسنه ماندن . 38سر ساعت وعده غذایی باید بخورم حتی اگه سیر باشم. 39ثروتمند ها چاق اند پس این یه مزیت . 40سلامتی = تپلی . 41بعد رژیم چاق میشی . 42یه مدت ورزش کنی بعد ول کنی چاق میشی43دلایلی که چاقی را امر منطقی و طبیعی قرار میده . راحتی و تکنولوژی باعث چاقی . 44اکثر ایرانی ها شکم دارند.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/11 09:13
      مدت عضویت: 98 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      تمرین اول چرا من چاق هستم ؟

      دورترین خاطره ای ک یادم میاد مربوط ب زمانی هست ک من مدرسه میرفتم و وزن من نسبت به باقی همکلاسی هام بیشتر بود و خوب از همون بچگی مشکل خریدن لباس رو داشتم اولین کاهش وزن من زمانی بود ک دبستان بودم و اون زمان کاهش خوردن تنقلات رو عامل کاهش وزنم میدونستم .ولی خوب من مدام در حال چاق شدن بیشتر بودم و تا الان هر روز رژیمای خیلی زبادی رو انتخاب کردم و هر روز چاق تر شدم ….از دلایل چاقی من :۱.خوردن تنقلات و شیرینی ۲.ورزش نکردن ۳.کم تحرکی ۴.ژنتیک۵.خواب زیاد۶.ارثی بودن چاقی مفرط از خانواده پدری ۷.زیاد خوردن برنج و نون۸.دخترونه غذا نخوردن ۹.اب نخوردن ۱۰.تیروئد۱۱.بی ارادگی من ۱۲.تنبلی ۱۳.حرص و ولع شدید به غذا ۱۴.تند تند غذا خوردن۱۵.زمان سیری غذا خوردن ۱۶.خوردن غذاهای چرب و شور ۱۷.در کل تغذیه نامتناسب ۱۸.چربی بدنم مقاومه و لاغر نمیشه ۱۹‌.من تا یه حدی میتونم لاغر شم ۲۰.من دیگه توانایی لاغر کردن ندارم۲۱.بعد هر رژزم به شدت وزن برمیگرده ۲۲.در زمان اپیدمی کرونا رژیم بدن رو ضعیف میکنه پس زباد غذا بخورید۲۳.سوتت و ساز بدن من پایینه ۲۴‌در دورهمی ها ادم بیشتر میخوره پس باید کمتر بیرون رفت ک چاق نشد ۲۵.حین غذا خوردن با گوشی کار میکنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/10 19:04
      مدت عضویت: 257 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 223 کلمه

      سلام

       وقت همگی بخیر

      دلایل چاق شدنم چه در نظر عموم و چه در نظر خودم :

      چون افکار ما خواسته و ناخواسته تحت تاثیر شنیده ها و دیده های اطراف ما قرار میگیرد

      من از بچگی تا سن 9 سالگی متناسب بودم اما مجبور بودیم به شهر دیگری برویم و رفتیم متاسفانه اوضاع روز به روز بد تر میشد و من چاق تر

      اولش این رو با عمق جانم پذیرفتم که 1- من پرخوری میکنم 2- تحرک ندارم که چاق می شوم البته این از قلم افتاد که یکی از عزیزان باور داشت3- آب خوردن (خوردن نوشیدنی) حین غذا سبب چاقی من شد به هر حال نمیدانم درست یا غلط ولی من این ها را پذیرفته و روز به روز چاق تر می شدم

      تا اینکه مرگ یکی از عزیز ترین افراد زندگیم ضربه مهلکی بر روح و جانم وارد کرد و من همین طور چاق تر شدم تا اینکه در سن 15 سالگی تصمیم به لاغری گرفتم و لاغر هم شدم اما پس از آن دومرتبه چاق شدم(راجب این چند سال از زندگیم در گام سوم توضیح دادم)

      و امروزه هم باور های جدیدی از قبیل4- خوردن ماست زیاد و خوردن اب وسط غذا باعث سردی شکمت شده 5- صفراوی هستی و باید با طب سنتی ومصرف گیاهان دارویی مزاجت رو کنترل کنی 5- حین غذا نباید چیزی تماشا کنی من دست و پنجه نرم می کنم .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hassanradin105@gmail.com
      1400/06/09 00:50
      مدت عضویت: 100 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 371 کلمه

      سلام.                                                               چرا چاق هستم؟؟؟!!!                                              خب من از بچگی تپل بودم و همه لپام رو میکشیدن و خوششون میومد و من فراری از همه.بین دوستام هم از همه درشت تر به نظر می‌رسیدم و این گاهی اذیتم میکرد و خوشم نمی‌آمد ولی کلا مشکل زیادی با چاقی نداشتم و در کل خوب بودم.تا بچه اولم به دنیا اومد و تو دوران شیر دهی خیلی لاغر شدم و همه میگفتن بعد از شیردهی دوباره برمیگردی مثل قبل میشی ولی من از این که لاغر شده بودم خیلی خوشحال بودم و این که لباسهای بهتری گیرم میاد و موقع خرید نمیگن خانم اونا دخترونه است به شما نمیخوره،ولی طبق گفته بقیه بعد از اتمام شیردهی من دوباره به روال اول برگشتم و کم کم چاق شدم ولی باز ضایع نبودم ولی در کل دوست داشتم لاغرتر میشدم.تا بعد از زایمان دوم دیگه اونقدر لاغر نشدم و برعکس تپل تر شدم .سال پیش رفتم دکتر و رژیم گرفتم ولی بعد دوباره برگشت چاقیم و تازه از اون موقع به بعد بدتر هم شدم و الان دیگه واقعا بیریخت شدم و نمیدونم چیکار کنم.فکر میکنم دلیل چاقی من به غیر از این که۱. همه بهم میگفتن تو همیشه چاق بودی،۲.تو چاقی بیشتر بهت میاد ،۳.پسرت هم مثل خودت چاق هست،۴.خودم هم میگم من هیچ وقت لاغر نبودی۵.بعد از زایمان دوم حتما شکم در میاری ۶.هر چی هم نخورم بازم چاق هستم.    ۷.کمتر بخور چاق نشی و غیر … می‌تونه بی تحرکی باشه ,عصرونه یه تیکه کیک یا چند لقمه نون ،یا شام خوردن به همراه نون .ولی جالبه بدونید همسر من خیلی بهم گیر میده که لاغر شو من هم این چند وقت حدود ۳ ماهی میشه بهش میگفتم من که نمیتونم لاغر بشم خب بهتره که چاق بشم و واقعا هم بدتر چاق شدم .                     امیدوارم توی این مسیر بتونم لاغر بشم ،خودم که خیلی خوشحالم یه راه خوب پیدا کردم 

      \"🙏\"/

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/06/06 09:07
      مدت عضویت: 226 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      سلام و درود های فراوان بر همه عزیزان و درود بسیار بر استاد گرامی

      بعد از حدود 4 ماه با کسب نتیجه بی نظیر آرامشی بی‌پایان و تحولی شگرف در ابعاد مختلف زندگیم به خصوص احساس توانمندی در هدایت زندگیم لذت از خوردن بدون دغدغه، شکر گزاری از نداشتن ولع و حرص و ناامیدی به اینجا اومدم تا بازهم مراتب قدردانی خودم را از استاد عزیز اعلام کنم و به دوستان عزیزم مژده بدم که به مسیری که دران هستید ایمان داشته باشید. باور کنید که پرده های ضخیمی از اطلاعات نادرست و پوچ که بی دلیل در ذهنمان تلنبار شده از بین خواهد رفت و خورشید زندگی بخش آگاهی و شادی بر تمام لحظات خواهد تابید.استاد ممنونم بی نهایت در تمام لحظات از خداوند متعال و کلمات و آگاهی که از دستان خداوند توسط شما به ما رسید بی نهایت سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/07/01 20:12
        مدت عضویت: 83 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 52 کلمه

        سلام دوست گلم..

        مرسی که حست رو با ما به اشتراک گذاشتی و  کلامت کلام امید بخشی بود 

        در هر لحظه نیاز دارم یکی بهم بگه این راه درسته! حرف بقیه رو ولش کن!

        چطور باید به این نتیجه برسم؟ با بودنو خوندن نظرات شما دوستای خوبم..بازم ممنون که نست رو به متن تبدیل کردی 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/05 14:19
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      سلام

      چرا من چاق هستم؟ 

      من تا دوراه راهنمایی کاملا متناسب بودم ولی در مسیر چاقی قرار گرفته بودم و هنوز بدنم نتیجه مسیر چاقی رو در خودش نمایان نکرده بود، سوم راهنمایی متوجه شدم دارم چاق میشم و اول دبیرستان اضافه وزن من کاملا مشهود بود تابستون همون سال اولین رژیمم رو گرفتم و شروع شد…. 

      چون خانوادم تقریبا اضافه وزن داشتن بیشترشون من اولین چیزی که بعنوان دلیل چاقی در من شکل گرفت این بود چاقی من ارثیه، چون عمه ها و خاله و بقیه هم اکثرا چاق بودن، و میگفتم من به اینا رفتم دیگه خب معلومه چرا چاق شدم، بعدش بهم گفتن برنج و نون چاق میکنه منم باور کردم و به برنج قدرت چاق کنندگی دادم،اگه همراه برنج نونم بخوری دیگه تمومه کارت، غذاهای چرب و شیرینی هم اضافه شد به دلایل چاقیم، میگفتن اگه بلافاصله بعد غذا بخوابی چاق میشی منم باور کردم گفتن شام چاق میکنه منم قبول کردم، حالا من عاشق شام بودم و هربارم میخوردم دیگه از عذاب وجدان میمردم چون یاد گرفته بودم شام صد در صد همه رو چاق میکنه، گفتن فقط با ورزش میتونی لاغر بشی و رژیم خودشو بیشتر نشون میده منم باور کردم اگه ورزش نکنم رژیم خیلی دیر تاثیر میزاره، باور کردم ته دیگ چاق میکنه، سیبزمینی سرخ شده و پیتزا و ساندویچ چاق میکنه،یعنی وقتی پیتزا میخوردم دیگه مطمین بودم همزمان داره وزنمم اضافه میشه، باور کردم فسنجون چاق میکنه باور کردم ازدواج باعث چاقیم شده، بارداریم باعث چاقی بیشترم شده، دیگه به اوج چاقیم رسیدم در بارداریم ، باور کردم با لذت غذا بخورم باعث میشه غذا به تنم بشینه و چاق بشم، بعد سعی میکردم مثلا با بی میلی غذا بخورم حالا غذا رو دوست داشتما، فیلمم بود، کره روی برنج بریزم چاقم میکنه، برنج و خشک و خالی میخوردم،یا باور کردم بعضی قسمتای بدنم آب میشه بعضی جاها هم نه اونجوری که میخوام کوچیک نمیشه مثل پاهام چون طبیعت بدن اینه، تو باشگاه قشنگگگ خودمو میکشتم بخدا پاهام و باسنم کوچیک بشه، سالها گذشت و من همه ی اینها شده بود دلایل منطقی برام که ببین حالا که چاقی دلایلش ایناست و من چاق آفریده شدم و در ژنتیک منه و اگه میخوام لاغر بشم باید اندازه یه بچه دو ساله غذا بخورم، تازه بعضی هام میگفتن غصه آدم و چاق میکنه، یا اگه خیلی خوشحال باشی و غذا بخوری چاقت میکنه،یعنی هرررررر چیزی در دنیا دلیل چاقی من بود غیر از خودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/02 22:56
      مدت عضویت: 110 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      سلام به شما استاد عزیز و همه دوستان هم مسیرم 

      گام چهار چه چیزی باعث چاق شدن شما شد؟

      ۱ چاقی در خانواده ما ارثی است و تمام خواهر پدر ومادرم چاق هستند

      ۲ باور تند تند غذا خوردن

      ۳باور برنامه غذایی تکراری و همش نون و برنج خوردن

      ۴باور تحرک کم وخواب زیاد

      ۵ باور خوردن ته مونده بشقاب بچه ها 

      ۶ اهمیت ندادن به خودم  

      من تشنه ام زیاده نمیتونم خودمو کنترل کنم 

      بعد هر رژیم وزنم بر میگرده 

      چربی بدنم مقاومه لاغر نمیشم 

      آدم های لاغر زود مریض میشن

      به خاطر کرونا و مریضی بخورید غذا 

      عشق به شیرینی و تنقلات 

      در دوران بارداری حاملگی  میگن زیاد بخور بچه شیر میدی شما دونفری

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/01 22:33
      مدت عضویت: 238 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 875 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

       

      خب در راستای تعهدی که ۳۰ مرداد دادم و نوشتم امروز رسیدم به این دوره رایگان و از اونجایی که ایمان دارم خدا عالی برام میچینه ، باتوکل به خودش شروعش کردم و امیدوارم تا فایل ۱۲ رو متعهدانه و قوی ادامه بدم و هر روز یه ردپا از خودم اینجا بذارم. قووول میدم

       

      راستش شروع داستان چاقی من خیلی برام واضح نیست. یعنی وقتی فکر میکنم یادم نمیاد از کی بود که چاق شدم. یادمه همیشه بهمگفتن نوزاد تپلی بودم با وزن ۴ و نیم کیلو که همه عاشقم بودن و نقل مجلس بودم و این چیزا. بعدها یادمه که خیلیا که زمان زیادی بود منوندیده بودن می گفتن وااااای لپ هات چی شد؟ چرا لاغر شدی؟ انگار توقع داشتن همون چاقی دوران نوزادی رو داشته باشم!! (اینجاچاقی برام ارزش بود لابد) 

      من یادم نمیاد از کی چاق شدم اما اینو یادمه که همیشه تو خونه ما این حرف بود که ما به مامان و خانواده مادری رفتیم و بعد ازدواجچاق میشیم. داداشم که لاغر بود واقعا بعد از ازدواج چاق شد. خواهرم استایلش پرتر از من بود و بعد از ازدواج اونم چاقتر شد و من کهته تغاری بودم از دوران دانشگاه یادمه تو فکر رژیم و باشگاه و اینا بودم. من شاید هیچوقت اونقدر چاق غیرقابل تحمل نبودم اما انگار میترسیدم که منم مثل خواهر و برادرم چاق بشم و میخواستم پیشگبری کنم. اما داداشم یادمه میخندید و میگفت: تو هم چاق میشی. نترس😭

       

      این روال ادامه داشت تا اینکه من حتی توی ذهنیاتم برای ازدواج میگفتم باید کسی باشه که چاق باشه یا چاقی توی خونواده شون مثل ماارثی باشه که من که قرااااره بعدا چاق بشم تحقیر نشم 🤦🏼‍♀️خدایاااا تا کجاااااا رو دیدم و چی رقم زدم با ذهنیتم برای خودم

       

      الان که دارم مرور میکنم می بینم واقعا من قبل ازدواج چندان دغدغه چاقی و لاغر شدن نداشتم. نه که نداشتم، اما میگم دیگه. انگارداشتم پیشگیری میکردم و سنگر می گرفتم برای حمله احتمالی😔 اما بعد از ازدواج، کم کم چاق شدم. الان رفتم عکسهام رو نگاه کردم. واقعا تا قبل ازدواج یه آدم چاق نبودم اما همون موقع هم از پایین تنه م راضی نبودم که یادمه اینو هم حتی بهم القا کرده بودن که ماهاصورتمون مثل بابا کشیده و استخونیه و بالاتنه چاق نداریم و پایین تنه مون چاقه. خلاصه که من ازدواج کردم و کم کم اول یکم پر شدم کهخیلیا گفتن خوب شدی حالا و جون گرفتی. چون واسه عروسیم خیلی لاغر شده بودم. (بازم ارزش گرفتم از چاق شدنم)

       

      بعدم که دیگه رسما چاق شدم. فکر کنم علتش این بود که خب ما از شهرمون مهاجرت کردیم و توی شهر جدید تنها بودیم و منم سر کارنمی رفتم اون موقع و خب تازه عروس هم بودم و میخواستم هنر رو کنم و چه هنری بهتر از آشپزی ؟ گمونم چون مامانم دستپختش معروفبود منم خواستم همون فرمون برم جلو و ازم تعریف بشه. نمیدونم ولی درهرحال دستپختم خوب بود و خیلی وقت میذاشتم برای غذا و دسرو کیک و … اما به نظرم میاد اوج چاقی من از زمان بارداریم و بعد اززایمان بود که دیگه عجیب غریب افتادم به رژیم و انگار بین من وهمسرم هم مسابقه چاقی بود و من افتادم رو دور رژیم های عجیب غریب و دمنوش و قرص و باشگاه و هزار چیز که همه آشنان به نحویباهاشون😔😔

      بعد از تولد دو سالگی دخترم به شدت یک رژیمی گرفتیم من و همسرم که دهن همه باز موند و مانکن شدیم. اما خب میدونین که همهمقطعی بود دیگه. مخصوصا بعد از بارداری دوم و زایمان که دیگه سخت تر شد و می شنیدم که چاقی بعد زایمان دوم دیگه برنمیگرده. سنت که بالا بره چربی ها سفت میشن و دیگه آب شدنشون و لاغری کار حضرت فیله… (اینجا دیگه چاقی ضد ارزش شد واسم و ازهمونا سرزنش و تحقیر میگرفتم)

       

      بعدم که هدایت شدم به راه اندازی وبلاگ آشپزی که از اتفاقات روزمره آشپزخونه م اونجا مینوشتم و کلی طرفدار پیدا کرد و … دیگهسوژه جدید برای بعضیا شد که این آشپزی ها و وبلاگ داره چاقتون میکنه. جمع کن وسایلت رو و وبلاگت رو ببند و … دیگه منم افتادم رودور غذاهای رژیمی و کم کم دیگه وبلاگم هم راکد موند چون دیگه جز سالاد و غذاهای بیمزه چیزی نداشتم توش بذارم

       

      در مجموع من نون باورهایی رو خوردم که از اطرافیان و الگوهایی که داشتم بهم رسید:

      • چاقی ما ارثیه و به مامان و خانواده مادری رفتیم. درصورتی که توی همون خانواده مادری من دو تا دایی لاغر دارم و اون زمانمامانم میگفت :اونا به پدرمون (پدر بزرگ من) رفتن و من (مادرم) به مامانم (مامان بزرگم)🤦🏼‍♀️
      • ما بعد از ازدواج چاق میشیم
      • موقع بارداری و بعد از زایمان چاق میشیم
      • الان بارداری و دو نفری، بخور و به فکر هیکلت نباش
      • بچه دنیا اومده و شیر میدی، باید غذا خوب بخوری که به بچه بدی، نگران نباش شیر بدی لاغر میشی🤦🏼‍♀️
      • دیگه سن که بره بالا چربی ها سفت میشن و آب شدنشون و لاغری سخته. اگه تو جوونی لاغر کردی بردی
      • تو که دستپختت عالیه و وبلاگ و سایت و پیج اینستای آشپزی داری خب معلومه که چاق میشی، همینا رو میخوری که لاغر نمیشی
      • نوزادی که وزنش بالا باشه و چاق دنیا بیاد، ژن چاقی داره و توی بزرگسالی هم چاقه 

      اینها ته ذهنم بوده که بی سانسور برای تمرین این جلسه نوشتم. این بود انشای من استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/02 05:42
        مدت عضویت: 238 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 94 کلمه

        یه چیز دیگه ای هم که یادم اومد کارمندی و این حرف بود که نشستن های طولانی و کارمندی باعث چاقی میشه و من هم خب سالهاست کارمندم و این رو هم زیاد مخصووووووووصا از همکارا می شنیدم و الان یادم اومد که این هم یکی از دلایل ذهنی من برای چاقی می تونه باشه و کم تحرکی که ذاتا آدم پر جنب و جوشی نیستم و هر زمانی که باشگاه می رفتم فکر می کردم دیگه چون دارای تحرکم لاغر میشم…پس این دو مورد رو هم من اضافه می کنم به لیست بالام

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shimatajedin@gmail.com
      1400/05/31 21:52
      مدت عضویت: 111 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام من از بچگی در گیر لاغری بودم و هی لاغر میشدم ولی باز کمی بر میگشتم و عذاب وجدان کشنده منا نابود میکرد.من درگیر بیماری هستم که همش غذاهای خوب و گرم مزاج بخورم برام خیلی بهتره اما خب باید لاغرم باشم چون برای وضعیت جسمانی من خیلییییی بهتره که لاغر باشم.از دلایل چاقی من اینه که خوب وقتی تصمیم به لاغری میگیرم که هیچی رعایت میکنم اما وقتی تصمیم به لاغری نداشته باشم پایه پای شوهرم که بخوره حسابی میخورم وبیشتر اوقات سیر هستم اما باز میخورم و بعد خیلی ناراحت میشم.قانون حیفه و ته مانده غذای پسرم و شاید بقیه رو میخورم چون حیفه.و تازگیا سیرم نمیدونم چرا اما بازم میخورم و یا سیرم اما یه چیزی با مزاج گرم بیاد دوباره میخورم یا میوه هر قدر بخوام میخورم الانم در کل ۵-۶کیلو اضافه وزن داراما اما همیشه عذاب وجدان کشنده دارم که خب برا بیماریم هم اصلا خوب نیس این اعصاب خوردیا و واقعا میخوام یبار برا همیشه لاغر بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hediyemomeni83@gmail.com
      1400/05/27 22:20
      مدت عضویت: 111 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 46 کلمه

      سلام

      من از ۹سالگی شروع به چاق شدن کردم و الان رژیم و ورزش و قرص لاغری مصرف میکنم ولی نتیجه ای متاسفانه نگرفتم به نظرم دلایل چاقی من کم تحرکی در گذشته و ژنتیک و سوخت و ساز پایین بدنم هست. با اینکه خوراک کمی دارم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/27 12:40
      مدت عضویت: 674 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,607 کلمه

      سلام به همگی قدم‌ چهارم : هر مسیری نقطه شروعی دارد و این قسمت نقطه شروع لاغری است در مسیر لاغری با ذهن آگاهی به ما داده میشود و ابتدا فورمول های ذهنی برای ما واضح می‌شود وسپس فورمول های اشتباه جایگزین میشود . بهترین حرکت برای قرار گرفتن در مسیر لاغری شروع حرکت از مسیر چاقی هست . برای رفع هر مشکلی باید ابتدا مشکل رو شناسایی کنیم . در نتیجه در این مسیر هم ابتدا باید مشخص کنیم چه عواملی باعث چاقی ما شدند تا با راهکار مناسب برای برطرف کردن هر عامل چاق کننده به سمت لاغری پیش برویم . قدم اول در این مسیر شناسایی عوامل تاثیر گذار در چاقی هست . شروع مسیر در راههای قبلی ابتدا وزن و قد رو سوال میکردند و BMI سنجیده میشد و از همون ابتدا میزانی که باید کم کنیم هم مشخص میشد و از همون ابتدا احساس یاس و نا امیدی در ما شکل میگرفت . در این مسیر خبری از وزن کردن و جدا کردن غذا نیست در این مسیر محرومیت از کافه و رستوران و مهمونی و مسافرت نیست اینقدر ما در مسیرهای قبلی سختی کشیدیم که برطرف کردن این فورمول های چاقی و تبدیل به لاغری به مراتب راحت تر و شیرین تر خواهد بود . همین که خبری از ورزش و رژیم و سختی نیست یعنی زمان بیشتری رو میتونم در این مسیر بمونم بیشتر راههایی که قبلا به من ثابت کرده بود که بیشتر از چند روز یا چند ماه نمیتونم ادامه بدم .نکته شگفت انگیز در این مسیر برای اولین بار در این مسیر فرد دیگری برای من برنامه تهیه نکرده و خودم هستم که دست به کار شدم و برای لاغری اقدام کردم و از شناسایی خودم و ذهنم شروع کردم . خیلی ها این دوره رو استفاده میکنند ولی کسانیکه خودشون خوب درک و عمل میکنند به نتیجه میرسند . همانطور که در این ۳۴ سال کسی به من نگفته چطور چاق شوم و هر جایی که بودم و هر زمان و با هر امکانات و شرایطی چاق شدم اینبار هم خودم با اشتیاق پا توی این مسیر گذاشتم نکته شگفت انگیز و امیدوار کننده اینکه برای لاغر شدن نیاز نیست سالهایی که چاق بودید صبر کنید لاغری به مراتب سریع تر از چاقی هست . اما در این سریع تر بودن منطقی بودن هم باید در نظر داشته باشید، من که الان به جایی رسیدم که اگه ۳۴ سال هم طول می‌کشید راضی هستم که باز در این مسیر باشم چون این ۳۴ سال فقط در مسیر چاقی ترس و اضطراب تجربه کردم ترس از چاق تر شدن ترس از مهمونی ترس از رستوران شام مسافرت خونه مادر بزرگ ترس از عکاسی و دوست داشته نشدن ترس از قضاوت ترس از حرف اطرافیان ترس از کار خستگی درس خوندن کنکور ترس از وزن کردن در کنارش ترس از زندگی بدون وزنه از شب بیداری از صبح زود پاشدن ترس از غذاها ترس از ازدواج حاملگی و … از همه چی ترسیدم و زندگی نکردم و حالا اگه قراره تو مسیر لاغری باشم حتی آهسته ولی همش حال خوب و لباس های زیبا و شادی و مهمونی و مسافرت و آزادی و آزادی و آزادی صد در صد از این راه خسته نخواهم شد و هر روز سرحال تر و جوان تر و شاداب تر خواهم بود . از اون مهمتر من توی این سالها همه چی رو متوقف کردم که زمانیکه لاغر شدم انجام بدم و اون روز مثل شنبه های معروف هیچگاه نیومد و من عقب و عقب تر رفتم و از وزن ایده آلم دورتر ولی زمانیکه در مسیر لاغری هستی و امور رو به دست داری دیگه لازم نیست که چیزی رو متوقف کنی و این به من آرامش میده که ترس از دیر شدن و از دست رفتن سالهای عمرم نداشته باشم و زندگی کنم . پس با اشتیاق و حال خوب قدم اول رو برمیدارم . خیلی مهم هست قدم اول که شناسایی عوامل چاقی هست رو محکم برداریم . همه افراد چاق به تعداد سالهایی که چاق بودند به دنبال روشی بودند و نتیجه نگرفتند یا پایدار نبوده در نتیجه احساس افسردگی و نا امیدی و ناتوانی کردند و گوشه نشین خانه شدیم و عصبی و افسرده و گریه و شکایت از وضعیتی که داریم و حالا خداوند نوری در قلب ما روشن کرد و اینکه خیلی عالی و با اشتیاق در این مسیر باشیم یعنی سپاسگزاری . خوش آمد میگم به خودم برای ورود به سرزمین لاغرها . فکر میکنم چطور من این سالها ترس این نداشتم که نکنه اگه کسی نباشه فایلی نباشه و یا جایی باشم نتونم چاق بشم ؟ ولی مثل آب خوردن در هر شرایطی به زیباترین راه ممکن چاق شدم چون فورمول ها به خوبی در ذهنم بود و من به زیبایی عمل میکردم الان هم فورمول های لاغری در ذهنم ثبت بشه بدون نگرانی و اینکه کجا و در چه شرایطی باشم میتونم به خوبی به لاغری عمل کنم و این توانایی خود من هست که به دست آوردم من زمانیکه فکر میکنم میبینم این سالها بزرگترین دغدغه ذهنم و مانع من اضافه وزن بوده و مانع همه چی برای من شده و در کنارش فکر میکنم من با وجود این اینهمه دست آورد دارم اگه این مانع برطرف شه چقدررررررر میتونم شاد و آزاد باشم و تا بی انتها لذت ببرم از همه چی و تازه میفهمم من تمام لذت دنیا رو فقط یه غذا میدیدم الان میبینم دنیا چقدررررر زیبایی داره و من خودم رو محروم کردم ازش الان در این مسیر بدون سختی و زحمت دارم با آرامش به همه جنبه های زندگیم میرسم و نظم گرفته و کنترل خودم و زندگیم رو به عهده دارم و خودم خوشحالم و خوشحالی رو توی خونه هم حس میکنم . قبل از ورود به این دوره فقط به یه جنبه میتونستم فکر کنم الان همه چی مرتب شده میتوان این روش رو تا اخر عمر ادامه داد چرا که نه ؟ مگه ما غذایی که خوبه رو همیشه درست نمیکنیم و یا لذت مسافرت خوب اینهم همینه کاری که خوبه آدم انجام میده . از طرفی من ترس تموم شدن فایل ها و رها شدن داشتم حالا میبینم که اولا با هر بار گوش دادن درک متفاوتی دارم و در ثانی خدایی که من میشناسم تا وقتی توی مدار باشی تا اخر عمرت برات فایل و آگاهی جور میکنه و سر راهت قرار میده . همیشه از کودکیم برام سوال بود چرا من اینجوری آفریده شدم و باید اینقدر سرزنش بشم در چیزی که من تقصیر ندارم و حقم نیست ولی الان متوجه شدم که میشه خوب زندگی کرد و تنظیمات جدیدی نصب کرد و فرد جدیدی خلق کرد و در کنارش شاد و زنده بود خداوند همیشه برای من بزرگی و عزت خواسته و من رو به این مسیر هدایت کرد و این راهی هست که خدا نشونم داده . لاغری در حوزه دو مورد بحث میشه : ۱. چرا ما چاق هستیم ؟ ۲. از چه طریقی می‌توان لاغر شد؟ همیشه رو موضوع دوم کار کردیم و نتیجه هم تا به امروز دیدیم و حالا لاغری با ذهن از مسیر اول هست و میخواهیم این راه رو تجربه کنیم .اگر صورت مساله رو پیدا کنیم و جوابی براش پیدا کنیم میتونیم برای همیشه لاغر بشیم و لاغر بمونیم . تمرین : انشایی در رابطه با چاقی خود بنویسید : من ۳۴ سال سن دارم و از کودکی چاق بودم و من خاطرات تلخی از چاقی خودم دارم سرزنش ها و محرومیت و محدودیت من همگی برای چاقی بوده و من احساس عجز و ناتوانی بسیاری میکردم و من عللی که الان فکر میکنم رو اینجا نام میبرم ۱. پرخوری مخصوصا زمان ناراحتی و استرس ۲. جشن و شادی یعنی غذا و تفریح و بیرون هم بدون غذا معنا نداره ۳. همیشه ترس از چاقی دارم و این موارد برای من یعنی چاقی : مسافرت مهمونی رستوران خستگی کم خوابی شب بیداری بی تحرکی از اون طرف خود تحرک که بعدش آزادانه میخورم شام خوردن ۴. مهمون داشته باشم خسته بشم خیلی میخورم و از اونطرف اگه غذای خوبی نباشه برای اینکه اصراف نشه و یا خسته شدم و نریزم دور میخورم ۵. زمانیکه گرسنه هستم خیلی قاطی پاتی و سرد همه چی میخورم و نمیتونم منتظر غذا بمونم تا حاضر بشه ۶.زمانیکه غذا درست میکنم خیلی سر قابلمه میخورم ازش ۷. همه چی راه حل با غذا هست حتی مریضم غذا میخورم حالم خوب بشه و تنها راه حل هست ۸. خیلی از قرص ها از نظر من اشتها آوره و از اونطرف خیلی ها قطع که بشه باعثچاقی میشه ۹. یبوست داشتن یعنی چاقی ۱۰. قبل از عادت ماهانه پرخوری دارم ۱۱. مرز سیری من یعنی فشار شکم و ترکیدن و خفگی ۱۲. تا یکم این فسار کم میشه با گرسنگی تعبیر میشه و دوباره خوردن ۱۳. تشنگی معنا نداره و فقط خوردن ۱۴. غذا ها رو چرب و شیرین بخورم یعنی چاقی ۱۵. غذای ساده درست نمیکنم دور چین و یا استفاده از خیلی چیزها مثل پنیر و اینها۱۶.ترس از سیر نشدن دارم ۱۷. ترس از گرسنگی زمانیکه بیرون میرم و خسته میام خونه و تفریح میریم ۱۸. اگر وعده ای نخورم ده برابر میخورم و باز حس نخوردن اون وعده رو دارم ۱۹. سر ساعت تا زمان وعده غذا هست باید حتما بخورم حتی سیر باشم ۲۰. صبحانه نخورم حالم خیلی بد میشه ۲۱. از شام‌خوردن و مخصوصا دیر باشه زمانش خیلی میترسم ۲۲.از خیلی غذاها میترسم مثل سرخ کردنی شیرینی برنج نون و ماکارونی ۲۳.غذایی که خیلی دوست دارم خیلی میخورم ۲۴. مهمونی و یا غذای بیرون که پول دادم ترس از گیر نیومدن دوباره دارم باید حسابی بخورم ۲۵. غذای سرد من رو سیر نمیکنه و یا غذا حساب نمیشه ته بندی هست و باید حتما غذا گرم بخورم ۲۶. با چایی خیلی باید شیرینی بخورم ۲۷. بدون برنج و نون و ماکارونی ترس دارم سیر نشم 

      ۲۸. زمانیکه دیس غذا جلوم همش به اون فکر میکنم غذام زود تموم شه بشقاب بعدی بکشم ۲۹. غذا دور یا تو یخچال نمیتونم بزارم همش فکر میکنم پاشم بخورم 

      یه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryam.mehri1975@gmail.com
      1400/05/27 00:52
      مدت عضویت: 159 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام استاد عزیزم
      دلایل چاقی من
      ۱ باورهای اشتباهی که دوران بارداری و شیر دهی داشتم که هر چی بیشتر بخورم فرزندم بهتر رشد میکنه
      ۲ خوردن ته مونده بچه ها ‌که مثلا اسراف نشخ و عدم توجه به سلامتی خودم
      ۳ اهمیت ندادن به تناسب اندام خودم و همه وقت خود رو صرف بچه ها و کار کردم
      ۴ افسردگی شدیدتر زمانی که دیدم دیگه لباسهایی رو که خیلی دوست داشتم دیگه اندازه نبودن
      حالا طبق اون چیزی که یاد گرفتم از همین راهی که اومدم باید برگردم برای تناسب اندام خود قدمهای محکمی برمیدارم و با فکر کردن به لاغری و اینکه چه اتفاقهای خوبی در راه است و زندگی سرشار از زیبایی به مت خیلی انگیزه میده ممتونم از شما استاد بزرگوار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 13:03
      مدت عضویت: 114 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام برهمگی 

      ادامه تمرین قبلی.

      الان که خوب فکرمیکنم من از کودکی همش تو ذهنم این بود که ثروتمندان خودشان وبچه هاشون تپل هستند و رنگ و رو دارن . خوش برخوردند و….. وهرچه ثروت بیشتر باشه رفاه بیشتر هست و چاق ترند و کم مو هستند. 

      اینها مواردی بود که در تلویزیون وقتی فیلم و سرریال میدیدم به یقین رسیدم چون بازیگری که قرار بود نقش ثروتمند مرد روبازی کنه کلا کم مو و چاق  و حقه باز بود.

      من هم زمانی که شاغل شدم و حقوق بردارشدم کم کم و به آرامی چاق شدم چون کلا وضعیت مالی خانواده ما ضعیف بود یه حقوق کارگری و هفت نفرآدم وبچه ها همه محصل . هیچ پول توجیبی هم ماهانه بهمون نمیدادند نه اینکه نخواهند بلکه نداشتند که بدهند .

      بعد اینکه شاغل شدم و از شرکت حقوق میگرفتم اگرچه خیلی کم بود کم کم ذهنم شروع به استارت باورهام کرد و پله اول رشد مالی برابربود با بالارفتن از پله اول چاقی . 

      وهمینطور ادامه پیدا کرد ومدت هایی که شرکت حقوق منو تا یکسال ندادند من همون متناسب بودم و بعد اینکه حقوقم در یه شرکتی یه کم بهتر شد چاقی من یه کم بیشتر شد و ریزش موهای من هم به همون نسبت بیشترشد .

      البته من قبل ازدوره و قبل از اتمام دوره رایگان فقط خوردن و کم تحرکی و شبیه بودن به عمه هام و افزایش سن  رو علت چاقی میدونستم اما وقتی  دوره رایگان لاغری با ذهن  وفایل های دوره رایگان و صدگام رو گوش دادم و تمریناتم روانجام میدادم این باور غلط رو که برای چاق شدنم میدانستم رو بعد اتمام دور اول  پیدا کردم .که هرچه پول بیشتر چاقی بیشتر وریزش مو بیشتر.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 10:40
      مدت عضویت: 114 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 875 کلمه

      سلام بر همگی.

      من هرچی به گذشته خودم فکر میکنم شروع چاقی خودم رو از اولین شرکتی که مشغول به کار شدم رو میبینم . وسنم فکرکنم ۲۵ سال بود و من قبل اون موقع کاملا متناسب بودم .

      اون شرکت پخش مواد غذایی بود که سه نفر از صاحبان شرکت خودشان هرکدام جدا شرکت داشتند و این شرکت رو شرکاتا تاسیس کرده بودند که محصولات کارخونه خودشان رو هم خودشان پخش کنند .

      یکی از شرکا خودش کارخونه شکلات داشت که اون شکلاتهای خودش رو به این شرکت پخشی که ما بودیم میاورد تا پخش کنه و شرکاهای دیگه هم یکی رب و یکی خشکبار بود و….

      حالا من که در اون شرکت به عنوان کمک حسابدار مشغول به کارشدم بعد مدتی برای صبحانه تصمیم گرفتم از شکلات شرکتمون برای خوردن صبحانه وعصرانه استفاده کنم . 

      یکبار شکلات رو خوردم اسم شکلاتش نارگیل ۳۲ کاچیلا بود . یادم نمیره وقتی اولین بار خوردمش دیگه آنقدرخوشمزه بود چندتای دیگه رو هم خوردم . 

      وهمینطور روزهای دیگه تعداد خوردن ودفعات خوردنم بیشترشد و هرمشتری متفرقه که میومد بهش پیشنهاد میدادم .وآنقدر شکلات میخوردم که تقریبا بیشتر حقوقم واسه خوردن شکلاتها میرفت .

      منی که تا اون موقع علاقه ای به خوردن شکلات نداشتم مسحور اون شکلات شدم .

      تا اینکه اون شرکت جمع شد ومن آنقدر وابسته اون شکلات شده بودم در مغازه ها دنبالش میگشتم تا اینکه درجایی اون رو ندیدیم و بیخیالش شدم.

      بعد دریه شرکت دیگه مشغول شدم که درشهر دیگری بود و من و دوستم بعد اتمام ساعت کاری یعنی ۴ هر روز میرفتیم و ناهارمون رو ساندویچ میخوردیم تو اون شهر و بعدش میرفتیم خونه .

      کم کم متوجه شدم لباسهام بعد چند ماه یه کم تنگ  تر میشه

      و با خودم گفتم خوب سن آدم که بالا میره آدم رشد طولیش قطع میشه و رشد عرضی میکنه . و بی خیال چاقی شدم .

      یه چندسالی بود یه کم لاغر میشدم دوباره چاق میشدم بدون اینکه رژیم بگیرم  یا ورزش بکنم . واین قضیه باعث شد که مدتی که چاق باشم بی خیال بشم و بگم خوب دوباره لاغرمیشم واین طبیعیه . حتمن زیاد تو این مدت غذا خوردم و هیچ کاری برای لاغری نمیکردم . 

      تا اینکه تو سن ۳۶ سالگی یهو به خودم اومدم که وزنم شده ۷۰ کیلو . خیلی تعجب کردم آخه من همش روی ۶۵ استپ بودم . 🤔

      تصمیم گرفتم پیاده روی کنم و مدت ۵ الی ۶ ماه هر روز سنگین یک ساعت تو گرمای بهار وتابستان ساعت ۳ میرفتم پیاده روی بعدش میومدم خونه تو اتاقی که نه پنکه بود ونه کولر نیم ساعت میرقصیدم و کل لباسهام خیس خیس میشد و غذا خوردنم رو هم کم کردم و خوردن شیرینی و شکلات و بستنی رو کنار گذاشتم بعد ۶ماه شدم ۶۵ کیلو .😄

      خیلی خوشحال شدم و فکر کردم دیگه این وزن ثابت میمونع اما بعد یه مدت یهو یه مریضی گرفتم که کلا بی اشتها شدم و مامانم یه کله پاچه گرفت و گفتش آبش مقوی هست کم کم بخور تا جون داشته باشی و من هم یه کله پاچه کامل رو سه چهار روزه تنهایی خوردم و کلی خوراکی های جورواجور بهم میدادن تا یه کم حالم خوب شه و بعد مدتی وزنی که به هزار بدبختی از ۷۰ رسونده بودم ۶۵ بعد بیماری شد ۷۴ کیلو.

      یکسال بی خیال ورزش و رژیم  شدم اما دیدم  لاغرنشدم که هیچ تمامی لباسهام برام تنگ و تنگ تر میشه و اعصابم حسابی به هم میریخت و خونه هم مرتب بهم تذکر میدادن و میگفتن یه فکری بکن ومامانم میگفت شبیه عمه هات هستی اونها هم قد بلندند و چاق . خواهرم میگفت تحرک نداری اینجورشدی .

      داداشم که بدتر میگفت عجب بازوهای داری شبیه بازهای پسرای ورزشکاره و این حرفش اشکمو درمیاورد .

      ودوستانم بهم یه نسبتهایی میدادن که اینجا نمیتونم بگم .

      وبرای خرید لباس که منو و دوستم میرفتیم فروشنده بهت میگفت بارداری که لباس گشادتر بهم بده و من ناراحت میشدم و میگفتم نه خانم من مجردم . و دوستم هم اصرار میکرد که حلقه ورزشی بخرم که برای آب کردن چربی دورکمر وشکم خیلی خوبه و من هم یه دستگاه درازنشت خونگی داشتم و با اون ورزش میکردم و اون هم فایده نداشت حالا من بودم و یه هیکل چاق و یه صورت لاغر . که اطرافیانم میگفتند علیرغم چاقی تو صورتت لاغره و زیبایی  نداره . 

      یه دوستم بهم پیشنهاد داد  که یه قرصی هست که بخوری صورتت پرتر میشه و از این وضعیت میای بیرون و خودش هم استفاده میکرد و صورتش پر بود و زیبا .

      منم بعد مدتی استفاده دیدم صورتم  غبغب گرفت و خودم رو تو آینه میدیدم حالم حسابی بد میشد و قرص رو کنار گذاشتم بعد مدتی خوب شدم و کلی خوشحال شدم اما بعد مدتی دوباره دیدم غبغب هم برگشت .

      هیچی دیگه بعد یکسال واندی که هیچ کاری نکردم و هر روز ناراحت تر و نگران تر میشدم تصمیم گرفتم بعد  ماه رمضان سال ۹۹ دوباره تمرینات مرگبار پیاده روی و رژیم رو برای لاغرشدن شروع کنم که به لطف الهی چند روز مونده بود ماه رمضان تموم بشه با این روش آشنا شدم . 

      که الان بار دومی هست که دوباره از اول دارم فایلها رو دنبال میکنم وپیگیر آموزشها هستم .

      این سری با نام کاربری و رمز جدید . چون میخام تمرینات رو مستمرا و با اشتیاق دنبال کنم .

      از استاد عزیزم هم ممنونم که وقت میزارن کامنتهای ما رو میخونن وکلی مطالب آموزشی دراختیارمون گذاشتند و میزارن .♡

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/22 02:30
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 251 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز

      گام سوم رو هرکار کردم متنم وارد دیدگاه نشد.اما همچنان توی مسیرم و خوشحااااال

      چقدر من این فایل های مربوط به اون ۱۲ جلسه رو دوست دارم.

       

      من چرا چاق شدم؟!

      قبلا فکر میکردم چون تنقلات زیاد دوست دارم چاقم

      من به هر طرف برم ارثی چاقم و کسی توی خانواده ما لاغر همیشگی نیست.

      من استخون بندیم درشته چاقم .

      من اشتهام زیاده نمیتونم خودم رو کنترل کنم.

      هرچی بخورم میره توی لپام 

      و مهم تر از همه : ((بعد رژیم قطعا چاق میشی))

      باوری که ماه هاست باهاش درگیرم…

      از روزی که وارد سایت شدم سعی داشتم که این باور رو قطع کنم اما مادرم اجاره نمیده..

      هرچی مبخورم میگه نخور چاق میشی 

      و همین کلمه ((چاق)) برای کسی که قدش ۱۷۳ و همیشه وزنش متناسب و اوکی بوده خیلی سنگینه 

      و من انقدر تحت تاثیر حرف های مامانم که خیلی بهش اعتماد دارم قرار گرفتم حسابی اعصاب و روحم بهم ریخته.

      با خودم گفتم چه غلطی کردم رژیم گرفتم که حالا حرف پشتم باشه!!!

      اما خب من از خودم مطمئنم.چون دارم تمرین انجام میدم و به بهترین شکل درک میکنم و وقت زیادی برای این موضوع میزارم و غذام هم خیلی کم شده.

      طبیعیه که توهم بزنم که چاق شدم چون ذهن منطقیم میگه تو که کاری نمیکنی پس برای چی باید لاغر بشی؟

      درسته که طول میکشه تا نتایج نمایان بشه.اما میدونن که نتایج پایدار خواهد بود…

      میدونید میخوم شگفتی سار بشم و هبچ چبز جلو دار من نیست..

      درسته نوشته هام کمه اما در واقعبت بسبار روب ابن نوضوع کار میکنم تا برام واضح تر بشه‌….یوهووووو

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/21 17:45
      مدت عضویت: 233 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 534 کلمه

      بنام خداوند هدایتگر وهاب 

      سلام به دوستان زیبانگرشم 

      من اول تو دفترم خاطرات چرا من چاق هستم رو نوشتم ده صفحه شد و الان میخوام تو قسمت دیدگاهم جمع بندیشو تایپ کنم من از ده سالگی چاق شدم قبلش لاغربودم اما از ده سالگی ب بعد به سرعت چاق شدم اما قدم متوسط بود و وزنم زیاد بود چاقیم خیلی مشخص بود و اذیتم میکرد برای همین همیشه لباسهای گشاد میپوشیدم که اندامم زیادمشخص نشه و همین باعث شده بود فامیلهام ک مذهبی بودن تعریف و تمجید کنند ک لباس باحجاب میپوشم و اندامم معلوم نمیشه و ب دخترهای فامیل میگفتن ازمن یادبگیرن ک لباسهای باحجاب میپوشم چون دخترهای لاغر فامیلمون لباس تنگ میپوشیدن و مورد سرزنش بودن و منم چون دوست داشتم مورد تشویق پدرم باشم که بگه دخترم لباس باحجاب میپوشه بیشتر این رفتارو داشتم تااینکه بزرگتر میشدم وتودبیرستان دوستای بیشتری داشتم و همیشه خودمو با اونا و اندام لاغری دارند مورد مقایسه قرار میدادم و حسرت میخورد ک چرا من چاقم و احساس میکردم من خیلی زشتم که چاقم و وقتی وارد دانشگاه شدم این مقایسه ها بیشتر شد و همش تو جمع دوستانه میگفتم من خیلی چاقم من زشتم و اینا وخیلی اعتمادبنفسم پایین بود وچون خودم همش میگفتم ک من چاقم همه منو چاق میدیدن و بهم میگفتن و چون صورتم کوچیک بود و بدنم چاق بود بهم میگفتن خیلی زشته که صورتت با بدنت همخونی نداره و همیشه بزرگترین آرزو وحسرتم این بود و لاغربشم و چون از بچگی چاق بودم لاغری برام آرزو غیرمحال شده بود وقتی دانشگاهم تموم شده بود یه دوستی بمن یه گروه رژیم بود معرفی کرد که خیلیا تو اون گروه تونسته بودن لاغربشن و من وقتی عکسهای لاغریشون رو میدیدم همش بخودم میگفتم من باید لاغربشم ایناتونستن منم میتونم و شبا موقع خواب عکسهای لاغریشون رو نگاه میکردم ک باعث شد هیجان اشتیاقم برای لاغری زیاد بشه طوری ک صبح زود بیدار میشدم و یک و نیم ساعت ورزش میکردم و رژیم که فیدینک و فیستینگ بودو سخت بود و کالری شماری هم داشت رو باسخت کوشی میگرفتم طوری ک روزهای بود مهمانی میرفتم یا مهمان داشتیم غذای رژیمی من فرق داشت و گاهی خانواده مسخرهم میکردن ک تو هیچ وقت لاغرنمیشی تو ژنت چاقیه اما من با سخت کوشی ادامه دادم که تو شش ماه ۱۷کیلو کم کردم و باربی شدم برای خودم اما چون خیلی ورزش هوازی انجام میدادم صورتم خیلی لاغرتر شد و همه از لاغری من متعجب شده بودن ک من تونسته بودم لاغربشم خیلیا میگفتن چون صورت خراب شده لاغری بهت نمیاد و بعضیا میگفتن بهت لاغری میاد اما مادرم بخاطر اینکه فامیلها میگفتن ب دخترت گرسنگی دادین یا بیمار شده ک اینقدر لاغر شده خیلی سرزنشم میکردن که چرا خودتو از بین بردی ک همه میگن خراب شده صورتت و این حرفا و منم بعده یک سال رژیم رو ول کردم و بعده یک سال بعدش بیشتر از قبلم چاقترشدم و دلیل چاقیم رو چون از بچگی چاق بودم واز مادرم ارث چاقی بمن رسیده و استعداد چاقی دارم و چون کم تحرکم و خیلی میخوابم و چون غذاهای پرچرب همش میخورم چاقم و نون زیاد میخورم چاقم و قضاوت بقیه ک نظر دیگران درموردم مهمه و اعتمادبنفسم پایینه و اینکه تایید دیگران برام اهمیت داشت باعث چاقیمه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Asi2018.bigdeli@gmail.com
      1400/05/21 12:30
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      چرا چاق شدم

      امروز ۲۱مرداد ۱۴۰۰. ۳۸ساله هستم با وزن ۹۰کیلو وزنی که هیچ گاه فکرش رو‌نمی کردم . حتی با دو تا بارداری پشت هم، ولی الان ۹۰کیلو هسنم و به امید خدا و کمک شما استاد عزیز میخوام واسه همیشه از شرش راحت شم.

       

       

      مادرم همیشه تعریف می کند که وقتی دو سه ساله بودم اونقدر لاغر بودم که منو زیر چادر قایم می کرد تا دیگران پشت هم دلیل لاغریم رو‌نپرسن و هزارتا عیب و مریضی رو من نذارن.

       

      ولی خودم از ۱۶سالگی یادمه که همیشه رژیم بودم و باشگاه که لاغر بشم. تا سن ۲۵سالگی و قبل از ازدواج ۶۰کیلو بودم و همیشه جز خوش هیکل و خوش لباسا محسوب میشدم

       

      تا اینکه ازدواج کردم. عدم تحرک و پر خوری و درگیری ذهنی که بعد از ازدواج چند کیلو چاق شدن طبیعی،و استرس هایی که تو سالهای اول زندگی داشتم . وقتی عصبی میشدم غذا بیشتر می خوردم. تند تند غذا می خوردم بین ب بسم الله و نون پایان سفره واسه من ۳دقیقه نهایتا ۵دقیقه زمان بود. 

       

      بعد از اون دو تا بارداری پشت هم ولی باز سر بارداری دوم دو‌روز قبل از زایمان ۸۱کیلو بودم نه ۹۰کیلو. 

       

      خلاصه بگم  ببه نظر خودم پر خوری ، عدم تحرک ، خوردن شیرینی جات، حرص و جوش و انتخاب غذاهایی که مناسب طبع من نیست باعث چاقی بیش از حد من شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/05/20 08:08
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم 

      قبل از شروع دوره بینهایت دلیل داشتم برای چاق بودنم امابه لطف این دوره خیلیاش برطرف شد دفعه قبل که اومدم اینجا نوشتم خب چون میدونم که هیچ دلیلی ممطقی نیست که چاقیمو بندازم گردنش نوشتم هیچ دلیلی ندارم اما بعد متوجه شدم هنوزم دلایلی دارم که چاقیم گدنشون وهنوز دلیلی نقضشو پیدا نگردم برای خودم 

      این شد که اومد تا پیداشون کنم وپاکشون کنم برای همیشه از ذهنم 

      چجدیدا متوجه شدم بدن من به انرژی بسیار کمی احتیاج داره طوری که گاهی فقط یه بار احساس میکنم واقعا گرسنه هستم  واز بس زود سیر میشم تا میام بفهمم چی خوردم سیر شدم با این حال خوب بیشتر میخورم همین باعث شده فکر کنم پرخوری باعث چاقی منه درصورتی که دلیلی نقضش میشه بدن من کیلو کیلو چربی وانرژی رو ریخته دور اگه میخواست اپسیلون اپسیلونش ذخیره کنه که الان من باید با اون حجم وحشتناک پرخوری که قبلا میکردم باید به جای ۱۰۰ کیلو ۶۰۰ کیلو میبودم همین هم پرخوری کردن وچاق شدن منو نقض میکنه اتفاقا دیروز داشتم به همسرم میگفتم که من خدایی خیلی رفتارام عوض شده وقتی فکرشو میکنم که چند سال قبل چقدر پرخوریای وحشتناکی میکردم وحشت میکنم خوب یادمه نصف کیک شکلاتی بزرگ که حدود دوکیلو بود با چای در یک وعده میخوردم وای خدای من آخه چجوری تازه اینکه فقط نبود قبلش کلی غذا خورده بودم میوه خورده بود بیست بار ناهار وشام وصبحونه خورده بودم اینم میان وعده ام بود 

      یعنی وقتی به حجم پرخوریام فکر میکنم میبینم مثل دایناسور میخوردم بازم دم بدنم گرم که ۸۰ درصدشو میریخت دور ومنو نجات داد یا اونقدر فست فود میخوردم که احساس خفگی وتهوع بهم  دست بده الان چند وقت احساس فشار شکم  تهوع ودل درد ندارم واین نشون میده که گرچه میتونم بهتر وبیشتر به بدنم گوش بدم وبهتر عمل کنم ولی همین طوریشم به همین راحتی چنان با حداکثر سرعت لاغر میشم که خودمم شگفت زده بشم 

      خداییشم الان تقریبا از اول مرداد شروع کردم به عکس گرفتن خودم صبح که از خواب بیدار میشم اول یه عکس از خودم میگیرم تمام قد بعد به کارام میرسم دیروز که نگاه میکردم عکسام مثل اون دوستمون که رو عکسش زده بود بوم بوم قبل عمل وبعد عمل شده بود البته عمل به درست رفتار کردن 

      یه تیشرت قرمز با شلوار مشکی پوشیده بودم عکس اولم شبیه گوجه فرنگی گرد افتادم بوم 

      وعکس بعدم لباس به تنم نشسته وکلی لاغر شدم خودمم باورم نمیشد  فکر میکردم اصلا لاغر نشده با اما به وضوح دیدم لاغر شدنمو دراین عکس کاش با حجاب گرفته بودم ومیفرستادم برای این سایت حالا عیب نداره اوایل مهر عروسی دعوتم تا اون وقتم قطعا لاغر تر ومتناسب تر از الانم میشم اون موقع با حجاب عکس متناسبی میگیرم ومیفرستم 

      پس این دلیل پرخوری دلیل چاقی هم رد شد 

      اما دلیل دیگم کم تحرکیم باعث چاقیم شده 

      خب بازم پیشرفت کردم از ورزش کردن وپیاده روی رسیده به کم تحرکی الان مدت هاست ورزش نکردم وپیاده روی هم نرفتم درعوض فعالیت های دیگه کردم 

      خریدامو پیاده میرم وانجام میدم وکارای خونمو انجام میدم وهمیشه خونم تمیز ومرتب 

      پس من اتفاقا کلی هر روز فعالیت میکنم واصلا هم بیتحرک نیستم تازشم اگه روزایی هم کلا بخوابم وبیرون نرم مهم نیست واصلا باعث چاقی من نمیشه چون همونطور که استاد عزیز گفتن بدن ما بینهایت فعالیت اتجام میده برای گردش خون تنفس کارکردن تک تک اعضا بدنمون برای کارای روزمره مون همینا کافین ونیازی به فشار آوردن نیست درواقع کسی که میخوابه اتفاقا خیلیم زود لاغر میشه چون چیزی وارد بدنش نمیکنه وآدم درخواب که نمیتونه بخوره همه چیز دربیداریه پس خواب کمک کننده هم هست حالا یه مورد دیگه وقتی که آدم هایی که توی کما میرن ومیبینم با خودم میگم ببین ورودی های بدنش کم میشه درنتیجه شاهد لاغر شدن سریع این انسان ها میشیم اون فرد حتی نمیتونه چشماشو باز کنه دستشو تکان بده یا خودشو کش وقوس بده با این حال به شدت لاغر میشن درعرض فقط یک ماه دیدم که میگم 

      خب این اثبات میکنه اگه صبح تا شب بخوابی وحتی بلند نشی بری تا دم در خونه بازم لاغر ومتناسب میشی فقط ورودیاتو درست انتخاب کن وبه اندازه  فعلا این دوتا دلیل که نقضشون کردم داشت منو آزار میداد که به لطف خدا پاک شد وراحت شدم از دستش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/19 09:49
      مدت عضویت: 648 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 838 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به دوستان و استاد عزیزم

      چرا من چاق شدم ؟

      چاقی من خیلی دلیل داره که همه این دلیل ها هم از اطرافیانم  بر من تحمیل شده سالهای سال از درد چاقی رنج میبرم و خودم حقیر و بدبخت میدونم 

      یادمه کوچیک که بودم همه منو توپولو صدا میکردن و برام شعر توپولو میخوندن (توپولو  هم توپولو صورتم مثل هلو )این میخوندن برام خیلی عصبی میشدم از همون موقع هم از چاقی متنفر بودم من چاقیم رو اون زمان یادم نیس که کوچیک بودم فقط یادمه این شعرو میخوندن و تنفری که داشتم هم یادمه که خیلی بدم می اومد  

      یعنی من ۱۳/۱۴سالکی  به بعد چاق شدم 

      از اطرافیانم بارها شنیده بودم ادم تو سن بلوغ خود به خودرشد میکنه و چاق میشه ودوره ی چاق شدنه و همین جور هم شد

      نان های خوشمزه محله مون رو عامل چاقی میدونستم و چون خیلی خوشمزه بود همه دور هم می نشستیم و از دور همی هم لذت میبردیم و میخوردیم 

      دور همی هم خودش یک عامل دیگه هس که باعث میشه ادم و چاق کنه 

      و همچینین شنیده بودم  که ادم بعد ازدواج چاق میشه یعنی من بعد از عروسیم حدود۳/۴کیلو اصافه کردم بدون اینکه خوردنم تغییر کنه خود به خود این اصافه وزنه بر جسمم تحمیل شد که بهم میگفتن این طبیعیه. بعد از ازدواج ادم چاق میشه همه همین جورن

      باور اینکه چاقی خیلی زیباس و مردها از زن های چاق خیلی خوششون میاد رو در ما به وجود اورده بودن و همین مانع هم خودش یک مانع خیلی بزرگی بوده  

      زمانی که تلاش میکردیم که متناسب بشیم  هزاران مانع وجود داشته 

      مگه یکی دوتا مانع سر راهمون قرار داشته

      هزاران ادم که بر سراهمون سبز میشدن هر کدام خودشون یک مانعی رو میزاشتن جلوی روت 

      و ما هم ساده و بی اگاه از همه جا 

      این مانع ها رو قبول میکردیم و برمیگشتیم به. بدبختی هامون اادامه میدادیم 

      و یه باور دیگه این یود که ادم در بارداری چاق میشه 

      چون باید دوبرابر غذا بخوره چون دیگه خودش تنها نیس 

      چاق میشن ودلیلش هم این بود که چون دو نفرن باید خیلی بیشتر غذا بخورن 

      چاقی بعد از زایمان طبیعیه دیگه شکم اصلا ااب نمیشه و برای همیشه این چربی ها می مونه و هر بار که باردار بشی باید وزن بیشتری رو تحمل کنی چون خدا اینجور میخاد خواست خودشه 

      چون مادرم هم شکمش بخاطر بچه اوردنشه 

      من به مامانم رفتم اما بعضی های شانس دارن شکمشون بعد از زایمان اب میشه 

      خوردن فست فوذها باعث چاقی من شده 

      ارثی بودن چاقی توی خانواده ما چون مامانم و خواهرام و خاله هام و دایی هام همه چاقن من هم به اونا رفتم 

      استخون بندیم درشته و نمی تونم لاغر شم چون فایده نداره از استخون بندیمه 

      ادم باید چاق باشه لاغری مریضیه 

      ادم میخاد بچه بیاره باید جون داشته باشه این لاغرها چی هستن مردنی هستن 

      ادم های چاق خیلی زیبا هستن باعث افتخارن

      با دست غذا خوردن باعث چاقی میشه 

      شیرینی و تنقلات باعث میشه که ادم چاق بشه 

      میوه اشکال نداره هر جه بخوری مثل ابه زیاد بخورین به چاقی کاری نداره 

      ادم های که اارثی هستن اب هم که بخورن چاق میشن 

      قبلا یادمه اب هم میگفتن باعث جاقی میشه😭

      هر کی هر جی هست هست دیگه فایده نداره لاغر بشو نیس ژنتیکش اینجوره 

      مراسم های عروسی و تولد  باعث میشه ادم بیشتر بخوره و بیشتر چاق بشه 

      حالا هر جشنی باشه 

      ادم وقتی میره بیرون نمیشه  دست خالی بره

       بیرون رفتن هم باید از خوردن الذت برد باید کلی تنقلات چای کیک ……..ببری و بخوری و لذت ببری 

      تحرک نداشتن باعث چاقی میشه 

      من چون مدرسه بودم و تحرکی نداشتم و تمام کارها رو مادرم و خواهرم انجام میدادن به همین دلیل چاقم 

      خوراک های چرب باعث چاقی میشه 

      با ماشین اینور و انور رفتن ادم چاق میشه تحرک که نیس 

      پیاده روی نکردن ادم و چاق میکنه 

      تو خونه نشستن  باعث چاقی میشه و من چون خانه  دار هستم چاقم 

      قبلا زمان های خیلی دور مردم خیلی زحمت داشتن جارو میزدن 

      کارهای سنگین داشتن الان کارها خیلی راحت شده و همین زندکی راحتی باعث چاقی من شده و قبول کرده بودم این زندکی رو چون واقعا نسبت به قبل خیلی راحت شده 

      ادم وقتی جاق شد دیگه لاغر نمیشه خیلی سخته لاغر شدنش  خوابیدن زیاد باعث چاقی میشه ادم هر چه بخابه چاق تر میشه 

      خیلی باورهای اشتباه در ذهن من جای گرفته که همه رو قبول کرده بودم و همه ی این باورها در جسم من خودش و نمایان کرده و باعث شده که من سالیان سال از چاقی رنج ببرم و لذت نبرم از زندکی 

      و تا زمانی که این همه باور سخت و محکم در من وجود داشته چطور انتظار لاغری رو داشتم 

      چطور میخاستم با ورزش کردن و پیاده روی کردن لاغر بشم مگه میشه ذهن من خراب بوده 

      خدا رو شکر در این دوره ها هستم  

      و باورهای مخرب رو شناسایی میکنم و ان ها رو از بین میبرم و از انجایی که من چند ساله در این دوره ها هستم و از بودن در این دوره ها لذت میبرم و متناسب هم شدم و الان باردار هستم و در این بارداری سومم تناسبم حفظ شده و مانند اون دوتا بچه هام نیستم که ذهنم خراب بود 

      استاد ممنونم بابت این اگاهی ها و این دوره هاتون بسیار بسیار عالی  هستن و از همه دوره هاتون نتیجه گرفتم 🙏🏻👌🏻👏🏻🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/18 13:13
      مدت عضویت: 120 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      سلام به تمام دوستان من میخام بگم چی شد چاق شدم خب من از دوم راهنماییم یادم میاد که پهلو داشتم و فکر میکردم یه مریضیه لاعلاجه و عیب نداره خخخ که نمیدونم از کجا اومده تو فکرم و اینکه هرچی بزرگتر شدم بهم گفتن به مامانت رفتی من تا اول دبیرستان لاغر بودم اما پهلو داشتم کمی بعدش متوجه شدم یکم چاقتر شدم و شکمم هم بزرگ شده و تا سوم دبیرستانم ۵۵کیلو بودم و بنظر خودم خوب بودم چون قدم بلند بود اما بعد از اون ازدواج کردم و شنیده بودم هرکس ازدواج کنه چاق میشه و چون من از اون به بعد همش تو خونه بودم و فعالیتم خیلی کم شده بود روز به روز چاقتر میشدم تا اینکه یکسال گذشت و من ۱۵کیلو اضافه کردم و به۷۰رسیدم و شروع کردم به رژیم و پیاده روی و خودمو تو یک ماه ۶کیلو کم کردم بد نبود اما ادامه ندادم و کلا بیخیالش شدم چون رژیمش سخت بود تا اینکه دوباره به۷۴رسیدم و باردارشدم من شنیده بودم تو بارداری هرچی دوستداری بخور و اضافه وزن عیب نداره من به ۸۸رسیدم و بعد زایمان به ۶۴دوباره رسیدم بدون تلاش چون فکرم درگیر بچم بود ولی بعد یکسال دوباره باردارشدم واینبار به۷۶رسیدم و بعد زایمان پهلوهایه وحشتناکی برای من موند و من شروع کردم به باشگاه رفتن و ۸کیلو کم کردم اما بعد از اومدن کرونا دوباره چاق شدم و به۸۳رسیدم ولی دورشکمم هیچ تغییری نمیکرد واقعا خسته شده بودم ولی دوباره شروع کردم و الان ۷۰کیلو هستم و دور کمرم ۳۰سانت کم شده و من هرروز به خودم میگم استعداد لاغری دارم و هر روز دورکمرم باریکتر میشه اما سبک زندگیمو تغییر دادم و الان چهار ماهه هیچ تغییری نکردم از لحاظ وزنی و میخام این داستان رو برای همیشه تموم کنم و از ریشه بکنم و برگردم به همون ۵۵کیلو که حقه منه و الان کمی مراقبت غذایی دارم یعنی اگاهانه غذا میخورم و ورزش فقط رقص اونم سرگرمی  اومدم ذهنمو درست کنم و برای همیشه ۵۵بمونم با یاری خداوند منان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/15 16:08
      مدت عضویت: 520 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 694 کلمه

      تمرین جلسه اول رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی با ذهن

      داستان نداشتن رابطه موفق من

      بچه که بودم با غریبه ها جوش نمیخوردم و فکر میکردم بهم آسیب میزنن و بیشتر به مامانم میچسبیدم و مامانم اینو همیشه به همه میگفت که بین بچه ها این یکی خیلی به من وابسته است

      اخه همیشه تنهام میذاشتن مامانم یه جور بابام به خاطر کارش یه جور دیگه. همیشه فکر میکردم کسی منو دوست نداره و در باور کودکانه خودم فکر میکردم ایراد از منه که مادرم میره و منو تو خونه تنها میذاره.هیچوقت هیچکس منو به این باور نرسوند که من خوبم کافی هستم زیبا و خواستنی هستم. من شبیه خواهر برادر دیگه ام نبودم و اونا همه ی توجه رو میگرفتن و من همیشه در حسرت توجه بودم.

      دوران بلوغ اوضاع بدتر شد چون من میخواستم نقطه مقابل خواهرم باشم ک ب من توجه کنن پس بچه درسخون و سر به راهی شدم ک ابدا ب ظاهرم نمیرسیدم اصلا خودم رو نمیشناختم حس زیبا بودن و خواستنی بودن نداشتم و مادرم شدییییدا ویژگی های زنانه منو سرکوب می‌کرد حتی تنها باری ک مادرم من رو کتک زد به خاطر این موضوع بود من از رفتارم آگاه نبودم اما مادرم دعوام می‌کرد که چرا آروم راه میری و… حتی یاد آوری این موضوعات توی این سن هم اذیتم میکنه چه برسه به‌اوت موقع. مجموع این عوامل باعث شده بود من در خودم یه دافعه ایجاد کنم نسبت به جنس مخالف و طوری رفتار کنم که نه تنها هیچکس به من توجه نکنه بلکه اگر هم توجه کرد فراری اش بدم چون من نباید مثل خواهرم میشدم من باید دختر درسخون و سر ب راه میشدم تا مردم منو بخوان. مادرم بااااارها اینو به من گفته بود ک تو خوب و کافی نیستی حداقل درس بخون ک بری سر کار و اینجوری کسی تو رو بخواد!!! در حالی که من خیلی زیبا با استعداد گرم و صمیمی مهربان و خوش ذوق خوش صدا و خوش صحبت وکللللی ویژگی های خوب دارم ک حتما اون موقع هم داشتم یا باید پرورش داده میشد نه اینکه…

      البته این خوبی ها ک میگم رو خودم نمیدونستم تا اینکه وارد دانشگاه شدم و اونجا تو جمع هم سن و سال هام این ویژگی های خوبم نمایان تر میشد و از رفتار و گفتار سایرین متوجه میشدم که این ویژگی ها رو دارم.

      با وجود این ویژگی های خوب و خیلی ویژگی های ظاهری و رفتاری مثبت بیشتر از این نمیتونستم به توجه دیگران واکنش نشون بدم و خیلی‌اوقات اصلا از مساله پرت بودم. سال دوم دانشگاه درگیر یک علاقه ناسالم یک طرفه شدم و چون از درون خودم رو خوب و لایق نمیدونستم همچنان سال‌ها در توهم  علاقه و عشق به این شخص بودی کسی که حتی در طول ساااال نیم ساعت نمیدیدم یا باهاش صحبت نمیکردم 

      خودم‌رو سرزنش میکردم ک من لیاقت اون رو ندارم و… و بعد از اون هم همچنان به افرادی از روی ترین محبت میکردم و در درونم چون همیشه بچگی تنها بودم رابطه با افرادی ک دور از دسترس هستند و مال من نیستند رو انتخاب میکردم چون برام آشنا بود واحساسات کودکی رو بالامیاورد برام

      مواردی که من چرا رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی ندارم

      چون من طناز نیستم، چون مادرم ب من یاد نداده، چون خیلی شیک نمیپوشم، چون به اندازه کافی به خودم نمیرسم، چون برای تیپم خرج نمیکنم، چون خیلی توی جامعه نیستم، چون غریبه ها رو فالو نمیکنم، چون خیلی تحقیر و مقایسه شدم، چون از بچگی حس دوست داشتنی بودن نداشتم، چون عادت کردم و باور کردم ک لایق تنهایی ام، چون حس زیبا بودن ندارم، چون خیلی مهربونم، چون بلد نیستم ناز کنم، چون برخورد با مردها رو بلد نیستم، چون خیلی خشک و رسمی برخورد میکنم، چون من خیلی موفق نیستم، چون شاغل نیستم، چون تهران نیستم، چون پارتنرم اخلاقای خاص داره، چون پارتنرم دوستم نداره، چون پارتنرم وقت کافی نداره و خیلی کار میکنه، چون پارتنرم پول کافی نداره، چون پارتنرم قصد ازدواج نداره، چون من همیشه کوتاه میان، چون بی محلی نمیکنم، چون اختلاف فرهنگ داریم،چون شانس ندارم، جون تیپ شخصیتی مون یه هم نمیخوره، چون آسون بدست اومدم، چون خانواده ام خیلی موج منفی ان، چون محبت بی تناسب دارم، چون پای حرفام نمیمونم، چون واسه پارتنرم کادو می‌خرم، چون کدبانو نیستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/05/15 14:24
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی وهمه دوستان عزیزم

      یک هفته ایه دارم روی این فایل صرف میکنم همه اونایی که منو میشناسن میدونن که من تقریبا یک سالی میشه دراین سایتم اما امروز بعد بارها گوش دادن این فایل بازم نکته های جدیدی برام واضح شد 

      وقتی داستان ماشین خراب برام گفتین استاد متوجه نکته بسیار جالبی شدم که تا امروز بهش فکر نکرده بودم

      بدن من همون ماشین خراب که درراه مونده به خاطر چاقی بارها دیگران اومدن و توصیه هایی کردن ورفتن 

      بارها پیش دکتر ومربی و…رفتم قرص ودم نوش ورژیم وادویه های خاص وکارای مختلفی رو امتحان کردم  خسته ناامید شدم 

      تا اینکه این روش که همون رفتن به تعمیر گاه وبا دستگاه عیب یابی مشکل کار فهمیدن بود خداوند بهم توصیه کردومن اینجام دراین یک سال هر فایلی که گوش کردم یه کدی بودکه دستگاه عیب یاب ذهنم متوجهش میشد همون فرمول ها حالا میفهمم که چرا استاد میگن فقط یه مشکل باعث چاقی من نشده تازه متوجه میشم که کلی گیر ومانع وجود داره داخل ذهنم که یکی پس از دیگری با استمرار من باز میشن 

      مثلاامروز فایل ثوابشوبخردیدم  دیدم چقدر منم همین مشکل دارم اصن نمیتونم چیزی رودوربریزم این خودش اختلال که باید ازش عبور کنم همش به خودم میگفتم کمتر میکشم تا کمتر بخورم ولی واقعیت اینکه وقتی کمتر میکشم احساس کمبودغذا وقحطی وفقر میکنم درحالی که وقتی حجم غذا بیشتر به مراتب کمتر میخورم حتی وقتی میرم عروسی وسلف سرویس اونقدر دلم نمیخواد چیزی بخورم واحساس بینیازی میکنم از خوردن که معمولا گرسنه برمیگردم خونه درحالی که کلی لذت بردم وبهم خوش گذشته 

      جالبه تازه فهمیدم هر فایل یک فرمول که درذهم من درست میشه ومنو راحت تر لاغر میکنه چرا که باعث میشه هرروز درست تر رفتار کنم ودوست داشته باشم بیشتر از قبل درست رفتارکنم ایده های جدیدی  حتی به ذهنم مثلا تصمیم قاطع گرفتم بازی درنیارم وهر چیزی یاد میگیرم تبدیل کنم به عمل واز هر کاری فرو گذار نباشم مثلا هرروز از خودم فیلم میگیرم ومیگم که قصد چه کاریرو دارم وبرای خودم نشون میدم که این منم که تصمیم گرفتم وتعهد دادم ودرصمن هر چندرو یک بار از خودم عکس میگیرم ودارم لاغرمیشم وهمینم برام انگیزه شده خیلی عالیه که دارم هرروزدرست تر رفتارمیکنم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/15 00:20
      مدت عضویت: 520 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

       درود بر همه کسانی که برای تغییر مثبت در زندگی تلاش می‌کننداین متن تبدیل شده توضیحات استاد عطا روشن به رابطه ایده ال و عاشقانه متاهلی است

      تمام دوستان من شرایط مشابه من رو داشتند و همه شون مثل من یا در رابطه نبودن یا روابطشون اصلا موفق نبودن و عذاب میکشیدن

      دائم در جمع دوستان موضوعات مربوط به تنهایی رو مطرح میکردیم که مثلا ما تا ابد همه مون تنها میمونیم ک ما شانس نداریم ک ما بلد نیستیم خانوم یک رابطه باشیم حال و حوصله لوس بازی نداریم و… درواقع از اینکه درد مشترکی داریم لذت میبردیم و به جای تلاش برای تغییر انگار کنار همدیگه احساسات منفی و باور های اشتباهمون هم افزایی پیدا می‌کرد و حالمون بدتر میشد اما مثل یه اعتیاد ادامه میدادیم.

      هر کدوم ما که در وضعیت حال حاضر هستیم احتمالا بارها ب این موضوع فکر کردیم که چطور باید این موضوع رو حل کنیم؟ و از تنهایی در بیایم این انگار اصلی ترین موضوعه در ذهنمون برای اینکه اوضاع رو عوض کنیم . مثلا ممکنه تصمیم بگیریم ک با افراد بیشتری مراورده داشته باشیم یا مثلا بیشتر ب خودمون برسیم یا ظاهرمون رو تغییر بدیم و…. اما جواب این سوال به تنهایی ما رو به نتیجه نمیرسونه، مثل این میمونه که شما یه عارضه پوستی یا نمود عینی هر بیماری پیدا کردید و مراجعه میکنید به پزشک، پزشک فوری نمیگه اینو بخور این عارضه کم شه یا ناپدید شه اول ریشه مشکل رو پیدا میکنه ک مثلا چرا این درد یا این عارضه ایجاد شده پس ما هم باید ب جواب این سوال برسیم که ما چرا تنها هستیم یا از روابطمون نتیجه دلخواه رو نمیگیریم و چرا خیلی ها بدون هییییییچ زحمت و تلاشی رابطه فوق العاده ای دارند؟ ما اول باید پیدا کنیم ک ما چرا تنهاییم و بعد ب این مرحله برسیم ک چطوری رابطه خوبی رو بدست بیاریم. در واقع ما میخوایم صورت مساله رو ریشه یابی کنیم و بعدش چون که صد آید نود هم پیش ماست.

      ما میخوایم رابطه عاشقانه ایده ال متاهلی و همیشگی رو بدست بیاریم نمیخوایم یه مدت تو رابطه باشیم ما یک آرامش  همیشگی میخوایم. یک عشق ماندگار.

       شما اگه مشکل جسمی داشته باشید هر کس یه نسخه ای براتون میپیچه. یکی میگه فلان چیز رو نخور یکی میگه فلان چیز رو بخور هر کس یه دارویی پیشنهاد میکنه فلان دمنوش فلان مسکن و….تمام این توصیه ها رو امتحان میکنید و آخر خسته و نا امید فکر میکنید ک مشکل از شماست درحالی ک فقط ریشه یابی درست نبوده  وگرنه شماخیلی راحت نتیجه میگرفتید

      این مثال رو مقایسه کنید با وضعیت تنهایی یا رابطه نا موفق هر کس توصیه ای میکنه اما هیچکدوم  موثر نیست. چون  علت اصلی پیدا نشده ما در روش ذهنی با اموزه های آقای عطا روشن  مثل یک دستگاه اسکن یا یک آزمایش خیلی دقیق. ریشه موضوع رو پیدا می کنیم و حل میکنیم و خود به خود نتیجه  عوض میشه

      برای تمرین جلسه اول خوب فکر ککنید که شما چرا تنها هستید یا رابطه موفقی ندارید ؟چه چیزی باعث شده؟ حتی اگه خیلی اذیت میشی بنویس فکر کن درباره اش چون قراره تموم بشه. این درد رو تحمل کن باهاش رو ب رو شو تا ب نتیجه شیرین بعدش برسیم. اصلا یه قصه بنویس چرا اینطوری هستی ؟ چه رنج هایی از این قضیه کشیدی و تمرین ات رو همینجا داخل سایت بذار تا تعهدت برای انجام تمرینات بیشتر بشه

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/05/14 19:35
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان 

      داستان چاقی من 

      یادم میاد تا قبل از بلوغ متناسب و شاید لاغر هم بودم بعد از بلوغ یک دفعه احساس کردم و به همه می گفتم همه تو بلوغ یه باره قد و وزنشون زیاد میشه ولی از من نه ،فقط وزنم زیاد شده و قدم خیلی بلند نشده خیلی شنیده بودم که دخترا بعد از بلوغ چاق میشن چاقی من از اونجا شروع شد و بعد هم که پدر و مادرم چاق بودن و بیشتر افراد خانواده‌ام هم چاق بودند من قاطی یه عالمه پسر پرخور بودم و عین اونها غذا میخوردم. بعد از ازدواجم هم چون تحرکم خیلی کم شده بود و خیلی شیرینی خوردم چاق شدم همیشه فکر می کنم من به خاطر اینکه خیلی به شیرینی علاقه دارم و زیاد میخورم چاق میشم نمیتونم خودمو در مواجه با شیرینی هیچ وقت کنترل کنم همیشه حرص و ولع خوردن دارم تمام فکر و ذهنم خوردن و اصلاً هیچ جا و هیچ جمعی برام مهم نیست و خودم از این رفتارم اذیت میشم دلم میخواد مثل خیلی از آدم های متناسب خیلی باکلاس و موجه رفتار کنم و اصلا برام خوراکی ها مهم نباشه یا همیشه میگم من  چون قدم کوتاه چاقم و گرنه وزن ندارم اگه قدم بلند بود دیگه اصلاً چاق نبودم همیشه فکر می کنم من خیلی زیاد غذا میخورم من تنقلات و شیرینی هم زیاد میخورم .

      من از خوردن بی نهایت لذت میبرم پس من چاقم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/14 11:24
      مدت عضویت: 825 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 344 کلمه

      درد و خدا قوت 

      ما میخواییم لاغر شدن را در مدت زمان طولانی یاد بگیریم برای همیشه  نه برای دوره ای 

       

      هدف من  باید این باشه که چرا چاق شدم 

      فرمولهای چاقی ذهنم رو پیدا کنم .نه اینکه هدفم این باشه چاقی خودم رو به لاغری تبدیل کنم.در تمام دورهای که من دنبال لاغری بودم  میخواستم صورت مسعله رو پاک کنم 

      اتفاقا منی که دوره های زیادی شرکت مردم و هر بار به مشکل خوردم بسیار ادم با پشتکاری هستم که بازهم به دنبال راه حل هستم 

      من باید فرمول های چاقی ذهنم رو تعغیر بدم تغییر من باید به این صورت باشه که من چرا و چگونه چاق شدم؟ 

       

      من همیشه دستور از بقیه گرفتم تا چاقی خودم را بر طرف کنم و نایجه نگرفتم و هر بار نسبت به خودم نا امید شدم و بدبین 

       

      ولی اگر برای یک بار  علت اصلی را پیدا کرده بودم نیاز به وشهای مختلف نبود 

      تصویر کنیدلاغری با ذهن  یک کامپوتر هوشمند هست که با گوش دادن فایلهای ان و انجام دادن تمرینات به معایب و مشکل ذهنی و فرمول ذهنی اشتباه خودتون پی میبرید انهارو تغیر میدهید و در مسیر لاغری قرار میگیرید و لذت میبرید 

       

      علت های چاقی من 

      دلایل : 

      1بسیار من و از چاق شدن ترسوندن سال ۹۶ هرچیز الان هم میخورم ترس چاق شدن دارم 

       2به من اعتمینان و باور دادن که تو بعد از این  عمل درمانی چاق میشی باید مواظب خوردنت باشی 

      3 کورتون میخوری  اشتهات زیاد میشه پس صد درصد چاق میشی 

      4 همه افرادی که مثل تو این عمل درمانی رو انجام دادند چاق شدند پس تو هم از این به بعد چاق میشی 

      5چاق نشو چاق بشی دچار بیماری و باز درد سر میشی 

      ۶به خاط این سیستم و متابولیسم بدنت تعغیر کرده پس چاق میشی 

      ۷ بقیه اعضای خونواده  چاق هستند توهم چاق میشی 

      من از سال ۹۷ شروع به چاق شدن کردم و هر بار که رو ترازو میرفتم به وزنم اضافه شده بوذ 

      من رو از چاقی و چاق شدن ترسوندن و از هرچی ترسیدم سرم و اومد 

      فقط برای اینکه من این عمل رو انحام دادم و افرادی که بهشون اعتماد داشتم گفتن چاق میشی  من هم باور کردم  و چاق شدم 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamhoma_481@yahoo.com
      1400/05/14 00:27
      مدت عضویت: 126 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 24 کلمه

      فکر میکنم ژن چاقی دارم 

      تمایل به خوردن چیزهای شیرین دارم

      خوردن واسم تنها سرگرمی هست که ازش لذت میبرم

      فعالیت بدنیم کمه

      بیشتر از نیاز بدنم خوردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/13 17:46
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,402 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      من خوشحالم که در این دوره  اا هستم و  من مطمعنم شگفتی ساز میشم و همین الانم هستم .

      من از این دورها برای رهایی از چاقی استفاده میکنم .

      من از یه مقطعی به بعد چاق شدم و این چاقی تا حدی همراه من بود اما من اون رو نپذیرفته بودم  و بارها تلاش کرده بودم که لاغر بشم و انصافا هم خوب لاغر میشدم اما بعد از مدتی  تمام اون چیزی رو که از دست داده بودم دوباره بعد از مدتی به راحتی  برمیگشت  و من دوباره چاق میشدم خلاصه این تلاش من ادامه داشت تا سال ۹۸ که با این سایت آشنا شدم و من از فایلهای  رایگانهای سایت استفاده کردم و دیدم خیلی راحت بدون زجر خاصی و زحمت خاصی خوب و عالی  لاغر شدم و اطرافیان من همه  میگفتن فلانی خوب لاغر شدی حتی اون اوایل ورودم به سایت  که هنوز باشگاه میرفتم بارها مربی و دوستاتم میگفتن خوب لاغر شدی  و فکر میکردن رژیم میگیرم  و خلاصه   بعد از یه  مدتی من  چند دوره ی کوتاه از سایت خریدم و با بودن درراون دور ه ها بازم کلی تناسب بیشتر به دست اوردم .و واقعا همین تغییرات اشتیاق زیادی در من ایجاد  کرده بود .که میشه بدون رزیم  و ورزش هم لاعر شد و داشتم  به کلی از جوابهای داخل ذهنم میرسیدم که چرا بعضیا چاقن و  بعضیا لاعرن و ….

      و من این روش و تمام حرفهای گفته شده در این روش  توسط استاد رو قبول داشتم و میگفتم دقیقا این راه درست  برای لاغری هست  و من قبول دارم  به این راه هدایت شدم و تمام سعیم این هست که من به نتیجه ی دلخواهم برسم چون  قطعا توانایی رسیدن به خواسته ام رو و تغییر کردن  رو دارم که به این راه هدایت شدم .

       

      دوموضوع مهم در این راه هست که  باید بهشون دقت داشته باشیم اونم این هست که :

      *چرا ما چاق هستیم و خیلیها لاغر هستن ؟؟؟

      *از چه طریقی باید لاغر بشیم ؟؟

      ولی ما باید فعلا کاری به موضوع دوم نداشته باشیم و به دنبال جواب سوال اول باشیم .اگر به این سوال فکر کنید و جوابی برای اون پیدا کنید میتونید برای همیشه متناسب بشید .

      ما همیشه به دنبال تغییر نتیجه بودیم و خواستیم چاقی رو به لاغری تبدیل کنیم و اما موفق نبودیم و شکست خوردیم  ما میخواهیم لاغر شدن برای همیشه یاد بگیریم و لاغر بمونیم پس  فعلا کاری به نتیجه نداشته باش،و  نخواه که چاقی خودت رو به لاغری تبدیل کنی .

       

      من  همیشه به دنبال راهی بودم که چاقی خودم رو از بین بببرم و هر کاری میکردم برای همیشه لاغر نمیشدم در واقع لاعر میشدم و اما نتیجه ماندگار نبود چون ایراد اصلی رو پیدا نکرده بودم .

      ایراد در ذهن من بوده اگر فرمولهای علط رو پیدا کنم و اونها رو شناسایی کنم و اونها رو با فرمولهای صحیح جایگزین کنم من برای همیشه میتونم لاعر بشم .

      من همیشه به دنبال گرفتن رژیم از کارشناس تعدیه بودم و یا به دنبال توصیه های مربی ورزش بودم و اما هیچ وقت نمیتونستم نتیجهی دایمی  بگیریم و خسته و ناامید میشدم و اینطور اعتماد به نفس لازم رو نداشتم و من در اوج ناامیدی با این روش آشنا شدم و واقعا ته خط بودم که وارد این دوره ها شدم و اما حالا از خداوند سپاسگزارم که در این دوره ها هستم چون همه چیز رو با هم دارم به دست میارم لاعری خودباوری و اعتماد به نفس شادی و آرامش،و روابط عالی ولذت در خوردن  …. و واقعا خستگیم دراومده .

      من باید علت چاقی رو برطرف کنم نه نتیجه رو که چاقی هست  برطرف کنم .

      و اما تمرین این جلسه این هست   که چرا من چاق هستم دلیلهای چاقی خودم رو باید بنویسم  پس وقت بزار و بنویس چرا چاقی ؟؟فکر کنید و بنویسید با فکر کر کردن من باید یواش،یواش فرمولهای چاق کننده رو پیدا کنم و فرمولهای  لاغری رو جایگزین کنیم .پس  داستان چاقی خودتون رو بنویسید ؟؟چه خاطرات و مشکلاتی از چاقی خودتون دارید ؟؟موضوع انشای شما این هست چرا من   چاق هستم ؟؟هر چقدر میتونم باید وقت صرف کنم و بنویسم و فرمولهای اشتباه رو پیدا می کنم .

      خوب اگر دوسال پیش بود که تازه وارد سایت شده بودم مینوشتم من چاقم چون اشتهام زیاده چاقم چون کم کاری تیرویید دارم چاقم چون داروی هورمونی مصرف میکنم شکم من  بزرگ ست  چون دو زایمان دارم من چاقم چون استخون بندیم درشت هست من چاقم چون زیاد هله هوله (چیپس و پفک ) میخورم من چاقم چون فعالیتم کم هست من چاقم چون ریزه خواری دارم من چاقم چون …اما من همه ی اینها رو با دلیل  رد کردم و کلی تناسب در جسمم به وجود اومد 

      اما بعد از دوسال کار کردن روی خودم الان اگر بخوام دلیلی برای چاقی خودم بیارم هیچی به ذهنم نمیرسه و انگار دلیلی  ندارم ولی میدونم باید اون ته ته های دهنم رو زیر و رو کنم تا فرمول علط رو پیدا کنم چون من لحظه ی وردم به سایت کل اون دلایل رو نقض کردم و کلی متناسب شدم و الان در حال حاصر نمیدونم چقدر اضافه دارم ولی یه مقدار بسیار کم هست دقیق نمیدونم چند کیلو هست و باید ترمزهای مخفی  رو که مانع لاعری من میشه رو پیدا کنم و خیلی فکر میکنم و هر دلیلی به ذهنم میاد خودم سریع ردش میکنم مثلا چون همه چیز میخورمو محدودیت ندارم  ولی میگم هیچ ربطی نداره برای بدن من مواد عدایی فرق نداره مهم اون به اتدازه خوردن من هست که من دارم یادش میگیریم و درست انجامش میدم و بسیار موفق بودم و هستم .

      و یا میخوام بگم چون استخونبندیم درشته باید کمی از خواهرم و یا بقیه چاقتر باشم  ولی یادم میاد با رژیم بار اخرم  اینقدر لاعر شدم که از خواهر شوهر و خواهرمم که بسیار لاغرن  لاعرتر  شدم پس عیب از استخونبندی من هم نیست .

      و یا میخوام بگم چون فعالیت ندارم ولی دختر خودم بدون ذره ای فعالیت کلی از یک سال پیشش لاعر تر شده و بسیار لاعر هست و من خودم بدون هیچ فعالیت خاصی فقط با بودن در دوره ها  کلی وزن کم کردم 

      و یا میخوام بگم چون  هنوز ترس از خوردن دارم ولی من بسیار عالی بدون هیچ ترسی هر وقت گرسنه شدم خوردم و هر وقت سیر شدم دست از خوردن کشیدم  و بارها گفتم خوردن برای ادامه ی حیات ضروری هست و ترس نداره و  این رفتارهای من  هست وقتی که پرخوری میکنم ترسناک هست .

      و یا میخوام بگم لاعری سخت هست و به این راحتی لاعر نمیشی ولی من خیلی راحت و طبیعی و خود به خود کلی وزن کم کردم در حین اینکه هیچ محدودیتی و زجری نبود و با لدت  تونستم خیلی متناسب بشم پس همچنان هم دارم با لدت روی خودم  کار میکنم و میگم بسیار این روش اسان هست چون دارم یادش،میگریم و تحت هیچ فشار خاصی و زجر و خاصی نیستم و از خیلی رژیم ها و ورزشهای اون موقع ی خودم راحت تر هست .

      واقعا نمیدونم الان چه دلیل خاصی هست که من این چند کیلو رو که دقیق نمیدونم چه مقدار هست شاید ۵ کیلو باشه شایدم کمتر  یا بیشتر ولی در این حد هست رو  دیگه کم نمیکنم .

      البته بارها به خودم گفتم این روش خیلی کند نتیجه میده و نباید عجله کنی شاید همین مانع شده برای من .ولی بازم به خودم میگم بابا خیلی دوستان با این روش  در دوماه ده کیلو کم کردن من حالا بعد از یک سال و نیم نمیتونم ۵ کیلو کم کنم قطعا به زودی این چاقی رو از دست خواهم داد   ولی من همچنان با حال خوب و لدت ادامه میدم و میرم جلو و میدونم این جسم من با ذهن من و رفتار من بلخره هماانگ خواهد شد چون واقعا عالی دارم رفتاررمیکنم و به اندازه میخورم و با انجام تمرینات متوجه شدم چقدر تعداد رفتارهای صحیح من از رفتارهای علط من بیشتر هست و قطعا همین سنگین بودن کفه ترازوی رفتارهای درست من رو به سمت لاغری هدایت میکنه جه بخوام چه نخوام  من لاغر میشم و لاعری حق من هست و لاغری رو من باید به دست میارم اونطور که استاد و دوستان تونستن منم میتونم و هیچ چیز مانع تناسبم نیست و من رو ناامید نمیکنه من یک متناسب عالی خواهم شد به زودی چون هیچ دلیل خاصی رو برای خودم نمیدونم و نمیبینم .

      اگر جایی  اشتباه میکنم لطفا استاد عزیز راهنمایی کنید  خوشحال میشم  .

       با این وجود بازم فکر کنم ببینم این دهنم چی میگه اگر متوجه حرفی و مانعی  شدم میام و مینویسم تا برطرفش کنم  

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      n.ranjbari67@gmail.com
      1400/05/13 00:03
      مدت عضویت: 400 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      موضوع انشاء: من چرا چاق هستم؟

      خب راستش رو بخوایین من اصلا چاق نیستم فقط یه کم شکم دارم و از هر روشی نخوردن برنج گرفته تا دراز و نشست استفاده کردم اما نتونستم شکم صافو تختی داشته باشم تمام دوران مجردی و متاهلیم لاغر بودم به حدی که مجبور شدم از قرص چاقی استفاده کنم و وزنم از چهل و دو کیلو شد پنجا کیلو اما بعد از زایمان شدم شصت کیلو الان پنج سال از زایمانم میگذره حول و حوش شصت و پنج کیلو وزن دارم و تمام چربی ها اطراف شکم و پهلوی من هست و بقیه ی جاهای بدنم لاغر و متناسبه و خیلی دوست دارم که دور کمر زیبایی داشته باشم، پس بهتره سوال رو عوض کنم و به جای اینکه بپرسم چرا چاق هستم و بعدش جواب، بپرسم چرا شکم بزرگی دارم و چرا نخوردن و ورزش شکم تاثیر پایداری نداشته. یعنی اینقدر شکم ام با بقیه جاهام نمیخونه که تا حالا دو نفر ازم پرسیدن حامله ای؟ و من دیگه دوست ندارم نفر سومی پیدا بشه و این سوالو ازم بپرسه، واسه همین تمرینات رو با تعهد انجامشون میدم، خب بریم سراغ تمرین، چرا من شکم بزرگی دارم؟ 

      از وقتی یادم میاد شنیدم که سزارین باعث شکم آوردن میشه و منم سزارین شدم همیشه شنیدم که بعد زایمان شکم بزرگ میشه و کوچیک کردنش به این آسونیا نیست، همیشه شنیدم که لاغر شدن خانم ها سختتره چون چربی اطراف رحم دارن، همیشه شنیدم که اگه همون اوایل درست شد شد اگه نه یه کم بگذره از زایمانت و گن نبندی دیگه همینجوری میمونه شکم ات، مادرم خواهرم و خاتواده ی همسرم چاق هستند و من لاغر بودم چون همیشه بهم میگفتن به پدرت و خانواده ی پدریت رفتی اما این چند سال خیلی پای حرفای خواهرشوهرام و دغدغه ی همیشگیشون واسه لاغری نشستم و حس میکنم جذب کردم واسه همین شکم دارم و توی بارداری هم البته اضافه وزن داشتم یه مورد دیگه اینکه همش بهم این باور داده شده که ما ایرانیا همه شکم داریم دلیلش هم برنجه و نو بدون سبوسی که میخوریم دلیلش تغذیه ی اشتباه ما ایرانیاس منم که عاشق برنج بودم و همیشه میخوردم البته چند روزی هست که بدم اومده از برنج، یه دلیل دیگه ام اینکه فکر میکنم بیشتر از چربی شکم ورم معده دارم و فکر میکنم علتش سردی معده اس جون نفخ و ناراحتیای گوارشی هم دارم، حالا که اومدم و نوشتم دلایلو فهمیدم هیچ کدوم منطقی نیست چون دیدم افراد زیادی که هم برنج میخورن هم سزارین شدن اما بعد زایمان دوباره شکمشون برگشته به حالت اول، فکر کنم دلیلش باید توجه کردن زیاد به صحبتای خواهرشوهرام باشه. ممنونم از سایت خوبتون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/05/08 14:27
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,073 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم

      خوب به موضوع چاقی فکر کن ببین چه چیزی باعث چاقی شماشده؟

       

      قبل از هرچیزی بگم که بینهایت دلم تنگ شده بود برای نوشتن اینجا وبه دلیل مشغله که بهانه درست وپذیرفته ای نیست نمی نوشتم وفقط فایل ها رو گوش میکردم هر روز 

      من شهریور امسال یعنی اول شهریور یک سال میشه که دراین سایت هستم وزن زیادی کم نکردم اما دارم به لطف خدا کم میکنم وکم شدن وزنم شروع شده اینا رو برای کسانی گفتم که هنوز نیومده انتظار لاغری دارن  که عجله نکنن

      اما بعد یک سال حدودا دوباره این سوال از خودم پرسیدم دلیل چاقی من چیه وچرا چاق شدم روز اولی که این سوال پاسخ دادم توماری از دلایل مختلف آوردم همه عالم وآدم مقصر چاقی من بودن شرایط زندگی خانواده اقتصادی کشور و…اما امروز به لطف خدا این آگاهی رو پیدا کردم که چاقی من فقط یک دلیل داره اونم خودمم فقط خودم وبالاخره بعد اصلاح شدن کلی باورای غلطم بالاخره پذیرفتم که مسیولیت چاقیم فقط باخودمه یک سال طول کشید ولی خب به حرف که نیست خودمونم که گول نمیزنیم تا درست نشن باورامون رفتاری تغییر نمیکنه خب من خیلی تغییر کردم خیلییی زیاد مطمئنم خیلی وقت پیش داستان هدایت عجیب منو خوندین امروز که اینجام یک آدم دیگه شدم بینهایت تغییر کردم وشرایط زندگیم وخودم بینهایت عوض شد

      من تبدیل شدم به یک انسان مثبت اندیش متوکل که واقعاایمان داره به خدای خودش از شخصی که بینهایت خلاف این شخصیت بود به طوری که به مرز افسردگی شدیدواسترس کشیده شده بودم خدارو شکر خدای بزرگ منو با ورود به این سایت نجات داد ورشد داد ومنو از فرش به عرش برد اینکه میگن فاصله خریت تا حریت فقط یک نقطه است واقعا همین ومن امروز با افتخار حر زمان خودم شدم 

      خودمو با حضرت داوود هم مقایسه میکنم زندگیش تا حدی شبیه منه وهمین که پیامبر وجودم بیدار شده من بینهایت خوشحالم به لطف خدای مهربان الهاماتشو درک میکنم میگیرم وآروم میشم استاد ازتون بینهایت متشکرم زندگیم به حدی زیبا وباشکوه شده که حتی خودمم تصورشو نمیکردم 

      حتی درزمینه مالی هم پیشرفت کردیم واز خانه اجاره ای کوچک دریک محله متوسط به یک خانه رهن کامل بزرگتر با صاحب خونه خوب تر ودرچند محله بالاتر نقل مکان کردیم البته فعلا کلید تحویل گرفتیم وآخر این ماه میریم اون خونه خوشگلمون به لطف خدا حقوق همسرم افزایش خوبی پیدا کرد و خداروشکر میکنم بابت قسطایی که هر ماه نمیدونیم چطور ولی پرداخت میشن وپول میرسه حتی به لطف خدا پالایشگاهی که پول همسرمو ۵ سال پیش خورده بود پروندش به جریان افتاده وبه لطف خدا خبرای خوبی درراه وبه لطف خدا دلم روشن که به پولمونم میرسیم استاد از همه بیشتر آرامشی که این روزا دارمو با هیچ چیز دردنیا عوض نمیکنم واینکه به راحتی به اندازه نیاز بدنم وفقط درزمان گرسنگی میخورمو خیلی دوست دارم 

      راهنمایی های شما بینهایت کمکم کرد هم به خودم هم به همسرم اون روز که براتون ایمیل زده بودم اونقدر گریه کرده بودم که شکل صورتم عوض شده بود امروز میفهمم که من خدارو دارم اونم خدایی بینهایت مهربان که عاشقمه وهمه انسان های دنیا رو سرراه من قرار میده تا باعث رشد من بشن به لطف خداروابطم با اطرافیانمم بهبود پیدا کرد وبراشون تبدیل شدم به یک انسان دوست داشتنی قدرتمند 

      اعتماد به نفسم بینهایت بالارفته اون روز جاریم طبق معمول حرفی زد که منو برنجونه اما من اونقدر خونسرد وآروم جوابی محترمانه دادم بهش که ازپاشد ورفت ودیگه هم منو تا آخر مهمونی ناراحت نکرد خیلی خودم لذت بردم واقعا قوی مهربان وبا اعتماد به نفس شدم دیگه ناراحت نمیشم یعنی میشما اما نمی مونم مثل صبا عزیزم که همیشه حرفاش توی ذهنم میگرده مرتب تکرار میشه غم تو دلم ندارم وسریع درمیام از اون حالت حتی رفتار من باعث شده که همسرمم خبرای بد واخبار روز کمتر برام بگه

      چون هر چیزی میگه من مرتب میگم درست میشه خدا بزرگه خدای مهربون وتوانای ما خدای مردم اون شهرم هست براشون طلب خیر وراحتی وآسایش میکنم اونا الان تو بهترین شرایط خودشون هستن 

      حتی یه دفعه همسرم گفت با عصبانیت که اگه جنگ بشه ما بیچاره میشیم منم گفتم نه ما هیچ وقت بیچاره نمیشیم اوضاع همیشه برای ما خوب خواهد بود خداروشکر خداهوامون داره وبهترین ها رو برای ما رقم میزنه پول امنیت آرامش وحتی جونمونم حفظ میکنه 

      دلش آروم شد وگفت راست میگی خداهست همش تقصیر همکارای بیش… منه که همش آیه یآس میخونن اعصابمو خورد کردن منم بهش گفتم هر وقت چیزی گفتن بگو پاشو بریم کمکشون کنیم یا اگه کاری میتونیم برای کسی که مشکل داره انجام بدیم اینجوری میفهمن که کاری از دست ما برنمیاد ورها میکنن حرفشون 

      من یاد گرفتم به هرکسی پیش من ناله کرد گوش ندم یعنی بشنوم ولی گوش ندم ودرآخرم بگم کاری از دست من برمیاد برات انجام بدم تا حالا نمیدونستم حرص نخوردن اینقدر راحت 

      باور کنید استاد از وقتی این روش به کار میبندم نزدیک به ۹۹ درصد افراد تشکر میکنن ومیگن نه عزیزم کاری از دستت برنمیاد اون موقعس که میگم نگران نباش درست میشه خداکه نمرده حتما همچیو درست میکنه من دلم روشن 

      استاد درمورد لاغریم یه چیزی بگم  جدیدا هر لباسی میپوشم عکس میگیرم ومیگذارم صفحه اول گوشیم خوب یادمه وقتی اولین عکس گرفتم مثل کسی که منهدم شده از چاقی بودم خخخ اما با این حال چند تا عکس با حال خوب گرفتم وبهترینشو گذاشتم روی صفحه گوشیم وهربار لبخند خودمو میدیدم خوشحال میشدم که ببین حالم خوبه میخندم دلم شاد پس همه چی خوبه یه جورایی برام شده انگیزه شاد بودن 

      دقیقا یادمه ۴ مرداد ۱۴۰۰ شروع کردم استاد خودمم باورم نمیشه همش ۴ روز گذشته ومن تغییر به وضوح دراحساسم وجسمم وعکسام میبینم خودمم از تعجب وخوشحالی درپوستم نمیگنجم یعنی یه جوری روند لاغریم سرعت گرفته که انگار گذاشتن لاغر شدنمو رو دور تند خخخ

      حالا میفهمم که شما وقتی گفتین شروع که بشه دیگه تا به ایده آلتون نرسید تموم نمیشه تا ابدم ادامه دار میشه این متناسب بودن 

      خیلی خیلی خوشحالم استیکرام نمایش داده نمیشن وگرنه کلی استیکر خوشحال وخندان میگذاشتم 

      حالا مهمم نیست مهم منم که بینهایت خوشحالم تا حالا فکر میکردم من حتما از زود به زود گرسنه میشم اما درکمال تعجب  اونقدر دیر گرسنم میشه که خودمم تعجب میکنم وهمینطور اون قدر زود سیر میشم که حد نداره انگار واقعا همه گرسنگی های قبلی من الکی بود 

      به قول همسرم غذام شده اندازه جوجه خخخ ولی خب سیر میشم چیکار کنم نمیشه که پرخوری کرد چون بقبه فکر میکنن این حجم کمه واستاندارد نیست استاندارد وبدن من تعیین میکنه واین خودش بهترین استاندارد دنیاست 

      استاد بینهایت ازتون ممنونم همیشه براتون طلب خیروخوشی وسعادت میکنم از خدای بزرگ 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/05/08 23:54
        مدت عضویت: 277 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 103 کلمه

        سلام عزیزم 

        اولین پاسخ رو وقتی تازه عضو سایت شدم شما به من دادید برای همین خیلی دوستت دارم و ازخوندن نوشته هات انرژی مثبت میگیرم .

        با این نوشته ات کلی کیف کردم مخصوصا قسمتهای که نشون میده چقدر شخصیت شما متناسب و عالی شده .منم کسی بهم چیزی میگفت نمی تونستم جواب بدم و تا مدتها گریه میکردم و اوقات خودم رو تلخ میکردم .ولی الان خدا رو شکر یک پاسخ های قشنگی میدم که خودم بعدش کیف میکنم .خخخ

        واصلا به کسی توهین نمی کنم خودمم ناراحت نمیشم .

        برای  تناسبی هم که روی دور تندش افتاده خیلی برات خوشحال شدم .الهی شکر 

        موفق باشید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          فرشته مهربانF.s
          1400/05/10 02:39
          مدت عضویت: 479 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 100 کلمه

          سلام دوست عزیز  امیدوارم که خوب وشاد ودرمسیر هدفت باشی 

          ممنون عزیز دلم منم از نوشته های شما لذت میبرم وهمینطور دوستان دیگه خیلی خیلی خوشحال شدم که نوشته هام کمکتون میکنه 

          قبلا ها شخصی به من گفت همیشه خودت باش وخودتو بیشتر از چیزی که هستی نشون نده  خیلیا ازت خوششون نخواهد اومد اما آدم هایی که خوششون بیاد به خاطر خود واقعیت دوستت خواهند داشت 

          بینهایت خوشحالم که دوست خوبی چون شما دارم 

          هنوزم باورهای بسیاری دارم که باید اصلاح بشه ولی ایمان دارم همگیشون اصلاح میشه واین مسیر آگاهی ودانش ناب خداوند که ذهن مارو تغذیه میکنه 

          موفق ومتناسب باشی مهربون دوستم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/05 19:16
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      به نام خدا

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      نمیدونم از کجا بود یا از کی بود فکر نه یا ده سالم بود که سر سفره مامانم بهم گفت بسته دیگه نخور داری چاق میشی وای داغون شدم و همون لحظه چاق شدم چاق من من من

      شاید تا اون لحظه حتی یک بار هم به چاقی به نخوردن فکر نکرده بودم

      یادم یک بار خوشع انگور از لب حوض برداشتم تا بخورم و خواهرم یک نگاهی کرد یعنی واقعا که داری چاق میشی همون لحظه بود که باور کردم انگور هم چاق میکنه همه چیز چاق میکنه 

      اول راهنمایی بودم رفتم باشگاه بدنسازی یک دختر کوچولو به جای اینکه بره ورزشهای شاد و مفرح با زنهای بزرگ بره بدنسازی

      وقتی رفتم دوم همه از دیدن من تعجب میکردن

      با دوستام رژیم های مختلف میگرفتم بیشترشون ورزش داشت

      بعد ازدواج یک دکتر تغذیع گفت ورزش چاق میکنه باعث شد سالها سراغ ورزش نرم

      دمنوش

      لاغری با دستگاه

      ماساژ لاغری که باعث شد رگ پام بزنه بیرون 

      رژیم کانادایی

      و در اخر لاغری با ذهن فقط این روش بود که تونست من به تناسب برسونه

      چون دیگه از غذاها نمیترسم

      دیگه از سر قابلمه و پنهانی نمیخورم

      دیگه از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنم و هر چیزی که من بع خوردن تشویق کنه سریع یاد کانالهای عصبی میندازتم

      دیگه عجله ای برای لاغری ندارم چون همین الان هم لاغرم

      دیگه برای دیگران نمیخوام متناسب شم فقط برای عشق و حال خودم میخوام متناسب شم

      دیگه رو ترازو نمیرم تا خودم عذاب بدم

      دیگه برای خرید به فروشگاه نمیرم تا خودم عذاب بدم فقط لباسهایی که دوست دارم میبینم و میگم به زودی میخرمت

      دیگه مرتب چاق ها رو نگاه نمیکنم

      دیگه از دیدن لاغرها حسرت نمیخورم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Tahereforughy@gmail.com
      1400/05/04 14:57
      مدت عضویت: 136 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی و دستان گروه

      عوامل چاق کننده خود را کشف کنید؟ 

      هر چی فکر میکنم از اول نوجونی که درمسیر چاقی قرار گرفتم فقط و فقط این که میگفتن غصه نخور نمیخواد اینقد رژیم بگیری تو ارثی چاقی و هر کار کنی بازم هنینطوری هستی چرا خودتو اذیت میکنی ولی بازهم ناامید نمیشدم و غذاهای نشاسته دار کم میخوردم و تا مدرسه پیاده میرفتم تا این که ازدواج کردم و بعد کمی اضافه شدم بعد از زایمان اولم همش میگفتن عادیه که چاق بشی حداقل باید قیافه یه مادر رو داشته باشی ولی بازهم تا میتونستم مراعات میکردم خودتون که میدونین که ادم خسته میشه از این همه مراعات  و باز بعد از زایمان دوم باز این شرایطم بدتر شد چون دوتا بچه و سر کار رفتن برای من وقت وهزینه رژیم نمذاشت و برای همین باز بدتر شدن یه دلیل دیگه که مامانم از بچگی میگفت یبوست بود که تو ذهن من حک شده بود به این دلیل که یبوست داری و غذاها همه جذب بدنت میشه تو چاق شدی  بعداز زایمان خب خوردن قرصهای هورمونی به من  گفتته شد که باعث چاقی و ورم در بدن میشه ولی من چند وقت مجبور بودم بخورم و همین تصور بیشتر چاقترم کرد تا الان اینقد به دلایل چاقی خودم فکر نکردم من ب خلاف همه از شیرینی خوشم نمیاد و ریزه خواری ندارم ولی افکار منفی دیگه ای داشتم که باعث اضافه وزنم شده 

      باتشکر از شما استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mohsenzadehyazdi@gmail.com
      1400/05/03 16:48
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 523 کلمه

      با نام و یاد خدای مهربان که بهترین دوست من هست و همیشه و در هر شرایطی دستم رو میگیره و بهترین ها رو در مقابلم قرار میده♥️سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار و همه دوستانی که هم مسیر با من هستند. 

      چرا من چاق شدم ؟ سوال تامل برانگیزی که چند روزی هست خیلی بهش فکر میکنم و احساس میکنم به همین دلیل یکم بیشتر میتونم جلوی اشتهای کاذبم رو بگیرم چون ذهنم درگیر این مسئله شده.نمیدونم شاید هم اشتباه باشه ولی خب من ابتدای مسیرم و ان شالله کم کم استاد میشم

       

      از وقتی که یادم میاد درست برعکس شما استاد عزیز،من لاغر بودم به طوریکه مامانم تعریف میکنن که خیلی از وضعیت وزنت نگران بودم و بردمت دکتر…البته عکس های بچگیم خیلی نشون نمیده که لاغر شدید بودم ولی چون خانواده بچه های تپل رو می‌پسندید من لاغر به حساب میومدم تا دوران دبستان که کاملا لاغر و قد بلند ،راهنمایی و دوران دبیرستان همزمان با بلوغ و کنکور و استرس‌ها رفتم تو مسیر چاقی…بعد هم ازدواج و دانشگاه که در این دوران به شدت چاق شدم و به وزن ۹۳ کیلو رسیدم….علتش رو بی تحرکی ، فست فود زیاد نوشابه ،غذاهای چرب و چیل که داخل خونه و دانشگاه مهیا بود،آروم کردن خودم با خوردن هر چیزی که تو یخچال پیدا می‌شد بی برنامگی و…. تا اینکه بلاخره برای بارداری تصمیم گرفتم لاغر بشم برنامه غذایی گرفتم ورزش روزانه کم خوری تا ۲۰ کیلو کم شد و ۶ ماه بعد باردار شدم.متاسفانه تو دوران بارداری دوباره همون رفتارهای اشتباه غذایی رو ادامه دادم به بهانه اینکه چون باردارم باید خوب بخورم به بچمم برسه،ماه آخر ۱۰۰کیلو بودم و نهایتا یه بچه کوچولو ۲۷۰۰دنیا آوردم در صورتی که بهم می‌خورد یه بچه چاق داشته باشم..‌بعد از زایمان دوباره شروع کردم به رژیم و کم خوری تا اینکه بلاخره توی دوسال تونستم بشم ۷۹کیلو

      اما بازم باید کم میکردم سخت تلاش میکردم ورزش ورزش کم خوری کالری شماری.رسشماری.رسیدم به ۷۳  اما همه تلاش ها ۳ماه بیشتر نشد و بعد چون باید می رفتم سرکار فعالیت رو ول کردم و شد دوباره مثل قبل🥲

      تا رسیدن تابستان امسال که خیلی در تلاش بودم که هر طوری هست به وزن ایده آلم برسم اول تابستون۷۴ بودم فقط ۴ کیلو باید کم میشد اما انگاری همه تلاش‌های جواب عکس میداد 

      خیلی دوست دارم که برای همیشه این پرونده باز ذهنم یعنی اضافه وزنم رو برای همیشه ببندم و انرژیم رو صرف مسائل مهمتر کنم.خیلی اتفاقی وقتی داشتم عکس انگیزشی برای لاغری پیدا می کردم با سایت شما آشنا شدم امیدوارم که بتونم در مقابل این لطف خدا و آموزه های استاد سربلند باشم.

      اما اگه بخوام تیتر وار دلایل چاقیم رو بگم ایناست:

      .پرخوری 

      ورزش های نامنظم

      عدمعصبی شدن گاه و بیگاه

      خواب نامناسب و نامنظم 

      حجم زیاد فعالیت های روزانه که باعث خستگی و استرس میشه

      وقتی کارهام طبق میلم پیش نمیره پرخوری میکنم

      نداشتن الگو در مقابل چشمم

      عادات غدایی اشتباه مادرم

      نداشتن آگاهی لازم

      طبع سرد معده ام

      مصرف کم آب در طول روز

      علاقه به تنقلات و شیرینی البته گاهی اوقات اما به صورت دیوانه وار

       

      کمال گرا بودنم

       

      امیدوارم به زودی براتون از خبر خوب لاغر شدنم بگم از اینکه نسبت به خودم و بدنم خیلی حس خوبی دارم…

      میاد اون روز به زودی زود.به امید خدای مهربونم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/05/05 15:45
        مدت عضویت: 807 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        کمال گرا رو خوب امدید من هم همیشع تو لاغری کمال گرا هستم و این خیلی بد یادم ۷۲ بودم یا قد ۱۶۸ ولی دوست داشتم لاغر تر بشم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/03 14:02
      مدت عضویت: 139 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,113 کلمه

      به نام خدای پاکی ها

      سلام به همگی عزیزان

      گام چهارم:

      استاد..شما در ابتدا این فایل از دورانی گفتید که تازه با قانون جهان هستی اشنا شده بودید و تصمیم گرفتید ابتدا برای لاغری این روش رو امتحان کنید،الان که روند تکامل شما رو میبینم متوجه یک موضوع بسیار عالی میشم..شما از طریق ((نقطه ضعف)) همیشگی‌تون تونستید شگفتی بسازید..شاید اگر شما از کودکی چاق نبودید و فرمول های ذهنی چاق نداشتید هیچ وقت سایتی به نام تناسب فکری ایجاد نمیشد هیچوقت این همه آدم زندگیشون تغییر نمیکرد و…این نکته در ابتدا فایل مثل جرقه در ذهنم بود و نشد که بهش اشاره نکنم.

       

      دو سوال مهم در شروع صحبت باید مورد بحث قرار بگیره ۱_چرا ما چاق هستیم؟ و خیلی ها لاغر هستند؟(صورت مسئله)۲_از چه طریقی ما میتوانیم لاغر بشویم؟(جواب مسئله)

      ¤اگر من میخواستم جواب یکی از اینها رو پیدا کنم،کدوم یک برای من جذاب تر بود و دنبال جوابش بودم؟ قطعا سوال دوم_اما حالا با آگاهی کامل از اینکه من دو بار مورد دوم رو انتخاب کردم و نتیجه نسبی گرفتم مورد اول رو انتخاب میکنم تا با جست و گریختن در مورد صورت مسئله به “جواب” سوال دوم برسم.

      همیشه افرادی که اضافه وزن دارند میخوان نتیجه که چاقی در جسم آنهاست رو تغییر بدن و به اصلاح چاقی رو تبدیل به لاغری (در جسم) کنند و بارها با شکست مواجه شدند. و هیچوقت فکر نکردند که چرا چاق هستند؟ و واقعا خواستند که صورت مسئله رو پاک کنند و فقط به نتیجه برسند.ارزش واقعی این روش این هست که من میخوام یک بار لاغر بشم و برای همیشه لاغر بمونم ارزشی که در هیچ روش دیگر وجود نداره..

      لاغر شدن در صورتی میتونه برام نتیجه داشته باشه که من علتش رو پیدا کنم وگرنه هیچکس نتونسته با تغییر نتیجه(جسم) به لاغری همیشگی برسه! و به همین دلیله هرکس که رژیم میگیره بعد از مدتی دوباره اضافه میکنه چون اون نتیجه رو تغییر داده ها! ولی فرمول های ذهنش همچنان فرمول های ذهن یک فرد چاقه

       

      ¤هدف من از استفاده این روش چیست؟ اینکه چرا چاق شدنم رو تغییر بدم و به نتیجه فکر نکنم و نخوام به سرعت چاقی‌ام رو به لاغری تبدیل کنم.

       

      مثالی که درباره ماشین زدید رو به خوبی درک میکنم.اینکه بقیه عجز من درباره اضافه وزن رو دیدن و هر روشی که به ذهنشون‌رسید  به من پیشنهاد دادن و هیچوقت کسی به من نگفت علت چاقیت رو پیدا کن و دنبال رفعش نباش!

      اگر میخوام لاغر بشم باید براش وقت بزارم ،اگر عاشق لاغری و سبکی هستم باید زمان بزارم و تلاش ذهنی بکنم تا نتیجه مطلوبم رو بگیرم.حتی زمانی که همه خواب هستن به هر طریقی در هر جایی که هستم باید انجام بدم .چون اینها سخت تر از نخوردن و رژیم و ورزش و پیاده روی های طولانی نیست! و با همین تمرینات و نوشتن ها و خواندن ها میتونم صورت مسئله رو تغییر بدم و بعد بتونم سوال دومم که چگونه میتوانم لاغر بشم رو پاسخ بدم.

       

      تمرین گام چهارم: 《دلایل چاقی من چیست؟از چه سنی چاق شدم؟چه خاطراتی از چاق شدن دارمچه مشکلاتی با چاق شدن داشتم؟》

       

      موضوع انشا: چرا من چاق هستم؟

      ۱۶ سال پیش در شهری به دنیا اومدم.به خاطر اینکه مادرم بسیار در دوران بارداری تاکید داشت تا بچه‌ش تپل به دنیا بیاد،۲۰ تا ۳۰ کیلو چاق شد و تونست من رو ۴ کیلو و خرده ای به دنیا بیاره.تا یک سالگی بسیار تپل و بانمک از نظر اطرافیان بودم و لُپ هام فقط دو کیلو بود! از یک سالگی تا شش سالگی لاغر اندام و متناسب بودم بعد از اون کم کم استارت اضافه وزن من شروع شد و در برابر تمام دوستانم درشت اندام تر بودم ولی هیچوقت چاقه بد هیکل و اضافه تر از قدم نشدم،فقط درشت بودم ولی خودم به شدت رویای اندام لاغر و ظریف داشتم..این روند تا ۱۳ سالگیم و دوران بلوغم ادامه داشت و یکهو وزنم به شدت بالا رفت در حدی که دیگه به فکر افتادم که کم بخورم یا نخورم تا کمی لاغر بشم. چون هرکس من رو میدید بهم گوش زد میکرد که لاغر بشم.مجبور بودم لباس های گشاد بپوشم تا چاقیم رو پنهان کنه،یادمه به خاطر ترک های پوستیم که قرمز بودن از بدنم خجالت میکشیدم و استخر نمیرفتم یا اگر میرفتم قبلش کلی گریه میکردم که چرا بدنم اینجوریهتونستم طِی یکسال ۹ کیلو به مرور لاغر بشم اما همچنان رفتار های یک فرد چاق رو داشتم (دارم)بعد از اون در ۱۵ سالگی از طریق یکی از اشناهامون با رژیم  کتوژنیک آشنا شدم و دیگه خواستم رویای لاغریم رو دنبال کنم،مشوق من هانده ارچل بود.چون وقتی لاغر میشم خیلی بهش شباهت پیدا میکنم و اینبار با تمام وجودم به لاغریش توجه کردم و شروع کردم به رژیم گرفتن.و واقعا تونستم ۸ کیلو کم کنم که هرکس منو میدید میگفت آب شدی و..ولی به خاطر سختی رژیمم و گرون بودن مواد غذاییش تصمیم گرفتم دیگه ادامه ندم و روی وزن ۵۷ بمونم.درسته ۵۷ وزن خیلی خوبیه،خدارو صد هزار مرتبه شکر اما همیشه دوست داشتم لاغر اندام تر باشم چون هرکسی سلیقه‌ای درباره بدنش داره،یکی دوست داره کمی توپر باشه یکی دوست داره خیلی لاغر باشه و..و من از اون دسته از آدم هام که میخوام خیلی لاغر باشم! خیلی زیاد..چون لاغر شدن بهم میاد(شعر هم گفتماااا)ولی اتفاقاتی افتاد که طی دوران تثبیت دو کیلو اضافه کردم و دچار خودباختگی شدم و احساس کردم دیگه تمومه و همونطور که زود لاغر شدم زود هم چاق میشم.اما همون شب بود که با سایت تناسب فکری اشنا شدم و حالا در این مسیر قرار دارم..

       دلایلی که در گذشته فکر میکردم باعث چاقی من هست:

      کم تحرکی و ورزش نکردن 

      ارثی از طرف خانواده پدر و مادر چاق بودم 

      علاقه زیاد به بستنی و تنقلات 

      خوردن رو جز لذت های دنیا دونستن 

      فکر کردن زیاد در طول روز به خوردن 

      زیاد غذا خوردن و هر سه وعده غذا خوردن 

      نون و برنج و نشاسته خوردن 

      باور مخربِ هرکس پولداره چون مواد غذایی خوب میخره چاق میشه 

      وقتی مسافرت و مهمونی میری چاق میشی و..

      خیلی دارم روی رفتار هام کار میکنم و دوست دارم که با خودم نجنگم و این روند خود به خود اتفاق بیوفته، درسته هرکسی منو میبینه تیکه و کنایه خودش رو میندازه و میگه چاق شدی و از اون لاغری دراومدی.درسته بغض میکنم درسته ضعف دارم اما به خودم قول دادم که ادامه بدم.با خدا قرار داد بستم که توکل و ایمان و استمرار از من باشه و نتیجه از خودش..و فقط ادامه میدم.فقط تمرینات رو انجام میدم و به لطف الله،نتایج عالی کسب میکنم.ولی رویام رو خط نمیزنم،ارمیتای لاغر اندام رو به فراموشی نمیسپارم.اون در انتظار منه که به سمتش برم و در ایینه تماشاش کنم.از صورت زاویه‌دارش،از کمر باریکش،دستان ظریفش،پاهای لاغرش نهایت لذت رو ببرم.میدونم که ارمیتای لاغر درونم منتظر منه.نمیخوام وسط راه رویام رو بیخیال بشم تا ارمیتای لاغرم از من ناامید بشه.بسه تسلیم شدن،بسه ادامه دادن راه هایی که تهش بن بسته،بسه فکر کردن به رژیم های دیگه،بسه احساس بد و ترس از چاق تر شدن،بسه..بسه..بسه..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/04/30 02:35
      مدت عضویت: 169 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 430 کلمه

      به نام خدای یکتا سلام دوستان خوب و استاد عزیز.با اینکه امروز مهمانی بودم و نتونستم تمرینم رو انجام بدم اما هیچ وقت دیر نیست و گام هام باید منظم باشن. گام چهارم: دو سوال رو همیشه از خودم میپرسیدم،چرا دوستام هرچی میخورن چاق نمیشن؟؟چرا همه متناسب هستن و من چاق تر میشم؟

      وقتی صحبت از تناسب اندام میشه دو بحث پیش میاد چرا خیلی ها چاق هستند؟چرا خیلی ها لاغر هستند؟اکثرا دوست داریم جواب کدوم سوال پاسخ داده بشه؟ مورد دوم_چون میخوان به لاغری (سلامتی و احساس خوب) برسنحالا ما میایم در بقیه روش های لاغری صورت مسئله رو مورد بحث قرار میدیم یعنی ((مورد اول))اینکه انتظار داشته باشیم مسائل قبل از نتیجه رو تغییر ندیم و نتیجه رو تغییر بدیم کاملا اشتباهه،مثل تمام اون روش هایی که برای لاغری انتخاب کردیم.ما میخوایم لاغر شدن برای همیشه رو یاد بگیریم.به اصطلاح یک بار لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونیم..وای فوق العاده‌اس…

      لاغری با ذهن سیستمی‌ست که فرمول های اشتباه ذهن رو ردیابی میکنه و مارو به لاغری میرسونه

      همه کسانی که چاق هستن از کسانی مشورت مزگیرن که خودشون چاق بودن یا از روشی چاق شدن یا لاغر!! پس اصلا درست نیست..

      لاغر شدن در صورتی میتونه ماندگار باشه که علت چاقی رو تشخیص و برطرف کنی نه اینکه بخوای نتیجه اش رو تغییر بدی!

      هیچکس نتونسته با تغییر نتیمه که همون چاقی به لاغری‌ست تا همیشه لاغر بمونه! چون علت چاقی در ذهن افراده و تا زمانی که فرمول های ذهنت رو عوض نکنی تو هرچقدر به بدنت فشار بیاری متاسفانه دوباره به وزن قبلی یا بالاتر برمیگردی چون فرمول هات تغییر نکرده و فقط جسمت تغییر کرده…..و این کاملا منطقیه

      تمرین گام چهارم: تحلیل صورت مسئله (چاقی)

      من چرا چاق هستم؟ خیلی خوب فکر میکنم و مینویسم《فکر کردن خیلی سخت تر از رژیم و ورزش های سخت و طولانیه؟》

      چون از زمانی که یادم میاد اطرافم کسانی رو دیدم که یا چاق بودن یا درحال رژیم گرفتن بودن! چون همیشه به من گفته میشد تو استخون بندیت درشته هرکاری بکنی نمیتونی لاغر بشیچون عاشق تنقلات بودم فکر میکردم از خوردن زیاد اونهاست که چاق شدمچون پرخوری عصبی رو باور کردم هرازچند گاهی پرخوری میگرفتم.چون اطرافیانم دلیل چاق بودنشون دقیقا نداشتن تحرک و زیاد خوردن بود.چون تمام رسانه ها مثل تلویزیون به ما گفتن تنها راه لاغر شدن عرق کردن و عرق کردن و عرق کردنه.چون همیشه خوردن رو به چاقی ربط میدادن.چون خیلی از خوردن میترسیدم و هر لقمه که میخوردم با ترس و نگرانی بود چون بعد از اینکه جلوی بقیه خودم رو از خوردن چیزی محروم میکردم یواشکی میرفتم و دوبرابر نیاز بدنم اونو میخوردم.چون فکر میکردم نون و برنج و فست فود چاق میکنه.چون همیشه برای خوردن هیجان داشتم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهديه عطارزاده
      1400/04/28 14:59
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 148 کلمه

      سلام استاد جان

      دلیل چاقی قبلیم،باور کردن این موضوع بود که من و خواهرام تو کوچیکیم لاغریم و به محض اینکه به سن بلوغ رسیدیم یهویی استخون میترکونیم و چاق میشیم و میمونیم،و اینکه این ارث ما هست و بعدشم که ازدواج و چاقی بعدش طبیعیه و بعدشم،زایمان و طبیعی بودن این که ما چاق تر از قبل خواهیم شد 

      اما من با شرکت در دوره های قبلی شما فهمیدم که همه ی اینها اشتباه هست و هیچ کدوم دلیل چاقی من نمیتونه بوده باشه

      و قطعا الان میدونم که دلیل چاقی بعد از دومین زایمانم اونم در حالی که قبلش به تناسب ایده آلم رسیده بودم چیزی نیست جز،رعایت نکردن فرمول های جدید ذهنیم و رعایت نکردن اندازه ی سیریم بود.

       

      اما  به لطف خداوند مهربان و شما استاد عزیزم،و همینطور خود شجاع و قدرتمندم،خیییییلی خیییییلی خیییییلی سریع و آسان و شیرین دوباره به تناسب ایده آل و خوشششکلم خواهم رسید💪💪💪💪💪💪💪😍😍😍😍😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mahdieshokrani@gmail.com
      1400/04/27 14:51
      مدت عضویت: 201 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام 

      امیدوارم حال دلتون عالی باشه 

      داستان از اونجایی شروع شد ک من از بچگی یادمه بحث چاق شدن و اضافه و وزن در خانواده پدریم همیشه برقرار بود و اکثر عمه هام یا اضافه وزن داشتن یا ترس از اضافه وزن و گفتن این جمله که ارثی به شدت استعداد چاقی داریم و من هم ار یک سنی ب بعد در دام ترس از اضافه وزن و استعداد چاقی افتادم… در حال حاضر که در بیشتر وزنی ک تا حالا داشتم قرار دارم از دید بقیه نه تپلم نه چاق و معمولیم اما خودم دوست دارم 10 کیلو کنتر از وزن فعلی باشم و دوبار موفق شدم ک 10 کیلو کم کنم اما ب سرعت برق و باد برگشت… دوساله دچار استپ وزنی شدم و با رژیما مختلف وزن کم نمیکنم اما حواسم ب میزان و موارد خوراکم هست و دیده خسته شدم… 

       و مطمینم با برنامه ریزی ذهن و با این مسیر از دام ترس از اضافه وزن رها میشم… 

      ممنون از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mahdieshokrani@gmail.com
      1400/04/27 14:47
      مدت عضویت: 201 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      سلام 

      امیدوارم حال دلتون عالی باشه 

      داستان از اونجایی شروع شد ک من از بچگی یادمه بحث چاق شدن و اضافه و وزن در خانواده پدریم همیشه برقرار بود و اکثر عمه هام یا اضافه وزن داشتن یا ترس از اضافه وزن و این جمله که ارثی به شدت استعداد چاقی داریم همیشه گفته میشد و من هم از یک سنی ب بعد در دام ترس از اضافه وزن و استعداد چاقی افتادم… در حال حاضر که در بیشترین وزنی ک تا حالا داشتم قرار دارم از دید بقیه نه تپلم نه چاق و معمولیم اما خودم دوست دارم 10 کیلو کمتر از وزن فعلی باشم و دوبار موفق شدم ک 10 کیلو کم کنم اما ب سرعت برق و باد برگشت… دوساله دچار استپ وزنی شدم و با رژیمای مختلف وزن کم نمیکنم اما حواسم ب میزان و موارد خوراکم هست و باید کنترل کنم  اما دیگه خسته شدم… 

       و مطمینم با برنامه ریزی ذهن و با این مسیر از دام ترس از اضافه وزن رها میشم… 

      ممنون از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryammansoori20@gmail.com
      1400/04/26 11:16
      مدت عضویت: 149 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 306 کلمه

      به نام خدايي كه به شدت كافيست

      الان كه داشتم مطالب گام چهارم رو ميخوندم به اين فكر كردم كه واقعا چه عاملي باعث شده تا من تناسب اندامم رو از دست بدم واينقدر بابت اين قضيه عصبي و رنجبر باشم ،اول از همه اينوبگم كه تصميم گرفتم ديگه از كلمه چاقي ولأغري استفاده نكنم چون تمام اين سالهااين دو كلمه واقعا براي من أزاو دهنده و ياداور مشقتها و سختي و فشار هاي عصبي كه تحمل ميكردم هست و اضافه وزن وتناسب اندام رو جايگزين ميكنم.

      اين اولين گام من به سمت روزهاي خوب و رؤياي من است، اما دليل اضافه وزن من بيشتر خوردن است چون من تمام غذاها رو دوست دارم البته الان كه در اين مسير قدم برداشتم ميبينم ذهن من درگير خوردن بوده نه خود من چون خيلي أوقات كه ديگه از رژيم و كم خوردن خسته ميشدم ميگفتم ولش كن بابا كي ميدونه چقدر زنده ايم و ميتونيم از لذت هايي كه خداوند بهمون داده استفاده كنيم چار روز ديگه پير ميشيم هي ميخوان بگن اينو بخور اونو نخور پس بزار بخورم اما دوباره كلي عذاب وجدان ميگرفتم كه چرا خوردم دليل دوم حرفهايي بود كه اطرافيان ديكنه ميكردن و شده بود ملكه ذهنم مثلا تو ژنت اينطوريه هيكلت مثل فلانيه خودت رو هم بكشي هميني و ….

      البته شروع اضافه وزن من از بعد از به دنيا اومدن پسرم بود و قبل از اون من هيچ مشكلي نداشتمو و همه اين رو طبيعي ميدونستن كه بعد از زايمان ادم دينه به اندام قبلش برنميگرده مگر اينكه با رژيم و ورزش خودكشي كني كه البته منم اينكار رو ميكردم كه كاملا بينتيجه و در خوشبينانه ترين حالت بسيار موقت بود

      اما خداي مهربان رو هزاران بار شاكرم كه به لطفش با استادگرامي و اين مسير اشنا شدم واز خدا و استاد با تجربه كمك ميخوام كه كمكم كنند تا منم به نتيجه مطلوبه برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/04/26 10:39
      مدت عضویت: 283 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      گام چهارم،    سلام. به استاد عطار روشن ودوستانم.   ،چرامن چاق شدم ودلایل چاقیم چی میدون؟خب من از همون بچگیم اضافه وزن داشتم نسبت به همسن وسالای اطرافم، توی خانواده ای بهم گفته شده بود که ما استعداد چاقی داریم بخوریم چاق میشیم نخوریم لاغر میشیم ودوسه بار هم در بزرگسالی وقتی جون شدم تونستم با نخوردن شام وکم خوری لاغر کنم اما. مگه چقدر آدم حوصله اش میکشه ادامه بده ومنم برگشتم سر خونه اولم. میگفتن در کنار کم خوری ورزش کنی لاغر میشی. منم انجام دادم لاغر هم شدم بعد رها کردن چاقتر شدم، خلاصه همینجور من با باور خوردن و کم تحرکی داشتم  چاق. میشدم ، سن هم یه باور دیگه من بود که باعث چاقیم شده بود چون هر اندازه سنم بالاتر میرفت به وزنم اضافه میشد ، ازدواج هم توی چاقیم نقش داشت چون شنیده بودم و دیده بودم از اطرافیانم که ازدواج کردن و چاق شدن . بعد زایمانم گفتن چون داروی تقویتی مثل زینک میخوری چاق شدی ومنم باور کردم و دیگه نخوردم . اینم دلایل چاق من ، ممنون از همه دوستانی که دیدگاه منو میخونن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتا صدیقی
        1400/05/03 14:37
        مدت عضویت: 139 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 70 کلمه

        سلام همراه گل.

        خیلی ممنونم که دیدگاهت رو اینجا ثبت کردی،چون خیلی از باور های ریز و درشتم رو پیدا کردم‌.

        اینکه هنوز هم از قرص زینک میترسم و با اینکه بدنم نیاز داره و بعد رژیمم ریزش مو پیدا کردم و لازم هست باز هم نمیخورم چون میگن اشتها رو زیاد میکنه! اما کدوم اشتها؟ ما که غده اشتها نداریم که بخواد بزرگ یا کوچیک باشه.

        متشکرم بابت اگاهی که بهم دادی 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/22 16:51
      مدت عضویت: 167 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,030 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

      باعرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز🌹🌹

      چهارمین روز کلاس رو با انگیزه ی مضاعف شروع کردم .

      خیلی دوست دارم نکات جدید رو یاد بگیرم .

      طبق معمول هر جلسه ابتدا جزوه رو خوندم جزوه ای که با این مطلب شرو ع شده بود .

      چرا برای قرار گرفتن در مسیر لاغری باید از مسیر چاقی شروع کنیم ؟

      خیلی دقیق توضیح داده شده بود برای حل هر مشکل ابتدا باید مشکل رو شناسایی کنیم 👌

      البته که باید اینطور باشه خدای نکرده شما اگه بی حال و مریض بشوید اول که برید دکتر اون باید مشکل بدن شما و آنچه باعث بیماری شما شده رو با آزمایش و عکس پیدا کنه بعد برای شما دارو تجویز کنه، اینطوری نیست که بریم دکتر و دکتر همه ی دارو ها رو روی ما امتحان کنه تا ببینه کدوم دارو ،مشکل ما رو حل می کنه .

      درباره ی رژیم هم دقیقا همینطوری باید عمل می کردیم که متاسفانه ما همه ی راههای درمان رو ،روی خودمون امتحان کردیم که هیچ کدوم هم جواب ما نبود 😔😔

      دومین مطلب مهم جزوه این بود که : 

      شناسایی عوامل تاثیر گذار در چاقی 

      اولین گامی که باید برای مشکلمون برداریم دقیقا همین بود برگشت به عقب ،باید راهی رو که اینهمه سال طی کردیم، برگردیم تا متوجه بشیم، کجا و چطوری فرمول های اشتباه در ما نهادینه شدند.

      استاد لطف کردن و برای خودشون لیستی تهیه کردن به نام عوامل چاقی من که منم در پایان لیست خودم رو برای شما بیان می کنم مثل :ارث ،درشتی استخوان بندی ،ورزش ،….

      مطلب بعدی این بود که :

      شروع مسیر لاغری در روش های قبلی چگونه بود ؟

      خوب همون طور که نوشته بود و برای همه ی ما آشناست گرفتنBMI است و پیدا کردن چند کیلو اضافه وزن و شوک عظیمی که در ابتدا به هممون دست داده که وای منکه نمی تونم از پسش بربیام تازه من خودم بعد حساب می کردم که چقدر زمان میبره تمام بشه یک دفعه با سرعت ۱۸۰ کیلومتر حساب می کردم خوب بهتر بود و زمان کمتر تا لاغری، گاهی هم ۴۰ کیلومتر حساب می کردم این دیگه اوج افسردگی و ناراحتی بود .

      مهم ترین مسئله ناراحتی و دوست نداشتن و اجبار در مسیرهای قبلی بود که در این مسیر نیست .

      دراین روش جدید من نمیدونم که چند کیلو قراره کم بشه ؟،کی قراره کم بشه ؟

      مهم نیست الان مهمه که من با لذت و راحتی و با اراده ی خودم اینکارو انجام میدم هیچ کس قرار نیست هفته ی بعد منو وزن کنه ،هیچ کس از من نمی پرسه چه خبر لاغر شدی آخه کسی خبر نداره ،هیچ کس منو مجبور نمی کنه که هر روز فایل گوش کنم بنویسم همش خودمم دوست دارم انجام میدم حالم خوبه انجام میدم واقعا فوق العاده است 😍😍

      خوردن و نخوردن در کار نیست ،همه چی می خورم ،این بهترین حالت ممکنه چون بدنم می خواد و انتخاب می کنه نه دیگران ،چون دیگه بعدش حالت حریص بودن نداره ،من میدونم هر وقت هر چقدر دوست دارم می خورم ،ذهنم و بدنم منتظر نمی مونه رژیم تموم بشه بعد حرص نخورده ها رو در بیاره .

      همه چی عالیه گاهی هم که می خواد تلافی کنه یا خاطره بازی بهش می گم عزیزم الان اذیت میشی میذارم تو آشپزخانه بعدا هر وقت خواستی باز بخور 🤭

      همینکه با ذهنم و بدنم دوست شدم و همدیگر رو درک می کنیم و خلاف همدیگه حرکت نمی کنیم و با هم مبارزه نمی کنیم یعنی همه چی خوبه عالیه 😄😄

      نکته ی مهم : 

      تنها کاری که  توی جزوه دیدم باید انجام بدم استمرار است 

      استاد نوشتن همونطور که ایشون مثل من چاق شدن و الان لاغرن منم می تونم مثل ایشون لاغر بشم .

      من کاملا مطمئنم 👌👌

      آخرین نکته ای که اشاره شده در جزوه طریقه ی عمل کردن به تمرینات است : 

      خواندن جزوه 

      دیدن فایل تصویری یا صوتی یا هردو 

      خواندن نوشته ی دوستان عزیز 

      نوشتن ،نوشتن و نوشتن ****

      بعد از جزوه حالا نوبت صحبت های خود استاد هست 

      استاد صحبتشون رو از خودشون شروع کردن .

      از چاق و لاغر شدن مکرر ،از خستگی و ناراحتی 

      از اینکه چطور به این راه پا گذاشتند و از کجا شروع کردن و چه موفقیت هایی کسب کردن .

      فوق العاده شنیدنی بود.

      مثال شگفت انگیزی در میان صحبت هاشون بود که من عاشق مثال هستم 

      خودروی خراب و پیدا کردن مشکلش واقعا عالی بود دقیقا خودمو جای ماشین گذاشتم انگار من بودم و چاقی.

      استاد درباره لاغری با ذهن توضیح دادن درباره ی  تفاوت های روش لاغری با ذهن با بقیه .

      کاری که قراره ما برای نتیجه ی عالی کسب کنیم استمرار در کار .

      کاری که  استاد ازما می خوان اینه که  برگردیم به گذشته و دلیل چاقی خودمون رو پیدا کنیم .

      یادمه وقتی کوچک بودم ،شکمم بزرگ بود و همیشه دایی هام شکمم رو فشار میدادن که یالا بگو من اضافی دارم خیلی درد داشت زود می گفتم تا رهاش کنند فقط اینو از کوچکی یادمه .

      هیچ وقت هیچکی بهم نگفت چاقی .

      تا دوران دبیرستان اصلا به مسئله ی چاقی فکر هم نمی کردم که رژیم گرفتم و اون موقع هم فقط رژیم کوتاه مدت گرفتم ولی به دلایل چاقی فکر نمی کردم 

      ولی چیزهایی که الان میدونم که دلیل چاقی هست :

      1. صبحانه نخوردن ،اونم اول صبح 
      2. نخوردن آب ۸ لیوان تا ۱۲ لیوان هر روز 
      3. هر دوساعت چیزی نخوری متابولیسمت میاد پایین 
      4. پروتئین بخوری زودتر لاغر میشی 
      5. کره و مربا نه 
      6. بیسکویت ،شیرینی ،بستنی ،خلاصه هر چی که شکر داشته باشه چاق می کنه 
      7. آش رشته ،پیتزا ،ماکارونی ،لازانیا ،…. چاق می کنند 
      8. برنج شب بخوری چاق میشی 
      9. ورزش نکنی روزی یک ساعت چاق میشی 
      10. نان بیشتر از یک کف دست ممنوع 
      11. برنج بیشتر از ۶ قاشق = چاقی 
      12. ته دیگ که خود چاقی است 
      13. کم کاری تیروئید که دارم 
      14. پرخوری عصبی 
      15. میوه از یک عدد بیشتر بخوری چاق میشی 
      16. ازدواج کنم چاق میشم 
      17. زایمان کنم چاق می شم 
      18. خوردن غذاهای اضافی برای دور نریختن 
      19. ارث چون من به مامانم رفتم 
      20. اگه کالری از ۱۲۰۰ بره بالا چاق میشی 
      21. حرص غذا داشتن و خوردن  
      22. با بعضی غذاها هم خاطره خوب دارم ،می خورم چاق میشم .

      همه ی اینا دلایلی هستند که من باعث چاقی خودم میدونستم 😔😔😔😔

      کلاس امروز هم با شگفتی و انگیزه بیشتر به پایان رسوندم حالا خیلی ذوق دارم بدونم گام بعدی چیه ،این همون چیزیه که تا حالا برای رسیدن به تناسب اندام انجام ندادم ،ذوق و شوق فراوان از راهی که شروع کردم.

      با تشکر از استاد گرامی 🙏🙏

      با آرزوی بهترین ها برای همه ی اعضای خانواده ی  تناسب فکری ❤❤

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/21 17:40
      مدت عضویت: 353 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 615 کلمه

      به نام خدایی که سریع اجابت می کند 

      سلااام هم مسیری ها ی متعهد 🤩🕊 

      اول از همه باید بگم که بسیار عجیبه انگار تا حالا این مطالب به گوش من نخورده و فوق العاده تاازه است😮🤔 

      همیشه برای رفع مشکل باید دلیل به وجود آمدن آن مشکل را بررسی کرد تا به سرعت و سادگی مسئله حل بشه در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم ما می خواستیم نتیجه رو تغییر بدیم و چاقی رو تبدل به لاغری کنیم و همیشه یک سئوال در ذهنمون داشتیم اینکه چه طور لاغر شوم؟و اگر می پرسیدیم که چگونه چاق شده ام ؟و جوابی براش پیدا می کردیم  حتما من لاغر می شدیم 🌟:مثلا گیاهی که هرروز برگهایش زرد می شود را برای تغییر نتیجه می شود برگهایش را هرروز هرس کرد ؟ یا با  رنگ سبز پوشاند !؟و در نهایت برگی نمی ماند ‼️ اگر ما متوجه نباشیم که گیاه به دلیل بی آبی و گرما دچار سوختگی برگ شده است آن گیاه را از دست می دهیم .

      Why did I get fat? Some people passed by and said that it was because of puberty (she was exactly 10 years old) م م My mother also said that we are obese heirs. They are thin on the go (and in my opinion inheritance and genetics were unchangeable, I had to accept obesity and this word of force made me blame my family ️ ️ Some of my friends also said that you are not active, you should exercise for The nutritionist had also told you not to consume too many sweets and fatty substances, and I was interested, and this was a big limitation The زش The doctor also told me to follow everything from the throat to the lamb, lady! It makes me fat Father ️ My father sweated a lot and it was appropriate when I asked, he said I have a high metabolism,

      تا به ته خط رسیدم یک بن بست و جمله ای که در ذهنم نقش بست ته بن  بست دقیقا هموون جایی هست که باید پروااز کنی (اول کوچه ی خدا)🙏🏻🥰♥️🌹سایت تناسب  فکری 

      اینجا هیچ خبری از رژیم و ورزش و محدودیت نبود و نکته ی مهم این بود که اینبار کسی برای من برنامه ریزی نمی کرد یعنی تحت کنترل کسی نبودم و آزادانه خودم با قدرت برای هدفم می خواستم برنامه ریزی کنم و این یک ویژگی خاص بود که احساس خوبی به من می داد.😇

       

      چه طور باید لاغر بشم⁉️

      باید دیاگ بزنیم 👌😁….با گوش دادن و دیدن  فایلهای آموزشی لاغری با ذهن و نوشتن (فکر کردن )فرمولهای چاقی رو شناسایی می کنیم و از ذهنمون استخراج می کنیم وقتی مطالب را می خوانیم و یا می بینیم با چشم و گوش اینکاررا انجام می دهیم و از یک یا دو حواس استفاده می کنیم ولی به وقت نوشتن از چند حواس همزمان استفاده  می کنیم و تمرکز بیشتری داریم و پراکندگی ذهن و حواس پرتی ما به موضوعات دیگر با تمرکز بر نوشتن یکجا جمع می شود یعنی سایت تناسب فکری را یک دستگاه فوق هوشمند در نظر می گیریم که در هر قدم فرمولهای ذهنی چاق را در ذهن ما شناسایی می کنه و برای اصلاح ،فرمولهای جدید لاغری را آموزش می دهد معجزه از درون ما اتفاق می افته اینکه آگاه می شیم که  با پذیرش چه عنوانهایی خودمون به چاقی قدرت داده ایم و به مرور زمان آموزشهای لاغری را یاد میگیریم و قدرت را به هدفی می دهیم که باعث احساس رضایت ما می شود .خواندن نوشته های  دوستان باعث میشه که شاهدان بیشتری برای ذهنمون بیاوریم و تصویر سازی لاغری در ذهنمون شکل بگیره و هر چه وقت بیشتری بگزاریم و تجزیه و تحلیل فکری داشته باشیم در آموزش لاغری خود به ذهنمون موفق تر عمل می کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mail.elham.k@gmail.com
      1400/04/21 14:04
      مدت عضویت: 148 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      با سلام و تشکر از شما استاد گرامی 

      من فکر میکنم اصلی ترین علت اضافه وزن من اینه که برای خودم و بدنم ارزش قائل نیستم . در سن ۲۳ سالگی ۵۹ کیلو گرم بودم و حالا با دوتا بچه و ۳۶ سال سن ۹۰ کیلو هستم متاسفم چون بیشتر زمانم به این گذشته که با خوردن بدون اینکه گرسنه باشم در صدد رفع استرس و فشارهای روزانه بودم. 

      ولی الان که بچه هام بزرگتر شدن از رویه زندگی و خودم خجالت می کشم وبه طور اتفاقی با این دوره ها برخورد کردم از طریق اینستاگرام.  همیشه در مورد اینکه با قدرت ذهنم همه چی رو برای زندگی و همسرم و بچه هام بهتر کنم در تلاش بودم و حالا میخوام این کار رو برای خودم انجام بدم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتا صدیقی
        1400/05/03 14:30
        مدت عضویت: 139 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 53 کلمه

        سلام دوست خوبم.خوشحام که تصمیم گرفتی راه خودت رو پیدا کنی.امیدوارم در این دو هفته عضویتت به این باور و یقین برسی که با  ایمان ادامه دادن منجر به نتیجه عالی میشه.خوشحالم که میخوای زندگی خودت و اطرافیانت رو زیبا کنی.چقدر لذت بخشه در کنار کسانی باشم که به دنبال پیشرفت زندگیشون هستن♡

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 17:15
      مدت عضویت: 430 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      بنام  خدا 🌹 باسلام  خدمت  استاد و.دوستان عزیز  سایت  تناسب فکری.

       من تصمیم گرفتم که اول  بیام  ازدوازده جلسه رایگان شروع کنم  وبعد به سمت مسیرلاغری من  و بقیه ی فایل های  دیگه برم . با اجازه ی استاد . 

       من  چرا چاق  هستم؟؟؟ 

      دلایل  زیادی  هست  ازجمله سبک زندگی من  مزاج سرد  زایمان  .واینکه از بچگی  پرخوری  میکردم  واینکه برنج  زیادمیخورم  نون زیاد. میخورم. دایما سرم  توگوشیه  وکلیپ  واینستا گردی  میکنم. روغن  زیادمیزارم  توغذا  تخم مرغ زیادمیخورم. وعادتهای  غذایم خیلی  زیاد ه که  باعث  چاقی من شده  خوردن آبمیوه های صنعتی  و مصرف افراطی کیک و شیرینی  وهرچیزی که مزه ی شیرینی  بده وحلوا پختن زیاد  وتهدیگ زیادمیخورم  سمبوسه  واینکه باورکردم که من استعداد چاقی دارم چون همه بهم گفتن و من باورکردم ژنتیک و اینکه. مدام باعمه ی بزرگم. مقایسه میشم اینکه هم اندازش دارم میشم نداشتن تحرک  وزایمان کردن وعمل سزارین  به جای آب غذامیخورم وباغذا آب میخورم  وپشت سرهم غذامیخورم  وهیچ فعالیتی ندارم  جزکارهای روزانه و کم تحرکم  واینکه سرسفره زیاده روی میکنم. وموقع تخمه خوردن  چیزی جزتخمه آفتابگردون نمی‌شناسم  بادیدن تلویزیون غذامیخورم ودایما نشستم و کاری  نمیکنم وبعدازناهار می‌خوابم وبعدا اینکه بیدار میشم مستقیم  میرم  سراغ یخچال  ودلیل دیگه مریضیه که بابتش  داروی  اعصاب میخورم وترس ازاینکه چاقتربشم  چی ممکنه  پیش بیادوورزش نکردن  وراه نرفتن  ونداشتن  برنامه ی غذایی متعادل وزیادمصرف کردن غذاهای فست فود ی وسرخی وهرچیزنوو جدیدی که توی یخچال هست من از بچگی بچه ی چاقی بودم وزن خاطر تپلی مسخره  افرادفامیل  وبه خصوص اطرافیان نزدیک بودم  وهیو دوستی نداشتم و همیشه سرسفره پرخوری میکردم بااینکه  زیادسما یخچال  نمیرفتم  اما سر سفره  زیادمیخوردم  وهیچ وقت دوستی  نداشتم  نه در دوران مدرسه و نه دردبیرستان  وبه. خاطر همین  زمانی که برای بازی با بچه هامیر فتم  بچه ها پخش  میشدن  ومنودیوونه  صدا میکردن به خاطر مریضی وبه خاطرچاقی اینکه جسمم  صورتم  نرماله  اما به خاطر چاقی  وهمیشه  خجالت زده بودم  واین  حرف هاییکه آدمای فامیل هم به فکر خودشون   خیلی بانمکن 🙁توحق  بقیه روخوردی 🙁🥺 واقعا توفکرشون چی می‌گذشت اماالان به لطف خدا درمسیرهستم وپابه پای شما دوستان ادامه میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      negarmalekzade2377@gmail.com
      1400/04/19 17:21
      مدت عضویت: 153 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,866 کلمه

      باسلام به استاد عزیز آقای عطار روشن ودوستان عزیز سایت 

       

      لاغری با ذهن قسمت اول 

      وقتی صحبت از تغییر میشه دوتا موضوع مورد بحث قرار میگیره 

      موضوع اول اینکه چرا ما چاق هستیم و چرا خیلی ها لاغر هستن

       موضوع دوم اینکه از چه طریقی ما باید لاغر بشیم

       دو تا موضوع باید مورد بررسی قرار بگیره یکی صورت مسئله است که چرا ما چاقیم و دیگران لاغر هستن؟

       و یکی جواب مشکل که حالا چطور میتونیم لاغر بشیم؟

       

       افرادی که اضافه وزن دارن همیشه دنبال این هستن که چطور لاغر بشن و هیچ وقت دنبال این نبودن که چرا چاق شدن و به همین دلیله که هیچ وقت نتونستن به اون نتیجه ای که دوست دارن دست پیدا کنن

       چون همیشه می‌خواستن چاقی رو حل کنن و چاقی رو از بین ببرن می‌خواستن نتیجه رو از بین ببرن و می خواستن نتیجه رو تغییر بدن 

      دنبال روشی بودن که چاقی رو تبدیل کنن به لاغری

       ولی هیچ وقت به این فکر نکردن که اصلاً چرا چاقن؟ دلیلش چیه که اونا افراد چاقی هستن؟

       اگر صورت مسئله رو بهش فکر کنید و جوابی برای اون پیدا کنید شما برای همیشه میتونی لاغر بشی 

      یکی از وجه تمایز های لاغری با ذهن با دوره‌های دیگه اینه که صورت مسئله مورد بحث و تحلیل قرار میگیره و روش هایی برای تغییر صورت مسئله یاد می گیریم نه اینکه بخواهیم نتیجه را تغییر بدهیم 

      نتیجه همیشه حاصل یک سری افکار، رفتارها و یکسری مسائله که نتیجه نهایی رو رقم میزنه

       اینکه انتظار داشته باشید بدون اینکه مسائل قبل از نتیجه را تغییر بدید، فقط نتیجه را تغییر بدید ،یک انتظار اشتباه و دور از دسترسه

       در تمام دفعاتی که ما برای لاغری اقدام کردیم ما می‌خواستیم نتیجه را تغییر بدیم می‌خواستیم یهویی چاقی را تبدیل کنیم به لاغری و دیدیم که در این کار ناموفق بودیم 

      پس اگر می خواهید لاغر بشید این بار نباید با نتیجه کاری داشته باشید نباید هدفت این باشه که چاقی خودت رو به لاغری تبدیل کنی 

      باید هدفت این باشه که چرا چاق شدنت رو ،تغییر بدی

       مثال:

       تصور کنید که با ماشین خودتون درسطح شهر رانندگی می کنید اتفاقی میافته و ماشین شما از حرکت می‌ایسته و ماشین خراب میشه و شما دنبال دلیلش می گردی و به نتیجه‌ای نمی‌رسی

       رهگذری رد میشه و از شما میپرسه مشکلی پیش اومده وقتی بهش میگی نمیدونم چرا یهو ماشین خاموش شد این رهگذر هم میگه فکر می‌کنم از باتری ماشینه

       فکر کنم باتریش خالی شده، بهتره باتری نو بندازی

       اما بعد از تعویض باتری می بینی که باز هم ماشین روشن نمیشه

       یک نفر دیگه میاد میگه من مکانیکم و از باتریش نبوده از شمع های ماشینه

       به خاطر همینه که ماشین روشن نمیشه و شما باز هم وقتی شمع نو میخری و روی ماشین میزاری میبینی باز ماشین روشن نمیشه 

      عصبانی میشی که چرا مشکل حل نمیشه 

      یه نفر دیگه میاد میگه این از دینامه ماشینه که  روشن نمیشه برق تولید نمی کنه و عبور نمیده برای همینه که روشن نمیشه و شما میری و یک هزینه بیشتر انجام میدی و دینام رو تهیه می کنی و روی ماشین می بندی و ماشین باز روشن نمیشه

       یه نفر دیگه هم میاد و یه دلیل دیگه میگه و شما دیگه به حرفاش گوش نمیدی 

      چون با قبلی‌ها هم به نتیجه‌ای نرسیدی

       و یک نفر میاد میگه بهتره ماشین رو ببری تعمیرگاه و نمایندگی و اونا همه چیز را متوجه میشن

       و ماشین رو میبری نمایندگی و آنجا متوجه میشن که کجای ماشین مشکل داره 

      یک قطعه خیلی ساده و کم هزینه رو برات تعویض می‌کنن و ماشینت روشن میشه 

      شما در برخورد با موضوع چاقی هم  از این دو طریق عمل کردید

       همیشه از طریق اول عمل کردید که هر کسی از راه رسیده به شما گفته: شما به این دلیل چاقی و باید این کار رو انجام بدی بیا این برنامه را استفاده کن، این برنامه ورزشی رو استفاده کن،

       بیا این قرص رو استفاده کن و هر کدام را انجام دادی نتیجه نگرفتی و هر بار نسبت به خودت و دیگران بدبین تر شدی

       در صورتی که اگر شما یک بار اشکال اصلی رو پیدا کرده بودی ایراد اصلی رو تشخیص داده بودی و به حل آن پرداخته بودی خیلی راحت‌تر لاغر شده بودید

       و برای همیشه لاغر می ماندید

       لاغری با ذهن همون کامپیوتر و سیستمه که عیب یابی میکنه جسم شما رو 

      عیب یابی میکنه ذهن شما رو 

      به شما میگه چه چیزهایی در ذهن شما اشتباه برنامه‌ریزی شده

       چه فرمولهایی اشتباس، شما اونها رو تغییر بده لاغر میشی 

      کل لاغری با ذهن همینه که شما تصور کن یک کامپیوتر هوشمنده که شما با انجام تمریناتش، با گوش دادن به فایلهای توضیحی اون، به معایب و مشکلات ذهنی خودتون، به فرمول های ذهنی اشتباهی که در مغزتون دارین  پی میبرین

       و اونها رو با فرمول های صحیح جابجا می کنید، تغییر میدید و می‌بینید که جسمتون به شکل عالی تغییر میکنه

       لاغر شدن در صورتی می تونه دائمی باشه که علت چاقی رو تشخیص و برطرف کنید نه اینکه بخوای نتیجش رو تغییر بدی 

      هیچ کسی نتونسته با تغییر نتیجه که همون چاقی به لاغریه برای همیشه لاغر بمونه 

      چون علت چاقی در ذهن افراده و تا وقتی این فرمولها تغییر نکنه شما هر فشاری به جسمت بیاری، متاسفانه به وزن قبلی برمیگردی 

      به خاطر اینکه فرمول ها تغییر نکرده و اونهادارن کار خودشون رو انجام می‌دن

       و شما دوباره در مسیر چاقی قرار میگیری 

      به اینکه چرا شما چاق هستید فکر کنید و هر دلیلی که به نظرتون میاد که دلیل چاق بودنتونه  را بنویس 

      اگر میخواهی لاغر بشی باید وقت صرف یادگیری لاغری با ذهن کنی 

      با یادگیری، با انجام تمرینات ،با فکر کردن به سوالات، در واقع داری برنامه‌ریزی ذهنت رو تغییر میدی

       سوال ،::

       

      خوب به موضوع چاقی فکر کن ببین چه چیزی باعث چاقی شما شده؟

       چرا شما چاق شدید؟ از چه سنی شما چاق شدید؟ یک داستان درباره چاقی خودتون بنویسید

       از چه زمانی اضافه وزن شما شروع شده؟ چرا شما چاق هستید؟ چه خاطراتی از چاق شدن دارید؟ چه مشکلاتی با چاق شدن داشتید؟ یک انشا درباره چرا من چاق هستم بنویسید تا میتونید درباره این توضیح بدهید

       زمانی که شما فکر می‌کنی در واقع داری فرمول های ذهنت رو استخراج می‌کنی و روی کاغذ میاری

       

       

       

       یادم میاد من تا زمانی که مجرد بودن اندام ایده آل و متناسبی داشتم و اصلاً استرس چاقی و نخوردن غذا ها رو نداشتم بعد از ازدواجم هم  یه مدتی اندامم خوب بود ولی یادم میاد وقتی به مشکلی بر می‌خوردم 

      یه چند بار تونستم خودم رو با خوردن آروم کنم و هر موقع می خوردم تا بعد یه چند ساعتی مشکلم یادم میرفت و احساس خوبی بهم دست میداد 

      ولی فقط برای چند ساعت بود و من هر روز با تکرار این کارها چاق شدم  و هرچقدر یادم میاد فقط در حال تلاش برای لاغری بودم 

      از انواع رژیم ها استفاده کردم و به نتیجه هم نمی رسیدم چقدر خاطرات بدی از چاقی دارم مخصوصاً زمانی که میخواستم برم مهمونی یا عروسی چقدر خجالت میکشیدم اصلا نمیتونستم لباس مورد علاقم رو بپوشم یا لباس مورد علاقه ام رو خریداری کنم همش باید لباس‌های گشاد و تیره می پوشیدم

       وقتی که می رفتم مهمونی یا جایی میرفتم چقدر خجالت میکشیدم غذا بخورم با اینکه خیلی سعی میکردم کم بخورم ولی واقعاً نمی تونستنم

       همش این فکر برام میومد که حالا در مورد من چی فکر میکنن حالا همه میگن با این وزنش اصلا  رعایت نمی کنه

       چقدر احساس های بعدی را تجربه کردم

       با اضافه وزنم هم تاندون های پام به مشکل برخورد و هم کمر درد شدیدی گرفتم دکتر ها فقط می‌گفتن باید وزنت کم بشه تا خوب بشی و من چقدر رژیمهای سختی را می‌گرفتم و موفق هم نمیشدم به وزن دلخواهم برسم 

       

       

       

      دلایل چاقی من؛؛؛

       

       چون باور داشتم اشتهام زیاده😋

       چون باور داشتم غذا های سرخ شده و نون و فست فود و برنج و شیرینی و هله هوله باعث چاقی میشن🤨

       چاق شدم چون باور کرده بودم که تفریح و لذت بردن از زندگی فقط از طریق خوردنه اونم خوردن تا مرز خفگی و معده درد😒

       چون باورم این بود که هر موقع حوصلم سر میره باید بخورم چاق شدم چون باور داشتم وقتی پول هر غذایی رو دادم تا تهش باید بخورم که هدر نره🤭

       چون باور داشتم همین یه امشبه که اومدم  مهمونی یا عروسی پس باید تا میتونم بخورم و بعد از فردا شروع می کنم به ورزش و رژیم😊

       چاق شدم چون باور داشتم مواد غذایی را اسراف نمی‌کنم و دور نمیریزم و اضافه ها رو میخورم چون می گفتم حیفه دور ریخته بشه😉

       چون باور داشتم باید غذا رو کامل و هرلقمه رو باید سی یا چهل بار بجوی و من اینکارو نمی کردم و دوست داشتم سریع بخورم 😅

      چاق شدم چون زیاد تحرک نداشتم و ورزش نمی‌کردم

       چون آب زیاد مصرف نمی‌کردم که سموم از بدنم دفع بشه 

      آب زیاد مصرف نمیکردم چون گفته بودن با خوردن زیاد آب قند اضافه دفع میشه و جذب نمیشه🤥

       چاق شدم چون غذاهای چرب و پر روغن استفاده می‌کردم چون در زمانی که واقعاً گرسنه بودم غذا نمیخوردم 😯

      چون گفته بودن اگر کسی مشکل هورمونی داشته باشه استعداد چاقیش میره بالا و من هم چون مشکل هورمونی داشتم هم این باور رو داشتم☺

       چون سبزیجات و میوه ها رو  کمتر استفاده می‌کردم 🤭

      چون بیشتر غذاهام نشاسته‌ای و قندی بودن🤨

       چون از غذاهایی که فیبر نداشتن استفاده می‌کردم😐

       چون از نان‌های سبوس‌دار استفاده نمی کردم🤗

       چون از غلات خیلی کم استفاده می‌کردم 🤩

      چون پیاده‌روی هام یکنواخت بودن و باید به صورت اینتروال و قدرتی پیاده روی و ورزش می کردم🏃‍♀️🏋‍♀️

       چاق شدم چون از سس برای سالاد استفاده می‌کردم😆

       چون بیشتر از روی عادت غذا می خوردم و اصلاً به زمان گرسنگی واقعی اهمیت نمی دادم و با اینکه گرسنه نبودم ولی باز هم می خوردم😃

       چون بیش از مقدار نیاز آجیل و شکلات میخوردم و باید فقط به اندازه یک مشت آجیل می خوردم 😁

      چاق شدم چون کمتر از پروتئین استفاده می‌کردم🙂

       چاق شدم چون از ساعت شش عصر به بعد باید فقط پروتئین میخوردم و اگر غیر از این بود چربی ها در بدن من انباشته می شد و چاق می شدم 🙃

      چاق شدم چون یه مدت ورزش می کردم و یه مدت ورزش را کنار میذاشتم💃

       چاق شدم چون هر موقع اعصابم خورد می شد با خوردن خودم رو آروم می کردم 😍

      چاق شدم چون گفته بودن کالری زیاد باعث چاقی میشه و باید غذاها رو بر اساس کالری بندی بخوری 😶

      چون گفته بودن وقتی سن آدم بالا میره سوخت و ساز بدن کمتر میشه و باید غذاهای کم کالری مصرف کنی🥴

       چاق شدم چون گفته بودن زمان فهمیدن سیری ۲۰ دقیقه طول میکشه تا مغز متوجه سیری بشه پس باید غذا رو آروم و جویده جویده بخوری و هول نکنی🧐

       چاق شدم چون موقعی که سیر هستم و کسی به من غذا تعارف می کرد باز هم می خوردم🤤

       چاق شدم چون بعضی از میوه ها قند زیادی داشتن و من هم به شدت به آنها علاقه داشتم و در خوردن اونها زیاده روی می کردم🥳

       چاق شدم چون عاشق  ته دیگ سیب زمینی و نون بودم😢

      چاق شدم چون باور داشتم زولبیا  وبامیه چاق‌میکنه😧

       چاق شدم چون صبحانه می خوردم، به من گفته شده بود که صبحانه باید فقط میوه یا سبزیجات بخورم 😱

      چاق شدم چون از پنیر پیتزا استفاده می‌کردم🥺

      چاق شدم چون ۲۴ ساعت شبانه روز فقط در مورد خوردن فکر می کنم که الان چی بخورم که کالریش کمتره، چی بخورم که احساس سیری بیشتری بهم بده ،ولی چاقم نکنه و انگار ذهنم فقط و فقط مشغول چیز دیگه ای به غیر از خوردن و نخوردن نیست 🤯

      چاق شدم چون هر موقع با دوستان و فامیل به پارک یا جاهای تفریحی می‌رفتیم همش در حال خوردن آجیل و تخمه  ومیوه بودیم 🥵

      چاق شدم چون نوشابه و نوشیدنی های قندی خوردم😬

       

       

      باسپاس از شما استاد عزیز بابت این سایت عالی وبینظیرتون

      چقدر خوشحالم وارد سایت شماشدم🥰🥰🥰💖💖🌹🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/15 15:41
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,834 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیرم 

      فایل صوتی  امروز :

       استاد میگن  قبلا از هر راهی که در پیش میگرفتم برای لاغری نتیجه ی من برای لاغر شدن در حد چند هفته بوده و دوباره به حالت قبل بر میگشتیم شایدم بیشتر از قبل بر میگشتم 

      این چاق و لاغر شدنهای مکرر من رو خسته  و ناامید میکرد .

      و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه کمتر میشد و هیچ وقت نشد با اون روشها برای همیشه از شر اضافه وزن رها بشم تا اینکه استاد در سایتی برای موفقیت فردی وارد میشن  و استاد تصمیم میگیره  از اون برای موفقیت در تمام جنبه ها حتی لاغری خودش استفاده کنه .

      و استاد هر چقدر  در این سایت تلاش میکرد درآمد و ثروت و روابطش رو بهتر کنه ولی اضافه وزن مانع موفقیتش میشد و تصمیم گرفت اول این اضافه وزن رو کم کنه.

       و استاد با استفاده از این روش های ذهنی تونست مقدار زیادی وزن کم کنه بدون اینکه رژیم و یا ورزش و … داشته باشه واستاد در تمام دفعاتی که رژیم  و ورزش داشت هیچ وقت نتیجه ی قابل ملاحظه ای کسب نمیکرد و یا اگر نتیجه ای میگرفت خیلی راحت از دستش می داد .

      استاد از دوران کودکی فکر میکرد چرا دوستام لاغرن و من چاقم ؟؟..چرا اونها هر بازی رو میکنن و چرا من نمیتونم ؟؟؟و چرا من در این وضعیتم ولی بقیه متناسبن ؟؟…

      تا به این جواب رسید که واقعا میشه آدمها متناسب بشن اگر ذهنشون رو کنترل کنن.

      و استاد با همین روش کلی وزن کم  کرده  بود که باعث حیرت خیلیا شده بود  در حالی که هیچ کار خاصی نمیکرد  و برای خیلیا جای سوال بود که چی کار میکردم  و وقتی استاد توصیح میداد اونها قبول نمیکردن و میگفتن راستش رو بگو چه رژیمی گرفتی و …و استاد یواش یواش رفت به دنبال آموزش این دوستان نه برای در آمد ایجاد کردن به خاطر خودش که ببینه آیا این روش درست هست یا نه و برای همین یه کانال درست شد و استاد به این دوستان آموزش میداد .و این دوستان خیلی امیداور شده بودن و کنجکاوی میکردن و کلی تعداد این افراد زیاد شده بود و استاد خودش رو مسول این افراد دونست که راهنماییشون کنه تا نتیجه بگیرن .

      لاعری با ذهن رو اگر بخوایم خلاصه بگیم به این شکل هست :

       

      چرا ما چاق هستیم و چرا خیلیها لاغر هستن ؟؟

      از چه طریقی ما باید لاغر بشیم ؟؟؟

      پس این دو موضوع باید مورد بررسی قرار بگیرین یکی صورت مساله هست یکی جواب اون هست .

      به نطر شما کدوم موضوع باید برای ما مورد بحث قرار بگیره ؟ممکنه خیلیا بگن مورد دوم و دوست دارن نحوی لاغر شدن رو یاد بگیرین .

      و اما این اشتباه هست چون ما همیشه به دنبال این هستیم که چطور لاعر بشیم ولی هیچ وقت به دنبال این نبودیم که  چرا چاق شدیم .

      چرا چاق هستی ؟دلیل این رو پیدا کن تا برای همیشه لاغر بشی .

      و این وجه تمایز این روش از بقیه روشها هست  چون اگر  با این روش لاغر بشیم دیگه چاق نمیشیم .

      و ما  در این روش به دنبال از بین بردن صورت مساله نیستیم و ما میخواهیم جوابی برای اون سوال پیدا کنیم و این لاعر شدن مداوم رو به ما میده چون به دنبال لاغری هستیم که تا ابد در ما باشه این ارزشمند هست .

      پس این بار هدف نباید این باشه چاقی رو به لاغری تبدیل کنی باید به دنبال این چراها باشی که چرا چاق شدی ؟؟

      هر کس از راه رسیده خواست ما رو با برنامه ها و دارو و ورش و رژیم  و … لاغر بکنه.

      لاغری با ذهن همون کامپیوتر و سیستمی هست که میاد عیب یابی میکنه  و معایب و مشکلات و فرمولهای غلط ذهنی رو  پیدا میکنه  و اونها رو تغییر میده و میبینید جسمتون هم تغییر میکنه .

      و ما هر وقت از روشهای غلط نتیجه نگرفنیم خودمون رو سرزنش کردیم و گفتیم انگار من نمیتونم و  نمیشه لاغر بشم و خسته و ناامید شدیم  از لاغری داییمی و اما دوستانی که این مسیر رو ادامه بدن نتیحه میگیرین و خستگیشون در میاد و زندگی جدیدی رو تجربه میکنن .

      و از رنج چاقی به لذت تناسب اندام میرسید .

      لاعری در صورتی داییمی میشه که علت چاقی رو بررسی کنید .

      علت چاقی در ذهن افراد هست و تا اونها تغییر نکنه شما نمیتونید لاغر بشید .

      اگر شما میخوایدلاغر بشید باید وقت صرف کنی و بنویسی و فکر کنی این کارها سخت تر از ورزش کردن و نخوردن و ساعتها پیاده روی که نیست پس فکر کنید و فرمولهای لاغر کننده رو ثبت کنید .

      سوال مهم :

      خوب به موضوع چاقی فکر کنید و بگید چرا شما چاق شدید ؟از چه سنی چاق شدید ؟؟.موضوع انشا این هست چرا من چاق  هستم .؟؟؟

       هر چقدر شما بیشتر بنویسید فرمولهای لاغری رو در ذهنتون تثبیت میکنید .

       

      و اما داستان چاقی من و چرا من چاق شدم :

      من از وقتی  خودم رو یادم میاد تا سن ۱۷ سالگی کاملا لاغر بودم و حتی از نطر خیلیا  یه مقدار هم شاید کمبود وزن  داشتم و طبق حساب کردن وزن  به عدد دو رقم  اخر   قدم هم دقیقا همین طور بود من ۴ کیلویی کمتر بودم ولی هر چیزی رو به راحتی میخوردم و هیچ محدودیتی و حساب و کتابی در خوردن نداشتم و به راحتی میخوردم و اما هیچ وقت پرخوری هم نمیکردم سریع سیر میشدم و غذا  رو  رها میکردم  و به زور غدا نمیخوردم و …. تا اینکه در سن کم نامزد کردم و از همون دوران نامزدی چون هر شب  میخواستیم تفریح کنیم  و لدت ببرم و خیلی بهم خوش بگذره به رستوران و فست و فودی و کافی شاپ میرفتم و انصافا میخوردم خوب هم میخوردم و دقیقا یادم میاد در همون دوران  نامزدی تا زمان جشن عروسی من ده کیلو اضافه کردم و همه و تمام اطرافیان من رو تحسین و تشویق میکردن کا چقدر زیبا شدی چقدر بهت میاد حالا خوب شدی  چقدر فرم صورتت و پوستت و جهره ات زیباتر شده و منم خوشحال بودم از این همه تعریفها و تمجیدها و از طرفی هم بارها از اطرافیانم و خانوادم  شنیده بودم هر که ازدواج کنه چاق میشه و نمونه م در اطراف زیاد دیده بودم حتی خواهر بسیار لاعر خودم که دو سال قبل از من ازدواج کرده بود و بعد از ازدواج  کلی اصافه وزن پیدا کرده بود و چاقی بی حدی پیدا کرده بود که با رژیم و ورزش تونست اونها رو کم کنه و دیگه کنترل شده غدا خورد و به جز در بارداریش که بازم چاق شد و بعدش  بازم دوباره با رزیم و ورزش  لاغر کرد  و دیگه چاق نشد و در دهن من مونده بود ازدواج و بارداری ادم رو چاق میکنه و ورزش و رژیم  تتها راه لاغر شدن هست  دقیقا خودم بعد  از ازدواج  کلی چاقتر شدم تا ۸۰ کیلو رفتم و دیگه واقعا شکم داشتم رانهای چاق داشتم و هر لباسی اندازم نمیشد و تصمیم گرفتم  با رزیم و ورزش خودم رو  لاغر کنم و تونستم ده کیلویی کم کنم و اما ته دلم همیشه در ذهنم صورت چاق و دست و پای چاق رو خیلی دوست داشتم و هر کس در اطراف من این خصوصیت رو داشت میگفتم اینطوری خوبه که یکم توپول باشی  که لباس بهت بیاد و صورتت هم زیبا تر و با طراوت تر میشه برای همین بر خلاف رزیمی که داشتم سریع دوباره به حالت قبل خودم بر میگشتم و چاق میشدم و اما سریع من باردار شدم و در هر بارداری اول و دومم بسیار بی حد چاق می  شدم چون تلافی هر چه نخوردن بود در این مدت بارداری اجرا میکردم به همراه کلی فرمول غلط که در دهنم داشتم  که باید زیاد بخورم به جای دونفر بخورم و باید بخورم تا بچه ای با بنیه ی قوی به دنیا بیارم و …. تا جایی که از نظر پزشکم اضافه وزنم  خطرناک میشد و باید زیر نظر متخصص تغدیه چند ماه آخر رو میگذروندم که زیادتر  اضافه نکنم و خلاصه در هر بارداری من  چاقی بالای صد کیلو رو تجربه میکردم و حال بد و … که دربارداری دوم و اخرم دیگه تصمیم گرفتم خیلی عالی خودم رو لاغر کنم و بسیار تلاش کردم با رژیم و متخصص تغدیه لاعر بشم  و تونستم عالی وزن کم کنم تا ۵۹ کیلو لاغر بشم اما در همون ماه های آخر متوجه شدم کم کاری تیرویید و دارم و مشکل هورمونی دارم که باید دارو مصرف کنم و بارها از اطرافیان و پزشکان متخصص شنیده بودم این دو باعث چاقی من میشن  و یک دفعه روند کاهش وزن من متوقف شد و بر عکس هر ماه چاقتر میشدم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه سختتر و کمتر میشد برام و یا خیلی کم بود و قابل مقایسه با تلاشم نبود و نا امید خسته  بودم تا به این سایت اشنا شدم و دقیقا از همین ۱۲ جلسه رایگان  شروع کردم و احساس کردم چقدر حرفهای استاد درست و به جا هستن و همون حلقه ی گمشده ی من هستن .

      و اما من چاق شدم چون باور داشتم هر کس ازدواج کنه چاق میشه 

      من چاق شدم چون باور داشتم هر کس باردار بشه چاق میشه 

      من چاق شدم چون باور داشتم اشتهام زیاده 

      من چاق شدم چون باور داشتم قرص و دارو یی مصرف میکنم که باعث اضافه وزن نا خواسته  در من میشن 

      من چاق شدم چون باور داشتم غداهای سرخ شده و نون وفست فود و  برنج و شیرینی و هله و هوله و … باعث چاقی من میشن .

      من چاق شدم چون باور داشتم من با متناسبها فرق دارم اونها یه نعمت خدادی دارن که گرسنه نمیشن و من همیشه میل به عدا دارم و گرسنه هستم پس حتما چاق میشم .

      من چاق شدم چون باور داشتم سلامتی من و قوی بودنم و تفریحهام و لذتهام در گرو خوردن زیاد هست .

      من چاق شدم چون میگفتم اگر میخوام زندگی کنم و خیلی لذت ببرم باید هر چیزی رو که میخوام در هر مقداری که میتونم تا مرز خفگی بخورم .

      من چاق شدم چون باور داشتم آزادی و زندگی کردن یعنی زیاد خوردن 

      من چاق شدم چون باور داشتم هر وقت حوصله ام سر  رفت باید  بخورم .

      من چاق شدم چون باور داشتم پول هر عدایی رو دادم تا تهش باید بخورم که پولم هدر ندره .

      من چاق شدم چون باور داشتم  همین یه امشبه و دیگه از این نوع و مدل غدا نیست و از فردا شروع میکنم پس تا میتونم باید بخورم و هیچ وقت اون فردا نیومد 

       

      من چاق شدم چون باور داشتم زیاد خوردن باعث میشه من کمی توپولتر بشم و زیبایی صورت من بیشتر بشه .

      من چاق شدم چون باور داشتم لباس به تنم قشنگتر میشه .

      من چاق شدم چون باور داشتم دست و پام و پوست صورتم زیباترمیشه .

      من چاق شدم چون با ور داشتم بیشتر   مور تایید اطرافیانم  میشم .

      من چاق شدم چون باور داشتم هیچ مواد غدایی رو اسراف نمیکنم و دور نمیریزم  و گناه نمیکنم .و هر چی اصافه هست من میخورم 

      من چاق شدم چون باور داشتم که  نیرویی به زور من رو وارد به خوردن میکنه که تحت کنترل من نیست و اسمش اشتها هست و من هیچ تسلطی بر خودم ندارم و مجبورم که بخورم و اینم تقدیر من هست که با اشتهای زیاد افریده شدم نمیتونم لاغر بشم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nargesaslanian2021@gmail.com
      1400/04/10 05:52
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      سلام.عوامل چاقی من در خوردن زیاد ،حرص خوردن اوضاع بدمالی نداشتن برنامه غذایی اصولی برای خانواده خستگی از کار بیرون از خونه  بیکاری همسر رژیم‌های مکرروناموفق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سیده آمنه یاقوتی
      1400/04/10 03:17
      مدت عضویت: 270 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 987 کلمه

      سلام به تمام دوستان عزیزم خانواده ی زیبا ومتناسب تناسب اندام😍😘

      گام چهارم👣

      ۹،۴،۱۴۰۰

      به این موضوع فکر کنید و سعی کنید به شکل کاملا منطقی در ذهن خود بپذیرید که شما قصد یادگیری لاغر شدن با قدرت ذهن را دارید.یادگیری به منزله لاغر شدن(متناسب شدن) نیست.✅✔️😍🌹لاغر شدن یک هنر است، باید آن را یاد بگیرید💪

      نکات ارزشمند متن✅✅اولین نکته که بعد از این همه وقت خوندم و حتی چشم هام پر اشک شد اینه که از همون راهی که چاق شدی،،،لاغر میشی

      ودقیقا منو یاد این حدیث از امام علی (ع)انداخت که فرمودن:من عرف نفسه فقدعرف ربه(هرکه خودش راشناخت خدای خودش را خواهد شناخت)شاید بپرسید این چه ارتباطی به گفته استاد جان داره والان براتون میگم

      اینجاهم داره میگه از راه خودت از درون خودت میتونی بخدا وصل شی و بشناسیچرا؟چون خدا گفته من از رگ گردن بتو نزدیکترم من خود توأم،تو روح منی

      و واقعا قانون همیشه ثابتههمیشه از همون راهی که اومدی باید برگردی شاید تو این راه کوچه های فرعی باشه(همون تصاعدی شدن تکامل در باورها)

      ازهمون راهی که بی پول شدم میتونم پولدارشم✅ازهمون راهی که مریض شدم میتونم به سلامت کامل برسم✅وازهمون راهی که چاق شدم میتونم لاغر بشم✅

      ☑️این الگو ثابته،الگویی که استادجانم هم ازش استفاده کرده✔️چه الگویی؟☑️الگوی نحوه ی برخورد باتضادها و پیداکردن اصل خواسته

      یعنی چی🤔یعنی کاری که استاد عطار روشن انجام دادوقتی فهمید قانون ثابتهاومد قوانین رو برای تناسب اندام استفاده کردو با نوشتن لیست بلند بالای ناخواسته های جسمشون به خواسته ها رسیدن

      وقتی میشینم و فکر میکنم چطور شد من چاق شدم؟ذهنم میگه خب:۱.دختراوقتی پریود شن چاق میشن۲.ازدواج آدم وچاق میکنه۳.کالری زیاد آدم وچاق میکنه(خدایی تاحالا حتی نرفتم تحقیق کنم ببینم کالری یعنی چی؟😂)وذهن منی که یه دوره چاق شدم وهمیشه میشنیدم که فلان غذا انقد کالری داره که انقدش جذب میشه وانقدش اضافه وزن میاره«کی گفته🤔الله واعلم نمیدونم 😅😂وتو ذهنم این کالری بندی حکاکی شده😁۴.بارداری که دیگه اصلا زن کل ترکیبش متلاشی میشه😂۵.عاقا از بس تو هولی آمنه زیاد میخوری ومغزنیم ساعت بعد پیام سیری رو میرسونه(یعنی من الان متلاشی شدم،مغز که انقد خفن و سریعه چرا اینجا انقد کند عمل میکنه؟😆چون من انقد شنیدم وتکرار کردم که مغزم کند شدوالبته که مغزم معتاد شده بود به غذا و این خود مغزم بوده که گشنه میشده و دراصل پارتی بازی میکرده برا خودش تا حسابی خفه شه از غذا و ماهم باهاش خفه میشدیم😂😂😂۶.ارثیه۷.مااصلا خانوادگی استعداد داریم🙀(من فقط موندم این ها ازکجااومده واقعا😂)۸.استخون بندیمون درشته😣۹.ما کلا ژنتیکمون اینه تغییرناپذیره تو این مورد۱۰.توسن ۳۰سالگی آدم میره رو به فرسایش و کلا انباشتگی زیادتره😭«عاخه من چرا یذره فکرنکردم واقعا به این حرفها😂😂😂)۱۱.آخ این یکی که خود استاد میگفت «ماسوخت وساز بدنمون کمه😜یعنی این یک باور دمار از روزگار من درآورد و من هرچقد تلاش میکردم بی فایده بود چون باور کرده بودم سوخت و سازم کمه۱۲.تعریق ندارم۱۳.من بافت چربیم زود تشکیل میشه۱۴آرامش زیاد،بیخیالی۱۵.دوباره یسری میگفتن غصه بخوریم چاق میشیم۱۶.شیر دهی۱۷.عدم تحرک۱۸.چون برنج میخورم شکم آوردم😵۱۹.غذاهای نشاسته ایی اصلا بد فرم چاق میکنه۲۰.ازبس سس میخورمو۱۰۰۱باور دیگه که واقعابی اصل و اساس اند وفقط چون باورشون کردم برام پیش اومدن😐

      و واقعا موافقم که وقتی مسئله رو  بدونم راحتتر میتونم حلش کنم و براش راهی پیدا کنم(والان یادم اومد همیشه میگفتن نصف جواب توی خود مسئله است*حالا من میگم ۱۰۰در صد جواب تو دل خود مسئله است)

      وقتی من بدونم چاقی چیه؟چرا بوجود اومده؟روش های چاقی چی هستن؟خب خیلی راحت میتونم حلش کنم و جواب بدم

      تااینکه فقط هی بنالم که چرا چاقم(یعنی در اصل بدون شناسایی مسئله فقط میگم من نمیدونم سؤال چیه ولی مدام اصرار و گریه میکنم لطفا جواب و بهم بدین☹️«یااینکه بگم من فلان غذا رو میخوام ولی ندونم چیه اصلا««این غذاهای جدید که اسم های ناآشنایی دارن😜اهل دلا میدونن😁وبعد که غذارو میارن میگیم اهههه این چیه)حالا شده قضیه ی من که هی میگم من لاغری میخوام ولی فرمول چاقی میدم بعد میگم اهههه من که چاقی نمیخوام*

      خب حالا چطوریه که روش لاغری باذهن باحاله؟چون نه رژیم داره💃💃نه ورزش خاصی😇نه منع غذایی و کم خوری😋نه برنامه ومحدودیتی👻واینکه عدد خاصی و نمیخواد کم کنم 🙏یعنی از همون اول قله رو نشونم نمیده تا بگم اههههه آخه چطوری این همه راه و برم😣برعکس میاد و یک قدم یک قدم مسیر  رو برام روشن میکنهوتا قدم اول و برندارم گام بدی در کار نیستواین عین لذت وعشقه که راحت واقعا راحت وبا عشق وکیف نتایج رخ میدن بدون اینکه زور بزنم تقلا کنم یا فشاری بیارم

      ☑️درسته درنگاه اول بخودم میگم اههههه چه کلاهی سرت رفت آمنه و ناراحت شدماما بقول استاد نکته ی خوبش اینه که خبری از باید ونبایدهانبود ومهم تر از همه برنامه نویس این روش خود ماهستیم چطوری؟ به این شکل که هرکدوم ما بابررسی شنیده هاش وباورهاش پادزهر میزنه و اثرش و ازبین میبرهوچون قبلا راه و اومدم پس بلدمش فقط این بار برگشته نه رفت😍

      ««اما نکته شگفت انگیز و امیدوار کننده این است که برای لاغر شدن نیاز نیست به اندازه سال هایی که چاق بوده اید، صبر کنید.

      ✓✓لاغر شدن به مراتب سریع تر از چاق شدن است اما در این سریع بودن منطقی بودن را نیز مدنظر داشته باشید.✓✓»»

      چقدر از این یه تیکه👆👆خوشم اومد و باهاش کلی کیف کردم

      درسته آمنه جانم که از همون مسیر رفت باس برگردی💪امااونقدری که طول کشید تا چاق شی طول نمیکشه تالاغرشی😍یعنی به مراتب سرعت متناسب شدن بیشترهچرا؟ چون تناسب اصله و اصل ها گسترده میشن و انرژیشون بیشتره

      ✔️✅البته نباید فراموش کنیم منطقی بودنش هم درنظربگیریم که همون «تکامله»

      یعنی آمنه جان اگه۱سال طول کشید چاق شی توقع نداشته باش یه هفته ایی لاغر شی

      واین یک رونده که باید طی شه عسیسم

      نکات فایل😇
      ✅بااین روش تغییرات دائمیه و بدون بازگشت«هووووراااا» 
      ✅تغییرات انقد بدون صدا و آرام و نامحسوسه که متوجه اش نمیشیم«وبقیه میگن چکار کردی لاغرشدی تو که کارخاصی هم نمیکنی هااا👻»

      ✅روش لاغری با ذهن میاد وعیب یابی میکنه ودر اصل باورهای معیوب مارو شناسایی میکنه و تغییرشون میدیم
      ««به قول عزیزی تو اکثر زمینه ها باید باورها رو بیاریم واضاف کنیم
      اما
      برای پولدارشدن «وحتی لاغر شدن» باید کلی باور رو شناسایی کنیم و پاک کنیم.

      ✅✅واینکه بافکر کردن و توجه کردن صورت مسئله چاقی و تغییر بدیم

       

       

      پس بازهم بگوعجله نوچ نوچ✖️فقط صبر و صبر وصبراستمرار استمرار استمرارعشق و شور و شوق

      خداااااا شکرررررررت شکررررررت شکررررررتواقعا لذت بردم از این همه عشق و آگاهی خدایا شکررررررت

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/08 09:17
      مدت عضویت: 165 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      سلام به همه دوستان

      شاید من آنقدرها اضافه وزن نداشته باشم و آنقدر چاق نباشم اما وضعیتم طوری هست که حس میکنم میتوانم بهتر از این باشم. چرا که بزرگ بودن نسبی شکم برام آزار دهنده است. همچنین الان که 42 سال دارم یادم میاد که اضافه وزن من از 30 سالگی یواش یواش شروع شد بخصوص از بعد از ازدواج.

      یادم میاد در دوران دانشجوییم با وجودی که خوراکم بد نبود اما لاغر بودم بطوریکه نزدیک به 15 کیلو کمبود وزن نسبت به قدم داشتم. اما چه اتفاقی افتاد که حالا 12 کیلو اضافه دارم؟!!!!!

      من اضافه وزن دارم چون به یاد میارم از زمانی که کارمند شدم الگوی غذا خوردنم تغییر کرد. مثلا صبح زود صبحانه میخوردم و میرفتم سر کار تا بعد از ظهر معمولا چیزی نمی‌خوردم، بعد می اومدم خونه میافتادم سر ناهار و یه دل سیر میخوردم. تا مغز بدبخت دستور بده که بابا سیر شدی خفه نکن خودتو، من بشقاب رو هم لیسیده بودم!!! یه حالت عصبی بود که حس ولع در من نسبت به غذا بوجود می‌آورد و این رویه مدام تکرار می‌شد تا کم کم شکم آوردم. نتیجه می‌گیرم اگر بین صبحانه تا ناهار از یه میان وعده مناسب و شکم پرکن استفاده می‌کردم باعث میشد تا لا اقل حرص من به وعده ناهار کم بشه و باندازه بخورم

      من اضافه وزن دارم چون نمیتونم از جلوی هله هوله ها بی‌تفاوت بگذرم و باید یه ناخنکی بزنم.

      من اضافه وزن دارم چون به گرسنگی فکر می‌کنم؛ و مادامیکه به گرسنگی فکر می‌کنم باید دهانم بجنبه حتی زیاد پیش میاد که بعد از خوردن ناهار بازم احساس ضعف دارم و معلومه که این یک وضعیت ذهنیه.

      من اضافه وزن دارم چون وقتی کسی به من خوراکی تعارف میکنه، حتی اگر سیر باشم قبول میکنم و دست رد به سینه‌اش نمی‌‌زنم! اما به راحتی میتونم این مسئله رو حل کنم به این ترتیب که یک لحظه تصور کنم که شاید این شخص اصلا من رو ندیده بود!!! و یا اینکه از هر خوراکی باندازه تغییر ذائقه بخورم.

      من اضافه وزن دارم چون تصور میکنم از ساعت بیولوژیکی بدنم تبعیت می‌کنم به این ترتیب که مثلا راس ساعت 2 باید گرسنه بشم یا راس ساعت 9 شب چون وقت شام است باید شام بخورم حتی اگر گرسنه نباشم.

      با گوش دادن به فایل اول جناب عطار روشن به این یقین رسیدم که منشاء همه بیماریها و ناراحتی ها ذهن است و امید دارم علاوه بر اضافه وزن، سایر مشکلات روحی من هم حل بشه.

      ان شاءالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/08 22:03
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
        خیلی عالی رفتار خودت رو تحلیل کردی
        اینکه بدونی مشکل از کجاست خیلی ساده می شه اون رو حل کرد
        ضمنا در مورد حل شدن همه مسائل با قدرت ذهن امیدوار نباش
        بلکه مطمئن باشید
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/04/10 22:54
          مدت عضویت: 165 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 29 کلمه

          ممنونم جناب استاد از پاسخ شما و بابت وقتی که برای اعضاء میگذارید سپاسگزارم

          پاسخ شما من رو مصمم تر کرد تا بتونم دوره را با جدیت بیشتری ادامه بدم.

          سپاس

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/04/07 12:23
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

      سلام ب عزیزان دل
      از دیدن این قایل واقعا لذت بردم انگار حرف ها ی فرو خورده خودم بود ک چن سال فرو خورده بودم انگار ک دارم اون حرفها ب زبون میارم واقعا حرفها تو پراز رنج بود واقعا لدت بردم از اینکه این ها رو ب زبون اوردید
      من تا یادم میاد خودم عذاب دادم ک چاق نشم از وقتی بچه بودم از هم سن سالهای خودم درشت بودم همهومیگفتن استخوان درست چاق دیدی میشی خودم میگفتم چن پدر مادرم چاقن منم چاقم ولی اینطکر نیس چن خواهرم لاغره بعد میگفتم ن چن اون تو بچگی مریض بود ضعیف موند ولاغر شد بعد میام میگم ن خیلی از ادم ها هستن ک خانوادشون چاقه ولی فرزندانشون لاغره بعدش همه بهم میگفتن چاق پسر خالم همش مسخرم میکرد همش میگف چاق چاق .
      بعدش پدر همش میگف کم بخور چاق میشی کم بحور ولی الان ک فک میکنم میبینم ن من ب اندازه ی بچه عذا میخورم پس چرا چاقم
      یادمه وقتی کارد پیش دانشگاهی شدم شروع کردم ب کنکور خوندن و چاق شدم چرا چن میگفتم فعالیت ندارم چن شکلات میخورم چن استرس دارم چن نگرانم
      بعدش برا عروسی دختر خالم رفتم لباس بگیرم هیچ لباسی پیدا نکردم اون روز اشک چشمهای مادرمو دیدم اون روز مردم .یک لباس اندازه ی نفر حامله گرفتم متنفر بودم از اون لباس رفتم رژیم کرفتم یک رژیم سخت خیلی سحت لاعر شدم هر روز بهتر از دیروز میدم ک مادر شیرینی میگیره قایمکی از من میخورن در حالی اگه اون شیرینی اونا رو چاق نمیکنه منم چاق نمیکرد من شیرینی یک عمر عامل چاقی خودم و دیگران دانستم در حالی ک کسایی میشناسم ک همش شیرینی میخورن ولی متناسب هستن بعدش رفتم مسافرت با اینک خیلی کم میخوردم چاق شدم چرا چون من قبول کرده بودم ک رفتن ب اون مسافرت منو چاق میکنه بعدشدازدواج کردم و چاق شدم چن میگفتن خانواده شوهرم شام برنج میخورن یا پر روغن میخورن بعدش خونه خودم گفتم چن خودم عذا درست میکنم و مجبورم بخورم چن دلم میخواد چاق میشم چن هر روز برنج میحورم چاق میشم چن میوه زیاد میخورم چاق میشم چن با همسرم شام دیر وقت میخورم چاق میشم چن شبها برنج و سیب زمینی سرخ شده میخورم چن خورشت روعن میخورم چاق میشم بعد حامله شدم تا دلت بخواد خودمو عذاب دادم نخوردم چاق شدم گفتم ویارم شاید چاق شدنه چن منکه کم میخورم شیرینی تخوردم چن فک میکردم چاق میشم بعدش گفتم قرص ویتامینا چاق مبکنه بعدش زایمان کردم گفتم چن شیر میدم وزنم میاد پایین اما دریغ از یک کیلو بعدش رژیم گرفتم رژیم سخت پروتئن همش سینه مرع میخوردم تو مهمونیا مسخرم کردن تو ببین چقد چاقی واینا اما خسته شدم کالری شملری کردم متنفرم از ترازو از اسم کالری من هیچ وقت موفق نبودم چن همش فکرم ب فذا بود همش عذاب وجدان داشتم همش با حسرت دیگران نگاه میکردم فک میکردم بخورم چاق میشم چقد مریص شدم الان فک میکنم شیرینی بخورم چاق میشم عذای پر روعن بخورم چاق میشم روزه بگیرم چاق میشم بعد عذا بخوابم چاق میشم شبا برنج بخورم چاق میشم ته دیگ بخورم چاق میشم شربت بخورم چاق میشم الان میبینم واقعا چقد ارزش داشته انقد خودمو عذاب دادم چرا واقعا من چقد شرمنده خودم و بدنم هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/02 02:41
      مدت عضویت: 251 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 248 کلمه

      بنام خداوندجان وخرد 

      سلام استادگرامی وهمراهان عزیز

      گام چهارم چراچاق شدیم 

      من اصلا نمیدونم ازکجاشروع کنم چون من ازوقتی که خودم را شناختم چاق بودم وهمیشه میگفتن  چاقیه

      من ژنتیکیه و ارثیه چون هم عمه وهم عمویم چاق بودن ولی پدر مادرم چاق نبودن وخیلی هم متناسب بودن 

      من ازکودکی عاشق غذاخوردن بودم

      سرسفره که مینشستم تااونجامیتونستم میخوردم ولی با اینکه سیربودم اماچشمم همش دنبال

      غذا بود خیلی لذت میبردم وقتی می‌خوردم مینوشیدم موقع پختن غذا موقع کشیدن موقع جمع کردن 

      حتی وقتی کسی می‌گفت که من سیر شدم نمیخورم تعجب می‌کردم چون من هیچوقت سیربودنم رو احساس نکردم 

      چراچاق هستم چون همیشه عاشق شیرینیجات بودم وموقع که با دخترم بازارمیرفتیم ازجلوی قنادیها میگذشتیم واقعا بوی شیرینی مستم میکردوهمیشه باید کمی شیرینی میخریدیم وبه خانه میاوردیم ومن خیلی عجله می‌کردم که زودبرسیم ومن با چایی اون شیرینیهاروبخورم 

      چراچاق شدم 

      چون عاشق تنقلات بودم مثل کیک. بیسکوییت کلوچه .پفک و……….

      اگه قوطی بزرگ شیرینی جلوم میذاشتم تا تموم نمی کردم راحت نمیشدم 

      حتی تویخچال میگذاشتم مخصوصامنوصدامزدووقتی دریخچال روبازمیکردم بمن چشمک میزدن ومیخواستن که من بخورمشون واین خوردنهاخیلی لذت بخش بود

      خیلی تلاش می‌کردم که خودم روازخوردنشون منع کنم

      هرکاری می‌کردم که نخور ولعم بیشتر میشد

      چون مغزم ممانعت میکردوهمش دستور خوردن صادرمیکردواین من روخیلی اذیت میکرد

      من دوست نداشتم بخورم چون بعدش عذاب وجدان میگرفتم واین همیشه آزار دهنده بود

      اونهای که متناسب هستم فکرمیکنن که چه آدم‌های بی مسئولیت هستیم

      ولی هیچکس نفهمیدکه این رفتارهادست خودمان نیست فرمانهای ذهنمان است ومخواهیم ازاین پس این فرمانها.این رفتارهارااول به کمک خدا وبعدبااموزشهافایلهاومطالب استادو خواندن نوشته های دوستان عوض کنیم

      رفتارها وعادتهای درست وصحیح راجایگزین رفتارهاوعادتهای اشتباه کنیم 

      همتون درپناه خداوندیکتا باشین

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/01 13:04
      مدت عضویت: 413 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,309 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان
      سلام خدمت استاد عزیز و تمام دوستان خوبم
      تمرین امروز چرا من چاق هستم؟ دلایل چاقی من؟
      – من چاق هستم چون عاشق چیزهای شیرین هستم چه شیرین طبیعی مثل خرما و عسل و .. و البته بیشتر شیرین مصنوعی مثل تمام خوراکی هایی که توشون از شکر استفاده شده مثا کیک و بستنی و کلوچه و بیسکویت و شیرینی خامه ای و ….. از وقتی یادم میاد صبحانه خوشمزه ترین وعده ی غذایی من بود و ان هم به خاطره چای شیرینی بود که با نون و پنیر میخوردم، من عاشق این صبحانه بودم و اگر بنا به هر دلیلی یک روز صبحانه چای شیرین با نون و پنیر نبود حالم گرفته میشد😆 همیشه دو لیوان پر چای کاملا شیرین شده با نون و پنیر میخوردم و این دو تا با هم واقعا طعم خوبی داشت😋 من چاق شدم چون عاشق شیرینی ، بیسکویت شکلات، بستنی و کیک بودم و هستم ولی الان خیلی کمتر، من خوب میتونم غذا رو به اندازه و کم بخورم ولی در مورد خوراکی های شیرین واقعا نمیتونم مقاومت کنم و انها رو زیاد میخورم اخه این خوراکی ها احساس خوبی رو در من بوجود می اورند، طعم بیسکویت یا کیک یا حتی عسل روی نان تست و کره ی بادام زمینی و همچنین عسل روی جوی دوسر پرک ( البته این دو مورد اخر اخیرا اضافه شده چون به نظرم حداقل در کنار خوشمزه بودن برام بدنم مفیدترند) برای من واقعا لذتبخش است. من اینها رو میخورم تا خستگی در کنم نثلا اگر سرم شلوغ باشه مثل دیروز که صبح رفتم باشگاه و و بعد عصر از ساعت ۴ تا ۸ رفتم ارایشگاه تا ناخن هام رو درست کنم وقتی رسیدم خانه خیلی خسته بودم برای همین با اینکه کاملا سیر بودم شروع کردن به خرید بیسکویتی که برای پسرم خریده بودم در حالیکه اصلا تمایلی به خوردت نداشتم و خوب یک عالنه کلر داشتم که انجام بدهم و خوردن بیسکویت و نشستن برای من حکمیک بریک یا زنگ تفریح یا یه نوع مدیتیشن رو داشت که در حالیکه دارنم بیسکدیت رو میخورم و از طعمش لذت میبرم ذهنم رو نظم بدهم برای الویت بندی کارا و برنامه ریزی برای انجامشون در ذهنم، هرچند که از طعم خوشمزه بیسکدیت در دهانم هم لذت میبردم و خستگی ام در می رفت!!! یعنی مت میخورم تا خستگی در کنم🙄🙄🙄 و جالب اینکه من همش فکر میکردم چون عصرها تو خونم و حوصله ام سر میره میخورم اما الان فهمیدم اگه خونه هم نباشم بعد که اومدم همون مقدار میخورم یا قبلن فکر میکردم چون همسرم خونه است و من باید براش چیزی بیارم یا باهاش بخورن چاق میشم ولی الان فهمیدم حتی وقتی هم خونه نیست من شاید بیشتر هم میخورم، یا قبلن فکر میکردم چون باید غذا دهن پسرم بزارم و خودم ازش میخورم چاق میشم حالا فهمیدم نه بابا به اونم غذا ندهم هم خودم میخورم چاق میشم یعنی فهمیدم بودن در خانه یا همسر یا پسر و هیچ عامل بیرونی دلیل چاق شدن من نیست جز ذهنم که همش فرمان به خوردن میدهد، و اگر هیچکدام از اون عواملم وجود نداشته باشند باز من بیشتر میخورم و چاق میشوم.
      _ من چاقم چون حرص میزنم تو خوردن شاید چون خوداگاهم میگه نباید بخوری و البته خوداگاهم میگه نباید بخوری من حتی اگر نخواهم هم میخورم چون از محدودیت متنفرم شاید چون قبلنا خودم رو زیاد از خوردن محروم کردم تو مغزم( تو خود اگاهم محروم بودم ولی در اخر میخوروم چون از جنگیدن با ذهنم خسته میشدم) حالا وقتی خوراکی رو میبینم که خوشمزه و شیرین است حتی اگر نخواهم هم میخورم.
      _ من چاقم چون از خوردن کیک وشیرینی و بیسکویت با قهوه یا چای برای مدیتیشن و ارامش استفاده میکنم، هر وقت میخواهم به چیز مهم یا اصلا هر چیزی فکر کنم یا برنامه ای بریزم یا جایی بروم قبلش با یک شیرینی و قهوه از خودم پذیرایی میکنم😤
      _ من چاقم چون بیشتر مواقع به خودم میگم حق نداری بخوری نباید بخوری این کالریش بالاست، این تو رو چاق میکنه و این احساس محرومیتباعث میشه که من طمع بیشتری برای خوردنش داشته باشم و تمام ثانیه های زندگیم رو به اینکه چی بخورم و چی نخورمفکر میکنم حس محرومیت در من باعث ایجاد پرخوری میشه.
      _ من چاقم به دلیل عذاب وجدان و احساس گناه از خوردن و ترس از خوردن مثلا وقتی که گاهی دلم چیز شیرینی رو میخواد یا واقعا گرسنه میشم خودم رو از خوردن محروم میکنم چون مثلا فلان ساعت فلان چیز رو که نباید خوردم و حالا برای جبران کالری مصرفی نباید بخورم دیگه تا فردا و چون نمیتونم در برابر این فشار مقاومت کنم یا همون روز چیزی میخورم که این خودش باعث عذاب وجدان میشه و باعث پرخوری بیشتر در همان روز یا بهرحال تحمل میکنم و چیزی نمیخورم تا فرداش که اینم باعث پرخوری در فردا میشه
      _من چاقم چون برام کالری مصرفی از صدای بدنم بیشتر مهمه و گاهی نادیده گرفتم چیزی که واقعا میخواهم و نمیخورم باعث پرخوری در ساعات بعدی میشه چون گاها که به صدای بدنم گوش کردم واقعا با خوردن مقدار کمی از اون خوراکی ولعم رفع شده و تونستم ازش بگذرم و ارضا بشم
      _ من چاقم چون نمیتونم اگر تخلفی هم کردم خودم رو ببخشم و ازش رد شوم و به خودم بگم بابا تو در حال یادگیری هستی زمان میبره تا یاد بگیری و باید خودت رو ببخشی مثلا گاها که پرخوری میکنم یا بی دلیل چیزی رو میخورم انقدر خودم رو سرزنش میکنم و عذاب وجدان میگیرم و ناراحت میشوم که کل روزم رو خراب میکنم و باعث میشه دوباره پرخوری کنم و این چرخه (پرخوری_ عذاب وجدان و سرزنش _ پرخوری) مدام تکرار میشه، گاهی هم میگم حالا چون این وعده رو تخلف کردم کل روزم رو میخورم تا دوباره از فردا درست شروع کنم🙄
      _ مت چاقم چون وقتی خوب پیش میروم و چند کیلویی وزن کم میکنم یه صدایی انگار تو ذهنم میگه خیلی خوب داری پیش میری دیگه بسه بهتر از این نشو این برات زیادیه یا دیگه بیشتر از این لاغر نمیشی واقعا نمیدونم این چه حسیه؟ انگار خودم رو لایق اون اندام فوق العاده نمیدونم یا باور نمیکنم براحتی میتونم داشته باشمش😐🙁
      _ من چاقم چون بیست و چهار ساعت شبانه روز در مورد خوردن فکر میکنم، چی بخورم و چی نخورم، اصلا انگار ذهنم هیچ مشغله دیگری به جز خوردن نداره، و در تمام ساعات مخصوصا اگر بیکار باشم برام منو میچینه که الان چی بخوری چی نخوری؟
      _ من چاقم چون از بچگی مامانم مجبورمون میکرد تا ته بشقاب رو بخوریم و همش تشویقمون میکرد که غذامون رو تموم کنیم و چیزی تو بشقابمون باقی نمونه، یادم میاد گاهی از شدت سنگینی نمیتونستم از پای سفره بلند شوم🤣🤣 البته اون زمان لاغر بودم چون خیلی بازی میکردم.
      __ من چاقم چون دلم نمیاد غذام رو بریزم دور و نیخورمش که حروم نشه، البته در این مورد الان خیلی بهتر شدم ولی این رو هزاران بار از پدر و مادرم شنیده ام که بخورش حیفه! همش میگفتن نه نریزیش ها بخورش یا بده من بخورم( به زور) نعمت خداست گناه داره😅
      _ من چاقم چون خوردن چیزهای خوشمزه و طعمشون واقعا برای مت لذتبخش است، احساس گرما و زندگی بهم میده مخصوصا وقتی با خانواده جمع هستیم خوردن واقعا لذتبخشه😋😋
      _ من چاقم چون تمام عمرم رو به خوردن و نخوردن فکر کردم و یادم نمیاد در زندگی چیزی جز لاغر شدن و چاقی و خوردن و نخوردن فکر من رو مشغول کرده باشه و راستش من واقعا میخوام این موضوع رو یکبار برای همیشه در زندگیم حل کنم و به بقیه خواسته هام مثل ثروت ، و روابط و عزت نفس و ..‌ بپردازم. و میدانم تا لاغر نشوم ذهنم نمیتونه روی چیزهای دیگه تمرکز کنه چون لاغری الویت زندگی من است در حال حاضر و البته حق منه.
      اینها دلایلی بود که یادم اومد و فکر میکنم من رو چاق کردند، ممنونم از استاد برای این تمرین خوب و منتظر خوندن دلایل دیگر دوستانم هستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        vr.jahanpour@gmail.com
        1400/04/04 12:24
        مدت عضویت: 165 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلام

        ممنون، خیلی کامل توضیح دادین ، من با خیلی هاش اشتراک دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      marjanchavoshi96@gmail.com
      1400/03/31 02:48
      مدت عضویت: 248 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      با سلام به استاد عزیز و گرامی 

      من اگر بخواهم به این سوال که چرا چاق شدم بگم این هست که دقیقا هیچ وقت رژیمم بیشتر از پنج روز نبوده و هیچ اراده ای برای رژیم نداشتم و برای ورزش هم همینطور همیشه این ذهنم و فکرم بوده که حالا الان مهمونی هست از فردا شروع به رژیم و لاغری می کنم و الان ناراحتم می خوردم و خوشحالم باید پرخوری کنم و هیچ وقت اراده کم خوردن نداشتم و ریزه خوری و پرخوری خودم رو به اعصابم ربط می دادم و خیلی مشتاق هستم که با ذهنم درگیر بشم و روش کار کنم تا از شر این چاقی رها بشم.

      به قول جول اوستین 

      فرمول کائنات

      برای تحقق بخشیدن به خواسته ها : اگر ذهنم بتواند تصورش کند و قلبم باورش کند، مطمئناً به آن خواهم رسید.

      خلاصه امروز درس که یاد گرفتم از استاد بزرگوارم این بود که در مسیر لاغری باید از مسیر چاقی شروع کنیم. و کسانی که در نوشتن تمرینات تمرکز و وقت بیشتر بگذارند نتیجه ی بهتری خواهند گرفت.

      وقتی شما می نویسید چشم، ذهن، جسم (دست) ، اعصاب ، بسیاری دیگر از اندام شما در خدمت شما هستند و به همین دلیل تمرکز شما موقع نوشتن پیش از زمانی است که در حال تماشا کردن یا گوش دادن هستید.

      اتفاقاً من هر کتابی که می خونم نکات مهم اون رو یادداشت می کنم تا یادم بمونه

      وقتی تغییر در اعمال و رفتار بوجود بیاد حتما در جسم هم تاثیر خودش رو می ذاره و باید ذهنمون رو تغییر بدهیم و بر ذهنم کنترل داشته باشم.

      چرا ما چاق هستیم و چرا خیلی آدمها لاغر هستند و از چه طریقی باید لاغر بشیم. لاغر با ذهن مثل همون کامپیوتر عیب یابی می کنه و با انجام دادن تمرینات و گوش دادن به آنها پی به چاقی خود ببریم.

      خوب فکر کنیم چرا چاق هستیم تا با کنترل ذهن فرمول های چاق کننده رو به فرمول های لاغر کننده تبدیل کنیم.

      با تشکر از زحمات شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 12:06
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      ‌سلام خدمت استادعزیز و دوستان گرامی🌹چرا من چاق هستم🤔من هر چقدر خاطره از کودکی دارم همیشه یه فرد متناسب و خوش اندام بودم اصلا یه تیکه چربی اضافه هم نداشتم و مدام هم اهل وجه ووجه میکردم عاشق باغداری بودم و همراه بابا و داداش هام آب درخت های باغ میدادم و کارهای کشاورزی می کردم کلا بخواهم بگم خیلی تحرک داشتم از طرفی هم چون توی باغمون انواع میوه ها وتره باز و سبزی جات داشتیم همه ی غذاهامون ارگانیک بود و توی طول روز معمولا میوه ومغزی جات مثل بادوم و گردو می خوردیم و خیلی اهل  صبحونه و ناهار وشام نبودیم ۱۲ ماه سال ما همش توی باغ سپری می شد برای همین همیشه متناسب بودیم طوری که همه حسرت اندام ما رو میخوردن توی مدرسه که می رفتم بچه ها میگفتن خوش به حالت که چاق نیستی و متناسبی هر وقت که پیش بزرگترها بحث چاقی دوستانم پیش می کشیدم می گفتن این گروه و طایفه ذاتا و ژنتیکی چاق هستن مامان و باباش رو ببین اونا هم چاق هستن😮  یکی دیگه از دوستام بود اونم چاق بود دلیلشو میگفتن اینا خیلی اهل خوردن هستن تا اونجایی که تو نمیبینی بیکار بشینن مدام میخوررن و تحرکم ندارن وقتی به رفتارهاش توجه کردم دیدم همین طوره😯 یکی دیگه بود اون بنده خدا چون مامان و باباش کارمند بود غذای خونگی خیلی نصیبش نمیشد و همیشه ساندویج میخورد و تپل شده بود خلاصه که همیشه دلایلی برای چاق شدنشون بود و خیلی راحت با دیدن نمونه بارز افراد ما می پذیرفتیم که عوامل ژنتیکی و ارثی و خوردن هله هوله و پرخوری و تحرک نداشتن باعث چاقی میشه همیشه به ما  میگفتن تحرک داشتن باعث میشه چربی های اضافه بدن آب بشه و انسان لاغر بشه اگه تو متناسبی برا خاطر اینکه که خیلی تحرک داری و کم غذا میخوری و غذاهای سالم وکم کالری میخوری و اینجور در ذهنم تداعی شد که اگه مثل اونا رفتار کنم و تحرک نداشته باشم چاق می شوم تا سال سوم راهنمایی من متناسب بودم ولی از اول دبیرستان من هم رفته رفته به رفقای تپلی خودم پیوستم چون دیگه باغی در کار نبود که  تحرکی داشته باشم عضو تیم والیبال مدرسه بودم ولی خب تحرک یکی دوساعته مدرسه کجا و  تحرک روزانه تو باغ کجا بیشتر وقتم تو خونه بودم شهر ما اون موقع باشگاه ورزشی هم برای دخترها نبود که باشگاه هم بریم و تحرک داشته باشیم و از طرفی هم داداشم مغازه  سوپری زد و ما شدیم هله هوله خور و اهل صبحونه وناهار وشام مفصل😔 دقیقا شدم مثل رفقایی که چند سال پیش حسرت منو میخوردن و اینگونه شد که روند چاق شدن من شروع شد و چاق شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 17:54
      مدت عضویت: 178 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,318 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان همسیرم 🙂 

      برای قرار گرفتن در مسیرلاغری با قدرت ذهن باید از همون راهی ک رفتیم و چاق شدیم حالا دور بزنیم و برگردیم ،، مسیر چاقی ما پربوده از کوله باری از افکار و عقاید و باورهای غلط و اشتباه دیگران ، دیگرانی ک خود ب اشتباه در معرض آموزش و یادگیری بوده اند ،

      ماانسانها از بدو تولد با ذهن و باورهای درست و بجا آفریده شده ایم ن تنها در بحث چاق و لاغری بلکه در تمام جنبه های دیگه زندگی از جمله :ثروت ، سلامتی ، آرامش ، خوشبختی ،،،، 

      یکی از  باورهای اشتباهی ک در ذهن ما کردن اینه ک اگر زندگی قشنگ بود با گریه شروع نمیشد ☹️ 

      و من هربار با روب رو شدن ب مشکل و مسایلی یاد نوزاد یک روزه ای میفتم ک بعداز بدنیاامدن شروع ب گریه کردن میکنه ، 😑😑 

      درمورد چاقشدن و لاغر شدن هم ب همین شکله ک افکار و عقایدی رو در ذهن ما کردن ک برای خود ما نبوده ، ماحتی همچین دیدگاههای راجبه باورهاشون نداشتیم ولی انقدر برامون تکرارش کردن که بالاخره برای ما هم باور پذیر شده مگ غیراز اینه ک هرچیزی رو که ما تکرار کنیم و ذهن باور میکنه و ملکه ی ذهنش میشه 

      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 

      درزندگی های انسانی طبیعی هست ک تا علت ی موضوع ، ی مشکل ، ی بیماری ، ی عصبانیت ، ی کلافگی ، و خیلی دیگ ازین «یه» ها رو اگ ندونیم نمیتونیم براش راه حلی پیدا کنیم و سعی در برطرف کردنش داشته باشیم ،، الان ک فکر میکنم میبینم پس چطور من وقتی علت چاق شدنم رو نمیدونستم پس چطور سعی دربرطرف کردنش داشتم ، سعی و تلاش من ، سعی و تلاش ما بدلیل کدوم علت بوده ؟؟😒🤔🙄🧐 

      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 

      سواله خوبیه 👌👍 میخام بدونم من چ علتهای رو دلیل چاق شدنم میدونستم تا شاید متوجه بشم ک از کجا این فرمولها وارد ذهن من شدن و جا خوش کردن ، و بابزرگتر شدن من ، ریشه آونها هم بزرگ و محکمتر شدن ⁉️⁉️🙄🧐 

      شاید از وقتیک شنیدم اگ تحرک نداشته باشی ، یا اگ زیاد غذا بخوری مخصوصا (غذاهای چرب و نشاسته دار مثل برنج ، ماکارونی ، سیب زمینی ،) غذاهای سرخ کردنی ، فست فود , نوشابه ، شیرینیجات ها ، حتی گاهی میوها ، چون قند بعضی از میوه ها چاق کننده ست مثل انگور ، خربزه ، ) یعنی چی آخه ؟؟ پس چی موند ما بخوریم 😑😢😅😅 

      یا زمانیک شنیدم و دیدم بعداز ازدواج ، یا بعد از زایمان ، با بعد از بدنیااومدن بچه دوم ، یا شنیدم کسایی ک کم خونی یا تیرویید دارن ، یا ،یا ،یا ،،، 

      زمانهای زیادیه ک میگذره و من بیاد ندارم ک دیگه چیا شنیدم و دیدم و کدوم باور من شده ، اما هر چی ک هست الان توی ذهنه من هست  باید شناسایی بشه ، دلیلشو  و بفهمم تا بتونم رفعش کنم و مانع برداشته بشه ,، شاید یک دلیل ،دو دلیل باشه ، شایدم هیچکدوم نباشه و هنوزم پنهانه ولی حتما ی چیزی باید باشه ، واگرنه من ک چاق شدن رو نمیخاستم پس این ی ورودی داشته ک با در مسیر بودنم در مسیر لاغری با قدرت ذهن کشف و ضبط میشه 😉😉😑 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 

      موضوع بعدی چرا خیلی از آدمها چاق هستند و چرا خیلی از آدمها لاغرهستند ؟؟!! 

      ماانیانها از بدو تولد بدنی عاری از چربی داشتیم و در صحت و سلامت بودیم ،،، 

      افرادی ک چاق هستند مثل خودم براثر ی سری دیدهها و ی سری شنیدهها افکار و عقایدی رو باور کردیم در واقع نسبت ب موضوع واکنش نشون دادیم یا با تعجبمون ، یا تنفرمون ، یا خوشحالیمون ، یا حتی گاهی مسخره کردنمون ، وگاهی هم خنثی بودنمون و هی بهش پروبال دادیم ،گاهی ترسیدیم ،،پس ما قطعا رفتارهای تکرار شونده ی زیادی داشتیم ک ذهن مون قبل از پذیرفتن خودمون اون رو ملکه ی ذهنش کرده تا موقع معقرمارو باهاش رو ب رو کنه یا خواستمون بوده یا ناخواسته و ذهن از طریق ترس و فرار مااز اون فکر ،مسئله ،اون رو بدترب ما میچسبوندش مثل همین چاق شدن و چاقتر شدنمون ،،ک ماهی خواستیم از شرش خلاص بشیم و فراری بودیم ازش ،رژیمها وورزشهای سبک و سنگینی انجام میدادیم  براش ولی چون ذهن ما قدرت تشخیص حال خوب و حال بد رو نداره متوجه ی خواسته های ناخواسته های ما نمیشده  ،،،

      اصلا خیلی چیزه عجیبیه ذهنی ک همه چی (قدرت)  دست اون هست ولی قدرت تشخیص خوب با بد ، خواسته یا ناخواسته هارو نداره بنظرم خارقالعاده س 👍👍  

      اما افرادی ک لاغرن و متناسبن :این افراد هیچ نوع واکنش و فکر و عقایدی نسبت ب موضوع و باورهای دیگران ندارند و کاملا خنثی خنثی هستند..

      اون افکار ترس مااز غذا رو ب هیچ وج ندارن ، هیچ حسی نسبت ب مواد غذایی ، کالری مواد غذایی ، بسته بندی های خوش رنگ ندارن ، هیچ حرص وولعی نسبت ب غذاهای چرب و سرخ کردنی ، فست وفودو شیرینجات ها ندارن ،تنها واکنشی ک این افراد نسبت ب غذا دارن ک واکنش بسیار بسیار پسندیده ای هست ک غذا فقط برای تامین انرژی روزانه اشونه ن کمتر و ن بیشتر ،، و کاری با اینک پولشو دادن ، تبرکه ، نذریه ، طرف تدارک دیده ممکنه از نخوردنشون ناراحت بشه و یا ب خودش شک کنه هیچ عبای ندارن چون سیستم ذهنیشون اینه ک بیشترازی حدی نمیتونن بخورن ، حتی اگ فقط یک شب باشه یاازون خوراکی فقط همون احظه باشه و دیگ حالا حالاها پیدا نکنه ازش ،، 

       

      مووضوع بعدی اینک مااز چ طریقی باید لاغربشیم ؟!این سوالیه ک ما ماه ها و سالها بدنبالش بودیم ک کدوم رژیم ، کدوم حرکت ورزشی ، کدوم ساعت از شبانه روز برای پیاده روی کردن ، کدوم دمنوش. کدوم چربیسوز ، وووو و این هم سوالی غلط و اشتباه در راه و روش و مسیری اشتباه ..

      چرا ک ما تاقبل از آشنایی با راه و روش مسیر لاغری من اطلاع ی از دلیل و بهانه های چاقی نداشتیم ، ما بدون اینک بدونیم اول باید صورت مسئله رو بدونیم و حل کنیم دنبال نتیجه بودیم ،،غیرازین بوده ک همه ی ما میخاستیم در مدت زمان کوتاهی ب نتیجه ی دلخواه چندین و چند سالمون برسیم ،،دروافع ره صدساله رو میخاستیم ی شبه بریم البته این ضرب المثله ولی از خواسته ی ما ک میخاستیم چاق بودن ۵ سال ، ۱۰ سال ،۱۵ سال و حتی بیشتررو تو مدت زمان چندماه کم کنیم دور نیست 😑😑 

       

      این حرفها و راه و روش های قبل ازمسیر لاغری باقدرته ذهن بوده , روشی اشتباه ک پراز باورها و افکارهای غلط و اشتباهن  ,و نتیجه اون افکارو باورها شده بود رژیم های غیر اصولی و بی اساس ک محبور ب گرفتنشون بودیم از سر اجبار و نیاز و بستن فقط و فقط دهن دیگران و ثابت کردن خودمون بازم برای دیگران ن خودمون 

      امادرمسیری ک الان هستیم (لاغری با قدرت ذهن) دیگ خبری از هیچ نوع رژیم وورزشی بااسم های معروف و هزینهای هنگفت نیست ,خبری از باید نبایدها نیست ،خوردن نخوردن نیست ،محدودیت محرومیت نیست ، خبری از حال بد نامیدی نشدنها استرس، تنهایی، گریه ،منزویی بودن ،  ثابت کردن نیست ،،،

      خبر هست ولی ن خبرهای از جنس نشدنها نخاستن ها تنفراز خودبودن ها ترسها برعکس پراز عشق و آرامش و خوشبختی و لذت اززندگی حالمونه .. زندگی ک تا چند وقت پیش با مشکلاتش دست و پنجه نرم میکردیم و حالمون زار بود و پراز ناراحتی و نامیدی،،،، اما حالا هستن بازم اون مشکلات اون آدمها اما تو دل این مسیر تحملشون داشتنشون باعث افتخارمونه ،و در کنارشون یاد میگیریم ک هم از بودن خودمون دراین جهان هستی و هم درکنار بودن عزیرانمون لذت ببریم در کمال ارامش و دوستی و صلح باخودمون ،،انشالله🙏😍 

      و دراین مسیر نتیجه تغییر افکار، عقاید ، وباورهای خودمون ک با ذهنیت خودمون ساختیم و متعلق ب ورودی های کسی نیست و خلق خودمون هست میشه حال خوب ، ذهنی تهی از منفی باف ها و نجواهای ناراحت کننده و عبوس ، میشه احساس شادی درونی و آرامش ،میشه تغییر رفتارمون ک باز نتیجه اش میشه جسمی عاری از چربی .و تناسب اندام …👍😍🤗 

      ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیرم 🌹🙏

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 17:28
      مدت عضویت: 512 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 964 کلمه

      سلام گام چهارم در مسیر لاغری من  ماهمیشه دانبال نتیجه بودیم.             وکاری به اصل مشکل نداشتیم که چرا چاق شدیم فقط‌میخواستیم‌نتیجه‌تغییر  بدیم و مشکل در ذهن ما بود ولی ما میومدیم جسممان رو تخت فشارقرار.  میدادیم واسه همین همیشه شکست  میخوردیم                                                                                                                                        ولی در روش ذهنی ما دانبال علت چاقی هستیم که چرا چاق شدیم وریشه یابی میکنیم که سرچشمه چاقی از کجاست که چرا چاق شدیم چرا بعضی انسان ها چاق هستند بعضی‌ها متناسب                                                                                                                                           تفاوت‌این روش دربقیه روش ها برای لاغری این است که دانبال علت چاقی است نه تغییرنتیجه ووقتی علت چاقی معلوم بشه خیلی راحت برطرف میشه نتیجه ماندگار میده                         وبه‌همین‌علت‌نتیجه‌ماندگارمیده‌وبه‌همین‌علت‌نتیجه‌ماندگارمیده‌       مشکل از ریشه اساس حل میشه.                                     رو ش‌ذهنی ریشه‌یابی‌میکنه‌ومشکل‌چاقی‌رواز اساس‌.  ریشه‌یابی‌میکنه‌واسه‌همین‌با      اارامش.                                  لذت‌احساس‌خوب‌متناسب‌میشی‌بدون.‌فشارمحدودیت                                                                                پس باید دانبال علت چاقی باشیم و.  فکر کنیم که چرا چاق شدیم از چه زمانی چاق شدیم دلایل چاقی ما چی بوده و بررسی کنیم علل چاقی رودر.    خودمان وبنویسیم                                                                                                                                قبلا وارد شدن در این مسیر علت ها زیادی داشتم برای چاقی خودم که الان با مدرک دلیل بهم ثابت شده که همه اونها اشتباه بوده و علت چاقی من ذهنم بوده که آموزش چاقی بهش دادم فرمول ها چاقی ثبت کردم در ذهنم و  هرروزم انجام میدادم رفتارها اشتباهم روواین دلیل چاقی من بوده فقط ذهنم که بهش آموزش چاقی دادم من چاق  کرده.                                                                        نکته طلایی 👇.                خداوند‌به‌همه‌انسان‌ها‌یک‌نعمت‌‌بزرگ‌ومعجزه‌گرداده‌به‌اسم‌ذهن.                  ذهن‌یک‌نیرو‌قدرتمنداست‌که      قابلیت اموزش‌دارد‌هرچیزی‌بهش‌اموزش‌‌ بدی درزندگیت‌مبینی                             ذهن‌تمام‌تلاشش‌میکنه‌‌هرچیزی‌   که‌یاد گرفتی‌درزندگیت‌نمایان‌کنه.                 هرچیزی‌روکه‌باورکنی‌رخ‌میده‌در‌زندگیت‌.   ماباحرفهایی‌که‌شنیدیم‌از‌بچگی‌باورهایی  درذهنمان‌ایجاد‌کردیم‌درموردهمه‌چی‌‌و.  والانم‌درهرشرایطی‌که‌هستیم‌بخاطر.      باورهایی که داشتیم درموردکار،ازدواج‌، ثروت،سلامتی،تناسب‌اندام،وهرچیزی.  که‌الان‌داریم‌بخاطرافکاروباورهاخودمانه                                                                                                     ازویژگیهاذهن‌این‌است‌که‌توانایی‌‌وقابلیت آموزش دوباره‌دارد.                                                                              مهم‌نیست‌توچه‌سنی‌هستی‌وچقدر.     اضافه‌وزن‌داری‌چه‌کارهایی‌انجام‌دادی.    شکست‌خوردی‌‌مطمعن‌باش‌بااین‌روش‌ شگفتی‌سازمیشی‌فقط‌کافیه‌بااطمینان‌و  ارامش‌قدم‌برداری‌ادامه‌بدی‌حتی‌اگه‌شک‌داری‌ادامه‌بده‌خودت‌شگفت‌زده‌میشی.    وتمام‌جنبه‌هازندگیت‌تغییرمیکنه‌.    ازویژگیها‌روش‌ذهنی.                  هیچ‌رژیمی‌نیست.        هیچ‌محدویتی‌نیست.          هیچ‌‌برنامه‌ورزشی‌نیست.            هیچ اجبارفشاری‌نیست.     هیچ ترازو وزن گرفتنی نیست.           ارامش،احساس‌عالی،اعتمادبنفس‌عالی، اشتی‌باخودت‌‌دوست‌داشتخوخودخاشتی‌باخودت‌‌دوست‌داشتن     خودت     احساس‌قدرت‌ازادی،

        ازویژگیها‌این‌روش‌است                                                                                                                           من‌قبلا‌تمام‌دلایلم‌بیرونی‌بود‌مث           زیادخوردن،برنج‌گوشت‌چربی‌خوردن      فست‌فود‌نوشابه‌خوردن،ورزش‌نکردن    باشگاه‌نرفتن،تحرک‌نداشتن،.             بافیلم‌سریال‌غذاخوردن‌،اب‌نخوردن،      ارثی‌بودن‌چاقی،                             ناتوان‌بودن‌درلاغرشدن‌،لیاقت‌لاغرشدن  نداشتن،احساس ضعف ناتوانی.         ⬆️اینها دلایل چاقی من‌بوده‌قبلا.         ولی‌بامدرک‌دلیل‌تمام‌این‌مواردردمیکنم                                                                                               ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌       من‌‌باورهااشتباهی‌درذهنم‌ثبت‌کردم‌و.   عمل‌کردم‌رفتارکردم‌وچاقی‌به‌وجوداوردم  الانم‌بااموزش‌صحیح‌به‌ذهنم‌ویادگیری‌   عمل‌کردن‌متناسب‌میشم          استادتغییرباشیدنه‌قربانی‌تقدیر    شماتوانایی‌تغییرکردن‌دارید‌چون‌.   هدایت شده  خداوندیدبه‌این‌مسیر          شمالیاقت‌شگفتی‌سازشدن‌‌دارید                              شادپیروز موفق باشید تا گام بعدی.   🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/26 20:30
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 30 کلمه

        سلام دوست عزیز
        برای جداسازی جملات بجای استفاده از دکمه فاصله از دکمه اینتر استفاده کنید
        به این شکل نوشته شما پاراگراف بندی می شه و زیبایی نوشته شما بیشتر می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/27 15:45
          مدت عضویت: 512 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 43 کلمه

          سلام استاد جان ممنونم بابت راهنماییتون تمرین گام پنجم تازه تموم کردم و همین روش که گفتین استفاده کردم مطمعنم مدال می‌گیرم خیلی خوشحال شدم که درست انجام دادم شور شوق داشتم که به شما بگم ازتون تشکر کنم استاد جان محشرید شما 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/25 11:10
      مدت عضویت: 779 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان جویای تناسب و عشق و آگاهی و ارامش.💝

      بسیار عالی استاد عزیز….لذت میبرم از فایلهای شما…مخصوصا این دوازده جلسه ی رایگان لاغری با ذهن که اگه واقعا درست گوش داده بشه و به عمل در زندگیمون تبدیل بشه حتما جواب میده…

      همونطور که باورهای چاق کننده در ذهن اکثر ما باعث چاقی و جسم نادلخواه میشه، ایجاد باورها و رفتارهای درست حتما نتیجه ی تناسب و جسم دلخواه رو به ما میده.

      ✨همه ی ما باید برای همیشه این اصل رو در ذهنمون حک کنیم که منشأ تمام اتفاقات و تجربیات ما در زندگیمون ذهن ماست.

      این ذهن ماست که باید کنترل بشه و خداوند متعال هم بارها در قرآن کریم به تقوا که همون سلف کنترل یا کنترل نفس هست اشاره کرده است.

      اگه ما ذهنمون رو کنترل کنیم و با ورودی های درست آگاهانه بهش جهت بدیم در تمام جهات زندگی میتونیم به خواسته هامون برسیم.

      تناسب ذهن = تناسب جسم و تناسب در تمام ابعاد زندگی و در نتیجه همون خلق زندگی زیبا و عالی برای خودمون در این دنیا و خلق زندگی زیبا در اون دنیا.

      چرا که اگه ما خودمون رو ناتوان بدونیم در خلق زندگیمون و ضعیف و غمگین این دنیا رو ترک کنیم، قدرت خودمون و خدا رو نشناختیم و درک نکردیم و به خودمون ظلم کردیم و حتما در پیشگاه خداوند باید جوابگو عملکردها و باورهای اشتباهمون باشیم.

      من قبل از آشنایی با شما دلایل زیادی رو باعث چاقی خودم میدونستم.تقریبا دو سال هست با شمام و تناسب خوبی رسیدم اما هنوز جای کار دارم…

      چون هر بار که این دوره رو دوباره شروع میکنم متوجه باورهای مخفی در ذهنم میشم که با اینکه به زبون میگم اینا رو من دیگه قبول ندارم اما از عملکردها و احساسات خودم میفهمم که هنوز به باور در ذهنم تبدیل نشده…باید ادامه بدم و ادامه بدم…تا کی؟!

      تا همیشه…

      چرا؟!

      چون چیزی که برای من مهمه لذت این مسیر هست که همراه با طی کردن این راه، آگاهی های من و درک من از ذهنم و وجودم بیشتر میشه.

      پس کار و زندگیت چی میشه؟!

      کار و زندگی من با گوش دادن این آگاهی ها بهتر میشه.👌👌👌

      این همه زمانی که در طی روز نادرست تلف میشه با گوش دادن این آگاهی ها به صورت مفید استفاده میشن و در عین حال به ما یاد میشه که چطور در کنترل ورودی هامون بهتر و بهتر عمل کنیم و در نتیجه زندگی مون رو به شکل بهتری مدیریت کنیم و شکل بدیم.

      همه ی ما صبح تا شب تلاش میکنم که به هدفهامون برسیم از جسم زیبا تا ثروت و عشق و لذت…

      این مسیر همه ی این چیزا رو با هم داره در عین حال که سرشار از آگاهی هم هست پس چرا ادامه ش ندیم.😊

      استاد عزیز من به لطف خداوند و کمک شما به این درک رسیدم هدف من از زندگی کردن در این دنیا چی بوده و چطور باید زندگی کنم.💖

      من مطمئنم ادامه دادن این مسیر آگاهی به من کمک می‌کنه که خودم رو در ابعاد مختلف زندگیم همچنان رشد بدم.💪

      ✨در واقع فهمیدم که شناخت خودم و رسیدن به خودشناسی اصل و کلید موفقیت هر انسانی هست.

      ممنونم که هستید استاد و به ما اصل وجودیمان رو یادآوری میکنید.🙏💝 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/24 04:03
      مدت عضویت: 810 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 698 کلمه

       💝💝💝به نام خدای یکتا 💝💝💝

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 💐💐💐

      گام چهارم : چرا چاق شدم ؟ در مورد علت چاقی چاقی خود هر چه میدانید بنویسید 

      من در گذشته برای چاقی خودم بهانه های زیادی داشتم 

      باور غلط ⬅️ ❌در کودکی از اطرافیان زیاد شنیده بودم که چاقی و لاغری ژنتیکیه و اگر پدر و مادر چاق باشند فرزندان آنها نیز چاق می شوند یا چاقی ارثیه ! و من باور کرده بودم که اسیر سرنوشت شدم و چون پدر و مادرم چاق هستند پس من هم از اونا ارث بردم چاقی رو و ژنتیک ما کلاً چاقه 😑

      ✅ باور صحیح ⬅️ من افراد زیادی رو می شناسم که پدر و مادرشون چاق هستند اما یکی از فرزندان یا همه ی فرزندانشون لاغر هستند ! مثل عموی خودم که هیچ وقت در طول زندگیش چاق نشد اما کل اعضای خانواده اش چاق بودند ! یا یکی از دوستام تمام افراد خانواده و بیشتر افراد  فامیلشون چاق بودند اما خودش به شدت لاغر بود ! پس اگر چاقی ارثی بود چرا اونا چاق نشدند ؟ پس این فکر رو کاملاً تکذیب می کنم ⚠️شناسایی باور غلط⚠️

      باور غلط ⬅️ ❌ من در گذشته فکر می کردم به خاطر کم کاری تیروئید کم خونی چاق شدم !

      ✅ باور صحیح ⬅️ تحقیقات دانشمندان نشان داده که کم کاری تیروئید و کم خونی در حادترین حالت بین ۳ تا ۵ کیلو به وزن اضافه می کنه ! و در ضمن من چند نفر رو دیدم که کم کاری تیروئید و یا کم خونی دارن ولی به جای افزایش وزن کاهش وزن داشتند ! چون اون افراد باور دارند که کم کاری تیروئید و کم خونی باعث بی اشتهایی و لاغری میشه ! پس این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم و نمی تونه صحت داشته باشه ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️

      باور غلط ⬅️ ❌ من در گذشته فکر می کردم که چون مزاجم بلغمه( سرد و تر ) چاق شدم ! 

      ✅ اما بعداً در کمال حیرت افراد بلغمی زیادی رو دیدم که از لاغری بیش از حد رنج می برن ! پس مزاج بلغم هم نمی تونه علت چاقی باشه و من این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️

      باور غلط ⬅️ ❌ من در گذشته فکر می کردم هر کس سزارین کنه چاق می مونه و مخصوصاً شکمش دیگه کوچک نمیشه چون در کودکی مادر خودم و خیلی خانمهای دیگه رو دیده بودم که این مشکل رو دارن و برای همین باور کرده بودم !

      ✅ اما در بین اطرافیانم خانمهای زیادی دیدم که زایمانشون سزارین بوده ولی کاملاً لاغر و متناسب هستند ! پس این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️

      باور غلط ⬅️ ❌ من فکر می کردم غذاهای چاق کننده مثل نوشابه ، فست فود ، پنیر پیتزا ، روغن ، برنج و نان و شیرینی ها ، تنقلات ، غذاهای سرخ کردنی و … عامل مهم در چاق شدن من بودند و من از این غذاها می ترسیدم

      ✅ اما بعد که بیشتر فکر کردم متوجه شدم افراد لاغر هم از همین غذاها می خورند اما چاق نمیشن پس این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم ۸⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️

      باور غلط ⬅️ ❌ من مدتی حتی رطوبت معده رو باعث چاقیم می دونستم و به من گفته بودند چون معده ات رطوبت بالا داره باعث اشتهای زیادت شده و علت چاقیت همینه !

      ✅ بعد فهمیدم که این فکر هم اشتباهه چون یک نفر دیگه رو دیدم که معده ی مرطوب داشت و لاغر بود پس این فکر رو هم تکذیب می کنم چون این هم نمی تونه دلیل درستی باشه ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️

      اما امروز می دونم که تنها علت چاقیم ذهنم بوده و هیچ عامل بیرونی نمی تونه علت چاقی من باشه  و من فقط خودم رو مقصر چاقیم می دونم چون با فکر های اشتباه و غلط درخت تنومند چاقی رو در ذهن خودم پروش دادم و ترس ها و نگرانیهایم از چاق شدن و غذا خوردن و تنگ شدن لباس هام به چاق شدن بیشتر من دامن زد و هر بار که ترسیدم چاقتر نشوم چاقتر شدم ! هر بار که ترسیدم که به خاطر چاقیم مسخره ام کنن و چاقتر شدم ! من در واقع ترس رو عامل اصلی چاقیم می دونم 

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/21 10:04
      مدت عضویت: 725 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 645 کلمه

      سلام🙂

      بارها و بارها داستان شکل گیری لاغری با ذهن رو از زبان شما در فایلهای مختلف شنیدم و هر بار برام جذاب ترو شگفت انگیزتر از دفعه های قبلی بوده به نظرمن کاملا رد پای خداوند رو در داستان شما میشه دید و حتی نحوه هدایت خداوند رو میشه درک کرد و اینکه چقدر زیبا خودش مسیر رو باز میکنه و آدمها رو به سمت مسیر درست هدایت میکنه منکه بسیار لذت میبرم از درک این آگاهیها و حتی از روند و مسیر هدایت که چقدر شگفت انگیز و معجزه وار هست🙏🙏🙏🙏

      با شما کاملا موافقم که پیدا کردن علت مشکل خودش نصف راه رو رفتنه

      و باز هم در این مورد که هیچ کس علت  اصلی چاقی رو پیدا نکرده و اکثرا فقط به دنبال برطرف کردن و تغییر نتیجه بودن 👌👌👌

      حتی علتهاش رو هم که میگردیم یه سری جواب پیدا میکنیم که واقعا خودمون رو ناتوانتر میبینیم در برابر برطرف کردنش

      مثلا وقتی از خودمون پرسیدیم چرا ما چاقیم؟ جواب اومده که خوب چون چاقی ات ژنتیکیه

      و خوب چه کسی میتونه ژنش رو تغییر بده🤨

      یا اگه پرسیدیم چرا چاقیم؟باز هم جواب اومده چون تیروییدت کم کاره و متابولیسمت پایینه که باز هم کی میتونه متابولیسمش رو افزایش بده ؟جالبه که من بارها برام سوال بود که وقتی داروی تیرویید میدیم به آدمها و طبق آزمایش تیرویید نرمال میشه پس چرا اون فرد لاغر نمیشه تیرویید ش که نرماله پس متابولیسمش دیگه طبیعیه پس چرا لاغر نمیشه🤨🤨🤨😮😮😮

      یا باز هم دربین بیمارام افرادی رو دیدم که کم کاری تیرویید داشتن و برگه آزمایش اینو نشون میداد ولی اتفاقا لاغر بودن 🤨🤨🤨

      اگه کم کاری تیرویید چاق میکنه پس چرا بعضیها لاغرن با وجودیکه تیروییدشون کم کاره؟؟؟؟؟؟؟؟😶😶😶

      یا علت رو سرد مزاجی تعریف کردن که اصلا من نمیدونم پایه و اساس این علم از کجا اومده ویه چیز عجیبتر هم اینکه خیلی وقتها دمنوشهای لاغری چای سبز و…

      . هستن که اتفاقا خودشون میگن چای سبز سرده…

      .چطور میشه چاقی ات از سردی باشه درمانش هم باز یه دمنوش با طبع سرد باشه😅😅😅

      کم تحرکی هم علت دیگه ای هست که برای چاقی ما عنوان کردن و راه درمان رو ورزش دونستن که از ساده ترین شکلش که پیاده روی هست تا پیچیده ترینش که بدنسازی و…

      .هست عنوان کردن 

       اول اینکه خوب اینهمه آدم لاغر در اطراف ما هست که یه قدم هم راه نمیره چه برسه ورزش کنه وباز هم لاغره دوم اینکه همه ما بارها انواع ورزشهای خونگی و باشگاهی و پیاده روی و…

      .

      .امتحان کردیم و میدونیم که به محض اینکه خسته بشی و رهاش کنی دوباره برمیگردی به همون سایز قبلیت

      مادرم دیروز میگفتن من بیشتر از همه خانومهای محل رژیم گرفتم بیشتر از همه هم راه رفتم و الان هم از همهشون چاقترم اونایی که هیچ کاری نکردن نهایت به کمی چاق شدن😑😑😑

      این خودش کل ورزشها رو برای لاغر شدن زیر سوال میبره👌👌👌

      از علتهای دیگه چاقی پرخوری و خوردن غذاهای پرکالری عنوان شده برای همین انواع رژیمها و برنامه های مختلف غذایی اختراع شد ترازو برای وزن کردن خوراکیها اومد برنانه کرفس برای اندازه گیری کالری غذاها اومد وهزارن کسب و کاری که به خاطر ما چاقها راه افتاد و حسابی رونق گرفت😶😶😶

      که غیر از اعصاب خوردی و نا امیدی و بی ارادگی و سرزنش وبی اعتمادی ارمغان دبگه ای براب افراد چاق نداشت

      همه ما دیگه از تمام این روشها خسته شدیم و دیگه حالمون بهم میخوره وقتی اسمشو میاریم

      ولی یه نفر یه جایی بهمون گفت مشکل تو نیستی مشکل نحوه آفرینشت نیست نحوه غذاخوردنت نیست کم تحرکیت نیست مشکل جسمت نیست متابولیسم ات نیست  مشکل غذاها و خوراکیهایی که میخوری نیست

      مشکل فقط ذهنته اونو باید تغییر بدی که خیلی راحت و اروم و اسون لاغر بشی اونم برای همیشه  اون هم کسی نبود جز استاد عطار روشن 🙂

      ختم تمام نا امیدیها و ناتوانیها و سرزنشها و خود خوریها و رژیمها و ورزشها و دمنوشها و حتی عملهای جراحی…😏😏😏😏

      مموونیم از شما که دنبال علت چاقی رفتین و راه تناسب فکری رو ساختین تا همه عاشقان لاغری رو به رویا و ارزوشون برسونین🙏🙏🙏🙏🙏

      .

      ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/20 18:40
      مدت عضویت: 197 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 396 کلمه

      سلام عزیزان این دور دومیه که من این فایل ها رو گوش میدم و خدا رو شکر تا همین الان تغییرات خودم رو متوجه میشم دفعه قبل کامنت خیلی مختصری و کوتاهی گذاشتم انگار که فقط از روی وظیفه بود ولی این بار با حس بهتری کامنت میگذارم امروز ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ است که من برای بار دوم شروع کردم خیلی ذوق دارم چون ایمان دارم این تنها راهه نجاته 

      قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم راه های زیادی رو امتحان کردم و در کوتاه مدت جواب گرفتم ولی در نهایت خودم به این نتیجه رسیدم که تا زمانی که نگرش من به غذا عوض نشه هیچ راهی جواب نمیده پس به فکر هام توجه کردم ببینم که چه مشکلی در افکار من هست همزمان اصلااااا نمی‌دونم چطوری این سایت رو پیدا کردم و شروع کردم مطالعه ، هر کلمه ای که می‌خوندم با تمام وجودم حسش میکردم و انگار کلمات در من حل میشدن  تمام کلمات و جمله ها رو دونه به دونه بلعیدم انگار که عمریست تشنه و گرسنه این حرف ها بودم 😍😍 خلاصه که از اینکه اینجا هستم بی اندازه خوشحالم و این رو دقیقا معجزه میدونم 

      دلایل چاقی من زیادن ازدواج، بارداری، بیماری، کورتون   

      ولی در واقع اینا هیچکدوم دلیل اصلی نیستن دلیل اصلی این بود که من به این دلایل به خودم مجوز پرخوری میدادم ازدواج کردم پس بهتره یه پره گوشت بگیرم چون خیلی خیلی لاغر بودم ۴۹ کیلو بودم بار دارشدم پس باید به اندازه دو نفر غذا بخورم که اشتباه محض بود زایمان من سزارین بود پس شکممو نمیتونم محکم ببندم و این شکم دیگه جمع نخواهد شد بیمار شدم یک بیماری سخت که تا پای مرگ رفتم و تنها راه درمان کورتون بود و کورتون به شدت اشتهای من رو زیاد میکرد پس برای نجات جونم به خودم مجوز پرخوری میدادم در صورتی که دیگرانی بودن که شرایط منو داشتن و متناسب بودن 

      همه چیز از اونجا شروع شد که من به هر دلیلی به خودم مجوز پرخوری دادم آنقدر می‌خوردم که نفسم بالا نمیومد اما حالا میفهمم چقدر اشتباه کردم و تک تک اون لقمه های اضافه ای که خوردم برای من درد و مرض شد برای من باعث خجالت شد که هر کسی به خودش اجازه داد بابت چاقی من رو مسخره کنه و خردم کنه آاااااااااااااااااااااااااااااااااااه با تمام قدرتم اومدم برای جنگ جنگ با پرخوری جنگ با بی حرمتی جنگ با چاقی خدایا متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/21 10:11
        مدت عضویت: 725 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        سلام دوست عزیز جنگی در کار نیست🙂

        اتفاقا مرحله اول این مسیر صلحه اونم صلح با خودت با جسمت با شرایطتت👌👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/03/26 00:19
        مدت عضویت: 178 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 298 کلمه

        سلام دوست همسیرم 🙂 

        در مسیر لاغری باقدرت ذهن خبری از درگیری و جنگ نیست ،،ما تاخوده روزی ک باسایت استاد آشنا شدیم (هدایت شدیم ) در جنگ بودیم باخودمون ، با ذهنمون ،بازندگیمون ، 

        بخاطر راه و روش های اشتباه مون ، بخاطر تلاش کردنهای گاه طاقت فرسا ک نتیجه ای نداشت و اگر هم داشت نسبی بوده و بس 😑😑 

        پس ازاینجا ب بعد ما قراره ب صلح برسیم با خودمون ، با ذهنمون ، با واکنش هامون ،

        ی مثال میزنم ک بهتر درک کنید : مثلا اگ ما قبلا پرخوری میکردیم عذاب وجدان داشتیم و درنهایت ب خودمون برچسب های میزدیم ❌ اگ حرص وولع یا محدودیت غذایی داشتیم ، منع میکردیم خودمون رو از خوردن و این یعنی جنگ و مبارزه با ذهن ❌ 

        اما ؛در مسیر لاغری با قدرت ذهن اگرچه مادر مسیر هستیم ، داریم آموزش میبینیم برای یادگیری لاغرشدن و متناسب موندن ، شناسایی افکارچاق کننده و جایگزینی افکار صحیح و درست ،اما ممکنه ،،ممکن ک ن حتما بازم برامون پرخوری پیش میاد همیشه ن ،ولی حتما گاهی پیش میاد، و این پیش اومدن دلیل بر بی عرضه گی و ناتوانی ما نیست ، بخاطر اون فرمول‌های هست ک سالها بهش پروبال دادیم ، ریشه شو محکم کردیم ،،اینجا دیگ نباید باخودمون دعوا کنیم ک مثلا بعد از ۱۰بار درست رفتار کردن اگ یکیش خطا شد ما نسبت ب خودمون جبهه بگیریم ،برعکس باید اشتباهمون رو بپذیریم و سعی در تکرارش نداشته باشیم ،،

        اگر ب آموزش هامون پایبند باشیم و آنها رو تو زندگیهامون بعمل تبدیلش کنیم ما قطعا باخودمون دست صلح و دوستی میدیم ،،

        برای ادامه دادن درمسیر لاغری با قدرذهن ما اول باید باخودمون ب صلح برسیم بعد ادامه مسیر رو طی کنیم برای درک و تحلیلهای جذاب و بهتر …

        ب امید در صلح بودن باخود و ذهنتون موفق باشید دوست عزیزم 🌹😊

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/18 11:29
      مدت عضویت: 187 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام چهارم:

      تا وقتی که دنبال تغییر نتیجه باشیم که همان چاقیه جسمیه هیچ فایده ای نداره!!باید ریشه یابی کرد و فهمید دلیل چاقی چی بوده؟!

      با این اموزش ها برای همیشه میتونی لاغر بمونی چون صورت مسئله بررسی میشه نه نتیجه آن 👍

      هیچ روشی تناسب اندام پایدار نداره حتی عمل های جراحی👍

      این بار نتیجه را رها کن و هدفت این باشه که چرا چاق شدی را تغییر بدی!!!این چراهااا همون فرمول های ذهنی هستند!!

      لاغری با ذهن سیستمیه که عیب یابی میکنه ذهن شما را و فرمول های غلط را شناسایی و میگه که تغییرش بدین با فرمول های صحیح👍

      – چرا من چاق هستم؟ دلیل چاقیتو بنویس! از کی چاق شدی؟

      من وقتی که به دنیا اومدم ۲کیلو و ۱۰۰گرم بودم انقدر کوچیک بودم که میترسیدن از دستشون بیفتم حدودا یک ماهی شیر مادر خوردم و بعد از اون به دلیل شاغل بودن مادرم شیر خشک من همیشه میگفتم که چون به من شیر خشک دادین من تپل و چاق شدم و در واقع هم از همان بچگی چاقی و تپلی من شروع شد

      شاید یک دلیلش هم ترس از لاغری و ریز بودنم توسط مادرم و مادر بزرگام بوده!!

      خلاصه که شده بودم تپل دوست داشتنی و خیلیا منو تپلی صدا میزدن و من هرروز تپلتر میشدم تا وقتی که دیگه تپل دوست داشتنی نبودم و تبدیل شده بودم به یه بچه چاق که اصلا هم دوست داشتنی نبود!!!ولی بازم خداروشکر اطرافیانم خیلی به این موضوع اهمیت نمیدادن چون اکثرا خودشون هم چاق بودن و کاری به هم نداشتن!!!به نظرم این👆 یه نکته مثبت بوده که من را به چاقی زیاااد نکشونده من بیشترین وزنم تا حدود ۷۵-۸۰ رفته!!

      همیشه هم غذای من بیشتر از داداشم کشیده میشد و من خوشحال تا ته غذامو میخوردم😅

      یه دلیل دیگه چاقیم که توی ذهنم کردن کم تحرکی بود و اینکه اکثرا مینشستم میگفتن چاق میشی!

      راستی از ورزش به شدت متنفر بودم حتی توی مدرسه و بهانه ام شده بود که من لوزه عمل کردم و انجام حرکات برایم سخت است حتی یک بار به سالن ورزش در زنگ ورزش نرفتم و اخرشم معاون فهمید و زنگ زدن مامانم ولی خداروشکر جواب نداد😅😅

      دلیل بعدی چاقیم لباسای گشاد بود که همیشه یک سایز بزرگتر برایم میخریدن چون قرار بود بازم چاق بشم و ممکن بود برایم تنگ شود🤦

      من مانند خیلی از دوستان رژیم های متعدد را امتحان نکردم فقط در حد ۳-۴ تا بوده که همان ها هم نتایج بی بازگشت نداشته اند و امیدوارم با روش لاغری ذهنی به اضافه وزنم پایان داده و به اندام رویاهام برسم چون من لایق متناسب شدنم🥰😍

      مه تاب لاغر دوست داشتنی😍💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      matin.sorkhei@gmail.com
      1400/03/14 20:27
      مدت عضویت: 271 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 628 کلمه

      سلام به همگی

      چاقی و اضافه وزن من شاید از حدود 10 سالگیم شروع شد.اولاشو یادم نمیاد چی شد و چطور شد ولی یادمه به مرور این زمزمه ها رو میشنیدم که وزنت نسبت به سنت زیاده و داری دچار اضافه وزن میشی و بعدش هم که مضرات اضافه وزن برام شمرده میشد و بارها و بارها توضیح داده میشد.

      من فرزند اول خانواده هستم و دو برادر ک.چکتر از خودم دارم و از طرفی اولین نوه ی دختر هم بودم که با فامیل میرفتیم بیرون بچه های کوچکتر رو(که تعدادشون هم کم نبود) اغلب به من میسپردن.

      در خانواده بخاطر فرزند اول بودن همیشه مسیولیت های زیادی روی دوش من بود مثل نگهداری از برادرهام و خصوصا برادر کوچکترم که اون موقع 2-3 سالش بود ..آشپزی..مراقبت از خونه و تمیز نگه داشتنش و….

      من فکر میکردم اگر آدم ضعیفی باشم نمیتونم خوب از پس انجام وظایفم بربیام..نمیتونم خوب و به درستی کارهایی که بهم سپرده میشه رو انجام بدم (خصوصا اون موقع ها کارتن های تلویزیونی ای میدیدم که توش بچه های کوچک یک عااالمه مسیولیت داشتند و اغلب نمیتونستن انجام شون بدن و تنبیه میشدند..در بیشتر موارد مریض و غمگین و بدبخت هم بودند و الان میفهمم که این پیام ها مدام ذهن منو تحت تاثیر این مطلب قرار میداد که اگر لاغر بشی ضعیف و زیر دست قرار میگیری و چاقی یعنی قدرت یعنی سلامتی و…)

      مورد دیگه ای که باعث چاقی من بود این بود که همونطور که کمی قبل اشاره کردم چون فرزند و نوه ی اول بودم و بچه ها رو بامن میفرستادن پارک برای بازی،فکر میکردم اگر لاغر باشم،اگر دعوایی بین بچه های فامیل من با دیگران پیش بیاد من نمیتونم حق اونا رو بگیرم و کتک میخورم و حسابی ضایع میشم.

      دلیل دیگه چاقی من  این بود که من در سنین نوجوانی  خیلی با خانواده ام هماهنگ نبودم و اغلب تنها بودم و فکر میکردم اگر لاغر و ضعیف باشم نمیتونم از خودم به اندازه ی کافی در مقابل مزاحم های احتمالی دفاع کنم..و این دلیل در زمان دانشجویی پررنگ تر هم شد چون من شهرستان اطراف تهران قبول شدم و مدام در رفت و آمد بودم صبح ها زود میرفتم و شبها تا برگردم دیر میشد مخصوصا شبهای زمستان که هوا زودتر هم تاریک میشد این تصور که اگر چاق باشم بهتر میتونم از خودم محافظت کنم بیشتر در من تایید میشد.

       

      دلیل دیگه این بود که همیشه فکر میکردم آدمهای چاق آدم  های خیلی بامزه ای هستند و همه دوست شون دارزند و هنرپیشه ای که خیلی بهش علاقمند بودم آقای مهران غفوریان بودند که اون وقتها در سریال زیر آسمان شهر خیلی روی بورس بودن.

       

      دلیل دیگه ی چاقی من این بود که فکر میکردم آدمای چاق خیلی مهربون هستند و یه جورایی پناه و تکیه گاه آدمهایی که احتیاج به کمک دارند هستند،یعنی توی ذهنم من آدم تپلی بودم که ناجی حقوق دیگران بودم و کمک حال شون و همینطور آدمی بودم که چون زورم زیاده(چون چاقم) میتونم به دیگران کمک کنم و چون اعتماد به نفس نابودی داشتم فکر میکردم با این یاری دادن ها و کمک به دیگران مهر و توجهی که میخواستمو میگرفتم (در صورتیکه بیشتر اوقات اون چیزیکه میخواستمو نمیگرفتم و هربار عزت نفس بیشتری از دست میدادم چون خودم خودمو سرکوب میکردمو به خودم ناسزا میگفتم).

       

      دلیل دیگه چاقی من این بود که چون زورم زیاد بود میتونستم به پیرزنها و پیرمردها کمک کنم و اونا برام دعا میکردن و این باعث خوشحالیم میشد و به خودم میگفتم ببین اگر لاغر و کم زور بودی نمیتونستی کمک کنی و از دعای خیر دیگران محروم میشدی و این حرفا باعث چاقی بیشتر من میشد.

       

      دلیل دیگه چاقی که بسیار ریشه دار بود باور کمبود بود یعنی مثلا اگر عروسی ای دعوت میشدیم من در حد هیولا میخوردم و با خودم میگفتم عروسی که همیشه نیست.کو تا یه عروسی دیگه ما دعوت بشیم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/17 11:24
        مدت عضویت: 536 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 705 کلمه

        با سلام استاد عزیر ودوستان گرامی اولش بگم قبل از اینکه متن خودم رو بنویسم یک سری به نوشته های دوستانم زدم دیدم در خیلی جاها وخیلی نطرات وعلتها همه با مشترکیم استاد من از وقتی خودم رو تونستم ببینم و واکاوی کنم چاق بودم عکسهای بچگی ام هم حکایت تایید حرفم را  دارد  وکلا تپل ومپل بودم وکلا من خیلی از خودم تصویر حالا بسیار لاعری ندارم در حد چند کیلو اونهم برای عروسی مثلا فامیل نزدیک که لباس به تنم خوب بیا د وابن جور بحثهایی که هممون میدانیم ولی به ععرص یک هفته بعد از مجلس باز به همون و زن سابق بر میگشتم خلاصه ولی الان که فکر میکنم بعصی از زمانها هم خو به خود لاعر مبشدم مثلا زمانی که مشکلی توی زندگی پیش میامد  برای این قسمت مطلب خودم دو علت رو میدونم یکی اینکه وقتی مشکلی داشتم رو خوردنم زون نمیکروم  وبیخیال این موضوع میشدم واز استها میفتا دم که اون هم به خاطر استها نبوده بلکه فرمولهای اشتباه ذهنم یک دوره کوتاهی از کار افتاده بودند بوده ودهنم مسعول پردازش فرمولهای دیگه دهنم بودهدرمورد مشکل پیش اومده ویکی دیگه این بود که از همون ابندای مشکل میگفتم والان باور دارم که این در این زمان زندگی ام یعنی در مواقع مشکلات من خود به خود چون جوش دارم لاعر میشم ومیشم ها چون خیلی باورش عمیق توی دهنم که نمیدونم که درسته یا نه پس همه برمیگرده به این ذهن پس همه مشکل توی همین دهن ایت پس از همین ذهن هم میشه لاغر شد دیگه .من فهمیدم فرمولهای اشتباه ذهنم من را به قعر چاه چاقی کشانده است من بیشترین فرمول چاقی ام که از همه توی دهنم چاقتر شده این ایت که حتی الانم که توی این سایت هستم ورزیم  هم ندارم این فرمول اشتباه بزرگه که باسه از فردا شروع کن را دارم وبعصی وقتها حین خورون دارم مطلالب سایت رو انجام میدم باز این افکار میاد که حالا ولش کن امروز رو بیخیال فردا شروع کن توی ذهنم میگم چی رو از فردا شروع کنم منکه رزیم خاصی ندارم مگه فردا وپس فردا داره ولی از وقتی چالش اینو نخوردم رو شروع کردم وتموم شدالبته چالش برای من این بود که من این رو حتی اب رو یواش میخورم وفهمیدم که دارم یک عادت جدید رو به اختیار خودم تجربه میکنم وقتی دارم این عادت رو تجربه میکنم دوباره این فرمول اشتباه میاد ومیگه ولش کن از فردا منم میگم من خودم میخوام عادت جدیدی رو امتحان کنم فردایی وجود نداره وحالا دیگه فهمیدم خداوند بین من وادم لاعر هیچ فرقی نمیداره منم حتما میبایست متناسب میبودم چون عدالت خداوند زیر  سوال میره خودم خودم رو این جوری کردم با وررودی های اشتباه با حرفها وکنایهای ادمهای اشتبها زندگی ام که خود اونها کلی خودشون فرمول اشتباهند  مثل خداوند مبنایش به زندگی درست برای همه وسلامتی برای همه است ولی بعصی هامون خودمون رو با افکار نادست بیمار میکنیم مثل همین چاقی به خدا ما خودمون با افکار نادست وفرمولهای استباه خودمون رو چاق کردیم حالا باید ان شاللله به یاری خداوند بی همتا وبا کمک این ا ستاد مهربان  ماهم مثل تمام انسهانهای متناسب  لاعر وخوش اندام میشیم و فرمول نادست دیگه اینکه خیلی به غذا قدرت دادم توی ذهنم مگه غذا خوردن غیر از نوشیدن وپوشیدن است چه فر قی میکنه ایا ما وقتی تشنه نیستیم اب میخوریم یا وفتی هوا سرد نیست لباس روی لباس میپوشیم خوب توی گرما وسرما به اندازه نیاز بدنمون میپوشیم وحتی خرید به اندازه نیاز میکنیم یا کفش روی کفش میپوشیم خوب یک جفت میپوشیم دیگه اون هم وقتی لازمه میپوشیم نه همیشه بابا چرا درمورد خوردن این طوری نیستیم مگه واقعا چه فرقی میکنه این هم یک نیاز بدن وانسان دیگه چرا این قدر توی ذهنمون سختش کردیم وفرمولهای اشتباه براش ساختیم بابا هر وقت گرسنمون شد بخوریم ووفتی سیر شدیم تمام وهر وقت لازم داشتیم خرید موادعذایی درست انجام بدیم مثلا در مورد خرید کفش ههمون چیزی رو میپوشیم که راحتیم وحتی در خریدش این دقت رو داریم که ادیت نشویم بک جامثلا ده جفت کفش نمیخریم  در مورد موادغذایی هم به همین صورت باید عمل کنیم دیگه هرچی رو که وافعه به درد بدنمون میخوره وحالا توی اون زمان گرسنه ایم واحتیاج داریم بخریم وبخوریم ولدتشو رو ببریم ود نهایت خدایا شکرت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/03/06 22:35
      مدت عضویت: 266 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 937 کلمه

      خوب به موضوع چاقی فک کن و من چرا چاق شدم

      امروز فایلهای استاد را سر فرصت و با تامل بیشتر گوش کردم . نکته های زیادی رو برداشت کردم البته ایشون گفتند دلایل چاقیتون و بنویسید که من آن را بطور کامل در نوشته ی قبلیم توضیح دادم از جمله اینکه من از دوره ی جنینی با حس کردن جملات نا صحیح یک پزشک چاق شدنم آغاز شد و این تزریق باورهای غلط از ادمهای دورو برم که به هر طریقی خودشون رو کاردان و اگاه میدانستند  در من اغاز شد البته نا آگاهی من از لاغر شدن بر این تزریقات باورهای غلط دامن زد و  واکنشهای نا صحیحتره  من مرا بیشتر چاق کرد

      نخوردنها ، رژیمهای نا درست ، پیاده روی های غیر اصولی  کالری شماریهای پیاپی و خلاصه تمام این اعمال که از ان فرمولهای ناصحیح ذهنی در من ایجاد شده بود مرا روز بروز از خانه ام از ذات اصلیم دور کرد . من اصلا یاد ندارم کی لاغر بودم . چون اصلا من لاغر نبودم اگر هم در مدت کوتاهی لاغر شده بودم با هزاران عذاب و سختی و بد بختی لاغر کرده بودم .خب به هر حال بگذریم ، مهم این است که راه اصلی را پیدا کردم . در این فایل استاد از متخصصان ناشی که به هر دلیل وارد زندگی ما میشوند و به خیال کمک کردن کلی هزینه و ناراحتی برای ما فراهم میکنند ، صحبت میکنند

      و اصلا هم کم نیستند اینگونه اشخاصی که فکر میکنند در هر زمینه ای آگاهی دارند و از همه بدتر  این اگاهیهای نادرستشان را نیز با زور میخواهند وارد ذهن ما کنند .

      از برنامه های تلویزیون گرفته ، تا متخصصان علم طب تا اشخاص کوچه و بازار  غافل از اینکه نسخه های پیچیده شده از طرف آنها شاید فقط برای خودشان  یا چند نفر افراد خانواده ی شان مفید باشد و روی همه ی افراد تاثیر نداشته باشد ،

      مثلا روانشناسان کودک   نمیشود تمام حرفهای آنها را برای همه ی بچه هابکار برد و قانونی که می گویند برای همه ی کودکان با خُلق و خوی ها و رفتارها ی مختلف یکی باشد و چه بسا این تجویزها در مورد بعضی از کودکان نتیجه ی عکس هم داشته باشد .

      نتیجه میگیریم صورت مسئله ی همه افراد را نمیشود با یک راه حل ، حل نمود

      همینطور که استاد بارها میگویند هیچ جادو و کلمه یا کلید  خاصی در لاغری با ذهن  نیست که شما را لاغر کند ، بلکه هر کس باید کلید راهگشای خود را بیابد ، و همینطور ما میبینیم که استاد بارها از خودشان می گویند و نحوه عملکرد در مورد خودشان

      پس کلید لاغری و هدایت هر کس فقط دست خود آن شخص می باشد ما فقط با راهنمایی ایشان راه های پیدا کردن ان کلید مخصوص به خود را یاد میگیریم قطعا کلید من با کلید شما فرق میکند چرا که راه های چاق شدن من با شما فرق دارد پس هر کس باید ذهن خودش را مورد ریکاوری قرار دهد و از صحبتهای دیگران فقط در جهت پیدا کردن راه حل خودش استفاده نماید

      آری من ذهنم را مورد بررسی قرار دادم . دلایل چاقی ام را تا حدودی پیدا کردم حالا از روشهایی که استاد بارها می گویند استفاده کرده و آن دلایل و باورها را شروع به پاکسازی می کنم  به طریقی که خودم می دانم  و مخصوص به خودم است .

      خب . من موانعی را با استفاده  از این چند گام در ذهنم پیدا کردم و در این چند روز در صدد پاکسازی و تزریق باورهای صحیح در ذهنم هستم .

      مثال کامپیوتر ی که استاد فرمودند خیلی عالی بودذهن من مثل کامپیوتر است داده میدهم و خروجی دریافت میکنم و قطعا اگر ورودیهایم صحیح و در جهت لاغری باشد لاغری دریافت میکنم مگر اینکه کدهای من اشتباه باشد . در روشهای قبلی ما کدهای اشتباه میدادیم و در نتیجه خروجی ما چاقی بود

      با روش ذهنی ما به سراغ آن کدهای معیوب میرویم آن ها بر میداریم و و قطعا لاغری برداشت میکنیم

      اما نکته ی مهم  باور همین روش است . باور اینکه من می توانم منی که قادر بودم آن همه فرمول غلط را به کامپیوتر ذهنم بدهم و تمام آن نا زیبایی ها را خلق کنم

      چرا نتوانم اینبار هم خالق اندام قشنگی باشم . من قبلا  نا خواسته کد دادم  اما الان با راهنمایی استادم کدهای خوب میدهم کدهای صحیح میدهم کدهای قدرتمند میدهم پس اندام زیبایم ارام آرام خلق میشود

      نمونه ای از این کدهای درست  را مینویسم

      من به غذا احساسی خوب دارم من نه از او میترسم و نه دیگر موقع خوردن از او استرس میگیرم نه به او فکر میکنم

      غذا نعمتیست از طرف معبودم برای طی کردن مسیر زندگی مثل  بقیه ی نعمتها . و همانطور که تمام نعمات خداوند در جهت آسایش و آرامش ما میباشد غذا نیز برای من همان نقش را دارد .

      من دیگر به غذا قدرت نمیدهم . چون قدرت مطلق در دست خدای من است نه یک لقمه غذا که بتواند سرنوشت و اندام مرا تحت الشعاع قرار دهد

      ۲ ذهن من توانمند است برای لاغر کردن من . ذهن من بسیار قدرتمند است برای خلق لاغری من

      ۳ من همه ی افرادی را که ناخواسته برای کمک به من ذهنم را باور سازی کردند می بخشم و از همه مهمتر من گذشته ی خودم را  که از روی نا آگاهی  رفتارهای نا درست برای لاغریم انجام دادم رانیز می بخشم و با روحی ارام و ذهنی آرامتر مسیرم را دور میزنم و به سمت خانه ای که از ازل برایم طرح ریزی شده بود بر میگردم

      و در اخر باور محکمی که حبل المتین خودم کرده ام و دایما بر آن چنگ میزنم این است که من از طرف رب جلیلم برای این مسیر انتخاب شده ام پس قطعا میتوانم لاغریم را خلق کنم

      و من ایمان دارم که میتوانم .

      خدایا بودنت را شاکرم . عاشقانه دوستت دارم .💚💚💚

      ای جمیل 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/03/05 12:51
      مدت عضویت: 266 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,159 کلمه

      با سلام گام ۴ .(   برداشت از متن این گام )خدا رو شاکرم که قدم در مسیری گذاشته ام که برای طی کردن آن  فقط شور  می خواهد و اشتیاق  ،  فقط باور می خواهد و ایمان ، ایمان به ذهن برای لاغر شدن .

      در این مسیر هیچ کس برای لاغری من تصمیم نمیگیرد . هیچ کس برای ساعت و مقدار غذا  خوردن من قانون وضع نمیکند  .  

      در این مسیر دیگر من لیستی بلند بالا از نوع غذا و مقدار آن در دست ندارم ، لیستی از اعداد کذایی قدو وزن و دور بازو  و…  وجود ندارد .

      *در این مسیر کانون  توجه کاملا از روی جسم بر داشته می شود و  همه ی اتفاقات در ذهن من می افتد* .

      حالا به سراغ خاطراتم میروم و کمی آنها را ریکاوری میکنم ، واقعا علت چاقی من چه بود ؟

      راستش مادرم میگوید از وقتی به دنیا آمدم تپل بودم ، دختری با وزنی بالاتر از نوزادان دیگر ، حتی میگوید در زمان بارداریش مورد مواخذه ی پزشکش قرار گرفته که چرا اینقدر مواد غذایی مصرف میکند . زیرا جنینت خیلی درشت است .

      شاید این از  اولین باورهای غلطی بود که من از طریق اطرافم حس میکردم (از زبان یک پزشک که بصورت تذکر به مادرم بود )❌

      و اینجا دقیقا شروع چاقی من بود . 🤰🏻🤰🏻🤰🏻

      البته از روی عکسهایم تا حدودای دو سالگی  تپل بودم ولی از آنجا به بعد تقریبا متناسب تر شدم تا رسیدن به سن بلوغ و چاقی من از حدودای سن ۱۱ سالگی ام آغاز شد . زمانی که در کلاس پنجم معلم ورزشمان ترازویش را آورد تا بچه ها را وزن کند و وقتی من عدد خودم را با بقیه ی بچه ها مقایسه کردم تازه فهمیدم حدود ۱۰ کیلو با آنها اختلاف دارم . و واقعا جزئ چاقای زمان خودم بودم 😟

      و اینجا هم یک رفتار اشتباه دیگر  از معلم ورزش❌، وزن کردن و تذکرهای مداومش که چون تحرک نداری و اجبار کردن من برای پیاده روی در حیاط مدرسه . درست زمانی که تمام دوستانم می خندیدند و دنبال هم میکردند من مجبور بودم دور حیاط قدم بزنم و چشمم به معلم ورزش باشد که از پشت پنجره مرا زیر نظر دارد .😔

      از همین راه رفتنهای مکرر و دویدنها  همان موقع ها دردی در زانهایم شروع شد وقتی پدرم مرا به پزشک برد اولین جمله ی او این بود باید وزنت را کم کنی . پا دردت از وزنت است ❌و هیچ کس نبود که بگوید آقای دکتر چرا اصلا وزن من در ان سن بالاست ؟ چرا من باید از دوران جنینی چاق باشم .؟ و هزاران چرای دیگر ؟

      و خلاصه که از سن ۱۱ سالگی  دچار استرس چاقی شدم و ساخت فرمولهای غلطی که از اطرافیان میشنیدم و صد البته که این ساخت فرمولا از زمان  جنینی من  آغاز شده بود 😔

      یکی دیگر از علتهای چاقی من عادت بد خوردن بود . در خانواده ی ما که پدرم یکسری مقررات برای سفره دارد و میگوید همه ی افراد هنگام غذا باید سر سفره باشند و حتما سر ساعت مقرر  .

      البته قبول دارم این قانون یکسری خوبیها یی دارد که یک همدلی بین اعضا ایجاد میکنه و از طرفی کار مادر را کمتر که فقط یکبار  مثلا در وعده ی ناهار  سفره پهن می شود و جمع می شود و ظرفها شسته میشود ☺️ولی در کنار این خوبیها معایب زیادی میتواند داشته باشد.

      اولا  همیشه سیر بودم که سر سفره مینشستم و باید حتما غذا میخوردم و حالا اگه  میخواستم کمتر بخورم مورد شماتت مادر قرار میگرفتم که دختر باید یه پرده گوشت داشته باشه . رنگت سیاه میشه واز این جور حرفا و باز هم نوشته شدن یکسری باورای غلط ❌

      دوم  همیشه از روی ترس و اجبار غذا میخوردم و هیچ وقت هنگام غذا آن آرامش را نداشتم با نگرانی و بی میلی  از اینکه  یا سیرم یا مادرم ناراحت نشه و یا پدرم دعوام نکنه . و این رفتارها و عادتهای اشتباه همچنان ادامه داشت ❌

      و خلاصه در کلاس سوم راهنمایی که وزن من دیگه خیلی بالاتر از همسن و سالام شده بود به یک عروسی دعوت شدیم و در آنجا  مورد دیده شدن بیشتری واقع شدم 💃💃💃☺️

      اما وقتی سر میز خودم برای شام نشستم. خواهر بزرگم گفت : دختر با خودت چه کردی و از واژه ای استفاده کرد که واقعا  روی اعصابم خیلی تاثیر گذاشت و از همان زمان بود که رژیم گرفتن را به طور جدی شروع کردم 😔

      و همین کارها و رژیمها ی اشتباه هیچ فایده ای که نداشت( البته شاید مقطعی کارایی داشت )  بلکه با ذهن من چها که نکرد وقتی الان خوب فکر میکنم من از همان دوران در حال تخریب ذهن لاغر و خاموش کردن قدرت و تواناییم برای لاغری بودم  

      هر رفتار و سخن نابجا  ساخت یک فرمول غلط  در ذهن❌ و هر فرمول غلط خاموش شدن توان من برای لاغری ❌

      اینها شاید علت های چاقی من بودند که بیشتر از محیط و اطراف بر من وارد میشد و من آگاهی نداشتم  و نمیدونستم واقعا  واکنشهای من به این باورها و رفتارها ی غلط از خود اون باورها اشتباهتر است

       به این کار ادامه دادم و دادم و دادم تا به وسیله

      خدای مهربان که همیشه تکیه گاه و پناه من هست به مسیر لاغری با ذهن در اواسط سال ۹۷ *دعوت* شدم .

      آری من به این مسیر دعوت شدم ، وقتی اولین بار صدای استاد را شنیدم، انگار کلا تا آن روز را در خواب بودم . البته کاملا درسته من تا آن هنگام در خواب غفلت بودم . و حالا بیدار شدم چشمم به دنیایی باز شد که هیچ کدام از آن استرسها درونش نیست . دوره ایست که کار روی ذهن انجام میگیرد شاید الان هم هنوز  از طرف اطرافیان باورای غلط بر من جاری باشه ولی من دیگر آن ادم سابق نیستم

      من در این مسیر هر روز می آموزم که *برای اینکه جهانم تغییر کنه اول باید خودم تغییر کنم*✅

      برای اینکه حرفهای دیگران بر من اثر نکنه و باعث ساخت باورای غلط نشه باید ظرفیت خود را بالا ببرم و از طرفی حتی الامکان  ورودیهایم را ببندم ✅

      خب حالا باید این همه راهی که خودم به اشتباه ساخته ام را دور بزنم و راهم را باز گردم فرمولهای غلطی که در ذهنم هست را شناسایی کنم و با آرامش کامل و حمایت خدای مهربانم  آنها را از سر راه بر دارم یا دور بزنم و از کنارشان عبور کنم

      درست مثل جوانه ای که 🌱🌱  دل  خاک را  میشکافد و هر جا سنگی دید یا آن را میشکند یا به آرامی راهش را کمی کج میکند و از کنارش میگذرد و این مسیر را اینقدر طی میکند تا از دل خاک بیرون آید و نمایان شود

      و من دقیقا همان دانه ی کوچکم و موانعم را با آموزشها یی که میبینم با تمرین کردنها با اشتیاق تمام ، یکی یکی شناسایی و برشان می دارم

      و مطمئنم که  این مسیر یعنی رسیدن به هدف .که صد البته من دیگر به هدف نمی اندیشم که همین مسیر زیباست

      و چون ایمان یافته ام انتخاب شده ی خدا هستم،  مصمم تر  و محکمتر همراه با استاد خوبیها  این گامها را   بر میدارم .

      متشکرم خدای خوبم . متشکرم استاد .و متشکرم ای ذهن زیبایم شقایقم ♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      m.fouladi1987@gmail.com
      1400/03/03 23:33
      مدت عضویت: 235 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 82 کلمه

      سلام مجدد خدمت معلم گرامی و همراهان عزیز، بار دوم هست که در این قسمت یادداشت مینویسم. علت چاقی من فقط پرخوری هست، ناخنک زدن به غذاها و خوراکی ها و ریزه خواری، اینکه بیشتر وقتها به خوردن فکر میکنم. بچه ها من از این حالتم خیلی بدم میاد خسته و غمگینم و پرخوری ام دیگه اصلا لذتی نداره همش عذابه. به کاری که شروع کردم خیلی امیدوارم. از خداوند میخوام که با این روش لاغر بشم و برای همیشه لاغر بمونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      parvanehtahmasebpur@gmail.com
      1400/02/26 10:28
      مدت عضویت: 206 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی من تقریبا از ۵ سالگی تپل  بودم تا سن ۱۸ سالگی که وزنم حدودای ۷۸ بودم ولی بعد ازدواجم رفته رفته وزنم بیشتر شد ارثی بودن، پر خوری مخصوصا پرخوری عصبی و ریزه خواری و  کم تحرکی و سوخت و ساز کم و داشتن مزاج سرد، شنیدن تحقیر حتی از همسر و طرد کردنم باعث پایین آمدن اعتماد به نفسم شده هر بار که تحقیر میکرد و من میخواستم لاغر بشم برعکس بیشتر چاق میشدم.  از اینکه با شما آشنا شدم خیلی خوشحالم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/21 23:41
      مدت عضویت: 210 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

      سلام امیدوارم حالتون عالی باشه.من از وقتی به سن مدرسه رسیدم کم کم تپل شدم در صورتیکه قبلا لاغر بودم.و از اون به بعد همیشه در هر سنی از همسن و سالای خودم تپل تر بودم و به همین دلیل همه میگفتن چاقی و این موضوع و بعضی تمسخر های کودکانه اعتماد به نفس را از من میگرفت.من از سن 9 سالگی برای لاغر شدن به باشگاه کاراته رفتم و با احترام به نظر شما استاد عزیز که گفتین افراد چاق ورزش کردن رو دوست ندارند باید بگم من کاملا علاقمند به فعالیت های ورزشی هستم و استعداد زیادی هم در این موضوع دارم.من ورزش می کردم اما لاغری را تجربه نمی کردم و هروقت مسابقاتی داشتیم از وزن کشی واقعا میترسیدم و از وزنم شرمگین میشدم.این رو هم بگم که من با وجود تپل بودن بسیار عالی کار می کردم و مقام های زیادی هم در سطح استان و ک