ورود / ثبت نام
0

لاغر شدن آسان است اگر ذهن مشتاق شود

لاغر شدن آسان
اندازه متن

در تمام سال هایی که اضافه وزن داشتم به دنیال روشی برای لاغر شدن آسان بودم اما هرچه بیشتر جستجو می کردم به این نتیجه می رسیدم که به سادگی نمی توان لاغر شد اما تا دلت بخواهد می توان به سادگی چاق شد.

در آن روزها روشی از نظر من برای لاغر شدن آسان بود که محدودیت غذایی کمتری داشته باشد.

هربار که می شنیدم فردی از برنامه غذایی برای لاغر شدن استفاده می کند که در هفته یک بار می تواند پیتزا بخورد تصور می کردم چقدر با این برنامه رژیمی لاغر شدن آسان است اما اجرای همان برنامه بعد از مدت کوتاهی برای من سخت و طاقت فرسا می شد.

در تلاش هایم برای لاغر شدن از روشهایی استفاده می کردم که جسم خودم را تحت فشار قرار می دادم.

تصمیم قاطع می گرفتم از طریق رژیم های سنگین خودم را لاغر کنم، یا از طریق اجرای برنامه های سخت ورزشی سوخت و ساز بدنم را بالا ببرم، در مقطعی هم سعی کردم با مصرف قرص های چربی سوز به میزان دفع چربی ها کمک کنم اما نتیجه همه تلاش های من لاغر نشدن، ناامیدی، افسردگی و در نهایت چاقی بیشتر بود.

از زمانی که به لطف خدا با روش لاغری با ذهن آشنا شدم و در این مسیر فوق العاده قرار گرفتم نحوه مدیریت افکار و رفتارم را آموختم و به مرور رفتار غذایی من تغییر کرد.

در این مسیر تجربیات گرانبهایی کسب کردم و چگونه عملکرد ذهن را به خوبی درک کردم و نحوه آموزش دادن لاغری به ذهن را به خوبی کشف کردم و توانستم تا به امروز حدود 40 کیلوگرم از آخرین روزهای چاقی خود را کاهش دهم.

چاقی در طی 35 سال در من شکل گرفته بود و این در حالی بود که سنین نوجوانی برای چاق تر نشدن و لاغر شدن تلاش می کردم.

اما نتیجه ای که از روش لاغری با ذهن کسب کردم در کمتر از 2 سال برای من رقم خورد و این در حالی است که چندین سال است در حال تجربه رویای لاغری خود هستم و امروز ایمان دارم که تنها روش لاغر شدن آسان ، لاغری با ذهن است.

در روش لاغری با ذهن شما به مراتب سریع تر و راحت از آنچه چاق شدید لاغر خواهید شد. لاغری که ماندگار و بدون ترس از چاق شدن خواهد بود اگر در مسیر لاغری من استمرار داشته باشید.

شاید در شروع این مسیر و هفته های اول تصور کنید لاغر نشده اید اما این اشتباهی بزرگ است چون لاغری با ذهن از جسم شروع نمی شود که بتوان آن را مشاهده کرد بلکه از طریق ذهن ایجاد می شود.

آنچه در ذهن ایجاد می شود را فقط می توان احساس کرد.

اگر در مدت حرکت خود در مسیر لاغری با ذهن من احساس بهتری دارید، شور و شوق دارید، انگیزه و امید برای لاغر شدن دارید مطمئن باشید ساخت و ساز لاغری در وجود شما شروع شده است.

این نشانه ای برای افرادی است که رویای لاغر شدن دارند و تصمیم قاطع گرفته اند از طریق یادگیری لاغری با ذهن رویای خود را به واقعیت تبدیل کنند.

مقامت ذهن در برابر فشار و سختی

یکی از خصوصیات ذهن، مقاومت کردن در برابر سختی هاست، هرچقدر بیشتر خود را تحت فشار قرار دهید ذهن هم استقامت بیشتری از خود نشان خواهد داد.

در تمام سالهایی که چاقی بوده اید هر چه بیشتر برای لاغر شدن تلاش کرده اید و خود را تحت فشار قرار داده اید نتیجه کمتری کسب کرده اید و هر بار میزان نتیجه شما در لاغر شدن کمتر از قبل می شد.

دلیل این روند معکوس افزایش مقاومت ذهن در برابر لاغر شدن بوده است.

مقاومتی که ما خود آن را ایجاد کرده ایم. اما نمی دانستیم.

ما تلاش می کردیم با تحت فشار قراردادن جسم خود، از طریق محدود کردن مصرف مواد غذایی و یا بالابردن فعالیت جسمی وزن خود را کاهش دهیم و این فرایند برای ذهن ما به عنوان سختی و رنج محسوب می شود و تمام سعی خود را به کار می گیرد تا از این مرحله رهایی پیدا کند.

دلیل اینکه بارها در اجرای مراحل لاغری شکست خورده ایم و کار ناتمام باقی مانده است بی اراده بودن ما نبوده است بلکه افزایش مقاومت ذهن در برابر لاغر شدن بوده است.

نقش ذهن در لاغر شدن

عملکرد ذهن ما بسیار شبیه واکنشهای کودکان است و لذا با تحلیل رفتار کودکان به خوبی می توان به چگونه برخورد با ذهن خود دسترسی پیدا کنیم.

اصول آموزشها در دوره لاغری با ذهن بر اساس هدایت ذهن ناخودآگاه برای کسب نتیجه عالی است.

ذهن ما نسبت به تنبیه و تحت فشار قرار گرفتن به شدت مقاومت دارد و از طرفی نسبت به تشویق شدن و لذت بردن بسیار مشتاق است.

در تمام روشهایی که برای لاغری استفاده کرده ایم از گزینه رنج و سختی برای ذهن خود استفاده کرده ایم در صورتی که در دوره لاغری با ذهن اساس کار بر رضایت و شادی ذهن و احساس خوب است و همه اینها مواردی است که مورد تایید ذهن ما قرار دارد.

یکی از نشانه هایی که مشخص می کند شما به درستی از مسیر لاغری با ذهن حرکت نمی کنید این است که از اجرای مراحل یادگیری احساس خوبی نداشته باشید.

اگر با سختی و بی حوصلگی از مطالب آموزشی استفاده می کنید یا تمرینات را انجام می دهید متاسفانه از تلاش خود برای لاغر شدن نتیجه ای کسب نمی کنید.

به همین دلیل در بسیاری از فایل های آموزشی بر احساس خوب داشتن در مسیر لاغری با ذهن تاکید کرده ام.

ضمنا به منظور چگونگی رسیدن به احساس خوب و موانع رسیدن به احساس خوب محتوای آموزشی متعددی در قسمت نکات طلایی زندگی، رهایی از افکار منفی و … قرار داده ام که از طریق منوی سایت، گزینه دانلود رایگان و بخش “برای تغییر زندگی” در دسترش علاقمندان قرار داده شده است.

من زمانی که در مسیر لاغری با ذهن به تمرین و تکرار مشغول بودم بیشتر به تفاوت واکنش های ذهنی خودم نسبت به زمانی که از روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده می کردم پی بردم.

زمانی که از روش اشتباه برای لاغری استفاده می کردم همیشه درگیری ذهنی داشتم، ناراحت بودم، اعصابم خراب بود که چرا نباید از هر غذایی که دوست دارم به اندازه دلخواهم بخورم.

از روزی که اولین گام برای لاغری با ذهن را برداشتم تا امروز که به لطف خدا سالهاست از رنج چاقی فاصله گرفته ام هر روز بیشتر از پیش مطمئن هستم که روش لاغری با ذهن تنها روش ساده و بدون بازگشت برای لاغر شدن و رهایی از رنج چاقی است.

روشی که اولین دستاورد آن برای من آرامش ذهنی بود، اطمینان به خودم و توانمند بودنم در لاغر شدن بود.

به لطف خدا همه دوستانی که از روش لاغری با ذهن برای رهایی از اضافه وزن استفاده کردند به این موضوع تاکید دارند که استفاده از روش ذهنی برای لاغر شدن تاثیر فوق العاده ای در ایجاد احساس آرامش ذهنی آنها داشته است، احساس ناامیدی آنها را برطرف کرده و اطمینان به موفقیت را در آنها اضافه کرده است.

به لطف خدای مهربان شما هم مثل من و سایر دوستانی که از این روش شگفت انگیز برای خلق رویای خود استفاده کرده اند می توانید به راحتی و تنها با مقداری تلاش ذهنی، صبر و استمرار در این مسیر به رویای چندین ساله خود دست پیدا کنید.

لاغر شدن موضوعی است که تغییرات زیادی در جنبه های مختلف زندگی ما بوجود می آورد.

شما هم می توانید با استفاده از آموزش لاغری با ذهن سعی در خلق زندگی جدیدی برای خود داشته باشید و زندگی جدیدی را به خود و اطرافیانتان هدیه کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=11620
برچسب ها:
125 نظر در مورد لاغر شدن آسان است اگر ذهن مشتاق شود

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/24 21:03
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,009 کلمه

      سلاااااااام لحظه هاتون خوشمزه 😋😄(از روغن داغهای استاد یاد گرفتم )😇💖

       

      تشویق یا تنبیه؟!

      خب اول برین دیدگاه گام قبلی منو بخونید تا براتون شرح بدم ….از عملکر صفری که این چند روز داشتم .

      امروز وقت سحر خدا صدام کرد دیشبم انقدر به زور ساندویچ و نوشابه خورده بودم که نمی تونستم تو خواب تکون بخورم و درد شدی روی معده احساس می کردم اما ته دلم خدا را صدا می کردم ..صبح منو متوجه کردند چند روزه خیلی ناسپاس شدم دائم شکایت می کنم و زیاده خواهی و عصیان درونی من باعث پرخوری بی رویه من شده کاملا درست بود انقدر درگیر شده بودم که یک برنامه سنگین برای خودم ریخته بودم هرروز سایت تناسب فکری و تمرین و نوشتن  ،مطالعه کتاب ،چند قدم انگلیسی،تمرینات نوشتاری باورهای ثروت ساز ،انجام تمرینات چله شهدو شکر ،تمرین آینه ،همراهی با ادبیات و متون کهن ،مراقبه و موسیقی و دوش انرژی  انجام شود 😶(این ذهنمه 😫😵‍💫🤕🥵)

      انگار این فایل هم جواب من بود یعنی مثل یک ارباب بی رحم ایستاده بودم بالا سر ذهنم و می گفتم وای به حالت کم کاری کنی وگرنه نابودت می کنم.

       

      (چقدر عجیب و شگفت انگیزه این روابط ما با خودمون …)و در واقع باعث رفتار ناسالم شده بود و ذهنم فقط می خواست آزاد بشه .

      دقیقا یک دلیل خیلی مهم افراد چاق اینه که میانه رو نیستند افراطی یا تفریطی هستند برای همین من از خداوند خواستم ذهنم متناسب بشه که هدایت شدم به این سایت (یه وقتهایی روز های پرکار و روزهای کاملا  بیکار و خواب ) 

      اما صبح به عنایت و لطف خدا متوجه شدم زیاده خواهی درونی ام شدم که باعث پرخوری بیرونی شده 🤔…پاکسازی کردم و زبانم بر شکرگزاری گشاده شد .خدایا شکرت 

      خدایا عاشقتم ♥️مرسی که مراقبمی مرسی که هوامو داری و قدرمو می دونی 🙏🏻🕯♥️

      البته شما دوستان فقط تکیه بر فایلهای آموزشی و اصلی داشته باشید من دوست داشتم با استاد در میون بگذارم .

       

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

       

      در طی سالهایی که گذشت و هربار با رژیم و محدویت غذایی سروکار داشتیم در واقع داشتیم خودمون را تنبیه می کردیم ما به صورت ناخوداگاه از چاقیمون لذت بردیم و عملکردمون اینو نشون می ده .وقتی می خواهیم جشنی برگزار کنیم و عزیزمون رو سوپرایز کنیم سریع یاد رستوران می افتیم جایزه بچه ها هم پاستیل و بستنیه کلا فکر کردن به مواد غذایی حالمون را خوب می کنه حالا درسته میگیم من از چاقی متنفرم ولی این در سطح فکر ماهست وگرنه انقدر تست انواع غذاها و فکر کردن به غذاها واسه ما لذت بخش نبود .همین دیشب من یهو به همسرم گفتم دلم میگو می خواد از اون میگوهای درشت که تو کیش خوردیم و البته ماهی شکم پر حالا داشتم بالا می آوردم از پرخوری و البته برام عجیب بود که من خیلی وقت بود از این حرفها نمی زدم ..🤔

      کلا ذهن ما برای  کاری که سخت باشه و رنج آور همراهی نمی کنه و زمانهایی که می خواستیم اون لذت خوردن را با محدود کردن و رژیم غذایی از خودمون بگیریم در واقع با ذهن دست به یقه بودیم ما در تلاش که نخوریم و رنج بکشیم و ذهن در تلاش رها شدن از این مصیبت و همین باعث یک جنگ روانی در ذهنمون می شد و هرچقدر ما بیشتر پافشاری می کردیم ذهنمون هم مقاوم تر می شد و باعث پرخاش و احساس بد و نارضایتی ما می شد .

      میشه اینطور مثال زد که ذهن ما مثل رفتار کودکان عمل می کنه چون کودکان آزاد هستند از باورهای ما به شکل بهتری به پیش فرض کارخانه خود نردیکتر هستند هر چند که ما ناآگاهانه رفتار آنها را نمی پذیریم اما به قول یکی از اساتید عزیز کودکان عارفانی هستند که ما یک عمر می خواهیم آنگونه باشیم آزاد و رها طبق سلیقه خودمون .

      اگر کودکی بی نظمی کنه و خونه را خیلی به هم بریزه و والدین کودک را دعوا کنند و سرزنش کنند و مورد تنبیه و تهدید قرار دهند کودک برای ساعاتی از ترس تنبیه آرام می گیرد و منظم عمل می کند اما این رفتار مقطعی است و به طور ناسالم تری بروز پیدا می کند و در واقع تیر والدین به هدف نخورده و مشکل سر جاشه دقیقا افراد چاق هم وقتی محدودیت غذایی و ورزشی پیدا می کنند این مقطعی است و دنبال راهی برای فرار هستند یه جایی خسته می شوند و با حرص و ولع بیشتر می خورند و یا یواشکی و من اینو زیاد تجربه کردم ده یا پانزده روز که از رژیم می گذشت یهو سیم مغزم اتصالی می کرد می رفتم سر شیشه مربا و یک قاشق قاشق نصف شیشه را تما م می کردم و فقط می بلعیدم !….

      اما روش تشویقی برای کودک هم بسیار مناسبه منظم تر شو بریم پارک یا بازی کنیم وسایلتو جمع کن باهم کارتن ببینیم یا بغلت می کنم و به طور مداوم اگر انجام بشه کودک بسیار منظم تر میشه و عالیه 😍

      در مسیر لاغری به ذهن هم ما خیلی نرم و آرام لاغری را کوچولو کوچولو می آموزیم و با روش تشویق و خودباوری و آزادی در مسیر حرکت می کنیم و با آموزشها سعی داریم لاغری را در ذهن لذت بخش کنیم تا بخشهای وجودیمون هماهنگ شوند و نتیجه عالی برامون رقم بخوره !..(عاااالیه😇)

       

      لاغری از ذهن ما شروع میشه یعنی با نشانه احساس خوب داشتن شروع میشه که ما داریم لاغر میشیم و بعد از مدتی در جسم نمایان میشه .

      احساسمون خوبه (حالا اگر بدون انگیزه به زور و یا بی حوصله بیایم فایل گوش کنیم و تمرین بنویسیم هیچ نتیجه ای نمی گیریم )باید شوق دشته باشیم با توجه به درگیریهای ذهنمون ممکنه یه وقتهایی حس و حالشو نداشته باشیم و خلاصه ذهنمون درگیر باشه که باید اول حالمون را خوب کنیم با فایلهای تغییر زندگی و نکات طلایی )همین سایت و بعد مسیر را ادامه بدهیم 

      لاغری باید مثل چاقی آسون باشه تا در ذهن ما لذت بخش بشه پس هر جا داریم سختی می کشیم و یا بی حوصله شدیم راهش نیست اولین و مهمترین چیز اینکه اول حال خودمون را خوب کنیم .

       

      خدا را بی نهایت بار شاکرم بابت تک تک موهبتهای الهی که نصیبم کرد اینکه اینجا هستم و در مسیر و همراهان خوبان عاشق و آگاه 

      مسیرتون سبز و طبیعی 🌱🙏🏻

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mohannaf1396@gmail.com
      1400/08/22 20:40
      مدت عضویت: 27 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 262 کلمه

      سلام

      در قبل این سایت 

      زندگی من در سختی بود همه زندگیم شده بود سختی 

      من همش میگفتم از چاقی تو  سختیم از لحاظ سلامتی استخون و کار انجام دادن و لباس خریدن رژیم های سخت و طاقت فرسا و ورزش های زجر اور

      واقعا ب تضاد بزرگی بر  خورد کردم ک من چن لذت میبردم و چاق و چاقتر میشم 

      الان میفهم ک چرا ذهن منم ام میگف بخور بخور چن خوردن لذت بخش بود و من با رژیم تنبیهش میکردم و اون مثل ی کودک لجبازی میکرد 

      الان میفهمم چن ذهن راحت طلبه و رژیم یک سختی تحمیلی بود ک من بر جسمم میاورد م بدون اینک بخوام ذهنمو تغییر بدم 

      واین بود نتیجش سختی سختی 

        من باید لاغری براخودم راحت کنم با لاغری با ذهن با بررسی نکردن خودم با تغییر فرمولها با گیر ندادن ب خودم با ول کردن خودم با اموزش لاغری با ذهن لاغری لذت بخشه چن همش حس خوبه اجباری در کاری نیس 

      وقتی ت  بخوای بری سفر اگه اون سفر ی اجباری باشه هیچ خوش نمیگذره اما اگه خودت بری با تصمیم خودت از اون سفر لذت میری ک هیچ خاطراتش همش تکرار میشه و حس خوب بهت میده

      با دیدن لایوها و عکس شگفتی سارها لذت لاغری با ذهن مسلم میشه 

      منک خودم هی  هفته رژیم میگرفتم و ول میکردم الان تو مسیر لاغری با ذهنم لذت میبرم از خوردنم از خودم اعصابم اروم شده فکر کردنام ب غذا و چی بخورم و نخورم تغییر پیدا کرده ایشالله نتیجه جسمی میاد بالا 

      ذهن مثل ی اسب چموش میمونه ک باید با تربیت و یاددادن رامش کرد  رام ک شد تمومه هر طرف بری میاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/20 18:14
      مدت عضویت: 440 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,161 کلمه

       

      سلاااامچقدر این فایل انگیزه دهنده بود ، من صبح دوبار فایل صوتی رو گوش دادم و الان که خواستم بیام دیدگاه بنویسم یه حسی بهم گفت که فایل تصویریشو هم ببینم و منم اومدم فایل تصویری رو دیدم و چه قدر عالی که به حسم توجه کردم و به حرفش گوش دادن و فایلو دیدم. چقدر دیدن تصاویر شگفتی سازا کنار حرفای شما دلنشین و امید دهنده بود و من چقدر خوشحالم که دوره ی ورود به سررمین لاغر ها رو شرکت کردم و تمام آگاهی های ناب این دوره الان گوشه ذهنمه .برداشت من درباره ی چیزایی که گفتید اینه که لاغری یه مهارته و باید از طریق آموزش اون رو یاد گرفت و از طریق تمرین توش خبره شد خب این خیلی قدم بزرگیه به عنوان اولین گام لاغری ، ما همیشه فکر میکردیم لاغری مال ما نیست و یه سری تفاوت بین آدما وجود داره که چاقی و لاغری یکیشه ، یعنی یه سری لاغرن و سرنوشتشون اینه که لاغر باشن و یه سری چاقن و باید چاق بمونن و در واقع اینطوری توی ذهنمون بود که لاغر ها میتونن چاق بشن مثلا بعد از ازدواج، زایمان، مسافرت ، مهمونی و… ولی بر عکسش هیچ وقت امکان پذیر نیست یعنی چاق ها نمیتونن هیچ وقت لاغر بشن و اگرم بخوان لاغر بشن باید ۷ خوان رستم رو طی کنن ولی در نهایت هم به هدفشون نمیرسن و احتمالش خیلی کمه.این الگو توی ذهن خیلی از ما چاق ها بود و هنوز هم هست ولی ما با آموزش های این دوره داریم این اطلاعاتو کوچولو کوچولو پاک میکنیم و کمرنگشون میکنیم ، اینطوری نیست که بشه محوشون کرد چاقی مثله یه زخم روی ذهن ما هست ممکنه این زخم انقدری کم رنگ بشه که دیگه حتی دیده نشه ولی جاش و اثراتش همیشه توی ذهن ما باقی میمونه و ما باید از طریق استمرار توی مسیر لاغری با ذهن هر روز یه درجه این زخمو کمرنگ تر کنیم و مراقبت کنیم ازش تا دوباره باز نشه از طریق جایگزین کردن اطلاعات درست لاغری . پس لاغر شدن آسونه چون ما فقط باید محکم روی صندلیمون بشینیم و کمربند ایمنی رو ببندیم ، قوانینو رعایت کنیم و در نهایت به مقصد میرسیم . لاغر شدن دقیقا مثله شروع یه سفره ، ما برای رفتن به سفر ذوق داریم و حتی شب قبلش خوابمون نمیبره از اشتیاق به مقصد رسیدن و لذت بردن از مسافرت پس برای لاغری هم باید همینقدر اشتیاق داشته باشیم و این همون رمز موفقیته ، اینکه ما با اشتیاق راهی که قلبمون بهمون میگه درسته رو امتحان کنیم و پیش بریم. ما هیچ وقت قبل از سفر به این فکر نمیکنیم که نکنه هیچ وقت به مقصدم نرسم چون با تمام دقت سعی میکنیم وسائلو جمع کنیم ، ماشین رو چک میکنیم، بنزین میزنیم ، نقشه ی راهو چک میکنیم که اشتباه نریم ، روغن و موتور و همه چیز ماشین رو هم چک میکنیم و میدونیم که اگه با سرعت مجاز بریم ، خواب آلوده نباشیم و همه ی قوانینو رعایت کنیم سالم و سلامت به مقصد میرسیم .لاغری با ذهنم همینطوره دیگه!!! این فکرا منفی که میگه: وااای نکنه لاغر نشم، نکنه نتیجه دلخواهمو نگیرم و… به خاطر اینن که چندین بار تاحالا از مسیر های اشتباه رفتیم و به بن بست خوردیم برای همین ذهن ما که حال صرف انرژی نداره، دیگه پیش فرضشو این گذاشته که لاغر شدن ممکن و میسر نیست و نمیشه لاغر شد ولی این فقط دستوریه که اشتباه توی ذهن جا افتاده و واقعیت نداره ، درست مثل تمام کسایی که توی فایل تصویری نشون داده شدن . اونا هیچ استعداد خاصی نداشتن و آدم خاصی هم نبودن که مثلا شاخ و دم داشته باشن نه! این شگفتی ساز های شگفت انگیز تنها از روی دستور پخت لاغری با ذهن غذاشونو پختن و در نهایت چیزی که آماده شد یه جسم زیبا و متناسب بود ، نه نمکی بیشتر از حد نیاز اضافه کردن، نه ادویه ای ، نه اینکه ‌معجزه ای رخ داده باشه… اونا فقط چیزی که بهشون گفته شده بود رو عملی کردن این کجاش سخته؟ برای همینه که لاغری با ذهن آسون ترین روش لاغری و فکر کردنه !دقیقا همون طوری که با لذت چاق شدیم با لذتم لاغر میشیم . خیلی کارها توی دنیا هست که باید براش تلاش کنی تا به دستش بیاری ، صبح زود بیدار شی و یه سری محدودیت ها  داشته باشی ولی لاغری اینطوری نیست لاغری جز اون دسته کارهاست که بعد از یه مدت برات مثل یه عادت میشه و تو خود به خود درست رفتار میکنی و این رفتار درست تورو هر روز متناسب تر میکنه.و در مورد با لذت چاق شدن گفتید، که خیلی برای من جالب بود، واقعا تعجب کردم وقتی به حرفای شما فکر کردم و دیدم منم دقیقا از چاقی و چاق تر شدن لذت میبردم هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که من چاقی و رفتار های خودمو دوست دارم همیشه این توی ذهنم بود که من از چاقی بدم میاد و باید تغییرش بدم درسته به یه سری از موهبتاش پی برده بودم ولی هیچ وقت اشتیاق خودمو برای چاقی و چاق تر شدن کشف نکرده بود و این موضوع  برام جالب بود.من به چاقی نیاز دارم و باید این نیاز رو از بین ببرم و الگوی نیاز به چاقی رو در خودم محو کنم و تبدیل به سلامتی و تناسب اندامش کنم. همه ی ما به سمت خوبی ها تمایل داریم فقط کافیه به ندای قلبمون گوش بدیم و کاری که به نظرمون درسته رو انجام بدیم. هیچ چیزی به اسم استعداد در ما وجود نداره که از قبل باشه ، استعداد یعنی توانایی انجام کاری . توی مغز ما یه سری نورون وجود داره که این نورون ها مدام دارن پالس های الکتریکی به هم ارسال میکنن ، رفتار هایی که در ما تبدیل به عادت شدن معنیش اینه که این پالس های الکتریکی با تعداد و تراکم بیشتری دارن به نورون های دیگه منتقل میشن ، پس نتیجه میگیریم این مسیر های عصبی دقیقا همون چیزیه که دیگران بهش میگن استعداد اما خبر ندارن که وقتی یه نفر توی یه کاری مهارت زیادی داره به معنی این هست که اون کارو بیشتر از بقیه تکرار کرده و مسیر عصبیش کامل ساخته شده . میکل آنژ میگه اگه مردم میدونستن من برای این مهارتی که الان دارم چه تلاش های طاقت فرسایی میکنم دیگه اثرهای هنریم اونا رو به وجد نمیورد ، این معنیش برای من اینه که هر کس تلاش کنه یه مهارتی رو به دست میاره و چیزی به اسم شانس یا استعداد ذاتی فقط یه سری بهانست برای اینکه خود متعالیمون رو متجلی نکنیم . ذهن همیشه میخواد مارو از سختی ها دور کنه چون خسیسه و نمیخواد انرژی صرف کنه ولی قلب ما همیشه میدونه راه درست چیه؟ من برام مهم نیست حتی اگه فشار و سختی ای توی این راه متحمل بشم چون ارزشش رو داره ولی لاغری در ذات خودش کار آسانیه ، اصل بر متناسب بودنه و چاق بودن دلیل میخواد ، این همون طبیعی کردن لاغریه!خدایا شکرتممنونم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        faribadeghani1371@gmail.com
        1400/08/22 10:35
        مدت عضویت: 158 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        سلام صبا جان واقعا مثال جالب و بجایی بود من واقعا خیلی درکش کردم مطلبو ممنونک با ما ب اشتراک گذاشتید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/16 11:21
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,012 کلمه

      روز ۴۰ تکرار 

      سلام وقت همگی بخیر امروز هم با فایل صبحگاهی و میثاق نامه شروع شد 

      لاغر شدن آسان است اگر ذهن مشتاق شود

      منم همیشه دوست داشتم راه و روشیو پیدا کنم که محدودیت و مقررات نداشته باشه ،اینکه اونها انتخاب میکردن من چه خوراکی هایی بخورم یا کی و ساعتش چجوری باشه ناراحتم میکرد 

      یا اینکه باید ورزش های هوازی و سخت انجام میدادم ،البته اون زمان ها ورزش کردنو برای خودم لذت بخش کرده بودم و منم تو فضایی بودم که فکر و ذهنم مدام دنبال ورزش های مختلف بود و پارتنر خوبی هم داشتم که مدام تو باشگاه ها و مسابقات بودیم و کلی لذت هم میبردیم  

      ولی ما بین اون لذت بردن ها ،تمرین و حرکات اضافه ای هم برای لاغرتر موندنم انجام میدادم ،انقدر ورزش تو ورزش شده بودم‌ که بعد از چند سال از چندین نقطه  بدنم آسیب  دیدم و دیگه نتونستم ادامه بدم 

      و این فکر همیشه با من بود که ای کاش یه راهی پیدا بشه که من بتونم براحتی لاغر بشم ،اون زمانها آرزوی اینو داشتم که یک روز بتونم غذایی که میخورم بدون هیچ گونه اضطرابی باشه و هیچ وقت تجربش نکردم ولی از اونجاییکه من و خیلی از افراد چاق و همینطور استاد این رویا رو داشتن و درخواستشو فرستادن ،رویاش تو قلب استاد افتاد و هدایت شدن به خلق این متد و خدارو شکر میکنم که هر آنچه رو که ما بخواهیم برای ما از قبل آماده کرده 

      اینکه ذهن اصلا به فشار و اجبار ما کاری نداره و کار خودشو انجام میده ،سالها تجربش کردیم که هر چقدر ما به جسممون فشار آوردیم هیچ نتیجه ای نداشت ، درون پر بود از آلودگی چاقی و ما انتظار لاغر شدن داشتیم 

      تو این متد هم نباید فشاری روی ذهن بیاریم ،ما تمریناتمونو انجام بدیم ،رفتارهامون عوض میشه ،رفتارها که تغییر کنه ،جسم هم شروع به لاغر شدن میکنه ،در این راه نباید مدام گیر بدیم به اینکه چرا من لاغر نمیشم ،منکه دارم تمرین میکنم 

      هر چقدر روی اضطرار برای لاغر شدن باشیم دیرتر نتیجه میگیریم ،قبلا هم گفتم من چند وقتیه اون فشارهای درونیمو رها کردم ،نه اینکه من دلم میخواسته به خودم فشار بیارم نه ،تربیت قدیم  ذهنم مدام دوست داشت منو بکوبه،سرزنشم کنه و تغییرات منو از من قایم کنه ،چونکه میدونه من اگر به توانمندی و قدرت های خودم مطمئن بشم دیگه پای رادیوی ذهنم نمیشینم و ازش تاثیر نمیگیرم و تنها شنونده ذهنم من هستم 

      پس برای اینکه منو متوقف کنه هر روز چندین بار بمن میگفت تو چرا همین شکلی موندی و از اینجور حرف های ناراحت کننده ، منم بعد از ۱ سال که مدام اذیتم کرده بود ،تصمیم گرفتم احساس رضایت داشته باشم از همین الان خودم و با خودم نجنگم برای اینکه یه جسم دیگه ای بشه

      بمحض اینکه دیگه نخواستم که لاغرتر بشم و به خودم گفتم بدن تو استاندارد جهانیه و از این به بعد سایز تو بهترین سایزه ،متوجه شدم فشارهای حرف های منفی بافم کم شد ،الان هم هر وقت دلش میخواد اذیتم کنه بهش میگم من اوکی هستم با این هیکلم ،نمیخوام لاغر بشم 

      یجورایی رها کردنه ،در کنار تمریناتم که انجام میدم ،توجهمو از بدنم برداشتم و خدارو شکر احساس میکنم حالم بهتره و همینطور بدنم جمعتر شده ،در کنارش لحظه به لحظه که یادم میاد با خودم صحبت میکنم و خوبی های خودمو یادآوری میکنم و کفه ترازوی عشقیمو پر میکنم تا به حرف های منفی باف غلبه کنه 

      ذهن کارهاییو برای ما انجام میده که اولا برای ما امنیت بیاره دوما لذت بخش باشه ، برای همین مابین  سمینارهای علوم ذهنی کارهای مزحک انجام میدن که ذهن احساس شادی داشته باشه و تا آخر سمینار با اون افراد همکاری کنه 

      الان هم تو این دوره لذت بخش بودن انجام تمرینات خیلی مهمه که ذهنمون لذت ببره ،اگر این حس در ما کم شده باید بصورت عمدی به ذهنمون یادآوری کنیم  ،  چجوری؟ با گفتن و تعریف کردن لاغر شدن ،وقتی براش تعریف میکنی که وقتی لاغر بشیم کلی حالمون خوبه ،لباس های رنگی میپوشیم ،تو مهمونی ها راحت میرقصیم ،هر کسی میدونه کودک درونش از چه تفریحاتی خوشش میاد 

      باید طبق همونها براش لاغر شدنو لذت بخش کنه ،مثلا من میدونم کودک درونم عاشق رقص ، شیطنت ،تفریح ،مسافرت  و کارهای هیجانیه ،میام از اینها بهش میگم که وقتی لاغر باشیم میتونیم تندتر تو سفرهامون راه بریم ،جاهای بیشتریو میبینیم ،لباس های خوشگلتری میپوشیم،اجراهای زیباتری خواهیم داشت ،مربی م بهمون افتخار میکنه ،میتونیم تفریحات لذت بخش تری داشته باشیم

      باید جوری از لذت های لاغری بگیم که کودکمون هیجانی بشه و بدو بدو بیاد   کمکمون کنه 

      تشویق کردن یکی از بهترین راهکارهاست  که هم برای کودکان جواب میده هم بزرگسالان ، ولی به اشتباه به ما یاد دادن برای انجام هر کاری از اهرم فشار استفاده کنیم ،با خشم چیزیو بخواییم ،منکه هر زمانی به دخترم میگم کاریو انجام بده اگر با تندی بگم اونم با تندی جواب میده یا قهر میکنه و وقتی با حالت شوخی و تشویق و کودکانه بهش میگم اونم بصورت کودکانه بمن جواب مثبت میده و این نتیجه حال خوب و تشویقه 

      برای لاغر شدن هم باید باید ناخوداگاه ما بخواد که ما لاغر بشیم ،باید لاغر شدن براش امنیت و لذت تعریف بشه  برعکس آنچه که قبلا شنیده بوده 

      در کنارش باید تصویری که از خود قبلی چاق داریم آرام آرام با اجرای تمرینات به تصویر* من توانمند و متناسب *تبدیل بشه ،از اونجایی که ذهن با تصویری که از ما سالیان پیش گرفته کار میکنه حالا باید اون عکس عوض بشه 

      باید آگاهانه حرف های جدید با خودمون داشته باشیم، باید سلول به سلولی که قبلا برامون تخریبش کردن ،ترمیمش کنیم ،باید تنها راه سالم و مفید لاغر شدنو ،لاغری با ذهن باور کنیم ،اعتقادش کنیم  بعد اعتقاد ما ، مارو میبره بسمت لاغر شدن آسان 

      لاغری با ذهن یک فرمول ۱ ۲ ۳  نیست ،یکسری کارهای کوچیک کوچیکه که وقتی در کنار هم قرار میگیره پازل لاغری کامل میشه ، در این راه ما داریم ذره ذره از خود قبلیمونو بر میداریم و ذره ای جدید بنا میکنیم

      کار هم راحتیه هم مستمری و  هم خارق العاده ایه ،اینکه بتونی از درون جدید بشی و جدید خلق کنی ،حس قدرت و توانمندی میده و اعتمادبنفسو افزایش میده

      خدارو شکر میکنم برای بودن در مسیر خواسته هام  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        faribadeghani1371@gmail.com
        1400/08/22 10:33
        مدت عضویت: 158 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        ممنون خانوم حسنی واقعا نوشته هاتون زیبا و کمک کننده بود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/08/24 20:11
          مدت عضویت: 735 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 21 کلمه

          خواهش میکنم دوست عزیز

          خدارو شکر برای بودنمون در مسیر صحیح که اگر ما هدایت بخواهیم حتما در مسیرش قرار خواهیم گرفت🌷

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/27 01:36
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 449 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      واقعا هم همینطوره بچه ها معصوم و پاک هستن ذهنشون درست برنامه ریزی شده ولی ما با حرفامون چقدر چیزهای بدی و بهشون آموزش می دیم همش تنبیه همش ترس …

      من اصلا دوست نداشتم تنبیه و ولی خوب زمان ما بود حالا من اون ها رو فراموش کردم ولی هیچ وقت دوست نداشتم بچه خودم یه کسی و تنبیه کنم و جوری رفتار کنم که بچه ها بترسن همه هم می گفتن اینجوری درست نیست بچه باید حساب ببره بچه باید بترسه … 

      الانشم همینطورم دوست دارم با حرف زدن تشویق کردن یه حتی هیچی نگفتن در کنارشون باشم و فقط حرفشون و گوش بدم و بس .

      ذهن ناخوداگاه زیر حرف زور نمی ره کاری که براش لذت بخشه انجام می ده .ما هم واقعا از چاقی لذت می بردیم ولی همیشه هم می خواستیم که لاغر بشیم ولی همش هم به فکر این بودیم که کی این برنامه و رژیم تموم می شه مثلا من هنوز هم ذهنم کامل عوض نشده هنوزم وقتی یه بویی میاد می گم به به چه بویی و کم و بیش هم به فکر غذا هستم . ولی دیگه اون کارها رو که قبلا می کردم نمی کنم مثلا همین شنبه ای رفته بودیم دریا ساندویچ درست کردیم که من می گفتم حالا می تونیم نبریم چیزی بعد که برگشتیم می خوریم همسرم گفت حالا ببریم فقط همون و بردیم حالا اگه قبلا بود من باید میوه و هله هوله … خوراکی هر چی داشتیم و نداشتیم باید می ذاشتم که انگار چند ساعته می خوایم بریم سفر قندهار ! و ۴ تا ساندویچ برده بودیم لای نون تست بعد من یکی خوردم.

      ولی مثلا دیروز فکر کنم پر خوری کردم البته ۲ تا تکه پیتزا خوردم سومی و نباید می خوردم ولی خوردم سیر شده بودم .

      ولی کلا الان جسم و ذهنم خیلی متعادل تر شدن از قبل .

      این تنها روش آسون لاغر شدنه همه چی می خوره یاد می گیره چقدر باید بخوره حالا بعضی مواقع پر خوری هم هست رفتار نادرست ولی خوب آدم نگاه می کنه به مراتب خیلی کمتر از قبل هستش خدا رو شکر .و موندگاره . آدم این روش و زندگی می کنه اینو نخور اونو بخور و.ساعت خاصی نداره ورزش خاصی نیست همه چی در عین زندگی کردن اتفاق میافته . ترسی نیست دیگه خدا رو شکر .

      مثلا من امروز صبح ساعت ۱۱ بود تقریبا صبحونه خوردم اون موقع ها حالا فرقی نداشت کی بلند می شم صبح خیلی زود هم بلند می شدم باید همون موقع صبحونه می خوردم . بعدها هم شنیدم که اگه آدم صبح بلند می شه نیم ساعت تا یه ساعت چیزی نخوره متابولیسمش کند می شه ….

      خدا رو شکر که از همه این باورها راحت شدیم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/10 13:15
      مدت عضویت: 92 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,920 کلمه

      گام 18 (تکرار1)

      بنام خداوند بخشنده مهربان 

      نه تنها شما استاد، بلکه همه ی افراد چاق دنبال آسان ترین روش برای لاغری هستند!

      من که خودم چون میدونستم نمیتونم بیشتر از 3 /4 ماه رژیم بگیرم که تازه 3 یا 4 هم بخوام کیلو کم کنم .رژیم های کوتاه مدت 1 ماهه با 10 کیلو کاهش وزن رو همیشه ترجیح میدادم !ولی خب خیلی سخت بودن !

      از نظر ما آسون ترین راه برای لاغر شدن این بود که هرچی میخواستیم میخوردیم و لاغر میشدیم ! که الان تازه با اینراه آشنا شدیم .

      در روش لاغری با ذهن به مراتب سریع تر و راحت تر از انچیزی که چاق شدیم ، لاغر میشیم ، لاغری ماندگاررر و بدون ترس از بازگشت و چاق شدن .اگر در این روش استمرار داشته باشیم !

      اگر هم در شروع این مسیر و هفته های اول تصور کنیم که لاغر نشدیم اشتباه بزرگیه ، چون لاغری باذهن از جسم شروع نمیشه که بتونیم اون و ببینیم ، بلکه از طریق ذهن ایجاد میشه .پس اگه ما در اوایل مسیرمون دیدیم لاغر نشدیم سریع ناامید نشیم و جا نزنیم ! یزره صبوری کنیم و ادامه بدیم تا جسممون کم کم واکنش نشون بده .

      آنچه در ذهن ایجاد میشود رو میشه احساس کرد !

       اگر در مدت حرکت خودمون تو این مسیر احساس خوبی داریم ، شورو شوق داریم ، انگیزه و امید داریم ، مطمعناا روند لاغرشدن در ما استارت خورده .

      این نشانه هارو من کاملا حس میکنم .

      یکی از خصوصیات ذهن مقاومت در برابر سختی هاست و ما هرجقدر بیشتر خودمون و تحت فشار قرار بدیم ، ذهن هم مقاومت بیشتری  میکنه !

      من خودم که هربار هرچقدر خودمو میترکوندم علاوه بر اینکه خیلیی سخت لاغر میشدم ، دوباره زودم چاق میشئدم و هر دفعه نتیجه زود تر برمیگشت !

      دلیل این روند معکوس افزایش مقاومت ذهن بوده است  نه بی اراده بودن ما .مقاومتی که ما خودمون ایجادش کردیم اما نمیدونستیم!

      چون که ما تلاش میکردیم با محدود کردن مصرف غذایی  یا تحت فشار قرار دادن جسممون  و… وزن خودمون رو کاهش بدیم و این فرایند برای ذهن ما به عنوان سختی و رنج محسوب میشد و تمام سعی خودش رو به کار میگرفت تا از این مرحله رهایی پیدا کنه!

      عملکرد ذهن ما شبیه رفتار و واکنشهای کودکان است ، ذهن ما نسبت به تنبیه و تحت فشار قرار گرفتن به شدت مقاومت دارد و از طرفی نسبت به تشویق شدن و لذت بردن بسیار مشتاق است .

      بچه ها چون هنوز زیاد  تحت تعلیم خانواده شون  قرار نگرفتن و ذهن ناخودآگاهشون زیاد برنامه ریزی نشده بخاطرهمین رفتارشون خیلی فابریک ترو درست تره  .حالا از لحاظ ما بزرگترها ممکنه اشتباه باشه ولی از لحاظ عملکرد ذهنی رفتار اونها صحیح تره .

      مثلا دیدیم بجه هایی رو که کارهایی رو انجام میدن که رو مغزممونه و ما نمیخوایم که انجامشون بدن ، اومدن اونارو تهدید به کتک زدن و تنبیه کردن و …. میکنن و میترسوننشون و اون بچه هم بخاطر ترس ازینکه تنبیه بشن ، جند دقیقه و یا چند ساعت رفتارشونو تغییر میدن ولی دوباره مجدد به رفتار قبلی خودشون برمیگردن و ادامه میدن و این کارشون هم ناخوداگاهه .ولی ما فکر میکنیم که دارن از قصد دوباره رفتارشون رو تکرار میکنن ! 

      ذهن ما هیچ کنترلی نداره و ما نمیتنونیم که با تنبیه و رنج و ترسوندن از انجام کاری منع کنیمش!

      و اون لحظه که بچه آروم میشه و اونکارو انجام نمیده تصمیم خودآگاهشه که برای اینکه کتک نخوره یا تنبیه نشه اونکارو انجام میده و وقتی که دوباره تغییر رفتار میدن به دلیل ذهن ناخوداگاهه که زیر حرف بار زور نمیره !

      ولی اگه بخوایم این بچه رو تشویق کنیم که اگه مثلا فلان کارو نکنی بهت جایزه میدم ، شکلات میدم ، میریم پارک یا … اگه ی وعده لذت بخش رو به بچه ها بدیم اونا خیلی راحت تر میتونن رفتارشون رو کنترل کنن و ذهن ناخودآگاهشون هم میپذیره که جون قراره ی لذت  بهتری و تجربه کنیم ، اینکارو الان انجام نمیدیم

      کلا روند ذهن ناخوداگاه اینشکلیه که هرکاری که براش لذت بخش تر باشه رو انجام میده .

      حالاربط این موضوع با چاقی اینه که همه ما در روند  زندگیمون  در مسیر چاقی ،چاق شدن برامون لذت بخش بوده !

      شاید خودمون هم میگفتیم که دوست نداریم چاق بشیم یا از چاقی بدمون بیاد اماا رفتار ما برعکس این و نشون میداد!

      وقتی که برای بیشتر خوردن و لذت بردن از خوردن برنامه ریزی میکردیم و همش تمام فکر و ذکرمون در خوردن و بیشتر خوردن بود . این ها نشان میدادکه ما از چاق شدن لذت میبریم !

      شاید هم قبول نداشتیم که چاقی رو دوست داریم ، اما رفتار و عمل و افکار ما کاملا از چاق شدن لذت میبردند .و بخاطر همین ما هرکاری میکردیم ، رژیم میگرفتیم ، ورزش میکردیم و… نتیجه نمیگرفتیم ،چون در ناخودآگاهمون ما از چاقی لذت میبردیم !و تمام اون اقداماتی که ما برای لاغر شدن انجام میدادیم ، مثل تهدید والدین به بچه ها میمونه ! میتونستیم تا چند مدت اون  برنامه رو رعایت کنیم ولی چون ذهن ناخوداگاه از چاق شدن لذت میبرد دوباره براحتی وارد مسیر چاقی میشدیم و دوباره رفتارمون رو ادامه میدادیم و به همین دلیل نتیجه ای از اقداماتمون برای لاغری دریافت نمیکردیم .یا اگه هم چیزی کم میکردیم ، دوباره به وزن قبلی برمیگشتیم ، چون نمیشه با فشارو محدودیت ذهن ناخوداگاه رو از چاق شدن منع کرد.

      رفتار ما با مواد غذایی نشون میده که ما از چاق شدن بدمون میاد یا لذت میبریم !

       ناخودآگاه رو نمیشه با عمل جراحی تغییرداد، جسم رو میشه ولی ذهن رو نه !

      ممکنه تا چندمدت چون بخوان نتیجه عالی بگیرن ، دستورالعمل های پزشک رو رغایت کنن و چون مطمعناا که دیگه عمل کردن و خیالشون راحنته که ی اقدامی انجام دادن و…و خودشون هم همکاری میکنن ، مسلما نتیجه میگیرن! ولی همه ی اینها فشار جسمی و تصمیم آگاهانس و دوام نداره و همیشیگی نیست !

      یکی از آشناهای های ما به همراه دخترش دوتایی عمل کردن و خیییلی  لاغر و زیبا شدن حدود دوماه پیش  یکی از فامیلامون که ارتباط نزدیکی با اونا داره اومده بود خونمون و مادرمم درباره اونا سوال پرسید چون خودشم خیلی کارها برای اینکه لاغر بشه انجام داده ولی نتیجه نگرفته و بعضی وقتا به فکرش میزنه که عمل کنه .

      بعد فامیلمون گفت که آره خیلی لاغر شدن و فلان و … ولی خیلی باید مراقب باشن تا دوباره چاق نشن!

      بعد مامان من پرسید که مگه بازم میشن ! مگه عمل نکردن و…؟

      گفت عاوو بله خانم معلومه که چاق میشن ! خیلی ها اطرافش مثل اینکه عمل کرده بودن و بازم چاق شده بودن و اینم مطمعن بود که  اونا هم بازم چاق میشن اگه مراقب نباشن !

      به هرحال ناخودآگاه غلبه میکنه بر خوداگاه اونا . درسته این افراد عمل کردن ولی تصویر خودشون از چاقی هنوز تو ذهنشون هست  و ذهن اون ها جسمشون  به هر حالتی که شده اونارو به تصویری که از چاقی در ذهنشون دارن میرسونه

      و از اونجایی که در روش لاغری با ذهن ما ذهن و ناخوداگاه و برای کسب نتیجه عالی هدایت میکنیم به طوری در این روش با رضایت و شادی و احساس خوب، لاغرشدن مورد تایید ذهن ما قرار میگیرد با تجسم کردن مزایای لاغری با تصویر سازی کردن از طریق تمریناتی که انجام میدیم ، و لاغر شدن رو برای ذهنمون لذت بخش میکنیم و از رنج و ناراحتی قبلی لاغر شدن خارجش میکنیم  .لدرصورتی که در تمام روش های قبلی با گزینه رنج و سختی برای ذهنمون استفاده کرده بودیم !

      پس ما لاغر شدن و برای ذهنمون لذت بخش میکنیم و بعد از جند مدت متوجه میشیم که رفتارهامون داره تغییر میکنه !

      درسته که ماا تو دورانی که رژیم هستیم خیلی خودمون رو کنترل میکنیم ولی ذهن ما همش میخواد که از اون غذا بیشتر بخوریم و ….و همش مارو اذیت میکنه . و عصبانی و پرخاشگر شدن ما در دوران رژیم ها و ورزش های سخت به همین دلیله .

      چون ذهن یچیز دیگه میخواد ولی ما به زور داریم یکار دیگه و انجا م میدیم و این عدم تعادل بین جسم و رفتار و ذهن باعث ایجاد عصبانیت در فرد میشه ! بخاطر همین یسری افراد نمیتونن برنامه های رژیمیشون رو ادامه بدن !

      ولی اگه ذهن ناخودآگاه رو آموزش بدیم این هماهنگی خود به خود به وجود میاد . و ذهنمون با جسممون در تعادل قرار میگیره و بعد حرکت کردن کردن به سمت متناسب شدن برامون لذت بخش تر میشه .

       چون ذهن ناخودآگاه ما با تصمیم آگاهانه ما  که لاغر شدنه همسو میشه  و دیگه اون مقاومت های ذهنی وجود نداره !و تازه اشتیاق هم پیدا میشه در ما  و بهمون انگیزه میده برای لاغر شدن !

      پس یکی از نشانه هایی که به ما نشون میده مسیر ما اشتباهه اینه که ما در اجرای مراحل  حس بدی داشته باشیم !

      چون که اگه با سختی و بی حوصلگی این مسیر و انجام بدیم ، متاسفانه از تلاش خودمون برای لاغر شدن نتیجه ای نمیگیریم !

      من هم خودم سعی میکنم که مواقعی که حوصله ندارم از فایل ها استفاده نکنم و هروقت  اون انرژی  و داشتم بیام ادامه بدم ، بخاطر همینم هست که یزره طول کشیده ولی اشکال نداره مهم نتیجه س نه مدت زمان !

      به هرحال من با آرامش تو این مسیر دارم حرکت میکنم و هروقت میبینم حس بدی دارم ، یزره وایمیسم و دوباره شروع میکنم . 

      چون قبلا اگه حس بدی هم داشتم بزور ادامه میدادم و بایدد حتما سریع نتیجه میگرفتم و… و نتیجه ش هم پایدار نبود .

      پس آرام آرام دارم با آرامش حرکت میکنم و هیج زوری هم روش نیاوردم ، تو جاده یک عالمه با هم استراحت هم میکنیم .

      زمانی که با روش های اشتباه قبلی اقدام میکردم برای لاغر شدن همش اعصابم خورد بود که من چرا باید هرچی میخورم چاق بشم ولی فلانی هرچی مثه اسب میخوره باید لاغر باشه !یا این چه سرنوشت و شانسیه و…

      ولی الان تو این مسیر آرامش پیدا کردم و مطمعن شدم که منم میتونم مثل اونا باشم ! این اولین حسی بود که بهم دست داد و منو امیدوار کرد و من گفتم که این همون مسیریه که قراره منو برسونه !چون داره درباره خودم حرف میزنه ولی روش های قبل فقط راهکار و رژیم بود و…

      .پس برای لاغرشدن هیچ روشی به غیر از لاغری با ذهن نیست!

      همه ی ما دوست نداشتیم چاق بشیم اما هرماه یا در خودم هر رووز چاق تر میشدیم !همه ی ما دوست نداشتیم که پرخوری کنیم ولی همیشه پرخوری میکردیم و بعدش عذاب وجدان میگرفتیم !و….

      این تجربیات مشابه در همه ی افرادی که اضافه وزن دارند وجود دارد .

      در روش ذهنی نتیجه برای همه یکسانه بخاطر همین افرادی که از این روش نتیجه گرفتن ،تجربیانشون هم یکسانه .با این تفاوت که چه مقدار احساسشون خوب میشه و انجامشون میدن و در این مسیر استمرار دارن !و هرکس این قسمت رو بهتر انجام بده ، نتیجش براش بهتر میشه .

      ولی احساس شادی و نشاط و آرامش و اشتیاق به لاغری  و…در همه ی افراد مشابه ، به خاطر آموزش ذهن ناخوداگاه است .

      پس یک بار برای همیشه تصمیم  قاطع بگیریم که از این روش لاغر بشیم و حتی  اگه 10 % از اون تلاش و سرسختی که ما در روش های قبل انجام میدادیم و در این روش انجام بدیم و متعهد باشیم و تمریناتمون رو انجام بدیم و…. نتیجه مون رو میگیریم .

      چه بخوایم جه نخوایم !

      آسان ترین راه برای لاغر شدن ، لاغری ازطریق ذهنه ! چون به همین سبک ما چاق شدیم ، خیلی ساده! 

      هیچ کسی که جاق شده رنج نکشیده ، هممون هی لذت بردیم ، خوردیم ، زندگی کردیم ، بازی کردیم و…همینطوری چاق شدیم !

      همش با لذت بوده و بنابراین روشی مارو به لاغری و تناسب اندام میرسونه که همواره با لذت و شادی و نشاط باشه که اون روش هم لاغری با ذهن هست .

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/07/04 11:55
      مدت عضویت: 278 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      دیدگاه من از گام نوزدهم: سلام ، اولا که کل متن وفایل مهم بود و من اولش هرچی میخوندم حس میکردم نمیدونم وتمرکز نداشتم اما بعد که بادقت بیشتر خوندم وگوش کردم وشروع کردم نکات مهمتر وکلیدی واز متن نوشتم درکم رفت بالا ومشتاقتر شدم که بادقت بیشتری بخونم وبه فایل گوش کنم ،واقعا این گام بی نظیره چون همه اش نکته اس، مثل این نکات :مقاومت ذهنی درصورتی اتفاق میفته که روشمون پر از سختی ورنج باشه و ذهن سخته ورنجو نمیپذیره به همین خاطر مقاومت میکنه مثل بچه ای که بخوایم ازش برای اینکه کاری مثل سر وصدا کردن انجام نده تهدیدش کنیم به ترسوندن اون از یه چیزی یا تنبیهش کنیم درسته اواسه اون لحظه ساکت میشه اما بعد یه مدت دوباره شروع به سروصدا میکنه چون ذهنش حرف زور ودوست نداره ونمیپذیره ،ذهن ما بزرگتراهم همین شکلیه ، ولی وقتی تشویق بشه وانگیزه بگیره وامید بهش داده بشه راحت قبول میکنه وهماهنگ میشه ومقاومت نمیکنه البته باید این تشویق وتمجید وامید وانگیزه بالاتر وبزرگتر باشه، خب ذهن ما زمانایی که ورزش میکردم لاغر بشیم یا رژیم خاصی میگرفتیم لاغر بشیم از خوردن مواد مورد علاقمون منع میشدیم این کارهارو رنج واوروسختی افرین میدونست وبعد یه مدت رها میکرد ومارواز انجامشون دور میکردوچاقتر هم میشدیم ودفعات بعدی کمتر وزن کم میکردیم . اما تو این مسیر لاغری با ذهن ذهن همسو میشه باخواست ما ومقاومت نمیکنه چون همه اش انگیزه اشتیاق وتشویق تمجید وحس خوب هست، . نکته مهم دیگه واسه اینکه بفهمیم ایا داریم مراحل مسیر لاغری باذهن من و درست پیش میریم یا نه ، توجه کردن به حسمون در زمان خوندن گوش دادن و نوشتن تمرین ات هست ، اگه خوب وعالی بود یعنی درست داریم پیش میریم ومطمعا درحالا رسیدن به وزن ایده المون هستیم وجای نگرانی نیست وبا خیال راحت تر پیش بریم به سوی موفقیت 😍❤️، ممنون استاد عطار روشن. بخاطر مرحله وگام به گام این مطالب ارزشمندتون که دراختیارمون گذاشتی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/01 17:08
      مدت عضویت: 138 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! ادعای لاغری آسان با روش‌های مختلف و لاغر نشدن باعث شده که لاغر شدن در ذهن ما بسیار سخت شده باشد و این باور در ذهن ما جای بگیرد که چاق تر شدن از چاق شدن آسان تر است. شاید تصور کنیم روشی برای لاغری آسان تر است که محدودیت کمتری داشته باشد. در تمام روشها با تحت فشار قرار دادن جسم می‌خواستیم به نتیجه برسیم و بعد از اینکه نتیجه نمی گرفتیم دچار ناامیدی، افسردگی و درنهایت چاقی بیشتر می شدیم. در روش لاغری با ذهن نباید اول انتظار تغییر در جسم را داشته باشیم چون لاغری اول باید در ذهن اتفاق بیفتد و نشانه های شروع لاغری با ذهن این است که در این مسیر، احساس بهتر، شوق و شور، انگیزه و امید برای لاغری دارید.

       یکی از خصوصیات ذهن، مقاومت کردن دربرابر سختی هاست، به این صورت که هرچقدر شما بیشتر خودتان را تحت فشار قرار دهید، ذهن هم مقاومت بیشتری به خرج می‌دهد. به طور مثال زمانهایی که رژیم گرفتیم و جواب نداده، علتش این است که وقتی میزان کمتری کالری به بدن می‌دادیم، جسم به جای اینکه برای تامین کالری چربی های اضافی ما را مصرف کند، از فعالیت‌های کمتر حیاتی خودش کم می کرد، مثلا از میزان کالری که باید برای پوست و موها صرف شود کم می‌کرد که در اکثر رژیم ها باعث ریزش مو و خراب شدن پوست می‌شد. یعنی دربرابر لاغر شدن به هر طریقی که بتواند مقاومت می کند و با هر بار که شکست خوردیم فکر کردیم از بی ارادگی خودمان است در هر حالی که بخاطر افزایش مقاومت ذهن دربرابر لاغر شدن بوده است. عملکرد ذهن ما بسیار شبیه واکنش‌های کودکان است. ذهن ناخوداگاه هرکاری را که برایش لذت بخش تر باشد آن را انجام می دهد. بچه ها هم چون هنوز ذهن ناخودآگاه آنها دچار تغییر و تعلیمهای مختلف نشده است نسبت به تهدید و فشار مقاومت می کنند اما نسبت به وعده ها و تشویق ها بهتر جواب می‌دهند. ارتباط این مطالب با چاقی در این است که ما هم در زمانی که روند چاقی را طی می کردیم با لذت بوده، ممکن است به طور گفتاری از چاقی متنفر بوده باشیم ولی همه رفتارهای ما نشان دهنده این بوده که ما از چاقی لذت می بریم و کارهایی که برای لاغری انجام میدادیم مثل همان تهدید کودکان بوده که فقط در زمان کوتاهی جوابگو هستند و باز کودکان به کارهای خودشان ادامه می دهند. باید لاغر شدن را آموزش دید و ذهن ناخودآگاه را با تصمیم آگاهانه خودمان همسو کنیم و بر اساس هدایت ذهن ناخودآگاه برای کسب نتیجه عالی اقدام کنیم.ذهن ما نسبت به تغییر و فشار مقاوم و برعکس نسبت به تشویق و جایزه مشتاق است و تفاوت لاغری با ذهن با دیگر روش‌ها این است که اساس آن بر پایه احساس خوب، رضایت و شادی ذهن است و اگر در مراحل یادگیری، الان احساس خوبی ندارید یعنی در مسیر لاغری با ذهن حرکت نمی کنید. با مقایسه کردن روش لاغری با ذهن با سایر روش‌هایی که تاکنون انجام داده اید متوجه می‌شوید که این روش تاثیر فوق العاده ای در ایجاد آرامش ذهنی شما دارد و احساس ناامیدی را به احساس اطمینان از موفقیت تبدیل می کند. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/31 04:57
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 330 کلمه

      درود به شما استاد عزیز و همه دوستان گرامی

      این فایل خیلی عالی بود

      موضوعاتی را مطرح کرد که قبول کردن آن در برخورد اول سخت بود

      مثل اینکه ما از چاق شدن لذت میبردیم و برای همین روز به روز چاقتر میشدیم و این واکنش ذهن ناخودآگاه است که در مقابل سختی مقاومت میکند اما شادی و لذت را به راحتی می بپذیرد و با ما همراه میشود

      الان هم باید از همین آگاهی برای لاغر شدن استفاده کنیم

      لاغری را برای ذهن ناخودآگاهمان لذت بخش کنیم تا با ما همراهی کند و در یک تیم باشیم نه دو تیم مخالف هم

      ما یاد گرفتیم که ذهن ما خیلی قوی است و ما قدرت شکست دادنش را نداریم

      پس چه بهتر که بجای در تیم مقابل بودن و نهایتا شکست خوردن با او هم تیم شویم و پیروزی مسلم داشته باشیم

       

      مثال شلوغ کاری بچه ها و اینکه از متد تنبیه استفاده کنیم و یا تشویق خیلی عالی بود

      من مطمئن هستم تمام کسانیکه بچه دارند و یا بچه هایشان را بزرگ کردند این تجربه را داشته اند

      این روش تنبیه یا تشویق حتی در بزرگسالان هم صدق میکند

      من چندین سال پیش که برای یک شرکت چاپ خانه کار میکردم و یکی از مسئولیت هایم تقاصای دریافت صورتحساب مشتریانی که حساب سی روزه داشتند یعنی به آنها ۳۰ روز مهلت داده میشد تا بدهی شان را پرداخت کنند بود از روش تشویق استفاده میکردم

      به این صورت که به کسانیکه به موقع حسابشان را تصفیه میکردند استیکر های ستاره طلایی و یا اینکه “مشتری محبوب” به رسیدی که برایشان فرستاده میشد می چسباندم 

      این درصد مشتری های خوش حساب را بالا برده بود

      حتی یکی از آنها به من میگفت پرداخت صورت حساب شرکت شما را در اولویت قرار میدهم که استیکر دریافت کنم

      این نشان میدهد که ذهن ناخودآگاه به تشویق و شادی عکس العمل خوب و همکاری کردن نشان میدهد

      وقتیکه به ذهنمان آموختیم که متناسب شدن چه مزایا و شادی هایی را به ارمغان می آورد او تشویق میشود که با ما همکاری کرده تا آن شادی ها را تجربه کند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/06/24 22:11
      مدت عضویت: 112 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 310 کلمه

      با سلام و درود خدمت استاد گرامی و همراهان 

      نکته جالبی بود چندین دفعه فایل رو گوش دادم اتفاقا من تو قسمت قبل گفتم که من یه کودک ناآروم دارم و از استاد راهنمایی گرفتم 

      کودک من از اول که به دنیا اومد به شدت نا آروم و لجباز بود البته کولیک شدید داشت تا دوسالگی ولی بعدش من حس میکنم اخلاقش شکل گرفت و منم خسته شدم چون تک نفره بدون اینکه بخوابم یا استراحت کنم یک نفس گذروندم و الان پنج سالش هست 

      من از زمانی که خودم خسته شدم و افسردگی گرفتم دیگه با تهدید سعی میکردم رفتارای پرخاشگرانه شو درست کنم و تا به امروز نشده 

      البته از راه دوستی و تشویق هم وارد شدم دفعات زیادی ولی وسط راه از مقاومتاش خسته شدم و دوباره برگشتم رو حالت اول 

       

      درمورد لاغری هم من همین برخورد رو با خودم داشتم و همیشه سعی کردم به خودم زورگویی کنم که دیگه نخور دیگه بسه از فردا تمومش کن و…

      از زمانی که دوره هارو شروع کردم افسردگیم خوب شده و آرامشم در حدی هست که هیچ زمان از زندگیم انقدر آروم نبودم 

      چون با خودم صلح کردم چون خودم و دوست دارم و با خدای خودم رابطه نزدیک برقرار کردم و خالی شدم از فکرهای بد و کلی اهداف جدید دارم که میدونم بشون میرسم و این حالم و کلی خوب میکنه الان دیگه حتی با یه نفس عمیق هم کلی حس خوب درون بدنم میشه 

       

      واقعا از خدای مهربونم سپاسگذارم که من و آگاه کرد و به این مسیر هدایت کرد تا با جهل خودم باقی زندگیم هدر نره و با حسرت نگذره 

      استاد عزیز ممنونم اگر درمورد برخوردم با پسرم نکته ای در ذهنتون هست که بهم کمک میکنه  سپاسگذار میشم اگر بامن درمیان بگذارید احتمالا افراد زیادی مشکل من رو دارن الان تنها چیزی که ذهنم رو مخدوش میکنه روابطم با پسرم هست  سر همه چیز هرچیزی از کوچیک تا بزرگ لج میکنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/06/25 02:01
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        سلام و درود
        سخت ترین کار ممکن رو باید در مقابل پسرت انجام بدی
        رهاش کنی
        بهش فکر نکن، نگران نباش، خودت رو مسئول رفتارش ندون
        تا حالا تلاش کردی بی فایده بود
        رهاش کن و بذار خدا کارش رو انجام بده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          kouroshzamany95@gmail.com
          1400/06/25 11:51
          مدت عضویت: 112 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 52 کلمه

          سلام و خدا قوت 

          ممنونم که سوالم رو پاسخ دادید 

          راههای زیادی رفتم پزشک و روانپزشک 

          گفتن بیش فعال هست دارو دادن و جواب نداد 

           

          از کارهای قبل نتیجه نگرفتم و باعث شده بینمون فاصله بیفته  

          کاری که شما گفتین رو سعی میکنم انجام بدم چون اعتقاد دارم به روشهاتون 

          با اینکه سخته ولی تلاشم رو میکنم 

          سپاسگذارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1400/06/25 12:57
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 77 کلمه

            سلام و درود
            1- در مورد رفتارش با هیچ کس صحبت نکنید
            2- به خودش نگو که بیش فعاله یا شلوغه یا هر عبارتی که نشان دهنده غیرطبیعی بودن باشه
            3- سعی کن بهش فکر نکی مخصوصا پیش بینی نکنی. مثلا می خوای بری مهمانی فکر کنی الان برم پسرم می خواد چیکار کنه؟؟!!!!
            4- تردش نکن، سرزنش و تحقیر و … انجام ندید بلکه رفتارهاش رو بپذیرید
            اولین تاثیر این تمرینات افزایش آرامش خودتون خواهد بود و بعد تغییر رفتار فرزندت

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              kouroshzamany95@gmail.com
              1400/06/25 15:27
              مدت عضویت: 112 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 64 کلمه

              سپاس فراوان 

              واقعا متشکرم و امید دارم که با روش شما بهتر میشه و من دقیقا اینکار هارو انجام میدادم 

              از الان تمام تلاشم رو میکنم تا اول خودم رو آروم کنم و اون و بپذیرم 

              یک دنیا ممنون  برای من که این قضیه خیلی نگران کننده و مشکل بزرگی هست توی زندگی حرفهاتون قطعا یک راه امید و مسیر جدیدی رو برام باز کرد  بازهم ممنون

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryammansoori20@gmail.com
      1400/06/16 11:46
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      به نام خالق بي همتاسلام به همه عزيزانمديدگاه گام ١٨هم :

      صحبتهاي استاد گرامي در اين گام باعث شد بيشتر به تربيت و نحوه رفتار كودك ذهنم  و مسيري كه تا كنون در جهت پرورش او به اشتباه طي كرده ام پي ببرم.مثال هاي استاد كاملا درك و پذيرش موضوع رو ساده تر و باور پذير تر ميكنند،كاملا درست است من در اين مسير درست مانند يك مادر در برابر كودك ذهن رفتار كرده ام ، بارها او را تشويق كردم و بارها تنبيه اما متاسفانه در مسير اشتباه

      در بدو تولد ذهن ما هيچ تصوري از دنياي بيرون ندارد ، هيچ ذهنيت و ناخوداگاهي هنوز در او شكل نگرفته است،او در انتظار ورود اطلاعات و بايد ها و نبايد ها از طريق حواس پنجگانه ماست *( بينايي ، شنوايي ، چشايي ، بويايي و لامسه)* درست مانند يك كامپيوتر كه بدون نصب ويندوز و نرم افزار هيچ كارايي نخواهد داشت ، حواسه پنجگانه ما درست همان * نرم افزار ها * هستند ، اما مهم * انتخاب و نحوه دادن اطلاعات ورودي * است

      ناخوداگاه ما با گرفتن اطلاعاتي مثل : • تعيين كالري• جداسازي و تفكيك غذا ها• منع خوردن شيريني و تنقلات• حذف غذاهاي چرب و سرخ كردني• شمردن تكه هاي نان و قاشق هاي برنج• ورزش هاي سنگين و سخت• رژيم هاي طاقت فرسا• دم نوش هاي و دارو هاي لاغريو…….ذهن و جسم را دائما تنبيه كرديم ، دائما برايش بايد و نبايد تعريف كرديم و كاملا طبيعي است كودك ذهن هم با * ولع و حرص و هرگز سير نشدن* لجاجت و نارضايتي اش را به ما نشان ميداد .

      و بارها هم او را تشويق كرديم• با وعده دادن هفته اي يك بار ازادي• حالا همين يه شب مهمونيه• از شنبه شروع ميكنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/06/10 12:56
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      به نام خدا 

      من همیشه از رژیم و ورزش متنفر بودم چون همیشه همراه با رنج و سختی بود باید رنج میکشیدی تا لاغر بشی و بلاخره هم کم می آوردم و این همه زجر و سختی رو رها می کردم و می رفتم دنبال لذت بردن و زندگی کردن

       می گفتم مگه توپولی چشه مگه چند سال قراره زندگی کنیم بزاخوش باشیم من همینم دیگه اشتهام زیاده و چاق میشم

       پس برای لاغر شدن هم باید همین قدر لذت و آرامش وجود داشته باشه باید خوش باشیم و با لذت و شادی لاغر بشیم عالی زندگی کنیم و عالی تر لاغر بشیم من باید از خودم از غذاها از خوردن احساس خوب و لذت بخشی داشته باشم تا ذهنم قبول کنه که قراره یه لذتی بهش برسه باید لاغر شدن براش مساوی با لذت بردن باشه تا اون هم منو همراهی کنه ذهنم از لاغری با رنج فراری ولی لاغری با لذت و احساس خوب رو قبول میکنه 

      پیش به سوی لاغری بالذت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/08 15:13
      مدت عضویت: 819 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 484 کلمه

      درود و خداقوت 

      گام هجدهم : 

      امروز نتیجه گیری میکنیم که چرا اموزش ذهنی زودتر نتیجه میگیره .

      نمیتوانیم ذهن رو با ترسوندن و تنبیه کردن  باعث منع ذهن از  کاری بشیم این خاصیت ذهنه که زیر بار حرف زود نمیره چون ذهن ناخوادگاه اینو نمیپذیره  ولی چیز جالب اینه که ذهن  هر وقت یه وعده لذت بخش بهش بدیم یا به زبان ساده تشویشق کنیم ذهن ناخواگاه خیلی راحت میپذیره 

      ذهن  ناخوادگاه لذت هارو میپزیره ولی با تنبه نمیتونیم مانع برای کاری بشیم 

       

      ذهن ناخوادگاه ماهم به همین صورت خیلی راحت از چاقی لذت میبرد و ما فکر میکنیم که از چاقی متنفریم  .مثلا اینکه به خودمون وعده غذای خوب میدیم .غذای رو برا خودمون کنار میزاریم .جای از میز قرار میگرفتیم که بیشتر غذا بخورم اینا نشون میداد که من از چاقی و غذا خوردن با حجم زیاد لذت میبرم نهایت ذهنم لذت میبرد شاید خودم دوست نداشتم و حتی دچار عذاب وجدان میشدم ولی ذهنم کاملا از این نوع رفتارها لذت میبرد  و منع کردن ذهنم  از پرخوری برای ذهن  من یک نوع تنبه بود  یه نوع فشار و یه رفتاری که اصلا دوست نداشت و نمیپذیرفت .

      و چون ذهنم از چاقی لذت میبرد با فشار و اعمال ذهن با محدودیت غذایی و دستورهای رژیمی خاصی تحت فشار قرار میگرفت و نمیپذیرفت 

      و ما اینجا باید به رفتارمون توجه کنیم رفتار ما از غذای زیاد متنوع و خوشمزه تر میره به سمت اینا  اینا نشون میده این رفتارها نشون میده که ذهن ما از چاقی  لذت میبره و ممکنه  یه مقدار وزن کم کنه اما وزن ما باز بر میگرده چون رفتارمون اصلاح نشده  و فقط تحت فشار قراردادن جسمه  و چون تا یه حدی جسم تحمل میکنه و بعد از مدتی رها میکنه خسته میشه و اون رفتار  از ذهن ناخوادگاه  غلبه میکنه 

      ما در مسیر لاغری ذهنمون رو اماده میکنم و با توحه به محتوای فایلها  لاغر شدن  رو برا ذهنمون  لذت بخش میکنیم و بعد از مدتی میبینیم چقد رفتارمون تعغیر کرده 

      ایجاد تعادل در جسم و رفتارو ذهن   برای لاغری با این هماهنگی لاغری به اسانی  صورت میگیره 

      ما برای چاقی هیچ رنجی تحمل نکردیم 

      هیج جا  جسممون رو تحت فشار قرار ندادیم برای همین  به راحتی چاقی اتفاق میفته 

      در مسیر لاغری هم همین طور باید ذهن رو از این مسیر  لذت ببره اشتیاق پیدا کنه رفتارهامون تعغیر کنه  از این تعغیر رفتار حس خوب بگیریم تا ذهنمون با رفتار و جسممون هم سور میشه و لاغری به راحتی اتفاق میفته 

      هیچ راهی برای لاغری و متناسب شدن داعمی وجود نداره چون روش لاغری با ذهن 

      ما باید راهی رو انتخاب کنیم دقیق مثل مسیر چاقی هیچ  فشاری و رنجی رو جسم ما تحمل نکنه فقط از طریق ذهن لاغر بشیم 

      و با محتوای فایل اموزشی و تعغیر رفتار درست ذهن  از این مسیر لذت میبره رفتار تعغیر میکنه رفتارو حسم و ذهن با هم هماهنگ میشوند و لاغری با لذت اتفاق میفته 

      لاغری = در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتن 

      دقیق مثل همان مسیری که چاقی اتفاق افتاد 💞

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/30 23:33
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      تنها روش برای لاغری روش ذهنی چون ما به طریق ذهنی لاغر شدیم من از کودکی با دخترعموهام تو یک خانه بزرگ شدیم البته در دو طبقه مجزا ولی خوردنمون شیوه زندگیمون فعالیتهامون شبیه هم بود اونها لاغر بودن و ما چاق البته اون موقع که بچه یا حتی نوجوان بودیم واقعا چاق نبودیم ولی احساس چاقی داشتیم یا بهتر بگم داشتم مادرم چاق بود و شعارش این بود که ما سیر نمیشیم و البته تا تولد چهارمین فرزندش متناسب بود جوری که اطرافیان متوجه بارداریش نمیشدن ولی بعد تولد چهارمین فرزندش به خاطر اینکه پدرم خدمتکار میگیره تا تو کارها کمکش کنه این باور بهش دست میده که تحرکش کم شده و چاق میشه البته مادربزرگم هم چاق بود همیشه فکر میکنم مادرم به دنبال فرصتی بوده تا فرمولهای ذهنیش برای چاق شدن به کار بیفته برمیگردم به بحث قبلیم و اینکه چه چیزی باعث میشه یک شرایط یکسان بعضی ها چاق و بعضی ها لاغر باشن ایا چیزی جز باور نیست

      استاد مادرم راست میگفت ما خیبی اشتهامون زیاد بود الان ممکن من هم ظهر و هم شب برنج بخورم با خیال راحت البته در حد نیازم انشاالله

      ولی اون موقع من خیلی میخوردم و دلیلش هم این بود که تصویری که از چاقی در ذهنم بود من وادار به اون همه خوردن میکرد همیشه ادمهای لاغر به من میگفتن که ما خیبی رعایت میکنیم و مثلا شام نمیخوریم و و و 

      ولی الان کاملا متوجه شدم در واقع اونها فکر میکنند که رعایت میکنند در حالیکه به دستورات ذهن ناخوداگاهشون که همون حرکت به سمت تناسب پاسخ میدن همون کاری که افراد چاق انجام میدن به هنین راحتی

      و یا عده ای از لاغرها که میگن ما خیلی میخوریم همیشه فکر میکردم اینها دروغ میگن ولی دروغ نمیگفتن بلکه باور ندارند که غذا چاق میکنه

      و یا اینکه چون همیشه به اندازه خورده و محدودیتی نداشتن و هر وقت هر چی دلشون خواسته خوررن فکر میکنند خیلی میخورن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/29 16:31
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,348 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم .

       من خودم نمونه ی عینی همین حرفها بودم بارها رژیم گرفتم و عالی لاغر شوم اما ذهنم با زور  و سختی و مشقت این کار رو میکرد و من همیشه شاهد کلنجار بین خودم و نیازهای جسمم بودم که دلم همه چیز میخواست اما من از ترس لاعری نباید میخوردم و تا یه زمانی میتونستم در مقابل اون همه نخوردن مقامومت کنم و از یه جایی به بعد دیگه  برام سخت مبشد و بعد از مدتی دوباره من به  جایگاه اولم بر می گشتم و تمام زحماتم بر باد میرفت  چون ناخود آگاهم هنوز چاق بود درسته جسم من با زور رژیم لاغر شده بود اما ذهن ناخود آگاه من کاملا اطلاعات غلط لاغری داشت و چاق بود و  بر من غلبه میکرد و  اما من  چون  در هر بار که تصمیم به  لاغری میگرفتم  هنوز  تصویرهای ذهنیم تغییر نکرده بود دوباره به حالت چاقی برمیگشتم  من حتی در مدت زمانی که قبلا  زیر نظر کارشناس تغذیه بودم و  هر ماه که میرفتم مطب و کلی وزن کم میکردم و جسمم داشت روزبه روز لاعر تر میشد اما  با وحود این همه تغییر جسمی ،ذهنم در مسیر چاقی بود و هیچ تغییری نمیکرد و   سربع به من میگفت آهان حالا  که تونستی کلی وزن کم کنی  برو سوپر مارکت هر چی میخوایی بخر  و بخور و من کلی چیپس و پفک میخوردم و یا بهم میگفت برو رستوران هر چی میخوایی بخر و بخور و من بلافاصله این کار رو میکروم و به فست فودی میرفتم و دوتا پیتزا میخوردم  و  اما به  خاطر عشقی که به لاغری داشتم  دوباره از فردا شروع میکرد م و  رژیم سخت رو به همراه ورزش سنگین  ادامه میدادم   و اما زمانی  که کاملا دیگه  متناسب میشدم  و در وزنم دلخواهم قرار میگرفتم  واویلا  برای این ذهنم که اجازه نمیداد  من از این جسم لذتی ببرم از فرداش شروع میشد یکم بیشتر بیشتر بخور  این که چیزی نیست حالا فقط همین یک قاشق رو  بخور  و …..تا کم کم  دوباره به جای اولم  برمیگشتم .

      من همیشه با تحت فشار گذاشتن جسم و رژیم و ورزش سنگین مبخواستم  خودم رو لاغر کنم و اما ذهنم نمیخواست قبول کنه با این همه زجر و سختی کنار بیاد و  هماهنگ بشه تا لاغر بشم و برای همین  همیشه در حال  حرکت به سمت  چاقی بیشتر بود چون در ذهن من همیشه  چاقی با لذت بیشتر  همراه بود همیشه با حال خوب و آسانی بود یعنی من خیلی راحت با لذت بیشتر غدا میخوردم  و راحت هم چاق میشدم اما به سختی متناسب میشدم وبه همه هم  میگفتم من اینطور هستم  به سختی لاعر میشم و به اسانی چاق میشم برای همین  همیشه در فکر خوردن بودم که چی رو با چی ترکیب کنم و بخورم  که خوشمزه تر بشه و … و خیلی  راحتم چاق میشدم و هیج وقت چاقی من با زجر و سختی همراه نبود با گریه کردن غدا نمبخوردم درسته از چاقی بدم میومد ولی همیشه در حال فکر کردن به این بودم که مثلا اگر رفتم مهمانی  تا میتونم بخورم چون فقط یه امشبه و دوباره از فردا  رژیم بگیرم و یا اگر رفتم مسافرت فقط بخورم تا خیلی خوش بگدره و یا اینکه اگر رفتم تفریح در پارکی و یا فضا سبزی تا میتونم بخورم تا خیلی به من خوش بگذره و  کلی از این حرفها داشتم و من خیلی راحت چاق میشدم .

      همه ی ما دوست نداشتیم چاق  بشیم و دوست داشتیم لاغر بشیم و لباس خوب بپوشیم  و سلامت و سبک باشیم و من  انصافا جز اون افرادی بودم که خوب و عالی از چاقی زیاد خودم رو متناسب میکردم حتی تا وزن ۵۹ کیلو هم لاغر میشدم اما ماندگار نبود و همین من رو خیلی اذیت میکرد حالا علت رو متوجه میشم چرا اینطور بودم  چون ذهن ناخود آگاه من موافق خواسته ی لاغری من نبود و این ذهن ناخود آگاه من هرکاری که براش سخت و همراه  با رنج و مشقت باشه رو انجام نمیده و مثل بچه ای میمونه  که با تنبیه و ترس ممکنه کار بدی  رو برای یه مدت  انجام نده اما تا مدتی میتونه خودش رو کنترل کنه و اما زود خسته میشه و  دوباره برمیگرده و انجامش میده و اما اگر  همون بچه رو برای انجام ندادن کار بدش  کلی  وعده ی جایزه بدی  و به اون وعده ی  کلی پاداش خوب  بدی  اونم با اشتیاق انجام نمیده و با شما همکاری میکنه تا دقیقا به اون همه لذت و پاداش برسه  و  دقیقا حکایت ما میشه در دوره ی لاغری با قدرت ذهن چون لاغری رو در قسمت لذت ذهن میاریم و ذهن با لذت برای رسیدن به اون  لاغری تلاش میکنه و ما خیلی زود نتیجه میگیریم و کاملا در این مسیر ذهن ما با  خواسته ی ما هماهنگ میشه و دیگه خیلی از رفتارها و عادتهای ما و اون افکار و حرص،و ولع های ما تغییر میکنه و ما روز به روز به خواستمون نزدیکتر میشیم 

      لاغری در ذهن ناخود آگاه من  =با خوشتیپی و لباس رنگ شاد و به روز پوشیدن و آزادی در خوردن  که هر چیزی در زمانی که بخوام به هر اندازه ای که نیاز داشته باشم بخورم و ازادی در فعالیت کردن و سبک بودن  که هر کاری دلم خواست به راحتی میتونم اتجام بدم و  آزادی در خرید کردن  از هر جایی که خواستی با کمترین زمان ممکن و به راحتی میتونم خرید کنم حتی سایز مانکن و زیبایی و جوانی چهره و حتی سلامتی کل اندامها و حال خوب روحی که هر روز از دیدن خودم در آیینه بیشتر لذت ببرم و اعتماد به نفس بالا داشتن و روابط عالی با همه داشتن و خود باوری و موفقیت بیشتر و ایمان و توکل بیشتر و ….من کلا عاشق این سبک زندگی کردن و خوردن هستم که دارم هر روز برای رسیدن به اون یک قدم بر میدارم و تلاش میکنم .

      و اما  بازم  بگم چون من از اون زمان  رژیم و ورزش سنگین فاصله گرفتم خیلی از سختیها و مشکلات و ترسها و افکار ناجور  برای لاغری یادم نمیاد اما اون آشنای من که هر هفته تقریبا اون رو میبینم که  چند باره داستانش رو  گفتم که  با رژیم سخت خودش رو لاعر کرده  رو وقتی میبینم تمام اموزشهای استاد و این راه  لاغری با قدرت ذهن و اون سختیهای اون موقع رژیم و محدودیت  برام زنده میشه و یاد اون دوران خودم میفتم همین فرد چون رژیمش حذف کربوهیدرات و مواد قندی و نشاسته ای و .. هست و بسیار رژیم  پر هزینه و گران قیمتی هست چون فقط باید پروتیین زیاد مصرف کنه و اما  من اصلا دقیق اطلاعاتی از این رژیم ندارم همین رو هم به زور چند باری که داخل جمعشون بودم شنیدم و اصلا دیگه گوش ندادم و رفتم اما میدونم در این حد ممنوعیت داره و از تعارف کردن بهش در جمع  که چیزی  بر نمیداره متوجه میشم و این شخص برای چند هفته بیمار بود اما تازه خوب شده و دیشب در جمع ما بود و چون به قول خودش  در این دوران بیماری حالت تهوع داشته و نمیتونسته غدا بخوره حالا با یه حرص،و ولعی دیشب شام میخورد اونم از همه چیز که من  تعجب میکردم  چون نباید میخورد و جز محدودیتاش بود و  از دیدن اون حجم غدا تعجبم میشد و یا اینکه میگفت چون سرم قندی زدم من الان کلی چاقتر شدم چون جز رژیمم نبود ه و انصافا هم چاق  شده بود و خلاصه من  دارم از نزدیک میبینم که محدودیت با این  فرد داره چیکار میکنه و تا کی میخواد با این رژیم باشه معلوم نیست کمای اینکه خیلی وقتها اذیت هست و مشکل عصبی پیدا میکنه که نمیتونه بخوره و  یه جا پرخوری میکنه و بعدش ناراحت هست و خیلی از مشکلات دیگه که من حتی حاضر نیستم برای یک بار دیگه و یه لحظه ی دیگه به اون شرایط سخت رژیم و محدودیت برگردم و این رو هم بگم من الان  بسیار از این شخص لاغرتر هستم و هر چیزی رو هم بخوام به راحتی میخورم و هیچ محدودیتی ندارم و با حال خوب و آرامش دارم ادامه میدم .و اما اون برد روز به روز داره چاقتر میشه و از اندام لاعری وه کسب کرده بود فاصله میگیره 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nargesaslanian2021@gmail.com
      1400/05/15 16:12
      مدت عضویت: 157 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام خدمت همه دوستان عزیز.

      باتوجه به فرمایشات استاد گرامی ،آموزش لاغری از طریق ذهن تنها راهی  است که ما میتوانیم بدون کوچکترین سختی  ورنج لاغر بشیم و در این روش با انجام تمرینات و استمرار  همراه با حس خوب نتیجه صدرصد دریافت کنیم چون ذهن رو آموزش میدم مقاومت بدن بعداز مدت کوتاهی شکسته میشه .بین ذهن ورفتار وجسم هماهنگی شکل میگیره که نتیجه اون رسیدن به تناسب اندام می‌باشد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/11 18:08
      مدت عضویت: 260 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 329 کلمه

      برداشت از گام ۱۸

      چاقی خودش به تنهایی  هیچ معنایی ندارد ، چاقی فقط یک واکنش است به یکسری از باورها و فرمولهای غلط لاغری  که از قبلترها در ذهن ما انباشته شدند

      و تا این فرمولها توسط اموزشها از بین نروند و فرمولهای جدید جایگزین نشوندغیر ممکن هست که با  فشارهای جسمی  چاقی از بین برود

      چون فرمولها  همان قبلی هاست که بازتابش شده بود  چاقی

      دقیقا اینجا یاد  کودکی افتادم که متاسفانه بیماری کندی  ذهن داشت اما ظاهرش این را نشان نمیداد و اتفاقا بسیار زیبا هم بودولی  مادرش میخواست که با زور و اجبار کودک را وادار به انجام کارهای طبیعی کند و چقدر

       هم کودک و هم مادر عذاب می کشیدند

      خب چگونه می شود از کودکی که دچار اختلالات ژنتیکی هست توقع داشت واکنشش طبیعی باشد ؟

      ، شاید برای چند ساعت با ترس از مادر ارام  می نشست و سخن نمی گفت  

      اما مجددا واکنشش می شد  همانی که ذهن و فرمولهایش دستور می داد

      در لاغر شدن قبلا من هم همینگونه بودمن  می خواستم با زور و اجبار و ترس و محدودیت خودمو لاغر کنم شاید برای چند ماه میشد اما طبق تنظیمات و فرمولهای ذهنی این لاغری دوام نداشت و دوباره برمیگشت سر جایش

      اما حالا با لطف خدای مهربان هدایت شدم در مسیر ذهنی  که توسط  سخنان استاد هر روز و هر روز می آموزم که اگر می خواهم واکنش بدنم  لاغری باشد بایدریشه اش را در ذهن تغییر بدهم یعنی فرمولهای جدیدی بسازم و تکرار کنم تا این فرمولا تثبیت بشن

      یعنی باید بیایم رنج لاغری که از قبلها آموخته بودم را فراموش کنم و آن را به لذت لاغری جدید و آسان تبدیل کنم تا خیلی خود بخود و طبیعی جسمم واکنشش بشود لاغری

      و چقدر شیرین است این لذت لاغری چقدر حس آرامش در من ایجاد میکند این لذت لاغری

      چقدر سالها رنج کشیدم برای بدست اوردن  یک واکنش( لاغری ) و فراری بودم از یک واکنش دیگر (چاقی)

      و حالا به درک این موضوع رسیدم چقدر ارام شدم ، چقدر این مسیر برایم شیرینتر شد و چقدر مشتاقتر برای رفتن به گامهای بعد

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/06 01:21
      مدت عضویت: 636 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,044 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
      از قدیم گفتن خواستن باید با برخواستن همراه باشه تا به نتیجه برسه😊 اما متاسفانه ما تا قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری فقط جنبه خواستن رو بیشتر مد نظر نداشتیم و فقط دوست داشتیم که لاغر باشیم .توی همه چی در نظر بگیریم ما فقط شعار میدادیم که لاغری رو دوست داریم ولی هیچوقت هدف نهاییمون رو لاغری قرارندادیم و جدی وار تلاش نکردیم که اصولی لاغر بشیم اصلا بخواهیم حساب کنیم ما توی خیلی از جاهایی که میخواستیم برویم هم هدف خومون مشخص نمیکردیم و دنبال لذت بردن از چاقی بودیم  مثلا👈می خواستیم با دوستان بریم توی باغ بگردیم و به قول گفتنی خوش باشیم حالا ما چکار می کردیم اول اینکه دوساعتی دنبال تدارکات غذا بودیم که چه غذایی ببریم تا حسابی بهمون بچسبه بعد که می رسیدیم هم زمان با تعریف کردن، نوبت به نوبت شروع به خوردن خوراکی ها می کردیم بعد از تموم شدن خوراکی ها دیگه هوا تاریک شده بود و موقع برگشت به خونه بود😔یعنی از اول رسیدن تا زمانی که قصد حرکت و از زمین بلند  شدن  داشتیم مدام در حال خوردن بودیم 😔 و این روند همیشه تکرار می شد در واقع گشت و گذار مساوی بود با رفتن و خوردن و برگشتن😔به قول استاد نه  از فضا استفاده میکردیم و  چهارتا نفس عمیق و بیشتر می کشیدم نه با آرامش چهارتا قدم بر می داشتیم و نه از بودن در طبیعت  ودیدن منظره های زیبا لذت می بردیم 😔در صورتی که هدف از رفتن به گشت و گذار لذت بردن از طبیعت وروحیه و آرامش گرفتن از منظره های زیبا هست و  پی بردن به قدرت بی نظیر خداوند که چقدر همه چیز منظم سرجای خودش دارند زندگی می کنند و هزاران درسی که میشه از طبیعت گرفت😊مثلا 👈 می خواستیم بریم پیاده روی همه ی تمرکزمون روی این بود که حالا توی پیاده روی یه کم تخمه ببریم تو راه بخوریم و قدم بزنیم یا نه با دوستان هماهنگ می کردیم فکر تدارک یه غذای خوشمزه برای  بعد که رسیدیم سر مقصد ( خوشحالم بودیم که کالری سوزوندیم و چربی هامون آب شده) باشیم حالا اگه صبح زود میخواستیم برویم  توی پیاده روی تمام فکر و ذهنمون این بود که آخ جون یکم دیگه قراره غذای گرم و تازه ای باخیال راحت بخوریم (هرچندم که قبلش هم بخواهیم فکر کنیم خیالمون تقریبا از خوردن راحت بود) مگه ما فهمیدم که کی راه افتادیم و توی مسیر‌ اصلا چند تا درخت بود و چند قدم بر داشتیم😔همش تصویر سازی غذاهای رنگارنگ🍳☕🍫🥪🍩🥛 اگه هم عصر میخواستیم برویم که کلی تنقلات دیگه توی برنامه رسیدنمون داشتیم 😔آخه کوجای این پیاده رویمون هدف لاغر شدن بوده 😔اینکه همش توی فکر لذت بردن از غذاها بودیم😔 مثلا 👈میخواستیم بریم مهمونی یا عروسی به قول گفتنی  انگار قبلش روزه میگرفتیم که اونجا قشنگ و درست و حسابی بتونیم غذاهایی که برامون تدارک دیدن بخوریم اولش که 🍎🍊🍇🍒🍓🥝🍌🍐🍑  و🍰🧁🥧🍮 ☕🍹🍟بعدشم🍖🍗🥘🍱 🌭🍕🥗 حالا این  ما هستیم و روبرو مون این خوراکی ها 🤔توی ذهنمون چه خبره 🤔فکر کنم اون میوه باید خوشمزه باشه چه رنگی داره چقدر چشمک میزنه خب تستش کنم 😋به به اون یکیم جالب باید باشه رنگ و لعابش معرکه است تست میکنم😋یه ناخونکی هم به اونم بزنم 😋 اون یکیم تست کنم 🤩یعنی تمام فکر و ذهنمون زوم بود روی خوراکی ها که کی میارن تا بخورم یا کوجای تالار زودتر غذا پخش میکنن یا نزدیک به میز پذیرایی هست اگه احیانا تلنگر درونی بهمون می شد که رعایت کن یا توی رژیمی میگفتیم یه شبه فردا غذای کم کالری میخورم یا یکم ورزش میکنم 😔و این بود زندگی که ما داشتیم و  تنها دلمون میخواست لاغر بشیم 😥 آخه ذهنی که دنبال راحت طلبی هست کوجا قبول می کرد ما دل از این همه خوشی ببریم و فقط 🥒🥬🥦🥔🍆🍅🥕🌽اونم آب پز بخوریم 😔معلومه توی  جدال بین این دو گروه خوراکی کدومش پیروز میشه 😔ما فقط الکی اعصاب خودمون خرد میکردیم و افسرده میشدیم 😔چرا این همه رژیم و سختی جواب نداد🤔👈👈خب معلومه چون ما هیچوقت از ریشه کار خودمون رو شروع نکردیم کار ما دقیقا مثل این بود که یک فرد معتاد رو با زور حبس کردن در یک اتاق بخواهیم ترک کنه و دیگه برای همیشه پاک باشه و پاک بمونه و لب به مواد نزنه اونوقت نتیجه اش چی میشد 🤔فرد معتاد اول که مقاومت میکرد و دوم اینکه برای اینکه از شر  اتاق حبس شده خلاص بشه مجبوره یه مدت نقش آدم های ترک کرده بازی کنه تا مجوز خلاصیش بگیره سوم اینکه در تمام اون مدت فکر و ذهنش درگیر این هست که کی این مدت تموم میشه تا دوباره برود و مواد بخره و با عشق دوباره مواد بکشه چرا این حالته🤔چون خودش با عشق و علاقه نخواسته که ترک کنه و به زور وادارش کردند برای همین ذهن و به تبع اون جسمش مقاومت کرده و باز روند سابقش پیش میگیره و دوباره معتاد باقی میمونه 😔ولی اگه همین شخص خودش به عمق فاجعه ی اعتیاد داشتن که نابودی خودش و خانواده اش و مشکل ریه و خرابی دندون ودر نهایت توی جوب مردن هست پی ببره و به  این نتیجه برسه که با ترک اعتیاد حالش خوب میشه اعتماد به نفس میگیره و زندگیش زیر ورو میشه با عشق شروع به ترک مواد بکنه خیلی سریع اعتیاد از سرش میپره ودنیاش دگرگون میشه و شاد و شنگووول میشه .پس یک دنیا فرقه بین اجباری یه کاری کردن تا با عشق و علاقه یه کاری کردن  هست 😊توی لاغری هم مادقیقا مثل یک فرد معتادی که با زور رژیم و دمنوش و ورزش و قرص و…میخواستیم لاغر بشیم برای همین هیچ وقت نتیجه نگرفتیم ولی 👈لاغری با ذهن ما با عشق و علاقه شروع به ریشه یابی چاقی میکنیم و با لذت گام برمیداریم برای همین اینقدر خوب نتیجه میگیریم 😊عشق وعلاقه که باشه مثل فرهاد کوه هم جلوی قدرت عشق و علاقه ات کم میاره چه برسه به چاقی و اضافه وزنی که خیلی راحت بر اساس باورهای اشتباه نصیب ما شده و الان دیگه بایدچمدون شو  برداره و از مهمونی جسم ما بیرون بره😊 لاغری آسانترین کار‌دنیاست به شرطی که ما بخواهیم و برای خواستمون ارزش قائل باشیم و توی مسیر محکم و استوار گام برداریم 😊من هیچ شک ندارم که همه ی ما می توانیم و لیاقت رسیدن به بهترین تناسب اندام و بهترین زندگی‌با حال خوش رو داریم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/04/31 19:01
      مدت عضویت: 158 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      سلام
      استاد واقعا ک نگاهتون عمقیه هر وقت ب پستاتون گوش میدم میگم ببین استاد چ درکی دارن از اطرافشون واقعا تبریک میگم من ک واقعا لدت بردم
      من خودم واقعا این اواخر ی جوری شده بودم ک اصلا کنترلی رو خودم نداشتم الان ک یک ماه قبل خودم نگا میکنم میببنم چقد کنترل رفتارم دست خودمه ولذت میبرم
      واقعا بخدا من از ی بچه بدند شده بودم اصلا دیگه صدای خودمو نمشنیدم اصلا نمیدیدم واون عدا بدا لذتش نمیخورم انگار ی جوری روانی شده بودم انقد میخوردم تا معدم درد بگیره تا مرزشدید خفگی تا سه روز مریض میشدم قرص معده میخوردم چیزی نمیخوردم
      واقعا خسته بودم از خدا ممنونم ک منو هدایت کرد واقعا من باخودم اشتی کردم دادم لدت میبرم نفس میکشم زندگی میکنم همش ب غذا فک نمیکنم وخیلی لذت بخش شده کارهام واقعا
      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
      ممنون از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/24 05:55
      مدت عضویت: 164 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی

      برداشتی که من از این گام داشتم این بود که ذهن مانند یک کودک کاری رو انجام میده که از آن لذت میبره وهرچقدر ما تلاش کنیم در نهایت ذهن پیروز میشه وتابحال همین طور بوده .یعنی ما برخلاف میل مون رژیم و ورزش داشتیم که درنهایت به چاق تر شدنمون منتهی می‌شده. 

      ولی در روش لاغری با ذهن ما این کار رو لذت بخش میکنیم ،روی ضمیر ناخودآگاه کار می‌کنیم که در نهایت منجر به تغییر تصویر ذهنی از چاق به لاغری میشه وفقط در این صورت هست که ما لاغری دائمی رو تجربه میکنیم .البته شروع این مسیر نشانه هایی داره که شامل تغییر احساس نسبت به غذا وتغییر تصویر ذهنی واحساس خوب داشتن هست که نشون میده ما در مسیر هستیم. لازمه کار ذهنی تمرین واستمرار است.

      من خداروشکر میکنم که با این  وش آشنا شدم واز استاد گرامی بینهایت سپاسگذارم🙏🙏🙏🌺🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/04/19 13:11
      مدت عضویت: 298 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      بنام خدا 

      سلام دوستان 

      دیدگاه من از این فایل بسیار آموزنده. 

      اشتباه ما همیشه این بود که فکر میکردیم روشی برای لاغری خوبه که محدودیت غذایی داشته باشه چون فکر میکردیم مصرف مواد غذایی ما را چاق کرده و این روش را ساده فرض میکردیم اما بعد از،یک هفته خسته می شدیم و رها می کردیم در این روش ما جسم را تحت فشار قرار میدادیم از طریق ورزشهای سنگین ،رژیم های سخت ، قرص های چربی سوز وووووو اما نتیجه بجز نا امیدی و افسردگی و در نهایت چاقتر شدن نبود .

      ما در روش لاغری با ذهن افکار و رفتار خود را مدریت می کنیم و به مرور رفتار غذایی ما تغییر می کند و سریعتر و راحت تر از چاق شدن لاغر می شویم که ماندگار و بدون ترس از چاقی است .

      در اوایل مسیر در روزها و هفته های اول شاید تصور کنیم که لاغر نشدیم اما این اشتباه است،لاغری اول از ذهن شروع می شود و ما ان را احساس می کنیم به این صورت که اگر در مسیر شور و اشتیاق، انگیزه و امید برای لاغر شدن داشتید مطمئن باشید ساخت و ساز لاغری در وجود شما شروع شده است .

      مسئله ی دیگه اینکه یکی دیگه از خصوصیات ذهن مقاومت کردن در برابر سختی ها است به این صورت که ما هر چه جسم خود را بیشتر تحت فشار رژیمها ، ورزشها وجود قرار دهیم ذهن بیشتر مقاومت میکند و هیچ وقت لاغر نشدیم و جالب اینجاست فکر میکردیم بی اداره هستیم اما این طور نیست 

      عمل کرد ذهن مثل کودکان است که هر وقت ما آنها را تنبیه و تحت فشار قرار دادیم مقاومت می کنند یا لجبازی می کنند اما اگر آنها را تشویق کنیم خیلی خوشحال و لذت می برن .

      ذهن ما هم همینه نسبت به تحت فشار گرفتن به شدت مقاومت میکند و از،طرفی به تشویق و لذت بردن بسیار مشتاق،است .

      پس به این نتیجه می رسیم که لاغری فقط از،طریق ذهن و بس .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/12 18:03
      مدت عضویت: 408 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 376 کلمه

      به نام خداوند آسانی ها
      گام هجدهم: لاغر شدن اسان است اگر اشتیاق داشته باشیم.
      سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان
      استاد من واقعا با تشبیه ذهن ناخوداگاه به یک کودک موافقم، واقعا اگر کاری برای ذهن سخت باشه به هیچ قیمتی حاضر به انجامش نیست، مهم نیست که ما چقدر تلاش کنیم، چقدر خوراکی های کم کالری و ابزار رژیم گرفتن مثل ترازو و میکسر و هواپز و فر و غیره رو تهیه کنیم و چقدر به طور جدی بخواهیم لاغر بشیم، تا وقتی که اینکارا برای ذهن لذتبخش نباشه هیچ همکاری با ما نمیکنه، برای مثال من وقتی وسیله ی جدیدی برای لاغری میگرفتم مثل ترازوی اشپزخانه یا میکسر یکی دو روز اول چون اشتیاق استفاده از این وسایل و تهیه غذای رژیمی رو داشتم ذهن باهام همکاری میکرد و رژیمم رو رعایت میکردم اما بعد که میدید مثلا این غذا لذتبخش نیست یا حداقل مثل غذاهای قبلیم خوشمزه نیست من رو مجبور میکرد به شکستن رژیم و لذت بردن از خوردن. با شروع این دوره که من به قدرت ذهن پی بردم هر روز و همش بهش این اطمینان رو میدم که قرار نیست سختی بکشه، قرار نیست غذاهای خوشمزه و خوراکی های مورد علاقش ازش گرفته بشه، قرار نیست تمرین خیلی سخت داشته باشه تا لاغر بشه، قرار نیست سرزنش بشه و قرار نیست نادیده گرفته بشه، بلکه قرار لذت بیشتر ببره، قراره براساس نیازش داشته باشه، قراره سبک و ازاد و رها باشه، قراره ازاد باشه از فکر کردن به غذا و خوردن، قرار ازاد باشه از حس پری و کرختی، قراره ازاد باشه از ناراحتی از دیدن اندام در اینه، قراره به لذت های دیگر هم فکر کنه، به تفریحات دیگر غیر از خوردن ، قراره شاد و رها باشه، و چقدر ذهن و روح من تشنه است برای این آزادی و شادی، و هر وقت به ذهنم میگم باور کن دیگه قرار نیست محدودت کنم قرار نیست محرومت کنم، قرار نیست بهت سختی بدهم چقدر اروم و مهربون شده چقدر اعتماد به نفس گرفته، چقدر ازاد شده از فکر کردن به خوردن، لستاد ممنونم ازتون برای این حس رهایی و ازادی که الان دارم باورم نمیشه توی این مسیر هستم و اینقدر با خودم در صلح و دوستی هستم و به بدنم اعتماد دارم ممنون از این اموزش های فوقالعادتون😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/10 07:14
      مدت عضویت: 507 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه

      سلام گام ۱۸در مسیر لاغری من 😃

       

      ما افراد چاق همیشه دانبال راهی برای لاغرشدن اسان بودیم و هر روشی که این امید میداد که با این روش راحت لاغر میشی ما بیشتر مشتاق میشدیم برای انجام اون روش ولی چون تمام روش هایی که انجام میدادیم با محدودیت فشار سختی همراه بود ما بعد مدتی که خسته میشدیم رها میکردیم چون برای ذهن ما سخت بود همراه سختی محدودیت بود و ذهنم کاری که سخت باشه انجام نمیده واسه همین ما همواره شکست میخوردیم 

       

      لاغر شدن اسان در ذهن ما افراد چاق یعنی بیشتر خوردن و رژیم نداشتن قبلا تعریف ما از لاغر شدن اسان این بوده و همیشه دانبال راحتی اسانی بودیم ولی چون روش اشتباه انتخاب میکردیم شکست میخوردیم و چاق شدن برای ما اسان میشد چون بدون هیچ کاری چاق میشدیم چون چاقی در ذهن خودمان اسان کرده بودیم واسه همه کارمان از خوردن استفاده میکردیم برنامه داشتیم برای اینکه چطور بخورم که بیشتر لذت ببرم واسه همین چاقی در ذهن ما همراه لذت تفریح اسانی بود و ما روز به روز چاق تر میشدیم چون ذهن کاری که اسان باشه انجام میده و لاغر شدن برای ما غیر ممکن بود سخت بود چون همراه سختی بود بخاطر انتخاب مسیر اشتباه 

       

       

      ذهن نمیشه با تنبیه ترسوندن و فشار محدودیت از انجام کاری معن کرد 

      کار ذهن ناخوداگاه اینجوریه که کاری براش سخت باشه انجام نمیده و کاری که براش لذت بخش اسان باشه رو انجام میده 😊☺

       

       

      در ذهن ما افراد چاق چاقی همراه لذت بوده و از چاق تر شدن هم لذت میبردیم من به زبان میگفتم من متنفرم از چاقی بدم میاد ولی رفتارم نشان میداد که من دارم لذت میبرم 

      وقتی همیشه نقشه داشتیم واسه خوردن ،وقتی که همیشه برنامه داشتیم چی همراه چی بخورم بهم لذت بیشتری میده ،شیرینی شکلات قايم میکردیم که کسی نخوره حرص میزدیم واسه خوردن بیشتر ،تفریح مهمانی جشن همش فکرمان این بود الان چه غذایی درست کردن وای بخورم همین امشب رو لذت ببریم از فردا رژیم میگیرم 

       

      ما از چاقی در ذهن ناخوداگاه خود لذت میبردیم در رفتارمان نشان میدادیم لذت میبریم از چاقی ولی میگفتیم نهه من از چاقی متنفرم ولی رفتارمان که دستور از منبع ذهنمان میگیره نشان میداد ما داریم لذت میبریم از چاقی واسه همین روز به روز چاق تر میشدیم چون چاقی در ذهنمان اسان کرده بودیم همراه لذت پس طبیعی است که چاق تر بشیم 😁😁

       

       

      ذهن ناخوداگاه نمیشه با فشار محدودیت عمل جراحی تغییر داد حتی فردی که عمل جراحی کرده باشه برای لاغرشدن یه مدت خوب نتیجه میگیره ولی چون این کارها خوداگاه است ارام ارام به رفتار قبلا خود برمیگرده چون در ذهن ناخوداگاه تصویر فرد از خودش همان چاقی است و ذهن ناخوداگاه که عوض نشده فقط جسم که با روش ها فیزیکی تغییر کرده و این کار دوامی نداره باید از سرچشمه شروع کنیم برای لاغر شدن که همان ذهن ناخوداگاه است😊☺

       

       

      با روش ذهنی لاغرشدن متناسب شدن اسان میکنیم با اگاهی هایی که به ذهن اموزش میدیم لذت بخشش میکنیم برای ذهن لاغر شدن رو بعد چند مدت مبینیم رفتار ما طرز نگرش ماهم تغییر کرده مثلا قبلا هرکاری میکردیم که بتونیم کمتر بخوریم ولی این بار به صورت ناخوداگاه خوردن ما کم شده

       

      وقتی ذهن ناخوداگاه اموزش بدیم از طریق فایل ها صوتی تمریناتی که عمل میکنیم بهش   هماهنگ میشه با خواسته ما که لاغر شدن است و خیلی راحت ذهن مشتاق میشه برای لاغر شدن وخیلی راحت لاغر میشیم و دیگه اون مقاومت ها ذهنی وجود نداره 

       

      برای لاغر شدن هیچ راهی جز اموزش لاغری از طریق ذهن نیست 😊

      ما همراه لذت چاق شدیم و اگه میخواهیم لاغر بشیم باید همراه لذت باشه و تنها روشی که اسان همراه لذت است روش لاغری با ذهن است ☺

       

       

      پس اسان ترین کار لاغر شدن است فقط باید مسیر صحیح طی کنیم تا لذت ببریم و لاغر بشیم پس ما هدایت شدیم به این مسیر شگفت انگیزه فقط باید ادامه بدیم اگاهی ذهنمان رو به عمل تبدیل کنیم تا شگفت زده بشیم 

       

      شاد پیروز موفق باشید 😊☺

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/08 08:43
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,067 کلمه

      به نام آن که او نامی ندارد 💖💖💖                       💖💖💖به هر نامی که خوانی سر برارد 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم در این مسیر فوق العاده 😍😍😍⚘⚘⚘ 

       

      گام هجدهم : لاغر شدن آسان است اگر ذهن مشتاق شود! 

       

      قبل از هر چیزی باید تشکر کنم از استاد عزیز به خاطر این فایل فوق العاده و بگم که من حسم با این فایل خیلی عالی بود و حدود ۷ ، ۸ بار یا شاید بیشتر گوش دادم و هر بار لذت بردم 😍😍😍 

      خلاصه ی فایل امروز : 

      در مقایسه ی رفتار بچه ها و بزرگتر ها متوجه میشیم که رفتار بچه ها چون هنوز زیاد برنامه ریزی نشده درست تر از بزرگترها عمل می کنن و ذهنشون خیلی فابریک تره ! 

       

      وقتی بچه ها یک کاری می کنن که از نظر ما بزرگتر ها درست نیست اگر بخوایم ازروش تهدید و تنبیه  استفاده کنیم و دعواشون کنیم ممکنه برای مدت کوتاهی از ترس تنبیه دست از اون کار بردارن 

       ولی خیلی زود فراموش می کنن و دوباره همون کار رو انجام میدن چون ذهن ما هیچ کنترلی با فشار و رنج روش جواب نمیده 

      یعنی نمیشه از طریق تنبیه کردن یا ترسوندن بچه رو از انجام کاری منع کرد چون وقتی تصمیم می گیره از طریق تنبیه کاری انجام نده توسط ذهن خودآگاهشه 

      و خیلی زودگذره و زود یادش میره دلیلش ذهن ناخودآگاهشه که زیر بار حرف زور نمیره ! 

       

      اما اگه از روش تشویق استفاده کنیم و بهش وعده بدیم که اگر بچه ی خوبی باشی شب می برمت پارک یا برات اسباب بازی می خرم و … 

      یک وعده ی لذت بخش رو اگر به یک بچه بدیم خیلی راحت تر می تونه رفتارش رو کنترل کنه 

      و ذهن ناخودآگاهش خیلی راحت تر می پذیره که به خاطر وعده ی یک لذت بزرگتر و بهتر خودش رو کنترل کنه و به خودش میگه چون قراره بعداً یک لذت بهتر رو تجربه کنم الان این کارو انجام نمی دم ! 

      روند ذهن ناخودآگاه به این صورته که هر کاری براش  لذت بخش تر باشه اون کارو انجام میده ! 

      همه ی افراد چاق که در روند چاق شدن هستند چاق شدنشون براشون لذت بخشه ! 

      نه اینکه دوست داشته باشن چاق بشن ! 

       

      هیچ کس دوست نداره چاق بشه منظور اینه که از انجام کارهایی که برای چاق شدن انجام می داده لذت می برده !

       

       یعنی وقتی می خواست بره پارکی جایی به این فکر می کرده  که با خودش چی ببره بخوره که بیشتر لذت ببره ! 

       

      یا اینکه وقتی به مهمونی دعوت میشده از قبل برای خودش برنامه ریزی می کرده که کجای میز قرار بگیرم که همه چیز در دسترسم باشه ؟ ! 

      وقتی که هر روز فکر می کردیم مثلاً برای ناهار یا شام چی درست کنیم که خوشمزه باشه و بیشتر لذت ببریم ! 

       

      یا وقتی یک روز قرار بود رستوران بریم از چند روز قبل خوشحال بودیم که قراره یک چیز خوشمزه بخوریم ! 

       

      و وقتی رفتارهای قبلی خودمون رو در زمان چاق شدن مرور کنیم متوجه میشیم که از انجام تمام این کارها لذت می بردیم ! 

      درسته هی من میگم نمی خوام چاق بشم اما رفتارم و عملم و طرز فکرم لذت بخش بودن چاقی برای من بوده 

       

      در رژیمها نمیشد به مدت زمان طولانی ذهن ناخودآگاهم رو از چاقتر شدن منع کنم 

       

      چون در ذهنم از چاقی لذت می بردم 

       

      درسته شما از چاق شدن متنفری اما در مواجهه با مواد غذایی چطوری رفتار می کنی ؟ 

       

      همه اینا نشون میده ما در ناخودآگاه از چاق شدن لذت می بردیم ! 

      تجربه ی شخصی خودم : 

      من در یک خانواده ی خیلی مذهبی متولد شدم و در خانواده ی ما تفریحاتی مثل رفتن به مسافرت و رفتن به پارک یا شهر بازی و رفتن به سینما و … و حتی رفتن به رستوران بسیار به ندرت انجام میشد ! 

       

      وقتی متناسب بودم از یک رفتار خانواده ام متعجب میشدم و گاهی عصبی میشدم و اون هم شادی برای خوردن بود ! 

       

       یادمه هر وقت غذای خوشمزه ای که باب میل بابام بود داشتیم از رفتار بابام میشد کاملاً فهمید چقدر به خاطر خوردن غذای مورد علاقه اش خوشحاله ! 

      من نمی تونستم درک کنم که چرا بابام به خاطر اینکه بخواد چیزی که دوست داره بخوره تا این حد شاده ؟! 

       

      یا مثلاً یادمه یک بار از مدرسه به خانه اومدم و دیدم خواهرام خوشحالن و وقتی پرسیدم چرا خوشحالن از جوابشون که علت شاد بودنشون خوردن غذای مورد علاقه شان بود  متعجب و عصبی شدم ! 

      اما بعداً متوجه شدم که خودم دقیقاً همین رفتار رو در پیش گرفتم و بزرگترین لذت زندگی برام شده خوردن !!! 

       

      یادمه ما خانوادگی عاشق قورمه سبزی بودیم به جز بابام و چون بابام دوست نداشت هیچ وقت نمی خوردیم به جز مواقع خاص که بابام قرار بود ناهار نیاد 

      و ما اون روزی که قورمه سبزی داشتیم همگی به شدت خوشحال بودیم و تا حد خفگی می خوردیم !!!

       

      قطعاً ما از این غذا خاطرات خیلی قشنگی توی ذهنمون ساخته بودیم ولی خاطره ی بابا از نفرت از قورمه سبزی واقعاً برامون جالب بود چون می گفت زمانی که سربازی میرفته هر وقت قورمه سبزی داشتند چمن های جلوی پادگانشون کوتاه شده بود !

      و بابام فکر می کرده توی قورمه از همون چمن ها ریختن و می گفت طعم خیلی بدی هم میداده ! 

       

      یه خاطره ای که هر وقت یادم میاد کلی به رفتار اون روزم می خندم اینه که یکبار در روز سیزده به در بابام قرار بود با دوستاش بره روستای خاوه و ما هم در حال برنامه ریزی بودیم برای اینکه کاری کنیم که خیلی خیلی بهمون خوش بگذره 

      برای همین تصمیم گرفتیم کلی خوراکی های خوشمزه برای خودمون بخریم که مثلاً خیلی لذت ببریم و ما اونروز از بس رو هم رو هم خوراکیهای مختلف هوردیم همه حالمون به شدت بد شده بود چون خودمون رو با خوراکیها خفه کرده بودیم که خوش بگذره !!! 

       

      حتی کسانی که عمل جراحی می کنند و قسمتی از معده شون رو برمی دارند یا بالون میذارند و حجم معده رو کوچک می کنن و به مدت چند ماه حتی تا ۶ ماه ، یک سال طبق لیست غذاییشون عمل می کنن و می دونن که دیگه نمی تونن مثل سابق غذا بخورند و … 

      ولی ذهنشون رو که عمل نمی کنن !

      ناخوداگاه رو نمیشه با عمل تغییر داد !

      و در نهایت همه ی این ها فشار جسمیه و دوامی نداره و ناخوداگاه به هر حال غلبه می کنه به خوداگاه ! 

       

      تمام روشهای لاغری به جز روش ذهنی جنگ بین ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه صورت می گیره و در این جنگ پیروز میدان ذهن ناخودآگاهه چون زور تو کَتش نمیره ! و زورشم بیشتره ! 

       

      و در سایر روشهای لاغری  ما تصویر چاق خودمون رو توی ذهن ناخودآگاهمون داریم و ذهن نا خوداگاه تلاش می کنه که جسم ما رو مثل تصویری که در ذهنمونه بکنه و ما دوباره چاق میشیم ! 

       

      اما در روش لاغری با ذهن ما میاییم برای ذهن تصویر سازی لاغری رو انجام میدیم تا براش لذت بخش  بشه و موافقت ناخودآگاهمون رو بدست میاریم و چون مسیر براش لذت بخش میشه موفق میشیم رفتارمون رو تغییر بدیم ! 

       

       در رژیم ها عدم تعامل بین رفتار و جسم و ذهن سبب ایجاد عصبانیت در ما میشه و چون ذهن و جسم با هم در تعامل نیستند عصبی میشیم ! 

       

      اما وقتی ذهن ناخودآگاه رو آموزش بدیم به ذهن ناخودآگاه می فهمونیم ما خواسته مون لاغر شدنه و وقتی آموزش ببینیم ذهن و جسم در تعامل با هم قرار می گیره و اونوقت متوجه میشین لاغر شدن چقدر لذت بخشه 😍😍😍 

       

      چون ذهن ناخودآگاه ما همسو میشه با ذهن خودآگاه ما و اونوقته که می بینیم لاغر شدن چقدر آسون بوده و نمی دونستیم 🥰🥰🥰 

      و می بینید که دیگه اون مقاومت های ذهنی وجود نداره و به همین دلیلیم هست که دوستانی که در دوره های ذهنی شرکت می کنن خیلی مشتاقانه تمریناتشون رو انجام میدن 

       

       چون می خوان ببینن تمرین بعدی چه آموزشهایی براشون داره و چه آگاهی هایی بهشون میده و چقدر احساسشون رو بهتر می کنه و این بهتر شدن به اونها انگیزه میدن که ادامه بدن و برای لاغر شدن هیچ راهی به جز روش ذهنی وجود نداره 

      من خودم همه ی روشها برای لاغر شدن رو انجام دادم ولی نتیجه ای نگرفتم 

      احساس شادی و آرامش و نشاط داشتن در تمام افرادی که از روش ذهنی تلاش می کنن مشابهه 

      اینبار قطعاً نتیجه می گیریم چون به همین روش چاق شدیم حالام باید با همین روش لاغر بشیم ! 

       

      در آخر می خوام مثالی بزنم از خودم : 

       

      من از زمان کودکی علاقه ی زیادی به پزشکی داشتم به طوریکه اسم تمام داروها رو خیلی زود حفظ میشدم و وقتی به دکتر می رفتم خودم اسم داروها رو می گفتم و دکتر فقط می نوشت ! 

      این اطلاعات در من بالاتر میرفت تا وقتی ازدواج کردم و از همسرم خواستم یکسری کتاب پزشکی برایم تهیه کند و ایشون هم قبول کرد و کتابهای تخصصی پزشکی از جمله کتاب داروشناسی طرح ژنریک که هر پزشکی باید این کتاب رو داشته باشه برام تهیه کرد 

       

      و من از اونجایی که علاقه ی زیادی به.جمع آوری اطلاعات راجع به داروها داشتم به مطالعه راجع به داروها پرداختم و اطلاعاتم بالاتر رفت به طوری که می دونستم چه داروهایی از چه گروه خانوادگی هستند و برای چه بیماریهایی تجویز میشه و میزان دوز مصرف و … 

       

      و اینکه در زمان بارداری ممنوعیت دارند یا نه و همه رو حفظ کرده بودم تا اینکه چندین سال بعد با طب اسلامی سنتی آشنا شدم و طبق علاقه ام در این زمینه هم اطلاعات زیادی بدست آوردم 

       

      و در یک کلاس مجازی در تلگرام ثبت نام کردم و مبانی طب اسلامی سنتی رو آموزش دیدم و مدرکم رو گرفتم و بعد به کلاس حضوری حجامت و زالو درمانی رفتم و آموزش دیدم 

       

      در این میان به مسائلی برخورد کردم که چقدر طب اسلامی در مقایسه با طب نوین بهتر و کارآمد تره ! و کلاً ذهن من راجع به طب نوین منفی شد و از اون به بعد متوجه شدم که با جمع آوری اطلاعات بیشتر از طب اسلامی سنتی بدنم نسبت به داروهای شیمیایی واکنش حساسیتی میده ! 

       

      مثلاً وقتی یک داروی چرک خشک کن می خوردم بدنم کهیر میزد ! و بعد از آن متوجه شدم که نسبت به خیلی از داروهای شیمیایی همینطور واکنش میدم و متعجب شدم ! و از اون زمان هر وقت برای خودم یا خانواده ام بیماری پیش میاد فقط با طب اسلامی سنتی درمان می کنم 

       

      از زمانی که با روش ذهنی آشنا شدم متوجه شدم دلیلی این واکنش ها در بدن من به چه علت بوده و برام خیلی جالب بود ! 

      حالا ربط این موضوع به لاغری : 

      من تا قبل از آشنایی با روش ذهنی تمام روشهای لاغری به جز عمل جراحی رو امتحان کردم اما به نتیجه ی مطلوبی نرسیدم و اغلب مقداری از وزن خودم رو کاهش میدادم ولی دوباره همان مقدار یا بیشتر بر می گشت ! 

       

      از زمانی که با روش ذهنی آشنا شدم و اطلاعاتم بالاتر رفت دیدم نسبت به سایر روشهای لاغری منفی شد و دیگه هیچ روشی جز روش ذهنی رو قبول ندارم و چندین بار که بعد از آشنایی با روش ذهنی خواستم یکی از روشهای سابق لاغری رو انجام بدم بدنم نسبت به داروی لاعری و رژیم و ورزش واکنش منفی داد ! 

       

       یعنی پیاده روی کردم برای لاغری گردن و رگ سیاتیکم گرفت ! قرص لاغری خوردم بدنم از طریق بیماری بهم هشدار داد ! رژیم غذایی گرفتم گوارشم به هم ریخت و من فهمیدم دیدم آونقدر نسبت به این روشها منفی شده که دیگه بهم اجازه نمیده هیچ گونه رژیم و قرص و ورزش و خلاصه هر کاری جز روش لاغری با ذهن رو انجام بدم بدنم واکنش میده و بهم اجازه نمیده ! 

       

      متوجه شدم که باید فقط همین روش رو برای لاغری ادامه بدم تا به نتیجه برسم اما نکته ای امروز ذهنم بهم گوشزد کرد این بود که من در گذشته یعنی از زمان کودکی دائماً سرما خورره بودم ! و همیشه برام سوال بود که چرا من اینقدر زیاد سرما می خورم ؟! 

       

      اما از زمانی که با روش ذهنی آشنا شدم و متوجه شدم تمام بیماریها مربوط به ذهنه جز یکی دو بار سرما نخوردم البته سرما خوردگی نبود یکبار آنفولانزا بود که من فقط یک روز حالم کمی بد بود و خیلی زود خودم رو جمع و جور کردم و یکبارش کرونا بود 

       

      که فقط یک روز کمی تب کردم و خیلی زود باز خودم رو جمع و جور کردم و به خودم گفتم حواست کجاست ؟ مگه نمی دونی همه ی بیماریها به خاطر توجه به بیماریه و ذهنیه و خیلی زود تونستم خودم رو درمان کنم 

       

      و الانم مطمئنم خیلی زود لاغری رو یاد می گیرم و بدنم نسبت به چاقی و تمام عادت اشتباه چاقی واکنش میده و من خیلی زود به آرزوی زیبای تناسب اندامم می رسم 🤩🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/04/10 00:32
        مدت عضویت: 507 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        سلام  دوست عزیز 

        خیلی لذت بردم از دیدگاه شما خیلی قشنگ همه چی به طور مفید توضیح داده بودید خیلی خوشحالم که چنین دوستانی دارم در مسیر لاغری من و 

        ارزو موفقعیت روز افزون در همه جنبه ها برای شما دارم 😊😘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/04/07 07:21
      مدت عضویت: 263 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد ❤ سلام و درود…

       

      من موفق ترین شگفتی ساز خواهم شد😍💪🌟اینو از انگیزه و حس خوبی که دارم مطمئن شدم💪🌟😍وقتی رفتارم با قبل تغییر کرده حتما حتما حتما جسمم هم متفاوت از قبل عمل می‌کنه😊وقتی ساعت هشت صبح باید سرکار باشم و ساعت میزارم برای شش صبح و پامیشم فایل هر روز رو اول نوشته اش رو میخونم بعد فایل گوش میدم و بعد خودم مینویسم،،،حتما حتما حتما بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟وقتی تغییر رو تو رفتار خودم میبینم که دیگه اون ولع قبل رو برای غذا خوردن ندارم حتما حتما حتما بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪 وقتی به اندازه نیاز بدنم میخورم بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟 وقتی دیگه مثل قبل تو ذهنم مرور نمیکنم چی بخورم و چی نخورم بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟 وقتی از لحاظ جسمی هر جا سیر شدم دست از غذا میکشم بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟 وقتی دیگه نوع غذا برام تصمیم گیری نمیکنه بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟 وقتی با یه احساس خوب میگم منم میتونم بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟 وقتی با لذت غذا میخورم بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟💪 وقتی دیگه حسرت هیچ نوع ماده غذایی رو ندارم بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪🌟💪🌟💪🌟

       

      من تو مسیر لاغری هستم و روز به روز موفق و موفق تر میشوم 💪🌟💪

       

      روش لاغری با ذهن بهترین روشه…یادمه وقتی قبلا رژیم می‌گرفتم هنوز غذا رو نخورده یه حسرتی داشتم و وقتی غذا رو می‌خوردم سیر نمی‌شدم و با یه حسرتی ازش دست می‌کشیدم و چشمم دنبال غذای بیشتر بود ولیییییییی الان اصلا اینطور نیست هر موقع گشنم بشه با لذت میخورم و به محض احساس سیری دست از غذا میکشم اونم با لذت😍😍😍😍

       

      من این تغییر رفتارم رو میبینم دلممممممم میخوووااااااد جیغ بزنم😊😊😊مثل الان که همش تو تنهایی هام با صدای بلند میگم آره آره آره منم میتونم آفرین سنا جانم آفرین دختر توانمندم حتما حتما حتما میتونی ببین چقدر تغییر رفتاری و ذهنی داشتی ،حتما حتما حتما تغییر جسمی هم داشتی و هر روز بیشتر و بیشتر میشه💪

       

       

       

      1. چند روز پیش استاد عکس دخترشونو گذاشته بودن با یه تیکه موز و نوشته بودن فقط یه ذهن لاغر می‌تونه از یه تیکه موز بگذره…و دیروز این اتفاق برای من افتاد😊منی که موزمو تا ته می‌خوردم و بعضی وقتا دومیشم برمیداشتم😂دیروز داشتم موز می‌خوردم به محض احساس سیری گذاشتمش زمین😍و چقدرررررر خودمو تحسین کردم و چه نشونه قشنگی بود که ذهن منم داره به سمت لاغری حرکت می‌کنه و ذهن منم لاغر شده😍😍😍😍😍😍😍😍😍اصلا کار خدا بود که استاد این استوری رو بزارن و من تغییر ذهنم رو ببینم😍

       

       

      استاد یه جمله گفتن که من هر روز تکرار میکنم اگه شما با کارهای متفاوت ای که امروز انجام میدید نتیجه نگیرید پس کی نتیجه باید بگیره…بله بله بله من بهترین و عالی ترین نتیجه رو میگیرم 💪🌟💪

       

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش 😍 چون من عاشق لاغری هستم 💓

       

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش چون طبیعت بدن من لاغری هستش مثل زمانی که به دنیا آمدم و متناسب بودم😍

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش چون با لاغری احساس خوب داری اعتماد به نفس داری کلییییی لباسهای قشنگ میپوشی😍ولیییی چاااااقیییی حس بد گوشه گیری و حتی مانع پیشرفت و موفقیت 😠

       

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش چون توش فقط و فقط لذته😍

       

       

       

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت بهترین استاد و بهترین آموزش و بهترین مسیر رو سر راهم قرار دادی 😍

       

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/06 23:57
      مدت عضویت: 182 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,116 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام هجدهم لاغری اشتیاق:

      تشابه ذهن بزرگتر ها با حرکات و رفتار بچه ها: بچه‌ ها چون هنوز طبق اموزش های ما رفتار نمیکنن ذهن ناخودآگاهشون کمتر برنامه ریزی شده رفتارشون خیلی فابریکتر و درست تره درسته که شاید از لحاظ ما اشتباه باشه که بزرگتریم ولی از لحاظ عملکرد ذهنی خیلی درست تر دارن عمل میکنن!

      وقتی یه بچه داره شلوغ بازی یا کاری میکنه که ما دوست نداریم بعضیا از طریق تهدید کردن بچه را از انجام اون کار منع میکنن، بچه بخاطر ترس از اینکه تنبیه بشه چند دقیقه ای را معمولا تغییر رفتار میده اما مجددا بعد از چند دقیقه به رفتار قبلی خودش ادامه میده چرا این اتفاق میفته؟ چون ذهن ما هیچ کنترل شدنی درش وجود نداره با تنبیه و با رنج یعنی نمیشه ذهن را با فشار و تنبیه و ترسوندن از انجام کاری منع کرد! اون بچه وقتی اروم میشه و به حرف ما گوش میده تصمیم خودآگاهشه بخاطر اینکه تنبیه نشه این کار را انجام میده، اما بعد از چند دقیقه رفتارشو ادامه میده بخاطر ذهن ناخودآگاهشه که زیربار حرف زور نمیره!!

      اما اگه همین بچه را بیای وعده بهش بدی که این کار را نکن شب شما را پارک میبرم یا میبرم با پسرخالت بازی کنی، یه وعده لذت بخش را به بچه بدی اون خیلی راحت تر میتونه رفتارش را کنترل کنه و ذهن ناخودآگاهشم خیلی راحت تر میپذیره که باشه چون میخوای لذت بهتری را تجربه کنی این کار را الان انجام نمیدیم چرا؟ چون میخوایم لذت بهتری را تجربه کنیم! کلا روند کار ناخودآگاه به این شکله!

      هرکاری که براش لذت بخش تر باشه اون کار را انجام میده👍

      حالا ارتباط این صبحت ها با چاقی و لاغری چیه؟ همه افراد چاق در روند زندگیشون که در مسیر چاق شدن هستن چاق شدنشون براشون لذت بخشه!!! در تمام سالها از چاق شدن و چاقتر شدن لذت میبردن شاید میگفتن نه من دوس ندارم چاقتر بشم یا من از چاق شدن متنفرم اما رفتارشون نشون میداد که لذت میبرن وقتی پرخوری میکردن و خوراکی ها را انبار میکردن ک کسی متوجه نشه و بعدا بخورن یا فکر غذای ناهار فردا، از شنبه بفکر رفتن رستوران پنج شنبه و خوردن پیتزا خیلی از این رفتارها یعنی واقعا دارن لذت میبرن از چاقتر شدن حالا درسته هی میگن نمیخوام چاقتر بشم اما رفتار و عمل و طرز فکرشان لذت میبرد و به همین دلیل همه رژیم ها و ورزش ها و … نتیجه نمیداد و در ناخودآگاه ذهن از چاقی لذت می‌بردند و همه این کارها برا لاغر شدن مثل تهدید والدین برای بچه میمونه ممکنه برای دو سه روز یا یک هفته طبق برنامه غذایی عمل میکردن اما ذهن ناخودآگاه چون از چاقتر شدن لذت میبره به راحتی دوباره وارد مسیر چاقتر شدن میکرد و رفتار قبلی را ادامه میدادن و نتیجه ای از کارهایی که برای لاغری انجام میدادن کسب نمیکردن!!! 

      با فشار و اعمال محدودیت نمیتوان ذهن ناخودآگاه را از خوردن منع کرد!! چون از چاقی لذت میبرید!!

      نحوه رفتار و افکار در مقابل مواد غذایی میگه که شما از چاقی لذت می‌برین و اصلا متنفر نیستید!!

      عمل جراحی سخت‌ترین کاره که زیر تیغ جراحی میره و ممکنه ۶ ماه بگذره و خیلی هم وزن کم کنن و یک سال هم هنوز وزنشون کم باشه اما در نهایت در چندسال آینده به وضع قبلیشون برمیگردن چون ناخودآگاه را نمیشه با عمل جراحی تغییر داد، درسته جسم را تغییر میدن و برای مدتی محدودیت ایجاد میکنن و دستورالعمل هایی که پزشک بعد از عمل جراحی میده را بخاطر اینکه اون فرد نتیجه عالی بگیره و خودشم همکاری میکنه در درست مصرف کردن غذا مسلما نتیجه میگیره اما همه این ها فشار جسمیه تصمیم آگاهانه است مثل همون تهدید کردن بچه هاست! دوام نداره و همیشگی نیست و این افراد به مرور به جایگاه اولشون برمیگردن!!

      در روش لاغری با ذهن، ذهن آموزش داده میشه برای لاغری مزایای اون گفته میشه و تصویر سازی میکنه از طریق تمرینات تا ذهن لاغر شدن براش لذت بخش باشه از اون حالت رنج و ناراحتی قبلا خارج میکنیم لاغر شدن را و اون را لذت بخش میکنیم اونوقت بعد چند وقت میبینی که رفتارهات داره تغییر میکنه!!👍✌️

      در رژیم همش ذهن دوست داره بیشتر بخوره و خیلی اذیت میکنه و عدم تعادل بین ذهن و رفتار و جسم باعث عصبانیت افراد میشه و برای همین خیلی از افراد نمیتونن برنامه های رژیمی خودشون را ادامه بدن!! اما وقتی ذهن ناخودآگاه را آموزش بدی این هماهنگی به وجود میاد خواسته من لاغر شدنه، از طریق انجام تمرینات از طریق فایلهای صوتی از طریق توصیه هایی که میشه از طریق تمرینات نوشتاری ذهن آموزش داده میشه مثل اموزش زبان وریاضی و … که ذهن را با جسم در تعادل قرار میدیم و اونوقت میبینی که لاغر شدن چقدر لذت بخشه چون ذهن ما همسو میشه با تصمیم ما، ذهن ناخودآگاه ما همسو میشه با تصمیم آگاهانه ما که لاغر شدنه و دیگه اونوقته که میبینی مقاومت های ذهنی دیگه وجود نداره و برای همینه که دوستانی که شرکت میکنن مشتاق میشن و ذهنشون اشتیاق پیدا میکنه برای اینکه برن مرحله بعد، تمرین بعد ببینند چه چیز جدیدی میخوان یاد بگیرن، این تمرین جدید چه تاثیری روشون میذاره، چقدر احساسشون را بهتر میکنه و این بهتر شدن به اون ها انگیزه میده که ادامه بدن!!!

      هیچ راهی برای لاغر شدن به جز راه ذهنی نیست👍

      ده درصد تلاش های قبلیتون را در این راه بگذارید و متعهد باشید و فایلها را گوش بدین و تمریناتتون را انجام بدین ببینید نتیجه چی میشه!!! اسونترین راه لاغری از طریق ذهنه چون به همین سبک ما چاق شدیم خیلی ساده چاق شدیم هیچ کسی که چاق شده رنج نکشیده همه راحت زندگی کردیم بازی کردیم لذت بردیم از مهمونی رفتن تفریح کردن و هی چاقتر شدیم همه با لذت بوده و با رنج نبوده پس راهی ما رو به تناسب اندام میرسونه که همواره با لذت و شادی و نشاط باشه و اون روش تنها روش لاغری با ذهنه!

      نظر شخصی:

      من با تمام مطالب گفته شده موافقم و همیشه هرکاری که با رنج و فشار و محدودیت همراه بوده را نتونستم تحمل کنم و بچه ها هم وقتی بهشون میگی نکن اگه مطابق میلشون نباشه بیشتر لجبازی میکنن و یا به قول استاد نهایت چند دقیقه به حرف ما گوش بدن ذهن ما همون بچه شیطون و لجبازه که فقط با وعده های خوب و لذت بخش و آسون میتونیم آرومش کنیم تا به خواسته ما جامع عمل بپوشونه و به خواسته لاغری چندین ساله خود دست پیدا کنیم!

      مه تاب هیچ روشی وجود نداره که تو رو با حس خوب و ارامش و بدون محدودیت بتونه به لاغری برسونه و خودتم از این بابت آگاهی پس متعهد باش در این مسیر و فایل ها را گوش بده و به عمل تبدیلشون کن که هدف نزدیکه!! أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ

      مه تاب متناسب شاد و شاگرد ممتاز لاغری🥰🏅

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/05 11:08
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 477 کلمه

      سلام🙂

      شنیدن صحبتهای شما یه طرف دیدن تصاویر شگفتی سازان گوشه تصویر هم باعث جذابیت بیشتر این فایل شده 😍😍

      نکته مهم این فایل اینه که هرکاری که برای ذهن سخت و رنج آور باشه در نهایت ذهن کاری میکنه که ادامه دادن اون ممکن نباشه چون ذهن ما به دنبال آرامش و راحتی و امنیت هست و اگه ما بخوایم بر خلاف این مسیر با رنج و سختی و محدودیت کاری انجام بدیم چون ذهن رو هماهنگ نکردیم ذهن رنج و عذاب و سختی اون روش رو اینقدر بولد میکنه تا بالاخره ما رو منصرف کنه از انجام دادن 🤨🤨

      مثال کودکان خیلی مثال به جایی بود تهدید و دعوا و تنبیه راه صحیح تربیت کردن نیست و تشویق و بزرگنمایی رفتارهای درست راه صحیح و آسون تربیت فرزنده👌👌

      ذهن ما هم مثل یه کودک هست که تنبیه و سختی لجبازترش میکنه ولی تشویق و آسانی و ارامش اونو همره میکنه 

      برای انجام بهتر و عالیتر یه کار یا باید علاقه و اشتیاق ذهن ناخودآگاه رو داشته باشیم یا اینکه به روشی اونو برای انجام اون کار همراه کنیم اونوقت خیلی ساده و آسون و با لذت کار انجام میشه و نتیجه خیلی عالیتری هم میگیریم👌👌👌

      در مورد لاغری هم اگه بدونیم که چقدر با لذت و ارامش و راحت ما چاق شدیم و مشتاقانه رفتارهای چاق کننده رو تکرار کردیم و علت هم فقط هماهنگی و اشتیاق ذهن ناخودآگاهمون برای چاق شدن بوده میتونیم به سادگی و با لذت و اشتیاق موافقت اون رو برای لاغری بدست بیاریم و اونوقت لاغر شدن آسون و لذت بخش خواهد بود.فقط باید راهش رو پیدا کنیم …..

      خبر خوب اینه که به لطف خدا و به همت استاد راه آسون و لذت بخش لاغری کشف شده و هزاران نفر با استفاده از این روش نه تنها لاغر شدن بلکه زیبا و جوان و شاد و آروم و با اعتماد به نفس هم شدن و الان مدتهاست زندگی در تناسب اندام رو دارن تجربه میکنن  و این راه فقط آموزش دادن به ذهنه و تکرار این آموزه ها است و باور اینکه من میتونم با این روش لاغر و متناسب بشم مثل همه کسایی که با همین روش متناسب شدن 🤩🤩🤩🤩

      فقط کافیه به خودم ایمان داشته باشم به توانایی ذهنم ایمان داشته باشم و تمرکزم رو بذارم روی در یافت آموزشها و احساس خوب و لذت بردن از لحظه هام به جای تمرکز بر نافرمیهای جسمم و نگرانی و ترس از لاغر نشدن که نتیجه اش فقط احساس بده واحساس بد خط قرمز این مسیره چون راه اصلی راهی هست که با آرامش با لذت و با احساس خوب پذیرش خودت و ایمان به خودت و تواناییهات باشه و هر راهی جز این بیراهه است و به مقصد زیبای تناسب نمیرسه👌👌👌

      پس جی پی اس مون رو روشن کنیم  تا هر وقت که با احساس بد مواجه شدیم آلارم بده و ما متوجه بشیم که از شاهراه خارج شدیم و برگردیم به مسیر و ادامه بدیم 🤗🤗🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/05 10:55
      مدت عضویت: 530 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه
      • با سلام خدمت استاد ودوستان گرامی من از این فایل فهمیدم هرچه که برای ذهنمون سخت باشه دیر انجام میده یا اصلا دلش نمیخواد انجام بده وقتی دیگه حرف لاعری میاد فک کنم ذهن ما بلا فاصله جبهه میگیره وزود واکنش سخت بودن کار رو برای ما با ورق زدن خاطرات مرور میکنه وزود خودشرو اماده مقاومت ورفتن به فاز چاق شدن بیشتر میکنه وفک کنم باخودش میگه باز این صاحب من شروع کرد دوباره باید روش رو کم کنم وشروع میکنه به گفتن افکار اینکه نمیشه اینم مثل همه روشهای دیگه یک ماه رد شده هیچ فرقی نکردهای ولش کن تو دیگه چاقی چاق میمونی وچاق میری دوروز دنیا رو فقط بخور وبچرخ از این حرفهایی که ههمون میدونیم اونم حق داره مگه کم اذیتش کردیم وماشالله همیشه پیروز میدون اونه بوده ولی توی این روش ما دیگه با اون مبارزه نمیکنیم بلکه داریم دوباره اموزش میدیمش البته اولش توی این مورد هم مقاومت میکنه چون کار جدید براش سخته کمکمک با تکرار واستمرار عادت میکنه به بعصی از کارها مثل هر روز صبح خودش میگه برو فایلهاتو گوش کن من دارم لذت میبرم واشتیاق دارم ببینم امرو ز   باید چه گوش کنم کلا دیگه داره دانش اموز حرف شنو یی میشه وکلی نمرات خوب گرفته وحالا وقتش ما دیگه هر روز تشویقش کنیم تا اون پر انرزی تر کارهاشو بکنه وحسابی تکالیفش رو به موقع انجام بده وخدارو شکر دانش اموز سر به راهی شده ولی از اون دانش اموزانی هست که باید فقط هی تشویقش بکنیم واین تشویق با احساس خوب ما بوجود میاد یعنی هرچه ما احساسمون خوب باشه اون تشویق میشه وکارهاشو بهتر انجام میده  وهرچه ما پروردگارشو سپاس کنیم باز اون با انرژی بهتری کار میکنه من از این فایل نتجه میگیرم که در مورد عملکردن فرمولهای ذهنی هر وقت احساست بد شد بدون اشتباه میکنی هر وقت احساست خوب ادامه بده وبا اشتیاق بیشتر         
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/06 23:00
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      سلام خدمت استاد و مشتاقان تناسب اندام

      سیستم جهان طوری طراحی شده که به سمت سلامتی . ثروت . روابط خوب . شادی واحساس خوب و.. میره .و اگه  ما با ذهنمان جلوش رو نگیریم خود به خود طبق روال سیستم جهان حرکت میکنیم .

      ما وقتی چاقی شدیم مرتب داشتیم بر خلاف سیستم جهان حرکت میکردیم  مثل پیاده روی سنگین . رژیم و… و با فشار روحی و جسمی ترس و نگرانی و ناامیدی دقیقا داشتیم با ذهنمان جلوش می گرفتیم و برخلاف سیستم جهان حرکت میکردیم .

      البته منظورم این نیست که چاق شدیم کاری نکنیم تا جهان مثل ترمیم زخم خود به خود خوب کنه منظورم اینه وقتی چاق شدیم مرتب بایستی سعی میکردیم با همان شرایط چاقی  احساسمان رو خوب کنیم بعد چون همسو با جهان بودیم افکار خوب میومد سراغمان و همون فکر رو انجام میدادیم و موفق میشدیم . من موقعی که دیگه ناامید شده بودم از هر راهی .دیگه تصمیم گرفتم همه اون کارها بیهوده رو بزارم کنار وبه خدا توکل کردم آخه توکل نوعی احساس خوبه که یعنی به خدا سپردیم کارها رو . و اون موقع یه فکر اومد توسرم و داشتم تو اینترنت می گشتم باورتون نمیشه یه آقایی تو برنامه نی نی سایت تو اون همه حرفا گفت لاغری آقای عطار روشن خوبه . ومن سریع سرچ کردم و الان اینجام. 

       الان که مسیری که انتخاب کردیم بایستی مسیری باشه راحت . با آرامش با لذت وبدون فشار روحی و جسمی که هیچگونه مانع یا تضادی با سیستم جهان نداشته باشه و عملکرد ما همراه با احساس خوب باشه .همان مسیر لاغری با ذهن هست که نه فشار جسمی داره ونه  روحی .

      پس طبیعی هست که به خواستمون برسیم . وگرنه سیستم جهان ایراد دارد که این نمیتونه باشع.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/06 22:37
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      سلام خدمت استاد و مشتاقان تناسب اندام

      سیستم جهان طوری طراحی شده که به سمت سلامتی . ثروت . روابط خوب . شادی و.. میره .و اگه  ما با ذهنمان جلوش رو نگیریم خود به خود طبق روال سیستم جهان حرکت میکنیم .

      ما وقتی چاقی شدیم مرتب داشتیم بر خلاف سیستم جهان حرکت میکردیم و با فشار روحی و جسمی ترس و نگرانی و ناامیدی دقیقا داشتیم با ذهنمان جلوش می گرفتیم و برخلاف سیستم جهان حرکت میکردیم .

      ولی الان که مسیری که انتخاب کردیم بایستی مسیری باشه راحت . با آرامش با لذت وبدون فشار روحی و جسمی که هیچگونه مانع یا تضادی با سیستم جهان نداشته باشه و عملکرد ما همراه با احساس خوب باشه .همان مسیر لاغری با ذهن هست که نه فشار جسمی داره ذهن روحی .

      پس طبیعی هست که به خواستمون برسیم . وگرنه سیستم جهان ایراد دارد که این نمیتونه باشع

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/02 20:03
      مدت عضویت: 279 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 495 کلمه

      سلام تمرین گام هجدهم لاغر شدن آسان است اگر ذهن مشتاق شود.

      در روشهای قبل که برای لاغری استفاده میکردم خودمو خیلی تحت فشار میزاشتم با رژیمهای سخت و طاقت فرسا بدنمو وادار میکردم که لاغر بشه چون تصمیم به لاغری داشتم ولی نمیدونستم که کارم اشتباه چون من تصمیم گرفته بودم برای لاغری ولی ذهنم همچین تصمیمی نداشت و این باعث شده بود که ناهماهنگی و تضاد پیش بیاد بین چیزی که من میخواستم و چیزی که ذهنم میخواست و اون سالها برنامه ریزی شده بود برای چاقی و چاق ترشدن و این تضاد باعث میشد من عصبی بشم کلافه بشم و اون رژیم رو رها کنم وقتی رها میکردم انگار آرامش داشتم ذهنم آروم بود وبهم میگفت این راه درست اینو ادامه بده بعد اینکه وارد این مسیر صحیح ودرست شدم فهمیدم که من روشم اشتباه بود من بدون اینکه ذهن و آموزش بدم داشتم مجبورش میکردم کاری رو که دوست نداره و براش سخته رو انجام بده مثل واکنش و عملکردبچه ها دقیقا مثل اونها هرکاری که به زور بهشون تحمیل کنید انجام نمیدن چون ذهن اونها هم سختی و زور رو نمی پذیرن چه برسه به من وبه این باور رسیده بودم که نه من اصلا نمیتونم لاغر بشم درصورتی که من با وجود تضاد بین ذهن نا خودآگاه و خود آگاهم بازم به طورنسبی وزن کم میکرد.

      الان فهمیدم که این مسیر خیلی متفاوت و تنها روش لاغری چون نه فشاری به جسم وارد میشه و نه فشاری به ذهن راحت وبه آسانی آموزش میدین ذهن و اون هم قبول میکنه و رفتار دورنی من تغییر میکنه در نتیجه رفتار جسمی من هم تغییر میکنه و نتیجه میشه لاغری خیلی راحت من چاقی که اگه بهم می گفتن چجوری چاق شدی منم میخوام امتحان کنم می گفتم خیلی راحت بدون فکر و درگیری چاق میشم پس راهش اینه که به روشی که چاق شدم به همون روش هم لاغر بشم و در این روش خیلی راحت وزن کم میکنی اگه باورش کنی که تنها راه لاغری و اشتیاق داشته باشی در انجام تمرینات در روشهای قبلی باوجود محدودیت و سختی سخت هم وزنم کم میشد ولی الان با این روش شکر خدا خیلی سرعت بیشتره.و احساسم عالی الان اشتیاقم به زندگی به خودم بیشتر شده شاد و خوشحالم انگیزه ام برای رسیدن به هدفهای دیگرم بیشتر شده و این لاغری اولین پله تغییر زندگیم هست و کلی برنامه دادم برای بقیه زندگیم با یه دید دیگه.

      قبلا ذهن و تحت فشار میزاشتم و اونم مقاومت میکرد به فشار و سختی الان اون نه فشاری بهش وارد میشه و نه مقاومتی داره چون این راه لاغری لذت بخش و احساس آرامش روحی، ذهن ما لذت میبره. تشویق دوست داره و خودش اشتیاق داره به انجام این کار. و به قول استاد یادگیری لاغری هم مثل یه هنر که باید آموزش دید خوب منم آموزشهای زیادی دیدم و به راحتی از پسش بر اومدم مثل خیاطی،آرایشگری،دانشگاه،آموزش رانندگی و کلی آموزش دیگه که با وجود چاقی هم من خودم تونستم انجامشان بدم این که چیزی نیست. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/27 19:34
      مدت عضویت: 415 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی

      چه ذهنی داریم ما!!!

      خدایا چه آفریدی!!!!

      امروز موقع خوردن یه کمی ذهنم داشت قلقلکم می داد که بسه! کی دونی چقدر کالری داره1 ولی واقعا گرسنه بودم و میل به خوردن داشتم. خیلی زود و سریع راه این نجواها رو بستم و به خودم گفتم این خوراکی نیاز بدن منه. با میل می خورم و می دونم که هر چی می خورم در من تبدیل به انرژی خوب میشه. انرژی لازم برای سلامتی و تناسب اندام. من شاد و با شادمانی می خورم و از خوردن لذت می برم. حالم بد نیست. برعکس خیلی هم خوبم. چون بدون عذاب وجدان خوردم و لذت بردم.

      خدایا شکرت برای این همه نعمت و فراوانی.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/23 10:33
      مدت عضویت: 304 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 31 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست…

      سلام استاد من تمرین گام هجدهم رو نوشتم و ارسال کردم ولی متاسفانه نمی دونم چرا ثبت نشده؟

      با تشکر از زحمات بیدریغ شما استاد گرامی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/23 00:52
      مدت عضویت: 304 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 38 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست

      سلام استاد چرا دیدگاه من در گام هجدهم ثبت نشده؟ 

      من تقریبا چهار، پنج روز پیش تمرین این گامو ارسال کردم ولی متاسفانه ثبت نشده.

      با تشکر از شما زحمات بیدریغ شما استاد گرامی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/23 13:48
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام دوست عزیز
        دیدگاه هایی که در روز شنبه ثبت شده متاسفانه به دلیل بروز مشکل در سرور سایت از بین رفته و موفق به برگرداندن آنها نشدیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/02/24 00:47
          مدت عضویت: 375 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 39 کلمه

          سلام و عرض ادب

          درسته منم چند روز پیش دیدگاهم ثبت کردم و با اینکه تایید ایمیل برام اومد ولی دیدم توی این صفحه ثبت نشده و نیست…

          با تشکر از زحمات شما بابت تمام ارتقا امکانات و بروزرسانی ها 🙏🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/02/24 01:25
          مدت عضویت: 304 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          به نام خدایی که در این نزدیکیست…

          سلام استاد ممنون که اطلاع دادید. با تشکر از زحمات بیدریغ شما استاد گرامی.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/01/30 23:45
      مدت عضویت: 327 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 387 کلمه

      بنام خداوندبخشایشگر و مهربان ،سلام دوستان عزیزم و استاد جان 🌹.گام هجدهم لاغر شدن آسان است اگر ذهن مشتاق شود ،برای همه ی افراد چاق لاغر شدن کاری سخت و طاقت فرسا ست ولی چاق شدن مثل آب خوردنه در روشهای قبلی ک ما برای لاغری استفاده میکردیم تمامما ب جسممون فشار میوردیم ولی در لاغری با ذهن با به دست گرفتن افکار و رفتار هامون ،رفتار غذایی مون تغییر میکنه .در روش لاغری با ذهن سریع تر و راحت تر از آنچه چاق شدایم لاغر میشیم  لاغری با ذهن از جسم شروع نمی شود بلکه از ذهن شروع میشود ،و چیزی هم ک در ذهن ایجاد بشه فقط میشه احساس کرد ،احساس بهتر ب آموزشهایی ذهنی نشان دهنده این است که ساخت و ساز لاغری در ما ب وجود اومده .یکی از خصوصیات ذهن مقاومت کردن در برابر سختی هاست ب عبارتی زیر بار حرف زور نمیره ولی تشویق و تمجید و دوس داره و همسو میشه با ما عملکرد ذهن ما خیلی ب عملکرد بچه ها شباهت داره وبا تحلیل رفتار کودکان  ب خوبی می شه  ب چگونگی بر خورد با ذهن خود دسترسی داشت ، ک این مسئله رو صدها بار در مورد دخترم من دیدم و ازش درس گرفتم مثلا اوایل ک تازه داشتم روی نقطه سیری و گرسنگیم کار میکردم نقطه گرسنگی رو زود متوجه شدم ولی سیری رو نه من با اینکه ب نظر خودم خوب عمل میکردم ولی در آخر غذام ک نوشیدنی میخوردم  اون احساس فشار رو ،رو بدنم حس میکردم و خیلی بدم میومد اومدم ب استاد بگم پشیمون شدم میدونستم مشکل از اون آب و دوغه ا اس ک من اون احساس فشار بهم دس میده خلاصه  چندین روز ک من رفتار دخترم رو زیر نظر گرفتم اون موقعه فهمیدم مشکل کار من کجاس وقتی متوجه شدم همزمان این حرف هم ب ذهنم اومد ، اطرافیان من همه لر زبانن و همیشه باخنده میگن  ما نمی خوریم ک سیر بشیم میخوریم ک تموم بشه انگاری باور من شده بود ک باید پر یک لیوان بزرگ آب،یا دوغ بخورم و وقتی رفتار دخترم و ک دو سال و ده ماهشه زیر نظر گرفتم دیدم ی کوچولو از این نوشیدنیش رو میخوره ولی من در مورد نوشیدنی هنوز فک میکردم ک باید همه شو بخورم ک خدا رو شکر این رفتارم ب کمک  دخترم حل شد دوستتون دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/02 21:54
        مدت عضویت: 279 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        ممنون بابت راهنمایی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 19:29
      مدت عضویت: 636 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹لاغر شدن آسان است اگر ذهن مشتاق شود😊ابتدا باید روند چاق شدن خودمون رو بررسی کنیم متوجه می شویم ما مرحله به مرحله و گرم به گرم اضافه وزن و چاقی رو برای خودمون به ارمغان آوردیم و در این مسیر چاق شدن هیچ گونه زجر بدنی به خودمون ندادیم بلکه همیشه با شور و اشتیاق میخوردیم و از خوردن هم لذت می بردیم 😋درسته آرزوی چاقی و اضافه وزن نداشتیم ولی خب منصفانه بخواهیم نگاه کنیم هیچ وقت با اکراه  و اجبار غذا نخوردیم بلکه همیشه با عشق و برنامه بوده یادمه توی تالار عروسی ها خوب نگاه میکردیم که از کدوم میز اول غذا میدن برای سری بعد زود میرفتیم و سر همون میزی که زود غذا گیرش میاد 😋 مینشستیم که کل تالار زیر نظرمون بود 😂 منم عاشق سیب زمینی ته ماکارونی بودم  و همیشه به بهونه اینکه ته دیگه ها رو در میارم سیب زمینی سرخ شده بیشتری برمیداشتم و با لذت میخوردم😋خیلی کارها میکردیم که بهمون خوش میگذشت😊حالا ذهنی که توی سال های زیادی اینقدر با ذوق و شوق و عالی داره روند چاق شدنش رو پیش میره آیا میشه ازش توقع داشته باشی که  این خوشی و لذت ها رو بذار کنار و با رژیم غذایی سخت و طاقت فرسا  و در مدت زمان محدود وزن  اضافه و چاقی هاش از دست بده 🤔خب معلومه که هیچ وقت انجام نمیشه چون ذهن راحت طلبه 😊نه سختی کش😔 ذهن ما چاق شد چون مسیر چاقی با لذت و راحتی براش گذشته .برای لاغر شدن هم باید مسیر لاغری پر از لذت و راحتی باشه تا ذهن و جسم باهمدیگه هماهنگ بشوند و نتیجه فوق العاده لاغری نصیبمون بشه😊از بین کل روش ها فقط لاغری با ذهن این گونه مسیری ساخته که خیلی قشنگ و اصولی باورهای اشتباه چاق شونده رو از ذهنمون پاک میکنه و و خودمون باور میکنیم که مسئول بدست اومدن این وزن و هیکل خودمون هستیم و هیچ گونه علت وراثتی و خوراکی و… باعث چاقی ما نشده و متعهد میشویم که چاقی که مهمون موقت ما هست رو از دستش بدهیم اونم خیلی اصولی و با پی ریزی ذهنی که مرحله به مرحله آدمی انگیزه می گیره و باورش میشه لیاقت متناسب بودن و متناسب ماندن داره تا اونجایی که خود جسم به غذاها واکنش نشون میده بدون هیچ سختی و اعصاب خردی .بلکه برعکس مسیر لاغری با ذهن برای من  مسیری سرشار از لذت و خوشی و حال خوب و امید و انگیزه هست برای همین خیلی عالی توی همه جوانب زندگی من تاثیر مثبت گذاشته و باعث شده از خیلی از جنبه های زندگیم پیشرفت کنم😊تا قبل از آشنایی با سایت لاغری با ذهن ما فقط در پی تنبیه کردن ذهن خودمون با انواع رژیم های لاغری بودیم اما بعد از آشنایی با سایت مدام در حال تشویق ذهن خودمون و اینکه ما لایق بهترین زندگی ها هستیم برای همین مسیر لاغری اینقدر لذت بخش شده 😊که همه این حال خوش رو مدیون لطف های بی دریغ استاد عزیز هستیم🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/21 22:45
      مدت عضویت: 271 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      به نام عظیم اعظم باسلام به همگی 🌸🌸امروز به خاطرمشکلی حالم زیاد خوب نبود .نمیخواستم فایل رو با حس بد گوش کنم .فقط نوشته دوستان رو درکانال خوندم و حالم بهترشد با گوش دادن به حرفهای استاد شکرخدا حالم عالی شد.همه ما رژیم های مختلفی گرفتیم یادمه یک رژیم ۲۱ روزه دکتر برام نوشته بود عصرانه ۳تا ساقه طلایی داشتم اینقدر خوشحال بودم که میگفتم بهترین رژیم دنیاس .البته بماند که بعد ۳دوره گذاشتمش کنار دیگه کم نمیکردم .دراین روشها بیشتر به جسمم فشار میاوردم دقیقا بعد این ۳دوره رژیم مریض شدم.درصورتی که درلاغری با ذهن افکارمو مدیریت میکنم به مرور رفتار غذایی من تغییر میکنه .دیگه از خوردن کیک تولد ، آبگوشت ، پیتزا و برنج نمیترسم .دارم قشنگ مدیریتش میکنم(ولی خانواده ام چون من رو همیشه در رژیم دیده اند باتعجب نگاهم میکنن و چون ورزش هم نمیکنم .منتظر چاقی من هستند 😅 .درصورتی که من دارم از پیله ایی که دورم تنیدم خارج میشم و آدم دیگه ایی میشم )میدونم این ۱۵ سال که چاق شدم کافییه یکسال توی این راه استمرار داشته باشم به سایز دلخواهم میرسم .دراین گام استاد مطلبی رو نوشته که من خیلی اون جمله رو دوست دارم  .

      شاید درشروع این مسیر تصور کنیدکه  لاغرنشده اید اما این اشتباهی بزرگ است چون لاغری باذهن از جسم شروع نمی شود که بتوان آن را مشاهده کرد بلکه از طریق ذهن ایجاد میشود .که میشود احساسش کرد . 

      ذهن ما انسانهای چاق مانند رفتار کودکان است که هرچه دعوا و تنبیه وتحقیر کنی بیشتر لج میکند .ذهن درمقابل سختی ها مقاومت می کند سختی بیشتر= نتیجه کمتر  .دلیل این روند معکوس افزایش مقاومت ذهن دربرابر لاغرشدنه.َذهن ما از هرچی سختی وفشار و رژیم و تحقیر است متنفره ولی درمقابل تشویق شدن مشتاقه .ذهنی که درمسیر لاغری موفق است با اولین تشویق و قربان صدقه رفتن های ما ، اونهمه تحقیر و خورد شدن رو فراموش میکند و باما همراه میشد و الحق در این راه مردانه قدم برمیدارد و حالش خوب است .ممنونم خود من که بعداز آن همه اذیت ، با من همراهی میکنی و مرا به آرزوی تناسب و سلامتی میرسانی .💓💓🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/21 19:38
      مدت عضویت: 678 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 472 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      من برای لاغر شدن روش های مختلفی استفاده کردم رژیم، دمنوش، قهوه سبز، پیاده روی، درازونشست، طناب زدن و… که در همه این روش ها، با فشار آوردن به جسمم، به سختی چند کیلو وزن کم کردم، اما همین که روش رو رها میکردم به سرعت به وزن و سایز قبلی برمیگشتم، خیلی برام سوال شده بود که چرا چاق شدن خیلی راحته، اما لاغر شدن سخته؟وقتی این سوال رو از اطرافیانم می پرسیدم همیشه جواب های تکراری می شنیدم که ما چاقی مون ارثیه، استخون بندیمون درشته، ما لاغر بشو نیستیم و…اما امروز به جواب این سوالم رسیدم، چون ذهن رو با فشار و تنبیه نمیشه تحت کنترل درآورد، ذهن ناخودآگاه زیر بار حرف زور نمیره، تشویق کردن روی ذهن تاثیر بیشتری دارد، چون در تشویق کردن ما میخوایم لذت بهتری رو تجربه کنیم. ذهن هرکاری که براش لذت بخش تر باشه، همون کار رو انجام میده. ما باید کاری کنیم که لاغر شدن برای ذهن لذت بخش تر از خوردن باشه. در واقع عملکرد ذهن ما بسیار شبیه واکنش های کودکان هست، همون طوری که کودکان رو نمیشه با تنبیه کنترل کرد، ذهنم با تنبیه نمیشه کنترل کرد.ذهن ما نسبت به تنبیه و تحت فشار قرار گرفتن به شدت مقاومت دارد و از طرفی نسبت به تشویق شدن و لذت بردن بسیار مشتاق است.در تمام روش هایی که برای لاغری استفاده کردم، از گزینه رنج و سختی برای ذهنم استفاده کردم، به همین دلیل ذهنم نسبت به لاغر شدن از خودش مقاومت نشون میداد. به هرحال ذهن ما راحت طلب هست و کاری که براش سخت باشه رو انجام نمیده و هزار تا بهونه میاره تا ما رو منصرف کنه. البته حق هم داره، چون من با سختی چاق نشدم که با سختی لاغر بشم، من خیلی راحت و با لذت چاق شدم (درسته از چاقی خوشم نمیومد، اما رفتارم نشون می داد که از چاقی خوشش میاد)، الانم باید خیلی راحت و با لذت لاغر بشم.راحت و با لذت لاغر شدن، فقط با روش ذهنی امکان پذیره. در مسیر لاغری با ذهن ما احساس مون بهتره، شور و اشتیاقمون زیاده، انگیزه و امیدمون برای لاغر شدن زیاده، آرامش ذهنی داریم، به خودمون و توانمند بودنمون در لاغر شدن اطمینان پیدا میکنیم و…در مسیر چاقی تنها راه لذت بردن ما، خوردن بود.اما در مسیر لاغری، خرید کردن با لذت همراه هست، پیاده روی کردن لذت بخش میشه، رقصیدن لذت بخش میشه، مهمانی رفتن لذت بخش میشه، خوابیدن، ورزش کردن، خودت رو در آینه تماشا کردن، لباس سایز کوچیک پوشیدن، قدی از خودت عکس انداختن، استخر رفتن و شنا کردن، دویدن، و… هر کاری با لذت انجام میشه.. زندگی کردن ارزشمند میشه.☆ یکی از نشانه هایی که مشخص می کنه ما به درستی در مسیر لاغری با ذهن حرکت می کنیم، داشتن احساس خوب هست.هر جا که احساسمون خوب هست، یقین پیدا کنیم که مسیرمون درست هست😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام بهرامیان
      1400/01/15 19:32
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 703 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان
      گام 18. لاغر شدن آسان است اگر اشتیاق داشته باشید.
      سر سفره می شینی ویه بشقاب غذا می کشی وبا ولع اونو می بلعی بدون ابنکه مزه غذا رو فهمیده باشی سیر شدی ولی هنوز چشمت دنبال بقیه غذاست برا همین دوباره یه بشقاب می کشی ومی خوری.
      بازم چشمت سیر نشده بشقاب بعدی ودیگه شکمت درد می گیره وغذاهم دیگه تمام شده وتو اصلا نفهمیدی چی خوردی بلند می شی سفره رو جمع کنی از تو آینه بغل سالن یه لحظه چشمت به خودت می افته می بینی شکمت قلمبه شده بازوات گنده شده انگار هرچی خوردی خنجری بوده که به قلبت فرو رفته همون جا قسم می خوری از فردا سفت وسخت شروع کنی
      بماند بعد شام هم کلی یخچال رو تخلیه می کنی وبا خودت می گی تا فردا چیزی جلو چشمت نباشه وسفت وسخت با این تصمیم می خوابی صبح هم بیدارمی شی حالت خوبه تا ظهر همین که بوی غذا بهت خورد وکمی گشنت شد انگاز نه انگاز دیشب چه قراری با خودت گذاشتی این روال رو فکر می کنم اکثر ما آدمای چاق عمری گذرونده باشیم وهر بار ذهن ما اصلا اجازه نداده ما حتی از یه وعده هم بگذریم. اگرم در طول سال با نزدیک شدن مراسمی یا نزدیک شدن به عید یا تجویز پزشکی تصمیم گرفتیم از برنامه غذایی پیرویی کنیم اونم موقت بوده در بهترین حالت چند ماه بیشتر رعایت نکردیم ودست آخر این ذهن ما بوده که مارو برگزدونده سر جای اولش. من از ایو فایل اینجوری برداشت کردم که. ذهن ما زیاد تمایلی به تغییر نداره وزیر بار جبر وسختی هم نمی ره. اگه دنبال لاغری وکاهش وزن داعمی هستیم باید با ذهنمون راه بیایم تشویقش کنیم نه تنبیه. مسیر رو براش خوشایند وبا لذت پیش ببریم. چون با با سختی چاق نشبدیم همه ما یه چاقی بدون بازگشت وداعمی داریم واین تداوم بدون بازگشت نتبجه یه مسیر راحت وبا لذت بوده. درسته از عوارض چاقی رنج می بریم ولی سالها از هیچ غذایی خوشمزه ای نگذشتیم وهرچی خوشمزه بوده ما امتحان کردبم وبارها وبارها ازش لذت بردیم. حالا این ذهن شادی طلب خوش گذرون چه طور با جبر وسختی می خواد کنار بیاد. در رژیم های قبلی ما جسم رو تحت فشار گذاشتیم. به ذهن رو به جورایی زنجیر کردیم وبهش امرونهی کزدیم این کلنجارو ناهماهنگی ذهن ورفتار وجسم همیشه باعث کج خلقی وعصبانیت ما شده وباعث شده نتونیم یه رژیم رو تا آخر ادامه بدیم. حالا که به هدایت خداوند لاغری با ذهن رو شناختیم ودیگه برامون روشن شد کارگردان اصلی ما مغز هست واونم تحت فرمان ذهن ماست وشکست های پیدرپی مربوط به اراده وعوامل بیرونی نبوده.
      باید توسط آموزش های استاد هماهنگی بین ذهن ورفتار وعملکرد رو ایجاد کنیم تا موفق بشیم. یه چیزی که همیشه استاد همیشه تاکید می کنن ایجاد احساس خوبه. همیشه می گن احساسمون رو قاضی کنیم.
      من این قضبه رو برای احساس سیری لحاظ کردم تا وقتی که احساسم بد نشه واز خودم راضی باشم خیالم راحته درست عمل کردم اصلا در پروسه چاقی هم همون حس عذاب وجدان وکلنجار رفتن ها درواقعه حس بدی بود که در ما ایجاد می شد وباعث شمستمون می شد.
      در مورد ایحاد اشتیاق منم یه خاطره مربوط به دخترم براتون تعریف می کنم. دخترم به آمپول زیر جلدی دکتر براش تجویز کرده که هرماه باید ببریم تزریق کنه روزهای اول هرشب کابوسم شده بود چطور قانعش کنم باهام بیاد ببرم براش بزنم از اونجاییم که خیلی درد داره وسوزنش درشته خیلی خودشم وحشت داشت. یه پارکی نزدیک درمانگاه هست از شبش که قراره فردا ببرمش براش داستان تعریف می کنم که فردا اول آمپول رو میریم می زنیم بعد می برمت پارک بعد میریم یه عروسک یا هروسیله ای دوست داری برات می خرم بعد آمپولم اون روز از معلمت می خوام تکالیف رو روز بعد ارسال کنی چون دستت درد می کنه البته قبلا خوراکی براش می خریدم تو اون روز خاص از وقتی اومدم تو سایت تصمیم دارم خوراکی رو به عنوان جایزه لحاظ نکنم. وخلاصه جوری مشتاق می شه که خودش با اشتیاق باهام میاد وگاهی اصلا می گه هیج دردی احساس نکزدم. حالا می خوام ذهن خوشکل وگوگولی مگولیمو همین جوری مشتاق کنم وباهاش مهربون باشم باهم همکاری کنه. استاد بابت این همه آگاهی ازتون سپاسگذارم

      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/26 00:57
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 893 کلمه

      گام ۱۸

      سلام وقت بخیر

      بدلیل اینکه هیچ وقت باور نمیکردم بتونم لاغر بشم و مهمتر از اون در لاغری بمونم، در من یک فرمول قوی دیگه ای شکل گرفته بود که من براحتی آب خوردن چاق میشم و برای لاغر شدن باید ماه ها در رژیم ها و ورزش های سخت باشم ،اگر رژیمی پیدا میکردم که چند قاشق برنج داشت،پیتزا داشت،بیسکویت داشت خوشحال میشدم و با خودم میگفتم آخ جون میتونم یک عدد بیسکویت مثلا ساقه طلایی بخورم،یا یک دفعه که رژیم دکتریو گرفتم که توش یه کاسه تنقلات داشت ،داشتم بال درمی آوردم از خوشحالی ،از بس خودمو و بدن و ذهنمو در منگنه و محدودیت گذاشته بودم ،خسته بودم ، زمان هاییکه از قرص های لاغری استفاده میکردم خوشحالتر بودم ،چونکه محدودیت غذایی کمتری داشتم و امیدم به دفع کردن چربی ها بوسیله قرص ها بود،

      ،بخاطر بودنه ۳۰ ساله ام در رژیم وسختی

      و خاطرات وحشتناک اون زمان ها ،خودم،جسمم،ذهنم و روح و روانم میترسه از دوباره رفتن در راه لاغر شدن،شاید تصور میکنه باید همون مسیر هارو بره ،منکه در درون خودم نیستم،شاید اوایل دوره که میخواستم شروع کنم،ترسیده بوده ولی با گذشت چند روز و یادگیری آموزه ها متوجه شده اینجا خبری از ترس و محدودیت نیست و خیالش راحت شده ،،راز موفقیت این متد اینه که از لذت وحال خوب استفاده میکنه یعنی مغز احساسی مارو درگیر میکنه،مغز احساسی دستور دهنده نهاییه و اگر کاری براش لذت بخش نباشه انجامش نمیده ،برای همین مادرها وقتی میخوان خوردن غذارو برای بچه هاشون لذت بخش کنن ،هنگام غذا دادن ،با قاشق ادای هواپیمارو در میارن که بچه بخنده و با بازی بهش میخورونن اون غذارو ،یا بیشتر سمینارهای ذهنی ،از آهنگ و دست و شادی استفاده میکنن ،در این روش لاغری هم از قسمت شادی ولذت استفاده میکنه،هر چند که روش لاغری که توش رژیم و ورزش اجباری نباشه به تنهایی خودش لذت بخش و شادی آور هست ،

      من سالها بر خلاف میل درونیم ،رفتار و اعمالیو انجام دادم ،ذهنم هم به اجبار برای مدتی با من همکاری کرده ،در شرایط حال حاضر ،هیچ فشاری روی ذهن ناخوداگاهم نیست،هر خوراکی دوست دارم به اندازه سیر شدنم مصرف میکنم،محدودیت شام و برنج و شیرینی ندارم،وقتی خیال ذهنم راحت شده از این موارد ،دیگه اذیتم نمیکنه ،میدونه هر زمان گشنه باشم حتما بهش خوراکی میرسونم ،و دلیل برد این روش همینه ،منتها ما بر اثر بودن زیاد در منطقه رژیم و ترس وفشار ،مثل قحطی زده ها رفتار میکردیم،اگر یه روز اجازه داشتیم بدون محدودیت چیز مورد دلخواهمونو بخوریم ،بی رویه و با ولع اقدام میکردیم ،میدونستیم مجدد تا مدتها محروم هستیم، در لاغری با ذهن از این خبرا نیست پس وجود ما آرام آرام به مرحله آرامش ،امنیت میرسه و وقتی اعتماد کرد به راه صحیح خودش وارد میشه

      الان داشتم با خودم و ذهنم صحبت میکردم،خودمو تشویق میکردم،برای خودم لذت های لاغر شدنو میگفتم و از رنج های چاقی تعریف میکردم، به ذهنم گفتم که خیالش راحت باشه ما در متد های گذشته نیستیم ،کلی مطمئنش کردم که بهترین مسیر همین جاست ،کلی نوازشش کردم و بهش اطمینان دادم که من کنارشم ،کمکش میکنم که مسیر های لاغری بیشتری بسازه ،،من بجای تشویق کردن خودم، سالها فقط خودمو تنبیه و ‌توبیخ کردم ،مرتب خودمو سرزنش کردم،پارسال که رفته بودم پالتو بخرم و متوجه شدم سایزم از ۴۶ داره بالاتر میره و حالم‌ خیلی بد شد حتی خرید هم نکردم ،اومدم بیرون مغازه و اشگام ریخت،منیکه اصلا اهل گریه کردن نیستم، به خودم میگفتم فریده دیگه ازت خسته شدم،آخه من چکارت کنم که انقدر چاق نشی،ناامید و نالان ،به خودم گفتم ،دوباره میبرمت تو یه رژیم سخت ،انقدر بهت خوراکی نمیدم تا بمیری،چند روز پیشش ،یکی از دوستام که عکس منو تو اینستام دیده بود و بهم گفته بود که چاق شدم و پیشنهاد یه متخصص تغذیه ایو بمن داده بود،ازش خواستم شماره اون متخصصو برام بفرسته،وارد دوره رژیم سختش شدم، حالم بد بود، یه عالمه دستور غذایی داشت و مجبور بودم صبح وشب ،میوه هایو بریزم توی آب و بعد از ۲ ساعت اون آبو بخورم ،رژیم پر دردسری بود،همش بی حال و بی رمق بودم ،یه ترازو خریدم که هر ماه خودمو وزن کنم،۱۵ روز گذشت رفتم وزن کردم دیدم ۳ کیلو کم شدم ،خوشحال شدم ولی منکه مطمئن بودم برگشت وزن خواهم داشت،هنوز ۱ماه نشده بود که حال بدنیم ضعیف شد ، در همون حین با این سایت آشنا شدم،انقدر خوشحال شدم که اون رژیم پاره پاره کردم،آخه تمام دستور غذایی ۱ ماه اون رژیمو روی یه مقوای ۵۰ در ۶۰ نوشته بودم و به دیوار اتاقم چسبونده بودم که بتونم دسترسی سریع بهش داشته باشم ،و چونکه باور داشتم وزنم برمیگرده،احساس کردم بعد از یک ماه بدنم پر تر شد ولی من دیگه تو دوره مقدماتی رفته بودم و برام مهم نبود ،،،

      اگر بلد بودم بجای تنبیه ،خودمو تشویق کنم ،الان نتایج بهتری داشتم ،،

      این مدت بخاطر ویروسی که اومده ،من و دخترام هر روز آب نمک غرغره میکنیم ،بدلیل اینکه بیرون و کلاس میریم و اونها سر کار میرن ،برای تمیز کردن مجرای حلق وبینی ، دختر دومم خیلی مقاومت میکرد برای انجام ندادنش ،اوایل مدام داد وبیداد میکردم باهاش و اونم یا انجام نمیداد یا به اجبار انجام میداد،،ولی بعدش رویه مو تغییر دادم و هر زمان خواستم بهش یادآروی کنم ،یه عالمه قربون صدقش میرم و با خنده و تشویق راهی غرغره کردن میشه😄این است عاقبت تشویق کردن ، دقیقا باید با ذهن خودمون هم همینطور رفتار کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/21 03:17
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 645 کلمه


      اشتیاق 
      با سلام 🤩 امروز در گام هجدهم هستم و موضوع اشتیاق داشتن و ارتباط آن با لاغری هستش.من اول نظر خودم،بعد برداشتم از متن و در آخر نکات فایل امروز رو مینویسم.

      نظر من:
      این یک موضوعِ اثبات شده هستش که برای هرکاری اشتیاق داشته باشی هم خیلی راحت انجام میدی و هم اینکه انگار هیچ سختی ای نداره ..شاید بقیه بگن که سختت نیست؟ اما تو چون برایش اشتیاق داری سختی معن
      ی نمیده…
      مثال:ممکنه بعضی ها که درباره ی لاغری با ذهن می‌شوند،گوش دادن به فایل ،تمرین و مخصوصا تکرار کردن کار خیلی سختی به نظر بیاد ،اما برای مشتاقِ لاغری ، راحت ترین کاری که برای تغییر جسم میتونه انجام بده همین لاغری با ذهن هستش…
      ما از طریق ذهن چاق شدیم ،شاید یادمون نیاد ولی مطمئن باشید که ذهنی بوده .ربط دادنِ چاقی به ارث ،به غذا ،به عادت و به تحرک و… فقط بازی دادنِ ما بوده برای اینکه گول روش های بیرونی برای لاغر شدن رو بخوریم …
      بنابراین لاغر شدن هم باید به صورت ذهنی اتفاق بیوفته..
      ما وقتی هرروشی برای لاغری رو شروع کردیم اشتیاق داشتیم ،اما نتیجه نگرفتیم ..چون اشتیاق وقتی کارسازه که راه درست باشه و یا اینکه بستر مناسب اگر فراهم باشه و زمین مرغوب باشه اشتیاق میتونه به عنوان تقویت کننده یا کود به نتیجه ی بهتر و رشد مناسب کمک کنه. الان که در گام هجدهم هستیم و مسیر درست را انتخاب کردیم باید راه استفاده از این تقویت کننده ی قوی را یاد بگیریم و برای ادامه دادن با طراوت بیشتر از آن استفاده کنیم.

      برداشت من از متن استاد:
      اول : ارتباط خط اول با فایل گام هفدهم:
      روز قبل ما درباره ی خاطرات و اثرات آنها صحبت کردیم ..امروز هم درباره ی اشتیاق ….
      ما قبلا هر روشی را که برای لاغری شروع کردیم اشتیاق داشتیم اما چون مسیر اشتباه بوده ،ما نتیجه ای نگرفته ایم و تکرار آن باعث شده که اشتیاق لاغری هم یادآور خاطره ی ناتوانی در لاغر شدن بشود. اما باید با آگاهی کامل بدانیم که این مسیر بسیار متفاوت از تمام روش هایی است که امتحان کرده ایم…بنابراین محل شکوفایی و اثرگذاریِ اشتیاق همین مسیر لاغری با ذهن است.  
      دوم :مقاومت ذهن در برابر فشار سختی:
      مثال از زندگی خودم : 
      من وقتی برنامه ی روزانه ام را نگاه میکنم و ببینم مثلا ۷ تا کار امروز باید انجام بدم ،معمولا هیچ کدوم را انجام نمیدم😅 ولی اگر یکی یکی انجام بدم وقتی روزم به پایان میرسه شاید خیلی بیشتر از چیزی که در برنامه ام بود انجام داده باشم ولی نه خسته شدم و نه احساس بدی داشتم …
      یا حتی همین که کل اضافه وزنمان را به خودمان یادآوری کنیم باعث میشه ذهن راحت ترین گزینه یعنی چاق ماندن و یا حتی چاق تر شدن که خیلی عالی بلد است را انتخاب کند..اما وقتی تقسیم کنیم و بگیم من مثلا ۱ کیلو هم کم کنم خوبه یا اگر یکم سبک تر بشم راضیم،ذهن هم با ما در صلح قرار میگیره چون درخواستی بسیار آسان و خیلی ناچیز نسبت به قدرتی که دارد ،از ذهن مان کرده ایم ..

      نکات فایل :🏆
      تشابه ذهن ما با رفتار کودکان :
      دلیل اینکه بچه ها همیشه شاد هستند این است که روح ،جسم و ذهن آنها در یک راستا و همسو باهم عمل میکنند و باعث ایجاد احساس شادی دائمی در کودکان میشود.
      ذهن ما در برابر تشویق شدن ،اطاعت و در برابر سختی و رنج ،مقاومت میکند.
      ما خیلی راحت شرایط چاق شدن را برای ذهن فراهم کردیم اما برای لاغر شدن به جسم و به نظر من حتی به ذهن و روح خود فشار در جهت مخالف حرکت آنها وارد کردیم و برای همین بی اعصاب و پرخاشگر شدیم…
      همین که در حین رژیم ما احساس خوبی نداشتیم ،اثبات میکند که روش اشتباهی است.
      اشتیاق داشتن ،به ما کمک میکند که هیچ سختی نبینیم و مثل بچه ها ،شاد و با انگیزه برای زندگی باشیم.

      نکته: هیچ کس برای چاق شدن سختی نکشیده پس برای لاغر شدن هم نباید هیچ سختی بکشی…آسون تر از اینکه چاق شدی باید لاغر بشی و میشی مطمئن باش…💯٪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/20 21:51
      مدت عضویت: 692 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 825 کلمه


      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز
      وقتی متن رو خودم و فایل رو گوش دادم و استاد ذهن رو به بچه و رفتار هاش تشبیه کرد خیلی خوشم اومد و یاد رفتار پسرم وقتی کوچیک بود افتادم که خالی از لطف نیست برای شما دوستان تعریف کنم، پسرم به دلایلی خیلی چاق و تپل شده بود ومن خیلی نگران بودم چون همسرم دیابت داره و می ترسیدم پسرم در سن کم درگیر این بیماری بشه برای همین نشستم و به خیال خودم خیلی منطقی با پسرم صحبت کردم و براش از خطری که تهدیدش می کنه گفتم و گفتم که زیاد شیرینی نخوره تا از این چاقتر نشه و در کمال تعجب پسرم قبول کرد و من برام عجیب بود چون همیشه مقاومت می کرد و با من سر موضوعات کوچیک بحث می کرد تا منو قانع کنه و تصمیم منو عوض کنه و جالب بود از اون روز میدیم دیگه از شیرینیهای تو کابینت کم نمی شه و من هر وقت بهش میدادم می خورد ویواشکی کش نمی رفت. من مشکوک شدم ولی هر چی تلاش کردم مچشو بگیرم نشد چون مرتب سطل زباله روچک می کردم که ببینم پوست شیرینی در سطل آشغال هست ولی نبود تا این که یک روز خواستم جای چوب لباسی توی اتاق بچه ها رو عوض کنم که شوکه شدم تعداد زیادی پوست شیرین عسل با دقت خاصی در زیر سنگ پایه چوب لباسی جاساز شده بود و اون روز فهمیدم که پسرم در ظاهرحرف منو قبول کرده بود ولی عملا شیرینی رو یواشکی می خورد دقیقا مثل زمانی که ما رژیم می گیریم و چون ذهن ما رژیم گرفتن رو نپذیرفته اولش با ما راه میاد ولی بعد با پر خوری و هوس کردن خوراکی های ممنوعه مقاومت ما رو از بین میبره .
      من همیشه فکرم در گیر این موضوع بود که با وجودی که می دونم که چاقی خیلی بده و از مضرات چاقی کاملا اطلاع دارم ولی نمی تونم لاغر بمونم و بعد از وزن کم کردن دوباره چاق میشم و حالا فهمیدم که چاقی برای بدن من لذت بخشه دست کم وقتی شروع به خوردن می کنیم لذت می بریم و فشار شکم و عذاب وجدان بعدش تاثیری در قانع کردن ذهن برای بد بودن چاقی نداره و ذهن فقط لذت اول براش مهمه .یه خاطره دیگه از پسرم براتون بگه وفتی پسرم خیلی کوچیک بود خودم براش مسواک می زدم. وقتی بزرگتر شد نظارت می کردم و بزرگتر که شد گفتم دیگه بزرگ شدی خودت باید مسواک بزنی و گفتم اگر خوب مسواک نزنه دندوناش خراب میشه و از درد دندون و سختیای اون گفتم ولی پسرم تنبلی می کرد وبعضی وقتا درست مسواک نمی زد و یه روز گفت که دندون شیری اش درد می کنه و من بردمش پیش دندون پزشک و چون موقع کار با مته درد داشت دکتر مجبور شد بهش امپول بی حسی بزنه وقتی پسرم امپول رو دید رنگش پرید وخیلی ترسید ولی چون چاره ای نداشت درد رو تحمل کرد و از اون روز روزی دوبار خیلی عالی مسواک میزنه تا دندونش خراب نشه و مجبور نباشه پیش دندون پزشک بره .
      لاغر شدن رو هم ما باید برای ذهنمون منطقی کنیم در غیر این صورت نمی پذیره و این کار قلق داره و بهترین کار اینه از مضرات چاقی بگیم و خوبی های لاغری و این که بدون هیچ رنج و سختی لاغر میشیم یکی از دلایلی که من به طرف این روش جذب شدم این بود که استاد در فایل هاشون مرتب می گفتن که بدون رژیم و ورزش و گرسنگی لاغر میشیم و ذهنم مجذوب این روش شد و بعد از یکسال هنوز هم مطمعنم که این روش بهترین روشه چون من اسم رژیم میومد عصبی میشدم و کلمه محرومیت و ممنوع بودن در ذهنم تداعی میشد .
      وقتی میگم تکرار کردن یاد جاریم می افتم مدتها فکر می کردم که چطور برادر شوهرم رو قانع می کنه که کاری رو که میگه انجام بده در حالی که میدونستم با تصمیم خانمش مخالفه خلاصه بعد مدتی که به خونشون رفته بودم فهمیدم شگردش رو .انقدر حرفش رو در زمانهای مختلف تکرار می کرد که همسرش قبول می کرد یعنی چاره ای نداشت از بس که زنش به قول معروف رو مخش بود .
      حالا جریان ذهن ماست ما هم بایدانقدر بریم رو مخ ذهنمون که از خر شیطون بیاد پایین و قبول کنه که چاقی خوب نیست و لاغری حق مسلم ماست و چاره ای جز پذیرش این موضوع نداره و تنظیماتش رو به تناسب اندام و لاغری عوض کنه .
      استاد واقعا از شما ممنون با مثالهایی که میزنید درک موضوعاتی که مطرح می کنید خیلی داحت میشه و باعث میشه فایلاتون اصلا خسته کننده و یکنواخت نباشه و هنر جوهایی مثل من اشتیاقشون روز به روز برای گوش دادن و درک موضوعات بیشتر بشه و یه جورایی معتاد بشیم به سایت شما و اگر یه روز فایل گوش ندیم و کامنت نخونیم انگار یه چیزی کم داریم .
      با امید توفیق روز افزون برای شما و دوستان هم مسیر🧡🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/18 19:58
      مدت عضویت: 752 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 547 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام
      به نظرم این فایل خلاصه و چکیده ی خیلی خوبی از روال چاقی و روال تناسب اندام بود
      خاطرات و تصاویر و اعمال چاق کننده رو بهم یادآوری کرد
      همینطور تغییرات ذهنی و عملی کردن تمرینات لاغری با ذهن رو به یادم آورد
      نزدیک نوروز 1400 هستیم و من چند روز برای کمک میرفتم پیش مادرم
      چند روز که گذشت متوجه یک سری خوراکی مثل بیسکوییت می شدم ولی چون تناسب فکری کار کرده بودم بهش بی توجهی می کردم و راستش خیلی برام جذابیت نداشت
      یه روز به مادرم گفتم مامان میشه تو کارگاه چایی داشته باشیم و مادرم قبول کردند
      روز بعد که رفتم کارگاه مامانم دیدم روی میز خیلی مرتب تنها خوراکی هایی که خیلی آراسته تو اون کارگاه شلوغ چیده شده ترکیب چای و بیسکوییت هست
      خب شروع کردم به خوردن و میزان خوردن چایی و بیسکوییت من خیلی کمتر خیلی کمتر از همیشه بود
      فردا بازم این مراسم تکرار شد
      پس فردا قبل از اینکه برم با خودم فکر کردم که اگر با این موضوع مواجه شدم رفتار درست چیه؟
      راستش همون میزان کم داشت منو به خوردن بیشتر تشویق می کرد و برام خاطره سازی انجام میداد
      مثل همیشه فرشته نگهبانم به کمکم اومد
      گفت تو با چه تربیتی بزرگ شدی که نتیجه اش چاقی بود؟
      آیا همین رفتار نبود که با صحنه هایی از روابط دلپذیر مادر فرزندی ، خستگی در کردن، جایزه با خوراکی بعد از کار و لذت بردن و احساس آسایش با خوراکی بود؟
      غیر از اینه؟
      بهم گفت تو روزانه برنامه ای برای این خوراکی ها داری؟ گفتم نه من دیگه ذهنم به اون صورت برنامه ریزی خوراکی نداره خدارو شکر یعنی خودم عمدا به یاد میارم چاقی چه مصیبتیه و لاغری چه موهبتی
      گفت پس رفتار درست اینه که لازم نیست به تعارف مامانت جواب مثبت بدی و میدونی که محبت شما هیچ ربطی به خوراکی و خوردن نداره
      وقتی رفتم کارگاه مامانم وقتی ایشون بازم بهم خوراکی تعارف کردند و خیلی اصرار کردند بارها این جمله رو تکرار کردم من میل ندارم واقعا سیرم دوست ندارم مامان و یه جورایی موضوع رو کاری میکردم تا بحث عوض بشه
      چقدر از این رفتارم راضی بودم
      این میشه عمل به آگاهی های تناسب فکری
      مورد دیگه ای که می خواستم بگم اینه که اگه همین مثال رو امشب تو سایت به عنوان تمرین نمی نوشتم به راحتی رفتار درست و و رفتار نادرست رو فراموش می کردم همینطور فرمول های متناسب شدن رو یادآوری نمی کردم
      می خوام به خودم یادآوری کنم که چقدر انجام تمرین میتونه روال لاغری منو راحت تر کنه
      از این ودئو عالی که همراه با تصاویر شگفت انگیزان بود بسیار لذت بردم و انگیزه گرفتم و خدارو شکر می کنم که انجام این تمرین مصادف شد با فرستادن عکسم به سایت تناسب فکری
      چون اگه عکس زمان شروع دوره رو نداشتم باورم نمی شد که اینقدر تغییر کردم ……..به لطف خدا فرستادن عکس عکس هم برای من مثل تمرین عمل کرد تا خودمو تشویق کنم وببینم که در عرض 276 روز چقدر کاهش وزن داشتم
      راستش وزن نکردم ولی شروع دوره 92 کیلو فکر می کنم بودم و حال اصلا هیچ ربطی به شروع دروه ندارم و خیلی از لذت این تناسب شادم
      میدونم باید همچنان مسیر سبز و زیبای متناسب شدن رو ادامه بدم تا بهتر و بهتر بشم و رفتارای متناسب کننده در من نهادینه بشه….
      بی نهایت از شما استاد عزیزم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/21 15:42
        مدت عضویت: 692 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 44 کلمه

        سلام دوست عزیزم بهتون تبریک می گم واقعا باعث افتخار منه که در این مسیر با دوستان خوب و مسممی مثل شما همراه هستم براتون آرزوی بهترینها رو دارم امید وارم عکس بعدی شما تناسب کامل شما و رسیدن به نتیجه دلخواهتون باشه.موفق باشید👏👏👏👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/17 02:19
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,961 کلمه

      گام ۱۸
      لاغر شدن آسان است اگر
      ذهن مشتاق شود .
      به به همین یک جمله دنیایی از حرف در خود دارد و دنیایی از لذت را به ذهن متبادر می کند .
      آسانی و اشتیاق دو هدف از اهداف ذهن است که همواره در هر کاری مد نظر دارد .
      اگر کاری سخت باشد با مقاومت ذهن روبرو هستیم . اگر کاری به اجبار باشد باز هم واکنش ذهن مقاومت است .
      اما لاغری با ذهن هم آسان است هم ذهن مشتاق است .
      استفاده از سایر روشهای لاغری برای ذهن ما بسیار مخرب است چون با اهداف ذهن ناهمسوست . ذهن رنج و سختی را نمی پذیرد ، اجبار را نمیذیرد ، اسارت را نمی پذیرد ، در حالیکه همین ذهن وقتی عاشق و مشتاق شود از هر فرصتی برای رسیدن به محبوب استفاده می کند تا خودش را با او پر کند .
      در لاغری با ذهن ، ذهن عاشق لاغری میشود و هر لحظه میخواهد به او برسد .

      اما نه ان لاغری را که ما تصور می کنیم . تناسبی که خودش در نظر دارد . تناسبی که در اصل وجودش است .
      تناسبی که با اصول اولیه ی او همسوست .
      تناسبی که راحت حاصل میشود نه به سختی و عذاب .
      استفاده از سایر روشهای لاغری تاثیر منفی بر روی ذهن می گذارد برای همین است که با شکست مواجه میشود . چون استفاده از این روشها تصاویری از غیر قابل دسترس بودن لاغری در ذهن ایجاد می کند . باورهایی از ناممکن بودن لاغری در ذهن ایجاد می کند .
      باورهایی از ناتوانمندی در ما ایجاد می کند . هرچقدر ما خودمان را محدودتر کنیم تاثیر آن بر عکس است و این محدودیت موجب مقاومت شدیدتر ذهن در مراحل بعدی می شود و چه بسا چاقتر شدن و چاقتر شدن بیشتر بر ما جلوه گری می کند . چون ما باروشهای دیگر لاغری در حقیقت داریم چاقتر شدن را در ذهن ترسیم می کنیم .
      ما به دست خودمون خودمون رو چاق می کنیم .
      وقتی به ذهن اعتماد نمی کنیم و مدام او را عامل چاقی خود می دانیم او واکنش نشان میدهد .
      ما باید به ذهن اعتماد کنیم تا او راه مطابق راه خود برود حتما می گوییم اگر ذهن را رها کنیم فقط میخواهد بخورد و بخورد و لذت ببرد و سناریو نویسی برای خوردن ایجاد کند و از راه قبلی برود .

      در حالیکه ذهن ما اکنون با لاغری آشنا شده که تا حد زیادی عشق به خوردن را در او کمرنگ کرده ما خیلی از راههای لاغری را در ذهن گشوده ایم تا ذهن را ترغیب کنیم برای اینکه در راه لاغر شدن با ما همراه شود .
      لاغر شدن ما منوط به اصلاح ذهن است نه اصلاح جسم .
      در حالیکه استفاده از روشهای جسمی لاغری تاثیر بسیار مخربی بر ذهن دارد .

      استمرار در مسیر لاغری با ذهن ترس از چاق شدن را از وجود ما پاک می کند . به ما جرات می دهد تا به ذهن اعتماد کنیم .

      وقتی من خودم را آزاد می گذارم و در دلم ترسی از چاقتر شدن ندارم ذهنم مرا می آزماید که ببیند واقعا او را رها کرده ام او در اول کار درست مثل سیستم قبل عمل می کند اما ما جلوی خود را نمیگیریم و فقط اجازه می دهیم با رغبت به کارش ادامه دهد .
      او سیر میشود . ذهن ما از خوردن سیر میشود . ما باید به سیری ذهن برسیم . باید ذهن ما چشم و دل سیر شود و محدودیت او را گرسنه تر می کند .

      هرچقدر ما آزادتر باشیم چشم و دل او سیرتر میشود ‌. اگر احساس گرسنگی مدام با ما همراهست این واکنش ذهنیست که نشان از اشتباه عمل کردن ما دارد . ما در خود ایجاد محدودیت کرده ایم و به جای تشویق ذهن مدام خود را سرزنش کردیم .

      حتما میگویید من در حالیکه دارم مثل یک حیوان غذا میخورم چطور خودم را تشویق کنم و به خودم به به و چه چه بکنم و پاسخ اینست چه کار کردی که باعث شدی ذهن مثل یک حیوان به غذا حمله کند و حریص شود .
      آیا غیر از این است که دائما او را سرزنش کرده ایم و دائما ناتوانش خواندیم و دائما مجبورش کردیم و او رم کرده است .
      با شلاق هیچ حیوانی رام نمیشود اما با نوازش و محبت همه آرام میشوند اما وقتی ما مدام ذهن خود را با گفتگوهای ذهنی آگاهانه یا ناآگاهانه شلاق زده ایم او هم همین واکنش را به ما نشان خواهد داد چون ذهن ما آیینه ی ماست دقیقا عملکرد ما را به ما بر میگرداند .

      چیزی را که ما قبلا هرگز نمیدانستیم این بود که ما با ذهن چاق شدیم و اکنون هم تنها راه لاغر شدن ما ذهن ماست .
      ما از روی ناآگاهی چاقتر شدن را به ذهن یاد دادیم یاد دادیم و با انواع و اقسام آگاهیها چاق شدن را به ذهن دیکته کردیم و ذهنمان پر شد از اطلاعات و تصاویر و خاطرات و سناریوهایی که فقط باعث بیشتر چاقتر شدن ما شد .
      ای خدا ما با خودمان چه کردیم .
      خدایا به خاطر این آگاهی سپاسگزارم .
      استاد به خاطر این آگاهیها سپاسگزارم .
      فاطمه ازت ممنونم که منو دوباره به اینجا هدایت کردی .
      ما با ذهن خودمون چاق شدیم هنوز هم داریم هنوز هم عادت به چاق کردن خود داریم و اکنون در تلاش هستیم تا عادت چاق کردن خود را به عادت لاغر کردن خود تبدیل کنیم و این عادت لاغر کردن تنها و تنها در تغییر محتویات ذهن است . هرچقدر ذهن خود را سرشار از این آگاهیها کنیم و هر کدام از این آگاهیها را به عمل بیاوریم محتویات ذهن ما تغییر می کند . آگاهی غالب این متن جلوگیری از محدودیت بود . من باید تمرین کنم دست از محدود کردن خودم بردارم .
      یکی دیگر از تفاوتهای استفاده از روش لاغری با ذهن و سایر روشهای دیگر اینست که ما وقتی از سایر روشها اقدام میکنیم تازه اگر خیلی هم خود را مجبور کرده باشیم که خوب اجرا کنیم هربار نتیجه ی کمتری میگیریم . یعنی اگر بار اول رژیم مثلا ۱۰ کیلو کم کردیم بار دوم ۵ کیلو و بار سوم ۲ کیلو و بارها شده حتی رژیم داریم اما اصلا وزن کم نکرده ایم و حتی خیلی ها رو دیدم با داشتن رژیم باز هم افزایش وزن دارند .
      و واقعا این افراد با خود چه کرده اند جز اینکه اینها با رژیم گرفتن تنها و تنها مقاومت ذهن خود را زیاد کرده اند و ذهن را الگوی چاق کنندگی دادند .
      به جرات میتوان گفت تمام روشهای لاغری نتیجه ای جز چاق شدن و بیمار شدن برای ما نخواهند داشت .
      در حالیکه لاغری با ذهن هرچقدر بیشتر میگذرد نتیجه ی آن بهتر میشود . چون در هر آموزش ذهن مقاومتش کمتر میشود .

      ذهن ما در لاغری با ذهن ابتدا فکر می کند همانند دیگر روش ها میخواهیم عمل کنیم ابتدا مقاومت می کند ولی بعد که متوجه میشود نه این روش مثل روشهای قبلی نیست . محدودیت نیست . آزادیست . لذت است . تغییر محتوای ذهن است .
      تغییر زاویه ی نگاه و نگرش به خوردن است . اصلاح منشاء واکنشهای رفتاری است . شاید حتی خودمان متوجه نشویم چقدر ذهنمان تغییر کرده ولی کم کم با استمرار این تغییرات جسمی میشود . این تغییرات ابتدا در احساس خود را نشان می دهد . هرچقدر جسم و رفتار ارادی را رهاتر کنیم و فقط به آموزش بپردازیم رفتارهای غیر ارادی ما بهتر میشود .
      در روشهای دیگر لاغری با ذهن ما رفتارهای ارادی خود را تغییر میدهیم ولی رفتارهای غیر ارادی ما اصلاح نمیشود . اما در لاغری با ذهن رفتارهای غیر ارادی ما اصلاح میشود . هرچقدر میزان اراده در رفتار را کمتر کنیم رفتارهای غیر ارادی اصلاحتر میشود .
      البته در لاغری با ذهن کنترل رفتار ارادی هم هست . اما این کنترل رفتار تا جاییست که ذهن هم همراهی کند و احساس مارا خوب کند به محض اینکه احساسمان بد شود واکنش ذهن تغییر می کند و رفتارهای غیر ارادی تهاجمی مجددا آغاز میشود . پس عمل صالح خیلی مهم است . عمل صالح عملیست که در صلح با خود است نه هر عملی . عملی که انسان با ذهنش همسو و هم جهت است و با هم در صلح به سمت هدف گام بر میدارند .
      عمل اگر صالح باشد تاثیر خوبی بر ذهن می گذارد و سبب تولید واکنش مثبت میشود و رفتارهای غیر ارادی خوبی از ما سر میزند .
      خوردن غذا برای همه ی ما لذت بخش است ولی ما میخواهیم لذتی بیشتر و بهتر از خوردن را در لاغری با ذهن تجربه کنیم .یعنی ما میخواهیم علاوه بر خوردن به لذتهای دیگر نیز دست پیدا کنیم وقتی ذهن را به لذتهای بیشتر ترغیب کنیم ناخوداگاه توجه ذهن از خوردن ها برداشته میشود و به سایر لذتها اختصاص پیدا می کند .
      هدف ما از لاغری با ذهن تنها لذت بردن است و لذتی فراتر از چاق شدن .
      ما در لاغری با ذهن به لذتی بیش از چاقی با ذهن میرسیم . چون نیروی ارادی و غیر ارادی با هم همسو میشوند .
      نکات برداشت شده از متن : تک تک جملات این متن نکات طلایی برای لاغر شدن بود .
      ۱- لاغر شدن آسان است .
      ۲- ذهن مشتاق لاغری آسان است .
      ۳- استفاده از سایر روشهای لاغری باوهای ناهمسو با لاغری در ذهن ایجاد می کند .
      ۴- استفاده از سایر روشهای لاغری ذهن را چاق می کند .
      ۵- حتی قبلا روش لاغری آسان برای ما روشی بود که محدودیت غذایی در آن کمتر باشد اما حتی همان هم برای ما قابل اجرا نبود .
      ۶- روشهای لاغری جسمی ، جسم را تحت فشار قرار می دهد . رژیمهای سنگین ، برنامه های سخت ورزشی ، قرص های چربی سوز تمام اینها سبب واکنش لاغر نشدن ، ناامیدی افسردگی و در نهایت چاقی است .
      ۷- روش لاغری با ذهن مدیریت افکار و رفتار است .
      ۸- روش لاغری با ذهن رفتار درونی رو نسبت به غذا تغییر می دهد .
      ۹- روش لاغری با ذهن عملکرد ذهن را تحت تاثیر قرار میدهد .
      ۱۰- نتیجه ی لاغری با ذهن سریعتر از چاق شدن با ذهن است .
      ۱۱- تنها روش لاغری آسان لاغری با ذهن است .
      ۱۲- در روش لاغری با ذهن ما به مراتب سریعتر و راحتتر از آنچه چاق شدیم لاغر میشویم .
      ۱۳- لاغری با ذهن ماندگار و بدون ترس از چاق شدن است به شرط استمرار .
      ۱۴- در مسیر لاغری با ذهن استمرار داشته باشیم .
      ۱۵- لاغری با ذهن از جسم شروع نمیشود که بتوان آن را مشاهده کرد بلکه از طریق ذهن شروع میشود .
      ۱۶- تاثیر لاغری با ذهن را میتوان احساس کرد . احساس بهتر . شور و شوق . انگیزه و امید برای لاغر شدن . اگر این احساسها را داریم ساخت و ساز لاغری در ما شروع شده است .
      ۱۷- تغییر احساسات نشانه ای برای افرادیست که رویای لاغر شدن دارند .
      ۱۸- تغییر احساس نشانه ای است برای افرادی که رویای لاغر شدن دارند .
      ۱۹- یکی از خصوصیات ذهن مقاومت در برابر فشار و سختیست .
      ۲۰- هر چقدر بیشتر خود را تحت فشار قرار دهیم ذهن هم استقامت بیشتری از خود نشان خواهد داد . درست مثل بچه ها هنگامی که آنها را تحت فشار قرار می دهیم .
      ۲۱- اصول آموزش در لاغری با ذهن بر اساس هدایت ذهن ناخوداگاه برای کسب نتیجه ی عالیست .
      ۲۲- ذهن ما نسبت به تنبیه و تحت فشار قرار گرفتن مقاومت دارد و نسبت به تشویق و لذت بردن بسیار مشتاق است .

      ۲۳- در روشهای لاغری جسمی از گزینه ی رنج و سختی برای ذهن خود استفاده کردیم .
      ۲۴- دوره لاغری با ذهن اساس کار بر رضایت و شادی و احساس خوب است و اینها مواردیست که ذهن آن را تایید می کند .

      ۲۵- یکی از نشانه هایی که مشخص می کند ما به درستی از مسیر لاغری با ذهن حرکت نمی کنیم اینست که از اجرای مراحل بادگیری احساس خوبی نداشته باشید . بی حوصلگی = عدم نتیجه

      ۲۶- بی حوصلگی واکنش ذهن است به ععملی که به ان وارد کردیم . این عمل یا برداشت صحیح نبوده که موجب بی حوصلگی شده است . بی حوصلگی احساس ناهمسو با هدف است و سبب میشود ما مسیر لاغر شدن را رها کنیم . پس تمرینات را طوری انجام دهیم که به احساس بهتر برسیم .
      ۲۷- تاکید بر احساس خوب در بسیاری از فایلها مشهود است و حتی برای بهتر شدن احساس ، فایلهای دیگری هم در مورد شیوه ی زندگی در سایت قرار دارد که میتوان از آنها برای بهتر شدن احساسمان استفاده کرد ‌.
      ۲۸- روشهای جسمی لاغری فقط خرابی اعصاب به همراه داشت . چرا نباید از هر غذایی به هر اندازه که دوست دارم بخورم .
      ۲۹- روش لاغری با ذهن تنها روش ساده و بدون بازگشت برای لاغر شدن و رهایی از رنج چاقیست .
      ۳۰- اولین دستاورد روش لاغری با ذهن آرامش ذهنی ، اطمینان به خود و توانمند بودن در لاغر شدن هست .
      ۳۱- لاغر شدن با ذهن تغییرات زیادی در جنبه های مختلف زندگی ما به وجود می آورد و سبب میشود زندگی جدیدی برای خودمان بسازیم و زندگی جدید را به خودمان و اطرافیانمان هدیه بدهیم .

      نکات استخراج شده از فایل :
      ۱- واکنش ذهن بزرگترها با حرکات و واکنشهای بچه ها شباهت دارد .
      ۲- اموزش ذهنی برای لاغر شدن نتیجه میده .
      ۳- رفتار بچه ها چون هنوز تحت تاثیر اموزش والدین قرار نگرفته صحیح تر از بزرگترهاست .
      ۴- ذهن را با فشار و ترساندن و تنبیه نمی توان تحت کنترل درآورد .
      ۵- ذهن ناخوداگاه زیر بار حرف زور نمیره .
      ۶- تشویق کردن روی ذهن تاثیر بیشتری دارد . چون در تشویق کردن میخواهیم لذت بهتری را تجربه کنیم .
      ۷- ذهن هرکاری که برایش لذتبخش تر باشد همان کار را انجام میدهد .
      ۸- ما باید کاری کنیم که لاغر شدن برای ذهن لذتبخشتر از خوردن باشد .
      ۹- در ناخوداگاه ذهن من ، من از چاقی لذت میبردم و از روشهای لاغری لذت نمبردم چرا که روشهای لاغری دقیقا مثل همان روشهای تهدید برای بچه ها بود ‌.
      ۱۰- ناخوداگاه رو نمیشه با عمل جراحی تغییر داد .
      ۱۱- تصمیم آگاهانه دوام نداره و به مرور به جایگاه اولیه بر میگرده چون ناخوداگاه بر تصمیم خوداگاه غلبه می کند .
      ۱۲- در روش لاغری با ذهن مزایای لاغر شدن ، تصویر سازی ، انرژی عالی به ذهنمون تزریق می کنیم که لاغر شدن برای ذهنمون لذت بخش باشه . بعد از چند روز متوجه میشیم رفتارهای درونی تغییر میکنه.
      ۱۳- عدم هماهنگی بین رفتار درونی و رفتار بیرونی موجب عصبانیت در فرد میشه .
      لاغری با ذهن رفتار درونی رو تغییر میده به شرط استمرار .
      ۱۴- وقتی ذهن ناخوداگاه را آموزش میدهیم هماهنگی رفتار درونی و بیرونی ایجاد میشود .
      ۱۵- از طریق فایلها و متنها و تمرینات لاغری رو آموزش میبینیم و ذهن رو با جسم در تعادل قرار می دهیم .
      ۱۶- تعادل بین ذهن و جسم و همسو شدن ذهن با تصمیم ما حرکت به سمت لاغر شدن رو لذتبخش می کنه .
      ۱۷- در آموزش های لاغری با ذهن ذهن مشتاق پیگیری و استمرار است . مثلا با خودمون میگیم بریم مرحله ی بعد ببینیم چه تاثیری رومون میزاره چقدر احساسم رو خوب میکنه و این بهتر شدن به ما انگیزه میده که ادامه بدیم .
      ۱۸- لاغر شدن راهی جز آموزش از طریق ذهن نیست .
      ۱۹- تجربه های همه تقریبا مشابه هم هست و هرکس آموزشها را دنبال کند نتیجه میگیرد و هرکس بهتر انجام دهد بهتر نتیجه میگیرد اما خوب شدن احساسات در تمام افراد مشابه است .
      ۲۰- یکبار دیگه تصمیم قاطع بگیریم و یک دهم از تلاشی رو که در روشهای قبلی انجام میدادیم اینجا انجام بدیم .
      ۲۱- این بار متعهد باشیم و هر روز انجام بدیم تا ببینیم چی میشه .
      ۲۲- ما به همین سبک چاق شدیم یعنی از طریق ذهن .
      ۲۳- ما خیلی ساده چاق شدیم .
      ۲۴- هیچ کس که چاق شده رنج نکشیده .
      ۲۵- لذت بردیم و چاق شدیم .
      ۲۶- روشی ما رو به تناسب اندام می رسونه که همواره با لذت و شادی و نشاط باشد .
      ۲۷- آن روش لذتبخش و شادی آور و نشاط انگیز لاغری روش لاغری با ذهن است .

      اونقدر متن و فایلها عالی و سرشار از نکات ارزنده هستند که واقعا حیفم میاد مو به مو اونها رو ننویسم . تک تک جملاتش ارزنده است .
      من یا اشتیاق تمرینات رو انجام میدم تا محتوای ذهنیم تغییر کنه .
      من حرکتم رو مستمر ادامه میدم تا رفتار درونیم تغییر کنه .
      من در این فایل به این نکته ی مهم رسیدم که ما دو نوع رفتار داریم رفتار بیرونی (ارادی ) و رفتار درونی (رفتار غیر ارادی ، یا ذهنی)
      ما در شیوه های دیگر لاغری تنها روی رفتار ارادی کار می کنیم در حالیکه در شیوه ی لاغری با ذهن علاوه بر رفتار ارادی ما روی رفتار غیر ارادی کار میکنیم .
      یعنی ما نه تنها باید از پرخوری و تنبلی ارادی جلوگیری کنیم بلکه باید منشاء این رفتار رو که در ذهن است اصلاح کنیم اونم با اشتیاقی که به سمت لاغری در وجودمون ایجاد می کنیم . باید عمل آگاهانه و ارادی رو طوری انتخاب کنیم که واکنش ذهن پرخوری و تنبلی و بی حوصلگی نشه .
      به این عمل میگن عمل صالح . عمل آگاهانه اگر عمل زور و اجبار و رنج باشه عکس العمل یا همان رفتار ذهنی در خلاف جهت هدف حرکت می کنه و ما چاقتر شدن رو بیشتر تجربه می کنیم .
      ما با تشویق کردن و دادن لذت بیشتر میتونیم ذهن رو ترغیب کنیم تا واکنشهای لاغر کننده برای ما تولید کنه و رفتار درونیمون رو با اینکار اصلاح کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/12/14 10:57
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      سلام 💖
      به هر راهی به جز لاغری با ذهن فکر میکنم به بن بست میرسم وراهی جز این راه برام نمیمونه در دریایی از افکار منفی غوطه ور میشم وحرفهای دیگران که میگن چقدر چاق شدی رو میشنوم وبه این نتیجه میرسم که خودم اون رو تو دهنشون انداختم تا وقتی خودم نارضایتیم رو از یه شرایطی اعلام نکنم کسی چه میدونه من چی میخوام باید با درونم به صلح برسم وخودم رو دوست داشته باشم تنش رو از خودم دور کنم وروی هدفم متمرکز بشم من این اضافه وزن رودر مدت کوتاهی بدست نیاوردم که حالا بخوام خود بخود وبدون هیچ تلاشی اون رو کم کنم من هم از طبعات چاقی والبته نه از خود چاقی لذت میبردم چون اکثر ادمهای چاق بر طبق اموزشهای غلطی که یاد گرفتن از خوردن لذت میبرن خوردن بیش از نیاز از زیر مجموعه های چاقیه مدام به خوردن فکر میکردم گویا هدف از بدنیا اومدنم فقط خوردن بود لذت مهمونی رفتن عروسی رفتن بیرون رفتن مسافرت رفتن بخش عظیمی رو از طریق خوردن بدست میاوردم واین توجیه رو برای خودم داشتم که تا مدتها بعد دیگه عروسی نمیرم تا مدتها بعد مسافرت نمیرم تا مدتها بعد …..پس شادی رو با خوردن بیش از اندازه تکمیل میکردم وهیچوقت منظور ادمهایی که میگفتن میل ندارم رو درک نمیکردم همه چیز در خوردن خلاصه میشد وخوشبختانه بعد از ورود به دوره فهمیدم که زندگی جنبه های دیگه ای هم داره خوردن به اندازه به جای خودش خوبه ولی لذت یه عروسی رفتن رو با چه میزان خوردن نسنجم قسمتهای لذت بخش زیادی دیگه ای وجود داره
      بارها این جمله رو با خودم میگفتم که تنها لذتم از زندگی خوردن چرا باید ازش چشم پوشی کنم وحالا امیدوارم بتونم با استمرار در حرکت به سمت تناسب اندام پیش برم واز پیله ای به اسم چاقی که به دور خودم تنیدم مثل یه پروانه خوشگل بیرون بیام
      با فشار اوردن به ذهن هیچوقت به هدف نمیرسم خصوصا حالا که تا حدودی با کار کردذهن آشنا شدم وقتی جلوی خودم رو از طریق نخوردن بگیرم ذهن از طریق ولع به مواد غذایی نشون میده وسد راه من میشه و ما به غلط اسمش رو اشتهای زیاد گذاشتیم من مدتها به دکتر تعذیه میرفتم وبه دکتر میگفتم که دوست دارم همش بخورم ودکتر هم بهم پیشنهاد خوراکی های با کالری کم میداد ولی حالا که اطلاعاتم بیشتر شده میتونم به شوق متناسب شدن خودم رو کنترل کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/06 18:19
      مدت عضویت: 425 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      بنام خدا 🌸 گام هجدهم :اشتیاق داشتن
      در تمام سالهایی که من زندگی کردم ازچاقی خودم لذت می‌بردم و همیشه مشتاقانه پیگیرچاقترشدن بودم وهرفکری که منوبه سمت چاقی هدایت مبکرداونومشتاقانه عملی میکردم چاقی من ذهنیه وهیچ ربطی به جسمم نداره الان دیگه بایقین واطمینان کامل می‌دونم .درذهن من اشتیاق چاقی اینطورمعناشده بود که
      بیرون رفتن =خوردن
      تلویزیون دیدن =خوردن
      دیدن دوست و آشنا=خوردن
      عروسی=خوردن
      دیدن عکس غذا=خوردن
      خرید.دمیوه بعدازخرید=خوردن
      جشن وعزا=خوردن
      روزهای تعطیل=خوردن
      رفتن به مسافرت=خوردن واین چیزی بود که در ذهنم بود من مدیریتی رویعملکردخودمنداشتم چون من ازخوردن وازچاقی لذت می‌بردم دیدن غذاوخاطرات غذابوی غذاتعریف غذادرذهن من درنهایت به خوردن وفشارشکم منتهی میشد واین به این خاطر بود که برنامه ریزی ذهنی من ازابتداباپایه ی لذت ازچاقی بناشده بودوهرسال من مشتاقانه به دنبال چاقی و چاقترشدن بودم حتی زمانیکه رژیم میگرفتم وورزش میکردم وطبق بر نامه ی غذایی عمل میکردم وبعددوباره چاق میشدم به این خاطر بود که ذهن من مشتاقانه به دنبال چاقی بودومن فقط بافشارواردکردن به جسمم میخواستم لاغربشم واشتیاق هم برای لاغری نداشتم چون انجام اون برنامه های آی لاغرشدن برای من چیزی جز احساس رنج وسختی نداشت و دقیقا ذهن من هم مثل یک بچه ای که اذیت شده بود وناراحت شده بودوبعدازمدتی دوباره منوبه اون چیزی که برنامه ریزی شده بود می‌رسونم چاقی وچاقی بیشترذهن من ازچاقی دفاع می‌کرد ومن هم بابرگشت به زندگی عادی خودم بیشترمسیرروبرای ذهنم بازمیکردم وبانجام اون رفتارهامن لذت می‌بردم واشتیاق پرهیجان ذهنم روبیشترمیکردم برای چاقترشدن
      در ذهن من اشتیاق برای چاقی جایگزین تمام نداشته هاوسرکوب شدن های احساسی و تحقیرآمیز واندوهم بودجایگزین خستگی
      خستگی =خوردن . ناراحتی=خوردن دوست نداشتن =خوردن .ترس =خوردن . تحقیرشدن=خوردن گریه =خوردن .نگرانب=خوردن .استرس=خوردن.تنفروخشم =خوردن
      چون در ذهن من ازبچگی این ثبت شده بود که زمانی که حالم بدبودوگریه میکردم مادرم به من خوراکی می‌دادی ای سرگرم شدن وهمیشه ی زندگی من درحال خوردن بودم وازیک ماه من برنامه ریزی میکردم برای چطورخوردن چه غذای درست کردن واین که روزتعطیل چه غذایی درست کنم کل محتویات ذهن من خوردن بود والان بی نهایت اطمینان عمیق دارم که چاقی من ذهنیه وله هیچ وجه جسمی نیست درذهن من چاقی همراه با لذت وعلاقه واشتاق بوده امالاغری درذهن من به خاطر محدودیت هاوفشارها مساوی بارنج بوده به همین خاطر من بعدازخرید بارنج وسختی دوباره چاق میشدم .برای لاغرشدن اول باید اشتیاق لاغری درمن شکل بگیره وتکراررفتارهای لاغرکننده تابه بهترین نحو ممکن بتونم لذت ببرم و ازلاغری خودم لذت ببرم و درمسیرادامه خواهم دادومشتاقانه به تمرینات عمل میکنم تابتونم لاغری روبه عنوان لذت زندگیم تجربه کنم و همیشه درمسیرلاغری باقی بمونم.😊🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/02 12:22
      مدت عضویت: 493 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 701 کلمه

      گام ۱۸–لاغر شدن آسان است اگر دهن مشتاق شود.
      سلام به همه
      من تصمیم قاطع گرفتم از طریق یادگیری ذهن رویای خود را به واقعیت تبدیل کنم و برای رسیدن به این رویا باید ریشه یابی بشه که یکی از این ریشه ها مقاومت ذهن در برابر رنج و سختی وقتی این را بدانیم برای اصلاح آن دست به کار می شویم.ذهن در برابر سختی ها شدیدا مقاومت می کند و ما باید طوری رفتار کنیم که کوچکترین فشاری بر ذهن ما تحمیل نشه مثل محرومیت و محدودیت ،باید رهابودن و آزادی را احساس کند تا به راحتی دست از مقاومت بردارد.درست مثل کودکی که در مقابل تشویق خیلی ساده و آسان همه چی را می ‌پزیرد—در تمام دفعه هاتی که رژیم همرا با ورزش کردن در حد عرق کردن و دمنوش های مختلف و…غیره انجام می دادم لاغرمی کردم ولی به اونون چیزی که می خواستم نمی رسیدم چون دهن ناخودآگاه من در مسیر چاقی بوده به راحتی مرا وارد مسیری می کرد که همون رفتارهای قبلی ام را انجام می دادم چون با فشار نمی شود ذهن را از چاق شدن منع کرد .محدود کردن مواد غذایی —بالا بردن فعالیت جسمی همه اینها که برای لاغر شدن انجام می شودو ذهنمون یک چیزه دیگه می خواد ولی ما داریم به زور یک کار دیگه ای انجام می دهیم این عدم تعادل بین رفتار و ذهن باعث عصبانیت در فرد می شود و نمی شه برای همیشه ادامه داد کلی مسیر را می ریم و خسته می شیم دوباره برمی گردیم و مرتب در حال تکرار و تکرار از مسیر اشتباه،واین دلیل بی ارادگی ما نیست بلکه مقاومت ذهن در برابر لاغر شدن است— اما وقتی ذهن نا خودآگاه را آموزش بدهیم هماهنگی بوجود می اید از طریق گوش کردن به فایلها و تمرینات و خواندن مطالب و استمرار ،به این طریق ذهن را آموزش می دهیم و باید رفتار خود را در برخورد با مواد غذایی و هر خوراکی زیر نظر داشته باشیم تا بتوانیم عادتهای بد و موانع را به موقع شناسایی کنیم—تشویق ذهن چیست:تشویق ذهن =محروم نیستی ،تشویق ذهن =محدود نیستی،تشویق ذهن=هیچ گونه رژیمی در کار نیست
      تشویق ذهن=خوردن ترس ندارد
      تشویق ذهن =ورزش اجباری نیست
      تشویق ذهن=انتخاب کننده هستی نه انتخاب شونده
      زمانی که متوجه تفاوت واکنش ذهنی خود نسبت به زمانی که از روش‌های مختلف استفاده کردیم باشیم یعنی در مسیر قرار داریم در چه صورتی این تفاوت واکنش را دریافت می‌کنیم ؟زمانی که در مسیر لاغری هستیم !!!این تفاوت واکنش ذهنی را من امروز دریافت کردم!!امروز صبح یک قهوه خوردم و میلی به خوردن مواد غذایی نداشتم وانتخاب کرد میوه بخورم تصمیم گرفتم یک خورشت کرفس درست کنم هر زمانی که گرسنه شدم می خورم .ساعت ۳/۵ بعد از ظهر احساس کردم حالا می تونم غذا بخورم وقتی غذا را کشیدم شوهرم گفت خیلی کم برداشتی بیشتر بزار ،گفتم اگر سیر نشدم و نیاز بود حتمی می خورم و شروع کردم و با همون مقدار سیر شدم و خیلی راحت کنار رفتم دوباره شوهرم کفت خیلی کم خوردی بیشتر بخور در جواب گفتم میل ندارم واقعا سیر شدم و نشستم خوردن همسرم را تماشا می کردم که داشت با اشتها می خورد و یک مقدار که توجه بیشتر داستم احساس کردم می خوام بالا بیارم و با خودم کفتم چقدر داره می خوره چطوره می توند اینقدر بخوره و بلافاصله متوجه این تفاوت شدم در صورتی که اگر در رژیم بودم و همین مقدار غذا را می خوردم و وقتی شوهرم را در موقع غذا خوردن تماشا می کردم با خودم می گفتم خوش به حالش که اینقدر می خورد و اونون حس حسرت خوردن روح و روان مرا آزار می داد و نرس از چاقی و نخوردن غذا !!!اما حالا که تو مسیر هستم ذهن من صد در صد واکنش متفاوتی داشت خیلی حال داد چون بدون هیچ رنج و فشار پیغام سیری را به موقع دریافت کردم.غذای خوشمزه خوردم به اندازه خوردم و موقع گرسنگی خوردم و به موقع پیغام سیری را دریافت کردم و نکته مهم‌تر که واکنشی که ذهنم در مقابل غذا خوردن همسرم به من گفت خیلی مهم بود و حس خوبی داشت حسی که در مسیر درست قدم می زنم و حتمی به مقصد می رسم با اشتیاق همه چی آسان می شود —ممنون از همه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/29 21:50
      مدت عضویت: 338 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 506 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۱۸ یادم میاد وقتی داشتیم میرفتیم مهمونی با اینکه به دخترم میگفتم که مامان ابنکارو نمیکنی اون کارو نمیکنی بازم ی جوری میشد که ی کاری میکرد که من ناراحت میشدم ودوست نداشتم ی نگاه اخم الود بهش میکردم وتموم میشد اما یکم بعدش یواشکی شروع میشد طوری انجام میداد که مثلا من متوجه نشم حالا فهمیدم کهچرا این اتفاق میافتاد برای اینکه ذهن نا خداگاهش با تهدید کاری رو انجام نمیداد وحتی بعضی وقتا میشد که ی پیشنهاد لذت بخش بهش میدادم واونم قبول میکرد وسریع میومد پیش من مینشست واگر بچه های صاحبخونه هم میومدن نمیرفت حالا ارتبات این داستان با لاغر شدن چیه اینکه ما هم وقتی غذای مورد علاقه مونو میخوردیم زیاد یا بستنی میخوردیم یا تیرفتیم عروسی و…از خوردن وزیاد خوردن لذت میبریم اونقدر که میگفتیم عجب عروسی بود خیلی خوش گذشت بدبختانه ما ایرانیها تفریحی برای خودمون در نظر نمیگیریم واونوقت با خوردن وخوردن زیاد اون کمبود و جبران میکنیم ونتیجه شم این هیکلی که داریم وقتی ما رژیم میگرفتیم فقط جسم بیچاره مون بود که انقد تحت فشار قرار میگرفت وچقدر مرد بود با این حسابم ما لاغر میشدیم اما ذهن ما کماکان از چاقی وچاق شدن ِلذت میبرد چون ناخداگاه مادغلبه میکنه بر خداگاهمون وما چاقتر میشدیم من در طول اون زمانهاییکه رژیم بودم نبودم خیلی رعایت میکردم هر چیزی رو نمیخوردم مثلا وقتی شیرینی میدیدم خیلی دوست داشتم دلم پر میزد که بخورمش ولی میدونستم که با یکی دوتا قانع نمیشم وبعدش عذاب وجدانی میگرفتم که اعصاب همه رو خورد میکردم پس در نتیجه نمیخوردمما راههای زیادی وتجربه کردیم حالا یکی یکم لیشتر یکی یکم کمتر ولی اگر برام مقدور بود میخواستم برم عمل کنم اما وقتی فکر میکردم که فقط ۱۵ روز میتونه حلقه بمونه وبعدش باید در بیارم گفتم اصلا به دردش نمی ارضه در روش لاغری با ذهن ما به ذهنمون یاد میدیم اموزشش میدیم که چجوری میتونه قدم به قدم لاغر بشه من وقتی رژیم میگرفتم وحتی وقتهاییکه رژیمم نداشتم همش عصبانی بودم وهمش حرص ولع داشتم وچون نمیتونستم بخورم بیشتر اعصابم خورد میشد چون من چه کار میکردم چون ذهن وجسمم با هم همسو نبودن اما ما با روش لاغری با ذهن یاد میگیریم چجوری ذهنمونو با جسم ومغزمون هماهنگ کنیم ووقتی این اتفاق بیافته میبینیم که لاغر شدن چقدر اسونه برای همینکه ذهنمون مشتاقه که فایل بعدی گوش کنه وببینه چی یاد میگیره وی قدم به لاغر شدن نزدیک میشه وما خیلی کارها کردیم که نتیجه نداشت اما لاغری با ذهن برای همه ما نتیجه داره وخستگی چندین ساله رو در میاره وما انقد لذت میبریم که تلاففی تمام نخوردنها ونرفتنها وهمه رو در میاره وما برای چاق شدن سختی نکشیدیم وروشی درسته که بدون سختی باشه وبا لذت وعشق همراه باشه واون روش لاغری با ذهنه من نمیدونم چند جلسه از بچه ها عقبترم چون مثلا اومدم سیم کارتم دائمی کنم راحتر باشم برعکس شد وهنوزم درست نشده مجبورشدم از ی سیم دیگه استفاده کنم وممنونم استادبخاطر تمام یعنی ذره ذره زحمتی که برای من میکشید ومنو به ارزوم برسونید ایشالا خدا عوضشو بهتون بده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 04:18
      مدت عضویت: 355 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      به نام خدای مهربان.
      یکی از خصوصیات ذهن، مقاومت کردن در برابر سختی‌ است، هر چه میزان سختی بیشتر باشد ذهن هم استقامت بیشتری از خودش نشان می‌دهد.
      در سالهای چاقی هربار که برای کاهش وزن اقدام کرده‌ام، تلاش کردم با تحت فشار قرار دادن جسم از طریق محدود کردن مصرف مواد غذایی و یا بالابردن تحرک بدنی وزن خودم را کاهش دهم. این مسیر برای ذهن من رنج و سختی محسوب می‌شده لذا تمام توانش را به‌کار می‌گرفته که از این سختی خلاص شود. در تمام تلاش‌های من برای کاهش وزن، با اینکه همیشه مقداری و گاهی مقدار خیلی زیادی وزن کم کرده‌ام ولی هیچوقت نتوانستم برنامه کاهش وزن را تا رسیدن به وزن ایده‌آل ادامه دهم. الان متوجه می‌شوم که علت آن مقاومت ذهنم در برابر لاغر شدن بوده است نه بی‌اراده و بی‌عرضه بودن من.
      استفاده مکرر از رژیم‌های سخت غذایی و برنامه‌های‌ ورزشی، باعث شده که لاغر شدن برای ذهن من بسیار سخت باشد و فرمول ذهنی
      لاغری = رنج و سختی و محدودیت
      شکل بگیرد. استفاده از روش‌های آسان‌تر لاغری مانند مصرف قرص‌های چربی‌‌سوز، دمنوش‌ها، گن لاغری و…حتی یک گرم از وزن من را کاهش نداده است و این موضوع باور اینکه فقط با رنج و سختی می‌توان لاغر شد را در ذهن من به‌شدت تقویت کرده است. از آنجا که پس از کاهش وزن نیز همواره ترس و نگرانی از چاق شدن مجدد وجود داشته، بنابراین لاغری هیچ لذتی را در ذهن من تداعی نمی‌‌کند و فقط یادآور احساسات بد، رنج و سختی است. در مقابل مسیر چاقی هميشه برای من لذت‌بخش بوده است. نتیجه نهایی لذت‌بخش نبوده اما مسیر حرکت بسیار لذت‌بخش بوده است و ذهن من همیشه به دنبال حرکت در این مسیر لذت‌بخش است. این مسیر همواره شامل خوردن غذاهای مورد علاقه، استراحت و عدم تحرک است. همچنین در این مسیر احساسات بد و منفی مثل عصبانیت، ناراحتی و استرس با خوردن آرام می‌گیرد. در حالیکه بالعکس، در دوران کاهش وزن، محدودیتها و عدم هماهنگی رفتار و ذهن باعث ایجاد این احساسات بد و منفی می‌شده است.
      درسایر روش‌های لاغری ما فقط شاهد حرکت جسم به سمت تناسب بودیم و همواره ترس از لاغر نشدن و چاق شدن دوباره داشتیم. این تجربیات ذهن باعث می‌شود در مسیر لاغری با ذهن هم برای رسیدن به نتیجه عجله داشته باشیم و نگران عدم نتیجه باشیم و عدم کسب نتیجه سریع باعث دلسردی و نا امیدی شود. در صورتیکه در روش لاغری با ذهن نکته مهم و حائز اهمیت این است که لاغری و تناسب از ذهن شروع می‌شود و سپس ذهن متناسب، جسم را به سمت تناسب هدایت می‌کند و دلیل موفقيت و پایداری این روش هم همین نکته است. بنابراین در این روش برای اطمینان از اینکه در مسیر درست حرکت می‌کنیم نیاز به ترازو نداریم بلکه باید به احساسات خودمان مراجعه کنیم. اگر احساس بهتر، آرامش، شور و اشتیاق، انگیزه و امید داریم، قطعا حرکت در مسیر تناسب آغاز و پروسه لاغر شدن ما شروع شده است. پس با این همه احساس خوب و حال خوب در این مسیر حرکت می‌کنیم تا به حق طبیعی خود که تناسب اندام دائمی است برسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/11/27 00:31
      مدت عضویت: 447 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      🦊سلام سلام🦊
      چرا وقتی به بچه ای میگیم اون کار و نکن ، ولی بازم انجامش میده؟
      چون بچه زیربار حرف زور نمیره. ذهن ماهم همینطوره زیربار حرف زور نمیره و نمیشه به زور لاغرش کرد.
      ولی اگه به همون بچه وعده بدیم که اگه این کار و نکنی یه چیز خوب گیرت میاد، اونم قانع میشه و اون کار و انجام نمیدخ تا به چیز خوب و لذت برسه، به زور هم نبوده با خواست خودش بوده. ذهن ماهم چیزهایی و که با لذت انجام بشه و میپذیره و فک میکنه همین کار درسته، براش فرقی نمیکنه که ما بگیم چاقی و دوست نداریم، وقتی رفتارمون جوری باشه که ما از اون کار لذت ببریم ذهن هم به سمت همون رفتار میره. 🚶‍♂️
      مثلا به هیچ نوزادی نمیشه به زور شیر داد وقتی نمیخواد یعنی نمیخواد، پس ماهم به زور نمیتونیم لاغر بشیم چون ذهنمون نمیخواد که بهش فشار بیاد و حرف زور و قبول کنه. 😤
      درسته که ما چاقی و دوست نداشتیم ولی باید به رفتارمون در مواجهه به غذا ها دقت میکردیم، وقتی با لذت درباره غذاها حرف میزدیم، یا اینکه سعی میکردیم بیشتر بخوریم تا لذت ببریم و خوشحال بودیم و …
      در اون حالت چون ما لذت میبردیم ذهنمون هم فکر میکرد که عهههه پس بیشتر خوردن خیلی خوبه که، پس هی بیشتر و بیشتر میخورد.🎂🍩
      من ذهن ناخوداگاه و به شکل یه آدم میبینم.👩‍🦰🤭

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/26 01:26
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 650 کلمه

      سلام سلام 😍 😍
      اشتیاق داشتن انجام هرکاری رو راحت و آسان می‌کند.

      روش لاغری آسان برای من، رژیمی بود که ۱.نوع غذا را تعیین نکند چون تهیه ی مواد غذایی متنوع سخت بود، ۲.ورزش در کار نباشد ۳.میان وعده هم داشته باشد تا گرسنگی نکشم..
      در طول استفاده از رژیم ها، از میوه و سبزیجات زده میشدم و برای خوردن چیزهایی که دوست داشتم هم ممنوعیت رژیم مانع میشد و باعث بهم ریختگی افکار و اعصابم میشد..
      توجه به رفتار کوچکترها؛
      من یک دخترعموی یکساله دارم وقتی به رفتارهایش نگاه میکنم تعجب می‌کنم که چرا بعضی ها میگن بچه ها نمیفهمند.. وقتی که سیر میشه محاله یک ذره دیگه بشه بهش غذا داد، و خیلی عالی پیغام سیری رو دریافت میکنه.. وقتی که سمت رادياتور میره میدونه داغه و با احتیاط از اونجا رد میشه.. وقتی تشویق میشه میفهمه و دست میزنه و وقتی اگر یکم لحن مون جدی تر بشه بغض میکنه و گریه میکنه..
                🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      ذهن ما مانند یک کودک است.. باید تمام خواسته ها را در آرامش، صلح و شادی از آن بخواهیم. با زور و فشار هیچ کاری برای ما انجام نمی‌دهد.
      مَحَک ما در مسیر لاغری، احساس ماست اگر خوب است مسیر درست را طی میکنیم و اگر خوب نیست، ما در مسیر اشتباه هستیم..
      فایل تصویری 🎧💻:
      شباهت عملکرد ذهن ما 🧠با رفتار بچه ها👶🏻:
      1. آرامش بچه ها و اینکه هیچ وقت نگران بعدشون نیستند.. مطمئن از اینکه غذا میرسه، لباس هست و..
      و هرلحظه میشه شادی رو هم در بچه ها دید و هم ازشون دریافت کرد.. سرشار از انرژی مثبت هستند..
      2.زیر بار زور نمیرند😅.. مثل اینکه وقتی سیر میشن دیگه هیچ جوره نمیشه بهشون غذا داد..
      نقش لذت و رنج در چاقی :
      ما هم برای چاق شدن رنج کشیدیم هم لذت بردیم..
      در واقع ما آگاهانه از چاق شدن رنج کشیدیم ولی ناخودآگاه ما لذت برده.. چون پرخوری کردن برایش لذت تعریف شده بود، چون غذا خوردن تعریف های خیلی زیادی داشت که باعث می‌شد رفع خستگی کنیم، عصبانیت مون رو کم کنیم، تفریح کنیم، شاد باشیم و.. اما خود ما بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشدیم و احساس مون بد میشد ولی ذهن ما هیچ وقت از این احساس بد ما نتیجه نمی‌گرفت که چاقی رو دوست نداریم.. و به همون مسیر چاقی ادامه میداد.. چون دلایل محکمی داشت.. دلایلی که خودمون ایجاد کردیم مثل چاقی ارثی است و….
      علاوه بر این دلایل، انگیزه هم داشت که همون تعریف های مختلف از چاقی و مساوی قرار دادن خوردن با لذت بردن بود…
      برای لاغر شدن، باید راه چاقی را برگردیم اما از لاین مخالف…
      ما برای لاغر شدن نیاز به دلیل و انگیزه برای ذهن داریم و باید بهش بفهمونیم که رنجی که بعد از پرخوری تحمل میکنیم، علتش چاقی هستش و باید ذهن ناخودآگاه مون رو قانع کنیم که چاق تر شدن به هیچ وجه مسیر مناسب و درستی برای ادامه ی راه زندگی ما نیست.. چاقی راهی هستش که به مرگ ختم میشه.. اما لاغری، مسیری به سوی سلامتی بیشتر، زندگی بهتر و جسم سالم تر و لذت بیشتر هستش..
      در مسیر چاقی تنها راه لذت بردن خوردن هستش..
      اما در مسیر لاغری، خرید کردن با لذت همراه هستش، پیاده روی کردن لذت بخش هست، رقصیدن لذت بخش میشه، میهمانی رفتن لذت بخش میشه، خوابیدن، ورزش کردن، خودت رو در آینه تماشا کردن، لباس سایز کوچیک پوشیدن، قدی از خودت عکس انداختن، استخر رفتن و شنا کردن، دویدن، و..هرکاری با لذت انجام میشه.. زندگی کردن ارزشمند میشه..
      این موهبتی هست که در چاقی وجود داره چون با لاغری از طريق ذهن میتونی در کل زندگیت تغییر ایجاد کنی، چیزی که شاید لاغرهایی که از اول لاغر بودند درکش نکنند و طعمش رو نچشند.. اما این هدیه برای ما وجود داره..
      باید راه لاغری رو با لذت خیلی زیاد طی کنیم تا ذهن هم همراه و هم پای ما حرکت کنه..
      تغییر امروز من😍😍:
      من امشب گرسنم نبود و وقتی برای شام صدایم کردند، نرفتم و تحت تاثیر تعارف دیگران قرار نگرفتم.. و خیلی راحت این تغییر در من اتفاق افتاده و خداروشکر میکنم بابت این تغییر رفتار 🌸 🌸 🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/26 01:20
      مدت عضویت: 338 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      سلام لیلی خانم دیدگاهتونو خوندم وخیلی لذت بردم از اینکه شما انقدر لذت بردید وانقدر احساستون خوبه ولاغر شدید تبریک میگم بهتون برای تغییراتی که در شما بوجود امدهوافرین واحسن به شما که تمریناتتونو‌بخوبی انجام دادی موفق ومتنایب باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/22 11:00
      مدت عضویت: 422 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      سلام بنظر من روش های لاغری دیگه فقط خودشون رو اذیت میکنن یعنی داخل یه فشار و محدودیت مواد غذایی هستن ک زجر می کشن ک نمیتونن بخورن من دیدم دیگه اینقدر سختی ب مخز و بدنت اخرشم هیچ من ک ناراحت میشم و میبینم بعضی ها رو گرم چیزی میخورن خیلی سختی می کشن خواهرم و برادرم الان داخل دو تا دوره هستن و منم اومدم این دوره واقعا دلم براشون میسوزه تازه چقدر این رژیم ها و روش های مختلف رو مخزشون اثر می ذاره خیلی زود عصبی میشن خیلی صورت هاشون خراب میشه 😔من ک با خودم عهد کردم ک خدا تنی سالم بهم بده همیشه بتونم در این راه باقی بمونم چون واقعا با شنیدن و گوش دادن ب فایل ها آروم میشم یعنی هر کاری ک داشته باشم شنیدن ب فایل و خواندن نوشته های دوستانم باید انجام بدم استاد عزیز هر کجا ک هستید در پناه حق شاد و سلامت باشید🙏💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/21 19:02
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,636 کلمه

      تشابه رفتار ذهن بزرگترها با حرکات و رفتار بچها چی هست ؟؟؟؟(یعنی اینجا استاد ذهن رو به یه بچه ی کم سن و سال شبیه میدونه که این ذهن به مرور زمان پر از فرمو لهای اشتباه در اثر تربیت و خانواد و اجتماع و اطرافیان شده و گرنه در بدو تولد که پاک و سفید هست پس خیلی مهم که چه چیزی وارد این ذهنمون میکنیم و قبلا چی به خورد این ذهن دادن سعی کنیم اطلاعات درست رو بپذیریم و هر چیزی رو از هر کسی به راحتی قبول نکنیم حالا چه در زمینه ی لاغری چه در بقیه ی جنبه های زندگی )
      بچها خیلی رفتار درست و فابریکی دارن که ممکنه از نظر ما درست نباشه ما از لحاظ ذهنی خیلی درست هست ( همین خوردن در نوزدان رو دقت کنید هر چقدر بخوان در هر زمان و مکانی میخورن بدون ترس و اگر سیر باشن هر چقدر ما تلاش کنیم نمیخورن و خیلی از بزرگترها ممکنه نگران باشن که چرا بچه ام کم میخوره یا خوب غدا نمیخوره ولی اون ذهنشون هنوز پاک و دست نخورده هست و اتوماتیک میخورن و وقتی سیرن دیگه نمیخورن اما از نظر خیلی از پدر و مادرها رفتار غداییشون غلط هست و کم میخورن و ضعیف هستن و دهن اونها رو از بچگی با فرمولهای غلط پر میکنن مثلا :بخور که بزرگ بشی بخور که قوی بشی بخور که اندازه فلانی بشی و …) .
      ما معمولا اگر بچه ای کار بد بکنه تهدیدش میکنیم که نکن و بچه به خاطر چند دقیقه ساکت میشه ولی دوباره شروع میکنه به انجام کارهای خودش ولی اگر به بچها بگید فضولی نکنید که شب شما رو پارک ببرم یا خونه ی خاله ببرم با فلانی بازی کنی و یا پیتزا بخرم که دوست داری
      چون ذهن اینجا با لذت بیشتری مواجه شده پس دست از اون لذت کمتر میکشه
      روند ذهن همین طور هست هر کاری براش لذت بیشتری داشته باشه اون رو انجام میده (ذهن به دنبال کارهای لذت بخش هست و دوست داره اونها رو انجام بده پس مواظب باشین هر چیزی رو که وارد ذهنتون می کنید در قسمت رنج و یا لذت ذهن شما میشنه؟ که ممکنه خیلی وقتها به خاطر اطرافیان و جامعه به اشتباه وارد ذهن ما خیلی چیزا کرده باشن مثلا لاغری =رنج و سختی چاقی =لذت و آسانی یا ثروت داشتن =رنج و سختی فقیر بودن =لذت و آرامش و …)
      من در تمام سالها از چاقتر شدن و چاق شدن لذت بردم ممکنه بدم میومد ولی رفتارم نشون میداده که من لذت میبردم وقتی میدونستم فردا مهمانی هستم و من حالا چطور بخورم و یا وقتی فکر میکردم فردا اگه رفتم رستوران چه سفارش بدم و یا اگه رفتم بیرون چی و چی ببرم و همه ی رفتارهام نشان از لدت من داشته حالا درسته من رژیم میگرفتم برای لاغری و هی طبق برنامه می خوردم ولی ذهن من چون از چاقتر شدن لذت می برد ذهن من تمایل داشت به سمت چاق شدن بره و دو باره چاقی رو اجرا میکرد و هر چند بار رژیم گرفتم اما بعد یه مدت دوباره برمیگشتم چرا ؟؟چون از چاقی لذت میبردم ممکنه بگین نه من از چاقی متتفر بودم و لی نحوه ی رفتارت چی ؟؟وقتی فلان غذا رو میدیدی چی ؟؟چرا همش به دنبال بیشتر خوردنی ؟؟چرا وفتی میخوای بری بیرون همش به دنبال این هستی چی ببری چون نشون میده ذهن از چاقی و خوردن لذت میبره و ما با رژیم به زور میتونیم یه مدت لاغر بشیم ولی در نهایت در چند سال آینده به وزن قبلیشون برمیگردن چون ناخوداگاه رو نمیشه با رژیم لاغر کرد و یا با جراحی و یا قرص و دمنوش نمیشه لاغر کرد و همه ی اینها فشار جسمی هست و داوم ندارد و همیشگی نیست و بعد از یه مدت به جای اولمون برمیگردیم چون ذهن ما غلبه میکنه و ذهن ما تصویر چاقی از ما داره و ما رو به اون چاقی میرسونه ( من خودم نمونه ی واضح همین حرفها بودم چون من خیلی عاشق لاغری بودم و با تعهد و انگیزه تونستم بیش از ۸ یا ۹ بار رژیم اساسی بگیریم و لاِغر و خوش اندام بشم اما هیچ وقت دوام نداشت و من دوباره مثل قبل میشدم و همیشه ناراحت بودم و علت رو هم نمیدونستم و میگفتم چرا جسم من با متناسبها فرق داره و چرا من نمیتونم و خبر نداشتم علت چی هست اما خدا رو شکر حالا که به این همه آگاهی ناب و عالی دسترسی دارم و واقعا میدونم و مطمعنم تنها راه لاغری آموزش ذهن هست و من در بار آخر که پیش دکتر تغدیه رفته بودم بهش میگفتم کی رژیم من تموم میشه منم دلم میخواد خیلی چیز ا رو بخورم دلم شیرینی میخواد دلم چیپس و پفک میخواد و بی حد حریص شده بودم و یادم میاد یه روز که خوب وزن کم کرده بودم به خودم تشویقی دادم و یه عالمه چیپس و پفک خریدیم و حین رانندگی میخوردم و رانندگی میکردم تا داخل خونه هنوز باز میکردم و میخوردم و همسرم متعحب از رفتار من ولی انگار بدتر میشدم و حرص و ولعم کمتر نمیشد تازه بعدش هم کلی عذاب وجدان داشتم و فردا هم دلم دوباره میخواست و اصلا انگار کنترلی روی خودم نداشتم و حالا متوجه میشم موضوع چی بوده و من فقط به جسمم فشار میوردم و یه جاهایی دیگه کم می آوردم و دلم غداهای معمولی میخواست دلم شیرینی و هله و هوله میخواست دلم فست فود میخواست یادم میاد هر ماه بعد از کم کردن وزن از همسرم تقاضای رفتن به فست فودی رو میکردم و میگفتم این جایزه ی من هست و دوباره از فردا شروع میکنم و چه رفتارهای پرخور ی از من سر میزد و هیچ کس نبود این چیزا رو آموزش بده دقیقا استاد عزیز درست میگن فقط اون دکتر به من میگفت چه مقدار از چه چیزی در چه زمانی بخور آخه چقدر راه اشتباه رفتم ولی خودم رو تحسین میکنم که این همه نتیجه ی عالی با تمام سختی های راهش تونستم بارها بگیریم و خودم رو متناسب کنم بازم دم خودم گرم که اینقدر پشتکار داشتم و دارم تو بی نظیری )
      ما وقتی داریم رژیم میگیریم درسته خودمون رو کنترل میکنم ولی ذهن ما دوست داره کاری دیگه انجام بده و این عدم تعادل باعث پرخاشگری و عصبانیت در ما میشه و وقتی ذهن ناخوداگاه رو آموزش بدیم خیلی راحت نتیجه میگیریم و ذهن رو آموزش میدیم مثل هر آموزش دیگه مثل آموزش ریاضی و خیاطی و رانندکی و اینطور خیلی لذت بخش هست چون ذهن ما با تصمیم ما همسو میشه ودیگه مقاومت ذهنی وجود نداره و ذهن مشتاق میشه که بره مرحله ی بعد و ببینه اون مرحله چه تاثیری میزاره و این بهترین راه برای لاعر شدن هست (بازم از خودم مثال میزنم من ذهنم یه نمونه ی آموزش دیده هست از آموزشهای لاِغری با ذهن که فقط لذت میبرم با این ذهن عزیزم غذا بخورم و رستوران و مهمونی و تفریح برم و یا سفر برم و حالا تا ماه رمصان هم باهاش انشاا… باشم و ببینم چطور برخورد میکنه و تا حالا واقعا عالی بوده و چون همیشه حواسم به متناسبها هست چه داخل خونه ی خودم چه داخل جمع میبینم چقدر مثل متتاسبها رفتار میکنه و حالا اگر لغزشی هم در این مدت داشتم بازم خوشحالم چون خیلی عالی متوجه شدم که کارم زشت و غیر انسانی بوده و اما با تکرار رفتارهای درست برطرف میشه و دیگه انجامش نمیدم مثلا همین امروز من کشمش پلو داشتم و خیلی من این غدا رو دوست داشتم و قبلا وقتی میخوردم ته مانده ی عدای بچها رو هم میخوردم و هر چی هم تونستم از روی قابلمه میخوردم و باقی مانده ی غذای همسرم رو میخوردم ولی امروز تا خواستم بخورم میگفتم سیرم چرا بخورم نخور تا گرسنه ات بشه حتی نزدیک بعد از ظهر بود گفتم برم بکشم تو بشقاب بخورم چون دوست دارم رفتم روی قابلمه ولی بازم گفتم من که سیرم این غذا هم هست هر وقت خواستم حتی شب بود میام داخل ظرف میکشم و میخورم نگران نباش و همین آرامش داشتن که هر وقت خواستی بخور باعث میشه ذهن من نترسه و من رو وادار به خوردن نکنه دقیقا بر عکس گذشته که رژیم داشتم
      و ترس از نبودن غدا من رو وادار به رفتارهای ناجور پرخوری میکرد )
      همه ی ما دوست نداشتیم پرخوری کنیم ولی میخوردیم و بعدش عذاب وجدان میگرفتیم همه ی ما دوست نداشتیم چاقتر بشیم و اما هر ماه چاقتر میشدیم (من خیلی تجربه میکردم این رفتارها رو عذاب وجدان بعد از خوردن و چاقتر شدن هر ماه خودم از ماه پیش و انکار هیچ راهی نداشتم و فقط غصه میخوردم و ناراحت بودم ولی ته دلم به دنبال راهی بودم تا با لاغری با ذهن آشنا شدم ).
      ولی حالا احساس شادی و نشاط و آرامش،و اشتیاق داشتن در همه ی ما که برای متناسب شدن با این روش قدم برمیداریم مشترک هست و لدت بخش و بی نطیر هست و بازم از استاد عزیز ممنونم و سپاسگزارم .
      من اگر حتی ده در صد تلاش گذشته ام رو بیارم داخل این مسیر و ومتعهد باشم نتیجه رو می بینیم (من تا حالا کلی نتیجه دیدم و مطمعنم این نتیجه های من بزرگتر هم دارن میشن فقط باید ادامه بدم و صبر کنم ).
      ما ساده چاق شدیم و بدون زجر و سختی بوده و هی لذت بردم و خوردم و رفتم رستوران و من چاقتر شدم و باید با لذت هم لاغر بشم و تنها راهش لاغری با ذهن هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 23:40
      مدت عضویت: 546 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 425 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم.
      در لذت بخش بودن و آسان بودن لاغری با ذهن همین بس که فقط تنها کاری که باید انجام داد فایل گوش کردن و تمرین نوشتن و عمل به اون هاست و احساسمون رو درطول این مسیر خوب نگه داریم !!! ذهن دنبال راحتیه و همیشه دوست داره موضع قبلی خودشو حفظ کنه در واقع از بودن تو منطقه امن خودش لذت میبره حالا ما اگه زرنگ باشیم انقدر این مسیر و راحت تر و پراز لذت و احساس خوب جلوه میدیم براش که با ما هماهنگ بشه و لاغری و از چاقی خیلی خیلی آسونتر بدونه .انقدر از مزایای لاغری و اتفاقایی که خوش هیکل شدنمون برامون میفته😍😍😍😍😍 باید براش بگیم تا متقاعد بشه و همراهیمون کنه که اگه این اتفاق بیفته دیگه تمومه خودبخود کارا انجام میشه نیازی به زور الکی نیست ! من اوایل آشنایی بالاغری ذهنی یکم داشتم به ذهنم سختی میدادم تمام کامنتارو میخوندم فایلارو چندتایکی نگاه میکردم دیدم نه این راهش نیست دارم دوباره اشتباه میکنم و ذهنمو شلوغ کرده بودم اصلا نمیشد تحلیلشون کرد ازبس زیاد بودن . اومدم تو طول روز اون ساعتی رو انتخاب کردم که اولا خسته نباشم آرامش داشته باشم و توی سکوت باشم تعداد فایل هارو کم کردم و هرروز فقط رویک یا نهایتا دو فایل کار کردم . کامنتارو تاجایی میخونم که احساسم عالیه و خسته نمیشم . قبل شروع تمرینام چندتا فایل تصویری باموزیک خیلی شاد گرفتم
      که رقص پرانرژی هست اونارو میبینم وخودمو بااندام آدمای توی کلیپ تصور میکنم و لذت میبرم ، کلیپ شگفتی سازان سایت و نگاه میکنم خوب که انگیزه گرفتم شروع میکنم به انجام تمرینا و فایل همون روز . و نتیجش خدارو شکر عالی شده طوریکه سرساعتی که حدودا مشخص کردم بدو بدو میام تو اتاقم و غرق میشم تو بحث اونروز.😊😍😍 قبلا ذهنمو تو هرزمینه تحت فشار میزاشتم زورکی میخواستم یکاری و انجام بدم اما حالا انقدر اینکارو براش دوست داشتنی کردم که باهام راه میاد یاد ندارم یکروز تو این چندمدت اخیر ذهنم بخواد اززیر تمرین یا فایل دیدن در بره . باهر فایل جدید باورمون قوی تر میشه اطمینانمون محکمتر میشه به روش لاغری باذهن طوریکه من دیگه خندم میگیره کسی و میبینم که رژیم داره و بخودش سختی میده یا به خود من پیشنهادای عجیب و غریب میدادن قبلا و من هم از روی ناآگاهی همه رو تست میکردم اما الان یک راه و درست میدونم و تا روزیکه زندم ادامش میدم چون آرامش دارم چون اشتیاق دارم جسم و ذهنم و سختی نمیدم . ممنون استاد 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 12:34
      مدت عضویت: 493 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 351 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز وسلام به دوستان مسیر لذت بخش لاغری

      استاد عزیز امروز تو سفر بودم فایل گام هجدهم تو اتوبوس گوش کردم و کامنتهای بچه ها رو که میخوندم حواسم به دور و اطرافم بود و چندین نفر افراد متناسب که جلوتر از من نشسته بودن رفتارای اونارو زیر نظر داشتم میدیدم که چقدر از متناسب بودنشون لذت میبرن راحت پاهاشون جمع کرده بودن مثل اینکه تو خونه بودن ولی یکی هم فرد چاق بود اون به سختی پله اتوبوس پایین میرفت به سختی می نشست و بلند میشد.
      و اما خوردنشون همه چی میخوردن خیلی راحت اصلا هم نگران چیزی نبودن
      منم از رفتارای اونا لذت بردم و به خودم یادآوری کردم و میگفتم ببین لیلی جون لاغر شدن یعنی راحتی یعنی لذت یعنی احساس خوب یعنی آزادی ببین عزیزم زندگی با طعم تناسب چقدر لذت بخش هست اینجور وقتا ذهنم با دیدن رفتارهای افراد متناسب مقاومتش کمتر میشه و بر عکس اشتیاقم بیشتر که تو این مسیر استمرار داشته باشم

      یه خبر مهم دیگر که از شنیدنش انرژی زیادی گرفتم استاد وقتی رسیدم خونه مادرم همه از دیدنم شوکه که شدن که چقدر لاغر شدم گفته هاشون چقدر لذت بخش بود برام انگیزه شور و اشتیاقم بیشتر بود و بیشتر شد
      تو این 18 روز اینقدر جمع و جور شدم ببین آخر گام صدم چو شود الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
      سپاسگزارم استاد عزیز و گرامی از تمامی زحماتتون نهایت تشکر و دارم و سپاسگزارم بابت این همه آگاهی های نابتون بازم ممنون و متشکرم

      رمز موفقیت من در این مسیر
      1. کار کردن حداقل 4 ساعت
      2. استمرار داشتن تو این مسیر
      3. خواندن کامنت بچه ها
      4. فایل چندین بار گوش کردن
      5. نوشتن یکبار در چک نویس و یک بار هم پاک نویس کردن ( دو بار نوشتن )
      6. هنگام کارای روزمره فایلهای قبل گوش میکنم و برای خودم باورهای صحیح و میگم
      7. و. دیگه اینکه انتظارم از خودم لاغری هست
      8. از همه مهمتر داشتن احساس خوب و شادی

      خداجونم سپاسگزارم بابت متناسب شدنم الهی شکرت من خیلی خوشحالم الهی شکرت

      خواستم این لذت مو بادوستانم به اشتراک بزارم و به آنها انرژی داده باشم ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/06 07:15
        مدت عضویت: 425 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام دوست عزیزم به شما تبریک میگم و سپاسگزار م بابت اشتراک گذاشتن این نتیجه های زیبا 🌹🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/17 02:53
        مدت عضویت: 815 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام دوست عزیز خیلی عالیه . خدارو شکر که انقدر نتیجه ی عالی گرفتید . بله لاغری با ذهن خیلی راحته و قطعا نتیجه بخشه .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 09:00
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 668 کلمه

      سلام توضیحات شما درباره نحوه رفتار بچه ها و بزرگترها و عملکرد ذهن ناخودآگاه که بر اساس لذت هست و رنج رو نمیپذیره در کنار تصاویر شگفتی سازان یه پکیج کامل سرمست کننده بود ممنونم از شما
      وقتی درباره این صحبت میکردین که ما در عین اینکه چاق بودیم و چاقی رو دوست نداشتیم از چاقی لذت میبردیم با خودم فکر کردم خوب چطوری میشه و وقتی درباره رفتارهای چاق کننده ای که همه ما داشتیم حرف زدین دیدم چقدر درسته این حرفها و چقدر با رفتارهای من شبیهه اره منم قبلنا یه جوری به میز یا سفره با ولع نگاه میکردم و تنظیم میکردم کجای میز بشینم که مثلا به دسر و اون غذای خوشمزه نزدیکتر باشم و از هر کدوم هر چقدر دوس دارم بخورم بدون اینکه بقیه متوجه بشن چقدر ازش خوردم و وقتی دیر میرسیدم و جای خوب سفره اشغال شده بود دلخور میشدم واون مهمونی اونجور که باید به من نمیچسبید ،یا همیشه توی سفر و رستوران انتخاب غذا با من بود چون ماها یه توانایی خاصی در انتخاب غذای خوشمزه داریم و شاخکها سنسورای قوی ای دارن که البته الان میدونم که این استعداد و توانایی نیست از بس که از غذا به دنبال کسب لذت بودیم تشخیص غذای خوشمزه برامون راحت تر بود
      دلیل اینکه رژیم هم بعداز چند روز برامون رنج اور بود همین هست که در ذهن ما محدودیت در انتخاب مقدار و نوع وزمان خوردن توسط فرد دیگه ای( یا حتی خودمون ) تعیین میشد و این دیگه لذتی نداشت ضمیر ناخودآگاه ما همیشه به دنبال لذت بردنه و هر جاییکه که با اراده میخوایم یه جورایی از این لذت کم کنیم استقامت شروع میشه و رنج اور بودن اون مساله به قدری در ذهن ما پر رنگ میشه که بعد از مدت کوتاهی اونو رها میکنیم و بی خیال ورزش و رژیم ودمنوش و….میشیم و از اونجاییکه به خاطر تتظیم ترموستات ذهنی ما روی عدد وزنی و سایزی مشخصی هست بعد از اون همه سختی دوباره جسم ما رو به همون سایز و وزن میرسونه با خودمون میگیم که ولش کن بی فایده است و ما هر کارس بکنیم بازم نتیجه فرقی نمیکنه🤨🤨🤨🤨
      همه اطرافیان من سالهاس که درحال گرفتن انواع و اقسام رژیمهای مختلف هستن و هر بار مقداری از سایز و وزن رو کم میکنن و دوباره برمیگرده انواع بیماریها رو هم دارن که دکترها همیشه چاقی رو مهمترین دلیلش دونستن نسل مادرهای ما همه درگیر افزایش وزن بودن و انواع رژیمها الانم بچه هاشون دختر وپسر درگیر این چاقی و راهکارهای رهایی ازش هستن تنها کسی که تونسته این همه سال وزنش رو کم نگه داره یکی از زنداییهام هست که البته در یک رژیم دایمی و ورزش همیشگی هستن
      یادمه دختر بزرگشون نوجوان که بود اندام خیلی قشنگی داشت قد بلند و شکم تخت و کمر باریک و از همون موقع زنداییم که خودش چاق بود اجازه نمیداد ایشون عصرا بخوابه چون اعتقاد داشت خواب بعد از ناهار باعث ایجاد شکم میشه و الان دخترشون سالهاس که به خاطر چاقی انواع و اقسام رژیمها رو گرفته و اخرینش همین پارسال بوده که ۲۰ کیلو کم کرده و الان ۸ کیلوش برگشته بازم
      وقتی این ها رو مرور میکنم مطمئنتر میشم که تنها با لذت و شادی و حال خوب میشه به تناسب رسید و ذهن هم مقاومتی نکنه و این لذت و شادی و اشتیاق فقط در روش لاغری با ذهن هست که از طریق اموزش های جدید با دیدن وشنیدن فایلها فرمولهای متفاوت در ذهن ساخته میشه و با تکرار اونا تثبیت اتفاق می افته و ابتدا ذهن متناسب میشه که نشونه اش احساس خوب و اشتیاق هست و کم کم در جسم هم خودش رو نشون میده به شرط تکرار و استمرار و عجله نداشتن و موندن در مسیر👌👌👌👌
      دیدن تصاویر شگفتی سازان که همگی در جسم متناسبشون زیباتر و جوانتر شده بودن خیلی لذت بخش بود و اشتیاق منو بیشتر کرد و باورم رو قویتر کرد که راه و مسیر درسته و فقط کافیه که ادامه بدم هدیه لاغری من در حال آماده شدنه و به من داده میشه🎁🎁🎁🎁🤩🤩🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/18 23:10
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 360 کلمه

      سلام و درود پاینده باشید
      لاغری اسان با فلان قرص فلان لیزر فلان دمنوش فلان رژیم …و در نهایت همون که ذوق می کردیم اسانه بعد از چند روز سخت بودنش مشخص می شد و این تضادی بود بین ذهن و جسم در واقع جسم تحت فشار قرار می گرفت ولی هنوز روحیه چاقی و لذتش بود یعنی گاهی می گفتم لاغر بشم میرم یه پیتزا خانواده میخرم تنهایی می خورم یا یک کیک تولد تنهایی می خورم و بیشتر اوقاتم فکر می کردم که چقدر خوب بود هر چی دلت می خواست می خوردی بعدهم یک قرص روش میخوردی تا تمام اونها دفع بشن خلاصه من داشتم با رویای چاقی و لذتهاش زندگی می کردم و اون بچه لجباز (ذهن)هر بار فکرهای مخرب و قویتری ایجاد می کرد منتظر یه روزنه بود که توقف ایجاد بشه و حمله ور بشه …و چقدر سخت میتونه باشه برای افرادی که جراحی معده می کنند و باید بعد از مدتی باز در مسیر چاقی قرار بگیرند .در ظاهر لاغری اسان بیشتر لایه های سخت و محکمتری ایجاد می کرد و اما در نهایت تجربه های تلخ و درد اور ….
      مسیر لاغری من و یادگیری هنر لاغری تنها راه اسااان حقیقی حقیقی حقیقی و ماندگار است و قرار نیست عوامل بیرونی کنترل بشوند و از مرکز هدایت و حمایت انجام میشه (فرمولهای ذهنی و ذهن ناخوداگاه )و رهاایی لذتبخش ترین حسی هست که در این مسیر تجربه میشه اینکه دیگه غذا ها و چاق شدن و حتی لاغر شدن غول نیستند و فرمانده من هستم احساس قدرت بهم میده و باعث لذت میشه و اینکه من خودم ناگاهانه به دختر ۳ساله ام اصرار به خوردن می کردم ولی به لطف خداوند و اموزه های استاد الان مثل یک شاگرد به اعمال و رفتارش نگاه می کنم و میبینم کاملا صحیح رفتار می کنه و حتما همین گامهای کوچک من در زندگی خانواده ام هم موثر خواهد بود .لاغرشدن اسان است اگر ذهن مشتاق شود 😍هرروز یک گام طلایی در مسیر لاغری من بر می دارم و این گام ها مرا نسبت به عملکرد ذهنم اگاه تر کرده است و در جنبه های مختلف زندگی ام نیز کاربرد دارد خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/18 22:25
      مدت عضویت: 785 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      سلام 🙋‍♀️
      اميدوارم عالي عالي باشيد .
      گام١٨ ،٩٩١١١٨
      🔴 تمام افراد چاق از چاقي و چاق شدن لذت ميبرن!!!!!😮😲😲😲😲😓🤔🤔🤔🤔
      وا مگه كسي هست از چاقي لذت ببره ، خوشايند باشه براش!؟ بله هست ، خودم و همه چاق ها
      حالا چه جوري!؟ چيكار كرده اون چاق بنده خدا مگه ؟
      هيچي فقط هر روز حس لياقت چاقي رو تو خودش بيشتر ميكنه 🥺🥺🥺😓
      چه جوري؟ با توجه مدام به مواد غذائي ، با اعتباد به مواد مخدر چاقي، با لذت بردم از از خوردن و خوردن و خوردن ، با شادي و جشن و خوشي و ناخوشي فقط خوردن، توجه به اينكه فردا چي بخورم ، با بي احترامي بِه بدن…
      🔴ممكنه من بگم استاد از چاقي متنفرم ! كيه كه از چاقي خوشش بياد ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
      اوني كه رفتارش رفتار غلطه و نتيجه رفتار مشخصه ….
      چرا اينجوريه!؟ چون ناخودآگاه بي نهايت قوي تر از تقلا با عوامل بيرونيه ، مثل رژيم ورزش سخت ، عمل جراحي !!!! ذهن و جسم در اين مسير در تعادل نيست و بِه شدت اين عدم تعادل آسيب زاس و اعصاب خرد كن 😤😤😤

      🟢خبر خوش اينكه در روش لاغري با ذهن داريم ياد ميگيريم ذهن و جسم رو در تعادل قرار بديم
      اين تعادل يعني دوستي اين دو باهم يعني صلح يعني لذت از مسير ، يعني لاغري آسونيه، لاغري راحته ، لاغري خيلي راحت تر از چاق شدنه.
      لاغري با ذهن تنها روش متناسب شدن و متناسب ماندنه از مسير رفته كه داريم برميگرديم،
      اوايل اين مسير سبز لاغري از تغييرات جسم شروع نميشود؛ لاغري از ذهن شروع ميشود، از طريق ذهن ايجاد ميشود، خوب چه طور بفهميم!؟ از احساسمون ، چيزي كه در ذهن اتفاق ميافته فقط ميتوان احساس كرد . مسيرهاي قبلي براي ذهن احساس بد و رنج و سختي بود ، اما اين مسير سبز لذت بخشه ، اهرم رنج و لذت رو سر جاي درستش قرار ميده، و لذت لاغري شيرين و دلچسب ميشه و تجسمش بي نظيره ، بزرگترين دستاورد روش ذهني علاوه بر نتيجه فيزيكي كه تناسب اندامه ، آرامش و احساس خوب و صلحه🌟💫🌟💫🌟💫
      خدايا شكرت براي هدايتم به اين مسير
      خيلي حالم خوبه
      بي نهايت بي نهايت
      خدايا شكرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/18 16:44
      مدت عضویت: 300 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,061 کلمه

      سلآااام سلاااام روزتون بخیررررر😍😍 این فایل ها انقدر عالییین😍😍ک روز مارو هم عالیییی میکنن😍🤗💃
      بزنید بریم برای شرح این فایل ناب 👣🤸قسمت هجدهم مسیرلاغری من👌

      🔴رفتار ما با کودکان ، مثل رفتار ذهن با ماست باین تقاوت ک دررفتار ما با کودکان قدرت دست ماست حتی اگ شده لحظه ای، رفتار ذهن با ما قدرت دست ذهنه.
      وقتی بچه ای شلوغ میکنه ما با تحدید وفشار و زور گاهی میتونیم ازین شلوغ کاری ها جلوگیری کنیم…و ب خیال خودمون ک ازمون حساب میبرن،درحالی ک وقتی سرمون و برگردونیم ،بچه بکار خودش ادامه میده،و هر بار ک باین تحدید ها مواجهه بشه براش عادی شده ک هر دفعه در مقابل شلوغ کاری مواجهه میشه با تحدید.😐 در یک وجه دیگ اگ باز شلوغ کنه و ما بجای تهدید باهاش حرف بزنیم ک کارش درست نیست کنترل کردنش آسونتر میشه ،یا وقتی ک باادب بودنش رو وعده ی یک شهربازی یااسباب بازی میدیم..این میشه (رفتاره ما با کودکان)
      حالا بیاییم رفتار ذهن با خودمون رو بررسی کنیم🧐🤔
      خب وقتیکه ما تصمیم میگیریم ک رژیم بگیریم این تصمیم فقط ماست و ذهن ازین بیخبر است و همچین دیدگاهی نداره ک قراره چی بشه، و ما بدون اینک بخاییم مثلا نظر ذهنمون رو بدونیم شروع میکنیم ب رژیم گرفتن، روزای اول مشکلی نداریم و ذهن همچنان آرومه ،حتی اگ آرومم نباشه هنوز ب مرحله عصبانی کردنش نرسیدیم و ما خوشحال از رژیم گرفتن و کاهش وزن و سایز، ب مرور ک میگذره با مواجهه شدن ما با مواد غذایی ک دوست داریم یا حداقل نیاز بدنمون هست و اونجاست ک ذهن دستور خوردن میده و ما گوش نمیدیم یا کم میخوریم، یا اصلا نمیخوریم،یا همش سالاد ،یا چیزهایی رو ک دوست نداریم ولی وارد بدنمون میکنیمش ،اینجا داریم کم کم ذهن رو ب اعصبانیت تحریک میکنیم ک ذهن میگه چخبره،چیشده،چراسرپیچی میکنه،غذا نیست،لذت نیست،آرامش نیست وشروع میکنه سلول های اعصبانی رو فعال کردن و فشارهای اعصبی بر ما وارد میشه وما کمتر میتونیم خودمون و کنترل کنیم،پرخاشگر میشیم،و خوردن ها شروع میشه ک بعدشم عذاب وجدان ک من رژیمم پس چراانقدر پرخوری کردم و سرزنش خودمون ازینک نمیتونیم رژیم بگیریم .وناتوان و بی عرضه هستیم.
      از طرفی دیگ اگ ما امنیت بدیم ب ذهن ک همه چی اوکی هست و لذت بخشش کنیم براش اون هم با ما راه میاد و خودش کمک میده.در مرحله ی اول باید ذهن آموزش ببینه ب این درک و فهم برسه ک لاغرشدن از چاق شدن آسانتره بعد ک خیالش راحت شد اونموقع تازه ذهن و جسم همسو میشن باهم ک باهم پیش برن.
      در تمام دورانی ک من دنبال رزیم ها و چربی سوزها وورزش بودم ذهن من همراهم نبوده و من فقط ب جسمم فشار وارد میکردم ، در حالی ک خبر نداشتم ک جسم من گناهی نداره ، و باید دستور از جایی دیگ صادر بشه .ما همیشه هم برای خودمون هم برای ذهنمون چاقی رو لذت بخش کردیم تو مهمونی، مراسمات عروسی، مریضی ها،شادی و غم ها،همه چی و همه چی ب خوردن ربط دادیم ک حالا ی شبه،حالا یباره،حالا این از فلان جا اومده،حالا این نذریه،حالااینو امتحان کن،وما آگاهانه نمیخواستیم ولی نااگاهمون میخاسته و دوسش داشته چون براش لذت داشته آرامش داشته، حتی حاضر ب درد کشیدن هم نیست ذهن مثلا ی دندون درد 🤕🤕یا سردرد وقتی ک درد میگیرن انگار کل بدن درد میکنه و دستور بیشتر خوردن حتی قرص رو میده ک بخور خوب بشی واگ خوب نشی عصبانی و حالمون بده😐
      خب حالا ک تصمیم گرفتیم ک لاغر بشیم متعهد شدیم و شروع کردیم ب آموزش دادن ذهن ک بابا لاغر شدن خیلیییی آسانتراز چاق شدن هست باید حالمونم خوب باش..اشتیاق داشته باشیم،و مطمئن قدم برداریم ،یکبارم برای خودمون قدم برداریم برای هدفمون،روزی یکی دوساعت فقط برای خودمون و مسیرمون وقت بزاریم،دلسرد نشید ازینک فایل گوش میدید و تمرینات و انجام میدید بازم چاقیت شما فردا و پس فردا هم چاق هستید،پس حتی اگ مسیر رو هم رها کنی یابابی حوصلگی فایل و تمرینات رو انجام بدی فکرنکن ک تو لاغر میشی یا خدا دلش برات میسوزه،،،خدا بزرگ اگ بزرگ نبود اگ صدای ناله های مارو نمیشنید اگ ب بن بست رسیدنمون رو نمیدید ماالان اینجا نبودیم،پس خدا خواسته ک اینجا باشیم و جوری ک خودمون ،خودمون رو داشتیم نابود میکردیم ،الان باید خودمون ،خودمون رو رو پا کنیم،،واین بدونیم ک سالهایی رو ک ما با لذت خودمون چاق شدیم خدا نمیاید ی شبه لاغری رو بزاره زیر سرمون پس بهترین کار اینه ک حالمون رو باحسمون رو خوب کنیم و اشتیاقمون ب هدفمون ب تمرینات هروزمون رو چند برابر کنیم،و فقط ب خودمون اعتماد کنیم😊🤗😍
      راستش من دیگ طاقت چاقی رو ندارم چاقی برای من مساوی است با:حال بد،اعتماد ب نفس پایین،لباس های تیره و زشت،دریت راه نرفتن،آزاد نبودن،رها نبودن،هر لباس یا کفشی رو نتونستن پوشین،تحقیر و مسخره کردن دیگران،،محرومیت،محدودیت،دیگ نمیخام چاق باشم،،،من هر کاری کردم ک لاغر بشم،نشد…الان روزی هزاران بار قربون صدقه خودم و ذهنم میرم ک من عاشق لاغریم کمکم کنن،باهام راه بیان ک من ب آرزوم برسم،
      ذهن عزیزم ک همیشه هر احساسی رو در من دیدی و تو نتونستی تشخیص بدی ک اون خوب بوده یا بد .نتونستی تشخیص بدی شادم یا غمگین،یا میخاستمش یا مبخاستم رها بشم،ازت خواهش میکنم تمام هواستون بده ب من به هیچ چیز و هیچکس فکر نکن گوش کن من عاشقققق لاغریمممم ،من لاغری رو دوست دارم دوست داذم شاد باشم ،رها باشم ،آزاد باشم،دوست داذم هر لباسی و ک دوستدارم بپوشم،با هررنگ و مدلی،ذهن عزیزم با من راه بیا مقاومتی در برابر باورهات نداشته باش…ببین دارم برات روشن میکنم ،ثابت میکنم ک از هرروشی ک استفاده کردم برای اون چیزی ک دوستدارم لاغری و نتیجه نگرفتم چون تو نخاستی..
      الان دستتو گرفتم با خودم تا بهت بفهمونم تا متوجهت کنم ک من میخام ب هدف لاغریم برسم..ذهن عزیزم ی مسیر خدا سرراهم گذاشته اسمش مسیرلاغری با ذهنه یعنی باتو، اسم تو روشه ببین چقدر مهمی ک بدون داشتن تو نمیشه عیچ کاری کرد،نمیشه تصمیمی گرفت،رضایتت مثل یک پدر لازمه،تا تو رضایت نداشته باشی تو ساختمان جسمی من هیچ اتفاقی نمیافته،ذهن عزیزم بیا و روی باور چاقی لذت بخش تره باور لاغررررشدن آسانترین و لذت بخش تره رو جایگزین کن،ذهن عزیزم میخام بقیه عمرمو با شوق و دوق،با شادی و رقص کنان،بااعتماد ب نفس ادامه بدم با سلامتی و آرامش،بدون دغذغه چاقی،دیگ نمیخام ب چاقی فکر کنم ک کجا لاغری هست بدوعم و سراب باشه،،،چون تو نمیخای،،داذم آموزشت میدم پس خواهش میکنم خوب یاد بگیر عالی درک کن،فوقالعاده عمل کن و منو ب رویایی متناسب شدنم برسون,ذهن عزیزم ازت انتظار دارم ،انتظار لاغری در مسیر لاغری،،🙏🙏🌹🌹🌹
      ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/18 12:42
      مدت عضویت: 507 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 903 کلمه

      سلام به همراهان عزیز آنچه از گام هجدهم دریافت کردم ،😊🤔. قانون ذهن ناخودآگاه ما جوری است که هرکاری براش لذت بخش باشه آسان راحت باشه انجام میده و نمیشه با محدودیت فشار وادارش کنی برای انجام دادن کاری این قانون طبیعی ذهن ناخودآگاه است وتغییری هم نمیکنه مثلا وقتی یکی برات یه کار پیدا کنه و تو از اون کار خوشت نیاد خهستت کنه یا اصلا خیلی راحت باشه ولی تو لذتی نبری از اون کار علاقه ای نداشته باشی اشتیاقی نداشته باشی بعد یکماه دوماه یکسال زده میشی از اون کار و دانبال هر راهی می‌گردی که دیگه این کار رها کنی ولی اگه یه کار سخت باشه اما برای تو لذت بخش باشه اشتیاق داشته باشی علاقه داشته باشی خیلی راحت انجام میدی و خیلی هم بهت خوش میگذره و همیشه اون کار انجام میدی اگه یه روز هم تعطیل باشی باز دلتنگ کارت میشی چون برات لذت بخش بوده وحالا در مورد چاقی ،🤪ما اومدیم به ذهن چاقی آموزش دادیم و عمل کردیم به آموزش هامون و تو ذهن ما خوردن مساوی بود با لذت و ذهن ناخودآگاه هم همیشه دانبال راحتی لذت خودش بوده و تو ذهنشم ثبت شده چاقی یعنی بیشتر خوردن لذت بردن بیشتر و ما روز به روز داشتیم لذت می‌بردیم از خوردن وچاق تر میشدیم ولی در ظاهر تصمیم آگاهانه می‌گرفتیم که من باید حتما لاغر بشم فلان رژیم بگیرم حتما جواب میده درصورتی که کنترل خوردن نداشتیم و برده ذهنمون بودیم ذهن دستور میداد به خوردن ما می‌خوردیم ولی ناراحت میشدیم که ای وای چاق شدم حتما باید یه روش عالی پیدا کنم در کمترین زمان من لاغر کنه و رو می‌آوردیم به قرص لاغری خوردن دمنوش خوردن رژیم باشگاه پیاده روی و می‌خواستیم با فشار ومحدویت جسم وادار کنیم به کم خوردن به لاغر شدن در صورتی که جسم ما رفتار ما از مغز فرمان می‌بره و مغزم توسط ذهن ناخودآگاه رهبری میشه تو میایی چاقی به ذهنت آموزش میدی به رفتارت تبدیل می‌کنی و مغزت دستور میگیره براساس محتوا واموزش ذهن و دستور میده و ما خیلی راحت به صورت خودکار انجام میدیم. 🤩 دوستان ما باید قانون هارو بلد باشیم اینها قانون زندگی کردن است ،🙂😌 برای خودمون شفاف سازی کنیم بگیم اولا قانون ذهن ناخودآگاه اینه هرکاری براش راحت لذت بخش باشه انجام میده و ما هیچ جوره نمی‌تونیم با محدودیت فشار ترس جلوش بگیریم این یک سیستم خودکار است 😑 حالا ما چاقی یاد گرفتیم حالا چه خواسته چه ناخواسته آموزش دیدیم تکرار تکرار کردیم باور کردیم و عمل کردیم شد این که الان هستیم 🤪😒 حالا باید چکار کنیم ☺️دست از اون کارها قبلا برداریم مث فشار محدودیت چون گفتیم ما خودکشی هم کنیم ذهن عقب نمی‌کشه وطبق سیستم آموزشی خودش میرع جلو و خودمون هم نمونه مشابه هستیم قبلا هرکاری کردیم لاغر نشدیم به طور دائم یعنی الان اینجا نبودیم. حالا ما باید لاغر شدن آسان کنیم برای خودمون چجوری با آموزش دیدن تمرین کردن تکرار کردن و مهتر از آن آموزش به عمل تبدیل کردن اولین تاثیری که می‌ذاره روی ذهن ماست و به طور خودکار رفتارها و میل خوردن ما به غذاها کم میشه و نشان میده ما داریم درست عمل میکنیم که نتیجه اش مبینیم دوستان حالا هرچی ما بیشتر ادامه بدیم عمل کنیم نتیجه بهتر میگیریم 😄😊 ما دیگه لاغر شدن برامون آسان میشه لذت بخش میشه مشتاق میشیم چون روش لاغری با ذهن برامون راحت است محدودیتی وفشار ترسی نداره و کلا مقصد مشخص است همچی واضح گفته شده و خیلی سریع هم نتیجه اش در رفتارمون مبینیم اگه میگی جسم چی اونم تغییر می‌کنه و یک قانون دیگه هم اینه ذهن رفتار زودتر از جسم تغییر می‌کنه اگه رفتارت تغییر کرده جسمت نهه ناامید نشو این خودش داره طبق قانون عمل می‌کنه نترس لاغری برای همه هست تمومی نداره تو هرچی برای ذهنت لذت بخش باشه اون راحت انجام میده وقتی متناسب بشی آزادی از همه نظر اعتماد بنفست از صفر به صد میرسه از منزوی گوشه نشینی خالص میشی تو جمع شرکت می‌کنی پر نشاط پرانرژی میشی جوان زیبا میشی قدرت خرید هر لباسی با هررنگ جنسی داری چون میدونی بهت میاد چون متناسبی آزادی هر غذایی دوستداری بخوری بدون ترس بدون استرس تفریح شادیت بیشتر میشه از عکس گرفتن لذت میبری رقصیدن کلا به خودت افتخار میکنی چون نتیجه کار خودت داری مبینی لذت میبری و ما هرچه بیشتر آموزش هارو به عمل تبدیل کنیم چون تغییراتمون بیشتر میشه اشتیاقمون بیشتر میشه و آسان میشه لاغری برامون و خیلی ساده راحت آسان لاغر میشیم فقط باید تکنیک ها و قانون ها بلد باشیم بهش عمل کنیم. 🤗🙂در پناه حق تا گام بعدی ،😍🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/14 10:51
      مدت عضویت: 321 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 14 کلمه

      سلام استاد
      سپاسگزارم،واقعا چه احساس خوبی درمن ایجاد شد
      چون بیشتر مطمئن شدم راهم درسته
      سپاس،سپاس،سپاس
      درپناه خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/10/14 00:00
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      بچه ها رفتارشون درستره فابریک تره یه وقتا می گم کاشکی به همون صورت می موند رفتارهامون بعد از این همه وقت چقدر ما سختی دیدیم با توجه به حرفهای دیگران رنج کشیدیم نمی دونم اون موقع ها و الان هم شاید مرسوم که بچه‌ها رو تنبیه می کنن به جای تشویق کردن نمی دونم چرا نمی تونن از طریق تشویق بچه ها و کمک کنن …و همش می خوان آسیب برسونن از هر طریقی به این بچه ها
      وقتی الان فکر می کنم من هم همیش توجهم به مواد غذایی بود چی بخوریم چی نخوریم فردا اینجور بخوریم ناهار و بعد بریم خرید بخوریم بعد این بعد اون می بینم که برای همین با این فشارهای سخت و ورزشها و رژیم‌ها از طریق خودآگاه برای مدتی تاثیر می زاشت و ناخوداگاه این سختیها و نمی پذیرفت و می رفت دنبال همون آسونی ها
      ولی الان با تمرین هر روز با فایلها و این چیزها ناخوداگاه و تعلیم می دیم که لاغری هم آسونه و ما نباید رنج بکشیم و در نتیجه اون هم ما رو به مسیرهای لاغری هدایت می کنه همراه با لذت و شادی دیگه رنجی نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/12 12:23
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 877 کلمه


      ما میخواییم در مورد تشابه رفتار ذهن بزرگترها با واکنش بچها حرف بزنیم . و ببینیم چرا لاغر شدن با ذهن نتیجه میده ؟؟؟
      بچها چون کمتر تحت تعلیم بزرگترها قرار گرفته ان نحوی رفتار اونها خیلی درست تر هست ممکنه از نظر ما اشتباه باشه اما صحیح هست .
      بعضی وقتها دیدین بچه ها شلوغ بازی در میارن و شما هم تهدیدش میکنید که اگر این کار ها رو بکنی میام تنبیه ات میکنم و بچها چند دقیقه ای رو ساکت میشن ولی دوباره بعد از چند دقیقه شروع میکنن به شلوغی به خاطر ذهن ناخود اگاهشون هست که بچه تصمیم میگیره چند دقیقه ای را فضولی نکنه .اما اگر بیای یه وعده ی لذت بخش به اون بچه بدی که مثلا شب میبرمت پارک و یا برات فلان چیز رو میخرم و ….میاد از اون شلوغ کار ی میگذره چرا چون میخواد لذت بهتری رو تجربه کنه و دقیقا روند کار ناخوداگاه هم همینطور هست .
      تمام افرادی که روند چاق شدن رو داشتن و دارن همین طور هست درسته ما از چاقی بدمون میاد ولی ما لذت بردیم و چاق شدیم مثلا وقتی برنامه ریزی میکردم کجای میز بشینم که غذای بیشتری گیرم بیاد و یا غذا ها رو جایی انبار میکردم که به تنهایی بخورم و … پس من با لدت بردن چاق شدم و وقتی من رژیم گرفتم و ورزش کردم مثل تهدید ما به اون بچه بوده و موقت جواب میداده و بعد از چند وقت به وزن قبلیم برمیگردم چون نمیتونستم با اعمال فشار و تهدید لاغر بشم .
      وقتی تو با مواد غذایی مواجه میشی چه رفتاری داری ؟ چرا وقتی میری بیرون همش فکر میکنی چی با خودت ببری بیرون و یا چی رو با چی بخوری که خوشمزه تر بشه ؟
      خوب همه نشون میده ذهن ناخوداگاه برنامه ریزی شده برای لاغری پس با قرص و عمل و رژیم نمیشه ذهن ناخوداگاه رو تغییر داد پس ممکنه یه مدت تغییر کنه اما دوام نداره و به جایگاه خودش برمیگردن .این افراد درسته عمل میکنن ولی ذهنشون اونها رو به خاطر تصویر ذهنی چاقی که از خودشون دارن به وزن قبلی برمیگردونه .
      پس ما باید برای ذهن لاعر شدن رو لذت بخش کنیم و بعد از چند روز میبینیم رفتارهامون تغییر میکنه .
      اگر ذهن رو آموزش بدیم از طریق فایلها و تمرینهای نوشتاری و …باعث تعادل ذهن و جسم میشیم و این دو با هم همسو میشن با تصمیم آگاهانه و ذهن مشتاق میشه بره برای ادامه ی آموزشها .
      ما قبلا برای لاغر شدن تمام راه ها رو دنبال کردیم ولی نتیجه هم نگرفته ایم و یادمون هست که همه ی ما دوست نداشتیم چاقتر بشیم اما ماه بعد چاقتر میشیدیم همه ی ما دوست نداشتیم پرخوری کنیم اما بازم پرخوری میکردیم و …
      پس این افراد باید آموزشها رو دنبال کنن تا به نتیجه ی خوب برسن همراه با احساس خوب و نشاط و…
      پس تصمیم قاطع بگیرید و متعهد باشید تا نتیجه رو ببینید از راه ذهنی دنبال کنید
      و ما هیچ وقت با زجر و سختی چاق نشدیم با لذت رفتیم رستوران و یا مهمانی و غذا خوردم و هی چاقتر هم شدم و حالا هم باید من با لذت لاعر بشم .
      لدت لاعری و تناسب اندام :من وقتی لاعر بشم بسیار ادم شیک پوشی میشم من وقتی لاعر بشم لباسهای رنگ شاد میپوشم من اگر لاعر بشم ازادی در تمام جنبه های زندگیم پیدا میکنم من وقتی لاعر بشم دربهترین حالت روحی و جسمی خودم قرار میگیریم .من وقتی لاعر بشم در خرید کردن بسیار راحت و سریع اقدام میکنم من وقتی لاعر بشم بسیار سبک و رها هستم من وقتی لاعر بشم در تمام لباسها آزادی و رهایی رو حس میکنم من وقتی لاعر بشم دیگه برده ی عذاها نیستم بلکه اوناا برده ی من میشن و من اونها رو مدیریت و کنترل میکنم و من وقتی لاغر بشم بسیار رفتار عذایی با کلاس و ارامی حین خوردن پیدا میکنم و من وقتی لاغر بشم پاهای لاعر و خوش فرمی پیدا میکنم و زیباترین کفشهای چرم و شیک و به روز رو به پا میکنم که دوست دارم و من وقتی لاغر بشم ….

      رنج و سختی چاقی :من وقتی چاق بشم در حال روحی بسیار بدی و افسردگی هستم و من وقتی چاق بشم همیشه در محدودیت و سختی هستم و من وقتی چاق بشم در خرید کردن باید لباس رنگ تیره و زشت رو با به تن کنم و من وقتی چاق بشم بسیار بد لباس و بد تیپ میشم و من وقتی چاق بشم در لباسها تحت فشار هستم و حالم بد میشه و من وقتی چاق بشم حتی پاهای من چاق میشه و کفش دلخواهم رو نمیپوشم و من وقتی چاق میشم رفتارهای زشت و زننده ی پرخوری رو دارم همه جا و من وقتی چاق بشم بسیار بی کلاس هستن رفتارهای من و من وقتی چاق بشم همیشه خودم رو برده ی غداها میبینم که هر ساعتی و هر مقداری گفتن من بخورم و خودم هیچ قدرت انتخابی ندارم من وقتی چاق بشم و…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/11 23:35
        مدت عضویت: 806 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        چه قدر نوشتتون برای من آگاهی بخش بود عزیزم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/11/19 23:12
        مدت عضویت: 546 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        دیدگاه فوق العاده ای بود . واقعا آفرین به شما که انقد متعهدانه عمل میکنید👏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/06 11:47
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 583 کلمه

      سلام بر استاد توانمند ودوستان متناسبم
      اول یک تشکر ویژه از استاد که کامنت منو مورد قبول دانستند ومدال طلا ممنونم

      در رابطه با بچه ها چون خیلی وقته فرزندانم بزرگ شدند تقریبا رفتارهای کودکانه آنها را فراموش کردم اما خدای متعال یک نوه زیبا به من داده ودوساله اشه گاهی که میاید منزل ما رفتارهاشو مورد بررسی قرار میدم به هیچ عنوان تا گرسنه نباشه لب به غذا نمیزنه چندین بار سعی کردم حواسشو پرت کنم غذا بخوره اما ستاره از منم زرنگتره و به زور چیزی نمیخوره مادرش هم خیلی سعی میکنه بهش غذا بده اما با آموزش استاد بهش گفتم این اشتباه را نکن منم به پسرم خیلی با زور غذا میدادم از بس که لاغر بود وهمین کار من باعث شده الان که ۳۴ سالشه ۱۰۵ کیلو باشه بزار ستاره طبق خواسته خودش بخوره وهیچ وقت دچار رنج چاقی نشه در مورد کارهایی که ستاره شیطانی میکنه هم همین طوره که استاد گفتند بلافاصله یادش میره ودوباره میره سراغ کار قبلی اش به هر حال اینها همه برای درس زندگی است
      قبلا یادمه ۸ ماه در رژیم اتکینز بود توی این رژیم فقط پروتیین وسبزیجات داره وهیچ نوع کربو هیدارتی نباید بخوری باور کنید استاد من ۸ ماه لب به نان وبرنج وهر نوع کربوهیدارتی نزدم حتی هنداونه چون شیرین بود نباید میخوردم یادمه آن سال تابستان گرمی بود دلم برای هندوانه لک زده بود فقط بوش میکردم میگفتم انگار که خوردم یا اگر نان یا برنج هوس میکردم فقط بو میکردم لب نزدم حدود ۳۰ کیلو وزن کم کردم ولی صورتم بقدری شکسته شده بود که هر کسی منو میدید فکر میکرد دچار بیماری سختی شدم اما باز هم ذهن من این تنبیه ورژیم را نپذیرفت چون داشتم سختی میکشیدم وذهن من با سختی مخالف بود بالاخره از رژیم خسته شدم ویواش یواش به حالت قبل برگشتم چون نقشه ذهنی نداشتم وموافقت ضمیر ناخودآگاه را نگرفته بودم باز به قبل برگشت داشتم اما الان دیگه آگاه هستم که هیچ کار زوری وسخت را ذهن من نمیپذیره باید با آرامش وصلح واحترام واحساس خوب به خودم پیشروی کنم تا ذهن من با من لجبازی نکنه در واقع باید به بدن ام فرصت بازسازی بدم ذهن من خودش نقشه را ترسیم میکنه آگاهی درست تمرین وتکرار فایل ها کمک میکنه تا نقشه ذهنی به سمت لاغر شدن پیش بره الان خیلی حس خوبی دارم دیگه در بند واسیر غذا نیستم تو رژیم باید غذای مخصوص وبه اندازه و سر وقت آماده کنی اما در لاغری با ذهن آزادی رهایی در بند واسیر نیستی هر وقت گرسنه ات شد میخوری حالا هرچی که دم دسته یا دوست داری بخوری میخوری وذهن با این آزادی موافقه دیگه بهت فشار نمیاره عصبیت نمیکنه آرامش داری واز زندگی با احساس خوب لذت میبری همین آزاد بودن آدم را حریص نمیکنه واین خیلی خیلی خوبه تا دلتون بخواد بازم میتونم از احساس خوبم بنویسم ولی چه کنم که انگشت های دستم برای تایپ خسته شده انشالله باقی حرفهام برای کامنتهای بعد روز همگی خوش وشاد و سلامت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/04 02:19
      مدت عضویت: 607 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوارم و دوستان عزیز خیلی ممنونم استاد خیلی صحبتهای شما مثل همیشه زیبا به جا و تاثیر گذار بودند. مقابله با ذهن نا خداگاه غیر ممکن هست باید با روش درست با او رفتار کرد روش درست مسالمت آمیز است با صلح و آرامش پش برویم فشار و تهدیدبه هیچ عنوان کار ساز نبوده و نیست شاید کمی تغییر ایجاد کند ولی دائمی نیست زود گذر است پس من صفیه از این تاریخ متعهد می شوم که فایلهایم را به موقع گوش کنم تا با لذت وارد صله با ذهن نا خودآگاهم شود و اورا با جسمم همسو کنم و با صدای بلند می گویم پیش به سوی متناسب شدن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/03 14:59
      مدت عضویت: 473 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 389 کلمه

      با سلام خدمت همگی
      بچه ها خیلی الگوی خوبین دیروز پسر بچه برادر شوهرمو نشوندن تا غذا بهش بدن اولا که کلی گولش زدن که بدون اینکه بخواد غذا بخوره بچه میگفت من این غذا رو دوست ندارم باباش میگفت چی دوست داری گفت موز گفت پس موز بخور 🤣یعنی بچه رو با خنده قانع کردن موز وبخور تازه متوجه شدم چقدر بارها وبارها من رو هم مثل این بچه گول زده بودن که بخورم برام خیلی جالب بود پدر این بچه رفتار چاق کننده باهاش میکرد ومادرش اصرار خوردن نمیکرد ورفتار افراد متناسب باهاش میکرد وقتیم که سیر شد همچین از جاش پرید ورفت بازی که منتظر بود سیر شه دربره خیلی این حرکتشم برام جالب بود بچه ها واقعا رفتار درستی انجام میدن واز زندگیشونم نهایت لذت میبرن یعنی برای غذا خوردن هیچ اصراری ندارن وبین خوردنی ها فرقی نمیگذارن لذت در زندگی واقعی میبینن منم اینجوری بودم اما کم کم دلخوشی هامو مدیون داشتن پول زیاد میدیدم مدیون رسیدن به موفقیت به ازدواج کردن به خونه خریدن وکار پیدا کردن چقدر دراشتباه بودم که لذت از زندگیمو منوط داشتن امکانات بیشتر میدونستم نمیگم دلم نمیخواد امکانات ورفاه بیشتر داشته باشم چرا با تمام وجودم میخوام اما آخه من از همین امکاناتی که دارم چقدر لذت میبرم آخه چقدر سپاسگزاری میکنم هر روز بابت داشته هام چقدر از غذای گرمی که میخورم از لباسی که به تن دارم چقدر از پولی که میاد توی خونمون چقدر از داشتن همسر مهربان ووفادارم چقدر شاکرم من باید بگذارم هدف زندگیمو روی شکر گذاری از داشته هام ولذت بردن ازشون تا خداوند لیاقت داشتن بیشتر از ایناشو درمن ببینه وبهم عطا کنه 😍😍🥰🥰😊خیلی خوشحالم وسپاسگزارم که بسیار متناسب شدم وبسیار نعمت دارم وسایل خونه عالی ای دارم خونه خیلی خوب وگرم وبا صفایی دارم گل هایی دارم که ازشون لذت میبرم وکاناپه ای که گرم وراحت ودلنشین خیلی دوستش دارم وخیلی لذت میبرم از داشتن وخوابیدن روی کاناپم حتی رنگشم مورد علاقمه فرش های زیبایی دارم تلویزیون وماشین لباسشویی ویخچال عالی ای دارم خلاصه اونقدر امکانات برقی دارم که واقعا زندگی رو برام راحت کرده وهمین طور سلامتم وزیبام یعنی اگه هر روز بخوام بابت تک تک داشته هام شکر کنم ساعت ها وقت میگیره ولی واقعا خدای مهربونمو شاکرم که داره هر روز پول وسلامتی وعشق ولذت وتناسب اندام بیشتری برام بوجود میاره ورویای من رو محقق میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/20 07:53
      مدت عضویت: 484 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      فایل “وقتی ذهن مشتاق شود لاغری اسان میشود! “:

      1. ما بایست خودمان را همیشه مشتاق و در حال حرکت نگه داریم.ما باید از لاغری لذت ببریم. ما باید رفتار لاغری داشته باشیم و از رفتار لاغری و همسو با متناسب شدن لذت ببریم.

      2.ما بایست مشتاق و علاقه مند تحرک و ورزش شویم. ما باید از لاغری لذت ببریم. ما باید رفتار لاغری داشته باشیم و از رفتار لاغری و همسو با متناسب لذت ببریم.

      3.ما بایست همیشه بسیار مشتاقانه تمرینها را انجام دهیم. ما باید از لاغری لذت ببریم. ما باید رفتار لاغری داشته باشیم و از رفتار لاغری و همسو با متناسب شدن لذت ببریم.

      4.ما بایست تمرینهای این دوره را مثل سرگرمی برای خودمون مشتاقانه انجام دهیم. به ان پایبند شویم و انگیزه ادامه و پیشرفت داشته باشیم. ما باید از لاغری لذت ببریم. ما باید رفتار لاغری داشته باشیم و از رفتار لاغری و همسو با متناسب لذت ببریم.

      نتیجه این فایل تصویری براي من :

      الان که این ویدیو را دیدم متوجه شدم که تمام ذهن من در سالهایی که دنبال لاغری و تناسب اندام بودم پر از چاقی بوده ، رفتارهای من رفتار ادم چاق بوده. اگر خودمو شکل یه فنجون تصور کنم من پر از محتویات چاقی و چاق کنندگی بودم ولی الان احساس میکنم که من دلم دارد از متناسب شدن پر میشود و زمانیکه کاملا همه مطالب را عمیق بفهمم و ذهنم جرقه نهایی را بزند ،این فنجان پر از لاغری میشود. همین که هر روز شادم و هیجان دارم و احساس خوب یعنی در مسیرم. 🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/14 17:16
      مدت عضویت: 720 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 583 کلمه


      به خاطر داشتن نتایجی که تا الان از دوره گرفتیم میتونه اشتیاق من به ادامه دوره رو بیشتر کنه
      قبلا من محکم خوردن رو باعث سلامتی انرژی و روفرم بودن میدونستم و هر وقت محکم غذا نمیخوردم احساس ضعف داشتم و هربار هر بیماری کسالت و ضعفی رو به کم خوردن غذا نسبت میدادم و با پرخوری جبران میکردم
      الان میدونم و‌مطمینم‌که محکم خوردن عامل تمام بیماری‌ها تحلیل انرژی مفید چاقی کسالت و احساس ضعف و سنگینی است. در ماه رمضان با اینکه ساعات زیادی روزه بودم ولی از همیشه سبک تر سرحالتر و پرانرژی تر بودم.
      الان این باور رو دارم که باندازه خوردن باعث‌تناسب سلامتی سبکی و انرژی و روفرم بودن میشه.
      قبلا احساس ناتوانی در رسیدن به تناسب رو‌ داشتم الان مطمینم که دیروزمند داره سوخت و سوز نداره.
      قبلا حالت سکون ‌‌رکود تو زندگیم داشتم الان احساس شادی امیدواری و آرامش و اعتمادم به خودم و زندگی و‌دنیا خیلی بیشتر شده.
      قبلا به سختی ارتباط برقرار میکردم الان راحت‌تر ارتباط میگیرم.
      قبلا از دیدن خودم در اینه لذت نمیبردم الان با حس خوب به خودم نگاه میکنم.
      قبلا تغییرات جسمی زیادی نداشتم الان تغییرات جسمی نمایان و شروع شده خداروشکر.
      قبلا با خوردن غذاها عذاب وجدان داشتم الان با خیال راحت‌تر غذا میخورم.
      قبلا ترس از غذاها داشتم الان میدونم که روغن برنج و خیار همه مثل هم هستن و هیچ فرقی از لحاظ چاق کنندگی ندارند
      قبلا خودم رو‌محدود میکردم به غذاهای خاص الان هر روز برنج و نوشابه میخورم و دارم لاغرتر هم میشم.🙏
      قبل اگه یه بسته شکلات تخته ای میخوردم یک کیلو‌وزنم اضافه میشد الان هرچقدر دوست دارم میخورم و وزنم داره کمتر میشه
      قبلا ترس از پیری و زمینگیر شدن داشتم الان به فکر تناسب و سلامتی برای همیشه هستم.
      قبلا به کنار اومدن با چاقی ‌‌مشکلاتش فکر میکردم و‌پیه تمام عوارض و بیماری‌های چاقی رو به تنم مالیده بودم الان به تناسب و شکم سیکس پک فکر می کنم.
      قبلا ورزش رو ضروری و‌واجب برای لاغری میدونستم الان ورزش رو برای سلامتی فرم دادن به بدن و روحیه عالی میدونم.
      قبلا ولع زیادی به مواد غذایی داشتم و از رفتارهای غذاییم خجالت میکشیدم الان رفتارهام خیلی اصلاح شده و توجه کمتری به مواد غذایی دارم.
      قبلا فکر میکردم تحرک و فعالیتم کمه الان میدونم که بخاطر سبک خاص زندگیم فعالیتم از یه آدم معمولی بیشتره و اصلا تحرک ربطی به چاقی نداره ‌چاقی فقط در اثر فرمول ها و باورهای ذهنیه چرا که افرادی میشناسم که تحرکشون از من‌کمتر و لاغرتر هستن.
      قبلا فکر میکردم سوخت و ساز بدنم پایین الان میدونم بدنم ۲۴ ساعته مثل یه کارخونه داره کار میکنه و سوخت و سازم خیلی خیلی بالاست.هرکدوم از اندام های بدنم حکم یه کارخونه رو دارن
      فکر کردن تصور کردن پلک زدن دیدن شنیدن حرف زدن جویدن بلعیدن هضم کردن ترشح اسید و هورمون ها ترشح صرفا و تجزیه مواد در کبد تسویه مواد در کلیه دفع مواد حرکات روده و‌مری دم و بازدم ۲۴ ساعته. پمپاژ قلب ۲۴ساعته .فرض کنید یه پمپ قوی ۲۴ساعته داره آب رو پمپاژ می کنه چقدر انرژی مصرف میشه. فرض کتید یه دستگاه دیالیز ۲۴ساعته کار کنه چقددددر انرژی مصرف میشه. ریه که مدام در حال دم و بازدم.و هزاران فعالیت دیگه مثل رشد مو و ناخن پوست جدید ترمیم بدن فعالیت گلبول های سفید
      همه اینها باعث‌سوخت و ساز بدن من میشن و‌طوری هوشمند بدنم آفریده شده که سوخت و سازش متناسب با میزان غذای مورد نیازم هست .
      خدایا شکرت بخاطر این کارخونه عظیم و شگفت اور که هیچ کس تا حالا نتونسته و‌نمیتونه مثلا رو بیاره. خدایا هزاران بار شکرت🌹🙏❤️
      قبلا انرژیم خیلی کم بود الان انرژی درونیم بیشتر و احساس شادی بیشتر شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/06 18:07
      مدت عضویت: 720 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه

      ذهن فقط ما رو به اهدافی میرسونه که همراه به لذت و شادی باشه.چاق شدن من همراه با لذت بوده ولی لذت های آنی که نتایج مخرب داشته ولی چون ذهنم لذت میبرد هر بار منو بیشتر به سمت رفتارهای چاق کننده برد و با هر بار رژیم به خواست خودم و برخلاف میل ذهنم چون تحت فشار قرار میگرفت با نخوردن چیزهایی که دوست داشت و دقیقا حس گرسنگی روحی بهم دست میداد. یادمه که روحم دلش میخواست به هر اندازه که میخوام غذا بخورم ولی من طبق خودآگاهم تصمیم گرفته بودم که نخورم و این نخوردن خیلی زجرتون بود بخصوص در انتهای رژیم ها بخصوص موقع ورزش ها که بخونم فشار نیاوردم تا سریعتر لاغر بشم و متوجه نبودن که چقدر دارم بر خلاف مسیر ذهنم میرم و فقط خودم رو آزار میدم و نهایتا ذهنم منو به همونحایی میرسوند‌مه خودش دوست داشت نه‌من.
      حالا برای لاغری هم باید همین مسیری مخ ذهنم دوست داره و ازش لذت میبره رو طی کنم.باید لاغر شدن رو برای ذهنم آسون و لذتبخش کنم با فایل های انگیزه بخش صبحگاهی با تمرین ها و پیاده کردنشون تو زندگی با میثاق نامه که شبیه معجزه است و عجیب ذهن ازش تاثیر میگیره.دقیقا چند روز که میثاق نامه رو نخونم ذهنم یاری نمیکنه که رفتارهای متناسب داشته باشم.
      خلاصه اینکه فقط و فقط با شادی و حس خوب میشه به لاغری رسید و راهش بودن پر دوره و پیاده کردن تمرین‌ها و تعهد به انجام صحیح و دایمی اونهاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/05 02:50
      مدت عضویت: 656 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      با سلام وعرض ادب🌺💐
      بارها از روش های مختلف جهت لاغری استفاده کردم وهر بار یا تا انتها نمیرفتم ویا اگر هم به نتایجی رسیدم( فرضا ۱۴ کیلویی که مدنظرم بود کم میکردم ) ولی این خوشی، مقطعی بود وماندگار نشد چرا؟؟؟؟؟🤔🤔
      قبل از شرکتم در ایندوره (مهیج وسرشار از امید)، تنها علتش را بی ارادگی وبی لیاقتی خودم میدانستم وبا هر بار شکست خوردن ، انگیزه ام روز به روز کمرنگ تر ونهایتا به ناامیدی وقبول سرنوشتم ( سقوط در دره چاقی) انجامیده بود ، ودرمانده از همه جا روزی اتفاقی جهت سرچ موضوعی در یوتیوپ به طور اتفاقی وبا یک الهام درونی با سخنان دلنشین استاد ، که با دنگ دلم همنوا بود آشنا شدم آن جا که ندا میداد: تنها راه تناسب ، متناسب شدن از طریق ذهن است( از همان جاده که با اولین باور اشتباه به فرعی افتادید وهر بار با هر آموزه غلط وباور نادرست دورتر شدید ونفهمیدید ، چون ناخواسته بوده وباور یقین ( غلطتتان) عمیقا شما را با لذت رو به جلو وزیادتر شدن( خروج از مسیر وافتادن در ورطه چاقی) برد واز آن جا که من کتابهای زیادی راجع به ذهن وعملکردهایش خوانده بودم ، لحظه ایی درنگ کردم وفهمیدم ، دقیقا درست میفرمایند وبا شوق تمام پا به این چاده خوشبختی وبزرگراه تناسب فکری نهادم والان دیگر میدانم برای لاغر شدن ، بایستی تصمیم ( خودآگاهم ) را با موافقت ذهنم همراه کنم تا با همسو شدن ذهنم با خواسته جسمم راه جهت تناسبم مهیا وهموار شود تا بشوم آنچه که خواست وهدف از خلقتم ( احسن الخالقین بودنم) بوده.👌🏻❤️💃💃💃💃💃
      واما راهکار های عملی وابزار ونقشه راهم جهت تناسبم تنها آموزش دیدن لاغری وپیاده کردنش در زندگی روزمره است چگونه؟؟؟🤔
      ۱-مشتاق لاغر شدن باشم وخودم رادر طول مسیر شاد وخوشحال نگه دارم وبه احساسم توجه داشته باشم تا عالی باشد جهت لذت بردن از مسیر وداشتن احساس خوب دائمی وراضی نگه داشتن ذهنم جهت ادامه مسیر:👌🏻👌🏻
      بایستی رویای لاغری را هر لحظه در درونم زنده نگه دارم با گوش دادن به فایل هر روزی پر نشاط اول صبح 👌🏻😃😃
      واجرای هر روزی میثاق نامه جلوی اینه وچشم در چشم خودم وخدای درونم وحس کردن قدرت ولیاقتم جهت پیاده کردن بند بند اهداف مفاد میثاقم.👌🏻❤️👏👏
      گوش کردن وآموختن وپیاده کردن آموزه های فایل های روزانه ام درنمام لحظات روزمره ام👌🏻❤️
      مرور ورویا سازی هر روزیم با اجرای ایستگاه نوار زمان( قسمت مثبت) وجاری شدن اشک شوق تناسبم در ایستگاه آخر وحس کردن، حس خوب شدن ورسیدن ( لاغری دلخواه) ❤️👌🏻💃💃
      تایید و لبخند زدن ولایق دانستن وزیبا انگاری خودم با هر بار نگاه کردن در اینه منزل و وجودم👌🏻👏❤️💃
      و…….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/03 16:47
      مدت عضویت: 720 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      برای لاغر شدن باید اول ذهن و شخصیتتون تغییر پیدا کنه به یه ذهن و شخصیت متناسب.یعنی باورها تفکر و رفتارمون مثل یه آدم متناسب باشه. به آدم متناسب شخصیت باوقار داره در برخورد با غذاها و هیچ عجله و ولعی برای غذاخوردن نداره.
      اینها ممکن نیست مگر اینکه با لذت و شادی بتونیم بهش برسیم.
      واقعا لذت از خوردن که آخرش پشیمونی چاقی حس بد و عذاب وجدان باشه اصلا قابل مقایسه با لذت از نخوردن یا لذت صحیح خوردن نیست.
      با انجام تمرین های این دوره خودبخود احساسات منفی از بین میره و‌میتونیم با لذت و شادی در مسیر درست و بموقع به هدف لاغری برسیم.
      ذهن فقط مارو به اهدافی میرسونه که همراه با لذت باشه و اگه رنج و سختی باشه ذهن مقاومت می کنه. با دوست داشتن خود با امیدواری به آینده با حس خوب و شادی هر روز به ذهنمون لذت رو یاد میدیم و اونم با ما همراه میشه و هدایت میشیم به سمت رفتارهای درست و لاغری.
      با انجام تمرین های این دوره هر روز یک گام از چاقی دورتر و یک گام به لاغری نزدیکتر میشیم و کم کم به جایی میرسیم که تمام گام های ما با سرعت طی میشه و ذهن ما تماما لاغری و افکار مربوط به تناسب میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/21 10:42
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      من هروز باخودم تکرار میکنم که از نخوردن فلان غذا لذت میبرم یا از به اندازه خوردن غذا لذت میبرم ومیبینم که بعد از اینکه از غذا دست میکشم چقدر روحیه ی خوبی دارم وسر حال وخوشحالم وبر عکس زمانهایی که رژیم میگرفتم همیشه عصبی وکلافه بودم وناراحت از اینکه نمیتوانم خوب غذا بخورم الان وقتی که کم میخورم وغذا تمام میشود خوشحال میشوم که زیاده روی نکردم واحساس خفگی ندارم پس حتما مسیر درست رامیروم وغرق شادی ولذت میشوم ولذت میبرم از اینکه در آینده ای نزدیک لباس مورد علاقه ام را بپوشم ودر مهمانی ها به جای اینکه از خوردن لذت ببرم از پوشیدن لباس مورد علاقه ام وحضور بدون استرسم لذت میبرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/12 16:09
      مدت عضویت: 795 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      با سلام
      قبل از دوره هربار که اسم لاغر شدن می یومد این باور غلط در ذهن من شکل می گرفت که خب این چیزی که در تو نیست تو باید با نخوردن و ورزش سخت بتونی تازه شاید بدستش بیاری و بنابراین لاغری برای من سخت بود در حالی که این چاقی بود که باید سخت می بود چون من داشتم برخلاف طبیعت جسمم کار می کردم برای همین در درون غمگین بودم و حالا که فهمیدم لاغری طبیعت جسم منه و من با آسایش به تناسب اندام می رسم ذهنم دیگه از لاغر شدن نمی ترسه من اجازه می دم بدنم کارش انجام بده و خودش رو ترمیم کنه و فقط از تخریب کردن جلوگیری می کنم اون هم با آرامش و گوش کردن فایلها و استمرار و صبر و به لطف خدا تا امروز شاهد تغییراتی در لباسهام بودم که برای من آزاد شدن و می دونم در مسیر درست هستم و ذهن من داره از لاغر شدن و برگشتن به تناسب اندام لذت می بره.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/08/07 09:24
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      وقتی بچه هام جیغ میزنند و من با تهدید آنها را آرام میکنم فقط یک ساعت طول میکشد
      چقد زیبا
      در تمام این ۳۴سال ذهن ناخودآگاه تو از چاق شدن لذت میبرده است چرا؟چون رفتارهای تو نشان دهنده ی این مسئله است برای مهمونی رفتن خوشحال میشدم برای عروسی و تولد خوشحال میشدم
      برای پختن بعضی غذاها خوشحال میشدم
      وخیلی خیلی از این رفتارها داشتم ذهن تهدید و فشار رو قبول نمیکنه نمیتوان با سختی فرمول های چاقی ذهن رو عوض کرد
      بارها برای لاغری تلاش کردم رژیم های مختلف ورزش های مختلف قرص دمنوش
      ولی بعد از چندین روز از شروع برنامه عصبی ناراحت بودم به زمین و زمان فحش میدادم
      در نهایت باز نتیجه میشد ناراحتی افسردگی و چاقی بیشتر
      تا اینکه بهمن ۹۷با این مسیر آشنا شدم تا یک سال اول برنامه رو مرتب پیش میرفتم و لی انگار نمیفهمیدم و درک نمیکردم جریان چیه خیلی حالم بهتر شده بود ولی درک نداشتم در تکرار مجدد در امتداد مسیر و پاکسازی هستم تازه مطلبی می شنوم که انگار اولین بار است و روز به روز حالم داره بهتر میشه رفتارهای غذایی من روز به روز داره بهتر میشه
      حال روحی روانیم عالی شده
      یواش یواش داره فرمول لاغری در ذهن من پررنگ میشه آنقدر باید استمرار به خرج بدم با اشتیاق صبر واحساس خوب پیش برم تا ذهن من این فرمول های لاغری رو استفاده کنه وقتی ذهن کاملا متناسب شود جسمم هم شروع به متناسب شدن میکند برای جایگزین کردن فرمول های چاقی ۳۴ساله با فرمول های لاغری زمان لازم است آرام آرام پیش برو هروز فایل ها رو گوش بده تمریناتتم انجام بده عجله ای نیست وقتی حالت بهتر شده یعنی مسیر صحیح است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/19 03:59
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى سرزمين لاغرى با ذهن 😊 روز چهلم تكرار , فايل تصويرى – صوتى
      ” وقتى ذهن مشتاق شود لاغرى آسان مى شود ! ”
      من مشتاق رسيدن به تناسب اندام هستم .
      در مسير دوره ى لاغرى با ذهن , من متناسب شدن رو , زندگى مى كنم . لطف خدا , شامل حال من شده و هر چه مى گذره , باور لاغرى با ذهن , در ذهن من , قويتر مى شه . باورم اينه كه همانطور كه يواش يواش چاق شدم و از خودم دور شدم , همانطور هم يواش يواش لاغر مى شم تا به صورت طبيعى خودم بازگردم . من آگاه هستم اين يه روند و پروسه هست و بايد هر روز با آرامش و احساس خوب در اين مسير ادامه بدم . 🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️لاغرى پديده ى ذهن من است . در واقع من سالها از خودم دور شدم , زندگى م در جهت چاقى بود , هر چند كه من نخواستم كه چاق بشم‼️اما رفتارهاى من چاق كننده بود . تفريح مون در مهمانى ها فقط غذا بود . تفريح مون در طبيعت همينطور . از زندگى م هم , لذت نمى بردم , با اينكه نعمتها و رحمتهاى فراوانى داشتم و دارم .
      همش در جستجوى مطالبى بودم كه راهكارهايى براى زندگى بهتر مى داد , براى آرامش , شادى , احساس خوب و … حالا كه فكر مى كنم , مى بينم خواسته ى ذهن من درست بود , من چاق بودم و بجاى اينكه دنبال لاغرى باشم , دنبال اين بودم كه با آرامش زندگى كنم و از زندگيم لذت ببرم . براى همين به سمتِ لاغرى با ذهن جذب شدم , انگارى ذهنم مى گفت , همينه , اينجا همه چى هست , همين مسير رو ادامه بده ,
      و من الان مى گم , ذهنم با من ياره , چون اون بود كه من رو به اين مسير تشويق كرد . خدايا شكرت , در مسيرى هستم كه واقعا هر آنچه را قلبا مى خواستم و در جستجوش بودم , اينجا هست . من الان جايى هستم كه بايد باشم , و خداوند رو سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم . من خيلى به ايجاد احساس خوب , حال خوب , آرامش , شادى , سلامتى و خيلى چيزاى ديگه نياز داشتم و از خودم دور شده بودم , من , خودم رو در اين مسير دوباره پيدا كردم . وقتى حال و احساس من خوب باشه , من در جهت لاغرى با ذهن هستم . لطف خدا , شامل حال خوب من شده و من اميدوارم دوباره به طبيعت لاغرى خودم بازمى گردم .
      با تشكر فراوان , شاد و خرّم باشيد♥️🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/17 02:12
      مدت عضویت: 547 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      جسم الان ما نتایج آموزش هایی که قبلا ذهنمون دیده ذهن ما از بچگی ما یک سری باور های اشتباه داشته خوردن برای ذهن ما توی بچگی لذت معنی شده از خوب یهای چاق بودن برامون زیادتعریف کردن و هربارم که ما بعد از چاق شدن سرکوب شدیم متلک شنیدیم ناراحت شدیم هم ذهنمون برای بیشتر کردن حس ما تلاش کرده و ما هر بار چاق تر و چاق تر شدیم حالا هم میایم به ذهنمون لاغر شدن رو بیاموزیم به ذهنمون نشون میدیم که لاغری چه قدر خوبه اشتیاق برای رسیدن به لاغری رو به ذهنمون نشون میدیم به لاغری توجه میکنیم از ااموزه هامون استفاده میکنیم رفتار غذایی صحیح داریم و در کل رضایت ذهن ناخوداگاه رو برای لاغر شدن جلب میکنم و در اخر با داشتن استمرار و انجام درست تمرینات صبوری به نتیجه دلخواهمون میرسیم 🌼🌼🌼

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/16 11:37
      مدت عضویت: 696 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      به نام خدای مهربان
      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی
      این فایل عالی بود و مثال هایی که استاد استفاده می کنن واقعا عالیه و خیلی خوب قابل درک و فهمه…از استاد عزیز یک دنیا سپاسگزارم بابت این مثال ها و مطالب عالی و تاثیر گذار…
      مثال های عینی که در زندگی روزمره بسیار باهاش روبه رو میشیم…
      مثال بچه ای که داره شیطنت میکنه و ما تهدیدش میکنیم و اون مقاومت میکنه…
      برای خودم پیش اومده که اگر بچه را تهدید کردم برای اشتباهش( البته خیلی کم پیش اومده) در مقابل تهدیدم لحظه ای متوقف شده ولی دوباره کارش را ادامه داده و برعکس تشویق اونو در مسیری قرار داده که من ازش خواستم…
      و دقیقا همین اتفاق در رژیم های سختی که میگرفتم می افتاد… حالا متوجه میشم چرا موفق نمیشدم و یا اگر کمی وزن کم میکردم دوباره برمی گشت شایدم بیشتر…
      چون ذهن ناخودآگاه من از تهدید و فشار خوشش نمی اومده و مقاومت می کرده و من هر چه جسمم را با نخوردن و کم خوردن تحت فشار قرار می دادم ذهن ناخودآگاه دوباره تشویق به پرخوری می کرده و نتیجه ی همه ی زحمات و رنج های من بر باد می رفت و دوباره بر می گشتم سر جای اول شایدم عقب تر…
      و حالا در این روش با احساس عالی و حال خوب ذهن را آموزش میدیم و تشویقش میکنیم به رسیدن به اون اندام زیبایی که دوست داریم داشته باشیم هم حالمون خوبه و هم به نتیجه ی عالی تناسب اندام میرسیم…
      دائم با خودم میگم کاش همون چند سال پیش که استاد عزیز این روش را ابداع کردن من با این دوره آشنا میشدم و الان هم متناسب شده بودم و هم چند سال از عمرم با حال بد و رنج و سختی طی نشده بود…
      ولی الان هم خدا را هزاران بار شکر میکنم که مرا به این مسیر عالی و زیبا هدایت کرد و مطمئنم خدای مهربونی که اول بار هدایتم کرد باز هم در ادامه مسیر هدایت و حمایتم میکنه و من قطعا با یک دنیا احساس خوب و امیدواری به هدف عالی متناسب شدن میرسم…
      به امید موفقیت خودم و همه ی دوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/27 08:27
      مدت عضویت: 671 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      با سلام
      لاغری خیلی لذت بخشه. ولی ما ذهنمونو برای لذایذ آنی و زود گذر آماده کرده ایم وقتی با کیف پر خوری میکنیم اون موقع لذت میبریم ولی همینکه غذا تموم شد به سرزنش کردن می افتیم که چرا خوردم ولی اگر بتوانیم لذت پس از خوردن رو تصور کنیم اون وقته که لذت طولانی را انتخاب کرده ایم.🥰

      در دوره تناسب فکری آموزش میبینیم که ذهنمان را تربیت کنیم تا همسو با هستی ما به سمت تناسب فرمون برسونه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/05 11:51
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      سلام به همه دوستان
      من چند روز پیش شکولات تخته ای با طعم شیر و فندوق خریدم برای بار اول، گذاشتمش تو یخچال وقتی برداشتم بخورم چون تو یخچال سفت شد و حالت کرانچی پیدا کرد زیر دندونم خرچ خرچ میکرد خیلی خوشم اومد، چند تا تیکه دیگشم در طول چندین روز خوردم، به رفتارم که توجه کردم دیدم این اولین تجربم از خوردن این مدل شکولات بود و خیلی برام لذت بخشه و همینجور ادامه بدم میشه عادت و چون منجر به اضافه وزن میشه میشه عادت بد، که من ممکنه خودمو ناتوان در تغییزش ببینم مثل همه عادتای گذشته، برای همین آگاهانه همینجا جلوشو گرفتم تا عادت نکنم بهش، واقعا هم همه رفتارای اشتباه غذاییمون اولش با لذت شروع شد چون انقد تکرار کردیم و باعث افزایش وزن شد برامون عذاب اور شد درصورتیکه انتخاب خودمون بوده، من امروز 5 شهریور 99 بازم یبار دیگه به خودم قول میدم همه تلاشم این باشه بهترین رفتار و در خوردن از خودم نشون بدم و واقعا هم لذت بخشه چون هیچ محدودیتی در کار نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/05 03:18
      مدت عضویت: 808 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      سلام
      منم دقيقن همين بودم حوصلم كه سر ميرفت خودمو با خوردن به لذت ميرسوندم واقن اين همه سرگرمي لذت بخش اين همه كار ما چرا گير داديم به مواد غذايي انقد اين لذت واسم خوب بود كه توجه نميكردم به دريافت پيغام سيري بيچاره انقد بوق ميزد تا اخرش خودش خاموش ميشد 😂
      لذت هامون به سمت مطالعه رقص اهنگ و … ببريم
      واس رسيدن به خواسته بايد مسير جذاب و لذت بخش تر كرد هي انرژي بديم به لاغري تا در مسيريش قرار بگيريم انقد بايد علاقه داشته باشيمم به لاغري كه ناخوداگاه به سمتش كشيده بشيم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/24 21:14
      مدت عضویت: 653 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      سلام استاد گرامی ، منم در گذشته لاغر شدن را خیلی دوست داشتم و از چاقی بدم میومد ولی رفتارم با چیزی که میخاستم مغایرت داشت چون لاغر شدن برای من رنج و سختی داشت خبری از لذت بردن نبود اما من تو چاق شدن لذت خوردن غذا را میبردم عاشق بوی غذا بودم چون خیلی وسوسه انگیز بود و لذت بردن من بیشتر میشد و ذهن ناخودآگاهم منو بیشتر به سمت چاقی سوق میداد چون غیر از این ، راه دیگه ای بلد نبود ، ولی الان تو مسیر لاغری داره راه جدیدی یاد میگیره و منو بیشتر به سمت لاغری میبره چون فهمیده این راه برای من سراسر لذته و اشتیاق زیادی داره که این لذتو بیشتر کنه چون دیده که من خیلی احساس خوبی دارم و راضی هستم چون خیلی راه راحت و آسونو لذت بخشه ، برای همین ذهنم بهم کمک کرده که نتیجه این لذت تو جسمم ظاهر بشه و من پس از سالها لاغری را با عشق لمس کردم ، چه لذتی میتونه از این بالاتر باشه ، خدایا شکرت ، ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/03 23:33
      مدت عضویت: 759 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      سلام

      خیلی این فایل حیرت انگیز
      بعضی اوقات وحشت میکنم از تصاویری که تو ذهنم هست و خبر ندارم
      هم جالبه
      هم وحشتناک

      قشنگ برام جا افتاد که چرا خیلیا بیمارند دارو مصرف میکنند و عمل جراحی میکنند ولی سلامت نمیشن

      استاد من خودم درگیر ی چالشی بودم
      بیماری نبود به اون معنا
      ولی خیلی دکتر رفتم اما فایده ای نکرد
      فقط سردر نمیارم چرا من باید لذت ببرم؟؟
      اصلا از چی لذت میبردم؟؟
      اینش برام مبهمه
      بیش از ۱۶ سال که درگیرشم
      البته شدتش به اون اندازه نیست
      اما قشششنگ میفهمم تصویر بیماری در ذهن ناخودآگاه یعنی چی

      🌱🌱🌱🌱

      استاد ما از کجا بفهمیم از چی لذت بردیم
      از چی رنج کشیدیم

      خیلی عجیبه این ذهن ناخودآگاه
      مارا بالاخره تو مسیری میکشه که لذتشه
      مارا بالاخره تو مسیری میکشه که لذتشه
      مارا بالاخره تو مسیری میکشه که لذتشه
      مارا بالاخره تو مسیری میکشه که لذتشه
      مارا بالاخره تو مسیری میکشه که لذتشه
      مگر اینکه
      لذت جدید یادش بدیم
      لذت جدید یادش بدیم
      لذت جدید یادش بدیم
      لذت جدید یادش بدیم
      🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱

      ۳ تابستان ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/27 06:42
      مدت عضویت: 797 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      چقدر جالب بود این فایل. من این روزها با پسرم درس‌هاش را کار می‌کنم و دقیقا متوجه شدم وقتی بهش فشار میارم همون موقع ممکنه اون تمرین را انجام بده ولی فرداش که میخواهیم کار کنیم بیشتر مقاومت میکنه و همکاری نمیکنه ولی وقتی درس خواندن را براش لذت بخش می‌کنم هم راحت تر انجام میده و هم با آسان‌تر شدن درس خواندن ، تمایلش بیشتر میشه. این جمله که لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست چون در آن آرامش و آسایش هست برای من معجزه کرده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/22 01:02
      مدت عضویت: 692 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      امروز خبری شنیدم از ادل خواننده معروف که ۴۵ کیلو وزن کم کرده وقتی عکسش رو دیدم نشناختمش ولی دلم براش سوخت پیش خودم فکر کردم یه مدت دیگه چاقتر از قبلش میشه و یا لاغر می مونه ، به قیمت حسرت خوردن برای لذت بردن از غذاهایی که دوستشون داره و نمیتونه بخوره . ولی من با لذت غذاهای مورد علاقه ام رو میخورم و لذت می برم و لاغر هم میشم امروز پسرم بستنی میخورد و به هم تعارف کرد ولی من گفتم میل ندارم و اصلا دلم بستنی نمی خواست و بسیار لذت بردم و به خودم افتخار کردم و دو لیوان چایی بدون شیرینی خوردم در حالی که تا یه مدت پیش فکر می کردم امکان نداره بشه چایی رو بدون قند یا یه چیز شیرین خورد . از خدای خودم شاکرم که راه درست لاغری رو پیش پای من قرار داد و هر روز هزاران مرتبه به خاطر این نعمت بزرگ سجده شکر به جا می آورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/08 03:13
      مدت عضویت: 796 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      سپاسگزارم از این فایل عالی، چقدر عالی هست چقدر لذت بخش هست که خدا قوانین ذهن را از طریق استاد عطارروشن به ما یاد میدهند. اگر روزی هزار باز تشکر کنم کم هست. امروز صبح داشتم به خودم یاداوری میکردم که من با روش لاغری با ذهن سایز کم کردم و چه احساسی عالیتر از این که با لذت و آرامش اصلاً نفهمیدم چجوری که یهو دیدم سایزم کم شده. البته متاسفانه وسط دوره تکرار مدتی نسبتاً زیاد دوره را رها کردم و دوباره برگشتم. الان که چهلمین روزم هست که در دوره تکرار هستم و به طور مستمر ادامه دادم انقدر احساسم عالیست که حد ندارد. میخواهم تغییر کنم و باید بگم این دفعه چنان دقت عملم رفته بالا و نکات رو بهتر گوش میکنم و عمل میکنم که زمین تا آسمان با دور اول متفاوتتر شده. من روز اول تکرار با ذهنم خلوتی کردم و صحبت کردم و از لذت این مسیر گفتم و البته کمی هم از عدم انجام این مسیر ترساندمش ولی بیشتر از لذتها گفتم و در عمل هم لذتبخش هست و آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/01/16 03:38
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      تنها راه لاغر شدن لاغری با قدرت ذهن هست دیگه هیچ راهی نیست جز این که ذهن ناخوداگاه و تعلیم بده بقیه کارها روی ذهن کار نمی کنن فقط روی جسم کار می کنن برای همین ماندگار نیستن خدایا هزاران بار شکر می کنم که وارد این مسیر شدم و از بودن در این مسیر لحظه لحظه لذت می برم و استفاده می کنم ! همیشه و همیشه انشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/03 17:59
        مدت عضویت: 759 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 83 کلمه

        سلام
        چقدر اسمتون قشنگه
        پونه🌱
        حس آدمو خوب میکنه

        وقتی از طریق ذهن چاق شدیم
        طبیعی که باید از طریق ذهن لاغر بشیم
        در واقع ابتدا ذهن ما چاقه
        ما ذهن چاق داشتیم
        که داریم اونو درمانش میکنیم
        استاد روشن هم پزشک لاغری هست با تخصص ذهن

        نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
        به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

        واقعا هدایت و لطف خدا در زندگی استاد کاملا روشنه
        با هدایت و الهام شدن پزشک لاغری با ذهن
        بدون اینکه دانشگاه برن
        این بیت از حافظ در مورد پیامبر
        با وحی خدا میشه پیامبر اسلام

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/13 15:42
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      روز ۴۰ تکرار
      سلام به همه دوستان ،۱۳ بدرتون به شادی
      تمام ذهن من پر از چاقی بوده ،رفتارهای من رفتار آدم چاق بوده، اگر خودمو شکل یه فنجون تصور کنم ،من پر از محتویات چاقی وچاق کننده گی هستم ،مثل فنجونی که پره ،من دلم متناسب بودن،زیبا بودن،خوشتیپ بودن،سالم بودنو خواست ،ولی ناخودای ذهن من لبریز بود از اینکه ،،،،دختر تپلش قشنگه،اگه یه پر گوشت وچربی داشته باشی تو روزای مریضیت بدنت قویتر میمونه،،هر کی پر تره ،استخون های سالمتر وقویتری داره،مردها تپل پسندن ، و ناخودا قویتر بود ومن شدم همون دختر چاق قوی استخون درشت
      حالا برای متناسب بودن باید به ناخودا بگم که من وقتی لاغر ومتناسب هستم شادترم،زیباترم،با کلاس ترم،سالم ترم،لذت بیشتری میبرم،حالم بهتره از خودم ،از لباس پوشیدنم ،ارتباطاتم بهتر میشه ،اعتمادبنفسم بالاتر میره ،باید از لذت های تناسب اندام با خبر بشه ،آخه چاق بودن که فقط یه لذت داشت اونم پرخوری بود
      باید موافقت ناخوداگاه جلب کرد که لاغر شدن از طریق ذهن بهترین وآسانترین راه متناسب شدن وبودنه
      که اونم تمرین میخواد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/10 11:17
        مدت عضویت: 805 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        درود بر شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/07 17:14
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      وقتی ذهن مشتاق شود لاغری آسان می شود!
      سلام. ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده و نمیدونه چی برای خوبه یا بد جز از طريق احساس ما و اشتیاق ما اینو متوجه نمیشه درست مثل بچه ها.
      مثلا شخصی که افسرده است به نظر من ذهنش نمیدونه خوبه یا بد اما چون فرد اون رو تکرار میکنه و عادت میکنه و فکر میکنه براش بهتره خب ذهن هم افسردگی رو گسترده و بیشتر میکنه. یا مثلا یک بچه هدفش لذت و تجربه های جدیدتره در زندگی اما در این شرایط در محیط براش خطر هم وجود داره حتی ممکنه سمت چاقو یا پریز برق هم بره ذهن اون بچه نمیدونه اینها خطرناک هستند چون آموزشی ندیده و بچه رو به هدف تجربه ی جدیدتر یا شاید لذت جدید سمت اون میبره. ذهن ما هم همینه. هدفش لذت بردن ولی با اون چیزهایی که ما بهش میگیم برامون خوبه. قبلا دیدن غذا، بوی غذا، لمس کردن غذا، خوردن غذا تا حد خفگی و به سختی نفس کشیدن رو ما لذت میدونستیم و به خاطر تکرار ذهن ناخودآگاه فهمیده بود که این ها لذته و تکرارش میکرد اما ما خودآگاه نمی‌خواستیم اینها رو ولی ناخودآگاه اطلاعی نداشت. حالا وقتی رژیم می‌گرفتیم عامل لذت رو از ناخودآگاه سلب میکردیم و ناخودآگاه مقابله میکرد ما با ما چون فکر می‌کرد که لذت و شادی رو ازش گرفتیم و ما در طی رژیم بداخلاق، بی اعصاب میشدیم یا جسم واکنش نشون میداد و معده درد داشتیم یا ریزش مو می‌گرفتیم.
      اما در روش ذهنی ما اول به ناخودآگاه میگیم ببین این رفتار هادیگه برای من لذت بخش نیست چرا؟ چون از خیلی لذت دیگه محروم میشم، چون سلامتی ام به خطر میوفته، چون آرامش ندارم، چون اعتماد به نفس ندارم و با کلی دلیل قانعش میکنیم و ناخودآگاه قبول میکنه و ماروکمک میکنه و خودش ترتیب کارها رومیده و برای همینه در روش لاغری با ذهن با عصبی نمیشیم که هیچ انقدر هم آرامش داریم و شادیم چون ذهن خودش مسئولیت تغییر ما روبه عهده داره..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/10 11:29
        مدت عضویت: 805 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 202 کلمه

        واقعا درسته لذت نخوردن و نخواستن . من با کمک این دوره شگفت انگیز تجربه اش کردم شاید خیلی بچه بودم هم این تجربه رو داشتم ولی خیلی گذرا بود. الان دارم حسش می کنم عالیه وقتی می بینم موقع سرو غذا تو مهمونی خانوادگی هیچ احساسی ندارم و واکنشی به بو ها ندارم اگه گرسنه نباشم ولی بقیه با اینکه تازه اسنک خوردن یا میان وعده هم خوردن داره آب از لب و لوچه شون میریزه به خودم می بالم و وقتی همه سر میز قرار می گیرن من حتی پامم به طرف میز ناهار خوری نمی ره و با اعتماد به نفس و بی توجه دور از اونها می شینم و با شادی می گم الان ذره ای میل ندارم و سیرم همه شاخ در میارن . من شاخ ها رو رو کله هاشون می بینم به جان خودم 😂😂😂😂حالا شاید بگید چرند می گم ولی خیلی جالب و لحظه ی دیدنیه اخه من باید چکار می کردم که خداوند چنین جایزه ای رو بهم میداد . که شاخ های بقیه رو رو سرشون ببینم و از ته دلم بخندم و شاد باشم به صرف اینکه شادم و سیرم . سپاس خدای عشقم رو سپاس و این دوره راسپاس😂😂😂😂😂😂🕺🕺🕺🕺🤷‍♂️🤷‍♂️🤷‍♂️

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/04 13:26
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      با سلام .به راستی اگه ما همیشه موافقت ذهن ناخوداگاه رو جلب کنیم در همه کارها موفق و بهترین خواهیم بود .ذهن ناخوداگاه مثل پدر بزرگی میمونه که کسی نمیتونه بهش زور بگه و همه تحت فرمانش هستن و اگه باهاش دوست باشیم و در هر کاری موافقتش رو جلب کنیم از خودش بهتر خودشه و مارو تو مسیر درست رشد و ارتقا میده و مارو به هدفهامون بدون سختی میرسونه.
      من هیچ وقت به یاد ندارم که تونسته باشم از وعده غذاییم صرف نظر کنم ولی الان که موافقتش رو جلب کردم با اموزش های استاد عزیز و ذهنم همسو شده با متناسب شدن .روزها اصلا احساس گرسنگی نمیکنم و حتی همسرم میگه چرا طول روز نهار و شام نمیخوری و من جوابی براش ندارم و نمیتونم قانعش کنم چون قبلا همیشه میگفتم اصلا نمیشه غذا نخورد و زنده موند.امیدوارم این لذت نخوردن هرروز در من بیشتر بشه و من بتونم به اندام ایدالم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/12 22:49
      مدت عضویت: 799 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      استادعزیزمن ازسال هفتادوپنج به خاطر بارداری وسابقه بدذهنی که فرزنداولم بعداز دنیاامدن نماند رویفرزنددومم فوق العاده حساس ودرگیر شده ودچار افسردگی شدید شدم وکم وبیش بارها حریف افسردگیم میشدم وگهگاهی هم بازافسردگی برمن غالب میشدولی انگار درونم همیشه یک ترس نهفته قوی داره که شاید جرات نمیکنم به سراغش برم وحالا که گشتم فایلی پیداکنم حالم روخوب کنه فایل هشت روگوش گرفتم وباخودم به این نتیجه رسیدم که نکنه مثل باور چاقی باور افسردگی راهم درذهنم پذیرفته ام واگراینگونه باشد من چطوری باید این باور مخرب روپاک کنم چونخودم میبینم که توی خونه ویا رفتارم به دختر بیست وسه ساله ام ویاپسرنه ساله ام ومخصوصا روی همسربیچاره ام بد چوری توجه میکنم وداعم انگارزیر نظر دارمشون کهباید مثبت حرف بزنید ونباید اینقدر اخباربد گوش بدید چون خودم حس میکنم خیلی باجدیت وباخشونت مخصوصابه همسرم تاکید میکنم که اینقدر منفی باف نباش وبااین همه تلاش حال خودم بدتر از اونامیشه بعضی وقتها.لطفا منوراهنمایی کنیداستادعزیزچون نزدیک به شایدصدوپنجاه بارمشاوره رفته باشم ویادههاکتاب روانشناسی مطالعه کرده باشم ولی حس میکنم یه باوری دارم که اینطورشدیدوباجدیت وترس منومتاثر میکنه ممنون استادعزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/13 15:22
        مدت عضویت: 735 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 220 کلمه

        دقیقا منم روی این موضوع خیلی حساس شدم،بدلیل اینکه ۱دونگ از منزل من مال مادرمه،من وبچه هام ،مجبورن با مادرم باید زندگی کنیم ،و ۲سالی میشه خواهر کوچیکمم اومده با مادرم زندگی میکنه ،و۶ماهی میشه ،یکی از خواهرای دیگه مم با دخترش اومدن منزل ما ،بدلیل اینکه میخوان مهاجرت کنن وخونه و زندگی خودشونو فروختن ،متاسفانه هنوز کار رفتنشون اوکی نشده ،و در منزل من ساکن هستن ،با تمام مخالفت های من ،بازم موندن و میگن منزل مادرمونه وما اینجا میمونیم،بماند که خونه رو واسه فروش گذاشتم ،خواستم یه کوچولو از جو خونم بگم که چقدر شلوغ و درهمه ،،،،خواهرام ومادرم بشدت منفی گرا هستن وتوی خونه ما مدام از ویروس وجنگ وتصادف واتفاقات بد گفته میشه ومنم برای نشنیدن همش باید برم تو اتاق خودم وهندزفری توی گوشم بذارم ،بدلیل اینکه حرفاشون اذیتم میکنه،خیلی بهشون گفتم توی خونه من از این مدل حرفا نزنید ولی توجه نمیکنن ومن همیشه گفتگوی ذهنی منفی دارم با خودم،و بیشتر اوقات حالم بد میشه ،،،اتفاقا دیشب که خواهرم داشت از کشته شدگان هی با آب وتاب صحبت میکرد با کلی عصبانیت بهش هشدار دادم دیگه پیش من این اخبارو تکرار نکن و من تو یه عالمه انرژی های بد باید ذهن خودمو سالم نگه دارم،خیلی دوست دارم بتونم تو این شرایط از آموزه هام استفاده کنم وازشون عصبانی نشم ولی هنوز نتونستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/12 22:14
      مدت عضویت: 799 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام استاد عزیز خسته نباشید من خداراشکر احساس میکنم ازلحاظ جسمی توی مسیرهستم ازلحاظ روحی هم خوبم اما انگار اخیرا کمرهمت بسته ام تا تمام موارد منفی ذهنیم را درست کنم ونقاط ضعفم روپیدا کنم وروی آن کار کنم مثلا رابطه ام روی همسرم ویاچند مشکل مثل معده دردم که پشتش از گذشته تا به حال باورهای منفی داشته ام ویامشکل روده ومزاجم واخیراهم که کرونا شده نقل محفل همه ی زندگیمان وحالا خیلی میترسم که این همه زحمت کشیده ام حال روحیم بهم بریزد استاد این روزها همانطور که جای توکل وایمانمان کمرنگ شده احساس نیاز به دلگرمیهای پراز امید شما دروجودمان بیشتراز هرچیزی درمانگروامید بخش شده وشدیدا احساس میکنم خیلی ازحرفها وصحبت های شما برای من جایش خالیست کاش میشد بجز تلگرام گروهی انلاین وبه روزی می داشتیم وبرایمان نقطه ی امیدی بوداستاد عزیزهمیشه راهنما من روراهنمایی کنید سپاسگذارم ممنون استادعزیز.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/12/13 22:26
        مدت عضویت: 799 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام استادعزیز ازهمون دیشب که برای شما پیام گذاشتم کلی حالم دگرگون شد وحالا هم که فرمایشات شمارو خواندم نورامید دروجودم صد چندان شده استاد بزرگ وگرامی از شما که وقت گرامیتان میگذارید برای جواب دادن بسیارسپاسگذارم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      نسرین یعقوبی
      1398/12/01 20:49
      مدت عضویت: 790 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 76 کلمه

      سلام و درود فایل عالی بود و من کاملا موافقم وقتی ذهن ناخودآگاه کنترل را در دست دارد همه چیز عالیه و من بارها آن را تجربه کرده ام ودر اون موقع بسیار شادم و با اعتماد به نفس و احساس سبکی دارم و نشاط ولی چیزی که من را اذیت می کنه این هست که گاهی کمک ذهن ناخودآگاه خودم را ندارم با اینکه با شوق برنامه را ادامه میدم و علت را نمیدونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/25 22:26
      مدت عضویت: 783 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 362 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان همراه
      وقتی فایل را گوش دادم دیدم بله من هم همینطور بوده ام .رفتارم با گفتارم تناقض داشته . زبانی اظهار تنفر از چاقی داشته ام ، ولی در عمل کارهایی انجام میدادم که مرا به سمت چاقی بیشتر می برد . و لذت غذا خوردن را بر لذت اندازه خوردن ترجیح میدادم وگرنه چرا موقع غذا خوردن به عذاب های بعدش گوش نمی دادم و فقط به اون لذت و شادی موقتی فکر می کردم .حقیقتاً من نمی دونستم خودم در اون زمان ها قاتل خودم شده بودم .چون ناخودآگاهم یک چیز میخواست و من یک چیز دیگه می خواستم و همه کاره هم ناخودآگاه بوده .خدا را شکر که امروز ما ناخودآگاهمون با ما همراه است و نتیجه این همکاری و صلح متناسب شدن جسم ماست .در طی دوران معلمی در مدارس مختلفی بوده ام و همیشه می دیدم در مدارسی که مدیر و معاون رابطه خوبی دارند ؛،جو مدرسه هم بسیار آرام و خوب و همه دبیران هم خوب و عالی کار می کردند و دانش آموزان هم پیشرفت های زیادی داشتند . ولی در بعضی مدارس می دیدم معاون پشت سر مدیر بد می گوید و رابطه اش با مدیر خوب نیست یا برعکس مدیر پشت سر معاون بد می گفت و…در این طور مدارس جو مدرسه متشنج بود و و دبیران خوب همکاری نمی کردند و این موضوع باعث شده بود دانش اموزان هم خیلی پیشرفت نداشته باشند و جو مدرسه ناآرام و هر روز مسئله ای بوجود می آمد. و الان یاد مدرسه ها افتادم .جسم را می توان به مدرسه تشبیه کرد .وقتی ذهن ناخودآگاه با ما رابطه ای خوب داشته باشد و هم هدف باشیم و اتحاد داشته باشیم ،باعث میشود جسم هم درست کار کند متناسب باشد و هر روز یک بیماری نداشته باشد و کلاً آرامش برقرار است .در گذشته ذهن ناخودآگاه یک طرف بود و ما طرف دیگر . و کاری که این دوره می کند اتاد بین ذهن خوداگاه و ناخودآگاه است و نتیجه این صلح سلامت و تناسب اندام و آرامش در بدن است و به تبع آن زندگی آرام و لذت بیشتر هم خواهد آمد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/16 20:08
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      فایل بسیار تاثیرگذار وعالی بود کاملا حرفتون درسته منم با اینکه همیشه از چاقی متنفربودم ولی خوب که دقت می کنم می بینم خیلی روا از خوردن لذت می بردم ودرجشن ها ومهمانی ها گاهی پرخوری داشتم و از رستوران رفتن، پارک رفتن وحضور درجشن تولدا واقعا بهم خوش می گذشت وخوب قسمت عمده این تفریحات مسلما با خوردن همراه بوده و درسته که بعدش پشیمون میشدم و دچار عذاب وجدان اما همون لحظه این احساسو نداشتم.الان هم مطمئن هستم که با قدرت ذهنم می توانم لاغربشم چون به نظرم این اسانترین راه برای رسیدن به تناسب اندامه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/15 16:17
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      فایل خیلی عالی بود واقعا هم همین طوره لاغری باذهن تنها روشیه که در عین شادی وآرامش وبدون خستگی مارو لاغر می کنه وروی جنبه های مختلف زندگی مون هم تاثیر می ذاره وحتی روابطمون رو باعزیزانمون واطرافیانمون بهتر می شه واین انرژی مثبت درکل خونه پخش می شه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/09/21 07:15
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 32 کلمه

      تنها راه همینه اگر کسی باور کنه فقط از طریق ذهن لاغری امکان پذیره من هم اینو باور کردم و دارم ادامه می دم تا شگفتی ساز بشم ایشالله!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/19 18:20
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      سلام استاد گرامی و تمام دوستلن خوبم
      این فایل به نظر من مجموعه ای از فایلهای دیگر که در دوره لاغری با ذهن داده شده بود است فقط یک چیزی مرا گیج کرد و آن اینکه گفتید ما از چاق شدن لذت میبردیم با اینکه دوست نداشتیم چاق شویم
      برداشت من از فایلهای قبل این بود که به علت داشتن فرمولهای چاقی ما قادر به کنترل کردن پرخوری مان نبودیم ولی الان میگویید که ما از چاق شدن لذت میبردیم قبول دارم که از خوردن لذت میبردیم ولی درک اینکه از چاق شدن لذت میبردیم برایم سنگین است
      بقیه اطلاعاتی که داده شد را کاملا قبول دارم و درک میکنم و حتی تغییرات روحی و جسمی را هم تجربه کرده ام ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/13 23:37
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      وقتی ذهن مشتاق شود لاغری آسان می‌شود.
      از وقتی با یاد دارم یا رژیم سخت داشتم یا در حال رعایت کردن بودم و یا خسته از رژیم در حال جبران کیلوهای کم کرده.
      اما در هر کدوم از این مرحله‌ها چیزی که مسلمه اینه که راضی و خوشحال نبودم. در طول رژیم غصه دار از محرومیت‌ها و در زمان‌های دیگه نگران از چاقی بیشتر.
      از زمانیکه دوره رو شروع کردم برای اولین بار راضیم و امیدوار در حال پیمودن مسیر تناسب و لذت بردن از زندگی، از روند لاغریم و از تغییر نگرش کلیم.
      حسرت‌ها تموم شدن، دسترسی به هر آنجه که بر خودم روا نمیدونستم یا در دسترسم نمیدیدم ممکن و آسون به نظرم میاد.
      واقعا وقتی ذهن تغییر می‌کنه سلیقه هم عوض میشه. خیلی از کارها که سخت بوده آسون میشه. کارهایی که خسته کننده یا غیر ممکن به نظر میومد عملی و لذت‌بخش میشه. و تغییرات نه به زور، بلکه خودبخود پیش میاد. انقدر طبیعی که تقریبا آدم متوجه نمیشه. یه روز به خودش میاد و می‌بینه چقدر با گذشته‌ش متفاوته .
      دقیقا به همون روالی که در حین چاق شدن یه سری تغییرات رفتاری اروم و بیصدا بوجود میان در روش لاغری ذهنی هم رفتارها و سلایق کم‌کم و بدون جلب توجه برمیگردن به حالت قبل از چاقی و یا حتی بهتر از قبل.
      چقدر خوبه که این راه وجود داره وگرنه برای همه‌ی عمر باید با همون سختی و محرومیتها سر می‌کردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/13 22:25
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 213 کلمه

      سلام به استاد عزیز ودوستان خوبم
      وقتی خوب فکر میکنم می بینم درست هست که میگفتم از چاقی متنفرم وبه فکر لاغری بودم اما حقیقتش چیز دیگه ای بود واون این بود که من از چاقی از خوردن بیش از حد ،از خوردن در حد خفگی ،از خوردن موقع سیری ،وهمه وهمه لذت میبردم واگر هم به فکر لاغری بودم صرفا به خاطر حرفهای بقیه بود که چاقی من رو به رخم می کشیدند .اما خودم شخصا مشکلی با چاقی نداشتم .اما الان دارم از لاغری ومسیر متناسب شدن لذت میبرم از به اندازه خوردن واز نخوردن چیزی وقتی که گرسنه نیستم وبدنم به ان نیازی ندارد .قبلا اگر هم به خاطر رژیم چیزی نمیخوردم ناراحت بودم ،عذاب می کشیدم اما الان اول که همه چیز وهر موقع که بدنم نیاز داشته باشد میخورم ولی اگر گاهی اگاهانه وقتی سیر باشم از خوردن شیرینی میوه وهر چیز دیگه ای خودم رو منع کنم( که البته بیشتر اوقات این کار اگاهانه نیست ومن میلم به خوردن ان ماده خوراکی نمیرود) حسرت وعذاب نمیکشم .بلکه از نخوردن خودم خوشحال میشوم واز نخوردن لذت میربم
      من در این دوره واکنون دارم از متناسب شدن لذت میبرم .اما با چاقی دیگه دشمن نیستم وبا تناسب دوستی میکنم واین باعث میشود ذهن من هیچ مقاومتی انجام ندهد?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/13 19:00
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      سلام خدمت دوستان متناسبم?
      روشهای کاهش وزن دیگه بااسارت ومحرومیت وترس ازموادغذایی هابودوبدترازاون اینکه نتیجه یک هفته رعایت برنامه غذایی خودراباروی ترازورفتن بایدنشون میدادیم وفشارهای عصبی دیگه ?وازهمه بدتراینکه درحین برنامه کاهش وزن،تمام درگیری فکری ام این بودکه بعدازاتمام دوره برنامه غذایی وکاهش وزن،کاهش وزن به دست آورده راچجوری حفظش کنم?
      درروش های قبلی به من( ماهی) که همون برنامه غذایی بودرامی دادندامابااین روش(لاغری باذهن )استادگرامی( ماهیگیری) رابه مایادمی دهند?
      من بااین روش مشتاق رسیدن به تناسب اندام هستم وهرروزمنتظرشنیدن فایل های بعدی وآموزش های جدیدهستم?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/11 23:48
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      سلام استاد فایلتون مثل همیشه عالی بود .من بعضی وقتها به خودم میگفتم چجور میشه که واقعا ادم یه شرایطی رو عوض کنه که جواب سوالمو از این فایلتون گرفتم .خدارو بسیار سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم .استاد فایلتون عااااااااااااااااالی بود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فریبا(ماه بانو)
      1397/10/04 07:00
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 18 کلمه

      وااای استااااد مممنوووونم..
      خیلی به این فایل نیاز داشتم…
      ??????
      عااالی بود مثل همیشه…
      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست ?

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم