ورود / ثبت نام
0

فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

اگر چاق هستید به این دلیل نیست که چاقی شما ارثی است یا سوخت و ساز بدن شما پایین است بلکه شما به این دلیل چاق هستید که فرمول های ذهنی چاق کننده را در خود ایجاد کرده اید و سال هاست از آنها در زندگی روزمره  استفاده می کنید.

ما به دلیل ایجاد فرمول های چاق کننده در ذهنمان چاق شده ایم اما هر بار خواستیم لاغر شویم به سراغ تغییر رفتارهای چاق کننده خود رفته ایم.

به ما گفتند چاق هستیم چون از هر غذایی استفاده می کنیم به همین دلیل برای ما برنامه های غذایی نوشتند که اگر می خواهید لاغر شوید باید طبق این برنامه غذایی غذا بخورید.

به ما گفتند چاق هستیم چون فعالیت بدنی پایینی داریم و اگر می خواهیم لاغر شویم باید روزانه به این مقدار پیاده روی یا ورزش کنیم تا لاغر شویم.

هر دلیلی برای چاقی ما عنوان شده است بر اساس واکنش جسمی بوده است و هیچ توجهی به فرمول های ذهنی نشده است.

در سال هایی که چاق بودم هربار که تصمیم می گرفتم با رژیم گرفتن لاغر شوم بهانه چاق شدن را استفاده از فلان ماده غذایی می دانستم و سعی می کردم از آن ماده غذایی کمتر مصرف کنم یا در بهترین حالت هرگز مصرف نکنم.

به عنوان مثال متوجه شده بودم علت چاقی من خوردن برنج است. بنابراین سعی می کردم کمتر برنج بخورم یا اگر هم می خورم به تعداد فقط چند قاشق برنج بخورم و به جای خوردن غذا از سالاد و سبزیجات برای سیر کردن خودم استفاده می کردم.

این تلاش من با تمرکز بر واکنش جسمی (خوردن) بود و به همین دلیل نتیجه ای در لاغر شدن دائمی من نداشت.

درست است که در آن مدتی که برنج نمی خوردم مقداری لاغر می شدم و دلیل آن را نخوردن برنج می دانستم اما از آنجایی که تا ابد نمی توانستم برنج نخورم و بالاخره خوردن برنج را شروع می کردم با دو سه مرتبه برنج خوردن دوباره چاق می شدم.

در این مثال خوردن برنج واکنش رفتاری من بود که نقشی در چاقی و لاغر شدن من نداشت.

نگاه و تصوری که من درباره مصرف برنج داشتم فرمول اصلی بود که باعث چاق و لاغر شدن من می شد.

من تصور می کردم برنج باعث چاقی می شود به همین دلیل اگر برنج نمی خوردم مقداری لاغر می شدم و اگر برنج می خوردم دوباره چاق می شدم.

فرمول های مشابه در باره سایر مواد غذایی در ذهن من وجود داشت.

درمورد نان، تخم مرغ، سس مایونز، پیتزا، کلوچه، شکلات و بسیاری از مواد غذایی فرمول هایی در ذهنم ایجاد کرده بودم که سبب شده بود به مرور به شرایطی برسم که عقیده داشتم آب هم می خورم چاق می شوم.

هرچه فرمول های بیشتری درباره تاثیر مواد غذایی بر جسم در ذهن من ایجاد می شد ترس من از خوردن مواد غذایی بیشتر می شد و انتظار چاق تر شدن را داشتم.

در این شرایط اگر می خواستم لاغر شوم باید از آن مواد غذایی که آنها را باعث و بانی چاقی خودم می دانستم مصرف نکنم و به مرور لیست مواد غذایی چاق کننده به حدی زیاد شد که دیگر ماده غذایی باقی نمانده بود که درباره آن تصور چاق کنندگی نداشته باشم.

کار به جای رسید که دیگر نمی دانستم اگر بخواهم چاق نشوم از چه ماده غذایی باید بخورم چون تقریبا همه مواد غذایی را چاق کننده می دانستم.

درک تفاوت بین فرمول های ذهنی چاق کننده و رفتارها و واکنش های چاق کننده به ما کمک می کند تا با آگاهی بیشتری در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم.

در دوران کودکی و زمانی که از خوردن برنج می ترسیدم و آن را چاق کننده می دانستم سریال تلویزیونی در حال پخش بود که آداب و رسوم مردم ژاپن را نشان می داد.

غذای اصلی ژاپنی ها در صبح و ظهر و شب برنج بود.

از تماشای هر روز برنج خوردن آنها و اینکه همگی متناسب بودند تعجب می کردم و با خودم فکر می کردم اگر من هر روز برنج بخورم خدا می دونه چقدر چاق خواهم شد.

در مثالی دیگر بعضی از آشنایان ما بودند که علاقه زیادی به برنج داشتند و به گفته خودشان هر روز برنج می خوردند و بارها از زبان آنها شنیده بودم که تا برنج نخورم سیر نمی شم و حتی برخی از آنها برنج را با نان می خورند.

از دیدن رفتار آنها شگفت زده بودم که چرا آنها چاق نمی شوند ولی من اگر هفته ای به جای یک وعده برنج خوردن دو وعده برنج بخورم حتما مقداری چاق تر می شوم.

آن روزها دلیل این تفاوت در رفتار خودم با دیگران را استعداد چاقی می دانستم که آنها این استعداد را ندارند اما من سرشار از استعداد چاقی هستم.

اما امروز به وضوح می دانم که دلیل تاثیر برنج در چاق تر شدن من و تاثیر نداشتن برنج خوردن در چاقی آن افراد به دلیل تفاوت در فرمول های ذهنی من و آنها بوده است.

در ذهن من برنج عامل چاقی تعریف شده بود اما در ذهن آنها برنج غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن تعریف شده بود.

یادم می یاد حتی مادرم درباره نوع برنجی که آنها مصرف می کردند سوال کرده بود پون تصور می کرد شاید برنج هایی که ما مصرف می کنیم چاق کننده باشند اما مثلا برنج های شمالی چاق کننده نباشند.

تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود و همین الان هم دیدگاه مادرم درباره برنج چاق کننده است اما من مدت هاست تقربا هر روز برای وعده ناهار برنج می خورم و به هیچ وجه فرمول های ذهنی قبلی درباره برنج را در ذهنم ندارم.

دقت کنید در جمله بالا گفتم: “تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود”

اگر شما تصور می کنید که چاقی ارثی است به این دلیل نیست که از طریق ژنتیک چاقی به شما منتقل شده باشد بلکه به این دلیل است که عقاید خانواده شما درباره چاقی به ذهن شما منتقل می شود.

خانواده و اطرافیان ما دیدگاه های خود درباره موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند.

زندگی ما در جنبه های مختلف شبیه خانواده مان است اما توجهی به موضوعات دیگر نداریم به همین دلیل تصور نمی کنیم که میزان موفقیت در شرایط مالی را از خاواده خود به ارث برده باشیم اما یقین داریم که چاقی از خانواده به ما ارث رسیده است.

البته همین عقیده ارثی بودن چاقی نیز از طریق خانواده به ما منتقل شده است.

اگر می خواهید به شکل ساده و آسان لاغر شوید باید مهارت شناسایی فرمول های چاق کننده را کسب کنید.

مهارتی که در دوره ورود به سرزمین لاغرها و سایر دوره های لاغری با ذهن به شکل تخصصی آن را یاد می گیریم.

جهت افزایش مهارت خود در شناسایی فرمول های ذهنی باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنید.

بعنوان مثال هر فرد چاقی از پرخوری کردن خود ناراحت است و هر بار که پرخوری می کند احساس عذاب وجدان دارد و خودش را سرزنش می کند و احساس بد چاق تر شدن در او شکل می گیرد.

شاید همه افراد چاق بارها تصمیم قاطع گرفته اند که پرخوری نکنند اما موفق به انجام ندادن پرخوری نشده اند.

حتی برنامه های رژیمی و لاغری با تاکید بر چگونه خوردن سعی در مهار پرخوری افراد چاق دارد.

اینکه به ما گفته می شد که باید آرام غذا بخوریم و هر لقمه را 20 تا 30 بار بجویم به این دلیل بود که آنها تند غذا خوردن را عامل پرخوری کردن و پرخوری کردن را عامل چاق شدن می دانستند.

از این رو سعی می کردند با دادن برنامه های غذایی و چگونه خوردن غذا پرخوری کردن افراد چاق را مهار کنند.

از آنجایی که پرخوری کردن یک واکنش جسمی است و تحت تاثیر فرمان های مغزی صورت می گیرد به هیچ وجه نمی توان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونگی خوردن افراد فرمول های مغزی آنها را تغییر داد.

به همین دلیل هر فردی که سعی کرده است از طریق آرام جویدن غذا بر رفتار پرخوری یا تند تند غذا خوردن خود غلبه کند نتیجه ای کسب نکرده است چون پرخوری نتیجه فرمول هایی است که در ذهن ما ایجاد شده است.

پس با تغییر فرمول های ذهنی می تواند واکنش های جسمی را تغییر داد نه با فشار آوردن به جسم.

لاغر شدن مهمترین آرزوی من بود. یادم میاد از سنین راهنمایی تلاش می کردم که لاغر بشم ولی همواره از تلاشی که انجام می دادم نتیجه ای نمی گرفتم و هر وقت هم با تلاش زیاد مقداری از وزنم کم می شد طولی نمی کشید که دوباره به وزن قبلی بر می گشنم.

از زمانی که به لطف خدا در مسیر لاغری با ذهن فرای گرفتم، نتیجه بسیار عالی در لاغر شدن کسب کردم و این روش به قدری عالی و آسان بود که تصمیم گرفتم به افرادی که نیاز به لاغر شدن دارند آموزش بدهم که از این طریق به رویای لاغری دست پیدا کنند.

فرمول های ذهنی خود در واکنش های رفتاری نسبت به غذاها را شناسایی کردم و به مرور فرمول های ذهنی متفاوتی برای لاغر شدن را در ذهن خودم ایجاد کردم و به مرور رفتار غذایی من تغییر کرد و جسم من مطابق با رفتار غذایی من شکل جدیدی به خود گرفت.

در دوره لاغری با ذهن همین فرمول ها را جهت لاغر شدن به علاقمندان آموزش میدهم و به لطف خدا نتایج عالی برای بسیاری از شرکت کننده ها شکل گرفته است.

جسم ما همیشه به رفتارهای ما واکنش های متفاوتی میدهد، در بیماری ها واکنش بدن ما به شکل کسل شدن و بی حالی است، واکنش بدن ما در زمان تشنگی، گرسنگی، نیاز به استراحت یا موارد دیگر متفاوت است.

چنانچه به واکنش جسم خود در برابر پرخوری های خود توجه کنید به راحتی می توانید رفتارهای اشتباه خود را شناسایی و سپس با ایجاد فرمول های صحیح رفتار صحیحی از خودتان بروز دهید.

واکنش جسمی فرد چاق نسبت به سیر شدن، با واکنش جسمی افراد متناسب بسیار متفاوت است و توجه به این تفاوت می تواند به ما کمک کند که رفتار مناسبی داشته باشیم.

شناسایی واکنش های جسمی ما نسبت به رفتار غذایی ما می تواند تاثیر فوق العاده ای در توانمند شدن ما در لاغر شدن داشته باشد.

پیشنهاد می کنم فایل آموزشی فرمول های ذهنی چاق کننده را که برای شما دوستان عزیز آماده کرده ام را با دقت گوش داده و به توصیه های گفته شده عمل کنید.

برای لاغری با ذهن آنچه مهم است تغییر فرمول ها و افکاری است که درباره چاقی در ذهن خود داریم، و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=11807
برچسب ها:
119 نظر در مورد فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم

دیدگاهتان را بنویسید

      ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/09/03 21:42
      مدت عضویت: 221 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      سلام و درود فراوان بر همه بزرگواران و سلام و درود بر استاد گرامی 

      امروز در آسانسور اداره حدیثی شنیدم از امام علی (ع ) به این مضمون:

      زندگی را برای خوردن نخواهید بلکه خوردن را برای زندگی بخواهید.

      • با شنیدن این فایل ارزشمند و اینکه فرمولهای ذهنی چاق کننده در 7 سال ابتدایی عمر ما خیلی پیشتر از اینکه بخواهیم درک از زندگی داشته باشیم با شنیدن، دیدن و تکرار و تکرار پر شده و اینکه الان با کسب آگاهی و تمرین و تکرار میتوانیم به روش مناسب و نتیجه دلخواه در مورد چاقی  دست پیدا کنیم ،باعث شد خیلی امیدوار و قدرتمند به مسیری که در آن هستم اعتماد بیشتری پیدا کنم.
      • استاد عزیز خیلی ممنونم که ساده و صمیمانه از بخشی از رنج های چاقی در زندگی خودتان برامون گفتید.میدانید که یکی از مواردی که در حال حاضر باعث نگرانی خانم های متاهل مخصوصا خانم هایی که بیشتر از دو دهه با همسرش نیز زندگی میکنند و اون موقع به اندازه حالا به متناسب بودن اهمیت نمیداند این هست که نکنه با این همه خانم خوش هیکل خدای نکرده آسیبی به زندگی خانوادگیشون وارد بشه و با تلاش و رنج زیاد دنبال کم کردن وزن و رسیدن به تناسب هستند. هدفی که به دلیل عدم آشنایی با ریشه های چاقی در ذهن شون،  هر چه بیشتر تلاش میکنند  ،کمتر نتیجه می بینند و خود این امر باعث کم شدن اعتماد به نفس و ایجاد زمینه های اختلاف میشه . شاید یک تلنگر غیر عمد همسر و فرزندان در رابطه با رژیمها و برنامه های ورزشی ناموفق ،مثل جرقه انفجار عمل کنه و…
        مقصودم این هست که رنج چاقی با ابعاد فردی و اجتماعی مختلف داره زندگی همگی رو تحت تاثیر قرار میده و من خدارو هزاران بار شکر میکنم که با هدایتم به این مسیر و تلمذ در محضر شما استاد عزیز دارم یاد میگیرم که با تکیه بر تلاش خودم در این راه اقدام کنم و چقدر شیرینه.

        • نکات این فایل در پی فایل قبل که مطرح شده بود ذهن ما مثل کودک هست و باید با جلب همکاریش از طریق لذت بخش نمودن مسیر اقدام کنیم به صورت رفتار تربیتی مکمل  به لزوم جدیت در تربیت و همراه کردن این کودک بازیگوش گفته اشاره کرده . بله برای ما مادرها این امر خیلی ملموسه . ما که بچه هامون دنیامونه خوب میدونیم  که تربیت بچه ، بزرگترین خدمت به اونه .پس باید مناسب هر مرحله باهاش رفتار کرد، یک وقت نرمی و یک وقت هم درشتی.
        • به قول شاعر: درشتی و نرمی به هم در، به است
        • و من به این درک رسیدم که دنیای ذهن من خیلی باهوشه مثل خودم و دایما داره داده های جدید رو ارزیابی میکنه تا ببینه چقدر صحیحه؟ چقدر من خودم پایبندش هستم ؟ اگر از اونها غفلت کنه من چه رفتاری دارم؟ انگار داریم با هم بازی میکنیم و من سعی میکنم تو ی این بازی دست بالا رو داشته باشم.چون من انسانم عقل و اراده دارم ذهن قرار بوده مراقب من باشه، نه اینکه موجب عقب نگهداشتن من از کل زندگیم بشه.پس من هم با قاطعیت و مهربانی و حوصله بهش میگم متاسفمم که  با باورهای اشتباه تو را مملو کرده بودم من رو ببخش اما باید با اونها خداحافظی کنی و به باورهای جدید سلام کنی. من تورادوست دارم و میخواهم از قدرتت برای خلق صحنه های زیبای زندگی من استفاده کنی با استفاده از این باورهای تازه و درست.
        • این مسیر هر روز برام دلچسبتره چون دارم به قدرت خودم ایمان میارم. به عدالت و مهربانی خداوند برای داشتن و ساختن زندگی شاد برای همه بندگانش ایمان میارم . 
        • خدایا مهربانم سپاسگزارم
        • استاد عزیزم سپاسگزارم .
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/08/27 12:20
      مدت عضویت: 158 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 310 کلمه

      تا یادم میاد در گذشته فقط و فقط خواستم با رژیم لاغر شمرانواع رژیم گرفتم و ک میدونستم اونی ک باید تغییر کنه ذهن مندهس واز این رو جسمم تحت فشار قرار دادم و ب اون نکته رسیدم ک در مقابل خودم اعتراف کردم ک دیگه رژیم بسه
      از وقتی وارد سایت شدم فهمیدم ک واقعامن گناهکار بودم ولی یک گناهکار نااگاه بودم ک تحت شنیده ودیده ها باورهام شکل گرف و شد این
      واقعا ذهن من پراز فرمولهایی هس ک مواد غذایی محکوم میکرد ب جای خودم
      حسرت اینک چرا بقیه میخورن و متناسبن و من نمیخورم چاقم کل ذهن منو درگیر کرده بود
      اما حالا میدونم ک مشکل از چی و کجاس و با لذت مسیرم ادامه میدم ذهنم شخم میزنم علفهای هرزشو در میارم و نهالهای لآغری رو کاشتم ابیاری میکنم و با دلم ایمان دارم مطمئنم ک ب اون ایستگاه لاغری میرسم
      من از این سبک ک گفتید ب واکنش بدنمون دقت کنیم چ واکنشی در برابر پرخوری دارم و ومیتونم از این شگرد استفاده کنم ک ب جسمم ضربه نزنم
      من دیروز چایی دم کرده بودم و ی استکان خوردم و میخواستم دوباره بخورم ک دیدم اصلا جا ندارم برا اون نصف استکان بیشتر نبود یچیزی تو درون من فریاد ک فریباتو از ی چای نمیتونی بگذری در حالی میل جایی براش نداری و نخوردم
      من قبلا دو لیوان چای میخوردم میگفتم حیف دم کردم بخورم
      ولی الان ن
      فایل ثوابشو بخر خیلی کمکم میکنه در این شکلگیری این رفتار
      بعدش همسرم میوه میخورد ک من ی لحظه پرتقال دیدم دل خواست ک بخورم اصلا میلی نداشتم زود پاشدم پوست بکنم ک همسرم گف بده من پوست بکنم و من اون لحظه همسرم پرتقال داد بهم دیدم واقعا میلی بهش ندارم و نخوردم و ممنونم ازخودم ک بدجسمم ب خودم ب مسیرم و ب مسئولیتی ک ب عهده گرفتم احترام گذاشتم و فدای اون لحظه نکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/25 23:05
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,102 کلمه

      سلام و درود شکر بودنمان و مسیر و راهمان 🙏🏻🦋

       

      همه سالهای دردآور چاقی ما با محدودیت های جسمی سپری شدند تمام افکار و باورهایی که ما از خانواده به ارث بردیم باعث می شد روند لاغری ما کند و بدون نتیجه ماندگار باشد پذیرش اینکه برنج چاق می کنه …کیک خامه ای و کره ته دیگ و سس مایونز از یک طرف و پذیرش چاقی ارثی و ژنتیکی یا کم تحرکی و استعداد چاقی داشتن از طرف دیگر …و همانطور که ما پذیرفته بودیم که غذاها قدرتی دارند که ما را چاق کنند وقتی با رژیم غذایی خود را محدود می کردیم کمی اضافه وزنمون کاهش پیدا می کرد و از اونجایی که لیست نخوری ها هرروز گسترده تر میشد و دیگه غیر کاهو و کلم چیزی نمی موند 😄و تا ابد که نمی شد غذاها را کنار گذاشت و در شروع مجدد استفاده از غذاها باز در مسیر چاقی خود فعال می شدیم .

      افراد چاق مدیریتی روی مواد غذایی خود ندارند یعنی غذاها برای ما تصمیم می گیرند که چقدر ازشون استفاده کنیم .. 🤔

       

      واکنشهای روحی ما هم بر خوردن ما مؤثر هستند چون ما سالها یادگرفتیم وقتی عصبی هستیم بخوریم وقتی افسرده میشیم بیشتر می خوریم وقتی خستگی ناشی از کار زیاد داریم هم می خوریم و همیشه در حال خوردنیم .

      ذهن ما مثل یک نوار خالی بوده که ما بهش الگو دادیم از طریق دیده و شنیده ها و تکرار اونها در عملکردمون و الآن مغز طبق الگوهاش داره دستور صادر می کنه .

      تنها راه اصلاح فرمولهای ذهنی شناسایی فرمولهای چاقی در ذهن است و بعد در مرحله تغییر کردن قرار می گیره و اصلا نیازی به محدود کردن و رنج کشیدن نیست ما عقل داریم و اراده اول تفکر می کنیم و بعد تصمیم میگیریم آگاهانه رفتار کنیم

      ما باید وقت بزاریم و فکر کنیم که این مسئله به ضررمون هست و یه جایی باید حل بشه یا اینکه ما تا آخر عمر باید چاقی و مضراتشو با خودمون حمل کنیم ؟!اینکه ما بسیار توانمند و قوی هستیم کاملا مشخصه چون بارها در مسیرهای لاغری در روشهای لاغری  قبلی شکست خوردیم و باز شروع به حرکت کردیم و الآن اینجا هستیم و تمام اون شکست ها به خاطر این بوده که در مسیر صحیح نبودیم مسیر بیراهه بوده و مقصدی هم نداشته پس اگر ده درصد همون تلاش و توانمندی ها را در این مسیر مستقیم و هموار بگذاریم حتماااااا نتیجه می گیریم .

       

      تبلیغات تلوزیون هم به ما شکست را القا می کردند به این صورت که وسیله و یا قرص و دمنوش را تهیه می کردیم ولی نتیجه که می خواستیم نمی گرفتیم اما چون در ذهنمون بود که در تبلیغ ،فرد چاق با استفاده از همون محصول بلافاصله لاغر شده خودمون را مقصر می کردیم که حتما من نتونستم یا من مشکلی داشتم چون اون تصویر فرد متناسب تو ذهنمون بود شروع به مقایسه کردن خودمان می کردیم 

      اگر بخواهیم مسیر های قبلی را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنیم در مسیرهای قبلی هر روز از خودمون و مسیرمون متنفر تر می شدیم اعتماد به نفس پایین  و احساس ناتوانی در ما بیشتر می شد ولی در روش لاغری ذهنی احساس خوب و احساس ارزشمندی و توانمندی و خودباوری در ما بیشتر میشه و چون هیچ محدودیتی نیست مسیر لذت بخشه و و آسون .

      افراد چاق درکی از سیر شدن ندارند و این رفتار متفاوت بین فرد چاق و متناسبه .

      فرد چاق از درد شکم و یا حالت تهوع یا نس نفس زدن متوجه سیری خود میشه ولی رفتار یک فرد متناسب اینگونه نیست او نقطه سیری را درک می کند و به صورت ناخودآگاه بدون اینکه واکنش جسمی دریافت کند دست از غذا می کشد .

      جسم ما وقتی دچار مشکل میشه واکنش نشون میده دقیقا وقتی دندان پوسیده میشه درد میگیره پس باید خیلی عمیق فکر کنیم که ما داریم به خودمون خسارت می زنیم و یعنی یک مشکلی ایجاد شده !…🤔

      خب بلد نبودیم یادنگرفتیم ولی باید با توجه و تمرین یادبگیریم و اصلاحش کنیم  

      تفاوت رفتار افراد چاق و متناسب بسیار زیاده البته افراد متناسب که الگوی صحیح رفتاری هستند و افراد متناسبی هم هستند که پرخوری دارند و رفتارشون صحیح نیست و در معرض خطر هستند باید در شرایط باوری خود قرار بگیرند و یکدفعه در مسیر چاقی بی رویه ای می افتند (ممکنه فرد متناسب ۳۵ساله باشه ولی فرمولش این باشه که از ۴۰سالگی سوخت و ساز بدن کم میشه بنابراین هنوز به اون سن نرسیده که فرمول اجرایی بشه و شرایطشو داره برای چاقی  

      بنابراین افرادی که متناسب هستند و الگوی صحیح رفتاری دارند مد نظر ما هستند .

      ما باید رفتار انسانی داشته باشیم و در جایگاه و شآن الهی خود باشیم و باید این موضوع پرخوری را اصلاح کنیم حتی درنده ها هم به وقت سیری برای خوردن حمله نمی کنند ما باید فکر کنیم که غذا منبع انرژی هست برای زنده بودن جسم ما فقط همین!… یعنی این برچسب لذت را از روی مواد غذایی برای همیشه بکنیم و برچسب (فقط در حد نیااز )بزنیم .باید این موضوع اصلاح بشه فقط هم دست خودمونه نه هیچ کس یاهیچ چیز دیگری!…🤔

      شروع می کنیم آکاهانه قبل از اینکه به جسم ما فشاری وارد بشه یا واکنش بده دست از خوردن می کشیم و تمام مواد خوراکی را در یک سطح از انرژی جهت نیاز بدن در دسته بندی قرار می دهیم و خودمون را تشویق می کنیم باید تمرین کنیم و اگر اشتباهی پیش اومد تنبیه حتی با القاب توهین آمیز به خودمون داشته باشیم چون تنبیه و تشویق باید کنار هم باشه اگر تنبیه نباشه باز ۳۵سال به پرخوری ادامه می دهیم و یک جایی باید جدی با این موضوع برخورد بشه .

      ما هرروز با تغذیه فایلهای آموزشی به ذهنمون به صورت ملایم داریم در ذهنمون کدنویسی لاغری می کنیم اما برای حمایت و تقویتشون باید عملکرد مناسب هم داشته باشیم که اصل موضوعه یعنی پیشنهاد مورد تأییده و بعد از مدتی خودبه خودی رفتار صحیحی انجام می دهیم .

      تمام این مسیر توسط استاد عزیز هرروز کدگشایی میشه برای  اینکه مسیر برای ما راحتتر و آسونتر بشه و نتیجه سریعتر اتفاق بیفته پس حالا که انتخاب شدیم و موردلطف و عنایت خداوند قرار گرفتیم در مسیر طبیعی شدن جسممون با اشتیاق و اعتماد حرکت کنیم .

      روزی که آزاد بشیم جشن پروازه برای تمام بشریت چون تغییر از خود ما شروع میشه و چقدر لذت بخشه اینکه ما احساس قدرتمندی می کنیم و مسلط بر شرایط و غذاها و ذهن خودمون هستیم تازه تولدی دوباره پیدا می کنیم و از متناسب بودن و تمام لذتهاش بهره مند میشویم این راه راه امیده راه عشقه باید گام به گام شاکر بود🙏🏻🦋♥️🌱 

      خدایا شکرت بابت وجود پیام رسان عاشق و اگاهت 

      شکر وجود استاد عزیز و سخاوتمند 

       

      خالقم هزاران بار شکر 

      عاشقتم ❤️❤️❤️

       

      عالیترینهای مسیر لاغری پیش روی ماهتون 

      🍃🌸🍃🌸🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸🍃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/23 22:15
      مدت عضویت: 440 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      سلاااممثل همیشه متن اول صفحه رو خوندم و لذت بردم از این چیزایی که نوشته بودین، خیلی دوست دارم وقتی تجربه های شمارو در زندگیتون میخونم ، چون هر وقت با اون مشکل مواجه میشم یاد این میوفتم که شما چطور اون مشکل رو پشت سر گذاشتین و ما هم همونطور رفتار میکنم.

      منم اطلاعاتی رو میشنیدم درباره ی اینکه یه سری از مواد غذایی باعث چاقی ما میشن اما این هیچ وقت الگو نشده بود توی ذهنم چون مامانم شغلش طوری بود که همیشه سر کار به بقیه درباره ی تغذیه توصیه میکرد و به ما هم همیشه میگفت همه چیز بخورید ولی به اندازه بخورید و همین باعث شده بود من خوردن یه ماده ی غذایی به خصوص رو ملاک چاقی قرار ندم ولی همیشه اطرافم کسایی بودن یا میشنیدم از بقیه که اعتقاد داشتن مثلا برنج و ماکارونی و شیرینی و سیب زمینی رو اگه از برنامه ی غذاییشون حذف کنن دیگه میتونن لاغر بشن و الان میفهمم که چقدر فکرشون اشتباه بوده و این غذاها کاری جز انرژی رسوندن به ما انجام نمیدن و مایی که داریم توی این خانواده ها زندگی میکنیم که برنج عضو حذف نشدنیه سفره هامونه چقدر به خودمون ظلم میکنیم نه از نظر اینکه فواید و ضررای برنج خوردن چیه بلکه به خاطر فشار روانی ای که برای اون فرد داره ، تصورشم سخته که یه نفر بخواد هر روز چیزایی درست کنه بخوره که هیچ علاقه ای بهشون نداره و همش چشمش دنبال خوراکی هایی باشه که برای خودش ممنوع کرده ، همین فشار روانی باعث چاقی بیشتر ما میشه.

      و اما موضوع خیلی کمک کننده ی این فایل که درباره ی فشار شکم و دریافت پیام سیری بود.خیلی خیلی زشته که من خودمو توی غذاها غرق کنم و همیشه پرخوری کنم و معدم بعد از خوردن هر وعده ی غذایی سنگین باشه. من کسیم که خیلی به دیگران اهمیت میدم حتی طبیعت و حیوونا ولی وقتی به خودم میرسه بیشترین ظلم رو با این پرخوری ها در حق خودم میکنم ، اگه حتی یه درصد به چیزایی غیر از خودم اهمیت میدم و حواسم بهشون هست خب مطمعنن باید صد برابر اونا به خودم اهمیت بدم و وقتی اهمیت نمیدم یعنی یه چیزی این وسط مشکل داره و باید یه چیزی رو درست کنم ، دقیقا همونطوری که تو ذهنم‌به وجود اومده ؛ با الگو ، با تصویر ، با گوش دادن به حرف بقیه ، خلاصه هر چیزی که بوده تدریجی بوده و روی ذهن من و فرمولاش تاثیر گذاشته الانم من باید این مسیرو طی کنم و صبر با ایمان داشته باشم. مطمعنم خدا توی سرزمین لاغرها منتظر منه

      خدایا شکرتممنونم استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/19 14:09
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,459 کلمه

      روز ۴۲ تکرار

      سلام وقت همگی بخیر

      خدارو سپاسگذارم برای عمل کردن به آموزش ها 

      فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم

      همینکه متوجه میشیم دلیل چاقی ما ارثی نیست یا ربطی به عوامل بیرونی نداره خیلی کمک کننده است چونکه دست پیدا کردیم به دلیل و ریشه چاقیمون ، اگر دلیل چاقی ما واقعا ارثی بود که الان ناامید بودیم ،چجوری ارث خودمونو تغییر میدادیم ؟

      ولی الان میدونیم هر چی هست در درون ماست و زیباتر از اون اینکه ما توانایی تغییر دادن محتویات ذهنمونو داریم 

      اون وقتا چقدر درگیر چی بخوریم چی نخوریم بودیم ،چه دردسرهایی تحمل کردیم فقط بخاطر اینکه دلمون میخواست طبیعی و نرمال زندگی کنیم ،دست به هر کاری میزدیم ،رژیم ،ورزش ،قرص و دارو و دم نوش وووو

      ما در پی تغییر دادن رفتارها بودیم ولی مشکل ما در فرمان مغز بود ،و الان با همین تمرینات در حال تغییر محتویات مغز هستیم ،همینکه من دارم مینویسم یعنی توجهم بر لاغر شدنه ،وقتی فایلی گوش میدم داره کد های قبلی بی اثر میشه و کد های جدید دانلود میشه و تجمیع همه اینها منجر به فرمان های جدید میشه و جسم که اطاعت کننده است هم به جمع ما خواهد پیوست 

      درک همین موضوع باعث میشه دیگه دلهره و شک نداشته باشیم و فقط به راهمون ادامه بدیم ، هر چند همه این تضادها بوجود میاد تا ما در این راه قویتر بشیم ،رد کردن این موانع باعث میشه درون ما و آگاهی های ما محکمتر بشن

      دیروز که با دوستم صحبت میکردم( دوستم الان در دوره پیشرفته است و تا الان خیلی خوب داره نتیجه میگیره )ولی از اونجاییکه منفی بافش نمیذاره پیشرفت های این مدتشو ببینه حالشو بد میکنه 

      گفت ذهنم بهم میگه بیا اومدی دوره پیشرفته پس چرا خیلی لاغرتر نمیشی؟ بهش گفتم الان منتظری اومدی تو پیشرفته یدفعه ۴۰ کیلو بریزی ؟ گفت انتظار دارم خیلی نتایجم بزرگ باشه ، گفتم میدونی چرا اینجوری فکر میکنی ؟ چونکه تو به دوره ها تکیه کردی و اعتماد داری نه به خودت

      اگر بصورت ریشه ای درک کرده بودی که این محتویات مغز توست که داره تغییر میکنه که بهت فرمان های جدید رفتاری میده و در انتها جسمت لاغر میشه ، اگر  همین یک اعتقاد رو باور و درک کنی دیگه منتظر معجزه از طرف دوره رو نداری 

      در ضمن بهش گفتم تو در دوره مقدماتی که تمرین خاصی هم انجام ندادی ۲۳ کیلو کم کردی حتی بیشتر از من ، که خودم ایمان دارم یکی از چند هنرجوی اول سایت هستم که هر روز کامنت مینویسم و دوره هامو کامل انجام میدم ،پس از خودت راضی باش 

      خودتو سرزنش نکن ،اینهمه اضافه وزنی که الان داری حاصل سالها سرزنش و رفتارهای تخریبی بوده که باید مسئولیتشو بپذیری ، اجازه بده اطلاعات جدید با آرامش وارد مغزت بشه  اینهمه اضطراری که داری مال اینه که میخوایی از خودت فرار کنی 

      وگرنه اگر اطمینان داشتی که بلخره لاغر میشی که اینهمه خودتو متر و سانت نمیزدی ،پس بپذیر که ۸۰ کیلو اضافه وزن حاصل سالها تلاشت برای چاق شدنه الان موظفی چند سال پی در پی محتویات لاغریو به خودت اضافه کنی، با توجه به اینکه این دوره هیچ سختی و رنجی نداره ،داری لذت میبری و لاغر میشی ،کجای دنیا اینجوری لاغر میشن ؟ به هر کسی بگی مسخره ت میکنه ،ولی ما داریم نتیجه های عالی میگیریم  

      همه افراد چاق حتما به مراتب خوردن برنجو یا سالها حذف کردن یا کم کردن ،منکه عاشق برنج بودم و هستم ،زمان هاییکه مصرف برنج فطع میشد یا کم ،حالم بد میشد ،فقط میتونستم همون زمان تحمل کنم و به محض اتمام رژیم‌ مجدد شروع میکردم ،چقدر اون سبک زندگی بد و رنج آور بود

      من اعتقاد دارم تازه ۲ ساله دارم زندگی پر آرامشیو تجربه میکنم در رابطه با مسئله خوردن ، حس آزادی بینظیره ،مثلا دیروز که تولد دوستم بود ما از صبح بیرون بودیم ،نهار رستوران خوردیم ،کارهامونو انجام دادیم‌ ،اتفاقا شام هم رستوران بودیم ،ولی من هم نهار هم شام فقط به اندازه ای که سیر بشم غذا خوردم 

      دوستم ازم پرسید فریده تو فقط یکمی از غذای نهار و شامتو خوردی ،چجوریه؟ بهش گفتم خودت که میدونی من به محض سیر شدنم ادامه نمیدم ، کافه ای که دیشب رفته بودیم برای شام مخصوص کنافه و چای ترکی و مراکشیه ،بعد از شام با اینکه خودم یکمی جا برای کنافه و چای گذاشته بودم ولی احساس کردم اضافه بر نیازم خوردم که اونم ازش گذشتم ،میدونم مسئله مهمی نبوده ،ولی بیس رفتارهای من تا حدود زیادی درست و صحیح شده و خواهد شد ،اونم بخاطر برداشته شدن ترس ها و دانلود شدن اطلاعات جدیده ،این یعنی آزادی 

      از همون دوران کودکی از همه آدم ها شنیده بودم برنج و نون و یه عالمه خوراکی دیگه بینهایت چاق کننده هستن و کد چاق کننده بودن اونها در مغز من ساخته شد ،یعنی در مغز من تصویر و عکس هایی از خوراکی ها بود  که هر وقت من به اون خوراکی ها فکر میکردم ،اون عکس و تصویرها مشاهده میشدن با حس و نگرششون

      پس من با تصایر  غول های چاق کننده ای روبرو میشدم که بدون شک باعث چاقی و ترس های من میشدن و حتی با فکر کردن به اونها هم من چاق میشدم چونکه ذهن من فرق بین تخیل و واقعیتو نمیفهمه ،پس مدام من در حال خوردن ذهنی هم‌ بودم‌

      اونهمه ترس و تصایر نا زیبا باعث شده بودن ،کانون توجه من بر چاقی باشه و روز به روز چاقتر بشم ،پس اون برنجه چاق کننده نبود و نیست اون تصویره ناهنجار بوده و تو این دوره ها داریم اون تصاویرو تغییر میدیم 

      مثلا وقتی میخواییم غذاییو بخوریم و ته درونیاتمون میترسه به خودمون همین باورسازی هارو یادآوری کنیم ،به خودمون بگیم بدن ما به انرژی نیاز داره باید غذا بخوریم پس ترسی در کار نیست  اینجوری یواش یواش تصویر ترسناک برنج به تصویر انرژی بخش بی آزار و خنثی تبدیل میشه و ترس ما حین خوردن کمو کمتر میشه و هر چقدر ترس ها کمتر بشن درد های ما هم کمتر میشه پس بسمت لاغر شدن هدایت میشیم

      الان که برای بار دوم دارم دوره مقدماتیو تکرار میکنم داره درک مطالب برام بهتر میشه و میدونم برای بار سوم که میخوام دوره پاکسازی و پیشرفته رو مرور کنم اونجا باگ های اصلیم برداشته میشه و بصورت قویتر ترس هام از مواد غذایی بصورت اصولی کمتر میشه 

      من یاد گرفتم که با خودم گفتگوهای آگاهانه داشته باشم و مثل قبل باری به هر جهت نباشم ،حرف هیچ کسی رو همینجوری نپذیرم و قبل از پذیرش از فیلترهای قوانینی که یاد گرفتم ردشون کنم اگر مطابقت داشت میپذیرم و این مستلزم تمرین بیشتره 

       دقیقا ما عقاید الگوهای خودمونو استفاده میکنیم ،چونکه به مراتب دیدیم‌ و شنیدیم که اونها از برنج و روغن و نون ووو ترسیدن و این افکار نسل به نسل ما ادامه پیدا کرد،مثلا مادر من اگر نهار برنج بخوره دیگه شب برنج نمیخوره در کل شبها غذای سبک میخوره ،اگر جایی مهمان باشه حتما نهار برنج نمیخوره تا بتونه در وعده شام که مهمانیه برنج بخوره و من اینهارو دیدم و قبولشون کردم

      و نقطه نقضش اینه که من ۲ ساله دارم تقریبا هر روز برنج میخورم ولی چاق نشدم ،من که همون فریده سابقم چرا قبلا با ترس میخوردم یا نمیخوردم در هر صورت  چاق میشدم ولی الان حتما میخورم ولی لاغر میشم؟ 

      اینکه ما فکر میکنیم چاقی ارثیه ،پولدار بودن یا فقیر بودن ارثیه،بیماری ارثیه ،نه بخاطر اینکه ارث ما اونهاست ،بدلیل اینکه افکار فقر یا ثروت بصورت دیدگاه و نگرش در مغز ما بوسیله الگوها دانلود شده ،ما اون عقایدو زندگی میکنیم 

      وقتی الگوهای یک بچه مدام بهش گفتن پول نیست،پول زیر پای فیله ،اگر پولدار بشی خدا ازت قهر میکنه ،پولدار بشی حتما بیمار  میشی یا اتفاق بدی برات میفته وووو اون بچه بزرگ که میشه محاله دنبال پول بره،  میترسه باور کرده که پول در اوردن رنجه ،پول سخت بدست میاد ،حالا چجوری از زیر پای فیل در بیاره؟

      نکنه پولدار بشه خانواده شو از دست بده،نکنه بیمار بشه ،نکنه خدا ازش دور بشه ووو اون شخص باید موانع بازدارنده های مالیشو پیدا کنه بعد رفتارها و اتفاقات و شرایطش تغییر میکنه 

      برای لاغر شدن هم باید اعتقاداتی که از طرف الگوها و اطرافیان  در ما دانلود شده ،شناسایی و رفع بشه تا ما بریم بسمت لاغر شدن ،پس چاقی در ما ارثی نیست ،عقایدی که از دیگران داریم در ما ضبط شده اونها باید عوض بشه 

      و نکته مهمی که باز هم باید بهش تاکید کنیم درست و صحیح غذا خوردنه اینکه درک کنیم بدن ما سطل آشغال مواد غذایی اضافه نیست ،برای بدنمون احترام قائل بشیم و به اندازه ایکه نیازشه بهش مواد غذایی برسونیم

      مگه ما وقتی آب میخوریم انقدر میخوریم که حالمون بدشه ؟ آیا ما وقتی حمام کردیم باز هم توی حمام میمونیم و دوباره و دوباره حمام میکنیم ؟ یا توی سرویس بهداشتی ساعت ها اضافه  میمونیم؟

      پس چرا برای خوردن خودمون ارزش قائل نمیشیم؟ اگر عادت کردیم که باید آگاهانه رفتارهای جدید انجام بدیم که رفتارهای قدیم مارو به همون مقصدهای گذشته میبره

      خدارو شاکرم برای یک روز دیگه و آگاهی های جدید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/28 01:22
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      واقعا همینطوره باید مدیریت کنیم روی واکنش هامون نسبت به مواد غذایی . فرمولهای ذهن افراد چاق . می خورن برای اینکه ناراحتن می خورن برای اینکه خوشحالن و دورهمی لذت ولی افراد لاغر به این صورت نیست به اندازه نیازشون می خورن کاری ندارن سلف سرویسه از همه چی باید بخورن . چون رفتن عروسی ‌مهمونی ولی افراد چاق این یه لقمه حیفه گناه داره حالا همین یه لقمه اضافه است فقط .

      مثل من الان از خونه مامانم اومدم صبح رفته بودم کلاس یوگا بعد ساعت ۱۰ صبح رفتم خونه مامانم صبحونه یه دونه شیرینی کوچولو خوره بودم و رفتم چون وقت نبود بعد که رسیدم هنوز نرسیده مامانم شروع کرد ناهار بمون … گفتم نه باید برم الان ساعت ۱۰ تازه گفت صبحونه خوردی گفتم حالا یه چایی می خورم ولی الان نه یه ساعت دیگه رفت چایی گذاشت و نون و پنیر و گردو و تخم مرغ آورد جلو من البته خیلی نبود یه تکه نان کف دست نان افغانی هست اینجا مدل نون بربری های خودمونه خلاصه من نصف تخم مرغ و با نون و پنیر خوردم با چایی دیگه تقریبا ظهر بود هر دفعه هم می گم من اومدم بهتون سر بزنم برای غذا که نیومدم …

      ولی خوب خوردم ولی الان خیلی وقته که احساس سنگینی نمی کنم بعضی وقتها ممکنه که احساسم بد بشه و فکر کنم زیادتر از حد خوردم ولی سنگین نبودم هیچ وقت .

      ما هم همه روش‌ها رو انجام دادیم ولی روش درست نبوده .مثلا اما دیروز من نزدیک ساعت ۱۱ اینطورها صبحونه خوردم بعدش تا شب شام خوردم البته قبل از شام هم میوه خوردم .یه وقتا هم هر سه تا وعده و می خورم بستگی داره . قبل از دوره فکر می کردم نباید شام بخورم اونم دیر وقت ولی می دیدم همسرم همیشه دوست داره شام بخوره ولی دیر وقت هی می گفتم تو هم بهتره این عادتتو ترک کنی همه اینجا ساعت ۵-۶ شام می خورن ….

      اگه این مسایل خوردن برای تفریح و ناراحتی و گناه نکنیم ….. رو برطرف کنیم آدم خود به خود لاغر می شه .به اندازه ای غذا بخوریم که احساس سنگینی نکنیم . سنگین شدن و باید برای ذهنمون بد کنیم و اگر احساس سنگینی کردیم خودمون و سرزنش کنیم و اگر نکردیم خودمون و تشویق کنیم که خوب انجام دادیم..

      کی حدو مرز غذا ها رو تعیین می کنه بسته بندی ها ….

      کی گفته پیتزای یه نفره باید چقدر باشه مجبور نیستیم همشو بخوریم حالا اینجاها بیشتر پیتزا ها بزرگ خانوادگی می گیریم ولی یه رستوران ایرانی هست که پیتزاهاش یه نفره است و خیلی ایرانیه خیلی خوبه ولی مثلا من اگه قبلا بود همشو می خوردم ولی الان ها همیشه نمی تونم با مامانم  شر می کنم . یا مثلا یه نوشابه قوطی مال یه نفر ه ….

      باید خودمون تشخیص بدیم که غذای مورد نیازمون چقدره به همون اندازه هم مصرف کنیم.و به واکنش های بدن بعد از اتمام غذا باید توجه کنیم . و رفتارمون و تنظیم کنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/14 11:44
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 569 کلمه

      سلام برهمگی 

      چقدر استاد ریزبینانه ومسلط بر رفتارچاقها هر بخشی رو توضیح میدن و همه چی از دوران چاقیشون یادشونه و نکته ای باقی نمیمونه .

      من که اوایل با این دوره آشنا شدم فکرمیکردم من چرا اینهمه باورهای اشتباه دارم ولی رفتارغذاییم صحیحه . واین رو از کامنتهای اولم میتونید متوجه بشید .

      ولی امروز منی که فکر میکردم از سن ۲۵ سالگی روند چاقیم شروع شد وتا اون سن متناسب بودم سخت در اشتباه بودم . واینکه استاد میفرمایند از متناسبهایی الگو بگیرید که رفتار غذاییشون درسته کاملا درسته ‌.

       چون من خودم متناسبی بودم که رفتارغذاییم کاملا اشتباه بوده است والان براتون کلا توضیح میدم .

      من در کودکی همش باورم این بود که غم و غصه باعث لاغر شدن میشه و هرفردی که به نوعی مشکل داشت دراطرافم میدیدم همشون لاغربودند .

      وچون خودم درکودکی باداشتن یه سری مشکلات خاص همش غصه میخوردم این باور باعث شد متناسب نشون بدم اما هرموقع ناهار یا شام میخوردم سنگین میشدم و همون پای سفره میافتادم و سریع خوابم میبرد که پدرم به شوخی همش به همون میگفت مگه له بورده بینج پلا ره بخردنی . شمالی گفتم .

      ولی من با این رفتارم همش متناسب بودم وهرکی منو میدید تعجب میکرد با این هجمه غذا چطور متناسبم واز غذاخوردن لذت میبردم چون هرچقدر میخوردم وسنگین میشدم بازم متناسب بودم .

      چون باور داشتم غم وغصه باعث لاغری میشع واین در ناخودآگاه من بود و قدرت این باور از قدرت غذا خوردنم بیشتربود . تا قبل از ورودبه این دوره این باور رو داشتم .و چون من خیلی کودکی به خاطر یکی ازمسایل زندگیم غصه میخوردم باعث شد من لاغربمونم .

      والان که درس امروز رو خوب گوش دادم فهمیدم که من تا سن ۲۵ سالگیم درقالب متناسب بودم وکم کم کمی ازمشکلاتم کمتر شد یواش یواش اون باور اینکه غم وغصه باعث چاقی میشه قدرتش درمن کمترشد وهرسری که فکرشو میکنم نوسان اون مشکل درمن باعث چاقی ولاغری میشد تا جایکه با قانون جذب آشنا شدم و فهمیدم ریشه تمام مشکلات درون خودمه و …. دیگه مشکلاتم  یه جورایی برام بی اهمیت شد

      وکم کم  ازقالب متناسب بودن ظاهری خارج شدم ولی اون رفتارهای زشت غذایی و سنگین شدن بعد غذا که فکر میکنم مثل بعضی از دوستان از محیط خانه یادگرفتم   قدرتش بیشتر وبیشتر شد به طوریکه من متناسب رسیدم به وزن  ۷۴ کیلو . بالای ۱۶ یا بیشتر اضافه وزن . 

      و هر سری که  بیشتر وبیشتر میشد  من ربطش دادم به شغلم و کم تحرکی و … .واین باورهای اشتباه روند چاقی منو سریع تر میکرد . 

      استاد ازتون ممنونم من همش فکرمیکردم معنای گرسنگی وسیری رو میفهمم و فکر میکردم اگه درد شکم بعد غذا نداشته باشم یعنی درست غذا خوردم ولی الان متوجه شدم سنگین شدن بعد صرف غذا که من از خردسالی تا به الان داشتم واون رو طبیعی میدونستم  یک رفتار نادرستی است که من پیغام سیری رو نگرفتم یا یه جورایی ازش رد شدم . 

      بعد اصلاح فرمولهای ذهنی تا به الان کلی از رفتارهای نادرستم اصلاح شد ووقتی  با دوره رایگان  پیش رفتم الان اون سنگینی رو اصلا ندارم و تعجب میکردم که تا چندساعت بعد غذا خوردن خوابم نمیاد و این رفتاراشتباهم بعد سالیان سال درست شد . 

      استادعزیز ازتون سپاسگزارم  که اینقدر موشکافانه وقت میزارید و موضوعات رو بررسی میکنید و آموزش میدید . 

      هر سری که ویس تون رو گوش میدم انگار یه مطلب جدیدی بود که انگارسری قبل خوب گوش نکردم و ازش رد شدم . 

      ودرتکرار متوجه میشم . 

      با اشتیاق و استمرار مراحل بعدی رو طی میکنم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/12 12:51
      مدت عضویت: 92 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,882 کلمه

      گام 19(تکرار1)

      بنام خدا 

      چاقی ما نه ارثیه ، نه ژنتیکیه ، نه سوخت و سازیه و….بلکه به این دلیله که برای خودمون فرمول های ذهنی چاق کننده ایجاد کرده بودیم و سالهاست که از آنها در زندگی روزمره استفاده میکردیم .

      ما به دلیل ایجاد کردن فرمول های چاق کننده در ذهنمان چاق شدیم ، ولی هردفعه که  تصمیم گرفتیم لاغر بشیم به سراغ تغییر رفتارهای چاق کننده خودمون رفتیم .

      به ما گفتن چاقیم ، چون غذا زیاد میخوریم یا از هر غذایی استفاده میکنیم . بخاطر همین ما هم اومدیم از برنامه غذایی  و رژیم برای لاغر کردن خودمون استفاده کردیم .یا چون فعالیت بدنی پایینی داریم و اگه میخوایم لاغر بشیم باید هر روز یک  ساعت پیاده روی یا ورزش و… کنیم . 

      پس هردلیلی برای چاقی ما عنوان شد براساس واکنش جسمی ما بوده است و هیچ توجهی به فرمول های ذهنی نبود .

      من خودم هردفعه که برای لاغر شدن شکست میخوردم  بازم باید پا میشدیم و ادامه میدادم حالا از هر روش دیگه ای که شده !چون قبول نداشتم که من باید با اضافه وزن زندگی کنم و یسری افراد با لاغری و تناسب اندام فوق العاده !

      نمیتونستم بپذیرم اگه قراره چیز خوبی برای یسری افراد باشه ، باید برای منم باشه !

      ولی من برعکس دلیل چاقی خودم رو مصرف یسری از غذاهای خاص نمیدونستم ، درواقع تا قبل از 13 سالگی اصلا دلیلی برای چاق شدن نداشتم !! ولی اضافه وزن داشتم . بعد کم کم که خودم اقدام به لاغر کردن کردم باعث ایجاد یسری فرمول های ذهنی در خودم شدم .

      اصلی ترین فرمول هم غذا خوردن بود ! به این صورت بود که فکر میکردم شاید مقدار غذایی که من مصرف میکنم بیش از اندازه است و بخاطر همین چاق شدم ! در صورتی که گاهی اوقات یسری از وعده هارو غذا نمیخوردم و همینطور هم حجم غذام زیاد هم آنچنانی نبود ! ولی چون از کودکی بار ها به طور ناخواسته شنیده بودم که آدم اگه زیاد غذا بخوره چاق میشه و نمونش هم در مادرم دیده بودم ،شاید در کودکی این باور به طور ناخوداگاه در ذهن من فرمولش نوشته شد و ازونجایی هم که مادر من همیشه از دوران کودکی بخاطر باورهای مزخرف و نادرستی که برای سلامتی بیشتر و رشد قد و …. داشت به زووورر میخواست بهمون غذا بده ، فرمول های ذهنم با رقتار های نادرست ترکیب شد و فرمول های چاق کننده ایجاد شد و در من رفتار های نادرست غذایی شکل گرفت !

      ولی هیچوقت من زندگی در بدن چاق رو قبول نمیکردم و نخواهم کرد .!

      پس من متوجه شده بودم که علت چاقی من زیاد غذا خوردن یا حتییی غذا خوردن است ! و من سعی میکردم برای اینکه لاغر بشم غذانخورم یا رژیم هایی رو که غذاهایه کمتری در اون مصرف میشد و جزو رژیم های سخت محسوب میشد و بگبیرم .

      این تلاش من با تمرکز بر واکنش جسمی یعنی خوردن  بود و به همین دلیل نتیجه ای در لاغر شدن داعمی من نداشت . 

      درسته که در اون مدت با رعایت اون رژ یم ها خیلی لاغر شده بودم و دلیلشو غذا نخوردن میدونستم و هرکس هم که بهم میگفت خیلی لاغر شدما مامانم بهشون میگفت که خودش و کشت دیگه !

      ولی دیگه تا یجایی میتونستم خیلی کم غذابخورم. تا ابد نمیتونستم ! ضعیف شده بودم و بعد از مدتی که شروع میکردم عادی غذا بخورم با اینکه مقدار عادی هم کاملا مناسب بود و زیاد نبود ، دوباره چاق میشدم !

      خوردن واکنش رفتاری من بود که ربطی به چاقی و لاغر شدن من نداشت ولی من نگاه و تصوری که درباره خوردن داشتم فرمول اصلی بود که باعث چاق و لاغر شدن من میشد !

      چون که من تصور میکردم چون زیاد غذامیخورم چاق میشم  پس به همین دلیل اگه کم  غذا میخوردم یا اصلا  غذا نمیخوردم مقداری لاغر میشدم و اگه دوباره به سبک عادی یا یزره بیشتر از حد اون رژیم های سخت میخوردم ، دوباره جاق میشدم .!

      این خیلی مهمه که ما تفائت فرمول های ذهنی چاق کننده رو با رفتارها و واکنش های چاق کننده بدونیم ، چون بهمون در این مسیر کمک میکنه .

      در دورانی که من سعی میکردم غذا نخورم و از غذا خوردن میترسیددم خیلی از افراد ، به ویژه دوست صمیمیم و میدیدم که خیلییی بیشتر از من حتی مقدار حجم غذایی که زمانی که اضافه وزن هم داشتم بیشتر میخورن ولی متناسبن ! و من تعجب میکردم و واقعا حرصم میگرفت !

      و کم کم داشت این فرمول در من ایجاد میشد که من ژنتیک چاقی دارم ! اما نمیخواستم که ژنتیک چاقی داشته باشم ، به هیچ وجه نمیتونستم قبولش کنم و حتی چند بار هم درباره چگونگی تغییر ژنتیک جستجو کرده بودم ! استاد اینم بگم که من زمانی که بدنیا اومده بودم چشمام آبی تیله ای بود و به سبز تغییر رنگ داد بعد هم که کم کم بزرگ شدم رنگ چشمام از سبز به فندقی، عسلی تغییر کرد و من واقعا میخوام که چشمام دوباره سبز بشه ! و برای تغییر دادنش خیلی جستجو کردم و روش هایی دیدم که خیلیی خطرناک بوده و احتمال اینکه که حتی ادم بینایی خودش و هم از دست بده وجود داره !

      ولی مطمعنم که چشمام هم سبز میشه جون قبلا بوده پس بازهم میشه ! بعد از این که تو این مسیر اومدم با خودم خیلی فکر کردم که چه فرمولی باعث شده که رنگ چشمام از سبز روشن مقداری تیره تر بشه و فندقی ، عسلی بشه و چند تا هم فرمول پیدا کردم که همه رو به راحتی میتونم نقص کنم !

      پس امکانش هست که  تو این مسیر برای روشن کردن چشمام هم نتیجه بگیرم ؟؟ 

      برگردیم به موضوع اصلی ، خب من در این مسیر متوجه شدم که دلیل تاثیر غذا خوردن در چاق تر شدن من و تاثیر نداشتن غذاخوردن در چاقی افراد به دلیل تفاوت در فرمول های ذهنی من و انها بوده است !

      این نوع تفکر هم درباره غذاخوردن از مادرم آموزش دیده بودم و حتی الان هم مادرم و همینطور مادرش  دیدگاهشون درباره غذاخوردن چاق شدنه نه رفع نیازشون !!ولی من فرمول های ذهنی که درباره غذاخوردن داشتم رو شکستم .

      خانواد و اطرافیان ما دیدگاه های خودشون رو درباره موضوعات مختلف به ذهن ما منتقل میکنن که همین عقیده ارثی بودن چاقی هم از همین طریق به ما منتقل شده بود .

      برای شناسایی فرمول های ذهنی باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنیم .

      مثلا پرخوری کردن ! همه افراد چاق از پرخوری کردن ناراضی هستن  و هربار که پرخوری میکنن ، خودشونو سرزنش میکنن و احساس بد چاق تر شدن رو در خودشون شکل میدن و حتی بارها هم تصمیم قاطع گرفتن که دیگه پرخوری نکنن اما موفق به انجام ندادن پرخوری نشدن !

      برنامه های رژیمی هم همه تاکید بر چگونه خوردن در مهار پرخوری افراد چاق دارند !اینکه غذارو آروم بخوریم و کاملا بجوییم تا زودتر سیر بشیم و دیگه بیشتر نخوریم.

       در واقع کسی که پرخوری میکنه اصلا حس سیری رو احساس نمیکنه که آروم غذاخوردن بخواد تاثیری در ایحاد احساس سیری در اون ها به وجود بیاره ! در هر حالت در پرخوری جسم سیره ولی مغز گرسنس  پس هیچ ربطی نداره که ما بخوایم آروم غذا بخوریم یا نخوریم !

      پرخوری کردن یک واکنش جسمی است و تحت تاثیر فرمول های ذهنی صورت میگیرد و به هیچ وجه نمیتوان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونه خوردن ، فرمول های مغزی افراد را تغییر داد!

      پس با تغییر فرمول های ذهنی میتوان واکنش های جسمی را تغییر داد نه با فشارآوردن به جسم !

      جسم ما همیشه به رفتار های ما واکنش های متفاوتی میدهد. در بیماری ها ، گرسنگی ، تشنگی ، خستگی و… واکنش های جسم باهم متفاوت است .

      درلاغری با ذهن آنچیزی که مهمه تغییر فرمول ها و افکاری است که درباره چاقی در ذهنمون ذخیره کردیم .

      پس اگه ما به واکنش های جسممون در برابر کارهامون توجه کنیم به راحتی میتونیم رفتار های اشتباهمون و شناسایی و بعد با ایجاد فرمول های صحیح ، رفتار صحیح داشته باشیم .

      چون واکنش جسمی فر چاق با فرد لاغر نسبت به سیر شدن  متفاوت است .

      در لاغری با ذهن انچیزی که مهمه تغییر فرمول ها و افکاری است که درباره چاقی در ذهن خودمون داریم و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد . 

      موضوعی که بسیار مهم است و به ما در کنترل خوردن ، رفتار ها و واکنش های ما به مواد غذایی کمک میکنه مدیریت و کنترل خودمونه !

      مهم ترین موضوع مدیریت رفتارهای غذاییمون هست .چون افرادی که اضافه وزن دارند ، هیچ مدیریتی روی واکنش ها و رفتار های خودشون به مواد غذایی ندارند و هر عاملی سبب تحریک کردن اونا به خوردن میشه .

      و در واقع این موادغذایی هستند که براشون تصمیم میگیرند که چه مقدار باید مصرف کرد .

      مثلا بعضی غذاهارا که دوست داریم به ی مقدار، و بعضی غذاهارو که خیلییی بیشتر دوست داریم بیشتر مصرف میکنیم  و مواد غذایی درحال مدیریت خوردن ما هستند و ما هیچ مسولیتی در قبال خوردن خودمون به عهده نداریم ! و هر ماده غذایی به شکلی مارو تحریک به خوردن میکنه .. یا همینطور واکنش های روحی افراد مثلا ناراحتی یا عصبی بودن یا خسنگی و افسردگی و…ویا هرموضوعی که باعث ایجاد واکنش عصبی در ما بشه رو باعث پرخوری در خودشون میدونن در هنگام مواجه شدن با هرکدوم از این عوامل طبعا بیشتر میخورن !

      پس این تنها فرمول های ذهنی افراد متناسب با افراد چاق هست که باهم فرق میکنه و باعث میشه که هرکدوم از  این افراد در موقعیت های مختلف ، واکنش های مختلفی از خودشون نشون بدن !

      و همین تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشه ! نه ژنتیک و محل زندگی و بیماری و هورمون و….خیلی موضوعات دیگر که افراد چاق برای توجیح اضافه وزنشون از اون استفاده میکنند .

       در واقع تفاوت در ذهن و الگویی هایی است که ما خودمون به خودمون دادیم ! چون ذهن دقیقا مثل یک کامپیوتریه که سیستم عاملی روش نصب نشده و ما خودمون میخوایم و تصمیم میگیریم که مثلا از سیستم عامل ویندوز استفاده کنیم یا لینوکس !

      پس ما خودمون تصمیم میگیریم که میخوایم به چه شکلی رفتار کنیم !

      و در ادامه مغز ما هم با استفاده از این فرمول های ذهنی به جسم ما واکنش میده و دستور میده که ما چجوری باید رفتار کنیم !

      مثلا مواقعی که خودم پرخوری میکردم و میدونستم که سیرم و بدنم احتیاجی به غدا نداره و نمیخواستم هم که بخورم اما نمیتونستم هم که جلوی خودمو بگیرم ! انگار خودم نبودم. ما باید اون چرایی و اون  فرموله رو کشف کنیم .

      زمانی که اون فرموله شناسایی بشه و تغییر پیدا کنه ، واکنش های رفتاری ما خود به خود تغییر میکنه .و اصلا دیگه نیاز به سختی و رنج و… نیست .

      ما انسان هستیم ، عقل و اراده داریم و به قول خودمون اشرف مخلوقات هستیم !! و باید بتونیم خیلی راحت چیزی و که به ضرر ماست رو برطرف کنیم !

      اگه هم نمیتونیم ، بخاطر اینه که بلد نیستیم و گرنه ما ناتوان نیستیم !  خودمون داریم خودمون و ضعیف میکنیم و به خودمون برچسب های بی ارادگی و ناتوانی و … میزنیم . 

      شخصی مثل من که بارها از راه های مختلف برای لاغرشدن اقدام کردم وبیخیالم نمیشدم و آرام نداشتم اتفاقا آدم خیلی توانمندیم و آدم ضعیفی نبودم ، ضعیف کسیه که یبار تصمیم میگیره که انجام بده و با اولین شکست رها میکنه . 

      کسی که از هر روشی برای لاغر شدن خودش استفاده کرده و شکست خورده ولی دوباره از روش های دیگه ای اقدام کرد که هر کدوم سخت تر و رنج آور تر  از دیگری بود و درنهایت بخاطر اینکه روش اشتباه بوده شکست خوردن . اینها افراد توانمندی هستند و همه ی کسانی که الان در این مسیر هستند ، جزو این افراد هستند .

      دقیقا من هم وقتی به گذشته ی خودم پی میبرم که برای لاغرشدن چه کارهایی انجام دادم و یا حتی در مسایل دیگر که سختی هایی و متحمل شدم که حتی از لاغرشدن هم خیلییی سخت تر بود !

      استاد حالا شما هفته ای 3روز یا 4 روز میرفتید ! من هر روززز تابستون تو گرما پیاده میرفتم تو پارک دو ساعت میدویدم و پیاده هم برمیگشتم خونه و عرق سوز و داغون میشدم و فقط هم در روز تنها  تمام وعده های غذایی من تخم مرغ آبپز بود و فقط 5 عدد تخم مرغ ابپز میخوردم تو روز خیلی هم سخت بود ولی من بازهم ادامه میدادم . و بعد که نتیجه نمیگرفتم رژبم و عوض میکردم، فعالیت و عوض میکردم اما بازم نتیجه نمیداد و یا دقیقا اگه نتیجه میداد برای مقطع کوتاهی جواب میداد و دوباره بعد از ی مدت کوتاه و دوباره وزن قبلی و .. اینا 

      ببخشید اینو میگم ولی استمرارر و جججررررر داده بودم ! و اصلا هم جا نزده بودم و این همه تلاش هم کردم تا متناسب بشم ولی نشدم .این نشان از توانایی منه ! من حتی اگه 10% این توانایی و که برای  کارایی که برای لاغرشدن تو روش های سخت  دیگه انجام داده بودم رو اینجا تو این مسیر داشته باشم ، 100% نتیجه میگیرم ! که البته دارم . 

      همه ی ما برای اینکه لاغر بشیم ، خیلی زحمت کشیدیم ، خیلی توانایی به خرج دادیم ولی چون روش اشتباه بوده ، نتیجه نگرفتیم و فکر کردیک که مشکل از خودمونه ، مثلا خودم که میگفتم شانسم بده که من باید چاق و مریض باشم و بقیه باید لاغر و خوش اندام باشن و هرکاری که دلشون میخواد انجام بدن .

      ولی وقتی با این روش آشنا شدم ، دقیقاا اولین نتایجی که من گرفتم احساس خوب و آرامش خاطر و بعد صلح با خودم بود .

      ولی در شرایط قبلی من  همش متنفر تر میشدم از خودم و به خودم میگفتم اگه تو اینجوری نبودی مجبور نبودیم اینهمه سختی بکشیم و یا اینهمه رژیم بگیریم و….با تمام اون غمی که داشتم از انجام تمام اینکارا بازم انجامشون میدادم چون مجبور بودم و عاشق لاغری بودم . 

      ولی تو روش ذهنی دیگه خبری ازینا نیست !من که اصلا دراز میکشم رو تختم  و همیشه تمرینامو انجامش میدم و بین اون حتی به بقیه کارامم میرسم !

      یعنیی دیگه از این راحت تر نمیشد و الانم که کاهش وزن و سایز و در بدن خودم دارم ارام ارام احساس میکنم !خدایی لاغر شدن انقدر آسون بود ؟؟

      و نکته جالب تر اینکه همه ی ما به نحوی با این مسیر آشنا شدیم که از نظر ما اتفاقی بوده ولی در صورتی که  به انتخاب خدا بوده چون همونطور که استاد گفتن ، هیچ گونه تبلیغی برای این روش انجام نشده ! 

      پس تفاوت رفتارهای ما با افراد متناسب تونسته به ما ضربه هایی بزنه و مارو از حالت طبیعی خارج کنه !

      استاد انقدر با محبت هستند و انقدر لطف دارند که حتی برای اشخاصی که هنوز شرایط شرکت در دوره ها رو به هردلیلی ندارن ، هم آموزش گذاشتن چون واقعا در شان ما نیست که تا آخر عمرمون چاق بمونیم ، خیلی زشته !!

      اتفاقا استاد چند مدت پیش من تو اینستاگرام ناخواسته با پستی مواجه شدم که فرد خیلی چاقی فکر کنم حدود 400 /500 کیلو داشت ، خودشو از آپارتمانش پرت کرده بود و بیرون و خودکشی کرده بود و نیروهای کمکی نمیتونستنن حتی جنازشو حرکت بدن !! خیلیی دیدن این ویدیو برام ناراحت کننده بود که ی انسان حتی مرگشم مشکل باشه برای بقیه !! واقعاا این افراد نیاز به کمک دارن ! اون شخص دیگه دیدن خودش تو اون وضعیت براش خیلی سخت بود که بخواد ادامه بده و نصمیم گرفت به زندگیش پایان بده .

      چون اضافه وزن بر خلاف فشاری که به جسم میاره ، صدها برابر به ذهن و اعصاب افراد فشار میاره و همه چیزو مختل میکنه !

      استاد چون خودشون دارن تجربه میکنن که واقعاا شرایط زیبا و فوق العاده ایه زندگی در جسم متناسب ، احساس آرامش و دوستی با خودمون و لذت و شاادی و…. میخوان که به ما هم کمک کنن تا ماهایی که واقع ارزومون لاغر شدنه ، به این شرایط برسیم !

      واقعا هم همینطوره من حتی زمانی که با روش های اشتباه لاغر شده بودم هم سبکی خاص و اغتماد بنفس فوق العاده بالایی پیدا کرده بودم  و دوستان زیادی هم پیدا کرده بودم !

      واقعاا لذت بخش بود .

      بنابراین ماهایی که با این مسیر اشنا شدیم ، صلاحیت و لیاقت لاغر شدن رو داریم. 

      موضوع اصلی اینه که افراد چاق حس سیری خودشون رو در فشار اومدن به جسمشون میدونن ، در صورتی که حس سیری واقعی ذهنیه ! و ما باید به صورت ذهنی متوجه بشیم که سیر شدیم یا نه !

      افراد چاق اونقدر میخورن که دیگه جای نفس کشیدن نمیزارن ! تا شکمشون درد نگیره و حالت تهوع نگیرن احساس سیری خودشون رو حس نمیکنن! دز صورتی که افراد لاغر و متناسب اصلا همچین تجربه ای از احساس سیری خودشون ندارن و خیلی راحت احساس سیری خودشون رو درک میکنن و میتونن به اندازه بخورن  !

      افراد متناسب حتی اگه در انبوهی از غذاهای مختلف هم قرار بگیرند ، بازهم زیاده روی نمیکنند ولی افراد چاق علاوه بر اینکه باید از هرمدل بخورن ، حتی باید خودشون و از اون مدلایی هم که میخورن  هم بترکونن !

      البته مثل اینکه افراد متناسب با رفتار های غذایی درست ! نه اینایی که ما تو اینستاگرام میبینم و حرصمون میگیره ، این افراد فقط کافیه در شریطی قرار بگیرن که باورشون نسبت به چاقی و چاق نشدن شون شکسته بشه ، اصلاا فاجعه به بار میادد !! 

      هر موقع واکنش جسمی در ما به وجود میاد ، معمولا مواقعیه  که بدن ما دچار مشکل شده ، مثلا زمانی که ما ضربه ای به بدنمون وارد میشه ، درد رو احساس میکنیم  و بدنمون واکنش میده یا همین چند روز پیش که من حالم خوب نبود و متوجه شدم که که مشکلی برام پیش اومده و من با خوردن دارو رفعش کردم و واکنش های بدنم الان کاملا طبیعی شده .

      حالا به نسبت اون بیماری که میگیریم ویا اون ویروس که باعث بیماری در ما شده  بدنمون واکنش نشون میده .

      بدن وقتی دچار مشکل بشه و بخواد مارو باخبر کنه واکنش جسمی نشون میده ! چون نمیتونه که با ما حرف بزنه ! و مارو با واکنش در جسم از اون مشکل باخبر میکنه تا ما بتونیم بهش کمک کنیم .

      در حالت گرسنگی که در افراد چاق وجود نداره یا به ندرت وجود داره واکنش متفاوتی ایجاد میشه ، مثلا من شکمم صدامیخوره و حالت تهوع میگیرم که حتی اون احساس حالت تهوع من بر اثر گرسنگی و سیری کاملاا باهم متفاوت هستند !!! ….

      و ما با این واکنش ها متوجه میشیم که مشکلی هست که با مقداری غذا برطرف میشه .

       بنابراین واکنش بدن همواره در برابر مشکلاته !

       پس ما هروقتی که داریم غذامیخوریم و بدنمون واکنش میده ، چه از طریق فشار شکم ، احساس خفگی و گرم شدن و ….اینا نشونه ی اینه که ما اشتباه رفتار کردیم و داریم به جسممون ضربه میزنیم .که جسممون داره به اینشکل واکنش میده .ولی ما توجه نکردیم .

      و فکر میکردیم که این درسته! 

      در فرد چاق سیری برابر با یک واکنش جسمیه  که این خیلیی خطرناکه .و وقتی یک فرد چاق غذا میخوره ، حتما باید یک تفاوت جسمی رو احساس کنه تا متوجه سیری خودش بشه ، باید حالت سنگینی کنه ، ولی در افراد متناسب اصلا اینطوری نیست  و به اندازه نیاز خودشون میخورن و اصلا هیچ احساس سنگینی و بدی بعد از غذاخوردن ندارن ! و غذاخوردنشون دقیقا مثل سایر اعمال بدنشونه ، مثل تنفس کردن و ضربان قلب و …

      همونطور که کسی از نفس کشیدن خسته نمیشه ، اذیت نمیشه ، چون به طور اتوماتیک این عمل داره انجام میشه .

      ولی در خوردن باید حتما در ما فشار بیاد ی واکنش فیزیکی ببینیم که حس کنیم سیر شدیم .

      باید سعی کنیم طوری غذابخوریم که اذیت نشیم و فشاری به ما تحمیل نشه و قبل از اینکه اون فشار و حس کنیم دیگه نخوریم ، مثل من که الان دقیقا اینطوری رفتار میکنم .

      اصلا نباید برای ما مهم باشه که چه ماده غذایی رو داریم میخوریم یا کجا هستیم و.. 

       غذا باید به عنوان یک ماده یا موضوعی که نیازی رو در ما برطرف کنه معنا و مفهوم داشته باشه . نه معنای لذت بردن و چبران کردن و…

      که متاسفانه  تو بیشتر افراد و خانواده هایی که اضافه وزن دارند خوردن به هر دلیلی وجود داره 

      این طرز نگاهه به غذا خوردن مشکل سازه ؛ باید یادبگیریم که طرز نگاهمون و به لذت بردن و غذاخوردن و فرمول های اینا تغییر بدیم ، کی گفته فرمول لذت بردن باید غذا خوردن باشه ؟! فیلم و سریال وو رقص و موزیک و گردش و… 

      جرا همش تمرکز ما در هر مواقعی رو خوردنه ؟

      باید این مسیله رو برطرف کنیم ، اگه این مسیله برطرف بشه ، خود به خود لاغر میشیم !

      باید طوری غذابخوریم که به اون واکنشه بدن نرسیم ، باید انقدر واکنش بدن برای ما زشت و زننده و ناپسند باشه که به هیچ وجه اجازه ندیم به اون حد برسیم ! و حتی اگه اینطوری شد خودمون رو حتی سرزنش هم بکنیم ‍! 

      این درواقع سرزنش نیست ، نوعی تنبیهه ، ذهن ما نیاز داره به تنبیه شدن وقتی که رفتار اشتباهی رو انجام میده و به خودمون نهیب بزنیم که همچین رفتاری انجام دادیم .

      ولی استاد من به خودم نهیب نمیزنم و میگم اشکال نداره ، دفعه بعد سعی کن بهتر باشی و اینطوری جواب گرفتم البته چند باری هم سعی کردم با نهیب زدن خودمو درست کنم که تغییر نکرده بود به همین دلیل اینطوریبیشتر جواب داد . 

      ما انسان هستیم و در شان ما نیست که پرخوری کنبیم ! حتی در حیوانات و در طبیعت هم پرخوری وجود نداره ! ما در طبیعت حیوانی رو نمیبیبیم که پرخوری کنه یا بیشتر از حد نیاز بدنش غذا مصرف کنه . درنده ترین حیوانات هم حتی وقتی سیر بشن دیگه به کسی حمله نمیکنن و آرام میشن ؛ مگه اینکه برای دفاع از خودشون بخوان به چیزی صدمه بزنن .

      ما اشرف مخلوقات هستیم ، یعنی همچین رفتاری در حد ما هست ؟ 

      البته یهو نمیشه تغییر کرد ولی باید سعی کنیم که آرام آرام این رفتارو دور کنیم .  و به خودمون یاد آوری کنیم که این چه نوع رفتاری بود که انجام دادیم تا تشویق بشیم دفعه بعد دیگه اون رفتار و انجام ندیم !

      و حتی وقتی هم رفتار درستی داشتیم ، به اندازه خوردیم و سبک بودیم هم خودمون رو تشویق کنیم .

      برای رفتار خوبمون خودمون و تشویق کنیم ، برای رفتار بدمون هم خودمون و سرزنش کنیم که برای بهتر شدن انگیزه بگیریم .و مشتاق بشیم که رفتار بهتری از خودمون نشون بدیم .

       رفتارمون باید در شان یک انسان باشه ! 

      نباید اجازه بدیم غذاها و یا بسته بندی های شرکت ها  برای ما حد و مرز خوردن مشخص کنن . من خودم اینطوریم که یک چیزی و هیچوقت کامل و تا ته نمیتونم بخورم ، یک بیسکوییت و کامل نمیتونم بخورم و یا مثلا یک نوشابه یا یک بستنی و بیشتر اوقات نمیتونم تا تهش بخورم و بقیه رو میدم برادرم بخوره .

      بسته بندی محصولات به این معنی نیست که حتماا این برای یکنفره ، هیچ کس در حدی نیست که بخواد تایین کنه که ما چیکار کنیم چی کار نکنیم ، در هر موضوعی ! 

      افراد متناسب به حجم غذایی که سرو میشه یا نوع بسته بندی و تنوع غذایی اهمیت نمیدن و به مقداری که نیاز داشته باشن مصرف میکنن ولی در افراد چاق حتما باید براشون مشخص بشه که چی کار کنن چی کار نکنن ، مثل بچه هاا ! خدایی خیلی زشته !

      رفتارمون رو تنظیم کنیم و صحیح رفتار کنیم تا از زندگی کردن لذت ببریم ! به واکنش های خودمون بعد از غذاخوردن توجه کنیم ! و براساسا اون خودمون رو سرزنش یا تشویق کنیم .

      و سعی کنیم که دیگه درد پرخوری و برطرف کنیم .

      هیچ دارویی براش وجود نداره ، فقط خودمونیم .

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/02 14:04
      مدت عضویت: 138 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 778 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! اگر اکنون شما چاق هستید، به هیچ کدام از دلایلی که برای چاقی تان نوشته اید ربطی ندارد بلکه فقط به این دلیل است که فرمول‌های ذهنی چاق کننده را در خودتان ایجاد کرده اید و هر بار چون فقط سعی در تغییر رفتارهای چاقی داشته ایم و فرمول‌های چاق کننده تغییری نکرده، ما در لاغر شدن شکست خورده ایم. مثلا تا زمانی که برنج نمیخوریم لاغر می‌شویم ولی بعد که دوباره خوردن آن را شروع میکنیم، چاق می‌شویم نه به این دلیل که خوردن برنج چاق کننده است بلکه به این دلیل که فرمول ذهنی ما به این شکل است که خوردن برنج چاق می کند و هرچه میزان این فرمولهای ذهنی بیشتر باشد ترس از خوردن و درنتیجه انتظار چاق شدن بیشتر است. اگر تفاوت بین فرمولهای ذهنی چاق کننده و واکنش‌های چاق کننده را درک کنیم با آگاهی بیشتری در مسیر لاغری با ذهن قدم برمی‌داریم. چاقی ارثی نیست و از طریق ژنتیک منتقل نمی شود ولی عقاید و رفتارهای درمورد مواد غذایی و چاقی از طریق خانواده به ذهن شما منتقل می‌شود. بنابراین ابتدا مهم است که فرمول‌های چاق کننده را کشف کنید و برای این کار باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنید. مثلا توجه کنید که ترس از پرخوری باعث چاقی شما می‌شود چون شما این فرمول ذهنی را دارید که اگر زیاد غذا بخورید یا اگر تند غذا بخورید، چاق تر میشوید و حتما این اتفاق برایتان رخ می دهد و هرچقدر هم بخواهید با فشار آوردن به جسم پرخوری را کنترل کنید، امکان ندارد چون فرمان پرخوری از طریق ذهن صادر می‌شود. باید فرمول‌های ذهنی خود را در واکنش های رفتاری نسبت به غذاها را شناسایی کنیم و فرمول‌های ذهنی متفاوتی برای لاغر شدن را به جای آنها در ذهن ایجاد کنیم و به مرور جسممان نیز تغییر می کند. مثلا واکنش جسمی افراد چاق در مواجهه با سیری با افراد متناسب متفاوت است و توجه به این تفاوت ها هست که به ما کمک می کند تا رفتار مناسبی داشته باشیم و البته این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد. در واقع مواد غذایی و حالات روحی ما و هر چیزی که یک واکنش عصبی روی ما دارد، تعیین کننده میزان خوردن ما هستند. اگر ما فقط 10 درصد از تلاشی را که در سایر روش‌های لاغری و فعالیت هایمان برای لاغری به کار برده ایم در روش لاغری با ذهن به کار ببریم حتما نتیجه میگیریم و به این باور می‌رسیم که مشکل از بی ارادگی و ناتوانی ما نبوده است. مثلا من خودم 3 روز در هفته باشگاه میرفتم و روزهایی که میخواستم به باشگاه بروم افسردگی میگرفتم برای همان یک ساعتی که قرار بود سختی بکشم و همیشه با خودم میگفتم اگر من متناسب بودم از این زمانی که صرف باشگاه می کنم می‌توانستم خیلی بهتر و شادتر استفاده کنم به جای زجر کشیدن و کل زمان را به ساعت نگاه کردن و منتظر تمام شدنش ماندن! 

      چرا ما نمی‌توانیم به صورت ذهنی متوجه نقطه سیری خودمان بشویم و فقط فشار بدن ما را متوجه سیری می کند؟ باید افراد متناسب با رفتار غذایی صحیح را درنظر بگیریم و دقت کنیم بدن وقتی واکنش نشان می دهد که دچار مشکل شده باشد. در ذهن آدم چاق سیر شدن حالتی است که یک واکنش جسمی را مشاهده کند. افراد متناسب هیچ سنگینی بعد از غذا خوردن ندارند. اشتباه است که تصور کنیم سیر شدن یعنی یک تغییر فیزیکی در بدن و باید قبل از ایجاد فشار از غذا خوردن دست بکشیم و اصلا غذا خوردن نباید معنای لذت بردن داشته باشد یا مثلا چون برای آن هزینه کرده ایم تا آخر غذا را بخوریم می‌توانیم اضافی غذا را با خودمان بیاوریم و بعدا که باز گرسنه بودیم استفاده کنیم. یا اگر غذا مجانی هست خودمان را خفه کنیم! بدن شما سطل زباله نیست و شما مسئول خوردن غذاهای اضافه نیستید حتی اگر فکر می کنید دور ریختن آنها اصراف است. 

      هروقت این رفتارهای اشتباه را انجام دادیم ذهن خودمان را تنبیه کنیم مثلا من از این به بعد اگر از حد نیاز بیشتر خوردم و بعدش بدنم واکنش جسمی نشان داد، خودم را سرزنش کنم و به خودم می‌گویم مگر تو قحطی زده ای، مگر غذا ندیده ای که خودت را خفه می کنی؟! 

      حتی در روایات اسلامی هم فرموده اند که چند لقمه قبل از اینکه سیر بشوید از غذا خوردن دست بکشید که باعث سلامتی بدنتان می شود و هروقت هم رفتار صحیح را انجام دادیم خودمان را تشویق کنیم و مثل یک انسان رفتار غذایی داشته باشیم. من می‌خواهم موقع غذا خوردن خودم را یک پرنسس ببینم که برای خوردن هم آداب و رسوم خاصی دارد و در شان یک پرنسس رفتار می کند. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/02 13:47
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      سلام به استاد عزیزمان و دوستان گرامی

      الان که در مورد رژیم فکرش را میکنم می بینم این نهایت بی احترامی به ما بود که کسان دیگر به ما بگویند چی بخور چقدر بخور و کی بخور

      مثل کسی که خودش توانایی تصمیم  گرفتن نداره و مثل کسی که عقلش نمیرسه که چی براش خوبه و اونه که باید کنترل در خوردنش داشته باشه نه اینکه غذا کنترل را به دست بگیره برای همین کسان دیگر این اجازه را به خودشان میدهند که به ما امر و نهی بکنند و به اسم رژیم ما را کنترل کنند

      خوشحالم که الان دیگر خودم کنترل را به دست گرفته ام و این دوره بی نظیر به ما یاد میده که چطور خودمان کنترل خوردنمان را به دست بگیریم و برای همین در این دوره بی احترامی به ما نمیشه که بگویند چی بخور و چی نخور فقط به ما یاد میده که برای رفع گرسنگی به اندازه نیاز بدن بخور و نه برای هیچ چیز دیگر

      ما در محیطی بزرگ شدیم که برایمان عادی کردند که از غذا برای رفع احساسات بیشماری استفاده کنیم 

      حوصله سر رفتن ناراحت شدن استرس داشتن عصبانی شدن همراه شدن با دیگران لذت بردن بیشتر از تماشای فیلم 

      اینها فقط چند نمونه برای خوردن بود که به ما یاد داده بودند اما الان که فهمیدیم غذا خوردن باید فقط برای رفع گرسنگی باشد و وقتیکه سیر شدیم دست از خوردن برداریم همین یک مورد ما را به تناسب اندام میرساند

      هر وقت که به سمت غذا میرویم یک لحظه صبر کنیم و از خودمان بپرسیم چرا میخواهیم غذا بخوریم اگر برای هر چیز دیگر به غیر از گرسنگی باشد آنرا با کار دیگری عوض کنیم

      برای خودمان لیستی تهیه کنیم که برای رفع چه احساسی چه عملی جایگزین خوردن کنیم

      مثل گوش دادن به موسیقی مثل رفتن به پیاده روی مثل خواندن کتاب مثل تماس گرفتن با کسی که از هم صحبتی با او لذت میبریم 

      هر کس طبق علاقه هایی که دارد برای خودش برنامه ریزی کند

      این خود ما هستیم که میدانیم در چه موردی از چه حرکتی برای برطرف کردن آن احساس استفاده کنیم که برایمان لذت بخش باشد

      بعد از تکرار و تمرین این جایگزین ها بصورت عادت در ذهن ناخودآگاه ما ثبت میشود و دیگر حتی احتیاج به فکر کردن نداریم خود بخود و بدون تامل ذهن ناخودآگاه تصمیم گیری میکند و ما به راحتی آنرا به اجرا میگذاریم

      به خودمان یاد بدهیم که مثل افراد متناسب فقط از طریق دهان غذا بخوریم و نه از حواسهای دیگرمان 

      با آموزشهایی که دیده ایم راههای تحریک شدن از طریق حواس پنج گانه را کنترل کنیم 

      وقتیکه خودمان در کنترل باشیم آنوقت است که حق اشرف مخلوقات بودن را ادا کرده ایم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/06/27 23:29
      مدت عضویت: 112 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 344 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز 

      من حدود پونزده سالی همه نوع روش لاغری رو امتحان کردم و جواب گرفتن من کاملا موقتی بود ودر ضمن هر بار نتیجه کمتری میگرفتم تا جایی که دیگه سختترین روشها رو امتحان میکردم و نتیجه تقریبا صفر بود چون معتقد بودم که جواب نمیگیرم و بدن من مقاوم شده 

      وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم که واقعا پرتلاش بودم و واقعا قوی بودم فقط راه درست رو نمیدونستم 

      و الن خدارو شکر آرامش دارم و این نشون میده که من دارم راه صحیح رو میرم 

      این مسیر درست رو خدا به من نشون داده و من هم در بودن در این مسیر استمرار دارم 

      اززمانی که با این مسیر آشنا شدم به خیلی ها این روش رو معرفی کردم که حس میکردم واقعا نیاز دارن به این روش ولی با اینکه بادیدن این فایلها خیلی حس خوبی بشون دست داده و میگفتن اشتیاق زیادی برای ادامه دادن دارن ولی زود به بهانه وقت نکردن کنار گذاشتن و به بعدا موکول کردن ادامه دادن رو 

      پس من واقعا توی این راه هم قوی هستم که اینجور دارم ادامه میدم و هیچکس و نمیشه به زور واداشت که توی مسیر بمونه 

      من به خودم میبالم که باخیال آسوده مسیر امن و ایمن رو دارم ادامه میدم و خدارو شکر میکنم که به من کمک میکنه و کنار من هست تا من با آرامش مسیرم رو طی کنم 

      از زمان شروع این مسیر تغییرات زیادی در خودم حس کردم و دیدم یکی ازین تغییرات آرامش درونی من و صلح با خودم و مواد خوراکی هست و تغییر دیگرم فرمولهایی ذهنی چاق کننده من برام تا حد زیادی آشکار شدن 

      ریزه خواری من خیلی کم شده تا حد زیادی روی خوردنم تسلط پیدا کردم ولی هنوز کار داره  و فکر میکنم هنوز بیشتر از نیازم میخورم نه ددر حد ترکیدن اما میدونم با مقدار کمتر هم سیر میشم پس بازم تمرین میکنم و بادقت بیشتر به حد مناسبم میرسم 

      هربار که به اندازه خوردم به خودم تبریک میگم وهربار بیشتر خوردم میگم نه رفتارت درست نبود و بامقدار کمترهم سیر میشدی واین اضافه خوردنت بی دلیل بود 

      بازهم سپاس فراوان از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/17 12:31
      مدت عضویت: 104 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 285 کلمه

      سلام به استاد عزیزم 

      گام ۱۹ 

      یه فایل بی نظیر که بی نهایت نکته داشت 

      #فرمول اصلی چاقی نگاه من به مواد غذایی:در ذهن من برنج نان پیتزا همه چاق کننده بود  ههمه اینها عقایدی بود که از خانواده به ما منتقل شده بود اما طبق گام قبلی دیگه خاطره از غذا ها ندارم 

      ##پرخوری نتیجه فرمولهای ذهنی است که مااعلب بعد از واکنش جسم بهش توجه میکنیم 

      ##هیچ مدیریتی روی واکنش نداریم 

      ##مواد غذایی هستند که خوردن ما رو مدیریت میکنند

      ##تفاوت در ذهن و الگوی ماست 

      ##ما انسانیت و عقل داریم و اراده

       ## اگر نمیتوانیم روش یاد نداریم انسان ضعیفی نیستیم بلکه قوی هستیم چون بی نهایت روش امتحان کردیم فقط به علت روش اشتباه نتیجه اشتباه بوده

      ##اگه ده درصد انرژی در روش قبلی در این روش بزاریم ۱۰۰در ۱۰۰ نتیجه عالی دریافت می کنیم 

      اما موضوع اصلی تفاوت افکار 

      چرا افراد چاق باید اینقدر بخورن که فشار بیاد رو شکم و احساس سنگینی کنند 

      اما افراد متناسب زیاده روی نمیکنند 

       و نکته مهم هر وقت ما واکنش جسمی شروع شد یعنی بدم ما دچار مشکل شده که بدن ما داره نشون میده 

      که این واکنش باد کردن شکم احساس خفگی فشار شکم اینها خطر ناک و نشانه سیری نیست 

       

      افراد متناسب اصلا به این درجه نمی رسند چون به اندازه نیاز مصرف میکنند

      تمرین امروز 

      از امروز به حدی میخورم که فشار به بدنم تحمیل نشه 

      اصلا مهم نباشه کجا هستم و چه غذایی هست نگاه نکنم که غذا نذری یا اسراف میشه 

      و به اون حس زننده و زشت نرسم 

      اگه به اون حس برسم خودمو سرزنش کنم که حیوان که درنده هستند این کار نمیکنن پس من که اشرف مخلوقات نباید این کار بکنم

      اگر قبل از اینکه به اون حد برسم غذا نخوردم خودمو تشویق کنم 

      پس رفتار من باید در شان یه انسان باشه 

      سپاس فراوان از این فایل زیبا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/12 11:41
      مدت عضویت: 819 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 576 کلمه

      درود ‌ خداقوت : 

      گام نوزدهم : 

      چاقی ما نه ارثی است نه علتش پایین بودن سوخت ساز بدوه 

      در این فایل  صحبت میکنیم که ما با ید یک مدیریت در واکنش مون نسبت به مواد غذایی داشته باشیم 

      و متاسفانه این مواد غذایی هستن مه تصمیم میکیرن ما چقد مصرف کنیم و اونا  دارن خوردن  نارو مدیریت میکنن

      و هر ناده غذایی مارو تخریک میکنه برای خورد و بعضی ا  رفتارهای ذهنی خودمون 

      مثلاافسردگی ناراحتی خستگی اینافرمول های اشتباه  تاثیر گذار هستن در میزان مصرف ما نسبت به مواد غذایی 

      تفاوت رفتارهای ما باعث تفاوت رفتارهای جسمی ما هست 

      رفتار ذهن ما  متفاوته نسبت با رفتارهای مناسب  یک فرد متناسب 

       

      مثال یک رفتار ذهنی اینه که ما خودمون هم میدونیم که کاملا سیر هستیم ولی باز غذا میخوریم و باید این رفتارها شناسایی بشه و تعغیر بدیم 

       

      اتفاقا افرادی که بار رها از دوره های متفاوتی  برای لاغر شدن  استفاده میکردن اینا افراد  بسیار قوی هستن با انگیزه بالا  چون هر بار که نتیجه نمیدیدن نا امید نمیشدن  بلکه دوباره شروع میکردن 

      ما توانایی زیادی داریم ما اشر ف مخلوقات هستیم ما توانایی درک و فهم بالای داریم پس خیلی راحت  میتوتیم خوردن خودمون رو کنترل کنیم و برای خوردنمون مدیریت داشته باشیم و اینا نشانه توانایی ماست 

      اینکه تا به امروز ما موفق نشدیم که متناسب بشیم برای بی ارادگی و ضعیف بودن ما نیست بلکه برای بلد نبودن ما بوده یا  علت اشگتباه بودن روش بوده .

      در روش ذهنی باید ازش لذت ببری .استرسی وجود نداشته باشه و هرچه جلوتر میرییم برامون انگیزه بیشتری بیاره نشون میده این روش روش درستی است چون تعغیرات رو به خوبی حس میکنیم   در دوره متناسب ذهنی خبری از رنج و حس بد و محدود کردن غذا نیست  و نتیجه های لذت بخش و خوبی هم به ارمغان میاره 

      باید این تفاوت رفتارهای بین افراد چاق و متناسب رو کشف کرد .

      بعضی از این رفتار  برخورد من با مواد غذایی با سفره مهمونی ها 

      و واقعا چراباید بسته بندی مواد غذایی تصمیم گیرنده باشه  مقدار خوردن من 

      ن‌وع ماده غذایی و رنگ و لعابش اتفاقا الان من متوجه میشم  که وقتی زیاده روی میکردم در لحظه شاید کمی از خوردن لذت میبردم ولی با استرس و عذاب وجدان همراه بود 

      یکی از این رفتار های اشتباه  افراد چاق  از طریق فشار جسمی زیاد احساس سیری میکردن با فشار روی معده با زیاده روی بیش از اندازه 

      ولی افراد متناسب میبینیم که به راحتی بعد از اینکه  نیازشون برطرف شد از غذا خوردن دست میکشه  و دیگه ماری له میزان بسته بندی و نوع و غذا و کیفیت غذا تبرک بودن و گناه نداشتن و اسراف و گرون بودن مواد غذایی ندارن 

      و برای بدنشون ارزش قاعل هستن  که زمانی اخساس سیری از طریق ذهن  براشون پیش اومد دست از غذا خوردن بکشن .نه اینکه واکنش جسم باشه 

      پس من از این فایل یاد گرفتم چاقی من ارثی نیست بلکه بعضی ذهنیتهای اشتباه که از خانواده  به من ارث رسیده 

      دوم مواد غذایی چاق کننده نیست رفتار من با مواد غذایی  جاق کنندست 

      سوما .اینکه من اکر از این روش لذت بردم و اشتیاق برای ادامه دادن داشتم یعنی روش روشی درست است 

      چهارم .واکنش جسمی و فشار جسمی مثل فشار روی معده نشون دهنده سیری نیست بلکه اون چیزی که ذهن تشخیص میده دیگه بدن نیاز  به غذا نداره 

      مورد پنجم اینه که  نگاه کردن من به مواد غذایی اینکه تبرکه .میزان بسته بندیشه .برای تفریحه .برای نار احتی .برای سود کردن .برای اسراف نکردن باید درست بشه و این رفتا ها پاک بشه و اگه  این نگاه رو رد کنیم و درست کنیم 

      خود به خود لاغر میشویم 💞

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/06/11 15:25
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      به نام خدا 

      در ذهن من شیرینی و هرچیزی که شکر داره یعنی چاق شدن و معتقد بودم چون از بچگی خیلی به ما آب قند دادند حالا هم ما اینطوری شدیم و طعم های شیرین رو دوست داریم البته خیلی دیدم آدم های متناسبی رو که عاشق شیرینی هستند و اصلا هم چاق نیستن.

       فایل امروز خیلی خوب بود فکر می کنم یه صفت مشترک بین همه آدمهای چاق 

      دقیقا من هم همیشه وقتی احساس می‌کردم معدم باد کرده و سنگین شده می‌گفتم که سیر شدم قبل از دوره بعد از سنگینی همش احساس عذاب وجدان داشتم و می گفتم باز هم پرخوری کردم واقعاً که چرا نمیتونم به اندازه بخورم ولی الان بیشتر اوقات در حد نیاز میخورم البته بعضی مواقع هم از دستم در میره و پرخوری می کنم ولی سریع خودم را قانع می کردم و می بخشیدم و می‌گفتم دفعه بعدی حواسم هست،

       ولی حالا از امروز می خوام از این روش استفاده کنم من از شیر و پلنگ که کمتر نیستم اون ها هم با آن خوی درندگی‌شون به اندازه خودشون غذا می خورند تو چه جوری اشرف مخلوقات هستی که نمی تونی خودت رو کنترل کنی که به اندازه خودت بخوری چرا میزاری مواد غذایی واسه تو تصمیم بگیرند در صورتی که ما در تمام جوانب زندگی مون خیلی حساس هستیم که کسی در زندگی ما دخالت نکنه و فقط خودمون برای خودمون تصمیم بگیریم و نمیزارم کسی تو تصمیماتمون دخالت کنه و چرا باید بزاریم مواد غذایی بی‌جان بتونن تو تصمیمات ما دخالت کنند.

       از امروز قوی‌تر عالی تر و بهتر پیش به سوی لاغری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/07 15:02
      مدت عضویت: 110 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      سلام استاد واقعا درس خیلی مهمی بود من وقتی به گذشته نگاه می کنم که وقتی به یک مهمانی می رفتیم تا وقتی که همه چیز سر سفره بود می خوردیم تا تمام شود از خودم خجالت می کشم وبا خودم می گم با بی فرهنگی تمام داشتم غذا می خوردم وای که چه کار زشت ونا پسندی  چه جور داشتم با دست خودم به سلامتی خودم لطمه می زدم  تازه بعد از اون خوردن فجیع دستم را روی دلم می گذاشتم ومی گفتم وای دلم چه قدر ورم کرده و تا شب از ورم معده  و روده رنج می بردم و تازه فهمیدم که خودم را برای یک لذت چند دقیقه ای ساعت ها شکنجه می دادم اما حالا تا وقتی که گرسنه ام نباشه لب به خوردن چیزی نمی زنم و وقتی که سیر بشوم و معده ام دستور سیری بدهد زود از سر سفره بلند می شوم و تازه فهمیدم چه قدر این طوری خوردن لذت بخش است وفرهنگ ودیسیپرین آدم بالا می ره و کسی به چشم یک آدم نخورده بهم نگاه نمی کنه و اون درد و رنج های بعدش هم دیگه نیست پس بیاییم و برای سلامتی و راحتی خودمون ارزش قایل باشیم وبه خودمون احترام بگذاریم و همیشه دنبال بهترین ها باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/06/03 07:38
      مدت عضویت: 252 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 525 کلمه

      به نام خدای عشق و مهربانی

      روز ۱۳۵: روز چهل و دوم تکرار ، چهارشنبه ۱۴۰۰/۶/۳

      سلام چهارشنبه تون شاد 

      خدای مهربان که عادل است، همه افراد را متناسب آفریده است. آنچه در جسم ما نمود می یابد نشانه باورهای ذهنی ماست. پس تفاوت جسمی مشاهده شده بین افراد متناسب و چاق مربوط به تفاوت در فرمول های ذهنی ماست. در ذهن چاق بسیاری از شرایط محیطی و احساسی با دستور به خوردن برابر است ولی این فرمولها در ذهن بکر انسان نیست و فرمولهای غلطی است که با آموزشهای خانوادگی و محیطی در ذهن ایجاد شده و رفتار مطابق این باورها ، به چاقی جسم ما منجر شده است.

      هر یک از افراد چاق برای غلبه بر چاقی گامهای فراوانی برداشته اند که چون مسیر غلط بود به نتیجه نرسیدیم و این موضوع سبب کاهش خودباوری ما برای غلبه بر چاقی ما شده است.

      در مسیر صحیح لاغری با ذهن تصمیم داریم بر باورهای ذهنی خود کار کنیم و بجای فشار جسمی به درمان باورهای ذهن چاق می پردازیم. راه موفقیت در این روش شناسایی و درمان این باورهاست. می خواهیم در اوج آرامش در حین اصلاح باورها و صلح با چاقی در مسیر عشق به تناسب اندام حرکت کنیم.

      یکی از تفاوتهای رفتاری ناشی  از ذهن متناسب  و ذهن چاق تشخیص نقطه سیری و دست کشیدن از غذاست.

      بدن ما به هر آنچه برایش مشکل ایجاد کند واکنش می دهد. وقتی پرخوری می کنیم و دچار نشانه های مختلف فشار شکمی و … می شویم به جسم خود ضربه می زنیم و جسم خود را وادار به واکنش می کنیم. ذهن چاق به اشتباه سیر شدن را با دریافت واکنش جسمی برابر می داند. 

      باید باورهای درست در ذهن ایجاد کنیم تا رفتار ما اصلاح شود. نگاه ذهن چاق به غذا غلط است. غذا در ذهن چاق ابزار رفع خستگی، رفع استرس ، لذت بیشتر و …. است. در حالیکه غذا یک نعمت الهی برای تامین انرژی بدن ماست. 

      باید هر روز سعی کنیم بر تشخیص نقطه سیری خود متمرکز باشیم و بیشتر از حد نیاز خود نخوریم. غذا خوردن ما باید مناسب شخصیت انسانی ما باشد. باید هر بار تلاش کنیم بهتر عمل کنیم و به اندازه نیاز خود مصرف کنیم.

      بازد قدرت را به دست بگیریم و خودمان تعیین کنیم که نیاز جسم ما به غذا چقدر است و قدرت را از محیط ، نوع غذا ، تزئینات میز غذا و تنوع غذاها بگیریم و شخص خود ما تعیین کننده میزان مصرفمان باشیم.

      برای هر روز بهتر شدن باید رفتار درست خود را تشویق کنیم و برای تکرار رفتار غلط هم تنبیه را بکار ببریم.

      من از امروز تصمیم می گیرم برای انجام صحیح پایبند بودن به دست کشیدن از غذا با دریافت پیغام سیری یک تیله زیبا به خودم جایزه بدهم و وقتی تعداد تیله ها به ۱۱۰ عدد رسید برای خودم یک جایزه بخرم و برای هر بار پرخوری و عدم انجام رفتار صحیح انسانی سه تیله از خودم می گیرم. 

      می دانم که تکرار یک رفتار درست برای جلوگیری از مصرف انرژی زیاد ، به عادت تبدیل می شود و با انجام درست این تمرین برای مدتی،  رفتار غلط تمایل به پرخوری حذف خواهد شد. 

      خدایا خودت مرا به این مسیر هدایت کردی پس مرا به شکل عالی هدایت و حمایت فرما. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/01 18:21
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 16 کلمه

      ممنون استاد واقعا نکته ای طلایی بود اینکه مراقب باشیم فشار بدنی موقع خوردن رخ ندهد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/30 18:38
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,121 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

      فایل صوتی امروز :

      ما باید خوردن خودمون رو کنترل کنیم و ما  بابد واکنشهای خودمون به مواد غذایی رو مدیریت کنیم 

      و این ما هستیم که باید خودمون رو در مقابل مواد غذایی مدیریت کنیم نه اونها ما رو مدیریت کنن  و ما رو تحریک به خوردن کنن و در چاقها  واکنشهای روحی خیلی تاثیر گذارن در خوردن ، بعضیا فکر میکنن خستگی و یا سر درد و یا  ناراحتی و … در خوردن ما تاثیر میزارن .

      تنها تفاوت ما با لاغرها در واکنشهای غدایی ما و یا همان رفتار ما هست که تفاوت در جسم ما رو به  وجود آورده نه ژنتیک و هورمون و ارث و .. که بعضیا استفاده میکنن برای توجیه چاقی خودشون .

       چاقها و لاغرها در فرمولهای ذهنی با هم فرق دارن  و اصلا نیازی به تغییر  منوی خوردن و فعالیت جسمی  نیست چون ما انسانیم  و عقل داریم باید مساله ای رو که به ضرر ما هست پاکش کنیم .

      فردی که اضافه وزن د اره و از روشهای مختلفی برای لاغری اقدام کرده ولی موفق نشده  این فرد نباید خودش رو شکست خورده و ناتوان ببینه نه این  فرد یک فرد شجاعی هست که بارها برای لاغری اقدام کرده. و روشهای مختلف رو انجام داده  که راه های غلطی بودن این افراد افراد توانمندی هستن  همه ی ما جز این افراد هستیم و و وقتی به گذشته ی خودم‌نگاه میکنم  خیلی افتخار میکنم چون واقعا استمرار داشتم و چندین سال من برای لاعری تلاش میکردم و  لاغر هم میشدم اما ماندگار نبود .

      و منی که اینقدر پشتکار داشتم اگر ده در صد اون رو وارد  این راه کنم موفق میشم .

      و واقعا از وقتی وارد این دوره شدم کلی نتایج خوب مثل اعتماد به نفس عالی و خود باوری و روابط عالی و .. به وحود اومد که نشون میده این مسیر درسته .

      همیشه به دنبال تفاوت رفتار در متناسبها و چاقها باشین و ببین این رفتار های  متفاوت چقدر به چاقها ضربه زده و اونها رو از تناسب دور کرد ه 

       استاد قبلا حتی خجالت میکشیدین که حتی بمیرن چون فکر میکردن اونجا هم باعث دردسر میشه و خیلی زجر میکشن و اضافه وزن بیشتر از جسم به روح ما فشار میاره .

      تمام افرادی که در این راه قرار گرفتن دارن در مسیر صحیح به راهشون ادامه میدن .

      و اما موضوع مهم این هست که افراد چاق چرا باید اینقدر بخورن که از فشار شکمی بفهمن سیر شدن و چرا باید اینقدر بخورن تا گلو ی اونها  پر بشه که دیگه نتونن لقمه ها  رو قورت بدن و به زور دیگه لقمه های آخر رو میخوردن و تازه بعدش هم به دنبال خوردن چیزی برای هضم کردن اونها و سبک کردن هستن و چرا این فرد متناسب در هر جایی باشه  چرا زیاده روی نمیکنه  و به اندازه میخوره .؟؟؟

      وقتی به رفتارهای بدنی توجه کنید متوجه میشید هر وقت واکنش جسمی در ما به وجود میاد بدن ما مشکل داره مثلا وقتی در بدن ما دردی هست  چون  بدن ما ضربه ای خوره و وقتی ما سرما بخوریم بدن ما گلو درد و آبریزش  بینی پیدا میکنه و یا وقتی شی برخورد میکنه  به بدن ما ما دردمون میاد و یا حتی  وقتی یک فرد متناسب صدایی در شکم و یا پیچش صدایی رو احساس میکنن متوجه گرسنگی میشن و غدا میخورن و اما در این مورد هم بدن واکنش نشون داده ‌و متناسب رفعش کرده حالا در نطر بگیر وقتی داری غدا میخوری و بدن واکنش نشون میده مثلا به نفس نفس میوفتی و یا ضربان قلبت میره بالا و یا احساس خفگی و در د شکم داری  در اینها بدن داره واکنش نشون میده به این شکل در مقابل پرخوری اما ما توجه نداریم و فکر میکنیم این  صحیحش هست .

      در چاقها فکر میکنن  سیری مساوی هست با فشار شکمی  و باید در اون حد بخورن که فشار شکمی احساس کنن و فرد چاق باید اینقدر بخوره که احساس،سنگینی رو حس کنه که متوجه بشه سیر شده اما فرد متناسب به هیچ وجه اینطور نیست  و بعد از خوردن سنگین نمیشه و خوردنش مثل سایر اعمال اون هست مثل پلک زدن اون مثل تنفسش و  ضربان قلبش …  هست و دیدیم ما با تنفس و ضربان قلب و اینا بهمون فشار نمیاد اما چرا از خوردن به ما فشار میاد چون اشتباه  فکر میکنیم سیری مساوی هست با تغییر فیزیکی و باید به جایی از بدن فشار بیاد  و ما باید قبل از رسیدن به این حالت دست بکشیم و نباید برای ما مهم باشه چه ماده ی غذایی مصرف میکنیم و یا اینکه در چه مهمانی هستیم بلکه باید  غدا به عنوان یک ماده که نیاز بدن من رو تامین کنه مفهوم بشه نه به معنای ماده ای برای  لذت بردن جبران کردن و یا جبران  پولی رو که  دادن و ..  باشه یا به معنای  اسراف نشدن بخوریم و این نگاه باعث میشه ما بیشتر بخوریم چرا وقتی میری هتل همش میگی  من باید ببشتر بخورم تا حالشون رو بگیریم چرا همش به فکر خوردن بیشتری که جبران پولت رو بکنه چرا بیشتر نفس نمیکشی این   چه دیدگاهی هست که ما داریم  ؟؟؟جرا از غدا برای هر عنوان دیگه استفاده میکتیم چرا از غدا برای ضربه زدن سود کردن و برای اینکه به نفع ما باشه و برای اینکه اسراف نشه و برای  لذت بیشتر بشه و برای اینکه دور نریزیم و …..  و برای هر چیزی از خوردن استفاده میکنیم و اگر این کار رو نکنیم خود به خود لاغر میشیم .

      قبل از رسیدن به اون احساس  فشار شکمی باید دست  از خوردن بکشیم و اون احساس پرخوری و فشار شکمی اینقدر باید زشت و زننده باشه در ذهن ما که  حتی نسبت بدی به خودمون هم بدیم و اینقدر حس بدی در ما ایجاد کنه که نزاره به اون حالت برسیم .

      چند وقتی هست یه عناو ینی رو برای خودم در نظر گرفتم و وقتی پرخوری کردم میگم مگر تو فلانی  که اینطور میخوری ؟؟

      این تنبیه برای ذهن چاق نیاز هست و به خودمون باید نهیب بزنیم و خودمون رو باید سرزنش کنیم برای این رفتار و بگو من مگر انسان نیستم که اینطور رفتار میکنم ؟؟؟ و به خودت بگو کدوم حیوان در طبیعت اینطور هست؟؟؟؟ حتی درنده ترین حیوانات هم اینطور نیستن وقتی سیر هستن به چیزی حمله نمیکنن پس چرا من انسان باید هر بار که عدا میخورم با این حالت از روی میز عدا بلند بشم چرا ؟؟؟؟هر  غدایی  میمونه من باید بخورم چرا ؟؟؟ هر غدایی روی سفره هست من باید بخورم چرا ؟؟؟؟؟ از امروز سعی کنید اون حالت سنگینی و سیری بعد از غدا رو دور کنید و به خودتون لقب بدید اگر من اینطور شدم باید خودم رو تنبیه کنم و وقتی خوب رفتار کردی خودت رو تشویق کن و اگر بد رفتار کردی خودت رو سرزنش کن.

      رفتار ما باید انسانی باید باشه و در شان یک انسان رفتار کنیم و اجازه ندیم غذاها برای ما  حد مصرف انتخاب کنن و یا اینکه بسته بندی شرکتها برای ما حد مصرف انتخاب کنن  مثلا  چون یک نوشابه هست ۵۰۰ میلی لیتر هست من باید همش رو بخورم و یا کی گفته یک پیتزا یک نفره هشت برش باید باشه  چرا فرد متناسب به حجم  غدای بسته بندی و قابل مصرف یک نفر توجه نداره به میزان نیاز بدنش توجه داره و یا اینکه چرا متناسب به تنوع غدایی اهمیت نمیده و به اندازه نیازش میخوره اما فرد چاق هر چقدر بزرگتر و بیشتر میخوره و هر چقدر سفره متنوع تر باشه میخوره ؟؟

      ما باید رفتارمون رو تنظیم کنیم و رفتار صحیح بروز بدیم و به واکنش بدن بعد از خوردن توجه کنید اگر فشار شکمی درد و سنگینی داشتید بدونید بد رفتار کردید و باید اون رو برطرف کنید وهیچ دارویی نداره و فقط خودتی که باید درد پرخوری و فشار شکمی رو برطرف کنید تا بتونید به سمت تناسب حرکت کنید .

      درراین مسیر هر روز استمرار داشته باشید .

       

      برداشتمن از فایل :

      من دقیقا تمام توجهم و تمام تلاشم برای همین قضیه هست چون خیلی از عادتهای پرخوری رو دیگه ندارم حرص، ولعها رو ندارم تحریک به خوردن  غذاها خیلی  در من کمتر شده و ریزه خواری تقریبا ندارم با چایی شیرینی خوردن ندارم شاید هر از گاهی باشه چون مصرف چایی ام کم هست شاید یک بار در روز  چایی بخورم شاید هم نخورم و  هر چیزی رو فرصت برای خوردن نمیبینم مثل تولد و تفریح و سفر و دورهمی و … ولی هنوز باید عالی روی خودم کار کنم که سیری رو درست اجرا کنم و قبل از فشار شکمی غدا رو رها کنم و به اون حد نرسم فارغ از اینکه چه غدایی هست و یا اینکه کجا هستم و یا اینکه پولش رو دادم و یا اینکه اسراف نشه و ….من باید به اندازه بخورم و اگر زیاد بخورم طبق دوره ی کنترل اشتها من خودم رو تنبیه میکنم و اگر خوب خوردم خودم رو طبق جدول تمرنی تشویق میکنم و بارها میگم آفرین بازم عالی بود و خوب از پس انجامش براومدی و واقعا خوب دارم جلو میریم و دقیقا برعکس گدشته ی خودم شدم  و اون حالت فشار شکمی  برای من بسیار حالت زشت و زننده ای شده که اگر به این حالت برسم بارها به خودم میگم  چرا چی شد که اینطور رفتار کردم ؟؟؟ نود درصد اوقات هم دلیلم این بوده که من این غذا رو خیلی دوست دارم اما در فایل قبلی گفتیم باید بدون هیچ خاطره ای و سناریویی عذا بخوریم فقط برای رفع نیاز جسم  بخوریم و به غدا به عنوان یک وسیله برای رفع نیاز جسم نگاه کنیم و ما بدون هیچ تغییر فیزیکی در بدنم باید احساس سیری رو درک کنم و غدا رو کنار بزارم که من همیشه این احساس،سیری رو درک میکنم و ۸۰ یا ۹۰ در صد اوقات به موقع رها میکنم و ده درصد اوقات مغلوب ذهن چاقم میشه و علاوه بر سیری چند لقمه اضافه میخورم  اما متناسبها به هیچ عنوان اینطور نیستن نمونه ی واضحش دختر خودم و خواهر همسر خودم و یا خواهر خودم به هیچ وجه در هیچ زمانی پرخوری نمیکنن و به اندازه نیاز میخورن و اصلا براشون مهم نیست که چه غدایی جلوی اونها هست و هیچ سناریویی برای هیچ غذایی ندارن و دقیقا به اندازه نیاز جسمشون میخورن و حالا که منم در این مسیرم بیشتر اوقات همینطور میخورم و از خودم راضیم و قبلا که زیاد میخوردم و همیشه هم گرسنه بودم و اینقدر میخوردم تا حالت تهوع میگرفتم و خیلی عذر میخوام بالا میوردم چون سالها در رژیم بودم به قول دکتر و اطرافیان میگفتن معده ی تو کوچیک شده اما ذهن چاق من رو وادار به پرخوری میکرد طوری که از درد شکم به خودم میپیچیدم باید چیز ترشی مثل سرکه ی سیب و اب غوره و یا آب لیمو ترش و یا … میخوردم  تا شاید کمی بهتر بشم و یا استفراع میکردم و همیشه علت این کارم رو اشتهای زیادم  میزاشتم و میگفتم دست خودم نیست اشتها دارم اما الان که در دوره هستم  اصلا اشتها رو قبول ندارم که وجود فیزیکی داشته باشه در بدن من و  هر گز به اون حد نخوردم و نمیتونم بخورم و با خوردن نصف اون موقع ها احساس،سیری میکنم و یا حتی فشار شکمی دارم  که بازم نشون میده باید کمتر بخورم  که بسیار در این مدت روی خودم کار کردم که ذهنم با من همراهی کنه و من بیشتر نخورم . من در ذهنم پرخوری رو قرار دادم با کار شیطانی کار بسیاز زشت و کار ی که بعدش باید تنبیه بشم کاری که از تناسب دلخواهم  من رو دورم میکنه کاری که حال روحی و جسمی من رو بد میکنه کاری که هیکل من رو به حالت بسیار زشت و ناجور ی میرسونه  .کاری که من رو سنگین میکنه  کاری که فشار شکمی و حالت تهوع و دل پیچه دارم کاری که ..

      به اندازه خوردن در ذهنم مساوی هست با سبکی و با حال خوب و با بودن در بهترین حالت روحی و جسمی و من رو به سمت تناسب هل میده و من رو در اندام ایده الم قرار میده و من رو به خدای درونم نزدیکتر میکنه کاری که بدون وابسته بودن به هیچ عامل بیرونی من رو به تناسب میرسونه  و کاری که بسیار در من احساس توانمندی به وحود میاره .

      من باید بتونم وقتی احساس سیری کردم دبگه به غدای در بشقابم کاری نداشته باشم و اون رو رها کنم و این کار و دیدن اون چند لقمه ی نخورده  احساس توانمندی و خود باوری در من به وحود میاره که منم میتونم و چقدر حس خوبی هست و من اگر با وجود سیری خوردم اما  این لقمه های اضافه روبخورم  بایداونها رو  مثل غول چاقی بدونم که وارد بدنم میشن و تمام بدنم رو چاق میکنن و  لاغری د روجود من هر روز با تکرار این کار کمرنگتر میشه و زورش کم میشه و این چاقی هر روز در بدن من بزرگتر و با زور بیشتر میشه و کل بدنم رو میگیره . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/20 07:33
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      سلام استاد گرامی

      چرا هر چی تو سفرست من باید بخوم 

      چرا هر چی داره خراب میشه من باید بخورم

      چرا هر چی خوشمزست من باید بیشتر بخورم

      چرا دیگران باید حد و مرز  خوردن برای من تعیین کنه

      چرا تنوع مواد غذایی برای من میزان خوردن تعیین میکند

      چرا تمام لذت ها در وجود من به خوردن ختم میشود

      چرا باید تا حدی بخورم که با فشار جسمی مواجه شم

      چرا در شان یک انسان عمل نمیکنم

      چون خدا این همه مواد غذایی افریده پس من باید بخورم انگار رسالت من از به دنیا اومدن خوردن و خوردن و خوردن من تستر خدا هستم من افریده شدم تا نزارم خوراکی فاسد بشه

      بقیه به اندازه کافی از رنگ ها و زیبایی ها و طبیعتش لذت میبرن من بهتر بخورم تا منفجر شم

      حتی حیوان ها هم برای جسمشون ارزش قا یلن

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nargesaslanian2021@gmail.com
      1400/05/15 21:53
      مدت عضویت: 157 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزان.

      همه روشهای لاغری گر چه برای مدت کوتاهی جسم مارو به طرف لاغر بردن اما چون دلیل چاقی در فرمول‌های ذهنی ما قرار دارن نتوانسته اندمشکل رو ریشه یابی کنند ودلیل چاقی رو برای همیشه ازبین ببرند .

      یعنی در واقع اونها پرخوری مواد غذایی وعدم تحرک رو دلیل چاقی می‌دونن .به همین دلیل است که هرروز با یک برنامه خاص مثل شمردن تعدادلقمه ها و….رو پیشنهاد میدم.

      در صورتیکه پرخوری یک واکنش رفتاری است که ریشه آن در ذهن قرار دارد اگر این فرمولها شناسایی بشن و به جسم فشار نیاد به راحتی فرمول صحیح  ذهنی جایگزین فرمول چاق کننده بشه به مرور رفتار ماهم تغییر پیدا می‌کنه جسم هم شما جدید پیدا می‌کنه.که این روند تغییر به خاطر فرایند هماهنگی ذهن ورفتار وجسم هست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/08 12:40
      مدت عضویت: 636 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,062 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
      مهمترین مشکل افراد چاق این هست که توی غذا خوردن مدیریتی ندارند یعنی از هر فرصتی استفاده میکنند برای خوردن👈خوشحالیم از هر بابت توی آزمون رانندگی قبول شدیم یا امتحان کنکور یا آزمون استخدامی فرقی نمیکنه فورا بساط بخور بخور راه میندازیم و میگیم  یه چیزی میخوریم که انرژی بگیریم ودیگرانم دعوت میکنیم تا در خوردن شریکمون بشن تا  خوشحالیمون چند برابر بشه 👈گاهی هم برعکس اعصابمون خرد شده آزمون ها قبول نشدیم و کارهامون خوب پیش نرفته یا خدایی نکرده تصادف کردیم باز هم شروع به بخور بخور میکنیم و میگیم من وقتی حالم بده زیاد میخورم و اصلا هم نمیفهمم چی میخورم 😔 یعنی هم شادی و خوشحالی و هم  مشکلات روحی وروانی ما را به سمت خوردن سوق میدهد وما از آنجایی که ذهنمون راحت طلب هست و  مدام در حال خوردن هستیم و همیشه حرص و وله خوردن داریم هیچ مقاومتی از خودمون نشون نمیدیم و به خوردن ادامه میدهیم  😔
      برعکس  افراد لاغر اینطوری نیستن و در مواجه با خوراکی هااصلا حرص و وله ندارند و همیشه به اندازه نیازشون میخورند 🌹این تفاوت رفتاری در مواجه با خوراکی ها باعث میشه که اندام و جسم  ما متفاوت باشه 🌹👈👈همه ی این مشکلات به خاطر اینه که ذهنمون رو به سمت چاقی حرکت دادیم و ذهن فرمان خوردن میده وجسم اطاعت میکنه و  باعث چاقی ما میشه .یعنی فرمول های اشتباه رو توی ذهنمون جا سازی کردیم 😔 و سال های زیادی به دنبال انواع مختلف رژیم ها بودیم تا به افراد متناسب ملحق بشویم و بادیدن انواع تبلیغات و دیدن افرادی که از اون روش ها لاغر شده بودند روحیه میگرفتیم که این روش دیگه منو لاغر میکنه 😍 دوره ای رو با هزار تا امید وآرزو شروع  میکردیم ولی بعد از مدتی جز سختی و ناراحتی و اعصاب خردی نتیجه ای برای ما نداشت 😔 این بار با دیدن افرادی که از اون روش لاغر شده بودندحال ما بدتر می شد و شروع به سرزنش خودمون میکردیم که من نمیتونم و ضعیف هستم و قدرت لاغری ندارم و سرنوشت من هست که چاق باشم 😔اما 👈مشکل اساسی ما همین بوده که فکر میکردیم  ما افراد ضعیف هستیم در صورتی که اصلا هم ضعیف نبودیم  بلکه ما گول تبلیغات و روش های ناکارآمد خوردیم و به اشتباه فکر میکردیم ما نمیتوانیم و ضعیف هستیم و هیچ وقت مشکل چاقی خودمون رو ریشه یابی نکردیم 😔👈👈ما توانمند هستیم 👈👈چون اگه ضعیف بودیم اینقدر پیگیر لاغر شدن نبودیم و اینقدر راه های مختلف رو دنبال نمیکردیم و استمرار نداشتیم😊 فقط به خاطر اینه که روش ها اشتباه بوده ما به نتیجه دلخواه نرسیدیم دلیل برناتوانی ما نیست😊 اونی ضعیفه که با اولین شکست جا میزنه و پیگیر نمیشه👈 نه ما که اینقدر پیگیر بودیم که به لطف خدا با سایت تناسب فکری آشنا شدیم و الان حسابی دنیای ما زیر ورو شده و حالمون خوب خوبه 🥰اگه ما یک دهم اون وقتی که برای انواع مختلف رژیم ها به کار گذاشتیم الان وقت بگذاریم واستمرار داشته باشیم مطمئنا به اندام دلخواهمون میرسیم🥰 لاغری با ذهن در کمال آرامش و خیلی راحت ما را به سمت اندام ایده آلمون پیش میبره و در تمام جنبه های زندگی ما اثر میگذاره روحیه عالی، جسمی سالم عاری از هر گونه بیماری، باعث میشه انگیزه پیدا کنیم که مالایق بهترین ها هستیم و  ما انتخاب شده خدا هستیم و خدا خواسته که ما به این مسیر هدایت بشویم و در مسیر رشد و تکامل قوی بشویم تا بتوانیم باعث ارشاد دیگران بشویم و آنها هم به این مسیر سراسر لذت هدایت کنیم و باعث حال خوب دیگران بشویم😊 توی زندگی همیشه افراد مختلف یه کارهایی برامون انجام دادن که ۹۰ درصدشون بعدها سرمون  منت گذاشتن که فلان موقع من اون کار رو برات انجام دادم و من باعث شدم تو  توی کارت موفق بشی اما  حالا که استاد بی هیچ منتی واسه ما وقت گذاشته و با شور واشتیاق به ما روحیه میده باید به پاس این همه لطف به نتیجه برسیم تا گوشه ای از لطف هاشون جبران بشه و انگیزه و عاملی برای دیگران باشیم  که آنها هم به تناسب اندام برسند.😊 آدمی چون زبون داره وقتی یه خواسته یا مشکلی داشته باشه با زبون اعلام میکنه و گلایه یا تشکر میکنه 😊 بچه شیرخواره زبون داره ولی قدرت تکلم نداره و با گریه نیازهاشو اعلام و برطرف میکنه 😊اما بدنمون نه زبون داره و نه گریه بلده😔وقتی هم نیازی داشته باشه یا دچار مشکل بشه و آسیب بهش وارد بشه مثلا زخم شده باشه یا ضربه بخوره  واکنش نشون میده که معمولا به صورت درد و صدا مشخص میشه و ما از طریق اعلام صدا و دردش تازه متوجه در سختی بودن بدنمون و آسیب بهش میشم 😔 متاسفانه بار ها شده با بد غذا خوردن شکم مون شروع به درد کرده وما در حال آسیب رسوندن به بدنمون بودیم یم و فقط فکر سیری خودمون بودیم و هیچ توجه ی به این نکته نداشتیم که داریم به بدنمون ضربه میزنیم  نداشتیم😔 چرا ما نباید به صورت ذهنی بفهمیم سیر شدیم نه اینکه با فشار شکمی و حالت سنگینی متوجه بشیم😔افراد متناسب با رفتار صحیح غذایی خیلی راحت با لذت و به اندازه نیازشون غذا میخورند و خیلی راحت زندگی میکنن .ما هم باید برای بدن خودمون ارزش قائل باشیم و به غذا فقط به عنوان یک عامل برای ساختن انرژی لازم بدن هست  نگاه کنیم و به غذا  عنوان تفریح و سود کردن و ضرر رسوندن به دیگران  بهش فکر نکنیم  .نباید اینقدر پرخوری کنیم که با فشار بدنی دست از غذا بکشیم باید برا خودمون ارزش قائل باشیم و به اندازه نیازمون غذا بخوریم و هر غذای آشغالی رو وارد معدمون نکنیم و زیادی نخوریم و اجازه ندیم دیگران برای ما تعیین تکلیف کنن و مقدار غذا خوردن ما مشخص کنن 😔خداوند قدرت اختیار را برای وجود ما قرارداده و اینگونه آفریده شده ایم  که هرچیزی به خیر وصلاحمون هست انتخاب کنیم اگه یه پیتزا و ساندویج و نوشابه یه نفره میخریم به اندازه ای‌که نیاز بدنمون هست بخوریم نه کل اون غذا شرکت ها و مغازه ها با این طرز بسته بندی ها فقط فکر منافع خودشونن نه سلامتی ما 😊  ما باید به فکر خودمون باشیم  و سلامتیمون بر منافع اون ها ارجحیت بدهیم😊 🥰فقط خودمون میتونیم با جایگزینی افکار لاغری در ذهنمون و استمرار داشتن در این مسیر به تناسب اندام و به تبع آموخته ها در سایر جنبه های زندگی موفق باشیم🥰پس همت میخاد .تو بخواه که خواستن توانستنه🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/04/31 18:44
      مدت عضویت: 158 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 396 کلمه

      سلام
      این فایل میخواست چیزیو ب ما بگه اینک فرمول های اشتباه باعث شدن ک ما رفتار های اشتباه داشته باشیم ک اونم واکنش جسم دو ب دنبال داره
      اینک ما باید کنترل خوردنمون دست خودمون باشه و در عمل این کار اجرایی کنیم من خودم ب شخصه نقطه سیری اصلا تشخیص نمیدم و از شکم درد اینو میفهمم ولی تو اینک الان گشنم نیس نمیخورم پیشرفت کردم واقعا چرا مای چیزیو ک خدا خلق کرده برای ادامه حیات برای لدت اونو برابر میکنیم با زجر و سختی چرا یچیزیو ک میخوریم باید اونقد بخورم ک شکمم درد بکنه چرا واقعا چرا ارزش خودمو نباید بدونم
      اینک استاد گفتن عقاید خانواده ما ب ما ب ارث رسیدن ایمان دارم بهش من پدر و مادر همش اینو نخور چاق میکنه نخور فلا میشه این غذا چربه الان شبه الان میخوابی تحرک نداری ورزش نداری اوف از فرمولهای ذهنی مزخرفی ک وارد ذهنم کردن من هنوزم از روغن میترسم اون ترسم ازش نریخته الان برادرکوچکم ک چاقه دقیقا بری بنشینی سر سفره قشنگ بچگی خودتو میبینی طفلک. بچه اونقدر گفتن ک ی هر لقمه رو با سرزنش میخوره هر وقت میبینمش اونقد ناراحت میشم ک نگو بچه دستشو ب هرچی میبره اولش میگن نخور کم بخور تپل شدی چاقی فلانی چی بگم اخه
      طفلک بچه اون روز میگف میخورم اونقدر گفتن گ بچه داره با لجاجت عذا میخوره
      تو عالم خودشونم میگن ما داریم لطف میکنیم
      چاقی بچه ی عیب بزرگ ی کار اشتباه انگار ک بچشون مریضه اینو میبین وا رفتارشون عدابش میدن اون روز داداشم میگف من میخورم چرا نخورم همش باید ورزش کنم هیچی نخورم همش عین چی بچه رو پیاده روی و ورزش میبرم انگار ک اسیر گرفتم تو پباده روی میگن تو یواش میای تو فلانی
      وخیلی. چیزهای اشتباه دیگه ک جز افسوس برا من چیزی نداره خود من واقعا غذای کمی میخورم از وقتی دارم رو نقطه سیری کار میکنم در حد دو قاشق میخورم واکنش بدنمو مبیبینم و میبینم همش این فرمولهای اشتباه کردن رومخم
      مبدونم ک خدا کمکم میکنه منم ب دادشم بزرگ شد کمک میکنم
      استاد عزیز کاش بهمون یاد بدید چطور با بچه هامون دست رفتار کردن در برابر غذا رو یاد بدبم لطفا ی لایو ی فایل در موردش بگید ک منم داداشم ب زبون خودش راهنمای کنم ی جوری ک بفهمه این فرمولا نرن تو مخش
      سپاس
      یک دنیا ممنون باعث حرف هایی ک فقط شما درک میکنید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/13 13:22
      مدت عضویت: 408 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,161 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم
      جلسه ی نوزدهم: فرمول های ذهنی چاق کننده رو بشناسید.
      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
      من میخواهم در این قسمت درس هایی رو که تا این جلسه یاد گرفتم و دارم روشون تمرین میکنم بنویسم تا یک جمع بندی در ذهنم بشوند و بتونم بیشتر روشون تمرکز داشته باشم، البته با اجازه ی شما استاد عزیزم
      اول از همه من در این دوره باور پیدا کردم که تنها راه لاغری من از طریق ذهنم هست، همانطور که من از طریق ذهن به اسانی و با لذت چاق شدم میتونم از طریق همین ذهن با آسانی و با لذت لاغر شوم. و هیچ راه دیگه ای نمیتونه من رو لاغر کنه. رژیم و ورزش جزء عوامل بیرونی هستند و هرگز نمیتونن من رو لاغر کنن یا از همه مهمتر لاغر نگه دارند تا زمانیکه که ذهن من همکاری نکنه هیچ اتفاقی نمیوفته، و رژیم و ورزش تصمیماتی هستند که من با ذهن خوداگاهم برای فرار از رنج چاقی میگیریم در حالیکه ذهن من همچنان از خوردن بیشتر، و امتحان مزه های مختلف و شیرینیجات و …. لذت میبره و نمیخواد که این لذت رو از دست بده و میخواهد که این لذت رو داشته باشه و البته بیشترش هم کنه با فراهم کردن موقعیت هایی که مواد غذایی بیشتر رو در دسترس من قرار بده و به من یاداوری کنه که مثلا فلان خوراکی هم در فلان جا هست که هنوز نخوردیش برو بخورش خیلی خوشمزست😋😋 و در این جنگ بین خوداگاه و ذهن صدالبته که ذهن پیروز است و در جایی ما بالاخره رژیم رو میشکنیم یا ورزش رو کنار میزاریم چون لذتی برای ذهن ما نداشتن و ما به زور داشتیم کارایی رو انجام میدادیم که دوست نداشتیم ولی فکر میکردیم که ما رو به اهدافمون میرسونن، پس نتیجه میگیریم که برای لاغر شدن باید خوداگاه و ذهن ناخوداگاه ما باید در یک راستا و همسو با هم باشند تا ما بتونیم مسیر رو ادامه بدهیم و به خواستمون برسیم، حالا چطور بتونیم ذهن ناخوداگاهمون رو با خوداگاهمون در یک راستا کنیم؟ با اموزش هایی که به ذهنمون میدیم، با پرده هایی که از جلوی چشمش برمیداریم، با منطق هایی که براش میاریم، با مهربانی و دادن وعده ی لذت هایی که لاغری براش به ارمغان میاره، با نشان دادن زشتی بعضی از رفتارها و نمایان کردن چهره ی واقعی و زشت اون رفتار از پشت پرده ای که اون رو طبیعی و زیبا میدونست، با رها کردنش از فکر کردن به خوردن و …..
      حالا این اموزش هایی که تا اینجا به ذهن دادیم چیا هستند؟
      ۱_ ترس از خوردن، همه ما چاق ها خوراکی ها رو به دو دسته ی خوب و بد تقسیم کردیم و در ذهن ما تقریبا بیشتر خوراکی ها چاق کننده هستند مثل برنج، مثل نون، مثل شیرینیجات، مثل فست فود و …. و ما از خوردنشون میترسیم در حالیکه همه ی ما در اطرافمون کسانی رو داریم که از این مواد غذایی استفاده میکنند و لاغرند، اینجا به ذهن اموزش میدهیم با منطق که هیچ ماده ی خوراکی چاق کننده یا لاغر کننده نیست و استفاده ی نادرست ما از این مواد خوراکیه که ما رو چاق کرده، پس هیچ ترسی از خوردن وجود نداره و باید به بدنمون اطمینان کنیم که خودش میدونه از هر غذایی به چه اندازه بخوره تا همیشه متناسب بمونه.
      ۲_ تا اینجا یاد گرفتیم که زمانی غذا بخوریم که گرسنه بشیم و این گرسنگی با علائمی مثل حالت ضعف و صدای شکم خودش رو نشون میده و کم کم شروع میشه. مثلا من قبلنا اصلا از گرسنه شدن میترسیدم میگفتم وای گرسنه شدم الان هر چی دم و دستم اومد رو میخورم، در حالیکه الان مشتاقانه صبر میکنم گرسنه بشم چون میدونم اونوقت هیچ محدودیتی نیست و میتونم اندازه ی نیازم بخورم و اینکه تا زمانی میخورم که احساس گرسنگی برطرف بشه و هنوز احساس سبکی داشته باشم ( معمولا اگر تا زمانی که سیر نشدی دست از غذا خوردن بکشی بیست دقیقه بعد متوجه میشی که چکار خوبی کردی چون کاملا سیر شده بودی و این پیغام به مغ رسیده).
      ۳_ یاد گرفتیم که ما معتاد به خوردن شدیم و همانطور که کسی که معتاد به مواد مخدر است از روی ظاهرش میشه متوجه شد هم اینکه معتاده و هم اینکه اعتیادش چقدر سنگینه، ما هم از روی ظاهرمون میتونیم بفهمیم که چقدر معتادیم و اعتیادمون چقدر سنگینه، و چون هیچ قانونی برای اعتیاد به مواد خوراکی وجود نداره این ما خودمون هستیم که باید قوانینی رو برای خودمون وضع کنیم. قوانینی مثل اصرار کردن به دیگران و مخصوصا بچه هامون برای بیشتر خوردن ممنوع، قوانینی مثل بیشتر از حد نیاز خوردن چون حیفه چون نعمت خداست چون پول براش دادیم، چون خوش اب و رنگه، چون نخوریم ناراحت میشن، چون میخوایم تو خوردن همرایش کنیم تنها نخوره و ….. ممنوع است. قوانینی مثل پرخوری بعد از خوردن غذا و فقط از روی هوس ممنوع است. خوردن به خاطره خستگی، بی حوصلگی، ناراحتی، شادی و …ممنوع است.
      ۴_ در رابطه با هوس ها مثل خوردن شیرینیجات، کیک و شکلات و اجیل و میوه …. چیزی که من تا اینجا درک کردم مثلا وقتی غذا خوردی و سیری دلیلی نداره بری بخوری، ولی اگر خیلی هوس کردی و دوست دادی بخوری و از اونجا که جنگیدن با ذهن بی فایده است میتونی به اندازه ای که حس خوب و ارضا شدنی بهت میده بخوری، به امید روزی که اصلا ذهن من فرمان خوردن این چیزا رو صادر نکنه ( استاد عزیزم ازتون ممنون میشم که یک فایلی در مورد این هوس خوردن چیزایی غیر از غذا بزارید مثل شیرینیجات، مثل کیک و تنقلات و چیپس و … که چه فرمولی رو به ذهنمون بدیم که اینقدر فرمان خوردن این خوراکی ها رو نده، پیشاپیش سپاسگزارم)
      ۵_ زیاد به خوردن، و چی بخورم و چی نخورم و کجا برم کجا بشینم و چی بخورم فکر نکنیم و بیشتر در لحظه باشیم. و اینقدر برنامه ریزی برای خوردن نکنیم.
      ۶_ از خودمون انتظار لاغری داشته باشیم، و چون این روش سادست و سختی و رژیمی نداره فکر نکنیم حقمون نیست لاغر بشیم یا لاغر شدن سختر از این حرفاست، با نگاه کردن به استاد و دیگر شگفتی سازان به خودمون بقبولونیم باید از این راه لاغر بشیم و تا حالا مسیر رو اشتباه میرفتیم، مسیر به همین سادگیست و حق ما لاغر شدن و لاغر بودن است تا زمانی که زنده ایم و این توقع رو از خودمون داشته باشیم.
      ۷_ و اخرین مطلبی که الان یاد گرفتم اینکه رفتار پرخوری که باعث میشه شکممون درد بگیره و بهش فشار بیاد رو کنار بزاریم و در صورت انجام دادن اینکار خودمون رو توبیخ و تنبیه کنیم و از خودمون انتظار تکرار این رفتار رو نداشته باشیم و بالعکس اگر درست رفتار کردیم خودمون رو تشویق کنیم. و همچنین اجازه ندیم که مواد خوراکی و مقدارشون در بسته بندیها برای ما تصمیم بگیرن که چقدر بخوریم ، مثلا یه پیتزای یک نفره رو کامل بخوریم چون میگن یک نفره ست دیگه بجای اینکار به بدنمون و نیازمون توجه کنیم و جایی که احساس رضایت و سیری کردیم از خوردن دست بکشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/13 17:51
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        جمع بندی و ذکر نکات ضروری را به شکل عالی انجام دادید
        خوشحالم که در مسیر صحیح در حال حرکت کردن هستید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/12 00:53
      مدت عضویت: 507 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 557 کلمه

      سلام گام ۱۹در مسیر لاغری من 😊☺

       

      نکات طلایی فایل ۱۹👇😍

      ما افراد چاق مدیریتی روی مواد غذایمون نداریم این مواد غذایی هستند که خوردن مارو کنترل میکنند و برای ما برنامه ریزی میکنند هر غذایی به چه مقدار مصرف کنیم 

       

      ما مسئولیت خوردن خودمان رو نداریم این موادغذایی هستند که برای ما برنامه ریزی میکنند که چهه مقدار ازهر غذایی بخوریم 

       

      هرموضوعی که یک واکنش عصبی در ما ایجاد میکنه تاثیر داره روی خوردن ما

      تفاوت افرادچاق و متناسب در فرمول ها ذهنی این افراد است که با توجه به فرمول ها ذهنی افراد جسم افرادم تغییر کرده یکی چاق شده یکی متناسب تفاوت در رفتار باعث تفاوت جسمی هم شده 

       

      مغز ما براساس فرمول ها ذهنی دستور میده و ما رفتار میکنیم و باعث چاقی یا لاغری ما میشه هیچ چیزی مارو چاق نکرده جز فرمول ها ذهنی 

       

       

       

      خیلی روش ها رفتم شکست خوردم و به این نتیجه رسیدم که من توانایی لاغر شدن ندارم و نمیدونستم که من مسیر اشتباه رفتم یعنی بدن من توانایی لاغرشدن دارد فقط باید مسیر صحیح انتخاب کنیم 

       

       

      در ذهن یک فرد چاق سیر شدن برابر با یک واکنش جسمی است مث خفگی درد شکم و این فوق العاده خطرناکه احساس درد خفگی نقطه سیری میدونن افراد چاق

      اما یک فرد متناسب به هیچ وجه به این حالت نمیرسه وقتی فرد متناسب غذا میخوره بعدش هیچ احساس سنگینی خفگی نداره چون به اندازه نیازش میخوره 

      غذا خوردن یک فرد متناسب مث سایر اعمالشه مث نفس کشیدنشه مث پلک زدنشه …

      فرد چاق در نفس کشیدن پلک زدن ..بهش فشار نمیاد ولی چرا در خوددن باید فشار احساس کنیم چون ذهن پر میکنیم سیر شدن یعنی یک تغییر فیزیکی در بدن ما شکل گرفتن

       

      از امروز سعی کنیم به حدی بخوریم که اون فشار جسمی به ما تحمیل نشه یعنی قبل از فشار ما دست از خوردن برداریم اصلا نباید توجه کنیم چه غذایی میخوریم در چه رستورانی هستیم در چه مهمانی هستی 

      غذا رو باید به عنوان یک ماده که نیاز بدن ما رو تامین میکنه برای ما معنا داشته باشه نهه به عنوان رفع خستگی، رفع ناراحتی، واسه شاد نشان دادن خودمان ،جبران کردن ،تلافی در اوردن ،نذر است گناهه باید حتما بخورم ،حالا سالی یکبار این اتفاق میفته برم رستوران ،پولش دادم،این اشتباه است این نگاه کردن به غذا باعث مشکلات پرخوری چاقی میشه 

      ما باید غذا به عنوان ماده ای که نیاز بدن تامین میکنه مصرف کنیم به حد نیاز همین مثلا وقتی تشنه هستی با اب روبه رو میشی یک لیوان اب بخوری تشنگیت رفع میشه حول نمیزنی واسه اینکه بیشتربخورم نکنه کم بیاد فقط واسه اینکه نیازت برطرف بشه مصرف میکنی غذا خوردنم باید همین نگاه داشته باشیم که غذا فقط واسه رفع نیاز بدن است همین نه واسه خستگی تفریح ناراحتی شادی است 

       

      اگه هر روز سعی کنیم به حدی بخوریم که به اون حس سنگین پرخوری نرسیم خود به خود لاغر میشیم 

       

      اگه بیشتر حد خوردم به اون حس زشت سنگینی رسیدم باید خودم تنبی کنم و در حد نیاز خوردم خودم تشویق کنم چون حیواناتم پرخوری نمیکنن پس چرا ما که اشرف مخلوقات هستیم باید پرخوری کنیم و به اون حس بد برسیم 

      ما باید در شان یک انسان رفتار کنیم اجازه ندیم غذاها برای ما تصمیم بگیرند بسته بندی غذاها میزان خوردن ما رو تعیین کنند 

       

      پس این تمرینم انجام بدیم در حد نیازمان بخوریم و قبل از خفگی سنگینی دست برداریم از،خوردن و نگاهمان به غذا به عنوان رفع نیاز بدن باشه همین 

       

      شاد شاد شاد باشید 😀😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/10 21:34
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,057 کلمه

      💝💝💝 به نام خداوند رنگین کمان                  فروزنده ی روز و شب ، آسمان 💝💝💝 

       

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم ⚘⚘⚘ 

       

      گام نوزدهم : فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم 

       

      فایل امروز به ما کمک می کنه که بتونیم روی خوردنمون مدیریت کنیم و این مهمترین موضوعه 😍😍😍 

       

      برداشت من از این فایل :

       

      افراد چاق مدیریتی رو غذاخوردنشون ندارن و به جای اینکه خودشون مسئولیت غذا خوردنشون رو به عهده بگیرن این مسئولیت مهم رو سپردن به دست یک مدیر نالایق یعنی مواد غذایی ! 🙄🙄🙄

       

      این افراد مدیریت غذا خوردن خودشون رو گذاشتند به عهده ی مواد غذایی و این مواد غذایی هستند که تصمیم می گیرن کی و به چه مقدار باید ازشون بخورن ! 😳😳😳

       

      افراد چاق از غذاها به عنوان ابزار استفاده می کنند و یاد گرفته اند که تمام خلاء های احساسی خودشون رو با خوردن پر کنند ! 😟😟😟

       

      وقتی ناراحتند می خورند که کمی از غصه شون کم بشه و کمی شاد بشن ! یعنی احساس ناراحتی و غم اندوه رو با خوردن می خوان برطرف کنند ! 

      وقتی خوشحالند می خورند که شادیشون بیشتر بشه ! 

      وقتی استرس دارند می خورن که آروم بشن !

      وقتی حوصله شون سر میره می خورند که حوصله شون بیاد سرجاش ! 

      وقتی خسته ان می خورند که خستگی شون در بره ! 

      وقتی مریض میشن بیشتر می خورن که زودتر حالشون خوب بشه ! 

      وقتی افسرده ان می خورن که حال روحیشون خوب بشه ! 

      وقتی می خوان کار کنند می خورند که جون داشته باشن کار کنند ! 

      وقتی عصبانی میشن می خورن که آروم بشن ! 

      وقتی کارشون تموم میشه می خورن که انرژی به بدنشون برگرده ! 

      وقتی میرن مهمونی می خورن که صاحبخونه بهش برنخوره ! 

      وقتی میرن مهمونی بیشتر می خورن که خوردن صاحبخونه رو تلافی کنند ! 

      وقتی براشون مهمون میاد می خورن که مهمون احساس غریبی نکنه ! 

      وقتی سیرن و یک غذای نذری براشون میارن می خورن به خاطر تبرکش ! 

      وقتی میرن مراسم ختم به خاطر ثوابش می خورن ! که برسه به روح اون مرحوم ! 

      وقتی سیر میشن ولی هنوز ته بشقابشون غذاست به زور می خورن که اسراف نشه ! 

      وقتی خوابشون میاد می خورن که خواب از سرشون بپره ! 

      وقتی میرن سفر بیشتر می خورن که بیشتر بهشون خوش بگذره ! 

      وقتی می خوان برن پارک یا پیک نیک مقدار زیادی غذا و خوراکی با خودشون می برن و بیشتر ار وقتای دیگه می خورن که شادیشون تکمیل بشه ! 

      وقتی می خوان مهمونشون رو تحویل بگیرن سفره ی رنگین براش می اندازن و با تهیه ی انواع خوراکی ها می خوان به مهمونشون هم بیشتر خوش بگذره ! 

      وقتی با غذای مورد علاقه شون مواجه میشن در حد انفجار می خورند !

      وقتی میرن رستوران بیشتر می خورن که پولشون حروم نشه ! و …

      مثال هایی که در بالا زدم معمولاً همش در یک شخص نیست و ممکنه در یک فرد چاق فقط چند تاش وجود داشته باشه  ولی اینها رفتارهای اشتباه چاق کننده است که خودم با دقت  در رفتار افراد چاق مشاهده کردم ! 

       

      اما وقتی به رفتار افراد لاغر دقت کردم دیدم به هیچ وجه اینطور رفتار نمی کنند ! و در خیلی از موارد کاملاً برعکس ! 

      مثلاً : 

      وقتی ناراحتن هیچ غذایی از گلوشون پایین نمیره ! 

      وقتی عصبی میشن راه گلوشون به طور کل بسته میشه ! 

      وقتی مریض میشن اشتهاشون کور میشه ! 

      وقتی خبر خوش بهشون میرسه و هیجان دارند نمی تونن غذا بخورن ! 

      وقتی میرن پیک نیک یا تفریح هم فقط به اندازه ی نیاز بدنشون غذا می خورن و از غذا به عنوان ابزاری برای شادی بیشتر استفاده نمی کنند ! 

      وقتی افسرده ان میلشون به غذا کاهش پیدا می کنه ! 

      وقتی از مسئله ای شادن از شدت هیجان نمی تونن غذا بخورند ! 

      وقتی زیاد کار کرده باشن از شدت خستگی نا ندارن غذا بخورند و به جای خوردن کمی می خوابن تا خستگیشون در بره ! و… 

       

      نتیجه گیری از این قسمت : 

      ما باید خودمون کنترل غذا خوردنمون رو بدست بگیریم و برای غذا خوردنمون تصمیم بگیریم و وقتی با  غذا یا خوراکی مورد علاقه مون روبرو میشیم رفتار درست رو از خودمون نشون بدیم و اگر واقعاً گرسنه بودیم فقط به اندازه ی نیاز بدنمون بخوریم 

      بسیاری از واکنش های رفتاری ما به مواد غذایی به علت فرمولهای اشتباه ذهنی به وجود اومده 

       

      مثلا : بعضی از افراد چاق این فرمول اشتباه رو در ذهنشون دارن که عصبانیت باعث پرخوری میشه و وقتی عصبی میشن ناخودآگاه می خورن ! 

       

      یا بعضی از افراد چاق غصه خوردن رو عامل چاقی می دونن !

      و وقتی غصه می خورن ناخودآگاه پرخوری می کنن و فکر می کنن غصه چاقشون کرده ! 

       

      جالب اینجاست که افراد لاغر هم دقیقاً بر عکس این فمول رو در ذهنشون دارن و می گن غصه می خوریم سیر میشیم دیگه نمی تونیم غذا بخوریم ! 

       

       خود غصه که توانایی چاق و لاغر کردن افراد رو نداره بلکه اون فرمول ذهنی که در ذهن افراد در مواجهه با غصه خوردن ذخیره شده در زمان مواجه شدن با غصه باعث میشه برامون تصمیم بگیره که بخوریم با نخوریم !!! 

       

      نتیجه گیری ار این قسمت : 

      ما نباید به هیچ عامل بیرونی اجازه بدیم که غذا خوردنمون رو کنترل کنه و فقط خودمون باید برای خوردن خودمون تصمیم بگیریم ! 

      ما خیلی انسان هاب توانمندی هستیم که بارها و بارها رژیم گرفتیم و خیلی روشهای سخت دیگه برای لاغری انجام دادیم ولی چون روشمون اشتباه بوده شکست خوردیم اما دوباره تلاش کردیم ! 💪💪💪

       

      اگر ضعیف بودیم با یکی دو بار شکست خسته می شدیم و دیگه تلاشی برای لاغر شدن نمی کردیم ! 

      پس هر چی تعداد شکست هامون بیشتر باشه ما توانمند تریم ! 🥰🥰🥰 

       

      حتی حیوانات وحشی هم وقتی سیر باشن و با غذاشون مواجه بشن شکارش نمی کنن و به این فکر نمی کنندکه شاید فردا دیگه این غذا گیرم نیاد ! 

       

      فقط وقتی گرسنه باشن به دنبال شکار میرن و هیچ عامل بیرونی در خوردنشون دخیل نیست و ما در طبیعت حیوان چاق پیدا نمی کنیم چون اونا ذهن ندارن که بتونن برای خوردنشون برنامه ریزی کنن بلکه به صورت غریضی این کار رو انجام می دن ! 

       

      انسان ها اشرف مخلوقات هستند و فقط انسانها هستند که ذهن دارن و از بین نیازهاشون فقط غذا خوردنشون به عهده ی خودشونه و باقی نیازها مثل نفس کشیدن ، پلک زدن ، ضربان قلب و … به صورت غیر ارادی انجام میشه ! 

       

      غذا خوردن هم یک نیازه مثل بقیه ی نیازهای بدن پس چرا ما نمی تونیم کنترل همین یک نیاز رو درست انجام بدیم ؟ چرا با خودمون نمیگیم امروز یکم بیشتر نفس بکشم چون هوا خوبه ؟ یا چرا این الگوی ذهنی رو نداریم که مثلاً وقتی من عصبانی میشم بیشتر نفس می کشم یا بیشتر پلک میزنم ؟! 

       

      افراد چاق متوجه پیغام سیری نیستند و در واقع زمان سیر شدنشون  رو بلد نیستند و فکر می کنن سیر شدن باید به صورت یک واکنش فیزیکی در بدنشون باشه که باعث درد در یک ناحیه از بدن باشه مثل فشار شکم ! 

       

      نتیجه گیری این قسمت : 

      باید فشار شکم اینقدر در نظر ما زشت و نا پسند و زننده بشه که دیگه به خودمون اجازه ندیم به اون حد از سیری برسیم و دچار فشار شکم بشیم و اگر زمانی دچار فشار شکم شدیم باید ذهنمون رو تنبیه کنیم و اشتباه برداشت نکنیم که بگیم نباید خودمون رو سرزنش کنیم ! 

      این سرزنش نیست بلکه تنبیهه ! ذهن ما گاهی به تنبیه نیاز داره که دیگه یک اشتباه رو تکرار نکنه ! نمیشه که هر بار این اشتباه رو تکرار کنیم و بگیم مهم نیست اشکالی نداره و دوباره تکرار کنیم اشتباهمون رو !

       پس اگر به این نقطه از سیری رسیدیم که باعث درد در بدن یا همان فشار شکم شد باید حتی به خودمون القاب بد بدیم و به خودمون نهیب بزنیم که دیگه این کار رو تکرار نکنیم 

      و در مقابل اگر هر بار هم که به اندازه غذا خوردیم و رفتار درستی رو نشون دادیم خودمون رو تشویق کنیم تا اگیزه بگیریم که همیشه بهتر رفتار کنیم ! 

      افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح هیچ وقت به این نقطه از سیری نمیرسن که به صورت واکنش فیزیکی در بدن مواجه بشن و وقتی غذا خوردنشون تموم میشه و دست از غذا می کشن هیچ گونه حس سنگینی در بدنشون ندارن ! 

       

      اجازه ندیم که بسته بندی غذاها ما رو گول بزنند و بگیم چون ۸ برش پیتزا برای یک نفره پس من باید همه شو بخورم ! 

      گول بسته بندی مواد غذایی رو نخورید که خیلی خطرناکه ! 

       

       افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح اصلاً به بسته بندی غذا یا مقدار پرسی که برای یک نفر در نظر گرفته شده توجهی ندارند و فقط به پیغام سیری خودشون توجه می کنن و به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کردند دست از غذا می کشن ! 

       

      و اینکه افراد لاغر با رفتار صحیح غذایی به تنوع غذاهایی در سفره یا میز غذا و مهمونی ها توجه ندارند و فقط از یک مدل غذا اون هم به اندازه ی نیاز بدنشون می خورند ! 

       

      افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح وقتی سیر باشن و خوراکی مورد علاقه شون بهشون تعارف بشه خیلی راحت ازش می گذرند و نمی خورن و براشون مهم نیست که اگر الان خورن دیگه ممکنه گیرشون نیاد ! 

      نتیجه گیری این قسمت : 

      ما باید رفتار غذاییمون انسانی باشه و در مواجهه با مواد غذایی مثل یک انسان واقعی رفتار کنیم چون ما اشرف مخلوقات هستیم و قطعاً می تونیم درست رفتار کنیم و مشکلمون این بوده که فقط تا حالا یاد نگرفته بودیم درست رفتار کنیم ! 

      ما در سایر روش های لاغری تلاش زیادی کردیم و نتیجه نگرفتیم که البته همه اشتباه بوده و تقصیر ما نبوده که نتیجه نگرفتیم اما اگر فقط ۱۰ درصد اون تلاشی که برای روش های دیگه کردیم صرف این روش کنیم قطعاً نتیجه می گیریم 😍😍😍 

      مطالب مهم متن استاد : 

       

      دلیل چاق شدن افراد چاق به خاطر ارث و ژنتیک 

      یا پایین بودن سوخت و ساز بدن و … نیست بلکه به علت فرمولهای ذهنی چاق کننده ست که در ذهن آنها ذخیره شده و سالیان سال از آنها در زندگی روزمره استفاده می کنند ! 

       

      علت چاقی همه ی ما به دلیل فرمولهای چاق کننده ذهنمون بود اما هر وقت خواستیم لاغر بشیم رفتیم به سراغ تغییر رفتارهای چاق کننده ی خودمون !

       

      هروقت به مطب پزشکان تغذیه رفتیم علت چاقی ما رو زیاده روی در خوردن مواد غذایی و یا کم تحرکی و یا بیماری موروثی و یا کم کاری تیروئید و … دانسته اند ! 

      پزشکان همیشه علت را اشتباه تشخیص دادند و عوامل بیرونی رو مقصر چاقی ما معرفی کردند !  

      برای لاغر شدن به ما لیست برنامه ی غذایی دادند از باید ها و نبایدها ! و ما را وادار به رژیم و ورزش و … کردند !

       

      و تمام دلایل چاقی ما رو بر اساس جسم ما مشخص می کردند و هیچ کدام به فرمولهای ذهنی ما توجه نکردند !

       

      و ما هم طبق گفته های دیگران همیشه برای کم کردن وزن خودمون هر بار تصمیم می گرفتیم لاغر بشیم چند مواد غذایی رو از غذامون حذف می کردیم یا تحرکمون رو بیشتر می کردیم و انواع ورزشها و پیاده روی رو انجام میدادیم ! 

       

      مثال از خودم : یکی از روشهایی که برای لاغری انجام دادم یک رژیم بود از دکتر طب سنتی که خیلی از افراد چاق با انجامش لاغر شده بودند ولی من در زمانی این کار رو انجام دادم که به شدت نسبت به لاغر شدن نا امید شده بودم و دیگه هیچ روشی روم جواب نمیداد ! 

       

      خلاصه به خودم گفتم منکه اینهمه کار رو برای لاغری انجام دادم اینم روش و رفتم و با هزینه ی خیلی بالا داروها و نون جو و چند ماده ی غذایی دیگه که دستورش رو گفته بود تهیه کردم و برای من نون و برنج و قند و شکر و روغن و غذاهای پختنی منع شد و گفت اگر نخوری بهتر نتیجه می گیری ! 

       

      من هم دقیق طبق برنامه عمل کردم و مدت رژیم اول ۴۰ روز بود و قرار بود من در این ۴۰ روز ۱۰ الی ۱۵ کیلو کم کنم و خیلی خوشحال بودم و همه ی سختیهای رژیمم رو به جون خریدم برای غذا فقط نون جو می خوردم با ارده با شیره ی انگور یا نون و پنیر و سیاهدانه یا تخم مرغ آبپز و یا یک تکه مرغ یا گوشت گوسفندی آبپز یا سوپ و … که هر لقمه رو باید ۴۰ بار می جویدم 🤕🤕🤕 

       

      و چندین داروی بدمزه و عذاب آور که هم تهیه اش خیلی سخت بود و هم خوردنش که من روزی ۴ بار باید از هر کدام از داروها می خوردم 🤢🤢🤢 

       

      و سخت ترین قسمتش این بود که باید یک ژل چربی سوز بسیار چرب و بد بو رو به شکم و پهلو می مالیدم و دور تا دورش رو چندین لایه پلاستیک و سفره یکبار مصرف می بستم و بعد دو تا چادر رو باید جوری سفت به خودم می پیچیدم که نفسم حبس بشه 😬😬😬 

       

      و بعد به مدت ۲۰ الی ۴۰ دقیقه بسته به توان خودم پیاده روی خیلی سریع می کردم تا خیس عرق بشم 😥😥😥 

       

      وقتی ورزشم هم تموم میشد بلافاصله باید میرفتم حمام و دوش آب گرم می گرفتم و نا گفته نماند که پاک کردن چربی اون ژل چربی سوز سخت ترین کار رژیم بود که هر چی با صابون و لیف خودم رو می شستم بز هم چرب بود 😢😢😢 

       

      ولی وقتی سفره و پلاستیکها رو از دور شکم و پهلوهام می کندم برام عجیب بود انگار یک پارچ آب جمع شده بود توش 😶😶😶 ولی با تمام این کارهایی که در مدت ۴۰ روز انجام دادم و واقعاً یکی از سخت ترین رژیمهام بود حتی یک کیلو هم کاهش وزن نداشتم 😫😫😫 

       

      و من در لون زمان خیلی خیلی افکارم در مورد چاقیم منفی بود و به شدت از خودم عصبی بودم و واقعاً با خودم سر جنگ داشتم و موقع پیاده روی مرتب به خودم بد و بیراه می گفتم چون چند نفر حرفهایی بهم زده بودند که برآم فوق العاده گرون تموم شده بود و من می خواستم لاغر بشم تا مشت محکمی به دهان یاوه گویان بزنم !

       

      الان که خوب فکر می کنم می بینم بار اولی که پیش دکتر تغذیه رفتم خیلی سریع و راحت وزنم پایین اومد که همه ی خواهرام و مامانم به من غبطه می خوردند که چطور با اینکه کمتر از اونا رعایت کردم و غذام بیشتر از اونا بود در طول ۳ ماه ۱۵ کیلو کم کردم ؟! 🤔🤔🤔 

       

      من الان علتش رو می دونم چون من در اون زمان حق طبیعی خودم می دونستم که وقتی ورزش کنم و رژیم بگیرم صد در صد باید لاغر بشم و به اندازه ی مادر و خواهرانم الگوی ذهنی چاق کننده در ذهنم نداشتم برای همین زود لاغر شدم 

       

      مسئله دیگه این بود که من اون زمان علت چاقیم رو بیشتر پر خوری و خوردن مواد غذایی چاق کننده می دونستم مثل نوشابه ، سس مایونز ، انواع شیرینی ، شکلات ، برنج ، نون ، فست فود ، تنقلات ، روغن و غذاهای سرخ کرده و … می دونستم و در طول رژیم تمام این غذاها یا محدود بود یا موادی مثل شیرینی و شکلات کاملاً حذف بود 

       

      پس من باید لاغر میشدم و چقدر جالب بود که بار دوم که همین رژیم رو گرفتم البته با برنامه غذایی محدودتر و رعایت خیلی دقیق تر در طول ۳ ماه ۹ کیلو کم کردم چون در اون زمان چند دلیل مخرب دیگه به فرمولهای ذهنیم اضافه شده بود ! 

       

      اون هم کم خونی و کم کاری تیروئید و دو بار سزارین و … بود که اجازه نمی داد وزنم کم بشه ! 

       

      آخه رژیم همون رژیم بود با محدودیت بیشتر ! 

      بدن هم همون بدن بود ! 

      اما ذهن همون ذهن نبود ! و چند تا خط سیاه دیگه روش کشیده شده بود ! برای همین اینبار با تلاش بیشتر هم خیلی کمتر نتیجه گرفتم !

      هرچه فرمول های بیشتری درباره تاثیر مواد غذایی بر جسم در ذهن من ایجاد می شد ترس من از خوردن مواد غذایی بیشتر می شد و انتظار چاق تر شدن را داشتم.

      در این شرایط اگر می خواستم لاغر بشم باید از اون مواد غذایی که آنها را باعث و بانی چاقی خودم می دانستم مصرف نکنم و به مرور لیست مواد غذایی چاق کننده به حدی زیاد شد که دیگر ماده غذایی باقی نمانده بود که درباره آن تصور چاق کنندگی نداشته باشم ! 

       

      کار به جای رسید که دیگه نمی دونستم اگر بخوام چاق نشم از چه ماده ی غذایی باید بخورم چون تقریبا همه مواد غذایی را چاق کننده می دونستم ! 

      مثلاً من قبلاً دیگه میوه رو چاق کننده نمی دونستم ! ولی بعد به لطف دکتر تغذیه متوجه شدم حتی اب هم چاق کننده ست ! 😏😏😏 

       

       در اون روزها دلیل این تفاوت در رفتار خودم با دیگران را استعداد چاقی می دونستم که اونا این استعداد را ندارند اما من سرشار از استعداد چاقی ام ! 

       

      اما امروز به وضوح می دونم که دلیل تاثیر مواد غذایی در چاق تر شدن من و تاثیر نداشتن مواد غذایی در چاقی افراد لاغر  به دلیل تفاوت در فرمول های ذهنی من و آنها بوده است.

       

      در ذهن من بسیاری از مواد غذایی عامل چاقی تعریف شده بود اما در ذهن اونا اینطور نبود ! مثلاً همسرم هم از تمام غذاهایی که من می خوردم می خورد ولی به شدت لاغر بود ! 

       

      و هر وقت اعتراض می کردم که چرا من آب هم بخورم چاق میشم می گفت تو استعداد چاقی داری و من چون به بابام رفتم چاق نمیشم ! 

      اگر شما تصور می کنید که چاقی ارثی است به این دلیل نیست که از طریق ژنتیک چاقی به شما منتقل شده باشد بلکه به این دلیل است که عقاید خانواده شما درباره چاقی به ذهن شما منتقل می شود.

      خانواده و اطرافیان ما دیدگاه های خود درباره موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند.

       

      زندگی ما در جنبه های مختلف شبیه خانواده مان است اما توجهی به موضوعات دیگر نداریم به همین دلیل تصور نمی کنیم که میزان موفقیت در شرایط مالی را از خاواده خود به ارث برده باشیم اما یقین داریم که چاقی از خانواده به ما ارث رسیده ! 

      البته همین عقیده ارثی بودن چاقی نیز از طریق خانواده به ما منتقل شده ! 

       

      اگر می خواهید به شکل ساده و آسان لاغر شوید باید مهارت شناسایی فرمول های چاق کننده را کسب کنید.

       

      ما باید تمام فرمولهایی که در ذهن خودمون ذخیره کردیم و به صورت یک باور چاق کننده در دهن ما در اومده شناسایی کنیم و با تکرار و تمرین اونها رو از بین ببریم !

       

      و بعد باورهای لاغر کننده رو در ذهنمون جایگزین باورهای چاق کننده کنیم . 

       

      برای انجام این کار یک راه بیشتر وجود ندارد و اون هم اینه که با دادن آموزش های درست و لاغر کننده به ذهن خودمون فرمولهای چاقی که از قبل در ذهن وجود داره رو غیر فعال کنیم . 

       

      و خیلی راحت و بی دردسر به هدف زیبای لاغری و تناسب اندام برسیم 😍😍😍 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/08 11:31
      مدت عضویت: 182 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,517 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام نوزدهم فرمول های ذهنی:

      یکی از مشکلات افراد چاق اینه که مدیریتی روی واکنش ها نسبت به مواد غذایی ندارن یعنی این مواد غذایی هستن که تصمیم میگیرن چقدر باید مصرف کنن! غذاهایی که بیشتر دوستدارن بیشتر مصرف میکنن و این مواد غذایی هستن که خوردن را مدیریت میکنن در واقع مسئولیتی را در قبال خوردن خودشان بر عهده ندارن و این مسئولیت را مواد غذایی بر عهده دارن و هر ماده غذایی به شکلی آن ها را تهدید میکنه به خوردن! 

      واکنش های روحی هم خیلی تاثیر گذارن، افرادی که فکر میکنن ناراحتی آن ها موجب پرخوریشون میشه طبعأ وقتی ناراحت هستن بیشتر میخورن، افرادی افسردگی یا خستگی یا هرچیزی که یک واکنش عصبی را در ما ایجاد میکنه را دلیل خوردنشون میدونن!

      تفاوت افراد چاق و متناسب در فرمول های ذهنی آن هاست!

      تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشه!

      ژنتیک و هورمون و محیط زندگی، بیماری، مصرف دارو و … توجیه خوبی برای اضافه وزن نیستن!

      ذهن مثل نوار خالی هست و این ما هستیم که میگیم به چه شکلی میخوایم رفتار کنیم و در ادامه مغز ما با استفاده از این فرمول های ذهنی به بدن واکنش میده و میگه که چطوری باید رفتار کنی و خیلی وقت ها موجب پرخوری میشه در صورتی که میدونیم سیر هستیم!

      وقتی این فرمول ها شناسایی و عوض بشه واکنش های رفتاری ما خود به خود عوض میشه و اصلا با رنج و محدودیت و ورزش سخت و این چیزا نیست! ما انسانیم عقل داریم اراده داریم خیلی راحت باید بتونیم مسئله ای که به ضرر ما هست را حل کنیم حالا اگه نمیتونیم بخاطر اینه که بلد نیستیم نه اینکه فکر کنی ضعیفی و اراده نداری و …!

      آدم ضعیف کسیه که یه بار دوبار که شکست خورد دیگه انجام نمیده و میگه من نمیتونم اما افرادی که روش های مختلف و هربار سخت تر را انجام دادن و فقط بخاطر روش اشتباه نتیجه نگرفتن این ها افراد توانمندی هستن و همه ما جز این افرادیم!

      مثلا من رژیم نگار را که گرفتم روز اول باید میوه میخورم و روز سوم سبزیجات و همش بقیه مسخرم میکردن و یا یه سری غذاها را اصلا نباید میخوردم و بقیه را نگاه میکردم الان که نگاه میکنم واقعاً همون مدت خوب اراده کرده بودم و واقعا توانمند بودم که تونستم تحمل کنم و انجام بدم فقط اون مسیر اشتباهی بود!

      اگه ده درصد توانایی برای کارهای قبلی را در مسیر ذهنی بذاریم مطمئنا نتیجه میگیریم🥰🏅

      همیشه هم در روش های قبلی خودمون را سرزنش کردیم که من نتونستم و ناتوانم چون تبلیغات و عکس ها لاغر شدن را نشون میداد!

      در روش ذهنی نتایج فقط کاهش وزن و سایز نیست و عوض شدن روحیه، کاهش استرس، بهتر شدن ارتباط با خود و درون، پذیرفتن خود و … بخشی از نتایج آن است!

      تفاوت رفتاری افراد چاق به جسمشان ضربه زده است و از حالت طبیعی خارج کرده است!

      اضافه وزن علاوه بر فشاری که به جسم میاره صدها برابر به ذهن فشار میاره و مختل میکنه همه چیز را!

      چرا افرادی که اضافه وزن دارن انقدر باید بخورن که از فشار جسمی بفهمن که دیگه سیرن و چرا از طریق ذهنی نمیتونن متوجه بشن که چقدر غذا خوردن و آیا این مقدار کافی بوده یا نیست؟! ولی افراد متناسب با غذاها اینطور برخورد نمیکنن؟! 

      درد زمانی ایجاد میشه که یه مشکلی برای بدن پیش اومده باشه مثلا چیزی به بدن برخورد کرده باشه یا ویروسی وارد بدن شده باشه یا مثلا با چاقو دستت ببری، بدن زمانی واکنش نشون میده که مشکلی وجود داشته باشه و به شکل جسمی واکنش نشون میده حتی زمانی که بدن به شدت گرسنه باشه بدن واکنش نشون میده مثلا صدا یا دردی چیزی به وجود میاد!! 

      هر باری که غذا میخوری و بدن واکنش میده چه از طریق فشار شکم و یا حس خفگی، ضربان قلب و تنفس، این ها نشون میده که ما اشتباه رفتار کردیم و داریم ضربه میزنیم به جسممون که داره واکنش میده به این شکل اما ما توجه نکردیم و فکر میکنیم این صحیحشه! در ذهن یک فرد چاق سیر شدن برابر با واکنش جسمیه و این فوق العاده خطرناکه!

      یک فرد متناسب هیچ احساس سنگینی بعد از غذا خوردن نداره، غذا خوردنش دقیقا مثل سایر اعمال بدنشه مثل تنفس کردنش پلک زدنش، فرد متناسب از تنفس کردن خسته نمیشه مثل ما که خسته نمیشیم و یا فشار به ریه نمیاد چون اتوماتیک داره انجام میشه اماااااا چرا از خوردن بهمون فشار میاد؟ چون اشتباها فکر میکنیم سیر شدن یعنی یک تغییر فیزیکی در بدن ما شکل گرفتن یعنی حتما باید به یه نقطه فشار بیاد تا مشخص بشه ما سیر شدیم و اگر ما از امروز به حدی غذا بخوریم که اون فشار به ما تحمیل نشه یعنی قبل از فشار از خوردن دست بکشین و اصلا براتون مهم نباشه که چه ماده غذایی را داری مصرف میکنی، در چه رستورانی داری غذا مصرف میکنی، در چه میهمانی هستی، غذا فقط باید ماده ای که برا رفع نیاز بدن شماست براتون مفهوم داشته باشه نه اینکه معنای لذت بردن، معنای ضربه زدن که اون اومد خونم خیلی خورد حالا منم بایدبخورم، فرصت خوبیه، پول دادم و… این نگاه کردن به غذا این مشکلات را برامون به وجود میاره!

      چرا وقتی یه هتل میری و پول میدی بیشتر نفس نمیکشی اونجا؟ همش تمرکزت رو خوردنه، اینکه مثلا فکر میکنی به اندازه ای که پول دادی باید غذا بخوری حالشونو بگیری، این چه دیدگاهیه داری؟ چرا اینجوری هستی؟ چرا از غذا به خیلی از عنوان های دیگه استفاده میکنی؟ برا تفریح غذا میخوری، برا ناراحتی، برا ضربه زدن به دیگران، برا سود کردن، براکه چیزی دور نریزیم، برا که گناه نکنیم، چرا اینجوری هستی؟ اگر بتونی این مسئله را رفع کنی خود به خود لاغری میشی👍✌️ یعنی هر بار که غذا میخوری به اون حس فشار نرسی! باید احساس سنگینی در ذهن شما زشت و زننده بشه و حس بدی را ایجاد کنه که به هیچ وجه اجازه نده به اون حد برسین!! اگر به این نقطه رسیدی با عناوین مختلف به خودت چیز بگو تو فلانی! این سرزنش نیست تنبیهه! ذهن ما نیاز داره به تنبیه وقتی یه رفتار اشتباه انجام میده ما نیاز داریم که ذهنمون را تنبیه کنیم پس چی خوبه؟! اینکه هربار پرخوری کنیم بگیم طفلکی اشکال نداره دفعه دیگه بازم میبینی تکرار میشه!!!!

      برای پرخوری باید حدی قرار داد و اگه از اون حد بیشتر خوردیم باید خودم را سرزنش کنم برای این رفتارم که چرا من اینجوری رفتار کردم مگه من انسان نیستم که دارم به این شکل رفتار میکنم؟! در طبیعت در حیوانات پرخوری معنا نداره اصلا؟! کدام حیوان را دیدین که بیشتر از نیاز بدنش مصرف کنه؟؟ درنده ترین حیوانات هم وقتی سیر بشن آرام میشن و دیگه به کسی حمله نمیکنن، حیوانی شکار نمیکنن مگر اینکه بخوان از خودشون دفاع کنن که به کسی صدمه بزنن و حمله کنن و الا برای خوردن نیست! پس چرا منکه انسان هستم هربار که غذا میخورم باید با این حالت از پای سفره بلند بشم؟؟ چرا به خودم نمیخوام توجه کنم ؟ چرا نمیخوام رفتار زشت خودم را تغییر بدم؟ چرا باید اینجوری باشه؟ چرا هرچی تو سفره هست را من باید بخورم؟ چرا هرچی غذا میمونه را من باید بخورم؟ اگر به این موضوع فکر کنید و از امروز سعی کنید یواش یواش این حالت سنگینی و سیر شدن بعد از غذا را از خودتون دور کنید و براش یه سری لقب ها در نظر بگیرید که اگه به اون حد رسیدی که به خودت یادآوری کنی که این رفتار اشتباه را انجام دادی بخاطر اینکه تشویق بشی دفعه بعد اون رفتار را انجام ندی! در مقابل هر بار هم که به اندازه غذا خوردی سبک بودی و احساس خوبی داشتی خودت را تشویق کن، یعنی برای رفتار خوبت خودت را تشویق کن برای رفتار بدت هم خودت را سرزنش کن که انگیزه بگیری برای بهتر شدن، که مشتاق بشی برای اینکه رفتار بهتری از خودت نشون بدی!

      این فرمول هم در ذهنت باشه که رفتار ما باید انسانی باشه، در شأن یک انسان باید رفتار کنیم و مراقب این موضوع باشید اجازه ندین غذاها برای شما حد و مرز خوردن را ایجاد کنن یا مشخص کنن، اجازه ندین بسته بندی های شرکت های مواد غذایی براتون حد مصرف تعیین کنن مثلا نوشابه ۳۳۰میلی لیتر بسته بندی کردن بگیم حتما برا یک نفره و من حتما باید اینو بخورم!!!

      کی اینو گفته که دیگران باید بسته بندی غذاها را برای شما میزانش را تعیین کنند؟ چه کسی گفته که مثلاً پیتزای یک نفره حتما باید ۸ برش یا انقدر وزنش باشه؟ چرا باید دیگران برای ما تعیین کنند؟ چرا یک فرد متناسب به میزان بسته بندی توجهی نمیکنه و مقداری که خودش نیاز داشته باشه میخوره؟ به حجم غذایی که براش سرو میشه اهمیتی نمیده و به مقداری که نیاز داره میخوره! چرا به تنوع غذایی که در سلف سرویس ها هست اهمیتی نمیده و به اندازه نیازش مصرف میکنه؟!

      اما یک فرد چاق همیشه دیگران براش تصمیم میگیرن که چقدر باید بخوره!! ما باید این رفتارمون را تغییر بدیم و هرروز یک گام به سمت بهتر شدن و متناسب شدن بر داریم و این خیلی به ما کمک میکنه که رفتار درستی داشته باشیم و از زندگی صحیحی که انجام میدیم لذت بیشتری ببریم!!!

      مه تاب متناسب و یک پرنسس که با ارامش غذا میخوره و در شأن خودش🥰🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
      1400/04/08 07:27
      مدت عضویت: 156 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 465 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤سلام و درود🌸

       

      رفتار ما باید انسانی باشد باید قدر این بدن و موهبت و نعمتی که خداوند در اختیار ما قرار داده را بدانیم و با رفتارهای اشتباه لیاقت آن را پایین نیاریم…

       

      ما یه انسان هستیم،،،من سنا اشرف مخلوقات هستم،،،سنا جانم تو روح پاک خدا هستی و لیاقت بهترین ها و عالی ترین هارو داری،،،نه اینکه هر ماده غذایی رو بخوری،غذایی که چند روزه مونده رو بخوری،،،اضافه غذا دیگران رو بخوری،،،غذا رو تا آخر بخوری بگی حیفه،،،،نه نه نه تو حرفی بدنت حیفه ،،،تو باید بهترین هارو بخوری و ارزش بهترین مواد غذایی رو داری😊

       

      تو به عنوان اشرف مخلوقات  نباید با غذا جوری رفتار کنی که باعث حال بد تو بشه،،،برعکس غذا برای نیاز بدن ما واجبه برای سلامتی و شادابی ما لازمه ما باید جوری غذا بخوریم که وقتی از سر سفره پامیشیم احساس عالی داشته باشیم لبخند بزنیم☺نه اینکه با دل درد و سنگینی یه گوشه بشینم منتظر یه چایی باشیم که شاید چایی فرجی بکنه تازه با اون همه غذایی که خوردیم حتما هم با چایی باید یه شکلاتی شیرینی و…چیزی بخوریم که بهتر نمیشیم که هیچ بدترم میشیم و تو این زمان فقط کافیه یکی صدامون بزنه بیا که با عصبانیت ما مواجه میشه،به جای اینکه از خودمون ناراحت باشیم که چرا انقد زیاد خوردیم از طرف مقابل ناراحتیم که چرا مارو صدا زده تازه غذا خوردم😐

       

      من به شخصه چند روزه این تمرین رو دارم انجام میدم ونتایج رو میبینم،،،زمانایی که صد در صد تمرین رو درست انجام میدم و به محض احساس سیری دست از غذا میکشم چه از لحاظ روحی چه جسمی خیلی سرحال و شاداب هستم…ولیییی زمانی که نود درصد تمرین رو درست انجام میدم و فقط ده درصد بیشتر میخورم،حتی یه لقمه بیشتر قشنگ اون احساس دل درد و سنگینی رو دارم و به خودم تذکر میدم که نگاه کن حتی اون یه لقمه بیشتر باعث واکنش فیزیکی توی معده تو شده یعنی مازاد نیاز بدنت خوردی و دفعه دیگه سعی کن صد در صد انجام بدی….

       

       

      خدارو شکر من با این تمرین حالم خیلی خوبه که هر موقع گرسنگی ما به واکنش فیزیکی تبدیل شد غذا بخوریم و تا زمانی که این واکنش تموم شد ادامه بدیم و از حس بد فشار شکم دور باشیم…با این تمرین خیلی حجم غذام کم شده و در مقابل کم شدن خیلی احساس خوبی دارم و همش خودمو تشویق میکنم و ذوق میکنم از پیشرفت هام😍

       

      مطمئن هستم من موفق ترین شگفتی ساز میشم🤩

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من روز به روز به تناسب اندام نزدیک تر میشوم🌟

       

      طبیعت بدن من لاغری هستش و مشتاق لاغر شدن و لباسای خوشگل پوشیدنه🦋🥰❤

       

      میخواهم میتوانم میشود💪

       

       

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت به سادگی و یه زیبایی و عزتمندانه به وزن دلخواهم رسیدم😇

       

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت بهترین استاد و بهترین آموزش و بهترین مسیر رو برایم قرار دادی🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/07 09:40
      مدت عضویت: 530 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 929 کلمه

      با سلام استاد گرامی باشنیدن این فایل فهمیدم که مثلا من امروز یهر چرا کمی بیشتر خوروم چون باز دوباره موادغذایی برای من تصمیم گرفت وگفت چون عذا زیاد درست کرده ای باید بیشتر بخوری که نماند بار دیگر نتوانستم مدیریت کنم مواد غدایی رو وبعصی وقتها که خسته هستم یا در مسافرت هستم یا درتفریح هستم یا …ویا واکنشهای روحی من مثل خیلی خوشحالی . تفاوت من با ادمهای متناسب چیست ایا فکر میکنم دوباره باید باز روی فرمولهای ذهنی تمرکز کنیم فرمولهایی که خودمون وارد ذهنمون کردیم وزمانی که این فرمولها شناسایی بشن  فرمول جدید ودرست وارد ذهن ما بشن واکنش رفتاری ما هم تعییر میکنهچرا واقعا ماکارهای تکراری اشتباه رو هی تکرار میکنیم وقتی خوب فک میکنم به این نتیجه میرسم که ما ادمهای چاق واقعا توی اراده کم نداریم توی همین تکرار هم خوب هستیم اخه همین تکرار وممارست رو هم خیلی از ادمها نمیتونند انجام بدن حالا ما خوب تکرار میکنیم ولی هرچند به علط اخه ما راهش رو بلد نبودیم از بیراهه رفتیم وفقط خودمون رو خسته کردیم اگه از راهش بریم بسیار هم موفق وازهمه لاعرها هم شاگرد زرنگتریم وحالا تفاوت من با یک ادم متناسب در چی هستش واقعا چرا مانمیتونیم به طور صحیح غذابخوریم چرا واقعا ما در حد خفگی میخوریم واگر ده نوع غذاببینیم باید از همه در حد خفه شدن بخوریم چرا واقعا با کمی فکر کردن ودیدن ادمهای متناسب مثل پسر خودم چرا حتما ما باید واکنش جسمی داشته باشیم که بفهمیم که سیر شدهایم یعنی دیگه در حالت خوبمون اینقدر میخوریم که بالای شکممون باید یک فشاری ایجاد بشه چرا واقعا حتما باید بدن بدبختمون یک نشانه ای از خودش بروز بده تا بفهمیم سیر شدهایم چرا نقطه سیری ما مساوی با یک ازار به بدنمونه چرا واقعا چرا میگم ازار اخه چرا اینقدر نفس نمیکشیم که ریه هامون درد بگیره یا اینقدر لباس رهم نمیپوشیم که بدنوم احساس سنگینی کنه یا چرا روی هم کفش نمیپوشیم که پاهامون خسته بشه اخه بدنما نمیزاره به حد درد برسیم زود بهمون الارم میده ودیگه اون کار رو برای بار دیگه انجام نمیدیم اخه بدنمون اسیب دیده وذهنمون نمیزاره که تکرار بشه خاطره این کارها توی ذهن میمونه ودیگه تکرار نمیکنه ولی درحین غذاخوردن ماشکممون درد میگیره بعضی وقتها حالت تهوع داریم احساس سنگینی میکنیم ولی دوباره در وعده بعدی این کارها رو تکرار میکنیم چرا واقعا همش به خاطر فرمولهای اشتباه  ذخیره شده در ذهنمونه در موارد بالا ما هیچ فرمول اشتباهی وارد  هن نکردیم ولی در خوردن تا دلت بخواد ما فرمولهای اشتباه داریم کهوارد دهنمون خودمون کردیم واقعا چرا ما وقتی مثلا به کنار دریا میریم حتما باید سبد مملو از خوراکی رو برداریم وکنار دریا بخوریم واصلا راه نریم ولذت دریا رو نبریم وبا بچه هامون ماسه بازی نکنیم دنبال بچه هامون ندویم با بچه هامون توپ بازی نکنیم وکارهاز مختلفی که میتونیم به غیر از خوردن انجام بدیم ویا چرا کنار ساحل همیشه مواد خوراکی مبفروشند واقعا چرا چرا اینقدر خوردن طبیعی که خداوند برای ما قرار داده است رو با مشکل روبرو کرده ایم بابا مگه این هم چیزی به عیر از نفس کشیدنه چرا زیادی هوا نمیخوریم چرا اینقدر توی این مورد خلل ایجاد کردیم چرا وقتی مراسمی داریم مثل عروسی فقط میخوریم ومیزبان فقط به فکر خوردن مهمانه یا درتفریحاتمون چی برداریم چی بخوریم چرا نمیگیم بریم جایی که هوا بیشتر بخوریم یا چون دارم میرم تفریح باید کفش بیشتری ببرم یا لباس بیشتری بردارم یا بپوسم یا زیاد بریم اونجا پلک زیادی بزنیم چرا همیشه باید به بدنوم اسیب بزنیم چراباد همیشه یک فشاری توی شکممون حس کنیم باید سعی کنیم دیگه این فشار رو حس نکنیم دیگه بیاییم بدنمون رو کمی در این مورد استراحت بدیم ودیگه بسه اینقدر ادیتش کردیم واون خوردن بیش ا  حدز که اون تجربه کرده خیلی زشت وزننده است واقعا بسه دیگه بزاریم اونم نفس بکشه دیگه  قت داشته باشه کمیبه خودش وتر میم خود ش برسه اخه همش در حال هضم غذای اصافی ما است بیاییم به غذا هم مثل هوا نگاه کنیم نه از نفس کشیدن ما عداب وجدان میگیریم نه اینقدر نفس میکشیم که ریه هامون درد بگیره پس غذاخوردن هم همیکه از امروز اینقد  بخوریم که دیگه فشاری وسستی در بدنومون احساس نکنیم وبعدش هم ع اب وجدان از خوردن غذا دیگه نداشته باشیم این مقدار لذا حق بدنمون بدای انجام کارهای روزمرها اش  بیاییم دیگه طبیعی بشیم واز این ادم مصنوعی خلاص بشیم وگه از امروز بیایم وبا بدنمون دوست بشیم واینقدر ا ذیتش نکنیم ببخشید این حرف رو میزنم من خودم رو میگم وقصد جسارت به هیچ کسی رو ندارم میخوام از این به بهد که پرخوری کردم به خودم بگم اندازه یک گوسفند هم نیستی که به اندازه نیازش میخوره واگه سیر باشه توی دشت پرا از علف هم ببریش دیگه نمخوره بابا اندازه اونم نیستی مثلا من انسانم واشرف مخلوقاتم حالا گرفتار شکمم شدم وبنده وبرده مواد عدایی شدم واون مواد غدایی برای من تعیین تکلیف میکنه من مثلا خداوند تمام خوشید وماه رو دراختیارم قرارد اده که بسازم دنیام رو نه خراب کنم دنیامرو من ارزشم در نزد خدا بیشتر از این حرفهاست که نتونم خوردنمو مدیریت کنم باید این فرمولهای پلاسیده ذهنمو عوص کنم ودیگه به ریسمون نخ نخ شده این فرمولها به چه عمیق چاقی فرو نروم از امروز فقط وفقط فقط یواش یواش مثل ادم مثل انسان مثل اشرف مخلوفات مثل انسان کامل غدا بخورم وخودم رو بابت رفتار درستم خودم رو تشویق واحساس خوبی داشته باشم وخدارو بابت تمام نعمتهایش شکر کنم وخدایا شکرت واقعا که غذارو افریدی تا ما فقط صرفا انرژی لازم برای انجام کارهای روز مره مان رو با خوردن اون غدا بدست بیاریم خدایا شکرت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/07 22:51
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تبریک میگم به شما چقدر عالی نوشتید
        لطفا از اینتر کردن برای پاراگراف بندی دیدگاه استفاده کنید
        به این شکل نوشته شما راحت تر خونده می شه و قابل درک تر می شه
        متشکرم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/05/30 21:55
        مدت عضویت: 768 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام دوست هم‌مسیر من 

        چقدر عالی نوشتید و توضیح دادید من که لذت بردم واقعا کامنت شما ارزنده و مفید و پر از آگاهی بود برای من .

        امیدوارم به اندام رویایی خودتون به همراه  سلامتی کامل برسید و لدت ببرید 

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/06 09:31
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 624 کلمه

      سلام🙂

      استاد این فایل از دقیقه ۲۱ میپره آخرین دقیقه و ۷ دقیقه اش پخش نمیشه بصورت آنلاین موقع دانلود هم تا ۷۰ درصد دانلود رخ میده بعد پیغام download failed میاد ممنون میشم یه بررسیش بکنین🙏

      کنات این فایل تا این لحظه؛

      چاقی ما حاصل عقایدی هست که از خانواده به ما منتقل شده عقایدی که اونا در مورد غذاها داشتن اینکه کدوم غذاها چاق کننده هستن کدوم غذاها کالری بالایی دارن چه مقدار غذا چاق میکنه 

      تحرک باعث تناسبه و بی تحرکی چاقی میاره

      خواب زیاد چاق میکنه

      پدر من هنوز که هنوزه اعتقادشون اینه که برای لاغر شدن باید کم غذا بخوری

      و من از سنین نوجوانی یادمه که همواره به مادرم درباره کم خوردن تذکر دادن  و این همه تذکر فقط نتیجه اش شده چاقی مادرم و ما بچه ها 😑

      مادرم از نوجوانی من بارها و بارها رژیم گرفتن هربار ۱۰ کیلو ۱۵ کیلو کم شدن مجدد برکشته 

      چندین سال باشگاه رفتن دریغ از یه کیلو کاهش وزن فقط در اون سالها وزن و سایز اضافه نشده سالها پیاده روی کردن نتیجه اش فقط شده زانو درد

      با اینکه مادرم کلا دختر متناسب و لاغری بودن وقتی ازدواج کردن و تا بعد از فرزند دوم هم همچنان متناسب بودن و اینهمه سختی و رنج رژین و پیاده روی به خاطر تذکر دادنهای مکرر پدرم باعث شد که هم ایشون و هم فرزندانشون همگی از تناسب خارج بشن 🤨

      وقتی همه ما از بچگی بارها شنیدیم که برنج چاق میکنه

      هر روز برنج خوردن چاق میکنه

      ماکارونی چاق میکنه

      شیرینی جات چاق میکنه

      هله هوله چاق میکنه

      نوشابه چاق میکنه

      هر چی شکر داشته باشه چاق میکنه

      نون با برنج چاق میکنه

      یکجا نشستن چاق میکنه

      آدمهای چاق تنبلن همین تنبلی باعث چاقیشون شده

      بعدها که بزرگتر شدیم باورهای دیگه هم اضافه شدن مثل بارداری چاقی میاره کم کاری تیرویید باعث چاقی میشه داروهای تقویتی چاق میکنن …..

      ودر نهایت این باورها باعث فرمانهای مغزی ای شدن که پرخوری و رفتارهای چاق کننده دیگه رو بوجود آوردن و تکرار اون رفتارها تبدیل به عادتهای ما شده و جسم چاق رو برای ما ساخته😬

      با این اوصاف تنها روشی میتونه ما رو متناسب کنه که این عقاید و باورها رو تغییر بده و تمام روشهایی که تمرکزشون بر جسم هست و کاری به افکار و ذهن ندارن محکوم به شکست هستن👌👌👌

      یکی از رفتارهای متفاوت ما با افراد متناسب پرخوری تا اندازه فشار شکم واحساس خفگی هست در صورتیکه افراد متناسب هرگز بیش از نقطه سیری نمیخورن و به محض سیری دست از خوردن میکشن و بعد از اون هر نوع شیرینی و غذای رنگارنگ و خوشمزه هم براشون بیارن میلی ندارن و نمیخورن ولی ما اصلا نقطه سیری رو گم کردیم و در حدی میخوریم که فشار شکم ودرد شکم یا احساس خفگی پیدا کنیم اونوقت دست از خوردن میکشیم

      افراد متناسب خوردنشون هم مثل سایر اعمال بدن اتوماتیک هست وهرگز حتی یه لقمه هم بیشتر از نیازشون نمیخورن ولی افراد چاق خوردن رو دست کاری کردن و دیگه از حالت اتوماتیک خارج شده 

      نکته اینه که بدن ما در واکنش به فشار درد رو ظاهر میکنه پس هربار که ما بعد از خوردن فشارشکم ودرد شکم داریم به این معنی هست که زیاده روی کردیم و فشار بیش از اندازه بر معده وارد کردیم

      با تمرینی که استاد دادن برای دریافت احساس گرسنگی و سیری و بعد از اون اقدام کردن برای دریافت و دست کشیدن از غذا ما کم کم به یاد میاریم که نقطه سیری کجاست و باتمرین اونو بهتر درک میکنیم وبه مرور رفتارهای خوردن ما اتوماتیک صحیح میشه

      خود این تمرین گام مهمی برای تناسب هست اونم به روشی آسون و بدون محدودیت👌👌👌👌

      همین به اندازه نیاز مصرف کردن منجر میشه که انرژی اضافه ای باقی نمونه که تبدیل به چربی بشه و در نواحی مختلف بدن ذخیره بشه در واقع ما به جای افزایش چربی سوزی ،چربی سازی رو متوقف میکنیم و اینطوری تناسب آروم آروم در جسم ما خودش رو نشون میده😊😊😊😊 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/07 04:21
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        فایل صوتی بررسی شد
        مشکلی در پخش شدن و دانلود شدن نداشت
        از مرورگر گوگل کروم برای استفاده از محتوای سایت استفاده کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/08 10:58
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 133 کلمه

      سلام و درود به مشتاقان تناسب اندام 

      استاد من با اینکه فکر میکنم یه ۱۸ کیلویی اضافه وزن داشته باشم اما واکنش رفتاری من در حین خوردن کاملا شبیه افراد متناسب هست و خدا رو شکر معنای گرسنگی و سیری رو با حسم متوجه میشم به راحتی .

      اما بعضی از غذاها مثلا خوردن گوشت حیوانات محلی مثل مرغ و خروس و… یا کله پارچه و کره رو اصلا نمیتونم بخورم حتی موقعی که متناسب بودم و آنها رو یه کمی میخوردم بلافاصله احساس خفگی و سنگینی میکردم و حسم بد میشد که چرا خوردم. بعد چند بار که این حالت تکرار شد برام . دیگه این غذاها رو نمیخورم . 

      البته وقتی کودک بودم از خانواده می شنیدم که اینها غذاهای خیلی مقوی هستند . 

      میشه یه مقدار راهنمایی کنید که این حالتها برای چیه ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/08 15:29
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام دوست عزیز
        چا اهمیتی داره برای چیه؟
        چیزی رو که دوست نداری نمی خوری
        مثل چیزی که دوست داری و میخوری

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      tahahydary607@Emil.com
      1400/02/30 12:37
      مدت عضویت: 220 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 297 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم گام نوزدهم فرمول های ذهنی چاقی را بشناسیم الان که فکرشو میکنم میبینم چقدر آدم میتونه انتخاب مسیر درست تو زندگی مارو برای رسیدن به اهدافمون  مهم باشه سالها خودمو درحسرت اون چه که دوست داشتم وانتخاب مسیر اشتباه قرار گرفتم با فرمول‌های اشتباهی به خورد ذهنم دادم و تنو جسم بیچاره رو اذیت کردم فرمول‌های اشتباهی که روز به روز من در مسیری اشتباه قرار داده بود اینکه چاقی من حاصل اینکه من ارثی چاقم اینکه من آب کم میخورم اینکه برنج، نون ماکارانی،شیرینجات خلاصه زمین زمانو مقصر چاقی خودم میدونستم و با انتخاب راههای اشتبا اقدام به لاغری های موقت اما سخت و طاغت فرسا میکردم وغافل ازاینکه جسم من مقصر نیست واین ذهن و فکر من هستش که در مسیری اشتباه قرار گرفته آمال خدارو شکر میکنم که من رو هدایت کرد و در مسیر درست قرار گرفتم یادم میاد من عاشق صبحانه خوردن بودم و خیییییلی دوست داشتم چای شیرین بخورم اما میترسیدم که بخورم و چاق بشم اما الان هر چیزی که بخوام میخورم اما به اندازه نیاز بدنم از همه مهمتر بدون ترس استرس و عذاب وجدان و هروز تلاش می‌کنم فرمول های چاقی رو پیدا کنم و فرمولی های درست لاغری رو جایگزین کنم و به یاری افکار درست و فرمول های لاغری جسممو به تناسب ایده آل و آرزوی دیرینه برسون اینکه از غذاها درست و در حد نیاز بدنم استفاده کنم و با غذاها درست برخورد کنم ولع نداشته باشم و زمان برام مطرح نباش اینکه وقتی من مسیرم درست باشه بدون شک نتیجه ام عال خواهد بود باز هم خدارو سپاسگذارم که من رو به این مسیر هدایت کرد و همیشه دع گوی استاد عزیز و گرامی هستم و آرزو میکنم همه دوستان در این مسیر موفق باشن با تشکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/28 18:06
      مدت عضویت: 304 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,541 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست.

      مسیر لاغری من _گام نوزدهم: ( فرمول های ذهنی چاق کننده دلیل چاقی افراد است)

      من قبلاً هیچ مدیریتی روی مواد غذایی نداشتم و این مواد غذایی بودن که برای من تصمیم می‌گرفتند که چه غذایی رو کجا و چه زمانی بخورم چون در خانواده ای بزرگ شدم که همه اضافه وزن داشتن و این طور آموزش دیده بودم که مواد غذایی وسیله ای برای تفریح و سرگرمیه و کلا لذت بردن از زندگی یعنی بیشتر و بهتر از انواع و اقسام مواد غذایی مصرف کردن ومن  بزرگ تر که شدم و بعد از اینکه ازدواج کردم کم کم همه آموزش ها رو در زندگیم تبدیل به عمل می‌کردم و الحق که خوبم نتیجه میداد و من روز به روز چاق و چاق‌تر می‌شدم و در همه حال در حال خوردن بودم وبعد به زمین و زمان ناسزا می‌گفتم که چرا من اینقدر اضافه وزن دارم و مثلاً فلانی شانس داره و لاغره ولی هیچ وقت به رفتار های افراد چاق دقت نمی‌کردم که شاید رفتار های صحیح او دلیل لاغریش باشه و رفتار های اشتباه من دلیل چاقیه من باشه . فقط می‌گفتم مشکل من از ژنتیکمه هر کاری هم کنم درست نمیشه و متناسب شدن  برام فقط یک آرزو بود . ولی هیچ وقت هم نمی تونستم با اضافه وزنم کنار بیام وهیچ وقت از اندامم راضی نبودم و همیشه 

       برای لاغرشدن خیلی تلاش می‌کردم و از انواع دمنوش های گیاهی ، قهوه ، پودرهای لاغری، چای سبز، ورزش و پیاده روی و باشگاه استفاده می کردم یادمه تازه زایمان کرده بودم بچه شیرخواره مو میزاشتم پیش همسرم و می‌رفتم پیاده روی و کلی تلاش می‌کردم واسه اینکه دیگه چاق تر نشم .و چون در استفاده از اون روشها من به نتیجه دلخواهم نمی رسیدم فکر میکردم که اشکال از منه در صورتیکه اون روشها غلط و نادرست بودن وگرنه من که تلاش مو میکردم جسم بیچارمم که با من همکاری می‌کرد و مقداری از وزنم کم میشد ولی کاهش وزنم هیچ وقت ماندگار نبود  پس من آدم ضعیفی نبودم چون من تلاش مو میکردم وهر کس هر پیشنهادی برای لاغر شدن میداد من اونو تبدیل به عمل میکردم اگه موفق نمیشدم چون اون روشها نادرست بودن و  در مدت زمان استفاده از اون روشها من همیشه فقط رفتار های چاق کننده مو تغییر میدادم و سعی می‌کردم که در اون مدت اون رفتار هامو انجام ندم و  مقداری از وزنم کم میشد و به محض اینکه مدت زمان استفاده از اون روشها تموم میشد چون فرمول های چاق کننده ذهنم هیچ تغییری نکرده بودند در نتیجه دوباره آرام آرام جسمم شروع به چاق شدن می‌کرد و چون لاغرشدن رو از روش درست بلد نبودم خودمو آدم ضعیف و ناتوانی میدونستم . 

      و همیشه عصبی و ناراحت و افسرده و شاکی از خداوند عزیزم بودم که چرا منو این جوری و با ژنتیک چاق آفریده . اما زمانی که به این مسیر درست لاغری از طریق ذهن آشنا شدم فهمیدم که صحیح ترین روش برای متناسب شدن و متناسب ماندن فقط و فقط استفاده از همین روشه و روشهای دیگه همه غلط و نادرستن. و یاد گرفتم که من انسان خیلی شجاعی هستم که هیچ وقت با چاقیم کنار نیومدم و همیشه به دنبال راهکارهای مختلفی برای خلاصی از چاقیم بودم  و فهمیدم که باید لاغرشدن رو یاد بگیرم و برای این کار باید اول فرمول های چاق کننده مو تغییر بدم و اونا رو اصلاح کنم و وقتی که فرمول‌های نادرست در ذهنم تغییر کنه کم کم رفتار های چاق کننده هم تغییر میکنن و با تکرار و تمرین وتبدیل آموزش ها  به عمل در زندگیم کم‌کم جسمم تغییر می کنه و لاغری در من نمایان میشه همین دیروز که دخترمو برده بودم مهد و چون مدارس بخاطر ویروس کرونا تق و لق مربیش دو ماه بود که منو ندیده بود وقتی که منو دید با تعجب گفت چقدر لاغر شدی . ازم پرسید رژیم گرفتی ؟ چه کار کردی؟ ومن با خنده گفتم نه .. و مدام می‌گفت حتما نون و برنج 🍚 نمی خوری؟ ومن گفتم نه اتفاقا هر چی دلم بخواد به اندازه میخورم .و اصلا نمی دونستم که چه جوری بهش توضیح بدم . تا خونه فقط لبخند میزدم و مطمئن بودم که دیگه چاق نمی شم تازه از این لاغرترم میشم. چون دارم لاغرشدن رو یاد میگیرم و هرچه بیشتر بگذره ومن تکرار و تمرین آموزش هام بیشتر بشه به تجربم اضافه میشه و من متناسب تر میشم و بیشتر لذت می‌برم . بر عکس روش های نادرست دیگه که وقتی از اونا استفاده می کردم وکمی کاهش وزن داشتم اگه بعد از مدتی کسی منو میدید و می‌گفت لاغر شدی من کلی هیجان زده بودم که توضیح بدم که چه کار کردم و چه اتفاقی افتاده ولی ته قلبم ایمان داشتم که دوباره چاق میشم. ولی در این روش  ایمانم کامل دارم  که درست ترین روش ، برای هر کس فقط استفاده از قدرت ذهن خودشه . و ، وقتی که به گذشته فکر میکنم میبینم که چقدر رفتار های چاق کننده قبلی من به من ضربه زدن و باعث شدن که جسم من از حالت طبیعی خودش خارج بشه و هر روز مدام چاق و تپل تر بشه . الان که به این مسیر زیبا هدایت شدم تازه دارم میفهمم که چقدر تفاوت وجود داره بین رفتار های من با رفتار های یک فرد متناسب یک فرد چاق غذا میخوره برای تفریح و سرگرمی و لذت ولی فرد متناسب غذا میخوره فقط برای رفع نیاز بدنش . فرد چاق در همه حال : شادی، غم هیجان در حال خوردنه ولی فرد متناسب فقط زمان گرسنگی غذا میخوره .فرد چاق با حالت سنگینی و فشار شکم دست از خوردن غذا میکشه ولی فرد متناسب به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کرد دیگه به خوردن ادامه نمیده وسبک و سرحال از کنار غذا رد میشه . فرد چاق وقتی که گرسنه باشه هر چی که دم دستش باشه میخوره و اصلا براش مهم نیست فقط میخواد سیر بشه ولی فرد متناسب اصلا این طور نیست اگه غذای مورد علاقه اش نباشه اونو نمی خوره منتظر میمونه تا غذای مورد علاقه شو بخوره . ……..

      واین تفاوت بین رفتار هاست که باعث تغییر جسم میشه . نه ژنتیک و ارث، شانس و خواست خداوند، استفاده از برنج 🍚 و نون و چربی و هزار جور دلیل دیگه که همه شون بهانه های افراد چاق برای بیشتر خوردنه. و از بین اینا خوردن در حد ترکیدن و سنگینی و فشار شکم یک رفتار رشت و زننده ست که من قبلاً بار ها و بارها این رفتار رو انجام دادم و همین جا از جسم عزیزم عذر خواهی میکنم که با تکرار این رفتار اشتباه بهش ضربه زدم و باعث چاقی و اضافه وزنم شدم و به اشتباه فکر می کردم که نقطه سیری یعنی خوردن در حد فشار شکم و باید اینقدر می‌خوردم تا به این حد برسم وبعد دچار عذاب وجدان میشدم و همیشه تو خونه مون کلی عرق نعناع و رازیانه و گلاب و عرقیات گیاهی واسه نفخ معده و لاغری داشتم که بعد از غذا برای اینکه عذاب وجدانم کمتر بشه از اونا استفاده می کردم. و اصلا نمیدونستم که این حالت یه جور واکنش که بدنم داره از خودش نشون میده و سعی می کنه که به من بفهمونه که من  با این رفتارم دارم واسه بدنم  یک مشکلی به وجود میارم همون طوری که وقتی سرما میخورم آب ریزش بینی دارم یا گلو درد و بدن درد دارم فوراً متوجه میشم و به فکر درمانم میوفتم . در مورد اضافه وزنم هم همینطور ه بدن من وظیفه شو به خوبی انجام میداد با واکنش نشون دادن از خودش زنگ خطر رو برای من به صدا در میاورد ولی من ندانسته هر روز با تکرار این رفتار زننده بیشتر و بیشتر به خودم ضربه میزدم غافل از اینکه خداوند حکیم بدن منو این همه هوشمند آفریده .ومن حق ندارم بدنی رو که خداوند صحیح و سالم به امانت دست من سپرده با انجام رفتارهای نادرست غذایی پارکینگ انواع بیماریها وچاقی و اضافه وزن کنم و اگه قبلاً این رفتارهای نادرست رو داشتم و تکرار میکردم به خاطر این بوده که من لاغرشدن رو بلد نبودم و فقط چاق شدن رو آموزش دیده بودم و خیلی خوب یاد گرفته بودم ولی الان دیگه فهمیدم ودارم هنر زیبای لاغرشدن و لاغر موندنو یاد میگیرم و خدا رو شکر که مدتیه دارم درست رفتار میکنم و آموزش هامو به درستی در زندگیم تبدیل به عمل میکنم . به آرامش رسیدم وایمان دارم که این روش درست ترین روش برای متناسب شدن و مهم تر از اون متناسب موندنه . هر روز پوستم داره بهتر میشه ، با خودم و با خدای عزیزم دوست شدم و دیگه هیچ کسی رو مقصر مشکلاتم نمی‌دونم ، دیگه تو خواب نفسم نمیگیره ، سبک و سرحال از کنار سفره غذا بلند میشم ، دیگه کمر درد و پا درد و بیماری های دیگه ندارم ، کلی سایز و وزن کم کردم ، لباس های شیک و رنگ شاد میپوشم و میدونم که متناسب شدن حق طبیعی و الهی  منه ومن لیاقت داشتن این خواسته رو دارم و اونو به زمان بندی الهی میسپارم تا بیشتر و بهتر در زندگی واقعی من دیده بشه . ان شا الله 

      با تشکر از زحمات بیدریغ شما استاد گرامی که هر روز ما رو یک قدم به سمت رسیدن به هدفم  مون راهنمایی میکنید.و با آرزوی بهترین ها برای همه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/28 12:04
      مدت عضویت: 415 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 364 کلمه

      سلام به استاد گرامی و همه دوستان عزیز

      اول یه سوال: این همون فایل گام نهم بود. درسته؟

       

      ارث بردن افکار به نظرم بهترین عبارت بود. اگر دقت کرده باشید پدر یا مادر یک پزشک معمولا پزشک است. خواهران و برادران پزشک زیادی دیده ایم. فامیلی که وقتی جمع شوند بالای 90 درصد پزشک هستند. چرا؟ یعنی آن ها استعداد فوق العاده ای دارند که بقیه خانواده ها ندارند؟ نه! قطعا نه! فرزندان در این خانواده ها اینقدر پزشک اطراف خود دیده اند که پزشک شدن را یک امر عادی و معمول زندگی می دانند. در نظر آنها پزشک شدن کار سختی نیست آنها فرمول خاص زندگی خودشان را دارند. چاقی هم همین طور است. به خانواده یک آدم چاق نگاه کنید : معمولا پدر یا مادر و خیلی از وابستگان و فامیل یک فرد چاق، ها چاق هستند. چون آن ها اینقدر آدم های چاق دیده اند که چاقی روند طبیعی در زنگی آن هاست و فکر می کنند باید چاق شوند.

      در خیلی از موارد زندگی به ارث بردن تفکرات و انتقال باور ها را می بینیم. مثل دین. فکر میکنید که اگر ما در جامعه مسیحی به دنیا می آمدیم مسلمان می شدیم؟؟ خیلی کم و انگشت شمار هستند انسانهایی که به این باور رسیده اند که نباید از دین پدر و مادر خود تقلید کنند. اما اکثریت آدم ها این چنیند که از اعتقادات و آداب و رسوم خانواده و فامیل خود پیروی می کنند. 

      وقت، وقتِ هنجارشکنی های این چنینی است.

      درست است که من در خانواده ای بزرگ شده ام که اکثر آن ها چاق هستند اما من یک انسان مستقل هستم. یک موجودیت مستقل با خلقتی بی نظیر. من باورهای خودم را می سازم و به آن ها پایبند خواهم بود.

      زندگی در مسیر لاغری را دوست دارم. با عزم و اراده بیشتر هر روز به این راه ادامه می دهم و اجازه نمی دهم افکار دیگران در من نهادینه شود. من فکر و باور خودم را دارم و بهترین ها را برای خودم خلق می کنم.

      خدایا شکرت. سپاسگزارم که مسیرهای هدایت را هر روز برای من روشن تر می کنی و هر روز بر شادی و سلامتی و آرامش زندگی من اضافه میکنی.

      برای همه دوستان آرزوی سلامتیو لاغری و تناسب اندام دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/01/31 18:31
      مدت عضویت: 327 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 553 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب همه دوستان و استاد عزیز.گام نوزدهم  فرمول هایی ذهنی چاق کننده را بشناسیم .اگه ما چاقیم ب دلیل ارثی بودن یا سوخت و ساز پایین بدن نیست بلکه ب خاطر فرمول هایی ذهنی چاق کننده ی است ک  در ذهنمون ایجاد شده و سالهاست ک ازشون استفاده می کنیم  ما ب دلیل فرمولهایی چاق کننده که در ذهنمان ایجاد شده چاق شده ایم اما هر بار خواستیم لاغر بشیم ب سراغ رفتارهای چاق کننده خود رفتیم فرو کردن تو مغز ما ک چاقیم و چون از هر غذایی استفاده می کنیم به همین دلیل برای ما برنامه های غذایی نوشتند ک اگر  می خواید لاغر بشید باید طبق این برنامه غذایی ،غذا خورد یکی از دلایل مهم دیگه بی تحرکی و تحرک کم رو  دلیل چاقیمون میدونستنن و ورزش کردن رو عامل لاغری ما میدونستند هر دلیلی رو ک واسه چاقی ما میاوردند بر اساس واکنشهای جسمی بوده است و هیچ توجهی ب فرمول هایی ذهنی نشده ،خوردن مواد غذایی مثل برنج و سس و نوشابه رو عامل چاقی می دونستیم ودر رژیم گرفتن هامون این مواد ها را کم یا قطع می کردیم عامل چاقی را از این مواد می دانستیم و با کم کردن آن نتیجه مقطعی  می گرفتیم و در آخر چون ک نمی دونستیم تا آخر اون نخوردن ها را رعایت کنیم و قتی خوردن برنج و سس و…را شروع می کردیم به سرعت نور اون چاقی رفته بر می گشت هر چه فرمول هایی،بیشتری در باره تاثیر مواد غذایی بر جسم در ذهن من ایجاد میشد ترس من از خوردن مواد غذایی بیشتر حتی انتظار چاق تر شدن رو داشتیم تفاوت بین ادم  متناست و آدم چاق در فرمولهایی ذهنی آنهاست اگر ما فکر میکنیم ک چاقی ارثی است ب  این دلیل نیست ک از طریق ژنتیک چاقی ما منتقل شده بلکه ب این دلیل است ک افکار خانوادمون درباره چاقی به ما منتقل شده است ما اگر می خوایم لاغر شویم برای فرمول هایی چاق کننده در خودمون رو پیدا کنیم برای شناسایی  فرمول های  چاق کننده باید ب عامل ایجاد کننده هر وضعیت در خود توجه کنیم ،با تغییر فرمول هایی ذهنی واکنش جسمی هم تغییر میکنه نه با فشار آوردن ب جسم  افراد چاق مدیریتی روی واکنش هایی رفتاری شون ندارند 

      مثلا بعضی غذاها رو ک دوس داریم زیاد میخوریم بعضی غذاها رو نه ،تفاوت در رفتار افراد چاق و متناسب هست ک تفاوت در جسم هست تفاوت این دو در الگو هایی ذهنشون هست ذهن ما مث یک نوار خالی هست و ما اون رو پر می کنیم از اطلاعات ، ی ادم چاق ک چندین بار رژیم گرفته و به نتیجه نگرفته و شکست خورده ادم بی ارده نیست اتفاقا افراد توانمندی هستند فقط از لاغری اطلاعی نداره و باید اصول لاغری رو شناسایی کنه و استمرار در لاغری باعث متناسب شدنش میشه افراد متناسب اصلا تفاوت غذاها براشون مهم نیست و در مقابل انواع غذاها هم ک قرار بگیرن فقط ب اندازه رفع نیاز بدنشون میخورن واصلا احساس کمبود در وجود شون نیست ک هرچی ببینن بگن نکنه فردا نباشه یا حیفه ،یا حروم میشه ،گناه داره و هزاران دلیل دیگه ک ادم های چاق میارن ما اصلا نباید برامون فرق کنه ک چ مواد غذایی مصرف میکنم و فقط باید ب اندازه نیاز بدنمون استفاده کنیم ان شاالله  همگی ما در این را موفق بشیم 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 22:12
      مدت عضویت: 636 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم🤔ما چاق هستیم چون یک سری باورهای اشتباه از کوچیکی توی ذهن ما جاساز کردن که بی تحرکی منجر به چاقی و اضافه وزن میشه و چاقی ما ارثی هست و ما کلا استخوان بندیمون محکم هست برای همین هرچی میخوریم چاق میشویم و ما کلا استعداد چاق شدن داریم 😔😔😔و از این باورهای اشتباه که ما هم بدون تحقیق و تفحص  فقط با دیدن چهارتا نمونه بارز دلایل هاشون که خودشون بود خیلی راحت پذیرفتیم که چاق شدن جز برنامه  بدنیمون هست 😔توی مسیری که چاق شدیم بارها شد انواع رژیم های غذایی برای بهبود حالمون استفاده کردیم توی تمام رژیم ها برنج و نون رو همیشه چاق کننده معرفی کردن و همیشه با یک کف‌گیر برنج یا کف دست نون باید روز تو شب می کردی😔فقط بحث نخوردن یا کم خوردن بود .که فلان غذا اینقدر کالری داره و باعث چاقی میشه .تحرک و عرق کردن باعث چربی سوزی میشه ⛹️‍♀️🚴‍♂️ فلان دمنوش 🍵باعث لاغری میشه.در واقع همیشه ما رو ترسوندن که غذاها عامل چاقی ما هستن و باید ازشون پرهیز کنیم تا یکمی به وزن متعادل برسیم .وقتی ترس از خوردن خوره جونت باشه نمیتونیم تحمل کنیم و نخوریم بالاخره بعد یکم کلنجار رفتن با ذهنمون به این نتیجه میرسیم یکمی خوردن اشکال نداره همین یکمی یکمی حسابی ما رو چاق کرد😔در طول این مدت در تلاش بودیم نتیجه چاقی رو عوض کنیم و هیچ وقت به این فکر نکردیم که اول باید چاقیمون رو ریشه یابی کنیم ببینیم اصلا ما چرا چاق شدیم🤔 چرا خیلی ها لاغرند و هر چی میخورن چاق نمیشن🤔 ولی ما جرات خوردن یک کیک کوچولو نداریم و فورا چاق میشیم🤔اما الان متوجه میشیم که فقط باورهای اشتباه چاق کننده سال ها ما رو یاری کرده برای چاق شدن و باعث شده سال ها با ترس غذا هارو کالری شمار بخوریم 😔 خب حالا دیگه وقت بها دادن به باورهای اشتباه و خانمان خراب کن نیست و باید به پا خیزم و تمام باورها رو از ذهنم پاک کنم و خیلی  با اراده به سمت باورهای متناسب شونده و لیاقت بهترین ها داشتن حرکت کنم و در این مسیر از هیچ تلاشی کوتاهی نکنم .چون به قول استاد هیچ کس عزیز تر از خودت نیست 😊خدا رو شکر از وقتی با سایت آشنا شدم  و رو خودم کار کردم خیلی از باورهای اشتباهم نابود شدن و به جاش رویای لاغری و حال خوش وآرامش توی سراسر زندگیم در جریانه 😊دیگه حرص  و وله غذا خوردن ندارم😊 دیگه به اندازه نیازم میخورم😊و هر وقت سیرم هر غذاییم بیارن دیگه نمیخورم😊 ناخونک به غذاها نمیزنم😊تمام کارهام حتی غذا خوردنم با لذت هست .کلا حس و حال خوبی دارم 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 10:10
      مدت عضویت: 678 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      منم قبلا در موقعیت های مختلف (عروسی، دورهمی، خوشحالی، ناراحتی و…) مدام دستم به خوردن بود، تا حد خفگی میخوردم، با اینکه خیلی از غذاها برام چاق کننده تعریف شده بود (برنج، نون، شیرینی ها، سرخ کردنی ها و…)، اما چون برنامه ریزی ذهنم به سمت چاقی رفته بود دیگه دست خودم نبود مدام فرمان خوردن صادر میشد و من جز اطاعت کردن کاری از دستم برنمیومد، البته گاهی خودم رو تنبیه میکردم و خودم رو در رژیم سخت و یا ورزش طولانی مدت قرار میدادم، ولی این تنبیه ها نهایت 2 ماه طول میکشید، بعد خسته میشدم و رهاش میکردم و دوباره پرخوری ها شروع میشد .. هیچ مدیریتی روی خوردنم نداشتم و روز به روز چاق تر میشدم😔. روش های مختلفی هم واسه لاغر شدن استفاده کردم رژیم، دمنوش، قهوه سبز، پیاده روی، طناب زدن، دراز و نشست و… اما لاغر نشدم. لاغر نشدم چون خودم رو لایق لاغری ندیدم😔.اما از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، افکار و رفتارم 180 درجه عوض شد، خودم رو لایق متناسب بودن میدونم😊، خودم رو انسان شجاع و توانمندی میدونم که سالها پای هدفم ایستادم، درسته مسیرم اشتباه بود اما دست از تلاش بر نداشتم، همین استمرار داشتنم باعث شد که به مسیر صحیح هدایت بشم. خداروشکر در مسیر صحیح ثابت قدم بودم و شرایط زندگیم رو تغییر دادم😊. دیگه مثل متناسب ها رفتار میکنم😊، خیلی وقته که از فرمول های لاغر کننده ای که پیش فرض ذهنم هست استفاده میکنم😊، دیگه مثل سابق حرص و ولع خوردن ندارم، دیگه تا حد خفگی نمیخورم، دیگه اجازه نمیدم بسته بندی غذاها، مقدار پُرس غذا برام تعیین کنه که من چه قدر باید بخورم، دیگه به تنوع غذایی اهمیتی نمیدم، مثل متناسب ها غذا رو برای رفع نیاز جسمم میخورم، مثل متناسب ها به اندازه نیازم غذا مصرف میکنم، مثل متناسب ها میتونم حد سیری ام رو ذهنی تشخیص بدم😊.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/23 19:12
      مدت عضویت: 271 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 491 کلمه

      به نام داددارمهربان🌷🌷

      باسلام برهمگی 🌺🌺

      چاقی من به خاطر ارث  وسوخت وساز پایین نیست بلکه نتیجه فرمول های ذهنی چاق کننده است .ما به خاطر داده های که اشتباهی وارد بدنمان شده چاق شدیم  هربار که خواستیم لاغر شویم به جای اینکه داده های اشتباه رو تغییر بدهیم به سراغ جسم خودمان رفتیم و رفتارهای چاق کننده خودمان را تغییر دادیم .

      رژیم های سنگین برایمان نوشته شد بهمراه ورزش های سخت و خسته کننده ،برنج ۶تا۸ قاشق اونم دو روز درهفته .روزی که برنج داشتم اینقدر باید سالاد وسبزی میخوردی که ۶قاشق برنج در آن گم میشد .و چقدر اون دو روز خوشحال بودم که برنج دارم .

      وااای به روزهای گه میخواستم فست باشم سوپ چربی سوز رو میخوردم که هنوز از بوی آن سوپ بدنم میلرزه .الحق به خاطر همین چربی سوز بود که از ترس چربی هات آب میشد 😅.

      هرچی بیشتر در رژیم غرق میشدم فرمول های بیشتری در مورد مواد غذایی در ذهنم ایجاد میشد و ترسم از خوردن بیشتر میشد و درهمه حال منتظر چاقی بودم .

      درک این تفاوت فرمول های ذهنی چاق کننده و رفتارها و واکنش های چاق کننده به ما کمک میکند تابا آگاهی بیشتر در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم .

      بعضی تفکر واندیشه های پدر ومادر ها به فرزندان ارث میرسد مثلا مادرمن چاقی را تندرستی میداند وقتی رژیم گرفتم و به تناسبم نزدیک شدم .مادرم خیلی بارژیمم مخالفت میکرد .بعد یک مدت دیسک کمرم خیلی اذیتم میکرد و من یک مدت خونه نشین شدم .مادرم علت آن را لاغر شدنم میدانست به طوری که خودمم باور کردم نکنه حرفش درست باشه .تااینکه الان که بعد دو سال دوباره چاق شدم و دوباره دیسکم عود کرده و من یک ماهه با لاغری با ذهن آشنا شدم و دارم این باور غلط خودمو اصلاح میکنم که تناسب باعث بیماری من نمی شود .

      برای لاغری آسان وساده باید مهارت شناسایی فرمول های چاقی رو کسب کنیم .مثلا اینکه غذا رو آروم بجویم واین آرام آرام خوردن باعث میشه پرخوری نکنیم.

       این باور درست نیست چون پرخوری نتیجه فرمولی است که در ذهن ایجاد شده .این سوالی بود که خیلی از استاد میپرسیدند که آرام جویدن باعث میشه که کمتر پرخوری کنیم آیا درسته که این کار رو انجام بدیم استاد میگفتند من این کار رو نمیکردم .دلم میخواست علتشو بفهمم که به شکر خدا در این فایل فهمیدم.

      پس باید فرمول های ذهنی راتغییر دادتاواکنش جسم تغییر کند .

      ما باید مثل فرد متناسب رفتار کنیم در هنگام مواجهه با سفره رنگین ، دل و دین خود رو ازدست ندهیم .  باید بدانیم غذا برای لذت و شکم چرانی های زیاد نیست بلکه انرژی برایمان تولید میکند که برای زندگی و زندگی کردند به آن احتیاج داریم .

      رفتار ما باید انسانی باشد و درشان انسانی که خلیفه خدا در روی زمینه .اجازه ندهیم برای اشرف مخلوقات غذا تعیین تکلیف کند .خداوند خالق ماست و خودش میداند چه آفریده .

      از خودش میخواهم که به ما کمک کند تا رفتارمان رو تنظیم کنیم و به واکنش هاا توجه کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام بهرامیان
      1400/01/17 14:59
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 726 کلمه

      بنام خداوند حکیم. گام 19. فرومول های چاق کننده…..
      سلام خدمت دوستان هم مسیر واستادبزرگوارم.
      دیروز با یکی از اقوام که چند ماهی هست عمل اسلیو انجام داده چت می کردم.
      ایشون اضافه وزن بالایی داشتن. وهر وقت می اومدن منزل ما از اونجایی که افردا چاق درددل های مشترک زیادی باهم دارن مدام راجب چاقی واینکه از چه روشی برا لاغری کمک بگیریم صحبت می کردیم.
      دیروز بعد مدتها باهم چت که کردیم برام عکسی از خودش فرستاد که خیلی لاغر ومتناسب شده بود.
      گفتم خیلی برات خوشحالم وکلی انرژی مثبت براش فرستادم. ولی خودش اصلا خوشحال نبود
      همش می گفت برام دعا کن به اون وزن مورد نظرم برسم. می گفت همسرم خیلی ازم شاکیه ومی گه دیگه از این لاغر تر نشو صورتت زشت شده ولی خودم می گم حتی شده جداهم بشم باید لاغر بشم
      می گفت همش احساس می کنم دارم زیاد غذا می خورم واین باعث شده همش بترسم.
      واکنش من به این حرفها زمین تا آسمان با قبل فرق کرده اگه قبلا بود فوری می گفتم. اره ببین نون وبرنج نخور یا برو باشگاه یا اینکه دیگه از این به بعد رسبدی به چربی های قدیمی تر وکندتر لاغرمی شی یا اینکه تو دیگه شاید نتونی از این لاغرتر بشی چون استخون بندیت وژنتیکت چاقه.
      ولی می دونید چی بهش گفتم؟
      گفتم عزیزم اولا که لاغری اصلا زشتت نکرده بلکه خیلی هم بهت میاد همون همسرت اگه اینجوری دوست داره ومشکلی نداری پس چرا داری اینقد فشار روحی وروانی به خودت وارد می کنی بعدشم اینکه از این به بعد دیگه توجهتو از رو بدنت بردار دیگه خودتو وزن نکن. به خودت وبدنت ظلم نکن بزار سیر بشی به خودت گشنگی نده وبعد خوردنت دیگه اصلا فکر نکن چی شد وچرا شد بسپار به بدنت اون بلده چکار کنه.
      به ظاهر قبول کرد ولی مطمعنم عمل نمی کنه چون خودمم قبلا همین افکار رو داشتم.
      ترسیدم جریان سایت رو براش بگم ونپذیره.
      چیزی نگفتم ولی خیلی براش ناراحتم اون رفته زیر تیغ جراحی حتی بخاطر ناراحتی قلبیش خیلی هم ریسکش بالا بود.
      با این وجود بازم تو رژیمه بازم از غذا وحشت داره واز همه مهم تر حالش خوب نیست😔.
      برای خودم خیلی خوشحالم من از اون آدمای بودم که عمل رو خیلی قبول داشتم دوست داشتم مثل هنرپیشه ها که اینجوری لاغر شدن عمل کنم وهمیشه به همسرمم می گفتم. ولی از دیروز تا حالا خیلی خوشحالم که خدا هنوز لایقم دونسته وبه این مسیر هدایتم کرده. دریافتم از فایل ونوشته های قبل فایل که بی نظیر بودن مثل همیشه👍.
      سالها توسط دیگران راجب غذا وچگونگی غذا خوردن وچگونگی عملکرد ونقش غذا در بدن برای ما صحبت شده ولی تا حالا هیچ کس مثل استاد عطاروشن به این زیبایی وسادگی برای ما روشن نکرده.
      غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند هیچ ماده غذایی قدرت چاق کنندگی ندارد.
      سوخت وساز همه انسان ها چه چاق وچه لاغر به یک صورت است.
      چاقی از طریق خون ونژاد وارث منتقل نمی شود.
      هیچ عمل بیرونی مانند کم تحرکی. بیماری. افزایش سن ومصرف دارو عامل چاقی ما نیست.
      فقط رفتار با غذا. فکری که پشت اون رفتاره. واز همه مهم تر باوری که باعث اون رفتار شده باعث چاقی ماست.
      در یک اتاق فکر که همه کاره اون ذهن است باوری ساخته شده ودوستورات لازم صادر شده وجسم بیچاره فقط یک عمل کننده است.
      تا وقتی که فورمول های ذهنی چاق کننده به مغز داده بشه محصول فقط چاقیست. با جبر وفشار ومحدودیت هیچ چیزی درست نمی شود.
      باید با آموزش فرمول های لاغری یادگرفته شود وجایگزین فرمول های چاقی شود تا کدها به مغز داده شود ومحصول جدید که لاغریست تولید شود.
      من تا اینجا رو با جون ودل باور کردم وبا ایمان کامل قبول دارم. دیگه در نحوه رسیدن به ابن هدف وچگونگی اجرا شدنش باید.
      اول به خودم اعتماد کنم که می توانم وشدنی است وبعد در همه حال همراهی خدا واینکه با خواست او به اینجا هدایت شده ام را باور کنم وبعد ذهنم رو بسپارم به صدای دلنشین وتصویر دلسوز استاد عطاروشن تا روشی رو که خودشون رفتن وبه نتیجه عالی رسیدن رو به من یاد بدن.
      من هنوز هیچ دوره ای رو نخریدم ولی منتظرم نموندم تا جور شدن اوضاع برای خریدم از هر فایلی که تو سایته واستاد سخاوتمندانه می زارن استفاده می کنم تا حالم خوب باشه. احساسم خوب بمونه. ویاد بگیرم ویاد بگیرم. خیلی خیلی خیلی خیلی مردین استاد🙏💓

      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/04 14:01
      مدت عضویت: 475 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 552 کلمه

      سلام استاد گرانقدر،سال نو شما مبارک سالهای زیادی از عمر عزیزم با چاقی گذشت در همه کارها معذوریت داشتم و هنوز هم دارم در دوران دبیرستان بسیار لاغر بودم که مادرم بمن قرص اشتها آور میدادن که من غذای بیشتری بخورم یادمه یک تابستون که رفته بودیم تهران خونه عموم ،همه بمن می گفتن غذا بخور که چاق بشی زن عموی من همیشه برنج ته قابلمه که چرب تر بود بمن میدادن که من چاق بشم و هیچ کدوم از این چیزها منو چاق نکرد ولی بعد از ازدواجم چون توی فامیل میگفتن دخترهای فامیل بعد از ازدواج و بارداری چاق میشن وزن من بالا رفت و من در بارداری اول سیزده کیلو اضافه وزن پیدا کردم و با هر رژیم و حلقه زدن و کمربند لاغری و قرص شاید دو کیلو لاغر شدم و بعد از بارداری دوم حسابی چاق شدم و از نظر من چاق شدن طبیعی بود من همیشه از خوردن شیرینی و نوشابه و برنج و نون می ترسیدم و اونها رو عامل چاق شدنم میدونستم و هیچ وقت معنی سیر شدن رو نفهمیده بودم و فکر میکردم سیری یعنی فشار شکم و خوردن در حد خفگی و باید اونقدر بخوری که دیگه از اون غذا بدت بیاد ولی تو این سه ماهی که با این سایت آشنا شدم خدا رو شکر فهمیدم سیری را با ذهن خودم درک کنم نه با فشار بر جسمم ،الان از غذا خوردنم لذت می برم و برنج و نون و شیرینی رو عامل چاقی خودم نمیدونم و هروقت میل داشته باشم نوشابه و برنج و شیرینی و هر ماده غذایی دیگه می خورم و این اولین عیدی هست که برای خوردن شیرینی و آجیل و غذا حرص و ولع ندارم و ذهن من مثل یک فرد متناسب آگاهانه تصمیم میگیره که چی بخوره و چی نخورده ،و چه لذتی داره که حاکم بر ذهن خودت هستی و اسیر مواد غذایی نیستم و به اندازه مورد نیاز غذا می خورم و هر روز این انتظار رو از جسمم دارم که لاغرتر بشم چون من در این مسیر هستم اگر من لاغر نشم پس کی میخواد لاغر بشه ،و وقتی افراد فامیل در مورد رژیم و باشگاه رفتن حرف میزنن و موادغذایی رو عامل چاقی شدنشون میدونن و خانمهای فامیل وقتی توی جمع از چاق شدنشون توی عید حرف میزنن که بعد از عید رژیم رو شروع کنیم و بریم باشگاه من توی دلم به حرفهاشون میخندم و وقتی خودم رو می بینم که با لاغری با ذهن در حال متناسب شدن حتی در عید هستم خدا رو شکر میکنم که من برگزیده و هدایت شدم و هنوز خیلی از افراد این روش یعنی لاغری با ذهن حتی به گوششون نخورده و هنوز دارن این چرخه معیوب رو دنبال میکنن تازه میفهمم اگر رژیم و باشگاه جواب میداد اکثر افراد دغدغشون لاغر شدن نبود و توی هر جمعی امکان نداره از چاقی و لاغری و رژیم و باشگاه حرف نزنن ،وما که با این روش آشنا شدیم تنها روشی که در دنیا باعث تناسب میشه می‌فهمیم چه قدر برگزیده و خاص بودیم که انتخاب شدیم خدایاااااا شکرت و من هرلحظه برای سلامتی و موفقیت استاد عزیزم دعا میکنم و از ایشون بسیار متشکرم که تجربیات بسیار بسیار ارزشمندشون رو به این راحتی در اختیار ما میگذارن ،سپاس استاد مهربانی ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/29 09:58
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      گام ۱۹

      سلام وقت بخیر

      بر اثر پذیرش چاقی خودم ،مجبور شدم سالها تحت رژیم های سخت باشم،بیشتر غذاها برای من ممنوع بود و در ذهن من خطرناک تعریف شدن،برنج غذایی که خیلی مورده علاقه من بود و حتی حاضر بودم برنجو بپزم با روغن و نمک ،خالی بخورم ولی برنجو تو غذام حذف نکنن و تو تمام رژیم ها برنج یا حذف میشد یا چند قاشق بود،بعد از یه مدتی که موهامون میریخت،میگفتن بخاطر کمبود ویتامین B ،جالبه وقتی وارد دوره شدم و سایز کم کردم،همزمان ریزش مو هم گرفتم،متوجه شدم اون باور قدیمی در من داره اجرا میشه،به خودم مرتب میگفتم ،منکه رژیم نیستم ،منکه کمبودی برای بدنم نمیذارم و آرام ارام ریزش موهام کمتر شد ،

      برای ذهن من نون،برنج ،روغن،شیرینی جات ووووووووو

      چاق کننده تعریف شده بود ،غذای اصلی ما ایرانی ها هم که همین هاست ،انقدر بجای غذا سالاد خورده بودم که دیگه متنفر بودم از خیار و گوجه و مخصوصا کاهو ، همیشه انجیر و خرمای خشک همراهم بود که اگر گرسنه شدم داشته باشم

      دقیقا تو سریال اوشین که اون زمانها پخش میشد میدیدم‌ که ژاپنی ها صبحونه نهار شام برنج میخوردن ولی هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم که پس چرا اونها چاق نمیشن، و زیاد شنیده بودم ژاپنی ها بعد از غذاشون چایی میخورن چونکه داغه چربی غذارو میبره ،یا اونا چونکه سرخ کردگی نمیخورن لاغرن

      مادرم نظرش این بود و هنوزم هست که برنجو باید فقط در یک وعده مصرف کرد اگر ظهر برنج بخوره دیگه شب نمیخوره،یا اگر شام بخواد بره مهمونی ،نهارو برنج نمیخوره که بتونه شام برنج بخوره

      یعنی برنج تو ذهن بیشتر ماها چاق کننده است

      ۲ بار تو یه رژیمی شرکت کردم باید آهسته غذارو چندین مرتبه میجویدیم ،تازه تو یه روشش باید فایل های هیپنوتراپی هم در حین‌ خوردن غذا گوش میدادم که خیلی زجر آور بود که صدایی تو گوش من بگه ،قاشقو بردار ،غذارو بخور ،خوب بجو ،لذت ببر و منهم باید همراه اون صدا غذا میخوردم،اصلا نمیفهمیدم دارم چی میخورم

      من یکی از همون افرادی هستم که هر راه سختیو رفتم که بتونم به نتیجه برسم

      چهارشنبه سوری که با عده ای از دوستانمون که طبیعت گرد هستن رفته بودیم خارج از تهران برای تفریح و آتیش بازی ،یکی از آقایونی که اونجا بود ،یدفعه اومد طرف من و دوستم و شروع کرد از عمل کوچیک کردن معده ش تعریف کردن و گفت ۱۵۰ کیلو بوده و خیلی راضی بود و پیشنهاد میکرد که دوست منهم که چاق هستن و در دوره مقدماتی هستن، این عملو انجام بده،منم تو دلم گفتم ما که تو مسیر درست قرار گرفتیم و خوشحال شدم که دغدغه آدم های چاقو دیگه ندارم

      منم خودمو انسان شجاع و خاصی میدونم که سالها پای هدفم ایستادم و هنوزم دارم تلاش میکنم ،راه های زیادیو رفتم حتی به اشتباه ولی بلخره خواستم که لاغر بشم و در انتها خداوند منو هدایت کرد به این سایت و روش عالی

      قبلا ،موقع سیر شدن ،همچنان چند لقمه شاید بیشتر میخوردم ولی الان این‌ موضوع خیلی کمرنگتر شده

      خدارو شکر در حال یادگیری و تشویق خودم هستم بسمت هدفم‌

      از زمانیکه یاد گرفتم وقتی گرسنه هستم غذایی مصرف کنم و زمانیکه سیر شدم ادامه ندم ،این مسئله هم برام راحتر شده و مطمئنم که بهتر هم عمل خواهم کرد ،مثلا دیشب رستوران رفتم ، ۲ تیکه کوچیک نون سیر خوردم،چندتا چنگال پستو و یک برش پیتزا ،احساس کردم سیر شدم بقیه غذارو نخوردم

      غذاها مارو چاق نمیکنن بلکه نوع نگاه ما و عملکرد ماست که مارو در ردیف چاق ها یا متناسب ها قرار میده

      منم میخوام جزء ردیف متناسب ها باشم و به دستورات جدید ذهنم عمل کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/22 03:05
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 488 کلمه

      با سلام.🤩
      فرمول های ذهنی چاق کننده
      برای چاق شدن فرمول های زیادی دست به دست هم دادند تا این شرایط بوجود آمده اما بعضی ها به جهت بیشتر تکرار شدن و قدمت طولانی تر ،نقش و اثر پررنگ تری در چاقی دارند…
      میخوام مثالی از زندگی خودم بزنم در مورد فرمولِ شانس …
      شاید من میلیونها بار گفته باشم که ما شانس نداریم و این جمله ی ۳ کلمه ای تبدیل به باوری شده که همه ی تصمیمات زندگی من رو تحت الشعاع قرار داده …
      در مورد لاغر شدن،در مورد تحصیلات،در مورد ازدواج و تشکیل زندگی ، در مورد شغل ، و‌ غیره….
      وقتی که بیشتر تکرار میکنی آموزش های لاغری با ذهن رو به یک جایی میرسی که میفهمی باید چیزی در درونت تغییر کنه تا جسم و شرایط بیرونی ات هم تغییر کنه …
      همینطور که از یک جایی موضوع شانس نداشتن در ذهن من طبیعی شد همونطور هم باید این موضوع تغییر کنه و هر باور اشتباهی به همین صورت …

      فایل صوتی:
      مدیریت رفتار در مقابل مواد غذایی
      واکنش های روحی ما روی برخورد ما با مواد غذایی خیلی تاثیرگذار است و باعث میشود بیشتر بخوریم در صورتی که همان واکنش ها ،در افراد چاق باعث میشود نتوانند غذا بخورند .همین تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم افراد متناسب و چاق میشود…
      مغز ما بر اساس همین فرمول های ذهنی به جسم دستور میدهد.
      تلاش های من برای لاغری:
      تلاش ۱۰ ساله ی من برای لاغر شدن،استمرار داشتن ،شکست خوردن اما دوباره روشی جدید امتحان کردن،تحمل درد بدن ناشی از ورزش اما باز ادامه دادن و…
      اگر من ۱۰٪ این تلاش را روی مسیر لاغری با ذهن بگذارم ،نتیجه ی فوق العاده و شگفت انگیزی کسب میکنم.

      فشار اضافه وزن بیشتر بر ذهن است تا جسم:
      چاقی در جسم فقط باعث بزرگ شدن جثه و ایجاد بیماری میشود اما در ذهن تا بی نهایت میتواند گسترده شود از کمبود اعتماد به نفس تا خجالتی بودن و افسردگي میتواند از عوارض چاقی باشد …

      چرا از واکنش های جسمی باید پیغام سیری را دریافت کنیم؟
      فشار شکم ، اعتراض بدن به این رفتار اشتباه ماست نه نشانه ی سیر شدن ….
      واکنش بدن ،همواره در برابر مشکلات است ..
      احساس سیری نباید باعث هیچ واکنش جسمی در ما بشود.
      سیر شدن به هیچ وجه یک تغییر فیزیکی نیست بلکه یک فرآیند ذهنی است که مغز ما بر اساس فاکتورهای داخلی و مقداری که به انرژی نیاز دارد ،آن را تعیین میکند ..
      مثل نفس کشیدن که اتوماتیک است و هیچ فشار و سختی به جسم ما تحمیل نمیکند .
      تنبیه برای رفتار بد ، تشویق برای رفتار خوب :
      پرخوری در حیوانات اصلا معنا ندارد‌..تو که انسان هستی …خودت انتخاب کن چطور رفتار کنی ، وقتی پرخوری کنی حتی از حیوانات هم ….. پایین تری .
      در شان یک انسان رفتار کن در خوردن …
      اجازه نده مواد غذایی،بسته بندی غذاها ،مقدار پُرس غذا ،تعیین کنه که تو چه قدر باید بخوری … تحت تاثیر هیچ چیزی در خوردن نباش… به تنوع اهمیت نده …
      و از صحیح زندگی کردن لذت ببر..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/17 21:43
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,654 کلمه

      گام ۱۹: فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسیم .
      سلام .
      نکات استخراج شده از متن و تحلیل جمله به جمله ی آن .
      ۱- دلیل چاقی ما فرمولهای چاق کننده ایست که در ذهنمان ایجاد کرده ایم و از آن در زندگی روزمره ی خود استفاده کردیم .
      پس دلیل چاقی ما دو فاکتور هست
      ۱- فرمولهای ذهنی چاق کننده و ایجاد کردن آنها در ذهن توسط خودمان
      ۲- استفاده کردن از آن در زندگی روزمره ی مان باز هم توسط خودمان .
      پس دلیل اصلی چاقی خودم هستم و راه آن هم دو فاکتور بالاست . برای لاغر شدن هم از همین راه باید اقدام کنم .
      خودم بخواهم و فرمولهای ذهنی لاغر کننده ایجاد کنم (که البته خیلی از اونها ایجاد کردن نمیخواهد پیش فرض ذهن هست )
      و دوم فرمولهای لاغر کننده را در زندگی روزمره به کار ببرم . مورد دوم بسیار مهم است . (به کار گیری فرمولهای لاغر کننده به طور عادی و طبیعی در زندگی روزمره .)
      وقتی میخواهیم این فرمولها را به کار بگیریم شاید در ابتدا نیاز به تشویق کردن خودمان داشته باشیم ولی باید اونقدر اونها رو استفاده کنیم که استفاده کردن از آنها برای ما طبیعی شود یعنی فکر نکنیم کار شاقی انجام میدهیم . برای خودمان طبیعی و عادی کنیم استفاده کردن از فرمولهای لاغر کننده را .

      ۲- نگاه و تصور ما درباره ی مواد غذایی فرمول اصلی ذهنیست که باعث چاق یا لاغر شدن ما می شود .
      من در مورد مواد غذایی چه تصوری دارم . من در مورد اغلب غذاها تصور چاق کنندگی دارم . این ذهنیت باید تغییر کند . مواد غذایی قدرت چاق کنندگی ندارند . بلکه مصرف بیش از اندازه ی آنها هست که خارج از نیاز بدن است و تصور انسان را به سمت چاقی میبرد .
      در ذهن ما پرخوری = چاقی معنا گرفته .
      پرخوری = احساس بد تا چندین ساعت .
      پس وقتی پرخوری احساس مارا بد می کند چرا این کار را انجام دهیم .
      ۳- ما در مورد غذاها تصور چاق کنندگی داریم .
      این نگرش غلط است . غذاها قدرت چاق یا لاغر کردن مارا ندارند بلکه خود ما انتخاب های ما و ذهنیت ما و عملکرد ماست که عامل چاق یا لاغر کردن ماست .
      ۴- درک تفاوت بین فرمولهای ذهنی چاق کننده و رفتار و واکنشهای چاق کننده به ما کمک می کند تا با آگاهی بیشتری در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم .
      مثال برنج و ژاپنیها و تناسب اندام آنها .
      تفاوت بین فرمول های ذهنی چاق کننده و واکنش چاق کننده چیست ؟
      فرمول ذهنی چاق کننده در ذهن است که ما آن را ایجاد کرده ایم (دلیل اول چاقی) و این فرمول سبب تولید رفتاری مطابق همان الگو می شود . (استفاده در زندگی روزمره دلیلی دوم چاقی )
      ۶- در ذهن یک فرد چاق
      برنج = چاق شدن
      در ذهن یک فرد متناسب
      برنج = غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن .
      خب ما با تغییر زاویه ی نگاهمان به مواد غذایی میتوانیم فرمول ذهنی را تغییر دهیم .یعنی ما هم برنج را غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن میدانیم اما علت چاقی ما مورد دوم است و آن هم استفاده ی زیاد از آن در زندگی روزمره یعنی ما حتی از فرمولهای درست هم بد استفاده کردیم و در جهت چاقی از ان بهره بردیم .
      یعنی فقط تغییر فرمول ذهنی کافی نیست عملکردن آن در جهت لاغر شدن در زندگی روزمره هست که باعث لاغر شدن میشود . رعنی همان فرد ژاپنی که هر روز برنج میخورد چه مقدار از آن برنج استفاده می کند که او را متناسب می کند .
      پس توجه به مقدار مواد غذایی نیز مهم است . چون خداوند در این مورد آیه فرستاده نگفته چی بخورید و چی نخورید گفته بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید .
      پس زیاده روی کردن را باید کنار بگذاریم . حتی همان برنج را نیز عاملی برای سیر شدن هم بدانیم اگر در زندگی روزمره زیاد از آن استفاده کنیم آن زیاده روی سبب چاق شدن میشود . چون زیاده روی سبب میشود محتویات ذهن انسان به سمت چاق شدن هدایت شود و ما شاید یکبار در روز پرخوری کردیم اما بارها این پرخوری را در ذهن مرور کردیم و تبدیل به خاطره کردیم و این خاطره سبب چاق شدن ما شد .
      ۷- عقاید خانواده ی ما به ذهن ما منتقل میشود .
      بله شاید عبارت چاق = ژنتیکی یک عبارت غلط است اما عقاید چاقی دقیقا تحت تاثیر تربیت خانواده ما در ما شکل گرفته خواسته یا ناخواسته ما چاق شدن و فرمولهای چاقی را از اطرافیان خود آموختیم و بارها و بارها آن ها را در زندگی روزمره تکرار کردیم و چاقی مهمان جسم ما شد .
      پس این اطلاعات چاق کننده از خانواده ی ما به ما رسید همانطور که خیلی از مسائل دیگر نیز از طریق عقاید خانواده به ما رسید .
      ۸- خانواده و اطرافیان ما دیدگاههای خود در مورد موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند و ما اکنون از همین شیوه نیز در جهت کاهش وزن استفاده می کنیم .
      اطلاعات لاغر کننده را مجددا از طریق ۵ حس خود به ذهن می دهیم تا محتویات ذهن ما دوباره در جهت لاغری جریان یابد . برنامه نویسی ذهنی میکنیم و بعد ان را در زندگی روزمره تکرار می کنیم .
      ۹- اگر میخواهیم به شکل ساده و آسان لاغر شویم باید مهارت شناسایی فرمولهای چاق کننده را کسب کنیم .
      فرمولهای چاق کننده همان افکار تکرار شونده ای هستند که فضای ذهن را در چرخه ی چاقی نگه میدارند ‌.
      ۱۰- جهت افزایش مهارت خود در شناسایی فرمولهای ذهنی باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنید .
      چیزی که از این جمله برداشت میکنم اینست که ما باید رفتارهای خود و سناریوی ذهنی موجود در آن رفتار را تجزیه و تحلیل کنیم . مثلا شخصی خوردن صبحانه را دوست دارد اما میداند با خوردن صبحانه از همان اول صبح دروازه ی خوردن را گشوده و تا آخر شب مرتب در مدار خوردن می چرخد . این شخص علت خوردن صبحانه را توصیه ی پزشکان میداند مبنی بر اینکه صبحانه در اول صبح انرژی لازم را در طی روز حفظ می کند در حالیکه برای شخص من اصلا اینطور نیست . خوردن صبحانه آن هم در اول صبح فقط باعث میشود من تا اخر شب در مسیر خوردن باشم . پس فرمول اصلی شناسایی شد . در ذهن یک انسان متناسب خوردن صبحانه = سیر بودن و انرژی داشتن
      ولی در ذهن من
      خوردن صبحانه = افزایش ولع و باز شدن دهان تا اخر شب .
      پس من با توجه به میل خودم از انجایی که میدانم اول صبح اصلا نیازی به خوردن ندارم صبحانه را اصلا نمیخورم و اتفاقا تا ساعت دو و سه بعد از ظهر هم گرسنه نمیشم .
      بعد که گرسنه شدم باز هم با آنچه که در ذهن خودم است از هر ماده ی غذایی که دلم میخواهد استفاده میکنم اما به اندازه ای که سناریوهای چاق کننده شروع به فعالیت نکنند و باعث زیاده روی بشوند . به اندازه ای که مزه ی غذا از دهانم افتاد . معمولا هم بسیار زود این اتفاق می افتد . حد سیر شدن را فشار شکم در نظر نگیرم حد سیر شدن را ذهنی بدانم و احساس خود را در نظر بگیرم . خلاصه اونقدری نخورم که عذاب وجدان بگیرم و اونقدری هم کم نباشه که دلم باز بخواد و هی به ریزه خواری رو بیاره . حدی باشه که خودم راضی باشم . احساس رضایتمندی به من میگوید که چه مقدار کافیست .
      ۱۱- مثال عذاب وجدان پرخوری برای درک بهتر مطلب
      ۱۲- پرخوری کردن یک واکنش جسمیست و تحت تاثیر فرمانهای مغزی صورت میگیرد همان سناریوهایی که در دو گام قبل کاملا درک کردم . به هیچ وجه نمیتوان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونگی خوردن افراد ، فرمولهای مغزی آنها را تغییر داد .
      ۱۳- پرخوری نتیجه ی فرمولهاییست که در ذهن ما ایجاد شده .
      بخور هنوز جا داری .
      بخور خوشمزه است .
      بخور هنوز سیر نشدی .
      بخور دلت میخواد بازم بخوری .
      بخور حیفه بمونه بد مزه میشه بعدا
      بخور از دهن میفته
      بخور سرد میشه
      بخور کیف داره
      بخور ببین چه محشری شده
      و …..
      ۱۴- با تغییر فرمولهای ذهنی می توان واکنشهای جسمی را تغییر داد نه با فشار آوردن به جسم .
      نخور دیگه سیر شدی .
      کافیه دیگه نیازت برطرف شد .
      لزومی نداره تا ته غذا بخوری .
      موارد دیگری هم برای لذت بردن هست .
      نخور بزار سبک باشی و فرز .
      هر چقدر سبکتر باشی راحتتر می تونی حرکت کنی .
      غذا بیرون هست چرا باید قالبهای روعن رو همش با خودت حمل کنی خب کنار بزار هروقت خواستی ازش میخوری . چه نیازی هست اونقدر بخوری که انباشته بشه . بفرستش بره به قدر نیاز در درون و بیرون هست .
      تو که این همه خوردن رو امتحان کردی و حال بدت رو دیدی حالا نخوردن رو انتخاب کن بزار حال خوب لاغری در وجودت جاری بشه تا انتظارت از خودت لاغر شدن باشه .
      از نخوردن لذت ببر .
      نخوردن برات عادی و طبیعی باشه نه کار شاق و خارق العاده .
      تو نیازی به این همه خوردن نداری .
      رفتار درونی خودت رو خودت باید اصلاح کنی هیچ کسی نمیتونه تورو اصلاح کنه و سرنوشتت رو تغییر بده مگر خودت بخوای و رفتارهای درونی و فرمولهای درونیت رو تغییر بدی
      و ..‌‌..
      ۱۵- مراحل لاغری با ذهن
      ۱۵-۱ شناسایی فرمولهای ذهنی در واکنشهای رفتاری نسبت به غذاها
      ۱۵-۲ ایجاد کردن فرمول های ذهنی متفاوت برای لاغر شدن
      ۱۵-۳ تغییر رفتار غذایی به مرور
      ۱۵-۴ تغییر جسم با توجه به تغییر رفتار
      ۱۶- جسم ما همیشه به رفتارهای ما واکنشهای متفاوتی نشان می دهد .
      پس اگر ما فرمولهای ذهنی را تغییر دهیم واکنش رفتاری درونی ما تغییر میکند و رفتار بیرونی ما همسو با رفتار درونی ما شکل میگیرد و این دو رفتار با خواسته ی ما همسوست و جسم ما به این رفتارها واکنش نشان می دهد و لاغر میشود . خیلی عادی و طبیعی لاغر میشویم .
      ۱۷- واکنش بدن در زمان تشنگی و گرسنگی و دیگر رفتارها متفاوت است .
      ۱۸- رفتار صحیح از ایجاد فرمولهای صحیح و فرمولهای صحیح از شناسایی رفتارهای اشتباه شکل می گیرد و شناسایی رفتارهای اشتباه از توجه کردن به واکنش بدن شکل میگیرد .
      ۱۹- واکنش جسمی فرد چاق نسبت به سیر شدن با واکنش جسمی افراد متناسب بسیار تفاوت دارد و توجه به این تفاوت میتواند به ما کمک کند که رفتار مناسبی داشته باشیم .

      ۲۰- شناسایی واکنشهای جسمی ما نسبت به رفتار غذایی ما میتواند تاثیر فوق العاده ای در توانمند شدن ما در لاغر شدن داشته باشد .
      ۲۱- برای لاغری با ذهن آنچه مهم است تغییر فرمولها و افکاریست که درباره ی چاقی در ذهن خود داریم و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد .

      متن این گام سرشار از مطالب فوق العاده ای بود که واقعا باید دونه دونه جملات بهش توجه میشد تکرار میشد تحلیل میشد تا بهتر درک کنم . همین محتواها چقدر میتونه ذهنیت من رو تغییر بده و الگوهای لاغر کننده و رفتار صحیح رو در من ایجاد کنه . البته کننده ی کار خودمون هستیم ولی داریم یاد میگیریم . درست مثل آموزش رانندگی . ما پشت فرمان نشستیم ولی داریم یاد میگیریم که چطور از این وسیله برای رانندگی استفاده کنیم . اینجا هم ما داریم رانندگی ذهن رو یاد میگیریم .
      یادمه اولین روزهایی که حدودا ده سال پیش داشتم رانندگی یاد میگرفتم توی ذهنم می اومد نگاه میکردم به ماشینهای مردم و میگفتم مردم چطوری دارن حرکتش میدن یعنی من میتونم روزی مثل اونها انقدر راحت و بدون دغدغه و ترس بشینم و رانندگی کنم .
      یعنی یادگرفتنش رو یه امر محال میدونستم تا ده جلسه ی اول حتی نمیدونستم ترمز یعنی چی . اصلا درک نمیکردم طفلک مربی خیلی ناراحت میشد ولی یاد نمیگرفتم تا مربی رو تغییر دادم مربی جدید به محض اینکه نشست توی ماشین گفت پاتو بزار روی ترمز ببین این ترمزه حسش کن ببین واکنش ماشین در مقابل این ترمز چیه ببین ماشین می ایسته . حالا پاتو بزار روی کلاژ آروم بیار بالا ببین واکنش ماشین چیه ببین ماشین داره حرکت میکنه حالا پاتو بزار روی گاز ببین ماشین داره سرعت میگیره . یعنی من از طریق واکنشهای ماشین تونستم رفتار صحیح رو پیدا کنم و تازه تونستم درک کنم رانندگی یعنی چی و بعدشم چند جلسه تمرین و بعد هم دو سه بار امتحان تا بالاخره قبول شدم اما درک من از همون کلام مربی بود که از واکنشهای ماشین پی به رفتار صحیح با ماشین بردم و الان هم دقیقا یاد همون اتفاق افتادم . ما از واکنش جسم میتونیم رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم . هر رفتاری که انجام بدیم جسم یه واکنش نشون میده و ما از طریق واکنشهای بدن می تونیم بفهمیم الان چه رفتاری باید انجام بدیم .
      استاد چه نکته ی خوبی در این متن برام جا افتاد . چقدر عالی بود و چقدر قابل درک .
      ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      نکات برداشت شده از فایل در انتها برداشت خودم رو مینویسم .
      ۱- ما مدیریتی روی واکنشهامون نسبت به مواد غذایی نداریم ‌. یعنی این مواد غذایی هستند که ررای ما تصمیم میگیرند چقدر باید بخوریم .
      ۲- ما مسئولیتی در قبال خوردنهامون نداریم و مواد غذایی مارو تحریک میکنه به خوردن .
      ۳- ناراحتی – افسردگی – خستگی و …یک واکنش عصبی را در ما ایجاد می کند و بر روی خوردن ما اثر می گذارد .
      ۴- تفاوت من با افراد متناسب در فرمولهای ذهنی من است و این تفاوت سبب ایجاد رفتارهای متفاوت در من و افراد متناسب میشود .
      ۵- تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشود .
      ۶- ذهن ما یک نوار خالیست و خودمان داریم مرتب روی آن ضبط می کنیم .
      ۷- ما انسان هستیم و عقل و اراده داریم . قطعا می توانیم مثل یک انسان عمل کنیم .
      ۸- ما ضعیف نیستیم . اقدامهای مختلف ما جهت لاغر شدن نشان داده که ما چقدر پرقدرت هستیم منتها بلد نبودیم و راه درست آن را نمی دانستیم . ‌ (ما بد نبودیم ، بلد نبودیم)

      ۹- لاغری با ذهن رنج کشیدن نیست .
      ۱۰- اضافه وزن صدها برابر به ذهن فشار وارد می آورد .
      ۱۱- کاهش وزن صدها برابر تاثیر جسمی بر سلامتی روح و روان انسان اثر مثبت دارد .
      ۱۲- من صلاحیت و لیاقت متناسب شدن دارم .
      ۱۳- موضوع بررسی شده : تفاوت بین افکار انسانهای چاق و متناسب هست ‌.
      در ذهن یک فرد چاق سیر شدن = یک واکنش جسمی
      در حالیکه یک فرد متناسب وقتی غدا میخوره احساس سنگینی بعدش نداره .
      وقتی به رفتارهای بدنی توجه کنیم هر وقت مشکلی وجود داره بدن واکنش نشون میده پس هر وقت که ما غذا میخوریم و جسممون واکنش مثل نفس نفس افتادن ، درد شکم و …. نشون میده یعنی ما با اون غذا خوردن به جسممون ضربه وارد کردیم که جسم واکنش نشون میده .
      همیشه به حدی بخوریم که فشار جسمی بخ ما تحمیل نشه .
      غذا به عنوان موضوعی که نیاز بدن رو تامین میکند باید باشد نه معنای لذت بردن ، جبران کردن و ….
      نگرش ما به غذا مشکل برای ما ایجاد میکنه . این دیدگاه و نگرش مشکل زارو تغییر بدیم .
      رفتار نامتناسب باید اونقدری برامون زشت باشه که نزاریم به اون حد برسیم .

      برداشت من از فایل در مورد مدیریت روی واکنشهای جسمی نسبت به رفتارمون بود . .
      ما باید مسئولیت خوردنهامون رو بپذیریم و طوری بخوریم که به جسم فشار نیاد و جسم دچار واکنش نشه و حد سیر شدن رو ذهنی در نظر بگیریم که مشکلی برای جسم ایجاد نشه .
      سعی کنیم نگرش و افکارمون رو مطابق افراد متناسب تغییر بدیم و غذا رو فقط برای رفع نیاز جسمی بخوریم (یکی از بندهای تعهدنامه در دوره )
      با دقت در واکنشها و مدیریت واکنشهامون رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم و ذهن خودمون رو از فرمولهای چاق کننده پاک کنیم و فرمولهای لاغر کننده رو در زندگی روزمره استفاده کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/10 01:56
      مدت عضویت: 493 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 961 کلمه

      با سلام گام ۱۹–فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسیم.
      همیشه فکر می کردم یکی از دلایل چاقی سوخت و ساز بدنم پایین است—
      یا خوردن غذاهایی که کربوهتدرت مثل برنج و نان و…است برای همین همیشه درگیر رژیم های مختلف بودم —
      یا اینکه تحرک در حد عرق کردن زیاد —
      -یا ازدواج وبا بعد از تولد فرزند و خیلی دلایل دیگری مثل خوردن قرص های ویتامین و یا داروهای افسردگی که توسط اطرافیان شنیده می شد را عامل اضافه وزن می دانستم غافل از اینکه هیچکدوم از اینها عامل چاقی نیستند چون با بودن تمام این دلایل افراد متناسب زیادی هستند پس همه اینها رد می شوند -هر وقت با شخص متناسبی برخورد داشتم فکر می کردم که یک تفاوتی بین من و او هست ولی نمی دانستم چی هست تنها فکری که می کردم می گفتم حتمی سوخت ساز بدنش با من فرق دارد یا بیشتر ورزش می کند ‌کلی سوال در ذهنم. ‌خیلی وقتها آنها تشویق می کردم و می پرسیدم چه سکرتی داری که متناسب هستی غافل از اینکه تفاوت در ذهن ماست (افراد متناسب در وزنی که مد نظر من هست صبحت می کنم چون من همیشه متناسب بودم و هستم بالاترین وزن من ۵۸کیلو بوده)حتی می پرسیدم چه می خورند چه ورزشهای می کنند و از هر کسی یک ایده می گرفتم و کارهای که می گفتم انجام می دادم و وقتی به اونون چیزی که می خواستم نمی رسیدم خودم را سرزنش می کردم وناامید. غافل از اینکه بلد نبودم نه اینکه تلاش نداشتم و خدا را شکر که با گوش کردن فایل ها و آگاهی‌هایی که در این مدت دریافت کردم متوجه شدم که خیلی فرمولهای ذهنی من تغییر کرده و یکسری عادتهای خوب جایگزین عادتهای بد شد .مواد غذایی دیگر برای من تصمیم نمی گیرند من تصمیم می گیرم چی بخورم و موقع گرسنگی بخورم.و به اندازه بخورم.
      من همیشه در خوردنم مدیریت داشتم اما از راه درست نبوده و خودم را از خوردن خیلی غذاها محروم و محدود می کردم و همیشه ترس از خوردن را داستم که باعث آزار روح و روانم می شد چون بلد نبودم و اکنون که یاد گرفتم و باز هم مدیریت روی واکنش به مواد غذایی دارم با یک حساس کاملا متفاوت بدون ترس از غذا خوردن بدون محرومیت و محدودیت از مواد غذایی و فرمولهای ذهنی من الان کلی تفاوت دارد با فرمولهای ذهنی قبل از آشنایی با این دوره لاغری با ذهن.چند روز پیش رفتیم مسافرت یک طبیعت بسیار زیبا با هوای بهاری بسیار لذت بخش-در هتلی که اقامت داشتیم چند رستوران مجعز با غذاهای متنوع با دسرهای متفاوت و پیش غذاهای متنوع -روز اول صبح یک قهوه داخل آتاق درست کردم خوردیم و برای صبحانه رفتیم پایین داخل رستوران نشستیم اول قهوه و چایی و آب آوردند که من آب را ترجیح دادم چون قهوه را خورده بودم و متوجه شدم که اصلا میل به صبحانه ندارم به شوهرم گفتم من هیچی میل ندارم و اومدیم بیرون و رفتیم کنار ساحل واز زیبایی‌های اطراف کنار اقیانوس لذت بردیم اینجا من برای خوردن تصمیم گرفتم و اونون صبحانه رنگ و رنگ و با شیرینهای متنوع و منظره زیبای بیرون رستوران همراه با آبشاری که می آمد اصلا وسواس و تحریک برای خوردن نشدم( در صورتی که خیلی ها بخاطر منظره زیبا هم که شده ترجیح می دهند بنشیند و غذا بخورم )یک ماشین کرایه کردیم رفتیم دوره جزیره را بگردیم بین راه شوهرم گفت گرسنه هستی چیزی بخوریم که اصلا گرسنه نبودم و بعد از ظهر بر گشتیم هتل و ساعت ۷/۵ رفتیم رستوران برای شام که من گفتم یک غذا برای هر دو ما کافی است با یک سالاد با وجودی که ساعت‌ها چیزی نخورده بودم فقط به اندازه‌ای خوردم که نیاز داشتم ولی همسفری که با ما بود تمام غذایش را خورد و می گفت که حیف است پول داده اگه نخوره اسراف می شه وحتی دسر هم سفارش داد و خورد ‌خیلی هم چاق بود و فکر می کرد من غذا خوردن را دوست ندارم که بهش کفتم من بیشتر نمی توانم بخورم با تعجب مرا نگاه می کرد.روز دوم دو باره ماشین گرفتیم و رفتیم hiking قبل از اینکه بریم شوهرم گفت بریم چیزی بخوریم که انرژی برای بلا رفتن داشته باشیم که من اصلا میل نداشتم ولی شوهرم با همسفرمون همبرگر خوردند و رفتیم تا ارتفاع ۵هزار فوت با شیب خیلی تند و خیلی راحت و با انرژی مسیر را رفتم بدون خوردن غذایی که مثلا انرژی داشته باشم در صورتی که قبلا برای همچین برنامه‌ای حتمی کلی خوراکی مثل آجیل میوه و حتی ساندویچ بر می داشتم که خوردن در طبیعت و بالارفتن بالای کوه با خوراکی بیشتر تفریح دارد این هم یک تغییر دیگه.و ساعت های ۵ بود که رفتیم رستوران و غذا سفارش دادیم و من باز هم اصلا ولع گرسنگی نداشتم همانقدر که نیاز داشتم خوردم می خوام بگم که توی این مسافرت خیلی تغییرات را در خودم دیدم و خیلی لذت بخش بود برام که بدون هیچ محرومییت و محدودیتی بود کاملا آزاد بودم انتخاب با خودم بود حس گرسنگی خیلی کم داشتم و این نشان از این است که فرمولها تغییر کرده ممنونم استاد از آگاهی های بی دریغ شما استاد .این مسافرت یک محک خوبی بود برام که اصلا خودم فکر نمی کردم که تغییرات اینقدر وسیع باشد به گفته استاد کسانی که با این دوره آشنا شده‌اند صلاحیت و لیاقت لاغر شدن را دارند این واقعیتها و تغییرات را نوشتم تا دوستانی که ذره ای شک دارند بدانند که اگر شک نکنند و علاقه داشته باشند موفق می شوند ادامه بدهند عادتهای خود را بررسی کنند موانع را به موقع شناسایی کنند و به گفته استاد استمرار داشته باشند حتمی موفق می شوند مهم‌تر اینکه وقت تعیین نکنند فقط کاری که استاد می گوید باید انجام داد .مجددا از شما استاد متشکرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/17 15:10
        مدت عضویت: 815 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        چقدر متنتون عالی بود زری جان . کلی انرژی مثبت بهمون دادی . ممنون از لطف شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          زری احمدی
          1399/12/18 03:33
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 15 کلمه

          خوشحالم فاطمه سادات عزیز که واقعیت تغییر ذهن من به شما انرژی مثبت داد .

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/03/03 19:44
        مدت عضویت: 279 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        سلام زری خانوم عالی بود دیدگاهت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/09 16:46
      مدت عضویت: 425 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 666 کلمه

      بنام خدا 🌸 گام نوزدهم . فرمول های چاق کننده:فرمول های ذهنی درافرادچاق به شکل چاق کننده روی ذهن اونها تاثیر می‌گذارند درطی این مدت که این فایلها روامرین میکردم وبا هاگوش میدادم به این رسیدم که چراازخوردن میترسم وبه این رسیدم که من به خودم اطمینان ندارم و قدرتی دربرابر موادغذایی ندارم و ازخودم نشون نمیدم به همین خاطر زمانیکه غذامیخورم وزیاده روی میکنم این دلیله وچون اطمینان ندارم مدیریتی روی خوردن خودم ندارم واین یعنی همونطورکن که در فایل گفته شد مدیریت خوردن من چه اندازه خوردنم به دست موادغذایی هست.
      علت چاقی وفشارشکم فقط به این منتهی نمیشه بلکه خاطرات وتصاویرذهنی نقش مهمی در چاقی هم ایفامیکندپس موضوع. دیگه ای هم که درطی این مدت هست اشتیاق داشتن هست اشتیاق برای چاقی وعملکردن براساس خاطرات گذشته وسیری وخفگی یعنی خارج شدن از حالت طبیعی بدن که همون لاغری هست ورسیدن به چاقی .. چاقی واکنش ذهن به جسم هستش وفشارشکم هم غیرطبیعیه چون کسیکه سیرمیشه زمانی که به اندازه کافی خورده دیگه نبازبه پرخوری واضافه خوردن ندارم اما برای اینکه تجربه ی لذت بخش رودوباره خوردن اون غذاروتجربه کنه تصمیم میگیره که بیشترمصرف کنه و به همین خاطر به خوردن ادامه میده تابه فشارشکم برسه . فشارشکم یک احساس سنگینی هست وچاقی و اضافه وزن به صورت یک تصویر واقعیت پیدامیکنن که همگی اونهادرزمانی فقط یک فکر بودن و باتکرارشدن اونها وعمل شدن به اونها واقعیت فیزیکی پیدامیکنن فشارشکم به خاطر فقط خوردن نیست خیلیاهستن که غذامیخورم امابه فشار شکم نمیرسن چون خوردن پریدن اونها به صورت اتوماتیک هست ماهرروزداریم به نیازهای اتوماتیک بدنمون جواب میدیم با توجه به اونها بعضی ازاونهاهم کاملادرونیه وخودبخودی توسط بدن انجام میشه وغذاهم اتوماتیکه چون اکثر جریان های بدن اتوماتیک انجام میشه ولی درذهن افرادچاق ازحالت اتوماتیک خارج میشه یعنی اونها غذامیخورن وسیرمیشن امابعدازاون دوباره ادامه میدن به خوردن و درنهایت رسیدن به خفگی وفشارشکم درطبیعت روند تکامل همیشه .جودداره ولاغربشم طبیعت بدن انسانه اماچون انسان قدرت انتخاب داره به همین خاطر افرادی هستن که لاغرن وبدن اونها طبق طبیعت اونهاعمل می‌کنه موقع گرسنگی غذامیخورن وموقع سیری دست میکشم ازغذاو به سمت غذابه عنوانهای مختلف نمیرن وفقط رفع نیاز طبیعیشون براشون مهمه اماافرادچاق اینطور نیست بلکه ای اونهاخروج ازحالت طبیعی طبیعیه چون در ذهن اونها اینطوری نامه ریزی شده چاقی درذهن اونها به عنوان یک حالت طبیعی هست به خاطر برنامه ریزی ای که در ذهن اونها هست وبه همین خاطر به هر اندازه که در ذهن اونها چاقی طبیعی باشه اونها چاق میشن و سرعت چاقیشون افزایش پیدامبکنه امادرطبیعت خداوند به این شکل نیست هیچ حیوانی چاق نیست چون ذهن ندارن وقدرتی انتخابی ندارن واونهاطبق فرمول‌های ازقبل نوشته شده در ذهنشون عمل میکنن دوطرززندگی کردن اونها وهمه چیزاونها به صورت ناخودآگاه انجام میشه واتوماتیک میدونن که در بهاردرکجاکوچ کنم درزمستان ودرپتییزودرتابستان وچطوروچطوربتیدعمل کنن تازنده بمونن اماانسان چون قدرت انتخاب داره وبراساس پارامترهای بیرونی اون که ذهنی هست وبراساس توجه کردن و الگوبرداری کردن واموزش دیدن هست عمل میکنه وله اندازه‌ای که تکرارمیکنه نتیجه میگیره وبعدخودش به اونها اضافه می‌کنه وتجربیاتش وعلمش گسترده تر میشه درچاقی هم به همین شکل هست من که فکرشو میکنم می بینم به شدت علاقه به گسترش دادن چاقی دورخودم بودم فکرکردن به چطورخوردن برای لذت بیشتراحساس درباره‌ی انواع غذاها شکل غذاها وچطورلذت بردن از تعطیلات به وسیله ی غذاخوردن وچطورتکزاکردن ورسیدن به تجربه ی خاطرات لذت بخش وتکراریادگیری های گذشته واضافه کردن به عادتهامه همگی به اندازه ی سالها ی عمرم قدمت پیداکرده ودرمن ودرذهنم تثبیت شده وله صورت ناخودآگاه وبدون فکرکردن مثل زمانیکه دستم میخولدبسوزه اماباحساس کردن ناخودآگاه دستم قبل از اینکه بسوزه برمیدارم بدون اینکه بخوام بهش فکربکنم درباره ی وفشارشکم به اندازه‌ای که تکرار شده بدون فکرکردن من اونوانجام میدادم وبعدازاینکه تموم میشد ناراحت میشدم که اونها درمان به صورت ناخودآگاه ثبت شده بود چاقی در ناخودآگاه وفشارشکم وفرمولهای چاق درذهن هستن پس برای لاغرشدن باید فرمول‌های ذهن روتغییردادوبایداستمرارداشت تابه نتیجه رسیده طبیعت لاغری چون لاغری طبیعت بدن هست نه. چاقی و لاغری ازچاقی خیلی راحت تروسریعترهست وروندتکاملش هم عالیه مثل چاقی نیست.وتغییرشخصیت ازپایه واحساس شکل میگیره زمانیکه فرمول‌های ذهن تغییرمیکنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/03 08:52
      مدت عضویت: 786 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,006 کلمه

      باسلام گام ۱۹ : فرمولهای ذهن چاق کننده رابشناسیم
      تاحالا باگوش کردن به فایلها و با انجام تمرینات هم ذهنمون به ارامش واطمینان مسیر لاغری رسیده وهم به این باور رسیدیم که علت چاقی ما حالتهای روحی وبیماری وارث وژنتیک نیست وهرچه راعامل چاقی نام بردیم فقط بهانه هایی برای بهتر وبیشتر خوردنمان و لذت بردن از غذاهایی بوده که خاطرات خوبی از انها داشتیم به همین دلیل تصمیم اگاهانه به خوردن میگرفتیم بلکه علت چاقی ما فرمولهای چاق کننده ذهنی ما که همان عادات رفتار غذاییمان هست  بوده که باانجام انها چاق میشدیم که هربار ما باروشهای مختلف میخواستیم وتصمیم میگرفتیم لاغر بشیم در واقع برای افزایش عادتهای چاق کننده حرکت میکردیم .اگر رژیم غذایی میگرفتیم وخودرا ازخوردن محروم میکردیم چون غذاراعامل چاقی جسم می دانستیم به همین دلیل برای لاغر شدن از دستورهای غذایی پزشک بنام رژیم غذایی استفاده میکردیم.اگر کم تحرکی را باعث چاقی خود میدانستیم ورزش وپیاده روی رابرای تحرک زیاد وعرق ریختن واب شدن چربیها برای متناسب شدن انتخاب میکردیم.هرروشی که برای لاغر شدن استفاده کردیم انهارادلایل چاقی خود میدانستیم .هرتلاشی که انجام میدایم مثل نخوردن نان وبرنج وسرخ کردنی وکره وشیرینی وخامه ونوشابه وفست فود و………..همه توجه واکنش جسم ما بوده به غذا خوردن به همین علت تمام تلاشهای ما بی نتیجه می مانده چون اینها همه فرمولهای ذهنی چاق کننده ای بودند که به وسیله حذف انها می خواستیم به لاغری برسیم با داشتن فرمولهای غذایی چاق کننده درذهن وتکرار انها مثل انواع سسها و پیتزا ولازانیا وماکارونی و……….. باورکرده بودیم که هر چیزی بخوریم برایمان چاق کننده است حتی اب .هرچه فرمولهای ذهنی چاقی بیشتر ی درباره اثر موادغذایی در ذهن ایجاد بشه ترس از غداخوردن ومنتطر چاق شدن درمابیشتر می شود وبرای لاغر شدن نخوردن وحذف ان مواد غذایی را انجام میدهیم .درصورتیکه این تصورات ماست که مواد غذایی مثل برنج یا نان چاق کننده است . اما در نگاه به بعضی از کشورها وحتی مناطق وشهر هایی از کشورما هستند میبینیم که خوردن برنج جزء اداب وسنت اصلی غذایی شان حتی دروعده صبحانه است بااین وجود اکثر مردمشان متناسبند اما برا ی ما خوردن برنج ونان یکی از عوامل چاقیمان است. درنظرمان چاق نشدنشان دراثر خوردن برنج نداشتن استعداد چاقی بود ودرما داشتن استعداد چاقی .وقتی با مسیر لاغری با ذهن اشنا شویم متوجه می شویم که تفاوت ما با لاغرها درفرمولهای ذهنی ورفتار غذایی مان است نه استعداد چاقی .برای متناسبها برنج یک ماده غذایی لذیذ ومقوی برای سیر شدن است وبرای چاقها عامل پرخوری ولذت برای چاق شدن . در ذهن همه مصرف برنج از هر نوعی یک عامل چاقی است که یک باور غلط است در مورد چاقی مثل باور چاقی ارثی وژنتیکی است وخیلی باورهای دیگر که از خانواده به ما منتقل شده .غذا ها عامل چاقی نیستند که با حذف انها وفشار برجسم وسختی لاغر شویم لاغر شدن باید به اسانی وراحتی مورد پذیرش ذهن باشدوباید عوامل وفرمولهای چاق کننده راشناسایی کنیم که بهترین راه استفاده از دوره های لاغری با ذهن است .برای پیدا کردن فرمولهای چاق کننده اول باید عوامل ایجاد انها را درخود پیدا کنیم .
      وقتی ما عامل چاقی را در حد ترکیدن خوردن می دانیم وبوسیله رژیم که محدود ومحروم کردنمان از خوردن است و تند خوردن را عامل دیگر چاقی می دانیم وبا ارام جویدن واهسته تر خوردن مدت خوردن وچگونگی خوردن راتغییر می دهیم وبا محدود کردن ومحروم کردن از خوردن وتغییر چگونگی ومدت خوردن برای لاغر شدن تلاش می کنیم متوجه نیستیم که چاقی یک واکنش غذا خوردن جسم نسبت به بیش از اندازه خوردن است که دراثر فرمان مغز صادر می شود که دردست مانیست و ما به هیچ وجه با کنترل میزان وچگونگی ومدت خوردن نمی توانیم چاقی را به لاغری تبدیل کنیم .فقط با تغییر در فرمولهای ذهنی وواکنش جسم به خوردنمان می توانیم به لاغری برسیم نه با کنترل وچگونگی خوردن . پس باید فرمولهای ذهن درواکنش رفتاری جسم به خور ن راشناسایی کنیم و فرمولهای صحیح را یاد گرفته وکم کم انها را جایگزین فرمولهای غلط بکنیم تا به مرور زمان رفتار غذایی ماتغییر کند وجسم ماهم مطابق با رفتار غذایی درست ما تغییر کند وما لاغر شویم 🏵باید واکنش رفتار غذایی خود را نسبت به خوردن مدیریت وکنترل کنیم .اصلی ترین مطلب در چاقی نداشتن مدیریت برخوردن واستفاده از موادغذایی است .در افراد چاق مواد غذایی هستند که خوردن ما را کنترل می کنند وبرای ما تعیبن میکنند که ازهرغذا چقدر مصرف کنیم وبعضی هارا بیشتر مصرف می کنیم وقتی مواد غذایی خوردنمان را مدیریت می کنند دراین حال ما مسئولیتی درمقابل خوردن مواد غذایی نداریم چون هر غذایی به شکلهایی مثل بو طعم  رنگ   مزه   عکس     بسته بندی و……. مارا تحریک به خوردن می کنند وعلاوه بر واکنش جسمی بصورت چاقی   بر واکنش روحی ما بصورت تحریکات عصبی وافسردگی وناراحتی وخستگی باعث ایجاد واکنش عصبی در ما می شود که در بیشتر خوردن ما موءثر است . تفاوت متناسبها وچاقها هم در همین است یعنی فرمولهای ذهنیشان که درموقعیتهای مختلف واکنشهای غذایی متفاوت دارد وهمین تفاوت دررفتارغذاییشان است که باعث تفاوت درجسمشان بصورت چاقی یا لاغربودن است نه ارث وژنتیک
      ومحیط زندگی واداب ورسوم و تیروئید و………همه این موارد توجیه وبهانه بیش از اندازه خوردن وپیدا کردن اضافه وزن وچاق شدن است .
      این تفاوت رفتار غذایی چاق ها با لاغرها در الگوهای ذهنی متفاوت انهاست که خودمان وارد وذخیره در ذهنمان کردیم . مغز ما یراساس این اطلاعات والگوهای وارد وذخیره شده در ذهن فرمان چگونه خوردن راصادر می کند.مثلا درافراد چاق بااینکه خیلی غذا خوردن درحد شکم درد وخفگی است ولی باز با اوردن خوراکی می خورند . به هنگام شناسایی‌ فرمولهای ذهنی و  جایگزینی فرمولهای صحیح و تغییرانها ،واکنش غذایی ما بطور اتوماتیک عوض می شود بدون رنج وفشار وسختیه رژیم گرفتن وورزش کردن .اینکه ما بارها اقدام به لاغرشدن کردیم ولی شکست خوردیم ا بی ارادگی وبی عرضگی وضعیفی مانبوده بلکه راهمان رابلد نبودیم ومسیر را اشتباه می رفتیم .وگرنه تحمل پیمودن این همه راههای سخت وبا فشار ورنج اور برای لاغرشدن نشانه اراده وتوانایی مادر رسیدن به لاغری است پس ما بی عرضه نیستیم بلکه مسیر درست را نمی دانستیم .بادیدن تصاویر افراد متناسب در تبلیغات غذایی وروشهای لاغری ما فکر میکردیم که ناتوانیم وخوب عمل نکردیم واراده نداشتیم وخودراسرزنش میکردیم در صورتیکه چنین نبوده وما ففط راه را بلد نبودیم و علاوه برضربه به جسم به روحمان هم لطمه میزدیم.استفاده از روش لاغری با ذهن فواید زیادی دارد که علاوه برتناسب جسم بر ارامش روح وشادی ونشاط وبهبود شرایط زند.گی وارتباطات وشرایط کاری وهمه جنبه زندگی اثر مثبت دارد.روش لاغری با ذهن بسیار اسان است چون بدون تحرک وزحمت زیادی واتلاف وقت ورفت وامد در شلوغی ها وهزینه ان چنانی وسختی ، فایل ها در دسترس است وبا انجام تمرینات وعمل درست به انها به نتایج عالی میرسیم .
      اختلاف خوردن چاقها تامرزشکم درد ولاغرها فقط در حد سیری در این است که لاغرها اگر به مقدار زیاد ومتنوع غذا هم برسند زیاده روی نکرده وبه اندازه مورد نیاز بدنشان وفقط برای رفع گرسنگی می خورند.اما چاقها وقتی از خوردن بیش از سیری شکم درد می گیریند یعنی رفتاربدی باجسم خود داشتند ومانعی بوده که باعث ایجاد مشکل درد در شکم اوشده مثل وقتی که ما بیماریم درد داریم ویا وارد شدن ضربه ای در بدن ان قسمت از شدت ضربه دچار درد می شود.درد واکنش بدن است در برابر اصابت ضربه خورده شده به جسم .
      در فرد لاغر موقع گرسنگی صدای غارو غور شکم ویا درد ویا احساس ضعف ولرزه ومور مور اندام واکنش بدن در برابر گرسنگی اعلام گرسنه بودن می کند در فرد چاق هم درد شکم وپیچش همراه بادرد وسخت نفس کشیدن تا حد خفگی خوردن سنگین شدن وخسته شدن از پرخوری نشانه واکنش بدن برای بیش از اندازه خوردن است. پس درد در مقابل واکنش به چیزی ایجاد می شود.
      با این توضیحات متوجه تفاوت واکنش رفتار خوردن در لاغرها وچاق ها می شویم که در چاق هاسیرشدن در حد خفگی وحالت سنگینی علایم سیری است اما لاغر ها هیچ وقت به این علایم نمی رسند وبعد از خوردن احساس سنگینی ندارندچون به اندازه لازم بدن میخورد مثل تنفس کردنشان ضربان قلبشان که خسته نمی شود ولی افراد چاق از خوردن زیاد خسته می شوندوسیر شدن برایشان معنی خسته شدن از خوردن وتغییر فیزیکی بدن وفشاربه شکم ودرد شکم را دارد.
      برای متناسب شدن باید قبل از فشار امدن به بدن از خوردن بلند شویم نباید به رنگ وبو وطعم ومزه وجشن ومهمانی وتنوع غذایی ورستوران ودور همی وتفریح و تعارف و……….
      توجه کنیم واهمیت دهیم .به غذا به عنوان یک وسیله رفع نیاز بدن ورفع گرسنگی باید نگاه کرد نه لذت نه جبران کردن    نه حروم میشه وحیفه   نه پولشو دادم      نه فرصت .وقتی غدا خوردن براساس این بهانه ها و نقطه نظرها باشد برای جسم نتیجه ای جز چاقی ندارد. 🌹

      اگر این بهانه ها را کنار بگذاریم ووقتی غذا می خوریم بیش از سیری بافشارودرد شکم ودرحد خفگی وتهوع وترکیدن نخوریم وبه اندازه بخوریم به مرور زمان کم کم وخودبخود لاغر می شویم .باید پر خوری را برای خودمان کاری زشت وغیر انسانی معنی کنیم وبرای این کار عناوینی انتخاب کنیم مثلا مگه قحطی زده ایم   ازجنگ فرار کردی   نخورده وندیده ای    شکمو      چاقاله پر خور       می ترکی      خجالت بکش از خوردنت         حیوان هم به اندازه سیری می خوره           هرچه درسفره یا سر میز هست که نباید بخوری و…………وهمینطور تنبیه برای خودمان برای هربار ویا تکرار بد خوری بگذاریم وخودمان راسرزنش کنیم .
      اگر هم رفتار غذایی درست داشتیم ودرست وبه اندازه خوردیم ونقطه گرسنگی وسیری را رعایت کردیم وریزه خواری وبد خوردن رانداشتیم حتما خودمان را تحسین وتشویق کنیم تا ذهنمان به انجام مواقع درست وبد رفتار غذایی اگاه شو د.
      یک روش دیگر کنترل خوردن این است که اجازه ندهیم غذا برای ماتصمیم بگیرد وحدو مرز خوردن را با رنگ وبو وطعم وزرق وبرق وبسته بندی هاوتبلیغات وتنوعش تعیین کند.فردمتناسب به هیچکدام از اینها توجهی ندارد فقط به اندازه نیاز بدن وسیر شدنش می خور د.بارعایت این نکات میتوان هرروز یک قدم به تناسب نزدیک وامیدوارتر به لاغر شدن درمسیر ادامه داد.
      از شروع گام اول تا حالا تغییرات خوبی در رفتار غذاییم ایجاد شده ریزه خواری ندارم توجه به نقطه سیری وگرسنگی را متوجه ورعایت می کنم البته یکی دو مورد کمی زیادتر خوردم ولی نه به اندازه شکم درد بلکه با داشتن احساس سیری بیشتر.  بااینکه عاشق خوردن بودم اصلا میل به هله هوله خوردن نداشتم وانجام هم ندادم   همینطور با اینکه روی میز میوه وشیرینی وتنقلات همیشه هست ولی واقعا ای ۲۰ روز خیلی کم به اندازه چند دانه مغز وتنقلات وچند دانه بیسکوییت کرم داربیشتر نخوردم .واقعا ازصدای غرغر شکم برای گرسنگی لذت میبرم وهمینطور منتظر شنیدن واکنش شکمم هستم حتی به نقطه گرسنگی هم که میرسم به خودم میگویم هنوز زوده با راحتی وارامش نه با رنج وناراحتی البته هنوز تغییر ی حاصل نشده که بقول استاد زوده وزمان تعیین کننده نیست بلکه تغییر جسم ملاک است وهمینقدر که این تغییرات حاصل شده، خیلی خوشحالم وشکر گزار وبی صبرانه منتظرم برای امدن فردا وشنیدن فایل بعدی وانجام تمریناتش.
      پس باید به رفتار خوردن واحساسی که از ان داربم دقت کنیم که در هروعده غذایی از هرچه می خوریم به اندازه بخوریم وبه واکنش جسم برای سیری توجه کنیم که اگر احساس سنگینی ودرد شکم وحال بد داشتیم به خود تذکر داده و بگوییم رفتار غیر انسانی داشتیم وبرای خود تنبیه بگذاریم وبرای دفعه بعد رفتار صحیح غذایی را جایگزین
       کنیم تا رفتار صحیح خوردن در ما بوجود اید .درد پر خوری را خود بوجود اوردیم باید خودمان هم درمانش کنیم ودارویی ندارد جزانجام رفتار صحیح غذابی .
      من وخانوادم هم قبلا که متناسب بودیم در خانه می خوردیم اما درمهمانی وجشن که می رفتیم اصلا میلی به خوردن نداشتیم شاید فقط یک میوه می خوردیم طوریکه صاحب مهمانی یاجشن واطرافیان به ما می گفتند اومدید مهمانی ها فقط یک شبه چرا نمی خورید هرکس می خواد بره مهمانی یا جشن از یک هفته قبل نمی خوره تا بتونه انجا خیلی بخوره شما چرا برعکس هستید ولی نمیدونم از کی رفتارم برعکس شد بااینکه تاقبل از مهمانی یا جشن خورده بودم ولی انجا هم درحد ترکیدن می خوردم گاهی چیزهایی هم هنوز باقی می موند که من از انها نخورده بودم ولی خداروشکر الان تب خوردنم خیلی افتاده امیددارم که حتما متناسب میشم وتا اخر مسیر ادامه میدهم.
      از خدا برای همه چیز متشکرم واز شما استاد گرامی بابت تلاش وتوجه تان برای رفع مشکل اضافه وزن وتمام گرفتاریهایی که با حل شدن این معزل انها هم تحت تاثیر ان حل می شوند بسیار سپاسگزارم وتشکر از اینکه صادقانه وخالصانه انچه درتوان دارید دراختیار هدایت شدگان به سوی لاغری قرارمیدهید توفیق روز افزون وسلامت شما وعزیزانتون را از خدا خواهانم⚘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/12/01 00:00
      مدت عضویت: 338 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 574 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام۱۹ مهمترین موضوع لاغری اینکه ما کنترل ومدیریتی روی واکنشهای مون به مواد غذایی نداشتیم واینکه ما کنترای روی مواد غذائ نداریم غذاها روی ما کنترل دارن بعضی از غذاهارو خیلی دوست داریم وبیستر میخوریم هر مواد غذایی که بهش برخورد میکنیم میخوریم ما مسئولیتی رویدخوردن خودمون نداریم هر ماده غذایی مارو تحریک به خوردن میکنه واما تعاوت افراد چاق با لاغر فقط روی فرمولهای ذهنی اونهاست نه چیز دیگه واین تفاوتهاست که باعث تفاوت درجسممون شده وفکر میکردیم ژنتیک داروها تیروئید ما رو چاق کردن وذهن ما مثل ی نوار خالیه وما این فرمولهارو بهش دادیم وبر اساس این فرمولها رفتار غذایی ما تغییر کردن وما پر خوری میکنیم ووقتی که این فرمولها شناسایی بشن خود بخود مشکل حل میشه ما انسانیم عقل وشعور داریم وباید بتونیم چیزیکه برای ما ضرر داره رو انجام ندیم ما ضعیف نیستیم وفقط بلد نبودیم چکار کنیم از بسکه فرمولهای غلط بهمون گفتن از طریق رسانا و…ما ناتوان نیستیم بر عکس خیلیم توانا هستبم چون بارها وبارها رژیم گرفتیم وروشهای نادرست مختلف امتحان کردیم وبه نتیجه نرسیدیم وخوشبختانه با روش ذهنی اشنا شدیم و این روش تنها روش که میتونه مارو به مقصد برسونه ما چه کارهایی رو برای لاغر شدن نکردیم از قرص ودارو رزیم وچه زحمتها ورنجهاییکه نکشیدیم وبه نتیجه نرسیدیم چون این روشها اشتباه بوده اما از زمانیکه با لاغری با ذهن اشنا شدیم مشتاقتر شدیم وچون بیماریمون کمتر شده واسترسمون کمتر شده احساسمون بهتر شده و..چون تنها روش یکه ما رو به مقصد میرسونه وخدا ما رو انتخاب کرده هدایت کرده برای لاغرشدنوواین بزرگترین سند برای لاغر شدنمون وباید دقت کنیم به رفتارهای غذائ خودمون با افراد متناسبحالا تفاوت بین انسانهای چاق وانسانهای لاغر در چیهچرا ما انقد دوست داریم بخوریم چرا نمیفهمیم که کی گشنمونه وکی سیریم چرا ی فرد متناسب با انبوهی از غذا ودثر و…مواجه بشه زیاده روی نمیکنه ودر حد نیازش مصرف میکنه اما ما چی ما چطور رفتار میکنیم چه اختلافی لین من واون وجود داره بدن زمانی واکنش میده که ی مشکلی وجود داره هر وقت غذا میخوریم بدن ماواکنش نشون میده ووقتی ما بعد از خوردن غدا حس بدی داشتیم وسنگین بودیم وبه شکممون فشار میمود معلومکه ما اشتباه کرویم وغذا زیادی خوردیم باید توجه کنیم به این موضوع واگر اینجوری شد خودمونو سرزنش کنیم وبگیم که اخه این چه کاریه کردی خیلی زشته در شان تو نیست این غدا ها همیشه هستن وهر وقت خواستی واراده کروی میتونی بخوری پس زیاوه روی نکن حتی برای غذاییکه خیلی دوست داریاصلا برامون مهم نباشه که چه غذایی رو میخوری غذارو نباید بعنوان تفریح یا حوصله ام سر رفته یا وقتی عصبانی هستی نگرانی پولش دادم و…بخوری فقط باید وقتی واقعا گشنت شد ودر حد نیازت بخوری مثل انسانهای متناسب ووقتی اینجوری غذا خوروی خدوتو تشویق کن وتا بخودت انگیزه بدی واگر ی روزی زیاده روی کروی وحتی یکمم بود عکس العمل نشون بده وخودتو سرزنش کن ما انسانیم وخدادند ما رو اشرف مخلوقات قرار داده یعنی ما رو برترین کرده از حیوانات وهر چیزیکه تو دنیا وجود داره پس رفتارمون هم باید مانند انسان باشه در شان انسان باشه ما نباید بذاریم غذاها بر روی ما کنترل داشته باشن وهمین طور بسته بندی اونها نباید مارو فریب بدن ما قبلا فکر میکریم ی بسته چیپس باید ی نفر بخوره اما الان مثل ی انسان رفتار میکنیم وی بسته رو خانواده میخوریم بسته بندیهای متنوع درست میکنن برای گول زدن ما وما نباید گول بخوریم وبا این گار یک قدم دیگه بسوی لاغری برمیداریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 13:04
      مدت عضویت: 665 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 519 کلمه

      گام نوزدهم:
      تنها دلیل چاقی ما اینست که فرمولهای چاقی را در خود ایجاد کردیم و سالها از ان استفاده کردیم و در ان استاد شده ایم. و جالب اینجاست که دلیل چاقی ما همین فرمولهای چاقیست ولی برای لاغر شدن سراغ رفتارهای چاق کننده میرویم که هیچ ربطی به چاق شدن ما نداشته است.
      بعضیها علت چاقی را نوع غذا میدانند که خنده دار است چون این غذاها را افراد لاغر هم میخورند پس انها هم باید چاق شوند ولی نمیشوند پس در کل اشتباه است. یا بعضیها کم تحرکی را علت میدانند که بارها این دلیل را هم نفی کردیم.هیچ کس از فرمول ذهنی حرفی نمیزند که علت اصلی چاقی است. ازین طرف جسم تحت فشار رژیم قرار میگیرد از طرف دیگر فرمولها همچنان بدون تغییر به کار خود ادامه میدهند.
      نگاه و تصور ما از ماده غذایی فرمول اصلی چاقی یا لاغری ماست مثلا اگر تصور کنیم نان چاق کننده است باعث چاقی میشود . بعضیا میگن اب هم بخوریم چاق میشویم شاید واقعا باعث چاقی انها شود چون چنین تصوری دارند.
      هر چه میزان فرمولها از مواد غذایی بیشتر ذخیره شود ترس از خوردن نیز بیشتر میشود.
      بنظرم یکی از فرمولهای من شام خوردن در شب است که فکر میکنم اگر اخر شب شام یا خوردنی بخورم باعث چاقی میشود و بدن فرصت هضم مواد غذایی را ندارد و حداقل دو ساعت قبل خواب باید شام خورد این ایده برای سلامتی خوب است ولی اینکه شام خوردن باعث چاقی میشود اشتباه است چون خیلیها شام میخورند و اصلا چاق نمیشوند منظورم انواع غذاهای پختنی است چون ما شام پختنی نمیخوریم. البته من هر موقع گرسنه شدم یه چیزی میخورم ولی این فرمول را هم در ذهنم داشتم.
      اگر فرمولهای اشتباه در مورد غذاها را حذف کنیم با خیال راحت میتوانیم هر چیزی که میخواهیم بخوریم.
      در مورد برنامه غذایی که به افراد میدهند به این صورت است که خوردن تحت کنترل مغز است و دستور ان پرخوری است ولی برنامه میزان غذای افراد متناسب است که اصلا با هم جور در نمی اید .و به شکست منجر میشود.
      مدیریت واکنش ما به مواد غذایی خیلی مهم است.
      واکنشهای روحی نیز موثر است مثلا موقع ناراحتی عصبانیت خوشحالی بیشتر میخوریم.
      فرمولهای عجیب غریبی که افراد چاق در ذهن خود دارند باعث چاقی میشود.ذهن مثل نوار خالی است و ما الگو بهش میدیم. وقتی این فرمولها اصلاح بشه نیاز به فشار جسمانی نیست چون راه حل این مشکل خیلی اسونه.
      در تبلیغات روشهای گوناگون فک میکردیم که افرادی که از ان استفاده میکردند نتیجه میگیرند و وقتی ما نمیتوانیم پس مشکل از ماست. در حالی که برعکس بود و ما هیچ تقصیری نداشتیم.
      چرا ما نمیتونیم بصورت ذهنی بفهمیم که سیر شدیم و اینقد میخوریم تا واکنش بدنی داشته باشیم. وقتی واکنش جسمی داریم مشکلی هست یعنی زباد خوردیم.حتی جوقع گرسنگی نیز واکنش هست.نباید مهم باشد چه میخوریم فقط به اندازه نیاز باید باشد مثل نفس کشیدن که بیش از اندازه نفس نمیکشیم.اگه زیاد خوردیم باید ذهن خود را تنبیه کنیم و هشدار بهش بدیم.حتی حیوانات هم با خوردن به خود اسیب نمیزنند و ما انسانها خیلی وقتها به ان توجه نداریم و با خوردن به خود اسیب میزنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/11/28 02:08
      مدت عضویت: 447 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 475 کلمه

      🐥سلام سلام🐥
      من قبلا بنده غذا بودم.
      یعنی چی؟ یعنی اینکه هیچ اختیاری نداشتم که چقدر بخورم، دست خودم نبود و انگار که غذا من و مثل عروسک خیمه شب بازی تو دستاش داشت۰
      موقعی که چاق شده بودم با خودم میگفتم چیشده؟ چرا اینطوری شدم؟ منکه لاغر بودم قبلا. سوال بزرگی بود برام.
      چقد ورزش های هوازی انجام دادم. در واقع همون کاردیو ،با حرکات سریع و پشت سر هم. دو هفته هر روز یک ساعت یا بیشتر انجام میدادم. از این دو هفته ها زیاد بود یا هوازی بود یا طناب زدن ۱۰۰۰ تا یا دراز نشست و ورزشایی از این قبیل ،دیگه کم کم نمیکشیدم دیگه دیگه ریه هام و قلبم و همه جام بنده خداها داشتن فریاد میزدن که بسه باباااا الان نابود میشیم.
      👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑
      و خبر خوب من تو این چند روز اینکه از قبلا کم تر میلم میکشه غذا بخورم چون توجه کردم به مواقعی که سیر میشم.
      شده که گاهی اوغات یکم احساس فشار خیلی کمی بکنم. که زود از بین میره ولی بازم این یعنی پیشرفت.
      نمیدونم کارم درسته یا نه ،بعد از غذا دستمو میزارم رو معدم که ببینم آیا فشار بهش میاد یا نه. وقتی یکم قلمبه شده باشه میفهمم که یکم فشار بهش اومده.
      خیلی خوب شدم دیگه اون حس بد بعد غذام و که ندارم
      وقتاییم که یکم فشار روش میاد فکرام میاد وسط که عههه زیاد خوردی که اینطوری شد. ولی اصلا توجه نمیکنم و سریع به یه چیز دیگه فکر میکنم یا خودمو توجیه میکنم که نهه اشکال نداره دفعه بعدی با صبر و حوصله میخورم.
      الان خوشحال ترم چون حسم میگه که اره به اندازه نیاز بدنت خوردی.
      اولای تمرین که بودم خیلی صبر میکردم تا خیلی گشنم بشه ولی هرچی صبر میکردم واکنش بدنی نداشتم که دلم غورغور کنه و گشنگی میکشیدم🤦‍♀️ وقتی دیگه خیلی گشنم بود میرفتم چیزی میخوردم.
      وای😂 اولاش یه حس گشنگی کوچیک میومد میگفتم با خودم نهه واستا هر وقت شکمت غورغور کرد بخور هیچی دیگه ، صبر میکردم صبر میکردم منتظر بودم تا یه کاری بشه ، بعد یه غور کوچیک میکرد میگفتم نه حساب نیست باید بیشتر شه شاید اصن از گشنگی نبوده، غور سوم و که میکرد بلند میشدم میرفتم سر یخچال.😂 تا سه نشه بازی نشه.😂 ولی زیاده روی میکردم چون هنوز نمیدونستم باید چیکار کنم.
      البته واکنش بدنی گاهی اوغات دارم ولی گاهی اوغاتم ندارم. یعنی گشنمه و میدونم که خیلیم گشنمه ولی هیچ کاریم نمیشه و بدنم چیزی نمیگه فقط میدونم که گشنمه.
      دیروز و امروز با سوزش معده بیدار شدم گفتم ای بابا منکه خواب بودم چیزی نخوردم چرا درد میکنه. بعد که صبحانه خوردم فهمیدم گشنم بوده😅😂
      یه بارم خیلی بی حال بودم حالم بد بود بعد مامانم گفت گشنته ، منم گفتم نههه گشنم نیست. بعد که غذا خوردم فهمیدم چقد گشنم بوده نمیدونستم. و بعدش حالم خوب شد😂
      وقتی بعد گشنگی غذا میخورم و سیر میشم حالم خوب میشه چشام باز میشه😂👁👁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 23:27
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 876 کلمه

      با سلام☺️.
      بیشترین تفاوتی که من بین خودم و افراد متناسب میدیدم، شانس بود. یعنی میگفتم خوش به حالش چه شانسی داره که همچین هیکلی داره.. و تمام متناسب هایی که من دیدم پوست و موهای خوبی هم داشتند بنابراین میگفتم خدا از همه چیز بهترینش رو بهش داده..
      همیشه بودن در کنار افراد متناسب برای من سخت بود چون بقیه مثلا وقت غذا همیشه مقدار خوردن ما را باهم مقایسه میکردند یا مادرم میگفت تو یک وقت اندازه ی اون نخوریا😕😕…
      از اینکه همیشه به آنها اصرار می‌شد که بیشتر بخور ولی من باید کمتر میخوردم، ناراحت میشدم و ترجیح میدادم که در این جمع ها خیلی کمتر از حالت عادی غذا بخورم تا حرفی برای گفتن نباشد..
      تفاوت بین ما و افراد متناسب باید در سطح افکار و باورهایمان نسبت به جسم بررسی بشود..
      به طور مثال : من دوتا دخترعمه دارم که خیلی متناسب هستند و تا الان نشده ببینم که نگران چاقی و لاغری باشند. و اگر حرفی هم می‌زنند فقط برای سپری کردن وقت در بین دوستان است..
      اما در همین جمع، عده ای که چاق هستند مدام از چاق تر شدن، چگونه لاغر شویم، ژن ما مشکل‌داره 😂 و غیره صحبت میکنند و وضعیت آنها از چاقی تغییر خاصی نمیکند…

      استفاده از فرمول های چاق کننده به طور مداوم در زندگی باعث ایجاد شرایط اضافه وزن برای جسم و چاقی برای ذهن شده است.
      ما با تغییر فرمول ها چاق شدیم اما برای لاغر شدن به دنبال تغییر رفتار رفته ایم.. تغییر رفتار گام بعدی است که بعد از تغییر فرمول ها و افکار اتفاق می‌افتد.
      و مرحله‌ی دوم تغییر رفتار است..
      مثال نقض؛ به ما گفتند چون هر غذایی میخوریم و فعالیت کمی داریم چاق هستیم، اما زندایی پدرم، به خاطر مریضی های دیگر فقط غذاهای آبپز میخورد، شام نمیخورد، فست فود مصرف نمی‌کند، نوشابه نمیخورد.. در ضمن به استخر و باشگاه هم میرود اما چاق است.. و در تمام سال های زندگی یک سال کاملا لاغر بوده و چند سال چاق و در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری هایی که چاق و لاغر شدن های پیوسته در او بوجود آمده اند..
      ربط دادن چاقی به مواد غذایی مختلف :
      مثال برنج را که استاد توضیح دادند، من هم این باور را در مورد برنج داشتم.
      مورد بعدی نان بود که حتی اگر مصرف نان در صبحانه را هم خیلی محدود میکردم، باز هم همان مقدار، باعث ترس از چاق شدن به خاطر نان در وجود من میشد..
      کلا وقتی یک غذا را عامل چاقی بدانیم حتی خوردن یک مقدار کم از آن، باعث ایجاد این فکر می‌شود که با خوردن این ماده ی غذایی، من چاق میشوم..
      ما در این گام یاد میگیریم که ماده ی غذایی نقشی در جسم ما ندارد، بلکه نگاه و تصور ما از مصرف آن ماده است که باعث تغییر شرایط جسم ما می شود.
      این تصور چاق کننده بودن مواد غذایی باعث شده بود که هروقت کسی را میدیدم که لاغر شده، ازش میپرسیدم چی خوردی لاغر شدی ؟🤔 
      ارثی بودن عقاید چاقی نه خودِ چاقی:
      افکار و رفتارهایی که از سوی خانواده، دوستان، رسانه وغیره بارها به ما گفته شده باعث شده است که تعاریف ما هم از جسم و شرایط آن، خیلی مشابه نظرات اطرافیان باشد ولی آیا حقیقت جسم ما که خداوند آفریده است، هم همینطور است؟ 🤔 
      پاسخ این است که خیر.. چون میلیون ها انسان هستند که آگاهی های متناسب دريافت کرده اند و یا اصلا آگاهی های اشتباه را به ذهنشان راه نداده اند و متناسب اند.. چون خداوند در قرآن فرموده است که انسان را متعادل و متناسب آفریده است بنابراین ذات واقعی ما، متناسب بودن است و این حرف هایی که شنیده و باور کرده ایم، وهم و تصور باطل داشتن از جسم است. 
      برای لاغر شدن باید به عامل ایجاد کننده ی آن توجه کنیم.. مثلا اگر پرخوری میکنیم باید توجه کنیم که علت اینکه من میخواهم بیشتر از نیازم غذا بخورم چیست؟ 🤔 و آن عامل را تغییر دهم تا رفتار متفاوت تری هم نشان بدهم… 
      درباره ی تفاوت بین افراد چاق و لاغر باید به این موضوع توجه کنیم که مثلا گرسنگی برای فرد چاق و فرد لاغر به چه معناست؟ /یک فرد متناسب از کجا می‌فهمد سیر شده است و یک فرد چاق چطور پیغام سیری را دریافت میکند؟ / واکنش افراد متناسب هنگامی که سیر هستند به غذایی که دوست دارند چیست؟ و این واکنش در افراد چاق چگونه است؟ 
      درک این تفاوت ها و تلاش برای شبیه کردن رفتارمان به افراد متناسب باعث می‌شود که جسم ما هم مانند آنها متناسب بشود. /
      فایل صوتی 🎧🎶:
      آگاهی از موضوعات جدید و مختلف درباره چاقی و لاغری باعث می‌شود که ما یک گام به سمت لاغری برداریم. 
      مهم ترین موضوع، مدیریت رفتار و واکنش های مان هنگام مواجهه با مواد غذایی است.. 
      واکنش جسم در مقابل مشکلات است پس وقتی از زیاد خوردن دچار فشار شکم می‌شویم این نشانه ی سیری نیست بلکه ی نشانه ی اعتراض جسم به زیاده‌روی ما است.. و این کار ما باعث رنج بدن می‌شود… 
      غذا خوردن نباید باعث ایجاد فشار در جسم ما بشود. 
      سیر شدن تغییر فیزیکی در جسم نیست بلکه یک پیام مغزی است که باید توسط مغز ارسال بشود نه توسط شکم!!! 😏 
      ذهن ما نیاز به تنبیه شدن دارد.. 
      در طبیعت هم، حیوانات برای بیشتر خوردن، رفتارهای وحشیانه از خود نشان نمی‌دهند.. 
      برای رفتار خوب، خودت را تشویق کن و برای رفتار بدت هم خودت را سرزنش کن تا انگیزه بگیری برای تغییر رفتارت و بهتر کردن عملکرد هرروزه ات…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 11:01
      مدت عضویت: 422 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام..من خدا را سپاس گذارم ک منو هدایت و راهنمایی کرد تا بااین دوره آشنا بشم و روز ب روز آگاه تر و روشن تر🙏من ک همه اش مواد غذایی را عامل چاق بودن و پرخوری خودم میدونستم نمی گفتم مشکل از منه مثلا ناهار و شام و رو باید ب موقع بخوری اگه بعدتر از وقت خودش بخوری چاق میشی مثلا عصر بخوای ناهارت رو بخوری یا شام رو باید سر شب بخوری دیر وقت بخوری عامل چاقی من این چند ماهی ک وارد این دوره شدم هر موقع بدنم نیاز داره چیزی میخورم کار ب زمانش ندارم .من دیشب خونه ی داداشم دعوت بودیم قبل از شام نخود اوردن خوردیم چند دقیقه ی بعدش کباب زدن من دیگه سیر شده بودم شام و نخوردم اصلا زیاده روی نکردم چون میدونستم سیرم یعنی شکر خدا پیام سیری رو خیلی خوب متوجه میشم اصلا یه لقمه بیشتر هم نمیتونم ک بخورم حالا هر غذایی باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/23 17:17
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,840 کلمه

      همیشه مواد غدایی هستن که خوردن ما چاقها رو مدیریت میکنن و ما هیچ مسولیتی در مقابل خوردنمون نداریم و این مواد غذایی هستن که مسولیت خوردن ما رو به عهده دارن و ما رو تحریک به خوردن میکنن ( من خودم قبلا هر شیرینی و کیک شکلاتی که با شکلات اضافه روش تزین شده بود و یا کلا کاکاییویی بود من فقط شروع به خوردن میکردم ودیگه هیچی متوجه نمیشدم ولی امشب خونه مادرم از همین مدل کیکهای دبل چاکلت بود و من به زور یه ذره خوردم و گفتم میل ندارم و اصلا دیگه نخوردم چون واقعا هیچ هوسم نشد واین یه تغییر بز رگ در من بود در کنار تمام تغییرات گذشته امدر این مسیر ) بعضیها با هر واکنش عصبی شروع به خوردن میکنن مثلا خستگی و یا سر درد و یا هیجانی شدن و یا ناراحت شدن سریع شروع به خوردن میکنن (منم قبلا با خوشحال بودن زیاد میخوردم ولی حالا خیلی مسلط شدم و وقتی خوشحالم متوجه هستم و به رفتارم نطارت میکنم ببینم میخوام بخورم و اگر دارم میخورم چرا میخورم ؟؟؟گرسنه هستم یا نه ؟؟؟ و همین آگاه بودنم کلی پیشرفت هست برای من و خوشحالم و هر چیزی رو به هر بهانه ای که مثلا خوشحالم وارد بدنم نمیکنم )
      و همین رفتار چاقها باعث شده ما در موقعیتهای مختلف واکنش غذایی ما هم مختلف باشه اما این بر خلاف متناسبها هست( مثلا من در سفرها و یا عیدها و یا فضا سبز و پارک و دورهمی و یا رستورانها و یا خونه ی مادرم بیشتر میخورم) و چاقها این رو گردن ارث و ژنتیک میندازن اما تفاوت چاقها و متناسبها در ذهن اونها هست که ذهن چاقها دستور پر خوری رو صادر میکنه وممکنه ما سیر باشیم اما ذهن ما دستور خوردن رو صادر میکنه (منم قبلا اینطور بودم که سیر بودم اما ذهنم دستور پرخوری صادر میکرد ولی الان دیگه ذهنم خیلی فرق کرده خودم باورم نمیشه مثلا ظهر همسرم کباب کوبیده ی عالی خریده بود از جای مورد علاقه ی من و سیخ هاش هم خیلی معمولی هستن شاید بعضیا ام بگن خیلی کوچیک هستن و دوتا سیخش کم باشه و من هم قبلا با دوبرابر اینا شاید سیر میشدم اما امروز با یکی و نصفی من کاملاسیر بودم و دیگه نخواستم بخورم و بقیه اش رو دادم به همسرم و کمی بعد خودم متعجب بودم که چه رفتاری ناخود آگاه از من سر زد همون کبابها که قبلا خیلی دوست داشتم رو تو نستم یه مقدارش رو نخورم چقد عجیب و همینه که میگم ذهنم تغییر کرده .).
      ما انسانیم عقل داریم و ار اده داریم خیلی راحت باید موضوعی رو که به ضرر ما هست اون رو بر طرف کنیم و انجامش ندیم و یا ا دامه ندیم و نباید بگیم چون ضعیف هستیم نمیتونم انجامش ندی

      م باید بگیم ما راه درست رو بلد نیستیم و انسانهایی که بارها اقدام به لاغری کردن و اما نتیجه نگرفتن چون روش اشتباه بوده این افراد بسیار توانمند هستن و من هم جز این دسته بودم (چون بارها در حد ۲۰ و یاا ۳۰ کیلو و بیشتر لاعر شدم ولی ماندگار نبوده )و خیلی به خودم افتخار میکنم که منم جز این دسته بودم من بارها رفتم ورزش شدید داخل باشگاه در حالی که باد و بارا ن شدید و خاک بوده و دو بچه ی کوچیک داشتم اما هیچ وقت ترکش نکردم فقط مربی یا ورزشم رو عوض میکردم ولی رهاش نمیکردم و هیچ وقتم نتیجه دایمی نداشته و خیلی من تلاش و استمرار داشتم برای لاغری از طریق ورزش و ورژیم و اگر اون تلاشم رو بیارم اینجا صدر صدر موفق میشم و دوباره میگم من خیلی توانمند بودم و پشتکار و تلاش داشتم طوری که اگر یه روز به هر دلیلی باشگاه نمیرفتم از مربی تا مدیریت باشگاه نگرانم بودن که چرا نرفتم چون تحت هر شرایطی ورزشم رو ترک نمیکردم ولی چون مسیر اشتباه بوده من نتیجه نگرفتم ولی من خیلی توانمند بودم (جسم من مشتاق لاغری هست فقط کافیه راه درست رو بهش نشون بدم که اونم آموزش لاِغری هست با صبر و تعهد و استمرا و اشتیاق ) .
      من هم زمان با انجام تمرینای ذهنی فقط وزن و سایزم تغییر نکرد بلکه روحیم و آرامشم هم عالی شده و ارتباطم با خودم عالی شد ه ایمانم و توکلم بهتر شده بر خلاف گذشته ام که با ورزش،و رژیم من در زجر و سختی بودم و همیشه حالم بد بود و من افسرده بودم و هیچ وقت نتایج خوبی برای همیشه دریافت نکردم و لی در این مسیر عالی من همیشه دارم نتایج رو میبینم و این هدایت خدای مهربان من هست که با این دورها و سایت آشنا شدم .
      من همیشه به دنبال تفاوتهای رفتاری چاقها و متناسبها هستم و متوجه شدم که کجا چه رفتار ی به من ضربه زده و من رو از مسیر درست تناسب اندام خارج کرده .
      و من وقتی چاق بودم همیشه چاقی به ذهن من خیلی فشار میورد صدها برابر جسم به ذهن من فشار میورد ( مثلا چاقم چقدر زشتم یا انگار پیر زنم یا اینکه چاقم چقدر بد تیپم و یا چاقم فلان لباس رو نپوشم که مسخرم بکنن) .
      و کافیه ما متناسب بشیم جهان ماعالی میشه و همه چیز در ما تغییر میکنه مثلا تمام بیماریها از جسم ما خارج میشه و ما احساس سبکی و آرامش و … میکنیم .
      چرا ما که اضافه وزن داریم از فشار جسمی باید متوجه بشیم که سیر هستیم ولی یه فرد متناسب در انبوه غذاها که قرار بگیره بازم رفتارش متناسب هست
      چه اختلافی بین من و متناسبها هست ؟؟ومن از فشار شکمی متوجه میشم ولی اونها به اندازه نیاز میخورن و ماباید توجه کنیم و آگاه باشیم که هر وقت در بدن ما مشکلی باشه بدن ما واکنش نشون میده مثلا وقتی سرما خورده باشیم آبریزش بینی و گلو درد داریم یا وقتی که پای ما جایی میخوره پای ما در میگیره و در هر صورت بدن در مقابل مشکلات واکنش نشون میده حالا هر وقت ما غدا بخوریم و احساس خفگی کنیم یا ضربان قلب بره بالا و یا نفس نفس بزنیم و یا شکممون درد بگیره ما داریم به بدن خودمون ضربه میزنیم ولی اشتباه متوجه شدیم که این نقطه ی سیری هست و چاقها حتما باید به حالت سنگینی در بدنمون برسیم که بفهمیم سیریم (چون خوردن ما چاقها اتوماتیک نبوده و دستی به وسیله خودمون انجام میشده و این بلا رو به سر خودمون می آوردیم و من یادم بعضی وقتها درموقعیتهای خاص اینقدر میخوردم تا خیلی ببخشید استفراِغ میکردم در این حد پرخوری میکردم و یا اینکه انقدر سنگین میشدم و معده ام در میگرفت که تنها راهش رو انگشت کردن داخل حلق خودم و بالا آوردن میدونستم در این حد پرخوری میکردم و اذیت میشدم )ولی متناسبها بعد از غذا اصلا احساس سنگینی نمیکنن مثل تنفس کردن اونها و یا پلک زدن اونها خوردن هم اتوماتیک انجام میشه ولی چاقها اشتباه متوجه شدن سیری یعنی فشار آوردن به یه نقطه ی بدن و اگر میخواهیم همیشه به حدی غذا بخوریم که احساس سیری بکنیم و باید به غذا به عنوان یه ماده ی خوراکی نگاه کنیم که میخواد نیاز بدن ما رو برطرف کنه نه برای لذت و یا جبران کردن و یا پولش رو دا دم و یا اینکه اسراف نشه و … هست که این غلط هست مثلا بارها شده رفتیم داخل یه هتل که پولش رو دادیم چرا بیشتر غدا میخوریم چرا ؟؟این چه نگاهی هست ؟؟و ما همیشه برای لذت بردن برای ضربه زدن و برای سود یا منفعت کردن و یا خیلی کارها ی دیگه ما زیاد میخوریم و چرا ما اینطوریم ؟؟ (ما چرا داخل هتل که میریم بیشتر نفس نمیکشیم یا حموم نمیکنیم یا بیشتر نمیخوابیم چرا فقط بیشتر میخوریم )ما باید به این حالت پرخوری حالت زشت و زننده بدیم و هر جا زیاد خوردیم به خودمون الفاظی رو نسبت بدیم که ذهن دیگه تنبیه بشه و تکرار نکنه و اگر نگیم ذهن دوباره تکرار میکنه و من باید برای پرخوری خودم حدی تعیین کنم که اگر بیشتر خوردم به خودم نهیب بزنم در طبیعت حتی درنده ترین حیوانات هم وقتی سیرن دیگه حمله نمیکنن مگر بخوان از خودشون دفاع کنن ولی من انسان چرا اینطورم ؟؟
      من باید این حلالت سنگینی رو بعد از غدا رو از خودم دور کنم واگر انجام دادم خودم رو سرزنش کنم و بلعکس اگر رفتارم خوب بود خودم رو تشویق کنم که ذهن انگیزه بگیره و همیشه بگو رفتار من باید انسانی باشه و در شان یه انسان باشه و اجازه ندید شرکتها و بسته بندیها برای تو حد و مرز خوردن تعیین کنن ؟کی گفته دیگران باید برای ما حد و اندازه تعیین کن کی گفته؟؟؟ چرا متناسبها به این حد و اندازه ها توجه ندارن و به اندازه نیازشون مصرف میکنن و متناسبها اصلا کاری به مواد غذایی و زمانها و مکانها ندارن و اما ما هر چقدر پیترا بزرگتر میخوریم سفره رنگینتر ما میخوریم (من قبلا خودم با یه پیتزا اصلا راضی نمیشدم و دوتا رو کامل میخوردم تازه منتطر بودم اگر از بچهام موند یا همسرم اونم بخورم حتی اگر سیر هم بودم ولی میخوردم اما جدیدا من در خواست میکنم از شوهرم یکی بخریم برا دوتامون آخه زیاده و بزرگن مگر من چقدر میخورم و جالبه که میخورم و سیر هم میشم و هم بقیه تعجب میکنن و هم خودم ومن قبلا که با متناسبها میرفتم فست فودی و اونها به این شکل رفتار میکردن و من تعجب میکردم که چرا نمیخورین یعنی چی نمیتونم ولی حالا خودم دقیقا در همون حد میخورم و سیر هم هستم )
      هر وقت بعد از غذا احساس سنگینی و شکم درد داشتی بدون رفتارت غیر انسانی بوده و خودت باید برطرفش کنی و هیچ دارویی نداره و این درد شکم و زیاد خوردن و سنگینی رو باید برطرف کنیم (من که موقع غذا به خودم میگم اول اینکه سیر هستی یا گرسنه و اگر گرسنه بودم واقعا شروع به خوردن میکنم و بعد میگم بدون هیچ خاطره ای و ذهنیتی از این غذا بخور و بگو به خودت که این غذا برای ادامه ی حیاط و زندگی من نیاز هست و من در حد رفع این نیاز جسمی خودم باید غذا بخورم مثل اکسیژن که برای بدن من نیازه هست و اگر دیدم دارم لقمه های اضافه بر میدارم سریع به خودم میگم من از اون حالت زشت و زننده ی سنگینی بعد از غذا متنفرم و میخوام سبک باشم و به یاد تعهدم و هدفم میفتم و ادامه نمیدم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/21 00:15
      مدت عضویت: 546 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 493 کلمه

      سلام.
      از روزیکه تمرین یک هفته ای رو شروع کردم که تا وقتی واقعا گرسنه نشدید و واکنش بدن و حس نکردید غذانخورید و وقتی اون حس نیاز ازبین رفت دست بکشید رو شروع کردم این جمله ها رو درک کردم که در فرد متناسب خوردن مثل سایر اعمال بدنشه عین نفس کشیدن و …..! یادمه بارها و بارها سیر بودم اما یکی از بیرون میومد و میخواست غذابخوره تعارف میکرد چون بلد نبودم این چیزارو ،و بقول شما غذاها منو مدیریت میکردن توی رودروایسی میموندم و دوسه لقمه به زور میخوردم که دل طرف مقابل نشکنه .یعنی حاضربودم به جسم خودم بی احترامی کنم اذیتش کنم معده درد بگیرم اما به اون ادم نه نگم !چقدر رفتارم فرق کرده با اون وقتا خدایا هزار مرتبه شکرت . همین امشب همه بستنی میخوردن به منم تعارف کردن اگه قدیما بود امکان نداشت نخورم چون بستنی دوست دارم ولی فورا گفتم من الان نمیخورم سیرم بعدا میخورم و کیف کردم ازاین رفتارم . مگه میشه دیگه بااین همه آموزش جدید یه بستنی بتونه منو وادار کنه به رفتار اشتباه ؟؟؟؟ بقدری این سنگینی بعد غذارو برای خودم زشت میدونم که فعلا پیش نیومده تجربش کنم تو این مدت مسیر لاغری. و چون قبلا معدم شدید درد میگرفت بعد هرغذا اینو هی یاداوری میکنم که بیشتر از نیاز خوردن یعنی همون معده دردا همون اذیت شدنا و بخاطر همین یه موردم شده دیگه نمیتونم بیش از نیازم بخورم . قبلا وعده های غذاییم طبق ساعتای خاصی بود و بابقیه سر سفره غذانخوردن یه حالتی داشت برام تا صدام میکردن میرفتم برای غذا ولی الان دیگه قاعده ی خیلی دقیقی ندارم ساعتی که گرسنمه میرم سراغ غذا حتی اگه بابقیه فرق داشته باشه . اوایل متعجب بودم که میدیدیم دلدرد میگیریم یا بی میلیم بازم غذا میخوریم و فکر میکردم آدمای چاق بی ارادن نمیتونن جلو خودشونو بگیرن ولی لاغرا بزور خودشونو کنترل میکنن که خوش هیکل بمونن و خودمو اونوقتا خیلی سرزنش میکردم ولی قضیه چیز دیگه بوده . رفتارای ما اتوماتیک وار تحت کنترل فرمولای ذهنیمون بوده وگرنه ما بی اراده نبودیم . باید مدام بخودمون یادآوری کنیم غذا دقیقا مثل اون اکسیژنه است مگه ما بیش از حد نیازمون اکسیژن و میفرستیم توریه خودمونو هلاک میکنیم بیشتر نفس بکشیم پس با غذام باید رفتارمون طبیعی باشه به صدای بدنمون گوش بدیم خدا بهترین سیستم و برامون قرار داده دل ضعفه یعنی که تو نیاز داری و وقتی اون حسه رفع میشه یعنی اوکی شدی دیگه ادامه نده غذا که تموم نمیشه مگه شده وعده ای بی غذا بمونیم که نگران غذاییم.هروقت شبانه روز گرسنه شدیم دوباره میریم یه چیزی میخوریم .دیگه از این بهتر وجود نداره که من کنترل بدنمو رفتارامو دستم بگیرم مثل یک انسان کاملا متناسب رفتار کنم و به اون چیزی که میخوام به راحتی برسم، بدون زجر کشیدن و اعصاب خوردی که زمان رژیمای جورواجور هممون تجربه کردیم .بارعایت همین مورد خودبخود لاغر میشیم .ممنون استاد همیشه شاد و موفق باشید🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/20 11:02
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,270 کلمه

      سلااااام یکی از بی نظیرترین فایلهای دوره است این فایل فوق العاده
      برای دفعه سوم هست که این فایل رو گوش میدم و هربار کلی آگاهی دهنده و هشدار دهنده هست برای من دفعه دومی که این فایل رو گوش دادم با خودم گفتم نه نباید به خودمون القاب بد بدیم ما باید بادخودمون مهربون باشیم یعنی چی که به خودم بگم مگه تو …. هستی که اینقدر میخوری …..
      ولی وقتی با خودم خلوت کردم و دیدم که بعد از یکسال فایل گوش دادن هنوز هم من گاهی این رفتار رو دارم و دیدم بارها استاد گفتن که گوش دادن به تنهایی شما رو لاغر نمیکنه و باید عمل کنید به آنچه در فایل گفته میشه اونوقت نتیجه میگیرید چند باری که به حد پرخوری رسیده بودم و با فشار شکم که نشونه آسیب به این جسم بیچاره ام هست رسیدم حرفای استاد یادم اومد و به خودم گفتم مگه تو …هستی که اینهمه میخوری تو که پیغام سیری رو درک میکنی چرا اینقدر خنگ بازی در میاری و خودت رو به نفهمی میزنی تو که امروز فهمیدی که با نصف بشقاب هم سیر شدی چرا خودت رو گول زدی که نه هنوز سیر نشدم چرا توی مهمونی بازم برای خودت پلو کشیدی به خاطر اینکه از خورشتت هنوز مونده بود و گذاشتی که باز غذاها برات تصمیم بگیرن چقدر بخوری تا کی میخوای خودت رو گول بزنی که چون دارم فایل گوش میدم اشکالی نداره بخورم یا چون در مسیر هستم اشکالی نداره و اگه کم بخورم یعنی از شیرینیها میترسم نه من از هیچ غذایی نمیترسم برای همین که ثابت کنم که نمیترسم بیشتر میخورم و میگم بببن من چاقتر نشدم با اینکخ امسال این همه نون خامه ای و قطاب و نون برنجی و…. خوردم
      واقعا که از رفتار خودم در برابر مواد غذایی خجالت میکشم و حالا میفهمم که عمل کردن چقدر مهمه و اینکه چرا بعضی از دوستان زودتر نتیجه میگیرن و بعضیها دیر تر تفاوت فقط در همین نکته مهمه”عمل کردن و عمل کردن”؟👌👌👌
      میخوام برای خودم فرمولهای ذهنی چاق کننده که تا حالا یاد گرفتم رو مرور کنم
      ۱_بعضی از غذاها و خوراکیها چاق کننده هستن مثل برنج مثل نون ،شیرینی ،کیک ،شکلات و هر انچه با شکر درست میشه،پیتزا و غذاهای سرخ کرده که در روغن زیاد پخت میشن ،ولی بعضی غذاها چاق نمیکنن مثل میوه ها ،سبزی،کاهو هویج و خیار و …
      (دلیل این فرمول رفتار پدرم و مادرم بوده پدر من همیسه میگن من از برنج متنفرم برنج باعث میشه شکم بیاری و همیشه همه جا با افتخار میگن من هفته ای به بار برنج میخورم و هر وقت مامان برنج درست کنن دعوا میکنن،روی برنج خوردن توی وعده شام به شدت حساسن و همیشه به برادرم میگن نخور ابن برنج ها رو ابنقدر داری چاق میشی به خاطر همین بدنج ها هست)در صورتیکه همسر من که کاملا متناسب هستن علاقه زیادی به برنج دارن و حتی اگه در وعده صبحانه هم برنج داشته باشیم میخورن و چاق هم نمیشن
      ۲_لذت و تفریح مساوی خوردن
      ابن فرمول در ذهن افراد چاق خیلی قدرتمنده و برای ما دورهمی و سفر ورستوران وعروسی و دیدن سریال و فیلم مورد علاقه،مهمانی ،افطاری و هر تجمعی حتی مراسم ختم وروضه هم برای خوردن هست و بعد از اون مراسم از نحوه پذیرایی و مواد خوراکی که بود صحبت میکنیم و نحوه تعارف و اصرار میزبان به خوردن بیشتر رو دلیل احترام به خودمون میدونیم
      ۳_فشار شکم ودرد شکم=سیری
      تا زمانی که جسم علامت نده ما همچنان به خوردن ادامه میدیم و در واقع پیغام سیری برای ما همون درد شکمی هست و معمولا با احساس سنگینی و فشار و اینکه حتی دیگه نمیتونیم نفس بکشیم هم از سر سفره بلند میشیم
      به قول یکی از اساتید دانشگاه که روحانی بودن،درست اینه که یک سوم معده غذا باشه یک سوم مایعات یک سوم هم برای رود وبدل شدن هوا حالا بعضیها میگن یک سوم غذا که میخوریم اب هم نمیخوایم به جاش غذا میخوریم هوا هم میخواد رد شه میخواد رد نشه😅
      واقعا این همون رفتار ما افراد چاقه
      ۴_غذا =لذت ،غذا=ارامش،غذا=حال خوب در صورتیکه در ذهن افراد متناسب غذا یعنی تامین انرژی برای همینه که ما در مواقع ناراحتی میخوریم در موقع عصبانیت میخوریم موقع نگرانی میخوریم در موقع هیجانی شدن میخوریم ولی اونا فقط موقع گرسنگی میخورن و چه بسا در این شرایطی که ما میخوریم اونا کاملا بی اشتها میشن و میلشون شدیدا کاهش پیدا میکنه
      ۵_به محض احساس سبکی معده =خوردن
      ما معمولا اجازه نمیدیم پیغام گرسنگی رو دریافت کنیم و قبل از گرسنگی غذا میخوریم در صورتیکه اونا تا زمانی که احساس گرسنگی نکردن چیزی نمیخورن
      ۶_احساس گرسنگی=عصبانیت
      خستگی=گرسنگی
      خود من وقتی خسته باشم زودتر عصبانی میشم کم حوصله میشم و خیلی وقتها با خوردن خستگیم هم رفع میشه وقتی میخورم اروم میشم و حوصله پیدا میکنم خدا نکنه خسته و گرسنه باشم دیگه زمین وزمان رو به هم میدوزم😶😶😶😅
      در صورتیکه قانون اینه که اگه خسته ای درمانش استراحته نه خوردن👌
      ۷_دیدن،شنیدن،لمس کردن و بوییدن و چشیدن =لذت خوردن
      همینکه استاد میگن لاغرها فقط با دهانشون میخورن چاقها با چشم وگوش و دست و بینی و دهانشون😅😅😅
      ۸_لاغر شدن=سختی،رنج،محدودیت،نخوری،عرق ریختن
      در صورتیکه در افراد لاغر متناسب موندن و کاهش وزن بسیار اسونه و برعکس چاق شدن حتی یک گرم اضافه کردن سخته
      ۹_چاق بودن=حسرت داشتن
      حسرت داشتن اندام متناسب،حسرت خرید کردن با حال خوب و بدون اعصاب خوردی ،حسرت لذت بردن از جسمت جلوی آینه مخصوصا آینه اتاق پرو😶،حسرت خوردن و چاق نشدن،حسرت خوردن یه وعده غذایی یا شیرینی بدون ترس،حسرت شنیدن جمله”چقدر لاغر شدی از دیگران”،حسرت سفر رفتن و چاق نشدن،حسرت پوشیدن لباسهای رنگ روشن،چهار خونه،کوتاه،اندامی،حسرت شنیدن “بله از همه مدلها سایز شما داریم”از زبان فروشنده ها،حسرت دیدن شکم تخت،حسرت پوشیدن نیم تنه،حسرت استخر رفتن با حال خوب و لذت،حسرت سلامتی،حسرت اعتماد به نفس برای حضور درجمع و بیان نقظه نظرت و هزاران حسرت دیگه😶😶😶😶
      ۱۰_داشتن اندام متناسب=رژیم دائمی و ورزش مادام العمر
      در صورتیکه خیلی از افراد لاغر رو میشناسیم که هیچ وقت رعایت رژیم خاصی رو کردن و نه حتی دو قدم راه رفتن
      ۱۱_بارداری =چاقی
      ۱۲_ازدواج=چاقی
      ۱۳_سن ۴۰ به بعد=چاقی
      ۱۴_متابولیسم پایین=چاقی
      اصلا چیزی به اسم متابولیسم پایین وجود نداره
      ۱۵_ژنتیک=چاقی
      ۱۶_کم تحرکی=چاقی
      ۱۷_کم کاری تیرویید،تنبلی تخمدان،کیست تخمدان=چاقی
      ۱۸_بلوغ=چاقی
      ۱۹_شیردهی=لاغر نشون به سادگی
      ۲۰_شیر ندادن=چاق موندن
      ۲۱_خواب زیاد یا خوابیدن بعد از ناهار=چاقی
      ۲۲_خوردن شام=چاقی
      ۲۳هله هوله خوری=چاقی
      ۲۴_مزاج سرد=چاقی
      ۲۵_خوردن در ساعات اخرشب=چاقی
      ۲۶_چاقی =زیبایی وااااای که چقدر این فرمول خطرناکیه همین فرموله که باعث ترس ما از لاغر شدن میشه چون دیدیم افرادی رو که با لاغر شدن افتادگی پوست پیدا کردن یا پوستشون تیره و خشک شده یا بارها شنیدیم گفتن”گوشت گفته کجات زشته بیام قشنگش کنم”
      ۲۷_چاقی=خواستنی تر بودن و دوست داشتنی تر بودن
      اینم یکی از اون فرمولهایی هست که واقعا جلوی ما رو برای لاغر شدن گرفته برای اینکه برای همسرمون جذاب تر باشیم چاق شدیم و لاغر هم نمیشیم در صورتیکه اصلا جذابیت به ظاهر نیست چقدر یه خانم خوش استایل خوش پوش با اعتماد به نفس با صورت زیبا و جوان و متناسب جذابه واقعا👌👌👌👌😍😍😍
      ۳۰_دور ریختن غذای اضاف اومده=اسراف
      همین فرمول باعث میشه ته مونده غذای بچمون رو بخوریم و غذای مونده در یخچال رو بخوریم
      ۳۱_پول دادیم و هزینه کردیم=باید بخوریم
      واقعا چقدر زیادن این فرمولهای چاق کننده ذهن ما
      پس همینه که لاغر نشدیم هر تلاشی هم کردیم بی فایده بوده تا زمانی که اینها در ذهن ما ذخیره است و داره کار میکنه چه انتظاری هست ما لاغر بشیم
      به قول استاد ما ادمهای ضعیفی نیستیم فقط لاغر شدن رو بلد نبودیم و با این ذهن پراز فرمول چاق کننده چطور میشه لاغر شد ومهمتر اینکه لاغر موند
      فقط و فقط یادگیری لاغری از طریق ذهنی هست که میتونه ما رو برای همیشه متناسب کنه و تمام کساییکه به این مسیر هدایت شدن انتخاب شده از طرف خداوند عالم بودن و همین افتخار باعث شور و اشتیاق ما هست برای ادامه دادن این مسیر به قول استاد”یا لاغر میشم یا میمیرم”راه دیگه ای نداره😊😊😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        mzt.zahra.malakouti.ir
        1400/06/11 15:10
        مدت عضویت: 542 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام دوست عزیز مطلبتون خیلی عالی بود و این که چقدر آدمهای چاق شبیه هم فکر و رفتار میکنن .کلی لذت بردم . موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/06/12 09:56
          مدت عضویت: 719 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 6 کلمه

          سلام دوست عزیز .

          ممنونم از محبتتون❤

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 18:41
      مدت عضویت: 507 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,338 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
      👣 گام نوزدهم :تفاوت یک فرد چاق و فردمتناسب درفرمول ها ذهنی این افراد است
      🙂☺️ چاقی ما به دلیل عوامل بیرونی مث ارث🤔 مث تیروئیدکم کار یا سوخت ساز پایین نیست بلکه به دلیل اینه که فرمول ها ذهنی چاق کننده در ذهن خودمون ایجاد کردیم.
      ذهن مث یک نوار خالی است که ما اومدیم بهش آموزش دادیم چاقی رو ترس از خوردن زیاده خوردن رو و نگرش درباره مواد غذایی رو بهش یاد دادیم
      الان اگه بریم از یک فرد متناسب راجب پیتزا برنج خامه سوال بپرسیم اون ها هیچ نگرانی از خوردن این غذا ها ندارن و بگی نگرشت درباره این مواد غذایی چی هست آیا این مواد چاق کننده هستن و با اطمینان خاطر میگن اینم یه غذا مث بقیه غذا هاهست و هیچ فکری دربارش ندارن ترسی از خوردنش ندارن داستانی تو ذهنشون درباره مواد غذایی و تاثیر اون بر جسم خودشون ندارن. 🤨
      واما از یک فرد چاق بپرس از خودمون بپرسیم چرا راه دور بریم قبل این روش چقدر از خوردن غذا ها ترس داشتیم من خودم جوری بودم که میگفتم آره چون آب کم میخورم چاق تر میشم دیگه به این حد رسیده بودم که از یه پفک خوردن هم ترس داشتم و میترسیدم که چاق ترم کنه و هرجا که زیاد می‌خوردم فوری میگفتم ای وای که چاق شدم و هر موقع که رژیم بودم میگفتم آلان که برنج نمی‌خوردم پفک نمی‌خورم وخیلی چیزها دیگه که تو ذهنم عامل چاقیم بود رو میگفتم چون نمی‌خورم لاغر دارم میشم
      همینجا میشه فهمید تفاوت ذهن یک فرد متناسب با چاق رو
      افراد متناسب کنترل خوردن خودشون داشتن ولی یک فرد چاق هیچ کنترلی روی خوردن خودش نداشت و مواد غذایی بودن که خوردن اون کنترل میکردن و بهش میگفتن هر مواد غذایی به چه میزانش مصرف کن.
      و یک تفاوت دیگم که هست و روی خوردن افراد متناسب تاثیر نمی‌ذاره ولی روی افراد چاق تاثیر میذاره حالات روحی است که روی خوردن افراد چاق هم خیلی تاثیر اون فرد ناراحته خهسته است افسرده است بیکار است بی حوصله است خوشحال است از خوردن استفاده می‌کنه ولی یک فرد متناسب چنین رفتاری نداره. 🤪😒
      تفاوت ما افراد چاق با افراد متناسب در الگو ها و فرمول ها ذهنی ماست یعنی بدن ما توانایی لاغر شدن داره ما ضعیف نیستیم ما خیلی هم قوی هستیم چون قبلا خیلی روش ها سخت انجام دادیم واسه لاغر شدن اما چون روشمون اشتباه بوده شکست خوردیم یعنی بدن ما خودش به طور پیش فرض عاشق متناسب شدن و ماهم این توانایی داریم و وقتی تو این مسیر هستی و الان در هر شرایطی جسمی با هر وزن سنی که هستی خداوند انتخابت کرده چون این توانایی درما ها دیده که به این مسیر هدایتمون کرده همیشه طبق گفته این اون عمل میکردی و با فشار محدودیت میخواستی نشد چون ذهن ما کاری که براش سخت باشه انجام نمیده حالا بیا یبار به پاس هدایت خداوند و تشکر از استاد عطار روشن این روش آموزش ببین تمرین کن و عمل کن به گفته ها استاد خیلی سریع در خودت تغییراتش مبینی نگاه جسمت نکن نگاه رفتارت نگرشت درباره مواد غذایی کن مطمعنم اگه به آموزش ها عمل کرده باشی تا الان خیلی تغییرات داشتی چون منم خودمم یکی هستم مث شما و تغییرات در خودم مبینم پس بهترین روش روش لاغری با ذهن است اموزش استمرار اشتیاق وعمل کردن که خیلی مهمه این میشه شگفتی قرن جدید 🤩😍🤩
      ما افراد چاق سیر شدن و گشنگی بلد نبودیم الان تفاوت سیری در افراد چاق ولاغر توضیح میدم متفاوت در طرز نگرش آنها با مواد غذایی رو ،😊🤗☺️ اولا واسه هر یک از احساس ها ما بدن یک واکنش از خودش نشون میده موقع بریدن شدن دست موقع تندتند دویدن موقع گرسنگی واسه هر حالت بدن یک واکنش نشون میده. 😐😑😙
      ووقتی یک فرد خیلی گرسنه باشه یک واکنش نشون میده مث درد شکم صدای شکم و میفهمیم گشنمون است و باید غذا بخوریم 🙄😋🤭
      واما اینجا نیومدیم می‌خوردیم که به حالت خفگی درد شکم سنگینی ایجاد بشه تا بگیم سیر شدیم و منتظر یه بار فیزیکی هستیم یه واکنش از بدن که بگیم سیر شدیم ولی یک فرد متناسب در حد رفع نیازش مصرف می‌کنه و قبل از درد شکم یا حالت خفگی دست از خوردن می‌کشه چون تو ذهن فرد متناسب سیری مساوی است با رفع نیاز بدن 🤗😋
      ولی تو ذهن فرد چاق سیری مساوی است با 😰😫😨😱
      فشار شکم خفگی سنگینی و این تفاوت‌ها باعث میشه تفاوت در جسم هاهم ایجاد بشه ،🙄🤫😬
      باید مث یک فرد متناسب عمل کنیم و سیری مساوی باشه با رفع نیاز بدن نه واسه سرگرمی نه واسه تفریح ناراحتی پولش دادم حیف است نذری است گناه است اسراف میشه زیاده روی نکنیم و نگرشمون نسبت به خوردن عوض کنیم ودرحد نیاز بدن مصرف کنیم غذارو.
      وباید جوری غذا بخوریم که به اون حالت زشت زننده نرسه 😊
      حتی درنده ترین حیوانات هم زیاده روی نمیکنن در خوردن و اندازه نیازشون میخورن و دانبال غذا بیشتر نیستن
      پس بیاییم این آموزش هارو نه فقط حفظ کنیم بلکه عمل کنیم بهش و در شأن یک انسان رفتار کنیم و مواقعی که به اون حالت سنگینی خفگی میرسیم خودمون تنبی کنیم و به خودمون بگیم چرا این کارو کردی حتی حیواناتم این کارو نمیکنن ووقتی قبل اون حالت دست از خوردن کشیدیم خودمون تشویق کنیم وبگیم به خودمون آفرین وانگیزه بدیم به خودمون 😍🤩
      اجازه ندیم مواد غذایی مارو کنترل کنن وبگن به چه اندازه بخور خودمون کنترل بدست بگیریم برده مواد غذایی نباشیم و هر روز بدون اون داستان ها که راجب مواد غذایی داریم غذا بخوریم و قبل اون حالت زشت زننده پرخوری دست بکشیم از خوردن عمل کنیم به این آموزش ها تا موفق بشیم خداوند خالق ماست و ما خالق وضعیت و شرایط الان خودمون هستیم ،😌😉

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 15:36
      مدت عضویت: 300 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 919 کلمه

      سلامی دیگر در یک روز دیگربراساس گوش دادن ب یک فایل دیگر😍
      ایستگاه نوزدهم مسیر لاغری من(فرمول های ذهنی چاق کننده رو شناسایی کنیم)🤔🧐
      بزرگترین تفاوت افراد متناسب و چاق دررفتارهای غذایی وواکنش نسبت ب مواد غذایی میباشد.افراد متناسب غذا را انتخاب و نحوه خوردن را کنترل میکنند .ولی در افراد چاق بر عکسه ،ب این صورت ک مواد غذایی کنترل خوردن را در دست دارند ، واین ب شکل واضحی درمن وجود داشته ک موقع های ک سیر بودم و میلی نداشتم باتوجه ب نگاه کردن ب غذا خوردن پسر و همسرم ، یا دیدن مواد بستبندی شده ، در حالت سیری و پرخوری بازم پرخوری میکردم ، و اینها تنها در تفاوت فرمول های ذخیره در ذهن است ،
      ذهن ما مثل یک نوار خالیه ، ک خودمون پرش میکنیم از افکار و باورها ،این افکار ممکنه درست باشن ،یا غلط ،ولی در اصل پیش فرض ما متناسب بوده و ما با دستکاری خودمون اون و از حالت خودکار خارج ، و ب حالت دستی ذخیره ش کردیم ،
      حالا برای اینک بتونیم ب پیش فرض و حالت خودکار برگردیم باید دنبال فرمول هایی ذهنی لاغری باشیم ،،،همیشه در زمان های چاقی و رژیم همیشه ب ما تاکید میکردن چون بر اثر پر خوری ، بی تحرکی ، ورزش نکردن ، تند تند غذا خوردن ، خواب زیاد ، مصرف دارو چاق شدیم ،،حالا باید با گرفتن رژیم ، ورزش کردن ، تحرک فیزیکی زیاد ، آهسته غذا خوردن ،لاغر بشیم و هر دلیلی برای چاقی داشتیم بر اساس واکنش جسمی بوده و هیچ توجهی ب فرمول های ذهنی نکرده ایم.
      یک نمونه این تفاوت ها درافراد متناسب و چاق نحوه سیر بودنشون هست ،
      نقطه سیری فرد متناسب بدون فشار شکم و احساس خفگیه وبا لذت و آرامش و بدون اینکه چشمم دنبال غذا باشه از سفره فاصله میگیره ،،در حالی ک نقطه سیری یک فرد چاق مساوری است با فشار شدید شکم و حالت خفگی 😐🤕 و افراد متناسب براساس نیاز بدن مواد غذایی مصرف میکننداماافراد چاق براساس بخور کمه بخور نیست دیگ بخور گیرت نمیاد بخور گرون خریدم .بخور همین ی شبه س.و نیاز خودشون رو با پر خوری و عذاب وجدان بعدش تامیین میکنن..
      خب حالا اگ ما بخواهیم مثل یک فرد متناسب برخورد کنیم ؛اول باید ذهن رو برنامه ریزی کنیم ، بعد دنبال جایگزین های فرمول لاغری بجای فرمول های چاقی باشیم ، ما باید آموزش ببینیم و یاد بگیریم ک ذهنمون رو هدایت کنیم ب مسیر لاغری با تمرین ، با تکرار ،و صبر،و این تمرین و آموزه ها رو باید بعمل تبدیل کنیم ب شکلی ک تا زمانی ک گرسنه نشدیم غذا نخوریم ، ودر مواقع سیری با بی توجهی ب مواد غذایی بسته بندی شده اون رنگ اون تصاویر روشون تحریک ب خوردن نشیم ، ی سری ضعف ها هم هست ک ذهنیه و علایم واقعی گرسنگی نیست باید ب آنها هم بی توجه بود ،ما برای چاق شدن تلاشی نکردیم فقط براثر ی سری افکاری ک درما بوجود آمده و کی وکجاش و نمیدونیم چاق شدیم و ربطی ب پر خوری یا بی تحرکی نداره و ما برای لاغری هم تلاشی نخاهیم کرد فقط افکاری رو جایگزین میکنیم ک پیش فرضمون رو بیاد بیاریم ک ماهم ی روزی متناسب بوده ایم و اون روز رو دوباره بدست خواهیم آورد باصبر و تمرین و اشتیاق داشتن ب لاغری و تناسب اندام در مسیر للغری با ذهن….ما باید مواظب ورودی افکارمون باشیم ح حالمون بد نشه ..عجله کردن باعث رهایی نشه ..چاق بودن هروزه ی ما باعث سرد شدنمون از مسیر نشه .و مارو از هدفمون دور نکنه..
      لاغری یک هنره ک باید مثل خیلی دیگ از هنرها آموختش و یادش گرفت ..و این آموختنها در هر هنری نیاز ب زمان دارد…و با عجله کردن کار پیش نمیره فقط خودمون رو خسته میکنیم ..مگه ما برای چاق شدن زمان تعیین کردیم یا ی شبه یا یک ماهه یا یکساله چاق شدیم ..در ازای صبرو اشتیاقمونب لاغری سالهایی رو ک چاق شدیم رو سپری نخاهیم کرد برای لاغری بلکه در مدت زمان کمتراز اون زمانی ک ما چاق شدیم لاغر خوهیم شد ..چرا؟؟؟چون ذهن مشتاق لاغر شدن هست ..چون پیش فرضش لاغری است …چون در مسیر های اشتباه باز هم وزن و سایز کم کرد اگ برگشت بدلیل فرمول های چاق کننده ذهن بوده است ،اگ ما ب آموزش ها عمل کنیم خیلی زود ب هدفمون نزدیک و نزدیکتر میشویم انشاءالله 🙏😍💃
      تغییرات من 🖐️👸
      دیروز ناهار برای خودم و پسرم میخاستم سیب زمینی سرخ کنم ..بعد ۴ تا سیب زمینی متوسط رو ب کوچیک رو انتخاب کردم ۳ تاش رو خورد کردم اومدم چهارمی و خرد کنم گفتم ک زیاده وچهارمی خرد نکردم💃و موقع خوردن هم با چند لقمه نون و سیب زمینی سیر شدم و بقیه ش رو پسرم خالی و بدون نون خورد و ازین بابت خیلی خوشحالمم ک اون سیب زمینی رو خورد نکردم و نتونستمم اون ۳ تا خرد شده رو کامل بخورم و خدارو بابت این تغییر شکر میکنم🙏🤗
      دیشبم جاتون خالی قیمه بادمجون داشتیم ک داخلش آلو ریخته بودم تقریبا ساعت ۹شب شام خوردیم و من خیلی راحت بدن ترس غذام و خوردم با ۲یا۳تا ته دیگ سیبزمینی ، و ب نقطه سیری رسیدم ..و چون داخل غذام آلو بود ساعت ۱ گرسنه ام شد و ۵.۶ قاشق دیگ برنج و خورشت خوردم و اصلا نترسیدم و عذاب وجدان نگرفتم و خیلی آرام و سبکم خوابیدم و خوابم برد…البته قبلش فایل گوش دادم ولی بی خواب نبودم براسر پرخوری..خوابم نمیبردامیدوارم متوجه بشید چی میگم..و ازین تغیراتم خدارو شکر راضی ام و پرقدرت تر ادامه میدم و هروز اشتیاقم ب فردا بیشتر میشه🌹😊💃
      ب امید موفقیت و تغییرات دوستان همسیر🙏موفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 14:31
      مدت عضویت: 785 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 645 کلمه

      سلام سلام 🙋‍♀️
      روزتون خوش💚
      تا گام ١٩ همراه هستم و هم خيلي خوشحالم و حس و حالم خوبه و همينطور خيلي دارم بهتر درك ميكنم روش تناسب ذهني رو ، اينكه ايمانم به اين مسير خيلي نسبت به روزاي اول قوي تر شده و اطمينان دارم كه اين مسير بي نظيره و حسم داد ميزنه كه اين روش درست ترين روش رسيدن بِه تناسب اندامه و ماندن در اندام متناسب ، چون تجربه كردم روش هاي ديگه رو و ديدم كارم تو روش هاي قبل مثل اين ميموند كه خونه رو آب برداره از لوله شكسته اي آب بزنه بيرون و من فقط تقلا كنم و با دستمال مدام آب رو از زمين جمع كنم ، تا نرم شير فلكه رو ببندم و اون لوله درست نشه كار من فقط رنج بي پايانه و يه جايي خسته ميشم ميگم ولش كن اصلا بذار آي بگيره همه جارو….
      از اون روش ها هسته شدم گفتم ولش كن بسه رنج و سختي بذار چاق بموني و هدايت شدم بِه راه درست ، به يادگيري به منبع درست، خدايا شكرت
      من متعهدم بِه مسير و تا لاغر شدن لاغر موندن و تا آخر از اين مطالب جدا نميشم ، چون هدفم ارزشمنده چون لياقت لاغري رو دارم و ميخام خلق كنم اندامي متناسب رو💚
      خيلي برام نكته اي كه در متن بود ، جالب بود كه هر چه فرمولهاي بيشتري درباره تاثير مواد غذائي بر جسم در ذهن ايجاد بشه ترس از مواد غذائي بيشتر ميشه اين ترس يعني لياقت چاقي لياقت چاقي يعني مسير چاقي يعني رفتن بِه سمت چاقي، يادم مياد زماني كه باشگاهمون راه افتاد و خودم اونحا مدير بودم هر روز ورودي و فرمول هاي چاقي ميگرفتم مربي ها توصيه هاشون رژيم ها اينطوري بخور آروم بخور سالاد بخور ورزش بكن وگرنه بر ميگردي نون بربري دلت خاست ماهي يك بار ماكاروني كم بخور گياه خواري كن رستوران ميري يه غذا نخوري نصفش بسه شام سبك بخور يا نخور شير بخور برنج قهوه اي بخور نون جو بخور نون يك كف دست …. خداي من ، من اون روزا بمباران فرمول هاي چاقي شدم و چون فك ميكردم مربي ها خيلي درست ميگن همشون رفت نشست تو ذهنم و يه سال تكرار شد و من هر روز ترسم از مواد غذائي بيشتر و بيشتر شد، يعني طوري كه اولين قاشق پر از سرزنشه پر از اطلاعاتي غلط در مورد اون مواد غذائيه و هميشه حس بد بعد خوردن ، عذاب وجدان
      واقعا من بازيچه دست غذاها بودم ، كنترل من دست مواد خوراكي بود ، كنترل من دست خاطرات خوشمزه غذاها بود ، بوي غذاها… هنوزم از بين نرفته واي تو اين ٢٠ روز خيلي كمتر شده ، خيلي احساسم خوبه ، با خودم آشتي كردم، حس تنفر به خودم رو خيلي كمتر كردم و در مراحل دوستي هستم، اين روزا بيكار ميشم فرمان خوردن مياد مخصوصا عصرها و خاطرات اون خوراكي رو برام تكرار ميكنه ، اين تايم ها هنوز كنترلم دست ناخودآگاهم با فرمول هاي اشتباهه و همون اعتباد خوردن ، ازش ميپرسم چي ميخاي ؟ گشنه نيستي كه ، ميگه فقط بخورم بخورم
      ، بهش ميگم آخه ياد گرفتم ميدوني كه خوردن فقط براي رفع نيازه بدنه ، نياز جسمي براي ادامه زندگي ، نه براي وقت گذروندن نه براي شادي و هيجان و خوشي ، شادي ميخاي؟ بيا اين همه كار ديگه ميشه انجام داد تا بعدشم احساس خوب داشت ولي بعد خوردن بي موقع كه گرسنه نيستي ميدوني كه حست بد ميشه و حال بدي داري ، پس بيا يه كاري كنيم حالمون خوب باشه
      حالم خوبه و ميدونم اين فرمول هاي اشتباه در حال اصلاح شدن هستن و هر روز دارم ياد ميگيرم و فرمول درست به ذهنم ميدم
      قطعا با تغيير فرمول ذهني ميشه واكنش جسمي را تغيير داد ، نه با سختي و فشار آوردن …
      خيلي از اينكه زمانم رو ساعت ها براي فايل و متن و كامنت خوندن و نوشتن ميذارم خوشحالم و ميخام شگفتي ساز بشم به اميد خدا💚💪
      خدايا شكرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 08:58
      مدت عضویت: 785 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 373 کلمه

      سلام و درود استاد جان
      هميشه سپاسگزارم از شما براي اين دوره فوق العاده و هر روز دارم آگاه تر ميشم و مسير برام روشن ميشه هر روز چراغي براي ادامه راهم روشن ميشه.
      خدايا شكرت

      استاد سوالي دارم،
      وقتي اين قسمت متن رو خوندم
      ((بعنوان مثال هر فرد چاقی از پرخوری کردن خود ناراحت است و هر بار که پرخوری می کند احساس عذاب وجدان دارد و خودش را سرزنش می کند و احساس بد چاق تر شدن در او شکل می گیرد.

      شاید همه افراد چاق بارها تصمیم قاطع گرفته اند که پرخوری نکنند اما موفق به انجام ندادن پرخوری نشده اند.

      حتی برنامه های رژیمی و لاغری با تاکید بر چگونه خوردن سعی در مهار پرخوری افراد چاق دارد.

      اینکه به ما گفته می شد که باید آرام غذا بخوریم و هر لقمه را 20 تا 30 بار بجویم به این دلیل بود که آنها تند غذا خوردن را عامل پرخوری کردن و پرخوری کردن را عامل چاق شدن می دانستند.

      از این رو سعی می کردند با دادن برنامه های غذایی و چگونه خوردن غذا پرخوری کردن افراد چاق را مهار کنند.

      از آنجایی که پرخوری کردن یک واکنش جسمی است و تحت تاثیر فرمان های مغزی صورت می گیرد به هیچ وجه نمی توان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونگی خوردن افراد فرمول های مغزی آنها را تغییر داد.

      به همین دلیل هر فردی که سعی کرده است از طریق آرام جویدن غذا بر رفتار پرخوری یا تند تند غذا خوردن خود غلبه کند نتیجه ای کسب نکرده است چون پرخوری نتیجه فرمول هایی است که در ذهن ما ایجاد شده است.

      پس با تغییر فرمول های ذهنی می تواند واکنش های جسمی را تغییر داد نه با فشار آوردن به جسم.))

      خيلي خوشحال شدم از اينكه دقيقا پاشنه آشيل من اشاره شد و فرمول مخرب ذهني من كه توجه بهش هر روز منو بيشتر أذيت ميكرد ، و مدتي قبلا همش درگيرش بودم كه پس چرا نميتوني آرام بخوري؟ ٢٠ بار بجوي ، تو پرخوري و اين پرخوري تورو چاق ميكنه
      استاد خيلي فك كردم، ولي فرمول واضح درستش رو نتونستم پيدا كنم كه ذهنم باهاش اكي بشه و بپذيره ،
      ميتونيد لطفا راهنماييم كنيد ، تا فرمول صحيح در مورد اين موضوع رو پيدا كنم.
      كه بشينن رو ذهنم و فرمان از اونجا صادر بشه نه با تقلا بيروني من؟
      سپاسگزارم ازتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 00:41
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام آقای عطا روشن. وقتتون بخیر. من فکر میکنم قبلا این فایل در جلسه ی ۹ مسیر لاغری من آپلود شده بود؟! یا اشتباه شده؟! البته این فایل جزو مورد علاقه های کنه و هر جور که باشه گوشش میدم ولی گفتم شاید اشتباه شده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        shine bright like a sky
        1399/11/27 17:11
        مدت عضویت: 447 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        سلام آره سوال منم همین بود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 15:39
      مدت عضویت: 532 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 133 کلمه

      با سلام و درود

      ما همیشه غذا خوردن رو برای تفریح میخوردیم برای همین بیشتر ضربه رو به بدن خودمون میزدیم چونکه روش صحیح غذا خوردن رو بلد نبودیم و تا حدی میخوردیم که تا گلومون میومد بالا و هضمش خیلی طول میکشید .
      فکر کنین این‌حجم از غذا توی معده بمونه و شکم برای چند ساعت پوستش در حالت کشیدن قرار بگیره و هر دفعه پوست شکم بازتر و معده گشاد تر میشه و این باعث میشه دفعه بعد بیشتر بخوریم .
      ما باید این رفتار زشتمون رو اصلاح کنیم و باید به خودمون بگیم که لازم نیست هر چیز روی سفره رو بخوریم این فقط ضرریه که داریم به خودمون میزنیم .
      باید مراقب رفتارغذاییمون باشیم و در شان انسان غذا بخوریم و به محض سیری به بقیه مواد روی سفره توجهی نکنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/10/15 23:53
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 319 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      دلیل اینکه ما چاق هستیم یا بهتره الان بگم چاق بودیم اینه که مدیریتی روی واکنشهامون نسبت به مواد غذایی نداریم و نداشتیم و بعضی ها رو خیلی استفاده می کنیم و بعضی ها رو خیلی بیشتر و همچنین بعضی از حالات روحی ما روی غذا خوردنمون تاثیر گذاشته خستگی و عصبی بودن،…
      همین تفاوت‌ها در رفتاره که باعث چاقی ما شده به لطف خدا الان توی تمام افرادی که در این دوره هستن می دونیم که این رفتارهامون خیلی بهتر شدن بعضی هاشون اصلا محو شدن …. می دونیم که هممون شجاع و توانمند هستیم که بارها از اول برنامه ها رو شروع کردیم البته بعد از نتیجه نگرفتن ماندگار ولی این برنامه چون روش صیحیح است نتیجه گرفتیم و نتیجمون ماندگار می شه انشالله با تکرار و تکرار هر روزه
      قبلا من خیلی احساس سنگینی می کردم مخصوصا اگه غذای بیرون می خوردم و همیشه هم به همسرم می گفتم بیا غذامون و نصف کنیم یه دونه بگیریم می گفت نه من گرسنم البته هیچ وقت تا تهش نمی خورد بعد که بهش کی گفتم پس چه جوری گرسنه بود تو که نخوردی می گفت خوردم و سیر شدم ولی من هیچ وقت اینها و نفهمیدم تا الان همش می گفتم اخه یه لقمه که دیگه چیزی نیست امان از اینکه آدم یه چیزهایی و چقدر دیر متوجه می شه خوب البته وقتش نبوده وقتش درست تنظیم شده به لطف خدا
      حالا امروز خدا رو شکر که خبر خوبی شنیدم اضافه کردن فایل خوردن اتوماتیک مرسی استاد بعد از این فایل حتما اون و گوش می دم که بی صبرانه مشتاقم که خوردنم به صورت اتوماتیک باشه چیزی که خیلی وقته انتظارش و می کشیدم
      پس باید این مسیله و در نظر داشته باشیم که خوردن برای تفریح، خوردن برای اینکه گناه نکنیم و … و اینها رو از ذهنمون پاک کنیم تا خود به خود بتونیم لاغر بشیم و در شان یک انسان رفتار کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/08 10:39
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 855 کلمه


      تقربیا حدود ۱۱ ماهه که در دوره هستم ولی ۸ ماهه که اصلا حتی برای یک بار هم پرخوری نکردم اولا سعی کردم گرسنگی را درک کنم چیزی که قبل دوره اصلا درکش نمیکردم چون گرسنه نمیشدم همیشه سیر بودم واز روی سیری غذا میخوردم ولی الان دلم میخواد گرسنه شوم بعد غذا بخورم چون لذت اش برام بیشتره وبعد از آن سعی کردم حتی خیلی دقت کردم وروی این مسعله کار کردم تا نقطه سیری را درک کنم استاد اوایلش خیلی سخت بود که بفهمم سیر شدن یعنی چی کی من سیرم چند تا راهنمایی شما کردید که مزه غذا براتون یک نواخت میشه لذت غذا براتون تمام میشه حالا میایید سراغ مخلفات سفره تا طعم غذا را حس کنید من خیلی روی این موردها کار کردم وبعد اش به ندای درونم هم گوش دادم ببینم میتونم صدای درون وذهن را بشنوم تا نقطه سیری را پیدا کنم تمرین سختیه نیاز به پشتکار داره باید تکرار کرد تا ملکه ذهن بشه با ی روز دوروز نمیشه پیداش کرد ولی خوب خدا را شکر من پیداش کردم والان خیلی راحت دو نقطه را حس میکنم وعمل میکنم نقطه گرسنگی تا نقطه سیری وهمین مسعله در کاهش سایز وبدن من تاثیر بسزایی گذاشته به نظر من وقتی به ندای درون گوش کنیم بهتر به نتیجه میرسیم البته ی مدت بود ذهن من درگیر اتفاقات شده بود وکمتر صداشو میشنیدم ولی از الان میخوام تمرین کنم دیگه قدرت ذهن ام را با مسایلی که به دیگران مربوطه به هدر ندهم ودر حفظ وبالا بردن قدرت ذهن ام تلاش کنم آنوقت خود ذهن من به من میگه چه کاری انجام بدم تا نقشه اش را بهتر برای لاغر شدن من انجام بده (مثلا دیروز ) من میخواستم نهار بخورم از وقتی گفتید که پشقاب را کوچک کنید تا ذهن شما به آن پشقاب عادت کند من رفتم چند ظرف مخصوص خودم در اندازه های متفاوت تهیه کردم که همه اشان از پشقاب معمولی کوچکتر است در یک ظرف تقریبا به اندازه پیش دستی غذا میخوردم گاهی همان قدر به همان اندازه سیر میشدم گاهی نصف دیگر هم اضافه میخوردم تا سیر شوم بستگی به موقعیت سیر شدن ام داشت دیروز که اومدم برای خودم غذا بکشم یک ندایی در خودم به طور ناخودآگاه حس کردم پشقاب کوچکتر برای تو کافیه اونو بردار ویک ندای دیگر گفت اگه سیر نشدی چی پیش خودم گفتم پشقاب کوچکتره را برمیدارم سیر نشدم غدا که هست باز میرم بخورم ولی باید به ندای درونم گوش کنم وبه خودم اعتماد کنم واحترام بزارم جالبه استاد من با همون که فکر نمیکردم سیرم کنه سیر شدم سه ساعت بعد دوباره گرسنه شدم وباز به همان مقدار خوردم وتا ۱۰ شب گرسنه نشدم ۱۰ شب هم کمی سالاد میلم کشید با ی مقدار نان خالی خوردم منظور من این بود که دو نقطه گرسنگی وسیری را پیدا کنیم وبعدش به ندای درونمون توجه کنیم وبه ذهن امون اعتماد کنیم وبه خودمون احترام بزاریم
      مدیریت بر روی غذاها داشتن مستلزم یک ذهن آرام وآگاهی های درست داشتن از فرممولهای صیحیح است وقتی خودمون را با غدا ها مواجه میبینینم نباید از خود بخود بشویم باید تمرکز داشته باشیم چی میخوریم وکی سیر میشویم این دونقطه را ازیادنبریم افراد چاق وقتی غذا را میخواهند شروع کنند اولش با لذت خوردن شروع میکنند وبعدش در حین خورون به تنها چیزی که فکر نمیکنند غذاست چون از یاد میبرند که سر میز غذا هستند یا افکارشون در باره مشکلاتشونه یا آنقدر غرق حرف زدن با این وآن میشوند که تمرکزشون از روی غذا برداشته میشه ودیگه نمیدونند چقدر خوردند تا وقتی که شکمشون درد بگیره یا حالت خفگی داشته باشند واین باز هم به دهن مربوط میشه چرا در حیوانات به این شکل نیست چون حیوانات فکر نمیکنند دهن آنها یک ذهن برنامه ریزی شده از طریق غریزعه است ولی ذهن ما غریزه نیست پاک پاکه مثل یک نوار خالی که باید براش برنامه نویسی کرد یک آدم ماتناسب وقتی غذا میخورا فقط فکرش روی غذاشه کمتر به مسایل جانبی توجه داره اکر وسط غذا از یک آدم متناسب سوال کنید نظرت چیه راجع به حرفی که زدم یهو با تعجب میکنه میگه ببخشید نفهمیدم چی گفتید این نشون میده که که ما چاقها زیاد از ذهن خودمون بیگاری میکشیم والکی مشغولش میکنیم برای همین هم موقع غذا خوردن نمیفهمم چی میخوریم بهترین کار این است که ذهن وقدرت ذهن را جدی بگیریم 🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/05 23:14
      مدت عضویت: 473 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      با سلام
      من از امروز با خودم عهد میبندم که همون طور که درهنگام مریضی سعی دربرطرف کردن درد ناشی از بیماری میشوم ومانع از بیماری درد کشیدن بدنم میشم وسعی در برطرف کردن واکنش بدنم اقدام میکنم از امروز تعهد میدهم تا جایی غذا بخورم که درد درشکمم را احساس نکنم احساس پری وسنگینی را احساس نکنم ومانع از فشار به شکم وبدنم بشوم وخودم تنبیه کنم که چرا مثل حیوان رفتار میکنی وپرخوری میکنی آنهم درحالی که حتی حیواناتم این کار انجام نمیدهند در ضمن با خودم عهد میکنم که از این لحظه در صورتی که فقط گرسنه بودم چیزی بخورم وبه بدن خودم آسیب نرسونم خداروشکر چند هفته ای حدودا سه هفته ای که پرخوری من به شدت کاهش پیدا کرده وبه تازگی دارم متوجه میشوم که وقتی برای خودم ارزش قایل نیستم ودیگران را الویت قرار میدهم میخورم از این لحظه به بعد به خاطر اینکه همسرم دوست داره چیزی را بخوره باهاش همراهی نمیکنم و در صورتی که گرسنه نباشم لب به خوردنی نمیزنم از این لحظه به خاطر خراب شدن مواد غذایی یا حیف شدنشون چیزی رو نمیخورم یا به خاطر اضافه ماندنشون از امروز به هیچ وجه ته هیچ ظرفی رو تمیز نمیکنم و برای خودم ارزش قائل میشم خیلی جالب تازگی متوجه شدم که رفتار انسان های متناسب با من چه فرقی داره ودارم هر روز بیشتر روی خودم پیادشون میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/02 17:17
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,989 کلمه


      من میخوام یه گام دیگه در جهت متناسب شدن بردارم و خوردن خودم رو کنترل و مدیریت کنم .

      یکی از مشکلات رفتار ی ما چاقها این هست که مدیریت در خوردن نداریم و در واقع غداها هستن که ما رو مدیریت میکنن یه عده از غذاها رو دوست داریم بیشتر میخورییم یه عده رو دوست نداریم کمتر میخورییم و یه عده رو خیلی بیشتر دوست دارییم و بیشتر میخورییم در واقع این مواد غدایی هستن که ما رو مدیریت میکنن و ما را وادر به خوردن میکنن .

      از طرفی هم خیلی از واکنشهای عصبی و روحی رو خوردن ما تاثیر میزار ه مثلا افسرده باشیم یا ناراحت باشیم یا عصبی باشیم یا هیجان زده باشیم یا خوشحال باشیم ما بیشتر پرخوری میکنیم .
      ما همیشه باید به دنبال تفاوت رفتارهای متناسبها و چاقها باشیم
      تفاوت متناسبها و چاقها در فرمولهای ذهنی متفاوت هست و همین تفاوت در رفتارها باعث تفاوت در جسم ما میشه در صورتی که خیلیها توجیه اصافه وزن رو در ژنتیک و ارثی یا قرص و دارو و ….میدونن .
      مغز ما مثل یه کاعذ سفیدی هست که با این فرم لهای چاقی پر شده و همین مغز ما هست که به ما دستور خوردن با این فرمولها رو میده و دیدید که خیلی وقتها ما سیر هستم اما پر خوری میکنیم در عین حالی که میدونیم سیر هستیم و نیازی نداریم پس ما باید ببینم چرا اینطوریم ؟
      وما باید این فرمولهای چاقی رو کشف کنیم و به محدود کردن غذا و ورزش و قرص و… نیست ما انسانیم و عقل داریم باید رفتاری رو که به صرر ما هست برطرف کنیم و اگر بلد نیستیم برطرف کنیم از ضعیفی ما نیست چون بلد نیستیم .
      شخصی که بارها برای متناسب شدن اقدام کرده ولی موفق نشده صعیف نیست خیلی هم توانمند بوده در واقع ادم صعیف یه بار انجام بده دیگه دنبال نمیکنه ولی منی که بارها به دنبال لاعری بودم و تلاش کردم به خودم افتخار میکنم و میبینم چقدر توانمند بودم من قبلا خودم رو که به یاد میارم این حرفم بیشتر برام واضح میشه که توانمندم چون من در هر شرایطی خاک و آلودگی خوزستان که این چند سال اینجا زیاد بوده من باشگاه رفتم باد و بارون شدید بوده من باشگاه رفتم و یا گرمای شدید خوزستان بوده اما من باشگاه رفتم پسر شیرخوارم رو داشتم که با چه دردسری از ۷ ماهگی پسرم با هر شرایطی بوده ولی آرومش کردم رفتم و دختر کلاس اولی رو هم کنار پسسر شیر خوارم داشتم اما بازم رفته و خسته بودم اما رفتم و …. هیچ وقت بهانه نیاوردم من رفتم غیر از اینه که همه ی این مثالها نشان از توانمندی و تعهد و علاقه و اشتیاق من برای لاعری بوده بماند که چقدر من دکتر تغدیه رفتم انواع رژیم و محدویت ها رو کشیدیم و همیشه داخل جمع و با نخوردنم و یا غذای خاص خودم رو بردم و جدا خوردم مورد تشویق بقیه قرار گرفتم که چه اراده ای داری که تو هیچ وقت غذای سفره رو نمیخوری و منم همیشه گفتم چون مجبورم و من عاشق لاغریم باید اینطور بخورم .
      چقدر من این کارها رو تکرار کردم رزیم و ورزش ونتیجه داعمی نمیگرفتم چرا مقطعی میگرفتم ولی من لاعری رو برای همیشه میخواستم نه در یه مقطع خاص اما نااامید نمیشدم .
      و زمانی که با این مسیر اشنا شدم به خودم گفتم اگر اون تعهد و انگیزه و لشتیاق خودم رو بیارم داخل این روش ذهنی بزارم صد در صد نتیجه میگیریم .
      من خیلی زحمت کشیدیم برای لاعری ولی هیچ وقت نتیجه داعمی نبود نزدیک ۱۸ سال من رزیم و ورزش رو داشتم و ویه زمان کوتاه ولش می کردم اما دوباره رزیم ورزش رو دنبال میکردم تا ۷ سال اخر زندگیم که دیگه پشت سر هم رژیم و ورزش داشتم ولی نتیجه دلخواه رو نمیدیدم و فکر میکردم من یه مشکلی دارم و هیچ وقت به ذهنم نمیرسید که راه من غلط هست و مشکل داره نه خودم در واقع مثل این هست که به قول استاد من بخواهم برم مشهد ولی به جای اینکه در راه رسیدن به مشهد حرکت کنم اشتباهی در راه رسیدن به شیراز حرکت کردم و من به مشهد اصلا نرسیدم نه اینکه مشهد نبوده راه من اشتباه بوده و به جای دیگه رسیدم .پس من خوب راه و مسیرم رو انتخاب نکردم و از راه غلط رفتم .
      پس هیچ وقت خودت رو سرزنش نکن و سرکوب نکن چون تو قدر تمندی راهت علط بوده
      من با روش لاغری با ذهن اولین چیزی که به دست اوردم آرامش بود بعد احساس خوب و بعد رابطه ی عالی با خودم و بعد اعتماد به نفس و بعد رابطه ی عالی با بقیه و ….. دقیقا برعکس روشهای دیگه لاعری ک همش استرس و درد و ناراحتی بودن .
      من توسط خداوند به این راه هدایت شدم و خدا رو شکر که من رو با این روش اشنا کرد پس من حتما نتیجه ی خوب رو میگیریم .
      من هم کنجکاوم تفاوت رفتار چاقها و لاعرها رو درک کنم و بیبینم چقدر من رفتار داشتم که به من صربه زده و من رو از تناسب خارج کرده .
      من همیشه از چاقی خودم بدم میومد و خجالت میکشیدم در واقع اضافه وزن صدها برابر جسم ما به روح ما ضربه میزنه.
      و من وقتی متناسب بشم خیلی شرایط عالی پیدا میکنم از هر لحاط هم جسمی و هم روحی عالی میشم و هستم و بسیار تجربه ی دلپدیری هست ..
      چرا چاقها اینقدر باید بخورن که از فشار جسمی متوجه بشن سیر هستن ؟چر ا باید با فشار شکمی یا خفگی یا ضربان قلب شدید یا حالت تهوع و ‌.. بفهمیم و بعدش به دنبال خوردن چیزی بشیم بخوریم تا کمی سبک بشیم .
      ولی متناسبها اصلا همچین کاری نمیکنن
      متناسبی منطورم هست که رفتارهای صحیح دا شته باشه .
      چرا متناسبها این موضوع رو درک میکنن و به اندازه میخورن چرا چاقها درک نمیکنن ؟؟
      ما زمانی که در جسممون مشکلی داریمم یه واکنش در جسم ما پیدا میشه مثلا اگر سرما خورده باشیم و یا مریض باشیم ابریزش بینی و گلو درد داریم یا زمانی که چیزی به ما برخورد میکنه ما درد رو در جسممون و اون نقطه احساس میکنیم پس واکنش بدن همواره در برابر مشکلات هست .
      پس هر وفت عدا بخوری و جسم ما واکنش نشون بده این مشخصه که ما اشتباه رفتار کردیم اما ما توجه نکردیم .
      پس من بارها در حدی خوردم که دلم درد گرفته یا حتی استفراع میکردم و یا به دنبال خوردن یه چیز ترش بودم تا اون غدا رو هضم کنم و یا سنگین شدم طوری که نتونستم تکون بخورم بعد از غدا و خوابیدم و فکر میکردم این سیری هست ..
      ادم چاق وقتی عدا میخوره باید یه حالت سنگینی رو احساس کنه که بفهمه سیر ولی متناسب صلا همچین احساسی نداره و خوردنش مثل بقیه کارهای جسمش هست مثل نفس زدن و یا پلک زدن و یا … اصلا فشاری برای انجام این کارها به هیچ شخصی نمیاد و حالا در خوردنم متناسبها بهشون فشار نمیاد و اتوماتیک هست و لی درچاقها خوردن اتوماتیک نیست و با فشار فیزیکی همراه هست .

      اگر ما همیشه به حدی بخوریم که اون فشار رو نداشته باشیم موفق میشیم .
      و اصلا نباید برای ما مهم باشه چه عذایی داریم میخوریم یا اینکه در چه جایی هستم من باید به غدا به عنوان یه ماده غذایی که نیاز جسم ما رو برطرف میکنه نگاه کنیم و نه اینکه معنای لدت بردن یا جبران کردن یا اینکه پولش رو دادم و …. اینا همه دیدگاه غلط هست که ما داریم
      مثلا زمانی که داخل یه هتل هستیم و پولش رو دادیم میخواییم بیشتر بخورییم که جبران پول داده بشه ولی چرا بیشتر نفس نمیکشیم چرا ؟؟؟
      چرا ما میخواییم اسراف نشه میخوریم ؟به حاطر اینکه پولش رو دادیم بیشتر میخوریم ؟به خاطر اینکه حالمون خوب بیشتر میخوریم ؟حالمون بد بیشتر میخورم ؟چرا ؟؟؟.

      باید به این حس زشت و زننده سنگینی بعد از عدا نرسیم و باید این حس رو برای دهن بد کنیم که اجازه ندیم به اون برسیم
      اگر جایی به این حد زننده و زشت خوردیم باید به خودمون چیزی بگیم که خودمون رو تنبیه کنیم و ذهن به این تنبیه نیاز داره و اگر این تنبیه نباشه تکرار میشه .

      پس من برای این رفتار باید خودم رو سرزنش کنم چون من انسانم مگر حیوان هستم حتی درنده ترین حیوانات هم وقتی سیر هستن به کسی برای عدا حمله نمیکنن مگر بخوان از خودشون دفاع کنن پس چرا من اینطورم هر چی غدا موند روی سفره من میخورم هر چیزی در اطرافم بود من میخورم ؟؟؟چرا ؟؟
      من میخوام این حالت سنگینی بعد از غذا رو از خودم دور کنم و باید الفاطی رو به خودمون بگیم کع تکرار نکنیم و برعکس اگر عالی رفتار کردی هم خودت رو تشویق کن و با این کار انگیزه بگیری برای ادامه دادن .
      رفتار من باید انسانی باشه در حد یه انسان و نباید اجازه بدیم عداها برای من حد و مرز خوردن رو تعیین کنن و یا کارخانه ها با بسته بندی خودشون برای من مشخص کنن یا رستورانها برای من مشخص کنن باید چقدر بخورم چرا متناسبها به این چیزا اهمیت نمیدن و کاری به سلف سرویسها و عدای اطراف ندارن و هر چقدر بتونن میخورن ولی چاقها هر چقدر بزرگتر میخورن و هر چقدر سفره رنگینتر بازم میخورن

      من باید رفتارم رو تنطیم کنم و رفتار صحیحی رو داشته باشم
      من باید به واکنش جسمم بعد از عدا توجه کنم و اگر رفتار بد غذایی داشتم و درد شکم و سنگینی و حالت بدی و ..داشتم بدونم رفتار علط داشتم و باید این درد پرخوری و زیاد خوردن و سنگینی رو برطرف کنم و هیچ دارووی نداره فقط خودم باید برطرفش کنم .
      من اینجا یه مثال برای خودم میارم چند شب پیش شب یلدا بود و یه سفره ی رنگین و عالی داشتیم و هم متناسب داخل حمع ما بود هم چاق داخل جمع ما بود ولی من به شخصه انتخاب کردم از چه غدایی به چه مقدار بخورم اگه قبلا بود هر چی در اطرافم بود باید میخوردم تا به این حالت زشت و زننده ی سنگینی برسم اما امسال اگاهانه عمل کردم چطور اگاهانه عمل کردم :
      برام مهم نبود امشب فلان شب مثل بقیه شبها اگر گرسنه بودم میخوردم و اگر گرسنه نبودم و میل نداشتم نمیخوردم ‌.
      نمیگفتم فلان خوراکی مورد علاقه ی من باید بخورم نه چون اون حس سیری رو گرفته بودم نمیخوردم .و فکر نکردم خوشحالی امشب من با زیاد خوردن برابر هست .خوشحالی خودم رو با پوشیدن یه لباس زیبا که دوست داشتم نشون دادم از بودن در کنار خانوادم لدت بردم و با اهنگهای شاد گوش کردن لدت بردم و با خندیدن بیشتر و عکاسی و …. من بیشتر لدت بردم .
      و من حتی طوری شد که از پفک و چیپس گدشتم و نخوردم و گفتم من یه مقدار میبرم فردا بخورم و الان جا ندارم و خیلی جالب بود برای خودم داخل یه پاکت گزاشتم و اوردم خونه و فردا شب چند دونه خوردم و این خیلی برای من نقطه ی خوبی بود چون هنوزم از چیپس و پفک گدشتن یکم سخت هست ولی مشخصه هر چقدر جلو تر میرم داخل این دورهای ذهنی تسلطم بر خودم بیشتر میشه و خودم رو در خوردن مدیریت میکنم و نمیزارم عذاها من رو مدیریت بکنن و سر سفره هم به جای اینکه دو ساندویچ رو کامل بخورم نصف یه ساندویچ رو خوردم پس هر چقدر دقیتر میشم میبینم خودم انتخاب کردم چقدر و چه مقدار از چه عدایی بخورم در این شب عالی با سفره ای پر از خوراکیهای مختلف خودم رو محک زدم و بازم از خودم راضیم و عالی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/22 18:33
      مدت عضویت: 484 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      فایل “فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسيم “:

      ما تا الان همه متوجه شدیم که صد در صد ریشه های چاقی ما در ذهن ماست.

      به نطر من ،ما همواره 2 نوع گرسنگي داریم :

      1. گرسنگي فیزیکی
      2. گرسنگی احساسی

      ا. گرسنگی فیزیکی وقتی به سراغ ما میاید که ما واقعاً گرسنه هستیم. زمانی هم که بدن انرژي لازم را دریافت میکند، ما احساس سیری میکنیم و این سرنخی است براي ما که در غذا خوردن بیشتر، توقف کرده و ديگربعد از احساس سیری نخوریم. این نوع غذا خوردن به ما احساس منفی درباره غذا خوردن نمیدهد.

      2. گرسنگی احساسی ناگهانی به سراغ ما میاید که ما
      واقعاً گرسنه نیستیم. ما متمايل به خوردن غذای خاصی میشویم و حتی ممكن است در خوردن یک غذا پرخوری کنيم در عین حال که ما کنترلی هم بر غذا خوردن نداریم. این نوع غذا خوردن به ما احساس شرم و گناه هم میدهد.

      ما داریم اصول اموختن لاغری به ذهن خود را یاد میگیریم و با به کارگیری فرمولها ی لاغری، علاوه بر اینکه پس از سالها به رویای خود میرسیم ،بعلاوه تا ابد در رویای خود باقی میمانیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/17 02:19
      مدت عضویت: 656 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 648 کلمه


      با سلام وعرض ادب 🌺💐
      من از زمان شرکتم در ایندوره و گوش دادن به فایل های صبح گاهی واجرای میثاق نامه جلوی اینه وحس مسوولیت پذیری که در من برای مدیریت جسم وذهنم ایجاد نموده با فریاد زدن هر روزیم ومتعهد شدنم نسبت به پذیرش تقصیراتم وتساهلات وهم پیمان شدنم با فرشته درونم جهت پذیرفتن سختی های مسیر تا انتهای هدف ورسیدن ، وتوجه ام به انسانهای متناسب دورو برم والگو پذیری از آنان واسکن نمودن آن الگوها روی سیستم عامل ذهنم وبومی کردن اموخته هایم بر اساس طبیعت وذات جسمم وتوجه کمتر نمودن به مواد غذایی وخوردن درحد رفع نیاز جسمی کاملا درمن احساس آرامش وشادی وعالیی ایجاد نموده ، آری این قدرت ذهن منه که با متمرکز شدن روی متناسب شدنم وداشتن احساس عالیم مرا به سرعت وراحتی به لاغری میرساند❤️👌🏻👏👏
      حال که ذهن تا این حد کارآمد ومتمرکز برنامه وهدفم شده من هم بایستی حواسم باشد که:
      تمرکزم را از روی موضوعاتی که از توانش خارج است وآن را به تحلیل میبرد ،بردارم ، موضوعاتی که مربوط به دیگران ( مسائل ومشکلات خانواده ام ویا آشنایان و…) ویا جهان پیرامونم( مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، بیماری همه گیر و…) را که من نبایستی قدرت وانرژی ذهنم را برای دیگران سوخت کنم وحواسم به خودم باشد چرا که من مسوول دیگران نیستم، وپازل بندی ذهنم بایستی روی تکه های لاغری خودم متمرکز باشد وبس، تا برسم به آن چه لایقش هستم (احسن الخالقین) ❤️👌🏻👏👏💃💃💃💃💃💃💃
      واما مبحث فرمول های چاق کننده ذهنی:
      همان طور که در طی این دوره شگفت انگیز آموختم وجه تمایز انسانهای چاق از متناسب ها در ذهن انهاست ، چگونه؟؟؟
      ۱- در ذهن یک فرد چاق روبرویی با مواد غذایی برابر است با از خود بیخود شدن وزمام وافسار شان را دست مواد غذایی سپردن یعنی مدیریت شدن انها با مواد غذایی😣😣
      در حالیکه فرد متناسب با مواجه شدن با هر ماده غذایی از حق انتخاب خود وبه اندازه نیاز جسمی مصرف میکند 👌🏻👌🏻
      ۲-فرد چاق تحت تبلیغات شرکت های تولیدی مواد غذایی وتا ته بسته بندی شده مواد غذایی را( فرضا ۸ قاچ پیتزا) را بدون توجه به نعمت عظیم مدیریت وحق انتخاب ، میخورد ، 😣😣ولی یک فرد متناسب اصلا توجهی به این امور ندارد وبر اساس پیش فرض هایش در صورت نیاز واقعی غذا میخورد نه خوردن غذا👌🏻👌🏻
      ۳-فرد چاق تحت تاثیر واکنش های روحیش فرضا ، هنگام شادی وخوشحالی ودرمجالس شادی ودورهمی تا حد خفگی میخورد ، ویا برای رفع ناراحتی وافسردگی وغم وغصه به خوردن پناه می آورد در حالیکه متناسب ها همچین رفتار غلط غذایی بعنوان الگو در ذهنشان ذخیره نشده وصرفا برای رفع نیاز واقعی غذا میخورند وبس👌🏻👌🏻💃
      ۴-در ذهن فرد چاق هیچ الارمی نسبت به سیری شنیده نمیشود وتنهابا فشار جسمی ( دردشکم ویا خفگی ویا بالارفتن ضربان قلب و…)یعنی همان حالتی که در مواجه با مشکل ( فرضا درد قسمتی از بدن در هنگام برخورد ویا ضربه خوردن از یک جسم خارجی) بدن عکس العمل نشان میده، متوجه سیری میشود😔😔
      در حالیکه فرد متناسب به محض سیر شدن بی توجه به اینکه چی داره میخوره ویا در چه موقعیت ویا حالت روحی قرار دارد بر اساس پیش فرضاش دست از غذا میکشد ونهایت لذت هم از خوردنش میبرد👌🏻❤️
      پس من مریم از امروز متعهد میشوم که:
      مسوولیت ومدیریت مواد غذاییم را به عهده بگیرم ودرصورت گرسنگی واقعی غذا بخورم وبه محض سیر شدن دست از غذا بکشم وبه آلارم ذهنم برای سیری توجه کنم واز حق انتخابم استفاده کنم که تاحد رفع نیاز جسمی غذا بخورم ودیگر اجازه نمیدهم که بعد از هر خوردنی مرا فشار جسمی ویاخواب( ده دقیقه بعداز زیاده روی) فراگیرد، چرا که هر اضافه خوری وشکستی که از رژیم ها وراههای قبلی داشتم صرفا به خاطر عدم اگاهیم به مدیریت قدرت ذهنم بوده، که امروز من آن را با انتخاب ومدیریت خودم در دست دارم وبزودی خواهم شد آنچه که انتظارش میرود وخواهم شد چه بخواهم وچه نخواهم، چرا که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست👌🏻👏💃💃💃💃💃💃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/11 23:09
      مدت عضویت: 720 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      اگه به پاسخ های جسم توجه کنیم متوجه رفتارمون‌میشیم.وقتی سنگین و‌ کسل میشیم یعنی در خوردن غذا زیاده روی کردیم.بعنوان یه انسان و اشرف مخلوقات این خیلی رفتار بدی هست که فشار شکم ایجاد بشه.باید قبل از رسیدن به مرحله جسمی از طریق ذهن پیغام سیری رو دریافت کنیم.افراد متناسب طبق پیش فرضشان خیلی ساده این پیغام رو دریافت ‌‌ناخودآگاه دست از غذا می کشند.من تا حدود زیادی موفق به دریافت پیغام سیری در هر وعده غذایی میشم و معمولا کمتر پیش میاد که مثل قبل پرخوری کنم.زمان هایی که کمی از مسیر دور میشم بیشتر پیش میاد.
      توصیه دین ما هم اینه که قبل از سیر شدن دست از غذا بکشیم و الحق در تمام احادیث ائمه نکات زندگی هست که بعضا حکمتشون رو‌نمیدونیم ولی الان این مورد رو بخوبی درک می کنم .
      بعضا بین تشخیص سیری یا نیاز بدن اشتباه می کنم ولی از علایم جسمم بعد از غذا متوجه میشم که پرخوری کردم یا نیاز بدنم بوده.معمولا در اثر پرخوری حالت خواب آلودگی پیش میاد که بدن به حالت ریکاوری میره برای جبران پرخوری.
      الحق که خداوند چه سیستم هوشمند بینظیری برای ما ساخته و قدرش رو‌نمیدونیم.
      این روزها ترسم از غذا خوردن کمتر شده و‌گاهی از نظر خودم زیاد میخورم ولی بعد متوجه میشم که نیاز بدنم بوده و‌ میگم ‌نوش جونم.
      واقعا غذا خوردن بدون ترس و باندازه لذتبخشه. و لذت بیشتر زمانی که میبینی همه چیز مرتب و رو روال خودشه.هر چی دوست داری و‌هرچقدر دوست داری می خوری و لاغر ‌‌متناسب هم میشی.این آرزوی محال خیلیهاست که ما بهش رسیدیم.😊😊🌺🌺🌺
      خیلی وقتت شنیدم که میگن بهترین آپشنی که خدا به انسان میده اینه که هرچقدر میخواد بخوره و‌چاق نشه😅
      یعنی الان بهترین آپشن رو‌ خدا بهمون داده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/24 19:33
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      من قبلا انقدر میخوردم که علاوه برفشار شکم نفس نمیتونستم بکشم ولی خدارو شکر از وقتی که به فایلهای استاد گوش کردم دیگه آرامش دارم واصلا درحد خفگی وفشار شکم نمیخورم ومیتونم به اندازه بخورم وتا وقتی گرسنه نشم سراغ خوردن نمیرم ودر برابرغذاها اصلا ضعف ندارم وهمیشه این احساس ردارم که نعمتهای خدا فراوونه ومن میتونم همیشه از این نعمتها استفاده کنم پس چرا باید برای خوردن ولع داشته باشم وبعدش میبینم که خیلی ساده از کنار خیلی چیزها میگذرم ولحظاتی که درحال غذا خوردن هستم سعی میکنم که تازمانی که از خوردن لذت میبرم غذا بخورم وبه محض اینکه لذتی از غذا خوردن نمیبرم از آن دست میکشم وآنموقع اصلا احساس خفگی وفشار ودرد شکم ندارم فقط احساس گرسنگیم برطرف شده واین یعنی من سیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/16 12:50
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      من قبل شرکت دراین دوره نمیدونستم کی یا چطوری متوجه پیام سیری بشم وتاحدی می خوردم که سنگین می شدم واونقدر اون کارو انجام دادم که ناراحتی معده گرفتم ونیاز به دارو پیداکردم وکمرم آسیب دید ونیاز به درمان پیدا کردم ولی الان متوجه پیام سیری می شم وبعضی وقتا قبل از سیر شدن دست از غذا خوردن برمیدارم واحساس سبکی بهم دست می ده چون یک عمر پرخوری کردم وبه معدم فشار آوردم والان به اندازه وبااطمینان به خودم غذا می خورم خداجونم شکرت که من رو به این مسیر پر از آزادی وآرامش هدایت کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/14 17:12
      مدت عضویت: 796 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 180 کلمه

      با سلام
      واقعا خدارو شکر می کنم توی این مسیر و توی این دوره قرار گرفتم با انجام این تمرینات با هربار که سر سفره نشستم و به برخوردم فکر کردم با استمرار الان بعد از گذشت چندماه به اندازه نیازم غذا می خورم و با احساس سیری اما نه با احساس فشار و اذیت به محض اینکه احساس می کنم کافیه به راحتی از غذا دست می کشم و برام اهمیتی نداره اون غذا چه غذایی فقط اندازه نیازم غذا می خورم و حالا دارم نتیجه اش رو هم می بینم. دیروز بعد از چندین ماه وقتی گرسنه نبودم چند لقمه اضافه خوردم و معدم اذیت شد و از خودم بدم اومد و متعهد شدم دیگه چنین رفتار زشتی نکنم اصلا از فشار شکم و احساسش بیزارم و وقت غذا به خودم می گم اصلا دوست ندارم معدم فشار بده چون حس بدیه پس به موقع دست از غذا می کشم همش با تمرین و آگاهانه پیش میاد می تونیم دوباره همون انسان متناسبی بشیم که طبیعت ماست ب تمرین می تونیم به راحتی رفتار غذایی درست رو یاد بگیریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/14 17:11
      مدت عضویت: 796 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      با سلام
      واقعا خدارو شکر می کنم توی این مسیر و توی این دوره قرار گرفتم با انجام این تمرینات با هربار که سر سفره نشستم و به برخوردم فکر کردم با استمرار الان بعد از گذشت چندماه به اندازه نیازم غذا می خورم و با احساس سیری اما نه با احساس فشار و اذیت به محض اینکه احساس می کنم کافیه به راحتی از غذا دست می کشم و برام اهمیتی نداره اون غذا چه غذایی فقط اندازه نیازم غذا می خورم و حالا دارم نتیجه اش رو هم می بینم. دیروز بعد از چندین ماه وقتی گرسنه نبودم چند لقمه اضافه خوردم و معدم اذیت شد و از خودم بدم اومد و متعهد شدم دیگه چنین رفتار زشتی نکنم اصلا از فشار شکم و احساسش بیزارم و وقت غذا به خودم می گم اصلا دوست ندارم معدم فشار بده چون حس بدیه پس به موقع دست از غذا می کشم همش با تمرین و آگاهانه پیش میاد می تونیم دوباره همون انسان متناسبی بشیم که طبیعت ماست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/08/12 09:19
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      فشار شکمی
      مدیریت خیلی مهم است ما افراد چاق مدیریتی روی مواد غذایی نداریم و موادغذایی خوردن ما رو کنترل میکنند
      در حالی که افراد متناسب به هیچ وجه اینگونه نیستند
      تنوع مواد غذایی و زیاد بودن مواد عدایی حالات روحی افسردگی ناراحتی عصبی بودن خستگی هیچ کدام باعث پرخوری افراد متناسب نمیشود ولی افراد چاق رو مجبور به پرخوری میکند
      علت چاقی شدن افراد نه ارثه نه کم تحرکی نه تیروئید نه دارو نه پرخوری
      بلکه تفاوت فرمول های ذهنی فرد متناسب با فرد چاق باعث ایجاد اختلاف رفتاری در نتیجه اختلاف وزن میشود
      من آدم قوی هستم چون ۱۷ سال برای لاغری تلاش کردم رژیم های مختلف ورزشهای مختلف.قرص چسب پودر …ولی نتیجه نگرفتم علت نتیجه نگرفتن من نبودم بلکه روش ها غلط بو د چون اگه صحیح بود من لاغر شده بودم ولاغر مانده بودم
      الان که یک سال و۹ماه در این مسیرم خیلی حال روحی وروانی من عالی شده آرام شده ام
      و خلاصه
      وقتی بیماری در بدن ایجاد میشود یا بدن با هر مشکلی برخورد میکند واکنش نشان میدهد پس حالت سنگینی بعد از غذا واکنش بدن به رفتار اشتباه ماست
      چرا من به عنوان اشرف مخلوقات خدا باید چنین رفتار زشتی از خودم نشون بدم؟؟؟؟؟
      چرا باید آنقدر بخورم که بدنم واکنش بدهد؟؟؟؟
      افراد متناسب به هیچ وجه بعد از غذا سنگین نمیشود یا حالت بدی ندارند
      چون ان ها نگاهشان به غذا عین آب واکسیزن است غذا فقط فقط برای تامین انرژی بدن است نه تفریح نه لذت بردن نه سرگرمی نه وقت گذراندن نه رفع خستگی نه رفع کسلی و نه رفع بیحوصلگی
      پس از همین امروز سعی میکنی قبل از حس سنگینی و حال بد دست از غذا بکشی بدن ما خیلی کم مصرف است حتی با یک سیب میتواند زنده بماند
      اگه رفتار خوب انجام دادی خودتو تشویق کن و اگه نه خودتو تنبیه
      ذهن ما باید متوجه اشتباه بودن رفتارش بشود
      خدایا شکرت با مسیری آشنا شدم که روز به روز حالم بهتر میشه
      حال روحی وروانی من عالی شده است امیدوار شدم رفتارهای غذایی من عالی شده به مواد غذایی عطش ندارم و واقعا بهترین حال دنیا رو دارم ذهنم که کامل متناسب شود جسمم هم آرام آرام متناسب میشود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/27 23:24
      مدت عضویت: 508 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      سلام

      استاد عزیزم شما کاملا درست‌می فرمایید که علت تفاوت‌رفتاری ما نسبت به غذاها با متناسبها اینه که بلد نیستیم آگاه نیستیم نمی دونیم که‌‌ رفتار صحیح کدومه رفتار صحیح رو یاد نداریم

      هدایت شدیم به اینجا که یاد بگیریم

      و‌من یاد گرفتم که غذا فقط و فقط برای تولید انرژی مورد نیازم برای ادامه‌حیاته خدای مهربون این هنر و این علم رو به بشر آموخت که از مواد اولیه طبیعی غذاهای متنوع و خوش آب و رنگ وخوشمزه بسازه و میل کنه‌و علاوه به دریافت انرژی مورد نیاز لذت هم ببره و خدارو شکر کنه
      ما حق نداریم برای هیچ مورد غیر از این از غذا استفاده کنیم‌
      حق نداریم وقتی عصبی یا افسرده یا غمگین یا تنها یا خسته ایم دست به غذا ببریم اصلا غذا مال اینجور مواقع نیست
      گاهی هم پیش می آد که همزمان با صرف وعده غذاییمون که‌اتفاقا گرسنه هم هستیم بخاطر موضوعی خشمگین یا غمگین و یا دچارحالات احساسی ناخوشایند میشیم

      اینجور مواقع باید از صرف غذا خوددار ی
      کنیم تا حدااقل کمی به آرامش برسیم بفهمیم چی داریم می خوریم و پیام سیری رو دریافت کنیم این برای ارزشگذاری برای سلامتی و خودمون خیلی بهتره

      ولی خیلی وقتها دچار احساسات ناخوشایند میشیم مثلا اسنرس و می دونیم که سیریم ولی باز برای تسکین استرس دست به غذا میشیم که نتیجه این رفتارا اضافه وزنه

      باید متوجه احساسمون باشیم وقتی به سمت مواد غذایی می ریم از خودمون بپرسیم آیا واقعا گرسنه ای ؟ شایدم تشنه ای مغزت داره آلارم اشتباهی می زنه
      یک لیوان آب بخوریم …..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/26 01:01
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      سلام. خیلی خوشحالم که با دوره ای آشنا شدم که افکار چاق کننده را یاد میگیرم کدوم هاست نه مواد غذایی..
      توجه به رفتارم میکنم و نتیجه رو به رفتار و افکارم مربوط میدونم و نسبت میدم نه به شانس و ژنتیک و…
      فایل فشار شکم در واقع میخواد بگه که احترام به جسمت بذار تا احترام از جسمت دریافت کنی که همون تناسب اندام هستش.
      جسم ما که با ما دشمنی نداره هر فرمولی بهش میدیم نتیجه اش رو به خود ما برمیگردونه.
      احساس فشار شکم بدترین حسی هست که یک فرد چاق تجربه میکنه و با این حال نمیتونه تکرارش نکنه..
      خیلی خوشحالم که تغییر رفتار دادم..
      روزهای بیشتری درست رفتار میکنم..
      روزهای زیادی احساس خوب دارم..
      خدایا شکرت 💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/09/14 16:35
        مدت عضویت: 720 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        عااالی بود دوست عزیز از نوشته تون لذت بردم
        خیلی خوشحالم در دوره ای هستم که به جای فکر کردن به غذاهای چاق کننده به افکار چاق کننده فکر می کنم و‌در حال اصلاح ذهن و‌جسمم هستم.🧚🧚

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/24 00:22
      مدت عضویت: 696 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 545 کلمه

      به نام خدای مهربان
      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
      چقدر این فایل عالی بود. الان که به رفتارهای غذایی خودم فکر می کنم می بینم متاسفانه من معمولا به غذاها اجازه میدادم که برام تصمیم بگیرن…
      به فروشنده های مواد غذایی اجازه میدادم که برام تصمیم بگیرن و بسته خوراکی بزرگتری را به من بدن و انگار من مجبور بودم که همه را بخورم…
      بستنی های بزرگ که هر چی می خوری تموم نمیشه و..‌..
      از مدتها قبل این موضوع ذهنم را به خودش مشغول کرده بود که چرا رستوران ها اینقدر ظرفای غذا و حجم غذاشونو زیاد کردن؟
      با وجودی که بسختی همه ی غذا را می خوردم با خودم فکر میکردم این ها از سر مهربونی و محبتشون هست که اینکارو می کنن و این نشونه ی رستوران مطمئن و خوبه و با وجودیکه با خوردن کامل غذا خیلی اذیت میشدم بازم اینکارو میکردم و از خودم اراده نداشتم که مقداریش را بخورم…
      یا پیتزای یک نفر را می خوردم و فقط یکی دو تیکه ازش باقی می موند و بعدشم خیلی اذیت می‌شدم و هی خودم را سرزنش میکردم و عصبی می شدم که چرا خوردم؟؟؟؟؟ خلاصه خیلی با خودم کلنجار می رفتم و تصمیم می گرفتم که دیگه تکرار نکنم ولی چند لحظه بعد که حالم بهتر می شد تصمیم م را فراموش می کردم و اشتباهم به کرات تکرار میشد و همیشه از دست خودم عصبانی بودم ولیی به فضل خدا از زمانی که به این گروه هدایت شدم خیلی رفتار غذاییم تغییر کرده و من با تمرین و تکرار تونستم بر خودم مسلط بشم و بتونم موقع غذا خوردن خودم تصمیم بگیرم و حالا اگر حجم غذا زیاد باشه به هیچ وجه اضافه شو نمی خورم و پیتزا را فقط دو تیکه شا می خورم و واقعا هم اگر بیشتر بخورم اذیت میشم مثل اینکه معدم به این شرایط عادت کرده و خودم هم دیگه وقتی سیر شدم هی به غذا ناخونک نمی زنم و از این موضوع خیلی خوشحالم و خودم را تشویق میکنم.
      البته هنوزم گاهی اشتباه میکنم و فوری خانم حسود منفی باف سر میرسه و آهنگ سرزنش و ناامیدی را سر میده که تو آدم سست اراده ای هستی دیدی نتونستی؟
      تو نمی تونی و خیلی جملات ناامید کننده ی دیگه ولی خدا را شکر با جنس حرفاش آشنا شدم و دیگه فریب حرفاشو نمی خورم و ناامید نمیشم و باز هم تلاش خودم را میکنم تا در برخورد با مواد غذایی تصمیم درستی بگیرم.
      حالا که به گذشته ها فکر میکنم با خودم میگم مگر من انسان نیستم؟ چرا اینطور غذا می خوردم ؟چقدر رفتارهام زشت و غیر انسانی بوده و از خودم خجالت میکشم و از خدای خودم پوزش می طلبم و بهش قول میدم که همیشه سر غذا خوردن مثل یک انسان رفتار کنم و از بین غذاهای متنوع موجود در سفره فقط یکی را که معمولا خیلی بیشتر دوست دارم انتخاب میکنم و دیگه به بقیه شون ناخونک نمیزنم و این را موفقیت بزرگی برای خودم میدونم…
      خدایا شکرت که به این مسیر عالی هدایتم کردی و چشمانم را به روی حقیقت گشودی🙏
      خدایا همونطور که مرا هدایت کردی در ادامه ی مسیر ثابت قدم بدار و یاری کن تا بتونم به هدف عالی خودم که متناسب شدن هست برسم و مطمئنم که با هدایت و حمایت تو حتما میرسم 🙏🙏🙏
      شاد و سلامت و سرافراز باشین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/21 01:00
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز چهل و دوم تكرار ,
      🔵 فرمول هاى ذهنى چاق كننده را بشناسيم . قبل از دوره ى آموزشى , برام سوْال بود , مى شه من به اندازه ى كافى غذا بخورم⁉️🤔 اما از وقتى در اين مسير قرار گرفتم , باور كردم كه مى شه .😊👍در غذا خوردنم , تغييرات كوچكى رو احساس مى كنم . من قبلا نون , دو برش مى خوردم , 🍞🍞 اما الان گاهى اوقات يه برش نون مى خورم ,🍞 و احساس خوبى هم دارم , نه اينكه من تصميم بگيرم كه يه برش نان كافى ست , نه ‼️ به طور خودكار , يه برش نون مى خورم . ممكنه دوباره طبق عادت قديمى 2 برش نون هم دوباره بخورم , اما همين كه اين تغيير رو , در خودم مى بينم خوشحال و سپاسگزارم . الان مدتى هست كه ديگه بيسكوييت هم نمى خورم , و شكلات تلخ رو هم با درصد پايين شكرش مى خورم .🍫 توجهم روى غذا , كمتر شده , وقتى هم غذا مى خورم , پيام سيرى رو معمولا دريافت مى كنم . و فاصله ى بين خوردنهام خيلى بيشتر شده , بعداز غذا هم معمولا چيزى نمى خورم . ديشب چند برش پيتزا ى سبزيجات خوردم , اما بعد از ساعتى , 2 بار رفتم كه كمى از نون دور پيتزاى مخصوص روى ميز رو هم بخورم , اما جالبه , انگارى يه نيروبى منو نمى زاشت كه بخورم و منصرف شدم . اين تغييرات هر چند كوچك هستند اما كم كم تغييرات بيشتر و بيشتر مى شن و من هم مانند افراد متناسب غذا مى خورم . تغييرات بزرگ از تغييرات كوچك شروع مى شن , و اين نشانه هاى كوچك نشون مى ده كه باورهاى اشتباه ذهنى م يواش يواش دارن تغيير مى كنن😍 و اين نكته براى من اهميت ويژه اى داره كه غذا رو با آرامش بخورم . من غذا رو حتى وقتى آرامش نداشتم مى خوردم , بخاطرِ اينكه غذا روى ميز بود و من فكر مى كردم الان بايد غذامو بخورم چون تازه و گرم هست ,الان بخورم بهتره .
      اما حالا با خودم مى گم , از گرسنگى كه نمى ميرى , اگه در حالت آرامش نيستى , غذاتو نخور , ✋ بزار بعدا . هر روز كه مى گذره , خداروشكر و سپاس , باور ذهنى من به اين مسير محكم تَر مى شه .
      با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد♥️💜

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/20 03:18
      مدت عضویت: 547 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      خداروشکر مدت خیلی زیادی هست طوری غذا نخوردم که شکم درد بگیرم درد احساس کنم اما باز جاهایی بوده که رفتار صحیح نداشتم و به خاطر اون ها هنوز ی احساسی به من میگفت تو توانایی نداری که در مقابل غذا خودتو کنترل کنی !
      و ناامیدم میکرد حالا من اعتقادم ب اینکه خودم تصمیم گیرنده ام کاریه که خودم انجام نه کس دیگه ای خودم باید مراقب رفتار هام باشمو امیدمو از دست ندم و این راه کار تبیه و تشویق ذهن رو اجرایی میکنم و مطمئنما که باعث مبشه رفتار بهتری داشته باشم ، من باید در مقابل غذا یک رفتار انسانی داشته باشم چون حتی حیوانات هم پرخوری نمیکنند ، این بدن خانه خداست باید صحیح غذا بخورم رفتار انسانی=اندازه نیاز خوردن 🌻🌻🌻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/12 21:00
      مدت عضویت: 461 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 373 کلمه

      سلام…..
      من فقط امروز بعد مدتها که با شماها هستم و دیگه پرخوری عصبی رو به‌کل ترک کرده بودم یه مقدار چند ساعت پیش زیاد سمت یخچال رفتم و هر دفعه هم یه تیکه یه چیزی خوردم.‌اینم بابت اتفاقیه که فکر کنم از دیروز غروب سرم اومده و پام از زانو پیچ‌خورده و‌ترس از عمل کردن و‌اینطور چیزا تمرکز منو‌ کم کرده.‌یعتی اینم یه جور کد نویسیه ها. متوجه هستم.‌ چون ناراحتم و درد دارم و استرس دارم پس طبیعیه پرخوری کنم.‌نه نه نه.‌دیگه زیر بار این حرف نمیرم.‌اولا اینکه ایشالا زود خوب میشه و به عمل نمیکشه و بعدش خوب چه دلیل داره که اینجوری کد بدم به ذهنم.‌چرا کد این شکلی نوشته نشه که مثلا درد و استرس دارم‌و میلم نمیکشه. گشنم نیست.‌کاملا سیرم.‌دقیقا مثل چیزی که آبجی کوچیکه کاملا متناسب من رفتار میکنه.‌با کوچکترین ناراحتی یا تنش یا هر چی کلی لاغر میشه چون کد دادهدبه ذهنش که مثلا فکرم مشغوله و‌میل به غذا ندارم…و‌ یه چیز دیگه که میخواستم بگم استاد من هر چی از شما یا دوستان گلم میشنوم از پر خوری هاتون میگین که الان چون تونستین این پرخوری رو کم کنین و شایدم ترک کنین لاغر و متناسب شدین.ولی منی که اصلا نمیخوردم و دا،م رژیم بودم و گنجشکی میخوردم و بایت همینم چشمم تو غذاها مونده که پر خوری عصبی شدم …من الان بر عکس شدم دیگه.‌من هیچ وقت طعم درست غذا خوردن با همسرم‌و پسرم رو نچشیدم .اونا غذاهای رنگ و وارنگ منو‌میخوردن و خودم شیر میخوردم و دلیل افسردگی منم همین محرومبت غذایی بود حالا دارم از همه چی سر سفره ناهار شام میخورم و به اندازه میخورم.‌اصلا حسم بد نیست. بدون عذاب وجدان و با آرامش میخورم.اابته تا جایی که ذهنم یاری بده تا پیغام سیری نه بیشتر. اصلا خاطر ندارم من صبحانه خورده باشم .ولی امروزا با لذت و آرامشی که بعد خدای مهربونم از شما دارمش صبحانه میخورم.‌مزه مربا و عسل و پنیر یادم رفته بود.خدایا مرده متحرکی بودم که قبل سن پیری پیر و فرسوده بودم.همش میگفتم من الان از نظر جسمی بیمار نیستم و سالمم و از غذا محرومم ومثلا سالمندا با وجود ده تا بیماری نباید بخورن.‌چه فرقی داشتیم.‌عذابی کشیدم من.بیاری خدا الان تو‌ مسیر لاغریم و ایشالا بزودی نتیجه مو میبینم و عکس شگفتی مو واستون میفرستم…‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 07:06
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      به نام خدا
      با سلام من خيلي خوشحال هستم كه توانمند هستم و به خودم افتخار ميكنم با وجود اين همه شكست بازم روش هاي جديد رو امتحان كردم و دست از تلاش برنميداشتم تا اينكه با اين روش ارزشمند اشنا شدم خدا رو شكر در اين روش به نتيجه ي دلخواهم ميرسم بلاخره با وجود اين همه زحمت به اين روش مهم دست پيدا كردم در اين روش بدون زحمت خيلي اسان مثل اب خوردن وزن كم ميكنم و به نتيحه ي دلخواهم ميرسم
      در اين روش پيغام سيري رو دريافت ميكنم و همجبنين پيغام گرسنكي
      من قبلا تا حايي غذا ميخوردم كه دلم درد ميگرفت و اون دل درد رو برابر با سيري ميدونستم و هر ساعت بدون اينكه گرسنه باشم غذا ميخوردم و هيج لذتي از غذا خوردن نميبردم و هميشه بعد از غذا اخساس بدي داشتم و عذاب وجدان ميگرفتم كه چرا اينقدر خوردم و به خودم قول ميدادم كه ديكه نخورم ولي بازم وفتي روبرو ميشدم انجام ميدادم اين رفتار زشت رو ديكه كلافه بودم از اين رفتارم 😫
      خدا رو شكر الان به صورت دهني متوجه سير شدنم ميشوم و جقدر احساس خوبي بعد از غذا دارم 🙏🏻
      ما اكه بتونين اين مسله ي(پرخوري)رو رعايت كنيم خود به خود لاغر مبشيم
      خدايا ممنونم ازت كه منو با اين روش اشنا كردي و توانستم خيلي زيبا و عالي با مواد خوراكي روبرو شوم اين مدا غذا خوردن يكي از ارزوهاي من بوده 🙏🏻👏🏻😌خدايا ممنونم شكر🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/30 15:43
      مدت عضویت: 653 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      سلام ، با شنیدن این فایل تمام سالهای زندگیم جلوی چشمم ظاهر شد ، الگوی فکری من در مورد احساس سیری کاملا اشتباه بود ، من فشار شکم را علامت سیری میدونستم برای همین همیشه بعد از غذا خوردن معده و کل شکم من درد میگرفت و هر دفعه هم عذاب وجدان میگرفتم که چرا پرخوری کردم که حالا این همه درد باید تحمل کنم و هر دفعه به خودم قول میدادم که این دفعه ی آخره ، اما همیشه تکرار میشد چون من اسیر غذا بودم ، تبلیغات تلویزیون با بسته بندی های قشنگ برای خوردن من تصمیم میگرفتن و من وسوسه میشدم ، سفره های متنوع و رنگارنگ و غذای های متنوع برای من تصمیم میگرفتن که بیشتر بخورم ، من از خودم هیچ اراده ای نداشتم و هر روز ضعیف و متزلزل تر میشدم چون من بنده غذا بودم ، خدا را شکر از زمانیکه توی دوره شرکت کردم این عادت زشتم به مرور کم شد و خیلی بهتر شدم اما اعتراف کنم که دیشب ی مقدار ته دیگ ماکارونی بیشتر خوردم و دچار مقداری فشار شکم شدم و اذیت شدم و رفتار غیر انسانی انجام دادم ، از خدا میخام کمکم کنه که این موارد کم را هم بتونم کنترل کنم و رفتار غذایی یک انسان متناسب با شخصیت را داشته باشم و بیشتر از این دیگه به جسمم آسیب نزنم ، من مسئول ترمیم جسمی هستم که با عادات زشت خرابش کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/26 15:58
      مدت عضویت: 587 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      باسلام خدمت استاد:
      فشار شکم: به‌نظر من این فایل واقعا عالیه من همیشه فقط به فکر خوردن بودم وبه شکل غذا اهمیت میدادم اینکه کجا باشم یاباکی غذا بخورم واینکه من بهترین فکرافتادم که من چرا پرخوری میکنم دلیلش چیه واقعا فهمیدم به دلیل اینکه ازبچگی بهم یادداده بودن که اگه نخوری نمی‌رسی اگه عجله نکنی غافل میشی واین نه فقط درغذاخوردن که حتی در زندگی عادی هم وقتی به جایی که کاراداری داریم میریم وبه قول خودشون دیگران زرنگی میکنن وحریص هستن بابت اینکه حتما جلوباشن کسی نیادوایسه وحقشون روبخوره والان درداستان پرخوری وفشارشکم ماداریم به خودمون ضربه میزنیم اگرباکسی غذامیخوریم ویادرجایی هستیم و غذامیخوریم بالا خره که اون میزواون جاجمع میشه واون شخصی هم که باماست غذای خودشونو هوا یا نمیشه اماین ماهستیم که به خودمون ضربه میزنیم بارفتارمون به جسممون فشارمیاریم ونتیجه ای که پیش میاد حاصل رفتارماس رفتاراشتباهی که براساس باوراشتباه درباره ی غذاست درباره ی اینکه من بخورم شاید بعدنباشه گیرم نیادیااینکه حالا فرصت پیدا کردیم مگه چندبار بش میاد یامثلا اینکه غذاروحتمابایدتاته خوردنمیشه دورانداخت یاسهم منه رفتم خریدم وبایدیادبگیرم استفاده کنم این هم یک آموزش اشتباه هست که به وسیله ی باوراشتباه واین باوربراساس آموزش اشتباه توسط خانواده جامعه تلویزیون انیمیشن
      توسط فیلم هارفتارمدرسه وحتی نکته های آموزشی که هر کدوم به شکلی درباره ی حریص بودن ویاطمع کارنبودن ورفتاروباورناهمخوان درباره زندگی هم دراین شرایطی که توش قرارمیگیریم درنحوه خوردن ورفتارباخودورفتارباغذا درماشکل می‌گیرد همونطورکه گفتین کسی که باغذاهوردن ورفتارباخودورفتارباغذا مشکل داره بادیگران هم مشکل پیدا می‌کنه پس اول باید یاد بگیریم به خودمون احترام بذاریم تابتونم جسم سالم و بدون مشکل داشته باشیم و بتونیم درجنبه های دیگه ی زندگی محترم باشیم تادرماشخصیت درست شکل بگیره 🌸🌸
      درپناه خداباشید یاحق🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/01 01:12
      مدت عضویت: 797 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      این فایل را وقتی اولین بار گوش کردم کلا شکه شدم که وای من هرگز در زندگیم در مورد غذا خوردنم و زمان استاپ کردنش فکر نکردم همیشه به حدی میخوردم که دیگه واقعا نتونم بخورم و این همراه با همان فشاری بود که توضیح دادید. حتی در زمانی که رژیم داشتم با مواد کم کالری اینکار را میکردم . الان که این دوره را دارم در زندگیم اجرا می‌کنم کلا برام کیفیت زندگی تغییر کرده و کلا در هر کاری این موضوع داره برام کار میکنه که اگر دارم فشار میارم اشتباهه و باید با احساساتم جلو برم . البته من یک چیز دیگر را در مورد پرخوریم هم متوجه شدم و اون هم اینکه آرامش درونی که نباشه ، آدم با چیزهای مختلفی دنبال اون شادی و هیجان ولذته که خوب در دسترس ترینش همون غذا هست و من هم که از کودکی خیلی حرفه ای این لذت بردنها را آموزش دیدم و تا یکم زندگی بالا و پایین میشه این عادتها برمیگرده و ایجاد تغییر در آن نیاز داره به تکرار و از همه مهم‌تر عجله نکردن هست. لاغری را باید زندگی کرد.
      سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/10 02:49
      مدت عضویت: 796 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      سپاسگزارم، نکته بسیار مهمی در این فایل هست. حد سیری و حالت بعد آن ؛ حقیقتش این روزها تمام تمرکز من روی آن هست. خودم فکر میکنم هر روز گامی هر چند گاهی کوچک دارم بر میدارم و به نظرم میاد چالش خیلی خیلی عالی هست و خیلی بهتر از رژیم گرفتن و محدودیت هست چراکه ما با رژیم و محدودیتهای که در مواد غذایی و اندازه اش داشتیم تمرکزمون بر مواد غذایی بود ولی الان تمرکزمون بر بدنمون و احترام به آن است و همچنین شناخت واکنشهای جسمانیمون که مرتبط با ذهن ما میباشد. خوب به نظرم میرسه خیلی علم بزرگسیت و این شناخت خیلی خیلی زندگی ما را از هر لحاظ متحول میتونه بکنه حداقل برای من که هر روزش یک تحول هست. گاهی فکر میکنم اگر متناسب همیشه بودم شاید انقدر هم روزی به آگاهیم از این طریق اضافه نمیشد🥰 شکر خدا.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/07 14:28
      مدت عضویت: 797 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      من مدتیه که اصلا احساس فشار به معده رو نداشتم و سوزش سر دل هم که همراه همیشگی من بود تقریبا فراموشم شده احساس عذاب وجدان بعد از غذا هم مدتیه ندارم ولذت از غذا و طعم اونو خیلی بیشتر احساس میکنم خیلی خوشحالم که به این مرحله رسیدم وخدا روشکر میکنم. دیروز سحری که خوردم متوجه نشدم و بر اساس باورهای قبلی که فردا کشته نمونم کمی بیشتر خوردم و حالم تا ظهر بد بود و امروز بخاطر معده ام نتونستم روزه بگیرم یعنی اینقدر متفاوت شدم و خودم متوجه نشدم؟؟؟؟!!!
      یه نکته جالب بگم نوه پنج ساله من چند روز پیش در برابر اصرار همسرم برای غذا خوردنش میگفت باباجون هر کسی باندازه نیاز بدنش باید غذا بخوره ومن باندازه نیازم خوردم وبدنم میگه بسه!!!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/10 02:51
        مدت عضویت: 796 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        چقدر عالی ❤️تبریک میگم به شما و نوه شما. دختر من هم به پدرش که گاهی اصرار میکنه همین جمله رو میگه. 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/01/19 04:11
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      رفتارمون در شان یک انسان باشه واقعا همیشه تا حد خفگی می خوردم همینطور بی خودی وقتی تو خونه بودم همش باید یه چیزی می خوردم و مخصوصا غذای بیرون خیلی منو سنگین می کرد بعد از هر بار خوردن غذای بیرون من احساس خیلی بدی می کردم …
      خدا رو شکر که الان خیلی وقته که دیگه احساس سنگینی نکردم ولی بعضی وقتا هنوز بی خودی چیز می خورم ولی دیگه هر چی می خورم با لذت و احساس خوبه خدا رو شکر فکر بعدش و نمی کنم که وای من اینو خوردم حالا اینجور حالا اونجور مثل قبل
      ولی مثلا برای خیلی از چیزها هم خودم و باید تشویق کنم یه جعبه شکلات خردیم جمعه البته همسرم از دستش من نمی خرم دیگه ولی از اون دو سه روز من فقط یکی از اون خوردم اگه قبلا بود الان تموم شده!
      یا مثلا نون قندی الان هنوز مونده االان چند روزه از دست من دوام آوردم!
      ولی من الان به احساسم توجه می کنم و هر روز توجه ام و به احساسم می دم !و دارم تمرین طبیعی بودن و اتوماتیک شدن غذا خوردن و می کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/08 17:30
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      سلام. این فایل خیلی خوبه. این نکته رو یاد گرفتم که باید در شأن یک انسان رفتار کنم. من فقط باید نذارم به فشار شکم برسم وقتی که سبک از سر سفره بلند میشم یعنی به اندازه ی نیازم خوردم و درست عمل کردم و باید احساس خوبی داشته باشم.
      1.تا گرسنه نشدم، غذا نخورم.
      2.قبل از رسیدن به فشار شکم، دست از غذا بکشم.
      3.مطمئن باشم که درست رفتار کردم و راضی باشم.
      4.خودم رو تشویق کنم و سعی کنم وعده بعدی هم درست رفتار کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/08 01:54
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      با سلام خدمت همه دوستان عزیزم.این فایل هم شگفت انگیز بود امروز سه بار گوش دادم و خیلی خوب مفهوم رو درک کردم و من تا به امروز اصلا فشار شکم رو حس نکردم ودر حد یکی دوبار که خیلی خودمو تنبیه کردم اونم به خاطر غذای مورد علاقم.ولی یه چیزی همیشه برام سواله که من تا زمانی که گرسنه نشم سعی میکنم غذا نخورم ولی زمانی هم که گرسنه میشم اصلا احساس سیری رو متوجه نمیشم و فقط تا زمانی که به فشار شکم نرسم دست از غذا میکشم .از استاد میخام منو راهنمایی کنه چون خیلی دلم میخاد عین افراد متناسب احساس سیری رو درک کنم که حتی میگن یک لقمه هم جا نداریم.لطفا منو راهنمایی کنید؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/09 00:10
        مدت عضویت: 827 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        ممنونم بابت راهنماییتون ?

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/01/03 16:27
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام دوستان
      چقدر این فایل مثل بقیه فایلها عالی بود ومن تصمیم دارم چندین بار ان را تکرار کنم
      من یاد گرفتم ک به اندازه از غذاها استفاده کنم وب رنگ ومدل غذاها زیاد توجهی نکنم وهمیشه سعی کنم ب اندازه غذا مصرف کنم و لازم نیست ک کاملا سیر باشم ک دست از غذا خوردن بکشم
      من سعی میکنم ک در مورد غذاها رفتار درستی از خودم نشان بدهم وزمان غذا خوردن هواسم ب خوردن غذا باشه تا بتوانم پیغام سیری را متوجه بشوم چون من اکثر اوقات مشغول غذا خوردن هستم ولی هواسم جای دیگری ست وب کارهای دیگری هم مشغول هستم ب خاطر این گاهی اوقات اصلا متوجه نمیشوم ک غذا تمام شد ومن غذا خوردم ?
      از این ب بعد سعی میکنم هواسم ب غذا خوردن وواکنش ک بدنم نشان میدهد باشد وسعی کنم انسانی با غذا ها رفتار کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/09 15:48
      مدت عضویت: 796 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      سلام چه فایل عالیه هزاربارم گوش کنم کم از زمانی که برای بار اول این فایل گوش کردم خیلی خیلی خوردنم بهتر شد دقیقا می دونستم الان زیاده روی کردم یا نه. خب طی سالیان دراز با اضافه خوری چشم من (همه ما البته) به حجم زیاد عادت می کنه و اون رو اندازه بدن می دونه بعد از اینکه با کار کردن روی باورهامون در دوره بدن نیاز واقیش نشون میده هرچقدرم که می کشیدم چشمم که عادت به حجم زیاد داشت می گفت نه خیلی کم داری می ریزی! ولی فرشته دورنم می گفت نه این اندازت نباید زیادش کنی؛ با گوش کردن به این فایل تا حد زیادی تونستم از فشار شکم رها بشم و جالب بدونید دیگه معده درد ندارم جمله ای که هرروز با خودم تکرار می کنم اینه : من همیشه قبل از سیر شدن دست از غذا می کشم.
      گوش کردن به این فایل این نکته رو به یادم میاره که وقتی زیاده روی کردم به خودم بگم واقعا ارزش این حال بد داشت ؟ که قطعا جوابش نه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/26 15:15
      مدت عضویت: 783 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 262 کلمه

      با سلام
      وقتی فایل را گوش میدادم دیدم من هم در گذشته که زیاد غذا و خوراکی می خوردم به دلیل همین مواردی بود که شما فرمودید من هم به اتفاقات دور وبر خودم با خوردن واکنش نشان میدادم. با غذا شادی میکردم ، با غذا ناراحتی ام را می خواستم رفع کنم .با غذا می خواستم تفریح کنم و وقتی می خوندم ائمه فرموده اند قبل از سیری دست از غذا بکشید و دو لقمه مونده به سیری غذا نخورید می گفتم چطوری ؟ چکار کنم ؟ از اول مهر که دوره را شروع کردم یواش یواش و کم کم با خوندن میثاق نامه و گوش دادن فایل ها به سمت رفتارهای طبیعی رفتم .غذا و خوراکی برای من ابزار نیست .یک سوخت برای بدنم است که برای انجام کارها و فعالیت هایم بهش نیاز دارم .خیلی خوشحالم برای این همه تغییر و وقتی رفتار الانم را با قبل مقایسه می کنم باورش خیلی سخته که آیا این من هستم ؟ گویی گنجایش معده ام کمتر شده و خود به خود یک مقدار که می خورم نمی تونم دیگه به خوردن ادامه بدم. من کار خاصی نکردم .من فقط فایل ها را گوش دادم و تمرینات را انجام دادم .قبلاً چقدر دعا می کردم تا بتونم خودمو کنترل کنم .اما الان به راحتی این کار را انجام میدهم .انگار یک نفر با یک کنترل داره منو هدایت می کنه کی غذا بخورم کی غذا نخورم و چقدر از هر غذا بخورم . این فوق العاده است .این دوره هم خودش شگفت انگیز است وهم شگفت انگیز ساز است .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/10 11:13
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 42 کلمه

      سلام استاد گفتین افراد لاغر با رفتار زشت غذایی به نظرم هیچ کسی نیست که در حد انفجار بخوره وچاق نشه چون من دیدم اون افراد رو اونا ممکنه چند وعده غذایی دیگه و یا حذف میکنن یا خیلی کم میخورند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/19 00:02
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 59 کلمه

      فایل عالی بود ،خدارو شکر الان یاد گرفتم که پیغام سیری رو تشخیص بدم وتا جایی که ممکنه قبل از سیری دست از غذاخوردن بر می دارم وبعضی وقتا بیشتر می خورم که اونم کم پیش میاد وخودم رو سرزنش می کنم اگه اینکاررو انجام بدم والان خیلی وشحالم که معنی سیری واقعی ودرست رو یاد گرفتم مرسی استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/15 21:21
        مدت عضویت: 735 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 231 کلمه

        روز ۴۲تکرار
        سلام
        نظرات دوستانو و جواب های استادو میخونم ،لذت میبرم
        اینکه ما باور،، درست خوردن،، رو بسازیم تا هدایت بشیم به مسیر خوردن صحیح خوراکی ها
        منم تا گرسنه نشم خوراکی نمیخورم واینم بگم که یه صدایی مدام تو سرم میگه برو یه چیزی بخور ،تو چندساعته هیچی نخوردی مخصوصا غروب به بعد
        موقع سیر شدن هم دست از غذا میکشم ولی بدلیل اینکه از دوران بچگی نفخ معده شدید داشتم و دارم ،حتی اگر غذا هم کم بخورم ،ولی بمحض خوردن آب یا نوشیدنی ،شکمم ورم میکنه و تقریبا بیشتر اوقات اون احساس بد ورم کردن رو در شکمم احساس میکنم ،مثلا الان چند قاشق غذا خوردم وبعدش آب خوردم ،الان احساس بدی دارم
        ولی به مرور تمام موانعی که واسمون پیش میاد بر اثر تکرار وتجربه از بین میره وبصورت ناخوداگاه خوردنمون صحیح میشه وبعدش بدون فکر کردن ،عادات غذایی درست تری خواهیم داشت ،هنوز یه حس های بدی دارم که بهم میگه ،ببین با خودت چیکار کردی ،الان نمیتونی باری به هر جهت رفتار کنی ،قبلا فرقی نمیکرد ،سیر هم بودم اگر غذایو میدیدم حتی ۱لقمه هم شده بود میخوردم ،ولی دیروز که خواهرم کوکو سبزی سرخ کرده بود و داشتن میخوردن وبمنم تعارف کرد ومن گفتم سیرم ،تعجب کرد ،گفت مگه میشه از کوکو سبزی داغ پر از سیر و گردو گذشت
        بلخره تغییر کردن همت وتلاش وتکرار میخواد که ما ازشون زیاد داریم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/20 10:28
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
      این فایل هم مثل بقیه فایلها بسیار قشنگ و آموزنده بود من خوشبختانه الان پیام سیری را دریافت میکنم و دچار پرخوری نمی شوم ولی قبل از شروع دوره لاغری با ذهن متوجه نمی شدم که کی سیر میشم برای همین چون میخواستم مواظب باشم که پرخوری نکنم دچار استرس میشدم ولی شکر خدا در نیمه راه انجام دوره مقدماتی نشانه سیری را تجربه کردم و چه احساس عالی و زیبایی بود مخصوصا وقتیکه می دیدم یک یا دو لقمه از غذایم مانده و من سیر شدم آنرا نمی خوردم و با شادی و نشاط فراوان آنرا دور می ریختم البته بعدا یاد گرفتم که چقدر غذا بکشم تا برایم کافی باشد و اضافه نیاید ??❤?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/16 16:38
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      باسلام من خيلى خوشحالمو خدا رو شكر ميكنم كه پيغام سيرى را دريافت ميكنم ريزه خواريهاى من به حداقل رسيده است ولى بعضى وقتها دو يا سه لقمه اضافه تر ميخورم كمى احساس سنگينى ميكنم و امروز با گوشدادن اين فايل ياد گرفتم كه وقتى در اين وضعيت قرار گرفتم ذهنم را تنبيه كنم تا نتيجه بهتر شود و زمانى هم كه قوانين را خوب رعايت ميكنم وحس خوب دارم خودم را تشويق ميكنم استاد از راهنماييتون ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        پونه عدل تهرانی
        1398/09/23 07:40
        مدت عضویت: 828 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 30 کلمه

        از وقتی دوره رو شروع کردم این حرف همیشه تو ذهنم هست حالت خفگی !
        سعی می کنم انقدر بخورم که به حالت خفگی نرسم!
        هروقت گرسنم بشه غذا می خورم ۰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/15 23:20
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      فرمول‌های ذهنی چاق کننده رو بشناسیم:
      امشب این فایل رو برای بار دیگه گوش دادم و از مطالب مهم و اموزنده‌ی اون استفاده کردم و احساس سپاسگزاری فوق العاده‌ای در وجودم حس کردم که اینقدر رفتار غذاییم اصلاح شده و من ناخوداگاه درست و متناسب رفتار می‌کنم.
      بعضی جاها که می‌خوام خودم در رفتار غذاییم تغییراتی ایجاد کنم یکم هنوز دچار سردرگمی میشم اما وقتی حواسم نیست و رفتارم از درونم سرچشمه میگیره واقعا از برخوردم با مواد غذایی لذت می‌برم و به عینه می‌بینم که چقدر فرمول‌های درستی در ذهن من شکل گرفتن و به جای فرمول‌های قبلی کنترل رفتارمو به عهده دارن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/09/03 09:32
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه