ورود / ثبت نام
0

مقصر زندگی شما کیست؟!

مقصر زندگی شما کیست
اندازه متن

اگر سال 93 به من می گفتند پس از چند سال در شرایط فعلی زندگی خواهم کرد، اصلا باور نمی کردم. آن روزها دغدغه من رها شدن از بدهکاری و اقساط بانکی بود و اگر برای من تعیین می کردند بعد از چند سال مقداری از بدهی و اقساط بانکی کم خواهد شد با کمال میل راضی بودم چراکه سالها برای پرداخت بدهی ها تلاش می کردم اما هر سال بدهکارتر می شدم.

از نظر من تغییر زندگی غیرممکن بود همانطور که هزاران بار از اطرافیان خود شنیده بودم هر انسانی سرنوشتی دارد، من پذیرفته بودم که سرنوشت من همان شرایطی است که در سال 93 داشتم و هرگز تصور نمی کردم بتوانم سرنوشتم را تغییر دهم.

زمانی که برای اولین بار فیلم راز را دیدم از شنیدن جملات آن شگفت زده شده بودم، هیچ درک یا تصوری از آنچه می شنیدم نداشتم و بیشتر از آنکه فکر کنم گفته های آنها حقیقت دارد تصور می کردم فیلم راز مانند هر فیلم دیگری روایت گر داستانی است که نویسنده و کارگردان و سایر عوامل آن را ساخته اند.

همانطور که آن فیلم را تماشا می کردم بارها به خودم می گفتم، چطور ممکنه؟ یعنی میشه؟ چطور می شه به خواسته ها رسید؟

صدها سوال در ذهنم ایجاد می شد که برای هیچ کدام پاسخی نداشتم.

روزها گذشت و من در مسیر تغییر زندگی به حرکت لنگ لنگان خودم ادامه دادم تا به مرور شرایط زندگی من تغییر کرد و پس از چند سال امروز در شرایط کاملا متفاوت با سال 93 زندگی می کنم.

همین چند هفته قبل بود که دوست داشتم به مسافرت بروم و چند روز پیش به طور شگفت انگیزی همه چیز برای سفر رفتن مهیا شد.

من به همراه چند نفر از دوستان قدیمی که سابقه دوستی ما بیش از 20 سال است عازم سفر شدیم.

در کنار لذت هایی که از سفر و بودن با دوستانم تجربه کردم، توجه من به موضوع تغییر کردن بیشتر از قبل جلب شده بود.

قبل از شروع سفر، در مورد روز شروع مسافرت از من سوال کردند و من گفتم همین الان آماده ام درحالی که دوستانم باید برای مرخصی گرفتن و منظم کردن برخی از برنامه های زندگی نیاز به زمان داشتند.

این اولین تفاوت ایجاد شده میان من و دوستانم بود که من نیازی به همانگ کردن با دیگران یا اجازه گرفتن از آنها برای مرخصی گرفتن نداشتم درحالی که تا همین چند سال قبل من هم مانند آنها زندگی می کردم.

در مدت سفر بارها شاهد تماس های تلفنی از محل کارشان بودم که باید موضوعاتی را توضیح می دادند و ساعت ها ذهن آنها مشغول مسائل کاری و زندگی شان بود در حالی که هرگز تلفن همراه من برای امورات کسب و کارم زنگ نخورد و این تفاوت بزرگ دیگری میان من و دوستانم بود که فقط در طی چند سال ایجاد شده بود در حالی که من هم در گذشته مانند آنها زندگی می کردم.

هر روز که از سفر می گذشت، فکر برگشتن به خانه و شروع مجدد کارهای تکراری گذشته آنها را اذیت می کرد درحالی که هرگز این افکار در ذهن من مرور نمی شد بلکه ذوق و شوق داشتم که از انرژی سفر برای بهبود محتوای سایت استفاده کنم.

درباره موضوعاتی صحبت می کردند که مدت ها بود در زندگی من اثری از آنها نبود درحالی که من هم تا همین چند سال قبل مانند آنها زندگی می کردم.

در این چند روز که همراه دوستانم در سفر بودم، بیشتر از قبل تغییراتی که در زندگی من ایجاد شده بود برایم واضح شد. تغییراتی که تک تک آنها برای دوستانم باورنکردنی بود.

دلیل تعجب آنها این بود که از سال ها قبل مرا می شناختند و به نگرش و چگونگی زندگی من از نظر مالی، کاری و حتی روابط با همسرم اشراف کامل داشتند و اکنون وقتی این همه تغییر در تمام جنبه های زندگی من را مشاهده می کردند برایشان باورپذیر نبود که من، همان رضای چند سال قبل هستم و این درحالی بود که من همان رضا عطارروشن چند سال قبل بودم که به واسطه تغییر نگرش و باور کردن توانایی خودم برای ساختن زندگی پس از چند سال در شرایط کاملا متفاوت با گذشته خود زندگی می کنم.

وقتی درباره تغییرات خودم با آنها صحبت می کردم همان نگاهی که من چند سال قبل به فیلم راز را داشتم آنها درباره من داشتند. برایشان باورپذیر نبود که من و شرایط زندگی ام تا این اندازه تغییر کرده باشد.

آنچه باعث تغییر من و شرایط زندگی ام شده بود چیزی نبود که در آنها یا دیگران وجود نداشته باشد، آن ها هم از ذهن و قدرت آن برخوردار بودند اما درباره قدرت ذهن و تاثیر آن در زندگی شان هیچ اطلاعی نداشتند.

اگر از آنها درباره تاثیر رئیس جمهور در زندگی شان سوال می کردی به خوبی درباره نقش رئیس جمهور در زندگی خود توضیح و تفسیر می کردند اما اگر از آنها سوال می کردی که خودت چه نقشی در زندگی ات داری؟ جواب قانع کننده ای نداشتند چون به قدرت خود در ساختن زندگی شان عقیده نداشتند.

تغییر کردن نیاز هوش، دانش، مدرک دانشگاهی، سرمایه یا هیچ چیز دیگر ندارد چون تغییر کردن از ذهن شروع می شود و هیچ عاملی قوی تر از ذهن وجود ندارد که بتواند به شما کمک کند تا زندگی خود را دگرگون کنید.

هر انسانی به قدرت ذهن مجهز شده است که می تواند از آن برای ساختن زندگی خود استفاده کند اما عدم اطلاع از قدرت و تاثیر آن سبب شده است که بسیاری از انسانها ازجمله خودم تا چند سال قبل به جای ساختن زندگی به گذران زندگی مشغول باشیم.

انسانها زمانی مشغول گذراندن زندگی می شوند که نقش دیگران را در شرایط زندگی خود بیشتر از خودشان بدانند. اگر تصور کنید دولت، اقتصاد، رئیس، همسر یا هر فرد یا شرایطی در زندگی شما تاثیر دارد از آن زمان به بعد شما مشغول گذراندن زندگی خواهید شد بدون اینکه ذوق و شوق ساختن و تجربه کردن زندگی را داشته باشید.

فردی که به قدرت و تاثیر ذهن خود در زندگی عقیده و اشراف دارد هرگز مشغول گذراندن زندگی نمی شود بلکه همیشه به فکر ساختن شرایط زندگی است. درست است که این فرد هم در نهایت زندگی می کند اما شرایط و کیفیت زندگی این دو سبک زندگی تفاوت زیادی با هم دارد.

فردی که مشغول گذراندن زندگی است معمولا از شرایط زندگی خود رضایت ندارد و احساس خوشبختی نمی کند اما فردی که عقیده دارد شرایط زندگی اش را خلق می کند و مسئولیت زندگی اش فقط بر عهده خودش است، همواره ذوق و شوق زندگی کردن و تجربه شرایط بهتر را دارد و احساس خوشبختی می کند.

تغییر کردن محدود به زمان و مکان نیست یعنی در هر شرایط سنی و در هر مکانی که باشید می توانید تصمیم بگیرید شرایط زندگی خود را تغییر دهید بنابراین تغییر کردن یک انتخاب است که فقط آنهایی که شجاعت پذیرفتن مسئولیت زندگی را دارند تصمیم به این کار می گیرند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30960
برچسب ها:
8 نظر در مورد مقصر زندگی شما کیست؟!

دیدگاهتان را بنویسید

      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/07/24 20:38
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      زندگی ما براساس نگرشها افکار انتظار و باور های ک ازقبل در ذهن ما هستند شکل میگیره
      میخوای بدونی ک اینده تو چجوریه
      چ نگرش و چ انتظاری در مورد اینده داری چ پیش بینی میکنی اون اینده تو میشه
      چ افکاری در ذهن تو مرور میشه از همون جنس جهان وارد زندگیت میکنه
      خوشبختی چیه میزان ارامشی ک در زندگی تجربه میکنیم
      ما باید مسائلی ک ذهن ما رو بهم میریزه رو شناسایی کنیم و حلش کنیم و بقیه رو مقصر ندونیم خودمونومقصر بدونیم و در صدد حل اون باشیم ب میزانی ک حال ما ب دیگران ربط پیدا کنه باختیم
      بدنبال مقصر در بیرون خود نباشیم
      تو نمیتونی بقیه رو تغییر بدی ولی میتونی خودتو تغییر بدی
      ب میزانی ک حالت بده مقصر خودتی و باید اینو ی فرصت بدونی ی چراغ ک خدا داره نشون میده داره تقلب میرسونه ک فلانی اینجا ت میلنگه اینجا رو درست کن
      من ۸ سال از زندگیم همه رو مقصر دونستم الا خودم
      من مسیر اشتباه رفتم تغییر کردم برای دیگران تغییر کردم براساس انتظار دیگران
      خودم بودن رو فراموش کردم اصلا فریبا رو ادم ندیم
      من اشتباه کردم ولی خوشحالم ک خدا راه رو داره بهم نشون میده
      ۸ سال از بهترین روزهای زندگیم درگیر این و اون بودم این اونو میخواد این و نکنم فلانی ناراحت میشه فلانی اینو میگی
      نتیجش چی شد ی فریبای گوشه گیر منزوی بدون اعتماد ب نفس و چاق و بیمار.
      ولی تغییر یک انتخاب من تغییر کردن رو انتخاب کردم انتخاب کردم ک حال خودمو خوب کنم و حالم ب هیچکس مربوط نیس من نیومدم ک انتظارات بقیه رو حل کنم من اومدم ک خودم باشم خودمو زندگی کنم این بقیه هر چقدم خوب باشی باز ی چیزی پیدا میکنن این ادما از خدای خودشون شاکین چ برسه ب من
      تصمیم گرفتم خودم باشم مثل ی حیون ک همیشه خودشه درگیر کسی نیس
      مثل طبیعت مثل اسمون میخوام ب طبیعت خودم بازگردم میخوام کنترل کنم خودمو ذهنمو از بقیه و از اطرافم رها شم
      میخوام مثل ی عنکبوت باشم و تارهای ذهنمو از نو ببافم
      میخوام از میون این جماعت طلبکار خودم باشم و
      خودم بودن رو دوس دام چن خودمم
      همونی ک میخوای همونی ک دوس داری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/18 22:48
      مدت عضویت: 761 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      سلام استاد 

      استاد من هر چی برای لاغری فایل گوش کردم و تمرین انجام دادم بی فایده بود چرا خیلی از شلوارهای تنگم اندارم شد ولی فقط در این حد هنوز باید حجمی از چربیها رو بعد دو سال و خورده ای با خودم حمل کنم استاد من واقعا شاگرد پر تلاشی بودم تمام فایل ها رو گوش کردم تمام نکات عمل کردم ولی هنوز وقتی عکسی از خودم میبینم باور نمیکنم که اقدر چاق باشم و تو اینه هم وقتی خودم میبینم اخساسم بهتر لطفا با نفس حقتون کمکم کنید استاد نمیتونم دوره را رها کنم یا اینکه مثل قبل رژیم بگیرم چون دیگه راهی جز اینجا وجود نداره ولی اینجا هم برای من بی نتیجه بوده استاد کمک کمک کمک

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/07/24 17:56
        مدت عضویت: 623 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        سلام دوست عزیز اگر به تمام جملات استاد دقت کنید وعمل کنید پایان این راه فقط موفقیت هست  اگر دوره شرکت کرده باشی که باید یاد بگیریم اندازه نیاز بدنمون غذا بخوریم نقطه سیری خودرا پیدا کنیم ومهم تر از همه برای خودمون ارزش قایل شویم فیلم راز رو نگاه کن حتما موفق میشی نگران نباش،.دوباره دوره رو بادقت دنبال کن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/07/24 23:24
          مدت عضویت: 761 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          ممنونم عزیزم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/18 18:28
      مدت عضویت: 192 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده / سلام به استاد عزیزم و دوستان همراه

      جقدر مطلبی که نوشتین رو دوست داشتم استاد….و چقدر بهم یادآوری کرد که منم این آزادی در شغل رو خیلی دوست دارم داشته باشم…اینکه دو روزه یهو بخوام برم تا شمال از یه هفته قبل نخوام هماهنگ کنم و مرخصی رد کنم و …خیلی دوست دارم درآمدم وابسته به مکان و زمان نباشه و از خدا خواستم که هدایتم کنه به مسیری که این خواسته ها رو همراه با لذت و آرامش و پول برام فراهم کنه … متنتون مثل همیشه عالی بود، صحبت هاتون هم که شیوا و واقعیت محض

      از سال 97 که در برخورد با یه تضاد بزرگ توی زندگیم، با قوانین جهان آشنا شدم، حرف منتورم که بهم گفت: مقصر همه اینها فقط خودتی مثل سیلی خورد توی گوشم … این مساله سخت ترین چیزی بود که توی قوانین دنیا باهاش آشنا شدم و باید می پذیرفتمش…اینکه هرآنچه به من گذشته زاده افکار و باورهای خودمه و این منم که رفتار بقیه رو در برابر خودم تعیین می کنم. منی که یک عمر انگشت اتهامم سمت بقیه بود که پدر و مادرم اینجور، همسرم اونجور، خانواده همسرم اونجور، بچه هام اینجور، همکارام اونجور، خدا که به قول استاد سردسته متهم ها … حالا چطور باید اینو بپذیرم که همه چیز دست خودمه و من مسئول همههههههه اتفاقات زندگیم چه خوب و چه بد هستم؟ مثل دوران دانشگاه که اگه نمره خوبی می گرفتیم می گفتیم: 18 شدم، 17 گرفتم … اما اگه کم می گرفتیم یا میفتادیم می گفتیم: 12 داد بهم، انداخت منو …. توی زندگی هم یه عمر یاد گرفته بودیم که خوبی ها و موفقیت ها رو تاج افتخارمون کنیم اما ضعف و شکست و ناکامی و خیانت و هرچی منفی رو بندازیم گردن بقیه

      اعتراف می کنم هنوزم سخت ترین کار توی زندگیم که گاهی یادم میره، همینه که تمرکزم روی خودم و حال خوبم باشه، بقیه خودشون درست میشن…این منم که باید تغییر کنم … وقتی من تغییر کنم و مدارم بالاتر بره، اطرافیانم هم یا تغییر می کنن یا به راحتی از مدارم و اطرافم خارج میشن … من گاهی همین مساله که مهم ترین قانون دنیاست رو یادم میره و هی باید به خودم یادآوری کنم

      ولی تو این مساله واقعا دستاوردهای خیلی بزرگی داشتم تو این سه سال … تغییراتی که توی محل کارم و همکارهام ، توی زندگی شخصی دیدم همه نتیجه کار روی خودم و تغییرات خودم بوده …مرسی استاد که یادآوری کردین که متهم ردیف اول زندگیم خودمم ….ضمنا من قربون این آیدای شیرین عسل برم که اینقده خوشگل و بانمک حرف میزنه…خدا حفظ کنه براتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/17 16:22
      مدت عضویت: 69 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 572 کلمه

      سلام استاد و دوستان گلم

      وقتی وارد سایت شدم عنوان فایل دیدم خیلی برام جالب بنظیر رسید فوری رفتم متن خوندم و فایل دانلود کردم و وقتی گوشش دادم انگار یکی داشت روند زندگی من تفریح میکرد کارهایی که من همیشه کردم واسه هر مشکلی که داشتم همیشه دانبال مقصری جز خودم بودم 

      اگه یکسال پیش بهم میگفتن مقصر زندگیت خودتی به شدت عصبی میشدم و اون حرف شاید سر دشمنی حسادت بدونستم و دیگه ماه ها سالها با اون فرد حرف نزدمی و کینه میگرفتم ازش 

      ولی امروز که استاد گفتن هیچ کس هیچ عاملی جز خودمان مقصر اصلی زندگیمان نیستیم اینقدر به دلم نشست که چندین بار فایل گوش دادم واقعا خودمان مقصر هستیم 

      و تا وقتی دیگران مقصر میدونیم شکست خواهیم خورد و وضعیت زندگیمان تغییری نخواهد کرد چون خودمان تغییری نکردیم 

      من همیشه در پی این بودم دیگران تغییر بدم تا مشکلاتم حل بشه همیشه خواستم برای دیگران توضیح بدم که رفتارت با من اشتباه است درستش کن چون باعث ناراحتی من میشه ولی هیچوقت نفهمیدم من باید خودم تغییر بدم طرز فکرم عوض کنم تا زندگیم تغییر کنه 

      یک شب پیش که دیگه غرق در مشکلات ناراحتی بودم اینقدرحالم بد بود و خیلی عاجزانه از خدا خواستم کمکم کن و گفتم خدایا بهت توکل میکنم و مطمعنم تو بهترین ها برام میسازی و دیگه کمکی غیر از تو از هیچکس نمیخوام و دلم اروم کن 

       

      و باز فردا که شد همان مشکلات داشتم ولی دیگه دست پاه نمیزدم حلش کنم با حال بد التماس این اون یجوری که الان نمیتونم توصیفش کنم دلم اروم شده بود و یه صدایی تو ذهنم زمزمه شد که تقصیر خودته که اینجوری رفتارت میشه باهات بخاطر باورهات است و اروم بودم و یهو یکم بهتر شد اوضاعم و امروز از همان مشکلی که اصلا فک نمیکردم دیگه خوب بشه به طور عالی تغییر کرد و رفتارهایی دیدم که خودم باورم نمیشد تا همان دیروز این همه مشکل بود الان هزار درجه تغییر مثبت کرده 

       

      من امروز با گوش دادن این فایل فهمیدم من به نقطه تسلیم رسیدم و به خدا توکل کردم و فهمیدم مقصر خودمم جای اینکه دیگران تغییر بخوام بدم باید خودم تغییر بدم خودم اروم کنم رها کنم تا ذهنم اروم بشه به خدای خودم توکل کنم و از طریق ذهنم با تغییر تفکرم نگرشم انتظارم زندگیم تغییر بدم 

      خیلی خوشحالم از این فایل اموزنده عالی که زندگی من مث نمایشنامه جلو چشمامم اورد که همیشه خدا بندهاش شهرم خانوادم قیافم کار بابام و تمام دنیا رو مقصر میدونستم جز خودم رو و میخواستم عوامل بیرون از خانوادم تا خدا تغییر بدم تا شرایطم تغییر کنه و همین امر باعث شد سالها در زندگیم درجا بزنم و ترقی رشد پیشرفتی نداشته باشم و همیشه عصبی ناراحت افسرده باشم 

      و الان فهمیدم من بخاطر بی مسئولیتی خودم اینجوری شدم بخاطر اینکه جرعت نداشتم که بگم که الان من در سن ۲۸سالگی کار ندارم ازدواج نکردم چاقم و کلی مشکلات روحی جسمی مالی روابط پر تنش دارم همش مقصرش خودمم 

      ولی الان جلو میلیون ها دوست و استاد عزیزم اعتراف میکنم من مقصر زندگیم هستم و به طور عملی دریافتم که خودم مقصرم و یک شب،پیش به این نتیجه رسیدم و به نقطه تسلیم رسیدم و از امروز ۱۷/مهرماه تصمیم قاطع گرفتم زندگیم تغییر بدم با تغییر دادن خودم و ذهنم بدون متکی به کسی یا فردی خودم این شرایط به وجود اوردم خودمم تغییرش میدم 

      و اینقدر از این فایل خوشم اومده که باز میخوام برم گوشش بدم خیلی به دلم نشست و از خواب بیدارم کرد 

      دوستان شاد موفق پیروز باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/17 10:21
      مدت عضویت: 728 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

      سلام سلام بر استاد عزیز و دوستان خوبم من برگشتم 

      چه همزمانی عالی استاد من نوشته ی بالای فایل رو خودندم دقیقا منم  مثل شما به یک سفر سه روزه هدایت شدم و تازه یک روزه برگشتم و واقعا دلم برای سایت و بچه ها و حال و هوای خوی اینجا تنگ شده و میخوام تلافی این چند روز نبودن  رو در سایت رو دربیارم .

      استاد به معنای واقعی خوشبختی رو دارم تجربه میکنم چرا چون حالم خوبه چون آرامش دارم که ممکنه خیلیها اینها رو به قول شما نداشته باشن و با وجود کلی ثروت ولی این حس زیبای ارامش،و حال خوب رو تجربه نکن  واقعا خوشبختی به پول و دارایی و روابط خاصی نیست به میزان خوب بودن حال دل ماست .

      من به یک روستای گردشگری در اطراف استان کرمانشاه رفتم و اونجا خیلی کوچیک بود و فقط اب و هوا و طبیعت زیبای کوهستانی و   دریاچه و سبک خاص خونه و زندگیشون و … رو داشت و چیز خاصی نداشت و در اونجا  من به همراه همسر و فرزندانم دوشب موندیم و اینقدر از وجود عزیزانم  به همراه خودم در این مکان زیبا لدت بردم و خوشحال بودم و تفریح های ساده  داشتیم و دورهمی بدون اینترنت و گوشی چون اونجا انتن نمیداد داشتم که واقعا احساس کردم یه سفر به کجا داشتم و من با این احساس،خوب  غرق در لذت بودم و بارها به خودم و خدای خودم میگفتم چقدر عالی  تر شد که به این جا هدایت شدم و تونستم  کلی روابط زیبای دیگه رو با خانواده تجربه کردم و همین برای من ارزش داشت و اصلا کاری به حرفهای بقیه که میگفتن حالا رفتن به این مکان  ارزش این همه راه  پر پیچ و خم رو داشت و یا این همه هزینه رو داشت ؟؟؟و …  اما من کاری به این حرفها نداشتم و حالم رو بد نکردم و فقط با حال خوب سپاسگزاری کردم و لذت بردم .

      استاد منم  دارم زندگی خودم رو اونطور که میخوام خلق میکنم و لذت میبرم من  عاشق این سبک زندگی کردن خودم هستم و من  هم دراین دو سالی که در این مسیر هستم واقعا هیچ ربطی به گذشته ی خودم ندارم و از هر لحاظ دارم سطح بالاتر و بهتری رو تجربه میکنم و لذت میبرم و اگر هر جا هم در زندگیم مشکلی داشته باشم یاد گرفتم هیچ کس  رو  مقصر اون مشکل ندونم و فقط خودم رو مسول بهتر زندگی کردن خودم بدونم و به دنبال این باشم که بهتر فکر کنم و رفتار کنم  تا بهتر خلق کنم .

      همین دیشب در جمعی بودم که کلی افراد دور هم جمع بودن و بازم به دنبال بحث لاغری بودن با روشهای رزیم و ورزش،و … و بودن  کلی نگرانی و حال بد داشتن که چرا دیگه از شر چاقی رها نمیشن و ….همش در حال تحقیق و بررسی بودن  که کدوم کارشناس تغدبه در شهر ما  بهتره  و یا کدوم راه  رو استفاده کنن و یا  چه مواد عدایی رو  استفاده کنن و اصلا اینقدر با شنیدن این حرفها اذیت میشدم و یا د دوران وحشتناک رژیم  گذشته ی خودم میفتم که سریع  از اونجا در کنار اون افراد  رفتم و در یه جای دیگه خودم رو مشغول کار کردم که حتی نشنوم اون افراد چی میگن  چون واقعا نمیتونم اون افراد رو تغییر بدم چون در مسیر نیستن  و نگاهشون رو به این مسایل تغییر بدم و وارد مسیر اصلیشون کنم پس به خاطر  آرامش و موفقیت خودم از این حرفها فاصله گرفتم که منم از مسیر اصلی خارج نشم .

       راستی استاد جان من در این سفر سه روزه عالی رفتار کردم و کار به جایی رسیده بود که من و دخترم یه غذا با هم سفارش میدادیم و تازه  برنج ما هم اضافه میومد و همسرم داشت به این نتیجه میرسید که دو غذا باید برای هر چهار نفرمون  بخرم  که اینقدر اسراف نشه و من عشق میکردم که هم خودم رفتارهای بهتری  دارم هم دخترم و  هم همسرم و  هم پسرم رفتارهای بهتری پیدا کردن و هیچ کس پرخوری نمیکنه و من در کل این سه روز  سفر دریغ از خریدن حتی یک بسته پفک و چیپس و فقط یک جا دخترم یه پاکت چیپس خرید که  خودش،به تنهایی نتونست بخوره و داد به من و منم در حد چند دونه خوردم همین نه که نبود زیاد و فراوان بود هم در مسیر هم در مکان سکونت ما اما من نمیخواستم و میلم نمیشد و نمیخریدم  و من فقط از هوا و مناظر و بودن با افراد و قدم زدن در کوچه های اون روستا لذت میبردم  برعکس گذشته که لذت در سفر برای من در خوردن زیاد خلاصه میشد  این تغییرات برای من بینظیر و ارزشمند هست و من در مسیر درست بودنم رو هر روز از روز قبل بهتر متوجه میشم و خدا رو بینهایت سپاسگزارم که در این مسیر زیبا هستم و این همه افکارم و باورهام و رفتارهام تعییر کرده و خودم دارم با قدرت زندگی خودم و اندام  جدید خودم رو خلق میکنم به لطف این سایت گرانقدر و به لطف داشتن این چنین استاد نمونه ای که همیشه برای من الگو بودین و هستین و دارم از این سبک زندگی کردن لدت میبرم .

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/17 01:53
      مدت عضویت: 787 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 271 کلمه

      سلام استاد عزیز سلام آیدای خوشگل و مامانی و فرشته آسمانی و سلام به همگی

      چقدر از دیدن این فایل لذت بردم و کلی خندیدم مخصوصا آنجایی که خدا را مقصر اصلی و اول صف مقصران توصیف کردید خیلی بامزه بود

       

      واقعا شجاعت میخواهد که آدم با تمام آن مشکلاتی که شما داشتید تصمیم به تغییر دادن وضع زندگی تان بگیرید و شجاعانه تر از آن دنبال مقصر نباشید و خودتان را مقصر بدانید

       

      مقصر دانستن خود و نگاه به درون و افکار و عقاید خود کردن به جای مقصر دانستن عوامل بیرونی واقعا نه تنها شجاعت می خواهد بلکه این یک صفت عالی و تحسین آمیز است که راه را برای تغییر کردن و بهتر کردن زندگی باز میکند

       

      انسان تا وقتی خودش را مقصر نداند مسلما دنبال برطرف کردن ایراد نخواهد بود و این رویه کماکان ادامه خواهد داشت 

      اما وقتیکه خودمان را مقصر بدانیم و به دنبال پیدا کردن دلیل آن واقعه بگردیم و با پیدا کردن اشکال آنرا برطرف کنیم این نقطه پایان آن مشکل خواهد بود

       

      از خواندن نوشته این فایل هم بسیار لذت بردم واقعا قدرت ذهن چقدر شگفت انگیز است و چطور در زمانی کوتاه زندگی یک شخص را ۱۸۰ درجه تغییر میدهد 

      این نتیجه همان شجاعت و صفت عالی دنبال مقصر نبودن است 

      دیدن این نتایج و تغییرات واقعا انگیزه فراوانی در ما ایجاد میکند که به قدرت ذهنمان ایمان بیاوریم و همیشه آمادگی برای آموختن و اجرای آموزشها داشته باشیم

       

      از دیدن آیدای ناز و مامانی هم خیلی خوشحال شدم اگر بشود از او و شیرین زبانی هایش فیلم بگذارید خیلی خوب میشود 

      خداوند مهربان تمام فرزندانتان را برایتان حفظ کند و سایه پدر و مادر عزیز و مهربان بالای سرشان باشد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم