ورود / ثبت نام
0

لاغر شدن همان چاق شدن است

لاغر شدن همان چاق شدن است
اندازه متن

لاغر شدن همان چاق شدن است که باید به شکل متفاوتی انجام شود.

از سال 1393 که با موضوع قدرت ذهن آشنا شدم، آن زمان مهمترین خواسته من تغییر کردن زندگیم بود و اصلا تصمیم به اینکه لاغر شوم نداشتم، اصلا نمیداتستم که با قدرت ذهن می شود لاغر شد.

به قدری در سالهای قبل از آن برای لاغر شدن تلاش کرده بودم و نتیجه ای نگرفته بودم که دیگر باورم نمیشد من بتوانم لاغر شوم.

به همین دلیل مهمترین خواسته من بعد از آشنایی با قدرت ذهن تغییر شرایط زندگی من در جنبه های دیگر بود، مثل جنبه مالی و روایط و تغییر وضعیت کسب و کارم

علاقه ای که به این موضوع داشتم سبب شد که هرچه زمان آزاد در طول روز داشتم را صرف دنبال کردن موضوع قدرت ذهن و تغییر باورها می کردم، نتیجه این تلاش و پیگیری بعد از چند ماه هدایت من به سمت تجربه لاغری با قدرت ذهن بود، موضوعی که به هیچ عنوان در رویای من هم نبود

اما لطف خداوند در هدایت بندگانش شامل حال من شد و رسیدن به تناسب اندام با قدرت ذهن برای من جذاب شد و هدف اصلی من از تغییر کردن و استفاده از قدرت ذهن لاغری شد و به لطف خدا در طی چند سال نه تنها با قدرت ذهن به تناسب اندام رسیدم بلکه به هرآنچه که تصور میکردم و نمی کردم نیز دست پیدا کردم.

در این مسیر چند ساله گام به گام قدرت ذهن برای من واضح تر شد و علاقه من برای درک بیشتر و استفاده بهتر از این توانایی خدادادی در زندگی خودم بیشتر شد تا جایی که به مسیر آموزش دوستان و علاقمندان به موضوع ذهن و تغییر زندگی هدایت شدم.

در تمام این سالها و پس از تجربه تغییرات زیاد در زندگیم به این نتیجه رسیدم که هر تغییری به هر اندازه که در ذهن ما بزرگ باشد و یا دست نیافتنی باشد فقط برای رخ دادن فقط نیاز به ایجاد افکار جدیدی دارد که ما را به سمت خواسته خود هدایت میکند، مانند مسیری که در نهایت ما را به مقصد خود می رساند.

فقط کافی است افکار جدیدی در ذهن خود ایجاد کنیم که نتیجه آن دستیابی به خواسته خود باشد و در پررنگ کردن آن افکار استمرار داشته باشیم

به عبارتی آهسته و پیوسته این مسیر را طی کنیم، و در اینصورت چه بخواهیم و چه نخواهیم به مقصد خود می رسیم.

لاغر شدن همان چاق شدن است و مانند هر موضوع دیگری در زندگی فقط نیاز به ایجاد افکاری جدید دارد، افکاری که مقصد آنها لاغری است. افکاری که در دل افکار چاق کننده ایجاد میشوند، در اوج شرایط سختی که به واسطه چاقی بر ما تحمیل شده است باید ایجاد شوند، استمرار در نگهداری از این افکار لاغر کننده سبب میشود به مرور مسیر حرکت جسم ما از چاقی به سمت لاغری تغییر پیدا کند و پس از مدتی ما در شرایط جسمی کاملا متفاوتی باشیم.

سخت ترین مرحله این تغییر شجاعت روبرو شدن با شرایط جدید است، چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت میکند و هیچ تمایلی برای تغییر وضعیت نرمال خود ندارد، حال ممکن است وضعیت نرمال از نظر ذهن ما وضعیت بحرانی در زندگی ما ایجاد کرده باشد، اما برای ذهن نتیجه آن وضعیت نرمال خود در زندگی ما اهمیتی ندارد.

 ذهن فقط میخواهد در شرایطی که به آن عادت کرده است باقی بماند و این موضوع را شما به سادگی در جنبه های مختلف زندگی خود بارها تجربه کرده اید.

تغییر شرایط ذهن گرچه کاری سخت و طاقت فرساست اما از آنجا که بی نهایت طریق برای ذهن ما می تواند ایجاد شود امکان عادت دادن ذهن با شرایطی که میخواهیم تجربه کنیم امکانپذیر است.

نوشته خانم فروغ عزیز در بخش نظرات این فایل آموزشی:

” هر کاری در اول شاید سخت باشه اما در اصل سخت نیست چون ما عادت نکردیم و هنوز ذهن اون تغییر رو نپدیرفته براش سخت هست.

مثلا صبح زود بیدار شدن شاید سخت باشه ولی بعد از مدتی که صبح زود پا شدیم دیگه برای ما عادی میشه و خیلی راحت بیدار میشیم.

پس در مورد چاقی و لاغری هم سیستم همین طور هست

خیلی از اضافه وزنها در ما به خاطر عادتها مونده و داره پیشرفت میکنه

مثلا فردی که الان ۵۰ کیلو اصافه وزن داره ده سال پیش که اینقدر نبوده یه سری عادتها هستن که چاقی رو پیشرفت میدن و ما باید این عادتها رو تعییر بدیم تا جسم ما تعییر کنه.

برای تعییر این عادتها در جسم همین طور اولش سخت هست ولی اگر ادامه بدی و سعی کنی و استمرار داشته باشی و تعهد داشته باشی بعد از یه مدت همه ی عادتها برات تغییر میکنه و دیگه انحام کارهای گدشته برات سخت میشه.

مثلا پرخوری های گذشته برات سخت میشن و دیگه فرمولهای ذهنی ما تغییر میکنند و این به مرور ایحاد میشه و فقط با تمرین و تکرار ایحاد میشه.

پس یه کاری اولش که میخوای تغییرش بدی سخته و یواش یواش عادی میشه و دیگه مهم نیست داره انجام میشه پس برای لاغری هم اشتیاق و استمرار داشته باش همینکه فرمولهای ذهنی تو تغییر کنه با فایل گوش دادن و نوشتن اینجور خیلی راحت روند زندگیت تغییر میکنه.

پس لاغری هم مثل هر کار دیگه انجام پذیر هست.

مثلا زمانی که خونه جدید خریدیم تا مدتها من میخواستم به سمت خونه ی قبلی برم و یا اینکه تغییر یه وسیله ی خانه تا مدتها باید بری سراغ جای قبلیش معلومه که ذهن عادت پذیر هست و بعضی عادتها ریشه ای هستن و زمان میبره تا تغییرش بدی و اینها چون بارها تکرار شدن ما باید بیشتر استمرار داشته باشیم تا عوض بشن.

پس در موضوع تغییرات شرایط خیلی مثالها هست بنابراین چاقی به لاغری یه سری تغییر رفتارها هست که زمان میبره تا ما اونها رو بپدیریم و شاید اوایل بگی لاغر شدن برام سخت هست.

چطور من که سالها تلاش کردم ولی لاعر نشدم اما از نطر یه متناسب این حرف مسخره هست و چی در این دو فرد متفاوت هست فرمولهای ذهنی این دو متفاوت هست و در ذهن چاقها این یه موضوع نشدنی هست .

پس فکر کنید چه چیزهایی در زندگی شما تعییر کرده و الان شما به اون سبک عادت کردید به یاد خودت بیار و مثال بزن و بگو حالا لاغری هم یه تغییر هست از چاقی به لاغری و بگو این لاغری که چیزی نیست و در ذهن خودت کوچیکش کن که به اون برسی پس تا میتونی خواسته ات رو کوچیک کن تا وارد زندگیت بشه و هر چیزی که در ذهن تو بزرگ باشه به اون نمیرسی ولی اگر گفتی این تغییر که چیزی نیست من به اون میرسیم ذهن راحتتر میپدیره و به اون میرسی.

ذهن براش سخته تعییر کردن و ما هم ناآگاهانه با فکر کردن به مشکلات اون تعییر کردن اون تغییر رو برای خودمون سختتر میکنیم.

مثالهای از تغییرات من در زندگیم:

زمانی که در خونه رو ریموتی کرده بودیم تا مدتها میخواستم به سبک قدیم برم در رو باز کنم ولی یادم میومد و نمیرفتم و یا بعصی از چراعهای خونه مثلا راهرو و یا سرویس بهداشتی چشمی بودن و من تا وارد راهرو میشدم دنبال کلید بودم که بزنم و لامپ روشن بشه ولی یادم میومد و دیگه راحت میرفتم بالا.

یا من با شرایط فعلی جامعه که کرونا هست خیلی تغییرات در زندگیم داشتم و اوایل سخت بود اما حالا دیگه عادی شده همون ماسک زدن که اوایل سخت بود و یا الکل زدن و یا دست ندادن با هیچ فردی بر خلاف گدشته تا مدتها من وقتی کسی رو میدیدیم دستم رو نا خودگاه دراز میکردم که سلام کنم و دست بدم و بعد یادم میومد که چه کار زشتی حساب میشه و دوباره جمعش میکردم.

یا اوایل که درس دادن انلاین به پسرم بر عهده ی خودم بود خیلی وقت من رو فشرده کرده و ا و غات بیکاریم و ساعاتی رو که برای خودم بودم خیلی کمتر شده بود و اون اوایل همش میگفتم چقدر سخته خودم درس بدم اما کم کم برام عادی شده و پذیرفتم و زندگیم رو طوری دیگه برنا مه ریزی کردم که هم پسرم رو درس بدم و هم فایل گوش کنم و در مسیر باشم .

پس لاغری جسم هم یه تغییر کردن هست که بسیار آسان و راحت هست فقط باید ادامه بدم تا برام عادی بشه و فرمولهای ذهنی من تغییر کنه مثل این همه آدم متناسب در اطرافم با رفتارهای متناسب که دارن بدون سختی و زجر زندگی میکنن منم به لاغری راحت و ساده میرسم”

توضیحات این فایل آموزشی لاغر شدن همان چاق شدن است به شما کمک می کند تا چگونگی شناسایی عادتهای ذهن خود را بهتر درک کنید و همچنین راهکار چگونه تغییر دادن آنها را بیاموزید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=18149
برچسب ها:
66 نظر در مورد لاغر شدن همان چاق شدن است

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/10 00:54
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی

      تغییر عادتها زمان میبرد باید صبور باشیم و استمرار داشته باشیم

       

      کوچک و ساده کردن هدف ذهن را ترغیب به همکاری میکند واقعا چه نکته طلایی بود این موضوع

       

      وقتی لاغر شدن را برای خودمان کوچک و رسیدن به آن را ساده کنیم و از طرفی دیگر استمرار در گوش دادن به فایلها و انجام تمرینات و به اجرا گذاشتن آنها در زندگی روزمره مان داشته باشیم این بصورت عادت در ذهن ناخودآگاه ما ذخیره شده و بدون هیچ سختی بطور اتوماتیک کار خودش را انجام میدهد

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/03 20:03
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,683 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم 

      چقدر اسم فایل خوبه  که لاغرشدن همان چاق شدن است چقدر حالم رو خوب میکنه چقدر آرامش دهنده هست و  بازم بهم یاداوری میکنه که  لاغری آسون و قابل اجرا شدن هست که میشه فروغ همانطور که سالها  لاغر بودی ولی تحت یه سری باورهای غلط و رفتارهای غلط چاق شدی دوباره میتونی با این اموزشهای سایت و داشتن کلی باورهای  صحیح و رفتار صحیح  دوباره لاغر بشی و اصلا کار سختی نیست اصلا همینکه تونستی راحت و بدون دردسر چاق بشی و بدون زحمت چاق بشی این خودش خوبه و باید خوشحال و  امیدوار  باشم  پس حالا  که میتونم خیلی راحت و بدون زحمت  چاق بشم پس میتونم  به همین راحتی هم لاغر بشم  در واقع همینکه در گذشته جسم من  تونسته چاق بشه یعنی جسم من توانایی تغییر کردن داره و حالا برای لاغری میخواد در جهت مخالف گدشته ی خودم حرکت کنه همین  و اگر من از نتیجه ی این توانایی جسمم راضی نیستم میتونم اون رو تغییر بدم اخه من ممکنه خیلی تواناییها داشته باشم که نتایج خوبی نداشته باشن و از اونها راضی نباشم پس هیچ وقت انحامشون نمیدم حالا هم از نتیجه ی  این توانایی جسمم برای چاقی راضی نیستم پس تغییرش میدم خود من توانایی دعوا کردن با خیلیها رو دارم اما چون نتیجه اش رو دوست ندلرم انجام نمیدم من توانایی دروغ گفتن رو دارم اما چون نتیجه اش رو در زندگی دوست ندارم انجام نمیدم یا اینکه توانایی زیاد حرف زدن اونم بیهوده رو با اطرافیانم دارم اما چون از نتیجه اش راضی نیستم پس انجامش نمیدم و بازم برای خودم بیشتر  قابل لمس و قابل باورش میکنم که جسم من توانایی تغییر کردن به سمت لاغری رو داره و اصلا چیز خاصی نیست بسیار ساده هست خود من بارها از راه غلط وزن کم کرردم و متناسب شدم اما این دفعه از راه درست دارم حرکت میکنم پس قطعا به تناسب دلخواهم میرسم همینطور که این همه ادم در اطراف من به راحتی و بدون سختی لاعرن منم با این اموزشها به راحتی لاغر میشم فقط،کافیه  روی خودم کار کنم و آموزش،ببینم ارام و اهسته و بدون عجله به مرور زمان من به وزن دلخواهم میرسم و لاغری در وزن ۵۹ کیلو رو تجربه میکنم فقط باید مسیر جسمم رو تغییر بدم اونم با اموزشها ودر مسیر صحیح تناسب قرار بگیرم که خدا رو شکر تا حالا در همین مسیر حرکت کردم و موفق بودم .و الان دیگه فاز مغزی من و عادتهای من خیلی تعییر کرده و من نمیتونم مثل قبل بخورم و یا فکر کنم و اون کارهای گذشته برام سخت شدن مثلا خیلی راحت تخم مرغم رو در روغن دلخواهم سرخ میکنم و میخورم و اصلا فکرم و حالم  بد نیست اما وقتی در کنار فردی قرار میگیرم که رژیم داره و نباید روغن مصرف کنه و باید ابپز بخوره این فکر کردن و این مدل خوردن برام سخته و غیر ممکن هست و به خودم میگم نه من به هر اندازه که از این غدا ی مورد علاقم نیاز داشته باشم مجازم بخورم و  اصلا برای ادامه ی حیات من ضروری هست و اون اضافه بر نیاز خوردنم  هست که من رو چاق میکنه و یا خیلی از نمونه های دیگه  که دیگه نمیتونم مثل قبل فکر کنم و فقط با تمرین و تکرار دارم روز به روز در  داشتن این افکار صحیح بهتر میشم و بهتر رفتار میکنم  فقط کافیه لیز نخورم و در مسیر بمونم تا فرمولهای ذهنی من کاملا عوض بشه حتی اگر باوجود تغییر رفتارهام هنوزم جسمم چاق باشه نباید جا بزنم و مدام خودم رو چک کنم و عجله کنم فقط باید در مسیر باشم تا به مرور چاقی در جسم من از بین بره و جاش رو به لاغری بده پس استمرار داشته باش تا روند جسمت تغییر کنه بابا لاغر شدن مثل هر کار دیگه قابل انجام شدن هست فقط باید صبر کنی تا فرمولهای ذهنی تو و عادتهای تو تغییر کنه تا در نهایت جسم تو تغییر بکنه اخه ذهن ما عادت پذیر هست و به راحتی و با کمی کار کردن روی خودمون ذهن  عادتهای  قبلی رو دیگه تکرار نمیکنه و عادتهای جدیدی رو پیدا میکنه تنها موردی که هست اینه یه سری عادتها در ما به خاطر بارها ی زیاد تکرار شدن  ریشه ای شدن و نیاز به صبر داره تا تغییر بکنن مثل خودم که سالها عادت داشتم عصرها برم داخل آشپزخونه و هر چی از ناهار مونده  سرپایی از داخل قابلمه بخورم و یا اینکه وقتی صبحانه میخوردم سریع چند تکه بسکوییت و کیک بخورم و یا حین درست کردن غدا پای گاز مقدار زیادی از اون رو داغ و داغ بخوزم و یا حین دادن غدا به فرزندم خودم مقدار زیادی از اون رو بخورم یا موقع جمع کردن میز غدا ته مانده ی بشقاب بچه ها و همسرم رو بخورم و یا اینکه قبل از اومدن همسرم از سرکار یه  سری غدا  بخورم و با اومدن ایشون دویاره هم روی میز  غدا بخوزم و یا هر وقت رفتم  خونه مادرم هر چی روی گاز بود حتما باید میخوردم و چون هر شب میرفتم اونجا پس هر شب هم به غداهای ایشون نوک میزدم و اصلا عادتم شده بودن و بدون اینکه من فکر کنم این کارها رو میکردم و واقعا حالا متوجه میشم چقدر ذهن عادت پذیر هست و واقعا  تغییر چاقی به لاغری یک روند ذهنی هست و اصلا کار سختی نیست در حالی که در گذشته من بارها اقدام به لاغری میکردم و نتیجه رو نمیتونستم حفط کنم و سریع چاق میشدم و  برای همین بارها میگفتم لاغری سخت و طاقت فرسا هست ولی اگر به یه فرد لاغر بگی لاغر شدن سخته بهت میخندن چرا ؟؟چون فرمولهای ذهنی هر دو نفر با هم فرق داره و اونها طور دیگه فکر میکنن .

      من الان در زندگیم کلی تغییرات جدید دارم و به سبک دیگه زندگی میکنم چطور ؟؟الان میگم .:

      • من عادت ندارم قبل از اومدن همسرم عدا بخورم و با اومدن ایشون هم غدا بخورم هر وقت در هر زمانی گرسنه بودم  خیلی راحت عدا میکشم میخورم و کاری به تایم ناهار همسرم ندارم .
      • من عادت ندارم عصرها برم و سر پایی کلی غدا بخورم 
      • من عادت ندارم با چایی شیرینی بخورم اصلا دیگه خوشم نمیاد و نمیخورم و  فقط دوست دارم با کشمش چایی بخورم و لدت میبرم از این ترکیب و همیشه هم چایی نمیخورم هر وقت هوس کردم میخورم  .
      • من عادت ندارم هرشب خونه مادرم هر چی  روی گاز بود بخورم اگر سیر باشم محاله ممکنه بخورم تا جایی که مادرم گله میکنه چرا چیزی نمیخوری 
      • من عادت ندارم ته مانده ی غذا بقیه رو بخورم 
      • من عادت ندارم اول صبحانه بخورم بعد کلی شیریتی بخورم از همون اول به مقدار لازم شیرینی دلخواهم رو  یه مقدار با کارد ازش جدا میکنم و با شیر میخورم .
      • من عادت ندارم ته دیگ غدا رو جدا کنم و داع و داع به تتهایی بخورم دیگه اینقدر علاقه به ته دیگ  ندارم و برعکس گذشته  همش میمونه شاید در حد چند تکه کوچیک  با ناهارم خودم بردارم و مابقی اش خورده نمیشه 
      • من دیگه عادت ندارم هر شب چیپس و پفک بخورم یعنی میلم نمیکشه و نمیخورم و اگر هم به هر دلیلی حالا در خونه باشه مثلا بچه هام بخرن و نخورن من در حد چند دونه میخورم ولی نه مثل قبل چندین پاکت با هم 
      • من دیگه عادت ندارم اصلا به فرزندم خودم عدا بدم که بخوام  هر بار در هر وعده از غدای  پسرم  خودم بخورم 
      • من عادت ندارم حساب و کتاب در کالری عذا بکنم بر خلاف گدشته .
      • من عادت ندارم عذا خوردنم رو بر طبق اصولی تنطیم کنم هر چی میلم بشه در هر زمانی به راحتی میخورم 
      • من عادت ندارم  از هیچ ماده ی غدایی بترسم و خیلی خیلی راحت تر مصرف میکنم 
      • من عادت ندارم پرخوری کنم و زیاده روی کنم خیلی  راحت در حالی که هنوز سبک و راحتم اون  غدا رو رها میکنمو از پرخوری کردن به شدت بدم میاد و انجام نمیدم  .
      • من عادت ندارم بر اساس خاطره هام و یا  تحریک کانالهای عصبی در بدنم  عدا بخورم هر وقت واقعا گرسنه بودم میخورم و خیلی مسلط تر بر عدا ها شدم و  خودم انتخاب میکنم چه عدایی به چه اندازه بخورم .
      • من عادت ندارم دیگه از ترس کمبود و نبودن اون غدا در دفعات بعد اون رو بیشتر بخورم و اصلا باور کمبود من خیلی ضعیف شده .
      • من عادت ندارم برای غدایی حرص،و ولع داشته باشم 
      • من عادت ندارم از ترس اشتهای زیاد کلی مواد عدایی در موقع سیری استفاده کنم 
      • من عادت ندارم به مواد عدایی برچسب بزنم و اونها رو تفکیک کنم 
      • من عادت ندارم به اندازه ی بسته بندی سوپر مارکت ها و یا رستورانها که برای هر  فرد مشخص میکنن چه مقدار غدا اندازه ی تو  هست غذا مصرف کنم من به اندازه  نیاز جسمم غذا میخورم  و کاری به هیچ شرکت و رستوران و سوپر مارکتی و پیما نه ای و ظرفی و …. ندارم من مدتها هست یه بسیکویت شکلاتی رو  که برای صبحانه ی خودم تهییه میکنم در دو یا سه روز میخورم و اینم  جز تغییر ات جدید خودم هست و خودم تشخیص دادم این مقدار ش برای من زیاده و با کارد یه مقدار از اون جدا میکنم و میخورم و لدت میبرم از ما بقی نخورده ی خودم  لدت میبرم و  از این توانایی خودم .و یا در چیپس و پفک و یا در پیتزا و ساندویچ و … هم همینطور هست .من مدتها هست سایز  ظرفم رو تغییر دادم در ظرف میوه خوری غذا میخورم و ….

      خلاصه سبک  خوردن من تغییر کرده و من عاشق ورژن جدید خودم هستم و حالا که این همه تغییر کردم پس باید بازم از اینی که الان هستم متناسب تر بشم و اصلا این برای بدنم  کار سختی نیست چون من یاد گرفتم درست رفتار کنم پس به زودی  لاعری وارد زندگی من میشه انصافا لاعری اسون هست و دیگه چاقی برای من سخت هست و حالا میگم چطور در گذشته من در مسیر چاقی بودم و برعکس حالا این سبک خوردن و رفتار کردن اسون هست و لاغری اسون هستو من کاملا از درون احساس تناسب میکنم   و مطعنم بیرون من به زودی با درون من هماهنگ میشه و من لاغری رو تجربه میکنم .چون به دنبال تغییر کردن هستم اونم اهسته و پیوسته .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/22 22:32
      مدت عضویت: 499 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,094 کلمه

      گام۶۷

      باسلام:لاغر شدن همان چاق شدن است 

      از وقتی که متوجه شدم مقدار کمی اضافه وزن پیدا کردم از همون موقع آرزوی من متناسب شدن به وزنی که قبلا بودم بود و از هیچ تلاشی دریق نکردم راه و روش‌های متنوع و مختلفی را می رفتم و هیچوقت تسلیم نشدم غافل از اینکه راه را اشتباه دارم. و لطف خدا شامل حال من شد و به شکلی ناگهانی و اتفاقی در مسیر راهی که از ویگاس به سندیگو می آمدم با این روش لاغری با ذهن توسط استاد عطا روشن هدایت شدم و دوره رایگان را شروع کردم و هر روز فایل ها را گوش می دادم و در دفتری یادداشت می کردم تا اینکه در مسیر صد گام شروع کردم به نوشتن در سایت و در این مدت تغییرات بسیاری در عادت های غذایی من ایجاد شده و هیچ گونه رژیم و ورزشی انجام ندادم و نکته با ارزش هیچ وزنی اضافه نکردم و یک مقدار کم هم کردم نمی دانم جقدر چون مدتهاست وزن نکردم اما از سایز لباسها و گفته های دیگران متوجه هستم که کم کردم در این روش آموخته ام که هر گونه که هستم خودم رابپذیرم و استمرار داشته باشم  زمان تعیین نکنم. همانطور که برای اضافه وزن هیچ برنامه ای خاصی نداشتم فقط فرمول های ذهنی کارش را انجام می داد اکنون با ورود فرمول های جدید و ترک عادتهای بد غذایی که توسط فایل های استاد و نوشته های قبل از فایل ها خوندن نوشته های دوستان و تمرکز روی افکار لاغر کننده ایجاد می شود چه بخواهیم چه نخواهیم به مقصد می رسیم فقط نیاز به افکار جدید دارد افکاری که مقصد آن لاغری با ذهن است جون استمرار در نگهداری از این افکار لاغر کننده باعث می شود به مرور مسیر حرکت ما از چاقی به سمت لاغری تغییر پیدا کند زمان نباید تعیین کنیم چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت دارد و هیچ علاقه ای برای تغییر وضیعت جدید ندارد برای ذهن فرق نمی کند چه خوب آست و چه بد فقط آن چیزی را انجام می دهد که سالها انرا تکرار کرده و راحت و آسان آن را انجام می دهد .اما اگر عاشق لاغر شدن هستیم و خود را لایق آن بدانیم می توانیم با احساس خوب فرمول های جدید را با تکرار و استمرار به صورت عادت در ذهن خود ایجاد کنیم     

      بخاطر داشته باشید که شروع هر کاری اولش سخت به نظر می رسد چون جدید است ،با آن آشنایی نداریم به عبارت دیگه با آن عادت نداریم اما وقتی آن را شروع کنیم مخصوصا همراه با عشق و علاقه باشد خیلی زودتر به روند جدید  عادت می کنیم وقتی با آگاهی های جدید آشنا می شویم و راه را درست می رویم   استمرار داریم. تعهد داریم.  تکرار می کنیم یواش یواش این روند جدید در ذهن ما تغییراتی بوجود می آورد که آین تغییرات در رفتار و عملکرده ما تاثیر می گذارد تا جایی که عادت ذهن ما می شود و آن موقع است که لاغر شدن آسان و راحت می شود مثلا تو اشپزخانه دوست داریم جابجایی وسایل انجام دهیم و این تغییرات جدید ،اگر دفت کنیم بعد از جابجایی تا مدتی بی اختیار به سمت قبلی برای بر داشتن وسیله مورد نظر می رویم !!؟چرا؟چون ذهن ما به روند قبلی عادت دارد و ناخودآگاه به آن سمت می رویم و در حین رسیدن متوجه می شویم که اینجا نیست بلکه در جای دیگری قرار گرفته لاغری با ذهن هم دقیقا همینطور است طول می کشد تا ذهن ما به روند و تغییرات جدید عادت کند 

      قبل از ورود به این دور تو خوردن خیلی دقیق بودم که چی بخورم و جی نخورم و همیشه در حالت محروم بودن از خوردن خیلی خوردنیها بودم و اگر هم می خوردم خیلی خیلی کم مصرف می کردم با این وجود هیچوقت به وزن ایده ا لم نرسیدم چون از خوردن ترس داشتم اما در حال حاضر با اموزشهایی که دیدم این روند خیلی تغییر کرده مثلا بستی خیلی دوست داشتم و سالها بود که خود را محروم کرده بودم و اگر شرایطی پیش می اومد از یک قاشق بیشتر نمی خوردم و همین کنترل من در مقابل خوردن باعث شده بود همیشه شوهرم به همه می کفت اراده قویی دارم و این خود باز باعث تشویق من می شد .در حالی که بعد از ورود به دور و بدست آوردن آگاهی هر وقت دوست دارم بستی می خورم و به اندازه و با احساس آرامش 

      لاغر شدن را باید در ذهن خود ساده کنیم. وقتی ساده بشه ذهن ما خیلی راحت انرا می پذیرد

      چافی به لاغری یک تغییر رفتار ذهنی است تغییر فرمولهای ذهنی است باید استمرار داشته باشیم  باید تمرین داشته باشیم تا ذهن عادت کند مراقب ورودیهای خود باشیم آنها را کنترل کنیم چون ذهنیت چاق بسیار قوی است اگر مراقب نباشیم هر لحظه دوباره فعال می شود چون ذهن دوست دارد در شرایطی که به آن عادت کرده است باقی بماند و این موضوع را بارها در زمینه های مختلف تجربه کرده ایم برای همین باید صبور باشیم و آهسته و پیوسته ذهن ما این مسیر را بپذیرد تا جزو عادت آن بشود چون فرمول های لاغری هنوز نیاز به مراقبت دارد باید مراقب علفهای هرز باشیم و مرتب آن را کنترل و منظم و تمیز کنیم و فرمولهای صیحیح و پر انرژی و مثبت را جایگزین فرمولهای چاقی که سالها در ذهن ما نهادینه شده و ما را درگیر خود کرد بکنیم

      فراموش نکنیم که سخت ترین مرحله این تغییر شجاعت روبرو شدن با شرایط جدید آست چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت می کند و هیچ تمایلی برای تغییر وضیعت نرمال خود ندارد و ممکن است وضیعت نرمال از نظر ذهن ما وضیعت بحرانی در زندگی ما ایجاد کرده باشه اما برای ذهن نتیجه آن وضیعت نرمال خود در زندگی ما اهمیت ندارد برای ذهن فرقی ندارد که افکار به نفع یا ضرر ماست ذهن و مغز هر آنچه که ما به آن عادت داریم و به آن فکر می کنیم را پیش می گیرد و همه می دانیم که خیلی راه های لاغر شدن را امتحان کرده ایم و به نتیجه دلخواه نرسیده ایم و یا مقداری کاهش داشیم موقتی بوده ! چرا ؟

      چون ذهن ما به چاق شدن عادت کرده و یاد گرفته که باید کارهایی را انجام دهد و تکرار کند که نتیجه آن منجر به چاقی و اضافه وزن می شود پس تنها راه حل این است که لاغر شدن را یاد بگیریم و آن را تکرار کنیم و اطمینان داشته باشیم که تنها راه لاغر شدن از طریق ذهن است .سپاسگزارم خدا.  سپاسگزارم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/06/20 13:23
      مدت عضویت: 164 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      سلام
      من خودم هفته قبل سرماخورده بودم و بر حسب فرمول اشتباه ک میگفتم من سرمامیخورم اشتهام زیاد میشه یا قرص ویتامین و سرماخوردگی ک استفاده میکردم هی ذهنم میگف بیین اشتهات زیاد شده
      چن مورد پیش اومد ک عصبی شدم و دیدم ک واقعا دستم بیشتر میره ب خوردن
      و اینجا بود ک دیدم چقد فرولها ریشه ای هستن
      ولی ناراحت نیستم این راهیه ک شروع کردم و ادمه‌ اش میدم تا تصویر ذهنم تغییر کنه با اینک موقع عصبانیت سخته ولی چن بار رفتم پارک ک بازی بچه ها رو ببینم و روحیم فرق کنه ومیبینم ک چقد خوبه و حالمو بهتر میکنه و بهتره جایگزین کنیم بعضی رفتارها رو جای خوردن تا رفته رفته عادت بشه
      من خیلی خوشحالم شاید باورتون نشه ولی از اشتباهاتم خوشحالم چن میدونم ک این اشتباه از خودمه و میتونم با تلاش استمرار کنترل کنم
      خیلی خوشحالم تو این مسیرم
      ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/01 12:14
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 693 کلمه

      سلام🙂

      چقدر مثالهاتون ساده و نزدیک به ذهن بود واقعا لذت بردم

      عادت پذیری ذهن موضوعی هست که بارها و بارها تجربه اش کردیم

      اصلا سبک زندگی ما حاصل عادتهای ما است

      عادتها همون رفتارهای تکرار شونده ما هستن که اینقدر تکرار شدن که دیگه ناخودآگاه انجام میشن و ما در موردشون فکر نمیکنیم حتی افکار مون هم عادتی هست اکثر ما همون افکاری رو مرور میکنیم هر روز که روز قبل و روزهای قبل مرور میکردیم…

      وقتی همیشه همون افکار رو مرور میکنیم همون رفتارها رو انجام میدیم چطور انتظار داریم شرایط ما تغییر کنه؟؟ چطور انتظار داریم خداوند بیاد و یه کاری کنه ما لاغر بشیم …ثروتمند بشیم…سالم بشیم….روابطمون عاشقانه بشه؟؟؟؟  والا ما با این عادتهای هر روزمون دست خداوند رو هم بستیم….که وارد بشه و زندگی ما رو تغییر بده

      یه جمله ای بود که اوایل آشنایی با موضوعات قانون جذب میذاشتم پروفایل تلگرام

      “تغییر اولش سخته،وسطاش به هم ریخته است ولی آخرش با شکوهه”

      این جمله به من یاد آوری میکرد که اگه سخته برات طبیعیه …برای همه تغییر سخته ولی به آخرش که با شکوهه می ارزه….

      ذهن ما عادت پذیره و تغییر براش واقعا سخته برای همینه که اصطلاح مقاومت ذهنی درست شد…

      ولی اگه مداومت کردی بر سر عادت جدید اونم به مرور تغییر میکنه …چون باز هم به سبک جدید عادت میکنه…

      اوایل گوش دادن فایلها و نوشتن تمرینات و…برای من کار سختی بود و من میلم بود که بشینم مثل قبل سریال ببینم یا اینستا بچرخم…ولی الان مدتهاست توی خونه ما اصلا تلویزیون روشن نمیشه و تنها کاربردش برای بازیهای ps4 پسرمه

      جالبه که چون هیچ کسی نمیخواد تلویزیون ببینه دیگه دعوا و اعصاب خوردی هم سر برنامه ها نداریم چون قبلا من مبخواستم فلان ساعت سریال ببینم همسرم میخواست اخبار ببینه پسرم هم میخواست کارتون ببینه وبالاخره یه بحثی میشد که حق با کیه و…ولی الان اصلا …همه چی ارومه….

      یا من خودم قبلا خیلی به پسرم اصرار میکردم غذاشو تا آخر بخوره یا صبحونه رو حتما بخوره ولی الان که عادتهای خودم تغییر کرده هیچ اصراری ندارم هر وقت میگه من سیر شدم یا گرسنه ام نیست به راحتی میگم مشکلی نداره سیر شدی نمیخواد دیگه بخوری….

      یکی از تمریناتی که برای تغییر داده میشه اینه که همیشه از یه مسیر همیشگی سر کار نرید گاهی مسیرتون رو عوض کنین و مسیرهای دیگه رو برای رفتن امتحان کنید که این عادت پذیری مغز رو تغییر بدیم 

      انیشتین یه جمله معروف داره….احمقانه است که انتظار نتیجه متفاوت از انجام کارهای قبلی داشته باشیم…

      بله تا عادتها تغییر نکنه چیزی تغییر نخواهد کرد

       

      جمله شما رو خیلی دوس داشتم …در ابتدای فایل گفته بودین برای نتیجه متفاوت فقط کافیه که فکر جدید ایجاد کنیم…چون همه چی ابتدا از فکر آغاز میشه…فکر رو بشه تغییر بدی عادتها و رفتارها و تصمیماتت هم عوض میشه و کم کم شرایط زندگیت تغییر میکنه اونم به قول استاد آهسته و پیوسته….

      تغییر در سطح افکار هم با تغییر ورودیهای ذهن شروع میشه و برای همینه که باید جلوی ورودی تکراری و اشتباه رو بگیریم ودر عوض با ورودیهای صحیح و متفاوت ذهن رو تغذیه کنیم..مخزن ذهن که تغییر کنه خود به خود افکار بهتری مرور میشه و تصمیمات بهتری هم گرفته میشه عادتها هم کم کم تغییر میکنن یعنی با تکرار و استمرار عادتهای بهتر متناسب کننده و موفق کننده رو ایجاد کنیم

      مثل همین عادت فایل گوش کردن و تمرین نوشتن در سایت تناسب فکری …با وجودی که هنوز نتیجه ای هم حاصل نشده ولی امکان نداره تو در این کار استمرار داشته باشی ولی نتیجه نگیری به قول عیسی مسیح “بکوبید درها باز خواهد شد”

      بالاخره برای همه کساییکه در این مسیر استمرار داشته باشن نتیجه وجود داره و رخ میده 👌👌

      یکی از مهمترین تمرینات در زمینه موفقیت چه در لاغری چه در سایر زمینه ها ایجاد عادت کوچیک کردن خواسته است…

      چون همه ما عادت داریم خواسته هامون رو بزرگ کنیم و اینطوری رسیدن بهش سخت و حتی غیر ممکن به نظر میرسه و مغز هم برای وزنه های سنگین انرژی آزاد نمیکنه …ولی اگه کوچیک کنیم یا به قسمتهای کوچیکتر تقسیم کنیم اونوقت انرژی لازم هم آزاد میشه و رسیدن به خواسته راحت و دست یافتنی میشه…این خیلی تمرین موثری هست و اگه یادش بگیریم و به کار ببریم رسیدن به خواسته خیلی راحت و ممکن میشه اول در ذهنمون و بعد در واقعیت زندگیمون👌👌👌🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/24 01:33
      مدت عضویت: 703 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 552 کلمه

      فایل دوم___ از قدیم این ضرب المثل را بارها شنیده بودم که بنی آدم بنی عادته و آدمیزاد به هر شرایطی عادت میکنه طوری که انگار جزئی از وجودش میشه،اگر بخوایم اون شرایط را تغییر بدیم خیلی برامون سخت میشه و زمان نیاز داره تا از اون شرایط به شرایط جدید کوچ کنیم و با شرایط جدید خو بگیریم. باید تمرین کنیم و تکرار و استمرار داشته باشیم تا به هدف کامل برسیم.یکی از این شرایط همین چاقیه که بدن ما بهش عادت کرده، ما طی سالها بخاطر اینکه ذهنمون پر بوده از فرمول های چاقی هی چاق شدیم و چاق شدیم تا جایی که دیگه به چاقی عادت کردیم و برای همین هم هست که همیشه فکر می کنیم لاغر شدن سخته و یا اصلا غیر ممکنه…و هی تو ذهنمون مرور میشه که من که همه ی عمر چاق بودم حالا چطور می تونم لاغر بشم؟اما وقتی در مسیر لاغری با ذهن قرار میگیریم فرمول های چاق کننده ی ذهنی مون تغییر میکنه و روند حرکت جسم ما به سمت متناسب شدن و لاغر شدن پیش میره….وقتی فایل ها را گوش میدیم تمرین می نویسیم وقتی سعی می کنیم تغییرات ساده و کوچک را که در ذهنمون بوجود اومده به عمل تبدیل کنیم مثل مثلا نخوردن ی شکلات یا یک شیرینی گر چه روزهای اولش برامون سخته ولی به مرور عادت مون میشه و بهش عادت میکنیم و برامون عادی میشه بعد می بینیم اونقدرها هم سخت نیست و برعکس دیگه بعضی کارها که قبلا عادت داشتیم انجام بدیم برامون سخت میشه…یعنی همون چیزایی را که ی روز خیلی می خوردیم دیگه نمی تونیم بخوریم انگار فاز مغزی مون عوض شده و البته اینهم با تمرین و تکرار ایجاد میشه…برای رسیدن به تناسب اندام باید اشتیاق و احساس خوب داشته باشیم و ادامه بدیم و استمرار داشته باشیم همینکه فرمول های ذهنی عوض بشه خیلی راحت لاغر میشیم…لاغر شدن هم مثل هر موضوع دیگه ای باید در ذهن مون انجام پذیر باشه…لاغر شدن در ذهن افراد چاق بسیار سخته ولی در ذهن افراد متناسب این سخت بودن حتی مسخره به نظر میاد چون اونها همیشه متناسبن و این تفاوت بخاطر فرمول های ذهنی شونه…بعضی عادتها قدری سخت تره ترک کردنش بخاطر تکرار بیشتر در زندگی، مثل خوردن افراد چاق همیشه پرخوری کردن حالا تغییر این عادت سخت تره و نیاز به تمرین و تکرار و زمان بیشتری داره..‌..اینکه ما همیشه و هر لحظه در حال خوردن چیزی بودیم و به قول معروف دائم دستمون به دهنمون بوده ،حالا تغییر دادن این رفتار، و به موقع و به اندازه ی نیاز بدن خوردن، تکرار و تمرین و زمان بیشتری نیازه داره تا فرمول های ذهنی غلط به فرمول های صحیح تبدیل بشه و به رفتار تبدیل و در جسم مون ظاهر بشه…باید خواسته مون برامون مهم و در اولویت اول باشه اولا، و ثانیا باید خواسته مونا تا جایی که میشه در ذهن مون کوچیک کنیم با فکر کردن و بیاد آوردن تغییراتی که در زندگی مون ایجاد شده چه بزرگ و چه کوچک و ما بهش عادت کردیم به ذهنمون یادآوری می کنیم که این تغییر هم به راحتی در ما ایجاد میشه و ما بهش عادت میکنیم و لاغر و متناسب میشیم به لطف خدا و همت و اشتیاق و احساس خوب و تکرار و تمرین و استمرار خودمون.ما قطعا به راحتی لاغر میشیم چون:

      ««لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست»»

      موفق باشین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/05/20 14:14
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و مهربان و دوستان همراه گام ۶۷ لاغر شدن همان چاق شدن است .خیلی از اضافه وزنها ب دلیل عادت کردن ما به چاقی هست ک باعث چاقی ماندگار شده  ذهن ما عادت کرده ب افکار خودش ک افکار چاق کننده است ،برامنم خیلی چیزا پیش اومده ک یکیش مثلا نوشتن در سایت خیلی برام سخت بود ولی الان بهتر شدم بازم دوباره باید  کار کنم همین الان ک  شروع کردن ب نوشتن ی کاری دارم تو آشپز خونه همش ذهنم میگه اینو ول کن برو اون رو درست کن بعد بیا بنویس ولی من قبول نکردم گفتم اول دیدگاهم و بنویسم بعد اون کارم رو انجام میدم ،یا ی مدت جایی آینه رو تو خونه عوض کرده بودم تا مدتها می خواستم برم جلو آینه میرفتم جایی اول ک خودمو ببینم بعد میدیدم ک آینه نیست بعدش یادم میفتاد ک جایی آینه رو عوض کردم ،از زمانی ک لاغری باذهن رو شروع کردم عادت خوردنم خیلی تغییر کرده مثلا قبلا من برای خودم و همسرم و دخترم ۵ یا ۶ پیمانه برنج درست میکردم و همشو میخوردایم بعداش ارام ارام دیدم کلی از برنجه میونه و مونده میشه و طعم شو دوست ندارم حالا بعد از گذشت چند ماه ما هر وعده ک برنج درست میکنم دو پیمانه درست میکنم و دیگه برنجیم نمی مونه س نفرایم کاملا سیر میشیم جالب ترش اینه ک همسرم اصلا ب موضو عات ذهنی اعتقاد نداره ، اونم غذاش کلی کم شده بدون اینکه من ی کلام در موردش حرف زده باشم ،وقتی بهش فک میکنم میگم من و همسرم چطور میتونستیتم ۵ پیمانه برنج رو توی یک وعده بخوریم خیلی تعجب آوره برام چطور می تونستم اون حجم از غذا رو بخورم.  رسیدن ب هر موضوعی در ذهن باید کوچیک بشه تا وارد زندگی ما بشه ،منم همیشه با خودم میگم بابا لاغری ک چیزی نیست این همه آدم لاغر هست منم مث یکی مث اونا و ان شاالله ک منم ب سرزمین لاغر ها وارد بشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1400/05/14 20:17
      مدت عضویت: 390 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 700 کلمه

      با سلام و درود 🌹

      در ابتدا تغيير شرايط و عادات برامون سخته و انگار كه در ابتدا يه مقدار ناهمانگ هستيم ،در مورد چاقي و اضافه وزن هم دقيقا سيستم بدن به همين شكله ،خيلي از اضافه وزن ها به دليل عادت كردن ما به چاقي در ما باقي مونده و هي داره پيشرفت ميكنه يعني اون فردي كه الان ٥٠كيلو اضافه وزن داره ١٠ سال پيش كه ٥٠ كيلو اضافه وزن نداشته ،مثلا ١٠ كيلو اضافه وزن داشته اما به خاطر عادت كردن به چاقي به خاطر اينكه ذهنش مملؤ از فرمولهاي چاقي شده و اين جسم عادت كرده به يك سري از رفتارها و افكار درباره خودش اين چاقي داره در جسم پيشرفت ميكنه.  

      كاري كه در لاغري با ذهن داره انجام ميشه اينه كه اين فرمولها رو تغيير ميديم و روند حركت جسم رو به سمت لاغر شدن ميبريم ،براي تغيير مسير جسم به سمت لاغري هم دقيقا همينه وقتي ما شروع ميكنيم به يادگيري و تمرينات رو انجام ميديم و تكرار ميكنيم وقتي سعي ميكنيم همون تغييرات ساده و كوچيك رو انجام بديم كه البته اويل سخت هست ولي اگر ادامه بديم راحتتر ميشه ،با تمرين و تكرار عادتها تغيير ميكنه. 

      مثلا وقتي بچه دار شدم اين تغيير شرايط خيلي برام سخت بودولي با وجود عشق مادري انجام ميشد و بعد از گذشت مدتي عادت كردم و شرايط راحتتر و عادي شد. امسال وقتي مدارس آنلاين بود و دخترم كلاس اول ؛اوايل خيلي سخت و زمانبر بود ولي به مرور عادت كرديم و كار راحتتر شد و حتي ايده هايي به ذهنم ميرسيد كه كار رو برام راحتتر ميكرد به طوري كه فكر ميكنم اگه امسال هم آنلاين باشه خوبه😀

      اوايل كه دوره رو شروع كرده بودم نوشتن نظرات و تمرينات برام به شدت سخت بود ولي با تكرار راحتتر شد. 

      من قبل از ازدواج تهران زندگي ميكردم و بعد از ازدواج به كرج اومديم اوائل خيلي برام سخت بود و دوست داشتم برگردم تهران ،خيلي از كارام و خريدام رو ميرفتم تهران انجام ميدادم ولي با گذشت زمان عادت كردم و حالا كرج رو خيلي دوست دارم 😍

      در مورد لاغري هم به همين شكله فقط كافيه اوايل اشتياق و احساس خوب رو داشته باشيم و تكرار داشته باشيم تمرين داشته باشيم همين كه فرمولهاي ذهني عوض بشه بنابراين كار خيلي راحت ميشه و جسم تغيير ميكنه 😍

      اين توضيحات براي اينه كه لاغر شدن هم توي ذهنمون مثل هر كار ديگه اي انجام پذير بشه. 

      ذهن بسيار عادت پذيره مثل اينكه من قبلا مدام در حال خوردن بودم و عادت داشتم كه ميان وعده هايي رو توي روز  ولي حالا فكر ميكنم كه من چطور پشت هم ميخوردم در صورتي كه بدنم اصلا نياز نداشت و من كاملا سير بودم. 

      يكسري فرمولها و عادتها بسيار ريشه اي هستند و تغيير دادنش زمان ميخواد و بايد صبر و استقامت داشته باشيم تا بتونيم تغيير شون بديم. 

      چاقي به لاغري هم يك تغيير رفتار ذهنيست ،يك تغيير فرمولهاي ذهني هست و نياز به استمرار بيشتر داره تا اينكه ذهن عادت كنه روندش رو تغيير بده. 

      براي ما كه اضافه وزن داريم لاغر شدن كار سختيه ،همين موضوع از نظر يه آدم متناسب مسخره هست چه چيزي فرق ميكنه ؟فقط فرمولهاي ذهنيشون فرق ميكنه اونا اصلا به لاغري فكر نميكنند ولي افراد چاق چون نياز به لاغري دارن ؛اين موضوع در ذهنشون سخت و غير ممكنه. 

      بايد فكركنيم به اينهمه تغيير توي زندگيمون وابنكه عادت كرديم و برامون عادي شد. و بايد اين موضوع رو بياريم توي لاغري ؛و بگيم اين همه موضوع عوض شده لاغري هم همينه ديگه،اينم يه چيزيه كه تغيير ش ميديدم ،لاغري رو توي ذهنمون كوچيك و ساده كنيم. 

      خيلي موضوع مهميه كه رسيدن به خواسته اي توي ذهن كوچيك بشه و اونوقت راحت وارد زندگي ميشه. 

      تا وقتي توي ذهنمون يك تغيير بزرگ و سخت باشه انجام نميشه ولي اگر كوچيكش كنيم راحت ميشه ؛چيزي نيست كه متناسب ميشم و زندگي با تناسب اندام رو هم تجربه ميكنم 

      بنابراين وقتي كوچيكش كردي تغيير فرمولهاي ذهني راحتتر ميشه ،براي ذهنت ساده تَر ميشه و پذيرفته ميشه.ذهن ما به صورت پيش فرض خيلي براش سخته كه بخواد تغيير كنه و ما خودمون هم ناخواسته اينو سخت تَر ميكنيم هي به سختي هاش فكر ميكنيم و كار رو پيچيده تَر ميكنيم: باي خواسته مون رو توي ذهنمون ساده كنيم و به دنبال تغيير كردن باشيم آهسته و پيوسته😍👍👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      angelikian4040@gmail.com
      1400/05/07 13:22
      مدت عضویت: 201 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 579 کلمه

       

      هر رفتاری در هر موردی در زندگی از عادتهای ما سرچشمه میگیره یک فکر در ذهن ایجاد میشه و براساس تکرار اون فکر اونقدر پررنگ میشه ودر ذهن ناخودآگاه میشینه و تبدیل به رفتار میشه و سالها هرروز این رفتار تکرار میشه هر عادتی که ما داریم چه خوب و چه بد از یک فکر شروع شده مثلا بفکر من خطور میکنه که برم کلاس خیاطی اول فقط یک فکر و بعد تصمیم میگیرم و شروع به رفتن کلاس میکنم واگر ادامه بدم و هرروز به حرفهای استاد گوش بدم و تمرینات رو انجام بدم بعد از ۲ الی ۳ سال یک خیاط ماهر میشم ولی ممکنه یک فرد دیگه فقط تصمیم بگیره بره کلاس خیاطی ولی بعد ادامه نده قطعا یک خیاط ماهر نخواهد شد پس لاغری هم تغییر  عادتهاست فقط یک سری افکار جدید باید درذهن  ایجاد بشه باگوش دادن به فایلها و بعد باید تکرار بش  که این فکر پررنگ میشه با نوشتن دیدگاه و خواندن نظرات این فکر پررنگ میشه و در ناخودآگاه  ما میشینه و تبدیل به رفتار ما میشه عادتهای زیادی در زندگی ما هست یکی چای رو پررنگ میخوره یکی چای کمرنگ یکی اصلا چای نمی خوره و یا یک نفر چای رو با شیر میخوره همه اینها عادتهای ما هستند و به تعداد انسانها عادتها که ما بهشون سلایق هم میگیم متفاوت هستند پس لاغری سخت نیست فقط باید هرروز تکرار بشه و علت اینکه ما هرروز باید فایل گوش بدیم و نظرات رو بنویسیم و بخونیم داریم عادتهای لاغری رو پررنگ میکنیم و به همین دلیل اینقدر این کار مهم و حیاتی هست برای اینکه لاغر بشیم ووقتی به رفتار هرروزه ما تبدیل بشه دیگه سخت نیست خود من قبلا عادت داشتم لیوانی چای بخورم و با چند دونه قند ولی دوست داشتم این عادتم رو تغییر بدم وقتی میگم دوست داشتم یعنی اول فکرش اومد توذهنم من با خوردن چای توی استکان کمرباریک فکرم رو پررنگ کردم والان من چای رو تلخ و بالذت می خورم و این نمونه کوچکی از تغییر یک عادت بود که دوستش نداشتم، در مورد لاغری عادتها یک دونه یک دونه باید تغییر کنن ولی چون عادت خوردن و زیاد خوردن سالهاست که با ماهست پس وقت بیشتری باید گذاشت من داشتم دیدگاه یک خانم رو می خوندم ایشون چهار سال پیش شروع کردن به لاغری  با ذهن وحتی شگفتی ساز شدن درسال۹۶ ولی بعد ادمه ندادن و دوباره چاق شدن والان اومدن دوباره شروع کنن خیلی برام تعجب آور بود عادتهای قدیمی خیلی ریشه دار هستن به همین دلیل استاد فرمودن نباید وقت تعیین کرد و نباید عجله کنیم که شکست می خوریم وقتی هزاران فرمول چاق کننده در ذهن ما هستن با تغییر چند دونه از اونها لاغر نمیشیم من استادی داشتم که در شبانه روز ۴ ساعت می خوابیدن و همیشه ساعت ۵ صبح بیدار بودن و حتی فکر کردن به این عادت برای بعضی از آدمها سخت چه برسه به اینکه بخوان انجامش بدن ولی اگر تصمیم بگیرن این عادت رو در خودشون بوجود بیارن با تکرار بوجود میاد اولش سخت هست ولی بالاخره  عادت میکنن مثل آقایونی  که به خدمت سربازی میرن از اول همشون عادت نداشتن صبح زود بیدار بشن همه این مثالها این رو میخواد بگه که چاقی هم یک عادت هست و لاغری تغییر عادت چاقی هست وسخت نیست لاغری رو در ذهنمون کوچیکش کنیم و فقط و فقط تکرار و تمرین  داشته باشیم و مهمترین اون استمرار هست و مطمئن  باشیم لاغری راحت ترین کار دنیاست و ما لاغر خواهیم شد و البته شگفتی ساز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/30 11:17
      مدت عضویت: 386 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,012 کلمه

      بنام خدا،با سلام حضور استاد عزیز ودوستان گرامی ، 

      به نظر من تغییرات در زندگی  برای بعضی ها آسان وبرای بعضی ها هم چندان راحت نیست! 

      خود تغییر کردن یک شجاعت است ! البته بستگی به موضوع مورد نظر دارد ، بستگی دارد که چقدر فرد خواهان این تغییر باشد که خوب میزان علاقه وگرایش فرد به آن موضوع سبب می شود که با علاقه بیشتری این تغییر را در خود ایجاد کند

      من با این جمله خیلی موافقم که می گوید ،دیگران را نمی توانی تغییر دهی   ولی خودت را می توانی ! 

      همه ما بطور مثال در ابتدای زندگی زناشویی ،اشتباهی که می کنیم ،می خواهیم طرف مقابل را تغییر دهیم تا مثل ما شود ،بجای اینکه خودمان را تغییر دهیم  ومن از آن کسانی بودم که به علت اینکه در سن پایین ازدواج کرده بودم واز خانواده دورهم بودم خیلی این مسئله باعث عذاب من بود ،وروز به روز دلسردتر وناامیدی می شدم ،من در یک خانواده  با یکسری قوانین انضباطی ومنم بزرگ شده بودم ، ولی همسر من درست برعکس من بود ،من خواهان رفاه بیشتری بودم ولی او برایش اهمیت چندانی نداشت ،من دوست داشتم با افراد خاصی رفت وآمد کنم ولی او ترجیح می داد که با افراد معمولی رفت وآمد کند ،وخیلی مسائل دیگه که بهرحال ایجاد اختلاف می کرد ،تا اینکه چون همیشه خواهان آسایش وآرامش بودم واز بحث وگفتگو گریزان بودم ،یواش یواش من در خودم تغییراتی ایجاد کردم وبرای من اصلا آسون نبود ولی بخاطر ادامه زندگی وعشق که به فرزندانم داشتم درواقع من همیشه کوتاه آمدم  درجایی این تغییرکردن خوب است ولی درجایی هم به نفع مانیست بطور کلی من بعد از سالها زندگی به این نتیجه رسیدم که هر تغییری که بخواهدباعث شود که خودت را ندید بگیری ، بی ارزشی است که برای خودت قائل شدی! ،

      واما تغییری که سبب شودکه تورا به اصل وجودت نزدیک ونزدیک تر کند ،بالطبع مایه ارامش وآسایش بیشتر ی می شود.

      م در این دوره باشکوه در این سرزمین ارزوها ،در یافتیم که چگونه با تغییر افکار ،الگوها وعادات اشتباه می توانیم در کل سیستم زندگیمان ،زندگی جدید وزیبایی بسازیم،ودوستان برای تغییر کردن هیچوقت دیر نیست ،ومن این تغییرات را باجان ودل پذیرفتم، وعمل کردم وبا تمرینات روزانه وهمیشگی سعی در خلق زندگی بهتر وبهتر کردم ،چون طبق تجربه ام در فراز نشیب های بسیار در زندگی ،بخوبی دریافتم که همه افکار ودیدگاه های ما ابتدا در ذهن ناخودآگاه  ما شکل می گیرد وبعد در زندگی ما جاری می شود. ،واستاد چه ماهرانه به این مهم دست یافتند که البته این می تواند به حق از هدایت ورهنمودهای پدر آسمانی باشد. تنها راه درست وضحیح این مسیر راست ومستقیم است .به دور از هر آلایش ورنج وعذابی، اگر ما امروز اینجا هستیم وبه راحتی پذیرفتیم که باقدرت ذهن می توانیم در شکل ظاهری خود که چاقی واضافه وزن می باشد تغییر ایجاد کنیم، چون روح ما مسلما تشنه این هدایت بوده ، این تغییر چون با عشق وعلاقه باشد قطعا جواب می دهد ،درابتدا نادیدنی ولی با استمرار وتکرار تمرینات دیدنی می شود در جسم ما، ،! 

      من زمانی که خواستم بعد از رفتن فرزندانم به دیار غربت وتنها شدنم ،تصمیم قاطع گرفتم که از آن زندگی قبلیم دست بکشم وتمام زندگیم را خرج تحصیل فرزندانم بکنم ،چون ادامه آن زندگی برایم میسر نبود ، تصمیم بزرگی باید می گرفتم وشجاعت خاصی را ، هم می طلبید ولی من دیگر تصمیم‌م را گرفته بودم ،ودر پی ان تغییرات بزرگی درزندگی من اتفاق افتاد که با عشق وعلاقه پذیرای آن بودم موفق هم شدم ،وکاری که کردم این بود که هرگز به پشت سرم نگاه نکردم بلکه با قاطعیت رو به جلو تنها نگاه می کردم. البته که خالی از مشک هم نیست ! بطور مثال یه عمری همیشه من ماشین زیر پایم بود ولی زمانی که مهاجرت کردم اوایل ماشین نداشتم ومسیرهای طولانی را باید با پای پیاده ویا قطار ویا اتوبوس طی می کردم تا درکلاسهایم شرکت کنم در سرما وبادوباران اروپا! ولی تحمل می کردم وکم کم عادت کردم ویادمه وقتی که بعداز مدتها یک دوچرخه خریدم برای خودم انگاری ماشین رویارویی خریده بودم وکلی ذوق می کردم وچقدر زندگی برام راحت تر شده بود تا اینکه بالاخره موفق شدم  گواهینامه سخت آلمان را امتحان بدم وروزی که قبول شدم از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجید وتوانستم بالاخره بعد از سه سال توانستم سوار ماشین دلخواه خودم بشوم ،وگاهی که فکر می کنم ، چقدر شجاعت به خرج دا دم ،در صورتیکه می بینم افراد نزدیکم را که هنوز سالیان سال است با همان مشکلات وناراحتیها در زندکی هاشون مشغولند وهمینطور ادامه می دهند باهمان افکار وعادت همیشگی ،در خالی که همیشه زبان وگفتارشان پر از شکوه وگلایه است! 

      بهر حال کسانی که به قول استاد دراین دوره شرکت کردند واقعا آدمهای شجاعی هستند ،چون هرکسی حاضر نیست بطور بنیادی خودش را تغییر دهد وذهن خیلی ها پذیرای این تغییرات اساسی نیست. وقتی که خوب به خودم توجه می کنم کاملا می بینم که چقدر عادات ورفتارهای من عوض شده ،نه میلی به خوردن غذ ها خیلی دارم نه به شیرینیجات وتنقلات ،واقعا غذا خوردن درمن تنها برای نیاز جسمم است وچقدر خوبه که دیگه ترسی از خوردن غذاها ندارم ،با لذت می خورم ولی به اندازه ،حجم غذاها واقعا کم شده وهنگام سیری انگاری راه گلوی من بسته میشه ،خیلی از عادتهای من تغییر کرده از روزیکه در الگوهای ذهنم تغییر ایجاد کردم ومن این تغییرات را از روز اول باجان ودل پذیرفتم وکاری هم به نتیجه نداشتم تنها عاشق لذت وخوشی وآرامشی    که در بودن در این دوره وبا دوستان فرهیخته ام می برم برای من کافی است ،هرچند که تغییرات زیادی هم در جسمم پدید آمده که خوب خوشحالی مرا دوچندان می کند وکاری که ما باید بکنیم این است  که ما در ذهنمان لاغر شدن را بخصوص کوچکتر وکوچکتر کنیم وچاقی را فراموش کنیم واهمیت ندهیم ،وهرچقدر آسان بگیریم که هست آسان هم می گذرد ،فقط باید متعهد باشیم به آنچه که باید در این مسیر انجام دهیم وکاهلی نکنیم واجازه ندهیم که این موضوع ذره ای از اهمیتش در زندگی ما کم شود ودر اولویت‌های زندگی ما باشد ،به شرطی که به مهم بودن هدفمون اعتقاد وایمان داشته باشیم ! 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 17:16
      مدت عضویت: 278 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 805 کلمه

      گام ۶۷ لاغرشدن همان چاق شدن است .

      به نام خدا💞💞💞

       

      لاغر شدن همان چاق شدن است که باید به شکل متفاوتی انجام شود .

      مهم ترین خواسته بعد از آشنایی با قدرت ذهن⏪ تغییر شرایط زندگی

       

       زمان زیادی در این راه صرف شد و در نتیجه این تلاش و پیگیری هدایت به سمت تجربه لاغری با قدرت ذهن بود.

       

      این مسیر خیلی جذاب بود به خاطر همین هدف اصلی شد تغییر کردن و استفاده از قدرت ذهن برای لاغری.

       

       این مسیر چند ساله گام به گام واضح تر شد علاقه برای درک بیشتر و استفاده بهتر از این قدرت خدادادی در زندگی بیشتر شد.

      نتیجه🎁 هر تغییری به هر اندازه در ذهن مردم باشد و یا دست یافتنی باشد فقط برای رخ دادن  نیاز به ایجاد افکار جدید دارد که ما را به سمت خواسته خود به هدایت می‌کند و به مقصد می‌رساند.

       

       فقط کافی است افکار جدیدی در ذهن خود ایجاد کنیم که نتیجه آن دستیابی به خواسته خود باشد و در پررنگ کردن آن افکار استمرار داشته باشید آهسته و پیوسته این مسیر را طی کنید به هدف می رسید چه بخواهید و چه نخواهید 😍😍

       

      لاغر شدن همان چاق شدن است فقط نیاز به ایجاد افکار جدید دارد افکاری که در دل افکار چاق کننده ایجاد می شود و در اوج شرایط سختی که به واسطه چاقی بر ما تحمیل شده است باید ایجاد شود .

      استمرار در نگهداری از این افکار لاغرکننده سبب می شود به مرورمسیر حرکت جسم ما از چاقی به ثبت لاغری تغییر پیدا کند.

       پس از مدتی ما در شرایط جسمی کاملاً متفاوتی می باشیم

       ✳سخت ترین مرحله ⏪شجاعت روبرو شدن با شرایط جدید است چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت می کند هیچ تمایلی برای تغییر وضعیت نرمال خود ندارد.

       فقط می‌خواهد در شرایطی که به آن عادت کرده است بماند.

      ابتدای شرایط کرونایی که همه  مجبور به استفاده از فضای مجازی برای کلاسها شدیم خیلی سخت بود هم برای ما هم دانش آموزان .

       همه گیج بودیم نمی‌دانستیم باید چه کار کنیم در تلگرام کلاس ها تشکیل می شد  یاد نداشتیم محتوای آموزشی درست کنیم و تغییرات بوجود آمده عادت نداشتیم.

       از فایل های آماده استفاده می کردیم ولی بچه ها هم مثل خودمان تغییرات را نمی پذیرفتند و مخالفت می‌کردند راضی شدند صدایم رو براشون ضبط کنم .

        تا حدودی راضی شدند با تغییرات کم کم کنار آمدیم.

      بانرم ‌افزار‌های مختلف آشنا شدیم دردسرهای خودش را داشت یا ما نمی‌توانستیم کار کنیم یا بعضی از آنها کارایی بالایی نداشت.

       با تعامل با یکدیگر نرم افزارهای عالی شناسایی شد و با پی دی اف های کتاب ها و نرم افزار ها شروع به کار کردیم .

       

       بازهم ارتقا دادیم با استمرار و پیگیری زیاد pdf نوشتاری و پاورپوینت درست کردیم و به لطف خدا فایل های تصویری و صوتی خوب ساخته شد.

       به خاطر وجود کرونا تا با روشهای مجازی زیادی آشنا شدیم که درشرایط عادی اصلا نمیشناختیم .

      باورم نمیشود که اینقدر در این راه مهارت کسب کردیم و این تنها با تغییر روش به وجود آمد.

      در مسیر چاقی هم با آزمون و خطاهای زیادی رفتیم که اشتباه بودحالا به مسیری که لاغری درآن آسان ترین کاراست هدایت شدیم .

       در این راه کافییه استمرار  داشته باشیم که نتیجه جزء تناسب  ندارد.

       درست اول یکم گیج بودیم  و ناهماهنگ عمل می‌کردیم ولی کم‌کم درست شد.

       از کارکردن با نرم افزارهای خسته‌کننده که سخت تر نیست 

      از صدای خانواده وبچه و موتور و ماشین که باعث خراب شدن فایل های تصویری و صوتی می شد که حرص آدمو در میاره که بدتر نیست

      از امتحان های مجازی که به عناوین به جوابها میرسیدند وبه شعور معلم توهین شد که اعصاب خوردکن ترنیست..

       برعکس ! خستگی و کلافگی اون مسیر روبامسیر لاغری باذهن درمان می‌کردم بارها شده که چیزی ناراحتم می کنه گوش کردن فایل آبی برآتش وجودم می ریزد .

      آرامش و راحت اولین نتیجه این مسیر است.

       اگر شرایط تغییر کنه برای ما سخته .

      در مورد چاقی و اضافه وزن هم دقیقا همینه ما داریم به اضافه وزن و چاقی عادت میکنیم  و ذهنمون پر از فرمول های چاقی شده.

      برای تغییر مسیر جسم به سمت لاغری ، وقتی که سعی کنیم تمرین ها را انجام بدهیم استمرار داشته باشید تغییر می‌کنیم به طوری که انجام رفتارهای گذشته برامون سخت میشه .

      وقتی کار را انجام می‌دهیم دو یا سه روز اول سخته دیگه مهم نیست.

       برای لاغری کافییه حس خوب داشته باشیم تمرین کنیم و استمرار داشته باشیم فرمول های ذهنی تغییر پیدا میکنه بعد رفتار منطقی پیدا میکنه جسم تغییر پیدا می کند.

       ذهن چقدر باور پذیره.خانه‌ای که عوض میکنیم تا مدت ها به سمت خانه قبلی می‌رویم  .

      و انسانهایی که عینکی هستند و عمل می‌کنند مرتب دنبال عینک می‌گردد تا چندین ماه رفتار بر اساس عینک داشتن دارد .

      برای افراد چاق لاغر شدن خیلی سخته چون فرمول های ذهنی شما با فرمول های ذهنی فرد متناسب متفاوته.

       بزرگنمایی از چاقی رو کوچیک کنیم رسیدن به هر خواسته‌ای در ذهن ما اگر کوچک بشه وقتی تغییر در دهن کوچیک بشه درست میشه و پذیرفته میشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/04/30 09:36
        مدت عضویت: 386 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام دوست عزیز ،

        ازاینکه در تجربیاتتون مارا سهیم کردید متشکرم،ودر ضمن از توضیحات خوبتون درمورد چطور در خودمان تغییرات را ایجاد کنیم با تغییر افکار در ذهن ، نشان می دهد که چه خوب وعالی به این آگاهی دست پیدا کردید.

        موفق وموید باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/02 09:51
      مدت عضویت: 564 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام بر همگی

      حالا متوجه شدم که چرا تغییر افکار و باورهای چاق کننده به لاغرکننده یه مدت زمان میبره . چونکه تا ذهن خودش رو به باورهای جدید لاغری عادت بده و باعث بشه یه سری رفتارهای لاغری سر بزنه طول می کشه. 

      منم موردهای اینجوری تو زندگیم زیاده . چون هر روز صبح زود پا میشم که برم سرکار. وقتی جمعه که میشه میبینم دقیقا همون ساعت بیدار میشم و دوباره خودم رو قانع میکنم که امروز جمعه هست میتونم بیشتر بخوابم و دوباره میخابم.

      ذهن ما وقتی یه موضوعی هر روزه براش تکرار میشه تو اون موضوع تسلط پیدا میکنه و به طور خودکار کاراش رو روی اون برنامه قبلی تنظیم میکنه و انجام میده . اینه که باید کمی حوصله به خرج بدیم و یواش یواش روی ذهنمان کارکنیم تا ذهن اون شرایط جدید رو بپذیره و روش مسلط باشه و اون محیط رو برای خودش امن تلقی کنه  و از این به بعد برنامه هاشو روی اون باورهای جدید تنظیم کنه .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/12 11:13
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,783 کلمه

      سلام 

      گام ۶۷ 

      لاغر شدن همان چاق شدن است .

      لاغر شدن را برای خود ساده کنید 

      تغییر کردن کار راحتیست  تا وقتی در ذهنت یه تغییر بزرگ باشه اون کار انجام نمیشه . 

      به دنبال تغییر کردن باشیم آهسته و پیوسته . 

      این چند جمله باورهای عالی در این فایل است که به راحتی قابل انجام است اگر فقط در استفاده کردن ا آن در زندگی روزمره استمرار داشته باشیم . 

      لاغر شدن درست مثل تمام تغییراتیست که ما در زندگی خودمون ایجاد کردیم . وقتی به تغییرات خودمون نگاه می کنیم ؛ میبینیم اصلا کدام روزی بوده در زندگی ما که ما تغییر نکرده باشیم . مثلا همین نوشتن ، تغییریست از حالت دست بی حرکت به حرکت دست . 

      حالا اگه وضعیت فعلی ساده تر از وضعیت قبلی باشه ذهن مشتاقانه اون تغییر رو میپذیره . یعنی مثلا کسی از حالت ایستاده میخواد بنشینه مسلما ذهنِ این شخص تغییر کردن از حالت ایستاده به حالت نشسته رو سریعتر میپذیره تا وقتی که میخواد از حالت نشستن بلند بشه . چون بلند شدن یعنی خلاف جهت جاذبه ی زمین حرکت کردن و ذهن باید نیروی بیشتری صرف کنه تا بلند شدن انجام بشه . پس یکی از نکات مهمی که میخوایم تغییر کردن برامون راحتتر انجام بشه این هست که وضعیتی‌ که میخوایم به سمتش تغییر کنیم باید ساده تر و آسانتر از وضعیت فعلیمون باشه . برای همین شما بارها تاکید کردید لاغر شدن رو باید برای خودمون ساده کنیم و چاق شدن رو سخت . چون وقتی لاغر شدن آسون باشه ذهن برای تغییر کردن از وضعیت سخت به وضعیت آسان راحتتر و مشتاقتره . حتی همین  خودِ تغییر کردن وقتی برای ذهن ساده و راحت باشه ذهن به راحتی تغییر کردن رو قبول میکنه . 

       

      خب اما حالا ما میریم سراغ ذهنیت . ذهنیت ما مجموعه ای از تصاویریست  که مدام در حال تولید افکار و گفتار و رفتار و عادات و شخصیت و سرنوشت است . 

       

      در گام ۴ یه جاییش یادمه فرمودید لاغر شدن به شیوه های قبلی فقط میخواست تغییر در نتیجه ایجاد کنه ولی لاغری با ذهن در مراحل قبل از نتیجه تغییر ایجاد می کنه . یعنی ما در لاغری با ذهن تغییر کردن رو از سطح ریشه بررسی می کنیم . مسلما آبی رو که ما از سرچشمه مسیرش رو تغییر بدیم خیلی راحتتر از زمانیه که ما اون رو وقتی تبدیل به سیلاب شده تغییر بدیم . 

       

      استاد عزیز چیزی که از درسهای شما یاد گرفتم راحتترین تغییر و اولین تغییر کنترل ورودیهاست .  کنترل ورودیها نگرش رو هم راحتتر  تغییر میده . مثلا در محفل گناه بهترین حالت برای تغییر این است که اون محفل رو ترک کنیم تا اینکه همونجا باشیم و مراقب فکرمون باشیم که تغییر نکنه . حالا این محفل گناه جاییه که ما احساسمون بد میشه تیره میشیم . حتی ممکنه این محفل در صحبت کردن با عزیزترین افرادمون باشه . وقتی درونمون تیره میشه باید دل بکنیم و ترکش کنیم وگرنه ذهن واکنشهای شدیدتری مثل درد نشون میده و آلارمش قویتر میشه تا اون حالت رو ترک کنیم . 

      از نظر من چاقی دیگه شده گناه . گناهی که حالم رو بد می کنه و از اونجایی که حال خوب من از همه چیز برای من مهمتره  برای حال خوبم برای سلامتی بیشترم برای اینکه بخوام لذت  ببرم از زندگیم باید این گناه رو ترک کنم . چون وقتی بازم ادامه بدم درد سراغم میاد . 

       

      من حتی اونقدر حساس شدم که وقتی فکر چاقی هم سمتم میاد ذهنم واکنش درد بهم نشون میده که اون حالت رو ترک کنم . یعنی درد برای من شده یه نعمت حال بد برای من شده یه نعمت . نعمتی که راه رو بهم نشون میده . میگه از این طرف نرو این راه غلطه . از اون طرف برو . استاد علم درون واقعا علم زیباییه . شناخت واکنشها واقعا زیبا و لذتبخشه . 

       

      🔴لاغر شدن همان چاق شدن است و مانند هر موضوع دیگری در زندگی فقط نیاز به ایجاد افکاری جدید دارد،

       

      اما این افکار را چطور میتوان تغییر داد . استاد برای ما مکانی رو فراهم کردن که به راحتی این تغییر فکر را میتوان شروع کرد و ادامه داد . سایت تناسب فکری سایت تغییر باورهاست . سایتیست که هر که در اینجا مقیم شود به مرور ذهنیت او نسبت به خودش و پیرامونش تغییر می کند . جاییست که انسان احساس امنیت می کند . دل من اینجا روشن است . حال من اینجا خوب است . درد من اینجا دیگر سراغم نمی آید . 

      سایت تناسب فکری برای من بهشتیست که من همیشه در این خانه منزل دارم . چون باعث تثبیت مسیر ذهنی ام میشود . استاد من هر جای دیگه که بخوام برم و با هر کسی دیگه بخوام قدم بردارم متاسفانه مسیر ذهنیم رو تغییر میدن و حال بد من در آن مکانها نشان از این میدهد که حتی راههای ذهنی دیگر نیز جز نوشتن در اینجا به من آرامش نمیدهد . 

       

      شما در این سایت لاغر شدن را برای ما ساده و راحت کرده اید . امنیتی که در دل ما ایجاد میشود گواه این گفته است که واقعا هرکسی میخواهد لاغر شود باید از همین جا شروع کند و در همین جا ادامه دهد و تغییرات بی نظیر خود را مشاهده کند . 

      این تغییر در سطح فکر و نگرش ما ایجاد میشود . 

       

      🔴 افکاری که مقصد آنها لاغری است. افکاری که در دل افکار چاق کننده ایجاد میشوند، در اوج شرایط سختی که به واسطه چاقی بر ما تحمیل شده است باید ایجاد شوند، استمرار در نگهداری از این افکار لاغر کننده سبب میشود به مرور مسیر حرکت جسم ما از چاقی به سمت لاغری تغییر پیدا کند و پس از مدتی ما در شرایط جسمی کاملا متفاوتی باشیم.

       

      وقتی افکار لاغر کننده ی ما از دل افکار چاق کننده بیرون کشیده میشوند این افکار در بدن ما تولید واکنش می کند . واکنشی که با واکنش قبلی متفاوت است . واکنشی که مطابق ذهنیت لاغر ماست . البته در جایی از شما خواندم ذهن با فکر فرق میکنه . برداشتی هم که از این صحبت شما کردم این بود که ذهن ما افکار ما رو ایجاد می کنه یعنی  اولین چیزی که ذهن ما ایجاد می کنه افکار و واگویه هاییست که ابتدا در درون ما وسعت میگیره بعد به سطح گفتار میاد و بعد رفتار و بعد عادات و بعد شخصیت و بعد سرنوشت . 

       

       اما ذهنیت ما چگونه تغییر میکند . ذهنیت ما دروازه هایی هم از درون و هم از بیرون دارد . مثلا اگر ذهن را خانه ای در نظر بگیریم که در دو طرف پنجره و در دارد . این پنجره ها و در ها از یک طرف به سمت روح راه دارد و از طرف دیگر به سمت جسم .  

      یعنی روح درونیتر است بعد ذهن و بعد جسم . خب برای تغییر ذهنیت فقط کافیست ورودیهایی که از ذهن به طرف جسم باز میشود را کنترل کرد . یعنی گوش و چشم و سایر حواس پنجگانه . وقتی ما این وردیها را کنترل کنیم و در ازای اون دری که بین روح و ذهن هست رو همیشه باز نگه داریم به مرور آب شیرین و حال خوبی که همواره از روح ما تراوش میشود ذهن ما را پاکسازی می کند . ذهنیت کهنه و ورودیهای منفی که از بیرون در ذهن خود وارد کرده ایم به مرور پاکسازی میشود و ذهن ما شروع به تراوش ارتعاشاتی می کند که از روح سرچشمه گرفته . اولین ارتعاش آن فکر است . افکار ما به مرور رنگ روحانی و پاک به خود می گیرد . افکاری که در سرمان تولید میشود افکاری زیبا و دلچسب و گوارا هستند افکاری آرامبخش . واگویه های ذهنی ما رنگ الهی به خود می گیرد .ارتعاشات افکار بر ارتعاشات  گفتار و  رفتار اثر گذاشته و گفتار و رفتار ما نیز متفاوت میشود . گفتار و رفتار ما نیز رنگ الهی به خود می گیرد این الهی بودن اصلا چیز عجیب و غریبی نیست . یعنی آرام میشود شاد میشود ایمن میشود .اصلا بینظیر میشود . در وصف نمی آید  ذهن ما عادت میکند خیلی راحت عادت می کند . چون لذت واقعی را شناخته . 

       

      در جایی در اوایل همین گامها به من فرمودید لذت واقعی را بشناسم . وقتی ذهن لذت واقعی را درک  کند واقعا میبیند که چاقی و فراورده های آن واقعا چیزی جز رنج نیست .  ذهنیت ما که تغییر کند تغییر در سطح جسم و رفتار به راحتی قابل مشاهده است . اما همه ی اینها منوط به کنترل ورودیهاست . من در این گامها به رمز استمرار در مسیر رسیدم و به اهمیت آن پی بردم . اما اگر میخواهیم این استمرار دوام داشته باشد رمز آن کنترل ورودیهاییست که به سمت بیرون باز میشود . هر خوراکی را به ذهنمان ندهیم . در جاییکه بیم داریم که خوراک ها ناخوداگاه وارد ذهن ما میشوند و کنترلی بر ورودیها نداریم وارد نشویم . اینها اصلا عجیب و غریب نیستند . حتی صحبت کردن با نزدیکترین افراد نیز نوعی ورودیست . بهترین حالت اینست که مراقب باشیم که خوراک نا متناسب که حال مارا بد می کند به خودمان ندهیم . مابقی کار را روح اصلاح می کند . او آنقدر بخشنده است که مدام در حال ریزش باران رحمت است . روح ما خداست و همنشینی با روح همنشینی با خداست . شاید کسی که این مطلب را میخواند فکر کند من حرفهای عجیبی میزنم ؛ ولی اینها اصلا عجیب نیست . هرکسی درون خود را پیدا کند و  ذهنیت خود را در جهت الهی تغییر دهد یعنی درب ذهن را به سمت الهی بگشاید و درب ذهن را از سمت خارج کنترل و نظارت کند به راحتی ذهنیتش تغییر می کند . حالش خوب میشود . دردش درمان میشود . باورهایش تغییر می کندو رمز استمرار دقیقا همینست . 

      تغییر کردن ساده است . خیلی راحت . فقط کافیست این تغییر برای ذهن حل و بررسی شود . 

       

      🔴اما سخت ترین مرحله این تغییر شجاعت روبرو شدن با شرایط جدید است، چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت میکند و هیچ تمایلی برای تغییر وضعیت نرمال خود ندارد ، حال ممکن است وضعیت نرمال از نظر ذهن ما وضعیت بحرانی در زندگی ما ایجاد کرده باشد، اما برای ذهن نتیجه آن وضعیت نرمال خود در زندگی ما اهمیتی ندارد.

       

      بله اینجاست که قدرت انتخاب انسان روی خود را نشان میدهد . انسانی که طالب تغییر است و انسانی که از تغییر گریزان است ؛ اینجا روی خود را نشان میدهد . انسانی که دریچه های ذهنش را از روح الهیش جدا کرده و بر عکس ورودیهای خود را به سمت خارج طوری گشوده  که ذهن خود را با هر خوراکی تغذیه می کند و مراقب این خوراکهای سمی نیست کم کم احمق میشود . این شخص دیگر  طالب تغییر نیست . این شخص کاملا با اراده ی شخصی به خوراک سمی عادت کرده و سرنوشت این شخص چیزی جز ظهور و بروز همان خوراکهای سمی نیست . 

       

      اینجاست که بحث کردن با چنین انسانهایی وجود انسانهایی که طالب تغییرند را نیز تحت تاثیر قرار میدهد . )البته شاید این باوری باشه که نیازمند تغییر است . ( اما چیزی که روشنست اینست انسانی که تازه تغییر مسیر داده اگه ورودیهای خود را کنترل نکند ذهنیت چاق قوی او در اثر کنترل نکردن ورودیها دوباره فعالیت میکند و روند کاهش وزن را عقب میزند . چون لاغری هنوز در وجود ما نهالست و نیاز به مراقبت دارد تا بزرگ و بزرگتر شود و البته قوی شدنش خیلی سریعتر از قوی شدن درخت چاقی در ماست . اما منطق را هم باید در نظر گرفت کسی که سی سال است در چاقی زندگی میکند نباید فکر کند با سه ماه یا حتی یکسال بودن در مسیر لاغری دیگر فرمولهایش درست شده . این شخص اگر در مسیرش استمرار نداشته باشد و ورودیهایش را کنترل نکند قطعا آب توجش را دوباره طبق عادت بر درخت چاقی روان می کند . پس خیلی نیاز است که انسان وقتی طالب تغییر است ورودیهای خود را کنترل کند و حتی اگر افرادی را در مسیر خود مشاهده می کند که او را از مسیر دور میکنند از آنها دوری کند . در چنین زمانهایی فقط باید از چنین انسانهایی فاصله گرفت . چرا که این چنین افراد درب ذهن خود به روی روح را بسته اند و از انجایی که خداوند به انسانها قدرت اختیار داره هرگز آنها را مجبور نمی کند که در را باز کنند .

       

       این چنین افراد با خدای خود قهر کرده اند و دست دوستی به بیرون از خود دراز کرده اند . این افراد حتی توانایی مواجه شدن با افراد الهی که دریچه ی ذهن آنها به سمت خدایشان باز شده را نیز ندارند مگر زمانی که آنها را اسیر خود کنند و استفراغات خوراک نا متناسبی که به خود داده اند روی آنها برگردان کنند . تو رو خدا منو ببخشید اینقدر با صراحت تحلیل می کنم . اما حقیقتا انسان تا خودش نخواهد تغییر نمی کند و هیچ کس نمیتواند شخص دیگر را تغییر دهد مگر اینکه افراد خود طالب تغییر باشند . در غیر این صورت فقط باید از آن افراد فاصله گرفت و از ورودیهای خود مراقبت  کرد . 

      جالب است در این زمینه شعر زیبایی از مولانا هست که به درستی در کنترل ورودیها و ترک افرادی که با خدای خود قهر کرده اند و در ذهن خود به سمت روح را بسته و دریچه ی ذهنشان  را به سمت خوراک سمی  گشوده اند سخن گفته است : 

       

      عیسی مریم به کوهی می‌گریخت

      شیرگویی خون او می‌خواست ریخت

       

      آن یکی در پی دوید و گفت خیر

      در پِیَت کس نیست چه گریزی چو طیر

       

      با شتاب او آنچنان می‌تاخت جفت

      کز شتاب خود جوابِ او نگفت

       

      یک دو میدان در پی عیسی براند

      پس بجد جد عیسی را بخواند

       

      کز پی مرضات حق یک لحظه بیست

      که مرا اندر گریزت مشکلیست

       

      از کی این سو می‌گریزی ای کریم

      نه پیت شیر و نه خصم و خوف و بیم

       

      گفت از احمق گریزانم برو

      می‌رهانم خویش را بندم مشو

       

      گفت آخر آن مسیحا نه تویی؟

      که شود کور و کر از تو مستوی

       

      گفت آری گفت آن شه نیستی

      که فسون غیب را ماواستی؟

       

      چون بخوانی آن فسون بر مرده‌ای

      برجهد چون شیر صید آورده‌ای

       

      گفت آری آن منم گفتا که تو

      نه ز گل مرغان کنی ای خوب‌رو

       

      گفت آری گفت پس ای روح پاک

      هرچه خواهی می‌کنی از کیست باک

       

      با چنین برهان که باشد در جهان ؟

      که نباشد مر ترا از بندگان

       

      گفت عیسی که به ذات پاک حق

      مبدع تن خالق جان در سبق

       

      حرمت ذات و صفات پاک او

      که بود گردون گریبان‌چاک او

       

      کان فسون و اسم اعظم را که من

      بر کر و بر کور خواندم شد حسن

       

      بر کُهِ سنگین بخواندم شد شکاف

      خرقه را بدرید بر خود تا بناف

       

      برتن مرده بخواندم گشت حی

      بر سر لاشی بخواندم گشت شی

       

      خواندم آن را بر دل احمق به وُد

      صد هزاران بار و درمانی نشد

       

      سنگ خارا گشت و زان خو بر نگشت

      ریگ شد کز وی نروید هیچ کشت

       

      گفت حکمت چیست کآنجا اسم حق

      سود کرد اینجا نبود آن را سبق

       

      آن همان رنجست و این رنجی چرا

      او نشد این را و آن را شد دوا

       

      گفت رنج احمقی قهر خداست

      رنج و کوری نیست قهر آن ابتلاست

       

      ابتلا رنجیست کان رحم آورد

      احمقی رنجیست کان زخم آورد

       

      آنچ داغ اوست مهر او کرده است

      چاره‌ای بر وی نیارد برد دست

       

      ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت

      صحبت احمق بسی خونها که ریخت

       

      اندک اندک آب را دزدد هوا

      دین چنین دزدد هم احمق از شما

       

      گرمیَت را دزدد و سردی دهد

      همچو آن کو زیر خود سنگی نهد

       

      آن گریزِ عیسی نه از بیم بود

      آمنست او آن پی تعلیم بود

       

      زمهریر ار پر کند آفاق را

      چه غم آن خورشید با اشراق را

       

       

      این شعر زیبا تعلیم مولانا به ما برای کنترل ورودیها بود . 

      این تغییر شاید در ابتدا سخت باشد . اما تنها راه تغییر ذهنیت که تا اینجا یافته ام کنترل ورودیهاست که خود استاد عزیز و فرهیخته ی ما نیز بارها به آن اشاره کرده اند . 

       

      🔴 ذهن فقط میخواهد در شرایطی که به آن عادت کرده است باقی بماند و این موضوع را شما به سادگی در جنبه های مختلف زندگی خود بارها تجربه کرده اید.

      تغییر شرایط ذهن گرچه کاری سخت و طاقت فرساست اما از آنجا که بی نهایت طریق برای ذهن ما می تواند ایجاد شود امکان عادت دادن ذهن با شرایطی که میخواهیم تجربه کنیم امکانپذیر است.

       

       

      این عبارات زیبا بیانگر اینست که شاید تغییر دیدگاه و تغییر ذهنیت در ابتدا کار سختی به نظر بیاید اما وقتی به سایر جنبه های زندگی خود نگاه کنیم میبینیم ما به راحتی تغییر کرده ایم و حتی خیلی اوقات شاید متوجه این تغییر نیز نبوده ایم ؛ چون تغییر آهسته آهسته صورت میگیرد وقتی ورودیهای گذشته ترک شود   و در دادن ورودیهای جدید استمرار ورزیم آرام آرام ذهنیت ما تغییر می کند و تراوشات این ذهنیت نیز بسیار عالی تغییر می کند . 

      اینجاست که ما متوجه میشویم لاغر شدن نیز همان چاق شدن است و چه بسا از آن راحتتر چون در جهت شنا کردن بر مسیر رودخانه ی آفرینش ماست . تغییر کردن زمانی راحت است که ما در جهت این رودخانه ی زیبای آفرینش شنا کنیم و با آن همسو شویم . 

       

      خدایا بابت این همه  آرامش از تو سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/14 10:55
        مدت عضویت: 778 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        فاطمه سادات عزیز در نوشته های نابت خیلی کد ها دریافت کردم سپاس از شما وشعر قشنگ ار مولانا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 16:06
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,133 کلمه

      گام ۶۷،،،لاغر شدن همان چاق شدن است ،،،سلام استاد و دوستان همراهم ،،، خدارو شکر میکنم که با قدرت ذهن ،آشنا شدم و به این مسیر هدایت شدم که حتی بتونم با تغییر ذهنیاتم ،لاغر هم بشم ،،هنوز برای خیلی ها ،درک این موضوع آسون نیست ،حتی اساتید ذهنی هم ،به این موضوع فکر نکردن و باورش ندارن و تو بیشتر صحبتاشون میگن باید رژیم و ورزش داشته باشید برای لاغر شدن ،، یادمه از همون موقع ها که وارد مقوله ذهن شدم و متوجه شدم علاقه زیادی به این موضوعات دارم ،مدام به این فکر میکردم که اگر همه چیز ذهن و باورهای ما هستند ،چرا من نتونم با ذهنم لاغر بشم،،تقریبا ۸ سال  پیش توی گوگل سرچ کردم ،لاغری با ذهن و هدایت شدم به شخصی که ،گروه تلگرامی داشت و فایلهای هیپنوتراپی میفروخت و راه آرام خوردن را آموزش میداد که بعدها متوجه شدم اون فایلهای هیپنوتراپی مال شخص دیگه ای بوده که کپی کرده بود و میفروخت ،منکه با اون فایلها لاغر نشدم ،، بعد از اون با شخصی آشنا شدم که ان ال پیست بود و ادعا میکرد میتونه من و دوستمو لاغر کنه ،۲ ماه هر هفته باهاش قرار میذاشتیم و باهامون مشاوره میداد،۴ میلیون هم پرداخت کردیم ولی لاغر نشدیم ،هر چند تو اون رفت و آمدها ،پیشنهاد آموزش یه ارز دیجیتالو به ما داد که ما هم خیلی ازش سر در نیوردیم و ایشون اصرار کرد که از اون ارز ۴ میلیون بخریم بذاریم بمونه و ما خیلی بی میل اون ارز خریدیم و دیگه اون شخصو ندیدیم و ۱ ماه پیش متوجه شدیم همون ارز قیمتش رشد کرده و به ۳۰ هزار دلار رسیده 😊 بلخره یه هدایتی بوده برای ما ،،، حدودا چند روز قبل از اینکه با اینجا آشنا بشم ،کتابیو از دکتر جودیسپانزا خونده بودم که تمام این قوانین جهان هستی رو که اساتید موفقیت تدریس میکنن رو ،علمیشو در اون کتاب توضیح داده بود که چطور مغز فرکانس تولید میکنه ،کار نورون ها چجوریه وووو  و من با خودم فکر کردم  که اگر اینها علمیه که من باید بتونم به کمک ذهنم لاغر هم بشم و یه انرژی مضاعفی در من تولید شده بود که نمیتونستم بی خیال باشم و ادامه ماجرای آشنایی م با این سایتو  که زیاد نوشتم ،یعنی وقتی من بیدار و آگاه شدم ،هدایت ها شروع شد  ،،آخه من دیده بودم که وقتی شروع کردم به تغییر محتویات ذهنیم ،اولین اتفاقی که برای من افتاد ،بیرون اومدن من از باتلاق مشکلاتم بود ،با خروج من از اون مشکلات ،درهای برکت و خیر و پول و رفاه   در زندگیم باز شد ، ،، اعتماد بنفس منو زیاد کرد که بتونم و بخوام که متناسب هم بشم ،و الان در حال تجربه کردن هدف تناسب اندامم هستم ،،،چقدر سپاسگذار خداوند هستم که لاغری با قدرت ذهنو در رویای استاد قرار دادن و هدایتشون کردن برای اول نتایج خودشون و بعد کمک کردن به میلیون ها ،انسان ،ناراحت از عوارض چاقی که سالها درگیر رژیم و ورزش بودن و با آموزش و بودن در این مسیر راه سلامتی و تناسب و خوشبختی بیشتر براشون باز شده ،،،منم یادمه اون زمان ها ،برای لاغر شدن کنار پاهام و پهلوهام ،هر روز پهلو و پاهامو به دیوار میزدم 😁یا با وردنه به پاهام میکشیدم که سلولیت هاش از بین بره ، خودمو پلاستیک پیچ میکردم ،کولرو خاموش میکردم میرفتم با سرعت روی تردمیل که خیس عرق بشم و اثر کنه ، ژل هایی به بدن میزدیم و ساعتها ماساژ میدادم ،شکم بندی میبستیم که ضربه ریز به شکم میزد ،مرتب خودمو تو آینه چک میکردم و بعدش هم سرزنش ها شروع میشد ،،،و هیچ کدوم از اون کارها ،حال منو خوب نمیکرد بجز ترس و نگرانی بیشتر ،از همون نگرانیها باید میفهمیدیم که راهمون اشتباهه ،،فعلا ما در حال تمیز کردن زمین وجودمون هستیم که بتونیم بذرهایی بکاریم ،هر چند اون بذرهای کوچیک هم تا الان نتایج و محصول دادند ولی برای میوه های شیرین و پر آب تر باید در کنار زمین و بذر ها ،باشیم ،مراقبشون باشیم تا بزرگ و قوی بشن و بتونن روی پای خودشون رشد کنن ،،پس مهم ترین ماموریت ما ،شناسایی موانع چاقی ،نقض و رفعشون بصورت منطقی ،دسترسی به ذات الهی و تمیز خودمون و رشد و ترمیمش ،تکرار و استمرار باعث میشه ،اون افکار جدید به زندگی جدید ما وارد بشه و بشه جزئی از وجود ما ،، ، تغییر برای ذهن مثل شخصیه که به یک کشور دیگه مهاجرت میکنه ،فرهنگشون مثل هم نیست ،آداب معاشرتشون متفاوته ،مهم ترین چالششون ،ارتباط گرفتن با زبان اون کشوره ،فرهنگ غذایشون ،قوانین رانندگیشون، قوانین شهر و کشورشون و اداره هاشون ووووو  و اون شخص تا بیاد به مدل زندگی جدیدش عادت کنه یه مدتی زمان میبره که کار راحتی هم نمیتونه باشه و بعد از مدتی تازه جا میفتن و راحتر زندگی میکنن ،،،مثلا ۲ سال پیش که به بالی سفر کرده بودم یا سنگاپور و رفت و آمد ماشین های اونجا دقیقا برعکس ماست ،چندین بار نزدیک بود با ماشین هاشون‌ تصادف کنم ،ذهن من طبق عادت قدیمش میرفت وارد خیابون میشد و اونجا قوانینشون فرق میکرد و بعد از چند روز آگاهانه وارد خیابون هاشون میشدم ،، قبلا برام بسیار سخت بود صبح زود بیدار بشم ،چونکه شبها دیر میخوابیدم و شاید از زمانیکه وارد دوره های ذهنی شدم یا دوره لاغری با ذهن ،خودبخود صبح زود بیدار میشم و دیگه نمیتونم بخوابم ،،،تو تمام طول زندگی برای رفتن به جایگاه بهتر ،مجبور شدم ،تغییراتی در خودم داشته باشم یا اینکه جهان مجبورم کرده تغییر کنم ،مثلا قبلا خیلی درگیر تنظیمات گوشیم بودم و تقریبا ۳ ساله که در کنار دوستم هستم و ایشون بسیار متبحر هستند در تکنولوژی ،هم بهم یاد میده هم خودش گاهی کمکم میکنه ،الان گوشیم به مشکلی بخوره هم سئوال میپرسم هم گاهی خودم یکمی بهش ور میرم درست میشه ،یا کارآیی خیلی از دیوایس هارو  حداقل برای خودم یاد  گرفتم ،،یادمه روزای اول خیلی کلنجار میرفتم که یاد نگیرم ، من سالها بود کار با کامپیوتر نمیکردم و حال یادگیری هم نداشتم ،ولی ۶ ماهه سرفیسی خریدم که بلخره باهاش یه کامنتی میخونم ، سریال های مخصوص تقویت ذهن خودمو میبینم ،نمیگم خبره شدم ولی میتونم برای کار خودم ازش استفاده کنم ،،وقتی میخواستم کارایی یه اپ تدوینو یاد بگیرم مقاومت داشتم ولی الان ۸۰ درصد میتونم باهاش ،فیلم های خودمو ،توی گوشیم ادیت کنم ،،وقتی میخواستم تنیس یاد بگیرم مقاومت داشتم ،،الان که دوباره مجدد دارم فایلهای زبان انگلیسی مو هر روز یک درس گوش میکنم و مرور میکنم مقاومت دارم ولی من ادامه میدم ،میدونم ذهنم تغییرو دوست نداره ،،و این تغییرات دائمیه وباید مدام در حال آپدیت خودمون و کیفیت زندگیمون باشیم تا بتونیم آگاهانه حرکت کنیم بسمت وسعت بیشتر ،،باید بتونیم رسیدن به لاغر شدن یا هر خواسته مونو ،کوچیک کنیم ،،تا بتونیم بهش راحتر برسیم،،،خدارو شکر که در حال آموزش و تغییر هستم و به زودی به تناسب کامل هم خواهم رسید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/09/16 09:46
        مدت عضویت: 564 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام دوست عزیز

        ازخواندن کامنتهای شما آگاهیهام زیادتر شد و لذت بردم .

        این سریالهای مخصوص تقویت ذهن رو چی جوری میشه تهیه کرد ؟

        به نظرم ایده خوبی برای متقاعد کردن خودمون که این مسیر رو عاشقانه تر پیش ببریم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 09:17
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      سلام استاد بزرگوار . فعلا با شما و انجام تمرینات از سایت خداحافظی می کنم . البته بعد از مدتی دوباره برمیگردم چون اینجا خانه ی من هست . 

       

      ادامه ی این گامها و به امید خدا شروع دوباره ی لاغر شدن و تمرینات ورود به سرزمین لاغرها  را به زمانی دیگر میسپارم . 

       

      البته تعهدم سرجایش هست و هر روز اگر شده یک قدم کوچک در راه لاغری با ذهن بر میدارم که از مسیر خارج نشوم . 

       

      هر جا هستید برای شما و خانوادتون بهترینها رو آرزو دارم . خدا نگهدار شما و خانواده و علی الخصوص آیدای نازنینمان باشه . 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/26 18:37
        مدت عضویت: 515 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

           سلام فاطمه  خانم 

        ناراحت شدم از رفتنت  امیدوارم بزودی  برگردی 

        ارادتمندشما  شهربانو 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/02/04 17:18
      مدت عضویت: 345 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 740 کلمه

      سلام دوستان واساد گرامی گام ۶۷ منم از این تغییرات داشتم منم دخترمو خودم میبرم ومیارم ونه تنها من بلکه برای دخترمم سخت بود بعد از سه یا چهار ماه خوردن وخوابیدن ی دفعه مجبوره صب زود بیدار بشه وبره مدرسه ومنم مجبورم صب زود بیدار بشم وببرمش مدرسه تازه سختر اونکه تو سرما باید بیاستی سر خیابون تا ماشین گیرت بیاد خلاصه زندگی ما سرشار از این تغییرات فکر میکردم میدید وقتی عظیمیه بودم زندگی میکردم به معنی کامل زندگی میکردم همه چیز بر وفق مرادم بود خیلی عالی بود بعد ی تغییر در زندگیم بوجود اومد وما ورشکست شدیم از اونجا اومدیم به ی جای دور تر از عظیمه جاده محمد شهر کرج رفتیم والان که ۱۰ ساله از اون موضوع میگذره دخترم هنوز نتونسته قبول کنه که اینجا زندگی کنیم تا ی چیزی میشه میگه هیچی نگو ما رو برداشتید اوردی تو دوغ غوز اباد انداختین ودلتونم نمیخواد از اینجا بریم میخواستم فقط تغییر بگم ومن فکر میکنم ی بزرگ شدن بچه ها هم ی تغییره اما از نوع لذت بخشش خیلی لذت بخش که مراحل رشد بچه تو میبینی وخدایا شکرت بابت طعم به این خوبی وما کلا دو نوع تقییر داریم یکر اینکه زود به اون تغییر عادت میکنیم ورفتارمون میشه مثل صب زود از خواب بیدار شدن یکی دیگه اینکه تغییریکه سالها طول میکشه تا به اون تغییر عادت کنیم مثل جابجا شدنی که با ی اتفاق تلخ همراهه ودر چاقی هم همین طوره خیلی از اضافه وزنها بخاطر عادت بوده  یعنی اون فردیکه ۵۰ کیلو اضافه وزن داره که اولش ۵۰ کیلو نبوده اولش ۱۰ کیلو بوده امادبخاطر عادت کردن چاقی بخاطر اینکه ذهنت مملو ز افکار چاق کننده ودر جسم هم پیشرفت میشه کاریکه در لاغری با ذهن انجام میدیم این فرمولها رو تغییر میدیم وروند حرکت جسم رو به سمت لاغری میبریم در واقع مثل اول مهر بیدار شدنه اولش سخته اما بعدش عادت میکنیم همون طور که من عادت کردن که ۱۰ ساله و محمد شهر زندگی میکنم سخته تلخه ام امکان پذیر برای تغییر جسم به سمت لاغری وقتی که ما شروع یکنیم اموزش ودنبال میکنیم وسعی میکنیم تغییرات کوچیک انجام بدیم وسخته بچه هایی که تو چالش من اینو نخوردن هستند بهتر درک یکنن نخوردن ی شکلات که فکر میکنی اضافه هست سخته اما چند روز که تکرار بشه عادت میشه وبه راحتی نمیخوریم ومنم خیلی از این چالش خوشم اومده تصمیم گرفتم این وره رایگانم بگذرونم چون برای پیشرفت در روند لاغری بسیار لازمه فکر میکنم من برام از این تغییرها پیش نیومده که برم مهمونی وببینم میتونم بخورم یا نه ودر مورد لاغریم همین طوره فقط کافی اولش اشتیاق داشته باشیم وتکرار کنیم تمرین داشته باشیم فرمولهای ذهنی عوض میشن خیلی راحت روند زندگی وروند جسممون تغییر میکنه وبا این تمرینات روند لاغر شدنم مثل همه کارهای دیگمون میشه وفرمولها عوص میشن منم عینکی هستم از کلاس پنج تا حالا عینک میزنم ۳۵ساله که عینک میزنم خیلی سخته ودوست ندارم چون شنیدم که عینک بزنی چشمهات گود میافته والان چشمام گود افتاده ومن نمیتونم از سایه برای ارایش استفاده کنم ومیترسم عمل کنم حالا بعدا که شریطش فراهم شد اینکار و میکنم تا از عینک راحت بشم وما در زندگیمون تغئر زیاد داشتیم وتونستیم بعد از چند روز بهش عادت کنیم وبه راحتی انجامش  بدیم مثل رانندگی کردن ولاعریم چیزی نیست اینهمه تغییر تو زندگیمون پیش اومده وما از اون پیروز وسربلند اومدیم بیرون لاغری که چیزی نیست از پس اینم برمیام منکه از پس ورشکستگه بهاون سختی براومدم از لاغری برنیام مثل اب خوردن تغییرش میدم سختر از اون تغییرهاییکه تو زندگیم داشتم که نیست یادش میگیرم اموزششو میبینم وتغییرش میدم واون به عادت تبدیل میکنم ولاغری رو باید ه ب چیز کوچیک تبدیل کنیم ومهمتر از اون اینکه هر خواستهای در هر زمینه ای از زندگیمون بآید کوچیک کنیم تا راحت ز حلقه باورمون رد بشه وارد زندگیمون بشه موهر چیزی که تو دهن ما سخت ودست نیافتنی باشه ذهن نمیذاره هیچوقت ارد زندگیمون بشه چون ذهن ما کارهای سختو انجام نمیده پس هر چیزی که دوست داریم وارد زندگیمون بشه بهتره تا اونجا که میشه کوچیکش کنیم اخه کوچیکم هست ا کندش کرده بودیم لاغری هم وچیکه این همه دوستان تونست شگفتی بیافرینن پس منم میتونم میگیم اینکه چیزی نیست من سختر از اینم تغییر دادم اینم تغییر میدم من متناسب میشم واون زندگی رو تجربه میکنم نیاز ندارم فقط میخوام زندگی با طعم ناسب اندام تجربه کنم میخوام ببینم اونهاییکه لاغرن چجوری زندگی میکنن چه جوری نفس میکشن که تنگی نفس ندارن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/04 12:05
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      باسلام خدمت دوستان 

      من از زمانیکه تصمیم گرفتم با کمک این دورهربه تناسب اندام برسم تصمیمات مهمی برای انجام دادن گرفتم که انجام بعضی از آنها گاها برای من بسیار سخت و دشوار بود مثلا بنده کارمن بانک هستم و زمانیکه دوره را شروع کردم برای اینکه بتوانم قبل از اینکه سرکار برم دوست داشتم بغیر از فایل میثاق نامه حداقل یک یا دوفایل دیگر گوش کنم و برای اینکه بتونم این کارو انجام بدم باید صبحها زودتر بیدار میشدم تا بتونم این فایلها را گوش کنم و از همان زمان در این کار مدامت داشته ام و به نتایج بسیار خوبی هم رسیده ام و برای خواسته های دیگه ای که دارم از مدتی پیش تصمیم گرفته ام که آنهارا در ذهن خودم کوچک کنم تا به آسانی به آنا دست پیدا کنم و در همین مدتی که این کار را انجام داده ام به بعضی از آن موارد رسیده ام و مطمئن با مداومت در این راهدبه بقیه خواسته های خودمم خواهم رسید چوندبه هر آنچه کهدفکر میکنم خواهم رسید چه بخواهم چه نخواهم 💪🌹🌹💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/26 14:42
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,139 کلمه

      سلام گام 67 لاغر شدن همان چاق شدن است.                                  ما وقتی تصمیم میگیریم کاری شروع کنی اوایل این کار برای ما سخت است و چون ذهن مان هم ویژیگش اینه که از تغییر کردن از انجام دادن کار جدید تصمیم جدید دوری می‌کنه تنبل است و دوست نداره تغییر رو و همیشه دوست داره طبق روال گذشته پیش بره                                                 اما وقتی شروع میکنیم و تکرار میکنیم و ادامه میدیم استمرار داریم اون کار یاهدف برای ما عادی میشه وعادت میکنیم حالا ممکن بخاطر گذشته باز روال قبلی پیش بریم ولی باز زود یادمان میاد و مسیر جدید تصمیم جدید پیش میریم و اینقدر باید تکرار بشه تا به عادت ما تبدیل بشه                                                               ما چاقی رو هم براثر همین عادت کردن به وجود آوردیم فرمول ها چاقی ایجاد کردیم نخواسته یا خواسته ترس هایی در خودمان ایجاد کردیم و اینقدر رفتار ها اشتباه پیش بردیم تا عادت کردیم برامان رفتارهای اشتباه به وجود آورد و چاق شدیم حالا هم واسه لاغر شدن دقیقا باید همین کار کنیم شاید برامون سخت باشه چون ما عادت کردیم به پرخوری زیاد به انجام دادن ورزش ها سخت واسه لاغرشدن به ترسیدن از مواد غذایی و یه عمری این گونه زندگی کردیم الان بخواهیم بگیم با ذهن بدون فشار بدون محدودیت بدون کار فیزیکی میخاد لاغر بشی سخت بنظرمان میرسه چون ما لاغری واسه ذهن خودمان سخت تعریف کردیم و به عمر باور کردیم که با کارها فیزیکی میشه لاغرشد حالا بخواهی باور کنی چاقی تو ذهنی بوده ولاغریتم از طریق ذهن انجام پذیره یکم سخت است باورش واسه فرد چاق چون فرد چاق لاغری سخت می‌دونه و باید شروع کنه واسه ذهنش شفاف سازی کنه تا ذهنش بپذیره که میشه لاغر شد اولا باید بگه من این فکرها داشتم این ترس هارو داشتم این باورها اشتباه رو داشتم حالا چاق شدم طبیعی است چون من خودم چاقی واسه خودم درست کردم الانم میام لاغری یاد میگیریم اینقدر آگاهی صحیح به ذهنم میده فرمول ها صحیح تا در ذهنم ثبت بشه لاغرشدن آسان است شدنی است از طریق ذهن و بعد تکرار میکنم تکرار میکنم تا ذهنم عادت کنه به فرمول ها صحیح و باور ها صحیح در ذهنم به وجود بیاد و آرام احساسم وبعد نگرشم در مورد مواد غذایی و بعد رفتارم تغییر می‌کنه و در آخر هم جسمم تغییر خواهد کرد لاغرشدن آسان کنیم در ذهن مان کوچیک کنیم در ذهن مان مث بقیه رفتارهایی بدونیم که قبلا انجامش برامون سخت بود ولی با تکرار تکرار تکرار در آن کار استاد شدیم کلا بگیم این همه آدم از طریق ذهن با همین فایل ها لاغر شدن و کلی تغییرات جزلاغری در زندگیشان ایجاد شده پس منم میتونم  ذهنم شاید اول بام راه نیاد ولی اینقدر تکرار میکنم عمل میکنم آگاهانه به گفته آموخته ها جدید تا ذهنم بپذیره و یک قانون داره ذهن هرکاری براش سخت کردی و سخت تعریف کردی اون کار انجام نمیده باید برای ذهنت کوچیکش کنی لاغری رو اگه قبلا شکست خوردیم بخاطر مسیر اشتباهات بوده الان مسیر صحیح هستی ذهنم قابل آموزش است جسمت هم توانایی لاغرشدن داره چون اصلا تناسب اندام ویژگی طبیعی جسمت است پس خیلی راحت لاغر میشی                                          من قبلا عادت کرده بودم با برنج نان بخورم عادت کرده بودم هنگام غذا خوردن حتی تفریحی میخاستم چیزی بخورم همراه فیلم سریال باشه و تا آخر فیلم هم دولپی می‌خوردم و فک میکردم این یعنی شادی گردن لذت بردن عادت کرده بودم شیرینی با ترس بخورم …و وقتی اومدم تو این مسیر یک هفته ای بود که داشتم فایل گوش میدادم احساسم تغییر کرد دیگه پرخوریم خیلی کم شده بود دیگه ادامه دادم و تمام عادت ها بالام برطرف شد حالا یدفع هایی‌هم‌پیش میاد عادت قبل تکرار میکنم و این میدونم اینقدر باید روی خودم کار کنم بیشتر وقت بزارم فایل گوش بدم عمل کنم بنویسم که در ذهنم ثبت بشه فرمول ها جدید و ذهنم نتونه من به عقب بکشونه و این یعنی یاد گرفتن                        قبلا من پته بافی میکردم روز ها اول خیلی برام سخت بود خیلی دقت میکردم درست انجام بدم و هی پیشم خراب میشد ولی ادامه دادم طی دو روز کامل یاد گرفتم و الان چشم بسته هم میتونم پته بافی کنم حتی اینقدر تکرار کردم بافتم که برجسته بافی هم میکنم و خیلی برام راحت آسان شده.          همین مسیر لاغری با ذهن من اویل که اومدم میگفتم یعنی میشه منم لاغر شم چجوری باید تمرین انجام بدم و یجورهایی خیلی برام سخت بود و فک میکردم حتما باید هرچی استاد میگه من بنویسم بعد خلاصه کنم تو سایت بنویسم و اگه استاد بهم مدال داد یا زیرش برام نوشت عالی انجام دادی من دارم لاغر میشم و گنگ بود کلا برام ولی تکرار تکرار تکرار کردم تا الان فهمیدم استاد معلم نیست که من تنبیه کنه یا جایزه بده که بخوام بخاطر نمره گرفتن بیام قشنگ تمرین انجام بدم که مدال بگیرم من باید ببینم خودم چی فهمیدم از فایل و بیام بنویسم بخونم شرکت کنم و ذهنم درگیر فضای لاغری کنم حالا استاد میخواد مدال بده یا نده من باید عمل کنم به نوشته هام و اینها میشه آگاهی جدید صحیح آسان کردن لاغری برای ذهن بگو باخودت من آشپزی یاد گرفتم خونه داری یاد گرفتم کار با گوشی یاد گرفتم آرایش کردن یاد گرفتم خواندن نوشتن یاد گرفتم امتحانات سخت دانشگاه با نمرات عالی قبول شدم این هم که چیزی نیست مث بقیه کارها با تکرار تکرار کردن وعمل کردن خیلی راحت یاد میگیرم چیزی نیست که این افراد از همین مسیر لاغر شدن منم میشم و ادامه بدیم کوتاهی نکنیم در حق خودمان هر روز فایل گوش بدیم تمرین انجام بدیم عمل کنیم به آگاهی ها جدیدمان هرچه بیشتر عمل کنیم در ذهن مان پررنگتر میشه و به عادت مان تبدیل میشه صحیح عمل کردن              این فرمول اساسی یادمان بمانه         برای تغییر کردن اولا تعریفمان از اون موضوع عوض کنیم در ذهن مان و بعد آموزش صحیح به ذهن مان بدیم تکرار تکرار کنیم و عمل کنیم بهش و هر روز بادیدن افرادی در اون وضعیت بگیم آره این تونسته منم میتونم دیگه کاری به چطور اینها نداشته باشیم فقط بگیم این تونسته منم میتونم همین و ادامه بدیم مسیرمان رو خیلی راحت مث هرکار دیگه بهش میرسیم و راحت به آنچه حق طبیعی ماست بهش دست میابیم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/19 18:17
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,542 کلمه

      خیلی کارها اولشون برای ما سخت هست و  اما بعد از مدتی برای ما عادی و آسون میشن  میشن پس یک مدت ما ممکنه یک شرایط جدید  داشته باشیم  که عادت نداریم و برامون سخت  باشه ولی  بعد از یه مدت  انگار ما به مرور سیستم بدنی و زندگیمون عوض میشه و همون کار  برای ما  به مرور آسون میشه .(خیلی مثالها در اطراف  ما هست که دقیقا همین طور هستن من خودم  مدتی هست مایکرو ویو خریدم و تا قبل از اون برای گرم کردن غداها باید قابلمه رو میوردم عدا رو داخلش میزاشتم و یه دم کنی یا درب قابلمه باید میزاشتم و بعد در زمان طولانی کار انجام میشد اما حالا من با این دستگاه  غدا رو در هر طرفی خیلی راحت در عرض یک دقیقه یا کمتر گرم میکنم اما چون اویل عادت نداشتم تا میخواستم غدا یا نون رو گرم کنم میرفتم سمت اجاق گاز و قابلمه رو میبردم و بعد  یادم میومد ای وای پس چرا ؟؟مایکرو دارم و بعد میرفتم سراغ دستگاه و خندم میگرفت و اما بعد از چند بار   اشتباه کردن دیگه حسابی بهش عادت کردم و دیگه بدون خطا هر روز روزی چندین بار من داخلش برای بچه ها و خودمون غدا و نون و … رو گرم میکنم و لدت میبرم پس خوب میدونم در اول کار لاغری هم ممکنه چند بار اشتباه کنم و اما به مرور لاعری رو یاد میگیریم و به ذهنم آموزش میدم تا الانم کلی موفق بودم و دهنم عالی من رو همراهی کرده و من ذهن لاغری دارم )   برای چاقی و لاغری هم سیستم  همین هست و جسم ما  به خاطر یه سری  عادت که نتیجه ی   رفتا ها و   افکار ما هست چاق شده و با تکرار هر روز اونها  چاقی در ما پیشرفت میکنه ودر  لاغری با ذهن این فرمولها رو تغییر میدیم و روند جسم رو به سمت لاغری میبریم مثل اول صبح زود پا شدن ممکنه  اولش سخت باشه  و لی بعد مدتی عادت میکنی(خوب ما بارها گفتیم چاقی محصول تکرار یه سری  رفتارها  در ما هست که به اوتها عادت میگیم و  عادتها هم به خاطر یه سری افکار و رفتار در ما به وجود اومدن و چاقی یه نوع اعتیاد هست اعتیاد به مواد غذایی و تنها فرقش با معتادان به مواد مخدر تفاوت در نوع مصرف هست .پس عادت از چی به وجود میاد از تکرار  یه سری رفتارها مثلا در چاقها خیلی رفتار خوردن رو تکرار میکنن تا چاق میشن  و اگر بخوان نخورن براشون سخت هست و اذیت میشن و بر عکس لاغرها اگر بخوان مثل چاقها بخورن براشون سخت هست و ادیت میشن پس باید اصولی جلوی انجام این کار رو گرفت چطور؟؟ باید  ببینیم دستور خوردن از کجا منشا میگیره از مغز ما مثل سایر فعالیتهای ما پس باید از اونجا درستش کنیم که در لاعری با ذهن داریم همبن کار رو میکنیم .و منم دیگه سعی میکنم اعتیاد به خوردن نداشته باشم که با هر بهانه ی خوردن رو انتخاب کنم باید ببینم دلیل خوردنم چیه اگر واقعا گرسنه بودم میتونم با لدت بخورم )     دوستان  بعد از یه مدت در چالش من این رو نخوردم  انجام یه سری کارها براشون سخت   مثلا وقتی سیر هستن پرخوری نکن ولی واقعا سخته چون دست خودشون نیست دستور میاد و اونها باید بردارن و بخورن و اما بعد از مدتی  این  دوستان  چون در مسیر لاغری با ذهن  بودن دیگه  انجام کارهای گذشته براشون سخت میشه و عوض میشن  و فرمولهای ذهنی ما عوض میشه و به مرور  رفتارهای جدید  به وجود میاد و فقط با تمرین  و تکرار   این مهارت لاغری به دست میاد و دیگه برای ما که قبلا پرخوری میکردیم ،این پرخوری کردن کار  سختی  میشه (من بسیار از این نتایج دارم همین دیشب من رفتم خونه مادرم و روی گاز غدا بود و همه تعریف و تمجید میدادن که چقدر عالی و میخوردن و اما به منم  هر چقدر مادرم و خواهرام اصرار کردن بیا بخور من نخوردم چون قبل از رفتن به اونجا واقعا گرسنم بود و در حد نیازم یه مقدار  خونه ی خودم غذا خورده بودم و حالا خونه مادرم نمیتونستم بخورم و اگر قبلا بود فقط میخوردم کاری نداشتم سیرم یا نه حتی اگر شده بود به بهانه ی کم کالری  بودن از خورشت خالی خالی دو کاسه میخوردم اما دیشب فقط توجهم روی نیاز جسمم بود و گفتم سیرم و اصلا جا ندارم و نخوردم و بعدا که اومدم خونه گفتم دیدی عجب حرکتی بود ها این همه غدا ولی من لب نزدم افرین که فقط توجهم به نیاز جسمم هست و تحریک به خوردن نشدم و رفتارهای غلط انجام ندادم  و یا نمونه ی دیگه اش اینکه موقع جمع کردن سفره و یا عدا کشیدن برای خانوادم اگر سیر باشم لب نمیرنم و اگر هم سیر نباشم بازم به خودم میگم درست نیست هر  ته مانده ی غذایی رو من بخورم واقعا اگر گرسنه هستم یه مقدار بزارم داخل ظرف و با لذت بخورم و به این نیاز جسمم جواب بدم و اصلا چیز سختی نیست و یا همین چند شب پیش دخترم سیب سرخ شده مخصوص خرید اما من سیر بودم و لب نزدم و هر چقدر گفت بیا باهام بخور تخوردم و میلم نکشید و همسرم خورد بعدا گفتم وای چقدر عالی شد که دیشب اینقدر قشنگ  با جسمم رفتار کردم و ادیتش با پرخوری نکردم و خودم رو تحسین کردم به خاطر اگاه بودنم و در صلح بودن با خودم نه ادیت کردن خودم …)     فقط کافی اوایل اشتیاق و احساس خوب رو داشته باشین همین که شروع کنی و فایلها رو گوش بدی و نظر بقیه  رو بخونی کمک میکنه فرمولهای ذهنیت عوض بشه و روند جسمیت عوض میشه .(اخه جایی دیگه نیست که ما از این جنس حرفها برای لاعری بزنیم و یا گوش بدیم و یا بنویسیم من که در اطرافم هر که رو میبینم یا داره رژیم میگیره و یا فعالیت سخت میکنه و محدودیت داره و یا عمل  معده کرده و به زور و سختی  داره لاعر میشه و یا قرص و …. که هیچ کدوم از این راه ها به درد من نمیخورن و کسی در اطراف من در این مسیر نیست که بتونم از اون اگاهی بگیریم پس فقط با بارها گوش دادن و خواندن و نوشتن در این سایت میتونم به خودم کمکم کنم و در این مسیر درست قرار بگیریم و جلو برم  پس بارها بگ و بنویس تا دهنت همراه تو بشه دوست عزیز اون موقع چه تو بخوای چه نخوایی لاعر میشی  ) بارها شده تا حالا مسیرهای شما عوض شده مثلا  یک خونه ی نو خریدن  اما تا مدتها به سمت خانه ی قبلی حرکت میکردیم و یا یک ماشین دنده اتوماتیک خریدن اما به شیوه ی ماشین دستی باهاش برخورد کردین و اذیت میشدین و استاد بعد از عمل چشم  تا مدتها به دنبال برداشتن عینک بود و این نشون میده  چقدر بعضی از  فرمولها ریشه ای هستن و زمان میخوان  تا عوض بشن پس یه سری عادتها به خاطر بارها تکرار شدن نیاز داره که شما صبر و استقامت داشته باشین  و این قضیه رو به وضوح در بعضی  موضوعا ات میشه دید مثل حریان عینکی بودن استاد . (من خودم برای هر تغیری در وسایل منزل تا مدتها اشتباه میکنم تا به اون جای جدید عادت کنم  و درست رفتار کنم و اما در زمینه ی  چاقی و لاعری هم همین طور من که قبلا چاق بودم و آشنایی با این اگاهی ها نداشتم به راحتی دو پیتزا میخوردم و یا دو ساندویچ  میخوردم و یا چندین بسته چیپس و پفک و کرانچی رو با هم میخوردم اما حالا که در این مسیر هستم متوجه یشم خیلی کارها از روی  عادت بوده و حالا که اگاهم سیری و گرسنگی  چی هست باید به موقع دست بکشم و دیگه اون پر خوری رو نکنم هر چند بعضی وقتها هنوزم چند لقمه بعد از سیری اصافه تر میخورم  ولی در حد یکی دو لقمه و با  این کار  به حالت پرخوری میرسم و یا خفگی میرسم  و اما همین حد خوردن شاید نصف اون موقع های من باشه تازه در رژیم که همیشه دلم ضعف میرفت و گرسنه بودم حالا با یه عالمه کمتر خوردن من احساس سیری و یا زیاد خوردن پیدا میکنم خوب این نشون میده فرمولهای من داره تغییر میکنه و یا اون اویل برام سخت بود شب شام برنج و یا نون و یا سرخ کردنی بخورم اما با بودن در مسیر ترسهام کمتر شده و حالا به راحتی میخورم به اندازه نیازم و و کلی ریزش سایز و وزن هم داشتم و اینها همه تغییرات هست که به مرور ایجاد کردم و یا گفتم جسم من برای لاعری احتیاج به این همه ورزش سنگین نداره و باشگاه رفتنم رو دیگه   گداشتم کنار  و میخوام فقط با قدرت ذهنم این لاعری رو تحربه کنم و لدت ببرم )   بنابراین چاقی به لاغری یک تغییر رفتار ذهنی هست و نیاز به تمرین داره .همین موصوع از نگاه کسی که لاعر هست مسخره هست که لاعر شدن سخت هست پس چه  فرقی هست بین ادم چاق و لاغر ؟؟. فقط در فکرشون هست و ما چاقها چون به لاغری نیاز داریم در ذهنمون یک موضوع نشدنی هست (من بارها قبلا به همه و خودم میگفتم چاقی اسون  هست و لاعری سخت هست و خوش به حال فلانی که بدون زحر و سختی راحت لاعر هست ومن باید با زجر وزن کم کنم خدا چه نعمت خوبی به این افراد داده اما حالا بر عکس بارها میگم به خودم و بقیه ی دوستان لاغری آسون و راحت هست با این متد و خیلی راحت اتفاق میفته همینطور که تا حالا تونستم پس دوباره هم میتونم وزن کم کنم و موفق  میشم و  خوردن هم یک نیاز من هست مثل بقبه ی نیازهای جسمم مثل تنفس و ضربان قلب و .. که از دهنم میاد و مغز دستورش رو میده و باید اول دستور خوردن رو در مغزم درست کنم و به اون لاعری رو آموزش بدم و دهنم برای لاعری تربیت کنم تا درست رفتار کنم و در نهایت جسمم لاغر بشه خدا رو شکر در این مسیر درستم و با اشتیاق ادامه میدم تا به وزن دلخواهم که ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ برسم چون انتطارم از خودم لاعری هست چون جسمم از همون اوایل خلقت لاعر بوده و اما  من با افرمولهای اشتباه چاقش کردم و من چندین سال در این وزن بودم و از دستش دادم و اما دوباره به دستش میارم اونم خیلی راحت و اسون مثل خواهرم مثل خواهر شوهرم مثل دخترم مثل دوستم بدون زحر و سختی و استرس فقط با لدت و حال خوب من افکارم و رفتارم رو درست میکنم و خود به خود لاغر میشم )    چه چیرهایی در زندگی شما ایجاد شده و تغییر کرده و بگو لاعری هم همین هست (لاغری چیز خاصی نیست تغییر فرمولهای ذهنی ما از چاقی به لاغری هست یه تغییر  در ذهن  ما هست و ما هم جز طبیعت هستیم و در طبیعت هیچ تغییری با سختی و رنج به وجود نمیاد مثلا طلوع و عروب خورشید و یا بارانی شدن و افتابی شدن هوا و یا تغییر فصلها و یا تغییر روز و شب و یا رشد یک گیاه با سختی نیست پس این تغییر فرمولها هم  در ذهن ما با سختی نیست هر جا دیدی بهت سخت میگدره بدون در مسیر اشتباه هستی ممکنه اولش عادت نداشته باشی اما با تورار و استمرارو تعهد تو موفق میشی و برات خیلی آسون و خود به خودی اتفاق میفته ) باید لاعری رو در ذهن کوچیک کنید و ساده کنید وهر خواسته ای رو که دارید باید در ذهنتون کوچیک کنید  تا وقتی در ذهنت یک تغییر بزرگ و سخت باشه انجام نمیشه اما اگر بگی این چیزی نیست من متناسب میشم و لاغری رو تجربه میکنم ذهن ما بهتر میپدیره چون برای ذهنمون سخته تغییر کنه و ما خودمون هم ندونسته هی کار تغییر کردن رو برای ذهن سخت تر میکنیم . پس آهسته و پیوسته به دنبال تغییر کردن باشید (من بارها شده منفی باف گقته انگار چاق شدی لاعر نمیشی تا کی میخوای گوش بدی برو کاری کن یعنی بیشتر میگه بهم نخور اما من بیخیالش میشم و  جوابش نمیدم چون میدونم راهم درسته و نتایج بزرگی میگیریم و بازم  به ذهنم میگم همش من باید ۵ یا ۶ کیلو دیگه کم کنم این که چیزی نیست به راحتی میتونم این مقدار اصافه رو از دست بدم مثل دوست شگفتی ساز که در دوماه ده کیلو کم کرده بود پس منم به راحتی میتونم در وزن دلخواهم قرار بگیریم و لاغر بشم اما به شرط عمل کردن به اموزشها و هر روز در مسیر بودن و قدم برداشتن که انصافا من از تعهد و انگیزه و اشتیاق و استمرار  و عمل کردن تا جایی که در توانم بوده عالی عمل کردم  چیزی کم نزاشتم  پس به خودم میگم اگر من نتیجه نگیریم پس کی میگیره ؟؟؟قطعا من باید نتیجه بگیریم و مانع ها رو بردارم که لاعری سخته و نمیشه و بگم اگر تا حالا تونستم پس دوباره هم میتونم و و اگر بقیه متناسبها به راحتی و بدون زجر دارن زندگی میکنن پس منم به راحتی به لاعری ۵۹ کیلو میرسم و لدت میبرم و این ۶ کیلو برای من که بارها از راه غلط ۳۵ کیلو ۲۵کیلو ۱۸ کیلو و … کم کردم چیزی نیست جسم من بسیار تواتمند و شجاع و لایق برای تناسب اندام هست و  خیلی راحت من بدون سختی  به وزن دلخواهم میرسم و من عاشق تجربه کردن لاعری ۵۹ کیلو هستم و دوست دارم رها بودن و ازاد بودن در لباسها و ازاد شدن اتگشترها و ساعت در دستانم و کمر شلوار  ها و  صورت خوش فرم  و طریف رو دوباره تجربه کنم حالا اگر بشه که چه بهتر اگر هم نشد که من زندم و زندگی میکنم و لدت میبرم و خودم رو عاشقانه دوست دارم و اصلا مشکلی نیست فقط میخوام به ذهنم بگم تو هیچ مانعی برای رسیدن به لاعری نداری و  اما دهنم میگه :قبلا میگفتی صورتم  با لاغری زشت میشه خالا میگم بسیار طریف و زیبا میشه و من دوستش دارم چطور نن تا سن ۱۸ سالگی در این وزن بودم هیچ که نگفتن و خودم نگفتم چقدر زشتم تازه بارها هم همه گفتن چقدر تو صورتت قشنگه و خودم گفتم پس فقط خودم و اطرافیانم به قیافه ی جدید خودم عادت نداشتم که این حرف رو گفتم .  قبلا میگفتی لاغری سخت و با زجر هست  اما حالا  بهت میگم بسیار آسان و ساده هست مثل راه رفتنم و نشست و برخاستم کار اتوماتیکی  در بدن من هست و من دارم هر روز با این متد للغری بیشتری رو تجربه میکنم چون دارم یادش میگیریم و لاغری رو اموزش میبینم پس اصلا سخت نیست بسیار ساده و اسون هست . قبلا میگفتی چون قرص میخورم لاعر نمیشم  اما  حالا بهت میگم  در اطرافیان من خیلیا با خوردن این دارو  بسیار لاغر  و خوش اندام هستن و زیبا و طیریف پس منم میتونم مثل اونها باشم   قبلا میگفتی اشتهام زیاده اما حالا  بهت میگم همچین چیزی در من وجود نداره و من خودم تصمیم میگیریم و قدرت دارم چه غدایی رو بخورم در چه زمان و مکانی  و هیچ عضوی در بدن من له این نام وجود نداره     قبلا میگفتم فقط با رزیم ورزش لاعر میشم اما حالا  میگم با همین دورها من تونستم ۸ کیلو به راحتی  شایدم بیشتر کم‌کنم پس این دیدعلط هست و من میخوام  با متد جدید به راحتی لاغر میشم چون بسیار اصولی و راحت هست و راهی پر از لدت و اگاهی و درست هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/11 10:04
      مدت عضویت: 726 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      سلام 🙂

      موضوع فایل؛ تغییرعادت ها

      تغییر عادتها کار سختیه

      خیلی از اضاقه وزنها به خاطر عادت ما به چاقی است

      همه ما چند سال قبل که این مقدار اضافه نداشتیم اما به خاطر عادت به چاقی که اونم به خاطر اینه که ذهن مملو هست از افکار چاق کننده و ما عادت کردیم به یه سری رفتارهای چاق کننده …. جسم چاق شده

      در لاغری با ذهن هم تغییر در این فرمولها داده میشه تا به مرور عادتهای رفتاری تغییر کنه و جسم هم کم کم لاغر بشه😊

      در اوایل تغییر کردن سخته ولی اگر 👈ادامه بدیم👉 خیلی راحت میشه و انجام دادن کارهایی که قبلا انجام میدادیم سخت میشه😏

      همینکه با تکرار و تمرین فرمولها عوض بشه و خیلی راحت به مرور روند زندگیت عوض میشه وروند جسمت هم عوض میشه😊

      لاغر شدن هم مثل هر تغییر دیگه ای امکانپذیره🤩

      با زدن مثال به خودتون این باور رو بدین که ذهن عادت پذیره

      من کلا صبح سر کار نمیرم و کارم فقط عصره یه مدت که موقت برای سه ماه بایستی میرفتم درمونگاه تامین اجتماعی و ۷و ربع باید کارت میزدم و برای اینکه ناهار رو هم درست کرده باشم ۵ صبح بیدار میشدم که ۷ غذا رو خاموش کرده باشم و این تغییر عادت صبح زود بیدار شدن برام واقعا سخت بود ولی بعد از چند روز عادی شد

      یا همین ناهار خونگی خوردن برای من و خانواده ام عادت شده بود ولی کارکنان خانم اون درمونگاه که شغل همیشگیشون هست میگفتن که خیلی اوقات از بیرون ناهار میگیرن و اینقدر سخت نمیگیرن به خودشون که ساعت ۵ صبح بیدار شن برای درست کردن ناهار

      همه چیز عادته و تغییر عادت اوایل سخته ولی ادامه که میدیم حالا یا به اجبار یا به اختیار برامون عادی میشه و این دفعه تغییر رفتار و عادت جدید سخت میشه

      یه سری فرمولها ریشه ای تر هست و مدتها طول میکشه تا تغییر کنه ولی بالاخره اونم تغییر میکنه

      👈 عادتها یعنی رفتار های بدون فکر 👉

      چاقی به لاغری هم یه تغییر رفتار ذهنیه یه تغییر فرمولهای ذهنی از چاق به لاغری👌👌👌

      برای ما چاقها لاغر شدن خیلی سخته وهمین موضوع برای لاغرها خیلی ساده و عادیه😉

      چون افراد چاق به لاغری” نیاز” دارن لاغر شدن براشون سخت و عیر ممکنه👌👌

      به تغییرات عادتی ات توجه کن

      با خودت بگو اینهمه موضوع عوض شده پس لاغر شدن هم همینطور میتونه عوض بشه😊😊

      من قبلا همیشه تلویزیون میدیم و صبح که بیدار میشدم اولین کارم این بود که تلویزیون رو روشن کنم ولی از موقعی که با موضوعات قانون جذب آشنا شدم و موضوع ورودیهای ذهنی برام واضح شد تلویزیون رو کنار گذاشتم و الان مدتهاست که توی خونه نا اصلا تلویزیون روشن نمیشه و فقط پسرم برای بازیهای ps ازش استفاده میکنه

      یا قبلا خودم توی قابلمه پلو میپختم بعدش که پلوپز زماندار گرفتم دیدم چقدر راحت و بدون دغدغه همه چی رو میریزی داخلش زمان پخت هم میدی بعد که میای پلو گرم و آماده داری الان توی قابلمه پلو پختن سخته😁

      یا پوشیدن مانتو جلو باز اوایل برام کار سختی بود ولی الان خیلی راحت و پذیرفتنیه

      با این مثالها لاغر شدن رو برای خودت کوچیک کن😉

      رسیدن به هر چیزی رو برای خودت کوچیک و عادی کن اونوقت خیلی تغییر راحت تر میشه چون ذهنت خیلی راحت تر میپذیره👌👌

      ذهن تغییر براش خیلی سخته خود ما هم ناخودآگاه اونو سخت تر میکنیم

      ✍✍ پس لاغر شدن رو برای خودتون آسون و ساده کنید و آهسته و پیوسته در مسیر لاغری قدم بردارین🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/08 17:58
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه


      🌸سلام خدمت استاد و دوستان عزیز🌸
      لاغر شدن همان چاق شدن است فقط باید به شکلی متفاوت انجام شود .یعنی اصل موضوع یکیه اما اون فرمول ها و رفتارهایی که در چاقی تکرار کردیم بارها و بارها، حالا به یه شکل دیگه باید انجام بشه . مثلا اگر قبلا ما تا مرز سنگین شدن غذا میخوردیم و فشار شکمی رو احساس میکردیم حالا فقط تا حد نیازمون میخوریم. یا ترس از خوردن همیشه با ما بوده که یه باور اشتباهیه و سالها تکرار کردیم الان تمام غذاهارو به شکل فقط یه نعمت و منبع انرژی میبینیم برای رفع نیاز های بدن . پس کاریکه باید بکنیم اینه که افکار جدیدی ایجاد کنیم .هرچند کمی سخته چون درحال حاضر شرایط سختی به ماتحمیل شده به واسطه ی اضافه وزن اما وظیفه ی ما اینه که ادامه بدیم تکرار کنیم و صبور باشیم تا به مرور جسم ما از چاقی به لاغری تغییر وضعیت بده .
      این پروسه یه سختی داره اونم شجاعت روبه رو شدن باشرایط جدیده .که البته اگه بتونیم مسیر رو برای ذهن عادی و راحت جلوه بدیم ذهن متقاعد میشه که تغییر وضعیت بده و از اون حالت همیشگی که بهش عادت کرده خارج بشه . چون ذهن میتونه به بینهایت طریق تغییر وضعیت بده . پس ازاین مزیت استفاده کنیم تا شرایط دلخواهمون رو رقم بزنیم.
      خیلی از اضافه وزن افراد چاق بخاطر عادت های ما در جسم ما موندن چون فرد به چاقی عادت کرده و رفته رفته ذهن پر شده از فرمولای چاق کننده و بدلیل استمرار طولانی مدت چاقی موندگار شده.وقتی فرمول ها تغییر کنه مسیر برای حرکت به سمت لاغری هموار میشه .
      مثال بیدارشدن صبح زود در اول مهر که همه ی ما تجربش کردیم . 9ماه عادت کردیم به زود بیدار شدن کاملا راحت بودیم بااون وضع اما سه ماه تابستون چون سیستم خواب و زندگیمون تغییر کرده هفته های اول مهر اذیت میشدیم . ولی دوباره ذهن عادت میکرد و همینجور ادامه داشت هرسال …حالا درلاغری هم همینه .باوجود اینکه ما از اضافه وزن خوشمون نمیاد و دوست داریم لاغر بشیم و شرایط فعلی رو نمیپسندیم اما ذهن کاملا راضیه از شرایط و نیازی به تغییر مسیر نمیبینه همه چی از نظرش نرماله . حالا ما چیکار میکنیم؟بهش نباید فشار بیاریم چون از سختی و فشار فراریه . با اشتیاق احساس خوب اولا لاغری رو خیلی کوچیک میکنیم براش ساده جلوه میدیم که لاغری فقط یه تعییر مسیره کار عجیب و غریبی قرار نیست انجام بدیم یهو بار کل اضافه وزن و به دوش ذهن نندازیم چون همون اول راه تنهامون میزاره . به فایل ها گوش میدیم تکرار میکنیم تمرین میکنیم ذهن کم کم میبینه این مسیر نه تنها سخت نیست خیلی هم لذت بخشه .مزایای لاغری روهم که مدام مرور کنیم براش بیشتر مشتاق میشه که تغییر کنه . استمرار رمز موفقیته .
      مثال های زیادی هست برای تمرین امروز، من دو سه باری جای ساعت رو که تغییر دادم شاید تا دوهفته اول ،جای قبلی ساعت رو نگاه میکردم یعنی هربار این اتفاق می افتاد اما باز یادم میرفت و تکرار میشد تا اینکه عادت کردم به جای جدید ساعت و اصلا جای قبلی رو نگاه نکردم.
      یا چندوقت پیش کوچه ای که همیشه مسیر اومدن من به خونه بود رو کنده بودن مجبور بودم از یه کوچه ی دیگه بیام دوسه روز وارد همون کوچه میشدم تا میدیم بسته اس میرفتم مسیر جدید و برم .تا عادت کردم مستقیم از جای جدید میومدم.
      حتی وقتی خونمون رو عوض کردیم چون خیلی سال بود اونجا زندگی کرده بودیم ذهنم کاملا عادت کرده بود بااینکه آدرس ها خیلی باهم فرق داشت من موقع تاکسی گرفتن آدرس قبلیو میخواستم بگم .
      مثال ها زیاده اما چون خیلی طولانی میشه دیگه نمینویسم ولی برای خودم نوشتم توی دفتر . پس دیدیم که ذهن تقریبا باهرتغییری که ما خواستیم کنار اومده لاغری رو هم سادش کنیم ، ذهن براش تغییر وضعیت راحت میشه . سپاس استاد 🌷🌷🌷🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/26 17:37
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 32 کلمه

      سلام ..تغییر کردن اولش سخته چون ب شرایط قبل عادت کرده بودیم ولی بعدش عادی میشه مثلا من اولش ک وارد دوره شدم سختم بود ولی الان شکر خدا عادی شده برام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/26 20:42
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      ما انسانها از تغییرکردن می ترسیم چون هم به شرایطی که درش هستیم عادت کردم حتی اگه اون شرایط رو دوست نداشته باشیم وهم اینکه تغیر یعنی قرار گرفتن در شرایط جدید که برامون ناشناخته است واین ناشناخته ها در ذهن ما باترس همراه واگه بتونیم این ترس رو کنار بذاریم وتغییر کنیم می بینی وارد دنیای متفاوت می شیم که خیلی وقتا اونقدری که فکر هم می کردیم بد وسخت نیست وبرعکس خیلی دوست داشتنیه وبا خودت می گی ای کاش زودتر اینکار رو می کردم ،خود من قبلا که می خواستم برم مسافرت به قصد تفریح وخوش گذرونی باز می ترسم واسترس می گرفتم وشبش خوابم نمی گرفت واین درحالی بد من قبل از سفر همه چیز رو می سنجیدم وراجب به اونجایی که می خواستم برم سفر کلی تحقیق می کردم بازم استرس داشتم ولی بعدش به شهر مقصد می رسیدم وچند روزی اونجا می موندم حسم عوض می شدم وباخودم می گفتم چه خوب شد امدم سفر ،من وقتی توی دوره ی سفر به سرزمین لاغرها شرکت کردم نیتم تغییر شرایطم بود ومی خواستم شرایط جدیدی رو امتحان کنم واز شرایطی که توش بودم خسته شدم ومی خواستم تغییر کنم وهمین طور هم شد وخیلی از تغییراتم خوشحالم وراضی وحتی اطرافیانم بخصوص همسرم متوجه شده وبیشتر وقتا می گه عوض شدی قبلا اینجوری نبودی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/25 09:15
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 577 کلمه

      لاغر شدن همان چاق شدن است که باید تعقیر کند ۰۰۰۰۰۰۰۰

       تعقیرات در زندگی در هر جنبه اش اوایلش خیلی سخته ولی به مرور زمان همان تعقیرات به صورت عادی وعادت در میاید 
      چرا تعقیرات برای ذهن سخت است ؟؟؟؟ چون ذهن میخواهد انرژی کمتری مصرف کند ودوست دارد در همان حالتی که الگوهای ذخیره را به عادت تبدیل کرده باقی بماند و انرژی کمتری مصرف کند 

      تعقیرات چه نقشی در زندگی ما ایفا میکنند ؟؟؟؟

      تعقیرات میتوانند در جنبه های مثبت ومنفی زندگی اثر گذار باشند وباعث پیشرفت ویا پس رفت در زندگی ما باشند  

      چگونه میشود از طریق ذهن تعقیرات منفی را به تعقیرات مثبت ایجاد کرد؟؟؟ 

      ذهن دقیقا مانند کودک لجوج و چموش میمانند وقتی فرمولی در ذهن جای میگیرد و ذهن آن فرمول را باور میکند برای تعقیر آن فرمول راهی نیست جز تکرار وتمرین فرمول جدید ولی با آرامش وآسایش به مرور زمان تا ذهن لجوج و سرکش رام شود واین تعقیرات را بپذیرد  تعقیرات منفی بسیار ریشه اشون در ذهن قوی تر از تعقیرات مثبت اند چون ذهن دوست دارد برای خودش بهانه زیاد بتراشد  وهمه چیز را در اول برای خودش سخت میپندارد واین سختی را در نظر ما بزرگتر جلوه میدهد تا ما کاری به کارش نداشته باشیم وآزادش بگذاریم  

      در رابطه با لاغری با ذهن این تعقیرات ذهنی چه نگرشی دارید ؟  

      اولین چیزی که میتوانم در این مورد بگم این است که اوایل وقتی میخواستم دوره را شروع کنم  فایل های استاد برای من خیلی سخت وگنگ بود احساس میکردم کار سختیه هر روز فایل گوش دادن واز دل این همه حرف که استاد میزنه من بتونم آن مطلب اصلی را پیدا کنم  کم کم با گذشت زمان به توضیحات استاد عادت کردم  وفهمیدم هر توضیح ایشون در مورد مثال هاشون در جدیدی را باز میکنه تا من مطلب را بهتر بفهمم ذهن من اوایل خیلی مقابله میکرد که ول کن میخواهی چیکار درسته استاد لاغر شده از کجا معلوم تو هم لاغر بشی  واین نجواهای ذهنی مرتب بود ولی من میخواستم تعقیر کنم ومیدانستم هر چقدر هم این مسیر سخت باشه با ادامه دادن آسان میشه برای همین به کمک راهنمایی های استاد شور وشوق ام بیشتر شد وباعث شد تو مسیر باقی بمانم  فهمیدم که ذهن من انباشته از فرمولهای اشتباه است که باید تعقیر کند فرمولهایی که باعث چاقی من شدند وهیچ راهی نداره جز این که ذهن ام را قانع کنم فرمول باید عوض شه تا من به خواسته ام برسم وتعقیر فرمول هیچ راهی نداره جز با تکرار واستمرار در تماربن وهمین کار را انجام دادم والان که یک سال از تولدم در دوره لاغری با ذهن میگذره شاهد کلی تعقیر در تمام جنبه های روحی وجسمی خودم بودم 

      برای رسیدن به خواسته خود با ذهن خود چه فرمولی از همه بیشتر میتونه به شما کمک کنه تا به خواسته خودتون برسید ؟؟؟؟؟ 

      فرمول خواسته خود را کوچیک کنید 

      وقتی خواسته ایی را در ذهن خود طراحی میکنیم باید این خواسته را در ذهن خود کوچک کنیم چرا ؟ چون برای ذهن سخته کار بزرگتر را انجام بدهد واین برمیگردد به همان کم مصرف کردن انرژی  برای همین باید خواسته خود را تقسیم به اجزای کوچکتر کنیم تا ذهن قبول کند این که چیزی نیست خیلی آسونه 

      مثلا در باره لاغری  بارها باید لاغری ولاغر شدن را با دلایل منطقی برای ذهن آسان کنیم ومرتب در ذهن تکرار کنیم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست نیایم لاغری را بزرگ و مهم نشون بدیم نگیم من میخوام ۴۰ کیلو کم کنم بگیم من میخوام ۱ کیلو کم کنم تا ذهن برایش سخت نباشه تفاوت چاقها ولاغرها فقط در فرمول های ذهنی آنهاست لاغرها اصلا به چاقی فکر نمیکنند لاغری برای آنها طبیعی است  ولی چاق ها لاغری در ذهن اشون سخت ودست نیافتی وبزرگ است  پس بابد خواسته را کوچک کرد لاغری چیزی نیست که به راحتی وبه آسانی میشود لاغر شد لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 

      موفق باشید استاد عزیزم 
        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/27 19:46
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 823 کلمه

      و هر کاری در اول شاید سخت باشه اما در اصل سخت نیست چون ما عادت نکردیم و هنوز ذهن اون تغییر رو نپدیرفته براش سخت هست مثلا صبح زود بیدار شدن شاید سخت باشه ولی بعد از مدتی که صبح زود پا شدیم دیگه برای ما عادی میشه و خیلی راحت بیدار میشیم .
      پس در مورد چاقی و لاغری هم سیستم همین طور هست خیلی از اضافه وزنها در ما به خاطر عادتها مونده و داره پیشرفت میکنه مثلا فردی که الان ۵۰ کیلو اصافه وزن داره ده سال پیش که اینقدر نبوده یه سری عادتها هستن که چاقی رو پیشرفت میدن و ما باید این عادتها رو تعییر بدیم تا جسم ما تعییر کنه برای تعییر این عادتها در جسم همین طور او لش سخت هست ولی اگر ادامه بدی و سعی کنی و استمرار داشته باشی و تعهد داشته باشی بعد از یه مدت همه ی عادتها برات تغییر میکنه و دیگه انحام کارهای گدشته برات سخت میشه مثلا پرخوری های گذشته برات سخت میشن و دیگه فرمولهای ذهنی ما تغییر میکنن و این به مرور ایحاد میشه و فقط با تمرین و تکرار ایحاد میشه .
      پس یه کاری اولش که میخوای تغییرش بدی سخته و یواش یواش عادی میشه و دیگه مهم نیست داره انجام میشه پس برای لاغری هم اشتیاق و استمرار داشته باش همینکه فرمولهای ذهنی تو تغییر کنه با فایل گوش دادن و نوشتن اینجور خیلی راحت روند زندگیت تغییر میکنه
      پس لاغری هم مثل هر کار دیگه انجام پذیر هست .
      مثلا زمانی که خونه جدید خریدیم تا مدتها من میخواستم به سمت خونه ی قبلی برم و یا اینکه تغییر یه وسیله ی خانه تا مدتها باید بری سراغ جای قبلیش معلومه که ذهن عادت پذیر هست و بعضی عادتها ریشه ای هستن و زمان میبره تا تغییرش بدی و اینها چون بارها تکرار شدن ما باید بیشتر استمرار داشته باشیم تا عوض بشن پس در موضوع تغییرات شرایط خیلی مثالها هست بنابراین چاقی به لاغری یه سری تغییر رفتارها هست که زمان میبره تا ما اونها رو بپدیریم و شاید اوایل بگی لاغر شدن برام سخت هست چطور من که سالها تلاش کردم ولی لاعر نشدم اما از نطر یه متناسب این حرف مسخره هست و چی در این دو فرد متفاوت هست فرمولهای ذهنی این دو متفاوت هست و در ذهن چاقها این یه موضوع نشدنی هست .پس فکر کنید چه چیزهایی در زندگی شما تعییر کرده و الان شما به اون سبک عادت کردید به یاد خودت بیار و مثال بزن و بگو حالا لاغری هم یه تغییر هست از چاقی به لاغری و بگو این لاغری که چیزی نیست و در ذهن خودت کوچیکش کن که به اون برسی پس تا میتونی خواسته ات رو کوچیک کن تا وارد زندگیت بشه و هر چیزی که در ذهن تو بزرگ باشه به اون نمیرسی والی اگر گفتی این تغییر که چیزی نیست من به اون میرسیم ذهن راحتتر میپدیره و به اون میرسی ذهن براش سخته تعییر کردن و ما هم نااگاهانه با فکر کردن به مشکلات اون تعییر کردن اون تغییر رو برای خودمون سختتر میکنیم
      مثالهای از تغییرات من در زندگیم : زمانی که در خونه رو ریموتی کرده بودیم تا مدتها میخواستم به سبک قدیم برم در رو باز کنم ولی یادم میو مد و نمیرفتم و یا بعصی از چراعهای خونه مثلا راهرو و یا سرویس بهداشتی چشمی بودن و من تا وارد راهرو میشدم دنبال کلید بودم که بزنم و لامپ روشن بشه ولی یادم میومد و دیگه راحت میرفتم بالا و یا من با شرایط فعلی جامعه که کرونا هست خیلی تغییرات در زندگیم داشتم و اوایل سخت بود اما حالا دیگه عادی شده همون ماسک زدن که اوایل سخت بود و یا الکل زدن و یا دست ندادن با هیچ فردی بر خلاف گدشته تا مدتها من وقتی کسی رو میدیدیم دستم رو نا خودگاه دراز میکردم که سلام کنم و دست بدم و بعد یادم میومد که چه کار زشتی حساب میشه و دوباره جمعش میکردم و یا اوایل که درس دادن انلاین به پسرم بر عهده ی خودم بود خیلی وقت من رو فشرده کرده و ا و غات بیکاریم و ساعاتی رو که برای خودم بودم خیلی کمتر شده بود و اون اوایل همش میگفتم چقدر سخته خودم درس بدم اما کم کم برام عادی شده و پذیرفتم و زندگیم رو طوری دیگه برنا مه ریزی کردم که هم پسرم رو درس بدم و هم فایل گوش کنم و در مسیر باشم .پس لاغری جسم هم یه تغییر کردن هست که بسیار آسان و راحت هست فقط باید ادامه بدم تا برام عادی بشه و فرمولهای ذهنی من تغییر کنه مثل این همه آدم متناسب در اطرافم با رفتارهای متناسب که دارن بدون سختی و زجر زندگی میکنن منم به لاغری راحت و ساده میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/23 07:15
      مدت عضویت: 491 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      فایل “لاغر شدن همان چاق شدن است که باید تغییر کند. “:

      من خیلی دوست دارم که بتونم هر وقتی فرصت دارم تمرین گوش کنم ، تکرار کنم و استمرار داشته باشم. چون من شاغل هستم فرصتم در روزها ی کاریم حدود یکی دو ساعت است ولی روزها ی تعطیل بالای 4 ساعت وقت میگذارم. 😀

      این دوره خیلی زیادبرای من ارامش اورده که حتی همسر من به وضوح متوجه شده ، مثلا اگر من خسته یا بی حال به نظر برسم ، از من ميخواهد که به سایت تناسب فکری سری بزنم. امروز ساعت 5 صبح پاشدم و در ارامش و سکوت خانه ،فایلها را گوش دادم چون از خواب پریدم احساس کردم که بهترین فرصت است که قبل از صبحانه وقتی همه خوابند روزم را با فایلها شروع کنم.😀

      خیلی لذت بخش بود. من به این دوره عادت کردم که البته این عادت ، عادت سالم ، خوب و لذت بخشی است. 😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/07 06:42
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه


      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز هفتاد و سوم تكرار ,
      فايل , لاغر شدن همان چاق شدن است كه بايد تغيير كند ,
      ❄️ من عادت ندارم , دير بيدار شم , بخاطر اينكه زيبايى و آرامش صبح رو دوست دارم , همچنين الان كه فايل صبحگاهى هم دارم . مخصوصا در فصل پاييز و زمستان , بخاطرِ اينكه هوا زودتر تاريك مى شه .
      فرزندم 2 روز در هفته كلاس ورزشى on line در ساعت 6:45 صبح داشت , اولش بهانه هاى ذهنى شروع شد , خيلى زوده‼️مى تونم بيدار شم اون موقع صبح ‼️منم گفتم چون 2 روز در هفته هست , مى شه👍 و جالب اينجاست كه هر دو تامون به راحتى بيدار مى شديم , اما ذهنم مى خواست بگه سخته , و بهانه بياره , و من در يافتم , چه جالب پس اگه واقعا مجبور باشم , مى تونم صبح زود هم بيدار بشم👍رفتارهاى احساسى و الگوى مصرف مواد غذايى كه عادت من شده بود , در اين مسير , آرام آرام در حال تغيير است . واكنش من در هنگام مسئله , نگرانى و استرس >> خوردن و خوردن بود و اين عادت در اين مسير در من تغيير كرده و الان با راهكارهاى مناسب تَر از خوردن , بهتر مى تونم خودم رو در اين مورد مديريت كنم , بخاطرِ اينكه آگاه به ذهن منفى بافم شده ام . همچنين واكنش من به مسائل زندگيم , نگرانى و استرس اين بود كه من روى مسئله تمركز مى كردم و نجواى ذهنى داشتم و ذهنم آرام نبود و اين عادت در اين مسير با توجه به شناخت ذهن منفى بافم تغيير كرده و بهتر مى تونم مسائلم رو مديريت كنم و از راهكارهايى براى آرام شدن ذهنم كمك بگيرم . عادت به اينكه من حتما بايد وقتى غذا آماده مى شد , بخاطرِ اينكه غذاى تازه پخته شده است , حتما بايد در وقت ناهار يا شام مى خوردم , اما در اين مسير اگه سير باشم و احساس گرسنگى نكنم , هر موقع ميل داشتم غذا مى خورم . عادت به اينكه من وقتى خونه بودم بايد هر نيم ساعت يا يك ساعت يه چيزى مى خوردم و اما الان فاصله ى بين خوردنهام بيشتر از قبل است . لازمه كه من صداى ذهن و نجواهاى ذهنى م رو خاموش كنم تا بهتر بتونم تصميم بگيرم . هر روز در اجراى ميثاق نامه تكرار مى كنم ,
      ” لاغر شدن , آسان ترين كار دنياست ” وقتى به لطف خداوند مهربان , نوزادم , كامل متولد شد , چطور اونجا من نگران نبودم‼️كه خدايا بدن نوزادم به چى احتياج داره يا نداره‼️و به خداوند مهربان 💯 اعتماد داشتم چون كاملا آگاه بودم كه اين فرايند تكامل و رشد كار خداوند است و به لطف خداى مهربان مراحل تكامل , بدون دخالت من , هفته به هفته , آرام آرام صورت مى گرفت , پس چرا الان نتونم در مورد لاغريم به خدا اعتماد كنم⁉️فقط بايد ذهنم رو آرام كنم و به خداوند مهربان 💯 اعتماد كنم . وقتى مراحل تكامل نوزاد صورت مى گرفت , همه چى درونى انجام مى شد , اونم به طرز شگفت انگيزى , و لاغرى من هم همينطور درونى , آرام آرام بدون اينكه من دخالتى در اون داشته باشم , صورت مى گيره . من كه نمى دونم لاغرى با ذهن چگونه در بدنم انجام مى شه‼️ذهن من هوشياره و خودش مراحل كارشو به صورت حرفه اى انجام مى ده , فقط كافيه كه من با اشتياق و استمرار در مسير ادامه بدم و با ديدن و گوش دادن فايلها , افكار و باورهاى ذهنى م , خودبخود اصلاح مى شن و خودشونو در بدن من نمايان مى كنن . عادت يا عادتهاى ذهنى اشتباه من در اين مسير در حال اصلاح و تغيير هستند .
      با تشكر و سپاس , شاد و خرّم باشيد🥰💜💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/30 12:05
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه


      به نام خدا سلام
      من زمانی که ازدواج کردم اصلا زبان ترکی بلد نبودم ولی خانواده همسرم ترک زبان بودند اوایل خیلی برام سخت وعجیب وغریب بود وفکر میکردم من اصلا این زبانو یاد نمیگیرم ولی من بعد از حدود یکسال کامل زبان ترکی رو یاد گرفتم بدون اینکه برای یادگیریش تلاش کنم فقط زمانی که همسرم با خانواده اش صحبت میکرد توجه میکردمو گاهی از موضوعی که درموردش صحبت میکردن حرفاشونو معنی میکردم وبعضی اوقات هم از همسرم میپرسیدم که معنی فلان حرف چیه وکم کم دیدم که خیلی خوب میفهمم چی میگن واصلا مشکلی باترکی حرف زدنشون نداشتم واین زبان در ناخودآگاه من جای گرفت فقط با کمی توجه کردن وشایدم عادت کردن .
      درمورد زبان لاغری هم همینطور شد من دیروز بازی فینال باشگاههای آسیا رومیدیدم وخیلی استرس داشتم وشاید این حجم از استرس وناآرومی رو خیلی وقت بود که تجربه نکرده بودم ولی دیدم که با همه ی استرسی که داشتم خیلی خوب حواسم به رفتارهام هست واز تنقلاتی که همیشه آماده برای فوتبال داشتیم اصلا نخوردم واحساس سیری داشتم واسترس اصلا حواسم رو پرت نکرد ومن خیلی خوب متوجه شدم که رفتارهام عوض شده وخودم در موردخوردن ونخوردنم تصمیم میگیرم نه شرایط وبا وجود اینکه از نتیجه فوتبال راضی نبودم از تغییر درونی خودم خیلی خوشحال شدم وبه خودم افتخار کردم که تونستم قدرت رو به دست بگیرم وخودم روتغییر بدم والان من به این تغییرات عادت کرده ام .
      خدایا از تو سپاسگذارم که من را به این مسیر هدایت کردی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/15 02:09
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 428 کلمه

      وقتی استاد درباره ی عادت هایی که بعد از عمل باز هم تکرار شده گفتید من در اون لحظه این جمله در ذهنم مرور شد:
      ذهن ، اصل را از بدل تشخیص نمی دهد .
      ذهن فقط با تکرار عادت میکنه همین . وقتی استاد عینک را برداشتند هم تشخیص نمیداده که دیگر نیازی به این حرکات نیست فقط چیزی که عادت کرده بود تکرار بکند را تکرار می کرد . وقتی هم که یاد گرفت دیگه تکرار نکند و انجام ندادن آن حرکات برای ذهن تکرار شد ،دیگر آن ها را انجام نمی دهد.
      در مورد لاغری و چاقی هم همینطور است ذهن ما نمیداند که کدام برای خوب است و کدام بد فقط رفتارهایی که ما با تکرار بهش آموزش دادیم را انجام میدهد بدون اینکه آن ها را قضاوت کند یا بخواهد ما را منصرف کند از انجامشان .. علت زمان بر بودن پروسه ی لاغری با ذهن هم همین است چون باید به ذهنی که فقط تکرار کردن را بلد است کارهایی جدید و افکاری متفاوت برای تکرار در ادامه ی زندگی مان آموزش بدهیم ..زمان بر اما بسیار نتیجه بخش چون پایه و اساس درست می شود و ذهن هم با تکرار به رفتارهای متناسب کننده عادت میکند و ما لاغر میشویم .ذهن ما هیچ دشمنی با ما ندارد و فرقی برایش نمی کند که شرایط جسمی یا زندگی ما چگونه است . ذهن فقط تکرار می کند آنچه را که آموخته است.
      به تغییراتی که در زندگی تان افتاده و باعث شده شما به سبک دیگری زندگی کنید فکر کنید .اوایل ترس از تغییر و اینکه شرایط چگونه پیش خواهد رفت وجود دارد اما مدتی که میگذرد ،عادت میکنیم طوری که انگار کل زندگی مان به همین سبک زندگی کرده ایم .
      مثلا رشته ی دانشگاهی و کلا دانشگاهم را تغییر دادم و الان از این شرایط کاملا راضی هستم .تغییراتی که در سبک فکر کردنم و توجه کردنم به موضوعات دادم ، عادت تلویزیون تماشا کردن را ترک کردم و بسیار در آرامش هستم و وقت بیشتری برای میتوانم برای خودم بگذارم . چند سال روی زمین میخوابیدم و عادت کرده بودم بعد که تخت دار شدم بارها از تخت روی زمین افتادم اما عادت کردم و الان روی زمین خوابیدن برایم کمی سخت است و دوباره چند روز طول میکشد تا عادت کنم ..با تکرار هرروز نخ دندان کشیدن بعد از وعده غذایی را به یک عادت تبدیل کردم و حتما باید انجامش دهم چون ذهنم دستور میدهد..و……..

      این فایل را چند ماه گذشته هم شنیده بودم اما امشب به راستی دیدم و شنیدم و نکات بسیاری آموختم و بی نهایت لذت بردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/02 21:53
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,298 کلمه

      سلام
      تغییر عادت ها
      اول نکات کلیدی این فایلو مینویسم تا برم سراغ تحلیلاش

      ۱_ داستان زندگی داستان عادت هاست
      به همین سادگی
      به همین خوشمزگی
      به همین سادگی چاق یا لاغر شدیم
      به همین سادگی ثروتمند یا فقیر شدیم

      بله ثروتمندی یک عادته
      فقیر بودن یک عادت
      اصلا حالت مصدری این کلمات خودش میگه
      چاقی عادته
      نه ارث
      نه خوردن
      نه بالا رفتن سن
      و نه هر عامل دیگری

      استاد تغییر جدیدمو بگم بهتون
      جدیدا که تو میثاق نامه میگم من تمام مسئولیت چاقی خودم را بر عهده میگیرم با تمام وجودم حسش میکنم، درکش میکنم که من با کانون توجهم چاقی را جذب کردم
      اصلا جسم چاق یعنی چی؟؟
      جسم یعنی چی؟؟
      مگه هم خانواده تجسم نیست
      تجسم یعنی جسم دادن
      یعنی به ماده تبدیل کردن
      ما چاقی را با کانون توجهمون و ارتعاشاتمون جسم داده بودیم
      و حالا بحمدالله تناسب و لاغری را در حال جسم دادنیم
      حالا خیلی این جمله میثاق نامه به دلم میشینه
      من تمام مسئولیت چاقی خودم را بر عهده میگیرم

      ۲_ در مسیر رسیدن به خواسته ها باید اون خواسته را برای ذهن کوچک کنید

      این قانون‌ذهن و چون چرا نداره
      اگر بزرگش کنید یعنی خودتونو در مقابلش کوچک کردید
      یعنی پذیرفتید قدرتشو ندارید
      اگر کوچکش کنید بهش میرسید
      براحتی
      شاهد مثالشم کاهش وزنی که من داشتم و عکسام تو سایت هست

      🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀

      خب در مورد رفتارهایی که برام اولش خیلی سخت بودن ولی الان عادتم شدن مثال بیارم

      _ من توی دوران دانشجوییم اصلا برام قابل درک نبود ۸ صبح بیدار بودن یعنی چی…در رویاهامم نمیتونستم تصورش کنم
      چون اصلا چشمام باز نمیشد

      اما بعد شاغل شدنم انقدر این رفتار برلم راحت شد که دیگه جمعه هام نمیتونم بخوابم
      و سرساعت تنظیمی ذهنم‌بیدار میشم
      بدون زنگ گوشی
      یعنی تقلا نمیخواد
      تو باید عادت کنی

      _ من وقتی تازه بیزنس خودمو شروع کردم چون تو شغل قبلیم یک سره سرکار بودم تا غروب نمیتونستم بپذیرم که دو پارت در روز برم سرکار
      یک صبح یک عصر
      و یکسره تو دفتر میموندم
      اما عرف و اینکه مشتری نمیومد و اکثرا تعطیل بودن( همون رفتارهای خوردن خانواده و فرم هیکلشون در مثال چاقی)
      باعث شد منم مقاومتو بشکنم و ساعت یک برم خونه
      و جالبه الان ساعت ۱ که میشه باید بیام خونه نهار بخورم چرت بزنم
      استراحت کنم
      و چون کارمند دارم کل روزو کم پیش میاد دفتر باشم
      براحتی عادتم عوض شد و برگشتن به مرحله قبل برام‌سخته
      اصلا الان اگر کمی کارم طول بکشه اذیت میشم یا چندباری خواستم بابت یک سری مطالعات دفتر بمونم تا غروب سختم بوده

      جالبه
      و دهها عادت خوب که از دوره تناسب اندام همراه من شدن که اغلبشون به خوردنم و خوراکیا ارتباط دارن

      هر رفتاری اولش سخته
      بمرور زمان مسیر عصبیش در ذهن ایجاد میشه و بعد ازون هست که ذهن سوار کار میشه و دیگه کنترل اون رفتار از حالت اگاهانه ات خارج میشه
      همون نقشه ذهنی که استاد در موردش بارهاااااا صحبت کرده

      و این قدرت ذهن یکی از مواردی که باید بخاطرش قدردان بود از خداوند خالقمون…

      عادت کردن به چاقی یعنی ذهن مملو شده از تصاویر و فرمولهایی چاقی و چاق کننده
      و ذهن ناخوداگاهم اینو هی داره تکرار میکنه
      یعنی نقشه ذهنیت درباره اندامت چاقی و چاقتر شدنه

      استاد جالبه من جدیدا برای رسیدن به وزن ایده آلم که تصویر سازی میکردم بعضا هیچ تصویری ته ذهنم پیدا نمیکردم

      مثل گشتن تو یک آلبوم خانوادگی که عکسی از پدربزرگم نداریم
      و دیدم فریبای با شکم تخت و صاف را من اصلا نمیتونم جسم بدم
      نمیتونم تجسم کنم
      نمیتونم تو ذهنم این اندامو رو هم سوار کنم
      برای این کار از تصویر یک خواننده استفاده کردم و جای کله مو عوض کردم و کار خیلی راحت تر شد

      یعنی تصاویرم از فریبا خوش استایل تا حد ایده آل اصلا وجود نداشت
      کاملا طبیعی هم هست بنظرم

      ما داریم روند حرکت جسم به سمت متناسب شدن را پیش میبریم

      با انجام حرکات ساده و کوچک
      بمرور زمان
      منی که الان روز ۷۳ تکرار هستم و کلی وزن کم کردم قششششنگ تو دلم حرفهای استادو با قلبمممممم تایید و تحسین میکنم

      چون برای خودم دقیقا این شکلی این روند پیش رفته و ادامه داره

      حالا در مورد عادتهای خوردن بنویسم که قبلنا جز لذتهام بود و الان برام سخته در اغلب موارد انجامش:

      خوردن چای لیوانی که الان با فنجون میخورم و لیوانی سختمه
      بشقاب پلوخوری بزرگ که الان اغلب توی ظرف خورشت خوری غذا میخورم و با بشقاب بزرگ حس ناراحتی دارم
      این حس راحتی و نارحتی خیلی مهمه
      خوردن یک کاسه کامل سالاد شیرازی با ماکارونی که الان فقط یکبار با ماکارونی در حد ۶ قاشق خوردم
      خوردن میوه روزانه بعد چرت عصر ک۶ الان بندرت در طول روز میوه میخورم
      خوردن حدودا ۶ تا خیار در روز بخصوص در فصل تابستون خیار بوته ای که الان یادم نمیاد آخرین بار کی خیار خوردم
      واقعا یادم نمیاد

      خوردن حتما دو بشقاب دلبر قورمه سبزی بدون در نظر گرفتن ظرف خورشتش….الان میگم بابا ی بشقابم خورشت کنار این برنج هست
      همه اش تو معدم جا نمیشه که

      اگر پارسال اینموقع این فریبای الانو توخواب نشونم میدادن باز برام قابل درک نبود
      چرا باشه انقدر خوشمزه جات و نخوری!!!!

      و این جمله استاد که میگن فقط کافی اوایل اشتیاق و حس خوب داشته باشیو من کامل داشتم
      اشتیاق داشتم چون خسته بودم از شرایطم و شارژ شوقم و بالا رفتنش بخاطر ایمانی بود که به استادی بنام عطارروشن در قلبم حس میکردم
      والله ذهن من بسیار منطقی
      و حس خوبم بخاطر نتایجی بود که از طعم خدا گرفته بودم
      بخاطر سرعت رسیدن به خواسته ام تو اون دوره بود
      ایمانم همه اش قلبی بود
      وگرنه منکه تو آلبوم ذهنیم از فریبا حتی یک عکس متناسب شده هم نداشتم و الانشم برام اونقدر عادی نیست

      چاقی و لاغری چون عادت و منشا هر عادتی در ذهن پس ازونجا باید استارت زد

      🔮🔮🔮🔮🔮
      افرادی که اضافه وزن دارن چون نیاز دارن به لاغرشدن پس در ذهنشون لاغری به یک مورد سخت تبدیل شده
      حالا این کلمه نیاز که خودش در حد چند تا مقاله جا داره برای تحلیل
      اما این جمله خیلی نکته داره
      ” چاقها میگن ده ساله رژیم گرفتیم تشد الان چطور ممکن به این راحتی”

      خب ربطی به زمان نداره که عزیزان
      شما مسیر اشتباه چه یک متر بری چه یک کیلومتر به مقصد نمیرسی
      اگر ۲۰ سالم تو رژیم بودی بازهم فایده نداشت
      چون اساسا راه اشتباه
      زمان اصلا مطرح نیست

      ما با ذهن طرفیم
      و فرکانس
      مثل این میمونه که توی شمال کشور بیان خرما بکارن و بگن خدایا ما ۵۰ ساله داریم زحمت میکشیم نمیشه مگه میشه یک نفر تو یک منطقه دیگه نخل بکاره و مثلا ۵ ساله خرما برداشت کنه
      اصلا محاله
      خنده دار
      من خودم ۵۰ ساله دارم هر سال خرما میکارم ولی محصول ندارم

      این حرف که ۲۰ ساله دارم رژیم میگیرم مگه میشه به همین راحتی بشه لاغر شد در همین حد خنده دار
      البته وقتی کسی قانون رو ندونه و از عملکرد ذهن آگاه نباشه حق داره

      ولی جای نگرانی نیست
      چون قوانین خداوند همواره به نفع ماست
      همواره در مسیر حفظ بقای ماست
      🎀🎀🎀🎀🎀🎀

      لاغری را بزرگنمایی نکنید

      این یک قانون بسیار مهم ذهن
      که توی دوره استاد به ما آموختن

      اگر خواسته برات بزرگترز توانت باشد
      ِذهنت میگه خب هدف من که حفظ بقای این طرفه و این کاری که موقع تولدش بمن سپردن و بابتش وظیفه دارم
      چرا بیام بخطرش بندازم
      سرجام میشینم

      به همین راحتی
      به همین خوشمزگی میشینه سرجاش و همون قبلیارو برامون ادامه میده

      استاد من یک ترمزی را وجود خودم درک کردم که خیلی قدرتمند و این تصویر بود که وقتی به خواسته ام رسیدم و اونو دارمش عکس العمل اطرافیانم چی؟
      آیا خوشحالن؟؟
      آیا این دارایی یا وضعیت جدید باعث میشه من طرد بشم از خانواده یا روابطم و اطرافیانم
      خب چون اونا به من بقا میدادن و از بچگی اینو یاد گرفتم

      و شاه ترمز من در نرسیدم به خواسته هام همینه
      وقتی تصور میکردم که من متناسب شدم و خواهرام تحسینم میکنن و با ذوق نگام میکنن خیلی بنظر خودم تو تغییر حرکت ذهنم موثر بوده

      البته بحث الان در مورد عادی سازی اون خواسته است

      مثلا ماشین مورد علاقتو میبینی میگی بابا من کجا اووووون ماشین کجا

      ذهنم میگه خب این که توانشو نداره پس با همین شرایط ادامه مسیرو پیش بریم

      همینطوری تغییر برای ذهن کار سختی چرا خودمون بهش دامن میزنیم

      این جمله طلایی بود

      باید خواسته را کوچک کرد
      بایو عادی کرد
      بایو راحتش کرد
      باید با بقا هم ترازش کرد

      این مورد را توی جامعه و خواسته هایی که افراد جامعه بهش میرسن میشه پیدا کرد

      یک سری وسایلو اگر خانواده ای پولشم داشتن نمیخریدن
      چون عرف نبود
      ولی وقتی عرف شد حتی خیلیا قسطی خریدنش

      به همین راحتی

      🎀🎀🎀🎀🎀

      ۲ آذر ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/09/06 09:59
        مدت عضویت: 765 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 60 کلمه

        سلام استاد گرانقدر
        آشنایی با آموزشهای شما نقطه عطفی برای من بود در زمینه قدرت ذهن که قبلا بهش میگفتم قانون جذب که بنظرم قدرت ذهن صحیح تر…..قبل ورود به دوره های شما سوالات زیادی داشتم که دونه به دونه گره ها داره برام باز میشه بحمدلله ….قدردانی می کنم از
        آموزشهای خوب شما و خوش حس و حالم که اینجام

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/10/07 06:57
        مدت عضویت: 558 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        درود بر شما , دوست عزيز , فوق العاده عالى بود , تبريك مى گم🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/08/24 19:03
      مدت عضویت: 453 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      سلام سلام
      نمیدونم چرا ما لاغر شدن و اینقدر برای خودمون بزرگ کردیم. اینم مثل عادت های دیگس که به راحتی تغییر میکنن ، وقتی ما تونستیم خیلی از عادت هارو تغییر بدیم پس الانم میتونیم به راحتی به لاغری برسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/23 15:14
      مدت عضویت: 685 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      درسته که انجام دادن هر کاری اولش سخته، اما به مرور که تمرین و تکرار کنیم دیگه برامون عادی میشه و میبینیم که چقدر راحت هست.
      واسه منم موضوعات مختلفی در زندگیم پیش اومد که بهش عادت کردم. مثلا؛ وقتی دانش آموز بودم و توی شهر خودمون بودم فقط درس میخوندم و اصلا هیچی از کار منزل رو انجام نمیدادم اما وقتی دانشگاه قبول شدم دیگه اونجا مجبور بودم که کارهای اتاق (ظرف شستن، جارو کردن و…) رو انجام بدم که اولش واسم سخت بود اما به مرور بهش عادت کردم.
      یا زمانی که به طور موقت در یک شرکت مشغول به کار شدم صبح زود بیدار شدن برام خیلی سخته بود اما بهش عادت کردم.
      یا یادگیری کامپیوتر که اولش برام سخت بود اما با تکرار و تمرین واسم خیلی راحت شد.
      یا همین شرایط کرونا و کلی نمونه های دیگه…
      این همه موضوعات مختلف در زندگی من تغییر کرد و من بهش عادت کردم و الان دارم به سبک دیگه ای زندگی میکنم. پس چاقی هم میتونم به راحتی تغییرش بدم و متناسب بشم و زندگی جدیدی رو تجربه کنم.
      خداروشکر از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، با کمک آموزش های استاد تونستم کلی از عادت های قبلیم رو کنار بزارم. مثل عادت ریزه خواری، عادت چای خوردن زیاد، عادت شیرینی خوردن زیاد و….
      و همچنین یاد گرفتم که خواسته هام رو در ذهنم کوچیک کنم تا تغییر فرمولای ذهنیم راحت تر بشه و برای ذهنم ساده تر پذیرفته بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/22 21:43
      مدت عضویت: 554 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      دلیل چاقی داشتن عاوت های چاق کننده است و حالا دلیل لاغری ماهم باید عادت های لاغر کننده باشه ،تغییر عادتهای چاقی به لاغری….
      در فایل گفته شد افراد چاق به دلیل نیاز داشتن به لاغری ، لاغر شدن براشون باور پذیر نیست ، بخاطر همین موضوع که اعلام میکنم من به لاغری نیاز ندارم همینجوری که هستم خوبه و من فقط لاغری رو دوست دارم و میخوام ورژن جدیدی از خودم رو تجربه کنم….
      این همه آدم لاغر هستند پس منم میتونم….
      لاغری اصلا عجیب و غریب نیست
      من قبلا هم متناسب بودم و در وزن ۵۰ کیلو و الانم باز به همون ایستگاه خودم برمیگردم،
      بدن من خودش قابلیت ترمیم کردن رو داره و من خیلی راحت و به مرور لاغر میشوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/12 23:09
      مدت عضویت: 593 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      سلام

      لاغری رو تو ذهنمون کوچیک کنیم خب مطمنا نصبت ب روز اول ک در این دوره شرکت کردم خیلی چیزااااااااتغیر کرده معلومه لاغری دیگه برام اهمیتی نداره خب وقتی انقد راحته چرا بهش فکر کنم رامب غذا خوردن هم اصلا مهم نیست ینی برام بی اهمیت شده غذا خوردن اگه کم بخورم یا زیاد ک نمحورم چون بعد از چند دقیقه احساس سیری میکنم ولی اصلا توجهم از روی غذا برداشته شده من شیرینی دوست ندارم گاهی اوغات ک سرم گیج میره فقط گاهی یک چیز شیرین میخورم و تمرکز نمکنم چی خوردم وای شیرینی خوردم وای نمک خوردم یا چیزی هر وقت دلم بخاد ب مقداری ک لازم و صدای الارم گشنگی م ساکت بشه میخورم و خیلی خوشحالم ک دیگه راه درستم اینه. از این اخلاقم خوش میاد. و برام عادی شده از بس تکرار شده خب لاغری هم همینطور از گشاد شدن کابشن هام شلوار و لباسهای قبلیم ک خیلی خیلی خوشحالم…
      وقتی ب ی خاسته ای ک خیلی مهمه میرسیم مینیم اونقدارم مهم نیست مثل وقتی ادم روزه باشه هی میگه وقتی افطار بشه اینقدر مخورم اب میخورم وفلان میخورم ولی وقتی افطار میشه اونقدر هم عجله ای نداره یا میلی نداره دیدن ب لاغری هم ازین زاویه باعث اسون شدن میشه. بنطرم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/07 23:21
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      به نام خدای مهربان
      سلام ، قبل از ورود به دوره لاغر شدن برام سخت ترین کار دنیا بود چون سالها چاق بودم و به رفتارهای چاقی عادت کرده بودم ، یکماه اول دوره برام سخت بود که عادتها را کنار بزارم طبق عادت گذشته هوس خوردن میکردم و هر یکساعت یکبار سر یخچال میرفتم و میوه میخوردم و یکساعت بعد چای با شکلات میخوردم ، از صبح تا شب من یا سر یخچال بودم یا کابینت تنقلات ، کم کم با کار کردن تمرینها فاصله خوردنها از یک ساعت تبدیل به ۲ ساعت شد و هر چه زمان میگذشت فاصله زمانی بیشتر و عادت خوردن کمتر شد تا الان که چند ماه از شروع دوره گذشته ۸۰ درصد عادتهای چاقیم از بین رفته و خیلی کم هوس تنقلات و میوه های مختلف میکنم بیشتر دوست دارم ۳ وعده غذایی را بخورم خیلی کمتر گرسنه میشم ، الان وقتی به رفتارهای گذشته ام فکر میکنم خیلی برام عجیبه که چطوری من میتونستم اینقدر بخورم خدا را شکر میکنم که فرمولهای لاغری تو ذهنم نشسته و کم کم داره تثبیت میشه چون من هیچ تمایل و کششی به سمت رفتارهای پرخوری گذشته ندارم کلا خیلی چیزهای چاقی داره فراموشم میشه و مهمتر اینکه لاغر هم شدم ، اینقدر تو سبک جدید زندگی با رفتار غذایی صحیح و لذت بخش غرق شدم که دوست ندارم یک روز مثل گذشته باشم ، حالا لاغری تو ذهن من خیلی ساده و راحت شده ، واقعا لاغر شدن آسونترین کار دنیاست ، خدایا شکرت که همیشه منو هدایت و حمایت میکنی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/29 19:08
      مدت عضویت: 468 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان متناسبم….
      خوب این بحث عادت به شرایط جپچدید مشخصا برای همه بارها اتفاق افتاده.‌از بچگی تا الان. واضح ترینش همین ازدواج کردن ، خونه جدید اومدن، بارداری و تولد بچه، تغییر ناگهانی شرایط کاری، بیماری که قراره مثلا یه عمر دارو بخوری و از همه جدیدتر دوران کرونا….وقتی دختر بچه ای بودم‌تو‌ خونه پدری دست به سیاه و سفید نمیزدیم.فقط میرفتم سر کار میومدم ناهار شام آماده بود.‌وقتی ازدواج‌ کردم در ابتدا تغییر شرایط برام سخت بود‌.خونه داری.من اصلا بلد نبودم.عادت داشتم بیام از سر کار ناهار مو بخورم تلویزیون ببینم گوشی بچرخم‌و بخوابم.‌همش تفریح و بدون مس،ولیت خاصی. ولی بعد ازدواج تغییر ناگهانی همه چی اولش سخت بود ولی الان کاملا عادت کردیم.به همه چی…باز بچه که اومد اصلا فکرشم نمیمردم اینقد سختی و تغییر داشته باشه ولی یواش یواش بهش عادت کردم و دیگه اصلا سخت نیست.‌یا همین دوران کرونا.‌کی فکرشو میکرد مجبور شیم دا،م ماسک بزنیم.دستامونو تو روز ده ها بار بشوریم یا خونه نشین شیم و حتی خونه مامان بابامونم با احتیاط بریم وسایل خرید بیرون رو بشوریم.ولی الان که‌مهرماه شده و هشت ماه گذشته به شرایط حتی خیلی سخت عادت کردیم و پذیرفتیم که یه مدت قراره اینجوری باشه و رعایت صد در صدی داریم.‌البته انشالا که بزودی واکسنش که ساخته شده به ایرانم میاد و تموم میشه این شرایط. منظور اینه که بله استاد .حق با شماست.‌با تکرار و ایتمرار و تمرین زیاد و عمل کردن و قچفقط بودن در مسیر لاغری بزودی مغزمون به فرمولای لاغری عادت میکنه و‌نمودش در جسممون ظاهر میشه.پس من که این همه کارای بزرگ رو انجام دادم لاغری که چیزی نیست.‌من که به این همه تغییر تو زندگیم عادت کردم مغزم به این فرمول های لاغری هم عادت میکنه.‌چیز خاص و بزرگی نیست.فقط زمان میخواد. وقتی ۳۵ سال چاق بودم‌و با فرمول های چاقی زندکی کردم هوب در من ریشه دار شده‌. زمان میخواد تغییر کنن و با فرمولای لاغری جایگزین بشن.‌منم صبورم و ادامه میدم. کوتاه نمیام.‌کنار نمیکشم.‌قول میدم ناامیدتون نکنم
      مرسی استاد عزیز
      مرسی که هستین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/19 21:18
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      به نام خدا
      سلام خدمت دوستان عزيز و استاد گرامي
      من لاغر شدن رو در ذهنم خيلي راحت و ساده كردم و هر روز به خودم ياد اوري ميكنم كه لاغري خيلي ساده و اسونه
      و من مثل اب خوردن روز به روز وزن كم ميكنم و متناسب ميشم
      و هر بار كه فردي متناسبي مي بينم بهش افرين و تحسين ميكم و ميكم منم به زودي متناسب ميشم در تمام جنبه ها خواسته هامو كوجيك كردم و مطمينم كه به همش ميرسم🙏🏻
      من در راه صحيح مسير لاغري هستم و در اين راه به شيوه ي عالي و خوب پيش ميرم خدا رو شكر جسمم عالي داره تغيير ميكنه و احساسم عاليه هر روز 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/17 02:06
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 544 کلمه

      سلام به همگی
      من لاعر شدن و لاغر ماندن رو خیلی برای خودم راحت کردم چون با رژیم من بارها خیلی فوق العاده و عالی لاغر شدم ولی با زحمت و سختی و ماندگار هم نبوده و برگشتم مثل قبلم ولی حالا با دادن اگاهی به خودم دارم قبول میکنم چون راهم درست و صحیح هست برای رسیدن به هدفم که لاعریه قطعا به هدفم میرسم ولی قبلا که از راه نادرست وارد میشدم برای رسیدن به هدفم پس سخت بوده و ماندگار نبوده
      به قول استاد تا حالا تصمیم داشتم چاق بشم حالا تصمیم خودم رو تغییر دادم که لاغر بشم از راه درست حرکت میکنم مثل اینه که تا حالا خواستم برم مشهد ولی حالا تصمیم گرفتم برم شیراز باید راهم تغییر کنه پس قطعا میرسم به همین راحتی و هر تغییری برای ذهن اولش سخته ولی با تکرار و استمرار خیلی آسان و راحت میشه
      من علاوه بر لاغری در بقیه ی جنبه های زندگیم هم کاملا تغییر رو حس میکنم و خودم اگاهانه تصمیم به تغییر در کل زندگیم دارم حالا یکیشم تغییر در جسم ام هست
      من الان در خور دنم فوق العاده تغییر دارم که دوباره میگم تا برای خودم هم اثبات بشه دارم تغییر میکنم
      من امروز حجم غذام به اندازه ای بود که قبلا فقط برای وعده ی ناهارم استفاده میکردم و شام هم یه چیز دیگه میخوردم و لی حالا همون مقدار ناهار رو تونستم تو وعده ی شام و ناهار استفاده کنم اونم غذای مورد علاقه ام که فست فود هم بود کاملا سیر بودم و نمیتونستم مثل قبلم بخورم نه که بخواهم و نخورم

      و یا اینکه عادت داشتم حتما چیپس و پفک رو بخورم حالا در حد هفته ای دو یا سه بار البته به زور نه اینکه چاق میشم این مقدار در هفته میخوردم و گرنه داشتم هم که هر شب بخورم ولی حالا دیگه اصلا میلم نمیکشه ولی اگر هم هوس کنم شاید ماهی یه بار بخورم شایدم دو سه ماهی یه بار اون هم در حد نیازم
      یا اینکه قبلا عادت های دیگه ایی هم داشتم مثل اینکه بعد از صبحانه حتما کیکی و بسکوییتی بخورم پشت سرش ولی الان بخوام بخورم هم جا ندارم و دوست ندارم که بخورم چون سیرم و احساس میکنم اصافه هست و واقعا وقتی پیام سیری رو بگیرم دوست ندارم اصلا یکم اضافه تر بخورم چون حس بد پر خوری و سنگینی پیدا میکنم و اینم یه تغییر جدید در من هست ولی قبلا و قتی سیر هم بودم دوست داشتم بخورم ولی حالا اصلا میلی به خوردنش ندارم حالا هر از گاهی یه دره با چایی شاید بخورم
      خدا رو شکر جسم ام عالی داره تغییر میکنه و هر روز بیشتر و بیشتر میشه این تغییرها چون خودم انتخاب کردم به کدوم سمت برم چون خودم خواستم تغییر کنم چون لاغری رو آسانترین کار دنیا میدونم چون هدفم رو مشخص کردم و در اولیت زندگیم قرار دادم برای دهنم با تمرین و تکرار و استمرار و در ذهنم بی نهایت چیز بدیهی و حق مسلم برای خودم کردم و باور دارم و دارم هنوزم روی باورهام کار میکنم و انتطارم از خودم لاعری هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/07 16:16
      مدت عضویت: 818 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      وقتی فایل رو گوش دادم یادعادت هایی افتادم که قبل از شروع دوره داشتم و همیشه می گفتم محاله بتونم اونارو تغییر بدم چه برسه به اینکه کلا ترک کنم اونارو
      الان می بینم بدون هیچ سختی و به راحتی خیلیاشون رو دیگه اصلا انجام نمیدم. من در طول روز میوه زیاد می خوردم همیشه هم فکر می کردم میوه ویتامین داره و مفیده و چاقم نمی کنه حتی شاید خیلی وقتا میلم نداشتم اما دریخچالو باز می کردم و می خوردم ومخصوصا تو تابستون که تنوع میوه ها بیشتر بود منم بیشتر می خوردم الان با اینکه تابستونه و میوه هم توی خونه فراوونه ولی من فقط وقتی میلم باشه می خورم همسرم معترض شده که چرا اینقد کم میوه می خوری قبلا رنگ بعضی میوه ها رو ما نمی دیدیم چون توهمع رو می خوردی الان چرا میوه ها می مونه خلاصه اون
      ناراحت شده 😉😉ولی من از این رفتار خودم لذت می برم چون یاد گرفتم هرچیزی که نیازم نیست نخورم.
      عادت بعدی که داشتم این بود که عصرها حتما بعداز بیدارشدن از خواب یا بستنی می خوردم(فصل تابستون) یا کیک وشیر(زمستون) اما شاید در طول این تابستون فقط ۳ یا نهایت ۴بار بستنی خوردم نه اینکه جلوی خودمو بگیرم اصلا میلم نمی کشید🤗
      عادت بعدی که ترکش کردم خوردن تخمه موقع تماشای تلویزیون بودکلا تخمه جزء خریدهای همیشگیمون بود و گاهی اینقدر میخوردم که زبونم از شوری تخمه اذیت می شد😣😣 ولی این عادت هم به راحتی ترک شد الان تلویزیون تماشا می کنم ولی تخمه نمی خورم. تغییرات زیادی را با این دوره تجربه کردم که برام خیلیییییی لذت بخشند و من واقعا ممنونم از آموزش های شما استادعزیز امیدوارم همه ی لحظه های زندگیتون شاد باشین😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 20:19
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیزم.از نوشته های شما نهایت لذت رو بردم و استفاده کردم.من هم روزایی که فایل گوش نمیدم حس خوبی ندارم همش حس میکنم یه کار مهم رو انجام ندادم واین به یه عادت در من ایجاد شده و از این عادت زیبا لذت میبرم.من هم مثل همه عادت هایی داشتم که خود به خود ترک کردم مثلا عادت داشتم روزی یه بیسکوییت میخریدم و هر روز دوسه تا از اون رو میخوردم ولی الان مدتهاست که اصلا بیستکوییت نخریدم و توی مغازه هم که میرم میلی به خریدش ندارم.خیلی جلو تلوزیون تخمه و تنقلات میخوردم ولی الان خیلی کم پیش میاد که اصلا تلوزیون ببینم که بخام تخمه بخورم یا اگه بخورم خیلی کم میخورم.اون موقع تو تفریح مدام دهنم میجنبید و از وقتی میرفتیم بیرون مدام میخوردم ولی الان اصلا خوردن رو لذت و تفریح نمیدونم و کارهای گذشتم رو انجام نمیدم.مثلا دیشب یا اکثر وقتها چایی میخورم ولی قند نمیخورم وهر روز صبح تا حد خفگی صبحانه میخوردم ولی الان اگه گرسنه باشم میخورم واگه نباشم نمیخورم.قبلا کلی چیز توی کیفم میگزاشتم ولی الان هیچی همرام نمیبرم و ترجیح میدم هر وقت گرسنه بودم چیزی بخرم و بخورم.من قبلا از نخوردن غذا یا کیک یا هرچیزی به شدت عصبی میشدم و در خوردن در وعده بعد حسابی جبران میکردم ولی الان از خیلی چیزها به راحتی میگذرم.من از این همه تغییرات خودم خوشحالم وبه خودم و دوره استاد افرین میگم.به راستی که اگه تمام ذهن رو برنامه ریزی کنیم خود به خود لاغر میشیم و ذهن همسو با ما کارهایی رو انجام میده و اونها تبدیل به عادت ورفتار ما میشه و ما به سمت تناسب اندام حرکت میکنیم.خدایاااا سپاسگزارم برای این مسیر زیبااااااا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/13 13:46
      مدت عضویت: 812 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      با درود فراوان به استاد و همسفرانم
      این فایل و دوست داشتم یکی بخاطر ادابته شدن ذهن به انجام یک کار حالا اگه اون کارو دوست داشته باشیم و عاشقش باشیم که سریعتر عادت بهش می کنیم اگه نه که خوب بالاخره عادت بازم عادت می کنیم . ولی ترک عادات که اونارو دوست داریم و لدت بخش هم هستش سخته . لذت خوردن به مراتب بیشتر از لذت نخوردنه . پس چرا ما از این لذت بعد از انجام تمرینات چشم پوشی می کنیم؟
      واقعا بهش فکر کردید؟. فکر کنم یکی از جواب ها اینه که ما به درک لذت متناسب شدن می رسیم واز لذت خوردن که حتی گاها از متناسب شدن بیشتر است صرفه نظر می کنیم . یک فردی که می خواد لذت لاغری رو در کنار سلامتی مضاعف و پوشیدن بهترین سایز در انواع رنگها رو مزه کنه چطوری می تونه از لذت زیاد خوردن کناره بگیره پس باید لذت متناسب شدن به خوردن بچربه . و عادت های بد بیجا خوردن کنار بره . و اینکه بایستی دست یافتن به هدف و در ذهنمون آسون کنیم اینه که موضوع رو غولش نکنیم برلی خودمون . اره تناسب و خرید لباس و سایز دلخواه عالیه و چیز دست نیافتنی نیست کافیه خودتو خیلی راحت برای خرید بهترین سایز و رنگ یک لباس اماده کنی .
      من قبلا برای خوردن تخم مرغ در هفته برنامه ریزی می کردم که نکنه زیادتر از نیاز خورده بشه و به کبدم اسیب برسونه ولی الان به جاتخم مرغی یخچال نگا می کنم و می بینم خالی نمی شه و منم اشلا میل به خوردن مرتب و مداوم و ندارم . چون عادتی شده بود که یک روز درمیان یا دو روز درمبان بایستی خورده بشه. و خوشحالم دیگه نمی خواد فکر کنم . بدنم هوشمند شده خودش هر وقت نیاز به تخم مرغ داشته باشه آلارم میده به جرات بگم آخرین بار سه هفته ش من نیمرو خورده بودم .
      این تعییر نیست؟
      این پیروزی نیست؟
      اینکه نیاز هدرو بتونیم مدیریت کنبم یک دستاورد جهانی نیست؟
      اماده شدن برای یک المپیک مدیریت ذهن نیست؟
      مگه یک قهرمان المپیک برای آمادگی جسمی روراته تلاش نمی کنه ؟
      گراشتن اسم قهرمان رو خودمون گناه کبیره است؟
      ما همگیمون قهرمانان المپیک ذهنیم .
      در آخر سپاس امروز برای طی مسیر راه المپیک ذهنی و شرکت در این مسیر. 💜💜💜💜💜🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙏🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/27 19:46
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        به شما تبریک میگم دوست گلم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/07 18:25
      مدت عضویت: 621 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان همراهم در این مسیر زیبای متناسب شدن
      یکسری کارها هم اولش برای من سخت بوده مثلا رانندگی کردن باید حواسم کاملا جمع بود وقتی جای شلوغ میخواستم برم نگران بودم ولی الان حین رانندگی ناخواداگاه خیلی چیزها را رعایت میکنم
      لاغری هم مثل همین میمونه قبلا عادت داشتم تاآخرغذا رابخورم ولی الان تا متوجه پیام سیرایی میشم دست میکشم وادامه نمیدم برام مهم نیست چقدر مونده باشه.واین الگوی خوبی شده برای بچه هام که هر وقت میگن سیر شدند اصرار نکنم که بخور وغذاتو تموم کن.
      خیلی از رفتارهای دیگه هم عوض شده که خدا روشکر قبلا وقتی بهش فکر میکردم برام سخت بود.
      مثلا چند شب پیش رفته بودیم با خانواده شام بیرون پیتزا سفارش داده بودیم وهمسرم طبق معمول سیب زمینی هم سفارش داده بود.من ۲ تاسیب زمینی برداشتم ودیگه دست کشیدم چون پیام ذهنم راشنیدم که می گفت توقراره شام بخوری.هر چی همسرم اصرار کرد که بخور گفتم نه بعد نمیتونم پیتزا بخورم دوستان واقعا گفتن این جمله ها درقدیم برای من مسخره بود نمیتونم یعنی چی😄😄😄
      پیتزاهارا که آوردند هر کسی نوع خاصی سفارش داده بود وبه هم تعارف میکردیم.جالبه من ۳ تا برش خوردم ودیگه احساس سبکی وسیری لذت بخشی داشتم ودست کشیدم …واقعا چه لذتی داره وقتی به اندازه مصرف کنی سرحال پرانرژی بودم وبرام مهم نبود که بمونه حیفه یک شبه
      خدا را شکر میکنم که امروز الگوهای ذهنی ام عوض شده وداره پررنگ تر میشه واین نتیجه درخواست من برای متناسب شدن وتعهد واشتیاق من برای ادامه مسیر بوده .استاد عزیز واقعا متشکرم 🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/27 19:48
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        به شما تبریک میگم دوست گلم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/13 21:12
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 702 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
      به نظر من کارهایی برای ما به صورت عادت در میان که انها رو از سر ذوق و اشتیاق انجام بدیم انوقت اصلا برای انجام دادن انها نه دنبال بهانه هستیم و نه خسته میشویم .مثلا من موقعی که بچه دار شدم اصلا فکرش رو هم نمیکردم که ادمی باشم که بخوام توی طول شب یکبار بیدار بشم و کاری انجام‌بدم و بعد بخوابم ولی از وقتی بچه دار شدم شاید شبها ده بار من بیدار میشدم و بچه ام رو اروم میکردم و میخوابیدم و گاهی شبها تا خیلی دیر وقت بیدار بودم و این کار برام سخت نبود براش بهانه نمی اوردم و با عشق و علاقه انجامش میدادم .
      زمانی که من به دانشگاه میرفتم چون باید مسافت زیادی رو طی میکردم و با مینی بوس به خمین میرفتم ک از اونجا دوباره با تاکسی یا مینی بوس با اراک میرفتم صبح زود حدود ساعت ۴ صبح من باید بیدار میشدم ولی درس خوندن و رشته ام رو خیلی دوست داشتم و هر روز این کار و با علاقه انجام میدادم و سختم نبود فکر کن صبح ساعت ۴ صبح بیدار میشدم ساعت ۸ صبح دانشگاه بودم و عصر ساعت ۵ دوباره باید از اونجا برمیگشتم و گاهی که ماشین نبود من شاید ساعت ۹ شب خونه بودم ،تازه کارهای خونه رو داشتم ،درسم بود،و اون موقع سر کار هم میرفتم روزهای که کلاس نداشتم و یا گاهی که کلاسم زودتر تموم میشد و ساعت ۴،۵ میرسیدم باید میرفتم ،و کارهای عقب افتاده ام رو انجام میدادم ولی الان که بهش فکر میکنم اصلا تحمل حتی یک روز انجام این کار رو ندارم ،چون اون روز با اشتباق این کار رو انجام میدادم .
      و خوب من دوره رو هم واقعا دارم با اشتیاق دنبال میکنم اصلا به فایلها اعتیاد پیدا کردم ،یه روز که گوش نمیدم یا با تمرکز خوب گوش ندم انگار حالم خوب نیست .و وقتی خوب فکر میکنم به قول یکی از دوستامون اگه قشنگ دقیق بشیم توی طول یک روز هم حتی تغییرات خوبی داشتیم که به چشم نمیاد .
      مثلا من امروز یه کم حالت ضعف داشتم رفتم سر ظرفشویی که ظرف بشورم چشمم به بشقاب خرما کنار سماور افتاد فوری به خودم گفتم ضعف کردی بردار چند تا خرما بخور ،ولی ته دلم هم حس کردم اون لحظه خرما دوست ندارم یه حسی بهم گفت تو الان خرما نمیخوای نخور بااین حال دستم رفت و خرما رو برداشتم ،اما به خودم گفتم اخه چه کاریه تو که الان خرما نمیخوای زوری خرما بخوری و به حسم اعتماد کردم و خرما رو سرجاش گذاشتم .و اینجا بود که مطمئن شدم واقعا ذهنم داره الارم میده نمیخوای اما من دارم اصرار میکنم که نه ضعف کردم باید بخورم. یا اینکه دیروز مهمون داشتیم و برامون شیرینی اوردن ولی من حتی هوس خوردنش رو هم نکردم . امروز موقع میوه خوردن چند نوع میوه توی بشقاب گذاشتم وقتی چند تا دونه گیلاس خوردم با یه زردالو و یه دونه خیار خیلی کوچیک وقتی نصف خیار رو خوردم دیدم دارم با بی میلی میخورم و فقط به خاطر اینکه توبشقاب بوده ،سریع خیار و بقیه میوه ها رو گذاشتم اونجا .خوب اینها شاید کوچیک باشه ولی وقتی هر روز همینقدر تغییرات ما داشته باشیم خوب به مرور زمان خیلی زیاد میشه .و واقعا لاغری با ذهن کار اسونی هست و فقط به عقیده من اون چیزی که گاهی اونو برای ما سخت و دشوار میکنه این عجله داشتن ما هست که دوست داریم یک شبه ره صد ساله بریم ،دوست داریم با یه مدت کم همه اشتباهامون درست بشه انداممون متناسب بشه و همه چیز اوکی بشه .و منفی باف خیلی وقتها در جواب این حرفم بهم میگه الان یکسال هست و تو هنوز متناسب نیستی همه رفتارت درست نشده و گاهی اشتباه داری .اما واقعا باید واقع بین بود من که چنین اندامی رو حدود بیست سال برای خودم درست کردم ،بیست سال عادت کردم به رفتارهای اشتباه ،تا هنین الان هم به نظرم خیلی خوب بوده ،چطور انتظار دارم توی یکسال همه چیز اوکی بشه .
      باید همینطور ادامه بدم تا به امید خدا کفه ترازوی تناسبم سنگین تر بشه و من به هدف نهایی خودم برسم .راهی که توش سختی نمیکشم چرا باید رها بشه و یا عجله کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/14 16:44
        مدت عضویت: 662 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 166 کلمه

        سلام دوست خوبم.
        واقعا حق با شماست با هرروز در حال تغییر هستیم اما چون کوچک هستند متوجه نمیشیم اما بررسی چند ماهه یا یک ساله نشون میده که چه قدر فاصله گرفتیم از اون دوران خودمون. با خواندن نوشته ی شما من یاد رفتار امروز خودم افتادم. من از صبح رفته بودم بیرون و هوا هم گرم بود و منم نسبتا طولانی پیاده روی کردم. خیلی گرسنه بودم و خسته. رسیدم خونه، وقتی ناهار شروع کردم به خوردن نصف غذام در بشقابم باقی موند و نتونستم بخورمش. حالا چرا میگم این یک تغییره چون اگر قبلا بود من حتما دو بشقاب میخوردم یک بشقاب برای رفع گرسنگی یک بشقاب برای رفع خستگی. اما امروز رفتاری خیلی متفاوت داشتم و چون چندین ماه بود بیرون نرفته بودم امروز فهمیدم در این مدت من چه قدر عالی تغییر کردم. و لذت بردم و خداروشکر کردم. واکنش امروز من یک گام بود که در کنار گام های هرروز دیگر قرار میگیره و در نهایت تناسب اندام منو رقم میزنه.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/24 21:50
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      سلام. گام هفتاد و سوم:
      درسته که اول هرکاری که برای ما تازه است ما مقاومت داریم، اذیت میشیم و احساس مون بد میشه ولی با تکرار کردن های زیاد بالخره عادت میکنیم. حالا اگر دوستش داشته باشیم وقتی که عادت شد با علاقه دنبالش میکنیم، ولی اگر دوستش نداشته باشیم عادت میشه ولی هروقت انجامش بدیم احساس مون همیشه بد میشه.
      در لاغری با ذهن باید وقتی ذهن شروع میکنه به دستورات متناسب کننده دادن ما ادامه بدیم و عادت کنیم که به حرف هاش عمل کنیم.
      همین که فرمول های ذهنی عوض بشه خیلی راحت لاغر میشیم.
      من به چه کارهایی در زندگی زودتر عادت میکنم؟
      به کارهایی که هم دوست شون دارم هم خیلی راحتن.. مثل دوره ی لاغری با ذهن. هم عاشق لاغری ام هم خیلی راحته و لذت بخشه برام و میدونم نتیجه میگیرم و پیشرفت میکنم.
      من به چه کارهایی در زندگی دیرتر عادت میکنم یا اصلا عادت نمیکنم؟
      کارهایی که انجام دادن آن ها را دوست ندارم محاله به آنها عادت کنم. یادته وقتی میرفتی آزمایشگاه همه میگفتن عادت میکنی تو هم تا چهار ماه هرروز رفتی، سختی هاشو تحمل کردی، سعی کردی هرروز خودتو تشویق کنی ولی بازم دوست نداشتی که اونجا باشی چون حالت بد میشد و عادت نکردی و دیگه ادامه ندادی و بعد از اون خیلی حالت و احساست بهتر شد.
      بعضی رفتار ها هم دوست داری انجام بدی و بهشون عادت کنی اما تنبلی میکنی یا بهانه میاری مثلا دوست داری اهل مطالعه باشی و کتاب زیاد بخونی ولی زود خسته میشی اما بازم ادامه میدی تا عادت کنی ولی بعضی روزهام تنبلی میکنی و کتاب نمیخونی.
      سحر خیزی. که خیلی دوست داری صبح های زود بیدار بشی ولی بهانه میاری که همه خوابن و من پاشم چیکار کنم و منتظری که یه روزی تو خونه خودت هرروز سحرخیز باشی و هرکاری دوست داری انجام بدی

      عادت های من در چاقی چیست؟ یعنی کارهایی که به چاقی من کمک میکند.
      ۱٫وقت هایی که از لاغر شدن ناامید می‌شوم.
      ۲٫وقت هایی که تسلیم حرف منفی باف میشوم.

      عادت های من برای متناسب شدن چیست؟
      ۱٫فایل های دوره ی تکرار و… را گوش میکنم، تمرین انجام میدهم، مینویسم و توجهم بیشتر وقتم در روز به متناسب شدن است.
      ۲٫سعی من اینه که تا پیغام چاقی رو دریافت کردم دیگه به خوردن ادامه ندم.
      ۳٫نسبت به خودم و تغییراتم به سمت لاغری احساس خوبی دارم.
      عادت های هرروزه ی من که تکرار میکنم، کدام است؟
      ۱٫تا بیدار میشم دنبال عینکم میگردم.
      ۲٫وقتی بیدار میشم باید برم سمت گوشیم
      ۳٫عادت کردم به چاقی توجه نکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/02/20 19:30
      مدت عضویت: 810 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      سلام استاد عزیز
      من لاغر شدن را برای خودم کوچک میکنم اما نمیدونم چرا این خانم منفی باف اونو مثل ی غول بزرگ میکنه ک انوقت فکر میکنم خیلی توانایی میخواد ب لاغری رسیدن هر چقدر من سعی میکنم لاغری را توی ذهن م کوچک کنم اون هم ب همون اندازه بزرگش میکنه ک منو بترسونه وعقب بکشم درستکه خسته میشم ولی چون ارزوی من لاغریست دست بر نمیدارم وادامه میدم و نمیدونم تاکی این جنگ قراره بین ما ادامه پیدا کنه ولی بهش میگم اگه فکر کردی میتونی منو منصرف کنی از خیرش بگذر چون من دست بردار نیستم همانطوریکه همیشه عادت داشتم توی روز بخوابم ولی این عادت را کنار گذاشتم وحالا حتی اگر بخوام صبحها کمی بیشتر بخوابم نمیتونم چون اون عادت را ترک کردم عادت داشتم همیشه بستنی وهرروز بستنی بخورم ولی الان شاید هفته ایی یک باربستنی میخورم
      عادت داشتم خیلی دنبال مسائلی ک درگذشته اتفاق افتاده وباعث رنجش من شده صحبت کنم ولی خوشبختانه این عادتم ترک شده حتی بهشون فکر هم نمیکنم وخدا را شکر میکنم ک استاد خوبی دارم ک کلی تغییرات در من ایجاد کرده شاید من از خودم بیشتر توقع دارم ک تغییرات بیشتری داشته باشم ولی همه مثل هم نیستند شاید من بیشتر زمان احتیاج دارم ولی استمرار دارم وهروز فایلها را گوش میکنم مینویسم شروع کردم ب عمل دراوردن انها وامیدوارم من هم مثل شما عزیزان موفق بشم و عکس شگفتی سازی منم توی البوم بیاد
      استاد سپاسگذارم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/04 15:57
      مدت عضویت: 789 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 357 کلمه

      باسلام
      لاغر شدن همان چاقی است که باید تغییر کند
      از وقتی به دنیا آمده ایم با یکسری از عادات خانوادگی رو به رو شده ایم و بعد کم کم خودمون هم عاداتی پیدا کرده ایم که شخصی بوده و الان که فکر می کنم می بینم شخصیت من هم از همین عادات شکل گرفته .عادت به مطالعه عادت به خوردن زیاد ، عادت به تعریف کردن کارهام برای دیگران ، عادت به کمک به دیگران و…….و چاقی من هم به دلیل عادت های خاصی بوجود آمده که الان باید عوض بشه .یعنی حالا که می خواهم لاغر شوم باید عادات لاغرها را داشته باشم .من عاشق سیب مخصوصاض سیب قرمز بودم و روز چند تا سیب باید می خوردم و اگر تو خونه سیب نبود یعنی میوه نبود .اما یک کمی بعد از دوره این عادت از سر من افتاد و الان که ناخودآگاه وقتی میروم خرید سیب را بیشتر می خرم سیب ها دیرتر از همه میوه ها تموم میشه .چند روز پیش که خیلی تشنه بودم و احساس کردم میوه عطش منو رفع میکنه مثل همیشه و به روش رژیم دو واحد میوه برداشتم ، یک سیب و یک پرتقال .اما فقط تونستم نصف یک پرتقال را بخورم .و خودم خیلی تعجب کردم .از این فایل یاد گرفتم اگر توجهمن به لاغری باشه به جای چاقی بدنم منو میبره به سمت لاغری و عادات جدیدی در من بوجود میاد و ناخودآگاه عادات قدیمم را کنار می گذارم .من عادت زیادی به خوردن عسل به صورت ناشتا داشتم .اول به خاطر مفید بودنش می خوردم و بعد دیگه عادت شده بود و هر سال بهار کلی عسل می خریدم و گاهی کم می امد و عسل پائیزه هم می خریدم .اما الان میلی ندارم و گاهی به خودم میگم چون عسلل گرمه کمی بخور و دیروز که یک نصفه قاشق برداشتم انگار داشتم دارو می خوردم .من متوجه این تغییراتم شده بودم ، اما تا حالا به این توجه نکرده بودم که لاغری همون چاقی است که باید تغییر کند .تا حالا از این زاویه به اون نگاه نکرده بودم .خیلی عالی بود این فایل استاد عزیز و ازتون سپاسگزارم برای درس امروز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/19 11:56
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 63 کلمه

      فایل فوق العاده ایی بود مرسی استاد که اینقدر به ما انرژی مثبت می دید،دقیقا همین طوره نه فقط لاغری وقتی هر کاری رو توی ذهنمون سخت وامکان ناپذیر کنیم ،سخت می شه وهر چه قدر ساده وآسون بگیریم ساده می شه واقعا این ذهن ما چه قدرتی داره وتمام سختها وموانع برای انجام هر کاری فقط در ذهن ماست ووجود خارجی نداره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/10/27 04:16
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      عادتهای چاقی ام خیلی بهتر شده ولی هنوز به اون مرحله نرسیدم که عادتهای قبلم و اصلا نتونم انجام بدم!
      حالا داره یواش یواش فرمولهای ذهنیم تغییر می کنه تا به وزن ایده الم برسم !
      مثلا امروز موقع ناهار برام مزه غذا عوض نشد ولی من یه مقدار کمی از غذامو نخوردم !ولی بیشتر وقتا باید سرم و گرم کنم چون اگه خیلی بیکار باشم همش دلم می خواد یه چیزی بخورم ولی معمولا شیرینی و شکلات نمی خرم که نداشته باشم توی خونه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/25 05:54
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوست داشتنی و دوستان گرامی
      خیلی از گوش دادن به این فایل لذت بردم و چه دلگرم کننده است که ذهن ما رفتارهای تکراری را به صورت عادت در میاورد الان موقع آن رسیده که از این خاصیت ذهن به نفع خودمان استفاده کنیم.و با تکرار رفتارهایی که به تناسب اندام ختم میشه به هدفمان برسیم پیش بسوی موفقیت ????
      من عاشق جمله ” آهسته و پیوسته ” هستم ?☺???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/25 00:37
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      روز هفتاد و سه تکرار:
      داشتم به عادت‌هایی فکر می‌کردم که با استفاده از این دوره در من عوض شده:
      یکی از جذاب‌ترین‌هاش عادت میوه و تنقلات خوردن در شبه. سال‌ها باور داشتم اگه موفق بشم میوه‌ی شبمو کم کنم و اجیل یا تخمه نخورم لاغر میشم. هر روز تصمیم میگرفتم که دیگه شب از این چیزا نخورم اما وقتی جلوی تلویزیون بودم به شکل مقاومت ناپذیری از میوه و مقداری اجیل استفاده می‌کردم. انگار اگه نمی‌خوردم خستگی روز از تنم در نمی‌رفت.
      با تغییر فرمول‌های ذهنیم طرز استفاده از خوراکی‌ها هم تغییر کرد. الان برای رفع خستگی نیاز به خوردن چیزی ندارم و جالب اینه که اصلا خیلی کم خسته میشم. هنوزم شب‌ها وقتی میل دارم میوه می‌خورم اما اونو دیگه باعث چاقی نمیدونم مقدار مصرفم خیلی کم شده و خیلی وقت‌ها هم اصلا میلی ندارم. امشب یه نصف سیب خوردم و وقتی نارنگی رو پوست کندم دیدم رغبتی به خوردنش ندارم و تصمیم گرفتم از نخوردنش لذت ببرم. چقدر حس دلپذیریه. تنها همین به تغییر برای اینکه شاد و خوشحال باشم کافیه. البته اگه بخوام لیست تغییراتمو بنویسم فکر کنم چند ساعت وقت لازم باشه:)
      امروز عصر احساس گرسنگی کردم و تصمیم گرفتم جعبه‌ی بیسکویتی رو که خیلی وقته خریدم باز کنم و یکی دو تا بخورم فکر کردم حالا که میل دارم فرصت خوبیه که امتحان کنم ببینم ازشون خوشم میاد یا نه. سر راهم به سمت محلی که بیسکویت بود چشمم به ظرف قیصی افتاد و یهو دلم به جای بیسکویت قیصی خواست. دو سه تا برداشتم و اون جعبه‌ی بیسکویت همچنان دست نخورده موند.
      نمونه‌ای از تغییرات دیگم رو می‌نویسم: صبح‌ها زود بیدار میشم. شبها به نسبت قبل زودتر می‌خوابم. دیگه به ندرت سردرد می‌شم. بازیی که چند سال بود مستمر انجام میدادم یهو ترک کردم تا وقت بیشتری برای دوره بذارم. بر خلاف قبل از دوره همیشه پرانرژی و با نشاطم. ملایم و بردبار شدم. خودمو خیلی دوست دارم. جهان رو جای زیباتری برای زندگی می‌بینم و همینجور ادامه داره…
      من به جز شروع کردن دوره و گوش دادن به فایلا و نوشتن تمرینا هیچ کار خاص دیگه‌ای نکردم و برای هیچ‌کدوم از این تغییرها نه نقشه‌ای داشتم و نه سختی کشیدم. همه خودبه‌خود بوجود اومدن.
      و جالب اینکه هر بار راجع به تغییراتم می‌نویسم تازه متوجه میشم که در طول یه روز چقدر در موارد مختلف متفاوت رفتار کردم که اگه نمی‌نوشتم بهشون توجه نمی‌کردم البته برای کوتاه کردن سخن فقط دو تاشو اینجا نوشتم.
      همه‌ی این تغییرات خوب با همون به تصمیمی که برای خرید دوره گرفتم راه خودشونو به سمت من باز کردن. بدون تحت فشار گذاشتن جسمم معجزه رو تجربه کردم.
      ممنونم استاد????.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/10/25 22:24
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        سپاسگزارم.
        و چقدر خوب تفسیرش کردید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/27 20:05
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        شمارو تحسین میکنم به خاطر تغییرات عالی که داشتید👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/10/24 15:48
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      با سلام
      اینکه رفتارهای تکراری ما به صورت عادت درمیاد به نظر من خیلی خوبه
      مثلا از یک زمانی طبق یکی از فایلهای دوره ما تصمیم گرفتیم اندازه بشقابهای خودمون رو کوچک کنیم من این کار رو چند ماهه که انجام دادم و همیشه با چنگال میوه خوری غذا میخورم در ابتدا برام سخت بود ولی الان که چند ماه گذشته وقتی جایی مجبور بشم با قاشق غذا بخورم فکر میکنم که حجم قاشق برای دهانم خیلی بزرگه و این همون عادت مثبتی هست که در اثر تکرار بوجود اومده به همین ترتیب میتونیم تمام رفتارهای مثبت رو در خود بصورت عادت درآوریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/13 13:22
        مدت عضویت: 812 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        ممنون از یاداوری خوردن در بشقاب کوچک و چنگال

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/07/08 09:47
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      من همیشه به این فکر می کنم که هر چی بخورم متناسب می مونم و هر چی دلم می خواد می خورم، چون دیدم کسانی که اصلن هیچ فکری در باره چاقی نمی کنن و خیلی زیاد از همه چیز می خورن، اما حتی لاغر هستن نه متناسب! و خودشون مدام کلاس می ذارن که اقا من هر چی دلم می خواد می خورم، مثل شما با ترس و لرز و با خیال راحت غذا، خوراکی و همه چی می خورم و چاقم نمی شم!
      من خیلی دوست دارم بفهمم که ذهن این افراد چطوری کار می کنن! و چی باعث این متناسب بودن این افراد می شه!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/13 13:23
        مدت عضویت: 812 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        اره درسته ولی نباید گول ذهن و هم بخوریم و آلارم سیری و نادیده بگیریم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/07/01 09:50
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      من واقعا با این دوره و آموزشهای شما انگاری تازه متولد و تربیت دارم میشم تازه دارم یاد میگیرم چطوری زندگی کنم چطوری رفتارمو وافکارمو مدیریت کنم و این لذت بخش ترین کاریه که من تا به الان که ۳۴سالمه کردم.استاد امیدوارم همیشه تنت سلامت و لبت خندان و آموزشهات برقرارباشه که شما بهترین استاد دنیایی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم