0

قوی ترین باوری که مانع لاغر شدن است

4362 بازدید
لاغر_شدن لاغری_با_ذهن لاغری

به نام خدای مهربان

لاغر شدن (لاغری با ذهن)  آرزوی خیلی از افرادی است که اضافه وزن دارند

ثروتمند شدن آرزوی خیلی از افرادی است که فقیر هستند

سلامت شدن آرزوی خیلی از افرادی است که بیمار هستند

خوشبخت شدن آرزوی خیلی از افرادی است که این احساس رو ندارند

این مثالها و بسیاری از نمونه های مشابه در زندگی همه ما وجود دارد

هر موضوعی از زندگی مورد توجه انسانهای زیادی است، این افراد دو دسته می شوند:

عده ای به خواسته خود در آن موضوع دست پیدا کرده اند و عده ای موفق به تجربه نتایج مطلوب نشده اند.

تنها تفاوت این دو دسته، میزان توجه آنها به دو بخش مثبت و منفی ذهنشان است

عده ای که به گفته های امیدوار کننده و مثبت ذهن خود توجه می کنند و آن را باور می کنند و با احساس خوب ادامه می دهند مطمئنا نتایج عالی کسب می کنند.

و آن دسته که به گفته های منفی ذهن خود توجه می کنند و دچار یاس و ناامیدی می شوند و احساس خوبی ندارند مطمئنا نتایج مطلوبی کسب نمی کنند.

موضوع برای همه یکسان است اما نتیجه برای انسانها به اندازه افرادی است که به آن موضوع علاقمند هستند، هر فردی بنا به محتویات ذهنی خود نتیجه می گیرد.

لاغر شدن هم مانند هر موضوع دیگری است، عده ای علاقه دارند که لاغر شوند اما این عده به دو دسته تقسیم می شوند:

دسته ای که به بخش مثبت ذهن خود توجه می کنند و با احساس خوب مسیر لاغر شدن را طی می کنند به رویای لاغر شدن خود می رسند.

اما عده ای که به نجواهای ذهنی خود توجه می کنند و دچار یاس و ناامیدی در رسیدن به خواسته خود میشوند هیچوقت نمی توانند طعم خوش لاغر شدن را تجربه کنند.

نکته مهم و قابل توجه برای افرادی که به بخش مثبت ذهن خود توجه می کنند این است که:

برای آنها هم مشکلات اضافه وزن مانند افرادی منفی نگر وجود دارد

ما سعی آنها در توجه به بخش مثبت نگر ذهنشان سبب گذر از موانع لاغر شدن می شود و در نهایت آنها در شرایط عالی تناسب اندام قرار می گیرند.

افرادی که اسیر نجوای ذهنی خود می شوند و مسیر لاغری با ذهن و خلق رویای لاغر شدن را رها می کنند اسیر باور قدرتمند (لاغر شدن سخت است) می شوند.

این باور خطرناک به تنهایی قادر است همه تلاش افراد برای لاغر شدن را نابود کند و باعث شود فرد برای همیشه اسیر چاقی و اضافه وزن باقی بماند.

شناسایی این باور مخرب و یادگیری چگونگی برطرف کردن آن و ایجاد باورهای مناسب برای لاغر شدن را در قابل فایل آموزشی نکات طلایی متناسب شدن برای دوستانم آماده کرده ام.

ایمان دارم دوستانی که به خوبی این موضوع را درک کرده و برای برطرف کردن آن سعی کنند نتایج عالی کسب می کنند.

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=19116
اشتراک گذاری:
برچسب ها:

نظرات

87 نظر در مورد قوی ترین باوری که مانع لاغر شدن است

دیدگاهتان را بنویسید


  1. سلام

    مانع بزرگ
    بزرگترین مانع
    🔮
    امروز غروبی بهم الهام شد بیام مدل نوشتن کامنتو تکمیل ترش کنم
    و اول تیتر بدم بعد تحلیلش کنم تا قششنگ مثل تابلو تو دیوار ذهنم جا بگیره
    با چارچوب

    🔮🔮🔮
    بقول استاد همه فایلا مهمن
    نمیشه گفت این یکی مهمتره
    من وقتی ریز میشم کلی نکات دستم میاد و ی سری از جمله ها را بار چندم به بعد میشنوم

    قبلشم بگم این واقعا پاشنه آشیل خودم بود
    من تا امشب میگفتم این منفی و مثبت مال من نیست، من فقط دارم مثبتمو میشنوم
    امشب فهمیدم من نمیخواستم بپذیرم این خاصیت ذهنو

    آقا من با اعتماد به نفس کامل میپذیرم بخش منفی دارم
    اونکه ناامیدم میکنه
    اونکه میگه بیخیال قانون واس تو نیس اصلا چقد تو ساده ای دختر
    البته تو زمینه ثروتااا وگرنه تو لاغری که خیلی کنارش زدم
    خب حالا که پذیرفتم این وجه انسانیمو که همه هم دارن، بقول استاد راحت تر صداشو میشناسم و میفهمم اومده گول بماله سرمو😂😂😂
    نه اینکه حقیقت محض که داره میگه نمیشه بلکه بخش منفی وجود من

    این گشایش امشبم
    🎀🎀🎀🎀

    حالا نکات مهم این فایل که من با مدار الانم برداشت کردم:

    ۱_ بزرگترین مانع نرسیدن به اهداف
    ۲_ تشکیل شدن ذهن هر انسان از دو بخش
    ۳_روند رو به بهبود و سلامتی خاصیت همیشگی جسم انسانهاست
    ۴_ بخش منفی ذهن همواره با ماست، حالا شکل و لباسش در مراحل تکاملی ما متفاوته
    ۵_ دلیل تفاوت در نتایج توجه به بخش مثبت یا منفی ذهن و لاغیررررر
    ۶_ بخش مثبت را باید دید و پررنگش کرد
    ۷_ آگاهی از قدرت ذهن ،عامل اصلی حرکت استاد بعد از بارها شکست خوردن از لاغری بوده
    ۸_روند باورسازی و منطقی کردن لاغری
    ۹_ ارتباط سخت بودن چاقی با ماهیت اصلی ما
    ۱۰_ نحوه شکست خوردن غول چاقی و اضافه وزن در ذهن
    ۱۱_ نوشتن مواردی که برای ما سخت بوده و دیگران توش موفق بودن و بالعکس برای تقویت اگاهی از سیستم ذهن

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    مانع بزرگ
    اگر موانع را برطرف کنیم خود بخود لاغر میشیم چون روند جسم رو به سلامتی و بهبود
    مثل سنگهایی که در مسیر رودخونه هستن و حرکت آب را مختل کردن…
    من اینجا خیلی فکر کردم که واقعا جسم خودش رو به سلامتی!!!
    وات؟؟؟
    بعد دیدم خب موادی که ما تغذیه کردیم برای رشد فیزیکمون با بقیه آدما یکسان…چرا جسم یکی بیمار جسم یکی سالم
    خب داستان تو ذهن اون آدمه
    یعنی مواد تشکیل دهنده جسم ما مثل آب نوشیدنی که همه شهر میخورن یکی یا نور یا غذا
    پس این جسم مشکل نداره
    داستان جای دیگس

    وقتی جایی زخم میشه بطور خودکار بدن شروع به ترمیم میکنه
    مگر اینکه اختلالی ایجاد شده باشه

    چاقی هم یک اختلال در مسیر تناسب جسم

    حالا ما اینجا هستیم تا این اختلالو رفع کنیم و جسم مسیر تناسبو ادامه بده

    باید نکاتی را بدونیم:
    کار ما از ذهن شروع میشه
    یعنی حرکت به سمت رفع اختلال از ذهن شروع میشه
    و ذهن ما بخش مثبت و منفی داره

    مثبت میگه ببین این همه آدم لاغر شدن
    ….منفی میگه کار تو نیست اینا شانسی لاغر شدن
    تو نمیتونی
    تو عاشق غذایی
    تو فشارت افت داره
    تو ضعف میکنی
    و…….
    حالا تنها وظیفه تو اینه که بخش مثبتتو راه اندازی کنی
    یعنی به همون ندای ضعیف قلبت در اوایل دوره دل بدی

    درسته که اول کار بخش منفی بزرگتره اما بمرور که تو توجهتو و تمرکزتو بیشتر مواقع به مثبتا بدی میبینی کلی رفتارات تغییر کرده

    کلی حسهای بهتری داری

    و دوباره به این حسهای بهتر و رفتارای جدیدتر توجه کن تا بزرگتر بشن

    🔮🔮🔮🔮🔮🔮

    دوستان عزیزی که کامنت را میخونید واقعا این روندو من الان با قدرت تایید میکنم چون خودم با این شیوه به بخش منفی غلبه کردم
    🎀🎀🎀🎀

    به جوانه تازه و کوچیک تناسبم توجه کردم

    ازش مراقبت کردم

    بهش توجه کردم

    تغییراتمو بلد کردم

    و روزانه این کارو انجام دادم تا یکهو برگشتم عقب و دیدم یک تغییر بزرگ در احساسات و شخصیت من رخ داده و کلی وزن کم کردم

    🎀🎀🎀🎀🎀

    میتونست ماجرا به شکل دیگری رقم بخوره

    میتونستم دوره را بزارمش کنار و بگم مال تو نیست

    نمیشه

    خدا بتو که رسیده نمیدونم چرا نمیخواد تغییر ایجاد کنه و ازین حرفااااا

    ولی با برنامه ریزی تمیز و حرفه ای تمرینا من افسار ذهن بسیار منطقیمو بدست گرفتم و لاغر شدم

    و واقعا لاغر شدنو تو ذهنم خیلی آسون کردم

    گفتم میشه

    میشه فریبا

    توهم میتونی باوقار و لاغر بشی

    و الان هم بخش منفی را دارم با لباسی متفاوت تر
    اما درصدد این که نتایج منا خوار کنه

    🎀🎀🎀🎀

    میگه درسته شکمت خیلی جمع شده اما صاف شدنش یک رویاست😄😄😄

    فقط بگم که جنس این منفی باف اصل آلمانه

    بیکار نمیشینه و مداوم در حال کار

    😂😂

    من دو تا درس خیلی مهم گرفتم اولیش این بود که استاد بعدز آگاهی از قدرت ذهن شروع به حرکت کرده با وجودیکه بارها شکست خورده بوده و ذهنشون خیلی مقاومت داشته

    اما ذهن حرف حق را میپذیره بالاخره
    🎀🎀🎀🎀

    دوم روند منطقی کردن آسان بودن لاغری برای ذهنشون بوده کهخیلی نکته داره و تو چندتا فایل قبلا آموزشش دادن

    یادمه یک تمرین دادن و گفتن تا میتوانید شادی و خوشحالی را به لاغری نسبت بدید و ناراحتی و غصه را به چاقی تا ذهنتون بخودش بیاد و بیدار بشه

    🌹🌹🌹🌹

    تمرینی که برای هر هدفی خیلی تاثیر گذاره
    🌹🌹🌹🌹

    حالا یک سوال؟؟؟
    چرا چاقی انقدر با رنج و سرخوردگی همراه؟؟؟

    چون ما رو از اصل خودمون دور میکنه….و هر دوری از اصل حال بد را به همراه داره

    یکجور اضافه کاری
    🌹🌹🌹🌹

    غول چاقی
    عدم مبارزه با غول چاقی
    🌹🌹🌹

    استاد اول اومدن چاقی را تبدیل به یک غولی کردن که مسیرهای رفاه و خوشبختی ذهنو مسدود کرده

    این تصویرسازی برای بیدار شدن ذهن و پی بردن به وضعیت جسمی که حفظ بقاشو بر عهده داشته از نون شب واجب تر
    🎀🎀🎀🎀

    حالا این غول بوده
    چیکارش کنیم

    یک نکته مهمی که استاد اوایل دوره گفتن این بود که با چاقی مبارزه نکنید با لاغری دوست بشید

    این خیلی قشنگ بود
    به دل من خیلی نشست

    🌹🌹🌹🌹

    تو ی کارتون یا بازی یک غولی را دیدم که هر چقدر میزدنش دوباره ترمیم میشد….دوباره دست و پا درمیاورد..‌….الان فهمیدم غول چاقیم داداش همون😁😁😁

    یعنی هر چی سینه سپر کنی و بری باهاش بجنگی بی فایدس چون ایشون پاشنه آشیلی ندارن و جسمشون هزاران بار میتونه ترمیم بشه……فقط یک نقطه ضعف بزرگی داره این غول گنده…..از بی توجهی بشدت رنج میبره….یعنی اگر شما دو روز باهاش مبارزه نکنی این غوله میره با هیکل گندش یک گوشه میشینه و های های گریه میکنه و اگر این بی توجهی ادامه دار بشه کم کم کوچیک و کوچیک میشه🌹🌹🌹🌹

    بله مثل فیلمهای هندی ایشون خیلی احساساتی و توجه براش مهمه و از قلبش ضربه میخوره
    🌹🌹🌹🌹

    حالا توجه ما اگر به این غول نره پس کجا باید بره؟؟؟؟
    ما بالاخره در حال ارتعاش دادنیم و این خاصیت ماست…..نمیتونه قطع بشه…… توی دوره من اومدم با یک فریبای متناسب خلق کردم….هر روز بهش توجه کردم….شروع به دوست داشتنش کردم…..و از صبح که بیدار میشدم با این فریبای متناسب زندگی میکردم…..عشق میکردم…..یک آدم جدید وارد زندگیم شده بود و کم کم توجهم به فریبای چاق از صددرصد به ده درصد رسید……البته یواش یواش……و کلی وزن کم کردم…..و سایه اون غول چاقی بخاطر کوچیک شدن هیکلش و جوجه شدنش😂😂😂 از زندگیم برداشته شد ….مثل ابر بزرگی که از جلوی خورشید کنار رفت و احساسات عالی را در این چند ماه تجربه کردم……نور خورشید هر روز نوازشم میکنه و من لذت میبرم ……چون مسیرهای انسداد احساس لذت باز شد
    🌹🌹🌹🌹🌹

    پس بهترین و تنهاترین راه مبارزه با غول چاقی توجه و دوستی با رویای تناسب و زندگی جدید…..انرژی روزانه رو بهینه و در مسیر خلق رویا خرج کنیم

    🌹🌹🌹🌹

    من الان که توی دوره تکرارم کاملا این روندو با تمام وجودم حس میکنم……
    🌹🌹🌹🌹

    مثال از مواردی که من موفق شدم و برای دیگران سخت بود و بالعکس برای درک بخش مثبت و منفی ذهن:

    ۱_ کنکور را من موفق شدم با یک رتبه عالی دریک دانشگاه خوب قبول شم و خیلی از دوستام با وجود معول بالاتر نتونستن…..قلبم هرجا گفته میشه پیش برو من رفتم و شده
    ۲_ امتحان شهری رانندگی برای من سخت بود اما چند نفری خیلی راحت بار اول قبول شدن
    ۳_ در مورد دوره ثروت از طریق ذهن برای من هنوز سخته چون منفی باف خیلی قوی و خیلی از بچه ها نتیجه گرفتن
    ۴_ همیشه از بچگی باورم بوده ما خانوادتا شاگرد اولیم و در اکثر مقاطع تحصیلی شاگرد برتر بودم و خیلی خیلی برام راحت بود معدل بالا در صورتیکه خیلیا میگفتن ما مخ درس خوندن نداریم و برام عجیب میومد این داستان
    ۵_ من یک زن شجاع و مستقلم و برام خیلی راحته تو جامعه باشم در صورتیکه از خیلی از هم جنسام شنیدم تاریک میشه بیرون نمیمونیم و اصلا قابل درک نبوده حرفشون برام…..تازه برای من بودن در اجتماع و کار بیرون از خانه خیلی راحت ترز خانه داری و اینا بارها گفتم….
    خب باورایی یک سری خانمها در مورد آقایون و بیرون از خونه دارن که و اونا زندونی بخش منفی ذهنشون هستن…..در صورتیکه من باور منفی بسیار کم دارم و طبق بخش مثبتم حرکت میکنم….
    ۶_ برای من خیلی راحت که همین الان تنهایی برم آمریکا اما خیلی دوستام تنهایی خرید نمیرن
    ۷_ برای من بچه داری خیلی سخت میاد بخاطر باورهای محدودی که دارم و برای خیلی ها نه که خیلی راحت باشه ولی انجامش میدن و براشون عادی
    ۸_ برای من ثروت مندی از طریق ذهن کار سختی بنظر میاد چون باید یک عالمه باورو تغییر بدم و هنوز ابتدای مسیرم و دوستم با چندین ماه گوش دادن درآمدش ۳ برابر شد و خوب داره پیش میره🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    در تمامی موارد بالا اگر موفق شدم کار قلبم و بخش مثبت و اون رویای شیرین بعد هدفم بوده و در مواردی که موفق نشدم کار بخش منفی که برام خیلی اون کارهارو نشدنی و بزرگ کرده……قشششنگ حرفاش در تمام موارد داره یادم میاد
    🌹🌹🌹🌹🌹

    تمرین و تفکر جالبی بود…..ممنون استاد که ذهنمو به چالش کشیدید

    بامداد ۵ آذر ۹۹

    0

  2. فایل “قوی ترین باور ی که مانع لاغر شدن است. ”

    من به خاطر جذابیت ، این فایل را 2 بار دیدم. ممنونم استاد. 🙏

    به نظر من چیزی که ما از ان به عنوان منفی باف در وجود خود تصور میکنیم ،چیزی نیست جز فقدان وجود مثبتمان. هنگامیکه ما اولین قدم را براي اغاز ارادی تکامل فردی خود و ایجاد توازن و تعادل در اعمال و رفتارهای خود برمیداریم ، این قدم به ما کمک میکند تا ما درجه ضعف و قدرت استعدادها ی خودرابشناسیم ، به سمت تکامل و رشد و نمو متعادل برداریم و نهایتا به اثرات مثبت وجود خود پی میبریم. این جنبه بالقوه مثبت وجود ما ، ما را به سمت ایده ال زندگیمان سوق میدهد. ما وقتی هدف مثبتی مثل تناسب اندام داریم ، باعث ميشود که احساس بهتری به خودمان داشته باشیم. این احساس خوب جسارت لازم را برای ادامه جریان تغییر جسممان ایجاد میکند. رسیدن به تناسب اندام و لاغری برای ما ازادی میاورد. این ازادی انرژی احساسات وهیجانات مثبت و رهایی بخش، را به صورت عشق به همراه میاورد. این انگیزه مثبت رسیدن به تناسب اندام و لاغری، یک انگیزه الهی برای من است چونکه نیت و عمل خیر من عکس العمل مثبتها ی زیادی را برای خودم و اطرافیانم به ارمغان میاورد. این وجود مثبت در من تحولاتی ایجاد میکند که من میتوانم به جامعه خودم هم بیشتر خدمت کنم. من با استفاده از وجود مثبتم میتوانم نگرش جدیدی در زندگیم داشته باشم و نهایتا به سوی موفقیت گام بردارم. فضای خدا خواهی ، برای خدا بودن و به سوی خدا شدن و فضای اطمينان ، مثبت نگری است نه منفی نگری و اضطراب. تلاش و تمرین مداوم من در دوره تكرار ، اثری مثبت و نیکو در جهت رسیدن من به لاغری بر جای خواهد داشت. وجود مثبت من باعث احساس رصایت من از زندگی است. من اگر اندام متناسب دلخواه خودم را در نظر خود مجسم سازم ، به زندگی خود هم نگاهی مثبت خواهم داشت. من ميخواهم باورهای بسته و محدود کننده خود را دور بریزم و باورهای مثبت و سازنده ای مثل لاغری اسان ترین کار دنيا است را جایگزین ان باورهای کهنه و مندرس در ذهنم کنم. من ميخواهم خوش بین باشم. امید به زندگی و شاد بودن از دید گاه مثبت من تراوش میشود. من دارم به زندگی خود معنا میبخشم. من الان تصورات درست و خوب همچون عشق ، انفاق ، صبر ، احسان و امیدواری در ذهنم دارم. من خودم را توانمند حس میکنم. من الان خدا را حمایت کننده ، مهربان ، مراقب ، قادر و توانا در راه رسیدن به تناسب اندام خود حس میکنم. من ار زندگى در حال حاضر م خشنود هستم. من الان دنبال کشف لذتهای واقعی و همیشگی هستم. من میدانم که براي رسیدن به ارامش باطن بایدمثبت نگربود. به نظر من استعداد های مثبت توسط خداوند در فطرت ما نهاده شده است . هر چه خدا در وجود ما گذاشته همه خیر و مثبت است. انسان از نظر من واجد صفات مثبت است. ما میتوانیم لاغر شویم و به تناسب اندام مورد نظرمان برسیم. خود را باور کنیم ، شرایط پدیدار میشود.😇

    0
  3. بزرگترین مانع لاغری:باور سخت بودن لاغری
    هر موضوعی خودش دوتا موضوعه
    یکی توجه به خواسته +داشتن حس خوب
    یکی توجه به نبود خواسته و حس بد داشتن
    توجه به بخش مثبت یا منفی که نتیجه رو مشخص میکنه برای ما
    در طی سال تحصیلیم در خیلی از درسام از دوستام بهتر بودم چون توی ذهن من اون درسا شیرین و ساده بودن ولی دوستام این بارو داشتن که سخته درسا و نمیتونن و از من نمره پایین تری میاوردن ….
    در لاغری هم همینطوره
    میتونیم باور داشته باشیم لاغری سخته و لاغر نمیشیم نتیجش اینکه چاق میمونیم
    میتونیم باور کنیم که روند بدن اصلا لاغر شدنه ، خدا مارو متناسب خلق کرده ، هر لحظه بدن ما ترمیم میکنه و تنها مانع ترمیم باور غلط داشتنه …..اگه باور مثبت در باره لاغری داشته باشیم و بپذیریم که لاغری اسون ترین کار دنیاست لاغر هم میشیم
    افکار منفی همیشه هست شیطان همیشه هست این خودمونیم که تصمیم میگیریم کدوم بخش مثبت یا منفی رو فعال کنیم و این تصمیم ما نتیجه رو مشخص میکنه ….
    اتفاقا چاق شدن سخت ترین کار دنیاست
    چون طبیعت بدن چاق بودن نیست !
    چون خدا مارو چاق خلق نکرده !
    چون روند بدن چاق شدن نیست!
    چون خواسته روح چاق شدن نیست!
    چون چاق شدن به روح و جسم اسیب میزنه و واقعا چاق شدن سخترین کار دنیاست
    چاق شدن اعتماد به نفس و شادی و زیبایی و یکجورایی معنای زندگی رو از آدم میگیره!
    واقعا چاق شدن سخت ترین کاز دنیاست
    ****
    لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
    لاغری مثل یک رود روانه که در بدن ما ست و شاکن نمیشه و هر لحظه بدن در حال لاغر کردن ماست و نیاز نیست اصلا کار سختی انجام بدیم ….
    ما در وزنی که الان میخوایم باشیم قبلا هم بودیم و حالا دوباره برمیگردیم به همون ایستگاهیی که ازش رد شدیم یه همین آسونی
    لتغر شدن خیلی اسون و لذت بخشه با لاغر شدن سلامت کامل جسم و روح رو به دست میاریم با لاغر شدن اعتماد به نفس و شادیمون برمیگیرده با لاغر شدن آزادی به دست میاریم!
    خدایا شکرت لاغر شدن چه قدر ساده و لذتبخشه

    1+
  4. سلام به استاد و دوستان عزیز
    من عاشق این جمله استاد هستم “اگر موانع ذهنیمون رو برطرف کنیم خود به خود لاغر میشیم”، چقدر این جمله انگیزه بخش هست.
    واقعا همینطوره روند جسم ما همیشه به سمت بهبود و سلامتیه، اما این موانع ها باعث میشن که این اتفاق نیفته و اگه ما بتونیم این موانع رو شناسایی کنیم و اونا رو برطرف کنیم خود به خود لاغر میشیم و این فقط مختص لاغری نیست بلکه در تمام جنبه های زندگیمون صدق میکنه.
    چون هر تصمیمی که میخواییم بگیریم با دو وجه از ذهنمون سروکار داریم یه وجه که میگه میشه و ما رو به هدفمون میرسونه یه وجه که میگه نمیشه و برامون مانع ایجاد میکنه.
    منم موفقیت هایی که در زندگیم داشتم به این دلیل بوده که بخش مثبت ذهنم اعتماد کردم و بیشتر حواسم بهش دادم و جاهایی هم که موفق نشدم به این دلیل بوده که به بخش منفی ذهنم بیشتر توجه کردم. در لاغری هم همینطوره، من قبل از آشنایی با لاغری با ذهن، به بخش منفی ذهنم بیشتر توجه میکردم و از بخش مثبت ذهنم غافل بودم و بیشتر گفتگوی ذهنی منفی با خودم داشتم، به جای اینکه به توانمندی های خودم اعتماد کنم بیشتر به اضافه وزنم قدرت میدادم و اونو بزرگ جلوه میدادم و خودم رو در برابرش تسلیم میدیدم و نتیجه اش هم این شد که روز به روز به اضافه وزنم افزوده میشد.
    اما خداروشکر از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، تمام توجهم به بخش مثبت ذهنم هست، به توانمندی های خودم اعتماد کامل دارم و مطمئن هستم که به هدفم میرسم. مهمترین هدف امسال من “تناسب اندام” هست و رسیدن به این هدف خیلی برام لذت بخشه چون روی تمام جنبه های زندگیم تاثیر میذاره روی لباس پوشیدن، روی اعتماد به نفس و …
    خداروشکر در این مسیر روز به روز به تناسب اندام دلخواهم نزدیک میشم و هر روز با عشق یک قدم به سمت هدفم برمیدارم😊.

    0
  5. سلام و درود
    من حالا که فکر می کنم حقیقت و واقعیت زندگی هر کس همان باوری است که او دارد مثلا من وقتی باور کردم که به دکتری باید با چاپ مقاله فقط باید رسید به دکتری نرسیدم و باید ترس این باور را کم کنم تا بتونم مقاله بنویسم باید از مسیر لذت ببرم یا زمانی که یک سوزن دوزی شروع کردم که همه می گفتن امکان نداره بهش برسی و من اصلا به حرفاشون توجه نکردم و رسیدم خیلی خوب هم رسیدم یا زمانی که همه می گفتن گرفتن ارشد محاله ولی من به قسمت مثبت وجودم توجه کردم و نذاشتم که باور منفی در من شکل بگیره و به هدفم رسیدم یک نفر از همکلاسی هام خیلی راحت به دکتری رسید و من با میدان دادن با افکار منفی نتوانستم برسم . من به ذهن مثبتم قوت دادم و در کارم رسیدم به درجه ای که همه آرزوی رسیدنشو دارن . من محل زندگیمو عوض کردم چون به نفعم بود و در این امر تمام توجه ام به جنبه مثبت این کار بود . خدایا من همیشه دعا می کردم و از خدام می خواستم وزنم را کم کنه و به جنبه مثبت خودمو آدم متناسبی فرض می کردم چون مطمئن بودم خدا این خواسته قلبی را که از اعماق وجودم سرچشمه گرفته را حتما پاسخ می دهد و خداوند به من پاسخ داد و این دوره شگفت انگیز را در مسیرم قرار داد ممنونتم خدای مهربانم ممنونم از شما استاد گرامی ممنونم از خودم که دوره شما را خریداری کردم و به شگفتی در زندگیم رسیدم بزودیمن یکی از شاهکارهای این دره خواهم شد قول می دهم و به لطف خدای مهربان تمام سعی خودم را می کنم. تا شگفتی فاصله ای نمانده

    2+
  6. به نام خدای لاغر کننده
    سلام ، وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم تو کارهایی که موفق شدم در واقع به بخش مثبت خودم گوش میدادم و در کاری که موفق نبودم به بخش منفی گوش میدادم و میرفتم تو فاز مقایسه و حالم همیشه بد بود ، مثلا دوستم تو تحصیل موفق بود ، اما من هر چی تلاش کردم نتونستم ادامه تحصیل بدم خیلی ناراحت میشدم و فکر میکردم آدم بی استعدادی هستم در واقع توجه به بخش منفی ذهنم کردم و باور کردم که من تو درس ناتوانم ، اما تو روابط با همسر و فرزندانم موفق شدم و زندگی بسیار آرام و شادی دارم ولی ذهن منفی بافم این بخشو کوچیک میکرد و موفقیت حساب نمیکرد و میگفت تحصیل موفقیته ، در مورد لاغری هم چون در گذشته از روشهای مختلف سخت شکست خورده بودم و لاغری پایدار نداشتم ، بخش منفی ذهنم میگفت تو آخرش باید تسلیم چاقی بشی ، هیچ راه آسونی برای لاغری وجود نداره و تا آخر عمرت چاق میمونی ولی من دلم نمیخاست این حرف باور کنم همیشه بخش مثبت ذهنم میگفت امیدوار باش بلاخره ی روشی اختراع میشه که آسون و راحت باشه ، به لطف خدای مهربان از وقتیکه هدایت شدم به لاغری با ذهن رویای من به حقیقت پیوست و من به راحتی لاغر شدم و واقعا آسونتر از چاق شدنه چون تمام چیزایی را که با چاقی از دست داده بودم را براحتی بدست آوردم مثل سلامتی ، آرامش و شادی ، اعتماد به نفس ، راحت لباس خریدن ، شادابی و جوانی ، قدرت بدنی ، من بدون زحمت و سختی همه اینها را به دست اوردم الان که به نیمه راه لاغری رسیدم که فقط تو چند ماه بود خدا میدونه وقتی به اندام ایده آلم برسم چقدر خوشبخت و سعادتمندم که بینهایته ، خدارا شکر میکنم که تو این مدت خدای لاغری خیلی قوی همراهم بوده و اجازه نداده که بخش منفی ذهنم پر رنگ باشه و منو همیشه هدایت و حمایت کرده ، خدایااا شکرت
    ازشما استاد عزیز هم سپاسگذارم که بعد از خدا همراه همیشگی ما هستین ، آرزوی سلامتی و سعادت ابدی برای شما و خانواده تون محترمتون دارم

    2+
  7. به نام خدا
    سلام به استاد گرامی و دوستان عزیزم
    دقیقا درسته…وقتی کی به هر جنبه یا مثبت یا منفی ذهنت گوش می کنی…وقتی باورش کردی.وقتی باور کنی انتظارت از خودت همونه‌.تمام جام کلام استاد همینه.من کاملا درکش کردم.من از بچگی به پزشکی علاقه داشتم و وقتی داداش بزرگترم که درسش عالی بود و نابغه بود طی یه اشتباه انتخاب رشته رفت معلمی دنیا رو سرم خراب شد.‌۲۰سال قبل بود .گفتم اون نتونسته منم نمیتونم.از کنکور واسه خودم غولی ساختم که نگو.یعنی سوم راهنمایی بودم به کنکور و شکست در اون فکر میکردم. من تمام ۱۲ سال نمره الف کلاس‌ بودم.‌سخت کوش و باهوش.‌بنابراین در روز موعود هم خراب کردم وشدم پرستار.‌ولی باز در دانشگاه ۴ سال نمره الف بودم چون علاقه داشتم و میدونستم من میتونم.آزمون استخدامی شد و من باز به حرف فرشته مثبت ذهنم گوش دادم که میگفت سالها با فشار درس خوندی تو قبولی و همون سال اول در سن کم استخدام رسمی شدم‌ .ولی در یک یادگیری عملی رانندگی موندم. چون هنوزم همیشه میگم من نمیتونم. ترس داره. نکنه یه بچه بیاد جلو ماشین.‌نیست که در بیمارستان تصادفی زیاد دیدم .تا خونه بودم و مجرد همیشه خواهرم این حس منفی باف منو زنده میمرد که توآشپز بشو نبستی. درحالی که من بسیار باهوش بودم.‌ازدواج کردم مادر همسرم اینقد به من بال و پر داد که و تعریف دست پخت منوهمه جا کرد که الان من یه آشپز حرفه ایم که پنجاه تا مهمون تولد پسرمو شام دادم و پذیرایی کردم.الانم خودم برای گرفتن پسرم از پوشک دارم منفی بافی میکنم.‌سه بار سعی کردم به هر علتی همکاری بچه ضعیفه و باور کردم من نمیتونم پسرمو از پوشک بگیرم. من حوصله شوو ندارم. من کار بلد نیستم.قبل این فایل داشتم به همین موضوع فکر میکردم که باید این باور رو‌عوض کنم و مثبت جلو برم که بشه.خدا رو شکر استاد هم فایلاش همیشه به موقع ست.اگه فکر کنیم هزار مورد دیگه پیدا میکنیم که خودمون یا جلوی موفقیت خودمونو گرفتیم یا خودمون باعث پیشرفت خودمون شدیم.‌این نشون میده قدرت ذهن و باور و انتظار در زندگی چقد زیاده.‌اگه فقط با تمام وجود سخنان گوهربار استاد رو قبول کنیم و با جان و دل بشنویم و عمل کنیم و ادامه بدیم و هر بار شیطان منفی باف ذهنمون اومد دم گوشمون نجوا کنه که دو ماهه داری فایل گوش میدی تغییری نکردی بزنیم تو دهنش و همون لحظه بشینیم پای فایل جدید و ادامه بدیم شک نکنین چه بخوایم چه نخوایم متناسب میشیم….همین.به همین آسونی. متناسب شدن آسانترین کار دنیاست.استاد من بزودی شگفتی قرن سایت شما میشم چون باور کردم هر روز دارم از روز قبل متناسب تر میشم….

    2+
  8. سلام براستادعزیزودوستان همراهم
    هرموضوعی درزندگی درجنبه مثبت ومنفی داره که مابه هرجنبه بیشترتوجه کنیم پیروزوموفق میشه درجهان هستی فرقی نداره مابه کدوم جنبه توجه کنیم اون فقط را چیزی که موردتوجه ماست رابرامون فراهم میکنه مثلامن چون به قبولی درکنکورفکرنمیکردم ومیگفتم نمیشه وبه جنبه منفی اون فکرکردم به همین راحتی پیروزشدومن دانشگاه نرفتم برای گرفتن گواهینامه به جنبه مثبتش توجه کردم که من میتونم وپیروزشدم وخیلی ازکارای دیگه
    همه مادوست داریم لاغرباشیم ولی چون به جنبه منفی اون توجه کردیم لاغرنشدیم مثلااگه لاغربشم پوستم افتاده وچروک میشه اول صورتم لاغرمیشه شکمم که تکون نمیخوره بدریخت میشم و….
    ماشایدبه خیلی ازاهدافمون نرسیدیم مثلادانشگاه نرفتیم ومدرک فلان نگرفتیم این موضوع دربعضی مواقع میتونست به ماکمک کنه ولی چاقی همیشه همراه مابوده ودرهرجنبه اززندگی مارابامشکل روبه روکرده مثلااعتمادبنفس پایین خجالت کشیدن برای حضوردرجمع ومهمانیهاانجام ندادن خیلی ازکارایی که دوست داشتیم و… پس بایدبه جنبه های مثبت لاغری توجه کنیم تابه هدفمون برسیم وهرروزدرمسیرزیبای تناسب اندام لذت ببریم وهرروزرازندگی کنیم منتظرنباشیم تامتناسب شویم بعدبخواهیم اززندگی لذت ببریم چون همین کارباعث ایجادحال وحس بددرمامیشه ودرآخرناامیدمیشیم خداوندبزرگ وعزیزوقدرتمندبرای همه ی انسانهاهم چیزآفریده هرکسی رابهترین خودش قرارداده این مهم هست که مابه چه جنبه ای ازهرموضوع فکروتوجه کنیم خدایاشکرت ازاین همه نعمتهای عالی ازداشتن دوستان عالی سپاسگزارم

    1+
  9. به نام خدا
    درود و صد درود بر استاد عزیز و گرامی و دوستان عزیزم
    قبلا لاغر شدن برام خیلی سخت بود و میگفتم دیگه نمیتونم به اون وزن قبل برگردم چاقی رو خیلی راحت می پذیرفتم ولی لاغری رو جز یکی از سخت ترین کارهای دنیا میدونستم و برام امکان پذیر نبود اما از زمانی که وارد دوره شدم برعکس شده این دو نتیجه
    برام لاغری خیلی اسونه مثل اب خوردنه
    بدون هیچ محدودیتی دارم وزن کم میکنم و خیلی شادو سرحال هستم با چند تا فایل گوش دادن و تمرینات دوستان خوندن
    دارم به راحتی وزن کم میکنم کجای دنیا اینجور چیزی پیدا میشه که بخواهی بدون سختی و ورزش و رزیم وزن کم کنی و احساس خوبی داشته باشی و چند ماهه از دوره هم گذشته ولی متوجه گذر زمان هم نشدم خیلی راحته متناسب شدن اسانترین کار دنیاس
    من در رشته ی ادبیات قبول شدم ولی دوستام در رشته ی حقوق اونا تونستن ادامه بدن ولی من بخاطر بخش منفی باف ذهنم نتوستم
    من سال ۹۳تونستم گواهینامه بگیرم بخاطر اون بخشی مثبت ذهنم
    و اون موقع تصمیم قاطع گرفته بودم و چون با شوق و اشتیاق بود متوجه نشدم چه جوری گواهینامه گرفتم ولی خواهرم نتونست
    من در طول سال مدرسه درسم خوب بود ولی خواهرم نه نمیتونس درسش رو خوب بخونه
    دوستم در کنار همسرش اون ور دنیا زندگی میکنه ولی من بخاطر اون بخش منفی باف ذهنم که من نمیتونم برم و در کنار همسرم زندگی کنم الان به دور از همسرم زندگی میکنم
    ذهن بیشتر به سمت قسمت منفی کوک شده و بخاطر همین نتونستم لاغر بشم
    ولی الان دیگه به این باور رسیدم که میتونم لاغر بشم و لاغری خیلی اسونه و لاغری بر روی بخش مثبت ذهنم کوک شده🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    3+
    1. سلام.
      من هم تو این قسمت یاد این موضوع افتادم ک دیگران نتونستن تو رابطه زن شوی شون موفق باشن و باکسی ک دلشون مبخاد اشنا بشن ولی من ب راحتی باکسی ک دوسش دارم هستم ورابطه ای عالی دارم در مقابل این قبلامن فکر مکردم من چرا لاغر نمیشم ولی خانوادم انقد راحت متناسب هستن خب الان متوجه شدم الان لاغری تو قسمت مثبت من هست خدارشکر. میشه گفت ب هرچیزی تمرکز کنی همون میشه روهم جز همین دونست من قبلن توجه و تمرکزم روی منفی ها و چاقی بوده ولی الان توجه م ب متناسب بودنه من ب بخش مثبت ذهنم توجه مکنم

      1+
  10. باسلام من واقعیتش زاده این تفکرم که همیشه پس از چند مدت همه را رها کردم سختی لاغر شدن مدتیه که بادوره آشنا شدم توی این مدت فکر منفی بسراغم آمده ولی دیگر نه با آن سبک دیروزی که مثلا نمیتوانم لاغر شوم خیلی روان فکر میکنم احساسم نسبت به لاغری آسانتر شده سالها چاق بودم پس انتظار دارم بعد از مدتها باید لاغر بشوم مدت زمان را فقط باید تحمل کرد قدرت ذهن لاک پشتی است ولی دست یافتنی دیروزود داره برایم آسان است بعضی وقتا سنگین جسم میشوم واحساس سنگینی میکنم این مشکل خوردن نیست استرس های باقیمانده در ذهن فعلا ما فلج کرده واجازه نمیدهد آرزوی لاغری را داشته باشیم از هرکجا مشکل پیش بیاید سریعا دنبال لاغری میرویم وفک میکنیم علت این فشارها چاقی است درحالیکه استرس های اضافه موجب این فکر هست درست پیش میروم جملات استاد یکی بکی آویزه گوشم میکنم وواقعا تلقین نتایج را به خورد خودم میدهم البته که لازم است چون باید ذهن را هدایت کرد بسوی برطرف کردن مشکل چاقی
    ذهن راست ودروغ را یکی میپندارد پس به ذهنم بگویم ذهنم جان من لاغرم تابستان امسال هرکی بهم میرسید میگفت لاغر شدی چون خیلی عادتها را کنار گذاشتم
    درخصوص اینکه چه وقت ذهن مثبت تو باعث شده که موفق بشی قبولی در آزمونهای مختلف ،،ادامه تحصیل …لاغری وکاهش وزن درمقاطعی بسیار ارزشمند بود دام آهنین چاقی را این بار می شکنم ووعده من رهایی از تار عنکبوت پوشیده برتن خواهد بود

    2+
  11. سلام
    هر چیزی در زندگی دست خود انسانه که در جبنه مثبتش حرکت کنه یا منفی
    بیشتر وقت ها ذهن انسان ناخودآگاه در سمت منفی حرکت میکنه و دست خود انسان نیس و اونقدر به اون سمت کشیده میشه که غرق در افکار منفی میشیم .
    از یه چیز کوچیک شروع میشه مثلا فکر میکنم فلانی این حرف رو زد میگیم حتما با منظور گفته
    صد درصد اینجوره چون نیتش بده و قبلا هم اینجوری گفته اون موقع هم با منظور حرف میزد
    یا مثلا فکر میکنیم امروز که دارم میریم بیرون شاید تصادف کردم شاید بمیرم اگه بمیرم چی …
    چی میشه یعنی منو میبرن بهشت یا جهنم
    باز فکر منفی و منفی …
    حتما جهنم دیگه من این همه گناه کردم مگه میشه خدا منو ببره بهشت
    باز اونقدر غرق میشیم که حتی نمونه های عذاب رو هم خودمون با ذهن منفی خودمون انتخاب میکنیم
    خب چرا نتونیم در جهت مثبتش فکر کنیم با اینکه توانش رو داریم .
    بگیم من انسان خیلی خوبی و با ایمانی هستم و خدا بهم عمر طولانی و با عزت میده
    من خوبم چون فلان زمان خدا اینجا اینوبهم داده
    من خوبم چون همیشه خدا ازم محافظت کرده و نذاشته صدمه ای بهم وارد بشه
    ذهن انسان روی منفی باف کوک شده و با اولین حرف یا شخصی بجای جنبه مثبتش اول جنبه منفیش میاد به ذهنت و وقتی که خوب اون رو روی جنبه منفی چرخوندیم حالا یه چند کلمه هم میگیم
    ….حالا شاید اینجوری نباشه که میگم…
    بهتره توی زندگیمون سعی کنیم خوبی هارو به یاد بیاریم تا ذهن سالمتری داشته باشیم چون در اینصورته که زندگی سالمتری داریم و وقتی که زندگی و ذهن سالی داشته باشیم خوشبختی و آرامش به سراغمون میاد

    3+
  12. سلام
    باید فکر کنم ببینم کجا من مغلوب افکار منفی شدم و کجا مغلوب نشدم مثال:
    من بعد از ازدواجم دیگه تحصیلات دانشگاهی رو ادامه ندادم چون منفی بافت میگفت تو زندگی زناشویی سخته درس خوندن و تو دیگه نمیخوای ادامه بدی و وقتگیر و …ولی دوستم با همین شرایط من که حتی تارخ ازدواجمون هم در یک ماه به فاصله یه هفته در یک سال هست تحصیلات دانشگاهی رو ادامه داد و لیسانس گرفت و نگفت کار سختیه
    من اما بعد از ازدواجم سریع رفتم دنبال اموزش رانندگی و نگفتم سخته یا وقتگیر یا اینکه من یاد نمیگیرم وگواهی رانندگیم رو گرفتم در صورتی که دوستم گواهی نداشت و من رو دید وبعد از من البته یک کلی بعد از من رفت و گواهی رو گرفت
    یا من رفتم دوره ی ارایشگری رو دیدم و موفق شدم و مدرک گرفتم ولی دوستم میگفت من اصلا نمیتونم و نه رفت
    من پانزده سال پیش رفتم مدرک دوسطح از کامپیوتر رو گرفتم که همون دوستم گفت من نمیتونم ولی من نگفتم و رفتم و موفق هم شدم
    من رفتم دورهی کارهای هنری مثل گلسازی و نقاشی و رو دیدم و مدرک گرفتم ولی اون میگفت من از این هنرا ندارم و نرفت
    ولی بر عکس اون رفت دورهای زبان خارجه رو کامل گدروند و مهارت پیدا کرد و الانم از این طریق سر کار هست ولی من گفتم نمیتونم درس بخونم یا زبان بخونم یه ترم رفتم ولی ادامه ندادم و معلوب منفی باف شدم که من نمیتونم
    هر کس به منفی باف توجه کرد در کارش موفق نمیشه و برعکس هر کس به وجه مثبت دهنش توجه کرد حتما موفق میشه

    من الان در دهنم این جمله که لاعر شدن اسانترین کار دنیا است خیلی جا افتاده ولی بازم دلیل میارم که بدونم واقعا لاعری اسون هست چون :
    ۱:با لاعر شدن در بهترین حالت روحی و جسمی قرار میگیریم
    ۲:با لاغر شدن اعتماد به نفس عالی پیدا میکنم
    ۳:با لاعر شدن خیلی خوش لباس و خوشتیپ میشم
    ۴با لاعر شدن لباسهای رنگ شاد و زیبا میپوشم
    ۵ بالاعر شدن آزادی در خرید کردن و زندگیم پیدا میکنم
    ۶با لاعر شدن با کلاستر و با پرستیژ تر میشم
    ۷با لاغر شدن سبک و ازاد و رها میشم
    ۸با لاغر شدن جوانتر و زیبا تر میشم و شادابتر و با طراوتر میشم ۹با لاعر شدن در تمام لباسها احساس خوب ازاد بودن رو حس میکنم و تحت فشار نیستم
    ۱۰با لاغر شدن ارامش و شادی درونی رو حس میکنم
    ۱۱ با لاغر شدن حتی سایز پام تغییر میکنه و هر کفشی رو که بخواهم میخرم
    ۱۲با لاغر شدن در مهمانی و عروسی و همه جا میدرخشم با لباس مورد علاقه ام
    ۱۳با لاعر شدن وجه اجتماعی بالاتری پیدا میکنم
    ۱۴با لاغر شدن روابطم بهتر میشه
    ۱۵با لاغر شدن غداها رو بدون عذاب وجدان و راحت میخورم
    ۱۶ با لاغر شدن قیافه ام خیلی جذابتر هست
    ۱۷با لاغر شدن سر میز غذا در هر جایی که باشم مثل ملکه ها رفتار میکنم آهسته و ارام غدا میخورم
    ۱۸با لاغر شدن به سایز ۳۸ که خیلی دوستش دارم میرسم
    ۱۹با لاغر شدن در وزن ۵۹ کیلو که خیلی دوستش دارم در آیننه از دیدن خودم لذت بیشتری میبرم
    ۲۰با لاغر شدن من جسم ام رو پارکینگ بیماری و مریضی نخواهم کرد
    ۲۱با لاغر شدن از این طریق به بقیه موفقیت هام حتما میرسم و…….
    لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
    وبلعکس چاقی همش درد و رنج و بیماری و افسردگی و تنگی لباسها و محدودیت در خرید کردن و بی اعتماد به نفسی و روابط بد و حال بدو بد تیپ بودن و لباس تیره پوشیدن و ناراحتی و چهره ی مسن و بی کلاس و …. رو به ما میده

    5+
  13. سلام به همگی
    این فایل دقیقا افکار امروز من بود دارم یاد میگیرم به ذهن مثبتم گوش کنم و دائما با خودم تکرار می کنم من خوش اندامم هرروز هم لاغرتر و خوش اندام تر میشم . من متوجه شدم توی دوره مهم ترین عامل در رسیدن به هدف احساس خوب (که اینم خودش شاید برای بعضی هامون رسیدن بهش سخت باشه) و ترس از شکست نخوردن من این روزا سعی می کنم با کلماتی مثل من همیشه موفق میشم خودم رو خوشحال نگهدارم و سعی کنم از روزم لذت ببرم در کنار اینکه به فایلها گوش میدم و می دونم طرز غذا خوردنم خیلی خوبه البته با در مسیر بودن بهترم میشه. اینارو گفتم تا اگه کسی این روزا احساس ناخوشایندی داره بدونه با کلماتش می‌تونه حسش تغییر بده .
    در مورد تجربه ها من وقتی می‌خواستم کنکور هنر شرکت کنم چون رشتم هم ریاضی بود بنظرم قبولیش به قدری سخت بود که نمی تونستم به راحتی پذیرفته بشم در صورتیکه همون زمان کسایی رو می دیدم که می گفتن بدون درس خوندن هنر قبول شدن و من انقدر این موضوع رو سخت کرده بودم در ذهنم که متاسفانه چندسال قبولیم طول کشید البته که افکار منفی باعث نشد هیچوقت بیخیالش بشم. اما همون موقع وقتی داشتم لیسانس می خوندم انقدر اونجا حالم خوب بود که بدون کنکور، ارشد همون دانشگاه پذیرفته شدم در صورتیکه حالا به نظر بقیه قبولی توی ارشد سخت بود و به نظر من نه. فقط کافیه موضوعی رو در ذهنمون آسون کنیم مثل همین لاغری دوستانی که شگفتی ساز شدن رو ببینیم بگیم چقدر لاغری راحته ، و هرروز وقتی ذهن منفی باف شروع می کنه با خنده بلند بگم بابا لاغر شدن که کاری نداره من ببین چه راحت ارم لاغر میشم.

    5+
  14. میزان موفق شدن هر فرد در هر جنبه ی زندگیش بستگی به توجه فرد به بخش منفی و مثبت ذهنش است
    من و زهرا رفیعی هردو شیمی قبول شدیم من شدم فوق لیسانس بیکار دادن شد دکترای نانو و استخدام نانو
    اون به بخش مثبت ذهنش توجه کرد ومن منفی
    یا من به راحتی شنا یاد گرفتم ولی دوستم نه چون من به بخش مثبت ذهنم که میگفت میتونی گوش کردم
    من به راحتی راننده شدم ولی زن داداشم نه
    من شدم فوق لیسانس بیکار ولی خواهرم فوق تخصص مغز به همین علت است
    من آشپز خیلی خیلی خوبی شدم ولی خواهرم نه
    تمام اینا یعنی اینکه در هر زمینه یه کدام بخش ذهنم توجه کردم
    الان آگاهانه میخوام به بخش مثبت ذهنم توجه کنم که میگوید من لاغر میشوم چون لاغری آسانترین کار دنیاست با شادی و حال خوب سبکی و سلامتی و اعتماد بنفس و حال خوب و لباس های شیک و زیبا سایز ۴۰ هم راه است اما چاقی فقط با سنگینی سختی مریضی حال بد لباس های زشت بی ریخت نفس نفس زدن به سختی بلند شدن و نشستن همراه است پس من لاغر میشوم چون شک ندارم راه من صحیح است

    7+
  15. سلام و درود استاد گرامى & دوستان عزيز سرزمين لاغرى با ذهن 😊 روز بيست و پنج تكرار ,
    قوى ترين باورى كه مانع لاغر شدن است‼️🤔
    سوْال , در باره ى موضوعاتى كه براى شما سخت بود , اما ديگران انجامش دادند , ودر اون موضوع موفق شدند , و موضوعاتى كه شايد براى ديگران سخت بوده و شما به راحتى انجامش داديد , بنويسيد⁉️
    من فكر مى كنم سالها من تحت تاثير هر دو بخش ذهنم بوده ام اما چون شناختى آگاهانه در باره ى بخش مثبت و منفى ذهنم نداشتم , اين مسئله باعث شد كه شايد بيشتر تحت تاثير بخش منفى ذهنم بودم . چون سالها با همه ى نعمتها و رحمتهاى الهى كه در زندگيم داشتم و دارم اما لذت نمى بردم , سالها با ترس و نگرانى در باره ى هر مسئله اى بودم , و بخاطرِ اينكه شناختى سطحى نسبت به ذهن منفى بافم داشتم , بيشتر تحت تاثير بخش منفى باف ذهنم بودم , و الان كه در اين مسير هستم , به لطف خداوند , تمرين مى كنم كه هر بار مراقب احساس خوبم و همچنين هر دو بخش ذهنم باشم . حتى با وجود شناخت بخش منفى ذهنم در اين مسير , بازم ممكنه بعضى روزا , آهسته تَر پيش برم , اما با ديدن و شنيدن و تكرار فايلها , و همچنين فايل امروز دوباره به مسير اصلى برمى گردم و اميدوارانه تَر ادامه مى دم . شكر و سپاس هر بار كه از مسير منحرف مى شم يا مى رم حاشيه , باز خدايى يه فايلى رو مى بينم يا گوش مى دم كه من رو به مسير اصلى هدايت مى كنه .😍
    دقيقا مثِ رانندگانى كه در جاده , راه اصلى رو گم مى كنن اما با سوْال و پرس و جو و يا نقشه ى راهها دوباره به مسير اصلى برمى گردن . 🚙 🚗 🚘
    من هم با ديدن و شنيدن اين فايل اميدوار تَر شدم كه هميشه راه براى باز گشت و دور زدن هست , فقط بايد مراقب باشم كه منحرف نشم و اگر هم , از مسير اصلى منحرف شدم , مسير اصلى رو با اتصال به دوره ى تناسب فكرى و لاغرى با ذهن پيدا مى كنم . هميشه راهى براى بازگشت وجود داره . همانطور كه خداوند مهربان , هميشه درهاى توبه را به روى بندگانش باز گذاشته , مسير لاغرى با ذهن هم مثِ جاده اى از چاقى به سمتِ لاغرى ست و اين مسير و جاده هميشه باز است . همين كه من به لطف خداوند مهربان در اين مسير هستم , خوشحال و سپاسگزارم و شايد خيليا به دلايل متفاوت هنوز در اين مسير نيستن‼️ خيليا سالهاست كه هدف داشتند و موفق شدن و اما من سالها هدفى با برنامه ريزى روزانه نداشتم . اما الان , من هر روز هدفى در زندگيم دارم و آن را دنبال مى كنم و شايد خيليا هنوز هدفى براى زندگيشون ندارن‼️خيليا در اين مسير بودند و هستند و موفق شدن كه به تناسب اندام برسند , و من هم الان به نيمه هاى مسير رسيده ام و اميدوارم كه ادامه مى دم و به هدفم مى رسم . خيليا در سرزمين لاغرى با ذهن زندگى نمى كنند , اما من در سرزمين لاغرى با ذهن هستم و از زندگيم لذت مى برم .
    فايل اين قسمت فوق العاده عالى بود و در من احساس خوبى ايجاد كرد و يكى از فايلهاى مورد علاقه من است .
    با تشكر فراوان , شاد و سرسبز باشيد💖💜

    4+
  16. توجه به فرشته دورن و ندای مثبت ♡♡
    توجه به خانوم منفی باف×××
    انتخاب با خودمونه ، میتونیم به حرف های مثبت ذهنمون و راهنمایی هاش گوش کنیم و همیشه حال خوب داشته باشیم و در نهایت به بهترین شکل ممکن به هدفمون برسیم
    یا نه میتونیم به بخش منفی باف توجه کنیم همیشه حال بد داشته باشیم و در نهایت به خواسته مون هم نرسیم (در همه زمینه ها)
    هدف بخش مثبت ما ،رسوندن ما به خواسته هامونه ، لذت ماست ، و مارو دوست داره آزادی و زیبایی و خدشحالی رو دوست داره
    اما خانوم منفی باف چی اون فقط حقیر شدن ، بدبخت شدن و پس رفت مارو میخواد
    حالا ما چی رو انتخاب می کنیم😊؟
    من تصمیم خودم رو گرفتم که از این به بعد در تمام مواقع هر شرایطی بود هر اتفاقی افتاد هرچی که شد فقط به بخش مثبت ذهنم توجه کنم و پررنگش کنم در ذهنم و لاغرشدن اسان ترین کار دنیاست و من هم یک شگفتی سازم
    خداروشکر💛💛

    3+
  17. سلام بر پروردگار جهانیان 💖🌺💖🌺💖🌺
    سلام بر استاد گرامی و دوستان همراهم 🌺
    روز ۲۵تکرار
    من قبل از دوره دیگه چاق بودن را پذیرفته بودم و مرتب ی نجوایی در گوشم میگفت فقط تو نیستی ک چاق هستی ‘استاد زیادی بدتر از تو هستن نبرد بابا نگران نباش تو دیگه همینی ‘اول از ته قلبم خوشحال نبودم ی نگرانی داشتم دلم میخواست لاغر بشم و با لطف خدا با این مسیر آشنا شدم ‘اول با اینکه کلی تغییر در رفتارم نجستم داشتم اون خانم منفی باف میاد سراغم ک تو نمیتونی و فایده نداره ‘ببین چند وقته ثابت موندی’وخیلی این یک هفته ای ک مشکلاتی برام پیش اومده نجوای ذهنی من هم زیاد شده ‘اول دست از تلاش بر نداشتم وب راهم ادامه دادم’
    قبلا وقتی موردی پیش میومد همش گریه میکردم و ناراحت بودم ولی دیروز برای بهتر شدن حالم اقدام کردم رفتم چند ساعتی کنار رودخونه نزدیک خونه و با خدای خودم خلوت کردم باهاش حرف زدم واز آرامش خاستم و امروز کلی بهتر بودم’وقتی ب خودم اومدم خداروشکر کردم ک تونستم ی راه جدید برای برطرف کردن ناراحتی و احساسم پیدا کردم ‘خدا وند را سپاس گذارم ک من در حال تغییر کردن از درون خودم هستم’یاد گرفتم ک نجوای ذهنی همیشه هست واین من هستم ک نباید با گوش کردن ب حرف هاش انرژی وقدرتش را زیاد کنم باید افکار مثبت را تقویت کنم تا اون خانم منفی باف ضعیف بشه’
    من انسان قدرتمندی هستم ‘من میتوانم

    4+
  18. با عرض سلام خدمت استاد عزیزم وهم گروهیهای متناسبم ،لاغری برای من قبل از شرکت در دوره محال شده بود ودر واقع حرف منفی بافم که می گفت خداتورواینجوری خلق کرده واین سرنوشت توه وباید بهش عادت کنی ،رو باور کرده بودم ولی بعد از شرکت دراین دوره وشناخت هردوبخش درونم وشناخت نداهاشون متوجه شدم لاغری آسسونترین کار دنیاست فقط اسمرار میخواد تازه باذهنت لاغر بشی خیلی لذت بخشه چون هیچ سختی رو نمی خواد متحمل بشی در کمال آرامش وشادی لاغر می شی

    3+
  19. سلام. من تصمیم گرفتم که اضافه وزنم رو با خودم به قرن جدید نبرم. >>
    منم تجربه ی توجه به بخش منفی رو دارم و میخوام که از این تجربه استفاده کنم برای رسیدن به نتایج عالی در جسمم.

    4+
  20. به نام خدای مهربان
    با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
    چقدر برای من این جمله جالب و امیدوار کننده بود که روند جسم ما بسوی متناسب شدنه همونطور که وقتی بیمار میشم روند جسم مون به سمت سلامتیه یا وقتی جایی از بدنمون زخم میشه روند جسم مون به سمت ترمیم و بهبود زخمه.
    خیلی از شنیدن این جمله حالم خوب شد انگار دفعه ی اول بود که می شنیدم…
    انگار با شنیدن این جمله احساس کردم لاغر شدن برام آسون تر شد.
    از ابتدای دوره که با شنیدن فایلهای سخنرانی استاد به آرامش و شادی رسیدم و کمتر حال بد یا عصبانیت را تجربه میکنم همیشه سعی میکنم که توجه و تمرکزم روی بخش مثبت ذهنم باشه و هر وقت منفی باف ذهنم را درگیر میکنه سریع با تغییر شرایط توجه م را میبرم روی بخش مثبت و خیلی این جمله را تکرار میکنم که لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست حتی بعضی وقتا مثل شعر می خونمش…با این وجود خانم حسود منفی باف از هر فرصتی در واقع از هر غفلتی استفاده میکنه و با حرفای بی ربط و ناامید کننده ش میاد سراغم ولی خدا را شکر زود متوجه نقشه ی شومش میشم و تمرکزم را روی دید مثبت میبرم و برای خودم یادآوری میکنم که چه کارهای مهمی بوده که منفی باف دائم زمزمه کرده که نمی تونی و من با ایمان به توانایی های خودم و توجه و تمرکز روی بخش مثبت ذهنم تونستم موفق بشم…
    مثلا من سال دیپلم به بیماری سختی مبتلا شدم و تا دکترا بفهمن و من معالجه بشم حدود ۴ ماه از سال تحصیلی را بطور متناوب غایب بودم وقتی نزدیک امتحانات شد همه میگفتن بی خیال خودتا علاف نکن امسال خرداد مردودی یا حداقل بیشتر درسا را می افتی و من که تا اون سال همیشه خرداد قبول شده بودم هرگز نمی تونستم چنین چیزی را بپذیرم بنابراین عزم خودم را جزم کردم و اصلا به منفی باف با اینکه دائم آیه ی یأس می خوند توجه نمیکردم و خیلی جدی شروع به درس خوندن کردم و در کمال ناباوری اطرافیان خرداد قبول شدم تقریبا مثل یک معجزه بود ولی شد ،چون من خواستم و تمرکزم را گذاشتم روی مثبت اندیشی و موفق شدم و دوست من که هرگز غایب هم نداشت و با من در رقابت بود و قدری هم به خودش مغرور، مردود شد.من ادامه تحصیل دادم و اون از تحصیل موند.من شغلی را که دوست داشتم بدست آوردم و اون نتونست شغلی بدست بیاره،و من همه ی موفقیتم را از لطف خدا و مثبت اندیشی میدونستم…
    اما وقتی خواستم تحصیلاتم را تا درجات عالی ادامه بدم بدلیل مشکلات و البته دید منفی خودم که سخت و وقتگیره و من نمی تونم، موفق نشدم و خیلی هم غمگین شدم و حالا متوجه میشم که مقصر عدم موفقیتم در مراتب عالیتر منفی باف و منفی نگری خودم بوده در حالیکه شرایط و اطرافیان و… را مقصر میدونستم.
    همانطور که حالا فهمیدم مسئول چاقی و اضافه وزنم خودم هستم مسئول خیلی موفقیتهایی که بدست آوردم یا بدست نیاوردم خودم هستم.
    بنابراین من که تونستم خیلی جاها با تمرکز روی بخش مثبت ذهنم موفق بشم حتما در مورد متناسب شدن هم موفق میشم چون لاغری نتایج بسیار عالی و خوبی برام داره.
    من زیبا میشم می تونم لباسای زیبا و اندامی بپوشم از نگاه ها و پچ پچ های مردم آسوده میشم سلامتی م را بدست میارم اعتماد به نفسم بالا میره و مهمتر از همه ی این نتایج عالی به آرامش میرسم که بسیار لذت بخش و رؤیائیه😊
    من با اطمینان و ایمان کامل و همت خودم و لطف خدا به تمریناتم ادامه میدم و حتما به نتیجه ی عالی که متناسب شدن هست میرسم.
    به امید آن روز

    2+
  21. وقت بخیر من فکر میکنم که مشکل اصلی ما ندانستن است ما قوانین جهان هستی را نمیدانیم ومانند یک نابینا در جاده پر فراز و نشیب راه افتادهایم ومدام به موانع بر میخوریم وبه زمین میافتیم یکی از همین ندانستنها بخش مثبت ومنفی درونمان است من خواستم رانندگی یاد بگیرم اما با شنیدن کوچکترین حرف منفی آن را رها کردم در صورتی که بچه هایم را تشویق کردم بلا فاصله بعد از دیپلم دنبالش باشند وآنها هر سه رانندگانی ماهر شدندودر مورد مثبت وجودم من به اصرار دوستی به باشگاه رفتم وخیلی خوشم آمد والان بیست ودو سال میگذرد که من باشگاهم را مرتب میروم ولی همان دوست بعد از چند جلسه دستش مشکل پیدا کرد ودیگر ورزش را رها کرد این کارها شاید بدون آگاهی داشتن از دو بخش وجودی صورت گرفته باشد ولی حالا دیگر با دانستن آن هر کاری را بخواه انجام بدهم به این قانون توجه میکنم در مورد تناسب اندام من به بخش مثبتم توجه میکنم که مدام مرا تشویق میکند که ببین رفتارت با مواد غذایی چقدر تغییر کرده پس بدان بقیه تغییرها به مرور پیش میآیند وعجله نکن واین فکر مرا راحت کرده که به آسانی در این راه قدم بزنم تا به مقصد خود که تناسب اندام است برسم

    2+
  22. با سلام خدمت دوستان عزیزم و همه جمع شگفتی سازان.من هم تا این فایل رو گوش دادم یاد موفقیت هایی افتادم که خیلی ها نتونستن ولی من انجامشون دادم .مثلا رانندگی که من خیلی زود و با عشق و علاقه و توجه نکردن به بخش منفی باف انجامش دادم والان راننده خوبی هستم و خواهرهام هم با من رانندگی دادن ولی هنوز پشت ماشین ننشستن و همیشه میگن میترسیم از رانندگی کردن.خیاطی کردن بود که من کلاس های خیاطی رفتم و تونستم خیاط ماهری بشم و الان برشکاری رو خیلی خوب انجام میدمو خیلی از دوستام که هنوز هم نتونستن خیاطی رو خوب انجام بدن.مدرک داروخانه بود که خیلی منفی باف بهم غلبه میکرد که تو انگلیسیت خوب نیست نمیتونی و خیلی وقتها رها میکردم ولی دوباره ادامه دادم تا در سری دوم قبول شدم و مدرک گرفتم.و من یه گارگاه خیاطی راه انداختم که خیلی منفی باف بهم غلبه کرد و اون رو جمع کردم مدام به من میگفت این کار فقط زحمت داره و فایده نداره و بالاخره موفق شد و من اونجارو جمع کردم.درصورتی که دوستام گارگاه زدن و تونستن که این کار روعالی انجام بدن.و چقدر خوبه که انسان فقط به اون ندای مثبتش درهر کاری توجه کنه تا به خواسته های قلبیش برسه.
    صدرصد که لاغری اسانترین کار دنیاست.من تارقبل از شروع دوره در جمع که مینشستم غمگین بودم که چکار کنم برای لاغریم و همیشه استرس داشتم از خودن ولی الان خیلیییییییییی ارامش دارم وهر وقت تو جمعی هستم یه نفس عمیق میکشم و با خودم فکر میکنم چقدر خوب شد که تو این مسیر قرار گرفتم.و ذوق عجیبی از ته دل دارم.ولی یهو منفی باف میگه حالا یکسال تو دوره هستی چرا اینقدر شونه هات پهنه پهلوهات بیرونه و مدام توی گوشم حرف میزنه تا جایی که من فرداش یا چند روز تمریناتم رو انجام نمیدم ولی بعد دوباره میام تو مسیر چون میدونم تنها مسیری که من رو به خواستم میرسونه همین راه هست.
    لاغری خیلی لذت بخشه وقتی میبینی لباس دلخواهت سایزت هست وقتی راحت و سریع کارهاتو بدون نفس نفس زدن انجام میدی .وقتی تو اینه حس میکنی کشیده تر شدی زیبا و جوان شدی لذت میبری وقتی پر میشی از اعتماد به نفس و چقدر ارامش داری.
    استاد استمرار شمارو تحسین میگم.دوست دارم در استمرار داشتن مثل شما باشم.خدایااااا سپاسگزارم بابت این احساس زیبااااا

    4+
  23. با سلام وعرض ادب خدمت استاد عزيز وهمنوردان متناسبم💐🌺❤️
    همان طور دراين دوره شگفت انگيز آموختم دردرون من دو وجه شخصيتي مثبت ومنفي وجوددارند وتمركز ودقت وفرمانبرداري از هر وجه، شخصيت و ميزان موفقيت وشكست مرا ميسازد چگونه؟؟؟؟
    اگر ميزان حرف شنوي من در زمان تصميم گيري براي انجام يك كار يا موفقيت جديد از منفي درونم بيشتر باشد مسلما من آدم منفي وعموما شكست خورده در خيلي از اموراتم هستم😩😒
    واما اگر از مثبت درونم الهام بگيرم ومتمركز سخنان ( عموما ضعيف) او شوم ، انسان مثبت وموفقي خواهم بود خصوصا در مورد لاغر شدن اگر با ديد مثبت” آسانترين كار دنياست ” وايمان وباور به آن و گوش دادن به فايلها ودر مسير قرارگرفتنم ،با تكرارهر روزي دنبال كردن اخبار وآموزش لاغري با آرامش وإحساس شادي وخوشحالي بدون جنگيدن با چاقي( وانرژي منفي حاصل از آن كه نتيجه ايي جز احساس بد ودور شدن از فركانس هاي مثبت را ندارد) وسرانجام شنيدن صداي سمت مثبت ذهن وقرار گرفتن در بزرگراه لاغري ميشوم ان چه كه هدف من وخلقتم ( احسن الخالقين) بوده وهست👌🏻👌🏻💃🏻💃🏻
    واما راه برداشتن اين مانع بزرگ ذهني بر طرف كردن ترس وذهنيت “لاغر شدن سخترين كاره ” چگونه؟؟؟
    با شجاعت ورود به دل وسختي كار وتحقيق وتلاش هرروزي و آوردن دلائلي ونشانه هايي كه لاغر شدن آسانتره از خيليامور ديگر دنيا فرضا :
    با طرح اين سوالات ذيل وپاسخ دادن اينكه لاغر شدن آسانتره به اين صورت:
    اختراع هواپيما آسانتره يا لاغر شدن؟ لاغر شدن آسانتره
    اختراع موبايل آسانتره يا لاغر شدن؟ لاغر شدن آسانتره
    ويا مهارت هاي خودمو در زندگي كه كسب كردم وبه من شجاعت توانمند بودن را ميدهد بررسي كنم ونتيجه بگيرم كه لاغر شدن آسانتره فرضا:
    قبولي در كنكور آسانتره يا لاغر شدن؟ لاغر شدن آسانتره
    ليسانس گرفتن راحت تره يا لاغر شدن؟؟؟لاغر شدن آسانتره
    فوق ليسانس گرفتن آسان تره يا لاغر شدن؟؟ لاغر شدن آسانتره
    قبولي آزمون وكالت وكسب پروانه وكالت آسانتره يالاغرشدن؟؟لاغرشدن آسانتره
    مهارت آموزي رانندگي و…آسانتره يا لاغر شدن؟؟؟ لاغر شدن آسانتره
    ويا اينكه تحقيق كنيم در مورد فوائد لاغري( كمك به بهبود سلامت جسم وذهن ، داشتن آرامش واعتماد به نفس وقلب سالم ، فشار خون تنظيم وحافظه وبينايي قويتر و…) وعوارض چاقي( تنگي نفس ، سختي تحرك وانجام امورات شخصي وارتباط با اجتماع ، خجالت كشيدن از حضور درجمع آشنايان ومورد شماتت ديگران واقع شدن وعوارض جسماني كه بدن را پاركينك انواع بيماري هايي چون فشار خون بالا وديابت و… قرار ميدهد و…) وسرانجام اقناع شدن ذهن كه :
    لاغر شدن آسانترين كار دنياست
    لاغر شدن آسانترين كار دنياست
    لاغر شدن آسانترين كار دنياست
    واما اموراتي كه من با مثبت درونم وهمراهيش به موفقيت ختم شد با بي توجهي به سخنان منفي درونم:
    من براي شركت در كنكور با توجه به اين كه خيلي از دوستان كلاس بالاترم در مرتبه اول قبول نشده بودند ولي من با الهام درونم شركت كردم وموفق شدم در حاليكه دوستم ميگفت وباورش اين بود كه سال اول قبول نميشوم ونشد.
    من براي شركت در آزمون ورودي وكالت با وجود داشتن دو فرزند خردسال ونجواهاي منفي درونم مبني بر اين كه امكان نداره بتوني بخوني واگر هم قبول بشي ،نميتوني تو كار آموزي ها واختبارها قبول بشي وپروانه بگيري ( خلاصه از اون نه واز من تلاش وآره ) وموفق شدم
    من وهمسرم هر دو براي آزمون وكالت شركت كرديم ومن قبول شدم عليرغم اينكه او هم علاقمند بود ولي غلبه منفي درونش مبني بر سختي قبولي ، قبول نشد.
    من وهمسرم هر دو در كنكور ارشد امتحان داديم ومن سال اول قبول شدم واو بنا به توجيهات ودلائلش ( نجواي منفي درون) قبول نشد
    من بارها شروع كردم به آموختن كامل زبان ولي هر بار با توجيهاتي ( منفي درونم ونجواهايش)به مرحله ايلتس نرسيدم و…

    2+
  24. روز بیست و پنجم
    سلام به همه عزیزان
    من وقتی دانشگاه قبول شدم همون ترم اول یه دختری رو تو سلف دیدم که یه ترم ازم بالاتر بود گفت اینجا انقد استاداش سخت گیرن دفه اول بعیده هر درسی رو پاس کنی باید دو بار بگیری تا بتونی پاس کنی، منم که تازه وارد بودم ترس بهم وارد شد و اون بخش منفی وجودم بود ولی گفتم من انقد میخونم تا قبول بشم و معدل الفم شدم از ترم اول تا اخر ولی اون دختر چون خودش اینجوری بود همه رو همین شکلی میدید، برای رانندگی من همش یه ترسی داشتم و مانع شد راننده بشم با اینکه گواهینامم رو همون موقع که 18 سالم بود گرفتم ولی دوستم خیلی راحت رفت تو دل ترس و الانم راننده ماهری هست، یا برای ارشد همه گفتن پایان نامه سخته و ترس ناکه و کلی چیزای منفی که من باز به منفی بافم گوش دادم و هی گفت اونا نتونستن تو هم نمیتونی و هنوز ارایه ندادم و بارداری و بچه و اینا شد بهونم، وقتی ازدواج کردم خیلی از آدم های منفی اطرافم گفتن تو اصلا خونه داری و آشپزی و برخورد با همسر و اینا رو بلد نیستی ولی من نشون دادم به همشون که ارتباطی ک من و همسرم با هم داریم و هیچکدوم ندارن و تو آشپزی به مهارت رسیدم که بعضی وقتا واسه پخت بعضی غذا از من سوال میکنن، خواهرام بعضی وقتا که چاقتر میشدم میگفتن دیگه لباسای قبلت و نمیتونی بپوشی، دیگه که نمیتونی خودتو تا اون حد لاغر کنی حالا یبار تونستی دیگه نمیشه ولی من گوش ندادم و تلاش کردم و بازم اون لباسای سایز کوچیکم اندازم شده بود ولی یکی از خواهرام که با من رژیم و ورزش و شروع کرده بود نتونست حتی 5 کیلو کم کنه، یا الان بهم میگن دیگه لاغر شدی خوبه همینجوری دیگه بیشتر ازین نیاز نیست ولی من گوش نمیدم و تو دلم میگم هنوز به ایده آلم نرسیدم و ادامه میدم تا خودم راضی بشم، یعنی ذهن منفی باف از هر راهی داره وارد میشه من ادامه ندم، واقعا همه تلاششو داره میکنه من ادامه ندم ولی من به هیچی فکر نمیکنم فقط تمرینامو انجام میدم، و موارد دیگه هم هست که شاید از حوصله خارج باشه، واقعا تنها مانع لاغری ذهن هست و اگر اون و کنار بذاریم مثل آب خوردن لاغری میاد سمتمون، اوایل میگفت عمرا نمیتونی پاهای لاغر داشته باشی این ارثیه ولی وقتی دید باورهام عوض شدن و باور کردم منم میتونم از هر نظر متناسب باشم اومد گفت متناسب میشی ولی پوستت زشت میشه و ازین مدل حرفا، ولی من هر روز دارم میبینم لاغر تر و قشنگ تر میشم پس چقد حرفاش پوچ هست، به هر حال ذهن همیشه با ماست و جنس حرف هاشم نا امید کنندست، فقط ما باید یاد بگیریم بزاریم حرفشو بزنه بره و این نیاز به تمرین داره

    6+
  25. سلام استاد من امروز مشکل اصلی خودم رو کشف کردم با اینکه در دوره تکرار هستم ولی تازه متوجه شدم منفی باف من فقط در همین زمینه خیلی فعال هست در واقع من در هرزمینه ای موفق هستم ورضایت دارم الا در لاغری
    البته حالا که فکر میکنم میبینم در این مسیر هم موفقیت های زیادی داشتم مثلابه افراد متناسب توجه بیشتری دارم وبه غذا به عنوان تفریح نگاه نمیکنم وبیغام سیری رو زودتر از قبل احساس میکنم احساس سبکی وجوانی دارم وحالم خیلی بهتره
    اما هنوز وزن وسایز قابل توجهی کم نکردم واین منفی بافم رو فعال تر میکنه که دیدی در همه زمینه ای رشد داشتی الا وزن وسایز
    با اینکه گاهی احساس میکنم لباسام ازادتر شده ولی دوباره که میبوشم میبینم زیاد فرقی نکرده البته چند ماه قبل سایزم کمترشده بود ولی دوباره فکرمیکنم کمتر نشده یا بیشتر شده خلاصه بنظرم باید در مقابل خانم منفی باف حسابی دربیام//

    3+
  26. با سلام
    منم خیلی ازاین تجربه ها دارم هروقت باور کردم که کاری رو میتونم انجام بدم اون کار رو به بهترین شکل انجام دادم وبه نتیجه عالی رسیدم در حالی که خیلی از افراد نتونستن بهش برسن وهر وقت خودم رو باور نداشتم این باور مانع رسیدن به خواستم شده نکته مهمی که اینجا وجود داره اینه که همه ما در تمام کارهایی که انجام دادیم حضور منفی باف رو حس کردیم تویه مرحله ای از کار که سختی کار به اوجش میرسه منفی باف در رو باز میکنه وخودش رو نشون میده اگه خیلی سریع وقوی در رو بستیم که اجازه خودنمایی پیدا نمیکنه اما وای به حال وقتی که بهش فرصت بدیم اونوقته که مثل یه پیچک دور افکار وتصمیماتمون میپیچه طوری که نفس کشیدنش سخت میشه ودرنهایت باعث مرگ اون تفکر وتصمیم درون ما میشه وبعدش هم که شروع میکنه به سرزنش کردن ما .هرچی ما سریع تر در رو روی منفی باف ببندیم زودتر از جامون بلند میشیم وهدفمون رو دنبال میکنیم وقطعا به نتیجه میرسیم توجه به بخش مثبت درونمون در واقع همون بستن در برروی منفی بافه .
    هربار که خواستیم لاغربشیم ورژیم بگیریم بخش منفی باف گفت حالا که چی هرچی هم کم کنی دوباره برمیگرده فایده ای نداره وما هم اینقدر حرفش رو گوش دادیم وبهش توجه کردیم که همین طور شد ومانتونستیم لاغربمونیم وهمه تلاشمون برای کم کردن وزن رو خیلی سریع هدر دادیم ودوباره به وزن قبلیمون رسیدیم.من وقتی داشتم شنا رو یاد میگرفتم چندین بار وجه منفی درونم بهم گفت که خیلی سخته ومیترسم وغرق میشم ومن نمیتونم اما درهمون زمان بخش مثبت درونم بهم میگفت که اونقدرام سخت نیست ببین بقیه خیلی راحت یاد گرفتن مگه توهمیشه عاشق شنا نبودی الان وقتشه که از این فرصت استفاده کنی وبه خواستت برسی ومن با توجه به بخش مثبت درونم خیلی راحت یاد گرفتم وبر ترسم غلبه کردم بقیه موارد زندگیم هم همین طور بوده مثلا وقتی میخواستم درمورد مطلبی در جمع زیادی از همکارام صحبت کنم اولش منفی باف چنان ترسی در من ایجاد میکرد ومنو منع میکرد که تصمیم میگرفتم این کارو انجام ندم اما بعدش مثبت دورنم به من میگفت مگه اینا کین اینا همون همکاراتن که هرروز باهاشون در ارتباطی وباهمشون حرف زدی ومیشناسیشون فکر کن دورهمیه دوستانس ودارین باهم میگین ومیخندین و اون مورد به بهترین شکل انجام میشدوخیلی از کارهایی که انجام دادم به خاطرتوجه به وجه مثبت درونم بوده وکارهایی که نتونستم چون قبول کردم که نمیتونم واین باعث شده منفی باف قدرت پیدا کنه ومنو ازانجام اون کار منع کنه که موفق هم شده.ذهن مامثل یه کارخونه است که فکر تولید میکنه همه چیز به ما بستگی داره این که کارخونه ساخت فکر در ذهنمون رو درچه جهتی راه بندازیم اگه کارخونه منفی ببافه چنان پشت سر هم افکار منفی تولید میکنه که کارمون تمومه وبه هدفمون نمیرسیم ولی اگه کمک کنیم تا کارخونه ساخت فکرمون افکار مثبت بسازه ما میمونیم بایه عالمه فکر مثبت که سازندس ومیتونه ما رو به خواسته هامون برسونه فقط تمرین میخواد تا ذهن عادت کنه به ساخت افکار مثبت فقط باید توجه کمتری به حرفای منفی باف داشته باشیم و بخش مثبت را با توجه کردن قوی کنیم.

    2+
  27. با سلام، خيلي به گفته هاي اين فايل ايمان دارم. در جاي جاي زندگيم به عينه ديدم. خيلي كاراي مهمي براي خودم انجام دادم با توجه به قسمت مثبت وجودم. الان كه داشتم فكر ميكردم در خصوص زبان دوم باور كه تو نميتوني رو خيلي بهش توجه كردم و حتي براي خودم بريدم و دوختم كه من استعداد ندارم و البته هيچوقت هم فكر نميكردم مجبور شم كه استعداد دار بشم😅 چون بدون برنامه منسجم قبلي مهاجرت كردم و افتادم در مسير سخته توجه به منفي بافم در صحبت كردن به زبان انگليسي. خيلي تلاش كردم و ميكنم كه توجهم را به قسمت مثبتم بدم در اين خصوص و جالبه تجربه هر دو توجه را در اين موضوع دارم. در خصوص لاغري هم توجه مثب و منفي را و نتايج متفاوت آن را تجريه كردم. خدارا شكر ميكنم كه الان خيلي آگاهانه و قدرتمند و مسلط با اشتياق در اين مسير گام برميدارم.

    3+
  28. به نام خدا
    سلام بر دوستان عزیز🌹
    تحربه های زیادی در زندکی در مورد این باور دارم که به هر جه فکر کنی برات پیش میاد جه در جهت مثبت و جه در جهت منفی
    زمانی که میخاستم گواهینامه بگیرم ذهنم بر این باور که من میتونم به نتیجه برسم ومثل بقیه مکه من جه از بقیه کمتر دارم که نتونم و خوشبختانه سریع به نتیجه ی دلخواهم رسیدم اما زمانی که میخاستم کنکور امتحان بدم مدام منفی باف تو ذهنم میکفت خب تو کجا کنکور کجا جه کارا میکنی اینم ادم خودش میخواد اینا ادم های قبول میشن که مغز دارن خدا دادی باهوش هستن حالا برو ولی نتیجه ی که نمی بینی تا اینکه دو بار هم کنکور دادم ولی نتیجه ی خوبی نگرفتم و رهاش کردم و منم باور کرده بودم که واقعا ادم های باهوش قبول میشن و ما جیزی بلد نیستیم و باهوش نیستیم 😔
    همسرم و برادرش دو فرد متفاوت یکی اضافه وزن داره و یکی لاغر 👬
    همسرم همیشه باورش اینه که اب هم که بخوره جاق میشه ولی برادرش نه
    این دوتا با هم کار میکنند با هم زندکی میکنند و با هم غذا میخورن با این تفاوت که برادرش باورش اینه که لاغر شذن خیلی اسونه و میتونه تناسب داشته باشه ولی همسرم باوزش اینه که دیکه نمیتونه لاغر بشه و اب هم که بخوره اضافه وزن داره در صورتی که دوتاشون وعده های غذایشون مثل همه هر دو به یک اندازه غذا میخورن شاید همسرم من هم کمتر غذا بخوره ولی اضافه وزن کمی ذاره
    همیشه به همسرم میکفتم که تو جرا اینقدر کم میخوری ولی یه خورده اضافه داری دلیلش حیه ؟الان متوحه شدم که این باور قوی نمیزاره اون اضافه وزنه رو کم کنه
    در این دوره به کمک این فایل ها و تمرینات این باور رو در خودم قوی میکنم که متناسب شدن اسان ترین کار دنیاس واقعا هم اسونه یعنی جه جیزی زاحت تر از این که توی خونه خودمون نشستیم و دوتا فایل و جند تا تمرین انجام میدیم و بااحساس خوب و شور و اشتیاق زندگی میکنیم و هر غذایی که بخواهیم به اندازه ی نیاز بدنمون میخوریم و محدودیتی در این روش وجود نداره
    کجای دنیا اینجور روشی هست به نظر من جاق شدن خیلی سخته و ادم و بیمار و مریض میکنه راه رفتن رو برات مشکل اور میکنه و نفس کشیدن و همجینین اعتماد به نفس کمتر و تنفر از خودت و ……تمام سختی های جهان در جاق شذن وجود داره و تمام اسونی ها در لاغر شدن وحود داره🙏🏻🥰😀خدایا شکرش که در این مسیر متناسب شدن هستم و به زودی و به اسونی و با شور و اشتیاق و اخساس خوب به نتیجه ی دلخواهم میرسم 🙏🏻

    5+
  29. با عرض سلام .من طی این مدت زندگیم به خیلی تجربه های منفی ومثبت در زندگیم دست پیدا کرده ام که واقعا هر کدام به نوبه خودش جالب ونیاز به تعمق دارد من یادم هست برای بارداری خیلی وسواس داشتم که ازدواج فامیلی میتونه برای بچه دار شدن مشکل دار باشه وبا این دیدگاه صاحب همین پروژه با بچه دارای مشکل ژنتیکی شدم در صورتیکه کلی از اقوام وفامیل ازدواجهای فامیلی داشتند و اتفاقا بچه های خیلی سالم به دنیا آوردند حتی من به بهترین مراکز ژنتیکی در تهران رفته بودم وغربالگری را انجام دادند و اجازه ی بارداری به من دادند در مقابل یکی از افراد فامیل بعد از غربالگری فرزندش در ماه سوم حاملگیش از طریق یک لابراتوار از آلمان تشخیص یک بیماری مهلک ژنتیکی در جنین دادند وفرمان سقط سریع دادند ولی مادرش نپذیرفت و از سقط فرزندش ممانعت کرد با کلی رنج و سختی مربوط به خودش ،ولی الان آن جنین به لطف خدابه کودکی یازده ساله ی سالم و باهوشی تبدیل شده که زبانزد نزدیکانش شده و واقعا همه انگشت به دهان هستند که مگر میشود در کشوری پیشرفته چنین خطایی اتفاق بیفته ولی من خیلی وقت هست که راز این سلامتی را پیدا کرده ام که تنها باور مثبت مادرش ونپذیرفتن آن باور منفی سرنوشت یک خانواده را رقم زدو همیشه این کودک برای ما نشانه ی قدرت خدا در قلب یک مادر بود که اتفاقی چنینی را رقم زد و تمام این رویدادهای زندگی چه تلخ چه شیرین نتیجه انتخاب هاو واصراروایمان داشتن به شرایط خوب و زیبا ویا بالعکس هست که تک تک برای هر شخصی تهیه میشود ،پس من بهترینها را از منوی گسترده خدا انتخاب میکنم چرا که نه ،خدای دوست من ،خواهر من، فامیل من، خدای منهم هست خدایی که دست و دلبازی را به ما داده وبه این شیرینی بساط فراوانی، بساط عشق ،ثروت،سلامتی، زیبایی خنده های مستانه ،شادیهایی پایدار،امیدواری در همه حال،اصلا همی حس که آزادی و میتونی صاحب اختیار سرنوشت و تقدیر و خوشبختی خودت باشی ،یک حس آزاده بودن محض به من میدهد که واقعا حس اشرف مخلوقات بودن را میتوانم بسیار شیرین احساس کنم و وقتی من در زندگیم مختار باشم بهترینها را انتخاب میکنم ونابترین ها را انتخاب میکنم ،واگه من اینقدر دستم در انتخاب باز باز هست ،لاغری و تناسب را می پذیرم کسی جلو من را که نگرفته کسی که من را زور نکرده که چاق باش ،حالا وقتی من برای اندامم دوتا انتخاب دارم معلوم هست که با آغوش باز تناسب و لاغری را می پذیرم کدام فرد عاقل هست که دو انتخاب با این همه تفاوت در پیش رویش باشد ولی چیز نامطبوع را بپذیرد واین از عقل سالم به دور هست ومن هم اکنون با آگاهی وبا هوشیاری تناسب اندام ،زیبایی و فرم زیبا در بدنم،سلامتی درون و برون بدنم،طول عمر بابرکت وسالم،احساس آرامش و امنیت روحی وروانی ،قدرت انتخاب در نوع لباسی که می پوشم رنگ جنس مدل،احساس وقارولیاقت و اعتماد به نفس در تمام کارهایم ،احساس بالندگی در اینکه یک انسان باقدرت وبا کنترل امور درونی خود باشم، و آنقدر زیبایی در تناسب وجود دارد که من تازه ،آنچه احساس میکنم بیان میکنم و بزرگترین شگفتی های لاغری و تناسب موقع به وجود آمدن خود تناسب بوجود میآید و این حالتها ناب ترین حال رابه من هدیه میدهد و واقعا آگاهی داشتن از حق انتخاب ما در زندگی ،خیلی از صحنه ها وسکانسهای منفی زندگی گذشته ما رو در خودش هضم میکنه وچشیدن پاداشها برایمان دوبرابرشیرین تر و قدرت شادیهایمان حتی از حالت طبیعی یک آدم که از اول لاغر بوده خیلی بالاترمیشه و اینجاست که صفت جابر بودن خداوند بوجود می آید که تلخی گذشته هارا با شیرینی دو چندان جبران میکند.خدای عزیزم بسیار سپاسگزارم.ت

    7+
  30. سلام
    لاغر شدن اسان ترین کار دنیاست یادمه تو دوران دبیرستان که همش تو رژیم بودم یه دوست داشتم که خیلی ریز بود ولاغر و خوب یادمه یبار بهم گفت کاش قد هیکل تورو داشتم راحت لاغر میشدم گفتم خوب اگه هیکل توپر دوس داری چرا خودت چاق نمیشی گفت نمیشه نمیتونم واقن الان میفهمم اون تو ذهنش لاغر شدن خیلی آسون بود ولی چاق شدن سخت بود تنها دلیلی که لاغر شدن تو ذهن من آسون کرده حرف دوستمه که بعد چندین سال الان واسم معنی میده
    از دیروز که ملاقات داشتم با شیوای درونم خیلی احساس خوبی دارم اونو دوست خوبم میدونم و مشتاقم که حرفشو گوش بدم چون این دوست خوبم میخواد منو به هدفم برسونه من برای این ک صدای شیوای دورونم بیشتر بشنوم میخوام با عشق بیش تر به حرفاش گوش بدم ❤️

    6+
  31. با سلام ، امروز با شنیدن فایل دیدم تو هر کاری که موفق شدم ذهنم بهم میگفت میشه فقط ادامه بده حتی اگر اون کار به ظاهر سخت بود اما تو ذهن من آسون بود مثل فروختن و خریدن خونه که برای بیشتر خانما سخته ولی برای من راحت بود ولی ی کاری که از نظر همه آسونه تو ذهن من سخته و هنوز نتونستم یادش بگیرم دوچرخه سواریه که میخام اول تو ذهنم آسونش کنم وبا تمرین مداوم و تکرار یادش بگیرم ، قبل از شرکت تو دوره لاغر شدن برای من سخترین کار دنیا بود چون هرچی تلاش میکردم نمیتونستم ۵ کیلو کم کنم و من فقط به ۵ کیلو راضی بودم تا کمی دردها ی بدنم کم بشه و تجربه های نا موفقی هم تو این زمینه داشتم بنابرین باور کردم که دیگه لاغر شدنم جز آرزوهای محال چون همیشه فکر میکردم سخته اما حالا با یاد گرفتن فرمولهای لاغری ذهنم قبول کرده که لاغر شدن چه آسونه چون تواین مدت اصلا اذیت نشدم که هیچ ، خیلی هم راحت بودم و از انجام تمریناتم لذت هم میبردم نتایج خیلی خوبی هم گرفتم مثل کم شدن دردهای جسمی ناشی از چاقی ، اعتماد به نفس بالا ، راحت خرید کردن ، دوست داشتن خودم ، احساس شادی و سبکی کردن ، گشاد شدن لباسهای تنگ ، همه اینا وقتی ایجاد شد که ذهن من آروم آروم باور کرد که لاغرشدن خیلی آسونه و دیگه مقاومت نکرد برای همین این راه آسون با عشق ادامه میدم تا نتیجه کامل بگیرم و تو اون نتیجه تثبیت بشم ، استاد ممنونم که این آسونی را به ما آموزش دادین

    5+
  32. سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی

    من واقعا وقتی میخواستم گواهینامه بگیرم بخش منفی خیلی شلوغ کاری کرد اما بالاخره غلبه کردم و قبول شدم….
    تفهیم جالبی بود
    تو خیلی از امور موفق شدم که خیلیا شکست خوردن

    🌹🌱🌹🌱
    و امشب یک کدگذاری عالی انجام دادم
    لاغری چون همراه با حس خوب و سبکی و نشاط و آرامش پس هم جنس آسانیهاست و همانند همانند رو جذب میکنه
    پس لاغر شدن واقعا جز کارهای آسان دنیاست
    قبل از اینکه آسانترین کار دنیا باشه
    اصلا هم جنس آسانیهاست
    و چاقی چوت همراه با سختی و احساس گناه و ناراحتی و سختی کشیدن تو خرید همراه پس تو دسته کارهای سخت و فرکانس پایین دنیاست
    پس چاق شدن جز سخت ترین کارهای دنیاست
    🌹🌱🌹🌱
    تا حالا از این دید به دلایل شکست و توفیق افراد ریز نشده بودم
    🌹🌱🌹
    واقعا هم مگه میشه با فرشته درون باشی و موفق نشی
    اصلا خودت جنس اون موفقیتی
    شدنی در کار نیست
    آمدن اون انرژی به سمت تو در کار

    و من الله توفیق
    معنی دقیق این جمله رو نمیدونم
    اما فرشته درونم همین الان به ذهنم جاری کرد
    بنظرم یعنی همه موفقیت ها از خداست

    مرسی که همواره باهامی
    ۱۳ خرداد ۹۹

    10+
  33. با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان
    من خیلی از کارها رو انجام دادم ولی به سختی، یادمه عکس های سه بعدی اومده بود و باید به وسطش نگاه میکردیم و عکس سه بعدی رو داخل اون عکس در هم و برهم میدیدیم وتمام خانواده من با تلاش کمی تونستن شکل داخل تصویر رو ببینند ولی من نتونستم و خیلی ناراحت شدم و ناامید ولی چون مثل پدرم آدم سمج و لج باز ی هستم شکست رو قبول نکردم و چند روز وقت گذاشتم و با وجود چشم درد و سر دردی که گرفتم تونستم بلاخره روی تصویر تمرکز کنم و روشش رو یاد گرفتم و انجامش دادم ویا برای رانندگی خیلی سختی کشیدم ولی تونستم گواهی نامه بگیرم در حالی که دوتا خانم با من شرکت کردند و نتونستن گواهی نامه بگیرن و یا کار با چرخ خیاطی خیلی برام سخت بود چون سنم کم بود و بارها شکست خوردم ولی ادامه دادم و بلاخره موفق شدم .
    من از پدرم یاد گرفتم که شکست رو نپذیرم و انقدر تلاش کنم تا موفق بشم حتی اگر بیشتر از اون چیزی که فکرش رو می کنم طول بکشه و لاغری با ذهن مثل دیدن اون تصاویر سه بعدیه که قلق داره و باید روشش رو یاد بگیرم و وقتی روشش رو یاد گرفتم مثل اب خوردن برام آسون میشه و خیلی راحت وزن کم می کنم ومتناسب میشم.
    یه نکته که من بهش معتقد هستم اینه که چیزی که خیلی آسون به دست بیاد خیلی آسون هم از دست میره و چون زحمت زیادی براش نکشیدیم به چشممون نمیاد و خیلی ارزش نداره پس تناسب اندامی که آسون یه دست بیاد زود ارزشش رو برامون از دست میده و لذت بخش نیست و من تناسب اندام همیشگی میخوام چیزی که هر دفعه خودم رو در ایینه ببینم و یا لباس دلخواهم رو بپوشم یادم بیاد چقدر برای به دست اوردنش تلاش کردم و ازش لذت ببرم

    7+
  34. همونطور که شما گفتین خیلی از کارا بوده که من به بخش مثبت ذهنم توجه کردم و موفق شدم و کارهایی هم بوده که به بخش منفی توجه کردم
    و یکی از مهم‌ترین کارها تا الان وارد شدن به این برنامه قدرت ذهن با توجه به قسمت مثبت ذهنم بوده که تا الان جلو اومدم و شیطونه نتونسته وارد شه البته می شه بعضی وقتا ولی من بهش توجه نمی کنم امروز هم از صبح هی اینها رو عقب انداختم تا الان که دیگه گفتم می رم تو اتاق می شینم تا تمرینام و انجام بدم و بالاخره پیروز شدم!
    و واقعا وقتی آدم فکر می کنه می بینه چاق شدن سخت ترین کاره چون آدم سنگین کی شه هیچی بهش نمیاد نمی تونه رو پا وایسته خلاصه خیلی چیزهای دیگه
    ولی وقتی به لاغری فکر می کنی مثلا من الان یه سری بلوزهامو امتحان کردم چقدر برام گشاد تر شدن احساس خوبی کردم و می تونم بگم به این باور رسیدم که لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست فقط روند خاص خودش و داره مثل هر چیز دیگه ای زمانش و نمی شه مشخص کرد

    7+
  35. سلام. روز هفتاد و چهارم تکرار :
    با آگاهی الانم میبینم که لاغر شدن هم خیلی آسونه و هم انجام دادن خیلی از کارها رو آسون تر میکنه.
    لاغر شدن با ذهن که فقط کافیه فایل گوش بدی، تکرار کنی، مستمر تمرین انجام بدی، احساست خوب باشه، عمل کنی به تمرینات و لاغر بشی. همین که فوق العاده راحته. فکر نمی کنم از این روش راحت تر برای لاغری وجود داشته باشه.
    وقتی لاغر بشی همیشه ی همیشه یه موضوع داری که برای اون هم خداروشکر کنی و هم به خودت افتخار کنی هم نتیجه دائمی ش که لاغر موندنه کنارته و احساس تو رو بهتر و عالی تر میکنه.
    لاغر که بشی راحت میری خرید و از ویترین یک مغازه لباسی رو پسند میکنی و با اعتماد به نفس به مسئولش میگی لطفا سایز ۳۸ برای من بدین و اونم میاره و تو دیگه لازم نیست از اینکه سایزت جایی نداره خجالت بکشی، وقتی لباس سایز ۳۸ رو دستت میگیری و میبینی چه قدر پارچه کمی مصرف شده برای دوختش و تو جا میشی در اون لباس از خوشحالی میخوای پرواز کنی.
    وقتی میری تو اتاق پرو راحت لباس رو امتحان کنی و وقتی فروشنده بپرسه چطور شد؟ بگی اندازه س همینو میبرم چه لذتی داره 😍😍
    وقتی هیکلت عالی باشه و در آینه ببینی که مانکنی شدی برای خودت. یه روزی میگفتی فقط شکمم آب بشه، بازوهام لاغر بشه، پاهام دیگه بهم نچسبه و…..
    اما حالا جلو اینه ایستادی اون تغییرات رو داری میبینی که اتفاق افتاده خیلی راحت مثل آب خوردن راحت تر از اینکه چاق شدی لاغر شدی. تو خودتو خیلی رنج دادی که طی ۱۰ سال، ۲۰ کیلو اضافه کردی. هر سال سخت تر از سال قبل زندگی کردی، هر سال خجالتی تر شدی و انتخابات محدود تر شد ولی خیلی کمتر از مدتی که چاق شدی لاغر کردی و دیگه چربی و وزن اضافه ای با خودت حمل نمیکنی. راحت نفس میکشی خیلی راحت.
    کم کم هرجا دعوت شدی شرکت کردی روت شد در جمع حرف بزنی. از خودت خوشت اومد گفتی من چه قدر زیبام چه قدر کامل و بی نظیر هستم خدایا شکرت 💚
    وقتی با همسرت میرید پارک و پیاده روی میکنید و تو نه نفس کم میاری نه خسته میشی بلکه در آخر فقط سرحال میشی همونجا خداروشکر میکنی که چه ساده لاغر شدی و چه زیبا داری زندگی میکنی.
    وقتی عکس میگیری لذت میبری، خرید میری لذت میبری، مهمانی میری لذت میبری، ورزش میکنی لذت میبری، بیکار باشی لذت میبری، غذا میخوری لذت میبری، دست از غذا میکشی و خیلی راحت از بقیه غذای خوشمزه ت میگذری لذت میبری، خودت رو در آینه نگاه میکنی لذت میبری، استخر میری لذت میبری، میرقصی لذت میری، پیاده روی میری لذت میبری، سلامتی کامل تجربه میکنی لذت میبری، نماز میخونی لذت میبری، و بی نهایت لذت دیگه که لیاقتشون رو داری چون لاغر هستی و در سلامت کامل جسم و ذهن
    و همه ی این لذت ها، همشون مساوی شدن با لاغر شدنت که اونم با کارهایی خیلی راحت ولی خیلی تاثیر گذار به دست اومد.
    حالا…
    لاغری آسون تره یا چاقی؟؟ لاغری آسون تره
    لاغری لذت بخش تره یا شرایط فعلی؟؟ لاغری لذت بخش تره.
    وقتی لاغر بشی زندگی جدیدی آغاز میکنی و همیشه حداقل یک سپاسگزاری همیشگی از خدای خودت داری: خدایا شکرت لاغر شدم. و الان سلامت و سرحال و شادم. خدایا ممونم که از بهترین روش منو به بهترین شرایط جسمی رسوندی.
    تجربه ی این شرایط ارزش اینو داره که عجله نکنی، استمرار داشته باشی و ادامه بدی؟؟ بله ۱۰۰%.
    پس در سکوت و آرامش ذهنی فقط ادامه بده و ادامه بده و ادامه بده.

    12+
  36. سلام وقت بخیر
    راجب باور لاغری
    من همیشه خیلی خوش باور هستم و از اول دوره وگوش دادن ب صحبتهای استاد باور کردم ک لاغری اسانترین کار دنیاست وب خودم میگفتم منکه باور دارم میتونم لاغر بشم پس چرا اینطوری هستم وعمل کردن تمرینات برام مشگل شده خیلی روی این موضوع فکر کردم تا اینکه متوجه شدم اون خانم منفی باف یا ی نیروی در درونم خیلی اهسته توری ک من هم تازه متوجه ش شدم میگه تو لاغر نمیشی وچاقتر از این هم نمیشی 🤔😯؟؟
    استاد نمیدونم ممکنه خانم منفی باف منو دور زده باشه؟ یا خیر؟
    ممنون میشم از پاسخ شما
    سپاسگذارم استاد

    4+
    1. منم قبول دارم ادامه دادن همه ی موانع رو از بین میبره. دلیلم هم اینه که وقتی دوره رو شروع کردم هفته های اول نتیجه خیلی خوبی گرفتم با اینکه موانع زیادی داشتم که از خیلی هاش هم خبر نداشتم اما با اشتیاق هرروز ادامه میدادم و نتیجه میدیدم. الان هم مهم نیست چه مانعی دارم، فقط با ادامه دادن خود به خود برطرف میشه و متناسب میشم.

      8+
  37. روز ۷۴تکرار
    سلام
    روند جسم رو به بهبوده،روند جسم رو به تناسبه
    ولی ما با فرمول های مخرب مسیر اشتباهو انتخاب کردیم
    منفی باف درون من از بچگی خیلی فعال بود ،دلیلشم شاید حرف هاییه که از بچگی زیاد شنیدم و دیدم ،الان که فکرشو میکنم میبینم اصلا جایی برای صدای جذاب درونم نداشتم،یعنی روزی نبوده که من بیدار بشم ومنفی باف اذیتم نکرده باشه وکاملا از داشتن صدای جذاب درونم بی اطلاع بودم ،به منفی بافی ودیدن نیمه خالی لیوان معروف بودم وبشدت ایمان داشتم که خدا با من لجه ودر کل بدنیا اومدن من اشتباه بوده وهمیشه شاکی بودم از خودم وخدا وهمه
    با اون افکار که شرایط خوبی هم نداشتم ،به مسائلی برخورد میکردم،به قول خودم بدبیاری میوردم،ولی تو ذهنم میدونستم یه چیزی هست که من ازش بی خبرم وباید یادش بگیرم،تو افکارم آینده خودمو بزرگ وخوب میدیدم ولی نمیدونستم چطور باید زندگیمو تغییر بدم ،بشدت بی اعتمادبنفس بودم و دوست داشتم به دیگران تکیه کنم ،خودمو قربانی شرایط خانواده وجامعه میدونستم ،اینارو توضیح دادم که بگم چیزی به عنوان صدای جذابی در من وجود نداشت که منو هل بده طرف خواسته هام ،فقط غر زدن بود وبس
    ولی من تو بیشتر کارهاییکه شروع کردم موفق شدم
    از شروع یه کاری که میخواستم انجام بدم یا میخواستم یاد بگیرم منفی بافم کنار گوشم وز وز میکرد تا انتهاش،تازه اگرم خوب تمامش میکردم ودیگران تشویقم میکردن منفی بافم میگفت الکی تشویقت میکنن ،میخوان ناراحت نشی ،تو واقعا به جایی نمیرسی ،چونکه این جملاتو زیاد از اطرافیانم شنیده بودم وبعد که بزرگتر شدم خودمم به خودم گوشزد میکردم
    من دوچرخه سواریو از بچگی یاد گرفتم،تا حدودی موتورسواری هم یاد گرفتم ،فتوشاپ،عکاسی وتصویر برداری یاد گرفتم وچندین سال بهترین عکس ها وتصویرهارو از عروسی ها وسمینارها انجام میدادم ،تو ورزشای متفاوت قوی عمل میکردم ،بدمینتون،تمام شناها،زومبا،یوگا،پیلاتس،اسکی،رقص،بدنسازی،چربی سوز،تنیس،پیاده روی هر روز،انعطاف
    دوره کوتاهی مو آموزش دیدم
    زبان انگلیسی ۴سال میرفتم و اون زمان شاگرد اول کلاسمون بودم
    کتاب های زیادی خوندم در رابطه با ذهن ،دوره های زیادی شرکت کردم در مورد کنترل ذهن وهنوزم دارم ادامه میدم
    دوره لاغری با ذهنو دارم به خوبی میگذرونم وراضی م از خودم
    مرتب دنبال بهتر شدن افکار ورفتار وعملکرد خودم هستم ،بیشتر این کارهاییو که من انجام دادم با اشخاصی شروع کردم ولی اونا همون اول کار رهاش کردن ولی من ادامه دادم وخوشحالم از مسیری که هستم وتا آخر عمرم میخوام ادامه بدم تا به هدف های بیشتری برسم

    در مورد لاغری هم منفی باف بازم حضور داره و مرتب بهم میگه تو از ۱۵آذر ماه که شروع کردی تا الان تازه از سایز ۴۶به ۴۴ رسیدی ! ولی اون خانمه که استاد نوشته هاشو تو تلگرام گذاشت که از دی ماه تا الان از سایز ۵۸به سایز ۵۲ رسیده،ببین چقدر جواب گرفته ،پس تو کی میخوایی سایز کم کنی ،داره ۶ماه میشه😒منم مرتب بهش میگم بدن وذهن وافکار من با دیگران فرق داره ،من منم ،دیگران هم دیگرانن
    من بعد از غذاییکه میخورم وکاملا به اندازه سیر شدنم میخورم وحجمشم کمتر شده ولی در انتها چونکه نفخ معده دارم واحساس سنگینی میکنم مخصوصا اگر نوشیدنی با غذام بخورم،
    منفی بافم میگه ببین شکمتو ،چقدر ورم داره،تو اشتباه میکنی ،لاغر نشدی🤔خلاصه همش بهم حمله میکنه ولی من از صدای جذاب درونم کمک میگیرم وبهش میگم که استاد میگن دنبال نتیجه نباشیم فعلا وباید اول ذهن وریشه هام درست بشه بعد توی جسمم مشاهده میشه،هر چند مطمئنم که لاغرتر شدم ولی بازم منفی باف اذیت میکنه،ولی با تمرینات این دوره آرام آرام تصویر ذهنی متناسب در وجود ما هم ساخته میشه
    واقعا هم لاغر شدن آسونتر از چاق شدنه ،وقتی چاقتر باشیم راه رفتن سخت تر میشه،تنفس سختر میشه،ورزش کردن وتحرک سختر میشه،لباس پوشیدن سختر میشه ،لباس بهمون نمیاد
    اعتمادبنفسمون از بین میره ،زشتر میشیم ولی وقتی میخواییم لاغر بشیم ،حالمون بهتره،سبکتریم،پرتحرک تریم،قشنگتریم،هر
    لباسی بهمون میاد،اعتمادبنفسمون بیشتر میشه ،ارتباط بیشتری با اطرافیانمون خواهیم داشت وزندگی با کیفیتری داریم
    برای منم تناسب اندام الویت اول زندگیمه وتمریناتشو هر روز با عشق انجام میدم ،واقعا تمام زندگیمو تلخ کرده بود
    باید صدای جذاب درونمو بلند کنم برای تمام جنبه های زندگیم
    میخوام به بخش مثبت ذهنم توجه کنم تا برم تو مسیر رسیدن به خواسته ها

    8+
  38. سپاسگزارم از این فایل عالی، اول میخوام اعلام کنم که لاغر بودن متناسب بودن در کمال سلامتی اولویت من هست به این دلیل که من کاملاً حس کردم که چاقی تمام ابعاد مثبت زندگی من رو تحت تاثیر خود قرار داد و حالا دارم میبینم موضوع لاغری و لاغر بودن چقدر تاثیرات عالی بر زندگی من دارد و من چقدر شادتر هستم و دقیقاً در جایگاهی که باید باشم. من لاغر شدن و لاغر ماندن را آسان میبینم چون من کاملاً دارم این آسان بودن رو عمیقاً تجربه میکنم. من در مسیر لاغری و تناسب اندام هستم در حالی که احساس عالی دارم از بدن خود محافظت میکنم و به آن هر شکلی که دارد عشق میورزم آن را منحصر به فرد میبینم و از نخوردن لذت میبرم چون میبینم که وقتی میخورم که بدن من نیازش رو اعلام کرده با واکنشهای طبیعی و وقتی نمیخورم که واکنش گرسنگی که دچارش شده بودم بلافاصله قطع شده و چقدر من زود سیر میشم و چقدر من بی توجهم به مواد غذایی و این من هستم که برای بدنم از روی عشق تصمیم میگیرم. از این آسانتر کاری نیست چون لذت بخش هست. من دقیقاً دارم به قسمت مثبت ذهنم در خصوص خواسته مهم زندگیم پاسخ می دهم.
    تجربه برجسته دیگری که دارم توجه به قسمت منفی و مثبت ذهنم در خصوص خواسته ای ؛برمیگردد به زمان کنکور دادن. تصمیم قاطعی داشتم مبنی بر قبولی در دانشگاه دولتی روزانه. قسمت منفی ذهنم میگفت چطور ممکن جز ده نفر تو کل کشور باشی و قسمت مثبت ذهنم میگفت تلاش کن و برنامه را دقیق انجام بده و توکل به خدا کن حتماً قبول میشی. بله من قبول شدم. خداوند را شکر میگویم که متناسب بودن را با لذت و آرامش و به آسانی یاد میگیرم. تشکر از استاد روشن استاد ذهن

    9+
  39. سلام استاد گرامی ودوستان همراه
    وقتی به حرفهای استاد فکر میکنم دقیقا متوجه میشم که چرا بین دو زندگی دوبرادر در زمینه مالی که هر دو یک شغل را داشتند واز یک جا شروع کردند تفاوت هست….همش از ذهنه ….نجوای شیطان که تو ذهن همه ماست یک عده را متقاعد میکنه که نمیشه .نمیتونی.هیچی عوض نمیشه.وبنا بر قانون جذب فرکانسهای مشابه سمت هم میرنند برای یک بردار همه چیز فراهم میشه..پیشنهاد کاری .شرایط مالی بهتر چرا که باور داره میشه ومیتونه وجهان هم هر روز نمونه هایی سر راهش قرار میده که نشون بده میشه.وبرادر دیگه که باور داشت نمیشه .اون شانس داره .هیچ کس قدر اونو نمیدونه ونتیجه اش مشخصه……
    تو لاغری وچاقی هم همینه…کسی که باور داشته باشه که میشه…امکان پذیره …دنیا باید فرکانسهای مشابه سر راهش بزاره جوری که روز بروز لاغرتر بشه…
    خدا رو شکر میکنم که با این مسیر آشنا شدم ..خدا رو شکر صدای شیطان که نجواهای منفی داره تو وجودم کمتر شده وباورهام داره پررنگ تر داره میشه که لاغری آسونترین کار دنیاست …با خودم میگم ببین استاد تونسته ببین دوستای دیگه تونستن پس تو هم میتونی فقط باید مداوم رو خودت کار کنی هر روز فایل گوش کنی.تمرین کنی و عملکرد داشته باشی تا باورهایی که یک عمر تو ذهنت نقش بسته بوده کمرنگ وکم رنگ تر بشه.وجاشو باورهای لاغر کننده وشگفتی ساز بگیره که اون باورها منجر به عادت های درست میشه عادتهایی که به ترمیم بدنت کمک میکنه نه اینکه در حال تخریب جسمت باشه.
    استاد عزیز بهتون تبریک میگم .که اینقدر عالی قوانین جهان وذهن را درک کردید وبه آن عمل کردید.ونتیجه اونم که مشخصه.برای همین حرفهاتون به دل میشینه چرا که از منبعی میاد که روح همه ما از اون آگاهی داره. وهم نتیجه عملکرد فوق العاده وحرفهای صادقانه شماست.باشه که با تمرین وتکرار منم بتونم تمام گفته های شما را به عملکرد فوق العاده در زندگیم تبدیل کنم.

    5+
    1. احسنت به شما استاد عزیز.خدا رو شکر میکنم که خدا نمونه ای عینی سر راهم قرار داد تا الگوی خودم قرار بدهم تا بتوانم موفق شوم وتا ابد موفق بمانم

      3+
  40. در مورد كارهايي كه براي يكي سخته و براي يكي اسان يه خاطره جالب دارم
    من و دوستم با هم ميرفتيم كلاس خياطي،
    اون موقع دوستم تازه ازدواج كرده بودن و بچه نداستن و من يك دختر يكساله داشتم كه تازه راه افتاده بود و هر وقت خواب بود سريع ميرفتم سراغ خياطيم و هر پنجشنبه من دخترم رو ميگذاشتم پيش همسرم و ميرفتم
    كلاس?
    من هر هفته هر اموزشي استادم ميدادن رو حتما يك نمونه ازش ميدوختم و با اينكه من روزي كه رفتم كلاس حتي بلد نبودم چطوري چرخ خياطيم رو روشن كنم ولي دوستم همان موقع هم خياطي ميكرد ولي من بعد از دوره و فقط و فقط به دليل اينكه تمرينهام رو انجام ميدادم تبديل شدم به يك خياطي كه به قول همه دستم سكه داره ولي دوستم چون فقط ميامد كلاس و در كل دوره فقط يك شلوار دوخت نتونست از كلاس بهره ببره، دوسال بعدش يكبار كه با هم حرف ميزديم دوستم گفت خانم…. اصلا معلم خوبي نبود و من هيچي يادنگرفتم بهش گفتم عزيزم اتفاقا خيلي هم خوب بود من حتي بلد نبودم چرخم رو روشن كنم (جلسه اول چرخم رو بردم استادم بهم ياد دادن روش كار باهاش رو) ولي تو قبل كلاس هم خياطي ميكردي فقط تو اصلا تمرين نكردي بنابراين نتيجه نگرفتي و اگر نه من از همان استاد ياد گرفتم كه انقدر خوب براي خودم لباس ميدوزم و الان حتي براي خودم كت دامن ميدوزم و روش كار دست ميكنم كه هر كسي ميبينه فكر ميكنه از يك مزون خاص خريد كردم دليلش فقط و فقط انجام تمرين هام و تكرار اونها بوده، و من و تو هر دو تحت يك اموزش بوديم ولي چون عملكردمون فرق داشت بنابراين نتايج متفاوت گرفتيم.
    و الان هم در اين دوره فكر ميكنم هر كدام با اشتياق و با انرژي مثبت اين راه زيبا رو طي كنيم و به اموزشهاي استاد عمل كنيم و تكراررررر كنيم حتما و حتما به نتيجه ميرسيم.
    من ايمان دارم????

    6+
  41. سلام خدمت استاد عزيز و دوستان خوبم.
    نكته ي جالبي كه اين فايل براي من داشت اين بود كه بدن انسان همواره به سمت لاغر شدن پيش ميره و اين ما هستيم كه با باورهاي اشتباهمون راهش رو ناهموار ميكنيم.
    الان كه فكر ميكنم من اين موضوع رو در بدن پدرم به وضوح ميبينم همه اين تفكر را دارند كه هر دهه از زندگي انسان ميگذره سوخت و ساز بدن كمتر ميشه و فرد چاقتر ميشه ولي پدر من برعكسع، پدر من دكتر هستند و خيلييييي منظم و با ديسيپلين حتي غذا خودنشون نظم و قانون داره مثلا اگر شبي تولد باشه در منزلمون و پدرم دعوت باشند غذا كمتر ميخورن و ميگن چون قراره كيك بخورم بنابراين بايد غذا كمتر بخورم و الان دو سالي هست كه ميبينم پدرم فقط يكم حجم غذاشون رو كم كردن چون هميشه ميگن ادم سنش بالا ميره بايد مراعات خوردنش رو بكنه و واقعا خيليييي لاغر شدن با اينكه همه چيز ميخورن ولي به اندازه و البته ايشون هميشه متناسب بودن ولي الان لاغر شدن و هميشه ميگن هيچكسي از نخوردن نميميره و همه ي مشكلات از خوردنه و من تا حالا نديدم پدرم ناخنك بزنند به غذا و ياد ندارم بي موقع چيزي بخورند و تمام فايلها رو كه گوش ميدم ميبينم پدرم دقيقا نماد يه انساني هستند كه انگار سيستم ذهنيشون مثل يك نوزاد فابريكه و سعي ميكنم همش رفتارهاي ايشون رو سرمشق خودم قرار بدم و با چشم خودم ميبينم كه اين سيستم باعث شده پدرم با اينكه سنشون بالا رفته ولي هميشه متناسب هستند و البته روز به روز متناسبتر هم ميشند. بنابراين اگر ما باورها و عاداتمون رو اصلاح كنيم واقعا لاغر شدن راحتترين كار دنياست و مثل نفس كشيدن اتوماتيك اين اتفاق هر لحظه در وجودمون داره رخ ميده?

    6+
  42. سلام دوستان وسلام استاد ممنونم بابت این فایل و ازدوستان بابت نظرات .
    نکته ی جالب این فایل برای من این بود که تمایل بدن ما به صورت طبیعی همیشه در کل عمرمون به سمت لاغر شدنه .یعنی اگر ما باورهای مخربی رو مانع این مسیر نکنیم خیلی راحت بدون اینکه کار خاصی رو انجام بدیم بدنمون خود به خود لاغر میشه چرا؟چون این براش تعریف شده توسط خداوند و تنظیم کارخونش این جوریه،این واقعا جالب نیست به نظر من معرکه اس این باور .برای همین افرادی که ذهنشون رو دست کاری نمیکنن همیشه لاغرو متناسبن و طی زندگی عادیشون همه چی هم میخورن .
    وجالبه دقیقا این افراد این باور رو خیلی راجع بش حرف میزنن اونا حرفی که خیلی تکرار میکنن اینه که من هر چی بخورم همینم هیچ وقت چاق نمیشم .
    دراصل این افراد به وجه مثبت ذهنشون توجه میکنن و این باور رو دارن که بدنشون طبیعتا همیشه لاغره ،خوب طبیعیه که همیشه هم متناسب باشن حتی در سن میانسالی و پیری.
    من خودم چندوقته پیش شروع کردم به آموزش دیدن دوره اما هر بار ذهنم و قسمت منفی باف میومد و میگفت جواب نمیده .یا به واسطه ی کار های مختلف نمیزاشت که من بخام دوره رو گوش کنم بهانه های الکی میاورد و واقعا همون پیروز میشد .اما الان من تصمیم گرفتم که دوره رو عاشقانه و به صورت تفریح و کاری که دوسش دارم پیگیری کنم و تمرینات رو انجام بدم،االان هم منفی باف به سراغ من میاد اما با تصویر هایی ک از خودلاغرم در ذهنم تجسم میکنم اشتیاق رو ایجاد میکنم که ادامه بدم تا منفی باف خاموش بشه .
    اینجا هم میگم که ایمان دارم تمام اتفاقات زندگی ما توسط تصویر های ست که در ذهنمون ایجاد میکنیم و باور های است که داریم .
    پس لاغر شدن اول باید در ذهن من اتفاق بیفته و تصویر لاغرم در ذهنم نقش ببنده .اگر در ذهنم لاغر بشم به سرعت در جسمم تغییرات رو میبینم .
    لاغر شدن کار آسونیه چون بدن ما طبیعتن به سمت لاغری پیش میره و عاشق اینه که متناسب بشه .

    8+
  43. باسلام و وقت بخیر خدمت شما
    سپاس از فایل عالی شما
    من در گذشته همیشه در نظرم لاغرشدن رو بسیار سخت و طاقت فرسا میدونستم .و وقتی افراد متناسب رو در تلویزیون میدیدم میگفتم چطور میتونن اینقدر متناسب و لاغر باشن همیشه…..اما الان که در دوره تکرار هستم کاملا نظرم متفاوت شده و فقط افراد متناسب رو تحسین میکنم….و اعتقاد دارم که منهم قطعا متناسب میشوم …و پر میثاق نامه ای که برای خودم نوشتم یکی از جمله ها این است،??
    من باور دارم که لاغر شدن آسانتربن کار دنیاست و مثل خوردن هست …. متناسب شدن خییییییلی راحت هست
    قبلا هم موارد زیادی بوده …در زمینه کنکور بوده که من و همکلاسی ها همه کنکور دادیم و من و یکی از دوستام موفق به کسب رتبه خوب شدیم….و من در زمینه رانندگی موفق به مهارت عالی نیستم و بقیه دوستام کاملا موفق هستند ….در زمینه ارتباط خانوادگی هم کاملا این موضوع توجه به بعد منفی یا مثبت اثراتش در زندگیم مشخص شده که به سمت توجه کردم چه شده…….در یادگیری زبان
    انگلیسی و یادگیری شنا و یا مهارت در ورزشی خاص هم همیشه نیروی منفی برمن غالب بود .البته در زمینه موفقیت تحصیلی وجه مثبت بر بدنم غالب بود. ..ومن حالا خیلی حسرت میخورم که چرا این همه سال نتونستم جنس حرف های منفی بافی رو بشناسم …

    8+
  44. باسلام و وقت بخیر خدمت شما
    سپاس از فایل عالی شما
    من در گذشته همیشه در نظرم لاغرشدن رو بسیار سخت و طاقت فرسا میدونستم .و وقتی افراد متناسب رو در تلویزیون میدیدم میگفتم چطور میتونن اینقدر متناسب و لاغر باشن همیشه…..اما الان که در دوره تکرار هستم کاملا نظرم متفاوت شده و فقط افراد متناسب رو تحسین میکنم….و اعتقاد دارم که منهم قطعا متناسب میشوم …و پر میثاق نامه ای که برای خودم نوشتم یکی از جمله ها این است،??
    من باور دارم که لاغر شدن آسانتربن کار دنیاست و مثل خوردن هست …. متناسب شدن خییییییلی راحت هست
    قبلا هم موارد زیادی بوده …در زمینه کنکور بوده که من و همکلاسی ها همه کنکور دادیم و من و یکی از دوستام موفق به کسب رتبه خوب شدیم….و من در زمینه رانندگی موفق به مهارت عالی نیستم و بقیه دوستام کاملا موفق هستند ….در زمینه ارتباط خانوادگی هم کاملا این موضوع توجه به بعد منفی یا مثبت
    انگلیسی و یادگیری شنا و یا مهارت در ورزشی خاص هم همیشه نیروی منفی بم منفی غالب بود .ومن حالا خیلی حسرت میخورم که چرا این همه سال نتونستم برای ی ا.وپر ززمینه موفقیت تحصیلی وجه مثبت بر بدنم غالب بود. چیزها جنس….اتراتش را در من نشان داده.در یادگیری زبان

    3+
  45. با سلام به استاد عزیز و دوستان همراهم
    من این فایل را قبلاً هم شنیده بودم اما نیاز به شنیدن دوباره آن داشتم که خدا امروز را انتخاب کرد تا من دوباره بشنوم و یاد بگیرم .من امروز علاوه بر مطالب قبلی یاد گرفتم از زاویه دیگری نگاه کنم .من قبلاً با خودم می گفتم لاغری آسانترین کار دنیاست ولی امروز فهمیدم بگویم وقتی لاغر شوم چقدر کارها آسان می شود .برای آدم لاغر خرید لباس آسان است ، نشست و برخاست آسان است ، غذا خوردن آسان است ، داشتن سلامتی آسان است ، کار کردن آسان است، راه رفتن آسان است و…..حالا بدون ترس و بدون داشتن کوچکترین شکی می گویم با لاغری همه کارها آسان است و گفتن مزیت های لاغری باعث می شود هم تمرکزم روی لاغری باشد و هم بیشتر شوق لاغر شدن داشته باشم و همچنین برای سایر خواسته ها هم این روش را به کار می برم .اگر هر فایل را ده بار گوش کنم ، بار یازدهم دوباره مطالب جدیدی یاد می گیرم .خدارا شکر که در این برنامه هستم و از این فایل ها استفاده می کنم

    9+
  46. سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
    تجربه ای که من در زمینه این دو جنبه ازذهنم داشتم که یکی بهم میگه میشه وتو میتونی و دومی میگه نه نمیتونی .
    من سال ۱۳۹۷ بهمن ماه بود که در این دوره شرکت کردم اولش با اشتیاق بود اما به مرور وقتی میدیدم که بچه های دیگه توی گروه خیلی از تغیرات روحی وجسمی خودشون میگن و من تغییری در خودم حس نمیکردم نا امید شدم همش انگار یکی تو گوشم میگفت تو نمیتونی ،تو نمیفهمی منظور این فایلها چیه ،تو نتونستی اونجور که باید فایلها رو درک کنی و متوجه اونها نمیشی به خاطر همین تغییر نمیکنی برای همین به خیلی از بچه ها پیام میدادم وازشون میپرسیدم چیکار کردن وهمه هم میگفتن هیچی فقط به فایلها گوش بده ومن خیلی به جنبه منفی ذهنم که تو نمیتونی گوش میدادم برای همین کم کم نا امید شدم ،توی انجام تمرینها سست شدم و هر روزی به بهانه ای تمرینی رو انجام نمیدادم تا اینکه هفته دوم فروردین دقیقا روز ۱۶ بود کلا دوره رو گذاشتم کنار وبیخیال شدم و گذشت تا روز ۲۳ اردیبهشت به خودم اومدم و گفتم چیکار کردی با خودت یعنی تو عرضه انجام این کار رو هم نداشتی ،این که دیگه نه رژیم داشت و نه ورزش .خلاصه بعد از کلنجارهایی با خودم به استاد پیام دادم و ماجرا رو تعریف کردم .استاد گفت توتنبیه میشی و باید دوره رو از اول شروع کنی و من این کار رو کردم و این دفعه روی جنبه مثبت ذهنم که انگار یه چیزی میگفت ،میشه وتو میتونی کار کردم و به حرفش گوش دادم و خدا رو شکر خیلی زود شروع به گرفتن نتیجه کردم حدود یکی دو هفته که گذشت درک کردم که حال خوب دارم و احساسم خوب شده و بعد کم کم تغییرات توی جسمم شروع شد و من خیلی خوب توانستم وزن کم کنم هنوز به ایده الم نرسیدم ولی نزدیک هستم و این بار تفاوت گوش دادن من به جنبه مثبت تو میتونی باعث احساس خوب و تغییرات جسمی و رفتاری و افکاری در من شد و اینکه این بار من دنبال بهانه برای انجام ندادن تمرینها نبودم بلکه هر روز مشتاق تر از روز قبل ادامه دادم

    18+
    1. بله استاد حتما همینطوره .از شما بابت همه راهنمائی ها و پشتیبانیهاتون سپاسگذارم .واقعا اگر پشتیبانیهای شما نبود من الان انقدر خوب در مسیر تغییر کردن نبودم .ازتون ممنونم ?????

      2+
  47. روز ۲۵تکرار
    متاسفانه دیروز بعد از ۱ساعت نوشتن کامنت،بع علت اختلال در نت تمام تمریناتم پرید
    با کمال ناراحتی باید بگم که بیشتر نجواها وگفتگوی دورنی من رو به منفی بودن بوده وهست البته ۵۰درصد کمتر شده با انجام تمرینات ذهنی در طی ۲سال
    در ذهن و وجود من یک جمله بسیار منفور شکل بسته از بچگی به نام من نمیتوانم
    برای شروع وادامه هر کاری این جمله مانع انجامم میشه،هنوزم کاری میخوام انجام بدم مادرم میگه تو که نمیتونی
    مثلا تمرین رقص من و دوستمو میبینه میگه معلومه که دوستت خیلی قشنگ میرقصه ،کلمه ای به اسم تشویق تو دهن مادرم نیست ومن باور سرسختی به نام نمیتوانم دارم
    همزمان با این کلاس،دارم تو کلاس کنترل ذهن هم دوره میبینم وتمرین از این به بعدمون اینه (من میتوانم)اونم ۹۲۰ بار در روز
    وگفتن این جمله حال منو بهتر میکنه از بس ۴۴سال مخالفشو شنیدم
    بدلیل اعتمادبنفس پایینم تا ۳۱سالگی از رانندگی میترسیدم ونرفتم دنبالش،با خواهرم ۱سال میرفتیم پیست اسکی شمشک در فشم،وموقع برگشتن خواهرم خسته بود ومدام غر میزد که برو رانندگی یاد بگیر بمن کمک کنی،بخاطر اون رفتم وبا اولین امتحان شهری وتئوری قبول شدم،ولی چونکه ترس داشتم سوار ماشین هیچ کس نمیشدم ونظرم این بود که تا ماشین نخرم نمیشینم،سال ۸۹ماشین صفر خریدم،تا ۲۰روز سوار نشدم از بس میترسیدم،بخاطر رفتن به باشگاه مجبورن استفاده کردم،در این حین دوستم میگفت نترس نهایت تصادف میکنی،یروز تو یه میدون ،یه تاکسی زد به در جلوی ماشین صفرم?خیلی گریه کردم ،بعدش اروم آروم ترسم ریخت،پاهام و دستام میلرزیدن،بعدش مجبور شدم تنهایی مسافرت برم به اصفهان،شمال،کردستان وهر جایی که لازم بود با آرامش میرم
    تو تمام یادگیری هام منفی بافم قوی بود وصدای جذاب درونم خاموش ولی من با وجود همون صداهای وحشتناک کارهای قدری انجام دادم ،بدون هیچ گونه مشوقی
    زبان انگلیسی،بدمینتون،شنا،رانندگی،ادامه تحصیل،اسکی،زومبا،پیلاتس،رقص،تنبک،آواز،تنیس،ترک قلیون ،کنترل ذهن،لاغری با ذهن، دوره کوتاهی مو،،،کارهاییکه انجام دادم وتو بیشترشون موفق شدم
    واسم جالبه که من اصلا از وجه مثبتم استفاده نکردم ،اگر میشناختمش چقدر راحتر به خواسته هام میرسیدم
    ۲روز پیش که مادرم گفت موهامو کوتاه کن(من ۵سال پیش دوره کوتاهی مو گذروندم،ولی چونکه استفاده نکردم یادم رفته)
    منفی بافم میگفت خراب میکنی ،ولی من یاد گرفتم که یک هیراستایلر تو وجود من هست که میتونه با تمرین وتکرار موهای قشنگی کوتاه کنه،پس از خدای درونم کمک گرفتم ویه موی خوشگل کوتاه کردم
    امروز که داشتم تو خونه انعطاف تمرین میکردم وبیشتر حرکت هاش سخته ومدام منفی بافم میگفت تو نمیتونی،تو کمر درد وزانو درد داری،اضافه وزن داری ووووو من به خودم میگفتم تو میتونی فریده ،اگر دوستات میتونن،و یه تمرین بالانس بود که با تمرین کردن تونستم تا حدودی انجامش بدم وخوشحالم که به حرف صدای جذاب درونم توجه کردم
    از این به بعد میخوام فقط به من میتوانم هام توجه کنم وبه منفی بافم بخندم
    سالها به من گفت تو چاقی،بیریختی،کسی دوستت نداره،لباس بهت نمیاد،زشتی ومنم با اینجور افکار واحساسات بهش تغذیه رسوندم واونم قویتر شده
    از این به بعد میخوام همه کارهارو واسه خودم آسون کنم مثل اب خوردن،مثل نفس کشیدن
    لاغر شدن ولاغر ماندن آسونترین کار دنیاست

    13+
  48. لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست !
    واقعا اگه آدم یاد بگیره لاغری و دیگه خیلی بیشتر از همه چیز لذت می بره! دیگه ترسی نداره از خوردن احساسش خوب می شه همه چی خوب می شه وقتی احساس آدم و افکار آدم خوب باشه !
    من همش به بخش مثبت ذهنم توجه می کنم توی این هفته اخیر من نتونستم چند روزی این برنامه رو دنبال کنم به دلایلی دوباره از دیروز شروع کردم و همش روی بخش مثبت ذهنم تمرکز می کردم چون مرتب شیطونه میامد وسط از صبح که بلند می شدم ولی من همش می گفتم من به خدا ایمان دارم می دونم خدا کمک می کنه تمام کارام روبراه بشه و خدا رو شکر خدا کمکم کرد و کارا روبراه شد ممنون خدای بزرگ که همیشه منو همراهی می کنی بسیار سپاسگزارم !
    همین برنامه لاغری با ذهن هم یکی از کارهایی است که تا حالا موفق شدم به لطف خدا در انجام دادنش!
    ‌خیلی چیزهای دیگه که خیلی طولانی هستش اگه بخوام همه رو بگم اینجا !
    لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست و من کم کم دارم به سالگرد یک سالگی نزدیک می شم انشالله

    6+
  49. هميشه تا الان كارهاي من به خاطر ترس از اينكه از نظر مالي مشكل دارم نصفه نيمه مونده. كلاس قرآن ،كلاس شنا، درس دانشگاه كه نصفه رها كردم (اما شكر خدا دانشگاه دولتي قبول شدم) خلاصه كه كارهاي من ناتمام ميموند آشنايي با اين قانون بسيار درست اين مطلب رو به من يادآور شد. در صورتيكه انسان هاي با شرايط مالي پايين تر از من موفق شدن كارهاشون رو به اتمام برسونن. يا ترس از اينكه كارهاي هنري انجام بدم يا نقاشي بكشم چون هميشه يكي از دخترهاي فاميل رو تو سر من ميكوبيدن كه اون بلده تو بلد نيستي. يا ترس از لاغر شدن ميدونم ممكنه مسخره باشه ولي چون همه به من ميگفتن تو خيلي با ولع غذا ميخوري و بامزه اي و ما دوست داريم من ناخودآگاه خودم سد لاغر شدن خودم ميشدم تا اون دوست داشته شدن رو از دست ندم. يا اينكه مادربزرگم هميشه حرف هاي منفي ميزنه كه ما فلانيم و… و انقدر اينارو تكرار كرد كه منم باورم شده بود انگاري من لايق هيچ چيزي نيستم. و واقعا خداروشكر ميكنم كه دارم از اون افكار خودم رو رها ميكنم. الان باور دارم كه لاغري آسان ترين كار دنياست. الان ايمان دارم كه خيلي راحت ميتونم هموني بشم كه خيلي دوست دارم. الان من خودم رو لايق بهترين ها ميدونم. وجودم خيلي برام با ارزشه. اين نعمت حيات،شگفت انگيزه. عاشقشم و خوشحالم كه زنده ام. درسته مشكلاتي هم دارم كه حاصل تكرار چند ساله افكار و حرف هاي منفيه ولي مهم اينه كه من دارم خودمو اصلاح ميكنم و سعي ميكنم كه با افكار مثبت ذهنم رو بمباران كنم كه اين يكي از اهدافمه.
    من كلاس قرآن رو ادامه ندادم اما دوستم ادامه داد و به زودي مدركش رو ميگيره،من درسم رو رها كردم اما دخترعموم ادامه داد و داره با ليسانسش كار ميكنه. من كلاس زبان رو ادامه ندادم اما دوتا از دوستام تموم كردن و دارن تدريس ميكنن. امااااااااا من لاغر شدن رو هيچ وقت رها نكردم هيچ وقت اميدوار بودن به خداوند رو رها نكردم. گرچه شيطان هم ميخواست مانع بشه اما من تلاش خودم رو ميكنم

    4+
  50. سلام استادعزیزودوستان خوبم
    وقتی فکرمیکنم خیلی ازجاهابعلت ترس ازنتیجه نگرفتن خیلی از کارهامرانیمه تمام گذاشتم وادامه ندادم وبعضی ازکارهام هم ادامه دادم وبا ترس حتی پیش رفتم ولی موفق شدم وبعدش خودم راتشویق میکردم که دیدی تونستی دیدی شد وحتی همین الان درکارهای خیلی کوچک میبینم که مثلا حتی خواهرم هم نتونسته موفق بشه ومن تونستم وجاهایی اون تونسته موفق بشه ومن نه والان تازه متوجه این موضوع شدم که همش خودم مقصربودم وآگاهی نداشتم وباتوجه به قسمت منفی ذهنم شکست خوردم وفهمیدن این موضوع خیلی برام لذت بخش بودودوباره آرامش بیشتری پیداکردم خداراشکرمیکنم که استادعالی دارم ?من ازامروزمسئولیت تک تک کارهایم رایک تنه برعهده میگیرم خدایاشکرت ?

    6+
  51. سلام استاد عزیز ودوستان گرامی
    استاد خیلی این فایل عالیست ومن کلی نمونه برای خودم پیدا کردم اینکه من با دوستم یک کاری شبیح ب هم پیدا کردیم ومن چون همش دیدم منفی بود در کارم موفق نشدم وکارم را تمام کردم ولی دوستم ادامه داد وهمیشه خوشحال وامیدوار با انرژی بود ودر کارش بسیار موفق شد واعتماد ب نفس خیلی خوبی داشت وازونمیترسید ولی من متاسفانه همیشه ترسو بودم واین ترس باعث خیلی از شکست های من در زندگی شد وتوجه ب ذهن منفی باف مرا ب طرف شکست خوردن برد خدا را شکر ک تازه متوجه اشتباهم شدم ک باید توجه م ب ذهن مثبت باشه ک بتوانم ب در اینده موفق باشم
    من دوچرخه سواری وشنا یاد گرفتم ولی دوستم نتوانست موفق شود ولی با اینکه باز هم میترسیدم ولی دل ب دریازدم وموفق شدم
    استاد متوجه شدم ک لاغری اسانترین کار ولذت بخش ترین کار دنیاست ومن میتوانم با بدست اوردنشون ب سلامتی وشادی وخوشبختی واعتماد ب نفس وووووخیلی چیزهای خوب دیگری برسم ومن برای متناسب شدن ب راه خودم ادامه میدهم وبسیار از این مسیر زیبا لذت میبرم واحساس بسیار بسیار خوبی دارم ک استاد تواناوخردمندی مثل شما دارم ?

    7+
  52. سلام استاد گرامی و دوستان همراه
    این فایل هم بسیار عالی بود و چند مانع ذهنی مرا از جلوی پایم برداشت .
    من هم در زندگی موفقیت هایی داشته ام که به دلیل گوش دادن به جنبه مثبت درونم بوده که تو می تونی و اگر در جایی هم موفق نبوده ام به دلیل گوش دادن به جنبه منفی درونم بوده ،پس این ربطی به ناتوانی من نداشته .
    نکته ای که با این فایل برای من روشن شد و از استاد بسیار متشکرم اینه که من به عنوان یک انسان توانایی انجام هر کاری را دارم و داشتن استعداد یا نداشتن استعداد یک حرف پوچ است، فقط کافیه من به بخش مثبت وجودم که همیشه برای رسیدن من به هر هدفی با من موافق است و میگه تو می تونی توجه کنم ،
    اگر من با وجود داشتن دو تا بچه کوچک درسم را خوندم و دیپلم گرفتم و اگر با وجود صدها متقاضی در آزمون استخدامی شرکت کردم و قبول شدم و رسمی شدم و اگر با وجود بچه سوم رفتم دانشگاه و لیسانس گرفتم به دلیل توجه به همون بخش مثبتم بود که می گفت برو به پیش تو می تونی ،تو موفق میشی ، اگر در آزمون فوق لیسانس شرکت نکردم و در همون مقطع قبلی موندم به دلیل گوش دادن به اون اما و اگر ها و بهانه تراشی های منفی باف درونم بوده .
    من شکر خدا یک باور قوی دارم که هر کاری را اراده کنم می تونم به اون برسم همیشه به دیگران در دنباله گفتن این باورم می گفتم نمی دونم چرا فقط نمی تونم به وزن دلخواه و برسم و در این روش لاغری و مخصوصاً امروز متوجه باور مخرب خودم شدم که منفی باف داره حرف تو دهن من می گذاره ،اون داره این باور را به من القا می کنه که در همین مورد ضعف داری و این مورد لاغری نشدنی است و…
    اما امروز به معنای واقعی فهمیدم لاغری آسانترین کار دنیاست ، من می توانم چون دیگران توانسته اند ، من هم لاغر می شوم چون سیستم بدن من هم به همان سمت متناسب شدن است .پس من تنها نیستم ،من لازم نیست بر خلاف جهت آب شنا کنم ،من از الان به بعد می دانم با بدنم در یک جهت حرکت می کنیم و این منو از جنگیدن خلاص کرد ،من همیشه می خواستم با بدن چاقم بجنگم ،اما حالا می دونم بدنم هم در تیم من است و کافیه به صدایش گوش کنم و همیشه به حرف های فرشته مهربونم گوش کنم که داره منو تشویق می کنه .من باید به قول معروف گوش کرم را به سمت منفی باف کنم تا صدایش را نشنوم.خدایا شکرت برای این آگاهی های جدید .

    7+
  53. با سلام ما همیشه با توجه کردن به نکات مثبت باعث گسترش اون موضوع یا فکر میشیم .دقیقا من این موضوع رو واقعا درک میکنم.من در زمانی که میخاستم رانندگی یاد بگیرم به نکات مثبت وجودم توجه کردم و چون خیلی عاشق رانندگی بودم به وجه منفی باف که میگفت حالا کو ماشین حالا کو تا یاد بگیری کو تا قبول بشی اصلا توجه نکردم و قبول شدم و گواهینامه گرفتم .در صورتی که خیلیا همزمان با من گواهینامه گرفتن ولی اصلا رانندگی نکردن با اینکه شرایطش رو داشتن.وقتی درس میخوندم همه خانواده میگفتن تو با درس خوندن به جایی نمیرسی و من درس رو دوس داشتم و به وجه منفی باف و حرفای اونا توجه کردم و درسم رو رها کردم .ولی چند سال بعد به خاطر گرفتن مدرک داروخانه دوباره ادامه تحصیل دادم و دیپلم رو گرفتم و مدرک داروخانه رو هم گرفتم.و در ضمینه خیاطی خیلی تلاش کردم والان برشکار خوبی هستم.و خیلی از موصوعات دیگه که عین اینها به هر وجه توجه بیشتری کردم به همون سمت هدایت شدم و در مسیر تناسب اندام که دیگه واقعا ناامید بودم و فکر میکردم هیچ راه اسونی وجود نداره .اما با وارد شدن تو این دوره میگم که لاغر شدن اسان ترین کار دنیاست و هر کس رو میبینم خیلی سختی میکشه تو دلم میگم ببین تو مسیری که هستم چقد راحت عین اب خوردن لاغر میشم و اصلا استرس بازگشت ندارم .و خدارو بسیار سپاسگزارم.
    لاغری اسانترین کار دنیاست.

    7+
  54. این فایل خیلی عالی بود من به وضوح توی زندگیم می بینم هرجا که به جنبه مثبت و فرشته درونم گوش دادم که تو می تونی واقعا انجام آن کار برام به راحتی انجام شد مثلا با وجود شاغل بودن و بچه کوچک داشتن به راحتی ادامه تحصیل دادم و مدرکمو گرفتم اما برای مقطع بالاتر دیگه دیدم ممکنه خانواده اذیت بشن ونتونستم ادامه بدم درحالی که خیلیای دیگه تونستن دکترا هم بگیرن. من تونستم گواهینامه رانندگی بگیرم ولی متاسفانه با وجوداینکه چند سالی گذشته هنوز موفق نشدم به تنهایی رانندگی بکنم وقتی همسرم کنارم هست بدون ترس این کار را انجام میدم ولی تنهایی هنوز موفق نشدم در حالی که خیلی از خانمها به راحتی این کار را انجام میدن. در مورد لاغر شدن هم چون قبلا خیلی رژیم می گرفتم ولی لاغر شدنم به سختی پیش می رفت فکر می کردم لاغر شدن سخته اما با گوش دادن به فایل های استاد واینکه این همه دوستان را دیدم که تونستن الان باورم اینه که منم به راحتی می تونم لاغر بشم و مطمئنم که حتما این کار رابه راحتی انجام میدم و این غول راشکست میدم?✌

    6+
    1. وای ممنونم استادازپاسختون چون این فایل را قبلا گوش داده بودم امروز که در دوره تکرار دوباره گوشش دادم نظری ننوشتم داشتم نظرات را می خوندم که به پاسخ شما رسیدم و خیلی از راهنمایی تون خوشحال شدم سپاسگزارم که همیشه همراه ما هستید.

      3+
  55. من چون نیم وقت کار می کنم معمولا 4 روز در هفته کار می کنم سه روز تو خونه ام دیروز که رفته بودم سر کار البته اف بودم منیجرم خواست که برم گفت فردا هم می تونی بیای گفتم نه متاسفانه!
    می خواستم یه روز ریلکس کنم امروز بلند شدم و فقط به بخش مثبت ذهنم توجه کردم رفتم پیاده روی و مقداری هم دویدم بعدش اومدم خونه کمی یوگا کردم و خلاصه یه سری کار داشتم رفتم بیرون و اومدم خونه !
    می خوام بگم که البته که همیشه احساسات من یه جور نیست بالا و پایین می شه ولی امروز همش به بخش مثبت بیشتر توجه کردم البته که شیطونه دایم میامد وسط
    من الان یادم نیست که چه کارهایی برام سخت بوده باید فکر کنم دربارش ولی چون امروز ذهنم بیشتر مثبته براتون می گم که یکی توی این مسیر لاغری دارم موفق می شم انشالله خیلی ها از من پرسیدن ولی تا اونجا که می دونم اقدام نکردن و یکی هم این مسیر دورهای که دیدم و شغل پیدا کردم از اون کلاس ۱۰-۱۵ نفری فقط دو نفرمون شاغل شدیم و تازه اون یکی هم چند سال پیش ول کرد و من الان حدود ۴ ساله که توی این شغل هستم خدا رو شکر??????
    حالا شما همیشه می گین نقشه ذهنی نداشته باشین برای غذا خوردن من دیشب همش داشتم نقشه می کشیدم که امروز برم قهوه بخورم صبحونه با همون کیک همیشگی خیلی هوس قهوه کرده بودم البته خیلی کم می خورم نه اینکه هر ز
    روز هر چند وقت یه دفعه خلاصه صبح بلند شدم فایل صبحگاهی و گوش دادم و میثاق نامه هم خوندم و پیغام گرسنگی و گرفتم بعدش رفتم قهوه و کیک گرفتم آوردم خونه ولی همش و نخوردم مقداری و گذاشتم بعد از پیغام سیری !

    4+
  56. روز هفتادو چهار تکرار:
    لاغر شدن اسان‌ترین کار دنیاست چون:
    من فکر می‌کردم دیگه نمیتونم دوچرخه سواری کنم ولی وقتی به بخش منفی وجودم غلبه کردم و تصمیم گرفتم امتحان کنم دیدم میتونم.
    من فکر می‌کردم یاد گرفتن انگلیسی خیلی سخته و دیگه دیر شده که بخوام یاد بگیرم ولی وقتی اقدام کردم دیدم که عملیه و یاد گرفتم.
    و من همیشه فکر می‌کردم لاغر شدن سخت ترین کار دنیاست و سال‌ها به دلیل این باور چاق و چاق‌تر شدم ولی وقتی پذیرفتم که لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست بر خلاف گذشته به آسانی شروع به لاغر شدن کردم پس محکم به این باور جدید می‌چسبم و تا بتونم تقویتش می‌کنم تا بهتر لاغر شم.

    7+
  57. سلام و روزتون به خیر
    یکی از مواردی که در این فایل برای من خیلی جالب بود استمراربود که دلیل موفقیت عنوان شده بود حتی دلیل پیروزی منفی باف هم این هست که در کارش استمرار و پشتکار داره پس ما هم اگر در جهت مثبت این استمرار رو داشته باشیم به موفقیت میرسیم .
    در یکی از فایلها عنوان شده بود تلاش ما مثل تلمبه زدن فشاری هست من چندین بار مرتبا تلمبه میزنیم ولی آبی از لوله خارج نمیشود و لی آب در مسیر لوله در حرکت هست و به ما خواهد رسید اگر بتوانیم بر منفی باف خود تا حد زیادی غلبه کنیم خیلی موفق میشیم
    از زمانیکه برای اولین بار این فایل رو شنیدم تمام ناراحتیهایم به خاطر بعضی از شکستهایم به اتمام رسید و هر بار با خودم تکرار کردم که در این زمینه خیلی ها به موفقیت رسیدند کلا این آموزشها ما را مسئول تر میکند و از خرافه ها برحذر میدارد اگر در فلان کاری موفق نشدم خودم تلاش نکردم و یا تلاش اشتباه کردم و زندگی در این شرایط برای من خیلی آرام و دوست داشتنی است

    8+
  58. سلام خدمت ستاد عزیز ودوستان خوبم
    مواردی رو که من به خاطر اوردم که از انجام انها ترس داشتم ومنفی باف میگفت نمیشه و تا الان هم موفق به انجام انهد نشده ام
    یکی رانندگی هست که من با اینکه سالهایت گواهینامه گرفتم وحتی چندین بار پشت ماشین نشسته ام هنوز نتوانسته ام به خودم غلبه کنم وبرترسی که دارم غلبه کنم وراحت رانندگی کنم درصورتیکه یکی از دوستان من که فقط یکی دوسال هست گواهینامه گرفته خیلی راحت رانندگی میکند .من پارسال با مادر یکی از بچه های مهد پسرم اشنا شدم که ایشون هم مشکل منو داشتند دقیقا یعنی چندین سال پیش گواهینامه گرفته بود وبا اینکه ماشین توی خونه داشتند چون از رانندگی میترسید با اتوبوسوتاکسی واین چیزها بچه اش رو به مهد میبرد ویک روز که داشتیم با هم صحبت میکردیم در مورد همین قضیه گفت باید دل وبه دریا بزنیم وبالاخره شروع کنیم .ترسمون ازبین میره .واون این همت ر و کرد وشروع کرد والان با ماشین خودش بچه اش رو به پیش دبستان میبره اما من هنوز نمیتونم توی ذهنم هست وهنوز کاری نکردم .
    من زمانی که دانشگاهم تموم شد به اصرار همسرم دنبال این بودیم که گلخانه بزنیم .اما من همش میگفتم نمیشه من تنها هستم ،مسیر گلخانه ها از شهر دوره وبرا یک زن توی فلان جا که گلخانه ها هست سخت وبا اینکه خیلی وقت گذاشتیم تحقیق کردیم وحتی گلخانه برای اجاره پیدا کردیم اما من موفق به انجام این کار نشدم واصلا کار رو شروع نکردم .درصورتیکه خیلی از خانمها توی گلخانه کار میکنند واصلا خودشون صاحب گلخانه هستند.
    وموردهای اینچنینی خیلی توی زندگیم بوده که خودم از انجامش ترس داشتم ومردد بودم وخیلی جاها بقیه هم یه چیزی گفتن ومن یک مهر تایید دیگه به نتوانستن خودم زدم وواقعا هم نشد اما یه جاهایی هم بود که با اینکه بقیه میگفتن نمیشه ولی من میگفتم چرا میتونم وانجامش دادم مثلا همین دانشگاه که من متاهل بودم وهمزمان در یک اداره هم کار میکردم وچون تازه اون قسمت رو به قسمت خصوصی سپرده بودن ومن خودم پیمانکار اونجا بودم دوست داشتم کار خیلی خوب انجام بشه ومن خیلی اصلاحات مجبور بودم انجام بدم .وکارم خیلی زیاد بود گاهی تا ده شب من توی مخابرات بودم که نگهبان دیگه صداش در میومد که بابا میخوام برم دیگه .وهمه میگفتن تو نمیتونی دانشگاه هم بخوای بری .اما من هم کارم رو ادامه دادم وهم به دانشگاه رفتم .دانشگاه من اراک بود ومسیر رفتن رو باید اول تا خمین میرفتم وازاونجا دوباره با یک وییله دیگه به اراک اما من توی کلاس همیشه نمراتم عالی تر از بقیه بود که مدیر گروهمون که استاد چند تا از درسها هم بود همیشه میگفت اینهایی که توی کلاس متاهل هستند و کارشون سخت تر وزیاد تر شما مجردها ولی با این حال همیشه نسبت به شما عالی هستند .ومن هر دو کار رو به نحو احسنت انجام دادم .
    وبرای لاغر شدن هم همیشه میگفتم نمیشه نمیتونم کار سختیه .اما خداروشکر گوش دادن به فایلهای رایگان این دوره خیلی من رو متحول کرد واصلا دیدم عوض شد وگفتم بو این روش حتما میتونم وموفق میشم .واعتماد کردم به استاد و واریز وجه انجام دادم ودر دوره شرکت کردم وخداروشکر که اعتماد به جایی بود ومن توانستم تا الان مقدار زیادی از اضافه وزن خودم رو حذف کنم وبقیه اش رو هم به لطف خدا میتوانم .

    9+
  59. سلام من تابحال موفقیت های زیادی داشتم که نزدیکانم نداشتن و همیشه درباره اونا فکر میکنم تنها چیزی که نتونستم شکست بدم اضافه وزنم بود که به امید خدا و یاری استاد مهربان اون رو هم دارم شکست میدم.
    در واقع باور نتونستن رو دارم شکست میدم …..
    متشکرم

    7+
  60. سلام . واقعا سایت عالی شده . یعنی چقدر مطالب خوبه . هرچی میخونم سیر نمیشم . درکم بالاتر میره . اصلا دیگه زبانم عاجز میشه از تعریف و تایید . یعنی کل جامعه ی ایران اگه بخوان جمع بشن همه با این مطالب لاغر میشن . از بس که کامل و جامع هست . ممنونم از شما .
    کسی که در مسیر تغییر باور و تغییر عادت قرار بگیره عالی نتیجه میگیره .
    یه قسمتی از سایت رو داشتم مطالعه میکردم در مورد شلنگ و آب گرم و سرد یعنی مطلب تغییر عادت رو چقدر برام عالی جا انداخت . البته اونجا فکر میکنم قسمت نظرات نداشت که نظرم رو بنویسم بنابراین اومدم اینجا بنویسم .
    مطلب اینجا رو هم خوندم بازم حالم بهتر شد .
    فوق العاده است . ممنون از تلاش شما برای ارائه ی این همه فایلها و مطالب مفید که واقعا اگر کسی بخواد استفاده کنه تا آخر عمرش کافیه تازه این مطالب به منبع بی نهایت الهی وصله و هر روز به روزرسانی میشه که نور علی نور میشه ولی اگر تغییر هم نکنه خود این مطالب به تنهایی هم هربار که مطالعه میکنیم دید تازه ای نسبت بهش پیدا میکنیم .
    اون مطلب شلنگ آب سرد چقدر آدم رو به ادامه دادن راه امیدوار کرد که ادامه بده اب گرم موقته تموم میشه . این آب به آب سرد وصله و به زودی به نتایج عالی میرسی و فرمولها تثبیت میشه . آروم باش و صبر کن تا فرمولها اثر خودش رو در ضمیر بزارن .
    نگرش مثبتت رو تقویت کن که نگرش مثبت رو هم میشه همون وصل بودن به آب سرد در نظر گرفت . اگه تا آخر باز باشه افکار منفیت رو از ذهنت خارج میکنه ولی اگه ببندیش هرگز به موفقیت نخواهی رسید .
    استاد یعنی از خوشحالی دلم میخواد پرواز کنم . خدارو شکر که تونستم دوباره به مسیر برگردم .

    9+
  61. استاد من از کودکی همیشه نظاره گر پدر ومادرم بودند که مدام ورزش می کردند چون معتقد بودند که استعداد چاقی دارند ومن نیز با فکر می کردم واین را قبول کردم که من هم همین طور هستم بنابراین وقتی ریشه ای فکر می کنم می بینم هر سال این دید در من قوی تر شده وهر کس هم که مرا می بیند می گوید تو استعدادش روداری واصطلاح استعداد چاقی بین افراد مرسوم شده بااین جملات چطور مقابله کنم آیا تلیقین به خودم کافی است

    6+
  62. راستش من در طول زندگي به بسياري از اهدافم دست پيدا كردم مثلاً تحصيل در دانشگاه ، كسب نمره بالا در هنگام فارغ التحصيلي ، كسب يه شغل مناسب ، موفق بودن در كار و شغلي كه داشتم ، گرفتن ديپلم خياطي و حرفه اي شدن در اين كار و … وتمام اين موفقيت ها به دليل داشتن انگيزه قوي بود ، اين انگيزه محكم به من كمك كرد هيچ توجهي به بخش منفي باف درونم نكنم و با صلابت به پيش بروم
    يعني نه اينكه در اين مسير سختي نباشه يا منفي باف ضعيف عمل كرده باشه ، خير ، انگيزه من آنقدر قوي بود كه اجازه نداد بخش منفي باف تأثير گذار باشه . والبته اين انگيزه هم تا حد زيادي تحت تأثير شرايط زندگي و شخصيت من قرارداشت .
    اما در اين ميان بايد يك كارديگر هم انجام مي دادم و آن هم گرفتن گواهي نامه رانندگي بود ، كه صدالبته چون تصميم گرفته بودم انجامش دادم آن هم بسيار عالي ، اما الان كه اين متن را مي نويسم و از شما چه پنهان با گذشت ده سال از دريافت گواهي نامه و چند سال رانندگي و تمديد مجدد آن ، با كمال تأسف چندين سال است كه علي رغم علاقه شديد به رانندگي ، تمايل به انجام آن را ندارم !!!?و رانندگي نكردم .(البته يك دليلش اين بود كه هميشه يك نفر در بست در خدمتم بود )
    چرا؟ چون فكر مي كنم تو اين مورد بخش منفي باف كار خودشو كرد !و همان غلبه بخش منفي بر مثبت ذهن اجازه نداد كه من به اين كار مبادرت ورزم .
    والان يكي از مهمترين اهداف من در كنار لاغري ، شروع مجدد رانندگي است ، كه اميدوارم موفق بشم و اينقدر امروز و فردا نكنم .

    8+
  63. سلام استاد فایل عالی بود مرسی ،من دقیقا اینها رو لمس کردم زمانی که دانشجو بودیم من همیشه امیدوار بودم وبه حرف فرشته درونم گوش می دادم که می تونم فارق التحصیل بشم وواقعا در زمان موعود کمترین زمان که برای رشته ما پنچ تا هشت سال بود ،من درپنجمین سال فارق التحصیل شدم ولی دوستم که دوترم از من جلوتر بود دوسال بعداز من تموم کرد چون این باورش بود،درمورد رانندگی من رفتم کلاس وامتحان آیین نامه رو هم دادم ولی چون این حرف منفی باف خودم رو که می گفت رانندگی خیلی سخته وتو نمی تونی هیچ وقت رانندگی نکردم ولی دوست که همزمان بامن رفت کلاس عداز گرفتن گواهی نامه ش ماشین خرید وچندین ساله رانندگی می کنه ،درمورد سلامتی خودم که من همش حرف دکترها ومنفی باف رو باور کرده بودم و همیشه باور داشتم نمی تونم سلامتیم رو بدست بیارم وبه همین خاطر خیلی مریض شدم ووقت وزمان زیادی رو تورختخواب گذروندم ولی خواهر شوهرم هم این وضعیت رو داشت ولی به ندای فرشته درونش گوش دادوتونست از پسش بیاد ولی من الان بعد از شرکت در این دوره ایمان دارم ودرواقع بهم ثابت شده لاغری ساده ترین کار دنیاست مثل آب خوردن می مونه ودلیلش خودم هستم بدون هیچ ورزشی وخستگی خیلی خوب لاغرشدم ودارم ادامه می دم ودومین دلیلش آلبوم شگفتی سازانه که هربار نگاهش می کنم لذت می برم از این همه تغییر

    7+
  64. با سلام
    من این فایل رو برای چندمین بار هست که گوش میدم و در اثر شنیدن اون یک صبر و آرامشی تمام وجود منو فرا میگیره و به این مهم که هر پروسه ای به آرامش و زمان نیاز داره بیشتر آگاه میشم .
    با تشکر

    9+
  65. منم تو زندگی هر وقت به جنبه مثبت هر کاری توجه کردم موفق شدم وقتی به جنبه منفی توجه کردم شکست خوردم
    من دانشگاه رشته مهندسی شیلات قبول شدم و با ذوق و شوق دوسال درس خوندم ولی تا ازدواج کردم و حامله شدم خانم منفی باف مدام در ذهنم خوند که وقتی خانواده تشکیل بدی و حامله بشی نمیشه دانشگاه رفت و درس خوند و این باعث شد که درسم نصفه رها کنم و یاد آوری اون همیشه منو ناراحت میکنه ولی خیلی از دوستان دوران دانشگاه و اقوام بودن که در حال درس خوندن ازدواج کردن حامله شدن بچه بزرگ کردن ولی درسشون رو ادامه دادن و سر کار هم رفتن
    من گواهی رانندگی گرفتم ولی رانندگی نکردم در صورتی که خیلها در اقوام و فامیل دارن رانندگی میکنن
    و خیلی از ناکامیها در کارهایی که دوست داشتم در زندگی انجام بدم و به سرانجام نرسید و هنوز هم این روند در زندگیم ادامه داره
    ولی حالا که به این آگاهی دست پیدا کردم خودم دونه به دونه کارهایی رو که دوست دارم انجام بدم رو با توجه کردن به بعد مثبت و با از بین بردن باورهای اشتباه در اون مورد و به لطف و حمایت خدای مهربونم به انجام می رسانم

    در مورد چاق شدن و لاغر شدن واقعا استاد درست میگن من چقدر در مسیر چاق شدن زجر کشیدم و تحقیر شدم از وزن زیاد پادرد کمردرد داشتم چقدر نگاههای تحقیر آمیز رو تحمل کردم با اینکه دوره آرایشگری دیده بودم و تو کارم عالی بودم ولی خجالت میکشیدم برم و تو آرایشگاه ها کار کنم دوست نداشتم بهم نگاه کنن و بهم زول بزنن ،حس خیلی بدی بهم میداد، با اینکه کارم عالی بود ولی اعتماد به نفس نداشتم
    چه شبهایی که تا دیر وقت تو رختخواب وول میزدم و از غصه چاق بودنم خوابم نمیبرد
    واقعا چاقی مثل یک قول زشتی هستش که جلو موفقیت و خوشبختی من رو گرفته
    ولی من دارم با تلاشم در مسیر لاغری با ذهن ذره ذره از قدرتش کم میکنم و مسیر خوشبختیم رو باز میکنم
    و از حالا روزهایی رو به وضوح میبینم که به همه خواسته هام رسیده ام

    9+
  66. من دررابطه با این دوره ای که دیدم و مشغول به کار شدم تو این دوره حداقل ۲۰ نفر بودیم ولی فقط ۲ نفر از ما تونستن کار بگیرن و من می بینم اینجا موفق بودم که تونستم دوره رو تموم کنم و مشغول کار بشم!
    دیروز یه نفر اومده بود داروخونه از من یه سال هم کوچیکتر بود دیدم آنقدر چاق بود یه لحظه به خودم گفتم وای اگه منم با این برنامه آشنا نشده بودم الان همینطوری بودم و آدم پیر تر هم به نظر می رسه وقتی اضافه وزن داشته باشه!
    تا الان من بیشتر کارهایی که می خواستم انجام بدم بهش رسیدم خدا رو شکر چون واقعا و از ته دل دوس داشتم !
    ولی فقط تناسب اندام بوده که تو این چند سال همیشه رژیم گرفته بودم و ول کرده بودم و هی به هر سازی می رقصیدم ولی الان خدا رو شکر می کنم در مسیر هستم و باورهام دارن عوض می شن

    8+
  67. درود، مثالهاي بارزي دارم براي بها دادن به قسمت منفيبافم و ترسهام و انجامشان ندادم از جمله گرفتن دكترا هست كه من هزاران ترس نهفته داشتم از سختي مسير و انجامش ندادم و فكر من اين بود كه دوست دارم ولي بخاطر ترشهام و قسمت منفيبافم كه اهميت دادم انجام ندادم اما دقيقاً همسرم در همان زمان بدون اوون ترسها انجام داد و دكتراشم گرفت. و مثال دارم راجع به درس فوق ليسانس يا شغلم كه امتحانهايي داشت كه من به منفيبافم اهميت ندادم و انقدر عشق بالا بود كه اوون عشق با خود ايمان مياورد و اوون ايمان سراسر فكر مثبت بود و من دقيقاً به آنچه ميخواستم رسيدم. حالا ميفهمم فرمول و قانون چي هست.

    7+
  68. با سلام خدمت استاد و تمام شگفتی سازان.فایلتون عالی بود استاد.من واقعا تو زندگی خیلی به وجه مثبت توجه میکردم و واقعا این کار میشد مثل رانندگی کردن که خیلی موفق بودم و خیلی از دوستام که با من گواهینامه گرفتن هنوز نتونستن رانندگی کنن.یا خیلی از موارد دیگه که من تونستم و بقیه نتونستن یا برعکس اونا تونستن و من نتونستم .واقعا خاانم منفی باف یه راه هایی رو جلو پات میزاره و مدام توی گوشت زمزمه میکنه تا بالاخره موفق میشه .امیدوارم واقعا اونقدر خوب روی ذهنمون کار کنیم که صداش کلا شنیده نشه و ما همیشه سربلند باشیم .مخصوصا در راه رسیدن به تناسب اندام.

    10+
  69. سلام و عرض ادب .واقعا جالبه و اینه من تو این دوره بیشتر متوجه وجود چنین مزاحمی شدم و اینکه وقتی شروع می کنه به پالس منفی دادن و متوجه شدنم و لبخند زدن بهش چنان فشاری رو حس می کنه که نگید ونپرسید .چنان خجالت می کشه که خدا فقط می دونه و خودم چنان لذتی می برم که تا حالا تجربه ش نکرده بودم .آخه چرا ؟ اینجوری نق میزنه و ی ریز دیونه بازی در میاره مثل یک بچه نق نقو .شما هم سعی کنید فقط بهش ابخند بزنید و بی اعتنا رد بشید و به ندای فرشته مهربونتون توجه کنید . سپاس از وجودتون .

    11+
  70. سلام استاد خوب و مهربانم و همینطور دوستان خوب و متناسبم
    من از وقتیکه این دوره شگفت انگیز را شروع کردم اعتقاد صددرصد داشتم که من از این روش به هدفم میرسم و هیچ وقت هم قسمت منفی بافم نتوانست به ذهنم نفوذ کند و آیه باس بخواند ولی یادم میاد زمانیکه در ایران تصدیق رانندگی گرفتم حتی یکبار هم جرات نکردم در شهر رانندگی بکنم و فکر میکردم حتما تصادف میکنم و ترس داشتم ولیکن وقتیکه به استرالیا امدم وجه منفی بافم را مغلوب کردم و گفتم اگر من توانایی رانندگی را نداشتم که به من گواهینامه نمی دانند خلاصه به وجه مثبت توجه کردم و شروع به رانندگی کردم و الان اینکار برایم خیلی راحت است تا حدی که بدون فکر کردن آنرا انجام میدهم

    11+
    1. لاغری آسانترین کار دنیاست این جزء باور من شده ،با اینکه چاقی همواره با من است ،و من چاقی را از مسیر خوشبختی خودم برمی دارم من با اشتیاق حرکت میکنم ،من براحتی در دانشگاه قبول شدم ولی من بعد از خوندن پنج ترم موفق نشدم لیسانس بگیرم چون منفی باف من رو دلسرد کرد و خیلی از دوستانم لیسانس گرفتن و این موضوع همیشه باعث حسرت در زندگی من شد

      0
  71. با سلام .
    من امروز صبح داشتم تمرینهای دوره تکرار رو مینوشتم و در حال نوشتن صدای منفی باف وجودم رو شنیدم پیش از این که وارد این دوره شوم یا قلم رو زمین میگذاشتم و یا احساس خیلی بدی به من دست میداد ولی الان به صورتی شده که شنیدن نجوا ها به چند ثانیه میرسه و من سریع متوجه میشم و به خودم میگم توجه نکن منفی بافه که داره حرف میزنه .
    خیلی راه خوبیه چون ما با این موضوع آشنا شدیم و آموختیم پس باید از آموخته های خودمون استفاده کنیم و در تمام مراحل زندگی نجواهای منفی را بشناسیم و به گوشه رها کنیم .
    یکی از موفقیت هایی که من به آن رسیدم و همراهانم که مشکل داشتند و نرسیدندهمین لاغری بود چند وقت پیش برای عیادت بیماری به بیمارستان رفته بودم و شدت تعجب و حتی عصبانیت کسانی را که همراه من چاق بودند و حتی من از آنها چاق تر بودم را به وضوح میدیدم و خیلی باشدت و ناراحتی میپرسیدند که چی شده و چرا اینقدر لاغر شدی و من طبق دستور استاد سکوت میکردم و لبخند میزدم???? .
    و موفقیت در زمینه گرفتن دکترا که تعدادی از دوستانم موفق شدند و من موفق نشدم و همیشه خدا زندگی شرایط و کلی چیزها را وسط میکشیدم که دلیل قبول نشدنم هستند ولی بعد از شرکت در دروه تناسب فکری با شجاعت و غرور اعلام میکنم که فقط خودم باعثقبول نشدنم هستم .

    10+
  72. سلام به همه عزیزانم
    من در طول زندگی ام هر دو جنبه ذهنم را به وفور دیدم وحس کردم انجا که حتی کارهای سخت رو میگفتم میشه انجامش داد ویه کارهایی حتی اگر به نظر بقیه اسون بود رو من میگفتم امکان نداره که بشه این کار رو انجام داد وواقعا هم همینطور میشد یعنی در توجه به قسمت منفی من گاهی حتی تلاش جدی برای انجام اون کار رو نمیکردم .
    برای چاقی ولاغری هم قبل از این دوره همیشه فکر میکردم لاغرشدن سخت ترین کار دنیاست چون همیشه رژیمها وورزشهای سخت قبل خودم رو مد نظر میگرفتم اما از وقتی با این دوره اشنا شدم ،شاید باورتون نشه اما با گوش دادن به اولین ودومین فایل رایگان استاد در ذهنم جرقه ای روشن شد که این کار شدنی است وراحت است
    به خاطر همین سریع به استاد پیام دادم وسوال کردن استاد چند درصد افرادی که توی دوره شما شرکت کردند جواب گرفتن ؟واستاد جواب داد اکثرا جواب گرفتن والبته بودن کسانی که باورهای خودشون رو درست تغییر ندادند وهمت نکرده اند ونتیجه نگرفتن .
    ومن بلافاصله دوره رو خریداری کردم ودر دوره شرکت کردم و از همان لحظه این باور رو دارم که این کار شدنی است ومن میتوانم خیلی راحت واسان لاغر شوم .

    9+
  73. روز بیست و پنجم تکرار:
    قوی‌ترین باوری که مانع لاغر شدن است:
    من همیشه فکر می‌کردم نمیشه تو شهر دوچرخه‌سواری کرد و فکر می‌کردم من که اضافه وزن دارم نمیتونم زیاد دوچرخه سواری کنم ولی در طول دوره وقتی تصمیم گرفتم دوچرخه‌سواری رو شروع کنم و به بخش مثبت توجه کردم دیدم میشه والان هر وقت دلم بخواد یک ساعتی دوچرخه‌سواری می‌کنم و میشه.
    من در حرفه‌ی خودم هر موردی رو که فکر کردم میشه تونستم و انجام دادم ولی هر جا که با منفی باف موافقت کردم نتونستم انجامش بدم.
    من خواستم پیانو یاد بگیرم ولی چون به منفی باف گوش کردم که میگفت با دو دست پیانو زدن سخته دست از تمرین کشیدم و موفق نشدم. من خواستم اسکی یاد بگیرم و خیلیا بهم میگفتن نمیشه باید تو سن کم یاد گرفت اما من
    به بخش مثبت‌بین توجه کردم و حتی با وجود اضافه وزن تونستم اسکی یاد بگیرم.
    در مورد لاغر شدن هم من به بخش مثبتم توجه بیشتری کردم و خیلی خوب لاغر شدم و همچنان دارم لاغر میشم اما دوستانی رو میبینم که بیشتر به بخش منفی باف توجه می‌کنن و متاسفانه تا وقتی نتونن تغییرش بدن نتیجه به تاخیر میفته.
    وقتی این فایلو گوش کردم به خودم گفتم اگه میشد که صدای منفی بافو کلا نشنوم چقدر میتونستم نتایج درخشان‌تری بگیرم.
    خوشبختانه اون چیزی که مهمه برایند افکاره وگرنه واقعا کار سخت می‌شد.
    واقعا وجود اضافه وزن در هر لحظه از زندگی انسان رو تحت تاثیر قرار میده و به‌حق تو این فایل استاد به غول تشبیهش می‌کنه.

    12+
  74. سلام
    من همیشه باور داشتم لاغر شدن سخت ترین کار دنیاست یک معادله دو طرفه چون اینطور فکر میکردم از پس این کار سخت بر نمی آمدم چون هیچ وقت از پس این کار اصولی بر نیامده بودم مطمئن میشدم که لاغر شدن چنین است .
    راههای اشتباه وسایل اشتباه از همه مهمتر افکار اشتباه باعث این روند سراسر اشتباه شده بود ولی پس از شر کت در مسیر تناسب فکری متوجه شدم که اگر از راه درستی وارد شوم که اصلاح افکار و ترمیم ذهن است میتوانم به موفقیت برسم و الان کاملا باور دارم که لاغری آسان ترین کار دنیاست.

    9+
  75. با سلام
    من به عنوان يك آدم چاق لاغر شدن در ذهنم خيلى سخت و دشوار بود و هميشه فكر ميكردم چاق شدن خيلى آسانتر است ولى الان كهميبينم خيليها از طريق لاغرى با ذهن با گوش دادن چند تا تمرين ساده و گوش دادن فايلهاى لذت بخش به راحتى لاغر شده اند من هم باورم تغيير كرد كه به راحتى ميتوانم لاغر شوم مثل خيلى كارهاى ديگر در زندگى كه براى من سخت بود وانسانهاى ديگرى توانستند آن را انجام دهند مثلا دانشگاه رفتن باشگاه رفتن زبان ياد گرفتن موسيقى نواختن اينها كارهايى هستند كه براى من سخت بودند ولى خيليها اين كارها رو انجام دادند چون باور داشتند كه ميتوانند

    10+