ورود / ثبت نام
0

لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید!

اندازه متن

در تمام ایامی که چاق بودم از هر روشی که برای لاغر شدن اقدام می کردم یکی از ضروری ترین کارهای هر روز من وزن کردن خودم بود.

صبح، ظهر و شب خودم رو وزن می کردم تا ببینم چقدر لاغر شدم.

شنیدم بودم برای اینکه ترازو وزنت رو درست نشون بده در تمام مدت رژیم نباید جای ترازو رو تغییر بدی و من به شدت روی این موضوع حساس بودم.

بارها به مادرم یادآوری می کردم که کسی دست به ترازو نزنه که بهم نخوره

در واقع میزان رضایت من از عملکرد خودم نبود بلکه از عددی بود که ترازو در هر بار وزن کردن نمایش میداد.

ترازو هم که انگار متوجه حساسیت من شده بود و در هر وعده وزن کردن که عدد پایین تری رو نشون می داد و منو کلی خوشحال می شدم در وعده بعدی مقداری عدد بالاتر رو نشون میداد تا احساس خوب من رو خراب کنه.

الان که به رفتار گذشته خودم فکر می کنم هیچوقت از دیدن عدد ترازو خوشحال نمیشدم.

وقتی که عدد بالاتر رو نشون میداد که کلا از زندگی کردن سیر می شدم و دوست داشتم بمیرم که از این وضعیت خلاص بشم و هر وقت هم که عدد کمتر رو نشون میداد به جای خوشحا شدن نگران برگشتن مقدار کم شده بودم و بازم لذتی از کاهش وزن نمی بردم.

حتی یادمه در رژیم سختی که یک ماه قبل از مراسم عقد گرفتم و حدود 12 کیلو کم کردم. این مقدار بیشترین مقدار کاهش وزن من در ایام چاقی بود ولی فقط چند دقیقه منو خوشحال کرد.

چون با خودم فکر کردم من که 30 کیلو اضافه وزن دارم حالا بعد این همه سختی و تلاش فقط 12 کیلو کم کردم،

توجه من به 18 کیلو باقیمانده اضافه وزن سبب شد که برای 12 کیلو کاهش وزن خوشحال نباشم و فکر کنم دو سه هفته بعد از عقد دوباره چاق تر از قبل شدم.

طوری که خانواده همسرم بهم می گفتن خودت رو کشتی لاغر بشی که دختر بهت بدیم و حالا که خرت از پل گذشت دوباره چاق شدی.

اونها متناسب بودن و حال دل منو درک نمی کردند و توضیحات من که می گفتم من نمی خوام چاق بشم ولی هرکاری کنم بازم چاق میشم رو درک نمی کردند.

امروز که به لطف خدای مهربان بعد از آشنایی با مسیر لاغری با ذهن حرکت چندساله و مستمر در این مسیر در شرایط جسمی بسیار خوبی هستم بیشتر از هر زمان دیگری برایم واضح است که توجه کردن به مقدار اضافه وزن چقدر می تواند انرژی و احساس خوب افرادی که برای لاغر شدن سعی می کنند را نابود کند.

در مسیر لاغری با ذهن به خوبی درک کردم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنید.

احساس شما به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

نگرانی شما از لاغر نشدن به چه انداه به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده است؟ به همان اندازه موفق هستی

ترس از خوردن مواد غذای به چه میزان در شما تغییر پیدا کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

ارتباط شما با خودتان به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

هر تغییری که در خود به نسبت نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری با ذهن در خود مشاهده میکنید بیانگر موفقیت و تاثیرگذار بودن آموزشها برای شما می باشد.

در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید.

همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.

این طریق لاغر شدن لذتبخش است، نه اینکه هر روز شرایط خود را با آنچه باید باشیم یا دوست داریم باشیم مقایسه کنیم.

در این شرایط رستم هم که باشید بعد از چند روز ناتوان از حرکت کردن در مسیر لاغر با ذهن خواهید بود.

اهمیت این موضوع سبب شد تا در فایل آموزشی “لاغر شدن را رها کنید، لاغر میشوید” درباره این موضوع بسیار مهم برای علاقمندان به مسیر لاغری توضیحات لازم را ارائه کنم.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=28546
برچسب ها:
61 نظر در مورد لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید!

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/06/30 23:11
      مدت عضویت: 44 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 736 کلمه

      سلام 

      لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید 

       

      من در طول مسیر چاقی خودم و راه هایی که میرفتم هدفم رسیدن به نقطه پایان یعنی لاغر شدن بود و چون همیشه خودم با افراد متناسب مقایسه میکردم و وقتی اونها میدیدم و چاقی خودم خیلی ناامید میشدم و احساسم به شدت بد میشد 

       

      من در هر روشی که شروع میکردم هیچ لذتی نمیبردم چون هر لحظه در حال مقایسه خودم با دیگران بودم و تغییراتی که داشتم اصلا خوشحالم نمیکرد 

      یادمه خیلی تلاش میکردم که مقداری وزن کم کنم و وقتی یک روش شروع میکردم یک هفته ای که میگذشت فوری خودم وزن میکردم و اگه کم کرده بودم تعجب میکردم و میگفتم وای خدایا دیگه باز چاق نشم و ترس بازگشت دوباره وزنم حالم بد میکرد و اگه بیشترشده بودم خودم به شدت سرزنش میکردم و اگه وزنم همان بود تغییری نکرده بودم ناامید میشدم میگفتم اینم بدرد نمیخوره و به شدت حالم بد میشد و همیشه ترازو نشان دهنده چاقی لاغری من بود بهتر بگم نشان دهنده احساسم بود و این عدد روی ترازو بود که احساسم تعیین میکرد که چاقی لاغریم تعیین میکرد 

       

      و من همیشه دانبال عدد روی ترازو بودم تا نسبت به اون عدد تصمیم بگیرم و همیشه شکست میخوردم 

       

      ما افراد چاق وقتی روشی شروع میکنیم اول شروع کار دانبال پایان کار هستیم خودمان مقایسه میکنیم با مقصد واسه همین چون هنوز این چاقی با ما هست زود ناامید میشیم و شکست میخوریم چون تغییرات که داشتیم اول شروع تا اللان که خیلی تغبییرات داشتیم وزن کم کردیم در نظر نمی‌گیریم فقط می چسپیم به پایان کار فقط میگیم میخوام لاغر بشیم یا مث فلانی بشم و وقتی خودمان با پایان کار مقصد مقایسه کنیم خیلی زود ناامید میشیم شکست میخوریم 

       

       

      من یادمه هرکسی هر روشی میگفت انجام میدادم با شوق ذوق و یک هفته ای پیش میرفتم ولی بعدش سست میشدم اروم اروم ناامید میشدم رها میکردم و تو همین دوره صدگام هم همین طور بودم روز ها اول خیلی انرژی انگیزه تعهد داشتم ولی دارم میبینم که دیگه اون تعهد ذوق ندارم چون چاقیم همراهمه چون شبانه روز دارم میبینم چاقی خودم دارم باش زندگی میکنم پس وقتی توجه ام میره روی چاقی خودم و خودم مقایسه میکنم با افراد لاغر و میگم ای خاک تو سرت هنوز همونی چاقی نگاه فلان زود انگیزم از دست میدم و بعد امیدم و در اخرم لیز میخورم 

      بارها بارها سر همین مقایسه کردن خودم با یک فرد لاغر و عدد روی ترازو نشان دهنده بودن موفقعیت من در لاغری بارها بارها شکست خوردم لیز خوردم در همین مسیرلاغری با ذهن و یادمه وقتی از استاد میپرسیدم بهم میگفت ادامه بده 

       

      پس نباید خودمان مقایسه کنیم با مقصد باید الان از نتایج مان لذت ببریم من از زمان شروع تا الان تغییرات خوبی داشتم یکی خوردنم خیلی کم شده خودمم برام عجیبه مثلا همین امشب ساندویج داشتیم شام من همیشه دوتا یکی نصفی میخوردم ولی امشب یکی خوردم تا دیگه سیرم اصلا دلم دیگه نخواست حتی صبحانه خوردنمم کم شده از وقتی اون برنامه یک هفته ای استاد دارم عمل میکنم تغییراتم میبینم و خیلی خوشحالم من که عادت داشتم هنگام تماشا فیلم سریال غذا بخورم ولی الان بیشتر موارد اصلا چیزی نمیخورم و خیلی خوشحالم من که هر دقیقه دلم شیرینی میخواست الان اصلا بهش فکرم نمیکنم و خیلی خوشحالم از تغییراتم و خیلی حالم خوب میکنه که دارم درست رفتار میکنم و خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم بابت این همه تغییرات عالی که داشتم خدایا شکرت 

       

      پس یاد گرفتم خودم مقایسه نکنم با اخر کار با فرد متناسبی که در ذهنم است و هروقت خواستم خودم مقایسه کنم خودم با قبل از شروع این مسیر مقایسه کنم و بابت تغییراتی که داشتم بارها بارها خودم تشویق کنم بگم اره همین موفقعیت است به خودم انگیزه بدم با قدرت بیشتر و تعهد کامل مسیرم طی کنم و به هدف نهایایی خودم برسم 

       

      پس باید لاغر شدن رها کنیم نچسپیم به هدف بگیم پس کو چیشد من که لاغر نشدم هی خودمان مقایسه کنیم با فردی لاغری که دوستداریم شبیه به اون فرد بشیم و هی حال خودمان بد کنیم بگیم دیدی نشد فلان و انگیزه مان از دست بدیم لیز بخوریم شکست بخوریم 

       

      پس مقایسه کردن خودمان با مقصد ممنوع 

      و خودمان با قبل از شروع مسیر مقایسه کنیم و لذت ببریم از تغییرات عالی که داشتیم و با اشتیاق شور انگیز و تعهد کامل مسیر خودمان طی کنیم و بدون اینکه متوجه بشیم یهو میبینیم به مقصد رسیدیم و لذت میبریم 

       

      شاد شاد شاد باشید و مقایسه کردن خودمان با مقصد ممنوع 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/26 10:47
      مدت عضویت: 26 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,266 کلمه

      گام نهم ( تکرار 1)

      من هم یادمه که مدتی خیلی روی وزنم و وزن کردن خودم وسواس زده بودم ، صبح زود قبل از صبحانه ، شب قبل از خواب ،  بعد از ورزش و … تا ببینم چقدر لاغر شدم.

      و ترازو ما هم فقط روی یک مکان خاصی درست نشون میداد و اگه جاش یک مقدار هم بالا پایین میشد دو کیلو اضافه تر نشون میداد.

      درواقع میزان رضایت من هم ز غملکرد خودم نبود ، بلکه عددی بود که ترازو نشون میداد.

      منم الان که دقت میکنم میبینم هیچوقت از دیدن عدد ترازو خوشحال نمیشدم .

      وقتی که عدد کمتری و نشون میداد خوشحال میشدم و از طرفی هم ی ترسی در من شکل میگرفت که نکنه دوباره برگرده و.. . و وقتایی هم که عدد بیشتر و نشون میداد، کلا از زندگی کردن سیر میشدم.

      موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده ال نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنیم.

      هر مقدار که احساس ما تغییر کرده باشه،ترس ها  و نگرانی های ما و… کمتر شده باشه و تغییر کرده باشه ، به همون اندازه موفق هستیم .

      در مسیر لاغری با ذهن ، هر تغییری که نسبت به نقطه شروع در ما ایجاد میشود ، بیانگر موفقیت و تاثیرگذاربودن اموزشها برای ماست.

      و در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه ما به تغییرات باشه و نباید توجهی به مقصد داشته باشیم .در غیر اینصورت خسته میشیم و موضوع رو رها میکنیم.

      موضوع لغزنده ای که در مسیر لاغری با ذهن وجود داره اینه که 

      ما اگه در شرایطی باشیم که از اون راضی باشیم ، مشکلی نداریم ولی  اگه از اون شرایط راضی نباشیم ، دوست داریم تغییر کنیم .

      پس فردی که اضافه وزن داره و تصمیم داره خودشو تغییر بده ، تو اون شرایط مشکل داره و راضی نیست و بهش فشار اورده که میخواد تغییرش بده 

      خود من هم از این شرایطم خسته شدم و درسته که برام مشکلی آنچنانی یجاد نکرده ولی من خودم رو تو بدن متناسب دوست دارم و واقعا الان ذهنم ومغزم تحت فشارهه پس از نظر ذهنی تحت فشار هستم و راضی نیستم و میخوام که شرایطم رو تغییر بدم و به وزن اید ه ال و دلخواه  خودم برسم . 

      و در این مسیر چیزی که مارو میلغزونه اینه که هر روز مشکل با ما هست و میخوایم تغییر کنیم ، یعنی اون مشکلات چاقی هنوز هست و قرار نیست از فرداش برامون گل و بلبل بشه و مدت زمان بین تاثیر کردن و نتیجه گرفتن از شروع ماجرا رو باید مدیریت کرد 

      یعنی هر روز با این شرایط که مشکلات چاقی هست در این مسیر حرکت کنیم . 

      خیلی ها و خود من هم اواعل قبل از رسیدن به این گام با شوق و انرژی خیلی زیادی شروع کرده بودم و کم کم افت کرده بودم و اون اشتیاقه رو دیگه نداشتم چون که چاقی هنووز هست و ما داریم با محتوای آموزشی حال خودمون و بهتر میکنیم ولی لاغری و حس لاغر شدن در ما وجود نداره و بعد فشار مشکل چاقی غلبه میکنه و فرد و لیز میده .

      بنابراین در این مسیر تا لاغری فاصله همواره با رنج چاقی هست ، باید ادامه بدیییم ، با تمام شرایط و حرفا ودرد ها  …. باید ادامه بدیم

      چاقی چندساله بوجود اومده و ما هرکاری کردیم ، نتونستیم از پسش بربیایم .پس اگه مطمعن باشیم که این مسیر لاغری با ذهن ، به ما جواب میده و حالمون خوب میکنه ، راه دیگه ای نداریم، باید انقدر در مسیر بمونیم و ادامه بدیم تا تغییرات در ما ایجاد بشه .

      و توجه کردن به چاقی و دیدن چاقی خودمون ، و کی لاغر میشیم و… و یا دقت کردن رو سایز پا و بازو و…. مارو خسته میکنه و فشار چاقی رو بیشتر میکنه .

      ما همیشه برای تغییر کردن متاسفانه  نقطه پایان ، نقطه شروع مونه و بخطر همین هم که حرکت میکنیم ، نمیرسیم ، خسته میشیم .

      چون ما هرجا و در هر شرایطی که باشیم ، خیلیی سطح های بالاتر دیگه هم وجود داره .

      خودم زمانی که رژیم میگرفتم و مثلا 10 کیلو کم میکردم ، میگفتم خب حالا 5 کیلو دیگه مونده و اونم باید الان کم کنم و… یعنی اصلا به این شرایطی که لاغر کرده بودم توجه نمیکردم و تمام نمررکزم روی کم کردن 5 کیلوی بعدی بود ، تا خیالم راحت بشه!

      چاقی در ذهنه ، کسی که 5 کیلو اضافه وزن داره با اونیکه 50 کیلو اضافه وزن داره ، به یک شکل اغصابش خورده ، تازه اونیکه 50 کیلو اضافه وزن داره اروم تره!چون دیگه رد داده ولی کسی که 5 کیلو اضافه وزن داره ، برای کم کردن همین 5 کیلو یک عالمه حرص میخوره  و تحت فشاره که چطور این 5 کیلو رو میخواد کم کنه و…

       

      در واقع هیچ وقت نباید نقطه پایان هدف اول ما باشد!

      اگه هدفمون بزاریم لاغر شدن ، نمیتونیم تحمل کنیم ، من خودم بودم ، که حداکثر تا 4 ماه میتونستم یچیزیو انجام بدم ، با اینکه نتیجه انچنانی هم نمیدیدم ، بعد رها میکردم . اگه الان خودمون و با قبل از خودمون مقایسه کنیم ، خیییییلللیییی پیشرفت کردیم .و خیلی خوشحال میشیم.

      ولی اگه خودمون و با جایی که میخوایم باشیم ، مقایسه میکنیم ، حالمون بد میشه .

      بنابراین همیشه هدف باید ، بهتر کردن اوضاع خودمون  باشه ، نه پایان .چون پایانی وجود نداره!

      من در باورها و افکارم تغییرات گسترده ای کردم.در عادات و رفتار غذاییم ، تغییرات گسترده ای کردم. حتی در جسم من هم تغییرات کوچکی ایجاد شده که مطمعنن ادامه خواهد داشت و بیشتر هم میشه به لطف خدا

      کنترل اشتها دست خودمون نیست ، مغز ما که فرمان خوردن صادر کنه باید بخوریم ، خود من که هروقت اومدم با این فرمانش مبارزه کنم ، بدترشد ! در واقع ما ذهن ما به خوردن طوری که فرمول هاش نوشته شده باشه دستور میده ، مثلا اگه فرمول پرخوری ما این باشه که ، پرخوری =چاقی ، ذهن برای چاق کردن ما از پرخوری کردن استفاده میکنه . ولی اگه فرمولش اینطوری باشه که پرخوری= لذت بردن یا…. ، ذهن برای لذت بردن و یا … ، از پرخوری استفاده میکنه 

      چاق شدن  اصلا ربطی به غذا خوردن و پرخوری کردن و .. نداره !

      تمرکز و توجه مون رو درگیرش نکنیم، در واقع اینطوریه که وقتی یک کاری ناخوداگاه انجام میشه ، خیلییی بهتر و تمیز تر انجام میشه ولی وقتی که ما میایم فکر میکنیم راجع به انجام دادن اون کار ، مثل دفعه قبل نمیتونیم انجامش بدیم.

      مثلا خود من که صدام اونقدر خوبه و هر روز تو خونه ی تایم خاصی برای خودم موزیک گوش میدم و میخونم ، وقتی دارم همینطوری برای خودم میخونم و حواس و تمرکزمو روی صدام یا رعایت سلفژِش نمیزارم ، خیلییی کامل و تمیز رعایتش مییکنم و وقتایی هم دقت کردم ، که موقع آواز خوندن یهو میبینم که صدای خیلی قشنگی دارم و خودم رو در حال بهتر خوندن و .. تصور میکنم و روی خوندنم تمرکز میکنم ، تپق زدم یا گاهی صدامم تغییر میکنه با اینکه خودم دارم روش کار میکنم ک تغییر نکنه !

      در واقع ی موضوعیه که من مثل استاد ، الان نمیتونم واضح توضیحش بدم . ولییی این نتیجه رو گرفتم که دیگه تو کار بدنم و یا انچام یسری کارها که توش سولو هستم ، دخالت نکنم و واگزارش کنم به بدنم و خوداگاه ذهنم  و درگیرش نکنم . 

      خودش کاربلده و میدونه باید چیکار کنه ، همیشه بهش اطمینان میکنم .

      رها کردن یعنی توجه نکردن به اوضاع الانمون و استمرار داشتن در انجام تمرین هااا ، تو این مسیر توجه کردن به شرایطی که داریم مثل اینه که شیطان داره مارو گول میزنه منحرفمون میکنه ! پس مواظب باشیم و وسوسه ی شیطان رو نادیده بگیریم!

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/23 13:40
      مدت عضویت: 72 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! توجه کردن به مقدار اضافه وزن می تواند انرژی و احساس خوب افرادی که برای لاغر شدن سعی می کنند را نابود کند. موفقیت رسیدن به نقطه پایان نیست بلکه مقدار فاصله از نقطه شروع تا نقطه اکنون است. در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد نه مقصد نهایی! تا زمانی که چاقی به افراد فشار نیاورد به فکر تغییر کردن نمی افتند و هر روز این مشکل با ما هست از همان نقطه شروع و در طول مسیر و ما می‌خواهیم آن را تغییر دهیم، باید فاصله بین نقطه شروع تا موفقیت که لاغری هست برای ما را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم انگیزه ما از زمان شروع تا حصول نتیجه کم شود. فکر کردن به چاقی باعث خسته شدن و افزایش فشار چاقی می‌شود، هیچ وقت نقطه پایان را هدف اول قرار ندهید. اگر چیزی که الان هستی را با نقطه شروع خودت مقایسه کنی و متوجه تغییرات خودت بشوی، خوشحال میشوی ولی اگر از جایی که هستی خودت را با نقطه پایان مقایسه کنی، اعصابت بهم می‌ریزد، بنابراین لاغر شدن را رها کن تا لاغر شوی! نکات:1_ توقف چربی سازی در بدن راحت تر از چربی سوزی است. 

      2_ رفتار شخصی بعد از استفاده از محتوای آموزشی با رفتار شغلی تفاوت می کند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/10 23:40
      مدت عضویت: 442 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

       سلام خدای بی همتا،

         سلام دوستان بی نظیرم ،

             سلام استاد گرامی ،

       

      موضوع این فایل  :

              لاغری لذت بخش 

            _______________________

      استاد عطار روشن :

      امروز که به لطف خدای مهربان بعد از آشنایی با مسیر لاغری با ذهن حرکت چندساله و مستمر در این مسیر در شرایط جسمی بسیار خوبی هستم بیشتر از هر زمان دیگری برایم واضح است که توجه کردن به مقدار اضافه وزن چقدر می تواند انرژی و احساس خوب افرادی که برای لاغر شدن سعی می کنند را نابود کند.

       

      در مسیر لاغری با ذهن ،موفقیت چگونه معنا می شه ؟

      در مسیر لاغری با ذهن به خوبی درک کردم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنید.

      احساس شما به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

      نگرانی شما از لاغر نشدن به چه اندازه به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده است؟ به همان اندازه موفق هستی

      ترس از خوردن مواد غذای به چه میزان در شما تغییر پیدا کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

      ارتباط شما با خودتان به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

       

      چه چیزی در مسیر لاغری با ذهن نشانه تاثیرگذار بودن آموزشهاست ؟

      هر تغییری که در خود به نسبت نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری با ذهن در خود مشاهده میکنید بیانگر موفقیت و تاثیرگذار بودن آموزشها برای شما می باشد.

       

      در مسیر لاغری ذهنی ،توجه به تغییرات درونی چه تاثیر مثبتی می تواند داشته باشد ؟

      در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید.

      همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.

      این طریق لاغر شدن لذتبخش است،

          ______________________

      امروز نت برداری از فایل ارزشمند از زندگی لذت ببرید تا لاغر شوید بعد از فایل ۴۳ از دوره مقدماتی رو تموم کردم .برای رفع خستگی آمدم سری به صدگام بزنم ‌این فایلو انتخاب کردم چون دقیقا راجع به همین تمرینی هست که امروز می نوشتم .با خوشحالی خوندمش و به صورت پرسش و‌پاسخ تنظیم کردم و خدمت دوستان ارسال کردم .

      امیدوارم مورد توجه قرار بگیره 

       

      ____________________

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/10 14:43
      مدت عضویت: 757 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      سلام

      اول از همه بگم امروز اولین روز از سومین سالی هست که عضو سایت هستم و به حرف استاد رسیدم که گفتن اصلا مهم نیست از چه تاریخی وارد سایت شدی یا دوره خریدی مهم اینه چه میزان عمل کردی، برای همین نتیجه ای که من گرفتم نسبت به کسایی که از اول به تمرین ها عمل کردن برام راضی کننده نبود، دو سال دور خودم چرخیدم تا سرم بخوره به سنگ تا باور کنم ببین تا عمل نکنی اتفاقی نمیفته، نتیجه جدید میخوای باید رفتار جدید انجام بدی، من وزن و سایز کم کردم ولی چون هنوز در جمع بیشتر از حدم خوردم همچنان این عادت و دارم و اصلا شخصیتم در جمع تغییر نکرد، تازه درک کردم باید شروع کنم تو جمع هم حواسم به رفتارهام باشه و امقد آگاهانه حواسم باشه تا ان عادتم هم درست بشه، یعنی دو بار تو جمع درست رفتار میکردم ولی استمرار نداشتم تا عادت کنم، 10 بار خراب میکردم، و این باعث میشد همون نتیجه ی همیشگی رو داشته باشم مثل عذاب وجدان و هزارتا حس بد دیگه، یعنی تو جمع درست خوردن شده بود برام شاخ غول که باید میشکوندم، خلاصه طولانیش نکنم انقد دور خودم چرخیدم تا دوباره رسیدم به نقطه ی شروع، و امروز من فکر میکنم تازه وارد سایت شدم، با اسم جدید، و اولین باره میخوام آگاهی هارو بشنوم، البته ده روز پیش این تصمیمو گرفتم و دارم به خودم زمان میدم تا از اول آموزش ببینم و یاد بگیرم و عمل کنم و وارد این چرخه ی  یادگیری، درک و عمل بشم

      در مورد فایل امروز هزار تا مورد رو در ذهنم مرور کردم که خواسته ای داشتم ولی بعد رهاش کردم و چقد راحت وارد زندگیم شد و الان دارمش، لاغری رو هم باید رها کنم، یعنی درخواستشو که دادم چون الان تو این سایتم و دارم فعالیت میکنم، عمل هم میکنم، و در نهایت از اینکه دارم برای خودم کاری درست انجام میدم لذت میبرم، نتیجه ی این کارهای درست چیزی غیر از لاغری و سلامتی و زیبایی و هزار تا حس خوب دیگه نخواهد بود، میخوام همه ی حواسمو بدم به اینکه تمرینامو درست انجام بدم و تمرین کنم دیگه خودمو چک نکنم و زندگیمو بکنم، میدونم که میتونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/06/09 10:35
      مدت عضویت: 212 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 363 کلمه

      سلام استاد ودوستان هم دوره ای،     من تا گام دوازدهم پیش رفتم وبعد به جمله پرخوری باعث چاقی میشه رسیدم هرچند که تواین مدت پرخوری کرده بودم وچند کیلویی هم از نظر جسمی کاهش وزن داشتم اینم بگم که واسه هر گام 3یا 4روز  زمان میذارم ، اما چون  از پرخوری باعث چاقی میشه حسم بدشد تصمیم گفتم از استاد پرسش کنم وایشون جواب عالی به من داد وگفت این ذهن توهست که پرخوریو باچاقی معنی کرده، ،.منم تصمیم گرفتم از اول شروع به فایل گوش دادن کنم البته خودمو با ترازو وزن کردم که دیدم هشتصد گرم اضافه وزن داشتم ناراحت شدم ، تا اینکه شروع کردم دوباره گوش دادن فایلا و نوشتن چیزایی که تاحالا درک کردم وآموختم ، رسیدم به گام نهم جمله لاغری را رها کنید تا لاغر شوید درک درستی انگار ازش نداشتم با اینکه شنیدم که باید تمرکزمو از جسمم بردارم اما درکش نکرده بودم باگوش دادن فایل نهم وخوندن نظرات دوستان که همین نظرات خیلی به حل مسئله ای من کمک کرد تازه فهمیدم رهایی از لاغری تا لاغر بشیم یعنی چی، یعنی:یعنی وزن کردن رو رها کنیم، یعنی سایزکردنو با متر ولباسامون رها کنیم یعنی انتظار کشیدن اینکه دیگران بهمون بگن لاغر شدیو رها کنیم یعنی رفتن جلوی اینه ونگاه کردن به قسمتای چاقو بدنمونو رها کنیم یعنی حرص وولع خوردنو رها کنیم چون همه ای اینا فرمولهای ذهن چاق هست ، خدایاشکرت،  ، من یه حسی بهم گفت حالا که مواد غذایی مورد علاقتو دوست داری به اندازه ای علاقه ات توی بشقاب وکاسه بکش ولی به اندازه نیازت ازش بخور وقتی این کارو کردم حسم خوب شد ترسم از اینکه غذام تموم بشه ودیگه نباشه ازش بخورم ریخت، من ماست خیلی دوست دارم به اندازه علاقه ام ماست کشیدم توی ظرفم اما به اندازه نیازم ازش خوردم وبعدش حتا حوس اضافه تر خوردن نداشتم خدایاشکرت، گاهی شبا هم که بیدارم گشنه میشم واول ترسیدم اگه بخورم چاق بشم اما بعدش گفتم اگه نخورم چاق میشم پس به اندازه نیازم میخورم ، وحسم خوبه خداروشکر، نکته مهم این گام واسه من رها کردن عدد ترازو ووزن کردن خودم بود . هرچند تمام حرفای استاد ودیدگاه شما دوستان مهم هست پراز آموزش، 💗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/07 22:09
      مدت عضویت: 38 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام به استاد عزیزم 

      گام نهم 

      واقعا حرفاتون برا من صحت داشت ورزش میکردم رو ترازو میخوردم رو ترازو واقعا دیگه حالم از ترازو بهم میخورد هر ساعتی یه وزن نشون میداد

      و همش میگفتم ۱۵اضافه  دارم ۷ تو چالش کم کنم مابقی چطوری کم کنم حتی میگفتم تا چند ماه دیگه طول می کشه 

      اما از نه روزه که تو این مسیرم رو ترازو نمیرم 

      اصلا برام مهم نیست مهم تغیر رفتار خودم و دوست دارم لذت ببرم از مسیر 

      دیگه هدفم ۷کیلو کم شدنم نیست هدف آرامش و تجربه شادی تو مسیر اینقدر با عشق غذا میخورم مثل قبل نیستم یه کفگیر می ریزم دو قاشق میخورم میگم دیگه نیازی ندارم به غذا 

      فقط یه مشکل دیگه که هنوز نتونستم کنترل کنم یه قاشق ته بشقاب بچه میخورم  اگه کسی پیشنهادی عملی داشت راهنمایی کنه ممنون میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/11 00:13
        مدت عضویت: 442 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 296 کلمه

        سلام دوست عزیز،

        راجع به سوالی که پرسیده بودی یه چند کلمه عرض کنم :

         

        خوردن از ته بشقاب دیگران ،یکی از رفتارهای  نامناسب افراد چاقه . یکی از تمرینات دوره گام اول  مصاحبه حضوری یا غیر حضوری با افراد متناسب و لاغره .

        من تا به حال با ۵ نفر از این تیپ آدمای دوست داشتنی مصاحبه کردم و یکی از سوالاتی که باید می پرسیدیم همین بود .

        آیا شما در وعده های غذایی ،ته بشقاب دیگرانو هم می خورید ؟

         

        باور کنید همه اشون بدون استثناء نوشتن و‌گفتن به هیچ وجه . اصلا اینکارو  کسر شاءن خودشون می دونن .و البته من بهشون توضیح دادم که معمولا مامانا  اینکارو می کنن یعنی ته بشقاب بچه هاشونو می خورن .و اینکارو بد نمی دونن تازه میگن ثواب داره  غذارو دور نریزیم ،بخوریم ثواب داره .

         

        که خوب این طرز تفکر برمی گرده به فرهنگ دینی مردم ما . البته فکر نکنم توی دین ما همچین دستوری آمده باشه  مردم خودشون با توجیه اینکه  اینکار ثواب داره  چسبوندنش به دستورات دینی .

         

        ما در دوره های آموزشی گام اول یاد می گیریم که به جای توجه به افراد چاق به متناسبها و لاغرها توجه ،و اونهارو الگوی خود در رفتارهای غذایی کنیم .البته لاغرهایی با رفتار غذایی صحیح .

        چون لاغرهایی هم هستن که با وجود صحیح بودن افکارشون ،متاسفانه رفتار صحیح غذایی از خود نشون نمی دن و پرخوری می کنن .ما کاری باهاشون نداریم .

         

        خلاصه اینکه چون لاغرها ،ته بشقاب دیگران و حتی بچه هاشونو نمی خورن  پس ما هم به تبعیت از این تیپ های شخصیتی باید از اینکار ،صرف نظر کنیم .

        اصلا چرا برای بچه غذای زیادی بکشیم که بهانه بدیم دست خودمون و بخوایم اضافی غذاشونو ما جبران کنیم . …..

         

        ببخشید دوست عزیز وقتتو گرفتم .

        فقط خواستم نظرمو راجع به رفتاری که بیان کردی بگم .

         

        دوستدار شما شهربانو 

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/06/31 11:15
        مدت عضویت: 492 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 65 کلمه

        سلام دوست عزیز

        گام اول موفقیت در هرکاری دوست داشتن خودت هست .

        من هم قبلا این کار رو میکردم . ولی الان که روی اعتمادبه نفسم کارکردم  آنقدر معده خودم رو دوست دارم که همچین کاری نمیتونم بکنم اونجوری اون دیگه اسمش معده نیست .

        سطل زباله میشه برای جمع آوری آشغال.

        تازه فرزندتان این کارتون رو یاد میگیره وبعدا که بزرگ میشه این رفتار ازش سرمیزنه .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/02 17:17
      مدت عضویت: 602 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 812 کلمه

      گام نهم : سلام به همگی .لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید یکی از روری ترین کارهای من هر روز وزن کردن خودم بود . در واقع میزان رضایت من از عملکرد خودم نبود بلکه از عددی بود که ترازو با هر بار وزن کردن نشان میداد . ترازو هم انگار متوجه حساسیت من شده بود و هر بار بازی در میاورد تا احساس من رو خراب کنه . الان که به رفتار گذشته ام فکر میکنم هیچ گاه از دیدن ترازو خوشحال نمیشدم چون هیچ وقت خودم و عملکردم رو با جایی که شروع کرده بودم مقایسه نمیکردم و دائم به هدف نهایی فکر میکردم که خیلی باهاش فاصله داشتم و زورش هر دفعه از من بیشتر بود و من به شدت زمین میخوردم و صدمه میخوردم و اضطرابی میشدم و حس ناتوانی و خستگی در من حسابی ریشه میکرد . الان در این مسیر و گوش دادن با این فایل متوجه میشم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای هست که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می‌کنید. به میزانی که احساس شما تغییر کرده و یا میزانی ترسمون از مواد غذایی کمتر شده و ارتباطمون با خودمون به همون اندازه موفق هستید . در این مسیر لاغری با ذهن و البته میتونیم تعمیم بدهیم به کل زندگی همیشه باید توجه ما به تغییرات خودمون باشه و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشیم و از اون طرف با کوچکترین اشتباه یا رفتار بر اساس فورمول های قبلی نباید همه زحمت های خودمون رو نادیده بگیریم و فکر کنیم ما آدم موفقی نیستیم کلا در این مسیر هر کسی زمین میخوره و از هر بار بلند شدن آدم آگاهی های بیشتری به سراغش میاد و درس جدید میگیره و باید فقط با حال خوب و شادی ادامه داد . بدین طریق زندگی کردن و لاغر شدن راحت هست نه اینکه هر روز شرایط خودمون رو با چیزی که باید باشیم هی مقایسه کنیم و در این شرایط هر چقدررر قوی باشی رستم هم باشی بعد از چند روز از پا در میای و خودت از خودت شکست میخوری پس میبینی دلیل به ناتوانی تو نیست بلکه دلیل در راه اشتباه و قیاس اشتباه تو بوده در اینهمه سال به علت آموزش های غلط که منجر به باور های غلط شده و حس بی لیاقتی رو در ما تقویت کرده و به همه زندگیمون تعمیم داده . این اشتباه خیلی بزرگی هست که منجر به لیز خوردن هزار باره من شده که هدف رو نقطه نهایی تعیین کردیم . این هدف تعیین کردن ها باعث میشه در مابین شرایطی که شروع کردیم و نقطه شروع بوده و نتیجه گرفتنه و دیده شدن نتیجه در جسم و… این فاصله که دایم چاقی و شرایط های دیگه به ما فشار میاره خیلی حال بد و افسردگی و حس اینکه کاری صورت نگرفته رو تجربه کنیم . هیچگاه نباید نقطه پایان هدف ما باشه هدف این نیست که لاغر شوم و هدف این نیست که من کاملا مستقل و موفق بشوم هدفم اینه که خیلی خوب زندگی کنم شاد باشم آرامش داشته باشم خود به خود لاغر میشوم و به خودم میام میبینم مدتی زیادی هست که از خط پایان هم عبور کردم بنابراین از هر آموزشی استفاده میکنی هدف بهتر کردن اوضاع خودت باشه اون چیزی که هستی رو باید با قبل خودت مقایسه کنی وگرنه راهی جز این نیست و شکست میخوری . این نوع رفتار و فکر رو سر لوحه زندگیت کن که هدف لذت بردن از زندگی هست هیچ ایرادی نداره حتی اگه مسیری رو از اول شروع کردی و اینکه خودت رو توی شرایط یه انسان معمولی ببین که میتونه خطا کنه میتونه بلد نباشه و میتونه آموزش ببینه و بعد که پذیرفتی با لذت شروع کن به آموزش دادن به خودت و هدف رو لذت بردن از شرایط ببین . در این‌مسیر متوجه شدم ما چاق ها فقط از خوردن و فعل خوردن لذت بردیم و اینهمه نعمت های خدا در این دنیا بوده ندیدیم و به چشم لذت نگاه نکردیم . حالا در این مسیر میبینم خیلی لذت های زیادی هست که خود افراد متناسب هم اون رو متوجه نیستند مثلا لذت حس گرسنگی که بعدش میتونی با یه غذای عالی و با کیفیت از خودت پذیرایی کنی ، لذت حس سیری بدون عذاب وجدان و حس بدی که بعدش داری ، لذت سبکی ، لباسهای زیبا و حس غرور و عکس های زیبا ، لذت قدرتمندی که تو هستی که داری عالی عمل میکنی تو هر شرایطی و لذت اینکه فقط و فقط لذت رو در خوردن نمیبینی و فکر و خیال خوردن رو حس نمیکنی و ذهنت رها میشه . زندگی پر از زیبایی هست ، به آن توجه کن . به زنبور عسل ، به کودک کوچک و چهره های خندان دقت کن.باران را نفس بکش و باد را احساس کن زندگی ات را زندگی کن و برای رویاهایت مبارزه کن . دنیا جای آدم های شجاع هست پس شجاع باش و از زندگی کردن با خودت لذت ببر .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/05/31 23:00
      مدت عضویت: 46 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      باسلام ودرود 

      حرفهای به جایی بود دقیقا برای من 

      من دوروز پیش دیدن فایلهارو رها کرده بودم و پیش خودم میگفتم که حالم خوب نیست و خوابم میاد و حوصله ندارم ولی دوباره شروع کردم 

      و وقتی این فایل و دیدم متوجه شدم چون  چند روزه به چاق بودنم توجه میکنم که هیچ تغییری ندارم حتی چاقتر شدم نا امید شدم و ذهنم نمیزاره گوش بدم که اذیت نشم 

      تشکر میکنم واقعا تذکر به موقعی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/29 12:42
      مدت عضویت: 576 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 935 کلمه

      به نام خدا 

      با سلام 

      گام نهم :(ترازو) 

      لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید 

      خدا رو شكر ميكنم ترازو در زندكي من نقشي به سزايي نداشته و خيلي تاكيد نميكردم به ترازو 

      بعضي وقتها ميرفتم باشكاه بهمون ميكفتن بايد برين رو ترازو 

      اول شروع ورزش تا ببينم توي اين مدتي كه مياين باشگاه بفهمين چند كيلو كم كردين 

      خيلي اوضاع بدي بود اون مواقعي  كه ما رو وزن ميكردن خيلي حال بدي بر من تحميل ميشد الان هم دركش ميكنم اون حس و حال  با اينكه ساليان سال گذشته ولي يك حس خيلي بدي داشت وقتي عدد روي ترازو رو ميديدم 

      حالم بد ميشد و تا پايان باشگاه مثلا يك ماه يا دو ماه كه ميرفتم وزني كم نميشد خيلي عذاب اور بود 

      درسته از وزنه خيلي استفاده نميكردم ولي همون جند باري كه در باشكاه استفاده ميكردم به اندازه ي اين بود كه من هر بار بر روي وزنه هستم چنان حس بدي داشت حالم از خودم بهم ميخورد كه جرا لاغر نميشم 

      هميشه با خودم ميكفتم من ٥كيلو كم كنم خوبه ديكه 

      جون خيلي اضافه ندارم ميتونم با باشگاه و ورزش كم كنم 

      نميخاد زياد سخت بكيرم و خيلي به خودم فشار نمي اوردم 

      جون باور داشتم اضافه وزنم خيلي نيس و اونم با پياده روي و باشگاه كم ميشه و شايد بعضي مواقع سايزي جيزي كم مي كردم ولي وزن كم نميكردم 

      و هميشه تعهدم براي يك ماه دو ماه بود و هيج وقت نميتونستم بيشتر ادامه بدم 

      و هميشه خودم با افرادي كه متناسب بودن مقايسه ميكردم 

      خيلي حالم بد ميشد وقتي اين كار و ميكردم حسم به خودم بد ميشد خيلي گرفته ميشدم و صدتا بد و بيرا به خودم ميكفتم 

      كه بشين بابا تو خودت استخون بنديت اينحوريه به مادرت زفتي اوني هم كه متناسبه به مادرش رفته 

      اينا ژنتيكي متناسبن و خودم و سرزنش ميكردم و اعتماد به نفس كه اصلا نداشتم صفر صفر و خودم و يك شخص ضعيف و بي اراده و جاق ميدونستم 

      جون باورم شده بود كه ديكه ارثيم اينجوريه استخون بنديم اينجوريه ديكه  خيلي دست به رزيم هاي سخت وكارهاي بزركتر نميزدم ميدونستم فايده ندارن و دوباره اين وزنه برميكرده 

      جون بارها بوده مثلا تا حدودي رزيم ميگرفتم وقتي اطرافيانم منو ميديدن ميگفتن كه واي ول كن مريم باز تو اين و نميخوري اونو نميخوري فايده نداره باز برميگردي سرجاي اولت هر كي هر جي هس هست 

       البته من فكر ميكردم اضافه وزنم ٥كيلوهه 

      جون باور داشتم وزن به سختي كم ميشه ميگفتم خب من ٥٧بشم خوبه 

      نميدونستم كه ميشه هر جقدر دوست داري كم كني اونم به اسوني 

      جون برام سخت بود وزن كم كردن ميكفتم خب من ٥تا كم كنم خوبه 

      ولي الان دوست دارم خيلي بيشتر وزن كم كنم 

      براي ترازو بكم كه من از زماني كه با اين سايت اشنا شدم حدود ٥سالي ميشه ديكه ترازو نديدم خيلي بهش علاقه هم نداشتم ازقبل 

      جون با تغييرات كوجيكي كه در خودم مي بينم حالم خوبه 

      من خيلي تغييرات زيادي داشتم در اين خصوص 

      هيج وقت به نتيحه نهايي فكر نميكنم و خودم رو با نتيجه ي نهايي مقايسه نميكنم 

      خودم رو با روزهاي شروع در اين مسير زيبا مقايسه ميكنم كه اول جه بودم الان جه هستم 

      من ميدونستم كه اكه بيام با هدفم كه متناسب شدن ایده اله مقایسه کنم زود خسته میشم و رها میکنم 

      بنابراین به تغییرات کوچیک مثلا ناخن زدن های من خیلی کم شده 

      هله هوله نمیخورم قبلا مثل بچه ها عاشق سوپری بودم بخاطر چیپس و پفک و بستنی و ……اما الان خیلی علاقه ندارم 

      قبلا شیرینی چیزی تو خونه بود شب خوابم نمیبرد ولی الان اگه شیرینی تو خونه باشه اونم اگه گشنه ام باشه شاید یکی بخورم دیگه علاقه ی جندانی ندارم قبلا‌ امکان نداشت شیرینی باشه و من نخورم باید سیر هم که بودم باز هم میخوردم قبل یک جعبه رو میخوردم 

      خواهرم همسرم میگفت من نمی تونم شیرینی بیشتر از یکی یا نصف بخورم سنگین میشم برام سوال بود جی میگه این اخه من یه جعبه اش هم بخورم سنگین نمیشم چه جوریه 

      یا مثلا بستنی رو نمیتونس تموم کنه میکفت نصفش کافیه دیگه نمیتونم 

      الان خودم هم همین جور شدم بعضی مواقع یک  بستنی نمیتونم بخورم 

      قبلا من با نون و برنج فقط سیر میشدم 

      الان من یه میوه بخورم هم سیر میشم و دیگه اشتهام کور میشه 

      خیلی تغییرات داشتم که قبلا اینا وجود نداشته من بابت همه ی این تغییزات خوشحالم 

      شاید به ایده الم نرسیدم ولی خیلی خیلی خیلی خوشحالم این تغییرات داشتم وقتی که حودم و مقایسه میکنم با قبلا میگم خدایا شکرت خدایا شکرت چقدر تغییر کردم 

      رفتارم عوض شده کلامم عوض شده ارتباطم با مواد غذایی خیلی پسندیده هس 

      عاشق این رفتارهام هستم الان هر جیزی رو دوست ندارم  غذای  مورد علاقه ندارم 

      وقتی گرسنه بشم به اندازه ی نیازم میخورم 

      قبلا عاشق قورمه سبزی کباب پیتزا ساندویج مرغ شکم پر ماهی …..ولی الان فقط به اندازه ی مورد نیازم میخورم و خیلی برام مهم نیست ناهار  چی باشه 

      ترسو از مواد غذایی کم شده و سوال نمیکنم که استاد برنج هم میشه شب بخورم یا نه 

      یا مثلا نون 

      من هر وقت گرسنه بشم بگو نصف شب هم باشه برنج میحورم نمیترسم 

      چون چند ساله با این دوره ها هستم و با بند بند وجودم اینا رو پذیرفتم و باور دارم که باید ذهن تغییر کنه 

      و مواد غذایی هیچ ربطی به چاقی نداره و این باورهای ما هستن که ما رو نامتناسب میکردن 

      اگه رو باورمان کار کنیم و باورهای صحیح رو جایگزین کنیم برای همیشه همانطور که چاق شدیم متناسب میشیم 

      به شرطی که در این مسیرها باشیم و با بند بند وجودمون یکی بشه و باورهای صحیح و درست رو هر روز تکرار کنیم و استمرار داشته باشیم در این دوره ها تا به ایده المون برسیم 

      البته ناگفته نماند من الان باردار هستم و وقتی میرم درمانگاه میگه برو وزنه برام مهم نیس دیگه 

      دیگه ترس ندارم از عدد روی ترازو 

      من به این حال خوبی که دارم توجه میکنم از اینکه خیلی تغییر کردم در این مسیرها 

      بسیار بسیار خوشحالم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/01 16:27
        مدت عضویت: 221 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 362 کلمه

        با سلام دوست همراهم

        چقدر عالی نوشتید.ازتون ممنونم..

        من یازده ماهه که در این سایت هستم و از روز اول با دیدن وگوش دادن فایلها… حرفهای استاد به عمق وجودم نشست..و کاملا اونها رو قبول کردم…و در کل که من در سایز سی وهشت بودم ومتناسب البته از نظر خیلیها…ولی خودم ناراحتم از شکمم که صاف نیست..هر روز گوش کردن فایل…تمرین زیاد..خواندن نوشته های بچه ها…استمرار با ذوق وشوق.‌‌تغییرات احساسی خوبی داشتم از همان ابتدا..‌و با انتظار زیاد که خیلی زود به نتیجه دلخواه میرسم هر روز بیشتر اوقاتم رو در سایت میگذرونم..

        ولی چند روزی میشه که خیلی شاد نیستم یعنی می بینم کوچکترین تغییر جسمی پیدا نکردم.

        یکی..دو روزی است که یاد اون متن استاد افتادم که پیامبر هم از خداوند یه راه اثبات میخواست..خدا فرمود مگه ایمان نداری.

        گفت دارم ولی میخوام مطمئن بشم…

        گفتم بابا من که دیگه از پیامبر بالاتر نیستم..والا

        چرا یه کوچولو هم شده تغییری توی جسمم نمیبینم.

        راستش کارهای هر روزم رو انجام میدم ولی نه با دل ودماغ گذشته..و این در حالی است که به این راه صد در صد اطمینان دارم..و میدانم که صحیح ترین وعقلانی ترین راه همین است وبس.

        به هیچ عنوان دست از این راه برنمیدارم اما دلم میخواست هر لحظه با ذوق وشوق در این راه سر سیز وعالی قدم بزنم…

        ولی امروز با مرور گام نهم و نوشته های دوستان و نوشته شما  برام یاد آوری شد که منم تغییرات زیادی داشتم….شناسایی فرمولهای غلط….فراگیری فرمولهای درست….دیگه چیزی بنام اشتها در من وجود نداره….هله وهوله خوری تقریبا صفر

        خوردن غذا به اندازه مورد نیاز و وقتی سیر شدم امکان نداره بتونم چیزی بخورم..یعنی حالم بد میشه.

        این تغییرات عالی هستند در ضمن اینکه ار لحاظ روحی بسیار متفاوت شدم و همه را از لطف خداوند وپیگیریهای استادم میدونم و ..واقعا سپاسگزارم.

        بازم تشکر میکنم که خیلی واضح حال واحوالتون رو نوشتید و برای من تداعی شد که منم این حالتها رو دارم…وحالم خوبه..دیگه چه بخورم.چه نخورم  ندارم..ترازو ..بی ترازو…اندازه میخورم…و…خیلی از موارد دیگه…که تنش سابق رو ازم دور کرده..

        و فقط باید اینو برای خودم جا بندازم که زیاد به زمان و شکمم…توجه نکنم…که امید وارم در این امر موفق بشم.

        به امید روزهای که همگی در تناسب اندام دلخواه… شاد و سرحال به زندگی روزانه خود در این مسیر زیبا ادامه دهیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/23 22:39
      مدت عضویت: 753 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 481 کلمه

      درود و خداقوت 

      گام نهم : 

      لاغرشدن را رها کنید تا لاغر شوید 😍

      موضوع مهم این فایل  ما گاهی اوقات در به شرایطی قرار میگیریم که از اون شرایط راضی نیستیم ما زمانی که از یه شرایط راضی نباشیم  به دنبال تعغیر ان میرویم 

      من امروز از شرایط جسمی و چاقی و اضافه وزنم راضی نیستم که به دنبال لاغری هستم و چون این شرایط رو دوست ندارم به دنبال تعغیر میرم و تلاش میکنم ما زمانی مسعله ای مشکل میشود به دنبال تعغیر میرویم 

      و امروز که در مسیر لاغری قرار گرفتم همان مشکل چاقیبا من هست و من نباید توقع داشته باشم که خیلی زود یه تعغییر خیلی زیاد ایجاد شود و اگر در این مسیر توقع داشته باشم که سری به نتیجه برسم چون تعغییر زیاد در روزهای اول وجود ندارد باعث نا امیدی من میشود 

      زیاد توجه به چاقی زیاد وزن کردن زیاد سایز اندازه زدن منو خسته میکنه اینکه یه نقطه پایان برای لاغری خود بزارم و زمان بردن برای رسیدن به نقطه پایان ممکنه منو نا امید کنه 

      نقطه پایانی نباید وجود داشته باشه من باید مطمعن بشم از مسیری که قدم گذاشتم و باورش کنم این مسیر لاغری به ذهن من رو به موفقیت میرسونه  پس موفقیت من باید همان تعغیرات من باشد نه نقطه پایان مثلا رسیدن به وزن ۵۵ کیلو گرم 

      اینکه من هربار خودم رو وزن کنم هربار با یه ترازو قبل از صبحونه اینا توجه من رو بیشتر به سمت چاقی میبرد 

      چرا که من هدف خودم را یه عدد خاص میدانستم برای همین گاهی اوقات یا ترازو عدد کم به من تشون میداد من میگفتم اوکی اشکال نداره امروز زیاده روی کنم یا عدد زیاد نشون میداد که باز باعث نا امیدی و شکست میشد میگفتم این روش به من جواب نمیده و ….باز دچار پرخوری میشدم و باز من و به سمت چاقی سوق میداد 

      من در نسیر لاغری با ذهن باید هدف خودم رو تعغیرات به وجود امده بزارم و میزان تعغییر من از زمان نقطه شروع تا به الان همون میشه موفقیت  .چاقی در ذهن ماست نه در نوع و میزان مواد غذایی و چه ۳ کیلو اضافه وزن داشته باشیم چه ۳۰ کیلو باید ذهن و هثعادات و رفتارو تعغییر داد 

      و در مسیری قدم بزاری که ذهنت رو با خودت همرا ه کنی 

      لاغری رو باید رها کنم تا لاغر شوم : از اندام خودم ناراحت نشم .خودمو وزن نکنم ترس از خوردن نداشته باشم .ورزش صرفذ برای لاغرشدن انجام ندهم  خودمو روی چند بار سایز نزنم  از مسیری که در ش قرار گرفتم و انتخاب کردم باورش کنم .بهش اعتماد کنم .و از این مسیر لذت کامل ببرم 

      و میزان موفقیتم رو بسنحم با میزان تعغیراتم 

       

      موفقیت رسیدن به نقطه پایان نیست صرفا به عدد یه رقمی که در ذهنم معلوم کردم بلکه میزان تعغیراتم همون موفقیت های من است 🌺

      در مسیر لاغری با ذهن باید تمام توجهم به تعغیراتم باشد نه  به مقصد نهایی و پایانی 👌👌

      لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید 😍

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/19 23:11
      مدت عضویت: 703 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,425 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

      سلام خدمت استاد  گرامی  و دوستان خوبم 

      یکی از موضوعاتی  رو که باید  به اون توجه داشته باشیم  تا  در این مسیر لیز نخوریم رو  میخواییم  مورد بحث قرار بدیم .

      هر کسی که مشکل داره میخواد تغییر کنه پس اگر تو در مسیر لاعر شدنی حتما چاقی برای تو مشکلاتی درست کرده که میخوایی تغییر کنی .

      هر وقت میخوایی مساله ای رو تغییر بدی حتما به مشکل برخوردی  که میخوایی تغییر کنی .و حالا باید فاصله ی بین شروع تغییر کردن تا رسیدن به مقصد رو مدیریت کنی .چرا ؟؟چون مشکل چاقی هر روز با تو  هست در حالی که تو  داری   هر روز تلاش میکنی   که لاغر بشی   و  اما هنوز  تو  تغییر زیادی نکردی پس  فرد احساس میکنه لاغر بشو نیست .و ناامید میشه .

      اگر هر روز بگی کی من تغییر میکنم و این چند کیلو رو کم میکنم و به اون چاقی و اضافه وزنت  توجه کنی خسته میشی .

      هدف تو الان چی هست ؟؟؟ که کاملا لاعر بشی و دقیقا هدف تو  اون نقطه ی پایان هست و  اون با عجله به دست نمیاد  و این میتونه حال تو رو بد کنه .

       به نقطه ی پایان هدف  فکر کردن باعث میشه که خسته بشی و ناامید بشی .

      در ثروتمند شدن  هم  موضوع همینطور  هست فرد همیشه عجله داره  اما باید به تک تک تغییرات کوچیکت  در مسیر  نگاه کنی .و  اونها رو ببینی و به خودت  اونها رو یادآوری کن تا به اون تغییرات بزرگ برسی .

      دقیقا من هم جز اون دسته هستم که شاید نمیدونم ۵ یا ۶ کیلو ،شایدم کمتر  باید کم کنم  دقیق نمیدونم  و بعضی وقتها نجوای منفی دارم که میگه  پس  چرا دیگه کم نمیشه  انگار استپ شده ولی نمیزارم  این نجوای منفی حالم رو بد کنه و با صدایی بلند تر بهش جواب میدم هیچ چیز در جهان در حالت ساکن نیست همه چیز در حال تغییر هست و طبق این آموزشها و انجام تمرینات من هم در مسیر صحیح هستم و دارم به اندازه میخورم و رفتار میکنم و  درست فکر میکنم و باور دارم لاغری حق من هست و من کلی افکار و باورهای جدید و همسو با هدفم دارم  مثلا لاغری آسان هست و ….پس به زودی متناسب فوق العاده ای میشم  .

      من هدفم لاغر شدن هست و یک و سال و نیم هست که دارم روی خودم کار میکنم   و البته در این مدت شاید ۷ کیلو و یا ۸ کیلو کم کردم شایدم بیشتر  بازم دقیق نمیدونم و کلی عادت و رفتارهای من تغییر کرده و دیگه فروغ چند سال قبل نیستم  و تمام رفتارها و افکار  و باورهای من تغییر کرده .ولی هنوز اون ایده آل کامل نشدم و همین شاید یه روزهایی کمی من رو خسته می  کنه ولی سریع به خودم میگم بابا گذشته ی خودت رو به یاد بیار که چقدر تغییر کردی   و  وقتی خودم رو با یک سال پیش  خودم که تازه وارد سایت شدم مقایسه میکنم میبینم  خیلی عالی شدم ولی وقتی منفی باف میاد من رو ناامید کنه همش میگه نگاه دخترت کن چقدر لاغر و من  هم اگر گول  بخورم و خودم رو  با دخترم مقایسه کنم میبینم  هنوز چاقم ولی  باید مچ منفی باف رو بگیریم و بگم تو میخوایی من لیز بخورم و به زمین بیفتم نه خیر اشتباه کردی من پر توان و بدون لیز خوردن مسیرم رو ادامه میدم باید بارها به خودم بگم بابا قبلا همین مقدار وزن رو  که الان تونستم کم کنم و اینقدر جمع و جور بشم با بدبختی هم نمیتونستم کم کنم اما حالا به راحتی و خیلی آسون  اون رو کم کردم و هر که من رو میبینه میگه خیلی  لاغر شدی و خودم از روی لباسهام متوجه شدم  کلی تغییر کردم ولی دقیق نمیدونم چه مقدار هست چون وزن نکردم و اما  منفی باف میخواد با مقایسه کردن خودم با افراد لاغر من رو ناامید کنه اما من هرگز ناامید نباید بشم و بارها گفتم و حالا هم دوباره میگم باید خودم رو با گدشته ی خودم مقایسه کنم و میبینم کلی تغییرات داشتم و یه ادم دیگه شدم و خیلی آزادی و تناسب و حال خوب و ارامش،و شادی و اعتماد به نفس و …. با هم به دست آوردم که اینها کم چیزی نیستن و تازه اگر امیدوار باشم و به این چاقی که همراه من هست توجه نکنم و به قول استاد اون رو رها  کنم  چاقی از بدن میره خیلی راحت و به جاش لاغری در من به وحود میاد پس دیگه هر گز خودم رو با هیچ فرد لاغری مقایسه نخواهم کرد مهم ذهن من هست که من هر روز دارم روی اون کار میکنم و اون داره لاغر تر میشه و کسی اون رو نمیبینه اما من خودم متوجه میشم چقدر تغییر کرده آخه خیلی زود به نقطه ی سیری میرسم خیلی دیر گرسنه میشم از پرخوری بدم میاد از اون سنگینی بعد از غدا بعدم میاد حرص و ولع ندارم و دیگه در مقابل غذاها ضعف ندارم وووووو من هر روز از بودن در  این مسیر لذت میبرم و از بودن در دوره ی آموزشی لذت میبرم و به خوبی تمرینات رو دارم  انجام میدم و از نتیجه ی خودم راضیم و خوب میدونم تک تک حرفهای استاد درسته و من باید به همه عمل کنم تا لاغر بشم.و اگر جایی خطا داشته باشم به جای اینکه ناراحت بشم  سریع میگردم ببینم ذهنم چه فکری داشته که من رو وادار به پرخوری کرده  و سعی میکنم فرمول صحیح جایگزین کنم  مثلا امشب کمی پرخوری داشتم چون ظهر غذا رو دوست نداشتم و  زیاد غدا نخوردم  حالا گرسنه نبودم اما دلچسب من نبود با سه چهار لقمه ولش کردم و یه جورایی انگار دلش میخواست  در شام تلافی کنه و بگه اخه تو که ظهر چیزی نخوردی حالا بیشتر بخور و اما من باید بگم ظهر هم اون مقدار میتونستم بخورم و  دیگه سیر بودم و فقط پرخوری نکردم و کارم درست بوده و شب هم باید به اندازه نیاز بخورم نه اینکه بیشتر بخورم مگر معده ی من محل ذخیره  ی غدا هست من باید  از روی نیاز  بخورم  ووقتی سیر شدم اون رو رها کنم .

      جواب استاد به سوالهای بچه ها :

       

      *چربی سازی رو باید متوقف کنید :نه با حذف روغن در غدا نه خیر با به اندازه خوردن مواد غدایی و آنچه که دلت میخواهد .و اصلا مواد غذایی رو نباید تفکیک کنید .

      *معز وقتی فرمان  خوردن میده شما باید اجرا کنی و  اما وقتی رژیم داری معز  فرمان رو صادر میکنه   ولی شما اجرا نمیکنی و  اینطور با خودت درگیر میشی و خیلی مشکلات به وجود میاد .

      باید خوب روی  خودت کار کنی  و ادامه بدی تا موفق بشی .

       بارها بگو هر روز هر چی دوست دارم میخورم اما  من با بودن در مسیر لاغری رفتارم تغییر کرده .و من  لاغر تر دارم میشم 

      شام برنج میخورید ؟؟؟از نظر استاد  و حتی من شاگرد بسیار سوال مسخره ای هست و لاغری با ذهن هیچ محدودیتی نداره هر چی دلت میخواد بخور و غذاها رو تفکیک نکن .

      من هم قبلا خیلی علاقه به خوردن چیپس و پفک داشتم و نقطه ضعف من بودن  اما حالا  دیگه اینطور نیستم و بسیار فرق کردم و نباشه هبچ موردی نیست و اصلا هوس نمیکنم  و دیگه علاقمند نیستم مثل قبل حالا باشه هم  می خورم  مثلا دیشب در تولد بود و من یه مقدار کم خوردم و اون مقدار هم مثل گدشته به من لذت نمیده و انگار  انچنان مشتاق خوردنشون نیستم برای همین دیگه زیاده روی نکردم و اونها رو رها کردم .

       و درمورد عنوان فایل یه توضیح بدم  اول به خودم که بازم یادم باشه تا در مسیر گول نجوای منفی  ذهنم رو نخورم :

      لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید یعنی از نقطه ی شروع کار  تا  پایان کار که لاغری ایده ال من هست و وزن ۵۹ کیلو هست نباید هر روز خودم رو برررسی کنم که آیا  به اون نقطه ی دلخواهم  رسیدیم یا نه ؟؟؟باید عجله نکنم باید حالم رو بد نکنم مدام خودم رو در آیننه و یا روی وزنه چک نکنم در لباسها به اندامهای چاقم توجه نکنم و  کلی کار دیگه نکنم و به حاش به تغییرات جسمی که در این مدت کسب کردم توجه کنم و تمام توحهم رو روی اونها بزارم تا حالم و احساسم خوب بشه    و به زودی به هدفم برسم و این یک هنر هست که من بتونم در راه رسیدن به هدف از اون چیزی که نمیخوام و هر روز با من هست توجه ام رو  بردارم و به اون چیزی که هنوز در من به وجود نیامده توجه کنم و تصور کنم که دارمش اگر بتونم این کار رو بکنم به خوبی دارم مسیر رو کنترل میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتا صدیقی
        1400/05/26 21:08
        مدت عضویت: 68 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سلام خانم فروغ عزیز.

        احساستون رو همراه با کلمات به من انتقال دادین و خیلی خوشحال شدم از ابن ریزبینی و مثال های زیبایی که زدیم 

        کلی اگاهی قشنگ وارد ذهنم شد و بسیار خوشحال هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryammansoori20@gmail.com
      1400/05/16 00:55
      مدت عضویت: 78 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 505 کلمه

      به نام خالق هستي بخش

      سلام به همه دوستان هم مسير و پرانرژي و انگيزه عزيزم

      در متن نوشتاري گلم نهم يك جمله توجه من رو به خودش جلب كرد:

      لاغري را رها كنيد، لاغر ميشويد.

      در ابتدا اين جمله برام خيلي خوشايند بود و با خودم گفتم اين جمله تمام انگيزه من رو براي لاغري تكميل كرد اما كمي كه گذشت ذهنم ناخوداگاه درگير مفهوم واقعي اين جمله شد! كه يعني چي لاغري را رهاكنيد؟ چطوري رها كنيم ؟ ايا بايد كار خاصي انجام بدم؟ مني كه سالهاست دارم براي لاغري ميجنگم تا بدستش بيارم حالا چطوري رهاش كنم؟ و خلاصه كلي سوال ديگه در مورد مفهوم واقعيه اين جمله 

      از خود جمله، اهنگ جمله خيلي خوشم ميومد اما برام نامفهوم بود و ذهنم رو حسابي اشفته كرده بود.

      خلاصه اينقدر رفتم و مطالب دوستان رو خوندم و ويس گوش كردم تا بدستش اوردم و چقدر اين جمله لذت بخش تر شد براي من

      • لاغري را رهاكنيد،. بهش فكر نكنيد ، هرروز جلو اينه نايستيد و شكم و پهلوي خود را سايز كنيد( كاري كه من هميشه خودم انجام ميدادم و چقدر براي خودم تاسف ميخوردم و به خودم بد وبيراه ميگفتم) جلو اينه بايستيد و فقط به صورت خود نگاه كنيد و از اين همه نعمت و زيبايي كه خدا بهمون داده لذت ببريم . اگر براتون مشكله ميتونيد از اينه هاي كوچيكي استفاده كنيد كه فقط صورت رو نشون بده تا ملكه ذهنتون بشه.
      • توجه بيش از حد به هر چيزي ميزان لذت بردن از ان را كم و كمتر ميكند. اگر هرروز وزن كنم، سايز بگيرم،لباسام رو اندازه كنم ميزان تغييراتم هر چند بزرگ به چشم نمياد و برام جذابيتي نخواهد داشت چون به قول استاد گرامي تغيير كردن در اين مسير بسيار اهسته است و نياز به صبر دارد پس من صبر ميكنم و از نتيجه نهائي لذت ميبرم.
      • نگاه به جلو ممنوع! اگر من جلو تر از ان چيزي كه الان هستم رو ببينم تغييرات و موفقيت هام رو نميتونم حس كنم و به هر انچه بدست بيارم قانع نيستم و برام لذتي نداره . پس من به گذشته ام نگاه ميكنم به جايي كه چند ماه پيش بودم و جايي كه الان هستم. چقدر احساس خوب بدست اوردم؟ چقدر انگيزه و اميد به دست اوردم؟ و براي همه اينها خداروشكر ميكنم.
      • مقايسه ممنوع!! اوايل اين مسير وقتي كامنتاي دوستان رو ميخوندم و كسي ميگفت من حجم غذام نصف شده، من زود سير ميشم ، من دير گرسنه ميشم، من سايز لباسم گشاد شده و ….. خودم رو سرزنش ميكردم پس چرا من اينطور نشدم و حتي بارها هنوز گرسنه بودم و از غذا خوردن دست ميكشيدم كه مثلا نصف غذاي منم أضافه بياد 😅😅

      اما به لطف خدا و استاد عزيز و دوستان و با تمرين و تكرار خيلي از اين عادات و مقايسه كردنها رو دارم از دست ميدم و كنترل ذهنم رو به دست ميارم.

      وياد گرفتم هيچكس الگوي من نيست!

      من خودم هستم نه ديگري!

      از موفقيت ديگران انگيزه بگيرم اما هرگز قياس نكنم.

      خدايا شكرت كه من رو به اين مسير هدايت كردي و از لطف استاد گرامي كه دانش و تجربياتشون رو در اختيار ما ميگذارند واقعا ممنونم

       

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/14 23:35
      مدت عضویت: 96 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,444 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

      با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیرم 🌹🌹❤❤

      نهمین روز کلاس درس رو شروع می کنم با این امید که دوباره مساله ای باعث وقفه ی من در راه رسیدن به آرزویم نباشد 🤲🤲

      طبق روال هر جلسه ابتدا جزوه ی کلاس رو بررسی می کنم ،جزوه با این عنوان شروع شده :

      لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید !

      شروع متن جزوه درباره ی دوست قدیمی و دیرینه ی همه ی ماست، وزنه 

      چه صبح ها و عصر ها و شبها یی که با این وزنه سر کردیم 

      اول که از خواب پا می شدیم قبل از هر کاری خودمون رو وزن می کردیم چون می گفتن باید معده خالی باشه و وزن درست رو صبح نمایش میده ،ما هم هر چی به تن داشتیم می کندیم و می رفتیم رو وزنه به امید  کاهش وزن 

      یکدفعه بعد از خوردن صبحانه ،باز بعد ناهار باز عصر دوساعت بعد ناهار ،تازه اگه یک غذایی می خوردیم مثل پیتزا یا یک بستنی یا کیک که به‌ نظرمون خدای چاقی هستند باز بعد اونم خودمون رو وزن می کردیم وای خدای من چه کار عجیبی می کردیم. 

      البته صبح که بیدار می شدیم از بقیه موارد بهتر بود اگه شب قبل خلاف نداشتیم ،ولی بقیه موارد وزن بالا می رفت .

      نتیجه چی بود یا خوش حال بودیم که کم شده و اجازه داریم یک کوچولو تخلف کنیم یا زیاد شده بود و غم و غصه و بدوبیراه شروع می شد اونم نتیجه اش پر خوری بود چرا که ولش کن، به جهنم، من دیگه نمی تونم لاغر بشم ،وای از بعدش نگید که باز پرخوری ونا امیدی یک جور دیگه حالمون و خراب می کرد .

      خلاصه دوستی ما با وزنه همون دوستی خاله خرسه بود.

      ضرر پشت ضرر .

      نکته ی مهم :

      میزان رضایت ما از عملکردمون نبود بلکه از نمایش یک عدد روی ترازو بود .

      عددی که هیچ اعتباری نداشت ،کافی بود ترازو رو چند میلی متر جابه جا کنیم تا عددش تغییر کنه .

      ترازو همیشه حال ما رو بد می کرد ،چرا ؟

      چون به ما می گفت چقدر دیگه باید سختی بکشی و تلاش بیهوده کنی تا مثلا بیست کیلوی دیگه کم کنی .

      ترازو هیچ وقت به من یاد نداد که آفرین به تو بخاطر گرم ،گرم ،از وزنهایی که با اراده ی راسخ خودت کم کردی،ترازو به من نگفت آفرین ،دمت گرم ،فقط یادآوری می کرد چند کیلو یا چند ماه دیگه مونده تا این راه سخت و دشوار رژیم رو تموم کنی و برگردی دوباره به حالت اولت یعنی چاقی .

      نکته ی طلایی :

      موفقیت یعنی :

      مقدار فاصله ای که از نقطه ی شروع راه گرفتی و احساس خوبی که در مسیر کسب کردی .

      موفقیت این نیست و نبوده که چقدر مونده به پایان راه .

      مرور موفقیت ها در جزوه برام جذاب بود 

      موفقیت هایی که شاید باید هر روز مرور کنم تا بدونم کجا بودم ،از کجا و با چه حالی شروع کردم ،و الان کجام و حالم چطوره .

      1. احساسم چقدر تغییر کرده ؟از شروع آشنایی با این سایت عالی ،فوق العاده شده ،خیلی حالم خوبه ،درسته چند روزی میشه حالم کمی دگرگون بوده ولی خداروشکر توی این مسیری که شروع کردم جز احساس آرامش و شادی چیزی به یاد ندارم .
      2. نگرانی شما از لاغر نشدن چقدر بوده ؟خدارو شاکرم که اینجا کلا این مشکل رو ندارم و اصلا به لاغری فکر نمی کنم توی این چند روزی که دوباره پرخوری کردم و حالم بد بود ولی حتی ذره ای به چاقی فکر نکردم فقط دنبال فرمول اشتباه ذهنم بودم که پیداش کنم و جایگزین فرمول جدید کنم .(البته پیداش نکردم که چرا این طوری شد 😔😔).
      3. ترس از خوردن مواد غذایی چقدر در شما تغییر کرده؟برای این واقعا جوابی ندارم چون توی ذهنم می چرخه ،درسته سعی می کنم تحویلش نگیرم ولی بهش فکر می کنم مخصوصا اگه غذای پرباری باشه که از گذشته توی ذهنم سمبل چاقی بوده .

      الان با نوشتن این مطالب به خودم ثابت کردم چقدر عملکرد خوبی داشتم و چقدر موفق بودم .👏👏

       

      در مسیر لاغری با ذهن همیشه و همیشه باید توجه به تغییرات خودمون داشته باشیم و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشیم .

      نکته ی مهم و آخرین نکته ی جزوه به من یاد میده که اگه هر روز خودم رو با هدف نهایی مقایسه کنم ،دلسرد و خسته و افسرده میشم ،اگه به توانایی هایی که بدست آوردم و لذت هایی که بردم فکر کنم پر از امید و انرژی برای ادامه ی راه میشم. 

      خداروشکر امروز استاد رو پر شور و نشاط مثل همیشه در کلاس درس حاضر می بینم .

      استاد صحبتشون رو با فرمولی آغاز می کنند که می تونه عامل لیز خوردن همه ی ما باشه .

      استاد میگن آدم ها وقتی دنبال تغییر یک عادت یا رفتار میشن که از اون عادت یا رفتارشون به تنگ اومدن و باهاش مشکل دارن .

      دقیقا همین طوره الان که ما اینجاییم و به شدت دنبال تغییر چاقیمون به لاغریمون هستیم ،ما با چاقی مشکل داریم ،که اگه نداشتیم سعی در برطرف کردنش هم نداشتیم .

      استاد میگن ،هر وقت شما شروع کنید به تلاشی برای رفع مشکلتون هر چی که باشه، اون مشکل با شما همراه است مثلا اگه می خوای مشکل مالی رو حل کنی خوب ،تا تصمیم بگیری که چک های برگشتیت پاس نمی شه یا حسابت پر پول نمی شه این نداری باهات هست تا بتونی کم کم راهی برای رفع مشکلت پیدا کنی.

      الان که من و شما برای رفع مشکل چاقی اینجا هستیم باید بدونیم که مشکلمون ،همراهمون هست و تا تصمیم بگیریم لاغر نمی شیم ،پس باید این مسئله رو مدیریت کنیم با وجود چاقی و ناراحتی از این موضوع باید بتونیم گام های محکم و استواری برای رفعش برداریم .

      اگه هر روزبه مشکلمون که همراهمون هست فکر کنیم تمام توان و انرژی ما رو برای ادامه ی مسیر می گیره ،بعد فشار چاقی افزایش پیدا می کنه و موفق نمی شیم .

      استاد میگن :ادامه بدید ،ادامه بدید 

      با وجود تمام مشکلات، حرف دیگران ،بیماری ،درد ،همه و همه فقط باید ادامه بدی .

      اگه مطمئن هستی این روش تاثیر داره این قدر باید بمونی و ادامه بدی تا تغییرات ایجاد بشه .

      نکته ی مهمی که استاد بهش اشاره دارن و توی متن جزوه هم بود اینه که:

      وقتی ما مسیر لاغری با ذهن رو شروع می کنیم ،هر کدوم از ما به اندازه های مختلف چاق هستیم و هر کدوم میزانی رو برای کاهش وزنمون در نظر داریم ،اگه ما در مسیر لاغری با ذهن به هدف نهایی و وزن ایده آلی که در ذهن داریم فکر کنیم و هر روز خودمون رو با اون هدف اندازه بگیریم دچار افسردگی می شیم و شاید خدای نکرده برگردیم یا دوباره بخوایم اشتباهات گذشته رو شروع کنیم تا خیلی سریع به وزن ایده آلمون برسیم ،با وجود اینکه می دونیم حتی اگه برسیم دوباره چاق خواهیم شد .

      کلید موفقیت :

      این جلسه یاد گرفتیم که باید از مسیری که انتخاب کردیم اول مطمئن باشیم ،دوم به هدف نهایی فکر نکنیم ،در واقع از مسیرمون لذت ببریم ،باید خودمون رو با نقطه ی شروع مقایسه کنیم ،هر روز پیشرفت هامون رو مرور کنیم .

      هر پیشرفتی که کردیم پله ای است که ما رو به هدفمون نزدیک می کنه .

      هر روز پیشرفت هاتو برای خودت بنویس تا بدونی که در مسیر موفقیت گام بر می داری .

      مهم ترین هدف زندگیمون این باشه که از دیروزمون بهتر باشیم و بهتر عمل کنیم .

      استاد در پایان کلاس به چند سوال دوستان پاسخ دادن 

      که خلاصه ی برداشت های خودمو می نویسم .

      یاد گرفتم که چربی سازی بدنم رو کنترل کنم ،چطوری ؟این طوری که اگه پرخوری کنی و زیاد تر از نیاز بدنت بخوری چربی سازی کردی پس با توجه به نیاز بدنم بخورم ،چربی ساخته نخواهد شد .

      اراده خوردنم رو من نباید کم کنم بلکه ذهنم باید فرمول های جدید بسازه و به مغزم پیام متناسب بده و من هم طبق پیام مغزم عمل خواهم کرد .اگه الان اراده ام کمه چون مغزم داره فرمول اشتباه رو اجرا می کنه ،پس اگه به راهم ادامه بدم و فرمول های لاغری رو جایگزین کنم ذهنم فرمول لاغری داره به مغزم پیام درست میده و منم درست عمل می کنم .

      اول حرص و ولع و خوردنشون کم شده بعد زیاد میشه ؟مشکلی که من این چند روز باهاش در گیر بودم که چرا این طوری شدم و دلیلی براش پیدا نکردم ،الان یاد گرفتم که اگه از سایت فاصله بگیرم ممکنه این مورد پیش بیاد ،یا نه اگه فاصله ای ندارم پس باید بی خیال این مساله باشم و فقط به راهم ادامه بدم خودش درست میشه .

      کلاس امروز هم با آموزش های ناب و عالی مثل همیشه تموم شد و من نکات آموزنده رو بارها مرور می کنم تا بتوانم افکار جدید و بدنبال اون رفتار جدیدی کسب کنم .

      استاد گرامی بسیار از شما سپاسگزارم 🙏🙏🌹🌹

      دوستان و همراهان عزیز برای همه ی شما آروزی موفقیت دارم ❤❤

      در پناه ایزد منان باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/10 16:02
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 334 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      گام نهم

      لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید

      استاد به نکته خیلی ظریفی اشاره کردید تا وقتی که من به نکات مثبت توجه میکنم عالی پیش میرم ولی وقتی به لاغر شدن توجه میکنم نا امید میشم اینکه ما روی ترازو نمیریم یکی از دلایل ادامه دادن این مسیر ولی توجه کردن به لاغری باعث میشه لیز بخوریم بد هم لیز بخوریم مثلا کی این لباسم که اویل عروسی اندازم بود اندازم میشه یا کی مثل فلان مدلینگ میتونم تیپ بزنم خوب اینها فاصله من زیاد میکنه تا اونچیزی که میخوام بشم پس پله پله رفتن بهترین روش پس نباید به هدف نهایی فکر کنیم باید از لحظه لذت ببریم

      الان هم از لحظه ای لذت میبرم که برام اتفاق افتاد موقع نهار من خیلی خسته بودم و گرسنه ظرف کوچک اواردم که نجوایی درونی گفت ظرف بزرگ بیار انروز خیلی گرسنه هستی ولی بعد با خودم گفتم چه ربطی داره خوب  ده تا کاسه کوچک میخورم که فقط همون یک کاسه رو خوردم و یک کاسه سالاد و به جایی رسیدم که خیلی از خوردن لذت نمیبردم با اینکه هنوز گرسنه بودم و سریع فهمیدم که گرسنه نیستم بلکه خسته بودم و این دو تا حس با هم قاطی شده بود تصمیم گرفتم بعد نهار دیگه کار نکنم استراحت کنم و اول دعاهای روزم خوندم و خستگیم در رفت  و مطالعه روزانم و الان هم که تو صد گامم هم خستگیم در رفته و هم اینکه کاملا سیرم خوب اگر این لذت بخش نیست پس چی این خیلی لذت بخش حتی از تناسب هم بیشتر یادم که وقتی ویلای شمال بازسازی میکردیم خیلی زیاد میرفتیم و بچه ها هم به خاطر کرنا تو فضای مجازی درس میخوندن و من سعی میکردم از مسیر لذت ببرم الان با خودم میگم چه طوری حوصلم شد تا اون زمان طی بشع و ویلا کامل بشه پس در مسیر لاغری نیز اون چیزی که باعث میشه لیز نخوریم اینکه از مسیر لذت ببریم نتیجه خودش حاصل میشه زودتر از اونی که فکرش کنید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/27 14:32
      مدت عضویت: 180 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 804 کلمه

      بنام خداوندبخشنده ومهربان 

      سلام استادعزیز

      سلام به همراهان گرامی سایت تناسب فکری 

      گام نهم

      لاغرشدن رارهاکنیدلاغرمیشوید

       

      درتمام سالهایی که چاق بودم با تمام روشهای گوناگونی برای اینکه لاغربشم اقدام میکردم

      ویکی ازکارهایی که باید هرروزانجام میدادم وزن کردن خودم بود

      صبح موقع بیدار شدن وشب موقع خوابیدن قبل وبعد خوردن موادغذایی. موقع بیرون رفتن وامدن به خونه وهمیشه چک میکردم که چه تغییراتی دروزنم ایجادشده 

      وازخیلی شنیده بودم که میگفتن اگه می‌خواهی ترازووزنت رادقیق نشان بده نبایدجایش راتعییربدهی وهمیشه جاش فقط اونجای بود که من می‌گذاشتم واجازه نمیدادم کسی جابجاش کنه

      وخودم هم همیشه به همه تاکید میکردم که بایدجای ترازوثابت باشد که دقیق نشان دهد

      وزنه هم برای اینکه حالم روخوب یا 

      بدکنه همیشه درحال بازی کردن بامن بود

      یه موقعهایی که عددپایین رونشان میدادخوشحالم میکردویه موقعهایی

      عدد بالا رونشان میدادحالم روخراب میکرددرسته می‌خواستم بروی خودنیارم اماامروزمفهمم که همیشه حالم رو خراب میکرد

      استاد شمادرعرض یک ماه بخاطر مراسم عقدتان برای اینکه خوشتیب وخوش اصتیل باشین باگرفتن رژیم سخت دوازده کیلوگرم کاهش وزن داشتید

      ومن هم برای اینکه فرزنددومم روبدنیابیارم درعرض سه ماه باسختی تمام بانخوردن.ورزش.وطناب زدن پانزده کیلوگرم کاهش وزن داشتم

      جالب اینجاست که من زیاد چاق نبودم امادوتاکه سقط داشتم به من گفتن که باید کمی وزنم روپایین بیاورم 

      ومن بالاغرکردن خودم تونستم بارداربشم بخاطراینکه همیشه درحال

      رژیم گرفتن بودم ویارسختی داشتم

      چون ویتامینهای بدنم خیلی کم شده بود

      ومن دراون 9ماه باسرم آمپول میموندم وحتی نتونستم یک بشقاب

      پر غذا بخوریم ودرحامله گیم بخاطرغذانخوردن وزنم کم شده بود

      امابعداززایمانم اون مقداروزن روکه در سه ماه کم کرده بودم درعرض چند ماه برگشت ودرعرض چندسال به صدوده کیلوگرم رسیدم

      ومن همیشه درتلاش بودم که خودم رو

      لاغرکنم وهرجااسمی از رژیم می اومد 

      زودگوشام تیز می‌شد که ببینم چکارباید بکنم تالاغربشم وهمیشه تلاشهام بی نتیچه بودومن هرروزچاقتروافسرده ترمیشدم

      وقتی کمی لاغرمیشدم حالم خوب بودو وقتی فکرمیکردم که این لاغری 

      نمیمونه حالم بدمیشدوزودترازاونی که فکرمیکردم چاق میشدم

      بقول استادچاقی بالذت بود بدون اینکه متوجه بشیم هرروزوهرماه آرام 

      آرام وباآرامش وآسایش وزنمان بالامیرفت

      اما وقتی می‌خواستیم خودمان رولاغرکنیم چنان رنج و سختی بهمون

      رومیاوردانگارمیخواستیم کوه جابجاکنیم

      وقتی بهم میگفتن که سی یا چهل کیلوگرم اضافه وزن داری وباید درفلان مدت این وزن رو کم کنی احساس بدی پیدامیکردم

      اما به لطف خداوند مهربان اززمانی که من دراین مسیرزیباقرارگرفتم وبه این مسیر هدایت شدم احساسم عالی شد

      وباخودم فکرکردم که بهترین زیباترین روشی است که باید باشد 

      ومن در این مسیریاد گرفتم که لذت چاقی را به لذت لاغری تبدیل کنم

      ورنج لاغری روبه رنج چاقی تبدیل کنم

      لذت لاغری یعنی اینکه مابخواهیم  دانه گندم رادرخاک گلدان بکاریم.

      وبراش خاک مناسب تهیه کنیم وجای مناسب وباآب دادن به اندازه وبارسیدگی کردن درست سرازخاک دربیاوردوبه خوشه صدتایی گندم تبدیل بشه ورشد عالی داشته باشه

      مثل ماهاکه بارسیدگی به خودمان با خوردن مواد غذای به اندازه وعوض کردن فرمولهای ذهنمان می‌توانیم به 

      لاغرشدنمان کمک کنیم و ذهنمان ازچیزی که لذت ببره اون روخیلی راحت میپزیرد 

      وحالامیخواهیم لذت لاغری را به ذهنمان بدهیم تاذهنمان لاغری رابه جسممان تبدیل کند

      ومابایددرمسیرلاغری باذهن همیشه توجه مان رابه تغییر خودمان باشه نه به مقصدمان.هرچقدرادامه دهیم بازلذتی که ازاین مسیرخواهیم داشت برایمان زیباست

      من لاغری رامانندان دانه گندم درذهنم کاشته ام وبارسیدگی وبافرمولهای صحیح ذهنی که دارم ورشد کردنش رومیبینم.

      ومادراین مسیرلاغری دهنی درک کردیم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یاوزن ایدال نیست بلکه اون فاصله ای است ازنقطه شروع درخوداحساس کردیم.

      وقتی احساس میکنم که تغییرات عالی داشته ام وخودم روباروزهای اول مقایسه میکنم که چقدر تغییرکرده ام  مانندغذاخوردنم که اولها خیلی پرخوری میکردم وباتغییر ریزه خواری که داشتم وهمیشه دنبال غذا بودم وهرچی پیدا می‌کردم میخوردم وحتی ناخنک زدن که هرچی روی گاز

      میپختم بایدحتمآ ازاونهامیخوردم ازبین رفتن ومیبینم که تغییرات عالی داشتم واین موفقیت برایم بهترینه پس من دراین مسیری به موفقیت رسیدم وبازادامه میدم

      ومن بودم دراین مسیردیگرنگران لاغرشدنم نیستم ومیدانم که ماننداون زمان که متوجه چاق شدنم نمیشدم وبه آرامی ویواش یواش چاق میشدم حالاهم باآرامش درونی ویواش یواش وبدون اینکه بفهمم لاغرمیشوم پس دراین هم موفق بودم

      وهیچ ترسی از خوردن ندارم وزیاد هم نمیخورم واون اندازه که بدنم نیاز داره میخورم وخیلی خوشحالم که میتوانم ازخوردن هرچیزی لذت ببرم 

      من دراین هم موفق بودم.

      من تغییری که درخودم ازنقطه شروع داسته ام مقایسه میکنم میبینم که چقدر دراین مسیر لاغری باذهن موفق بودم

      ومن دراین مسیر توجه ام به تغییراتی است که کرده ام نه اینکه فکرکنم که کی به مقصد میرسم ولذت بردن ازاین مسیربرایمان زیباست

      وماهمینطورکه ازمسیرلذت میبریم درحال تغییرات خود هستیم .متوجه خواهیم شدکه ازنقطه پایان گذشته ایم

      وقتی به این طریق ازلاغرشدن لذت میبریم .نه اینکه که ازمقایسه شرائط  خودباانچه که باید باشیم یادوست داشته باشیم.

      ما فقط باید بیاموزیم وبایدتکرارکنیم وبه اموزشهایمان عمل کنیم

      و گام به گام راهمان ومسیرمان راسپری کنیم

      قانون رهای یعنی رهاکردن آنچه که ماراباقوانیین آفرینش ناهمسو میکند

      چیزهای که به ما احساس ناتوانی میدهد باید انها رارهاکنیم

      من تمام توجه ام را روی آموزشها وآموخته هامیگذارم که یکی از انهاتغییراست

      ماهروقت که گرفتارمقایسه باشیم میدانیم که ذهنمان لذت بردن را کنار گذاشته وفرمولهای قبلی راتکرارمیکنیم که بجای لذت بردن درحال مقایسه هستیم.

      وحالابازتکرارمیکنم وخودم هم این کار روانجام میدهم لاغرشدن رارهاکنیدتالاغرشوید

      یادگیری یک پرسه ذهنی است ولاغری هم پرسه جسمی است  پپس بایدلاغرشدن که یک پرسه جسمی است رورهاکنیم وبه یاد گیری وتکرارفرمولهای صحیح لاغریبپردازیم 

      تابه لاغری دائمی برسیم به امید اون روز باشکوه وشگفت انگیز

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/26 11:41
      مدت عضویت: 492 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 423 کلمه

      با سلام

      لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید

      من درحقیقت به لاغر شدن وابسته شده بودم . اینکه در طول روز مرتب فکرم اینه چقدر لاغر بشم خوبه . کی لاغر میشم . خودمو تو آینه چک میکنم . خودمو وزن میکنم . مواظب غذا خوردنم هستم که کم خوردم . زیاد خوردم .

      استرس داشتم که اگه این روش جواب نده . مرتب سایزمو چک کنم . اینکه  لحظات زیبای زندگی تمام هم وغمم لاغری باشه و بس.  و شادی رو گره زدم به لاغری . 

      و این باعث شد که من شدیدا فوکس کنم به لاغری و وابسته شم و عجله داشته باشم برای لاغری . 

      عجله هم باعث میشد هرسری خودمو با وزن ایده آلم مقایسه کنم که چقدر باقی مونده تا مانکن بشم . وچون این مسیر صبر و حوصله و استمرار میخواد یه جاهایی خسته بشم . دلسرد بشم و اشتیاقم کم بشه .

      من یادم میاد که چند سال پیش که همراه خانواده ام از اصفهان میخواستیم بریم شیراز . دو تا مسیر بود برای رفتن یه مسیر از سمت شهر و یه مسیر از کمربندی .

      ما برای اینکه زودتر بریم و ترافیک نباشه تصمیم گرفتیم از کمربندی بریم . و همینطور که میرفتیم هرسری لب جاده تابلو رانندگی بود مثلا ۱۰۰۰ کیلومتر تا شیراز و یه کم میرفتیم ۸۵۰ تا . و یه کم دیگه ۸۳۰ تا و…. تا کم کم شد ۵۰ تا و.. 

       من یادم میاد من هر سری این تابلو رو میدیدم و مسافتها رو میخوندم تا برسیم و انگار این مسیر برام یک روز راه بود و انگار تمومی نداشت و آخرش پشیمون شدیم که چرا از مسیر شهر نرفتیم که لااقل یه آبادی باشه و از مسیر لذت ببریم.

       ما همش تو مسیر چشممان به تابلو بود که چقدر مونده و چون از مسیر لذت نمیبردیم باعث شد هممون احساسمان بد بشه وخسته بشیم .😔

      مسیر لاغری با ذهن هم رو پیش خودم اینجوری فرض میکنم که اگه طی مسیر فقط به فکر نتیجه  وزمانش باشم چون از مسیر لذت نمیبرم مسلما لیز میخورم و نمیتونم ادامه بدم . 

      من چند سال با جسمم می خاستم لاغربشم و نتونستم این بار میخام با ذهنم پیش برم تا به مقصد برسم و میخام از مسیرم لذت ببرم و کاری به نتیجه نداشته باشم و هرسری خودمو با سری قبل خودمو مقایسه کنم که چقدر به جلو حرکت کردم و چقدر از استرس هام و نگرانیهام و رفتارها و باورهای  عوض شده و کم کم نتیجه دلخواه هم خودش از راه میرسه و نیاز نیست من روش زوم کنم .🙂

      به قول شاعر .  گر صبر کنی زه غوره حلوا سازی .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/22 17:38
      مدت عضویت: 107 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام به همه ی عزیزان

      خداوند رو سپاسگزارم که در مسیر لاغری با ذهن هستم چرا که این مسیر رویای متناسب شدن و ماندن را برایم محقق میسازد.

       

      من از این فایل یاد گرفتم که نباید عجله کنم و با آرامش گام هارو یکی پس از دیگری ادامه بدم و از اینکه در این مسیر هستم سپاسگزار باشم…

      من الان حدودا ۲ هفته ست که این مسیر رو به طور جدی شروع کردم و در طول این دو هفته بسیار از نتایج حاصل شده راضی هستم

      البته منظور من از نتایج لاغر شدن نیست

      منظور من تلاش برای عمل کردن به فرمول های لاغری است.

      خداوند را شاکرم که دیگر بر سر سفره ی غذا حرص و ولع ندارم و غذایم را با آرامش میخورم و به محض سیر شدن دست از خوردن غذا میکشم…

      قبلا اصلا به این گونه رفتار نمیکردم و حس میکردم تا جاییکه غذا تمام نشده باید بخورم

      با این کار به بدنم و به تناسب اندامم ضربه ی جدی وارد شد و حالا که متوجه اشتباه خودم شده ام در حال تمرین برای یادگیری هنر لاغر شدن هستم.

      باید تمام تلاشم را بکنم که وقتی گرسنه شدم بخورم و به محض اینکه سیر شدم به خوردن ادامه ندهم

      باید تمام تلاشم را بکنم که غذایم را آرام آرام بخورم و از خوردن تک تک لقمه ها لذت ببرم.

      باید بفهمم که جسم و بدن زیبای من با رفتار های اشتباه از متناسب شدن محروم میماند و حسرت پوشیدن لباس های زیبا در اوج جوانی در دلم میماند

      من عاشق خودم هستم و این گونه تلاش میکنم تا هر روز به بهترین خودم نزدیک و نزدیک تر شوم

      با تشکر از صحبت های گرانقدر استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/09 21:33
      مدت عضویت: 570 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 491 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی 🌹فرق کسانی که اضافه وزن دارند با افراد متناسب در نوع رفتاری هست که انجام می دهند عید امسال دوتا دوست برای اولین بار شروع به نشوندن  بذر در گلدان کردن  دوست اولی خیلی اصولی کار کرد به  اندازه کافی آب و نور و مواد مغذی به گلدونش داد بعد یه مدت خیلی سریع بذرش رشد کرد و هرروز داره بزرگ تر میشه و با همین سبک پیش بره بدون هیچ مشکلی به ثمر دهی میرسه وبدون هیچ سختی و خیلی راحت زندگیش میکنه اما دوست دومی یکم سهل انگاری کرد و درست به بذرش نرسید و متاسفانه  به بذرش  هرروز  آب زیادی میداد بعد از یه مدتی  هیچ علائمی از سر درآوردن بذر از خاک گلدانش ندید همین طوری منتظر موند که بذرش رشد کنه و جووونه بزنه اما چیزی که دید این بود که  این سبک آبیاریش باعث شد  آب  در گلدانش بمونه و به لجن زار تبدیل بشن و باعث له شدن و نابودی بذر بشوندو هیچ اثری از بذرش نباشه🌹آره رفتار خیلی خیلی  مهمه 🌹سرنوشت این دوتا بذر هم مثل زندگی افراد متناسب و ما هست ۰ ما هم تا قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری زندگیمون دقیقا مثل بذر دوم داشت طی میشد .ما هم هرروز داشتیم آب زیادی به بذر وجودیمون میدادیم اصلا تصمیم گیرنده برای خوردن ما نبودیم این مواد خوراکی بودند که برای ما تصمیم میگرفتن خب چون یک نفر هستم پس یک پاکت چیپس و پفک و یه بطری نوشابه و  یه پیتزاو یک نفره باید بخورم اصلا به این فکر نمیکردیم که نیاز بدنی ما چی هست و بدن ما به چه موادمغذی  نیاز داره که اصولی به خودمون برسیم و به اندازه نیازمون از خوراکی ها استفاده کنیم تا مثل همون بذر اول که نشانگر افراد متناسب هست راحت و آسوده زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم  طبق یک سری باورهای اشتباه ذهنی که داشتیم هر روز اوضاع جسمی و به تبع جسم، روح و روانمون  هم داغوون کردیم طوری که یقین پیدا کردیم که دیگه سرنوشت نهایی ما چاق بودن هست و دیگه لاغر نمیشویم در حقیقت چون رفتار غذایی ما اشتباه بود و زیاده روی کردیم در خوردن بالاخره جسم ما هم یک سری اصول و قوانین برای خودش داره وبه رفتار اشتباه غذایی ما واکنش نشون داد و باعث اضافه وزن ما شد. وقتی که اضافه وزنمون ما رو از خیلی چیزها مثل خوردن غذاهای لذیذ و رفتن به مهمونی ها و دورهمی ها و پوشیدن لباس های خوشکل و …محروم کرد به خودمون اومدیم و به جسم بیچاره ای که واسه خودمون ساختیم فشار آوردیم با نخوردن غذا که لاغر بشیم بعدشم که لاغر نشدیم خودمون رو ضعیف دونستیم که ما ناتوانیم و نمیتونیم لاغر بشیم  غافل از اینکه ما بسیار توانمندیم و راه رو اشتباه رفتیم بلکه  ذهن ما باید اول از فرمول های اشتباه چاقی پاک بشه بعد جسم مون ۰خدا رو شکر که روش صحیح رو یاد گرفتیم و به سمت لاغری حرکت کرده ایم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/10 20:47
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام دوست عزیز
        چقدر از خوندن نوشته شما لذت بردم
        چه مثال قشنگی زدید
        رسیدگی زیاد به چاقی نه تنها ما رو لاغر نکرد بلکه باعث نابودی شخصیت، احساس، اعتماد به نفس و سلامتی ما شد
        خدا رو شکر به همراه دوستان عالی در این مسیر هستم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/04/01 18:48
      مدت عضویت: 194 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 799 کلمه

      سلام . شقایقم ☺️

      برداشت من از گام ۹

      من از روزی که بدنیا اومدم توپولی بودم ☺️و تا سن مدرسه زیاد درگیرش نبودم ، اما وقتی به مدرسه رفتم و در اونجا ، هم سن و سالا مو دیدم که از من لاغرتر بودن تازه فهمیدم چاقی یعنی چی .شاید کلاس دوم یا سوم ابتدایی بودم از همون موقع ها نارضایتی من از اندامم شروع شد . وقتی زنگای تفریح نمی تونستم خوب بدو م . یا اگر احیانا به یکی برخورد میکردم یا بحثم میشد اولین جمله ای که می شنیدم این بود

      برو  چاقالو 😁😁

      البته الان میخندم اما اون وقتا واقعا عصبانی میشدم و شاید هم گریه میکردم و وقتی این مسئله رو به مادرم میگفتم ، می گفت  بگو نون بابای خودمو میخورم . نون شما رو که  نمیخوردم و همین کلام مادرم چه باور اشتباهی رو از همان سنین بچگی در ذهن من تزریق کرد نان چاق میکند . ❌❌ان هم نانی که من  میخورم . اما یکی نبود که بگوید اخه نون که نونه پس چرا مرا چاق میکند و روی اکثریت همان دختران هیچ چاق کنندگی ندارد. خب بگذربم

      برگردیم سر بحث خودمون ، لاغری را رها کنیید تا لاغر شوید

      شاید اولش فکر ما کمی درگیر بشه که چگونه میشه  لاغری را رها کرد و لاغر شد🤔🤔 مگر می شود همان اشتباهی که من سه سال پیش وقتی وارد این مسیر شدم و حتی کاهش خوبی هم داشتمو اما باز همان رها نکردن مرا در استپ و لیز خوردن قرار داد اما حتی ان موقع هم نمیدانستم که منظور از رهایی لاغری یعنی رها کردن رفتارهایی که ما تا اکنون برای لاغر شدن یاد گرفتیممثل روی ترازو رفتن ، چک کردن مدام خودمون در ایینه یا در  عکس یا سایز کردن لباسها  ، توجه داشتن به خوردنها ، و نوع غذایی که میخوریم . عجله داشتن در لاغر شدن یا زمان دادن مثلا تا فلان تاریخ ، یا مقایسه کردن خودمون با دیگران که دلیل اصلی لیز خوردن من و رسیدن به استپ بود ان زمان نمی دانستم که باید کاملا توجه ام را از روی جسم بردارم و فقط حواسم به ریشه ها در ذهنم باشد

      آن زمان نمیدانستم که هر چقدر سر شاخه ها را هرس کنیم و ریشه و خاک خراب باشه باز برگهای زرد نصیبم میشود .

      و الان به لطف خدای مهربان و استاد عزیز با گوش دادن همین گام ها چه اطلاعات صحیح لاغری  در ذهنم ذخیره کردم .

      من نمیدانستم که باید خودم را با خودم مقایسه کنم . مخصوصا در گروهی که بودیم وقتی کسی می آمد و میگفت من امروز اشتها نداشتم یا مثلا شلوار گرفتم سایز فلان من توجه م میرفت روی خودم پس چرا من اشتهام کم نشده . ❌پس چرا من هنوز نمی تونم فلان شلوار و که تنگم بود بپوشم ❌

      نمیدانستم و درک نکرده بودم  اینها همه رفتار است که نشات گرفته از ذهن چاق من بوده و چون هنوز فرمولای قبل درونش کار میکنه طبیعتا باید رفتارت هم همانگونه باشه

      درک نکرده بودم که لاغری با ذهن یعنی تمرکزت روی فرمولای ذهنیت باشد نه رفتارت . باید ذهنت را از  فرمولای چرب و چیلی چاقی پاک کنی نه نوع غذایت

      یک عمر لاغری با جسم را تجربه کردیم و نتیجه شد همین جسم پس قطعا در این روش باید تمام تمرکز ما روی تغییر ماهیت ذهن از چاق به لاغر باشه

      آن هم با تغییر فرمولها که طبیعتا اگر این مهم اتفاق بیفته رفتار هم خودبخود تغییر پیدا میکنه .

      پس من باز به خودم یادآور میشوم چون ما هزاران بار رژیم گرفتیم و یک عمر به ما دیکته کردن که لاغری شما فقط از این راه  رفتاری هست هنوز هم گهگاهی توجه ما به آن سمت کشیده میشه ❌

      اما خدا رو شکر که اینبارچون در حال  اموزش صحیح هستم میدانم که هر وقت توجه من داره میره سمت جسم بدانم که راهم غلطه و باید سریع توجه م رو  بردارم و به سراغ فایلا و داده های صحیح لاغری میروم و جوانه ام را آبیاری میکنم و رسیدگی اش میکنم

      و نکته ی اخر : توجه من دائما به روی خودم و عملکرد خودم هست چون نتیجه اصلا برایم مهم نیست .

      چون ایمان دارم وقتی طرف اول معادله صحیح باشد صد در صد طرف دوم خودبخود درست میشود خودم را با یکی ، دو ماه  پیش که تازه گام ها را شروع کردم مقایسه میکنم و می بینم کلی باورای صحیح لاغری اموختم . ترسم از خوردن خیلی  کم شده .  به ذهنم که توانایی لاغر کردن مرا هم دارد  ایمان پیدا کرده ام . و از همه مهمتر عجله را کنار گذاشته ام و امروز با این فایل به این نکته پی بردم که خودم را با نقطه ی شروع خودم مقایسه کنم تا همیشه شاکر و قدردان و شاد و سر شار از انرژی باشم ممنون استاد ممنون ای ذهن خوب من که در حال لاغر شدن هستی

      برای من دیگر لاغری یک رویا نیست چون بوی  آن را همین الان هم استنشاق میکنم . از آن روزی که در مسیر زیبایش قرار گرفتمو خودم را لایقش دانستم

      خدایا شکرت💚💚💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/31 19:48
      مدت عضویت: 441 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,076 کلمه

      سلام گام نهم در مسیرلاغری من

      خیلی لذت بردم استاد از این فایل خیلی به دلم چسپید و وقتی حرف میزدید انگار داشتید اشتباهات من میگفتید و من دقیقا همیشه این کار کردم و راه حل تمام مشکلاتم امروز فهمیدم و اگاه شدم چرا شکست میخوردم و فهمیدم باید چکار کنم که با احساس عالی بگذرونم دوره و موفق بشم در هر کاری 

       

      اولا که چاقی احساس نکردم تا زمانی که حرف دیگران نگاه توجهه دیگران برام مهم شد و از اون زمان چاقی در خودم احساس کردم و دیگه متنفر شدم از چاقی اندام خودم و دانبال راه حل واسه رفع چاقی همیشه اون مقدار اضافه وزنم مد نظرم بود مثلا من  ۱۰ کیلو اضافه وزن دارم و از زمان شروع هدفم از بین بردن این ۱۰کیلو بود و لاغری در از بین بردن این ۱۰کیلو میدیدم و 

      همیشه از زمان شروع خودم مقایسه میکردم با نقطه پایان و یه مدت دوام میاوردم و مشکلات چاقی حرف دیگران بودن چاقی بهم فشار میاورد و رها میکردم 

      کلا واسه رسیدن به هرچیزی خودم اول مقایسه میکردم با نقطه پایان و چون اون شرایط هنوز داشت بهم فشار مباورد خودم ناتوان میدیدم و رها میکردم اون هدف رو و میگفتم من توانایی ندارم ، من کجا این خواسته کجا،این سرنوشت منه ،خاک توسرم نگاه دختر فلانی نصف سن تو است همچی داره ولی هنوز تو حتی نمیتونی چندکیلو کم کنی ،……

       

      واسه رسیدن به هرچیزی اول اومدم خودم مقایسه کردم با اون شرایطی که الان ندارم و همیشه شکست خوردم در هر جنبه ای 

      مثال هایی از واقعیت زندگی خودم:

      👇

      ۱_همیشه دوست داشتم ازدواج کنم ولی یه باورها اشتباهی داشتم راجب ازدواج کردن و باورم شده بود من حقم ازدواج نکنم چون بهم گفتن طلسم هستی چون بابام کارگر هست مریضی صرع داره،چون من چاق هستم و زشت هستم توانایی هیچ کاری ندارم ،چون من کارمند نیستم درامدی ندارم ،چون دندان خرگوشی هستم و حتی تو مراسمات خواستگاریم هم میترسیدم بخندم حرف بزنم و میگفتم ببینه دندونهامو پشیمون میشن 😀، این خواستگاری هم مث بقیه کنسل میشه چون من طلسمم و ترس بدی داشتم و از اول برام انگار ثابت بود که نمیشه چون تصویر ذهنی من از ازدواج این بود من ازدواج نمیکنم چون این مشکلات دارم و هنوزم مجردم وچندین بار خواستم با قدرت ذهن مشکلم حل کنم ولی چون همیشه خودم مقایسه کردم با نقطه پایان شکست خوردم و همش موفقعیت تو ازدواج میدیدم و یه مدت طبق تعریف قانون جذب حسم خوب میکردم و با احساس خوب به ازدواج نگاه میکردم ولی چون دانبال نتیجه بودم و هنوز حرف حدیث دیگران که خواستگار نداری ،طلسمی،ومیدیدم دیگران چه راحت ازدواج میکنن ولی من هرکاری میکنم نمیشه و نگاه ها ترهم امیز دیگران هست و حرف حدیثها دلسرد میشدم ادامه نمیدادم شکست میخوردم 

       

      ۲_در مورد ثروتمند شدن همین جور تصمیم میگرفتم پولدار بشم ولی همش نگاه موجودی کیفم کارتم نگاه میکردم میگفتم من که کار ندارم پس چطور ثروتمند بشم من نمیتونم و بعد میدیدم کلیپ انگیزشی استاتید میگفتن فقط باید احساست خوب کنی منم میومدم میگفتم من پولدار ترینم من اینده درخشانی دارم همه چی عالی میشه اهنگ شاد میذاشتم میرقصیدم  و شروع میکردم به خوردن به خیال خودم دارم احساسم خوب میکنم و همش فکرم این بود پس که میاد شرایطی که میخوام چطور میشه یعنی میشه و هی در ذهنم خودم مقایسه میکردم و کم کم بعد مدتی دلسرد میشدم رها میکردم 

       

       

      ۳_ برای لاغرشدن در همه روش ها حتی روش ذهنی هم همیشه این اشتباه تکرار میکردم و میومدم خودم مقایسه میکردم شروع میکردم برای لاغرشدن امروز فایل گوش دادن شروع میکردم و خیلی شور اشتیاق داشتم برای رسیدن به وزن ایده ال و یه مدت با هیجان یکماه پیش میرفتم و تغییرات احساس رفتار اوایل من خوشحال میکرد ولی هرچه روز ها میگذشت من دانبال لاغری بودم و اندامم مقایسه میکردم با افراد متناسب یا شگفتی ساز و خلاصه هی در ذهنم خودم مقایسه میکردم با افراد لاغر و هی در ذهنم درگیری بود که چرا دیگه لاغر نشدم و سرد میشدم و رها میکردم و همیشه در این مسیر لیز خوردم و الان فهمیدم تنها دلیل مهمترین دلیلش همین مقایسه کردن نقطه شروع و نقطه پایان بوده 

       

      الان فهمیدم که برای رسیدن به هرچیزی نباید خودم مقایسه کنم با نقطه پایان یا همان هدف بلکه تغییراتم از نطقه شروع تا الان بررسی کنم با انگیزه بیشتر ادامه بدم  

      👇😊☺😍

       

      هدف از تاریخ امروز ۳/۳۱از سپری کردن دوره مسیر لاغری من لذت بردن تجربه احساس خوب است 

      و مقایسه کردن اون چیزی که زمان شروع بودم و این چیزی که الان هستم تغییراتم نسبت به قبلا مقایسه میکنم واسه انرژی گرفتن ادامه دادن است و ادامه بدم 

       

      من شاه کلید حل مشکلاتم پیدا کردم باید دست از مقایسه شرایط الانم با شرایطی که هدفم است دست بردارم و هدفم تجربه حال بهتر باشه 

       

      استاد جان شما من از جهل نادانی و گردابی که سالها در ان گرفتار بودم نجاتم دادید و همیشه من این اشتباه داشتم در رسیدن به هرهدفی میومدم خودم مقایسه میکردم و داشتم احساسم بد میکردم و ناخواسته خودمو ای هدفم دور میکردم و خودم زندگی شرایط برای خودم سخت تر میکردم 

       

       

      استاد هرچقدر از شما تشکر کنم کم است اگه تا اخر عمرم هم دعاتون کنم هم باز کم است استاد من میخوام با موفق شدنم از زحمات شما تشکر کنم و الان یه نور امیدی تو دلم روشن شده که اگه این اشتباه بزاری کنار موفق میشی شگفت زده میشی من میخوام با شگفت ساز شدنم با الگو شدنم از حرفها شما که باید طلاه گرفت تشکر کنم استاد جان بینهایت از شما ممنونم خیلی دوست دارم استاد جان شما یک فرشته هستید احساس میکنم اینکه من امروز تونستم این فایل ببینم و بفهمم درک کنم سوپرایز از طرف خداوند بوده که زندگی من دگرگون کنه استاد اینقدر خوشحالم که فهمیدم مشکل من از کجا بوده دوستدارم داد بزنم و دلم میخواد صدبار گوشش بدم خیلی لذت بردم از فایل امروز احساسم عالی شده احساس ازادی میکنم دلم خیلی خوشه انگار به همچی رسیدم استاد نمیتونم توصیف کنم که چه کمک بزرگی بهم کردید ☺😍😊😌😊😍☺☺😉😍☺😉😍استاد شما فرشته ای از طرف خداوند هستید واسه هدایت افرادی مث من واسه تجربه احساس عالی واسه تجربه نعمت ها الهی واسه رسیدن به هرچیزی تا اخر عمرم مدیون شما هستم ارامشی الان دارم هیچوقت نداشتم احساس قدرت ازادی دارم 

      این فایل ارزشش بیشتر از هرچیزی است باید محصول باشه نه فایل رایگان خیلی ارزش داره خیلی من مطمعنم همین فایل امروز نقطه شروع تغییرات من است مطمعنم با درک همین فایل عمل کردن جذبها عالی کسب میکنم دلم روشنه که اتفاقات عالی از رگ گردن بهم نزدیک تره 😊☺😉😍

       

      دوستان هم مسیرم شاد موفق پیروز باشید 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/01 23:47
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه احساس بهتری دارید خیلی خوشحالم و از لطف و محبت شما سپاسگزارم
        مطمئن باشید وقتی اینجا هستید و این حرف ها را می شنوید به این معنی است که موقع تغییر کردن است
        خواسته های شما برای رسیدن به دست شما نیاز به تغییر کردن شما دارند
        بنابراین این نقطه شروع تغییر زندگی است
        با اشتیاق و احساس عالی ادامه بدید
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/04/02 00:05
          مدت عضویت: 441 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 95 کلمه

          سلام استاد عزیزم 

          ممنونم که وقت گذاشتید خیلی روحیه گرفتم از حرفها شما ادامه میدهم 

          برای تغییر کردن هیچ راهی جز تغییر خودم از نظر باورها ذهنی ندارم 

          تمام راه ها رفتم چیزی جز شکست نبود 

          این بار یا میمیرم یا تغییر میکنم دیگه زندگی به این شرایطـ نمیخوام این شرایط ساخته ذهن من بوده با باورهایی که خودم به ذهنم سپردم الانم مسولیت شرایط الانم قبول میکنم میدونم مقصر همه شرایط خودمم 

          ولی باید برای زندگی جدید اول خودم باورهام طرز فکرم نگرشم تغییر کنه بعد شرایط بیرونی دقیقا مث همین مسیر که اول ذهنت متناسب میشه بعد جسمت

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/31 18:45
      مدت عضویت: 107 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,330 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان عزیز و همسیرم 😊🤗 

      همه ی ماانسانها در تمام طول عمرمون آرزوها و خواست‌های ریز و درشتی داشتیم و داریم ، آرزوهای ک احساس میکنیم واقعا نیاز داریم بهش برسیم ، مثل (خونه ، ماشین ، بچه ، شغل ،) فرقی هم نمیکنه پولدار باشیم یا درآمد مالی آنچنانی هم نداشته باشیم ،فک نمیکنم یعنی مطمینم ک نمیشه افرادی رو پیدا کرد ک نخاد مرفه و بدون درد باشه ،

      گاهی این خواسته های ما در واقع آرزوهامون همراه شده با حسرت ، بااندوه , گاهی هم انقدر اون آرزو رو برای خودمون دست نیافتنی کردیم و انقدر باافکار و باورهاموم ازش فاصله گرفتیم ک بیشتر وقتا دیگ نخواستیم راجبه رسیدن بهش فکرکنیم ….

      اما ی سری آرزو های ما هستند ک همیشه رو مخ آدمن☺️🤭 باید هر طوری شده برسیم بهش بخاطر همین خیلی بهش توجه میکنیم هر چی توجه ما ببشترو بیشتر میشه فاصله ماهم بااون ببشتروباز بیشتر میشه چرا بخاطر افکار و فرمول‌های ک خودمون برای رسیدن ب اون خواسته در ذهن مون ایجاد کردیم ..

      مثلا آرزوی یک خونه حتی یک خوابه آرزوی خیلی از آدمهاست اما بخاطر افکاری مثل :نبابا منو خونه دار شدن ، پولش از کجا بیارم ، یعنی برم توی قَرض و بدهی ، یا خونه نو کابینت میخاد پکیچ سرد و گرم میخاد و هزارانننن هزار افکارهای این مدلی .از طرفی خواسته ی ماهست و بهش توجه میکنیم ، از طرفه دیگ بخاطر باورها و افکارهای غلط و اشتباهمون هروزی ک میگذره از رسیدن بهش دورو دورتر میشیم …

      لاغر شدن هم مثل خواسته  و آرزوی خانه و ماشین و بچه و شغل و تحصیل داشتن است …

      ما همیشه در تمام سالهایی ک بدنبال لاغر شدن و متناسب موندن میدوییدم ،خودمون رو ب آب و آتیش میزدیم برای ماهی فقط چند کیلو کم کردن همه ی دردو سختی هاشو بجون میخریدیم اما بازم بخاطر افکار و باورهای اشتباه و غلط ما ک بااستفاده از ی سری  دیدها و شنیدها خودِ خودمون در ذهنمون ایجاد کرده بودیم نمیتونستیم بهش دست پیدا کنیم ،و همیشه رسیدن بهش برامون سخت بوده و دشوار.

      رژیم میگرفتیم ورزش و پیاده روی انجام میدادیم و کیلو مترها تو گرما ،سرما راه میرفتیم اما آخره هر تلاشی ک انجام میدادیم باور نداشتیم با جمله های مثل این همه راه رفتیم ،عذاب کشیدیم ،خیس عرق شدم ،پاهام تاول زد ولی دریغ از گرمی کم کردن😤😞😰  همه ی اون تلاش و کوششمون ب فنا میرفت😑😐 

      این خواست‌های ما از نوع توجه کردنای ما نسبت بهشون بوده ،،ازون خواستهایی که من اسمشو گذاشتم تو مُخی 😑ک هر چی بیشتر و سختر تلاش میکردم ب دستش بیارم هی  از  دستم  سُر میخورد  ومیرفت و بازم ازم دورتر میشد (البته ک ب دوراز الان) البته بازم جای نگرانی برای جمله ی داخل پرانتزم نیست چونک  اونموقع  افکار و باورهای مااشتباه و غلط بوده و حالا ما در حال آموزش و یادگیری تغییر ذهنیتمون هستیم  نه تنها در بحث چاق و لاغر شدن بلک در تمام جنبهای زندگی ،🤗🤗 

      قبل ازینک برسم ب موضوع اصلی میخام ی مثال دیگ از یه سری دیگ از آرزوهامون بزنم ک راحتر برای خودم شایدم برای شما مخاطبی که داری این متن و دیدگاه و میخونی درک و تحیلیلش و باور پذیریش لذتبخش تر و آسانترو راحتر باشه و بهتر بپذیریم ک اگ خواسته ای رو رها کنیم راحتر بشه بدستش اورد،

      گاهی زمانهایی شده ک ماداشتیم از خیابون رد میشدیم و از پشت ویترین یک مغازه از لباسی ،کیفی ،مانتویی ، شالی ،  و یا شی خوشمون اومده ،یا حتی ممکنه اسباب و اثانیه منزل ،یا گُل و گیاه وووو… ولی اون لحظه برامون خریدش مقدور نبوده ،ممکنه ک هیچ وقتم داشتنش برامون وجود نداشته ک اون شی یا وسیله یا لباس رو داشته باشیم 

      ولی با دیدنش یاباحسرت ،یا گفتیم بالاخره مال من میشی🙏😉 ,خلاصه با دیدن و واکنشمون نسبت بهش رفتیم و رهاش کردیمم ، اما بعداز مدتی اون خواسته یابهتر بگم آرزوی ما اون لباس یاشی ک اونروز تواون خیابون پشت ویترین فلان مغاره الان دستمون هست 😍 😍

      لاغر شدن هم همینطوره باید رهاش کنیم ب حال خودش .لازم نیست ما کاره خاص و تلاشی سخت و طاقت فرسایی رو انجام بدیم .فقط کافیه این خواسته و آرزوی لاغر شدنمون رو ب حال خودش رها کنیم و ما فقط روی تغیبر ذهنیتمون کار کنیم و بس ،،اگر ک ما فقط ده درصد روی ذهنمون ,افکار و باورهامون کار کنیم و رفتار ما تغییر کنه ما چ بخایم چ نخایم لاغر میشیم ،انقدرروی لاغرشدنمون مانور ندیم اگرچه ک مهمه قطعا مهمه و رد خور نداره آرزوی سالهای طولانی  عمر ماست  اما من بخودم میگم اگ هی بهش توجه کنم و تمام ذهن و زندگیمو بزارم فقط برای لاغرشدن از لذت بردن از بقیه زندگیم جا میمونم،تا من بخام لاغر بشم نمیدونم چقدر زمان می‌بره، ۶ماه ، ۹ماه، ۲سال، واقعا نمیدونم،..

      نمیدونم ک باورهای من چقدر ریشه دارهستند و قوی ،چقدر قدیمی هستن محکم ولی اینو میدونم ک درکنار تغیبر ذهنیتم از طریق لاغری باقدرت ذهن باید زندگی هم کنم از همین داشته هایی ک دارم لذت ببرم و شکر گزار باشم ..پر کنار آرامشی ک در مسیر لاغری باقدرت ذهن ب دست اوردم و باادامه دادنم بیشتر و بیشتر میشه 🙏🤗 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      موضوع بعدی :,مااگه از شرایطی ک داریم در هر جنبه از زندگی و ازش راضی باشیم دلیلی نداره ک بخایم تغییرش بدیم ..

      اما اگر شرایطی داشته باشیم مثل نداشتن شغل ، و کار ،درآمد کم ، نداشتن آرامش و سلامتی و نداشتن حالت روحی مناسب ، و همچنین نداشتن تناسب اندام و هیکلی زیبا اونموقع است ک تصمیم ب تغییر کردن میکنیم ، بیشتر افراد جامعه ک دنبال تغیبر کردن هستند ، اما درمسیری اشتباه و غلط ،بعضی ها هم فقط میگن ک میخان  ک  تغییر کنن ولی هنوز اون فردا ،اون شنبه ، اون سرآغاز شروع دوبارشون ک رقم بخوره تغیراتشون ازراه  نرسیده ..

      عده ای کمی هستند ک شجاعت شروع دوباره دارن و جسارت میکنن و میتازن ،در مسیرشون ،تازیدنشون ن ب سرعت اسب 🏇 بلک لاک پشت همیشه موفق ،💪💪👍 

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 

      بنظر من آدمها ۳ دسته اند:افرادی ک هدف دارن و متعهد هستن ب رسیدن ب هدفشون و مدیریت و برنامه ریزی دارن ،

      افرادی دیگ دوست دارن ک هدفی داشته باشند تو زندگیشون و هدفی هم تعیین میکنن اما مسیری ک باید طی کنن برای رسیدن ب اون هدف غلط و اشتباه است چرا ک اگر از نقطه ی زیر صفر شروع کنن و ب نقطه ی صفر برسن ک این خودش ی نوع موفقیت و پیشرفته ک متاسفانه افراد زیادی درجامعه نسبت ب رسیدن ب این نقطه بی تفاوتن و نقطه ی صفر خودشون رو با نقطه ی ۱۰۰ یعنی رسیدن ب اون هدف مقایسه میکنن و دچار شکست و باس و نامیدی میشن ناجایی ک بالاخره رها میکنن واین باور رو در ذهن خودشون ایجاد میکنن ک فردی ناتوان و لی عرضه اند .

      و عده ای دیگر اصلا هدف و انگیزه ای برای ادامه ی زندگی کردن ندارن و فقط صبح و شب ، شب رو ب صبح میگذرونن ،،

      ازین دسته از افراد هم در سایت تناسب فکری و راه و روش لاغری با ذهن هستند .اونایی ک هدف دارن و باور قلبی ک ادامه میدن ، و آنهایی ک هدف ندارند کلن رها میکنن تا ماهها شایدم سالها بعد ک ب اون درک و تحلیل ازین فضا برسن ، و اون عده ک گاهی لیز میخورند بخاطر اینک چاقی همیشه همراهشونه گاهی ذهن منفی باف انقدر نجواهای سریع و پرقدرت داره ک ما قدرت مقابله باهاشو رو نداریم ولی اگر ادامه بدیم با حال خوب و استمرار داشته باشیم خیلی راحت یادمیگیریم ک در مقابل منفی بافهامون بایستیم و شکستش بدیم انشاءالله 🙏💪🤗  

      در مسیر لاغری باقدرت ذهن توجهمون ب هدف نهایی نباشه اگر ک باشه بدونیم ک راهمون رو داریم اشتباه میریم چون اول راه و باعجله کردن شروع کردیم و شک نکنیم ب وسط راه نرسیده دچاره نامیدی و ناراحتی میشیم و در نهایت این ما هستیم ک شکست خوردیم و رها میکنیم خدای نکرده 

      مسیرلاغری با قدرت ذهن مسیری شسته روفته است و پراز حال خوب و احساس عالیه هروزه ،، پس ازش استفاده کنیم ولذت ببریم و دراوج شادی و آرامش درونی ب هدفمون برسیم انشاءالله

      ب امید همه ی دوستان عزیز و همسیرم 🙏🌺  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/29 05:53
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,162 کلمه

      💜💜💜 به بسم الله می خوانم خدا را          ز مشتی خاک آدم ساخت ما را 💜💜💜

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 🌺🌺🌺

      گام نهم : 

      لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید ! 

       

       

      استاد قبل از هر چیزی باید بگم که خیلی حرفاتون درسته و واقعاً تمام صحبتهاتون شدیداً به دلم می شینه 😍😍😍

      من از اواخر سال ۹۶ که با شما و دوره ی خوبتون آشنا شدم با اینکه تمام حرفهاتون رو شدیداً قبول داشتم اما مرتب لیز خوردم هر بار به یک دلیل چون چندین مرتبه من دوره ی بیندیشید و به تناسب اندام برسید رو از اول شروع کردم و هر بار تعهد دادم و به خودم گفتم اینبار تا تهش میرم اما به دلایل مختلف هر بار لیز خوردم 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️ 

       

       

      مهمترین علت لیز خوردن من عجله داشتن بود که در اون زمان چون خیلی روشهای مختلفی از لاغری رو انجام داده بودم و نتیجه نمی گرفتم سریع به خودم می گفتم نه این روش رو من جواب نمیده باید یه کار دیگه بکنم که زودتر جواب بده و به قدری عجله داشتم که مرتب از این شاخه به اون شاخه می پریدم تا اینبار جواب متفاوتی بگیرم اما هر بار جواب مشابه به جوابهای قبلی رو تجربه می کردم و نا امیدانه به دنبال روش دیگر می رفتم تا اینکه واقعاً به طرز معجزه آسایی توسط خدای مهربانم به سمت شما هدایت شدم و با گوش دادن به صحبتهاتون واقعاً جواب خیلی از سوالهامو گرفتم و از همون اول به قدری به حرفاتون باور پیدا کردم که بعد از لیز خوردنها هر بار که خواستم رژیم بگیرم انگار که دارم یک مقاله ی کمدی می خونم در دلم به خودم خندیدم و با تمام وجودم خودم رو مسخره کردم چون حالا دیگه مطمئن بودم که تمام روشهای لاغری به جز روش ذهنی مضحک و خنده دارن !و صد البته بی فایده و بی نتیجه ! 

       

       و اتفاقاً چند بار که قرص لاغری مصرف کردم و یا رژیم گرفتم کوچکترین نتیجه ای نگرفتم و بیشتر حرص خوردم و به خودم گفتم آخه آدم بی عقل تو که می دونی این روشها هیچ کدوم فایده نداره ! مگه آدم عاقل چند بار از یک سوراخ گزیده میشه ؟؟؟ 

       

       

      و بیشتر مطمئن شدم که هیچ روشی جز روش ذهنی فایده نداره ولی فکر می کنم که اطمینان اینبارم فرق داره چون عجله ندارم چون مرتب خودم رو توی آینه زیر ذره بین قرار نمیدم چون مرتب با چشمام شکم و پهلوهام رو سانت نمیزنم و از همه مهمتر هر چند روز یکبار لباسهایی که به تنم تنگ بود رو تن نمی کنم که ببینم چقدر بهم گشاد شده ! شاید خنده دار باشه ولی من یک عمر عادت کرده بودم که هر چند روز یکبار روی ترازو برم و از وقتی که از سال ۹۶ که تعهد گرفتید دیگه روی ترازو نرم من کارهایی کردم بدتر از ترازو ! به خودم گفتم استاد گفتند روی ترازو نریم نگفتند که سایز خودمونم اندازه نگیریم ! 

       

      من که کاری نمی کنم فقط برای اینکه تغییراتم رو متوجه بشم و ذوق بیشتری بکنم لباسهامو می پوشم که ببینم چقدر تغییر کردم و هر بار حس می کردم نه تنها لاغر نشدم بلکه انگار چاقتر هم شدم و ذهن منفی باف شروع می کرد که بفرما دیدی این روش هم روی تو جواب نمیده ؟ دیدی داری دوباره زور الکی می زنی ؟ خیال کردی لاغری با ذهن الکیه ؟ امروز فایل گوش بدی فردا مانکن بشی ؟ چی فکر کردی بیچاره تو حداقل باید دو سال فایل گوش بدی و تمرین بنویسی تازه شاید یه تغییر نا محسوسی بکنی ! و …خلاصه هر بار لیز خوردم چون عوارض چاقی به سراغم اومده بود

       

      ❗ چون من برای لاغر شدن عجله داشتم و از چاقی خسته بودم و دیگه صبرم لبریز شده بود 

      ❗ چون من کمر درد و پا درد داشتم 

      ❗ چون من با نشستن برخاستن مشکل داشتم 

      ❗ چون کبدم چرب شده بود 

      ❗ چون چربی خون گرفته بودم 

      ❗ چون نمازم رو نشسته می خوندم 

      ❗ چون دیگه از پس کارهای ساده ی خودم هم بر نمیومدم 

      ❗ چون تو هر مجلسی شرکت می کردم چاقیم رو به رخم می کشیدن و به خاطر چاقی سرزنش می شدم و …

       

       

      اینکه شرایطمون با چاقیمون گل و بلبل باشه که اینقدر تلاش نمی کنیم برای لاغر شدن ! باید با وجود مشکلاتی که به خاطر چاقی داریم صبور باشیم و این مشکلات باعث عجله کردن و لیز خوردنمون نشن ! 

      چاقی ما یک شبه شکل نگرفته که یک شبه توقع لاغری داریم ! باید صبر کنیم و استمرار داشته باشیم تا ذهنمون درست بشه !

       

      تا زمانی که چاقی برای ما مشکلی به وجود نیاورده بود باهاش مشکلی نداشتم وقتی برامون مشکل ایجاد کرد تصمیم گرفتیم برطرفش کنیم باید توجه داشته باشیم که مشکلات چاقی باهامون هست و باید بتونیم مدیریتش کنیم که از فاصله ی شروع مسیر تا رسیدن به مسیر تحمل کنیم مشکلات چاقی رو و اونقدر ادامه بدیم تا به نتیجه برسیم 

       

       

      یکی از مشکلات مهم اینه که ما وقتی یک کاری رو شروع می کنیم که بهمون فشار اومده باشه و به خاطر فشار این مشکلات ما طاقتمون کم میشه و تحمل این مشکلات برامون سخت میشه و از همون اول که شروع می کنیم به امید نقطه ی پایانه !

       

      مسئله همینجاست که ما نباید نقطه ی شروعمون رو با نقطه ی پایان که در واقع همون هدفمونه مقایسه کنیم چون افسرده میشیم ! یا اگر تغییرات کوچک خودمون رو با تغییرات بزرگ یک نفر دیگه مقایسه کنیم هم نا امید و افسرده میشیم و به خودمون میگیم من در مقابل اون که کاری نکردم و تغییری نکردم ! 

      و اینجاست که نا امید میشیم و لیز می خوریم !

       

      ما اگر تغییرات کوچکی رو در خودمون حس کنیم باید این تغییرات رو با نقطه ی شروع خودمون مقایسه کنیم و خدا رو به خاطرش شکر کنیم 

       

      اینجاست که میگن لئن شکرتم لازیدنکم !

      یا شکر نعمت نعمتت افزون کند ! 

      کفر نعمت از کفت بیرون کند ! 

      یعنی اگر ما از کوچکترین تغییرات خودمون خوشحال و راضی باشیم و سپاسگزار این تغییرات باشیم به نعمتهای بهتر و بالاتری دست می یابیم ولی اگر این تغییرات رو نبینیم و ناشکری کنیم به خاطرش همون مقدار موفقیتی که به دست آوردیم از دست میدیم !

       

      نکته ی بعدی اینه که چاقی افراد در ذهنشونه و اونی که ۵ کیلو اضافه وزن داره با اونی که ۵۰ کیلو اضافه وزن داره فرقی نداره هر دو به یک شکل دارن عذاب می کشن تازه اونی که ۵ کیلو اضافه وزن داره به مراتب بیشتر از اونی که ۵۰ کیلو اضافه وزن داره خودشو اذیت می کنه چون خیلی حرص می خوره که چرا نمی تونه ۵ کیلو رو کم کنه ! 

      و اونی که ۵۰ کیلو اضافه وزن داره دیگه یک جورایی رد داده ! و اعصابش آرومتره ! 

       

      برای لاغر شدن هیچ وقت نباید خودتون رو با نقطه ی پایان خودتون مقایسه کنید چون اعصابتون خراب میشه ! پس همیشه باید خودتون رو با نقطه ی شروع خودتون مقایسه کنید و کوچکترین تغییراتتون رو ببینید و خوشحال باشید که انرژی بگیرید و ادامه و بدید 😍😍😍 

      از مسیر لاغر شدن با ذهن لذت ببرید و براتون فرقی نکنه اول مسیرید یا وسطش یا آخرش ! 

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 15:03
      مدت عضویت: 740 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,167 کلمه

      💖بنام خدای مهربان 💖

      🌹 سلام استاد عزیز شگفتی ساز😍و دوستان عزیز پرتلاشم ✌🏻🌹

       

      به لطف خدای مهربان بی نهایت سپاسگزارم از خدا و استاد مهربان و پر انگیره 

       

       در کنار فایلهای دوره مقدماتی امروز برای این فایل عالی هم تونستم دیدگاه بنویسم چون در هفته اول تکرار بودم و از صبح تا شب فقط گوش میدادم و بافتنی میبافتم و از نوشتن فارغ بودم ولی خیلی دلم برای نوشتن تنگ شده بود دوست عزیزم مه تاب به این فایل رسید و منم خیلی دلم خواست این تمرین رو انجام بدم چون با خواهرم و مه تاب یه مرور دوباره داریم رو فایلهای صد گام و دیشب یکبار تصویری رو دیدم و لذت بردم و چندین بار صوتی گوش دادم و لذت بردم و از اونجاییه به شدت فایلهای نکات طلایی رو هم دوست دارم و دلم میخاد تکمیل بشن چون اکثرا گوش دادم ولی نوشتن رو انجام ندادم ولی فایلهای دوره مقدماتی هم به شدت جذاب هستن و امروز فرصت کردم به این گام هم بپردازم به امید خدا بتونم در کنار فایلهای دوره با دوستانم همراه باشم 🤗🌹💖

       

      من خدا رو شکر زیاد برای گوش دادن لیز نمیخورم چون صحبتهای استاد خیلی برام جذاب و پر محتوا هستن ولی برای نوشتن زیاد لیز میخورم چون باید تمرکز بیشتری کنم و بهتر بفهمم گاهی شیطنت درونم بازیگوشم میکنه عین دوران مدرسه که از نوشتن مشق فراری بودم ولی واقعا اونو دوست نداشتم ولی اینو دوست دارم مشق عشقه و حتی به این مهارت و توانایی که در نوشتن رسیدم برام خیلی جذابه من حتی اعتماد به نفس اینو نداشتم که یه انشا بنویسم و الان به اعتماد به ذهنم رسیدم البته هنوز جای کار زیادی دارم چون گاهی حس میکنم شاید برداشتم درست نباشه ولی با توکل به خدا و به فرمایش استاد گلم سعی میکنم نوشته خودمو قضاوت نکنم و فقط بنویسم تا اون باورهایی که در من ریشه دارن نمایان بشن 

      من به شدت از اوضاع سابقم خسته و دلزده بودم و مشکل فشار روحی من برای لاغری و رهایی از چاقی خیلی شدید بود و درست از زمانی که مدرسه رفتم هی بهم میگفتن لباس اندازه تو پیدا نمیشه خیلی چاقی و تا کلاس اول راهنمایی اصلا ترازو نداشتیم ولی وقتی عدد ۵۰ رو دیدم یواش یواش باورم شد چاقم و نخور نخورها شدت گرفت در جمع خانوادگیمون و اون روز اولین روزی بود که مشکل خودمو جدی دیدم و مدام خودم کم میخوردم و خودمو زجر میدادم همش حرفهای دیگران آزارم میداد و هر روش خاله خان باجی روی مجلات و هر جا بود برام جذاب میشد و میخوندم و تصمیم به اجرا داشتم 😂تا شاید کمی حرفها کمتر بشه و ببینن منم دارم یه کارایی میکنم خیلی بخاطر خودم نبود بیشتر بخاطر سرزنشها بود و ترس از اینکه فکر کنن شکمو هستم بود 😮 و خودم مشکل خاصی نداشتم مخصوصا وقتی تنها بودم و به شدت عصبی و خشمگین بودم 😂

       

      واقعا منم با این که مشکلات چاقی بود کم میاوردم و وقتی مدام کم میاوردم در روشهای قبلی از نتیجه نگرفتن 

      الان واقعا این مسیر برای من زجر آور نیس انصافا و ادامه دادن رو با اشتیاق انجام میدم ولی خودم اشتباه کردم و اتلاف انرژی داشتم از بحث های مداوم و بی سر وته من در این روشم فشار حرف مردم داشتم و باز اعتماد به حرف مردم داشتم اوایل و حالا از این لحاظ هم خیلی بهتر شدم و تحت اموزشات عالی هستم نمیدونم کارتون نوستالژی توشیشان رو دیدین یا نه من از بچگی عاشق اون کارتون بودم و دیروز یه ندای درونی بهم میگفت تو باید مثل توشیشان عمل کنی استاد همون پیرمرد مهربان معجزه گر دیدم که برای نجات من اومده و به من این مشکل بزرگم رو گوشزد کردین و سعی در رفع بحث کردن داشتم و خودمو توی اون قسمتی حس کردم که هر چیم منو تحریک کردن سکوت کنم 🤗😅✌🏻چون میخام که موفق باشم و دیگه لیز نخورم 🤗 چون خوشبختانه من به این مسیر ایمان دارم و مانع عجله رو هم ندارم خدا رو شکر و مشکلم هنوز در جواب ندادن هست حتی لایو دیشب به شدت عالی بود که مساله دختر گل خودتون رو تعریف کردین استاد با اینکه همه اینا رو میدونم و متن فوق العادتون در فایل حرف مردم هم خیلی کمکم کرد ولی باز میخام روش بیشتر کار کنم 

      خدا رو شکر من خودمو مشکلات چاقیمو کاملا پذیرفتم و مطمئنم به هدفم میرسم و به رهایی از چسبیدن به هدف موفق بودم و کاملا تونستم دیدگاهم رو تغییر بدم برای این که تمام تمرکزم روی اموزش باشه  خیلی دلم میخاد که بتونم این ضعف رو در خودم حل کنم و مطمئنم حل میشه فقط کنترل لحظه گاهی از دستم در میره و همون پشیمانی از بحث و جدال متاسفانه تو خونه ما همیشه بحث و درگیری شدیدی هست و به شدت اینو یاد گرفتیم و من کلا از همه چی خودمو کشیدم کنار و دقیقا این تحریکات وجود داره از همه طرف 😅😥 شرایطم خیلی بهتر شده قبول دارم و مطمئنم در ادامه مسیر همه چی درست میشه چون اشتیاقم زیاده و خستگی ناپذیرم و منم نمیدونستم ثروتمندی چی هست در مورد ثروت بلد نیستم 

      ولی استادم خوب مهارت داره و من تحت تعلیمم 😍✌🏻💪🏻

      واقعا منم نسبت به گذشته خیلی تغییرات عالی داشتم و کاملا راضیم و خدا شاهده که نمیتونم رهاش کنم و روز به روز قدرتمندتر و عالی تر میشم 🤗✌🏻💃

      خیلی با حال فرمودین استاد من که ۱۰۰ کیلو اضافه وزن دارم دیگه رد دادم 🤗😂 درسته که مشکلاتم خیلی زیادن ولی اونقدرام عذابشو برا خودم سخت نمیکنم 

      تا جایی که خواهرم بهم میگه تو که لاغری برات مهم نیس و حیاتی نیس 😂😂😂چون به شدت آرامش دارم و صبرم عالیه خدایی خودمو تحسین میکنم و آفرین میگم به خودم و افتخار میکنم به این همه توانایی و قدرتی که پیدا کردم و حالم این روزا فوق العادست و هدفم مرتبا بهتر کردن شرایطمه و ۵۰ کیلو شدن کاری نداره مثل آب خوردنه وقتی تو همه جنبه هام تغییر کردم ثروتمند شدنم کاری نداره چون من انتخاب شدم و هدایت شدم و حمایت شدم و دوستان همراه فوق العاده ای دارم

      استاد واقعا این شروع دوباره خیلی عالی بود و فایلهای عالی برای من بی نهایت لذت بخشه ولی شروع یه تلنگر میخاستم و هر روز با اشتیاق بیشتری دنبال میکنم و خیلی برام تازگی داره با این که چندین بار گوش دادم 

      وای استاد دلم میخاد دوباره برم فایلهایی که میفرمایین رو گوش کنم دوباره اشتیاقمو بیشتر کرد تعریفتون 😍😂😉 واقعا برای منم سه تا چهارتا فایل رو کامل بفهمم سخته چون میخام برداشتم کامل باشه و حس میکنم یادم میره وقتی خوب نکته برداری نکنم ولی حس کردم اینم وسواس فکریه  و نباید روش تمرکز کنم ادامه میدم با حال خوب و استمرار و اشتیاق فراوانم و خوشحالم کل وقتم رو به شادی و لذت درباره این موضوعات میگذرونم و فایل عظم راسخ محشره واقعا ممنونم که تغییرش دادین 😍✌🏻 انگیزه من عالی تر کرده با اینکه یه هفته عقب بودم دلم نیومد دقیق مطابق دوره نیام جلو و تکرار رو هم با اشتیاق انجام دادم  

       

       متاسفانه شارژ گوشیم خیلی کمه و داره خالی میشه و تا همینجا تمرینمو میفرستم 😍😍😍💖💖💖 تا خاموش نشده گوشیم 😂

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 18:51
      مدت عضویت: 116 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 213 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام نهم:

      با شروع دوره مشکلات چاقی هست یهویی که معجزه نمیشه برا همین بعضیا انگیزشون بعد از یه مدت کاسته میشه و فکر میکنه ک لاغربشو نیست!!!

      فقط باااااید ادااااامه بدی!👍

      تعیین هدف نباید انقدر زیاد باشه که حال آدم بد بشه و خسته بشه!

      اگه مسیرت را با نقطه شروع مقایسه کنی حالت خوب میشه ولی اگه با نقطه اخر مقایسه کنی افسرده و ناراحت میشی👍

      هیچ وقت نباید نقطه پایان هدف اول باشه😍

      مقایسه با افراد دیگه هم اشتباهه👍

       

      منم مثل اکثر افراد عجله داشتم و مقایسه میکردم خودمو با بقیه که زود لاغر شدن و هم همیشه روی ترازو بودم اون یکسالی که با دوره بودم خیلی حس و حالم خوب بود و از ترازو هم استفاده نکردم ولی اواخر دیگه ناامید شدم و گذاشتم کنار در صورتی که به قول خانوم فریده حسنی باید ادااامه میدادم! الان دارم متوجه میشم که به نظرم هرکسی میخواد توی دوره شرکت کنه نیاز به پیش نیاز داره و این فایل های صد گام پیش نیاز عالی ای برای یادگیری تکنیک ها و انگیزه برای دوره است! و یه سری از عواملی که موجبات نتیجه نگرفتن و افت انگیزه میشه را بهمون یاد میده که فوق العاده اس👍

      به امید رهایی از موانع متناسب شدن😁

      مه تاب مصمم و با اراده و با انگیزه‌ در مسیر متناسب شدن 😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/31 12:49
        مدت عضویت: 750 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 307 کلمه

        سلام مه تاب جون . نمیدونم نوشته ی منو می خونی یا نه . ولی چون اولین بار بود نوشته ات رو در سایت دیدم خیلی خوشحال شدم و خواستم برات بنویسم . البته شاید قبلا هم می نوشتی ولی من  این نوشته ات رو موفق شدم  بخونم .

        یه نکته ی عالی در نوشته ات بود عزیزم که توجه منو جلب کرد . 

         

        این نکته ی عالی این بود که ما باید برای انجام هرکاری آمادگی اون کار و داشته باشیم . بله این عبارت کاملا صحیحه . 

        ما دوره رو خیلی وقت پیش تهیه کردیم ولی حقیقتا خیلی از ما آمادگی انجام اون رو نداشتیم . خیلی جاهاش رو با دید اون زمان خودمون قضاوت کردیم و به خیلی قسمتهاش عمل نکردیم برای همین شاید نتونستیم انچنان که باید و شاید نتیجه بگیریم . 

         

        این نشون میداد ما آمادگی شرکت در دوره رو نداشتیم و حتما باید قبلش این فایلها رو دقیق گوش بدیم تا محتوای ذهنمون تغییر کنه . 

        ما محتوای ذهنمون هنوز تغییر نکرده که نتایج قبلی تکرار میشه . پس باید به قول شما و فریده جون اونقدر ادامه داد تا این ذهنیته تغییر کنه . ذهنیتی که ما برای خودمون ساختیم و اتفاقا خیلی هم منطقی هست رو فقط خود خودمون میتونیم با ادامه دادن و  تغییر نگرش تغییر بدیم . 

        ذهنیت که تغییر کنه احساسمون تغییر می کنه رفتارمون تغییر می کنه و جسممونم تغییر می کنه . 

        اگه نتیجه تغییر نکرده چون محتواهای قبلی دارن در ذهنمون تکرار میشن پس ما باید در ثبت محتواهای جدید بیشتر وقت بزاریم و تکرار کنیم و بنویسیم تا نکات جدید ازش استخراج کنیم و احساسمون عالی بشه . 

        اون وقت با این آمادگی وارد دوره بشی قطعا مطالب دوره رو هم طور دیگه میبینی و اصلا خیلی بیشتر از قبل مشتاق میشی که ادامه بدی . 

        ببخشید پاسخم به نوشته ات طولانی شد . در پناه خدا جاوید باشی عزیزم . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/31 14:38
          مدت عضویت: 116 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 52 کلمه

          سلام فاطمه سادات عزیزم خیلی ممنونم که دیدگاهم را خوندی و توصیف کردی و خوشحال شدم از این بابت و درست گفتی من قبلاً هیچی توی سایت نمینوشتم و مدت زیادی نیست که صد گام را شروع کردم و تازه دارم مینویسم و از این بابت خوشحالم🥰😍 به امید موفقیت روز افزون

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/04/04 00:56
            مدت عضویت: 750 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 4 کلمه

            متشکرم عزیزم همچنین . 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 11:02
      مدت عضویت: 653 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 812 کلمه

      سلام🙂

      نتیجه گرا بودن یکی از مهمترین دلایل لیز خوردن من بوده در حین اینکه در مسیر بودم

      اصلا همین مسآله است که اتفاقا باعث میشی دیرتر به هدف برسی و همین موضوعه که باعث میشه احساسمون بد بشه 

      هم در مورد لاغری و هم در سایر مواردی که از شرایط موجود راضی نیستیم و میخوایم تغییرش بدیم همیشه چشممون به پایان هست و همواره در حال مقایسه خودمون با اون شرایط ایده آل هستیم و به همین دلیل معمولا از خودمون راضی نیستیم و احساسمون بد میشه

      منم به خاطر تغییر شرایط مالی ابتدا با آموزشهای ذهنی آشنا شدم و ۴ ،۵ ساله که در این مسیرم و نتایج خوبی هم گرفتم ولی باز هم وقتهایی میاد که احساسم بد میشه و با خودم میگم اینا هم همش بی فایده است و الکیه پس کو ثروتمند شدن؟؟؟؟

      مخصوصا وقتی کسی رو میبینم که توی ۶ ماه یکسال نتیجه ای گرفته که از نظر من خیلی خوبه با خودم میگم چرا اون آدم اینقدر خوب نتیجه گرفته ولی من نه؟؟؟؟؟؟

      مقایسه کردن خودم با دیگران و مقایسه شرایط الان با شرایط ایده آل همیشه باعث لیز خوردنم شده ولی با این وجود همواره ادامه دادم 

      اصلا یه جوری شده که اگه فایل لاغری یا فایلهای دیگه رو در زمینه تغییر شرایط مالی و….رو گوش ندم نمیدونم واقعا باید چیکار کنم….😶

      چون مدتهاست که همه روزهای من اینطوری میگذره 

      چون به شدت عاشق یاد گیری ام 😍

      چون یاد گیری و فهم موضوعات تازه برام بسیار لذت بخشه😍

      بارها و بارها شما در فایلهای مختلف روی این موضوع کار کردین و اصلا تضمین دادین که هر کسی بتونه از این چالش بگذره که با وجودیکه در تمام مراحل چاقی همراهشه به چاقی توجه نکنه اون فرد حتما شگفتی ساز میشه👌👌

      نه فقط در مورد چاقی در سایر جنبه های زندگی هم همینطوره 

      توجه کردن به شرایط الان باعث میشه لذت بودن در این لحظه و امروز رو از دست بدیم 

      باعث میشه نگاهمون به داشته هامون و نعمتهایی که داریم نباشه

      باعث میشه لذت یادگیری و آگاهی رو نبریم

      و باعث میشه که حتی دیرتر به هدفمون برسیم

      چون تمام توجه مون به نبودن نتیجه است

      چون با عجله کردن به جسممون و به ذهنمون اجازه نمیدیم روند رو طی کنن

      همین یاعث میشه حتی آموزش رو هم اشتباه درک کنیم و در حین اینکه داریم از آموزش ذهنی برای لاغری استفاده میکنیم رژیم بگیریم یا کم تر بخوریم یا یه سری خوراکیها رو حذف یا کم کنیم یا احساس سیری رو طولانی کنیم یا ورزش و پیاده روی رو هم در کنار آموزشها بذاریم تا به نظر خودمون تاثیر آموزشها رو بیشتر کنیم ولی همه اینها بعنی هنوز درک درستی از لاغری با ذهن نداریم و لازمه که ادامه بدیم تا بفهمیم تمام این کارها ریشه در باورهای قبلی ما داره و ربطی به لاغری با ذهن نداره

      اصلا چرا استاد میگن لاغری با ذهن آسانترین کار دنیاست چون هیچ کدوم از این کارا رو نداره چون اصلا لازم نیست نخوری و محرو میت بکشی (به این دلیل که اصلا غذها باعث چاقیت نشدن)چون لازم نیست یه قدم هم راه بری(به این دلیل که سوخت و ساز بدنت با یه آدم لاغر مثل همه و نیاز نیست با ورزش های هوازی  متابولیسمت رو بالا ببری)

       

      تمام آنچه ما به عنوان نتیجه الان داریم در هر جنبه ای حاصل آموزشهایی است که از کودکی دریافت کردیم و الان ذهن ما با اون فرمولها داره نتایج رو وارد زندگی ما میکنه و تا زمانی که ذهن ما تغییر نکنه هیچی عوض نمیشه

      و تغییر ذهن هم جز با آموزش  جدید و متفاوت و تکرار اون ممکن نیست

      هزاران و میلیونها بار اینو هم تکرار کنیم تا زمانی که داریم مثل قبل فکر و عمل میکنیم نتیجه همونی هست که بود🤨🤨🤨🤨🤨

      حال واحساس ما نشونه خوبیه برای اینکه بفهمیم ما تغییر کردیم یا نه ؟؟؟😏

      اگه هنوز با دیدن جسمت در آینه حست بد میشه 

      اگه هنوز درگیر ترازو و سایز هستی

      اگه هنوز خودت رو در بحثهای چاقی وارد میکنی

      اگه هنوز درگیر شمردن کالریها هستی

      اگه هنوز منتظری بقیه تاییدت کنن 

      اگه منتظری یه شبه لاغر بشی

      اگه هنوز انتظار داری هر فایل رو که گوش دادی لاغر تر بشی

      اگه با اشتیاق فایل گوش نمیدی

      اگه از سر تکلیف ۴ تا کلمه مینویسی

      اگه سر اینکه چی بخوری و چقدربخوری هنوز درگیری

      اگه هنوز شیرینی و میوه توی ذهنت با هم فرق دارن از نظر کالری و چاق کنندگی

      اگه هنوز ساعت تعیین میکنی برای وعده غذاییت

      اگه از یه ساعتی به بعد شام نمیخوری

      اگه ذهنت رو درگیر دریافت پیغام سیری میکنی

      اگه هنوز سر رستوران رفتن و سفر رفتن نگران چاق شدنت هستی

      پس تو هنوز لاغری با ذهن رو درک نکردی😏😏😏😏😏

      لاغری با ذهن هیچ کدوم از اینا رو نداره

      ذهنت که لاغر بشه تو لاغر میشی و ربطی به غدا و نحوه خوردن و نوع غذا و کالری اش نداره

      و لازم نیست یه قدم هم راه بری چون ذن لاغر شده و نیاز به هیچ تلاش فیزیکی نیست

      اینه که میگیم آسانترین کار دنیاس

      وقتی ادامه بدیم کم کم درکمون هم بیشتر میشه و نتیجه رو هم رها میکنیم و اونوقت به قول استاد نگاه میکنیم میبینیم مقصد رو هم رد کردیم😊😊😊😊

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/22 11:09
      مدت عضویت: 464 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 352 کلمه

      با  سلام استاد ودوستان گرامی چند روزی خیلی روی فرم نیستم به قول استاد دوره روشروع کردم وداستم خیلی اگاهانه روی خوردن کار میکروم یعنی داشتم در حقیقت روی فایلی که قبلا بود وباید تا احساس گرسنگی شدید نکنم نخورم کدقت داشته باسم تا این حالت برطرف شد دیگه نخورم واز انجا که توی هر کاری بسیار وسواس دارمداشتم این موصوع رو هم وسواس گونه انجام میدادم تا با دیدن این فایل یک ریسد شدم وگفتم ولش کن این لاغری رو اینقدر هم سفت بهش گیر نده اخه دست تو نیست که دست اون قیمتی که تا نتونی فرمولهای استباهش رو عوص کنی یت لااقل فرمول جدید جایگزینش نکنی نمیشه به گذشته ات برگرد من الان تقریبا داره دیگه دوستل میسه که ورزس شدید نداستم وهرچی دلم میخواد میخورم واضافه وزن نکروم پس خوبه دیگه قبلا از قبل از عید تا بعداز عید ۵ کیلو رو شاخش میزدم ولی این دو سال نه پس خدارو شکر راهم درسته باید ادامه بدم اصلا خداوند هم توی همه چیز میگه فقط هر روز به خودتون فکر کنید که چه نعمتهایی بهتون دادم وهروزتون باید با روز دیگه فرق کنه وخدارو سکر کنی میگه خودت رو باخودت وروز رو با روز قبل مقابسه کنید واز قدیم میگن نردبان را بتید پله به پله بالا بربم وبدون اینکه به یر نردبان فکر کنیم که چقدر هنوز مونده به بتلاش برسیم یا مثل کوه رفتن اگه همون اول به بتلای کوه نگاه کنیم وهی بگیم وای خدایا چقدر راه مونده اخرش نمیتونیم برسیم اگه هم برسیم یک ادم خسته وپشیمون از اینکه چرا رفتیم بتلا حالا چطوری بیام پایین ولی اگه توی مسیر لدت ببیرم از طبیعت استفادهکنیم وارام ارام بریم بالا راحتر میرسبم و لدت روم میبریم وچیزی هم از سختی کار نمیفهممیم  وخوشحالیم در اخر نمیدونم چقدر درسته فک میکنم همش روی احساس ما هستش اگه هر روز احساس کنی داری لاعر میشی وحست خوب بتسه لاعر میش وادامه میدی اگه به بدنت اطمینان کنی وزیاد درگیرش نشی ووقتی بهت گفت گرسنم عداش بده ووقتی سیر شد خودش میگه بسه وتوبس کنی وبرای دل خودت نخوری اصلا چاق نمیشی که لاعر کنی خدایا شکرت شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1400/03/14 01:48
      مدت عضویت: 760 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      عالیه. خیلی مطالب خوب و آموزنده ازتون میخونم ولی متاسفانه این ذهن من گویا احتیاج به تکرار خیلی زیاد میخاد تا بتونه یه مقدار از این همه آموزش را در خود ثبت کنه .از فرار بودن یادگیری ذهنم شکایت دارم و غمگینم .شما بینظیرید استاد  ایراد از خود مت هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/14 03:41
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام دوست عزیز
        اگه سعی کنی از نوشتن بیشتر استفاده کنی درک و ثبت در ذهن شما بیشتر می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      matin.sorkhei@gmail.com
      1400/03/09 01:13
      مدت عضویت: 200 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 703 کلمه

      سلام به همگی..امیدوارم خوب باشید

      خوب اول از همه دلم میخواد بگم بببیییین همه چیز این سایت هدایتیه انگار..اینکه چی ببینی و چه مطلبی بخونی و.. برای من که حداقل اینطوریه و فکر میکنم این داستان ازونجایی آب میخوره که من خیلیی وقت پیش به خدا گفته بودم لطفا به من بگو چطوری میتونم با ذهن و تمارین ذهنی وزنمو کم کنم..یقین دارم که برای این مقصود و هدف هم راهی وجود داره و خدا منو به این سایت هدایت کرد (قبلا داستان شو تو ج 4 مسیر لاغری من گفتم) و بعد اون هم این جریان هدایت قطع نشد و رسیدم به این فایلی که همون وقت که اومد میخواستم ببینمش و نشد و نشد تا رسید به امروز..یعنی وقت مناسبش امروز بود…خلاصه مطلب اینکه اگر از خدا هدایت بخواهیم و بهش توکل کنیم به حرفش گوش کنیم مو به مو میگه بهمون که چه کنیم و این یکی از بزرگ ترین نکاتی بود که امروز برای بار چندم با خودم مرورش کردم.

      خدمت استاد عزیز و دوستان خواننده عرض کنم که این فایل بی نظیر انگار دقیقا برای من بود یعنی تک تک کلماتی که استاد میگفتند انگار با من بود..و نکات خیلی خیلی مهمی رو به من یاد داد..میدونید چرا؟میگم براتون

      من از چند وقت پیش(که دیگه تماااام راه های لاغری و انواع رژیم و ورزش و…. رو بوسیدم گذاشتم کنار) با خودم گفتم متین تا الان که همش تمرکزت روی این بود که چاق نشم(یه وقتایی این تمرکز آگاهانه بود و یه وقتایی نااگاهانه) بیا بجاش تمرکزتو بذار روی لاغرها..کارهاشون..خوراک شون و….و یه مدت این کارو کردم و در کمال تعجب شاهد اضافه وزن بیشترم شدم یه طوری که پاهام شروع به درد و ضعف میکرد…خیلی شاکی و ناراحت بودم و نهایتا به این فایل هدایت شدم و یکی دیگه از فریب های ذهنمو فهمیدم و به قولی مچ شو گرفتم.

      امروز فهمیدم فکر کردن به هرررر نحوی در مورد کاهش وزن ،باعث چاقی ماست حتی اگر ظاهرش مناسب باشه یعنی من بااینکه سعی میکردم به لاغرها توجه کنم و….اما باز تهش داشتم به چاقیه خودم فکر میکردم فقط ظاهرشو عوض کردم..مثل کسیکه بدهکار و مقروضه و به پرداخت بدهیش فکر میکنه..درسته که داره به {پرداخت} فکر میکنه اما این یعنی بازهم داره به بدهیش فکر میکنه اما با یه ظاهر دیگه.

      امروز فهمیدم اینقدرررر ذهنم پر هست از فرمولهای چاقی که خیلی باید دقیق تر به آموزش ها فکر کنم و مرورشون کنم.

      فهمیدم که بزرگ ترین کار و مهارت برای کاهش وزن از طریق ذهن،داشتن حال خوب و حفظ روحیه و احساس عالی هست.

      یادگرفتم که در این مسیر باید افسار ذهنم رو محکم تر از قبل بگیرم و نگاهم به این باشه که از کجا به کجا رسیدم،به اینکه چقدررر احساسم عالیه چقدرر امیدم به این راه زیاده به اینکه چقدر از متین ی که تا چند ماه پیش  خودشو موظف به ورزش روزانه میدونست و اگر یه روز اتفاقی ورزش نمیکرد حال مرگ بهش دست میداد فاصله گرفتم..چقدررر دورم از متین ی که باید کالری و وزن هر وعده غذا رو بدون استثنا محاسبه میکرد(مسافرت و مهمونی و…. هم نداشت..باااااید این کار رو میکردم و چقدررر از دیگران حرف میشنیدم و…که حتی یادآوریشم غصه دارم میکنه) و اگر نمیکرد،متین نبود که غذا میخورد بلکه غذا بود که متین رو میخورد…

      چقدررر از نظر روانی راحتم که دیگه قرار نیست هر هفته خودمو وزن کنم و برای اینکه عدد کمتری ببینم مدام با خودم مرور کنم که از شنبه تا آخر هفته چیا خوردم و نخوردم و بعد خودمو مواخذه کنم..

      وای که چقدرر راحتم که دیگه لازم نیست برای خرید محصولات پروتينی و رژیمی خاص از این سر شهر برم اون سر شهر و همش به خودم بگم واااقعا این کارا نتیجه میده؟؟!!! و سرخورده تر از قبل بشم…

      من باید اینا رو به خودم یادآوری کنم نه مقصد رو ..نه وزن ایده آل رو که اگر بکنم دستی دستی روحیه مو نابود کردم و به قول استاد خودم خودمو ضرب و شتم کردم…

      باید آروم ،خوشحال و متوکل باشم و بذارم خدا کارشو بکنه و گوش تیز کنم برای شنیدن حرفهاش و دیدن نشونه هاش..

      بینهایت خوشحالم که در این مسیر هستم..و شاید باورتون نشه از وقتی این فایل رو دیدم درد و ضعف پاهام کمتر شده و این یکی دیگه از اتفاق های خوب دیدن این فایل و فهمیدن اشتباهاتمه.

      خدا رو هزاران بار شکر.. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 31 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/03/05 23:09
      مدت عضویت: 232 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      بنام خدا 

      لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید .

      در مسیر لاغری،با ذهن موفقییت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از،شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس میکنید. 

      به همان اندازه که احساس ما تغییر کنه ما موفق هستیم مثلا من احساسم خیلی نسبت به قبل در مصرف مواد غذایی تغییر کرده دیگه از،غذا خوردن نمیترسم، ولع خوردن ندارم ،عجله نمیکنم ،هر،وقت خیلی گرسنه میشم غذا میخورم وقتی سیرم هم نمیخورم .خودم را دیگه سرزنش نمیکنم .دیگه از خودم بدم نمیاد آرامش بیشتری دارم با خودم دوست هستم خیلی کمتر عصبانی میشم پس وقتی این همه،تغییر این همه فاصله با نقطه شروع،دارم به همان اندازه من موافقم و انقدر ادامه میدم و خوشحالم تا،بدون اینکه متوجه،بشم از،خط پایان عبور کنم حتی اگر گاهی منفی باف به سراغم بیاد دیگه نمیتونه کاری کنه همین امروز از جلو اینه رد شدم یه دفعه منفی بافم گفت نگاه هنوز برجستگی داری منم زود جوابشو دادم گفتم مواظب باش این منفی،بافته بعد گفتم نه ببین این کمر چند ماه پیش منه ببین الان چقدر قشنگ باریک شده نسبت به قبلی ام شکم،و پهلو چقدر کوچک شدن چه تغییر کردی و،سریع منفی باف خودمو سر کوب کردم و با استمرار در،مسیر یه،روز از،خط پایان هم عبور میکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/03 19:46
      مدت عضویت: 762 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      لايو عالي بود وبراي من نكات زيادي به همراه داره من از وقتي وارد سرزمين لاغرها شدم سعي كردم كه تمركزم رو از هدف بردارم واوايل خوب تونستم اين كار رو بكنم ولي الان كه خيلي خوب وزن كم كردم ورفتارهام خوب عوض شده ،ولي چون به ايده الم نرسيدم يه چند روزيه دچار عجله شدم وهمش با خودم مي گفتم پس كي من به ايده الم مي رسم تا اينكه اين لايو شما رو ديدم ودر دوره هم فايل تغيير باور رو براي ما گذاشته بوديد وچندين بار گوش دادم ونوشته هاي دوستانم رو خوندم وبلاخره به اين نتجه رسيدم كه تصور كنم كه در كلاس نويسندگي شركت كردم واينجوري در نوشتن تمريناتم هم بهتر مي شم ،من هم فكر مي كردم كه اگه بخوام طرز تهيه غذاهاي تازه اي رو ياد بگيرم اين روي ذهنم تاثير مي ذاره وتوجهم به غذا بيشتر مي شه ومي ترسيدم نتونم مثل الان خوب عمل كنم كه شما گفتيد كه اينطور نيست پس من به اين نتيجه رسيدم بايد ادامه بدم واصلا عجله كنم همه چيز خودش به خودي خودش خوب مي شه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/03/03 12:48
      مدت عضویت: 186 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر و روشنی بخش 

      دوشنبه هفته پنجم ۱۴۰۰/۳/۳

      فردی که چاق است به علت معضلات جسمی، روحی و اجتماعی به صرافت لاغر شدن می افتد و برای لاغر شدن تلاش می کند. بطور کلی اقدام به تغییر پس از بروز مشکل رخ می دهد. مشابه سامانه های تعادلی که پس از بروز تغییر تحمیل شده تعادل تا حد امکان جابجا می شود و صد البته نتیجه تعادل جدید است و فقط تعداد محدودی از سامانه های تعادلی با اراده هستند می توانند اثر تغییر تحمیل شده را بطور کامل از بین ببرند و تا رسیدن به تعادل اولیه ادامه می دهند.

      مشابه انسان با اراده که با درد تغییر تحمیل شده چاقی روبرو شده است و  از وضعیت فعلی راضی نیست و حالا در مسیر باید ثابت قدم باشد و ادامه دهد نه در میانه راه جا بزند. برای رفع مشکل و معضل فعلی چاقی و رسیدن به نقطه پایان یعنی لاغری باید بدانیم لاغری یعنی چی؟ هرچی لاغر بشم از من لاغرتر و مانکن تر هم هست. مقایسه پیشرفت در مسیر باید با گذشته خودم صورت بگیرد تا حالم بهتر بشه و متوجه پیشرفت خودم بشم اگر مقایسه با مانکن ها و مدل ها انجام شود جز افسردگی و غم نتیجه ای نخواهد داشت. هیچگاه نقطه پایان نباید هدف نهایی ما باشد. نباید یک الگوی خاص یا وزن خاص نشانه موفقیت و رسیدن من به هدفم باشد بلکه قدم به قدم به گذشته خودم نظاره کنم و پیشرفت را ببینم و خودم را تشویق کنم. چون دست بالای دست بسیار است در زمینه ثروت و سواد و زیبایی اندام و ..‌‌ همیشه از من بهتر هم وجود دارد. پس وضعیت موجود را با گذشته خودم مقایسه می کنم. هر کار سختی با برداشتن اولین گام آسان می شود. و سخت ترین مرحله اولین قدم آن است. طبق اصول مهم قانون جذب باید خواسته را بخواهی و گامهای رسیدن به آن خواسته و نقشه مسیر را مشخص کنید و آن خواسته را رها کن. اگر به خواسته بچسبی از تو دور می شود. وقتی من خواسته ای را دارم و میخواهم به آن برسم با درخواست ان از کائنات مثل این است که یک پیک موتوری را فرستاده ام برود و خواسته من را از کائنات تحویل بگیرد و برایم بیاورد. حال اگر با تحویل بسته به پیک رهایش کنم میرود و کارش را انجام داده و برایم نتیجه را خواهد آورد. اما اگر مرتب به پیک بینوا زنگ بزنم و هی بپرسم الان کجایی ؟ الان چی شد؟ پس کی میرسی؟ پس چرا دیر کردی؟ و ….. بیچاره تصادف میکنه و بسته من گم میشه. پس مشتاق لاغری هستم ولی زندگی را تا رسیدن به وزن ایده آل خودم متوقع نمی کنم بلکه شاد زندگی می کنم و در مسیر متناسب شدن می مانم و یهویی بدون آنکه متوجه بشم خواهم دید از خط  پایان گذشته ام و براحتی به هدف رسیده ام. با تغییر باورهای ذهنی قطعا رفتار شخصی با رفتار شغلی تغییر می کند.

      به همان اندازه که امید به لاغر شدن دارم و نگرانی لاغر نشدن را رها کرده باشم ، موفق خواهم شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/03 00:25
      مدت عضویت: 669 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,777 کلمه

      لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید ،،سلام استاد و دوستان همراهم ،،یکی از کارهای روتین من، زمان هاییکه باشگاه میرفتم ،وزن کردن خودم بود ،اونم در ۲ نوبت ،قبل از شروع ورزش سنگین،بعد از اتمام چندین ساعت ورزش کردن ،اونم با ساعت کالری سنجی که به دستم میبستم ، حین وزن کردن هم میبایست تمام وسایل از من جدا میشد ،تا کلیپس موهام هم در آورده میشد😄 که مبادا ۱ گرم اضافه نشون بده ،مجدد فرداش هم همون اتفاق تکراری انجام میشد ولی من خودم هیچ وقت ترازو نخریدم ،خواهرم و اطرافیانم داشتن و ترازوی خواهرمو دوست داشتم همیشه منو کمتر نشون میداد😁 از وقتیکه ورزشو رها کردم یعنی از ۸ سال پیش ،دیگه از ترس خودمو وزن نکردم چونکه اون وقتا که ورزش میکردم انتظار داشتم که بالاتر از ۷۸ کیلو نشم ولی وقتی ورزش رها شد من انتظار اضافه وزنو تا ۹۸ کیلو رو داشتم و جالبه خودمو گول میزدم و وزن نمیکردم که بیشتر نترسم ،واقعا هم خودمو ۸ سال وزن نکردم تا ۲۰ روز قبل از ورودم به دوره لاغری با ذهن که وارد یک رژیم سخت شده بودم و مجبور بودم وزنمو بدونم و برای متخصص رژیمم که از طریق واتزاپ بهمون رژیم میداد بفرستم‌ (اون متخصص تغذیه در واقع هیچ اطلاعاتی از ما نداشت فقط وزن میپرسیدو رژیمو میفرستاد)اون زمان ،دوستم واسم یه ترازوی دیجیتال خرید ،با ترس رفتم رو وزنه ،دیدم ۹۴ نشون داد ،خودم میدونستم وزنم بالا رفته ولی نه دیگه تا ۹۴ کیلو🥴 بعد از ۱۵ روز که از اون رژیم مزخرف گذشت و من با اینجا آشنا شدم ،دیگه بی خیال رژیمو و ترازو شدم و میخواستم ترازو رو به دوستم پس بدم که یکی از دوستان دیگه م که با من اون رژیمو شروع کرده بودیم گفت ترازوتو پس نده ،بذار من بیام خودمو وزن کنم ،آخه اون دوستم ۱ سال اون  رژیمو  ادامه داد ،بنده خدا ۱۲ کیلو کم کرد و تا ۱ سال ترازورو براش نگه داشتم ،هر زمان هم وزن میکرد فقط باید یه جای صاف و مشخص ترازورو  میذاشت و از اونجا تکونش نمیداد ،میگفت اینجا منو کمتر نشون میده ، بعدش ترازورو پس دادم و الان ۱ سال و نیمه که فارغ از هر وزن کشی دارم از زندگیم‌ لذت میبرم ،امروز باز هم با دوستم در مورد قوانین جهان هستی صحبت میکردیم ،داشتیم از داشته هامون میگفتیم و تمرین احساس خوبو که استاد در یکی از تمرینات دوره خلق آرزوها به خوبی آموزشش دادنو ، انجام میدادیم و لذت میبردیم ،بهش گفتم  ببین ما  چقدر خوشبختیم که اینهمه داشته داریم تازه لاغر هم میشیم ، مردم خودشونو میکشن با ورزشو رژیمو سختی شاید با ترس بتونن چند کیلو لاغر بشن اونم باید مراقب باشن دوباره چاق نشن ،ما با تغییر ذهن و سبک عادتهامون براحتی لاغر شدیم و داریم‌ لاغر میشیم ، مثلا ما امروز نهار ظهرمون موند ،شام بقیه شو خوردیم ،این یعنی تغییرات ،من نمیگم اون غذاها چاق کننده است ولی فرمانهای مغز ما عوض شده و ما به دانسته هامون عمل میکنیم و واقعا نمیتونیم بیشتر از میزان‌ سیر شدنمون بخوریم ،یادمه قبل از شروع این دوره ،هر وقت غذای خوشمزه ای میپختم و برای دوستم میبردم بهش میگفتم اگر گرسنه هستی این غذارو بخور ،تعجب میکرد ،میگفت من سیر هم باشم دست پخت تورو باید بخورم و میتونست بخوره ولی الان سیر که میشه دیگه ادامه نمیده ،،،، یکی از ولع هاییکه من قبلا داشتم این بود که دوست داشتم هر چقدر دوست دارم بخورم ،انگار عقده ای شده بودم‌ ، دلم محدودیت نمیخواست ،از بس تو بخور نخور بودم ،اوایل دوره هم یکمی گیج بودم ،وقتی هم که حجم غذام کمتر شد ،منفی بافم ناراحت شد و مرتب بهم میگفت ،یعنی چی ،تو چرا حجم غذاتو کم کردی ؟ با اینکه من نمیخواستم کم بخورم ،بمرور خودش اتفاق افتاد ،این روزها هم حس میکنم بازم حجم غذام کمتر شده ، امروز که به دوستم میگفتم منفی بافم گاهی اذیتم میکنه بخاطر کمتر خوردنم ،دوستم گفت ،ما سالها دوست داشتیم ،خودبخود دلمون نخواد غذای اضافه بخوریم ،حالا این اتفاق افتاده ،نباید به منفی باف گوش کنیم و دقیقا همینطوره ،منفی باف بلخره یه چیزی واسه گفتن داره ،ما باید آگاهانه ازش تاثیر نگیریم ،،خدارو شکر میکنم که کابوسه ،وزن کردن، رژیم ،ورزش سخت ،قرص،دارو،دم نوش ووووو برای من تمام شد و به تاریخچه تاریخ سپرده شد و برای همیشه از دردی به نام چاقی رها شدم و تمام اینها را مدیون  استاد عزیز هستم و خداوند و خودم که محکم و استوار ،بدنبال هدایت خداوند ،راهی مسیری شدم و کوتاهی نکردم ،من به خودم افتخار میکنم که از ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۸ وارد دوره های بینظیر لاغری شدم ،من به داشتن استادم افتخار میکنم که سالهاست در این مسیر مصمم بودند و به هزاران انسان درمانده از همه متدها ،کمک میکنند تا جسم و ذهن و روح هماهنگ تری داشته باشند ،،،‌ دیروز که برای پیاده روی و صحبت کردن با خودم و باورسازی هام به پارک محلمون رفته بودم ،داشتم به موفقیت های بدست آورده م در این ۱ سال فکر میکردم ،به دلم افتاد بیام‌ یه فایل تصویری از خودم برای استاد ضبط کنم و بگم من چقدر از شروع مسیرم تا الان تغییر کردم ،منه الانم کجا و منه اون موقع ها کجا ، الان ریز به ریز ،آگاهی هارو هر روز با خودم مرور میکنم ،شاید پارسال  عجله داشتم لاغر بشم که خیالم‌ راحت بشه ولی الان اونجوری فکر نمیکنم ،الان ۱۰۰۰درصد مطمئنم راهم درسته ،باید از مسیرم لذت ببرم ،تازه بعد از ۱ سال ونیم نت های موسیقی لاغری رو یاد گرفتم ،حالا نوبت منه با اون دانسته ها ،چه موسیقی های زیبایی بنوازم ،شاید خیلی ها منتظرن دوره شون تموم بشه و برن دنبال زندگیشون ،ولی من میگم زندگی دقیقا همین‌ جاست ،همین جایی که من با خودم آشتی کردم ،به خودم عشق دادم ،خودمو بعد از ۴۵ سال دیدم ،تازه زنده شدم ،اگر قبلا خودمو فقط لاغر دوست داشتم ،اینجا یاد گرفتم خود چاقمو در آغوش بگیرم ،گرد و غبار سالها ،سرزنش و مقایسه کردن ها و بی مهری هارو از سر و روش پاک کنم ،اون منه نابود شده رو بردارم و تمیزش کنم برای خودم ، اون من ،تو این یکسال و نیم‌ ،آرام آرام جون گرفت ،من ۱ ساله ریمایندر گوشیمو ۲ ساعت ۱ بار کوک کردم که زنگ بزنه و من تو اون تایم ها قربون صدقه خودم میرم ،خودمو تشویق میکنم،خودمو میبوسم و هر روز بهش میگم که فریده بهت افتخار میکنم ، ۱ ساله هر روز صبح به کودک درونم نامه عاشقانه مینویسم و بهش میگم چقدر دوست داشتنیه ،من فهمیدم باید این دوره هارو زندگیشون کرد ،نه اینکه منتظر باشم تموم بشن ، خدارو شکر میکنم که گام ۷۴ از ۱۰۰ گام هستم و ۱۶ روزه دیگه مجدد میام دوره مقدماتی و تصمیم دارم بعد از اون روانشناس لاغری خود باشید رو بخرم ،،،من از نقطه شروعم خیلی فاصله گرفتم ،گاهی که کدهایی  در مورد باورسازی های تناسب اندام برام  باز میشه ،دلم میخواد فریاد بزنم ،بگم من اینو فهمیدم ،انقدر با خودم تکرار میکنم که همه آدم ها تو پارک بهم نگاه میکنن که این خانم داره با کی حرف میزنه 😊 هر زمان من به برداشت های جدیدی میرسم ،دقیقا چند روز بعدش متوجه میشم یه هوا بدنم ریخته ،انگار یه لایه پوست پیاز از روم کنده میشه و این‌اتفاق بعد از عید، در  ۳ نوبت واسم رخ داده و حس عالی داره ،،، احساس من بیش از اندازه تغییر کرده ،اولین اتفاقی که برای من افتاد همون هفته اول که چندتا فایل رایگان سایتو دیدم ، حس آرامش ،حس رسیدن،حس امنیت و پیدا کردن مشکل چاقیم بود ،حس نترسیدن ،حس رهایی و آزادی بود ،،نگرانی من همون هفته اول به آرامش تبدیل شد ،به خودم گفتم  ،این همون چیزیه که سالها دنبالش بودی ،با اعتماد و اشتیاق جوری شروع کردم که ۱سال و نیمه بدون خللی ،بدون خستگی ،بدون مشوقی ،بدون نق زدنی ،بدون رها کردنی حتی ۱ روز ،بی وقفه ،هر روز فایل گوش کردم ،یعنی ورودی صحیح وارد ذهنم کردم ،نوشتم و خوندم و همینطور در لایوها شرکت کردم واقعا حق منه که به نتایج بزرگ برسم،،،، ،،ترس از خوردن غذاهاییکه قبلا ممنوعه بودن ،خیلی کمتر شده و در حال کمتر شدنه و دیگه به نوع پخت غذا یا چرب و شیرین بودن غذا فکر نمیکنم ،اینکه در وعده شام چه چیزی خورده بشه، مهم نیست ،در کل ترسی ندارم ،،،، ارتباط خودم با خودم که از منفی زیر  ۱۰۰۰ به بالای ۲۰۰ رسیده و داره بهترو و بهتر هم میشه ،این روزها رفتار عاشقانه تری با جان جانانم دارم 🥰 در کل شخصیت متفاوت تری شدم ،قویتر شدم ،محکمتر شدم ،لاغرتر شدم ،با اعتمادبنفس تر شدم،در جمع ها راحتر هستم ،لباس های بیشتری بهم میاد ،جوانتر شدم ،سلامتر شدم ،فرزتر شدم ، عزت نفسم بهتر شده ،با خودم در صلح بیشتری هستم ،به خودم زور نمیگم ،به خودم احترام میذارم ،با خودم گفتگوهای زیباتری دارم ،به خودم اعتماد دارم ،خودمو توانایی هامو شناسایی کردم ،هر روز ۱۲۰ تا از نکات شخصیتی مثبت خودمو مینویسم و به خودم افتخار میکنم ،هر روز داشته های خودمو میبینم و از خدای خودم راضی تر میشم ،، خلاصه تغییراتم زیاده با توجه به اینکه شاگرد ساعی استادم هستم و یکی از شگفتی سازان هم هستم 🙂 اینهمه تغییر داشتم 🙂 من مشغول لذت بردن هستم ،میدونم که از خط پایان هم خواهم‌ گذشت بدون اینکه متوجه بشم‌ ،،،، یکی از راه هاییکه من انجامش میدم و واقعا واقعا حالم عالی خوب میشه ، صحبت کردن در مورد تغییراتم از نقطه شروع تا الانه و زمان هاییکه به نقطه هدفم فکر میکنم و متوجه میشم‌ از هدفم چقدر فاصله دارم و ازش دور هستم حالم بد میشه ،ناامید میشم و منفی بافم میگه تو که الان ۴۵ سالته ،دیگه کی میخوایی به هدفت برسی ،دیگه تایمی نداری ،چجوری میخوایی به اون موقعیت ها برسی ؟ اصلا رها کن برو دنبال زندگیت ،وقتتم تلف نکن ووووو  و وقتی مجدد بیدار و آگاه میشم ،به خودم یادآوری  میکنم که من از کجا به کجا رسیدم و این تایم داره میگذره ،چه من خوب زندگی کنم و در آموزش باشم ،چه مثل قبل ناآگاه باشم ،پس چه بهتره تلاش خودمو بکنم ،مرور کردن کارهام از ۳ سال پیش تا الان ،حال درونمیو قویتر میکنه ، وضعیت الانم ،شخصیتم،رفتارهام ،کلامم،تفکراتم،اخلاقم،عزت نفس واعتماد بنفسم و وضعیت مالیم ،هیچ ربطی به ۴ سال پیش من نداره ،،،،،،،،من باز هم به مسیرم ادامه میدم ،،، 👈هدف من بهتر زندگی کردنه👉 با بودن در دوره ها متوجه شدم که این غذاها نیستن که چاق کننده هستن ،این انتظار ما از غذاهاست که چاق کننده هستند ،این نگرش ماست نسبت به خودمون و خوراکی ها که مارو بسمت لاغر شدن میبره یا چاق شدن ،،، خدارو شکر از آگاهی امروزم که یاد بگیرم فقط به موفقیت های تا الانم توجه کنم و خودمو تشویق کنم برای ادامه راهم 😊🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/16 06:06
        مدت عضویت: 238 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 74 کلمه

        به نام خدایی که در این نزدیکیست…. سلام دوست عزیز با خوندن نوشته تون حس وحال خوبی بهم دست داد و اون حال خوب شما به منم منتقل شد. خیلی براتون خوشحالم که این قدر حال تون خوب شده ان شا الله که همیشه حال دل همه مون خوب باشه و همچنین همیشه به بهترین چیزها در زندگی که لایقش هستیم برسیم . وبا تشکر از زحمات استاد گرامی که مسبب این تغییرات هستند. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/16 10:09
          مدت عضویت: 669 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 37 کلمه

          سلام دوست همراهم 

          خدارو شکر که حال شما هم خوبه ،خدارو شکر برای این گردش انرژی ، خدارو شکر برای اینهمه کامنت عالی که با نوشتنش هم حال خودمون خوب میشه هم دوستانمون 

          براتون سلامتی و آرامش آرزومندم دوستم🌹🥰

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/03/17 00:10
        مدت عضویت: 314 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        دوست عزیز وبا پشتکار ،

        بسیار از دیدگاه پرانرژی ومثبت شما لذت بردم وتبریک میگم که اینگونه خودتون را کشف کردید وامیدوارم که همیشه در همین حس وحال  باقی بمونید .

        همراه شما 

        فریده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/17 07:39
          مدت عضویت: 669 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 41 کلمه

          سلام فریده عزیز

          ممنونم از انرژی شما دوستان عالی و بینظیرم ،خدارو شکر در مسیر تغییر هستیم و بزودی طعم شیرین پیشرفت ها چشیده میشه ، حق ماست ،ماییکه متفاوت فکر و عمل میکنیم ،نتایج عالیتری داشته باشیم 

          در پناه عشق خداوند باشید🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/03/17 20:27
            مدت عضویت: 314 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 5 کلمه

            ممنونم  دوست عزیزم ،

            موفق باشید

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/01 16:05
      مدت عضویت: 750 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,005 کلمه

      سلام . 

      لاغر شدن را رها کنیم لاغر میشویم . 

      من لاغر شدن را رها کردم . لاغر شدن جسمم را رها کرده ام و فقط در پی یادگیری هستم . چون فهمیده ام که  اگر هزاران رنگ و آبرنگ و بوم و قلمو و دیگر وسایل لاغری رو هم داشته باشم اما وقتی یاد نگرفته باشم نقاشی کردن را هرگز نمیتوانم قلم به دست گرفته و نقاشی  کنم . برای نقاش شدن باید نقاش شدن را رها کرد و نقاشی کردن را آموخت . 

       فقط آموخت . فقط تکرار کرد و به آموزشها عمل کرد . و مرحله به مرحله تکامل را سپری کرد . آزمون و خطا کرد تا کم کم آرام آرام تغییرات را در خودمان مشاهده کنیم . 

      کسی که نقاش است هرگز به نقاش بودن خود فکر نمی کند . چون او نقاشی را یاد گرفته است . 

       

      ما هم برای  لاغر شدن باید لاغر شدن را کنار بگذاریم و فقط  لاغری را یاد بگیریم . جمله به جمله . کسی که نقاش است با نقاشی زندگی میکند . و کسی که لاغر است با لاغری زندگی می کند . درست مثل شما که تمام وقت خودتان را صرف آموختنکردید . تاثیرات این تکرارها و تمرینات چیزیست که ما فقط  در ظاهر شما میبینیم . اما هزاران نتایج بهتر را شما در حال خلق کردن برای خود هستید . لاغر شدن فقط یکی از نتایج شماست و نتایج دیگر نیز خیلی عالی خود را نشان میدهد . چون ما وقتی ذهنمان را  مشغول یاد گرفتن می کنیم ذهن را به یادگیری مشغول می کنیم و کار اصلی ذهن آموزش است . با اینکار او اجازه میدهد جسم بر اساس فرمولهای اولیه پیش برود . ما با یادگیری لاغری در حقیقت ذهنی را که مدام به چاقی و لاغر نشدن دارد فکر میکند را به کار میگیریم و با یادگیری ، حال خود را خوب میکنیم و یاد میگیریم که باید از ابزار ذهن در راستای  قوانین آفرینش استفاده کنیم . 

      یکی از همین قوانین  رها کردن است . اما ذهن مگر میتواند چیزی را رها کند که به آن عادت کرده . بله میتواند وقتی غذای دلچسب تری به ذهن بدهیم ذهن ما خوراک نه چندان مرغوب قبلیر خود را رها میکند . چون تازه میفهمد که آن خوراک چقدر بد مزه بوده و به زائقه ی او نمیخورد . به فرمایش مولانا : 

       

      تا نبیند که کودکی که سیب هست 

      کی پیاز گنده را بدهد ز دست . 

       

      قانون رهایی یعنی رها کردن آنچه مارا با قوانین آفرینش ناهمسو میکند . 

      ناتوانی نا همسو با آفرینش است . چه چیز به ما احساس ناتوانی میدهد . هر آنچه ما با فکر کردن به آن به احساس ناتوانی میرسیم باید آن را رها کنیم . 

      و در اینجا لاغر شدن وقتی به ما احساس ناتوانی میدهد باید آن را رها کنیم . 

      یادگیری  یک پروسه ی ذهنی و لاغر شدن یک پروسه ی جسمیست . 

      برای لاغر شدن باید پروسه ی جسمی  را (لاغر شدن ) رها کرد . 

      ما با رها کردن جسم و لاغر شدن از تکرار فرمولهای چاق کننده دوری می کنیم .

       استاد ما هم تمام فکر و ذکرمان انجام تمرینات است . ما هم همگام و همسو با شما در حال یادگیری بیشتر هستیم . به فرمایش حضرت محمد ص (اطلبوالعلم من المهد الی اللحد ) 

       

      ایشان  آموختن علم را از گهواره گفته اند و تا زمان مرگ . که البته با توجه به جاودانگی انسان  منظور از  مهد ، ازل است و لحد ، ابد .  یعنی همیشه جاودانه . منظور از این حدیث اینست که  به طور پیوسته و  همیشه در حال علم آموزی باشید و ذهن تنها با خوراک علم میتواند خوراکهای  ناهمسو با آفرینش را رها کند . 

      لاغر شدن  پروسه ی جسمیست و قدرتی که در آفرینش جسم وجود دارد بر ترمیم و پاکسازی و خلق سلولهای جدید استوار است . در حافظه ی الهی ما همه چیز هست .  جسم ما به علم لدنی متصل است . منتها ما به واسطه ی آموزشهای ناهمسو با آفرینش و دخالت کردن در کار جسم  قدرت تخریب را بیش از قدرت ترمیم کرده ایم .  ما با ذهن خود جسم را تخریب می کنیم و  جسم ما با فرمولهای الهی خود ، خود را ترمیم میکند . وقتی ما ذهنمان را به یادگیری مشغول می کنیم متوجه میشویم چطور باید از ابزار ذهن در جهت قوانین آفرینش استفاده کرد . چرا که اصل آفرینش ذهن  نیز بر این اساس استوار است . 

      ما وقتی لاغر شدن را رها میکنیم  جلوی تخریب  ذهن را میگیریم و ترمیم بدن پروسه ی لاغری را که همیشه در حال انجام آن بوده ادامه میدهد و چون دیگر ذهن یادگرفته این کارخانه ی خودکار را رها کند ؛ لاغری رخ میدهد . این یک آموزش عملیست . ما باید همواره این نکات را در نظر داشته باشیم . وقتی همیشه مشغول حرکت در مسیر لاغری با ذهن باشیم توجه به جسم را رها کرده  به آن میرسیم و از آن عبور میکنیم . 

       

      لاغری جسم تمام میشود ؛ اما لاغری ذهن (یادگیری ) تا ابد ادامه دارد و این استمرار سبب لاغر ماندن دائمی جسم میشود  . 

       

      🔴در مسیر لاغری با ذهن به خوبی درک کردیم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنید.

       

      بله ما نسبت به نقطه ی شروع بسیار تغییر کرده ایم . ذهنیت ما آرام آرام در حال تغییر است . گفتمان های ما آرام آرام تغییر میکند . عملها و عکس العملهای ما آرام ارام تغییر میکند و نتایج یکی پس از دیگری در اثر همین تکرارها و تمرینها و عمل به آموزشها برای ما رخ میدهد . 

       

      🔴احساس شما به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی 

       

      احساس من بسیار تغییر کرده است . آرامشم بیشتر شده . شادیهایم خنده هایم امیدم نشاطم بیشتر شده وابستگیهایم به بیرون از خودم کم شده 

       توجهاتم تغییر کرده . نگرانی هایم کم شده . اصلا دیگر نگران نیستم . من به اندازه ی تغییرهایم موفق هستم. 

       

      🔴نگرانی شما از لاغر نشدن به چه انداه به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده است؟ به همان اندازه موفق هستی

       

      من دیگر نگران نیستم بلکه نگران هستم . من نگاه میکنم . تفکر میکنم . زاویه ی نگاهم را به زندگی تغییر میدهم و من به اندازه ی تغییرهایم موفق هستم . 

       

      🔴ترس از خوردن مواد غذای به چه میزان در شما تغییر پیدا کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

       

      من دیگر از خوردن ترس ندارم . خوردن ترس ندارد درس دارد . چاقی ترس ندارد درس دارد . 

      من آموخته ام که از هر اتفاق زندگی درس آن را بیرون بکشم تحلیل کنم و به فرمولهای لذتبخش در جهت آفرینش برسم ‌ .

      اما همه ی این نتایج لذتبخش زمانیست که من به گل آموزشهای الهی متصل هستم . اگر به بعد ذهن گذشته ی خود برگردم و انها را مرور کنم قطعا که نتایج باز هم در امتداد ان مسیر نمایان میشود . 

       

      🔴ارتباط شما با خودتان به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

       

      من با خودم به صلح رسیده ام . بدن من همواره در حال بهترین شدن خود است تنها مانع خودم هستم . حتی( من )هم در من تغییر کرده است . 

      من از خودم راضی هستم . 

       

      🔴هر تغییری که در خود به نسبت نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری با ذهن در خود مشاهده میکنید بیانگر موفقیت و تاثیرگذار بودن آموزشها برای شما می باشد.

       

      به به عجب عبارات چشم نواز و گوش جان نواز و دل نوازیست . 

      تغییر مسیر ذهنی = موفقیت .

       

      🔴در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید.

       

      پس این یک فرمول است که باید به تغییرات فعلی  خود توجه کنیم نه به مقصد نهایی . 

      من انقدر به آموزشهای شما ایمان دارم که میدانم تغییرات هم خودبخود دارد اتفاق می افتد . تغییرات ذهنی روحیه اخلاقی و حتی جسمی . من فقط تمرکز و توجهم را روی آموزشها و پیگیری آن می گذارم که یکی از آنها توجه به تغییر است . 

      و یکی از فرمولهایی که درمورد تغییر پیدا کرده ام اینست که تغییر آسان است . ما با توجه کردن به تغییرهایی که می کنیم به این باور میرسیم که تغییر کردن خیلی آسان است . 

       

      🔴 و همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.

       

      بله ما باید لذت ببریم . این هم یک فرمول دیگر . ما در مسیر لاغری باید لذت ببریم . لذت بردن از تغییرات هم خودبخود رخ میدهد . وقتی به تغییرات الان و گذشته ی خود نگاهی میکنیم چقدر تغییرات خود را عالی مشاهده میکنیم . چند روز پیش با خانومی در حال صحبت بودم گفت چند سالته . گفتم چند میخوره . گفت ۲۷ ؛ ۲۶ گفتم نه من ۳۷ ؛۳۶ ساله هستم . خیلی تعجب کرد . گفت خیلی خوب مانده ای .چه کار کردی . چیزی نگفتم . 

      من وقتی ۳۲ ساله بودم و در اوج چاقی واقعا که به خودم نگاه میکردم پیری را میدیدم و الان که ۵ سال از آن زمان فاصله گرفته ام من حدودا  ۳ سال است که جوانی را خود مشاهده می کنم . 

      جوان شدن فقط یکی از بینهایت پاداشهاییست که ما در مسیر لاغری میگیریم . 

       

      🔴این طریق لاغر شدن لذتبخش است، نه اینکه هر روز شرایط خود را با آنچه باید باشیم یا دوست داریم باشیم مقایسه کنیم.

       

      این عبارت هم هم یک نکته ی آموزشیست .  وقتی لدت ببریم مقایسه نمیکنیم . پس هرگاه که گرفتار مقایسه شدیم بدانیم که ذهن ما لذت بردن را کنار گذاشته . فرمولهای قبلی دارند تکرار میشوند که ما به جای لذت داریم مقایسه می کنیم . 

       

      واقعا که تمام گفته ها و فرمایشات  شما که از خدای درونتان است خط به خط قابل بررسی و تحلیل  است. چقدر نکات دارد که تازه خیلی از آنها جا میفتد .

       

      به فرمایش آیه ۳۷ سوره لقمان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم

      وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ 27

      و اگر همه درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام می‌شود ولی کلمات خدا پایان نمی‌گیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است . در آیه 109 سوره ‏ى كهف نیز می‏خوانیم: «قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّى لَنَفدَ البحر قبلَ أن تَنفد كلمات ربّى و لو جئنا بمِثله مَدَداً» بگو: اگر دریا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركّب شود، دریا پایان می‏گیرد، پیش از آن كه كلمات پروردگارم تمام شود، هر چند همانند آن (دریاى اوّل) را كمك قرار دهیم.

       

      تمام این آیات را من با تمام گوشت و پوست و استخوانم با بند بند وجودم حس میکنم و چه مسیری از این زیباتر که انسان به این درک برسد . 

       

      استاد گرامی ما خدا را در عبارات شما یافتیم . خدای درون ما ما را به سمت شما هدایت کرد و تمامی این تغییرها هدایت زیبای الهیست و واقعا خدای به این زیبایی چقدر برای پرستیدن لایق است . این خدا کجا و خدایی که ما از قبل برای خود ساخته بودیم کجا . 

       

      خوشا آنان که دائم در نمازند و ما به لطف خدا به این نماز دائمی رسیده ایم . 

      چه بسا وقتی عمیقتر مینگریم جسم و ذهن خود را به گرد خدای روحمان در گردش میبینیم و این معنای اصلی نماز است . جسم و ذهن الهی ما همواره  در حال حرکت بر مدار و قوانین آفرینش هستند و ما هم وقتی با این آفرینش همراه میشویم لذت را حس می کنیم و احساس ما قطب نمایی میشود برای این لذت . 

      پس نماز خواندن در حقیقت یعنی همسو شدن با آفرینش الهی . 

      وای خدای من این نماز کجا و آن نمازهای قبل کجا . حالا میفهمم که چرا خدای درونم مرا از نماز خواندن بازداشت . او مرا از نماز ظاهری جداکرد تا نماز حقیقی که همسویی با قوانین آفرینش است را یادم دهد . 

      خدایا شکرت . 

      نماز خواندن را رها کنیم نمازخوان میشویم . 

      لاغر شدن را رها کنیم لاغر میشویم . 

      لاغری دوم یعنی طبق قوانین و همسو و هم ارتعاش با قوانین آفرینش شدن . خدایا جز شکر چه میتوانم بگویم . 

      خدایاااااا شکرت شکرت شکرت . 

      استاد جز تشکر از شما چه میتوانم بگویم . اشک شوق بر صورتم جاریست و فقط میتوانم بگویم سپاسگزارتونم استاد . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 38 از 8 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/02 11:00
        مدت عضویت: 427 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        سلام فاطمه جان مثل همیشه کامنتتون فوق العاده عالی و انرژی بخش پر از درک و آگاهی هستند و با خوندن کامنتها درک و آگاهی درونی ما هم فوران میکنه ممنون و سپاسگزارم 

         

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/06 08:00
          مدت عضویت: 750 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          سلام لیلی جان ممنون از نگاه زیباتون عزیزم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/03/03 22:25
        مدت عضویت: 452 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        سلام 

        سپاسگزارم از این کامنت عالی و پر محتوا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/06 08:02
          مدت عضویت: 750 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 10 کلمه

          سلام . ممنون از نگاه و نگرش والای شما . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/03/17 03:57
        مدت عضویت: 314 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 50 کلمه

        سلام دوست عزیز، 

        بسیار زیبا نوشتید ،بخصوص تشخیص کلی اصل از بدل ، نگاه عارفانه وخالصانه،  در عین زلالی ، نظر هر خواننده ای بابصیرت را به خود جلب می کند  ، دیدگاه رهایی ورها شدن از هرچه وابستگی،بی شک از نهاد یگانگی شما با احدواحد سرچشمه می گیرد .

        همیار شما 

        Farideh-T

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/31 12:34
          مدت عضویت: 750 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 102 کلمه

          سلام دوست عزیزم و شما که اینچنین زیبا می نگرید قطعا  در همین مدار هستید که از این زاویه ی متعالی به این نوشته نگاه کردید . من گاهی اوقات از قضاوت شدن میترسم . ولی اینجا راحت مینویسم . حقیقتا هر انسانی از زاویه ی دید خودش دیگران رو قضاوت می کنه و وقتی شما اینقدر عالی نظرتون رو برام نوشتید علاوه بر اینکه ازتون تشکر میکنم بابت حسن نظری که به نوشته ی بنده داشتید بهتون تبریک  میگم به خاطر مداری که در اون قرار دارید و از اون مدار به دیگران نگاه می کنید . 

          جاوید باشید دوست عزیزم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/03/31 18:56
            مدت عضویت: 314 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 30 کلمه

            با سلام به شما دوست عزیز، 

            از اینکه دوستان آگاه ومتعالی ومهربانی همچون شما دارم ،خیلی خوشحالم، وشما به من لطف دارید ومن همیشه دیدگاه های  شمارا دنبال می کنم ،

            ❤🌺🌷⚘🌲🪴🌺🌺

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/15 18:51
        مدت عضویت: 452 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام

        هر بار که میخونم متن رو جابه جای مدار رو حس میکنم واقعا زیباو پر محتوا نوشتید.

        تحسین برانگیزه

        سپاسگزارم از استادعزیز و شما خانم فاطمه سادات

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/01 13:59
      مدت عضویت: 205 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 405 کلمه

      به نام خدا 

      لاغرشدن را رها کنید تا لاغرشوید .🌺🌺

      همه ما خاطرات زیادی باوزن کردن داریم .وقتی میخواستیم وزن کنیم که پرسه طولانی از شب قبل داشتیم که اول هفته با معده خالی و کمترین لباس ….آخرشم ناامید میشدیم .این اواخر شنیده بودم که باجوراب خودم وزن کنم باید بین پا و ترازو یک مانع نازک باشه که دقیق نشون بده.

      اینقدر وسواس ترازو داشتم که به بقیه هم منتقل شد من وزن میکردم یا استپ بودم یا اضافه کرده بودم به پیروی من شوهرمم خودشو وزن میکرد بااینکه متناسب بود ولی دلش یکم توپر بودن رو میخواست کم کم متوجه شد داره وزنش کم میشه و این ادامه داشت تا کار به دکترهای مختلف و آزمایش های سخت کشید و ما رو حسابی ترسونده بودند ‌.و خوشبختانه مشکلی نبود .و ما نفهمیدیم دلیل اون کاهش چی بود ولی حالا که دراین مسیر افتادم فهمیدم این ذهن ما دو نفر بوده که من چاق میشدم و ایشون لاغر .

      ❇❇توجه کردن به مقدار اضافه وزن انرژی و احساس خوب افرادی که درمسیر لاغری تلاش میکنند رو نابود میکنه .پس ترازو و وزن کردن و توجه به جسم را رها میکنیم .و فقط از این مسیر لذت میبریم تا به اهداف خودمون برسیم .

      باید توجه کنیم ببینیم در این مسیر چقدر تغییر کردیم دراین دوماه من نگرانی و اضطراب ام خیلی کمتر شده .ترس خوردن از انواع خوراکی ها و زمان آنها رو ندارم با ترس ااز خوردن شیرینی دست وپنجه نرم میکنم و میدانم به مرور آن هم درست میشه .

      از بدنی که نفرت داشتم تشکر میکنم و دوستش دارم و آرامش دارم و به دنبال هدف در زندگیم هستم هروقت فرصتی دست میدهد دراین کانال وسایت هستم برای تغییر خود و زندگیم .

      اینها تغییرات بزرگی هستند که سالها آرزویش را داشتم .حالا شاید در جسمم تغییر نبوده که شک دارم احساس میکنم دارم کوچک و سبک میشوم .

      ❇❇از این مسیر لذت ببریم .

      ❇❇از مسیر لاعری باذهن چربی سازی رو متوقف می کند یعنی انباشت چربی خود به خود متوقف میشه .

      ⛔باور اینکه دوره ها فقط سیری و گرسنگی است باور غلطی است .دراین مسیر استمرار داشته باشیم و با هرشرایطی فقط ادامه بدهیم خودبه خود همه چیز حتی باورهای غلط هم درست میشه .

      ⛔داشتن پیچ غذا باعث چاقی میشود .این یک باور غلط است هیچ ارتباطی با چاقی ندارد .افراد خارجی و ایرانی زیادی هستند که پیج غذا دارند ومتناسب هستند .

      ❇ بااستفاده از این دوره ها رفتارشخصی ات با رفتار شغلی ات تفاوت پیدا میکند .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/01 11:54
      مدت عضویت: 442 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 696 کلمه

      سلام استاد گرامی  و دوستان همراه 

      مثل همیشه یک فایل عالی دیگه از شما شاهدیم .

      همین چند دقیقه قبل  آخرین پیام  کانال تلگرامو  خوندم و بی اختیار لبخند زدم  می دونستم حرفای قشنگی خواهم شنید  هنوز فایل صوتی این متن رو گوش نکردم اما  این جملات در متن ، توجه منو به خود جلب کرد و برام تاثیر گذار ترین جملات این متن بود 👇

       

       

      همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.

      این طریق لاغر شدن لذتبخش است، نه اینکه هر روز شرایط خود را با آنچه باید باشیم یا دوست داریم باشیم مقایسه کنیم.

      👏👏👏👏👏👏👏👏👏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓

       

       قبل از گوش دادن به فایل ارزشمند صوتی  شما 

      می خوام چند جمله راجع به تغییراتی که احساس می کنم یا در خودم می بینم بگم  که حسابی بابتشون خوشحالم 😃

       

      احساس سبکی که اینروزا دارم خیلی حالمو خوب می کنه  مانتویی که  از اول آشناییم با سایت  می پوشیدم  گشادتر شده و کاملا این  تغییر رو به چشم می بینم ، حتی یکی دو نفر از دوستانم بهم یادآوری کردن ، 

        با لذت و با ترس خییییلی کمتری غذا می خورم  از اینکه با مقدار کمتری غذا  سیر میشم خیلی لذت می برم ، و این فعال بودن اهرم رنج و لذته که به جهت لاغر شدن داره تنظیم میشه 

       

       به مواد غذایی توجه کمتری  می کنم ، وقتی به آخر غذا خوردن نزدیک میشم به صدایی که‌میگه  کافیه  با اینکه هنوز میل داری  ولی باقیشو نخور   گوش می دم و اجرا می کنم .

       

      هر غذا و خوراکی که میلم بکشه حتما  ازش یه مقداری می خورم تا به  وسوسه بیشتر و مقاومت ذهنم پایان بدم .

      یه صدایی میگه ریزه خواری نکن ولی من میگم کودک درونو میشه با یه چیزای کوچولو آروم کرد سرشو گرم کرد تا دست از بهانه جویی برداره  .

      اصل ، انتظار لاغری از خود داشتنه و نداشتن  احساس ترس از چاقتر شدن .

      وگرنه من از استاد شنیدم اگر شما انتظار لاغری از خود داشته باشید و‌مثل متناسبها فکر کنید هر چی با هر مقدار دوست داشتی بخور .،

      مگه  یادمون رفته که گفتن و‌ما هم شنیدیم که  خیلی از لاغرها فقط بخاطر  هشدار پزشکی به ترس از چاقتر شدن  و انتظار برای چاق شدن دچار شدن و بعد بدون اینکه غذاشون تغییری کرده باشه بسرعت  چاق شدن …..پس مهمترین  فاکتور قابل توجه برای متناسب شدن  انتظار داشتنه انتظار از خود برای لاغر شدن ،

       

      ،  به آینه نگاهم میفته  خودمو با لبخند نگاه می کنم و به چاقیم اصلا توجهی نمی کنم و میگم تو خوبی  قراره خوبترین بشی   ،  واقعا هر جا آدم متناسبی ببینم غرق توجهو لذت  میشم و برای دیدنش خدارو شکر می کنم چون می دونم اگه باهاش هم فرکانس نبودم توفیق دیدن و توجه  حاصل نمی شد ،  در صورتی که قبلا  فقط به چاقها توجه می کردم  و در حال مقایسه خودم با اونا بودم  به لاغرا توجهی نمی کردم چون نگاه حسرت بار اذیتم می کرد  اما حالا کاملا دیدگاهم تغییر کرده  ، 

       قبلا فکر می کردم هیچوقت لاغر نمیشم  چون سنم هر سال میره بالاتر  سوخت و سازم می آد پایینتر   ولی حالا در مسیر تناسب اندامم خواه ناخواه  به مقصد می رسم  هر چند گاهی در این مسیر توقف کنم  و کند و لاک پشتی حرکت کنم .   هیییییچ ارتباطی بین سن و سوخت و ساز با لاغر نشدن وجود نداره  ، 

       از اینکه  از انجام تمرینات لاغری  لذت می برم و خستگی هامو به جون می خرم این یک‌نشانه مهمه که ذهنم  اجازه حرکت به سمت لاغری  رو داده  و با این‌مسیر مخالفتی نداره ،

       

      از همه مهمتر  تغییری است که در مقدار فعالیتم ایجاد شده و اونم انجام پیاده روی موثر  با فایلهای بینظیر  استاد عزیز .

       

      مدتهابود یه گوشه مینشستم و کمترین جنب و جوش دا داشتم  ولی حالا شاهد این حرکت و‌جنبش عالی از خودم با آگاهی های جدیدم .

      واقعا  این تغییرات  عالین و بابتشون  بسیار خوشحالم 😃

      هر روز که از خواب پامیشم  به خودم میگم من امروز برای لاغر شدنم وظایفی دارم و انجام هر وظیفه  میشه یک قدم به پیش باید مسیرمو  با همین کوله بار چاقیم  ادامه بدم تا یواش یواش این بار سبک و سبکتر بشه  یهو به خودم می آم می بینم کیسه چاقیم خالیه خالیه و من به مقصد رسیدم‌🤩🤩🤩 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/01 07:23
      مدت عضویت: 590 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 451 کلمه

      سلام سلام😍😍

      صبح تا بیدار شدم گوشی دست گرفتم و پیام فایل جدید در تلگرام را دیدم و ذوق کردم تا اول این فایل ببینم‌چی‌ هست بعد برم هفته ی دوم دوره را شروع کنم.

      همیشه اولین کار من چک کردن پیام هایم بود ولی اصلا یادم رفت تا دیدم فایل جدید داریم😎🥰.

      تجربه ی من از استفاده از ترازو؛

      خوب ترازو همیشه پناهی بود که دست به دامنش میشدم ولی از پشت که نه خیلی راحت از جلو بهم خنجر میزد🥴

      میدونستم که وضعیت خوبی ندارم ولی به اعداد التماس میکردم تا آنها گزارش وضعیت خوبی را به من بدهند.

      خیلی وقت ها حتی عینکم  و گیره ی سر را هم برمیداشتم به امید اینکه یه ۲۰ کیلویی کمتر نشون بده 😆😂

      خوب ذهن چاق اینجوریه دیگه، صبح ها ناشتا بدون لباس وزن کردن هم هیچ وقت عددی که میخواستم نشان نداد.فکر میکردم اگر شکمم را بدم تو کمتر نشون میده وزنم‌رو.و…

       

      فایل تصویری💻🎧📚🖍:

       

      ✅با وجود شرایط چاقی که هرروز با ماست ولی باید انقدر ادامه بدهیم تا تغییرات ایجاد شود.

       

      ✅هیچ وقت نباید نقطه ی پایان ، هدف تان باشد.

       

      ✅چیزی که هستی را با نقطه ی شروع مقایسه کن، که انرژی بگیری ادامه بدی.

      یعنی هدفت بهتر کردن شرایط خودت باشد.

      🖍من کجا هستم؟

      ۱.نقطه ی شروع من زمانی بود که ۷۸ کیلو بودم و آرزوی من ۷۵ کیلو شدن بود…یعنی اصلااا فکر نمیکردم که بیشتر بتوانم لاغر بشوم .ولی چند وقت بعد من ۷۰ کیلو شدم یعنی رویای خودم را هم رد کردم و این بار با شجاعت هدفم را ۵۴ کیلو انتخاب کردم.

      ۲.الان که فکر میکنم میبینم باید این عدد را هم رها کنم مثل اون ۸ کیلویی که هیچ وقت من تعیین نکردم کم کنم ولی کم شد و از جسم من بیرون رفت.

      ۳.من از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم،خیلی از رفتار ها و اخلاقم هم تغییر کرد.

      مثلا من آدم مثبتی شدم، چه قدر ارتباطم با خدا بهتر شد ، تلویزیون رو کنار گذاشتم و …

      من با خودم در سال ۹۷ خیلی تفاوت دارم که شاید باید برای هرکدام کلی تلاش میکردم ولی حقیقتا کاری جز تغییر فرمول های ذهنی نکردم اما شرایط ایجاد شد.

      ولی به خیلی از اهدافم هم نرسیدم مثلا هنوز من‌ ۵۴ کیلو نشدم و…. اگر به این توجه کنم ، منفی باف هم از خدا خواسته میاد وسط و میگه آره بابا خودتو کشتی هیچی به هیچی و نتیجه هایی هم که گرفتم را به راحتی از دستم میگیره و پرت میکنه کنار.

      بنابراین من نباید توجه ام بذارم روی نقطه ی پایان ..

      توجه من به احساس امروزم و تفاوتم با نقطه ی شروعم هستش که میتونه به من کمک کنه .بهترین مقایسه ، مقایسه با خودم وعملکرد خودم هستم.

      من کجا بودم و الان کجا هستم؟

      نه اینکه من اینجام اوووووو کی بشه برسم به نقطه ی پایان❌❌

       

      🌹خیلی سپاسگزارم برای این لایو فوق العاده.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 28 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم