ورود / ثبت نام
0

فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی

فرمول های ذهنی
اندازه متن

فرمول های ذهنی در عملکرد ذهن ما مانند عینکی است که بر چشمان خود می زنیم.

حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.

اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.

دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر روی نوری که به چشمان شما می رسد می گذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.

فرمول های ذهنی دقیقا همین عمل کرد را در ذهن ما دارند.

برای مثال در ذهن فردی که فرمول ” چاقی من ارثی است “ ذخیره شده باشد، تجربه او در زندگی چاق شدن خواهد بود و هرچه برای لاغر شدن تلاش کند نتیجه ای نخواد داشت چون این فرمول ذهنی است که نتیجه نهایی را رقم می زند نه تلاش جسمی فرد.

در مثال دیگر در ذهن همه افرد چاق فرمول “خوردن باعث چاقی می شود” ذخیره شده است.

این فرمول به تنهایی می تواند باعث چاق ماندن افراد تا روزی که زنده هستند شود همچنین به راحتی سبب افزایش وزن مداوم افراد می شود.

به آنچه درباره تاثیر شیشه رنگی عینک بر نگاه شما می گذارد فکر کنید و آن را با تاثیر فرمول خوردن باعث چاقی می شود مقایسه کنید.

زمانی که شما از شیشه رنگی استفاده می کنید، به هر سمتی نگاه کنید غلظت رنگ شیشه عینک شما در آن تصویر بر سایر رنگ ها غلبه می کند.

تعریف هایی که درباره مواد غذایی در ذهن خود داریم مانند همان شیشه های رنگی هستند با این تفاوت که به تاثیر بر بینایی ما تاثیر مستقیم بر جسم ما می گذارند.

فردی که عقیده دارد نان خاصیت چاق کنندگی دارد هر بار که نان مصرف می کند فرمول ذهنی “چاق شدن من طبیعی است” را پررنگ تر می کند. چرا که از قبل می داند نان خاصیت چاق کنندگی دارد و او دارد نان می خورد.

در واقع قبل از خوردن نان چاق تر شدن را می پذیرد و سپس نان می خورد.

نکته جالب توجه در آموزش های ذهنی استفاده از مثال و دلیل منطقی برای رد کردن فرمول های اشتباه ذهنی است.

در مثال خوردن نان حتما با من هم عقیده هستید که افراد زیادی هستند که علاقه شدیدی به خوردن نان دارند اما همیشه متناسب هستند.

این موضوع اثبات می کند که نان خوردن باعث چاق شدن افراد نمی شود اما فکر کردن به چاق کننده بودن نان می تواند منجر به چاق شدن افراد شود.

اگر از افراد متناسب درباره نان خوردن سوال کنید متوجه می شوید دیدگاه آنها درباره ویژگی های نان و استفاده کردن از نان با آنچه ما درباره نان می دانیم تفاوت زیادی دارد.

این تفاوت در نگاه به تاثیر مواد غذایی در ذهن افراد چاق و متناسب مربوط به لیست بلندی از مواد غذایی می شود که در ذهن افراد چاق آن مواد غذایی چاق کننده هستند اما در ذهن افراد متناسب آن مواد غذایی باعث سیرشدن یا تامین انرژی یا لذت بردن از زندگی می شوند.

وقتی مواد غذایی برای فرد چاق و متناسب یکسان است پس چه چیزی باعث تفاوت در وضعیت جسمانی استفاده کنندگان از آن مواد غذایی می شود؟

تنها دلیل این تفاوت فرمول های ذهنی است که در ذهن افراد متناسب و چاق ذخیره شده است.

نکته قابل توجه درباره تاثیر فرمول های ذهنی این است که وقتی فرمول اشتباه در ذهن شما ایجاد می شود نه تنها زمانی که مشغول خوردن غذا هستید، افکار شما تحت تاثیر آن فرمول های قرار می گیرد بلکه حتی در زمانی که فقط نگاه شما به آن مواد غذایی می افتد افکاری در ذهن شما مرور می شود که نشات گرفته از همان فرمول های ذهنی است.

از دوران کودکی علاقه شدیدی به خوردن کلوچه با چای داشتم.

از آنجا که مادر من تبحر خاصی در پختن کلوچه های خانگی داشت همیشه چند نوع کلوچه در خانه ما وجود داشت و یکی از تفریحات لذتبخش من خوردن کلوچه با چای بود.

تصور کنید علاقه زیاد به خوردن کلوچه داشته باشید و از طرفی هزاران بار شنیده باشید که کلوچه چاق کننده است.

درباره کلوچه در ذهن من فرمول های اشتباه ایجاد شده بود.

در دوران نوجوانی که درگیر چاقی شده بودم و برای لاغر شدن تلاش می کردم هربار که کلوچه می خوردم یقین داشتم که چاق خواهم شد.

در زمان استفاده از برنامه های رژیمی هرطور شده سعی می کردم کلوچه نخورم ولی به محض تمام شدن مدت رژیم یا رها کردن آن به دلیل فشار عصبی اولین چیزی که مشغول خوردنش می شدم کلوچه بود.

فرمول های اشتباه که درباره کلوچه در ذهن من ایجاد شده بود سبب شده بود که حتی وقتی از جلو مغازه کلوچه فروشی رد می شدم و عطر و بوی کلوچه ها نظر من را جلب می کرد همزمان با فکر کردن به لذت خوردن کلوچه به چاق کننده بودن کلوچه فکر می کردم.

افکاری که در ذهن من مرور می شد تحت تاثیر فرمول های اشتباهی بود که در ذهن من ذخیره شده بود.

نکته جالب توجه اینکه یکی از دوستانم که فرد متناسبی بودی مثل من عاشق کلوچه بود ولی هیچوقت تصوری که من درباره تاثیر چاق کنندگی کلوچه داشتم را او نداشت.

البته نه تنها فرمول های ذهنی من و دوستم درباره تاثر چاق کنندگی کلوچه با هم تفاوت داشت بلکه نگاه ما درباره موقع خوردن کلوچه هم خیلی با هم تفاوت داشت.

در بیست و چند سال دوستی با این فرد متناسب هیچوقت ندیده بودم که او کلوچه را بعد از ناهار و فقط به خاطر خوردن با چای بخورد اما سال ها من این کار را تکرار می کردم.

یا اگر به هر دلیل کلوچه می خورد دیگه هیچ غذایی نمی تونست بخوره و میگفت من کلوچه خوردم و سیر هستم و این در حالی بود که هیچوقت من با خوردن کلوجه احساس سیری نمی کردم و اصلا کلوچه از نظر من غذا محسوب نمی شد. یک خوراکی خوشمزه بود که برای لذت بردن از اوقات زندگی خورده میشد.

فرمول های ذهنی به این شکل باعث تغییر افکار و رفتار ما می شوند و ترکیب آنها با یکدیگر به شکل بسیار ساده ای باعث چاقی ما می شوند.

تصور کنید من عقیده داشتم کلوچه غذا نیست و فقط یک خوراکی خوشمزه است که با چاق و برای تفریح کردن خورده میشه و از طرفی عقیده داشتم کلوچه خاصیت چاق کنندگی داره.

ترکیب این دو فرمول باعث بروز واکنش های رفتاری در من می شد که در حالتی که واقعا سیر بودم ولی باز کلوچه را با چای می خوردم و از طرفی هربار کلوچه می خوردم برای من چاق شدن طبیعی تر می شد.

فرمول های ذهنی در جنبه های مختلف زندگی ما وجود دارند.

در کسب کار، در تحصیلات، در روابط و در بسیاری از موضوعات مختلف در ذهن ما به واسطه شنیده ها و دیده هایمان فرمول هایی ساخته شده است که در نهایت نتیجه زندگی ما در جنبه های مختلف را رقم می زنند.

فرمول ذهنی ” من آدم بدشانسی هستم “ سبب می شود که هرچه فرد سعی و تلاش می کند که موفقیتی کسب کند، نتیجه ای در بر نخواهد شد چرا که نتیجه نهایی را فرمول بدشانسی رقم می زند و جهان شرایطی را برای آن فرد ایجاد می کند که به بدشانس بودن خود بیشتر پی ببرد و به عبارتی بدشانسی را بیشتر تجربه کند.

فرمول های ذهنی چاق کننده ذهن ما سبب می شوند که ما در زندگی بیشتر تجربه چاقی را داشته باشیم.

دلیل اینکه افراد به مرور چاق تر می شوند اشتیاق جهان برای مواجه کردن آنها با محتوای ذهنی است که سبب تجربه شرایط زندگی (سلامتی و جسمی) فرد می شود.

در دوره لاغری با ذهن تمام سعی من این است که ابتدا هنرجوها فرمول های ذهنی چاق کننده ذهن خود را شناسایی کنند، سپس فرمول های صحیح و متناسب کننده را چایگزین فرمول های قبلی کنند. به عبارت خیلی ساده عین چاقی را از روی چشمان خود بردارند و عینک متناسب شدن را به جای آن روی چشمان خود قرار دهند.

با این کار آنها به مرور تناسب اندام را در زندگی تجربه خواهند کرد. اتفاقی که به لطف خدا برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و علاقه مراحل دوره آمورشی را سپری کرده اند رخ داده است.

در این فایل به طور خیلی ساده و واضح تاثیر فرمول های ذهنی در نتیجه زندگی افراد را توضیح داده ام و پس از استفاده از این توضیحات به وضوح تاثیر فرمول های ذهنی در زندگی برای شما واضح خواهد شد.

این وضوح به شما کمک میکند تا در ادامه مسیر متناسب شدن توجه بیشتری به فرمول های ذهنی خود داشته باشید و به طور دقیق تری عملکرد این فرمول ها را تحت نظر داشته باشید و برای تغییر آنها اقدام کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم.

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=14080
برچسب ها:
99 نظر در مورد فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/07 07:42
      مدت عضویت: 447 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 726 کلمه

      سلام

      این فایل فوق العاده بود ، خیلی از حرفاتون لذت بردم چون با یه مثال ساده کامل کامل هدف مطلب رو رسوندین واقعا چه ایده ی عالی ای .

      همه ی ما فرمول های زیادی توی سرمون داریم که با استفاده از اون فرمولا داریم رو زندگیمون فیلتر میزنیم ، یه چیز جالب در مورد فیلتر ها که ما توی عکاسی خوندیم اینه که فیلتر ها فقط به رنگ های هم خانواده ی خودشون اجازه ی ورود میدن و مثلا فیلتر قرمز به نارنجی و قرمز و زرد اجازه میده که دیده بشن و یه رنگی مثل سبز ، با فیلتر قرمز کاملا تیره و قهوه ای نشون داده میشه . این دقیقا همون فرمول های چاقیه وقتی ما فیلتر چاقی رو به ذهنمون زدیم ، پس هم خانواده های چاقی رو فقط تو زندگیمون میبینیم ، مثل پرخوری ، ترس از غذاها ، فکر کردن مدام به غذاها ، عادت های تکراری و غلط ، تنفر از بدنمون ، سرزنش خودمون ، دور شدن از خود واقعیمون و خدا و… 

      و فرمول های درست توی این فیلتر مثل به اندازه خوردن ، با خیال راحت خوردن ، دوست داشتن و احترام به خودمون ، لذت بردن از جسممون ، آسایش و راحتی ، آرامش ذهنی  ، شجاعت و… کاملا تاریک و تیره هستن .

      افلاطون یه نظریه ای داره به اسم نظریه ی مُثُل . یه مثالی میزنه میگه چند تا آدم نشستن توی یه غاری ، پشت به دریچه ی غار و روشون به دیواره ، یه آتشی پشت سر ایناست که این باعث میشه سایه ی چیزایی که پشتشون حرکت میکنه بیوفته روی دیوار رو به روشون و این آدمایی که پشت به دریچه ی غار نشستن فکر میکنن که این سایه ها اصل ماجران و همه ی صداهایی که میشنون و حرکت هایی که میبینن دقیقا همونیه که دارن روی دیوار میبینن چون هیچ وقت برنگشتن تا پشت سرشون رو ببینن و اصل رو درک کنن ، اونا به سایه ها بسنده کردن و هیچ وقت شجاعت اینو نداشتن که حقیقت یک پدیده رو دریافت کنن.

      اگه بخوایم این نظریه رو بیاریم توی چاقی و لاغری، این آدمایی که پشت به نور و رو به دیوار نشستن خیلی شبیه آدمای چاقین که پر از فرمول های چاقی و باور هایی متفاوت با اصل وجودیشونن و مطمعنا با خودشون میگن که قطعا همینه که داریم میبینیم و چیزی جز این نیست ، ما چاقیم ، ما کم تحرکیم ، ما مقاومت ذهنی داریم ، ما همش گرسنمونه و دلمون میخواد یه چیزی بخوریم ، ما کارمون جوریه که نمیتونیم هر روز فایلا رو گوش بدیم و هزاران فرمول مخرب دیگه…

      اما یه لحظه باید به خودمون بیایم ، یه لحظه به خودمون بگیم اگه این حقیقت نداشته باشه چی؟ اگه این باورا فقط سایه های روی دیوار باشن چی؟

      اصلا مهم‌نیست که همون لحظه رومونو بر گردونیم و پشت خودمونو ببینیم تا با حقیقت رو به رو شیم یا نه!  اصلا مهم نیست… این مهمه که حتی واسه ی یه لحظه هم که شده به این فکر کردیم که واقعیت ممکنه متفاوت با چیزی باشه که الان داریم تجربش میکنیم و حقیقت و اصل اون ماجرا یه چیز دیگه باشه . همین لحظست که ما چرایی برگشتن و به نور پیوستن رو پیدا میکنیم ، اونوقت میفهمیم چیزی که تا الان داشتیم فقط یه عکس بوده و زندگی واقعی چیزیه که بیرون غآر جریان داره.

      ما باید طعم این آزادی رو بچشیم ، نیاز نیست به جنگ چاقی بریم و سخت تلاش کنیم ، آب هیچ وقت راه سر بالا رو که براش پر از زحمته در پیش نمیگیره ، آب همیشه تو سرازیری حرکت میکنه و همیشه هم جریان داره ، از کوچیک ترین روزنه ها میگذره و راهشو ادامه میده ، برای همین انقدر تاثیر گذاره ، آهسته و پیوسته میره ولی کم کم سنگای سخت و تیز کنار رودخونه رو صیقل میده و صافشون میکنه .

      این یه استراتژیه جنگه ولی خوبیش به اینه که کسایی که با این استراتژی کار میکنن دیگه زحمت اضافه نمی کشن و با آسون ترین راه ها بزرگ ترین تغییر هارو انجام میدن ، ما برای حمله به کشور چاقی نیاز نیست به پایتختش حمله کنیم چون خیلی زود سرکوب میشیم ، تنها نیازه یه شهر کوچیکی رو توی این کشور پیدا کنیم که کمترین دفاع ازش میشه و آروم‌آروم از اون شهر شروع کنیم و به خودمون میایم و میبینیم که این کشورو فتح کردیم و الان کنترلش در دستان ماست.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/05 19:01
      مدت عضویت: 354 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,155 کلمه

      سلااام هم مسیری های متناسب و متعهدم 

      باورهای ما فیلترهای ذهنی ما هستند که جهان ما را خلق می کنند.

      در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم و با روشهای مختلف می خواستیم از شر چاقی خلاص بشیم و هربار شکست می خوردیم چون فرمول ذهنی (فیلتررنگی )ما فیلتر چاق بوده و این همه تلاش بی نتیجه بوده است.

      در حقیقت دنیا جای خیلی قشنگیه پر از رنگ و بو و مزه و احساس فوق العاده و هر لحظه و هر کجای آن فوق العاده است ولی ما عینک شخصی بینی به چشم زدیم هر کدوم از ما عینکهای متفاوتی که شیشه های رنگی متفاوتی دارند داریم که در جنبه های مختلف زندگی بر چشم می زنیم و درواقع این عینکها فیلتر های ذهنی ما هستند خیلی کوچک هم هستند ولی نتیجه دید ما را گسترده و بزرگ جلوه می دهند خیلی هامون فکر می کردیم زندگی همینه که هست روابط یا شرایط مالی یا شرایط جسمی و سلامتی ….ولی در اصل طبیعت زندگی ما سلامتیه شادیه تناسبه روابط عالی و ثروتمندی و رفاهه ولی ما نسبت به آموزشهامون از کودکی و توجه به اون موضوعات تجربه هایی کسب کردیم که هربار با توجه کردن بیشتر این فیلترها را قویتر کردیم و الآن داره اتفاقات زندگی ما را تشکیل می ده بنابراین آموزش عملکرد ذهن ما و تأثیرش در زندگیمون از نون شبم واجب تره !….در واقع آموزشهای ذهنی در تمام جنبه های زندگی ما مؤثر هستند ما میتونیم از هر مشکلی که دردو رنج داریم فرمول ذهنی مربوط به اون مشکل را شناسایی کنیم و ببینیم چه رنگ فیلتری جلوی ذهنمون گذاشتیم و بعد فرمولهای صحیح را جایگزینش کنیم ..فرمولهای ذهنی با توجه ما  قویتر و گسترده تر می شوند مثلا فردی که فیلتر ذهنیش اینه که بستنی چاق می کنه قبل خوردن خودش فرمان چاقی را صادر کرده و اصلا مهم نیست بخوره یا نخوره یا چقدر بخوره درواقع دیدن بستنی و فکرو احساسی که نسبت به بستنی  داره فیلترذهنیشه باورشه و فرمول داره تقویت میشه خب باید اصلاح بشه !..،چه طوری ؟!فرد با نوشتن و تجزیه تحلیل از خودش سؤال میپرسه که چرا این فکر را داره و از کجا نشأت میگیره !؟جوابها:دکتر گفته …خانواده گفتند ..،فلانی چاقه بستنی دوست داره …فلانی لاغره میلی به بستنی نداره  و تمام این فکرها فقط نظر افراد بوده که ما قبول کردیم و باور کردیم خب نمی دونستیم اما الآن میتونیم ردش کنیم چرا!؟چون تنها قدرت از آن خداست و منم جزئی از او هستم پس بستنی قدرتی نداره ولی تصور من اشرف مخلوقات نسبت به هرچیزی یعنی قدرت خلق کنندگی و واقعیت موضوع !..،

      ما یه روزی تو یک ایستگاه متعادل بودیم بالاخره یا طبیعی و یا با همون رژیم ها اما گرم گرم اضافه وزن پیدا کردیم و اصلا فرقی نمی کنه چقدر باشه ممکنه یک نفر با ۵کیلو اضافه وزنش همون فشار روانی رو دریافت کنه که فرد دیگری با ۷۰کیلو اضافه وزنش داره دریافت می کنه و این هم یکی دیگه از حربه های شیطانه که میخواد ناامیدمون کنه میگه تو کجا و مقصد کجا !؟…ولی ما در مسیر آسونیم راحت و لذت بخش دیگه هیچ خبری از ورزشهای سخت و بالاجبار و محدودیتهای غذایی و خونه شین کردن خودمون نیست تازه هرروز یک قدم داریم برای رسیدن به خواستمون بر می داریم پس باید هرروز به پشت سرمون نگاه کنیم که چند قدم از گام اول دورتر شدیم و البته راه مستقیم همون راهی که با ایمان در آن حرکت می کنیم با هر تغییر جزیی در ذهنمون و اصلاح هر فرمول نتایج بزرگی در زندگیمون رخ می ده و هر چه مهارت شناسایی فرمول ها و جایگزینی فرمولهای صحیح و ثابت کردنشون در ذهنمون بیشتر میشه نتایج عالیتر می شوند این مسیر فقط درک می خواهد فکر می خواد برای اهل تفکر هست  در واقع ایمان به چیزی که نمیبینی ولی هست یعنی عینک آبی به چشمته واقعیت تصویر زیبای منظره را نمیبینی ولی می دونی که هست و به زودی عینک آبی کمرنگ میشه  و می افته …خب تو خونه ما هم پدرومادرم پزشک را انسان معتمدی که دانش فراوانی داره می دونستند حتی خیلی وقتها ما را مقایسه می کردند بچه های دکتر را ببین !؟..بچه های فلانی را هم دکتر شدند؟!..،الآن اگر دکتر شده بودی پول داشتی و جایگاه داشتی و آزادی داشتی و بارها شنیدم که گفتند زندگی تو همینه توقعت را بیار پایین ؟!…ولی دارم از خرابیها برج میسازم من هرگز نتونستم اون حرفها را بپذیرم و هدایت خداوند شامل حالم شد 

       

      دکتر به من می گفت هرچیزی از گلو بره پایین چاقت می کنه و البته که نمی شد غذا مصرف نکرد ولی با حرص و ترس استفاده می کردم ..یا فلان دارو باید تا آخر عمرخورده بشه !؟…🙄

      یا اینکه هرروز باید ورزش کنی ولی من به سختی و به زور این کاررا انجام  می دادم  در واقع بیشتر به چاق شدن توجه می کردم ولی هر کاری با احساس عالی و لذت بخش میتونه برای جسم و روح و ذهن ما مفید باشه و میتونه همکاری ذهن را همراهمون کنه چون ورزش کردن در ذهن ما به اجبار  بود و سختی بهمون می داد ذهنمون هم که اصلا با کار سخت موافق نیست همکاری نمی کرد و نتیجه می شد چاقی و رها کردن مسیر ولی اگر فرمولهای ذهنی اصلاح شوند به طوری که ورزش کردن برای احساس خوب و لذت و تفریح باشه میتونه اثرات عالی برامون داشته باشه 

      پسرخاله و دختر خاله من پزشک هستند وهردو چاق هستند و همیشه با اضافه وزنشون درگیر هستند و در حیطه پزشکی انواع و اقسام کارها را انجام دادند و نتیجه هم ماندگار نداشتند یعنی اگر علم انقدر پیشرفت کرده چرا برای خود دکترا هم نتیجه ماندگار نداره !؟..،

      شیطان قسم خورده که ما را گمراه کنه و ما فکر می کنیم یک اتفاق عجیبیه و ای دل غافل ما سالها و هر روزمون در گمراهی به سر میبردیم و تازه اسمش رو می گذاشتیم امتحان خدا !؟…گمراهی یعنی نتونی واقعیت را ببینی یعنی دنیا پر از فراوانی پول باشه ولی تو فقر و نداری ببینی یعنی فقط حریان سلامتی جاری باشه ولی من بیماری ببینم یعنی فقط عشق جاری باشه ولی من تنفر ببینم چقدر بده که ما عادت کردیم سختی را به جون بخریم و اسم ثواب و امتحان روش بزاریم و هر بار این موضوعات مثل سریال تکرار می شوند که نشانه های خدا هستند که بیا اصلاحش کن …،

      پایه اساس طبیعت آفرینش و جهان بر اساس عالیترینهاست و این افکار و باورها بسیار قدرتمند هستند و اگر من ۳۰سال به سختی در دردی و رنجی که خود برای خود  آفریدم زندگی کردم وقتی در مسیر صحیح قرار بگیرم طی یکی دوسال زندگیم متحول میشه و در عرصه های مختلف هم افرادی هستند که مثلا ۳۰سال سابقه گویندگی دارند ولی فردی جدید وارد این عرصه شده ولی به خاطر فرمولهای صحیح ذهنیش موفقیتهای بیشتری به دست آورده و این نشون میده جسم ما و ذهن ما و جهان ما همه مشتاقند که ما پادشاهی کنیم اصلا برای پادشاهی کردن خلق شدیم و این فوق العاده است .

       

      من شاهزاده پادشاهی هستم که فرمانروای کل عالمه 👑

      مسیرتون سبز 🌱

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/04 18:12
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,388 کلمه

      روز ۴۹ تکرار 

      سلام وقت بخیر

      فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی

      فرمول های ذهنی در عملکرد ذهن مانند عینک عمل میکنن، چقدر این مطلبو الان خوب درک میکنم ،ما هر روزه و هر لحظه دنیارو با زاویه دید مخصوص به خودمون نگاه میکنیم

      نوع نگاه ما به غذاها اونها رو به دسته بندی های مختلف تقسیم میکنن ،اگر با عینک و لنز ترس نگاهشون کنیم یعنی در اعماق محتویات مغز ما ،بعضی از غذاها خطرناک و چاق کننده تعریف شدند و ما هم پذیرفتیم ، بعد از اون هر وقت خواستیم به اون غذاها نگاه کنیم اون لنز و عینک برای ما فعال شد

      ولی در اصل اون خوراکی ها مضر نبودن چرا که خیلی افراد اونهارو مصرف میکنن و ضرری نمیبینن ، در مغز افراد چاق فیلترها و لنزهای متنوع و زیادی وجود داره ،به اندازه ای که الگوها و خانواده تلاش کردند که به ما بفهمونن ما چاق آفریده شدیم و دلایل زیادی وجود داره برای چاقیمون،ما الان صاحب لنزهای بیشتری هستیم

      در واقع ما هر لحظه در امورات زندگی در حال عوض کردن عینک ها و لنزهامون  هستیم ،از صبح که از خواب بیدار میشیم با جهان بینی که در ما ضبط شده بیدار میشیم‌ و جهان ،مردم،خودمون،خانواده،خدا ،اتفاقات و موقعیت هارو اونجوری که فیلتر بندی شدن نگاه میکنیم

      ما نگرش های مختلفی داریم در مورد چاقی ،مثلا من اعتراف میکنم لنزهای بیشتری دارم و خدارو شکر میکنم در مدتی که در دوره ها هستم ،دونه دونه عینک های اعتقادیم داره از جلوی ذهنم برداشته میشه 

      هر چقدر لنزها کمتر بشه دید ما بیشتر خواهد شد ،جهانمون زیباتر میشه ،لاغر تر میشیم  آلودگی های مغزیمون کمتر میشه ،کانون توجهاتمون میره بسمت لاغر شدن ،حالمون بهتر میشه ،مغزمون سبکتر میشه ،درد ها و رنج هامون کمتر میشه و آرامش بیشتری خواهیم داشت 

      شناسایی و منهدم کردن  دونه دونه موانع (عینک های رنگی)کمک بزرگی میکنه تا دنیا رو بصورت حقیقی نگاه کنیم ،که به ذات الهی ما نزدیکتره 

      زمانیکه بدنیا اومدیم با شنیدن ها و دیدن هایی از طرف خانواده ،هر کدوم از اونها یک عینک روی دیدگان ما گذاشتن که تصور میکردن در ادامه مسیر برای ما مفیده و ما هم که اختیاری از خودمون نداشتیم  پر شدیم از لنزهای رنگی دیگران 

      و حالا باید همت و  غیرت داشته باشیم و یکی یکی عینک هارو برداریم و جهان زیبارو زیبا ببینیم ،اول باید متوجه بشیم‌ که اون دنیایی که دیگران برای ما توضیح دادن فقط و صرفا همون یک دنیا نیست  ،ما بینهایت دنیا داریم و هر کسی فراخور توجهاتش به دنیایی هدایت میشه

      مثل ما هنرجوهایی که در این سایت هستیم ،جهان بینی ما تقریبا شبیه به همه ،وگرنه چرا خواهر من ،دوست من یا اقوام من الان‌ اینجا نیستن ،یا چرا من در دنیای اونها نیستم ،چونکه جهان بینی من با بقیه فرق داره  هر چقدر عینک های رنگی از ما کمتر میشه مسیر ما هم از بقیه افراد جدا میشه ،انگار ریل عوض میکنیم 

      سالها فرمول ذهنی من این بود که تو نمیتونی لاغر بشی چونکه مدل بدنت و خلقتت اینجوریه ،من با این عینک به جهانم نگاه کردم ،جهانم بر اساس اون تفکرات شکل گرفت

      من حتی نمیتونستم به لاغر شدن فکر کنم چونکه نگهبانی جلوی خواسته های منو به مغزم میگرفت ،ازم مجوز میخواست ،منم مجوز نداشتم  رمز عبور نداشتم ولی تا دلم میخواست  مانع ورود داشتم 

      پس مغزم اولین تفکر من بسمت لاغر شدنو جلوی اولین گیت ،منهدم میکرد ، ولی من باز هم‌ کوتاه نمیومدم مجدد که میرفتم اینبار با فیلتر تو ارثی چاقی  دوباره نگهبان ازم رمز عبور میخواست ،من رمز عبور که نداشتم هیچ تازه مانع بسیار بزرگی به نام( ارث) هم داشتم ،پس مجدد دیپورت میشدم

      و این داستان سالها ادامه داشت و من از هر مسیری میرفتم که به حق های الهی م برسم ولی با درهای بسته روبرو میشدم ،در انتها متوجه شدم ،من مسموم هستم به سم های قوی که تا اونهارو شناسایی و پاک نکنم نمیتونم نفس راحت بکشم

      من متوجه شدم پر هستم از عینک های بد رنگ ،که جهانمو زشت میبینم و بر اساس اون عینک  ها در موقعیت های متفاوت وارد خواهم شد 

      حالا دارم لنزهارو برمیدارم و با هر بار برداشتن دنیا برای من زیباتر و شفاف تر میشه ،لایه به لایه ، هر بار که ویسی گوش میکنم قسمتی از خود قبلیمو که ازم دزدیده شده بودو پس میگیرم ،هر بار که کامنتی مینویسم یا میخونم قسمت دیگری از خودم بمن برگردونده میشه تا اونجوری که دلم میخواد بسازمش 

      وقتی من بدنیا اومدم آپشنی در من نصب شده بود که من بتونم با خوردن خوراکی ها انرژی مورد نیاز بدنمو بدست بیارم ،پس خوردن باید در من میبود ،حالا اون کد (خوردن باعث دریافت انرژی در من میشود ) در من تبدیل شد به ( خوردن باعث چاقی میشود) 

      کد گذاشته شد ،تمام سیستم بدنم بسمت اون کد گذاری تعبیه و تنظیم شد ،قراداد ها بسته شد ، من وارد دنیای مادی میشم و میخوام لاغر و متناسب باشم ولی نمیتونم ،به اطرافیانم میگم چرا نمیتونم اونا میگن چونکه تو پرخوری میکنی ،چونکه خوردن برای تو باعث چاقی میشه ،چونکه تو ارثی چاقی ووووو

      و اونها میگن و میگن و میگن و منهم باور میکنم و بعد از مدتی فکر میکنم من موجود به درد نخور اضافه ای هستم که اومدم هم خودمو آزار بدم هم خانواده مو 

      پذیرش من باعث شد که سالها با عینک های چاقی به جهان نگاه کنم و اصلا به این فکر نکردم که چرا من با بقیه فرق دارم ؟

      حالا نگاه میکنم میبینم افراد متناسب هم غذا میخورن پس غذاها چاق کننده نیستن من باید از زاویه دیگه ای نگاه کنم ،پس منهم میتونم لاغر بشم ،فهم و درک همین موضوع منو رها و خلاص میکنه از بندهاییکه سالها به دست و پاهای من بسته شده بود ، حالا میدونم برای منهم راهی هست که بتونم لاغر بشم 

      وای که چقدر دلم میخواست گاهی مثل بعضی افراد برنجو با نون میخوردم ولی بشدت میترسیدم چونکه از قبل بهم گفته بودن برنج خودش به تنهایی چاقت میکنه اگر با نون بخوری که منفجر میشی و من سالها با حسرت به یکی از دوستام نگاه میکردم که غذاشو کامل میخورد حتی عصرونه هم میخورد و من فقط بیننده بودم و روز به روز از خودم دورتر میشدم چونکه خودمو عامل تمام بدبیاری هام میدونستم

      تقریبا ۹۰ درصد خوراکی برای من چاق کننده تعریف شده بودن و من سالها در کنار اونها زندگی کردم که یا مصرفشون کردم یا نگاه حسرت باری بهشون داشتم که در هر دو صورت برای من چاق کننده بودن چه اون زمانیکه مصرفشون کردم چه زمانیکه بهشون فکر میکردم 

      یادمه  اون زمانها که تو رژیم هام بودم هر جایی میرفتم بهم شکلات تعارف میکردن نمیخوردم ولی نگهشون میداشتم بعدا که رژیمم تموم بشه بخورم ،تو یکی از رژیم هام که ۱ سال طول کشیده بود روزیکه رفتم شکلاتامو بخورم دیدم همشون سفت شدن و نتونستم بخورمشون ،یعنی تا این حد تو ولع و کمبود ذهنی بودم ولی الان چرا ولعی ندارم ؟

      اولین رژیمی که گرفتم رژیم پویا کاشانی بود که افتضاح بود انقدر گرسنگی کشیده بودم که یادمه یک شب که رفته بودیم بیرون تمام تابلوهای مغازه هارو پیتزا میخوندم انگار توهم زده بودم و بیشتر از ۱۵ روز نتونستم ادامش بدم

      فرمول های ذهنی مثل بمب عمل میکنن به محض برخورد باهاشون منفجر میشن ،حالا اگر چند جانبه باورسازی شده باشن که تخریب بیشتری به بار خواهند آورد 

      حالا در ذهن افراد چاق اگر فرمول های بیشتری هم باشه که چند جانبه ضربه خواهند خورد ،مثلا کسی که باور داره هر چی سنگه مال پای لنگه ،به همراه چاقی یه معجون حسابی ازش در میاد که این باورهای مخرب زنجیروار بهم وصل هستند و ریشه تمام باورهای مخرب در عزت نفس پایینه که ۱۰۰ درصد در افراد چاق زیاد دیده میشه

      خدارو شکر میکنم که در حال برداشتن عینک های چاقی هستم ،اینکه غذاها چاق کننده نیستن ، بی تحرکی چاق کننده نیست ،خوردن باعث چاقی نمیشه ،چاقی ارثی و ژنتیک نیست ووو 

      سپاسگذار خداوند هستم که هر روز با رد پای خودش با نشان دادن‌ شرایط و آدم ها داره به ما یادآوری میکنه که دنیا اون جوری که ما تصور کرده بودیم نیست اون عینک هایی که به ذهنمون زدیم دنیارو تیره و تاریک نشون میدن کافیه جلوی دید ما شفاف بشه تا جهان زیبا ،زیبایی هاشو برای من نشون بده 

      و منهم میپذیرم میتونم لاغر و متناسب باشم مثل همه افراد متناسب فقط کافیه مثل قبل فکر نکنم ،نترسم و حس لیاقت کنم بقیش خودبخود انجام میشه 

      ممنون برای اینهمه آگاهی ناب که با هر بار تکرارشون قسمت وسیعی از دید من تمیز میشه ،خدایا شکرت که همه چیز انقدر عالی و با کیفیته 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/08/08 03:36
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 369 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      شیطون که همش داره ما رو گول می زنه مثلا تو نمی تونی از این وزنت به اون وزن دلخواهت برسی همیشه فاصله رو زیاد می کنه .ولی باید بدونیم که ما یه روز در شرایط ایده المون بودیم ولی گرم به گرم وزنمون اضافه شده .اصلا خودمون نفهمیدم یه دفعه متوجه شدیم وای ای دل غافل .و این حالت عادی بدن نیست حالت طبیعی تناسب اندامه پس می تونیم اینو از دست بدیم و به تناسب اندام ایده المون برسیم .

      تغییر کردن به شرایط عالی سرعتش بیشتره تا چاق شدن واقعا توی این دو سال من ۳۰ پوند وزنم کم شده ولی طی چند سال نمی دونم این همه وزنم اضاف شده مطمینم که دو سال نبوده و خیلی بیشتر بوده .

      همین که ذهنمون تغییر کنه شروع می کنیم به لاغر شدن .مثلا من امروز رفته بودم کلاس یوگا بعدش رفتم خونه مامانم دیگه سر بزنم ناهار موندم ابگوشت درست کرده بود جای همگی خالی با نون افغانی مثل نون بر بری های خودمونه خلاصه من هم تبلیت خوردم هم گوش کوبیده به اندازه نیازم با ترشی فراوون و سبزی خوردن ولی همونطور که مامانم از بچگی یادمه تو سفره سالاد و سبزی و ماست و ترشی سیر ترشی و پیاز .. همه اینها و همش می گفت سالاد هم بخور گفتم مامان جون اخه دیگه سالاد و زحمت کشیدی ولی با ابگوشت ترشی بیشتر می چسبه .مامانم همیشه این عادتها رو داشتن همواره ادامه داره اگه همه چیز نباشه تو سفره می گه وای سفره خالیه …

      نتیجه و همون فرمولهای ذهن برای آدم رقم می زنن حالا در هر موردی هر چقدر هم آدم تلاش کنه ورزش ، رژیم … ولی ذهنش فرمولهای غلط داشته باشه نتیجه و اون تعیین می کنه برای همین بود که ما با این برنامه ها فقط می خواستیم به جسممون سختی بدیم و اونم قبول نمی کرد ذهن کاری که براش سخت باشه و انجام نمی ده .

      حالا من از بچگی یادمه یه وقت خالم یه ذره چاق می شد مامانم همه جا می گفت اخه خواهرم کورتون می خوره واسه همین چاق شده …

      عجله ای هم نیست این فرمولها بخوان تغییر کنن زمان می بره باید صبر داشته باشیم و همه چی درست می شه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/27 21:57
      مدت عضویت: 267 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 555 کلمه

      گام ۲۷ با سلام برداشت این گام رو می خوام خطاب به خودم بیان کنم 👇

      فرمولای ذهنیت  اشتباهه که میگی نمیتونم فرمولای ذهنیت  غلطه که لاغر شدن ِ براحتی و آسانی را باور نمیکنی چون از بچگی در ذهنت  کردن که هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد

      الگوهایی چون  استاد به من  اموختند که  به راحتی و بدون عذاب هم میشه لاغر شد میشه فیلتر چاقی را از روی ذهن برداشت و لاغر شد

      پس اگر هنوز در مرحله ی شک و ایمان به این مسیری بدون که فرمولات غلطه

      یعنی هنوز این راه و بعنوان درسترین  مسیر برای لاغر شدن نمیدونی

      پس از همین نقطه باید این باور رو تصحیح کنی باید با دلایل منطقی به خودت بگی ، عزیزم سالیان سال برای لاغری زحمت کشیدی و انواع و اقسام روشها رو انتخاب کردی بسه دیگه

      همه ی این روشها رو پشت در بگذار و وارد سرزمین و مسیر لاغری شو مسیری که میخواهد مثل آب خوردن لاغرت کنه مگه سالها از همین طریق چاق نشدی باورهای کهنه ای چون اینو خوردم چاق شدم ،این کار و کردم چاق شدم ژن چاقی دارم ، سوخت و سازم کمه زایمان کردم چاق شدم بعداز  ازدواج چاق شدم فلان دارو واسه ارتوروز میخورم چاق میشم فلان داروی ویتامین و میخورم چاقتر میشم

      اینا همه یه مشت باورای پوسیده ست که باید کاملا رهاشون کنم باید برای رهایی از بند چاقی از بند اینگونه باورها خلاص شوم و تا در بند این حرفا و اطلاعات نا صحیح باشم یعنی هنوز اسیر و گرفتار چاقیم

      چاقی جسم من در گروی چاقی ذهنه منه و خدا رو شکر که هدایت شدم به مسیر صحیح و دعوت شدم به سرزمین لاغرها

      من باور دارم لاغری به سبک ذهنی ، هیچ  شباهتی  با روشهای دیگر ندارد نه ابزار   مَحک کردنی دارد ، چون محکش احساس منه ،نه محدودیت غذایی دارد ،  چون هر زمان که بخواهم به میزان نیاز و میل درونیم میخورم نه سختی و عذابی داره چون کاری ورای زندگی عادیم نیست یعنی نباید کار فیزیکی  خاصی بکنم دیگه از این آسونتر مگه داریم 😄

      بخاطر همین هر کس که روشای غلط قبلی که واسه لاغر شدن بکار میگرفت و زودتر فراموش کنه قطعا موفقتر خواهد بود

      من باور دارم که لاغری با این روش خیلی آسونه و هرگز  شک و دو دلی ندارم من اگر مدتهای زیادی بگذرد  باز هم در این مسیر می مانم و یکی یکی فیلترهای چاقی را از روی ذهنم بر میدارم تا جهان را با  فیلتر لاغری ببینم

      آن موقع است که تمام کارهایی که من انجام میدهم یا نمیدهم فقط در جهت لاغر من است چون فیلتر ذهنی من دیگر چاقی نیست و جهان من بر اساس نگاه من که لاغریست دیده میشود

      خیلی خوشحالم ، خوشحالم که لاغری در ذهن من شروع شده ، واقعا احساس سبکی در ذهنم میکنم ، حس میکنم خیلی از قید و بندها در ذهنم شروع به باز شدن کرده اند حس سبکی دارم و به امید خدا روزهای آینده اتفاقات زیبایی در جسم من هم رخ خواهد داد من به سرعت نور لاغر میشوم اگر فرمولهایم به ثمر بنشینند  اگر کفه ی باورهای لاغریم  سنگین تر از باورهای چاقیم گردد

      خدا رو شکر الان که این مطالب را مینویسم چاقیم کاملا متوقف شده با اینکه هیچ تغییری در نوع و مقدار غذایم نداده ام در حد نیازم با لذت  میخورم با اینکه هیچ تحرک جسمی ندارم احساس میکنم فرمولهای لاغریم  با فرمولهای چاقیم فعلا به تعادل رسیده اند و به به ، به روزی که کفه ی لاغریم  بیشتر شود با تمام شور و شوقم به باورسازیهای صحیح ادامه میدهم و لحظه ای غافل نخواهم شد خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/14 15:37
      مدت عضویت: 825 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 339 کلمه

      درود و خداقوت 

      گام بیست و هفتم 

      فیلتر چاقی رو از جلوی چشمان خود برداریم 

      فرمول چاقی را از ذهن های خود 

      تا زمانی که دید ما نسبت به بعضی غذا  اشتباه باشه تازمانی که تصورمان از نشستن و ورزش کردن اشتباه باشه ما در مسیر چاقی قرارداریم 

      تا زمانی باور من این باشه نان چاق کنندست بخورم چاق میشم نخورم فقط ببینم هم چاق میشم 

      تا زمانی تصورمن باور من این باشه من باید عرق بریزم خیلی ورزش سخت انجام بدم من لاغر نمیشم حتی اگه ورزش انجام بدهم 

      لاغری خیلی کار آسانی است اگه بعضی از فیلترها و برداریم 

      دقیقا چاقی خود من به همین صورت اتفاق افتاد من تا قبل از بیماری فرد بسیار متناسبی بود م و بارها میدیم همه حسرت می‌خوردند و میگفتن خوشبحالت که لاغری ولی امان از زمانی که پزشکم که خیلی قبولش داشتم و دارم و جون منو نجات داد گفت از اینجا به بعد هواست باشه تو داروهای روزانه کورتون مصرف میکنی کورتون اشتهای کادب میاره و درادامه باعث چاقی میشه در رژیم غدای من برای بیماری .غذای پرچرب کم نکم بدون نوشابه بدون روغن نباتی بدون فست و فود بود 

      الان متوجه شدم من که اوایل اینهمه رعایت غذایی داشتم چه طور چاق میشدم و روز به روز به وزنم اضافه تر 

      عجیب بود من فست فود نمیخوردم ‌نوشابه .غدای پرجرب روغن نباتی و جامد  ولی بازم چاق میشد در صورتی که باید لاغر تر از قبل هم می‌شد 

      دلیلش فقط تفکری بود و باوری بود که در ذهنم جا باز کرده بود  چون کورتون میخورم اشتهام زیاد شده و چون زیاد میخورم دارم چاق میشم 

      پس الان متوجه شدم که کم و زیاد خوردن فایده ای نداره مهم باور من هست 

      از قدیم گفتن از هرچی بترسی سرت میاد 

      من از چاقی ترسیدم بعد از استفاده از کورتن 

      اگه بترسی تو رانندگی تصادف میکنی سرت میاد 

       

      من فقط کافی فیلترهای اشتباه رو بردارم 

      باورهای غلط رو حذف کنم اون موقع لاغری من خود به خود اتفاق میفته 

      برام مهم نیست چقد راه تا وزن ایده آل دارم 

      این مهمه که متوجه شدم باورم دیدم رو نسبت به بیماریم تعغیر بدم تا بشم همون آدم متناسب قبل 🤩

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/11 11:50
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 622 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! بر حسب اینکه عینک چه رنگی به چشم بزنیم جهان را نیز به همان رنگ خواهیم دید. فرمول های ذهنی دقیقا مثل همین عینک رنگی عمل می‌کنند بر حسب اینکه چه چیزی را در ذهن خود کدگذاری کرده باشیم به همان صورت هم نتیجه می گیریم. کسی که چاقی را ارثی می‌داند برای کل زندگیش چاق باقی می‌ماند و کسی که خوردن را باعث چاقی می داند هر چیزی که بخورد قطعاً باعث چاقی اش می‌شود. اساس روش لاغری با ذهن بر این است که با دلایل منطقی، فرمولهای اشتباه ذهنی را رد می کند. مثلاً اگر خوردن نان باعث چاقی میشود چرا همه افرادی که نان می خورند چاق نیستند؟ بنابراین صرف خوردن نان، چاق کننده نیست. اما باور ما نسبت به نان چاق کننده است. وقتی فرمول‌های اشتباه در ذهن ما شکل بگیرد حتی با دیدن غذای خاصی که فکر می کنیم چاق کننده است و حتی بدون خوردن آن فرمول چاقی را به ذهن می دهیم و باعث چاق شدن خودمان می شویم آن هم فقط به خاطر مرور کردن فرمول های اشتباه در ذهن خود ماست. فرمول های ذهنی در همه جنبه های زندگی ما وجود دارد که به واسطه آموزش ها، دیده ها و شنیده ها از زمان کودکی تاکنون در ما شکل گرفته است. مثلاً فرمول من آدم بد شانسی هستم اگر در ذهن کسی شکل گرفته باشد قطعاً شرایط در زندگیش به گونه‌ای برایش پیش می رود که موفقیت خوبی دست پیدا نکند و بدشانس بودنش به او اثبات شود. اکنون با عینک چاقی که بر روی چشم داریم جهان کلاً تلاش می کند تا ما را در مسیر چاقی و چاق تر شدن نگه دارد ولی اگر با آموزش و اصلاح فرمول های اشتباه، عینک متناسب شدن بر چشم بگذاریم فقط طبق روال طبیعی کائنات نتیجه اش برایمان لاغری و تناسب اندام خواهد بود و اصلاً مهم نیست الان با وزن ایده آل مان چقدر فاصله داریم و نباید توجه کردن به این فاصله ما را در شروع کردن یا حتی ادامه دادن این مسیر ناامید کند و بدانیم و ایمان داشته باشیم که خود بدن ما دنبال تناسب است و به راحتی خودش به ما کمک می‌کند تا به آن وزن ایده آل برسیم اگر اکنون با توجه به همه سعی و تلاشی که کرده ایم نتیجه نگرفته‌ایم، به این خاطر است که نتیجه را به فرمول های ذهنی مشخص می کند و اصلا میزان تلاش ما، نقشی ندارد. در حال حاضر ذهن ما مملو از فرمولهای چاق کننده است. وقتی فرمول های ذهنی صحیح را وارد مغزمان بکنیم نتیجه‌ای که برایمان حاصل می‌شود بسیار سریعتر، بیشتر و بهتر از کسانی است که با فرمولهای ذهنی غلط در مسیر در حال حرکت هستند. به طور مثال کسی که با فرمول های صحیح وارد عرصه هنر یا هر عرصه دیگری می شود، می‌تواند در مدت زمان کمتر، نتیجه بسیار بهتری از کسانی که سالها قبل در این زمینه مشغول بوده‌اند، کسب کند. فقط کافی است که به توانایی مان برای لاغر شدن با ذهن ایمان داشته باشیم. 

      در مورد داروها برای خودم این اتفاق افتاد که زمانی که در رژیم بودم قرص ویتامین D مصرف کردم و بعد از خوردن آن قرص روند لاغر شدن من متوقف شد و حتی بخشی از وزن از دست داده، برگشت با اینکه هنوز توی رژیم بودم. من برای خودم این باور را به وجود آوردم که خوردن قرص ویتامین D چاق کننده است در حالی که وقتی با پزشک مطرح کردم گفتند اصلاً چنین چیزی نیست و الان به خاطر شرایط کرونا میزان بیشتری قرص ویتامین D مصرف می کنم ولی از وقتی فهمیدم این باور اشتباه ذهنی من است بدون استرس و نگرانی از چاق شدن، قرص را می‌خورم و می‌دانم که هیچ تأثیر چاق کننده ای روی بدن من نخواهد داشت. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/11 05:37
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      با سلام و درود به استاد عزیزمان و دوستان خوبم

      در مورد سندیت داشتن حرف دکتر من این تجربه را دارم که چندین سال پیش برای رفع افسردگی به پزشک مراجعه کردم و او برایمان قرص های ضد افسردگی تجویز کرد و گوشزد کرد که مواظب چاق شدنم باشم که این دارو در بعضی افراد اثر چاق کنندگی دارد 

      همین یک حرف مرا در انتظار چاق شدن قرار داد و این اتفاق افتاد

      آن داروها موقتا احساس افسردگی را در من کم کرد ولی در عوض استرس بیشتر چاق شدن را در من بوجود آورد تا اینکه تصمیم گرفتم به خوردن آنها ادامه ندهم چون استرس چاق شدن به احساس افسردگی ختم می شد

       

      در مورد ورزش کردن من زمانیکه دوره عالی “پیاده روی موثر” را تهیه کردم خیلی از استفاده آن لذت میبرم و از پیاده روی کردنم احساس شادی و نشاط میکنم

      از آموختن در تعادل قرار دادن ذهن با جسم با انجام تمرینات بسیار کارآمد و لذت بخش احساس توانمندی و آرامش ذهنی میکنم

      من ماه مارس ۲۰۲۰ سفری به خارج از استرالیا داشتم که بعد از برگشتنم به خاطر بیماری کرونا می بایست دو هفته در خانه قرنطینه می شدم

      بعد از این دوهفته اولین کاری که کردم به پیاده روی رفته و به فایل دوره پیاده روی موثر گوش دادم که بسیار لذت بخش بود و با آهنگهای شادش برای خودم در حال راه رفتن در پارک می رقصیدم و برام مهم نبود که کسانیکه مرا می بینند چه فکری در مورد من میکنند

      جالب اینجاست که در گروه واتزاپ خانوادگی که دارم نوشتم که من دوران قرنطینه ام تمام شد و کاری را که خیلی دلم براش تنگ شده بود را انجام دادم و آن به پیاده روی رفتن و گوش دادن برنامه ام است

      دخترم در جواب نوشت وقتی این پیامت را در مورد کاری که دلت برایش تنگ شده بود را خواندم حدس زدم که میخواهی بگویی دلت برای دیدن همسر و بچه ها و نوه هایت تنگ شده چون دو هفته هم در مسافرت بودی و کلا یک ماه بود که آنها را ندیده بودی

      قبلا که برای وزن کم کردن به من گفته شده بود که باید حداقل به پیاده روی بروم زیاد علاقه به این کار نداشتم

      اما حالا که از پیاده روی نه برای لاغر شدن بلکه برای روحیه شاد داشتن استفاده میکنم بخصوص با داشتن فایلهای زیبای مربوط به پیاده روی خیلی از آن لذت میبرم 

      دوستانی که به پیاده روی علاقه دارید من توصیه میکنم که حتما این دوره پیاده روی موثر را تهیه کنید و از استفاده کردن آن لذت ببرید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/07/10 16:05
      مدت عضویت: 549 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 217 کلمه

      به نام خدا

       مثال عینک رنگی خیلی مثال واضح و ساده ای بود. تاثیر فرمول های ذهنی و چاقی رو خوب درک میکردی .وقتی عینکی زدی که خوردن باعث چاقی میشه، همه مواد غذایی رو با این عینک می بینی و فرقی نداره چی میخوری یا چقدر میخوری باز هم تاثیرش همونجوری عمل میکنه خوردن مساوی است با چاقی.

       وقت عینک چاقی من ارثیه روی چشمات باشه هر چقدر هم رژیم بگیری و ورزش کنید فایده نداره باید  عینک رو از روی چشمامون برداریم و به جاش عینک متناسب شدن رو بزنیم .

      فرمول های چاقی باید در ذهن ما با فرمول‌های لاغری عوض بشه تا نتیجه در جسم خودشو نشون بده.

       مهم نیست الان در چه شرایطی هستیم و چقدر با ایده‌آل خودمون فاصله داریم مهم اینه که در مسیر هستیم و ادامه می‌دیم.

      در مورد تاثیر حرف دکترها یک ماه قرص ضدبارداری می‌خوردم و از همه و مامای درمانگاه شنیدم که این قرص‌ها هورمونی و چاق میکنه تو این  یک ماه همیشه احساس گرسنگی داشتم همش میگفتم از شدت گرسنگی دست و پام ضعف میره و به شدت هم تو این  یک ماه چاق شدم و قرص رو دیگه نخوردم خیلی خوشحالم که تو این مسیر هر روز آگاهی های بیشتر و جالب تری رو درک می‌کنم و امیدوارم هر روز بهتر و عالی تر از قبل عمل کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/25 21:04
      مدت عضویت: 110 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز 

      گام ۲۷ 

      چقدر جالب بود داستان کلوچه خوردن شما که من چند روزه دونات درست کردم گفتم چکار کنم که کمتر بخورم جوابم و تو این متن گرفتم 

      فرمولهای ذهنی در عملکرد ذهن ما مانند عینکی است که بر چشمان خود میزنیم واقعا جالب بود اصلا بهش فکر نکردم 

      تعریف های که درباره مواد غذایی در ذهن خود داریم مانند همان شیشه های رنگی هستند که بر جسم ما اثر میگزارد واقعا تو این همه مدت چه همه شیشه رنگی که ما نمی تونیم اشتها کنترل کنیم عینک چاقی من ارثیه، و عینک فقط با ورزش میشه لاغر کرد ،عینک اینکه بدن من لاغر نمیشه و هزاران عینک دیکه که نتیجه اون فقط چاقی و اضافه وزن بوده جسم ما تصمیم گیرنده نبوده بلکه ذهن ما فرمولهای غلط داشته 

      واقعا مهم مسیر نیست مهم نتیجه که فرمول ذهنی رقم میزنه 

      وقتی فرمول ما یا همون عینک ما چاقی باشه نتیجه اون چاقی 

      وقتی عینک ما روی فرمول صحیح باشه نتیجه تناسب میشه 

      پس من تمام اون فرمولهای لاغری با آموزش های استاد جایگزین تمام عینک های چاقی میکنم 

      من به خدا ایمان دارم 

      من به توانایی خودم ایمان دارم 

      من با اشتیاق در این مسیر هر روز یه قدم با استاد عزیزم پیش میروم 

      با آرزوی موفقیت برا ی همه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/09 17:20
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,493 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

       وقتی که استاد عزیز جریان این دوست خوبم رو در سرزمین لاغرها رو توضیح دادید که ۱۷۰ کیلو هست و باید ۱۰۰ کیلو اضافه رو کم کنه برای یه لحظه تکون خوردم و  خیلی محکمتر از قبل به خودم گفتم بابا فروغ تو که در مقابل این افراد چیز زیادی نباید کم کنی اصلا میتونم بگم  اضافه وزن تو هیچ چیز زیادی  نیست و خیلی راحت کم میشه   البته  اگر من در مسیر باشم و درست رفتار کنم روز به روز این گرمهای اضافه از من  جدا میشن و من به زودی به اون تناسب دلخواهم میرسم .اگر ایمان کنم و باور کنم و یک نگرش مثبت داشته باشم که من به آنچه که میخوام میرسم .

      و یه نکته ی جالب این هست من طی سالها به این اضافه وزن رسیدم و اما حالا در عرض یه مدت  زمان کم مثلا  یک یا  دوسال من دارم به تناسب دلخواهم میرسم در حالی که من همه چیز میخورم و در مهمانی ها و دورهمی ها شرکت میکنم و به اندازه نیاز میخورم و هیچ سختی و محدودیتی ندارم و من خیلی راحت دارم متناسب میشم .

      هیچ وقت برای اضافه وزنت دلیل نیار  آخه مهم این هست که میخوایی تغییر کنی و لاغر بشی و در دوره ها هستی پس تغییر میکنی و نتیجه میگیری اگر به افراد شگفتی ساز و استاد نگاه کنی این قضیه بیشتر برات جا میفته که میشه از این طریق به تناسب اندام دلخواه برسی .و با اطمینان بیشتر راهت رو ادامه میدی .

       

      تمام دوستانی که  در این مسیر هستن در گذشته بارها برای لاغری تلاش کردند و وزنهای خوبی هم کم کردن ولی ماندگار نبوده برای اونها مثلا خودم  با رژیم و ورزش در کنار هم تا ۳۰ کیلو  وزن کم کردم  ولی ماندگار نبود .چون در ذهن من فرمولهای چاقی زیادی بود که در نهایت جسم من رو به سمت چاقی میبرد و این فرمولهای چاقی رو میتونیم  به یک عینکهای رنگی تشبیه کنیم که ذهن ما اون عینک رو  بر چشماش زده پس در نهایت دنیا رو همون رنگ میبینه 

      اگر فرمول دهنی من این باشه که چاقی  من به خاطر اشتها و  خوردن فلان دارو و کم تحرکی و مواد غدایی چرب و نشاسته ای و .. .. هست دیگه مهم نیست چقدر تلاش میکنم  نتیجه ی نهایی رو اون فرمول های ذهنی برام  رقم میزنه که شما باید تا ابد چاق باشید.

       حالا  فرمول ذهنی چی بود ؟همینه مثل یک فیلتر رنگی هست و قتی در ذهن شما یک فرمول چاق کننده باشه   مثل این میمونه که  این فیلتر  رنگی رو روی لنز دوریین برازیم  و ما  همه چیر رو به رنگ دیگه میبینم و اگر ما در ذهنمون این فرمولها رو داشته باشیم  هر چقدر ما تلاش کنیم هیچ اهمیتی نداره و نتیجه رو اون فرمولها رقم میزنه .

      و در تمام جنبه های زندگی  همین طور هست باورهای ما نتیجه ها رو برای ما رقم میزنن مثلا اگر فردی  باورش این باشه درس خوندن فایده نداره و اون شخص رو به جایی نمیرسونه حالا اگر  این فرد درس  هم بخونه فایده ای نداره و از طریق تحصیلات به جایی نمیرسه . و یا فردی که باور داشته باشه دختر خوب برای ازدواج نیست هر چقدر با دقت همسرش رو انتخاب  کنه فایده نداره در نهایت نتیجه ی زندگیش مناسب نخواهد بود چون جهان بر اساس اون باورها به اون فرد پاسخ میده و اون باورها مثل همون فیلترهای رنگی هستن که استاد بر لنز دوربین گذاشتن .

       و ما باید  در این دوره ها تنها کاری که بکنیم این  باشه که باورهای مخرب و منفی  رو بشناسیم و اونها رو تغییر بدیم به فرمولهای درست  و  صحیح رو جایگزین اونها کنیم تا نتیجه ی نهایی تغییر کنه  .

      وقتی اون فرمولهای چاقی رو در ذهنمون کمرنگ کنیم و برداریم مثل این هست که عینک چاقی  رو از روی چشمهامون یا ذهنمون برداشتیم و بعد ذهنمون لاغری رو میبینه و جسم ما به سمت تتاسب حرکت میکنه چون ما اون لنزهای رنگی رو برمیداریم و ذهن اون واقعیت زندگی رو میبینه و در تمام این مدت که من برای لاغری  تلاش کردم و نتوستم موفق بشم چون باورهای چاقی که همون فرمولهای چاقی باشن در ذهنم داشتم  یا همون لنزهای رنگی  بر روی چشمم داشتم و واقعیت رو نمیدیدم  و گرنه تلاش من تلاش کمی نبوده من خیلی ورزشهای سنگین کردم خیلی محدودیت داشتم خیلی رژیم سخت داشتم و با تعهد سالها ادامه دادم و اما ماه به ماه لاغری از من دور تر میشد چون باورهای چاق داشتم که درنهایت اونها   نتیجه رو برای من رقم میزدن  .

      و باید حواسمون باشه همانطور که در فایل قبلی هم گفتیم  ورزش هیچ تاثیری در تناسب ما نداره مگر با فرمولهای جدیدما به تناسب برسیم چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاقی هست و نتیجه ی مناسب رو کسب  نمیکنیم و چقدر ما ورزش کردیم و چون نتیجه ی دلخواه رو نگرفتیم دیگه ورزش هم برای ما کسل کننده و خسته کننده   شده بود .

      من جز افرادی بودم که در کنار باور مخرب اشتها دارم تونستم یا رزیم و ورزش خودم رو عالی لاعر کنم و به وزن ۵۹ کیلو خودم رو برسونم و با زجر و سختی در این وزن باشم  اما   هنوز خیلی نگذشته بود  که من  در تناسب کامل خودم بودم  اما به  خاطر دادن آزمایشی متوجه شدم کم کاری تیرویید دارم و یه مشکل هورمونی دارم که باید برای هر دو قرص استفاده کنم و بیش از چند بار از چندین دکتر متخصص،و دکتر تغذیه ی خودم شنیدم که هر دو عامل چاقی برای تو هستن و باید مراقب باشی که چاق نشی و من با وجود همون خوردن و ورزش ولی با کلی ترس و باور منفی جدید روز به روز چاقتر میشدم و لاغری  هم  از من دور تر میشد من همش  میگفتم چرا اینطورم ؟؟،اطرافیان خودم میگفتن چون این مشکل رو داری طبیعی که چاق بشی و من همیشه در حال جنگیدن با چاقی خودم بودم و اما نتیجه برعکس بود و من چاقتر میشدم چرا چون سه تا دکتر با هم دوتا متخصص،و یکی هم دکتر تغذیه ی خودم  به من گفته بودن  که تو چاق میشی و من باور کرده بودم و هر کاری هم میکردم فایده نداشت و نتیجه رو همین باور من برای من رقم میزد و من هر ماه وزنم داشت بالاتر میرفت تا به وزن ۷۳ رسیدم  و  من در اوج   ناامیدی با این راه آشنا شدم و خیلی راحت تونستم  جلوی چاقی خودم رو بگیرم و برعکس روز به روز لاعر تر شدم و الان فاصله ی زیادی با تتاسب ندارم و به زودی من یک متناسب فوق العاده میشم .

       

      وقتی فرمولها ی ذهنی صحیح باشه خیلی بیشتر از ورزش نتیجه میگیریم و این یک علم ثابت شده هست که وقتی ذهن رو برای چیزی آماده کنیم خیلی بهتر از اون چیز نتیجه میگیریم و ما خیلی وقتها دیدیم یک فردی در یک زمینه  ا ی مثل خوانندگی و یا بازیگری در مدت زمان خیلی کم کلی شهرت پیدا میکنه و نتیجه میگیره در حالی که از کلی فرد که سالها هست در اون زمینه دارن تلاش میکنن بیشتر نتیجه میگیرن چون اون فرد  با تمرکز و باورهای صحیح وارد اون کار میشن  و چون فرمولها صحیح هست نتیجه از تلاش خیلی فراتر میشه و تمام دوستانی که در این مسیر هستن چون باورهای درست دارن و درست فکر میکنن در عرض چند ماه نتایج عالی کسب میکنن ممکنه چند ماه اول نتایج بالایی کسب نکن چون در مسیر تغییر کردن هستن ولی وقتی تغییر کردن دیگه نتیجه های بزرگتر میاد چون ما داریم مسیر بیشتری رو با فرمول و باورهای درست طی میکنیم .

      من باید باور کنم میتونم تعییر کنم من توانایی تعییر کردن دارم و میتونم در تناسب زندگی کنم و از زندگیم بیشتر لذت ببرم و من میتونم دوباره به تناسب دلخواهم برسم و به وزن دلخواهم برسم .

      باور درست من =من  با به اندازه خوردن به جسمم فرصت ترمییم میدم و اون هر روز چند گرم از اضافه های من رو  کم میکنه و من هر روز به تناسب نزدیکتر میشم 

      باور درست =چون روند طبیعی جسم به سمت تناسب هست  جسمم خیلی مشتاق هست که من رو به اون سمت ببره و هر روز همین کار رو با اشتیاق برای من  میکنه .

      باور درست =من به اندازه خوردن روبا آموزشها  پیدا کردم و هر روز دارم اون رو اجراا میکنم پس چه بخوام چه نخوام به لاغری میرسم حالا اگر خطایی هم باشه مهم نیست چون تعداد  رفتارهای غلط من خیلی کمتر از رفتارهای درست من هست .

      باور درست = خداوند در این مسیر همراه من هست  چون خودش من رو به این رااه هدایت کرده و انتخابم کرده پس  قطعا کمکم  خواهد تا به زودی لاغر بشم و الگوی خیلیها برای تناسب بشم   خدا  خودش، در قران گفته من اجابت میکنم دعای دعا کننده رو پس  خدایا من رو به راه درست هدایت کن  تا دوباره طعم تناسب و لاعری رو  در زندگی تجربه کنم و از زندگی بیشتر لدت ببرم و خودم و خودت رو بیشتر و بهتر پیدا کنم .

       خدا جونم سپاسگزارم که همیشه کنارم هستی ❤

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/04 10:54
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      یادم دارویی دکتر به من داد و گفت که مصرف یک دورش سه کیلو چاق میکنه و من فقط سه روز خوردم و سه کیلو چاق شدم جالب اینکه وقتی قرص لاغری میخوردم و دوتر میگفت این دارو شما رو لاغر میکنه من میگفتم چه حرف چرتی مگه میشه قرص من لاغر کنه و خیلی کم روی داروهای لاغری و دمنوش ها بدنم جواب میدار

      دقیقا من اون فردی هستم که وقتی میرفتم باشگاه مربی تعجب کرد که چرا با این حجم ورزش سایز کم نکردم

      به خدا لاغر شدن خیلی سادست وای استادعجب جمله تکان دهنده ای عالی بود مثل همیشه

      قبلا که رژیم بودم دنبال فرصتی برای این بودم که به خودم ثابت کنم دیدی نشد

      دیروز به لطف فایلهای شما بع یک مانع ذهنی بزرگ پی بردم که دوست دارم اینجا بگم که اگر دوستی این خوند شاید مانع ذهنیش باشع استپ وزنی

      استپ وزنی هر انچه هست که واقعا نمیزاشت من لاغر شم و میگفت خوب الان موقع استپ الان خیلی خوشحالم که به خودم ثابت کردم اصلا استپ وزنی مربوط به رژیم و دکترهای تغذیه است و خودشون مشکلشون حل کنند تو روند طبیعی بدن چیزی به اسم استپ وجود ندارد و اینکه من تازه فهمیدم ما دکتر تغذیع اصلا نداریم حالا شاید به ندرت و همه کارشناس هستند 

      استاد ار نظر من شما مدرک دکترا در روند لاغری و شناسایی ذهن دارید چون خیلی خوب به تمام نکات وارد میشوید به شما تبریک میگم که به تناسب رسیدید و زندگیتون تغییر دادید

      دیروز دختر کوچکم بغض کرد و گفت مامان دلم برای ادمهای فقیر میسوزه خیلی خوب براش توضیح دادم که خودش خواسته تو این شرایط باشه و بهش گفتم یک روز از کارش پشیمون میشه و زندگیش تغییر میده و براش افرادی مثال زدم مثل نگهبانمون که الان دو تا دختر ناز داره که یک روز تصمیم گرفت دیگه نگهبان نباشه و زندگیش ساخت و جالب وقتی از اینجا رفت سریع یک کار خوب براش پیدا شد البته این به این منظور نیست که من کمکی به کسی نکنم ولی دلسوزی هم نمیکنم چوم همه خدا  دارن و همینطور که خدای مهربان من تغییر داد اونها هم اگر بخوان تغییر میکنند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        adelehreyhani17@gmail.com
        1400/06/17 13:26
        مدت عضویت: 170 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        ممنونم دوست عزیز 

        به نکته بسیار خوبی اشاره کردید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/04 00:54
      مدت عضویت: 643 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,090 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      مهم نیست چقدر تا وزن ایده آلمون فاصله هست

      به خاطر اینکه ذهن ما راحت طلب هست و راحتی رو دوست داره و سال ها با خیال راحت تحت فرمان آموزش های بزرگترها قرار گرفته و پذیرفته روند چاق شدنش عادی هست و با همین دنده حرکت کرده و با سرعت بالا به سمت مقصد چاقی  پیش رفته .

      تا اینکه متوجه تغییر جسمی خودم با بقیه شدیم و شروع به رژیم های مختلف گرفتیم و هیچ کدوم تاثیر دلخواه روی ما نذاشت و متوجه شدیم که مشکل از روشهای لاغریه نه توانایی ما .فهمیدیم مشکل باورهای ذهنی اشتباهی هست که از کوچیکی به خورد ما دادن و ما ملکه ذهنمون شد .

      از حربه شیطانه که وقتی بخواهیم از جایی که هستیم به سمت اون چیزی که دلمون  میخاد حرکت کنیم  اون مسیر رو برای ما طولانی می کنه تا انگیزه ی انجام دادنش از بین بره و دور از دسترس بشه و ما نا امید بشیم و خودمون رو ناتوان در انجام اون کار بدونیم.

      بحث لاغری با ذهنم دقیقا همون مسیر صافی  هست که چون ذهنمون باورش نکرده که مسیر راحت و همواری  هست مدام ساز مخالف میزنه و در صدد این هست که نگذاره راه رو طی کنیم.

      مهم نیست ما چند کیلو اضافه وزن داریم مهم اینه ما  یک روز در وضع ایده آل بودیم  طی چندین سال ،  گرم به گرم به وزنمون اضاف کردیم ما  خودمون  این اوضاع رو برای خودمون به وجود آوردیم پس‌ می توانیم دوباره به وضع اول خودمون برگردیم.

      رسیدن به وضعیت ایده آل  خیلی سریع تر از رسیدن به وضع غیر ایده آله  هست.

       

      اگه به حال  و روز خودمون یک نگاهی بکنیم متوجه میشیم  که سالها طول کشیده تا ما به این اضافه وزن برسیم و الان طی چندین ماه  خیلی راحت در حال کم کردن وزن خودمون هستیم.

      فقط یک باور قوی لازمه که من به اون چیزی که میخوام میرسم  که لاغر شدن رو باور کنیم

      رسیدن به لاغری خیلی سریع تر میشه اگه من باورهای چاقیم  رو اصلاح کنم و باورهای صحیح لاغری جایگزینش کنم که غذا فقط کارش تامین انرژی لازم بدن ما هست و ما باید به اندازه ی نیازمون از هر چی می خواهیم بخوریم .باید همت کنیم و وارد سرزمین لاغر ها بشیم.

       

      مهم نیست چن ساله چاقیم و چطوری چاق شدیم و چه بهونه هایی ‌برای چاق شدن خودمون داریم .

      مهم اینه از کی بخواهیم نتیجه  رو عوض کنیم و ذهنمون رو وارد مسیر لاغری کنیم

      مهم باور کردن  این نکته هست که  میشه از طریق ذهن لاغر بشیم

      دیدن عکس افرادی که با قدرت ذهن لاغر شدن  باعث روحیه میشه و اشتیاق افراد زیاد میشه  و امید به لاغری افراد زیاده

      اصل و اساس لاغر شدن و لاغر نشدن که با آگاهی به  این نکته به نتیجه میرسیم و با بی اطلاعی از این علم از نتیجه ی دلخواه محروم میشیم

      گاهی واقعیت امر چیز دیگری هست ولی فرمول ذهنی  ما چیز دیگری هست و مهم اینه که  نتیجه نهایی کار ما فرمول ذهنی رقم میزنه.

      در حوالی ما یک مادر بزرگی زندگی می کرد که به پا درد مبتلا شده بود و خیلی از این  پا دردی که داشت اذیت میشد خیلی هم پماد و دارو استفاده میکرد ولی در نهایت باز پا درد همراه همیشگیش بود .از قضای روزگار نوه اش پزشکی قبول شد و این بنده خدا توی ذهنش اینجور تداعی کرده بود که چون نوه ام دکتری قبول شده پس میتونه من رو درمان کنه .رو به نوه اش میکنه و میگه ننه یه پمادی بساز تا پا دردم خوب بشه .نوه دو ترم از دانشگاهش  بیشتر‌نرفته بود و حیرون که خدا چکار کنم ‌ .خلاصه اینکه وعده پماد ساختن رو به مادر بزرگش داد و راهی دانشگاه شد و آخر هفته با یک پماد برگشت و به مادر بزرگش داد و گفت: خودم ساختم و اینو بزنی دیگه خوب خوب میشی .مادر بزرگه هم زد و خوب خوب شد و دیگه هیچوقت از پا دردش شکایت نکرد .

      ماجرا جالب شد و از نوه اش پرسیدن چی به مادر بزرگت دادی به ما هم بده تا استفاده کنیم نوه گفت: یکم خمیر دندون با روغن زیتون قاطی کردم و دادم به مادر بزرگم .پماد من دردش رو خوب نکرد.‌ بلکه قدرت ایمانش به اینکه من میتونم حالش رو خوب کنم دردهاش تسکین داد.

      حالا ماجرای چاقی ما هم همین طوره  

      شرایط خودمون  میگیم که من خیلی تلاش کردیم و خیلی ورزش کردیم ما رژیم گرفتیم و وزن کم کردیم و عمل جراحی کردیم و وزن کم کردیم و دوباره برگشته تلاش مهم نیست

      وقتی باورت اینه که چاقی ارثیه فرمول ذهنی پس هرچند تلاش کنیم چاقی ما تغییر پیدا نمیکنه و نتیجه نهایی فرمول های ذهنیمون تعیین میکنه.

      هر چقدر تلاش کنیم واقعیت این نیست که ما میبینیم اما این باور ما هست که منکر واقعیت میشه و  کل نتیجه رو عوض میکنه .

      در تمام جنبه های زندگیمون اگه باورهامون اصلاح کنیم و باور صحیح وارد کنیم  مسیرمون آسان و لذت بخش میشه .

      جهان براساس فرمول ذهنی به آدم پاسخ میده .هر چقدر مثبت نگر باشیم اتفاق های مثبت جذب میشه و برعکس.

      توی مثال استاد طبیعت ذهن اینه که رنگ درخت سبزه طبق واقعیت فکر ما باید سبز باشه اما به خاطر فیلتری رنگی که همون  فرمول ذهنی هست  منکر واقعیت میشه و رنگ رو فیروزه ای میبینه .

      ما هم تا وقتی عینک چاقی رو روی چشم و ذهن باشه نتیجه هم میشه چاقی اما وقتی عینک برداریم خیلی راحت به سمت متناسب شدن حرکت می کنیم و قادر به دیدن  زیبایی زندگی می شویم .

       

      خیلی ها  اضافه وزن دارن و رو به ورزش می آورند و  بعد ولش میکنن چون خسته  میشن .به خاطر فرمولیه که توی ذهنشون عوض شده و لاغر شدن رو توی ورزش می دونند.

       تا وقتی فرمول ذهنیمون عوض نکنیم ورزش نتیجه دلخواه نمیده .

      خیلی ها دوساله کار میکنن و بهتر از افرادی که ۲۰ ساله کار می کنند پیشرفت میکنن  و موفق هستن  توی همه ی رشته ها موسیقی بازیگری و خوانندگی و….

      دلیل موفقیت شون اینه که با فرمول صحیح وارد کار می شوند

      فرمول صحیح میتونه تلاش ۲۰ ساله کم رنگ بکنه و تلاش اون ۲ ساله فراتر از حد انتظار میشه

      در مسیر لاغری صحیح فکر کردن و عمل کردن یاد بگیریم تا به نتیجه ای فراتر از حد انتظار برسیم.

      شاید اول یکم حرکت کند باشه اما وقتی با فرمول های صحیح ایجاد و ادامه می دهیم نتیجه ۱۰ برابر میشه .

      آموزش ذهنی مون مستمره  حرکت مداوم نیست و هر چی پیش برویم نتیجه بهتر و بهتر میشه

      تا زمانی که فرمول ذهنی اشتباهه  ما نتیجه نمیگیریم .هر وقت باور کنیم ما میتوانیم  و به خودمون ایمان بیاوریم و  یاد بگیریم چطور با قدرت ذهن  لاغر میشیم خیلی سریع لاغر میشیم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/31 23:14
      مدت عضویت: 310 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,108 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖

      باسلام به همه دوستان هم مسیرم 🙋

      مسیر لاغری من :گام بیست و هفتم (فرمول های ذهنی و تاثیر آن در چاقی)

      فرمول های ذهنی کنترل کننده افکار و رفتار ما هستند . و چاقی ما به دلیل ایجاد شدن فرمول های نادرست ذهنی ماست . فرمول هایی که باعث تغییر واکنش های رفتاری و، وضعیت جسمانی ما شدند.

      درسته که مسیر لاغری با ذهن خیلی لذت بخش و آسونه ولی باید حواس مون جمع باشه چون شیطان هم بیکار نمیشینه که ما به آرزوها و اهداف مون راحت و آسون و از مسیر درست برسیم اون دشمن قسم خورده ما انسان‌ها ست و نهایت تلاش شو میکنه تا ما رو از مسیر درست گمراه کنه و ، وقتی که ما مسیر درست و پیدا کردیم و تصمیم به حرکت و تغییر کردن داریم شیطان هم تلاش میکنه که این فاصله و مسیر رو برامون خیلی طولانی و دور از دسترس و دست نیافتنی نشون بده و این از حربه های شیطان  پس در این مسیر مراقب باشیم و گول نجواهای منفی باف ذهن مونو نخوریم . من یک زمانی متناسب بودم و قدر تناسب اندام مو نمیدونستم و وایمان داشتم که بلاخره چاق میشم در واقع شکر گزار نعمت تناسب اندامم نبودم و خودمو لایق اون نمیدونستم  و بلاخره چاق شدم  و این اضافه وزنم و خودم طی چند سال به دست آوردم پس چیزی رو که یک زمانی داشتم دوباره میتونم به دستش بیارم . فقط یک ایمان ، باور میخواد و من ایمان دارم که من توانمندی رسیدن به هدفم و دارم من ایمان دارم که به مسیر درست هدایت شدم مهم نیست که من چند کیلو اضافه وزن دارم مهم اینه که من خودم و در مسیر درست پیدا کردم و نگرش مو نسب به محیط اطرافم و باور هام تغییر دادم من به توانمند بودن جسمم ایمان دارم ، میدانم که سرعت ترمیم بدنم خیلی بیشتر از تخریب اونه . خداوند منو متناسب زیبا آفریده . مشکل از جسمم نبوده که من این همه سال به جسمم فشار میاوردم و اونو تحت فشار و رنج و محدودیت قرار میدادم غافل از اینکه مشکل از ذهنم و فرمول های نادرست اون بوده و این همه سال در ذهنم نهادینه شده و ریشه دوانده و تبدیل به درخت چاقی شده حالا که فهمیدم دیگه نباید آب پای این درخت بریزم و با توجه به جسم و چاقی و گوش کردن به نجواهای منفی ذهنم به اون نور و خاک برسانم بلکه باید با پایبند بودن به تعهدم و بودن در مسیر و تمرین و تکرار و گوش دادن و عمل به آموزش ها و صبوری و ایمان داشتن به توانایی خودم ، گوش دادن به نجواهای فرشته درونم و پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغریم بذری رو که در بستر ذهنم کاشتم تبدیل به درخت تنومند کنم تا نتیجه اون در جسمم دیده بشه . اگه من این همه سال برای رسیدن به لاغری از روش های مختلف استفاده کردم و در آخر به نتیجه دلخواه نرسیدم بخاطر فرمول های نادرست و اشتباهی بوده که در ذهنم داشتم چون نه تنها در جنبه تناسب اندام بلکه در تمام جنبه های مختلف زندگی نتیجه نهایی و فرمول های ذهنی چه درست چه غلط رقم میزنه نه تلاش من و داشتن این فرمول های نادرست باعث شد جسم من با وجود اون همه تلاش به شکل چاق بمونه و ، وقتی که داشتم فایل و گوش میکردم با خودم گفتم منم این همه سال این همه فرمول های ذهنی نادرست و مثل همون فیلتر هایی که استاد روی لنز دوربین قرار می‌دادند و همه جا قرمز یا آبی میشد در صورتیکه اون صحنه سبز بود ولی اصلا مهم نبود که واقعیت اون صحنه چه رنگیه ما با گذاشتن اون فیلترها اون رنگهای مجازی رو می‌دیدیم و من دیدم که اون فیلترها به اون کوچکی چقدر نتیجه رو تغییر دادند و دیدن این صحنه خیلی منو ، وادار به فکر کردن ، کرد . منم این همه سال داشتم همین کار رو میکردم و چقدر رنج بیهوده به خودم دادم خدا رو شکر که به مسیر درست هدایت شدم و فهمیدم که خداوند چقدر عادل و مهربان و بخشنده ست این من بودم که با نادانی این قدر از مسیر درست دور بودم خدایا در همه حال شکرت. واقیعت جسم من چاق و داشتن اضافه وزن نیست من عینک چاقی رو از چشمانم برداشتم و عینک لاغری و زدم .خدایا چقدر جسم من   متناسب و زیباست خوب که به جسمم دقت میکنم حتی یک گرم اضافه وزن در اون نمی بینم . من خودم باعث شده بودم که جسمم به شکلی که دوست نداشتم دربیاید الان وظیفه من شناسایی فرمول های نادرست و تغییر دادن اوناست و وبا جایگزین کردن فرمول های درست در ذهنم واقعیت جسمم نمایان میشه درسته که زمان بره ولی شدنیه.قانون برای همه یکسان عمل میکنه اگه من با وجود اون همه تلاش نتیجه دلخواه مو نمیگرفتم چون بر خلاف قوانین عمل میکردم . من از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم احساس میکنم که تازه متولد شدم و تازه دارم درست زندگی کردن و یاد میگیرم حس اون کودکی و دارم که تازه داره راه رفتن و یاد میگیره میخواد بلند شه سر پا  هی میوفته دوباره  بلند میشه و اینقدر تمرین می‌کنه تا راه رفتن و یاد بگیره منم تازه چشم و گوشم باز شده میخوام این قدر تکرار و تمرین کنم تا درست زندگی کردن و یاد بگیرم و تا زمانی که زنده ام در این مسیر زیبا می‌مونم . چند روز پیش تلویزیون داشت برنامه پخش میکرد و یک بازیگر معروف (مهران غفوریان )تو برنامه شون دعوت کرده بودند ایشون خیلی چاق بودند و الان مدتیه که خیلی لاغر شدن مجری از شون پرسید که چه کار کردند و چه رژیمی گرفتن که این قدر لاغر شدن و ایشون گفتند که رژیم من اینه من همیشه گشنمه هیچ وقت سیر نیستم ،همیشه چشمم عقب غذاست یک لحظه خیلی دلم براشون سوخت و با خودم گفتم این آدم اگه همین فردا رژیم شو ، ول کنه دوباره چاق میشه حتی شاید بیشتر از وزن قبلیش و با شنیدن حرف های ایشون ایمانم بیشتر شد که چاقی و لاغری فقط و فقط مربوط به ذهن و فرمول های موجود در ذهن هر فردیه و هیچ ربطی به جسم و تلاش فیزیکی نداره و خداروشکر که من در این مسیر حتی یک لحظه هم گرسنگی نکشیدم بر عکس همیشه احساس سیری دارم و حال دلم خیلی خوبه تازه بدون اینکه متوجه بشم کلی کاهش سایز و وزن دارم و کلی از بیماری‌ هام از بین رفتن . لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست ومن ایمان دارم که من توانمندم و متناسب میشم و متناسب می‌مانم .

      با تشکر از زحمات بیدریغ استاد گرامی.🌷🌷🌷🙏

      با آرزوی بهترین ها برای همه.🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/09 19:11
      مدت عضویت: 164 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 233 کلمه

      من هر چقدر ک بیشتر جلو میریم فرمولها بیشتر و ییشتر برام نمایان تر میشن ومیبینم ک چ فرمولهایی داشتم چ ترسهایی چ باورهایی ک یک عمر با خودم داشتم
      دقیقا همه این فرمولهایی ک من داشتم افراد متناسب دور و برم دارن بهش عمل میکنن و خیلی هم متناسبن
      ما باید این فرمولها رو کمرنگ و کمرنگ تر کنیم من خودم تصورم اینک ذهن ما یک صفحه سفیده ک ما خط خطیش کردیم والان یک خودکار دیگ ب داشتیم تا فرولهای صحیح رو وارد کنیم و هر چقدر رو فرولها کار کنیم اون خطهای قبلی کمرنگ و کمرنگ میشن و صحیح مقدارشون بیشتر و بیشتر میشه و ما تاثیرشو رو جسممون خواهیم دید این زمام میبره ولی مطمننا ک بهش میریسم ن خیلی زود و ن خیلی دیر
      ب امید اون روز ک عینک چاقی زمین بزاریم و همه چیو ب رنگ واقعی ببینیم
      من از وقتی عینک چاقی زمین گذاستم زندگی خیلی شیرینتر و لذت بخشتر شده نمیدونم چرا ماهمه چیو در خوردن میبینیم چرا خوردن انقد برا ما مهمه
      من قبلا چای میخوردم یک قوری اما الان یه استکان یا دوتا میخورم وازش لدت میبرم ماذاد نمیخورم یک عادت ساده چنان حس خوبی ب ادم میده کوادم خودش قبولش میکنه
      ولی خب بعثی عادتها مثل میوه خوردن برا من کار داره
      ولی مهم اینه ک موفق میشم حتما چن میخوام موفق بشم کار داره و کارشم لذت بخشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/21 23:03
      مدت عضویت: 188 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 711 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام بیست و هفتم فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی:

      یکی از حربه های شیطان ناامیدی است و همه تلاشش را میکنه که مسیری که در پیش داریم را برای ما طولانی و دور از دسترس جلوه بده! شما یک روزی در وزن ایده آل بودین و مهم نیس چه زمانی و همه را گرم به گرم خودت بدست آوردی. و چیزی که برای بدن شما نیست و خودت بدست آوردی را الان هم میتونی از دست بدی فقط یک ایمان یک باور یک نگرش مثبت میخواد که بگی من به اون چیزی که میخوام میرسم و نکته مثبت اینه که تغییر کردن به سمت ایده آل خیلی سرعتش بیشتر از رفتن به سمت غیر ایده آله یعنی استاد ۵۰ کیلو اضافه وزن را طی سی سال اضافه کردن ولی با اموزش ذهنی با ۱۵-۱۶ ماه به تناسب رسیدن و تا به امروز هم شرایط خیلی بهتر داره میشه و لاغرتر میشن!

      دلایل چاقی اصلا مهم نیست مهم زمانیه که از چه زمانی تصمیم به تغییر کردن بگیری مهم اینه که ذهنت را در مسیر لاغری قرار بدی و گام اول هم باور کردن این مسیره👍✔️

      افرادی بودن که تا سی کیلو هم کاهش داشتن اما برگشت داشتن و یا افرادی که عمل جراحی کردن و بازم برگشتن و مشکلشون فقط یه چیز بوده: فرمول ذهنی!

      فرمول ذهنی یه مسیره که شما طبق اون دارین حرکت میکنید و نتیجه را فرمول رقم میزنه اصلا مهم نیست که شما چقدر داری تلاش میکنی که لاغر بشی و از چه روش هایی داری استفاده میکنی نتیجه نهایی را فرمول ذهنی داره براتون رقم میزنه!

      مثال: با فیلتر آبی همه رنگ ها را آبی میبینیم و رنگ واقعی را نمی‌بینیم حالا هر چی هم بمون توضیح بدن رنگ اصلیش را بازم همون رنگ آبی را میبینیم! فیلتر قرمز هم همین طوره و رنگ واقعی نیست، واقعیت الان چیزی که شما می‌بینید این چیزی نیست که الان می‌بینید اما بدلیل اینکه از یک فیلتر رنگی استفاده شد شما تمام رنگ ها را بر مبنای اون فیلتر می بینید و کل نتیجه را تغییر میدن!

      فیلتر ها باورهای ذهنی اند، کدهای ذهنی هستن، وقتی فرمول ذهنی شما این باشه که مثلا چاقی من ارثیه دیگه تفاوتی نداره که چقدر تلاش کنی برای لاغر شدن چون نتیجه نهایی رو اون فرمول داره رقم میزنه که چاقی شما ارثیه و شما تا ابد باید چاق بشی!!! فرمول ذهنی همینه و کارش با فیلتر رنگی مشابهه که تمام نتیجه را تغییر میده!

      در تمام جنبه های زندگی به همین شکله کسی که باور داره درس خوندن ادم را به جایی نمیرسونه تا مقطع دکترا هم ادامه بده با درسش به جایی نمیرسه یا کسی که میگه دختر و پسر خوب برای ازدواج نیست اصلا مهم نیست که چقدر دقت نظر به خرج میده برای اینکه همسرشو انتخاب کنه چقدر داره جستجو میکنه داره درباره اون خانواده تحقیق میکنه در نهایت نتیجه زندگی اون فرد نتیجه مناسبی نخواهد بود چون که جهان بر اساس فرمول های ذهن هر فردی داره به اون پاسخ میده و اون فرمول ها عین فیلتر های رنگی هستن!!!

      تصویری که میبینید طبیعت ذهن شما شده و مهم نیس که چقدر تلاش میکنی و سخته مهم فرمول های ذهنی هستن که نتیجه را براتون رقم میزنن!

      وقتی فرمول های ذهنی را تغییر بدیم در واقع عینک چاقی را بر میداریم و اونوقته که ذهن لاغری را میبینه و بدن به صورت طبیعی به سمت متناسب شدن حرکت میکنه چون شما فرمول ها رو تغییر دادین و لنز های رنگی رو از جلوش برداشتین و طبیعت را میبینه واقعیت را میبینه، شفافیت،زیبایی زندگی را میتونه ببینه!!!

      تلاش ما تلاش کمی نبوده و فقط مشکل از فرمول ها بوده!!

      حرف رسانه ها و پزشک خیلی تاثیر میذارن روی فرمول های ذهنی افراد چون در ذهنشون یه آدم مهم بهشون گفته! و خیلی افراد بخاطر حرف پزشک درباره عوارض یک قرص که باعث چاقی میشه چاق شدن یا اختلال در عملکرد تیروئید!

      برای ورزش کردن هم همینه وقتی فرمول های ذهنی برای ورزش کردن اشتباه باشه هر چقدر هم تلاش کنی هیچ تاثیری نداره و خسته و ناامید و کسل میشن!!

      در مسیر لاغری هر چه فرمول ها درست بشن در ادامه تغییرات عالی خواهند گرفت مثلا ده برابر سه ماه اول دوره میشه!!!

      لاغر شدن خیلی راحته کافیه باور کنی ، ایمان داشته باشی و ادامه بدی این مسیر رو🥰

      مه تاب متناسب با فرمول های درست در مسیر زندگی😍💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/21 16:25
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 778 کلمه

      سلام سلام گام ۲۷در مسیر لاغری من

      فرمول ها ذهنی و تاثیر درچاقی 

       

      فرمول ها ذهنی هدایت گر ما در زندگی هستند به طور ساده تر الان در هر شرایطی که هستیم بخاطر فرمول ها ذهنی خودمان هستیم 

       

      ما افراد چاق سالها تلاش کردیم که شرایط بیرونی خود راتغییر بدهیم تا جسم مان تغییر کنید و همواره شکست میخوردیم و روی همه زندگی ما تاثیر میذاشت چون وقتی شکست میخوردیم احساسمان بد میشد خودمان را ناتوان ضعیف میدیدیم ،اعتماد بنفسمان پایین میومد ،تو خوردن با ترس همراه بود ،تو خرید کردن لباس اصلا قدرت انتخاب نداشتیم ،از خودمان متنفر بودیم عکس نمینداختیم از خودمان ،همش سرکوب میشدیم توسط دیگران خودمان همه این موارد برجنبه ها دیگه زندگیمان تاثیر میذاشت و باعث افسردگی ناراحتی چاقی بیشتر و اتفاقات بدتر در زندگیمان میشد که دیگه از خدا هم فاصله میگرفتیم من خودم اینجور بودموچون فک میکردم تقصیر خداست اگه اون بخواد میتونه من لاغر کنه پس چرا لاغرم نمیکنه

       

      من فرمول زیادی در ذهنم بود که چاقی برام طبیعی کرده بود مث ارثی بودن چاقی،کم تحریکی ورزش نکردن  پیاده روی نرفتن،خوردن برنج بستنی شیرینی،بعدنهار خوابیدن ،اب کم خوردن،…..همه این ها تو ذهنم بود 

       

      ولی میومد به اجبار رفتارم تغییر میدادم چون در ذهن ناخوداگاهم فرمول ها چاقی بود من نمیتونستم دوام بیارم و خسته میشدم رها میکردم و چون نتیجه چاقی بیشتر بود چون من که ذهنم تغییر نداده بودم فقط رفتارم به زور فشار تغییر میدادم که تو اون مدتم بیشترین توجه میکردم به چاقی پس راحت چاق میشدم چون من باورهام فرمول ها ذهنی ام رو تغییر نداده بودم 

       

      برای رسیدن به هر خواسته ای در زندگی باید فرمول ها ذهنی که مانع رسیدن به هدفت میشن تغییر بدی این ذهن است که کنترل کننده هدایت کننده ما در زندگیمان است هرچیزی وارد ذهن کنی به عنوان فرمول ذهنی ثبت میشه و محتوا ذهن پر میکنه حالا کار جهان چیه میاد کارهایی میکنه که تو بیشتر بیشتر شبیه محتوا ذهنت بشی این یک قانون است که این جور برنامه ریزی شده که هرچی وارد ذهن کنی به عنوان فرمول ذهنی ثبت کنه و تورو تو اون شرایط موقعیت قراره بده کاری نداره که تو اون شرایط میخواه یا نهه یا تصمیمت چیه یا چقدر تلاش فیزیکی میکنی فقط با ورودی ها ذهنت ایندت شرایطتت میسازه پس باید خیلی خیلی مراقب ورودی ها ذهنمان باشیم😊☺😉

       

      ذبرای تغییر شرایط مان باید ذهنمان را تغییر بدیم نه با تلاش فیزیکی نه با زور فشار اجبار نه با خیال پردازی و تجسم کردن بلکه با تغییر فرمول ها ذهنی و به ذهن اموزش بدیم ورودی ها صحیحی به ذهن بدیم تا خروجی ان در زندگیمان رسیدن به شرایط دلخواهمان باشد😍😍😍

       

      باید خودمان رو باور کنیم ذهن مان رو باور کنیم که باهمین ذهن میشه هر شرایطی تغییر داد باید از درون شروع کنیم به تغییر دادن وخروجی ان در بیرون شرایط مان خودش نشان میدهد ما همیشه برعکس عمل میکردیم میومدیم شرایط بیرونی تغییر میدادیم تا به هدفمان برسیم که در اینجا تناسب اندام است ولی فرقی نمیکنید برای رسیدن به هرچیزی من خودم به شخصه میومدم خودم تحت فشار محدودیت قرار میدادم تا برسیم به هدفم و همیشه شکست خوردم در همه موارد نه فقط لاغری ولی الان یاد گرفتم که باید از درون از ذهن خودم تغییر بدم با ورودی ها صحیح اموزش ادن ذهن در مسیر صحیح باورها صحیح به ذهن دادن و بعد به صورت خودکار رفتار من تغییر میکنه و در اخر شرایط بیرونی من در هرجنبه ای چون کار جهان همسو کردن خودت با محتوا ذهنیت است همواره در تلاشه تورو شبیه باورهات فرمول ها ذهنیت کنه😊

       

      نتیجه نهایی رو فرمول ها ذهنی تعیین میکنه اصل تلاش ما مهم نیست که چقدر داریم تلاش میکنیم یا در چه مسیری هستیم نتیجه نهایی رو فرمول ذهنی تعیین میکنه☺😊😉

       

      واقعیت زندگی ما چیزی نیست که الان داریم زندگی میکنیم اگه چاقیم ،اگه کار درست نداریم ،بیماریم ،ارامش رفاه اسایش نداریم، اگه فرد مناسب در زندگیمان نیست ،اگه پول ماشین خونه نداریم واقعیت وجود ما نیست بلکه بخاطر باورها ذهنی خودمان است که داریم تجربه میکنیم این شرایط رو باید باورها فرمول ها ذهنی تغییر بدیم تا شرایط ما تغییر کنه 

       

      وقتی باورت این باشه مهم که چاقی من بخاطر کم تحرکی ورزش نکردن یا ارثی است مهم نیست داری چقدر تلاش میکنی لاغر بشی لاغر نمیشی چون این باورها تو هستند که شرایطتت میسازند☺

       

      در همه جنبه ها زندگی این اصل برقرار است مثلا فردی که باور داره پول کم است کار نیست شبانه روزم تلاش کنه پولدار نمیشه چون باورها ذهنی فرد است که شرایطش براش به وجود میاره در مورد همه جنبه ها زندگی این اصل برقرار است 

       

      وقتی فرمول ذهنی چاق کننده شناسایی بشه تغییر کنه طبیعی است که متناسب بشیم پس باید فرمول ها ذهنی تغییر بدیم تا شرایط بیرونی ما تغیبر کنه در همه جنبه ها

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
      1400/04/20 18:22
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 899 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد

      سلام و درود

      فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر تمام جنبه های زندگی…

      ❤️ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئیای آینهٔ جمال شاهی که توئیبیرون ز تو نیست هرچه در عالم هستدر خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی❤️

      این چند بیت شعر گویای تمام مطالب هستش…که هر چی هست در درون ما،توی ذهن ما هستش و ما هر چه تلاش کنیم و بیرون دنبال چیزی باشیم به نتیجه نمیرسیم…

      رژیم های سخت،ورزش های سخت،قرص و دارو و عمل و…کارهایی هست که بیرون خودمون انجام میدیم برای لاغر شدن…

      هیچ وقت درون خودمون دنبال لاغر شدن نبودیم…

      لاغر شدن رو به غذا نخوردن،به ورزش سنگین انجام دادن می‌دیدیم و این بیرون از خودمون گشتن بود…

      چاق بودن خودمون رو تقصیر زمین و زمان می‌انداختیم و این بیرون خودمون گشتن بود…

      هیچ وقت به این فکر نمی‌کردیم که چرا یکی متناسبه یکی نه…هیچ نشستیم منطقی درموردش فکر کنیم…یه زمانی هم این فکر میومد تو ذهنمون با عوامل بیرونی خودمون رو قانع می‌کردیم…

      هیچ وقت فکر نکردیم این غذایی که ما داریم میخوریم تمام انسان ها میخورن چرا یه عده لاغرن یه عده چاق و اگرم فکر می‌کردیم سریع می‌انداختیم تقصیر غذا که پر کالری هستش،روغنش زیاده و هزاران دلیل‌…

      به این نگاه نمی‌کردیم ما چه دیدی به غذا داریم…

      به چه دلیلی غذا میخوریم…

      به رفتار و افکار خودمون توجه نمی‌کردیم…

      توجهمون جلب شده بود رو عوامل بیرونی…

      هیچ وقت به این فکر نکردیم که چرا یه آدم متناسب  خیلی راحت میگه من این غذا رو دوست ندارم و نمیخوره،،،چرا ما نمیتونیم تشخیص بدیم کدوم غذا رو دوست داریم کدوم رو دوست نداریم…

      هیچ وقت به این فکر نکردیم که چرا یه آدم متناسب خیلی راحت غذا هم تو بشقابش باشه ولی سیر بشه دیگه نمیخوره ولی ما باید ته بشقاب رو دربیاریم…

      یادمه چند سال پیش یه دوره همی داشتیم و عصرونه رفتیم نان بربری تازه با پنیر و گوجه خیار گرفتیم و دور هم نشستیم به خوردن…یه نفر برای همه مون لقمه می‌گرفت و میداد دستش…یکی از اون افراد اون جمع متناسب تر از بقیه بود،تمام لقمه اش رو خورد و دقیقا دو تا گاز مونده بود تموم بشه آورد داد به مامانش و گفت من نمی‌خورم دیگه و با تمام مسخره هایی که شد که این دیگه چیه بخور و…نخورد و رفت کنار نشست ولیییی افراد دیگه با عنوان های مختلف که دور همیم،حیفه،نون تازس تا ته لقمه هاشون رو خوردن…

      الان که توجه میکنم تفاوت رفتار یه آدم متناسب و چاق رو میفهمم…الان درک میکنم که همون دوتا گاز مازاد بدن انسان هستش،،،و یه آدم متناسب هیچ وقت سراغش نمیره و یه آدم چاق اون دوتا گاز مازاد رو میزنه…

      تازه توی ذهن آدم چاق پر از ترس و نگرانی و تصور ذهنی چاقی هستش…

      چرا هیچ وقت فکر نکردیم که تو درون ما یه چیزی وجود داره که ما چاقیم🤔🤔🤔

      رفتار خودمون رو نگاه نمی‌کنیم که داریم کاری میکنیم که از پرخوری نمیتونیم نفس بکشیم…

      بعد میگیم فلانی ارثی لاغره ما ارثی چاقیم🙄🙄🙄

      هیچ چیزی بیرون ما وجود نداره هر چیزی هست در درون ما و توی ذهن ما هستش…

      این فرمول‌های ذهن ما هستن که مارو هدایت میکنن…

      این فرمول‌های ذهن ما هستن که با این که میدونیم یه غذا مونده هستش و هیچ کس نمیخوره،ما میخوریم…

      این فرمول ذهن ما هستش که وقتی میریم مهمونی انگار رفتیم جنگ و داریم غنیمت جنگی جمع میکنیم و چند برابر خونه خودمون میخوریم…

      این فرمول‌های ذهن ما هستن با اینکه غذا خوردیم و به میزان زیاد هم خوردیم ولی همینکه از سرسفره پامیشیم احساس گرسنگی داریم…

      این فرمول‌های ذهن ما هستن که مارو هدایت میکنن به سمت مواد غذایی و تا یه ماده غذایی میبینیم هول میشیم و جوری میخوریم که نفسمون بند میاد و غذارو نجویده میدیم پایین…

      این باورها تو تمام مسائل زندگی مارو هدایت میکنن…کسی که باور داره میتونه هر کاری رو انجام بده واقعا میتونه…و کسی که باور داره نمیتونه واقعا نمیتونه و فقط درجا میزنه تو زندگی…

      الان داستان همینه ما وقتی باور چاقی داشته باشیم هر چقدر هم تلاش کنیم رژیم بگیریم،ورزش کنیم فقط و فقط درجا می‌زنیم و هیچ پیشرفتی نمی‌کنیم…

      ولی خدارو صدهزار مرتبه شکرررر خداوند ذهن انسان رو انقد قدرتمند آفریده که اگه انسان بخواد راهی رو که کل عمرش اومده و فرمول‌های ذهنی خودش رو هر روز ثبیت  کرده با تلاش و اشتیاق و استقامت و عمل خیلی خیلی خیلیییییی کمتر از اون میتونه عوض کنه و به خواسته خودش برسه…

      فرمول‌های چاقی  و تاثیرش در چاقی؟واقعا چقدرررر تاثیر داره؟؟؟

      اگه ذهنی نیست پس چرا یه عده لاغرن یه عده چاق؟؟؟

      مگه مواد غذایی باهم فرق داره؟

      مگه ورزش کردن ها با هم فرق داره؟

      چی باهم فرق داره که یه عده غذا میخورن تازه چند برابر یه آدم چاق ولیییی همیشه و تا آخر عمر لاغر هستن؟

      این ذهن ما هستش که با هم فرق داره…

      درون ما فرق داره…

      بیرون هر چی هست یکی هستش،مواد غذایی یکی هستش،تحرک ها یکی هستش و…

      فرمول‌های ذهنی،باور هامون،تصویرهای ذهنیمون،حرف هامون،عمل هامون همه در راستای چاق شدن هستن…

      ما هر چی بیرون داریم اول در درونمون بوده بعد به بیرون رسیده…

      یه نگاه اجمالی به مدل غذا خوردنمون بندازیم…غذا رو میخوریم تموم میشه به جای اینکه بگیم خدایا شکرت میگیم واااای چاق میشم کالریش  زیاد بود و هزاران حرف دیگه…خوب ما داریم چاقی رو به واقعیت تبدیل میکنیم…

      ما انتظار چاق شدن داریم…

      با یکم تمرین با یکم ثابت قدم بودن با یکم عملکرد انتظار خودمون رو به لاغری تبدیل میکنیم…

      فرمول هامون رو به لاغری تبدیل میکنیم….

      مثل همین الان که تا اینجای مسیر پیش اومدیم نتیجه های بی نظیری رو خلق کردیم…

      پس هر چقدررررر بیشتر ثابت قدم باشیم نتیجه بیشتر و بیشتر و نمایان تر میشه و ما تا آخر عمر از همه چی لذت میبریم😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/19 23:59
      مدت عضویت: 537 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      با سلام خدمت دوستان سرزمین لاعری وشما استاد گرامی اولش بگم یادیدن این فایل واون ورقهای رنگی که روی دوربین میزاشتید انگار اون تکه از فایل روی ذهنم بدای همیشه درج شد واز صبح که گوش دادم دارم توی همه موارد زندگی فکر میکنم که چه فیلتری دارم ایا اصلا فیلتری دارم یا نه یا اگه دارم چه رنگی ایا بارنگ خود اون چیز تفاوت داره یا نه پس کلا هر ادمی برای هر موصوع زندگی اش یک عینکی داره که ممکن رنگش با واقعیت موضوع تفاوت داشته باشه اصلا خود واقعیت هم میشه بگی از نظر هرکسی فرق میکنه چون هرکسی با عینک خودش به مسئله نگاه میکنه پس حالا باید ببنیم این عینکها درحقیقت چیه واز کجا رنگشون تشکیل میشه در دهن ما این عینکها همون فرمولهای دهنی وباورهای  ما هستند که از طریق ورودی های ذهنمون وارد میشن  ووقتی این اطلاعات وارد میشن به صورت باور مبشن وعینکی از رنگ باور مورد نطر ساخته میشن ودرمورد اون موصوع وقتی در زندگی ما بهش فکر کنیم یا به خواهیم کاری انجام بدیم بلافاصله ذهن عینک مورد نطر همون باور رو استفاده میکنه وطبق اون نتیجه به همون رنگ حاصل میشه حالا ماهر کار عملی و فیزیکی انجام بدیم تهش به همون رنگ نتیجه اش میشه پس ما در زندگی تا حالا در مورد چاقی فقط داستیم عمل بیخود فیزیکی انجام میدادیم ولی تهش همون نتیجه عینک رنگی ذهنمون میشد یعنی در اخر چاقی بیشتر میشد اخه ما در مورد چاقی فرمولهای زیادی داریم که تقریبا همه اشتباه بوده ودر دهن ما متاسفانه بیستر اون به صورت باور شده مثل از ۵داخوردن ترسیدن مثل اینکه بی تحرکی عامل چاقیه مثل غداب وجدان بعداز خوردن مثل اینکه به بعصی از ۵دا ها ومواد ۵دایی قدرت چاق کنندگی میدیم مثلا نون ویا ماکارونی ویا بدنج خوردنشون چاقت میکنه یا مثلا میگیم اگه چایی روبا قند بخوریم بیماری دیابت میگیریم یا مثلا من برای پادردم به دکتر رفتم وبه من تقویتی داد ولی مربی باسگاهم گفت اونها اشتهوتو زیاد میکنه منم از اون روز بیشتر میخوردم ومیگفتم تقصیر من نیست که این قرصها ویزگیشون اینه خلاصه ما باورهای اشتباه زیادی داریم که باعث شده که ما چاق شویم وچاق بمانیم اگه این باورها روداشته باشیم انگار یک فیلتر روی ذهنمون رو گرفته ونمیتونه درست وطبیعی تصمیم بگیره وهمش دستوراتی منطبق با اون فیلتره میده که بدور از ذات اصلی دهنمون است یعنی اگه ما در ظاهر وطبق روال قدیم که رژیم وورزش میکردیم که لاعر بشیم فایدهای نداره چون اون قسمت که باید پردازش کنه وطبق کد های نوشته شده خودش عمل میکنه وما هی شاید لاعر میشدیم ولی چون او ن فیلتر ه روی ذهنمون بود براش سخت بود این روشها چون روی چشمهای دهنمون اون لنزهای رنگی وعینک چاقی در ذهنمون قرار داره ودر نهایتاول ما باید اون باورهایی که تبدیل به عینک دائمی شدهاند رو پیدا کنیم وکمکم  وبا استمرار وتمرین زیاد ما فرمولهای جدید ودرست وطبیعی را وارد ذهنمون کنیم واون عینکها رو کنا بزنیم وکلا دیگه ذهنمون نیازی به عینک ندارد زیرا به صورت طبیعی ودرست ذهنمون احتیاج به هیچ عینکی نداره اخه اگه در روال عادی وطبیعی که خداوند برامون بوجود اورده برگرده نیازی به هیچ فیلتر ولنزی وعینکی نداره وخداوند اون رو طوری افریده که اگه فرمول درست در اون جای بدیم سریعتر کارهاشو انجام میده چون کارهای درست وطبیعی انجامش برای ذهنمون راحتر چون اصلا این جوری افریده شده ما با ورودی اشتباه چشهایش را۱عیف کردیم وعینکهایی با رنگهای مختلف بر چشمهای ذهنمون زدیم که او حتی نمیتوانست چیزی رو بدرستی ببینه ودستور درست بده حتی در مورد ورزش هم ما ورودی اشتباهی داده ایم و در مورد ورزش هم باید اول فرمولهای دخیره شده را بررسی کنیم ببینیم چه عینکی با چه رنگی بر چسمهای ذهنمون زدیم وسعی کنیم با استمرار و تمرین زیاد اونها رو کسف کرده وبه جایش فرمول وکد درست وارد کنیم تا از ورزش هم بهره درستی ببریم در مسیر لاعری با دهن خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/16 10:29
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 668 کلمه

      سلام🙂

      امروز برام واضح شد وقتی اساتید موفقیت میگن دنیایی که هر فردی داره تجربه میکنه متفاوت از دنیای دیگرانه و همه هم دارن واقعیت رو میگن

       و این جمله که انسان ماشین اثبات باورهاشه

      فرقی نمیکنه چه تلاشی داریم انجام میدیم فرقی نمیکنه چقدر زمان میذاریم فرقی نمیکنه کدوم شهر و کدوم کشور هستیم فرقی نمیکنه چند سالمونه در نهایت نتیجه رو باورهای ما رقم میزنن

      باورها مثل عینک مثل لنز و مثل فیلتری هستن که حقیقت رو متفاوت جلوه میدن و بستگی داره من چه فیلتری زده باشم واقعیت دنیای من با شما متفاوته

      اینجاست که حرف و نظر ادمها میتونه روی زندگی ما تاثیر بذاره چون اون فرد داره از پشت عینک باورهای خودش دنیا رو میبینه و هر آنچه میگه از زاویه دید خودش هست 

      و دقیقا همینجاست که باید هوشیار باشیم هر حرفی رو نشنویم هر تصویری رو نبینیم

      اینجاست که باید برای ورودی ذهنمون فیلتر بذاریم

      اینجاست که نقش رسانه ها در سرنوشت ما خودش رو نشون میده

      چی داریم وارد ذهنمون میکنیم وقتی دنیایی که رسانه ها معرفی میکنن یه دنیای پر از جنگ و خشونت و بیماری و فقر و بی رحمی هست اونوقت من چطور میتونم با دیدن تصاویر این دنیا و شنیدن درباره این مسائل باور کنم که دنیایی که خدا آفریده پر از زیبایی و صلح و فراوانیه🤨🤨🤨🤨

      برای همه قسمتهای زندگیمون ما یه عالمه باور داریم در مورد چاقی هم اینطوره….

      و درنهایت این باوره که نتیجه جسمی ما رو مشخص میکنه 

      وقتی من باور دارم چاقی من ارثی هست دیگه هر تلاشی برای لاغر شدن انجام بدم سالها باشگاه برم سالها توی بشقاب میوه خوری غذا بخورم ……‌باز هم نتیجه جسم چاق منه چون من با اون کارها نتونستم ژنم رو تغییر بدم که….😬پس تلاش فیزیکی من مهم نیست و تا زمانی که این باور تغییر نکنه جسم من به سمت چاقی حرکت میکنه😑😑😑

      وقتی باور دارم برنج ،نان،ماکارونی، شیرینی،شکلات،سیب زمینی ،فست فودها ….‌ چاق میکنن هر بار که از اونا مصرف میکنم یا حتی وقتی فقط چشمم به اونا میخورن افکار چاق کنندگی اونها رو مرور میکنم پس چاقتر میشم😮😮😮😮

      یه جمله ای که خیلی توی فایل نوشتاری برام جذاب بود این بود که باور چاق کنندگی نان باعث پر رنگ شدن باور “چاق شدن من طبیعی است”میشه دقیقا مثل وقتی که فیلتر زرد بذاریم روی چشممون و اونوقت یه قسمتهایی از تصویری که میبینیم زردتر و پر رنگتره😶😶😶😶😶

      پس باورهای ما حتی باعث تقویت همدیگه هم میشن و باورهای ریشه ای ما سختتر تغییر میکنن

      الان درک میکنیم که چرا همه ما داریم از یه نوع غذا میخوریم ولی من چاقم و دوستم لاغره👌👌👌

      من درباره خوردن نوع خوردن نوع خوراکی  ژنتیکم  متابولیسم بدنم و……هزاران فرمول ذخیره شده دارم که او نداره پس نتیجه جسم من چاقیه ولی او تناسبه👌👌👌

      اینجاست که به اهمیت تغییر ذهن پی میبریم 

      اینجاست که میفهمیم تنها راه لاغری صحیح و ماندگار تغییر ذهنه

      اینجاست که میفهمیم هییییییچ رژیمی فایده نداره

      ساعتها باشگاه رفتن بی فایده است

      ساعتها پیاده روی مسخره است

      اعمال جراحی کاملا بی نتیجه است 

      دمنوشها ،قرصها وگنهای لاغری ،ژلهای لاغر کننده یه شوخی بیشتر نیستن😏😏😏😏

      تنها راه لاغرشدن در مسیر تناسب فکری موندنه و چقدر این عنوان پر مفهوم و زیباست 👌👌👌تا زمانی که فکر ما متناسب نشه جسم ما هم متناسب نمیشه😏😏😏

      ودر کدوم یک از روشهای دیگه ذهن رو به تناسب میرسونیم….هیچ کدوم👌👌 و این دلیل موندگار نبودن لاغری با بقیه روشهاست

      تناسب ابتدا باید از ذهن شروع بشه تا زمانی که ذهن تغییر نکنه جسم تغییر نخواهد کرد و تنها راه نغییر ذهن یادگیری است که بصورت شناسایی باورهای چاق کننده و جایگزینی اونا با باورهای لاغر کننده صورت میگیره و آنقدر این روند باید تکرار بشه تا شبکه سیناپسی جدیدی که ساختیم قوی و محکم بشه تا به جای شبکه قبلی عمل کنه و فرمانهای مغز متفاوت بشه و ما رفتارهای متفاوتی رو در رابطه با غذاها نشون بدیم این روند در افراد مختلف با هم تفاوت داره بسته به حجم باورهای قبلی و بسته به درگیریهای ذهنی هر انسان ،وتمرکزی که بر آموزش لاغری داریم زمانها فرق میکنه ولی نتیجه برای همه هست وهرکس وارد این سرزمین شد در نهایت به تناسب اندام مورد نظرش میرسه به شرطی که تا آرزوش رو کسب نکنه کوتاه نیاد👌👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/30 20:54
      مدت عضویت: 386 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 819 کلمه

      با سلام حضور محترم استاد عزیز وهمراهان گرامی، 

      در اینجا واین سرزمین لاغر ها هر کس که وارد می شود، با دنیایی بسیارمتفاوت آشنا می شود ،همه چیز آموختنی و در عین حال حیرت آور است ،، پر از آگاهی واموختنی همراه با لذت، 

      یادمه که من وقتی برای اولین بار با سایت لاغری  با ذهن توسط استاد عزیز  آشنا شدم آنقدر هیجان زده شده بودم بی اختیار اشک می ریختم ،چون هرچه استاد می گفت با طبیعت من سازگار بود ،انگار سالها درانتظار شنیدن این حرفها بودم، هم ذوق زده بودم وهم متحیر ،حال غریبی داشتم واشتیاقم بی نظیر بود که همچنان هم هست بطوریکه خیلی سریع هر کسی مرا می دید می گفت چقدر لاغر شدی، هنوز اول راه بودم وهنوز اموزشهارا بطور اصولی فرا نگرفته بودم ولی حالم بی نهایت خوب بود ، و به نظر من در مرتبه اول اون حس وحال وشور واشتیاق بود که اثر واقعی خودش را گذاشته بود ومن بی اختیار میلم به غذا خوردن کم شده بود  توجه کنید دوستان بی اختیار میگم ،برای اینکه بدانید چقدر تمرکز واشتیاق وتوجه در مورد چه لاغری ویا موارد دیگر در زندگی تاثیر گزار می تواند باشد . برای من کاملا محرز شده که فرمول‌های چاقی ،مثل باور چاق کنندگی مواد غذایی، یا داشتن استعدادچاقی،ویا خوابیدن وبی تحرکی ،شام خوردن ،صبحانه خوردن ، وغیره همه اینها موارد وموضوع چاق کننده  ای بود که من به آنها معتقد بودم ولی نمی دانستم که همه اینها تنها باورهای اشتباهی بود که خودم برای خودم ساخته وپرداخت بودم ،ولی در حال  حاضر با تکرار  مکرر میثاق نامه هرروز صبح در جلوی آینه  نه تنها فرمول‌های لاغری  در ذهنم به خوبی جای گرفته بلکه به عمل تبدیل شده است، همینکه هدف من تنها لاغری وتناسب اندام  همیشگی است ،که قبلا هم همین بود ،قبل از شرکت در دوره ،ولی باور نداشتم ،! ویا توجه کردن به آنچه می خواهم : خوب معلومه ،تناسب اندام همیشگی! ولی قبلا ،توجه من به چاقتر نشدنم بود! ویا من از امروز سعی می کنم به انسانهای متناسب توجه  کنم ، کاری که قبلا از این توجه بدم می آمد وازش به نوعی فرار می کردم، ولی حالا از دیدنشون لذت می برم وبه خودم مرتب یادآوری می کنم که اولا تو هم می توانی متناسب باشی ،دوما به خودم یادآوری کنم که طبیعیه که هر انسانی متناسب ولاغر  باشد، ما برای قانع کردن ذهنمان هم برای لاغری باید اورا قانع کنیم، با اودر گفتگو باشیم ،ودر حال سوال وجواب باشیم ،مثل این می ماند که دوستی تازه کشف کردیم که خیلی در تمام ابعادزندگیمان تاً ثیر گذاره! وقدرتمنده ، با کاروحرفه اش آشنایی پیدا کردیم ودر یافتیم که اگر با او در صلح باشیم ، هم حالمون خوب می شود وهم رفتارمان ،! کم کم فیلترهای اشتباهی که مانع دید ن دنیای واقعی وزیبا بود از روی چشمانمان برمی داریم ، کم کم رنگها وباورهای اشتباه را ازجلوی دیدگانمان به کناری می زنیم وبا تکرار ویاداوری که دقیقا چه می خواهقم کدهای جدید را با می دهیم، آنه از غذاها دیگر ترسی داریم ونه حرص وولع می خواد که داشته باشیم ،اندازه نیاز جسمی امان را داده ایم که اون با توجه به عدد ترموستات که در ذهنمان وارد کردیم کار خودش را بلد است ،مثل این می ماند که سفارش یک فنجان قهوه  بدهی وطرف بیش از اندازه  وظرفیت فنجان بریزد ،که خوب در نعلبکی می ریزد وهمه جارا کثیف می کند ، اندازه نیاز من یک فنجان بود ،نه بیشتر اتفاقا دیروز با یکی از آشنایان در ایران صحبت می کردم واو تعریف می کرد که فلان دوستش بعد از ۷ سال از آمریکا آمده ایران ووقتی اورا دیده بود خیلی چاق شده بود بطوریکه تعریف می کرد ا  شدت چاقی پاهایش منحنی شده بود وقرار بود که در آنجا عمل کوچیک کردن معده را انجام بده پرسیدم چی شد ،عمل کرد ،؟ گفت آره عمل کرد ولی چه فایده ! پرسیدم چرا ،گفت خودش تعریف می کنه که حالا فرقی که کردم پیتزا ویا هرخوراکی را دلم می خواد بازم مثل سابق بخورم ومی خورم ولی فرقش آینه که ببخشید دوستان البته ،بالا میارم !!! خندیدم وگفتم ،بابا اون فایده نداره به قول معروف ،خانه از پای بست ویران است!!!  اون باید بره مغزشو عمل کنه وکلی هم خنده ام گرفته بود وهم خوشحال بودم که چقد خوب می توانم الان تشخیص بدم که مشکل افراد چاق در کجاست ،استاد در اینجا ،جا داره که از شما یک تشکر ویژه بکنم ،چون نه تنها شما به ما اموزش لاغری  می دهید ،بلکه ما را تبدیل به افراد کارشناس،لاغری می کنید، ! 

      خلاصه اینکه دنیا وزندگی خیلی زیباست ،وزیباتر هم خواهد شد اگر پرده ها ی ابهام ونا باوری به ان چه پس می شود.اما کنار بزنیم وقدرتمند وتوانا وبا اعتماد به نفس  ،به خواسته های خود توجه کنیم ، وانتظاری جز موفقیت وپیروزی ولیاقت  در رسیدن به آرزوهایمان نداشته باشیم ، واین را یقین بدانیم که هر خواسته ای زمان خودش را می طلبد ،کافی است که صبور باشیم ومشتاق ! 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/31 19:55
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام دوست عزیز
        ازاینکه با این اشتیاق و احساس خوب در سرزمین لاغرها حضور دارید خوشحالم
        اگه درنوشتن دیدگاه از اینتر کردن برای پاراگراف بندی نوشته ها استفاده کنید بسیار زیباتر و خواندن آن راحت تر می شه
        مرسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/04/01 08:53
          مدت عضویت: 386 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 24 کلمه

          با سلام حضور محترم استاد عزیز ، 

          ممنونم استاد از لطف شما ،در ضمن حتما در نوشتنم دقت بیشتری می کنم وانجام خواهم داد،

          با سپاس 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/14 17:08
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      باسلام این گام هم مثل همیشه عالی بود.

      گام۲۷فرمولهای ذهنی و تاثیر در چاقی:

      نکاتی که از این گام یاد گرفتم.

      ۱ فرمول ذهنی در عمل کردن ذهن مثل زدن یک عینک بر چشمان ما هست که دنیارو به شکل غیرطبیعی و مجازی میبینیم.

      ۲  در ذهن فردی که فرمول ذهنی اون اینکه که چاقی ارثی است تجربه اون در زندگی همیشه چاقی خواهد بود چون این فرمول ذهنی است که نتیجه را تعیین می کند.

      ۳ مثال دیگر این است که افراد چاق همیشه فکر می کنند که خوردن باعث چاقی میشود واین یک فرمول اشتباه است و با آوردن دلیل منطقی که افراد لاغر و متناسب هم می خورند ولی چاق نمیشوند پس این فرمول چاق کننده و اشتباه است. واین فرمول به این راحتی رد صلاحیت شد.

      ۴ من هم این عقیده وباور چاق کننده را داشتم که نان خوردن دلیل چاقی من هست وچند بار هم سعی کردم که امتحان کنم و نخورم ولی نتیجه باز هم چاقی بود و الان فهمیدم که من باور چاق کنندگی به نان داشتم درصورتی که این باور برای افراد متناسب اینجوری نیست و ازشون بپرسید میگن ما نون رو میخوریم که سیر بشیم و لازم هست که خورده بشه.

      ۵ نکته قابل توجه این است که تاثیر فرمولهای ذهنی این است که وقتی فرمول اشتباه در ذهن ایجاد شود نه تنها وقتی که مشغول خوردن هستیم افکار تحت تاثیر اون فرمولها قرا میگیرند بلکه موقع نکاه کردن به اون ماده غذایی هم یه سری افکار در ذهن ما مرور میشه که ناشی از همون فرمولهای چاق کننده است.

      ۶ فرمولهای ذهنی در تمام جنبه های مختلف زندگی وجود داره که از طریق شنیده ها و دیده ها این فرمولها ایجاد می شوند که در نهایت نتیجه زندگی ما در جنبه های مختلف زندگی رو رقم می زنند.

      ۷ مثالهایی از فرمولهای ذهنی اشتباه که من هم داشتم:من آدم بدشانسی هستم.زندگی همیشه و برای همه سخت است من کار مورد علاقه ام رو پیدا نمیکنم یا فرد مورد علاقه ام برای زندگی پیدا نمی شودیا خوابیدن باعث چاقی می شود وخیلی فرمولهای دیگه که الان در خاطرم نیست وسعی خودمو میکنم که با این مسیر ذهنی عینک ذهنی یا فرمولهای اشتباه خودم رو یکی پس از دیگری تغییر بدهم و بردارم.

      ۸ اصلا مهم نیست که چقدر فاصله دارم برای داشتن اندام دلخواهم واین از حیله های شیطان است که باعث میشه این فاصله رو برای ما بزرگتر بکنه و دور از دسترس قرارش بده.

      ۹ نکته مثبت و مهم این است که در این راه ایمان و امید و باور داشته باشیم که این مسیر میتونه مارو نه تنها به لاغری بلکه به کلی از رویاهامون برسونه فقط باید همت کنیم  ووشروع کنیم به تغییر دادن شرایطی که ازش راضی نیستیم.

      ۱۰ اصل و اساس لاغرشدن فرمولهای ذهنی است که اگه ازش اطلاع داشته باشیم می تونیم لاغر بشیم و اگه با خبر نباشیم باعث چاقی می شود،البته در تمام جنبه های زندگی هم این صدق می کنه.

      ۱۱ فرمول ذهنی درواقع یک مسیر است که ما داریم در اون حرکت میکنیم واصلا مهم نیست که چقدر تلاش می کنید مهم اینکه که نتیجه آخر رو فرمول ذهنی عوض می کنه.

      ۱۲ جهان براساس فرمولهای ذهن هر فرد داره بهش پاسخ میده این نکته خیلی برام مهم است.

      ۱۳ وقتی ذهن رو برای کاری آماده کنید نتیجه فراتر از حد تصور و تلاشی است که انجام دادین. 

      ۱۴ و در نهایت لاغرشدن آسان ترین کار دنیاست فقط باید اصولشو یاد بگیریم و اصولشم راحته چون با لذت و اشتیاق همراه است فقط باید باور کنیدو بهش عمل کنید.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      S.Amini13621362@gmail.com
      1400/03/14 14:49
      مدت عضویت: 216 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام استاد عزیز وبزرگوار

      خداوند رو سپاسگزارم که من رو که مشتاق لاغری واگاهی هستم در این مسیر قرار داد 💞💖

      من تازه وارد این مسیر شدم الان گام ۲۷ هستم خدا رو شکر چه مطالب آموزنده ای یاد گرفتم 😇😇😇😇

      من فهمیدم ذهن من مثل صفحه ای سفید وپاک هست وما در طول مسیر زندگی روی این صفحه فیلتر های پر از شک. ترس.  نا امیدی   و فرمول های اشتباه پر میکنیم. این ما هستیم که باید درست بخواهیم وبا عشق و توکل به خدا بریم در مسیر موفقیت و شادی ولاغری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/12 08:56
      مدت عضویت: 564 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 319 کلمه

      سلام بر همگی

      منم تا یه سنی متناسب بودم ویادم میاد که تو اون دوران هیچ وقت به هیچ غذایی باور غلط نداشتم اینطوری بگم صبحانه همیشگی ما یا کره یا خامه بود و ناهارمون هم اکثرا خامه با نون و ماست خامه ای . از شیر گاو کره و خامه و ماست خامه ای  درست میکردیم و استفاده میکردیم  با مربا .

      مامانم هم مرتب کیک و کلوچه درست میکرد و میخوردیم . 

      اصلن سر سوزنی هم به اینکه چی چاق میکنه و چی نمیکنه فکر هم نمی کردیم و بعدش که چاق شدیم تحت تاثیر اطرافیان و دوستان نسبت به غذاها حساس شدیم و روز به روز باورهای غلط چاقی بیشتر شد و روز به روز چاق تر .

      پس اگه کره و… میخواست چاق کنه ما چندسال ۱۰ سال مرتب استفاده میکردیم متناسب بودیم حتی یادم میاد هیچکدوم از اعضای خانواده نه بیماری کبد چرب و… داشتند نه به الان که خواهر زادم ۶ سالش بود زرده تخم مرغ رو می انداخت و سفیدشو میخوره . 

      خودمون به خودمون بد کردیم و اینجور غذا خوردنها رو فرهنگ سازی کردیم . و غذاها رو به دو دسته چاق کننده و خوب جا انداختیم و هم خودمون این باورها رو قبول کردیم و هم بین فرزندان و عزیزانمان جا انداختیم . 

      رسانه ها هم که هر روز دارند روز به روز کانالهای آشپزی رو گسترش میدن وهم دستگاه ورزشی رو تبلیغات میکنند .با دست پس میزنند و با پا پیش می کشن. 

      بعضی اوقات که پای برنامه کودک خواهر زادم میشینن میبینم تو برنامه کودک هم یه مجری و دوتا کودک میارن و آشپزی آموزش میدن .

      به نظر من این موضوع لاغری با ذهن آنقدر مهم هست که در دوره دبستان یه کتاب آموزشی درنظربگیرن و عزیزانمان از پایه با قدرت ذهن آشنا بشن . اعتماد به نفس که پایه هر موفقیتی هست وقتی با فرمولهای غلط ذهنی کمرنگ بشه دیگه چی جوری توقع پیشرفت و یک جامعه سالم و موفق رو داشته باشیم .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/17 12:21
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 199 کلمه

      بنام خداوند  بخشنده و مهربان سلام استاد عزیز و دوستان گرامی گام بیست و هفتم ،فرمول هایی ذهنی و تاثیر در چاقی ،فرمول  هایی چاقی در ذهن ما مثل عملکرد اون طلق  ب اون کو چکی هستند ک استاد جلوی لنز دوربین گذاشتند و تمام تصویر ب رنگ غیر طبیعی تبدیل شدن و هیچ چیز رنگ طبیعی خودش رونداشت و فرمول های چاقی هم مث چاقی من ارثیه ،چاقی من ب خاطر رسیدن ب سن بلوغه ،ب خاطر زیاد خوابیدنه ،ب خاطر بی خیال بودن ی دلیلایی ک الان خودم بهشون فک میکنم میگم چرا من اینا رو باور کردم واقعا وقتی این دلیلا تبدیل ب باور شدن در من دیگه من هر چی تلاش کردم نتیجه ی جز شکست برای من نداشته ،ما در این راه اول باورهاای ک باعث چاقیمون شده رو شناسایی میکنیم بعد حذفشون میکنیم بعد باورهای متناسب شدن رو در ذهنمون بذر شو میکاریم و بعد کاشتن این باورها مثل باغبانی ک  از درختاش مراقبت میکنه ک جون بگیرن درختاش تا ب ثمر بشینن ما هم باید تقویت کنیم این باور ها رو  استمرار داشتن در این راه باعث میشه ما افرادی متناسب بشیم مثل استاد عزیز و شگفتی سازان با اراده عاشقتونم 🌹🌹🌹🌹🌹.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/11 18:50
        مدت عضویت: 564 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 239 کلمه

        سلام بر همگی. 

        هرچقدر جلوتر میریم بیشتر  موانع ذهنی که ایجاد کردیم و از آن غافل بودیم شناسایی میکنیم .

        تو خانواده ما هم کلی از این رفتارها و باورهای غلط فراوان یافت میشه . اینکه آش رو هر کدوم از ما چند تا کاسه میخوریم درحالی که اون رو پیش غذا میدونیم و حتما بعدش ناهار و شام درست میکنیم ومیخوردیم. یا خوردن شیرینی اختیار و گوجه و کلوچه و ساندویچ وذرت مکزیکی اینا رو اصلن جزء غذایی که سیر کنه نمیدونستم .

        یه روز با دوستم بیرون بودیم دیدم میگه بزار چندتا ساندویچ بگیرم برای شام و یه نوشابه بزرگ . کلی تعجب کردم . آخه تو خونه ما اصلن اینا شام محسوب نمیشه و جزو دلضاف محسوب میشه . وقتی میشه باورمان رو نسبت به کلوچه ودیگر خوراکیها عوض کردو جز و  وعده غذایی درنظر گرفت  پس چرا من سعی نکنم که باورهام رو نسبت به باقی غذاها عوض کنم و یه بیسکویت یه کلوچه یه ساندویچ یا آش یا شعله زرد ویا حتی نون و پنیر وسبزی … رو در ذهنم وعده غذایی حساب کنم.

        چقدر زندگی کردن راحته و ما فقط چقدر با باورهای غلطمون سختش کردیم. 

        اینها درس امروز منه . دیگه هر چیز خوردنی در ذهنم غذای بدنم هست و پیش غذا و… نداریم .و باور میکنم که با خوردن همینا احساس سیری رو بدنم میده .

        به قول سهراب سپهری گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد 

        دیده ها رو باید شست و جور دیگر باید دید. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/06 23:59
      مدت عضویت: 278 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 663 کلمه

      به نام خدا 

      فرمول های ذهنی و تاثیر درچاقی 

      مواد غذایی  هیچ فرقی ندارند مهم نیست که شور باشد یا شیرین .مهم نیست که آخر شب خورده میشه یا اول صبح 

      مهم دید وعینک ماست که مانند فیلتر استاد اینقدر همه چیز رو تغییر میده و باورهای غلطی رو برامون تداعی میکنه که به جای زیبایی و لذت بردن از غذا ، آن باورها رو برای خودمان غول میکنیم اگه شیرینی بخواهیم بخوریم فقط صبح بخور مبادا شب بخوری که حتی قند میوه هم شب جذب بدنت میشه وتبدیل به چربی میشه .یک باور کوچک همه ی زندگیتو تحت تاثیر خودش قرار میده تو رو چاق میکنه اعتماد به نفستو ازت میگیره وحتی افسرده ات میکنه .

      مهم نیست که تو چقدر تلاش میکنی ورژیم میگیری مهم اون عینک چاقی ارثی است که به چشم داری هرقدر تلاش کنی نهایت محکوم به چاقی میشوی پس ذهنت میگه چرا اینقدر خودتو اذیت میکنی بی خیال شو.

      با وارد شدن به این مسیر کم کم عینک ها رو برمیداریم ویکم طول میکشه که واقعیت رو ببینیم ولی می بینیم .عینکی که من از خوردن شیرینی و ترس از آن دارم رنگ قرمز قرمزه .طوری که هیچ زیبایی نمی بینم همه اش ترس و نگرانیس بدون هیچ لذت .من مثل خیلی از دوستان بامیه رو خیلی دوست دارم ولی هروقت خوردم همه اش ترس بود و بعداز آن عذاب وجدان .ولی امسال چندبار که خوردم یکی با چایی و ولع ندارم که برم سریع یکی دیگه بردارم و زود بخورم که ذهنم نفهمه .تازه دبشب به رفتار خواهرم که متناسبه دقت میکردم میگفت من باید بامیه همیشه درخانه داشته باشم .و نگران نبود .پس چرا من مثل خلافکارها نگران بودم .چون عینک من با عینک خواهرم متفاوته .عینک من مساوی بود با شیرینی عید چاق کننده کیک تولد چاق کننده ماه رمضان چاق کننده. ولی به خواهرم گفته میشد اون اصلا چاق نمیشه .عینک اون غذا هیچ قدرت چاق کننده نداره .

      مادرم نسبت به نان یک باور قوی داره که اکثر قدیمی ها قبول دارند که نان مقدسه و باید همیشه در سرسفره باشه .وقتی که نان توی سفره گذاشته میشه خودش غذای کامله منتظر نباشید شروع به خوردن نان کنید .ماه رمضان مادرم میگه آخر غذاتون دو لقمه بخورید چون مقوی هست تاافطار حسابی سیرتون نگه میداره .اصلا نمیگه چاق کننده اس .

      ولی عینک من با مادرم فرق میکنه من از نان میترسم چون چاق کننده اس .موقع عید مادرم پیراشکی حبوبات و سبزیجات خوشمزه درمقیاس زیاد درست میکنه .اون اینکار رو برای شروع سال نو انجام میده ولی من اول کالری زیاد اونو میدیم و میشمردم که وااای چقدر چاق کننده اس .ولی امسال به اندازه نیازم بعضی شب ها یکی ازآنها برای شام خوردم و برای اولین بار مزه آن را باتمام وجودم چشیدم و نترسیدم چون باور دارم که من این عینک رو برمیدارم و متناسب میشوم .

      در این مدت که دراین مسیر هستم به خودم دقت میکنم میبینم چون مانتوهام در همین ۴ماه برایم تنگ شده بی صبرانه منتظرم اندازه ام بشه و این بزرگترین اشتباهه منه .باید بدانم این عینک فرمول های غلط رو ازچشمم بردارم یکم طول میکشه تا حقیقت رو بببینم .پس عجله نکن .

      و یک اشتباه دیگه من هی به خودم میگم اگه لاغری شروع بشه برای خودم فایل پیاده روی رو هدیه میخرم یا مانتو جدید میخرم .مشکل همون اگر است .من باید باورمو قوی تر کنم اگر یعنی هنوز شک دارم .درصورتی که من یقین دارم تنها راه نجات من همین راهه حالا شاید بعضی روزها هی به خودم بگم کوو تو که لاغر نشدی ولی ته ذهنم میگه آروم داری عجله میکنی .همین که آرامش داری و باخیال راحت داری کیک ونوشابه و برنج وآبگوشت و ماکارونی به اندازه میخوری و حسرت نمیخوری که چرا باید بقیه بخورن و من نگاه کنم و باز همین حسرت بیچاره ات کنه و نگاهی که به غذا بکنی هم چاقت کنه .(آش نخورده و دهن سوخته 🤕)

        پس گام اول باور باور باور باور باور که من میتوانم متناسب باشم .برای خودم سایز در نظر نمیگیرم هرسایزی که ذهنم دوست داشت .خوبه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/01/29 22:22
      مدت عضویت: 307 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 800 کلمه

      بنام خداوند حکیم. گام 27 تاثیر فرمول های ذهنی برا چاقی. سلام خدمت دوستان گلم واستاد بزرگوار. ذهن ما به عنوان بخشی از وجود ما که به دلیل بی نهایت بودنش مسعول سعادت وخوشبختی ماست دارای فرمول های بی شماری است که در ذهن افراد چاق یه سری فرمول های اشتباه ثبت شده که مانع کاهش وزن ودلیل چاق شدن هستند. فرمول های ذهنی کنترل افکار ورفتار مارا در دست دارند. نگاه وتعریفی که افراد چاق از خوردن دارند یکی از فرمول های ذهنی است که می تواند تا ابد باعث چاقی وچاقتر شدن ما باشد. چگونه خوردن چه چیزی خوردن. درچه زمانی خوزدن برای چی خوزدن همه فرمول داره. ما وافراد متناسب هردو از یک سری مواد غذایی استفاده می کنیم وگاهی حتی کمتر از انها غذا می خوریم اما چرا آنها همیشه متناسب می مانند وما روز به روز چاقتر می شویم. تا قبل از آشنایی با ذهن چاقم. چاقی رو جز سرنوشتم می دونستم می گفتم خوب یه عده چاقن یه عده هم لاغر منم جزو چاق ها هستم. اما حالا دارم کم کم متوجه می شم که اون لیست بلند بالا از مواد خوراکی که برای من ممنوعه ودلیل چاقیم بودن هیچ قدرت چاق کنندگی ندارن من با بقیه هیچ فرقی ندارم منم مخلوق پروردگارم چرا باید نان برنج روغن شیرینی برای من ممنوع باشه یا اگه خوردم منتظر چاقتر شدن باشم. حالا می فهمم عینکی بر روی چشمان من بوده که نگاهم را به خوزدن عوض کرده. سالها ترس از خوردن داشتم. اول با حساب اینکه این غذا چاق کننده است وپذیرفتن چاقی برای خوردن افدام می کردم. با دیدن شیرینی چاقی برام تداعی می شد من خوردن را برای تفریح وخوش گذرونی انجام می دادم نه برای برطرف کردن نیاز بدنم. تعریفی از سیری نداشتم. هر چیزی را چاقی می دانستم بر اثر رفتازهای اشتباه هر روز از آنها در حد خفگی می خوردم واگر رژیم بودم وهمه را حذف می کردم به محض ول کردن رژیم دیوانه وار به سراغ آنها می رفتم. من اگر بخواهم متناسب باشم. انتخاب کنم بقیه عمرم را متناسب زندگی کنم باید مثل متناسب ها با غذا رفتاز کنم. بدون هیچ ذهنیتی اگر دوست داشتم بخورم واگه نه نخورم همین. چرا خوردن برای من لاینحل وعجیب شده از بس فکر کردم به چگونه خوردن که ترس دارم از گشنه ماندن ترس دارم از تمام شدن غذا . همسر من متناسب هست گاهی غذا برنج با خورشت داریم ولی می گه برو نان بیار با غذا بخورم تعجب می کنم می گم نان برا چی خوب دوبار سه بار غذا بکش تا سیر بشی می گه نه من نان می خوام که سیرم کنه این غذا سیرم نمی کنه ومی بینم همون یه بشفاب جوری سیرش می کنه که بعدشم هیچی نمی تونه بخوره. این برام روشن شده که اون تعریفش از نان چاقی نیست نان رو می خوره تا سیر بشه چون از زیاد خوردن خوشش نمیاد شاید اگه نان نخوره سه تا بشقاب برنجم سیرش نکنه. این درحالی که من اگه مهمون نباشه یا واقعا غذای صد درصد نونی نباشه اصلا نون نمیارم سر سفره اصلا نان خور نیستم ولی نان رو چاق کننده می دونم وتو رژیم هامم حذفش می کنم کامل همیشه. این تفاوت در جسم من وشوهرم بخاطر اون عینک هست که باعث شده من واقعیت بدنم واقعیت نیازم واقعیت قانون جهان وقانون طبیعت رو ندونم وقتی چشممون ضعیف می شه نوشته هاو تصاویر رو به وضوح نمی بینیم تا میریم چشم پزشک وفیلتر مناسب با نمره چشممون رو برامون قرار می ده انگار گرد وخاک از تو چشممون کنار زده می شه تازه بعضی چیزهارو خوب وشغاف می بینیم. خوب ندیدن ما دلیل برا نادرست بودن نوشته ها نبوده این مشکل از دید ما بوده که اونو خوب ندیدیم. من تا حالا به خوزدن خوب نگاه نکزدم تعریفم از خوزدن اون چیزی نبوده که در حقیقت وجود داره عینک چاقی رو برداشتم وحالا عینک لاغری رو می زارم چقدر همه چیز شفاف وروشن است. من متناسبم وسلول های بدنم کدی دارند که متناسب تکثیر شوند غذا برای تفریح وکنترل هیجان وخالی کردن احساسات من نیست استاد برای این همه آگاهی اول خدا رو شاکرم بعد قدر دان زحمات شما هستم سپاس💓

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/27 01:52
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 605 کلمه

      سلام سلام😍😍 امروز گام بیست و هفتم رو در حالی برمیدارم که سرشار از  اعتمادی بی نهایت به توانایی جسمم برای لاغری و آگاهی از اینکه باید فرمول های ذهن چاق رو تغییر بدم ، هستم. و خیلی ذوق دارم که گام امروز رو هم عالی طی کنم.💖فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی:💎چاقی ما به دلیل ایجاد فرمول های ذهنی است.💎الان این جمله رو با تمام وجودم درک میکنم و بهش باور قلبی دارم. من الان بیشتر از هروقت دیگری در زندگیم باور دارم که چاقی من ۱۰۰٪ از ذهن من منشا میگیرد و باید محتویات ذهن را تغییر بدهم..الان کاملا درک میکنم که لاغری خود به خودی یعنی چی …با تمام وجودم ایمان دارم که من میتوانم لاغر بشوم..کاملا باور کرده ام که این چاقی و اضافه وزن ، هیچ چیز نیست …هیچی نیست ..هیچی…تمام افکاری که درباره ی چاقی دارم مثل عینکی هستند که باعث میشوند من حقیقت را به گونه ای دیگر حس کنم.مثل همین چاقی ارثی ..عینکی با رنگ توهم که سال ها من رو از چیزی که باید باشم ، دور نگه داشت. حقیقت سرجای خودش بود .این حقیقت که انسان در تناسب ریشه دارد ..اما چون من عینک‌ اشتباهی به ذهن داشتم ، انتظار و نتیجه ی من هم متفاوت از قانون بود.

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ۱.عکس شگفتی سازان برای افزایش انگیزه و اشتیاق است.۲.نتیجه ی نهایی را فرمول های ذهنی رقم میزند.وقتی استاد فیلتر را روی لنز دوربین گذاشتند هرچه قدر هم درباره ی رنگ محیط اطراف توضیح بدهند باز ما آنچه را که میبینیم باور میکنیم..حالا این فیلترهای رنگی را فرمول های چاقی در ذهن و توضیحات استاد را تلاش ما برای لاغر شدن در نظر بگیرید.نتیجه کاملا مشخص است که هرچه تلاش کنیم بی فایده خواهد بود چون آن فیلتر ها و یا به عبارت درست تر فرمول ها نتیجه ی نهایی را رقم می زنند.۳.این فرمول ها در تمام جنبه های زندگی ما خودشان را نشان میدهند و تاثیر گذار هستند. در کسب و کار ما ، روابط ما، تناسب اندام ما، سلامتی ما و خوشبختی ما.۴.برای تغییر نتیجه باید این فرمول ها یا به عبارتی فیلترها رو برداریم تا آنچه که هست رو ببینیم ..۵.بعضی از فیلترهای چاقی در ذهن من: چاقی ارثی ، کم تحرکی دلیل چاقی است، سوخت و ساز یا متابولیسم پایین بدن، شانس و قسمت و خواست خدا، استعداد چاقی ، پرخوری ، خوردن برنج و نان و ماکارونی ، مصرف شیرینی و … .۶.فرمول ذهنی صحیح میتواند موفقیتی که یک نفر در ۲۰ سال کسب کرده را برای فرد دیگری در ۲ سال رقم بزند.همینطور هم فرمول های صحیح ذهنی می تواند چاقی که محصول مدت زمان زیادی بوده را طی مدت بسیار کم تری به تناسب اندام تبدیل کند.۷.در آموزش ذهنی هر چه قدر پیش بروی نتیجه بزرگ و بزرگ تر می شود.۸.مثال هایی از فرمول های ذهنی و تاثیر آنها:۱.متفاوت بودن شرایط دو فردی که در یک خانواده متولد شده اند اما زندگی آنها بسیار باهم متفاوت است.۲.متفاوت بودن جسم یک فرد لاغر و جسم یک فرد چاق به دلیل وجود این باورهای ذهنی است .

      ۹.عدم تسلط شیطان برما . خداوند در قرآن هم فرموده که شیطان تسلطی بر ما ندارد . بنابراین ما با توکل به خداوند و باور به اینکه خداوند این توانایی را در جسم ما قرار داده  میتوانیم حرکت کرده و متناسب شویم.

       

       

      نکته ی امروز من📖✏✅:من امروز حلوا درست کردم و برای دوستم هم که متناسب است بردم.برای من جالب بود که گفت میذارم یخچال تا فردا که مامانم اومد باهم بخوریم..در حالیکه فکر میکردم اگر من بودم حتما یک کم هم که شده تست میکردم ولی او کاملا بیخیال بود…این رفتار صحیحی بود که امروز آموختم…✅متناسب ها در برابر مواد غذایی ، حرص و ولعی ندارند. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/25 00:15
      مدت عضویت: 758 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 309 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام 

      تو این فایل اونقدر مثال فیلتر کردن از طریق نوع نگاه و یا همون باورها واضح و عینی بود که من خیلی راحت تر متوجه بعضی از  رفتارهام یا بهتر بگم اتفاقات زندگیم شدم

      این فیلتر ها یعنی من قبل از اینکه با موضوعی مواجه بشم به شدت در موردش قضاوت دارم و از قبل تکلیف اون موضوع رو یا به سود خودم یا به ضرر خودم برای شخص خودم معلوم کردم.

      مثلا در مورد مردم یه شهری یه موضوعی رو بشنوم و بدون هیچ منطقی قبول کنم و به عنوان یک الگو در ذهنم پرورشش بدم و بعد که به اون شهر رسیدم دقیقا با همون موضوع مواجه بشم و این باور رو تقویت کنم.

      تو خیلی از مسائل زندگیم به همین صورت اتفاق افتاده 

      مثلا در مورد نون که تو مقاله اول این فایل نوشتین من دقیقا همین آموزش رو دیدم که نون چاق میکنه

      و خب علاقه زیادی به خوردن نون هم داشتم

      تا اینکه بعد از شرکت تو دوره تناسب فکری و با کار کردن فرمول های درست هنوز به نون علاقه دارم ولی دیگه به لطف خدا اینطور نیست که بخوام زمان زیادی به نون فکر کنم یا وقتی نون می خورم به خاصیت چاق کنندگیش توجه کنم شاید یه فکر گذرا بیاد و بره ولی دیگه حساسیت قبلی رو ندارم

      همینطور در مورد شیرینی 

      الان یک ماه که از زمان خرید شرینی عید میگذره و به لطف خدا در جعبه شیرینی بسته مونده و همچنان یک ماه میشه که این شیرینی های نخودچی تو یخچاله و اگه بمونه و قابل خوردن هم نباشه به راحتی میریزمشون دور

      و خب خیلی از رفتارهای دیگه به واسطه برطرف کردن اون فیلترها یا عینک چاق کنندگی یه مقدار زیادی از جلوی فکر های متناسب کننده من کنار رفته و به لطف خدا اضافه وزن زیادی هم به همین واسطه از من کم شد

      بی نهایت از این آموزش گویا و واضح ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 15:37
      مدت عضویت: 482 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 14 کلمه

      سلام استاد دیدگاه من کامل ارسال نشد نمیدونم مشکل چیه لطفا بررسی بفرمائید ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 15:31
      مدت عضویت: 482 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      جلسه بیست و هفتم : فرمولهای ذهنی.          تمام افکار و رفتار ما نتیجه فرمولهای ذهنی ما هستند که اگر این فرمولها اشتباه باشند نتیجه چاقی واگر صحیح باشند نتیجه لاغری خواهدبود.اصل و اساس قانون جذب فرمولهای ذهنی هستند پایه و اساس لاغر شدن و لاغر.نشدن ،از این فرمول میتوان در همه موارد زندگی استفاده کرد این یک قانون و تفاوتی نداره که شما چقدر سعی و تلاش میکنید نتیجه رو فرمولهای ذهنی رقم میزنند ما در مسیر فرمولهای ذهنی حرکت میکنیم و این فرمولها باورها و کدهایی هستند که ما هرروز تکرار میکنیم وقتی فرمول ذهنی شما اینه که خوردن باعث چاقی شما تا روزی که زنده هستید چاق بافی میمونی.                   جهان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/19 09:04
      مدت عضویت: 491 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 784 کلمه

      فایل “گام بیست و هفتم “:من امروز سر کارم موقع زمان استراحت اولم که 15 دقیقه بود و موقع صرف ناهارم که 30 دقیقه بود وقت کردم که live یه هویی یک شنبه و live  یه هویی نیمه شب دوشنبه را که راجع به “ایا من درمسیر صحيح هستم ؟” را ببینم.من فکر میکنم که این فایل گام 27که من قبلا هم دیده بودم، کاملاً مرتبط به این دوتا فایل live است.  من توصیه میکنم که دوستانی که هنوز این دو live  را نديده اند، از طریق تلگرام حتما این دو ویدیو را دنبال کنند، چون خیلی برای من جذاب بود و کاربردی است.من بعد از یک سال از خانه کار کردن ، حدود سه هفته پیش تونستم در محل کارم حضور پیدا کنم و از انجا کار کنم.بعد از یکی دو هفته متوجه شدم که بعد از شستن  دستهایم به خاطر اینکه مرتب باشم خودم را در اینه قدی مرتب چک میکنم.بعد متوجه شدم که ديگر اطرافیانم به من نمیگویند که من در حال لاغر شدن هستم.  بعد از اندیشیدن متوجه شدم من به خاطر متوجه شدن و چک کردن خودم که ایا مرتب هستم یا نه ، مرتب جسم خودم را اسکن میکرده ام ،بنابراین نا خوداگاه من در حال نگاه در اینه قدی به شکم ، پهلو و قسمتهای دیگر جسمم توجه میکنم.وقتی متوجه شدم تصمیم گرفتم که روش خودم را عوض کنم. هر روز در خانه که برای رفتن به محل کارم اماده میشوم ، پشت به اینه لباس میپوشم و بعد که اماده می شوم به صورت خودم نگاه میکنم و میگویم “دوستت دارم! ” بعد یک نگاه سریع به سر تا پای خودم میکنم و خانه را ترک میکنم.در محل کارم هم وقتی دست های خودم را روزانه میشویم ،فقط به صورت خودم نگاه میکنم ، لبخند میزنم و میگویم “دوستت دارم! ” ، بعد هر از گاهی نه همیشه یک نگاه گذرا به سر تا پای خودم میاندازم و محل را ترک میکنم.خوب حالا نتیجه را بشنوید.: اطرافیان من شروع کردند دوباره به من هر روز بگویند که چقدر خوش تیپ ، لاغر و خوش اندام شدی. چرا ؟چون من عینک لاغری را روی چشمم زدم ، من چون دوره ورود به سرزمین لاغرها را تمام کردم ، من در گروه شگفتی سازانی بودم که چاقی خودم را در قرن گذشته جا گذاشته ام ، والان من در حال گذراندن دوره پاکسازی چاقی ذهن هستم.من در حال استفاده از پیاده روی موثر در کنار دوره “مسیر لاغری من” هستم. پس من در مسیر هستم ، ديگر جای نگرانی نیست و نباید من نگرانی داشته باشم.من از پسرم و همسرم که همیشه در تمام عمرشان متناسب بوده اند ، متناسب تر غذا میخورم.  همسر من به دفعات در حال خرید کردن مواد غذایی است در حالیکه من لیست انچنانی برای خرید هفتگی ندارم.همسرم یک هفته پیش یک بسته کیک خامه ای خرید، من فقط دیشب یک مقدار خیلی ناچیز از یکی از انها خوردم و مایل به ادامه خوردن ان هم نبودم.من امشب شام یک برش پیتزا با یک کاسه سوپ خوردم و سیر شدم.  من ساعت خاصی غذا نمیخورم ، با اشتیاق غذا نمیخورم ، حتی برای یک قلپ اضافه چای ، ذهن من فورا من را از نوشيدن بیشتر باز میدارد.من برای رفتن به پارک اینقدر اشتیاق دارم که اگر همسر من خانه باشد تا پارک با من میاید و بعد هر کدام جداگانه در پارک پیاده روی میکنیم.من ميخواهم بگم که من فقط از خودم خواسته ام برای اولین بار در عمرم ، این بار صبورانه تمرینها و فایلها را ببینم ، دنبال کنم ، انجام دهم و به انها عمل کنم و به انها بیندیشم.من الان کاملاً حس میکنم که استمرار در این راه چقدر به موفقیت من کمک کرده است.  تعداد افراد ی که برای من ،برای نوروز  پیغام تبریک عید گذاشته بودند خیلی بیشتراز قبل بود ،چون ما در خارج از ایران فقط در خانه بوی عید را حس میکنیم و در خارج از خانه نه تعطیلات نوروزی هست و نه شور و هیجانی.برای من همه این تغییرات رو به زیبایی بوده ، منظورم زیبایی درون است نه زیبایی مثل عمل زیبایی و غیره.  این زیبای درون، ماندگار است و نتيجه ان ارامش است که در هرکجای دنیا که ما باشيم ،به ان نیاز داریم.شاد بودن ، غذا ی سالم خوردن ، دوست داشتن ، در مسیر کمال بودن و احترام گذاشتن به خود ،از مواردی بوده است که من تاکنون به انها در این سایت تناسب فکری دست یافته ام.هر چه بیشتر ميگذرد ، بیشتر لذت میبرم.  از استاد گرامی ، صميمانه سپاسگزاری میکنم بابت این فضای زیبایی که برای ما فراهم کرده اند.براي ایشان و همه شما عزیران ارزوی بهترینها را دارم.  ممنونم از همه که همه با هم در این مسیر هستیم. 😇😇😇روز چهارشنبه 18 فروردین ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 17 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 10:28
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 481 کلمه

      گام ۲۷

      سلام وقت بخیر

      تسلیت به استاد عزیز ،روح مادر گرامیتون شاد

      پارسال وقتی میخواستم دوره هارو شروع کنم و با خودم فکر میکردم که ممکنه ۱ سال هم بیشتر طول بکشه که من نتیجه بگیریم ، ذهنم میترسید و میگفت ۱ سال خیلی زیاده ،ولی انقدر سریع گذشت ،به خودم اومدم دیدم ۱۳ ماه گذشته ،منم برای شروعم با خودم میگفتم ۲۸ کیلو باید کم کنم و بنظرم‌ زیاد بود ولی به مرور که وارد دوره شدم تمام این مسائل حل شد

      مهم اینه که من در این مسیر قرار گرفتم و این متدو باور کردم و با این اشتیاق ادامه میدم ،به محض ساخته شدن فرمول های جدید جسم من واکنش جدید نشون میده هر چند تا الان هم‌ نتیجه داده ،با بودن در مسیر و شناسایی باورهای مخرب قدیم و نقض اونها یواش یواش جسم من بسمت رفتارها و جواب های متناسب کننده هدایت خواهد شد

      باورهای ما مثل فیلترهایی عمل میکنن ،فیلتر آبی همه چیزو آبی نشون میده ،قرمز برنگ‌ قرمز

      باورهای ما هم در ذهن ما مثل عینک های رنگی هستند ،اگر باورهای چاق کننده در من زیاد باشه من جهان و بدن خودمو با فیلتر چاقی میبینم، یا با فیلتر کمبود و فقر با فیلتر بیماری میبینم

      در ذهن من فیلترهای بیشماری بود که جسم خودمو هر روز با یه رنگ فیلتر میدیدم ،لحظه ای با فیلتر چاقی من ژنتیکه ،لحظه ای با فیلتر چاقی من ارثیه ،خدا خواسته چاق باشم ،استخون بندیم درشته ،قرص های هورمونی میخورم،ازدواج کردم، باردار شدم ،برنج میخورم،شام میخورم،کم تحرکم وووووو و تا زمانیکه این فیلترها جلوی چشمان ذهن منه ،دنیا و اتفاقاتش برای من رنگی و چاق کننده است

      بدلیل رژیم‌ های طولانی مدت و سختی که میگرفتم مجبور بودم در کنار رژیمم قرص های مولتی ویتامین هم مصرف کنم ،همون متخصصی که بهم رژیم میداد پیشنهاد قرص ویتامینه هم میداد و بهم گوشزد میکرد که قرص های ویتامینه خیلی چاق کننده هستن و چونکه من این باورو پذیرفته بودم ،اون باور هم برای اثبات خودش ،منو چاق و چاقتر میکرد و من این موضوعو به همه با لذت میگفتم که من ویتامینه مصرف میکنم‌ پس چاقتر میشم و تمام تقصیرهارو گردن قرصا مینداختم و خودم با خیال راحت به ادامه کارهام مبپرداختم

      ورزش کردن در ذهن من مساوی بود با چاقتر نشدن نه لاغر شدن

      من از ترس به ورزش زیاد معتاد شدم ،مجبور بودم بیشتر ساعات روزو در باشگاه ها بگذرونم ،هر لحظه در حال وزن کردن بودم و مراقب بودم مبادا ۱۰۰ گرم چاق بشم ،گاهی پلاستیک دور شکم و پای خودم میبستم که حسابی عرق بریزه و زودتر جمع بشه در انتها بعد از انجام کارهای زیادی که فکر میکردم درست و صحیحه ،به ناکامی های زیادی برخوردم ،خسته شدم و عاجزانه از خداوند درخواست کمک کردم و خداوند هم جواب من را به بهترین صورت داد و الان در حال تجربه کردن مسیر جدید و زیبایی هستم

      ه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه سادات
      1400/01/05 07:15
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,689 کلمه

      سلام .
      گام ۲۷: فرمولهای ذهنی و تاثیر آن بر چاقی
      برداشت من از این گام مربوط میشود به فرمول ذهنی زمان مصرف مواد غذایی .
      علاوه براینکه خوردن مرا چاق می کند .
      چگونه خوردن مرا چاق می کند .
      چقدر خوردن مرا چاق می کند .
      چه نوع خوردن مواد غذایی مرا چاق میکند
      چه زمان خوردن مرا چاق می کند نیز جزء فرمولهای ذهنی ماست .
      مثلا ما اذعان داریم اگر در مواقع سیری غذا بخوریم مارا چاق میکند اگه حتی فقط این یک عینک چاقی رو داشته باشیم خیلی راحت باز چاق شدن بعد از خوردن در هنگام سیری را تجربه می کنیم . مگر اینکه تصمیم بگیریم آگاهانه هنگام سیری چیزی نخوریم ‌که البته چون این رفتار راحتتره میشه با رفتار صحیح تاثیر این نوع نگرش رو تا حدی خنثی کرد .
      ولی احساس می کنم بیشتر باید این فرمول رو تجزیه و تحلیل کنم و این عینک رو هم بردارم .
      من از رفتار اشتباه غذایی حالم بد میشه . وقتی سیرم یه چیزی بخورم حالم بد میشه . اولویت در وجود من حال خوبمه . دلم میخواد حال خوبم با من باشه . من از وقتی با تناسب فکری آشنا شدم چیزی که باعث شده من در این راه استمرار داشته باشم حال خوبمه . حال سبک بودن .
      من واقعا دیگه دوست ندارم بخورم . نه به خاطر پیوندش با چاق شدن در ذهنم . به خاطر سنگین شدنش . به خاطر فشاری که بهم میاد . به خاطر اینکه خوردن حال منو بد میکنه و حال بدم باعث ایجاد درد در اندامهام میشه . درد زانو . درد دندان . درد شکم . حال بد و افکار بدم در بدنم احساس درد میاره .

      من درد رو به خاطر انتخاب حال بدم در وجودم حس میکنم و برام یه نشونست که بگه حالتو خوب کن فکرتو آروم کن .

      من زیاده خوردن رو به خاطر احساس بدی که بعد از سیری همراهمه دوست ندارم . شاید قبلها خودم رو در این احساس اسیر میدیدم ولی واقعا الان اونقدر در دنیای لاغری لذت دیدم که واقعا به جرات میتونم بگم من دیگه دنیای چاقی و پرخوری و حال بد و سنگینش رو دوست ندارم .

      من دیگه دوست ندارم زیاده بخورم .چقدر این حسمو دوست دارم ‌. لذت نمیبرم از زیاده خوری . زیاده خوردن حالم رو بد می کنه و من اونقدر در این راه حال خوب رو تجربه کردم که واقعا دیگه دوست ندارم با زیاده خوردن حال خوب خودمو تبدیل به حال بد کنم . من وقتی پیاده روی میکنم اونقدر لذت میبرم و از اون حال سبکم اونقدر شادمیشم که دلم میخواد همیشه این حال خوب رو موقع پیاده روی داشته باشم . من پیاده روی رو به خاطر حال خوبی که بهم میده دوست دارم .

      لاغر شدن در ذهن من برابر احساس سبکی و حفظ حال خوب هست . حسی که وقتی توی خیابون راه میرم دیگه نفس نفس نمیزنم و به راحتی راه میرم .

      من از لاغر شدنم به خاطر حال خوبم لذت میبرم و چاق شدنم رو به خاطر حال بد و سنگینی و راه نرفتن و لذت نبردنم دوسش ندارم .
      من دلم نمیخواد با چاق شدن و پرخوری و بی زمان خوری و …. به خودم آسیب بزنم .
      جالبه من یه فرمول توی ذهنم ساختم
      من هر وقت که دلم میخواد به هر اندازه که دلم میخواد از هرچی که دلم میخواد و با هر شکل و نوع خوردن (تند و کند) که دلم بخواد میخورم و لاغر میشم .
      هر وقت که از این عینک به جهان نگاه می کنم جمله دلم میخواد به من احساس آزادی میده و این احساس آزادی من و از چی بخورم ها و چه زمان بخورمها و چقدر بخورمها و …. رها می کنه و راه منو برای ثبت فرمولهای دیگه ی لاغر شدن باز می کنه .
      هر وقت از این فرمول استفاده می کنم اصلا دیگه دلم نمیخواد چیزی بخورم فارغ از اینکه اون خوردنه در ذهن من چاقی تعریف شده باشه یا لاغری اصلا دوسش ندارم بخورم .
      من حال بد بعد از پرخوری رو دوست ندارم .
      من حال بد و بیخوابی بعد از پرخوری رو دوست ندارم .
      اون سنگین شدن معده و فشار شکم که به شلوارم فشار میاره که مجبور میشم دکمه اش رو باز کنم تا شکمم آزاد بشه دوست ندارم خدای من چقدر این صحنه ها رنج اوره . چقدر دلم به حال خودم و جسمم میسوزه وقتی خودم این بلارو سر خودم میارم . واقعا اون خوردن چه لذتی به من میده ؟؟؟ حالا دنیا هم با خودم بگم خوردن و چگونه خوردن و این حرفها برای من آزاده ولی وقتی رنجم میده انتخابش نمی کنم .
      چقدر ما جرات پیدا کردیم به راحتی بگیم دوست ندارم . اون زمان که اسیر چاقی بودیم تا می گفتیم بابا این وضعیت رو دوست ندارم هزار تا فکر می اومد توی سرمون که برو بابا تو کی هستی که اصلا دوست داشته باشی یا نداشته باشی . تو اصلا نمیتونی از چاقی رها بشی . تو سرنوشتت چاقیه و هزااااارتا عینک سیاه دیگه . ولی حالا به راحتی میگیم من دوست ندارم پرخوری کنم و ذهنم خیلی راحت میپذیره تازه بهم کمک میکنه اون حسهای بد رو دیگه تجربه نکنم .
      واقعا چقدر این دوست داشتن زیباست .
      من خودم رو دوست دارم . بدنم رو دوست دارم . من حال خوبم رو دوست دارم . وقتی میتونم با انتخابهام به راحتی به حال خوبم برسم چرا باید خوردن رو انتخاب کنم .
      اینجا اصلا بحث من در مورد خوردن و چاق شدن نیستا . در مورد خود خوردن هست اینکه واقعا من از زیاده روی در خوردن رنج می کشم . اینکه من واقعا از احساس سنگین شدن و فشار شکمم رنج می کشم . اینکه دلم نمیخواد چنین تجارب رنج اوری رو هی تکرار کنم .
      من لاغری رو اگه دوس دارم به خاطر همین حس سبکبالیشه . به خاطر حس فرز بودنمه . به خاطر حس تند راه رفتن و سریع نشست و برخاستمه .

      چاقی رو دوست ندارم . چاقی رنجم میده . احساسم بد میشه . خوردن زیاد هم دقیقا همین حس رو بهم میده . به نظر من چاق شدن نمایشگر حس سنگینی خوردن هست . برای اینکه ما زیاده روی اونقدر حالمون بد میشه این حال بد هی انباشته میشه و این حال بدمون مارو چاق می کنه .
      خوردن زیاد حس سنگینی در ما ایجاد می کنه و این حس سنگینی هی تکرار میشه هی حالمون بدتر میشه . نمایشگر این حال بد چاقی بیرونیه .
      اگه عینک چاقی رو از چشممون برداریم اون وقت میبینیم چاقی در جای خودش یه نعمته . اومده بهمون بگه بابا حالت بده . دنیات سیاهه . رنج آوره . بردار این عینک رو حالت رو خوب کن . حال درونت رو خوب کن . اندامت داره حال درونت رو نشون میده . واسه همینه وقتی نگاه به آدمای چاق می کنیم حالمون بد میشه چون حال بد اونها از اندام و افکارشون به ما انعکاس داده میشه .
      در حالیکه لاغر شدن پاداشه . پاداش یعنی نتیجه ی استمرار حال خوب . حال خوب یعنی استمرار رفتار خوب و رفتار خوب یعنی استمرار فرمولهای خوب . چرا از دیدن اندام آدمای لاغر شاد میشیم چون حال خوبشون رو دریافت می کنیم . چون ضمیر ناخوداگاه ما حال خوب رو درک می کنه .
      اون رو دریافت میکنه .
      البته اگه کسی خودشو برای لاغر شدن ناتوان ببینه نمیتونه از اندام متناسب بیرونی لذت ببره از اون رنج می کشه و بهش حسادت می کنه و با اینکار حال بد خودشو بدتر می کنه و چاقی خودش رو روز افزونتر می کنه .
      نباید دلمون برای افراد چاق بسوزه . چون تنها دلیل چاقی اونها حال بدیه که دارن . اونها حال بد رو دائما انتخاب می کنند و اگه بدونند تنها و تنها دلیل چاق شدن انتخاب حال بد هست حال بد رو انتخاب نمیکنند .
      در حالیکه اگه تنها دلیل لاغر شدن ، بیشتر کردن حال خوبه من به جرات اون رو انتخاب می کنم حالا فارغ از سایر نتایج لذتبخشی که لاغر شدن برام به همراه داره . هرچقدر حال خوبمون رو بیشتر در وجودمون گسترش بدیم احساس سبکی بیشتری می کنیم . احساس لذت احساس رها بودن از بار سنگینی خوردن یا حال بد یا اضافه وزن .

      یه فرد لاغر واقعا رهاست . واقعا احساس آزادی داره . این احساس آزادی واقعا قابل درکه . من این احساس آزادی رو دوست دارم . من میخوام حالم خوب باشه همین و چون میدونم زیاده خوردن حال منو بد می کنه و روزگارم رو سیاه میکنه و این یک مثل نیست من با زیاده خوردن عینکم سیاه میشه و دنیام رو به معنای واقعی سیاه میبینم . وقتی چشمام رو میبندم آنچه میبینم سیاهی و حال بده . دیگه زیباییهای دنیای درون و بیرونم رو نمیبینم پس چرا باید انتخابش کنم .

      پس به راحتی این عینک رو از چشمام برمیدارم تا چشمان زیبای تناسب بین خودم دنیای زیبام رو زیباتر ببینه . وای که چه لذتی داره دیدن دنیای تناسب .وای که چه لذتی داره انتخاب دنیای تناسب . وای که چه لذتی داره وصل شدن به اصل افرینش که بر اون مبنا خلق شدیم و اجازه میدیم در وجودمون جاری بشه و چه لذتی داره درک این جاری شدن . استاد ازتون ممنونم . واقعا نمیدونم چقدر ازتون تشکر کنم بابت آشنا کردن ما با این دنیای عالی . بابت آشنا کردنمون با اصل وجودمون . استاد زیبابینیتون روزافزون . دنیای زیباتون زیباتر و دنیای شادتون شادتر و شادتر و شادتر .‌
      من در این تمرین عینک فرمولهایی که دنیام رو سیاه میکرد از دیدگانم دراوردم و دنیا رو با چشمان زیبابین خودم دیدم . وای که چه حال خوبیه دارم . من این حال رو میخوام . من طالب این سبکبالی و لذت هستم . من طالب رها بودن هستم . هرچقدر سبکتر بشم حالم بهتره . هرچقدر حالم بهتره سبکترم . وای که سبک بودن چه دنیای لذتبخشیه . وای که حال خوب داشتن چه نعمت بزرگیه و این نگاه چقدر زیباست . وای که انتخاب حال خوب چقدر لذتبخشه و انتخاب این نوع نگرش چقدر به انسان آرامش میده .

      من عینک چاقی رو از دیدگانم برمیدارم چون واقعا دنیا رو با این عینک تیره و تار میبینم و با چشمان طبیعی و تناسب بین که خدا به هممون داده دنیام رو با دستای خودم میسازم .چقدر این دنیای تناسب زیباست .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد سپاسگزارم .
      فاطمه سپاسگزارم .

      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/26 03:01
      مدت عضویت: 499 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 491 کلمه

      سلام :گام۲۷
      اصلا مهم نیست که من چقدر تا شرایط ایده الم فاصله دارم مهم اینه که فرمول های ذهنی من چی هست آنها را شناسایی و اقدامات لازم در جهت تحیصح فرمول ها بردارم چون یک روزی در شرایط ایده‌ ال بودم و تمام مقدار اضافه را گرم به گرم بدست آوردم و چون حالت عادی من این نیست می توانم گرم به گرم آن را از دست بدهم !!چگونه؟؟از طریق لاغری با ذهن ،با تغییر فرمول ها می توانم آنچه را که از حالت طبیعی من بیشتر است از دست بدهم و جای امیدواری است که تغییر شرایط ایده ال خیلی سرعت آن بیشتر از تغییرات غیر ایده ال است .قبل از آشنایی با این مسیر مثال:باید سخت ورزش کرد همرا با عرق که نتیجه بهتر بشه —یا باید هر روز خودم را وزن کنم که بفهم هر روز چقدر تلاش کنم یا اینکه باید رژیم بگیرم که لاغر بشم یا چاقی ارثی است و خیلی فرمول های دیگری که از طریق های مختلفی در ذهن من یا ما نهادینه شده و همین فرمول ها بودند که نتیجه را رقم می زدند
      کدهای ذهنی یا باورهای ذهنی خیلی مهم هستند وقتی فرمول ذهنی این باشه که چاقی ارثی است دیگه فرقی نمی کند که چقدر تلاش کنیم نتیجه نهایی را اونون فرمول رقم می زند .
      یک دلیل واضح من دارم :زن داداش من خیلی لاغر و خوش تیپ بود دچار افسردگی شد و رفت دکتر و شروع کرد به خوردن دارو جالب است که به همه می کفت دکتر گفته خوردن دارو باعث اضافه وزن می شه و هر وقت من او را می دیدم متوجه چاقی او می شدم و از جایی که به دکتر اعتماد داریم برای من هم باور شده بود که حتمی چون دکتر گفته درسته واین فرمول در ذهن او نهادینه شده و نتیجه هم رقم خورده بطوری که میگه من هر کار کنم فایده ای نداره مگر اینکه دارو نخورم که اونون امکان ندارد متاسفانه این از شانس من است این باوری است که در ذهنش سالهاست ملکه شده چون جهان هستی بر اساس فرمول های هر فردی به او پاسخ می دهد و هدف ما در مسیر لاغری با ذهن اینه که تمام فرمول های قدرتمند و تاثیر گذار را شناسایی کنیم و فرمول. های صحیح را جایگزین کنیم وقتی این کار انجام بشه طبیعی است که من متناسب بشم درست مثل فیلتری که استاد مثال زدند زمانی که فرمولهای ذهنی را تغییر بدهیم عینک چاقی را از روی ذهن خود بر می داریم و آن موقع است که بدن ما به سمت متناسب شدن حرکت می کند مثل عینک وزنه کاملا از ذهن من براشته شده یا عینک تعیین کردن صبحانه نهار شام از ذهن من برداشته شده و به جاش عینک هر موقع گرسنه شدم فرقی نمی کند صبح باشه یا وقتی از شب پس به همین شکل ادامه می دهم تا به واقعیت برسم و وقتیکه به واقعیت رسیدم باید همچنان حواسم باشه که لیز نخورم .متشکرم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/12/15 22:10
      مدت عضویت: 345 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲۷ این گام مهمترین گامیکه ما با در نظر گرفتن اون میتونیم در تمام جهات زندگی از اون استفاده کنیم وتمام مشکلاتی که ما داریم در واقع اینکه اینو نمیشناسیم اون چیزی نیست چون فرمولهای ذهنی وما در ذهنمون فرمولهای ذهنی اشتباه زیادی داریم که نان بخوریم چاق میشیم ساعت ۱۲ شب چیزی بخورم چاق میشم وخوراکیهای ناسالم وفست فود ادم چاق میکنه غذای سرخ کردنی ادم چاق میکنه برنچ ادم وچاق میکنه وکلا خوردن ادم چاق میکنه اینها فرمولهای چاق کننده اشتباه هستند که تو ذهن ما ذخیره شدن وباور اینها باعث اضافه وزن ما شدن وهمینطور چاقتر شدن ما وبدن ما طبیعتش لاغر بودن وما از اول که چاق نبودیم واین چیزیه که خودمون کم کم وگرم به گرم بهمون اضافه شده واینکارم خودمون کردیم وخودمونم اونو از بین میبریم ودوباره متناسب میشیم تا اخر عمرمون وامیدوار کنندش اینکه تغییر کردن به شررایط ایده ال خیلی سرعتش بیشتر از تغییر کردن غیر ایده اله ومنم خیلی خوشحالم که افراد جدیدی وارد سایت شدن ولاغری با ذهن باور دارن ومنم انقدر اطمینان دارم که همه افرادی که وارد سایت میشن متناسب میشن مهمم نیست که چند کیلو هستند وچند کیلو اضافه وزن دارن واصلا مهم نیست به چه دلیل اضافه کزن دارن یا در چه شرایطی هستند مهم اینکه تصمیم میگیریم ومیخوایم شرایطمونو تغییر بدیم وذهنمونو در مسیر لاغر شدن قرار بدیم واولین ومهمترین قدمم اینکه باورش کنیم که میتونیم با لاغری با ذهن لاغر بشیم مردم با ذهنشون سرطان درمان کردن نمیدونم تو کلیپ دیدم یا تلوزیون اما واقیته ووقتی عکسای دوستان شگفتی ساز میبینیم باورمون قویتر میشه که اینها تونستن پس منم میتونم وقتی سنگ اگه گوش داشت واین حرفا رومیشنید ودرکش میکرد لاغر میشد ما که انسانیم واشرف مخلوقات وفرمولهای ذهنی اصل واساس لاغری واز طرفی اصل واساس چاقی هستند که اگه ما اونهارو بشناسیم وتغییرش بدیم اساس لاغری وبرعکسش اساس چاقی هستش ودر تمام جنبه های زندگی تاثیر گذاره که وقتی فکر میکنیم برای منکه کار نیست منکه لاغر نمیشم من نمیتونم من ادم بد شانسی هستم من اعتماد بنفس ندارم منکه نمیتونم همسر خوبی باشم منکه مادر خوبی نیستم هیچکس منو دوست نداره پول سخت بدست میاد من باید چقدر کار کنم چندر قاز بهم پول میدن منکه خونه دار هستم من نمیتونم برم سر کار من از عهده هیچ کاری بر نمیام اینها همه فرمولهای ذهنی اشتباهای هستند که در ذهن ما ذخیره شدن واین ی قانونه که نتیجه نهایی رو فرمولهای ذهنی رقم میزنن وقتی ی تلق کوچیک چقدر تغییر ایجاد میکنه وقتی که ادم فکر میکنه که ادم از درس خوندن به جایی نمیرسه هر چقدر هم درس بخونه به جایی از طریق درس خوندن نمیزسه جهان بر اساس فرمولهای ذهنی بما پاسخ میده واون تصویر ی که ما از منظره میبینیم ی تصویر واقیه ولی به محض اینکه ی تلق کوچیک روی لنز گذاشتیم همه چیز تغییر کرد مهم نیست ما چی فکر میکنیم واهمیت نداره که از نظر ذهن ما طبیعی نباشه اون فرمول کهنتیجه رو عوض میکنه وقتی ما فرمولهای دهنی تغییر میدیم عینک‌چاقی از ذهن وچشممون برمیداریم وذهنمون دیگه میتونه لاغری رو ببینه وما بخاطر همین فرمولهای ذهنیه که اینهمه تلاش کردیم ونتونستیم لاغر بشیم واما حرف پزشک یا شنیدن از کسی من نمیدونم الان چند وقته که تیوئید کم کادر دارم ی مدت بی حوصله بیحال بودم دکتر برام ازمایش ننوشت وگفت که تئروئید داری ومنم قبلا شنیده بودم که تیروئید کم کار ادم چاق میکنه خدا شاهده که روز به روز چاقتر میشدم با ی قرص ریزی که ناشتا میخوروم اخه مگه میشه این قرص چیه که ادم و انقد چاق کنه اما در عرض ۱۰۰روز چون دوره قرص خوردن صد روزه ست من از ۵۹ کیلو به ۷۸کیلو رسیدم دیگه نا امید وخسته شده بودم که خدارو شکر با سایت اشنا شدم وکم کم تغییرات شروع شدخلاصه حرف پزشک که از طریق دوستم بهم گفت منو ۱۷ کیلو چاقتر کرد ومن خیلی خوشحال شدم از زمانیکه ورزش میکنید وفرمولهای ذهنیتونو تغییر دادید تاثیر زیادی گذاشته وخوشحال شدم که تلافی ۲۰ سال ورزش که دور از شهر انجام دادید در اورده تبریک میگم وخلاصه بگم که ی فرمول اشتباه ذهنی مثل خوردن باعث چاقی میشه کاقیه فرد رو تا اخر عمرش چاق نگه داره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/14 14:30
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,420 کلمه


      (شرح براساس محتوا، اشتیاق و انگیزه، منطقی کردن لاغر شدن)
      .
      باسلام گام  ۲۷ :فرمولهای ذهنی وتاثیر ان درچاقی
      یادگیری نکات اموزشی برای تغییردادن فرمولهای ذهنی بکار میرود که درنتیجه ان رفتار های ماتحت تاثیر فرمولها وباورهای جدید وفرمان ذهن به انجام این رفتارها یی که تغییر کرده عوض می شود.
      اینکه ما از فرمول ذهنی برای لاغری استفاده کنیم ولی مرتب موانع لاغری را در ذهن پرورش دهیم ویا به انها عمل کنیم قطعا جواب نمی گیریم .
      خود من وقتی مسیر لاغری را شروع کردم تا دوهفته اول هر روز دراینه نگاه میکردم ببینم چقدر تغییر کردم بی خبر از اینکه اولا مگه من دو هفته ای چاق شدم که دو هفته ای هم لا غر شوم دوم اینکه متوجه نشده بودم که درمسیر لاغری با ذهن اول باید اگاهیهای ذهن تغییر کند واصلاح شود ودر ابتدا اثر این روش بر ذهن است وبعد درمدتی شاید طولانی براساس درک وعملکرد من برجسم مشاهده می شود .
      تاوقتی که ذهن موانع رانشناسد وروشهای برطرف کردن این موانع را جستجو وبرطرف نکند وبجای انها باورهای صحیح جایگزین نکند جسم تغییر نمی کند با تغییر ذهن رفتارهای درست درما بروز می کند وتا من رفتار صحیح غذایی را اجرا نکنم چطور جسمم تغییر کند .
      وقتی دقت نداشتم از جسم خودم انتظار زود تغییر کردن را داشتم فکر میکردم مثل داروی دکتر است که بخوری چند روزه خوب می شوی وهمین طرز فکرم کمی مرا سست کرده بود که پس کی نتیجه میگیرم هرچه در ایینه نگاه می کنم که همان هستم ..اگر به نکات اموزشی خوب دقت وعمل کرده باشم تغییر شرایط جسم ایجاد می شود .
      داشتن انگیزه برای امدن درمسیر وماندن وادامه دادن مسیر اساس موفقیت وبه نتیجه رسیدن را در بردارد. زمانی که من فقط به رسیدن به لاغر شدن فکر میکردم ونتیجه، نه تغییر اگاهی های ذهن یعنی هنوز انگیزه لازم برای حرکت درمسیر را نداشتم.واقعا شیطان سعی در انحراف کردنمان در هنگام تصمیم به هر کار خوبی که میخواهیم انجام دهیم دارد برای همین وقتی تصمیم به لاغر شدن میگیریم ودرمسیر حرکت می کنیم فاصله راه رابرایمان با موانع بیشتر می کندومارا مادار می کند که به بیشتر به فاصله رسیدن به ایده ال خود تمرکز کنیم .
      درصورتیکه باید توجه کنیم که ما روزی لاغر بودیم وکم کم بدون اینکه خودمان بفهمیم چاق شدیم واز شرایط عادی اولیه خود خارج شدیم پس می شود دوباره لاغر شد. انگیزه وباور مثبت واطمینان به مسیر اصلی ترین عامل رسیدن به خواسته تناسب است . اطمینان واعتقاد کامل به درست بودن مسیر است که مارا به انچه می خواهیم در مدت زمان کم می رساند چون لاغر شدن اسانتر ودر مدت زمان کمتر از چاق شدن اتفاق می افتد 🏵چاق شدن و زیاد شدن وزن ما طی زمان طولانی چند ساله اتفاق افتاده اما به نتیجه رسیدن شگفتی سازان همانطور که در عکسهایشان نوشته اند در مدت بسیار کوتاهی صورت گرفته .
      به همین دلیل است که می گوییم لاغر شدن اسانتر وسریعتر از چاق شدن است .
      باور مثبت به این راه خیلی مهم تر از این مطالب است که بگوییم وای وزنمان خیلی زیاده وبه چه دلایلی چاق شدیم ویا الان چه وضعیتی داریم.مهم این است که ازچه زمانی تصمیم به تغییر شرایط فعلی خود میگیریم وخودمان را دراین مسیر قرار دهیم که قدم اول اینکار هم ایمان واطمینان وباور به این مسیر است .
      بیشتر هدف اموزش فایلهای اولیه همین مطلب است یعنی ایجاد باور درست وانگیزه خوب برای شروع وحرکت درمسیر.گوش دادن به فایلها وخواندن نوشته هاودیدن عکسهای شگفتی سازاندر ترغیب این باور وایجاد انگیزه کمک موثری است چون درما احساس خوب ایجاد می کند واین احساس خوب زمینه شوق واشتیاق وانگیزه بیشتر ما شده وحرفها ونجواهای منفی ذهن را که نمی تونی لاغر بشی وادامه نده را برای شرکت کنندگانی که امیدوار به موفقیت دراین راهند وسعی درانجام تکالیف دارند را خنثی می کند .
      خود من وقتی فایلهای رایگان ۱۲ قسمتی را گوش میدادم با اینکه تا قسمت ۹ ان که هفت ماه طول کشید حدود ۳ کیلو کم کردم ولی چون خیلی اشنا به کار کرد ذهن نبودم فکر میکردم کند پیش می روم واین روش همان روش رژیم گرفتن است فقط ذهن را اماده می کنی که راحت نخوری ومحروم از غذا شوی وهمین نجواهای منفی باعث ناامیدی من در ادامه راه شد و مسیر را بعد از مدت ۹ ماه رها کردم ودوباره ورزش ورژیم کوچکی را شروع کردم ولی خسته شدم تا اینکه فکرم ارامش پیدا کرد که همین راه درست و به خودم گفتم گوش کن به حرف استاد وتمام کارهای ورزش ورژیم را برای سه ماه کنار بگذار همه راهها را که رفتی این یکی رو هم برو ببین چی میشه فوقش دوباره اضافه وزن پیدا میکنی وبرمیگردی دوباره رژیم و ورزش را انجام میدی.
      زیربنای چاق شدن یا لاغر شدن همین باور کامل ذهن است که کسانی که باور نکنند به مسیر خود هدایت شده اند انهالاغر نمی شوند ولی کسانی که باور به تغییر رفتار ذهن وکار روی ذهن برای لاغر شدن دارند میتوانند متناسب شوند.وقتی اطلاعات خوب وصحیح را اموزش دیده ووارد ذهن کنیم ودرک درستی از انها داشته باشیم وبه انها عمل کنیم واستمرار داشته باشیم خیلی عالی درذهن ما ذخیره می شود.قانون تغییر جسم تغییر باورهای ذهن است وکسانی که بعد از وزن کم کردنشان با روشهای دیگر بعد از مدتی برمیگردد به علت استفاده نکردن از همین قانون هست .
      مهم نیست ما از چه روشهایی وچقدر تلاش کردیم برای لاغر شدن ویا چقدر لاغر شدیم بلکه مهم فرمولهای ذهنی ما است که چقدر درست شده اندچون فرمولهای ذهنی ونوع رفتار ذهن است که کدنویسی ذهن و مسیر حرکت وبه نتیجه رسیدن ما را مشخص می کند.بعنوان مثال وقتی ما دراتاق خود لامپ قرمز رنگ روشن کنیم همه چیز رابه رنگ قرمز میبینیم درصورتی که حقیقت رنگ اشیاء موجود دراتاق چنین نیست وهر کدام رنگ خاص خودشان را دارند .
      فرمول ذهنی چاقی ارثی است یک فرمول ویک کد غلط ذهنی ودرواقع همان لامپ قرمز است که اشیاد داخل اتاق راواقعی نشان نمی دهد.وقتی کد وفرمول ذهنی ما این باشد که چاقی ارثی است ما هرچه تلاش کنیم از هر روشی چون فرض ذهن ما غلط است که چاقی ارثیه نتیجه ای از تلاشها نمی گیریم ولاغر نمی شویم ودرواقع لامپ قرمز ذهن ما که فرمولهای غلط است واقعیت را به ما نشان نمی دهدوباعث تغییر نادرست به نتیجه رسیدن می شود. تعریفهای ما از هرچیز فرمولهای ذهنی ما نسبت به ان چیز را در ذهن ما نقش میدهد.فرمولهای ذهنی درتمام امور زندگی ما ارتباطات فرهنگ  ازدواج  درامد کسب و کار و…… موثر است وتمام اتفاقهای موفقیت یا عدم موفقیت زندگی مارا تعیین می کند. به هرچه اعتقاد داشته باشیم ودر ذهن ما باشد ما در همان مسیر در زندگی حرکت می کنیم .مثلا وقتی در ذهن ماباشد که دست به هر کاری بزنم نمی شود دقیقا شرایط کارهایی برایمان پیش می اید وتا نتیجه پیش میرویم ولی لحظه اخر باز می مانیم .ذهنی بسیار موزیانه ودقیق عمل میکند که اصلا متوجه نمی شویم🌻چون جهان هستی براساس باورهای ما که فرمولهای ذهنی ماست شرایط رابرایمان فراهم می کند وما رابه انچه می خواهیم میرساند .
      ذهن ماشفاف است اما باورها وفرمولهای غلط واشتباه ذهنی ماهست که باعث می شود به طبیعت واصل درست وطبیعی چیزی نمی رسیم .درروش لاغری با ذهن شناسایی فرمولهای اشتباه تاثیر گذار برذهن وتغییر ان فرمولها به فرمولهای صحیح کار رسیدن به تناسب وطبیعی شدن را انجام میدهد. مثلا من خودم تیرویید وفشار خون دارم قبلا درد مفاصل رو هم داشتم وقتی به پزشک مفاصل مراجعه کردم گفت باید وزنت را کم کنی تا فشار برزانوها کمتر باشد گفتم رژیم و ورزش دارم ولی موثر نیست پرسید چه داروهایی مصرف می کنی نشانشون دادن قرص تیرویید وفشارخونم رو دکتر بهم گفت متاسفانه علت خیلی لاغر نشدنتون مصرف همین قرصهاست چون هم بیماری تیرویید وهم فشار خون هر دو باعث کار نکردن قسمتهایی که سوخت وساز را انجام می دهند شده و باعث چاقی شماست . این حرف ساده سالهاست درذهنم مانده بود که یکی از مانعهای لاغری من این بیماریها ومصرف داروهایشان است وباعث تغییر درفرمولهای ذهنی است که اینها هم باعث اضافه وزن من هست .
      حرفهای ساده برروی فرمولهای ذهنی بسیار موثر است برای همین است که کسی که ۴۰ کیلو اضافه وزن دارد کم کردن ۵ کیلو از وزنش برایش ساده تر است از من که ۱۲ کیلو اضافه وزن دارم .علت در تفاوت فرمولهای ذهنیمان می باشد که ذهن من می گفت نمی توانی لاغر شوی اما ذهن فردی که ۴۰ کیلو اضافه دارد می گوید کاری ندارد اسان است .این باور درونی ما وذهن ما است که توانایی ما را برای لاغر شدن وایجاد شرایط بهتر زندگی برایمان می سازد . شیطان درونی ما جلو تصمیمات خوب مارا میگیرد چون قسم خورده که ما راحت زندگی نکنیم برای همین نجواهای ذهنی منفی درما میدهد که نمی تونی تلاش نکن
      خدایا بابت تمام نعمتهایش متشکرم واز شما استاد گرامی نیز سپاسگزارم 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/07 16:21
      مدت عضویت: 293 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      با سلام
      در جهت تایید حرف جناب روشن باید عرض کنم که من با وجود سه سزارین وسن بالا سایز سی وشش .وزن ۵۲ بودم .
      .تا وقتی که دکترم که یک جراح بسیار حاذق ومدارک از آمریکا بودند تشخیص فیبروم وعمل هیسترکتومی رو دادند.خلاصه بعد کش وقوسهای فراوان روز عمل دکتر از همسرم علاوه بر رضایت برای عمل یک رضایتنامه جدا گرفتند که بعد از این عمل اضافه وزن حتمی است.و وقتی بعد عمل از این موضوع با خبر شدم.مثل اینکه این آیه باشه..منتظر چاقی بودم.که اونم منو زیاد در انتظار نگذاشت.
      بگذریم که بعدها با تلاش ‌ورعایت فراوان ورزش خلاصه به سایز سی وهشت رسیدم.ولی چند کیلو اضافه وزن همچنان درشکمم بامن همراه است.که به امید خدا و آشنا شدن به سایت تناسب لاغری بسیار امیدوارم که بالاخره دست از سرم بر میدارد.از استاد روشن بخاطر زحمات فراوانشان بسیار سپاسگزارم وهمچنین از دوستان عزیزم که تک تک نوشته هاشون رو میخونم و آگاهتر میشوم.به امید روزی که همگی به تناسب اندام دلخواه برسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/02 20:30
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,402 کلمه

      من تمام تمرکزم روی آموزشها هست و گام به گام به سمت خلق خواشته ام قدم برمیدارم .
      و من میخوام یه زندگی جدید رو تجربه کنم و کاری به شرایط جسمی الانم ندارم که چقدر من با شرایط ایده آل فاصله دارم در صورتی که خیلیها همش به کل اضافه وزن فکر میکنن که وای من ۵۰ کیلو اضافه وزن دارم و حالا چطور کمش کنم؟؟؟ و این از حربه های شیطان هست که میخواد ما رو ناامید کنه و هدف رو برای ما سخت و بزرگ کنه .(اما من هر روز به خودم میگم میخوام هفته ای ۱۰۰گرم کم کنم و در ماه میشه ۴۰۰ گرم و ماه بعد میخواهم هفته ای ۲۰۰ گرم کم کنم و در ماه میشه ۸۰۰ گرم و ماه بعد میخوام هفته ای ۲۵۰ گرم کم کنم و در ماه میشه یک کیلو اینجور هدفم رو ریز میکنم تا برای ذهنم وخودم آسان بشه ولی هر ماه کمی بیشترش میکنم تا روند جسمم کند نباشه وقتی ذهنت یه عددی رو پذیرفت و براش عادی شد کم کم باید بیشترش کنیم و اصلا به کل اضافه وزنت توجه نکن به این توجه کن که میخواهی هفته ای ۲۰۰ گرم کم کنی )

      همه ی ما باید فکر کنیم ما یه روزی در شرایط ایده ال وزنی بودیم ولی خودمون وزنمون رو گرم به گرم زیادش کردیم و چاقی رو ایجاد کردیم و باید امیدوار باشیم که دوباره ایده آل میشیم و سرعت ایده ال شدن در بدن ما و زندگی ما چندین برایر زمانی هست که ما چاق شدیم (من هم در دوران قبل از ازدواجم وزن ۵۹ یا نهایت ۶۰ کیلو بودم شایدم اوایل دوره نوجوانی خیلی کمتر بودم و اما این اواخر در وزن ۵۹ کیلو بودم و اما خودم با باورهای غلط که ازدواج =چاقی هست اون رو از دست دادم و اما دوباره در سال ۹۳ تونستم با رژیم و ورزش شدید به دستش بیارم اما جون ذهنم مملو از افکار و باورهای غلط بود دوباره از دستش دادم و اما ایندفعه از راه صحیح به دستش میارم و همیشه هم متناسب میمونم و لذتش رو میبرم پس وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸اصلا چیز محالی برام نیست قبلا مال من بوده ولی از دستش دادم چون راهم و افکارم غلط بوده و دوباره به دستش میارم )

      . و مدت زمانی که ما صرف میکنیم که از این راه ذهنی لاغر بشیم خیلی کمتر از مدت زمانی هست که ما چاق شدیم
      مثلا استاد در سی و پنج سال چاق شد ولی در دوسال به راحتی لاغر شد و خیلیها تعجب میکنن ولی باید هر کس که میخواد وارد این سرزمین بشه هر روز یک گام برداره تا لاغری رو تجربه کنه .(من هر روز دارم در این مسیر حرکت میکنم تا نتیجه رو ببینم دیدگاه های من گواه این حرفم هستن )
      تمام افرادی که به این سایت هدایت میشن قطعا لاغر میشن پس اصلا نباید به اضافه وزنشون توجه کنن و یا اینکه چرا چاق شدن ؟؟(من هم فقط انتظار لاغری از جسمم دارم و از جسمی که الان دارم نهایت لذت رو میبرم و اصلا کاری ندارم چه قرص و یا چه ِدارویی میخورم و یا چند کیلو اضافه دارم و وزنم چقدر هست و … فقط و فقط به لاغری که ایده ال هست و دوستش دارم توجه میکنم و به لاغری خودم توجه میکنم مثلا به انگشترم که داخل انگشت من دور میخوره توجه میکنم که اگر دستم خیس باشه از انگشتم میفته و خیلی لذت بخش هست و هر جا انسان متناسبی دیدم تحسینش میکنم و و مطمعنم بهش میرسم و از اینی که الان هستم بازم متناسبتر میشم )

      پس گام اول باور کردن مسیر هست که میشه نتیجه بگیریم (من هم باور دارم لاغر میشم چون دارم لاغری رو آموزش میبینم و یاد میگیریم و میبینم که رفتارهام تغییر کرده و از درون متناسب شدم پس قطعا از بیرون که جسم من هست هم تغییر خواهم کرد )
      دوستانی که وارد سایت میشن با دیدن شگفتی سازان میتونن بیشتر امید و انگیزه و اشتیاق پیدا کنن برای ادامه ی راه و دیگه نجواهای منفی خیلی کمرنگ میشه .
      (منم قبلا خیلی استاد رو و دوستان شگفتی ساز رو نگاه میکردم و امید پیدا میکردم ولی حقیتا حالا که یک سال و چند ماهی میشه در سایتم و خودم تونستم مقدار زیادی نتیجه بگیریم دیگه خیلی برام شفاف شده که میتونم به بقیه راهم برم و به وزن دلخواهم برسم و هر کس از اطرافیان من رو میبینیه میگه چقدر لاغری شدی و بیشتر مطمعن میشم که اشتباه نمیکنم و از روی لباس و مانتو هام متوجه میشم که برام گشاد شدن و از همه مهم تر اول زمستان برای خرید پالتو و لباس و بوت رفته بودم که دیدیم فقط به من سایز یک و لارج و سایز مانکن رو حتی میدادن و اینقدر ذوق کردم و خرید کردم که همون شب به استاد پیام دادم که خیلی از لحاظ جسمی تغییر کردم و ایمانم به این راه و خودم و خودم و خودم چندین برابر شد که میتونم میتونم فقط باید ادامه بدم پس جدیدا بیشترین انگیزه و امید رو از خودم میگیریم که چون تونستم تا حالا کم کنم پس دوباره هم میتونم کم کنم و هنوزم متناسبتر میشم و هر چند از دیدن هر دوستی که شگفتی ساز بشه کلی لدت میبرم و اشتیاق من رو برای لاغری بیشتر میکنه )

      خیلیها میگن ما بارها با ورزش و رژیم لاغر شدیم ولی نتیجه ماندگار نبوده .پس نتیجه رو چی رقم میز ینه ؟؟نتیجه رو اون فرمولها ی ذهنی و کدهاو باورها رقم میزنن .

      مثال استاد برای درک بهتر این فرمولهای ذهنی :اگر ما یه عینک با شیشه های آبی بزنیم تمام دنیای اطرافمون رو آبی میبینیم و یا گذاشتن یه فیلتر آبی روی لنز موبایل باعث میشه که تمام تصاویر رنگش آبی بشه که واقعیت تصاویر این رنگی نیست ولی این عینک و فیلتر آبی مثل همون فرمولها و کدها و باورهای چاقی هستن که باعث میشه نتیجه ی نهایی رو رقم بزنن و تغییر بدن .
      فرمول ذهنی :چاقی من ارثی هست و نتیجه =چاقی هست .
      و هر چقدر ما تلاش کنیم برای لاغر شدن هیچ اهمیتی نداره و نتیجه رو اون فرمول رقم میرنه و این حرفها در تمام جنبه های زندگی هست مثلا کسی که فرمول ذهنی و باور داشته باشه :درس خوندن آدم رو به جایی نمیرسونه حتی اگر دکتری بگیره ولی بازم این فرد از طریق درس به جایی نمیرسه و در نهایت نتیجه ی زندگی اون فرد مناسب نیست چون جهان بر اساس فرمولهای هر فرد به اون فرد پاسخ میده عین اون فیلتر که استاد روی لنز دوربین گداشت و نتیجه رو عوض میکنه و ممکنه طبیعی نباشه ولی مهم نیست چون فرمول غلط داری نتیجه هم تغییر میکنه .پس منم ممکنه سالها رژیم بگیریم و برامون طبیعی نباشه چاقی ولی مهم نیست چون نتیجه رو فرمولها رقم میزنه .(من هم خیلی از این فرمولهای غلط داشتم که چاقی من به خاطر اشتهای زیاد هست و یا چاقی من به خاطر غذا ها و بی تحرکی من هست و یا چاقی من به خاطر قرص هورمونی من هست و یا چاقی من به خاطر کم کاری تیرویید من هست و دیگه هر چقدر تلاش میکردم به زور در یه مقطعی لاغر میشدم و دوباره چاق میشدم چون با ذهن چاق داشتم زندگی میکردم یعنی ذهنی که عینک چاقی بر چشمم داشت ودر واقع پر از فرمولهای چاقی بوده )

      وقتی اون عینک چاقی روی ذهنت باشه بازم شما چاقی رو میبینین و نتیجه چاقی میشه و اگر عینک رو برداری ذهنت لاغری رو میبینه و لاغر میشی چرا؟؟ چون اون لنزهای رنگی رو برداشتی و واقعیت رو میبینی پس باید فرمولهای غلط رو برداریم (من خودم یه باور غلط داشتم که نتیجه اش چاقی زیاد و همیشگی در من بود که فکر میکردم من یه چیزی درونم هست به نام اشتهای زیاد که من رو وادار به خوردن میکنه که من دارم اما بقیه ی لاغرها ندارن و اشتهای زیادم باعث میشه که همیشه من غذا بخورم و این دست خودم نیست و همیشه گرسنه هستم و احتیاج به غذا دارم و باید کلی چیز کم کالری مثل میوه و سبزیجات و سالاد و … دم دستم باشه که سریع بخورم چون اگر خیلی گرسنه ماندم و چیزی نخوردم بعدش خیلی زیاد میخورم و دیگه نمیتونم خودم رو کنترل کنم )

      پس اون فرمولهای چاقی حتی نتیجه ی ورزش ما رو تغییر میده و ورزش تاثیر آن چنانی نداره چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاق کننده هست و نمیزاره ما لاغر بشیم .پس همین فرمولها مثل فیلترهایی هست که روی لنز گذاشتیم ( منم ذهنم خیلی چاق بوده و نمیزاشت که من لاغر بشم و اصلا هیچ وقت من از ورزش به تنهایی نتیجه نگرفتم و در کنارش باید حتما رژیم میگرفتم که نتیجه میداد و اما در این اواخر من با ورزش همش اضافه می کردم در حالی که مرتب سر ساعت هفته ای سه بار باشگاه میرفتم و ۷ سال پشت سر هم باشگاه رفتم ولی نتیجه ی لاغری نمیداد اما خواهرم که چند ماهی اومد و دیگه ادامه نداد رفت حتی لاغرتر از قبلش هم شد بدون رژیم و ورزش اما من با اون همه فشار و سختی هر روز چاقتر میشدم و همیشه میگفتم چرا ؟؟ ولی حالا خوب میدونم چون تو جهم به چاقی بوده چون ترس از چاقی داشتم چون ذهنم چاق بوده چون ذهنم پر از فرمولهای غلط بوده چون تنفر از چاقی داشتم و ورزش باعث تشدید تمام این موارد شده بود و در کنار همه ی اینها زانو درد و کمر درد شدید هم گرفتم چون ورزش سنگین میکردم که ضربان قلبم بره بالا و عرق کنم و اما نتیجه هیچ وقت برای من با ورزش ایده آل نشد مگر اینکه پیش دکتر تغذیه میرفتم ویه رژیم سخت میگرفتم که به محض تموم شدن دوباره چاق میشدم و بسیار ناراحت و خسته بودم تا با این مسیر آشنا شدم . )

      و اما حرف پزشک چقدر روی ما تاثیر میزاره وبارها شده ما در وضعیت خوبی بودیم ولی تجویز یه دارو باعث شد که ما خیلی چاقتر از گدشته بشیم و فقط به حرف اون دکتر بوده و باور ما این بوده چون دکتر گفته پس تیرویید باعث چاقی ما میشه و ما با یه حرف فرمولهای ذهنی خودمون رو تغییر دادیم و ما چاق شدیم (بازم من مصداق همین حرفها بودم چون من با رژیم دکتر تعذیه عالی کم کردم و تونستم ۳۵ کیلو کم کنم و شدم ۵۹ کیلو که اما در ماه اخر رژیمم بودم که با ازمایش متوجه شدم من کم کاری تیرویید و مشکل هورمونی دارم پس به دکتر مراجعه کردم و هم زمان سه دکتر به من گفتن بله با خوردن این قرصها یه مقدار اضافه وزن پیدا میکنی و انگار من دیگه روند کاهش وزنم استپ شد و بلعکس هر ماه چاقتر شدم و چقدر ناراحت بودم و غصه میخوردم ولی اطرافیانم میگفتن چاقی توطبیعیه دیگه بپذیر و خودت رو ناراحت نکن و من چقدر در اینترنت تحقیق کردم چقدر از منشی دکتر تغذیه پرسیدیم که واقعا وزنم اضافه میشه ؟؟ .ولی جواب همه مثبت بود و من در در ته قلبم به دنبال راهی بودم در حالی که خیلی برای رهایی از چاقی تلاش میکردم اما نتیجه چاقی بیشتر بود چون پدیرفته بودم چاقی خودم رو تازه کنار این باورهای غلط کلی باور غلط هم از گذشته داشتم که همه ی اینها با هم من رو چاق میکردن )
      پس هر چقدر تلاش کنی هیچ نتیجه ای نداره چون فرمولهای ذهنی شما اشتباه هست .
      وقتی ما فرمولهای ذهنی خودمون رو تغییر بدیم و ذهن رو تغییر بدیم و برای نتیجه آماده کنیم خیلی نتیجه های بهتر و عالیتری میگیریم و نتایجی که این افراد میگیرین خیلی عالیتر هست چون ذهن و روح در هماهنگی کامل هستن و نتیجه فوقالعاده میشه .
      فرمولهای ذهنی جدید میتونن تلاشهای دوساله ی یه فرد رو به نتیجه بر سونن و فرمولهای غلط یه فرد میتونن نتیجه ی در طی ۲۰ سال یا حتی بیشتر رقم بزنن.
      هر چقدر مسیر رو با فرمولهای صحیح طی کنید نتیجه رو زودتر میبینید پس اول باید فرمولهای ذهنی تغییر کنه تا نتیجه ی قابل لمس رو ببینید و هر چقدر جلو برید نتیجه بزرگتر و بزرگتر میشه .
      بخدا لاغر شدن خیلی اسان هست حتی خیلیا باور نمیکنن
      ولی برو جلو واینقدر با فکر و منطقت به اون فکر نکن و بزار نتیجه به تو نشون بده که این مسیر درسته یا نه اما چون فرمولهای ذهنی تو غلط هستن پس مغز تو خطا میده که نمیشه و همچین راهی درست نیست و شیطان درون هم همیشه میگه نمیشه و تو نمیتونی و هیچ وقت نمیگه فرمولهای ذهنی تو اشتباه هستن نه نمیگه و به جاش میگه تو نمیتونی و راه غلطه و یا اد امه نده و نمیخواد وضعیت ما بهتر بشه چون قسم خورده آب خوش از گلوی ما پایین نره و اما خداو ند در قرآن گفته تو بر بنده های من هیچ تسلطی نداری و هر کس من رو باور کنه زندگی خیلی خوبی داره و این نشان از ایمان به خودمون هست وما میتونیم لذت بیشتری از زندگیمون ببریم (و من هم به خودم ایمان دارم که میتونم موفق بشم و آینده ی خوبی دارم و کلی موفقیت و نعمتها رو قراره از خدای خودم دریافت کنم و به من داده میشه مطمعنم به من داده میشه به شرطی که همیشه در مسیر باشم و روی خودم کار کنم تا با الهامات و ایده ی الهی پیشرفت کنم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        فاطمه سادات
        1400/01/04 07:14
        اندازه متن
        دیدگاه فنی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 1,348 کلمه

        (درک و شرح عالی، ذکر مثال برای درک بهتر، منطقی کردن لاغر شدن، زیبا نویسی)
        .
        سلام فروغ جان . ممنون از متن عالیتون .
        قسمت اول نوشته ی شما توجهم رو جلب کرد .
        خیلی جالب بود که گفتید هدفمون رو ریز ریز کنیم مثلا بگیم هفته ای ۱۰۰ گرم و بعد هفته ی بعد بگیم ۲۰۰ گرم و بعد کم کم زیادترش کنیم .
        جدیدا من هر وقت تصمیم آگاهانه میگیرم برای کاهش وزن مقاومت در وجودم ایجاد میشه . جستجو کردم و سعی کردم فرمولش رو در ذهنم پیدا کنم متوجه شدم وقتی میگم کاهش وزن انگار که وزن الان من اضافه است و من میخوام کمش کنم در حالیکه برای ذهن ما وزن ما همیشه در شرایط ایده آله . یعنی چه من ۹۰ کیلو باشم و چه ۷۰ کیلو باشم این وزن بر اساس فرمولهای ذهن من بهترین و ایده ال ترین وزن هست . وقتی میگم کاهش وزن باز هم توجهم میره سمت جسم و میخوام چاقی رو به واسطه ی تلاش از جسمم برطرف کنم .
        ولی وقتی فرمول ذهنم تغییر کنه این کاهش وزن خودبخود اتفاق می افته .
        مثلا ما برای چاق شدن هیچ وقت با خودمون نگفتیم خب من میخوام این هفته ۱۰۰ گرم اضافه کنم هفته ی بعدش ۲۰۰ گرم و …. ما فرمولهایی رو در سرمون ایجاد کردیم بدن ما مطابق فرمولها شکل گرفت و خودبخود گرم به گرم اضافه شد تا مطابق فرمولهای ذهنیمون باشه .

        به نظرم اصلا به کاهش وزن نباید فکر کرد . بلکه باید بگردیم ببینیم چه فرمولی در ذهن داریم که مثلا هنوز شکم داره تشکیل میشه . هنوز چربیهایی که به نظر ما زائده داره تشکیل میشه .
        مثلا من یکی از فرمولهای نگهدارنده ی شکمم بارداری هست . چون بارداری در ذهن همه ی ما مساوی با بزرگ شدن شکم هست و من سالهاست که چنین ذهنیتی در سرم دارم و قصد باردار شدن دارم و این فرمول رو تغییر ندادم این فرمول ذهنی باعث میشه همه جای من لاغر بشه ولی شکمم بزرگ بمونه . تازه فقطم این نیست . یه فرمول دیگه دارم میگم چربی شکم خیلی سخت تر از جاهای دیگه آب میشه .
        خب طبق آموزش های استاد این فرمولها دست به دست هم میدن و سلولهای جدید بر اساس این فرمولها ساخته میشن واسه همین دو فرمول و اگه بگردم حتما فرمولهای دیگه هم هست این فرمولها باعث شده سلولها در هنگام ساخته شدن طبق همون الگوی قدیمی ساخته بشن .
        حتی دی ان ای ما بر اساس ذهنیت ما ساخته میشه . چون دی ان ای مولکول درشتیست که از اتم تشکیل شده و اتم هم از هسته و هسته ی اتم کانون انرژیست و این انرژی با افکار و رفتار و عادات (ذهنیت) ما شکل میگیره و خاصیت جذب و دفع داره و سبب میشه مطابق عادات و رفتارهای ما ملکولهایی جذب دی ان ای بشن و ژنتیک مارو تغییر بدن . واسه همینه دو تا خواهر دوقلوی همسان که ژنتیک یکسانی دارند هرکدوم علائق مختلفی دارند و رفتارهاشون مطابق ذهنیتهایی که هرکدوم برای خودشون ساختن باعث میشه شغلهای متفاوتی انتخاب کنند یا تصمیمات مختلفی برای زندگی بگیرند و روحیات و خلقیات و حتی کم کم اندام ظاهریشونم با هم متفاوت باشه ‌.
        ما دوست داریم کاهش وزن پیدا کنیم ولی ذهن ما دوست نداره از وضعیت خودش تکون بخوره چون ذهن ما تعادل مارو در هر شرایطی طبق فرمولهایی که درونش وجود داره حفظ می کنه .
        ما باید فرمول رو شناسایی کنیم و منطقی کنیم و تغییرش بدیم و فرمولهای جدید رو براش شاهد پیدا کنیم و تاییدش کنیم تا کم کم فرمولهای ذهنی ما تغییر کنند . به میزانی که فرمولهای ما تغییر میکنند کاهش وزن ما هم اتفاق می افته . در حقیقت برای ذهن کاهش وزن نیست . چون اگه کاهش وزن باشه اون میخواد کاهش وزن رو جبران کنه و به تعادل برسونه ولی وقتی فرمولها تغییر کنند شرایط جسمی بیرونی و فرمولهای ذهنی تطابقشون از بین میره . تازه ذهن یه کار دیگه هم میکنه برای اینکه تعادل رو حفظ کنه اون ابتدا فرمولهای جدید رو حذف میکنه چون پاک کردن فرمولهای جدیدی که هنوز ریشه نکردن خیلی راحته تا دوباره طبق همون فرمولهای قبلی ریشه دار پیش بره ولی وقتی ما در انجام و تایید فرمولهای جدید و ریشه دار کردنشون استمرار داشته باشیم به مرور ذهنیت جدید ذهنیت قدیم رو پاک می کنه و ذهن شرایط بدنی ما رو طبق الگوهای جدید شکل میده .
        البته استاد فرمودند کاهش وزن رو برای ذهنتون طبیعی کنید .
        با منطقی کردن و تاییدش .
        وقتی فرمولها تغییر کنند طبیعیه که ما کاهش وزن داشته باشیم .
        چرا ما سینما رفتن رو به چاق شدن نسبت نمیدیم؟
        چون توی ذهنمون فرمولی نیست . با خودمون میگیم خب چه ربطی داره ما سینما بریم چاق بشیم . مگر اینکه اونجا زیاد بخوریم چاق بشیم . یعنی باز پیوند خوردن رو برقرار می کنیم تا مثلا سینما رفتن عاملی بشه برای چاق شدن و فرمولش شکل بگیره . ولی اگه خوردن رو ازش برداریم بین سینما رفتن و چاق شدن هیچ پیوندی نمیبینیم
        ریشه ای ترین فرمول در ما باور (خوردن مرا چاق می کند) است
        اینکه چطور این فرمول در ما شکل گرفته واقعا نیاز به بررسی داره .
        ما زمانیکه کوچیک بودیم ارتباط بین خوردن و چاقی توسط ذهنیت والدینمون به ما انتقال داده شد .
        هر وقت موقع غذامون بود بهمون گفتن بخور اگه نخوری بزرگ نمیشیا بخور بزار قوی بشی . غذاتو نخوری مریض میشیا و اینارو بارها و بارها تکرار کردند و ذهن متناسب اون زمان ما این پیوندها رو پذیرفت برای خودش منطقی کرد تاییدشون کرد و همه ی اینا ناخوداگاه اتفاق افتاد .
        یا مثلا ببین فلانی غذاشو تا ته خورده تپل شده خوشگل شده سفید شده .
        یا بخور جون نداری .
        آها سحرهای ماه رمضون بخور مامان بتونی روزه بگیری تا شب جون داشته باشی .
        یعنی خوردن شد زندگی ما و چاق شدن موهبتی محسوب میشد که نشان از سلامتی میداد . هر چی بچه درشت تر بود یعنی اون مادر خیلی عالی به بچه اش رسیدگی کرده واااای خدای من ما کلی فرمول داریم که ذهنیت ما رو شکل داده اینا رو ما سالها تکرار کردیم و هربار قویتر و قویتر شده .
        حالا فقط باید توجه و تمرکزمون رو ازشون برداریم و توجه و تمرکزمون رو بزاریم روی فرمولهای جدیدی که پیوند خوردن و چاق شدن رو قطع می کنند .
        مثلا فرمولهای جدید خوردن ورودیست مثل سایر ورودیها تا زمانیکه ذهنیت ما مثل ذهنیت قبلیست لازم است کنترل ورودی انجام شود ‌. همانطور که از شنیدن اخبار بد پرهیز می کنیم تا ذهنیت ما مطابق ذهنیت اصلیمون بشه و فرمولهای غم افرین و رنج افرین و فقر گستر و بیماری گستر از وجودمون پاک بشن ورودی غذا هم باید کنترل بشه و غذایی که احساسمون رو بد می کنه به خودمون ندیم . البته این یه پیشنهاده ممکنه با مقاومت ذهن روبرو بشه ولی ما با ذهنیت چاق مخصوصا با خوردن و یا خود مواد غذایی مسلما بازم چاق میشیم . ما حتی با نگاه کردن به غذا هم چاق میشیم چون حتی اگه نخوریم ذهن تصویر اون غذا رو میبینه و هورمونها رو ترشح می کنه و به اصطلاح دهنمون آب میفته با دیدن غذاهای رنگارنگ و چون فرمولهای خوردن باز شروع به کار می کنند و خوردن هم که مرا چاق می کند پس در نتیجه ما به غذا نگاه هم میکنیم چاق میشیم یعنی این همه باز از همون انشعابات ریشه ای هست که در ذهن منطقی شده .
        خبر خوش اینه ما اگه فقط این انشعابات رو از بین ببریم و بهش بی توجه بشیم و سعی کنیم در زندگی روزمره ازشون استفاده نکنیم حتی نیازی نیست فرمول جدید لاغری بسازیم فرمولهایی صحیح در ما جاری هستن و وقتی ما جلوی تخریب رو بگیریم ترمیم کم کم تمام اضافه وزن رو جبران می کنه . ترمیم طبق الگوهای متناسب کننده و متعادل کننده اتفاق میفته و وقتی فرمولهای چاقی در افکار و رفتار تکرار نشن و خودمون رو ریست از کارخانه کنیم کم کم طبیعت اصلی ذهن بیماری چاقی رو از بدن پاک می کنه .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1400/01/04 12:59
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 51 کلمه

          سلام دوست عزیز
          از خوندن پاسخ شما لذت بردم
          مخصوصا این جمله
          “برای ذهن ما وزن ما همیشه در شرایط ایده آله . یعنی چه من ۹۰ کیلو باشم و چه ۷۰ کیلو باشم این وزن بر اساس فرمولهای ذهن من بهترین و ایده ال ترین وزن هست”
          چقدر زیبا و صحیح بیان کردید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            فاطمه سادات
            1400/01/05 08:37
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 56 کلمه

            سلام استاد بزرگوار . ممنون بابت اظهار لطفتون . لطف شما همواره بر ما جاریه . درس پس میدم استاد .
            نگاه تناسب بین شما این نوشته ها رو صحیح و زیبا میبینه .
            ممنون از نگاه متناسبتون . ممنون از نگاه زیبا بینتون . دنیاتون رنگارنگ و سرشار از زیبایی هست . روزافزون باد .

            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/01 21:52
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام و خدا قوت عزیزان…فایل خیلی خوبی بود بله منم خیلی آدم های اطراف خودم رو ک دیدم حالا بعد چند سالی با دیدنشون تعجب میکردم ک چقدر متناسب و خوب بود طرف حالا چرا اینجور شده مثلا می گفتن مشکل اعصاب داره یا تیروئید داره یا مشکل هورمونی یا خیلی چیزهای دیگه ک اینا باعث چاقی میشن من کسی رو میشناسم مشکل اعصاب داره دارو میخوره ولی خیلی لاغره یا تیروئید داره ولی لاغره بنظر من همه چی تو زندگی ما از ذهن ما آدم هاس ان شالله ک من بتونم ب خوبی این راه رو ادامه بدهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 23:14
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      💖سلام 💖
      خیلی ساده و کامل درمورد باورها توضیح دادید . من کاملا به این موضوع اعتقاد دارم . چیزی جز این باشه باید به عدالت خداوند شک کرد . تنها ایراد کار اینه که دیر این چیزارو متوجه شدیم متاسفانه اکثر آدما دقیقا برعکس میان از قدرت ذهنیشون در جهت صدمه رسوندن به خودشون استفاده میکنن درصورتی که اگه به قدرت درونی خودمون قدرت ذهن این نعمت بینظیر خداوند پی ببریم به تمام خواسته هامون میرسیم . بحث باورها تو تمام ابعاد زندگیم اهمیت بالایی داره بیایم به جای اونهمه زحمتی که کشیدیم برای لاغرشدن یا باقی خواسته هامون و نتیجه ای نگرفتیم تمام توانمون و بزاریم روی شناسایی باورای مخرب و جایگزینی باورهای صحیح . یه شبه و دوشبه هم نتیجه نمیگیریم تکرار تکرار تکرار رمز موفقیت تو هر زمینه ایه. خودم اوایل فکر میکردم که خب باور و شناسایی کردم حالا این باور مقابلشه اما تو شرایط بحرانی و استرس زا میدیدم نه اشتباه میکردم این فرمو ل اصلا حک نشده تو ذهنم وگرنه دیگه استرس و نگرانی شک و تردید نباید میومد سراغم . که با تکرار خداروشکر همین بحث ترس از خوردن آروم آروم تو وجودم نشست و الان اصلا سراغم نمیاد . یا مثلا چیزی که هنوز نیاز به کار داره تو خیلی از افراد چاق اینه که توی جمعی بحث چاقی و لاغریه نباید عکس العملی نشون داد کنجکاوی کرد و تحت تاثیر روشای جدید قرار بگیریم چون ما باورمون اینه جز ذهن خودمون هیچ روش بیرونی نمیتونه مارو دائمی لاغر کنه. باور استخون بندی درشت یه چیزی بود که خیلی سماجت میکرد تو ذهنم هی بخودم میگفتم من اضافه وزنمم کم کنم باز خیلی قلمی و ظریف نمیشم که درحال کار کردن رو این موردم. چون الان شکر خدا که جمع و جور شدم میبینم نه من خیلی بابقیه تفاوتی ندارم و داره کمرنگ میشه این باور. تا صبحم بنویسم کمه در مورد این فایل که خسته کننده میشه برای دوستان .تشکر استاد مهربان 🌷🌷🌷🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 09:34
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 484 کلمه

      سلام
      چقدر عالی تاثیر فرمولهای ذهنی رو به شکل فیلترهای رنگی که روی دوربین قرار گرفتن نشون دادین 👌👌👌👌 بارها شنیده بودم که باورها هستن که نتیجه ما رو در قسمتهای مختلف رقم میزنن و این باورها مثل عینکی هستن که به چشم مغز ما زده شدن ولی تا به حال اینقدر واضح و شفاف و دقیق اینو درک نکرده بودم دست مریزاد استاد👏👏👏
      موضوعی که خیلی نظر منو جلب کرد این بود که این فیلترها خییییییلی کوچیک بودن ولی روی کل نتیجه تاثیر داشتن فرمولهای ذهنی ما حتی از اینها هم کوچیکترن ولی واقعا چقدر تاثیر گزارن باورهای ما در موضوع چاقی به صورت ارثی بودن چاقی،چاق کننده بودن انواع غذاها و خوراکیها،علاقه شدید ما به شیرینیها ،سوخت وساز پایین ما،بیماریهایی مثل کم کاری تیرویید،کم تحرکی ،و..‌‌ بقیه فرمولها هر کدوم مثل یک فیلتر جلوی ذات و طبیعت ما که تناسب هست قرار گرفتن و موضوع جدی تر اینه که هیچ کدوم از ما فقط یه فرمول نداریم که تازه همون یه دونه نتیجه رو تغییر میده اخخخخخ که انبوهی از این فرمولها رو داریم که ترکیب اونا با هم باعث شده همچین جسمی رو خلق کنیم الان که بهش فکر میکنم با این حجم از فرمولهای اشتباه خییییییلی هم اوضاع خراب نشده و به لطف خدای مهربان این چاقی به قدری در تمام جسم تقسیم شده که باز هم درکل قابل قبوله🙏
      و کاری که لاغری با ذهن میکنه اینه که با منطقی کردن طبیعی بودن لاغری برای همه ما و شناسایی فیلترهای مختلف و شناختن اونا به عنوان یه فرمول که منجر به نتیجه چاقی شده لایه لایه اونا رو کمرنگ میکنه و از جلوی ذهن ما برمیداره و فرمولهای تناسب رو جاشون میذاره و با مثالهای مختلف ریشه اونا رو محکمتر میکنه و نتیجه هم چه بخوای چه نخوای میشه تناسب اندام🤩🤩🤩🤩
      در مثال قطار استاد گفتن حرکت دادن واگنهای سنگین به نیروی زیادتری احتیاج داره و زمان بیشتری هم میبره ولی وقتی این واگنهای سنگین راه بیفتن و توی ریل صحیح قرار بگیرن هم سرعت بالاتر میره و هم در زمان کمتری مسافت بیشتری طی میشه
      و این روند برای همه کساییکه دارن روی ذهن کار میکنن اتفاق می افته ولی در تک تک آدمها از نظر زمان و مقدار نتیجه متفاوته ولی خبر خوب اینه که “دیر وزود داره ولی سوخت وسوز نداره”🎁🎁🎁
      با گوش دادن فایلها انگار قطعه های گمشده این پازل سر جاشون قرار میگیرن و ما کم کم متوجه میشیم چرا چاقیم؟ چرا لاغر نمیشیم؟ چرا ورزش میکنیم اونم سخت اونم طولانی مدت اونم مدلهای مختلف ولی نتیجه یا کمه یا موقته یا اصلا نیست… چرا افراد لاغر همیشه لاغرن؟ چرا از همه انواع نعمتهای خوردنی مصرف میکنن بازم لاغرن؟ چرا توی یه خانواده یا فامیل اینهمه آدم چاق وجود داره ؟ هزاران چراب دیگه که به مرور جواب همه شون رو پیدا میکنیم…واقعا خیلی لذت بخشه برای خودم که مثل کشف قسمتهای مختلف یه غار میمونه که هر چی جلوتر میری زیباتر و عجیب تر میشه😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 00:28
      مدت عضویت: 331 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,180 کلمه

      سلآمممم😊امیدوارم حالتون عالیییی ،،روزاتون خوشش و در مسیر لاغری من باشید مثل همیشه🙏
      گام ب گام رسیدیم ب گام بیست وهفتم از مسیر لاغری من (فرمول های ذهنی وتاثیر چاقی)
      👣👣بریم شروع کنیم برای شرح این فایل فوق العاده 😍👌
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      تمام باورها مثل عینکی هستند ک ما بر چشمانمان زدیم ..باور – باورهاااا🤔🤔

      با دیدن و گوش کردن این فایل برای هزارمین بار ب من ثابت شد ک نقش باور در هر جنبه از زندگیم چقدر مهم و تاثیر گذار است ،باورها تشکیل دهنده ی افکار ، رفتار ، ما هستند ذهن من باور میکنه هر چیزی ک باورش باشه و این طبیعیه….پس باید پرش کنم از باورهای درست ، افکار درست ،عادتهای درست ،،،
      🔴عینک باورهای من خیلی تیره و تار بود .عینکی بود ک نمیشد ازش زیبایی ها رو دید ، نمیشد ازش لذت و آرامش رو دید ، نمیشد باهاش زندگی کردن ها رو دید .عینک باورهای من پر بود از نامیدی ، رنج ، سختی ، عذاب ، سیر بودن از زندگی ، از خودم ، از همه حتی زنده بودن ،،، عینک باورهای من علاوه بر تیره تار بودن محدود بود ، محکوم بود ،،محکوم ب چاقی
      محکوم بود ب چاقی ک تا همیشه باید با من همراه بود ، محکوم بود ب هروز و همیشه رژیم گرفتن ، محکوم بود ب همیشه ورزش کردن و نتیجه نگرفتن ، عینک باورهای من عینکی بود خودم بر چشمانم زدم و کورم کرد ..کورم کرد و ندیدم ک منم توانایی هایی دارم ، کورم کردو نذاشت بفهمم ک منم ی روزی اعتماد ب نفسی داشتم ، عینک باورهای من منو از خودم از زیبایی های خودم از قوی بودنم ، از لذت بردن از زندگی از آرامش داشتن دورم کرد…ذهنم ، جسمم ، افکارم ، باورهام همه و همه از بدو تولد متناسب بود،خودم ذهنم رو بیمار کردم بر اثر ی سری افکار ، دیده ها و شنیده ها ،لذت ها خوشی ها،،شاید اونموقع ک من داشتم برای چاقی تلاشی میکردم از نوع ناخواسته اش بازم ذهنم شاید داشته ی جوری ی جایی من رو منصرف میکرده ک ب خودم بیام چون چاقی من ی دفعه ای ، یک شبه نبوده…ووقتی ک من بی توجه بودم ذهنمم گفته من ک سعی خودم رو کردم نشد حالا ک خودش دوست داره چاق بشه من تمام تلاشمو میکنم تا من و ب خواسته ی ناخواسته ام برسونه …🔴
      من باور هایی رو در وجودم شکل دادم ک حتی کوچکترین لذت منو ب چاقی میکشوند..من باورها رو شکل دادم و با بی توجهی بباور ها دنبال حل مسئله بودم..حل مسئله ای ک خودم بوجودش اورده بودم و یادم نبود ک چ ها کردم ب خودم ….اما میرفتم یقه خدا و بقیه رو میگرفتم ک چراا من ؟؟چرا چاقی باید ارثی باشه برای من ؟؟چرا باید پرخوری چاقی من باشه ؟؟چرا بی تحرکی باید باعث چاقی من بشه ؟؟یقه خدا رو میگرفتم ک خداا مگ چیکارت کردم ک من چاقم ؟؟؟چ گناهی کردم ک چاقمم؟؟غافل ازینک هیچ کس و هیچ چیز جز خودم ، جز خوده خودم باعث و بانی ش نبوده و نیست ،،
      جالبه خدایی ک من ب ناحق یقه اش رو میگرفتم برای چاقیم ..چاقی ک اصلا دراون نقشی نداشت بازم گفت بیا بنده ی من و هدایتم کرد ب مسیری ک متوجهم کنه مقصر همه چی خودمم باید بدونم خودم همه کاره ام ..خودم این ذهن رو دست کاری کردم ..خودم تنظیمات خودکارش رو ب تنظیمات دستی ذخیره کردم…حالا باید اول یاد بگیرم ک خودمو ریست کنم…اما ریست ما با ریست گوشی ی تفاوتی داره..ریست گوشی همه چی پاک میشه مثل روز اول.اما ریست ما همه چی پاک نمیشه باید یاد بگیریم ک اون افکار و باورهای اشتباهمون رو کمرنگ و کمرنگتر کنیم ..و یاد بگیریم ک فرمول های صحیحی رو جایگزین کنیم (انشاءالله)
      من عینک باهر رنگی بزنم دنیای اطرافم رو همون رنگی میبینم در صورتی ک اطرافم این رنگی نیست و این عینک رنگی همون فرمول های چاق کننده هستندمثلا من بگم چاقی من بخاطر پر خوریه دیگ نتیجه رو رقم میزنه حتی زمان هایی ک من پر خوری نمیکنم ..و دیگ برای من فرقی نمیکنه اطرافم چ رنگیه چون من عینک رو زدم و باهمون عینک نگاه میکنم و اطرافم رو میبینم و باز تمام باورها مثل عینکی هستند ک ب چشمانمان میزنیم..
      ذهن من از خودش چیزی نداره اون توجه ب افکار من میکنه مثلا من قبل از خوردن نون هیچ باوری ندارم همین ک میخام اون نون رو بخورم پیش خودم میگم ک این نون منو چاق میکنه اینجاست ک ذهن تحلیلش میکنه و اون مقدار نون شروع میکنه منوب چاق کردن.
      خب حالا ک متوجه شدم ک فرمول های چاقی چطور بوجود میاد اول باید عینک تیره و نارم رو بردارم .و ببینم واقعیت امر اونی نیست ک تا حالا میدیدم و دیدمو از هر جنبه اززندگی تغییر بدم …در حال حاضر دید من روی افکار چاقیم هست ک آنها رو شناسایی کنم و تغییر بدم ب افکار فرمول لاغری…و این کار فقط و فقط در مسیر لاغری با ذهن امکان پذیر است.
      فرمول های چاقی من قبل از مسیر لاغری با قدرت ذهن این بود ک :::پرخورم ، بی تحرکم ، ورزش نمیکنم ، شیرینی جات ها فست فودها روغن ها همه چاق کننده اند در حالی ک هیچ مواد غذایی نقشی در چاق شدن من نداشتن و من فقط ازاستفاده از مواد غذایی باعث چاقی خودم شدم..ورزش کردن تاثیری در لاغری من نداشته بلکه ورزش حتی میتونه چاقی رو پرنگتر کنه ، وباعث چاقتر شدن بشه و حالا من یاد گرفتم ک در مقابل افکار و باورهای چاق کننده افکار و باورهای صحیحی رو جایگزین کنم و بادید بهتری ب اطرافم نگاه کنم و اززیبایی های زندگی و اطرافم لذت ببرم در حین آرامش..
      شاید در اول راه مسیر لاغری من نتیجه پرنگ نباشه و اصلا نتیجه ای کسب نکنیم اما با تمرین ، تکرار ، استمرار ، اشتیاق ، عمل ب آموزش ها و یادگیری ها و تایید حرفهای استاد در طی طول این مسیر شگفت انگیز و تک و بی نظیر با تغییر دادن فرمول و ایجاد فرمولهای درست نتیجه خیلی عالی و پرنگ و بزرگ برای ما بوجود میاد…فقط نباید نامید باشیم . چون هروز چاقی همراه ما است ، و چون کسی بهمون نمیگه داری لاغر میشی و شاید برعکسش اتفاق بیفته ک بگن چاقتر شدی من نباید خودمون رو ببازیم و نامید بشیم ک اینم نشد…ما نباید کم بیاریم و جا بزنیم اگ ی کمی دیرتر ب نتیجه رسیدیم چون باور هر کس با خوده فرد و اون ریشه بستگی داره…حتی بعضی از باورها باور کرده اند ک تواین مسیر میشه نتیجه گرفت اما خود فرد ی ک باورش باور کرده هنوز ب اون درک نرسیده و دنبال روش های رژیم وورزش میرن در حالی ک ازینجا نتیجه گرفته ان….و بنظر من این حق الناسه …چون اینجا نتیجه گرفته و ترس از برگشتن اون وزن و سایز رو داره….و دوباره میره سراغ روش های قبل ک برنگرده در حالی ک این برگشت و وزن و سایز لیاقتشه..چون داره چاقی رو برای خودش برای ذهنش پرنگ و پرنگتر میکنه.. انشاءالله ک ما جزو توبه کنندگان حقیقی باشیم دراین مسیر….
      ب امید موفقیت همگی و سپاس فراوان از شما استاد عزیز.دمتون گرم ک بااشتیاق و انگیزه برای ما وقت میگذارید..نگاه پراز عشق خدا بدرقه ی تمام مراحل موفق زندگیتون🙏😍🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 20:43
      مدت عضویت: 354 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 435 کلمه

      سلام لحظه هاتون متعالی
      فرمول های ذهنی باعث افکار و رفتار ما می شوند و در تمام جنبه های زندگی موثر هستند
      و مانند فیلترهای رنگی عمل می کنند که به حقیقت یک رنگ دیگر می بخشند و حقیقت را پشت پرده ای پنهان می کنند ما در تمام سالهای زندگیمون نااگاهانه با توجه به موضوعاتی و گفتگوی درونی با خودمون فرمولهای ذهنی زیادی درست کردیم که تمام انها باعث مشکلات و درد و رنجهایی در زندگی ما شدند دنیا زیباست سرتا سر عشق و محبت و پول و فراوانی و سلامتی و زیبایی و این یعنی درک یکتایی ولی وقتی من فقر و چاقی و دزدی و غیره میبینم یعنی دارم یک عینک اشتباهی به چشمم میزنم همون که دنیام رو کدر می کنه پر از ترس و ناامیدی و اونجا خدام میشه دوتا خدایی که هم زیباست و هم زشت ؟!و ادامه مسیر معلومه بیراهه و دورشدن از حقیقت محض ..منم سالها این فرمول رو داشتم خوردن چاق می کنه ..تکرار این حرف و شنیدنش از اطرافیان یک طرف و حرف پزشکی که گفت خانم هرچیزی از این گلو بره پایین چاق می کنه یک طرف دیگه البته که همیشه می خوردم و حتی بیشتر از نیاز اما با ترس و با شکایت و گله ….اما این اواخر یک فرمول ذهنی دیگه هم ایجاد شده بدنم استپ می کنه الان چندروزه میگم مگه زمین موقع چرخیدن استپ داره یا یک گیاه در روند تکاملش و جهان پویا و در حال حرکته چرا باید بدن من استپ کنه ؟یا اینکه من در روشهای دیگر لاغری بعد از مدتی که میرفتم روی ترازو و نتیجه خوب رو میدیم به جای شوق بیشتر بی انگیزه می شدم و انگار رسیدم خط پایان/ نمی دونم انگار خیالم راحت می شد و باز اضافه وزنم و رفتارم تغییر می کرد اینو نمی دونم چرا ؟!و الان دوست ندارم برم ترازو و از استاد میخوام راهنمایی کنند🙏منم از پزشکان یک لیست غذا دریافت می کردم که ممنوعه بود ..و وقتی به زود جلوی خودمو میگرفتم که مصرف نکنم بعد از چند روز انقدر عصبی می شدم که یهو میرفتم سر شیشه مربا و قاشق قاشق میخوردم سعی می کردم مواد غذایی ممنوعه خریداری نشه یا در یخچال قایمشون کنم جلو چشمم نباشند…اما ذهنم خیلی خوب جاشو می دونست و بهشون فکر می کرد و لذت میبرد و بزاق دهانم ترشح می شد و من سیر می شدم .

      خدا را شاکرم که هدایتم کرد به این مسیر و یک هادی خوب پا به پام هست تا به رهاایی برسم و اون روی حقیقی زندگی رو ببینم .

      اگاهی های ناب و شادی های بی دلیل و روز افزون نصیبتون 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 17:00
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,427 کلمه
      • سلاممممم خوب هستید ،😊👣👣خب بزن بریم یه آموزش دیگه باهم یاد بگیریم بریم گام بیست هفتم فرمول ها ذهنی و تاثیر آن درچاقی
        واسه شروع هرتغییری شیطان میاد دست به کار میشه چون شیطان 😈 دشمن قسم خورده انسان است و قسم خورده از هر راهی استفاده کنه واسه گمراه کردن انسان ها در هر شرایطی و دوست نداره انسان پیشرفت کنه وقتی ما شروع میکنیم به تغییر شیطان میاد با نجواها ذهنی هر دقیقه بهمون گوش زد می‌کنه که لاغر بشو اصلا نیستی تو توانایی لاغری نداری و کلی هم دلیل میاره که منصرفت کنه از این مسیر و این از کلک ها شیطان است واسه ضربه زدن به انسان ها باید اینجا ایمان بیاریم به خودمان به توانایی که داریم به خداوند ایمان بیاوریم که هیچوقت ما رو سر مسیر اشتباه قرار نمیده و ماهدایت شده خداوندیم به این مسیر و با تمام وجود ایمان بیاریم به این مسیر و شروع کننده باشیم ومطمعن باشید موفق میشد
        وحالا که شروع کردیم و باور کنیم که این مسیر بهترین روش برای رسیدن به لاغری است
        حالا باید این موانع لاغری برداریم از جلو راهمان
        حالا این موانع چی هستند همان باور ها و انتظارات و فرمول ها اشتباه ما هستند که با توجه حرفها خانواده اطرافیان رسانه دوستان در ذهن مان یه زمانی ثبت شده هستند و شده این شرایطی که الان داریم یعنی فرمول ها ذهنی که قبلا در مورد چاقی خواسته یا نخواسته در ذهن مان ثبت کردیم شده آینده ما که الان هست و تلاش ما هیچ تاثیری نداره فقط فرمول ها ذهنی هستند که آینده مارو رقم می‌زنند در مورد همه جوانب زندگی نه فقط چاقی و لاغری همچی مارو فرمول ها ذهنی مون رقم زدند. ‌. ‌‌.
        واقعیت زندگی ما این چیزهایی که الان داریم با آنها سرکله میزنیم‌نیستند‌بیکاری فقر بیماری بدشانسی سرنوشت من اینه من از خانواده فقیری به‌دنیا‌اومدم‌تااخرعمرمم‌فقیرخواهم‌موندم من چاقم من کسی دوست‌نداره این چیزها واقعیت ما نیستند اینها همه براساس فرمول هایی‌هستند که ما خودمان به‌ذهنمون‌میدیم‌ ونتیجه اشم‌میشه چیزی که انتظار‌داریم باور داریم
        شاید اینجا جاش‌نباشه‌ولی واقعا این گام خیلی من‌به‌فکر‌فرو‌برد ووقتی‌داشتم‌میدیدم‌فایل رو تو ذهن به صدا‌در‌اومد‌که چقدر‌خداوند عادل است واقعا این باجون دل پذیرفتم با این گام میدونی چرا عادل است چون به ما این همه نعمت داده بدون منت‌بعد یه نعمت فوق العاده به ما انسان ها داده که به هیچ موجود دیگه ای نداده به نام ذهن بعد توانایی به این ذهن داده بندهام هرچی باور کردن انتظار داشتن ای جهان هستی هرچی بندهام خواستن وظیفه داری براشون آماده کنی نگاه همچی‌ دست خودمون است اگه الان اون شرایط ایده آل نداریم خودمان مقصر هستیم یعنی خداوند همیشه بهترین ها برای ما میخواد ولی ما بنده ها چی از صبح تا شب چسپیدیم به ناشکری کردن پول نیست همه دزدن فلانی دیدی اون کار کرد خدا مارو نمبینه من چاقم اصلا دیگه لاغر نمیشم من خدا فراموش کرده دوستان در طول روز واقعا چندبار خداوند شکر میکنیم بابت اینکه همچی داده دست خودمون خداوند میگه تو چی میخواه بنده من فقط بگو من بهت میدم بعدش ما میایم به بنده ها خدا میخواهیم مشکلات مارو حل کنن مارو دوست داشته باشن درصورتی که ما هیچی از این قدرت درون خودمان نمی‌فهمیم دوستان بیاییم از این جعل نادانی رها کنیم خودمان رو اگه تو الان چاقی بخاطر افکار خودت است تو می‌ترسی از خوردن شیرینی میگی چاق کننده است و باور کردی قرص میخوردی میگی این فلان دکتر گفته اشتها زیاد می‌کنه ورزش نمیکنی میگی طبیعی است من چاقم شبها برنج میخوری صد بار بعدش خودت سرزنش می‌کنی اینها باورها تو است بعد میگی چرا من این همه تلاش میکنم لاغر نمیشم جهان هستی براساس باور ها و انتظارات پاسخت میده نه تلاشت برو آمریکا عمل جراحی کن باز همونی برمیگردی به همون جسم قبلا چرا چون فرمول ها ذهنی تو باید تغییر کنه تا شرایط پیرامون تو تغییر کنه
        هیچ علمی بالاتر از علم خداوند نیست خداوند خیلی مارو دوست داره که این ذهن فوق العاده برای ما خلق کرده که کل بشر با تمام امکاناتش جمع بشن نمیتونن ذره ای خلل در این روند ذهنی به وجود بیارن ما حرف همه رو که بنده ها خداوند است باور میکنیم و شدیم این شرایط الان زندگی خودمان ولی حرف خداوند باور نداریم که میگه بنده ها من به من ایمان بیاورید ایمان بیاورید نه اینکه برو مسجد بساز روزه بگیر نماز بخوان نهه اینها اعمالی است واسه آرامش خودت تو وقتی به توانایی خودت به ذهنت ایمان بیاوری ویکی من دیگه این شرایط نمی‌خوام من شرایط واقعی وجود خودم می‌خوام که شادی خوشبختی آرامش عزت نفس اندام ایده آل کار ثروت رفاه خوش اخلاقی مهربانی دوست داشتن خودت وبقیه بخشش مهر ورزی است وقتی بگی من این شرایطی که خداوند برای من آماده کرده فقط من خودم اومدیم موانعی برای خودم درست کردم و از این نعمت ها محروم شدم و الانم خودم آره خودم با ایمان به خودم به قدرت درونم که همان ایمان به خداوند است شروع میکنم به تغییر فرمول ها زندگی در همه جوانب و بعد نتیجه اش خواهم دید اول راه شاید یکم راه ناهموار سخت باشه ولی ادامه بده مطمعن باش خداوند بهترینها رو برای تو مهیا کرده و راه صحیح ادامه بده این همه سال به خودت خانوادت خدای خودت ظلم کردی چون خداوند درست نشناختی چون خودت قدرت خودت نشناختی و چشمت فقط شرایطتت دید شیطانم بیکار نموند وشروع کرد شرایط برای تو سخت کردن و گمراه شدی ولی الان دیگه فهمیدی راهکار چیه حرکت کن حتی اگه یکماه از عمران باقی مونده باشه در مسیر صحیح حرکت کنی لذتی میبری که در طول عمرت حسرت یک ثانیه اش میخوردی
        اگه تا الان نتونستی لاغر بشی چون فرمول ها ذهنت اشتباه بوده فرمول ها تغییر بده آرام آرام تغییراتت شروع میشه نتیجه یه شبه دو شبه نخواه چون الان دیگه فهمیدی عجله کردن کلک شیطان است راه سخت نشان دادن کلک شیطان است گول نخوریم بیاییم تغییر کنیم خداوند مارو هدایت کرده شک نکنید موفق خواهید شد فقط انتخاب کنید راه صحیح رو آموزش ببینید تمرین کنید و این عینک چاقی رو از روچشماتان بردارید واقعیت وجود خودتان ببینید واقعیت وجود طبیعی خودتان رو ببنید ایما آوردن به خداوند یعنی شکر نعمت ها خداوند وسکر نعمت ها خداوند یعنی درست استفاده کردن از نعمت ها خداوند
        هیچ مواد غذایی قرص ورزش دمنوش باشگاهی عمل جراحی مارو لاغر نمیکنه چون اصلا اینها مارو چاق نکردن که لاغر کنن همچین برمیگرده به خودمان و فرمول ها ذهنی خودمان دوستداری همچی به شکل ایده‌آل تغییر کنه اول خودت نگرشت فرمول ها ذهنت باورهای انتظارات تغییر بده بعد خیلی راحت آسان بدون یذرع سختی همچی ایده‌آل میشه ،🤗🙂😊😌‌ببخشید اگه زیاد حرف زدم خواستم تاکید کنم همه این شرایط جسمی روحی مالی عاطفی رابطه خودمان با خانواده دوستان خداوند همش نعشت گرفته از فرمول های است که خودمان در ذهن مان ثبت کردیم و تنها کسی هم که می‌تونه شرایط الان مارو تغییر بده خودمان هستیم فقط کافیه تو باورهات افکارت فرمولهات تغییر بدی دیگه بقیش به طور سیستم حله اصلا حل شده حسابش کن چون سیستم خداوند واسه همه افراد یکسان عمل می‌کنه و هر آنچه بخواهی‌خداوند‌بهت میده فقط‌نهه‌بگی من لاغری میخام ولی تو ذهنت از غذا خوردن بترسی از قرص خوردن بترسی از ورزش نکردن بترسی بگی من چاق میشم اینجوری چاق میمونی چون خداوند خالف وعده عمل نمیکنه هرآنچه باور تواست آیندت میسازه پس اول فرمول اشتباه ذهنت تغییر بده بقیش بسپار به جهان هستی واست جوری اندامت رقم بزنه که تو خوابم نبینی
        تشکر از استاد عزیزم بابت این همه آگاهی خوب واقعا از شما ممنونم که مارو آگاه میکنید به این همه نعمت خداوند مث این میمونه یک نابینا شفا دادین من که به شما میگم استاد خلق معجزها متشکر از همه دوستان نازنینم در این مسیر فوق العاده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/10/25 03:13
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      وقت بخیر عزیزان
      من که چند وقتی هست که در این مسیر هستم از اول هم باور کرده بودم وقتی که با فایلهای رایگان آشنا شدم قبل از اینکه گوش بدم نمی دونم چرا باور کرده بودم که این همون راهیه که می خوام و می تونه منو به هدفم برسونه
      تمام این فیلترهای ذهنیم بر طرف شدن خدا رو شکر با همون رایگان من ۶ پوند کم کردم تو سه ماه که قبلا باید خودم و می کشتم برای این کم شدن
      و در اصل این فرمولها نتیجه و رقم می زنه نه اون تلاشی که ما می کنیم و به جسم فشار میاریم
      این مثال حرف دکتر منو یاد خالم انداخت که یادمه ما بچه بودیم مامانم اینا که حرف می زدن می گفتن چون خالم کورتون می خوره ،کورتون آدم و چاق می کنه و…. و من همیشه اینو یادم بود
      پس جهان بر اساس فرمولهای ذهنی هر فردی براش عمل می کنهذو برنامه ریزی می کنه مسیرش و

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/21 12:54
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      فرمولهای ذهنی وتاثیر آن در نه تنها در چاقی بلکه در تمام زندگی ما نقش پیدا میکنه مثلا وقتی من مسولیت چاقی خودم را نپذیرم وچاقی را مربوط به دنیای بیرون از خودم بدونم صد در صد مسولیت های دیگه مثل روابط فقر بیکاری وغیره را هم در مورد خودم نمیپذیرم از وقتی میثاق نامه را هروروز تکرار میکنم این مسولیت چاقی را کاملا پذیرفتم ودر کنارش مسولیت تمام کارها ورفتارهای خودم را نیز پذیرفتم باور های اشتباه همان عینک های رنگی هستند که وقتی به چشم میزنبم دنیای اطراف ما هم طبق رنگ آنها غیر واقعی میشود باید برای واقعی ودرست شدن دنیامون این عینک های رنگی را برداریم در واقع باورهای درست را که آموزش میبینم جایگزین باورهای اشتباه کنیم تا دنیای درون وبیرون ما واقعی شود با سپاس از استاد عزیزمون ودوستان متناسبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/12 17:27
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 497 کلمه


      با سلام
      چقدر عالی وفوق العاده الان تازه متوجه حرف اون بزرگوار میشم که میگفت اگه شما بگید شب درست میگید واگه من بگم روز منم درست میگم مهم دیدگاه ماست که از جنبه ای میبینیم دنیارو همه درست میگن چون فیلتری که به چشم ذهنشون دارن همه چیز معنی دار میکنه حدود ۱۵ سال قبل دکتری به من قرصی داد برای افسردگی وبهم گفت که حسابی ورزش کن که چاقت نکنه ومن بسیار چاق شدم حتی با وجود ورزش های سخت ویک ماه پیش که رفتم پیش دکتری برای هورمونم هام دکتر گفت این قرص چاقت میکنه میخوای ندم وروش دیگری برای بهبودت انجام بدیم ومن با اطمینان گفتم نه شما نگران نباشید من مراقبم وقتی با خودم ار مطب اومدم بیرون با اطمینان به خودم گفتم هیچ قرص ودارویی من رو چاق نمیتونه بکنه تنها پرخوری وخوردن درحالی که گرسنه نباشم من رو چاق میکنه وقرص به این ریزی حتی در سی سال توان افزایش یک کیلو چربی را هم دربدن من نداره چون اصلا چربی نداره وکلی خندیدم که چطور دکتر مملکتم با باورهای غلط شست وشو مغزی داده شده 🤣🤣ذهن من باور میکنه هر چیزی که باورش باشه واین طبیعیه پس من پرش میکنم ار باورهای درست ورفتارهای درست وعادت های درست به طبع آن یه چیزی بگم خدا خیلی خیلی دوستمون داره یعنی من که عاشقش ومطمینم بقیه کسانی رو هم که هدایت شدن به اینجارو هم همین طور حالا چرا چون آدم های بسیار کمی زندگی میکنن واقعا دو روز پیش جایی بودم وبه عین دیدم که ۹۵ درصد آدم های جمع زندگی نمیکردن فقط زنده بودن ووقت گذرونی میکردن کاری که منم قبلا همین طوری بودم همه از گرفتاری ها ومشکلات حرف میزدن همه از چاقی ودردسراش همه از عذابی که از رژیم وورزش های سخت از کارشون که چقدر سخته وحقشون داده نمیشه واز همه مهم تر از فرسایش روحشون در دوران کرونا برام خیلی جالب بود من در دوران کرونا مخصوصا این ۴ماه به حدی بهم خوش گذشت وطعم زندگیرو با تمام وجودم چشیدم که بعضی وقتا میترسم کرونا بره وخوشی وراحتیم بره😂😂البته اینکه شوخی بود چون ترس بیمعنیه من کرونا هم که بره دیگه بلدم چطور زندگی کنم ولذت ببرم بلدم چطور برای خودم وقت بگذارم بلدم چطور برای خودم ارزش قائل بشم وکلی چیز فوق العاده دیگه که جلوی رومه من قرنطینه رو به فرصت تبدیل کردم فرصت ساختن خودم فرصت آموزش ویادگیری فرصت خودسازی وحتی انسان قوی تر زیبا تر ومتناسب تری شدم اکثر آدمهای اون جمع میگفتن که ازوقتی قرنطینه شده چاق تر شدن ووقتشون همش به بطالت میگذرونن با فیلم وتخمه وهله هوله وآشپزی ولی من دراعماق وجودم بسیار خوشحال بودم که من از تک تک لحظاتم استفاده کردم من هر روز با خواندن میثاق نامه تک تک کلمات روی روحم حک میکنم وروی دیوار جسمم مینویسم ونقاشی میکنم وهر روزم متفاوت از روزدیگه شده وهرروز خداوند مهربان منرو بیشتر از قبل ار نعمات وبرکاتش منتفع میکنه شکر خدای مهربان ودوست داشتنی خودمو بابت همه چیزایی که به من عطا کرده وخواهد کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/30 21:37
      مدت عضویت: 491 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      فایل “تاثیر فرمولهای ذهنی در چاقی “:

      در طول این مدتی که در این دوره شرکت کرده ام ،کاملا واضح و مبرهن است که محتوا و فرمولهای ذهنی من که از اموزشها ی دوره تاکنون کسب کرده ام ، کاملاً با خود گذشته خودم ،متفاوت است.

      اينقدر این فایل کامل و جامع بود که من بیشتر نميتونم راجع بهش بنویسم. نشان دادن فیلترهای ابی و قرمز بسیار بجا و مناسب بود. 🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/29 01:00
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,055 کلمه

      من هم گام به گام به سمت خلق رویام قدم بر میدارم و زندگی جدیدی رو تجربه میکنم و اصلا برام مهم نیست چقدر تا ایده ال شدن فاصله دارم.

      وقتی من میخوام از جایی که هستم به جایی که میخوام حرکت کنم شیطان اون رو خیلی بزرگ میکنه ولی نباید من تسلیم و نااامید بشم چون چند سال پیش من در شرایط ایده ال خودم بودم و از دستش دادم و حالا دوباره به دستش میارم با پشتکار و تعهد و آموزش و علاقه
      اتفاقا دیشب خونه ی مامانم بودم و از اطرافیانم شنیدم که خیلی لاغرتر شدم و دیگه بسه رژیم ولی من دقیقا مثل الان شما استاد که داخل فایل خندیدین ،خنده ای خیلی شیرین داشتم که من رژیم نیستم اخه هر چی که بخوام میخورم فست فود میخورم کلوچه میخورم شیرینی مخصوص خودم رو میخورم و چیپس و پفک میخورم و برای یه لحظه به قدرت ذهنم داشتم فکر میکردم که ما انسانها عجب قدرتی داریم خدا رو شکر و چقدر عالی که در این مسیرم و واقعا هر چی که خواستم خوردم و فعالیت خاصی هم حتی یه پیاده روی ساده هم نداشتم و متناسب تر هم شدم و مرور این افکار باعث شد که ایمانم به این روش بیشتر بشه .
      اصلا دلایل اصافه وزن شما مهم نیست مهم اینه که ذهن شما در این مسیر قرار بگیره و باور کنید که میشه با قدرت ذهن لاعر شد .
      وبرای باور پذیرتر شدن این که ما میتونیم از این روش لاغر بشیم مشاهده ی اندام متناسب دوستانی هست که نتیجه گرفتن و استاد عزیز که در این مسیر هست و هر دفعه که فایل و لایو میزارن با چند وقت قبل خودش بسیار تفاوت واضح و قابل لمسی در جسمشون و چهره ی ایشون پیدا هست .
      من هم بارها رژیم سخت و ورزش سخت داشتم وخیلی عالی تا ۳۵ کیلو و بیشتر هم کم کردم اما متاسفانه دوباره برگشته وحالا میفهمم که نتیجه رو سعی و تلاش من در نخوردن ومحدویتهای غذایی و فعالیتهای ورزشی سنگین من رقم نمیزده نتیجه رو ذهن چاق من رقم میزده که مملو از فرمولها و تصاویر چاقی بوده و من رو چاق میکرده .
      مثال :
      من عینکی با هر رنگی بزنم دنیای اطرافم رو همون رنگی میبینم در صورتی که واقعیت اطرافم این رنگی نیست و این عینکهای رنگی همون فرمولهای ذهنی من هستن مثلا من بگم چاقی من ارثی هست دیگه نتیجه رو این فرمول رقم میزنه و کاری ندارم اطراف من چه رنگی هست من دیگه عینک رو به چشمام زدم و با همون عینک نگاه میکنم و اطرافم رو میبینم
      پس تمام باورها مثل عینکی هستن که ما بر چشمان خودمون میزنیم به فرض من بگم من اب هم بخورم چاق میشم دیگه مهم نیست چقدر نمیخورم یا میخورم من به راحتی چاق میشم حتی اگه اب بخورم .
      فرمول ذهنی کاری نداره واقعیت چی هست ما با اون فرمولهای ذهنی زندگی میکنیم و نتیجه رو میبینم.
      من اگه فرمولهای ذهنی رو تغییر بدم دیگه اون عینک چاقی رو از روی ذهنم برداشتم و ذهنم لاغری رو میبینه و به سمت متناسب شدن حرکت میکنه و اون واقعیت رو میبینه
      پس ما به خاطر اون فرمولهای ذهنی بوده که با وجود تلاشهای زیاد اما موفق نشدیم و شکست خوردیم و دوباره چاق شدیم .
      در آدم های چاق فرمولهای چاقی هست که نتیجه رو رقم میزنه که همون چاقی بیشتر هست
      فرمولهای ذهنی که من قبلا در ذهنم داشتم نمیزاشت رژیم و ورزش جواب بده و نتیجه با اون همه تلاش برای من در اون زمان چاقی بیشتر بود.
      وقتی من با عینک آبی به چشمم دنیا رو نگاه کنم همه جا ابی میشه و دقیقا این عینک ابی همون فرمولها و تصاویر چاق کننده در ذهن ما هست و نتیجه اصلا به اون شکل که ما میخواستیم نمیشد و ما خسته میشدیم و این فرمولها از کودکی و از اطرافیان و جامعه و پزشکان و ..به ما داده میشد و من خودم از اون دسته افرادی بودم که بسیار عالی رزیم و ورزش رو داشتم در کنار هم اجرا میکردم و ۳۵ کیلویی هم کم کردم و در ماه های اخر رژیمم که مجبور به دادن ازمایشی شدم و متو جه شدم دو مشکل دارم هم کم کاری تیرویید و هم یه مشکل هورمونیه دیگه دارم که متاسفانه هم پزشکم و هم اطرافیانم میگفتن وای خیلی سخته که تو لاغر بشی و تازه میگفتن با مصرف این داروها تو چاقتر هم میشی و من هم ترس و نگرانی از چاقتر شدن داشتم و بیشتر تلاش میکردم و رژیم و ورزش رو سختتر میکردم اما نتیجه بر عکس چاقی بیشتر شد برای من و اصلا انگار منی نبودم که تا یه هفته پیش لاعر و متناسب بودم و تازه کاهش وزنم داشتم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه کمتر میگرفتم و اونجا بوده که به خاطر حرف پزشکان عزیزم فرمو لهای ذهنی من تغییر کرده . و باورهای من تغییر کرده بود که طبیعی من چاق بشم .
      و من باید فرمولهای غلط رو شناسایی کنم و به جای اونها فرمولهای صحیح رو جایگزین کنم
      مثلا:لاغر شدن خیلی سخت و رنج آور هست (باور غلط)لاعر شدن آسانترین کار دنیا هست (باور درست ) و من مثال میارم برای این باور که بپدیرم مثل نفس کشیدن و پلک زدن مثل سلولسازی و گردش خوون و رشد مو و رشد ناخن و …. به همین راحتی در جسم من لاعری اتفاق میفته .

      فرمولهای ذهنی باید درست باشه و این باعث میشه نتیجه از تلاش بیشتر باشه .

      شاید در اول راه تناسب فکری نتیجه پر ررنگ نباشه ولی در طول مسیر با تغییر کردن فرمولها و ایجاد فرمولهای درست نتیجه خیلی عالی و پرررنگ و بزرگ میشه .
      طریقه ی فرمول سازی صحیح این هست که حرفهای استاد رو درک و تایید کنیم و برای اون حرفها مثال پیدا کنیم و مثال بزنیم .

      (لاعر شدن خیلی اسان و راحت هست ) و درون من با این حرف هماهنگ هست و میپدیره و میگه آفرین ادامه بده و تو میتونی تغییر کنی و این همون ایمان به توانایی خودم هست که میتونم تغییر کنم و خدا من رو حمایت و هدایت میکنه .

      .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/06 16:30
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      باعرض سلام خدمت استادخوبم ودوستان متناسبم ،واقعا اینذهن انسانوفرمولهای ذهنی چظه قدرتی دارن من تاقبل از این اطلاعی ازشوننداشتم وتازه می فهممم خیلی از چیزهایی که توی دورانتحصیل توی درس بینش اسلامی می گفتن انسان مختار آفریده شده وتفاوتش باحیوان درقدرتاختیارشه بعداز طرفی دیگه می گفتن اگه این کارو بکنی و..در قیامت باید جوابگو باشی و خیلی چیزهای دیگه ای که من بشخصه از ترس دست از پا خلاف کردن همیشه محدویت رو حس می کردم واگه یه ذره چیزهای بیشتری رو دوست داشتم ومی خواستم احساس گناه می کردم چون اطرافیانم من رو زیاده خواه عنوان می کردن وچیزه بدیه پس باید توقعمون روپایین نگه می داشتم وخیلی چیزهای دیگه درطول زندگیم اشباه دریافتشون کرده بودم به قولی عینک دودی چشم گذاشته بودم واونجوری دنیا پیرامونم رو میدیدم وقضاوت می کردم ولی الان خوشحالم که اون عینک رو از چشمم برداشتم ودارم کم کم دنیای بیرون رو اونجوری که خدا خلق کرده وباید باشه رو کم کم بهتر می بینم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/04 14:59
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام
      خدای مهربان این همه زیبایی به ماداده ولی مابا فیلترهایی که روچشممون میذاریمدنمیتونیم خوبی هارو درک کنیم همیشه میخواستم بدبین باشم به همه اطرافیانم پرتوقع باشم وانگار دوست نداشتم خوبیهای آدمارو ببینم تا اینکه با استاد آشند شدم ویاد گرفتم که باید جور دیگه ای به آدمها نگاه کنم وبه خودم دیگه دنیا روبه یه شکل دیگه میبینم سعی میکنم افکار بد رو پس بزنم وفقط افکار مثبت داشته باشم تا آرامشم روحفظ کنم عینک چاقی رو هم از صورتم برداشتم و تونستم خیلی مثبت به لاغری نگاه کنم والان میبینم که من باسیر تکامل وبدون عجله وبا خوردن غذای موردنیازم میتونم متناسب بشم
      خدایا شکرت که من رابه مسیر درست هدایت کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/23 00:00
      مدت عضویت: 703 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 650 کلمه

      به نام خدای مهربان
      استاد عزیز و دوستان پرانرژی سلام
      اولا از استاد عزیز تشکر میکنم که دوره را تکرار می کنند من در دوره ی تکرا خیلی چیزهای جدید و عالی یاد گرفتم که انگار در دوره ی اصلی اصلا نفهمیده بودم و متوجه شون نشده بودم و این خیلی خوب و لذتبخبشه.
      و ثانیا مثال دوربین و فیلتر چقدر مثال زیبا و تأثیرگذاری بود واقعا عجیبه که ی فیلتر به این کوچیکی می تونه نتیجه ی به اون بزرگی و زیبایی را تحت تاثیر خودش قرار بده و نتیجه را اونطور که خودش می خواد زشت و نازیبا و خسته کننده و غیر قابل تحمل جلوه بده!!!!
      خیلی آگاهی دهنده بود من خیلی به فکر فرو رفتم که چقدر فرمول های ذهنی می تونن نقش مثبت یا منفی در زندگی ما داشته باشن یادم اومد چندین سال پیش که من رژیم سختی گرفتم و کلا اضافه وزنم را کامل کم کردم و خیلی متناسب و خوش اندام شدم ولی بخاطر سوء تغذیه به بیماری های زیادی از جمله افسردگی شدید مبتلا شدم و مجبور شدم به روانپزشک مراجعه کنم،به من گفتن شش ماه باید دارو بخوری و خودت را تقویت کنی و من شروع کردم به مصرف داروهای آرامبخش ولی نه شش ماه بلکه چندین سال،و دقیقا یادم هست که هر کدوم از دوستان یا فامیل که منو می دید می گفت:آخی چاره ای نداری باید داروهای ضد افسردگی بخوری ولی این داروها خیلی چاق کنندن( لازم به ذکره که من با شروع دوره و تغییر باورها و فرمول های غلط ذهنی و بدست آوردن آرامش و احساس های خوب به مرور داروهام را قطع کردم دیگه مصرف نمی کنم و این را مرهون سخنان آرامش بخش و امیدوار کننده ی استاد عزیز می دونم و ازشون بینهایت سپاسگزارم)
      و من با شنیدن مکرر این حرفها و از طرفی هم که ناچار بودم دارو مصرف کنم به مرور چاق و چاق و چاقتر شدم تا جایی که دو برابر وزنی که کم کرده بودم دوباره اضافه شد و نه تنها نتیجه ی اون همه سختی ثابت نموند بلکه وضع خیلی بدتر هم شد . من بشدت پرخوری میکردم و با این بهانه که داروها مرا چاقتر کرده پرخوری و عادات بد غذایی م را برای خودم توجیه میکردم تا مورد انتقاد و سرزنش قرار نگیرم.
      الان که استاد گفتن یک فرمول غلط می تونه کل نتیجه را به ضرر ما تغییر بده برام کاملا ملموس بود.شاید اگر کسی نمی گفت داروها چاق کننده س من تونسته بودم وزنم را در اون شرایط حفظ کنم.
      این باور اشتباه چه بلایی سر زندگی من آورد و ایکاش یاد بگیریم که در مورد هر موضوعی اظهار نظر نکنیم🙏
      هر روز بارها و بارها خدا را شکر میکنم که مرا به این مسیر عالی هدایت کرد و من آگاهی های زیاد و ارزشمندی بدست آوردم و حالا گام به گام با این روش پیش میرم و با آموزش های عالی باورهای غلط ذهنی م را تغییر میدم و به لطف خدا نتایج عالی و زیادی بدست آوردم که اطرافیانم هم متوجه تغییر خلق و خوی من شدن و دائم بهم میگن چقدر آروم شدی و حتی از اینکه در این شرایط سخت کرونا اصلا استرس ندارم و نگران نیستم و همش سعی میکنم انرژی مثبت بدم، خیلی تعجب می کنن و این خیلی خوشحالم میکنه و ایمان و اشتیاقم برای ادامه مسیر تا رسیدن به تناسب اندام که هدف اصلی دوره هست بیشتر و بیشتر میشه.گر چه شیطان دشمن قسم خورده ی همیشه حضور داره و با وسوسه هاش سعی میکنه رسیدن به هدف را خیلی دور نشون بده و ما را مأیوس و دلسرد و ناامید کنه و گاهی هم تا حدودی موفق میشه ولی همین که با استاد همراه هستیم و با صحبت های دلگرم کننده شون امید و انرژی مجدد در دل ما ایجاد میکنن جای خوشحالی و شکر بینهایت داره….
      خدایا شکرت🙏 خدایا شکرت🙏 خدایا شکرت🙏
      امیدوارم بزودی بتونم با متناسب شدن زحمات استاد عزیز را تا حدودی جبران کنم.
      به امید آن روز و روزهای زیبای آینده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/22 12:44
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 195 کلمه

      با سلام
      فرمولهای غلط ذهنی همون فیلترهای اشتباه روی ذهن ما هستن که در این مدت که در دوره بودم تونستم این فیلترهای غلط مثل ارثی بودن و کم تحرکی و…. خیلی باورهای غلط دیگه رو پاک کنم و در مسیر تناسب اندام قرار بگیرم البته باور تونستن به مرور در ذهن ما شکل می گیره من که هنوزم با این حال که دارم لاغر شدنم رو می بینم بازم این مورد که تا آخرش موفقم در ذهنم هنوز قدرت فوق العاده ای که دوست دارم پیدا نکرده اما از روزهای اول دوره بی نهایت قویتر شده و خب فکر می کنم این هم زمان می بره. الان باید یاد بگیرم فیلتر اینکه سالها خودم رو یک فرد چاق دیدم و دوست نداشتم از ذهنم پاک کنم و از حالای خودم لذت ببرم . استاد فایلهای مختلفی رو درباره این موضوع گذاشتین و من دارم سعی می کنم این برچسب غلط رو از روی ذهنم بردارم همش فیلتر های غلط و البته که باور دارم می تونم این فیلتر رو هم تبدیل به فیلتر طبیعی اینکه من زیبا و خوش اندامم و پر از توانایی کنم و بی چون و چرا خودم رو دوست داشته باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/16 17:30
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      روز چهل و نهم تکرار :
      فرمول ذهنی..
      در فیلم دیدیم که فیلتر به اون کوچیکی، کل نتیجه رو تغییر داد و تمام صحنه رنگش عوض شد… در مورد ذهن هم فرمول های کلی، همینطور عمل می‌کنند و در کل زندگی ما تاثیر خودشون رو میگذارند.
      تغییر فرمول ها باعث میشه نتیجه ی کل زندگی ما تغییر کنه و اون فیلتر کنار میره و چیزی که باید از اول میدیدیم، خودش رو نشون میده و با تلاشی کمتر از قبل نتیجه ای که سالها به دست نمی اومد، به راحتی به دست میاد.
      من بعد از شرکت در دوره ی لاغری با ذهن ،به وضوح میتونم ببینم که چه حرف ها، افکار و باورهایی دارم که برای مسیر قبلی یعنی چاقی هستند و گاهی اوقات میشنوم از بقیه و میگم مگه نمیدونند که این حرف ها درست نیست و واقیعت نداره و میدونم که این تغییرات من به خاطر تغییر فرمول ها و باورهای من هستش و دیگران تغییری نکردند.
      گوش دادن به فایل ها برای من مثل قدم زدن زیر بارون در یک جنگل سبز و پر از درخت میمونه و به همون اندازه یا بیشتر لذت میبرم و خداروشکر میکنم که به این راحتی و خیلی لذت بخش دارم لاغر میشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/30 05:58
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      سلام و درود , استاد ارجمند & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز چهل و نهم تكرار , موزيك فايل صبحگاهى خيلى جالب بود🎵🎶🎼
      فايل تصويرى – صوتى , 🟣 فرمول هاى ذهنى و تاثير در چاقى ,
      من به قدرت شگفت انگيز ذهن در لاغرى باور دارم , و به لطف خداوند مهربان , در اين مسير با وجود ذهن منفى بافم , دارم ادامه مى دم . طبيعت اين فايل , خيلى زيبا بود , و با ديدن لنزهاى آبى و قرمز كه مانع از رنگ طبيعى تصوير مى شد , ياد گفته ى سهراب سپهرى افتادم كه مى گفت ,
      ” چشمها را بايد شست , جور ديگر بايد ديد ”
      به لطف خداوند مهربان , من هم در اين مسير , فرمول هاى اشتباه ذهنى م رو , با فرمولهاى درست و صحيح , كمرنگ تر مى كنم و زندگى م رو با ذهنى نو , زيباتر از هميشه مى سازم و مى بينم . در واقع من هم در ذهنم فرمول هاى اشتباه زياد ى دارم , حرفايى كه از خانواده و حتى از ديگران , از فرهنگ , از جامعه اى كه در اون زندگى مى كنيم , شنيده ام . تمام اين شنيده ها در ذهن من جاى گرفت , بعضيا رو باور كردم و بعضيارو هم , نه .
      اما خوشحال و سپاسگزارم كه در اين مسير , فرمول هاى ذهنى اشتباهم , يواش يواش پاكسازى مى شه و من تغيير مى كنم , خداروشكر و سپاس , خوشحالم كه مجبور نيستم سالهاى سال با افكار و باورهاى اشتباهم زندگى كنم , و خوشحالم كه با تغيير فرمول هاى ذهنى اشتباه , درهاى خوشبختى يكى يكى به زندگيم باز مى شه و من مجبور نيستم كه سالها بخاطرِ فرمول هاى ذهنى اشتباهم با اضافه وزن و چاقى و ترس از بيماريها زندگى كنم . لاغر شدن حق طبيعى من هست , و خداوند مهربان به من هديه داده , اما ذهن منفى بافم من رو از مسير اصلى لاغرى طبيعى م منحرف كرد و من به سمتِ مسير چاقى و اضافه وزن رفتم , اما الان تصميم دارم و هدايت شدم كه دوباره به مسير اصلى زندگيم باز گردم , خدايا شكرت , اين معجزه اى در زندگيم بود . برام خيلى جالبه كه وقتى لاغر بودم , واقعا به كلماتى مثِ اضافه وزن , چاقى , چاق شدن , حتى فكر هم نمى كردم , حتى از خانواده و اطرافيانم هم نشنيده بودم , اما وقتى بزرگتر شدم , اين حرفا كم كم در ميون مردم رايح شد , من فكر مى كنم كه نگرانى ها ى خانوادگى , نداشتن شادى و احساس خوب هم زمينه ساز چاقى و اضافه وزن است . وقتى آدم شاده , و احساس خوبى داره , همه چى رو خوب و بهتر مى بينه , وقتى هم حال مون خوب نيس و احساس بد داريم , حتى حوصله ى خودمون رو هم نداريم , تا چه برسه به ديگرى .
      من باور دارم كه شادى و احساس خوب زيربناى لاغرى ست و بايد مراقب حربه هاى ذهن منفى بافم باشم و در مسير اصلى زندگى م باشم . حال خوب , احساس خوب , اتفاقات خوب , آرامش , شادى از خداوند است , و نگرانى از شيطان است . من در زندگيم در حالى كه داشتم , كار درست رو انجام مى دادم , اما متاسفانه تحت تاثير حرفاى ديگران قرار مى گرفتم , و بعد از اون احساس بد و احساس گناه .
      موارد زيادى پيش اومده كه حرفاى ديگران رو پذيرفتم و در اون لحظه با خودم نينديشيدم كه خب ممكنه اون فرد اشتباه بگه , در حالى كه من داشتم , كار درست رو انجام مى دادم . من هر روز , اميدوارانه تَر به زندگى در اين مسير سرسبز ادامه مى دم .😍
      با تشكر فراوان , شاد و اميدوار باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/27 02:12
      مدت عضویت: 554 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      تقریبا جواب تمام سوالاتم طی این همه سال زندگی کردنم الان از این فایل گرفتم !
      واقعا جالب بود خیلی ساده و راحت !بارها در مورد این موضوع شنیده بودم از افراد دیگه کلی فایلهای دیگه اما اینقدر به وضوح برام روشن نشده بود !هیچ وقت درک نمیکردم همیشه از زمین و زمان شاکی بودم ،دم از بی عدالتی خدا میزدم شاکی بودم غافل از اینکه دنیای هرکسی رو فرمول های ذهنی خودش باور های خودش میسازه !نه شانس نه بی عدالتی ، نه بد بودن خدا
      بلکه فقط خودمونیم که انتخاب میکنیم که جهان چی رو به ما نشون بده ما به چی توجه میکنیم …چه خواسته ای داریم چه باوری داریم !
      و در کنار دورهزندگی با طعم خدا وقتی این فایل هارم گوش میکنم برام خیلی واضح تر میشه موضوع هم دوره امتداد مسیر کمک میکنه برای فهم بهتره زندگی با طعم خدا و دوره زندگی با طعم خدا هم فهم لاغری با ذهن رو برام بهتر میکنه استاد واقعا ممنونم از توضیحات و فایل های بسیار عالی که انقدر واضح و روشن مسیر و نشون میده و همه چیو خیلی ساده میکنه🌹🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/23 01:48
      مدت عضویت: 592 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      سلام

      هر عینکی بزنی همون جور دنیا رو میبنی هر چی انتطار داشته باشی همون میشه هر طعمی رو سفارش بدی همون رو دریافت مکنی تمام اینها همون انتخاب ما در زندگیس هر انتخابی رو داشته باشم همون برام ارسال میشه مثالهای شیرین وساده ک اصل موصوع رو روشن میکنه.
      اگه از دید یک چاق ب دنیا نگا کنیم همون انتطار ک یگ فرد چاق داره براش رخ بده رخ میده. اگه از دید یک ادم لاغر ببینیم اوصاع تغییر مکنه وفتی میرم بیاده روی گاهی وقتا شبیه اون عکسی ک روی کمدم زدم یک دخدر خانم متناسب ک با اعتماد بهنفس نگاهی حذابی داره سعی مکنم اونجوری نگا کنم یهو میبنم شونهام صاف فدم هام محکم تر و حالتم رو رو عوص مکنم خیلی برام خوشایند هست بااعتماد بنفس نگا کردن تو چشم دیگران سلام کردن راه رفتن خندیدن انفدر برام لذت بخشه این همون عینک لاغریه ک ب چشمم ردم. اگه یه لحطه حواسم پرت بشه میبنم دوباره شونهام افتاده و برور راه میرم خخ. دوست دارم از اون دید دبد متناسب بودن ب دنیا نگا کنم خیلی عالیه و اون حسو دوست دارم…
      برادرم مریص شده بود و دکتر یکسری فرص بهش داد برادرم کلا هیچ وقت چاق نمیشد و خودشم و ما باورمون این بود ک اون چاق نمیشه چون اندام فیت و ورزشکار عاالی داشت بعد از دوهفته استفاده از فرص ک دکترش گفت ممکنه کمی چاق بشی و عوارض خاصی نداره اون هم شکم در اورد من ک اون موقه تو دوره بودم دقیقا فهمیدم الان ابن باور رو وارد ذهنش مکنه وچاق میشه خیلی سعی کردم بهش بفهمونم ک این رو باور نکنه یکم شکم در اورد و الان طبق باورش دوروز بره ورزش باشگا ابش مکنه والان بخاطر کارش و درسش هفته ای یکبار میتونه بره باشگاه ولی شکمش داره دوباره اب میشه این هم باور خوب ش بود ک پاش ب باشگا برسه لاغر میشه. مادرم ک دکترش ک در ابران بود بهش گفته بود تو ترویید داریو هیچ وقت هیچ وقت لاغر نمیشی اونم باورس کرده و میدونه م اصلا لاغر نمیشه و طی چن وفت ک کمی لاغر شده غود میگفت من دوباره جاق میشم چون تروید دارم واین باورش هست چون ب دکتر اعتناد کرده و من نمتونم باورشو عوص کنم و راحتش میزارم.
      یک باور اشتبا دیگه ک در فامیل نا هست کسی ک لاغره حتنا یک مشکلی تو زندگبش داره یا قصه مبخوره و کسی ک تپله ینی داره بهش خوش مبگزره. وفتی کمی وزن کم مکردم دیگران فک مکردن من چ مشکلی دارم و ج قصه ای خوردم ک انقد لاغر شدم این فکر اطرافیانم هست و میدونم وفتی من لاغر بشم همه فک مکنن ابنجوریه ولی من ترس اینو گزاشتم کنار من برای خودم زندگی میکنم و شاد شاد شادم و اززندگیم دارم لذت میبرم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 11:21
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      به نام خدا
      سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی
      روز به روز بر باورهای صحیح من اضافه میشه چه فایل جالبی بود مثال فیلترها باعث شد که این مثال به راحتی در ذهنم فرو بره من تک تک این باورها که مثل عینک بروی صورتم گذاشته شده برمیدارم و تمام باورهای صحیح رو جایگزین این باورها میکنم وقتی که این عینک رو بردارم متناسب شدن خیلی ساده و روشن و اسون اتفاق میفته و خود به خود متناسب میشم مشکل من اینه که سالها باورهای اشتباه و مخرب رو در ذهنم کنجاندم به همین دلیل هر کاری میکردم متناسب نمیشدم و اکه هم میشدم سریع به حالت اولش برمیگشت چقدر اسونه وقتی اصول متناسب شدن رو یاد بگیری همین جور که خیلی اسون اصول چاق شدن رو یاد کرفتیم و خود به خود چاق شدیم باید اصول متناسب شدن رو یاد بگیریم و خود به خود متناسب بشیم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 16:03
      مدت عضویت: 659 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 151 کلمه

      سلام و روز بخیر به تمام دوستان عزیز ، استاد خیلی عالی و با روش بسیار ساده فیلتر کردن دوربین فرمولهای ذهنی چاقی را برامون توضیح دادین این یک فرمول کاربردی برای تمام مسائل زندگیه که برای تغییر باور به آدم کمک میکنه ، من سالها تلاش کردم که شکمم را کوچیک کنم با روشهای مختلف چه با ورزش چه با رژیم اما نشد امروز با این فایل متوجه شدم بخاطر باوری که چند سال پیش در اثر حرف دکتر در من شکل گرفت دکتر به من گفت که کسانی که سزارین میشن شکمشون برای همیشه باقی میمونه و از بین نمیره منم باور کردم که این حجم از شکم طبیعیه که بمونه چون سزارین شده بودم من تا الان که روز ۴۹ دوره تکرار هستم این باور را شناسایی نکرده بودم و فکر میکنم جز باورهای نگهبانم باشه خوشحالم که امروز کشفش کردم ، خیلی ممنونم استاد ، خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/21 01:46
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      سلام
      بنظرم همنطور كه ديروز گفتيد ما خدارو هرجور ببينم خدا همون جوريه پس هرجوريم به لاغري يا چاقي يا هرچيزي فكر كنيم همونم ميشه يعني اگه بگيم لاغري سخته لاغري سخت ميشه اگه بگيم اسون لاغري اسون ميشه درسته در بعد رفتارمونم عوض ميشه ولي در مرحله اول باورمون نسبت به اون موضوع مهمه و صدردصد كسايي ك ازين دوره نتيجه گرفتن كسايي بودن كه تو ذهنشون اين روش درست دونستن لاغر شدن درست تونستن يعني باور كردن كه ميشه و شده اميدوارم دير يا زود باورمون نسب به اين كه لاغري خيلي اسونه انقد قوي بشه كه مسير خودش با شتاب طي بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/18 19:59
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 592 کلمه

      سلام

      این جلسه هم برای درک مطلب خیلی عالی بود
      تصویرسازی قوی بود

      استاد من یک تغیییر دیدگاه داشتم در زمینه پول و ارتباط شغلم به پول…حدود دو هفته نمیشه
      خیابونا که قبلا نگاه میکردم فقط فقر و نداری میدیدم الان فقط پوا و انرژِی و عشق و جریان و ثروت میبینم و واقعااااا امروز با این مثالتون تغییر خودمو لمس کردم

      جمله پلاتینیوم
      “” عینک چاقی خودت را بردار””
      ما بینا دنیا اومدیم
      حقیقیت بین
      روشن بین
      دلیل لطافت بچه ها همینه
      چون حقیقت بینن
      منتها بمرور هی عینک بهشون اضافه میشه
      و میشن یک بزرگسال دردمند که یا از چاقی رنج میکشه یا از فقر یا از افسردگی

      من خیلی خیلی فکر کردم که عمیقا درک کنم چرا متناسب شدن راحت تر
      چرا شما در عرض سی و چند سال ۱۳۵ شدید حدودا…و در عرض ۱۵ ماه متناسب
      خب با مثالهای زیادی برای خودم تصویر سازی کردم
      مثلا تناسب مسیر اصلی ماست و چاقی فرعی است و چون خودمون ساختیمش بنابراین خیلی سختی کشیدیم
      تقلا و رنج در مسیر جدایی از روح اتفاق میفته
      یا میشه گفت مثل جاروبرقی خونمون که خراب بشه فقط اگر قطعه اصل کارخونه را بندازیم درست کار میکنه
      با قطعه های غیر اصلی درست کار نخواهد کرد

      معلومه که عینک یک چیز اضافی…سنگین….محدودیت ایجاد میکنه….
      تو یکی از فایلهای خودتون شنیدم که اذیت میشدید با عینک
      خب باورای غلط هم همینه
      عینک چاقی را برداریم و با سبکی و رهایی زندگی کنیم

      استاد من بخوام کامنت بنویسم در مورد آگاهیهام و بطشون بدم واقعا مثل کتاب کویر دکتر شریعتی میشه
      خیلی قلمم پر
      چون درکم خیلی زیاد شده
      ولی بخاطر خسته شدنم کوتاهش میکنم
      خیلی برای خودم تصویر سازی میکنم از مثالهای مختلف تا مطلبو بگیرم

      حالا الهام دیروزم:
      خب ما قبول کردیم یک فرشته نکهبان داریم که همواره همراهمونه
      مثل آبراهام استر
      من این روزا خیلی حسش میکنم
      حالاا
      مثل اینکه تو یک جاده ای داریم با فرشته میریم…هر زمانی که نیاز به غذا داشتیم خود فرشته وایمیسته و ما شروع به غذا خوردن میکنیم
      و چنانچه ما بدون تصمیم فرشته شروع به خوردن کنیم از همراهی با فرشته جا میمونیم
      وقتی بودن با اون انقدر آرامش..سکوت ذهن…سرور داره چرا فدای خورنش کنیم
      من این جمله را برای خودم جدیدا نوشتم و تکرارش میکنم:
      من از نخوردن هنگام نیاز نداشتن لذت میبرم چون همراهی با فرشته درون برایم بسیار لذت بخش تر است
      لذت جدید ایجاد کردم
      و واقعا با هیچ لذتی تو دنیا برابر نیست
      و با تعریف این لذت جدید میشه مومن شد…میشه روی شیطان را کم کرد
      بقول شما شیطان رو بنده ها تسلطی نداره
      من ازونجایی خیلی عاشق دوره تناسب اندام شدم که شما گفتید پرخوریا از جانب شیطان…میگه کمه بخور در حالیکه دنیا بر مبنای فراوانی
      خیلی این جمله منو تکون داد استاد
      خیلی زیاد
      واقعا تحسینتون کردم و قطعا الهامتون بوده
      خیلی لذت بردم
      و حس آرامش بعد از نه گفتن به پرخوری را ازونجا عمیقا درک کردم

      اون مثالتون درباره کسی که تازه وارد یک حرفه میشه و بیشترز یک همکار ۴۰ ساله اش در دوسال رشد میکنه عالی بود و چقدرم زیاد الان شکرخدا

      من توشغل خودم چون جوانترین همکارم هستم واقعا وقتی جمع میشیم خیلی خودمو کوچیک میبینم و کوچیک میکنم
      احساس گناه دارم ازینکه به بزرگتر احترام نزارم
      بگذریم این پاشنه آشیلمه
      میگم اگه یک کارخونه بزرگ میخواد قرارداد ببنده چرا من..این همه بزرگتر هستن
      گریه داره استاد اما نتونستم هنوز درستش کنم
      اونم بخاطر تربیت غلط بیش از حد تواضع و کاری نکنی دل کسی بشکنه است

      جمله پلاتینیوم
      “فرمول ذهنی در واقع یک مسیر است که شما دارید در اون مسبر حرکت میکنید”
      یک ارتعاش…یک انرژی

      استاد فقط یک سوال؟؟
      ما هرماه باید لاغرتر بشیم؟؟
      یعنی مشهود باشه؟؟
      من شاید یکماهی حس نمیکنم لاغرترز ماه پیشم شدم
      اینو چیکار کنم
      البته حس خوب و آرامش و سکوت ذهنی برام خیلی مهمتره
      ولی حسم همونه تقریبا
      اما لاغرتر گمون نمیکنم شده باشم

      ممنون از تمام مثالهاتون و عشقتون به دوره که کار را برامون راحت تر میکنید

      ۱۸ تیر ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/30 11:08
      مدت عضویت: 672 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      با سلام شعری هست که میگه
      اگر از اندیشه تو گل گدرد گل باشی
      ور بلبل بیقرار بلبل باشی
      وشما با نشان دادن فیلتر کوچکی این شعر را معنی کردید به درستی بینش های ما زندگی ما را میسازند از زمانی که یاد گرفتم باورهای اشتباه را درست کنم به وسیله اموزشهای شما جسمم شروع به تغییر کرده با وجودی که خیلی اهسته ولی مطمعنم که در نهایت با تغییر باورهای درست یه انچه میخواهم که همان تناسب اندام است خواهم رسید من عینکم را عوض کردم والان جور دیگری میبینم دیگر مواد غدایی ترسی برای من ندارند وممنون استاد از اینکه اینقدر خوب یاد میدهید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/22 14:25
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 204 کلمه

      استاد سوالی داشتم ….من حدود بیست سال هست که این باور را داشتم که همه انواع شیرینی ها و کره حیوانی ونباتی بسسسسیار چاق کننده هستند و من سالهاست که آنها را نمیخوردم با با عذاب وجدان و در حد بسسیار کم می‌خوردم و همیشه آرزو داشتم که متناسب شوم تا بتوانم از این مواد غذایی بخورم. ..
      حالا که در دوره تکرار هستم و خیلی سعی کردم که این باورهای اشتباه را اصلاح کنم و فکر میکنم که ترسم از خوردن این مواد غذایی از بین رفته و آنها را میخورم و سعی میکنم از خوردن آنها لذت ببرم و واقعا هم همینطور هست….من فکر میکردم که این باورها در من اصلاح شده اما گاهگاهی که با خودم خلوت میکنم یا دارم جلو آینه خودم را تشویق می کنم ناخودآگاه میبینم که در ذهنم این مطلب میگذرد که: «آفرین خیلی خوب داری پیش میری و عالی شده ای و بدنت شروع به ریختن کرده تازه با اینکه شیرینی و کره و پنیر پیتزا که چاق کننده هستند خوردی ولی بازم خوب داری پیش میری»
      تا باحال چندین بار متوجه شدم که به صورت های مختلف میبینم که هنوز باورم اینه که این دسته های غذایی چاق کننده هستند 😔
      چکار باید بکنم؟!؟؟!!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        فاطمه قدیریان
        1399/02/23 03:53
        مدت عضویت: 804 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        بسیار سپاسگزارم…چشم …ممنون که پاسخ تک تک سوالات رو میدین … متاسفانه من کمی سختگیرانه عمل میکردم از امروز سعی می کنم رهاتر باشم تا بهتر جواب بگیرم…

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/31 10:30
        مدت عضویت: 649 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        استاد عزیز ممنونم منم جواب سوالی که در ذهنم بود رو گرفتم خدایا سپاسگزارم که هر سوالی در ذهنم هس رو در فایل ها و تمرینات جوابش رو میگیرم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/22 02:12
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      سلام مثال زیبایی در مورد فیلتر ذهنی بدید عینی و جالب بود
      در مورد اعتماد ما به دکترها یه خاطره دارم سالها پیش من بخاطر درد گردن وکتف به دکتر ارتوپد مراجعه کردم و ایشون منوفرستاد از گردنم عکس بگیرم وقتی عکسرو دید گفت ارتروز گردن داری و باید گردن بند طبی ببندی و درمان قطعی هم نداره و باید مراقب باشی
      من هم چند سال درد زیادی در گردنم داشتم و اذیت شدم خلاصه بعداز چهار پنج سال دوباره تصمیم گرفتم به دکتر دیگه ای مراجعه کنم وبه دکتر گفتم من ارتروز گردن دارم و درد زیادی دارم دکتر
      بعداز معاینه ودیدن عکس ها گفت شما ارتروز نداری! گفتم خوب شده ؟؟؟گفت این بیماری ترمیم نمیشه اصلا اشتباه تشخیص داده بودن و عکس هم چیزی نشون نمیده!!!!! از همون لحظه من گردن بند طبی رو انداختم دور و حالم کاملا خوب شد و فهمیدم اون چند سال هم فقط ذهنم درگیر درد و بیماری گردنم بوده و این واقعیت جالبی بود که همیشه در خاطرم هست و فهمیدم ذهن جسم ما رو در مشت خودش داره. واز اون روز در مورد بیماریها قوی تر شدم و باور دارم ذهن جسم رو کنترل میکنه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/16 12:20
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      با سلام و درود.این فایل هم مثل همیشه عالی و به موقع بود.واقعا باورهای ذهنی هستند که مارو رو به جلو یا رو به عقب پیش میبرن.من هم همیشه خیلی تخم مرغ دوس داشتم و همش مادرم میگفت اینقدر تخم مرغ نخور بلوغ زودرس میاره و بعد حسابی میترکی و دقیقا من وقتی به سن بلوغ رسیدم خیلی چاق شدم و مدام مادرم حرفاشو برام تایید میکرد.
      من همیشه قرص ضدبارداری استفاده میکردم و همه تا میدیدنم بهم میگفتن به خاطر قرص بارداری چاق شدی و من هر وقت چند ماه پشت سر هم میخوردم حسابی چاق میشدم چون این باور اشتباه رو باور کرده بودم ولی از وقتی در دوره شرکت کردم الان حدود چهار ماهه استفاده میکنم ولی اصلا وزن اضاف نکردم و حتی لاغرتر هم شدم و من هرکس رو که باوری که خودش قبول داره رو بهم بگه سعی میکنم ردش کنم تو ذهنم و دلیل و منطق بیارم یا مثال هایی رو بزنم که ذهن اونو باور نکنه.
      این باور های اشتباه خیلی توی زندگیم هست و خیلی دوس دارم که همشونو اصلاح کنم.و این مثال عینک خیلی عالی بود که ما این موضوع رو درک کنیم.و بهتر بفهمیم.
      من زمانی افسردگی داشتم دکتر که رفتم گفت این قرص رو بخوری هم احساس شادی میکنی وهم لاغر میشی سری بعد که پیشش رفتم تا دوباره دارو بده با تعجب گفت چرا لاغر نشدی و من این قرص رو به هرکی دادم خیلی خیلی کم کرده و الان که به اون موضوع فکر میکنم چون من خیلی حرفای دکتر رو باور نکردم لاغر نشدم با اینکه قرص رو هم سر موقع میخوردم و این خیلی برام جالب بود.بعضی وقتها عوارض قرص هارو که میخونم چون باورشون میکنم همون اتفاق یا عوارض روی من پدیدار میشه و من در تلاشم باورهام رو خیلی جاها تو زندگیم عوض کنم .مثل باورهای چاق کننده که الان اونهاروتغییر دادم و به لطف خدا روز به روز لاغر میشم و خدارو بسیار سپاسگزارم بابت این تغییر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/16 12:04
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 5 کلمه

      ممنون از این پاسخ زیباتون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/01/27 05:31
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      همش توی همه موضوعات نتیجه ای که رقم می خوره از همون فرمولهای ذهنی هستش که من کم کم از شروع دوره باور کردم که همه چی ذهنی هستش و با ذهن همه کار می شه کرد!
      یه وقتا که ذهن آدم خراب باشه هر کاری بکنه سخت تلاش کردن و اینا فایده نداره!
      حالا من هم این حرف‌ها رو خیلی شنیده بودم که به خالم می گفتن چون کورتون استفاده می کنی آدم و چاق می کنه !
      و همچنین قرص های هورمونی آدم و چاق می کنه و خیلی از این باورهای دیگه که کم کم آدم یادش میاد الان بعد از مدت ها من اینا یادم اومده البته من اینا رو فقط شنیده بودم !
      من الان فقط روی ذهنم کار می کنم در مورد همه چی و باور دارم که همه چی ذهنیه ! حتی همین ویروس و اینا ، تمام مریضیا و تمام همه چی !

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/22 17:17
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      روز ۴۹تکرار
      سلام استاد عطارروشن و دوستان متناسبم
      چه مثال جالب و واضحی ،وقتی باورهای مخرب داشته باشیم انگار با فیلترهای رنگی دنیامونو میبینیم،فیلتر ترس یه رنگه،فیلتر باورهای چاق کننده یه رنگه،فیلتر باورهای مالی،باورهای عاطفی،سلامتی
      وما دنیامونو همون رنگ فیلترهای ذهنی خودمون میبینیم،اگر فیلترهارو بر داریم میتونیم دنیای واضحتری داشته باشیم،فرمول های چاقی وقتی برطرف بشه خودبه خود لاغری صورت میگیره

      از بچگی پدرم میگفت خودتونو دکتری نکنید ،ولی مادرم همش تو مطبا بود ،الان مادرم قند وچربی وفشار داره ،پدرم سلامته
      وقتی تیروئید گرفتم ودکتر گفت دیگه خوب نمیشی وباید تا آخر عمر دارو مصرف کنی وروز به روز چاق میشی وپوستت خشک میشه وموهات نازک میشه ووووووو خیلی حالم بد شد ،ولی چندین ساله خودبخود خوب شدم ودیگه اثری ازش نیست ولی حتما باورهاش هنوز در من وجود داره واینکه همیشه خانواده میگفتن ما ارثی تیروئید داریم وقبول کرده بودن
      من ۲سال پیش کاشت ابرو انجام دادم ومجبورن باید قرص ها وآمپول های تقویت مو استفاده میکردم وتو تمام اون مدت من با خودم تکرار میکردم که آره من بخاطر این داروهاست که چاقتر میشم ،بدلیل اینکه سالها قرص های مولتی و تقویتی مصرف کردم وهمیشه این باورو داشتم که عامل چاقی من این قرص ها هستن
      در مورد قرص های ضد بارداری هم زیاد شنیدم
      یکبار دکتر جراح پلاستیک بهم گفت تو چاق باشی با بدن سفت تر بهتر از اینه که لاغر باشی با بدن شل ،تو ژنتیک بدنت شله ،پس سعی نکن لاغر بشی
      واقعا حرف های دکترا اثر مستقیم روی فرمول های ذهنی ما داره بدلیل اینکه افراد مورد اعتماد مردم هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/20 15:12
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 517 کلمه

      سلام. من قبلا دیدگاهم رو درباره ی این فایل نوشتم اما چون امروز اتفاقی افتاد که فکر کردم مرتبط با این موضوع هست گفتم برای بقیه دوستان هم ممکنه مفید باشه.
      من از خیلی سال قبل دوست داشتم علاوه بر ماه رمضان، رجب و شعبان هم روزه باشم ولی هر سال یا درس داشتم یا امروز و فردا میکردم و به قولی دلم نمی اومد دو وعده دهنم بیکار باشه ??
      خلاصه امسال حالم خیلی خوب بود و دیدم که احساس بهتری هم دارم گرفتم. تا اینکه مادرم گفت میگن اونایی که روزه میگیرن چون دهنشون خشک میشه امکان اینکه کرونا بگیرن زیاده..
      من اولش ترسیدم راستش. و باور کردم بعد به خودم اومدم و رفتم تحقیق کردم که دیدم همچین چیزی نیست و برای اونایی که بیماری زمینه ای دارن گفتن و من از افطار تا موقع خواب از اونایی که روزه نمیگیرن خیلی بیشتر آب میخورم چون آب رو خیلی دوست دارم و اصلا این بیماری از طريق گوارشی نیست بلکه تنفسیه. خلاصه که کلی با خودم حرف زدم تا تونستم به حالت آرامش و قبل از شنیدن حرف مادرم برگردم.
      یادم افتاد که این موضوع در چاقی و لاغری هم هست. من الان انقدر تحت تاثیر حرف مامانم قرار گرفتم ببین گذشته خیلی بیشتر بوده و تازه اون موقع امکان تحقیق و بررسی هم نداشتم چون بچه بودم و وقتی به من گفتن تپلی، چاق، یادمه میگفتن شکم پرست ? من باور کردم و هروقت نمیخواستم بخورم به دلیل سیری میگفتن لوس نشو دیگه بخور و این در طول زمان باور من شده و خیلی هم قدمت داره و الان باید با تحقیق، استمرار و اشتیاق این باورها رو اول متزلزل کنم و بعد از بین ببرم اون موقع هستش که متناسب میشم. من فهمیدم که حرف دیگران به خصوص نزدیک ترین آدم های زندگیم چه قدر تاثیر روی من داره و میتونه منو از حالتی خوب به حالتی بد یا برعکس ببره و اول خداروشکر میکنم که امروز تونستم کمی از اثر حرف ها رو از بین ببرم و با خودم صحبت کنم و دلایل قانع کننده بیارم و بتونم انتخاب کنم که کدوم رو بپذیرم در صورتی که قبلا فقط میپذیرفتم بدون هیچ فکری. و دوم میخوام روی خودم کار کنم تا حرف دیگران به این سرعت روی من تاثیر نکنه و کم‌کم این حالتم رو از بین ببرم که هرکی از راه رسید نتونه در من نفوذ کنه و وضعیت من رو تغییر بده و خودم با فکر و مطالعه و تحقیق و مشورت انتخاب کنم. مثلا چاقی ارثیه باوری بود که الان برای من مسخره شده و اثری روم نداره حرفی که قبلا باعث ترس بیشترم میشد. یاد صحنه ای از هری پاتر افتادم که دانش آموزان با ترساشون رو به رو میشدن و میگفتن مسخره شو و اون ترس بلافاصله شکل خنده داری به خودش می‌گرفت و دیگه ترسناک نبود ما هم باید با ترسامون مواجه بشیم در مورد چاق و لاغری و ببینیم که هیچ ترسی اصلا وجود نداشته و ما گول خوردیم و باید اصلاح کنیم باور هامون رو. تا تناسب اندام که حقیقت و حالت اصلی و خدادادی ما هستش رو به دست بیاریم و همیشه متناسب باشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/19 17:15
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      سلام. من واقعا از این جمله خوشم اومد که در نهایت فرمول های ذهنی نتیجه رو رقم می‌زنند.
      مثلا اگر اون فضا رو شرایط زندگی بدونیم، که امکانات و نعمت های ما هستند، اگر فرد با عینک شادی ببینه شرایط رو خب لذت میبره و زییایی هارو میبینه. عینک سپاسگزاری، راضی بودن، آرامش، و احساس خوب، باعث شفاف شدن، بهتر دیدن و خب لذت بردن میشه.
      ولی عینک افسردگی دید ما رو تار میکنه. ماشین، خونه و پول داریم ولی فیلتر افسردگی باعث میشه نبینیم نعمت هامون رو و لذت نبریم. و چاقی هم به نظر من یک فیلتر هستش و پشت این فیلتر جسم متناسب ما قرار داره. کافیه آگاه بشیم و این فیلتر و برداریم. خودمون رو متناسب ببینیم، آگاهی های متناسب دهنده به ذهنمون تزریق کنیم تا خودبه‌خود تصویر شفاف بشه و متناسب بودن وارد زندگی ما بشه چیزی که همیشه بوده ولی پشت چاقی پنهانش کردیم و در بیرون دنبالش می‌گشتیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/03 02:04
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      سلام استاد من فردی میشناسم که داروی صرع مصرف میکنه که امیدوارم هر چه سریعتر خوب بشه داروی صرع جزو چاق کننده ترین داروهاست ولی اون فرد این موضوع نمیدونه و همیشه متناسب ولی من برای یک داروی یش و پا افتاده که دکتر گفت ممکن سه کیلو اضافه وزن بیاره فقط دو روز اون دارو رو استفاده کردم و البته سه کیلو اضافه وزن پیدا کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/15 01:55
        مدت عضویت: 807 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 7 کلمه

        ممنون استاد به نکته جالبی اشاره کردید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/02/16 11:30
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        ممنون از این پاسخ زیباتون.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/31 11:12
        مدت عضویت: 649 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        ممنون استاد عزیز چه پاسخ زیبایی👏🏻👏🏻

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/03 12:09
      مدت عضویت: 789 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      سلام به استاد عزیز و سایر دوستان خوبم
      استاد مثال ملموس و خوبی زدید و اون فیلترها بسیار جالب بود و خیلی درس داشت برای من. باورهای مخرب همون تاثیر را دارند .من یاد گرفتم رئیس بدن که ذهن باشه دستوری را بده تمومه .اگر کارمندان هر چه سعی کنند بر خلاف اون دستور کاری کنند موفق نمی شوند .مگر اینکه رئیس را راضی و متقاعد کنند تا دستور را عوض کند .هر حرفی را که من باور کنم و بشه باور من میشه حکم و دستور رئیس بدنم و کار من اینطور بوده یک باورهایی را که دوست هم نداشته ام به ذهنم میدادم و این اجرایی میشده . و بعد من انتظار داشتم یک نتیجه ای را خلاف باورهایم بوده را که که دوست هم دارم حاصل بشه . در حالیکه هر چه را باور کنم نتایج همونو می بینم .
      فرمول های ذهنی مشکل دار من : قبول کردم چاقی من پنتیکی و ارثی است .قبول کردم خانم ها که زایمان می کنند اون اضافه وزنشون را از دست نمی دهند و پذیرفتم که قرص های (بارداری) چربی اضافی می سازند و باعث چاقی شکمی می شوند و به این صورت قدرت را دادم به اونا و بعد کلی تلاش که دیدم لاغرتر نشدم و یا اگر شدم برگشت ، این باورها در من قوی و قوی تر شد .اما امیدم را هم از دست ندادم و باز هم تلاش کردم .و این فقط کار خدا بود که با این دوره آشنا شدم وگرنه تا آخر عمرم هم اگر تلاش می کردم تا باورهایم عوض نمیشد من لاغر نمی شدم. امروز عکس های پارسالم (دیماه 97 )را نگاه می کردم .الان هیکلم نصف اون موقعم است و این نشون میده که چقدر عوض شدن باورها به من کمک کرده .با تشکر از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/19 17:21
        مدت عضویت: 662 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام. دوست عزیزم خیلی خیلی برای تغییرات عالی شما خوشحال شدم. موفق باشید ?

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/25 14:16
      مدت عضویت: 818 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سپاس از فایل زیباتون استاد من تصمیم دارم فرمول های ذهنیم را روی فرکانس متناسب شدن قرار بدم
      منم وقتی رفتم دکتر و فهمیدم تیروئید کم کار دارم وچند تا از دوستانم که اونا هم تیروئید داشتند بهم گفتن ممکنه روی وزنت تاثیر بزاره وزنم اضافه تر شد البته بیشترش به خاطر باوری بود که از این حرفهابرداشت کردم و در واقع بعدها با این دوره متوجه شدم که تموم این باورها ذهنی هستند و الان دارم باورامو دونه دونه عوض می کنم و حتما موفق میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/27 12:03
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      با سلام مجدد میخواستم اینرا اضافه کنم که توضیح این مطلب فرمولهای ذهنی با بکار بردن لنزهای رنگی خیلی جالب و درک آن را برای ما خیلی راحت کرد ممنونم استاد عزیز که انقدر ساده و ماهرانه این آموزشها را به ما میدهید سپاسگزارم ???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/27 11:54
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
      اثر حرف دکترها در باور ما من را هم به تله انداخته بود
      در دو مورد در زمانهای دور که به یاد می آورم باور کردن حرف دکترها در چاق شدن من یکی مصرف قرص های ضد بارداری و دیگری مصرف قرصهای ضد افسردگی بود
      اما تجربه اخیر من در مورد کم کاری یکی از غده های تیروئید است که چند سال است دارو مصرف می کردم چند ماه پیش که آزمایش دادم جوابش در مورد تیروئید این بود که به حالت طبیعی برگشته است و من به دکترم گفتم در اینصورت من دیگر این قرصها را نمی خورم ولی او گفت اگر قرصها را قطع کنی دچار اضافه وزن میشوی و این به خاطر این است که دوباره غده تیروئیدت کم کاری میکند گفتم من میخواهم برای سه ماه ابن را امتحان بکنم و بعد از سه ماه که پیش همان دکتر رفتم او با تعجب دید که نه تنها وزن اضافه نکردم بلکه کم هم کرده بودم و این در زمانی بود که من در مسیر لاغری با ذهن بودم او متقاعد شد و دیگر اصراری برای برگرداندن من به مصرف دارو برای تیروئید نکرد ???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/09/28 01:10
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        ممنونم استاد عزیزم تایید شما باعث خوشحالی و دلگرمی ما برای ادامه مسیر با ذوق و شوق بیشتر است ??????

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/24 22:15
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 505 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      از جمله حرفهای که من از یک پزشک شنیدم وشد باور من
      ا. حدود یکسال بعد از ازدواج برای موردی به یک پزشک مراجعه کردم واون پزشک بدون اینکه از من ازمایش یا هر کار خاصی بکند گفت احتمال داره شما خیلی طول بکشه تا بچه دار بشید و فلان دارو رو بخور واگه ظرف دو ماه دیگه بچه دار نشدی حتما پیش من بیا .ومن متاسفانه بچه گی کردم حرف اون پزشک رو قبول کردم ودو ماه بعد از اون شروع کردم به استفاده از دوزهای بالای داروهای هورمونی که بعدها فهمیدم این داروها برای اخرین مراحل بوده نه من که فقط دو ماه بود برای بچه دار شدن اقدام کرده بودم . وپزشکهای دیگه گفتند که اصلا نباید این داروها رو استفاده میکردی واون داروها رو تا جایی ادامه داد که نزدیک بود به قیمت از دست دادن جانم بیانجامد که فقط خدا به من رحم کرد.اما نکته این داستان اینجاست که من باورم شد که دیر بچه دار میشم .واین انتظار هجده سال طول کشید .وحتی ان اواخر بود که یک پزشک سنتی بهم گفت تو فقط چون به بچه فکر میکنی این مشکل رو داری وبرو یه بچه بیار تا بیخیال بشی اونوقت بچه دار میشی.اون زمان نمیدونستم اما الان میفهمم که این باور من بود که نمی گذاشت بچه دار بشم .با اینکه من وهمسرم مشکل حاد ومشکل خاصی نداشتیم .
      ۲. از پزشک شنیدم که داروهای هورمونی وزن رو بالا میبره ومواظب این موضوع باش .ومن به خاطر این موضوع باور کرده بودم که چون دارو استفاده میکنم چاق شدنم طبیعی هست
      ۳.من یه زمانی رفلاکس معده گرفتم .رفتم پیش یک متخصص اوضاع خیلی بدی داشتم تا رفتم شروع کرد برام رفت منبر که وای تو چرا اینطوری شدی چقدر افسردگی شدیدی داری ،چه مشکلی داری که اینطوری افسردگی گرفتی وهمینطور ادامه داد .پزشک هم یک خانم بود .باورتون نمیشه من که هیچیم نبود ناخوداگاه با حرفهای اون نشستم شروع کردم به گریه کردن .وبهم دارو داد وداروهاش هیچ اثری روی من نداشت فقط باورم شد که افسردگی دارم .وکلا بهم‌ریخته بودم وچند روری همش یه جا مینشستم وگریه میکردم وفاز غم گرفته بودم ?تا اینکه رفتم پیش یک دکتر عمومی بود که من خیلی پیش اون میرفتم .پیش خودم گفتم خوبه برم پیش دکتر محبی خلاصه رفتم وجریان رو بهش گفتم وحتی بهش گفتم که اون متخصص بهم گفته افسردگی شدید داری .اون خدا بیامرز خندید وگفت نه بابا کجا افسردگی داری .بعضی دکترها هم خوششون میاد یه حرفی بزنن . نه توافسردگی نداری و داروهایی که استفاده کردی مناسب نبوده وبرام یه سری دارو نوشت .که من با نوبت اول که خوردم انگار ابی بود روی اتیش وخیلی خوب شدم وبه مرور با استفاده کامل داروها مریضیم کاملا خوب شد .
      ۳.شنیده بودم کم کاری تیروئد باعث میشه ادم اشتهاش زیاد بشه وزیاد بخوره،وادم رو چاق میکنه وبرعکس پرکاری تیروئد باعث میشه ادم کم بخوره ولاغر بشه.ومن هم کم کاری تیرئد داشتم وباورم شده بود که من چاق میشم پس رفتارم طوری تغییر کرد که من به سمت جاقی پیش بروم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/24 21:38
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

      روز چهل و نه تکرار:
      من قبلا هم در تمرین دیگه‌ای این تجربه رو نوشتم اما فکر می‌کنم که بیان کردن دوبارش اینجا خوب باشه.
      من همیشه در حال مبارزه برای کم کردن وزن بودم و در هر حال کمابیش وزنمو در یه حدی کنترل می‌کردم و‌نمیذاشتم بیشتر چاق شم تا اینکه در دورانی که لایپو ساکشن خیلی مد شده بود چند تا تحقیق علمی خوندم که با تکیه بر مستندات علمی می‌گفت سلول‌های چربی با لاغر شدن تقریبا از بین نمیرن بلکه از حجمشون کم میشه و برای همینه که برگشت به حالت اولیه خیلی سریع اتفاق میفته و اینجوری توجیه کرده بودن که بهترین روش، ساکشن کردن چربی‌هاست تا دیگه بر نگرده.
      بگذریم‌که من به‌شخصه افرادی رو دیدم که مدتی بعد از لایپوساکشن به شکل نامتقارنی چاق شده بودن اما خوندن اون تحقیق‌ها منو به این باور رسوند که تلاش من برای لاغری بیهودست و در هر حال اون سلول‌های چربی در بدن من جا خوش کردن و جایی نمیرن و برگشت من به حالت اولیه بسیار آسونه.
      شکل‌گیری این باور در من باعث شد من بکلی امیدمو از دست بدم و به شکل صعودی و با سرعت خیلی زیادی ناامیدانه شروع به چاق شدن کردم. حتی دیگه نمیتونستم برای وزن کم کردن تلاش انچنانیی انجام بدم.
      سال‌ها گذشت و خوشبختانه من با جناب روشن و این سایت آشنا شدم. با قدرت ذهن آشنا شدم و فهمیدم که چطور همه‌ی این سال‌ها رو در اسارت ذهنم دست و پا زدم. فهمیدم‌که ذهن من میتونه با دیکته کردن دستورات جدید بدن منو به شکلی متفاوت با گذشته فرم بده. دستور از بین رفتن و یا ساخته شدن سلول‌هایی با کارایی متفاوت رو بده.به این یقین رسیدم که ذهنی که قادره دستور نابودی سلول‌های سرطانی رو صادر کنه همچنان که نمونه‌های زیادی در جهان از افرادی که بر سرطان پیروز شدن وجود داره. حتما میتونه سلول‌های چربی منو هم از بین ببره.
      باورهای غلطمو شکستم و با تغییر اون‌ها شروع به وزن کم کردن کردم. عینک‌ چند لایه‌ای رو که به چشم داشتم کنار گذاشتم تا زیبایی‌های جهان رو با شکل و رنگ طبیعیشون ببینم.
      به ذهن و بدنم اعتماد کردم‌و نتیجش تناسبی هست که به مرور شاهد شکوفا شدنش هستم.
      به قول جناب روشن این روش از اونجا که زیادی آسونه با وجودی که به عینه در وجود خودم می‌بینم که چقدر خوب کار کرده بازم گاهی حیران و‌ ‌متعجب می‌شم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/24 12:32
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 589 کلمه

      ی روزی ی دکتر تغذیه که خیلی معروف بود و معروفیتش هم از این جمله شروع شد که ترازو معیار سنجش خوبی نیست منو وسوسه کرد البته به همراه خواهرم که همیشه ی پای ثابت این مسیرها بوده و جالبه الان که با سایت آشناش کردم هرروز میره فایلهای رایگان و مطالبو میخونه بعد میگه مگه میشه احساس می‌کنم من اینقدر چاق نیستم که تو این دوره ازش صحبت میشه حالا بماند که ی عمری وقت و پول و مغز منو میخورد از این دکتر به اون دکتر برای نیم کیلو کم کردن بگذریم خلاصه دکتر عزیز که ترازو منسوخ بود براش اتفاقا اولین کاری که کردی وزن کشی بود و ی دستگاه شبیه ام آر ای که البته خیلی کهنه و داغون بودو معرفی کرد که ۵سال پیش برای اسکن با اون ۲۰۰ هزینه داشت خلاصه عقل سلیم میگفت اینها همه برای کسب درآمده ی رژیم که همه ی ماهایی که عمری از چاقی رنجیدیم خودمون بهتر بلدیم ی دستگاه از رده خارج و ی نسخه پر از داروهای کمیاب و گرون که فقط داروخانه پایین مطب داشت و ما انسانهای بیچاره که از فشار چاقی و (بهتره بگم فیلتر چاقی چون دقیقا آدم چاق فکر می‌کنه ی دفعه چاق شده که ی شبه و ی ماهه باید لاغر بشه عین همین فیلترهایی که استاد روی لنز گذاشتن)همه ی اون هزینه های گزاف به علاوه ترافیک از این سر شهر به اون سر شهرو تحمل می‌کردیم بلکه این دکتر با این تکنیک متفاوتش معجزه کنه که نکرد که هیچ .تازه بعد از اون اسکن بیخود به من گفت تو فلان آنزیمت زیاده که واقعا تا حالا منی که مدام در حال تحقیق و راه جدید برای لاغری بودم تاحالا اسم این انزیمو نشنیده بودم که این آنزیم در ورزش اجازه نمیده تو لاغر شی ورزش نکن بخواب خونه برات بهتره .من از بچگی عاشق ورزش بودم اصلا ورزشکارها برام جز نوابغ حساب میشن چون به نظرم آدمی که بتونه بدنشو بسازه هر کار دیگه آیی هم میتونه بکنه و با وجود چاقی و گاهی ناامیدی همیشه ورزش کردم شاید سالی یکی دوماه از اینکه چرا لاغر نمیشم و نگرانی چاقی ورزشو ترک کردم ولی وزنه زدن و احساس قدرت کردن از علایق منه حتی اگه فیزیکم با ورزشکار حرفه آیی فاصله داشته باشه ولی من به گفته چندین مربی که تا حالا داشتم به صورت حرفه ایی ورزش میکنم ولیبییییییی اون حرف اون دکتر در اون روز انچنان در من تاثیر گذاشته که الان میفهمم چرا با هفته آیی ۴/۵روز ورزش حرفه آیی من تغییرات خیلی کمتر از آدمیه که فقط شاید هفته آیی سه روز میره پیاده روی و همیشه برام سوال بود این قضیه از کجا آب میخوره .مرسی استاد که اینجوری ریشه یابی مشکلو آموزش میدیدید .الان که فکر می‌کنم من یعنی در یافتن رویام مصمم بودم که باتمام اون کارها و هزینه ها(چون وقتی آدم هزینه زیاد می‌کنه باورش اینه که این خیلی درست و دقیقه)بازهم ورزشو و ادامه دادم و با اینکه نتیجه ندیدم و هرکی منو میدید میگفت تو با این همه فشار ورزشی باید الان نخ شده باشی چرانشدی بازهم رویامو چسبیده و ادامه دادم .خدایا شکرت اصلا واقعا مهم نیست وزنم چقدره همین که زنده ام و می‌تونم کارایی که خوشحالم بکنه رو انجام بدم خیلی لذت بخشه بقیه شو میسپاریم به خدایی که منو تو این مسیر قرار داد که روز به روز دارم آگاه تر و داناتر میشم.استاد ممنونتم و چه خنده ی زیبایی کردید که اصلا شادیو تو مغزم پخش کرد که ی روزی منم به این درجه میرسم و موفق میشم و از ته دل میخندم??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/09/24 11:08
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      سلام خدمت استاد محترم و دوستان عزیزم
      تمام مدتی که این فایل رو گوش میدادم به این موضوع فکر میکردم که در خیلی از جاهای زندگی ما از این فیلترها استفاده کردیم و با یک فرمول ذهنی اشتباه با مسائل روبه رو شدیم وقتی استاد مثال زدن در مورد پیدا نشدن فرد مناسب برای ازدواج و در ادامه گفتن چون این فرمول ذهنی رو داریم هر چقدر تلاش کنیم باز نتیجه مثبت نمیگیریم من خیلی ترسیدم و فکر کردم در مورد تمام مسایل هم صدق میکنه یعنی چه بسا زحمات زیادی برای رسیدن به هدفی میکشیم ولی به خاطر فرمول ذهنی اشتباه در حقیقت از اون مسیر دور میشیم ورزش کردن با فرمول ذهنی اشتباه و چاق کننده بی تاثیر هست و من به خیلی از اتفاقات زندگی فکر میکنم که وقتی در اثر تلاش به نتیجه نمیرسه پس اشکال بر سر فرمول ذهنی هست این فایل خیلی عالی بود و در من یک بیداری خاصی ایجاد کرد امیدوارم هممون از این فایل بتونیم نهایت استفاده رو کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      س‌ح‌ر
      1397/08/28 21:21
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 20 کلمه

      ممنونم استاد عزیزم من خیلی مشتاقم ک اون روز برسه و من ب آرامش مطلق برسم??? وایمان دارم ک میرسم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      س‌ح‌ر
      1397/08/27 20:19
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      سلام استاد وقتتون عالی
      استاد در رابطه با حرف پزشکان و باور من خواستم بگم من بعد از عروسیم خیلی لاغرتر شده بودم تا اینکه متوجه شدم باردارم وقتی ب پزشک مراجعه کردم واسم آزمایش نوشت و من هم جواب آزمایش رو بردم وفتی دکترم جواب رو دید فوق العاده تعجب کرد و بهم گفت ک تیروئیدت فوق العاده کم کاره و این برای خودت و جنینت خطرناکه و جلوی رشد جنین رو میگیره من حالم خیلی بد شد همون روز منو وزن کردن و تقریبا ۷۱کیلو بودم وقتی رفتم خونه در مورد تیروئید بارداری خیلی تحقیق کردم و روز به روز حالم بدتر میشد اشتهام فوق العاده کم شد و هفته ی بعد برای چکاب پیش پزشکم رفتم و وقتی دوباره وزنم کردن باورتون نمیشه من در عرض یک هفته ۶کیلو اضافه کرده بودم داشتم دیوانه میشدم ک آخه چراااا!!؟ خلاصه هرروز چاق تر از دیروز هرکس منو میدید با اینکه اوایل بارداریم بود میگفت وااای چقدر تغییر کردی!! و این حالمو بدتر میکرد بعد ک واسه سونوگرافی ک رفتم ببینم سن بچه چقدره بهم گفتن ک یکماه و نیمشه و باید هفته ی دیگه واسه چکاب ضربان قلب جنین دوباره باید سونو میکردم وقتی سونو رو انجام دادم گفت قلبش هنوز تشکیل نشده وسن جنین ۶هفته اس تعجب کردم گفتم هفته ی پیش هم همین سن بود و گفت دوباره دو هفته دیگه بیا و من هم دوهفته ی دیگه رفتم اما باز هم سن جنین از ۶ فته تغییری نکرده بود و پزشکم گفت ک این جنین رشد نمیکنه و اگر نگهش داری ناقص بدنیا میاد چون رشدش کمه و خلاصه اینکه جنین بعد از دوماه سقط شد و من روز ب روز افسرده تر و چاق تر میشدم و همه ی اینها بخاطر حرف پزشکم بود ک بخاطر تیروئید این بلاها سرم اومد..و بعد از اون هرکی میگفت چاق شدی میگفتم بخاطر تیروئیدمه بعد از ی مدت با روش های ذهنی تیروئیدم خوب شد و کمی لاغر تر شدم اما هیچوقت ب اون وزن سابقم نرسیدم..ممنون و سپاس

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Fe حقیقت
      1397/08/27 19:38
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام استاد خدا قوت این فایلتون عالی بود مخصوصا اون قسمت اولش که فرمودید دوستاتون وقتی لاغرشدنهای شما رو میبینند هی میپرسند که بگو چیکار داری میکنی واون خند های از ته دلتون که توام با حس امید و شادی وبسیاررررررر دلنشین بود و میتونستم حستونو درک کنم حس موفقیت و رسیدن به آرزو های دست نایافته سالها پیشتون رو. ان شاالله نصیب همگیمون بشه.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ندا معتمدنژاد
      1397/08/27 18:06
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      سلام،وقت عالی متعالی
      وقتی به پزشکم گفتم که من بخاطر قرصهای ضد بارداری نمیخوام چاق بشم وآیا راهی وجود داره؟؟؟؟؟
      با نهایت تاسف ،پزشکم گفت هیچ راهی وجود نداره واین قرص‌ها شمارا از ناحیه شکمی بشدت چاق خواهد کرد،،،،،،سایر فرمول‌های ذهنی من،نطبر اینکه من ژنتیکی از ناحیه شکم چاقم ومن بعدمادرشدنم چاق میشوم،،,کافی بود تا علیرغم متعادل بودن در خوردن،بد اندام باشم….
      تاثیر فرمول‌های ذهنی بحدی بسیار وبیانگر نتیجه نهایی ست هرچند تمام موارد رعایت شود وار قوانین لاغری موبمو پیروی شود..
      سپاس از فایل اخیر،،،عالی بود وپرواضح

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/08/27 17:26
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام فوق العاده بود . من حالا میفهمم چرا چاق بودم . چون فرکانسم در مدار چاقی بود . بنابراین هرکاری هم که میکردم چون فرکانس در مدار چاقی بود فرمولهای چاقی بیشتر تثبیت میشدند و حالا اومدم در مدار تناسب و حالا که فرکانسم بر مدار تناسب شده پس فرمولهای متناسب شدن رو میپذیرم و به راحتی متناسب میشم. دقیقا عین همینه که عینکم رو عوض کردم ازتون ممنونم استاد . خداجونم شکرت

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم