ورود / ثبت نام
0

قدرت ذهن خود را تخریب نکنید

قدرت ذهن خود را تخریب نکنید
اندازه متن

اگر رویای تغییر کردن دارید باید آگاه باشید که مهمترین موضوع که باید مورد توجه شما قرار بگیرد این است که قدرت ذهن خود را تخریب نکنید.

سال های زیادی از عمرم را در سختی و رنج سپری کردم، فقر، بیماری، اعتماد به نفس نداشتن، بیکاری، چاقی و ترس و نگرانی از سرنوشت

مواردی که در زندگی همه ما به نوعی وجود دارد

اما به لطف خدای مهربان از روزی که با قدرت ذهن و توانایی خودم در خلق خواسته هایم آشنا شدم تا به امروز توانسته ام به اندازه ای که افکار و فرمولهای اشتباه ذهنیم را تغییر داده ام نتایج متفاوتی در زندگی کسب کنم.

رسیدن به استقلال مالی، سلامتی، بهبود روابط خانوادگی، داشتن شغلی لذت بخش، متناسب شدن و خیلی از نعمت هایی که قبلا در زندگی من نبود ولی الان وجود دارد.

همه این تغییرات فقط به یک دلیل بود، باور کردم قدرت ذهنم، باور کردن قدرتی که خداوند در وجود هر انسانی قرار داده است تا با آن بتواند زندگی خود را خلق کند

قدرتی که در وجود هر موجود زنده ای وجود دارد و به وسیله آن هدایت می شود و زندگی می کند.

نیرویی که زنبور عسل را برای ساختن کندویی به آن زیبایی و با نظم خارق العاده و جمع آوری شهد گل ها از فواصل طولانی و تولید عسل شفابخش هدایت می کند.

نیرویی که یک بذر کوچک را حیات می بخشد، ریشه می زند، ساقه و برگ تولید می شود، میوه می دهد.

نیرویی که یک بچه لاک پشت را بلافاصله بعد از بیرون آمدن از تخم به سمت دریا هدایت می کند.

نیرویی که پرندگان را هدایت می کند تا مسیر های بسیار طولانی را طی کنند و با کوچ کردن خود را از خطرات تغییر فصل در امان نگه دارد.

این نیرو که به بی نهایت شکل در موجودات مختلف وجود دارد و همه را بدون اشتباه هدایت می کند حتما ما انسانها را نیز هدایت می کند.

تفاوت بین انسان ها و سایر موجودات در برخورد با هدایت الهی در مقاومت آنها نسبت به پذیرفتن و عمل کردن به این هدایت هاست.

یک پرنده وقتی الهام الهی یا به اصطلاح غریزه اش می گوید که موقع کوج کردن است مخالفت نمی کند، کوچ کردن را به فردا و فرداهای دیگر موکول نمی کند.

اما ما انسان ها وقتی هدایت الهی را دریافت می کنیم بلافاصله با عقل و منطق خود آن را بی اعتبار و اشتباه می خوانیم و این درس را به خوبی از شیطان آموخته ایم که در ذهن ما می گوید: (نه بابا اینها همش مضخرفه، عقل حکم می کنه که این کار اشتباهه و باید اینگونه رفتار کنیم)

شیطان در ذهن پرندگان، خزندگان، گیاهان و سایر موجودات عالی هستی جایی ندارد، اما در ذهن انسان بخش کوچکی به شیطان اختصاص داده شده است که علیرغم وعده الهی که حضور شیطان و سعی او برای گمراه کردن انسانها را بی اعتبار و اهمیت خوانده است اما به دلیل باورها و افکار اشتباهی که وجود ما را فرا گرفته است این بخش کوچک و بی اعتبار چنان تسلطی بر منطق و ذهن خودآگاه ما دارد که به راحتی مانع دریافت، پذیرش و عمل کردن به الهامات الهی می شویم.

تغییر کردن همان ساکت کردن نجوای شیطان و گوش دادن به الهامات الهی است.

عبادت کردن، عمل کردن به الهامات الهی و لذت بردن از نتیجه آن و سپاسگزار بودن برای وجود خدایی است که از رگ گردن نزدیک تر است.

سپاسگزار بودن یعنی درک کردن نیرو و قدتی است که خداوند در وجود ما برای خلق زندگیمان قرار داده است.

نیرویی که به ما این امکان را می دهد تا با افکار و فرکانسهای خود شرایطی که دوست داریم در این جهان تجربه کنیم را به سوی خود جذب کنیم.

به عبارتی می توانیم شرایط دلخواه خود را سفارش دهیم و با پیروی از الهامات الهی آن شرایط را در زندگی خود خلق و سپس تجربه کنیم و برای آن سپاسگزارم باشیم

قدرت ذهن هدیه از سوی خداوند برای همه انسان هاست که متاسفانه بسیاری از انسانها در تمام طول عمر خود از این هدیه مقدس استفاده نمی کنند چون اصلا از وجود آن اطلاع ندارند.

قدرت ذهن، ابزاری کارآمد برای خلق زندگی مان است، اما به واسطه عدم آگاهی از قوانین و عملکرد آن کمترین بهره را از این نیروی توانمند می بریم

برای استفاده و بهره برداری از این توانایی منحصربفرد فقط باید موانع و اختلالات ذهنی خود را کاهش دهیم، نیازی به تقویت یا ایجاد آن نداریم چون این قدرت در وجود همه انسانها قرار داده شده است فقط کافی است موانع کارکرد آن را از سر راهش برداریم تا شروع به حرکت کند

یکی از مهمترین و مخرب ترین موانعی که قدرت نیروی ذهن را به طرز وحشتناکی کاهش می دهد اختصاص دادن آن به موضوعاتی است که مربوط به ما نیستند

دنبال کردن و پیگیری مسائل دیگران، اوضاع جامعه، وضعیت انسانها در کشورهای دیگر و هر موضوعی که مربوط به شخص ما نباشد به شدت از قدرت ذهن ما کم میکند چون تمرکز بر هر موضوعی سبب کاهش تمرکز بر موضوعات خود می شود.

هیچ پرنده ای از قدرت ذهن خود برای دیگر پرندگان استفاده نمی کند، هیچ بذری از قدرت جوانه زدن و رشد کردن خود برای جوانه زدن بذر دیگری استفاده نمی کند، قدرت ذهن هر موجودی مانند گوش و چشم و سایر اندامش مختص به آن موجود است.

اما در انسانها داستان به شکل دیگری است و ما عادت کرده ایم و متاسفانه باور کرده ایم که باید به دیگران و اوضاع و شرایط دیگران واکنش نشان دهیم و اسم آن را وجدان یا همدردی یا هر چیزه دیگری گذاشته ایم و این کار در ذهن ما یک ارزش و کار خیر یا ثواب معرفی شده است.

خواندن نوشته عالی و تاثیرگذار خانم شادی به گسترش این آگاهی کمک می کند.

“❄️ اين فايل احساس فوق العاده خوبى در من ايجاد كرد.

قدرت ذهن خود را تخریب نکنید

من خوشحال و سپاسگزارم از ديدن و گوش دادن به اين فايل , كه در واقع براى من خيلى ضرورى و حياتى بود . در اين مسير دريافتم كه مسئله زندگيم چيست !

و در واقع لطف خداوند مهربان بود كه من در اين مسير هستم و هر بار , با ديدن و گوش دادن به فايلهاى اين دوره ى آموزشى , احساس مى كنم روح و روانم , آرام آرام , آزاد و رها مى شه , آزاد و رها از همه ى بندها , از همه ى فشارهاى روحى – روانى كه سالها تحمل مى كردم و چندان مهارتى براى حل مسائل زندگيم نداشتم.

در اين مسير دارم ياد مى گيرم كه از زندگيم لذت ببرم و آگاه باشم كه بايد مراقب خودم و احساس خوبم باشم , و اكنون فصل تازه اى از تغيير زندگى من در اين مسير آغاز شده , و خودم احساس مى كنم كه نگرانى هام كمتر شده , بخاطرِ شناخت ذهن منفى بافم و همچنين فرشته ى مهربان و توانمندم و اعتماد به خداوندى كه هميشه با من هست

❄️ شما به جز موضوع لاغرى با ذهن , چه موضوعاتى در زندگيت دارى كه ذهن ت رو به خودش اختصاص داده⁉️

❄️چه موضوعاتى هر روز براى تو , نگران كننده است⁉️

❄️چه موضوعاتى هر روز دارى بهشون توجه مى كنى⁉️

متاسفانه , من وقتى به مسائل زندگى خودم و ديگران توجه و تمركز مى كردم , انگارى براى فرار از كاراى خودم , همش سرگرم فكر و نگرانى در باره اينو اون بودم , شايد هم در همه ى موارد , چندان نگران نبودم اما ذهنم درگير ديگران بود .

وقتى به مسائل زندگيم توجه و تمركز مى كردم , به خودم و به كارام نمى رسيدم و تو زندگى جلو نمى رفتم , مسائل زندگى از يه طرف , و چون نمى تونستم مسائلم رو بخوبى حل كنم , خيلى تحت فشار روحى – روانى بودم . و همش در نگرانى , و حتى انتظاراتى كه ديگران از ما داشتن .

البته در فرهنگ ما , ايثار و فداكارى و از خودگذشتگى بسيار پسنديده است .

از طرف ديگه , اگه به اخبارا و اوضاع ايران و جهان توجه و تمركز نكنم , با اين وجود در مدار اين چيزا قرار دارم , چون مردم هم غرق در سياست و اوضاع اقنصادى شده اند و رسانه هاى خبرى هم اون رو تشديد مى كنه , و هر اتفاقى كه مى افتاد نگران مى شدم , مدتى بود كه اوضاع در فضاى مجازى رو دنبال مى كردم و به این موضوع که قدرت ذهن خود را تخریب نکنید توجه نمی کردم و تحت تأثير هم قرار مى گرفتم , كلا نگرانى روى نگرانى , سوْال هم برام اين بود كه چرا من شاد نيستم و از زندگيم لذت نمى برم‼️ و الان دريافتم كه مسئله ى اصلى من چيه !

من دريافتم وقتى كه من نگران اينو اون در زندگيم باشم , در واقع نگرانى من , موضوع رو تشديد مى كنه . گاهى وقتا , نگران هم نيستم اما همش مى خوام كمك كنم تا اوضاع درست بشه و خيلى وقتمو مى گيره .

و اما تغييرات احساسى – رفتارى من در اين مسير .

با توجه به اين فايل , من از وقتى كه در اين مسير هستم , تا به امروز خيلى از ويدئوها و كليپاى اوضاع اقتصادى , سياسى , پيش بينى اوضاع بر اساس اينو و اون , رسانه هاى خبرى و پيشگويى فال و … و … و … ديگه دنبال نكردم و ادامه ندادم , با توجه به اين فايل دريافتم , براى همينه كه در احساس بهترى هستم .

حتى ويدئوها و كليپايى كه خوب هستن اما وقت گير , بيشتر اونا رو هم دنبال نمى كنم .

البته نه , صد در صد , اما كاهش چشمگيرى داشته …

در عوض آهنگاى شاد , حتى بعضى از آهنگاى شاد فايل صبحگاهى رو كه خيلى دوست دارم , گوش مى دم . ويدئوهايى كه روابط خوب رو نشون مى ده , و هر چى كه در رابطه با حال خوب و احساس خوب هست رو مى بينم .

وقتى فردى كه هر روز اخبارا رو دنبال مى كنه و نگران اوضاع اقتصادى هست , من باهاش هم صدا نمى شم , چون من به خدا اعتماد مى كنم . وقتى من نگران زندگى فرزندانم هستم , نگرانى من به اونا كمكى نمى كنه , و بهترين كار اينه كه مراقب حال خوب و احساس خوب خودم باشم تا الگوى خوبى براى فرزندانم باشم و اونا هم حداقل نگران من نباشن .
با تشكر فراوان , شاد و خرّم باشيد🥰🎄🎄”

در فایل آموزشی قدرت ذهن خود را تخریب نکنید به طرح این موضوع مهم پرداخته شده و به طور مفصل تاثیر تخریب قدرت ذهن و چگونگی استفاده از تمام قدرت ذهن به نفع خودمان توضیح داده شده است.

ایمان دارم درک این قانون و عمل کردن به آن تاثیر شگرفی در نتیجه زندگی ما ایجاد خواهد کرد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=19598
برچسب ها:
124 نظر در مورد قدرت ذهن خود را تخریب نکنید

دیدگاهتان را بنویسید

      amirali2020110@gmail.com
      1400/08/27 21:36
      مدت عضویت: 294 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      بنام خدا 

      تو اکثر فایلهایی که من تا الان گوش کردم استاد این موضوع را به طورای خیلی مختلف به ما گوشزد کرده بود و من گوش کردم و وتا این فایل که الان گوش کردم خیلی از قبلم من تغییر کردم تمام سعی خودم را برا این کار کردم که ذهنم را برای خودم نگه دارم مختص خودم باشه ،مال خودم باشه ،نمی گم که ۱۰۰درصد تونستم اما خیلی پیشرفت داشتم من خودم یه آدمی بودم که هر کی مشکلی داشت از نزدیکان نباید او را تنها گذاشت باید کمکش کرد همیشه پیگیر بودم وجدان را دخالت میدادم درگیر بود ذهنم خلاصه طوری که دیگه حوصله زندگی و بچه ی خودم را نداشتم اصلا اگه خودم هم گاهی نمیخواستم تو مسائل پیرامون و یا دیگران دخالت نکم آنها بهم زنگ می‌زدند که بیا این مشکل هست ،شنیدی این فلانی این بلا سرش اومده و یا درد و دل ،گله شکایت خیلی خیلی اگه یکم پیگیری نمیکردم ناراحت می‌شدند که چرا فلانی یه زنگ نزد .

      اما از،وقتی که وارد سایت لاغری با ذهن شدم متوجه شدم با این کار فقط دارم به خودم و زندگيم ضربه میزنم و کاملا یه خط قرمز دور تمام مسائل دیگران کشیدم و چقدر آرامش دارم .

      البته هنوز همون افراد درد ودل میکنن ،مشکل می‌کن اما یه گوشم دره و یه گوشم دروازه همانجا رها میکنم .

      چون ذهنم مال خودم هست مختص خودم هست ،و اصلا به مسائل دیگران کاری ندارم باید حواسم را از دیگران بر دارم و تمرکزم روی خودم و زندگيم باشد و بزارم روی خواسته های خودم مثلا لاغری و دیگر تغییرات زندگی در این صورت میتوانم موفق بشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/22 23:19
      مدت عضویت: 436 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 574 کلمه

      سلااام

      این فایل خیلی به لاغری ما کمک میکنه یعنی شاید یه نفر در ظاهر بگه که این آگاهی ها خیلی هم به لاغری ربط نداشتن ولی اتفاقا مربوط ترین مسئله به لاغری همین زندگی کردن برای خودمونه . ما وقتی به خودمون اهمیت ندیم و حاضر باشیم برای دیگران هر کاری بکنیم در واقع این یه مکانیزم دفاعی هست برای ذهن منفی باف و شیطانی ما چون اون نمیخواد ما تمرکزمون روی خودمون و هدف هامون باشه و محرک های رنگارنگ و جورواجور بهمون نشون میده و میخواد ظرف زمانی هر روز ما رو با اطلاعات و ورودی های بی فایده پر کنه. مغز ما در روز یه مقدار مشخصی میتونه فقط تمرکز کنه ، اگه ظرف تمرکز ما 100 درصد باشه خب با یک رب تو اینستاگرام چرخیدن این ظرف پر میشه به خار این حجم شدید از اطلاعاتی که ناگهانی وارد ذهنمون میشه . بعد خیلی جالبه که ما همش به خودمون میگیم: چرا من انقدر همه چیز یادم میره؟ چرا من هر وقت میخوام یه کتاب بخونم خوابم میگیره و نمیتونم تمرکز کنم و باید صد بار یه جمله رو بخونم؟ چرا یادم میره زیر کتری یا قابلمه رو خاموش کنم؟ چرا شب شده و من به هیچ کدوم از کارای مهمم نرسیدم؟ خب به خاطر اینه که ما داریم ظرف تمرکزمون رو با اطلاعات به درد نخور پر میکنیم و همون ابتدای صبح کل این مغز پر میشه از این اطلاعات و دیگه هر چقدر بعد از اون ورودی به مغز بدیم نمیپذیره چون پره. حالا ما میتونیم با تمرکز روی اهدافمون این ظرفو پر کنیم یا با فکر کردن به مریضیه اطرافیانمون یا چک کردن مدام گوشی و پیام هامون ، پیگیری اخبار ، دیدن فیلم هایی که هیچ ارزشی به زندگیمون اضافه نمیکنن و…

      این انتخاب خیلی خطری ای هست مثل راه رفتن روی یه نخ باریکه هر کوتاهی ای میتونه مارو بندازه پایین و کله پامون کنه. خیلی از بزرگانی که ما آرزو داریم زندگی ای شبیه اونا داشته باشیم به این موضوع اشاره کردن که بودن توی فضای مجازی و گوشی ما رو یک قدم یک قدم از رویاهامون دور میکنه . من اولش فکر میکردم واقعا نمیشه از گوشی استفاده نکرد و الان همه ی کارا با تکنولوژی پیش میره و من باید کلی آدم رو توی اینستاگرام فالو داشته باشم و دنبالشون کنم و هزاران فکر دیگه ولی یه بار امتحان کردم و دیدم با چک نکردن استوری کسایی که هر روز دنبالشون میکردم و هیچ لحظه ای از دیدن محتواهاشون غافل نمیشدم ، هیچ اتفاق خاصی تو زندگیم نیوفتاد . من آنفالوشون کردم و واقعا سبک شدم . همینکه ما آدم های زیادی رو فالو داشته باشیم و همش چکشون کنیم باعث میشه اطلاعات از هر جای دنیا بیاد به سمت ما و ذهن بیچاره ی ما هم نمیتونه تشخیص بده کدوم برای ما و اهدافمون خوبه کدوم نه! و همین میشه که ما وقتی میخوایم بریم و کارهای مربوط به هدف زندگیمون رو انجام بدیم ، میبینیم که هیچ انرژی ای نداریم و عصبی هستیم. همینکه دیگران رو که به زندگی ما هیچ ربطی ندارن رو دنبال کنیم باعث میشه ناخودآگاه اخباری هم از هر کدوم بشنویم و این سبب میشه ما اضطراب پیدا کنیم یعنی به خودمون میگیم : منکه اخبارو دنبال نمیکنم پس این نگرانی ها برای چیه؟ ولی غافلیم ازینکه با دنبال کردن آدم های مختلف توی فضای مجازی این اطلاعات به ذهن ما وارد میشن و ظرف تمرکز مارو پر میکنن.

      ممنون استاد برای به اشتراک گذاشتن این اطلاعات مفید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/22 04:11
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 647 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان عزیز

      چه اطلاعات جدید و جالبی که ذهن ما فقط برای ما کار انجام میدهد چون متعلق به ماست و ما نمیتوانیم از آن برای رفع و رجوع کارهای دیگران استفاده کنیم و اگر تمرکز به اتفاقات دور و برمان و یا انجام خواسته های دیگران برای رفع مشکلات آنها بکنیم تنها قدرت ذهنمان را که از آن برای پیشرفت خودمان می بایست استفاده میکردیم کم میکنیم

       

      واقعا شجاعت میخواهد که ما این آموزشها را به عمل تبدیل کنیم چونکه به ما از بچگی گفته شده است که باید برای حداقل خانواده خودمان هر کاری میتوانیم انجام بدهیم و خواسته و آسایش آنها را در الویت قرار بدهیم

       

      حالا ما بخواهیم خودمان را در الویت قرار بدهیم اولین ورچسبی که به ما زده میشود خودخواه بودن است و امکان درگیری اختلافات عقیده برایمان پیش می آید اما باید اینرا تمرین کنیم که عقیده دیگران برایمان مهم نباشد و فقط به آنها بگوئیم این عقیده توست و من به آن احترام میگذارم اما عقیده من متفاوت است و سعی نکنیم آنها را متقاعد کنیم و از آموزشهایی که می بینیم برایشان بگوئیم چونکه آنها در این مدار نیستند و امکان اینکه به ما تهمت هایی هم بزنند هست پس فقط آنها را به حال خودشان می گذاریم 

       

      من مدت زیادی است که هیچ  اخباری را دنبال نمیکنم هیچ کلیپ ناراحت کننده را نمی بینم بطور کلی در فضای مجازی فعال نیستم

       

      یکروز خواهرم به من گفت ما باید بدانیم در دنیا چه میگذرد و چه خبر است گفتم برای چی باید بدانیم گفت برای اینکه از اوضاع و احوال دنیا باخبر باشیم ما نمی توانیم سرمان را مثل کبک زیر برف کنیم و از همه چیز بی اطلاع باشیم گفتم حالا که شما از اوضاع و احوال دنیا باخبر میشوی چه نفعی برای آنها دارید به جز اینکه حال خودت را بد میکنی و دچار استرس میشوی

      ولی من درعوض حالم خوب است و نگرانی برای چیزی که ربطی به من ندارد و کاری از دست من بر نمی آید ندارم من ترجیح میدهم اینطور زندگی کنم

      البته او قانع نشد و روی عقیده خودش پافشاری میکرد و من گفتم هرکس حق دارد برای خودش عقیده ای داشته باشد و من به عقیده تو احترام میگذارم اما مطابق با عقیده خودم رفتار میکنم

       

      این همان خواهری است که قبلا مشکلات زندگیم را با او در میان می گذاشتم و به اصطلاح درد دل میکردم اما از وقتیکه در دوره های تناسب فکری آموزش دیدم که راجع به مشکلاتم نه تنها با کسی حرف نزنم بلکه در ذهنم هم آنها را مرور نکنم به این آموزش عمل میکنم و خواهرم فکر کرده بود من از او دلخوری دارم که دیگر با او درددل نمیکنم ولی به او گفتم من افکار و روشهای جدیدی را در زندگیم به اجرا میگذارم و یکی از آنها حرف نزدن در مورد مشکلاتم است نه اینکه از او دلخوری داشته باشم

       

      این خواهرم حدود یک سال است که مادرم را که دیگر توانایی مواظبت کردن از خودش را ندارد و دچار حواس پرتی هم است به خانه خودش برده و از او نگهداری میکند 

      کار بسیار سختی است و او زندگی شخصی خودش را بکلی متوقف کرده است

      من از همان روز اولی که تصمیم گرفته شد که مادرمان نمی تواند به تنهایی در خانه خودش زندگی کند پیشنهاد دادم که او را به خانه سالمندان ببرنند اما این خواهرم مخالفت کرد و گفت من خودم از او نگهداری میکنم

      الان می بینم که چه سختی را تحمل میکند اما آیا این مادر ممنون دار اوست نه او از همه چیز گله و شکایت میکند و با خواهرم مهربان نیست

      حالا خواهرم تا کی میتواند و یا میخواهد به این کار ادامه بدهد نمیدانم اما این انتخاب اوست و من نمیخواهم پافشاری کنم که خانه سالمندان برای همین کار درست شده است و او باید از آن استفاده کند بخصوص که مادرم توانایی مالی آنرا دارد که در خانه سالمندان خصوصی باشد که امکانات بسیاری دارد و به آنها رسیدگی خوبی میشود

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/19 17:03
      مدت عضویت: 151 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      سلام استاد بزرگوار،سلام دوستان

      چه فایل ناب و طلایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌بود،ای کاش من این فایل رو۲۰ سال پیش شنیده بودم،قطعا اگر این اتفاق می‌افتاد من الان در شرایطی بسیییییار بهتر از حال،زندگی میکردم،ولی دلداری هم که به خودم میدم ،میگم شاید اگر اون تجربه ها رو پشت سر نمی‌گذاشتم،الان آمادگی درک این مطالب رو نداشتم.

       

      به هر روی من به شخصه بابت در الویت قرار دادن مشکلات دیگران نسبت به روح و جسم و آرامش خودم ،هزینه های سنگینی چه روحی ،چه زمانی و چه مالی پرداختم،و بیش از ۹۰ درصد افرادی که اون از خود گذشتگی های ظالمانه رو(ظلم در رابطه با خودم)براشون انجام دادم،اغلب رابطه افتضاحی هم با من دارند،قبل از هدایت شدن در این مسیر همیشه از خدا شاکی بودم و می‌گفتم خدایا پس میگن تو از درون هر آنچه که در ما میگذره آگاهی،پس چرا من بابت این فداکاری ها همیشه نتیجه منفی گرفتم و عذاب کشیدم،پس تو چرا جواب من رو نمیدی؟

      ودر نهایت روزی دوستی گفت یادت باشه وقتی زیاد دم پر دیگران باشی ،وقتی بال میزنن پرهاشون در چشم تو زخم ایجاد میکنه،از اون به بعد که سعی کردم زیاد خودم روبصورت دیوانه وار درگیر مشکلات دیگران نکنم،طوریکه زندگی و آسایش خودم از بین بره،ولی همیشه ته دلم احساس گناه می‌کردم و عذاب وجدان داشتم،ولی به آرامش بیشتری رسیدم،تا امروز که کلام اصیل استاد رو دراین فایل شنیدم و متوجه شدم تمام ضربه هایی که من نوش جان کردم و مدام هم اشتباهم رو تکرار کردم ،بابت این بود که میخواستم ندانسته نقش دستیار خدا رو برای دیگران بازی کنم  به کمک خدا بشتابم،که البته زهی خیال باطل!

      به قول معروف جلوی ضرر رو از هر کجا بگیری منفعت ه

      باز هم سپاسگزار خداوند متعال هستم که من را هدایت کرد و در این مسیر قرار داد و سپاسگزار استاد عطار روشن ،پاینده باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/18 13:13
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 614 کلمه

      روز ۴۲ تکرار 

      سلام وقت بخیر

      قدرت ذهن خود را تخریب نکنید

      خدارو شاکرم که در مسیر آموختن و اجرا کردن هستم که به اندازه ای که از آموزش ها استفاده کنم میتونم مسیرهای بهتریو تجربه کنم

      کنترل ذهن بخش مهمی از پیمودن این آموزش هاست ،اینکه ما بتونیم به موقع ازش استفاده کنیم ،هر چند کار راحتی نیست ،ذهن ما عادت کرده روی یک ریتمی حرکت کنه و دوست نداره راهشو تغییر بده 

      مثلا علاقه زیادی به مسائل منفی داره که اونم بخاطر انباشت اطلاعاتیه که ما خودمون درونش پر کردیم اول بوسیله الگوها ،جامعه ،فرهنگ ،مدارس و تلوزیون و بعد که حسابی مموری ذهنمون پر شد در ادامه خودمون همون برنامه هارو ادامه دادیم 

      خب حق هم داشتیم‌ اون برنامه ها در مغز ما دانلود شده بود ما هم فقط اجرا کننده شون بودیم ،ذهن ما بخاطر اینکه مارو همیشه محافظت کنه بیشتر بسمت خطرها حرکت میکنه ،انگار پر شده از اخطارها ،که مراقب باشه و از ما مراقبت کنه ،برای همین همیشه مارو از همه چیز میترسونه و حرف های خوشنود کننده بلد نیست 

      در واقع برنامه ای که در ما هست برنامه صحیحی نیست ،که باید آگاهانه از افکار منفی دوری کنیم ، حالا این افکار منفی میتونه برای خودمون باشه یا عزیزانمون 

      عادتی که من داشتم و هنوزم تا حدودی دارم و خیلی ها هم همینجوری هستن ،اینه که مدام فکرشون درگیر اطرافیانشونه یا حتی کشور و مردم 

      حالا خدارو شکر من تونستم ۱۰۰ درصد دیدن tv قطع کنم با اینکه قبلنا علاقه شدیدی به سریال داشتم‌ ،اخبار که تعطیله مگر اینکه از اطرافیانم چیزهایی  بشنوم ، از وقتی متوجه شدم نباید درگیر مسائل دیگران باشم تلاشمو کردم که بتونم انجامش بدم

      ولی تو یه موضوعی که هنوز نتونستم خودمو کنترل کنم ،در مورد مسائل بیماری خودم یا اطرافیانمه ،که خیلی خیلی درگیر میشم و یک مموری قوی از خاطرات ناراحت کننده دارم که در مغز من شده یک باور 

      خیلی دلم میخواد این مسئله مو حل کنم میدونم با تکرارش تو ذهنم و تولید احساسات بد ،از مسیر درست خارج میشم  ،اتفاقا این ۲ روز درگیر این مشکل هستم و بشدت ذهنم و حالم بهم ریخته است ،دیروزو که کلا زندگی نکردم ولی امروز از صبح که بیدار شدم انقدر با خودم صحبت های متفاوت کردم که بتونم توکل کنم به خدا و میدونم اعتمادم به خدا بهم آرامش میده 

      میدونم اگر بتونم سطح انرژی خودمو خوب نگه دارم میتونم برای اطرافیانم مفیدتر باشم ، از خدا خیلی هدایت خواستم که در این مسیر کمکم کنه ،میدونم در اعماق وجودم باورهای مخربی راجع به بعضی مسائل دارم که این روزها دونه دونه شناسایی شون کردم و خودم متوجه میشم هر بار که باهاشون روبرو شدم و نقضشون کردم یکمی از  قلبم سبکتر شده 

      اگر بتونیم در شرایطی که حالمون میزون نیست به یک شکلی که یاد گرفتیم با خودمون و افکارمون برخورد کنیم که هر دفعه یکمی حالمون بهتر بشه ،آروم آروم در همون حال خوبیه گسترش پیدا میکنیم‌،دقیقا مثل همون وقتاییکه داریم به افکار ناراحت کننده پر و بال میدیم و بعد از ۲ ساعت متوجه میشیم در گردابی از ترس ها گیر کردیم 

      خدارو شاکرم که میتونم با توکل بهش و با توجه به وجودش از تهاجمات منفی باف، خودمو بهش بسپارم تا به آرامش برسم  که هر چقدر صدای ذهنم کمرنگتر بشه صدای الهام بخش خداوند بیشتر شنیده میشه ،راه حل ها گفته میشه و مسیرهای حال خوب نمایانتر میشه

      باز هم برای چندمین بار به خودم یادآوری میکنم که هر کسی با افکار خودش زندگی میکنه منهم تا حدودی میتونم در کنارشون باشم و کمکشون کنم ،باید هر لحظه حواسم باشه که این افکاری که در مغزم تکرار میشه بزودی بصورت واقعیت ها وارد زندگیم میشن ،پس مراقب باشم ،ورودی هامو چک کنم ،تا خروجی های بهتری داشته باشم 

      امیدوارم بتونم تمرین کنم و آموزه هامو به عمل تبدیل کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/12 19:28
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,492 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم 

      من رویای خلق کردن آرزوهام رو دارم ( خلق آرزوهام چقدر قشنگه  عجب احساس خوبی داره به به )

      چقدر استاد عزیز  عالی گفتین که توجه کردن به مسایل و مشکلات دیگران و تمرکز بر روی اونها از قدرت ذهن من کم میکنه چون ذهن ما یک ابزار هست مثل دست ما و ما نمیتونیم دستتمون رو به کسی قرض بدیم  اما میتونیم با دستمون به کسی کمک کنیم  و یا مثل پای من که  من نمیتونم به حای کسی با پاهام به جایی برم و  یا  مثل بینی من که من با  بینی خودم  به جای کسی  نمیتونم چیزی رو بو کنم و … و ذهن هم   دقیقا همین طور هست یک اندام نیست  بلکه  یک  ابزار هست چون فیزیکی نیست و دیده نمیشه .

      من خودم در گذشته بخشی از ذهنم نگران مادرم بود  و  بخش دیگر نگران آینده ی فرزندانم و  بخشی دیگر نکران اینده ی کشور و اوضاع  سیاسی کشور بودم   بماند خودمم که یه مقدار نگرانی  برای خودم داشتم و …. در واقع کل ذهنم  درگیر مسایل بقیه  و یه مقداری هم  خودم بود و  همیشه میدیدم که نتیجه ی من در زندگی شخصی خودم با بقیه فرق داشت و همیشه میگفتم خوش به حال فلانی که اینطور  هست و یا به اون موفقیت رسیده و یا اون نعمت  خوب رو داره تجربه میکنه اما نمیدونستم ذهن من نمیتونه برای دیگران کاری کاری بکنه و اگر  من تمام روز به مشکلات مادر و یا خواهرم توجه کنم نمیتونم برای اونها کاری کنم و تنها ضرری که میکنم این هست که من در این مدت حتی به خودمم نتونستم کمک کنم .

      خیلی از وقتها در گذشته من مدتها به خاطر  یک کلیپ  دلخراش که در ان طرف کشور  برای شخصی اتفاق افتاده بود ساعتها ناراحتی و گریه میکردم و فکر میکردم این وجدان هست چون بارها شنیده بودم بنی ادم اعضای یکدیگرن و اصلا به ما گفته بودن این درسته که باید به دیگران کمک کنیم ولی تمام اینها باعث میشه ذهن ما تحلیل بره و این واقعیت هست حتی اگر خوشت نیاد ولی این درسته .

      اگر دوست داری در  خیلی از جنبه ها موفق بشی اما نمی تونی چون داری به بقیه توجه میکنی مثلا  به مادرت توجه میکنی  و ممکنه به خودت بگی   نه این دیگه مادرم هست و نمیشه از فکر اون کوتاهی کنم ولی برای ذهن من اصلا این تعریف شده نیست و اون نمیشناسه اون مادرت و  یا .. اینها تلفظات  دنیایی هست ذهن ما نگاه میکنه ببینه تمرکز ما بر چه چیزی هست اگر تمرکز ما بر چیزی بیرون ما هست تحلیل میره .

      من در گذشته زمانم و پولم و انرژیم رو صرف دیگران  میکردم و نتیجه ی خوبی هم نمیگرفتم و  بارها می  گفتم ببین من چی کردم و اون شخص  با من چی کرد خوب حقم رو داد و ….

      پس در جامعه ی ما این ارزش هست که کسی  تمام خودش رو وقف دیگری بکنه مثلا مادری کل عمرش رو به پای فرزندانش بزاره در حالی که خودش کلی  بیماری و …. داره  و با این فکر  بگه نه یک مادر نمونه اینطور هست که زندگی خودش رو وقف بچه ها بکنه و اما همین مادر میبینه بعد از مدتی فرزندانش به اون کم محلی میکنن و میرن و  باعث میشه  که بسیار اذیت بشه.

      پس اگر عزم تغییر کردن داری باید بتوتی حواست رو از دیگرات برداری  و بیاری روی خودت .

      بدونید عمل خودت نتیجه برای خودت ولی عرف چیز دیگه هست مردم  فکر میکنن  باید به دنبال مشکلات بقیه باشن و برای اونها وقت بزارن و ….اما باید بتوتی خودت رو کنترل کنی و تمرکزت رو برداری از روی بقیه و به دنبال خودت باشی حالا اگر میتونستی به کسی کمک کنی خیلی راحت بدون اینکه انرژی از من بگیره و ذهن من رو معطوف خودش کنه بله انجام بده و ایرادی نداره و لی به دنبال کاری که انرژی تو رو و  ذهن تو رو درگیر میکنه نباش و اگر بتونی حواست رو بزاری روی خودت و زندگی خودت و اهداف خودت نتیجه رو میبینی .

       پس تمرکزت رو بزار روی خودت چون تو یک بار به دنیا اومدی و یک بار از تو سوال میشود در مورد زندگی خودت نه دیگران اگر رفتی اون دنیا و بگی من به خاطر فلانی نتونستم خوب زندگی کنم بهت میخندن و میگن تو فقط مسول خودتی تو نمیتونی جا پای خدا بزاری و اگر تمرکزت رو از دیگران برداری و به خواسته های خودت توجه کنی و به دنبال بقیه و نگرانی های اونها نباشی به خواسته ات میرسی .

      به اندازه ای که بتونی بر مسایل و موضوعات و اهدافت تمرکز کنی تو پیشرفت میکنی و من به وضوح دیدم هر وقتی به هر دلیلی تمرکزم از خودم برمیداشته میشه حالا به هر دلیلی که باشه دقیقا  میبینم که همه چیز من داره میاد پایین مهمترین مورد اون این هست که احساس شادابی من تحلیل میره و میفهمم ذهنم رو خرج کسی دیگه کردم و سریع خودم رو جمع و جور میکنم و میگم من وظیفه ای در مقابل کسی ندارم و من فقط،مسول زندگی خودم هستم و پاسخ گوی خودم خواهم بود و حواسم رو میارم روی خودم و همه چیز درست میشه من باید به خودم و دیگران نه بگم و بگم من میخوام برای خودم زندگی کنم اولین نشانه اش ازادی و احساس قدرت هست .

      وقتی من قوی و توانمند شدم  اون وقت میشه برای دیگرانم کاری کنم ولی وقتی خودت مسایل و مشکلات داری تو چه طوری به بقیه میخوایی کمک کنی ؟؟

      من نمیتونم به بقیه کمک کنم و اگر این کار رو بکنم از کمک به خودم غافل میشم .

      استاد به خدا این فایلها  ارزش بارها دیدن و شنیدن دارن برای من یکی که اینطور هست هر چند وقت یک بار اصلا هوس دیدن اونها رو میکنم و ولع شنیدن اونها رو دارم  و برای خودم گوش میدم  این فایلها به نظر من یه دریا اگاهی دارن که باید کسی در مدار شنیدن این اگاهی باشه  که متوجه اونها بشه همین حرفها رو من به هرکس حتی نزدیکترین فرد زندگیم بزنم نه تنها قبول نمیکنن ممکنه بگن تو چقدر خود خواهی اشتباه نکن اینطور نیست و … کلی حرف دیگه که میتونم پیش بینیشون رو بکنم  پس به هیچ کس هیچی نمیگم فقط به خودم قول میدم بهتر و متعهد تر به این اموزشها عمل کنم تا مثل شما نتایج عالی بگیریم و اون وقت  شاید شاید کسی این حرفها رو از من قبول کنه شاید هم قبول نکنن ولی خوب برام مهم نیست الان برای من  مهم این هست که درست و زیبا  زندگی کنم  و دنیا رو به حای بهتری تبدیل کنم و  روی بقیه آدمها هم تاثیر خوب و مثبت بزارم .

      من در گذشته خیلی به دنبال مشکلات بقیه نبودم و کسی  هم به دنبال من برای حل مشکلش نبود ولی خوب یه جاهایی که دیگه برای نزدیکانم مشکلی پیش میومد ناخواسته یا خواسته روزها غرق اون مشکلات میشدم و خودم رو اذیت میکردم و یا اگر کلیپی در فضای محازی پخش میشد که ازاد دهنده بود تا مدتها به خاطرش ناراحت میشدم و چقدر این کار رو درست  و انسان بودن میدونستم و اگر در جمعی بودم که در مورد بیماری و مشکلات بقیه حرف میزدن خوب گوش میکردم و همدردی میکردم و میگفتم چقدر این افراد انسان هستن که به فکر بقیه هستن و همیشه پیگیر احوال فقیران و بیماران و مشکلاتشون هستن و از اینکه من اینطور نبودم چقدر خودم رو انسان بدی میدونستم و میگفتم  آفرین بر اونها ،اونها کارشون درسته و کم کم داشتم منم به این سمت میرفتم که به این راه اشنا شدم و از وقتی که وارد این مسیر شدم طوری تغییر کردم و اگاهانه کانون توجهم رو تعییر دادم که حاضر نیستم در هر جمعی بشینم و هر حرفی رو بشنوم و با هر کسی هم کلام بشم و یا هر فیلمی رو ببینم و یا هر تلفنی رو بزنم و یا هر آهنگی رو گوش،بدم و کلی چیزهای دیگه که واقعا در زندگی من تاثیر داشته و اولین  نتیجه اش برای من حال خوب و ارامش و احساس شادی درونی و سلامتی هست و خدا رو شاکرم که در این مسیر ناب الهی هستم ولی خوب خیلی جاها در جمع  افرادی قرار میگریم که از اینکه حوادث و اتفاقات روز دنیا و اخبار سیاسی  رو  چون نمیدونم احساس خاصی بهم دست میده و بعصی اوقات بقیه بهم میگن تو چرا اینطوری سرت رو داخل برف کردی که هیچی رو نبینی این که نمیشه ولی من میدونم که من در راه درستم و اونها مثل سالهای قبل من هنوز دارن زندگی میکنن و من واقعا به سبک جدیدی دارم زندگی میکنم که هر کسی اون رو درک نمیکنه خلاصه تمام تمرکزم و حواسم روی خودم و خواسته هام هست و هر روز  من برای رسیدن به اونها گام برمیدارم و تلاش میکنم و امیدوارم که  به زودی نتیجه ای این همه سعی و تلاشم رو که دارم با تمام وجودم تلاش میکنم به اونها عمل کنم  رو بگیرم و زندگی شیرینم رو شیرین تر کنم و به جمع دوستان شگفتی ساز این سایت بپیوندم 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/28 07:37
      مدت عضویت: 489 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,107 کلمه

      قدرت ذهن را تخریب نکنیم

      گام۷۳

      با سلام:این فایل خیلی عالی بود چند روزی است که هر روز ۳ تا ۴ بار گوش کردم و هنوز مشتاقم گوش کنم 

      همانطور که استاد گفتنتند قدرت ذهن خیلی زیاد است به شرطی که انرا تخریب نکنیم .تا بتوانیم به هر چیزی می خواهیم برسیم .چگونه تخریب نکنیم ؟با ورودیهای که اصلا به خودمون و زندگی خودمون ربطی ندارد 

      بیشتر اوقات ذهن ما مشغول ناراحتیها و گرفتارهای دیگران هست مثل خواهر و برادر پدر و مادر و فرزندان و ….غیره وقتی ذهن ما درگیر مسایل بقیه می شود دیگر جایی برای خودمون باقی نمی ماند و چون دیده نمی شود درک آن طور دیگری آست  مثل اندامی از بدن نیست 

      اصلا قدرت ذهن چیست ؟قدرت ذهن را همه انسان‌ها دارا هستند و مخصوص افراد خاص نیست فقط باید باور کنیم و یاد بگیریم که آن را تخریب نکنیم تا بتوانیم از قدرت آن استفاده کنیم و آن را در کنترل خود بگیریم یکی از مهم ترین ویژگی ما انسان‌ها فکر کردن است اما مهم آست چگونه فکر کردن را بدانیم  می توانیم شادی خود را به غم و ناراحتی تبدیل کنیم یا بر عکس پس قدرت ذهن را نباید دست کم بگیریم 

      ذهن و مغز بکی از پیچیده ترین اجزا در بدن انسان است که توانایی فکری و ذهنی دارد  که شامل تصورات ادراک قضاوت. حافظه هوشیاری و ….است ذهن ما قدرت های زیادی دارد اعم از قدرت تصور. قدردانی و تشخیص که هر کدوم وظایف مشخص خود را در ذهن بر عهده دارند وظیفه پردازش احساسات و عواطف بر عهده ذهن است که با استفاده از آنها دستورات لازم را می دهد ذهن همه ما از حداکثر توان خود برای کار کردن استفاده می کند و تنها تفاوتی که بین انسان‌های تابعه با افراد معمولی هست نحوه مدیریت و استفاده از ذهن است ذهن ما فرمانروایی بدن ماست مغز اتومبیلی است که توسط ذهن هدایت می شود پس به هر چه که بخواهیم می توانیم برسیم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه و به چه سمتی انرا هدایت کنیم وقتی ذهن ما آشفته از مسایل دیگران و مشکلات دیگران است چکونه می توانیم برای خواسته های خود آن ر ا هدایت کنیم 

      وقتی به استاد گوش می کردم متوجه شدم که وای چقدر ذهن من درگیر مشکلات خانواده‌ام در ایران است با وجودی که فرسنگ ها دور هستم اما ذهنم با آنهاست واز وقتی با این دوره آشنا شدم خیلی خیلی سعی کردم که خودم را زیادی درگیر نکنم اما هنوز خیلی باید کار کنم مخصوصا با گوش دادن این فایل خیلی درس گرفتم ممنونم استاد

      یکی از دفعاتی که فایل  را گوش می کردم شوهرم هم می شنید و از آن موقع هر وقت به فکر فرو می رم می گوید یادت باشه که نمی توانید دستت را به کسی قرض بدهید پس ذهنت را هم نمی توانید به بقیه بدهید .خیلی زیبا توضیح دادین .سیاسگزارم استاد 

      باید یاد بگیریم مدیریت کنیم بر ذهن خود!؟و اجازه ندهیم ذهن ما از مشکلات بقیه پر شود. و بتوانیم کنترل آن را در دست خود بگیریم نه اینکه ذهن ما ،ما را کنترل کند و مدیریت کند 

      وقتی به افکار منفی فکر می کنیم برایمون اتفاقات بدی می افتد مثلا روزی که انرژی نداریم و مسایلی باعث ناراحتی ما می شود این انرژی منفی تمام روز مارا خراب می کند و انفاقات بدتری به وجود می آورد. پس قدرت ذهن را دست کم نگیریم و یاد بگیریم و شجاع باشیم تا بتوانیم موفق شویم

      به خودمون اطمینان داشته باشیم و باور کنیم که می توانیم تغییر کنیم

      بر ذهن خود مدیریت کنیم و افکار منفی را متوقف کنیم 

      به توانایی های خودمون خوشبین باشیم

      تجربیات ذهن را متوقف کنیم

      از نتیجه گیری های شتاب زده ذهن خودداری کنیم

      شیوه تفکر خود را تغییر دهیم و تفکرات مثبت را به سمت خود جذب کنیم و از فکر کردن منفی خود داری کنیم 

      بیاموزیم که چگونه مدیریت کنیم و چگونه افکار منفی را متوقف کنیم 

      چگونه می شود مدیریت کرد ؟و افکار منفی را متوقف کرد؟مثلا ذهن من سخت درگیر ناراحتیهای روحی و عاطغی و جسمی برادرم هست بدجوری فکر کردن به اونون مرا نگران و مضطرب می کند و تمام انرژی مرا را می گیرد !!چکار می کنم یعنی چگونه این موضوع را مدیریت می کنم ؟مدت زمانی را به او فکر می کنم و تمام نگرانی هایی که برای او دارم به آن می اندیشم و متوجه می شوم هیچ کاری از دست من ساخته نیست من هیچ مشگلی را نمی توانم براش حل کنم چون ذهن من ذهن اونون نیست و ذهن او ذهن من نیست پس باید بگذارم به عهده خودش.  وقتی یک زمانی صرف این موضوع کنم دیگر رهایش می کنم چون با این کار خیالم راحت شده که به اندازه کافی برای ابن موضوع وقت گذاشته ام و دیگر ناخواسته به آن فکر نمی کنم 

      تجربیات منفی و ارتباط دادن آن با اتفاقاتی که در اینده قرار است برایمون به وقوع بپیوندد کار اشتباهی است  : مثلا افرادی که افسردگی دارند فکر می کنند بدبیاری  و بدبختی از کودکی با آن ها بوده و برای همیشه هم خواهد ماند در حالی که سرنوشت ما دست خودمون است  خودمون هستیم که تصمیم می گیریم بخندیم یا گریه کنیم پس لازم نیست خودمون را دسته کم بگیریم و با تلاش  آینده را تغییر دهیم اگر در کودکی سختی داشتیم قرار نیست آینده سختی داشته باشیم !چرا؟چون آینده را خودمون می  سازیم 

      تجربیات منفی را باید کنار گذاشت و ذهن خود را تخریب نکرد تا بتوانیم قدرت ذهن را در دست بگیریم یکی از موانع مدیریت ذهن فاجعه سازی است مثلا به بک موضوع بیش از آنچه که اهمیت دارد اهمیت می دهیم و مسله را د. ذهن خود بزرگ می کنیم و بزرگ کردن یک موضوع در ذهن منفی ها را گسترش می دهد و کنترل ذهن از دستمون خارج می شود و برای این کار باید به نقاط مثبت موضوع نگاه کنیم و تا بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم 

      وقتی ذهن خود را تخریب نکنیم تمرکز بیشتری پیدا می کنیم و سطح هوشی ما بالا می رود و دیگر به مسایل مختلف فکر نمی کنیم و حواسمون پرت چیز های مختلف نمی شود و مطالب را بهتره یاد می گیریم وقتی مدیریت و کنترل ذهن را در دست  خود بگیریم می توانیم انفاقات خوبی را برای خودمون رقم بزنیم اما اگر نتوانیم مشکلات زیادی بیش می اید که یکی از مشکلات ،دریافت انرژی های منفی.

       فکر کردن به مسایل مثبت و دریافت انرژی های خوب باعث می شود به اهداف خود برسیم

      ما انسان‌ها فکر می کنیم و تصمیم می گیریم پس بهتر  است هر روز را با هدفه کنترل افکارمون شروع کنیم تا متوجه ورود افکار منفی به ذهن خود باشیم می توانیم افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنیم یا اینکه شجاعت داشته باشیم که کاملا آنها را حذف و از بین ببریم ،با سپاس از استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/02 03:26
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 463 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان همراهم

      این فایل چقدر آموزنده و متفاوت بود

      واقعا شجاعت میخواهد که این افکار را تغییر داد

      ما اینطور بزرگ شدیم که باید از اوضاع و احوال پیرامونمان باخبر باشیم

      ما باید خواسته دیگران را نسبت به خواسته خودمان ارجعیت بدهیم

      مخصوصا در مورد خانواده 

      بی توجه بودن به اموراتی که مربوط به ما نمیشود استمرار میخواهد و گوشزد به خودمان که ذهن ما تحلیل میرود و ما نه تنها کمکی به دیگران نکرده ایم بلکه کمکی به خودمان هم نمیتوانیم بکنیم

      توجه برداشتن از اتفاقات اطرافمان مثلا گوش نکردن به اخبار و یا فعال نبودن در فضای مجازی برای من کار ساده ای بود با اینکه مورد تمسخر اطرافیانم قرار میگرفتم اما به آنها می گفتم حالا شما که اخبار را که تمامی آنها استرس آور و ناراحت کننده است گوش میدهید چه تاثیری بر آنها می گذارید جز اینکه اعصاب خودتان را خرد کنید و ناراحت و افسرده شوید مخصوصا که کاری از دستتان بر نمی آید

      وقتیکه می بینم حاضر به قبول کردن نیستند به آنها میگویم هر کسی آزادی اینرا دارد که هر جور میخواهد زندگی کند 

      من میخواهم اینطور زندگی کنم و از این تصمیم خودم راضی و خوشحال هستم

      فرق من با شما این است که من آرامش دارم و این به سلامتی ام کمک میکند اما شما عصبانی هستید استرس دارید و به خودتان و سلامتی تان ضربه میزنید

      من نمی گویم شما باید مثل من فکر کنید بلکه میگویم من دوست دارم اینطور عمل کنم و شما هم هر طوریکه خودتان میخواهید عمل کنید

      مورد جالب آن همسرم است با اینکه در ایران زندگی نمی کنیم اما دائما مسائل و اتفاقاتی که در آنجا می افتد را دنبال میکند مخصوصا مسائل سیاسی که کلی اعصابش خرد میشود

      به او چندین بار گفتم که از فضای مجازی که این موضوعات ناراحت کننده را پخش میکنند بیرون بیا و بعد خودت هم آنها را برای دیگران می فرستی و بازخورد از آنها می گیری که بیچاره مردمان ایران چقدر در مضیقه هستند

      اینها چه چیز جز اعصاب خرد شدن و خراب کردن حال خودت برایت به ارمغان می آورد

      او البته حرف مرا قبول دارد اما سعی نمیکند به آن عمل کند تا نتیجه اش را ببیند

      به او میگویم تو به بودن در این فضای ناراحت کننده مجازی معتاد هستی

      اعتیاد که فقط به مشروبات الکلی و یا مواد مخدر نیست این هم یک نوع اعتیاد است که تو داری به خودت ضربه میزنی

      بعد من به این فکر میکنم که من فقط مسئول خودم هستم نه هیچکس دیگر حتی نزدیکترین فرد خانواده ام

      پس آنها را به حال خودشان رها کردم چون یک جورهایی دارم با سعی کردن در اینکه آنها هم زندگی بهتری را تجربه کنند دارم توانایی ذهن خودم را تحلیل میدهم

      این هم استمرار میخواهد که متوجه تحلیل رفتن انرژی ذهنم باشم 

      البته با تمرین و توجه به این موضوع به این مهارت دست پیدا میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/06/23 21:16
      مدت عضویت: 153 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلام
      من ب شخصه خودم همش ذهنم درگیر این و اونه واقعا چقد ب این فایل زیبا نیاز داشتم چقدر زیبا گفتید مطالبو
      من خودم واقعا دلم میخواد انقدر درگیر دیگران نباشم ازاد باشم رها باشم انقد این اینکارو کرد اون کارو کرد نکنم از زندانی ک برا خودم ساختم خودمو رها کنم
      گاهی اونقدر درگیرم ک تا چن روز مریض میشم
      استاد بابت این فایل زیبا ممنونم
      الان ک فایلهای شما رو میبینم .میبینم من چقدر ب خودم ظلم کردم ب خاطر چیزهای بیهوده حرفها و ادمهای بیهوده
      اصلا مثال بذر ک گفتین اون از قدرتش برا خودش استفاده میکنه ب فکر دیگری نیس خیلی دلنشین و قابل درک بود متاسفانه من درگیر دیگران بودن رو یاد گرفتم شاید باورتون نشه شاید ی فیلم میبینم تا سه روز اون فیلم در مغز من مرور میشه یا ی خبری میخونم تا چن ماه افسرده میشدم برا اون
      در حالی اونم خدا رو داره مسلما من بیشتر از خدا اون نمیخوام
      استاد بابت هر ثانیه ارامشم براتون خیر و برکت میخوام
      و مطمئنم ک دفعه بعد ک میخوام این فایل ببینم موفقتر از امروزم خواهم بودم نسبت ب امروزم تغییر خوام کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/10 16:26
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 506 کلمه

      سلام🙂

      قدرت ذهن موهبتی است که خداوند در اختیار انسان قرار داده است تا با آن دنیای خودش رو خلق کنه..‌قدرت ذهن همان نیروی توجه و تمرکز ما است که بر هر چیزی که توجه کنیم اونو در زندگیمون گسترش میدیم

      دنیا مثل یه رستوران سلف سرویس هست همه مدل غذا،سالاد ،پیش غذا در اون وجود داره و ما بر اساس سلیقه و طبعمون میتونیم از هر مدلی خواستیم و به هر میزانی که دوس داشتیم برداریم 

      اگه آنچه که انتخاب کردیم مورد پسند ما نیست مشکل از انتخاب خود ما است و میتونیم انتخابمون رو تغییر بدیم  مشکل از سر آشپز نیست و نیازی هم به کله و شکایت و ناراحتی نیست وقتی هر لحظه امکان تغییر این انتخاب و لذت بردن از نتیجه اون وجود داره…

      ما با توجه مون خلق میکنیم و بر هر چیزی که توجه بیشتری بذاریم اونو خلق میکنیم به قول شما بسیاری از ما اصلا از این قدرت ذهن خودمون خبر نداریم برای همین اکثرا بر بیماری و فقر و کمبود و….توجه داریم هم رسانه ها اینطور ما رو عادت دادن و هم از اطرافیانمون اینو یاد گرفتیم و هم تعلیماتی که به عنوان تعلیمات دینی به ما آموزش دادن متفاوت با اصل قانون توجه بوده …اونا دلسوزی و به فکر دیگران بودن رو انسانی و اسلامی دونستن و اینکه سرت فقط به کار خودت باشه رو خودخواهی و غرور و تکبر دونستن و نکوهش کردن..

      در صورتیکه با اینکار قدرت ذهن ما رو تقسیم کردن و باعث شدن هم ما نتونیم از این قدرت در جهت خلق خواسته مون استفاده کنیم و هم با توجه به دیگران و ناراحتی و غصه دیگران ناخواسته های بیشتری رو وارد زندگیمون کردیم

      در واقع تقسیم شدن این توجه هم ما رو ضعیف کرده و هم باعث شده ناخواسته های زندگی دیگران رو هم وارد زندکیهامون کنیم و اتفاقا با مسائل و مشکلات بیشتری درگیر بشیم که باز قدرت ذهن ما رو کمتر و کمتر کرده 

      ما انسانها با توجهمون بر بیماریها ،بیماریهای بیشتری رو در دنیا بوجود آوردیم

      با توجه بر فقر ،فقر و نداری و کمبود بیشتری رو ساختیم

      با توجه بر چاقی .چاقی بیشتری رو هم بوجود آوردیم

      در صورتیکه میتونیم با توجه بر راهکارهمه اینها رو رفع کنیم و سلامتی،ثروت و تناسب رو گسترش بدیم

      در قرآن هم به این موضوع اشاره شده و تحسین زیباییها و اعراض از ناخواسته ها بارها به پیامبر و مومنان دستور داده شده که کاملا منطبق بر قانون توجه هست ولی ما حتی کتاب دینی مون رو هم درست درک نکردیم

      ولی این مسئله تا الان که نا آکاه بودیم اشکالی نداره و نیازی به سرزنش نیست بلکه تصمیم بگیریم از همین امروز که به این آگاهی رسیدیم از قدرت ذهنمون برای رسیدن به زندگی و جسم ایده المون استفاده کنیم اونم با تخریب نکردن اون با سرک نکشیدن توی زندگی بقیه با درگیر نشدن در مسائلی که توان حل کردنشون رو نداریم ،…

      مگه نمیگیم همه چی انرژیه …حداقل ما در افرایش نیروی منفی در جهان نقشی نداشته باشیم اونم با همین عدم توجه …اینجوری دنیای خودمون رو زیباتر و ابادتر میکنیم واتفاقا در گسترش نیروی مثبت ثروت و سلامتی و تناسب قدمی برمیداریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/06/08 13:14
      مدت عضویت: 323 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه .گام ۷۳ قدرت ذهن خود را تخریب نکنید .

      برای تغییر کردن باید قدرت ذهن خودمون رو تخریب نکنیم ،ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم من حدود یکساله ک اخبار و فیلم و آهنگ های منفی و پیجو کانال های منفی رو کلا گذاشتم کنار ولی تغییر چشم گیری نکردم الان ک این حرفایی استاد رو شنیدم متوجه شدم ک من خیلی ذهن درگیرم خانوادم هست پدرم سکته کرده چندین ساله ک نمی تونه راه بره ،خواهرم می خواد از همسرش جدا بشه و چند تا مشکل دیگه ک من خیلی ب این مسائل فک میکردم و نمی دونستم فک میکردم ک کار خوبی میکنم بعضی اوقات ک میگم بی خیال ب من چه خدا میدونه ،ی عذاب وجدانی من میگیره ک مث خوره میفته ب جونم تو مغرور تو ب فکر خودتی یکم ب فکر بقیه باش از این حرفا ک واقعا جای تعصف داره ک این باوره چقدر در ما قویه و ب نظرم شاید هدفمند این همه روی ما کار کردن روی باور سازی های اشتباه خیلی کار دارم و حالا حالا ها باید روی خودم کار کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/06/02 10:00
      مدت عضویت: 247 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 518 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان 

      روز ۱۳۴: روز چهل و دوم تکرار ، سه شنبه ۱۴۰۰/۶/۲

      سلام 

      قدرت ذهن خود را تخریب نکنید!

      توجه به مسائل و موضوعاتی که از توان ما خارج است، قدرت ذهن ما را تخریب می کند و زندگی ما را با انبوهی از مشکلات روبرو می کند. توجه به مسائل سیاسی، اقتصادی، حوادث، آمار مرگ و اخبار تولید واکسن و کودکان کار و فقر و آشغال گردها و آینده فرزندان و اوضاع و احوال فامیل و ….در حالیکه من قدرتی برای تغییر آنها ندارم هیچ کمکی به آنها نمی کند و جالب اینکه هیچ کمکی بخودم هم نمیکند و سبب اشاعه موارد منفی هم می شود و قدرت ذهنم را هم کم می کند و بدبختی اینکه قدرت کمک بخودم را هم از دست می دهم.

      قدرت ذهن من هدیه ای اختصاصی از سوی خداوند به شخص من است و تا من قدرتمند نباشم ،توانایی کاری برای دیگران ندارد و می دانم ذهن قدرتمند می تواند زندگی دیگران را نیز پاکسازی کند و به آنها هم کمک کند ولی نه ذهن شخص ضعیف که خودش غرق مشکلات و گرفتاریها است.

      وظیفه من تمرکز بر هر آنچه است که بخودم مربوط است و اگر بتوانم رسالت الهی خود را درست انجام دهم قدرت ذهنم بیشتر می شود و مسلما زندگی اطرافیانم هم بیشتر می شود و خوبی سرایت می یابد و زندگی جای بهتری برای زندگی می شود.

      اگر در هر جنبه از زندگی عزم تغییر گرفته ام و تصمیم قاطع برای بهبود زندگیم گرفته ام باید تمرکزم بر خودم قرار بگیرد و سرم را از زندگی دیگران و مسائل پیرامون خودم بیرون بکشم. باید حواسم را از زندگی دیگران و تحلیل رفتار دیگران و سیاست و اقتصاد و …. بردارم و همه تمرکزم بر زندگی خودم و احوال خودم باشد چون من فقط مسئول اعمال و رفتار و افکار خودم هستم.

      من باید خودم را واقعی دوست داشته باشم و مسائل خودم و خواسته های خودم بر دیگران اولویت داشته باشد.

      من فقط مسئول و پاسخگوی زندگی خودم هستم.

      اگر بر زندگی خودم تمرکز کنم و قدرت بی نهایت ذهنم را که اختصاصی برای من خلق شده است، برای خدمت بخودم بکار بگیرم نخست سرشار از انرژی و انگیزه و احساس خوب می شوم و در پی آن قدرتمند می شوم و برمشکلاتم غلبه می کنم و آنگاه خواهم توانست به دیگران هم کمک موثرتر و مفیدتری نمایم.

      اگر همه عمرم را صرف دیگران نمایم ، قادر به تغییر احوال آنها نیستم، شاید با دادن آگاهی به دیگرانی که بخواهند در وضعیت خود تغییر ایجاد نمایند بتوانم به آنها کمک کنم ولی این هم به شرط آن است که خودم در جنبه های مختلف زندگی موفق باشم و توانسته باشم قدرتمندانه و شجاعانه بر مسائل خودم تمرکز کنم و آنها را حل نمایم.

      هر آنچه که بتوانم بر مسائل و زندگی خودم متمرکز باشم، ذهنم قوی تر می شود و آرامش می یابم و پیشرفت می کنم. من مسئول زندگی خودم هستم و فقط بابت زندگی خودم بازخواست خواهم شد. 

      خدای مهربانم که مرا به قدرتمندترین نیرو ها مجهز ساختی تا خالق زندگی سعادتمند و باشکوهی برای خودم در دنیا و آخرت باشم،  در بکارگیری درست آن هم مرا به شکل عالی هدایت و حمایت کن. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      angelikian4040@gmail.com
      1400/05/20 19:33
      مدت عضویت: 190 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 619 کلمه

      از بچگی در مدرسه داستان‌هایی مانند دهقان فداکار رو برای ما بازگو کردن و همیشه بما تاکید کردن فداکاری کنید و من از بچگی توی خیالات خودم دوست داشتم اینقدر پول داشتم که برای همه بچه های فقیر خرج کنم یادمه راهنمایی بودم که یک فقیر اومد در خونه من از پتوهای مادرم و ظروفشون به اون شخص دادم یا تا قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم هر کسی رو که توی  خیابون میدیدم که نیازمند بود دلم براش می سوخت و همیشه بخدا میگفتم خدایا اونقدر بمن ثروت بده تا به نیازمندان کمک کنم من خیلی آدم احساسی هستم‌ که حتی فرزندانم از این نقطه ضعف من سواستفاده  می کنن و خیلی ضربه خوردم و همیشه با خودم میگفتم خدایا چرا من اینقدر محبت میکنم و جوابم همیشه بی محبتی هست تا اینکه فهمیدم ایراد از خودم هست من برای وجود نازنین خودم ارزشی قائل  نبودم چرا از دیگران توقع احترام و ارزش دارم فهمیدم هیچ کسی در دنیا ارزشش از وجود خودم باارزش تر نیست البته پدرو مادر و همسر و فرزندانم برای من قابل احترام هستن و دوستشون دارم ولی خیلی از خانواده ها رو دیدم که مادرشون یازده بچه رو بزرگ کرد و موقع پیری در شرایط بدی از دنیا رفت و من همیشه با خودم میگفتم باید اونقدر مواظب خودت باشی که سربار دیگران نباشی‌مخصوصا  فرزندانم چون اونها به اندازه کافی درگیر زندگی خودشون هستن و تو اوضاع اونها رو بدتر میکنی یاد گرفتم‌که خودم تمام کارهای خودم رو انجام بدم و روی پای خودم بایستم به همین دلیل اولین الویت من لاغری هست که دچار عوارض  چاقی نشم و از خداوند میخوام در کمال سلامتی زندگی کنم و برای رسیدن به تناسب اندام باید درصد زیادی از ذهنم رو به این مقوله اختصاص بدم تا موفق بشم من نمی تونم دست و پای خودم را به دیگران قرض بدم من باید از طبیعت  پیروی کنم که هر موجودی از اون بذری که در خاک تا اون پرنده ای که در آسمان هست همه و همه رسالت خودشون رو انجام میدن البته انسان دوستی خوبه تا زمانیکه از من انرژی ذهنی نگیره چون من خودم به سوخت برای ادامه راه نیاز دارم من یکبار  در این دنیا زندگی میکنم پس باید سعی کنم خوب زندگی کنم خیلی از ما انسانها زنده مانی میکنیم زندگانی نمی کنیم و از ما سوال خواهد شد که این همه نعمت به شما داده شد چرا استفاده نکردی و پاسخ ما این هست که بفکر دیگران بودم مگه تو خدا بودی مگه خدای قادر نبود خدایی که حواسش به همه موجودات جهان هست و هرلحظه در کنار تک تک موجودات هست روزیشون میده و هر روز اونها رو در مسیر رشد قرار میده پس تو چرا برای رشد و کمال خودت کاری نکردی و چیزی بجز پشیمونی برامون باقی نمیمونه ،پس باید از موانعی که در ذهن هست خلاص شد باید برای رسیدن به لاغری  تمرکز کرد باید تمام توجه و انرژی که برای چاقی گذاشتیم رو از روی جسممون برداریم و روی ذهنمون بذاریم من نمی پذیرم که چاقی طبیعی است بلکه چاقی بدیهی هست  پس تمام کارهایی رو که قبلا انجام می‌دادم رو باید متوقف کنم فرمولهای لاغری  رو پررنگ تر کنم تا جسمی رو که خودم دوست دارم خلق کنم نیرویی که به  همه انسانها هدیه شده و خیلی ها ازش استفاده نمی کنن من مسئول  خودم و رفتارم هستم بمن ربطی نداره که دیگران چه جوری میخوان زندگی کنن من باید زندگی خودم رو تحت کنترل داشته باشم تا بتونم به رسالتم عمل کنم ،استاد عزیزم ممنونم که یک باور غلط دیگه رو برای ما بازگو کردین تا زندگی من و خیلی از دوستان عوض بشه و همیشه از خداوند بلند مرتبه سپاسگزارم  که مرا به این مسیر ارزشمند هدایت کرد ،خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/28 23:12
      مدت عضویت: 267 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 875 کلمه

      گام ۷۳ قدرت ذهن خود را تخریب نکنید 

      به نام خدا

      اگر رویای لاغر کردن دارید باید آگاه باشید که مهمترین موضوع که باید مورد توجه شما قرار بگیرد این است که قدرت ذهن خود را تخریب نکنید. 

       

      رسیدن به استقلال مالی ،سلامتی، بهبود روابط خانوادگی، لذت بردن ازشغلم ، متناسب شدن همه اینها با باور کردن قدرت ذهن به دست می آید . 

       

      نیرویی که زنبور عسل را برای ساختن کندوی به آن زیبایی و با نظم خارق العاده و تولید عسل شفابخش هدایت می کند. 

       

      نیرویی که یک بذر کوچک را حیات می بخشد ریشه میزند ساقه و برگ تولید می شود میوه می دهد .

       

       نیرویی که یک بچه لاک پشت را بلافاصله بعد از بیرون آمدن از تخم به سمت دریا هدایت می کند .

       

      نیرویی که پرندگان را در مسیر طولانی کوچ هدایت می‌کند . 

       

      تفاوت بین انسانها و سایر موجودات در برخورد با هدایت الهی در مقاومت آنها نسبت به پذیرفتن و عمل کردن به این هدایت هاست. 

       

      یک پرنده وقتی الهام الهی یا نیروی غریزه می‌گوید موقع کوچ است مخالفت نمی کند و بی چون  وچرا عمل می کند . اما ما انسانها وقتی هدایت الهی را دریافت می کنیم بلافاصله با عقل و منطق خود آن را بی اعتبار و اشتباه می‌خوانیم و این درس را از شیطان آموخته ایم. (عقل حکم میکنه که این کار اشتباه است و باید اینگونه رفتار کنیم.) 

       

      شیطان در ذهن حیوانات و گیاهان و جمادات جایی ندارد. اما در ذهن انسان بخش کوچکی به شیطان اختصاص داده شده، به خاطر باور و افکار اشتباهی که وجود ما را فرا گرفته است این بخش کوچک و بی اعتبار چنان تسلطی بر منطق وذهن خودآگاه ما دارد که به راحتی مانع دریافت و عمل کردن به الهامات الهی می شویم. 

       

      تغییر کردن : ساکت کردن نجوای شیطان و گوش دادن به الهامات الهی

       سپاسگزار بودن :

       درک کردن نیرو و قدرتی است که خداوند در وجود ما برای خلق زندگی مان قرار داده . 

       

      نیرویی که به ما این امکان را می دهد تا افکاروفرکانسهای خود شرایطی که دوست داریم در این جهان تجربه کنیم را به سوی خود جذب کنیم. می توانیم شرایط دلخواه خود را سفارش دهیم و با پیروی از الهامات الهی آن شرایط را خلق و تجربه کنیم و سپاسگزار باشیم.

       

      قدرت ذهن هدیه ای از سوی خداوند برای همه انسان هاست ولی انسان ها از آن استفاده نمی‌کنند چون اصلا از وجود آن اطلاع ندارند.

       

       برای استفاده از قدرت ذهن فقط باید موانع و اختلالات ذهنی خود را کاهش دهیم نیازی به تقویت و ایجاد آن نداریم .

       

       یکی از مهم ترین و مخرب ترین موانعی که قدرت نیروی ذهن را به طرز وحشتناکی کاهش می‌دهد دنبال کردن ، پیگیری مسائل دیگران ، اوضاع جامعه و وضعیت انسان ها در کشورهای دیگر و هر موضوعی که مربوط به شخص ما نباشد. 

       

      هیچ پرنده ای از قدرت ذهن خود برای دیگران استفاده نمی‌کند . هیچ بذری از قدرت جوانه زدن و رشد کردن خود برای جوانه زدن بذر دیگری استفاده نمی کند. امادر ما انسانها به شکل دیگری است باور کرده‌ایم که باید به دیگران و وشرایط دیگران واکنش نشان دهیم اسم آن را وجدان یا همدردی گذاشته‌ایم.

       در این چند روز به خاطر مرگ و بیماری دو تا از نزدیکان و گرانی‌ها ومشکلاتی که برای ما پیش آمده با این که دارم کاری می کنم که این مسائل بی توجه باشم ولی توجه به این مسایل با من کاری کرد که نه تنها حال خوبم خراب شد حتی حوصله کار، خانه هم نداشتم. 

       

      این فایل را گوش کردم از خداوند به خاطر چاقی که من داده هزاران بار سپاسگزارم اگر این چاقی من نبودنمی توانستم به این اطلاعات دست پیدا کنم. هر وقت می گفتم که اخبار و حوادث و اتفاقات بد رو نمی خواهم دنبال کنم نجوا شیطانی در ذهنم می گفت مگه میشه از اوضاع باخبر نباشم.

       چند روزه که این اتفاقات برایم افتاده دیدم من که نه توانستم با اون طرف کمک کنم نه به خودم.

       مگه نه اینکه هر کس حالش خوب باشد کم کم روی بقیه تاثیر میذاره حال بقیه هم خوب میشه مگه نه اینکه درقران آمده هیچ قومی تغییری نمیکنند مگر اینکه خودشان بخواهند و ازخودمان شروع شود . پس چرا مرگ وبیماری کسی اینگونه من روبهم بریزه .

       

       مگر نه اینکه خالق همه ما عاشق ماست پس چرا اینقدر بی تابی و بی قراری کنم خداوند خود زندگی رو به ما داده و خودش در موقع معین برای انتقال به جهان ابدی زندگی را می‌گیرد تا جهانی بهتر و زیباتر به ما بدهد.

       اگر مرگ داد است بیداد چیست ؟ 

      داد این همه داد و بیداد چیست ؟

       پس من باید تغییر را از خودم شروع کنم حال خودم خوب و عالی بشه به طبع حال خانواده ام هم خوب میشه . تا بتوانم بانیروی الهی که در اختیارم قرار داده هر چیزی که دوست دارم سفارش بدم و استفاده کنم و سپاس گزارش باشم.

       

       وقتی حالم خوب باشد می‌توانم این حال خوب را به دیگران انتقال بدهم و کمکشان کنم . نه اینکه با غصه خوردن و ناله کردن های بی مورد ، حال چند نفر دیگر را هم خراب کنم. 

       

       من باید حواسم به خودم باشه من مسئول خودم هستم . حتی خداوند به پیامبرش گفته تو مسئول مردم نیستی تو سرپرست آنها نیستی .

       

       توجه ازدیگران را برداریم و روی خواسته‌هایمان بذاریم . اندازه که بتوانیم بر خود و خواسته هامون تمرکز کنیم به خواسته هایمان می رسیم .

       اولین نشانه اش احساس شادی و نشاط است. 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/07 20:35
      مدت عضویت: 457 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 458 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان گلم

      عجب گفتی استاد. من در خخونواده ای بزرگ شدم سراسر استرس و نگرانی و غرغر پوچ….بخدا قسم هر کاری میکنم بخشی از این استرس رو کم کنم. حتی یواشکی بدستور پزشک قرص آرام بخش میخورم. استاد متاسفم که ما باید بگیم و‌شما میخونین.ولی….میخوام بگم خیلی وقته فهمیدم تا آروم نشم ادامه دادن مسیر لاغری با شما فقط عین یه قدم زدن ساده ست و نتیجه ای نداره. برای همین رفتم دکتر و قرص میخورم. استاد اینجا این بهشت زیبای شما شاید تنها جاییه که من قلبا آرومم…وقتی اولین بار این فایل رو چند ماه پیش گوش دادم خیلی خوب تونستم خودمو کنترل کنم. مامانم مریض بود یعنی دا،م مریضه. من کمک مالی کردم ولی خودمو درگیر چی میشه چه اتفاقی میفته نکردم.‌خوب آدمی و فراموشکاری. بازم از الام میخوام شروع کنم. من مس،ول خودم هستم. تنها خودم و تا زمانی که ذهنم رو آروم نکنم و خالی از مسایل مختلف نکنم به خواسته هام نمیرسم. اصلا فکر کنین ذهن انسان مثل یه دایره ست که تو هر گوشه این دایره یه چیزی ما قرار بدیم وقتی میریم سراغ خواسته و هدف اصلی خودمون میبینیم یه ذره جا هستش که میخوایم به خودمون اختصاص بدیم و بقیه اشغال شده و این یه ذره جا پایخگوی رسوندن ما به مقصد نیست.استاد خوبه که از قرآن مثال میارین.‌آدم آرامش میگیره و جسارت که کارش درسته.‌میخوام دیگه فقط برای خودم باشم…..خیلی سخته ها.‌من بعنوان یه مادر شاید نتونم پسر کوچیکم رو از ذهنم جدا کنم چون این دست خودم نیست ولی میتونم اطرافیان و مسایلشون،خانواده ،نگرانی خواهرها، سر کارم، بیماری کوفتی کرونا ،اکسپلور اینستا و دنیای متفاوتش رو فراموش کنم.‌همین حد هم جسارت بالایی میخواد.‌ترک دنیای بیرون و تمرکز بر دنیای درون تا رسیدن به هدف.میدونم بزودی تغییر بزرگی میکنم.وقتی تمرکزت بر لحظه لحظه خودت باشه فراموش نمیکنی کجایی و هدفت امروزا چیه.‌حالا میخواد خونه باشه سرکار باشه مهمونی باشه‌‌.واقعنا استاد. من هر وقت مهمونیم یادم میره تو دوره م و رسالتم چیه وقصد دارم‌موقع گشنگی واقعی بخورم و موقع سیری دست بکشم.‌خوش خوشون میخوریم و حرف میزنیم و بخودم میام میبینم از ابتدا سر سفره غذا و بعد غذا و میوه بودم تا ترکیدم. و بعدشم کهمیدونین عذاب وجدان اینکه مگه تو قول نداده بودی. تصمیم قاطع نگرفته بودی.‌آخه تو چرا اینقد فراموش کاری. ای جانم استاد. پس راه‌حلش اینه.مرسی استاد.‌مرسی .حتماتمرین میکنم که حواسم باشه…استاد مدتیه تمرین ذهنی میکردم و فایلاتون رو گوش میکردم ومیگفتم بجای نوشتن بیام ذهنی کار کنم چون بزودی دوره تموم میشه تمرین کنم مسایل رو ذهنی تحلیل کنم. نمیدونین امروز دارم باز مینویسم چقد حالم خوبه.‌استاد دلم بذای نوشتنام تنگ شده بود. برای ذوق شوقی که همیشهاز دیدن فایلاتون بهم دست میداده و من با نوشتن خودمو تخلیه میکردم. استادحتما دوباره نوشتن رو ادامه میدم. من خیلی حالم خوبه

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/07 23:29
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        سلام دوست عزیز
        کنترل ذهن کار ساده ای نیست
        گول نخورید
        به این راحتی نمی تونی با تمرین ذهنی، ذهن رو کنترل کنی
        از نوشتن بعنوان ابزار کمکی برای کنترل ذهن استفاده می کنیم
        نوشتن روهرگز دست کم نگیر و فراموش نکن

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/05 13:04
      مدت عضویت: 553 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 496 کلمه

      سلام بر همگی

      اینکه از محیط منفی و افراد منفی و رسانه ها و اخبار و.. دوری کنیم .خودم هم چندسالی هست این کار رو میکنم .

      استاد جان شما متاهل هستید و قدرت ذهن رو می تونید و احتمالا خونه هم تقریبا بلدند و شما بهشون آموزش دادید و کار برای شما راحت تر هستش .ولی وقتی ما دوستان مجردیم و دریک خانواده پرجمعیت یه کم برامون سخت تر هستش چون هر کدوم که از بیرون میان خونه کلی خبر هم میارن که اکثرا منفی هستش .

      ولی همه چی به اینجا ختم نمیشه . بعضی موقع اتفاقاتی پیش میاد که دست ما نیست .

      حالا چی جوری ؟ 

      تو خونه میشینیم یهو داداشم از بیرون میاد خونه.  و شروع میکنه به گفتن اینکه تصادف شد فلانی به فلانی زد و چندتا مردند و اتفاقا از آشنایان ما هم هست . من خوب ناخواسته می شنوم اولین کاری که میکنم اینه که میگم خدایا شکرت که بدنی صحیح و سالم دارم . خدایا شرکت که اعضای خانواده منم سالمند و تندرست.  وسریع از محیط خارج میشم .

      یا میام خونه مامانم میگه حال خواهرت خوب نیست داره میاد خونمون  .

      من سریع میگم خدایا شرکت که بدنی صحیح و سالم دارم و 

      وقتی خواهرم اومد یه حال و احوال کردم و سریع رفتم داخل باغچه شروع کردم به وجین کردن سبزی.  و از محیط منفی دوری کردم . و یه جورایی خودم رو مشغول کردم تا اون بره.

      دیدم شب ماندگار شد و اونهم آدمی هست که خیلی آه ناله میکنه و بهش گفتم فایلهای جول اوستین کشیش خارجی رو گوش کن بهت آرامش میده یه کم گوش میکنه . بعدش تا میخاد آه ناله کنه بهش میگم بیماری شبیه سگ هست اگه ازش بترسی تو رو میگیره بی خیال شو و تا میتونی استغفار کن تا حالت خوب شه .

       الانا دیگه اخلاق منو میدونند تا مادرم میام خونه میگه نمیدونی چی شد دستم امروز بدجور چاقو خورد من بلندپیشش میگم خدایا شرکت دست من سالمه و میخندم اوایل ناراحت میشد وقتی یه کم براش توضیح دادم 

      که من اگه ناراحت بشم و شب تا صبح گریه کنم تو انگشتت خوب میشه ؟منتها چون به بیماری توجه بکنم سرم میاد.

      الانا اینقدر خوب یاد گرفته تا یکی میاد درباره بیماری بدبختی و تصادف و… حرف بزنه سریع حرفشان  رو قطع میکنه میگه تو خونه من از این حرفها نزنید . 

      یا وقتی مادرم از بی مسئولیتی بعضی مردا صحبت میکنه من سریع ذهنم و میبرم پیش آدمهایی که دوربرم هستند و با مسولیتن. 

      یا وقتی ناخواسته یه جا بی احترامی بین دونفر میبینم سریع شکر گذاری میکنم که اطرافیانم بهم احترام میزارن و رد میشم 

      میخام بگم بیشتر افکار منفی مربوط به محیط خونمون هست که توجه نکردن اش یه کم مهارت میخاد . اگه استاد یه فایلی رو اختصاص میدادن در مورد مهارت روبه روی با افکار منفی خیلی خوب میشد .

      چون وقتی رفتاری رو میبینی که دوستش نداریم باید مهارت رو به روشن رو یاد بگیریم چون خواه ناخواه یه کم توجه روش میده. 

      داشتن مهارت کمکمون میکنه که فضای ذهنمان رو بیشتر به خودمان اختصاص بدیم .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/05 12:19
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      با سلام

      ایکاش که ما از قدرت ذهنمون در سن های پایینتر مطلع میشدیم.مثل صبای عزیز ودیگر هنرجوهای کم سن وسال تا از ابتدای زندگی با فرمولهای درست وشناخت بیشتر به راهمون ادامه میدادیم ودر سن بالا با درک این مطالب حقیقی وبرای ما جدید دچار افسوس وآه وناله نمیشدیم که ما طبق حرفهای بزرگترهایمان که همه رو هم از دهن خدا وبزرگان میدونستند وقت وعمرمون رو به فنا دادیم .

      یعنی من تو زندگی به عنوان فرزند بزرگتر فقط بفکر خودم نبودم وتماما بجز مواقع خواب دربست در اختیار اطرافیان وخدمات وباصصلاح انجام وظیفه وخدمات تمام نشدنی بودم بطوری که توخوابم از فکر مسائل اونا در امان نبودم.

      وخیلی دیر متوجه شدم که اینکارها اصلا ربطی بمن نداشت حالا من که گناهکار نبودم که فرزند اول بودم.واز طرف دیگر همسرم هم فرزند اول بود وخانواده او علنی ازش انتظار خدمات بی وفقه داشتند…متاسفانه که ما از زندگی خود بهره ایی نبریم.والان که بحال خود رها شدیم…نه جوان هستیم نه حال وحوصله داریم ونه کسانی که عمرمون رو براشون هدر دادیم از ما راضی هستند  .وتازه متوجه میشم که خدا هم راضی نبوده که از خودت از احوالت بیخبر باشی وچهار نعل دنبال کار دیگران حتی که اونا خانواده ت باشند.باشی

      در هر صورت اول باید تقاضای بخشش از خودم..خدای خودم داشته باشم که اینهمه در گمراهی بودم به خیال خودم بنده خوب خدا ….

      وسر تا سر اشتباه میکردم گمراهی یعنی چی؟

      یعنی همین … قرارنیست که حتما دزدی کنی..مردم آزاری کنی..ظلم کنی وکارهای دیگر….

      وقتی بخودت بها ندادی.از وقتت دزدیدی برای خدمت به یه مشت پرتوقع..وقتی به خودت ظلم کردی که تمام فکرت مشغول غم وغصه دیگران بوده وبخیالت میتونستی همه مسائل رو حل کنی..خوب این چیه فنا کردن زندگی خود رو چی میگن..والا که از گمراهیم بدتره..‌

      خداوند کمک کن مدت زمان این گمراهی در من زیاد بوده فقط با کمک خودت میتونم خودم رو بسازم.اولا از پشیمانی نجات بدم…در ثانی بتونم از آگاهیهای جدید ودرست بنحو احسن استفاده کنم.امیدوارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/24 09:38
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,995 کلمه

      سلام .

      گام ۷۳ : قدرت ذهن خود را تخریب نکنیم 

      این عبارت خیلی توجهم رو جلب کرد که به سایر موجودات هم الهام میشه و تفاوت ما و اونها اینه که اونها تابع خدای وجودشونند و به الهاماتشون عمل می کنند . هیچ درختی رشدش رو به خاطر درخت دیگه متوقف نمی کنه . یه حیوان به خاطر یه حیوان دیگه جونش رو به خطر نمیندازه . هر کسی فقط به خودش توجه میکنه و پیروی از الهامات وجود خودش . 

      پس اگه منم میخوام طبق الهامات خودم حرکت کنم و کاری رو انجام بدم که دل خودم میخواد و بهم احساس آرامش میده زندگی خودم هست . یعنی ببینید از کوچیکی چقدر توی سر ما کردن که آدم باید به فکر دیگران باشه . انسانی که خودخواهه به هیچ جا نمیرسه . فرعون اگه شکست خورد به خاطر فرعونیت و خودخواهیهاش بود . یعنی همه رو قضاوت کردیم برای اینکه الگویی خلاف جهت طبیعت به خودمون بدیم . غافل از اینکه اینا همه الگوی اشتباه بود . 

      اصلا وقتی می خوایم به فکر خودمون باشیم حس عذاب وجدان می کنیم .  یعنی تا این حد این فرمول قویه و تبدیل شده به یک درخت سنگین که اگه مطابقش عمل نکنیم عذاب وجدان می گیریم . اما حالا در این بخش متوجه شدیم این یک الگوی اشتباه و خلاف آفرینش هست . ما باید امور دیگران رو به خودشون واگذار کنیم . همه خدا دارن . اگه بتونیم واقعا همین یه فرمول رو همیشه در زندگی به کار ببریم به کلی از اهدافمون می رسیم . 

      مثلا خود من ۷ ساله زندگیم رو علاف بچه ای کردم که نیست . کارم رو کنار گذاشتم دیگه ادامه تحصیل ندادم و تمام  فکرمو گذاشتم روی بچه ای که اصلا اومدنش دست من نیست . من فقط میتونم درخواستشو بدم که بارها دادم و اینکه اون بیاد یا نه کاملا مطابق خواست خودشه که نعمت وجود را بپذیره یا نه . من باید فکر برنامه های خودم باشم . فکر لذت بردن بیشتر از زندگیم . البته سه سال اخیر کلا روند زندگیم رو خیلی بهتر ساختم ولی خب هنوزم گوشه ی زیادی از ذهنم رو به بچه ای که نیست و نیومده اختصاص دادم . کاش به خود بچه اختصاص داده بودم . به نبودن بچه اختصاص دادم . همین گوشه کلی از انرژی های منو تحلیل میبره  و نه تنها همین کار خودش مانعی شده برای ورود بچه به زندگیم بلکه مانعی شده برای پرداخت من به سایر امورات زندگیم . 

      من دوست دارم سرکار برم . 

      دوست دارم ادامه تحصیل بدم .

      دوست دارم مقاله بنویسم .

      دوست دارم پیاده روی کنم .

      دوست دارم خیلی کارها انجام بدم اما اینا در حد دوست داشتنه و وقتی میخواد به عمل تبدیل بشه خودم بر سر راهم مانع تراشی می کنم . مثلا می گم سخته . نمیتونم از پسش بربیام . 

      تازه من باز با کنترل ورودیهام خیلی تونستم ذهنم رو از درگیر شدن با زندگی سایر افراد حفظ کنم اما امروز فهمیدم حتی علاف کردن زندگیم به خاطر بچه ای که ۷ ساله خودم رو درگیر نبودنش کردم کار اشتباهیه . 

      بچه دار شدن یه واکنشه . وقتی واکنش تو بچه دار نشدنه یعنی ورودیهات هنوز احساس بچه دار نشدنه . تو باید ذهنت رو از این ورودیها پاک کنی . 

      بارها به خودم میگم به نبودن بچه فکر نکن ولی خلاء بچه در زندگیم نمیزاره بهش فکر نکنم . اما میتونم با کارهای دیگه این خلاء رو پر کنم . رسیدن به سایر علاقمندیهام و عمل کردن به الهاماتم و برداشتن موانعی که منو از عمل کردن باز میداره خیلی می تونه  بهم کمک کنه تا من ادامه ی زندگیم رو برای خودم بزارم . اینجوری خود همون بچه هم خیلی راحتتر وارد زندگیم میشه . میدونم حتی زمانی وارد زندگیم میشه که من کلا این موضوع رو فراموش کردم و دیگه منتظرش نیستم . من باید اراده ام رو در اراده ی الهی غرق کنم و توکل کنم تا خدا کار بچه دار شدنم رو انجام بده و خودم برم و به سایر علاقمندیهام بپردازم و انرژیمو برای خودم بزارم . الحمدلله این الگو رو برای دیگران خیلی خوب اجرا میکنم . چون این موضوع با باور کنترل ورودیها خیلی در ارتباطه و من چون در کنترل ورودیها خیلی دارم دقت می کنم که ورودیهایی به خودم بدم که حالم رو خوب می کنه قطعا در اجرا کردن این الگوی ذهنی که قدرت ذهن خودم رو تخریب نکنم و اون رو به دیگران اختصاص ندم و ذهنم رو به خاطر اموری که به من مربوط نیست مشغول نکنم خیلی خوب میتونم عمل کنم . اما خب من از این فایل واقعا فهمیدم حتی موضوع به دنیا اومدن بچه هم به من مربوط نیست . من فقط درخواستشو میدم بقیه اش دیگه با من نیست . و منم که ایمان دارم به محض درخواست اجابت میشه و اگه تا حالا به دستم نرسیده چون مانع دارم . خودم مانع هستم و دقیقا موضوع امروز هم یکی از همین موانع هست که من امروز با گوش دادن به این فایل و متن متوجهش شدم . 

       

      ما اگه قدرت ذهن خودمون رو تخریب نکنیم تمام قدرت ذهن ما صرف پرداختن به امور خودمون میشه و  باور کنید تنها خواسته ای که من خیلی دلم میخواد و خیلی قشنگ بدون هیچ مانعی میتونم در مسیرش حرکت کنم همین کسب آگاهی هست . وقتی به آگاهی جدید میرسم وجودم غرق شادی میشه . 

       

      چقدر این عبارات حال دل منو جا آورد : 

       

      ✔تغییر کردن همان ساکت کردن نجوای شیطان و گوش دادن به الهامات الهی است.

      ✔عبادت کردن، عمل کردن به الهامات الهی و لذت بردن از نتیجه آن و سپاسگزار بودن برای وجود خدایی است که از رگ گردن نزدیک تر است.

      ✔سپاسگزار بودن یعنی درک کردن نیرو و قدتی است که خداوند در وجود ما برای خلق زندگیمان قرار داده است.

      هر سه ی این جملات فرمول ذهنی صحیح هست . فرمول عملی که وقتی از این سه فرمول در زندگی روزمره استفاده میکنیم میتونیم کلی تغییرات وارد زندگیمون کنیم . 

      تغییر کردن یعنی سکوت دادن به نجوای شیطان و پیروی از الهام الهی . 

      شیطان هم چیز عجیب و غریبی نیست . همان عادات گذشته ی ما هستند که زمانی حالمون رو خوب می کردند ما تا زمانیکه میخواستیم و در اون مسیر بودیم اون نجواها شیطان نبودن به نوعی الهام در اون مسیر بودن . طبق این آیه فالهمها فجورها و تقواها . 

      اما از یه جایی به بعد که ما خواستیم تغییر کنیم و به هدف دیگری برسیم حالا اون عادات قبلی میان و ما باید بتونیم این حالت رو تشخیص بدیم که این دستور ذهنی از عادات گذشته ای میاد که خودمون ساختیم . شیطان اصلا عجیب و غریب نیست . خودمون ساختیمش و اتفاقا تا زمانیکه در مسیر قبلی بودیم اصلا متوجه نمیشدیم که اشتباهه . ولی الان که وارد مسیر جدید شدیم فهمیدیم ما نمیخوایم طبق نجوای اون حرکت کنیم بلکه میخوایم طبق راهی خرکت کنیم که مارو شاد می کنه . ما دیگه غمگین بودن رودوست نداریم ولی واقعا یه زمانهایی خودمون دوست داریم غمگین باشیم که نجوای شیطان رو انتخاب می کنیم . 

      حالا واسه تغییر قدم اول اینه که ما بخوایم و شاد باشیم . حالا وقتی ما واقعا بخوایم و شاد باشیم  حتی همون شیطانی که می اومد و بهمون پیشنهادات غمگین کننده الهام میکرد همون باهامون همراه میشه . اسلم النفس یعنی همین . در مورد حضرت محمد میگن که ایشون شیطانش رو مسلمان کرده بود . دقیقا همین معنارو میده . وقتی در راهمون ثابت قدم باشیم همون شیطانی که میاد و مارو دوباره به سمت غم و اندوه و فقر هدایت می کنه دیگه نمیاد . میره . چون میبینه ما واقعا میخوایم که تغییر کنیم دیگه کاری به کارمون نداره و برعکس بهمون در مسیر کمک هم می کنه . شاید برای عده ای هنوزم جای تعجب باشه که چطور شیطانی که همواره گفتن دشمن ماست میشه دوست ما . ولی این آیه قرآنه سوره سباء آیه ۲۱ 
      وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِى شَکٍّ وَرَبُّکَ عَلَى‏ کُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ حَفِیظٌ

      ترجمه
      و ابلیس هیچ گونه تسلّط و غلبه ‏اى بر آنان نداشت. (کار او تنها وسوسه است) تا معلوم کنیم کسى را که به آخرت ایمان دارد (و در برابر وسوسه‏ هاى او مقاومت مى‏ کند) از کسى که نسبت به آخرت در تردید است، و پروردگارت بر همه چیز نگهبان است.

      آخرت هم دقیقا عالم غیب هست عالم درون . یعنی ایمان به همین راهی که ما داریم . 

      یا در ایه دیگه سوره حجر آیه ۳۹ و ۴۰ میفرماید : 

      قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۳۹﴾

      گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى ‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت (۳۹)

      إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿۴۰﴾

      مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را (۴۰)
      همین شیطانی که خداوند بهمون فرموده که از شرش به من پناه بیارید همون شیطان در این آیه ۴۰ میگه من با بندگان خالص شده  کاری ندارم . شیطان اومده که ما در راهمون به خلوص برسیم . در درخواستمون به خلوص برسیم و اتفاقا در خواسته هایی که میبینیم بلافاصله اجابت میشه دقیقا به خاطر همین خلوص هست . جایی که اخلاص و یگانگی هست شیطان نیست . جایی که یقین هست شیطان نیست . اما جایی که تردید هست شیطان هم نجواهاش وجود داره . به نظر من حتی اونم برای هدایت انسانه تا انسان به یقین برسه . وقتی ما در مورد خواسته ای در مقام یقین قرار بگیریم اون خواسته بی کم و کاست و در کمترین زمان ممکن اجابت میشه و وقتی من دقت می کنم میبینم تنها خواسته ی من که هنوز اجابت نشده فقط بچه دار شدنه اونم به این خاطره که من توجهم به نبودن بچه است و گیر دادم به این نتیجه . در این مورد اراده ام رو محو اراده ی الهی نکردم . در این مورد در مدار یقین نیستم . هنوزم روی باورهای قدیمیم هستم . البته خیلی بهتر از قبل هستما ولی هنوز در مدار اجابت خودم رو قرار ندادم و هنوز در مدار اجابت نبودن بچه هستم . یعنی درخواست نبودن بچه هنوز در ذهن من قویتره باز اونم به خاطر اطلاعات اشتباهیه که هنوزم دارم به خودم میدم و یکی از اونها کانون توجه منه  هنوز در مدار نبودن بچه هستم و امروز بیشتر یقین پیدا کردم که تا مدار ذهنیم رو از این دغدغه خارج نکنم و رها نکنم و در مدار یقین و توکل تثبیت نشم نتیجه همانست که بود . من باید عادات گذشته ی خودم رو از زیر و بن تعییر بدم و در مورد خواسته ام و اجابتش به یقین برسم . من تعهد میکنم که به این شیوه عمل کنم و تمرکزم رو از هر آنچه انرژی ذهن منو تحلیل میبره و کم میکنه بردارم و به جاش فقط روی آموزشها و سایر علاقمندیهام تمرکز کنم . البته فعلا بیشترین علاقمندیم فقط همین مرور سایت هست و گوش دادن و نوشتن هست . درس خوندن و سرکار رفتن رو فعلا به مدار یقین نرسیدم چون باز تمرکزم رو از این راه 

      برمیدارن . مگر کاری باشه که منو از مدار تناسب خارج نکنه . 

       

      ✔عبادت کردن، عمل کردن به الهامات الهی و لذت بردن از نتیجه آن و سپاسگزار بودن برای وجود خدایی است که از رگ گردن نزدیک تر است.

      بله معنی دقیق عبادت کردن دقیقا همین هست . عبادت عمل کردن به الهامات الهیه . مسلمان بودن دقیقا یعنی همین . یعنی تسلیم بودن بر الهامات الهی و عباد الله کسانی هستند که به ندای الهی وجودشون لبیک می گن . واقعا که اگر کسی معنای اصلی دین رو درک کنه چقدر اون رو در جهت کل آفرینش میبینه . 

       

      ✔سپاسگزار بودن یعنی درک کردن نیرو و قدتی است که خداوند در وجود ما برای خلق زندگیمان قرار داده است.

       

      به به این جمله رو من واقعا در خودم حس میکنم . من از درک کردن خیلی لذت میبرم  و هر چقدر بیشتر درک میکنم احساسم بهتر میشه و سپاسگذاری دقیقا یعنی رسیدن به حال خوب و بهترین زمانهایی که من واقعا حالم خوبه زمانیه که درک میکنم . پس من همواره سپاسگزارم . چون همواره داره درکم بیشتر و بیشتر میشه و لذتم هم بیشتر میشه .

      خدایا سپاسگزارتم . 

      استاد ازتون ممنونم .

      فاطمه ممنونتم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 44 از 9 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        saberehsadat@gmail.com
        1400/03/24 17:43
        مدت عضویت: 256 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 56 کلمه

        به به لذت بردم از این همه درایت خواهرم 

        مثل همیشه پر بود از نکات آموزنده .  حتی شیطان هم در برابر انسانهای خالص سر تسلیم فرود میاره 

        و شیطان هم دقیقا امده تا مارا به درجه ی یقین برسونه 

        و این جملات شما واقعا جذب امروز من بود ، خدایا شکرت که چه زیبا هدایت میکنی 

        متشکرم خواهر 

        متشکرم استاد 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        moradiisomaih@gmail.com
        1400/03/24 18:44
        مدت عضویت: 274 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        سلام فاطمه عزیز حالا که انقدر زیبا قانون رو فهمیدی ، با روح بچه ات که الان حضور داره حرف بزن وبگوهر گاه دوست داشت بیاد توی زندگی تو وهمسرت که باباش میشه وبهش اختیار بده که چه پقت وچه زمانشو خودش تعیین کنه ، مطمعا باش اون بیشتر از تو خواهان اومدن وتجربه کردن این دنیاس بهش خوش امد بگو و نتیجه اومدنش وبسپاردست خودش

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/06 22:03
        مدت عضویت: 802 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        عزیزم من مطمینم خدا یه بچه سالم و ماه میده بهت. پیشاپیش اومدنش مبارک

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/21 13:44
      مدت عضویت: 375 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 894 کلمه

      با سلام حضور محترم استاد عزیز وهمراهان گرامی،

      چقدر از شنیدن این صحبت‌ها به وجد اومدم و ممنون از شما استاد عزیز که به اینچنین درایتی دست پیدا کردید تبریک میگم واقعا به شما،

      من سالهایی را در زندگیم بیاد می آورم که همیشه نگران بودم ،نگران بچه ،همسر ،خانه ،زندگی ،خانواده  ، اطرافیان گرفتاریها شون وووووو تنها نگران کسی که نبودم خودم بود انگار منی وجود نداشت اصلا خودم را نمی دیدم ،وحاصل آنهمه نگرانی ،فایده ای هم نداشت وانگار فکر می کردم خداوند منو مسئول همه کرده ومن وظیفه دارم که حواسم به امور همه واطرافیان واعم از شوهر وبچه باشد که خوب من تنها نبودم که اینگونه فکر می کردم ویا عمل می کردم، ولی درنهایت هیچکدام از این نگرانی‌ها نه تنها فایده ای نداشت بلکه روح وذهن مرا در گیر کرده بود وغافل از این بودم که خدایی که مارا آفریده گرداننده همه هستی ومحصولات روی زمین است! پس من عددی نیستم در برابر اینهمه عظمت وحکومت واراده او ،به قول استادی می گفت که هرکی هرکجا هست در جای درستش قرار گرفته ،انسانها بخصوص در هر موقعیت وضعی هستند خودشون خالق اون موقعیت وشرایط می باشند واین حرف کاملا صحیح می باشد ومن کاملا به آن ایمان دارم ،این واژه نگرانی در اصل خیلی زندگی همه مارا تحت الشعاع خودش قرارداد ه وهنوز هم افراد همان ره صدساله را می روند ،من از زمانی که به خودم آمدم ودیدم رفته رفته همسرم وفرزندان در پی زندگی خودشون هستند به خودم گفتم خوب برای خودت چیکار کردی،به کجا رسیدی ؟ تاج طلایی اینهمه فداکاری را به سرت زدند ،حالا که تنها شدی کسی هست به داد ت برسه ،اره فرزندانم دوستم داشتند اما در حد یک دلتنگی! ولی به خودم گفتم ،به قول معروف ،کس ندارد پشت من ،جز ناخن انگشت من! دست بر زانو گذاشتم حالا دیگه می خوام برای خودم زندگی کنم ،کمی دیر بود ولی بهر حال ،ماهی را هر موقع از آب بگیری تازه است ،به دنبال آرزوهام رفتم به خودم فکر کردم وگفتم حالا چی حالتو خوب می کنه؟ چیکار می خوای برای خودت بکنی،واز همان زمان حال دل من خوب شد وبه تمام آن آرزوهایی که داشتم رسیدم ،

      بدنیست یک داستانی را اینجا تعریف کنم برای دوستان، یادمه در جایی خانمی نامه ای نوشته بود به یک استاد معرفت ومضمون نامه این بود که من زنی هستم با چهار فرزند وهمسرش، من درطول زندگیم تمام وقت وانرژی را برای شوهر وفرزندان گذاشتم وخودم را نادیده گرفتم هیچ آرزویی برای خودم نداشتم وتمام هدف ومقصودم فرزندانم بود وبه مرور که فرزندانم بزرگ شدند به من بی احترامی می کنند ،به من اهمیت نمی دهند فکر زندگی خودشون هستند وانگار منو دوست ندارند ،حالا سوال من اینست که آیا جواب مادری که به فکر خودش نبوده واینهمه فداکاری کرده این است که هم همسرش وفرزندانش کوچکترین اهمیتی به من  ندهند ،شما به من جواب بدهید! 

      در جواب این خانم ،آن استاد معرفت خیلی صریح وراحت سر سطر بزگ نوشته بود،:

      شما خیلی  بیجا کردید که اینهمه فداکاری کردید!! زمانیکه توخودت را دوست نداشتی واحترامی برای خودت قائل نبودی ،چگونه توقع داشتی که دیگران تورا دوست داشته باشند وبه شما ا حترام بگذارند ؟؟ وقتی شما برای خودت آرزویی نداشتی تو خودت را لایق آرزویی نمی دانستی ! ودوستان این یک حقیقت است در اصل احترام به خود سبب می شود که دیگران هم همان چیزی بشوند که تومی خواهی متاسفانه آموزش‌هایی که ما از بزرگترهایمان گرفتیم همش اشتباه بوده یادمه ،مادرم همیشه به ما می گفت سنگ زیرین آسیاب باش وما یادگرفته بودیم هرکی هر رفتاری را که می خواهد باما بکند وما هیچ اعتراضی نکنیم ! از وقتیکه خودم را باور کردم وعاشق خودم شدم وبه خودم احترام گذاشتم همه چیز عوض شد همه هم با اینکه باخیلی از کارهای من مخالف بودند مثلا خواهرم می گفت به من توچطور راضی شدی که فرزندانت را در سن بیست سالگی از خودت جدا کنی وبه غربت بفرستی ،عجب سنگدلی هستی ،ومن درجواب به آنها می گفتم ،بچه ها باید روی پای خودشون بایستند وساخت شوند ،تاکی من باید خدمات بدهم وبرای همین فرزندانم هم کار کردند وهم تحصیلات عالیه کردند وهم ازدواجهای بی نظیری کردند وهم مرا خیلی دوست دارند وهمگیشان خیلی هم برای من احترام قائلند ، وبه قول استاد ،ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم یکبار به دنیا آمدیم ویک روزی هم از این دنیا می رویم ،اگر باور داریم که پدر آسمانی هست پس من چه می توانم بکنم ،پدر آسمانی همچون آن پدری است که به فرزندش می گوید : فرزندم ،من حواسم به همه چیز هست ،تو برو بازیت را بکن وما به این دنیا آمدیم که به خودمان خوش بگذرد وپی بازی خودمان باشیم اگر باور کنیم که پدر هست! 

      من در این دوره بی نظیر تمام حواسم وتمرکزم بر روی ذهنم قرار دادم وبه همین علت هرروز خبرها واتفاقات عالی از هر نظر در زندگیم جاریست چون آموختم از هر بند ووابستگی وقتی رها باشی ،بی شک به سعادت همیشگی می رسی ،منظورم این نیست که کاری نیکی انجام ندهم، که اگر در هرروز ی از زندگیم کار نیکی هرچند کوچک  چه کلامی وچه خدماتی انجام ندهم آن روزم روز نیست ،ولی یاد گرفتم بجای نگرانی وتشویش خدارا همیشه سپاسگزاری کنم تا حال خودم را اول خوب کنم تا حال دیگران را هم بتوانم خوب کنم وانرژیهای خوب بتوانم به دیگران بدهم واین راز سعادت وموفقیت همیشگی است .مثل استاد مهربون که چقدر هرروز به ما انرژی‌های خوب می دهد.

      در پناه خدا شادوموفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/31 15:33
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,148 کلمه

      گام‌ ۷۳ ،،  قدرت ذهن خود را تخریب نکنید ،،سلام‌ وقت بخیر ،،، دقیقا یادم نمیاد از چه سنی با کلمه ذهن آشنا شدم ، ولی از دوران نوجوانی ،دختر بچه رویاپردازی بودم ،بلند پرواز بودم ، دلم میخواست آدم مطلعی باشم ،شخصیت هیجانی و برون‌ گرایی داشتم ، دلم میخواست موفق باشم ،دوست داشتم حرفی برای گفتن داشته باشم ،من تو خانواده فقیری بدنیا نیومدم ،پدرم یکی از افراد سرشناس شهرمون بود،،،ولی مسائلی داشتیم که ناراحت کننده بود و من بسیار اذیت شدم ، در تمام مدت زندگیم به تضادهای بدی میخوردم ولی آگاه نبودم که وقت تغییر کردنمه ،تقریبا از ۲۸ سالگی که تضادها آزار دهنده شدند ،تصمیم گرفتم کتاب های روانشناسی مطالعه کنم ،فکر میکردم اگر اطلاعات روانشناسیمو زیاد کنم میتونم مشکلاتمو حل کنم ،چندتایی کتاب خوندم که مدام به گفتن جملات تاکیدی اصرار داشتند  ،منم تکرار میکردم ولی اتفاقی برای من نمیفتاد ،با استادی اون زمانها آشنا شدم که چند ماهی دنبالش کردم و باز برگشتم به خود قدیمم تا ۸ سال پیش که ضربه های تضادها محکمتر به من زده میشد ،به دوره های اساتیدی هدایت شدم که پیرو مکتب پروفسور یونگ بود و ۳سالی باهاشون بودم ،در کنارش یک دوره  ان ال پی هم گذروندم ،آرام آرام به دوره های دیگه با اساتید دیگه ای هدایت شدم و همزمان تضادها بزرگتر میشدن ،تا ۳سال پیش که با قوانین جهان هستی آشنا شدم و کل ذهن منو متلاشی کرد ،، انگار تازه افتادم تو مسیر صحیح ،،اوایلش فایلهارو گوش میکردم و حس میکردم خیلی میفهمم ولی هر چقدر گذشت من بیشتر متوجه شدم که چیز زیادی درک نکرده بودم ،،،،آخه این ذهن چیه که تمام کارهای مارو مدیریت میکنه ؟من در تمام این دوره ها با کارایی ذهن بیشتر آشنا شدم ،ذهنه با برنامه ریزی صحیح ،میتونه منو به جایگاه عالی برسونه ،به تناسب اندام برسونه ،به پول،سلامتی ،شادی و حال خوب برسونه و برعکسش هم اتفاق میفته ،،الان اینجا هستم تا بیشتر با ذهن لاغر کننده خودم آشنا بشم و ازش کمک بگیرم برای لاغرتر بودن ،،، ذهن رابط بین ما و خداوند است   ،یک سیستم دقیق است که فقط باید خوب برنامه ریزی بشه که مسلما برای ما خوب برنامه ریزی نشده که الان جسم‌ چاقی داریم ،، برنامه های اصلی ذهن ما درست و صحیح بوده ما با افکار و عقایدمون خرابش کردیم ،کافیه فقط موانع و بازدارنده ها برداشته بشن اونوقت فطرت ما بیدار میشه و به کمک ما میاد  هر چند با وجود داشتن افکار مخرب ،باز هم هدایت ها به ما داده میشه ولی هدایت هر کسی بر اساس درونیاتش صورت میگیره ،مثلا هدایت های من بر اساس فرمان های مغزی منه و برای شخص دیگه ای هم همینطور ،برای همین هر کدوم از ما در شرایط مخصوص به خودمون ، زندگی های متفاوت رو تجربه میکنیم ،حتی اعضای یک خانواده هم شکل هم زندگی نمیکنند ،،حالا مطلع شدیم که تمام اون برنامه ریزی های قبلی مارو به مقصد نرسونده ، باید تغییر مسیر بدیم ،برای تغییر کردن باید کارهاییکه قبلا انجام میدادیم رو انجام ندیم ،مثلا قبلا ساعتها با دیگران درددل میکردیم و به درددل دیگران با احساس غم ، گوش میکردیم ،الان این کارو متوقف کنیم ،غر نزنیم ،شکایت نکنیم ،اخبار منفی گوش نکنیم ،به نجواهای منفی درونمون گوش نکنیم ، توجهمون روی داشته هامون باشه نه رو نداشته هامون ،سرمون تو زندگی خودمون باشه ،چکار داریم دیگرانو دنبال میکنیم ،قضاوت میکنیم  تحلیل میکنیم ،  نظر میدیدم ،به ما چه ربطی داره  کی طلاق گرفت ،کی چکار کرد ،،دنبال دیدن زندگی های خوب باشیم ،سرچ کنیم بببنیم چطور میتونیم با کیفیتر زندگی کنیم ،، با انجام این کار فقط اتلاف انرژی خواهیم داشت ، با انجام ندادن این کارها ،تمام انرژی ما صرف خودمون  و اهدافمون خواهد شد و قویتر عمل خواهیم کرد ،،، قبلا که این آگاهی هارو بلد نبودم ،از صبح تا شب ،درگیر اطرافیانم بودم ،ببینم کی چی گفت ،چکار میکنه ،در مورد من چه حرفی زده ،چی میخورن ،از کجا میارن میخورن ، کی چه مشکلی داره که بشینیم و در موردشون تحلیل کنم ،غیبت کنم ،ناله کنم ،شکایت کنم ، فیلم های مزخرف ترکی نگاه کنم ، ببینم کی جدا شده و ساعتها در موردشون صحبت کنم ،اگر اطرافیانمون ناراحتن  من  هم ناراحت باشم و درگیرشون بشم و یه عالمه کاری که انجام میدادم که خوب نبود ولی انتظار داشتم زندگیم‌ گل و بلبل باشه ،یعنی روم بسمت ناراحتی ها بود ولی دلم فراوانی ها رو میخواست ،خب اگر خوبی هارو میخواستم که باید رومو برمیگردوندم بسمتش ، چه مثال جالبی استاد زدن ،اینکه ذهن مال ماست ،نمیتونیم برای دیگران استفاده ش کنیم ،مثل دستمون و پاهامون که نمیتونیم جای دیگران راه بریم ،،ولی ما هر روز ،بخش عظیمی از ذهنمون درگیر دیگرانه 😐بیشتر اوقات درگیر شرایط زندگی بچه هامون هستیم ،مادر پدرمون هستیم وووو و انگار اگر بفکرشون نباشیم عذاب وجدان و احساس گناه میکنیم و اینهم بخاطر آموزش و فرهنگ ماست که ما همیشه نگران همدیگه باشیم ،،تا چند ماه پیش منهم درگیری های ذهنی بیشماری داشتم از همه مدلش ولی از یه مدت پیش ،آگاهانه خواستم که فعلا بهشون توجه نکنم و بیشتر به خودم برسم و خدارو شکر ۳ ماهی میشه بیشتر روی خودم تمرکز دارم ،نمیگم درصد بالایی از ذهنم پیش خودمه ولی به نسبت قبل خیلی آزادتر شدم، مخصوصا که مسئله ای داشتم که خیلی اذیتم میکرد و خدارو شکر رفع شد و باعث شد من  در مسیر لاغری با ذهن و بقیه تمریناتم قویتر و با فکر آزادتر اقدام کنم ،،دقیقا این فایلو پارسال همین موقع ها گوش دادم و اون زمان درگیر مسئله ای بودم که ۹۰ درصد حالمو بد میکرد تو زندگیم و با شنیدن این فایل و فهمیدن این موضوع که ذهن من جای خالی برای یادگیری های جدید نداره ،تصمیم گرفتم اون مسائلو رها کنم و به خودم بیشتر نزدیک بشم و خدارو شکر تا الان تونستم ۹۰ درصد از اون مسئله  فعلا بگذرم و خودم متوجه شدم اون همه آشوب های درونی در من کمتر شدن ،،، خیلی دوست دارم حس نگرانی هامو برای  بچه هام هم کمتر کنم و اجازه بدم روند طبیعی زندگیشونو طی کنن ،هر چند عملکردم خیلی بهتر از قبل شده ،، از زمانیکه ذهنمو از دیگران جدا کردم و به خودشناسی خودم پرداختم ، اتفاقات بهتریو تجربه کردم ، چونکه اون زمانها که مدام فکرم پیش دیگران بود ،مدام به مسائل اونها توجه میکردم ،روزها در موردش صحبت میکردیم و حالمون بد میشد و این کاملا طبیعی بود که من در مسیر خوبی نبودم و با انجام ندادن اون اعمال ، الان زندگی با آرامش بیشتریو دارم تجربه میکنم ،با آدم های بهتری همسیر شدم که مدام قوانین جهان رو ،مرور میکنیم و تجربیات بهتری رو شاهدشون هستم و با ادامه دادن این مسیر به سلامتی،خوشحالی ،تناسب و زیبایی های بیشتری هدایت خواهیم شد ،خدارو شکر میکنم برای امروز که تونستم با عشق و اشتیاق  در راه و هدفم ،قدمی بردارم ،ذهنمو تمیز کنم از آلودگی های قبلی ،نشنوم هر آنچه رو که نباید بشنوم و ببینم هر آنچه رو که باید ببینم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 28 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/02/13 16:20
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 762 کلمه

      گام ۷۳ سلام استاد ودوستان گرامی وامروز درباره قدرت ذهن وچگونه تحلیل رفتن اون صحبت میکنیم خیلی موضوع جالبی بود ومن خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم واقعا فهمیدم که چرا اینهمه تلاش میکنم ۱۰ ماهه که تو سایتم ولی هنوز روند لاغریم شروع نشده قدرت ذهن ی ابزار ی اندام فیزیکی نیست مثل دست وپا اما وجود داره وما نمیتونیم از قدرت ذهنمون برای کسی استفاده کنیم درسته کاملا منطقیه اگر این طور بود که باید برای دیگران ازش استفاده کنیم خوب خدا ی ذهن میداد برای همه نمیومود زحمت بکشه وبرای هر کس ی ذهن بذاره ومن از خدا ممنونم بابت ذهنی که در وجود من قرار داده تا من بتونم به تمام خواستهام برسم همه ما در زندگیمون بخشهائ از ذهنمونو اختصاص دادیم به دیگران بخشی از اونو گذاشتیم برای مادرمون بخشیم گداشیم برای پدر فرزندان قسط و…وتوجه کردن به تک تک اونهابه راحتی ذهنومنو تحلیل میکنه وما از ذهنمون فقط میتونیم برای خودمون استفاده کنیم سوالی که استاد پرسیده شما به چه موصوعاتی در زندگیتون توجه میکنیید من درصد زیادی از ذهنم به بیماریم گذاشتم یا درگیر بیماری هستم یا هواسم به اینکه نکنه مریص بشم سرگیجه بگیرم با اینکه میدونم باید ترس از بیماری یا هر ترس دیگه رو به خدا بسپارم ومیسپارم اما این مشکل دارم ی درصد دیگه از دهنمون داده بودم به پدرم که بیماره ی درصد دیگه رو دادم به خواهرم که ازدواج نکرده ی درصدم دادم به دختر بزرگم که زندگی خوبی با خانواده شوهرش داشته باشه ی درصدم به دختر کوچیکم که اینده اش چی میشه وخوب اینا همش هست ومشکلمن اینکه اون موقعا که پیش مشاوره میرفتم میگفت ذهنت پر از فکرهای گونا گونه در مورد همه کس وهمه چیز واین باعث میشه که تو سرگیجه بگیری ومن سعی کردم دیگه زیاد فکر کسی نباشم اما خیلی سخته واگر ذهنمو صد قسمت کنم خیلی از بخشهای ذهنم به دیگران اختصاص دادم ومهمتر اینکه اینکار من بیفایده ست هر چقدرم فکرشون باشم کاری از دستم برنمیاد وفقط باعث میشه که نتونم برای خودمم کاری کنم نمیتونم مشکل اونارو حل کنم چون ذهن من طوری طراحی شده که فقط میتونه برای من کاری کنه میتونه منو هدایت کنه میتونه ایده به من بده نمیتونهایده به من بده که برای دیگران استفاده کنم که زندگی دیگران درست کنم تغییر بدموووقتی به دیگران توجه کنیم داریم قدرت ذهنمونو تحلیل میدیم وتقریبا در زندگی همه همینطوره زندگی دیگران مهمتر از زندگی خودمون هست وقتی ما تلاش میکنیم وبه موفقیت نمیرسیم باید ی بررسی کنیم ببینیم چه افکاری تو دهنمون هست که مانع این کار میشه باید ببینیم چه موضوعاتی در ذهنمون هست که ما هر روز داریم بهشون توجه میکنیم وجالبه که بتدونی این موصوعاتی که داری بهشون توجه میکنی بیماری پدرت فرزندان وهر چیز دیگه داری ذهنتو تحلیل میکنی وتوانایی کمک کردن به منو نخواهد داشت وداریم با این کار قدرت ذهنمونو هدر میدیم وفکر میکنیم کار درستی داریم انجام میدیم کار خیر میکنیم ونتیجه هم نمیگیریم اگر عزم تغییر دارید در هر جنبه از زندگیاگر میخوای زندگیتو تغییر بدی باید بتونی اول ذهنتو تعییر بدی باید بتونی هواستو از دیگران برداری وبدی به خودت خیلی سخته اما باید این شجاعت در خودمون ایجاد کنیم که من مسئول زندگی خودم هستم باید این توانایی در خودمون ایجاد کنیم تو مسئول زندگی خودمون هستیم هیچ کس مسیول زندگی دیگری نیست هر کس مسئول بار گناهشو خودش به دوش بگیری هر کسی ثواب خودشو میبره عمل خودت نتیجه اش برای خودته واگر خودمون نیاز نداشتیم وتونستیم درتوانمون بود انرژی از ما نمیگرفت اونوقت میتونی به دیگرانم کمک کنی وباید هواسمونو از دیگران برداریم بذاریم روی زندگی خودمون اولین نتیجهشم ارامش برای ماست شما یکبار بدنیا اومدی وبابت اب ای یکبار از شما باز خواست میشه درباره خودت نه بابت زندگی دیگران بابت زندگی خودت ازت سوال میشه اگر بتونی تمرگزتو از زندگی دیگران برداری وفقط تمرگز کنی رو زندگی خودت خواسته های خودت لاغریم ی خواستهست ونیاز داره به توجه به اندازه ای که بتونی توجه کنی به مسائل خودت خواسته ای خودت تو پیشرفت میکنی ونباید ذهنتو خرج دیگران کنی من وطیفه ای در قبال کسی ندارم من فقط مسئول زندگی خودم هستم مسئول خواسته های خودم هستم پاسخ گوی زندگی خودم هستم وهواسمو دادم به زندگی خودم وهواسمو میدم روی زندگی خودم خواسته خودم اهداف خودم خودش درست میشه اگر در دهنت بگی نه به دیگران بگی نه من میخوام به خودم توجه کنم اولین نشانش ازادی رهایی ارامش احساس قدرت ونشانه بعدیش رسیدن به خواسته ودرکت بالاتر میره دهنت همبشه همراه خودته ووقتی اوکی شدی میتونی به دیگران کمک کنی وگرنه دوقتی من خودم نیاز دارم به کمک چجوری میتونم به دیگران کمک کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/01 21:41
      مدت عضویت: 502 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

      سلام گام 73،🤗.
      بارها من این فایل دیدم ولی امروز واقعا درک کردم و به جواب سوالم رسیدم که چرا نزدیک شیش ماه بیشتر است در این دوره هستم و الان دوماهه بیشتر که در این دوره هستم تغییر چشمگیری نکردم چرا بعضی روزها خسته میشم از ادامه دادن چرا فردی میاد طی دو ماه 10کیلو کم میکنه ولی من هنوز وزن چشمگیری کم نکردم چرا ذهن که برای همه یکی هست و مسیر یکی ولی نتیجه ها متفاوت است الان فهمیدم که من خودم قدرت از ذهنم میگرفتم با اهمیت دادن به مشکلات مسایل دیگران با نگرانی ابراز ناراحتی تاسف واسه دیگران فقط دارم ذهنم پر میکنم از مسایلی که به من مربوط نیست  و قدرت ذهنم از خودم میگیرم با اینکه هیچ کاری هم نمیتونم واسه دیگران انجام بدم فقط دارم خودم اذیت خسته میکنم در رسیدن به هدفم وقدرت از ذهنم میگیرم و نمیزارم ذهنم قدرتش بدست بیاره و سال ها این روند تکرار کردیم و یجوری نماد انسان خوب بودن اینجوری به فکر دیگران باشی خداوند بیشتر دوست داره باید انسان در غم دوستش شریک باشه باید غصه ناراحتی دیگران درک کنه و همه کار کنه باید دیگران مهم باشن برات چون فلانی پدرته چون فلانی ریئست است فلانی دشمنت همیشه بدت میگه کرونا است میگن هشتاد درصد انسان ها کل جهان بمیرند اقتصاد خرابه روژ به روژ همچی گرون میشه فلانی با دزدی سرمایه جامعه رو مبیره بعد ما اینجا چوبش …‌وقتی ذهنت پر کنی از این افکار و صدبرابر بیشتر این چیزها دیگه وقتی نمیکنی واسه تمرکز روی هدف خودت دیگه توانایی نداری چون احساست بد شده حالت بده ذهنت درگیربقیع است
      ;باید بدانیم که ذهن یک ابزار خصوصی است ومختص خودت است نمیتونه برای دیگران کاری کنه مث قلبت مث دستت مث پات مث نفس کشیدنت ذهن هرکسم مختص خود اون فرد است و ما اومدیم نخواسته با توجه کردن به دیگران مسایل دیگران درگیر احساسی خودت نادیده گرفتن و بقیه رو با ارزش دونستن با این قدرت ذهن کم کردیم و برای خودمان هم دیگه کاری نمیکنه چون ذهن اینجوری برنامه ریزی شده به هرچی توجه کردی بیشتراز همون اتفاقات هم تجربه خواهی کرد پس اگه عزم تغییر داریم باید کنترل ذهنمان رو بدست بگیریم از توجه کردن به مسایل دیگران خود داری کنیم نه بگیم دلسوزی نگرانی درباره دیگران بزاریم کنار نه بگیم در ذهنمان تا ذهنمان روی هدفمان تمرکز کنه تا با قدرت بیشتر انرژی بیشتر احساس عالی ارامش به هدفش توجه کنه تا ما هم در تغییر کردن موفق باشیم تا قدرت ازادی آرامش به ذهن مان برگرده پس اگر هنوز تغییر نکردیم چون قدرت از ذهن گرفتیم با رها کردن مسایل مشکلات دیگران این قدرت برمیگرده به ذهن و ذهن تمام توجه اش میشه رسیدن به هدفش و خیلی راحت ساده زود نتیجه عالی میگیریم من مسولیت افکارم میپذیرم و دیگه با این کارها ذهنم تخریب نمیکنم و بارها با خودم تکرار میکنم که ذهن خصوصی است و نمیتونه واسه دیگران کاری کنه و اگه ما بخواهیم به بقیه مشکلاتشان توجه کنیم این قدرتم هم از خودمان میگیریم نه واسه دیگران کاری میتونیم انجام بدیم نه واسه خودمان در واقع داریم به خودمان ضربه میزنیم با این کار پس اگه میخواه به شرایط ایده آل در هر جنبه ای برسی تمام قدرت از مسایل دیگران بردار و تمام قدرت بزار روی خودت بزار روی هدف ها خودت و مطمعن باش نتیجه عالی میگیری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/28 18:31
      مدت عضویت: 343 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      سلام و درود بر استاد و هم مسیرهای عزیز 

      اول از همه بگم خیلی وقته نیومدم اینجا متن بزارم البته در دفترم تمرینهامو انجام می دادم نمی دونستم چرا⁉️

      و الان فهمیدم ….راستش من الان که این فایلو گوش کردم حالم بد شد و فهمیدم که ذهنم نمی پذیره و چون بیشترش در اختیار والدین و فرزندان و دیگرانه و از این آگاهی که به رسید خدا رو شاکرم 🙏🏻و اما از خودم سئوال می کردم من که حدود یکساله به لطف خدا اخبار و تلوزیون و وات ساپ و چت و اینترنت گردی رو گذاشتم کنار ولی چرا انرژیم کمه و بیشتر وقتم با فایلهای قوانین جهان می گذره  ⁉️امروز متوجه شدم من گوش می دم و میبینم اما تمرکزم روی گفتگوهای ذهنی ام برای قانع کردن دیگران یا کمک کردن بهشون هست و بیشتر اوقات گفتگوی ذهنی دارم خیلی وقتها متوجه می شم قطع می کنم اما گفتگو با دیگری و با قصد کار خیر بااز شروع می شود و شاید ساعتها منو درگیر کنه و در نهایت میرسه به یک خاطره تلخ 😔و این کلمه ی خودخواهی که فقط فکر خودتی همیشه از من باج میگیره تازه داره این آگاهی به اعماق ذهنم میره یه مادر خوب …یه همسر خوب ….یه فرزند خوب …یه همسایه خوب….باید اینطور باشه و اونطور باشه و انگار من طبق برنامه ی دیگران دارم زندگی می کنم مثل یک ربات اسیر و زندانی فرمول های غلط شاید این لحظه شب قدرم رقم بخوره و به طلوع فجر برسم و آزاد بشم از تمام مسئولیتهای پوچی که خود بر گردن خود دارم و قدرتمندانه بگویم نه !

      سپاس استاد بزرگوار از بیان شیرین و شیوا و محکمتون  

      🍃🌺🍃🌺🍃🌺

      خالق تو را شاد آفرید . آزاد آزاد آفرید 🍃🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/25 21:17
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,388 کلمه

      آدمها از این توانایی ذهنشون خبر ندارن و مخربت ترین کار ها رو بدون آگاهی   برای تضعیف شدن این ذهن انجام میدن .

       آدمها آگاهی از قدرت ذهن ندارن و به راحتی با تمرکز کرن و توجه کردن به موضوعاتی که مربوط به خودشون  نیست قدرت ذهن رو تخریب  میکنن .

      در اون همه سالها توجه کردن به اوضاع اقتصادی و سیاسی و پیگیری کردن  مشکلات دیگران و …. همه داره از قدرت ذهن شما کم میکنه و این ذهن یک عضو مثل دست و یا پای  شما هست اما متافیزیکی و از اون نمیتونیم برای دیگران استفاده کنیم.

       

      مثلا خیلیها میگن من نگران مادرم هستم تو این سن خیلی تنها هست و بخشی از ذهنش اختصاص داده شده به مادرش و یا بخشی اختصاص داده شده به آینده ی فرزندانش و بخش دیگرش اختصاص داره به قسط و وام و بخش دیگر از ذهنش اختصاص داره به اوضاع اقتصادی کشور و توجه کردن به تک تک این موضوعات قدرت ذهن شما رو تحلیل میکنه اما من باید ار این ذهن فقط برای خودم استفاده کنیم 

      و خیلی وقتها دوستان میگن چرا فلانی  با من شروع کرده و اون  کلی نتیجه گرفته و لی  من نگرفتم  استاد هم میگه من نمیدونم  داخل ذهن شما چه خبر هست ؟

      اگر ذهن رو به صد قسمت تقسیم کنیم و ده در صد  ذهنت رو به مادرت  اختصاص بدی و ده در صد  اون رو به همسرت و ده در صد گرونی و  حالا چقدر فضای خالی  برای خودت میمونه؟؟ خیلی کم پس از این هست که نتایج فرق میکنه  ذهن ما نمیتونه برای دیگری کاری کنه پس من نمیتونم برای دیگری کاری کنم ولی وقتی ذهنم رو معطوف میکنم به مسایل دیگران دیگه برای خودم هم ذهنم کمکم نمیکنه و قدرت ذهن تحلیل میره و معمولا برای ما مسایل دیگران مهمتر هستن مثلا :  چرا فلانی در اون وضعیت هست  و یا … و به اینها وجدان میگیم و میگیم  بنی ادم اعضای یگدیگرن و همیشه سعی میکنیم به دیگران کمک کنیم اما تمام اینها داره ذهن ما  رو تحلیل میبره اگر داری تلاش میکنی ذهنت رو به کار بگیری اما موفق نمیشی ببین چه موضوعاتی در ذهن تو هست که هر روز بهشون توجه میکنی و نگران هستی 

      برای ذهن ما اصلا تعریف نشده چون مادرم هست باید کاری کنم و یا پدرم هست و …. برای اون تعریف نشده هست و ذهن فقط تو رو میشناسه و تو با این کار داری ذهنت رو تحلیل میبری  فکر میکنی اینا کار ثواب هست اینا عاقبت به خیری هست  و اما خیلی وقتا دیدیم کسی و یا خودمون وقتمون رو صرف کسی کردیم اما دیدیم خوب  جوابی  اون طرف به ما میده   و ضربه میخوریم و مثلا میبینیم مادری تمام زندگیش رو صرف فرزندانش میکنه و میگه مادر نمونه اینطور هست اما میبینه در آینده همان فرزندان براش اونجوری نمیکنن و عصبانی میشه پس اگر عزم تغییر کردن داری در هر جنبه از زندگیت باید بتونی این قصیه رو جمع و جور کنی و این شجاعت رو داشته باشی و حواست به خودت باشه و خداوند بارها در قران به پیامبر  گفته : تو مسول و سرپرست مردم نیستی  و هیچ کس مسول هیچ کس نیست هر کس مسول خودش  هست  عمل  خودت نتیجه  برای خودت هست  هر کس بار اعمال خودش رو به دوش میکشه اما ما داریم به تمام موضوعای اطراف توجه میکنیم .

      حالا اگر به جای این کار تمام حواست رو بزار ی روی خودت و مسول خودت  باشی  عالی هست و حالا اگر تونستی برای کسی کار بکنی  خوب بکن و لی بدون اینکه از تو انرژی  بگیره و اولین نتیجه اش آرامش  و حال خوب برای خودت هست پس تو جه ات رو از اطرافیان و پیرامونت بردار و  بزار روی خودت 

       و بگو من یک بار به این  دنیا میام و درمورد زندگی خودم از من سوال میپرسن و بعدا  اگر رفتی اون دنیا بهت گفتن چرا زندگیت اینطور بود؟؟؟ و تو بگی به خاطر دوستم بود حسن هست که فلان مشکل رو داشت  اونها میخندن  و میگن تو فقط مسول خودتی و نمیتونی جا پای خدا بزاری و تمام تمرکزت رو بردار 

       

       

       

       

      پس تمام گامها و پازلهای لاغری  رو با توجه به دیگران خراب میکنی پس بر خودت و مسال خودت تمرکر کن 

      ر ولی وقتی   تمرکز  از روی خودت برداشته میشه و توحه ات میره روی اطرافیان اولین چیز انرژی و احساس تو میاد پایین و تحلیل میره و میفهمی داری اشتباه میکنی و داری تحلیل میری  و میگی  فقط من مسول زندکی خودم هستم و پاسخگوی زندگی خودم خو اهم بودو تمام تمرکزم رو میزارم روی  زندگی خودم و همه چیز درست میشه 

      سخته به همه نه بگی و بگی من میخوام برای خودم زندگی کنم  ولی وقتی از این قدرت استفاده کنی و قوی و   تو انمند بشی  اون موقع میتونی به دیگران  هم کمک  کنی پس  تا ضعیف هستی  کمک نکن  و  اول خودت رو قوی کن 

      من نمیتونم به هیچ کس کمک کنم 

      ( برای ما که یک عمر بهمون چیز دیگه ای گفتن پدیرفتن سخت هست تا حدودی اما من پدیرفتم و حالا باید بتونم عمل کنم به هر انچه که میشنوم در این راه باید بتونم عمل کنم تا موفق بشم  و اما من که در مسیر تغییرم با تمام وجودم دارم  سعی میکنم به آموزشها عمل کنم و چقدر از نظر دیگران سنگ دل و بی رحم و آدم خود خواهی به نظر میام یا اینکه به من میگن تو که از همه ی اطرافت بی خبری دنیا رو آب ببره تو رو خواب میبره و به حالت تمسخر امیزی من رو عیب میکنن ولی من آگاهم و مطمعنم این راه درسته و در دلم میگم حالا شمایی که مدتها به دنبال اخبار و حوادث و اتفاقات و  …..بودین مگه چی کار کردین ؟چی شد زندگی شما چه فرقی کرد ه ؟؟ بجز اعصاب خورد و دلی ناآرام و کلی استرس و عصبانیت و کینه و نفرت و مریضی روحی و جسمی و ….چی به شما رسیده و من حداقلش اگر به هیچ دست آورد خاص مالی نرسم ولی آرامش و حال خوب و شادی درونی و  سلامتی کامل روحی و جسمی …. رودارم که خودش یک دنیا می ارزه 

       

       

       

      پس  ذهن من یه ابزار کاملا شخصی برای خودم  هست که میتونم از اون برای خلق خواسته هام یا ناخواسته هام استفاده کنم فقط باید اگاهانه عمل کنم و راه استفاده از اون رو بدونم تا به خواسته هام برسم و  زندگی موفقی  رو داشته باشم .

      و خداوند این قدرت و ابزار رو فقط به ما انسانها داده و در هیچ جاندار دیگری ما این ذهن رو نمیبینیم و از این بقیه خلایق خداوند بدون دخالت شیطان  و گراه شدن دارن زندگی میکنن و وظایف خودشون رو به خوبی انجام میدن  ولی در ذهن ما شیطان وجود داره که ما رومنحرف  می کنه و نمیزاره ما به خوشبختی برسیم ولی با ایمان و توکل قوی  ما میتونیم شیطان رو شکست بدیم و  گمراه نشیم و در راه درست الهی قدم برداریم .

      پس من با ذهن خودم اول  خودم و  زندگی خودم   رو اونجوری که دوست دارم خلق میکنم و  در وضع خوب و عالی که قرار گرفتم بعد  هر وقت  خواستم با عشق به دیگری هم کمک میکنم   .

      من باید قبول کنم با کمکم ها ی مالیم  نمیتونم زندگی هیچ کس رو تغییر بدم  از سمت فقر به ثروت و یا  من نمیتونم با حرفها م  زندگی هیچ  فردی رو تغییر بدم مگر اون شخص خودش بخواهد من قدرت تغییر هیچ کس رو ندارم  اگر ما آدمها این رو متوجه بشیم خیلی عالی هست من الان دارم با این دید زندگی میکنم حتی برای فرزندم با همین دید دارم  اون رو بزرگ میکنم که هر کس خدای خودش رو داره و من نمیتونم جای خدا برای هیچ کس باشم و خداوند حامی و هدایتگر و راهنمای همه ی ما هست به شرطی که به اون نزدیک بشیم و اون رو تنها قدرت جهان در نظر بگیرم و با باورهای توحیدی قوی زندگی کنیم و یا اینکه میشه  گمراه بشیم با  شریک قایل  شدن برای خدا و یا دلسوزی و ترحم کردن  و یا اینکه قدرت رو از خدا بگیریم و از  افراد و شرایط دور برمون توقع و انتظار خدایی کردن برای خودمون داشته باشیم  و … که قطعا گمراه میشیم و به بن بست میخوریم .

      پس از این نعمت خداوند درست استفاده میکنم و میگم  ذهن من مال خودم هست و خرج خودم میکنم و فقط به مسایل و زندگی خودم فکر میکنم و به دنبال بهترینا برای خودم هستم .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سیما
      1400/01/18 17:30
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      با سلام وسپاس فراوان..واقعا از این فایل بسیار بهره بردم یعنی چشمم باز شد به روی حقایق ومتوجه شدم که کلا مسیر برعکس را میرفتم بازم لطف خداوند است که دراین شرایط هستم بااونهمه ناآگاهی..خداروشکر که دراین مسیر قرارگرفتم وبه امیدخدادراین مسیر درست..پیش میروم.با تشکر

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/17 11:55
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 908 کلمه

      سلام🙂
      این فایل از اون فایلهایی هست که منحصر به فرد شماست استاد
      من توی این چند سال که در مسیر آگاهی هستم هیچ جا و از هیچ استادی اینقدر قشنگ درباره این موضوع مهم نشنیدم چرا شنیده بودم که نباید به درد و دل بقیه گوش کنیم و توجهات رو از مسائل محیط و اجتماع برداریم ولی هیچ کس اینقدر عالی به صورت تابو شکنی درباره اش حرف نزده به نظرم
      تمام حرفهای شما برعکس تمام چیزهایی هست که ما از بچگی شنیدیم و الانم خیلیها دارن درباره اش حرف میزنن
      باز هم موضوع مهم ورودیها!!!!😏
      همه ما از بچگی شنیدیم که والدین مهم هستن باید احترامشونو نگه داریم باید وقت مون رو براشون بذاریم چون اونا زحمت ما رو کشیدن حالا هم ماباید براشون وقت بذاریم بچه خوب اونی هست که همش داره خدمت میکنه به پدر ومادرش یا بچه ها عصای پیری کوری هستن یا توی قران گفته شده حتی یک اوف به پدر و مادر نگین یا اون بچه هایی که والوینشون رو گذاشتن خانه سالمندان خیلی ادمهای ظالمی هستن و….
      از اون طرف هم وقتی بزرگتر شدیم یکسری وظیفه به عنوان شهروند برامون مشخص کردن که ادم دلسوز اونی هست که با درد مردم غصه میخوره مسئولیت ما در قبال جامعه و مردم اینه که همدردی کنیم و دلسوز باشیم و…بعدها که خودمون والد شدیم باز هم توی سرمون خوندن که پدر یا مادر خوب اونی هست که همه وقت و زندگیش رو بذاره برای بچه هاش از خواب و خوراکش بزنه برای بچه هاش از کار ودرس و سایر علاقه مندیهاش بزنه چون بچه دار شده و اگر هر کدوم از اینا رو نمیخواستیم یا نمیتونستیم انجام بدیم احساس گناه و عذاب وجدان می اومد سراغمون که من حتما مادر خوبی نیستم که بچه ام رو گذاشتم و اومدم درسم رو تموم کنم
      از اون طرف پدر مادرهامون هم پا به سن گذاشتن و بیماری و درد و مشکلات خودشونو دارن از این طرف هم بچه هامون که وظیفمونه همه جوره در خدمتشون باشیم از طرف دیگه هم اوضاع اقتصادی سیاسی و اجتماعی جامعه ای که هیچ ثباتی نداره و هر روز ملت با یه مسئله ای درگیرن و ما هم به عنوان عضوی از جامعه وظایفی داریم که حداقل اگه کاری از دستمون برنمیاد حداقل دلسوزی کنیم و غصه بخوریم
      خوب همه اینا رو تا حالا وارد ذهن ما کردن و تعریف انسان شریف و درستکار که مورد تایید جامعه باشه هم اینجوری تعریف کردن ؛کسی که به فکر همه هست جز خودش😶😶
      حالا شما دارین چی میگین؟ کاملا برعکس اینا رو😉😉
      اصل و اساس اینه که ما آدمها هر کدوم یک وجود مستقل هستیم و جدا از سایر آدمها افریده شدیم و خداوند در وجود تک تک ماها از روح و انرژی خودش قرار داده که خلق کننده است و ذاتش سلامتی ارامش فراوانی شادی ولذت تناسب وثروت هست
      ذهنی برای ما قرار داده که ازش در موارد خلق کردن و تفکر خلاق استفاده کنیم و قدرتی بی نهایت در این ذهن گذاشته که به راحتی همه خواسته های ما رو خلق کنه
      البته شرطش اینه که ما تمام این ذهن رو برای خودمون خرج کنیم و تمرکز رو بذاریم روی خواسته ها یی که داریم و با خلق اونا دنیا رو گسترش بدیم
      خوب ما چیکار کردیم ؟ با آموزشهای نادرستی که به ذهنمون دادیم این ذهن رو هزار تکه کردیم و هر قسمت رو به کسی یا موضوعی اختصاص دادیم و و الان داریم میبینیم در زندگیمون یه عالمه خواسته داریم که بهش نرسیدیم و حسرتش رو داریم از اون طرف هم زندگیمون پر شده از مشکلات و مسائلی که با توجه کردن به مشکلات جامعه و محیط برای خودمون ساختیم و هر چقدر هم برای اطرافیان وقت و انرژی گذاشتیم که مسائلشون حل بشه اون مسایل بیشتر و متنوعتر شده حتی
      🤨و همچنان درگیریم با مسائل دیگران و جامعه که هر گز هم تمومی نداره
      در واقع از اونجاییکه ذهن تفاوت بین ما و دیگران قائل نیست و به هر موضوعی توجه کنیم اونو موضوع ما میدونه و توجه ما برای اون نشونه علاقه ما تعریف شده از اون مسائل بیشتر وارد زندگی ما کرده 🤨😮 و در ضمن از قدرت این ذهنی که ابزار قدرتمندی برای خلق خواسته های ما بوده کم کردیم چون قدرت اونو تقسیم کردیم بین مسایل خودمون و اطرافیان و جامعه وجهان و…
      من از زمانی که اولین بار این فایل ارزشمند و آگاهی دهنده رو شنیدم تصمیم گرفتم که تمرکزم رو از روی مسایلی که مختص من و زندگیم نیست کم کنم تا بتونم از این قدرت برای خلق خواسته های خودم استفاده کنم😏
      اعتراف میکنم که اوایل خیلی کار سختی بود و حتی از اینکه برای دیگران وقت نمیذاشتم احساس بد عذاب وجدان هم داشتم ولی به مرور این حس کمتر شد چون ارامشم بیشتر شد و احساس شادی بیشتری داشتم وقتی درگیر زندگی و مشکلات بقیه نمیشدم و جالبه که الان من از بیماریها و مسایل اونا کمتر آگاه میشم و خودشون بیشتر سعی میکنن مسایلشون رو حل کنن و من با ارامش به فایلهای آموزشی خودم میرسم و خیلی هم حالم خوبه و ارامش دارم😊😊😊🤗🤗
      سپاسگزارم استاد🙏🙏 به خاطر اینکه اینقدر ساده و بی تعارف درباره این مسائل صحبت میکنید و درباره تمام چیزهایی که باعث میشه تمرکز ما از روی خواسته مون که لاغری هست برداشته بشه فایل میذارین تا پرقدرت تر و ساده تر از قبل مسیر لاغری رو طی کنیم😍😍😍🤩🤩
      ✍مثال پازل خیلی به دلم نشست وقتی گفتین در چیدن پازل خواسته تون تکه های دیگران هم دربین پازلهای خواسته قرار میگیرن و باعث ناهماهنگی واختلال در تکمیل اهداف ما میشن👌👌👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/01 09:26
      مدت عضویت: 747 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه


      .
      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام
      چقدر این فایل خوب بود…….آگاهی و درس های خیلی خوبی برام داشت
      من متوجه شدم که تمرکز روی مسائل دیگران که حل کردنشون از عهده من خارجه می تونه قدرت ذهنم رو کاهش بده و برعکس تمرکز روی خودم که می تونم درش تغییر ایجاد کنم قدرت ذهنم رو قوی می کنه.
      مثالی که گفتین در مورد اینکه قدرت ذهن یک ابزاره و مثلا مثل دست ، من نمی تونم با دستم کارهایی انجام بدم و دیگری نتیجه ی اون کار با دست رو ببینه یعنی همون موقع اون فرد از اون کار جواب ببینه
      چیزی که من در تمام عمرم برعکسشو آموزش دیدم و عمل کردم
      همیشه شنیدم که باید برای دیگران کاری انجام بدم
      باید از خود گذشتگی داشته باشم
      همیشه ارزشمند ترین انسان انسانی بوده که از توجه کردن به خودش گذشته و دیگران رو اولویت قرار داده

      تو دوره تناسب با قدرت ذهن من تمرکز روی خودم و یکی از مهم ترین خواستته هام که لاغری هست رو یاد گرفتم
      تمام سوال جواب های دوره راجع به من بود
      کاملا شخصی
      با این فایل متوجه شدم من اونقدر ی که باید به خودم و خواسته هام متمرکز نیستم
      مثلا ثروت میخوام ولی به این خواسته ام توجه خاصی ندارم
      یعنی توجه ای که منو خوشحال تر و راضی تر کنه
      مثلا دوست دارم زبان رو عالی یاد بگیرم ولی توجه طولانی مدت به این خواسته ندارم
      خدارو شکر من خیلی به اخبار و موضوعات حاشیه ای اجتماعی توجه نمی کنم چون در این مورد خیلی تمرین کردم
      ولی هنوز تو خانوادام به موضوعات نزدیکانم به شدت توجه می کنم و حالامی دونم که باید از این موضاعات عبور کنم و تامی تونم به خودم متمرکز بشم
      من خیلی وقتا از خودم فراری بودم و تنهایی خودم رو با خودم شریک نشدم
      شاید به موضوعات بیهوده توجه نکرده باشم ولی به کند و کاو خودم و خواسته هام هم توجه نکردم
      یه جورایی نظم فکری در مورد انجام کارهایی که باعث پیشرفتم بشه رو خیلی نداشتم
      حالامی دونم می تونم با تمرکز روی خودم بهشون دست پیدا کنم
      اصلا با سوال کردن از خودم شرو ع کنم
      اینکه چرا می خوام زبان انگلیسی رو خوب بدونم؟
      چون می خوام آموزشهایی که در زمینه کاریم هست و مثلا تو یوتویوب هست رو یاد بگیرم
      چون مهمونهای خارجی بسیار مثبتی دارم که دوست دارم از تجربه های ارزشمندشون بیشتر بدونم
      چون دوست دارم محاجرت کنم و دوست دارم قبلش خودم رو در مورد زبان قوی کنم
      چون بلاخره کسی که زبان بین المللی رو می دونه سطحش بالاتر از کسی هست که فقط زبان مادریشو میدونه
      چون بهم اعتماد به نفس بیشتری میده
      چون بعد از اینکه یادش گرفتم و تا حدودی خیلی زیادی مسلط ششدم میتونم از این یادگیری واقعا لذت ببرم و به خودم افتخار کنم
      چون در دنیای امروز این آموزش نیاز مهمی برای منه

      فکر می کنم این جواب ها ادامه داره و من با تمرکز چند ثانیه ای تونستم این همه جواب از ذهنم استخراج کنم و البته باید بیشتر روش کار کنم
      ولی می خوام بگم خیلی دلم می خواد روی خودم متمرکز بشم چون می تونم به خیلی از چیزایی که تو زندگی می خوام برسم و زندگی فوق العاده تری رو برای خودم درست کنم
      واقعا از این فایل بی نظیر ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/30 20:34
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      اول از همه ازتون تشکر می کنم استاد که همیشه هر چیزی رو که بلد هستید رو آموزش میدید بدون کم وکاستی این فایتونعالیه ونوشته هاش دیگه بیشتر .من یادم میاد اولین باری که شنیدم گفته های شما رو دراین فایل یه حس عجیبی بهم دست داد وخیلی با آموزشهای من واون چیزهایی که شنیده بودم متفاوت بود ،منی که یک عمر این بیت شعر سعدی رو زیر گوشم خونده بودن: بنی آدم اعضای یکدیگرند که درآفرینش زیک گوهرند چوعضوی رادرآورد روزگار ،دگر عضوهارا نماند قرار ،برام خیلی متفاوت بود وبه فکر خودت بودن یه کار بدنبود واقعا این ناخوداگاه ماهارو باچه چیزهایی پر کردن وریشه ی همه ی مشکلات وناراحتی های ما همین چیزهایی که بهمون آموزش دادن ،وماهم ناخواسته به فرزندامون آموزش می دیم ،این ذهن چه چیز قوییه که توانمده ومن هر وقت ذهنم رو درگیر مسائل دیگران می کنم حسم بد می شه حس می کنم از مسیر خارج می شم یاسرعتم کم می شه وهروقت برمی گردم وبه خودمبیشتر اهمیت می دم حسم عالی می شه پس از این به بعدتمام سعیم رو می کنم به مسائل متفرقه اهمیت ندم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/12/10 12:17
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 547 کلمه

      قدرت ذهن خود را تخریب نکنیم 

      فایل روز ۸۳ تکرار 

      امروز 
       با شنیدن ودیدن این فایل درس بزرگی از دوره لاغری با ذهن گرفتم که امیدوارم بتوانم به دستورات این فایل ارزشمند با تمرین وتکرار آن عمل کنم وتغییر بزرگی در افکار وزندگی خودم بوجود بیاورم ودست احساساتی بودن بردارم ودیگر موضوعاتی که انرژی خوار ذهن من هستند رااجازه ورود به ذهن ام ندهم واین مورد برای اینکه در ذهن ام جابیافته وتبدیل به رفتار وعادت من بشه باید تکرار کنم چون انسانهایی که با طرز فکر من در جهان هستند کم نیستند مشابه من افرادی هستند که مدام به فکر این وآن هستند مشکلات دیگران را مشکلات خودشان میدانند ونسبت به آنها نمیتوانند بدون عکس العمل باشند ناخواسته سمت مشکلات دیگران میروند به دردل هایشان گوش میکنند وسعی میکنند کاری انجام دهند واگر نتوانستند کاری انجام دهند غصه بخورند ونگران باشند واین نگرانی هارا در خانواده شخصی خودشان هم بسط بدهند  وحتی برای ذهن افراد نزدیک خود هم بشوند انرژی خوار ذهن 

      حالا بعد از گوش کردن به این فایل ارزشمند دیدگاه منم تغییر کرد وفهمیدم این سالهای عمرم چه بیهوده با نگرانی در مورد دیگران گذشت وچه کارهایی برای آنها انجام دادم وآنها هم ذره ایی قدر محبت و وقتی را که برایشان گذاشتم ندانستند هیچ بلکه آن را هم وظیفه تلقی میکردند 

      از زمانی که با استاد آشنا شدم وایشون مرتب تاکید میکردند که مراقب وردی های ذهن اتون باشید وهر چیزی را اجازه ندهید وارد ذهن اتون بشه که مخرب باشد من خیلی مراقبت میکردم دیگر وارد اخبار ها نمیشدم  کلیپ های خشن سرقت ها وجنایت ها را نمیدیدم به دردل کسی سعی میکردم گوش نکنم خودم هم سعی کردم از دبگران کمتر گله کنم و فقط نگرانی فرزندان مرا آزار میدهد اما با گوش کردن به فایل ها ی زندگی با طعم خدا و تغییر زندگی  آرامش برای بچه هام بیشتر شده ودارم یاد میگیرم همه چی را فقط به الله بسپارم  والان هم با این فایل یاد گرفتم که ذهن نیروی بسیار قدرتمندی است که خداوند آن را در هر موجودی از جمله انسان قرار داده تا به واسطه این نیرو موجودات را هدایت کنه ولی چون در ذهن هیچ موجودی جز انسان شیطان وجود نداره موجودات دیگر به خوبی هدایت میشوند ولی در ذهن انسان بخش کوچکی به شیطان اختصاص داره وهمین شیطان با نجواهای منفی اش قدرت ذهن ما را تحلیل میبرد واجازه نمیدهد ما از قدرت ذهن خود به خوبی استفاده کنیم  شیطان مرتب استرس نگرانی دلشوره افسردگی را میخواهد به ما تحمیل کند ولی ما اگر از قدرت ذهن خودمون آگاه باشیم میتوانیم بخوبی از پس این شیطان رجیم بربیایم حالا چگونه میتوانیم از این قدرت ذهن استفاده کنیم  ؟؟ 
       اولا این را باید بدونیم که ذهن یک چیز شخصی است ومختص به خود ما ست وبرای دیگران کاربردی ندارد مثل دست ما مثل پای ما مثل قلب ما  ذهن هم فقط مختص خود ماست وقتی این مسعله برای ما روشن ومحرز شد بخوبی میفهمیم که نگران شدن و افسرده شدن وبه فکر دیگران بودن  نه تنها کاری از پیش نمیبرد بلکه ذهن ما را هم تحلیل میبرد وما نمیتوانیم چاره ایی برای کار خودمان انجام دهیم  باید این مسعله احساسی بودن راجع به دیگران را کنار بگذاریم  و ورودی ها ذهن امون را کنترل کنیم  تا از آُسیب های ذهنی در امان باشیم واجازه ندهیم آنها انرژی خوار ذهن امان شوند وما برده ذهنی افراد دوروبر امون ومسایل دور برمون نشویم  بیشتر باید روی افکار مثبت امون تمرکز کنیم ودر واقع به فکر خودمون باشیم  مگر چند بار به این دنیا میاییم فقط یک بار پس آن یک بار را با فکر کردن به مشکلات دیگران خراب نکنیم 

      موفق باشید استاد عزبز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/11/26 16:41
      مدت عضویت: 469 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 884 کلمه

      باسلام
      استاد میدونید اولین چیزی که با صحبت های شما به ذهنم اومد چی بود داستانی بود که سالها پیش مادرم برام تعریف میکرد که خداوند فرشتگانی رو به روی زمین فرستاد تا سحر ها رو باطل کنند ومردم از گمراهی نجات دادن اما دربین مردمی که شاگردانشون بودن ورد باطل کردن سحر را یاد گرفتن وبه جادوگری پیشرفته روی آوردن ومردم گمراه کردن تا درنهایت فرشتگان کوچ کردن ورفتن ومردم به حال خودشون گذاشتن وقتی داشتم صحبت هاتون میشنیدم با خودم احساس کردم که فرشته ها دوباره دلشون به حال اوضاع خراب مردم سوخته وبرگشتن احساس کردم که فرشته مهربان درون شما هم بسیار دنبال باطل کردن جادوها وسحرهاست که مردم مسخ خودشون کردن مردمی که سرهاشون پایین از ناراحتی وناامیدی دروجودشون موج میزنه امروز بیرون رفته بودم سیل کسیری از آدمها از کنارم رد میشدن که ناامید وخسته بودن فقر دروجودشون موج میزد ناراحتی وخشم وجودشون فراگرفته بود وذکر لبشون ناسزا به زمین وزمان بود حتی بعضیا با خودشون حرف میزدن وشکایت میکردن چند وقتیه بیرون نرفته بودم از خونه وشادی ورضایت قلبی وجودیم از زندگیم درحداکثر خودش بود تازه متوجه شدم که چقدر فرق دارم با بقیه چقدر آرامم وقتی خانم مسنی با زرنگی اومدو درمترو کنارم نشست ومن به خاطر کرونا که نباید نزدیک نشست بلند شدم واون خانم احساس پیروزی کرد چقدر از کنارش راحت گذشتم بدون ناراحتی به طوری خودش شرمنده شد وگفت کمرم درد میکنه مادر میخوای بلند شم شما بشین ومن در کمال آرامش گفتم نه خواهش میکنم راحت باشین اشکالی نداره بازم دلش طاقت نیورد وچند دقیقه بعد بلند شد واصرار کرد که من بشینم قبلا اگه بود اونقدر ناراحت میشدم وزیر لب غر میزدم که هم اعصاب خودمو خورد میکردم هم همه رو اما آرامشی بود که در من موج میزد آدمها با احترام از کنارم رد میشدن قبلا حتی احساسم نسبت به مردای جامعه ام بد بود میگفتم همشون هیزن وچشم چران میگفتم همشون تفریحشون آزار خانم هاست با نگاهشون با کلامشون اما امروز اونقدر احساسم خوب بود که کمتر از قبل احساس خطر کردم ومتوجه شدم که مردان هم مثل ما خانم ها انسانن وخوب وبد دارن واصلا حتی بیشتر مواقع وقت ندارن بقیه رو نگاه کنند از بس که درگیرن ودرواقع خانم هابیشتر به بقیه خیره میشن وتوجه نگاهی میکنن نمیگم ماهیت وجودشیون انکار میکنم اما حال دلم خوب شده بود واذیت نمیشدم از قدم زدن درخیابان فهمیدم که بسیاری از مردان سرزمینم به بقیه زنان ودختران حتی غیرت دارن ومثل ناموس خودشون احترام میگذارن ورفتار میکنن ومعدود انسان های بد رو نمیشه کاریش کرد جز دوری ومحل نگذاشتن خدایا شکرت بابت آرامشم بابت نعماتت واینکه واقعا باید ذهنمو متمرکز کنم روی خودم اینو من از دوسال پیش که ازدواج کردم متوجه شدم روزی که با همسرم آشنا شدم خیلی هم خانواده من هم خانواده همسرم سعی دردخالت داشتن از خرید گرفته تا مناسبت ها ونحوه برگزاری وحتی نوع رابطه من وهمسرمم دخالت میکردن که اینجور رفتار کن اونجوری رفتار نکن خلاصه یک بار برای همیشه جلوشون ایستادمو وگفتم درهیچ چیز ما دخالت نکنید که میگذارمتون کنار وهمسرمم همین کار با خانوادش کرد وآرامش حاکم شد خودمون خرید کردیم خودمون خونه مورد نظرمون اجاره کردیم خودمون به صلاح دید خودمون عروسی برگزار کردیم البته بگم که ازشون راهنمایی خواستیم اما اجازه دخالت بیجا رو گرفتیم یادمه قبلش همسرمو که عضو جدیدی بود درخانمون به عناوین مختلف سعی در مسخره کردنش داشتن وتحقیر کردنش اما مثل شیر جلوشون ایستادم ونگداشتم از گل باریک تر بهش بگن جزآقا چیزی بهش نگفتن طوری که حتی همسرمم نفهمید همسرم واقعا مردخوبیه ولی خیلی ساده بود اون موقع ها وهمین سادگیشو دال برنادانیش میدونستن من اونقدر بالا بردمش تا الان هر کسی درهر کاری میخواد وارد بشه از همسر من نظر میخواد اینارو گفتم که واقعا برداشتن ذهنیتم از اینکه مادرم چی میگه وپدرم ناراحت نشه و…تنها دلیل پیشرفت وآرامش وعشق ما شد حالا هم همینطوره درزندگیمون فامیل برای خودشون برنامه میچینن مسافرت میرن مهمونی میدن از یکجای مشخص خرید میکنن به طور دسته جمعی اما ما نه من اول نظر همسرمو جویا میشم بعد مشورت میکنیم بعد نظرمون بهشون میگم خیلی جاها مخالفت کردم ونرفتم حالا دیگه براشون کامل جا افتاده که مرد من مرد پر مشغله ایه واگه میخوان باهاش وقت بگذرونن باید حالاونو الویت قرار بدن نه دل خودشون وبه وقت وپول منم احترام بیشتری میگذارن یادمه قبلا که مجرد بودم واین قاطعیت ونداشتم مادرم با پول من لباس وکفش میخرید برام برنامه میگذاشت ومن وبه زور به مهمونی ومسافرت میبرد اما حالا پولمون جمع میشه وقتمون جمع میشه وصرف کارای بهتری میشه من تونستم هر روز یاد بگیرم فایل گوش کنم بنویسم ورزش کنم پیاده روی کنم خونه همیشه تمیزی داشته باشم به خودم برسم با همسرم وقت بیشتری رو بگذرونم وحتی آرامش ورابطمونم به مراتب بهتر شده از وقتی ذهنمو راجب مشکلات بقیه کنار گذاشتم به اخبار گوش نمیدم برای مردن کسی ناراحت نمیشم ومدت ها ذهنمو مشغول نمیکنه خیلی انرژیم ذخیره شده وبا اینکه فقط ۶ماه که دراین مسیرم اما به اندازه ۶سال چیز یادگرفتم وحال دلم خوب شده به به خدایا شکرت وممنونتم خدایا میخوام راه ثروتمند تر شدن به من نشون بدی وآرامش بیشتری رو در زندگیم جاری کنی وهمینطور سلامتی وتناسب اندامم رو هر روز بیشتر کنی به به یعنی واقعا آدم یکم فکر کنه میبینه که اونقدر مشغله درزمینه خودش داره که باید هر روز براش قدم برداره که واقعا نمیرسه به فکر کردن به بقیه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 10:20
      مدت عضویت: 418 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      سلام چقدر این فایل خوب بود همه اش ب من میگفت چون واقعا من اینجورم از بس تو فکر مشکلات دیگران حالا چ نزدیک چ دور چ آشنا واقعا خودم از پا در اومدم بعضی وقت ها نمیتونم بکشم الان با شنیدن صدای استاد تصمیم باید بگیرم ک بیشتر ب فکر خودم و زندگی خودم باشم این همه سال ک ماله مردم هم ب دوش خودم کشیدم چی شد خودم رو از بین بردم دردی دوا نشد همیشه ذهنم آشفته و پریشان بوده چقدر ناراحتم ولی از این بعد میخوام خودم باشم ب خودم و زندگیم آرامش بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 18:37
      مدت عضویت: 793 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام با گوش دادن این فایل چیزهای جدیدی یاد گرفتم و فهمیدم که بیشتر وقتها برای رسیدگی به امور دوستان آشنایان یا خانواده وقت و ذهنم را درگیر میکردم و پس از رفع موانع آنها و مرتفع شدن مشکلاتشان فقط و فقط من آسیب دیده ام و ذهن خودم رو درگیر آنها کرده ام و کاملا هواسم رو از روی خودم اهداف خودم برداشته ام و روی رفع مشکلات و موانع دیگران تمرکز کرده ام و غافل از اینکه تمرکزرا از روی خودم واهدافم رو برداشته ام و خودم و اهراف خودم را فراموش کرده ام ولی از امروز به بعد دقیقا فقط و فقط به روی خودم و تناسب اندام خودم و اهداف دیگر خودم تمرکز خواهم کرد و تا حدامکان ذهن خودم رو درگیر دیگران نخواهم کرد و تا جایی که بتوانم به اهدافی که مشخص کرده ام متمرکز خواهم شد چون مطمئن هستم زمانیکه فقط تمرکزم روی تناسب اندام و اهداف خودم باشد به راحتی خوردن یک لیوان آب به آنها خواهم رسید پس به امید تمرکز روی خودم و اهدافم و تناسب اندامم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/11 07:38
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 799 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، توجه به تغییرات، عمل به آموزشها)
      .
      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان سرزمين لاغرى يا ذهن😊
      روز هشتاد و سوم تكرار ,
      فايل , قدرت ذهن خود را تخريب نكنيم!
      ❄️اين فايل احساس فوق العاده خوبى در من ايجاد كرد . من خوشحال و سپاسگزارم از ديدن و گوش دادن به اين فايل , كه در واقع براى من خيلى ضرورى و حياتى بود . در اين مسير دريافتم كه مسئله زندگيم چيست !
      و در واقع لطف خداوند مهربان بود كه من در اين مسير هستم و هر بار , با ديدن و گوش دادن به فايلهاى اين دوره ى آموزشى , احساس مى كنم روح و روانم , آرام آرام , آزاد و رها مى شه , آزاد و رها از همه ى بندها , از همه ى فشارهاى روحى – روانى كه سالها تحمل مى كردم و چندان مهارتى براى حل مسائل زندگيم نداشتم , و در اين مسير دارم ياد مى گيرم كه از زندگيم لذت ببرم و آگاه باشم كه بايد مراقب خودم و احساس خوبم باشم , و اكنون فصل تازه اى از تغيير زندگى من در اين مسير آغاز شده , و خودم احساس مى كنم كه نگرانى هام كمتر شده , بخاطرِ شناخت ذهن منفى بافم و همچنين فرشته ى مهربان و توانمندم و اعتماد به خداوندى كه هميشه با من هست
      ❄️سوْال ,
      شما به جز موضوع لاغرى با ذهن , چه موضوعاتى در زندگيت دارى كه ذهن ت رو به خودش اختصاص داده⁉️
      ❄️چه موضوعاتى هر روز براى تو , نگران كننده است⁉️
      ❄️چه موضوعاتى هر روز دارى بهشون توجه مى كنى⁉️
      متاسفانه , من وقتى به مسائل زندگى خودم و ديگران توجه و تمركز مى كردم , انگارى براى فرار از كاراى خودم , همش سرگرم فكر و نگرانى در باره اينو اون بودم , شايد هم در همه ى موارد , چندان نگران نبودم اما ذهنم درگير ديگران بود . وقتى به مسائل زندگيم توجه و تمركز مى كردم , به خودم و به كارام نمى رسيدم و توو زندگى جلو نمى رفتم , مسائل زندگى از يه طرف , و چون نمى تونستم مسائلم رو بخوبى حل كنم , خيلى تحت فشار روحى – روانى بودم . و همش در نگرانى , و حتى انتظاراتى كه ديگران از ما داشتن .
      البته در فرهنگ ما , ايثار و فداكارى و از خودگذشتگى بسيار پسنديده است . از طرف ديگه , اگه به اخبارا و اوضاع ايران و جهان توجه و تمركز نكنم , با اين وجود در مدار اين چيزا قرار دارم , چون مردم هم غرق در سياست و اوضاع اقنصادى شده اند و رسانه هاى خبرى هم اون رو تشديد مى كنه , و هر اتفاقى كه مى افتاد نگران مى شدم , مدتى بود كه اوضاع در فضاى مجازى رو دنبال مى كردم و تحت تأثير هم قرار مى گرفتم , كلا نگرانى روى نگرانى , سوْال هم برام اين بود كه چرا من شاد نيستم و از زندگيم لذت نمى برم‼️و الان دريافتم كه مسئله ى اصلى من چيه !
      من دريافتم وقتى كه من نگران اينو اون در زندگيم باشم , در واقع نگرانى من , موضوع رو تشديد مى كنه . گاهى وقتا , نگران هم نيستم اما همش مى خوام كمك كنم تا اوضاع درست بشه و خيلى وقتمو مى گيره .
      و اما تغييرات احساسى – رفتارى من در اين مسير .
      با توجه به اين فايل , من از وقتى كه در اين مسير هستم , تا به امروز خيلى از ويدئوها و كليپاى اوضاع اقتصادى , سياسى , پيش بينى اوضاع بر اساس اينو و اون , رسانه هاى خبرى و پيشگويى فال و … و … و … ديگه دنبال نكردم و ادامه ندادم , با توجه به اين فايل دريافتم , براى همينه كه در احساس بهترى هستم . و حتى ويدئوها و كليپايى كه خوب هستن اما وقت گير , بيشتر اونا رو هم دنبال نمى كنم . البته نه , صد در صد , اما كاهش چشمگيرى داشته … و در عوض آهنگاى شاد , حتى بعضى از آهنگاى شاد فايل صبحگاهى رو كه خيلى دوست دارم , گوش مى دم . ويدئوهايى كه روابط خوب رو نشون مى ده , و هر چى كه در رابطه با حال خوب و احساس خوب هست رو مى بينم . وقتى فردى كه هر روز اخبارا رو دنبال مى كنه و نگران اوضاع اقتصادى هست , من باهاش هم صدا نمى شم , چون من به خدا اعتماد مى كنم . وقتى من نگران زندگى فرزندانم هستم , نگرانى من به اونا كمكى نمى كنه , و بهترين كار اينه كه مراقب حال خوب و احساس خوب خودم باشم تا الگوى خوبى براى فرزندانم باشم و اونا هم حداقل نگران من نباشن .
      با تشكر فراوان , شاد و خرّم باشيد🥰🎄🎄

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/04/14 08:20
        مدت عضویت: 480 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 167 کلمه

        سلام شادی جان

         

        خیلی زيبا درباره تخریب نکردن ذهن، مطالب خودتون را نوشته بودید.  بله من با شما کاملاً موافقم ،که نگرانی ما هیچ کمکی به فرزندان ما نمیکند؛ در صورتیکه شاد و سرحال بودن ما، انها را حمایت میکند.

        انها را به زندگی امیدوار میکند و در عین حال ، حال و هوای ما را هم بهتر میکند.  خیلی جالب است که چند ساعت پیش همسرم داشت تغییرات روحی و جسمی مرا با دوره یکسالی که من رژيم سختی داشتم، مقایسه میکرد.  همسرم گفت:

        “وقتی که تو رژيم سخت گرفتی، اندامت و جسم تو صد در صد عالی شد، ولی ذهنت ۹۰ درصد منفی ، چون تو از یک فرد شاد به یک فرد عصبی تبدیل شدی؛ ولی الان که در طول دوره تناسب فکری هستی، ذهن تو ۹۰ درصد مثبت، عالی شده با انکه هنوز تغییرات جسمت ۱۰۰ درصد خوب نشده است، ولی تو از یک فرد عصبی به یک فرد شاد و با روحیه تبدیل شده ای. “

        همیشه شاد و سلامت و متناسب باشی دوست خوبم. 💗

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/05 01:23
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      فایل “قدرت ذهن خود را تخریب نکنیم! “:

      ذهن انسان بر زندگی او تاثیر ميگذارد. ذهن مثبت انسان میتواند اثر مثبت بر جسم بگذارد. بارها شنیده و دیده ایم که شخصی فقط با نیروی ذهنی خود بیماری لا علاج خود را درمان کرده است. 😊😊😊😊😊😊😊

      ما باید ذهن خود را همانند جسم خود بشناسيم. همانطور که براي سلامتی و قدرت دهی به جسم خود ورزش و تمرین میکنیم ، برای داشتن ذهنی سالم و قوی هم باید تمرین کنیم. ما با تمرین روزانه تمرینهای دوره صد در صد به ذهنی قوی ، ارامشی درونی و تناسب اندام و لاغری میرسیم. شک نکنید ، کمک به دیگران را مدتی فراموش کنید و تمرکز صد در صد خود را فقط و فقط و فقط روی انجام تمرینها بگذارید ، همه چیز رابه خدا واگذار کنید. به حرفهای استاد اعتماد کنید. ممنونم دوستان خوبم. 🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/04 13:38
      مدت عضویت: 528 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      با سلام و درود

      در زندگی که هستم به این باور زسیدم که هیچ کس به اندازه خودم ارزشمندتر نیست و خودم رو در هر چیزی باید اولویت قرار بدم .
      بارها برام پیش اومده که در زندگی دیگران رو اولویت قرار دادم و نتیجش چیزی جز ناراحتی خودم نبود و ارامشی که داشتم رو تبدیل به استرس میکردم اما باز هم برای اینکه دیگران رو ناراحت نکنم به این کارم ادامه میدادم برای ناراحت نشدن دیگران خودم رو ناراحت میکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/10/15 22:27
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه


      وقت شما بخیر
      همزمانی با این فایل برای من مثل یه معجزه بود چون چند روزی هست که ذهن من توجهش به مسایل بیرونی بود و تمرکزم ‌از دست داده بودم یاد آوری خوبی بود خدایا شکرت
      خیلی از آدم‌ها از توانایی ذهنشون خبر ندارن و ذهنشون و در گیر مسایل بی خودی می کنن من دیگه راجع به مسایل جهان و اخبار و اطراف خودم توجهی نمی کنم ولی خودتون می دونین که ما چطوری بزرگ شدیم همه خانواده و مسایلشون بخشی از ذهن ما رو در گیر می کنه و اگه مثلا من اهمیتی ندم می گن چقدر خودخواه هستی و بی احساس مثلا همسر من خودش و هیچ وقت درگیر این چیزها نمی کنه مسایل خانوادش البته خانواده اونا اینجا نیستن هر از گاهی فقط یک تلفن خیلی خوبه من اون موقع ها جور دیگه ای فکر می کردیم چون اینجوری بزرگ نشده بودیم دم به ساعت باید تلفن می زدیم و با مادرم صحبت می کردیم و از اخبار روز که چیکار کرده و من چیکار کردم…..
      ذهن ما فقط می تونه برای ما کاری انجام بده نه برای دیگران مثل یه ابزار یا عضو هستش که فقط برای خودمونه نمی تونیم به کسی قرضش بدیم من هم امروز همین الان این مسایل این چند روز و ول می کنم بره و سعی می کنم بهش فکر نکنم ‌ هر کی هم هر چی می خواد بگه دیگه حوصله ندارم و روی کارهای خودم تمرکز می کنم روی کارهایی که دوست دارم همین دوره ها و کارهای دیگه خیلی سخته ولی دیگه یاداوری خوبی بود که به حرف دیگران اهمیتی ندم اگه شیطونه بزاره و حالم و بی خودی بد نکنم
      و می خوام اول خودم اوکی باشم حال خودم که خوب باشه می تونم به بقیه هم برسم چون بعضی ها از آدم همچین توقعی دارن که سریع باید کارشون انجام شه خیلی انرژی از آدم می گیرن و من دیگه نمی خوام انرژی های خوبم و از دست بدم و ذهنم و خراب کنم من خودم از همه مهم‌تر هستم از این به بعد کارهای خودم در آلوویت هستن من مسیول کسی نیستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/11 08:16
        مدت عضویت: 548 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        عالى بود , دوست عزيز ,
        موّفق باشيد😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/12 09:50
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      سلام به دوستان هم مسیر
      این فایل را بار اول که گوش دادم با خودم تصمیم گرفتم فقط تمرکزم را بزارم روی خودم وتوجهم فقط به خودم باشه و یه مدتی هم خیلی خوب پیش رفتم اما باز هم متاسفانه دچار تمرکز روی اوضاع پیرامونم شدم یه مدت برای کنکور دخترم و سردرگمی کلاسای کنکورش، درس پسرم، مشکلات خواهرم و…خلاصه چند مدتی طول کشید تا تونستم خودمو جمع و جور کنم از این به بعد باید این فایلو بیشتر گوش کنم تا بتونم به خودم و خواسته هام بیشتر تمرکز کنم وسطح انرژیمو بالاتر ببرم دهن من فقط مال خودمه ومن فقط باید رو اهداف خودم تمرکز کنم می دونم انجام این کارسختی هایی داره ولی من می تونم چون وقتی بتونم خودمو قوی کنم اونوقت حتی می تونم برای دیگران هم تاثیرات مثبت داشته باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/08 07:59
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبم
      تخریب قدرت ذهن

      ای کاش یادم نره وهر روز این فایل را گوش کنم تا کاملا در ذهن من حک بشه طوری که هیچ وقت فراموشش نکنم یادمه اوایل که به این فایل گوش کرده بودم خیلی خوبتر روی ذهن ام تمرکز میکردم دیگه قدرت ذهن ام را جدی تر گرفته بودم اجازه نمیدادم هر چیزی وارد ذهن من بشه والان مدتی است که فراموش کردم به مسایل فرزندانم زیاد فکر میکنم هر چیزی که باعث ناراحتی دیگران میشه هم برای من فکرهای زیادی به دنبال داره مثلا بک ماه پیش دختر یکی از فامیل نزدیک برای بار پنجم رفت زیر تیغ جراحی که معده اش را عمل کنه برای لاغر شدن متاسفانه دکتر ش متوجه نشد در حین عمل کمی مری وریه ایشون سوراخ شد بعد مدتی ایشون که شروع به غذا خوردن کرد غذا از سوراخ مری وارد بدن اش شد هیچی انقدر حالش بد شد که تو کوما رفت وبعد ۶ ماه تلاش یک ماه پیش دختر جوان فوت کرد این مسعله بقدری روی ذهن من اثر بد گذاشت که یک هفته فقط براش گریه کردم بعد آن برای پدر ومادرش همه اینها الان میفهم که چقدر قدرت ذهن منو خالی کرده یا به رفتار دیگران توجه کردم پیش خودم هزار بار آنها و دیگران را محاکمه کردم یا غصه بیکاری پسرم یا مشکلات دوستانم یا فکر مملکت و گرانی ومردم همه این ها ذهن منو پر کرده بود اما از امروز تصمیم قاطع میگیرم که دیگه بقول استاد جا پای خدا نگذارم وبرای دیگران غصه نخورم من یک فرد بیشتر نیستم خداوند منو فرد آفریده پس خودم وخودم ذهن من فقط برای خود من آفریده شده ومختص خودمه باید در مورد ذهن ام خودخواهانه عمل کنم تا نه تنها قدرت ذهن ام را ببرم بالا بلکه بعدش قدرتمندتر بتونم گره ای از کار اطرافیان باز کنم حالا من بشنیم غصه دیگران را بخورم چی برای اونا عوض میشه هیچی ولی برای من چی عوض میشه این که دیگه نمیتونم روی افکار و ذهن ام تسلط داشته باشم وپیشرفت کنم حالا چه در امر تناسب ویا هر جنبه دیگر زندگی ام پس من اینجا به خودم متعهد میشم وقول میدم که دیگر به هیچ چیز وهیچ کسی فکر نکنم وقدرت ذهن خودم را تخریب نکنم
      سپاس از استاد گرانقدرم که همیشه با فایل های ارزشمندشون راه درست زندگی کردن را میآموزند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 01:59
      مدت عضویت: 603 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      قدرت ذهن
      توجه به دیگران از قدرت ذهن می کاهد چون ذهن برنامه ریزی شده که فقط و فقط به ما کمک کنه و به ما در زندگی ایده بدهد وقتی خودمان را درگیر مسائل دیگران می کنیم تحلیل می رویم احساسمان و هیجانات ما کاهش می یابد و در این بین نه تنها به دیگران کمکی نمی کنیم بلکه خود را از خیلی چیزها محروم می کنیم پس برای تغییر زندگی باید فقط به خودمان توجه کنیم چون ما فقط مسئول خود هستیم. با این کار به آرامش می رسیم بقیه رو بسپاریم به خدا من همیسه خودم را با مشکلات خانواده ام درگیر می کردم ولی از زمانی که در دوره هستم مسکلات دیگران و تمرکز روی آنها بدایم مهم نیستند و در درجه اول به خودم فکر می کنم اینکه در این دنیا برای چه هدفی آمدم من نمی خواهم تا پایان عمرم با چاقی سر کنم می خواهم به لاغری دست پیداه کنم و مطمئنم به هدفم می رسم من تمام تمرکزم را روی لاغری گذاشتم و از شما استاد بزرگوار سپاسگذارم که همچون یک راهنمای خوب من را راهنمایی می کنید سپاسگذارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/05 12:34
      مدت عضویت: 469 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 561 کلمه


      با سلام خدمت همگی
      من خیلی این حرف قبول دارم که باید روی خودمون تمرکز کنیم اصن لامصب یه جوری انسان پیشرفت میده که از سرعت پیشرفت خودمون تعجب خواهیم کرد یادمه وقتی همسرم وقتی به خواستگاری من اومد هیچی نداشت از نظر مالی اون زمان که داشتم باهاش آشنا میشدم به خودم گفتم میسنجمش ببینم چجور انسانی اگه فردی بود که لایق من باشه باهاش ازدواج میکنم حتی اگه یدونه قرونی پول نداشته باشه وکمکش میکنم به همه جا برسه اون روزا خودمم پولی نداشتم ولی مطمئن بودم اگه بخوام قطعا میتونم به همه چیز برسم بعد چند ماه متوجه شدم دقیقا فردی که من میخوام ومثل خودمه تا حد زیادی از لحظه ای که قبولش کردم تا عروسیمون یادمه ۶ ماهی طول کشید ولی دقیقا از اون لحظه دیگه تمرکزمو از حرف اطرافین واز بودن با اونا برداشتم وچسبیدم به رسیدن به خواسته هام هر روز میرفتم وجای جدیدی برای وام درخواست میدادم عالم وآدمو گرفتم به کار هر روز دوتایی باهم دنبال خونه میگشتیم که اجاره کنیم کلی وام گرفتیم ماکه هیچی نداشتیم ۹۰ ملیون تومن پول رهن خونه جور کردیم ماکه هیچی نداشتیم با تمرکزمون به خواستمون عروسی جانانه گرفتیم نمیگم بقیه کمکمون نکردن اما ما خواستیم وتلاش کردیم وکلی وسایل خونه خریدیم که خیلیا عاشقشن بهترین مارک ها وبا کیفیت ترینشون خودمون با عشق خونمون چیدیم جالب اینجا بود که خونه ای پیدا کردیم که دقیقا یک سال قبل عروسی ما بازسازی کامل شده بود واونقدر شیک ونو بود که همه تعحب کردن حتی حیاط هم داشت برای خودمون وقتی تموم شد ورفتیم سر خونمون تازه فهمیدیم چه آدمایی دراین دوران بد مارو که نگفتن ومیخواستن زندگی ما بهم بخوره وموش دونده بودن اما ما اونقدر سرگرم خودمون بودیم که مثل بولدوزر از روشون رد میشدیم وهمه رو بی اثر میکردیم ویه جورایی همه رو خلع سلاح کرده بودیم یادمه که دراین تلاش فوق العاده ما تفریح هم میکردیم گردش میرفتیم ووقت برای خودمونم میگذاشتیم جالب اینجا بود که هردوشاغل بودیم البته هردوتاییمون پول کمی درمیاوردیم آما خیلی امید وتمرکز به رسیدن داشتیم از اون روز به بعد من یاد گرفتم که سختی ها مهم نیستن گرفتاری دیگران وحتی دشمنی بقیه هم مهم نیستن وقتی بخوام کاری رو انجام بدم حتما میتونم وقتی این دوره رو شروع کردم خیلی مشکلات داشتیم ومالی وجانی هردوتاییمون داغون بود اما کم کم یادم اومد که ما همون آدم هایی هستیم که چطور ۶ ماهه همه چیز عوض کردیم ودست از نگرانی راجب مشکلات ومریضی ها ونگرانی برای بقیه برداشتم وهمین موضوع باعث شد احساسم بهتر شد وتغییرات تناسب اندام وحتی زندگیمو بیشتر در وجودم احساس میکنم انگار یه جورایی هر چی دارم متناسب تر میشم اوضاعمونم بهتر میشه وبیشتر دارم خدا رو میشناسم وباور میکنم که همراه وکمک حال من خواستم بگم بیخیال مسائل اقتصادی جامعه بیخیال مشکلات سیاسی جامعه حتی بیخیال مریضی حتی خودم چه برسه به بقیه من هر روز بهتر میشم این رها کردنا ربطی به تلاش نکردن من نداره من دیگه خودمو باهاش ناراحت مضطرب نمیکنم دیگه نمیگذارم توی این دنیا هیچ کس وهیچ چیز احساسمو بد کنه وحالمو بگیره نمیگم صددرصد موفق شدم اما دارم هرروز برای خوب شدن حالم تلاش میکنم وهمین درمسیر بودن من نشون میده وموفقیت من به همراه داره از الان انتظار ثروت فوق العاده ای رو میکشم انتظار کار شادومورد علاقمو انتظار تناسب همیشگی اندامم وجذابیت فوق العادمو وانتظار سلامتی خودم وهمسرمو میکشم من عاشق زندگیم شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/11 08:08
        مدت عضویت: 548 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        دوست عزيز , خيلى عالى بيان كرديد , موّفق باشيد😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/22 18:08
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      فایل “قدرت ذهن خود را تخریب نکنیم! “:

      تمرکز و توجه بر خودمان یک مهارت قابل یادگیری است. ما معمولا پیگیری مسایل ديگران را انجام میدهیم. به عبارت دیگر ما در زمان حال زندگی نمیکنیم و این زنگ خطری براي تندرستی است. تمركز رمز رضایتمندی در روابط انسانی است. تمرکز تاثیر مثبت روی مغز و عملكرد سیستم ایمنی بدن ما دارد. تمرکر قدرت ذهنی ما را بالامیبرد و موجب سلامت روانی میشود. تمركز باعث کاهش میزان استرس میشود. تمرکز شدت احساسات ناخوشایند را کاهش میدهد. ما بایست درست برنامه ریزی کنیم تا برای تمرکز ذهن خود، وقت کافی کنار بگذاريم. ما بایست فقط و فقط و فقط روی زیباییها تمرکز کنیم. تمام سعی مان این باشد که به صدای موزون باد یا صدای خوش اهنگ جوی اب گوش کنید. صدای حیوانات و پرنده ها هم قشنگ و گوش نواز هستند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/05 00:36
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      به نام خدای مهربان ، سلام ، منم مثل بقیه دوستان قبل از اینکه با قدرت ذهن آشنا بشم و قبل از دوره لاغری ، تمام انرژی ذهنم را صرف مشکلات خانواده و دوستانم میکردم ، فکر میکردم باید حتما کمکشون کنم ، خیلی برای دیگران دلسوزی میکردم و همیشه رنج زیادی را متحمل میشدم ، خدا را شکر چند ماهی که توی دوره هستم تونستم با کمک تمرینها فقط ذهنم را به خودم اختصاص بدم و توجه ام رو از روی مسائل دیگران بردارم تا به آرامش برسم و بقیه را هم به خدا بسپارم ، واقعا خیلی راحت شدم الان معنی آرامش را درک میکنم و تمام ذهنم را خالی کردم که بتونم روی اهدافم به خصوص لاغری تمرکز کنم تا نتیجه ببینم ، آخه وقتی ذهنم مال خودمه چطور میتونم اونو به دیگران قرض بدم ، مثل اینکه بخام دست یا پامو قرض بدم آخه مگه میشه ، خدا را شکر میکنم که تونستم تا حدود زیادی کنترل ذهنم را بدست بگیرم و روی اهداف خودم تمرکز کنم و الان به نتایج خیلی خوبی رسیدم ، واقعا ذهن قدرت بسیار زیادی داره که ما با ناآگاهی ازش در جهت تخریب خودمون استفاده کردیم ، و حالا با اگاهی و استفاده درست از این قدرت براحتی به آرزوهامون میرسیم ، خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/04 03:00
      مدت عضویت: 543 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 381 کلمه

      ذهن من تنها برای منه ، کمک به من سلختن زندگی من و من با ذهنم جز زندگی خودم دبگه نمیتونم رو رندگی کسی تاثیر بزارم ، پس من دوباره قول میدم برای جلوگیری از تخریب قدرت ذهنم جز مسائلی که به شخص خودم ربط داره دیگه به مسائل دیگه فکر نکنم ، توجه نکنم حرف نزنم،
      من راستش چند وقت پیش این تصمیم رو گرفتم اخبار دنبال نکردم به مسائل بیرونب هیچ توحهی نداشتم فقط تمدکز و افکار و توجهم به خوب کردن حال خودم بود روی سفارشاتی که به خدا دادم بود به آرامش پیدا کردن خودم بود و به شکل عالی من حال خوبب داشتم برای اون مدت که رعایت میکردم احساس شادب و اشتباقی که تو این مدت داشتم و هیچ وقت تجربه نکرده بودم ، خیلی خوب بود خیلی قشنگ حس میکردم که در مسیر صحیحم
      اما در همین بین یکی از دوستام بهم پیام داد و درد و دل کنه منم گفتم یه گوشم و در میکنم یکی رو دروازه و سعب میکنم اهمبت ندم خلاصه دوستم از مشکلاتش گفت و منم خوندم و بعد از اون شبطان به من میگفت حالا اشکال نداره توام دوتا حرف بد بزن احساس تنهایی نکنه توام بگو اره زندگی خیلی بده توام همراهی کن و منم گول خوردم و شروع کردم زدن حرف منفی…..
      و فردای اون روز با یکی دبگه از دوستام اومد برای دردل و دل کردن ….
      و همبنطوری منم غرق تو همراهی شدم و یادم رفت تو چه مسیری هستم !
      کم کم انرژیم رفت در طی دو روز
      با اینکه فکر میکردم تاثیری نداره حرفاشون
      خودم دیدم تغییر کرد به خدا، به زندگی به همه چی منفی شدم
      و حالا دلیلشو پیدا کردم خداروشکر🌼
      حالا تعهد نامه من :تعهد مبدهم که از این به بعد جز خواسته های خودم ، شادب خودم زندگی خودم ، به چیزی دیگر توجه نکنم فقط به مسائل شخصبه خودم فکر کنم و توجه بزارم روشون و به شکل بهتدی مسیر لاغری و تغییر زندگی رو طی کنم و امیدوادم دوباره حس بینظیر قبل من بهم برگرده🌼🌼🌼

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/28 22:50
      مدت عضویت: 582 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      به نام خدا
      الان ک میبنم من نود درصد یابیشتر ذهنم پر شده از موصوعات غیر لاغری کی چی گفته کی چکار کرده اخبار چی بوده چرا فلانی بچه شو درست تربیت نکرده یا غلانی باکی ازدواج کرده
      یا کارای ک ببرای رضایت اطرافیان مکنم و توقع دارم تشکر کنن یا جبران کنن
      موضوع خیلی مهمی بود توجه من ب مسایل دگران بیشتر از خودم بوده
      من مسول دیگران نیستم.
      وقتی ک یک فایل میشنوم و چند وقت ب اون توجه مکنم میبینم واقعا تغییییر مکنم وقتی ی اتفاقی میوفته حواسم پرت میشه میبینم چقدر بی حوصله شدم غر میزنم غرغروی درونمم ک شرو مکنه ک لاغریت متوقف صد دویست روزه شرکت کردی و تغییر نکردی
      تمرکزم از خاسته م برداشته شده بوده بااینکه سعی هم مکنم ک مثبت بمونم در طول روز ولی تمرکزم ب موصوعات دیگرانه.
      امیدوارم بتونم ذهنم رو روخاسته خودم متمرکزتر کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/24 11:56
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      من همیشه کمک کردن به دیگرانو دوست دارم وخیلی وقتها فکر میکنم باید خودمو بزارم جای اون پس وجدان چی میشه وهمه ی تلاشم رو میکنم که کمکی کرده باشم ولی بعدش ناباورانه میبینم که فراموش شده خوبی کردنم وناراحت میشمو خود خوری میکنم وآرامشم رو از دست میدم ولی از این به بعد میخوام الویت زندگی خودم باشم وهمه ذهنم رو برای خودم نگه دارم تابتونم با آرامش زندگی کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/15 16:20
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 134 کلمه

      حرف شما درسته استاد من هر وقت برای خانواده ام میوفتاد ومن رو به خودش مشغول می کرد وتمام تمرکز وانرژی خودم رو برای حل کردنش صرف می کردم ،بعدش می دیدم کی که قدر نمی دونه ونمی گه دستت دردنکنه هیچ روی روابط خانوادگی خودم وحتی سلامتی وخواب وغذا خوردنم هم اثر گذاشته به خودم قول دادم دیگه برای کسی انرژی خودم رو خرج نکنم چون اینجوری راحتتری هر چند جامعه ایی درش بزرگ شدم این امر رو خود خواهی می دونه وکاری بسیار بد وما باید سعی کنیم اونجوری که دوست داریم زندگی کنم چون این فرصت فقط یکبار به ما داده می شه ومافقط یکبار بدنیا میایم وباید جوری زندگی کنیم که در زمان مرگم پشیمون نباشیم بخاطر کارهایی که ی تونیستیم برای خودمون انجام بدیم وشاد باشیم ولی انجام ندادیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/14 16:20
      مدت عضویت: 791 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      با سلام
      من زمانی نگران دوستانم بودم نگران بیکاری و نگران آینده و درآمد و غیره اما به مرور یاد گرفتم رها کنم و بسپرم به زمان اینطور آسوده خاطر ترم نه اینکه کامل رها از استرسم اما خیلی خیلی بهتر شدم به خصوص که یاد گرفتم به مسائلی که دوست ندارم دقت نکنم و الان که دارم لاغر شدن و رسیدن به تناسب اندام رو تجربه می کنم با شنیدن این فایل به این نتیجه رسیدم که من توی این مدت به لطف خدا تونستم روی خودم متمرکز بشم و به هدفم که متناسب بودنه دقت کنم و حالا هم دارم سعی می کنم از زندگی کردن لذت ببرم تا بدنم دوره ترمیمش رو طی کنه و من متناسب و خوش اندام بشم گوش کردن به مسائل دیگران رو سعی می کنم تا حد امکان کم کنم و اینکه بعد اتمام حرفاشون خیلی درگیر مسائلشون نشم از ذهنم برای ترمیم و آرامش خودم استفاده می کنم و سعی می کنم با گوش کردن به مسائل مثبت و خوندن کتاب های انگیزشی احساس خوب رو در خودم تقویت کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/08/12 08:29
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      قدرت ذهن
      آدم ها از قدرت بی حد ذهن خود آگاه نیستند در عین حال بدترین کارها رو برای تحلیل قدرت ذهن خودشون انجام میدهند قدرت ذهن ابزاری که فقط مختص خود تو است وتو نمی توانی از قدرت ذهنت برای پدرت برادرت و دیگران استفاده کنی متاسفانه با صحبت کردن در مورد مسائل دیگران مشکلات جامعه قدرت ذهن خودتو کاهش میدهی پیگیری اخبار حرف زدن با دیگران در مورد مشکلات
      قدرت ذهن عین دست تو است تو با دستت نمیتونی برای کسی کاری کنی قدرت ذهن تو فقط برای تو است
      اصلا علت اینکه افراد در این دوره نتایج متفاوت میگیرند همینه که اوضاع ذهنی هر شخصی فرق میکند
      من خودم شخصا وقتی در دوره شرکت کردم به فکر همه بودم به غیر از خودم
      به فکر پدرم داداشام….
      و مدام به اونا فکر میکردم شاید با ۵درصد قدرت ذهنم وارد دوره شدم ولی الان بعد از یک سال و۹ماهه خیلی رفتارم عوض شده به هیچ عنوان پیگیر مشکلات دیگران نیستم اتفاقات جامعه برام مهم نیس حتی در مورد مشکلات خودم صحبت نمیکنم و بسیار تا بسیار آرام شده ام و زندگیم خیلی زیباتر شده است
      پس بفهم اگه تمام عمرت رو برای مسائل خانوادت فرزندانت و غیره بگذاری نمیتوانی کاری برای ان ها بکنی فقط در این مدت محدود عمر برای خودتم کاری نکردی
      از همین که عزم تغییر در هر زمینه ای رو داری باید توجه وتمرکزتو از دیگران برداری و فقط روی خودت بگذاری
      آره هروقت تمام مشکلاتت حل شد محکم شدی لاغر و خوشکل شدی همه چیز عالی شد اونموقع تونستی بدون اینکه بهت فشاری بیاد به دیگران کمک کن 😍😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/08 10:27
      مدت عضویت: 638 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام من همیشه وقتم رو صرف کارهای دیگران میکنم و خوشحال میشم از اینکه دیگران تعریفم کنند خیلی زیاد وقتم رو حروم کردم برای این و اون
      و الان خیلی پشیمونم و هیچ کس برای من جبران نکرده
      و همیشه ناراحتم و بخاطر این مسله اعصابم خورده که چرا هر کاری و به هر سختی شده بچه هام عذاب میکشیدن ولی من به بچه هام نرسیدم که دیگران خوشحال باشن
      الان میفهمم برای خودم ارزش قایل نبودم
      و مقصر خودم بودم
      و از الان باید بتونم نه گفتن رو یاد بکیرم
      و به خودم اهمیت بدم و‌تمام حواسم رو بر روی خودم بزارم و ببشتر به خودم احترام بزارم
      اولویت ا‌ول خودم هستم 👏🏻
      و باید اول به خودم برسم
      من میخام خانم نمونه باشم برای خودم
      و امیدوارم به این خواسته ام که از همه مهمتر هستش میرسم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/05 18:25
      مدت عضویت: 457 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 466 کلمه

      بنام خدای یکتا
      سلام به استاد گرامی و‌دوستان گلم….
      استاد من قبل خوندن این فایل تقریبا دو هفته ای میشه این حس رو دارم.البته همراه عذاب وجدان.‌با اینکه کاملا با حسم و حرفای شما موافقم ولی قبول کنین منی که ۳۵ سال با این‌افمار بزرگ شدم که خوبی کردن و کمک کردن به دیگران ثواب داره و بقول شما ارزش محسوب میشه چطور دیگه اینکار رو‌نکنم و خودم رو الویت قرار بدم. کما اینکه الان دو هفته ست ناخودآگاه این حس رو دارم و منی که تا یکی مریض میشد صف اول بردن به بیمارستان و‌پرستاری بودم نتونستم برم.‌یعنی پام نمیرفت. حسم بد بود والان مورد سرزنش قرار گرفتم. تو دیگه فراموشمون کردی و از این حرفا.‌خوب من در قضیه ای چند سال قبل دو‌ماه پرستاری کسی رو‌کردم که نهایتا فوت شد.‌خوب الان‌بنظر خودم ایندفعه در این اوناست و نوبترسیدن به خودمه. گرچه من امروز با خوندن این فایل فهمیدم‌ نظر شمام همینه و این رفتار من اثر بودن در این مسیره.استاد همینایی که الان حس آدم رو با سرزنش و پیغوم و پسغوم خراب میکنن همونایین که تا میرسن بهت میگن یکم لاغر کن.پس چرا من بهشون اهمیت بدم.‌من الان در مسیر زیبای لاغری هستم .هدفی رو دنبال میکنم.‌لازمه ذهنم آروم باشه و خالی برای شنیدن حرفای جدیدی که دارم تو زندگیم میشنوم. میخوام اول قدرتمند بشم بعد قول میدم با نیروی جدیدم دوباره به کمک بقیه برم…استاد اینطور که من فهمیدم فقط در مورد اخبار بد نظرتون این بود دیگه. آخه من گهگاهی خانوم منفی باف که همین الان زدم تو‌دهنش و نشستم پای فایل شما هی منو میکشونه به سر به هوایی. اول برو کارای خونتو بکن بعد بیا فایل گوش کن.‌اول ناهار درست کن.‌اول بچه رو حموم کن ….مغز منو میخوره که منو از شما دور کنه. اولا نمیفهمیدم این داره از این راه وارد مبشه که کم کم شما و مسیر رو برام بی اهمیت کنه و منو از تعهداتم دور کنه. نمیفهمیدم.‌از وقتی اون فایلتونو گوش کردم دیگه کمتر زنجیر به دست و پام داره. دیگه حنای خانوم پیش من رنگی نداره.‌سریع در هر فرصتی میام پای گوشی و تمرینامو انجام میدم. من قول دادم. تعهد دادم و بقول شما کسانی که به تعهداتشون پایبندن شگفتی ساز میشن.چه حسی خوبی بهم داد این جمله.‌حس قدرت و اعتماد بنفس و اطمینان که من میتونم.معلومه که میتونم .کاری نداره
      ‌آدم‌موفقی مثل من که هم کارمنده وظیفه شناسه هم مادر نمونه خوب لاغری که باید در حد سیری بخوری و لاغر شی کاری نداره.‌خدایا ممنونم بابت لطفت.‌استاد خوبی ها سپاسگزارم….
      من هر روز دارم متناسب و متناسب تر میشم.چونبه لطف خدا به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم.آگاهانه انتخابش کردم و در این مسیر با قدرت قدم بر میدارم.گفته های استادم رو مو به‌مو اجرا میکنم و لاغری با ذهن ذو باور کردم و انتظارم از مقصد فقط لاغریه.‌
      بزودی منتظر یه شگفتی پایان قرن باشید….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/30 19:51
      مدت عضویت: 664 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      سلام بر خداوند بخشنده و مهربان 💖💖💖
      سلام براستاد گرامی و دوستان همراهم 💖💖

      همیشه سعی داشتم دیگران را راضی نگه دارم و مرتب درگیر کارهای دیگران بودم و تمام وقتم را صرف کار کردن چ فکری چ جسمی برای دیگران بودم بقدری ک این مدت ک حالا تا حدودی یاد گرفتم ک باید وقتم را برای خودم بزارم’باید ب خودم اهمیت بدهم ‘شلوار اطرافیانم در اومد ک تو دیگه مثل قبل نیستی ی کاری ک داریم چند بار باید بگیم’مثل اینکه وظیفه من بوده ک کارهای اونهارو انجام بدهم ندیدم ک چقدر تحقیر شدم و تمام انرژی من گرفته میشد
      از این ب بعد تصمیم قاطع گرفته ک اول خودم وبعد حتی فرزندانم’
      من خیلی همیشه نگران بچه هام بودم حالا کارش چی میشه’آیا آینده شون چی میشه و این که مرتب کنترل میکردم و ناراحت بودم همون اتفاق ها باشند می افتاد و از وقتی در دوره هستم خداروشکر کم کم یاد گرفتم بسپارشون بخدا و وقتم را صرف خودم و هدفم کنم ‘با امید روز های عالی الهی’

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/25 16:58
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 579 کلمه

      سلام. خیلی موضوع مهمی هستش..
      اصل حرف اینه که اول به خودت برس..
      اما قبول کردن و در گام بعد عمل کردن بهش خیلی سخته.. حالا این سختی از کجا میاد.. از آموزش هایی که به ما دادند.. یادمه روز اول مدرسه یکی از اولین چیزهایی که گفتند این بود که باید به فکر دوستامونم هم باشیم و به فکر پیشرفت اونها هم باشیم، در کلاس زبان بهم گفتند باید کلاس خوب باشه و اگر چند نفر فقط خوب باشند نمیشه و کسی چیزی یاد نمیگیره.. روز اول دانشگاه یه سخنران خیلی شناخته شده آوردن و ایشون گفت با کمک به دیگرانه که تو هم بزرگ میشی. تو هم پیشرفت میکنی و…
      میدونید نتیجه ی همه این حرف چی بوده؟
      در واقع باید بگم برای من هیچی..
      چون یا وقت برای کسی نذاشتم و عذاب وجدان گرفتم، یا وقت گذاشتم و کمک کردم و بعد اون شخص کاری مخالف با میل من کرده و من از کمکم پشیمون شدم.. البته گاهی هم کمک کردم و خیلی احساس خوبی داشتم چون نه صدمه ای دیدم نه انتظار جبران کردن داشتم…
      این موضوع توجه به خود، موضوعی هستش که من به شدت قبولش دارم و به شدت در زندگیم اصلا بهش عمل نمیکنم. 😕😅
      یعنی مثل کسی که میدونه دروغ بده اما دروغگوعه.. منم میدونم باید تمرکزم بیشترش روی خودم باشه اما نیست..
      البته خیلی بهتر شدم.. ولی خب جای بهتر شدن خیلی داره..
      یک جمله استاد گفتند خیلی خوشم اومد.
      که از من درباره ی زندگی من سوال میشه در جهان دیگر.. نه زندگی بقیه..
      واقعا خیلی عالی میشه که من سرم به کار خودم باشه.. برای خودم.. چون آرامش بیشتری کسب میکنم. اوایل دوره ی لاغری با ذهن من چنان مجذوب و متمرکز روی خودم بودم که از اون دوران جز خودم و مسیرم چیزی یادم نیست 😂..
      و برای همینه که میگم خیلی بهتر شدم و بازهم باید ادامه بدم..
      داشتم فکر میکردم در هر جامعه ای معیارها فرق میکنه و بنابر آموزش های مختلف افراد رفتارهای متفاوتی از خودشون نشون می‌دهند.
      تحلیل رفتار خیلی خوبه. اینکه بدونی چرا این رفتار از تو سر زد، چرا این حرف رو گفتی، چرا این فکر رو داری.. گاهی افکار ما و انتظار ما از آینده، خاطره ی دیگران و یا خواسته ی آنهاست… در همین کره ی خاکی خیلی ها آینده ی تاریکی برای خودشون میبینند در عین حالی که بی نهایت انسان هم مشتاق آینده ای هستند که انتظار دارند خیلی روشن و سرشار از موفقیت باشه..
      من در این صف کجا هستم؟ ”
      دیدگاه من از زندگی الانم و انتظارم از آینده ام چه قدر توسط خودم و چه قدر توسط دیگران ساخته و پرداخته شده؟؟
      موضوع توجه کردن اینجاست که اهمیت خودشو نشون میده.. به این صورت که من با توجه به تعاریفی که از زندگی گذشته دیگران، از فیلم ها، از حرف های دیگران دریافت میکنم، بالخره خودم رو شبیه یک دسته میبینم و در یک دسته خودم رو قرار میدم که بیشتر باهاش همزاد پنداری میکنم و انتظارم اینه که به قولی سرنوشت منم همین یا خیلی شبیه دسته ای که هستم باشه چون تجربه و حرف های دیگران هم همینو نشون داده..
      حالا اگر هیچ دسته ای نباشه که من عضوش باشم، چی؟؟
      خودم یک دسته و گروه تنهایی ایجاد میکنم. که سرنوشت ساز این دسته منم.. در گذشته چیزی و کسی شبیه من نبوده و منم که آینده ی این گروه را مشخص میکنم…
      و این احساس آزادی خیلی زیادی به من میده.. چون دیگه از بین 8 میلیارد انسان من میشم مسئول یک نفر و آن هم خودم… و همه ی تلاشم را میکنم تا این انسان به خواسته هایش برسد..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/24 00:20
      مدت عضویت: 692 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 716 کلمه

      به نام خدای مهربان
      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی
      من فکر میکنم در زندگی همه گرفتاری ها و درگیری ها و مشکلات زیادی وجود داره که ذهن آدما را به خودش مشغول میکنه….
      خانواده مهمترین و اصلی ترین این موضوعات هست و نگرانی برای پدر و مادرای سالمند بیمار که بشدت نیاز به همراهی و همدلی دارن و حتی پرستاری و اگر حتی لحظه ای ازشون غافل بشی دلگیر میشن و می رنجن یا خودمون دچار عذاب وجدان میشیم و دلمون می سوزه اگر نتونیم همراهی شون کنیم و یا بقیه ی افراد خانواده بچه ها که خیلی نیاز به توجه دارن و بقیه که قطعا هر کدام مشکلی دارن و نیاز به کمک و همراهی…
      و بدتر از همه مسائل اقتصادی و سیاسی کشور که خوره ی روح و ذهن آدمه و هر چقدر هم تلاش کنی نمی تونی ندید بگیری شون و الان که دیگه مسئله ی کرونا و جوانبش و خیلی مسائل دیگه که بخوام بگم وقت همه را میگیره و همه در جریان هستن….
      بعضی از این گریز ناپذیرند و ناچاری در هر شرایطی که هستی بهشون بپردازی…
      برای خودم برای اولین بار که دوره را شروع کردم مشکلی پیش اومد که دیگه نمی تونستم به تمرینام برسم و بشدت دچار استرس شده بودم و ناچار شدم برای مدتی تمرین ها را کنار بذارم و فقط وقت و ذهنم درگیر اون مشکل بود هیچ راه فراری نداشتم و این به نظرم بهترین راه اومد که حداقل استرسش را نداشته باشم…
      و سه ماه بعدش دوباره شروع کردم…
      ضمنا من از کسانی بودم که بشدت خودم را درگیر مسائل سیاسی و مشکلات اقتصادی و مشکلات مردم میکردم و خیلی ذهنم همیشه درگیر بود و غصه می خوردم حرص می خوردم تا جایی که می تونستم تلاش میکردم و اصلا به خودم توجهی نداشتم و خودم و مشکلات خودم برام مهم نبود یک عده ای هم از این مسئله سوءاستفاده میکردن و دائم مشکلات شون را برام میگفتن و من همیشه استرس و اضطراب‌ و دلشوره داشتم که آیا چی میشه؟ و….
      تا اینکه با این دوره آشنا شدم صحبت های استاد زندگی مرا متحول کرد دیدگاه من نسبت به همه چی عوض شد.
      یاد گرفتم ذهنم و مسائل پیرامون را چطوری مدیریت کنم.
      چون به هر حال مشکلات هست ولی باید یاد بگیریم چطور ذهنمون را مدیریت کنیم تا بتونیم ذهنمون را متمرکز کنیم روی زندگی خودمون و با آرامش بیشتر زندگی کنیم و بتونیم به دیگران هم کمک کنیم…
      تقریبا دیگه بی خیال مسائل سیاسی شدم و توجه و پیگیری نمیکنم….سپردمش دست سیاستمدارها و سیاست بازها…در مورد مسائل اقتصادی هم دیدم من نگران باشم یا نه مشکلی حل نمیشه مگر با آرامش حتما بهتر میشه کار مثبتی انجام داد.
      بخاطر همین دائم فایل ها را گوش میدادم و باشنیدن شون احساسم بهتر میشد و آرامش به زندگیم برگشت تقریبا دیگه برای چیزی نگران نمیشم حتی در مقابل کرونا اصلا اضطراب ندارم بهش فکر نمیکنم اخبارش را پیگیری نمیکنم و هر وقت دوستی یا کسی شروع میکنه در این مورد حرف زدن موضوع بحث را عوض میکنم ی چیز خنده داری میگم تا جو عوض شه و مطالب آرامش بخش و امیدوار کننده میگم و خلاصه خوشبختانه خیلی حالم عوض شده و احساس آرامش خوبی دارم…
      ولی باز دوباره چندی روزی بود که ی کم فکرم پریشون شده بود و ی سری اتفاقات ذهنم را مشغول کرده بود و خدا را شکر با شنیدن این فایل استاد عزیز دوباره حواسم جمع شد و یادم افتاد که بیخود دارم حال خودم را خراب میکنم بعضی وقتا با خودم فکر میکنم انگار ما مشکل خودآزاری داریم که هی دنبال خبرای بد میریم و پیگیری می‌کنیم و غصه می خوریم و استرس میگیریم واقعا لعنت براین منفی باف که از هر فرصتی برای خراب کردن حال ما استفاده میکنه😡
      خدایا مثل قبل و بیشتر از قبل به من کمک کن تا بتونم ذهنم را روی مسائل خوب و آرامبخش متمرکز کنم و نجواهای منفی باف را زودتر بشناسم و بهش توجه نکنم و در عوض به ندای فرشته ی مهربون درونم توجه کنم تا حالم و احساسم خوب باشه و با اشتیاق و علاقه ی بیشتر در راه متناسب شدن قدم بردارم و استمرار داشته باشم تا به لطف تو مهربان و همت خودم به نتایج عالی دست پیدا کنم و به آرزوی دیرینه م که لاغر شدن و خوش اندام شدن هست برسم الهی آمین…
      به امید موفقیت خودم و همه ی دوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/20 08:09
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز چهل و دوم تكرار ,
      🟣 قدرت ذهن خود را تخريب نكنيم !
      من سالها بود كه اخبار رو به صورت جدى دنبال نمى كردم , اما تقريبا چند ساله كه اخبار , وموضوعات مختلف فضاى مجازى رو ساعتها دنبال مى كردم , با اينكه گاهى نگران و مضطرب هم مى شدم , اما بازم دنبال مى كردم . اما خداروشكر و سپاس , از وقتى در اين مسير هستم و طبق گفته هاى استاد عزيز , دوباره به همون طبيعت خودم برگشتم و ديگه اخبار و موضوعات مختلف رو در فضاى مجازى دنبال نمى كنم و آرامش هم دارم . البته اخبارا از گوشه و كنار به گوش من مى رسه , اما من توجه چندانى ندارم و كنجكاو هم نيستم كه بيشتر بدونم .
      سالها قبل خيلى نگران اينو اون بودم , و هر كارى ازم برمى اومد , انجام مى دادم … الان هم مسئله , در زندگيم دارم , اما نگرانى هامو , رها مى كنم و به خداوند مهربان مى سپارم . استاد عزيز هم در يكى از استورى هاشون فرمودن كه ,
      ” من نگران هيچ چيز نيستم , همه چى براى من فوق العاده است ”
      و منم اين عبارت رو , وقتى نگرانم , تكرار مى كنم و باور دارم .
      الانم تمرين مى كنم , كه به خداوند اعتماد كنم و نگران هيچى نباشم . من وقتى نگران مى شم , نگرانى هامو رها مى كنم و به خداوند مى سپارم . حتى مسائلى رو كه در زندگيم هست رو , رها مى كنم و به خداوند مهربان مى سپارم . بخاطرِ اينكه آگاه هستم كه نگرانى ها , انرژى منو مى گيرن , و ذهنم خسته مى شه . من با هدايت الهى , اگه بتونم با آرامش ، كارى رو براى ديگرى انجام مى دم . اما در نگرانى باقى نمى مونم . و روزم رو , با فايل صبحگاهى آغاز مى كنم , و لذت مى برم , نه با اخبار روز . ❌
      فايل تصويرى – صوتى اين قسمت فوق العاده عالى و تاثير گذار بود .
      با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد♥️💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/20 01:46
      مدت عضویت: 543 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      حالا که به رفتار خودم دقت میکنم چه قدر در طی روز غافلم از خودم از خواسته هام از چیز هایی که باید توجه داشته باشم بهشون حالا که بیشتر دقت میکنم میبینم این کاری که انجام میدم واقعا منطقی و درست نیست !
      خب من روزانه کلی وقت صرف میکنم برای حمایت از یوانات مطالب میخونم شرکت میکنم ولی خب واقعا تاحالا چ تاثیری داشته این همه کیلیم های حیوان ازاری بیینم اشتراک گذاری کنم فلان کارو کنم این کارو کنم خب همه این مواقع من وقتمو صرف حیوانات کردم فکر میکنم کمک کردم ولی در اصل هیچ کمکی که نکردم بلکه حال خودمم بد شده و از هدف خودم باز موندم ….
      یا حمایت از زنان …نمیدونم جنگ ۲ تا کشور ، کشتن دخترا یا خیلی موضوعات دیگه که کلی وقت روش میزارم کلی نارحت میشم کلی اذیتمیشم ولی خب که چی واقعا؟؟خدا هست و برای همه هم هست و ذهن رو فقط برای استفاده خودم قرار داده پس از این لحظه به بعد تمام سعیمو میکنم توجهمو از مسائلی که بهم به شخص خودم مربوط نیست بردارم و بزارم رو خواسته های خودم رو داشته های خودم رو حال خوب خودم 🌻🌻🌻استاد عزیز بابت این فایل عالی که تلنگری بهم زد واقعا ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/06 22:37
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 486 کلمه

      سلام استاد من از اول خیلی آدمی نبودم که ترس و نگرانی و استرس و … برای آینده یا فرزندانم و یا شوهرم و خانوادم .داشته باشم یه جورایی ادم راحتی هستم خیلی عصبی نمیشم نگران چیزی نمیشم و هر وقت هم همسرم نگران شده همیشه خواستم که نگران هیچ چیر نباشه ولی فقط از وقتی که بادوره ی شما اشنا شدم و این مسیر قشنگ رو پیدا کردم برای رسیدن به هدفم در نزدیکام چند نفرن که همیشه حرف از رژیم و محدودیتاشون و از اینکه سریع اصاف میکنن و اذیتن و .. حرف میزنن که باعث میشه تا مدتی ذهنم درگیر باشه اول اینکه یاد رژیم و ناراحتیاش و اعصاب خوردیاش و حال بدم در اون دوران میفتم و کلی اذیت میشم و کمی استرس میگیریم که تا جایی که بتونم از جمعشون جدا میشم و میرم دوری میخورم ولی یه جااایی که نشده هم موندم و حرفهاشون رو شنیدم و ادیت شدم دوم اینکه که چرا من بهشون نگفتم برا این روش چرا من پیشنهاد ندادم و فکرم میره تا یه مدت روی اینکه چرا حرفی نزدم از لاغر ی با دهن که رو ش جدیدی هست و اصولی هست و خیلی راحت و آرامش داری و ….. ولی طرف رو میشناسم خیلی دنبال رژیم و ورزش و کالری و … و اصلا حرفهای من رو ممکنه قبول نکنه و یا حتی مسخره هم باشه براش این روش ولی تا چند روز درگیر این فکرم که ای کاش میتونستم راهنمایی کنم یا اینکه توضیحی بدهم ولی تا دوباره هم ببینمش دوباره هم با حرفاش استرس و ناراحتی میگیرم ولی میخوام اینجا به خودم تعهد بدهم من مسول هیچ کس نیستم و ذهنم رو خرج هیچ کس نمیکنم فقط برای خودم و هدف خودم هست و یه مثال دیگه من امروز دهنم رو بردم روی یه مشکل از اطرافیانم و زنگ زدم و یه مقدار نصیحت کردم که بگدره و فراموش کنه از این حر فا ولی تا عصری تو فکر بودم که حالا بچه اش یا شوهرش یا پدرش با این مشکل چی میشن حالا زندگیش چطور هست و کلا آرامشم رو از دست داده بودم ولی چون از قوانین خبر داشتم یه دوش گرفتم و گفتم فقط من به اون شخص حرفهای دلگرم کننده زدم و دیگه نباید تو فکرش باشم و توجه و تمرکزم رو میارم روی خودم و زندگی شخصیم و روی نکات مثبت زندگیم تمرکز میکنم و حالم رو خوب میکنم و یا فایل گوش میدم و … و به هیچ چیز دیگه فکر نمیکنم
      چقدر جالب این فایل با کار امروز من خیلی هم زمانی داشت چون میدونستم کارم اشتباه که دارم به مشکل اون شخص فکر میکنم و همش میخواستم از اون فکر رها بشم اومدم فایل گوش کردم و همین فایل نوبتش بود که گوش کنم خدایا شکرت که همیشه نشانه ای برای راهنمایی من میفرستی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/31 11:53
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      با سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم .این باردومی هست که این فایل رو گوش میدم .و به شدت دوس دارم که همه حواسم رو روی زندگی خودم بزارم اما خیلی کم میتونم درگیر بقیه باشم و همیشه خیلی ها تو اولویت هستن واسم.واز وقتی ازدواج کردم خیلی بیشتر درگیرم چون شوهرم از جمله ادم هایی هست که تمام فکر و ذهنش خانوادش و مساعل خانوادش هست و از خدا میخام که شوهرم به راه راست هدایت کنه و تمامرفکرش رو به خودش اختصاص بده.
      خیلی دوست دارم اینطوری که استاد میگن باشم .چون مهمترین شخص خودت هستی که باید قدردان خودت و به فکر خواسته های خودت باشی.امیدوارم بتونم در این مسیر خیلی بیشتر به خودم اهمیت بدم و درگیر مساعل کسی نباشم تا بتونم به خواسته هام برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/29 17:17
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      سلام و درود بی پایان به دوستان گلم و استاد عزیز.
      بسیار عالی بود و دقیقا همینطور ه بعد از شروع دوره و پیش رفتن عالینتایج یکهو چنان تغیرات برگشت به روز اول و حتی بدتر هم شد و اون موقع من این فایل و نشنیده بودم خودم نشستم با خودم دودوتا چهار تا کردم که کجای کارم ایراد داره . ؟
      و به این نتیجه رسیدم که اختصاص دادن فکر و روح و جسمم به مشکلات خواهرم و هیچی اصلن دیگه نابود و بی بود شده ام . بلا فاصله بلا فاصله کانال و عوض کردم زدم زو آهنگ های شاد و رقص در بیار و مسخره بازی . و تا منفی باف بهم می گفت خاک عالم بر سرت پس فلانی چی می شه پس اون مشکل و چه جوری حل کنه پس ماما نت . پس اون خواهر زادهه چی . دیگه متوجه شده بودم که کار از کجا ایراد داره . نن دارم مرتب فایل استاد و گوش میدم تمرینات و با دقت انجام می دم پس نتیجه که خوب بود چرا پس الان اینجوری شد؟ پس مقصر خودمم . پس خودم برلی خودم مهم نبودم . پس چی می شه ؟ هیچی تحویل بگیر خانم . اینم نتیجه کاسه از اش داغ تر بودن شما . بزن بر طبل بیعاری که آن هم عالمی داره .
      شاد باشید و در لحظه و سپاس از شادی و نور و برکت الهی . 🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/21 03:15
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 30 کلمه

      با درود بر همراهان، من هم هر روز ياد ميگيرم كه صد در صد مسئوليت هر آنچه در زندگيم نمود پيدا كرده را بر عهده بگيرم و عشق ميدهم. متشكرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/17 18:41
      مدت عضویت: 638 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 352 کلمه

      به نام حق
      سلام منم خيلي تو فكر خانواده ام هستم هميشه ميكم اكه مشكلات خانواده ام رو نداشتم ديكه الان اوكي بودم خودم رو گرفتار مشكل خواهر و برادر و مادر و پدر كردم و بعضي وقتهاجون كمكي از دستم بر نمياد عصبي ميشم با فرزندانم و همسرم بد رفتاري ميكنم جون نتونستم كاري بكنم براشون خيلي ناراحت ميشم و زندكي خودم رو فداي اونا كردم و تمام فكر و ذكرم خانواده ام هستن و خيلي جاهاي ديكه هم همين جور هستم خودم رو مسول كمك كردن به ديگران ميدونم دلم ميخاد هر كاري از دستم بر بياد براي اطرافيانم انجام بدم و جون ديكران هم در برابر اون لطفي كه بهشون كردم جبران نميكنن ناراحت ميشم كه جرا موقعي كه من نياز به كمك دارم به من كمك نميكنن
      الان جند روزه بخاطر همين بحث كه جرا من هميشه سرم تو زندكيه ديكران جرا من خودم رو مسول كارهاي ديكران ميدونم اخه زندكي ديكران به من ربطي نداره من بايد به زندكي خودم وفرزندانم برسم من نميتونم به همه كمك كنم جون در غير اين صورت خودم ضربه ميخورم خودم عقب مي مونم و از زندكي خودم لذت نميبرم
      من با خودم عهد بستم كه از اين پس تمام فكر و ذهنم رو بر روي مسايل زندكي خودم صرف كنم كه بتونم از زندكي كردن لذت ببرم و اكه جايي بتونم كمك كنم هم كه با شوق و ذوق باشه از اتحام اون كار كوتاهي نكنم خيلي فايل عالي بودند دقيقا وقتي تو ذهنم جيزي رو بررسي ميكنم استاد در موردش صحبت ميكنه جقدر فايل هاي به جا و تاثير گذاري هستن 👌🏻كلامتون كاملا درسته ما نميتونيم زندكي خودمون رو صرف زندكي اطرافيان بدونيم ما مسول زندكي خودمون هستيم و بس ،مكر زماني كه بتونيم براي ديكران كاري كنيم كه از روي عشق و علاقه باشه 😍👌🏻من از اين پس تمام تمركزم رو بر متناسب شدن ميزارم و از تمركز كردن جيزهاي اضافي دوري ميكنم
      تمركز ذهن =خودم ،متناسب شدن،لذت بردن از زندكي ،احساس خوب،عاشق خودم بودن ،😍🙏🏻
      من مسول زندكي كسي نيستم
      من مسول زندكي خودم هستم و تمام تمركزم بر روي زندكي خودم (متناسب شدن)هس 👌🏻🙏🏻👏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/03 12:18
      مدت عضویت: 610 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 109 کلمه

      سلام چه خوبه که دارم با قدرتهام آشنا میشم .مثل دستگاهی میمونه که خریدی وهیچ کارایی اونو نمیدونی بعد سالها میگذره ودست آخر که کهنه شد متوجه میشی که چه قابلیتهایی دستگاهت داشته.خدایا شکرت که قبل از این که عمرم تموم بشه.داری بهم یاد میدی. که چه قدرتهایی دارم.وتازه نحوه استفاده ازشون را بهم داری آموزش میدی.
      من در گذشته همش ذهنم درگیر دیگران بود همه کس احساس میکردم اگه کمک نکنم حتما اشتباهی کردم وعذاب وجدان میگرفتم.خدا رو شکر خیلی خیلی فرق کردم واین به اندازه ی زیادی کمرنگ شده.ولی باید ندام رو خودم.کار کنم که این الگو تو ذهنم سیو بشه.
      خدایا شکرت که من فقط مسئول خودم هستممممم😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/30 15:31
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 204 کلمه

      سلام استاد عزیز
      ، در گذشته ذهنم اصلا مال خودم نبود ، ذهنم همه ش درگیر مسائل و مشکلات خانواده ام بود و چون بچه اول خانواده بودم خودمو خیلی مسئول میدونستم که بهشون کمک کنم تو هر جنبه ای و از خودم غافل بودم خودم برای ذهنم بیگانه بودم و اولویت با دیگران بود و من همیشه آخر بودم ، وقتی به لطف خداوند وارد دوره شدم و تمرکزمو گذاشتم روی لاغری با ذهن به مرور تونستم ذهنم را مدیریت کنم که روی خودم کار کنم که ذهنم سراغ موضوعات دیگه نره ، مثل مشکلات دیگران یا دنبال کردن اخبار و اتفاقات کشور یا نگرانی بخاطر آینده ی بچه هام یا بیماریهای اطرافیانم یا گرانی که همه جا صحبت میشه ، سعی کردم با کنترل ذهنم انرژیم هدر نره ، متوجه شدم ذهن من مال خودمه وقتی درگیرمسائل دیگران باشه نمیتونه برای من نتایج خوبی تو زمینه لاغری و همه جوانب زندگی بوجود بیاره من فقط مسئول زندگی خودم هستم ، پس من از قدرت جادویی ذهنم فقط برای پیشرفت خودم استفاده میکنم و با نتایج خوبم الگوی خوبی برای اطرافیانم میشم در اونصورت من میتونم به اونا کمک کنم ، خدایا شکرت بابت این قدرت ذهنی که به من عطا کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/30 09:19
      مدت عضویت: 615 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      سلام استاد ممنون به خاطر این فایل ولی هر چی فکر میکنیم چون اینا جزع ارزشهامون هست ..مثلا من خودم دوست دارم اگه بتونم گره از مشکل کسی باز کنم این کار رو انجام بدم .واحساس میکنم ما دستان خدا روی زمین هستیم یکی باعث میشه من مشکلم حل بشه ودیگری هم همینطور و خیلیلا الان در کار امور خیریه وکمک کردن وحل مشکل دیگران هستند و مثلا در مانگاه درست میکنن وخیلی کارای دیگه وشعر سعدی هم که میگه بنی ادم اعضای یک پیکرند ..وما نیومدیم تو این دنیا فقط به فکر خودمون وپول جمع کردن باشیم ..به دیگران هم فکر کنیم وبه همسایمون که گرسنه باشه ما مسلمان نیستیم ..وخوبی کنیم تا خوبی ببینیم ..وبه پدر ومادر خود نیکی کنید …من با ینها موافقم ولی شاید اصل موضوع رو نفهمیدم …میشه یه کم توضیح بدید ..ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/07 22:34
      مدت عضویت: 754 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      سلام
      مبحث این فایل بظاهر پذیرفتنی اما در اعماق وجودم خیلی باهاش مشکل دارم
      🌱🌱
      خب من رو خانوادم حساسیت دارم
      نمیتونم نداشته باشم
      👒👒👒

      آخه من وقت گذاشتم برای مادرم از یک کلینیک عالی وقت گرفتم و خودم رفتم باهاش تا چشماشو عمل کنن
      و واقعا اولویت اونروزام مادرم بود

      خب اگر من نبودم چطور خانواده میتونستند این کارو بکنند
      اولا که من بیمه تکمیلی براش گرفته بودم
      حدود ۷ تومن رایگان شد
      بعد دکترش دکتر عالی بود
      کنارش بودم
      عالی بهش رسیدگی کردم
      خب چطور میتونستم همچین موضوعی را بیخیال بشم و تو دفترم بشینم؟؟
      استاد واقعا برام سوال؟؟
      شاید منظورتونو خوب نفهمیدم
      🌱🌱🌱

      بچه که بودم بابام یک جمله ای داشت که خیلی باهاش قربون صدقه ام میرفت:
      میگفت دردت بخوره به جووون من
      😭😭😭
      منم وقتی بیمار بود خیلی دعاکردم خوب شه و بعد فوتش بارها گفتم منو ببخش نتونستم خوبت کنم
      و هنوز نپذیرفتم من نمیتونستم تو ذهنش تاثیر بزارم تا شفا بگیره
      اگر من اهل مطالعه و شکرگذاری بودم اونموقع شاید شرایط پدرمم بهتر بود
      نمیدونم استاد
      اینا داغ دلمه
      بعد گذشت چند سال و مطالعه قانون هنوز نپذیرفتم که تو شرایط پدرم بی تاثیر بودم
      کلا یک ترم دانشگاه نرفتم
      هر روز بیمارستان بودم
      اگر نمیرفتم پیشش و به خواسته های خودم فکر میکردم الان از عذاب وجدان زنده نمونده بودم
      اینا هنوز برام روشن نیست
      شایدم منظور شمارو درست متوجه نشدم
      خدا رحمتش کنه
      این تصویر تو ذهنم رفته که میشه برای بقیه فدایی شد
      یا جلو سقوط اونارو گرفت حالا از هر جنبه ای
      خواهرمم خیلی گفته تو ذهن من تاثیر گذاشتی بخاطر مطالعاتی که داشتی….
      خب استاد این مثال خواهرم و مادرم واقعا برام روشن نیست

      یک هفته ای امسال پاییز کلا کاری به کار خانوادم نداشتم
      ولی نتونستم از احساس گناه تاب بیارم
      خب خیلی اوقات تو زندگیشون تاثیر داشتم
      اگر ذهن من نبوده پس چی بوده استاد؟

      🌱🌱🌱🌱
      نسبت به بقیه خونسردتر شدم و فقط حساسیتم رو خانوادمه
      اما حس گناه بقیه هنوز یوقتایی منو میگیره
      🌱🌱🌱

      من این فایلو خوب فهمیدم
      اما واقعا در عمل نتونستم ارتباطش بدم!!!
      من خیلی تو زندگی مادرم تاثیر گذاشتم
      خیلی اوقات موقع بیماریش دکتر بردمش….
      براش هدیه زیاد خریدم که خوشحال بشه
      در مورد خواهر برادرامم این حس بشدت قوی و در مورد بچه هاشون
      🌱🌱

      استاد صادقانه بگم نپذیرفتم ذهن من نمیتونه برای بقیه کاری بکنه😑😑😑

      ممنون میشم راهنمایی کنید اگر اشتباه میکنم؟؟

      ۷ تابستان ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/08 20:06
        مدت عضویت: 754 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام استاد
        ممنون از کلیدی که دادید
        من واقعا خودم رو هنوز مسئول خوشبختی خانوادم میدونم
        باید رو این باور کار کنم
        باید ساعتها بنویسم و حرف بزنم تا به هماهنگی و آرامش برسم

        خارج شدن از احساس خوب
        تپش قلب
        یعنی از مسیر خارج شدم
        سرنخ عالی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/01 00:11
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      چه جالب من دقیقا امروز صبح داشتم به مادرم فکر میکردم و داشتم به این موضوع میپرداختم که در یک مسئله خاص وظیفه من چیه و الان این فایل را گوش دادم. کلا وقتی فکر کنی در دنیا همه چیز از طرف خداوند حادث میشه و چیزی به اسم اتفاق بد و اتفاق خوب وجود نداره چون همه چیزی که حادث میشه چلنجی برای رشد ما هست و هر کدام از ما باید داستان زندگی خودش را بازی کنه و از همه مهمتر که در درون همه ما خدایی هست که اون خدا را باید با این جسم و این روند زندگی که به هر کدام از ما داده شده تجربه کنیم وانوقت ناراحت نمیشیم که شخصی درمشکلی هست چون عمیقا میدونی این چالش برای رشد اون به اون داده شده . سخن پایانیتون بسیار برای من راهگشا بود ، اینکه باید قدرت درون خودت را پیدا کنی که شاید بتونی به ذره ای هم برای دیگران تاثیر گذار باشی و این چقدر میتونست عالی باشه که ما انسان‌ها همه به خودمون تمرکز کنیم و اونوقت همه با آگاهیمون میتونستیم دنیای بهتری خلق کنیم.
      این سخنتون که وقتی تمرکز روی غیر خودت باشه نیروی ذهن انسان داره تلف میشه برای من شکه کننده بود وای چه ظلمی به خودمون می‌کنیم وقتی این کار را می‌کنیم .
      سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/26 09:39
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 222 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
      این فایل هم مثل همه فایلهای دیگه استاد خیلی توانسته برای من کمک باشه .من قبلا خیلی برای اعضای خانواده ام ناراحتی میکشیدم وقتی جایی مشکلی براشون پیش میومد نمیدونم انگار یه حالت عذاب وجدان برام پیش میومد خصوصا برادرم وپدرو مادرم انگار من مسئول زندگیشون هستم نمیدونم چرا این حالت رو داشتم مثل یه مادر که خودش رو مسئول سلامتی و مشکل و همه چیز بچه اش میدونه من این مشکل رو در رابطه با خانواده ام داشتم .اما از وقتی این فایل رو گوش کردم هر وقت یه مشکلی ازشون رو متوجه میشم و براشون میرم تو فکر بلافاصله این فایل و جملات استاد که من مسئول بقیه نیستم و کاری از من برای کسی بر نمیاد و هر کس هر طوری هست به خاطر فرکانسهای خودش میاد تو ذهنم و واقعا اروم میشم و دیگه به اون حالتهای قبل نمیرسم که همیشه فکر و ذهنم و زندگیم و وقتم باشه فکر کردن برای مشکلات بقیه و غصه خوردن براشون .اخه جالب هم بود واقعا کاری هم از من بر نمیومد به غیر از اینکه بشینم غصه بخورم .😆
      ولی به لطف خدا خیلی اروم تر از قبل هستم و این هم مثل همه موردهای دیگه تمرین میخواد و استمرار تا به حد عالی خودش برسه و من این استمرار رو دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/13 19:40
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      سلام و عرض ادب . بسیار فایل تاثیر گزاری بود . و خواهد بود چون تیک خورد که مرتب گوشش کنم . منم بواسطه فرزند ارشد بودن این درگیری ذهنی رو بدوش می کشم ولی تو یکی از فایل های فبلی که دقیقا یادم نیست این موضوع باز شد و عالی بود ولی احتیاج به تکرار و تکرار و تکرار داره و اینکه عدم حس گناهکار بودن بخاطر کم توجهی یا بی توجهی باید قوی بشه . باید پاک بشه و تقویت بشه . واقعا انرژی می گیره و واقعا گاها آدم و می بره به افسردگی و قهر از زندگی . این مورد و من در مورد فرزندم هم بکار گرفتم و جواب داد هر کاری که از دستم بر میاد انجام میدم بعد می گم این بنده اونه منم وسیله ام پس در حد توانم و شادیم بتونم کاری براش می کنم نتونم هم دیگه من چکارم منم ی بنده مثل اون خداوند خودش حواسش به همه بنده هاش هست . پدر و مادرم هم همینطور در حد توانم . دیگه اخبار گوش نمی دم . دیگه به من ربطی نداره و بعد از سپاسگزاری هام فقط انرزی مثبت برای انسانهای خوب خداوند ارسال می کنم یا با بلوتوث یا با وایفای ذهنی وایرال می کنم . سپلس بودنم راسپاس و در مسیر قرار گرفتنم را سپاس 💟💟💟💝💝💗💗💙💙💙💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/12 07:32
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      روز هشتاد و سوم تکرار :
      سلام.چند وقته که برای شاد شدن نیازی به آهنگ گوش کردن ندارم. هرروز یک تمرینی برای خودم انجام میدم مثلا یک بار یکی از جملات میثاق نامه رو انتخاب کردم و نظرم رو درباره ی اون از خودم پرسیدم و صفحه ها درباره ی اون نوشتم بعدش انقدر حالم خوب شد که انگار از عروسی برگشته بودم. برام فکر کردن، عمل کردن و توجه به نکات و اصلاح رفتارهای خودم خیلی لذت بخش شده.
      درباره ی این فایل گیج شدم که یعنی نباید به کسی کمک کنم؟ 🤔 و چون با حرف هایی که قبلا شنیدم در تضاده به نظرم باید روش خیلی کار کنم و بارها فایل رو گوش بدم و بنویسم تا برام واضح بشه که بالاخره باید چیکار کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/10 01:59
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      با درود بر همراهان عزیز، متشکرم از این فایل بسیار کلیدی که اگر ما بتواتیم به آن عمل کنیم معجزات زیادی را حتی برای دیگران میبینیم. من هر روز با خودم کار میکنم که هر اتفاقی که پیرامون زندگیم می افتد را تحلیل نکنم و بهش هویت و واقعیت ندم و خلقش نکنم بلکه رهاش کنم و بسپرم به خدای درونم. حتی وارد بحث و گفتگویی که بخواد انرژی من رو تحلیل بده نشم و قضاوتشم نکنم و دنبال تغییر آدمها نباشم. بلکه در درون خودم و با تمرکز بر روی خودم زندگی کنم و در مقابل متوجه شدم که خیلی از مباحث و اتفاقات خود به خود برطرف میشوند در حالی که اگر من قرار بود انرژی بیرونی براش بزارم ممکن بود یک موضوع جدیدتری بسازم. تمرکزم رو کاملاً بر خود شناسی و تناسبم گذاشتم و تمام موضوعات این فایلها من رو به یک جا هدایت میکند آن هم فراگیری قوانین حاکم بر ذهن که اصل کار هست. حتی به قول بزرگی ما سهممون در مقابل جنگها و اتفاقاتی که در این دنیا میافتد گفتن دوستت دارم و واقعاً متاسفم هست و انقدر تکرار میکنیم که با قانون شگفت انگیز تکرار به آرامش میرسیم و از درون ما آرامش و انرژی مثبت ساطع میشود در دنیای بیرون ما. ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/03/08 05:44
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 223 کلمه

      نمی تونی از ذهنت برای دیگران استفاده کنی خیلی قشنگه و تمرین و یاداوری هر روز می خواد من دوباره یادم رفته بود این موضوع رو ولی الان یاداوری خوبی بود برای من !
      منم البته خیلی کمتر شده برام این مسیله ولی تمرین لازم دارم هر روز وقتی آدم ذهنشو خالی کنه و به خدا بسپره دیگه هر روز و هر لحظه دیگه ذهن آدم تحلیل نمی ره! چون ما نمی تونیم چیزی رو تغییر بدیم شاید فقط بتونیم دعا کنیم برای بقیه ! هنوز عذاب وجدانه هست نسبت به فامیل چون از بچگی اینطور بزرگ شدیم ولی وقتی من نگاه می کنم به این چیزها اینجا می بینم هر کس خودش و مسئول زندگی خودش می دونه فقط پدر و مادرها پیر هستن بچه ها توی ایالت‌های دیگه زندگی می کنن تعطیلی چیزی باشه سالی ماهی یه دفعه سر می زنن مثل ایرانی ها نیستن که هر روز سر بزنن و تلفن کنن!فکر می کنم من کلا آدم اینجوری نبودم در گیر مسایل دیگران باشم ولی فقط مادرم و مادر بزرگم کمی منو مشغول کرده البته گاهی الان خیلی کمتر ! حواسم فقط باید به خودم باشه من مسیول کسی نیستم ولی اونها بعضی وقتا انتظارهایی دارن!
      کی چی گفته کی چیکار کرده همش حرفای بی خودی!
      وقتی خودت اوکی شدی بخشی هم برای دیگران بزار اول خود آدم باید روبراه بشه بعد دیگران

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/03/02 15:46
      مدت عضویت: 799 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام وقت بخیر
      من خوشبختانه از صحبت‌های شما استفاده زیادی کردم وخیلی از فکرهای بی‌خودودلسوزی های بی مورد را کم کنم وخیلی قوی تر شدم وحالم خیلی بهتر از گذشته شده وقت بیشتری برای کارهای خودم ایجاد کردم وب متوجه شدم ک هر کسی مسئول زندگی خودش است ک باید مشکلاتش راه حل کند ک مطمعنا اینطوری ب خود انها هم کمک بزرگی مبشود
      ومن هم فضای خالی در ذهن خودم ایجاد کردم ک بهتر مسائل را درک کنم وب چیزهایی ک علاقه دارم بپردازم وخیلی شاد تر وسبک ترم و
      جالبه ش اینجاست وقتی حال من خوبه وشادترم دیگران ک در اطرافم هستند ومسعولیت خودشان را قبول کردند راضی وخوشحالند چون حال من خوبه. واینکه ب قول استاد اگر هر کسی مسئولیت‌ کارهای خودش را قبول کند شانس موفق شدنش بیشتر می‌شود ودنیا جای زیباتری برای همه میشود
      استاد بی نهایت از راهنمایی های شما سپاسگزارم
      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/31 10:29
      مدت عضویت: 610 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      سلام استاد ودوستان همراه
      استاد واقعا بهتون تبریک میگم که اینقدر قدرت ها وقوانین را خوب متوجه شدید وعالی اونو آموزش میدید.من متوجه شدم.که خیلی تو مسئله مشکل داشتم وهمه قدرت ذهنم را تحلیل میدادم.
      به فکر همه چیز وهمه کس بودم واگر آخر وقت میشد به خودم فکر میکردم البته از زمانی که شروع کردم به تغییر خودم.توجه به خودم.پررنگ شد ولی نمیدونستم که این قضیه اینقدر مهم باشه.خدا رو شکر که وقتی قدم در راه تغییر خودت.وزندگیت میزاری هر آموزش که نیازت باشه خداوند سر راهت قرار میده.خدا رو شکر میکنم برای امروزم واین لحظه .واینکه به خودم.قول دادم.که قدرت ذهنم را نزارم تحلیل بره🙏🙏🙏🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌞🌞🌞🌞

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/19 18:19
      مدت عضویت: 756 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      سلام و ارادت به استاد عزیز
      این فایل فوق العاده بود، عالییی بود.
      من خیلی برای دیگران وقت میگذاشتم و الان هم به خاطر کار همسرم یکسال از ایران امدیم بیرون که من فرصت کردم دوره رو شروع و تمرین کنم، چون همیشه عادت داشتم اول همه بعد اگر وقت شد خودم که عموما هم وقت نمیشد و همیشه هم از همه گله مند بودم 😔😔😔
      یادمه ده سال پیش که دکتر روانشناس میرفتم همین رو بهم گفتن که تو وکیل مردم نیستی این افکار رو رها کن.
      من همیشه برای همه دلسوزی میکردم ولی خودم همیشه فراموش شده بودم
      و واقعا اگر برای خودمون وقت نگذاریم انرژی و توانی نمیماند 😔

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/02/27 10:57
        مدت عضویت: 651 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 248 کلمه

        من خوشبختانه سالهاست که این مسئله رو در خودم حل کردم نمی‌خوام بگم که صد درصد نسبت به اطرافیان بی توجه هستم اما تا حد زیادی تونستم خودم رو از مشکلات دیگران فاصله بدم گرچه حتما اگر کاری از دستم بر بیاد براشون انجام میدم که این واقعا حس خوبی به من میده اما اگر ببینم کاری در توانم نیست سعی میکنم به ماجرا نزدیک نشم ، مهم احساس خوبه وقتی که خودم رو درگیر مشکلات دیگران میکردم واقعا تحت فشار قرار می‌گرفتم حتی بدنم هم دچار ضعف و بی رمقی میشد اما حالا پذیرفته ام که حل مشکلات دیگران وظیفه من نیست، این به خود اون فرد و خداوند مربوطه ، الان به آدمها کمک میکنم اما فقط وقتی که ببینم در توانم هست و اگر کمک به اونها در توانم نباشه دیگه نه بش فکر میکنم و نه خودخوری که چرا نمیتونم کاری براش انجام بدم چون می‌دونم اگر هم کاری می‌تونستم انجام بدم فقط به خاطر این بوده که مقرر شده من دست خداوند باشم برای اون فرد و در واقع خود اون فرد و ارتباطش با خداوند بوده که مشکل رو حل کرده و من فقط نقش وسیله رو داشتم که البته این وسط من هم حالم خوب شده ، حالا اگر در مواردی من دست خداوند نیستم چرا باید حال منو بد کنه ؟ اون فرد خودش مسئول زندگی خودشه ، یا نتوانسته خواسته خودش رو از خدا بخواهد یا تونسته اما از راهی غیر از من مشکلش حل خواهد شد .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/07 12:44
      مدت عضویت: 793 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      من توی زندگیم برای خودم وقت زیادی نداشتم ونذاشتم به جرات میتونم بگم بهترین فایل برای من. تابحال این بوده قبلا هم نوشتم ولی دلم میخواد بازم بگم ریشه بیشتر مشکلات من همین بود خیلی ا ارامش گرفتم از دفعه قبل که این فایل رو گوش کردم خیلی بهتر
      ن
      شدم ولی هنوز هم نمی تونم این قانون روکامل اجرا کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/05 19:31
      مدت عضویت: 793 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 255 کلمه

      سلام وقتتون بخیر
      برداشتی که من از این فایل عالی داشتم اینه که انرژی ما مثل براده های آهن میمونه وقتی اونو به هر قسمت پخش کنیم قدرت مغناطیسی اون ضعیف میشه ولی اگه همه براده های آهن رو یکجا جمع کنیم خودش می‌تونه یه قطب قوی مغناطیسی بشه و دیگر اجسام دارای خاصیت مغناطیسی رو جذب کنه مثل احساس خوبه که می‌تونه احساس خوب رو جذب کنه…….

      متاسفانه یکی از مشکلات اصلی من اینه که زیاد به مسایل دیگران فکر می کنم و مسایل کاری ام زیاد منو درگیر خودش می کنه …..و حالا که این ویس رو گوش می کنم میبینم دقیقا بعدش هم حالم گرفته میشه و انرژی ام پایین میاد و حتی دیگه حوصله گوش دادن به فایل ها رو هم ندارم و قطعا هیچ کاری نمیتونم انجام بدم…….من به این نکته رسیدم که کمک کردن به دیگران با مشغولیت ذهنی در مورد دیگران کاملا متفاوت هست که گاهی من اونو باهم اشتباه می‌گرفتم چون اگه ما به دیگران کمک کنیم و کاری از دستمون بربیاد که انجامش می‌دیم و تموم میشه و دیگه ذهنمون رو درگیر نمیکنه،،،،و مسایلی ذهمنون رو درگیر میکنند که ما کاری نمیتونیم براشون انجام بدیم ….و وقتی هم نمیتونیم کاری انجام بدیم پس فکر کردن به اونا هم هیببچ فایده ای ندارد و فقط انرژی و قدرت ما رو میگیره…

      و من از امروز سعی میکنم که این نکته عالی و کاربردی رو مد نظر خودم قرار بدم و حتی برای یادآوری هرروزه آن به خودم به صورت یک جمله به میثاق نامه ام اضافه کنم…..
      بسیار سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/26 23:38
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      یکی از مواردی که من رو خیلی اسیر خود کرده بود همین تمرکز ذهن من بر روی مشکلات دیگران بود و جالب هم این بود که فقط برای اونها ناراحتی میکشیدم وهیچ کاری از دستم بر نمی اومد براشون و فقط حال خودم رو میگرفتم البته الان هم این مورد رو دادم وذهنم میره که به فکر مشکلی که برای یکی از اعضا خانوادم مثل برادرم ،پدرو مادرم و یا حتی دیگر بستگان پیش اونده باشه اما به محض اینکه فکرم درگیر میشه یه حرفها و سوالهایی از اموخته هام توی مغزم میاد که مثلا اگر برای فلانی این مشکل پیش اومده خوب به خاطر افکار خودش هست و خودش خواسته .و من نمیتونم کاری برای بقیه انجام بدم چون هر کس فرکانسهای مخصوص خودش رو میفرسته واینطوری زودتر از فکر اونها بیرون میام و دیگه خودم رو درگیرش نمیکنم و یا اگر جایی موفق نشم که کامل برطرفش کنم از شدت اون کم میشه و اصلاحش میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/01/19 03:30
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      من فقط مسئول زندگی خودم هستم خیلی عالیه این جمله ولی برای ما ایرانی‌ها خیلی سخته ولی خوب تمرین می خواد خیلی زیاد
      من خیلی در گیر مسایل دیگران نمی شنبه غیر از مادرم و مادر بزرگم با هم زندگی می کنن مثلا عادتشون هست که من هر روز باید بهشون تلفن کنم یا اگه نکنم مامانم زنگ می زنه و همنجور حرفهای تکراری همسایه چی گفت چی آورد کجا رفتی کی اومد کی رفت؟ حوصله ندارم چون از صبح که می رم سرکار دیگه بعدشم که میام باید کارامو بکنم و برنامه هامو انجام بدم !
      ولی درسته من هم بخشی از ذهنم در گیر این چیزهاهست ولی خدا رو شکر اخبار و سیاست و اینها از اول هم دنبالش نبودم ولی الان هم با این مسایل روز هر کی می خواد حرف بزنه سر کار و یا دیگران می گم من اصلا نمی خوام بشنوم این چیزها و حتی اخبار هم دنبال نمی کنم یا توی فضای مجازی اینا و نمی خونم و دوست ندارم ذهنم و در گیر این مسایل کنم و از حالا به بعد هم می خوام فقط روی کارهای خودم تمرکز کنم البته تمرین می کنم هر روز بقیه و هم به خدا می سپارم چون کنترلی ندارم روی مسایل و دعا می کنم !

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/15 16:24
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 612 کلمه

      روز ۴۲تکرار
      سلام و وقت بخیر
      یکی از مهمترین مشکلات من ،مسائل خانواده مه که من سالهاست درگیرشم،من ۲۰ساله مجبورن با مادرم زندگی میکنم،۸ساله که منزلی که خریدم ۱دونگ وخورده ایش مال مادره،،بدلیل زندگی مشترکم با مادرم،خونه ما همیشه شلوغ بوده،من ۵ تا خواهر دارم که همشون بیشتر اوقات منزل ما بودن،و من همیشه شاهد مشکلات اونا بودم بدلیل اینکه ،میخواستن با مادرم بازگوش کنن ومنهم ناخوداگاه اون مسائلو میشنیدم،،همیشه بحث ها ،دعواها ،مشاجرات خونه ما بوده وهست،البته الان کمتر شده بدلیل اینکه ۲تا از خواهرای بزرگم مهاجرت کردن وایران نیستن ولی بازم مسائلی دارن که تو خونه من گفته میشه ومنم درگیرشون هستم،الانم که دیگه ۲سالیه نور علی نور شده ،خواهرم کوچیکم با دخترش خونه ماست ،منتظره مهاجرت کنه ،خونشو فروخته وخونه نداره،یکی دیگه از خواهرامم از شوهرش جدا شده و اونم منزل ماست ،منم ۲تا دختر دارم وهمگی خونه ما زندگی سختیو داریم میگذرونیم،بگذریم از دعواها ومشاجراتی که با من دارن ،که اونا میگن خونه مادرمونه ،دوست داریم هر کاری میخواییم اینجا انجام میدیم ومنم که مرتب باهاشون اصطکاک دارم که باید به قوانین منزل من توجه کنید ،و یه آشوبیه ? هر چند خونه گذاشتم برای فروش ،اینارو گفتم که بگم من ناخواسته مشکلات خانواده مو میشنوم ، اوایل خیلی باهاشون همزادپنداری وهمکاری میکردم ،با غم هاشون غصه میخوردم،از زندگی خودم میزدم به کارای اونا میرسیدم،یجوری شده بود که همه فکر میکردن من نوکر خواهر کوچیکم هستم وخواهرمم باورش شده بود،خودمم باورم شده بود که باید هر لحظه به مسائله این خانم برسم ،همیشه عذاب وجدان در مقابل مادرم داشتم ودارم ،تمام مسئولیتش بامن بوده واگر یه روز کاریو انجام ندم احساس گناه شدید دارم،حتی الان که تصمیم گرفتم ازشون جدا بشم ومستقل زندگی کنم هم عذاب وجدان واحساس گناه واسه مادرم دارم،من با کنترل ذهن وکلاسایی که میرم تونستم یه زندگی تقریبا مرفهی برای خودم بسازم ،مسافرتای خارجی زیاد میرم ،گردش وتفریح زیاد میرم،ورزش وکلاس رقصو واز اینجور تفریحات ،،مثلا وقتی میخوام برم مسافرت عذاب وجدان میگیرم که چرا من میرم وخواهرم نمیتونه بره،بااینکه جوابشو میدونم چیه،،هر کسی با فرکانس وارتعاش خودش اتفاقات زندگیشو جذب میکنه ،مثلا وقتی چیزی میخرم و مامانم میبینه ،احساس میکنم یجوری میشه ،متاسفانه من آب هم که میخوام بخورم چشم ۴تا آدم تو این خونه دنبالمه و هیچ چیز پنهانی نمیتونم داشته باشم،میدونمم پشت سرم مدام در حال حرف زدن هستن ،بصورت اتفاقی میشنوم ،ولی من عادت کردم کمتر به کاراشون توجه کنم،از ۲سال پیش تا حالا که به اخبار منفی گوش نمیدم ،تلوزیون نمیبینم،مراقب ورودی هام و خروجی هام هستم و پایه کارهای خواهرم نیستم وحتی حرف زدن ما در حد چند جمله در روز شده (،اخه من با این خواهرم قبلا خیلی جور بودم
      از وقتی روی ذهنم کار کردم ،دیگه حرفاش واسم اذیت کننده شد،کاراشو نمیپسندیدم)و اینجور برخورد من خیلی واسش سخت بود،خلاصه این روزا خودمو زیاد درگیر مسائل خانواده نمیکنم ،اگر هم مسایلشونو میبینم ومیشنوم بخاطر زندگی مشترکیه که با هم داریم ،خدارو شکر دختران بسیار عالی دارم که سرکار میرن و باهاشون اوکی هستم ،ولی بلخره یه مادر همیشه درگیر رفت وآمد بچه هاش هست،نگران رابطه هاشون وازدواج واز اینجور مسائل هست
      فایل امروز تلنگر عجیبی بمن زد که انقدر ذهنمو درگیر مریضی و بی پولی و مسائل خودم و دیگران نکنم ،واقعا با این ذهن درگیر آیا جایی برای لاغری خودم یا بهتر کردن اعتمادبنفسم یا مسائل مالی خودم میمونه
      مقداری از ذهنم درگیر بچه هاست
      مقداری درگیر مریضی خودم
      مقداری درگیر مریضی دوستم
      مقداری درگیر این ویروس جدید و مسائلش
      مقداری درگیر اوضاع نابسامان منزلم
      مقداری درگیر مستقل شدنم
      مقداری درگیر سروکله زدن با املاک
      مقداری درگیر مسائل مالیم
      مقداری درگیر مسائل مادرم
      مقداری درگیر مسایل خواهرام وبچه هاشون
      مقداری درگیر کارهای پدرم وبی توجهی های قدیمی که باهاش داشتم ودارم
      مقداری درگیر مسائل جامعه
      آیا جایی برای لاغری مونده؟???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/08 16:17
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      سلام. انقدر موضوع توجه به دیگران و عدم توجه به خودمون برای ما تکرار شده که واقعا سخته بخوایم تغییر کنیم. با اینکه بسیار درست هستش که وقتی من خودم مشکل دارم چرا باید اول به دیگری رسیدگی کنم ? اما چون اسمش ایثار شده، از خودگذشتگی شده و.. از خودمون میگذریم و بعدا هم بیشتر اوقات اون فرد از خودش برای ما نمیگذره باعث میشه عصبانی بشیم و بگیم چطور من از خودم گذشتم و این نه؟! بعد میگن تو برای خدا انجام دادی و خدا خودش جوابت رو میده و…
      خب من هم یک بنده ی خدا هستم و انتخاب میکنم که به خودم کمک کنم اول. اون موقع هم راضی ام هم خوشحال. و اگر بنده ی دیگری کمک خواست من میتونم اگر در توانم بود کمک کنم..
      من فقط مسئول زندگی خودم هستم. چه باور کنم یا نکنم حقیقت اینه. بارها تجربه کردم اما چون خیلی خیلی تکرار شده برام، عادی شده که اول دیگران.
      باید روی باورهام کار کنم و اولین موضوع خودم باشم. وقتی خودم پیشرفت کردم با عشق به دیگران کمک میکنم. و کی مهم تر از خودم برای کمک کردن وجود داره؟ تنها کسی که میتونم 100% بهش کمک کنم تغییر کنه، بهتر بشه، پیشرفت کنه و به خواسته هاش برسه خودمم. پس اینکارو میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/07 21:36
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      با سلام خدمت دوستای عزیزم.متاسفانه همه ما در زندگی به اینکه غصه بقیه رو بخوریم عادت کردیم .من به شخصه به خاطر خواهرم و خانوادم خیلی غصه میخورم و ناراحتم .حتی بعضی وقتها اینقدر ناراحتم که حالم بد میشه و فایل هام رو اصلا نمیتونم با حال خوب انجام بدم .و متاسفانه شوهرم صد پله بدتراز خودمه.و امروز که این فایل رو گوش دادم با اینکه سخته سعی میکنم تمام ذهنم رو روی خودم بزارم .ممنون استاد از فایلتون .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/05 20:44
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      دقیقا همین طوره ،مااز بچه گی یادگرفتیم که همیشه همسایه مقدمتره از خونه خودت ،کمکبه دیگران ثواب داره واگه کسی بخواد برای خودش زندگی کنه خودخواهه ،من چند ماه پیش یه مسئله ای پیش اومده بودکه به خودم ربط نداشت ولی جریان یه جوری شد که مجورشدم وبه صورت غیرارادی وارد اون مسئله شدم تمام اون انرژی رو داستم از دست دادم وحتی روابطم هم متاثر شد وسلامتیم هم به خطر افتاد آخرش هیچی آدم بده شدم وخیلی پشیمون شدم از کمکی که به حل کردن این مسئلهکردم وخیلی وقت خواست تاتونستم خودم رو جمع وجور کنم وازاون به بعد به خودم قول دادم هیچ وقت انرژی قدرت ذهنم رو برای کسی غیر خودم خرج نکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/09 15:54
      مدت عضویت: 791 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 172 کلمه

      سلام من این راهکارو توی زندگیم به کار گرفتم و بسیار لذت بردم . من خیلی نگران دوستانم بودم نگران مشکلاتشون نگران اینکه باید براشون کاری کنم جالب که نسبت به بعضی هاشون شاید زندگی من سخت تر بود اما من خب فرد موفق تر و شاداب تری بودم نسبت به اونها بنابراین عذاب وجدان داشتم که اونها هم باید حال خوبی داشته باشن چقدر حرص می خوردم یا خیلی نگران خواهرم بودم بعد از شنیدن این فایل همه اونها رو سپردم به خدا و هربار که اون احساس قبل سراغم میاد میگم من مسئول زندگی اونها نیستم و گاهی که پای شنیدن ناراحتی هاشون می شینم بعدش به خودم می گم تو اجازه نداری بیشتر از اینکه بشنوی خودت درگیر کنی اون باید بتونه از پس خودش بربیاد خلاصه اینکه توی این مدت خیلی عالی نه گفتن رو تجربه کردم و دائما به خودم یادآوری کردم در این دنیا خودت از همه چیز و همه کس مهم تری و باید بگم اعتماد بنفس عالی اومده سراغم و حالم خیلی خوب. ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/08 16:21
        مدت عضویت: 651 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 73 کلمه

        دقیقا منم همین کارو میکنم اولا میگم اون خودش عقل داره ،ذهن داره و اگر نمیخواد استفاده کنه ازشون انتخاب خودشه نه تقصیر من. بعد هم میگم خب من نمیتونم از خدا که جلوتر برم. اون خودش خدا داره و کمکش میکنه. و نهایتا من میتونم براش دعا کنم و از خدا بخوام کمکش کنه. همین. نه اینکه مشکل یکی بود منم توجه کنم اعصابم خورد بشه، درگیری فکری پیدا کنم بشه دوتا.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/03 15:20
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      سلام استاد عزیز . تو این اوضاع و احوال درهم بر هم و پیچیده که هیچی سرجاش نیست من با گوش دادن به حرفهای شما آروم میگیرم و مصمم به ادامه راهی که درپیش گرفتم و هیچ سختی برام نداره. ولی استرسی که الان همه گیر شده و نمیزاره ذهنمون آرامش داشته باشه شیوع ویروس کروناس که داره همه جا سرایت میکنه شاید به این حد ترسناک نباشه ولی فکرش بدتره .برای همین ترجیح میدم به صحبتهای شما گوش بدم تا کمی از استرس و فشار کم بشه و بتونم افکارمو سروسامون بدم . ولی الان نمیشه که به اطرافمون بی توجه باشیم و به اونا فکر نکنیم . ولی چیزی که هست با وجود همه اینها من روی عادت غذایی که چن هفته قبل تغییر کرده بود باقی موندم و اشتیاقم به خوردن بیشتر نشده . همه اینها حاصل راهنماییهای صحیح شماست.
      با تشکر فراوان.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1398/11/28 02:29
      مدت عضویت: 799 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      سلام دوستان عزیز من ک خیلی تغییر کردم شکر خدا نمیدونم از اون روزی ک صحبتهای شما راشنیدم خیلی کمتر درگیر افکار مخرب میشوم وسعی میکنم زیاد ب مشکلات اطرافیانم فکر تکنم اگه میتونم کاری براشون انجام بدهم اگر کاری از دستم برنمیاید رها کنم وب دست خدا بسپارم استاد بزرگوار شما دوباره توکل کردن ب خدای بزرگ را ب من یاداوری کردید ورها کردن وامیدوار بودن وتوانایی اینکه در هر شرایطی بتونیم ب هدف خودمون تمرکز کنیم درست مثل قطب نما عمل کنیم
      زندگی من همیشه درگیر طوفانهای زیادی بوده ک واقعا خودم هم باورم نمی شود وگاهی اوقات فکر میکنم فیلم نگاه کردم واین من نبودم ک اینقدر سختی کشیدم وتسلیم شده بودم وهیچ امیدی ب اینده نداشتم وهمه چی در تاریکی بود و فقط مثل یک مرده متحرک روز را ب شب میرساندم ودر بیخبری بودم یا شایدم مثل عروسک کوکی نمیدونم
      تا زمانیکه دریوتوپ با لاغری با ذهن اشنا شدم وتصمیم گرفتم امتحان کنم شاید برایم مفید باشد وشکر خدا ک نجات پیدا کردم ودر دلم نور امید پیدا شد خودم را دوباره پیدا کردم وهدفمند شدم وفهمیدم من هم ارزویی دارم ک باید برای خودم کاری انجام بدهم وخودم را نجات دادم استاد عطا روشن شما پیام اورنده از طرف خدای مهربانم هستید ومن یکدونیا از شما سپاسگذارم وبسیار از راهنمایی های شما استفاده میکنم ودل مرا روشن کردید امیدوارم شما وهمه دوستان عزیزهمیشه دلتون روشن باشه و ب ارزوهاتون برسید
      خدایا شکرت استاد سپاسگذارم ?????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/26 14:31
      مدت عضویت: 778 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 468 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان عزیز
      استاد من اولین بار پارسال اسفند در دوره شما شرکت کردم و با اشتیاق شروع کردم تا فروردین ادامه دادم و در آن زمان مهمانی از راه دور آمد و مدت یک ماه در خونه ما موند که در همون مدت من نتونستم فایل ها را گوش بدم و بعد هم منفی باف گفت دیگه فایده نداره و تا اول مهر دوروبر فایل ها و دوره نیامدم و مدام می گفتم بله دیگه من مهمون داشتم نمی تونستم پیش اون فایل گوش بدم و …وقتی قبل از مهر مانتویی خریدم برای مدرسه و اول مهر اومدم تنم کنم دیدم در عرض یک هفته دکمه مانتو بسته نمی شود .بسیار ناراحت و با شما تماس گرفتم و شما منو تشویق به شروع دوباره کردید و از اول مهر با دقت و اشتیاق مضاعف دوره را شروع کردم .
      این بار خیلی دقیق تر و مصمم تر شروع کرده بودم . وقتی این حرف شما را شنیدم که گفتید هیچ کار دیگری انجام ندهید و در این مدت فقط همین دوره را گوش دهید .یادم اومد بار اول من در کنار دوره شما چند تا کتاب جدید در مورد موفقیت را هم شروع به خوندن کرده بودم و سعی می کردم به حرفهای اونا عمل کنم و هزار فکر دیگه هم داشتم .و اینجا بود که من همه چیز را کنار گذاشتم و به حرف شما عمل کردم و تنها فکر من این دوره بود ، اولویت زندگی من شده بود دوره .خیلی حرفهای شما در من تأثیر گذاشته بود .چون من همه حواسم را داده بودم به فایل ها و تمام انرژی اونو دریافت می کردم و پیام ها را هم بیشتر از قبل می گرفتم و روز به روز در من بیشتر اثر میکرد .اگر پارسال مثل الانم بودم وقتی مهمونم خواب بود با هندزفری و هر طور بود فایل ها را گوش میدادم .و امروز وقتی مانتوی دو سال قبلم را تنم کردم (چون مانتوی جدیدم را به دلیل گشاد بودن نتونستم تنم کنم) می خواستم از شادی گریه کنم .چون اندازه تنم شده و دیدم که چقدر از چاقی شکمم و بالاتنه کم شده بود .و الان که این فایل را گوش دادم بهتر فهمیدم چرا این بار من نتیجه گرفتم .همین الان اگر عکس بفرستم براتون کاملاً مشخصه چقدر لاغر تر شده ام .اما می خواهم هنوز صبر کنم و کاملا شگفت انگیز شوم .
      من درس بزرگی گرفتم که به قول قدیمی ها با یک دست ده تا هندوانه برندارم و همه حواسم را بدهم به یک کار .امروز عمیقاً به این رسیدم که لاغری آسانترین کار دنیاست و باور کردم من هم می تونم لاغر بشم و شدم و تا رسیدن به وزن دلخواه و سایز دلخواه هم خواهم رفت .استاد تا وقتی زنده باشم من در این دوره خواهم ماند .سپاسگزارم این فایل هم عالی بود بسیار ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1398/11/25 13:58
      مدت عضویت: 793 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 184 کلمه

      سلام استاد من این فایل رو بیشتر از ده بار گوش کردم و هربار حالم بهتر شده
      بزرگترین مشکل من تو زندگیم همینه مشکلات دیگران
      حتی درگیری های من با همسر م یا بجه هام بخاطر دیگ آن هست!!!!!!!!
      خیلی سعی کردم با راهنمایی شما راحت باشم ومسولیت کار هر کسی را به خودش بسپارم ولی هنوز هم نگران وو ناراحت میشم و فورا میام سراغ فایل عالی تون
      البته باید بگم من مشاور تحصیلی و خانواده هستم و و بیشتر از پانزده سال سابقه کار دارم و گاهی خیلی درگیر افکار منفی مراجعان یا روابط خانوادگی بد آنها میشم
      سعی میکنم با روشهای خاص شغل مشاوره توجه نکنم به اون مسایل ولی غیر مستقیم روی اعصابم به مرور اثر می ذاره و گاهی خسته میشم از اینکه اینقدر در خدمت دیگران و هیچ چیز برای خودم ندارم ونمیخوام. البته از نظر عاطفی و زمان گذاشتن.
      همیشه گوش شنوای اطرافیان هستم ولی خودم هرگز با کسی درددل نمیکنم و همه فکر میکنن خیلی قوی هستم در صورتی که آنقدرها هم نیستم. متشکرم از توجه شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/07 01:02
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      روز هشتاد و سه تکرار:
      من قبلا در مورد این فایل نظرمو نوشتم اما می‌خواستم امروز که دوباره بهش گوش دادم فقط این نکته رو بگم که باز هم همونطور که بارها و بارها برای من و سایر هنرجوها این اتفاق افتاده گوش دادن به این فایل مواجه شد با زمانیکه من بسیار به شنیدنش احتیاج داشتم و مثل جوابی بود که در پاسخ به افکار اخیر من بهم داده شد. خیلی خوشحالم که دوباره اونو گوش دادم و باز هم بهم یاداوری شد که نگرانی بیهوده تغییری در اتفاقاتی که برای دیگران قراره رخ بده ایجاد نمیکنه و ذهن من تنها قدرت خلق آینده‌ی منو داره و بس.
      البته این درس‌ها رو من الان پس از اینهمه مدت که در این راه بودم خوب بلدم اما مهم تکرار کردنشونه تا بیشتر و عمیق‌تر نفوذ کنن و بتونن تاثیرگذار باشن.
      از اونجا که اگر کاری از دست ما برای اون شخص یا گروه بر میومد به جای غصه خوردن و نگرانی دست به کار میشدیم و وضعیت رو تغییر میدادیم اگر این کارو نتونستیم بکنیم دیگه فکر کردن و نگران موندنمون اثر کمک‌رسانی نداره. این کار تنها باعث میشه که ما هم به حلقه‌ی درد رنج یا اندوه و غصه‌ی دیگران وارد بشیم و مدار خودمون رو تنزل بدیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/06 15:51
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 330 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      متاسفانه همه ما کم وبیش درگیر این مشکل هستیم .و به خاطر مشکلات بقیه مدتها فکر میکنیم وحالمون بد میشه .من خیای با این مشکل سرو کار داشتم ولی الان یه مقدار کمتر شده اما خوب راستش زیاد نه .وقتی کسی بهم در مورد مشکلش میگه نمیتونم خودم رو مجاب کنم که به حرفش گوش ندم حالم همون‌موقع بد هست ومیدونم کارم اشتباهه ودارم منفی ها رو جذب میکنم ولی هنوز این قدرت رو پیدا نکردم که محکم بهش بگم در مورد فلاک موضوع صحبت نکن چون حال من رو بد میکنه .ولی در بین حرف زدن خیلی تفره میرم که به جوری دلداریش بدم وحرف یه چیز دیگه رو وسط بکشم که اصلا دیگه راجع به اون قضیه حرف نرنه ولی خوب بعضی وقتها هم جواب نمیده .
      ومن قبلا خیلی به این موضوع توجه نمیکردم یعنی اصلا متوجه نمیشدم که وقتی یه صحبت های اینجوری گوش میوم ویا اخبار بد رو میشنوم انرژیم گرفته میشه ،حالم بد میشه واتفاقات بد واحساسات بد رو بعد از اون تجربه میکنم .اما الان له خوبی میبینم که بعد از اون که من به همچین کارهای منفی رو میکنم وفرکانسهای منفط رو میگیرم هم انرژی من کم میشه وهم بعدش مشکلاتی پیش میاد که من به واسطه اونها احساسم بد میشه .و الان تا جایی که بتونم اصاا در معرض همچیک چیزهایی قرار نمیگیرم چون میدونم اگه بشینم وشروع به گوش دادن کنم نمیتونم طرف مقابل خودم رو ناراحت کنم و برای اون حرفها اعتراض کنم اما چیزهایی که دست خووم هست انجام نمیدم .اخبارها رو دنبال نمیکنم .اگه تلفنی به من بشه وبدونم در پس اون حرف زدنهای منفی هست تا حد امکان جوابش رو نمیدم .وخودم هم تمام‌تلاشم رو میکنم که منفی صحبت نکنم .
      اما برای افراد نزدیک خانواده وفامیل متاسفانه اینطور نیستم وهر وقت بفهمم که مشکلی دارند روزها وشاید حتی هفته ها وماهها برای اونها ناراحتی میکشم واین نقطه ضعف من وزندگی من هست که تلاش میکنم اون رو در خودم اصلاح کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/11/07 13:14
        مدت عضویت: 823 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 163 کلمه

        در مورد صحیت‌های ناراحت کننده‌ی دیگران که ادم روش نمیشه ازشون بخواد ادامه ندن من ترفندی رو اجرا می‌کنم که خیلی خوب جواب میده.
        متوجه شدم که تلاشم برای تغییر نظر دیگران یا حتی تغییر موضوع صحبت باعث هدر رفتن انرژیم میشه و اینکه حتی طرف شاید منو محکوم به خیلی چیزها مثل بیخیالی یا صفت‌های مشابه دیگه بکنه برای همین به جای این کارها مجسم می‌کنم که چقدر دوست دارم به جای این صحبت حرف‌های شیرین یا سرگرم‌کننده بشنوم یا فقط تو دلم بیان می‌کنم که چقدر خوب میشه اگه این صحبت تموم بشه و بدون اینکه در ظاهر چیزی رو نشون یدم تو دلم توجه رو از صحبت‌های طرف مقابل بر میدارم و چیزی رو که دوست دارم تو اون لحظه برای من ( و نه برای شخص روبروم)اتفاق بیفته مجسم می‌کنم. این کار مثل یا معجزه اتفاقی رو که می‌خوام برام رقم میزنه و بجز تغییر شرایط و صحبت‌ها من از معجزه‌ی خلق رویدادها مطابق میلم خیلی لذت می‌برم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1398/11/26 18:37
          مدت عضویت: 805 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 12 کلمه

          ممنونم دوست خوبم ار اینکه تجربه خودتون رو در اختیار من گذاشتید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/11/06 11:39
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد محترم و دوستان عزیزم
      چند ماه پیش در رابطه با بیماری مادرم و اینکه تمام کار و زندگی خود را کاملا تعطیل کردم و فقط به این موضوع پرداختم دچار مشکلات بسیاری شدم به قدری از هر طرف تحت فشار بودم که فکر میکردم فقط مرگ میتونه منو از این همه غم و اندوه نجات بده با افسردگی شدید به استاد پیام دادم و ایشون اجازه دادن که باهاشون صحبت کنم بعد از کلی صحبت کردن تمام اون شب رو به اون حرفها فکر کردم و فردا تصمیم جدیدی در رابطه با کمک کردن به دیگران گرفتم زندگی جدیدی در باره خدمت به دیگران از نو برای خودم برنامه ریزی کردم و باورهای غلط گذشته رو یکجا کنار گذاشتم از این تصمیم حدود شش ماه گذشته اوایل دیگران خیلی براشون سخت بود که با شرایط جدید من روبه رو بشن ولی من خیلی قاطع و محکم ایستادم در فایل استاد گفتن وقتی این کار رو میکنی احساس آزادی بهت دست میده و من دقیقا در این مدت بارها با خودم گفتم چقدر من آزاد شدم چقدر راحت شدم چیزی رو و کسی رو ترک نکردم انتخابم برای کمک به دیگران رو تغییر دادم مثل اینکه ما خوردن رو ترک نمیکنیم انتخابی جدیدی برای خوردن پیدا میکنیم .
      صحبتهای دیگران مبنی بر اینکه تو وکیلی و کارت خدمت به دیگران هست ، وقتی کار غریبه ها رو راه میندازی باید به فامیل و نزدیکان خیلی بیشتر خدمت کنی و جملات مشابه و تحریک کننده بیشتر همه و همه به یکباره وارد سیستم تناسب فکری شد و من انتخاب جدیدی را از کمک به دیگران آغاز کردم
      باز هم مواقعی دچار اشتباهاتی میشوم ولی هر روز روی این موضوع تمرکز میکنم
      موضوعی که در این فایل مطرح شد در من سالها بصورت بیمارگونه تبدیل شده بود طوری که هر وقت برای خودم کوچکترین کاری را انجام میدادم احساس گناه میکردم و با خودم میگفتم الان میشد این وقت را برای فلانی بگذارم و او را خوشحال کنم
      در یک فایل استاد گفتن تمام وقتی را که میگذارید دیگران راضی شوند و از شما تعریف کنند یک دهم آنرا خودتان مقابل آینه از خودتان تعریف کنید کاری که من الان همیشه انجام میدم اگر این فایل را به جای شش ماه پیش ده سال پیش شنیده بودم خیلی بهتر بود البته افسوس نمیخورم و الان هم از اون استفاده میکنم اینو برای دوستانی میگم که تازه شنیدن بدون هیچ شک و تردیدی با گوش جان این فایل رو بشنوید و به اون عمل کنید میگن تجربه حاصل شکسته یعنی یک نفر کاری رو انجام داده و بعد از فراز و فرود های بسیار به موفقیت رسیده پس زرنگ اون کسی هست که خودش تجربه نکنه از تجربه حاضر و آماده استفاده کنه و به پیروزی برسه
      چقدر خوبه که در این مسیر تناسب فکری ما از کسی درس میگیریم که همه این راه را تجربه کرده و همین موضوع باعث میشود احساس نزدیکی بیشتری کنیم و بیشتر هم بهره ببریم
      امیدوارم خداوند بزرگ مسیر تناسب فکری را در دنیا و افکار انسانها به اندازه مهرش گسترش دهد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/18 19:11
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 118 کلمه

      سلام ،مرسی از این فایل عالیتون ،خیلی جالبه من اوایل ثبت نام دردوره همه تمرکزم روی دوره وتناسب اندام بود واین باعث شد روحیه ام خیلی عالی شد ونتیجه خوبی هم گرفتم ولی بعداز اتمام دوره وبه خاطر مشکلی که به برادرم مربوط می شد وخیلی ذهن من رو در گیر کرد وواقعا حس خوبم رو هم از دست دادم وهمش استرس ونگرانی وهمه ی زندگی من رو تحت شعاع قرار داده بود تا حلش کردم وبعدش حس کردم تمام انرژیم رو از دست دادم وخیلی طول کشید تابرگردم به قبل هرچند هنوزم مثل قبل نشدم تازه برادرم انگار نه انگار براش چه کار کردم وواقعا پشیمون شدم از این همه انرژی که خرج غیر خودم کردم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Amir.m.amirahmadi43@gmail.com
      1398/10/09 00:27
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      سلام و شب بخیر میگم به شما استاد عزیز وقتت رو نمی گیرم فقط خواستم بگم صدا وصحبتهای شما خیلی رو من تاثیر می ذاره وحس آرامش عمیقی بهم میده آرزو میکنم همیشه شاد و پراز انرژی باشی .یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/08 18:55
      مدت عضویت: 709 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 240 کلمه

      هر چه بیشتر می گذره بیشتر می فهمم که این اتفاقی نیست که من راه حل مشکلم رو در این روش پیدا کردم چون چند وقتی می شه که من با قدرت ذهن کمی آشنا شدم در کانال های یوتیوب وبعد چندین ماه که فکر من در حال تغییر کردن بود یکدفعه در یوتیوب با فایل های آقای عطار روشن روبرو شدم اولش در حال درک کردن بودم چون واقعا دنیام داره عوض می شه وقتی ایشون در فایلهاشون می گفتند به راحتی لاغر می شوید وحتی لذت هم می برید در ذهنم انکار نکردم چون با خودم گفتم وقتی مردم رنگ چشم رو با قدرت ذهن عوض می کنند سرطان را درمان می کنند ثروتمند می شوند در فعالیتهای ورزشی راندمان خود را بالا می برند چرا نتوانیم لاغر شویم ولی نمی دانستم چگونه این روند امکان پذیر است با توجه به اینکه من مشوقی هم ندارم دلم نمی خواست کاری کنم که به اصطلاح سرکوفت بشنوم ولی دل را به دریا زدم وشروع کردم هرروز امیدوارتر از دیروز هستم اما می دانم هنوز زیرساخت فکری سالمی ندارم چون هنگام انجام تمرینات با خودم می گفتم فقط همین یعنی این چند فایل ونوشته کل کار من بود یعنی توقع یک کار وقت گیر تر یا سخت تر را داشتم با توجه به آنچه که از کودکی آموختم .خدا را شکر می کنم که به طریقی کاملا راحت من را به هدفم می رساند آرزوی موفقیت برای همه دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Amir.m.amirahmadi43@gmail.com
      1398/10/08 01:29
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      سلام به استاد عزیز خدا بهتون قوت بده فایل بسیار عالی بود ومن رو خیلی اگاهتر کرد و جالبتر اینکه دقیقا زمانی این فایل رو گوش کردم که هدایت شده بودم برای این آگاهی بخاطر همین مهم اول از خدای خودم سپاس گذارم وبعد از شما استاد عزیز بزرگوار عالی باشی همیشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/06 19:54
      مدت عضویت: 709 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 96 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیز چه کنیم که اینقدر درگیر نباشیم همسر من تمام وقت مشغول همین کار ها وخانواده اش است ومن را نیز درگیر می کندیعنی امیدوارم در دوره پیشرفته بتوانم یاد بگیرم یک مورد دیگر هم اینکه به من میگن اگر تو الان این کار را نکنی فردا که پیر شدی فلان میشه یا تو هم تنها می مانی وتمام این چرندیات امیدوارم تغییر کنیم وراه درست زندگی را یاد بگیریم .وقتی فکر می کنم دلیل چاقی من نیز همین هاست .دیگه حواسم رو به هیچ چیز جز خودم نمی دهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/28 09:55
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 18 کلمه

      ممنون از صحبتهای زیباتون من خیلی فایلهای شما رو دوست دارم امیدوارم بتونم توی دوره ها شرکت کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/09/23 04:09
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      این فایل خیلی عالیه ماشالله
      ما روباز بچگی عادت دادن به همه این مسایل ولی من با اونهایی که خارجی هستن صحبت می کنم و می بینم خیلی در گیر این مسایلی که ما هستیم نیستن به قول شما ما رو طوری تربیت کردن که همیشه عذاب وجدان داشته باشیم و یه کاری هم که واسه خودمون انجام می دیم یواشکی باشه که دیگران نکند چه خودخواهن !
      مثلا مادرم مدت ها با ما زندگی می کردن من خیلی از برنامه هامو به خاطر مادرم به هم می زدم خیلی جاها نمی رفتم و حتی یک دفعه هم نشد که من تنها بچم و بزارم پیشش و جایی برم همش می گفتم مادرم گناه داره۰۰۰۰
      خلاصه الان هم هنوز درگیر مسایل مادر مادربزرگ و بچه و شوهر و غیره هستم ولی مثلا بعضی وقتها هم وقت برای خودم می زارم تنهایی یا با شوهرم جایی میرم ولی جرات نمی کنم به کسی بگم مثلا یه وقتا میریم پیاده روی یا رستوران
      ولی اون احساس گناه هنوز کم رنگ نشده و فکر می کنم چیکار کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/20 09:15
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و تمام دوستان خوبم
      این فایل بسیار جالب و آموزنده و میتونم بگم شورش برانگیز است من میتوانم اینکار را بکنم چون از وقتیکه در راه زیبا و دل انگیز تناسب فکری و لاغری با ذهن حرکت میکنم این کار را شروع کرده ام به خاطر اینکه خودم را دوست دارم و برای خودم ارزش قائل هستم و شعار کی از من مهم تره هیچکس را به اجرا گذاشته ام و حالا با تمرکز بیشتر و احساس خوب نسبت به خودم اینرا آویزه گوشم میکنم که من فقط مسول خودم هستم و ذهنم را برای خودم بکار میگیرم و انرژی ام را صرف دیگران نمیکنم متشکرم استاد عزیزم ??????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/18 08:00
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      سلام استاد عزیز
      شاید باورتون نشه اما حس میکنم شماذهن منو میخونین
      هرزمان که هرسوالی دارم یا هدایت میشم بسمت یکی از فایل هایی که قبلا گذاشتین یا یه فایل جدید میذارید ومن استفاده میکنم
      استاد من مدتهاست که فکرکردن به دیگران و دنبال کردن کاراشون و پابه پای بقیه غصه خوردن رو کنار گذاشتم میگم هرکسی خودش میدونه وخدای خودش شاید تنهاکاری که بکنم براش دعا کنم اما مطمئنم هرکسی خودش مسئول زندگی الانشه وتنهاخودشم میتونه تغییرش بده
      امااستاد سوال من اینه که ادم اگه هی فکرش درگیر خودش باشه باید چیکاربکنه؟؟؟
      مثلا من هرروز ذهنم درگیر درس خوندن برای ارشدمه
      درگیر اینه که هرروز باید ویس لاغری با ذهن و زندگی باطعم خدارو گوش کنم و درگیر اینه که برای بچم به اندازه ی کافی وقت بذارم و…
      همه ی اینا وچیزای دیگه باعث میشه اون ارامشی که باید باشه رو از دست بدم ویه حالت دلهره برای رسیدن به همه ی کارام داشته باشم
      استاد برای رهاشدن از این بی ارامشی و این افکاری که درمورد خودمه ولی ازادیمو میگیره باید چیکارکنم؟؟؟؟
      هرروز بعدازنمازبیدارمیمونم وخوابم خیلی کم شده وبرای اینکه نسبت به همشون متعهدباشم مدام برنامه ریزی میکنم اما استاد اخرش یه سری کارام میمونه و حالمو بدمیکنه
      ممنون میشم کمکم کنید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/17 09:34
      مدت عضویت: 745 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      سلام خدمت همه شماخوبان.مرسی از فایل پرارزشتون.امامن خیلی سوال برام پیش اومده.شایدبشه خیلی مشکلات رو نادیده گرفت حرص نخورد مثال اوضاع وشرایط مملکت وجامعه.اخه کاری از دست ماساخته نیست پس بهتر بهش حتی فکر هم نکنیم.وخودمونو بسپاریم بخدا.امامگه میشه برا فرزندهم بی خیال بود وتوجهی نکرد.؟اخه چطور میشه؟مثلا فرزندی که بادوست ناباب میگرده فرزندی که میره ودیر به خونه میاد البته که بخدامیسپاریمش و…اما چطور میشه بهش فک نکرد انرژی و وقت نذاشت.؟خوب باید زنگش بزنیم بیادخونه ؟نمیشه که بیخیال بود اونم میره ویک هفته یکهفته خونه نمیاد .و وای به لحظه ای که نیاد وهمش حرص بخوریم البته من اینو مثال گفتم خیلی چیزای دیگه شبیه این مثال .میشه لطف کنید وتوضیح بدین چطور میشه تواین مواقع خودمونو کنترل کنیم و همه هواسمو برا خودمون وخواسته های خودمون بذاریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/09/18 01:04
        مدت عضویت: 745 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 93 کلمه

        سلام به همه خوبان.دقیقا من همینی هستم که فرمودین.الان که میخوام خودم باشم اصلا نمیدونم من کی هستم وبراشخص خودم بایدچکار کنم.من که همه عمرم یاد گرفتم درخدمت دیگرون باشم.براخودم فقط یه خوراک بوده اینکه گرسنه نمونم ویه نظافت شخصی من براخودم همین دوتا کار رو در طول عمرم کردم.حتی بخوام دقیقتر بگم من حتی همون خوراک هم وقتی کسی خونه نیست دیگه براخودم پخت وپزی ندارم بایه لقمه نون وماست سیر میشم الا براخودم تنها باشم تاحالا غذادرست نکردم.همیشه هرکاری کردم درخدمت بقیه بوده.اصلا خدایی براخودم بایدچکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .من گیج وسردرگم شدم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/16 20:39
      مدت عضویت: 819 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 982 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم
      این فایلتون عالی بود و برای من الهامی بود از طرف فرشته درونم
      من مادر و خواهری دارم که باهم زندگی میکنن و تنها هستن و در شیراز جز من کسی رو ندارن و به قول مادرم تو تنها کسی هستی که در خونه ما رو میزنی هر وقت میرم خونشون و مادر با اشتیاق من رو در آغوش میگیره و این جملات رو بهم میگه و اشک در چشمانش جمع میشه قلبم به درد میاد و غصه میخورم
      استاد چند روزی است که من در گیر بنیایی و اسباب کشی هستم و نتونستم به مادر سر بزنم امروز ۷ روزه و مادرم هم به خاطر پا درد شدید نمیتونه راه بره و از خونه بیاد بیرون
      امروز عصر با اینکه خیلی کار داشتم و در حال جمع وسایل بودم دلم پیش مادر و خواهرم بود دو دل بودم برم یک سر پیششون یا نه از یک طرف به خودم میگفتم خیلی کار دارم و از طرف دیگه میگفتم مادرم واجب تره همین طور که ذهنم مشغول بود این فایل رو که دانلود کرده بودم تو گوشم گذاشتم که در حین کار گوش بدم وقتی صحبتهای شما رو گوش میدادم یک لحظه دست از کار کشیدم و انگار از طرف فرشته درونم این حرفها داشت بهم گفته میشد موهای تنم سیخ شد چون من قبل از گوش دادن به فایل احساس گناه و احساس مسولیت قبال مادر و خواهرم بهم احساس گناه داده بود که عالیه تو ۷ روزه بهشون سر نزدی مادرت واجب تره از خودت و کاراته و این افکار به شدت ذهنم رو درگیر کرده بود و بهم احساس بدی میداد احساس گناه بهم میداد و وقتی فایل شمارو شنیدم انگار فرشته درونم داشت بهم میگفت عالیه تو فقط مسئول خودت هستی پس دست از احساس گناه بکش اونها مسول خودشون هستن اونها هم برای خودشون خدایی دارن
      ولی استاد واقعا این موضوع سخته
      ولی من تمام تلاشم رو میکنم استاد شما هم اینطور که فهمیدم مادرتون تنها زندگی میکنن شما چطوری تونستین با این موضوع که گفتین نسبت به مادرتون کنار بیاین اگه کمکم کنین و راهنماییم کنین که بهتر بتونم گفتهاتون رو عملی کنم ازتون خیلی ممنون میشم
      حالا که خوب فکر میکنم شاید بتونم بگم من فقط از ۲۰ درصد ذهنم دارم برای مسائل خودم استفاده میکنم
      چون ۵۰ درصد ذهنم درگیر مسائل مادر و خواهرم هست هر روز یک مشکلی دارن کرایه نشین هستن پول رهنشون کمه از نظر مالی تحت فشار هستن و به شدت نگرانشون هستم به هر طریقی که بتونم همیشه کمکشون میکنم حتی رفتم دوره آرایشگری که مشغول کار بشم که بتونم استقلال مالی داشته باشم و بهشون کمک کنم
      ۲۰ درصد ذهنم مشغول پسرم بود که امسال کنکوریه
      ۱۰ درصد ذهنم مشغول شوهرم و مسائل مربوط به اون هست
      خوب چیزی از ذهنم واسه خودم نمیمونه
      خیلی نگران پسرم بودم با خودم فکر کردم که من کاری نمیتونم واسش بکنم تنها استرس و نگرانی در مورد کنکور و آینده پسرم در من ایجاد میکنه پس تصمیم گرفتم که واسه پسرم دعا کنم که خدایا خودت پسرم رو به سیستم الهی خودت راهنمایی کن تا بتونه از طریق ذهنش به خواسته هاش برسه حدود ۲۰ روزی هر وقت نگران پسرم میشدم اینو با خودم میگفتم و به دست خدا میسپردمش و آروم میشدم و خدا رو شکر پسرم به طور معجزه آسایی به مسیر الهی هدایت شد و الان خیلی عالی و قوی داره روی ذهنش کار میکنه و پیش میره و واقعا من از بابت پسرم خیالم آسوده شده که نیازی دیگه به کمک من و یا کس دیگه ای نداره بلکه با کمک قدرت ذهنش و هدایت و حمایت خدای مهربونم به هدفش می رسه و مطمئنم در همه زمینه های زندگیش موفق میشه چون از سن کم یعنی ۱۸ سالگی وارد این مسیر شده و داره عاشقانه پیش میره پس حتما در زندگیش همیشه عالی خواهد بود
      وقتی دیدم پسرم اینقدر خوب وارد این مسیر شد چند روزی هست که واسه شوهرم هم دارم همین دعا رو میکنم آخه قبلا سعی میکردم خودم با صحبت کردن باهاشون کمکشون کنم ولی دیدم فایده نداره پس این موضوع رو به دستان خدای مهربون سپردم و در مورد پسرم دیدم که چقدر راحت و زیبا بدون هیچ صحبتی از طرف من وارد این مسیر شد مطمئنم شوهرم هم به این مسیر هدایت میشه
      و الان تصمیم گرفتم به جای حرص و جوش خوردن و نگران مادر و خواهر بودن و به جای اینکه نگران مسائل مالیشون باشم اونها رو هم به خدای مهربونم بسپرم و از خدای عزیزم بخوام که اونها رو هم به مسیر الهی و سیستم الهی هدایت کنه
      حالا که خوب فکر میکنم این چند سالی که ذهنم شدیدا درگیر مادرم بوده با همه تلاشی که کردم نتونستم کار چندانی واسش انجام بدم و تغییر زیادی در زندگیش ایجاد کنم ولی از اونجایی که در سیستم الهی خیر و برکت و نعمت فراوانه و همه چیز آسونه راحت بدست میاد پس مطمئنم که اگه به جای غصه و نگرانی بسپرمشون به دست خدای مهربونم زندگیشون در همه زمینه ها عالی میشه پس دیگه از این به بعد من ذهنم رو درگیرشون نمیکنم و سعی میکنم که با آرامش هر بار نگرانی از بابتشون پیدا کردم این موضوع رو به خودم یاد آوری کنم
      خدایا شکرت که من رو همواره هدایت و حمایت میکنی
      خدایا شکرت
      من از امروز تمام تلاشم رو میکنم که تمام تمرکز ذهنم رو واسه خودم بزارم چون حالا با گفته های شما میدونم وقتی تمرکز واسه خودم باشه موفق میشم اونوقت اگه بخوام بهتر و راحت تر هم میتونم به مادرم کمک کنم خدایا شکرت
      من در مسیر لاغری با ذهن هر روز معجزات زیادی میبینم در زندگیم
      هر روز الهامات زیبایی در زندگیم بهم میشه که با عمل به اونها داره روز به روز زندگیمو عالی و عالیتر میکنه خدایا هزاران بار شکرت میکنم و سپاسگزارم
      استاد ممنون شما چراغ روشن مسیر زندگی من هستین و مسیر زندگیم رو قدم به قدم روشن میکنین
      ازتون یک دنیا ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/16 14:59
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      با سلام واقعا اين فايل عالى بود الان ميفهمم كه خودم چرا اينقدر نتيجه ام ضعيف بوده چون من ذهنم خيلى درگير مسائل و مشكلات دور و بريهامه تو ذهنم دنبال راه حل براى كمك به همه هستم در صورتيكه خودم از همه بيشتر نياز به كمك دارم استاد واقعا ازتون ممنونم كه اينقدر عالى نكته ها رو مطرح ميكنيد و ما رو روشن ميكنيداز خداوند هم سپاسگزارم كه شما رو سر راه ما قرار داده تا ما رو به مسير درست هدايت كنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/16 06:52
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      فایل عالی بود استاد دستتون درد نکنه من دقیقا همین حالت رو گذروندم دوهفته پیش یه مسئله خانواده گی بود که مربوط به من نبود ومن رو خیلی نگران کرده بود در حدی که تمام زندگی من رو تحت تاثیر گذاشته بود وبه قولی از خواب وخوراک افتاده بودم تا حلش کردم واز اون موقع تمام اون انرژی ونشاطی رو که قبلش داشتم رو از دست دادم وهنوز هم نتونستم به اون شور هیجان قبلی برگردم پس از این به بعد همین کار رو می کنم وفقط ذهتم رو رو حس خوب وخودم متمرکز می کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/16 02:31
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      سلام جناب عطار روشن . این فایل بسیار فوق العاده و اثرگزار بود. بی نهایت استفاده کردم و باور دارم که از جمله فایل هایی است که باید بیشتر مرور کنم تا ملکه ذهنم گردد . بسیار سپاسگزارم از تلاشی که در روشن کردن مسیر و آگاهی ما می کشید. در پناه نور و عشق الهی همواره موفق و پایدار باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/16 00:11
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      به نظر من توجه کردن به موضوعات متفرقه زمانی بیشتر ایجاد اشکال می‌کنه که در مورد اکثر اون موضوعات کاری از دست شخص تماشاگر بر نمیاد و‌ تنها اثر این توجه بد کردن حال اون شخص و در نتیجه پایین اومدن انرژی و ارتعاشات مثبت هست که نه تنها گره از مشکل باز نمیکنه بلکه هم خلاقیت شخصی فرد به شدت پایین میاد هم میزان آسیب پذیری بالا میره و از همه جهت موجب ضرره.
      اما در مورد موضوعاتی که میشه در اون‌ها اثرگذار بود فعالیت یا کمک بدون چشمداشت در جهت ایجاد حس خوب در خود حتما سطح انرژی و ارتعاشات رو بالا میبره و مفیده.
      اشکال اینجاست که غصه خوردن برای خود یا دیگران نگرانی استرس و مرور کردن خاطرات ازاردهنده هرگز نمیتونه اثر مفیدی برای هیچکس داشته باشه.
      اینکه ذهن هر کدوم از ما فقط قدرت کمک کردن به خود ما رو داره مطلب بسیار مهمیه که مداوم باید به خودمون یاداوری کنیم و ذهنمونو فقط درگیر رشد خودمون بکنیم و اگر قراره کمکی یا کاری برای کسی انجام بدیم بدون‌دخیل کردن ذهن و فقط با جسممون انجامش بدیم اونم در حدی که موجب آسیب به خودمون نشه.
      از وقتی در مورد قدرت ذهن آگاه شدم و یاد گرفتم که چه تغییرات بزرگی رو میتونه ایجاد کنه
      باور دارم که رسالت هر انسانی تنها رشد دادن خودش و کمک به خودش هست. تنها با رسیدن به نهایت رشد فردی هست که میشه در خانواده جامعه و جهان هم اثر مثبتی باقی گذاشت.
      فردی که خشمگینه نگرانه افسرده‌ست ناراحته اعتماد به نفس نداره ضعیفه عصبیه و … خودش نیاز به کمک داره و این کمک تنها و تنها با نگرش به درون و از طریق رشد فردی حاصل میشه. چنین شخصی قبل از اینکه کاری برای خودش بکنه نمیتونه برای دیگران مفید باشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/09/16 06:54
        مدت عضویت: 824 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        احسنت به شما که قدرت بیانی به این زیبایی دارید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1398/09/16 09:06
          مدت عضویت: 823 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 3 کلمه

          ممنونم از شما?

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1398/09/15 21:26
      مدت عضویت: 799 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 25 کلمه

      استاد سپاسگذارم خیلی ب من کمک کردید سخته ولی تلاش خودم را میکنم چون ب ارامش میرسم ومیتونم ب خودم کمک کنم وب هدفم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      انیس جعفرزاده
      1398/09/15 21:18
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام استاد.فرمایشات شما کاملا درست است. اگر هر فرد جامعه این نگرش وآگاهی هاروداشته باشه واینگونه عمل کنه آن موقع است که هر فرد با قدرت ذهن خودش میتواندتمام مشکلات وسختی های مسیرش رو از بین ببره و همیشه موفق باشه.به امید آن روز. ??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/09/16 09:08
        مدت عضویت: 823 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 7 کلمه

        آفرین به نکته‌ی بسیار مهمی اشاره کردید??????

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/15 21:07
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام بردوست عزیزم جناب عطارروشن گرامی
      خداوندروبی نهایت سپاسگزارم که ازطریق انسان های ارزشمندی چون شماقوانین اش رو به گوش مامیرسونه وهرکسی که به این قوانین عمل کنه دردنیاوآخرت بهترین هاروتجربه میکنه
      فعلافایل وندیدم ولی برخودم لازم دیدم ازبابت وقتی که گذاشتیدواین فایل روتهیه کردید سپاسگزاری کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/15 20:53
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام استاد خوبم

      اولین بار بود که وقتی دیدم یه فایلی جدید اومده سریع گوش دادم و به موقع بود…
      خیلی نکته خوبی بود …و واقعا باید روش کار کنیم مخصوصا ما ایرانی ها که این همه سال به ما گفتن این کارا ارزشه و ثواب داره و غیر این باشه میشه خودخواهی و خودبینی …
      ممنون از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم