ورود / ثبت نام
0

مسیر لاغر شدن من

مسیر لاغر شدن من
اندازه متن

سال 1393 که در مسیر لاغر شدن (تغییر زندگی) قرار گرفتم هر وقت مطلبی درباره موفقیت افرادی که درباره آنها کتاب نوشته شده بود را می خواندم دوست داشتم من هم در زندگی به سطحی از موفقیت دست پیدا کنم که بتوانم از خودم مثال بزنم.

در آن زمان حتی تصور اینکه این روز فرا خواهد رسید را نداشتم.

امروز که در حال نوشتن این متن برای فایل آموزشی در مسیر لاغری من هستم نه تنها درباره خودم صحبت می کنم بلکه تصویری از دوران چاقی ام را بعنوان سند موفقیتم به نمایش عموم قرار داده ام.

این طریق مثال زدن از خود فراتر از آنچیزی بود که سالها در کتاب موفقیت خوانده بودم.

مستندهای زیادی درباره افراد موفق تماشا کرده ام و زندگی نامه های آنها را مطالعه می کنم اما نکته جالب توجه این است که کمتر پیش می آید فرد موفقی درباره خود و روش موفقیتش صحبت کند یا دوره های آموزشی برگزار کند.

معمولا افرادی بعنوان گزارشگر به سراغ آنها رفته و درباره چگونه موفق شدنشان با آنها گفتگو می کنند درحالی که بیشتر تمرکز و توجه آنها به سختی هایی است که فرد در مسیر موفقیت خود با آنها روبرو شده است.

از نکات جالب توجه درباره مسیر موفقیت من این است که هرگز درباره شکست یا سختی های مسیر موفقیتم توضیح نداده ام نه به این دلیل که نخواسته ام درباره شکست هایم صحبت کنم بلکه به این دلیل که در مسیر موفقیتم هرگز شکست نخورده ام که بخواهم درباره آن توضیح بدهم.

مسیر لاغر شدن من همواره با موفقیت و روند لاغرتر شدن بوده است و عقیده دارم این تنها مسیر موفقیتی است که فردی که آن را طی کرده است هرگز شکست نخورده است و توضیحی درباره مشکلات و سختی های مسیر به یاد ندارد که درباره آنها توضیح ارائه دهد.

از زمانی که بعنوان مدرس لاغری با ذهن مشغول تهیه و آموزش این روش شگفت انگیز به علاقمندان شده ام تمام سعی من این بوده است که افرادی که قدم در مسیر لاغری با ذهن حرکت می کنند هرگز طعم شکست و ناکامی را تجربه نکنند.

اگرچه افرادی در این مسیر لیز خورده و ممکن است مدتها آن را رها کنند اما هرچقدر که زمان ببرد دوباره به این مسیر برگشته و لاغری از طریق قدرت ذهن خود را ادامه می دهند.

از نظر من لیز خوردن افراد در مسیر لاغری با ذهن شکست محسوب نمی شود بلکه فرصتی برای کسب اطمینان بیشتر برای تاثیرگذار بودن لاغری با ذهن است.

بارها در نوشته افرادی که لیز خورده و از مسیر یادگیری خارج شده اند خوانده ام که بعد از مدتی که دوباره به این مسیر برگشته اند با اطمینان و شور و اشتیاق بیشتری مسیر لاغری با ذهن را ادامه داده اند.

از شگفتی های آموزش های لاغری با ذهن این است که اگر فرد حتی یک یا دو جلسه آموزشی را مشاهده کند هرگز نمی تواند از مسیرهای معمول جامعه برای لاغر شدن اقدام کند.

اگر وسوسه شده و از روش دیگری برای لاغری استفاده کند خیلی سریع متوجه اشتباه بودن مسیر خود می شود و با اشتیاق و انگیزه بیشتری به مسیر لاغری با ذهن برگشته و مسیر خود را ادامه می دهد.

مسیر لاغر شدن من، شرح حالی واقعی و مستند درباره مسیری است که از چاقی تا لاغری پیموده ام. مسیری که درباره تک تک قدم های خود در این مسیر در فایل های متعدد توضیح داده ام.

مسیری که اگر هر فردی که اضافه وزن دارد با اشتیاق و اطمینان قدم در این مسیر گذاشته و سعی کند به آنچه گفته شده است عمل کند، چه بخواهد چه نخواهد لاغر خواهد شد و از آن مهمتر لاغر خواهد ماند.

مسیر لاغر شدن من نه تنها مسیری شگفت انگیز برای رهایی از چاقی است بلکه سبب می شود فرد از هر موضوعی که در زندگی موجب ناراحتی و رنج و اندوه او شده است رها شود.

رهایی از اضافه وزن، بهانه ای برای رهایی از هر موضوعی است که در ذهن و قلب ما سنگینی می کند.

خداوند را سپاسگزارم که در مدت حیاتم در دنیای مادی توفیق تغییر جسم و زندگی خودم را پیدا کردم و توانسته آنچه باعث تغییر و تحول زندگی ام شده است را تحت عنوان مسیر لاغر شدن من با دوستانی که علاقمند به تغییر هستند به اشتراک گذاشته و شاهد موفقیت دوستانم باشم.

خواندن توضیحات ساکنین سرزمین لاغرها درباره موفقیت خود با استفاده از آموزش های سایت تناسب فکری زیباترین و ارزشمندترین نوشته های دنیا برای من است.

همیشه منتظر خواندن نتایج عالی شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30320
برچسب ها:
8 نظر در مورد مسیر لاغر شدن من

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/06/04 16:33
      مدت عضویت: 787 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      باعرض سلام خدمت استادخوبم ودوستان متناسبم ،اول از همه استاد ازتون تشکر می کنم که اینقدر سخاوتمندانه وخالصانه اطلاعات رودر اختیار ما می ذارید ،قدرت افکار ما واقعاخیلیبیشتر از تصور ماست و ما انسانهای دارای ذهن چاق از قدرت چاق کنندگیشون به بهترین نحوه استفاده می کنم یه مثال براتون بزنم همسرم هم مثل من ذهن چاقی داره ولی نسبش از من کمتره والان حدود شش ساله که متناسبه واون از ریق رژیمی که باقاشق پیمانه می کنه وچند ماه پیش تولدش بود ومن چون می دونستم خیلی نوتلا دوست داره براش یه کیکی پر از نوتلا بود سفارش دادم خیلی خوشش اومد ولی باترس می خورد وهمش می گفت با خوردن نوتلا وزنم زیاد می شه وهمش از قدرت چاق کنندگی اون حرف می زد وچند هفته بعدش حس می کرد ودر واقع انتظار داشت چاق بشه رفت روی ترازو یک کیلو وچند گرم وزنش اضافه شده بود واین در حالی بود که من هم باهاش می خوردم وبیشتر می خوردم وایشون باترس وخیلی کم می خورد من لاغر شدم چون روی ذهنم کار کردم وایشون چاق شده بود وناراحت بود که چرا خورده ومی گفت من می دونستمچاق می شم ،دیروز من سرکار اخر شیفت کاری وقتی کارمون تموم شده بود رفتم اتاق دیگه وکنار همکارای دیگم باهم جمع شده بودیم که یکی از همکارام اومد تو ویه نگاهی به من کرد وگفت شیرین خیلی لاغرشدی افرین چکار کردی ومن گفتم هیچی فقط دوست دارم لاغر بشم ،یکی از همکارام گفتش نه من مطمئن هستم یه رژیم سخت وورزش سنگین انجام دادی منم گفتم نه بابا من اصلا فرستش رو ندارم یکی دیگه هم می گفت که نه حتما کار هرموناست والان هرمونهات منظم شدن وبدنت اینجوری قشنگ ومتناسب شده ،یه دوست دیگه م هم می گفت نه غذاش سالمه چون ما وقتی باهم رفتیم برای عیادت دوست دیگم که دستش شکسته بود شیرین فقط یه شیرینی برداشت وباچای خورد ولی من کلی میوه وشیرینی خوردم وبهش هم که تعارف می کردن می گفت میل ندارم ویه همکار دیگه ام تایید می کردومی گفت که خیلی خوبه وسخته بتونی غذا جلوت ببینی ونخوری ودقیقا به قدرت افکار اشاره کرد که افکار اشتباه باعث رفتار اشتباه ونیجه ی بد می شه ومن اول با یادگیری اموزشهای لاغری باذهن افکارم رو اصلاح کردم وبعدش رفتارم هم اصلاح وهمسو شد وگفتی ساز شدم وقبلا که با این روش آشنایی نداشتم همش به خودم سخت می گرفتم وغذام رو کم می کردم وروی رفتارم کار می کردم غافل از اینکه همه ی اینها از فرمولهای ذهنی چاق کننده ام نشئت می گیره واین درمورد همه ی مسائل زندگیم هم صدق می کنه من چندین سال با مشکل سلامتیم درگیر بود وهمش بخاطر افکار وانظاری که من از خودم داشتم بود والان تاحدود زیادی از قدرت ذهن وتاثیر اون اگاه شدم وخوشحالم که می تونم خودم خالق زندگی خودم بشم ومجبور نیست شرایطی رو که دوست ندارم رو تحمل کنم وخیلی رحت می شه اونها رو تغییر دادفقط باکار کردن روی ذهنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/04 12:22
      مدت عضویت: 246 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 478 کلمه

      با سلام خدمت استاد وهمسیرهای عزیز

      واقعا تعجب کردم استاد اصلا باورم نمیشه کسی بتونه پنج کفگیر پلو بخوره..

      براستی که رفتارها باید بسیار صحیح و آراسته به آداب درست رفتارهای اجتماعی باشد..وچه بهتر که این رفتار صحیح از افکار درست سرچشمه بگیرد که دیگه نور اعلی نور میشود.

      من از دسته دوم هستم..البته تا آن زمان که فرمول غلطی در ذهنم ذخیره سازی نشده بود که  به اندازه میخوردم..هر سه وعده را و اصلا در فکر عواقب ومیزان خوردن …خلاصه عذاب وجدان نبودم و بسیار متناسب وعالی بودم…

      اما بعدها به فتوی پزشک جراحم در ذهنم ایجاد فرمولهای غلط شد…و مداوم در اینفکر بودم که نکنه چاقتر بشم…رژیم..ورزش و دقت..ترازو..نگرانی…

      که در نهایت دچار اضافه وزن شدم.‌‌

      ولی بعد اونکه تصمیم گرفتم و اون چند کیلو رو کم کردم البته نه بصورت ایده آلم….سالهاست که شام نمیخورم…

      حتی الان که سر از چند وچونت… ذهن در آوردم..

      هیچ میلی به شام ندارم..یعنی بعد ناهار که معمولا ساعت دو یا سه بعد از ظهر است تا فردا صبحهانه هیچی نمیخورم…یعنی میل به خوردن ندارم..

      برای همین چند روزی بود که متعجب بودم که من که آنچنان خوراکی ندارم پس چرا وزن کم نمیکنم و حتی بعضی وقتها احساس میکنم اضافه هم شدم.

      بنابراین از دو باره مرور گامها…رو شروع کردم.

      گام نهم…بعد لیز نخورید…و این فایل بموقع رو..که

      ازتون تشکر میکنم ..واقعا نیاز من بود.

      متوجه شدم که ممکنه کم میخورم…وقتی سیر میشم به هیچ عنوان نمیتونم لب به چیزی بزنم..کلا از شیرینجات خوشم نمیاد..و فقط بستنی دوست دارم‌که اونم امسال هنوز میلم نکشیده بخورم..واصلا هله وهوله خوری ندارم…اشتها وهوس غذای برام بی معناست.

      با استناد به اینکه درک کردم که هیچ نوع غذایی چاق کننده نیست..هر میزان وهر موقع خوردن ربطی به اضافه وزن نداره..‌

      مسافرت چاق کننده نیست..ولی گویا هنوز این مهم ها در ذهنم حسابی جا نیفتاده.‌..با وجود اینهمه تکرار…

      زیرا در موقع خوردن افکار قدیمی کم وبیش در ذهنم مرور میشود اما هر لحظه باخودم در حال تکرار فرمولهای صحیح هستم.بازم گویا تا روتین شدن این امر مهم نیاز به زمان دارم…

      وفتی فکر کردم چطور بعد یازده ماه هنوز کوچکترین تغییری در جسمم نداشتم…زیرا خواه ناخواه کم وبیش یه کوچولو حواسم به شکمم هست..با اینکه سعی زیادی میکنم که کلا در آینه شکمم رو نبینم..ولی امان از دست این افکار اونم از جنس مزاحم..

      به شخصه از پرخوری متنفرم و اگر تو خانواده ام یکی زیاد بخوره خیلی بدم میاد…و درست ومرتب و اندازه خوردن..و در آرامش بودن موقع غذا خوردن را از اصول اولیه تربیت وآداب معاشرت میدانم.

      ولی خوب از آنجا که از هر چی بدت میاد به سرت میاد ..الان همسرم مداوم در حال ریزه خواریه…و منم که در حال غر زدن و یاد آوری پرستیژ غذا خوردن و آداب و رفتارهای صحیح اجتماعی.با اینکه تذکر دادید که اصلا توجه نکنم ولی هر کاری میکنم نمیتونم بی خیال باشم..زیرا قند ایشون مقداری بالاست..

      که البته همین ها هم بی اثر نیست در تغییرات جسم.

      به امید خدا روزی برسد که همزمان دارای افکار و رفتار صحیح در تمامی مراحل زندگی باشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/04 11:46
      مدت عضویت: 192 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 543 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      چقدر این فایل رو دوست داشتم استاد…یعنی کلا فایلهایی که توش یه مسیر و داستان روزمره و بیان تجربه واقعیه خیلی جذابه به نظرم و از نظر من توش کلی درسه…من اولین درسی که از این فایل گرفتم و تحسینتون کردم این بود که شما رفتار آدمها رو توی خوردن بررسی می کنین و با نهایت ادب و احترام و جوری که بد نباشه و ناراحت نشن باهاشون وارد گفتگو میشین و ازشون می پرسین و آگاهی کسب می کنین…بدون قضاوت کردن و فقط برای محکم کردن باورهای درستتون..این همون اصله که فقط دریافت آگاهی و تکرار و استمرار کافی نیست، باید آگاهی ها رو زندگی کرد…باید نمونه های درست و تایید کننده باورهای صحیح رو بهش توجه کرد و دید..این اولین و مهم ترین درس این فایل بود…واقعا ممنونم

      درباره موضوعی که گفتین و سبک رفتاری این دو فرد باید بگم واقعا آشناست برام اینها و زیاد دیدم آدمهای لاغری که یه کوه پلو میخورن و لاغرن و خودم که قاشق قاشق پلو می ریختم و با حسرت و حتی کینه نسبت به اون فرد غذا می خوردم و چاق بودم…از یه جایی به بعد خودم رو مجبور کردم که به ظرف غذای کسی نگاه نکنم و به خوردن بقیه کاری نداشته باشم..چون یا اونهایی که کم میخوردن و حجم سالاد و سبزیجات توی ظرفشون بیشتر بود رو تحسین می کردم (حتی اگه طرف چاق هم بود) یا از دیدن بشقاب پر از برنج و خورش و غذای افراد لاغر حرص می خوردم و لجم می گرفت…حالا بماند که خب منم تحسین و توجه می گرفتم از اینجور کم غذا خوردنم (کامنتهای قبلیم) واقعا چقدر درست گفتین رفتار اشتباه، فکر درست : نتیجه درست…. رفتار درست، فکر اشتباه: نتیجه اشتباه …. اینه قدرت ذهن و فرمول های ذهنی و باورهای ذهنی..خدایا شکرت که این رو دیگه فهمیدم و دیگه خودم رو اسیر رفتارهای به ظاهر درست که الان دیگه می دونم فقط شوآف بود نمی کنم…چه فایده 4 قاشق پلو و یه دیس سالاد و دو قاشق خورش بخوری و توجه و تحسین و لیبل با اراده و آفرین به تو و… بگیری اما ته ذهنت حسرت و افسوس و فحش به اونایی که میخورن و چاق نمیشن و … باشه؟ خب اینا یعنی ذهنت نپذیرفته که با این رفتار می تونی نتیجه بگیری!

      از سفر و خوردن توی سفر هم که نگم..فکر کنم همه مون تجربه ش رو داریم..اینقدررررررر که بهمون گفته شده تغییر آب و هوا اشتها رو باز می کنه، تو سفر هرچی بخوری بیشتر می چسبه (اون قانون نانوشته که هرچیزی بیشتر بچسبه و ازش لذت بیشتر ببری چاقت می کنه) … اگه توی سفر بتونی رژیمت رو حفظ کنی هنر کردی، خدا بخیر بیاره برگشت و روی ترازو رفتن رو ….هرچی خوش بگذرونی توی سفر، بعدش از دماغت بیرون میاد و ……. همه اینا باعث میشد که واقعا هم توی سفر میل به خوردنم بیشتر باشه و هم بعدش عذاب وجدان چاق شدن داشته باشم و واقعا هم خب چاق میشدم…درصورتی که اینهمه آدم دور و برم هستن که سفر هم میرن و میان و انگار نه انگار … احساس گناه دادن بقیه هم که بماند!

      ممنون استاد بابت این فایل عااالی و بیان این تجربه عینی…لطفا از این مدل بیشتر بذارین..خیلی ملموس تر و باورسازتره…برقرار باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/03 10:59
      مدت عضویت: 679 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      سلام🙂

      چند روزی بود با خودم مرور میکردم کاش استاد یه لایو بذارن یا یه فایل آموزشی رایگان 

      انگار یه جورایی ما رو بدعادت کردین به طعم تازه فایلهای به روز …و امروز که دیدم استوری کردین سریع اومدم که ببینم.

      استاد تمام این دوتا ماجرایی که تعریف کردین چقدر برای همه ما آشنا بود

      افراد متناسبی که پرخوری میکنن و افراد چاقی که بسیار کم میخورن ولی چاقن …یا در یه سفر دو سه روزی چند کیلو اضافه وزن پیدا کردن…

      خانواده من همگی چاقیم ..پدرم چاقی شکمی دارن ولی مادر و من و دو تا برادرها چاقی سر تا پا داریم..و از زمان نوجوانی من مادرم به دلایل مختلف مثل بیرون زدگی چند تا از دیسک کمر و…رژیم گرفتن ها رو شروع کردن و از نوجوانی من یادمه که پدرم بارها سر سفره به مادر میگفتن اینقدر نخور اینهمه برنج درست میکنی چرا…یا چرا بی تحرکی و پیاده روی نمیری….و مادرم هم که با اینکه غذاشون زیاد نبود همیشه عذاب وجدان داشتن که زیاد گرسنه میشن یا اراده ندارن رژیم رو نگه دارن با اینکه تا الان شاید ۱۰ ،۱۲ بار رژیم گرفتن و هربار هم ۱۰تا ۱۵ کیلو کم کردن ولی باز برگشته 

      ما بجه ها  هم تا سن پایان سن دانشگاه و حتی بعد تر متناسب بودیم و کم کم به خاطر تکرار همین افکار و افکاری مثل چاقی ژنتیکی و افزایش سن و…چاق شدیم

      الان هم هیچ کدوم از ما پرخور نیستیم و حجم غذاییمون به اندازه است ولی همواره از همین مقدار هم ترسیدیم و مدتها مقدار کمتر خوردیم که چاقتر نشیم

       از دوران دانشکاه من یه دوستی دارم که از همون سالهای اول همواره در حال کم خوری و به قول خودش “رژیم سگی”(عذرخواهی میکنم )بود و موقعی که برای خودمون غذا میپختیم من یه بشقاب برای خودم میکشیدم ولی اون یه کف گیر کوچیک میکشید ولی بعد بارها و بارها میرفت از قابلمه دوباره میکشید …اون موقعه ها من متناسب بودم وبرام عجیب بود این رفتار و بارها بهش میگفتم که خوب از اول بریز توی بشقابت دیگه….

      ولی همین رفتار رو من بعدها خودم تکرار میکردم(تاثیر ورودی دیدن یه رفتار اشتباه)و اول کم میکشیدم بعد میرفتم سر قابلمه و به نظرم یه جورایب هم خودمون رو فریب میدادیم و جالبه با فشار شکم هم دیگه از خوردن دست میکشیدیم و عذاب وجدان زیاد خوردن بعدش که دیگه همگی ازش به وفور خاطره داریم…. ایشون هنوز هم دائما در حال رژیم هستن و من بارها دیدم که برای خودش به مناسبت تولدش کیک پخته ولی اونو نخورده و داده همسایه هاش…..و همواره به قول یکی از دوستان در یک موج سینوسی در حال افزایش و کاهش وزن هست

      بارها هم توی این مدت دیدم افراد چاقی که همزمان مهمان بودیم و خیلی کم ودر حد چند قاشق برنج غذا خوردن ولی تا حالا من لاغریشون رو ندیدم…

      همیشه از محدودیت رژیم متنفر بودم و دوست داشتم در همه چی حتی  در انتخاب مقدار و نوع غذام هم آزاد باشم برای همین نسبت به خیلی از دوستان کمتر از رژیمها استفاده کردم و ورزش رو ترجیح میدادم به کم خوری…

      کاملا این حرفها رو درک میکنم و چقدر خوشحالم که هدایت شدیم به مسیری که هییییچ محدودیتی در کار نیست هیییییچ ورزشی نداره 

      به مرور تمام رفتارها و افکارمون تغییر کرده واز هر چیزی که میلمون میکشه به هر اندازه که نیازمون هست میخوریم و چقدر این آزادی لذت بخشه…

      و من همیشه  اینو میخواستم که از اسونترین راه متناسب بشم که خدا هدایتم کرد به این مسیر اسان و شگفتی ساز خدا رو هزار بار به خاطرش شاکرم

      به قول استادی آگاهی که اتفاق بیوفته دیگه نمیشه بی خیالش شد الانم وقتی که همه ما متوجه شدیم که چاقی ما در ذهن و افکار ما است دیگه  نمیتونیم فقط با تغییر در رفتار غذایی مثل برنامه های غذایی و برنامه های  ورزشی به تناسب برسیم و تنها راه صحیح و درست لاغری با ذهنه که همه ما داریم در این مسیر پیش میریم 😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/03 10:27
      مدت عضویت: 771 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      با یاد و نام خدا و با سلام خدمت استاد متناسب و دوستان هم مسیرم.

      ممنون استاد بابت این فایل زیبا که آگاهی های خودتون را با ما به اشتراک میذارین و هر فایلی که شما ارائه میدید کلی نکته درونش هست و یا تکرار دانسته های قبلی هست که برامون تثبیت میشه.

       

      درمورد افکار اشتباه و تاثیری که در ما میذارن چند نکته خواستم بگم یادمه ایام عید وتعطیلات اون وقتی مسافرت می رفتیم تموم انتظار من از خودم این بود که حالا توی این مسافرت و دید وبازدید من کلی وزن اضافه می کنم و چون همیشه تو رژیم بودم و قبلش کلی خودمو متناسب می کردم بعد از تعطیلات دو یاسه کیلو هم اضافه می کردم با این که همیشه مواظب خوردنم بودم ولی برعکس همسرم اعتقادش این بود که من توی مسافرت و رفتن خونه دیگران نظم خوردنم به هم میخوره و همیشه وزن کم می کنم و با این که می دیدم مثلا همسرم کلی تنقلات و… می خورد هیچوقت وزنی اصافه نمی کرد وکاملا متناسب بود.الان با این فایل تمام این موارد برام تثبیت شد.

       

      خدا را شکر که آگاهی های من با شرکت در دوره لاغری افزایش پیدا کرد و دیگه اون افکار اشتباه را ندارم الان هم افکارم متناسبه و هم رفتار متناسبی دارم و با این که تو این شرایط کرونا همه خونه نشین شدیم و خیلیا از این شرایط ناراحتن که بیرون نمیرن، تحرکی ندارن، سالن ورزشی را کنار گذاشتن و تمام این عوامل را باعث چاقی خودشون می دونن اما هیچکدوم از این عوامل تاثیری در من نداشته و اتفاقا تموم لباس های سال قبل من تو تنم آزاد شده و خیلی متناسب تر از قبل شدم. این نتیجه بیشتر به افکار متناسبی که در ذهنم شکل گرفته مربوط میشه وقتی افکار متناسب باشن رفتار خودبه خود درست میشه و دیگه نمی تونی اون اشتباهات سابق را انجام بدی خدایا شکرت برای این همه آگاهی و این تناسب افکار.

      ممنون از استاد عزیز و فایل های ارزشمندشون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/03 08:53
      مدت عضویت: 231 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 855 کلمه

      سلام استاد ممنون از فایل زیباتون ، صبح حالمو عالی بود عالی تر کرد .

      اون مثال دومی که زدین خیلی برام آشناست عین شو زندگی کردم مدت زیاد باترس غذا خوردم و چاق میشدم .

      به لطف آموزشهای دوره رایگان شما کلی زندگیم تغییر کرده و منتظرم وارد دوره بشم و از آموزشهای بیشتری برخوردار بشم .

      ولی در همین ۵ماه اینقدر حالم خوب بوده که دلم میخواد به همه بگم اینطور مسیری هست اینقدر خودتونو اذیت نکنید .

      ولی متاسفانه بعضی در مدار حرفهای ما نیستند ولی دو تا ازدوستام که همراه شدند خیلی از من تشکرمیکنند و همیشه برایتان دعامیکنند .

      به وضوح تغییر را در حرفها و زندگیشان حس میکنم چون باهم ارتباط،زیادی داریم میبینم دیگر از غصه خوردنهای الکی و غیبت کردنها خبری نیست .بیشتر باهم دیگه تبادل نظر میکنیم و حال همو خوب میکنیم و برای این کار بیشتر از فایلهای زندگی با طعم خدا استفاده میکنیم و نکات اصلی رو به هم دیگه گوشزد میکنیم و بارها شنیدم که میگویند تنشهای ما باشوهرو خانواده شوهر خیلی کم شده .خداروهزاران بارشکر

       

      درصورتی که اوضاع الان طورییه که واقعا جایی ناراحتی و افسردگی زیاد دارد ولی خوشبختانه به لطف استاد ما به اینها خیلی کم توجه میکنیم .

      زندگی خودم رو که استاد کامل تغییر دادین درخانه ایی که فایل ها مسخره والکی برداشت میشد .کار به جایی کشیده که دیروزی از تعداد کشته شدگان کرونا ناراحت بودم شوهرم میگه مگه خودت به ما نمیگین رعایت کنید ولی خودتونو درگیر اخبار کرونا نکنید.

      من آدمی بودم که از قیافه خودم و هیکلم متنفر بودم وقتی کسی از من تعریف میکرد فکر میکردم داره من رو مسخره میکنه.حالا هرروز صبح به خودم درآینه صبح بخیر میگویم و ازاینکه خداوند موجودی اینگونه آفریده که به خودش آفرین گفته به خود میبالم و میگویم عاشقت هستم .ومیخواهم مرا ببخشید که سالیان سال ازش بیزار بودم حالا عاشقانه دوستش دارم .

      همیشه چادر میپوشیدم که کمتر اندام من دیده شود و کمتر زشتی های هیکلم دیده شود طوری که سایه ام آزار دهنده بود .

      ولی الان عاشق چادرم هستم وقتی میپوشم حس تناسب دارم اصلا هیچ چیزی از زشتی نمی بینم حتی سایه ام هم زیبا شده .چون ذهن من متناسب شده  بااینکه هنوز وزنم بالاست ولی من متناسبم .

      وقتی دوسال پیش فقط ۳کیلو اضافه وزن داشتم چون ذهنم چاق بود خودم رو چاق می بینم ولی الان بااین آموزشها از سایز۴۶ به ۴۴ آمدم ولی همین یک سایز اینقدر حال من رو عوض کرده که کیف میکنم .اصلا حس چاق بودن را نمیفهمم مگر جلو آینه بروم که بفهمم هنوز چاقم .

      که بازم این جلو آینه رفتن من رو از خودم بیزار نمیکند بلکه عشق به خودم میدهم .

      این دوست داشتن خودم باسالها مشاوره  به دست نمی آمد .حالا با آموزشهای شما استاد عزیز می فهمم اول خودت را باید دوست داشته باشی یعنی چی ؟

      قبلا میگفتن یعنی اینکه لباس قشنگ بپوشی تکه گوشت خوب را خودت بخوری و برای خودت تفریح و گردش کنی ….

      پس چرا افراد زیادی این کارها رو انجام میدهند بازهم حالشان خوب نیست .

      دوست داشتن خودت یعنی واقعااااا از خودت راضی باشی وقتی جلو آینه میروی به خودت ببالی ازاینکه مادر وهمسر هستی و وجودت برای خانه و خانواده ات،  اساسی است خوشحال باشی .وقتی لباسی را میپوشی ازاینکه خداوند اندامی بی عیب و نقص به تو داده شکر کنی نه از پستی و بلندی های بدنت بنالی و بدنت رو سرزنش کنی ..من خودم رو دوست نداشتم ولی الان خودم رو لایق بهترینها میدانم و از خدایم بهترینها رو میخواهم .

      نمی دانم چه اتفاقی افتاد که اینگونه شدم باید رمزش را از استاد اکسیر عشق بپرسیم .

      بالذت ورزش میکنم و درخانه غر نمیزنم که چقدر بشورم و بسابم .یک فایل میگذارم و شروع میکنم و از پختن و فعالیت لذت میبرم .کاری که قبلا که انجام میدادم اینقدر غر میزدم که همه رو دیونه میکردم .

      ناله و شکایتم خیلی کم شده سعی میکنم با فرزندانم بیشتر ارتباط برقرار کنم .

      باورهایم در مورد مواد غذایی اینقدر تاثیر گذاشته که به خانواده ام سرایت کرده .مدتی هرچیزی غذا میپختم اضافه میامد خانواده ام میگفتن شاید برنجش خوبه .بعد که دقت کردم دیدم نهه بشقابهای دومی که میکشن دیگه نیست اینطور شد که من از دوپیمانه برنجم کم کردم .

      .سرنقطه سیری مشکل داشتم اکثر وقتها دویاسه لقمه بیشتر میشد .و بهش فکرمیکردم .آخرش،به خودم گفتم بذار ذهنت درستش میکنه .الان توی نقطه سیری عالی شدم به راحتی به اندازه نیازم میخورم .

      قبلا شیرینی دوست داشتم همیشه با ترس یکی رو میخوردم .اتفاق جالبی که برام سه روز پیش افتاد یکی از دوستان شیرینی برایم آورد که پر از شهد بود من یکی را برداشتم یک گاز کوچک زدم ولی اصلا دوست نداشتم اگر ادامه میدادم حالم بد میشد .بدون اینکه بقیه اش را بخورم انداختمش .

      بعد که بقیه خوردند همه به به وچه چه کردن .من تعجب کردم پس چرا من خوشم نیامد .روز بعد که خواستم دوباره امتحان کنم تا سرجعبه رو باز کردم همون حالت برام تداعی شد .اصلا دیگه نخوردم و بهشم فکرم نکردم .ذهن من هرچیزی رو برای خوردن انتخاب نمیکنه .و بعضی وقتها از یک نیمرو یا نون وپنیر لذتی میبره که خدا میدونه .

       استاد اینها گوشه کوچکی از زندگی من است که زندگیم زمین تا آسمان فرق،کرده .

      همیشه دعا گوی شما هستم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/04 16:47
        مدت عضویت: 787 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 172 کلمه

        بهتون تبریک می گم دوست عزیزم وادامه بدید واگه می تونید دوه ی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنید که عالی می شه چون اونقدر پر باره واونقدر بهتون انرژی وانگیزه می ده که نمی تونی ازش دل بکنی من دوسال می شه که این دوره رو تهیه کردم وو دوره بعدش رو هم تهه کردم وتا الان دو بار خود دوره رو انجام دادم ودوبار تکرارش رو انجام دادم والان دارم برای بار سوم تکرارش می کنم وهر بار که به فایلهاش گوش می دی بیشتر مشتاقتر می شی ودرکت ازش بهترمی شه وعملکردت بهتر می شه ومن از همون دوماه اول اجرای دوره لاغر شدم وهمین جور ادامه داشت وحتی توی بارداریم هم اضافه وزن زیادی نداشتم وبعداز زایمانم سریع وزنم کم شد وتحدی تغییر کردم که وقتی بعداز مرخصی زایمان برگشتم سر کار همه شگت زده شد از لاغریم وهمه فکر می کنن با ورزش ورژیم سخت لاغر شدم همه بهم می گن خیلی خوشکلتر وجوانتر شدی وحداقل نتیجه است پس ادامه بدید خیلی زندگیتون متحول می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/03 03:42
      مدت عضویت: 787 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم 

      چه فایل قشنگی خیلی از دیدنش لذت بردم 

      باورهایی که با شرکت در دوره لاغری با ذهن به دست آورده ام را تائید کرد

      من گاهی اوقات با همسرم راجع به این آموزشها حرف میزنم زمانیکه می بینم او بیشتر سالاد میخورد تا بتواند کمتر غذا بخورد

      همسر من به تازگی شروع به چاق شدن کرده است و این از شکمش شروع شده است

      حالا علت چاق شدنش چیست؟

      او تا چند ماه گذشته هفته ای دو بار و هر بار دو ساعت والیبال بازی میکرد و اینرا علت چاق نشدنش میدانست

      الان که به خاطر محدودیتهای دور هم جمع شدن بخاطر رواج ویروس کرونا ورزش والیبال او کنسل شده است به این باور رسیده است که چاق شدنش طبیعی است و باید با کم غذا خوردن آنرا کنترل کند

      البته من به او میگویم که چون تو این باور را داری مهم نیست که چقدر غذایت را کم کنی باز هم چاق میشوی

      ولی خوب او در مداری که من هستم نیست و آموزشهای که من دیده ام را ندیده است و طبق روال باورهایی که در جامعه هست که ورود انرژی به بدنت را کم کن و سوخت آنرا زیاد تا چاق نشوی عمل میکند

      خیلی جالب است که او متناسب بود ولی دارد چاق میشود و من هم چاق بودم و هم اضافه وزن داشتم دارم آهسته و پیوسته به سمت متناسب شدن حرکت میکنم

      آفرین به من و به همه دوستانم که در این مسیر زیبا حرکت میکنیم

      ممنونم از استاد عزیزمان که این دوره شگفت انگیز را با هدایت خداوند مهربان تهیه کرده اند و خدای مهربان ما را به مسیر دریافت آن راهنمایی کرده است 🙏🙏🤲🤲❤❤

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم