ورود / ثبت نام
0

تغییر عادت شیرینی خوردن

عادت شیرینی خوردن
اندازه متن

عادت شیرینی خوردن یکی از رفتارهای پرکاربرد و مشترک در بین افراد چاق است که تغییر آن تاثیر فراوانی در کسب نتیجه عالی در مسیر شگفتی ساز شدن دارد.

سالهای زیادی از زندگیم را با اضافه وزن زیاد زندگی کردم و به این دلیل تسلط کافی بر افکار و رفتارهای افرادی که چاق هستند دارم.

در این زمان که به لطف خدای مهربان در تناسب اندام خوبی هستم هر بار که با سوال دوستی که اضافه وزن دارد یا تاره با عضو سایت ما آشنا شده است مواجه می شوم به خوبی احساس و مشکل او را درک می کنم چون روزگار زیادی را همچون او با سختی و رنج چاقی گذرانده ام.

بسیاری از افراد چاق عادت شیرینی خوردن از رفتارهای پرتکرار آنها می باشد.

برخی از آنها تصور می کنند که بدنشان بیشتر از دیگر انسانها درخواست شیرینی می کند و عده ای معتقد هستند که عادت شیرینی خوردن برای آنها لذتبخش است و با خوردن آن به احساس آرامش میرسند.

البته عده ای مثل من تصور می کنند چون در منطقه گرمسیری زندگی می کنند این طبیعی است که بیشتر از دیگران شیرینی مصرف کنند و کلا عادت شیرینی خوردن در جنوب کشور رواج بیشتری دارد.

سالهای زیادی این باور را داشتم که چون خرما در مناطق گرمسیری رشد میکند و محصول میدهد حتما نیاز انسانهای این مناطق به مصرف شیرینی بیشتر از مناطق دیگر است و به این دلیل داشتن عادت شیرینی خوردن را در خودم و اطرافیانم طبیعی می دانستم.

در ذهن بسیاری از افراد چاق شاید مقصر اضافه وزن و چاقی را روغن ها بدانند اما جالب است بدانید قند و مواد شیرین سهم به سزایی در تشدید چاقی دارند نه از این بابت که شیرینی ها قدرت چاق کنندگی دارند بلکه از این جهت که عادت شیرینی خوردن به راحتی در ذهن ما نهادینه می شود اما عادت به مصرف روغن هرگز به صورت یک عادت تکرار شونده در ذهن ما ایجاد نمی شود.

در سالهای پس از آشنایی با لاغری با قدرت ذهن توجه زیادی به رفتارها و عادت های افراد متناسب داشته ام و به وضوح می دیدم که علاقه آنها به مصرف شیرینی به مراتب کمتر از ما چاق هاست.

سالها با فردی بسیار متناسب دوست بودم و همیشه می دیدم که او چای خود را یا تلخ می خورد یا یک حبه قند بر می داشت و بیشتر اوقات باقی مانده آن را در ته لیوان چای می انداخت و همیشه او را مسخره می کردم که این چه طریق چای خوردن است، اصلا این چای که تو میخوری چه مزه ای دارد؟

چون من عادت داشتم همیشه باید چای خودم را با شکر شیرین می کردم و آن را با کلوچه، بیسکویت، شکلات یا هرچیزی که قابل خوردن با چای باشد می خوردم و تصور می کردم که دوست من رفتار عادی ندارد.

هیچوقت به این فکر نمیکردم که چرا من این رفتار متفاوت را دارم که این از ویژگی های ذهن چاق است که خودش را صحیح میداند و رفتارهای متناسب کننده و عادت های افراد لاغر را غلط می داند.

با گذشت زمان که به اصول لاغری با ذهن بیشتر مسلط شدم مهارت تغییر عادت ها را یاد گرفتم و اولین گزینه من برای تغییر دادن، عادت شیرینی خوردن ، کلوچه و کیک و هر چیزی با چای بود، عادتی که سابقه حداقل 30 ساله در من داشت.

و بعد از آن عادت خوردن چای با شکر را اصلاح کردم، و سپس عادت خوردن شکلات و کشمش و خرما را اصلاح کردم و امروز یا اصلا چای نمی خورم یا به طریقی کاملا متفاوت از سالهای قبل خود چای مصرف می کنم.

البته ناگفته نماند که مواقعی پیش می آید که فرمولی چاق کننده و قدیمی رونمایی م یشود و من واکنش متفاوت و اشتباهی از خود نشان می دهم که با شناسایی آن سعی در اصلاح و بهبود آن می کنم.

برای مثال همین چند شب گذشته بود که برای دیدار مادرم به خانه ایشان رفتم.

وقتی مادرم درب را به روی ما باز کرد من از دور چشمم به بسته بامیه ها (بامیه مخصوص دزفول) افتاد و به جرات می توانم بگویم که موقع سلام کردم با مادرم به جای نگاه کردن به صورت مادرم به جعبه بامیه ها خیره شده بودم و همان شب در حالی که اصلا قصد چای خوردن نداشتم دو لیوان چای به عشق خوردن بامیه با آن خوردم که رفتاری اشتباه و دور از انتظار از خودم بود اما این رفتار من به دلیل تحریک از طرق کانال بینایی بود که توضیح مفصل آن در دوره ورود به سرزمین لاغرها داده شده است.

این مثال را ذکر کردم که یادآوری کنم، یادگیری و به کار گیری اصول لاغری با ذهن باید استمرار داشته باشد، چون خاطرات و فرمول های چاق کننده به مرور خودنمایی میکنند و باید آنها را کشف و اصلاح کنیم.

تغییر عادت ها فرایندی است که نیاز به استمرار دارد، همانگونه که یک عادت سالها تکرار میشود و فرمول آن در ذهن ما تثبیت شده است برای اصلاح و تغییر آن باید استمرار داشته باشیم.

در آموزش های لاغری با ذهن با انجام تمرینات ساده و تاثیرگذار فرمولهای ذهن خود را که سبب ایجاد عادت های چاق کننده در ما شده اند را شناسایی و آنها را با فرمولها و عادت های متناسب کننده جایگزین می کنیم.ایمان دارم استفاده از آموزش های لاغری با ذهن به شما کمک میکند رویای متناسب شدن خود را خلق کنید.

خواندن نوشته خانم فروغ عزیز در بخش دیدگاه به گسترش آگاهی در ذهن ما کمک می کند:

” منم تا قبل از بارداری دومم اصلا اهل شیرینی نبودم و نمیخوردم یا اگه میخوردم هم خیلی کم میخوردم.

ولی به محض بارداری همه گفتن باید شیرینی بخوری که بچه ات پسر بشه و میگفتن هر کس در بارداری جنیست بچه اش پسر هست ویار و میل به شیرینی داره.

و چون من هم فهمیدم بچه ام پسر هست زیاد بستنی و شیرینی میخوردم و زمانی هم که شیر میدادم بهم میگفتن شیرینی و آبمیوه و شیرینی کنجد دار و .. خیلی برای شیر خوبن و من هر روز کلی مصرف شیرینی با آبمیوه و چایی و مایعات داشتم و وزنم هم که حسابی بالا بود و هر بار هم که میخوردم ترس از چاقی داشتم.

ولی حالا خدا رو شکر با دورهای لاغری با ذهن مثل زمان متناسب بودنم شدم و اصلا حرص و ولع شیرینی ندارم و خیلی سریع دلم رو میزنه و یا دهنم از شیرینی تلخ میشه و ادامه نمیدهم.

هر وقت هم میل داشتم به خوردن شیرینی بدون ترس به اندازه نیازم میخورم و لی دیگه وعده عدایی رو درست نمیتونم بخورم و انگار خیلی سیرم و درکل هوسم رو میخوابونم با هر اندازه که نیاز داشته باشم و لدت میبرم.

من دختر خودم بسیار متناسب هست و همیشه رفتار عذاییش رو نگاه میکنم بارها شده نصفه شب بیسکوویت یا کیک یا بستنی خورده ولی نه همیشه و نه تمام کیک یا بیسکوویت رو در واقع هر چقدر نیازه داره بدون ترس و خیلی راحت میخوره و لذت میبره و فوق العاده اندام زیبایی داره.

همیشه به خودم میگم و میخوام با این جرات دخترم و این نگاه که خیلی راحت به عدا و شیرینی ها داره منم به مواد غذایی نگاه کنم و منم مصرف کنم چون هنوز ته تهای ذهنم کمی از فرمول های قبلا هست که شیرینی چاق میکنه غذای آخر شب چاق میکنه.

ولی درکل خودم علاقه به خوررن شام دیر وقت یا هر مواد عذایی در نصف شب ندارم.

ولی بارها دیدم دخترم نصف شب غذا میخوره آخر شب هله هوله میخوره و بلعکس گرسنه اش نباشه حتی یه روزم ممکنه با چند قاشق برنج روزش رو بگدرونه و دیگه نخوره در کل خیلی جالبن متناسبها واقعا هر وقت هر چی نیاز داشتن بدون ترس و نگرانی میخورن.

منم الان رفتارهام خیلی تغییر کرده و نزدیک به چیزی شده که باید بشه ولی بازم میخوام نزدیکتر بشه.

و یا اینکه کلی متناسب دیگه سراع دارم که عاشق شیرینی هستن ولی یکیشون که خودش همیشه میگه فقط و فقط کیک خامه ای دوست دارم و دیگه هیچ مدلی شیرینی دوست ندارم نه کیک معمولی نه بیسکوویت و نه کاکایو.

و یا یه متناسب دیگه که همیشه میگه من هلاک شیرینی هستم ولی دیدمش بارها و گفته خودش اولا باید اون کیک یا دسر کم شیرین باشه که بتونم بخورم و بعد وقتی اولین و دومین قاشق دسر رو خورد میگه بسه و نمیتونم و یا میگه چرا مزه اش اینجور و اینقدر ایراد میگیره تا شیرینی مورد علاقه اش رو پیدا کنه و یه ذره از اون بخوره و میگه چقدر خوردم.

ولی اگه من بودم ایراد نمیگرفتم قبلا چون من شیرینی دوست دارم و اگه جلوم بودن هر چی دلم میخواست میخوردم تا به حالت بدی برسم ولی اون متناسب با وسواس خاصی مواد عذایی رو انتخاب میکنه که نزدیک به علاقه اش باشه و تازه همونم نمیتونه زیاد بخوره نهایتا یه تیکه کوچیک و همیشه قبلا که چاق بودم بهش می گفتم تو که دوست داری د بخور ببین من چیزی نزاشتم ولی اون میگفت نمیتونم بخورم.

کلا چه دختر خودم چه بقیه متناسبها تا چیزی به دلشون نباشه و واقعا گرسنشون نباشه دوست ندارن بخورن ولی ما چاقها به محص گرسنگی شروع به خوردن میکنیم بدون توجه به کیفیت یا بو یا تازگی یا گرمی عدا یا … میخوریم تا سیر بشیم”

با آرزوی روزهایی سرشار از شادی و موفقیت برای تک تک شما همراهان

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=15224
برچسب ها:
71 نظر در مورد تغییر عادت شیرینی خوردن

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/07/29 08:44
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      سلام و درود به استاد عزیز و گرامی و همه دوستان همراهم 

      این خیلی فایل جالب و تاثیر گذار بود

      اینکه ما باید تصمیم گیرنده باشیم نه شیرینی جات

      مثال برنداشتن پول از خانه کسی خیلی قوی و قابل درک آسان بود که این ما هستیم که تصمیم میگیریم که چه رفتاری داشته باشیم پس این قابل قبول نیست که در مواجه شدن با شیرینی جات اظهار ضعف و ناتوانی کنیم 

       

      من هم یکی از کسانی بودم که قبل از ورود به دوره لاغری با ذهن حتما باید بعد از شام چای یا قهوه با شیرینی یا شکلات بخورم و جالب اینجاست که اگر شیرنی جات نداشتم به مربا پناه می بردم

       

      اما وقتیکه دوره رایگان لاغری با ذهن را قبل از خریداری دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کردم بعد از چند جلسه بطور تعجب آوری علاقه ام به شیرینی جات تغییر کرد 

       

      به یک مهمانی رفته بودم و در آنجا شکلات به من تعارف کردند ولی من گفتم میل ندارم و بر نداشتم 

      صاحبخانه گفت این شکلات مارک معروف و خیلی عالی است گفتم بله میدانم ولی میل ندارم 

      ناگفته نماند که صاحبخانه نمی توانست قبول کند که کسی این نوع شکلات را رد کند و بعد از آن دو بار دیگر به من تعارف کرد و باز همان جواب را شنید

       

      برای خودم هم باور کردنی نبود که خدایا چه اتفاقی افتاده که من اینجور تمایلم به شیرینی جات عوض شده است

      شاید این هدیه ذهنم به من است که اقدام به یادگیری فرمولهای لاغری و  ترمیم بدنم کردم

       

      الان هم گاهی اوقات شیرینی با چای می خورم ولی نه مثل قبل که باید روزی حداقل یکبار شیرینی مصرف میکردم

      الان بعد از خوردن شیرینی احساس پشیمانی مثل قبل نمیکنم و با لذت آنرا میخورم 

      الان مقدار خریدم برای شیرینی و بیسکویت و شکلات خیلی کمتر از قبل شده چون میدانم که خورده نمیشود و باید دور ریخته شود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/07/21 15:43
      مدت عضویت: 298 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان عزیز 

      شیرینی را همه دوست دارن بعضی را که می دیدم می گفتن شیرینی دوست نداریم تعجب میکردم که یعنی چی دوست ندارم کسی هم هست که کلوچه و یا رطب دوست نداشته باشه یا هر نوع شیرینی دیگه من خودم دوست دارم اما نه اینکه هوس کنم برم بخرم اما اگه ببینم خیلی دوست دارم و میخورم .اما از وقتی تو مسیر هستم چند عادتم را به راحتی کنار گذاشتم هر روز عادت داشتم چای با بسکویت یا شکلات بخورم و یا قهوه با باراکا میخوردم که خوشبختانه دیگه خبری نیست و راحت مصرف آنها را ترک کردم از این بابت خیلی خوشحالم ‌.من تونستم قدرت را از شیرینیها بگیرم شما هم می توانید .مثلا دیروز تولد پسرم بود ومن یه برش کیک خوردم و دیگه شام نخوردم نه اینکه به زور که چون شیرینی خوردم نه میل نداشتم شام بخورم و از این تغیرات خیلی خوشحالم و الان میخوام قدرت را از قندها بگیرم چون با چای گاهی دوتا قند میخورم و دوست ندارم و من میتوانم مصرف قند راهم کنار بزارم .

      باید به فکر خودمان باشیم و جسم خودمان را از زیر سلطه چاقی در بیاریم .همان طور که نمیتوانیم پولی که مال ما نیست برداریم به هزارو یک دلیل باید برای مصرف مواد غذایی و شیرینی ها بتوانیم بر نداریم نه اینکه خودمان را محروم کنیم نه بلکه به اندازه نیاز بدنمان مصرف کنیم و مصرف به اندازه نیاز ودر این صورت ما قدرت را از مواد غذایی و شیرینی ها میگیریم .

      به رفتار خودمان و متناسبها اگه دقت کنیم اونا هم شیرینی میخورن اما ممکنه به یه شیرینی خاص علاقه داشته باشن و شاید دو تیکه مصرف کنن اما بیشتر افراد چاق همه ی شیرینی ها را دوست دارن و موقع خوردن ممکنه تا ده تا یا بیشتر هم بخورن این اختلاف افراد متناسب و لاغر در مصرف شیرینی است به این نکات باید توجه داشته باشیم تا بتوانیم افکار و رفتار اشتباه خودمان را تغییر بدیم و این کار با آموزش ذهن امکانپذیر است .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/20 18:17
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,044 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم 

      بازم طبق معمول استاد شما دارین رمز موفقیت رو گوش زد میکنیین که بچه ها آگاهی ها رو به عمل تبدیل کنید  تا نتیجه رو در جسم خودتون ببینید و این کار بدون زجر و سختی باید باشه و  هر جا دیدید داره  به شما سخت میگذره بدونید راه رو اشتباه اومدید .

       چه جالب منم قبلا که باشگاه میرفتم به همه میگفتم  که چقدر سخته من امروز باشگاه دارم من دیگه ورزش هام جواب نمیدن باید سنگینترش کنم و ….کلی سر و صدا میکردم  اما حالا خیلی از  افراد اطرافم اصلا نمیدونن من چطور این همه متناسب تر شدم و چون در مدار شنیدن  این اگاهی ها نیستن  و   منم حرفی نزدم .

      من در گذشته قبل از ادواجم که متناسب بودم  اصلا از شیرینی خوشم نمیومد و یه مقدار پفک و چیبس  دوست داشتم    اونم کم‌میخوردم اما بدون ترس و نگرانی هر وقت میخواستم  میخوردم و بعد از ازدواجم که کم کم چاق شدم یه مقدار کم شیرینی میخوردم ولی بازم  بیشتر اهل غدا خوردن بودم و خیلی از گذشته ی خودم(  قبل از ازدواجم )بیشتر عذا میخوررم و همه چیز خور شده بودم و چیزی نبود که دوست نداشته باشم بعلاوه چیپس و پفک و کرانچی و اینچزا که واقعا زیاد میخوردم تقریبا میتونم بگم هر شب پاکتها از این چیزها میخوردم تا اینکه باردار شدم و در بارداری اولم بازم ویار من به قول اطرافیان چیز خاصی نبود و من فقط خیلی زیاد (وحشتناک )غدا میخوردم با اون تفکرات اشتباهی  که دااشتم باید به جای دونفر عدا بخورم و این حرفها و کلی چاق میشدم  تا اینکه بارداری دومم بود که اطرافیان میگفتن شیرینی بخور تا بچه ات پسر بشه و بارها میگفتن هر کس زیاد شیرینی میخوره فرزند پسری به دنیا  میاره و منم میخوردم و اما  وقتی من متوجه شدم  فرزندم پسر هست علاوه بر تمام اون فرمولهای غلط که در ذهنم داشتم  (باید به جای دو نفر  غذا بخورم و یا اینکه اگر بیشتر بخورم فرزندم با بنیه ی  قویتر خواهم داشت )شیرینی هم زیاد تر میخوردم چون این قضیه  باورم شده بود و واقعا وزن بالایی رو در اون دوران  تجربه کردم و قند بارداری پیدا کرده بودم طوری که سه ماه آخر زیر نظر کارشناس تغذیه بودم که بیشتر وزنم اضافه نشه چون هم برای خودم هم بچه خطرناک بود  خلاصه بعد از بارداری هم به توصیه اطرافیان برای زیاد شدن شیر ی که به فرزندم میدادم باید آبمیوه های شیرین مثل رانی و این چیزا  و یا شیرینهای مخصوص شهرم که با کنجد درست میشد و یا … میخوردم و یا هر روز سه وعده چایی کمرنگ با شیرینی فراوان کنجدی میخوردم که شیرم زیاد بشه و کلی از این توصیه ها و خلاصه خودم که چاق بودم  با این تجویزها چاقتر هم شدم و دیگه تنفرم از چاقی و ترسم از چاقی بیشتر خیلی بیشتر شده بود تا جایی که من دیگه در چهار ماهگی پسرم اقدام به رژیم گرفتن کردم ولی همچنان من عاشق شیرینی بودم و حرص،و ولع خوردن اون رو داشتم اما چون جز محدودیتام بود نمیخوردم و در کوچکترین فرصتی من هر شیرینی رو  پیدا میکردم تا تهش میخوردم و منی که  تا چند سال پیش اصلا علاقه ای  به شیرینی نداشتم و هیچ دسر و بستنی نمیخوردم حالا یه شیرینی خور بسیار قهار شده بودم  که به زور رژیم نمیخوردم تا اینکه اخرهای رژیمم از دکتر درخواست کردم شیرینی رو داخل رژیمم قرار بده و ایشون هم سه عدد بسکوییت ساقه طلایی رو فکر کنم با یه لیوان شیر  به جای شام من قرار داد که یا شام میخوردم و یا اونها رو میخوردم حالا انتخاب با خودم بود و اما حالا بعد از مدتها در سایت بودن دوباره مثل گذشته ی خودم شدم اول اینکه من فقط یه بسیکوییت ویفر کاکاییویی خاص که با شکلات صبحانه قاطی شده  رو دوست دارم و صبحانه یکی دو برش از اون رو با یه لیوان شیر میخورم و هر شیرینی رو دیگه دوست ندارم و کلی مدلهای مختلف در خانه ی من هست به خاطر بچه هام ولی من نمیخورم چون دوست ندارم و من حتی خیلی وقتها شیرینی خیلی از دسرها برای من زننده هست و دهنم رو تلخ میکنه و حالم رو بد میکنه و من ترجیح میدم نخورم و خیلی راحت با علاقه ، مدتها هست انتخاب کردم عصرها چایی نخورم چون چایی خوررن  جز علاقه مندیهای من نیست و از روی عادت و همراهی با همسرم هم  قبلا میخوردم که مدتها هست دیگه هم نمیخورم و وابستگی ندارم و از روی عادت نمیخورم و اگر خیلی هوس کنم با کشمش میخورم چون واقعا این ترکیب رو دوست دارم و از روی اجبار و ترس نیست من عاشق خوردن مویز و یا کشمش با  چایی هستم اونم در حد سه دونه با یه نیم لیوان نه بیشتر و خدا رو شکر از وقتی درراین مسیرم  علاقه ام به نسکافه و کاپوچینو هم انگار واقعا تغییر کرده و از شیرینی اونها هم حالم بد میشه و دیگه دوست ندارم بخورم و خدا رو شکر  از وقتی که وارد این سایت شدم کلی تغییرات عالی داشتم و مثل گذشته ی خودم دارم میشم شیرینی بسیار کم ،بسیار کم مصرف میکنم معمولا در حد  دو برش از یه شیرینی دلخواهم در وعده ی صبحانه هست طوری که یک عدد از  اون شیرینی رو در سه روز یا دو روز میخورم و عالی هم سیر میشم و هرگز زیاده روی نمیکنم .

      منم در گذشته  که چاق بودم با حس بدی شیرینی میخوردم که این عامل چاقی من هست و با استرس شیرینی میخوردم ولی میدیدم که خواهر خودم که بسیار متناسب هست و یا خواهر همسرم و یا دخترم  که بسیار متناسب هستن اگر شیرینی بخوان خیلی راحت میخورن و با لدت میخورن اما من با ترس و لرز میخورم پس در شروع کار بین  چاقها و متناسبها کلی فرق هست که اونها با لذت میخورن و ما با ترس،و نگرانی از چاقی بیشتر میخوریم و مرحله ی بعد که میزان خوردن هست در  افراد چاق میزان خوردن که بالا هست در واقع به هر چیز شیرینی برسن میخورن و براشون مهم نیست چی هست و منم  قبلا اینطور بودم و این نشون میده علاقه ی من به طعم شیرینی بود مثلا دونات میخوردم و کلوچه محلی میخوردم یا شیرینی خامه ای میخوردم و یا بیسکوییت قنادی و سوپری میخوردم اما با این وجود چون این اواخر رژیم سخت داشتم که هر شیرینی ممنوع بود و خودمم  تا سن ۱۸ سالگی که لاغر بودم ( ازدواج نکرده بودم)  علاقه به شیرینی نداشتم و فقط در محدوده ی زمانی کمی شیرینی خور شده بودم خیلی از خوراکیهای شیرینی رو تجربه نکرده بودم  هم از روی ترس از چاقی و هم اینکه در گدشته  مشتاق خوردن شیرینی نبودم مثل نان خامه ای و یا بستنی خیلی کم خوردم فقط در بارداری عاشق کیم های سالار شده بودم و  هر روز میخوررم و یا نوشابه نمیخوردم عاشق دوغ بودم و  یا مربا  در صبحانه نمیخوردم و بیشتر پنیر رو دوست داشتم و  ….   و اما این اواخر  که در دوران لاغری با ذهن  بودم هر جا هوس هر شیرینی کردم خیلی راحت بدون ترس (تا جایی که تونستم )خیلی عادی خوردم و نگران نبودم و اما همین آزادی باعث شد من دور خیلی از شیرینها رو خط بزنم و مثل گدشته ی خودم بیشتر با  خوردن انواع عداها در زمان گرسنگی  لدت ببرم (البته بدون پرخوری کردن )و دیگه هیچ حرص؛و ولعی برای خوردن هیچ شیرینی ندارم و کاملا روی خودم تسلط دارم تا جایی که وقتی در جمعی و یا تولدی باشم و در اونجا کیک خامه ای و کیک تولد باشه من در حد یه نوک چنگال یا یه دره بیشتر  میخورم و دیگه بیشتر  ادامه نمیدم چون میلم نمیکشه تازه اون کیک هم باید خیلی پرفکت باشه که بتونم بخورم و گرنه از خوردنش لذت نمیبرم  اما خیلی از اطرافیانم که رژیم دارن و به قول خودشون محدودیت دارن با حرص، و ولع چندین برش بزرگ میخوزن که من از خوردن اونها حالم بد میشه و میگم چه رفتار نادرست و زشتی دارن و واقعا متوجه میشم که چقدر در فشار روحی  و محدودیتها هستن که نمیخورن .و من واقعا احساس تناسب میکنم و انگار از  درون متناسبم و اصلا  شخصیتم تعییر کرده انگار شخصیت فرد متناسب رو پیدا کردم چون اونها اینطورن که خیلی کم از هر چیزی میخورن حتی شیرینی که میگن دوست داریم وقتی بزاری جلوشون در حد یه ذره می خورن و  میگن دیگه نمیتونم و ادامه نمیدن و منم دقیقا شبیه متناسبها رفتار میکنم و از رفتار خودم لذت میبرم پس میشه مثل متناسبها شیرینی دوست داشته باشم و بخورم و لدت ببرم .

      من خواهر خودم که بسیار متناسبه میگه من عاشق شیرینی هستم مثلا حلوای سنتی رو خیلی دوست داره ولی وقتی درست میکنه میگم بخور اگه دوست داری  اون فقط یه نوک قاشق برمیداره میگه کافیه دیگه نمیتونم و حرفشم اینه که عاشق حلوا  و شیرینی و …هست و بارها در گذشته تعجب میکردم که اگر میگی دوست دارم چرا نمیخوری ؟؟اما حالا درکش میکنم نمیتونه با همون یه ذره هوسش،میخوابه و دیگه نمیخوره اما اون خواهرم که یه مقدار تپل تر هست یه بشقاب میخوره و تازه میگه من خیلی حلوا دوست ندارم و این باعث تفاوت  اندام چاقها و لاغرها میشه و همین خواهر  لاغرم عاشق،شیرینی هست  ولی از شیرینی خامه ای خوشش نمیاد و اگر جلوش بزاری لب نمیزنه یا خیلی کم میخوره و اما  همون خواهر تپلم میگه من خیلی شیرینی دوست ندارم اما عاشق شیرینی خامه ای هستم  و یه  نصف جعبه رو میتونه به تنهایی   بخوره  و کلی از این تفاوتها .

      پس اگر فرد لاغری بگه عاشق شیرینی هست نگاه کن ببین چقدر میخوره نهایتش یه دونه اما فرد چاقی اگه بگه عاشق شیرینی هست سه تا چهارتا میخوره پس گول حرف متناسب رو نخورید که میگه عاشق شیرینی هستم نگاه به واکنش اون فرد  در مقابل شیرینی بکن و بعد تو هم شروع به خوردن بکن .

      وای استاد عزیز من عاشق این مثالی شدم که شما زدین و گفتین اگر پولی رو ما در جایی ببینم هرگز دست درازی نمیکنیم و اون رو برنمیدارییم و به خودمون میگیم اون پول که مال من نیست و زشته و گناه و هرگز برش نمیدارید پس چرا هر جا شیرینی دیدیم باید اون رو بردارم ؟؟؟چون از کوچیکی به ما یاد دادن که پول کسی  دیگه رو برداشتن  کار نادرست و زننده ای هست ولی این یکی رو یادمون ندادن و ما هم وقتی جایی میریم تا طرف حواسش نبست هی برمیداریم  و میخوریم و اگر تونستیم و  زورمون رفت حتی سهم طرف مقابل رو هم برمیداریم و میخوریم اخه این چه کاریه ؟؟؟واقعا من همیشه به یاد این مثال شما حتی در خوردن مواد عدایی مورد علاقم علاوه بر شیرینی هستم حتی در خوررن روزانه ام با همین مثال خودم رو کنترل میکنم قبلا که عادت داشتم کل ته دیگ غذا  رو خالی خودم بخورم و یا گوشتهای خورشت رو بیشتر خودم بخورم و یا … با این مثال دیگه همچین کاری نمیکنم و واقعا برای من  تاثیر گذار بوده و هست پس ما میتونیم خودمون رو کنترل کنیم و تغییر بدیم و این حرف که من در مقابل شیرینی نمیتونم خودم رو کنترل کنم غلطه چطور در مقابل پولی که میبینی خودت رو کنترل میکنی  و یا در مقابل جواهرات دیگران و وسایل دیگران میتونی خودت رو کنترل کنی اما در مقابل شیرینی نمیتونی چرا ؟؟؟؟چون ذهنت  برای کنترل خوردن خرابه .

      این خیلی خوبه که ما میتونیم از تمام نعمتها استفاده کنیم و کلی تنوع در این نعمت هست ولی این خیلی بده که کنترل خودمون رو بدیم دست شیرینی ها و قدرت رو از خودمون بگیریم و بدیم دست شیرینیها و خودمون رو بدون هیچ قدرت انتخابی کنیم اما هدف از  این آموزشها این هست که قدرت دست ما باشه و واقعا به جرات میتونم بگم من خیلی قدرتم در انتخاب عذاها و تسلط بر اونها زیاد شده و دیگه هیچ مواد عذایی نمیتونه به زور وارد بدن من بشه  و من رو وادار به خوردن کنه معمولا خودم هستم که انتخاب میکنم و قدرت انتخاب دارم و در ازادی کامل انتخاب میکنم از چه مواد عدایی در چه زمانی مصرف کنم  و دیگه برده ی مواد عذایی نیستم حالا هر از گاهی شاید خطایی هم داشته باشم اما به مرور مهارت تسلطم بر مواد عذایی خیلی بهتر میشه همین دو شب پیش دوست داشتم برای شام  نون بر بری داغ و پنیر و گوجه بخورم و کلی عدا بود اما من این رو انتخاب کردم و بعد شب رفتم خونه مادرم اونجا مادرم کتلت داغ تازه درست کرد و خیلی اصرار کرد بیا بخور ولی من لب نزدم حتی تست هم نکردم چون سیر بودم و نخواستم بخورم و اصلا میلم نشد و هر چقدر اصرار کرد مادرم گفتم سیرم میل ندارم و اصلا ادا نبود واقعا نمیتونستم بخورم و بعدا که اومدم خونه متوجه شدم کارم عالی بوده و خودم رو تحسین کردم که با این همه تعریف و تمحید مادرم از غدا من لب نزدم .اما در گذشته که اینطور نبود اگر غدا سر گاز بود باید میخوردم هر چقدر بیشتر غذا میدیدم بیشتر میخوردم اما حالا قدرت انتخاب دارم و من تصمیم میگیریم چه مقدار از چه غدایی بخورم چون خودم مهمتر از غداها هستم و میگم ایا غدا برای من تصمیم میگیره من چه مقدار مصرف کنم یا من تصمیم میگیر م چه مقدار غذا مصرف کنم و این خیلی مهمه و من الان احساس قدرت بیشتری در مواد غدایی دارم و رفتارهای بهتری در مقابل اونها دارم چون فرمولهای ذهنی من با آموزشها تعییر کرده و ذهن من اماده شده و جسم من داره هماهنگ میشه با ذهن من و این روند لاعری با قدرت ذهن هست و به فشار و زور نیست .

      پس همیشه مراقب باشید قدرت دست چه کسی هست ؟؟

      آیا عداها برای من تصمیم میگیرین من چه رفتاری داشته باشم ؟؟ایا چیپس و پفک برای من تصمیم میگیره من چه رفتاری باید داشته باشم ؟؟؟ایا شیرینی ها برای من تصمیم میگیرین من  چه رفتاری باید داشته باشم ؟؟؟؟؟یا من به عنوان یه انسان قدرت تعقل و تفکر دارم که چه مقدار شیرینی و یا عدا و یا هله هوله  مصرف کنم .من واقعا  دوست دارم در شان یک انسان رفتار کنم و رفتار درستی داشته باشم ببخشید که میگم اما  به خودم میگم حتی یه گوسفند هم وقتی بره علفزار وقتی سیر شد دیگه نمیخوره پس چرا من هر چی مواد غدایی بیشتر باشه فکر میکنم باید بیشتر بخورم ؟؟؟؟من باید به نیاز جسمم توجه کنم و به بدنم احترام بزارم هر جا دستور سیری اومد به زور غدا و شیرینی وارد اون نکنم و  با هر کانالی در بدنم تحریک به خوردن نشم  .

      اگر من این رابطه رو در ذهنم درست کنم که مواد غدایی و شیرینی و چیبس و پفک تصمیم گیرنده هستن یا خودم تصمیم گیرنده هستم ؟؟؟همه چیز و خوردنم اصلاح میشه 

      پس من اگر در رابطه ی خودم با فلان مواد غذایی مشکل دارم و تابع اون مواد عدایی هستم پس نمیشه رابطه ی درستی با اطرافیانم داشته باشم پس چاقها در روابط مشکل دارن چون از درون رابطه ی خودش با مواد غداایی مشکل داره پس در روابطش با دیگران هم مشکل داره ولی اگر در اموزشها شرکت کنید و این مشکلات رو برطرف کنید رابطه ات با اطرافیانت هم درست میشه اگر من بتونم قدرت و توانایی ام در مواد غدایی به دست بگیریم در روابطم با دیگران هم این توانایی رو خواهد داشت.

      پس نگو من نمیتونم شیرینی نخورم و یا پفک نخورم و یا عدا نخورم نه عزیزم قرار نیست ما زجر بکشیم  یا سختی بکشیم 

      ما باید درست بخوریم من اگر از فیلمی بترسم هرگز اون رو دوباره نمیبینم اگر در رابطه با شخصی شکست بخورم دوباره با اون فرد رابطه برقرار نمیکنم و این منطقی هست اما چطور در رابطه با مواد غدایی ما بارها هست داریم ضربه میخوریم ولی این ضربه ا رو پدیرفتم که هر بلایی میخواد چاقی به سر من بیاره من پذیرفتم ؟؟؟..

       چاقی نتیجه ی یک سری  رفتارهای من هست که اگر من از نتیجه راضی نیستم میتونم رفتارم رو عوض کنم  من بارها شده از یه مغازه رفتم خریدی کردم و اون جنس چون مورد پسندم نبوده دیگه دوباره نرفتم در واقع نتیجه اش رو دوست نداشتم و دیگه  نرفتم  اما حالا چاقی که یک نتیجه در بدن ما هست و ما اون رو دوست نداریم تغییرش نمیدیم و اون رو پذیرفتیم ؟؟؟؟.

      من الان که در دوره هستم میدونم خطای کارم چیه که این یکم اضافه وزن رو دارم اونم این هست که علاوه بر گرفتن پیغام سیری چند لقمه بیشتر میخورم و این خیلی برای من کار زشت و زننده ای هست و خیلی زجرم میده چون اطلاع دارم که چه کار بدی دارم انجام میدم و به خودم قول دادم قبل از فشار شکمی اون رو رها کنم خیلی وقتها خوبم خیلی وقتها هم ممکن خوب نباشم چون واقعا فاصله ی بین نقطه ی سیری و گرسنگی من کم هست یکم بعصی مواقع برام سخت میشه مخصوصا اگر غدا مورد علاقه ی من باشه و از گدشته خاطره ای در ذهنم باشه ذهنم با هزارتا ترفند که خوشمزه هست تو دوست داری و … میخواد من رو وادار به خوردن کنه که خیلی وقتها نمیتونه و بعضی مواثع هم میتونه  که  بعدش خودم رو تنبیه میکنم 

      من نمیخوام با بدنم بیرحمانه رفتار کنم چون همین چند لقمه اضافه خوردن باعث شده کمی اصافه وزن داشته باشم ایا من اگز از معامله ای شکست بخورم حاضرم دوباره اون رو انجام بدم ؟؟؟.خیر پس چرا این  خوردن چند لقمه اضافه تر از نیازم رو  رها نمیکنم و بهتر رفتار نمیکنم ؟

      من به خودم رسیدگی  میکنم و تصمیم میگیریم تعییر بدم این رفتارم رو و دیگه تکرارش نکنم .

      اگر من هر کمبودی دارم در زندگی دارم و چیزی و یا نعمتی   رو ندارم این از ضعف بشر  نیست خودم نخواستم حالا لاعری هم همینطور هست اگر من الان کامل  ندارمش به خاطر ضعف خودم هست چون من یه مدتی در گدشته اون رو کامل داشتم ولی از دستش دادم و حالا میخوام دوباره به دستش بیارم و اصلا چیز عجیب و غریب و پیچیده ای نیست و فقط به خاطر افکار و رفتار اشتباه اون رو پوشاندیم پس با این اموزشها من افکار و رفتارم تعییر میکنه و من در نهایت دوباره لاغر میشم .

      من فردی شجاع هستم که شجاعت رو به رو شدن با تناسب رو دارم و من مطعنم من یه شگفتی ساز هستم چون خداوند من رو هدایت کرده و خدا من رو وارد این مسیر کرده و قطعا توانایی و امادگیش رو دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/06/11 10:24
      مدت عضویت: 157 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 506 کلمه

      سلام
      من خودم عاشق شیرینی هستم و هنیشه مقصر اصلی اینو میدونستم
      اونقدر نمی خریدمش ک جایی میدیم فقط میخواستم ک بخورم این اواخر یجوری شده بود ک دوبار شیرینی گرفتم اونقد خوردم ک معدم مریض شد
      اون لذت ب زجر و عذاب تبدیل شد
      خواهر من خودش شیرینی میخوره پیراشکی و اینا ولی من ندیدم ک عین ما تموم حواسشو ب شیرینی بده یا اضافه بخوره میبینی ی چیزو چن هفتس داره
      همه ما عاشق شیرینی هستیم ولی بعد خوردن عذاب وجدان داریم
      چن ک میران مصرف بالاس
      واقعا چدا ما انقدر قدرت دو ب مواد غذایی میدیم واقعا من در مواجه با شیرینی تصمیم نمیگرم واقعا
      در واقع من اختیار خودمو ب شیرینی دادم اصلا تصمیم گیرنده من نیستم
      من همیشه اون شیرینی محکوم میکردم ب جای اینک خودمو محکوم کنم
      ولی از امروز تصمیم گرفتم ی جور دیگه باشه
      استاد عزیز واقعا فایل بینظیری بود واقعا منک بهش احتیاج داشتم درسهای زیادی برام داشت
      در واقع ما وقتی میخوایم قیمه درست کنیم تموم حواسمون هس ب میزان مواد غذایی ب نمک اگه یکم زیاد باشه شور میشه ی ادویه ها مثلا یکم فلفل زیاد باشه میسوزونه یا رب ک اگه یکم زیاد باشه دلو میزنه باید در خوردن اینطوری باشه اونجا قدرته در دسته منه میزانی ک استفاده میکنم و اخر سر اون میزان استفاده است ک تعیین میکنه اون غذا خوشمزه یا بد مزس یا شور و فلان
      در مصرف شیرینی هم همینه اگه قدرت در دست شیرینی باشه میزان بره بالا اون جسم دیگه خوشگل نیس جالب نیس و از اون حالت خوشگلی وتناسب میزنه بیرون
      همه چیز ب اندازش خوبه ب اندازش خوشمزس
      واقعا حتی چای ک من عاشقشم از دوتا ک زد ب اونور دیگه اصلا طعمی حس نمیکنم
      ما عادت کردیم ب خوردن در واقع ما حتی لذت و زیبای اون یدونه خوردن و لذت بردن رو از خودمون گرفتیم
      مثل کسی ک خودشو تو خونه حبس کرده و از لذت دیدن طبیعت اسمون و پرندهها رو از خودش میگیره ما هم لذت سبک بودن راحت لباس پوشیدن و راحت خریدم شیک بودن و متناسب یودن از خودمون گرفتیم خودمون حبس کردیم در زندان عادتها و رفتار ها و افکارهای پوچ
      ما مثل یک پرنده بتونیم هر دفعه ک اون لونه خراب شد بریم دوباره بسازیمش دونه دونه چوب ها رو بزاریم رو هم تا بشه لونه ماهم دونه دونه فروملها و افکار درست بزاریم رو هم تا تناسب بیاد بالا
      پرنده هم لونه داشته مثل ما ک یکروز متناسب بودیم واز دستش دادیم مث پرنده دوباره بسازیمش با قدرت
      من خودم دو شخصیت فرض کردم یکی شخصیت چاقی و شخصیت لاغری
      در مواجحه با روزم میگم و کدوم رفتارم باعث قدرتمند شدن شخصیت لاغری یا چاقی شده و یک زمین تصور میکنم ک شخصیت چاقیه. خیلی وقته اونجاس و درختاش تنومند و قدرتمند و شخصیت لاغری تازه داره دانه میکاره و من باید مثل یک نوزاد بهش برسم اون وابسته ب منه اما شخصیت چاقیه خیلی وقته ک بزرگ شده من باید اونقدر بهش نرسم ک گرسنه بی محبت بمونه تا ضعیف بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/21 11:30
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 721 کلمه

      سلام🙂

      چقدر جالبه که هربار که این فایل رو بعد از مدتی گوش میدم مقاومتم نسبت به بار قبل کمتر شده و خیلی راحت تر این حرفها به گوش جانم میشینه

      قشنگ یادمه که بار اولی که این فایل رو گوش دادم چقدر از شنیدن این جملات که”قدرت رو به شیرینی دادین و خودتون رو ناتوان میدونین”یا”اگه میدونی و کاری نمیکنی خیلی بدتر از اینه که ندونی”خیلی ناراحت شدم و جزئ فایلهایی بود که احساس منو بد کرد و بار دوم که میخواستم گوش بدم میدونستم قبلا حالم رو بد کرده و با اون پیش زمینه گوش دادم ولی احساسم مثل بار اول بد نشد و فکر میکنم در کامنتم هم اینو نوشتم امروز که بار سومه اون رو گوش میدم اولی که با عنوان فایل روبه رو شدم با خودم گفتم استاد که خودشون بارها گفتن شیرینی قدرتی برای چاقی ما نداره چرا درباره رابطه چاقی و شیرینی مطلب گذاشتن و دقیقا فکرم این بود که بیام و یه جورایی انتقاد کنم ….ولی با خوندن سطرهای اول مقاله کاملا نظرم تغییر کرد و بیشتر و بیشتر به این آگاهی ها ایمان آوردم 

      جابب در مقاله نوشته بودین این شیرینیها نیستن که قدرت چاق کردن ما رو دارن بلکه عادتهای ما در خوردن شیرینیها است که در ما نهادینه شده و همین باعث چاق شدنهای ماست

      ودر فایل هم به این عادتها پرداخته بودین که هم علاقه ما و هم میزان خوردن ما و هم عشق به طعم شیرینی هست که تفاوت ما با افراد متناسبه

      کاملا با این حرفها موافق بودم چون بارها دیدم افراد متناسبی که یا اصلا علاقه به شیرینی ندارن یا فقط به یه مدل علاقه دارن و میزان خودنشون هم کلا با ما متفاوته و ما دربرابر نون خامه ای هم تا حد خفگی میخوریم اونا یکی نهایتا دوتا برمیدارن نیت هم کلا فرق داره اونا به قصد لذت میخورن ما میخوریم ولی با حس عذاب وجدان چون باورمون اینه که شیرینی ما رو چاق میکنه و اون متناسب درونمون هم میدونه که ما بیش از اندازه خوردیم و همین باعث حس عذاب وجدان میشه به قول شما به اوضاع درهمی هست نخوریم حالمون بده بخوریم هم حالمون بده…..

      در مورد طعم هم من کاملا با شما موافقم چون خود من با وجودیکه با کاکائو و شکلات علاقه دارم اصلا با مدلهای تلخ یااونایی که درصد تلخیش زیاده میونه خوبی ندارم پس اون طعم شیرین رو دوس داریم منم از جمله چاقهایی هستم که همه مدلهای شیرینی رو دوس دارم بیسکویت کلوچه کیک ویفر ابنبات شکلات بستنی نون خامه ای دانمارکی و……و جالبه کم شیرین ها رو خیلی نمیپسندم البته خیلی شیرین هم دلم رو میزنه…

      استاد تنها راه دل بریدن از این طعم دوس داشتنی فقط تغییر افکاره اونم فقط از طریق آموزشهای شما

      وگرنه با هیچ زور و محدودیت و رنجی نمیشه این لذت رو کمرنگ کرد….

      منم قبلا در برابر شیرینی و کیک و هله هوله حسابی ضعیف بودم و اصلا با ورود به خونه کسی اگه شیرینی روی میز بود به قول شما دیگه صاحبخونه رو نمیدیدم فقط چشمم به شیرینی روی میز بود و از نظر من اونی که همه مدل خوراکی می آورد برای مهمون ،میزبان فوق العاده ای بود و فاکتور اصلی هم یه مدل شیرینی یا بستنی یا کیک بود که دیگه میزبانی رو تکمیل میکرد😁

      واقعا نسبت به قبل منم تغییرات خوبی داشتم اینقدر دلم دنبال شیرینی نیست اینقدر دلم ضعف نمیره که فکر کنم قندم افتاده و بهونه برای خوردن خوراکی داشته باشم اصلا بعد از غذا دنبال شکلات وکیک و….نیستم  خودم انتخاب میکنم چی بخورم و چقدر …البته که گاهی فرمولهای قبلی در رفتارم نشون داده میشه ولی میدونم که اینم جزیی از پروسه تکامل و آموزش هست و خودم رو سرزنش نمیکنم و مدتها درگیر عذاب وجدان نمیشم …

      قبلنا وقتی میرفتم قنادی اصلا بوی شیرینیها منو دیوانه میکرد و سست میشدم و دوس داشتم همه ویترینها رو نگاه کنم و هر کدوم به نظر خوشمزه تره رو بخرم ولی چند شب پیش رفتم یه کیک کوچیک بگیرم اصلا الان یادم نمیاد چه بویی به مشامم رسید و هیچ ویترینی رو هم نگاه نکردم فقط منتظر شدم که سفارش خودم رو بدن و خیلی با آرامش خرید کردم و اومدم بیرون  و حتی بوی کیک خامه ای توی ماشین رو هم یادم نمیاد…چه تغییرات عالی ای……جالبه که متوجه هم نشده بودم امروز که میخواستم تمرین بنویسم یادم اومد و کلی لذت بردن که اره ذهن من هم داره متناسب میشه و این خیلی خبر خوبیه😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/05/04 09:21
      مدت عضویت: 327 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 199 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام ب استاد عزیزم و دوستان همراه گام ۵۷تغییر عادت شیرینی خوردن .این عادت یکی از پر کاربرد ترین رفتار ها بین افراد چاق هست ک تغییر آن باعث نتیجه بهتر در مسیر شگفتی شدن داره ،یکی از ویژگی های ذهن چاق ک رفتار خودش را صحیح میدونه و عادت افراد لاغر رو غلط میدونه ،آموزش ذهن با تکرار با ملایمت و عمل کردن به آگاهی هاست ،آگاهی تجربه ی ب وجود میاره و تجربه باعث باور میشه ،آگاهی با تبدیل شدن ب عمل میشه باور ، این ک افراد متناسب هم مث ما آدم های چاق عاشق شیرینی هستند باید ببینیم نوع رفتارشون با شیرینی چطوریه منم خیلی دقت کردم افراد متناسب یا شیرینی خاصی رو دوس دارن یا دوس ندارن اصلا وقتیم میگن خیلی دوست داریم فلان چیز رو یا یدونه یا ی گاز ازش میخورن خیلی خیلی بخورن دوتا بیشتر نمیشه ولی من قبلا این دوره مسیر لاغری من قشنگ می تونستم نصف ی کارتون رو تا حالت خفگی بخورم ولی از بعد دوره من ی استکان چای و دوتا شیرینی قشنگ سیر میشم و پر خوریم نکردم خیلی خوشحالم ک تو این مسیرم خدا رو شکر ممنون از استاد عزیز.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/18 14:53
      مدت عضویت: 380 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 886 کلمه

      به نام خدای مهربان ، 

       

      بطور کلی آنچه را که آموزش دیدیم در این فایل اینکه ه چگونه عادت به شیرینی خوردن را تغییر بدهیم.

      توجه کردن به نکات آموزشی وعمل کردن به آن هاباعث می شود که ذهن ما تغییر کند وفقط با تکرار وبا ملایمت  اینکار آسان می شود.

      ما سالها با توجه کردن به عدد وزن روی ترازو ، تنگ شدن لباسها چاقی را باور کردیم واعتماد به نفسمان آمده پایین‌ واین شده تجربه چاقی! وباور کردیم که چاق شدیم وتجربه چاقی هماهنگ شده است با محتویات ذهن  ومرحله به مرحله چاق وچاق تر شدیم واضافه وزن پیدا کردیم.

      حال می توان از این تجربه چاق شدن درجهت مخالف  برای لاغر شدن استفاده کنیم یعنی با توانایی خودمان می توان آگاهی های جدید را دریافت کنیم وتبدیل به عمل کنیم .واین خود می شود یک باور جدید مناسب وبا تکرار واستمرار این مسیر آهسته آهسته تغییرات را درخودمان می بینیم. واین فراگرفتن آموزش‌های ذهنی باید توام با آرامش واسانی باشد که باور همین حقیقت هم برای خیلی از ماها سخت است!!

      دوست داشتن شیرینی بیشتر یک عادت است نه علاقه، آنهم بخاطر سیستم زندگی بخصوص ما ایرانی‌ها ، ! در هر مراسمی اعم از خواستگاری جشن عروسی ،مهمانی ، ختم ،تولد ،باید باشد ودر ذهن ما نهادینه شده ،بطور مثال در سینی چای همیشه برای تعارف کردن باید قندان  کنارش باشد وگرنه یک نوع بی احترامی است از مدعوین وما عادت کردیم وتصویری غیر از این در ذهن ما نمی باشد.

      قبلا من عادت داشتم که حتما چایم را با یک شیرینی هرچند بزرگ ویا کوچک بخورم ولی با آموزش‌هایی که دیدم بخصوص تکرار روزانه میثاق نامه ، به مرور علاقه ام به شیرینی کم کمتر شد بطوریکه دوستان هم اشاره کردند ،مزه شیرینی فورا دلم را می زند ودر دهانم احساس بدمزگی می کنم.در صورتیکه آن زمان‌ها که شیرینی می خوردم درنهایت آن ترس از خوردن ، که حالا چه اتفاقی میفته الان بازم چاق میشم ،آن لذت خوردن را ازمن می گرفت وتبدیل به عذاب وجدان  می شد.! وفرق آدمهای متناسب با آدم‌های چاق در همینجاست چون آنها با خوردن شیرینی تنها لذت می برند ،

      یادمه انزمانها که در شیراز زندگی می کردم خیلی رسم بود که داری را تهیه می کردند بنام رنگینک که شاید بعضی از دوستان با آن آشنایی داشته باشند که یک دیس بزرگ بود پراز رطب ،روی آن حلوای مخصوص بعد پراز شکر ودارچین ومغز گردو فراوان که یک معجون بسیار خوشمزه ای بود وجالب بود که این دیس بزرگ تا آخرش خورده میشد واکثر هم لاغر ومتناسب بودند ومن هم بودم البته! وکاملا فقط با لذت می خوردند وکسی هم عذاب وجدان نداشت! 

      ممکن است ما به خیلی چیزها علاقه داشته باشیم مثل پول ،طلا ،جواهرات ولی سوال اینجاست که چرا ما در هرجایی ویا هر خانه ای آن را برنمی داریم وتوانایی اینرا داریم که در هرجا وهرمکانی به آن دست نزنیم ولی درمورد شیرینی آنقدر بی اراده وناتوان برخورد می کنیم. ؟ چون این فرمول در ذهن ما تثبیت شده که من درمقابل شیرینی ناتوانم وهمین است که درما سبب ایجاد واکنش نادرست بشود!

      ودر کل این عمل درستی نیست که ما اختیار خودرا بدهیم به شیرینی‌ها !وقدرت واختیاررا از خودمان بگیریم. ما درحقیقت باید تعیین کننده باشیم که چطور وبه چه میزان  از شیرینی ها استفاده  کنیم.

      باید احساس توانایی ابتدا در ذهن باشد ودر نهایت به واکنش در مقابل شیرینی‌جات به طریق صحیح رفتار شود.

      واین طرز فکر ونگرش می تواند در همه زمینه ها ی زندگی چه روابط ویا کسب وکار وزندگی مشترک کارساز باشد.

      بنابراین در مقابله با شیرینی ها فکر کنیم ببینیم ما مهم تریم ویا شیرینی ها ،واگر قبول داشته باشیم که انسانی هستیم با قدرت واراده باید خود تصمیم درست را بگیریم وبه آن عمل کنیم وبه همین ترتیب رفتارهای خودرا درهمه زمینه ها اصلاح کنیم.ودر نتیجه عکس العمل های متفاوتی داشته باشیم.

      بارها شده که در زندگی خود در رابطه با افراد ،متحمل ضرر وزیان شدیم ولطمات زیادی دیدیم ،وان زمانهایی بوده که خودرا نادیده گرفتیم ،به خودمان بی توجهی کردیم دیگران را به خود ترجیح دادیم ،و به جای اینکه در وهله اول خودمان برای خودمان مهم باشیم ،دیگران را مهم تر از خودمان قرار دادیم وفرقی نمی کند در این مقوله هم ما به خودمون بی توجهی کردیم واختیار از دست دادیم وبر اثر این بی توجهی ها به روحمان وجسممان صدمه زدیم وبار روحی وجسمی در هر زمینه ای را برای خود پدید آوردیم چون خودمان برای خودمان مهم نبودیم.! ودر واقع ضعیف عمل کردیم.!

      ولی خدارا سپاس می گوییم که با آموزش‌هایی که در این دوره بی نظیر فرا گرفتیم  ،توانسته ایم به خودباوری برسیم ودر رفتارهای خود تغییرات خوبی ایجاد کنیم ،تغییرات اساسی! و برای خودمان ارزش قائل  بشویم ودر مقابل خوراکی‌ها وبخصوص شیرینی ها بی اختیار وبی اراده نباشیم وقدرت در دست ما باشد با احساس خوب وعالی همراه با لذت ! 

      ما باید اول به خودمان رسیدگی کنیم وتصمیم  بگیریم شرایط را برای خودمان تغییر دهیم .

      بیاد بیاوریم که ماهم روزی متناسب بودیم ،وحال می خواهیم چیزی را بدست بیاوریم که تجربه اش را از قبل داشتیم.ودر وجود ما بوده وهست .تنها فقط کافیه افکارمان را تغییر بدهیم تا رفتارمون تغییر بکند وبه همان سادگی جسممان هم تغییر کند.و به آن چیزی که قبلا بودیم برسیم.

      بنابراین خدارا شکر کنیم که شجاعت این را داشتیم که به سرزمین لاغر  ها پا بگذاریم با عزمی راسخ واراده ای آهنین ،با این باور که توان وقدرت لاغر شدن را داریم ولایق لاغر  شدن هم هستیم! 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/10 07:39
      مدت عضویت: 493 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,307 کلمه

      گام ۵۷. تغییر عادت شیرینی خوردن

      با سلام

      یک اعتیاد دیگر؟شیرینی

      اعتیادی که همه گرفتار آن هستند 

      به نظر من فقط تنها آدم‌های چاق نیستند که شیرینی دوست دارندواز طرفی  چاق هایی هم هستند که اصلا شیرینی نمی خورند و چاق هستند و لاغرهایی هستند که شیرینی می خورند و لاغرند!!!؟؟؟چرا ؟؟؟افکار ذهنی

      افکار ذهنی آدم‌ها مثل هم نیست برای همین نتیجه ها مثل هم نیست —کسی که چاق است و اصلا شیرینی نمی خورد و باز هم چاقه ؟چون  ذهنش چاقه

      فردی که لاغر است و شیرینی می خورد و باز لاغر است ؟ چون ذهنش لاغر است

      می خوام بگم باید تغییر عادت در شیرینی خوردن را انجام بدهیم !!چگونه؟؟

      مثلا می رویم مهمانی برای یک مراسمی ..روی میز انواع و اقسام شیرینی با رنگ‌ها و شگلهای زیبا —-آیا از همه باید خورد ؟اره می شود خورد !!!!بستکی به افکار رت دارد اگر اعتیاد  به شیرینی دارید از دسته آدم‌هایی هستی که از همه نوع می خورید 

      آیا می شه هیچی نخورد ؟اره !باز هم بستگی به افکار ذهنی دارد که باز خودش به چند دسته تقسیم میشه !سراغ دارم کسانی که اصلا شیرینی نمی خورند اما  جاق هستند مثل خواهرم افرادی هستند بخاطر مشکلاتی که دارند در ذهنشان نهادینه شده که نباید بخورند یعنی هر شکلش بستگی به ذهن دارد 

      ایا می شه به اندازه خورد !؟بله؟؟باز هم ذهن 

      افرادی هستند که شیرینی دوست دارند و به اندازه می خورند خود من از دسته افرادی هستم که دوست دارم اما همیشه حساب شده می خوردم ..البته قبل از آشنایی با دوره —-۱- یک دلیلش ترس از چاقی ۲- کم خوردن با نخوردن برای سلامتی مفید آست اگر می شه نخورد چه بهتر اگر نمی شه که کم خوردن بهتر ه این عقیده من قبل از دوره بوده  

      حالا که به آگاهی رسیدیم و می دانیم راه حل اصلی ذهن ماست می توانیم تغییر عادت بدهیم که تغییر عادت اولش سخت است ولی با تکرار و ادامه دادن بسیار ساده و آسان می شود 

      وقتی ذهن قبول کند تغییرات خودبخود انجام می شه !نمونه

      من قبلا در تمام روز چند تا چایی می خوردم و چون نرس از چاقی داشتم در خوردن شیرینی حواسم بود یعنی چند تا چایی را با یک شکلات و یا با خرما و یا کشمش  می خوردم از زمانی که ذهن من تغییر کرد متوجه شدم مدتی است ترک خوردن چایی کردم .خوردن هر روزه تبدیل شده به هفته ای یکباره وقتی متوجه شدم خودم تعجب کردم که چطوری اتفاق اوفتاد بدون زور و اجبار و فشار روحی

      تغییر عادت در میزان مصرف —سماوری که صبح روشن می شه و آخر شب خاموش می شده این تغییر در ذهن من اصلاح شده و تبدیل شده یکبار در هفته یک استکان  چای نسب به قبل !!تغییر عظیمی است این میزان مصرف ،نه تنها در مورد شیرینی تغییر کرده در مورد غذا خوردن هم به اندازه نیاز تبدیل شده 

      تغییر عادت ،یعنی در روند لاغری هستین که باید به آن توجه کرد و اهمیت داد تا روند لاغری ما بهتر صورت بگیرد

      به اندازه خوردن یا زیاد خوردن یا هر گونه رفتار دیگری  ارتباط دارد به رفتار بیرونی اما این رفتار بیرونی ا ز کجا دستور می گیرد که انجام می شود ؟؟از ذهن ما که قبلا نهادینه شده و به رفتار و عملکرد ما تبدیل شده 

      نمونه دیگری: گاهی در یخچال را که باز می کنم بدون فکر دستم می ره به سوی یک خوراکی که مرا جلب خودش می کند تا نزدیک که می رم یهو ذهنم هوشتار  می ده !!هی نیاز داری!!!یا هوس کردی و انتخاب از دستت خارج شده این عمل و یا این عادت سالها تکرار شده و بدون اینکه متوجه باشیم ناخودآگاه دستمون به طرف خوراکی که یا ظاهرش جذب می کند و یا مزه آش که از قبل می دانیم خوشمزه آست و یا بو ،در هر صورت عملی که انجام می گیرد از قبل نهادینه شده و اما نکته مهم !!!هوشتار ذهنی به موقع که باعث عقب کشیدن دستمون و بر نداشتن خوراکی به موقع با احساس خوب همراه است یک عادت جدیدی است که ذهن ما داره با اونون عادت می کند و ما را از خوردن اضافی منع می کند .

      ااین حرکت یک نکته کلیدی هم دارد؟در کمال آزادی 

      بدون زور و اجبار

      قدرت انتخاب همراه با حس خوب 

      در تمام سالها که تحت رژیم و ورزش بودم و رفتار آدم‌های متناسب و چاق را زیر نظر داشتم متوجه بودم که چاق ها مدام در حال خوردن هر چی دم دستشان بود بودند مخصوصا با شیرینی بیشتر حال می کنند اما افراد متناسب به تنها چیزی که درگیر نمی شوند خوردن خوراکی ، مقایسه و تفاوت این دو باهم،  نتیجه ای که من می گرفتم با خود می کفتم الکی نیست که چاق ها چاق هستند چون پر خوری می کنند بدون اینکه متوجه باشند و ذهن معتاد به پرخوری است و لاغرها چون توجه ای به خوردن ندارند لاغر هستند. غافل از اینکه ذهن این افراد کاملا متفاوت است 

      و فرمولهای ذهنی افراد متفاوت است نه اینکه نخوردن لاغر می کند بلکه اطلاعاتی که در ذهن هست واکنش و عملکرد کم خوردن بود و من چون اطلاعی از ذهن نداشتم فکر کردم کم خوردن باعث لاغری می شود پس باید کم خورد و ترس خوردن در من هی بیشتر وبیشنر  شد غافل از اینکه لاغری و چاقی عامل بیرونی نیست بلکه ذهنی است باید فرمول ها تغییر کند تا رفتارها تغییر کند مثل زمانی که خودم در وزن ایده ال بودم و ذهنم اصلا در گیر چاقی و چاق شدن نبود و مرتب همه چی می خوردم ولی همیشه به اندازه می خوردم و هیچ خاطره ای از پر خوری ندارم اما زمانی ترس در من ایجاد شد که از طریق رسانه ها و دکترها و اطرافیان و اطلاعات خودم که شیرینی چاق می کند برنج و نان و…چاق می کند از همون موقع افکار چاقی و تر س از خوردن در من ایجاد شد و بعد رژیم و ورزش ‌غیره  

      از زمانی که به آگاهی رسیدم خیلی از عادت های من تغییر کرده 

      رابطه تون با شیرینی چطوره؟همه شیرینی دوست دارند و افراد چاق علاقه بیشتری به خوردن شیرینی دارندیک دوست امریکایی دارم که خیلی عاشق شیرینی است و به عبارتی معتاد به شیرینی است !چگونه؟هر روز کیک درست می کند و هر روز کیکی که درست می کند با کیک روز قبل فرق می کند خیلی هم حرفه ای کار می کند اما رابطه من با شیرینی معمولی است همیشه خوردم و می خورم اما به اندازه نیاز ،قبلا از ترس چاقی کم می خوردم ولی حالا مقداری که می خورم با حس خوب و لذت می خورم و میزان مصرف هم همانطور که گفتم بستگی به افراد و اعتیاد آنها دارد فردی است یک کیک را در یک یا دو روز می خورد و یک فرد دیگری آن کیک را تا چند روز   و  

      بعضی افراد وقتی عصبی می شوند پناه می برند به خوردن شیرنیجات 

      افراد متناسب هم دو گروه هستند بعضی اصلا تمایل به خوردن شیرینی ندارند بعضی اگر بخورند خیلی کم می خورند که یا از ترس چاقی مثل خودم قبل از دوره —و یا اینکه فرمولهای ذهنی باعث می شه که به اندازه بخورند 

      نتیجه همه این رفتارها و عادت ها از ذهن ماست اول پر ذهن ما نهادینه شده بعد توسط جسم عمل می کند و به عمل تبدیل می شود وقتی هم احساس خوب در مقابل تغییرات داریم یعنی اینکه ذهن ما آن راپذیرفته و عمل می کند و بهتر است از فرمولهای جدید و مزایایی که دارد تکرار کنیم تا جزوه شخصیت ما بشوند و این تغییرات در صورتی دوام خواهد داشت که 

      ۱-از روی عشق و علاقه باشه 

      ۲-هیچ زور و اجباری و فشاری در کار نباشد 

      ۳-آگاهی لازم که عادتهای جدید برای سلامتی بسیار با ارزش و مفید است

      ۴-برای تغییرات خودمون را تشویق کنیم 

      ۵-خودمون را باور داشته باشیم و مرتب تکرار کنیم تا ذهن ما احساس خوب ما را دریافت کند و با ما همسو باشد

      تغییرات در چه صورتی بوجود می اید؟در صورتی که واقعا بخواهیم نه اینکه دوست داشته باشیم دوست داشتن دوامی ندارد ولی خواستن همراه با دوست داشتن به نتیجه می رسد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/06 19:42
      مدت عضویت: 271 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 869 کلمه

      گام ۵۷ تغییر عادت شیرینی خوردن

       به نام خدا💞💞 

      ✅عادت شیرینی خوردن یکی از رفتارهای پرکاربرد ومشترک در بین افراد چاق است که تغییر آن تاثیر فراوان در کسب نتیجه عالی در مسیر شگفتی‌ساز شدن دارد.

      ⛔ بسیاری از افراد چاق عادت شیرینی خوردن از رفتارهای پر تکرار آنها می باشد.

      ✳ هر کس برای شیرینی خوردن بهانه ای دارد 

      بدنشان در خواست شیرینی می کند 

      عادت شیرینی خوردن برای آنها لذت بخش است و با خوردن آن به احساس آرامش می رسد

       عده ایی تصور می‌کنند بسته به منطقه‌ای که زندگی می کنند طبیعی است که شیرینی بخورد.

      یا گروهی از بانوان تصور می کنند بسته به شرایط هورمونی زنانه باید شیرینی بخورند.

      ✅در ذهن افراد چاق مقصر اضافه وزن و چاقی روغن هاست در صورتی که قندو مواد شیرین سهم به سزایی در تشدید چاقی دارد .چرا؟ به خاطر اینکه عادت شیرینی خوردن به راحتی در ذهن ما نهادینه می شود اما عادت به مصرف روغن هرگز به صورت یک عادت تکرار شونده در ذهن ما ایجاد نمی شود.

      ✳ علاقه افراد متناسب به مصرف شیرینی به مراتب کمتر از ما چاق هاست.

      ✅ تغییر عادت هافرایندی است که نیاز به استمرار دارد همانگونه که یک عادت سالها تکرار می شود و فرمول آن در ذهن ما تثبیت شده است برای اصلاح و تغییر آن باید استمرار داشته باشیم.

      آموزش ذهن فقط باتکرار و ملایمت و عمل کردن به آموزش هاست

      ما تجربه باورکردن چاقی را داریم چون چاقی را تجربه کردیم در مورد لاغری هم همینطوره که آگاهی رو دریافت می کنی⏪ سعی در عمل آن می کنی و میشه تجربه ⏪تجربه میشه باور متناسب شدن .

      ⛔نیاز به تلاش فیزیکی و زجر کشیدن نیست.

       آموزش ذهنی باید با آرامش باشد

       باید با احساس خوب باشد

      ✳ اکثر افراد چاق شیرینی را دوست دارند ولی احساس بعد از  خوردن شیرینی  خوب نیست .

      بعضی از افراد متناسب شیرینی دوست دارند با احساس اینکه شیرینی ما را چاق میکند نمی‌خورند.

      🔴 احساس متناسب و چاق در خوردن شیرینی متفاوت است.

      ✅میزان مصرف :افراد چاق هرچیز شیرینی را دوست دارند نشان دهنده علاقه ما به طعم شیرینی است .

       ولی افراد متناسب به دسته خاصی علاقه دارند و همه شیرینی ها را دوست ندارند.

      میشه مثل افرادچاق شیرینی مصرف کرد و متناسب هم بود اگر طبق  فرمول متناسب هامصرف کنیم.

      🔴 هردو(چاق ومتناسب ) عاشق شیرینی هستند ولی مصرف متفاوته.

      ✅ واکنش یعنی چه آیا پول دوست داشتن باعث میشه که پول کس دیگه رو برداریم پس چرا نسبت به شیرینی ها رفتار متفاوتی داریم.

       قدرت را از خودمان می گیریم و به شیرینی ها می دهیم قدرت باید دست ما باشد و در مقابل شیرینی ها درست عمل کنیم و انتخاب کننده و تصمیم گیرنده باشیم.

      برای تصمیم باید با آموزش های ذهنی جلو برویم بعددر رفتارمان بروز پیدا می‌کند و بعد در جسم شکل می گیرد .

      در رابطه با شیرین ها باید قدرت دست ما باشد که فکر و شعور داریم .

      تا این مرحله احساس می کنم دارم موفقیت‌های به دست می آورم .

      بدون اینکه بفهمم چه اتفاقی داره میوفته به شیرینی نه می گویم .

      دو شب پیش توی ماشین به شوهرم گفتم هوس بستنی کردم .ایشون به سوپری رفت وبرای همه بستنی مورد علاقه من را خرید رفت وبرگشتش ۵ دقیقه طول نکشید وقتی آمد من دیگه نمی خواستم🙄 هرچی شوهرم اصرار کرد گفتم بعد میخورم .روز بعدبچه ام خورد .

      قبلا شیرینی نمی خریدم که خودم نخورم ولی الان هم شیرینی زبون هم بیسکویت هست من نمی خورم .بااینکه امکان نداشت روی میز باشه و دست من ناخودآگاه برنداره .

      یا امروز خونه خواهرم رفتم سوغات کلوچه فومن و رشته خشکار آورده بود هرچی اصرار کرد گفتم صبحانه خوردم .

      اصلا میل نداشتم .

      همیشه هم میل نداشتن نیست دو روز پیش هوس مرغ شکم پر کردم درست کردم و به اندازه نیازم خوردم .یعنی به میل وهوسم پاسخ میدم .اینها موفقیتهای بزرگییه برام .

      قبلا از ترس چاقی اگرنمی خوردم یا اینقدر به خودم بد وبیراه میگفتم که این چه ژنتیکی هست که من دارم یا یواشکی و به سرعت دو یا سه تکه از شیرینی میخوردم که عذاب وجدان بعدش حالمو بد میکرد .ولی الان اصلا نخوردن برام مهم نیست اصلا چشمم دنبالش نیست .تا توی این مسیر نباشی اینها رو نمیفهی که مگه میشه باشه و ما نخوریم 😍

      وقتی ما بتوانیم رابطه مان را با مواد غذایی بهتر کنیم در روابط دیگران هم موفق خواهیم بود.

      ⛔ قرار نیست دیگه شیرینی نخوریم چرا اینقدر از بابت بعضی مواد غذایی  که مشکلات و بیماری برایمان به ارمغان آورده  حاضر نیستیم رهایش کنیم و یک تغییر ایجاد کنیم .

      ما در معاملات خریدها اگر ضربه بخوریم به راحتی رهایش می کنیم دیگه تکرارش نمیکنیم ولی نسبت به بدنی که موهبت الهی ست و یک بار بیشتر در این جهان زندگی می‌کند بی رحم هستیم.

       ونمی‌خواهیم نسبت به مصرف مواد غذایی تغییر ایجاد کنیم.

      ⛔ نسبت به وضعیت خودمان هیچ اعتراضی نداریم اما تا وقتی که خودمان و زندگیمان احتیاج به تغییر دارد و نبایدبرای دیگران اعتراض کنیم.

       اول از خودمان شروع کنیم موضوع لاغری موضوعی که همه ما یک روز لاغر بودیم پس ما می‌‌خواهیم چیزی را به دست بیاوریم که قبلاً تجربه اش را داشتیم چیزی که قبلاً داشتیم به دست آوردنش خیلی آسان است نمی‌خواهد دنبالش بگردیم تناسب در وجود ماست کافی افکار تغییر کنه رفتار تغییر میکنه جسم متناسب میشه .

      💞ما شجاعت متناسب شدن رو داریم💞

      🔴 کسی که بخواهد خودش را تغییر بدهد احتیاج به تشویق و تهدید ندارد چون باید خودش برای خودش مهم باشد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/29 10:37
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      سلام بر همگی

      ما تو خانوادمون  علاقه ای به خوردن شیرینی جات  نداریم و برای همین  اصلا تهیه اش نمی کنیم اگه میخریم بیشتر برای مهمان میخریم .

      خودم در شرکت سس مایونز کار میکردم و شاهدبودم که چقدر شکر و روغن داخل سس میریزن. به مراتب سس مایونز سفید که چاشنی غذاها استفاده میکنیم خیلی شیرینی اش به مراتب بیشتر از شیرینی هست . از اون موقع تا الان دیگه از سس خوشم نمیاد چون ترکیب شکر روغن سرکه و نشاسته و تخم مرغ هستش که بی آنکه متوجه باشیم مصرف میکنیم .

      من خودم که مصرف نمیکنم به خاطر چاق ترشدن نیست وقتی میبینم شیر تانکر روغن رو باز میکنن و سس درست میشه . اون همه روغن و اون همه شکر واقعن حس بدی بهم میده .

      انواع سس تولید میکنن به اسم فرانسوی. هزار جزیره.و…

      و اینهمه روغن وشکر به خورد مردم میدن.  ولی دکترا فقط میگن شیرینی جات.  

      وقتی تو خونمون اولویه درست میکنن تقریبا یه نصف شیشه رو میریزن و میگن اولویه خوشمزگی به سس هستش .

      تفسیر و تجربه ما از خوشمزگی چیست . اگه خوشمزست چرا برای من نیست ؟!

      خوشمزگی در افراد متناسب اینه که خیلی در غذا سخت میگیرن بیشتر از چاقها.

      چاقها فقط ترس از چاق ترشدن دارند و اصلا مشکلی باغذاها ندارند . اما متناسب ها مثل داداشم . هر غذایی رو نمیخوره .

      همش ته مونده غذا داره همیشه. غذاش بایستی گرم باشه یه کم ولرم باشه نمیخوره. آروم آروم میخوره . طعم غذا براش مهمه . روغن اش روغن اضافه غذای قبلی نباشه . زیاد سفت نباشه زیاد شل نباشه مثل املت . و…

      مامانم برای درست کردن غذای اون خیلی حساسیت به خرج میده و بعضی وقتها آخرش ناراضی هم هستش.

      پس معلومه متناسب ها خیلی بیشتر ازما برای خوردنشان ارزش قائل هستند و بیشتر از ما حساسیت به خرج میدن . 

      و اینهمه به خاطر افکار و باورهای اونهاست که همچین رفتارهایی دارند و ما هم اگر باورها وافکار خودمون رو تغییر بدیم و مرتب تو این مسیر استمرار داشته باشیم و در زندگی روزمره حواسمان به رفتار متناسب ها باشه کم کم این رفتارها هم درمان نهادینه میشه. و ماهم میشیم شگفت انگیزان مسیر لاغری با ذهن .

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/09 23:14
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      با سلام 

      تغییر فرمولهای ذهنی فقط با تکرار کردن و ملایمت امکان پذیر هست وقتی فایلی رو گوش میدیم و یه فرمول صحیح رو یاد میگیریم باید بهش عمل کنیم تا ملکه ذهنمون بشه . همانطور که تا الان به فکر چاقی بودیم دائم در رژیم و ورزش و خوردن داروهای متنوع بودیم در واقع سعی میکردیم جسم رو تحت فشار بزاریم درسته بعضی وقتها به نتیجه ای می‌رسیدیم ولی زودگذر بود . 

      تمام افراد از خوردن شیرینی لذت میبرن ولی ما چون بهمون گفته شده شیرینی باعث  اضافه وزن میشه همیشه بعد از خوردن احساس پشیمانی و عذاب وجدان داشتیم . افراد متناسب با دیدن شیرینی وسوسه نمیشن با ولع نمیخورن و هر نوع شیرینی رو که دوست داشته باشن یه دونه یا نهایت دو تا میخورن ولی آدمهای چاق اگه تمام جعبه شیرینی رو هم بخورن بازم سیر نمیشن . من به دو تا کیک خیلی علاقه داشتم یکی تی تاپ سالمین و کیک کام پرتقالی بود که همیشه برای خودم میخریدم و هر موقع هم که میخوردم بعدش عذاب وجدان میگرفتم ولی بازم روز بعد میخوردم 🙃🙈 

      این یه نوع اعتیاد به شیرینی بود وقتی که به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و اولین فایل رایگان رو دیدم اولین چیزی رو که تونستم تغییر بدم خوردن شیرینی بود یا به نوعی شیرینی خوردن رو تونستم کنترل کنم نه مثل دفعه های قبل که رژیم داشتم و احساس میکردم چون شیرینی نمی‌خورم توان بدنم کم میشه و همیشه احساس میکردم بدنم به شیرینی نیاز داره و با خوردن خرما و عسل سعی می‌کردم احساس نیاز به شیرینی رو برطرف کنم ولی بازم نمیشد هر روز صبح می‌بایست یه لیوان  آب گرم و عسل و آبلیمو رو بخورم تا کمتر احساس گرسنگی کنم ولی درست برعکس بود و اشتهام زیاد میشد ولی توی ماه رمضان امسال موقع افطار آبلیمو و عسل رو که میخوردم تا یک ساعت بعد اصلا احساس گرسنگی نمیکردم و این یکی از نتایج لاغری با ذهن هست .

      قبلا هر موقع کیک می‌پختم موقع بریدن کیک خودم چند تا برش میخوردم بعد با بچه‌ها  یا مهمان میخوردم تازه خورده کیکهایی که ته طرف میموند رو هم میخوردم ولی شوهرم فقط یه برش میخورن اونم تا زمانی کیک رو داخل یخچال نزاشتم بعدش اگه تا چند روز هم کیک بمونه نمیخورن .

      الان به لطف خدا کلی تغییر کردم ولع زیاد برای خوردن کیک و شیرینی  ندارم و با یه تیکه کیک ولع خوردنم میره و خیلی خوشحالم بابت این تغییر و سپاسگزار خدای مهربان و استاد عزیز هستم 💐💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/15 16:37
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,052 کلمه

      سلام گام ۵۴

       

      تغییر عادت شیرینی خوردن . 

      قبل از هرچیز یاد مادر گرامیتون رو محترم میداریم چون صحبت از ایشون به میان اومد امیدوارم هرجا و در هر فرکانسی هستند در حال خوش و شادی و سبکی باشند که قطعا همینگونه هم هست . 

      شیرینی یکی از مزه هاییست که اکثر  افراد چاق به آن معتاد هستند . 

      الان که ماه رمضانه در زمان  افطار کلی مواد شیرین سر سفره است . 

      خرما 

      حلوا 

      زولبیا بامیه 

      شربت عسل و آبلیمو یا سرکه انگبین

      چایی شیرین 

      انجیر خشک 

      ارده شیره 

      البته من همه ی اینها رو نمیخورم بعضی اوقات هم شربت و زولبیا بامیه نیست ولی بقیه اش معمولا هست . 

      درمان چاقی از طریق تغییر عادات غذایی قابل اهمیت هست . باید بخوایم که تغییر عادت رو انجام بدیم .

      تغییر عادت شاید اولش سخت باشه . 

      چون مسلما ما به چیزی که عادت کردیم نیازمند شدیم . 

      پس مسلما عادات جدید ما با عادات قبلی در تناقض هستند . ما ابتدا باید این تناقض رو برطرف کنیم . 

       

      برطرف کردن تناقض  در عادات  چاقی و عادات لاغری  اولین راه آشتی بین عادتهاست . 

      تغییر عادت ابتدا از خواستن صورت میگیره . 

      من میخوام عادت جدید به اندازه مصرف کردن شیرینی رو جایگزین زیاده روی کنم . 

      خب  این لیستی که من تهیه کردم  ۷ مورد شیرینی هست . خب این ۷ مورد رو از افطار تا سحر معمولا قسمت میکنم .  زولبیا و بامیه که حذف میشه . 

      می مونه ۶ تا . میتونم اون ۶ تا تا آخر ماه رمضون یک شب در میان استفاده کنم . 

      این یعنی صلح میان عادتها . من تغییری در عادت قبلیم که مصرف هر روز این موارد بود انجام میدم در عین حال اونایی رو که میخوام هم دارم مصرف میکنم . 

      یه تغییر دیگه هم مصرف به اندازه است . 

      یعنی حالا که ۳ تا از اینا رو میخوام مصرف کنم سعی کنم در مقدار مصرف هم تجدید نظر کنم . 

      یعنی  مثلا اگر بعضی شبها حلوا هست حلوا ۲ ق غ مصرف کنم نه نصف بشقاب میوه خوری . 

      شربت عسل رو بزارم سحر بخورم که جای یک وعده ی غذاییم باشه 

      یا ارده شیره ۴-۵ قاشق نخورم ۲-۳ق کافیه . 

      و شب بعد که مثلا نوبت 

      خرما و چایی شیرین و انجیر خشک هست همه رو باهم استفاده نکنم . به مرور استفاده کنم و تعدادش رو هم کمتر کنم . 

      مثلا  خرما ۵ تا نخورم ۲-۳ تا کافیه ‌ 

      انجیر خشک رو تعدادش رو کمتر کنم مثلا ۳ تا کافیه 

      چایی شیرین رو  خیلی شیرین نکنم و استکان کوچک بیارم سر سفره . 

      اونقدری بخورم که دلمو نزنه . در عین حال قرارم هست تغییر کنم پس معیار ذهنیم رو تغییر میدم . چون شیرینی زیاد حال آدم رو بد میکنه . به خاطر حالم عادتم رو تغییر بدم . یعنی به ذهنم برنامه میدم که با این مقدار هم نیازم برطرف میشه و من چیزی رو کم نکردم بلکه میخوام به اعتدال مصرف کنم تا عادت خوب در خودم ایجاد کنم  که لذت بیشتری ببرم . 

       

      تغییر عادت یکی از مراحل لاغری با ذهن است که اگه بهش توجه بشه روند لاغر شدن ما بهتر صورت میگیره . 

      تغییر عادت رو لازمه ی برنامه ی ذهنی بدونیم . 

      یعنی فکر نکنیم چون یه رفتار بیرونیه به ذهن مربوط نمیشه . 

      ما بارها دیدیم وقتی میخوایم تاثیر یک پدیده رو در ذهن کم کنیم از اون پرهیز می کنیم . پرهیز در راه ما  یعنی همون کنترل ورودیها . 

       

      پس وقتی با افکار خودمون تغییر عادت رو یه الگوی پسندیده برای خودمون تعریف کنیم و شروع کنیم به توجه کردن به مزایای عادت جدید و لذت بردن از این عادت کم کم عادت جدید در ذهن ما پذیرفته میشه . 

      اما پذیرش عادت جدید به معنای محصول دادن اون نیست . 

      این گیاه مراقبت میخواد . ما این عادت رو باید مراقبت کنیم و هر روز فرمولهای ذهنی جدید رو تکرار کنیم . مزایا رو تکرار کنیم . برای ذکر مزایا باید ۵ مورد رو مدنظر بگیریم . 

      اول اینکه عادت جدید باید در کمال آزادی و امنیت باشه نه زور و اجبار . یعنی در حالت جنگ با خود نباشیم . باید گفتگوهای دهنی رو طوری ترتیب بدیم که تمایلمون به عادت جدید زیاد بشه نه اینکه به زور این کار و انجام بدیم . 

      دوم عادت جدید باید با عشق و خواستن همراه باشه . یعنی ما واقعا باید این عادت جدید رو دوست داشته باشیم و چیزی باشه که احساسمون بهش خوب باشه . 

      سوم عادت جدید برای بقا و سلامتیمون مفید باشه . یعنی باید به خودمون بگیم این عادت جدید برای سلامتیم مفیده و بقا و تندرستی و سرحال بودن منو بیشتر می کنه . 

      چهارم بهمون احساس قدرت بده . کاری کنیم و طوری به خودمون وانمود کنیم که عادت جدید باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و قدرت ذهنی و جسمیمون میشه . 

      پنجم باعث تفریح و لذت و شادی بشه و باید کاری کنیم این عادت جدید بهمون حس لذت بده . 

      چون تغییر عادت فقط برای بهتر شدن حال ماست . برای اینکه ما از زندگی لذت بیشتری ببریم . 

       

      مد نظر گرفتن این نکات باعث میشه ما به تغییر عادت حسمون خوب بشه و ذهن ما احساس خوب مارو دریافت کنه و باهامون در عادت جدید همراه بشه . 

       

      تغییر عادت خوب هست .

      لذتبخش هست . 

      راحته .

      و ما خیلی راحت میتونیم تغییر عادت رو انجام بدیم . 

      گفتگوهای ذهنی رو که برای تغییر عادت تغییر بدیم و به مزایاش توجه کنیم  و هر روز بخوایم که این قدم رو انجام بدیم و استمرار داشته باشیم در این پروسه اون وقت در صلح و امنیت تغییر عادت با لذت انجام میشه . 

      وقتی تغییر عادت انجام بشه حال و هوای ما حال و هوای لاعری میشه . 

      با پرخوری کردن و شکم پر نمیشه ارتعاش تناسب ارسال کرد . ما باید کاری کنیم که با احساس تناسب زندگی کنیم اما وقتی کارها و رفتارهایی که به ما احساس چاقی میدن رو تکرار میکنیم نمیتونیم در مسیر تناسب دوام  و استمرار داشته باشیم .

      پس باید رفتار و عادتی رو انتخاب کنیم که احساس تناسب رو در ما بیشتر می کنه . 

      یعنی رفتاری رو عادت خودمون کنیم که از خودمون رضایت بیشتری در مسیر تناسب داشته باشیم . 

      اینطوری حس و حال تناسب بیشتر در ما جاریست و گفتگوهای ذهنی ما بر مدار چاقی و سرزنش و احساس محدودیت و ولع و …. نمیچرخه و در نتیجه احساس چاقی هم نمیکنیم . وقتی رفتار و عادت متناسب کننده داریم احساس تناسب رو بیشتر حس میکنیم و همین حس یعنی داشتن تناسب اندام و ارسال ارتعاش تناسب و بعد وقتی تکرار بشه جسم ما هم بر مبنای این احساس سلولهای جدید رو میسازه . 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/13 02:51
      مدت عضویت: 532 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      با سلام 

       

      برای آموز ذهنی باید بدنبال الگوها و تصاویر مناسب و فایل ها باشیم و انجام تمرینات رو بخوبی انجام بدم

       

      و باور متناسب شدن رو درخودم پرورش بدم 

      که لاغر شدن خیلی آسونه و بدونه سختی بهش میرسم .

      شاید من هم مثل افرادی باشم که درحد وسط شیرنی میخورن چون نه علاقه  زیادی به شیرینی دارم و نه زیاد میخورم و شیرینی رو درحالت نرمال دوست دارم 

      اما بعضی از شیرینی هارو ممکنه از یه سری از شیرینی ها بیشتر بخورم 

      اما همه شیرینی هارو تمایل ندارم بخورم و موقع خوردنش هم زیاده روی نمیکنم اونم در حد یک یا دوعدد 

      قدرت اینو داشته باشم که بتونم شیرینی خوردن خودم رو کنترل کنم و برای خوردن هر چیزی قدرت تصمیم گیری داشته باشم و همینطور کنترل روی ذهن و رفتارم 

      وامیدوار باشم که بااین روش میتونم به تناسب برسم

      درصورتی که بتونم رفتار غذایی براساس ذهن رو هم تغییر بدم و زبان لاغری رو یاد بگیرم 

      چونکه من برای رسیدن به لاغری شجاعتش رو دارم و میتونم خیلی راحت لاغر بشم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/11 00:44
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,443 کلمه

      گام ۵۷ ،،،تغییر عادت شرینی خوردن ،،،سلام وقت بخیر ،،یکی از حساسیت های من تو  خوراکی ها ،شیرینی جات بود ،شیرینی جات در ذهن من بسیار چاق کننده بودن و البته بسیار خوشمزه ،خیلی علاقه ای به خوراکی های ترش نداشتم،مثل لواشک و آلوچه که بچه ها دوست داشتن ، من بیشتر میلم به شیرینی جات بود ،الانم علاقه زیادی به ترشیجات ندارم ،تنها شیرینی جاتی که برام ممنوع نبود و زیاد مصرفشون میکردم خرما و گاهی عسل بود ،ترسی از خوردنشون نداشتم و در دوران رژیمم از خرما زیاد استفاده کردم برای رفع گرسنگی های طولانیم ،عاشق شیرینی های تر بودم و هستم ولی با تفاوت اینکه الان به اون خوراکی ها به چشم ممنوعه نگاه نمیکنم ،ازشون نمیترسم،دوست داشته باشم میخورم ،ولعی بهشون ندارم ،فقط به این دلیل که حق انتخابشونو دارم ،عادت به شیرینی خریدن ندارم بدلیل اینکه همیشه گفتن ضرر داره و این شده عادت من که جزء خریدهام نیست ولی زمان هاییکه دلم میخواد حتما تهیه میکنم ، خدارو شکر الان تابوی شیرینی از ذهنم رفته و هر جایی ببینمش با لذت ازش استفاده میکنم ،اتفاقا زود هم دلمو میزنه ،،،همیشه با خودم فکر میکردم چرا این شیرینی هاییکه منو چاق میکنه آدم های دیگه رو چاق نمیکنه؟ وقتی میدیدم که آدم های زیادی در حال خریدنش هستن خیلی احساس ضعف و کمبود میکردم ،آخه من چه فرقی با دیگران داشتم؟ که نمیتونستم مثل بقیه زندگی کنم؟ و اون زمان ها جواب هاییکه از دیگران یاد گرفته بودمو به خودم میگفتم ،اینکه من مثل بقیه نیستم،مدل بدن من فرق میکنه،استخون بندی من درشته،معده من نمیتونه هضم و دفع  کنه ،به سوخت و ساز تبدیل نمیشه وووو   وقتی هم پذیرفتم و زیاد بهش فکر کردم ،باورش کردم و بعد بصورت تجربه وارد زندگی من شد ،پس در ذهن من شیرینی =چاقی  ، حالا هر چی خوراکی شیرین بخورم سریع چاق میشم ،فرمول ساخته شده به عمل تبدیل میشه و منهم نااگاه از همه جا ،چاقو چاقتر میشدم ،،بنظر من هر چیزی که برای ما ممنوع و محدود بشه ، بیشتر بهش علاقمند میشیم و به محض برداشتن محدودیت ها، ازش رها میشیم ،،،فرد متناسب هر زمان دلش خواست میتونه خوراکی مورد علاقشو بخوره ،پس ولعی نداره،ترسی نداره ،ولی منکه از خواب بیدار میشدم ذهنم درگیر صبحانه بود که باید ۱ کف دست نون سنگک با نصف قوطی کبریک پنیر بخورم مبادا بیشتر بخورم نهار هم باید حواسم بود ۷ قاشق برنج با یک کاسه خورشت روغن کشیده ووووو  و همش درگیر بودم  گاهی هم که باید غذاهای خاص رژیمو میخوردم  مثلا سم زدایی بدن ،۳ روز فقط سوپ ، نون فقط جو ،روغن فقط کنجد وووو  خسته شده بودم معلومه پر از ترس و استرس بودم ،دلم آزادی میخواست ، که رها باشم ،انتخاب کنم ،،مثل وقت هایی که از ایران میرم مسافرت ،و وقتی حجابمو برمیدارم ،روحم میخواد پرواز کنه  انقدر احساس آزادی میکنم ،حس انتخاب ،حس احترام به خودم ،انقدر رها و پر آرامش هستم  بدلیل اینکه سالهاست در عذاب و محدودیتم ،دلم میخواد خودم تصمیم بگیرم و این آزادیو الان در خوردن دارم ،هر کاری که دلم خواست انجام میدم ،اوایل از خودم میپرسیدم آیا گرسنه ای ؟ ایا این خوراکی بخوری باعث تخریبت میشه یا ترمیمت ولی بعد از مدتی که یاد گرفتم دیگه سئوال هم نمیپرسم ،میدونم فرمان های مغزی م  منو میبره تو مسیر صحیح ،،وقتی سیر میشه دیگه به زور نمیخوره ، دیگه قبل از خوردن غذا فکر نمیکنه آیا این غذا چاقم میکنه یا نه ؟ مثل ترس ها و رفتارهاییکه از آدم های اطرافم میبینم که هنوزم درگیر چیو نخورم چیو بخورم هستن که حق هم دارن  ناآگاهن ،منم اینجوری  بودم ،خدارو هزاران بار شکر که دیگه از اونهمه اضطراب تا آخر عمرم خبری نیست ،مثل زمانیکه زبانیو یاد میگیری،رانندگیو یاد میگیری،اون کسی که رانندگیو یاد گرفته و مدتی رانندگی کرده  محاله از خاطرش بره بیرون ،ممکنه اگر چند سال رانندگی نکرده باشه اولش براش سخت باشه ولی این مهارتو داره ،یا الان که خودم مجدد دارم کلاس زبانمو بصورت آن لاین تکرار و مرور میکنم متوجه میشم خیلی زود بیاد میارم اون جملاتو،وقتی من جملاتمو با صدای بلند تکرار میکنم ،گاهی که خواهرم گوش میکنه میگه تو میفهمی معلمت چی میگه ؟ انقدر که  تند صحبت میکنه ولی برای من آشناست چونکه چندین سال گوش و ذهن من در اختیار اون لغات بوده پس یادگیری زبان و سواد لاغری هم  تا آخر عمر برای ما مفیده ،چونکه الان داریم لغات لاغری را در خودمون سیو میکنیم و بعد از گذشت زمانی ،اون لغات ،به جمله تبدیل میشن و ما میتونیم با گذاشتن فعل و فاعل های لاغری ، جملات لاغری را در خودمون بسازیم که اینها تکرار میخواد،اول الفباشو یاد بگیریم ،اول نت های موسیقی را یاد بگیریم تا بعد بتونیم آهنگ قشنگی بنوازیم  به نام  تناسب اندام و این اتفاق دور نیست ،نزدیکه ، فقط اجازه بدیم این آگاهی ها بشینه بر جان و تن ما ،،،(استاد منم عاشق بامیه هستم)😄 و الان هم که ماه رمضانه و وقت بامیه ،البته بامیه همیشه هست ولی تو ماه رمضان بولدتر میشه ،ولی من هنوز نشده که برم بگیرم ،حتما این چند روز میگیرم و چندتایی میخورم ازشون این خوراکی های خوشمزه رو😁 با گذشت زمان و تکرار نکردن بعضی از عادت هام ،اونها در من کمرنگتر شدن ،مثلا من عاشق بیسکویت سلامت بودم ولی الان یدونه شو چندین ماهه خریدم و هنوزم ۳تا دونش مونده ،عادت به هر روز شکلات خوردن داشتم ولی تو این ۱۴ ماه شاید فقط ۷تا دونه شکلات کوچیک خورده باشم در صورتیکه قبلا روزی ۷تا دونه هم میخوردم ،خوشحالم که با خوردن و مواد خوراکی آشتی کردم و به چشم دردسر بهشون نگاه نمیکنم ،با عشق مصرفشون میکنم،،،در مسیر لاغری با ذهن نیاز به تلاش فیزیکی نیست ،نیازه که مرتب این آگاهی هارو به وجودم وارد کنیم و بهشون فکر کنیم،تعقل کنیم،ذهنمونو درگیرش کنیم،یجورایی روی ذهنمون خط بندازیم،در مورد اطلاعات هر روز فکر کنیم و در عمل ازشون استفاده کنیم ،حالا بعضی از این آگاهی ها عملکرد فیزیکی هم داره و بعضی هاشون فقط عملکرد تفکری و احساسی و ساختن باورو داره  مثلا من یجایی باید به اندازه نیازم غذا بخورم که این عملکرد  فیزیکی میشه و یه جایی که میخوام حس ارزشمندی و لیاقت به خودم بدم ،مدام خودمو تشویق کنم،از موفقیت های قدیم و جدیدم بگم وبگم وبگم تا خودم باورم بشه که من انسان ارزشمندی هستم و اون حس ارزشمندیه ،به من کمک میکنه که خودمو لایق  بدن متناسب بدونم و منو در مسیر تناسب قرار میده پس عملکردهامون باید چند جانبه باشه ،،،واقعا قبلا جنگ درونی داشتم ،با ساده ترین و طبیعی ترین مسئله زندگیم مشکل داشتم ،روزی ۳ وعده غذا باید میخوردم چیزی که هر روز باهاش بودم ولی نمیتونستم باهاش به صلح برسم،وقتی قسمت بزرگی از ذهنم درگیر بخور نخور بود ،ترکش هاش به بقیه جنبه های زندگیمم اصابت میکرد، وقتی میخواستم لباسیو بپوشم که تنگم شده بود و هر روز خودمو تو آینه نگاه میکردم و ترس هام بزرگتر میشدن، ذهنم درگیرش میشد،افسرده میشدم،از خودم بدم میومد، از اونهمه انرژی منفی که احساسات خوب نمیزد بیرون ،همش حالم بد میشد پس روی زمینه های دیگه هم موفق نبودم ،جهان با احساس ما کار میکنه ،اون زمانها احساس من چی بود؟  مشخص بود که روزگار خوبی هم نداشتم و من در اون دایره تکرار گرفتار شده بودم ،،،اصلا این چاقیه برطرف میشه انقدر انرژی میگیری که دوست داری تو هر کاری موفق بشی،انگار سوخت مضاعف حرکتت میشه،اعتمادبنفست بالا میره،انگار جون میگیری ،مثل کسی که تونسته به رفاه و ثروت خوبی برسه و وقتی داره از ثروتش استفاده میکنه ،خیلی پرانرژی تر میشه ،آزادی عمل داره ،هر کاری دلش بخواد انجام میده،هر جایی دلش بخواد زندگی میکنه ،مرفه تر میشه ووووو و اون ثروته سوخت انرژیش میشه ،،،این فایلو پارسال هم گوش داده بودم و کامنت هم حتما نوشتم ،پارسال وقتیکه این فایلو گوش میکردم تو دلم میگفتم ،منکه عاشق شیرینی هستم و اصلا نمی تونم نخورم ، و در وجودم با این فایل میجنگیدم ولی امسال انگار چیزی از این آگاهی به من فشاری نمیاره ،،انگار برام مسئله شیرینی خوردن حل شده ،،قسمتی از این فایل مونده بود که ۱ ساعت پیش که بیرون بودم و با دوستم جلوی رستوران برای شام منتظر بودیم داشتم توی ماشین گوش میدادم و به این قسمتش رسید که استاد میگن طرف ۱۷۰ کیلو ،میگه من نمیتونم از عادت هام دست بردارم ،،به خودم گفتم ولی من به خودم کمک میکنم که عادت های ترمیم کننده بهتری برای خودم بسازم ،مثلا کاری که امشب من انجام دادم ،نوشابه خودمو اصلا باز نکردم ،فقط به اندازه  ۱ قلوپ کوچیک  از نوشابه دوستم خوردم ،و الان چونکه محدودیتی ندارم به انتخاب خودم این عملو انجام دادم و از خودم بسیار راضی هستم ،،(عملی  در راستای هدفم)خوشحالم که جزء آدم هایی هستم که شجاعت لاغر شدن را دارم و در حال آموزش و تغییر هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/04 05:24
      مدت عضویت: 607 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      با سلام

      انسان با تجربه يك جيز در زندگى أن را باور مى كند و اين باور ها بعضى وقتها خوب نيستندمثل همين جاقي ما اول تجربه كرديم كه جاقيم بعد شد باور ما كه ما جاق هستيم.

      انساها ي متناسب به شيرين هاي بخصوص علاقه دارند نه مثل چاق ها که فقط مزه شیرینی براشون مهمه لاغرها به مقدار کافی از شیرینی را می خورند پس من راه متناسبها را انتخاب می کنم ممنونم استاد بابت همه چیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/29 01:09
      مدت عضویت: 696 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,287 کلمه

      به نام خدای مهربانسلام به استاد عزیز عطار روشن و دوستان پرتلاش

      لاغری با ذهن آسان ترین و بهترین و پایدارترین روش برای لاغر شدن چون ما آموزش می بینیم و سعی میکنیم به آنچه آموختیم عمل کنیم و هر بار که به یکی از آموخته هامون عمل کنیم یک گام به جلو برای لاغر شدن برداشتیم و با تکرار و مداومت و عمل کردن با احساس خوب این آگاهی ها در ذهن ما ثبت میشه و قتی به آگاهی ها عمل میکنیم برامون یک تجربه بوجود میاره و این تجربه باورهای صحیح را در ذهنمون بوجود میاره و جایگزین باورهای غلط میشه،چون باورهای غلط را نمی تونیم از بین ببریم ولی با جایگزین کردن باورهای صحیح کم کم باورهای غلط در ذهن کمرنگ میشن و باورهای صحیح  جای اونها را میگیرن .با عمل کردن به باورهای صحیح تغییر در جسم ما بوجود میاد و ما به سمت لاغری پیش میریم بدون هیچ رنج و سختی و شکنجه و عذابی که، در روش های دیگر لاغری هست.در همه ی آدم های چاق هم به همین شکل باورها بوجود اومدن و باعث چاقی شدن همونطور که همه ی ما تجربه ی چاقی را داریم به مرور زمان وزن و سایزمون زیاد شده و تجربه لاغری برامون بشکل ی باور در ذهنمون ثبت شده،کم کم احساس مون بد شده از شرایط مون خجالت کشیدم و حرف و حدیث های مردم و نگاه هاشون آزارمون داده،اعتماد به نفس مون را از دست دادیم و همه ی اینها برای ما تجربه ی چاقی بوده که کم کم برامون بصورت یک باور دراومده که ما چاق میشیم و ما چاقتر و چاقتر شدیم.یعنی این تجربیات چاقی با محتویات ذهن مون درباره ی چاقی هماهنگ شده و در ذهن ما ثبت شده و ما روز به روز چاقتر شدیم چون باورمون شده که چاق میشیم…برای لاغر شدن هم همین مسیر را باید طی کنیم ولی در جهت مخالفش…یعنی ما در مورد لاغری آگاهی دریافت می کنیم به اونها عمل می کنیم و اونها برامون تجربه میشن و به باور تبدیل میشن و اگر استمرار داشته باشیم بعد از مدتی تغییرات را در خودمون می بینیم بدون زحمت و سختی کشیدن و کاملا با احساس خوب و آرامش…

      عادت شیرینی خوردن…معمولاً آدمای چاق به شیرینی خوردن خیلی علاقه دارن.من خودم واقعا خیلی شیرینی را دوست داشتم و هنوز هم خیلی دوست دارم هر وقت هم می رفتم شیرینی بخرم معمولا چند نوع و از هر نوع حداقل ۲ کیلو می خریدم گر چه خونواده ی شلوغی هستیم و دیگران می خوردن ولی خود من هر وعده سه چهارتا می خوردم و بعضی وقتا هم برای اینکه خراب نشه حیفه پول دادم و اسراف نشه و از این توجیهات خیلی می خوردم و معمولا هم موقع خوردن واقعا احساس بد بود بطوری که احساس میکردم همون لحظه که شیرینی از گلوم پایین رفت چاق شدم…اون رفتار نادرست با این باور غلط و احساس بد عواملی بودن که باعث چاقی بیشتر من می شدن….اما از وقتی در این دوره شرکت کردم واقعا رفتارام عوض شده هم کم می خرم و هم کم می خورم دیگه زیاد اشتیاقی برای شیرینی خریدن ندارم…مثلا حدودا یک هفته پیش بیرون بودیم با یکی از دوستان به شیرینی فروشی رسیدیم گفتن می خوایم شیرینی بخریم رفتیم داخل مغازه اون دوست مون مقداری شیرینی خامه ای و مقداری هم از انواع دیگه خرید و من همینطور داشتم شیرینی ها را نگاه میکردم و آخر سر به فروشنده گفتم نیم کیلو دانمارکی،خیلی تعجب کرد گفت شما خیلی وقته داری انتخاب می کنی حالا فقط نیم کیلو؟خیلی تعجب کرده بود با توجه به سابقه ی من…خودم زیاد متوجه رفتارم نشدم ولی وقتی اومدم خونه به این فکر افتادم که  که چقدر خوب که من تمایلی به خریدن شیرینی نداشتم و از این بالت خیلی خوشحال شدم…الان دیگه به راحتی می تونم شیرینی را ببینم و نخورم یا خیلی کم بخورم نه اینکه بخوام خودم را کنترل کنم بطور معمول زیاد تمایلی به شیرینی خوردن ندارم البته گاهی هوس خوردن شیرینی می کنم ولی ی دونه یا حداکثر دوتا که می خورم و دیگه براحتی می تونم نخورم و از این رفتارم خیلی خوشحال میشم و همه ی اینها را مدیون زحمات استاد هستم که روش صحیح خوردن و کلا زندگی کردن را به ما می آموزند خداوند به شما ایتاد عزیز سلامتی و طول عمر با عزت عطا کنه که چگونه زیستن را به ما می آ‌موزید….قبل از آشنایی با این روش واقعا نمی تونستم خودم را در مقابل شیرینی کنترل کنم وقتی خودمون می خریدیم که خب بی حد و اندازه و بدون کنترل می خوردم و اگر جایی هم مهمون بودیم و شیرینی بود زیاد می خوردم و به همه می گفتم من نمی تونم خودم را کنترل کنم وقتی شیرینی می بینم و این «نمی تونم خودم را کنترل کنم» به صورت یک فرمول در ذهن من ثبت شده بود و من خیلی زیاد شیرینی می خوردم…الان یاد گرفتم که حتی اگر شیرینی خیلی زیاد و متنوع باشه براحتی می تونم یک نوعش را انتخاب کنم و بخورم اونم اگر گرسنه باشم…مثلا دو شب پیش مهمون داشتیم و زولبیا بامیه خریده بودیم در حالی که مهمونا برای زولبیا بامیه سر و دست می شکستن و همش به همه دیگه می گفتن ماه رمضونه و زولبیا بامیه ش ولی من فقط ی دونه بامیه خوردن و همه شون تعجب میکردن که چطور می تونی از اینها بگذری و نصیحت میکردن که خودتا اذیت نکن و تا آدم زنده س باید از خوراکیها و نعمت های خدا لذت ببره و من فقط می خندیدم و یادم اومد که منم قبلا دقیقا همینطوری فکر میکردم و اون رفتارهای نادرست را داشتم و حالا خیلی خدا را شکر کردم که به این آگاهی های عالی رسیدم…مثال پول برای من خیلی جالب بود که ما همه پول را خیلی دوست داریم ولی اگر خونه ی کسی رفتیم و پول دیدیم با وجودی که نیاز هم داریم ولی هرگز هرگز پول را برنمیداریم و حتی به مخیله مون هم خطور نمیکنه و این کار را دزدی و بسیار ناپسند و دور اذهن میدونیم…اما در مورد خوراکیها اینطور فکر نمی کنیم و بیش از سهم مون و حتی بیش از نیازمون برمیداریم و از این کارمون خجالت نمی کشیم و به جسم و روح و روان خودمون رحم نمی کنیم و به خودمون آسیب می رسونیم…ما با اینکار خودمون را ضعیف می کنیم و قدرت را به شیرینی ها میدیم اختیار خودمون را بدست اونا میدیم و قدرت انتخاب را از خودمون سلب میکنیم و اجاز میدیم که شیرینی ها برای ما تصمیم بگیرن و خودشون را به ما تحمیل کنن و باعث آزار و اذیت و اضافه وزن مون بشن…اگر بتونیم رابطه مون را با شیرینی درست کنیم و در روابط انسانی هم می تونیم روابط مون را درست کنیم و روابط بهتری با دیگران برقرار کنیم

      اجازه ندیم دیگران برامون تصمیم بگیرن و خودشون را بهمون تحمیل کنن و به ما آسیب برسونن…معمولاً وقتی کسی به ما آسیب برسونه رابطه مون را باهاش قطع میکنیم و نمیذاریم بیشتر ما را آزار بده،اگر فروشنده ای کالایی را گرونتر بفروشه یا کالای نامرغوب به ما بفروشه دیگه ازش خرید نمی کنیم و از ضرر بیشتر جلوگیری می کنیم، اما متاسفانه در مورد خوراکیها و خوردن بیش از اندازه ی اونها با این که میدونیم و می بینیم چه آسیب های بزرگی به جسم و روح و روان  ما وارد کردن اینکارا نمی کنیم و اجازه میدیم آسیب بیشتری بهمون برسونن،و این چیزی هست که در این دوره یاد گرفتیم که با مواد غذایی رفتار درست داشته باشیم و اجازه ندیم بیشتر از این به ما آسیب برسونن و به خودمون و انتخاب مون احترام بذاریم و شجاعت مون را به رخشون بکشیم و ثابت کنیم آدمای شجاعی هستیم و در واقع با اینکار عزت نفس مون و سلامت جسم و روح مون را حفظ کنیم….به امید موفقیت همه ی دوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/01/26 14:25
      مدت عضویت: 338 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,230 کلمه

      گام ۵۷ اموزش دهتی له این شکله که مادباید همواره توجه کنیموله اون چیزا که گفته میشه عمل کنیم تا ذهن شما ی ذهن متفاوت باشه با فرمولهای متفاوت بعضی از ما فکر میکنیم که کار ذهنی چقدر سخت وطاقت فرساست وقتی که شما چیزی رو یاد میگیری اگاهی به شما داده میشهدوقتی شما سعی میکنی که به اون عمل کنی این برای شما ی تجربه میشه وباور به همین شکل در ما ایجاد میشه وهمه ما تجربه باور کردن چاقی داریموبه این شکل که مرحله به مرحله اضافه وزن پیدا کردینم فوچاقی رو تجربه کردیم سایز لباسمون کوچیک شده احساسمون بد شده حرف وحدیثها زیاد شدندخجالت کشیدیم اعتماد به نفسمونو از دست دادیم همه اینا میشه تجربه چاقی وخوشبختانه تجربه لاغری رو هم بدست میاریم اول اینکه نتخاب شدیم هدایت شدیم وارد سایت شدیم فایلها رو گوش میدیم تمرین مینویسیم دیدگاهدمیخونیم به فایلها عنل میکنیم تغییراتو میبینیم ِذت میبریم وانگیزه میگیریم ود نهاییت هم جسم ما تغییر میکنه وباور میکنیم که میتونیم لاعر بشیم وتجربه برابر میشه با اگهیهاییکه کسب کردیم موضوع امروز هم مصرف شیرینیه وما شیرینئ رو دوست داریم منم دوست دارم اما بخازر اینکه میگم شیرینی باعث میشه قند خون ادم بره بالا وبیماری بگیریم زیاد سمتش نمیرمولی دلیل نمیشه که نمیخورما وحالا احساسمون از شیرینی چیه من قبل از اینکه باسایت اشنا بشم شیرینی میومد خونه مون مثلا میخواستم نخورم همون حس لامسه وهمون گاز اول میخوردم چند تایی چون خامه ای ورولت خیلی دوست دارم ولی اگر جایی بودیم وشیرینی میووردن نه خیلی خودم کنترل میکردم ویکی بر میداشتم وتا جاییکه میتونستم نمیخوردم چون وقتی به دهنم مزه کنه دیگه معلوم نیست چند تا بخورم اانا الان اگه مریض باشم میترسم وفکر میکنم برام خوب نیست اصلا نمیخورم وبعدش اگه مریض نباشن اولش چقدر با خودم حرف میزنم حول نشو شیرینی همیشه هست میتونی بخوری فکر سلامتیت باش میخورم دو سه تایی بعد خدا رو شکر تو خونه ما شیرینی زیاد نمیاد مگه به مناسبتی باشه عیدی تولد بچه هایی چیزی اگه بچه ها دلشون بخواد وبعدشم چقد ر عذاب وجدان میگیرم که چرا انقد خوردم خودمو تنبیه میکنم وما با متناسبها تفاوت داریم اونا اگه گشنشون باشه خیلی وخیلی هم شیرینی دوست داشته باشن فوقش دوتا میخورن وسیر میشن اما من حالا گشنم باشه بدتر در حالت عادی حداقل دو سه تا رو میخورم اگه شیرینی باشه که دوست داشته باشم ومن هر شیرینی دوست دارم وبعنوان شیرینی حساب نمیکنم فقط شیرینهاییکه تو قنادی وجود داره کشمش وخرما کلوچه خرمایی اینا رو شیرینی نمیدونم ودوست ندارم با چای بخورم فقط قند اگر بتونم چای بخورم وحالم خوب باشه که بتونم همون چایم بخورمووافراد چاق ی جورایی به مصرف شیرینی اعتیاد دارند ولی افراد متناسب براشون چیز مهمی نیست باشه میخورن میگن به به شیرینی مثل ما نیستن که همون موقع بخورن اگه میلشون کشید دوست داشتن یکی میخورن چون اینو امتحان کردم دامادم لاغره اینجوری که گفتم میخوره وما چاقها معمولا به هر چیز شیرین علاقه داریم از قند گرفته تا نون خامه ای اما متناسبها مثل ما نیستن معمولا به ی چیز خاص توجه ودوست دارن مثل شکلات تخته ای از شیرینیها هم همه رو مزه نمیکنن میپرسن کدومش خوشمزه تر میدونه که اونیکه چاق همه رو امتحان میکنه بعد یکی میخوره اونم اونیکه از همه خوشمزه تره وانونا اصلا برای خوردن یا خوردن شیرینی حرص ولع ندارن وما میخوایم با اینکار تفاوتهای بین خودمون وافراد متناسب پیدا کنیم وسعی کنیم دیگه مثل اونا رفتار کنیم من خواهرم متناسبه وقتی ی خیار میخوره دوساعت طول میکشه پوست میکنه وخورد میکنه نمک میزنه واروم اروم میخوره اما من چی درسته خیارو برمیدارم وی گاز گنده میزنم ونمکم نمیزنم تفاوت چقدر زیاده ومن خیلی شرمنده میشم که اینجوری خیار خوردم وتصمیم گرفتم مثل خواهرم با ارامش بخورم اصلا عاشق شیرینی بودن ی فرد متناسب چجوری ی فرد پتناسب وقتی میگه من عاشق شیرینی هستم اولا مثل پن عجول نیست که زود بخوره بعدش یکی میخوره ولی من وقتی بگم عاشق نون خامه ای هستم حس لامسه میاد وسط دیگه معلوم نیست چند تا بخورم با اینکه خیلی سعی میکنم که از اون به همه برسه چون من ی مادرم واگر از روی خجالتم نبود شاید این فکرم نمیکردم ببینید ما هر دو عاشق نون خامه ای هستیم اما استفاده از اون متفاوته وباید در تمام جهات زندگی تفاوتها رو در نظر بگیریم وهدفمون از این کار چیه میخوایم فرمولهای مغزی مون رو بشناسیم وتغییرش بدیم ومثل اونا بشیم این فرمولها در ما واکنش ایجاد میکنن وقتی به ی جعبه شیرینی میرسیم هوش وهواسمون میبره وهر چقدر بخوایم میخوریم اینا واکنش جسم در برابر فرمولهای ذهنیه بعضی ها میگیم به شیرینی که برسم دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم اخه تو که نتونی برای ی شیرینی خودتو کنترل کنی چطور میتونی در برابر پول وجواهر دیگران جلوی خودتو بگیریم واونا رو بر نداری چون فرمولهای ذهنی خراب بند چون هزار بار به خودت گفتی من شیرینی ببینم نمیتونم خودمو کنترل کنم وچون هزار بار به خودت گفتی که اون طلا وپول وسیله مال من نیست ومن حق ندارم اونو بردارم واگر از امروزم بگی من نمیتونم خودمو کنترل کنم که پول دیگران برندارم تا دوهفته دیگه نمیتونی اینکار رو نکنی ومطمین باش که نا خواسته اینکارو میکنی واین اموزش ذهتیه ونتیجه واکنش که جسم اتجام میده چون تو ذهنت فرمول ایجاد شده توسط جسم عمل میکنه وتجربه میکنی  ووقتی تجربه بشه تثبیت میشه ودر مورد شیریای هم همین طوره این خوبه که اینهمه شیرینی تولید میکنن اما این بده که فدرت رو از خودمون میگیریم ومیدیم به شیرینی یعنی شیرینی به ما میگه بخور نخور چقدر بخور واین خیلی خیلی بده قدرت باید دست من باشهدمن باید تصمیم بگیرم که بخورم یا نه وچند تا باید در برابر شیرینیها درست رفتار کنیم نه شیرینی بلکه هر خوراکی دیگه هر چقدر اونا متنوع باشند تعداشون زیاد باشه به ما میگن که بخوریم وچقدر اگر شیرینی مهمتر از خودت باشه که اوضاع خرابه باید ما مهمتر از شیرینی باشیمووتصمیم بگیریم که اصلا بخورم یا نه باید فرمولهای ذهنی تغییر کنن که ما تصمیم بگیریم که دیگه از امروز شیرینی نخوریم باید ذهنمونو اموزش بدیم بعد رفتار تغییر کنه وجسمم عمل میکنه باید همبشه در نظر بگیری که‌میخوای قدرت دست کی باشهدقدرت دست منه ونه شیرینی وهیچ خوراکی دیگه وقتی من نتونیم رابطتمو با شیرینی بستنی تنقلاتوتنظیم کنم مطمئن باشم که نمیتونم در روابطتتمم موفق باشم وقتی من بتونم رابطتم با ی ماده غذایی درست کنم‌ خیلی راحت میتونم رابطتمو با دیگران هم درست کنم‌انقدر به رفتارتون حساس نباشید وسریع نگین من نمیتونموشیرینی نخورموقرار نیست شیریتی نخوریم قرار نیست زجر بکشیم فقط قراره درست رفتار کنیم نسبت به مواد غذاییها وقتی ما ی سبزی مخریم وخوب نیست تصمیم میگیریم دیگه از اونجا سبزی نخریم اما چطور در مورد شخصیترین رابطه خودمون ومهمترین موضوع جسمی صربه میخکریم انقدر بی تفاوت هستیم که اصلا به خودمون نمیایم که باید تغییر کنیم اول باید به فکر خودمون باشیم وخودمونو تغییر بدیم اگر من چیزی رو تو دنیا ندارم این ضعف منه مشکل دارم خوب کلاسش هست برو یاد بگیر در هر مورد از زندگی در مورد لاغریم همین جوره ما دنبال چیز گمشده که نمیگردیم ما سالها تو اون سایز زندگی کردیم ودر وجودمون هست ولی به دلیل رفتارهای اشتباه اونو مخفی کردیم افکارمونو تغییر میدیم به اون چیزی که قبلا بودیم میرسیم ما قبلا لاغر بودیم اونو قبلا داشتیم باهاش زندگی کردیم فقط الان گمش کرده بودیم مثل زبان انگلیسی نیست که ما یادش نگرفتیم وبلد نیستیم تازه بخوایم بریم اموزشس ببینیم وما لاغری داشتیم حالا هم به زودی بهش میرسیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/08 22:46
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,671 کلمه

      من باید همواره توجه کنم به موضوعات و نکات و فایلهایی که گفته میشه و باید سعی کنم به اونها عمل کنم تا تا اینکه باور من بشن و در ذهن من ماندگار بشن .
      آموزش ذهن فقط با تکرار و و عمل کردن به آ گاهی ها هست وقتی چیز ی رو یاد میگیری این آگاهی در ذهن شما ثبت میشه و یه تجربه به وحود میاره که تبدیل میشه به باور .
      تجربه ی چاقی باور ما شده چون هر بار سایزمون تغییر کرده و وزنمون بالارفته و حرف و سرزنش های بقیه رو شنیدیم و این شده تجربه ی چاقی و این باعث شده چاقی رو باور کنیم و مرحله به مرحله در ما چاقی بیشتر شده و حالا آموزش لاغری هم همین هست ولی در سمت مخالف یعنی من اول آگاهیها رو دریافت میکنم و عمل میکنم به اونها و در نهایت تبدیل میشن به باور و یا تجریه و نیاز به تلاش فیزیکی و زجر و سختی نیست .( ما باید در آموزشهای ذهنی با تکرار آگاهی ها و عمل کردن به اونها قدم برداریم تا باورهای جدید داشته باشیم و تجربه های جدید داشته باشیم و حالا برای لاغری داریم با دورها همین کار رو انجام میدیم و هر روز قدم به قدم جلو میریم تا لاعری رو در نهایت به دست بیاریم اول باید افکار ما تغییر کنه و بعد رفتار ما و در نهایت جسم ما تغییر میکنه و هیچ تلاش فیزیکی و سختی نداره )

      اگر دیدی بهت سخت میگذره بدون یه جای کار ایراد داره و شاید خیلیا باور نمیکنن میشه با ذهن لاغر شد چون بدون سر و صدا و سختی هست .من هم قبلا که باشگاه میرفتم همه رو میگفتم و در باشگاه هم سر و صدا میکردم که انرژی بسوزونم و اما در این مسیر سر و صدایی نیست .
      و این آموزش باید همراه با آرامش باشه و استرس نداشته باشیم .
      مصرف شیرینی :
      افراد متناسب هم شیرینی رو دوست دارن و فقط مختص چاق ها نیست و حالا بعضی از چاقها هم هستن که اصلا شیرینی دوست ندارن و این افراد در صد کمی در چاقها هستن (بله نمونه اش خواهرم و خواهر همسرم و یا پسر خواهر شوهرم و یا دوست خودم بسیار لاغر هستن اما همیشه از شیرینی خوردن حرف میزنن که ما عاشق شیرینی هستیم و اما زن داداش خودم که چاق هست و اصلا از شیرینی خوشش نمیادو جز اون دسته هست و بسیار افراد چاق در اطراف من هستن که عاشق شیرینی هستن خلاصه از هر دسته کلی آدم میتونم مثال بزنم و من خودم تا قبل از بارداری دومم اصلا شیرینی نمیخوردم و اما بعد از بارداری دوم شروع به خوردن شیرینی کردم و حالا من با یاد گرفتن لاغری و این آموزشها شیرینی مصرف میکنم ولی نه همیشه بعضی مواقع که دوست داشته باشم و میلم بکشه به اندازه نیازم بدون ترس میخورم همین اللن که دارم کامنت مینویسم یه لیوان چایی خوردم با نصف یک شکلات کوچیک چون بیشتر از این دوست ندارم بخورم و دهنم بد مزه میشه )

      و برای مثال استاد خودش عاشق شیرینی بوده و میگن اگر در خونه شیرینی داشتن دیگه خواب نداشتن تا اون رو بخورن و اگر در مدرسه همراهشون شیرینی میبردن اصلا درس رو متوجه نمیشدن تا اول شیرینی رو بخورن .

      ما چاقها شیرینی رو دوست داریم اما با خوردن شیرینی احساسمون بد میشه و از چاقی بیشتر نگران میشیم و اما از طرفی دوست داریم بخوریم ولی از طرفی استرس داریم برای خوردنش .متناسبها این احساس رو به هیچ وجه ندارن فقط با لذت میخورن و فکر نمیکنن این شیرینی اونها رو چاق میکنه حالا شاید در صد کمی در متناسبها باشه که از خوردن شیرینی کمی ترس داشته باشن ولی خیلی جزیی هست
      پس احساس چاقها و لاغرها در خوردن متفاوت هست .(اولین تفاوت در خوردن شیرینی تفاوت در احساس هست و واقعا همینطور هست من هر وقت شیرینی یا هر هله هوله ای دیگه مثل چیپس و پفک خوردم احساس چاقی و ترس از چاقی بیشتر و عذاب وجدان داشتم اما همون متناسب با من داخل جمع خورده و اصلا نه ترسیده و نه ناراحت بوده و نه حرفی زده اما من ناراحت میشدم و به بقیه هم میگفتم وای چقدر خوردم چرا خوردم حالا دیگه چاق میشم و واقعا هم چاقتر میشدم و برام قابل لمس میشد این قضیه و بیشتر باور میکردم و میترسیدم )

      و اما میزان مصرف چاقها و لاغرها متفاوت هست :
      ما چاقها هر چیزی رو که طعم شیرینی بده مثل خرما و خارک و کلوچه و بسکوییت و .. ما میخوریم .
      اگر نسبت به هر چیز شیرینی من واکنش نشون میدم من اعتیاد به مصرف شیرینی دارم و اما افراد لاغر این طور نیستن و اونها معمولا به نوع خاصی از شیرینی علاقه دارن مثلا شیرینی مربایی ویا خامه ای .. و هر چیز شیرینی رو دوست ندارن .( من که خودم شیرینی زیاد دوست نداشتم ولی اون موقع که شیرینی خور شدم همه نوع شیرینی رو میخوردم و خوشم میومد وحتی من در زمینه چیپس و پفک و کرانچی هم همین طور بودم که هر شوری رو دوست داشتم بعصیا یه نوع یا یه مارک خاص دوست داشتن ولی من هر چیزی رو به اسم چیپس و پفک میخوردم حتی اگر مونده بودن من میخوردم و نمیگفتم چرا ولی حالا برعکس شده و انتخاب میکنم از چه مواد غذایی بخورم با چه احساسی بخورم و به چه اندازه بخورم همین خواهر شوهر من که خیلی شیرینی دوست داره یه نصفه که نه یک سوم یک کلوچه ی کوچیک رو میگیره دستش،و بعد هم میگه زیاده هر کی میخواد بیاد بخوره و همش رو عمرا بخوره و یا خواهرم میگه شیرینی دوست دارم ولی تا میخواد بخوره میگه بسه دیگه نمیتونم و ادامه نمیده و من تعحب میکردم چون من قبلا یه بسته بسکوییت کامل رو داخل یه میان وعده و یا صبحانه میخوردم و اصلا انگار چیزی نخوردم هنوزم میتونستم بخورم )

      میشه مثل متناسبها شیرینی دوست داشت و مصرف کرد و متناسب بود اگر مثل اونها رفتار کنیم و فکر کنیم .(من و خواهر متناسبم زیاد چیپس و پفک دوست داریم ولی اون فقط کرانچی و نوع خاصی پفک رو دوست داره و اونم یه بسته رو در چند روز میخوره اما من هر چه بیشتر می بود منم بیشتر میخوردم و نمیدونستم که اشتباه من چی هست و خیلی وقتا خواهرم از مزه اش ایراد میگرفت و نمیخورد و میگفت من فقط پفک نمکی مینو دوست دارم ولی من تا دونه ی آخر هر مدلی و مزه ای رو میخوردم پس میشه بخورم ولی مثل خواهر متناسبم بخورم)

      برین از متناسبها بپرسین و اگر متناسب گفت من عاشق شیرینی هستم گول نخور و این جمله رو که میگه شیرینی دوست دارم رو تحلیل کن و ببین متناسب عاشق شیرینی هست یعنی چه مقدار شیرینی میخوره ؟یکی یا نهایت دوتا میخوره و اما یک فرد چاق که عاشق شیرینی هست چه مقدار میتونه بخور؟؟خیلی زیاد میخوره و این تفاوت هست .همه ی ماجرا رو مد نظر داشته باش .(من بارها شده خواهرم که بسیار لاغر هست گفته حلوا دوست دارم و حتی اینقدر دوست داره که خودش درست میکنه ولی من زیاد دوست نداشتم و میگفتم خوب حالا بخور ولی اون فقط یه ذره در حد یه قاشق غذا خوری برده و گفته وای دلم رو زد سنگین هست و یا خیلی شیرین هست من کم شیرین دوست دارم و دیگه نخورده و من گفتم تو چرا اینطوری مگه نمیتونی بخوری قشنگ بزار بخور ولی اون میگفت نمیتونم بیشتر بخورم حالم بد میشه و یا خواهر شوهر لاغرم دقیقا همین طور هست اون که فکر کنم اندازه یه قاشق چایی خوری بر میداره و میگه خیلی سنگین هست اللن نعدم ادیت میشه و بیشتر نمیخوره در حالی که هر دوشون عاشق شیرینی هستن و یا اگر این متناسبها سیر باشن میگن سهمم رو برمیدارم وقتی گرسنه شدم میخورم و به هیچ وجه در مواقع سیری نمیخورن کاری که الان من انجام میدم )

      این فرمولهای ذهنی رو مد نظر داشته باش و این واکنش ذهن در برابر فرمولهای ذهنی هست که ما رو وادار به خوردن و یا نخوردن میکنه (چقدر خوب فرمولهای لاغری داشته باشیم تا واکنش ذهن هم در راستای لاغری باشه )

      همه ی ما پول رو دوست داریم اما پول دوست داشتن ما آیا باعث میشه اگر ما رفتیم جایی و پول دیدیم پول اون شخص رو برداریم ؟؟؟و یا اگر رفتیم خونه کسی و پول رو دیدیم اون رو برداریم ؟؟؟نه ما یادگرفتیم این کار زشته و گناه هست و برنمیداریم پس چرا همین مایی که اینقدر رعایت میکنیم ولی شیرینی بقیه رو که سهم ما نیست به راحتی بر میداریم و میخوریم چون خیلی از چاقها میگن من نمیتونم خودم رو کنترل کنم و اما چرا وقتی پول و یا جواهرات دیگران رو میبینی خودت رو کنترل میکنی و بر نمیداری اما برای شیرینی میگی من نمیتونم ؟؟؟؟چون ذهنت خراب هست در این مورد .(همین کارهای چاقها که به فکر بقیه نیستن و هر خوراکی در اطراف بود میخورن باعث بی اعتمادی اونها بین اطرافیان میشه که اونها چون سهم بقیه رو میخورن و به فکر هیچ کس نیستن پس بهشون هیچ مواد غذایی سپرده نشه و یا حتی در بقیه ی جنبه های زندگی هم از چشم بقیه میافتن واقعا من از این دید برای هر خوردنی مثل شیرینی و هله هوله و یا گوشتهای خورشت و انواع غذاها و و ته دیگ و … استفاده میکنم که نه این مواد غذایی فقط سهم من نیست و همین مقدار سهم من هست که در بشقاب من هست و بقیه اش مال من نیست و من این کار زشت رو نمیکنم که همه رو خودم به تنهایی بخورم و برای بقیه نزارم و تا حدودی موفق هم بودم )

      باید در مورد شیرینی هم خوب رفتار کنیم این خوبه که ما شیرینی رو دوست داریم و این همه شیرینی در جهان هست اما این بد ه که قدرت خودمون رو بدیم دست شیرینی و خودمون رو بدون هیچ قدرت انتخابی بدونیم و ما در برابر شیرینیها باید درست رفتار کنیم کنیم .(من قبلا در برابر هر ماده عدایی و هله هوله و خوراکی قدرت رو میدادم دست اونها و میگقتم چه کنم اشتها دارم و میخوردم و بعد عذاب وجدان پیدا میکردم اما حالا که متوجه شدم همچین چیزی در بدن من وحود نداره و ما همچین غده و یا عضو و یا آنزیمی در بدن نداریم با قدرت انتخاب میکنم چه غذایی در چه زمانی و مکانی بخورم و میگم من قدرت دارم و خودم مسول چاقی خودم هستم پس فقط در حد نیازم عدا بر میدارم برای رفع نیاز جسمم نه بیشتر و به بهانه ی دیگر )

      هر چقدر شیرینها در اطراف ما بیشتر باشن ما بیشتر میخوریم ولی باید قدرت دست ما باشه و خودمون انتخاب کنیم چقدر بخوریم باید خودمون از شیرینها مهمتر باشیم و بگو من باید تصمیم بگیریم از شیرینها به چه مقدار استفاده کنم نه شیرینیها برای من تصمیم بگیرین چه مقدار بخورم .(من دیشب در جمعی بودم که بعد از شام یک عالمه چیپس و پفک بود ولی چون بعد از شام بود و سیر بودم هیچ لدتی از خوردن اونها نمیبردم و گفتم پس نمیخورم و خودم انتخاب کردم چند دونه پفک خوردم و دیگه ادامه ندادم و نخوردم در حالی که چاقهای جمع با حرص و ولع داشتن میخوردن اما من آگاه بودم و ادامه ندادم اما اگر قبلا خودم بود فقط میخوردم و کاری به هیچ چیز نداشتم )

      خیلیا میگن از فردا من دیگه نمیخورم اما موفق نمیشن چون فرمولهای ذهنی رو تغییر ندادی پس موفق نمیشی باید ذهن هماهنگ با خواسته بشه و رفتار ما به مرور تغییر میکنه و جسم هم تغییر میکنه و این ارزش داره بنابراین در ارتباط با شیرینها دوست دارین قدرت در دستان کی باشه دوست دارین شیرینها برای ما تصمیم بگیرین چه مقدار در چه زمانهایی و مکانهایی بخوریم یا من انسان با قدرت تفکر و تعقل تصمیم بگیریم چقدر مصرف کنم ؟؟؟.(باید ذهنمون رو با خواسته هماهنگ کنیم و نمیشه به زور شیرینی نخورد پس اول باید فرمولهای ذهنی رو تغییر داد تا واکنش،و دستور خوردن در مغز ما هم تغییر کنه و من الان یک انسان هستم با کلی قدرت و توانایی و عقل و شعور و من اختیارم رو دست شیرینی ها و غذاها و هله هوله نمیدم و فقط خودم تصمیم میگیریم و از توانایی ام استفاده میکنم که چه مقدار بخورم و چه چیزی بخورم و بارها میگم من قدرت انتخاب دارم من اشتها ندارم )

      ما خیلی وقتا دوست داریم در روابطمون تصمیم درست بگیریم اما چون اون فرد از درون نمیتونه رابطه اش رو با یک مواد غدایی درست کنه و ضعف داره پس نمیتونه با یک فرد هم اون رابطه رو درست کنه پس ما اول زیر ساخت ذهن رو درست میکنیم پس اگر رابطه ات رو با یک مواد غدایی درست کنی میتونی رابطه ات با افراد رو هم درست کنی و اگر من توانایی داشته باشم خودم تصمیم بگیریم از مواد غدایی چه مقدار بخورم میتونم با افراد هم موفق باشم (وقتی ما در خوردن مواد غذایی حالا هر نوعش ضعف داریم و هر وقت اونها رو میبینیم بدون کنترل میخوریم هیچ فرقی با معتادها نداریم ولی نوع اعتیاد ما فرق داره اونها به مواد مخدر و چاقها به مواد خوراکی اعتیاد دارن پس باید بتونی انتخاب کنی مواد غذایی رو و وقتی سیر هستی بگی میل ندارم و نخوری اون وقت هست که قدرت انتخاب داری و تو اراده داری و اگر در یک مورد ضعفت بیشتر هست مثل شیرینی و یا مثلا خودم در چیپس و پفک ضعف دارم و هر جا بود بدون اختیار زیاد میخوریم این نشون میده که تو ضعیفی و از درون مشکل داری و تو خودت رو برده ی این مواد غدایی کردی در حالی که باید امیر اونها باشی و تو برای اونها تصمیم بگیری که قصد خوردنشون رو داری یا نه )

      پس نگو من نمیتونم نخورم من رو بکش ولی نگو نخورم بابا قرار نیست نخوری تو اگر بافردی در یک معامله شکست بخوری دیگه هیچ وقت با اون فرد معامله میکنی؟؟. و یا اگر از یک چیزی ضربه بخوری دوباره امتحانش میکنی؟؟ اما چرا بارها از چاقی ضریه خوردیم ولی همچنان تحت سلطه ی چاقی هستیم و دوباره رفتار چاقی رو اجرا میکنیم و اینقدر ضربه میخوریم و چاق میشیم تا کار به جاهای باریک کشیده که حتی راه رفتن سخت میشه .(من فردی رو میشناسم که به قول خودش اینقدر شیرینی میخوره که تمام دندونهاش رو خراب کرده و چاقی اندام پیدا کرده ولی میگه نمیتونم نخورم و خیلیا وقتها میگه بدن من شیرینی رو میکشه ولی در مسیر نیست که براش توصیح بدم چند باری هم گفتم اخه یعنی چی بدنم شیرینی رو میکشه مگر اهنربا هست این غلطه ولی گوش نداده و یا اینکه میگم این یک ضعف هست در شما که وقتی شیرینی رو میبینی خودت رو کنترل نمیکنی ولی گوشش بدهکار نیست و راه خودش رو میره اما من از وقتی که آگاه شدم اصلا میلم به شیرینی بسیار کم شده حتی یه نسکافه معمولی هم دلم رو میزنه و فکر میکنم خیلی شیرین هست و یا اگر چند شیرینی و یا حتی یک شیرینی بخورم از شدت شیرینی زیاد دهنم تلخ میشه و حالم بد میشه دارم بر میگردم به دوران مجردی خودم که لاعر بودم و اصلا اهل شیرینی نبودم خیلی جالبه و اگر هوس شیرینی کنم مشتاقم خرما گردو در حد دو دونه بخورم اونم با لذت و خوشحالی و طعمش رو بسیار دوست دارم اونم در مواقع گرسنگی و یا بعصی مواقع با چایی بخورم )

      چطور هست اگر یک بار بریم مغازه و از جنساش راضی نباشیم دیگه نمیریم و بهش میگی جنسهای شما خوب نیستن اما چطور در مورد شخصی ترین موضوع زندگیت بی تفاوتی و داری ضربه میخوری و اگر کسی بهت گفت بیا رژیم بگیر میگی من نمیتوتم آخه تا کی با این وضع میخوای باشی (خدا رو شکر من از وقتی چاق شدم بیخیال نبودم و همش به دنبال بهتر کردن و ایده ال شدن اوضاعم بودم که لاعر بشم و تا حدود زیادی هم موفق بودم و تونستم خودم رو لاعر کنم و هیچ وقت نگفتم نمیخوام یا نمیتونم و برعکس همیشه به دنبال راهی بودم تا از شر چاقی خلاص بشم تا با این سایت آشنا شدم و دارم خیلی ماهرانه تمام عادتهای بد رو کنار میزارم مثل پرخوری و یا خوردن هر خوراکی در اطرافم و یا تحریک شدن به خوردن و یا …. و من خیلی عالی در مسیر تناسب هستم و من توانمند و پر قدرت ادامه میدم )

      اگر بدونی اشکال کار از چی هست ولی رفعش نمیکنی تو اوضاعت خیلی بدتر از کسی هست که نمیدونه اشکالش چی هست و خبر نداره و این اصلا منطقی نیست و در تمام جنبه های زندگیتون اینطور بی رحمانه هستین و هی ضریه میخورید و دویاره ضربه میخورید و اگر از یک فروشگاه ضربه بخوری آیا دوباره میری خرید بکنی و ضربه بخوری ؟؟(من الان دیگه اگاهم و میدونم اشکال کار چاقیم در چی بوده ومیدونم ذهنم چاق بوده و افکار و فرمولها و باورهای من چاق بودن که باعث شده رفتار من و در نهایت جسم من چاق بشن پس یادش میدم و تربیتش میکنم تا افکار خوب داشته باشم و افکار لاعری داشته باشم تا جسمم لاغر بشه من باید با قدرت انتخاب کنم چطور از مواد عذایی استفاده کنم فقط برای رفع نیاز جسمم در زمانی کع سلولهای بدنم انرزی نیاز داشته باشن باید استفاده کنم نه برای لدت و تفریح و خوشگدرانی و زمانی مدقق میشم که به این حرفهایی که میزنم کامل عمل کنم و بیشتر تلاش کنم تا اگاهی حدید کسب کنم و بیشتر هم عمل کنم و اگر هر کس از اطرافیانم رر این مسیر نیست و هنوز به دنبال رزیم و ورزش و جراحی هستن عیبشون نیست مثل گذشته ی من هستن و نا اگاه هستن و خداوند هر کس رو که صلاح بدونه به این مسیر هدایت میکنه )

      خیلیا به فلان فرد در اون طرف دنیا که بهش ظلم شده احساس دلسوزی میکنن و نطر میدن و اما به فکر خودشون نیستن تو اول به فکر خودت باش نمیخو ای به فکر بقیه باشی و شعار بدی و تو باید اول شعار برای خودت بدی مثلا لاغر شدن اسانترین کار دنیا هست (اخه چی از خودم در این دنیا مهمتردر این مدت که اشنا شدم با این مسایل هر وقت خو استم برای هرکس حتی فرزندم دلسوزی کنم گفتم نه اونم خدای خودش رو داره تو نباید نگزان هیچ کس باشی اول به فکر خورت باش و برای خودت کاری کن بقیه هم خودشون میدونن با خداشون پس به جرات میگم برای هیچ غریبه ای دلسوزی نکردم مگر خبر فوت چند عزیز در این مدت کرونا اونم در حد چند لحظه و دوباره خودم رو درست کردم و شاید فرزندم و همسرم اما دوباره گفتم نه اینکار رو نکن خودشون هدایت میشن به راه درست تو خودت رو اذیت نکن و دوباره بر گشتم به مسیر پس من این امانت الهی رو مواظبم که خیلی عالی مواظبت کنم و همیشه گفتم هیچ کس از خودم مهمتر نیست و گفتم هر چقدر قبلا از چاقی صربه روحی و جسمی خوردم و از زندگیم لدت نبردم میخوام با این مسیر تلافیش رو در بیارم و با حال روحی و جسمی عالی به زندگیم ادامه بدم )

      بعضیا میگن من فلان چیزی رو ندارم و اما نه این فکر رو نکن در دنیا همه چیز وجود داره و هست اما بگو من نرفتم دنبالش که به دستش بیارم و این ضعف و مشکل من هست نه ضعف دنیا و خدا
      و من در مورد لاغری یک رورز متناسب و لاعر بودم و امکان نداره ما یه هویی چاق بشیم مرحله به مرحله ما چاق شدیم پس ما میخواییم چیزی رو به دست بیاریم که تجربه اش رو از قبل داریم و همین فکرلاغر شدن رو آسان میکنه و ما میگیم میخواییم چیزی رو به دست بیازیم که قبلا اون رو داشتیم و اما با رفتار و افکار اشتباه اون رو از دست دادیم و با تغییر افکار و در نهایت رفتار دوباره به دستش میاریم (واین واقعا برای من صدق میکنه من سالها در وزن ۵۹ کیلو بودم تا ازدواج کردم و کم کم از دستش دادیم و ۶ سال پیش هم با رژیم دوباره به دستش اوردم اما چون راهم علط بود از دستش دادم و من میخوام دوباره به دستش بیارم اما این دفعه از راه درست بدون زجر و سختی بدون چنگ و دندون بدون فشار اوردن به جسمم من به وزن ایده ال میرسم )

      .
      شجاعت رو به رو شدن با لاغری رو داشته باشین و هر کس اینجا هست یه شگفتی ساز هست که هنوز خودش رو کشف نکرده چون کسایی که وارد این سایت شدن از طرف خداوند انتخاب شدن و تو لایق متناسب شدن هستی . (من هم یه شگفتی ساز هستم برای خودم چون واقعا تجربه ی خلق جسم جدید با قدرت دهنم رو داشتم و کلی لدت بردم و با این قدرت کلی کاهش،وزن و سایز داشتم و خودم رو یک شگفتی ساز میدونم که میتونم برای خیلیها الگو و نمونه باشم و عاشق خدای خودم هستم که همیشه من رو به بهترین مکانها و آدمها در بهترین زمانها هدایت کرده و میکنه و من رو دوست داره و منم دوستش دارم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        شهربانو باقری
        1400/01/10 18:31
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 239 کلمه

        عزیزم سلام وقتت بخیر و سال و قرن نو بر شما مبارک …..متن زیبای شمارو خوندم ….آفرین به شما و آفرین به استاد عزیزی که به دقت می خونه و امتیاز می ده ….مدال طلای شما حق شما بود ….و‌من از این ایده ی مدال دادن به متنهای تاثیر گذار واقعا لذت می برم ….و وقتی با یک دیدگاه طلایی روبرو میشم تشویق میشم‌ حتما اونو با حواس جمع بخونم ببینم چه نکته یا نکاتی در اون‌متن بوده که مدال گرفته …‌و انصافا این متنهای طلایی تاثیر گذارن ….از جمله آخر شما اشک شوقم سرازیر شد قسمتای آخر نوشتی هر کس اومده توی سایت با انتخاب خداوند بوده و حتما لایق متناسب شدن تشخیص داده شده ….حتی اونایی که یه مدت اولش خیلی با ذوق و شوق شروع می کنن بعد تحت تاثیر افکار ناخودآگاه دل به تمرینها نمی دن و یا رها می کنن اما خدا هیچوقت در انتخابش خطا نمی کنه اشتباه نمی کنه اونا یه روز دوباره برمی گردن و بار دوم با انگیزه و اراده قوی تر از قبل شروع و ادامه می دن و اگر به مسیر و یا توانایی خودشون شک نکنن حتما موفق میشن ….

        برای شما دوست عزیز آرزوی موفقیت دارم …

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/30 15:05
      مدت عضویت: 325 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 789 کلمه


      سلام سلام وقتتون بخیر و خوشی😍
      در مسیر قدرت لاغری با ذهن ما باید حرفامون رو ب عمل تبدیل کنیم ..تا ملکه ی ذهنمون بشه و بتونیم باور های منفی ومخرب و محدود کننده چاقیمون رو ب باورهای درست و صحیح از مسیر درست برای لاغر شدن تغییر بدیم ک باتوکل بخدا نتیجه رو توی جسممون مشاهده کنیم …
      یکی از باورهای منفی و مخرب و محدود کننده خوردن شیرینیجات ها هستن .از جمله :نون خامه ای ، رولت ، بیسکویت ها ،کیک ها ، بستنی ها ، خرما ، عسل ،قند و شکر کاکایو ویفر همه و همه انواع واقسام 🍦🍨🍧🍡🍢🍰🎂🍭🍬🍫🍩🍯🍪🥤🥞
      در حالی ک هیچ نوع مواد غذایی و انواع شیرینی ها قدرت چاق کنندگی ما روندارن..و این فقط ماهستیم ک باافکارمون و رفتارمون این باور ها رو در ذهنمون ایجاد میکنیم ب نوعی منطقی ش میکنیم برای خودمون و ذهنمون ک شیرینیها مارو هر دفعه حتی ب اندازه ای کوچک و گاهی نیاز بدن مارو چاق و چاقتر میکنن….و حتی اکثر ماانسانها در هنگام افتادن فشار ، ضعف ، حالت تهوع ، از خوراکی های شیرین استفاده میکنیم ک ب فکر خودمون قند بدن تنظیم بشه😐
      در حالیک افراد لاغر و متناسب همچین دیدگاهی ندارن نسبت ب شیرینیها ..هیچ وقت حرص وولع ندارن ، هیچ وقت نمیتونن بیشتراز نیاز بدنشون از شیرینیها و حتی مواد غذایی دیگ استفاده کنن…فکرشون پیش خوراکیهاشون شیرینیهاشون نیست‌…
      در حالی ک قبل من کافی بود یه جعبه شیرینی تو یخچال باشه …دیگ دنیال بهانه بودم ک حالا ی نوشیدنی درست کنم ک بااون شیرینیها بخورم یا چایی ، یاابمیوه ، یا حتی گاهی کنار میوه و تخمه 😐🙄 همیشه حرص وولع داشتم برای خوردن شیرینی ک ببینم تازه اس ، از کدوم قنادیه ، حالا اگ تنوع هم داشت باید از هرکدوم یدونه میخوردم ک ببینم حالا کدوم خوشمزه تره ک دفعه بعد ازون بیشتر بخورم… خلاصه ک افراد چاق دیدگاه متفاوتی نسبت ب افراد متناسب دارن نسبت ب همه چی از جمله شیرینی ها….و در مواقع کاملا سیری و اون فشار شکم و حالت خفگی ما میل داشتیم ب خوردن شیرینیها..حتی اگ شده چند تا کشمش یا مویز..
      ما انسانیم .عقل داریم ، شعور داریم‌‌…من بارها گفتم ما بیشتر ب دیگران متعهدیم تا ب خودمون…همه چی رو برای دیگران میخایم .حال خوب ..حس خوب .اینک ازمون ناراحت نشن و نباشن ، بهترین سفره ، بهترین سوغاتی ، از هرچیز خوب تو دنیا بهترین شو برای دیگرانی میخاییم ک ما براشون مهم نیستیم ..حتی در مواقعی ک ما حاضر نیستیم ک ب دیگران ضرری برسونیم از جمله مثلا خدای نکرده برداشتن پولشون …و این کار و عیبب و عار میدونیم ، ترس از خدا داریم و حق الناس …
      خب حالا چرا خوردن های اضافی بدن رو ک باعث ضرر و آسیب ب خودمون میشن رو برای خودمون عیب و عار ندونیم.ترس از خدای درونمون رو داشته باشیم ک هر آشغالی رووارد بدنمون نکنیم و اون خداروناراحت و عصبانی نکنیم .ک ب ما دستور بیشتر بیشتر خوردن رو میده و ما چون ترس داریم سر پیچی میکنیم و باعث عصبانیتش میشیم بعد پرخلشگر میشیم…خودمون باعث این دستورات شدیم و حالا خودمونم سر پیچی میکنیم.چرا حق الناس برای خودمون ندونیم ک براثر پرخوری شیرینیجات ی ک باعث چاقی و اضافه وزن ما میشه ک براثراین اضافه وزن پا درد . کمر درد.فشارخون ،دیابت مبگیریم اینم نوعی حق الناس بخودمونه…پس چراا ما انقدر برای دیگران ارزش و احترام قایلیم اما برای جسم خودمون ک باعث سلامتی ،آرامش ،لذت اززندگی ،لذت از تنلسب اندام و داشتن هرلباس باهررنگ و مدلی رو میتونیم دلشته باشیم از خودمون دریغ میکنیم…بعدازاشنایی من باقدرت ذهن مسیر ن تنهاتلاش برای لاغر شدن من تغییر کرد بلک از تمام جنبه های زندگی دبگ در حال تغییر و تحول هست..
      و امروز رقم میخوره ب امید خدا شروع یک تصمیم عاقلانه تر درعین حال لذت بخش ترشروع یک تغییردیگ ک قدرتش و خودم در دست بگیرم .‌‌ن با جنگ و دعوا بلک بادوستی و صلح ک در مواجهه با انواع و اقسام شیرینی ها وحتی مواد غذایی این من باشم خوده خودم ک انتخاب کنم از چ چیز ب چ اندازه استفاده کنم و اجازه ندم ک خوراکی ها بارنگ و لعابشون منو گول بزنن و اونا برای من تعیین و تکلیف کنن ک من چ چیز رو ن باندازه ی بدن بلک هر چی بیشتر لذیذ تر برام انتخاب کنن.من بخورم.و ازامروز وتاهروز ک زنده ام نفس میکشم و مغزم کار میکنه قدرت انتخاب رو خودم بدست میگیرم تا دیگ بخودم بدی نکنم .حقی گردن خودم نباشه .و خودمو ببخشم بخاطر تمام این مدتی ک باخودم بد بودم .متوجه نبودم ک چ بلای رو سر خودم داشتم میوردم…
      بنظر من جسم من هم عقل داره هم شعور ک درروز قیامت میخاد منو شفاعت کنه…پس ب بهترین شکل ممکن باهاش برخورد میکنم…چون نعمتهای خدا همیشه و همیشگین…بی پایان و بی نهایتن….
      ب امید موفقیت همه ی دوستان عزیز و همسیر🙏😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        شهربانو باقری
        1400/01/04 12:42
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 215 کلمه

        دوست عزیزم سال نو مبارک
        خیلی از متن شما خوشم اومد خصوصا قسمتی که نوشتید ما با افکار و رفتارای اشتباه غذایی در حقیقت مشمول رعایت نکردن حق الناس میشیم
        .ما به رعایت حق دیگران حساسیم و اونو وظیفه انسانی خودمون می دونیم ولی به خودمون که می رسیم بی محابا ظلم می کنیم
        نه تنها دسته ای از مواد غذایی رو چاق کننده می دونیم بلکه اونارو بیش از نیاز می خوریم و باعث مشکلات عدیده ای برای خودمون میشیم
        وقتی ما خودمون به خودمون رحم نداریم و ظلم می کنیم چه انتظاری داریم خدای درون‌ما حال مارو بهتر از این قرار بده
        تا ما فکری به حال خود نکنیم از خدا هم انتظارمون بیجاست
        باید در افکار و رفتارمون تجدید نظر کنیم نه تنها انگ چاق کننده بودن به خوراکیها نزنیم و کفر نعمت نکنیم بلکه باید به اندازه نیازمون مصرف کنیم تنوع طلبی و اعتیاد به خوردن رو مهار کنیم و کمی برای خودمون دل بسوزونیم با این شرایط میشه از خدای قادر و توانا حتی انتظار معجزه هم داشته باشیم
        درود بر شما در پناه حق باشید

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/30 08:58
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,067 کلمه

      سلام 🙂

      یه بار قبلنا این فایا رو گوش کرده بودم و شنیدنش حس خوبی بهم نداده بود و همیشه ته ذهنم این بود که فایل ترک عادت شیرینی خوردن فایلی هست که حسم رو بد میکنه

      و چقدر برام جالب بود که با وجود این ذهنیت وقتی فایل رو گوش دادم چقدر آگاهی دهنده و درست بود

      و این نتیجه تکرتر و استمراره کخ به مرور فرمولها و رفتارها تغییر میکنه

      احساس من در بار اول بد شد چون منو به خودم نشون میداد چون این آگاخی مستقیم حمله کرده بود به نقطه ضعف من من میدونستم که شیرینی خوردن و علاقه به شیرینی و رفتارهای اشتباه در مواجهه با شیرینی یکی از دلایل چاقی منه و اینم به خاطر باوری بود که من در ذهنم داشتم و این باور هم به خاطر دیدن و شنیدن بسیار زیاد این جمله از اطرافیانم بود که طایفه ما همه شیرینی خور هستن و خیلی به شیرینی علاقه دارن

      و در برابر شیرینی نمیتونن مقاومت کنن ومن هم همینطور بودم چون منم از همون فامیل بودم و سالها باورم این بود که من عاشق شیرینی ام و واقعا هم وقتی جعبه شیرینی روی میز بود یا کیک خونگی یا کیک خامه ای یه جا میدیدم چشمم رو ازش بر نمیداشتم و اگه روم میشد حسابی ازش میخوردم و خیلی وقتها به خاطر خجالت یا برای اینکه بقیه طعنه نزنن کمتر میخوردم واینجور وقتها دلم توی اون مقداری که نخوردم میموند

      ولی امروز که رفتارهام مقداری تغییر کرده که اونم فقط از طریق آماده شدن ذهنم با اموزشهای سایت تناسب فکری بوده خیلی این فایل رو دوست داشتم و اصلا حسم بد نشد و اتفاقا ازش نکته برداری کردم که مطلبش بیشتر توی ذهنم جا بگیره

      وقتی در چالش من اینو نخوردم شرکت کردم این عادت علاقه به شیرینی خوردن رو میخواستم کمرنگ کنم که انصافا هم تاثیر فوق العاده ای داشته برای من و میلم به شیرینیها و هله هوله وسایر انواع شیرینی کم شده و خیلی وقتها طعم شیرینش دلم رو میزنه

      و این تغییر بزرگ برای من فقط از طریق ذهنی امکانپذیر بوده ….تمام😎😎😎😉😉

      خوب بریم سراغ توضیحات فایل ؛

      اموزش ذهنی فقط با تکرار و مداومت و سعی در عمل کردن به اموزشها کار میکنه

      روند به این صورته؛

      ۱_ دریافت آگاهی
      ۲_ سعی در عمل کردن….
      ۳- عمل به اون آگاهی تجربه شما میشه
      ۴_ تجربه با آگاهی کنار هم قرار میگیره و تبدیل به باور میشه👌👌👌

      در این اموزش نیاز به تلاش فیزیکی وهیاهو نیست

      اتفاقا آموزش ذهنی باید با ارامش و راحتی باشه بدون سر وصدا👌👌


      در ارامش وبدون گفتن به بقیه آموزش ذهنی رو دنبال کنید تا از استرس دور باشید و بتونین در ارامش روی ذهنتون کار کنید

      (من با عمل به این توصیه خییییییلی راحت و در ارامش کامل دارم لاغر میشم)

      👈 خوب بریم سراغ رابطه چاقی و شیرینی ۳تا موضوع رو بررسی میکنیم ؛میزان علاقه ،احساس موقع خوردن و مقدار و تنوع👇👇👇

      👈 علاقه به شیرینی مختص افراد چاق نیست،کمتر از نیمی از متناسبها هم به شیرینی علاقه دارن

      👈 ولی افراد چاق در احساس خوردن شیرینی با متناسبها فرق دارن

      از اینور علاقه شدید داریم از اون ور استرس داریم از خوردنش

      متناسبها هیچ وقت با احساس بد نمیخورن اونا فقط از خوردن شیرینی لذت میبرن

      👌👌👌

      👈 میزان مصرف در چاقها بیشتره

      ما هر چیزی که طعمش شیرین باشه دوس داریم

      پس به تنوع ربطی نداره

      در واقع ما اعتیاد به مصرف طعم شیرین داریم😁

      افراد متناسب به همه انواع شیرینی علاقه ندارن و معمولا به یه دسته محدود از شیرینیها علاقه دارن

      میشه

      ✍مثل افراد متناسب شیرینی مصرف کرد و متناسب هم بود البته با فرمولهای ذهنی اونا😏😏

      👈 وقتی رفتار افراد متناسب رو مدنظر میگیرین همه ماجرا رو در نظر بگیرین نه فقط اون رفتاری که به نفعتونه😅

      در واقع رفتار ما در مقابل غذاها در واقع واکنش جسم به فرمولهای ذهنه

      چرا ما نمیریم پول میزبان رو برداریم ولی به ظرف شیرینی دست میزنیم و اضافه برمیداریم🤔🤔🤔

      چون خیلی از ماها اعتقاد داریم نسبت به شیرینی نمیتونیم خودمونو کنترل کنیم😶

      چون ذهنمون خرابه چون هزاران بار به خودمون گفتیم نمیتونیم خودمونو کنترل کنیم و نتیجه این باور در جسم ما شده این واکنش که غیر ارادی هم هست

      👌 این خیلی خوبه که این نعمت به شکلهای مختلف در دنیا هست ولی این خیلی بده که ما قدرت رو میدیم به شیرینی ها و خودمون قدرت نداریم در مقابل اونا

      اینکه شیرینیها به ما دستور میدن چقدر و از کدوم مدل بخوریم خوب نیست

      باید قدرت دست ما باشه ما باید تصمیم بگیریم که خودمون مهمتر از شیرینیها باشیم

      و تنها راهی که میشه این قدرت رو بدست بگیریم تغییر فرمولهای ذهنی هست تا این رفتارها هم تغییر کنه 👌👌

      👈 نمیتونیم تصمیم بگیریم با فشار وزور شیرینی نخوریم

      اول باید ذهن آماده بشه و اونوقت نخوردن یا مقدار خوردن رو به راحتی میشه کنترل کنیم

      🤔
      به این مسئله فکر کن؛

      کدوم براش شما لذت بخشتره؟ شما تصمیم گیرنده باشی یا شیرینیها؟؟؟؟؟؟

      وقتی مانتونیم رابطه مون با ماده غذایی رو درست کنیم رابطه مون با آدمها رو هم نمیتونیم درست کنیم

      وقتی در رابطه با مواد غذایی بتونی کنترل کنی در رابطه با آدمها هم میتونیم کنترل کنیم چون ریشه و اساس رابطه در ذهنت درست میشه🙂

      🤔 چرا خودمون رو تحت فشار چاقی قرار میدیم ؟

      🤔 چرا اجازه میدیم چاقی اینقدر پیشرفت کنه؟

      🤔چرا اگه از جنسی راضی نباشی دیگه نمیخری ولی در موضوع چاقی نمیتونی رفتارت رو تغییر بدی؟

      اکه بدونی که اشکال کار کجاس ولی باز هم داری تکرار میکنی و حاضر نیستی رفتارت رو عوض کنی فاجعه است🤨🤨🤨🤨

      ایا در سایر جنبه های زندگیت هم همینقدر بی رحمانه با خودت رفتار میکنی؟🤔

      چرا در مورد رفتارهای غذاییمون اینقدر بی توجه ایم ؟ 🤔

      👌 اگه ما اهل دلسوزی برای بقیه هستیم پس اول برای خودمون دلسوزی کنیم و به خودمون توجه کنیم و فکری برای تغییر خودمون بکنیم

      حالا اگه کسی چیزی رو نداریم اون از ضعف ما است ضعف خداوند یا دنیا نیست

      جالبه همه ما یه روزی لاغر بودیم مرحله به مرحله اضافه وزن پیدا کردیم و ما میخوایم چیزی رو به دست بیاریم که قبلا داشتیم💪

      لاغری در وجود ما هست😍 ولی به واسطه افکار و رفتار اشتباه زیر لایه هایی از چربی اونو پوشوندیم😶 و 👈فقط کافیه با تغییر افکار رفتارمونو تغییر بدیم و باز هم برگردیم به اون لاغری و تناسب اندام که حقمونه ذاتمونه و طبیعتمونه👉

      همه ما شجاعیم😎 همه ما شگفتی سازیم😎 و همه ما هدایت شده از طرف خداوند هستیم😎 و لایق تناسب اندام 😎😎😎😎

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/29 02:16
      مدت عضویت: 546 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 676 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی 🌹🌹🌹
      سلام دوستان 🌹
      من سال ها قبل شاید ده سال پیش به شیرینی علاقه داشتم هرنوعش ،شکلات کیک و…. زیاده روی نمیکردم اما یه طوری بود که یکی دوروز شکلات خرما یا بیسکوییت نمیخوردم حس میکردم فشارم خیلی می افته و بیحال میشم و باخوردن شیرینی جات به خودم تلقین میکردم که چقدر حالم بهتر میشه سرحال میام . اما به مرور بارژیمایی که گرفتم و فشارایی که به خودم میوردم مصرف شیرینی در من محدود شد البته هنوز بستنی میخوردم کیک و بیسکوییت و …. ولی خیلی خیلی کمتر .قند و که کلا حذف کرده بودم چای تلخ میخوردم و شکر و شاید ماهی یبار تو چایی یا قهوه میریختم . اما هنوز از خودم راضی نبودم چون باخوردن هرنوع شیرینی کمی بیشتر از نیازم تمام وجودمو عذاب وجدان و ترس از چاقی میگرفت . گذشت و باسایت شما استاد گلم آشنا شدم و از همون دوره ی دوازده روزه ی رایگان این عادت من خیلی بی سرصدا تغییر کرد نه فقط این عادت که خیلی رفتارای اشتباهم اصلاح شد نمیگم صدرصد ولی به طرز عالی من رفتارای غذاییم عوض شد و باادامه دادن و داشتن حس خوب به جایی رسیدم که اگه مثلا خیلی دلم بستنی یا کیک بخواد اونو به دو سه قسمت تقسیم میکنم و میدم به بقیه فقط یه تیکه کوچیک ازش میخورم . امروز که این رفتار ازم سرزد یه لحظه یاد قبل خودم افتادم که من یه بستنی رو کامل میخوردم حتی اگه میل آنچنانی نداشتم به بهونه اینکه هوا گرمه میچسبه یا فشارم افتاده الان نیازه بدنمه ولی فقط یه تیکه خوردم و دلمو زد! ما تمام این رفتارا رو انقدر تکرار کردیم که آروم آروم به این وضعیت رسیدیم حالا هم رفتارای اصلاح شدمون رو یمدت تکرار کنیم کم کم نتایج و در جسممون خواهیم دید وقتی تااین حد داریم مثل یک فرد متناسب عالی عمل میکنم چرا نتیجه نگیریم ؟!
      حالا یک فرد متناسب هم ممکنه عاشق شیرینی باشه اما چجوری ؟؟؟!!!نهایتا یدونه نون خامه ای میخوره و تمام!!! ولی فرد چاقی که عاشق شیرینیه چی!؟تا نصف جعبه رو نخوره حس لذت بهش دست نمیده .
      بیایم بااین مثال استاد یکبار برای همیشه رفتار درست باشیرینی ها و غذاها رو یاد بگیریم: اگه ما عااااشق پول باشیم و یجایی خونه ی کسی بریم و اونجا پول باشه ما بدون اجازه دست درازی میکنیم به اون پول ؟قطعا نه .حتی نجوای ذهنیمون هم نمیتونه راضیمون کنه که پول و برداریم. پس اگه جایی با شیرینی مواجه شدیم فقط اون چیزی که سهممونه (فقط در حد نیاز )مصرف کنیم نه اینکه هرچی اونجا بود و با ولع بخوریم ،این میشه همون دست درازی به پول دیگران . بیایم قدرت و کامل دست بگیریم و ما تعیین کنیم که از چه خوراکی چه مقدار میخوایم بخوریم .🍃🍃🍃🍃 تمرین این جلسه خیلی کمک کننده اس، از امروز قدرت تصمیم گیری فقط و فقط با منه نه تنوع و رنگ و لعاب شیرینی ها یا هر خوراکی دیگه ای . و دیگه اینکه من باید نسبت به خصوصی ترین مسئله زندگیم حساس باشم و بهش اهمیت بدم، براش وقت بزارم و به آموخته هام عمل کنم انقدر تکرارشو ن کنم که چاره ای برای ذهن و جسمم نمونه جز متناسب شدن ! اونم تناسبی که از اول برای خودم بوده باهاش متولد شدم قرار نیست چیز جدیدی به وجود بیارم که سخت و رنج آور باشه یه چیزی بوده که من تجربش کردم داشتمش حالا باافکارو رفتار نادرست زیر بار اضافه وزن دفنش کردم اما دوباره تصمیم گرفتم تجربه اش کنم حرکت میکنم بااحساس خوب با اعتماد به اینکه خوده خداوند منو لایق دونسته و هدایتم کرده به این مسیر پس من میتوووووووونم وگرنه الان اینجا نبودم . .اگه مثلا رانندگی باشه خلبانی باشه زبان خارجی باشه بله چون من قبلا تجربه هیچکدوم و نداشتم والان برام سخته رسیدن بهشون اما لاغری مال ما بوده چیز جدید و عجیب غریبی نیست که سختش کردیم .همین یه باور میتونه لاغرشدن و برامون خیلی راحت تر کنه 😍😍😍😍 استاد عزیز سپاس از اینهمه آگاهی ، هرکدوم یک دنیا ارزش دارن💖💖🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/28 00:59
      مدت عضویت: 507 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 781 کلمه


      سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم گام 57انچه من از این گام دریافت کردم به صورت خلاصه شرح میدهم
      ماباید آموزش هایی که مبینیم به عمل تبدیل کنیم تا تجربه بدست بیاوریم ووقتی تجربه بدست آوردیم مساوی میشه با افکار ما و باور ما رو به وجود میارن و باید استمرار داشته باشیم در این مسیر و آگاهانه آنچه آموختیم به عمل تبدیل کنیم ما با همین کار چاق شدیم وحالا هم با همین کار لاغر خواهیم شد پس باید آگاهی جدیدی که مبینیم به عمل تبدیل کنیم تا تجربه بدست بیاوریم و باور ما رو میسازد
      حالا در مورد شیرینی خوردن افراد چاق متناسب می‌خوام بررسی کنم
      ما افراد چاق کلا به هر نوع شیرینی از قند بگیر که معزه سرین میده تا کیک خامه خرما خامه عسلی چای شیرین کلا هرچیزی طمع شیرین بده علاقمندیم ولی فرد لاغر متناسب منظورم افراد متناسب با الگو رفتارها صحیح است یا شیرینی دوست ندارند یا شیرینی ها خاصی دوست دارند و با لذت میخورند ولی ما افراد چاق با استرس ترس که چاقم می‌کنه وانتظار چاقی داریم مصرف می کنیم و کاری به میزانش نداریم هرچقدر باشه میخوریم که دیگه خفگی بهمون دست بده نخوریم ولی یک فرد متناسب به اندازه نیازش میخوره
      من خودم قبلاً خیلی می‌خوردم حالا فقط طعم شیرینی بده همین یا خودم درست میکردم می‌خوردم یا می‌گرفتم از شکلات بگیر تا نان خامه ای که وقتی میخوردم از ترس چاقی زهرم میشد ولی بازم بیشتر می‌خوردم ومیگفتم از شنبه رژیم میگیرم ولی باز تکرار میکردم و سرزنش بیشتر خودم میکردم که چرا نمیتونم جلو خودم بگیرم که من دارم چاق میشم با خوردن شیرینی حالا چکار کنم …
      اما از وقتی با این روش ذهنی آشنا شدم و یاد گرفتم شیرینی من چاق نکرده بلکه فرمول ها و باورها اشتباه من که باعث عادت ها اشتباه و گسترده در من شده باعث چاقی من شده خیالم دیگه راحت شده و اصلا دیگه حرص نمی‌خورم دانبال شیرینی نیستم چشمم دانبال خوراکی ها خیلی کم شده کلا و خیلی رفتارهام تغییر کرده و خیلی خوشحالم که آرامش ذهنی دارم و باید بیشتر روی افکارم باورهام کار کنم تا نتایج بهتری بدست بیاورم من باید خودم رها کنم و آزاد باید خودم کنترل کننده رفتارم باشم نه شیرینی مواد غذایی رفتارها اشتباه من کنترل کنند.
      با آموزش دیدن استمرار داشتن و عمل کردن به آگاهی من روز به روز بیشتر کنترل رفتارم بدست میگیرم چون ذهنم داره تغییر می‌کنه پس برده شیرینی نباش کنترل کننده رفتارت باش پس همیشه عادت ها خودمان با فرد متناسب بررسی کنیم و آگاهانه عمل کنیم نگیم فلانی که خیلی لاغر
      است گفت عاشق شیرینی هستم منم باید عاشق شیرینی باشم و زیاد بخورم که نشان بدم عاشق شیرینی هستم هرچیزی به اندازه نیاز باید مصرف بشه آن فرد متناسب هم به اندازه نیازش و بالذت آنچه که دوست داره میخوره نه مث ما حمله می‌کنه وفقط دانبال طمع است که شیرین باشه حالا میخواد قند باشه خامه هرچی باشع میخوره حالا می‌دونه زیادیش به ضررش است ولی میخوره چرا باید این ظلم به خودمان کنیم ما توانایی کنترل خودمان داریم فقط باید فرمول ها ذهن مان عوض کنیم تا رفتار ما عوض بشه و عمل کنیم تا تجربه بدست بیاوریم پس کنترل کننده افکارمان باشیم و در آموزش دیدن استمرار داشته باشیم و به خودمان ظلم نکنیم و با خودمان درست رفتار کنیم
      کاری که به ضررمان است انجام ندهیم وقتی به آموزش ها عمل کنیم استمرار داشته باشیم و جرعت تغییر کردن و باور اینکه ما از طرف خداوند هدایت شدیم به این مسیر و ما تجربه لاغری داریم فقط اشتباه رفتار کردیم از حد ایده آلمان گذشتیم حالا میخواهیم آموزش صحیح لاغری ببینیم و به وزن ایده آلمان که قبلا تجربه اش داشتیم برسیم همین همچی راحت است باید فقط عمل کننده آگاهی ها باشیم و جرعت تغییر داشته باشیم و مطمعن باشیم ما موفق خواهیم شد و همین الانم شگفتی ساز هستیم چون خداوند افراد خاص که توانایی تغییر دارند هدایت می‌کنه به این مسیر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/17 16:00
      مدت عضویت: 422 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 24 کلمه

      سلام…من ک قبلا خیلی شیرینی دوست داشتم چ شکلات چ کیک بیشتر چیزهای شیرین ولی الان شکر خدا الحمدالله اینجور نیستم خیلی بهتر شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/11/16 22:31
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      وقت بخیر
      منم قبلا همه چیز شیرین دوست داشتم حالا تو چاییم هیچ وقت شکر نمی ریختم ولی خرما و شیرینی و شکلات اگه جلو دست بود می خوردم مادر شوهرم که خیلی متناسبه صبح حا یگ عالمه عسل می ریزه تو چایش نصف شیشه عسل و می گه این شیرینی طبیعیه به جای شکر .
      من قبلا هر چی جلو دستم بود اول اونهایی که دوست داشتم بعد اونهایی که دوست نداشتم انگار مجبور بودم حتما باید می خوردم یاده زمانی که دانشگاه می رفتم شوهر خاله من اومده بودن ایران و فقط چمدونها رو پر کرده بودن از شکلات و هله هوله های اینجا اون زمان خیلی sneakers مد شده بود تازه اومده بود دیگه برای هممون آورده بودن قسمت کردن خواهرم و مامانم مال خودشون و نمی خوردن قایم کرده بودن ولی من اون موقع البته خیلی لاغر بودم ولی تمام این شکلاتهای خودم و خوردم بعد مال مامانم و خواهرم هم همینطور یواشکی بعدا فهمیدن که خیلی دیر شده بود یه وقتها مامانم می گه همونا رو خوردی که کار دست خودت دادی😂😂😂
      خلاصه بگم الان خدا رو شکر اینجا به این صورت اون شیرینی تازه های ایران تو دسترس نیست مثل اونجا عصر به عصر همه با جعبه شیرینی می رفتن دیدن هم .
      ولی خوب بازم شکلات و شیرینی هستش من دیگه نمی خرم از تولدم تا الان نون خامه ای نخوردم برای تولدم از قنادی چند تا نون خامه ای گرفتیم به جای کیک سه ماه پیش . مثلا الان بیسکویت.ویفر خریده همسرم باقلوا یه یه ذره از باقلوا خوردم ولی دوست نداشتم دیگه نخوردم ولی این بیسکویته هم باز نکردم با اینکه از صبح تا شب جلو چشمم هستش .
      حالا دیروز داشتم قهوه می خوردم کارامل می ریزم توش همسرم گفت تو خیلی شیرینی می خوری منظورش همون کارامل بود بهتره تلخ بخوری قهوه و چون خودش تلخ می خوره گاهی یه کم شکر می ریزه من ولی نصفش و نصف لیوان و نخوردم
      باید اختیار و بدیم دست خودمون نه شیرینی ها انتخاب کنیم که چقدر بخوریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/14 18:18
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 694 کلمه

      چگونه عادت شرینی خوردن را تعقیر دهیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟،،،
      وقتی در دوره آموزشی لاغری باذهن شرکت میکنیم باید با تکرار واستمرار به فایل ها گوش کنیم و عمل کنیم تا باورها در ذهن ما جای خودشان را باز کنند وتثبت بشوند ما بار ها در قبل تجربه چاق ولاغر شدن را داشتیم وهردو پروسه پله به پله پیش رفته وما این تجربیات را داشتیم وآن ها را تبدیل به باور کردیم حالا در آموزش لاغری با ذهن باید با آرامش و ملایمت پیش بره چون این تجربه های جدید کم کم در ذهن جای میگیره تا تبدیل به گفتار وبعد به رفتار ما بشه وتمام این مراحل باید با احساس خوب همراه باشه تا نتیجه بگیریم
      یکی از موضوع ها خوردن شیرینی است واین موضوع نه تنها در باره شیرینی میتونه باشه بلکه در مورد هر غذایی هم میتونه باشه
      تفاوت خوردن شیرینی در افراد چاق وافراد متناسب چگونه است ؟؟؟؟
      بیشتر افراد چه چاق چه متناسب شیرینی را دوست دارند ولی افراد چاق از خوردن شرینی ترس دارند ولی باز هم میخورند افراد متناسب ترسی از خوردن شیرینی ندارند ولی به اندازه نیازشون میخورند افراد چاق به طعم شیرین علاقه دارند ولی بیشتر افراد متناسب بیشتر از نوع خاصی مواد شیرین علاقه دارند
      افراد چاق هر چیز شیرین را دوست دارند افراد متناسب هر چیز شیرین را دوست ندارند و درک علت این تفاوت ها در افراد چاق ومتناسب کمک میکنه تا بتوانیم نسبت به شیرینی ویا هرمواد غذایی اختیار را به دست خودمون بگیریم وذهن خودمون را کنترل کنیم
      هردو چاق ولاغر عاشق شیرینی هستند ولی استفاده از شیرینی در مسیر درستش مهمه
      وقتی به ماده غذایی مورد علاقه امون میرسیم اگر سیر باشیم باید کنترل روی ذهن امون داشته باشیم ودرآن لحظه از آن ماده غذایی نخوریم بگذاریم برای وقتی که واقعا بدن امون نیاز داره بخوریم آن هم فقط به حد نیاز حالا فرقی نمیکنه این ماده شیرینی باشه ویا برنج ویا میوه باشه
      هیچ فرقی نمیکنه اگر این فرمول در ذهن ما تثبیت بشه که گرسنه شدی به حد نیازت از هر ماده غذایی میتونی بخوری ولی بیشتر از نیازت نخور دیگر قدرت دست خودمون است دیگر مواد غذایی نمیتوانند مارا وسوسه کنند به پرخوری اگر ما برای خودمون ارزش قائل باشیم وقدرت در دست خودمون باشه دیگر مواد غذایی مثل شیرینی نمیتواتد برای ما تصمیم به خوردن بگیرند واین مسعله جز با آموزش درست ذهنی امکان پذیر نیست چون ذهن باید تربیت شود وفرمول درست داشته باشند تا قدرت در اختیار خودمون باشد حالا این فرمول در تمام جنبه های دیگر زندگی هم میشود پیاده کرد در کسب وکار و در روابط هم مبتواند کارایی داشته باشد وقتی ما خودمون بتوانیم قدرت را با آموزش صحیح در خودمون پرورش بدهیم در هر موردی میتوانیم موفق شویم ویاد میگیریم رفتار درست را در خودمون جایگزین رفتار های اشتباه کنیم ما این توانایی ها را در گذشته داشتیم در خیلی موارد وقتی از مسعله ایی ضربه خوردیم دیگر آن را تکرار نکردیم وبه فکر این بودیم که دیگر اشتباه نکنیم ولی در مورد خودمون وجسممون بارها با پرخوری اشتباه کردیم با گرفتن رژیم اشتباه کردیم ولی باز ادامه دادیم ورفتار مون را تعقیر ندادیم ولی حالا چی الان که دیگر آگاهی پیدا کردیم دیگر حایز نیست این رفتارهای اشتباه را تکرار کنیم بلکه با تکرار آموزش ها باید استمرار در رفتار درست را داشته باشیم تادر ذهن ما نهادینه شود
      با توفیق روز افزون برای استاد عزیز ودوستان متناسبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        شهربانو باقری
        1399/12/28 20:55
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 163 کلمه

        سلام به دوست عزیزم آخرای نوشته اتون نوشتید ما در هر کاری اشتباه کنیم و ضربه اشتباهمونو بخوریم سعی می کنیم دیگه تکرار نکنیم ولی در مورد غذاهابااینکه از پرخوری آسیب می بینیم ولی باز تکرار می کنیم ….اینجا پاسخ من به این‌چرایی اینه که متاسفانه ما چاقها معتاد به خوردن غذا شدیم …..ترک اعتیاد همیشه سخت بوده و هست ..هیچ فرق نمی کنه که یک فرد بخواد مواد مخدر را ترک کنه یا پرخوری را ….هر دو سخته ……و اراده باید قوی باشه برای ترک اعتیاد ….حالا چطوری میشه اراده امونو قوی کنیم در این مورد بخصوص باید افکار و باورهامون تغییر کنه …….استمرار در آموزش شناسایی باورهای چاق کننده و تبدیل اونا به باورهای لاغر کننده یک کار زمانبره و آسون نیست …اما شدنیه …ما در دوره های آموزش لاغری با ذهن سختی رژیم وباشگاه نداریم اما سختی تغییر دادن باورها و رفتارهای اشتباه رو داریم …که اینم چاره اش در استمرار همراه با امید و انتظار برای لاغر شدنه …

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/29 23:54
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      باعرض سلام خدمت استادعزیزم ودوستان شگفتی سازم ،من شیرینی دوست دارم ولی همه چیز شیرین رو دوست ندارم مثلا من کیک وکلوچه رو خیلی دوست دارم مربا وعسل رو هم دوست دارم ولی به مقدار کم می خورم ،شکر رو اصلا دوست ندارم ویا بهتره بگم از ش بدم هم میاد وهمیشه چایم رو تلخ می خورم یا با خرما می خورم خب بنظر من انسان باید اون چیزی رو دوست داره بخوره چون باید از لحظه لحظه زندگی لذت برد چون برای این بدنیا اومدیم ولی هر چیز باید بجا وبه اندازه باشه وبنظر من علاقه ی شدید افراد به شیرینی مثل اعتیاد می مونه که این به عدم اعتماد بنفسشون به خودشون وعدم علاقه شون بخودشون سرچشمه می گیره وباخوردن می خوان این رو پوشش بدن چون اگه کسی خودش رو دوست داشته باشه در حق خودش ظلم نمی کنه من یه دوستی دارم که دایش در سن کمتر از ۵۰ سالگی به خاطر قند خون بالا در بدتراین حالت که می شه تصورش کرد فوت کرد ،دوستم می گفت بهش می گفتن شکرت رو محدود کن می گفت اون می رفت ویه نوشابه خانواده رو سر می کشید واینجوری خودش رواز زندگی بابدنی سالم در کنار خانواده وعزیزانش محروم کرد واین نشونه ضعف وعدم اعتماد به نفسه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/15 07:49
      مدت عضویت: 484 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      فایل “تغییر عادت شیرینی خوردن .”:

      به نظرمن بسیاری از افراد اعتیاد به شیرینی ها را همچون اعتیاد به سیگار جدی نمیگیرند ، ولی اعتیاد به شیرینی از رایج ترین نوع اعتیاد ها است که میتواند بدتر از اعتیاد به الکل یا مواد مخدر باشد.

      من الان خودم مصرف شیرینی را خیلی کم کرده ام چون به شیرینی و حلاوت تمرینها پی برده ام، من همه چیز را فدای فایلها میکنم تا با عمل به فایلها به خودم ثابت کنم که متناسبم. من به خاطر همسو شدن با تناسب اندام یک مقدار خیلی کمی شیرینی در طول روز اگر بخواهم میخورم. خوردن بیشتر شیرینی تازگیها حالم رابد میکند، پس چون من دوست دارم حال و هوای خودم را خوب و عالی نگه دارم ، دوست دارم کمتر شیرینی مصرف کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/24 18:37
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      به نام خدا سلام
      من هم زمانی این احساس روداشتم که درمقابل شیرینیها ناتوانم ووقتی شیرینی میبینم نمیتونم خودم روکنترل کنم البته هیچوقت سهم دیگرانو نمیخوردم ولی هرچقدر که دراختیارم بود رو همه رو میخوردم ولی الان خیلی کم میلم به شیرینی میبره اونم بعضی از خوراکیهای شیرین نه هرچیزی وخیلی زود شیرینی دلمو میزنه و دوست ندارم از یه مقدار ی بیشتر بخورم واین یعنی من ناخود آگاهم عوض شده ودیگه یه ذهن متناسب دارم ودر مقابل خوراکیها اصلا ضعف ندارم حتی وقتی گرسنه هستم باآرامش وفقط برای رفع نیاز غذا میخورم وبه زودی میتوانم به هدفم میرسم واندام متناسبط که آرزو دارم رابه دست می آورم چیزی که قبلا داشتم به امید خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/16 11:40
      مدت عضویت: 795 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 300 کلمه

      با سلام
      من تا قبل از این دوره تصورم این بود شیرینی خیلی دوست دارم و اینو همیشه می گفتم اما با ورود به دوره اولین چیزی که در من تغییر کرد تمایلم به شیرین ها بود یادمه همون ماه های اول رفته بودم مهمونی و بعد از شام شیرینی خامه ای آوردن و من گفتم میل ندارم چون سیر بودم تمایلی نداشتم و دو تا دختر عموهام با تعجب گفتن شیرینی ها!! گفتم می دونم ولی میل ندارم. جالب که هردوشون بسیار متناسبن و لی اونا خوردن خب هرکسی با توجه به میلش باید غذا بخوره. چیزی که تفاوت ایجاد می کنه اینه که یه فرد چاق به مزه غذا فکر می کنه نه به خودش و به اینکه آیا میل داره یا نه و این بی احترامی به شخص خودته ولی یه فرد متناسب به این فکر می کنه که آیا میل داره اگه سیر باشه نمی خوره کاری با مزه غذا نداره و بهش ولعی هم نداره چیزی که در این دوره من خیلی خوب دارم درکش می کنم. وقتی سیرم هرچیزی حتی چایی یا آبم دوست ندارم وقتی سیر باشی غذا بی طعمه و معدت اذیت میشه توی این مدت با تمرین تونستم صدای بدنم رو بشنوم و وقتی سیرم تمایلی به هیچ خوراکی ندارم به طرز باور نکردنی فهمیدم من اونقدرها هم عاشق شیرینی نبودم و اینطور تصور می کردم. الان خیلی شیرینی ها هست که دوست ندارم . وقتی کلوچه ای که زمانی برام محبوب بود و الانم هست توی خونه داریم فقط وقتی گرسنم میلم بهش می کشه بدون اینکه خودم رو مجبور به نخوردن کنم اصلا وقت سیری سمتش نمیرم هیچ ولعی هم نصبت بهش ندارم ممکن فقط یه تیکه کوچیک ازش بخورم و بعد دیگه میلم نکشه. خوشحالم در این مسیر هستم وشجاعت بودن درمسیر متناسب شدن رو داشتم و دارم.ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/09 06:15
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 536 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز شصت و پنج تكرار ,
      فايل تصويرى – صوتى ,
      🔸چگونه عادت شيرينى خوردن را تغيير دهم⁉️
      من طعم شيرينى رو خيلى دوست دارم , بخصوص شيرينى هاى خونگى كرمان , كيك يزدى , شيرينى نون برنجى , كلوچه هاى خونگى و … اما انتخاب مى كنم , مثلا در يه جعبه شيرينى , ممكنه همه نوع شيرينى با اينكه شيرين هستن رو , دوست نداشته باشم , اما مثلا شيرينى نون خامه اى رو خيلى دوست دارم و اگه باشه چند تا , چند تا مى خورم . يا در مورد بيسكوييت هم همينطور , همه نوع بيسكوييت يا همه نوع شكلات رو نمى خورم , اما بعضى بيسكوييت ها يا شكلات هارو خيلى دوست دارم , و تمام اون بسته ى بيسكوييت رو مى خورم تا مزه ش كاملا بهم بچسبه🙃البته از وقتى كه در اين مسير هستم , مصرف مواد قندى ( شكر ) كاهش داشته , بخاطرِ اينكه در اين مسير آگاه شدم . خودم متوجه شدم كه وقتى نگران مى شدم , و اگه بيسكوييت و شيرينى در خونه بود , همه ى بسته رو مى خوردم , و بعدش علاوه بر نگرانى كه داشتم , غمگينى هم اضافه مى شد , كاهش شديد سطح انرژى داشتم , و نجواهاى ذهنى م تشديد مى شد , و روحيه م تا چند روز بهم مى ريخت , حس نااميدى داشتم …
      بدنم طورى هست كه واكنش نشون مى ده و من متوجه مى شم كه مسئله م كجاست . در اين مسير متوجه شدم مصرف مواد قندى ( شكر ) چقدر در چاقى تاثير داره .
      با توجه به مستندهاى فوق العاده اين دوره آگاه شدم كه واقعا ميزان زيادى نمك و شكر در بيسكوييت ها , شيرينى ها و … وجود داره , و بخاطر همين آگاهى , مصرف بيسكوييت ها و شيرينى ها در من كاهش داشته و اون حالت غمگينى و بى حوصلگى شديد رو هم نداشته ام , درمجموع از وقتى در اين مسير هستم , خودم از روند كاهش مصرف مواد قندى م ( شكر ) رضايتمندم . الانم عسل , خرما و يا شكلات با درصد كمتر شكر مى خورم . اما تفاوت اينجاست كه در اين مسير با توجه به شناخت ذهن منفى بافم , وقتى من نگران مى شم , رفتارهاى غذايى م بهتر شده . من تا حالا كيك و شيرينى درست نكرده ام , اما خواهرم كه متناسبه گاهى كيك و شيرينى هم درست مى كنه , اما به اندازه مى خوره و اصن پرخورى نداره , اتفاقا خيلى هم دوست داره كه كيك بپزه يا چاى و بيسكوييت بخوره اما تمام بسته ى بيسكوييت رو نمى خوره . بازم خوشحال و سپاسگزارم در اين مسير هستم و اون جايى كه بودم , الان نيستم , خداى من , من سال گذشته , همين موقع , داشتم بدون آگاهى در مسير چاقى مى رفتم و خدا رو شكر و سپاس اين اولين پاييزه كه من در اين مسير هستم و سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم كه افكار , باورها و انتظارات اشتباه ذهنى م هر روز در حال ريزش هستند اما به فرموده ى استاد عزيزم , يواش يواش .
      با تشكر فراوان , شاد و خرّم باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/05 07:44
      مدت عضویت: 668 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام خداوند مهربانم💖💖💖💖
      سلام براستاد گرامی و دوستان 💖💖💖
      من همیشه فکر میکردم ک باید با چایی پولکی بخورم ولی از وقتی ک فایل خوردن چایی را دیدم متوجه شدم ک من طعم چایی را دوست دارم ،چون ک کلا شیرینی را زیاد دوست ندارم حتی شیرینی خامه ای را من ۱ دونه بیشتر نمیتونم بخورم وحالم بد میشه،
      مدتی هست ک دیگه از طعم چایی خوردن لذت میبرم.
      خیلی خیلی تو این مسیر ب آرامش درونی’ رسیدم مطمعن شدم ک وقتی ذهنت آروم باشه میتونه مسیر را ب خوبی بهت نشون بده
      خیلی روی رفتار متناسب توجه میکنم و سعی دارم با عادت های رفتاری خودم مقایسه کنم تا بتونم نشانه ها رو دریافت کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/03 02:32
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      روز شصت و پنج تکرار:
      عادت شیرین :
      از آخرین باری که این فایل رو گوش دادم خیلی میگذره تقریبا و وقتی دوباره بهش برخورد کردم فکر کردم 😂 😂 الان استاد میگن بابا نخورید دیگه شیرینی چجوری بگم اخه 🤦🏻‍♀️…
      اما استاد گفتن شیرینی عالیه ،اینکه دوستش داری عالی تر اما فقط حواست رو بده سهم خودتو بردار. مسئولیت هر تیکه ای برمیداری رو میدونی با خودته؟؟
      یادت باشه که بدنت سطل آشغال نیست که همش خرت و پرت و زباله بریزی داخلش. این یک جسمه و غذا، جوابی هستش برای رفع نیاز گرسنگی اون.. همین..
      من که میگفتم من اصلا شیرینی خیلی دوست ندارم و نمیخورم..
      یعنی عادت های من در برابر شیرینی ها نیست بلکه یهو که استرس میگیرم یا بیکار میشم و نمیدونم چیکار کنم پناه میبرم به مواد غذایی حالا هرچی ترش شیرین شور و….
      و من باید این واکنش خودم رو مثل واکنش به شیرینی جات کنترل کنم و راهکارهای جدیدتر و بهتری به جای خوردن های بی مورد جایگزین کنم.
      راستی در مورد چالش نه گفتن به تعارف دیگران، امروز من عالی عمل کردم و هردفعه رد کردم و به انتخاب خودم بعدا خوردم یا اصلا نخوردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/17 21:55
      مدت عضویت: 461 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 404 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان متناسبم…
      منم تا حدودی شیرینی دوست دارم.مخصوصا کیک یزدی و شیرینی برنجی .شیرینی تر اصلا دوست ندارم.من با چالش من اینو نخوردم دوماه پیش اولین عادتی که خواستم ترک‌کنم عادت خوردن شیرینی با چایی بود. بخدا تا همین امروزم نه زیادمیخریدم.تپ یخچال بود ولی فقط میاوردم همسرم وپسرم با چایی میخوردن.‌با خودم میگفتم خدایا این قدرت ذهن چقد قویه که من دیگه شیرینی جلومه دست نمیزنم. تا امروزکه اینقدری پام درد میکرد و منو بابت عمل و این چیزا تو استرس انداخته بود نمیدونم‌چی شد فرمول کمرنگ شده یهو پررنگ شد.‌هم عصر بعد خواب بیدار شدم میان وعده خوردم و هم دو تا شیرینی با چایی.‌هی فرشته درونم میگفت مگه پرخوری عصبی رو ترک نکرده بودی چی شد.احساس گرسنگی لعد خواب مدت ها بود نداشتم که یهوامروز بعد خواب گشنه م شده بود.‌بعدش عذاب وجدان داشت خفم میکردکه یهو با این فایل شما روبرو شدم و پلی کردم و دو بار دیدمش.‌چقد عالی.یعنی نشده چیزی ذهن منو مشغول کنه و شما جواب منو سریع ندین.‌خدا رو شکر. این نشون کامل و جامع بودن سایت و درک بالای شما از ماهاست.‌بله دوباره جون گرفتم. قول میدم دیگه تکرار نشه.‌من بنده و اسیر بدنم نیستم.‌من بنده چاقی نیستم.‌من بنده شیرینی نیستم.‌من اشرف مخلوقاتم. قدرت دست منه. این منم که تصمیم میگیرم کی چقد بخورم.‌قرار نیست در زجر و‌محرومیت باشمولی به اندازه میخورم.‌استاد شاید امذوز عصر هم زیاد نخوردما ولی چون به اختیار خودم نبود نگرانم کرد.اختیار همیشه باید دست من باسه. من میتونم.من میتونم وقتی شیرینی دیدم خودموکنترل کنم نخورمیا میلم کشید یک دونه بردارم.من مدتهاست با چایی عصر یا شبم با اینکه چایی خور هستم فقط یه نصفه خرما با آرامش و رضایت میخورم.پر خوری عصبی مه فراموشم شده بود‌ .شاید بخاطر اینه که چون چند روزه ورودی های ذهن مو کنترل نمیکنم بار منفی ذهنم زیاده .استرسم بالاست.‌قدرت ذهنم میاد پایین.‌باز خطا میکنم‌ .ولی از شمااستاد یاد گرفتم فرمودین اشتباه تو فهمیدی اشکال نداره تعهد بده تکرارنکنی. بلند شو و ادامه بده. نه اینکه اجازه بدی منفی باف ذهنت پرت کنه‌که دیدی شکست خوردی‌ .دیدی تو آدمش نیستی. بازم کم‌ آوردی. این روشم جواب نداد.‌نه .نه. نه. من میتونم. من قدرت غلبه به منفی باف ذهنم رو دارم.قدرت دست منه.وغذا روفقط در حدسیری میخورم. همین….به همین آسونی.لاغر شدن با ذهن آسون ترین کار دنیاست.بعدیه مدت این باور من در رفتارم ظاهر میشه.تمایلاتم عوض میشه. و در نهایت در جسمم خودشو نشون میده و من متناسب میشم….
      توکل به خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/17 20:10
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 641 کلمه

      منم تا قبل از بارداری دومم اصلا اهل شیرینی نبودم و نمیخوردم یا اگه میخوردم هم خیلی کم میخوردم ولی به محص بارداری همه گفتن باید شیرینی بخوری که بچه ات پسر بشه و میگفتن هر کس در بارداری جنیست بچه اش پسر هست ویار و میل به شیرینی داره و چون من هم فهمیدم بچه ام پسر هست زیاد بستنی و شیرینی میخوردم و زمانی هم که شیر میدادم بهم میگفتن شیرینی و ابمیوه و شیرینی کنجد دار و .. خیلی برای شیر خوبن و من هر روز کلی مصرف شیرینی با ابمیوه و چایی و مایعات داشتم و وزنم هم که حسابی بالا بود و هر بار هم که میخوردم ترس از چاقی داشتم

      ولی حالا خدا رو شکر با دورها مثل زمان متناسب بودنم شدم و اصلا حرص و ولع شیرینی ندارم و خیلی سریع دلم رو میزنه و یا دهنم از شیرینی تلخ میشه و ادامه نمیدهم و هر وقت هم میل داشتم به خوردن شیرینی بدون ترس به اندازه نیازم میخورم و لی دیگه وعده عدایی رو درست نمیتونم بخورم و انگار خیلی سیرم و درکل هوسم رو میخوابونم با هر اندازه که نیاز داشته باشم و لدت میبرم
      من دختر خودم بسیار متناسب هست و همیشه رفتار عذاییش رو نگاه میکنم بارها شده نصفه شب بیسکووییت یا کیک یا بستنی خورده ولی نه همیشه و نه تمام کیک یا بیسکوویت رو در واقع هر چقدر نیازه داره بدون ترس و خیلی راحت میخوره و لذت میبره و فوق العاده اندام زیبایی داره و همیشه به خودم میگم و میخوام با این جرات دخترم و این نگاه که خیلی راحت به عدا و شیرینی ها داره منم به مواد غذایی نگاه کنم و منم مصرف کنم چون هنوز ته تهای ذهنم کمی از فرمول های قبلا هست که شیرینی چاق میکنه غذای آخر شب چاق میکنه
      ولی درکل خودم علاقه به خوررن شام دیر وقت یا هر مواد عذایی در نصف شب ندا رم

      ولی بارها دیدم دخترم نصف شب غذا میخوره آخر شب هله هوله میخوره وبلعکس گرسنه اش نباشه حتی یه روزم ممکنه با چند قاشق برنج روزش رو بگدرونه و دیگه نخوره در کل خیلی جالبن متناسبها واقعا هر وقت هر چی نیاز داشتن بدون ترس و نگرانی میخورن

      منم الان رفتارهام خیلی تغییر کرده و نزدیک به چیزی شده که باید بشه ولی بازم میخوام نزدیکتر بشه

      و یا اینکه کلی متناسب دیگه سراع دارم که عاشق شیرینی هستن ولی یکیشون که خودش همیشه میگه فقط و فقط کیک خامه ای دوست دارم و دیگه هیچ مدلی شیرینی دوست ندارم نه کیک معمولی نه بیسکوویت و نه کاکایو
      و یا یه متناسب دیگه که همیشه میگه من هلاک شیرینی هستم ولی دیدمش بارها و گفته خودش اولا باید اون کیک یا دسر کم شیرین باشه که بتونم بخورم و بعد وقتی اولین و دومین قاشق دسر رو خورد میگه بسه و نمیتونم و یا میگه چرا مزه اش اینجور و اینقدر ایراد میگیره تا شیرینی مورد علاقه اش رو پیدا کنه و یه دره از اون بخوره و میگه چقد ر خوردم ولی اگه من بودم ایراد نمیگرفتم قبلا چون من شیرینی دوست دارم و اگه جلوم بودن هر چی دلم میخواست میخوردم تا به حالت بدی برسم ولی اون متناسب با وسواس خاصی مواد عذایی رو انتخاب میکنه که نزدیک به علاقه اش باشه و تازه همونم نمیتونه زیاد بخوره نهایتا یه تیکه کوچیک و همیشه قبلا که چاق
      بودم بهش میگفتم تو که دوست داری د بخور ببین من چیزی نزاشتم ولی اون میگفت نمیتونم

      کلا چه دختر خودم چه بقیه متناسبها تا چیزی به دلشون نباشه و واقعا گرسنشون نباشه دوست ندارن بخورن ولی ما چاقها به محص گرسنگی شروع به خوردن میکنیم بدون توجه به کیفیت یا بو یا تازگی یا گرمی عدا یا … میخوریم تا سیر بشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/08/25 10:25
        مدت عضویت: 508 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 282 کلمه

        سلام دوست خوبم همراه عزیز لاغری با ذهن‌
        بله منم اینو خیلی قبول دارم که متناسبها آدمهای جالبین و من عاشق طرز تفکرشون نسبت به مواد غذایی شدم‌…

        قبلنا اینو یه نقص برای اونا می دونستم مثلا می گفتم موقع ناهار شام ‌میشینی ‌ کنار یه آدم لاغر اینقدر با بی میلی غذا می خورن و‌مس مس می کنن که آدم‌اشتهاش کور میشه رمز اینکه یه سیر گوشت توی تنشون نیست همینه

        و بعدم با اعتراض بهشون می گفتم ای بابا این‌چه طرز غذا خوردنه آدمو از غذا خوردن میندازید پاشو‌جمع کن بابا

        ولی حالا به این نتیجه رسیدم اتفاقا کار اینا درسته نه ما
        اونا غذارو بخاطر رفع سیری می خورن نه برای واکنش به ده جور احساس دیگه …..

        واکنش اونا به غذا و طرز فکرشون باعث تناسب اندامشونه اگرچه بعضیاشون قدر خودشونو نمی دونن و از اینکه لاغرن ناراحتن که چقدر اشتباه می کنن
        و البته مدل درست و قابل قبول تناسب اندامه نه لاغری زیاد
        ما‌چاقها و اونایی که خیلی لاغرن باید بدونیم رمز وضعیت جسمیمون از قدرت ذهنمونه
        همین قدرته که غذا رو واسم می کنه یه عامل چاقی و میشه یه عامل خنثی واسه یه آدم لاغر
        خنثی از نظر تاثیر نذاشتن در اضافه وزن
        وگرنه اونام از غذا انرژی می گیرن برای ادامه حیات و فعالیت روزانه اشون

        مرسی دوست عزیز از صحبتای مفیدت

        موفق باشی خانم شهربانوهستم ۵۳ ساله از تهران ۲۵ آبان ۱۳۹۹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/03/13 07:23
        مدت عضویت: 484 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        چه خوب است دخترتون را مثال زدید. موفق باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/14 03:23
      مدت عضویت: 547 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

      من فکر میکنم در رابطه با استفاده از شیرینی جات رفتار صحیحی دارم هرچه قدر هم که شیرینی دوس داشته باشم دلم رو میزنه و کم میخورم و همین چند وقت پیش هم که مهمونی دعوت شدیم شیرینی جلوی من بود ولی خب اصلا میل به خوردنش نداشتم و کیک و کلوچه و هم اکثرا انتخاب من نیست و برام جذاب نیستن فقط گرسنه باشم برای رفع گرسنگی میخورم و بستنی هم همینطوره یادم میاد بارها میل نداشتم و نخوردم گاهی اوقات فقط شاید دلم بخواد و بستنی میخورم ، و حتی علاقه به خوردن کیک های تولدم
      ندارم و خیلی کم میخورم و زود دل رو میزنه همچنین چای رو عادت داغ و بدون قند بخورم یا حتی برای صبحانه اگر چای با مربا یا هرچیز شیرینی بخورم دیگه چاییم رو شکر نمیریزم و اگر هم اینطور نباشه چای رو خیلی شیرین نمیکنم و مقداری شکر میریزم ….
      و عادت ندارم همراه چایی چیزی بخورم و بیشتر ترشیجات رو به شیرینی جات ترجیح میدم …
      من بیشتر وقت ها این تمرین رو انجام میدم و دربارش مینویسم که هرچیزی که من میبینم دلیل نمیشه باید بخورم ، و نمیخوام مواد غذایی برای رفتار من تصمیم بگیرن بلکه من فق از یک کانال غذا و خوراکی میخورن اونم دهانه پس این چشم رو نادیده میگیرم اکثر وقت …هرچیز که میبینم دلیل نمیشه هوس کنم و یا بخورم ….
      من قبلا لاغر بودم تناسب اندام داشتم و حالا دوباره به همون طبیعت بدن خودم میخوام برگردم من زمانی که به دنیا اومدم وزن خیلی کمی داشتم و تا ۴ سالگیم لاغر و متناسب بودم و بعد کم کم پروسه چاقی ایجاد شد در من و حالا هم برمیگردم به همون تناسبی که به دنیا اومدم باهاش ….همون هدیه خدا …برمیگردم به ایستگاه خودم ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/07 21:34
      مدت عضویت: 678 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 259 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      من از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، خیلی به افراد متناسب توجه میکنم و با دقت رفتار اونا رو زیر نظر میگیرم. واقعا افراد متناسب هر غذایی رو نمیخورند، بلکه غذایی رو که دوست دارند میخورند و همون غذایی هم که دوست دارند به اندازه نیازشون مصرف میکنند.
      مثلا؛ برادرزاده م (عسل خانم) که دختری متناسب هست، وقتی گرسنه باشه اگه غذای مورد علاقه اش آماده نباشه، اصلا و ابدا حاضر نیست که غذای دیگه ای رو که دوست نداره، بخوره.
      یا نمونه دیگه اینکه، عسل عاشق بستنی هست، اما وقتی بستنی میخره با اینکه عاشقش هست حتی نمیتونه کامل تمومش کنه و تا نصف بستنی میتونه بخوره، چون بدنش همین قدر نیاز داره.
      اما من قبلا وقتی میخواستم چای بخورم، کلی قند همراه چای میخوردم. اما دو سال پیش که قند خون مادرم و یکسال پیش قندخون داداشم زد بالا، من واقعا به خودم اومدم و به خودم گفتم اگه منم رعایت نکنم به سرنوشت مادر و داداشم دچار میشم،  همون روز 20 شهریور 98 با خودم عهد کردم که اصلا و ابدا قند مصرف نکنم و بقیه چیزایی هم که طعم شیرین داشته باشند رو کمتر مصرف کنم. خداروشکر الان یکسال و یک ماه و نیم هست که قند از زندگیم حذف شده و شیرینی های دیگه هم خیلی کم مصرف میکنم. اوایل تحمل این شرایط یه کم واسم سخت بود اما خداروشکر 3 ماه بعد از عهدی که با خودم بستم با روش لاغری با ذهن آشنا شدم، به آرامش رسیدم و یاد گرفتم که به اندازه نیازم غذا مصرف کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/28 22:12
      مدت عضویت: 586 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      سلااامم

      خب از اول بگم که من اصلا هیچ حسی نسبت ب شیرینی جات ندارم اصلا اب میوه چای شیرین این چیزا اصلا نمیخورم کیک بسکویت و غیره هم اصلا دوست ندارم چی بشه خیلییییی کیک رو خوشمزه بپزن تا من بتونم یکی دولقمه بخورم یا نصبت ب بقیه غذا ها هم همینطور خیلی هرچیز رو دوست ندارم باید خیلی خوشمزه باشه تا بتومم بخورم ازش. خب اول این فایل تا اخر هی ذهنم میگفت تو ک شیرینی نمخوری گوش نده ولی من چندبار گوش دادم نتیجه گرفتم من فابریکی لاغر بودم و افکارم نسبت ب غذاها مثل ادمای متناسبه چون هرچیزی رو نمخورم خدارشکررررررر این حرف فابریکی لاغرتون مثل ی جرقه بود ک من بدنم مور مور شد و بخودم افتخار کردم دیدی توکه فابریکی لاغری خب خیلی کم مونده تا نتیجه. بی تفادتی من نصبت ب شیرینی جات یا فلفل یا ترشی یا بقیه مزه‌ا گاهی اطراف یانمو ازار میده ولی من الان دارم لذت میبرم ک من هرچیزی رو نمیخورم خیلی فایل عالی بود استاد گرامی.. خدارشکرر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/20 00:04
      مدت عضویت: 653 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      به نام خدای مهربان
      سلام ، من تا قبل از دوره همه عمرم عاشق شیرینی بودم بخصوص کیک خامئه ای و انواع شیرینی تر این در درجه اول بود ، درجه دوم شیرینی های خشک و کیک عصرانه ، درجه سوم شکلات ، خرما ، و هر چیز خوراکی شیرین ، البته به جز بیسکوئیت ، همیشه زیاد این موارد را میخوردم و باور داشتم شیرینی منو چاق میکنه اما در مقابل نخوردنش بسیار ضعف داشتم و نمیتونستم تحت هیچ شرایطی از شیرینی بگذرم چه سیر بودم یا گرسنه هیچ فرقی برام نداشت ، در واقع من اسیر شیرینی بودم و شیرینی منو کنترل میکرد و برای من تصمیم میگرفت ، به لطف خدای مهربان تو این چند ماه دوره ذائقه شیرین من تغییر کرد و تمایل من به طعم شیرین کمتر شد ، الان کمتر هوس شیرینی میکنم ، شکلات به ندرت میخورم شاید ماهی ۲ تا دونه ، شیرینی خیلی کمتر میخرم فقط یکی یا دوتا میخورم ، خرما را که روزی ۶ یا ۷ تا میخوردم الان هفته ای ۲ یا ۳ شاید بخورم و جالب اینکه یکماه پیش هوس باقلوای داغ کرده بودم به خودم گفتم یکماه صبر میکنم تا هوا یکم سرد بشه اونوقت خوردنش میچسبه و من یکماه صبر کردم تا چند شب پیش خوردم و تو این یکماه هم از در مغازه باقلوا فروشی هم رد میشدم اما دلم نمیخاست و منتظر شدم تا هوا سرد بشه این برای من مثل معجزه میمونه چون امکان نداشت که وقتی من هوس ی شیرینی میکردم وتا شب نمیخوردمش آروم نمیشدم و فرمول ذهنی من مدام تو مغزم تکرار میکرد پاشو برو بخر و بخور خدارا شکر این فرمول ذهنی تو این چند ماه عوض شده و میگه بدن تو نیازی به خوردن این همه شیرینی نداره چون تو لایق متناسب شدن هستی چون خدا ترا به این مسیر هدایت کرده پس تو این مسیر ثابت قدم باش ، خدایا شکررررت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/05 07:10
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      به نام خدا
      سلام من خيلي شيريني و كيك دوست دارم يعني هر جه بخورم دلم ستگين نميشه خواهر همسري دارم وقتي يك تيكه شيريني ميخوره ميكه سنگين ميشم نميتونم بخورم يا يك بستني نمي تونه تمومش كنه قبلا اين رفتارا برام عجيب بود كه چرا نميتونه بخوره ولي من ميتونم ٣/٤بستني هم بخورم اصلا سنگين نميشم مفهوم سنگيني نميدونستم يعني جي
      ميتونم يك كيلو شيريني تر يا يك كارتون كيك رو بخورم
      اصلا نميفهميدم جي ميخورم من قبلاً خيلي ميخوردم ولي هيج وقت خودم نميرفتم بخرم اكه جاي باهاش مواجه ميشدم ميخورذم و خيلي اهل خريدن يا شيريني و كيك درست كردن نبودم خدا رو شكر اكه ميخاستم بخرم و بخورم الان در وزن ١٠٠كيلو بودم
      الان كه در دوره هستم وله ام نسبت به شيريني كم شده و كيك و بيسكويت براي بجه هام ميخرم ميزارم اصلا نگاهش هم نميكنم
      قبلاً نميخريدم براشون جون ميكفتم خودم ميخورم و نخرم بهتره
      خدا رو شكر ميكنم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻م
      خدا رو شكر ميكنم كه در اين دوره شركت كردم و با افكار درست و رفتار درست به نتيجه ي دلخواهم ميرسم و وله ي خوردن نسبت به همه جي خيلي كم شده 🙏🏻👏🏻🙏🏻🥰
      من جون در منطق گرمسيري زندكي ميكنم و خرما و رطب در منطقه ي ما زياد هس و خيلي باهاش روبزو ميشدم زياد ميخوردم و هميشه علت جاقيم رو خوردن زياد اين خرماها و رطب ها ميدونستم خدا رو شكر به اين نتيحه رسيدم كه خوردن هر حيز به اندازه بزاي بدن نياز هس و استفاده ي نادرست از مواد غذايي باعث اضافه وزن ميشود 🙏🏻🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/02 21:01
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      درود به همه دوستان استاد واقعا خدا قوت فایل های تکرار عالین انقدر که مشتاق میشم تمام گفته ها رو با نوشتن به خودم یاداوری کنم سلامتی شما را از خداوند خواهانم ممنون و سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/10 03:42
      مدت عضویت: 796 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 64 کلمه

      با سلام، من بارها دیدم افراد متناسب با رفتارهای غذایی درست واقعاً هر چیزی هر چقدر خوشمزه باشه حالا چه شیرینی و یا مواد دیگر غذایی حتی سالاد، امکان نداره بیشتر از حد نیازشون بخورن. واقعاً واقعاً تمرکزشون روی بدنشون و نیاز آن هست نه اوون ماده غذایی. این رفتاری هست که من دارم تمرین میکنم و خیلی هم موفق دارم جلو میرم. سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/09 11:26
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      با سلام خدمت دوستان گلم و همه شگفتی سازان.من چند روز پیش دور هم نشسته بودیم که بچه ها گفتن شیرینی بخریم و بخوریم و یکی از اونها رفت شیرینی گرفت و من یه دونه از اون رو خوردم و بعددوباره بهم گفتن بخور و من گفتم نمیتونم و حالم بد میشه از شیرینی زیاد.و این رفتارم رو خیلی تحسین کردم و کلی خوشحال بودم.ولی در کل فایل خوبی بود که باز هم یاداور شد که نه فقط شیرینی بلکه در همه خوراکی هایی که ما بهش علاقه مندیم زیاد روی نکنیم و به اندازه نیاز بخوریم ولذت ببریم.و من در اینباره خیلی رفتارهای افراد متناسب رو زیر نظر میگیرم و خیلی بهشون توجه میکنم و ازشون میپرسم و در ذهنم تایید میکنم.و همیشه هر وقت در مهمانی باشم کنار افراد متناسب میشینم تا هم یاد به هدفم باشه و هم به رفتارشون توجه میکنم.و حق کاملا با استاد هست من هم از افراد متناسب میپرسم انها رفتارشون با شیرینی ها با افراد چاق متفاوته ولی از هر چیزی به اندازه میخورن.و این ما هستیم که حق انتخاب داریم و غذاها و شیرینی ها نباید برای ما تصمیم بگیرن.و ما باید با اموزش و تکرار فرمول های صحیح رو جاگزین فرمول اشتباه کنیم وبا تکرار اون رو ثبت کنیم .ما همین طور که تا الان استمرار داشتیم و در این مسیر قرار گرفتیم الان هم میتونیم کنترل هر چیزی رو بدست بگیریم مخصوصا شیرینی و هر ماده شیرینی.ما میتوانیم و لاغری اسانترین کار دنیاست.
      استاد لذت بردم از مثال های زیباتون🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/04/01 13:56
      مدت عضویت: 797 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      سلام ..من از اون دسته افرادی هستم که به شیرینی علاقه ندارم و بعضی انواع خاص رو شاید بخورم گاهی ولی بقیه رو اصلا ….مخصوص شیرینی خامه ای و انواع کیک ها رو هم دوست ندارم …فقط خرما دوست دارم و کیک تمام شکلاتی ….که اونم حتی الان تمایلم نسبت بهش کم شده..
      خدارو شکر که در مسیر تناسب اندام هستم⁦☺️⁩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/26 10:56
      مدت عضویت: 614 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان همراه در این مسیر زیبا
      من خیلی به شیرینی علاقه دارم وواقعا برام فرقی نمیکرد چه نوع شیرینی باشه همه نوع را دوست داشتم
      وهمیشه برام سخت بود که شیرینی نخورم ولی خدا رو شکر الان که در دوره شرکت کردم خیلی خیلی تمایلم کم شده وخدا رو شکر خیلی وقتها میلی برای خوردنم ندارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/12 12:20
      مدت عضویت: 760 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      سلام
      من قبلا خیلی شیرینی دوست داشتم و میخوردم، البته همیشه از شیرینی ها و باقلواهای خیلی چرب و شیرین بدم میامد ولی شیرینی خامه ای و رولت اگر بود و خوشمزه و تازه بود خیلییی میخوردم و شکلاتتتتت، یعنی یکی از ترسهای من برای شروع دوره نخوردن شکلات بود، یعنی فکر میکردم اگر دوره رو شرکت کنم دیگه نباید شکلات بخورم و این خیلییی ازارم میداد ولی الان بعد از ۵ ماه از دوره صبحهایی که بچه هام میرن مدرسه بهشون نوتلا میدم ولی برام عجیبه حتی یکبارم دلم نخواسته لب بزنم بهش در حالیکه من قبلا عاشققق نوتلا بودم و اگر تو خونه بود قاشق قاشق ازش میخوردم و خودم شوکه شدم از این همه تغییرم و انواع شکلات تو کابینت هست ولی میلی ندارم که برم و بخورم ازشون💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻
      و از این بابت خیلییی خیلییی خوشحالم و لذت میبرم.
      و مطلب دیگه اینه که هر بار همسرم چیزی بهم تعارف میکنند و من میگم میل ندارم احساس لذت میکنم و احساس شیک بودن بهم دست میده🙈 جمله ای که سالها ارزو داشتم تجربش کنم🌿
      خدایا شکرت🌻🌻🌻🌻🌻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/10 00:07
        مدت عضویت: 827 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        زندگی با طعم تغییرات عالی چقدر لذت بخشه و خدارو شکر از این طعم های زیبا.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/02 17:39
      مدت عضویت: 780 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
      من تا زمانیکه زایمان کردم اصلا شیرینی دوست نداشتم و حتی بهترین کیکهای خامه ای را یا نمیخوردم یا اگه تو رو دروایسی قرار میگرفتم به زور میخوردم و اطرافیانم همه تعجب میکردن که مگه میشه ادم شیرینی دوست نداشته باشه
      من یزدی هستم و یزدم به شیرینی هاش معروفه وبهترین لوزوباقلوا و..راداره اما حتی اوناروهم دوست نداشتم
      به محضیکه زایمان کردم فرمول هاش اشتباه رو‌اومدن و ومن اولین چیزی که بعد از زایمانم خوردم شیرینی خامه ای بود و چنان با حرص وولع میخوردم که خودمم تعجب کرده بودم و از اون روز بینهایت عاشق شیرینی شدم و مرتب میخریدم و میخوردم و میگفتم چون شیر میدم بدنم نیاز داره وازاین حرفا اطرافیانم همه صحه میذاشتن بر حرف من که شیر میدی باید شیرینی بخوری و..
      من چند ماه بعد از زایمان به وزن قبل از زایمانم برگشتم ویه روزی یکی از اشناهام که دوسش دارم وحرفشم قبول دارم وخودش از همه راه های لاغری رفته بود به من گفت هرچی غذا بخوری اشکال نداره اما مواظب شیرینی خوردنت باش که فقط شیرینی ادمو چاق میکنه
      وهرروز ترسم از خوردن شیرینی بیشتر میشد وبیشترم میخوردم وکاربه جایی رسید که من وزنم رسید به زمانیکه زایمان کردم وخیلی عذاب اور بود که من تو کل بارداریم سیزده کیلو چاق شدم وبعد اززایمان به حالت عادی برگشتم و دوباره به وزن زمان زایمانم رسیدم
      اما الان به لطف خدای مهربان با گذروندن دوره خیلی کنترلم نسبت به شیرینی بیشتر شده و تا حدامکان خودمو در معرضش قرار نمیدم وحتی وقتی که هست هم به اندازه میخورم لذتم میبرم ودیگه حساس نیستم شیرینی هم مثل بقیه ی مواد غذاییه دلیلی نداره ازش بترسم یا خیلی عاشقش باشم
      حتی یه وقتایی یه تیکه کیک که خوردم نتونستم دیگه شام بخورم واحساس رهایی از دام شیرینی واقعا لذتبخشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/30 22:30
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
      من شیرینی دوست داشتم و البته الان هم دارم اما اینطور نبود که همیشه در دسترس باشه و کلا کم شیرینی میخریدم ولی خوب وقتی هم میخریدم دیگه از دوسه تا هر بار کمتر نمیخوردم .
      الان هم به همون منوال هست وکم شیرینی میخرم ولی الان اون دستپاچه شدنم برای هر بار دیدن شیرینی کم شده و خیلی وقتها شده که میل نداشتم و نخوردم .
      اما چیزی که توی این فایل برای من خیلی مهم بود این قسمتی بود که چطور باورما در مورد چاقی شکل گرفته اینکه تجربه هایی که هر بار در مورد چاقی داشتیم باعث شده باور ما رو در مورد چاقی بسازه و اینکه الان باید تجربه های متناسب شدن رو طی کنیم تا این تجربه ها برای ما بشه باورمون .
      والان میبینم که چطور شده که ذهنیت من نسبت به خیای غذاها و خوراکیها عوض شده و دیگه اون ولع قبل رو ندارم ،چون باورم شده که میتونم در مقابل اون خوراکیها خودی نشون بدم و ارز اندام کنم و بگم نمیخوام میل ندارم و الان هم توی خیلی موارد هنوز خیلی جا برای کار کردن دارم و باید این باور رو که من در مقابل خوراکیها ضعیف نیستم ،اینکه نمیتونم جلوی شکمم رو بگیرم ،از فلان خوراکی نمیتونم بگذرم و …. رو من باید روی این باور کار کنم ،باید باور خودم رو عوض کنم باور نتوانستن رو به باور توانستن تغییر بدهم و انقدر این رو تکرار کنم تا بشه ملکه ذهنم و شخصیتم .من قبل هم این فایل رو گوش کرده بودم اما راستش اصلا متوجه این موضوع در این فایل نشده بودم .و خدا رو شکر میکنم که یکبار دیگه این فایل رو گوش کردم و در فرکانس یادگیری و فهمیدن این موضوع قرار گرفتم .من از فردا بر روی باورم در مقالل خوراکیها تمرین میکنم و موفقیتهای خودم رو ثبت میکنم تا بشه یه عادت ،یه حالت طبیعی و حتما خبرش رو توی سایت هم میگذارم 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/02/19 01:17
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 189 کلمه

      نمی دونم بگم چی من هم مثل اینکه همه شیرینی ها رو دوست دارم ولی نون خامه ای و چیز کیک و حلوا از همه بیشتر ولی نون خامه ای و حلوا همیشه اینجا در دسترس نیست خوشبختانه !سالی ماهی یه بار
      ولی مثلا شله زرد از اول ماه رمضان که دو هفته اس امروز من فقط یه بار یکی دو قاشق خورم چون هی بقیه درست کردن برام آوردن تو یخچاله یا مثلا خرما یکی دو دفعه ! ولی از هفته پیش که رفتم مغازه ایرانی یه نون شیرمالهای گرد کوچیکی خریدم ۶ تا هر روز موقع افطار نصفی از اونا رو می خورم اگه قبل بود که به دو سه روز هم نمی رسید الان یک هفتس هنوز مونده یکی و نصفیش مونده خدا رو شکر یعنی ۱۰ روز میشه تا همه رو بخورم ایشالله! اینها همه تغییرات کوچکی هست که ذهن کرده !
      البته یه سری شیرینی خشک هم هست که همسرم خریده الان دو هفته است مونده من دوست ندارم ولی دیشب یکی خوردم ولی قبلا اگه بود چون چیزی نبود حتما اینا رو می خوردم هر چند که طعمش انقدر مورد علاقم نبود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/02/08 21:58
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام وقت شما بخیر
      من علاقه خیلی زیادی ب شیرینی وبستنی هر چیزی ک طعم شیرین داشته باشه داشتم گاهی اوقات سعی میکردم ب جای شیرینی از خرما استفاده میکردم
      قبل از دوره هرچی خرما میخوردم احساس میکردم شیرین نیست ومنو راضی نمی کنه ب خاطر این گاهی اوقات ب خرما شکر میزدم میخوردم ک واقعا خجالت میکشم ببخشید ??
      گاهی اوقات فکر میکردم قند خون دارم دیابتی شدم نگرانم می کرد اعتیاد ب شکر داشتم متاسفانه اما
      از زمانیکه در دوره لاغری با ذهن شرکت کردم خیلی تغییر کردم بهتر شدم شیرینی کمتری مصرف میکنم بستنی ک بطور کلی کنار گذاشتم میلی ندارم
      مصرف شیرینی کم شده ولی وجود داره
      مطمعا این مشکل هم کم کم از بین میره من قوی هستم میتونم تغییرشون بدم ودر موردشون تصمیم بگیرم
      ارزوی موفقیت برای همه دوستان عزیزم
      استاد سپاسگذارم ??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/05 15:59
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      سلام. من نسبت به غذاهایی مثل ماکارونی و پیتزا، برنج، سیب زمینی، نان و…. همیچین واکنشی داشتم و شیرینی زیاد مصرف نمیکردم. از غذا و شیرینی دیگران هم هیچ وقت نخوردم و اصلا دوست ندارم بخورم. نسبت به کربوهیدرات نمیتونستم خودم رو کنترل کنم اما الان خیلی بهتر شدم. یادمه میگفتم من اگر حداقل یک وعده برنج نخورم سردرد میگیرم ? و واقعا هم میگرفتم. ولی الان همچین عادتی ندارم خداروشکر.
      بچه که بودم خیلی از انواع غذاها رو دوست نداشتم و همه میگفتن بدغذام و اصرار مامانم که باید بخوری همینه که هست یا فلانی رو ببین هرچی مامانش میذاره میخوره یا کاش اون دختر من بود و… باعث شد من کم کم همه غذاها رو بخورم و دوست داشته باشم و کم کم، پرخوری هم بکنم و این شد که چاق شدم.
      دوست دارم قدرت دست من باشه و من خودم انتخاب کنم که چه مقدار باید مصرف کنم. نه تنوع غذاها، نه تعارف دیگران و… مهم نیست که چی هست و کی چی میگه من خودم انتخاب میکنم و لذت میبرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/22 23:54
      مدت عضویت: 783 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
      وقتی هفته نهم را تمام کردم تغییرات بسیار زیادی در من بوجود امد که از شدت خوشحالی فکر می کردم دیگه به هیچ فایلی نیاز ندارم چون به اندازه میخوردم و تا گرسنه نمی شدم غذا نمی خوردم .در مقابل همه خوراکیها و حتی خوراکیهای دلخواه و محبوبم هم رفتارم خوب بود و تعادل داشتم .بعد از هفته نهم که فایل های دوره را شروع کردم از هر فایل چیز هایی یاد گرفته ام و این فایل ها هر کدام یک گوشه از اشکالات و نقص های به جا مانده مرا هدف گرفته که خودم هم از وجودشان بی خبر بوده ام .
      فایل امروز هم به من یاد داد که مراقب حرف زدنم باشم چون با نوع حرف زدنم است که اختیار را به خوراکی ها می دهم یا به خودم .حالا می فهمم نوع حرف زدن من هم بعد از تناسب فرق خواهد کرد .دقت که می کنم متناسب ها هیچ وقت با آب و تاب از خوراکیها حرف نمی زنند .هیچ وقت نمی گویند من از فلان غذا یا خوراکی نمی تونم بگذرم و…
      و دیگر اینکه الان که من فهمیده ام اشکال از ذهن من بوده که چاق هستم نباید مثل بی خبران یا مثل قبل خودم بی توجه به افکارم باشم .پس حتی یک لحظه هم نباید فکر نتوانستن و فکر موفق نشدن را در ذهنم بیاورم .
      و یاد گرفتم خودم را هم بیشتر دوست داشته باشم و نسبت به وضعیت بدنی خودم هم به خاطر خودم توجه داشته باشم و با عزم راسخ تری میثاق نامه را بخوانم تا تک تک بند های ان جزئی از وجود من شود ، باور من شود .
      و موضوع جالب دیگر اینکه من به دنبال منِ جدید لاغر نیستم .من دنبال خودِ لاغرم که گمش کرده بودم هستم .و این باعث می شود که لاغری را کاری غیر ممکن نبینم و بگویم لاغری آسانترین کار دنیاست .
      تمامی این فایل ها باعث می شود این تغییرات خوبی که داشته ام در من تثبیت شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/11 15:55
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      من به تمام چیزهای شیرین علاقه ندارم بیشتراز همه بستنی اونم نوع شکلاتی و کاکائو دوست دارم و همیشه عادت داشتم چای را با شکلات یاکاکائو بخورم و بعداز خوردنش دچارعذاب وجدان میشدم که چرا اینو خوردم و حتما چاقم می کنه ولی با شرکت در دوره خیلی راحت بدون اینکه کنترلی بکنم میلم روز به روز به خوردن چای کمتر شد وخیلی وقتها چای را فقط به خاطر طعم خودش بدون هیچ نوع شکلاتی می خورم و هر وقت که میل داشته باشم با یه تکه کوچک کاکائو میخورم ودیگه به بقیه شکلات نگاه هم نمی کنم درصورتی که قبلا چند عدد را با هر چای می خوردم و بازهم ولع خوردن داشتم. خوشحالم که به راحتی این عادت چای با خوردن شکلات و کاکائو را کنار گذاشتم البته بستنی دوست دارم و هنوز میخورم ولی اونم خیلی زیاد نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/10/18 08:15
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      مثل قبل هوس نمی کنم خیلی ولی دروغ نگم اگه باشه هنوز می خورم من دیگه هر وقت می رم خرید شیرینی و شکلات و اینا نمی خرم ولی شوهرم اگه بره خرید می خره نه خودش لاغره !
      مثلا من امروز از سرکار که اومدم ناهار خوردم و بعد این فایلها رو گوش دادم بعدش یه کم گرسنم شد بستنی خوردم !
      ولی دیگه انتخاب دست خودمون نه غذا ها و شیرینی جات پس می تونیم به اندازه نیازمون از خوردن همه چی لذت ببریم !
      من یکی نون خامه ای و چیز کیک خیلی دوست دارم ولی از بقیه شیرینی ها هم بدم نمیاد !

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/13 07:31
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 305 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
      من قبلا عاشق شیرینی بودم و برایم هم فرق نمی کرد از چه نوعی باشد فقط کافی بود که شیرین باشد اما وقتیکه با روش لاغری با ذهن آشنا شدم از دوره رایگان شروع کردم چون باور لاغر شدن از طریق ذهن برایم مشکل بود ???
      بعد از چند روز استفاده از دوره رایگان من علاقه ام به شیرینی جات کم شد و اصلا هوس نمی کردم این برای من یک معجزه بود منی که هر شب باید بعد از شام چای با شیرینی میخوردم در یک مهمانی شکلات درجه یک و معروف به من تعارف شد و من آنرا رد کردم و حتی آن شخص مارک آن شکلات را به من یادآوری کرد ولی من با اطمینان خاطر گفتم نه مرسی میدونم مارکش چیه آن شخص با تعجب به طرف بقیه میهمانان رفت نا گفته نماند که او بعدا دو بار دیگر به من تعارف کرد ولی همان جواب را شنید حقیقتا خودم هم تعجب میکردم ???
      من نمیگویم هیچ وقت شیرینی و یا شکلات نمی خورم چرا گاهی میخورم چون خودم انتخاب میکنم که یک تکه کوچک بخورم و از خوردنش هم لذت میبرم چونکه اینبار من در کنترل هستم و تصمیم میگیرم نه شیرین جات و این احساس خیلی خوبی است ????
      آنوقت بود که با اطمینان کامل از درست بودن این روش اقدام به خریداری دوره کردم و با شادی و آرامش این مسیر را طی میکنم و از همان روزهای اول تغییرات روحی و روانی را تجربه کردم احساس خوب و آرامش داشتن و با نشاط بودن که البته به تغییرات جسمی هم رسیده ام و هر بار که به جمع دوستان و فامیلها میروم سوال چکار کردی چه خوب لاغر کردی را می شنوم و من برایشان از این دوره حرف میزنم باید بگوئیم فکر میکنم بعضی ها حرفم را باور نمیکنند ????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/13 01:01
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      روز شصت و‌پنج تکرار:
      یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های من ضعف در مقابل شیرینی بود. حتی فکر کردن به شیرینیی که دوست داشتم قبل از دوره باعث میشد دلم ضعف بره. یه احساس عدم مقاومت و پاره شدن بند دل به من دست میداد وقتی شیرینی میدیدم یا بهش فکر می‌کردم یا از جلوی قنادی رد میشدم یا حتی عکس یه شیرینی رو میدیدم.
      اینکه شیرینی رو ببینم و نخورم عین خود شکنجه بود…
      با شروع دوره به یک‌باره اون احساس ضعف و بیچارگی و اسارت در مقابل شیرینی از بین رفت و بعدتر به مرور تمایلم هم کم شد.
      یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای این دوره برای من ازاد شدنم از اسارت شیرینی بود.
      حالا خیلی از شیرینی‌ها رو اصلا دلم نمی‌خواد. خیلی وقت‌ها مثل مثلا امروز صبح یه تکه کیک سفارش دادم اما فقط یه نوک چنگال ازش چشیدم و اصلا از طعمش خوشم نیومد و دیگه نخوردم. انقدر این واکنش‌های جدیدم در مقابل شیرینی برام‌خوشحال‌کننده و لذت‌بخشه که اصلا نمیتونم توصیف کنم. بر عکس گذشته که نمی‌خوردم نمی‌خوردم نمی‌خوردم تا یهو عنان اختیار از دستم در می‌رفت و بعدم دیگه نمیتونستم به یکی دو تا قانع بشم الان هر وقت واقعا دلم بخواد با خیال راحت می‌خورم اما یه مقدار کم برام کفایت می‌کنه و دیگه اصلا دلم نمی‌خواد ادامه بدم در حالیکه قبلا من به‌یاد ندارم که موردی بوده باشه که به شیرینی میل نداشته باشم همیشه بابد به‌زور جلوی خودمو می‌گرفتم.
      من کار خاصی برای این تغییرات نکردم فقط با عشق دوره رو دنبال کردم همین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/10/13 09:34
        مدت عضویت: 827 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 166 کلمه

        اومدم نظرات تازه اضافه شده رو بخونم نوشته‌ی خودم رو هم خوندم و انقدر از تغییراتم حال کردم و لذت بردم که دلم خواست برای خودم پاسخی بذارم و به خودم افرین بگم هر چند هر روز این کارو بعد از خوندن میثاق‌نامه انجام میدم ولی این اولین باره که دارم برای تشویق خودم نظر میذارم.
        خوش‌به حالت عزیزترینم که انقدر تغییر مثبت کردی و انقدر حس خوبی داری و انقدر حالت خوبه…
        برات خیلی خوشحالم تو بی‌نظیری♥️♥️♥️.
        مفهوم از نخوردن لذت بردن اینه که یه کیک خامه‌ای که قبلا خیلی دوسش داشتی از شب سال نو تو یخچالت باشه و تو به جای اینکه فکر و ذکرت پیشش باشه فقط گهگاه با دیدنش تو یخچال یادش بیفتی و یا گاهی یادت بیفته و از اینکه هیچ حسی بهش نداری تو دلت شادی کنی. پیش بیاد در زمان مناسب قدری ازش بخوری اما منتظر وقت واسه خوردن و تموم کردن و خلاص شدن از دستش نباشی و اصلا مهم نباشه که ممکنه خراب بشه و بریزیش دور.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رها ناظم پور
          1398/10/14 13:40
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 16 کلمه

          دوست عزیزم برای این همه احساس خوب و تغییرات مثبت بهتون تبریک میگم آفرین زنده باد????????????????????

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/10/12 19:58
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 133 کلمه

      سلام
      چون در رژیم های مختلف در طول زندگی با شیرینی مانند سم برخورد میشد و کلا کنار گذاشته میشد در تناسب فکری من خیلی خوشحال بودم که میتونم شیرینی بخورم ولی با یک انتخاب جدید با مقدار جدید با تعداد جدید و غیره ولی بعضی از اوقات انتخاب های جدید رو فراموش میکردم و دچار زیاده روی میشدم تا چند وقت پیش که فایل مربوط به شیرینی خوردن را در سایت گوش دادم در قسمتی که مثال زدیدن پول زده شد من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم چون هر وقت شیرینی داشتیم من کسی را نمیدیدم غیر از خودم ولی از اکن روز هر وقت میخوام شیرینی بخورم بلافاصله یاد اون پول و سهم دیگران میفتم و بلافاصله عقب نشینی میکنم این مثال خیلی تکان دهنده بود و من واقعا بیدار شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/10 06:51
      مدت عضویت: 733 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      با سلام استاد گرامی
      اگه لطف کنید لینک دانلود فیل هایی مثل این که ندارند بذارین خیلی خوب میشه که دوباره مزاحمتون نشیم با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/08/01 22:55
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      به نام خدا
      این فایل هم مثل همیشه عالیه ممنونم استاد
      منم شیرینی رو دوست دارم البته نه همه ی انواعش..مثلا شیرینی نون خامه را هیچ وقت دوست نداشتم…
      اما..
      عاشق خرما هستم…
      ومتاسفانه هرجا میرم..همه میدونن..واگه داشته باشن برام میارن?‍♀️
      این روزها که ذهنم ونگاهم به تمام خوردنیها عوض شده…یه وقتایی در برابر واکنش اطرافیانم…از عادت ها وکارهای قبلیم واقعا خجالت میکشم?
      خوب
      برگردیم سره خرما?
      یه باوری که تو خانوادمون هست اینکه باید بعد از غذا خرما خورد…
      وباید خرما سره سفره باشه
      واینکه…به عدد فرد باید خرما خورد!!?
      ومن هم اکثرا ۵ تا خرما یا ۷ تا میخوردم?
      کم کم به ۳ تا رسوندم?
      ومیخوام با یک دونه کار کنم
      اکثر متناسب ها یا خرما نمی خورند…ویا اگه اگه بخورن..نه برای لذت…بلکه برای قوت!!!!
      خود این کلمه ی قوت…برای من یک دام محسوب میشه!!!
      خرما بخور کم خونی!!!
      خرما بخور ضد سرطانه!!!
      خرما بخور ماهی سردیت نکنه!!!
      ? خلاصه….برنامه داریم بااین ذهن هوشمندم
      اما کم کم داریم باهم کنار میاییم?
      استاد ممنونم?
      این

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1398/07/24 15:58
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام استاد گرامی خیلی خوشحال هستم خداراشکرمیکنم ک قوی بودم دراین دوره شرکت کردم ک ب تناسب اندام وتناسب فکری دست پیدا کنم مطمعن هستم ک موفق میشوم چون هدفم مشخص است از امروز من خوردن شیرینی ها ومقدارش را تعیین میکنم. استاد عزیز یکی از فواید صحبتهای شما این است ک ب ما احساس قدرت وتوانمندی میدهید ک خودمان را باور داشته باشیم ک ب کمک شما خدای مهربان ب توانمندی وتناسب اندام همیشگی دست پیدا کنیم استاد سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/07/23 18:34
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 29 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی.بازم چه عالی موضوع شیرینی خوردن رو بیان کردید واقعا لذت بردم .خیلی زیبا و اموزنده .ممنون که این موضوعات رو بیان میکنید .واقعا تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیوا کمانگرپور
      1398/06/17 06:51
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلام استاد بسیار عالی با زبان ساده همه چیز رو توصیح دادین دقیقا ارتباط ما با شیرینی همین بود و از امروز تصمیم دارم و انتخاب کردم که قدرت در دست من است نه شیرینی ،???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهرنوش
      1398/05/25 18:01
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 34 کلمه

      با سلام
      من در نظر سنجي هاي استاد عباس منش شمارو پيدا كردم و اينكه در همين چيزهاي كه در اول كار خوانده ام خيلي درسته و من خوشحالم كه به اينجا امده ام

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پرنیا
      1398/04/16 13:36
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      عالی

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم