0

موانع ذهنی لاغر شدن چیست؟

2570 بازدید
ورزش و موانع ذهنی لاغری

موانع ذهنی لاغری مهمترین عامل شکست ما در لاغر شدن است.

برای هر هدفی مسیری وجود دارد که هر انسانی از آن مسیر حرکت کند به هدف خواهد رسید.

تفاوتی ندارد که آن هدف مکان باشد یا موقعیت یا هر موضوع دیگری مهم این است که شما بدانید می خواهید به چه شرایطی برسید.

همه افرادی که در مسیر لاغری با ذهن قرار می گیرند می دانند که می خواهند از چاقی حرکت خود را شروع کنند و از مسیر لاغری با ذهن به مقصد خود که لاغری است برسند.

برای رسیدن به یک شهر حداقل یک مسیر عالی وجود دارد، شاید مسیر های دیگری هم وجود داشته باشد اما یک مسیر عالی تر و صحیح تر است.

برای رسیدن به موفقیت در هر جنبه از زندگی مسیرهای متعددی وجود دارد اما یک مسیر کامل تر، ساده تر و آسان تر است و افراد موفق آن مسیر را برای حرکت انتخاب می کنند.

برای لاغر شدن نیز مسیرهای زیادی ایجاد شده است که هر فرد چاقی به قصد لاغر شدن تعدادی از آنها را طی کرده است اما به هدف خود که لاغری است نرسیده است.

من هم در سی و چند سال چاقی مسیرهای پیشنهادی زیادی را برای لاغری طی کردم که همه بی نتیجه بودند البته در برخی مسیرها موفقیت نسبی به دست می آمد اما به سختی و از آن سخت تر رنج از دست دادن نتیجه زودگذر آن بود.

یعنی با آن همه تلاشی که برای لاغر شدن متحمل می شدم نتیجه ای که به دست می آمد به آن مقدار پایدار نبود و هنوز خستگی مسیر را از خود بیرون نکرده بودم که نتیجه به مرور از دست می رفت.

در همه مسیرهایی که طی کرده بودم با سختی و رنج مقدای به نتیجه نزدیک می شدم اما به راحتی نتیجه از من دور می شد.

به لطف خدا از روزی که قدم در مسیر لاغری با ذهن گذاشتم آسانی، لذت، شادی، سرعت و ماندگاری این مسیر مرا شیفته خود کرد. مسیری که هر روز عاشق حرکت در آن هستم، مسیری که مسافر را به سمت هدف فرا می خواند، انگیزه ایجاد می کند، توان حرکت کردن و ادامه دادن ایجاد می کند و زیباترین و اصولی ترین روشی است که تا به حال برای لاغر شدن تحربه کرده ام.

در این مسیر با توجه به محتویات ذهن افراد موانعی ایجاد می شود که با آموزش های لاغری با ذهن، چگونگی برداشتن آن موانع آموزش داده می شود.

موانعی که برای افراد متفاوت است چرا که زائیده ذهن آنهاست و چون محتویات ذهن افراد با هم متفاوت است موانع ذهنی آنها با یکدیگر تفاوت دارد.

از شگفتی های این دوره آن است که با یک آموزش مشترک افراد می توانند هر مانعی را که ایجاد می شود از مسیر موفقیت خود بردارند و علت آن آموزش اصول مواجه شدن با موانع است.

در مسیر لاغری با ذهن شما به مهارت شناسایی موانع ذهنی دست پیدا می کنید.

این مهارت نه تنها باعث بهبود روند لاغر شدن شما می شود بلکه به شما کمک می کند تا بعد از متناسب شدن برای همیشه در وضعیت ایده آل خود بمانید. به همین دلیل لاغری با ذهن را تنها روش ماندگار برای لاغر شدن و لاغر ماندن معرفی کرده ام.

پس از شناسایی موانع لاغر شدن حالا نوبت به حذف کردن آن موانع برای ساده کردن حرکت به سمت لاغری است.

یادگیری چگونگی حذف موانع به شما کمک می کند تا موانع ذهنی که بر اساس شنیده های قبلی در ذهن شما ایجاد شده است را به سادگی از طریق جایگزین کردن با فرمول های صحیح که از طریق محتوای آموزشی درک کرده اید و همچنین منطقی کردن آنچه دریافت کرده اید با انجام تمرینات از سر راه لاغر شدن خود بر می دارید.

وقتی دستورات حذف موانع را یاد بگیرید دیگر تفاوتی ندارد چه مانعی در مسیر موفقیت شما ایجاد شود، شما اصول برخورد و گذشتن از آن مانع را آموخته اید و به سادگی از آن مانع ذهنی عبور می کنید و به سمت لاغری مسیر خود را ادامه می دهید.

موانع ذهنی همان باورهای اشتباهی است که از گذشته تا به امروز به وفور در ذهن افراد چاق ثبت شده است، از طریق خانواده، جامعه، رسانه و سایر منابعی که از نظر ما قابل اعتماد هستند.

به دلیل مشابه بودن نحوه آموزش ذهن ما برای چاق شدن و به دلیل زندگی در محیط های مشابه، بسیاری از موانع ذهنی افراد چاق مشابه یکدیگر هستند و به همین دلیل با تحقیق و بررسی که طی این سالها برای بهتر کردن محتوای دوره آموزشی صورت گرفته، بسیاری از موانع ذهنی افراد چاق شناسایی و راهکارهای برخورد و حذف آن موانع در دوره لاغری با ذهن آموزش داده شده است.

از بین همه موانع، بعضی از آنها بسیار شایع و البته تاثیرگذار تر هستند، که در این فایل آموزشی به دو تا از موانع بسیار شایع و تاثیرگذار که مانع لاغر شدن بسیاری از افراد چاق می شود اشاره شده است.

و همچنین فرصت مناسبی فراهم شده است تا عزیزانی که تمایل به برطرف کردن این موانع ذهنی دارند، سوالات خود درباره چگونه برخورد کردن بهتر با این موانع را مطرح کرده و پاسخ خود را طی جلسات بعدی این مجموعه ارزشمند دریافت کنند.

ایمان دارم که با استفاده از این محتوای آموزشی چگونگی برطرف کردن موانع ذهنی قدرتمند خود را یاد گرفته و به راحتی در مسیر متناسب شدن به سمت خلق رویای لاغری خود حرکت خواهید کرد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن


نوشته هنرجوی لاغری با ذهن:

من ابتدای دوره خیلی با این موضوع درگیر بودم چون سالها ورزش سخت وحرفه ای کرده بودم و باورهای غلط زیادی داشتم.

باور داشتم باید ورزش کنی و عرق بریزی و ضربان قلبت بالا بره وگرنه که لاغر نمیشی

از بس ورزش کرده بودم فکر میکردم روزمره زندگی من که فعالیت به حساب نمیاد و بدن من انرژی صرف نمیکنه

مثلا چقدر مگه نشستن و خوابیدن و ایستادن انرژی مصرف میکنه

حتی یه کار خنده دار و احمقانه دیگه هم میکردم اونم کالری شماری فعالیت هام بود حتما حسابی بهم میخندین شاید شما هم از این کارا کرده باشید اما وسواس گرفته بودم یه مدت مثلا می گفتم یک ساعت نشستن اینقدر کالری میسوزنه و براساس اون غذا میخوردم خیلی دوران بدی بود چاقی

الان که متناسب شدم و در مسیر تناسب اندام همیشگی خودم هستم می فهمم که چقدر کارم اشتباه بود

من یک بار حتی اونقدر خانم منفی بافم سرزنشم کرد که تو که پیاده روی نمیری هر روز یا هفته ای چند روز و تفننی میری ورزش و تو انتظار لاغر شدن نداشته باش

اونقدر حالمو بد کرده بود که به استاد پیام دادم و ازشون درمورد ورزش سوال کردم

ایشون دوره برنامه ریزی ذهن برای ورزش کردن را پیشنهاد دادن

درهمین گیر دار بودم که فرشته مهربانم به دادم رسید وگفت با خودت چی کار میکنی مگه استاد نگفتن ورزش لاغر نمیکنه مگه نگفتن حتی خوابیدنم فعالیت و هر کاری انجام بدی فعالیت پس بیخیال حرف خانم منفی باف ولش کن و عجله نکن

من یک چیزی رو خیلی خوب متوجه شدم اونم اینکه من درمسیر درستم و ورزش کردن و زیبایی اندام و شنا و کوهنوردی حرفه ای و ورقص حرفه ای همه چیزایی که بهمون گفتن برای لاغری مزخرف اصلا میدونید چرا لاغرمون نمیکنه چون تمرکز مارو از تناسب اندام برمیداره میشه دوتا هدف همزمان و بعضی وقتا هم اونقدر به ورزش بها میدیم که تناسب اندام رها میکنیم

اینو من در خودم زمانی که میخواستم موفقیت و تناسب اندام هردو رو باهم پیش ببرم فهمیدم

دوره رسیدن به ارزوهای استاد فوق العادست درهمون دو جلسه رایگانش فهمیدم که میخوامش اما درهمون دو جلسه چنان از تناسب اندام دور شدم که کمی عقب گرد کردم.

اونجا متوجه شدم من نمیتونم همه هدف هامو باهم اجرایی کنم اول باید یک هدفمو خوب پیش ببرم وبه مقصد برسونم بعد بعدی میدونید چرا چون تمرکزموانرژیم کمتر میشد روی تناسب اندامم من میخواستم با اشتیاق و انرژی کافی متناسب بشم تا سریع تر باشم و قدرت ترمیم خودمو داغون نکنم

من متناسب شدنم فعلا برام از همه چیز مهم تره بیخیال ورزش بشین

دوستانم خودتون به هیچ وجه مجبور به پیاده روی نکنید و به خودتون آزار نرسونید در طول روز

اونقدر فعالیت وجود داره که هر روز خواسته و ناخواسته انجامش میدین که همون بسه برای قدرت ترمیمتون

خودتونم بکشید بدنتون اگه قرار باشه روزی دوگرم چربی دور بریزه سه گرم دور نمیریزه حتی با ورزش های سخت ورزش اگه دوست دارید فقط برای بالا بردن روحیه خودتون واحساس شادابی خودتون انجام بدین و گرنه نتیجه عکس می گیرید.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=14044
برچسب ها:

نظرات

92 نظر در مورد موانع ذهنی لاغر شدن چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/15 17:14
      مدت عضویت: 125 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی گام ۲۶ موانع ذهنی لاغر شدن چیست ؟ در هر هدفی راهی وجود داره ک هر انسانی از آن مسیر حرکت کنه ب هدفش میرسه طی این ۱۲ ،۱۳ ساله ک چاقم هزاران راه رو رفتم ی نتیجه نسبی گرفتم ولی هیچ وقت ب هدفم نرسیدم تا اینکه دیگه تقریبا ناامید از همه جا ک با این سایت آشنا شدم ک خدا رو شکر روز ب روز حالم از روز قبلی بهتره ما هم در این چند ساله راهایی زیادی رو امتحان کردیم ک ب هدفمون نرسیدیم ک ب لطف خدای مهربان راه درست رو نشونم داده و گفته در این راه قدم بر دارید .منم از ی جایی ب بعد بهم میگفتن باید ورزش کنی ک لاغر بشی من از وقتی وارد ورزش شدم روند چاقیم چندین برابر شد میرفتم ی خورده کم میکردم بعدش خسته میشدم دوبرابر اون چیزی ک رفته بود برمیگشت این روند چندین بار طول کشید ک من دیگه متنفر شدم از هر چی ورزشه ،یعنی شما نمی دونید چقدر برام لذت بخشه این صحبتا رو از استاد میشنوم ک میگن ورزش کردن برای لاغری تاثیری نداره چون بر خلاف اون چیزای ک شنیدم و خوشایندم نبود، موقعه های ک میرفتم ورزش کنم با عذاب و سختی میگذشت ،وقتی ک نمی رفتم با عذاب وجدان ک داری چاق میشی تنبل چرا نمیری اصلا ی وضعی بود نگفتی انگار ی وزنه ۲۰ تنی رو از روم ورداشتن ک این مانع لاغر ی رو رفع کردم  و ب خودم گفتم ک ورزش کردن هیچ تاثیری در لاغری نداره و پذیرفتمش خدا رو شکر .در روش لاغر ی با ذهن ما اول موانع لاغری رو پیدا میکنیم بعدش اون موانع رو حذف کنیم ودر این مسیر چطوری حذف کردن این موانع رو استاد بهمون آموزش میدن وما با انجام دادن تمارنها در برداشتن این موانع رو برای ذهنمون منطقی میکنیم و آهسته آهسته ب هدفمون ک تناسب اندام هست میرسیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/07 15:43
      مدت عضویت: 449 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 543 کلمه

      با سلام 

      من از دوران دبستان یادم میاد که چاق تر از بقیه بودم از زنگ های ورزش خیلی بدم میومد چون نمیتونستم انجام بدم مثل بارفیکس و دو ۵۴۰ متر و… اما والیبال رو دوست داشتم ولی بخاطر وزنم هیچوقت انتخاب نمیشدم توی تیم مدرسه باشم فقط در حد زنگ ورزش بازی میکر‌دم همیشه هم نمره ورزش ام کم میشد ولی چون بقیه درسهام خوب بود  و اخلاقم هم خوب بود دبیر ورزش بهم نمره میداد اما در کل از ورزش کردن خوشم نمیومد از باشگاه رفتن که دیگه بدتر ، چون توی تابستان دخترم رفت باشگاه نزدیک خونه اما یکی دو جلسه بیشتر نرفت میگفت خانمها مسخره ام میکنن نفس کم میارم هر کدوم به نحوی نصیحتم میکنن من هم از باشگاه رفتن ترس داشتم اما تقریبا هر جا میخواستم برم پیاده میرفتم زمان مدرسه که سرویس و ماشین نبود و دو شیفت مدرسه میرفتیم پیاده میرفتم بعدا هم برای انجام کارهام پیاده میرفتم شهرمان زیاد بزرگ نبود که تاکسی و آژانس زیاد داشته باشه و بچه هام که کوچک بودن بچه بغل به خرید میرفتم . اما این پیاده روی ها هم هیچ نتیجه ای نداشت روزی دو یا سه بار بیرون میرفتم و هر بار مسافت زیادی رو پیاده میرفتم . موقع رژیم گرفتن هم که برنج و ماکارونی و نون رو باید حذف میکردم که یه هفته انجام میدادم هفته بعد موهام شروع میکرد به ریزش . نون رو هم که خیلی میخوردم نمیتونستم کمتر بخورم . کلا رژیم هم دردسری بود در نوع خودش🙂

      تا اینکه رسیدیم به خوردن دارو اول داروی گیاهی بود که چند تا دارو رو باید آسیاب میکردم توی کپسول میریختم و میخوردم  تعدادشون یادم نیست ولی خیلی خوردم و هیچ نتیجه ای ندیدم و بعد رفتم پیش دکتر تغذیه و ایشون هم اول داروی تیروئید بعد افسردگی و بعد هم کم کردن اشتها بهم داد که یه مدت خوب بود ولی بعد استپ و بعدش هم من خسته شدم از خوردن اینهمه دارو .

      موقعی که از شهرستان محل زندگیم به مرکز استان اومدیم یه باشگاه رو بهم معرفی کردن که تقریبا بالاشهر بود و  مدیرش از اقلیت های مذهبی بود خیلی دوستش داشتم و بیشتر بخاطر اخلاق و رفتار ایشون بود که من باشگاه رفتن رو دوست داشتم و اونجا هیچ کس کاری با دیگری نداشت و همه با روحیه و بگو بخند ورزش میکردن منم توی این مدت خیلی روحیه ام عوض شده بود و خیلی خوب وزن کم کردم تا اینکه فشار به زانوم زیاد اومد و دردش بیشتر  شد و باشگاه رفتنم هم تموم شد ولی در کل از پیاده روی بدم میومد حس خوبی نداشتم مدام به فکر پا درد بعدش بودم .

      از زمانی که به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و فرمولهای ذهنم رو تا حدودی تغییر  دادم الان توی خوردنم خیلی بهتر شدم توی راه رفتنم هم همینطور البته نه پیاده روی بلکه قدم زدن و یکی از بهترین نتیجه ها آرامشی هست که الان توی زندگیم دارم قبلا کار خونه که زیاد میشد عصبی میشدم و سر بچه‌ها غر میزدم ولی الان با آرامش کارهام رو انجام میدم به همه کارهام میرسم و وقت اضاف هم میارم خیلی خوشحالم که خدا منو توی این مسیر قرار داد و تشکر میکنم از استاد بزرگوار که برای این سایت واقعا زحمت میکشن  . خدا قوت استاد 🌹🌹⚘🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/05 10:47
      مدت عضویت: 69 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 647 کلمه

      به نام داددار پاک 

      سلام برهمگی🌺🌺

      من توی دفترم هرروز حال و هوای خودمو مینویسم .قبلا همه شور وشوق بود چند روزه اون شوره کمرنگ شده و با خودم کشمکش دارم که من مسیر رواشتباه میرم یا چاق شدم  ….افکاری که واقعا خسته ام میکنه .توی کانال خیلی گشتم دیدم اکثرا مثل من بودند و فهمیدم دوباره حواسم به جسمم رفت و انتظار نتیجه سریع داشتم وفهمیدم از وقتی که توی سایت نمی نویسم سطح انرژیم پایین آمده به خودم قول دادم هرتعداد روز که طول بکشه هم در دفتر بنویسم هم داخل سایت .

      گام ۲۶ موانع ذهنی لاغرشدن چیست؟ اول برای ذهنم باید مشخص کنم که خود موانع چیست ؟ اینهمه راه رو برای رسیدن به آرامش شادی سلامتی و تناسب رفتم ولی هیچ کدام از استرس و نگرانی من کم نکرد فقط لاغر و بیمار شدم همه میگفتن خوب شدی هاا فقط صورتت انگار آب ورنگ نداره .دراین مدت کوتاه که در این مسیر قرار گرفتم آرامش واحساس خوب دارم .این مسیر مسیر شادی وسلامتی و تناسبه ، هرمسیری سنگی ، خاری یا مانعه ای داره که باعث میشه تو رو حسابی اذیت کنن .

      مانع بزرگ من ورزش نکردن .بااینکه وقتی رژیم سخت داشتم پیاده روی جواب میداد بقیه موارد جواب نداد ولی بازم میگفتم آخه چطور وزنم کم بشه بدون ورزش .به لطف استاد این مانع در مسیر ذهن من داره پاکسازی میشه .

      ولی مانع دیگه من که من رو خیلی درگیر میکنه خوردنه ، مخصوصا شیرینی .

      من قبلا از شیرینی خیلی میترسیدم و اونو برای خودم بزرگش کردم یادمه بعد یکسال رژیمی که گرفته بودم وکلی وزن کم کرده بود.شوهرم شیرینی مورد علاقه من رو گرفته بود واصرار میکرد که بخور تا ماهم بتونم با لذت بخوریم .یادمه دوتا خوردم نه میل و هوسم خوابید نه ترسم کم شد .تمام مدتی که اون شیرینی رو میخوردم حسم میکردم داره تند تند چربی میشه و به من میجسبه .جالبه بعدیک ماه  که دوکیلو اضافه کردم مرتب میگفتم از همون دوتا شیرینییه😭چقدر من به افکارم در مورد چاق کننده بودن قدرت میدادم .

      الان بااینکه ماه مبارک رمضان شده به خودم میگم توکه عاشق بامیه باچایی هستی بخور خیالت راحت چاق نمیشی . تا الان به اندازه خوردم ولی مشکل من مسیری هست که دستم به سمت بامیه میره .انگار میخوام برم دزدی .هنوزمقداری از اون ترس همراه منه .به یک چیزی دقت کردم وقتی که دستم روی بامیه میرسه به سرعت برش میدارم انگار میخوام کسی نبینه که من چی برمیدارم .آخه من قبلا روی نگاه بقیه حساس بودم همه اش توی ذهنم میگفتم واااای دارن میگن چقدر میخوره 😭.یکی دیگه از موانع من چاقی ارثی :من بااینکه موقع تولد ۴کیلو بودم و نوزاد چاقی بودم ولی بعدا تا ۲۰سالگی متناسب بودم .از ۲۰سالگی شروع شد که تو به خانواده پدریت کشیدی اونها چاقن تو هم چاق میشی .بااینکه هنوز چاق نبودم اینقدر گفتند که وقتی در رژیم ها شکست میخوردم علت رو چاقی ارثی معرفی کردم .

      اینها سنگهای هستند که از قبل در مسیرم بودند ولی تازگی هم در این مسیر موانعی اضافه میشن .من وقتی نظر بعضی دوستان رو میخونم که چقدر قشنگ موشکافانه به نکات مسیر دقت میکنن و تحلیل میکنن به خودم میگم بررو بابا ! تو اصلا مثل اونها نیستی .اونها خیلی از تو جلوترن و نتیجه هم بهتر میگیرن .واین من رو خیلی ناامید میکرد .تااینکه با گشتن های زیادم در کانال دو مورد رو دیدم اولی  مادر یکی از  دوستان که با چند نکته که از دخترشون شنیده بودند(حالت خوب باشه .و شکرگزار خداوند باشه .وهی بگه متناسب شدن آسونه و خودشو درحالت متناسب تجسم کنه) تونسته بودند نتایج عالی بگیرن .دومی خانم مسنی که استاد تعریف کردندسوادش کمه نمی تونه بنویسه  استاد گفته بودندفایل گوش بده و اینکه هرچی میخواهی بنویسی توی ذهنت بنویس. بااین کار نتایج عالی گرفته بود .

      اینها به من دوباره انرژی داد و گفتم ببین این مسیر رو برای خودت سخت نکن .

      همون نکات استاد رو بادرک و فهم خودم انشااله به نتیجه میرسونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/02/05 11:55
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 71 کلمه

        سلام دوست عزیز
        شور و شوق چیزی جدا از ما نیست
        قلب شما شور و شوقی برای تپیدن نداره که بخواد یه روز از کم یا زیاد بشه
        قلب شما وظیفه خودش رو انجام میکنه
        در عمل تپیدن رو ادامه میده
        ما هم باید عمل کنیم به تصمیمی که گرفتیم
        وقتی عمل نکنیم اولین توجیه ما اینه که شور و شوق ندارم
        تنها دو دلیل داره:
        1- عمل نکردن به تصمیمی که اتخاذ کردیم
        2- توجه کردن به موضوعات متفرقه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1400/01/28 08:42
      مدت عضویت: 99 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,012 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان. گام 26 موانع لاغر شدن. سلام خدمت دوستان خوبم واستاد بزرگوار. برای رسیدن به هر هدف مکان یا موقعیتی همیشه یک مسیر عالی وجود دارد که با طی کردن آن به مقصدمی رسیم. افراد چاق در مسیر لاغری در حرکت هستند تا به هدف برسن. در طول زندگی راههای زیادی به آنها پیشنهاد می شود که گاهی از آنها نتایج مختصر وموقتی هم می گیرند ولی آن مسبر عالی که نتیجه اش ماندگار وقطعی است لافری با ذهن است. حالا در این مسیر چون کار ما ذهن است ودر گذشته باورهای اشتباه زیادی از اطرافیان. رسانه. پزشک و…. راجب اضافه وزنمون شنیدم این باورها در سطح ذهنمون تبدیل به موانعی شدن ونمی گذارند ما به هدفمون برسیم. که در روش لاغری با ذهن با آموزش این موانع شناخته شده. راهکار حذف آنها یاد گرفته می شه. وقتی ما بدانیم چگونه با موانع ذهنمون کنار بیایم وراه حل حذف اون رو بلد باشیم دیگه هر مانعی باشه بر سر راهمون به راحتی اونو از سر راه برمی داریم دوتا از مانع های مهم سر راه ارثی بودن چاقی وورش است. استاد من در مورد ارثی بودن چاقی خیلی شنیدم وخیلی بهم گفتن چه چاقیت وفرم چربی های زخیره شدت به طرف مادری رفته ولی هیچ وقت برام مانع نبود یعنی زیاد باور نمی کردم. در مورد ورزش بله همیشه وقتی رژیم می گرفتم در کنارش ورزشی هم می کزدم. نه به صورت شدید وحرفه ای بیشتر به این خاطر بود که خودمو قانع کنم که یه ورزشی هم داشتم چون بیشتر رژیم های که می گرفتم بهم تاکید می کرد حتما یه فعالیتی داشته باشم. من به شدت آدم ترسویی هستم صبح ها چون سگ های خیابانی می رفتن سمت پارک ها وتعدادشونم زیاد بود من اگه تنها بودم پارک نمی رفتم برا همین تو پذیرایی خونه پیاده رویی می کزدم زمان می گرفتم ویه ساعت راه می رفتم بیشتر وقتا پام می گرفت به پایه مبل ودادم بلند می شد. کلافه وعصبی بودم از ورزش متنفر بودم وقتاییم باشگاه می رفتم به قول شما به هر دری می زدم از زیرش در برم وتعطیلش کنم اول با شوق وذوق ثبت نام می کردم کلی هزینه می دادم وکفش ولباس می خریدم وبعد به هفته بهانه هام شروع می شه یه بار مریضی دخترم رو بهانه می کزدم. یه بار بارون یه بار سرما. خلاصه بعد یه ماه دیگه به کل قیدشو می زدم جالبه بعد اینم که ول می کردم مثل قضیه خوردنه عذاب وجدان جور دیگه ای اعصاب برام نمی زاشت. برا همین روز اولی که با شما آشنا شدم وگفتین احتیاج به فعالیت خاصی نداره این روش کلی نفس راحت کشیدم ولی الان گاهی به خودم میام می بینم ناخداگاه دارم در حال راه رفتن فایل هارو گوش می دم واصلا اذیت نیستم. یکی از بزرگترین موانع ذهن من خوردن است. یعنی من کلا ذهنم درگیر خوردنه انگار آفریده شدم برای خوردن. نمی دونم چرا تمام لذت زندگی رو در خوردن خلاصه کردم برای همین وقتایی که رژیم می گرفتم اصلا گوشم بدهکار اون لیست رژیم نبود فقط بخاطر حمایت پشتیبان واینکه یه نفر باشه بدونم حواسش بهم هست لیست تهیه می کردم من در تمام رژیم هام کاز خودمو می کردم به کل همه چیز رو حذف می کردم برای من خوردن حتی خیلی کم برنج وشیرینی وسرخ کردنی ونان وماکازانی هم قابل قبول نبود چون اگه می خوزدم باید تا خفگی می خوزدم برا همین حتی موقع ابکش برنج اون یه دونه هم که می زاشتم دهنم تست کنم اونم می دادم بیرون. فقط ماست وخیار وسیب وحبوبات آب پز بدون روغن می خوزدم. برا همینم زود خسته می شدم چون خیلی از روال عادی زندگیم فاصله داشتم. وچون بی نهایت فرمول چاقی تو ذهنم بود در مدت خیلی کوتاه اون همه رنجی که کشیده بودم به راحتی بر باد می رفت. شبا اینقد زیر پتو بدنم می لرزید از گشنگی که متوجه تکون های پتو می شدم ولی از این ضعف شدید خوشحال بودم. حالا بعد این رژیم های سخت ولع خوردنم صد چندان می شد ومثل فحطی زده هابودم. این حالت قحطی زدگی وترس از گرسنگی از همون زمان در من مونده شبا با خودم می گم صبح شروع می کنم به کم خوری یا حتی الان که با ذهنم آسنا شدم می گم بزار فردا دیگه اضافه نخورم ولی می بینم اون روز خیلی بیشتر خوردم یعنی ترس دارم انگار از گرسنه شدن تا اسم کم خوردن یا به اندازه خوردن بیاد وسط من میرم تو فاز قحطی حرق وولعم زیاد می شه مثل کسی می شم که انگار می خواد بره جایی ومدتی اونجا از آب وغذا خبری نیست. این بزگترین مشکل منه وداره اذابم می ده. استاد تو خیلی از فایل هاشون گفتن برنامه نزارین برا ذهنتون نگین فردا یا فلان ساعت می خواین چکاز کنید چون حتما اون کار رو نمی کنید ولی من نمی دونم چرا باز همش تکرار می کنم استاد می دونم این مشکل من باید تحت آموزش درست بشه وهمین جوری درست نیست انتظار داسته باشم رفع بشه ولی جون بجه هاتون اگه این قسمت دیدگاه منو خوندین یه راهنماییم بکنید چکار کنم از این فاز قحطی بیام بیرون اعتمادشو جلب کنم که دیگه خبری از رژیم نیست. راستی عکس بچگبتون خیلی شبیه آیداکوچولو هست خدا حفظشون کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/26 00:22
      مدت عضویت: 454 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,073 کلمه

      سلام سلام 😍😍 . خوشحالم که گام امروز همزمان شده با شروع ماه مبارک رمضان .ماهی که باید در روح و جسم خودمون پاکسازی انجام بدیم 🔆

      موضوع : موانع ذهنی لاغر شدن چیست؟

      💎در همه ی مسیرهایی که طی کرده بودم با سختی و رنج مقداری به نتیجه نزدیک میشدم اما به راحتی نتیجه از من دور می شد .💎

      💡💡این جمله برای من خیلی معنی داشت .مثلا فهمیدم که نباید تلاش کنی هدفت رو به خودت نزدیک کنی،بلکه تو باید تلاش کنی به اون برسی. همانطور که یک روز خوب آمدنی نیست بلکه باید یک روز خوب را ساخت.تلاش تو همان کارهایی است که برای تغییر شخصیتت انجام میدهی .وقتی شخصیت متفاوتی درون خودت ایجاد کنی ناخودآگاه و خیلی طبیعی ، نتیجه ی تو هم تغییر میکند .

      مسیرهای زیادی برای لاغری تاکنون ساخته شده ولی در نهایت یک مسیر باید باشد که راحت ما را به لاغری برساند در واقع اتوبان لاغری  فقط یکی است و آن لاغری با ذهن است.

      یک سری از موانع مثل مانع ارثی بودن چاقی، خیلی واضح هستند و به راحتی قابل شناسایی میباشند اما یک سری از موانع هستند که ما فکر میکنیم آنها باید باشند تا متناسب بشویم مثل موضوع امروز که ورزش کردن است.ورزش کردن به چند دلیل راهی برای متناسب شدن در ذهن ما ثبت شده است:
      ۱.تحرک و فعالیت بدن را بالا میبرد و ما میبینیم که جسم دچار تغییر میشود مثلا ضربان قلب بالا میرود ، تعرق صورت میگیرد و…
      ۲.ورزش کردن راهی برای بالا بردن سلامتی معرفی شده است .&
      nbsp;۳.ورزش متابولیسم بدن را بالا میبرد و بدن مقدار بیشتری از انرژی دریافتی و یا ذخایر چربی را میسوزاند بنابراین میتواند باعث لاغری شود .حالا چرا ورزش کردن راه درست و پایداری برای لاغر شدن نیست:
      ۱.تجربه ی هرشخص این را ثابت میکند .مثلا من بیشتر از رژیم استفاده میکردم اما در مقاطع کوتاهی دوچرخه سواری،والیبال،درازنشست،پیاده روی،رقص ،و… را هم امتحان کرده ام و حضورم در این مسیر مشخص است که نتیجه ای از آن فعالیت ها نگرفته ام😅.
      ۲.بسیاری انسان های متناسب هستند که حتی هفته ای یک دقیقه هم ورزش نمی کنند .حداقل من در اطرافیان و دوستانم از این افراد زیاد میشناسم .مثل دختر عمه هایم ، مثل دخترخاله ام ، مثل دوستم و…جالب است که همین دخترخاله ی متناسبم ورزش نمیکند اما خواهرش که شنا حرفه ای کار میکند چاق است ….
      ۳.تا اینجای مسیر لاغری یادگرفته ام که از هر مسیری برای چاق شدن آمده ای همان را باید برگردی به سمت متناسب شدن ،من برای چاق شدن هیچ ورزشی انجام نداده ام پس مسیر متناسب شدن هم احتیاجی به ورزش کردن ندارد.حذف مانعی مثل ورزش کردن در ادامه ی مسیر خیلی به ما کمک می کند چون باعث میشود دیگر عذاب وجدانی نداشته باشیم که من چون ورزش نمیکنم لاغر نمیشم.

      فایل تصویری💻🎧:

      ۱.مطمئن باشید که میتوانید متناسب بشید. و زندگی متفاوتی داشته باشید
      2..ورزش کردن و باورهای مربوط به آن در ذهن افراد چاق :به طور کلی ، فعالیت بدنی داشتن است که باعث میشه ما فکر کنیم چون تحرک کمی داریم چاق هستیم.
      ۳..ارثی بودن چاقی هم مانند  تاثیر ورزش کردن در لاغری ،یک مانع محسوب میشود.
      ۴.یکی از نتایج ادامه دادن در مسیر لاغری ، آرامش است.
      ۵.من کودکی متناسبی داشتم تا وقتی وارد دبستان شدم و دقیقا یادم نیست چه تغییراتی در فرمول های ذهنی من اتفاق افتاد که به مرور چاق شدم.
      بعد از اینکه اطرافیان تغییرات جسمی مرا دیدند آنها را به ارث ارتباط میدادند در صورتی که تا قبل از آن هیچ کس متناسب بودن مرا به ارث ربط نمیداد.بعد از پدر و مادر گرفته تا خاله و دایی و نوه ی عموی پدربزرگم 😅 من از هرکسی چیزی به ارث گرفته بودم .مثلا شکم بزرگم از فلانی، چاقی پاها از دیگری و… و همیشه این زمزمه ها بود که این ارث توست و همیشه با توست فقط سعی کن کنترلش کنی که بیشتر نشود.قبول و باور کردن این حرف ها باعث شده بود که من هرروز بیشتر از خودم دور شوم و خودم را کمتر دوست داشته باشم یا اصلا دوست نداشته باشم.و هر اتفاقی که باعث لاغری در من میشد از آن استقبال میکردم مثلا یکبار خیلی سخت سرما خوردم اما چون خیلی لاغر شده بودم از آن مریضی راضی بودم.🤦🏻‍♀️
      ۶.تو تحرک نداری ، چون ورزش نمیکنی، به خاطر اینکه همیشه نشستی و…. جواب هایی بودند که همیشه مادرم در پاسخ به سوال من که چرا چاقم یا لاغر نمیشم به من میگفت.بنابراین خیلی اعتقاد به این موضوع داشتم که برای لاغر شدن در کنار محدودیت های رژیم باید سختیِ ورزش کردن را هم تحمل کنم .
      ۷.وقتی دوماه از آموزش های رایگان لاغری استفاده کردم یا حتی زمانیکه که در دوره بودم ورزش نکردم و به باشگاه نرفتم اما لاغر شدم …
       ۸.نقش باورها در چاقی و لاغری: همین ارثی بودن چاقی باعث می شد که تمام تلاش مابرای لاغری  بی نتیجه بشود.همینطور هم باورِ من در تناسب ریشه دارم هم میتواند نتایج ما را بهبود ببخشد.و انگیزه ی ما را برای متناسب شدن افزایش دهد.
      9.لاغری در کل زندگی شما اثرگذار است .از موارد درونی و شخصی گرفته تا حس و حال تجربیات بیرونی..مثلا وقتی لاغر باشم اعتماد به نفس من بیشتر است.وقتی لاغر باشم شادی درونی من بیشتر میشود.
      وقتی لاغر باشم خودم را میپذیرم و دوست دارم.
      وقتی لاغر باشم احساس لیاقت در من افزایش می یابد.وقتی لاغر باشم احترام زیادی برای خودم قائل هستم.وقتی لاغر باشم احساس رضایت از خودم دارم.وقتی لاغر باشم آرامش ذهنی را تجربه میکنم.وقتی لاغر باشم انرژی و جست و خیز من افزایش می یابد.وقتی لاغر باشم ، کیفیت خواب من بهبود می یابد.وقتی لاغر باشم از شرکت در جمع ها استقبال میکنم.وقتی لاغر باشم نگرانی برای لباس ندارم و هر رنگ و مدلی سایز من وجود دارد.وقتی لاغر باشم آزادی من در خرید کردن بی نهایت میشود و من میتوانم از خرید کردن لذت ببرم.وقتی لاغر باشم روابط من خیلی بهبود پیدا می کند و انتخاب های من هم دستخوش تغییر می شوند.وقتی لاغر باشم ارتباطم با خداوند هم خیلی بهتر می شود، شکرگزاری های من بیشتر می شود.وقتی لاغر باشم شخصیت من تغییر می کند و من نگرانی برای دوباره چاق شدن ندارم.وقتی لاغر باشم احساس توانمندی برای رسیدن به سایر آرزوهایم در من تقویت می شود.وقتی لاغر باشم سلامتی من افزایش می یابد و امید به زندگی در من بیشتر و بیشتر می شود.
      ۱۰.ورزش و ارث خیلی مکمل هم بودند در چاقی🤣یعنی چون ورزش نمیکنی چاقی . و اگر هم ورزش میکنی و لاغر نمیشی چون چاقی تو ارثی هستش. کلا آدم رو در یک سرگردانی عجیب قرار میداد.

      این هم از گام امروز😊 خدایا شکرت من که خیلی راضی هستم و احساس خیلی خوبی پیدا کردم.💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 18:10
      مدت عضویت: 550 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 622 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام

      منم مثل شما همیشه عکس هایی از بچگیم داشتم که در کنار خواهر بزرگترم مقایسه می شدم به اینکه من درشتر هستم و از اونجاییی که وقتتی من به دنیا اومدم اون دیگه نتونسته بود شیر بخوره و من خیلی خوب و کامل شیر خورده بودم ، همیشه فکر می کردم من به خاطر خوب خوردن چاقم و این داستان شیره به شیره ، به دنیا اومدن منو خواهر م یکی از موانع ذهنی من برای لاغر نشدن بود.

      اینکه من خوردن رو با چاقی در ارتباط میددیم و یه جوارایی هر خوردنی رو چاقتر شدن می دونستم

      و خب تو دوره لاغری با ذهن متوجه شدم که غذا خوردن یک نیاز کاملا طبیعی بدن منه و من برای ادامه ی حیات نیاز به تامین انرژی دارم و این باور در من یه جورایی درست شد و هر بار با به یاد آوردن باور درست مسیر لاغری با ذهن برام راحت تر میشه.

      در مورد یه باور اشتباه دیگه ای که داشتم می خوام بگم 

       من زمانی به دوره مربیگری شنا می رفتم و به خاطر اون دوره آموزشی با مربی هایی دوست شدم که بسیار خوش اندام و البته ورزشکار بودن

      میددیم که خیلی هم شنا نمی کنن

      و البته میددیم که فست فود می خوردن 

      ولی حجم غذایی که می خوردن خیلی از حجم غذایی که من می خوردم کمتر بود و منم رفتار اشتباه اشتباه خودم رو حالا متوجه می شم 

      یه روز یکی از این مربی های بسیار خوش اندام که قهرمان کشوری زنان در ایران هم بود ، بهم حرفی زد که من با باور کردن این حرف لاغر شدن رو برای خودم به شدت سخت کردم

      اون موقع من 28 سالم بود 

      بهم گفت مریم برای لاغری حتما تا قبل از 30 سالگی اقدام کن چون یه جورایی بعد از 30 سالگی یا لاغر نمی شی یا خیلی سخت لاغر میشی

      من این حرفو شنیدم و انگار واقعا قبول کردم 

      چون با خودم می گفتم اون کارشناس ارشد تربیت بدنی داره و مربیه و علم تغذیه رو خونده و بهتر از من میدونه و خلاصه با باور این حرف واقعا لاغری تا قبل از کارکردن دوره لاغری با ذهن برام نشد یا سخت بود

      حالا میگم به خودم مریم برای ذهن عدد سنی چه فرقی میکنه آخه

      سن چه ربطی به پاکسازی بدن داره

      دست یه آدم 90 ساله با یه آدم 9 ساله وقتی زخم بشه هر دو ترمیم میشه 

      چاقی هم چیزیه که بدنم در حال ترمیم اونه

      و اونقدر سعی در منطقی کردن باور مقابل اون باور اشتباه رو داشتم تا اینکه برام روشن شد و البته خنده دار شد که سن چه ربطی به لاغری داره آخه

      این روش واقعا شاهکار ه

      امروز داشتم مستند اول دوره لاغری با ذهن رو می دیدم 

      بخش دوم مستند چرا چاق شدیم چرا لاغر نشدیم

      قشنگ تو اون مستند به این موضوع اشاره کرده بود که ورزش کردن تاثیری روی لاغری نداره 

      شاید یه میزانی کالری در بدن بسوزه ولی همونمیزان میتونه با خوردن یه ماده غذایی جایگزین بشه

      و حالامی فهمیدم واقعا داشتم بدنم رو تحت فشار های زیادی میزاشتم و بدون اینکه ذهنیتم رو درست کنم می خواستم به نتیجه برسم

      یعنی فقط با ورزش کردن لاغر بشم

      در صورتی که انبوهی از فرمول های ذهنی چاق کننده در ذهنم بود و لاغری غیر ممکن بود

      خیلی دلم می خواد تمام فایل های آموزشی این سایتو بخرم 

      خدا شاهده که یکی از انگیزه های من برای استقلال مالی اینه که به راحتی از خریید این فایل ها و کارکردنشون و از نتایجی که بهم میدن سرشار بشم

      من دوره ورود به سرزمین لاغر ها رو کار کردم و حالا که در دوره تکرارش هستم ، نمی دونید که چقدر برای این دوره اشتیاق دارم و چقدر دارم از اینکه این فایل هارو کار می کنم خوشحال می شم و زندگیم بهتر شده

      از شما استاد عزیزم که دستی از دستان خدا برای بهبود زندگگیم بودین بی نهایت ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 00:57
      مدت عضویت: 274 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

       مهمترین عواملی که باعث چاقی من شد موانع ذهنی هستند که  از پدرومادر و جامعه و اطرافیان در ذهنم جاگرفتن و من سالهاست اونها رو در ذهنم مرور کردم و باعث ایجاد فرمولهای چاقی شدن ،یکی از اونها که از بچگی مثل یک پتک توی سرم کوبیدن این بود که چاقی من ارثیه چون من  آخرین فرزند خانواده هستم با خواهرم که اولین عضو خانواده هستن هر دوچاقیم  و بقیه خواهر و برادرانم متناسب هستند و منو همیشه با ایشون مقایسه میکردن و من هم پذیرفته بودم البته در نوجوانی بسیار متناسب بودم و همیشه حرف سر این بود که بعد از ازدواج و بارداری چاق خواهم شد و مانع دیگه قرص اعصاب بود چون به دلایلی من از این قرصها استفاده میکردم و شنیده بودم باعث چاقی میشن من باور داشتم چاقی من از این قرصها هم.امکان پذیر است و هر بار که روشهای مختلف لاغری مثل رژیم و قرص رو امتحان میکردم اصلا وزن کم نمی کردم و تازه چاقتر میشدم مانع دیگه ذهنی من ورزش نکردن بعد از ازدواج بود چون من در دوران مجردی ورزش میکردم و کاپیتان تیم والیبال دبیرستان بودم وبعد از ازدواجم ورزش رو کنار گذاشتم ولی شکسته بسته کلاس شنا میرفتم و همیشه فکر میکردم چون فعالیت بدنیم کم شده چاق شدم ولی الان که با این روش بی نظیر آشنا شدم فهمیدم همه این موانع باعث شدن که من فقط به جسمم فشار بیارم و با محروم کردن خودم از بسیاری از نعمت های خداوند سعی داشتم لاغر بشم ولی راهم اشتباه بود لاغری با ذهن ابتدا موانع ذهنی رو مشخص میکنه و سپس اونها رو برای ذهن منطقی کرده و فرمولهای لاغری رو جایگزین میکنه و تغییر ابتدا در ذهن سپس در احساس و رفتار  بوجود آمده و تغییر رفتار تغییر جسم رو در بر میگیره لاغری با ذهن زیباترین و اصولی ترین روش لاغریه که باعث هیچ محدودیتی نخواهد شد و در این روش از گرسنگی و محرومیت خبری نیست و از هر ماده غذایی به اندازه نیاز میشه استفاده کرد و تنها راهیست که افراد با اشتیاق در این مسیر گام بر میدارن و هیچ رنجی رو تحمل نمی کنن چون ذهن ما با هر عملی که رنج و محرومیت برای جسممون به همراه داشته باشه مخالفت میکنه بدن ما به چاقی عادت کرده پس برای لاغری باید از همین نقطه شروع کنیم و عالی ترین مسیر،،یادگیری لاغریست ما در موقع تولد متناسب بودیم و روال عادی جسم ما تناسب است ولی با فرمولهای چاقی رفتارهایی رو با احساس خوب تکرار کردیم که  نتجش رو در  جسم خودمون مشاهده میکنیم پس برای لاغری باید با احساس خوب فرمولهای لاغری رو دنبال کنیم و هر روز یک گام بسوی تناسب برداریم تا رفتارهامون در ذهن ناخودآگاه رفتارهای لاغر کننده باشه البته در این مسیر نباید عجله کرد و تمرکز رو باید از جسممون برداریم ولی مطمئنم روند لاغری با ذهن خیلی کوتاهتر از سالهایی هست که من چاق بودم و این فکر اشتیاق منو برای متناسب شدن صدچندان میکنه و هرروز یکی از این موانع رو شناسایی میکنم و با منطقی کردن،، اون مانع با فرمول لاغری جایگزین میشه و رفتارم مثل افراد متناسب شده و برای همیشه تناسب اندام رو مانندلباسی زیبا بر تن خواهم کرد. به خودم می بالم که به این مسیر هدایت شدم خدایاااااا شکرت  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/07 19:44
      مدت عضویت: 533 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 635 کلمه

      گام‌ ۲۶

      سلام‌ استاد و دوستانم

      موانع ذهنی برداشته شوند لاغر شدن خودبخود انجام میشود

      حالا این موانع ذهنی چه چیزهایی هستند که انقدر باعث شکستمون شدن؟ اعتقادات ،انتظارات و باورهایی که در ۱ تا ۱۰ سالگی شنیدیم و دیدیم ،باورهای مارو شکل میده ،مثلا من به کرات شنیدم که چاقی در خانواده ما ارثیه ،گوشم،از شخص مورد اعتماد من شنید و در جا پذیرفت ،وظیفه باور اینه که خودشو ثابت کنه ،یعنی بساط رفتن تو اون زندگی که بر اساس باور جدید باشه از طرف خود باوره فراهم‌ میشه، من دیگه تلاشی نمیکنم ،فقط روز به روز چاقتر میشم‌، این باور تا زمانی کار میکنه که نقض نشده باشه ،زمانیکه من تصمیم گرفتم در همه جنبه های زندگیم‌ تغییر کنم و هدایت شدم به دوره های آموزش ذهنی ،اون باورهای مخرب قبلی من نقض شدن ،باورهای جدید منو در مسیرهای جدید فرستاد که یکی از اونها لاغری با ذهن بود ،در دوره لاغری با ذهن ،فرمول های قدیم من زیر سئوال رفتن و نقض شدن ،پس اون باور ارثی بودن چاقی من که یک مانع لاغری بود،نقض شد و من در طی دوره در حال نقض باورها و رفع موانع هستم

      منم متد های زیادیو برای لاغر شدن انجام دادم و نتیجه نداده، یه مدت که درگیر خورد و خوراک طبق مزاجم بودم،هر چیزی نمیخوردم،هر خوراکیو با خوراکی دیگه ای نمیخوردم، بهم گفته بودن گرمی بخور برای لاغر شدن،خانم ها طبعشون سرده که چاق میشن و منم سالها به سازشون میرقصیدم و از خودم هیچ اراده ای برای انجام ندادن نداشتم ،فکر میکردم دیگه این روش عالیه ولی بازم به بن بست میخوردم

      استاد چقدر آیدا کوچولو شبیه بچگی خودتونه،خدا حفظش کنه

      عوارض چاقی بسیار زیاده که به تکرار در کامنتام نوشتم ولی یکی از مهمترین هاش که بصورت دائمی کنارم بود ،این بود که نمیتونستم هر لباسیو بپوشم ،لباسام تو تنم زشت بودن،

      یادمه چندین سال پیش که سایزم به ۴۰‌رسیده بود و از خودم راضی بودم یه روز که مزون یکی آشناهام برای خرید رفته بودم و لباس های زیادیو پرو کردم ،اتاق پروش بزرگ بود ،یه خانمی اونجا در حال لباس خریدن بود بمن گفت این خانم هر چی مبپوشه بهش میاد ،لباسارو بدید ایشون پرو کنن ،ببینیم تو تن چه شکلیه ،حس خیلی خوبی بود ولی وقتی چاق میشدم با لباس پوشیدن مشکل داشتم مخصوصا برای سفر رفتنم ،همه همسفرام نسبت به جا و مکانی که میرفتیم لباسشونو تغییر میدادن ،من فقط بلوز و شلوار ،اونم مشکی و سورمه ای😑 آخرین سفرم که یبار یه پیراهن بلند پوشیدم که خودم اصلا خوشم نیومد و بهم نمیومد ،یکی از همسفرام گفت آخیش فریده رو با یه پیرهن دیدیم بلخره

      اعتماد بنفس که صفر میشه دیگه همه مواردو میکشه پایین

      وبر عکس وقتی تناسب برقرار باشه همه چیز عالی وعالیتر میشه

      من حدودا ۲ساله کلاس رقص میرم و هیچ وقت از رقصیدن خودم بخاطر چاق بودنم خوشم نمیومد و فیلمی از خودم تو صفحه اینستاگرامم نمیذاشتم ولی از وقتی متناسبتر از قبل شدم‌ ،فیلم و کلیپ از خودم پست یا استوری میکنم ،لاغر بودن در بروز خودم خیلی تاثیر داشته،قبلا تو مهمونی اگر بودم و مجبور بودم از وسط پذیرایی اون خونه و در بین نگاه آدم ها رد بشم ،اینکارو نمیکردم ،نمیتونستم نگاه های مردمو تحمل کنم که بیشتر اون افکار توی سر خودم بود ،شاید اونها اصلا بمن توجه هم نداشتن

      در مورد ورزش کردن ،من مصصم بودم ،دلیل اولش این بود که من اگر تحرک زیادی نداشته باشم چاق میشم پس هر چقدر ورزش سختر نتیجه بهتر ،ولی در کل‌چندتا ورزش بود که با عشق ۸ سال ادامه شون دادم و بقیه فعالیت هامو به مرور که آسیب بدنی دیدم‌ کنار گذاشتم ولی توی یه پروسه زمانی چندین ساله بشدت ورزش میکردم ،همراه با رژیم و قرص و دم‌نوش و اجازه نداده بودم وزنم از ۷۸ کیلو بالاتر بره ،بین ۶۷ تا ۷۸ نوسان شدید داشتم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/03 13:16
      مدت عضویت: 614 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,567 کلمه

      گام ۲۶
      موانع ذهنی لاغر شدن چیست ؟
      با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار ضمن عرض تبریک سال نو خدمت شما و خانواده ی محترم به همه ی دوستان نیز ورود به سال و قرن جدید رو تبریک میگم و امیدوارم همه ی دوستان لذت درک زمان رو حس کنند و بدونند این سالها و ماهها و قرنها تنها و تنها ریشه در ذهن بشر داره و در آفرینش الهی گذر زمان اصلا معنا و مفهومی نداره .
      در آفرینش الهی زمان ثابته و هر لحظه آفرینش نو را نوید می دهد .
      حتی تکرار کردن نیز در بعد ذهنی ماست وگرنه در بعد الهی هر لحظه در حال خلق آفرینش نو هستیم و ازل و ابد به هم پیوسته در یک نقطه هستند . همه چیز در یک نقطه است و متاسفانه چون ذهن بشری قادر به درک خلق این آفرینش نیست هزاران هزار قانون برای خود خلق کرده تا زمان و خلق کردن برایش قابل فهم و درک باشد .

      به هرحال شروع قرن جدید ذهنی برای تمامی ساکنان این سرزمین مبارک .

      گام ۲۶ :
      موانع ذهنی لاغر شدن چیست ؟
      موانع ذهنی لاغر شدن همان عوامل ذهنی چاق شدن هستند .

      🔰🔰🔰بزرگترین مانع لاغر شدن من
      تصور کم خوردن هست . تصور کم خوردن ارادی برای لاغر شدن در ذهن من مانعیست که در ذهن من برابر با رنج و محرومیت از یک لذت تعریف شده است .
      هرجا که لاغر شدن را اینگونه تصور کنم اتفاقا به سمت چاقی بیشتر حرکت می کنم .
      از طرف دیگر تصور آزادانه خوردن هم در ذهن من با چاقی تعریف شده .

      به اندازه ی نیاز خوردن هم در ذهن من خیلی استفاده نشده است . چون نیاز ، زمانی ایجاد میشود که رنجی در جسم پدید می آید و خیلی کم اتفاق می افتد که من آنقدر گرسنه شوم که به رنج بیفتم چون معمولا در چنین مواقعی با یک چیز کوچک آن رنج برطرف میشود .
      به نظر من اگر قرار باشد به اندازه ی نیاز غذا مصرف شود شاید با مقدار خیلی کم سیر شویم .

      🔰🔰🔰یکی دیگر از موانع لاغر شدن من پیوند و ربط بین تناسب اندام و خوردن هست .‌
      اصلا چرا باید تناسب اندام به خوردن ربط داشته باشد .
      به طور کلی این یک مانع در ذهن من است که باید پیوندهای بین خوردن و تناسب اندام یا نخوردن و تناسب اندام و یا چی خوردن و چی نخوردن و چه زمان خوردن و چه زمان نخوردن و یا پیوندهای بین خوردن و چاق شدن را در ذهنم از هم جدا کنم .

      اگر من بخواهم ذهنیتی همانند افراد متناسب داشته باشم باید بتوانم این پیوندها را از هم در ذهنم جدا کنم .
      🔰🔰🔰یکی دیگر از موانع لاغری من علم تغذیه هست که فقط روی تغذیه کار می کند و عوامل بیرونی را به چاقی و لاغری ما ربط می دهد شاید کمی سخت باشد که چنین علمی را کنار زد اما حداقل میتوان گفت که راه حل موارد نادلخواه ما تنها در علم پزشکی نیست . پزشک خدا نیست . شاید یکی از دستان خدا باشد اما تمام دستان خدا نیست و خداوند بی نهایت راه میتونه برای ما ایجاد کنه . اما ما به وفور دیدیم این علم نه تنها به خیلی ها کمک نکرده که لاغر بشن بلکه بر عکس اونها رو بیشتر به سمت چاق شدن هدایت کرده و واقعا اشخاصی که از این راه نتیجه گرفتن یا خودشون از درون باورهاشون رو تغییر دادن یا به زور و به اجبار و یا به خاطر رسیدن به موقعیتی خاص این رنج رو به خودشون متحمل شدن که قطعا بعد از رها کردن دستوری که علم تغذیه داده مسلما بر میگرده تازه بدتر هم بر میگرده ‌. شاهدشم بازیگری هست به نام آقای مهران غفوریان که ۵۴ کیلو کاهش وزن داشته میگه من همیشه گرسنه هستم و همین حالا هم گرسنه هستم . خب ایشون در ذهنشون لاغری رو با گرسنگی همراه کردن . نکته ای که میشه در راه لاغری آقای غفوریان در نظر گرفت این هست که شاید باورها و عادات گذشته ی ایشون در طی سه سال لاغری اصلاح شدن وگرنه که واقعا چطور میشه سه سال در رژیم و رنج رژیم بود و لاغر موند .

      🔰🔰🔰 یکی دیگه از موانع لاغری من انجام ورزش برای لاغر شدن هست که البته این مورد برای من تا حدود زیادی حل شده . پیاده روی یا راه رفتن رو اصلا برای لاغری انجام نمیدم و روزهایی که دلم بخواد و انجام بدم فقط برای لذت بردن انجام میدم . یعنی انقدر موقع راه رفتن لذت میبرم که کلا فراموش کردم که زمانی که پیاده روی رو برای لاغری انجام میدادم چه زجری می کشیدم .

      فرمولهای غذا خوردن رو هم سعی کردم کلا انچه در ذهن من در مورد خوردن وجود دارد کنار بزارم یعنی فراموششون کنم و سعی کنم اصلا بهشون فکر نکنم و تمرکزم رو از روش بردارم و خوردن رو با چاقی و لاغری پیوند ندم .
      رفتار غذایی هم دقیقا به نوعی نشان از
      ادب باشه مثل سایر رفتارها که چطور ما مراقب اعمالمون هستیم که همیشه عمل خوب ازمون سر بزنه اینجا هم دقیقا رفتار غذایی برای من تنها برای ادب هست نه چاقی یا لاغری .

      🔰🔰🔰یکی دیگه از موانع لاغری من رنج لاغری هست . هر کاری که در راه لاغری انجام میدم باید لاغری رو برای خودم لذتبخش کنم . ساده ترش کنم . راحتترش کنم . پیوند لاغر شدن رو برای خودم از خوردن و چگونه خوردن جدا کنم و پیوند اون رو با گوش دادن فایلها و نوشتن و درک کردن و عمل به اونها در زندگی روزمره قرار بدم .

      لاغر شدن ما لاغری با ذهن است نه لاغر شدن با چگونه خوردن .
      ما در راه لاغریمون فقط فایل داریم و متن و روش درک کردن و نوشتن و استفاده از آگاهیها در زندگی روزمره .

      ما باید سایر روشهای لاغری رو فراموش کنیم . تمام روشهای لاغری دیگه همه پیوندشون با خوردن هست و مانع لاغری ما هستند چون علت چاقی و لاغری رو با موارد بیرونی دارن میسنجن . در حالیکه شیوه ی لاغری ما لاغری با ذهن است . ذهن هم یعنی درون و روان و کار کردن روی انشعابات روانی که در ذهنمون وجود داره و اجازه نمیده جسم، راه لاغر شدن خودبخودی خودشو طی کنه .

      ما در لاغری با ذهن می آموزیم
      لاغر شدن ما ساده و خودبخودیست .
      پس هرجا که دیدیم داریم در راه لاغری رنج می کشیم باید بدونیم داریم اشتباه عمل می کنیم دست از اون عمل برداریم و ابتدا ریشه ی اون رو در ذهن اصلاح کنیم
      و بعد عملی که از این ریشه ی جدید خلق می کنیم با عملی که از ریشه ی قبلی خلق می کنیم زمین تا آسمون متفاوته .

      حتی نوشتن و تمرین فایلها هم باید با لذت همراه باشه وگرنه باز رنج لاغر شدن نمیزاره ما به مسیر ادامه بدیم .

      🔰🔰🔰یکی دیگه از موانع لاغری من ترس از خوردن چگونه خوردن هست .
      ترسیدن از لاغر شدن و یا لاغر نشدن و یا ترس از چاقی اینا همه موانع لاغری منه و تا اونجایی که یاد گرفتم بهترین راه رها شدن از تمام این موانع این هست که خودمون رهاشون کنیم .
      اینها خودبخود برطرف میشن وقتی بهشون توجه نکنیم کم کم در ذهن کمرنگ میشن و دیگه در سطح آگاهی نمیان که ازشون رنج بکشیم .
      اینها مواردی هستن که لاغر شدن رو برامون سخت و غیر ممکن و رنج آفرین می کنند . پس بهترین راه این هست که ابتدا ذهن رو متقاعد کنیم که کنارشون بزاریم اگه دیدیم ذهن قانع نشد باید اون ها رو تجزیه و تحلیل کرد و ذهن رو متقاعد کرد که پرداختن به این ترسها و رنجها فقط منو از مسیر دورتر می کنه و ساده بودن لاغری رو برام سخت می کنه .

      🔰🔰🔰یکی دیگه از موانع لاغر شدن در ذهن من خسته شدن هست . ما با خستگی چاق نشدیم پس نباید از لاغر شدن خسته بشیم . اگه خسته بشیم یعنی داریم اشتباه عمل می کنیم . پس طوری عمل کنیم که لاغر شدن رو برابر با خستگی و کسالت همراه نکنیم .
      بهتره یه مثالی رو در اینجا استفاده کنیم شمع به کبریت گفت من ازتو میترسم تو قاتل منی کبریت گفت از من نترس از اون نخی بترس که در درون توست . شعله ی من به سنگ میگیره به دیوار میگیره به آجر می گیره هیچ کاری نمیتونه بکنه از اون نخی بترس که درون خود توئه اون تو رو میسوزونه و نابود میکنه . بگردیم ببینیم این نخها در کجای وجود ما هستن و چرا ایجاد شدن .
      شناخت این نخها باعث میشه ما به جای اینکه چاقی و لاغریمون رو امری خارج از خودمون بدونیم از درون خودمون بدونیم و لاغری با ذهن دقیقا داره همین راه رو به ما یاد میده . شناخت نخهای درونی که باعث سوختن و نابودی و ناراحتی ما میشن و راه برطرف کردنشون هم این هست که اونقدر تجزیه و تحلیلشون کنیم تا این نخها که حتی به صورت گلوله های کور شده از هم باز بشن و لاغر شدن برای ما راحتتر و ساده تر بشه .

      چیزی که روشنه اینه هرچقدر ما بیشتر رانندگی با ذهن رو بیشتر یاد بگیریم و تمرین کنیم لاغر شدن برامون راحتتر و لذتبخشتر میشه و به جای حس ترس و خستگی و بی حوصلگی ما بیشتر لذت میبریم ‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        1400/01/28 06:50
        مدت عضویت: 99 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        سلام خانم سادات عزیز مثل همیشه عالی بود ولذت بردم. باید بگم منم موانع ذهنیم خیلی شبیه شماست حتما که شما تونستین اونهارو رفع کنید وامید وارم منم بتونم رفعشون کنم مثل همین مرتبط دانستن خوردن وتناسب اندام این برای من بزگترین مانع است. به امید موفقیت هممون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/25 09:48
      مدت عضویت: 463 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      برای عبور از چاقی و قرار گرفتنن در مسیر لاغری بهترین مسیری که وجود دارد این است که از مسیر ذهنی استفاده کنیم چونکه از همین مسیر برای چاقی استفاده کرده ایم و یاد گرفتیم. حالا در مسیر لاغری موانعی نیز در ذهن وجود دارد که سد راه ما برای لاغر شدن می شود این موانع همان اموزشهای قبلی است که در ناخوداگاه وجود دارد و همچنان به کار خود ادامه میدهد. حالا ما از طریق خوداگاه باید بگردیم و این موانع را پیدا کنیم و انها را با اموزشهای صحیح جایگزین کنیم. هر کاری به غیر از این انجام دهیم بی فایده است .
      چون اکثر اموزشهای چاقی که از طریق رسانه و اطرافیان به ما داده می شود مشابه است و برداشتن موانع ان نیز با شیوه همسان انجام می شود.
      دو تا از موانع خیلی مهم که مانع لاغری ذهن می شود ارثی بودن و ورزش است. در مورد ارثی بودن میتوانیم بگوییم که اگر چند نفردر یک خانواده چاق باشند مسئله ارثی بودن قوت بیشتری میگیرد و برای انها چاقی طبیعی تر میشود. ولی باور ارثی بودن در همه نیست چون شاید در یک خانواده یک نفر چاق باشد که کسی باور ارثی بودن را کمتر به او القا میکند با این حال همیشه اطرافیان میگردند تا کسی را پیدا کنند و چاقی را به او نسبت دهند. ولی ورزش کردن در مورد همه هست چون در همه جا حتی رسانه ها هم در مورد ان صحبت میشود و راهکارها و دلایل به ظاهر منطقی نیز در مورد ان بیان میشود و افراد چاق را متقاعد میکند که یکی از روشهای اصلی لاغری ورزش است و چربی سوزی را انجام میدهد در حالیکه ورزش با اینکه به خودی خود مفید و لازم برای سلامت جسم و روح است ولی استفاده از ان به عنوان وسیله ای برای لاغر شدن کاری اشتباه است چراکه اگر به عنوان روش لاغری در نظر بگیریم باید همیشه از ان استفاده کنیم و اگر به هر دلیلی ان را ترک کنیم باید انتظار چاق شدن را داشته باشیم و ورزش را که کاری بسیار مهم و باارزش و حیاتی برای بدن است را به این وسیله سخت و طاقت فرسا جلوه می دهیم و از ان متنفر میشویم.در حالیکه اگر از روی میل و اشتیاق و به قصد سلامتی و شادابی باشد خیلی موثرتر عمل میکند. معلوم نیست این فکر و باور که ورزش لاغرکننده است برای اولین بار از کجا ظاهر شد که همه را به این شکل درگیر خود کرده است . ولی شروع ان نیز از راه ذهن بوده است که از همین راه ذهن باید پاک شود و از بین برود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زری احمدی
      1399/12/25 06:17
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 802 کلمه

      با سلام:گام ۲۶ موانع ذهنی لاغری چیست.
      مهمترین اصل در مسیر لاغری با ذهن ایمان و باور داشتن به قدرت ذهن است اول باید باور داشته باشیم که بتوانیم به واقعیت برسیم از اینکه استاد می گویند در این باره با کسی صبحبت نکنید که لیز می خورید کاملا درست و منطقی است.به نظر من کسی که به قدرت ذهن ایمان و باور داشته باشد توسط خداوند به این سایت هدایت شده اما یک عده ای هستند که هدایت شده‌اند ولی شک دارند این افراد هنوز با خودشون کنار نیومده اند ..بریم سر اصل مطلب.
      با گوش دادن به فایل ها و خواندن مطالب استاد به آگاهی‌هایی می رسیم که رسیدن به واقعیت (متناسب شدن)را برای ما راحت و آسان می کندو ما چقدر آدم‌های خوشبختی هستیم که در این مسیر قرار گرفته ایم —این موانع ذهنی لاغری همیشه بوده اما چون اطلاعات نداشتیم اصلا پنهان بوده‌اند خیلی تکته ظریف و عمیقی است که باشناخت آن و درک صحیح آن دینای ما تغییر می کند و اکنون توسط زحمات بی دریغ استاد در این مسیر با شکوه قرار گرفته‌ایم و هر روز به آگاهی‌های ما افزوده می شود و با درست عمل کردن به آن به واقعیتی می رسیم که در طول عمر مون آرزوی آن را داشته ایم .چه حس خوبی🙏
      موانع—۱-ارثی بودن :در تمام سال‌های عمرم می شنیدم هر کس چاق آست از کسی در اعضای خانواده به ارث برده حتی می گفتند تا هفت پشت به عقب ژن را به ارث می برییم
      ۲–ورزش کردن —برای من مفهوم شده بود که اگر بخوام لاغر بشم و لاغر بمانم باید حتما ورزش کنم در حتی عرق کردن واگر عرق نمی کردم انگار اثری نمی کرد و ذهنم این باور اشتباه را پذیرفته بود و هرروز اتوماتیک ورزش برای سال‌ها جزوه برنامه زندگیم بود مثل غذا خوردن چون می نرسیدم اگر ورزش نکنم چه می شه
      ۳–ترس از خوردن :ترس از چاقی باعث می شد که من با احساس خوب غذا نخورم در حالی که همیشه کم می خوردم
      ۴–حرف و حدیث مردم :باید تناسب اندام را برای خودمون بخواهیم در اونون صورت حرف و حدیث بی اثر می ماند
      ۵–رژیم های مختلف که همه کم و بیش با آن آگاه هستیم
      ۶–ازدواج وبا زایمان :باورهای اشتباه که همه تا الان آن را درک کرده ایم
      ۷–سوخت و ساز بدن کم می شود
      ۸–وزن کردن
      حالا باید تمام موانع را بررسی و شناسایی کنیم و خوب که مفاهیم آن را درک کنیم براحتی ذهن ما منطق را می گیرد همانطور که باورهای اشتباه را برای خودمون سال‌ها منطقی کرده بودیم که انجامش می دادیم .چطوری ؟؟؟تمام موانع برای ما منطقش لاغری بود اونون موقع که نمی دانستیم مانع آست حالا فهمیدیم مانع بوده و هست می خوام بگم هر چی به ذهن بدهیم انجام می ده پس هیچ جای نگرانی نیست
      مثلا:ترس از خوردن :الان که آموزش آن را آموختم ترس از خوردن مانع است اما قبلا بایددر خوردن اعتیاد می کردم که چاق نشم. چگونه آن را برای ذهن منطقی کنیم ؟؟؟من باید غذا بخورم که بتوانم زندگی کنم پس غذا خوردن خیلی مهم و حیاتی آست برای ادامه بقا اما باید چگونه خوردن را بیاموزم و وقتی آموختم ذهنم بدون دردسر آن را انجام می دهد همین امروز ساعت های ۱بعد از ظهر بود که در نوشتن دیدگاه بودم یکدفعه متوجه غرو و غول شکمم شدم از دیشب ساعت هشت که غذا خورده بودم تا صبح که یک کافی و دیگه هیچی .می خوام بگم موقعی که سر ‌صدای شکمم را شنیدم یک لحظه بود دوباره مشغول نوشتن شدم و بدون اینکه متوجه بشم فراموش کردم و دو ساعتی گذاشت که شوهرم گفت غذا بخوریم تازه یادم اومد .و تو ذهنم تمام اونون لحظه مرور شد و گفتم چقدر جالب شکم علام کرد و ذهنم ترجیح داد به کارم ادامه بدم و من هم به راحتی یادم رفت بعد که شوهر گفت رفتم آشپز خونه و یک غذا درست کردم و خوردیم هدف من از این گفته این بود که قدرت ذهن را بشناسیم
      ۱–وزن کردن هم وقتی برای ذهن من حل شد براحتی رهاشده :چگونه ؟؟؟گاهی عدد رو ترازو ثابت می ماند با تمام رژیم و سوختن ۱۰۰۰کالری در دروز با همه وجود عدد ثابت بود رو اعصاب من تاثیر می گذاشت یعنی این همه زحمت بیهوده
      ۲–اگر کم نشون می داد انون روز حس خوبی داشتی ولی در ضمن نگران فردا بودی که چه عددی خواهد بود
      ۳–اگر زیاد نشون می داد که خدا بخیر کند
      پس در هر سه حالت اضطراب و نگرانی و ترس از چاقی وقتی به این درک رسیدم خیلی راحت کنار گذاشتم جاش را تغییر ندادم آن را پنهان نکردم که از جلوی چشم من دور باشد سر جاش است و هر روز جلوی چشم من است اما از ذهن من پاک شده و هیچگاه وسوس نمی شم پس اگر موانع را حل کنیم مشکلات آسان شود .لاغر شدن آسان‌ترین کار دیناست .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/12/14 16:23
      مدت عضویت: 137 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 819 کلمه


      (شرح براساس محتوا، اشتیاق و انگیزه، منطقی کردن لاغر شدن)
      .
      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲۶
      میخواستم بگم که انقدر که شما خوشحالین در کنار ما هستید ما هزاران هزار برابر خوشحالیم که در کنار شما هستیم
      چون این ما هستیم که از دانش واگاهیهای شما استفاده میکنیم ومن به تنهایی نمیدونم چجوری با چه زبونی از شما تشکر کنم
      میدونید استاد اصاا نمیشه دنیای بیرون با دنیای ذهن مقایسه کردزمین تا اسمون باهم فرق دارن برای منیکه اول راهم چه برسه اون دوستانیکه شگفتی ساز شدن وقتی وارد دنیای لاغری با ذهن شدم وقتی تو گوگل فایل لاغری با ذهن دیدم زندگیم همون لحظه عوض شد چون وقتی گوش دادم حالا تازه خوب درک نمیکردم الان که تو دوره در مسیر لاغری هستم میفهمم که اون موقع خوب درک نمیکردم ولی زندگیم پر از امید شده بود وبا شوق وذوق فایلهارو گوش میدادم
      هر دفعه که فابل گوش میدادم تمریناتشو مینوشتم تا ۵بار بشه گاهی هم بیشتر میشد وانقدر اشتیاق داشتم که فایل بعدی گوش بدم وی چیز دیگه یاد بگیرم و ی قدم به لاغر شدن نزدیکتر بشم فکر میکردم این ۱۱جلسه منو لاغر میکنه اما یکم لاغر شدم اما تغییرات دیگه ای داشتم انقد مریض بودم که خانواده ام دیگه از زنده بودنم نامید شده بودند اما به لطف شما وبه کمک خدا که منو هدایت کرد به این مسیر شکر خدا الان خیلی خوبم درسته کاملا خوب نشدم اما الان ۸ماهه که با سایت هستم اما خدا رو شکر اون بیماریها رفتن تموم شده وامیدوارم که تموم تموم بشن وارامش دارم استرس دیگه ندارم وبعضی وقتا خیلی کم میاد سراغم خلاصه تغییرات تو زندگیم میبینم منم از وقتی بچه دومم بدنیا اومد چاق شدم نفهمیدم چجوری وخیلی کارها کردم که لاغر بشم اما نشد مثل رژیمهای مختلف و خوردن قرصهای لاغری رفت به عطاریها که دارو لاغری بگیرم درست کردن قرصهای لاغری مثل عسل ودارچین فلفل وعسل وعسل وزیره و…که اصلا ۱۰۰گرم کم نکروم ی سری هم میگفتن باید بری دکتر گیاهی مزاج شناسی فکر کنم تو بلغمی هستی نون بلغمیها چاقن فایده نداشت وحالا میبینم که نقش باورها چه تاثیری در زندگی من داشته واز زمانیکه با قدرت دهن اشنا شدم چقد نتیجه ش تغییر کرده مثل ادم زندگی میکنم هر چیزی که دوست دارم میخورم از اون رنج وسختی ونخوردن وچاقتر شدن خبری نبود از اون افشره های بیمزه که به زور قورتش میدادم دمنوشهاییکه انگاز زهر میخوردم خبری نبود از زندگی خسته شده بودم وته خط بودم نا امید از همه جا وهمه کس دلم نمیخواست اینجوری زندگی کنم اخه زندگی نبود جهنم بود این شرایط قبول نداشتم نمیتونستم راه برم بند کفشم ببندم پله بالا برم نفسم بالا نمیومد وخیلی…دیگه ووقتی با سایت اشنا شدم دیگه تلاش میکنم که مانعها رو فرمولهای اشتباه بردارم وکم کم به سرازیی لاغری برسم وذهنمو اماده کنم برای لاغری واقعا همین طور بود چاقی انقد که ذهن ما رو در گیر میکرد به جسممون فشار نمیاورد اعصاب وروان ادم داغون کرده بود ومن با امید وکمک استادم وخداوندم ادامه میدم تا به تمام هدفهام برسم شفا گرفتن لاغری اعتماد به نفس تغییر در روابط تغییر در کسب کار ودرامد بالا ثرتمند شدن و..برسم ودیگه محتاج همسرم نباشم ازادی مالی که ادم داره طعم خیلی عالیه دوست دارم بقول معروف دستم تو جیب خودم باشه واستقلال مالی داشته باشم و من فکر نمیکردم که این موضوع به بچه دارشدن ونشدنم ربط داشته باشه وبینهایت خوشحال شدم برای دوستان عزیزم که این مشکلشونم حل شده وبینهایت بهشون تبریک میگم قدم نو رسیده مبارک وخیلی خوبه که شما با خوندن نوشته های ما شاد میشید ما با گوش دادن به فایلها شما دانشمون زیاد میشه ویک گام به سمت لاغری برمیداریم ومن بینهایت سپاسگزارم از شما استاد گرامی ویکی دیگه از باورهای مخرب ورزش که من اینکارم انواعشو انجام دادم از ورزش تو پارک با دستگاها پیاده روی ورزش با تلوزیون وبا شوق بسیارم انجامش میدادم وپیگیرم بودم نه اینکه ۵ دقیقه ورزش کنم ی رب گوشی چک کنم ولی اصلا تاثیر نداشت حالا چند کیلویی کم میکردم ولی سریع برمیگشت چون ورزش سخت بود ولاغر نمیشدم انگیزمو ازم میگرفت ودیگه دوست نداشتم ادامه بدم باشگاهم نرفتم اصلا چون شنیده بودم اگه بری باشگاه وادامه ندی چاق میشی این ترسم نرفتم باشگاه ودر هنگام ورزش حتما اب میخوردم چون نفسم بالا نمیومد وگلوم خشک نیشد ودوست داشتم برم یوگا چون میگفتن ورزش به ادم ارامش میده اما کرونا شد نرفتم والان فهمیدم که ورزش علت لاعر شدن نیست ولی وقتی در مسیر لاغری قرار بگیری میتونه تاثیر داشته باشه وورزش دلیل لاغر شدن نیست اگر میخواهیم از ورزش برای لاغر شدن استفاده کنیم باید اول دهنمون اماده کنیم اموزشش بدیم وفرمولها وباورهای درست جایگزین قبلیها کنیم اونوقت میبینیم که کرزش کردن چه تاثیری در روند لاغری ما داره وقتی ذهنمون تغییر میکنه نگرش ما هم عوض میشه واستاد منم کلی سوال داشتم اما فایل شما تمام سوالات منو جواب میده وی دنیا ممنون اونوقت این دوره که درباره ورزش میخواین بسازین قیمتش چنده ممنون که با ما هستید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/14 14:09
      مدت عضویت: 584 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 592 کلمه

      باسلام گام ۲۶ : موانع ذهنی لاغری چیست ؟
      اساس موفقیت درمسیر لاغری با ذهن اول وردو با اطمینان واحساس ارامش به مسیر وبعد یادگیری دقیق اموزشها با گوش دادن به فایلها وانجام تمرینات نوشتن وعمل به اموزش هاست . هرچه مطلب بهتر درک شود تمرینات خوبتر انجام شده و ارامش در مسیر بیشتر است ورسیدن به تناسب نزدیک تر واسانتر می باشد . مهمترین رکن ورود به مسیر لاغری اعتقاد واطمینان وباور به درست بودن مسیر وبه لاغری رسیدن از این راه است .اگر هر چه تلاش کنیم وبه زحمت بیوفتیم وسختی بکشیم اما امید به لاغر شدن از هر راهی که رفتیم نداشته باشیم قطعا جواب نمی گیریم .چون به ذهن خود گفته ایم که نمی سود واو باور کرده که نمی شود وضمیر نا خوداگاه خود راناتوان دیده ودرنتیجه تلاشها بی ثمر می ماند.نقش باور واعتقاد چاقز ما بر هر علت که در ذهن ما ثبت شده باشد مانع لاغر نشدن ما می باشدمثلا باور چاقی من از تیرویید ومصرف داروهاست یا ارثی وژنتیک ویا تحریکات عصبی و………
      باور همان فرمول ذهنی شکل گرفته است .نقش باور در تغییر جسم ویا شکل گیری جسم بسیار زیاد است .
      باور در ذهن شکل میگیرد پس باید فرمولهای ذهنی غلط شناخته شده وتصحیح شود وفرمولهای صحیح جایگزین انها شود .کار ما باید روی ذهن باشد شگفتی سازانی که از طریق ذهن به تناسب رسیدند دیگر سختیهای دوران چاقی مثل رنج ورزش کردن ورژیم گرفتن و کوهپیمایی نکردن و….. راتجربه نمی کنند چون که باورهای اشتباه خود را شناسایی کردند وروی انها کار کردند وتوانسته اند الگوهای ذهنی خود را تغییر دهند ومتوجه شدند که به سادگی میتوانند لاغر شوند وبا اینکه چندین سال درمسیر چاقی بودند اما درزمان کمی به راحتی وسادگی توانستن لاعر شوند در البوم شگفتی سازان دیدم که دوستانی باوزن بسیار زیاد که شاید بعضی درطی ۸ ما حدود ۵۰ کیلو وزن کم کرده بودند وبه تناسب اندام رسیده بودند. مسیر لاغری فقط درجنبه لاغر شدن به ما کمک نمی کند بلکه اگر هوشیار باشیم واز اکاهیهای درستی که به ما میدهندانها را درهمه جنبه های زندگی بکار بریم میبینیم که کاربرد اموزشها درهمه موارد زندگیمان بدرد می خورد وکاربرد دارد .مثلا پرخوری نکردن واشغال نریختن غذا درجسم را بر روی نشخوار ذهنی زیاد نداشتن برجنبه های منفی روال روزانه زندگی واشغال نریختن به معنای اجازه ورود هر فکر اشغال وبیهوده در ذهن را ندادن البته با تمرین واستمرار میتوان بکار برد. وزن زیاد بیستر برذهن ما فشار می اورد تا جسم ما زیرا ورزش ویا فعالیتی که درزمان چاقی انجام میدهیم با زجرو رنج وفشار روحی است بعد جسمی که از نسانه های ان هم فرار کردن از ورزش به بهانه های متفاوت هست اما همین ورزش وفعالیت راوقتی در لاغر بودن انجام میدهیم با نشاط وشادی همراه است . اینها همه از حسن های اموزش ذهنی است که مانع لاغر شدن که ورزش کردن درنظرمان است رابرایمان برطرف کرده .هیچکدام از مانع های لاغر شدن به بهانه های ورزش وچاقی نمی تونم لاغر بشم خسته شدم  تحرک کم  فعالیت تاثیری در لاغری من ندارد و……. مقثر درچاقی مانیستند .فقط با تصحیح ذهن از ورزش کردن همراه با تناسب میتوان استفاده کرد علت لاغری اصلا بر اساس ورزش کردن نیست 🏵پس باید اولفرمولها وباورهای ذهن برای ورزش کردن را درست کنیم بعد ببینیم انگیزه مان برای کرزش کردن چیست وورزش چه تاثیری در تناسب انداممان دارد .ورزش برای لاغری وتناسب نیست بلکه تحرکی برای سلامتی ونشاط و شادی وانعطاف طبیعی استخوانها وماهیچه ها وضربان قلب وجریان خون وبطور کلی همه اعضاء داخلی وخارجی بدن است .وقتی ورزش از روی نشاط باسد روحیه بالا میرود وامید به زندگی بیشتر می شود
      خدایا برای همه چیز سپاسگزارم واز شما استاد گرامی نیز متشکرم🌻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/12 01:40
      مدت عضویت: 331 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      سلام استاد همیشه من موقعی که به فایلها گوش میدم هم ذهنم در مسیر لاغری قرار میگیره هم تصمیمم برای ورزش کردن بیشتر میشه و چون توی فایلهای قبل میگفتین تا زمانیکه توی این دوره هستین سعی کنین هیچ روشی رو امتحان نکنین اما همیشه ذهنم دور ورزش کردن مشغول میشه که آیا انجام بدم یا ندم چون همیشه ادم باید ورزش کنه هم برای سلامتی هم برای جمع و جورتر شدن اما بازم ذهنم درگیر میشه استادلطفا راهنماییم کنین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/12/12 22:45
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام دوست عزیز
        محصول برنامه ریزی ذهن برای ورزش کردن را تهیه و استفاده کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/12 01:40
      مدت عضویت: 331 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 64 کلمه

      سلام به استاد عزیز

      یکی از دلایلی که مانع از لاغری من میشد اینه که اگه ورزش نکنم لاغر نمیشم و از زمانی که یادمه ورزش میکردم و چون فکر روی این دلیل غلط بود بعد از لاغر شدن باز برمیگشتم به حالت قبل اما به لطف خدا توی این دوره درک کردم که فکرم رو نسبت به ورزش کردن فقط برای لاغری تغییر بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/01 23:43
      مدت عضویت: 567 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,601 کلمه

      من سالها فکر میکردم چاقی من طبیعی هست (البته بعد از ازداجم از این افکار و باورهای غلط داشتم )چون زیاد میخورم و اشتهای زیادی دارم چاقم ویا چون ازدواج کردم چاقم و یا چون دو زایمان داشتم چاقم و یا چون قرص تیرویید استفاده میکنم چاقم و یا چون قرص هورمونی استفاده میکنم چاقم و این طبیعی هست که چاق باشم هر چند که سالها تلاش میکردم و ورزش و رژیم داشتم اما نتیجه ی ماندگار نمیداد ولی مقطعی همیشه نتیجه ی عالی می گرفتم هرچند که مسیر لاغرشدنم همیشه سخت بوده و همیشه تنها راه لاغر شدن رو رژیم و ورزش در کنار هم میدونستم ( باور قوی و غلط در من )

      و هر جا هر کس لاغر میشد میرفتم میپرسیدیم که تو چی کار کردی منم میخوام انجام بدم و همیشه به دنبال راهی بودم برای لاغری و خودم رو ناتوان در مقابل لاغری همیشگی میدیدم و میگفتم خوش به حال فلانی که هر چی میخواد میخوره و اما لاغر هم هست .و حتی این اواخر در باشگاه به دنبال خرید دمنوش هم رفتم ولی خدا رو شکر نخریدم و استفاده نکردم چون بارها از زبان مدیریت باشگاه که به بچها رژیم میداد میشنیدم که این دمنو شها عالیه و اشتهای شما رو کامل قطع میکنه و شما در طول روز سیر هستین و غذا نمیخورین و لاِ غر میشین و چندتا هم استفاده کردن و کلی لاغر شده بودن وخیلی دوست داشتم بخرم اما همیشه میگفتم یعنی تا کی دمنوش بخورم ؟؟و اگر قطع کنم دوباره چاق میشم؟؟ و حس میکردم اینم راهش نیست و از طرفی هم میدونستم برای بدن ضررهایی دارن غیر قابل جبران و چون من قرص استفاده میکردم میترسیدم تداخل دارویی ایجاد بشه و نمیخواستم استفاده کنم ولی اشتیاق به لاغری از یه طرف که دوست داشتم لاغر بشم و اون حس درونیم که میگفت نخور اینم راهش نیست از طرف دیگه تا بلخره لطف خدا شامل حالم شدو با این راه آشنا شدم .

      ووقتی من نگاه به عکسهای گذشته ام میکنم میبینم من تا دوران قبل از ازدواجم بسیار متناسب بودم زیر ۶۰ کیلو بودم و بعد از ازدواج چاق شدم و حتی در هر دو بارداریهام من وزن ۱۰۰ کیلو رو هم تجربه کرده بودم وحالا با این آگاهی ها فهمیدم چقدر باورها قدرت دارن و من رو چاق کردن من باور ازدواج =چاقی رو داشتم اما خودم خبر نداشتم و کلی باورهای اشتباه دیگه مثل اشتهای زیاد =چاقی رژیم و ورزش با هم =تنها راه لاغری و تیرویید کم کار =چاقی و مصرف قرص هورمونی = چاقی و خوردن بیشتر غذا ها =چاقی و …که همه رو با دلیل و برهان در جلسه های پیش نقص کردم و دیگه نمیپزیرم و الان هیچ مانعی رو برای لاغر شدن خودم ندارم و به جسمم فرصت ترمیم میدم که من رو دوباره لاغر و متناسب کنه و اگر کل دنیا فریاد بزنن فلان چیز باعث چاقی تو میشه من قبول ندارم و میگم روند جسم من به سمت متناسب شدن هست و اگر به جسمم فرصت بدم و ذهن و جسم در هماهنگی کامل باشن قطعا لاغر میشیم همانطور که تا حالا تونستم .

      و اما من با این همه باور اشتباه که داشتم در ذهنم هر چقدر تلاش میکردم نتیجه ی ماندگار نمیداد برای یه مدت چرا نتیجه میگرفتم ولی هیچ وقت برای همیشه نتیجه نمیداد تا وارد این مسیر لاغری با ذهن شدم و من از آبان ۹۸ وارد سایت شدم ولی از چند ماه قبلش هم از طریق اینستا حرفهای استاد رو دنبال میکردم و خلاصه متوجه شدم در این مدت که در سایت هستم با راحتی و لذت و احساس خوب من دارم لاغر میشم و کلی آزادی و اعتماد به نفس و …. من پیدا کردم و توکلم و ایمانم بهتر شده و سبک شدم و شاد شدم چرا ؟؟؟چون سالها تحت فشار چاقی بودم و چاقی به من فشار آورده بود و وقتی افکار و باورها م عوض شد با این دوره خیلی اتفاقهای عالی برای من رقم خورد و دیگه لاغری برای من طبیعی شده و اون رو حق خودم میدونم و انگار هر روز از روز قبل دارم متناسبتر میشم و انتظارم از خودم این هست که لاغر تر بشم

      و من هر روز با عشق و علاقه وارد سایت میشم و دیدگاهم رو مینویسم و همین باعث شده که هیچ چیز بیرونی به اندازه این کار به من لذت نده و بینهایت من از این کار لذت میبرم و در این مدت که وارد سایت شدم من هر روز در این مسیر بودم و نوشتم و خوندم .و این نشان از اشتیاق و تعهد و استمرار من داره که من رو قطعا موفق میکنه و تنها راه موفق شدن همین هست .

      و وقتی من کلی باورهای غلط رو رد کردم که مانع چاقی من نیستن و نتیجه گرفتم که باورهای غلط من زیاد بودن مثلا اینکه چاقی من به خاطر خوررن قرص هورمونی و کم کاری تیرویید هست و یا چاقی من به خاطر اشتهای زیادم هست و یا اینکه مهمترینشون این بود که من باید ورزش کنم و رژیم بگیریم که لاغر بشم و اگر رژیم و ورزش نداشته باشم حتما چاق میشیم و من قبل از این مسیر لاغری با ذهن بارها به دنبال رژیم و ورزش بودم و ابن ۷ سال آخر به صورت مداوم ورزش میکردم ولی اصلا انگار فایده نداشت و حتی من چاقتر هم میشدم و کلی اضافه کرده بودم و من به شخصه بارها به اطرافیان میگفتم اگر رژیم نگیریم ورزش به تنهایی فایده نداره و خیلیا میگفتن باید ورزشت رو سنگین تر کنی چون بدنت به ورزش عادت کرده چاق شدی و منم با شدت بیشتری ورزشهای دیگه رو دنبال میکردم که جز کمر درد و زانو درد و چاقی بیشتر هیچی برام نداشت و هر جا که وزنم نرمال میشد در حین اینکه همیشه ورزش میکردم ولی دیگه رژیم نداشتم و اون رو یکم ول میکردم دوباره ریزه خواری و پرخوری من شدید میشد و دوباره چاق میشدم و این اواخر کلافه میشدم و هر وقت کمی ورزشم سبک بود و آرام بو د سریع مدیریت باشگاه رو اطلاع میدادم که این چه مربی هست چرا خوب ورزش نمیده چرا سبک ورزش میده من که اصلا عرق نکردم و ضربان قلبم بالا نرفت که و اصلا ورزشهای فلان مربی خوب نیست و همیشه درخواست ورزش سنگین و سخت میکردم ولی هیچ وقت هم نتیجه نمیگر فتم و حتی یادم هست این اواخر با ضربه هایی که بدنم زده بودم نمیتونستم حرکات سخت رو برم و به جاش کار سبک میکردم که مربی میگفت تو باید دیگه بری پیلاتس چون نمیتونی با درد کمر و زانو خوب ورزش کنی و من ناراحت میشدم که نه من باید ورزش سنگین کنم و این رو هم بگم خیلی با تعهد ورزش رو دنبال میکردم هر چند که دوست نداشتم برم ولی ترس از چاقی من رو مجبور میکرد که برم تا اینکه از استاد عزیز پرسیدم و گفت ورزش هیچ تاثیری در لاغری تو نداره و چون این مسیر و حرفهاش رو قبول داشتم دیگه یه هویی بعد از ۷ سال اون رو کنار گذاشتم و سراغش نرفتم حتی یه پیاده روی ساده هم نرفتم و خیلی هم عالی دارم متناسب میشم .

      ولی حالا خوب میدونم که ورزش کردن علت متناسب شدن ما نیست فقط برای شادی ما هست و حتی باعث چاقی بیشتر من هم شده بود چون باور داشتم اشتهام زیاده و روزی که ورزش میکردم خیلی گرسنه تر میشم و هنوز نیومده خونه دوش میگرفتم و کلی شام سبک و رژیمی میخوردم و اگر اخرشب هم جایی میرفتم چیزی میدیدم و یا خونه مادرم هم شام بود اونجا هم ناخواسته میخوردم و همیشه میشد دوشام برای من و چاقی بیشتر رو تجربه میکردم .
      ورزش کردن به هیچ وجه دلیل متناسب شدن ما نیست حالا هر چقدر بگی فلانی گفته پرفسور گفته و دکتر فلانی گفته هیچ فایده نداره و من خودم به شخصه به هیچ عنوان قبول نمیکنم و تنها راه لاعر شدن رو اموزش لاعری از طریق ذهن میدونم چون خوردن هم یه فرمان هست مثل سایر فرمانهای جسم ما که از طریق مغز ما صادر میشه و باید اونجا رو درست کنیم و ذهنمون رو لاغر کنیم نه فشار به جسم خودمون بیاریم و بخواییم جسم رو لاغر کنیم در حالی که ذهنمون پر از فرمولهای چاقی هست .

      پس اول باید فرمولها و باورها رو درست کنی و بعد نتیجه می گیری
      لاغر شدن باید آسانتر و آسانتر و آسانتر بشه در ذهن ما من میگم لاغر شدن برای من شده مثل تنفسم
      لاغر شدن برای من شده مثل پلک زدنم
      لاغر شدن برای من شده مثل گردش خودنم
      لاغر شدن برای من شده مثل سلولسازی بدنم
      هم اینقدر طبیعی هم اینقدر راحت و آسون هم اینقدر اتوماتیک و هم اینقدر حق من برای زنده بودنم و هیچ وقت برای انجام هیچکدوم از این فعالیتها جسمم سختی و زجر نکشیده و آسان آسان آسان بوده .

      لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/01 21:13
      مدت عضویت: 221 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      سلام…من ک خیلی باورهای اشتباه و غلط متاسفانه وارد ذهنم کردم و خروجی اون هم بد شد ما اگه باورهای درست و صحیح وارد ذهنمان کنیم خروجی خوبی هم دارند من این همه سال ب اشتباه جلومیرفتم میرفتم رو دستگاه خودم تو خونه دستگاه خریدم گذاشتم روزهای اول خیلی ذوق داشتم میرفتم فقط واسه لاغر شدن همیشه همسرم میگفت واسه لاغری نرو واسه سلامتیت برو ورزش کن یه مدت گذشت از دستگاه بدم اومد چون تکراری بود ورزش کردن و دویدن روی اون خسته ام میکرد باید هر روز رو دستگاه میرفتم نباید ترکش میکردم منم بیشتر روزها تو خونه کار داشتم و بچه ی کوچیک سختم میشد و از ادامه دادن خسته میشدم و ناراحت…اگه باشگاه میرفتم فقط واسه لاغری بود ن واسه سلامتی اونم یه مدت خسته میشدم بچه هام نمیذاشتن و ترکش میکردم..استاد من یه سوال داشتم من ک میدونم چاقی و لاغری ارثی نیس ولی چرا بیشتر مریضی ها دکترها میگن روی ارث میره مثلا پدر من کمر درد داشته و مشکلی قلبی هر دو عمل کرده بعد دکتر گفته بجه هاش باید مواظب باشن ک ناراحتی قلبی ارث میره البته خیلی وقته میخوام ازتون بپرسم واقعیت داره؟؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/12/02 01:10
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام دوست عزیز
        همانطور که هر گردی گردو نیست
        هر دکتری هم دکتر نیست

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        فریده حسنی
        1400/01/05 20:33
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 314 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تمام افکار و باورهای که ما در ذهن ناخوداگاهمون داریم بلخره خودشونو به ما ثابت میکنن اگر یه زمانی دکتری به من گفته باشه فلان بیماری در خانواده شما ارثیه و من پذیرفته باشم چونکه در ذهن ما حرف و نظر دکترها خیلی مهمه پس تشخیص اون پزشک برای ما سند محکمی میشه که آره ما ارثی به اون بیماری دچار خواهیم شد ولی زمانیکه آگاه بشیم و یاد بگیریم که هر کسی خالق زندگی خودشه آخه بدن و جسم پدر من چه ربطی بمن داره در وجود من تک تک سلول های من پر از انرژی خداونده در خداوند که غم وبیماری نیست خداوند منو با توانمندی منحصر به خودم یونیک آفریده و دیالوگ های جدیدی برای خودمون داشته باشیم و باورسازی های قوی کنیم و هر روز در مورد باور جدید با خودمون گفتگو کنیم و ادامه بدیم یواش یواش از اون باورهای مخرب قدیمی شیفت میکنیم به مکان باورهای جدید که پر از سلامتیه پر از حال خوبه پر از عشق به خود و خداست البته که باید ذهنیت های قدیمو گوش ندیم و مدام در فرکانس شکر گذاری باشیم
        من در مدتی که با مطالب ذهنی آشنا شدم چندتا از بیماری هامو کمرنگ و حتی اون قویتراش کامل از بین رفته فقط کافیه هر حرفیو نپذیرید و بیشتر به خدای درونمون اعتماد کنیم اونوقت از الطافش شوکه میشیم و به مرور به معجزاتش عادت میکنیم وقتی باورش کردیم دیگه فقط منتظر خیر و برکتش هستیم نه بیماری و ناراحتی مگه ما به این دنیا اومدیم که زجر بکشیتوجه بر سلامتی و عشق مارو به مسیر عشق و سلامتی بیشتری هدایت میکنه

        ما اشرف مخلوقاتیم نه آدم های بدبختی که فقط اومده باشیم درد و مرض خانواده هامونو به ارث ببریم

        اگر هم ارثی ببریم ارث صفات خداوندو ببریم شادی حال خوب ثروت تناسب اندام

        براتون نور و عشق و آگاهیو آرزو دارمم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/29 02:16
      مدت عضویت: 455 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 657 کلمه

      با عرض سلام وادب خدمت استاد عزيز ودوستان همنوردم🌺💐
      همان طور كه از مباحث فايل هاي متعدد آموختم ، الان ديگر ميدانم كه رمز وكليد هر موفقيتي وتنها شاهراه اصلي وساده وآسان براي رسيدن به انتهاي جاده خواسته ام تنها وتنها از طريق جلب موافقت ذهنم است.چه گونه؟🧐
      قبل از هر چيز بايستي بدانم خواسته من ودوستانم وعلت شركتم در اين دوره متناسب شدن ورسيدن به آرزوي لاغري وماندن در آن است ، كه اين خود مستلزم دانستن راهكارهاي آن وعمل كردن به آن است، از چه طريقي؟؟؟🤔
      ١- من صرفا نيازي به كار سختي وتلاشي جز گوش دادن هر روزيم به فايلهاي روزانه واجراي ميثاق نامه وباور داشتن به اين كه لاغرشدن از اين مسير آسانترين كار دنياست ، را ندارم 👌🏻👌🏻
      ٢- اين كه در طي مسير با شادي واحساس عالي پيش بروم ، چرا كه اين شرط اول قدم در اين راه است و ذهن من بايستي با حركتم وسفرم به اين مسير سبز وروشن رضايت بده وتنها راه جلب موافقتش احساس من است اگر بداند كه من شاد هستم واحساس خوبي دارم به اين شوقم احترام ميگذارد ومرا در اين مسير همراهي ميكند ، چون همسو شدن ذهنم با خواسته روحم ( با جزيي تلاش جسمم) دست به دست هم ميدهد تا رسيدن به انتهاي جاده سبز👏👏💃💃
      ٣- واما بايستي بدانم كه قدم نهادن دراين جاده سراسر شور وشوق نيز موانع وخارهاي مغيلاني دارد كه ريشه عميق در بيابان باورهاي غلط ذهني ام دارم ، كه بايستي تك تك اين موانع را بشناسم ، آناليز كنم وباور صحيح را با سوال وجواب كردن ومنطقي كردن( ايده جديد) در ذهنم دوباره آن را برنامه ريزي كنم و با تكرار مكرارتش آن ( باور صحيح)را عجين ناخوداگاهم گردانم تا عبوركنم وبرسم به هدفم از گذر اين مسير ( متناسب شدنم) جهت رسيدن به علت خلقتم ( احسن الخالقين بودنم)👏👏👏👏👏👏💃💃💃💃💃💃💃👌🏻👌🏻👌🏻🌺💐

      ٤- واما موانع وباورهاي غلط معمول من ودوستان در طي اين مسير وخط ترمز تمام بي انگيزه گي هاي روش هاي قبلي با وجود تلاش هاي جسمي مكررمن، فرضا:
      باور غلط اين كه چاقي من ارثي است ، هر بار كه تلاش ميكردم از هر طريقي( رژيم ورزش ودارودرماني و…) ممكن بود براي مدت كوتاهي نتايجي هم ميگرفتم ومتوازن ميشدم ولي چون نقش باور هاي من پررنگ تر از تلاشم بود، (ارثي بودن چاقي ام ، خصوصا بعد از ازدواج وزايمان وافزايش سن و… خصوصا تو خانواده ما) بزرگتري مانع وعدم ثبات وزنم وبازگشتم به وزن قبلي وختي بيشتر ميشد😌😌
      ومانع بسيار پررنگ وغلط ديگر من ورزش نكردن وبي تحركي = چاقي ميدانستم وهر روز بايستي يك تحركي داشتم، وگرنه شديدا ناراحت ميشدم ونا آرام بودم وبا وجود ورزش وتحركم ( فرضا پياده روي مكر هرروزم روي تردميل) واسترسم كه زياد عرق نكردنم بعني بيهوده بودن يكساعت تلاشم وسرانجام بي حوصلگي ورها كردن واحساس شكست وبي ارادگي ام ودچار استرس شدنم ونهايتا پناه آوردنم به غذا وپرخوري وسرگرمي از اين طريق مرا به ورطه جاده نامتوازن ودر خطر سقوط انداختن به سياه چال چاقي قرار داده بود كه به شكر خدا وخواسته مكرر قلبي خودم وآشنايي با فرشته جاده تندرستي وتناسب فكري ( استاد عزيزم) نه تنها از اين بند رهانيده شدم ووارد بزرگراه درست واصلي شدم وهر روز در مسيرم ، بلكه در طي راه سرشار از شادي ورهايي وسبكي واحساس عالي هستم وحتي فراموش كردم كه ميخواهم متناسب شوم چرا كه چيزهايي بدست آوردم كه مرا غرق زندگي وبودن كرده است وديگر ميدانم وفرياد ميزنم :
      من هستم
      خورشيد زيبا ، چرا كه انوار شفابخشت رادرك ميكنم ومن هستم وغرق اين احساسم ، طلوعت وغروبت برايم حس زندگي وبودن است،🌞🌒🌈
      من هستم ، باران زيبايي كه بوي خاك را برايم تداعي ميكني ومرا از اين نعمت الهي ، وآب ورود ودريا وآبشار و… شادمان ميكني🌈🌦❄️☃️
      من هستم وهروز با احساس عالي همانند يك پروانه از پيله تنيده سبك ورها سرشار از حس آزادي صبح زيبايم را حالي كه شبي آرام راطي نمودم پرواز ميكنم وغرق زندگي هستم ،🦋🦋🦋🦋🌺🌺
      خلاصه اين كه : من هستم،
      وايسا ، زندگي من هستم، ودركت ميكنم👌🏻👌🏻💃💃💃
      خدايا شكرت، خدايا شكرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/28 13:28
      مدت عضویت: 123 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 933 کلمه

      سلاااام سلااام وقتتون بخیر حالتون چطوره من ک عالیییی ب لطف خدای خوبم😍😍🙏 انشاءالله ک شما دوستان عزیز و همسیر هم ب لطف خدا عالی باشید…🙏🙏😍
      خب فایل 26از مسیر لاغری من ::بازم خدمتتون عرض کنم ک من با درست درک نکردن این فایل از روی تایید نکردن استاد عزیزم متوجه شدم و دوباره ی قدم برگشتم ب عقب ..
      و با دوبارع فایل گوش دادن بالذت و شوق بسیار درکی رو شرح بدم ک تایید بشه چراا ؟؟چون اگ تایید نشه من نمیتونم عمل کنم ب آموزش هایی ک دارم میبینم و خدای نکرده راه رو اشتباه میرم و از مسیر خارج میشم…و هر دفعه ک درک و دیدگاهم تایید نشه توسط استادم این فایل گوش کردنها ادامه داره و شرح دادنها تا تایید بشه و من بتونم برم گام بعدی🙏😍

      (موانع ذهنی لاغر شدن):
      موانع ذهنی همان باورهای اشتباهی است ک از گذشته تا ب امروز ب وفور در ذهن ماافراد چاق ثبت و ذخیره شده است ، از طریق «خانواده ، جامعه ، رسانه ، دوستان ، و غیره» خب قبل از آشنایی من با مسیر لاغری موانع ذهنی من ک نمیزاشت من ب لاغری دست پیدا کنم عواملی بود مثل (پرخوری ، بی تحرکی ، خواب زیاد ، ارثی بودن ، ژنتیک ، و ورزش نکردن ) بعدازینک با مسیر لاغری آشنا شدم و یادگرفتم موانع رو کمکم با دلیل و منطق از سر راه برداشتم (ترس از چاق تر شدن ، ترس از مواد غذایی ، ترس از آینه وغیره ،)
      موانع ذهنی مهم ترین عامل شکست مادر لاغرشدن است.
      برای هر هدفی مسیری وجود دارد ک هر انسانی از آن مسیر حرکت کند ب هدف خودش میرسه فرقی هم نمیکنه مکان باشه یا موقعیت ،
      مثلا اگ کسی بخاد گواهینامه بگیره اول باید ثبت نام کنه .کارهای بانکیش و هزینه اش رو انجام بده بعد توی کلاس آموزشی ها شرکت کنه بعد امتحان بده اگ قبول شد مراحل بعد اگه باز قبول شد مراحل بعد بعد از چند ماه گرفتن گواهی نامه…هدف این فرد گرفتن گواهی نامه است پس اول باید از مسیر درست حرکت کنه تا ب هدفش برسه …یدفعه ای نمیتونه از ثبت نام بره مرحله آخر دراین صورت هیچ وقت ب هدفش نمیرسه ،..یااگ فردی بخاد رییس بانک بشه اول کارمنده بعد معاون میشه و بعد رییس..باید پله پله بالا بره و ب هدفش نزدیک و نزدیک تر بشه…این مسیر صیحیح در رسیدن ب لاغری صدق میکنه و همه ی ما ک دراین مسیر هستیم خیلی خوب میدونیم ک باید از مسیر چاقی شروع کنیم و حرکت کنیم ب سمت انشاءالله لاغری..ک هدف هممون هست ومراحل آموزشی و یادگیری ش طی نشه ما ب هدفمون نخاهیم رسید…تواین مسیر علاوه بر لذت و آرامش و آسونی بر اثر ی سری افکار و باور ها ک در ذهن ماهست ممکنه موانعی بر سر راهمون قرار بگیره ک باید یاد بگیریم و آنها رفع کنیم …و اگ نتونیم برای این موانع کاری کنیم خودب خود از مسیر خارج میشیم ….یکی از مهم نرین موانع ورزش کردن است.ورزش کردن علت لاغر شدن نیست .اگر از ورزش کردن برای لاغر شدن میخواهیم استفاده کنیم اول باید ذهنمون رو آموزش بدیم و باورهامون رو تغییر بدیم
      سالهایی ک ما برای لاغر شدن ورزش میکردیم باوجود اون همه سختی و تلاش ها ما بیشتر داشتیم چاقی رو در جسم و ذهنمون پررنگتر میکردیم ..چون ما ب چاقی داشتیم اهمیت میدادیم .و نقش باور پرنگ تراز تلاش ما بوده…حتی اگر اضافه وزن انچنانی نداشته ایم و فقط چند کیلو بوده اون اضافه ها اونموقع فشار ب ذهن خیلی بیشتراز فشار روی جسم بوده…
      ما باید تسلط خیلی بیشتری روی باورهامون داشته باشیم ..نقش باور خیلی اهمیت دارد….ووقتی باورهامون رو تغییر بدیم علاوه بر تسلط لاغری بلکه شادی ، آرامش ، حس و حال خوب و خیلی وجه های شادی دیگه ای رو تو زندگیمون بوجود میاریم….
      من قبلا باور داشتم باید ورزش کنم عرق بریزم واگرنه لاغر نمیشم…اما دیگ یاد گرفتم ک ورزش کردن نقشی در لاغری من نداره ..و ورزش کردن برای حال و خوب و شادابی..و اگ برای لاغری باشه نتیجه عکس میده..
      یکی دیگ ازاین موانع من پر خوری بود ک مثلا اگ من ۱۲ شب غذا بخورم حتی ب مقدار کم منو چاق میکنه…در حالی ک اگ نیاز بدنم باشه واز گرسنگی واقعی باشه اون غذا تبدیل ب چربی و اضافه وزن من نمیشه..یکی دیگ از موانع من برای لاغر نشدن خواب زیاد بود ک اگ زیاد بخوابم باعث چاقی و اضافه وزن من میشه ، در حالی ک افراد متناسبی هستن ک خوابشون زیاده ولی متناسبن.یکی دیگ ازین موانع ارثی بودن چاقی من بود.ک من چون چند نفر در خانوادع و فامیل چاق هستند پس ارثی هست منم چاق باشم در حالی ک تو همون خانواده فامیل اکثرا لاغرن پس چاقی م نمیتونست ارثی هم باشه….و خیلی دیگ موانع ک خداروشکر تاجایی ممکن حل شدن…و ما فقط باید باورهامون رو تغییر بدیم روی باورهامون کار کنیم و آموزششون بدیم تا بربهترین شکل ممکنه نتیجه عالی بگیریم….
      امیدوارم درک درستی شرح داده باشم…
      راجبه سوالات ورزش من علاقه ای ب ورزش کردن ندارم اصلا دوسش ندارم ن اینک آدم تنبلی باشم ن علاقه ای ندارم سعی میکنم انرژی و وقتمو بزارم برای کارها و رشته ای ک بهش علاقه دارم…پس سوالی ندارم راجبه ورزش و تاثیرش…شاید اگ باورها نسبت ب ورزش کردن برای لاغری تغییر کنه تاثیر فوق العاده ای داشته باشه ولی فعلا برای من اولویت نیست…هر چند ک قبلا برای لاغری ورزش میکردم فقط و فقط ز اجبار و زور بود..و همش ناراحت و اعصبانی بودم..و خداروشکر ک دیگ اجبار و زوری در کار نیست و خداروصدهزار مرتبه شکر ک آرامش دارم و حالم خوبه خوبه ..
      و این آرامش و حال خوب رو اول از خدای خوبم دارم بعد از استاد عزیزم …
      🙏😍😍🌹🌹
      موفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 12:51
      مدت عضویت: 518 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 543 کلمه

      سلام
      فکر میکنم همه افراد چاق بالاخره دوره ای از زندگیشون رو برای اینکه لاغر بشن ورزش کردن ودلیلش هم اینه که بارها ورزش رو به عنوان روشی برای افزایش سوخت و ساز معرفی کردن و اینکه معمولا افرادی که ورزش میکنن هیکل و اندام زیبا و متناسبی دارن و در ذهن افراد چاق فرمولهایی مثل کم تحرکی =چاقی یا چاقی=سوخت و ساز پایین یا لاغری =عرق کردن وجود داره اکثرا حتی اگه برای یه دوره کوتاه هم شده ورزش کردن رو امتحان کردن
      من اولین باری که همسرم بهم گفت که خانم خیلی شکمت بزرگ شده ها به فکر افتادم کاری برای خودم بکنم با دختر خاله ام تصمیم گرفتیم صبح زود بریم پیاده روی توی تنها پارک شهرمون یعنی اولین راهکار به نظر ما پیاده روی بود که خودش یه نوع ورزش هست حالا بگذریم از اون سختی صبح زود بیدار شدن ها و لباس پوشیدن و اینکه تنها ما دوتا خانم جوان بودیم که اون موقع صبح توی پارک بودن واحساس سنگینی نگاه اقایون مسنی که اون موقع صبح توی پارک بودن و معمولا هم یه سری افراد ثابت بودن که اینقدر حرکات ما رو زیر نظر داشتن که حتی یکیشون یه بار جلوی ما رو گرفت و گفت که دیدم وسط پیاده روی اب میخورین واینکار اشتباهه و آب وارد ریه تون میشه😂
      و ریه داغ و ابم سرده و خطرناکه و….😂
      و ما هم فقط گفتیم چشم ورد شدیم
      بعدش همین دختر خاله یه باشگاه پیدا کرد سرپوشیده که مربیش تازه شروع کرده بود و حدود۱۰ تا شاگرد داشت دیگه اینجا خیلی خوب بود هم سر پوشیده بود هم فقط مخصوص خانمها بود و هم میتونستیم با لباس راحت تری ورزش کنیم و اهنگ و حرکات هماهنگ و …هم که خودش شور و هیجان بیشتری میداد به قضیه
      خلاصه در همون ماه اول ۵ سانت دور شکم من کم شد و توی همون چند ماه اول حدود ۴ کیلو هم کم کردم و از وزن ۸۲ به ۷۸ رسیدم
      که بقیه دختر عموها هم با دیدن من تصمیم گرفتن بیان باشگاه و خلاصه خوش میگذشت
      من حدود ۳ سال به صورت ناپیوسته باشگاه رفتن رو ادامه دادم و هر دفعه که مدتی باشگاه رفتن رو رها میکردم سایزم برمیگشت دوباره میرفتم و نهایتا یه سایز کم کردم توی این مدت ولی خوب خستگی هاش ،عرق ریختن هاش(متنفرم ازش)کوچیک شدن و افتادگی صورت ،وقت گذاشتن هر روز برای ورزش،اینکه همیشه توجه ام به شکمم توی آینه بود موقع انجام حرکات،اینکه اکثر بچه هایی که متناسب بودن سالها بود که ورزش میکردن و از اول هم چاق نبودن و در واقع تغییری نکرده بودن ما چاقها هم چندان تغییری نمیکردیم فقط همون ماه اول سایز وزن کم میشد بعدش دیگه ثابت میشد😶😶😶 باعث شد که دیگه ولش کنم چون از مفصل زانو هم سر و صدا بلند شده بود و از انواع ورزشی که مربیمون میرفت اموزشش رو تهران میدید هم نتیجه نمیگرفتم
      خلاصه یه یکسالی ورزش نرفتم و احساس میکردم تغییر چندانی هم نکردم ولی توی همون سال هم مراقبه وای اف تی و سوجوک تراپی و….همه رو امتحان کردم تا اینکه به لطف خدا با استاد عطار ردشن و روش لاغری با ذهن آشنا شدم و از دی ماه ۹۸ توی این مسیرم
      و توی این مدت یک قدم هم حتی پیاده روی نکردم و تازه خیلی هم خوشحالم که نیاز نیست که در این روش ورزش کنیم🤩🤩😊😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 12:14
      مدت عضویت: 583 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      سلام 🙋‍♀️

      گام٢٦ ٩٩١١٢٦

      باور هاي اشتباه ، فرمول هاي غلط در مورد تناسب اندام كه با تكرار ورودي و استمرار جا خوش كردن تو ناخودآگاه ما و همينطور فرمانصادر ميكنن و رفتار ما نشانگر اطاعت ازشونه.

      ولي خوب تو اين دوره ما قدم به قدم داريم درستشون ميكنيم خداروشكر و فرمول هاي درست رو تكرار ميكنيم تا كد نويسي ذهن بره تومسير لاغري💚

      چاقي ارثيه

      كجاي چاقي ارثيه!؟ پس چرا همه اون هايي كه پدر مادر چاق دارن ، چاق نيستن ! چرا چاقم نميشن!

      هزاران مثال داريم كه افرادي هستند كه در خانواده كه پدر و مادر يا يكي چاق هستند ولي فرزنداني هستند كه چاق نيستند، اونا استثناهستن!؟ يا خوش شانسن ؟! 

      نه اين حرفا نيست ، چاقي طناب نداره كه وصل باشه بِه جايي و اونا چاقي رو ترززيق كنن تو وجود ما ، تنها دليل چاقي باورهاست كهوارد ذهن ما شده و تكرار شده و همين قد راحت هم ميشه درستش كرد، راحت به معني بشكن زدن و سه سوته نيستا، زمان ميخاد ، ظرفبدن من يهو نميتونه لاغر بشه اصلا گنجايش نداره، بايد همونطور كه با يه بشكن چاق نشدم و خوب ميدونم ، انتظار لاغري با سرعت برقهم نداشته باشم

      و همونطور كه آب رو ميذاريم تو كتري براي جوشيدن مرحله به مرحله گرم و داغ و داغ تر ميشه تا بِه نقطه جوش برسه و انتظار نداريم تاگاز رو روشن كرديم همون لحظه آب بجوشه و غير قابله باوره ، با مسير لاغري هم همين برخورد رو بكنيم.

      🟠فرمول اشتباه : ورزش كردن راه لاغر شدن!

      تا ورزش نكني لاغر نميشي! تحرك نداري كه لاغر نميشي! ورزش رو بذاري كنار چاق ميشي!، من اگه ورزش نكنم ميتركم! ورزش چربيسوزي زجرآور براي لاغري! تنها راه لاغري ورزش و رژيم !

      بمباران باورهاي غلط از مردم تا مربي هاي ورزش …

      سالهايي كه باشگاه داشتيم واقعا من بمباران اين افكار اشتباه بودم و چقد وقتي ورزش نميكردم يا ناخودآگاهم نميذاشت انقد خودمواذيت كنم خودم رو سرزنش ميكردم 

      از بدنسازي بدم ميومد انقد بهم كارهاي سخت ميگفتن تا لاغر بشم ، عاشق ايروبيك و زومبا بودم اونم بِه خاطر هيجانش اما نهايت دوجلسه با اين اضافه وزن كه مثل وزنه بهم وصل بود و اجازه تحرك نميداد بيشتر حسم بد ميشد . 

      و هرچي تلاش ميكردم كه بِه زور خودمو برسونم بِه ورزش بي نتيجه بود و ديگه بي خيال شدم

      الان ميفهمم كه اون باورها واقعا غلط بوده تا وقتي كد ذهني درست نشه من خودمو بكشمم لاغر نميشم، من براي حال و هواي خودم هرروز يه دوري تو طبيعت زيباي محلمون ميزنم . ولي ديگه اصلا بِه نيت لاغري نيست 

      اصلا ، و پيش مياد يه روزايي هم نرم ، گاهي ذهن منطقي مياد و ميگه حالا كنار اين پياده روي رو حذف نكن برو ، زودتر لاغر بشي. ميگماصلا ميخام نرم و بشينم اين كار ذهن رو ببينم كه بايد بدون ورزش پياده روي كار خودشو درست انجام بده و من لاغر بشم . و من ديگه بهنيت لاغري ورزش و پياده روي نميرم.

      سپاس استادجان💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/26 18:13
      مدت عضویت: 305 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,197 کلمه
      1. سلام به استاد و همه دوستان در مسیر لاغری من گام بیست شیشم موانع ذهنی لاغرشدن چیست موانع ذهنی همان باورها و انتظارات ما از خودمان از خوردن مواد غذایی از عوامل بیرونی است باورها اشتباهی که قبلا با تکرار زیاد شده به عادت رفتاری ما و سبب تغییر نگرش ما شده و نتیجه اش شده این جسمی که الان در خدمت شماست جسم شما رفتار شما زاییده باور ها و انتظارات شماست که این باور ها و افکار و باور ها اشتباه رو هم خودمان با آموزش دیدن از حرفها دیگران خانواده جامعه دوستان رسانه برای خودمون به وجود آوردیم پس وقتی فک کنیم هیچ کس جز خودمان مقصر نیست ما در مسیر چاقی به اسم باورها چاق کننده ازش استفاده میکردیم ولی الان که در مسیر لاغری هستیم به عنوان موانع لاغری اسم میبرن حالا ما قبلا چون روش ها اشتباهی پیش می‌گرفتیم واسه از بین بردن چاقی و رسیدن به لاغری همیشه شکست می‌خوردیم چون راه اشتباه رفته بودیم و باعث غرق شدن خودمون می‌شدیم وجای اینکه مشکل حل کنیم بیشترشم میکردیم. اما با هدایت شدن به این مسیر شگفت انگیز که خداوند مارو هدایت کرده که توسط فرستادش استاد معجز ها مارو به آنچه که لیاقتش داریم برسیم با کمک و راهنمایی استاد گرامی پس هیچ شک نکنیم که خداوند هیچوقت اشتباه نمیکنه خداوند از توانایی ما آگاه است که مارو هدایت کرده. حالا که هدایت شدیم به این مسیر باید موانع از سر راه برداریم تا به آنچه که لیاقت ما است حق طبیعی ما است وخداوند برای ما خواسته این نعمت هارو برسیم این موانع که خودمان سر راه خودمان گذاشتیم والانم باید خودمان این موانع برداریم و اینجا خیلی موانع است که همش نشعت گرفته از باورها مخرب ماست دوتا از مهمترین موانع اینجا باهم کار میکنیم اولین مانع چاقی من ارثی است من خودمم این مانع داشتم و چون هر روشی انجام میدادم لاغر نمی‌شدم دیگه فوری گردن این چاقی من ارثی است مینداختم چون هم دیگه فکرم آزاد میشد چاقی حق طبیعی خودم میدونستم و راحت خودم قانع میکردم و همین که اطرافیان ساکت میکردم که کمتر بگن وای چه چاق شدی یکاری کن دختر نباید چاق بشه زشت میشه فلان خلاصی یه تیر خلاصی بود که میزدم و به قول معروف با یه تیر دو نشان میزدم والگوها عکس ها و نمونه ها بی هم داشتم که بهم اثابت میکردم واقعا من به این دلیل چاقم خودم دیگه اذیت نکنم و وقتی با این روش لاغری با ذهن آشنا شدم خداروشکر از اون جعل نادانی رها پیدا کردم و اولا فهمیدم ارث چی هست و هرتغییربعد از تولد ارث نیست و آفریده ذهن خودمان است و کلی آرام شدم خوشحال که دست خودمه این چاقی و بعد فهمیدم که ارثی نیست چاقی من چون من همیشه فک میکردم چاقی رو از پدرم به ارث بردم دیدم پدرم در زمان سربازی لاغر بوده زمان ازدواج لاغر بوده زمانی ما به دنیا اومدیم لاغر بوده ومادرمم خیلی لاغر بوده و داداشمم همین الانم لاغر است و فهمیدم کامل که این اشتباه است و این مانع راحت با شفاف سازی از جلو مسیرم برداشتم. واما بریم سراغ دومین مانع لاغرشدن که ورزش کردن است که دیگه این باور خیلی قوی در من بود از بس اطرافیان به وفور بهم میگفتن اگه میخاه لاغر بشی باید ورزش کنی فعالیتت زیاد باشه عرق زیاد کنی وقتی داری عرق می‌کنی چربی‌هات داره آب میشه و منم چون خسته میشدم حوصله نداشتم کار داشتم و یه زمان هایی خجالت می‌کشیدم از خودم دوست نداشتم برم وچون خیلی شنیده بودم ورزش باعث لاغری میشه طبیعی بود چاق شدن من میگفتم چون من نمیتونم برم باشگاه یا چون پیاده روی نمیرم تابستان ها عرق نمیکنم لاغرم نمیشم و برام طبیعی بود واین مانع لاغریم میدونستم. اما الان فهمیدم همه این ها بهانه است همچی برمیگرده به ذهن وقتی باورهات درس کنی افکارت تغییر بدی رفتارت تغییر می‌کنه کم کم جسمتم تغییر می‌کنه ورزش باعث لاغری نمیشه من خودم دوماه باشگاه رفتم چقدر پیاده روی میکردم اگه عقب عقب راه بری زودتر لاغر میشی فلان اگه طناب بزنی کل بدنت آب میشه اگه بری دراز نشست شکم پهلوت آب میشه خلاصه خیلی کار کردم ولی چون باورهای در مورد ورزش اشتباه بود من زده میشدم خسته میشدم انجام نمی‌دادم ومیگفتم چون انجام نمی‌دم چاقم من قبل هدفم از ورزش کردن کم کردن وزنم بوده چون من روشم برای لاغرشدن اشتباه بوده من با ورزش کردن چاق نشدم که الان با ورزش کردن لاغر بشم من باید ذهنم تغییر میدادم که همون اجازه ذهن ناخودآگاه واسه لاغر شدن بود میومدم با تصمیم خودآگاه میخواستم لاغر بشم شکست می‌خوردم چون روشم اشتباه بوده و تا زمانی هم من ورزش واسه لاغری بخوام موفق نمیشم ولی وقتی در این مسیر قرار بگیری قشنگ میفهمی که نیازی نداری به ورزش کردن و بعد که پیش میری ورزش واسه لذت بردن از طبیعت واسه اینکه حس حالت خوب کنی آرامش بیشتر داشته باشی ازش استفاده میکنی وفوق العاده تو آرامش روحی تاثیر می‌ذاره ولی الان فهمیدم این ها همش فرمول ها اشتباه است هیچ چیز من لاغر نمیکنه جز ذهن من و ذهن من هم با هیچ محدودیتی سختی اجباری تغییر نمیکنه جز آموزش دیدن استمرار کردن شفاف سازی عمل کردن به آموزش ها همانگونه که چاق شدم با ذهنم همانگونه هم لاغر میشم با ذهنم فقط میخواد محتوا عوض کردم آموزش ها تغییر بده روی هر چیزی که میخاه ثروت کسب کار ماشین همسر دلخواه متناسب شدن همچی برات به وجود میاد فقط بستگی داره باورهات با ذهنت وتصمیت هماهنگ کنی و اولین کار باید از تغییر باورهای شروع کنی بعد نتیجه اش در زندگیت مبینی امیدوارم تونسته باشم تحلیل کنم این گام رو ومفید باشه برای دوستانم در پناه حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/10/25 01:44
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      اتفاقا اینو همیشه خالم به من می گفت که چرا مامانم این همه ورزش می کنه لاغر نمی شه چون هر روز یکی دو ساعت پیاده روی می کنه منم بهشون گفتم این چیزها همه ذهنی هستش .
      من هم خیلی ورزش می کردم ولی مثلا معلم یوگا می گفت یوگا آدم و خیلی لاغر می کنه من چند سال انجام می دادم ولی اگه رژیمی چیزی هم می
      رفتم یه کمی میامدم پایین همش با استرس بود که وای یعنی امروز مثلا یوگا انجام دادم حتما باید کم کنم و از این حرفهای بی خودی
      که الان دیگه خدا رو شکر دلایلش و همه رو متوجه شدم اصلا دوست ندارم ورزشهای سخت و الان انجام بدم بالا پایین پریدن زیاد و از این کارها ودوست ندارم ولی پیاده روی و شنا و اینجور ورزشها و دوست دارم خیلی حالا هم که تو این موقعیت هر وقت وقت پیدا می کنم پیاده روی می کنم
      گاهی هم یوگا دیگه کلاس که نمی رم تو خونه انجام می دم
      و می دونم هم ورزش کردن دلیل لاغری نیست باید فرمولهامون عوض بشه
      این مورد که ورزشکار ها اگه ورزششون و قطع کنن چاق می شن خیلی شنیده بودم تو فامیل و به وضوح هم دیده بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/21 07:10
      مدت عضویت: 625 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 548 کلمه


      (به اشتراک گذاشتن تجربه شخصی)
      ورزش کردن برای تناسب اندام ضروری است یا در روند لاغرشدن وتناسب اندام مفید است ؟

      چون کار من در رابطه با ورزش بوده و۳۰ سال سابقه ورزشی و مربی ومدرس بودن وحتی باشگاه داری را داشتم کوله باری تجربه از ورزش را به همراه دارم استاد گرامی این فایل را دوروزه دارم گوش میدم وحتی میتونم بگم کلی معادلات منو بهم ریخته شاید به این علت دیروز نتونستم تمریناتم را خوب انجام بدم بعد این همه مدت وتجربه های زیاد با شاگردانم در راه ورزش هیچ وقت ندیدم کسی بتونه به تنهایی فقط با ورزش لاغر بشه مگر اینکه رژیم غذایی داشته باشه ویا توانایی چند ساعت ورزش را داشته باشه البته بعد از زایمان دوم من دچار ۳۰ کیلو اضافه وزن شدم وچون بعداز آن مجبور بودم برم سرکار که کار من هم آموزش ورزش بود وروزی تقریبا ۶ تا ۸ ساعت کلاس بچرخانم وفعالیت های دیگر بدون رژیم توانستم آن وزن اضافه را کم کنم ولی چون شاگردان من روزی یک تا نهایت دوساعت ورزش میکردند آن هم بیشتر تفریحی نه حرفه ایی باید در کنارش رژیم میگرفتند تا لاغر میشدند پس در نتیجه ورزش به تنهایی باعث لاغری اشان نمیشد از وقتی که در دوره شما قرار گرفتم کاملا به لاغری با ذهن ایمان آوردم چرا که سالها کار من ورزش بود پس چرا بعد از رها کردن ورزش من چاق میشدم چرا بعد از رها کردن رژیم چاق میشدم سالها باور من این بود که اگر میخواهید متناسب بمانید باید ورزش کنید و رژیم غذایی را حفظ کنید بخاطر این باورها بعد از رهاکردن ورزش ورژیم چاق میشدم حالا کاملا متوجه شدم که اینها باورهای اشتباهی است که در ذهن من وامثال من جای گرفته وتنها راه آن جایگزین کردن فرمول های درست است ورزش فقط میتواند عاملی تاثیر گذار در روند لاغر شدن باشد زمانی که ذهن کاملا آماده برای ورزش باشد ۴ سال بود که ورزش را کنار گذاشته بودم بعد شرکت در دوره تقریبا ۶ ماه گذشت خود به خود احساس کردم دوباره باید ورزش کنم از پیاده روی شروع کردم ولی این بار فقط برای سلامتی وحال خوب ورزش کردم وبعد کم کم ورزشهای دیگر هم به آن اضافه کردم ولی اول ذهن ام را آماده کردم مزیت های ورزش وسلامتی را در ذهن ام مرور کردم وحتی قبل شروع ورزش تصویر سازی با مرور خاطرات ورزشی کردم تا کاملا اشتیاقم برای ورزش برگشت وتوانستم ورزش را شروع کنم الان دیگر به خودم فشار نمیاورم هر وقت دلم بخواد ورزش میکنم بیشتر ۴۵ دقیقه تا یک ساعت ورزش میکنم ولی دیگر از یک ساعت نمیگذارم بیشتر شود که اصتحلاک برای بدنم نشه ورزش فقط باید در راستای سلامتی وحال خوب باشه چون به تنهایی نمیتواند لاغر کند چه بسا باعث چاقی هم بشود چون بعد از ورزش خیلی ها گرسنه میشوند واگر رژیم نداشته باشند بیشتر هم میخورند ویا چون فکر میکنند ورزش کردند کالری سوزانند پس باید بخورند ورزش گذرنامه ایی است برای یگ زندگی سالم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/26 16:44
        مدت عضویت: 146 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 265 کلمه

        سلام و درود بر استاد بزرگوارو دوستان هم مسیرم
        من هم سالها گوشم پر شده بود از اینکه تو تلاش نکن استعداد چاقی داری !یعنی استعداد بهتر نبود که به من ارث برسه !؟در چند مرحله از زندگی هم اضافه وزن خوبی کم کرده بودم ولی هنوز خسته ی راه بودم که دوباره دچار اضافه وزن می شدم خیلی ها می گفتند اگر تا یکسال خودتو این وزن نگه داری ثابت میشی اما بیشتر من استرس می گرفتم و روی ترازو می رفتم و همون روزها بود که تصاعدی وزن اضافه می کردم بعد سعی می کردم با ورزش و تردمیل فشار بیشتری به جسم وارد کنم و باز با احساس بد و به زور و شاکی از خودم و خدا و همه نااگاهانه باعث حال بد و اضافه وزن می شدم .یک مدت هم رفتم باشگاه اما بعد از یکماه و کلی عرق ریختن هیچ وزنی کم نکردم عجب معمایی شده بود !….به لطف خداوند در این مسیر هدایت شدم و خواستم شاگرد حرف گوش کنی باشم و ورزش رو کنار گذاشتم گاهی این تله ذهنی رو داشتم که ورزش کن نتیجه سریعتری می گیری ولی تعهدم به خودم و استاد اجازه نمی داد و اما با خود فکر می کردم من اگر لاغر بشم شاید ته ذهنم بگم چون ورزش کردم و اینکه اگر قراره یک الگوی الهی باشم باید اطرافیانم باور کنند که بدون رژیم غذایی و ورزش من شگفتی ساز شدم الان باورم نسبت به ورزش کمی تغییرکرده وحس می کنم گاهی برای بالابردن سطح انرژی و دریافت احساس خوب عالی باشه ولی به هیچ عنوان دلیلی برای لاغر شدن نیست

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/12 12:16
      مدت عضویت: 271 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 582 کلمه


      ورزش کردن
      با سلام
      من ابتدای دوره خیلی با این موضوع درگیر بودم چون سالها ورزش سخت وحرفه ای کرده بودم باورهای غلط زیادی داشتم باور داشتم باید ورزش کنی وعرق بریزی وضربان قلبت بالا بره وگرنه که لاغر نمیشی از بس ورزش کرده بودم فکر میکردم روزمره زندگی من که فعالیت به حساب نمیاد وبدن من انرژی صرف نمیکنه مثلا چقدر مگه نشستن وخوابیدن وایستادن انرژی مصرف میکنه مگه حتی یه کار خنده دارو احمقانه دیگه هم میکردم اونم کالری شماری فعالیت هام بود حتما حسابی بهم میخندین شاید شما هم از این کارا کرده باشید اما وسواس گرفته بودم یه مدت مثلا میگفتم یک ساعت نشستن اینقدر کالری میسوزنه وبراساس اون غذا میخوردم خیلی دوران بدی بود چاقی الان که متناسب شدم ودر مسیر تناسب اندام همیشگی خودم هستم میفهمم که چقدر کارم اشتباه بود من یک بار حتی اونقدر خانم منفی بافم سرزنشم کرد که تو که پیاده روی نمیری هر روز یا هفته ای چند روز وتفننی میزنی ورزشو تو انتظار لاغر شدن نداشته باش اونقدر حالمو بد کرده بود که به استاد پیام دادم وازشون درمورد ورزش سوال کردم ایشون دوره ورزش خودشونو پیشنهاد دادن درهمین گیر دار بودم که فرشته مهربانم به دادم رسید وگفت با خودت چی کار میکنی مگه استاد نگفتن ورزش لاغر نمیکنه مگه نگفتن حتی خوابیدنم فعالیت وهر کاری انجام بدی فعالیت پس بیخیال حرف خانم منفی باف ولش کن عجله نکن نمیخواد سریع کم کنی اصلا فقط هر روز ادامه بده فکر کن از خونتون میخوای بری خونه مامانت و فقط یک بلیط مترو داری پولم نداری بایدم بری خب چی کار میکنی قدم قدم وپیاده میری طول میکشه بری اگه ماشین داشتی یا پول داشتی بهتر بود ولی حرص نداره پاهاتم میبرنت ویک قدم یک قدم پیش برو اصلا هم حرص نخور مهم اینکه تو میرسی ونفس راحتی کشیدم بعد از شنیدن حرفهاش آروم شدم من یک چیزیرو خیلی خوب متوجه شدم اونم اینکه من درمسیر درستم وورزش کردن وزیبایی اندام وشنا وکوهنوردی حرفه ای دو ورقص حرفه ای همه چیزایی که بهمون گفتن برای لاغری مزخرف اصلا میدونید چرا لاغرمون نمیکنه چون تمرکز مارو از تناسب اندام برمیداره میشه دوتا هدف همزمان وبعضی وقتا هم اونقدر به ورزش بها میدیم که تناسب اندام رها میکنیم اینو من در خودم زمانی که میخواستم موفقیت وتناسب اندام هردورو باهم پیش ببرم فهمیدم دوره رسیدن به ارزوهای استاد فوق العادست درهمون دوجلسه رایگانش فهمیدم که میخوامش اما درهمون دوجلسه چنان از تناسب اندام دور شدم که کمی عقب گرد کردم اونجا متوجه شدم من نمیتونم همه هدف هامو باهم اجرایی کنم اول باید یک هدفمو خوب پیش ببرم وبه مقصد برسونم بعد بعدی میدونید چرا چون تمرکزموانرژیم کمتر میشد روی تناسب اندامم من میخواستم با اشتیاق وانرژی کافی متناسب بشم تا سریع تر باشم وقدرت ترمیم خودمو داغون نکنم من در زمینه تناسب اندام خیلی دیگه صدای خانم منفی بافمو به لطف خدا نمیشنوم ولی وقتی دوره جدیدی رو شروع کرده بودم تیر بارون شدم وحالم خرابشد میدونم که خوب میشد حالم اگه پیش میرفتم اما من متناسب شدنم فعلا برام از همه چیز مهم تره بیخیال ورزش بشین دوستانم خودتون به هیچ وجه مجبور به پیاده روی نکنید وبه خودتون آزار نرسونید در طول روز اونقدر فعالیت وجود داره که هر روز خواسته وناخواسته انجامش میدین که همون بسه برای قدرت ترمیمتون خودتونم بکشید بدنتون اگه قرار باشه روزی دوگرم چربی دور بریزه سه گرم دور نمیریزه حتی با ورزش های سخت ورزش اگه دوست دارید فقط برای بالا بردن روحیه خودتون واحساس شادابی خودتون انجام بدین وگرنه نتیجه عکس میگیرید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/26 16:25
        مدت عضویت: 146 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 162 کلمه

        سلام هم مسیرم خداقوت و طلب خیر نثارتون
        این قسمت از نوشته شما که نمیشه دوتا هدف رو باهم و در کنار هم داشت و رگبار افکار منفی و منحرف شدن از مسیر اتفاق می افته جواب پرسشها و چالش ذهنی این مدت من بود و خیلی کمک کننده بود چون من هم با خود می گفتم معلوم نیست چقدر زمان ببره که من شگفتی ساز بشم و همش سرگشته بودم و می خواستم روی هدفهای دیگر زندگی هم کار کنم و نتیجه همین شد که چندروزی دیگه اشتیاق نداشتم هر چند متعهدانه عمل می کردم ولی انگار داشتم خودم رو گول می زدم و این منفی باف من هست که دایم میگه تو از هدفهای دیگه جا موندی و فرصت نداری زمانت داره میره ولی گاهی صدای ندای درونی رو به وضوح می شنوم اولین گام موفقیت تو اگاهی از عملکرد ذهن و مسلط شدن بر ان است که باعث تمام موفقیت های بعدی تو به اسانی می شود😍🍃🌸خدایا شکرت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/01/17 07:46
        مدت عضویت: 283 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        بسیار زیبا نوشته اید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/30 21:02
      مدت عضویت: 283 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      فایل “موانع ذهنی لاغر شدن چیست ؟”:

      1.به نظر من یکی از موانع ذهنی، عادات نادرست و غلط ماست که از قبل در ذهن ما وجود دارد. عاداتی مثل خوردن مداوم باعث میشود که ما نتوانیم انطور که میخواهیم وزن کم کنیم.

      2.یکی دیگر از موانع میتواند راه کارهای تکراری ما باشد. رژيم غذایی گرفتن برای همه ما یکی از راهکارهای تکراری است که پس از مدتی اصلا جواب نمیدهد ،با اینکه افراد باز هم به ان وفادار میمانند.

      3.یکی دیگر از موانع میتواند مقایسه خود ما با ديگران باشد. برخی از ما شاید هنوز، مرتب خودمان را با بقیه مقایسه میکنیم و این مقایسه باعث میشود که ما به انچه در ظاهر یا باطن خودمان هست توجه نکنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/04 14:08
      مدت عضویت: 614 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام
      درسالهایی که رنج چاقی بامن بود همیشه باورم این بود که من بعد از ازدواج چاق شدم وهمه ی ما سیستممون اینجوریه من تا ۲۰ سالگی اندام لاغر وبسیار متناسبی داشتم ولی وقتی که باور کردم که بعد از ازدواج چاق میشوم کم کم بعد از ازدواج رفتارهای غذایی من عوض شد ومن دیدم که خیلی زود جسمم هم تغییر کرد وبعد از آن تصمسم گرفتم که درستش کنم اول رژیم کم کم به این باور رسیدم که رژیم وورزش باید با هم باشد وجوری شده بود که اگر هر کدام از اینها رو به تنهایی اجرا میکردم جواب نمیگرفتم ولی الان میبینم که بدون اینکه ورزش کنم یا رژیم بگیرم دارم به هدفم نزدیک میشوم در این مسیر بدون سختی وبالذت به هدفم میرسم وواقعا تازگی احساس میکنم که ذوق ورزش کردن دارم نه برای لاغری برای اینکه احساس خوبی در من اسجاد میکند من الان باور دارم که اگر ذهن متناسبی داشته باشم میتوانم علاوه بر لاغری آرامش واحساس خوب وانگیزه برای رویاهایم به دست میآورم وهیچ چیز رودر زندگی دور از دسترس نمیدانم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/03 18:10
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      استاد من هم از بچه گی ،درواقع نوزادیم چاق بودم ومدرکش عکس هایی هست که از اون زمان باقی مونده ویادمه همیشه بهم می گفتند چاقی توارثیه به عمه هات رفتی واینکه بنیت اینه وتوچاق باشی قشنگی واگه لاغر بشی زشت می شی وبهت نمیاد وتابچه بودم من رو نمونه قرار داده بودن برای بچه های دیگه ی فامیل که سوپ بخورید یا فلان غذارو بخورید تامثل شیرین تپل وخوشکل بشید ،بعدش که بزرگتر شدم چون هیکلم از همسن های خودم درشتت بود همش من رو سرزنش می کردن که این لباس رو نپوش ،توکوچه بابچه ها بازی نکن وبابقیه بچه ها فرق داری وکلی محدودیت بخاطر هیکل درشتم ومن که سنم کم بود ونمی فهمیدم که دارن چی می گن خیلی ناراحت می شدم وکم کم باعث شد متوجه چاقی خودم بشم واز چاقیم بدم بیاد واعتمادبنفسم پایین بییاد اینجوری چاق وچاقتر شدم وهر سعی وتلاشی که می کردم تاحدی موثر بود ولی برمی گشت حتی یک سال کامل باهمسرم همزمان رژیم گرفتم و باهم پیاده روی می کردم وهمسرم از همون غذایی می خورد که من می پختم ومی خوردم وآخرش همسرم یازده کیلو کم کرد من هم چهار کیلو ویه جوری شد پزشکم می گفت توحتما یواشکی بیشتر می خوری ویا ورزش نمی کنی واین باعث شد باور کنم من نمی تونم لاغربشم وخیلی سخت لاغر می شم واین تقدیر منه وباید باهاش کنار بیام وتاآخر عمر تحملش کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/09/01 09:47
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 336 کلمه

      الان شک ندارم که فرمول های ذهنی در جنبه های مختلف زندگی من اثر گذاشته
      سال ها تو گوشم خونده بودند چاقی تو ارثی است مثل مادرتی
      الان شک ندارم چاقی من فقط فقط به خاطر فرمول های ذهنی من است چرا که من تا ۸یالگی کاملا متناسب ولاغر و زیبا بودم چرا که من دو برادر کاملا متناسب دارم اگه چاقی ارثی است چرا اونا چاق نیستند؟
      همیشه من را به رفتارهای پرخوری تشویق میکردند به کارهای من میخندیدند
      الان شک ندارم به خاطر نحوه ی آموزش من و باورهای من من در چنین شرایطی هستم
      من باور دارم که از مسیر قدرت ذهن لاغر میشم چون خیلی ها توانستند پس منم میتونم
      یا همیشه باورم این بود که فعالیت بدنی من کم است و همیشه باید ورزش کنم چه بسا ورزش های سنگین و سخت انجام میدادم بعد از یک سال سختی و رنج چند سایز کم میکردم ودر طی مدت کوتاهی برمیگشت ولی در کنار من آدم هایی رو میبینم یک بار به باشگاه نرفتند یک بار به پیاده روی نرفتند اما کاملا متناسب ولاغر هستند وخوش هیکل
      وبه نظر م از عدالت خدا خارجه که انسان ها را متفاوت خلق کنه
      پس علت اینکه من الان چاق هستم فقط فرمول های ذهنیه
      چاقی ارثی نیست چاقی به خاطر ورزش نکردن نیست
      در مسیر آموزش ذهنی دارم فرمول های ذهنی صحیح رو وارد میکنم و تنها عامل موفقیت در این مسیر استمرار و تکرار کردن با اشتیاق حال خوب وبا احساس خوب است
      تعییر به حالت طبیعی بدن (لاغری) خیلی خیلی سریعتر از تغییر به حالت غیر طبیعی (چاقی)صورت میگیرد
      من در طی ۱۸سال زندگی به اضافه وزن ۵۰کیلویی رسیدم ماهی نیم یا یک کیلو اضافه شده
      پس نمیتوان توقع داشت این اضافه وزن ۱۸ساله در طی یک ماه یا یک سال رفع شود
      ا اشتیاق ادامه بده شک ندارم زمانی ذهنم کاملا متناسب شود رفتارم متناسب میشود وبعد از آن جسم من در مسیر لاغری قرار میگیرد من حالم لا این دوره خوب است روانم آرام شده شاد شدم قلبم آرام شده بیشتر میخندم واقعا شادترم پس رهایش نمیکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/22 23:55
      مدت عضویت: 495 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      به نام خدای مهربان
      سلام بر استاد عزیز و دوستان پر انرژی

      جای تعجب و شگفتی بسیاره که باورهای ذهنی چقدر در زندگی ما تاثیر دارن!!!
      باورهای ذهنی غلط و اشتباه که ما یک عمر با خودمون یدک کشیدیم و توسط اطرافیان خانواده جامعه و..به ما آموزش داده شده باعث شد که ما یک عمر از دو جهت به جسم مون ظلم کنیم. چون باور داشتیم که چاقی مون ارثیه ژنتیکیه بخاطر اشتهای زیاده کم کاری یا پرکاری تیروئیده و هزار و یک دلیل دیگه،مطمئن شدیم که چاره ای جز پرخوری و تحمل شرایط سخت اضافه وزن نداریم و به این ترتیب جسم زیبایی را که خداوند به ما امانت داده بود به شکل نافرم و زشت و غیرقابل تحمل درآوردیم و از یک طرف دیگه با رژیم های سخت و ورزش های طاقت فرسا باز هم جسم مون را تحت فشار قرار دادیم و بهش جفا کردیم و خودمون را آزار دادیم….و تازه حالا می فهمیم که بخاطر داشتن باورهای غلط اینقدر سختی کشیدیم و خودمون را زجر دادیم و نتیجه ای نگرفتیم.
      من بعد از آشنایی با این دوره ی عالی خیلی از باورها و فرمول های غلط ذهنی ام را شناسایی کردم و سعی کردم که با آموزش های استاد عزیز با باورهای صحیح جایگزین شون کنم و اولین و مهمترین نتیجه‌ای که برام داشت احساس آرامش اعتماد به نفس عشق و علاقه به خود احترام به خود به عنوان یک مخلوق منحصر به فرد خدای مهربون آزادی و رهایی از زندان رژیم های غذایی سخت و بخور و نخورهای آزار دهنده و بی نتیجه داشتن احساس خوب و شادی درونی و…دهها نتیجه ی خوب و مثبت دیگه هست که بخاطرش خدا را شکر میکنم و یک دنیا از استاد عزیز سپاسگزارم که باعث نجات و رهایی من از اون شرایط سخت و رنج آور شدن…
      به نظر من استاد عطار روشن یک کیمیاگر هستن کیمیاگری تنها به این نیست که مس را به طلا تبدیل کنی بلکه تبدیل افکار و باورهای منفی و غلط به افکار و باورهای مثبت و سازنده کیمیاگری بسیار بزرگتر و ارزشمندتری هست که باعث نجات زندگی انسان های دردمند و گرفتار میشه و آرامش و آزادی را برای اونها به ارمغان میاره و دقیقا این همون کاری هست که استاد در این دوره برای من و دهها نفر دیگه انجام دادن…
      استاد عزیز از شما سپاسگزارم و امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشین.
      من به لطف خدای مهربان و راهنمایی های استاد عزیز و همت خودم با تغییر باورها و نگرش به زندگی بزودی شگفتی ساز خواهم شد.
      با سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/22 11:44
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      با سلام
      به لطف خدا حالا که تونستم با برطرف کردن موانع ذهنیم در مسیر متناسب شدن قرار بگیرم و هرروز شاهد بهتر شدنم هستم به نظرم این میاد که بدن من خودش من رو ترمیم می کنه و نیازی به عجله نیست. اما درمورد ورزش کردن من عاشق ورزش کردن هستم سالهاست در روز پیاده روی می کنم اولش برای تناسب اندام بود که خب ازش نتیجه هم می گرفتم تا حدودی اما چون باورهای غلطی داشتم تخریب من مانع از ترمیم بدنم می شد . اما حالا در کنار کارهای روزمره مثل همیشه چند روز در هفته حدود نیم تا چهل دقیقه پیاده روی می کنم واین کارو خیلی دوست دارم اینبار نظر من اینه که ذهن من با رفتار درست متناسب شدن دوباره هماهنگ شده اینطور که جلوی تخریب گرفته شده و بدن من داره به راحتی کار ترمیم انجام میده و حالا ورزش کردن با این ترمیم همسو پس به راحتی می تونه در ترمیم بدن من کمک خوبی باشه هرچند من وقتی در حال پیاده روی هستم فقط از این کار لذت می برم و اجازه میدم بدنم خودش هرواکنشی که باید داشته باشه رو انجام بده چون می دونم بدن من هدایت شدست و خودش به بهترین شکل من رو ترمیم و متناسب می کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/16 16:05
      مدت عضویت: 454 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      روز چهل و نهم تکرار :
      موانع لاغری
      من فکر میکنم موانع همون باورهای غلط ما هستند که خودمون ایجادشون کردیم و حالا چون تصميم گرفتیم تغییر مسیر بدیم، در مسیر جدید اونا تبدیل به مانع میشن مثلا باور چاقی ارثی است در مسیر چاقی نه تنها مانع نیست بلکه یک بهانه ی عالی برای قانع کردن خودمون و دیگران هستش که من همینم که هستم. اما وقتی دور میزنیم و مبدا چاقی رو به سمت مقصد لاغری ترک میکنیم چون این باور دیگه در این مسیر هیچ کاربردی نداره، میشه مانع و باید چیزی که خودمون یک روز ساختیم رو برای رسیدن به چیزی که دلمون میخواد از بین ببریم.
      و ادامه بدیم. در جایی از مسیر دیگه هیچ مانعی وجود نداره و فقط باید استمرار داشته باشیم و ادامه بدیم.
      من هیچ وقت ورزش نکردن رو عامل چاقی نمیدونستم. و هیچ وقت هم از ورزش زیاد خوشم نمی اومد. و در حد تفریح ورزش میکردم. اما خب باورهای زیادی رو به عنوان مانع داشتم و یکیش که شاید خیلی مسخره بیاد اما من این فکرو داشتم چون خیلی توسط افراد تکرار شده بود که من از همه دخترهای فامیل چاق ترم و این شده بود اصل انگار و هرچه قدر هم لاغر میشدم باز خودم رو در مقابل آنها چاق میدونستم.. خلاصه که به لطف آموزش های تناسب فکری این مانع رو هم رد کردم و سعی میکنم خودم رو با هیچ کس مقایسه نکنم و به حرف دیگران اهمیت ندم که البته اونا هم خیلی وقته همچین حرفی نزدن و خداروشکر وقتی توجه من از مقایسه خودم با دیگران برداشته شد حرف ها هم کم شد.
      در لاغری با ذهن مانعی جز خودم نمیبینم که به لطف آموزش ها قسمت منفی باف هم داره همراهم میشه و دیگه هیچ مانعی برای رسیدن من به هدف وجود نداره.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/10 19:06
      مدت عضویت: 260 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 669 کلمه

      سلام به استاد گرامی و‌دوستان خوبم…
      استاد به دو‌مورد از موانع لاغری در این فایل اشاره کردن و به زیبایی توضیح دادن ولی من میخوام کل موانعی که تا امروز که وارد هفته نهم همراهی با شما شدم و تو فایلا از خود استاد شنیدم و فکر کردم ورفعشون کردم رو نام ببرم…
      موانع لاغری با ذهن:
      ۱_ چاقی من ارثیه_یعنی دیگران رو مس،ول چاقی مون دونستن
      ۲_ کم تحرکی و‌ورزش نکردن
      ۳_تنبلی
      ۴_بی اراده بودن
      ۵_ترس از مواد غذایی و خوردن
      ۶_باور کردن‌چاقی ،یعنی من همینم و خدا منو اینحوری آفریده و تغییر نمیکنم
      ۷_تنظیم ترموستات ذهن سمت چاقی
      ۸_عادت های چاق کننده مخرب
      ۹_صحبت کردن راجع به چاقی
      ۱۰_توجه بیش از حد به چاقی
      ۱۱_نفرت از چاقی و ترس از چاقی بیشتر
      ۱۲_تصویر سازی چاقی در ذهن و فرمول های چاق کننده
      ۱۳_بزرگ‌کردن چاقی در ذهن
      ۱۴_عجله کردن و تعیین زمان در لاغری
      ۱۵_وزن‌کشی دا،م وسایز کردن_مین جنگی ترازو
      ۱۶_خوردن های بی فکر و هوسی و توجه نکردن به پاسخ سیری
      ۱۷_ خوردن موقع سیری
      ۱۸_توجه به روش های بیرونی کاهش وزن یعنی رژیم های لاغری
      ۱۹_حسرت لاغری خوردن
      ۲۰_خواست لاغری برای دیگران نه برای خود
      ۲۱_نیاز به لاغری در مقابل خواست قلبی تناسب اندام
      ۲۲_گفتگوی شیطان منفی باف ذهن_ یعنی توجه به قسمت منفی ذهن و توجه نکردن به قسمت مثبت ذهن
      ۲۳_تنظیم نکردن ورودی های ذهنی_ یعنی گوش نکردن به حرف های منفی در طول روز ،اخبار وموضوعات نگران کننده
      ۲۴_الویت اول خودمان را قرار ندادن_ یعنی اول برای بقیه کار انجام میدیم بعد نوبت خودمون میشه که اکثر اوقات وقت تمومه
      ۲۵_با انگیزه لذت غذا خوردن _غذا باید برای رفع نیاز بدن خورده بشه فقط نه لذت
      ۲۶_کاهش و رکود حس اشتیاق و شوق و آرامش درونی که همون به کنترل ورودی ها مربوط میشه
      ۲۷_اینو شاید باید اول همه مینوشتم نداشتن باور به مسیر لاغری با ذهن_ایمان داشته باش که مسیر صد در صد درسته و تو لاغر میشی
      ۲۸_خودمونو شبیه کسی دیگه بدونیم که مثلا ما به فلانی رفتیم
      ۲۹_عدم استمرار در مسیر و سریع خسته شدن
      ………….
      برای خودمم مروری شد
      تا جایی که ذهنم یاری داد رو نوشتم….
      سعی من بر اینه که همه رو طی رپز هر کدوم در جای خودش عملی کنم
      روی در یخچال نوشتم: لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
      فقط موقع گرسنگی بخور
      هیچ طعمی موندگار نیست به زیبایی تناسب اندامت فکر کن
      مانتو قهوه ایه منتظره که تو بپوشیش
      استاد درسته. گاهی منفی باف میاد و میگه تغییر نکردی ولی عکسای گوشیم میگن که تغییر کردی
      حس و حالم عالیه
      آرامشی دارم‌که دنیا رو آب ببره‌ منو خواب میبره
      مدتیه کسب و کار اینترنتی هم راه انداختم که شکر خدا داره جون میگیره و جواب میده.چون دقیقا مثل مسیر متناسب شدن با ذهن بهش ایمان دارم
      …………‌
      من ۵ سال میشه که تردمیل دارم. شاید زمان های زیادی با استمرار با ذوق و شوق میرفتم و روش میدوییدم ولی شما همتون حال منو درک میکنین وقتی یه ماه هر روز نیم ساعت چهل دقیقه تردمیل بزنی و بعدش دریغ از یک کیلو کاهش وزن ولش نمیکنی.‌اگه از مسیری نتیجه نبینی اشتیاقی نمیمونه.‌چقد ناراحت میشدم. چقد افسرده میشدم.‌روزایی که از سر کار خسته نیومدم حال نداشتم از خوابم میزدم و تردمیل میزدم ولی بی اثر.‌خوب ادامه ش میشد اینکه انگار مجبور بودم و گاهی به هر بهونه ای ازش فرار میکردم.ولی الان با اشتیاق پسرم رو بعد از ظهر میخوابونم .یه چرتی میزنم.سریع بیدار میشم و یه فایل روبا لبخند به لب گوش میدم و کیف میکنم و دیدگاه م رو‌مینویسم و تعهد میدم که ادامه بدم.‌چه لذتی بالاتر از این که از چیزی خوشت بیاد و بخوای هر روز ادامش بدی و اون تو رو به رویای دیرینت برسونه.‌استاد خوبی ها همیشه دعا میکنم به هر چی میخواین برسین.‌من فکر میکردم سرنوشت من اینه .چه روزایی از خداوند با التماس کمک میخواستم. متشکرم خدای مهربونم
      استاد من فقط میخونم گوش میدم به صحبت هاتون مینویسم و ایمان دارم به حرفاتون و با درصد بالایی تو روز اجرا میکنم و ادامه هم میدم…درسته.همینه دیگه.‌جایی فرمودین لازم نیست صحبت های منو حفظ کنین فقط درک کنین کافیه.‌من حتی چنان مشتاقانه گوش میدم که چون و چرا هم نمیکنم.‌فقط اطاعت……
      فقط اگه لازمه کاری دیگه ای بکنم بهیم بگین
      من بزودی دورتونو تهیه میکنم ولی نمیدونم دوست دارم اول همه رایگان ها رو بخونم
      قول دادم شگفتی قرن بشم….قول دادم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/08/10 19:44
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 71 کلمه

        سلام دوست عزیز
        طریق عملکرد شما کاملا صحیحه
        از خوندن نوشته های شما لذت می برم و خوشحالم که انقدر با اشتیاق لاغری با ذهن رو دنبال می کنید
        به عمل کردن به آموزشها دقت کنید
        عمل کردن به آموزشهای لاغری با ذهن اکثرا به صورت ذهنیه
        یعنی شما متوجه میشی مثلا درباره چاقی باید صحبت کنید
        دیگه عمل کردن به این قانون به عهده شماست که درباره چاقی با هیچ کس حتی خودتون صحبت نکنید
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/08/10 20:03
          مدت عضویت: 260 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 34 کلمه

          مرسی استاد زیبایی ها….
          فرشته نجات من…
          پاسخ سوالمو که دیدم به پهنای صورت اشک ریختم.‌شرمندم کردین. ممنونم .چشم .حتما .نیروی دوباره ای گرفتم که تموم تلاشمو کنم تا شما بیشتر از قبل به‌خودتون افتخارکنین….
          تنتون سالم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/29 21:38
      مدت عضویت: 350 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 910 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز چهل و نهم تكرار , موزيك فايل صبحگاهى خيلى عالى بود🎵🎶🎼
      فايل تصويرى – صوتى , موانع ذهنى لاغر شدن چيست⁉️
      با توجه به ميثاق نامه , من براى رسيدن به تناسب اندام , مى خواهم تمام موانع ذهنى و محيطى خود را از بين ببرم . من سالها ورزش مى كردم , اما استمرار نداشتم و اين يكى از اصلى ترين موانع ذهنى من بود . وقتى در دوران تحصيلى بايد پياده تا مدرسه مى رفتم و پياده هم به خونه برمى گشتم كه تقريبا يه ساعت هر مسير طول مى كشيد , لاغر اندام , خوش اندام هم بودم , و استمرار داشتم بخاطرِ اينكه هر روز هفته رو بايد مدرسه مى رفتم , و فقط جمعه ها تعطيل بودم . حتى يادم مى ياد كه دبستان و راهنمايى 2 تايم , تايم صبح و تايم عصر , به مدرسه مى رفتم كه حدود چند ساعت در طول روز مى شد . البته پياده روى بخاطر سلامتى و لاغرى نبود , اصن از اين فكرا در ذهنم و حتى ذهن
      خانواده م نبود , پياده رفتن , فقط براى اين بود كه من بايد به مدرسه مى رفتم و برمى گشتم خونه , و بعد از سالها , متوجه شدم كه پياده روى كه اون سالهاى تحصيلى مى رفتم , خداروشكر و سپاس در روند سلامتى و لاغرى هم بوده , بدون اينكه من حتى فكرشو كرده باشم . اون موقعها اصن حرف چاقى – لاغرى و اضافه وزن و چى بخورم و چى نخورم و … نبود‼️و اما بعد از ازدواج هم تا چند سالى پياده روى به محل كارم داشتم و پياده هم برمى گشتم , اما مى دونستم كه دارم پياده روى مى كنم بخاطرِ اينكه لاغر شم , و اين تفاوت ذهنى پياده رفتن من قبل و بعد از ازدواج بود . روى هم رفته خوب بود و از مسير پياده روى هم لذت مى بردم , در كل پياده روى حس خوبى به من مى داد . الان فكر مى كنم , در سالهاى قبل از ازدواج كه پياده روى مى كردم بخاطرِ سلامتى و لاغرى نبوده , و بدون اينكه هدفى در ذهنم داشته باشم , انجام مى دادم , و لاغر هم بودم , اصن فكر چاقى – لاغرى در ذهن من نبود .
      اما بعد از ازدواج , پياده روى , رو انجام مى دادم بخاطرِ اينكه لاغر شم چون بعد از باردارى اولين فرزندم , چاق شده بودم , و به اون لاغرى و تناسب اندامى كه قبل از ازدواج داشتم , نشدم . با اينكه هر روز هم به محل كارم پياده روى مى كردم , اما خب با استرس كه برسم خونه غذا درست كنم , برسم خونه كه بچه ها و … مهمان مى ياد و … بايد آماده بشم برم مهمانى و … كلى دغدغه ى ذهنى و مسائل زندگى … يه دوره هم شنا مى رفتم و پياده روى هم داشتم , از شنا هم خيلى لذت مى بردم و اندامم بهتر شده بود , حتى مربى شنا به من گفتش كه تو چه پشتكار ى دارى و سالهاست كه اين جمله ى كوتاه در ذهنم هست . و بعد يوگا رفتم , به يوگا هم خيلى علاقمند شدم و حتى توو خونه هم تمرين داشتم , و اندامم بهتر شده بود . البته نه مثِ قبل از ازدواج و نقل مكان كرديم و ديگه شنا رو , ادامه ندادم . 3 روز در هفته رو يوگا و پياده روى هم داشتم , البته بازم استمرار نداشتم چون تعطيلى و يا مسافرتى و يا كارى پيش مى اومد , و … مسائل زندگى و .. گاهى هم توو خونه تمرين مى كردم , و البته رفتارهاى غذايى درستى هم نداشتم . و دوباره نقل مكان كرديم و ديگه حوصله نداشتم پياده روى انجام بدم , كلا چندين ساله پياده روى نمى كنم و فقط مسيرها ى خيلى كوتاه … بيشتر روزا فقط يوگا مى رم , و دوباره فرم بدنم كمى بهتر شده بود , و حتى يه دوره ى كوتاه بود كه يه اتفاق خوشى هم برامون پيش اومد كه خيلى احساسم خوب شده بود و , انگارى لاغر تَر هم شده بودم . اما ورزش كردنم بازم استمرار نداشت , و دوباره اضافه وزن و … الانم كه خداروشكر و سپاس , بيشتر روزا يوگا رو انجام مى دم , براى روحيه م خيلى خوبه البته استاد عزيز , يوگا تعادلى بين ذهن و بدن هست , كه البته من فكر مى كنم اگه هر روز انجام مى دادم , در روند فرم بدنم تاثير داشت , اما نمى دونم چرا بازم سالها اضافه وزن داشتم , كه اونم حتما بخاطرِ ذهنم بوده , چون من مسائل زيادى هم داشتم و نگران بودم و احساس خوب هم نداشتم كه خداروشكر و سپاس در مسير تناسب فكرى و لاغرى با ذهن , خيلى بهتر شده ام و مراقب هستم كه احساس خوبم رو حفظ كنم . الانم باور دارم كه يوگارو كه انجام مى دم و در اين مسير هم هستم حتما در روند لاغرى با ذهن من تاثير خواهد گذاشت . من يوگا مى رم بخاطرِ اينكه واقعا لذت مى برم و احساس خوبى دارم , و از اينكه در مسير تناسب فكرى و لاغرى با ذهن هستم خوشحال و سپاسگزارم . از شنيدن اين فايل , به خصوص كه در رابطه با ورزش بود , لذت بردم 😍 با تشكر فراوان . شاد و سرسبز باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/27 01:12
      مدت عضویت: 346 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 605 کلمه

      باعرض سلام🌹
      انروز روز چهل و نهم تکرار ،من امروز برای ساعتی از مسیر خارج شدم یعنی داشتم یه جاهایی رو اشتباه میرفتم با وجود تغییرا تی که داشتم خانوم دروغگو اومد گفت تغییرات نداشتی اصلا هیچ تغییری نکردی بی فایده بوده و هیچ وقت تغییر نمیکنی و از همین حرفا که بارها زده و خب من پیش خودم گفتم که بی توجهم ولی بعد چند ساعت دیدم نه حالم داره بد میشه واقعا نکنه تغییرات نداشتم نکنه….نکنه ….و بعد به خودم اومدم یاد جوانه هایی که نوشتم افتادم من هر اتفاق کوچیکی رو نوشتم قسمت جوانه هام و خب نوشته رو که نمیشه تکذیب کرد تغییراتمو که نمیشه تکذیب کرد سند هست که تغییرات به این خوبی داشتم ولی نمیدونم چطور برای ساعت ها خانوم دروغگو تونست همه اینارو از یادم ببره و منو منفی کنه پس یاد جوانه هام افتادم فهمیدم که مسئولیت من نگه داری از جوانه هامه نباید اینطوری ولش کنم که خانوم دروغگو بتونه نابودش کنه و فهمیدم اینو که تنها مانع بزرگ من که میتونه جلو تغییراتمو بگیره چون استاد بارها گفته که تغییرات که شروع بشه دیگه تا اخر هی تغییرات ادامه داره !اما حالا فهمیدیم تنها مانعی که میتونه موفق بشه من ادامه ندم یا ناامید بشم یا دوباره به روز اولم برگردم یا رها کنم یا همه چیز رو خراب کنه تنها همین گول خانوم دروغگو رو خوردته در واقع گوش دادن به دروغ هاش که واقعیت نداره اما با حال بدی که ایجاد میکنه باعث میشه به واقعیت بپیونده پس من از این به بعد تصمیم گرفتم هرچی که خانوم دروغگو خواست خراب کنه بیارم مدارکمو بزارم جلوش و ثابت کنم که چه قدر خوب پیش رفتم و حال خوب خودم رو زیاد کنم نسبت به تغییراتم و تغییراتم ادامه دار بشه و روز به روز من ترمیم شم و از سرعت تخریبم کم کنم ، این بهترین راهه تا اینکه خانوم دروغگو بیاد تکذیب کنه این همه تغییراتو و باعث شه من شکست بخورم پس من کم نمیارم و نادیده نمیگیرم این همه تواناییم رو💕💕💕💪
      در مورد ورزش من واقعا یه مدتی هست که خییلی علاقه مند شدم به باشگاه رفتن و ورزش کردن که الان باشگاه باز نیست بخاطر این ویروس ولی توی صفحات مجازی یا تلوزیون و هرجا کسی که میبینم ورزش میکنه یا باشگاهه دلم پر میشکه که منم ورزش کنم نمیدونم چرا انقد علاققهمند شدم و از روی علاقه میخوام ورزش کنم نه بخاطر لاغری چون ورزش میتونه سرعت تخریب رو کمتر کنه اما عامل لاغری نیست !اصلا چون این همه ادم لاغر داریم که ورزشکار نیستند !من بخاطر علاقم و همینطور کاهش سرعت تخریب از روی اشتیاق میخوام تصمیم گرفتم بعد از باز شدن باشگاه ها دوره ورزشی رو تهیه کنم و ورزش رو به صورت صحیح آغاز کنم و خیلی شوق دارم و خوشحالم چون ورزش واقعا حال آدم رو خوب میکنه انرژی میده حتی قبلا که اشتباه ورزش میکردم و برام سخت بود اون ساعت هایی که تو باشگاه بودم مقداری بهم خوش میگذشت تنها فکر ازاد و وزرش و سلامتی واقعا عالیه و خیلی مشتاقم 💪💕
      و مطمئنم که نتیجه عالی هم پیش رو دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/23 00:45
      مدت عضویت: 384 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام

      یکی از باورهای اشتباهی ک داشتم ارثی و استعداد چاقی داشتن بود ک اونم چون مادرم همش میگه باورم شده بود چون من هرچی من ورزش مبکردم چاق تر میشدم کم کم باورن شده بود
      ورزش رو دوست داشتم ولی ن بخاطر اینکه لاغر شم چون چاف تر مبشدم. حس میکردم باید ورزش باشه برای اینمه یکاری برای انجام دادن داشته باشم البته من اندام خیلب زیبای داشنم وفتب وارد باشگا میشدم همه منو نگا مکردن شایدم بخاطر همون بوده من از درشتی خوشم نمیومد ولی الان میبنم از استخونی بودنم خوشم نمباد. فک مکنم دلیل اینکه لاغر نشدم هنوز بخاطر همین باشه ن دوست دارم لاغر استخون باشم ن دوست دارم چاقی باشم
      تو ابن دوره یاد گرفتم فرار نیست هرکی هرچیزی رو بگه من باور کنم تو همه ی زندبگم تاثیر گزاشته این جمله خدارشکر امیدوارم و مطنم خیلی زود وزنم هم پایین میاد و ب تناسب اندام مبرسم و اون وزن و اون اندامم رو دوست خاهم داشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/30 03:28
      مدت عضویت: 441 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      به نام خدا
      با سلام من عاشق ورزش کردن و پياده روي هستم و به نيت لاغر شدن به باشگاه میرفتم و هدفم این بود كه شكم و پهلوهام رو اب كنم و تا مدتي كه به باشگاه ميرفتم خوب بود وضعيتم ،سخت ورزش ميكردم و خوشحال بودم كه حركات سخت انحام ميدم و بيشتر عرق ميكنم و زودتر لاغر ميشم ورزش رو برابر با لاغري مي دونستم البته ته دلم از خودم ميپرسيدم جرا دوستاني كه به باشگاه ميان هيج كدوم تغيير نكردن جرا هيج كس متوجه اين نميشه كه هيج كدوم با ورزش كردن لاغر نميشيم براي من همه ي دوستان همان طور بودند و تغييري نكرده بودند ولي من خب جون اخساسم با ورزش خوب بود حس ميكردم يك كوجولو جمع شدم و بعد از رهايي از ورزش احساس ميكردم دوباره تغيير ميكنم
      براي من اين سواله كه الان كه نتيجه ي ورزش كردن رو كه ميدونم بابد جه باوري درباره ي ورزش كردن داشته باشم؟
      كه بتونم اين باورها رو جايگزين باورهاي اشتباه كنم ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/31 10:20
        مدت عضویت: 441 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        سلام استاد گرامی و عزیز ببخشید کدوم مجموعه اموزشی؟متوجه نشدم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 17:48
      مدت عضویت: 451 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      با سلام ، یکی از موانع ذهنی من هم ورزش نکردن بود چون فکر میکردم اگه تحرک نداشته باشم چاقیم بیشتر میشه برای همین به نیت لاغر شدن باشگاه میرفتم و خیلی هم سخت ورزش میکردم ولی لاغر نمیشدم دیگران بهم میگفتن تو۲۰ سال ورزش میکنی هنوز چاقی پس چرا میری باشگاه و من میگفتم برای سلامتی میرم باشگاه در حالی که هیچ وقت هم سلامت نبودم الان دلیلش را میدونم چون هیچ وقت برای لذت بردن از ورزش باشگاه نمیرفتم و فقط جسمم را تحت فشار میگذاشتم که یکمی لاغر بشه در صورتیکه ذهن من بر اساس فرمولهای چاقی کار میکرد ، من تا قبل از ازدواج لاغر بودم بعد از ازدواج ۵ کیلو اضافه کردم اما خودمو چاق نمیدونستم حس بدی هم نداشتم ولی بعد از زایمان چاقی من شروع شد تقریبا ۳۰ کیلو وزنم اضافه شد و بعد از آن برای سالها همه دغدغه زندگی من چاقی شد هیچ هدفی به غیر از لاغر شدن برای من مهم نبود اما الان که چند ماهه تو دوره هستم نتایج خیلی عالی روحی و جسمی دیدم دیگه چاقی به هیچ وجه دغدغه من نیست اینقدر که این مسیر لاغری برای من لذت بخش و جذابه که چاقی را فراموش کردم چون اعتماد به نفس خیلی بالایی پیدا کردم ، اکتیو و پرانرژی شدم خیلی کم خسته میشم احساس سلامتی میکنم کمر درد و زانو دردم خیلی خوب شده ، خیلی با نشاطم واز زندگیم لذت میبرم ظاهرم تغییر کرده به حدی که هر کی به من میرسه میگه چقدر لاغر شدی ، این بهترین دوران زندگی منه ، واقعا لاغر شدن آسونترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/17 23:28
      مدت عضویت: 557 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 427 کلمه

      سلام
      یادمه قبل ثبت نام به شما گفتم استاد من فقط حدود ۶ کیلو اضافه دارم
      شما گفتید مهم فشار ذهنی
      توی دوره فهمیدم چی میگید
      واقعا بقدری تصاویر چاقی از آینده در ذهنم بود که همینا چاقترم میکرد که هیچچ
      کلی حس بد از وزن اونموقم هر روز باهام بود
      البته شکمم هنوز تخت نشده
      اما اگر به رو هم نمی آوردم و ظاهرا لبخند میزدم اما حس حقارت حاصل از تپلی و شکم داشتنم مثل آتیش زیر خاکستر بود
      حالم از درون داغون بود
      بخصوص که خواهرم با هر لباسی که میپوشیدم کلی تحقیرم میکرد
      بحدی اعتماد به نفسم پایین اومده بود که منی که کلا با تنهایی خرید رفتن خیلی راحت بودم، بدون نظر خواهرم مانتو نمیگرفتم
      خداروشکر درسته هنوز شکمم مونده
      و این دو هفته هم بخاطر کمی نگرانیم در مورد موهام و هم بخاطر این باور که قبل پریود اشتها بالا میره کمی پرخوری کردم اما در مجموع خیلی خیلی عوض شدم

      اون بار سنگین چاقی آینده با تجسم روزانه ایستگاهها رفع شده
      خیلی خوش هیکل شدم خیلی زیبا صیقل داده شده جسمم
      و فاصله ام با ایده آلم فقط کمی شکم
      اونموقع دقیقا مثل مدلا میشم
      میشم خوش تیپ ترین دختر فامیل
      الهی شکر
      ممنون از استاد عزیز و نجات بخش که بقول دوستان مثل فرشته ای سرمسیر زندگی ما قرار گرفتند

      من به گفته بقیه ۶ کیلو از وزنم کم شده
      اما واقعا حدود ۶۰ کیلو انرژی منفی از سرم برداشته شده و نشانه اش هم احساسمه
      البته استاد جدیدا عصرا که از خواب بیدار میشم حالم خیلی بد
      تو فرکانس ناامیدی مطلقم
      اما به شب که میره حالم خوب میشه
      من واقعا یکی از بهترین فروردین و اردیبهشت و عید نوروز های عمرمو امسال تجربه کردم
      اونم با نه گفتن به شام شب سال نو
      الهی شکر بخاطر این حسای خوب
      بخاطر بهار غنی و حس خوب عمرم
      بخاطر فرشته درونم که خیلی الهاماتش برام واضح شده
      هر روز حتما یک جمله یا مثال راهگشا بهم میگه

      در شغلم هم شما یک راهنمایی بهم کردید
      دارم با همراهی فرشته درونم بسطش میدم
      خب فروشم بهتر شده
      درحد نشونه
      قرارداد اجاره دفترمو با مبلغی پاییتترز مبلغ اضافه شده پارسال بستیم
      اصلا صاحب ملک خودش تعجب کرد اما خدا بود که داشت کارارو انجام میداد
      خدا قلب اونو آروم کرده بود
      خب این خیلی خوبه

      🌱🌱🌱

      خب در مورد ورزش من دو هفته کلا باشگاه رفتم، پریود شدم و نرفتم اون یک هفته را و چون درد جسمانی بسیار شدیدی تجربه کردم دیگه بقول بچه ها ۴ گوشه زمینو بوس کردم و از میادین خداحافظی کردم😄😄
      علاقه ای به ورزش ندارم
      البته تو برنامه هام هست سوار کاری برم
      اما باشگاه و این برنامه را از اولم دوست نداشتم

      سپاس بخاطر اینهمه حس خوبی که در زندگی من ایجاد کردید💙💙

      استاد فقط در مورد حس ناامیدی مطلق بعد خواب عصرم میتونید کمکی کنید؟

      ممنون

      ۱۷ تیر ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/22 14:47
      مدت عضویت: 604 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 199 کلمه

      درود بر شما منم مدتی ست به متناسب ها فقط توجه می کنم مثل موقعی که به علت گریز از بیکاری حرفه ای بعد از تحصیلات مثلا ابکی که از دانشگاه به کلاس خیاطی میرفتم یادمه اون روز استادم یقه انگلیسی جدارو تدریس کردند و بقدری در وجودمن نشست که بعد از کلاس کار بانکی داشتم و دقیقا دیدم کارمند بانک کتی با یقه انگلیسی جدا به تن نشسته و من مهو جمال یار شدم نه مامور بانک یقه کت اون بنده خدا بقدری که مرتب یقه اش را می تکاند و عذر خواهی می کرد ..😂😂😂😂😂وای خدا مردم از خنده الان دارم صحنه رو مرور می کنم و بی اختیار می خندم . صحنه انقدر جالب بود که بیچاره بلند شد و رفت سرویس بهداشتی خودشو ببینه نکنه رو یقه کتش قبلا استفراغ کردن 😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣حالا کنه قضیه رو دیگه نگهدار ببین چی بود جریان . ولی خدارو شکر الان کنترل و فرمون دستمه و آروم تر به انسانهای متناسب توجه می کنم و جالبه برام بعضی هاشون ی پره گوشتم ندارن و چنان رنگ و روی خوبی دارن انگار ناکسا دوپینگ می کنن بابا پیاده شین با هم سوار شیم . چه خبرتونه … چه خبرتونه … 😎😎

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/22 13:43
      مدت عضویت: 604 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      باسلام به دوستان گلم و استاد عزیزمون . من نظرم و در جواب خانم رها ناظم پور ارسال کردم . اگه دوست دارید بخونید . و همینطور دوست قبلی رها جون که اون خیلی خنده داره . زنگ تفریح بدی نیسیت🤣🤣🤣🙂😎😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/20 01:16
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      با سلام و تشکر از فایل عالی، من خودم بارها امتحان کردم و اتفاقاً مقالات زیادی هم هست در این زمینه که با ورزش نمیشه لاغر شد و خود من هم هیچوقت با ورزش لاغر نشدم. ورزش فواید زیادی داره و نوعی نفس کشیدم برای بدن هست و به قول استاد یکی از عوامل مفید برای پایین بردن تخریب می باشد. فایلهای دوره تناسب به واقع دهن را هدایت میکندبه سوی تغییر، تغییر بزرگ. من خودم هر روز این رو تجربه میکنم. متشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/09 07:58
      مدت عضویت: 413 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان گرامی
      من یک بار که قبل از شروع این دوره در سالهای قبل رژیم گرفته بودم که لاغر بشم تو بر نامه ای که برام نوشته شوه بود نیم ساعت ورزش بود ولی من چون شرایطشو نداشتم نرفتم ولی با کمال تعجب دیدم که وزنم بدون ورزش پایین اومد ولی بعد از مدتها چون این باوری بود که اغلب اونو میشنیدم بعد از اون زمان
      باز تو ذهنم این بود که باید ورزش کنم تا لاغر بشم وبمونم ولی خدا رو شکر با کارکردن دوره لاغری با ذهن
      ورزش میکنم نه برای لاغری نه به اجبار برای لذت خودم برای احساس فوق العاده ام از طبیعت این کار را انجام میدم.وپیاده روی تو طبیعت راخیلی دوست دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/02/22 00:58
      مدت عضویت: 596 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام من همیشه فکر میکردم بخاطر حاملگی وبچه دا ر شدن اضافه وزن پیدا کردم و علاقه زیادی به ورزش نداشتم ولی بزور میرفتم
      پیاده روی هم میرفتم ولی همیشه دلم میخواست کنسل بشه
      از وقتی رباط صلیبی پای چپم پاره شد دیگه کاملا کم تحرک شدم و کم کم مثل آدم های مسن راه میرفتم و با همین حس دوباره اضافه شدم و همیشه می گفتم بخاطر پام کم تحرک شدم و چاق تر شدم ولی حالا سعی میکنم زیاد بهش فکر نکنم ولی ذهنم رو مشغول میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/14 11:24
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      با سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم .من هم چنتا سوال در مورد ورزش داشتم.من همیشه فکر میکردم اگه ورزش کنم خیلی زودتر لاغر میشم و از وقتی در دوره شرکت کردم فهمیدم نه اگه ما به اندازه نیاز غذا بخوریم و سرعت تخریب و ترمیم را رعایت کنیم تناسب اندام خودش صورت میگیره .
      ولی من هیچ وقت ورزش رو خیلی دوس نداشتم و وقتی در دوره شرکت کردم دلم میخاست ورزش کنم ولی فکر میکنم چون دلم میخاست به لاغریم سرعت ببخشم این فکرو میکردم و به استاد پیام دادم که گفت از دوره پیاده روی استفاده کن الان میخام بدونم این فکر مربوط به عجله کردن من برای لاغری هست یا نه ؟
      میخام ببینم چطور میتونیم از ورزش کردن لذت ببریم ؟ووقتی با لذت این کار رو انجام دادیم در روند لاغری ما تاثیری داره یا کلا ورزش کردن برای سلامتی هست؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/02/15 19:31
        مدت عضویت: 626 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        ممنونم از شما که همیشه پاسخگوی ما هستید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/01/27 02:29
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      من هم قبلا یکی از باورام این بود که حتما باید ورزش کنم هر روز و کمتر بخورم ! آب زیاد بخورم …. تا بتونم لاغر شم و هر چند وقت یه دفعه هم این کارها رو انجام می دادم ولی همیشگی نبود و من همیشه دنبال راهی بودم که در مسیر عادی زندگی بتونم متناسب بشم که خدا رو شکر هدایت شدم !
      الان هر وقت وقت کنم می رم پیاده روی یا دوچرخه سواری و یوگا هم هفته ای یه بار تقریبا دیگه اینجوری نیست که حتما باید هر روز کار خاصی بکنم یه وقتا هم نوار می زارم و خودم می رقصم هم شادی و هم فعالیت و لذت می برم از خودم خدا رو شکر دیگه ورزشهای سخت نمی کنم خیلی عادی و الان که ذهنم کمی درست تر عمل می کنه آدم کم کم با اشتیاق تر ورزش می کنه و متوجه تاثیرش می شه
      من قبلا شام نمی خوردم و یکی از باورام این بود که شام بخوره آدم چاق می شه الان شام هم می خورم و از دور هم بودن در کنار خانواده لذت می برم خدا رو شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/18 21:13
      مدت عضویت: 454 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام. من یکبار به دکتر طب سنتی رفتم و گفت تو اصلا نباید آب بخوری و لاغر میشی. راستش خیلی حرف بی ربطی اومد به نظرم و هیچ وقت به توصیه اون دکتر عمل نکردم. و همیشه این بهانه رو داشتم که من اگر باشگاه برم لاغر میشم و یکبار دستگاه دراز نشست خریدم و خیلی عالی نتیجه گرفتم ولی ماندگار نبود و بعدش ادامه ندادم چون خسته شده بودم. خجالت می کشیدم تو مدرسه ورزش های توپی انجام بدم (با اینکه اون موقع من اضافه وزن زیادی نداشتم، اما از بس همه گفته بودن تپلی، چاق و.. احساس می کردم یه غول بزرگم?) الان عکسامو میبینم میگم خب دوستامم که همین قد و هیکل بودن چرا به اونا نمیگفتن به من میگفتن؟ ? و به این پی بردم اون طوری که خانواده رو بچه لقب میذارن همیشه روش میمونه و نه تنها بچه باور میکنه بلکه دیگران هم هی تکرار میکنن و باور زودتر تثبیت میشه.
      همیشه به من جلوی من یا پیش بقیه میگفتن این خیلی میخوره و ژن چاقی هم داره بزرگ بشه حتما چاق میشه و منم باور کردم و خب بهش هم رسیدم.
      ورزش کردن همیشه دوست داشتم لباس ورزشی صورتی بپوشم و موهام باز بذارم و به باشگاه برم در حالی که خیلی هیکلم عالیه و خودمو میدیدم که از ورزش کردن و جست و خیز کردن دارم لذت میبرم و میخندم. میدونم یه روزی در این شرایط قرار میگیرم و لذت میبرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/01/15 22:13
      مدت عضویت: 602 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان گرامی خسته نباشید
      استاد من زمان کودکی علاقه ایی ب ورزش کردن نداشتم وهمیشه زنگهای ورزش یا قلاب بافی یا نقاشی میکردم ولی از زمانیکه بچه هایم بدنیا امدند ب خاطر لاغر شدن شروع ب ورزش کردم ک خدایی خیلی متناسب شدم وعلاقه ب ورزش کردن را پیدا کردم وهفته ایی سه روز ورزش میکردم ولی بدی ورزش کردن اینه ک باید همیشه ادامه داد وگرنه دوباره تمام وزنی ک کم کردی برمیگرده ولی من علاقه دارم ب شما دوچرخه سواری زومبا پیاده روی……ولی استاد دراین چند سال اخیر انرژی برای ورزش کردن نداشتم وهمیشه در خانه بودم ب خاطر همین دوباره تناسبم ب هم ریخت علاقه دارم ولی پشت کار ندارم وهمیشه بالا وپایین می شوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/23 13:54
        مدت عضویت: 626 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 284 کلمه

        برای از بین بردن این باور غلط در مورد ورزش می‌خوام براتون مثالی بزنم.
        دختر من هم خیلی متناسبه هم از سه سالگی همیشه کلاس ورزش رفته و بزرگ‌تر هم که شده ورزش‌های مختلفو بیشتر و بهتر دنبال کرده، اما الان چند ماهیه که ورزشو به دلایلی کم کرده الانم که با توجه به شرایط کنونی دو ماهه که اصلا ورزش نکرده اما نه تنها چاق نشده بلکه وزن کم کرده.
        وقتی باورا درست باشن ورزش کردن یا نکردن فرق نمیکنه. هر چند که ورزش کردن برای سلامتی خوب و مفیده.
        دیروز با دوستم تلفنی صحبت می‌کردم میگفت تو این مدت که خونه موندن چون حوصله‌شون سر میرفته از بیکاری غذاهای مختلفی درست کردن و برنامه‌ی غذایی‌شون دستخوش تغییر شده و در عین حالی که برنامه‌ی ورزشی معمولشونو خونوادگی با جدیت دنبال کردن اما نفری دو کیلو وزن اضافه کردن. ابن در حالیه که دوست من بسیار متناسبه و هیچوقت نیاز به رژیم نداشته اما باور «تو خونه موندن و کم تحرکی باعث چاقیه» روشون تاثیر گذاشته.
        وقتی اینا رو برام تعریف کرد من دیدم ما هم دقیقا به دلیل خونه بودن خیلی وقت‌ها غذاهایی رو درست کردیم که وقتی سر کار هستیم فرصتشو نداریم. از طرفی چون استخر و باشگاه تعطیله با وجودیکه من تو خونه هر وقت احساسم خوب بوده یوگا انجام دادم اما در هر حال میزان ورزشم نصف و حتی کمتر شده اما هیچکدوم وزن اضافه نکردیم حتی من مطمئنم متناسب‌تر شدم. من معتقدم چیزی که تغییر میکنه رفتار غذایی ما در اثر باورهای غلط مربوط به عوامل بیرونی مثل ورزش و خواب و بیکاری و ایناست. پس وقتی باورها درست باشن واکنش‌های ما در قبال عوامل بیرونی هم درست خواهند بود و‌ما از این وابستگی مخرب نجات پیدا می‌کنیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/03 01:33
      مدت عضویت: 599 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 44 کلمه

      استاد من اولین باری که لاغر شدم با ورزش لاغر شدم و خیلی عالی بود ولی بعد از اون هیچ وقت نتونستم در ورزش موفق باشم کنار گزاشتن ورزش خیلی چاقم میکرد و اینکه همیشه همراه با دردهای مختلف و اسیب های جسمی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/29 16:39
      مدت عضویت: 599 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام استاد من هم یاد ندارم که سوالی باشه که از شما پرسیده باشم و جوابی دریافت نکرده باشم و به نظرم این از شگفتیهای این دورست وفکر نمیکنم تو ایران دوره ای وجود داشته باشه که به این صورت حمایت داشته باشه و حتی خواهرم در کارگاه لاغری شرکت کرد که دو روز کامل بود و دو برابر هزینه دوره شما رو ازشون گرفتن نمیخوام نام ببرم ولی بعدش دیگه هیچ حمایتی نشدن باز هم جای تشکرات فراوان داره
      استاد در فامیل ما این باور که فردی که بچگی چاقی داشته باشه بزرگسالی لاغری داره و برعکس و من هم کودکی لاغری داشتم الان فکر میکنم چه باور بی معنی که هیچ پشتوانه علمی نداره و چه بسا مرتب میشنوم که چاقی در کودکی ضمینه چاقی در بزرگسالی میشه و چاقی فقط و فقط باورهاییست که ما رو به اون سمت میبره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/03 11:52
      مدت عضویت: 581 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 314 کلمه

      با سلام
      فایل موانع ذهنی :
      باورهای زیادی در من بوده که باعث میشده تلاش هایم اثر نداشته باشد و انگار آب در هاون می کوبیدم .و شکر خدا کم کم در حال عوض شدن است . از وقتی در این دوره هستم فهمیدم ارثی بودن چاقی غلط است . نمی دونم چرا اینقدر راحت هر کس هر چه به ما بگوید سریع باور می کنیم و اونو تبدیل به یک باور می کنیم و بعد نتایج کارها و تلاشهای خودمان را بی اثر می کنیم .این در همه موارد صدق می کند .من باور کرده بودم بعد از یک سنی چربی ها چون کهنه است یا آب نمی شود یا دیر آب می شود .الان که این فایل را می شنوم تصور می کنم من پشت یک ماشین نشسته بودم و ماشین را روشن کرده بودم و گاز میدادم در حالیکه ترمز دستی کشیده بوده و به ماشین اجازه حرکت نمیداده .حالا این موانع و باورهای اشتباه را دیگران برایم درست کرده بودند یا خودم .چرا ؟ به دلیل اینکه یاد نگرفته بودم روی چه چیزهایی تمرکز کنم .یاد نگرفتم به موارد مثبت نگاه کنم و روی اتفاقی که یک یا دو بار می افتد حکم نکنم .من یک باوری برای خودم ساخته بودم که خیلی به ضرر من تموم شده بود و شکر خدا عوضش کردم .اوایل خدمتم چند باری من تمام حقوقم را خرج کردم و بعد این حکم را صادر کردم که من قادر به جمع کردن پول نیستم .از اونجا به بعد خیلی پول دستم می اومد ولی من هیچ وقت پس اندازی نداشتم .حتی اگر یک پس اندازی هم داشتم ، یک اتفاقی می افتاد تا اون پول من خرج بشه و باور منو اثبات کنه .در مورد چاقی هم همینطور بوده . امیدوارم بتونم در شناسایی باورهای مخرب موفق باشم تا هیچ مانعی سر راه لاغری من نباشد .با تشکر از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/25 13:40
      مدت عضویت: 610 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      یکی از موانع ذهنی من باور این بود که بعداز ازدواج و بارداری اضافه وزن دیگه از بین نمیره البته من بعد از بارداری با رژیم تونستم یه مقدار وزنمو کاهش بدم
      مانع ذهنی بعدی من اینه که با بالاتر رفتن سن افزایش وزن طبیعی هست و وزن به سختی پایین میاد
      در مورد ورزش مانع ذهنی ندارم و ورزش کردن را دوست دارم یه مدت هم باشگاه ورزشی می رفتم ولی کاهش وزن کمی داشتم که با ورزش نکردن دوباره برمی گشت. با شروع دوره ورزش را کنار گذاشتم میخواستم به این نتیجه برسم که از این روش ذهنی لاغری را بدست بیارم که آسونترین و بهترین راه همین روش ذهنیه الان دوست دارم دوباره باشگاه برم و این بار فقط برای شادی ولذت بردن خودم میخوام برم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/26 13:04
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      یکی از موانع ذهنی من هم این بود که چاق من ارثیه واین باعث می شد هر تلاشی رو برای لاغری می کردم یه نتیجه موقت می داد بعدش از بین می رفت ومن ناامید تر از قبل می شدم واین باور ارثی بودن چاقی درمن پررنگ می شد ویا اینکه سوخت وساز بدنم خیلی پایینه وباید همیشه گرسنگی بکشم تالاغر بشم وهرچیزی بخورم به چربی تبدیل می شه ،درمورد ورزش کردن من همیشه از بچه گی ورزش کردن وفعالیت بدنی رو دوست داشتم ودر دوران مدرسه عضو تیم والیبال مدرسه بودم وهفته ای هداقل پنج روز تمرین می کردم ولی چون شاگرد اول مدرسه بودم وخانواده ام تحصیلات براشون خیلی مهم بود ومادرم می ترسید به خاطر ورزش درسم رو رها کنم خیلی مانع می شد وکم کم بامخالفت اونها و سخت تر شدن درسها چون علوم تجربی بودم وشاگردممتاز ودرسم برام مهم بود فاصله گرفتم از ورزش وفقط تابستونا می رفتم باشگاه وکم کم اونم نموند و دیگه سراغ ورزش نرفتم تاچند سال پیش برای رژیم من وهمسرم رفتیم پیش یک متخصص تغذیه که برامون رژیم گذاشت وگفتش هرروز باید یک ساعت پیاده روی کنید وچون جنبه ی اجبار داشت خوشایند نبود وآخرشم همسرم یازده کیلو وزن کم کرد ولی من دو یا سه کیلو ودکترم همش فکر می کرد من رژیم رو رعایت نمی کنم وهرچی بهش می گفتم کاملا رعایت می کنم وهمیشه گرسنه هستم باور نمی کرد واین این باور که من باید ورزش سنگین انجام بدم تالاغر بشم رو در من ایجاد کرد ووقتی یک ساعت می رفتم روی تردمیل وزنم یه ذزه بیشتر میومد پایین واین باعث شده بود هیچ علاقه ای به پیاده روی نداشته باشم وهمیشه بابی میلی وفقط برای اینکه باهمسرم همراه باشم پیاده روی می کردم بدون اینکه ازش لذتی ببرم ولی از این به بعد یادگرفتم به عنوان یک تغریح بهش نگاه کنم نه برای لاغری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/09/30 07:19
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      یکی از باورهای من هم همون بعد از زایمان آدم چاق می شه ولی من تونستم بعدش هم وزن کم کنم ولی دوباره همون شد و عملی نبود برای همیشه!
      همیشه اهل ورزش بودم حتی دوران حاملگی هم یوگا و شنا می کردم!
      و کلی باورهای دیگه مثلا هر روز باید ورزش کنم تا وزنم کم شه ولی هر روز شدنی نبود برای من
      مثلا روزی ۸ تا لیوان حتما باید آب بخوریم
      ولی من الان هم خفت‌های ۲-۳ روز ورزش می کنم استرس ندارم موقع ورزش که حتما باید وزنم کم شه با خیال راحت انجام می دم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/27 08:27
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 253 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و همه دوستان خوبم
      یکی از موانع ذهنی من برای لاغر شدن این بود که در دوران بارداری وزن اضافه میکنم و بعد از زایمان نمی شود که همه آنرا از دست بدهم و مقداری از آن میماند
      باور دیگرم این بود که با رژیم انرژی ورودی به بدن را کم میکنیم و با ورزش خروجی انرژی را زیاد میکنیم و این باعث لاغر شدن میشود و انجام هردوی آنها برایم سخت بود تا حدی که به خودم می گفتم حالا که چی به خودم زجر بدهم که لاغر شوم آنهم بعد از مدت کوتاهی دوباره برگردد اصلا نخواستم زندگی من همینه که هست کاریش هم نمیشه کرد تا ا ین که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم که از هر دو چیزی که دوست نداشتم در آن خبری نبود نه رژیم و نه ورزش چی از این بهتر و وقتیکه وارد این روش شدم تنها برای لاغر شدن بود و خیلی بیشتر از آن را بدست آوردم مثل آرامش و دوست داشتن خودم و اعتماد به نفس داشتن بیشتر و شادی و نشاط درونی و آسودگی خاطر که این روش درستی است و من به هدفم و وزن و سایز ایده الم میرسم و مهمتر از همه با راحتی و ارامش و شادی به آن میرسم خدا جونم سپاسگزارم که مرا به این راه راهنمایی کردی استاد گرامی ممنونم که با جان و دل در یادگیری این آموزشهای ارزنده ما را همراهی میکنید خدا پشت و پناه شما و خانواده تان باشد ????????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/24 19:14
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      روز چهل و نه تکرار:
      موانع ذهنی لاغر شدن چیست؟
      یکی از موانع بزرگ من برای لاغر شدن باور غطلی بود به نام استعداد چاقی.
      من عمیقا باور داشتم که من به شدت استعداد چاقی دارم.
      مانع بعدی اعتقادم به داشتن متابولیسم پایین بود.
      اما در مورد ورزش من همیشه ورزش کردم. ورزش می‌کردم تا انعطاف بدنم بیشتر بشه ورزش می‌کردم چون باور کلی بر این بود که ورزش به کم کردن وزن کمک می‌کنه. ورزش می‌کردم چون برای سلامتی مفیده.
      همیشه ورزش کردن برام با لذت همراه بود ولی اشکال این بود که برای گرفتن نتیجه‌ی بهتر به‌مرور انقدر به زمان و شدت ورزشم اضافه می‌کردم که منو خسته و فراری می‌کرد و کم‌کم باعث میشد دلسرد بشم و در نهایت رهاش کنم. باز وقتی یکی دو ماه میگذشت دلم تنگ میشد و دوباره با مقداری تنوع شروع می‌کردم.
      به مرور که وزنم زیاد میشد از میزان علاقه‌ی من به ورزش کم میشد. و فاصله‌های ایجاد شده بیشتر میشد.
      با خودم فکر می‌کردم که چقدر روحیات و رفتار ادم‌ها با گذر زمان عوض میشه!
      من قبلا برای تفریح پیاده روی می‌کردم اما در دو سه سال اخیر اصلا تا مجبور نمیشدم دلم نمی‌خواست از خونه بیام بیرون چه برسه به پیاده‌روی.
      فکر می‌کردم این تغییر روحیاتمه که باعث شده کلا ورزشو برای حدود شاید یکسال کنار بذارم.
      بعد از شرکت در دوره و با گذشت یکی دو ماه متوجه شدم که علایق من تغییر نکرده بوده اما ذهنم برای همسو شدن با چاقی بیشتر به اشکال مختلف منو از ورزش منع می‌کرده.
      همونطور که الان برای همسو شدن با تناسب منو ترغیب می‌کنه ورزش کنم. قبلا صبح‌ها به زور از تخت بلند میشدم بیحال و کم انرژی بودم و اگه به خودم بود دلم می‌خواست تا یازده بخوابم اما الان اکثرا صبح سرحال و شارژ بیدار میشم و حاضر نیستم جلسات ورزشمو از دست بدم.
      البته الان یاد گرفتم که هر کاری رو در زندگی باید برای لذت بردن انجام بدم برای همین هم معیارم در شروع و به پایان رسوندن جلسات حال خوب و لذتمه نه کالری سوزوندن.
      در دوره مستندهایی راجع به واکنش بدن نسبت به ورزش هست که خیلی کمک کنندست و باعث شد من باورهای مربوط به ورزش رو به طور موثری اصلاح کنم.
      جالب اینجاست همون ذهنی که منو در بیشترین حد چاقیم با تشدید بیحالی از ورزش دور می‌کرد و من فکر می‌کردم به خاطر سنگینی زیاده با تغییر نگرش و باورهام در فاصله‌ی زمانی کوتاه با اینکه هنوز وزنم تغییر چندانی نکرده بود منو پر انرژی و با نشاط به سمت تحرک بیشتر هدایت کرد. اتفاقی که همچنان ادامه داره…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/09/24 13:48
      مدت عضویت: 607 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      من چند سالی برای لاغری ورزش میکردم ورزشهای مختلف ،پیلاتس ،ایروبیک ،بدن سازی .وهر بار به قول استاد دنبال بهانه ای بودم برای نرفتن به باشگاه .وخیلی سختم بود که ورزش کنم والبته نتیجه زیاد جالبی هم نگرفتم به غیر از یک دوره تقریبا ۸یا ۹ ماهه که به بدنسازی رفتم والبته به همراه رژیم غذایی حدود ۸ یا ۹ کیلو کم کردم .که اون هم بعد از چند ماه برگشت .اما من هنوز هم نتوانستم ذهن خودم رو برای ورزش کردن متقاعد کنم واصلا هیچ وررشی هم نکردم و پیش خودم گفتم فعلا کاری به ورزش ندارم که وقتی متناسب شدم اون رو وابسته به ورزش ندونم و صد درصد قبول کنم که این تناسب فقط به خاطر ذهن من هست ودرنتیجه برایم ماندگار خواهد بود .والان دقیقا میدونم که این کاهش وزنی که من دارم فقط به خاطر کار کردن روی ذهنم هست ومن هیچ ورزشی انجام ندادم .اما یک نکته جالبی که برای من دیروز اتفاق افتاد :من توی دوره دوست داشتم به اعصاب ارام دست پیدا کنم وپرخاشگری من کم بشه .اما راستش اصلا خودم در خودم تغییر جالبی توی این زمینه در خودم نمیدیدم .تا دیروز که من برای انجام یک ازمایش به ازمایشگاه رفتم .وقتی دستگاه شماره من رو خوند به قسمت پذیرش رفتم وچون یک خانمی داشت با اون خانم منشی صحبت میکرد من پشت سرش ایستادم ومنتظر موندم تا اون خانم سوالش تموم بشه وبره ،تا اینکه سوال اون خانم‌تموم شد ورفت .ومن رفتم جلو در همین موقع منشی دوباره شماره بعد من رو اعلام کرد.وزمانی که من برگه شماره رو بهش دادم با تندی گفت تو که ۴۴ هستی وپس کجا بودی من شماره بعدی رو خوندم واز این حرفها منم گفتم اینجا بودم منتظر بودم که صحبتتون‌با اون خانم تموم بشه .منشی شروع کرد به غر غر کردن وداد وبیدا که شاید اون دلش میخواست دوساعت اینجا بمونه وتو باید زودتر میومدی وازاین تیپ حرفها اون لحظه خیلی ناخوداگاه صدای هندزفری رو که داشتم فایلهای استاد رو گوش میکردم رو زیاد کردم واصلا اهمیتی ندادم که اون خانم داره چی میگه وخیلی خونسرد به فایلم گوش دادم وکارم پیش اون خانم تموم شد ورفتم . اون لحظه اصلا به این موضوع فکر نکردم چون خیلی ناخوداگاه این کار رو کردم اما وقتی به خانه برگشتم دیدم من چطور جلوی اون منشی حرف نزدم واصلا به حرفهاش گوش نکردم واین برای خودم تعجب اور بود چون امکان نداشت یکی بهم یه همچین حرفی بزنه ومن ساکت باشم وچیزی بهش نگم .واون موقع بود که دیدم این دوره روی اعصاب من هم تاثیر گذاشته اما این خانم منفی باف ذهن من هست که نمیگذاره من این تغییرات خوب رو ببینم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1398/09/24 19:12
        مدت عضویت: 626 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        به‌به چقدر خوب که اینو برای ما هم تعریف کردید
        خیلی لذت بردم
        افرین به شما??????

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1398/09/24 21:48
        مدت عضویت: 607 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        ممنونم استاد عزیز ،همیشه توضیحات عالی شما وتاییدهای شما به ما دلگرمی وامیدواری میده .من واقعا از خداوند سپاسگذارم که برای کمک به من برای تغییر در همه زندگی شمارو سر راه من قرار داد.واز شما بابت همه صحبتهای خوبتون وراهنمایی های به جا وعالی تشکر میکنم ??

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        رها ناظم پور
        1398/09/25 09:20
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        بهتون تبریک میگم به خاطر این تغییر مهم و مفید موفق باشید???

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/03/22 14:16
          مدت عضویت: 604 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 588 کلمه

          درود بر شما دوست عزیز . منم یادم اومد باشگاه بدن سازی میرفتم اون مدلی که مربی طرح دعوی میداد یا همون برنامه کار بادستگاه بعد خودش میرفت با گوشی و دوستاش و خنده هاش ما می مونیدیم و این همه دستگاه و برنامه و دل خوش سیری چند سهراب . شاید بجای اون اگه تو دوره همی های شعر و مسخره بازی بعضی از این به ظاهر روشن فکر ها شرکت می کردم برام لذت بخش تر بود آخه بی مروت ها یک مربی ورزش باید ابتدا یک روانشناس خوب باشه که بتونه اول روان هنر جو هارو تعلیم بده . بتونه با هنر جو ارتباط شعوری و ذهنی پیدا کنه بعد جسمش و پرورش بده . حالا می گیم کار اون این نیست اوکی بایستی در ورزشگاه ها اول یک روانکاو با هنرجو درگیر بشه بعد با هماهنگی مربی و هنر جو صاحب سخن و بر سر ذوق بیارن همه که هوش ورزشی ندارن . مثلا خانم دیروزش از شوهرش کتک خورده امروز اومده تو باشگاه که یک کاسه اب خنک گیر بیاره به صورت درون وجودش بریزه تا بتونه با یک آرامش بهتری مسیر رو ادامه بده . این مثال من نبود ولی واقعا هستند بانوانی که با دل ناراحت و هزار مشکل میان باشگاه و تنها انگیزه شون یک توجه مربیه حالا مربی کیه دخترکی سرخوش که تنها فکر گذران لحظات شادیشه . اوکی عالی اون خوبه ولی اون عوضی که اینو اجازه داده تا بیاد با آینده حسی .جسمی . تفکری . فرا سر خوردگی . هنر جو بازی کنه چه جور می خواد بعدا جوابگو باشه . ما هممون ی جورایی در مقابل هم مسولیم . و اگه این مسولیت و چه در برابر خودمون چه اونایی که بنابه شرایطمون محتاج ما هستند و درست مدریت نکنی و باری به هر جهت باشیم باید پس بدیم . من برنامه رو می گرفتم نیم ساعت کار می کردم بقبه شو نگاه بقیه می کردم یا میرفتم تو حیاط باشگاه با گل های نسترن حرف میزدم . یادم یدفه خواهرم اومد دنبالم دید دارم گل بو می کنم گفت چرا کلاس نیستی هنوز ۲۰ دقیقه مونده گفتم واسه کی مونده . نیاز ذهن من تامین نبود اون موقع همون نیم ساعت و هم به احترام من تحمل کرده بود . بازم ازش متشکرم . فضا فضای ورش و هیجان نبود . می دونی چی حس می کردم فکر می کردم ما یک مشت چاق بدبخت هستیم که از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم و مربی هم اینو خیلی خوب درک کرده بود . وبا اینکه من اون موقع خدار شکر جز متناسب های متوسط بود م ولی مستاصلی رو حس کردم . و از ۸ جلسه بزور سه جلسه رو در ماه میرفتم . خوب این یعنی چی یعنی نهایت بی ذوقی . بی اهمیتی به موضوع . عدم اعتماد به تمام تشویق های ورزشی . و در اخر عدم نتیجه و کاهش اعتماد به نفس و سکوت و در خود فرو رفتن .
          الان فرق می کنه با این روحیه الانم اگه بعد از کرونا باز شه باشگاه دیگه واینمی ستم بهم اینطوری برخورد کنه چنان نسخی ازش می کشم البته با تدبیر و آرامش که اون موقع یادشون بره با هنر جو باید مثل کلاس های تو مهد کودک و پرورش شادی کوک های درون برخورد کنن . نمی تونی برو معلوماتت و زیاد کن بعد بیا . نمی تونی برو اول بمیر بعد زنده شو و شروع کن . مثل ما که اکثرمون بار ها مردیم و دوباره زنده شدیم و بلند شدیم و شروع کردیم . 😍😍😍

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/09/24 09:28
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      با سلام
      من سالها ورزش کردم خیلی از اوقات برای لاغر شدن باشگاه رفتم کلی با دستگاه کار کردم و بعد از مدتی خسته شدم و یا فرصت نداشتم یا بهتر بگم انگیزه نداشتم و چون فکر میکردم که ورزش باید منو لاغر کنه یا لاغر میشدم ول میکردم و یا ادامه دادن رو بی فایده میدونستم
      محصولی رو که استاد گفتن به احتمال زیاد مثل همیشه این مشکل رو حل میکنه و وقتی توجیه ذهنی داشته باشه بعد از گوش دادن حتما با یک انگیزه عالی به ورزش روی میاریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/22 13:40
        مدت عضویت: 604 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 583 کلمه

        درود بر شما دوست عزیز . منم یادم اومد باشگاه بدن سازی میرفتم اون مدلی که مربی طرح دعوی میداد یا همون برنامه کار بادستگاه بعد خودش میرفت با گوشی و دوستاش و خنده هاش ما می مونیدیم و این همه دستگاه و برنامه و دل خوش سیری چند سهراب . شاید بجای اون اگه تو دوره همی های شعر و مسخره بازی بعضی از این به ظاهر روشن فکر ها شرکت می کردم برام لدت بخش تر بود آخه بی مروت ها یک مربی ورزش باید ابتدا یک روانشناس خوب باشه که بتونه اول روان هنر جو هارو تعلیم بده . بتونه با هنر جو ارتباط شعوری و ذهنی پیدا کنه بعد جسمش و پرورش بده . حالا می گیم کار اون این نیست اوکی بایستی در ورزشگاه ها اول یک روانکاو با هنرجو درگیر بشه بعد با هماهنگی مربی و هنر جو صاحب سخن و بر سر ذوق بیارن همه که هوش ورزشی ندارن . مثلا خانم دیروزش از شوهرش کتک خورده امروز اومده تو باشگاه که یک کایه اب خنک گیر بیاره به صورت درون وجودش بریزه تا بتونه با یک آرامش بهتری مسیر رو ادامه بده . این مثال من نبود ولی واقعا هستند بانوانی که با دل ناراحت و هرار مشکل میان باشگاه و تنها انگیزه شون یک توجه مربیه حالا مربی کیه دخترکی سرخوش که تنها فکر گذران لحظات شادیشه . اوکی عالی اون خوبه ولی اون عوضی که اینو اجازه داده تا بیاد با آینده حسی .جسمی . تفکری . فرا سر خوردگی . هنر جو بازی کنه چه جور می خواد بعدا جوابگو باشه . ما هممون ی جورایی در مقابل هم مسولیم . و اگه این مسولیت و چه در برابر خودمون چه اونایی که بنابه شرایطمون محتاج ما هستند و درست مدریت نکنی و باری به هر جهت باشیم باید پس بدیم . من برنامه رو می گرفتم نیم ساعت کار می کردم بقبه شو نگاه بقیه می کردم یا میرفتم تو حیاط باشگاه با گل های نسترن حرف میزدم . یادم یدفه خواهرم اومد دنبالم دید دارم گل بو می کنم گفت چرا کلاس نیستی هنوز ۲۰ دقیقه مونده گفتم واسه کی مونده . نیاز دهن من تامین نبود اون موقع همون نیم ساعت و هم به احترام من تحمل کرده بود . بازم ازش متشکرم . فضا فضای ورش و هیجان نبود . می دونی چی حس می کردم فکر می کدم ما یک مشت چاق بدبخت هستیم که از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم و مربی هم اینو خیلی خوب درک کرده بود . وبا اینکه من اون موقع خدار شکر جز متناسب های متوسط بود م ولی مستاصلی رو حس کردم . و از ۸ جلسه بزور سه جلسه رو در ماه میرفتم . خوب این یعنی چی یعنی نهایت بی ذوقی . بی اهمیتی به موضوع . عدم اعتماد به تمام تشویق هدی ورزشی . و در اخر عدم نتیجه و کاهش اعتماد به نفس و سکوت و در خود فرو رفتن .
        الان فرق می کنه با این روحیه الانم اگه بعد از کرونا باز شه باشگاه دیگه واینمی ستم بهم اینطوری برخورد کنه چنان نسخی ازش می کشم که اون موقع یادشون بره با هنر جو باید مثل کلاس های تو مهد کودک و پرورش شادی کوک های درون برخورد کنن . نمی تونی برو معلوماتت و زیاد کن بعد بیا . نمی تونی برو اول بمید بعد زنده شو و شروع کن . مثل ما که اکثرمون بار ها مردیم و دوباره زنده شدیم و بلند شدیم و شروع کردیم . 😍😍😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/08/09 11:22
      مدت عضویت: 599 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 123 کلمه

      سلام استاد قبل از این دوره وقتی افراد متناسب میدیدم اصلا نسبت به اونها احساس خوبی نداشتم فکر میکردم که اینها افرادی هستند که نه تنها هیچ غذایی نمیخورند بلکه همیشه در باشگاه هستند ولی الان وقتی افراد لاغر میبینم میدونم و مطمئنم که انها افرادی هستند که خیلی راحت زندگی میکنند و سند گفته هام پلاستیکهای بزرگی که از فروشگاه خرید کرده بودند انها انسانهایی هستند که از غذا خوردن لذت میبرند نه از خوردن غذا درست مثل خود الان من و موضوع مهمتر اینکه من اصلا متناسبها رو نمیدیدم و فکر میکردم همه چاق هستند یا در حال چاق شدن ولی الان بیشتر افراد را متناسب میبینم و با خودم میگم لاغر شدن و لاغر بودن اسانترین کار دنیاست ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/22 12:50
        مدت عضویت: 604 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 205 کلمه

        درود بر شما منم مدتی ست به متناسب ها فقط توجه می کنم مثل موقعی که به علت گریز از بیکاری حرفه ای بعد از تحصیلات مثلا ابکی که از دانشگاه داشتم و شغل تخصصی خانه نشینی به کلاس خیاطی میرفتم یادمه اون روز استادم یقه انگلیسی جدارو تدریس کردند و بقدری در وجودمن نشست که بعد از کلاس کار بانکی داشتم و دقیقاو
        دیدم کارمند بانک کتی با یقه انگلیسی جدا به تن نشسته و من محو جمال یار شدم نه مامور بانک بلکه یقه کت اون بنده خدا بقدری که مرتب یقه اش را می تکاند و عذر خواهی می کرد ..😂😂😂😂😂وای خدا مردم از خنده الان دارم صحنه رو مرور می کنم و بی اختیار می خندم . صحنه انقدر جالب بود که بیچاره بلند شد و رفت سرویس بهداشتی خودشو ببینه نکنه رو یقه کتش قبلا استفراغ کردن 😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣حالا کنه قضیه رو دیگه نگهدار ببین چی بود جریان . ولی خدارو شکر الان کنترل و فرمون دستمه و آروم تر به انسانهای متناسب توجه می کنم و جالبه برام بعضی هاشون ی پره گوشتم ندارن و چنان رنگ و روی خوبی دارن انگار ناکسا دوپینگ می کنن بابا پیاده شین با هم سوار شیم . چه خبرتونه … چه خبرتونه … 😎😎

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1397/10/27 08:03
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام به استاد عزيز
      هميشه يكي از اهداف براي متناسب شدن ، پريدن و جست و خيز داشتن بود . و حالا كه پياده روي رو شروع كردم يه حسي بهم ميگه برو بالاي نيمكت پارك و بپر . و وقتي به احساسم نگاه مي كنم مي بينم خيلي خيلي دوست دارم حركات پاركور انجام بدم كه لذت ببرم . اما همون لحظه خندم ميگيره كه با اين وضعيت چطور مي تونم بپرم و اين حركات رو انجام بدم و فكر مي كردم كه خل شدم كه اين فكرها رو مي كنم ، تا اينكه شما در اين فايل گفتيد كه ما دوست داريم بپر بپر كنيم ، تا حالا زياد به اضافه وزنم فكر نمي كردم كه چند كيلوئه ، اما وقتي به همسرم توجه كردم ديدم اينقدر از من سريعتر راه ميره و وقتي من فقط راه ميرم اون هزار جور حركت مي زنه و بدو بدو مي كنه ، فهميدم كه چقدر تفاوت اضافه وزن تاثيرگذاره . ايشون نسبت قدش 7 كيلو اضافه داره و من 20 كيلو . پس اگه اين وزن از بين بره چقدر تحركم آسونتر و روونتر خواهد بود . دوست دارم حسرت به دل نمونم و اين اضافه رو رها كنم و آزادانه و سبكبال حركت كنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/22 20:20
        مدت عضویت: 533 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 430 کلمه

        روز ۴۹ تکرار
        سلام و وقت بخیر
        از ۱۸سالگی ورزشو بصورت دائمی شروع کردم،بهم گفته بودن برای لاغر شدن باید سخت ورزش کنی اونم هر روز،خیلی هم کم غذا بخوری،برنج ،نون،زوغن،شیرینی،شام ،فست فود واینجور غذاها که ممنوعه،زیاد نخوابی،بعد از غذا نخوابی،کلا برای متناسب بودن فقط باید زجر بکشی،سختی بکشی،ناراحت باشی،فقط باید بیننده خوردن ولذت بردنو شاد بودن آدم های متناسب باشی،چونکه تو خلقتت اینجوری بوده و منم همیشه ناراضی از خدای ناعادل ،که چرا من انتخاب شدم برای این زندگیه پر از سختی و ناآرامی ،انگار تمام درد ها ،غصه ها برای من جمع میشدن،اون وقتا نمیدونستم ،که هر چی بیشتر از خودم میپرسم که چرا وضعیت من تو هر جنبه ای از زندگی خوب نیست،دارم اون ناخواسته هارو وسعت میدم ،فقط غر میزدم و با خدا میجنگیدم،انقدر ورزش میکردم که همه بهم میگفتن تو دیونه ای،منم میخواستم بهشون ثابت کنم که بابا ببینید من چقدر تلاش میکنم و رژیم میگیرم ،ولی بازم چاقم،انگار میخواستم به دیگران وخودم نشون بدم که من بیتقصیرم
        ۱ساعت ونیم صبح زود میرفتم بدمینتون،البته عاشق بدمینتون بودم ولی اولین هدفم از ورزش چاقتر نشدن بود،بعد از بدمینتون میرفتم۱ساعت پیاده روی تو محوطه پارک ،آخه اونجاییکه من میرفتم سالن فقط مخصوص بانوان بود وهمه میتونستن تو اون پارک بدون حجاب باشن ومن و پارتنر بدمینتونم اونجا چندتا ورزشو ثبت نام کرده بودیم،۱ساعت بعدشو میرفتیم چربی سوز،یک روز در میون ،یکبار میرفتم پیلاتس،یکبار میرفتم چربی سوز،بعضی روزا بعدش میرفتیم یه باشگاه دیگه بدمینتون وبعضی روزا میرفتم ۱ساعت فقط کرال بدون استراحت شنا میکردم،ساعت کالری سنج وضربان قلبو از اینجور موارد همیشه به دستم وصل بود،غریق نجات استخر ازم میپرسید میخوایی رکورد کرال بزنی؟منم با ناله میگفتم نه بابا میخوام کالری بالا بسوزونم
        شنا،اسکی،پیلاتس،بوگا،زومبا،بدمینتون،کلاس رقص های متنوع،چربی سوز،ایروبیک،کوهنوردی ،پیاده روی ،ورزشایی بود که بشدت انجامشون میدادم همیشه با حجم غذای بسیار کم
        تا میتونستم یکمی رو فرم تر بمونم ،اونم با اضطراب دائم
        در انتها هم ۶سال پیش از ناحیه کمر وزانو آسیب شدید دیدم‌ ودکتر ورزشو واسم ممنوع کرد،اضافه وزنه شروع شد ومن ترسان از چاقتر شدن ،آخه پر بودم از باورهای چاق کننده،البته که این ۱۵کیلو اضافه وزنم حدودا ۶سال طول کشید که برگرده ومن از سال ۹۸ به وخیم بودن اوضاع بدنم آگاه شده بودم
        دیروز دوستم یکی از فیلمای سفر تابستون پارسالو واسم تدوین کرده بود و واسم فرستاد که ببینم،،،،وای که چقدر بدهیبت شده بودم ،خجالت کشیدم خودمو دیدم ،آخه فیلمای اون سفرمونو دوست نداشتم نگاه کنم خیلی چاقتر بودم،،،دوستمم اعتراف کرد که چقدر الان جمع وجور تر شدی،هم ناراحت شدم فیلممو دیدم ،هم خوشحال شدم که الان تو این مسیرم و دارم آرام آرام به خواسته م نزدیکتر میشم
        خدارو شکر میکنم از یادگیری اینهمه اطلاعات عالی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/01/24 02:18
          مدت عضویت: 626 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 242 کلمه

          نوشته‌ی شما رو که خوندم صحنه‌های مشابهی از خاطرات خودمو به‌یاد اوردم شاید با این تفاوت که ظاهرا شما تا قبل از آسیب دیدگی با انجام اون ورزش‌ها و نخوردن‌ها موفق شده بودید وزنتونو تا حد زیادی کنترل کنید اما من با همه‌ی تلاشم تا قبل از دوره همیشه در حال وزن زباد کردن بودم. دوره‌های کاهش وزن و افزایش مجدد متناوب داشتم اما بردار وزن همیشه در نهایت سیر صعودی داشت و هیچوقت حتی در متناسب‌ترین حالتم به تناسب رویاییم نرسیدم و همون مقدار هم با سرعت برق و باد برمیگشت و در نهایت چاق‌تر هم میشدم. اما اکنون خوشبختانه با تناسب فکری موفق به کم کردن مقدار قابل توجهی از اضافه وزنم شدم.
          من با نگاه کردن به عکس‌ها و فیلم‌های گذشته‌م ناراحت نمیشم بلکه برای یافتن راه صحیح تناسب احساس رضایت می‌کنم و با پذیرش گذشته‌ای که خودم ساخته بودم و با غرور و افتخار برای پذیرش آینده‌ی متناسبم‌ترم آغوش باز می‌کنم. برای همه‌ی ما گذشته‌ی چاقمون درس‌هایی داشته که فقط با پذیرش و‌ یادگیری اون‌ها تغییر برامون امکان‌پذیر میشه. احساس نفرت یا خجالت از گذشته میزان بیشتری از اون احساسات رو در اینده به ارمغان داره پس بابت درس‌های گرانبهایی که از زندگی گرفتیم شاکر و سپاسگزار باشیم و‌خودمون رو چه در گذشته و‌چه حال و همینطور آینده همونطور که بودیم و هستیم و خواهیم بود دوست بداریم چون زیبایی‌ها فقط حاصل از عشقه و احساسات منفی ارمغانی جز هم‌فرکانس‌های خودش رو جذب نمیکنه.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/01/25 11:49
            مدت عضویت: 533 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 96 کلمه

            دقیقا دوستم ،منم اول از دیدن فیلمم حالم بد شد ولی بعدش خوشحال شدم و به خودم آفرین گفتم که بلخره بعد از اونهمه سختی وزجر تو مسیر تناسب وسلامتی هستم وبا تلاش خودم،استادم،خداوند دارم به هدفم میرسم،خدارو هزاران بار سپاسگذارم برای دیدن این روزها واین لحظات ناب که خودم دارم خلقشون میکنم ،بشدت مراقب گفتگوهای درونی و ذهنی خودم هستم که میدونم منفی باف همیشه آماده به خدمت ایستاده ،برای داشتن بدن جدید،افکار جدید،زندگی جدید،نیاز به یک شخصیت قوی وجدید دارم،باید ظرفمو بزرگ کنم
            ممنونم از توجه ت به کامنت من ،عشق جان،با لبخند مهربونتون?

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1399/03/22 12:38
              مدت عضویت: 604 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 47 کلمه

              سلام شما چطوری دوباره برمی گردید و جواب هاتونو چک می کنید احسنت به شما . ببینید چقدر پر کارید . ببینید خداوند با شما دوستان خوبم چه کرده . اینهمه توانایی .این همه پشتکار واقعا ستودنی ست .سپاس از او و چنین خلق کننده ی توانایی👑👑👑💎💎💎

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فریبا(ماه بانو)
      1397/08/26 12:28
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      وااای استاد عزیزم ممنون بابت فایل پرارزشتون…
      خیلی بهش نیاز داشتم ..انگار شما از حرف دل ما خبر دارین..چقدر احساسم خوب شد بعد از شنیدن این فایل …واقعا ممنووووووونمممم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا زلکی نژاد
      1397/08/25 09:16
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 273 کلمه

      سلام سلام به استاد مهربانیها ?من از روزی که یادم میاد همیشه ورزش کردم ولی ورزشی که همراه با ترس ونگرانی بوده ورزش میکردم که چاق نشم ورزش میکردم ولی لذت نمی بردم ولی از وقتی که با شما ودوره شما آشنا شدم ورزش کردن رو یاد گرفتم یاد گرقتم که از این کار لذت ببرم ورزش کنم که سلامت باشم ورزش کنم که با نشاط باشم ورزش کنم که افکارم وروحیه خوب زندگی کنم ولی حالا ورزشرکردن رو به صورت دسته جمعی دوس دادم چون انرژی میگرم ورزشهایی رو دوس دارم که با ریتم وآهنگ وباشه که بتونم تعادل وتمرکزم رو بالا ببرم ورزسهایی که همراه با جنب وجوش بیشتر هستن رو دوس دارم که باعث تراکم استخوان در من میشه ببینین چقد فرق داره ورزش با احساس خوب و ورزش کردن از ترس حالا کلی تحقیق میکنم ببینم کدوم ورزش بهتره ومن این حس خوبو از شما استاد عزیز دارم امیدوترم که هر جا هستین در پناه خدای خوب و مهربون باشین پس ورزش کردن با آگاهی بهتره پس ورزش کردن دسته جمعی بهتره پس ورزش کردن به ما انگیزه میده

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آسیه
      1397/08/24 22:05
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      سلام و خدا قوت به استاد گرانقدرم من به شدت به این فایل صوتی نیازمندم و مشتاقانه منتظر شنیدن چون بزرگترین مانع ذهنی من همین عدم تحرکه به دلیل درد شدید پاهام و بسیار متشکرم از صبحتهای ارزشمند و بی نظیرتون

      من قبلا آمادگی جسمانی میرفتم و پاهام پرانتزی بود و از وزن ۱۰۶ کیلو با زحمت های فراوان به وزن ۷۴ کیلو رسیدم بعد از عمل پاهام با وجود اینکه یکسال خوابیدم به ۸۰ کیلو رسیدم و زیاد وزنم بالا نرفت اما زمانی که نا امید شدم که دوباره بتونم ورزش کنم با وجود رژیمای شدید و سخت وزنم اصلا پایین نمی آمد و به وزن ۱۵۰ کیلو رسیدم مهم ترین عامل رو همین بی تحرکی میدونم در ضمن خیلی دلم میخواد فعالیت کنم
      چطوری میتونم با شدت درد از ورزش لذت ببرم و در ضمن رماتیسم هم دارم به محض این که کمی پیاده روی میکنم حس میکنم فلج شدم و نمیتونم ادامه بدم
      و آیا میشه با تجسم خلاق و تنفس تا حدودی وزنم رو بیارم پایین یه مدت هم هیپنوتراپی گوش دادم ولی به شدت عضلاتم درد میگرفت و تیک عصبی میگرفتم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آسیه
        1397/08/25 11:39
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام
        شرکت کردن در تمامی دوره های بی نظیر و فوق العاده شما یکی از بهترین طعم هایی هست که سفارش داده ام و مطمئنم افتخار حضوربه زودی نصیب منم خواهد شد و با کمال اشتیاق منتظر رسیدن اون روز هستم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ندامعتمدنژاد
      1397/08/23 20:35
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلام و عرض ادب
      چرا ورزش میکنم؟
      چه نگرشی به ورزش داریم؟
      چه ورزشی وچگونگی ورزش چیست؟
      قبل ورزش چه افکاری درمورد نتایج ورزش داشته باشیم؟؟؟
      تفاوت ورزش گروهی و انفرادی چیست؟
      آیا باید ورزش کنم؟؟؟؟
      منتظر پاسخگویی استاد در زمینه ورزش باشید…

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/22 12:20
        مدت عضویت: 604 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 1 کلمه

        🌝🌝🌞🌞🌞🚣‍♀️🏃‍♂️🏃‍♀️💃🕺👯‍♂️

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      بهاره
      1397/08/23 16:02
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      باسلام خدمت جناب آقای عطار روشن عزیز و دوستان متناسب خودم
      من از دوران ابتدایی از زنگ ورزش متنفر بودم وهمیشه دوست داشتم در اون ساعت تو کتابخونه مدرسه وقتم وبگذرونم. الان هم که سالها میگذره وقتی قصد میکنم اسمم و یه کلاس ورزشی بنویسم ناراحتی اعصاب میگیرم انگار میخوام به شکنجه گاه برم بارها وبارها تصمیم گرفتم تو خونه ورزش کنم موفق نشدم از این همه ورزش که امتحان کردم و اذیت شدم پیاده روی حالم و خوب میکنه با عشق انجامش میدم ولی هنوز همین ورزشی که عاشقانه دوستش دارم تنبلی می‌کنم امیدوارم سر عقل بیام و بهترین کارو برای خودم انجام بدم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پرستو
      1397/08/23 14:55
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام استاد خيلى ممنون از فايل پر انرژيتون
      خوشبختانه من هيچوقت ورزش كردن را علت تناسب اندام نميدونستم و هميشه ميگفتم كه ٣٠٪؜ ورزش و ٧٠٪؜ تغذيه باعث لاغرى ميشه كه الان فهميدم ١٠٠٪؜ لاغرى مربوط به ذهن و باورهاى ماست
      من واقعا از ابتدا ورزش كردن را دوست داشتم ولى الان ديگه عاشقانه ورزش ميكنم و يكى از راه هايى هست كه حس و حالم را خوب ميكند☺️
      منتظر فايل بعديتون هستم?

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سامان
      1397/08/23 14:53
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 46 کلمه

      سلام استاد عجب ایده‌ی خوب و تاثیرگذاری
      من برای خودم همیشه سوال بود که چطور می شه از ورزش برای پیشبرد رسیدن به هدف استفاده کرد؟ یا اینکه چطور می شه از این روش لاغری با ذهن برای رشته‌ای مثل بدنسازی استفاده کرد و عضله سازی کرد؟

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم