ورود / ثبت نام
0

عادت‌ های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌های چاق کننده
اندازه متن

‌عادت‌ های چاق کننده خود را شناسایی کنیم

عادت‌ های چاق کننده مجموعه رفتاری است که به واسطه افکار چاق کننده در ما شکل گرفته است و تاثیر مستقیم در چاق شدن ما دارند.

در جلسات اول تا سوم درباره این که چرا چاق هستیم و اینکه چگونه باید لاغر شویم توضیح داده شد و همچنین درباره صحیح یا اشتباه بودن روش‌هایی که برای لاغری استفاده کردیم توضیح داده شد و بذر لاغر شدن را در ذهن خود کاشتیم و به احساس بهتری نسبت به توانایی خودمان در لاغر شدن رسیدیم.

قدرت ذهن در لاغر شدن

عده زیادی نمی توانند تصور کنند که می شود با قدرت ذهن لاغر شد و وقتی صحبت از این روش می شود باعث شگفتی آنها می شود و توضیحات فایل امروز آگاهی بسیار عالی در زمینه قدرت ذهن در لاغری دراختیار شما دوستان عزیز قرار می دهد.

در این قسمت درباره تاثیر ذهن در لاغری توضیح داده می شود.

نیروی ذهن افراد متناسب با نیروی ذهن افراد چاق کاملا مشابه است، اما سوال اینجاست، چرا این نیرو در بعضی از افراد سبب تناسب اندام میشود و در عده ای سبب اضافه وزن می‌شود؟

چرا ما چاق هستیم؟

ما در جلسات قبل مسئولیت چاقی خود را پذیرفتیم، و اکنون باید بدانیم چه چیزی سبب اضافه وزن ما شده است.

چاقی محصول عادت های چاق کننده است. 

عادت های چاق کننده، رفتارهای اشتباه و تکراری هستند که به صورت ناخودآگاه در ما شکل گرفته است و برای مدت طولانی تکرار شده است، این رفتار در افراد مختلف بسیار متنوع است و در همه افراد بیش از یک رفتار است.

به این شکل که هر فرد چاق مجموعه ای از رفتارهای اشتباه تکراری دارد که به عادت‌های چاق کننده آن فرد تبدیل شده است و نتیجه این رفتار و عادت‌ها اضافه وزن است.

عادت‌ های چاق کننده ما بر اساس انتظار ما از چاقی شکل می‌گیرند. زمانی که افکار و فرمول‌های چاق کننده در ذهن ما ذخیره می‌شوند به تصاویر ذهنی چاق کننده تبدیل می‌شوند و به واسطه شکل گیری تصاویر چاقی از ذهن در خودمان،‌ به مرور انتظار چاق شدن در ما شکل می‌گیرد.

بر اساس انتظار چاق شدنی که در ما شکل گرفته است به مرور رفتارهایی در ما شکل می گیرد که به دلیل بارها تکرار شدن آنها به عادت‌ های چاق کننده ذهن ما تبدیل می‌شوند.

همه ما بارها برای لاغر شدن اقدام کرده‌ایم و همیشه به اشتباه جسم خود را از طریق برنامه‌های رژیم غذایی و انجام ورزش‌های سخت و طولانی تحت فشار قرار داده‌ایم و دلیل اینکه از سعی خود نتیجه مناسب کسب نکرده‌ایم این است که تلاش فیزیکی تاثیری در تغییر تصاویر چاقی ذهن و عادت‌ های چاق کننده ما ندارد و بنابراین نتیجه سعی و تلاش ما شکست خوردن است.

با دقت کردن به توضیحات این فایل فوق العاده آگاهی کاملی از نحوه ایجاد عادت‌ های چاق کننده کسب خواهید کرد و اینکه چگونه باید برای ایجاد عادت‌های متناسب کننده اقدام کرد.

تاثیر عادت ها در چاق شدن

چاقی حاصل عادت‌ های چاق کننده است.

مقدار غذا و تنوع غذایی در چاق شدن اهمیت چندانی ندارد بلکه مهم رفتار ما در برابر مواد غذایی است که باعث شکل گیری اضافه وزن در جسم ما می‌شود.

عادت یک فکر ساده است که بر اثر تکرار شدن به عادت تبدیل می‌شود.

عادت‌ های چاق کننده از تکرار واکنش های ما در برابر مواد غذایی ایجاد می شوند.

اگر شما از کودکی بارها شنیده باشید که چاقی در خانواده شما ارثی است،‌ تکرار این فکر به ظاهر ساده سبب می شود که شما در ذهن خود بپذیرید که چاق شدن شما کاملا طبیعی است و چه بخواهید،‌چه نخواهید چاق خواهید شد چون ژنتیک شما چاق شدن است.

وقتی انتظار چاق شدن در شما نهادینه شد،‌ به مرور عادت‌های چاق کننده در شما شکل می‌گیرد و به راحتی با تکرار آن عادت‌ها وضعت جسمانی شما از حالت متناسب به حالت چاق تبدیل می‌شود.

اهمیت موضوع عادت‌‌های چاق کننده به اندازه‌ای است که برای متناسب شدن باید با تمرکز و اشتیاق عالی در مسیر شناسایی عادت‌های چاق کننده و اصلاح آنها با عادت‌های متناسب کننده حرکت کنیم.

توضیحات قسمت چهارم دوره رایگان لاغری با ذهن درباره عادت‌های چاق کننده به شما کمک می‌کند به شکل بهتری در مسیر متناسب شدن حرکت کنید و نتایج عالی کسب کنید

“چاقی ما محصول عادت های چاق کننده ی ماست

چاقی ما به دلیل عادت های چاق کننده است و عادت های چاق کننده ی ما نیز محصول تکرار رفتارهای چاق کننده هستند.

رفتارهای چاق کننده ی ما هم محصول افکار چاق کننده ی ما هستند که تکرار شدند و تبدیل به باور شدند و رفتار از باورهای ما ایجاد شده.

ما دو نوع باور داریم:

1- باورهای محدود کننده

2- باورهای قدرت دهنده

وقتی به هر دلیلی لاغر شدن مساوی میشه با تغییر در مصرف مواد غذایی تمرکز ما از روی ذهن ما برداشته میشه و به جای اون میره روی مواد غذایی.

الان که اکثر عادت های چاق کننده رو خوندم به این موضوع رسیدم که تمامی این افراد عادت های چاق کننده ی خودشون رو مصرف زیاد مواد غذایی می دونستند.

یعنی باور این افراد اینه که اونها زیادتر از حد نیازشون مصرف میکنند.

این باور در مسیر چاقیه یا مسیر لاغر بودن؟

هیچ انسان لاغری این باور رو نداره.

پس ما باید اول این باور مخرب رو از ذهن خودمون پاک کنیم و به جاش این باور رو جایگزین کنیم که توجه ما بره سمت اصلاح باور.

ما باید باورهامون مثل افراد لاغر بشه تا متعاقب اون رفتار ما هم مثل انسان لاغر بشه و متعاقب اون عادات ما هم مثل انسان لاغر بشه.

توجه ما از عادات چاق کننده برداشته بشه.

اصلا ما عادت های چاق کننده ای نداریم که چاقمون کنه.

هر وقت گرسنه میشیم میخوریم و هروقتم سیریم نمیخوریم.

ما از ۲۴ ساعت از شبانه روز مگه چقدر می خوریم شاید کلش رو جمع کنیم نیم ساعت هم نشه تازه اگه خیلی هم آروم بخوریم ۱ ساعت.

ما ۲۳ ساعت دیگه داریم به اون ۱ ساعت فکر میکنیم و هی به خودمون رنج وارد میکنیم و دستور خوردن هم هی صادر میشه.

اصلا عادت های چاق کننده ای نداریم . چه عادتی . ما در مسیر لاغری هستیم . در ذهنمون هم ما باورهای قدرت دهنده بسازیم تا ناخوداگاه توجهمون از روی زیاد مصرف کردن مواد غذایی از بین بره.

ما همین حالا هم خیلی خوبیم.

خیلی هم عادات خوبی داریم.

رفتارمون هم دقیقا مثل انسانهای لاغره.

به مواد غذایی بی توجهیم.

اصلا از طریق ورودیها تحریک نمیشیم چون دیگه توجهی بهش نداریم.

داشتن حال خوب در اولویت کارهای ماست.

توجه کردن به سایر علاقه هامون توجه مارو از روی مصرف مواد غذایی برداشته.

مواد غذایی نعمت خدا هستند . برای خوب کردن حالمون اومدن . پس به قدری مصرفشون کنیم که حالمون رو بد نکنند.

توجهمون روی حالمون باشه نه روی مواد غذایی. اگه میبینیم بیش از این مقدار بخوریم حالمون بد میشه خب نخوریم. راحت بگیم میل نداریم. جا نداریم بخوام بیشتر بخورم حالم بد میشه.

یعنی به حال خودمون توجه کنیم و دیگه تمرکز روی چیز دیگه نداشته باشیم.

باور کنیم مواد غذایی مارو چاق نکردند توجه ما به چاقی و پرخوری و عذاب وجدان و ایجاد حس محدودیت در خودمون اینها باعث چاقی ما شدند و کلا مسیر مارو بردند در جهت چاقی.

ما خیلی هم خوبیم و ذهن ما قادره بهترینها رو برای ما خلق کنه.”

دیدگاه خانم سادات در بخش نظرات این فایل

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=11424
برچسب ها:
242 نظر در مورد عادت‌ های چاق کننده (قسمت چهارم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/13 22:22
      مدت عضویت: 353 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,238 کلمه

      سلام و درود پاینده باشید و پرانرژی 

      چاقی محصول عادتهای چاقی ماست .

      مجموعه رفتارهای های ما که دائم تکرار می شوند عادتهای چاقی نام دارند که تأثیر مستقیم روی جسم ما دارند و باعث چاقی ما می شوند .

      ربطی به مقدار غذا و تنوع غذایی هم نداره اصلا و فقط یک رفتارساده است که بارها تکرار شده 

      اما احساس ما نسبت به اون رفتار که معمولا پرخوری هست داره باور ما را قدرتمندتر میکنه ما با هر بار پرخوری احساسمون بد میشه فشارو درد تحمل می کنیم و این باور را داریم که پرخوری داره منو چاق می کنه و با خودمون جدال می کنیم و احساس پشیمانی و عذاب وجدان میگیریم و در تمام مدت این درخواست ماست برای چاقی بیشتر و جالبه چون درخواست چاقی دادیم باز تکرار میشه و این چرخه ادامه داره …

      کنترل احساس که از پذیرش مسئولیت شرایطمون و البته خودباوری به قدرت و توانمندی خودمون به وجود می آید شاه کلید این مسیر است 

      در مرحله اول ما بررسی کردیم که چرا چاق هستیم و هر کدام از ما دلایل بسیاری برای چاقی خود داشتیم آنها شناسایی شدند و با تفکر و نمونه های متضاد اون باورها یعنی انتظاراتی که از خودمون داشتیم و چاقی بود تخریب شد و به همین منظور بذرهای لاغری را کاشتیم و متوجه شدیم که ذهن یک فرد چاق و یک فرد لاغر دقیقا مثل هم دیگر هست اما عملکرد رفتاری و البته جسمها متفاوت هستند .در طی سالها تلاش برای لاغر شدن متوجه شدیم که مشکل از جسم ما نیست و این روشها هم نتیجه ماندگار برای ما ندارند و به لطف خداوند هدایت شدیم به مسیر لاغری با ذهن ….

      یک نمودار کلی وجود داره برای تمام آنچه در زندگی تجربه می کنیم که برای ما رضایت بخش هست یا نیست ….

      🍃آموزش از طریق دیده ها و شنیده ها و توجه به موضوعات و تجزیه و تحلیل موارد و البته تکرار آموزش  با احساسی همراه می شه و باور ما را نسبت به موضوعی شکل میده .(چاقی شما ارثی و ژنتیکیه برای بارداری و ازدواجه برای کم تحرکی و پرخوریه برای ریزه خواریه برای مصرف شیرینیجات و چربیجاته !….)

      🍃باورها الگوهای ذهنی ما می شوند که باعث به وجود آمدن افکاری در مغز ما میشه (دستورات از مغز صادر میشه حوصلت سررفته بخور .عصبانی شدی بخور .با حرص و ولع بخور،همراه چای شکرو شیرینی بخور ،بقیه خوردند تو هم بخور ،تا آخر بشقاب را بخور ،زیاد کار کردی بخور .مریضی بخور ،طبق ساعتو میان وعده پزشکی بخور …

      🍃فرمانهای صادر شده از مغز به جسم اجرایی می شوند (طبق دستورات مغز عملکرد دارم شیرینی تعارف می کنند به من  از همه نمونه ها یکی میخورم ..حوصلم سر رفته پریشان حالم دنبال چیزی هستم بخورم بدون فکر و اینکه متوجه باشم مهارتی و سرعتی  نون یا هله هوله و شیرینی تو دهانمه هر فردی از خانواده غذا بخوره منم یک لقمه می زنم میگم تعارف کنی بد نیست !؟…دائم سر قابلمه غذای ظهر سر گاز رفت و آمد دارم اگه ته دیگ باشه که من باید تهشو در بیارم !؟..

      🍃این رفتارها مطابق با باورمن که انتظار من از خودم بود که باید چاق باشم و طبیعی هست اتفاق می افته خودبه خودی و در جسم من تأثیر مستقیم داره (نتیجه چاق شدن و چاق شدن بیشتر و بیشتر )

      🍃ترس از چاقی و چاقتر شدن و همچنین ترس از پرخوری و اعمال محدودیت و منع غذایی (تغییر نتیجه مقطعی و البته قدرتمند کردن باور برای بازگشت در مسیر چاقی بیشتر و اینبار قدرتمند تر)

      خیلی از افراد لاغرو متناسب هستند که پرخور و ریزه خوار هستند ولی چون باور و فکری در مورد رفتارشون ندارند نتیجه تناسب اندام دریافت می کنند که ما بهشون میگیم افراد متناسب با رفتار غذایی غیر صحیح که در معرض خطرچاقی هستند و در زمان مناسبش با یک فرمول ذهنی چاق اشتباه روبرو خواهند شد البته افراد متناسب با رفتار غذایی صحیح کاملا رفتارشون با رفتار و عملکرد غذایی افراد چاق متفاوته البته دوروبر من افرادی هستند که یا چاق هستند و یا لاغر در حال کنترل و رژیم !…و متآسفانه الگویی ندیدم لاغر که نترسه از خوردن ولی دیدگاه دوستان را که میخونم و میبینم بعضی افراد حتی برادر یا خواهرشون کاملا متفاوت عمل می کنند ….و ما همیشه سعی و تلاش می کردیم که نتیجه را تغییر دهیم فشار به جسم ولی موضوع اینه که سرچشمه باور ما هست و ذهن ما و این ذهن یک وسیله خلاقه است دست ما مثل چراغ جادو که یک غول داره برای خلق رویامون اما بیرون آوردن این غول راه و روش خودشو داره که آموزش ذهنی  هست و تکرار و تمرین در واقع درخواست ما میشه و برای اینکه زندگیمون را بسازیم هر طوری دوست داریم پس تنها راه لاغری آسون و ماندگار روش آموزش ذهنی و استفاده از قدرت ذهن خودمون هست .

      ما دونوع باور داریم ۱)باورهای محدود کننده ۲)باورهای قدرتمند کننده 

      ما با باور بر توانایی خود و شناخت قدرت ذهن خودمون میتونیم جسممون را از نو بسازیم طبیعی و ایده آل و این همه افراد در آلبوم شگفتی سازان دلیل مستند این روش هست ربطی به سن و سال و سواد و غیره نداره …فقط آموزش و تکرار و تمرین و استمرار 

      و البته تفکر و تجزیه تحلیل فکری و مقایسه رفتار افراد متناسب و چاق مهارت ما را تو لاغری زیاد می کنه …و بعد از مدتی که این آموزشها در وجودمون نهادینه شدند خودبه خودی نسبت به تغییر باور ما احساسات و تصویر ذهنی ما از خودمون تغییر می کنه و نتیجه میشه فرمانهای جدید مغزی برای لاغری و با تکراشون میتونیم عادتهای لاغری را در خودمون به وجود بیاریم .

      ماه رمضان از یک اندیشه عظیم الهی نشأت میگیره که ترک عادتهاست که اگر آگاهانه با آموزش پیش بریم میتونیم به جشن فطر که آزادی از اسارت بندو عادتهاست برسیم .

      پدرمن همیشه میگند اگر غذامو سر وقت نخورم سرم درد میگیره و پدربزرگم هم روحش شاد اینطور بود ولی دو سه روز که از ماه رمضان میگذره میگند عادت کردم دیگه …بعد صبح روز بعد عید شروع میشه و عادتشون فعال میشه  …

      الآن متوجه شدم چون فرمول را با اراده قویتری به هم میریزند و این فرمول به حالت خواب میره و تا بعد از سی روز ماه رمضان دوباره برگرده ولی اگر آگاهانه با آموزش ذهن و تفکر حل بشه یک ماه فرصت خوبیه که این عادت به یک عادت خوب تبدیل بشه .

      بنابراین عادتهای چاقی ما از باورهای ما نشأت می گیرند اگر هنوز چاق هستیم و احساس چاقی می کنیم یعنی باورهای چاقی و فرمولهای ناشناخته ای هستند هنوز که ضروریه اول به اونها بپردازیم تا به سادگی فرمانهای مغزی ما تغییر پیدا کنه …

      عادتهای چاقی من که طی سالها تکرارشون  کردم 

      این هست که طبق سه وعده اصلی و میان وعده مواد خوراکی مصرف می کنم و اصلا گرسنه نیستم اگر مصرف نکنم انگار یه چیزی کمه و عجیبه اینم اعتیاد به خوردنه که  اصلا متوجه نیستم تو فکر و ذهن خودم هستم (حالت ناآگاانه گذشته و آینده )میبینم چیزی خوردم و آخرشه !…با ولع و حرص غذا میخورم و حواسم به احساسم نیست مثل یک بازی یا مسابقه (از کودکی آموختم هر کی زودتر غذاشو تمام کنه ) 

      ته دیگو باید تهشو خودم در بیارم …بعد از ناهار سر قابلمه رفت و آمد دارم و قاشق قاشق ریزه خواری می کنم و اگر سیب زمینی سرخ کرده باشه یا بادمجان سرخ کرده که دونه دونه موقع سرخ کردن میخورم وقتی احساس چاقی دارم نوشین آب ندارم و به جای آب غذا میخورم کلا ذهنم پایه است منو سریع به خواستم برسونه و من برای انتخاب جدیدم و لاغری ام ازش بهره میبرم . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/10 00:11
      مدت عضویت: 533 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 557 کلمه

      بنام خداوند علیم و آگاه

      .

      سلام به استاد عطار روشن و خانواده لاغری

      .

      استاد این جلسه رو من چند روزه دارم گوش میدم اصلا هربار اومدم کامنت بنویسم یه چیزی نمیذاشت و درک این مفهوم عادت های چاق کننده خیلی مهمه و یه شاه کلیده که تغییرش بدیم ولی یادمون میره که اصل همینه و فقط میخواییم برسیم به آخرش ببینیم چی میشه؟؟؟

      هیچی نمیشه تهش، الان اگه حالت خوب باشه، تهش هم رسیدی حالت خوبه!

      برای همین خیلی وقتا ما گمراه میشیم از اصل و 

      اصل دقیقا همین عادت های چاق کننده ای هستش که مثل کَنه چسبیده به ما و ولمون نمیکنه و 

      هرکاری که داریم میکنیم همش سر عادت های ثبت شده در مسیر خواسته یا ناخواسته هامون هستش 

      و

      برای همین من چند روز داشتم گوشش میدادم که  مفهوم عادت رو بفهمم 

       

      به قول امام علی که میفرماید:

      مواظب افکارت باش که گفتارت میشود

      مواظب گفتارت باش که رفتارت میشود

      مواظب رفتارت باش که عادتت میشود

      مواظب عادتت باش که شخصیتت میشود

      مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود

       

      و ۱۴۰۰ سال پیش در مورد باور ها و عادت ها قشنگ توضیح دادش که بگه ای مردم به عادت هاتون نگاه کنید که دارن با شما حرف میزنن و چه درک عالی داشت در مورد قانون جهان هستی!

       

      متاسفانه ما بجای اینکه پُر باشیم از عادت های خوب، برعکس هستیم و باید ریشه ای درستش کنیم و عقب گرد کنیم به افکارمون که توی ذهنمون چی داریم نشخوار میکنیم که باعث شده ما اون عادت در ما ایجاد بشه و 

      خیلی وقتا سخته اگه کنترل ذهن نداشته باشیم افسارش رو رها میکنیم و باید تکرار کنیم و اقدام کنیم به کار کردن

      روی این ذهن که نعمت بسیار بزرگیه که خداوند در اختیار ما قرار داده و باید استفاده کنیم.

       

      عادت های چاقی 

      عبارتند از:

      1. با ولع غذا خوردن
      2. آب بین غذا خوردن
      3. چای بعد غذا خوردن
      4. ریزه خاری کردن
      5. دراز کشیدن بعد غذا
      6. با فوتبال دیدن چیپس و تخمه و پفک خوردن
      7. موقع یه کاری انجام دادن باید دهان باز و بسته بشه
      8. تند تند غذا خوردن
      9. بخاطر اشتها که شده یه ابزار غلط هی همیشه میگیم که اشتهام زیاد شده نمیدونم چرا باید بیشتر بخورم
      10. بها دادن پدر ومادر به فرزندان برای غذا خوردن و انرژی بیشتر داشتن
      11. توجه بیش از حد به غذا بجای توجه به خواسته ها ( واقعا خیلی از مواقع به خوردن فکر میکنیم و تجسمش میکنیم)
      12. خوردن هر مخلفاتی و دسری با غذا
      13. اضافه غذا رو دست رد بهش نزدن و میگیم حیفه،گناه داره، پولشو دادیم، خدا ناراحت میشه، اصراف نکنیم
      14. و….

       

      ولی استاد از وقتی که شروه کردم این دوره رو درسته لاغر نشدم ولی تغییر محسوسی در عادت هام دیدم و هر وقت گرسنم باشه غذا میخورم خانوادم میگن بیا شام بخور یا ناهار میگم گرسنم نیس شما بخورید،من بعدش میخورم

      یا

      امشب از بیرون اومدم موقع شام بودش که یهو از زبانم اومد بیرون که گرسنم نیس میل ندارم بدون اینکه فیلم بازی کنم یا چیزی باشه 

      یا

      پری روز بازی فوتبال بودش بعد من طبق عادت های بد قبلی تخمه گرفته بودم باورت میشه موقع فوتبال یه مشت تخمه خوردم گفتم نمیخورم اصلااااا حال نمیده بهم  و اصلا فوتبال رو هم ندیدم دیگه

      ولی در صورتی که اگه قبلا بود تا تهش تخمه رو میخوردم و پلاستیک رو هم سوراخ میکردم خخخخ

       

      واقعاااا خداروشکر میکنم که داره ارام ارام تغییرات ایجاد میشه و حالم خوبه استاد، و رمز پیروزی و موفقیت تکرار بینهایت بار  یه کار درست و یه فکر درست و یه باور درست هستش!

       

      و استاد واقعا از شما هم سپاسگزارم بابت این فایل هایی که ضبط کردید برای ما.

       

      عاشقتونم خانواده تناسب فکری

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/08/21 04:30
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 500 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      عادت های چاق کننده رفتارهای اشتباه و تکراری هستن که به صورت ناخوداگاه در ما شکل گرفته و برای مدت طولانی تکرار شده . این کشیدن شیرینی من چقدر شنیده بودم از اطرافیان که می گفتن نمی دونم چرا بدنم می کشه شیرینی و ….. یادمه من هم یکی از عادتهام شیرینی و خرما و توت خشک … خودمو گول می زدم می گفتم من که قند و شکر نمی خورم پس توت خشک و خرما طبیعیه دیگه اوکیه .

      عادت های چاق کننده ما بر اساس انتظار ما از چاقی شکل میگیرد.چاقی حاصل عادت های چاق کننده است .مقدار غذایی و تنوع غذایی در چاق شدن اهمیت چندانی ندارد بلکه مهم رفتار ما در برابر مواد غذایی است که باعث شکل گیری اضافه وزن در جسم ما می شود.

      مثلا همین مسیله ژنتیکی من بارها از مامانم شنیده بودم که یا می گفت همیشه تو به من رفتی ما پاهامون چاقه بعضی وقتها هم می گفت تو مثل عمه هات هستی همیشه من باورم این بود که پای من چاق و زشته حالا از اون موقع که بچه بودیم مامانم اینا رو می گفت و من همیشه اون دوران متناسب بودم ولی می گفت پاهات چاقه جوراب کلفت بپوش پاهات لاغر تر نشون می ده همش از این حرف‌ها می زد دیگه من واقعا این باورم شده بود حتی توی خونمون هم من امکان نداشت دامن بپوشم همیشه شلوار بعد هم یادمه همیشه هم می گفت شلوار جین ما رو چاق نشون می ده ولی دامن بلند خوبه . به حدی که من تا شروع دوره هنوز این باور با هام بود ولی خیلی کم رنگ تر شده خدا رو شکر و تونستم چند بار اون مدل لباسهایی که دوست دارم و بپوشم که تا حالا حتی موقعی هم که متناسب بودم نپوشیده بودم و عکس هم از خودم گرفتم و لذت بردم چون همیشه هم وقتی رژیم می گرفتم یا ورزش هیچ وقت پاهام خیلی لاغر نمی شد به خاطر همین باوره بود فکر می کردم این طبیعیه دیگه من هیکلم اینجوریه .

      خدا رو شکر که الان دیگه اینطوری نیست .

      مثلا من عصرها میام تو اشپزخونه می شینم و این تمریناتم و انجام می دم هی شیطونه گول می زنه که یه چیزی بخورم ولی می گم حالا بزار کارامو بکنم.

      امروز اتفاقا رفته بودیم پیاده روی با دوستم و قرار شد بعدش بریم ناهار بخوریم سمبوسه و فلافل اینا سفارش دادیم هی اون می گفت بخور تو که هیچی نخوردی ولی من به اندازه خوردم و لذت بردم حالا می خوام الان که تو خونه ام یاد بگیرم درست کنم ایشالله.

      استاد اگه می شه دستور فلافل و سمبوسه و بزارین تو سایت لطفا !

      این تمرین میل ندارم هم در مواقعی که پرخوری حساب می شه یاداوری خوبی بود که انجام بدیم ایشالله.

      این ماه رمضان هم که آدم انقدر ذهنش تغییر می کنه هم خیلی جالبه و اصلا آدم گشنش نمی شه چون مواقع دیگه آدم احساس گرسنگی می کنه .

      مثلا اوایل دوره من خیلی زود به زود گرسنم می شد ولی الان خیلی فرق کرده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/01 13:11
      مدت عضویت: 309 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,085 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست. 💖💖💖

      سلام به دوستان هم مسیرم 🙋

       مسیر لاغری من : گام سی و چهار  (عادت‌های چاق کننده ) 🌹

      لاغر شدن با روش قدرت ذهن نیاز به باور کردن داره که خیلی از افراد نمیتون باور کنند که میشه با قدرت ذهن لاغر شد چون اطلاعی از قدرت ذهن ندارند خب بیاییم این موضوع رو این جوری واسه خودمون جا بندازیم وقتی که افراد چاق و لاغر مواد غذایی مصرفی شون تقریباً مشابه همدیگه ست تازه چه بسا که افراد لاغر بدون ترس غذاهای چرب و چیلی تر بیشتری می‌خورند در صورتیکه افراد چاق از ترس چاق تر نشدن اکثریت جرات خوردن غذاهای چرب و شیرین و ندارند و اگرم بخوان بخورن به مقدار خیلی کم مصرف میکنن پس چه اتفاقی میوفته که افراد لاغر همچنان متناسب میمونن ولی افراد چاق هر روز چاق تر میشن این نشون می‌ده که یک نیرویی در ما وجود داره که باعث میشه ما هر روز چاق تر بشیم در صورتیکه همین نیرو در افراد لاغرم وجود داره که باعث میشه اونا متناسب باشد این نیرو همون نیروی ذهن پس اختلاف در فرمول های موجود در ذهن فرد چاق و لاغر  خداوند این نیرو ، رو به همه بنده هاش به صورت یکسان بخشیده و اگر کسی در شرایط نا دلخواه زندگی میکنه بخاطر فرمول های نادرستیه که در ذهنش ذخیره کرده و مقصر خودشه بنابراین ما میتونیم با همین ذهنی که چاق شدیم دوباره با اصلاح فرمول‌ها مون لاغر بشیم .🌹

      من خودم دلایل زیادی واسه چاق بودنم داشتم که ارث و ژنتیک مهم ترین دلیلم بود 

      دلایل چاقی من  ارث و ژنتیک  ، ازدواج ، بارداری و زایمان و شیر دهی ، رد شدن از سن سی سال  ، سزارین  ، خوردن حجم زیادی از غذاها در وعده های اصلی ، خوردن زیاد بستنی ،چیپس ، پفک ، خوردن زیاد چای با چیزهای شیرین ، خوردن اضافه غذای بچه ها برای جلوگیری از اسراف ، اشتهای زیاد ، تند غذا خوردن ، شب دیر خوابیدن و صبح دیر بیدار شدن ، تحرک نداشتن ، برنامه منظم نداشتن برای ورزش و پیاده روی ، تحرک نداشتن ، خواب زیاد بعدازظهر ، خوردن دو مرتبه شام ، داشتن حرص و ولع نسبت به مواد غذایی ……وای خدای من یک لحظه ترسیدم من چقدر دلایل برای چاقی خودم داشتم که موقع نوشتن پشت سرهم به ذهنم میومدن  که این دو بار شام خوردن برای اولین بار که به ذهنم رسید یادمه اون زمان که چاق بودم همیشه دوبار شام می‌خوردم یک بار وعده اصلی یک بارم آخر شب دوباره مفصل شام می‌خوردم الان که دارم می‌نویسم این فرمول‌ اشتباه و از ذهنم بیرون کشیدم که چون فکر میکردم که چاقی در خونواده ما طبیعیه پس اشکال نداره که دوبار شام بخورم و همین جا اصلاحش میکنم که البته من هر روز این جمله رو با خودم تکرار می‌کنم که داشتن اضافه وزن و چاقی برای من طبیعی نیست و طبیعی اینه که جسم من متناسب و لاغر و زیبا و بدون اضافه وزن باشه . که حالا دوباره این فرمول و جایگزین فرمول اشتباه ذهنم میکنم و این قدر تکرار میکنم (داشتن اضافه وزن و چاقی برای جسم من طبیعی نیست ، لاغری و تناسب اندام داشتن برای جسم من طبیعی و عادیه) تا ملکه ذهنم بشه واین فرمول صحیح در ذهنم نهادینه بشه .

      چاقی محصول عادت‌های ماست . عادت‌ها چیند؟ عادت‌ها یک سری رفتارهایی هستند که هر روز ، هر روز ، هر روز  تکرار میشن و باید بدونیم که یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمیکنه یعنی اگر یک فرد چاق یک رفتار ، یا دو رفتار و یا حتی سه رفتار اشتباه داشته باشه بازم به این حد از چاقی نمی‌رسه .یک فرد متناسب یک سری عادت‌های رفتاری داره که هر روز اونا رو تکرار میکنه که در نتیجه باعث تناسب اندام اون فرد میشه ، یک فرد چاق هم یک سری عادت‌های رفتاری داره که هر روز اونا رو تکرار میکنه که در نتیجه باعث چاقی و اضافه وزن اون فرد میشه  و اختلاف بین افراد متناسب با افراد چاق بخاطر تفاوت در تکرار عادت‌های اوناست . خیلی از افراد چاق فکر می کنند که اضافه وزن شون بخاطر مصرف تنوع مواد غذایی شونه در حالی که افراد متناسب هم دارند از همین تنوع غذایی استفاده میکنند پس مقدار و تنوع غذایی مهم نیست تفاوت در عادتهاست . اصلا عادت چه طور به وجود میاد . 

      عادت یک فکر ساده ست که در ذهن مون مرور می‌کنیم و بعد دستور اجرا کردنش از مغز مون صادر میشه و بعد ما به صورت رفتار از خودمون واکنش نشون میدیم و این رفتار  هر روز  تکرار میشه ، تکرار میشه ، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت . عادت‌ ها از باورهای ما نشأت می‌گیرند به این صورت که اگر ما چیزی رو باور کنیم خود به خود در ما عادت‌ هایی شکل میگیره که وضعیت ما رو هم سو با باور مون کنه من باور که هیچ ایمان قلبی داشتم که چاقی من ارثی و ژنتیکیه و مطمئن بودم که چاقی من بعد از ازدواج شروع میشه چون این جمله رو به کرات از خونواده و اقوام شنیده بودم که چاقی در خونواده ما ارثی و بعد از ازدواج همه دخترها و پسرها مون چاق میشن و چون این موضوع و باور کرده و پذیرفته بودم که بعد از ازدواج طبیعی که چاق باشم و الگو هم بی نهایت دیده بودم برام قشنگ جا افتاده بود و در فامیل ما تقریباً همه دختر و پسرا بعد از ازدواج چاق میشن و این موضوع برای همه یک امر کاملاً طبیعی و عادیه . و منم بعد از ازدواج شروع به چاق شدن کردم و یواش یواش عادت های نادرست غذایی در من شکل گرفت و منی که قبل از ازدواج اصلا مربا دوست نداشتم ، یا گوشت مرغ نمی‌خوردم و از بعضی از غذاها و خوراکی ها بدم می یومد بعد از ازدواج همه چیز می‌خوردم و دیگه از هیچ چیز بدم نمی یومد و همه غذاها رو می‌خوردم . یادمه بعد از زایمان هام مادرم هر یک ساعت ، یک ساعت برام غذاهای مقوی آماده میکرد و با حجم زیاد برام میکشید و اصرار می‌کرد که تا آخرش بخورم و می‌گفت چون من زایمان کردم وو بچه شیر می دم باید به اندازه‌ی دو نفر غذا بخورم  و جالبه که منم تند تند گرسنه میشدم و هر ساعت برای خوردن میل داشتم تا جایی که به مرز ۹۰ کیلو رسیدم و این فاجعه بود و این اواخر خیلی ریزه خواری میکردم ، منی که وقتی مجرد بودم اصلا علاقه ای به خوردن چای نداشتم بعد از ازدواج باید مرتب چای کنارم بود اونم با کلی چیزهای شیرین و مرتب تو آشپز خونه که مشغول آشپزی بودم برای خودم چای می‌ریختم و می‌خوردم و تا زمان اومدن همسرم از سر کار کلی تنقلات و میوه می‌خوردم موقع ناهارم باز کلی واسه خودم غذا می‌کشیدم  یا زمانی که تو خونه بستنی بود برای خودم همیشه بیشتر از بقیه می‌ریختم ویا زمانی که بچه هام خوراکی می‌خوردند منم همیشه کنارشون شریک میشدم و چه بسا که بیشتر از اونا می‌خوردم …..و روز به روز هم چاق تر میشدم البته نه اینکه کاری برای لاغر شدن انجام ندم نه با وجود این عادت‌های نادرست که البته الان میگم نادرست اون زمان از نظر من کاملا صحیح و طبیعی بودند من همیشه از چاقیم متنفر بودم و به دنبال راهی برای خلاصی از چاقیم بودم و از انواع و اقسام روشها برای رسیدن به لاغری استفاده میکردم ولی هیچ وقت نتیجه دلخواه مو نمیگرفتم و این اواخر که دیگه بریده بودم با خودم میگفتم ول کن بابا چی کار کنم چاقی تو خونمه با ارث که نمیتونم بجنگم و فکر میکردم که خدا خواسته که چاق باشم چون زیاد شنیده بودم که خدا همه رو یک شکل خلق نکرده یکی و چاق ،یکی و لاغر ، یکی و سیاه ، یکی و سفید ، یکی و فقیر ، یکی و ثروت مند ……و فکر میکردم که من قسمتم اینه که چاق باشم و با خودم میگفتم که نهایتاً به اندازه مادرم چاق میشم و پذیرفتن این موضوع خیلی اذیتم میکرد.😒🥺

       تا اینکه به این مسیر زیبا🛤️ هدایت شدم .از زمانی که به این مسیر زیبا 🛤️هدایت شدم قشنگ ترین احساسات و تجربه کردم . کلی عادت‌های غذایی زیبا و جدید در من به وجود اومده . حس دریافت پیغام سیری و گرسنگی که دیگه دلنشین ترین حس در دنیاست که من حاضر نیستم این حس و با هیچ چیز در دنیا عوض کنم . به آرامش رسیدم ، در طول روز بیشتر احساس سیری دارم تا گرسنگی ، احساس میکنم دارم دوباره عادت‌ها و رفتارهای درست غذایی دوران مجردی مو به دست میارم ، الان درست مثل همون دوران وسواسی شدم و دیگه هر چیزی و نمی‌خورم البته که باز بعضی از روزا فرمول های چاقیم بالا میاد باز یک رفتارهایی دارم که دوست ندارم ولی نا امید نمیشم و مسیر و رها نمی‌کنم چون متوجه هستم که ممکنه باز ذهنم ویروسی شده باشه  و باید ویروس یابی بشه و سعی میکنم که اون فرمول نادرست و شناسایی کنم و فرمول درست و جایگزین کنم و خوبیه این مسیر همینه که تلاش ذهنیه و فشاری روی جسم نیست و همین باعث میشه که آدم به آرامش درونی برسه و از مسیر خارج نشه برای من که این طور بوده 👏👏👏👏🌹🌹🌹

      نقش عادت ها به این شکل به وجود میاد . اگه ما خودمون و به سه قسمت تقسیم کنیم میشه باور ،عادت و جسم حالا باور ها چه طور به وجود میان ؟  حرف هایی که ما از خونواده ، جامعه ، مدرسه ،دوستان …شنیدیم و به شکل های مختلف به مغز مون رسیدن و ما به اونا فکر کردیم و در ذهن مون مرور شون کردیم و با دیگران و در مورد شون صحبت کردیم و پذیرفتیم و تبدیل شدن به باورهای ما و زمانی که باورها به وجود آمدن عادت‌ ها شکل می گیرن و ذهن ناخودآگاه وارد عمل میشه و ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی رو در ما به وجود میاره که در نهایت جسم ما هم سو بشه با باورهای ما یعنی باور ، عادت و جسم هرسه باید باهم در یک ردیف و هم سو با هم باشند .یعنی نمیشه که باورت این باشه که بعد از ازدواج چاق میشی ولی بعد از ازدواج هم چنان متناسب باشی ..

      خب حالا باید اول باور ها مونو تغییر بدیم تا عادت ها مون تغییر کنند و بعد جسم مون هم خود به خود تغییر میکنه  یعنی لاغری باید از ذهن شروع بشه به این صورت که اول باید فرمول‌های نادرست شناسایی و فرمول های درست جایگزین شون بشن و بعد تغییر در رفتار و عادت‌ها مون به وجود میاد در غیر این صورت امکان نداره که لاغر شدن برای همیشه صورت بگیره و در این روش همین کار و انجام می دیم یعنی نتیجه در مرحله آخر اتفاق میوفته بر خلاف روش های دیگه که اول میرن سراغ نتیجه و چون هیچ فکری برای تغییر باور ها و رفتار و عادت‌ها صورت نگرفته و فقط تمرکز روی نتیجه ست ، بنابراین جسم تحت فشار قرار میگیره و در اون مدت زمان استفاده از اون روش چون یک سری از عادت ها و رفتار ها به اجبار و فشار انجام نمیشه در نتیجه مقداری از وزن کم میشه و فرد خوشحاله ولی افسوس که مدت زمان این شادی خیلی کوتاه و به محض رها کردن اون روش اون مقدار کاهش وزن از بین میره و دوباره برگشت چاقی و اضافه وزن و روز از نو روزی از نو .

      در این روش خبری از رنج گرسنگی و فشار و محدودیت ، رژیم های سخت ، قرص ، دمنوش های تلخ ، عرقیات بدمزه ،ورزش ، پیاده روی ، گن های تنگ…….نیست به اندازه ای که باورهات تغییر کنه به همون اندازه نتیجه در جسمت تغییر می‌کنه پس وقتی که باور هامون تغییر کردن عادت ها مون تغییر میکن و زمانی که عادت‌ ها مون تغییر کردن جسم مون هم تغییر می‌کنه این کار اصلا زوری نیست و به تصمیم هم نیست چون عادت ها رو ما به وجود نیاوردیم که حالا بخواییم تصمیم بگیریم که عادت ها مونو کنار بزاریم در این روش با استفاده از محتوای آموزشی عادت‌های چاق کننده خود به خود از بین میرن و عادت‌ های جدید و لاغر کننده جایگزین شون میشن و ودر نهایت تغییر جسمی صورت میگیره و کسی نتیجه می‌گیره و لذت و احساس خوب نصیبش میشه که در مسیر باشه و ادامه بده و درک درستی از این روش و مسیر داشته باشه به توانمندی خودش و درست بودن این روش ایمان و باور داشته باشه .🌹🌹

      لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم .🌹

      با تشکر از زحمات استاد گرامی.🙏🙏🙏🌹🌹🌹

      با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان.🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/07/29 12:10
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      به نام خدا 

      شاید خیلی خنده دار باشه اگه بگم احساس می کنم تازه امروز و با این فایل معنای لاغری با ذهن رو درست متوجه شدم.چاقی محصول عادتهای ماست. عادتهای ما رو باورهای ما میسازه .باورهای ما حرف های پدر ،مادر، اطرافیان، رسانه ،فضای مجازی ، شنیدن و دیدن این اطلاعات هستند.در برابر اطلاعات چاقی افراد دو برخورد دارند بعضی این حرف‌ها و اطلاعات رو رد می کنند و قبول ندارند و بعضی دیگه این حرف‌ها و اطلاعات رو قبول می‌کنند و بر اثر تکرار میشه باور اونها .مثلا اونها قبول می‌کنند که چاقی ارثیه و این یک باور میشه. مرحله بعد ذهن ناخودآگاه ما ،که همیشه سعی میکنه ما رو به باورهامون برسونه و فرقی نداره باورهای ما چی باشه .ذهن ناخودآگاه ما به وسیله عادت ها ما رو به باورهامون میرسونه. پس در ما عادت هایی متناسب با باورهامون شکل می‌گیره و تکرار این عادت‌ها کم‌کم جسم ما رو شبیه باورمون میکنه و حالا میفهمم که من همه همیشه می‌گفتم من خیلی زیاد غذا میخورم من خیلی پر خورم در شرایطی که می دیدم همسرم و پسرام خیلی بیشتر از من غذا می‌خوردند و هر سه کاملا متناسب هستند ولی من کمتر غذا می خوردم ولی باورم این بود که پرخورم و زیاد غذا میخورم و چاق می‌شم و یا قبلا موقع رژیم ها همیشه میگفتم من اگه گشنگی بکشم سرم درد میگیره و میگرنم میگیره ولی توی ماه روزه فقط دو سه روز اول سردرد داشتم و بعداً خیلی برام عادی می شد باورهای من اشتباه بود و برای من عادت های اشتباه رو ساخته بود که نتیجه اون جسم من بود و حالا قراره توی این دوره ها  اطلاعات و آگاهی‌هایی به ما برسه که ما می‌تونیم متناسب بشیم و اون رو باور کنیم و بعد ذهن ناخودآگاه ما، رفتار ما و عادت‌های ما رو تغییر بده و با تغییر عادت ها در نهایت جسم ما هم تغییر میکنه.به همین راحتی و سادگی 😊

      ما به هرچی باور کنیم میرسیم💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/07/20 13:27
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      با سلام خدمت همه دوستان و همراهان و استاد عزیز 

      استاد من الان حدود دوماهی هست که با سایت تناسب فکری آشنا شدم و انصافا زندگیم تغییر کرده طرز فکرم دگرگون شده و دیدم نصبت به جهان خیلی باز شده  

      درمورد لاغری هم کلا افکارم عوض شده و و حتی خیلی از رفتارهام هم عوض شده 

      چندروز پیش حالم بد بود چون با وجود تمام کارهایی که در حال انجامش بودم :فایل گوش میدادم تمرین انجام میدادم تو کل روز در حال فکر بودم به خودم گوشزد میکردم و خودم و تشویق میکردم و تمام تمرکزم این مدت روی فایلهای لاغری وتغییر زندگی بود ولی فهمیدم یه جای کارم میلنگه 

      چاقتر شدم اونم نه کم 

      خواهرم که دیرتر این مسیرو شروع کرد الان خیلی لاغرتر شده و من اون و میدیدم و حرفهای دیگران نصبت به خودم حالم و بد میکرد 

      نه اینکه به این مسیر شک کنم نه 

      به کار خودم که کجای کارم اشتباهه و برگشتم از فایلهای قبل دوباره مرور کردم ولی فایده ای نداشت و من همچنان سردرگم بودم و حتی فایل که گوش میدادم از ناراحتی و سردر گمی سردرد میگرفتم 

      ولی گفتم انقدر ادامه میدم تا حالم بهتر بشه و وقتی حالم خوب شد بالاخره موفق خواهم شد 

      امروز یه چیزی فهمیدم اینکه من مطالب و گوش میدادم و بدون اینکه فرمانی از مغزم صادر بشه یه سری کارهارو اجبارا و از روی تقلید میخواستم انجام بدم مثل زود سیر شدن و این من و در حین غذا خوردن از خوردن میترسوند و بعدش هم باعث ناراحتی من میشد که چرا من نمیتونم  و اینکه فهمیدم برای لاغری با ذهن من فقط به کارهای خودم تکیه کردم مدام فایلهای قبل و مرور میکردم و نوت برداری میکردم که کاری از قلم نیفته ولی فکر کنم اشتباه بود و من باید به طبیعت منکه لاغری هست توجه بیشتری میکردم و مسیر رو با اطمینان پیش میرفتم و این برگشتنها و تکرارهای زیادی یعنی اینکه من میخواستم با اعمال خودم لاغر بشم نه با قدرت ذهن و به کمک طبیعت و اراده خدا 

      من امروز حس کردم منیت من زیاده و بیشتر به کارهای خودم تکیه میکنم و این باید یکم کمرنگ بشه و راحت تر باشم تا لاغر بشم

      استاد میشه بهم بگید که درکم درست بوده یا نه 

      سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/07/21 15:35
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        سلام و درود
        اگه الان احساست بهتر شده حتما درست بوده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/18 12:48
      مدت عضویت: 143 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,064 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! برای اینکه در مسیر لاغری راحت تر به نتیجه برسیم باید ابتدا عادت های چاق کننده خودمان را بشناسیم. این عادت‌ها مجموعه رفتاری هستند که به واسطه افکار چاق کننده ای که در ما وجود داشته، شکل گرفته است و در اثر تکرار مداوم آن عادت ها، بدن ما اکنون به این صورت درآمده است. ((چاقی محصول عادت های چاق کننده ما است)). این رفتارها را به صورت ناخودآگاه و برای مدت طولانی انجام داده ایم و تنوع این عادتها بسیار زیاد است و قطعاً بیش از یک رفتار را تکرار کردیم که اکنون بدن ما به این شکل درآمده است. ذهن همه انسانها چه متناسب چه چاق دقیقا یکسان است. اما این عادت های رفتاری آنها است که باعث تفاوت در جسم افراد می‌شود. ما فرمول های چاق کننده را برای ذهن ارسال کردیم و بر اثر تکرار مداوم، به عادت رفتاری ما تبدیل شده است. این عادت ها بر اساس انتظار ما از چاقی شکل می‌گیرد. ابتدا افکار و فرمول های چاق کننده را به ذهنمان می فرستیم سپس آنها به تصاویر ذهنی ما تبدیل می‌شوند و بعد از شکل گیری این تصاویر ذهنی چاق کننده در ذهن، از خودمان انتظار چاق شدن داریم و چون انتظارش را داریم، رفتارهای بروز می‌دهین و مدام آنها را تکرار می‌کنیم که به عادت ذهنی ما تبدیل می‌شوند. ما با هیچ تلاش فیزیکی قادر به تغییر این تصاویر ذهنی چاق و عادت های چاق کننده نیستیم. مواد غذایی و میزان و تنوع آنها ربطی به چاق شدن ما نداشته اند، بلکه نوع رفتار و انتظار ما از آنها باعث چاقی ما شده است. تمام چیزهایی که از کودکی در مورد چاقی شنیده‌ایم، نمونه‌هایی که مشاهده کرده‌ایم، باعث شده یکسری فرمول ها در ذهن ما شکل بگیرد و بر اساس همان فرمولها، از خودمان انتظار چاق شدن داشته ایم و رفتارهایمان هم بر همین اساس صورت گرفته است و با تکرار کردن این رفتارها به شرایط کنونی که همان چاقب است، رسیده‌ایم. با تکرار زیاد این عادت‌ها آنها را به باور تبدیل کرده ایم. کلاً دو نوع باور وجود دارد: باور محدود کننده و باور قدرت دهنده. 

      مسلما اگر باور کنیم چاقی به علت مصرف زیاد مواد غذایی بوده و در ذهنمان لاغر شدن را مساوی تغییر در مصرف غذایی بدانیم در واقع تمرکز خود را از ذهن بر روی مواد‌غذایی معطوف می‌کنیم که این  نه تنها به ما کمکی در مسیر لاغری نمی کند بلکه خودش نشان دهنده این است که ما همچنان در مسیر چاقی قرار داریم. 

      هیچ انسان متناسبی، لاغر بودنش را به خاطر کم مصرف کردن مواد غذایی نمی‌داند. از نظر افراد متناسب غذا صرفا وسیله برای رفع نیاز بدن است. ما هم باید باورهایمان را بر اساس باورهای افراد لاغر اصلاح کنیم تا بعد رفتارهایمان هم مثل رفتارهای آنها بشود و به دنبال آن عادت هایمان هم به شکل عادت های آنها در بیاید. اصلا اگر بخواهیم انصافاً قضاوت کنیم مگر ما چقدر غذا می خوریم؟ تمام ساعتهای خوردنمان را اگر جمع کنیم به زور یک ساعت می‌شود. چرا باید ۲۳ ساعت دیگر از روز ذهنمان درگیر همان یک ساعت باشد؟ مگر ما چه کار اشتباهی انجام میدهیم؟ جز اینکه زمان گرسنگی غذا میخوریم و زمان سیری چیزی نمی خوریم؟ 

      به جای تاکید بر روی عادت های چاق کننده و پر و بال دادن به باور و انتظار چاقی، در خودمان شور و اشتیاق لاغرشدن ایجاد کنیم و برای خودمان باورهای قدرت دهنده بسازیم تا به صورت ناخودآگاه توجه مان از زیاد مصرف کردن مواد غذایی برداشته شود. 

      برای خودمان باورهای جدید بسازیم مثل اینکه:

       من هر چیزی بخورم چاق نمی شوم

       بدن من چربی جذب نمی‌کند

       سوخت و ساز بدنم بسیار بالاست و خودش چربی های اضافه را می سوزاند 

       ما خانوادگی متناسب هستیم

       خوردن فقط برای رفع نیاز بدن است 

      من بیشتر از بقیه غذا نمی خورم

       غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند 

      من در هر شرایطی حالم خوب است و نیازی به غذاخوردن برای احساس بهتر ندارم

       همانطور که با قدرت ذهن و ساخت عادت های چاق کننده اکنون به چاقی رسیده ایم می توانیم با همان قدرت ذهن هم به لاغری برسیم. البته خیلیها نمی توانند این را باور کنند چون همیشه لاغری را مساوی با رنج و سختی می دانند و عوامل بیرونی را به عنوان عامل چاق شدن‌شان پذیرفته اند. درحالی که فقط به خاطر سبک زندگی و عادت هایی که داشته اند به اینجا رسیده اند و نمی‌توانند قبول کنند که چاقی حاصل تکرار یک سری عادت های اشتباه است. البته یک یا دو رفتار اشتباه به چاقی ختم نمی‌شود و قطعاً یکسری عادت ها باید باشد تا  در نتیجه اش به این حجم از چاقی رسید. بستگی به نوع عادت ها، به نتایج متفاوتی می‌رسیم. 

      عادتهای خوب هم وجود دارند که می توانند ما را به موفقیت در تناسب اندام یا سایر جنبه های زندگی برسانند. 

      همه عادت ‌های ما انتخابی نیست بلکه بر اساس دیده‌ها و شنیده‌هایمان از زمان کودکی در ما به وجود آمده اند و ما هم به مرور زمان خودمان به این عادت های اشتباه اضافه کرده ایم. ما هر چیزی را که باور کرده باشیم، خود به خود عادت های در ما شکل گرفته که ما را به همان باور برساند. 

      اگر ما خودمان را ۳ قسمت فرض کنیم شامل باور، عادت و جسم می شویم. باورها را ما به وجود نیاورده ایم. از طریق اطرافیان و جامعه به ما القا شده است و بعد ذهن به صورت ناخودآگاه، عادت‌هایی در ما به وجود می‌آورد که جسم ما را با باورهایمان یکی کند. پس عادت‌ها رابط بین باور و جسم هستند. ما تنها کاری که باید بکنیم این است که بخش باورها را تغییر دهیم، مابقی به صورت ناخودآگاه تغییر می کند. بنابراین به عنوان تمرین از امروز سعی می کنم که وقتی بدنم نیاز ندارد اگر چیزی به من تعارف کنند، بگویم میل ندارم. البته در طی این مدت که گام به گام در مسیر لاغری پیش می روم به نحوی این کار را انجام داده ام. 

      مورد دوم اینکه عادت های غذایی خودم را شناسایی کنم. در این مدت هرجا ولع غذایی داشتم و نسبت به خوردن چیزی حریص بودم، آن را شناسایی کنم. ولی دیروز یک لحظه درب یخچال را که باز کردم یک تیکه پیتزا باقی مانده بود و من آن را برداشتم و خوردم و بعد به خودم گفتم اصلاً قبل از برداشتن آن فکر نکردی و نیازی به خوردن آن هم نداشتی ولی باز هم بر طبق عادت های قبل رفتار کردی. بنابراین باید به همین صورت جاهای که هنوز مشکل دارم را شناسایی کنم و بعد آنها را اصلاح کنم تا ملکه ذهنم بشوند. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/24 19:17
      مدت عضویت: 413 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 298 کلمه

      به نام خدا
      سلام استاد عزیز و خوبم، من ازتون سوال داشتم و واقعا امیدوارم پاسخم رو دریافت کنم، راستش من یک مدت با ورزش و تا حدی رژیم مقداری از وزنم رو کم کردم ولی به دلیل سختی اینکارا و کمک خواستن خالصانه از خدا به سایت شما هدایت شدم و متوجه شدم باور های من و انتظار من از خودم چاقی و اضافه وزن است بعد از مدتها بودن در سایت شما و کمتر شدن ترس از خوردن و ایجاد حس خوب و لیاقت لاغر شدن در خودم و ایجاد اعتماد به نفس و راحت شدن با خودم مدام متوجه میشدم که من دارم وزن اضافه میکنم ولی همیشه سعی میکردم نادیده اش بگیرم و روی حال خوبم تمرکز کنم، در این بین بسیاری از رفتار گذشته ام تغییر کرد مثل حرص و ولع در خوردن، که خیلی کمتر شد یا توانایی نه گفتن و حتی من میل ندارم و همچنین ارامشم در خوردن و اعتماد به خودم همه ی اینها برای من خیلی شیرین است ولی احساس تنگ شدن لباس ها و در اخر که برای واکسن شش سالگی پسرم مجبور شدم روی وزنه برم متوجه شدم که حدود پنج شش کیلو اضافه کردم و دیگه واقعا نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و احساس خشم و عصبانیت و ناامیدی بر من چیره شد واقعا نمیدونم باید چکار کنم انتظار من الان لاغر شدن و بهبود و بهتر شدن بود ولی نتیجه من رو ترساند گاهی صدای ضعیفی ته قلبم این نوید رو میده که نترس و ادامه بدهم ولی با خودم میگم اگه چاقتر بشم چی؟ و خیلی میترسم چون چاق که شدم از طرفی مطمئنم که راههای دیگه جواب نمیده چون امتحانشون کردم و جز درگیری با خودم و عصبی شدن نتیجه ای نداشته. با تمام وجودم منتظر راهنمایی شما هستم، لطفا راهنماییم کنید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/06/24 22:48
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 179 کلمه

        سلام و درود
        برای یادگیری اصولی و گام به گام لاغری با ذهن باید دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنید و هر روز یک قدم طبق برنامه ریزی انجام شده بردارید
        لاغری با ذهن چیزی نیست که بشه با چندتا سوال و جواب در انجامش به مهارت برسیم
        نیاز به آموزش منظم و انجام تمریناتی است که در دوره ورود به سرزمین لاغرها مفصل درباره اش توضیح داده شده.
        درمورد چاق تر شدن کاملا طبیعی است
        انتظار اینکه از روزی که با سایت تناسب فکری آشنا شدی روند لاغری شما شروع بشه اشتباهه
        نکته مهم رو خودت اشاره کردی
        از رفتارت راضی هست
        قبلا از رفتارت راضی نبودی و چاق تر می شدی
        الان از رفتار و عملکردت راضی هستی و بازم چاق تر شدی
        باید ادامه بدی
        جسم شما تحت کنترل ذهن و عملکرد شماست
        شما تازه شروع کردی و نیاز به استمرار داری
        بالاخره فکر کنید چند ساله ذهن شما با افکار چاق برنامه ریزی شده
        درسته شما در حال یادگیری و به کارگیری آموزش ها هستید ولی ذهن شما متوقف نشده که
        اون داره بر اساس فرمول های قبلی ادامه میده
        ولی به مرور جهتش تغییر میکنه
        ادامه بدید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/06/24 23:48
          مدت عضویت: 413 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 69 کلمه

          چشم استاد عزیزم حتما که ادامه میدهم، خدایی که من رو تا اینجا هدایت کرده بقیه اش هم میکنه، من که بالاخره لاغر میشم. الانم احساسم دوباره خوب شد به لطف خدا، از صمیم قلبم از شما ممنونم، ان شاالله به زودی دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه میکنم و به کمک شما به ارزویم میرسم، باید برسم بااااااید راه دیگه ای نیست. بی نهایت سپاسگزارم از شما

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/19 19:59
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,510 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و گرامی  و دوستان خوبم 

      من هم مدتها هست بذر اینکه میتونم بدون نیاز به هیچ  عامل بیرونی  لاغر بشم رو در ذهنم کاشتم و دارم هر روز با این فایلها آبیاریش میکنم و نگهداریش میکنم تا تنومند تر و برزگتر بشه و من  هر روز به خودم میگم من با افکار و باورها و رفتار درست به زودی به وزن دلخواهم میرسم  و من پیروز و موفق میشم ..

      من بسیار باور دارم با قدرت ذهن میشه لاغر شد و نیاز به هیچ عامل بیرونی ندارم چون در این مدت  که در سایت هستم و دارم روی خودم کار میکنم دستور های خوردن که از مغز میاد بسیار کم  شده بدون اینکه من هیچ کار خاصی کنم مثل ورزش،و رژیم و دمنوش و ..…. مقدار مصرف غذام بسیار کم شده ولی کلی افراد در اطراف من هست که باور دارن  عوامل بیرونی در چاقی اونها دخالت دارن و همچنین خودم در گذشته ی خودم بسیار این  فکر   رو داشتم اما چون  در دوره  یکی یکی اونها رو نقض کردم دیگه هیچ مانعی بر سر راه جسمم برای رسیدن به تناسب اندام  ندارم و میگم همین ذهنی که من رو چاق کرده حالا هم میتونه من رو لاغر کنه .

      چرا من چاق  شدم ؟؟اگر تازه وارد سایت شده بودم میگفتم چون ازدواج کردم و یا زایمان داشتم و یا   چون اشتهام  زیاده  و کم تحرکی دارم  و  یا خوردن غذاهای چرب باعث چاقی من شده  و کم کاری تیرویید و خوردن قرص هورمونی باعث چاقی من شده  ولی حالا که مدتها هست در سایتم یکی به یکی اونها رو،طبق آموزشها  نقض کردم  و فقط خودم موندم و چاقی .و مسولیت چاقی خودم رو قبول کردم که خودم باعث چاقی خودم شدم و این چاقی من  از روی هوا که نیومده قطعا یه طرز فکر و رفتاری داشتم و سبک زندگی داشتم که به این شرایط در اومدم .

      چاقی محصول عادتهای ما هست ، عادت رفتاری هست که هر روز داره تکرار میشه و یک رفتار اشتباه نیست که ما رو چاق کرده  مجموعه ای از یک سری رفتارهای اشتباه هست که  من رو چاق کرده  و یکی و یا دو رفتار  تکراری اشتباه آدم رو چاق نمیکنه .

      تفاوت افراد چاق و لاغر تفاوت در عادتهای اونها هست بعضی ها  فکر میکنن تفاوت چاقها و لاغرها در نوع مواد غدایی و یا میزان خوردن مواد غدایی و تنوع اونها  هست اما اینها مهم نیست و  فقط تفاوت در عادتهای اونها هست و این عادت چیزی نیست بجز تکرار  یک رفتار .

      افراد چاق خیلی راحت از هم عادت های زشت  رو یاد میگیرن و به عادتهای خودشون اضافه میکنن من خودم وقتی کنار .فرد چاقی باشم که همش حرفش،در مورد خوردن هست که چی خوبه چطور پخته بشه خوبه و یا ….. سریع بحث رو عوض میکنم و یا از پیش اون فرد میرم چون میدونم این حرفها  روی خوردن  من هم تاثیر گذار خواهند بود . 

      یک فکر وقتی تکرار میشه ،میشه عادت  .اگر چیزی رو باور کنی خود به خود در شما رفتاری شکل میگیره که وضعیت شما رو مطابق به باور شما کنه منی که بارها شنیده بودم ما خانوادگی اشتهای خوبی داریم و این در  خانواده ی ما نهادینه هست یواش یواش عادتهایی در من شکل گرفت  که وضعیت من رو ربط داد به اون باورم در واقع عادت رابط بین باور و جسم هست .

      باور رو به شکلهای مختلف  از طریق خانواده و جامعه و اطرافیان و …به ما گفتن و با بارها تکرار کردن دیدن  و شنیدن  چیزی اون در ما شده باور و ما اون رو قبول کردیم و ما هر باوری در مورد جسممون داریم سریع جسم ما به همون شکل در میاد مثلا من بارها شنیدم قرص تیرویید من رو چاق میکنه  حالا هر چقدر ورزش میکردم و نمیخوردم فایده ای نداشت و من هر روز شاهد چاقی بیشتر در جسمم بودم .و یا بارها به من گفته بودن این قرص هورمونی که تو میخوری چه بخواهی جه نخواهی چاق میشی و من دیگه این رو باور کرده بودم چون از چند پزشک متخصص و کارشناس تغدیه  همزمان شنیده بودم و واقعا روند چاقی من خیلی سریعتر شده بودم ولی از وقتی وارد سایت شدم  و این باورهای غلطم رو نقض کردم   و به جای اونها باورهای  درست جایگزین کردمو برای من  نتیجه فرق کرد  چون خیلی از افراد رو  می دیدم  با وجود خوردن همین دارو ها بسیار لاغر و متناسب هستن و این نشون میده اون افراد باور نکردن که این داروها باعث چاقی اونها میشه و هیچ مشکلی ندارن و حتی خودم با وجود خوردن همین دو دارو   در این مدتی که در سایتم تونستم از این طریق کلی وزن کم کنم پس این داروها رو مانعی برای تناسب نمیدونم و اصلا دیگه همچین چیزی رو باور ندارم حتی اگر تمام پزشکان دنیا بگن  اره اینطور هست من ذره ای به مسیرم  شک‌ نمیکنم .

      به قول استاد باید از بالا به پایین لاغر بشیم (اول ذهن بعد جسم ) همانطور که از بالا به پایین چاق شدیم باید اول از ذهنمون  شروع کنیم تا نتیجه رو در جسممون  ببینیم  پس هر چقدر به جسممون فشار بیاریم در حالی که ذهنمون پر از فرمولهای چاقی هست  بی فایده هست و اون کم کردن وزن دوباره برمیگرده .

      پس هر چقدر فکر کنی که  عوامل بیرونی  در چاقی خودت دخیل هستن تو کمتر تلاش میکنی و عادتهای چاقی بیشتری در تو شکل میگیره و تو رفتارهای غلط بیشتری پیدا میکنی و  بیشتر پرخوری میکنی و عادتهای جدیدی تو پیدا میکنی که نتیجه رو برای تو رقم میزنه یعنی عادتهای تو نتیجه رو رقم میزنه .

      پس باور کن میتونی لاغر بشی  تا ببینی که  ناخود آگاه رفتارهای تو تغییر میکنه .

      به اندازه ای که باورهای تو تغییر کنه نتیجه ی تو هم تغییر میکنه .

      من خیلی عادتها داشتم مثل پرخوری و ریزه خواری و ترس از خوردن و سالها میخواستیم تغییرشون بدیم اما نشده  بود من بارها تصمیم گرفتم از فردا با چایی شیرینی نخورم اما نمیشد چون من تصمیم به ایجاد این عادتها نگرفته بودم که حالا بخواهم تصمیم بگیریم اونها رو  انجام ندم من سالها پرخوری داشتم و خیلی دلم میخواست این کار رو نکنم اما نمیشد بارها کارم به دل درد  و حالت تهوع  و حتی استفراع کردن میکشید اما نمیتونستم انجام ندم و پرخوری میکردم و بقبه میگفتن از اینه که معدت کوچیک شده هر چی بخوری بالا میاری و  و یا سنگین میشی  اما حالا بعد از بودن مدتها در سایت خیلی راحت دیگه پرخوری نمیکنم بدون اینکه خودم بخوام تصمیم خاصی بگیریم یه مثال  از خودم بزنم که  بازم خودم متوجه بشیم  چقدر تغییر  کردم و به راحتی میگم میل ندارم :

       همین دیشب من به یک مهمونی دعوت بودم که طرف خودش چاق بود و میگفت باید غدا در حد عالی و زیاد برای مهمان تهییه کنم  اونم با کیفیت و خلاصه کلی گوشت بره  ی تازه با چربی قطعه شده  برای  کباب چنجه و  گوشت دنده ی قطعه شده برای شیشلیک  در حجم بسیار زیاد  آماده کرده بود با نوشابه و دسر که بخورید شاید باورتون نشه من بدون اینکه کاری به تنوع مواد عذایی و ….. داشته باشم و  بدون ترس و دلهره و بدون  هیچ فکر عجیب و عریبی که نه من باید کم بخورم که لاعر بشم و حساب و کتاب کنم شروع به خوردن کردم اما فکر کنم ته ته خوردنم دو سیخ خالی بدون هیچ نون  و دسری بود  البته یه نصف لیوان نوشابه هم خوردم و خود به خود بدون اینکه من کاری کنم  دیگه نتونستم بخورم نتونستم حتی یک ذره بیشتر وارد بدنم کنم و تازه اینقدر سیر بودم  بعدش اینقدر برای من این غذا  سنگین بود و احساس سیری داشتم که   تا فردا ظهر مهمونی من فقط لیموترش تازه با چایی بدون  ذره ای قند  تونستم بخورم ببین  فقط لیموترش و چایی دلم میخواست بخورم  و هوس میکردم ودیگه هیچ خرما بود خربزه بود و دسر بود من نخوررم حتی  بقبه ی افراد شب هم بساط منقل و کباب کردن رو راه اندازه کردن و  بقیه ی گوشتها رو گداشتن برای کباب کردن  اما  من نتونستم یک دونه از اون گوشتها  رو بخورم و تازه از بوی اونها و دیدن اونها و خوردن افراد جلوی چشمم حتی شب اخر وقت حالم بد میشد و حالت تهوع میگرفتم  و همش میگفتم چطور اینها میخورن چرا من نمیتونم و خودم خودم تعجب کرده بودم یعنی چی ؟؟؟اینقدر فرمولهای ذهنیم تغییر کرده کاری که در گذشته محال ممکن بود انجام بدم یعنی مهمان باشم بساط کباب کردن هم باشه اونم در این حد زیاد و عالی و گوشت بره و …. باشه من فقط از ظهر تا فردای اون روز  تونستم دو سیخ برای ناهار کباب بدون نون و .. بخورم  در حالی که کلی کباب جلوی من بود واقعا موندم که اینقدر تغییر کردم ؟؟؟؟؟ولی از طرفی به خودم میگم  ببین همه چیز ذهنی  هست و من دارم روی خودم کار میکنم  اینم نتیجه اش که دستور خوردن  بیشتر  همون پرخوری کردن نمیاد به خدا با همه ی اون جمع ۲۲ نفره ی دیروز من متفاوت بودم اونها حتی بعد از ظهرم  هر چی گوشت  اضافه اومده بود  دوباره خوردن اما من لب نزدم و  نخوردم چون میل نداشتم و شب هم  دوباره کباب کردن و خوردن من حتی نمیتونستم به اونها  نگاه کنم چون هنوز از ظهر سیر سیر بودم و نمیتونستم بخورم و میل نداشتم هر چقدر جلوی من میخوردن تعریف میدادن و اصرار میکردن من نخوردم چون نخواستم چون میلی به خوردن در کار من  نبود چون دستوری نبود و بسیار بسیار لذت بردم و عالی عمل کردم و صبح هم که از خواب پا شدم نتونستم صبحانه بخورم و نیم ساعت بعد یه خوشه انگور خوردم تا ناهار ظهر تونستم یکم دوباره غدا بخورم  خدا رو شکر و سپاسگزارم که این همه عالی تغییر کردم کاری که قبلا دکتر میگفت  انجام نده کارشناس تغدیه میگفت مربی باشگاه میگفت انجام نده پرخوری نکن و  اما من انجام میدادم و نمیتونستم پرخوری نکنم و من همیشه گرسنه بودم و میل به غذا داشتم   و ….اما حالا بدون حرف هیچ کس خودم با آموزش ذهنم دیگه  انجام نمیدم و لذت میبرم و حاضرم به جرا ت بگم دیشب تنها فردی بودم که در جمع شام نخوردم و همه داشتن میخوردن و بوی کباب و دودو و منقل بود اما من نخواستم .و بی میل بودم و نخوردم چون میل نداشتم و تخریک به خوردن نشم  و زیاده روی نکردم  .

      و این تفاوت آموزش لاغری با ذهن  و بقبه روشها هست که فرد چاق براش سخته که بگه میل ندارم و اما من به راحتی دیشب در مقابل اصرار بقیه که میگفتن  بخور  به راحتی میگفتم میل ندارم  کاری که قبلا میگفتم نمیشه امکان نداره من در مقابل خوردنی بگم میل ندارم اما حالا و دیشب   این جمله روبه راحتی  میگفتم .

      باید اول فرمولهای ذهنی و باورها عوض بشه خود به خود عادتها عوض میشه  پس عادتها هماهنگ کننده ی جسم و باورها  هستن .

      من قبلا باور داشتم چون ازدواج کردم طبیعی چاق بشم 

      من قبلا باور داشتم چون زایمان کردم و دو زایمان داشتم باید چاق باشم و  طبیعی که شکمم بزرگ باشه .

      من قبلا باور داشتم چون دارو میخورم  پس طبیعی که  چاق باشم 

      چون کم کاری تیرویید دارم  پس طبیعی که  چاق باشم .

      چون اشتهام زیاده  پس طبیعی که  چاق بشم .

      چون سنم داره میره بالا ی ۳۵ سال پس طبیعی که چاق بشم .

      چون کم تحرکی دارم  طبیعی که چاق میشم .

      چون مواد عدایی چرب میخورم  طبیعی که چاق بشم .

      چون هله هوله میخورم طبیعی که  چاق بشم .

      و من کلی عادت پیدا کرده بودم که به این باورهام نزدیک بشم مثلا زیاد تر میخوردم حتما  صبح ها خرما با شیر و گردو میخوردم اما بعدش کلی شیرینی و بسکوییت میخوردم و یا موقع درست کردن غذا کلی از اون  غذا  رو داغ و داغ پای گاز میخوردم قبل از اومدن همسرم برای صرف ناهار  چندین کاسه خورشت خالی میخوردم و یا  همه ی  ته دیگ برنج رو که تازه دم کشیده بود و داغ بود از قابلمه جدا میکردم  و به تنهایی  میخوردم و بعد از ظهر ها حتما میرفتم تو آشپزخونه و سر پا کلی غذا میخوردم و یا اگر به فرزندم خودم  غذا میدادم خودم هم کلی با اون غذا میخوردم  و یا باقی مانده ی داخل ظرفهای غذای بقیه ی اعضای خانواده  رو میخوردم از ترس اسراف  ما بقی غذاها رو میخوردم   بعدش چایی با شیرینی میخوردم و شب حتما  شام سبک میخوردم که اشتهام کنترل بشه اما بعدش که خونه ی  مادرم میرفتم  که تقریبا هر شب  هم میرفتم  هر غذایی بود کلی  از اونم میخوردم و یا اخر شب از سوپری چیپس و پفک میخریدم  و میخوردم و انصافا چاقتر میشدم و نمیخواستم که چاق بشم اما نمیتونستم که نخورم و  من کلی عادت غلط پیدا کرده بودم  که    همیشه داشتن  تکرار میشدن  و من چاقتر میشدم  تا  جسمم به باورهایی که داشتم نزدیکتر بشه و من  هم که این اواخر کلی باور غلط زیاد پیدا کرده بودم و همینا روند اضافه وزن من رو زیاد کرده بودن  .

       من باید بارها بگم غذا برای این هست که  بدن من  چون به انرژی نیازه داره  پس غدا میخورم که اون انرژی به بدن برسه و اصلا چطور میشه یه قرص باعث شده که من تا دیروز طور دیگه غدا میخوردم حالا طور دیگه غذا بخورم امکان نداره و یا من باور داشتم  اشتهام بسیار زیاده و بارها به کارشناس تغدیه و متخصص میگفتم که من اینطورم و دلم میخواد بیشتر بخورم و اون  با تعجب میگفت بعد از این همه رژیم تو معدت جمع نشده و اشتهات کم نشده  ؟؟؟؟ و من میگفتم نه من دوست دارم شیرینی بخورم و یا هله هوله بخورم و عدا ی معمولی بخورم و بسیار حرص،و ولع پیدا کرده بودم و وقتی در وزن دلخواه قرار میگزفتم دلم میخداست از همه چیز خیلی زیاد بخورم و  دقیقا همین کار رو میکردم بر خلاف الانم که از پرخوری بدم میاد   خلاصه  سریع وزنم برمیگشت و من  همیشه  پیش خودم میگفتم چون اشتهام زیاده  اینطور هستم اما حالا بارها به خودم میگم  اشتها اصلا وجود نداره و فقط در ذهن خودم هست و در جسم من چیزی به نام اشتها وحود نداره و من فقط باید در موقع گرسنگی به درستی بخورم و به نیاز جسمم پاسخ بدم .

      من خیلی رفتارهام قبلا عادت بود که  الان  اونها رو ندارم وو هیچ حرص،و ولعی ندارم و هیچ ریزه خواری ندارم و ….. فقط  الان  یه عادت دارم که باید بیشتر تمرینش کنم تا در اون مهارت پیدا کنم و اونم این هست که  بعد از گرفتن پیغام سیری دیگه لقمه ی اضافه ی بر ندارم و نخورم .

      خیلیها میگن بدن من شیرینی رو میکشه  این یک باور اشتباه هست و وقتی باور ش کنی یه سری عادتها در شما به وجود میاد که شما رو با باور تون هماهنگ کنه و شما بیشتر شیرینی میخورین و اما یه سری افراد هستن که اصلا علاقه ندارن پس چطوری هست بدن شما میکشه اما اونها نمیکشه ؟؟؟پس باید باورهای خودتون رو تغییر بدین .

      من دارم رویای لاغری خودم  رو محقق میکنم و باقی مانده ی عمرم رو در لاغری   سپری میکنم .

      یک متناسب ممکنه از لاغری خودش اینقدر لذت نبره که من دارم  از لاغری خودم لذت میبرم و من قدرراین لاغری رو میدونم و هر روز سپاسگزار خدای خودم هستم 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/19 02:39
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,000 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      باورهای ذهنی ما باعث چاقیمون شدند و برای رسیدن به تناسب اندام هم باید از طریق باورهای ذهنی به لاغری همیشگی رسید

      عادت یک فکر ساده ای است که بر اثر تکرار شدن به عادت تبدیل می شود

      عادت های چاق کننده  از تکرار واکنش های ما در برابر مواد غذایی ایجاد می شوند

      در واقع چاقی محصول تکرار عادت های اشتباه ما هست.

      نه اینکه یک عادت باعث شده ما به این حد از چاقی برسیم نه بلکه تکرار چندین عادت باعث  شده به این حال برسیم.

      در کل بخواهیم حساب کنیم تمام رفتارهای انسان که باعث پیشرفت و ضرر میشه به خاطر عادت هایی هست که تکرار شده اند.

      یاد اون حکایتی افتادم که یک حاکمی از محلی عبور می کردند دید که یک زنی گاوی رو بغل میکنه و از پله های خونه اش بالا می بره و به جایگاهش   که طبقه بالا بوده می بره خیلی تعجب می کنه که چطور یه زن گاو به این سنگین وزنی روبه راحتی  بلند میکنه و عین خیالش نیست . ماجرا براش جالب میشه و پیش خودش میگه چی شده که زن این قدرت و توانایی پیدا کرده وقتی علت رو جویا میشه مادر اون زن میگه دخترم وقتی که این گاو تولد شده و کوچیک بوده یه روز که باباش کار داشته به دخترش میگه امروز تو این گوساله رو ببر داخل خونه دختره هم گفته بابا من نمیتونم ولی باباش میگه تو میتونی امتحان کن دختره هم امتحان میکنه از اونجایی که گوساله کوچولو بوده خیلی راحت تونسته نقل مکانش بده و یقین پیدا کرد که اون میتونه برای همین هر روز تکرار کرده و هی گوساله رو جا به جا کرد و اصلا بهش سخت نگذشت  تا  الان که به یک گاو تبدیل شده و  عادت کرده و براش مثل آب خوردنه .

      داستان چاقی ما هم همین طور بوده و متناسب داشتیم زندگیمون رو می کردیم که گفتند ما ژن چاق شونده داریم و توی سن بلوغ چاق میشیم اگه تحرک نداشته باشی چاق میشی اینقدر گفتن که راستی راستی باورمون شد که اگه غذا بخوریم و تحرک نداشته باشیم چاق میشیم و همین طور هم شد

      یک سری رفتارهایی رو از بزرگترها و دوستان یاد گرفتیم

      مثلا  جمله ممنون ومیل ندارم رو بلد نبودیم و  خیلی راحت با تعارف کردن خوراکی ها و عبارت خب  بخور و تعارف نکن   می پذیرفتیم و میخوردیم .

      یا وقتی توی مهمونی یا خونه  دیگران برامون غذا می کشیدن فقط چشممون دنبال غذا بود که بیشتر بکشه .بعدشم انگار ماموریت پاک سازی ظرف غذا رو به ما  داده بودن و از آخرین دونه برنج هم نمی گذشتیم .

      یا برنامه ریزی برای انتخاب بهترین غذا ها برای یه گشت و گذار دو ساعته با رفقا .

      یا ریزه خواری هامون قبل از اینکه ناهار و یا شام دم بکشه و…

      فرد متناسب هم همین طوره عادت رفتاری رو تکرار میکنه

      اختلاف چاق و لاغر ها تفاوت در رفتار و عادت هاشون هست.

      افراد چاق خیلی راحت رفتار اشتباه رو از دوستان یاد میگیرن

      و عادت اشتباه به عادت خود اضافه می کنند.

      مخصوصا توی کودکی که  اختیار آنچنانی  ندارند.

      عادت از باورها به وجود میاره

      اول حرف شنیدیم و رفتارها دیدیم تبدیل به باور میشه  و بعد یواش یواش عادت اشتباه رفتاری تشکیل میشه و بعد  جسم رو می سازیم.

      برای لاغر شدن اول باید باور اصلاح بشه بعد خود به خود عادت ها ترک بشه و رفتارهای جدید تشکیل بشه تا جسم به روز اول برگرده

      درصورتی که ما در تمام‌ رژیم ها با به سختی گذاشتن جسم  به فکر عوض کردن اندام مون بودیم و برای چون باور چاقی هنوز توی ذهنمونه و عادت اشتباه رو داشتیم یک سری عادت ها کم میشد ولی دوام  نداشت  و این مسئله باعث شکست روش لاغری می شد.

      ذهن در قصد تکرار عادته ولی ما قصد فشار جسم داریم و نتیجه کنترل میکنیم و آخر خسته میشیم و رژیم رو رها می کنیم.

      باورت هر چی باشه همون میشه

      باور ذهنی خیلی قوی هست عادت جدید نتیجه جدید مساوی با باور میشه

      به اندازه ای که باورمون عوض بشه عادتمون عوض میشه و جسممون عوض میشه

      مثل اینکه جوی آبی از توی باغمون میگذره و میبینیم که آب بد مزه شده و هی آب رو شیرین میکنیم ولی باز روز از نو و روزی از نو و دوباره آب بد مزه شده تا اینکه یکی از راه می رسه و میگه سرچشمه آب  دچار مشکل شده و برای رهایی از این آب بدمزه باید همه هماهنگ ‌بشیم و برویم کارهاش بکنیم تا مزه آب دوباره به روز اولش برگرده .  

      اول باید سرچشمه تغییر پیدا کنه بعد آب زلال میشه

      حکایت اون کوهنوردی که شب هنگام کوهنوردی دستش لیز میخوره و توی تاریکی کوهستان از کوه پرت میشه پایین و آخرین لحظات سقوطش به طنابی که همراهش بوده آویزون میشه و همینجوری بین زمین و هوا معلق بود و تاریک هم بوده و هیچ جا نمیبینه  توی این اوضاع از خدا میخاد کمکش کنه و خدا بهش میگه اگه میخای جون سالم در ببری و زندگی کنی طناب رو رها کن و مرد هم حرف های خدا رو باور نمیکنه و همچنان به طناب میچسبه و ول طناب نمیکنه

        فردا تیتر روزنانه ها میشه گروه امداد و نجات جسد کوهنوردی رو که دیشب از کوه سقوط کرده بودند رو در حالی که به یک طناب به فاصله ی یک متری زمین آویزان بوده و بر اثر سرما یخ زده بوده  رو پیدا کردند.

      باور اینقدر قوی هست که حتی جون آدم رو نجات میده

      چه برسه به لاغری و تناسب اندام.

      باور کنیم ما توانایی لاغر شدن رو داریم

      باور کنیم ارث و عدم تحرک و بلوغ و ازدواج و مواد غذایی… عامل چاقی ما نیستند و نخواهند بود

      دیگه خودمون به اندازه نیاز غذا بکشیم

      واژه ممنون و میل ندارم رو توی دستور کار روزانه مون قرار بدیم)چقدر لذت بخشه این کار از وقتی این جمله رو به کار میبرم خیلی حس خوبی پیدا کردم و دید با ارزش  بودن به خودم دارم و گام های لاغری رو محکم تر بر میدارم)

      حرص و وله خوردن و ندارم و با خیال راحت میخورم و خیلی از حال خودم راضیم .واقعا لذت داره با آرامش زندگی کردن.

      لحظاتتون سر شار از آرامش روح و روان .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/17 20:11
      مدت عضویت: 98 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,763 کلمه

      با سلام 

       

       

       

      حرکت در مسیر درست ، با هر سرعت وشتابی که باشه ، مهم اینه که ما به مقصد میرسیم ، اما در مسیر غلط هر چقدر سرعت داشته باشیم ، هر چقد انگیزه و اشتیاق هم داشته  باشیم ، به مقصد اصلی ، اصلا نمیرسیم مثلا از رشت اگه بخوای بری تهران مسیر صحیح اینطوریه که باید حتما  از قزوین ویا کرج عبور کنی ولی اگه دیدی رفتی گرگان و اونطرفا دیگه مقصدت تهران نیست ، ممکنه مازندران باشه ! 

      در کل اینو خواستم بگم ، که الان  چندروزه که من با اینکه میدونم در مسیر درست هستم و دارم توش حرکت میکنم  و مطمعنم که به مقصد می رسم  و درسته که دارم با ی سرعت خیلی اروم مثلا 20 میرم ، اما هی ماشینم خاموش میکنه و نمیخواد منو به مقصدم برسونه ، خب من برای اینکه برسم باید حرکت  داشته باشم ، و ماشین خاموش که حرکت نمیکنه ‍! نمیدونم چرا مشکلش چیه ولی تا اونجایی که میدونم معمولا وقتی ماشین خاموش میکنه که یا سرعتش پایین میاد ،یا کلاچش با گازش هماهنگ نیست، و من حس میکنم که اینطوریه ، که من میخوام لاغر بشم ولی ذهنم  هنوزاجازشو رو برام صادر نکرده ، چون الان چندروزه که من انگار بزور میام تو سایت تا بنویسم! اون اشتیاق و نمیزاره داشته باشم و دوست داره هر کاری بکنه تا من روی این موضوع تمرکز نداشته باشم و مثلا گوشیو برمیدارم بیام توسایت ، منو وادار میکنه نههه برو اینستاگرام و….

      و هروقت هم که قانعش میکنم که بیام فایلمو گوش بدم یا تمرینامو انجام بدم ، بزور دوست داره اونکارو انجام بده ! نمیدونم کدوم فرمول ذهنیم اومده رو که باید شناساییش کنم ، یا اینکه اصلا فرمول ذهنیه یا نه؟…

      ولی ازتون ممنون میشم که کمکم کنین یا راهنماییم کنین

      موضوع بعدی اینه که خیلی ها نمیتونن باور  کنن که از راه ذهنی میشه لاغر شد و جواب من به این داستان اینه که ما تمام کارهامون از راه ذهنه و یا حداقل فکرش ویا  نقشه ی انجام کارامون و تو ذهنمون میکشیم که چیکار کنیم ، چحوری انجامش بد یم و تصویرشو تو ذهنمون ایجاد میکنیم. درواقع تمام زندگی ما داره از طریق ذهنمون و  افکارمون سپری میشه و ما نمیتونیم اینو باورکنیم! و درسته که ما داریم تمام کارامون و با ذهنمون انجام میدیم ولی بهش فکر نمیکنیم یا توجه نمیکنیم که ذهنمون داره همچین کاریو انجام میده واسمون.و ادعا داریم  که نهه ما داریم خودمون کارامون و انجام میدیم .

      اصلا از نظر من چون کلمه ی ذهن به کار برده شدن نمیتونن باور کنن وگزنه کل زندگیشون داره با ذهنشون میگذره و کسی نمیاد بهشون بگه که مثلاا اشپزی با ذهن و یا کارکردن با ذهن و..این ودر زندگی روزمره  بکار نمیبرن .

      نیروی ذهنی همه افراد با هم برابره چون انسان ها همه به یک شکل افریده شده اند و در کسی قدرت و یا نیروی خاصی به استثنا قرار داد ه نشده ، خداوند عدالت رو بر قرار کرده و تفاوت و استثنایی برای کسی غاعل نشده. پس حالا که افراد متناسب با افراد چاق نیروی ذهنی برابری دارن، چرا جسمشون فرق میکنه ؟ 

      اینجا متوجه میشیم که افکاری که در ذهن اون ها وجود داره متفاوته

      درسته که این چاقی و این افکارچاق کننده  هم حالا از طریق خانواده و یا اطرافیانمون یاد گرفتیم و باعث شد که چاق بشیم و فرمول های چاق کننده در ذهن ما ایحاد بشه ولی بازهم مقصر چاقیمون خودمون هستیم !

      درسته که من خودم نمیتونم مادرم و یا خانوادمو ببخشم بابت این ظلمی که به من کرد ند و من با اینکه الان 19 سالمه و تا این مدت خیلی کارهای دیگه هم میتونستم انجام بدم و که الان مجبورم دیرتر انجامشون بدم و فکرم و درگیر موضوع لاغی و اضافه وزن نمیکردم تمرکزمو روی خواسته های دیگم میزاشتم و الان مجبورم که دوباره از اول شروع کنم و خیلی کارهای دیگه هم که  میتونستم انجام بدم و الان مجبورم دیرتر انجامشون بدم .  ولی دیگه مقصر خودمم چه بخوام چه نخوام ! چون من بودم که حرفاشون و باور کردم ،چون خودم بودم که به این چرت و پرتایی که اصلا معلوم هم نیست از کجا دراورد ه بو دن بها دادم. بنابراین مقصر اصلی خودمم ! و هم اینکه چنین اتفاقی باید میفتاده که من اگاهی های بیشتری نسبت ب زندگی یاد بگیرم و اونو تو همه جنبه های زندگیم بکار ببرم و اگه این قضیه نبود من باید باز هم در جهل و نادانی زندگیم و سپری میکردم . پس این قضیه رو به فال نیک میگیرم.

      پس من پذیرفتم که نقش اصلی در اضافه وزنم رو من دارم و همینطور که توجه و بها دادن من به یکسری چیزها سبب چاق شدن من شد ، میشه که دوباره با بها دادن و باور کردن چیزهای صحیح هم لاغر بشم و مسیولیت لاغری خودمم وبه عهده بگیرم .

      چرا ما چاق شدیم؟ چاقی محصول عادت های چاق کننده ماست. عادت های چاق کننده، رفتارهای اشتباه تکراری هستند که ما اون هارو در روز تکرار میکنیم و  به طور ناخوداگاه در ما شکل میگیره و با تکرار طولانی مدت در ما باعث ایجاد چاقی میشه 

      با یک مثال اینو توضیح میدم :

      ما در خانواده بارها از کودکی شنیدیم درباره ی چاقی ، اینکه ادم چجوری چاق میشه ؟ یا چه کارهایی ادم و چاق میکنه و…. یعنی اون ها یسری باور نادرست داشتن که همونو مستقیم اومدن دایورت کردن به مااو هی گفتن ، گفتن ،هی تکرار کردن ، هی تکرار و تکرار و تکرار و….

      و این گفتن و تکرار کردن خیلی مهمه ، اگه 2/3 بار شنیده بودیم که تاثیری رو ما نداشت .

      ولی با تکرار مدااااممم ما باور کردیم و ترسیدیم که نکنه اینجو ری بشه؟! و باید مواظب غذاخوردنمون باشیم و…. و این تکرار باعث شد که این فرمول های نادرست که باعث چاقی ما میشن در ذهن ما ایجاد بشه  و تصویرشو در ذهن خودمون به وجود بیاریم و ینی به طریقی انتظارمون از چاقی انجام دادن اون کار ها و یا رفتاری بود که فرمولش  در ذهن ما ایجاد شده بود شکل گرفت .

      مثلا شنیدیم که غذا کمتر بخور تا چاق نشی ، اینجا بحث اصلی مقدار غذا و غذاخوردن و بود که مارو چاق میکرد ، یعنی غذا رو عامل چاق شدن میدیم که با کم خوردنش میتونستیم از چاقی در امان بمونیم ! و این باعث شد که مثلا اگه ما یکدفعه بیشتر بخوریم چاق بشیم ! و قبل از اون عذاب وجدان هم میگرفتیم ، چون انتظارشو داشتیم که چاق بشیم چون زیاد خوردیم!و بعد با سرزنش کردن خودمون و حس بدی که در ما به وجود اومده بود بازهم اون رفتارو تکرار کردیم و در واقع فرمول ها فعال شدن ،

      عادت یک فکر سادس  که براثر تکرار شدن به عادت تبدیل میشه.

      همین کم بخور تا چاق نشی یک حرف سادس اماا….

      اصلا کم خوردن یا زیاد خوردن ینی چیی عاخه؟؟ ادم به اندازه نیازش میخوره دیگه .

      بنابراین براساس انتظار ما از چاقی به مرور رفتارهایی در ما شکل میگیره که با تکرار کردنشون چاق تر میشیم و تبدیل به عادت های چاق کننده در ما میشه  و وقتی انتظار از چاق شدن شکل بگیره به مرور  رفتار های چاق کننده هم شکل میگیرند.و با تکرار کردن اون ها عادت ها و جسم ما  به چاق میشه .

      تو یکی از این فایل ها که استاد درباره یک شخصی گفت که لاغر بود و میخواست چاق بشه و هر با ر بعد از غذا خوردن خودش و ناز میدادو میگفت که به به چاق شدی و… 

      و چاق هم  شد ولی رفتار غذایی و حجم غذاییش تغییری نکرده بود، اما بعد از مدتی  با گفته و یا سرزنش اطرافیانش و دیگران  که مواظب باش و فلان ووو…..و ترسیدن از چاقی بیشتر و…. رفتار های غذاییش هم به رفتار های چاق کننده تغییر پیدا کرد و حجم غذاییشم بیشتر شد.

      من حس میکنم که چون چاقی رو به خوردن غذای اضافه نسبت به نیاز بدن ربط دادن ، حتی اگه  میزان غذا خوردن هم همون باشه به مرور تغییر میکنه و اضافه میشه چون داین باور وجود داره که افراد چاق زباد غذا میخورن ، خب حالا که من چاق شدم باید بیشتر هم بخورم دیگه!!! واز به اون شکل رفلتار غذایی هم تغییر میکنه 

      و واقعا در ذهنیتتتت ماست !

       رفتار ما با باورهامون ایجاد شد .

       پس اول بذر چاقی در ما کاشته شد و افکارمون هم نسبت به غذا و غذاخوردن شکل گرفت و باور کردیم که به این دلیل و به اون دلیل ما چاق میشیم و اگه رعایت نکنیم  باید انتظار چاق شدن وداشته باشیم … 

      و الان هم بذر لاغری و در ذهن خودمون کاشتیم و افکارمون نسبت به غذا و غذاخوردن تغییر کرد و داریم باور میکنیم که اشتباه فکر میکردیم و اروم اروم بذرجدیدمون داره جوونه میزنه تا رشد کنه .

      مثلااا یکی از باور های افراد چاق اینه که پرخوری میکنن ، در صورتی که پرخوری کردن باعث چاقی نمیشه  ، چون ما خودمون بارهااا دیدیم افراد لاغری و که خیلیییی بیشتر از افراد چاق میخورن و اصلا هم نگران نیستن که زیاد خوردن و …وباز هم لاغرند  در واقع اونا باور ندارن که پرخوری کردن باعث میشه که چاق بشن ولی در افر اد چاق دقیقا برعکسه و اونا عامل چاقی خودشون و پرخوری کردن میدونن .

      درواقع فرمول های پرخوری کردن  افراد متناسب قرار نیست که چاقشون کنه ولی  در افراد چاق این فرمول در جهت چاق شدنشون استفاده میشه.

      چون من خیلی به حجم غذایی که افراد چاق میخورن دقت کردم و با یک فرد متناسب مقایسش کردم به نظر من که حجم غذاشون کم تر از بعضی از متناسب ها بود ولی خودشون فکر میکردن که بازم زیاده و حتما چاق میشن .پس به مقدار غذا نیست ! مطمعنم که تو یوتیوب و یا اینستاگرام این ویدیو های ASMR  و دیدین و دقت کردین که چرا اون شخصی که این همههههه غذا میخوره تو اون ویدیو هاا ، 10 تا بستنی میخوره 20 تا کیک و با هم ، یکجا میخوره و بازم لاغره و حتی کمبود وزنم داره! و ما هم فقط با دیدنشون حرص میخوردیم !

      در واقع مواد غذایی مارو چاق نکردند بلکه توجه ما به چاقی و پرخوری و عذاب وجدان و ایجاد حس محدودیت در خودمون باعث ایجاد چاقی در ما شدند و مسیر مارو به جهت چاق شدن بردن

      پس افکار و باور افراد متناسب و لاغر  با افراد چاق درباره غذاخوردن کاملا متفاوته 

      افکاردرذهن شکل میگیره و این نشون میده که مشکل از ذهن ماست ! فرمول های ذهنی ما اشنباهه!

      و ما درروش های لاغری سعی درلاغر کردن جسممون داشتیم طوری که ذهن ما هنوز چاق بود.  در واقع ادم از دو طریق چاق میشه ، اول ذهنش چاق میشه بعد جسمش .

      ما تلاش فیزیکی انجام میدادیم ولی تصویر ذهنی ما ، باور های ما ، افکار ما هنوز تغییر نکرده بود و ما نتیجه ای نمیگرفتیم ، چون تصویر ذهنی و افکار و و…. د ر   ذهن  ما بود نه در جسم ما !

      در روش لاغری با ذهن ما با شناسایی  رفتارمون و تغییر فرمول های اون رفتار ، اون رفتار و در جهت لاغر کردن خودمون به کار میبندیم . و رفتار هامون به مرور تغییر میکنه و مانند رفتار و عادت های افراد متناسب میشه .

       

      چاقی ما محصول عادت های چاق کننده ماست و مقدار غذا و نوع غذا در چاق شدن تاثیری نداره ، بلکه رفتار ما در مقابل مواد غذایی ست که مارو چاق کرده .

      حالا ما چون شنیده بودیم که پرخوری باعث چاقی میشه و هر وقت که پرخوری کردیم انتظار داشتیم که چاق بشیم و شدیم . حالا افراد متناسب ممکنه که تحت این گفته ها قرار نگرفته باشند و یا شنیدن و باور نکردن و برای همین هم کاملا لاغر و متناسبند و از زندگی خودشون لذت میبرند 

      و بیشتر افراد چاق دلیل اضافه وزنشونو مصرف زیاد مواد غذایی میدونن و بعد که خلاف این داستان و میبینن و که افراد لاغر از اونا بیشتر میخورن و چاق نمیشن میگن که 

      اونا خوش شانسن یا شانس دارن ! یعنی برای هرچی بهونه دارن !

      خیلییی داستان فرق میکنه هر کس بر اساس انتظارات خودش از این دنیا پاداش میگیره ،خیلییی تفاوت وجود داره واقعاا ، یکی غذا میخوره و بعد از غذا خوردن خودشو سرزنش میکنه و یکی میخوره و لذت میبره ! 

      دونوع فرد سر سفره داریم یکی که میخوره و میگه زیاد خوردم چاق میشم ؛یکی که میگه چراا هرچی میخورم چاق نمیشم!

      البته این متناسب هایی که برای چاق شدن فرمول خوردن رو برای خودشون ایجاد میکنن ، خیلی در معرض خطر قرار دارند!!چون چاق شدن رو به غذا خوردن مرتبط کردند و 

      و مطمعنا استارت چاقی که براشون زده بشه هرچیی بخورن چاق میشن و دوباره برای لاغر شدن باید فرمولاشون و تغییر بدن.

       

      من بارها وقتی بچه بودم در تبلیغات ماهواره ای میدیم که از افراد چاق و با تصاویری که دارن فست فود ها و یا شیرینی و کیک و رو با ولع میخورن نشون میدن. و یا کم تحرکی وبی تحرکی رو عامل چاقی در افراد نام بردند .دیدن این تصاویر در ذهن افراد فرمول هایی ایجاد میکند که مصرف فست فود و یا کیک و شیرینی و یا کم تحرکی و بی تحرکی  باعث چاق شدن میشه .

      بناباین در ابتدا باید باورها نسبت به اون موضوع تغییر کنه و انهارو اصلاح کنیم باید باور هامون مثل افراد متناسب بشه تا رفتارهامون وعادت هامون مثل انسان های متناسب بشه و تمرکزمون از چاقی و عادت های چاق کننده  بر داشته بشه .

      باور کن 

      چاق شدن وجود نداره!

      ما چاق نمیشیم!

      من نمیتونم چاق بشم .

      ما خیلی خوب و عالی و لاغر هستیم !

      ما هرچی غذامیخوریم بازم لاغریم!

      اصلا عادت بد و چاق کننده وجود  نداره ، چون ما هروقت گرسنه بشیم میخوریم ، هر وقت هم سیر بشیم دیگه نمیخورم .

      مثلا خودمن الان اینطوریم که هر وقت پرخوری میکنم و حس میکنم که سیر شدم دیگه نمیخورم ولیی تا چند مدت پیش اینطو ری بود که پرخوری میکردم داشتم میترکیدم در حد انفجار ولی بازم میخوردم چون هنوزیچیز دیگه مونده بود که نخورده بودم دیگه هر 24 ساعن وکه ادم نمیتونه فقط غذا بخوره ،معده انسان گنجایشی داره برای خودش.

      غذاها نعمت ها و برکت خداوند هستند که حال مارو خوب کنند نه اینکه اونقدر بخوریم تا حالمون بد بشه

      عادت های ( چاق کنندهن) مجموعه  رفتاری است که به واسطه افکار چاق کننده در ما به وجود اومده و ما با تکرار کردن اونا الان در وضعیت جسمی هستیم که از اون راضی نیستیم 

      یعنی بایک یا دوتا عادت بد که ما چاق نمیشیم ،بلکه یک مجموعه از عادت های نادرست مارو چاق کردن .

      مثلا کشیدن یک نخ سیگار یا دو یا 3 نخ و یا 10 روز کشیدن سیگار  تاثیری در فرد نمیزاره ، اما وقتی این  رفتار به عادت تبدیل میشه و فرد 20 سال 30 سال سیگار میکشه تاثیرات بدی روش میزاره و خودش هم مسعوله این رفتارشه !

      تمام رفتارهای یک انسان که باعث ایجاد اسیب زدن به خودش و یا موفقیت خودش در زندگیش میشه ، بخاطر یکسری از عادت هاست.

      بنابراین تفاوت افراد چاق با لاغر در عادت های انهاست.

      و ما خیلی از عادت هامون و  خودمون و انتخاب نکردیم مثل افرادی که از کودکی چاق وتپل بودن و براساس فکر ها باورهایی که در ذهن اون ها شکل گرفته .

      و دقیقا خو دمن هم یکسری از عادت هاروخودم بخودم اضافه کردم مثلا تا چند سال قبل که بازم اضافه وزن داشتم ولی یسری از رفتاری هایی رو که الان دارم و نداشتم و یسری ها هم جدیده و اینکه یکی از خصوصیات مخرب افراد چاق اینه که خیلی راحت رلفلتار های اشتباه هم دیکه رو یاد میگیرن و کافیه که رفتارهایی رو از شخصی ببینن که در اون ها وجود نداره ، اونا هم یادمیگیرن و تکرار میکنن و برای خودشون عادت جدید هم ایجاد میکنن.

      یک فکر وقتی تکرار بشه تبدیل به عادت میشه.

      عادت ها از باور ها به وجو د میان و اگر ما چیزی رو باور کنیم خود بخو  در ما عادت هایی شکل میگیره که واقعیت مارو مطابق با باورمون کنه .

      در واقع عادت ها یک رابط بین باور و جسم هستند .

      که باور و خودمون به وجود نیاوردیم ، افکاریه که ما بارها مرورشون .کردیم حرف هایی که بارها شنیدیم و دیدیم و صحبت کردیم و بعد از اینکه باور کردیم، کار ذهن ناخوداگاه  شروع شد که باید عادت هایی رو در ما ایجاد کنه که جسم مارو با باور های ماهماهنگ کنه .

      ینی مثلا نمیشه که تو باور داشته باشی که زیاد غذا خوردن چاقت میکنه و زیادم غذا بخوری ولی لاغر باشی! ، اینایی که زیاد غذا میخورن و لاغرن باور نکردن  که غذا خوردن باعث چاقی اونا میشه .

      عادت ها ناخوداگاه به وجود میان و انتخاب ما نیست وما فقط باورسازی و ایجاد میکنیم و ذهن ناخوداگاه ما عادت هارو براساس باور های ما در  ما ایجاد میکنه . درنهایت جسممون تغییر میکنه بر اساس باورهامون به وسیله عادت هامون .

      جسم ما عملا خودش نقشی در چاقی نداره ما با ایجاد یکسری باورها در خومون ذهن ناخوداگاه مون رو وادار کردیم تا یکسری عادت هارو در ما ایجاد کنه و ما با تکرار کردن اون عادت ها جسممون شبیه به چیزی شد که ما باور کردیم . و ما هر چقدر که تصمیم بگیریم که عادت هامون و برطرف کنیم ، نمیشهه! چون اصلا به تصمیم گرفتن نیست ، به افکارماست . باید افکار  مون رو اصلاح کنیم.

      بدن انسان برای زندگی به انرزی احتیاج داره که اون انرژی و از موادغذایی دریافت میکنه 

      اشتها درونیه و فرمان مغزی و فرمول ذهنیه .که در جهت چاق شدن ازش استفاده میشه.

      یکی از عادت های بد غذایی من اینه که سریع غذا میخورم ، درسته که تند غذا خوردن  ربطی به چاق شدن نداره ، چون من هم در اطرافم افرادی و دیدم که خیلی سریع غذا میخورند ولی کمبود وزن هم داشتن ، ینی طوری بود که مثلا غذا رو با هم شروع میکردیم ، ی لحظه که سرم و می اوردم پایین و دوباره به اون شخص نگاه میکردم ، دیدم غذاشو تموم کرده!

      پس این باور که تند غذا خوردن هم  باعث چاقی میشه ، اشتباهه ، ولی حالا چرا من تند غذا میخورم و این تبدیل به یک عادت شد برای من ؟ که الان این و متوجه شدم

      تو خانواده ما و نزدیکان ما افراد چاق خیلی وجود دارند و من هروقت که مهمونی میرفتم باهاشون ، و رفتاراشون دیده بودم ، اونطوری بود که سفره رو هم میلیسیدن و من برای اینکه از هر غذایی که رو سفره هست ، دوست  داشتم امتحان کنم ، و از ترس این که اون  چاقالو هاا اون غذارو نخورن و یا به من نرسه ، تند غذا میخوردم که از هرچیزی بتونم امتحان کنم و اونجا هم تند غذاخوردن و یاد گرفتم، با این که از هر غذایی که میخواستم بخورم ، به مقداری میخوردم که برای مدل های بعدی هم جا داشته باشم و ینی حجمش هم کم بود ! 

      پس من فرمولی که باغث تندغذا خوردن من (برای چاقی) میشد رو شناسایی کردم.

      عادت بعدی من اینه که ، من رو تنوع غذایی خیلی حساسم و از هر مدلی که میبینم  باید بخورم ، حتیی اگه سیر باشم ، مثلا با دوستام میرفتم کافه و یجیز میخوردم ، بعد سیر بودم ونمیخواستم که دیگه شام بخورم ولی  وقتی میومدم خونه و میدیم مامانمم غذا درست کرده، میخوردم! و نمیتونستم نخورم ، ینیی یچیزی که در خودم کشف کردم اینه که من نمیتونم خودم رو محدود کنم که نخورم و اصلااا هم نمیتونم بگم میل ندارم ، چون دارم ! اگه بگم ندارم دروغ گفتم و دیدم که هر وقت مثلا در برابر تعارف دیگران و یا در تنهایی خودم ی غذایی و می دیدم و جدید هم بود و برای این که رژیم بودم میگفتم میل ندارم ، در واقع میل داشتم ولی نمیخواستم که بخورم ولییییی نو ذهنم همش داشتم میخوردمش و ذهنم همه فکر و حواسش  رو اون بود و من اصلااا نمیتونستم تمرکز کنم ! و باید میخوردمش تا خیالم راحت میشد خیلیییی عذاب اور بودد بر ام که همش فکرکمو به سمت اون غذایی که نخوردم سوق می داد !! 

      مثلا اگه ی کیلو شیرینی باشه که شکلاش با هم فرق میکنه و تو اون جعبه مثلا 5 تا ردیف شیرینیه که هر ردیف شکلش  یا مدلش با هم  فرق میکنه و من هم باید حداقل از هر مدل یدونه بخورم .و الان هم مثلا که یدونش یا دوتاشو و میخورم و ازونجایی یزره رفتار های غذاییمم تغییر کرده ، بقیشو برای خودم کنار میزارم که بعدا بخورم ! ولی مثلا اگه یک کیلو نون خامه ای فقط باشه یا شیرینی ها همشون یک شکل باشه ، فقط یدونه میخورم و میدونم که کافیه ، د ر حد خوردن وچشیدنش فقط .

      پس من با دیدن غذاها هم تحریک به خوردن میشم.

      وایی حالا خدارو شکر یکی از عادت های خیلی بدم و ترک کردم ،  اینطوربی بود که 

      مثلاا فرض کنیم که 2 مدل نون (سنگک و بربری )و 2 مدل مربا و کره و چای و نسکافه تو خونه ما بود ، من اینطوری بودم که یبار مربای مدل اول رو ، اول با نون سنگک بخورم بعد با بربری ، بعد حالا همین و دوباره ولی با کره ، بعد دوباره همین و با چای , بعد همینو با کره با چای ، بدون کره با نسکافه ، با کره با نسکافه ، بعد دوباره مربای مدل بعدی و … همین روند و دوباره برای اون یکی تکرار میکردم !و اصلا مهم نبود برام که داشتم میترکیدم ، باید میخوردمشون ! 

      یا ناهار اگه  دو مدل خورش بود و نوشابه و دوغ  هم داشتیم و هم همینطوری دقیقا..

      و این رفتار تازه در من ایجاد شده بود که به لطف خدا دووم هم نیاورد و خداروشکر که این رفتارم و دیگه ندارم.

       

      عادت بعدی:

      دوست دارم بیشتر اوقات با چای یا نسکافه یچیزی بخورم،بیسکوییتی ، شکلاتی ، کلوچه ای ، شیرینی ای و.

       

      بعدی این که من عاشق شیرینیجاتم و هرچیز شیرینی که باشه و میخورم ، ینییی خیلییی دوست دارم ولی نه اینکه دم به دقیقه بخورم ینی ، طعم شیرینی و و غذاهای شیرین و بیشتر دوست داره تا غذاهای ترش و یا معمولی !

      و طوریم که اگه غذای معمولی بخورم حالا یا ناهار یا شام ، بعد از غذا دوست دارم که یک چیز شیرین بخورم و میخورم ، شکلاتی ، نون و مربایی  اینا ….

       

      و بعدی :

      عاشق میوه هستم و تنها کسی که تو خونمون هم میوه میخوره منم و مادرم میدونه که چون دوست دارم زیاد میگیره:/ و خودشونم که نمیخورن و من میمونم و اون همه میوه که مجبورم از ترس خراب نشدنشون همه رو بخورم که البته الان خیلی کم تر شده و من دیگه زیاد نسبت به اصراف و هدر دادن اهمیتی نمیدم . خداروشکر

       و حتی مادرم جدیدا میوه کمتر هم میخره بر اساس میزان نیاز خانواده.          

       

      عادت بعدیم اینه که وقی که خوردم سیر شدم بازم دوست دارم بخورم و جدیدا این کمتر هم شده و اغلب دیگه من بعد از سیر شدن زیاد میلم نمیکشه که بخوام بازم بخورم 

       

      در کل متوجه شدم که چی به چیه .

      این فایل انقدر که اگاهی داشت دو روز برام زمان برد البته اگه کم کاری نکنم کم تر ولی خیلی خوب بود و باز هم از عملکردم راضیم .

       

      شاد و پیروز و متناسب باشید.

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      77mrymdstjrdy@gmail.com
      1400/06/16 09:23
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      به نام رب سلام.

      عادت های من :

      اغلب اوقات باید در حال خوردن باشم اگه یه ذره معدم خالی شه میخورم که معده درد نشم .

      بعد از خواب که پاشدم باید یه چیز بخورم .

      گاهی وقتا نمی دونم سیرم یا گشنه ام .

      بیکار که باشم یا ناراحت دوست دارم بخورم .

      سر وعد های غدایی چه سیر چه گرسنه می خورم .

      غذای مورد علاقه من باشه دوست دارم بیشتر بخورم که بیشتر لذت ببرم جالب برادرم اون مقدار که سیرش میکنه می خوره نه بیشتر .

      یه چیز میبینم دوست دارم طعمش بچشم ، چشیدنم که در حد یه ذره نیست قشنگ می خورم .

      فرق بین گشنگی و تشنگی تشخیص نمی دم .

      شده فکر کردم گشنم دو تا لقمه خوردم بعد دیگه نخوردم احساس سیری کردم ، از گشنگی میترسم . انگار یه حسی من تشویق میکنه که در هر لحظه بخورم.

      حالا که فکر میکنم من وقتی مواد غذایی و خوراکی میبینم تو ذهنم یه فکر هست اگه نخوری از دستت رفته فقط همین الان داری دیگه خدا می دونه کی میتونی میشه این خوراکی رو ببینی یا کی میشه دوباره درستش کنی و باعث طمع و ولعه من میشه در واقع به نظرم اگه من و تمام ادم های چاق این باور کمبود درست کنیم و وقتی خوراکی میبینیم بگیم هر وقت که بخوام بازم میتوانم بخورم دیگه دست از این که بیش از نیازمان بخوریم می کشیم .

      اگه تایم زیادی گرسنه باشم پس باید حجم زیاد بخورم یا بهتر بگم اگه مدت زمانی مثل یه ساعت چیزی نخورم میگم خوب باید الان خیلی بیش تر از قبل بخورم چرا که این بدن غذا می خواهد اما قبلا این طوری نبودم ساعت هام چیزی نمی خوردم این جوری احساس گرسنگی نمی کردم که الان میکنم .

      یه مقدار از چیزی بمونه با جمله حیف میخورم .

      نکته اصلیش این که خونه مادر بزرگم میرم هر چی این عادت هام خودش انگار کم تر نشان میده اما خونه که هستم بیشتر .  

      من یه مدت لاغر شده بودم و وزنم به اعتدال رسیده بود گفتند اشتهاش کم شده رفتم دکتر برنامه داد یه مدت عمل کردم بهش بعد ولش کردم اما شنیده بودم ادم سالم همه اش باید یه چیز گوشه لبش باشه یا جایی میرفتم میگفتم میل ندارم می گفتند خونه خودشان دوبرابر میخوره دقیق نمیدونم از کی اما میدونم این جوری شددکه هی به بهانه های مختلف که برای خودم جور شد اون عادت ها ی خوب تبدیل شد به این عادت های این بالا اما شکر خدا دوباره می توانم به عادت های صحیح خودم برگردم . و این که دست از دوست نداشتن چیزی که هستیم برداریم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hassanradin105@gmail.com
      1400/06/13 17:33
      مدت عضویت: 100 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      اگه یه تخم مرغ از بیرون بشکنه، زندگیش تموم میشه اما اگه از درون بشکنه تازه زندگیش شروع میشه، بهترین چیزها همیشه از درون شروع میشن 

      در اولین جلسه گفتم که چرا چاق هستم .یادآوری میکنم .چون زیاد میخورم ،بی تحرکی ،زایمان ،از بچگی تپل بودم ، هر چی هم نخورم بازم چاق هستم . 

      در جلسه دوم اومدم دلایلی رو که آوردم رو با مقایسه کردن با اطرافیان لاغرم به این نتیجه رسیدم که اشتباه میکنم و دلایلی رو نقض کردم. 

      در جلسه سوم توانایی های بدنم رو بررسی کردم و متوجه شدم بدن من توانایی لاغر شدن رو داره چند باری که اقدام به لاغری کردم از پیش بر اومده پس جسم من عاشق لاغری هست و میتونه و میخواد که متناسب بشه.

      حالا در جلسه چهارم می‌خوام عادتهای غلطی  که دارم رو به یاد بیارم. 

      ۱. تند غذا میخورم .

      ۲. ریزه خواری میکنم گاهی 

      ۳. اگه شیرینی یا کیکی باشه میگم یه امروزه دیگه پس میخورم. 

      ۴. همیشه میگم آدم تو خونه حوصله اش که سر میره بیشتر می‌ره طرف یخچال و من هم همینطور هستم .

      ۵.غذا یا هر چیز خوردی رو باید تا آخر بخورم .

      امیدوارم تو این دوره بتونم به خواسته ام برسم .🙏🌹

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shimatajedin@gmail.com
      1400/06/05 05:32
      مدت عضویت: 111 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام 

      امیدوارم حالتون خوب و پر انرژی باشه بعد گوش دادن به این فایل عالی وآموزنده.از باور های غلط من این بود که وقتی میریم مسافرت چون داره خوش میگذره اشتها زیادتر میشه و حتما چاق میشم یا وقتی غذاهایی مثل ماکارونی،پیتزا،اسنک،سمبوسه حتی اگه خانگی هم باشه چاق میکنه و همچنین باور اینکه شیرینی جات،برنج اینا خیلی چاق کنندست.از دیگر باور های من اینه که اگه غذایی یا چیزی که دوست دارم یا خودم پولشا دادم باید حتما حتی اگه سیر هم باشم پابه پای بقیه بخورم وگرنه تموم میشه و دیگه نیس.باور بعدی من حالا این یه دفعه طوری نیس و بعد کلی عذاب وجدان.تحرک کم حتما باعث چاقی میشه و میرفتم انقدر پیاده روی که سیاتیک دو تا پاهام در گیر شده و پادرد های طولانی و بد فرمی میگرفتم.اگه شبها شام بخورم خب معلومه چاق میشم و جالب اینه که هر دفعه پنج شنبه جمعه ها که مهمونی خونه مامانم یا خونه مادر شوهرم بودم و شام میخوردم  فرداش حتما چاق شده بودم و طول هفته پوست خودما میکندم که اون یک کیلو را کم کنم.و اینکه اگه رو برنجم یکم روغن بریزم چاق کنندش کردم حسابی.حتی طبق رژیم های قبلیم که پروتئین لاغر میکنه و اشتها رو کم میکنه و سوخت و ساز را زیاد و اونموقع هر چی دلم میخواست حتی زیاد میخوردم.مصرف زیره و سیر صبح ناشتا اشتها رو کم میکنه که واقعانم اینجور نبود.یا مصرف داروی منیزیم که جدیدا خیلی تاکید میکنن برا کرونا بخورین اشتها رو زیاد میکنه و منم منیزیمم کمه اما نخوردم قرصش رو و یا قرص کورتون و قرص های آرام بخش روان درمانی اینا هم اشتها رو زیاد میکنه و بعد چاق میشی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        hassanradin105@gmail.com
        1400/06/13 11:25
        مدت عضویت: 100 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 212 کلمه

        اگه یه تخم مرغ از بیرون بشکنه، زندگیش تموم میشه اما اگه از درون بشکنه تازه زندگیش شروع میشه، بهترین چیزها همیشه از درون اتفاق میفتن. 

        خب ما تا اینجا گفتیم که چرا چاق هستیم ، من گفتم چون زیاد غذا میخورم،از بچگی تپل بودم، بعد از زایمان شکم در آوردم و چاق شدم،بی تحرک هستم . 

        بعد اومدم تمام اینها رو در اطرافیانم جست و جو کردم و دیدم نه بابا خیلی ها بی تحرکی و زیاد غذا میخورن و زایمان کردن و از بچگی هم تپل بودن ولی الآن خیلی متناسب هستند .پس تمام اون دلایلی رو که برای چاقی خودم گفته بودم ربطی نداره و چرا بقیه اینطور نیستند ،اونها رو نقض کردم. 

        باز اومدم توانایی های جسم خودم رو یاد آور شدم و دیدم نه جسم من هم چند باری لاغر شده پس می‌تونه مثل بقیه زیبا و متناسب بشه و بهش افتخار کردم .پس من هم میتونم.

        حالا تو این جلسه می‌خوام عادتهای اشتباهی رو که دارم رو یاد آور بشم . 

        ۱. تند غذا میخورم 

        ۲. باید غذا یا هر چیز خوراکی که باشه تا ته بخورم ،تموم بشه 

        ۳. ریزه خواری میکنم 

        ۴.اگه شیرینی یا کیکی توی خونه باشه میرم میخورم و میگه یه امروزه 

        ۵.من تو خونه حوصله ام که سر میره  و بیکارم همش طرف یخچال میرم 

        اینها عادتها و باورها من هستند.🙏🌹

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/04 23:58
      مدت عضویت: 238 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 686 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      فکرهای تکرار شونده تبدیل میشه به باورها و عادت هامون…و ما که سالها اسیر چاقی بودیم یا هستیم، درواقع اسیر همین باورهای غلط و محدود کننده چاقی هستیم…جسم بنده ذهنه، هرآنچه ذهن فرمان بده، جسم میگه چشم….پس ما هرچی زور بزنیم که رفتارهامون رو تغییر بدیم، تا وقتی ذهن تو مسیر لاغری نباشه راه به جایی نمی بریم…تا ذهن و جسم هم مسیر نباشن موفقیت ماندگار کسب نمی کنیم..

      چه مثلث جالبی شد: باور ==) عادت ==) جسم ….ما با تکرار افکار و تایید شنیده ها و … باورها رو ایجاد می کنیم و باورهامون تبدیل به عادت میشن و عادت ها جسممون رو تحت تاثیر قرار می دن . این مسیر از باورها شروع و به جسم میرسه درصورتی که برای لاغری از آخر به اول میخواستیم طی کنیم…درصورتی که این مسیر برعکس نتیجه نمیده دیگه…نمیشه از تغییر جسم به تغییر ذهن رسید…ذهن فرمانده جسمه.. سرچشمه اصلی ذهنه… فرمول ذهنی باید تغییر کنه تا جسم هم تغییر کنه…باورهای اشتباه که اصلاح بشه، عادت های غلط هم اصلاح میشه و اونجاست که تغییرات ذهن شروع میشه…عادت های ما هماهنگ کننده بین جسمم و باورهای ما هستن…..اینقدر اینو به روش های مختلف میگم و مینویسم تا خوب درک و باورش کنم

      وای که استاد منم جز همونایی هستم که فکر می کردن خانمها بعد از 40 سال لاغر شدنشون سخت میشه چون سوخت و ساز بدن پایین میاد…یادم رفته بود!! اما تا گفتین یادم اومد که من جایی همچین چیزی رو شنیده یا خونده بودم و ترسیده بودم راستش…حالا درسته خیلی تکرار نشد اما وقتی الان این جرقه زده شد یعنی این گیر ذهنیم بوده دیگه…من اینو باور کرده بودم لابد..خدای من

      خب ما تا اینجا باورهای غلطمون رو پیدا کردیم و با مثال های نقضی که پیدا کردیم، اون رو رد کردیم و قراره که با تکرار و استمرار، این باورها رو اصلاح کنیم…حالا ببینیم چه عادت های اشتباه غذایی داریم … 

      اول از همه عادت کنیم به استفاده از عبارت “میل ندارم” در مواقعی که سیر هستیم

      من چه عادت های غذایی دارم؟ راستش من چون سال 98 یه دوره مشابه رو گذروندم خیلی از عادت های غلطم اصلاح شد و امروز از صبح که این فایل رو دیدم داشتم فکر میکردم چه عادت هایی دارم…و واقعا سخت چیزی یادم اومد

      • من خیلی مواقع عادت دارم موقع غذا خوردن تی وی ببینم یا گوشیم رو چک کنم…میدونم اشتباهه و تمرکزم رو از آگاهانه خوردن برمیداره…بهتر شدم البته
      • من عادت داشتم ظرف غذام رو تا آخر تمیز کنم و بخورم که خدا رو شکر از اون سال دیگه اینجور نیستم
      • من عادت خیلیییی بدی که دارم اینه که تا می بینم یکم لاغر شدم و خوشحال میشم، نمی دونم چرا آگاهانه ول می کنم خودمو و بااینکه میدونم گرسنه نیستم می خورم الکی…نمی دونم علتش چیه و الان مدتیه دارم روش کار می کنم و دلیل ترس از لاغریم رو گمونم پیدا کردم و دارم روش کار می کنم…ایشالا که دیگه این بار اینجوری نمیشم
      • یه عادتم اینه که با فست فود و بعضی غذاهای خاص مثل لازانیا و سوخاری و ساندویج دلم نوشابه یا دلستر میخواد
      • یه عادتم اینه بعد از غذاهای چرب یا سنگین یا موقع دل درد و نفخ، چای نبات می خورم…البته الان کم پیش میاد که اونقدر پرخوری کنم که نبات داغ لازم بشم اما گهگاه میلم هست
      • از عادت خوبم هم که تو این چند سال ایجاد شده بگم که آب خوردنه که واقعا اگرچه لاغر نشدم اما همین یک عادتی که برام نهادینه شد کلی مفیده برام..آب گرم خوردن واقعا عادت خوبیه که پیدا کردم چون من اصلا آب نمی خوردم
      • یه عادت دیگه م اینه که غذاهایی مثل اولویه، مرغ، کوکو و کتلت و این چیزا رو حتما یه تیکه هم شده باید نون بخورم باهاش…کلا من نون رو خیلی دوست دارم…برنج نخورم برام سخت نیست..اما نون خیلی دوست دارم..مخصووووصا نون تازه و گرم…وقتی نون تازه بخرم هم دوست دارم حتما یه تیکه ازش بخورم حتی اگه گرسنه نباشم…نمی دونم این بده یا نه و جزو عادت های مخربه که تا نون نخورم حس سیری و بهتر بگم لذت ندارم

      بازم اگه یادم اومد مینویسم حتما…ممنون استاد عزیزم از مطالب عالی تون…سلامت و شاد باشید

      الهی به امید تو

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hediyemomeni83@gmail.com
      1400/06/03 21:39
      مدت عضویت: 111 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      من عادت دارم که هر روز حتما یک وعده برنج مصرف کنم 

      و اینکه وقتی شیرینی یا فست فود میخورم احساس عذاب وجدان دارم در صورتی که خیلی از اطرافیان بیشتر من میخورند ولی لاغر اند پس این عادت اشتباهه

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/28 19:32
      مدت عضویت: 119 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 159 کلمه

      سلام.منهم عادتهای چاق کننده دارم که کم کم با گوش دادن به این فایلها به آنها آگاه شدم. ریزه خواری ،پرخوری ، تمرکز داشتن روی خوردن به بهانه های مختلف .مثلادیدن فیلم ،مواقعه ایی که از خواب بیدار میشیم موقع غذا کشیدن وبعد از اون احساس عذاب وجدان، سرزنش کردن خود، ودوباره روز ازنوع روزی از نوع.اما الان خیلی ممنونم از استاد عزیز که من به یک سری عادت های چاق کننده آشنا کردند و هروقت در من این عادت ها میآید همان موقع آگاه میشم و انجام نمیدم من باور کردم که مواد غذایی باعث چاقی نمی شوند بلکه عادتهای چاق کننده که سالها در من بوجود آمدند.ومدام تمرکز من روی چاق شدن واحساسات بد است مرا از لاغر شدن محروم کرده ودر این لحظه خدا را شکر میکنم که مرا با این سایت تناسب فکری آشنا کرد من همین لحظه هم اگه چیزی بخورم اصلا ناراحت نمی شوم چون با آگاهی از عادت های چاقی میخورم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/28 11:34
      مدت عضویت: 114 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 526 کلمه

      سلام برهمگی

      چاقی محصول عادت های اشتباه ماست . وعادت های اشتباه ما ناشی از افکار وباورهای اشتباه ماست .

      الان که موضوع این جلسمون شناسایی عادت های اشتباه خودمون هست تصمیم گرفتم رفتارهایی که از دوربریهام که متناسب هستند رو با خودم مقایسه کنم تا بهتر بتونم اونها رو شناسایی کنم .

      کمی که دقت کردم به رفتار همکارم که ۵۳ سال سنشه و ۵۳ کیلو  وزنش . متوجه شدم که وقتی هر دومون شروع به خوردن صبحونه میکنیم من کمتر از ۵ دقیقه صبحونه ام رو میخورم وایشون بیست دقیقه و بیشتر . و این سرعت خوردن من خیلی زیاده که گاها نمیدونم چی خوردم .ولی ایشون با تومانینه و به آرامی غذاهاشو میخوره .

      یا چند روز پیش تو خونمون چندتا بلال از باغمون کندیم من یه دونشو خوردم اما داداشم که کاملا متناسبه باورتون نمیشه بلال رو گرفت نصف کرد نصفشو گذاشت کنار واون نصفه دیگشو خورد و کنارکشید .یا موقع خوردن بستنی داخل یه  نعلبکی بستنی ریخت و همون قدر رو خورد وباقی ظرف رو تو یخچال گذاشت و به نحوه غذا خوردن اون هم دقت کردم حتی اگه جایی هم بخاد بره که دیرش شده باشه به آرامی همون صبحونه رو میخوره ولی کمتر اما اگه من باشم تند تند میخورم وبیشتر .

      جالبه یک سیب رو بخاد بخوره اگه بزرگ باشع نصف میکنه میزاره تویخچال و مابقی اون رو میخوره .

      غذاش حتمن بایستی گرم باشه و گرنه نمیخوره ولی من چه گرم و چه سرد میخوردم .

      من همش عادت داشتم که یک استکان چایی رو با ۵الی۶ دونه قند بخورم ولی ایشون یک دونه قند  رو هم نصف میکنه .و من عادت داشتم سر ساعت خاص مثلا ۱ ناهار یا ۹ شب شام . ولی ایشون هرموقع دلش بخاد ۱۲ شب یا ۲ صبح شام و هرموقع گرسنش شد وتایم خاصی نداره .

      یا من هرموقع گرسنم بشع دیگه بی طاقت میشم وحتمن بایستی یه چیزی بگیرم بخورم حتی تو بیمارستان تو این وضع کرونا حتی شده یک کلوچه هم شده بخورم چون به شدت از سردردگرسنگی میترسم و برام عذاب آوره .ولی برادرم نه میره حموم دوش میگیره خنک میشه بعد سرفرصت غذاشو میخوره .

      یا عادت به ریزه خواری دارم بعد خوردن ناهار دوساعت نمیشه که گرسنم میشه وتا شب هرچندساعت باید یه چیزی بخورم اما برادرم نه شاید کل شبانه روز ۵ وعده .صبونه ناهار شام یه میان وعده صبونه و یه میان وعده عصر .

       یا همکارم نزدیک به یک ماهه که تو این گرمای تابستان پرتقال زمستونه آورد وتو یخچال گذاشت و هنوز نخورد وبهش میگم خوب بخور میگه میلش نیست تو اگه دلت خاست بخور . من اگه بودم همون لحظه میخوردمش .

      یا موقع سیکل ماهانه خیلی ریزه خواری میکنم و اون رو طبیعی میدونستم که طبیعی این مدت بدن انرژی زیادی رو میخاد وخیلی میخوردم .

      وکلی رفتارهای دیگه که مرتب درحال شناسایی اش هستم .

      و تفاوت رفتاری من وداداشم یاهمکارم در نیروی ذهنمون هست همون ذهنی که تونسته اونا رومتناسب کنه تونسته منو چاق کنه . پس من هم با رد باورهای مخرب که باعث رفتارهاو عادت های مخرب چاقیم شده و با همین ذهنم که باعث چاقی من شده باهمین ذهنم با طی کردن این آموزشها به لطف الهی متناسب میشم و از زندگی کردن لذت بیشتری میبرم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/05/28 02:45
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      الان داشتم اتفاقا به همین موضوع فکر می کردم که ذهن ما چقدر فرمول در خودش ذخیره کرده در همه موارد من آدمی بودم که فکر کنم الان هم همینطور هستم جوری بزرگ شده بودم که از همه چی می ترسیدم . مبادا کسی ناراحت بشه قهر کنه با من حرف نزنه سریع معذرت خواهی می کردم مبادا منو جایی بزارن و برن….

      البته فکر می کنم هر کی هرچقدر بلد بوده همون و انجام داده برای بچه هاش من هم همینطور هر کاری که بلد بودم و فکر می کردم درسته برای بچم انجام دادم .

      خیلی فرمولها الان دیگه بعد از دو سال در من کم رنگ شده مثلا همین باور و من داشتم که بعد از ۴۰ آدم متابولیسمش کند می شه و از این حرف‌ها . همه چی ذهنیه اصلا به اینکه چه نوع غذایی مصرف می کنیم و چه مقدار بستگی نداره .

      این باور از اطرافیان زیاد شنیده بودم که آب می خورم هم چاق می شم . من که چیزی نمی خورم . پس عادت یه فکر ه که بر اثر تکرار به عادت تبدیل می شه مثلا من هم عادت داشتم حتما با چایی خرما یا یه چیزی بخورم و خودمون هم گول می زدیم که مثلا خرما و کشمش و،،، اوکیه بهتر از قنده .

      این حرفهایی که ما از کودکی شنیده بودیم یواش یواش باور کردیم و عادتهای در ما بوجود اومده که ما رو به سمت اون باورها هدایت کرده که همون چاقیه جسم ما کم کم چاق شده رفتارهای چاق کننده و انجام دادیم به طور ناخوداگاه

      حالا الان فرمولها و برنامه ریزی ذهنمون تغییر کرده با انجام تمرینات و فرمولهای لاغری جایگزین شده و ما الان به صورت ناخوداگاه عادتهای و پیدا کردیم که ما رو به سوی لاغری هدایت می کنه.

      مثلا من دیشب عصری یه دونه نان کراسانت خوردم و دیگه سیر بودم میوه پوست کندم و بعد شام و آماده کردم بعد شام دخترم گفت بریم بیرون دسر بخوریم بعد رفتیم سفارش دادیم پیزوکی که کیکه و روش بستنی سه تا ولی من نصفشو بیشتر نخوردم البته اون موقع یه خورده گشنه شده بودم ظرفش هم خیلی کوچیک بود هی دخترم گفت بخور گفتم نه دیگه نمی تونم سیر شدم.

      یادمه اولا که تازه دوره رو شروع کرده بودم انقدر گرسنم می شد زود به زود و من یه چیزی می خوردم بعدش به مرور فاصله زیادتر شد .واقعا این هم برای من جالب بود با همون فرمولها من تو ماه رمضون گشنه نمی شدم ولی بعدش هی تند تند گشنه کی شدم .مثلا امروز هم یه خورده از غذام و نخوردم یه خورده از صبحونم هم همینطور یه موقع ها هم که غذام و همشو می خورم به اندازه نیاز اونروز مقدارش هیچ وقت ثابت نیست که مثل رژیم‌ها اندازه داشته باشه خدا رو شکر.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 18:55
      مدت عضویت: 233 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 463 کلمه

      بنام خداوند هدایتگر وهاب

      سلام به دوستان زیبانگرشم

      چقدر این فایل پراز اگاهیهای نابه که میتونیم در تمام جنبه های زندگی مون ازش استفاده کنیم 

      باور چه جوری ایجاد میشه از یک فکر از یک شنیده ازحرف از یک دیده که زیاد ببینیم و زیادبشنویم و زیادگوش بدیم و زیادی توجه کنیم به یک موضوع میشه باور و در کل ما نون باورهامون رو میخوریم 

      باورها در ناخوادگاهن و ذهن مون طبق باورهامون یه رفتارها و عادتهای رو بهمون دستور میده که ناخوادگاه انجامش میدیم توسط رفتار و جسم‌مون 

      من خودم عادتهای چاق کننده که دارم که از باور ارثیه و من استعداد دارم چاق بشم بااینکه گاهی شده زیاد غذا نمیخوردم اما تو ذهنم بود که باهمینم من چاقم یا حتی نخورمم چاقم 

      من بااینکه ازغذاهای چرب دوری میکنم چون واقعا چربی زیاد و دوست ندارم اما خانواده ام غذاهای چرب میخورن بحث میکردم که شما بخاطر این غذاهای چرب باعث میشین من چاق بشم و این باور درمن بود که من یه ذره غذای چرب بخورم چاقترمیشم 

      و عادت بعدیم این بود وقتی زیاد گرسنه میموندم بعد که میخواستم بخورم خیلی زیاد میخوردم 

      وعادت بعدیم این بود که غذاهای که موردعلاقه ام بود هم زیادمیخوردم هم زود به زود ازش میخوردم 

      وعادت بعدیم بعد غذا سنگین میشم و خوابم میاد که باید بخوابم 

      عادت بعدیم کسی بهم چیزی تعارف میکرد حتما میخوردم

      عادت بعدیم من به چیزی مثه بسکویتی که دوست دارم یا تخم مرغ که زیاد دوست دارم هرروز میخورم و وقتیم میخوردم همه بهم میگفتن همینا باعث چاقیت میشن و من با این باور ک چاقم میکنند اما چون دوست داشتم دیگه میخوردم 

      و گاهی هم شده چون بعده غذا میوه و هله و هوله میارن کنار خانواده میخوردم 

      من الان که فکر میکنم میبینم بیشتر ازخوده غذا و مقدارش و تنوعش که بخواد چاقم کنه اون تلقینی که بهم میدادن که اینو  میخوری چاق میشی تحرک نداری چاق میشی  و همش ترس چاقی تو ذهنم بوده و این ترسه خودش یک باوره که شکل گرفته و تو هر غذای ک میخوردم این باور ترس چاق شدن بود باعث یه عادت شده بود که چه بخورم ویانخورم من چاق میشم

      و از وقتی تو  این دوره هستم و به خیلی اگاهیارسیدم و تمرین کردم وقتی غذای میخورم باخودم میگم این غذا باعث میشه من پرانرژی بشم و من اگه کاریم نکنم یه جا درازم بکشم چون بدنم درونش کلی فعالیت میکنه باعث میشه اون انرژی غذا صرف بشه و چیزی برای چربی نمیمونه و یا به کسانی متناسب هستن و هرچیم میخورن توجه میکنم و باخودم همش یاداوری میکنم پس غذا ربطی نداره به چاقی 

      و کلی از کامنتهای دوستان رو میخونم که باعث میشه اون ترس چاقیم کم کم از بین بره 

      و الان کمتر از قبل میخورم و توجه میکنم به معده ام که ایا گرسنه هس که بخورم یا وقتی سیر شدم دیگه دست میکشم و تونستم به مرحله خیلی خوبی برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/24 01:26
      مدت عضویت: 119 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 133 کلمه

      سلام من این چند جلسه درس استاد را که گوش کردم متوجه یک سری باورهای غلط که همه دارند ومن هم دارم پی بردم اما من کم کم موقع خوردن به تازگی متوجه اشتباهات میشم مثلا وقتی تند میخورم یک لحظه آگاه میشم و سعی میکنم خودم را اصلاح کنم اآگاه به باورهای میشم مثل با بالا رفتن سن سوخت وساز هم پایین میاد یک عادت جدیدی که در من ایجاد شده بود آخر شب میرفتم میخوابیدم کمی چرتم میبرد و دوباره بیدار میشدم ناخودآگاه به سرا غه آشپزی خونه میرفتم تا چیزی پیدا کنم و بخورم میخوردم یا عادت دیگری که دارم ته بشقابها را کاملا پاک میکنم ومیخورم.از دیگر عادتهای من تندو سریع غذاخوردن است.ریزه خواری مشکل بزرگ من است ولی به یاری خدا وزحمات استاد روشن عزیز دارم آگاه میشم

       

       

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/10 09:32
      مدت عضویت: 536 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 976 کلمه

      با سلام گام  در این فایل به نطرمن از دسته فایلهایی بود که پر از اطلاعات درست ومهم بود که اگه بخواهیم در مورو حتی جملاتش جند خطی بنوسم تا شب  باید بنوبسم اینطوری شروع کنم که اول در مورد تعریف عادت عادت مستوی است با یک سری رفتارهای تکرارشونده که ما مداوم انجام میدیم ودر مورد انجام بعضی از عادتها احساس خوبی داریم که ایحتی این عادت رو داربم ودر مورد بعضی از عادتها انجام دادنش با احساس بدی همراه میشه وما در صورتی که از انجامش احساس زجر وحسرت واندوه داریم باز دوباره با تکرار روز جدید شروع به انجامش می دهیم  من که خودم وقتی در مورد اینها فک میکنم به این نتیجه میرسم که کنترل این عتدتها دست من نیست وربطی به اراده شخصی فرد نداره وخود به خود انجام میسه واز جایی دیگه که ناخوداگاه ذهنم است داره فرمان صادر میشه وهر روز این فرمانها قوی تر وبیشتر وسریعتر انجام مبسه چون از خصوصیات ذهن ناخوداگاه هر انسانی است خلاصه حالا چرا ذهن ناخوداگاه من داره دستور این عادتهای اشتباه رو میده ولی ذهن پسرم که متنا سبه داره دیتور درست خوردن رو میده کمی فک کردم گفتم من شدیدا به این معتقدم که خداوند عادل است وعدالت خداوند در تقسیم نعمتها وحالا ویژگی اندامها نباید این طوری باشه چه چیزی باعث این تفاوت شده است اومدم به باورها وعادتهای خودم وپسرم دقت کردم کلا پسر من معتقد که هرچی با هر مقداری بخوره چاق نمیشه امروز باهم خیلی صحبت کردیم گفت مامان من بعصی روزها که تو فک میکنی زیاد میخورم خیلی گرسنه ام هست تازه همون روز هم وقتی سیر میشم ول میکنم خورونم رو ولی تو میگی که ولش کن امروز رو حالا که دیگه خیلی خوردم بیام در حد انفجار بخورم وازش پرسیدم در اون روزها بعدش عذاب وجدان گرفتی یا درحین خوردن نمیترسی گفت نه خوب چرا بترسم مگه ماده غذایی که خدا برام افریده ترس داره بخورش دیگه بیخیال وقتی سیر شدی ولش کن دیگه بعد گفت عذاب وجدان چیه توهم چه چیزها میگی برای چه چیزها عدابوجدان میگیره چه وجدان بیکاری داری مگه کسی هم هست که برای خوردن عداب وجدان بگیره نه من اصلا عذاب وجدان ندارم مگه چیکار کردم غذایی که خدا بهم داده رو خوردم مگه حرام که عذاب وجدان بگیرم بعد گفت مامان نمیخواد عذاب وجدان بگیری در عوض تو دیگه به خاطر اینکه یک وعده رو زیاد خوردی همه روزت رو زیاد نخور با اون یک وعده به جایی بر نمیخوره راست میگفت من یک وعده یا یک روز که خراب میکنم تمام روز یا هفته رو دیگه بی رویه میخورم ومیگم ولش کن امروزم دیگه خراب شد یا هفته ام دیگه خراب شد واون خیلی راحت با ماده غذایی برخورد میکنه اصلا در طول روز به فکر اینکه چی بخورا وچی نخوره نداره به وقتش هرچی رو به عنوان عدا بهش بدی اگه دوست داسته باشه واگه واقعا گرسنه باشه میخوره واگه سیر باشه بهترین ماده غذایی که خیلی هم دوست داره رو ببینه نمخوره اگه اصرار زیاد هم بکنی میگه من میل ندارم اصلا جا ندارم ولی من میل ندارم چیه من همیشه میل دارم وهمیشه هم جا دارم حتی اگه چیزی رو دوست نداشته باشم بازم باید یک امتحان بکنم من در مورد خودم میگم من فقط این باور در من خیلی قوی هستش که من در اون اعماق ذهنم خودم رو هنوز چاق تصور میکنم وچاقی برای من طبیعی شده با خوردن مواد غدایی خیلی به مقدار واندازه ونحوه خوردن حساسم وهنوز فک میکنم اینها باعث چاقی من هستند ومهمتر من هنوز تصاویر چاقی درذهنم از خودم دارم وهر دفعه که غدامیخورم فک میکنم الان چاق شدم والان فهمیدم هنوز باور چاقی من که من کلا از بچگی چاق به دنیا اومدم ومحکوم به چاقی هستم در من فعاله واین روزها که من به شدت مشعول کار کردن روی باورهایم هستم من رو ادیت میکنه وگهگاهی سرکشی بدی میکنه که دوباره منجر به خوردن زیادی میشه ولی خدارو سکر نمیگم بدون تغییر رفتارم نه خیلی تغییر رفتار داستم حتی دیسب که باز زیاد خوردم حالت تهوع فجیعی گرفتم که صدباره خودم رو لعنت کردم که چرا بیشتر خوردم مهمتر از همه وقت گرسنگی وسیری ام را فهمیدم ویا میرم سر یخچال ومیخوام چیزی بردارم میبینم سیرم اون چیز رو میدارم میگم الان که جا ندارم باشه وقت دیگه ای خلاصه رفتارهایم که خیلی تغییر کرده واز این فایل فهمیدم به خاطر اینکه باورم تعییر کرده چون استاد گفتند وقتی عادتت عوض بشه یعنی رفتارت عوص شده واون هم به خاطر تغییر باورت هست گفتند عادت بین باور وجسم ما است وعادت یعنی رفتارهای تکرار شونده  وچاقی هم به خاطر یک سری رفتار های تکرار شونده که در نتیجه باورهای چاقی ذهنمون است بو جود اومده پس اول باید باورهای لاغری رو با وارد کردن وردیهای جدید ودرست واطلاعات درست بیاییم باورسازی کنیم وفرمولهای استباه رو به حالت استند بای در بیاریم وبعد فرمولهای لاغری در ذهن ما از قبل توسط خالقمان در ذهنمان نصب شده که توسط ما به حالت استند بای رفته باید بیاییم اونها رو پیدا کنیم وفعالشون کنیم وبعد عادت جدید در ما شکل میگیره که منجر به رفتارهای جدیدی در ذهن ما میشه وما ان شالله وارد زندگی جدید با جسمی جدید میشیم واز امروز ان سالله بتونم میل ندارم رو انجام بدم ودیگه از عادتهایم تند خوردن وپرخوری کردن وغذارو برای رفع نیازم نمیخورم وبه خودم احترام نمیزارم واگه من به وجود خودم احترا بزارم تند وبد شکل وزیاد نمیخورم بدترین عادت ذهن من که خیلی من رو اذیت میکنه اینکه هی کارهایم رو به فردا وبه ساعتی دیگه میندازم وهی میگم باشه از فردا اروم میخورم واز فردا حتی میگم این فایلها رو اتجام میدم وخیلی دارم اذیت میشم ولی درست میکنم ولی خدارو شکر چون استمرار دارم وهی دوست دارم این روش رو هی به حرفش نمیکنم خدایا به همه ما کمک کن تا دیگر لحسات زندگیمون رو با لاعری سپری کنیم الهی امین ودر اخر خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/05 15:48
      مدت عضویت: 512 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 398 کلمه

      سلام گام سی چهارم 

       

       

      نحوه شکل گیری چاقی در افراد چاق 

      یکسری حرفها میشنوند مث اینکه برنج خوردن باعث چاقی میشه شیرینی خوردن باعث چاقی میشه ازدواج چاقی میاره بی تحرکی چاقی میاره فست فود چاقی شکمی میاره خب این حرفها بارها بارها میشنویم افرادی هم مبینیم که این شرایط داشتن چاق شده اند با مرور این افکار حرفها باورها به وجود امده اند باور اینکه طبیعی است چاق بشم وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه و به وجود بیاد این باور که طبیعی است چاق بشم 

      ذهن ناخوداگاه عادت هایی براساس باور مان در ما ایجاد میکنه که ما رو شبیه باورمان کنید و رفتارها ما تغییر میکنه ودرنهایت جسم ما تغییر میکنه و از متناسب به چاق تبدیل میشه این نحوه شگل گیری چاقی است 

       

       

      حالا ما می میدیم واسه اینکه لاغر بشیم جسم تحت فشار قرار میدادیم با زور اجبار رژیم میومدیم رفتارمان رو تغییر می‌دادیم و یه مدتم دوام میاوردیم ولی چون اصل کاری که باورماست تغییر نکرده بودکه چون داشتیم برعلیه ذهن باورمان عمل میکردیم خسته میشدیم باز اون مقدار وزنی که کم کرده بودیم برمیگرده و چاق میشیم اشتباه ما این بوده که همیشه جسم خواستیم لاغر کنیم واسه همینم شکست می‌خوردیم

       

       

      در مسیر لاغری باذهن ما اول میاییم دلایل چاقی خودمان با دلیل مدرک رد میکنیم و مسولیت چاقی خودمان رو می پذیریم و میگیم صدرصد مقصر چاقی خودمان هستیم و بعد با اموزش دیدن و مرور اموزش ها حرفها جدید در حال بازسازی باور جدید مان هستیم و باور هایی صحیحی در ذهنمان ایجاد میکنیم و اینجا ذهن ناخوداگاه بصورت اتوماتیک عادتهایی در ما ایجاد میکنه که مارو شبیه باورمان کنید و خیلی راحت بدون هیچ سختی به اسانی راحتی لذت متناسب میشیم 

       

      پس تفاوت ما افراد چاق با متناسب در عادت‌های مان است و این عادت ها براساس باورها در ما به وجود امده اند

       

       

      با هدایت به این مسیرصحیح و اموزش دیدن وعمل کردن به اموزش ها ما خیلی راحت باورمان تغییر میکنه ودرنهایت جسم ما نیز تغییر میکند 

       

      دلیل شکست‌ها قبلا ما این بوده که ما چیزی از درون تغییر نمیدادیم فقط میومدیم بصورت فشار ومحدودیت جسم تغییر می دادیم واسه همینم دوامی نداشت وزن برمیگشت ما فک میکردیم لاغر شدن سخته ما توانایی لاغری نداریم درصورتی که ما توانایی بالایی داریم قدرت ذهن بالایی داریم فقط باید از مسیر صحیح شروع کنیم اموزش ببینیم عمل کنیم و در نهایت رفتار عادتها ما تغییر میکنید ودراخر جسم ما وشگفت ساز میشیم 

       

       

      شاد موفق پیروز باشید

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shakoora.shafei@gmail.com
      1400/05/01 09:23
      مدت عضویت: 241 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 850 کلمه

      سلام خدمت تمام هم مسیر هامن طبق گفته استاد که گفتند به عادت هاتون توجه کنیم چند روزه که دارم رو عادت هام فکر میکنم علاوه بر چهارتا عادتی که تو نظرات قبلیم نوشتم یکی دیگه از عادت های چاق کننده من خوردن بر اساس هیجانات و احساسات مختلفه که فک کنم تو خیلی از افراد چاق هم مشترکه یعنی اینکه وقتی ما دچار احساسات خاصی میشیم برای آرامش پیدا کردن و خنثی کردن اون احساس از غذا و خوراکی ها استفاده میکنیم درمورد خودم احساس هایی مثل ناراحتی و غم منو به سمت غذا نمیبره ولی احساس هیجان که ناشی از شادیه و احساس استرس که ریشه در یک احساس بد داره هر دو ضربان قلب منو بالا میبرع و من بی اختیار فقط میخوام با غذا خودمو اروم کنم و هیجانمو بیارم پایین بخاطر همین سریع تا دچار این احساسات میشم میرم سراغ غذا و بدون اینکه اصن متوجه باشم چی میخورم یا چقدر میخورم فقط به خوردن ادامه میدم یکی دیگه از عادت های چاق کننده من که میشه ششمین عادتم اینه که خیلی تند غذا میخورم و اینم شاید ریشه در همون عدم آرامش و استرس داشته باشه که من اصلا صبر و حوصله ندارم و فقط میخوام تند تند غذا رو بخورم و مطلقا هیچ لذتی از غذا نمیبرم و این واقعا آزار دهندس هفتمین عادت چاق کننده من هم فک میکنم بین هیلی هامون مشترکه و اونم نزاشتن چیزی توی بشقابه اونم بخاطر اینه که به ما از بچگی گفتن نباید بزاری چیزی توی بشقابت بمونه و حیفه و اصرافه و خیلی وقتا هم چیزی که زیاد میاد شاید در حد چندتا قاشقه و اینجا دیگه هیچ قدرتی نمیتونه مارو قانع کنه که قید این چند قاشقو بزنیم و اصراف کنیم چون سیر شدیم چون چندتا قاشق دیگ ربطی به سیری و گرسنگی نداره باید بخوریم بره فقط که البته این عادت واقعا در مراحل پایینتر عادات دیگ من قرار دارهعادت هشتم که طی این چند روز به تازگی کشفش کردم و واقعا واسم جالبه اینه که الان که من به این عادت هام آگاهی پیدا کردم همین آگاهی باعث میشه کمتر تو زندگیم اجرا بشه مثل کاری که فهمیدی بده و نا خوداگاه کمتر به سمتش میری چون واست چیزی جز ضرر ندارهولی عادتی که هنوزم پر رنگه(کمتر شده ولی نه مثه بقیع) نا توانایی تو نه گفتن به خوراکی های لذتبخش و خوشمزس که لدت اون طعم به احساس سیری میچربه و من نمیتونم قید اون خوراکیو بزنمچیزی که هست اینه که در باور همه ما این خوراکی ها عامل اصلی چاقیه و تک تک ما حداقل یبار موقع خوردن هر کدوم از این خوراکی ها حس عذاب وجدان و استرس شدید چاق شدن در اثر خوردن اونارو تجربه کردیم عادتی که من کشف کردم اینه که من عادت دارم وقتی یکی از انواع این خوراکی های پر کالری رو میخورم حتی اگه به مقدار کم و فقط واسه لذتش بخورم بعدش بدون هیچ کنترلی هی فقط میخوام خوراکی بیشتری بخورم و این دقیقا داره تو زندگیم تکرار میشه که استرس و عذاب وجدان ناشی از خوردن اون خوراکی منو به سمت غذا های بیشتر و بیشتر هل میده و من به طرز جنون امیزی بدون اینکه چیزی بفهمم(مثل حالت استرس و هیجان) فقط میخوام به خوردن ادامه بدم چون حس میکنم حالا که اون خوراکیو خوردم پس دیگه هیچی فایده نداره و هرچقدر که میتونم باید بخورم ، این نوع فکر شاید دستاوردیه که من از اونهمه رژیم های غلط و طاقت فرسا داشتم که چون محدود بودم به چیزهای کم تا یه قاشق اضافه تر میخوردم میگفتم دیگه خراب شد بیخیال و عقده دلمو باز میکردم و همینطور تمام اون روزو به خوردن ادامه میدادم الان که فکر میکنم میبینم اون خوردن های از سر عقده هیچ لذتی نداره و اگر استرس و عذاب وجدان من بخاطر خوردن یه بستنی ساده که همه ادمهای لاغر هم به راحتی میخورن نبود این رفتار بعدشم وجود نداشت ولی باور به ممنوع بودن این خوراکی ها اینقدر تو یه فرد چاق مثل خود من قویه که نمیشه استرسشو به این راحتی پس زد و یقینا به تفکر و کنکاش بیشتری نیاز داره رسیدن به این حقیقت که خوردن این خوراکی ها حق همه ادم هاست و اگه یه ادم لاغر مثل خواهر خودم میتونه هرچقدر که خواست اینارو بخوره و چاق نشه خب تمام آناتومی و ساختار بدن و نیاز به غذای منم به همون شکله و هیچ فرقی نداریم بجز افکار پوسیده و باور هایی که تو ذهن من هست و تو ذهن اون نیست و همین باعث شده اون با لذت بستنیشو بخوره هرچقدر خواست و من با حسرت و استرس همون مقدار یا حتی کمترو بخورم و بعدش بخاطرش اینهمه پرخوری شدید بکنم واقعا این حق من و حق همه ماست که با یکم تلاش فرمول ها و ساختار های ذهنمون که توسط محیطی که توش بزرگ شدیم خراب شده رو خودمون با تفکر عاقلانه و منطقی درستش کنیم و یکبار برای همیشه از شر این عذاب و حس کمبود در بسیاری از زمینه های زندگی خلاص بشیم و مثل بقیه ادمها بدون هیچ عذابی از غذایی که نعمت خداونده لذت ببریمبا آرزوی رسیدن به اونچه که لایقشیم در پایان این سختی ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/27 10:52
        مدت عضویت: 413 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 93 کلمه

        سلام دوست عزیز
        چه مطالب خوب و درستی رو نوشتید منم خیلی مشابه شما رفتار میکنم مخصوصا همون عذاب وجدان از خوردن یک چیز ممنوعه توی ذهنم و بعد عذاب وجدان و بعد پرخوری به دلیل اینکه بهرحال اون روز رو خراب کردم و نباید اون خوراکی خاص رو میخوردم، واقعا چقدر مسخره ما خودمون رو چاق کردیم و چه جالب این باورهای مشابهی که ما افراد چاق داریم، حالا با آگاهی از این عادات اشتباه و شناسایشون میتونیم راحتتر لاغر و خوش اندام بشیم، خدایا شکرت برای خواندن متن شما، ممنونم دوست عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/31 23:09
      مدت عضویت: 187 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,171 کلمه

      سلام مجدد دوستان 

      ادامه گام سی و چهارم:

      فردی که ورزشکاره و میخواد قهرمان بشه و مدال بیاره خب اونم داره ورزش میکنه یا ما اگه رفتیم باشگاه بدنسازی وزنه زدیم خب خیلیا دیگه هم میومدن باشگاه که عضله سازی کنند چرا اون ها از ورزش کردن خسته نمیشدن میدیدی طرف مدت هاست با اشتیاق میاد وزنه سنگین میزنه ولی ما که میرفتیم هی دنبال بهانه بودیم که نریم!! اونم ورزش میکنه ولی مثل ما بهانه نمیاره برا نرفتن، چرا؟ چون باورش اینه که میخواد ورزشکار بشه و عادت هایی در اون شکل گرفته که خیلی راحت اون داره فعالیت هایی انجام میده که در نهایت جسمش پرورش پیدا میکنه و اونو به خواستش میرسونه که در مثال ما پرورش اندامه!! اما افراد چاق با باوری متفاوت و برای لاغر شدن تلاش میکردن در صورتی که باور دارن همیشه چاق میمونن و مثلا خانوادگی چاق هستن!!! هر تغییری هم که ایجاد میشد بعد از یکی دو هفته برمیگشت!!!

      قدرت باور بی نهایت بالاست و خسته هم نمیشه!! اون راه خودشو میره و هرچی تو بخوای جلوشو بگیری و نتیجه رو تغییر بدی و جسم رو تحت فشار بذاری اون تغییری نمیکنه و سرجای خودش هست و وقتی شما خسته بشی بخاطر تضادی که بین ذهن ناخودآگاه و رفتارت به وجود اومده ول میکنی سریع همه چیز برمیگرده و این مورد در تمام جنبه های زندگی ما هست، در کسب و کار هست اونی که باورش این باشه که نمیتونه موفق بشه اونکه فکر میکنه شرایط بیرونی مثل دلار و طلا و رئیس جمهور و جامعه اینا همه تاثیر دارن در موفقیت یا فروش روزانش اون فرد یواش یواش عادت هایی را در خودش شکل میده که کمتر فعالیت میکنه, کمتر جنس میخره که نکنه فروش نره، کمتر میره مغازه و میاد بخاطر اینکه نگرشش اینه که مشتری نیس بریم برق بسوزونیم که چی؟! استاد هم این تجربه را داشتن!!

      عادت ها در نهایت نتیجه ای را برای شما رقم میزنه که برابر با باور شما نسبت به اون موضوعه! 

      وقتی شما باورت این باشه که طبیعیه شما چاق بشی در شما عادت هایی شکل میگیره که شما را به سمت چاقی هدایت میکنه و کل کار دوره لاغری با ذهن اینه که در شما باورهایی رو ایجاد کنه که شما میتونی متناسب بشی به شما تمریناتی داده میشه که به این باور برسی که میشه متناسب شد و به ذهن برنامه های جدید داده میشه که باور کنی میشه لاغر شدو ناخودآگاه رفتار های شما تغییر میکنه و در نهایت جسم شما هم تغییر میکنه و برابر میشه با باور شما!!

      نتایج افراد مختلفه چون به اندازه ای که باورهاشون عوض میشه در نهایت جسم اون ها هم تغییر می‌کنه!

      اصل و سرچشمه که باورها هستن را باید تغییر داد و باورها چطور عوض میشه؟! با افکار جدید با توضیحات با فایل ها!!! وقتی اون ها رو یاد بگیری و تکرار کنی ناخودآگاه عادت هایی در شما شکل میگیره که متفاوت با عادت های فعلی شماست و اونوقته که میبینی جسم شما هم تغییر میکنه!

      خیلی افراد عادت پرخوری را داشتن عادت ترس از مواد غذایی را داشتن و خیلی هم تلاش کردن تغییرش بدن مثلا من از امروز تصمیم میگیرم دیگه پرخوری نکنم یا عادت ریزه خواری که خیلیا دارن و تصمیم میگرفتن که انجامش ندن یا تصمیم دیگه شیرینی نخوردن چقد از این تصمیمات گرفتی؟! هیچ فایده ای نداشت چون ما تعیین نمیکنیم عادت را ما ایجاد نکردیم که بخوایم تصمیم بگیریم عوضش کنیم مثلا از امروز دیگه پرخوری نمیکنم مگه شما یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟؟ مگه یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی چاق بشی که حالا میخوای تصمیم بگیری لاغر بشی؟! اصلا با تصمیم نیست با تغییر افکار خیلی متفاوت تر از چیزیه که تا الان تجربه کردین موضوع لاغری با ذهن!!!

      تفاوت روش لاغری با ذهن با دیگر روش ها اینه که افراد چاق نمیتونن بگن میل ندارم نسبت به غذاها یعنی گفتن عبارت دو کلمه ای میل ندارم برای یک فرد چاق به مراتب سخت تر از حتی فتح قله اورسته! انقدر سخته که مثلا بخوای با یک شیرینی مواجه بشی با یک تعارفی مواجه بشی با یک اصرار دیگران مواجه بشی برای خوردن و بتونی بگی میل ندارم!!! و دوستان لاغری با ذهن به راحتی میتونن بگن میل نداریم !! از امروز میتونید تصمیم بگیرید در مواقعی که پرخوری محسوب میشه بگین میل ندارم ببینید چقد میتونید موفق باشید چند روز میتونید موفق باشید؟! اصلا اگه همینو فقط بتونی انجام بدی حتما میتونی متناسب بشی!!! اصلا نشدنی که فرمولی ک در ذهن شما تبدیل شده به عادت را بخوای در مقابلش ایستادگی کنی اصلا همچین چیزی امکان نداره!!!! باید فرمول عوض بشه باید باور عوض بشه خود به خود عادت عوض میشه و هماهنگی بین جسم و باور به وجود میاد! در واقع عادت های ما هماهنگ کننده بین جسم و باورهای ما هستن، وقتی باورت اینه که چاق میشی حالا با هر دلیلی بلافاصله باورش در ذهن شکل میگیره و عادت هایی به وجود میاد که اشتهات زیاد میشه؟! بدن نیاز به مصرف انرژی داره و برای اینکه بتونه این انرژی را تامین کنه نیاز به مصرف مواد غذایی داره چطور یک فرد با مصرف یک قرص یهو اشتهاش زیاد میشه در صورتی که قبلش کاملا درست برخورد میکرده؟! اصلا خیلیا نمیدونن معنی اشتها چیه، پرخوری را میگن اشتهامون زیاد شده وقتی میگی اشتها یعنی یه چیزی از درون در صورتی که این پرخوریه این اشتها نیست!!!! تو از بیرون داری به زور وارد میکنی! اشتها فرمان مغزیه، فرمول مغزیه که به وجود اومده تبدیل شده به یه عادت داره یواش یواش یه عادت را در شما به وجود میاره که با فاصله زمانی کمتر غذا بخوری خیلیا این مشکل رو دارن که میگن در طول روز بارها گشنمون میشه، همه این ها عادته و ترفند ذهن ناخودآگاهه برای اینکه جسمتون را به باورتون که چاق شدن طبیعیه برسونه!!!

      خیلیا باور دارن که معدشون خالی باشه یا گشنشون باشه سردرد میگیرن طبق این باور عادت هایی در اون ها شکل میگیره که تندتند غذا بخورن تا سردرد نگیرن و بتونن چاق بشن همه این ها باید در نهایت چاق بشن!! همین فرد در ماه رمضان میبینی که سرش درد نمیگیره شاید یکی دو روز اول یکم سرش درد بگیره ولی چون ذهن ناخودآگاهشون متوجه میشه که حکمی بالاتر از حکم خودش وجود داره که اونم غذا نخوردن بخاطر روزه داریه یعنی ترس از روزه خواری باعث میشه که شما وقتی سرتم درد میگیره غذا نخوری و این فرمول بهم میریزه در مغزت و تا اخر ماه رمضون میبینی فرد دیگه سردرد های ناشی از اینکه غذا نخوردم را نداره چطور این اتفاق میفته؟! غیر از اینه که فقط فرمول مغزی تغییر میکنه؟؟در اصل این فرمول فعلا میره تو حالت ذخیره تا بعد از ماه رمضان میبینی دوباره شروع میشه!!

      عادت هاتون را شناسایی کنید!!

      تفاوت شما با افراد لاغر فقط تفاوت در عادت هاتونه!! و عادت های شما بخاطر باورهای اشتباهتونه که به وجود اومده و با دوره لاغری با ذهن و شناسایی باورهای اشتباه باور ها و عادت های صحیح جایگزین شده و به تناسب میرسین و تناسب اندام همیشگی!!

      وقتی فرمول ها و باورها تغییر کردن چه بخوای چه نخوای لاغر میشی!!

      مه تاب متناسب با باورهای لاغری و همسو با ذهن🥰💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/31 14:17
      مدت عضویت: 187 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,199 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام سی و چهارم عادت های چاق کننده:

      در تمرینات قبل یه سری دلایل چاقی و روش ها را بررسی کردیم و رد کردیم! و فهمیدیم که ما میتونیم لاغر بشیم!

      موضوع امروز منشأ اضافه وزن و همچنین در لاغر شدن هم کاربرد داره!

      خیلیا نمیتونن باور کنن که با قدرت ذهن میتوان لاغر شد!!! چون همیشه عوامل بیرونی را باعث چاقی خود میدانند!! در جلسات قبل این عوامل بیرونی را نقض و رد کردیم! 

      همه ما با قدرت ذهن چاق شدیم وقتی یک نیرویی درون ما هست که میتونه ما رو چاق کنه و اون نیرو در وجود افراد دیگری هم هست که اون ها رو متناسب کرده بنابراین خیلی راحت تر می‌تونیم بپذیریم که این نیرو در ما به شکل یک جسم چاق خودشو نشون داده ولی در افراد متناسب به شکل یک فرد لاغر و متناسب داره خودشو نشون میده، پس اختلاف کجاست؟؟؟؟؟ اونوقت میتونید راحت به اختلاف ذهن خودتون و ذهن یک فرد متناسب پی ببرید و خیلی راحت تر میتوان باور کرد که با همین قدرت ذهن که شما را چاق کرده میشه لاغر شد!!!

      چطور ذهن ما تونسته ما رو چاق کنه؟ چرا شما چاق هستید؟ در جلسات قبل خیلی دلایل داشتید ارث و بیماری و قرص و خیلی چیزای دیگه که اون ها را رد کردیم و باور کردیم که مقصر خودمون هستیم!!! چه چیزی باعث شده که ما چاق هستیم؟؟ به نظر شما چاقی از چه چیزی به وجود اومده؟! از هوا که ما چاق نشدیم یعنی همینجوری نبوده یه کاری کردیم یه طرز فکری داشتیم یه طرز رفتاری یه سبک زندگی داشتیم که بالاخره الان در این وضعیت هستیم!!

      چاقی محصول عادت های ماست! 

      عادت ها چیا هستند؟ یه سری رفتار ها که هرروز تکرار میشن، یک سری رفتار ها!!! یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمیکنه یعنی اگه فردی یک عادت اشتباه داشته باشه دو تا سه تا داشته باشه اون فرد چاااااق نمیشه! حداقل به این حد چاق نمیشه! پس چاقی نتیجه یه سری عادت های اشتباهه یه مجموعه عادت های اشتباه هستند که ما با تکرار کردن بارها و بارهای اون ها خودمون را در همچین وضعیتی قرار دادیم!!! در جنبه های دیگه زندگی هم به همین شکل یک فرد با یک نخ دو نخ سیگار معتاد نمیشه و مشکلی براش پیش نمیاد اما با تکرار اون به عادت تبدیل میشه و فرد پس از ۲۰-۳۰ سال میبینه که چه عواقب خطرناکی براش پیش میاد و خودشم مسئول این رفتارشه و از یک عادت خیلی کوچیک شروع شد از یک نخ شروع شد خیلی اروم اروم زیاد شد و عادت شد…

      تمام رفتارهای انسان که باعث ضربه زدن به اون ها میشه بخاطر یه سری عادت هاست و تمام رفتارهای انسان که باعث یه سری پیشرفت ها در زندگیش میشه باز هم بخاطر یه سری عادت هاست!!

      یک ورزشکار عادت کرده هر روز ورزش کنه غذاخوردنش متفاوت از آدم معمولیه خواب و بیداریش متفاوته، اون عاد کرده یه سری رفتارها رو تکرار کنه و در نهایت میتونه به خواسته خودش که قهرمانی هست برسه!

      یک فرد متناسب هم همیشه یک سری عادت های رفتاری را داره تکرار میکنه ویک فرد چاق هم همینطور و علت اختلاف بین افراد مخصوصا چاق ها و لاغر ها تفاوت در عادتهای اون هاست! خیلیا فکر میکنن در نوع مواد غذاییشونه، اینجور نیست همه مواد غذایی ما باهم مشترکه! بعضیا فکر میکنند برای میزان مصرف مواد غذاییه والا انقدر آدم سراغ داریم که بیشتر از ما میخورن اما متناسبن، پس مقدار هم دلیل نمیشه! مقدار مهم نیست، تنوع غذایی مهم نیست، فقط تفاوت در عادت هاست! 

      عادت چطوری به وجود میاد؟؟؟ عادت یه فکر ساده است، تکرار میشه چندین بار و تبدیل میشه به عادت!!! ما خودمون یه سری عادت هامون را انتخاب نکردیم مخصوصا افرادی که از سن پایین تر اضافه وزن دارن، براساس فکرایی که در ذهنشون به وجود اومده و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته عادت های اون ها ایجاد شده!! و بعد هم که که بزرگ شدن یه سری عادت ها را خودشون اضافه میکردن چون آدم های چاق یکی از خصوصیات مخربشون اینه که خیلی راحت از هم رفتارهای اشتباه را یاد میگیرن کافیه چند روز باهم رفت و آمد داشته باشن تا عادت اشتباه را به عادت های خودشان اضافه کنن اما در کودکی بصورت غیرارادی غیراگاهانه صورت گرفته!

      عادت ها از باور ها به وجود میان، اگر شما چیزی را باور کنی خود به خود در شما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت شما را مطابق با باورتون کنه!!!! فردی که از بچگی بارها شنیده بخاطر ژنتیک اضافه وزن داره این اول فقط باوره یواش یواش عادت هایی در اون شکل میگیره که جسمش را شباهت بده به باورش، نقش عادت ها اینجوریه یعنی یک رابط بین باور و جسم ما هستند!!!

      اگه خودمون را به سه قسمت تقسیم کنیم: باور،عادت و جسم! باور را ما به وجود نیاوردیم، باور افکاریه که ما بارها مرورشون کردیم، حرف هاییه که شنیدیم و گاها دیدیم و دربارشون صحبت کردیم، وقتی باور در ما ایجاد شد بعد از اون عادت ها شکل میگیرن دیگه اینجا ذهن ناخودآگاه وارد میشه باید عادت هایی را در ما به وجود بیاره که در نهایت جسم ما را متناسب کنه با باورمون، اینا باید باهم هم تراز باشن در یک خط باید باشن نمیشه باور کنی چاقیمون ارثیه ولی متناسب باشی!!!

      عادت ها ناخودآگاه به وجود میان!! در واقع قدم اول که باورسازیه را ما انجام میدیم، با توجه کردن به موضوعات به مطالبی که مطرح میشه با چیزایی که میشنویم و با تکرار کردنشون باور را به وجود میاریم و ذهن ناخودآگاهمون با توجه به اون عادت ها رو به وجود میاره و نهایت جسممون تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون به وسیله عادت هامون!! ما در گذشته بخش آخر را که نقشی در چاق شدنمون نداشت را می‌خواستیم تغییر بدیم یعنی جسم شما عملا خودش نقشی نداره در انتخاب چاقی شما یه سری باورها را ایجاد کردی بعد ذهن ناخودآگاهت یه سری عادت ها را در شما به وجود آورده و شما تنها کاری که کردی عادت ها را هی تکرار کردی و در نهایت جسمت شبیه شده با چیزی که شما باور کردی اما برا لاغر شدن نتیجه را تحت فشار گذاشتی و خواستی تغییرش بدی و باورها سرجاشون وجود داشتن عادت ها هم وجود داشتن و به همین دلیله که از تلاشتون نتیجه نگرفتین!

      وقتی خودتون رو تحت فشار میذاشتین فقط یه سری عادت ها را کمتر انجام میدادین ولی تا کی تا وقتی که میتونستین اون رژیم را ادامه بدین اما باور مثل سوخت رسانی هی داره سوخت چاقی را میرسونه عادت هم داره سعی میکنه که تکرار بشه یعنی ذهن مام داره سعی میکنه عادت ها را تکرار کنه که به باور برسونه جسم ما را اما ما اومدیم جسم را محدود کردیم، خوردن را محدود کردیم و فشار میاریم به جسممون و اونجاس که یواش یواش از لحاظ اعصاب و روان بهم میریزیم چون ذهن ما داره دستور میده به تکرار باور ها اما ما در نهایت اون نتیجه را گرفتیم و نمیذاریم کار پیش بره و خسته میشیم و عصبی میشیم از ادامه دادن برنامه های رژیمی برای لاغری!!!

      نتیجه: تا اینجای فایل متوجه شدم که تلاش برای تغییر جسم بی فایده است و اول باید باورهای صحیح جایگزین کنیم تا طبق باورهای جدید عادات جدیدی توسط ناخودآگاه شکل بگیره و جسم را متناسب کنه ادامه فایل را در دیدگاه بعد مینویسم با تشکر🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shakoora.shafei@gmail.com
      1400/04/31 10:33
      مدت عضویت: 241 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 676 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزانفایل این جلسه واقعا عالی بود و من با وجود تموم عجله ای که تو این مسیر دارم و دلم میخواد زودتر به هدف برسم باز هم از کنکاش و تفکر و توقف بیشتر روی این فایل لذت میبرم و یه ندایی درونم میگه هنوز زوده از این فایل بگذری و منم بهش گوش میکنمباید بگم من هم از کودکی آموزش هایی توسط خانواده چاق بهم داده شده که در من نهادینه شده و متقابلا همون نتایجی که برای خانوادم داشته(اضافه وزن زیاد) برای من هم داشته و‌من الان ۱۵ کیلو گرم اضافه وزن دارمهمین طرز فکر و نگاه به غذا و خوراکی ها باور های من رو شکل دادند و نحوه رفتار من در مقابل غذا ها و خوراکی هارو هم تعیین میکنندمن عادات زیادی دارممثلا من عادت دارم که هیچوقت به یک خوراکی خوشمزه نه نگم! اصلا مهم نیست سیرم یا گرسنه اون خوراکی حس خوبی در من ایجاد میکنه و من باید اونو بخورم اونم به مقدار زیاد واسه اینکه نهایت استفاده رو ازش ببرم و اون موقعیت لذت بخش رو نسیب خودم بکنمدر واقع فکر میکنم اگر اینکارو نکنم من یه احمقم که فرصت خوردن یه چیز خوشمزه مثل بستنی رو به راحتی و برای هیچ و‌پوچ از دست داده و اونو تقدیم به بقیه اعضای خانواده کرده با همین استدلال ها و تفکرات قوی ذهنی من هیچوقت فرصت خوردن رو از دست نمیدممثلا فست فود ها پیتزا ساندویچ لازانیا بستنی کیک پفک چیپس و هر خوراکی لذتبخشی که همیشه ی خدا هم تو خونه نیس و این اهمیت از دست ندادن فرصت رو دو چندان میکنهعادت دومم اینه که هیچوقت و هیچوقت به هیچ تعارفی نه نگم چون باز هم از دست دادن فرصت لذت بردن از غذاست و حالا اگر هم زیاد خوشمزه نباشه بازم اشکالی نداره چون هم طرف ناراحت نمیشه هم خوردن در نظر من هیچوقت چیز بیهوده ای نیستعادت سومم اینه که گاهی واقعا سیرم ولی مادرم مرتبا اصرار داره که من بیشتر بخورم دقیقا مثل دوران بچگیم که همین اموزش ها منو شکل داد منم کمی مقاومت میکنم ولی وقتی میبینم دلخور میشه به راحتی تسلیم میشم و اون غذایی که میخوار رو میخورم چون بلخره واسش زحمت کشیده نمیخوام قدرناشناس باشمعادت چهارمم اینه که در طول روز بین نهار تا شام چندین باااار غذای ظهرو دوباره میخورم و دلیلشم اینه کاری ندارم و حوصلم سر میره الان دوران پسا کنکوره و من مطلقا هیچ کاری ندارم و خوردن راحت ترین سرگرمیه خودم کاملا متوجهم که گرسنم نیست ولی بازم میخورم چون کار دیگه ای ندارم و حوصلمم سر رفتهدر کل باید بگم من و اعضای خانوادم یاد گرفتیم و باور داریم که موقع حوصله سر رفتن بهترین کار خریدن انواع خوراکی و خوردنشه طوری که من به عنوان بزرگترین پاداش یا سرگرمی برای خودم میرم فروشگاه و ولی خوراکی میخرم و واقعا هم لذت میبرم البته که بعدش نفخ میگیرم و حالم بد میشه ولی باور کردم و معتقدم خوراکی های متنوع بهترین پاداش و سرگرمیه حتی برای روزهای تعطیلالان که دارم عادت هامو مینویسم حس میکنم چقدر یجوریه و حس خوبی بهشون ندارمبقیه عادت هامو فردا مینویسم من واقعا نمیخوام این عادت هارو ارادی تغییر بدم چون ارادی ایجاد نکردم میخوام قدم قدم با استاد و آموزه ها بیام جلو تا ببینم انتهای این مسیر چیهآیا همون چیزیه که دفعه های قبلی موقع تلاش واسه لاغری پیدا کردم؟ یا ممکنه چیز متفاوتی باشه و بلخره این طلسم شکسته بشهنمیدونم زمان همه چیزو مشخص میکنهاز نوشتن این نظر استرسم کمتر شد استرسی که ناشی از هربار قدم گذاشتنم تو مسیر لاغریهاین استرس ناشی از ترسیه ک من از باز هم نتیجه نگرفتن دارم و این ترس بخاطر بارها و بارها تلاش های ارادی من و نتیجه نگرفتنهاینبار نمیخوام ارادی تلاش کنم و هیچ تلاشی هم برای تغییر عاداتم به صورت ارادی نمیکنم اجازه میدم اگر قراره اتفاق بیفته خودش اتفاق بیفتهامیدوارم این راه یکی از بهترین خاطرات دستیابی به رویاهام بشه و با باور هر روز بیشتر به اینکه لاغر شدن ممکنه ترس و استرسم هر روز و هر روز کمتر بشههمتونو دوس دارم چون همسفر های من تو این راه هستیددر پناه خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/29 09:56
      مدت عضویت: 430 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان 🌹

      عادتها کارهایی هستند که هرروز دارم انجامشون میدم وبهشون. به عنوان زندگی نگاه می کنم به عنوان طبیعت  ویک. چیزکاملاعادی  . درتمام. این  سالها  مسول  چاقی خودم بودم. ومسول عادتهای تکراری  که ازرفتارتکراری من  نشات. می‌گرفت  عادت‌های من باعث چاق شدن  من شده بودن  .من عادت کرده بود م که در هر زمانی شروع به  خوردن کنم و تا احساس فشار و درد به سراغم نمیومد و البته غذاتموم نمیشددست نمیکشیدم  عادت کرده بود م که نمازم رونشسته بخونم چون از احساس دردوسنگین بودن نمی تونستم  تکون بخورم. اما ادامه دادم و هربارسنگین تر اماهمه ی عادتها ازروی لذت بوده و حالا هم بایدازروی لذت باشه من فکرمیکردم همیشه بایددرحالت پربودن باشم که بتونم سیری رودرک کنم  وبه همین دلیل من همیشه درمسیرچاقی بودم  یک احساس تشنگی وعطش که داشتم انگاربایدهرچی غذابودرومیخوردم   تااون. احساس  برطرف بشه . اون احساس غم و اندوهی که به خاطر انجام رژیم داشتم  همه نشون میداد که من احساسم وذهنم درمسیرلاغری که انتخاب کرده بودم باهم. همسونبودن   من تازه درک کردم که ذهن و احساس باهم  هستن  وبدون اون من نمیتونم به تنهایی تصمیم به لاغری بگیرم   پس باید به ذهنم  یادبدم  که چطورلاغربشه وعادتهای جدیدی درش شکل بگیره .🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/17 22:27
        مدت عضویت: 98 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 111 کلمه

        چند تا  دیگه از عادت های غذایی من هم  اینه که 

        ۱) نمیتونم تعارف رو رد کنم 

        ۲) بارها برام پیش اومده که تو خونه بعضی وقتا حوصلم که سر میره ، یهو به خودم میام که اومدم اشپزخونه و در یخچال بازه:/ بعد به خودم که میام میگم : بسم الله من اینجا چیکار میکنم و در یخچال و میبندم  و میرم سراغ بقیه کارام ، ینی ی لحظه انگار خودم نیستم ! و بارهااا در روز برام پیش میاد ، که خودمو دم یخچال پیدا میکنم ! ۳ ) حوصلم که سر میره بعضی اوقات میرم غذا میخورم ولی احساس میکنم این عادت یزره کم تر شده .

         ۴)در غذا خوردن حرص دارم ! 

        خداروشکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      negarmalekzade2377@gmail.com
      1400/04/24 19:55
      مدت عضویت: 153 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,455 کلمه

      سلام به آقای عطار روشن ودوستان عزیز سایت🌹🌹🌹

       

      لاغری باذهن جلسه چهارم

       

      این جلسه در مورد موضوعی است، که منشأ اضافه وزن ماست و همین موضوع منشاء لاغری ما هم می تونه باشه.

       که این موضوع مهم، قدرت ذهن ماست. خیلی ها نمی توانند باور کنند که با قدرت ذهن میشه لاغر شده .چون همش داشتن عوامل بیرون رو دوباره چاقی عنوان میکنن. که اصلاً مربوط به چاق شدن اونها نیست. فقط باورهای آنهاست که بهشون ثابت کرده و بهشون القا کرده که به دلیل یکسری عوامل بیرونی چاق هستند

       و ما در جلسات قبلی عوامل بیرونی رو شناسایی کردیم و یکی یکی  آنها را لغو کردیم. شما با همین قدرت ذهن چاق شدید. وقتی یک نیروی در وجود ما هست که میتونه ما رو چاق کنه و این نیرو در وجود افراد دیگه ای هم هست که آنها را متناسب کرده،پس خیلی راحت تر میشه بپذیریم، این نیرو در ما به شکل یک جسم چاق خودشو نشون داده، ولی در افراد متناسب به شکل یک جسم لاغر و متناسب داره خودشو نشون میده

       پس اختلاف کجاست؟ اونوقت میتونید راحت به اختلاف بین ذهن خودتون و ذهن یک فرد متناسب پی ببرید. و خیلی راحت تر میشه باور کرد که با همین قدرت ذهنی که شما رو چاق کرد هم میشه لاغر شد. چطور ذهن ما تونسته ما را چاق کنه؟ چرا شما چاق هستید؟ در جلسات قبل دلایل زیادی داشتیم و یکی یکی آنها را رد کردیم و باور کردیم که فقط مقصر خودمون هستیم که چاقیم.

       چه چیزی باعث شده که ما چاق باشیم؟؟ چاقی از چه چیزی به وجود آمده ؟؟ حتما کاری انجام دادیم که چاق شدیم، وقتی مسئولتش را پذیرفتیم، پس حتماً کاری انجام دادیم، یک طرز فکری داشتیم، یک طرز رفتاری داشتیم، یا یک سبک زندگی داشتیم، که در این وضعیت الان هستیم .چاقی محصول عادت های ماست. عادت ها چی هستن؟؟

       یکسری رفتارها که هر روز داره تکرار میشه. یک سری رفتارها (یک رفتار نیست) .یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمی کنه. یعنی اگر فردی یک عادت اشتباه داشته باشه، دوتا عادت اشتباه داشته باشه، سه تا عادت اشتباه داشته باشه، اون فرد چاق نمیشه،.🤨

       چاقی نتیجه یکسری از عادتهای اشتباهه، یک مجموعه عادتهای اشتباه هستن که ما با تکرار کردن بارها و بارهای آنها خودمون رو، در همچین وضعیت الان قرار دادیم. در خیلی از مسائل دیگه هم این عادت و این تکرار وجود داره. فردی که داره سیگار مصرف میکنه، اگه یه نخ مصرف کنه هیچ اتفاقی براش نمیافته،

       یعنی مصرف یک نخ ،دونخ،سه نخ، یا ۱۰ روز یا ۲۰ روز یا ۳۰ روز، هیچ اتفاق بدی را برای آن رقم میزنه. اما وقتی این رفتار به عادت تبدیل میشه و فرد میاد ده سال یا ۲۰ سال هر روز ۱۰ یا ۲۰ نخ سیگار مصرف میکنه، اون وقت می‌بینید که چه عواقب خطرناکی رو براش داره و خودش هم مسئول این رفتارشه.🥴

       از یک عادت خیلی کوچیک شروع شد، از یک نخ شروع شد و همینطور اضافه شد. خیلی آروم ممکنه طی چند ماه از یک نخ به یک بسته، یا یک پاکت کامل رسیده باشه و سالهاست که دیگه اون عادت رو به همون شکل تکرار میکنه.😬

       تمام رفتارهای انسان که باعث ضربه زدن به اونها میشه به خاطر یکسری عادت هاست و تمام رفتارهای انسان که باعث یکسری پیشرفت‌ها در زندگی اش میشه باز هم به خاطر یکسری عادت هاست.💖

       یک ورزشکار که قهرمان میشه عادت کرده هر روز تمرین کنه عادت کرده هر روز یک سبک خاصی داشته باشه ،غذا خوردنش متفاوت از یک آدم معمولیه، ورزش کردنش متفاوته خواب و بیداریش متفاوته، اون عادت کرده یکسری رفتارها رو تکرار کنه و در نهایت میتونه به خواسته خودش که قهرمانی هست برسه .🏋‍♀️

      یک فرد متناسب هم یکسری عادت های رفتاری رو داره همیشه تکرار میکنه. و یک فرد چاق هم همیشه داره یک سری عادت های رفتاری رو تکرار میکنه. و علت اختلاف افراد مخصوصاً بین چاقها و لاغرها، تفاوت در عادت های آنهاست خیلی‌ها فکر می‌کنن در نوع مواد غذایی آنهاست. همه مواد غذایی ما با هم مشترکه، بعضی‌ها فکر می‌کنن به خاطر میزان مصرف مواد غذاییه، ولی خیلی‌ها هستند که بیشتر از چاق ها می خورن، اما متناسب هستند. پس مقدار هم دلیل نمیشه تنوع غذایی مهم نیست، فقط تفاوت در عادت هاست .

      یک عادت چطور به وجود میاد؟؟ عادت یک فکر ساده است تکرار میشه و تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. ما خودمون خیلی از عادتهامون رو تکرار کردیم. مخصوصاً کسانی که از کودکی اضافه وزن داشتن و بر اساس فکرهایی که در ذهنشون به وجود آمده ،بر اساس باورهایی که در ذهنشان شکل گرفته، عادت‌های آنها ایجاد شده .

      آدمهای چاق یکی از خصوصیات مخربشون  اینکه خیلی راحت از همدیگه رفتارهای اشتباه هم رو یاد می‌گیرن. یعنی اگر خودم ۱۰ عادت اشتباه داشتم که منو به چاقی رسانده ،اگر ببینم دوستم یک عادتی داره که من ندارم ،کافیه چند روز باهاش باشم ،خیلی راحت من همون عادت اشتباه رو به عادت‌های خودم اضافه می کنم. اما در کودکی این کار به صورت غیر ارادی ،به صورت ناآگاهانه صورت گرفته،

       به چه شکل صورت گرفته ؟؟یک فکر وقتی تکرار بشه، تبدیل میشه به عادت .عادت ها از کجا شکل می گیرند؟؟ چرا اصلا عادت ها در ما به وجود میان ؟؟🤔🤔

      عادت ها از باورها به وجود میان. اگر شما چیزی رو باور کنید خود به خود در شما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت شما رو مطابق با باورتون کنه .

      مثال:: فردی که از بچگی بارها شنیده که به خاطر خونوادش به خاطر ژنتیک، به خاطر چیزی که مربوط به آن نیست و دست اون هم نیست، بهش تحمیل شده ،اضافه وزن داره ،مخصوصا ژنتیک، کسی که باور کرده به خاطر ژنتیک، اون اضافه وزن داره. این باور چه چیزی رو باعث میشه؟؟

       اول فقط یک باوره،وفرد  هم هنوز اضافه وزن آنچنانی نداره اما وقتی باور میکنه که ژنتیک و ارث نقش خیلی زیادی در اضافه وزن دارن، یواش یواش عدتهایی درون فرد شکل میگیره که جسمش رو شباهت بده به باورش،

       یعنی اگر خیلی باور داشته باشه که ارث نقش زیادی در اضافه وزن داره، اون فرد مطمئنا به اندازه پدر و مادر و یا حتی بیشتر از آنها اضافه وزن پیدا میکنه. نقش عادت‌ها اینجوریه، و به این شکل به وجود میاد.

       یعنی یک رابطه بین باور و جسم ما هستن، اگر خودمون رو سه قسمت کنیم، یعنی به این شکل تعریف کنیم، باور، عادت و جسم

       باور رو ما به وجود نیاوردیم، این باور چجوری به وجود میاد ؟؟؟افکاری که ما بارها مرور کردیم، حرفهایی که شنیدیم از والدین از جامعه از رسانه‌ها ،اینها به شکل های مختلفی به مغز ما رسیده و آنها را شنیدیم و دیدیم و دربارش هم صحبت کردیم، این ها تبدیل میشه به باور .وقتی باور در ما ایجاد شد بعد از آن عادت ها  درماشکل می گیرن و اینجا ذهن ناخودآگاه وارد میشه. باید عادت هایی را در ما به وجود بیاره که در نهایت جسم ما را متناسب کنه با باورمون.

       یعنی باید اینها با هم همطراز باشن، در یک خط باید باشن نمیشه باور تو این باشه که مثلاً  چاقی ما ارثیه، ولی اندامت متناسب باشه. عادت‌ها ناخودآگاه به وجود میان و دست ما نیست. انتخاب ما نیست .در واقع ما اون قدم اول رو برمیداریم، اون باور سازی رو ایجاد میکنیم.🥰

       چطور ایجاد می کنیم؟؟ با توجه کردن به موضوعات، به مطالبی که مطرح میشه ،با چیزهایی که می‌شنویم ،با توجه کردن به اونها و تکرار آن ها ما باور رو به وجود می‌آوریم و بعد ذهن ناخودآگاه ما عادت ها رو بر اساس اون باورها به وجود میاره و در نهایت جسم ما تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون، به وسیله عادت هامون🥳 و این روند دقیقا برخلاف روندیه که همه ما قبلاً برای لاغری می‌خواستیم انجام بدیم. ما وقتی می‌خواستیم لاغر بشیم ،بخش آخر رو که هیچ نقشی در چاق شدن نداره رو تحت فشار می گذاشتیم، یعنی جسم شما عملاً نقشی نداره در انتخاب چاقی،🥴 شما یک سری باورها رو در ذهن ایجاد کردی و ذهن ناخودآگاهتون یک سری عادت ها رو در شما به وجود آورده و و شما تنها کاری که کردی این بوده که عادت ها رو هی تکرار کردی و در نهایت جسمت شبیه شده به چیزی که شما باور کردی🤪 اما وقتی میخوای لاغر بشی، این بخش آخر، این نتیجه رو تحت فشار گذاشتی، می خواستی تغییرش بدی و به خاطر اینکه در تمام اون مدتی که شما نتیجه رو هم، که همون چاقیه و همون جسمتونه ،تحت فشار گذاشتی، با رژیم با ورزش با دارو همون مواقع هم باور ها هنوز سر جاش وجود داشته و عادت‌ها هم وجود داشته و به همین دلیله که شما از تلاشتون برای لاغر شدن نتیجه نگرفتین😬

       همون زمانی هم که ما به خودمون فشار میاوردیم و به جسممون فشار می‌آوردیم که طبق برنامه، غذا مصرف کنیم ،که این باور های اشتباه رو ما داشتیم و عادت های اشتباه رو هم داشتیم ،تنها اتفاقی که می افتاد این بود که، زمانی که خودمون رو تحت فشار میذاشتیم، یکسری از عادتها رو کمتر تکرار می‌کردیم، ولی تا وقتی که میتونستیم آن رژیم رو ادامه بدهیم .اما به خاطر اینکه باوره سرجاش هست و داره کار میکنه و هی داره سوخت چاقی رو میرسونه، عادته هم هی داره سعی می کنه که تکرار بشه، یعنی ذهن ما هم هی داره سعی می کنه که عادت ها رو تکرار کنه، که باور برسونه جسم ما رو .

      اما ما آمدیم جسم رو محدود کردیم، خوردن رو محدود کردیم فشار می‌آوردیم به جسم و اینجاست که یواش یواش از لحاظ اعصاب و روان ما به هم می ریزیم چون ذهن ما داره دستور میده به تکرار باورها، اما ما در نهایت این نتیجه رو گرفتیم ،نمیذاریم کار پیش بره و خسته میشیم، عصبی میشیم از ادامه دادن برنامه هامون برای لاغری 😶

      فردی که ورزشکاره و می‌خواهد قهرمان باشه و مدال بیاره خوب اونم داره ورزش میکنه و وزنه میزنه .چطور اونها از ورزش کردن خسته نمی‌شدن؟؟ اما همش ما  دنبال بهانه بودیم که نریم. اون هم داره ورزش میکنه، ولی مسلما بهونه نمیاره برای نرفتن، چون باورش اینه که میخواد ورزشکار بشه و عادت هایی درونش شکل گرفته که خیلی راحت داره فعالیت‌هایی رو انجام می ده که در نهایت جسمش پرورش پیدا کنه واونو به خواستش میرسونه.😊

       اما ما که می‌رفتیم و همان حرکات را انجام می‌دادیم اما با یک باور متفاوت که من اومدم ورزش کنم که لاغر بشم. در صورتی که باور اصلی ما این بود که ،من همیشه چاق می مونم، چون خانوادگی چاقیم و این از باورهای اشتباه ما بود و همین کافی بود که فعالیت جسمی ما رو برای لاغری خنثی کنه.🥵

       قدرت باور بینهایت بالاست و خسته هم نمیشه و همش راه خودشو. میره هی تو بخوای جلوشو بگیری، بخواهی نتیجه رو تغییر بدی، بخوای جسمت رو تحت فشار بزاری، اینکه تغییر نمیکنه و به محض اینکه شما خسته بشی به خاطر اون تضادی که بین ذهن ناخودآگاه و رفتارت به وجود آمده، وقتی خسته میشی و ول می کنی، خیلی سریع دوباره همه چی برمیگرده🧐 و این مورد در تمام جنبه های زندگی ما است

       در کسب و کار هست،اونی که باورش اینه که نمیتونه موفق بشه، اونی که فکر میکنه شرایط بیرونی مثلاً دلار و بازار ،رئیس جمهور و جامعه همه تاثیر دارن در موفقیتش یا در فروش روزانه اش. این فرد یواش یواش عادت‌هایی رو در خودش  شکل میده که کمتر فعالیت میکنه، کمتر جنس میخره ،به خاطر اینکه نکنه فروش نره، کمتر میره مغازه و میاد .بخاطر اینکه باورش اینه که مشتری نیست، بریم بیخودی برق بسوزنیم که چی بشه.🤨

       عادت ها در نهایت نتیجه‌ای برای شما رقم می زنه که برابر با باور شما نسبت به این موضوعه و در مورد اضافه وزن وقتی که شما باورت این باشه که طبیعی که شما چاق بشی، در شما عادت هایی شکل می گیره که شما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. و کل کار دوره لاغری باذهن اینه که در شما باورهایی رو ایجاد کنه که، شما میتونی متناسب بشی. و با انجام تمرینات به این باور میرسی که میشه متناسب شد. به ذهنت برنامه‌های جدیدی میدی که باور می کنی میشه لاغر شد.و ناخودآگاه رفتارهای شما تغییر می کنه و در نهایت جسم شما هم تغییر میکنه و برابر میشه با باور شما 🥳

      و به اندازه‌ای که باورها عوض میشه، در نهایت جسم هم تغییر میکنه و زوری نیست. به اندازه‌ای که باورها تغییر کنه عدتها عوض میشه و نتیجه جسمی هم تغییر میکنه. به همین دلیله که گفته شده در لاغری با ذهن، رژیم نداریم، ورزش نداریم، دارو نداریم. چون اینها همه میخواد نتیجه رو تغییر بده و فایده نداره .ما باید اصل و سرچشمه رو تغییر بدیم ما باید باورها رو تغییر بدهیم و باورها چه جوری عوض میشه؟؟؟🤔🤔

       با افکار جدیدی که به شما داده می شه ،با توضیحات و فایل‌های توضیحی و وقتی تکرار میشن ،ناخودآگاه عادتهایی در شما شکل می گیره که متفاوت با عادت های فعلی شماست و اون وقته که جسم شما هم تغییر میکنه.💃💃

       افرادی که در این دوره شرکت کردن، عادت پرخوری رو داشتن، عادت ترس از مواد غذایی رو داشتن، خیلی عادتهایی که همه ما الان داریم و مدتها هم سعی کردن که خودشون اونها رو عوض کنن. که تصمیم‌ میگیرن پرخوری یا ریزه‌خواری نکنن، عادت رو ما ایجاد نکردیم که بخواهیم تصمیم بگیریم عوضش کنیم ،که بخواهیم دیگه پرخوری نکنیم. مگر شما یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی پرخوری کنی، یا تصمیم گرفتی چاق بشی، که حالا میخوای تصمیم بگیری که لاغر بشی اصلاً با تصمیم نیست 🤭با تغییر افکاره

       افراد چاق به هیچ وجه نمی تونن بگن میل ندارم و کسانی که در دوره لاغری با ذهن شرکت کردن قبلا هم این ویژگی رو داشتن و الان به راحتی میتونن بگن ما میل نداریم و خودشون انتخاب می‌کنن🤗🤗🤗

       از امروز سعی کنید تصمیم بگیرید در مواقعی که پرخوری حساب میشه، بگید میل ندارم .ببینید چقدر میتونید موفق بشید و اگر همین رو انجام بدی تضمین می کنم متناسب بشی .

      وقتی در مغز شما فرمولی وجود داره و این فرمول تبدیل شده به عادت، اون وقت ما بخواهیم بیایم تصمیم بگیریم که در مقابل این عادت ایستادگی کنیم ،اصلاً همچین چیزی امکان نداره ،باید فرمول عوض بشه، باید باور عوض بشه ،خودبه‌خود عادت  هم عوض میشه و هماهنگی بین جسم و باور به وجود می آید.🥳 در واقع عادت‌های ما هماهنگ کننده بین جسم و باورهای ما هستن و هماهنگی رو به وجود میارن. و وقتی باورت اینه که شما چاق میشی، حالا این باور به هر طریقی ممکنه به وجود بیاد، یواش یواش عادتهایی در اون افراد به وجود میاد که جسمشون رو برابر کنه با باورشون.💖

       فردی که به پزشک مراجعه می کنه و یک دارویی براش تجویز میشه و پزشک به این تذکر می‌ده که این دارو می تونه چاق کنه و اشتها رو زیاد میکنه ،بلافاصله یک باور درون فرد شکل میگیره، از همان روز عادت هایی درون فرد به وجود میاد که اشتهاش زیاد میشه.😬😬

       اصلاً گشنگی برای چیه ؟؟؟اگر درست فکر کنیم ببینیم غذا برای اینه که بدن ما به انرژی نیاز داره، برای اینکه بتونه انرژیش رو تامین کنه، نیاز به مصرف مواد غذایی داره ،چطور فردی که تا روز قبل به یک شکل داشت موادغذایی رو مصرف می‌کرد از امروز که یک قرص رو مصرف میکنه، دکتر میگه اشتها رو زیاد میکنه، یهویی علاقه‌اش به مواد غذایی بیشتر میشه.

       خیلی‌ها نمی‌دونن معنی اشتها چیه؟؟🧐🧐 پرخوری رو میگن اشتهام زیاده. وقتی گفتی اشتها، یعنی چیزی از اون درون داره میگه بده، در صورتی که این پرخوریه و اشتها نیست.🤪 تو از بیرون داری به زور وارد می کنی.

       اشتها چیه ؟؟؟

      اون فرمان مغزیه، اون فرمول مغزیه که به وجود آمده ،تبدیل شده به یک عادت. داره یواش یواش یه عادت  را در شما به وجود میاره، که با فاصله زمانی کمتر غذا بخورید. خیلی‌ها این مشکل رو دارن که میگن در طول روز بارها گشنم میشه. همه اینها عادته🥴

       و ترفند ذهن ناخودآگاهه برای این که جسمتون روبه باورتون که چاق شدن طبیعیه، برسونه.😬 اونایی که فکر می‌کنن اگر غذا نخورند یا معدشون خالی باشه ،سردرد می گیرن، خیلی‌ها این باور رو دارن که اگه ما غذانخوریم، سردردمیگیریم. این یک باوره، چون باور کردن همچین چیزی رو، عادت هایی در آنها شکل می گیره که اونها تند تند سردرد می گیرن، که غذا بخورن. که در نهایت هم بتونن چاق بشن.😶

       همین فرد در ماه رمضان، سرش درد نمی گیره ،چون ذهن ناخودآگاه شون متوجه میشه که، حکمی بالاتر از حکم خودش  وجود داره، که اونم غذا نخوردن به خاطر روزه داریه. یعنی ترس از روزه خواری باعث میشه که شما وقتی سرت هم یکم درد میگیره، غذا نخوری .و این فرمول به هم میریزه در مغز. چون قبلاً به محض سردرد غذا می‌خوردی، اما در ماه رمضان به خاطر این که نمیتونه غذا بخوره سر درد میگیره در روز اول، اما چون نمیتونه غذا بخوره، این فرمول به هم میخوره و تا آخر ماه رمضان فرد  سردرد های ناشی از اینکه غذا نخوردم رو نداره. چون فرمول مغز تغییر میکنه که سردرد نمیگیره.😊

       این فایلها رو بارها گوش بدید، فکر کنید به تاثیر ذهن در ضافه وزن، فکر کنید که چه رفتارهایی از شما عادته، اصلاً همین عادت هاست که باعث چاقی شما شده و به عنوان تمرین این جلسه اول این موضوعه، میل ندارم رو بررسی کنید خودتون بدون این که فرمولهای ذهنتون رو تغییر بدید بهش برسید که بتونید بگید ،میل ندارم💖💖

       دوم اینکه سعی کنید از امروز عادت‌های غذایی‌تان را شناسایی کنید، عادت به چیزی میگن که بیشتر از یکبار داره تکرار میشه، این میشه عادت 

      مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که با چای کلوچه می خوردم یا حتماً با چایی به جای قند یا شکر باید شکلات می‌خوردم. اینها عادته. هیچ قانونی نیست و هیچ نمیتونی بگی، نه طبع من اینه، میکشه بدنم .

      اینکه بدنم شیرینی رو میکشه یک باوره، وقتی تکرارش کردی باورت میشه .مطمئنا عادت‌هایی در شما به وجود میاد که رفتارت میشه مطابق با باورت. ولی خیلی هارو میبینیم که علاقه ای به شیرینی ندارن، چه طوریه که بدن اونا نمیکشه و فقط بدن شما میکشه.🥴 تفاوت بین شما و لاغرها تنها در تفاوت در عادت‌هاتونه و عادت‌های شما به خاطر باورهای اشتباهتونه که در شما به وجود آمده. اما در این دوره باید باورهای اشتباه رو شناسایی کنیم ،آنها رو کنار بگذاریم. باورهای جدید را در ذهنمان به وجود بیاریم. بر اساس این باورهای جدید، عادت های جدید در ما شکل می گیره و در نهایت جسم ما به سمت متناسب شدن حرکت میکنه 

      لاغری با ذهن همیشگیه اینکه وقتی عادت های شما عوض بشه همین طور که الان شما به خاطر عادت هاتون چاقیتون همیشگی بوده و هر بار که تلاش کردی لاغر بشی دوباره چاق شدی، به خاطر همین عادته که تکرارشون می کنی و برمیگردی به جسم قبلی که همون چاقیه😧

       همینطور که چاقی در شما ماندگاره، چون به خاطر عادت ها و باورهای اشتباه چاق کننده در ذهنته، وقتی که یاد بگیری با قدرت ذهن لاغر بشی، وقتی فرمولهای ذهنت تغییر کنه، وقتی باورهای جدید رو بسازی و عادت های جدید در شما شکل بگیره،

       بنابراین خیلی طبیعیه که متناسب شدن هم برای شما همیشگی میشه. هر کسی که فرمولهای ذهنش را تغییر بده چه بخواد چه نخواد لاغر میشه .💃💃🥳

      مثل خودتون که نخواستین و چاق شدین. یکسری باور در ذهن شما ایجاد شد، به خاطر اون باورها یک سری عادت ها در ذهن شما ایجاد شد و در نهایت شما چاق شده اید و چه بخواهید چه نخواهید تا ابد چاق می مونید. حالا هی برو ورزش کن، رژیم بگیر، برو قرص بخور و جراحی کن ،فایده ای نداره، چون باورهات با قرص و دارو و ورزش عوض نمیشه بنابراین عادتهاتم عوض نمیشه

       و چون تا ابد نمیتونی با عادت ها مبارزه کنی و هر رژیمی و ورزشی و کاری که شروع کنی در نهایت شکست می‌خوری و رها می کنی، دوباره عادت های قبلی تکرارشون شروع میشه و شما به همون جسم قبلی برمی‌گردی🥺

       بنابراین یک بار تصمیم بگیر از روش صحیح آموزش لاغری با ذهن، برای لاغری اقدام کن، و از نتیجه ای که خودت به وجود می آوری، تا ابد لذت ببر

      💃💃💃🥳🥳💃🥳💃🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹

      باسپاس از استاد عزیز آقای عطارروشن

       

      عادتهای چاق کننده واشتباه من🤨

       

      اشتهام زیاده😋
       
       چون باور کرده بودم که تفریح و لذت بردن از زندگی فقط از طریق خوردنه اونم خوردن تا مرز خفگی و معده درد😒
       هر موقع حوصلم سر میره باید بخورم چاق شدم چون باور داشتم وقتی پول هر غذایی رو دادم تا تهش باید بخورم که هدر نره🤭
       چون باور داشتم همین یه امشبه که اومدم  مهمونی یا عروسی پس باید تا میتونم بخورم و بعد از فردا شروع می کنم به ورزش و رژیم😊
       چاق شدم چون باور داشتم مواد غذایی را اسراف نمی‌کنم و دور نمیریزم و اضافه ها رو میخورم چون می گفتم حیفه دور ریخته بشه🥺

       چون بیشتر از روی عادت غذا می خوردم و اصلاً به زمان گرسنگی واقعی اهمیت نمی دادم و با اینکه گرسنه نبودم ولی باز هم می خوردم😃
       

       چاق شدم چون هر موقع اعصابم خورد می شد با خوردن خودم رو آروم می کردم 😍

       چاق شدم چون موقعی که سیر هستم و کسی به من غذا تعارف می کرد باز هم می خوردم🤤

      چاق شدم چون هر موقع با دوستان و فامیل به پارک یا جاهای تفریحی می‌رفتیم همش در حال خوردن آجیل و تخمه  ومیوه بودیم وفکر میکردم لذت فقط به خوردنه حتی اگه سیر هم باشی بازم باید بخوری🤪😅😅

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/23 11:45
      مدت عضویت: 725 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 705 کلمه

      سلام🙂

      چاقی حاصل عادتهای ما است

      این جمله خیلی برای ما آشنا و منطقیه یعنی همه ما قبل از آشنایی با لاغری با ذهن هم این جمله رو بارها شنیدیم و باورش داشتیم تنها تفاوت در ریشه این عادتهاست

      در لاغری با ذهم ما یاد میگیریم که عادتها ناشی از تکرار رفتارهای ما در واکنش به مواد غذاییهو این رفتارها حاصل فرمانهای مغزی ما است که اونا هم به خاطر تصاویر ذهنی هست که از چاقی در ذهن ذخیره شده که باز هم اون تصاویر به خاطر باورهای ما است و باورهاهم به صورت ناآگاهانه و از اطرافیان ،رسانه ها،پزشکان و…‌ به صورت یه فکر ابتدا کاشته شده و به مرور زمان تکرار شده و ما هم شواهد درستی اون فکر رو دیدیم و بنابراین تبدیل به باورهای ما شدن👌

      با این عقبگرد ما خیلی خوب ریشه ذهنی عادتها رو پیدا میکنیم و این بار با همون روش قبلی ولی با آموزش و تکرار افکار لاغری اونا رو به لاور و به تصویر ذهنی و بعد به فرمان مغزی و رفتار و درنهایت به عادت تبدیل میکنیم با این روش لاغری در نهایت سادگی و آرامش و ماندگاری در جسم ما نمایان میشه🙂

      در صورتیکه در روشهای قبلی با این آگاهی که چاقی حاصل عادتهای ما است تمام تلاش و اراده مون رو میذاشتیم تا این عادتها رو ترک کنیم و چون عادتها روزمره ما بودن ما در یک دوره رژیم یا ورزش عادتهایی مثل پرخوری و خوردن شیرینی ونون و…. رو کم میکردیم یا عادتهای جدید مثل پیاده روی و باشگاه رفتن رو در خودمون ایجاد میکردیم که نتیجه اش رو هم همگی میدونیم وقتی بیخبر بودیم که این عادت از فرمان مغز ناشی میشه حالا هی فرمان مغزی خوردن صادر میشد و ما با اراده نمیخوردیم و این سرپیچی منجر به درگیری ذهنی و اعصاب خوردی و درنهایت خستگی و کم آوردن ما میشد و بعد از اون ما  با حرص و ولع ناشی از محدودیت قبلی در خوردن زیاده روی میکردیم و کم کم اون وزن و سایزی که کم کرده بودیم رو دوباره بدست می اوردیم چه بسا بیشتر از قبل😑😑

      در مورد ورزش هم این عادتهای جدید ناشی از فرمان مغز نبوده اتفاقا برعکس فرمان مغز ما بهانه آوردن برای ورزش نکردن بوده و همون باشکاه هم بعد از مدتی برامون خسته کننده و عذاب اور میشده چون نتیجه دلچسبی هم برامون نداشته و مثل یو یو(به قول شما)سایز دوباره برمیگشت و رها کردن نتیجه نهایی بود😑😑😑

      وقتی در مسیر لاغری با ذهن هستیم به خاطر افکار جدید وباورهای جدید و عدم وجود محدودیتها و سختیهای روشهای قبلی به مرور رفتارهای غذاییت تغییر میکنن و تمام اون عادتهایی که قبلا با هزار ضرب و زور میخواستی ترک کنی خیلی آرام و منطقی و مویرگی تغییر میکنن 

      در مورد من پرخوری واقعا کم شده و هرجا که دیگه سیر میشم دست از غذا خوردن میکشم

      اینقدر که حتی اگه غذایی که برای خودم میکشم اولش ذهنم بگه این که خیلی کمه باهاش نون بخور تا سیر بشی میگم میخورم اگه سیر نشدم آخرش دو تا لقمه نون هم میخورم ودر کمال تعجب میبینم که سیر هم شدم🙂

      یا مثلا دیشب من و همسرم یه پرس غذا رو خوردیم و کاملا هم کافی بود برای هر دومون

      جالبه که تا همین چند هفته قبل هر وقت غذا کم بود من حتما نون می آوردم و با نون میخوردم و تازگیها نون نمیارم و سیر هم میشم🤗

      هله هوله خوری عادت هر روز من بود و لی به طرز شگفت انگیزی با اینکه توی سوپری آشپزخونه هست من میلم نمیکشه🙂

      عصرها حتما بعد از خواب باید چای با یه چیز شیرین میخوردم مثل شکلات کیک کلوچه و… الان بیشتر میوه میخورم ولی اگه میلم بکشه هم شکلات میخورم وبین قند و خرما وکشمش و بیسکویت و شیرینی تفاوتی نمیبینم🙂

      قبلا بعد از خوردن غذا مخصوصا در مهمانی و دورهمی فشار شکم داشتم ولی الان مدتهاست این احساس رو ندارم🙂

      قبلا بعد از کشیدن غذا توی ظرفم و خوردن اون و سیر شدن کامل دوباره میرفتم سراغ قابلمه که دوباره بخورم با این استدلال که پلو خوشمزه بود یا من خیلی دمپختک و…دوس دارم  واین عادت مدتیه که دیگه تکرار نمیشه🙂

      قبلنا خیلی وقتها هوس شیرینی میکردم ولی الان نه دیگه🙂

      و خیلی عادتهای دیگه که الان باید بهشون فکر کنم تا یادم بیاد چون خیلی وقته تغییر کردن 

      اتفاقی که در سایر روشهای لاغری آرزومون بود که بیوفته ولی بدتر میشد😏

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/19 16:47
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,694 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و همراهان  عزیز سایت تناسب فکری .

      فایلی امروز :

      در جلسه ی قبل ما تمام روشهای گذشته ی رو تجزیه و تحلیل کردیم که آیا اونها راه های  درست یا غلط هستن؟؟؟  و بعد بذر این رو کاشتیم که ما هم  میتونیم تغییر کنیم و لاغر بشیم .(با اون تعهدی که دادیم )

      خیلیا نمیتوتن باور کنن با قدرت ذهن میشه لاغر شد . بعضیا چون همیشه عوامل بیرونی رو در چاقی دخیل میدونن که من چون  ناراحتی اعصاب دارم من چون  قرص استفاده میکنم و یا  من چون  بعد از ازدواج چاق شدم و … . اینها باعث چاقی من شده ولی ما در جلسه ی قبل  این عوامل رو شناسایی کردیم و یکی یکی اونها رو نقض کردیم .

      و اما این افراد باید اطمینان داشته باشن که نیرویی در ما وجود داره  که  در افراد لاغر به شکل لاغر و در افراد چاق به شکل چاق خودش رو نشون میده.و باور کنید همین قدرت که شما رو چاق کرده میتونه لاغرهم بکنه .

      پس چرا ما چاق هستیم ؟ ما کلی دلیلی برای چاقی  داشتیم که اونها رو رد کردیم و دیدیم که  خودمون موندیم و چاقی و حالا از هوا که چاق نشدیم یه طرز فکر و رفتاری و سبک زندگی داشتیم که الان اینطور هستیم .

      چاقی محصول عادتهای ما هست و عادتها یه سری رفتارها هستن که هر روز و  هر روز دارن تکرار میشن و یک  رفتار نیست مجوعه ای از  رفتارها  هست .

      چاقی محصول مجموعه  ی عادتها هست که با تکرار بارها و بارهای اونها الان در این وضعیت هستیم .

       مثلا فردی که داره سیگار میکشه اگر  در ده رور یه نخ سیگار مصرف کنه هیچ اتفاقی نمیفته ولی اگر عادتش بشه میبینی چه نتایج خطر ناکی براش میاره و همیشه از کم شروع میشه و طی چند روز افزایش پیدا میکنه و کلی مشکل براش به وجود میاد .

      تمام رفتارهای انسان که باعث یه سری ضربه ها به انسان میشه به خاطر یه سری عادتها هست و تمام رفتارهایی که باعث موفقیت آدمها میشه بازم به خاطر یه سری عادتها هست . مثلا یه ورزشکار که قهرمان المپیک هست یه سری عادتها داره که هر روز تکرار میکنه و در نهاایت به خواسته ی خودش که قهرمان المپیک هست میرسه .

       خوب دقت کنید همه ی مواد غذایی چاقها و لاغرها مشترک هست وخیلیها از لاغرها  حتی بیشتر از چاقها میخورن اما متناسب هستن  چرا ؟؟؟

      پس مقدار تنوع غدایی مهم نیست فقط تفاوت در عادتها هست عادت یه فکر ساده هست که  تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت .

       چاقها سریع از همدیگه عادتهای چاق  کننده رو که اشتباه هستن رو  یاد میگیرن .

      یه فکر وقتی تکرار بشه تبدیل میشه به عادتها عادتها از کجا به وجود میان از باورها به وجود میان .

      فردی که از بچگی بارها شنیده به خاطر خانواده و ژنتیک و .. اضافه وزن داره  یواش یواش عادتهایی در اونها شکل میگیره که باعث اضافه وزن میشه عادت رابط بین باور و جسم هستن .

      ما کلا   سه بخش هستیم باور و عادت و جسم هستیم و ما این باورها رو به وجود نیاوردیم و اونها در واقع حرفهایی هستن که ا ز افراد مختلف  به طریق مختلف به گوش ما رسیدن و بعد از اون شنیده ها در ما  عادتها به وجود آمدن و در نهایت جسم ما باید متناسب بشه با باورهای ما یعنی نمیشه ما باور کنیم چاقی ارثی ما هست ولی لاغر باشیم .

      عادتهامون  نا خود آگاه  به وجو میان و دست ما نیست و ما اون قدم اول رو برمیداریم باورسازی میکنیم چطور با شنیدن مطالب از اطرافیاانمون و در واقع عادتها به وجود میان و جسم ما شکل میگیره به واسطه ی عادتهامون و  به خاطر باورهامون.

       

      جسم ما عملا نقش نداره بر ای انتخاب چاقی در واقع ما یه سری باورها داشتیم و عادتهایی در ما به وجود اومده و اینقدر عادتها رو تکرار کردیم تا جسم ما شده شبیه باورهامون و حالا هر بار که خواستیم لاغر بشیم اومدیم بخش آخر رو تحت فشار گذاشتیم که جسم باشه و  هیچ وقتم نتیجه نگرفتیم اما  ما کم تلاش نکردیم و وقت نگداشتیم و عرق نکردیم واما در تمام اون مدت ما باورها و عادتهای اشتباه رو داشتیم  و در نهایت مغلوب اونها شدیم و شکست خوردیم و در واقع با اون روشهای گذشته  ما اومدیم جسم رو محدود کردیم و خوردن رو  محدود کردیم اما در نهایت خسته میشیم  و شکست میخوریم …

      ما هر وقت رفتیم باشگاه و اسم نوشتیم  و هز ینه  دادیم اما به دنبال راهی بودیم که نریم و ورزش نکنیم و یا رژیم گرفتیم اما به دنبال فرصتی بودیم که بزنیم زیرش،و انجام ندیدم چون قدرت باور بینهایت بالا هست و خسته هم نمیشه و اگر من خسته بشم بین اون تضاد رفتار ناخود اگاه و هدفت دوباره به حالت اول برمیگردم و ناخود اگاه  من پیروز میشه  .

       

      هر کس کلی عوامل بیرونی  رو دخیل میدونه در موفقیت شغلی و یا جسمی و یا زندگیش و … و  عادتهایی در اون شکل میگیره و در نهایت نتیجه هم با اون باورها هماهنگ میشه و مثلا کسی بگه به خاطر گرونی دلار و … من نمیتونم خوب فروش داشته باشم و دیگه اوضاع بد هست عادتهایی در اون شکل میگیره مثلا جنس نمیاره و … و در نهایت فروش کمتر میشه و اوضاعش هم بد میشه .

      عادتها در نهایت نتیجه ای رقم میزنه که برابر با باورهای شما هست .

      کل کار دوره این هست در ما باورهایی ایجاد کنه که میتونیم متناسب بشیم و لاغر بشیم و ناخود آگاه رفتارهای ما تغییر میکنه و در نهایت جسم ما تغییر میکنه .

      و به اندازه ای که باورها تغییر میکنه جسم ما هم تغییر میکنه و زوری نیست .

      هر راهی مثل ورزش و رزیم و دارو که میخواد نتیجه رو تعییر بده فایده نداره باید به دنبال راهی باشی که باورهای شما رو تغییر بده وقتی اینها رو تکرار میکنی ناخود اگاه عادتهایی در شما شکل میگیره که متفاوت از شکل فعلی شما هست .

      خیلی افراد عادتهایی دارن که دوست دارن تغییرش بدن مثل ریزه خواری و یا شیرینی خوردن و …..و همیشه دوست داشتن  این عادتها رو  نداشته باشن و تصمیم میگیرین اونها رو از بین ببرن  اما خودش که تصمیم نگرفته به وجودش بیاره و حالا هم با تصمیم شما از بین نمیرن .

      چقدر پیامها داریم از عادت افراد که من پرخوری دارم و نمیتوتم تعییرش بدم ولی همین افراد با این دوره ها خیلی راحت دیگه پرخوری نمیکنن و نسبت به مواد عدایی بی میل میشن و در واقع در افراد چاق گفتن جمله ی من میل ندارم کار بسیار سختی هست و حتی از فتح قله ی اورست براشون سخت تر هست و اصلا نمیدونن میل ندارم یعنی چی  اما با این دوره ها به راحتی یاد میگیرین که بگن میل ندارم .

       

      از امروز یاد یگیرید هر وقت پرخوری هست بگو میل ندارم .

      ولی اگر فرمولهات غلط باشه سخته این کار و نمیشه و باید اول فرمول و عادت عوض بشه و هماهنگی بین باور و جسم به وجود میاد.

      خیلی از خانم ها باور غلط دارن  که بعد از چهل سالگی خانم ها چاق میشن و چون این  حرف رو باور  می کنن کلی عادت غلط در اونها به وجود میاد که جسم اونها شبیه باورشون  می شه .

       و یا فردی که  پیش پزشک میره و  پزشک بهش میکه این دارو اشتهای تو رو زیاد میکنه اون فرد  باور میکنه این دارو باعث چاقی میشه و  کلی عادت غلط به وجود میاد  و تند و تند غدا میخوره و در نهایت جسمش شبیه باورش میشه 

      ولی یکم فکر کن  چطور شخصی که تا یه هفته قبل داشت به اند ازه عدا میخورد اما دکتر  که بهش میگه این دارو باعث چاقی میشه یک دفعه بیشتر غدا میخوره ؟؟؟

      خیلیا معنای اشتها رو نمیدونن وقتی میگن اشتها  داریم یعنی یه چیزی از درون میگه غدا بخور ولی تو از بیرون  داری میخوری و همون پرخوری رو میگی اشتها .

      اشتها اون فرمان مغزی و اون فرمول مغزی هست که  در شما عادتهای رو به وجود اورده که تند و تند غدا بخورید .

      بعضیا تند و تند گرسنه میشن و همه ی اینها عادته و ترفند جسم ناخود آگاه هست که شما رو چاق کنه طبق باور شما .

      خیلیا باور دارن اگر غدا نخورن خیلی زود سر درد میگیرن و چون این باور رو دادن در اون عادتهایی شکل میگیره که تند تند غدا بخورن که سر درد نگیرن و لی این افراد در ماه رمضان به راحتی مدت زیادی رو گرسنه میمونن چون فرمولهاش در ماه رمضان بهم میریزه  و دیگه اون سردرد ها رو نداره  چون حکمی بالاتر از اون حکم وجود داره .

      فکر کنید به تاثیر ذهن در اضافه وزن و بدونید همون عادتها باعث اضافه وزن شما شده .

      عادتهایی غداییتون رو شناسایی کنید و  بنویسید مثلا استاد عادت داره با چایی شیرینی و یا شکلات بخوره .

      .

      بعضیا میگن بدن من شیرینی رو میکشه ولی این غلطه مگر بدن آهنربا هست چطور بدن تو میکشه و اما یکی دیگه نمیکشه .

      تفاوت چاقها و لاغر ها در باورهای اونها هست و همین باورها رو شناسایی کن و اونها رو برطرف کن تا به سمت لاغری حرکت کنی .

      من رویای لاغری رو محقق میکنم و باقی مانده ی عمرم رو  با یک  جسم جدیدو  زندگی جدید تجربه میکنم و فقط ما افرادی که یه زمانی اضافه وزن داشتیم و حالا داریم متناسب میشیم قدر این لاغری رو میدونیم و  این لاغر ی بسیار برای ما شیرین و لدت بخش هست و هر بار که لباس لارج میپوشم واقعا خوشحال میشم از این اندامی که تونستم خلق کنم .

      من چون باورهای غلط دارم چه بخوام چه نخوام چاق هستم وبا قر ص و د ارو  و ورزش این باورها عوض نمیشه و در نهایت از اونها شکست میخوری و دوباره چاق میشی پس با این روش تا ابد لاعر بشو و از اندام خودت  لدت ببر .

      برداشت من :

      واقعا استاد درسته که چاقی و لاغری ما فقط به خاطر یه نیرویی درون ما  به اسم قدرت ذهن هست و هیچ عامل بیرونی در اون  دخالت نداره و چقدر قبلا من راه ها رفتم و تلاش کردم و اما نتیجه داییمی نگرفتن و خسته شدم چونکه فقط به جسمم فشار میوردم و کاری به فرمولهای ذهنی ام نداشتم چون اطلاع نداشتم از این روش و از این راه و فقط به دنبال محدودیت  غذایی بیشتر بودم که نتیجه  برام بیشتر بشه اما واقعا طاقت فرسا و زجر دهنده بود و همش استرس و حال بد داشتم و همش نگران چاقی بیشتر بودم و اما الان اگر تمام پزشکان دنیا جمع بشن و  بیان و بگن که به خاطر فلان چیز تو لاغر نمیشی من باور نمیکنم و نخواهم کرد چون با همین شرایطم کلی از اضافه وزنم رو از دست دادم پس مشخصه که چاقی و لاغری  هیچ ارتباطی به هیچ عامل بیرونی ندارن  همین دیشب در جمعی بودم که دو سه نفر چاق  واقعا به دنبال لاغری هستن و از راه های سخت و دشوار دارن تلاش میکنن برای لاعریو تازه نتیجه ی دلخواهشون هم ندارن   و هیبشه با هم گفت و گو دارن و اتفاقا دو نفرشون پزشک بود و حرفهایی در مورد اضافه وزن میزدن و دلیلهایی میاوردن که واقعا از نظر من خنده دار و رد شده و  تعجب آور …. بودن طوری که جنع رو ترک کردم و رفتم دور خوردم و اون لحطه    من میگفتم چقدر نگاه این افراد به این قضیه  ی تناسب سطحی  و غیر اصولی هست و چقدر گواه همین حرفهای استاد بود که باورهای ما نتیجه رو رقم میزنه چون در اون گفت و گوها دو سه نفر چاق بود و یه نفر لاغر و هر کس دلیلی برای چاقی خودش میورد که چون سنم بالاس چون سوخت و سازم کمه چون شیرینی و نشاسته زیاد میخورم و …. من چاقم و اصلا خودشون رو هیچ کاره در چاقی خودشون میدونستن و تمام قدرت رو به عوامل بیرونی داده بودن و اما من در دلم میگفتم تا وقتی این باورها رو داری پس تو قطعا چاق خواهی بود و بعد دقیق که در رفتارشون میشدم همون چاقهای جمع مدام در حال خوردن بودن و کلی چایی و شیرینی و هله و هوله خوردن و اما متتاسب جمع همش میگفت سیر هستم و جالب اینکه یکی از اون چاقها به دنبال لاغری از  راه زدن یه آمپول خاصی بود که چون یه مدت نزده بود دوباره با کلی چاقی بیشتر برگشته بود و اظهار ناراحتی میکرد و میگفت من چون سنم از ۴۰ رفته بالا (خانم بود )سوخت و سازم تغییر کرده و دیگه چاق شدم  و هیچ کاری نمیشه بکنم و من فقط در دلم میگفتم وای خدای من دارم از نزدیک تمام اموزشهای استاد رو درک مبکنم و یه شخص چاقه دیگه که همیشه  در رزیم سخت بود به ایشون میگفت چون من بیماری خاصی دارم که من رو چاق میکنه باید همیشه رژیم بگیریم و با چاقی بجنگم تا لاغر بشم و اما ایشون هم در شرایط جالب جسمی و روحی نیستن به خاطر رژیمهای سنگین و اما متناسب جمع  رو که زیر نطر داشتم اصلا از این باورها نداشت و همیشه از خوردن زیاد حالش بد میه حتی اگر کسی جلوش زیاد عدا بخوره بدش میاد  و   بسیار کم خور  هست و به  زور چند قاشق، ماست خالی برای شام خورد و اصلا چایی و شیرینی و تخمه و … هم نخورد و بارها به خودم گفتم ببین باورها و قدرت ذهن چیکار میکنن و تفاوت این چاقها  و لاغرها فقط  در باورهاشون هست که منجر به ایجاد عادتهایی میشن که جسمشون رو هماهنگ با اون باورها بکنه .

      و اما عادتهای اشتباه من :

      من در هر وعده ی عدایی علاوه بر گرفتن پیام سیری چند قاشق بیشتر میخورم .

      خیلی وقتها با چایی شیرینی میخورم 

      هنگام جمع کردن سفره از باقی مانده ی غدا در ظرفها میخورم 

      هنگام درست کردن غدا یه مقدار به اون دست میزنم و داغ و داع  میخورم .

      قبلا از ناهار اگر غدا درست بود مخصوصا  اگر برنج اماده بود یه مقدار ته دیگ میخورم .

      اگر فست فود باشه یه مقدار بیشتر از نیازم میخورم .

      اگر در مهمانی و رستوران  و عروسی و … باشم بیشتر میخورم و لدت برام زیاد خوردن بوده .

      اگر حوصلم سر بره  و یا در تفربح باشم در فصا سبز و پارک و … باشم  بیشتر میخورم که بیشتر خوش بگدره .

      بعد از خواب بعد از ظهری حتما باید برم داخل اشپزخونه و یه چیزی بخورم .

      وقتی خونه ی مادرم میرم اگر عدا بود باید حتما یه مقدار میخوردم .

      وقتی چیپس و پفک در هر جا ببینم خیلی زیاد  میخورم تا اخر اون بسته رو در نیارم ول کن نیستم 

      .میوه هر روز به مقدار زیاد میخوردم .در جایی که حس کنم وعدی بعدی عدا دیر میشه یا نیست ببشتر میخورم .

      اگر بگن چیزی خاصیت داره و یا کم کالری هست زیادتر میخورم .

      اما لازم بگم حدود هشتاد درصد عادتهام کمرنگ شدن و به زور و با کلی فکر کردن دوباره پیداشون کردم و این  عادتها رو من قبلا که تازه  وارد دوره ها شده بودم زیاد داشتم و اما مشکل و عادت جدید من  که دارم زیاد روش کار میکنم این هست که :

      وقتی  پیغام سیری رو گرفتم دست از خوردن بکشم .و چند لقمه اضافه نخورم 

      با دیدن فست بود  در ظرف عذایی ام من  بازم به اندازه نیازم بخورم .

      با دیدن چیپس و پفک در هر زمانی و در هر جایی من شروع به خوردن نکنم مخصوصا در تفریحاتم و دورهمی ها اگر واقعا نیاز داشتم بخورم .

      بعد از چرت نیم روزی سریع مشعول خوردن نشم و یا در بعد از طهر من حتما نباید چیزیی بخورم اگر واقع نیاز داشتم بخورم .

      و یا قبلا از ناهار ظهر من کلی ته دیگ رو خالی خالی نخورم که مدتها هست نمیخورم و یا در حد یه بند انگشت از روی عادت میزارم دهنم که اونم نباید داشته باشم 

      که بازم  کلی در این سه یا چهار  عادت پیشرفت  خوب داشتم ولی بازم بیشتر و بهتر باید بشم و واقعا در موقع گرسنگی بخورم و به محض سیری دست از خوردن بکشم  و هیچ چیز به زور وارد بدنم نکنم .

      من رویای لاغری خودم رو محقق میکننم چون در مسیر درستم و خیلی خوشحالم که این آگاهی رو دارم و خودم رو فقط در این قضیه چاقی و لاعری دخالت میدونم و نه هیچ چیز دیگه رو پس خلقش،میکنم همین طور که تا حالا خلقش،کردم و از اندام جدیدم و سبک خوردنم و پوشیدنم و زندگیم  و  آزادیم و آرامش نابم ،و حال خوبم و خود باوریم و اعتماد به نفسم و ….  دارم بینهایت لدت میبرم  

       

       

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      razavikolsom@gmail.com
      1400/04/19 10:18
      مدت عضویت: 153 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام خسته نباشید

      یکی ازعادتهای بدغذایی من اینکه من اکثراتوی قابلمه غذامیخورم اونم بخاطرته دیگش تصمیم گرفتم ازامروزاینکارونکنم وفقط توی یک بشقاب کوچیک غذابریزم وقبل ازسیرشدن ازغذادست بکشم وعادت بددیگع ای ک دارم اینه که من چایی زیادمیخورم طبیعتابااونم قندزیادمصرف میشه و وقتی ازخریدبرمیگردم اشتهای زیادی دارم وبیش ازحدغذایامیوه وشیرینیجات میخورم وعادت بددیگه ای ک دارم همیشه یعنی مرتب هله هوله میخرم برای بچه هاخودم هم که بی نصیب نیستم ازخوردنشون تصمیم گرفتم ازامروزمیل ندارم رومرتب تکرارکنم تاباورذهنم بشه سپاس ازاستادگرامی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/04/10 12:46
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 305 کلمه

      سلام
      واقعا از استاد عزیز برای این فایل ارزشمند تشکر میکنم واقعا با گوش دادن ب این فایل و دیگاه بچه ها رو خوندن خیلی از اگاهی ها ب من الهام شد فهمیدم واقعا لاغری اسون و رسین بهش لدت بخش و همواره راحته خیلی فایل زیبا و مفیدی بود ک واقعا کمک کننده واقعی بود نطر خانوم سادات واقعا قابل تحسین بود طوری این فایل رو من اثر کرد ک میخوام تو جنبه های دیگه زندگیم کداز من ی فرد بد اخلاق و حرص میخورم و اینا ب کار بگیرم میدونم موفق میشم چن رسالتم اینه
      من خیلی باورهای علط دارم ک میخوام جاگزین کنم اونقدر زیاوه ک تا حالا دوصفحه دراوردم ازش واقعا شوق دارم هر کدوم بنویسم عشق میکنم وجودم پراز لدته
      مثلا من همیشه بخودم میگفتم حق نداری بیش از این کالری بخوری ک یک باور کاملا اشتباه بود
      باور ب اینکه حق خوردن شیرینی و بعضی چیزار و ندارم
      باور ب اینکه سیر بشم ندارم . من نمیتونم لاغر بشم . من پر از عادات بد هستم
      من خیلی تند میخورم . این باور اشتباه ک قرص میتامین من چاق میکنه باور های اشتباه دیگه همشونو میخوام جایگزین کنم با باور صحیح و زندگی و زندگی کنم واز هر لحطه زندگیم لدت ببرم و در همین جا این عهد نامه را ثبت میکنم
      خداوندا در حضور تو وبا ایمان ب تو وایمان ب خودم وبا یاد تو و کمک تو عهد میبندم
      ک من فریبا امروز تولدی دوباره را رقم بزنم وخدمو از وزن ۸۵ ب ۵۵ برسانم و در این مسیر ک منو لایقش دانستی تمام تلاش و کوششم را ب کار ببندم خدایا مرایاری کن
      هر وقت سست شدم خودت با نو اگاهی بیدارم کن
      ممنونم از استاد هر چی خوبیه براتون از خدا میخوام هر روز دعا میکنم براتون ک بهترین ها براتون اتفاق بیافته
      سپاسگزارم خداوندا
      سپاسگزارم استاد گرامی
      سپاسگزارم فریبا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/04/05 00:56
      مدت عضویت: 169 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 403 کلمه

      با سلام خدمت دوستان گلم و استاد عطارروشن عزیز

      وقت همگی بخیر امیدوارم شاد و سلامت و متناسب باشین

      وقتی داشتم این فایل رو بارها گوش میدادم و نکات طلایی رو مینوشتم،متوجه شدم تمام تلاش ما برای لاغری رسیدن به “آزادی” 

      اینکه کسی مارو مجبور نکنه که چی بخوریم چی نخوریم،آزادانه انتخاب کنیم و انجامش بدیم..

      اینکه خودمون رو مجبور نکنیم که چه فعالیت فیزیکی انجام بدیم

      وقتی رژیم میگرفتم یا ورزش میکردم همیشه فکر میکردم کارم درسته ولی ته ته ته دل همه کسایی که رژیم میگیرن یک حسرت بزرگ به نام “آزادی” هست! نه لاغری یا متناسب بودن‌.

      حالا من اینجام و میخوام آزاد باشم! برخلاف اینکه دیگران دارن چیکار میکنن یا چه طرز فکری دارن! 

      من

      میخوام

      آزاد باشم! 

      وقتی داشتم عادت هام رو شناسایی میکردم متوجه شدم چقدر عادت های من پوچ و بی ارزشه که گاهی با یک میل ندارم یا نمیخورم و سیرم میتونست به حس خوبم کمک کنه! ولی از خودم دریغ کردم!

      عادت داشتم اگر دو نوع شیرینی در مهمونی بود هر دو رو بخورم ،با اینکه شاید با خوردنش در حال ترکیدن بودم

      عادت داشتم وقتی میرم مهمونی زیاد بخورم چون مهمونیه و داستانش فرق داره

      عادت داشتم وقتی میریم خرید حتما بستنی بخورم با اینکه سیر بودم 

      عادت داشتم بخاطر خوراکی های خوشمزه همسایه برم خونه‌اش با اینکه من هیچ حرفی با همسایه ای که ۳۰ سال از من بزرگ تره نداشتم! به غیر از غیبت و حس خوب هیچی برام نداشت،چون راهی نداشتم.یا باید غیبت گوش میدادم یا خوراکی های رنگارنگ میخوردم(در صورتی که تازه از سر سفره بلند شده بودم) 

      عادت داشتم یک شکلات،بستنی،کیک و…تا اخر اخر بخورم حتی اگه داشتم خفه میشدم و بعدش معده‌ام درد میگرفت

      عادت داشتم هندوانه و سایر میوه هارو تا جایی بخورم که حالت تهوع بگیرم…

      و همه اینها در صورتی بود که اصلا گشنه نبودم! در نهایت سیری به سر میبردم و میتونستم با یک کلمه میل ندارم یا نمیام یا نمیخورم و سیرم وارد سرزمین آزادی بشم! و فقط تا جایی بخورم که از نعمت خدا لذت ببرم

      حیلی خوشحالم؛چون الان میدونم باید چیکار کنم و چطور رفتار کنم.زندگی یک بازی هیجان انگیز پر از حل مسائل مختلفه! یکی حل بشه اون یکی مسئله میاد تا ما حلش کنیم.پس با لذت از این مرحله زندگیم گذر میکنم.

      میتونم بگم با این فایل تازه دوهزاریم افتاد چون داشتم میخوردم و میخوردم و میخوردم چون فکر میکردم همه چیز ذهنه😂 ولی خدا هر روز هدایتم میکنه و اگاهی بهم اضافه میوکنه

      با امید هدایت و اگاهی و تناسب برای همه کسانی که توی سایت هستند.خدانگهدار

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      f1362badremonir@gmail.com
      1400/03/21 19:43
      مدت عضویت: 288 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      باسلام خدمت استاد بزرگوار و همه همراهان همیشگی لاغری با قدرت ذهن 

      عادت های چاق کننده خود را بشناسیم

      من معمولاً عادت های اشتباه غذایی چون:پرخوری,تند تند غذاخوردن حرص وولع و…را نداشتم اتفاقاً برعکس میزان خوراکم به اندازه طبیعی ودر شرایطی بود که احساس گرسنگی میکردم چیزی میخوردم آن هم به اندازه نه اینکه حدومرزی برای خود قرار داده باشم کلا عادتم بود طوری که سیرمیشدم دیگه ظرفیت مثلاً ی قاشق اضافه تر خوردن غذا و نداشتم و بارها برام پیش اومده بود که چیزی روتعارف میکردن به راحتی می گفتم نه میل ندارم اما با این وجود باز هم چاق می‌شدم و همیشه سردرگم به دنبال علت چاقی می‌گشتم وهیچ راهی برای آن  پیدا نکردم تا این که با شنیدن این فایل ها و صحبت های خوب استاد به جواب سوال خود رسیدم که علت چاقی باورهای اشتباهی است که ناخودآگاه از طریق دیده ها و شنیده ها وارد ذهنم شده بود مثلاً من مانند مادربزرگم چاق هستم یا اینکه از اطرافیان شنیده بودم که آدمها پس از ازدواج و بچه دار شدن چاق می‌شوند ونیز خوردن قرص های اعصاب باعث چاقی میشود و نکته مهمی که همیشه در ذهنم بود ودایما تکرار می‌شد این بود که هر وقت آدم چاقی رو میدیم این باور غلط درذهن من فرومی‌رفت که مبادا من هم مثل او چاق شوم وتازه فهمیدم که همین فکرهای اشتباه و ترس از چاقی مرا به سمت چاق شدن سوق می داد اما از امروز علت های چاقی خود را شناسایی کرده و سعی می کنم با باورهای درست در مسیر تناسب اندام و زندگی سالم به دور از افکار اشتباه قدم بردارم واز خداوند یکتا بی نهایت سپاسگزارم که مرا در این مسیر قرار داد و هدایت نمود .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/16 22:12
      مدت عضویت: 563 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      سلام دوستان

      باورهای مخرب چاقی رو که دراثر تاثیرپذیری خودمون از محیط پیرامون حالا چه خانواده چه دوستان چه رسانه های.. در ذهنمان ایجاد کردیم و به مرور زمان در ما باعث تغییر رفتارهایی گردیده که مجموعه این رفتارها تبدیل به عادت در ما شده که ما رو به چاقی رسونده است .

      نمونه هایی از عادت های خودم 

      هر موقع سردرد میگرفتم می گفتم فشارم افتاده پایین و نبات داغ میخوردم .

      هر موقع دل پیچه داشتم می گفتم سردی و نبات داغ میخوردم .

      هر موقع قرص می خاستم بخورم می گفتم معده رو اذیت میکنه بهتره غذا بخورم بعد قرص رو بخورم .

      هر موقع مریض میشدم میرفتم دکتر خودم نسخمو به دکتر می گفتم سرم قندی . آمپول تقویتی  حتما داخل داروهام باشه.

      اینکه ‌هرچه سن آدم بالاتر بره رشد عرضی جسم شروع میشود. 

      برنج خوردن باعث چاقی میشه چون کشتی گیران مازندرانی چون برنج میخورن قوی ترند و همیشه در جهان مقام اول رو میارن .

      وخیلی رفتارهای دیگه که هنوز پیداش نکردم .

      پس همینطور که با باورهای اشتباه خودمون رو چاق کردیم پس با رد کردن همه این باورها و با آگاهیهای درست هم  یک سری رفتارهای لاغری در ما ایجاد میشه که باعث عادت لاغری در ما شکل بگیره و جسم ما رو تبدیل میکنه به باورمان همون لاغری . 

      اینکه فقط بخواهیم به جسم خودمان برای لاغری فشار بیاریم در حالی که باورها سرجاش باشن امکان پذیر نیست .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/06 11:15
      مدت عضویت: 277 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      گام ۳۴ عادت های چاق کننده 

      به نام خدا 

      عادت های چاق کننده خود راشناسایی کنیم .

      عادت های چاق کننده :مجموعه رفتاری که به واسطه افکار چاق کننده درما شکل میگیرد وتاثیر مستقیم در چاقی ما دارد .

      🌺نیروی ذهن افراد متناسب با نیروی ذهن افراد چاق کاملا مشابه است .🌺

      چاقی محصول عادت های چاق کننده است .عادت های چاق کننده رفتارهای اشتباه و تکراری است که به صورت ناخودآگاه درما بوجود آمده .

      چاقی⏪حاصل عادت های چاق کننده است ‌.

      یک فرد چاق یک سری رفتارهای اشتباه رو تکرار میکنه تاتبدیل به عادت بشه و باعث چاقی و اضافه وزن میشه ‌.

      عادت های چاق کننده ⏪براساس انتظار ما ازچاقی شکل میگیرد .زمانی که افکار وباورهای چاق کننده ایی را در مورد غذا ورژیم غذایی به ذهن می دهیم باور اینکه اگرشب میوه بخورم قند میوه شب جذب میشه و به چربی تبدیل میشه 🤒پس،ازساعت ۴بعدازظهر میوه نخورم اگه در مهمانی مجبور میشدم بخورم این باور را داشتم که چاق میشم .

      یا در ماه مبارک مطمئن بودم هرچی رعایت کنم اگه پیاده رویی نکنم حتما چاق میشم این میشد که بعد ماه مبارک ۳کیلو حداقل چاق میشدم اکثرا یک ساعت به افطار ، با اون گرما و ضعف پیاده رویی میکردم .

      یا یک باور دیگه من آدمی پرخوری نیستم مثلا یادندارم یک ساندویج رو کامل خورده باشم یا همیشه نصفی ازیک پرس کباب یا مرغ رو میتونستم بخورم .حتی ساندویج صبحانه ام خیلی قلمی و باریک بود که همکاراا بهم میخندیدند 😅پس چرا من چاق میشم .همیشه دنبال علت بودم میدونستم یک اشکالی هست والا من رعایت میکردم .به لطف استاد فهمیدم همون ترس و نگرانی من آفت بزرگی برایم بود که بارهاا میگفتم وااای من شیرینی بخورم واای نوشابه بخورم حتما چاق میشم .

      ودلیل مهمتر دیگه که استاد توضیح دادند از ۲۴ ساعت من نهایت ۱ساعت غذا می خوردم ولی ۲۳دیگه رو به غذا فکر میکردم حتی من عقیده دارم همون ۲۴ساعت چون موقع غذا هم ذهنم درگیر بخور ونخور ها بود .

      درسته که من پرخور نیستم وافراد زیادی شهادت میدهند وتعجب میکنن پس این چربی ها از کجا درآمده🤕

      ولی الان میدانم درسته که قبلا سیر نشده بلند میشدم ولی واقعا حسرت یک شکم سیر داشتم ومرتب به این فکر میکردم چرا نباید بتوانم از تهدیگ بخورم چرا نباید برنجم چرب باشه چرا نباید مثل بقیه سیر بشم .همه ی این افکار درذهن من بود .ظاهرا نخورده بودم ولی چندین برابر انچه نخورده بودم به غذا فکر کردم.

      من بارها بارزیم های سخت و پیاده روییی و شنا تلاش برای لاغر شدن میکردم ‌.همیشه برام سوال بود مربی شنام که مرتب مثل ماهی درآب بود چرا چاق بود .نمی دانستم تلاش فیزیکی تاثیری در تغییر تصاویر چاقی ذهن و عادت های چاق کننده ما ندارد .

      ❇❇مقدارغذا وتنوع غذایی درچاق شدن اهمیت چندانی ندارد بلکه رفتار مادربرابرمواد غذایی باعث چاقی می شود ولی مطمئن هستم که بااستمرار در این مسیر خیلی از نکات  پذیرفتنی و آسان است .

      ✴✴✴عادت یک فکر ساده است که براثر تکرار به عادت تبدیل شده .

      شناسایی عادتهای چاق کننده که مهم است باید با تمرکز واشتیاق شناسایی کنیم و باباور درست عوض کنیم.

      چاقی محصول ⏪عادت های چاق کننده ما ، این عادت ها محصول ⏪تکرار رفتارهای چاق کننده هستند ⏪این رفتارهای چاق کننده محصول  ⏪افکار چاق کننده که تکرار شدند و تبدیل به باور شدند .

      رفتار از باورهای ما ایجاد شده ۱باور محدود کننده ۲باور قدرت دهنده 

      من قبلا باور داشتم که غذام به ظاهر محدود است و برای یک سری از خوراک ها قدرت فوق العاده قائل بودم مثل شیرینی ها.

      ⛔وقتی به هردلیلی لاغرشدن مساوی میشه با تغییر در مصرف مواد غذایی تمرکز ما از روی ذهن  ما برداشته میشه به جای اون روی مواد غذایی تمرکز میکنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/25 03:13
      مدت عضویت: 333 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیزم و دوستان نازنین و متناسبم .گام سی و چهارم عادت های چاق کننده .چاقی ما محصول عادت های چاق کنندس ،عادت های چاق کننده رفتار های اشتباه و تکراری هستند ک ب صورت نا خود آگاه شکل گرفته و برای مدت طولانی شکل گرفته این رفتار ها در افراد مختلف متفاوته ، این رفتار های چاق کننده برای من هم زیاد هستند چندتا شو نو اگر بخوام مثال بزنم اینه ک من بعد ازدواجم روند چاقیم نسبت ب قبل بیشتر شد و بارها شنیده بودم ک ازدواج ادم و چاق میکنه و دیده بودم  چند تا از دختر عمو هامم بعد ازدواجشون خیلی چاق شدن  ،یکی دیگش خوابیدن زیاد بود ،بعدیش غذا زیاد خوردن ،بعدیش قرص های هورمونی خوردن من بعد ازدواجم ،خوابم خیلی زیاد شده بود ب زور ک از خواب پا میشدم ناهار و صبحانه رو دیگه باهم میخوردم و خیلی هم میخوردم بعدش ک همزمان قرص های هورمونی هم مصرف میکردم همه دست ب دست هم دادن ک من چاق تر از قبل بشم و همین ک همه ب هم میگفتن و باور ارثی بودن هم داشتم ،باور اینکه من جز اون دسته از خانم های هستم ک از سن بلوغ ب بعد چاق شدم همه این باورها عادت های در من ب وجود آوردن ک من ب وزن ۸۹ کیلو برسم و من همش انتظار چاق تر شدن رو از خودم داشتم و توی ذهنم بود تا اینکه دوره مسیر لاغری من رو استاد تشکیل دادن ک الان احساس میکنم چاق شدن من متوقف شده و خدا رو شکر ی کوچولو سایز کم کردم خدا رو صد هزار مرتبه شکر و ممنون از استاد عزیز .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 00:02
      مدت عضویت: 791 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,631 کلمه

      باسلام گام ۳۴ درمسیر لاغری من :علتهای چاق کنندهبانگاه به افراد متناسب وتمرکز بر روی رفتار غذاییشان متوجه علت لاغر بودن انها می شویم هرچه بیشتر خواهان متناسب شدن باشیم میتوانیم بیشتر در رفتار افراد لاغر علت تناسب اندام انها را پیدا کنیم .با مقایسه رفتار خود باافراد متناسب ، به تفاوت رفتارهای غذایی که جسم انهارا متناسب وجسم ما چاق شده پی می بریم .تکرار شنیده ها ودیده ها در رفتار وافکار غذاخوردن به مرور زمان تبدیل به عادت رفتاری ما می شود وچاقی یا متناسب بودن جسم ما را مشخص می کند. اگر می خواهیم متناسب شویم باید با اشتیاق در شناسایی عادتهای چاق کننده وصحیح کردن انها تمرکز وتوجه کنیم .چون چاقی ما محصول پر تکراری عادتهای چاق کننده است .عادتها هم از استمرار رفتار وافکار چاق کننده ای که بصورت باور در ذهن ما شکل گرفته بوجود امده است .برای لاغر شدن هیچ راهی بجز تغییر در چگونگی مصرف مواد غذایی وبرداشتن تمرکز ذهن بر روی غذا ومصرف ان بجای همه چیز   وبعد اصلاح باورها وجود ندارد.من به خودم میگفتم منکه چیزی نمی خورم پس چرا چاق هستم اما اطرافیانم این همه متناسبند .با دقت بر روی رفتار غذایی خودم متوجه شدم صبحها من هم تخم مرغ ونان وهم از پنیر وخیار وگوجه وکمی کره وعسل ومرباهمراه چای یا شیر می خورم اما اطرافیان متناسبم فقط یک نمونه از غذا ها را انتخاب میکنند به میزان کم که سیر می شدند بدون چای یا اب میوه ویا شیر می خورند من چند ساعت بعد برای میان وعده صبح یک بشقاب از همه میوه ها پر میکردم ومی خوردم ویک ساعت بعد هم یک لیوان اب وعسل اما متناسبها تا نهار یا اصلا چیزی نمی خوردند ومی گفتند میل ندارند یا فقط یک میوه کوچک از هرچه بود نه از همه میوه ها می خوردند .برای نهار هم من یک بشقاب برنج ویک ظرف پر خورشت یا مرغ یا جوجه ویا هرچه بود همراه ماست یا دوغ می خوردم وروی انها هم عادت چند دانه خرما یا شیرینی ویا حلوا  خوردن را داشتم اما متناسبها کاری به ظهر شدن یا وعده نهار نداشتند ممکن بود ساعت ۳ یا ۴ هم بشود فقط وقتی گرسنه می شدند می گفتند گرسنه ایم وبه میزانی که سیر شوند از غذا بر میداشتند ومی خوردند وگاهی یک یاچند قاشق هم ته ظرفشان می ماند وبلند می شدند وقتی بهشان می گفتم این یک ذره چیه ته بشقاب گذاشتی اینهاروهم بخورید تا بردارم می گفتند سیر هستند ودیگه جا ندارندوبعدش هم دیگه چیزی نمی خوردند تاشب ولی من چند ساعت بعد ازنهاری که گرسنه نبودم اما کامل هم خورده بودم بلند میشدم وشیرویا شربت با بیسکویت یا کیک یا شیرینی می خوردم وتا شام هم گاهی چند شکلات ویا اجیل  می خوردم وشام هم اخرشب همراه یک لیوان شیرمی خوردم  تازه اگر دورهمی نداشتیم تا تنقلات هم دوباره بخوریم اما متناسبهای خانه از نهار تا شام چیز دیگری نمی خوردند وموقع شام اگر گرسنه نبودند فقط اخر شب یک لیوان شیر یا یک عدد میوه هرنوع که بود می خوردند وگاهی هم یادشان میرفت می خوابیدند واگر گرسنه بودند دویا سه برگ شامی بدون نان ویا یک کاسه کوچک خورشت یا ماست می خوردند .با مقایسه رفتارغذایی خودم با انها متوجه شدم من جسم خود را انبار مواد غذایی کرده بودم اما انها فقط چند وعده ومختصر خوردن به اندازه رفع گرسنگی میخورند نه از روی لذت وهوس وحرص غذا .برای همین است که اضافه غذا در جسمشان تلنبار وبصورت چربی ونامتناسبی شکل نمی گیرد.متوجه شدم که من چقدر عادتهای غلط غذایی دارم که اصلا نیاز بدنم هم نیست وفقط فکر میکردم منکه چیزی نمی خورم چرا چاق هستم .نه تنها که می خوردم بلکه زیاده وبی اندازه وبی موقع هم میخوردم . همینطور که بدون اینکه متوجه باشم عادت کرده بودم بعد غذا خرما یا شیرینی بخورم همینطور باید این عادتها را بدون سختی ومتوجه شدن یکی یکی شناسایی وانها راعوض کنم متوجه شدم که تمرکز بر روی خوردن خود را رها کرده بودم ووقتی دراین مسیر قرار میگیریم باید از خود مایه اراده درکنترل بر خوردن وتوجه ودقت بر روی رفتار خوردن واراده جمع وجور کردن خود را با عمل به اموزشهایی که میبینیم را داشته باشم .🌷۲ذهن نا خوداگاه سرکش وتنبل مرتب مارو گول میزنه وچون تغییر ومخالف با خواستش حرکت کردن براش سخته مرتب مارو برمیگردونه .حتما باید برای تغییر رفتار خوردن اول اینکه باید رفتارهای غلط روشناسایی کنیم بعد رفتارهای صحیح را با اموزش دیدن یاد بگیریم وبعد انها را کم کم جایگزین اموخته های غلط قبلی کنیم ومرتب تکرار وتمرین واستمرار داشته باشیم و  رها نکنیم حتی اگر رها کردیم دوباره برگردیم وشروع کنیم وناامید نشویم ومهمتر ازهمه اینکه به توانمندی عملکرد وتغییر خود وهمینطور مسیری که انتخاب کردیم ایمان کامل واعتقاد داشته باشیم که مارا به نتیجه می رساند اگر درست عمل کنیم بخاطر ذخیره شدن رفتار درست در لایه های زیرین ذهن خود بخود ما فقط موقع گرسنگی می خوریم وبه اندازه رفع نیاز گرسنگی در بدن می خوریم وقبل از سیری کامل ذهن فرمان دست کشیدن از غذا را میدهد .به غذا وخوردن تنها فکر نمی کنیم وهمه چیز برایمان خوردن نمی شود .واقعا خود من در طی ۲ ماهی که بصورت نسبی درست عمل کردم ودوسایز کم کردم با اینکه با فرمان ذهنم دست از خوردن برنمی داشتم وخودم به خودم میگفتم بلند شو بسته ولی حال خوبی داشتم وچقدر زود متناسب شدن در نظرم راحت بود.الان خیلی از رفتارها وعادتهای غذاییم تغییر کرده از جمله ریزه خواری ،پشت سرهم خوردن ،درهم خوردنم کمتر شده ولی هنوز لذت چشیدن همه غذا ها رودارم ،کمتر خوردن روپیدا کردم نسبت به قبل البته نه گرسنگی کشیدن ولی هنوز به نظر خودم زیاد میخورم وباید کنترل کنم ، شیرینی خوردنم فقط در حد یک شکلات کاکائویی ویا یک بیسکویت کرمدار کوچک ولی نهار وغذایم هنوز زیاده طوریکه فکر میکنم جبران ان رفتارهای صحیح رو می کند .اما ادامه میدم زحمتهای استاد رو که میبینم درپی گیری وتوجه به نوشته های ما وفایلهای پر محتوای وباارزش به ظاهر رایگانی که وقت میگذارند وبرای ما تهیه می کنندوعکسهای عالی شگفتی سازان ونوشته های دوستانی که نتیجه گرفتند ویا درمسیر موفق حرکت می کنند  باعث شده خودمو مدیون استاد بدونم وهرجا هم که تنبلی کردم دوباره برگردم .نگاه به تصاویر شگفتی سازان ودیدن زمان کوتاه مدت مثلا ۸ ماه تغییر ۳۰ یا ۴۰ کیلیویی انها با روش ذهن اشتیاق وامید به توانمندی من روبیشتر می کنه وهمینطور  من رو متوجه این حرف استاد میکنه که هرکس به اندازه درکش از محتوای اموزشی وعملکرد صحیح واشتیاق  واستمرار وتکرار انهاست که مدت زمان کمتر ویابیشتر به تناسب ونتیجه عالی میرسه . وقتی به فایلها گوش میدم انروز درمسیرم اما وقتی چند روز دور میشم یکم جدا میشم وذهن نا خوداگاه دوباره نجواهاش رو داره شروع می کنه .چون چاقی حاصل عادتهای اشتباه رفتارخوردن ماست وعادت هم از تکرار رفتارهای متفاوت نادرست خوردن درما بوجود امده پس ما باید وباید رفتارهای نادرست خوردنمان راشناسایی کنیم  وتغییر دهیم .تمام رفتارهای ما ازذهن ناخوداگاه ماست که این رفتارهای غلط در ذهن ناخوداگاه ما ذخیره شده واتومانیک وار عمل میکنه بدون اینکه ما بفهمیم وبخواهیم .باید رفتارهای ذهن ناخوداگاه خود را تغییر دهیم تا عادتهای غلط ماهم تغییر کند وتکرار نشود .عادتها بوسیله تکرار دیده ها وشنیده ها در ذهن ما ذخیره شده .با ایجاد دیده وشنیده هاومثالهای جدید رفتار متناسب شدن  وتکرار ان رفتارها عادتهای جدید در ذهن ذخیره می شود وماندگاری انها در اثر تکرار وتمرین مداوم باعث متناسب شدن جسم می شود .در  تمام روشهایی که تاکنون برای لاغری بکار بردیم مثل ورزش ورژیم  فقط ما جسم خودراتحت فشار وازارواذیت می گذاردیم ولی ذهن ماباورهایش در سرجایش باقی بوده و تغییری نداشته ومی خواسته به راه خودش که اموخته بوده ادامه دهد وچون ذهن این فشار را نمی پذیرفته بعد از مدتی دوباره دنبال راحتی انجام عادات خود میگردد ودوباره جسم با تمام زحماتی که کشیده کم کم به حالت اولیه برمیگردد. پس ماباید افکار ذهنمان را تغییر دهیم واصلاح کنیم تا عادتهایمان درست شود نه جسم را اذیت کنیم .هرچقدر باورهای ماتغییر کند ودرست شود عادتهای ما درستر وقویتر می شود.🌻۳قطعا افرادیکه دردوره های اموزشی که باروش اصولی وطبقه بندی شده وگام به گام وبا برنامه روزانه دقیق وحساب شده بر روی ذهن پیش میروند زودتر افکار وباورهای جدید در ذهنشان ذخیره می شود که اینطور اموزش دیدن  باعث ایجاد عادتهای جدیدوتغییر رفتار درانها وخودبخود تغییر در جسم وسریعتر به نتیجه رسیدنشان می شود . در فایلهای رایگان مطالب بسیار با ارزش وپر محتوا ومفید وکلی ارائه میشه بهمین خاطر ممکنه زمان بیشتری طول بکشه تا جسم تغییر بکنه اما چون محتوای اموزشی هردو گروه یکی هست مطمئنا با عمل درست به اموزشها حتما نتیجه لاغرشدن را بدنبال خواهد داشت. دوکلمه جادوئی سیرم ومیل ندارم رو اگه یاد بگیریم وبه موقع بکار ببریم بسیار کار امد ودر رسیدن به تناسب کار ساز هستند .باور کنیم فقط نادرست خوردن وبی موقع خوردن باعث چاقی واضافه وزن است وهرعامل دیگه ای مثل ارث ودارو فقط بهانه های ذهن هست برای انجام رفتارهای چاق کننده . رفتارهای ما براثر عادتهای خوب وبد ماست .به عادتهای خودم توجه میکردم دیدم از عادتهای خوبم نچشیدن غذاست من هیچوقت غذا رامزه نمی کنم فکر کردم چطور این عادت درمن شکل گرفته وبراحتی واسانی انجام میشه  ومن اصلا متوجه عادی بودن این کارم نیستم پس لاغر شدنم هم باید به همین صورت باشه که ذهن متوجه نباشه وجسم خودش به اسانی وراحتی تغییر کنه همینطور که چاق شدم به همین راحتی وبدون متوجه شدنم بوده وانرا به راحتی یادگرفتم پس متناسب شدنم هم میتواند مثل عادت خوبه نچشیدن غذایم  به هنگام پختن ان شکل بگیره که این کار ذهن است. باید در طول روز حواسم را ازروی فرعیات ومنفی هابردارم و بر افکار ورفتارم متمرکز کنم ببینم چه عادتهای غلطی انجام میدهم که باعث چاقی من است وان رفتار های پرتکراری که در ذهنم ذخیره شده مثل باورهای غلط ،هوس ولذت خوردن ،دوباره خوری وپرخوری وزیاد از اندازه خوردن ،سیر بودن وخوردن ،ریز خواری و……. راعوض کنم .🌼

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/21 09:44
      مدت عضویت: 563 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان عزیز لاغری با ذهن

      دوستانی که غذاخوردن رو عامل چاقی میدانستند برام یه چیز عجیب بود اینکه من اصولا خیلی کم غذا میخورم چون زودسیر میشدم نه اینکه چاق باشم و نخواهم بخورم . و حرص و ولع نسبت به غذا خوردن یا تنقلات ندارم وقتی با دوستم میرفتم بیرون و ایشون دوالی سه تا ساندویچ رو یکسره میخورد و من نصف یه ساندویچ رو فقط میتونستم بخورم و سیر میشدم ومیشم. یا  کیک وبستنی و .. که دوستان عامل چاقی میدانستند من اصلا ولع نداشتم نه برای چاقی.  اون موقعی که لاغر بودم هم نداشتم و الان هم که ۱۴ کیلو اضافه وزن دارم ندارم .

      فقط باور من طی این مدت این بود که چون تحرک ندارم استخوانبندی درشته اضافه وزن پیدا کردم . اما وقتی به دوربرم نگاه کردم خیلی از آدمها رو میبینم که تحرک ندارند و متناسب هستند .. یا برو غلط که این مدت بهم می گفتند تو به عمه هات رفتی وقتی نگاه میکنم چطوردرعرض این ۱۰ سال به عمه هام رفتم و قبلش نرفته بودم . 

      از هر غذایی که دلم میخواست با چندتا لقمه سیر میشدم ومیشم ولی بازهم چاقی ام . پس چاقی ربطی به خوردن غذا نداره . این باور مخرب ماست که چاق شدیم .

      خودم مسئولیتش رو می پذیرم و خودم با تغییر افکار و باورها درستش میکنم .

      با آرزوی موفقیت و تندرستی برای استاد عزیز و دوستان سرزمین لاغرها

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/02/20 22:21
      مدت عضویت: 306 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 888 کلمه

      بنام خدا. گام 34. سلام خدمت دوستان گل واستاد عزیز. عادت های چاق کننده. این گام بسیار عالی وسرشار از آگاهی بود عادت چیست =آنچه بر اثر تکرار رفتار انسان می شود عادت نام دارد عادت های چاق کننده یک سری رفتار اشتباه هستند که برا اثر سالها تکرار شدن تبدیل به عادت در ما شدن. این عادت ها یکی ودوتا نیستن مجموعه ای از این عادت ها باعث ایجاد اضافه وزن در ما شده است. اگر بخواهیم پروسه ی اضافه وزنمان را به سه بخش تقسیم کنیم بخش اول باور است بخش دوم عادت وبخش سوم جسم. بخش اول ومهمی که سر چشمه همه شکست ها وموفقیت های زندگی ما می تواند باشد باور های ماست باورها از بچگی در ما ایجاد شده توسط گفته ها ودیده ها وشنیده هایی ما از خانواده مدرسه رسانه و…. بر حسب این باورها تصاویری در ذهن ما ساخته شده است این تصاویر انتظار چاقی را در ما به وجود می اره ذهن بعد از ایجاد انتظار یک سری رفتارها را در ما ایجاد می کنه تا مارو به اون باوری که داریم برسونه. این رفتارهای ساده بر اثر تکرار تبدیل به عادت می شوند حالا این عادت ها یکی ودوتا نیستن یعنی ما فقط بخاطر یه عادت چاق نشدیم مجموعه ای از این عادت ها دست به دست هم داده وباعث شده بهش آخر که جسم هست تحت تاثیر قرار بگیره سالهاست ما با رژیم وورزش سعی کردیم جسم را از چاقی پاک کنیم. لاغر بشیم در طی رژیم یک سری از رفتارهامون تغییر پیدا می کنه البته به صورت خود آگاه ودیگه عادت های قبلی رو تکرار نمی کنیم یعنی کم می خوریم ورزش می کنیم وخیلی کارهای دیگه تا حدودی هم نتبجه می گیریم ولی مجبور می شیم وسط راه ول کنیم چون ذهن با عمل ما هماهنگ نیست چون باور ما سر جاشه. وقتی باور داشته باشی چاقی تو ارثیه وطبیعی چاق باشی دیگه نه ورزش کار سازه نه رژیم. چون تو نمی تونی پا رو باورهات بزاری چون نمی تونی بر خلاف باورهات عمل کنی. پس نتیجه نمی گیری وتا رها کنی بازم ذهنت در راستای باورت تو رو به وزن قبل بر می گردونه. من در این مدت حضورم در سایت تعدادی از باورهامو سعی کردم نقض کنم مثلا ترس از غذا ندارم ودیگه بعد خوردن چربی وشیرینی عذاب وجدان وجنگ درونی ندارم. این یعنی ذهنم با عملم هم سو شده. ولی هنوز پر خوری می کنم وفشار شکم دارم. یه مدت سعی کزدم تا گشنه نشدم غذا نخورم وبزارم شکمم ضعف بره ودیدم فقط با چند لقمه سیر می شم ومتوجه شدم چقدر کم غذا لازم دازم اما همش دپرس وعصبی بود سرم درد می کرد. از طریق بو وچشم ولامسه دلم غذا می خواست الان متوجه می شوم باور اینکه پرخوری باعث چافیم شده هنوز در من هست واین باور نمی زاره عادت هامو کمرنگ کنم چون ذهنم در راستای باور حرکت می کنه. من باید باور کنم پرخوری چاقم نمی کنه اصلا من پرخوری نمی کنم من به اندازه نیازم غذا می خورم واونقدر این باور رو قوی کنم که ذهنم بپذیره وبا هام هم سو بشه نوع غذا وتنوع غذا چاق کننده نیست واکنش ما نسبت به غذا باعث چاقی ما شده. ما باید تا می تونیم باورهای مخرب رو شناسایی وبا مدرک ودلیل رد کنیم وبعد باورهای جدید بسازیم تا ذهن بر حسب این باورهای جدید عادت های لاغر شونده مثل متناسب ها در ما ایجاد کنه وما متناسب بشیم ببخشین خیلی دوست دارم ادامه بدم ولی شارژ باطریم تمام شده مجبورم برم به امید موفقیت هممون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/02/17 12:48
      مدت عضویت: 304 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت دوستان و استاد عزیز 

      با نگاه به این فایل بسیار عالی متوجه شدم که من با خودم چکار کردم با افکار اشتباه با تکرار کردن هر روز و هر ساعت آنها که من از،مصرف مواد غذایی دچار اضافه شدم و هر وقت خواستم غذا بخورم شاید از دو ساعت قبل میگفتم من دیشب خیلی غذا خوردم نهار خیلی نمیخورم که جبران بشه پر خوری دیشب چقدر عذاب آور بود غذا  خوردنم و عذاب وجدان بعد از،غذا که چرا خوردم چرا نتونستم خودمو کنترل کنم چرا چرا چرا و خودمو سرزنش کردن و بعد هم عصبی بودن .این یکیش بود بعد باورم شده بود که مصرف مکمل ها چاق میکنه و من از یکی از همکارا پرسیدم که راستی چاق میکنه  مکمل اونم گفت اره و من هر وقت میخوردم با عذاب وجدان میخوردم یکی دیگه اینکه باورم شده بود من آبم بخورم چاق میشم . واما عادتهای غذایی من اینکه من بیشتر مواقع اداره کلوچه یا بسکوییت میخوردم تو خونه هر روز قهوه اونم حتما با باراکا باید میخوردم یا با چای کلوچه نه همیشه گاهی اوقات و یه چیز دیگه اینکه موقع غذا خوردن تو مواقعی که میدونم دارم پرخوری میکنم میگم میل،ندارم و،راحت از خوردن غذا دست می کشم و از،اون عادتهای غذاییم دیگه هیچ خبری نیست و،گرسنه هم نمیشم فقط ۳،وعده غذاییم را میخورم اون هم به،اندازه و به غذا طوری نگاه میکنم که،اره بدنم به انرژی نیاز داره و،باید بخورم برای تولید انرژی بدنم وقتی گرسنه هستم غذا میخورم و وقتی سیر هستم نمیخورم و اونقدر میخورم که حالم بد نشه غذا ها نعمتهای خداوند هستند و برای اینکه ما حالمون خوب بشه میخوریم. 

      من همین الان هم متناسب و خوب هستم حالم و احساسم خیلی خوبه و،انشاالله خیلی خیلی هم بهتر میشه .

      تشکر بینهات از،خداوند و استاد عزیز عطارروشن. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/06 00:01
      مدت عضویت: 481 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 719 کلمه

      فکر اینکه عادتهای اشتباه چه بر سر انسان می آورند واقعا وحشتناکه ،یادم میاد که قبلا که می رفتم باشگاه راه رفتن روی  تردمیل برام زجر آور بود و وقتی ورزشم تموم میشد انگار کوهی از روی دوشم برداشته شده بود و فقط یک کاری رو انجام میدادم و خیالم راحت بود که امروز هم باشگاه رفتم و باور داشتم که لاغر شدن خیلی سخت تر از اینهاست و جالبه هر روز روی ترازو بودم که ببینم چقدر کم کردم و عدد ترازو برام حکم نتیجه رو داشت و خیلی ناراحت کننده بود وقتی همه این کارها بی نتیجه بود و یکی از باورهای من این بود که چاقی من ارثیه و چون من شباهت زیادی از لحاظ فرم بدنی به خواهر بزرگم داشتم و در خانواده بین یازده تا بچه فقط من و خواهرم مثل هم چاق بودیم برام طبیعی بود که چاقم ولی خیلی دوست داشتم لاغر بشم مانند دوران قبل از ازدواجم ،ولی من با فشار بر جسمم میخواستم.لاغر بشم  غافل از اینکه باور و عادتهای من سرجاش بود و من لاغر نمیشدم ولی از باشگاه رفتن خسته میشدم و دنبال راه دیگه.ای بودم و جالبه که فکر میکردم نوع ورزش در لاغری من تاثیر  داره یک روز دنبال زومبا روز دیگه شنا وهر سری به فکر یک ورزش و یک رژیم بودم  و هربار خسته تر از همیشه شکست میخوردم عادتها رو من ایجاد نکرده بودم که تصمیم بگیرم خودم عوضشون کنم و همیشه باورم این بود که من زیاد می خورم در صورتیکه غذای من از غذای بچه هام کمتر بود ولی عادت ریزه خواری داشتم من یک عادت اشتباه نداشتم مجموعه ای از عادتهای اشتباه داشتم که از باورهای اشتباه من نشأت میگرفت باور من از افکار و حرفهایی بوجود آمده بود که شنیده بودم و با تکرار و مرور به عادتهای من تبدیل شدن و هر روز در زندگی من تکرار میشدن و نتیجه همه اینها در جسمم خودشون رو نشون میدادن و من بدون اینکه بخوام چاقتر میشدم بالاخره روزی رسید که ناامید و مستأصل شدم و تسلیم چاقی ،ولی از اونجایی که ما ذاتا  متناسب آفریده شدیم دوباره در گوگل دنبال راه دیگری برای لاغری میگشتم که خداوند مهربانم منو به این مسیر فوق‌العاده لاغری با ذهن هدایت کرد و من هرروز یک قدم در این مسیر برداشتم تا به گام سی و چهارم رسیدم و در این مدت کوتاه نتایج بسیار عالی گرفتم ریزه خواری،پرخوری ،ترس از خوردن ،تبدیل به آرامش ، اعتماد به نفس ، لذت از خوردن موادغذایی شد حرص و ولع من از بین رفت و من توی این مدت عید نوروز و ماه رمضان متفاوت و لذت بخشی رو دارم تجربه میکنم همیشه عیدهای نوروز با عذاب وجدان و چاقتر شدن سپری میشد ولی امسال من خیلی از مهمونیها خیلی راحت گفتم میل ندارم زیباترین جمله ای که از گفتنش احساس غرور میکنم و ماه رمضانی که من هیچوقت توی عمرم ازش لذت نبرده بودم و نتونستم کامل روزه هامو بگیرم ولی امسال از روز اول با لذت و سرحالی شروع شد و سیزده روز بدون هیچ گرسنگی و ضعفی دارم ادامه میدم و میدونم استاد عزیزم جناب عطارروشن هم در ثواب این روزه هام شریک هستن چون لاغری با ذهن باور من رو عوض کرد من همیشه در ماه مبارک رمضان بی حال بودم و باورم این بود که چون چای نمی خورم سردرد میشم و سردرد میشدم ولی امسال باورم اینه که من میتونم  تا آخر ماه مبارک رمضان روزه هامو  خیلی راحت بگیرم و این نتیجه‌ای بجز تغییر فرمولهای ذهنی نیست من باورم اینه که تنها راه درست و اصولی که برای همیشه باعث لاغری من میشه همین مسیر لاغری با ذهن، مسیری راحت و بسیار خوشایند که هرروز با گوش دادن به سخنان ارزشمند استاد این روش در زندگی ما کاربردی تر میشه و با عمل کردن به این فایلها دنیایی جلوی چشم همه ما گشوده شد که بسیار متفاوت با همه روشها و عوامل بیرونی خواهد بود شکرگزار باشیم که هر کسی سعادت این رو نداره که به این مسیر هدایت بشه و ما که هدایت شدیم بندگان خاص خداوند هستیم و خاص تر از ما استاد گرانقدر هستن که خودشون تنها این مسیر رو طی کردن و نتیجه عالی گرفتن و رهرو ما تو این مسیر هستن ممنونم استاد عزیزم ،هر لحظه از زندگیم دعاگو و مدیون شما هستم و تا آخر عمرم شاگرد محضر شما خواهم بود ،انشاءالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/06 04:33
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        از استمرار و پشتکار شما
        از نتایج عالی که کسب کردید
        از شرح عالی احساس و نتایجتون
        خدا رو شکر که بهترین ها برای همراهی من به سرزمین لاغرها هدایت می شوند
        از اینکه احساس من را بهتر کردید سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/03 02:47
      مدت عضویت: 661 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,045 کلمه

      سلام سلام 😍😍عادت های چاق کننده :

      ما سه بخش در وجود خودمان داریم : باور ، عادت ، جسم

      ایجاد باور : با شنیدن یک حرف از فردی که خیلی قبولش داریم مثلا دکتر یا کسی که او را دانا و عالم میدانیم ، جرقه ای در ذهن ما ایجاد می شود که مقدمات بوجود آمدن یک باور جدید را فراهم می کند .. شرایط بعدی برای تبدیل آن جرقه به باوری که باعث ایجاد تغییرات می شود، این است که آن حرف تکرار و تکرار و تکرار شود تا در جان ما بنشیند..

      عادت:مسئولیت ایجاد عادت و تکرار آن برعهده ی ذهن ناخودآگاه است..ناخودآگاهی که اصل را از بدل تشخیص نمی دهد و برایش فرقی نمی کند باوری که باید تبدیل به عادت بشود خوب است یا بد، سازنده است یا مخرب …فقط می داند که باید آن را تکرار کند و در هر شرایطی کارش را انجام بدهد…

      جسم:بازیگری که دستورات کارگردانش(مغز) را به خوبی انجام می دهد و او هم دخالتی در دستورات صادر شده نمی کند..

       

      روش کار ما در چاقی:

      روی جسمی فشار می آوردیم که چاقی و اضافه وزن انتخاب خودش هم نبود و او هم مثل ما از چاقی بیزار بود اما قدرتی بالاتر از توانش دستور داده بود که مثلا ۲۰ کیلو اضافه وزن در جسم باید باقی بماند و جسم هم چاره ای جز تسلیم بودن نداشت…ما این جسم را مقصر و دشمن اصلی خودمان میدیدم که انگار نمی خواد تغییر کنه 😠😒و مدام در جنگ با جسم بودیم ..فشار و محدودیت هایی که روی جسم می آوردیم باعث می شد چند کیلو وزن کم کنیم و وقتی ذهن ناخودآگاه می دید که برخلاف دستورش بنابر چاقی بیشتر ، جسم در حال وزن کم کردن است ، روی اعصاب ما تاثیر میگذاشت، ما بد خلق ، کم طاقت و عصبی می شدیم ، ریزش مو ایجاد می کرد، معده درد و….و هرکاری انجام می داد تا از خیر رژیم و ورزش و هر تلاشی برای لاغر شدن بگذریم و بی خیال بشیم تا دوباره عادت های قبلی را انجام بدهیم و باورهای ما با ذهن ما به تعادل برسند..ما بعد از اینکه خستگی جنگ🤺 با ذهن و جسم از تن مان خارج می شد و دوباره رویای لاغری 💭💖به سراغ مان می آمد ، بلند می شدیم و دوباره از همان روش ها شروع می کردیم و روز از نو روزی از نو…….اشتباه ما این بود که مسیر را از آخر بر میگشتیم و روی بخشی فشار و محدودیت وارد می کردیم که در واقع کاره ای نبوده و نقشی در تعیین شرایط خودش نداشت و آن جسم ما بوده…الان می دانیم که جسم ما اتفاقا در مصرف و دفع مواد غذایی بسیار قدرتمند است و مانعی که نمی گذارد همین مقدار بسیار بسیار ناچیز را هم دفع کند تا ما همیشه متناسب باشیم، قدرت ذهنِ چاق است…خبر خوب این است که ذهن ما بواسطه ی آموزش اشتباه چاق شده است و اصلا چاقی انتخاب خداوند برای جسم ما نبوده است .بلکه سلامتی و تناسب اندام همیشگی برای زندگی در این دنیا ، پیش فرض و تنظیم اصلی ذهن ماست.

       

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ✅وقتی عوامل بیرونی را دلیل چاقی خودت بدانی ، یعنی لاغری با ذهن را باور نداری..(جلسه اول تا سوم ،شناسایی و نقض عوامل بیرونی توضیح داده شده)

      ✅یک راه برای باور کردن قدرت ذهن این است که بدانی همین ذهن تو را چاق کرده است ، بنابراین می تواند تو را لاغر هم بکند…

      ✅چاقی محصول عادت های ماست ،یک سری رفتارهایی که هرروز تکرار می شوند. 

      ✅یک روز درس خواندن باعث قبولی در کنکور نمی شود ، یک ماه درس خواندن همینطور اما ۶ ماه یا بیشتر مستمر و هرروز درس خواندن می تواند موفقیت تحصیلی را رقم بزند..

      ✅دو سه بار تلاش برای به خاطر سپردن یک متن یا یک شعر باعث حفظ کردن آن نمی شود بلکه باید زیاد تکرار شود.

      ✅بعضی عادت های چاق کننده ی من که الان خیلی خیلی خیلی کمرنگ شده اند👇🏻

      ۱.به محض بیدار شدن باید یه چیزی می خوردم حالا اگر صبح بود به عنوان صبحانه ، عصر بود عصرانه ،شب بود شام..اصلا یجوری عادت کرده بودم که بعد از خواب عصر اگر چیزی نمی خوردم حالم بد بود و تا چند ساعت کلافه بودم.

      ۲.بعد از رسیدن به خانه، حتما باید‌ چیزی میخوردم بدون توجه به اینکه اصلا من گرسنه هستم یا نه !

      ۳.پرخوری های شبانه ..که از یک ساعتی به بعد من بی دلیل هر چی دم دستم می اومد ، میخوردم !! که به لطف خدا رفع شد..

      ۴.دو سه بشقاب غذا خوردن به همراه ته دیگ 

      ۵.سرگاز رفتن و پرخوری های بی رویه و بی دلیل.آخ آخ🤦🏻‍♀️ من تا حدی می خوردم که حالم بد میشد ولی دو سال هستش که به خاطر پرخوری من حالم بد نشده ..یعنی حتی پرخوری های گاه و بی گاه الانم اصلا در حد اون زمانم نیست و جای شکر داره واقعا.. از یک سختی و رنج نجات پیدا کردم…۶.ما یک کشو مخصوص خوراکی داریم که معمولا همیشه پر از تنقلات هستش و یکی از عادت های هرروزه ی من سرک کشیدن و خوردن یکی دو نوع خوراکی بود..الان شاید هفته ای یکبار از سر عادت کشو رو باز کنم ولی معمولا چیزی برنمی‌دارم‌ برای خوردن..

       

       

      🟢در فایل دیروز مبحثی مطرح شد که من از آن موقع دارم بهش فکر میکنم و میخوام نظرم رو اینجا بنویسم ..

      اگر متناسب بودی باز هم دوست داشتی پیاده روی کنی؟این سوال باید از دو جهت بررسی شود:یکی فکر چاق کننده: که افراد متناسب برای حفظ تناسب اندام باید ورزش کننداز جهت دیگر  علاقه ی شخصی فرد متناسب به پیاده روی است. برای حفظ سلامتی ، شادابی و دلایل دیگر..اصلا پیاده روی برای خیلی ها راهی برای به آرامش رسیدن است ،همانطور که خوردن برای افراد چاق پاسخی بود به تمامی احساسات،افکار و اتفاقات مطلوب و نامطلوب..حالا نکته ی مهم این است که من درباره ی پیاده روی چه فکر و انتظاری دارم؟…👈🏻من هیچ وقت برای لاغر شدن پیاده روی نکردم..چون پیاده روی را شایسته و برازنده ی افراد متناسب می دانستم.و همیشه در رویاهایم خودم را که متناسب بودم با لباس ورزشی صورتی در حال پیاده روی میدیدم.همیشه منتظر بودم تا اول لاغر بشوم بعد پیاده روی کنم.😁البته بگم که وقتی فهمیدم لاغر شدن احتیاجی به ورزش و تحرک نداره ، خیلی خیالم راحت شد و از جان و دل تمرین ها رو انجام میدم و انرژی که برای ورزش صرف میشد را آوردم و در مسیر لاغری با ذهن از آن استفاده می کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/31 07:44
      مدت عضویت: 490 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 438 کلمه

      فایل “گام سی و چهارم “:

      نکته جالب و جذاب این است که یک مجموعه یا یک سری عادات ما را چاق کرده است، نه “یک عادت”. این عادات در طول یک “مدت زمانی” ما را چاق کرده است.

      چطور میشود این دو مانع فوق را برطرف کرد:

      کشف این مجموعه عادات در مرحله اول و تغییر این عادات به عادات متفاوت دیگر ما را به تناسب اندام میرساند.

      خبر عالی دیگر این است که در طول مدت زمانی میتوان با تكرار عادات متفاوت به تناسب اندام دلخواه خود مان برسیم. به همین راحتی مساله حل شد.

      بیایید روی باور انجام این موارد فوق کار کنیم.  باور کنیم این دو به راحتی قابل اجرا است و انها را عميقاً و با تمام وجود بپذیریم.

      پس پذیرش اتفاق افتادن این تناسب، ما را به لاغری و تناسب اندام میرساند.  ما نهايتاً به جسم موردنظر در باور خود میرسیم.

      من هر روز حدود 8 ساعت سر کارم.  یک عکس از خودم که در ان 50 کیلوگرم بودم را پیدا کردم.  ان را اسکن کردم و به ایمیل کاری ام فرستادم.

      امروز background دو تا صفحه سیستم خودم را عکس خودم قرار دادم تا با نگاه مرتب به هر دو صفحه مقابل خودم در طول روز ، خودم را در 50 کیلوگرم و تناسب اندام دلخواهم ببینم تا هم برای خودم یاداوری لحظه به لحظه شود و هم اینکه برای ذهن نا خودآگاه خودم ،مرتب تصویر سازی کنم.

      هر وقت گرسنه هستم، غذا میخورم و همواره به اندازه مورد نیازم ،مواد غذایی تهیه میکنم و غذا میپزم نه بیشتر. من قسم میخورم که در طول این 7 ماه اخیری که با سایت در ارتباط هستم، خیلی متناسب و سالم غذا میخورم و از خداوند یکتا بسیار سپاسگزارم.

      گاهی به استراحت زیاد نیاز دارم ، پس برای خودم استراحت در نظر میگیرم ، چون الان خودم را دوست دارم.

      کمتر عصبانی میشوم چون عصبانی شدن از ترس میاید و من که به خدا ایمان و اعتقاد دارم، از چیزی یا کسی ترسی ندارم چون به منبع قدرت وصل هستم.  

      الان مطمئن هستم که همه چیز از “ما” شروع میشود و به “ما” هم ختم میشود.  اگر باور کنیم متناسب شویم، حتما به اسانی و راحتی متناسب میشویم.

      عادات ما تغییر خواهد کرد و افکار جدید ما، جای افکار کهنه و پوسیده قبلی را میگیرد.  تکرار این عادات در طول زندگي ما را تا ابد متناسب نگه خواهد داشت.

      چون ما در این دوره ،محدودیت نداریم ، پس فشار روحی و عصبی هم نداریم.  همه چیز در نهایت ارامش و راحتی و شادی به صورت ساده و منظم به مرور انجام میشود و ما از همه ان مراحل لذت خواهیم برد ، چه در طول دوره چه در پایان ان.

      روز دوشنبه 30 فروردین ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      marjanchavoshi96@gmail.com
      1400/01/22 03:49
      مدت عضویت: 248 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 794 کلمه

       با سلام من هم مثل بقیه دلیل چاقی خودم را تیروئید و داروهای هورمونی برای بارداری و بعد از بارداری و عمل لوزه و وبعد هم عمل تومور نخاع که یک سال تحرکم کم شده بود می دونستم ولی خوب که فکر کردم عادات بد غذایی و پرخوری و ریزه خوری و فکر زیاد به غذا در هر مواردی من رو چاق و چاقتر کرد و از 58 به 85 رسیدم البته در بیست سال گذشته.من مرجان چاوشی از امروز متعهد می شوم که از وزن 83 به وزن 58 کیلو برسم و از هیج تلاش و کوششی دست برندارم. پس متعهد می شوم که عادات غذایی خودم را درست کنم و خودم خودم را بسازم.من وقتی رژیم هم می گیرم خودم را گول می زنم و زیادتر از حد اندازه ای که گفته میشه می خورم پس با ذهنم باید بجنگم و ذهنم درگیر خوردن من هست . پس باید این موارد که دلایل چاق بودن من هست رعایت کنم. بنویسم و هر روز درسهایی که یاد گرفتم (در این سایت فوق العاده عالی تناسب فکر که خیلی خوشم اومده) و عادات قدیمی خودم رو تبدیل به عادات جدید و سالم بکنم و هر روز یک مورد جدید یاد بگیرم و یک عادت بد خودم رو کنار بذارم. بر ذهنم غلبه کنم و هرچی جلو دستم و تعارف می کنند و جلوی چشمم هست رو نمی خورم و به سالم خوردن عادت کنم و ریزه خوری را کنار بذارم.به هیچ عنوان بخاطر اینکه تمام بشه یا غذای کسی دیگه مثل پسرم علی اضافه بیازه رو نمی خورم. این رو یک توهین به خودم بدونم و مگه من سطل آشغال هستم و من به خودم احترام می ذارم و نمی خورم.سر سفره به اندازه ای که اندازه گرفتم برای خودم مثل دوران رژیم خودم را گول می زدم و بیشتر می خوردم الان باید در هر صورت به خودم قول بدم که اراده داشته باشم و کمتر یا اندازه معین بخورم و حرص نزنم. قبل و بعدش و وسط غذا آب بخورم تا کمی اشتهام کم بشه تا عادت به کم خوری رو پیدا کنم.از ساعت نه شب به بعد پرخوری و ریزه خوری من زیادتر میشه پس از ساعت نه شب به بعد روزه می گیرم و فقط آب می خورم و با ذهنم درگیر می شم. تا چند وقت که عادت بشه براموقتی فکر می کنم و حرص می خورم و حوصله م سر میره خلاصه هر کاری می خوام انجام بدم دنبال غذا میرم و غذا می خوام مثلا وقتی خوشحالم وقتی ناراحتم ….پس اینها عادات بد غذایی من هست و باید دوباره با ذهنم و فکرم درگیر بشم و فقط آب بخورم و عادتم رو تبدیل به آب خوردن بکنم. اوایل با ذهنم خیلی درگیر می شم ولی اینها عادات غذا خوردن من هست و باید خیلی سخت تلاشم را بکنم و همه اینها را کنار بگذارم و انجام بدم. و من خودم بیشتر از همه دلیل چاقی ام را می دونم. و اگر همه این موارد را فقط چند ماه رعایت کنم نتیجه ی خوبی می گیرم و تا آخر عمرم باید عادات غذایی خودم را عوض کنم خدایا کمکم کن خدایا خودت می دونی که این چاقی بزرگترین مشکل زندگی من شده خدایا خودت به دادم برس و یار و یاورم باش در تمام لحظه های زندگیم.آب بخورم و وقتی احساس گرسنگی می کنم خصوصا وقتی از بیرون میام بدونم که تشنه هستم نه گرسنه و عادتم را از غذا خوردن به آب خوردن تغییر بدم.من می پذیرم که خودم مسئول چاقی خودم هستم و باید خودم به خودم کمک کنم.من متعهد می شم که روزی نیم ساعت با خوشحال برقصم مثل جوونی و ده هزار قدم را مرتب و هر روز انجام بدم و در این مورد استمرار داشته باشم و باید با خوشحال و حال خوب جز عادات رزمره زندگیم بشه.من هرزوز این نه مورد را با خودم تکرار خواهم کرد و مشکلات و ذهنم و درسهایم را می نویسم و جلوی آئینه می رم و به خودم قول می دهم تمام موارد را تکرار و استمرار داشته باشم تا آخر عمرم من باید تغییر کنم من شایسته سلامتی و شادی و لاغر و خوش هیکلی و سایز 38 که قبلا هم بودم هستم من می تونم خدایا کمکم کن به عظمتت سوگند که تو کمک و یار و همدلم هستی و مرا نجات خواهی داد.البته بگم که الان یک هفته هست تمام این موارد رو رعایت کردم و دو کیلو و نیم لاغز شدم و اطرافیانم همه متوجه شدند که لاغرتر شدم جالبه با این دو کیلو هم ارتعاشم رو فهمیدن نه وزنم را  خیلی خیلی حس خوبی دارم که با این سایت آشنا شدم و خوشحالم که خداوند من رو در مسیر لاغری قرار داده و از آقای عطار روشن خیلی خیلی ممنون هستم کلی انرژی و حس حال خوب میگیرم ازشون و حالم خوب شده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/31 08:46
        مدت عضویت: 670 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        سلام . بعضی موارد که ذکر کردی به نظرم هنوز با ذهنت در تضاد و مبارزه هستی . اولا اینکه روی وزنت هنوز حساسی که خیلی در لاغری ذهنی مهمه نباید مرتب خودتو وزن کنی. بعدا که گفتی باید روزی یادم نیست چند قدم بری اگه برای سلامتی و شادابی تصمیم داری خوبه ولی برای لاغری تاثیری نداره . ممنون از نوشته خوبت . موفق باشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/18 14:16
      مدت عضویت: 499 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

      سلام گام ۳۴
      تغییر عادت
      تمام هستی در درون انسان گرد آمده آست شیطان هیولایی نیست که در انتظار به دام انداختن ما باشد بلکه صدای درونی ست —در درون خود به جستجوی شیطان بگردید نه در دیگران—فراموشن نکنیم انسانی که شیطان درون خود را میشناسد ،خدا را شناخته است -شیطان درون ما چیست ؟تمام باورهای اشتباه که ما را مخرب می کند —ذهن‌ خود رها نکنید به سمت منفی گوی ها ،بلکه به چیزهایی که درست آیت توجه نشان دهیم تا در مدار و احساس خوب قرار بگیریم هر چیزی که باعث ایجاد حس‌ خوب در ما بشه همیشه خوشی بیشتر را به طرف ما می کشاند وقتی لاغری حس خوبی در ما ایجاد می کند یعنی در مسیر لاغری حرکت می کنیم -/برای معجزه دعا کردم و دریافتم‌ که من همان معجزه هستم
      برای عشق دعا کردم و دریافتم‌عشق همیشه بر در خانه من میکوبد تنها باید به آن اجازه دهم که وارد شود
      باید باور کنیم‌که مواد غذایی مرا چاق نمی کنند بلکه توجه مابه چاقی و اونون حس محدودیت در خودمون و ترس لز خوردن اینها هستن که مسیر ما را به سمت چاقی هدایت می کنند باید به حالمون توجه کنیم —نه روی مواد غذایی —باید عاداتها را تغییر داد تا در ما باور ایجاد شود و تغییر عادت هم غیر ارادی است یعنی با تصمیم اراده ای صورت نمی گیرد اول باید رو عادتها تمرکز کنیم و عادات که چاق کننده می دانیم بیابیم
      مثلا :اول روی عادتها تمرکز کنیم و عادت مه چاق کننده می دانیم بیابیم !!مثلا خیلی ها خوردن دارو های افسردگی و یا پر خوری و خواب زیاد و حتی بعضی ها کم خوابی بی تحرکی خوردن کربوهیدرت مثل نان وبرنج سیب زمینی و ماکارونی را عامل چاقی می دانستند مثلا من فکر می کردم اگر تحرک نکنم چاق می شوم اگر رژیم نگیرم چاق می شم یا دکتر کفته خوردن دارو افسردگی باعث چاقی می شه و تمام این باورها که خیلی هم قدرتمند هستند که هنوز گاهی نجوا می کنند ما باید تغییرات بدهیم و تغییرات باید طوری باشه که حس خوب ایجاد کند و حس خوب یعنی رضایتمندی از خودمون مثلا وقتی من باور کردم پر خوردی باعت چاقی می شه نتیجه !!ترس از خوردن و این ترس در من حس خوبی نداشت و در من نارضایتی ایجاد می کرد و لی اکنون که ترسی ندارم حس رضایتمندی دارم یا اینکه ورزش نکردن و بی تحرکی باعث چاقی می شه و هر گاه به دلیلی تمی توانستم ورزش کنم از خودم راضی نبودم ولی اکنون هیچ گونه ورزش و تحرکی ندارم و بسیار از خود راضی و خرسند هستم و همین حس خوب نشان بر این است که در مسیر قرار دارم حالا باید تمام باورها که باعث رنج و عذاب ما می شوند شناسایی و باورهای صیحیح را جایگزین کنیم همانطور که تا الان پیش رفته‌ایم همانجنان ادامه می دهیم تا به هدف برسیم مثلا باور کینم که دارو باعث چاقی نیست دارو را می خوریم برای بهبودی و سلامتی که از دست داده ایم با خوردن دارو سلامتی را بدست بگیریم نه اینکه باور کنیم با خوردن داروناسلامتی بگیرم یعنی چاقی پس اینجا مفهوم دارو از بین می ره ما باید باور کنیم که خوردن هر داروی فقطموجب سلامتی می شه و اونون فرمول اشتباه را از ذهن پاک کنیم -ما دارو را می خوریم که به حالت سالم و درستی که بوده‌ایم برسیم نه اینکه دارو بخوریم که چاق بشی پس دارو. ا برای بهبودی که از دست داده‌ایم می خوریم نه برای اضافه کردن و غیر طبیعی بودن اصلمون— ولی اگر باور اشتباه را داشته باشیم به سمت چاقی می رویم
      باور کنیم که پر خوری باعث چاقی نیست چون باید برای نیاز بدن غذا خورد باید یاد بگیرم روش درست خوردن غذا را نه اینکه از خوردن بترسیم
      می خوام بگم که همین باورهاست که در ما تغییرات بوجود می آرد پس چه خوب است که باورهای صیحیح را جایگزین کنیم مثلا یک باور قوی !!در طول سال‌های عمرم یک باوری داشتم که یک وقتی پیش می اومد که یک ذره بیشتر می خوردم فشار زیادی رو معده ام داشتم و برای بهبودی این فشار حتما باید پیاده روی می کردم و انون موقع اصلا به چاقی فکر نمی کردم بلکه فشار معده مرا اذیت می کردو با راه رفتن سبک و راحت می شدم و همین موضوع باعت عادت دیگه ای در من شده بود که حواسم باشه زیاد نخورم که مجبور به پیاده روی بشم در یک موضوع دو عادت شکل گرفت ا—عادت پیاده روی برای بهبودی معده ۲–عادت حواسم جمع باشه و هر دو عادت کارشون را دقیق می دانستندباوری که سال‌ها تو سرم بود به هر باوری اگر قدرت دهیم غیر اراده‌ای انجامش می دهیم
      .من باور دارم که وزن 50 کیلوی حق من است چون سال‌ها در ۵۰ کیلویی زندگی کردم و بسیار لذت آن را برده ام مدتی است که گم شده‌ام در مسیر اشتباه و اکنون که مسیرم را پیدا کرده‌ام صد در صدر به ۵۰کیلویی عزیزم می رسم چون لایق آن هستم چون با من بوده چون حق من آست خدایا شکرت که همه چی خوب است و من حس خوبی دا رم 👏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/16 17:42
      مدت عضویت: 821 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,216 کلمه

      سلام .
      گام ۳۴
      تغییر عادات .
      تغییر عادات با تصمیم ارادی صورت نمی پذیرد .
      البته ابتدا باید بدانیم چه چیز را عادات چاق کننده می دانیم .
      خیلی از ما ریزه خواری ، پرخوری و عدم حرکت لازم را عادات چاق کننده می دانیم و باور داریم مثلا چون من زیاد حرکت نمی کنم این عادت من باعث چاقی من میشه .

      به نظر من این باور و متعاقب اون عادت در ما خیلی قوی هست که ما همین حالا از رفتار خودمون راضی نیستیم . یعنی عادت کردیم هر شب که میخوایم بخوابیم بگیم امروزم خوب نبودیا . ببینید ما باید کاری کنیم رضایت خودمون رو به دست بیاریم . اگر با تغییر اون رفتار غذایی میشه به رضایت رسید که خب رفتار رو تغییر بدیم که خیلی از ما بارها و بارها امتحان کردیم وقتی اون رفتار غذایی در ذهن ما هست تغییر پذیر نیست و ما الکی فقط دست و پا میزنیم .
      پس باید باور اون عادت رو ابتدا تغییر داد . باور عادت ریزه خواری اینه که من دارم بیش از اندازه غذا مصرف می کنم . وقتی باور داریم بیش از اندازه غذا مصرف می کنیم خب طبیعیه که مصرف غذایی ما همیشه بیش از اندازه میشه .
      یا مثلا باور داریم اگه من به خودم بگم که دارم اندازه ی نیازم غذا مصرف میکنم خیالم راحت میشه و باز غذا زیاد مصرف می کنم . خب اینم یه باوره .
      این دو باور خودشون به تنهایی قادرن مصرف مواد غذایی ما رو همیشه زیاد نگه دارن و دستور زیاد مصرف کردن به ما بدن و ما این رفتار رو هی تکرار کنیم و بهش عادت کنیم .
      و باز از اونجایی که باور داریم زیاد مصرف کردن مواد غذایی باعث چاقی میشه این سه باور و عادت کردن به اون خودش همیشه مارو در مسیر چاقی نگه میداره .

      چهار عادت رو اینجا مد نظر قرار دادیم
      ۱- باور به زیاد مصرف کردن مواد غذایی
      ۲- باور به کم حرکت داشتن در زندگی روزمره
      ۳- باور به اینکه دو مورد بالا باعث چاقی میشه .
      ۴- نارضایتی از رفتار مورد نظر
      خب وقتی باور اینها رو در ذهن داریم همواره هم داریم اونها رو به رفتار میاریم و همواره هم از خودمون ناراضی هستیم و همواره هم چاق میشیم .

      حالا اینارو چطور میشه اصلاح کرد . اول باید بپذیریم این باورها اشتباه و اعتماد به نفس مارو ضعیف می کنند باوری که مارو ضعیف می کنه باور محدود کننده و اشتباهه . وقتی باور داریم من بیش از اندازه غذا مصرف می کنم احساس سرزنش در ما پدید میاد احساس نارضایتی از خود نفرت از خود و ….. و توجه کردن به این موضوع اعتماد به نفس مارو از بین میبره و احساس چاقی همواره با ما همراهه .

      باور جایگزین اینه که بپذیریم ما همین حالا هم داریم به اندازه ی نیاز مصرف می کنیم . همین حالا هم بهترین انتخابها رو داریم . انتخابهای ما عالیست . ما همین حالا هم چیزهایی که دوست داریم رو داریم مصرف می کنیم . ما همین حالا هم آشغال وارد معده مون نمی کنیم . اگه اون ماده ی غذایی آشغال باشه ما اصلا انتخابش نمی کنیم .
      ما عادات خیلی خوبی داریم . ما به اندازه ی کافی در زندگیمون حرکت داریم . همین حالا هم بهترین حالت ممکن در وجود ما هست و ما همین حالا هم همواره بهترین را انتخاب کردیم وقتی این باورها رو در خودمون تقویت کنیم ما هر شرایطی که پیش بیاد بهترین ها رو انتخاب می کنیم . هر شرایطی که پیش بیاد چون باور دارم که همواره به اندازه ی نیازم غذا مصرف می کنم دقیقا همبن حالت رو انتخاب می کنم .
      یعنی دقیقا انتخاب رفتار غذایی دلخواه برابره با باور داشتن به اینکه الان چه باوری توی سرمون نوشتیم .
      اگه همون لحظه که میخواهیم انتخاب کنیم که چه رفتار غذایی داشته باشیم باور این رو داشته باشیم که من زیاد مصرف می کنم دقیقا همین رفتار رو انتخاب می کنیم و اگر عادت کرده باشیم که این نگرش رو در خودمون ایجاد کرده باشیم که من همواره بهترینها رو انتخاب می کنم و به اندازه ی نیاز غذا مصرف میکنم این احساس رضایت همواره با من هست و این باور در انتخابهای من تاثیر عالی میزاره . یعنی وقتی باورداریم زیاده روی می کنیم رفتار ما میشه زیاده روی . وقتی باور داریم من فرد تنبلی هستم رفتار من میشه تنبلی و تکرار رفتارها هم که میشه عادت .
      من اگر به باورهای قدرت دهنده عادت کنم صد درصد رفتار دلخواه از من سر میزنه . رعتار نادلخواه صد درصد باور نادلخواه در ذهن داره .
      حالا یه عادت ذهنی دیگه ما باور داریم از زیاد مصرف مواد غذایی لذت میبریم و هرچی بیشتر بخوریم لذت ما بیشتر میشه .
      ولی ما خیلی جاها دیدیم زیاد مصرف کردن مواد غذایی هیچ لذتی برای ما نداره سنگین میشیم همش احساس رخوت داریم حالمون بده از حالت سبکی خارج میشیم . پس این باور رو هم باید تغییر بدیم که مصرف زیاد مواد غذایی به ما لذت میده . نه ما زیاده روی رو دوست نداریم . خود فعل زیاده روی رو دوست نداریم چون حالتمون از حالت تعادل خارج میشه . گرچه باز هم میگم باور زیاده روی در وجود ما هست که ما فکر میکنیم زیاد مصرف کردیم و حالمون بد میشه . ما اول باید این باور رو پاکسازی کنیم و بگیم من به اندازه مصرف کردم . جایی که ما احساسمون بد میشه خود ذهن دستور رو متوقف می کنه .
      به هر حال باید آزمون و خطا کرد تا احساس رضایت در وجودمون همیشگی باشه .
      ما باید به عادات خوب خودمون توجه کنیم و سعی کنیم باورهایی رو انتخاب نکنیم که احساس چاقی در ما ایجاد می کنه .

      ما باید هر وقت خودمون رو در آیینه میبینیم بگیم به به تو چقدر زیبایی . تو بهترین مخلوق خداوند در نوع خودت در کره خاکی هستی .
      وقتی به رفتارمون می نگریم به خودمون بگیم به به تو چقدر شایسته ای و چه رفتارهای خوبی رو از خودت به نمایش میزاری . حالا باز این رفتار خوب برای هرکسی یه چیزی معنا داره . ما باید این رو بدونیم تمام رفتارهای ما خوب هستند . تمام رفتارهای ما صالح هستند . هر رفتاری که از ما سر میزنه چه آگاهانه چه ناآگاهانه بهترین رفتاری هست که میتونست اتفاق بیفته . وقتی عادت کنیم که اینطور بیندیشیم تمام رفتارهای ما عمل صالح میشن و ما رو به صلح درونی می رسونند . باید به عملمون ایمان داشته باشیم .
      شاید اینجا شبهه ای ایجاد بشه که خب حالا اگه ما باور کنیم ما تحت هر شرتیطی داریم رفتار خوب از خودمون نشون میدیم اینطوری گناه زیاد میشه . کارهای بد زیاد میشه و میگن خوبه و در پاسخ به این شبهه باید بگم خب تو چنین باوری داری که این اتفاق میفته .
      وقتی باور داشته باشی که خوشبینی به رفتار باعث گناه میشه خب دقیقا همین اتفاق میفته . خب اینجا باید سریعا باوررو تغییر بدی که چنین چیزی رو شاهد نباشی .
      ما باید بپذیریم هر رفتاری که از بشر سر میزنه عمل صالح هست . بهترین عمل ممکن هست و این عمل بهترین نتایج رو برای ما خلق می کنه و مارو به خداوند نزدیک می کنه و به ما احساس آرامش میده .
      به خدا وقتی چنین باوری داشته باشیم گناه و فساد خلق نمیشه . قتل اتفاق نمیفته . سرزنشها اتفاق نمیفته . تمام رفتارهای نادلخواه به خاطر انتخاب باورهای رنج آفرین هست . اگر کسی داره رفتار ناشایستی اجرا میکنه چون از درون احساس کمبود و عدم اعتماد به نفس و ناراحتی باهاش همراهه . این شخص به خاطر باورهاش نمیتونه از زندگیش لذت ببره و روز به روز رفتارهایی رو نشون میده که از زندگیش بیشتر حالش بد میشه و با وجودیکه ممکنه همه چیز داشته باشه ولی دست به خودکشی بزنه که البته اگه باور کنیم حتی همون خودکشی هم بهترین عملی بود که فلان شخص می تونست انجام بده و حالش رو خوب میکرد دیگه قضاوتش نمی کنیم . چون اون هم انتخاب کرد .

      به هر حال پرورش چنین عاداتی حداقل برای ما خوبه . چون باعث میشه نه خودمون و نه دیگران رو قضاوت نکنیم .
      قضاوت نکردن رفتار شایسته ایه که تنها در صورتی ممکنه که ما باور داشته باشیم همه ی انسانها دارن کار خوبی انجام میدن و تفاوت بین انسانها فقط و فقط تفاوت در انتخاب باورهاشون هست و وقتی بپذیریم که جهان چون خط و خال و چشم و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست اون وقت با هیچ کس سر جنگ نداریم و میفهمیم اگر چنین حالتی در ما به وجود میاد و احساس ناآرامی می کنیم با تغییر فرمولها و تغییر عادات فکری و متعاقب اون تغییر عادات رفتاری می تونیم ذهنیت صلح جویی در خودمون ایجاد کنیم .

      حالا میریم سراغ عادات دیگه ای که من به عنوان یک فرد چاق دارم که نمیزاره کاهش وزن من به صورت دلخواه رخ بده .
      عادات ذهنی چاق کننده ی من علاوه بر موارد بالا این موارد نیز هست :
      توقف روند کاهش وزن . وقتی من این باور رو که در من تکرار شده و به صورت عادت در جسم من در اومده دارم خب مشخصه چیزی هم که در جسمم مشاهده می کنم توقف روند کاهش وزن هست .

      من مدتهای زیادی در وزن ۷۰ زندگی کردم و مدتی که ۹۰ شده بودم چون تعادل ذهنی من همیشه در وزن ۷۰ بود خیلی راحت به این وزن بر گشتم و ذهن من الان خودشو در شرایط ایده ال می دونه ولی من تعادل ۵۰ کیلویی رو دوست دارم
      خب من وقتی باور دارم که وزن ۷۰ تعادل من هست خب ذهن و جسم من همواره خودشون رو در این وزن نگه میدارن . در حالیکه این وزن انتخاب منه . من باید طوری عادات خودم رو تغییر بدم که تناسب ۵۰ کیلویی برای من بشه عادت .
      یعنی وزن ۵۰ رو خانه ی ذهنی خودم بدونم نه وزن ۷۰ رو . من الان دقیقا وزن۷۰ رو خونه ی خودم میدونم . پس این عادت رو باید تغییر بدم . کوچ کنم . اول باید نمای ۵۰ کیلویی خودم رو حس کنم . یه آدم ۵۰ کیلویی کمر باریکه . شونه های باریکی داره ‌ شکم نداره . رانها و بازوهای باریکی داره . زیباتره . من در وزن ۵۰ کیلویی خیلی زیبا میشم . چون استخوان بندیم ریزه و وقتی ۵۰ کیلو بشم خیلی جوانتر از حالا به نظر میرسم . یعنی ۵۰ کیلو بودن منو به سایر اهدافم نزدیکتر می کنه و به اون نیروها بیشتر اتصال میده .
      من در وزن ۵۰ کیلویی خیلی سبکترم . واقعا مثل برق و باد می دوم . مثل پر میشم . چقدر احساس سبکی دارم . احساس خفگی از وجودم میره .
      من در وزن ۷۰ احساس خفگی می کنم . این وزن دلخواه من نیست . من در وزن ۵۰ کیلویی احساس میکنم مثل پر در دستان باد هستم و درست مثل کوچیکیهام مثل ۶ سالگیم می تونم بدوم . میتونم چادرم رو بالا بگیرم و مثل کوچیکیهام پرواز کنم توی کوچه های خلوت . من و خواهر دوقلوم وقتی ۶-۷ سالمون بود مثل بادبادک بودیم یه کوچه ی دراز جلوی خونمون بود . بابای من از همون اول مارو با فرهنگ چادر عادت داد و ناراحت میشد اگه ما چادر سر نمیکردیم ما چادر سفید سرمون میکردیم و توی کوچه با دوستامون بازی می کردیم . یادمه در حالیکه چادر سرمون بود دو طرف چادرامون رو میگرفتیم و دستامون رو بالا می اوردیم در عرض شونه ها و توی اون کوچه شروع می کردیم به دویدن . باد داخل چادرامون میفتاد و ما کلی لذت میبردیم و حس پرواز بهمون دست میداد . ما خیلی سبک و لاغر بودیم . اون احساس در وجود من هست و من دلم میخواد به اون احساس سبکی برسم . واقعا از اون احساس لذت میبرم . جسم من اون حالت رو دوست داره و به راحتی قادره برگرده به تناسب اصلیش . ذهن و جسم من همراههای خوبی برای من هستند و من وقتی باورهای عالی انتخاب کنم ذهن و جسم من با من همسو میشن و بهم کمک می کنند تا به هدفم برسم . پس من همینجا اعلام میکنم تناسب ۵۰ کیلویی و اون احساس سبکی رو دوست دارم و دوست دارم به اون احساس سبکی اتصال داشته باشم . اون فرد سبک همین حالا هم درون من هست و من باید بتونم شخصیت خودم رو به این فرد نزدیک کنم . به احساسات فاطمه ی ۵۰ کیلویی . خیلی لذتبخشه .
      میتونم حسش کنم و به این حس عادت کنم . تغییر این حس و تغییر عادت از احساس فاطمه ۷۰ کیلویی به فاطمه ۵۰ کیلویی برای من خیلی راحته .
      چون فاطمه فاطمه است ولی فاطمه ۵۰ کیلویی لذتش بیشتره . احساسم خیلی بهتره . فاطمه ۵۰ کیلویی رها و آزاده . وزن زیادش مانع حرکتش نمیشه . فاطمه ۵۰ کیلویی اضافه بار نداره . خستگی ناپذیره . چون سبکه . چون قوطی روغنهای اضافه رو رها کرده . خدایا سپاسگزارم که فاطمه ۵۰ کیلویی رو در من زنده کردی . من به فاطمه ۵۰ کیلویی عادت می کنم . احساسش می کنم و لذت میبرم . لباسهام رو بر اساس اون وزن انتخاب می کنم و هرجاییکه لباسی دیدم در این ابعاد اون رو انتخاب می کنم . لباسهای ۷۰ کیلوییم رو تغییر سایز میدم .
      چون من دارم به اصل خودم برمیگردم . من لهمین حالا فاطمه ی ۵۰ کیلویی رو دارم . باورش کنم و احساسش کنم و بهش عادت کنم تا با تغییر این عاداتم جسمم نیز ارام و آهسته و مستمر به تناسب اصلی خودش برسه .
      خدایا سپاسگزارم
      استاد سپاسگزارم
      فاطمه سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/13 12:58
      مدت عضویت: 740 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,250 کلمه

      گام ۳۴

      سلام وقت بخیر

      استاد عزیز برای شرایط ناراحت کننده ای که تجربه میکنید بسیار ناراحتم😔 ، جملاتی پیدا نمیکنم که بشه درد این اتفاقاتو کمتر کرد براتون صبر و توانایی گذشتن از اینهارو از خداوند آرزو دارم ،با اینکه میدونم شما قوانینو بلد هستید ولی مدیریت چنین روزهایی کار راحتی نیست

      ذهنم مدام این چند روز بهم هشدار میداد که نمیخواد این چند وقت توی سایت کامنت بذاری ،ولی من میدونم کاری که هم خودمو سرحال تر میکنه هم حال استادمو بهتر ،دیدن تمرینات بچه های سایته و میدونم جایی که استاد میتونن حال و هواشونو تغییر بدن، بودن در سایته

      وقتی از کودکی مدام از مزایای چاقی میشنیدم ،چاقی در ذهن من یک آپشن قدرتمند تعریف شد ،اوایل فکر میکردم من تافته جدا بافته هستم از خواهران دیگم ،آخه اونها لاغر و نحیف بودن و من احساس قلدر بودن داشتم ،مدام خواهر بزرگتر از خودمو میزدم و بهش میگفتم ببین من چاقم ،پرزورم ،من و همین خواهرم با هم به یک مهدکودک میرفتیم ،یادمه من با چندتا پسر تپل دوست بودم که کارمون فقط کتک زدن خواهرمو و دوستاش بود ،خیلی دوست داشتم پسر میبودم و تا سالها لباس دخترونه دوست نداشتم و هنوزم خیلی درگیر لباس و مد و اینجور کارهای زنونه نیستم

      اون زمان ها تو جمع دخترا بازی نمیکردم ،الان هم از جمع خانم ها و نوع گفتگوهاشون خوشم نمیاد و تو جمع ها ، بیشتر هم صحبت آقایون میشم

      چاقیو یجور صلاح و قدرت برای ترسوندن بچه ها میدونستم

      تصویری که از خودم در ذهنم نقش بسته ،تصویر یک شخص گنده چاق قدرتمنده ،شاید چون همیشه از آدم های ضعیف بدم میومده و چونکه برای ذهنم تعریف چاقی =قدرت بوده ،اجازه نمیداده لاغرتر بشم

      یکی از محکمترین باورهای من ارثی بودن و ژنتیکی بودن

      بود که باعث میشد برای همیشه گیت خارج شدن من از چاقی بسته باشه ،یعنی راهی نبود،دری نبود و من میدونستم باید تحمل کنم ،باید بسازم با خودم ،ارثو که نمیشه کاریش کرد،یبار یادمه یه دکتری گفته بود چاقی ژنتیک نیست وقتی شنیدم رفتم تو فکر ولی منفی بافم گفت اگر ژنتیک نیست پس چرا تو چاقی؟ و منم که جوابی نداشتم ،حرف دکترو نشنیده گرفتم

      باوری که من در خودم داشتم این بود که خوردن رو حق خودم نمیدونستم ،فکر میکردم من باید فقط یکمی سالاد و آب و دم نوش های بدمزه بخورم چونکه چاقم، اگر یه روز برنج چرب میخوردم یا شیرینی یا فست فود ،انگار یه قانونیو بهم زده بودم ،حق های طبیعیو از خودم گرفته بودم و باور داشتم که من نمیتونم مثل آدم های نرمال زندگی کنم ،اینم از تفکرات ریشه ای من نشات میگرفت ،من زمان هاییکه گرسنه بودم،، هم خوشحال بودم و هم، غمگین ،خوشحال بودم چونکه گرسنگی و بی حالیو، در مسیر لاغر شدن میدونستم ،غمگین بودم چونکه دلم ضعف میرفت،حالم بد بود،حسم بد بود،همش بی حال و بی رنگ و رو بودم ،،خودمو لایق هیچی نمیدونستم ،در عوض اگر سیر میشدم و احساس گرسنگی نداشتم ،ترس میومد سراغم که ببین ،معلومه شکمتو پر کردی از خوراکی،پس منتظر چاق شدن باش ،حتی همین الان هم وقتی یکمی احساس سیری بیشتری کنم سریع اون لینکه ( داری چاق میشی) در من فعال میشه،من نفخ معده دارم و خیلی زود در شکمم فشارو حس میکنم مخصوصا اگر خوراکی مایع باشه ، و به محض نفخ معده م صدای چاق درونم بیدار میشه و احساس ترس بمن میده که البته دارم شناسایش میکنم

      در اصل من قوانینی برای خودم صادر کردم که حق ندارم مثل بقیه آدم ها چیزی بخورم برای همین اگر نقض قانون میکردم زنگوله چاقی به صدا در میومد و منم بعد از سالها محدودیت ،۷ساله پیش که خسته شدم و گفتم هر چه بادا باد ،و خوردنو شروع کردم البته نه پرخوری ،اون تصویر چاق درونم بیدار وبیدارتر شد تا جاییکه وقتی شدم ۹۵ کیلو دیگه نتونستم خودمو اون شکلی ببینم و بدنبال راه چاره گشتم تا به اینجا هدایت شدم

      دقیقا من تا زمانیکه بیدار بودم فقط به خوردن، نخوردن هام فکر میکردم و در انتها خودمو شماتت میکردم و تصمیم های سخت تری روی خودم اعمال میکردم

      نمیدونستم با هر تفکری که در مورد رفتار چاق کننده خودم دارم ،چاله چاقیم بیشتر کنده میشه و من بیشتر فرو میرم

      یکی از مهمترین اتفاقی که برای من رخ داد در این دوره ها ،از بین رفتن ولع و عقده خوردن بود،یعنی من همیشه یه عقده ای داشتم که چرا من نمیتونم مثل بقیه رفتار کنم ،خودمو کمتر از دیگران تصور میکردم که حتی حق انتخاب غذارو هم ندارم و در این دوره که من تونستم، خودم انتخاب کنم که چه کاری به ترمیم یا تخریب من کمک میکنه و اجبار و محدودیتی روی من نبود ،انگار خیال من راحت شد ،وقتی فهمیدم خوراکی ها چاق کننده نیستن و ترس های من کمتر شد وقتی متوجه شدم من آزادم ،تمام اون فشارها و ولع ها و احساس کمبودها از من برداشته شد،مثل زمانیکه ما سالها دنبال یه موقعیت خوب مالی هستیم میخواییم به خونه و ماشین و رفاه برسیم و وقتی میرسیم دیگه میدونیم مال خودمونه رسیدیم ،حس نیاز نمیکنیم ،برای منم همچین حسی بوجود اومد ،یه زمان هایی فکر میکردم اگر به فلان موقعیت برسم چقدر عالی میشه ،بال در میارم ولی جدیدا به خواسته هاییکه میرسم فقط خوشحال میشم لذت میبرم ولی درونم آرومه به خودم میگم حق الهی منه، باید بیاد تو زندگیم

      تا سن سی و چند سالگی خیلی راحت وارد هر ورزش و رژیمی میشدم یدفعه ۱۰ کیلو میریختم ولی از یه زمانی هر چی تلاش میکردم جواب های کوچیک میگرفتم و مدام بهم میگفتن داری به ۴۰ سال نزدیک میشی ،انقدر سن ۴۰ تو ذهن من بد و منفور و شکست خورده بود که وقتی ۴۰ سالم شد خجالت میکشیدم بگم ،از همه سنمو قایم میکردم ،منتظر سقوط بدن و وزن و سلامتی و جوانی بودم ،یادمه یکی از دوستانم وقتی ۴۰ سالش شد خیلی نگران بود و بغض داشت ،اینها باورهای ما هستن که باعث میشن ما در مسیرهای عادتی و رفتاری قرار بگیریم

      سالهای زیادی باور داشتم خوردن قرص های مولتی و تقویتی

      باعث چاقی زیادی میشه و مدام به همه میگفتم من رژیم گرفتم موهام ریخته حالا مجبورم قرص های ویتامینه بخورم که چاقم میکنه ،بعد مجدد میرفتم تو رژیم و باور کرده بودم موهام میریزه ،دوباره قرص هارو شروع میکردم و این پروسه همچنان ادامه داشت و منهم مثل عروسک خیمه شب بازی که با هر تکون نخ ،به بالا و پایین میره ،منم در لوپ گرفتاری میچرخیدم

      تجربه لاغر شدن بسیار لذت بخشه مخصوصا به این سبکی که ما در حال خلقش هستیم که به قدرت خود ،خدا و ذهنمون آشنا میشیم، دیشب که میخواستم بیرون برم و مجبور بودم بخاطر مانتو و روسریم شلوار مشکی بپوشم و ۱ ماه پیش یک شلوار جین مشکی خریده بودم که در قسمت ساق پا و ران یکمی برام کیپ بود و در قسمت کمر آزادتر بود،یعنی پاهای من نسبت به کمرم کمی توپر تره و این شلوار بسختی بالا میومد و احساس خفگی میکردم وقتی میپوشیدمش و تصمیم داشتم دیگه نپوشمش ،از اونجاییکه منفی بافم چند وقتیه مرتب میخواست بهم القاء کنه که چاق شدم و حال منو بد میکرد و دیشب مجبور بودم اون شلوارو بپوشم ،وقتی داشتم میپوشیدمش احساس کردم دیگه مثل قبل بسختی نمیاد بالا،دیکه تو قسمت ران و ساق پا مثل قبل اذیتم نمیکرد و در قسمت کمر هم گشادتر شده ،خیلی خوشحال شدم ،احساس سبکی در شلوارم بهم حس خوبی داد ،من ۱۳ ماهه دارم این حس هارو تجربه میکنم ،لاغر شدن بسیار دلپذیر و قشنگه ،حس سبکبالیه،حس خوشحالیه ،حس جوانترشدنه

      که خدارو شکر در مسیرش قرار گرفتم و هر روز میلیاردها بار شکر میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/16 15:30
        مدت عضویت: 821 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 418 کلمه

        سلام دوست خوبم .
        به نظر من استاد الان در بهترین وضعیت ممکن هستن .
        ایشون اگه باور داشته باشن چیزی رو از دست دادن ناراحتی میاد سراغشون و دقیقا مثل سایر مردم باید غصه و اندوه بخورن . استاد تغییر روش دادن و این تضاد براشون فرصت هست تا باورهای عالیشون عالیتر بشه . مادر ایشون از وقتی که در قید حیات بودن به ایشون بیشتر نزدیک شده .
        از دست دادن در حافظه ی الهی معنایی نداره و مادرشون هر وقت از خدا بخواد قادره دوباره ابزار رو برای خودش به وجود بیاره . نه تنها مادر ایشون بلکه تمام رفتگان ما .
        استاد به انتخاب مادرشون احترام گذاشتن . چون باور کردند رفتن مادر از دست دادن مادر نیست . انتخاب مادره و به انتخاب مادر باید احترام گذاشت .
        ما اینجا دور هم جمع شدیم در مورد اتفاقاتی که در زندگیمون میفته مثل سایر مردم و مثل گذشته ی خودمون نیندیشیم . ما تغییر تفکر و تغییر ذهنیت دادیم .
        اتفاقا الان بهترین زمانه برای اینکه باورهای الهی استاد براشون جایگزین بشه . چون الان ذهنشون باهاشون همراهه . چون اگه استاد الان راه خدا رو انتخاب نکنند و راه باورهای گذشته رو انتخاب کنند درد و رنج در وجودشون ایجاد میشه و ما می دونیم یکی از اهداف ذهن جلوگیری از رسیدن درد و رنج به ماست .
        اتفاقا ذهن استاد الان خیلی بیش از پیش راه الهامات رو براشون باز می کنه و باهاشون همراهه . گرچه عادات گذشته هم میان ولی استاد این همه سال آموختن چطور باید عادات گذشته رو تبدیل به عادات خوب کرد . ما باید بنویسیم و با نیروی الهی استاد همراه بشیم تا عادات الهی جدیدی که در چنین شرایطی داره در وجودشون جوانه میزنه رشد کنند و جون بگیرند و بزرگ بشن و پروسه ی باورهای الهی در مورد بهشتی شدن مادرشون در وجودشون قوی و قوی تر بشه و عادت کنند .
        چقدر خوب کردید نوشتید و با نوشتن و حل تمارین در این مسیر زیبا ‌از استاد عزیزمون در راه ساخت باورهای الهی حمایت می کنید .
        تمام کائنات الان دارن از استاد حمایت می کنند . خداوند همراه و همیار استاد هست . خداوند حامی استاد هست و تک تک ما هم به عنوان عضوی از این کائنات در جهت نیروی الهی استاد همراه و همیار ایشون هستیم تا به امید خدا بذرهایی که الان داره کاشته میشه ماهها بعد تبدیل به درختان زیبایی بشه که هم خود استاد و هم تک تک ما ازش بهره میبریم . این روزها بهترین روزهای زندگی استاد هست .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 11 از 3 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/17 23:19
          مدت عضویت: 740 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 62 کلمه

          سلام خانم فاطمه عزیز
          من فقط احساسمو نوشتم برای من این اتفاقات خوشایند نیست حتی تو نوشتن کامنتهام هم خلل ایجاد کرده بود
          من ترجیح میدم به احساستم توجه کنم اگر غمگینه بهش اجازه بدم خودشو ابراز کنه خالی بشه تا مجدد بتونم با آگاهی ها شارژش کنم
          ممنونم برای جواب عالیتون در ضمن نوشته های شما همیشه پر مغزه و پرمحتواست

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 7 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/12/30 19:23
      مدت عضویت: 344 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 791 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی سال نو مبارک گام ۳۴ من چند وقتی بود که مریض بودم ونتونستم تمریناتمو انجام بدم ولی امروز خوبم تمریناتم انجام میدم استاد من ی خواهشی ازتون دارم بیزحمت درباره ثروت وسلامتی هم ی توضیح بدید که چجوری پولدار بشیم وچجوری به سلامتی برسیم من خسته شدم از بسکه مریض بودم وسرگیجه داشتم وبعدشم بیحالی وبیجونی داشتم ممنونم قدرت ذهن بعضی ها باور نمیکنن که مبشه با قدرت ذهنم لاغر شد درسته خیلی سخته چون اصلا با چیزی به نام قدرت ذهن اشناییت نداری میدونی چیه اما نمیتونی باور کنی من شنیده بودم که با ذهنشون سرطانو شکست دادن از بچه ۴ ساله تا پیرزن صد ساله اما نمیدونستم چجوری الانم نمیدونم ولی وقتی با سایت اشنا شدم فهمیدم که با قدرت ذهن میشه لاغر شد ثروتمند شد سلامت داشت ارامش واحساس خوب داشت و…ی نیرویی در ما هست که باعث این چیزا میشه که اون چیزی نیست جز قدرت ذهن وفوق العاده قوی که همون طور مارو چاق کرده لاغرم میتونه بکنه ثروتمندم میتونه بکنه و…وما چجوری چاق شدیم چاقی محصول عادتهای ما هست وعادت چیه ی سری رفتار که ما هر روز اونارو تکرار میکنیم وبه عادت تبدیلشون میکنیم وتمام رفتارهای ما که هم باعث شکست وهم باعث پیشرفت ما مبشن نتیجه همین عادتهاهستش وتفاوت بین افراد چاق با لاغرافراد موفق وغیر موفق وافراد ثروتمند وفقیر فقط در همین عادتهای ماست وعادت یعنی چی عادتها فکرهایی هستند که در طول روز سراع ما میان وما اونهارو تکرار وتکرار میکنیم وبه عادت تبدیلشون میکنیم وی فکر وقتی تکرار بشه مبشه عادت چرا عادتها ور ما شکل میگیرن چجوری عادت پیدا میشه عادتها از باورها بوجود میان اگر شما چیزی رو باور کنید وباور تکرتر کنی خود بخود عادت بوجود میاد باور چجوری میاد وقتی ما حرفی میشنویم افکاریکه بوجودشون اوردیم‌اینا به مغز ما رسیده وما شنیدیم ودیدیم واینا تبدیل مبشه به باور وقتی دونفر میرن باشگاه یکی چاقه میره لاغر بشه یکی هم لاغره میره پرورش اندام اونیکه پرورش اندام میره باورش اینکه بالاخره به هدفش میرسه وتلاش میکنه کمکم نشانه ها در اون ظاهر میشن واونو قدرتمند میکنن ودر نهایت به هدفش میرسه اما فرد چاق باورش اینکه هر کاری میکنم لاغر نمیشم درستکه میگه میرم باشگاه تا لاغر بشم اما ذهنش ی چیز دیگه میگه هر چی تلاش میکنه به نتیجه نمیرسه ونشانه ای ظاهر نمیشه یا انقد کمه که دیده نمیسه پس در متیجه خسته میشه وولش میکنه وهیچ چیز نمیتونه لاغر کنه تا زمانیکه فرمولهای ذهنی تغییر نکنن جسم ما هم تغییر نمیکنن وقدرت باور بینهایته واین در تمام جهات زندگی تاثیر دارهدختر منم ی مدت بوتیک داشت وچون باورش این بود که اینجا فرعیه ورفت وامد زیادی نداره مشتری نیست همون مبشه ی مدت رفت واومد عصبانی خسته وکوفته میومد ناهار بخوره میگفت مشتر ی نیست وکار نمیشه و…در نهایت افکاری بوجود اومد که عادتهاش تغییر کنن وانو به سمت باورش برسونن همون طور هم شد مشتری نمیومد دخترمم دیر میرفت وزود میومد میگفت مشتری نبست در نهایت چی شد ی مشت قرض وقوله وچک وبدهکاری براشون موند وباعث شد چند ماه مونده تا موعد پایان قراردادشون برسه جمع کنن واینها همه نتیچه ی باور اشتباه بجای توکل به خدا ایه یاس خوندنه چاقی هم همین طوره وقتی باور میکنیم چاقی ما طبیعیه در ما عادتهایی شکل میگیره که ثابت کنه بهت که چاقی طبیعیه ولاغری با ذهن ما یاد میگیرم چطکر عادتها باورهامونو تغییر بدیم وی سری عادتها در ما شکل میگیره که ما رو به سمت لاغری میبره وما رو به هدفمون میرسونه وما لاغر میشیم به اندازه ایکه باورهامونو تغییر کنه جسم ما هم تغییر میکنه ما عادتهایی داشتیم که چقدر تلاش کرویم ونشده که تغییرش بدیم مثلا تصمیم گرفتیم ورزش کنیم از شنبه کرزش میکنم‌هنوز اون شنبه نیومده تصمیم گرفتم تند تند غدا نخورم کلقمه رو بجوم نخ بستم به انگشتم نشد انگشتر خریدم حالا بدلی که یادم بیافته اما نشد به بچه ها گفتم موقع خوردن یادم باندازن اما نشد وهنوزم نتونستم این عادت ترک کنم وتفاوت لاغری با ذهن با سایر روشها چیه کا ادمهای چاق نمیتونن بگن میل ندارم اما اونهاییکه با لاغری با ذهن اشنا هستند به راحتی میگن میل ندارم نمیخورم نمیخوام بعدا میخورم چون در مغز ما فرمولهایی شکل گرفته باید اونها تغییر کنن ودر لاغری با ذهن این فرمولها عوض میشن ومشکل خود به خود حل میشه من وقتی تازه بچه دومم بدنیا اومد چاق شدم رفتم دکتر دکتر به من ول ومن دادقرصیه که تمام ویتامینهاییکه ی خانم نیاز داره توش هست فقط به من گفت یک روز در میون بخور چاقتر نشی این جمله باعث شد بترسم وبیخیال این قرص بشم وعادتهای غذاییم چیه تند تند غذا میخورم خیلی کم میجوم برنجو که اصلا نمیتونم زیاد بجوم وقتی گشنه ام نیست دوست دارم ی چیزی بخورم حوصله ام سر میره میخوام ی چیزی بخورم وبهم میگن شکمو هستی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/16 20:51
        مدت عضویت: 821 روز
        اندازه متن
        دیدگاه فنی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 586 کلمه

        نوشته ی شما چقدر برام جالب بود .
        من دو شخصیت رو دقیقا در شما دیدم .
        شخصیتی که داره آموزش میبینه تا لاغری رو درک کنه و شخصیت چاقه که نمیدونه با چاقیش چیکار کنه . مستعصله .
        تمام افکار چاق کننده ناامید کننده هستند .
        وقتی اینها رو کنار بزارید و خودتون رو همینطور که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید کم کم ذهنتون باهاتون همراه میشه . هممون همین هستیم . هرچقدر ذهنتون رو بیشتر بشناسید که ببینید از چی خوشش میاد و قدم به قدم لاغری رو اون طور که دلخواه ذهنتونه و اون باهاتون همراه میشه انتخاب کنید کم کم ذهن همراهیش بیشتر میشه .
        یعنی مثلا شما میخواین ارادی غذاتون رو آروم بخورید شما با اراده این کار و میخواین انجام بدید در حالیکه ذهن شما فرمولش تند غذا خوردنه .
        ببخشید این جمله رو میشه چند بار بخونید ⬇⬇
        از نظر ذهن شما اون طور خوردن غذا تند غذا خوردن نیست ایده آل غذا خوردنه .

        یعنی ذهن شما اصلا باور نداره داره تند غذا میخوره .
        اون باور داره داره ایده آل غذا میخوره . اتفاقا وقتی شما ارادی دارید غذاتون رو آروم میخورید ذهن ما این رفتار رو خلاف جهت فرمول خودش میبینه و دستور تند خوردنش بیشتر صادر میشه یعنی شما با اروم خوردن ارادی اتفاقا عادت تند خوری رو بیشتر دارید در خودتون تقویت می کنید .
        چون اون میبینه رفتار شما با فرمولش مطابقت نداره میخواد این هماهنگی بین فرمول و رفتار رو ایجاد کنه مرتب فرمان تند خوردن صادر میکنه تا این هماهنگی بین فرمول و رفتار ایجاد بشه . پس به این ترتیب ما دقیقا با اراده ی خودمون باعث میشیم عادت تند خوری در ما بیشتر بشه .

        حالا راه صحیح چیه .
        راه صحیح اینه با ذهن همراه بشیم و باور کنیم دستورات اون ایده اله .
        اراده ی خودمون رو با ذهن همسو کنیم و باور کنیم ما همین حالا هم داریم ایده آل غذا میخوریم . یعنی رفتار خودمون رو تند خوردن معنا نکنیم . واقعا بدونیم این سبک خوردن در ذهن ما ایده آله وقتی ما ایده آل بودن دستورات ذهن رو در هر شرایطی باور کنیم او میبینه خب رفتاری که ما داریم انجام میدیم با فرمولی که داخلش هست همسوست بنابراین امر به تند خوری کم و کمتر میشه .
        ببینید اینا واقعا یه حالتیه باید خودتون درکش کنید تا بهش برسید . هر چقدر ما با عادات ذهن همسوتر باشیم چاقی ذهن خودش خودبخود بیشتر پاک میشه . ما باید به این سبک عملکرد عادت کنیم . یعنی همسو شدن با ذهن و اتفاقا اون رو ایده آل دونستن تحت هر شرایطی .
        اگه به این سبک تفکر کردن عادت کنیم و هی نریم سر باور قبلی که ما تند میخوریم کم کم واکنش ذهن تغییر می کنه و شما نرم نرمک به جایی میرسید که از رفتار خودتون راضی هستید و واکنشهای دلخواه ازتون سر میزنه .
        راستی وقتی میخواین به این شیوه عمل کنید یه باور دیگه سر مسیرتون میاد فکر میکنیم اگه با ذهن همسو بشیم عادات چاق کننده اش بیشتر میشه و ما بیشتر میخوریم یا تندتر میخوریم . این باورم باید تغییر بدیم . یعنی واقعا درک کردن این موارد واقعا مثل پیدا کردن مو از توی ماسته . خیلی ریزه ولی به راحتی مانع لاغری ما میشن .
        حالا باور درست اینه همسو شدن با ذهن باعث میشه ذهن به راحتی و با اشتیاق با ما همراه بشه .
        پس وقتی این دوباور رو با درک کردنش در خودتون ایجاد کنید اون وقت خودتون شاهد واکنشهای عالی از خودتون خواهید بود .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
          1400/02/17 05:39
          مدت عضویت: 306 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 416 کلمه

          سلام خدمت دوست عزیزی که این دیدگاه رو نوشتن وخدمت خانم سادات عزیز که لطف کردن ونظر دادن. واقعا ازتون ممنونم چقدر این پاسخ شما کمک کننده بود من خیلی استفاده کردم. منم اوایل که وارد سایت شدم ودوازده تا فایل رایگان رو دیدم. تصمیم گرفتم آگاهانه خیلی از رفتارهامو تغییر بدم تو شور وشوق وهیجان وصف نا پذیری بودم تشنه شنیدن بودم شبا تا صبح بیدار می موندم وچند بار شارژ باطریم تموم می شد اونقد گوش می دادم ومی خوندم . تو کمتر از دوهفته اونقد تغییر کردم همسرم متوجه شد گفت چکار کردی اینقد لاغر شدی. ولی وقتی مسیر لاغری 100 گام رو شروع کردم. دیدم اشتیاقم داره کم می شه. بازم ذهنم دستوراتشو شروع کرد به ثادر کردن. بازم اون چندتا عادت که تو چالش اینو نخوردم مشخص کرده بودم وتقریبا ترک کرده بودم میلم به انجامشون بیشتر شد تا کم کم دیدم بازم مثل قبل اون دوازده جلسه شدم. کم کم نا امید نشدم وتا این 34 گامو ادامه دادم. دارم خیلی از مشکلاتمو می فهمم. من اوایل لاغری با ذهن رو مثل رژیم های قبلی تصور کرده بودم مثل همون ها اوایل با شور وهیجان شروع کروم تاثیر حرف ها روم زیاد بود ولی چون ذهنم این برنامه رو داشت که من وسطای رژیم ها کم بیارم وخسته بشم نا خودآگاه اینجوری شدم تا شوهر گفت لاغر شدی انگار همه چی عوض شد تصور کردم رژیم بودم وذهنم برنامه قبل رو از سر گرفت. ویه چیز دیگم که باعث شد تا دوره صد گام رو شروع کردم اینجوری بشم الان می فهمم به این علت بود که من در روش های قبلی اصلا پایبند برنامه منظم نبودم ومن درآوردی رژیم می گرفتم الان فهمیدم چون دوره منظم شده وصد روز مشخصه وقراره روزی یه فایل گوش بدم ذهنم فوری رفته به سمت اون برنامه قبلش که تو پایبند برنامه نیستی ومن انگیزمو از دست دادم وطبق عادت فبل پیش رفتم من فهنیدم فرق لاغری با ذهن اینکه به طور ناخودآگاه کم خوری کنی میلت کم بشه وهر کار دیگه ای اگه ذهن مثل قبل بخواد وبهش ندی بازم برنامه مثل قبل می شه وما نمی تونیم ادامه بدیم باید اونقدر موافقت ذهنو به دست بیاریم وخودشو به این نتیحه برسونیم که باید تغییر کنه که اصلا اذیت نشه خانم سادات ممنون می شم نظرتون رو راجب این متن منم بگین 😍

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/02/21 00:33
            مدت عضویت: 821 روز
            اندازه متن
            مدال طلایی
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 1,034 کلمه

            سلام دوست بزرگوار . من الان پیامتون رو دیدم . ممنون بابت ابراز لطف شما . 

             

             روش لاغری با ذهن تا اونجایی که درک کردم و البته در اول همین ۱۰۰ گام هم استاد فرمودن  اینه که ما داریم لاغرشدن رو یاد میگیریم . یادگیری لاغری پروسه ی ذهنی و لاغر شدن پروسه ی جسمیه 

             

            وقتی داریم لاغر شدن رو یاد میگیریم اگه از همون اول از خودمون توقع نتیجه ی کاهش وزن  داشته باشیم این یعنی ما داریم راه غلطی رو میریم  . اولش خوب اشتیاق داریم ولی بعد کم کم چون میبینیم اون نتیجه ی دلخواه سراغ ما نمیاد کم کم ناامید میشیم و رها می کنیم .

             

            حالا یه سوال  بچه ای که رفته کلاس اول آیا حتی اگه اون بچه  کلاس اول رو هم تموم کنه شما ازش توقع خوندن شاهنامه و مثنوی و دیوان حافظ دارید ؟

            قطعا پاسختون خیر هست . اون بچه همین که بتونه فقط یه جمله بخونه ما کلی ذوق می کنیم و کلی تشویقش میکنیم . پس چطور  به خودمون انقدر سخت میگیریم و توقع داریم زود لاغر بشیم . ما هنوز سواد لاغر شدن رو پیدا نکردیم . پس چطور از خودمون توقع خودبخود لاغر شدن داشته باشیم . ما باید بدونیم که  فقط داریم لاغر شدن رو یاد میگیریم . 

             

            هدف ما اینه . لاغری باید خودش خودبخود بیاد .

             

            اگه شما بعد از مدتی دیدید تمایل اولیه رو برای ادامه دادن  ندارید بدونید دارید خودتون رو سرزنش میکنید و یا  تمرکزتون به جای یادگیری رفته روی نتیجه ی جسمی . 

             

            بازم یه مثال دیگه میگم شما بعد از کلی تمرین آموزش رانندگی و حتی گرفتن گواهینامه آیا راننده هستید ؟ مشخصه که خیر . پس چطور ما توقع داریم از اموزش ذهنی یا حتی بعد از اتمام دوره ها لاغر بشیم . 

             

            ما باید فقط تمرین کنیم . فقط بنویسیم فقط دنبال اموزش باشیم . اینجوری کم کم اموزشها رو وارد ذهن ناخوداگاهمون می کنیم . بعد ذهن ما خودبخود  دستور لاغری صادر می کنه . 

             

            همونجور که ما اول چاقی رو از اطرافیانمون شنیدیم و تکرار کردیم و دیدیم و خواستیم و بعد از چند سالی این اموزشها کم کم وارد ضمیر ناخوداگاهمون شد و به جسممون اومد . 

             

            ببینید بی انگیزه شدن در این راه حتما به دلیل موانعیه که خودمون ایجادش کردیم .

             

            ما باید فشار رو از روی ذهنمون برداریم . هرجایی که ذهنمون مقاومت میکنه طوری که احساسمون بد میشه بدونیم خودمون داریم یه کار اشتباه یا فرمول اشتباه رو تکرار می کنیم که این واکنش رو میبینیم . 

             

            خودتون رو مجبور به فایل گوش کردن نکنید . اجبار کردن باعث میشه ذهن شما واکنش تنبلی رو نشون بده . شما باید هرباری که فایل گوش بدید طوری گوش کنید که یه نکته ی جدید از توش استخراج کنید . خدا شاهده فایلهای استاد رو هزاربارم که گوش کنید بار هزارو یکمین بار باز هم یه نکته ی جدید داره که شما دفعه ی قبل نشنیدیدش . چون شما با هربار گوش دادن مدار ذهنیتون تغییر میکنه و در مدار قبلی نیستید پس نکات جدیدی از داخلش به گوشتون میرسه که در دفعات قبل نبود . 

             

            یعنی من خودم شخصا بیشتر از اینکه علاقه داشته باشم لاغر بشم علاقه دارم به آگاهی جدید برسم . اگاهیهای جدید هم حتما نیاز به فایل جدید نداره حتی اگه یه فایل رو هفته ای یکبار اما مستمر گوش کنید آگاهیها میاد ولی اگه دیدید دلتون رو میزنه و خسته میشید همون روزی یه فایل جدید گوش بدید خیلی عالیه . ولی اگه بازم خسته میشید یا باید آموزش رو رها کنید یا اون فکر و مانع ذهنی که توی سرتون دور میزنه . مثلا اینکه  گوش دادن فایده نداره . من لاغر بشو نیستم .. چرا من رفتارهام تغییر نمیکنه چرا لاغریم انقدر طولانی شده  .  برم خودمو وزن کنم . رژیم بگیرم . ورزش کنم یا چرا هنوز این شکم سرجاش هست و….. و همه ی اینها هم به یه چیز برمیگرده توجه به جسم و علی الخصوص توجه به چاقی و چسبیدن به نتیجه . 

            قطعا تمرکز شما به جای کسب آگاهی رفته روی کسب  نتیجه . 

            بازم همون مثال بچه ی کلاس اول و خوندن کتاب حافظ رو مثال میزنم . برای اینکه ما به خوندن کتاب حافظ برسیم چقدر باید تمرین کنیم . شاید بعد از یادگیری سواد صدها بار ما باید کتاب رو بخونیم تا بتونیم دفعات بعدی بی غلط تر بخونیم ‌.

             

            و مسلما اگه تکرار نکنیم یادمون میره . چون بچه ی کلاس اول سواد هنوز نرفته در ضمیر ناخوداگاهش . 

             

            پس با اشتیاق فقط به یادگیری ادامه بدید و هر روز مطالب همون فایل رو به عمل در بیارید بهش فکر کنید راجع بهش بنویسید در تمامی این لحظات شما در حال تمرین لاغری هستید و ذهن شما داره آگاهیها رو دریافت میکنه . 

            ۹

            پس تنها توصیه ای که از استاد گرامی یاد گرفتم و به شما دوست عزیز میگم اینه که فقط ادامه بدید . آموختن رو ادامه بدید تمرینات رو ادامه بدید توجهتون حتی به کم یا زیاد بودن خوردنتون هم نباشه . چون اونم یعنی چسبیدن به نتیجه ی  جسمی . فقط تمرکزتون روی آموختن و عمل کردن بر اساس اطلاعات همون روز و محتوای آموزشی  باشه . 

             

            نکته ی بعدی هم که در نوشته ی شما توجهم رو جلب کرد احساس میکنم شما بیشتر از اینکه دوست داشته باشید برای خودتون لاغری رو یاد بگیرید دوست دارید نتیجه رو به همسرتون نشون بدید . البته بهتون حق میدم . ما اونقدر از چاقی ضربه دیدیم که  وقتی وارد راه تناسب فکری میشیم دچار عجله میشیم و میخوایم نتیجه رو به خودمون و دیگران نشون بدیم ولی همین افکار سبب میشه مانع ذهنی ایجاد بشه و نتیجه از ما دور بشه . 

            شاید رها کردن نتیجه ی جسمی در ابتدا شمارو بی انگیزه کنه ولی آگاهی و اشتیاق یادگیری و دادن توجه به این مطالب باعث میشه انگیزه و اشتیاقی صحیح در ما پدید بیاد و این علاقه هیچ وقت تموم نمیشه . من حدودا سه سال هست که با لاغری با ذهن همراه هستم . ولی اشتیاق الان من هنوزم مثل سه سال پیشه . پس این نکته هم خیلی مهمه که حرف دیگران

            و اینکه چاق شدی یا لاغر شدی نباید خیلی برامون مهم باشه . مهم برای ما یادگیری آموزشها و تکرار اونهاست تا این آموزشها به ضمیر ناخوداگاهمون انتقال پیدا کنه و کم کم تاثیر این آموزشها رو در جسم هم مشاهده کنیم .  

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/12/30 16:32
      مدت عضویت: 344 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام تناسب فکریها واستاد عزیز میخواستم سال میخواستم سال جدید به شما هم گروهیاهای عزیزم واستاد عزیزم وخانواده های محترمتون تبریک بگم سال ۱۴۰۰ وسال شگفتی ساز شدنمونو به همگی تبریک میگم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/16 20:58
        مدت عضویت: 821 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام . سال جدید بر شما هم مبارک باشه دوست عزیز. به امید خدا بهترین سال زندگیمون رو برای خودمون میسازیم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/11 01:24
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,720 کلمه

      ما در جلسات قبل گفتیم چرا چاق هستیم و اینکه چطور لاغر بشیم و با این کارها بذر لاغری رو در ذهن خودمون کاشتیم و به یه خود باوری رسیدیم که میتونیم لاغر بشیم (اولین گام برای لاغری رسیدن به این خود باوری هست که میتونیم لاغر بشیم و لاغر بمانیم و من بارها به خودم میگم من خیلی توانمند هستم و میتونم لا غر بشم چون بارها بیش از ده بار از روش اشتباه تونستم وزنهای زیادی کم کنم مثل ۳۵کیلو یا ۲۵کیلو یا ۱۸ کیلو و … و لاغر بشم پس این دفعه از راه صحیح که حرکت کنم عالی نتیجه میگیرم )
      خیلیها نمیتونن باورکنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد (و همین باور غلط اونها ر و از نتیجه که لاغری هست دور میکنه و نمیزاره افراد به موفقیت برسن چون ما بارها شکست خوردیم فکر میکنیم کار سختی هست و بدن ما نمیتونه برای همیشه لاغر بشه )

      واین افراد جاق همش به دنبال عوامل بیرونی هستن که اونها رو مقصر چاقی خودشون میدونن و اونها رو باور کردن و دلیل چاقی خودشون میدونن.
      وما اومدیم عوامل چاقی خودمون رو شناسایی کردیم و یکی یکی اونها رو نقص کردیم .(من علتهای چاقی خودم رو اشتهای زیاد و ازدواج و بار داری و کم کاری تیرویید و خوردن قرص هورمونی میدونستم )

      و برای اینکه به افراد اطمینان بدیم که با قدرت ذهن میشه لاغر شد گفتیم نیرویی در وجود ما هست که ما رو چاق کرده و همین نیرو در افراد لاغر باعث لاغری اونها شده و اختلاف افراد چاق و لاغر در چیست در ذهن افراد هست .(من قبلا که در مسیر نبودم خیلی با حسرت به لاغرها نگاه میکردم و میگفتم خدا به این افراد یه نعمتی داده که هر چی میخوان میخورن و چاق نمبشن و ما این نعمت رو نداریم و نمیدونستم تفاوت در چی هست ولی حالا که در این مسیرم متوجه هستم که تفاوت در ذهن افراد هست و باید ما هم مثل متناسبها اول به تناسب فکری برسیم و بعد به تناسب جسمی میرسیم و هیچ چیز ما کمتر از اونها نیست و کاملا از لحاظ جسمی مثل هم هستیم فقط فرمولهای ذهنی ما دستکاری شده و متناسبها هنوز فرمولهاشون اتوماتیک هستن )

      و ما دلایل چاقی خودمون رو قبلا یکی به یکی رد کردیم و در آخر فقط خودمون و چاقی موندیم و اینجا بود که مسولیت چاقی خودمون رو قبول کردیم (و تعهد دادم
      که من خودم مسول چاقی خودم هستم و در این مسیر از هیچ تلاشی سرباز نخواهم زد )
      چاقی محصول عادتهای ما هستن
      عادتها چی هستن؟؟ یه سری رفتارها که هر روز دارن تکرار میشن و یه عادت و یا دو عادت اشتباه ما رو چاق نمیکنه و یا حداقل خیلی چاق نمیکنه پس چاقی ما مجموع یه سری رفتارها و عادتهای ما هستن .
      مثل افراد سیگاری که مصرف یه نخ و دونخ سیگار در چند روز مثلا ده یا بیست روز برای آدم مشکل ایجاد نمیکنه ولی اگر سیگار کشیدن عادت هر روز ما بشه و هر روز ده نخ یا بیشتر استفاده کنیم اون ضرر داره و باعث مشکلاتی در ما میشه (منم خوب که به گذشته ی خودم نگاه میکنم میبینم خیلی عادتها داشتم که الان که دارم مینویسم میبینم خیلی کمرنگ شدن و یا ندارم مثلا :
      *صبح که صبحانه میخوردم بعدش یه تیکه کیک و بیسکوییت و یا شیرینی میخوردم
      *ظهرها که ناهار درست میکردم پای گاز داغ و داغ یه کلی میخوردم و یا اگه برنج و خورشت داشتم کلی خورشت خالی میخوردم و ته دیگ برنج رو جدا میکردم تا داغ بود نصف بیشترش میخوردم و بعد سر میز ناهار هم مینشستم با همسرم غذا میخوردم و یا اگر ساندویچ بود یه نصفه میخوردم تا موقع نهارم دوباره میخوردم

      *موقع جمع کردن سفره حتما از ته بشقاب ها که غذا مونده بود از ترس اسراف و گناه به زور میخوردم

      *اگر موقع غذا دادن به فرزندم میشد خودم بهش غذا میدادم و از هر دوقاشق اون خودم یک قاشق میخوردم تا اخر شب بارها این کار رو تکرار میکردم

      *بعد از ظهر حتما باید از غذاها یه مقدار سرپایی میخوردم مخصوصا اگر یه چرت کوتاه میزدم دیگه دلم ضعف میکرد و باید حتما ببشتر میخوردم

      *دم غروب چایی دم میکردم و با شیرینی و یا کیک و یا کلوچه و یا خرما میخوردم

      *شبها شام رژیمی خودم رو از روی ترس چاق نشدن میخوردم ولی اگر بیرون از خونه و جایی هم میرفتم و غدا بود تحریک میشدم و دوباره میخوردم مخصوصا خونه مادرم که هر شب میرم اونجا هر غذایی روی اجاق گاز داشت من حتما میخوردم
      *آخر شب که همسرم به خرید سوپر مارکتی میرفت بهش میگفتم برام چیپس ویا پفک ویا کرانچی بخره )

      تمام شکستها ی انسانها به خاطر رفتار هایی هست که به اونها ضربه میزنه در واقع به خاطر یه سری عادتها هست و تمام موفقیتهای انسانها هم به خاطر یه سری رفتارها هستن که در اونها عادت شدن
      و یه فرد چاق هم داره یه سری عادتهای رفتاری رو تکرار میکنه (مثل گذشته ی خودم که در بالا گفتم یه سری رفتارها به صورت عادت هر روز من بودن و خیلی دوست داشتم انجام ندم ولی سر ساعتش که میشد و موقعش که میشد خیلی خود به خودی انحام میشد و بعدش من رو دچار عداب وجدان و ناراحتی میکرد و هی میگفتم چرا خوردم چاق میشم و همین هی شرایط من رو سختتر میکرد )
      مقدار خوردن دلیل اضافه وزن ما نیست چون خیلیها بیشتر از ما میخورن ولی اندامشون عالیه
      پس تفاوت در عادتها هست
      عادت یه فکر ساده هست که تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت
      و خیلیها عادتشون رو خودش انتخاب نکردن بر اساس افکار و باورهایی که داشتن اون عادتها ایجاد شده و حالا یه سری عادتها هم هستن که ما ممکنه از اطرافیان بگیریم چون چاقها خیلی راحت از چاقهای اطرافشون عادت ناپسند رو میگیرن .(من عادت داشتم در بارداری به اندازه دو نفر بخورم و زیاد بخورم و چون باور داشتم در بارداری اضافه وزن طبیعی هست و برای سلامتی من و بچه نیاز هست زیاد بخورم پس مدام گرسنه بودم و میخوردم و اضافه وزنهای شدید و وحشتناک پیدا میکردم و تا ۱۰۰ کیلو هم چاق میشدم و چون باور داشتم ما خانوادگی در بارداری چاق میشیم و این طبیعیه که چاق بشیم چاق میشدم و همیشه میگفتم چون فرزند با بنیه ی قوی میخوام پس بسیار زیادتر میخوردم و کلی عادت خوردن داشتم )
      چرا عادتها در ما به وجود میان ؟؟عادتها از باورها در ما به وجود میان
      فردی که از بچگی بارها شنیده به خاطر ژنتیک و خانواده اضافه وزن داره و این رو باور کرده که ژنتیک و ارث نقش خیلی زیادی در اضافه وزن دارن عادتهایی در فرد شکل میگیره که اون رو ربط میده به باور ما (خدا رو شکر من این باور رو نداشتم که چاقی من ارثی هست ولی کلی باورهای اشتباه دیگه داشتم )
      باور و عادت و جسم (یعنی عادت رابط بین باور و جسم هست )

      باور افکاری هست که بارها مرور کردیم و حرفهایی که بارها از خانواده و اطرافیان و … دیدیم و شنیدیم و وقتی باورها شکل گرفتن ذهن ما عادتهایی در ما به وجود میاره که جسم ما هم تراز میشه با باورهای ما
      پس باور ها که به وجود اومد ن عادتها یی به وجود میاد که جسم ما شکل میگره بر اساس باورهامون به وسیله عادتهامون (پس چقدر باورها مهم هستن و ما باید ورودی ذهن رو کنترل کنیم و هر چیز اشتباهی رو وارد ذهنمون نکنیم چون مانع موفقیت ما میشن مثلا من باور داشتم برای لاغر شدن باید زجر و سختی بکشم و عرق بریزم و غذای رژیمی بخورم تا لاغر بشم چون بارها از زبان مربی ورزش،ورسانه و اطرافیان و دکتر تغذیه و ….شنیده بودم تنها راه لاغری همین ورزش،و رژیم هست .
      و یا باور داشتم چون کم کاری تیرویید دارم و قرص هورمونی دارم میخورم پس من طبیعیه که چاق بشم چون بارها از زبان پزشکان شنیده بودم )

      در نهایت جسم من شبیه چیزی که من باور کرده بودم میشد
      ولی با ورزش و رژیم من بارها اومدم اون بخش آخر رو تحت فشار گذاشته ام در حالی که باورهام و عادتهام سر جای خودشون بودن از این نتیجه نگرفتیم و گرنه کم تلاش نکردم و عرق نریختم .(چقدر قبلا راه رو اشتباه می رفتم و به خودم فشار میوردم در حالی که خبر نداشتم تمام جسم من به وسیله قدرت ذهنم داره اداره میشه و هر باور غلطی رو نباید واردش کنم )

      اما چون باور داره کار خودش رو میکنه مثل سوخت رسانی و عادتها هم که بین باور و جسم ارتباط برقرار میکنن ولی من چون در این مسیر نبودیم و اطلاعات و اگاهی نداشتم به جسممون فشار میاوردیم و هیچ وقت هم نتیجه نمیدیدیم و خسته و عصبی میشدیم .

      فردی که ورزشکار هست و میخواد در یک رشته مدال کسب کنه اونم داره ورزش میکنه ولی چرا اون خسته نمیشه اما من که اضافه وزن دارم چرا خسته میشم و دنبال بهانه هستم که نرم چرا ؟؟چون فرد باورش اینه که میخواد ورزشکار بشه و عادتهایی در اون پیدا میشه که اون فرد رو به خواسته اش برسونه که در اینجا پروش اندام هست و لی اون فرد چاقم میره ورزش اما در ذهنش چون باور اشتباه داره که چاقی ما ارثی هست پس تلاش اون رو خنثی میکنه و اگر کمی خسته میشد و نمیرفت دوباره چاق میشد چون باورها قدرت دارن و اونها دارن جسم اون فرد رو رقم میزنن (پس این سالهای اخر رژیمم که متوجه شدم کم کاری تیرویید دارم و مشکل هورمونی دارم هر چقدر بیشتر ورزش میکردم و رژیم میگرفتم چون دو مانع و باور غلط داشتم که باورهای قبلی من اضافه شده بودن باعث میشد من لاغرتر نشم هیچ چاقتر هم بشم و اما نمیدونستم چرا اینطور شدم فقط پیش خودم میگفتم با این مشکلات طبیعی هست که من چاق باشم ولی همیشه به دنبال راهی بودم تا با این مسیر آشنا شدم )
      هر چی باور داشته باشی بر اساس همون عادتهایی در ما شکل میگره که باور رو اثبات کنه

      عادتهای جدید نتیجه ای رو رقم میزنن که برابر با باورهای ما هست
      اگر در ما باوری شکل بگیره که طبیعی که چاق بشیم در ما عادتهایی شکل میگیره که ما چاق بشیم ولی با این دوره ما به این باور میرسیم که میتونیم لاغر بشیم و عادتهایی جدید در ما شکل میگیره
      هر چقدر باورهای ما عوض بشه عادتهای جدید در ما به وجود میاد و نتیجه هم به همون مقدار تغییر میکنه
      ما باید باورها رو عوص کنیم و این سرچشمه و منبع هست .(مثلا من باور داشتم اشتهام خیلی زیاد و دست خودم نیست و باید با چزهای کم کالری کنترلش کنم و گرنه زیاد میخورم ولی وقتی وارد این مسیر شدم فهمیدم اصلا همچین چیزی در جسم ما به این اسم وجود نداره که بخواد غدا رو به زور وارد بدن ما بکنه و به جاش باید بگم قدرت انتخاب دارم و هر وقت خواستم خودم در هر زمانی و مکانی انتخاب میکنم به چه مقدار از جه غذایی بخورم پس من قدرت انتخاب دارم اشتها ندارم )
      و اگر باور رو عوض کنیم عادتهایی در ما شکل میگیره که جدید هستن .
      چقدر من میخواستم ریزه خواری نکنم و پرخوری نکنم و شیرینی نخورم و هله هوله نخورم و خیلی از این تصمیم ها داشتم ولی ۲۰ سال داشتم انجام میدادم و موفق نبودم چون عادتها رو من با تصمیم نمیتونم از بین ببرم و فقط از راه تغییر افکار هست که عادتها تغییر میکنه (و من از وقتی که فهمیدیم اشتهای زیادی ندارم و این یه باور غلط هست دیگه خیلی از پرخوریها و ریزه خواریهای گذشته ام رو ندارم و تمایلی به انجام دادن اونها ندارم چون افکارم تغییر کرده ولی قبلا هر چقدر میخواستم به توصیه دکتر تغذیه پر خوری نکنم و ریزه خواری نکنم چند روز که نمیخوردم ولی بعدش با حرص بیشتر تلافی میکردم و میخوردم )
      پس با افکار جدید ما در مسیر لاغری قرار میگیریم
      قبلا هر چقدر تلاش میکردیم نمیتونستیم پر خوری و ریزه خواری رو برطرف کنیم ولی چطوره که الان افراد در این مسیر به راحتی عادتهاشون تغییر کرده
      افراد چاق براشون سخته که بگن میل نداریم در واقع سخته براشون با یه تعارف و اصرار دیگران روبه رو بشن و بگن میل نداریم و هر کس بگه میل نداریم ما خندمون میگرفت و تعجب میکردیم که چرا نمیخوره ولی کسی که در این دورها هست به راحتی میگه میل ندارم
      پس هر وقت پر خوری بود بگو میل ندارم (من همین چند روز پیش بیرون بودم که بعد از نهار کلی شیرینی اوردن ولی چون سیر بودم گفتم میل ندارم و نخوردم مثل متناسبها ی جمع اصلا فیلم و ادا نبود چون سیر بودم نمیخواستم بخورم چون احساس سیری و گرسنگی رو یاد گرفتم اینطور به اموزشها عمل میکنم )

      عادتها هماهنگی بین جسم و باورها هستن .

      مثلا یه باور غلط دیگه اینکه خانم ها که به سن ۴۰ سالگی نزدیک بشن شروع میکنن به چاق شدن و این افراد وقتی نزدیک این سن شد ن باورهایی بالا میاد که یواش یواش در اونها عادتهایی به وجود میا ره که اون فرد رو چاق می کنه .

      و یا فردی که دکتر بهش میگه با خوردن این قرص چاقتر میشی چون باورش در ذهن فرد ایجاد میشه پس با خوردن قرص در اون فرد عادتهایی به وجود میاد که به اون باوری که در ذهنش داره برسه و خیلیها نمیدونن میگن اشتهامون زیاد شده اما اشتها نیست و وجود نداره همه ی اینها عادت هست و ترفند ذهن ناخود اگاه هست که شما رو به باورتون برسونه
      و یا خیلیها میگن اگر غذا نخوریم سر درد میگیریم عادتهایی در فرد شکل میگیره که تند تند غدا بخوره و همه ی هدف این هست که باورها رو به واقعیت در بیارن که چون سر فرد درد نگیره باید اون فرد غدا بخوره و دیگه سر درد ش آروم میشه چون اینطور باور کرده و فرمول شده براش

      تاثیر ذهنتون در اضافه وزن چی بود ؟
      *چون کم کاری تیرویید دارم پس طبیعیه چاق بشم چون دکتر گفته
      *چون مشکل هورمونی دارم و قرص میخورم پس طبیعی که چاق بشم
      *چون اشتهای زیادی دارم پس طبیعی که چاق بشم
      *چون ازداوج کردم پس طبیعی که چاق بشم
      *چون غذاههای عیر رزیمی میخورم و ورزش نمیکنم پس طبیعی که چاق بشم و ……
      پس چه عادتهای باعث چاقی شما شده این عادت ها هیچ قانونی نداره
      بعضیا میگن بدن من شیرینی رو میکشه یعنی چی این یه باور اشتباه هست و قطعا رفتارهایی در ما به وجود میار که ما رو به باورهامون نزدیک کنه که بگیم بدن ما شیرینی میکشه ولی خیلیها دوست ندارن پس چطور بدن ما میکشه ولی اونها نمیکشه ؟؟؟
      وقتی عادتهای ما عوض بشه با قدرت دهن که همیشگی بوده چاقی ما هم به لاغری عوض میشه و طبیعی میشه
      ما چاقها میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم که لاغرها این تجربه رو ندارن و نمیدونن یعنی چی این تغییر چون چاقی رو تجربه نکردن ولی منی که چاق بودم اما حالا میتونم لباس سایز لارج و مدیوم بپوشم من بسیار لذت میبرم و خوشحالم که تونستم اندام ایده الم رو رقم بزنم
      پس با جراحی و قرصو دمنوش و رژیم و ….. عادتهای ما عوض نمیشه و بعد یه مدت که کمی از رزیم و قرص و ….فاصله گرفتیم دوباره تکرار عادتها شروع میشه و ما دوباره به جسم قبلی خودمون بر میگردیم .(اینم تفسیر اون زمانهایی که من با رژیم و ورزش خودکشی میکردم که لاغر بشم ولی بعد یه مدت که خسته میشدم دوباره وزنم برمیگشت چون عادتهام تغییر نمیکرد )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/07 15:04
      مدت عضویت: 380 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,676 کلمه

      بنام حق❤

      آنچه که گذشت…😊

      گام1️⃣ شناسایی عوامل چاقی خودمان

      گام2️⃣ پیدا کردن نمونه های مشابه و رد عوامل چاقی

      پذیرفتن مسئولیت چاقی خودمان

      پذیرفتن مسئولیت لاغری خودمان و تعهد به انجام به آن

      گام3️⃣ شناسایی انواع روش های لاغری که قبلا خودمان تجربه کردیم یا افرادی رو دیدیم که تجربه کردند و رد تمام آنها


      گام4️⃣ تعریف اینکه باور چیه؟ عادت چیه؟🤔

      و چگونگی شکل گیری باورها و عادت ها

      و در نهایت شناسایی باورها و عادت های خودمون

      🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠🧠

      منشا لاغری ما = منشا چاقی ما

      یعنی همان ذهن یا قدرت ذهن ماست.

      ↖️ عوامل بیرونی

      ↙️ عوامل درونی

      عوامل بیرونی چیه؟🤔 تمام مواردی که در جلسه ۱ تا ۳ مطرح کردیم، اینکه چرا ما چاق هستیم،عوامل چاقی ما چیه و روش های لاغری که بکار بستم و… بعد اومدیم این عوامل بیرونی رو یکی یکی نقض کردیم

      حالا میمونه عوامل درونی

      ❌ البته هنوز خیلی ها نمیتونند باور کنند که لاغری با ذهن امکان پذیر هست، وقتی یه نیرویی در فرد چاق هست که تونسته اونو چاق کنه و همان نیرو هم در فردی هست که تونسته اونو لاغر و متناسب نگه داره پس دلیلش چیه⁉️🤔

      ✅ نیرو که همان نیرو هست پس تفاوت در ذهن است که در هر کسی به یه شکلی بروز پیدا کرده

      پس باید ایمان داشته باشیم که همین قدرت ذهنی که ما رو چاق کرده با همین قدرت ذهنی هم میشه لاغر و متناسب شد

      حالا چطور ذهن ما تونسته ما رو چاق کنه⁉️🤔

      جوابش روشنه چاقی محصول عادت های ماست

      چاقی نتیجه یه مجموعه عادت های اشتباه ما هست که ما با تکرار و تکرار آنها به این وضعیتی که الان هستیم در اومدیم.

      اصلا عادت چیه؟🤔

      عادت ها یه سری رفتارهایی هستند که ما هر روز و هر روز تکرار و تکرارشون میکنیم

      تمام رفتارهای انسان بخاطر یه سری عادت هاست، پس عادت ها هم میتونند مثبت و سازنده باشند و هم میتونند منفی و مخرب باشند.

      حالا عادت چجوری بوجود میاد؟🤔

      عادتها ناخودآگاه بوجود می آیند و دست ما و انتخاب ما نیست

      عادت یه فکر ساده است و وقتی که دائمل تکرار و تکرار میشه تبدیل میشه به یک عادت

      عادت ها از باورها بوجود می آیند، ذهن ناخودآگاه ما بر اساس باورهای ما، عادت ها را بوجود می آورد و در نهایت نتیجه یا همون جسم ما رو بر اساس باورهای ما برایمان رقم می‌زند.

      اگه ما چیزی رو باور کنیم خودبخود در ما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت ما رو مطابق با باور ما میکنه در نتیجه جسم ما تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون به وسیله ی عادت هامون…

      باور ⏪ عادت ⏪ جسم

      حالا میرسیم به باور، باور چطور بوجود میاد؟🤔

      باوررو ما بوجود نیاوردیم، باور افکاری هست که از خانواده، دوستان، رسانه ها، معلم ها، پزشکان، کتاب‌ها و… شنیدیم و مدام تکرار کردیم تا تبدیل شد به باور

      چرا توی تمام روش های قبلی لاغری ما موفق نبودیم و یا بعد از مدتی دست از تلاش کشیدیم و رها کردیم⁉️

      الان دیگه جوابش کاملا مشخصه که، در روش های دیگه لاغری و در گذشته ما می اومدیم بخش آخر یعنی نتیجه یا همان جسممون رو تحت فشار قرار میدادیم که لاغر بشیم و چون باور ها و عادت های اشتباه ما سر جای خودشون بودند و تغییری نکردند در نتیجه تلاش ما هم بی فایده بوده

      چون ما نگاه مون فقط روی نتیجه یا جسم و چاقی مون بوده و باورها و عادت های اشتباه سر جای خودشون بودند بدون تغییر فقط ما می اومدیم یه سری عادت ها رو کمتر تکرار می کردیم و نتیجه یا لاغری کم و نسبی میگرفتیم ولی از اونجایی که قسمت اصلی که باور هست داشته کار خودش رو با تمام قدرت میکرده و سوخت رسانی چاقی رو به عادت های ما می رسونده در نهایت بعد از یه مدتی ما خسته و عصبی میشدیم و رها میکردیم

      🔵 یه مثالی به ذهنم رسید، یه استخر یا حوض رو در نظر بگیریم که از یه منبعی بصورت دائم آب واردش میشه و ما وسط این استخر ایستادیم و قصد داریم آب این استخر رو خالی کنیم حالا با هر وسیله ای لیوان،کاسه،تشت هر چیزی و با هر قدرت و توان و سرعت کارمون انجام بدیم که آب استخر رو خالی کنیم نمیتونیم چرا؟ چون تلاش ما بی فایده است شاید یه وقتهایی که ظرف بزرگتری انتخاب کردیم و با سرعت و توان بیشتر این کارو انجام داده باشیم تونسته باشیم مقداری از آب استخر رو کم کنیم ولی هیچوقت نمیتونیم آب استخر رو به صورت کامل یا دائمی خالی کنیم، چون این استخر از یه منشا که قوی تر هست داره بصورت دائم تغذیه میشه و مرتب داره آب داخلش میاد ما باید بگردیم دنبال سرچشمه، علت اصلی، اون منشا اصلی رو پیدا کنیم و اون شیر آب رو ببندیم که دیگه آب توی استخر نیاد نه اینکه با کارهای بچگانه و احمقانه سعی بیخود بکنیم

      این همه گفتیم تا علت اصلی رو شناسایی کنیم

      حالا چاره چیه❓🤔

      ✅ باید اصل و سرچشمه چاقی مون که همون باورها هست رو شناسایی کنیم و عوضش کنیم و تغییرش بدیم

      ✅باید فرمول های اشتباه ذهن مون رو جایگزین فرمول های درست بکنیم

      ✅باید باورهای چاق کننده ذهن مون رو پاک کنیم و بجاش باورهای لاغرکننده رو در ذهن مون شکل بدیم


      تمرین گام
      4️⃣

      1️⃣ تمرین میل ندارم🙅‍♀️

      افرادچاق به هیچ عنوان نمی تونند بگن میل نداریم

      گفتن این دو جمله دو کلمه ای برای یه فرد چاق مثل فتح کردن قله اورست هست

      واقعا هم همینطوره،وقتی همسرم یا یکی از همکارم چیزی بهشون تعارف میشد میگفتن میل نداریم، وقتی سر سفره غذا یا یه پیتزا یه یه بشقاب میوه به آخرهاش که میرسید دست میکشیدند و یوقتهایی من میگفتم حالا بخوریم تمام بشه میگفتن ما میل نداریم، سیر شدیم، حتی جای یه لقمه هم نداریم واقعا برام هضمش سخت بود و خنده ام میگرفت و نمیفهمیدم یعنی چی که جای حتی یه لقمه هم نداریم و از گلمون پایین نمیره…

      منم باید سعی کنم به این جمله برسم💯

      2️⃣ شناسایی عادت ها و باورهامون

      سعی کنیم عادت های غذایی مون رو شناسایی کنیم

      خوب فکر کنیم چه رفتارهایی در ما عادت هست

      سعی کنیم باورهامون شناسایی کنیم

      باورهای اشتباه من:

      میتونم بگم یجورایی باورهای ما همان علت هایی هست یا بعضی از علت‌هایی هست که ما برای چاقی مون اوردیم

      باورهایی که قبلا داشتم

      1️⃣ باور اینکه چون از بچگی چاق بودم و حتی عکسهای ۱سالگی هم میبینم چاق بودم باور کرده بودم که من تا آخر عمرم همینجوری چاق می مونم اما الان فهمیدم که این کاملا اشتباه هست و منم میتونم و حق طبیعی من هست که لاغر و متناسب باشم

      2️⃣ باور اینکه چون استخوان بندی ایم داشته هر چی که تلاش کنم و وزن کم کنم بازم هیکلی و درشت باقی میمونم ولی حالا دیگه اینو قبول ندارم

      3️⃣ باور اینکه ما ارثی و ژنتیکی چاق هستیم ولی دیگه همچین باوری ندارم چون خواهرم و خیلی ها توی فامیل لاغر هستند، و اصلا چرا مادر و عمه هام از طرفی میگفتن تو به ما رفتی و ارثی و… ولی از طرفی نوبت به قضاوت چاقی خودشون میشد میگفتن ما همسن و سال شما بودیم لاغر و باربی بودیم😳

      4️⃣ باور اینکه داروی کروتن دار و قرص های مولتی ویتامین اشتها آور و چاق کننده است که اینم دیگه رد شده است

      5️⃣ باور اینکه طبیعی هست که بعد از ازدواج چاق و چاق تر بشیم🙄

      6️⃣ باور اینکه طبیعی است بعد از زایمان اضافه وزن زیاد پیدا کنیم و شکمم بزرگتر بشه و چون سزارین هم بودم بعدش اصلا کم نشه

      7️⃣ باور اینکه سوخت و ساز بدن من خیلی کمه

      8️⃣ باور اینکه چون ورزش نمیکنم و تحرک بدنی ام زیاد نیست پس طبیعی هست که چاق باشم

      9️⃣ در نتیجه ی شکست های مکرر در روش های قبلی باور اینکه من واقعاااااااا بی اراده هستم

      1️⃣0️⃣ یه باور خیلیییییی قوی اینکه چاقی= خوردن

      الان یاد یه دورانی افتادم که دخترم رو برده بودم بهداشت برای کنترل وزنش، کلی دعوام کردند که وزن بچه کمه و چرا بهش نمیرسی و غذا نمیدی و… هر چی میگفتم چیکار کنم زیاد نمیخوره میگفتن نه باید به زور بهش بدی، بچه که نمیفهمه و…برو حسابی بهش برس و بعد ۱ماه بیار دوباره وزنش کنیم ببینم تغییری کرده یا نه

      باورتون نمیشه توی اون یک ماه من خودم خفه کردم و کشتم و انواع غذاها و میوه ها و مغزها و… به زور به زور میکردم توی حلق بچه یعنی چند برابر چیزی که قبلا میخورد و خوشحال بعد یکماه مجدد بردمش بهداشت دوباره وزنش کردن دخترم وزن زیاد نکرده بود که هیچ بلکه چند گرم کم هم کرده بود، واقعا برام جای سوال شده بود، مادرشوهرم میگفت چون به زور دادی و خودش نخواسته چاق نشده وقتی با میل خودش نخوره گوشت تنش نمیشه، حالا جواب سوالم رو کاملا گرفتم و درک کردم

      1️⃣1️⃣ باور اینکه بشقاب غذام باید تا آخر تمام کنم و چیزی ازش باقی نگذارم چون از بچگی بهمون گفته بودن زشته و باید بشقابت رو کاملا تمییز کنی یعنی تا آخر غذا رو بخوری، اسراف و حیف میشه و… حتی اگه سیر باشم🙄 الان دیگه میگم اسراف و حیف و ضرر چیزی هست که من دارم وارد بدنم میکنم نه این موارد، سعی میکنم به اندازه غذا درست کنم و به اندازه بکشم

      عادت های اشتباه من:

      1️⃣ پرخوری

      2️⃣ ریزه خواری

      3️⃣عادت ترس از خوردن و خوراکی ها و موادغذایی رو به چشم سم و دشمن میدیدم

      4️⃣ عادت اینکه مرتب در یخچال باز کنم و یا کمد خوراکی ها رو و مرتب دنبال خوراکی بگردم تا بخورم

      5️⃣ عادت اینکه توی مسافرت حتما کلی خوراکی و هله و هوله بخریم و توی راه ۱ دقیقه هم بیکار نباشم🙄

      6️⃣ عادت اینکه مواقعی که سیر هستم هم باز چشمم به غذای یا خوراکی مورد علاقه بیافته ازش بخورم

      7️⃣ عادت اینکه موقع آشپزی حتما کلی ناخونک بزنم و ازش بخورم

      8️⃣ عادت اینکه حتما هر کسی چیزی تعارف کرد قبول کنم و بخورم

      9️⃣ عادت اینکه حتی اگه سیر هم شده باشم غذای بشقاب رو تا آخر تمام کنم

      1️⃣0️⃣ عادت اینکه به جای لذت و چشیدن طعم غذا فقط ولع و حرص خوردن داشته باشم و تند تند بخورم

      1️⃣1️⃣ عادت اینکه حتما باید صبحانه و ناهار و شام و عصرانه و میان وعده ها رو داشته باشم، مگه کسی اینا رو واجب و تکلیف کرده خب هر کسی هر زمان که گرسنه شد باید بخوره

      و خیلی باور ها و عادت های اشتباه دیگه🙈

      که ان شاءالله با توکل به خدا، راهنمایی استاد عزیز، کمک دوستان هم مسیرم، و اراده و پشتکار خودم کم کم برطرف شون میکنم

      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/07 19:43
        مدت عضویت: 380 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        سلام استاد عزیز🙋‍♀️
        خیلی خوشحالم نه بخاطر اینکه به نظرم که نشات گرفته از آموزش ها و حرف های خودتون هست، دیدگاه فنی و طلایی دادید، بلکه بخاطر اینکه با دقت و حوصله و وقت زیاد صرف کردن تمام نظرات دوستان رو میخونید
        واقعا ازتون ممنونم که یه سری دوره های رایگان در سایت قرار دادید و همچنان از دوستان حمایت میکنید و مثل یک حامی پشت شون ایستاده هستید🙏🙏🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/07 22:23
        مدت عضویت: 498 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام دوست عزیز کامنتهاتون خیلی عالی هستن ولی در این کامنتتون یه جمله اشتباه نوشتین چون کاها اینجور پیش میاد آدم تو زبانش جمله رو. درست تکرار میکنه ولی دست پس و پیش تایپ میکنه که نوشتین :
        باید فرمولهای اشتباه ذهنمون و جایگزین فرمولهای درست بکنیم (این اشتباه هست )
        باید فرمولهای درست و جایگزین فرمولهای اشتباه بکنیم. ( این درست هست)
        شرمنده تو رو خدا سپاسگزارم از کامنتهای فوق العادتون خیلی عالی درکتون ابراز میکنین ممنونم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/24 20:07
          مدت عضویت: 380 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          سلام دوست عزیزم🙋‍♀️🌹
          بله درست می فرمایید اشتباه تایپی بنده بوده و از شما و تمامی دوستان پوزش میطلبم🙏

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/05 22:56
      مدت عضویت: 551 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 267 کلمه

      🌼سلام🌼
      عات های چاق کننده من 👇👇👇
      1. علاقم به شیرینیجات .از غذاهای دیگه کم استفاده میکردم اما شیرینی چون دوست داشتم مخصوصا گرسنم هم نبود چشمم به شیرینی و شکلات می افتاد یدونه بالاخره میخوردم
      2.از جمله میل ندارم استفاده نمیکردم زیاد، همون رودروایسی که بارها گفتم .گرسنه نبودم ولی کنار دیگران یکی دولقمه باز غذا میخوردم و خودمم میدیدم حالم بد میشه عذاب وجدان شدید میگرفتما اما باز تکرارش میکردم
      3.موقع دیدن فیلم و سریال شاید سیرم بودما ولی تنقلات میخوردم تخمه رو بیشتر یادمه میخوردم .پفک و چیپس و خیلی از اول هم نمیخوردم. و عادت خیلی بدیه که اون مقداری که تو ظرفم بود تادونه آخر میشکستم و باحس بد پامیشدم میرفتم دنبال کارم😐😐😐انگار مجبورم کرده بودن.
      4.تند غذاخوردن و اصلا حواسم به غذانبود نه لذتی نه طعمی حس میکردم یهو بخودم میومدم میدیدم غذام تموم شده و هیچی جز عذاب وجدان درک نکردم تواون چنددقیقه واینم بخاطر ترس بیش ازحدم از تمام غذاها بود
      5.یک اشتباه بدی هم میکردم و اتفاقا همیشه ماه رمضونا چاق تر میشدم این بود که برای اینکه تاافطار گرسنم نشه معده درد نگیرم سحری بیشتر میخوردم و از اومدن ماه رمضون غصم میگرفت همیشه هرسال همین روند تکرار میشد .6.وعده غذاییم بابقیه تنظیم بود و هروقت بقیه سفره مینداختن منم میگفتم باید سرساعت معین صبحونه ناهار بخورم فکر میکردم به لاغرشدنم کمک میکنم ولی برعکس چون بدنم نیاز آنچنانی نداشته نتیجه عکس میداد
      7. باور غلطی که داشتم غذا مخصوصا شام و خیلی خیلی رعایت میکردم و کلا حذف کرده بودم بعد میوه میخوردم فکر میکردم کالریش خیلی پایینه و چاق نمیشم 😯😯
      فعلا این چندتا یادم اومد . باتشکر از شما 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/05 10:40
      مدت عضویت: 725 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 997 کلمه

      سلام😊
      فرمول اصلی اینه
      دیده ها و شنیده ها—تکرار—–دیدن و شنیدن نتیجه این فکر در دیگران—–ثبت در ضمیر ناخودآگاه و تبدیل شدن به باور یا فرمول ذهنی —-رفتار اشتباه مثل پرخوری ،ریزه خواری—–تکرار اون رفتار —–جسم چاق
      یعنی جسم ما فقط آینه باورهای ما است و فقط یک نمایشگر هست از انچه در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت شده
      خوب ما تا حالا با ورزش رژیم و روشهای دیگه فقط داشتیم به نمایشگر فشار می اوردیم در صورتیکه مشکل از فرستنده است جسم کاره ای نیست به همین دلیله که این روشهای معمول نتیجه دائمی ندارن چون هر چقدر هم من تصمیم به نخوردن بگیرم تعداد قاشقهای برنج رو براساس برنامه ای که برام نوشتن بخورم یا دمبل بزنم بدوم و عرق بریزم ودراز نشست بزنم وقتی توی ذهنم باور دیگه ای دارم و اونا تغییری نکردن من فقط دارم اسیب میزنم به جسمم و به اعصابم چون فرمان خوردن داده شده ولی من تصمیم گرفتم مدل دیگه ای رفتار کنم ….همین ناهماهنگی بین ذهن و جسم باعث ناراحتی اعصاب خوردی و نا امید شدن و بداخلاقی میشه و از اونجاییکه قدرت ذهن چندین برابر بیشتره ذهن همیشه پیروزه و ما بعد از مدتی خسته میشیم از رژیم و محدودیت هاش و ورزش و فشارهاش و رها میکنیم و بدی اش اینه که به تعداد دفعاتی که از رژیم وورزش و دارو ودمنوش و…..بقیه روشها نتیجه نگرفتیم این باور در ما بیشتر تقویت شده که ما ناتوانیم ،ما اراده نداریم ،چاقی ژنتیک ما است و هر کاری کنیم لاغر نمیشیم،ما قربانی ژن و تیرویید و بارداری و …..هستیم
      پس سایر روشها علاوه بر اینکه کمکی به ما نکردن ذهن ما رو خرابتر هم کردن و ما پر شدیم از فرمولهای ناصحیح
      وتنها یه روشه که ما رو میتونه راحت لاغر کنه و لاغر بمونیم اونم برعکس همون روشی که چاق شدیمه
      خوب اول مسیر چاق شدن شنیدن درباره چاقی (مثل ژنتیکی بودن چاقی،چاقی به علت کم کاری تیرویید ،چاقی به علت بارداری،چاقی به علت پرخوری،چاقی به علت شیرینی،چاقی به خاطر فست فودها ،برنج،ماکارونی،غذاهای چرب،سرخ کردنی،و…)و دیدن چاقی(افراد چاق در خانواده و فامیل،دیدن رفتارهای افراد چاق،دیدن تنبلی و کم تحرکی اونا،دیدن ارتباط پرخوری با چاقی توی فیلمها و کارتونها ودیدن خانمهای متناسبی که با بارداری کلی اضافه وزن پیدا کردن و…)بعد این فرمولها ثبت شده در ذهنمون و در زمان مناسب پکیجش باز شده و نتیجه شده چاقی جسم ما
      خوب پس اولین کار برای لاغری هم شکستن این باورها است با دلایل منطقی مثلا در مورد ژنتیک همین که ببینیم در یک خانواده چاق یه نفر متناسبه خوب نقش ژنتیک کم رنگ میشه یا دیدن تنبلی و کم تحرکی خیلی از افراد متناسب نقش تحرک رو کم رنگ میکنه در واقع باید با دلایل منطقی اون باور قبلی رو سست کنیم و اینبار با باورهای درست و صحیح جایگزین کنیم مثل اینکه غذاها نقشی در چاقی ما ندارن فقط انرژی دهنده هستند …. و با تکرار فایلها واستمرار در این روش باورهای جدید رو قدرت بدیم تا عادتهای جدید در ما بوجود بیان و باز هم با موندن در مسیر اون عادتهای جدید به جزئی از شخصیت ما تبدیل بشن و در رفتار روزانه ما دیده بشن به راحتی و بدون هیچ محدودیت و اراده ای مثل اینکه به محض دریافت پیغام سیری دست بکشیم از غذا خوردن یا اگه میل نداریم تحت تاثیر تعارف و اصرار دیگران راحت بگیم میل نداریم و نخوریم یا هنگام مواجه شدن با تنوع مواد غذایی اونی که دوس داریم رو بکشیم و بخوریم اونم به مقداری که سیر بشیم
      خوب تکرار این عادتهای درست میشه یک جسم متناسب همیشگی
      واقعا بحثی نمیمونه و همین درسته و بس👌👌👌👌
      خوب حالا من در این مدت چه عادتهایی پیدا کردم که نشون میده که باورهام دارن تغییر میکنن و به سمت تناسب دارم میرم؟
      ۱-با چالش من اینو نخوردم میل من به کیک وکلوچه و خوراکی شدیدا کم شده و مثل قبل اصلا دلم شیرینی رو نمیکشه
      ۲-به محض دریافت پیغام سیری دست میکشم از غذا خوردن حتی اگه غذای مورد علاقه ام باشه در صورتیکه قبلا بارها و بارها میکشیدم وگاهی قابلمه رو می اوردم سر میز 😁
      ۳-خیلی اوقات بعد از ناهار دلم خوس شیرینی میکرد در صورتیکه الان با وجودیکه قطاب هم داریم وحتی پسرم وهمسرم هم بعد از ناهار ازش میخورن ولی من اصلا دیگه میلم نمیکشه
      ۴_توی مهمونی و عروسی و سفر در حد خفگی میخوردم الان دیگه فقط به اندازه نیازم میخورم
      ۵-قبلنا شبها که از کار برمیگشتم خونه شدیدا بداخلاق و گشنه بودم و بارها خودم میگفتم من اگه خسته و گشنه بشم اصلا دیگه اعصاب ندارم الان مدتهاس که این رفتار رو ندارم
      ۶-اگه شیرینی یا کیک خونگی یا کیک خامه ای توی یخچال میموند تا همه رو نمیخوردم خیالم راحت نمیشد ولی الان اگه میلم باشه یه دونه میخورم اگه هم نباشه نه اجباری به تموم کردنش ندارم
      ۷-قبلنا خونه مامان که میرفتم مستقیم میرفتم توی آشپزخونه سر گاز سر یخچال یه چیزی برای خوردن پیدا کنم الان خیلی وقتها که میرم اونجا وقتی مامانم میگن یه چیزی بیارم بخوری میگم نه تازه صبحانه خوردم یا مثلا ارده عسل خوردم خیلی سنگینم
      ۸-قبلنا حتما باید شام میخوردم حتی اگه کلی هله هوله ومیوه و شیرینی خورده بودم میگفتم هیچی جای نون رو نمیگیره ولی الان اگه چیزی خورده باشم شام نمیخورم چون گرسنه نیستم
      ۹-قبلنا به خاطر گرسنگی دیگه صبحها نمیتونستم بخوابم و بلند میشدم ولی الان خیلی وقتها تا ۹و ده صبحونه نخوردم چون هنوز گرسنه نشدم
      ۱۰-قبلا حتما تا ۲ باید ناهار میخوردم و یکی از بحثهام با همسرم این بود که چرا دیر اومدی و من سردرد شدم و..‌.
      ۱۱-بارها به خاطر گرسنگی سردرد میشدم ولی مدتهاس که خاطر گرسنگی سردرد نشدم
      ۱۲-قبلا بارها در طی روز در یخچال رو باز میکردم یه چیزی برای خوردن پیدا کنم ولی الان نه
      ۱۳-الان به رفتار افراد متناسب بیشتر توجه میکنم
      ۱۴-الان دیگه با دیدن اندام زیبا ی افراد متناسب حسرت نمیخورم بلکه تحسینشون میکنم
      ۱۵-الان وقتی مادرم درباره اینکه فلانی لاغر کرده ناراحت نمیشم و به خودم نمیگیرم درصورتیکه قبلا همش ناراحت میشدم
      خلاصه کلی تغییرات داشتم که همش به خاطر بودن در این مسیره خدا رو شکر میکنم بابت هدایتم و بابت تمام تغییرات ذهنی و رفتاریم🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/07 13:23
        مدت عضویت: 380 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        بسیار عالی بود دوست عزیز
        بابت این همه تغییر در باورها که در نتیجه باعث تغییر در عادت ها و رفتارهاتون شده بهتون تبریک میگم👏👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/07 15:58
        مدت عضویت: 331 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز..تغیراتت و رو بهتون تبریک میگم.و خیلی براتون خوشحال شدم..ب امید موفقیت و شگفتی شدنتون تواین مسیر سبز و زیبا🌹😍🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/04 21:37
      مدت عضویت: 512 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,400 کلمه

      سلام سلام خوب هستید ،🙂😊
      گام سی چهارم می‌خوام این گام واسه خودم شفاف سازی کنم.
      🤗 مراحل ساخت چاقی 🙂😊
      اول اومدیم به طور خواسته یا ناخواسته یکسری حرفها باور کردیم شنیدیم تکرار کردیم نمونه دیدیم بذرها چاقی تو ذهنمون‌کاشتیم‌‌‌.
      وهر روز افکاری بیشتری واسه خودمان طبیعی میکردیم ما به این علت ها باید چاق بشیم حالا دکتر گفته این قرص چاق کننده است باور کردیم که ارث خانوادگی است چاقی در ما به علت پرخوری زیاد چاقم من بد شانسم ابم بخورم چاق میشم‌‌استعداد‌چاقی‌دارم‌فلانی‌دیدی ازدواج کرد چاق شد‌منم بعد‌ازدواج‌چاق خواهم شد ……وهمه‌این‌افکار‌شد‌باور انتظار چاقی در ما‌‌‌واینجا‌ذهن‌دست‌به کار میشه واصلا براش‌مهم نیست‌چه‌باوری‌در‌ذهن ثبت می‌کنی هرچی باشه خوب بد‌در‌مورد هر موضوعی که باشه‌کار‌خودش شروع می‌کنه میاد‌عادتهایی‌در ما به وجود میاره که‌شرایط‌مارو‌طبق باورمون‌کنه‌یعنی باورت‌با‌زندگی‌الانت‌در‌هر‌شرایطی که باشی چه خوب چه بد در هر زمینه ای کار خودمان است. 🤪
      😶😉🤔مثال میزنم دقیقا ذهن ما مث زمین کشاورزی میمونه و ما هم مث کشاورز هستیم و بذرهایی هم که در زمین میکاریم مث باور ها ماست نمیشه تو بذر ذرت بکاری ولی گندم برداشت کنی وقتی یک کشاورز بذر میکاره دیگه این بذر خودش جوانه میزنه و به وجود میاد و کشاورز اون ازش مراقبت میکنه‌تا‌رشد‌کنه‌محصول بده
      حالا محصول افکار و باور ها ما در ذهنمون‌در‌مورد‌تناسب اندام شده چاقی شده این وضعیتی که الان اینجا هستیم در این مسیر.
      حالا باید چکار کنیم باید واسه تغییر نتیجه آموزش ببینیم فرمول ها اشتباه شناسایی کنیم فرمول صحیح به ذهنمون‌بدیم‌تا‌ذهن‌هم‌عادتها‌مارو‌تغییر‌بده‌و‌شرایط.ما‌تغییر‌کنه‌در‌هر‌شرایطی‌که‌میخواهیم‌. چاقی محصول عادتها ماست عادتها ماهم براساس باور ها ما ساخته میشه این باور ها رو هم خودمون در ذهنمون‌از‌طریق‌ها‌مختلف‌ثبت‌کردیم‌‌‌‌ این از مراحل ساخت چاقی در زندگی ما اصلا اگه قشنگ موضوع درک کنی میفهمی همین فرمول در همه جوانب زندگیت هست در کسب کار در روابطت در شادی در سلامتی در رفاه آسایش همه این ها طبق باورها ما به وسیله عادتها به وجود اومده.
      حالا ما قبلا می‌خواستیم فقط نتیجه تغییر بدیم یعنی همین چیزی که چشمون میدید می‌خواستیم تغییر بدیم واسه همین دانبال روش ها فیزیکی ورزش ها سخت داروها تلخ لاغری دمنوش رژیم از شیرینی فرار کردن ….واسه همینم نتیجه دائمی نمیگرفتیم‌چون چاقی در ذهن ما جا خوش کرده بود و داشت برنامه خودش پیش میبرد حالا ما می‌خواستیم با محدودیت و تصمیم جلوش بگیریم وقتی جسم ذهن هماهنگ نباشه شکست می‌خوردیم.
      حالا ما هدایت شدیم از طریق خداوند در این مسیر خیلی حرفه ها خداوند واست انتخاب کرده فک کن ببین چقدر عزیزی که خداوند این چنین مسیر درست گذاشت جلو پات‌ پس گله شکایت از خداوند بندها شرایط اقتصادی فلان بزار کنار چون خداوند راز خوشبختی در این دنیا و جهان آخرت جلو پات گذاشته حالا دیگه میخاع راه فبلت برو شکست بخور این راه برو خوشبخت شو در همه چی مسیر بهشت است این مسیر و خداوند فرستادش هم گذاشته تو این مسیر راهنما ما بندهاش‌استاد خوبیها معجزه ها که مارو کمک می‌کنه تو این راه فقط کافیه خودت بخواه حرکت کنی کافیه بپذیری بدن ما توانایی لاغر شدن دارد ما فقط باید قبول کنیم آموزش ببینیم شروع کنیم و آرام آرام پیش بریم و از همه جات زندگی بهتری خواهیم داشت.
      حالا تو هرچقدر روی باور هات کار کنی باورها صحیح به ذهنت بدی نتیجه بهتری خواهی گرفت به همین راحتی
      هرچیزی که در این زندگی الان داریم تجربه میکنیم بخاطر یکسری عادتها است حالا اینجا دیگه به خودت بستگی داره باور ها‌درست‌در‌ذهنت ثبت‌کردی‌یا باورها اشتباه هرچیزی ثبت کنیم به وسیله عادتها تجربه می‌کنی اینم فرمول ذهن ناخودآگاه است یه کلک است که به وسیله عادتها شرایط ماروتغییر میده
      ما در این مسیر هدفمون اینه این باور ها اشتباه شناسایی کنیم و باور صحیح به کار ببریم تا ذهنم عادتها مارو تغییر بده و شرایط ایده آل برامون به وجود بیاد 😍🤗
      پس روی افکارمون کار کنیم همین واسه تغییر شرایطمون‌ خداوند بزرگترین نعمت به همه انسان ها داده که ذهن است و شرایط هرکسم خودش واسه خودش میسازه کاره بابا پولدار اون خدا دیده فلانی حق مردم خورده اون شانس داره بابا فلانی رئیس شرکت است معلومه که باید ثروتمند باشند کار هیچ کدوم اینها نداره من این واسه‌خودم‌میگم‌که‌قبلا چقدر‌خدا‌خانواده‌شرایط‌جامعه‌وضعیت مالی‌مقصر میدونستم آره الان بفهم که همش تقصیر خودت بوده و هیچ راهی هم نداره‌هیچکس‌نمیتونه کمکت کنه‌جز‌خودت‌با اموزش‌دیدن‌با‌باور صحیح در ذهنت به وجود آوردن بعله شاید این مسیر تلنگری باشه که از خواب بیدار بشی و خودت بگی آره من مقصر منم درستش میکنم آنوقت خداوند خودش کمکت میکنه‌راه‌برات هموار می‌کنه باید خودت بخواه. ☺️🙂😊😍
      حالا من قبلا یکسری عادتها داشتم مث با فیلم سریال غذا بخورم از صبحانه بگیر تا شام خلاصه فیلم که شروع میشد من یه چی باید آماده میکردم واسه خوردن
      عادت داشتم تند تند غذا بخورم.
      دیگه عادت داشتم تا شیرینی چیزی هست ازش خبر دارم بخورم همشو،😫😨😱.
      عادت داشتم بعد غذا بخوابم عادت داشتم در حد خفگی هم بخورم عادت داشتم تا سر سفره غذا هست بشینم بخورم اصلا گرسنگی سیری نمی‌فهمیدم راستش که با این مسیر یادگرفتم. عادت داشتم تو شهر مسافرت تفریح کوهی جایی اول بفکر این بودم چی ببرم بخورم.
      عادت داشتم موقع بی حوصله شدن بیکار شدن ناراحتی خوشحالی بخورم
      عادت داشتم همین جور در طول هرچی چشمم بهش بخوردی بخورم دست رد نمیزدم. 😀😀😀😀.
      حالا می‌خوام بگم خداروشکر تا الان که پیش رفتم خیلی رفتارهای تغییر کرده به اندازه نیاز میخورم با فیلم غذا دیگه نمی‌خورم تندتند نمی‌خورم هر موقع میلم بکشه میخورم چشمم دیگه دانبال خوردن نیست حالا همیشه اینجور نیستم ولی خداروشکر خیلی تغییر کردم نسبت به قبلا حالا یدف هایی هم ذهنم درگیر موضات دیگه میشه که من از مسیر منحرف کنه ولی من کوتاه نمیام ادامه میدم و میخام دیگه از امروز تعهد بدم ذهنم درگیر موضاعاتی که احساسم بد می‌کنه نکنم و روی هدفم تمرکز کنم
      🤩😍🤗در پناه‌حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        1400/02/21 01:31
        مدت عضویت: 306 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        احسنت دوست عزیز خدا رو شکر برای تغییر نگاهتون به زندگی وتغییر عادت های چاق کننده عالی بود 🌹🌹🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/04 17:00
      مدت عضویت: 331 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,050 کلمه

      سلاممم سلاممممم😊😊اوقات ب کامم🙏😍جلسه ی ۳۴ از مسیر لاغری من(عادتهای چاق کننده)..در مسیر لاغری با ذهن ساعتها و روزااا مثل سرعت و برق و باد میگذره ..و این زود گذشتن یعنی حالمون ، حسمون ،خداروشکر خوبه ، آرامش و لذت اززندگی داریم و این یعنی بخشی از خوشبختی درون ؛و حتی بیرون برای من …شاید برای اطرافیانم ب این شکل زود و خوش و بالذت نباش..اصل خودمم ، دل خودم ، حال خودم ، حس خودم ، آرامش خودم ، و کلیییییییی دیگ حال و هوای عالییی 🤩🌹🖐️
      بریم برای شرح درک ازین فایل عالی 👣👣
      خب درک ، تحلیل و برداشت من از فایل :چندتا موضوع بود «باورها ، عادتها ، عادتهای چاق کننده ، چگونه شکل گیری باور»

      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      🔴ما در جلسه های قبل گفتیم ک باورها باعث میشن ک ما دنیا رو از طریق لنزهای فیلتر شده ببینیم.و دراین جلسه ما یاد گرفتیم ک باورهای ما میتوانند قدرتمند باشند یا محدود کننده .
      🌸باورهای مثبت و قدرتمند باعث تقویت و بهبود شرایط ما میشن.، برعکس باورهای منفی و محدود کننده مارو عقب نگه میدارن و باعث ایجاد احساسات و افکار منفی میشن.🌸

      🔴خب حالا بیاییم نحوه شکل گیری باورها رو در خودمون رو بررسی کنیم :
      همه ی ما از موقع بدنیا اومدن کارهایی رو انجام میدادیم وواکنشی از طرف دیگران دریافت میکردیم…مثلا :ما دردوران کورکی وقتیکه گریه میکردیم ب هر دلیلی معمولا دراکثر موارد مادر ب ما شیر میداد😊ک در همان دوران کودکی این فکر در ذهن های ما ثبت شده ک گریه کردن منجر ب تغذیه میشه.و هر چی ک ما بزرگتر شدیم اون واکنش ابتدایی براثر تکرار شدن ما ب این باور رسیدیم ک #گریه کردن یک راه موثر برای برآورده کردن خواسته های ماست #
      خواسته‌ های مثل خوردن ، اسباب بازی ، بغل گرفتن…..و همچنین درادامه ودر هرلحظه از زندگی هم همینطوره ک ماهروز اطلاعاتی رو دریافت میکنیم اعم از مثبت منفی و این اطلاعات رو ب مغز مون وارد میکنیم و پس از تحزیه و تحلیل این تجربیات حاصل موفقیت یا شکست ما درزندگی میشود..و ما میتونیم از اتفاقاتی ک خواسته یا ناخواسته درزندگی ما رخ میدهد تاثیر مثبت بگیریم یا منفی‌ما باید هروز خودمون رو وادار کنیم ب حال خوب ، مثبت اندیشی ، لذت بردن اززندگی
      پس چگونه باورها شکل میگیرن ب خودمون بستگی داره ک باورهای منفی و محدود کننده خودمون رو تغییر بدیم و باورهای مثبت جایگزینشون کنیم..یا باهمون باورهای قبل زندگی خودمون رو ادامه بدیم و در جا بزنیم.
      باور عمیق ترین رفتارها در سطح ناخودآگاه اگ ما اعتقاد قوی نسبت ب موضوعی داشته باشیم اون میشه باور مثلا:من موفق هستم این یک باوره ، باور با رفتار ، عادت ، و احساس تفاوت داره…مثلا
      من باور دارم ک آشپزی من خوبه ..برای همین وقتی آشپزی میکنم اعتماد ب نفس دارم ..هم غذا خوب درست میکنم هم حسم خوبه…
      امااگر من باور دارم ک آشپزی م خوب نیست.پس برای شکست خودمو آماده میکنم ..هم غذا بددرست میکنم هم حسم بده واحساس خوبی ندارم.
      در مسیر لاغری باذهن هم همینه :اگ ما باور کرده باشیم ک میتونیم تواین مسیر موفق باشیم و ب هدف خودمون لاغری و تناسب اندام برسیم بااعتماد ب نفس بالا ادامه میدیم و خوب تمرینات و انجام میدیم و حس خوبی داریم.
      اما اگ هنوز باور نکرده باشیم ک موفق میشیم ، پس خودمون رو برای رهایی و شکست آماده میکنیم ، و علاقه ای نشون نمیدیم و احساسمون خوب نیست….واما ما باید ب توانایی های خودمون باپر داشته باشیم ک میتوانیم انجامش بدیم و موفق خپاهیم شد انشاءالله 🙏🌹

      خب حالا بچها بیایید ی تست باور از خودمون بگیریم 🤭😊آماده اید👣💪
      ب خودتون بگید ک من لاغرم ..خب قبل از ادامه خوندن این مطلب از گفتن این جمله من لاغری چ احساسی بهتون دست داد…سختتون بود بگید…باور کردید ک لاغرید یا ن …هر حسی داشتید این احساس بستگی ب اطمینان خودمون تواین مسیر بستگی داره ک چقدر باورش دارید.
      🔴موضوع بعدی عادت:عادت ها همان رفتارهایی هستند ک ما در ناخودآگاهمون انجامش میدیم و ب مرور زمان ب آن رفتار وابسته میشیم بطوری ک بصورت یک رفتار عادی برای ما تبدیل میشه… کارهایی ک در طول روز انجام میدیم ..آهنگ و فیلم های ک میبینیم و میشنویم …نشست و برخاست باافراد همه و همه در بلند مدت شکست یا موفقیت افکار منفی یاافکار مثبت مارو شکل میدن.و ی زندگی رو برای مارقم میزنه.و همیشه عادتهای منفی فکنم از عادت های مثبت بیشترن…اصلا عادتها چیز بدی نیستن فقط درامتخاب آنها باید دقت کنیم.بعضی از عادت ها ب سختی تغییر میکنن..همین رژیم گرفتنای بیشتر موقع ما ..ما همیشه میخاستیم ک عادت پرخوری رو یک شبه تغییر بدیم در یکی دو روز اول مشکلی نبود ولی در مدت کوتاهی ما خسته و پرخاشگر میشدیم و رها میکردیم ..یا عادت نوشابه خوردن ، یا عادت شیرینی خوردن…همه ی این عادتها یک شبه یک روزه بدست نیومده و ممکنه ک تغییر دادنشون ۱ماهه و چندماهه هم طول بکشه..
      🔴موضوع بعدی عادتهای چاق کننده:چاقی محصول عادتهای چاق کننده است چندتا از عادتهای خودم ک مسئول چاقی خودم میدونست؟؟؟!!!🤔🤔
      خوردن شیرینیجات درشب ، خوردن خرما با چای ، خوردن هرشب نوشابه ، دیر خوردن شام ، خوردن برنج و نان در شب ، و حالا من یاد گرفتم ک خوردن این مواد غذایی در چاقی من هیچ نقشی نداشته و من بااستفاده ازین مواد غذایی خودمو چاق کردم..یاد گرفتم ک هیچ نوع مواد غذایی قدرت چاق کنندگی ندارن..و این ماهستیم ک اگ کل ۲۴ساعت از شبانه روز فقط 1ساعتش رو مشغول خوردن باشیم حتی باریتم چند این 1ساعت باعث چاقی ما نمیشود بلکه اون ۲۳ ساعت عذاب وجدان و سرزنش خودمون و ترس ازاین مقدار خوردن و ترس از مواد غذایی هست ک مارو ب چاقی میکشونده …و من باید ب این آموزش عمل کنم ک از امروز ب بعد زمانهایی ک سیر هستم و میلی ب هیچ غذایی ندارم در مقابل تعارف دیگران..ازاینک پولشو دادیم ، ازینکه حیفه ، ازینکه حالا ی شبه ، ازینکه نذری ، تبرکه ،از رد کردن دست دیگران در مقابل خوردن مواد غذایی کلمه ی میل ندارم و جایگزین کنم و بهش متعهد باشم. ک اگر فرمول چاقی خودش و دخالت داد ک اگ نخوری از کفت میره ، طرف ناراحت میشه و غیره از خودم سوال کنم ک چرا باید اینو بخورم ؟؟ایا نیازبدنم هست ؟؟لذت این خوراکی از روی هوس یا لذت تناسب اندام و لاغری ؟؟؟و من تمام سعی خودمو میکنم ک ب شکل هر چی بهتر این تمرین عالی رو انجام بدم😊💪💪چون من ب توانایی هودم باور دارم🌹🖐️👌💪
      ب امید موفقیت همگی 🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/07 13:21
        مدت عضویت: 380 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        بسیار عالی فهم و درک خودتون رو به تحریر کشیدید👏👏👏👏
        با آرزوی تناسب اندام و افکار برای تمامی دوستان

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/07 15:04
          مدت عضویت: 331 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          ممنون دوست عزیز از دیدگاه مثبتتون…و ممنون ازانرژی دادنتون .ب امید شگفتی شدن همه ی دوستان عزیز و همسیر🌹😍🙏

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1399/11/30 10:52
      مدت عضویت: 304 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 273 کلمه

      بنام خدا
      سلام استاد عزیز
      بسیار ممنون از زحمات شما
      من فایل را روزی چند بار با دقت گوش میدم خیلی عالی هستن واقعا حالم و خوب میکنن و از گوش دادن به آنها لذت می برم
      عادتهای من این بود که هر روز از سر کار میام دم عجله زیاد برا غذا خوردن داشتم ریزه خواری میکردم تا غذای اصلی آماده بشه بعد غذا میخوردم البته پر خوری نکردم یعنی رژیم داشتم و همیشه گرسنه از سر سفره بلند میشدم عادت غذا خوردن تند تند بود بعد از غذا هم عصبی عذاب وجدان اخلاقم بد میشد که چرا غذا خوردم حتما این غذا چاقی میکنه خیلی خیلی حالم بد میشد .
      یکی دیگه از عادتهای من خوردن شکلات تلخ با قهوه یا سر کار میخوردم که به من انرژی بده یا کیک یا کلوچه میخوردم کم ولی میخوردم .

      عادت بعدی من این بود که سر کار وزنه داشتم روزی ۳بار وزن میکردم و هر بار حالم خراب میشد که چرا من چیزی نمی‌خورم غذا ی آب پز می خورم از سر سفره گرسنه بلند میشم غذاهایی که دلم میخواد را نمی‌خورم چرا هر روز چاقتر میشم جوابی نداشتم کلافه بودم هر کی میدید میگفت داری چاق میشی بیشتر عصبی میشدم دنبال راهی بودم که چکار کنم تا به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و خدا را شکر میکنم این ۳ ۳ماه است دیگه اصلا خبری از اون عادتهای اشتباه ور من وجود ندارد و خیلی خیلی احساسم خوبه شادم و خوشحالم از این همه تغییر و،قول میدم که استمرار داشته،باشم تا به تناسب اندام عالی برسم و در این راه از هیچ تلاشی سر باز نخواهم زد .باز هم ممنون استاد عطارروشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mary.zarei1985@gmail.com
      1399/11/29 23:27
      مدت عضویت: 319 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان جان.من راستش الان چند ساله از عادت های غلطم ناراحتم ولی همیشه خودمم شک داشتم و هنوز کسی بهم ثابت نکرده بود که این عادات اشتباه خودشون باعث اضافه وزنم میشن.من ۱۰ کیلو اضافه وزن دارم.الان چند ساله که از صبح که بیدار میشم اول خودمو معده خالی وزن میکردم…بعد از صبحانه دوباره وزن میکردم ببینم چقدر اضافه شدم…شاید تا شب چند بار و اگرم چند بار نه حتما روزی یک بار…هر ماده ی غذایی را وزن میکردم و‌کالریشو‌حساب میکردم و همش با این ترس و استرس که الان اینو میخورم چاق میشم مواد غذایی را میخوردم….هم کم خورم هم سالم خور ولی مرتب به همون مقدار کم و سالم هم شعور چاقی میدادم و میخوردم…با یک حس بد نسبت به خودم …ولی الان چند هفتست که این فایلها را گوش کردم بدون هیچ‌ترسی غذا میخورم…مقدار خوراکم کمی بیشتر شده ولی بدون هیچ ترس و قضاوتی نسبت به وزنم و بدنم میخورم…همون روز اول خودمو وزن کردم و دیگه روی وزنه نرفته ام…ودر طول روز وقتی در حالانجام کارامم حس میکنم بدنم جمع و جور تر شده و لاغر تر شده ام…در طول این چند مرتبه ای که من فایل جلسه ی چهارم را دیدم و هر بار روی صحبت های استاد فکر کردم تنها عادت غلطی که به نظرم اومد و پیدا کردم همین بود…و میدونم که به زودی به وزن ۶۰ کیلو خواهم رسید…ممنون از شما استاد گرامی🙏🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hadis.moazamii688@gmail.com
      1399/11/29 11:39
      مدت عضویت: 295 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      به نام خدا
      سلام
      استاد عزیزم ممنون از آگاهی های این فایل.
      این آگاهی ها جدایِ از لاغری و چاقی بسیار کمک کننده هست برای جنبه های مختلف زندگی ما.ما میتونیم از این قدرت و قانون برای سلامتی و ثروت و روابط استفاده کنیم.
      این آگاهی خیلی ارزشمند بود برام.
      کلی ذهنم رو باز کرد.
      دلیل یک سری عادت های بد خودم رو که هر چقدر تلاش هم میکردم نمیتونستم عوضشون کنم رو متوجه شدم.دلیلش باور های بد ذهنیم بود .و هر چقد جسمم تلاش میکرد نمیتونستم عادت هارو کنار بزارم.ولی خدارو شکر الان میدونم به راحتی میتونم تغیر کنم.فقط کافیه باور درست رو جایگزین کنم و جسم و ذهنم رو هماهنگ کنم باهم‌و به راحتی و آسانی عادت های بد جاشون روبه عادت های خوب میدن و کلی برام موفقیت و ثروت و خوشبختی به وجود میاره.اول از خدا بعد از شما سپاسگزارم استاد عزیز.

      من سال های سال خوش اندام بودم. الان که فکرشو میکنم اونموقع برنامه غذاییم بهتر بود .بیشتر میوه و مغزهارو میخوردم .غذا رو خییلی کم میخوردم.ولی بعد بارداریم چون فکر میکردم باید چاق بشم خود به خود عادت خوب میوه خوردنم رو از دست دادم و غذا خور شدم.دیگه میل به میوه نداشتم.ولی الان میفهمم که خود به خود و الکی نبود،دلیلش باور من بود که بعد بارداری باید چاق بشم پس ذهنم این عادت خوب رو حذف کرد.
      ولی در کل خدارو شکر الان هم همه به عنوان یه خانم خوش استایل و متناسب بهم نگاه میکنن.ولی چون گذشته خودم رو یادمه این که چقد عالی بود الان دوسدارم به اندام قبل برگردم.قبلا همیشه چند کیلو جا داشتم نسبت به قدم که اضافه کنم ولی دوستنداشتم اضافه کنم.چون هر چیزی میپوشیدم بهم قشنگ بود ،هر مدلی خوش مینشست بهم و واقعا یکی از بهترین لذت های زندگیم بود.و الان هم میخوام دوباره به اون لذت برسم.
      ❤من میخواهم و میشود❤
      من از خدا خواستم و من رو به بهترین مسیر ممکن هدایت کرد که به راحتی و با آرامش به وزن دلخواهم برسم.و حتی بیشتر از لاغری بود برام،و از هر فایلی دارم آگاهی هایی دریافت میکنم که کلی بهم کمک میکنه برای رسیدن به خواسته هام.من خدارو شکر میکنم که به درخواست هام به راحتی جواب میده.من هر روز از خدا درخواست میکنم که بهم آگاهی بده برای رسیدن به سعادت .و روزی نیست که خدا حداقل یک آگاهی جدید بهم نده.هر بار دستی از دستان خدا از یه راه جالب یه آگاهی بهم میده که با دونستنش کلی راه برام باز میشه برای رسیدن به سعادت.
      ممنون استاد عزیز.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/06 09:58
      مدت عضویت: 821 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      من بعد گوش کردن چندباره این فایل، یک عادت رو درخودن شناسایی کردم واون خوردن شیرینی بعد از غذا بود،، وقتی به عفب برگشتم زمانی ک متناسب بودم اون موقع عادت خانوادگی ما خوردن چایی بلا فاصله بعد از ناهار بود، بعد ازدواج چون چندان علاقه ایی به چایی نداستم اونو ترک کردم اما ذهنم دنبال جایگزین براش بود، وچند بار از دوستی شنیده بودم ک چربی ها با اتش شیرینی میسوزند، این جمله ناگهان بعد از مدتی در من عادت ایجاد کرد نفهمیدم کی شروع شد، فقط یهو دیدم برای خودم واجب کردم حتما بعد غذا هرچند سیر باشم شیرینی بخورم، واین یکی از عادتهای غلط براساس باور غلط من بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      fatemehboskabadiii@gmil.com
      1399/11/02 16:01
      مدت عضویت: 335 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام یادمه در دوران کودکی این جمله را از خالم شنیدم که گفت شکم گنده ی ما خواهرها ارثیه و ننه این ارث بهمون هدیه داده اونجا‌بود که من در عین کودکی باورم شد که اره ارثیه و چیزیم که ارثی باشه نسل به نسل منتقل میشه ودیر یا زودمن هم شکمم بزرگ میشه این باور در من جرقه خورد تا سن نوجوانیم که بدنم از لحاظ فیزیکی تغییر کرد وگفتم اهان الان دیگ موقعی رسیده که منم مثله خالها شکم داشته باشم واین جور شد که باور در من با عادت به نه گفتن به غذا وهمچنین موقع سیری غذا خوردن دست به دست دادن تا من شکمم بزرگ بشه و جالب اینجاس که الان هم مشکل من فقط شکم وپهلو است بقیه بدنم متناسبه من با ورودم به سرزمین لاغر ها دارم به این نتیجه و باور میرسم که تناسب حق منه ودیر یا زود بهش دست پیدا میکنم مطمئنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/26 23:42
      مدت عضویت: 481 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام استاد گرانقدر چقدر زیبا و ساده بمن یاد دادین چرا چاق شدم وقتی فکر میکنم که عادت داشتم حتی اگر سیر هستم غذا بخورم یا عادت به هله هوله داشتم یا حتی موقع خوردن یک غذای خوشمزه اونقدر بخورم انگار این آخرین بار که قراره از این غذا بخورم دلایل چاقی خودم رو می شناسم ،ولی توی همین سه چهار روز بدون اینکه بفهمم چطوری من چای خودم رو تلخ می خورم و لذت میبرم یا اگر همسرم اصرار میکنه بیا بعد شام بازم یک ته بندی بکن من خیلی راحت میگم میل ندارم حتی یک لقمه ،به قدرت لاغری با ذهن ایمان میآورم شعار من ،باور من اینه تنها ،تنها روشی که من می تونم باهاش متناسب بشم لاغری با ذهن ،ازتون ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/24 00:49
      مدت عضویت: 481 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام استاد گرانقدر،من خیلی دوست دارم غذا خیلی کم بخورم و میدونم یکی از لذتهای من اینه که روزی برسه با پنج لقمه سیر بشم و نتوانم لقمه ششم را بخورم به قول شما قبل از خوردن تصمیم میگیرم ولی موقع خوردن نمی تونم و بیشتر می خورم و یک عادت دیگه ای. دوست دارم اینه که شیرینی رو کلا حذف کنم دارم سعی خودم رو میکنم که باورهای خودم رو تغییر بدم و کلمه میل ندارم رو دارم بکار میبرم ممنونم از شما استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/15 22:54
      مدت عضویت: 592 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      خب من از ین فایل معنی باور و چگونگی تشکیل یک باور را یاد گرفتم باور ینی تمرار مداوم یک فکر ک وارد ذهنما شده تکرار کردن و مرور کردن یک فکر و قبول کردن صحت اون موصوع باعث ایجاد باور شده بعد ذهن ناخودآگاه عادت رو ایجاد مکنه و بعد در جسم ما ظاهر میشه. وقتب یک نیروی درمن هست ک من رو چاق کرده همون نیرو در بدن یک انسان لاغر هم بوده ک اون رو لاغر نگه داشته خب این نیرو همون باور همون عادت همون ذهنه. چطوریه که ما چاق شدبم چاقی ما نتیجه و محصولات عادتها و باورهای ماست. یکسری رفتار ک هر بار هروز اونو انجام دادیم تابلاخره در جسم ماظاهر شده. چاقی بخاطر میزان مصرف غذا نیست مثال واصحش خودم ک اعصای خانوادم لاغرن و خیلی غذا میخورن ولی چاق نمیشن. این فکر ساده ک غذا باعث چاقی مبشه انقدر درمن تکرار شده ک باورم شده بود و تبدیل ب عادت شده بود ومن هم غذا میخوردم ولی نشون میدادم ک کم مخورم البته به اندازه خانوادم نمیخوردم بازم کمتر اونا بود اصلا خوردن دلیل چاقی نیست اصلاااا. چون هروز دارم میبنم که نامزد خودم که بدنسازه و بخاطر یکی دوروز ک باهم بودیم نرفت باشگاه و تو این چند وقت میبنم ک هردقه دهنش میجنبه از پروتین د دارو و غذا و هرچیزیییییییی که بگین میخوره ولی بعد از دوروز ک خودشو وزن کرده بود ناراحت بود ک دوروز من سه کیلو کم کردم و الان من برام دوباره واضح تر روشن تر شد که ببین دوروز نرفت باشگاه و این انتطار رو داشت ک نرم باشگاه لاغر میشم بااین همه چیزی ک خورد تا لاغر نشه ولی سه جهار کیلو لاغر شده…
      ولی من قبلا ک انقد ورزش مکردم تلاش بر نتیجه نهایی رو داشتم که تقیر بدم قافل از ا ینکه باور همون باوره عادت همون عادته ولی من همش تلاش بیهوده مکردم تاجسم رو تغییر بدم. پس این باورها هستن ک نتیجه رو تغییر میدن اول باور. بعد تبدیل به عادت بعد جسم این یک روند مناسب طبیعی هست. من از وقتی وارد این سرزمین شدم الحمدلله الان هرچی غک مکنم عادت اشتباه یادم نمیاد راجب غذا خوردن فقط عادت ک نه گاهی اوقات دوست دارم و میل تخمه خوردن دارم ک به اندازه میخورم و میزارم کنار. همیشه خاهرم رو بامن مقایسه مکردن اون هشت سال ازمن بزرگتره و همیشه اون کوچیک تر ازمن میزنه و این همیشه تو ذهنم مرور میشه ک اون لاغرتره و هرجی اون میخوره چاق نمیشه البته این باور گذشته من بود.
      این باوردرذهنم بوده و باعث چاقی بیشتر من شده بود البته خب وقتی من لاغر بشم من کوچیک تر اون میزنم چیز ک واقعا هست کسی ک ب صورت من نگا ممنه متوجه میشه ک من کوچیک ترم و اینباور هم از بین رفت. تشکر از استاد بابت این فایل عالی ک انقد واضح ساخت همه چیو در من.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/01 23:19
      مدت عضویت: 698 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه


      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز
      عادت های چاق کننده من:
      وقتی کوچیک بودم مرتب به من می گفتن که از بقیه هم سن های خودم درشت ترم البته خیلی لاغر و متناسب بودم و این فکربه ذهن من تلقین شد که درشت بودن استخون بندی میتونه باعث چاقی بشه و من موقع غذا خوردن خیلی اروم غذا می خوردم و این رو به عنوان یک عیب به من میگفتند و چون بقیه تند غذا می خوردن منم فکر کردم که حتما این کار من اشکال داره و در زمانی که ازدواج کردم منو با خواهر کوچکترم که بسیلر لاغر و نحیف بود مقایسه می کردند و این فکر در من ایجاد شد که از خواهرم چاقترم و زمانی که حامله شدم معده ام اذیت میشد و برای این که معده ام نسوزه و شب راهت بخوابم بدون این که گرسنه باشم غذا می خوردم و کسی به من نگفت که باید برای مهده ام دارو مصرف کنم و منم فکر کردم که این مشگل طبیعیه و پیگیرش نشدم و چند سال بعد فیلمی دیدم درباره پرخوری عصبی و بعد مدتی هر موقع عصبانی میشدم احساس می کردم باید غذا بخورم در حالی که قبل از اون اگر ناراحت بودم غذا از گلوم یایین نمی رفت و مرتب به من می گفتم فرشته روز به روز داری چاقتر میشه و این نگرانی همیشه با من بود که دارم چاقتر میشه و ضربه آخر وقتی بود که کرتن مصرف کردم و دکتر به من گفت مواظب باشه این دارو به شدت چاق کننده اس و با سرعت زیادی شروع به چاقتر شدن کردم و هر روز باید شماتت دکتر و خانواده رو تحمل می کردم و روزی نبود که فکر چاقتر شدن دسا از سر من برداره و تنها زمانی که به فکر چاقی نبودم و فراموشش می کردم با سرعت لاغرتر میشدم ولی خیلی دوام نداشت . یکی دیگه از عادت های چاقی من به دلیل خوردن غذا در زمان سیری بود چون در خانواده ما همه با هم غذا می خورن و هیچ بهانه ای پذیرفته نیست و این شد عادت من که هنوز کاملا نتونستم ترکش کنمولی روی این موضوع تمر کز کردم و به امید خدا به زودی این عادت غلط رو ترک می کنم و مدتی هست کلمه میل ندارم رو استفاده می کنم و خیلی احساس خوبی میده و باید بیشتر ازش استفاده کنم. البته یهمدت بود به اندازه نیاز بدنم غذا می خوردم ولی بعد از خوردم شک می کردم که شاید بیشتر از نیاز بدنم خورده باشم و مرتب منفی باف می گفت فکر می کنی به اندازه خوردی ولی زیاده روی کردی در حالی که نه احساس سنگینی می کردم و نه احساس فشار در شکم ویا خواب الودگی و یه مدته دارم سعی می کنم این فکر رو از ذهنم بیرون کنم و تقریبا موفق شدم .به امید رسیدن به تناسب همیشگی و ترک کامل عادت های غلط

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      arshamsmayly@gemil.com
      1399/09/27 05:26
      مدت عضویت: 374 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      با سلام و درود خدمت استاد عزیز من قبل از ورود به این دوره لاغری با ذهن از بس که راههای زیادی رو امتحان کرده بودم برای لاغری و بعد چاق میشدم دیگه به این باور رسیدم چاقی سرنوشت منه و باید قبولش کنم اما از همون دورهای اول فایلها که گوش دادم دیدم من سرنوشتم چاقی نیست طبق یه سری خرفهای دیگران و عادتهای اشتباهی که پیدا کردم طی این سالها منو به این باور رسونده ولی الان که جلسه چهارم هستیم به لطف شما و فایلهاتون کلی به زندگی امیدوار شدم ورفتارهای اشتباهمو شناسایی کردم و جمله میل ندارمو تونستم بکار ببرم با اینکه تا چند هفته پیش تا سرحد مرگ میخوردم و چیزی نبود بگم میل ندارم اما الان تا حدودی از عادتهای بدمو کم رنگ تر کردم و امید دارم که یروزی به آرزوی لاغریم و لاغر موندم به کمک شما برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/24 20:21
      مدت عضویت: 648 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 749 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزيزم و استاد كرامي و بزركوار
      روز جهارم دوره ي رايگان :
      هميشه بهترين جيزها از درون اتفاق مي افتد و اكه به عوامل بيروني توجه كنيم و براي ان ها ارزش قايل باشيم نه تنها موفق نميشيم بلكه شكست هم ميخوريم
      زندكي اكه از درون اغاز شود زندكي اغاز ميگرد و اكه از بيرون باشه زندگي پايان مي يابد
      اين فايل هم مانند بقيه فايل عالي و تاثير گذار بود در اين فايل ياد گرفتم كه با تكرار مداوم يك فكر باور در ما به وجود مياد و اون باور در ناخوداگاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما مبشه و ما اون عادت رو بارها و بارها تكرار كنيم بخاطر همين هر جه تلاش ميكنيم نتيجه اي در برندارد و همش مقطعي هستند ما بايد اول اون باورهاي اشتباه رو اصلاح كنيم و به حاش باورهاي صحيح رو جايگزين كنيم و باورهاي صحيح در ناخوداكاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما ميشوذ كه ما رو به سمت متناسب شدن
      و هر خواسته و هدفي كه داشته باشيم ميرسيم——-
      من از شروع اين دوره عالي تونستم تعارفات ديكران رو رد كنم و بارها و بارها با خوشحالي تجربه كردم و لذتش و ميبردم
      هر جا كه ميرم خانواده ،دوستان ،اقوام ميكن تو جرا جيزي نميخوري اصلا خيلي كم غذا ميخوري و هر حي مياريم هم كم ميخوري و حتي خيلياش هم رد ميكني
      عمه ي همسرم اومده بود خونمون و هنكام صبحانه و ناهار و شام متوحه شده بود كه من خيلي كم غذا ميخورم جند بار بهم كفت تو جرا هيجي نميخوري خيلي كم غذا ميخوري ميكفتم اخه بيشتر نميتونم بخورم حالم بد ميشه و من اكه بيش از اندازه ي بدنم بخورم به حال بد دست پيدا ميكنم ميكفت يعني جه ادم بايد بخوره تو هيجي نميخوري خندم گرفته بود از حرفاش كه ادم بايد بخوره من الان به اين باور رسيدم خوردن بيش از اندازه باعث مريضي ميشه غذا براي بدن حكم دارو رو داره و اكه هميشه به اندازه و كافي باشه هميشه سالم و سلامت هستيم و هيج وقت مريض نميشيم و من هيج وقت نميتونم —–
      من از زماني كه به اين دوره وارد شدم عادت غذايم تغيير كرده و تغييراتي در درونم و جسم به وجود اومده خيلي لذت بخش هس اين سبك زندكي كردن هميشه خالم خوبه با لذت غذا ميخورم و بدون ترس باقي مانده ي غذا ها رو بيرون ميزيزم و تا خفكي غذا نميخورم و حس ارامش دارم به هنكام غذا خوردن ،
      اندازه ي غذا درست كردنم ،خيلي كم شده، طوري كه وقتي كسي بياد خونمون باورش نميشه مقدار غذايي كه روي اجاق گاز هستش سهم سه نفر باشه و ريزه خواريم به كلي از بين رفته و حرص و وله ام نسبت به مواد غذايي از بين رفته خيلي لذت ميبرم و ارامش دارم نسبت به اين رفتارهاي عاليم 🙏🏻———
      عادت هاي قبل از دوره:ريزه خواري از اول صبح تا وقتي كه چشمام باز بود 😀تا پاسي از شب ——
      و خوردن به هنكام تفريح و سرگرمي وقتي بيكار بودم بابد يك جيزي مي اوردم بخورم تا بهم خوش بگذره حالا فرق نداشت جه باشه فقط خوردني باشه مهم نبود 😀——تا حد خفگي و تهوع، غذا ميخوردم و هنكامي به خودم مي اومدم كه ميدونستم دلم درد ميكنه ——-هر زمان به همراه هر كسي غذا خوردن اكه كسي غذا ميخورد ميكفت بيا بخور تعارفش رو رد نميكردم و نميدونستم جه دارم ميخورم ——-حرص و وله نسبت به همه ي خوراكي ها از هيج خوراكي دوري نميكردم اكه سير بودم هم ميخوردم —-همه ي خوراكي ها خوشمزه بودندبعضي ها ميگفتن ما اين نميخوريم سنگين ميشم اون نميخوريم اين طعم رو داره من نميفهميدم جي ميكن ——-احساس بد داشتن بعد از غذا حالم از خودم بهم ميخورد و ميكفتم جرا خوردم ديكه از فردا —–عذاب وحدان داشتن و تصميم گرفتن از شنبه😀—-متنفر بودم از خودم و هيج وقت دوست نداشتم به خودم نكاه كنم و قبل از دوره متوجه شده بودم كه ديكه داره همه ي لباس ها برام تنك ميشه و احساس بدي داشتم ——
      خدا روشكر اين باورهاي اشتباه رو شناسايي كردم و باورهاي صحيح در من به وجود اومده كه باعث عادت هاي درست و صحيح در من شده و من با عشق و علاقه و استمرار كافي مشتاق ادامه ي مسير هستم و در مسير برگشت جاقي هستم و از همون راه كه جاق شدم از همون راه برميگردم اين بهترين روش و بهترين دوره اي هست كه من رفتم و خواهم رفت و ادامه خواهم داد تا جايي كه اين فايل با گوشت و خونم يكي بشه 👏🏻🙏🏻🙏🏻🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/22 10:54
      مدت عضویت: 671 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      با درود باورهای ما رفتارهای را درست میکند وتکرار رفتار عادت را بوجود میآورد وعادت در ضمیر ناخوداگاه قرار دارد وفکری که در ضمیر ناخودآگاه قرار گرفت به طور خودکار عمل میکند بدون اینکه ما متوجه بشویم ویا بتوانیم آن را کنترل کنیم چاقها بر اساس باورهایشان رفتارهای غذایی انجام داده اند که با تکرار آن رفتار جسم خود را به آن باور که در ذهن شکل گرفته هماهنگ کردهاند وحالا برای تغیییر جسم هم باید همان راه را بر عکس رفت یعنی باور را تغییر داد وبعد رفتار تعییر میکند وبا تکررار خود به خود جسم هم ناگذیر تغییر میکند یکی از رفتارهای چاق کننده من که از باور من شکل گرفته که حتما تا ته غذا را باید خورد وترک همین عادت باعث تغییر جسمم خواهد شد حتما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Abbasiiman15@gmail.com
      1399/09/04 16:49
      مدت عضویت: 380 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 96 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز این قسمت چهارم واااااقعا عالی بود موضوع باور عادت خیلی بهم چسبید و لذت بردم و دقیقا من از اون افرادی هستم ک نمیتونم بگم میل ندارم😂اما واقعا حرفاتون تاثیرگذار و حقیقت هست و ما باید متوجه این بشیم چاقی محصول یک سری رفتارها و عادات اشتباه خود شخص هست من مثلا عادت دارم وقتی یه چیزیو میخورم تا آخش تموم کنم حتی اگه سیر باشه جا نداشته باشم یا حتی میل نداشته باشم تا آخر بخورم ک فقط تموم بشه و بعد از اون تازه یادم میاد عذاب وجدان بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/01 21:17
      مدت عضویت: 512 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 538 کلمه


      سلام استاد ودوستان تناسب فکری تمرین فایل چهارم من در این فایل یاد گرفتم تفاوت عادتها باعث به وجود آمدن چاقی و لاغری است ما براساس یه فکر وتکرار توجه به اون فکر حرف واین اینقدر تکرار میکنیم که به باورمون تبدیل میشه وذهن ناخوادگاه اینجا شرایطی رو برات به وجود میاره عادت‌هایی برات به وجود میاره که تورو تو اون موقعیتی که باور کردی قرار بده واسه همین که ما همیشه جای اینکه باورمون تغییر می‌دادیم واسه تغییر شرایطمون میومدیم جسمون زیر فشار قرار میدادیم وخلاف باورمون میخاستیم به هدفمون برسیم که موجب شکستمون میشد نه فقط رسیدن به لاغری باید برای رسیدن به هرچیزی اول از درونمون شروع کنیم تا بهش برسیم باورمون هرچیزی باشه ذهنمون مارو تو همون شرایط قرار میده عادت ها غذایی من : همیشه همراه تماشا تلویزیون فیلم حتما باید غذا میخوردم چه ناهار بود چه شام اگه حتی ده دقیقه جلوترم خرده بودم میومدم میوه شیرینی …میاوردم باش میخوردم کلا عادتم شده بود😤 کم آب میخوردم کلا یادم می‌رفت آب بخورم روزی یک لیوان آب میخوردم شایدم اصلا نمی‌خوردم جز روزهایی که خودم مجبور میکردم به آب خوردن که لاغر بشم الان از کار خودم خندم میگیره که چکارهایی میکردم 😂همراه غذا نان خوردن😢تو ناراحتی چیزی نمی‌خوردم غیر از اینکه مجبورمیشدم اونم تند تند میخوردم فقط میخاستم تموم بشه😤تومسافرت رفتن جایی رفتن اگه دوساعتم راه بود تا برسم حتما اولین کارم این بود چی بگیرم تو ماشین بخورم که بهم خوش بگذره😇واسه رفع بیکاری واسه نشون بدم شادم مواقعی حوصله نداشتم فقط همش دانبال خوردن بودم وفکرم دانبال خوردن بود 😣نوشابه نمی‌خوردم یا خیلی کم میخوردم میگفتم شکم میاره 🥺هرموقع غذای چربی میخوردم یا چیزی که از قبلا باورم شده بود چاقم می‌کنه از اولین لقمه که میخوردم میگفتم ای وای که چاق شدم بعد میگفتم واسه آخرین بارم میخورم دیگه اصلا نمی‌خورم از فردا 😊 تو عروسی رفتن تو پارک با دوستام رفتن مهمونی رفتن تمام فکرم خوردن بود وهمش میگفتم چی بگیرم یا چی میخان بدن خداکنم برنج…وبعد اتمام میگفتم چاق شدم رفت وخودم لعنت میکردم چرا جلو خودم نگرفتم 😭همیشه عادت داشتم راه به راه سر کنم تویخچال ومیوه ای چیزی بخورم یساعتی دوساعتی یبار 😌یادمه مامانم از دست من چیز هارو قایم میکرد 😄تند تند غذا میخوردم با حرص میخوردم انگار مث قحطی زده ها حمله میکردم 🥺عادت داشتم بعد اینکه یه هفته برنامه ای شروع میکردم واسه لاغر شدن زود به خانوادم دوستام میگفتم من لاغر شدم یا زود خودم وزن میکردم ببینم چیشده چقد کم کردم و همیشه یا اضاف کرده بودم یا همون بودم خیلی کم پیش میومد کم میکردم 😕خلاصه الان فهمیدم من چقد عادتها اشتباه داشتم که همش بخاطر باورهامه ولی اللان به جرعت میگم از فایل اول که شروع کردم خوردنم خیلی کم شده و بیشتر وقتم در حال گوش دادن به فایل هستم واصلا بدون اینکه بخوام خودم مجبور کنم خوردنم کم شده و اصلا انگار حرص نمی‌زنم واسه خوردن خیلی کم گشنم میشه وتمرین میل ندارم برام پیش نیومده که بگم چون اصلا ذهنم دیگه دانبال خوردن وپرخوری نیست واگه پیش اومد حتما انجام میدم با سپاس فراوان که وقت گذاشتید 🌹🌷🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/09/01 11:55
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      با سلام🌳
      در طی این دوره بارها وبارها به این نتیجه رسیدم که من خودم مسئول اضافه وزنم هستم که به طور ناخواسته وبا تکرار باورهای اشتباه در من شکل گرفته همین باور ارثی بودن چاقی ریشه خیلی عمیقی در من داشت که مکررا از زبان اطرافیانم میشنیدم که تقلای بی خود نکن تو از لحاظ ژنتیکی این شکل بدنی رو داری پس خودت رو اذیت نکن ولی من نمیخواستم تسلیم شده در برابر ژنتیک یاارث باشم وهمچنان به تلاشهای بی ثمر خودم ادامه میدادم ولی جدا از حرف دیگران یک باور خیلی قوی تری که داشتم این بود که علیرقم تلاشهای همیشگی ونتایج خیلی خوب مقطعی که داشتم ولی باز هم بعد از مدتی به همون شکل سابق برمیگشتم واین باور در من شکل میگرفت که تلاش من به اندازه کافی نبوده وفشار بیشتری احتیاج است واین سیکل معیوب همچنان ادامه داشت وعادات اشتباهی مثل خوردن همیشگی شکلات تلخ ویا خوردن یه خوراکی شیرین بعد از شام به خیال اینکه بدنم احتیاج داره وباور اینکه میوه زیاد خوردن باعث چاقی نمیشه من رو وادار میکرد که در مصرف میوه بسیار زیاده روی کنم چون هم خاصیت داره وهم سیر میشم ومهمتر اینکه چاق نمیشم در صورتی در دوره آموختم که زیاده روی در مصرف هر نوع مواد غذایی از جمله میوه قطعا باعث چاقی میشه پس به قول معروف کم وبه اندازه بخور ولی همیشه بخور 🌻
      چند روز پیش در کتاب فارسی دوم دبستان فرزندم خواندم که طبیبی در زمان پیامبر نزدایشان رفتند واز اوضاع بد کسب وکار خود گله کردند که در این شهر هیچ بیماری برای طبابت نزد طبیب نمیرود وپیامبر دلیلش را اینگونه فرمودند که اهالی این شهر موقع خوردن غذا به اندازه مصرف میکنند وقبل از سیری کامل دست از غذا میکشند واین امر باعث سلامت آنها شده است 🌼
      اگر ما هم قبل از شکل گیری باورهای اشتباه در خود طبق این روایت عمل میکردیم قطعا دچار اضافه وزن وعادات بد غذایی وطبعات چاقی نمیشدیم 💐
      ابتداعادات اشتباه درافرادچاق شکل میگیرد وسپس آن عادات باورهای اشتباه را بوجود میاورند وما به گمان ارثی بودن و ژنتیک وخیلی دیگر از باورها چاقی را به آن باورها نسبت میدهیم 💮💮💮💮💮💮🏵🏵🏵🏵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/30 00:32
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 808 کلمه

      لاغری رایگان: عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم):
      هر بار که برمیگردم و فایل‌های رایگان رو گوش می‌کنم یک بار دیگه به این نتیجه میرسم که چقدر این فایل‌ها ارزشمند و عالی هستن.
      دیدن یا گوش دادن به این فایل‌ها هر بار مثل بار اول حس فوق‌العاده‌ای در من ایجاد می‌کنه. اصلا هر چند وقت یکبار دلم براشون تنگ میشه و دوباره به دوره‌ی رایگان رجوع می‌کنم و از محتواش استفاده می‌کنم و لذت می‌برم.
      کوله‌باری از درد و غصه و احساس گناه و بی‌چارگی در اثر چاقی، سال‌ها بر دوش من سنگینی می‌کرد اما با دست یافتن به این فایل‌ها موفق شدم اونو به زمین بذارم و این حس آزادی و سبک‌بالی که از اون زمان تا کنون با منه با تکرار این دوره تازه میشه و منو دوباره به وجد میاره.
      مطالبی که در قسمت سوم و چهارم توسط استاد ارائه میشه دنیایی اگاهی و اطلاعات ارزشمند در اختیار هنرجویان قرار میده که تکرارشون موجب درک عمیق‌تره و باورهایی محکم‌تر ایجاد می‌کنه.
      در این فایل صحبت از میل نداشتن میشه. من به عنوان هنرجویی که دوره‌های مقدماتی، پاکسازی و پیشرفته رو پشت سر گذاشتم تقریبا از همون ابتدای شروع اولین دوره این میل نداشتن رو بارها و بارها با خوشحالی تجربه کردم و لذتشو بردم و این حس بسیار متفاوت بوده با میل‌ندارم‌هایی که در گذشته به زبون میاوردم بدون اینکه واقعیت داشته باشه و فقط یک تظاهر بود به دلیل ممنوعیت‌هایی که برای خودم در نظر می‌گرفتم تا لاغر بشم ولی از درون ناراحت و عصبی بودم چون در حقیقت دلم می‌خواسته اون خوراکی رو که رد کردم بخورم.
      پس از ورود به سرزمین لاغرها بارها و بارها مقداری از غذامو اضافه اوردم و بدون اینکه چشمم دنبال باقی غذا بمونه خیلی درونی و خودبخود حس کردم که دیگه خوردن کافیه. قبلا هم غذامو باقی میذاشتم اما نه به دلخواه بلکه به اجبار، و نتیجه این بود که با وجود وزن کم کردن‌های مقطعی در طی سالها من چاق و چاق‌تر شدم.
      حالا اما به مرور کم‌کم دارم همچنان اب میشم. از تماشای تغییرات خودم لذت می‌برم‌. امروز انگشترهایی رو که داده بودم برام‌ تنگ کنن تحویل گرفتم و از دیدن حلقه‌‌هایی که به چشمم بسیار کوچک‌تر از قبل و بسیار دوست داشتنی بود ذووووق کردم. چه حس فوق‌العاده‌ای بود!
      مخصوصا سایزشونو تنگ‌تر از حد لزوم انتخاب کردم چون میدونم تا مدتی دیگه کاملا اندازه‌م خواهند بود و به مرور بازم گشاد خواهند شد. البته سایز انگشترا تغییر نمیکنه این انگشتان منن که به زیبایی باریک و باریک‌تر میشن…
      به تغییرات سایز انگشتم اشاره کردم چون مشت نمونه‌ی خرواره. جسمم هم به همون نسبت لاغرتر شده و از اون مهم‌تر، روحیه و افکارم دچار دگرگونی عظیمی شده و این بسیار با ارزش‌تره چون ریشه و دلیل تغییرات ظاهرمه.
      در فایل به تصمیم شیرینی نخوردن اشاره شده. منم بارها از این تصمیم‌های بی‌فرجام گرفته بودم، تصمیم‌هایی که همه‌مون نتیجشو میدونیم. اما حالا هر وقت مایل باشم و بخوام شیرینی می‌خورم و از این ازادی سپاسگزار و شادم.
      اکنون بر خلاف گذشته از توانمندی جسمم در سوزوندن شیرینی‌ و یا هر خوراکیی لذت می‌برم و در نتیجه لاغر میشم. خیلی وقت‌ها هم از میل نداشتنم لذت می‌برم و سپاسگزار این تغییرات درونیم میشم.
      یادم میاد شنیده بودم که اگه تا سی و پنج سالگی لاغر شدی شدی، نشدی دیگه بعد از اون اگرم لاغر بشی پوست شل و افتاده میشه. شنیده بودم بالای چهل سال دیگه اصلا نمیشه لاغر شد. شنیده بودم و باور کرده بودم اما به مرور تمام این باورها شکست و من خودمو بدنمو و توانایی‌هامو باور کردم. لاغری رو باور کردم و نتیجه این بود که وزن کم کردم اما نه پوستم شل و افتاده شد نه صورتم تکیده شد.
      خونده بودم که دیابت ارثیه و چون مادر و مادر بزرگم با گذشت زمان به دیابت نوع دو مبتلا شده بودن، منم انتظارم از خودم ابتلا به دیابت بود. علائمش هم کم‌کم خودشونو نشون میدادن، مثلا مثل مادرم هر دو ساعت یک‌بار قند خونم میفتاد و طوری دست و پا و بدنم به لرزه می‌افتاد و عرق سرد به بدنم مینشست و حالم بد میشد که دقت می‌کردم حتما به موقع چیزی بخورم تا به اون حالت‌ها دچار نشم. با شروع دوره همه‌ی این حالات از بین رفت. حالا خیلی کم پیش میاد من نیاز به میان‌وعده پیدا کنم معمولا بین وعده‌های غذایی کاملا سیرم و انرژی فوق‌العاده‌ای دارم. دیگه از بی‌حالی و شل و ولی گذشته خبری نیست.
      این‌ها رو نوشتم تا هم تو دوست ناشناسم رو به ادامه‌ی این روش تشویق کنم هم بار دیگه به خودم یاداوری بشه که از کجا به کجا رسیدم.
      من احساس خوشبختی می‌کنم و هر روز به خودم میگم خوشا به حال من!
      ضمنا استاد عزیز، شما رو در این فایل که احتمالا مربوط به حدود دو سال و‌نیم پیشه می‌بینم و با فایل‌های جدیدتون مقایسه می‌کنم، مشخصه در حال حاضر باز هم به شکل مشهودی لاغرتر شدید.بهتون تبریک می‌گم و از شما بابت تهیه‌ی این فایل‌های گرانبها سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/08/30 23:10
        مدت عضویت: 740 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 106 کلمه

        خوشحالم برای دوستان همراهم ،که در مسیر تغییر وپیشرفت قرار دارن،،هر چقدر از فاصله مبداء تا مقصدمون آگاه باشیم،بنویسیم و باور کنیم ،ما درمسیر قویتری از پیشرفت قرار میگیریم،نوشتن و مرور کردن روند راه ومسیرمون مثل نشانه ها وتابلوهای جاده هستند که به ما کمک میکنن راحتر ومطمئن تر ادامه بدیم، چقدر این نتایج خوبو وآرامش بخشه،،فقط افرادی که مثل ما سالهای زیادی از عمرشونو تو مسیرهای چاقی و عوارضش گذرونده باشن، متوجه میشن ما از چه نوع آرامشی صحبت میکنیم،،،مسیرمون زیبا وسبزه ،،در حال لذت بردن هستیم ،تمرین میکنیم،عمل میکنیم ونتایج خودبخود، یکی پس از دیگری در راهند 😊براتون خوشحالم برای موفقیت های بینظیرتون ⚘⚘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 19:30
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 477 کلمه

      اگه در ما باوری ایحاد بشه که طبیعیه که چاق بشیم پس در ما عادتهایی به وجود میاد که ما چاق میشیم ولی در این دوره لاعری با دهن برای ما طبیعی میشه که لاغر بشیم و رفتار و عادتهای ما تغییر میکنه تا ما متناسب بشیم

      به اندازه ای که باور ما تعییر کنه جسم ما هم تغییر میکنه به واسطه ی عادت های ما

      عادت رو من تعیین نکردم که بخواهم عوضش کنم با تغییر افکارم عادتهام تغییر میکنه پس در لاعری با دهن افکار من تغییر میکنه که باعث تغییر عادتهای من میشه

      گفتن عبارت دو کلمه ای میل ندارم برای چاقها سخته ولی الان من به راحتی میگم میل ندارم چون میدونم پرخوری حساب میشه میگم میل ندارم
      و هماهنگی بین باور و جسم به وجود بیاد نتیجه رقم میخوره مثلا:
      من فکر میکردم و باور داشتم چون قرص میخورم پس چاقم چون کم کاری تیرویید دارم چاقم چون غذام غیر رژیمی هست چاق میشم چون زایمان داشتم سایزم بزرگ باشه طبیعیه چون کم تحرکم و ورزش نمیریم طبیعیه که چاق بشم

      چون باور میکنم باید چاق بشم پس تند و تند گرسنه میشم و دستور خوردن میاد و من هم میخورم و چاق میشم

      من همیشه گفتم اشتهام زیاده و دست خودم نیست و خودم رو مقصر چاقیم ندونستم و گردن اشتهام انداختم و زود به زود گرسنه میشدم و میخوردم حالا با عذای کم کالری یا پر کالری و…
      و در من بعصی رفتارها عادت هست که باعث چاقی من شده :
      ریزه خواری میکنم
      از عدای روی میز هر چی موند موقع جمع کردن میز غدا میخورم
      از عدای بچه هام هر وقت خودم میخواهم بهش عدا بدهم میخورم
      صبح ها بعد از خوردن صبحانه کیک یا بیسکوویت میخوردم در حالت سیری میخورم
      قبل از ناهار حتما کمی از عدا حین سرخ کردن و اماده کردن میخورم
      در خانه ی مادرم از غذای روی گاز میخورم حتی اگه سیر باشم
      زیاده روی در خوردن عذایی که ازش خاطره دارم و مورد علاقه هست میکنم تا حالت تهوع و دل درد بگیرم
      خوردن چیپس و پفک هر شب یا یه شب در میون
      خوردن ته دیگه برنج قبل از ناهار به تنهایی
      خوردن شیرینی با چایی
      تست کردن مزه های جدید
      دوست داشتن تنوع در مواد عذایی
      خوررن عدا بعد از خواب بعد از طهری هر چند کم ولی میخوردم
      لدت تفریح و بیرون رفتن رو در خوردن زیاد میدونستم
      لدت سفر و عید نوروز و … رو در خوردن زیاد که همیشه در این ایام پر خوری میکردم میدیدم
      البته حالا خیلی از این عادتها رو ندارم ولی بازم مرورشون میکنم تا دهنم اگاه باشه و ا ونها رو بشناسه و با کمک استاد عزیز و دوره ی لاعری با ذهن جسم و دهنم در هماهنگی کامل باشن برای رسیدن به هدفم که لاعری هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/01 11:49
      مدت عضویت: 413 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      من اصلا متوجه نشدم…بالاخره غذا خوردن چاق میکنه یا نه؟من سبک زندگی عجیب غریبی ندارم که بگم فلان رفتار من باعث چاقیه چون کارایی که من میکنم مثل بعضی وقتا دیر وقت غذا میخورم با برتج زیاد میخورم دقیقا تو خیلی از افراد لاغر هم هست.چطور من قبول کنم که این عادت اشتباهه و باید ترک بشه چون باعث چاقیه وقتی که همون لحظه ذهنم کسایی رو بیاد میاره که با این عادتها لاغرن ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/22 11:36
      مدت عضویت: 460 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      باعرض سلام خدمت استادعزيز ودوستان عزيز بهشت لاغري
      جلسه چهارم
      عادتهای اشتباه از جرقه ی فکری شروع میشه وبعد ازمدتی این فکر باتکرار تبدیل به عادت میشه ودر ناخودآگاه ما حک میشود اینجاست که دیگه ما باامری از اون قدم برمیداریم بجای اینکه وادارش کنیم به چیزی که دوسش داریم سوق داده بشه
      اینجا دیگه برعکس خواهد شد وما به ناخودآگاهمون میگیم فرمانبردارم سرورم الی …
      مثلا من باوردارم اگه چای نخورم یاقهوه نخورم اونم باشکلات سردرد میگیرم ومخصوصا صبح سرحال نیستم اما بعنوان تجربه وبخاطر برنامه برای بارداری چای وقهوه رو قطع کردم فقط دوروز اول منگ بودم اما بعدش عادی بود وهیچ سردردی نداشتم وباخوردن ی سیب سرحال میشدم
      بقیه غذاها نه اصلا خودم کم غذا هستم
      ی مدتی عادت کردم هرروز هویج بستنی بخورم واگه نخورم وحتی اگه سیر باشم شوهرم میگه برات بخرم نمیتونم بگم نه ومیاره ومنم میخورم
      انگار کسی منو سوق میده به خوردن
      جالب که بعدش به خودم میگم آخه چراخوردی 😣
      حالا فهمیدم همه اینها عادت وفرمول مغزی که تبدیل به باور میشه وحک میشه تو ناخودآگاهمون
      حالا فهمیدم اینها همش عادت وباورهای اشتباه که از یک فکر تبدیل به رفتار وبعد تبدیل به عادت وباور قوی در ذهنمون میشه
      پس من میتوانم نتیجه را معکوس کنم و باور مخرب را به باور مثبت تبدیل کنم
      نه فقط در زمینه لاغری بلکه در همه جنبه های زندگیم روابط /مادی /معنوی وسلامتی
      باآروزی شادی ثروت وسلامتی برای استاد عزیز ودوستان بهشت لاغری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/18 00:19
      مدت عضویت: 484 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      سلام دوست عزیز من فرزانه هستم میخواستم بتتون بگم که اگر خوب به فایلها گوس میدادید متوجه میشدید که خوردن زیاد باعث چاقی شما نمیشه دارو کورتنم باعث چاقی شما نمیشه خوابیدن زیاد تند تند عذا خوردن هیچ کدوم از اینها باعث چاق شدن شما نمیشه شما فقط فکر کردی یا دکتر گفته یا از جایی شنیده وعمیقا باور کردی که این مشکل داری کافیه باورتو عوض کنی مشکلتون حل میشه به تمید اون روز موفق باشی دوست عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/07/13 09:42
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      جلسه ۴ رایگان
      تا الان متوجه شدیم تمام دلایلی که برای چاقی خود داشتیم اشتباه بوده وفقط خودمون مقصر چاقی خودمون هستیم
      ارثی بودن چاقی کم آخر ک بودن.پرخوری .پرخوری عصبی .اوووو تمام این ها فقط توجیهی برای چاقی بوده
      وبعد ردش های لاغری قبلی رو هم بررسی کردیم و دیدیم تمام روش هایی که استفاده کرده بودیم هم اشتباه بوده اگه نبود ما الان چاق نبودیم رژیم های مختلف ورزش های مختلف به قصد لاغری قرص چسب پماد دمنوش و و و
      تنها راه صحیح لاغری از طریق قدرت ذهن
      علتی که چاق ها لاغر نمی شوند لاغرها چاق نمی شوند فقط قدرت ذهنه
      من خیلی در مورد قدرت ذهن تحقیق کردم افراد زیادی از طریق قدرت ذهن خوب شدند سرطان فلجی بیماری های عجیب غریب
      واقعا قدرت ذهن عجیب است و زیبا و خوشحال جزو محدود انسان هایی هستم که با قدرت ذهن آشنا شدم
      حالا قدرت ذهن چه جوری عمل میکنه
      در مرحله ی اول یکسری باورها شکل میگیرد باور تکرار مکرر یک فکر است
      من که از ۸سالگی چاق شدم نقشی در ایجاد باور چاقیم نداشتم توسط خانواده جامعه رسانه ها ایجاد شده وقتی باور ایجاد شود ذهن ناخوآگاه وارد کار میشود عادت هایی ایجاد میکند که جسم تو همین با باور تو شود
      عادت ها چی هستند تکرار یکسری رفتار
      من۲۵ سال یکسری رفتار رو تکرار کردم وشد چاقی و اضافه وزن ۵۰کیلویی
      و دقیقا لاغری هم همین است من دارم یکسری باورهای لاغری در خود ایجاد میکنم وقتی باورهای لاغری ایجاد شود ذهن عادت هایی ایجاد میکند که جسمم همسو با این باورها شود ولی باید بدانی سیر تکاملی در جهان جاری است یعنی آرام آرام این تعبیرات صورت میگیرد من الان یک سال و نیم است کاملا ثابت شدم چاقتر نشدم یعنی در مسیر صحیح هستم چون همیشه قبلا در صورت نداشتن رژیم ماه به ماه چاقتر میشدم و لی الان یک سال ونیم ثابتم و حال روحی روانی واحساسم عالیه
      پس فقط باید تکرار کرد تا باورهای لاغری پر رنگ کم رنگ تر شود😍😍😍😍😍وقتی شد لاغری شروع میشود خیلی لاغر وخوش هیکل میشوم نمی مانم چون از طریق صحیح عمل کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/05 01:48
      مدت عضویت: 438 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 358 کلمه

      سلام استاد گرامی
      من یک مقدار گیج شدم اگر میشود راهنماییم کنید ممنون میشوم شما گفتید که انسانهایه لاغری هستند که زیاد هم میخورن وچاق نمیشوند و خودم نیز همچین انسانهایی در آشنایان دیدم‌ که خیلی زیاد میخورن ولی لاغر هستند وحتی یکم شکم ندارند وصاف هست شکمشان وهمه اندام هایه دیگرشان لاغر است و میگویید نه زیاد خوردن نه تحرک نداشتن و… باعث چاقی ما نمیشود و فقط در باور غلط ما است و از طرف دیگر شما گفتید این باور غلط باعث شده عادات غلط پیدا کنیم مثلا زیاد شیرینی دوست داریم و میخوریم و باعث چاقی میشود اگر زیاد خوردن علت چاقی نیست چرا پس این ها را عادت نادرست میدانید و باعث چاقی که باید کمتر بخوریم که بتوانیم لاغر شویم اگرم زیاد خوردن هم علت چاقی نیست پس چرا مثلا من گاهی شیرینی در دسترسم باشد زیاد میخورم باعث چاقی میشود من کمی گیج شدم متوجه نشدم که اخر خوردن زیاد باعث چاقی است یا خیر و اینکه من از ابتدا در کودکی دارویی استفاده کردم که کرتن است و کرتن بسیار اشتها آور و چاق کننده و پوکی استخوان می‌آورد من از کودکی نمی‌دانستم دارو چاق کننده است پس چگونه با خوردن دارو اشتهایه من زیاد شد من که بسیار کم غذا میخوردم وبسیار لاغر بودم بعد از خوردن دارویی که اطلاع نداشتم اشتها را زیاد می‌کند چاق شدم اگر میشود پاسخ من را بدهید ممنون میشوم که از سردرگمی نجات پیدا کنم من بارها ورزش کردم لاغر شدم من حتی به خاطر ناراحتیی روحیی که از فوت عزیزانم پیش آمده برایم و از دنیا سیرم کرده که روزها شده فقط یک وعده غذا خوردم من ادم پر خوری همیشه نیستم‌مگر خودم گاهی شیرینی بخرم یا بستنی زیاد بخورم ولی جاهایی دیگر نمیخورم و رد میکنم یا یکم میخورم ودر غذا خوردن هم زیاده روی نمیکنم ولی چاق شدم بارها لاغر کردم ولی باز به خاطر شرایطم دکتر بارها کرتن تجو