ورود / ثبت نام
0

چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمی شم؟

چرا لاغر نمی شم؟
اندازه متن

چرا لاغر نمی شم؟ سوال بسیاری از افرای است که اضافه وزن دارند و سال هاست برای لاغر شدن تلاش می کنند.

سی و پنج سال چاق بودم و در این سال ها بارها برای لاغر شدن از روش های مختلف اقدام کردم اما نتیجه نهایی همیشه چاقی بود.

همیشه از خودم این سوال را می پرسیدم که با این همه تلاش برای لاغر شدن چرا لاغر نمی شم؟

نکته جالب توجه این بود که هربار تصمیم به لاغر شدن می گرفتم، از همان هفته اول مادرم از من سوال می کرد: تو که رژیم می گیری پس چرا لاغر نمی شی؟

شنیدن این جمله از زبان افراد دیگری که اضافه وزن داشتند سبب شده بود که لاغر شدن در ذهن من کار واقعا سخت و دست نیافتنی باشد.

به لطف خدا زمانی که تصمیم گرفتم از قدرت ذهن برای لاغر شدن استفاده کنم اولین مطلبی که درک کردم این بود که ذهن من چاق شدن را یاد گرفته بود و من برای یادگیری چاق شدن ذهنم کار خاصی انجام نداده بودم و اصلا از این موضوع اطلاع نداشتم.

اما در مفابل همیشه برای لاغر شدن این من بودم که تصمیم می گرفتم لاغر شوم و اتفاقا این تصمیم همیشه برای من با زجر و ناراحتی همراه بود.

همه ما در زندگی برای یادگیری موضوعات مختلف تحت آموزش قرار گرفته ایم.

و کاملا برای ما قابل درک و منطقی است که اگر برای مثال می خواهیم نقاشی بکشیم باید نقاشی کشیدن را یاد بگیریم.

این یادگیری می تواند با شرکت در کلاس های آموزش نقاشی یا جستجو کردن برای یادگیری اصول نقاشی کشیدن صورت بگیرید.

اما من عقیده دارم فردی که به شکل خودبخودی نقاشی می کشد اگر حتی این کار را به شکل عالی انجام دهد در نهایت تسلط و هنر او با فردی که علاوه بر علاقه شخصی برای یادگیری نقاشی از آموزش های حرفه ای استفاده کرده است تفاوت دارد.

به این دلیل از نظر من یادگیری از طریق آموزش در کنار اشتیاق و انگیزه برای آموختن داشتن نتیجه بسیار بهتری را ایجاد می کند.

در جستجو برای درک قوانین ذهن به این درک رسیدم که ما می توانیم به ذهن خود موضوع جدیدی را آموزش دهیم و از طریق تکرار و تمرین آموخته ها را به مهارت خود در زندگی تبدیل کنیم اما هرچقدر تلاش کنیم نمی توانیم مهارت خود را از یاد برده و به طور کامل آن را فراموش کنیم.

ما نمی توانیم آنچه آموخته ایم را فراموش کنیم.

آموزشی برای فراموش کردن آنچه یاد گرفته ایم وجود ندارد.

ذهن، مانند جاده ای یک طرفه است که فقط می تواند یاد بگیرید و نمی تواند فراموش کند.

توانایی مغز برای آموختن بی نهایت است اما نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که: ما انتخاب می کنیم چگونه از اطلاعات ذخیره شده در مغز خود استفاده کنیم.

شما می توانید بی نهایت اطلاعات در مغز خود ذخیره کنید اما از آنچه دوست دارید فقط استفاده کنید.

استفاده کردن از اطلاعات باعث در دسترس تر بودن آنها در مغز ما می شود.

به همین دلیل است که موضوعات تکرار شونده در زندگی را به خوبی به یاد می آوریم اما موضوعی که کمتر مورد استفاده قرار می گیرد را اگر بخواهیم به یاد بیاوریم باید مقداری فکر کنیم که این فکر کردن همان جستجو کردن در بین انبوده اطلاعات ذخیره شده در مغز است.

وظیفه هدایت ما در زندگی به عهده ذهن است.

ذهن ما با استفاده از آموزش هایی که ما یاد گرفته ایم مسیر حرکت ما در زندگی را مشخص می کند.

چاق شدن موضوعی بوده است  که ما از گذشته آن را یاد گرفته ایم و در به کار گیری اصول آن به درجه استادی رسیده ایم و نتیجه این آموزش، جسمی است که الان مالک آن هستیم.

چاق شدن از معدود آموزش هایی است که نیاز به بازنگری و به روزرسانی ندارد، چون ذهن ما بر اساس همان آموخته های پیشین خود عمل می کند.

به همین دلیل است که برای چاق تر شدن نیاز به آموزش جدید و یادگیری مهارت های بیشتر و تنها با تکرار همان آموخته های قبلی می توانیم بارها چاق تر شویم.

در تمام روشهایی که فرد چاق برای لاغری استفاده می کند تنها جسم خود را تحت فشار فیزیکی قرار می دهد و با این کار تلاش می کند تا از طریق محروم کردن جسم خود از دریافت مواد غذایی یا تحت فشار گذاشتن جسم خود از طریق انجام فعالیت های ورزشی سنگین مقداری از وزن خود را کاهش دهد.

همانگونه که شما با تحت فشار گذاشتن خود نمی توانید رانندگی کردن، خیاطی کردن، نقاشی کشیدن و یا هر دانش دیگری را فراموش کنید، با تحت فشار گذاشتن جسم خود نمی توانید چاق شدن را به فراموشی بسپاریدو

از آنجایی که برای کاهش وزن و سایز، لاغر شدن را یاد نگرفته اید مسلما بعد از اتمام مراحل رژیم یا ورزش به وزن قبلی خود بر می گردید چون مجددا بر اساس آموخته های قبلی خود برای چاق شدن رفتار خواهید کرد و سبب می شود که این سوال در ذهن شما ایجاد شود که با این همه تلاش و تحمل سختی برای لاغر شدن چرا لاغر نمی شم؟

یاد گرفتن یا آموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام می شود و جسم نمایش دهنده میزان مهارت شما در یادگیری است.همچنین از طریق جسم با تکرار و تمرین آنچه آموخته ایم مهارت خود را در اجرای آموخته ها بیشتر می کنیم.

بنابراین از طریق جسم به تنهایی نمی توان مهارتی را آموخت و حتما باید یادگیری از طریق ذهن صورت پذیرد و سپس با جسم آنچه آموخته ایم را تکرار و تمرین کنیم یا یادگیری ما کامل تر و مهارت ما در اجرای آموخته ها بیشتر شود.

در فرایند چاق شدن دقیقا این پروسه را طی کرده ایم.

ابتدا چاق شدن را از طریق ذهن و توسط اطرافیان یاد گرفته ایم سپس جسم ما با تغییر وضعیت دادن و چاق شدن آنچه آموخته ایم را به معرض نمایش و تمرین قرار داده است و با تکرار چاق تر شدن مهارت ما در چاق شدن هر روز بیشتر و بیشتر شده است.

پس اگر تمایل دارید لاغر شوید و مهمتر از آن لاغر بمانید باید لاغرشدن را ابتدا از طریق ذهن خود بیاموزید و سپس با جسم خود لاغر شدن را تمرین کنید و در این کار استمرار داشته باشید تا آنچه درباره لاغر شدن آموخته اید در جسم شما نمایان شود.

هیچ راهی دیگری برای لاغر شدن وجود ندارد.

همانگونه که همه افراد چاق، چاق شدن را از والدین، رسانه ها و … آموخته اند اکنون باید لاغر شدن را یاد بگیرند.

با این تفاوت که لاغر شدن را خودمان باید یاد بگریم. آنهایی که به ما چا شدن را آموخته اند توانایی آموزش لاغر شدن به ما را ندارند.

با توجه کردن به تصاویر افرادی که با تصمیم گرفتن برای یادگیری لاغر شدن از طریق ذهن توانسته اند شرایط جسم خود را از وضعیت چاقی به لاغری تبدیل کرده و شگفتی سازان لاغری با ذهن شوند می توانید به اهمیت موضوع یادگیری لاغر شدن بیشتر پی ببرید.

اهمیت این موضوع سبب شد تا از طریق این فایل آموزشی مطالب مهمی درباره علت چاق شدن و چگونه یادگیری چاقی را با شما دوستان عزیز به اشتراک قرار دهم.

همچنین پاسخ به سوال مهم ذهن افراد چاق که چرا لاغر نمی شم؟ را در این فایل صوتی آموزشی توضیح داده ام.

عدم آگاهی از این دو موضوع به راحتی می تواند علاوه بر جلوگیری از لاغر شدن ما به چاق تر شدن ما نیز کمک کند، پس توجه به علت چاق شدن و لاغر نشدن بسیار ضروری است.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=10111
برچسب ها:
196 نظر در مورد چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمی شم؟

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/08 11:33
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 470 کلمه

      سلام

      چرا چاق شدم؟؟ 

      من یه انسان متناسب با فرمولهای صحیح بودم، اصلا به غذا خوردن فکر نمیکردم، اصلا غذایی نبود که مورد علاقم باشه، انقدری میخوردم که سیر بشم من بچه کوچیک خانواده بودم و همیشه خانوادم و میدیدم که همه چی میخورن، به منم میگفتن تو هم باید همه غذاهارو بخوری،ببین فلان دوستت چقد خوب همه چی میخوره، گذشت و گذشت تا من هم برای تشویق شدن ناخواسته یکم بیشتر میخوردم تا بعد از چند سال دیدم اخرای راهنمایی نتیجش تو جسمم ظاهر شدو دیدم وزن نرمال طبق سنم ندارم چند کیلو اضافه دارم و این شروع چاقی من بود، خب عمه ها و خاله رو میدیدم که چاقن همینطور پدر مادرم و باور کردم چاقی من ارثیه، شنیدم بعد ازدواج ادم چاق میشه منم چون باورش داشتم کم کم چاقتر شدم، شنیدم بارداری ادم و چاق میکنه و من دیگه داشتم منفجر میشدم شده بودم 100 کیلو، این بین تلاشهایی برای لاغری هم میکردم لاغرم میشدم ولی انقدر راحت تمام اون زحمت هام باد هوا میشد و چاقتر از قبل میشدم که خودم نمیفهمیدم من کی دوباره چاق شدم، انقدر اعتماد به نفسم پایین بود که نگو، حتی دلم نمیخواست جلوی کسی راه برم تا چاقی من و ببینه، تو محل کارم دلم میخواست فقط پشت میز بشینم تا چاقیم دیده نشه، خلاصه نگم براتون با سن 30 سال انگار 37،8 ساله بودم و حالم به شدت بد بود، عین پیرزنها لباس میپوشیدم مانتو مشکی گشاد ،دو سال برا خودم هیچی نمیخریدم، لباس های خوشگل زیادی داشتم که با حسرت نگاشون میکردم و داشت تو کمد خاک میخورد، میدونم همتون حس من و عمیقا درک میکنید، استاد یکی از نعمتهایی که خدا بهم هدیه داد وجود شما در زندگیم بود، بد نیست گاهی وقتا ادم اون دوران چاقی رو به خودش یاداوری کنه تا حواسش باشه دوباره بخواد گول ذهنشو بخوره چی در انتظارشه، من خیلی راحت چاق میشدم مثل همین الان با اینکه باروش ذهنی 20 کیلو لاغر شدم و بعد رها کردن مثل آب خوردن 10 کیلوش برگشت، معنی استمرار و الان میفهمم، وقتی این همه سال ذهنم طبق فرمولهای چاقی دستور میداد چطور توقع داشتم یه ساله همه چی درست شد، من یه ساله که چاق نشدم 20 سال استمرار داشتم تا خودم و به وزن 100 کیلو رسوندم ولی لاغری خیلی خیلی زود اتفاق میفته ولی برای تثبیت فرمولها زمان باید گذاشت تکرار باید کرد حتی من میگم تا اخر عمرمون

      چرا لاغر نمیشم؟ 

      چون ذهنم فقط چاقی بلده، چطوری با بستم دهنم و غذا نخوردن چاقی رو یادش بره، من نمیدونستم چاقی رو یاد گرفتم ولی با یاداوری کودکیم دیدم بله من یادش گرفتم، من گول حرفاشونو خوردم هرچند اونا تقصیری ندارن فکر میکردن دارن بمن لطف میکنن ولی من زندم و تا وقتی زندم میتونم عوض کنم شرایطو، خب دیگه، من آمادم برای اینکه لاغری رو یاد بگیرم، قول میدم جزء دانش آموزای ممتاز باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/23 23:39
      مدت عضویت: 256 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      سلام وقت همگی بخیر

      گامی پرمعنا و پرمفهوم بود گام امروز 

      اگر بخوام برداشتم از این گام رو بگم:

      لاغری مانند زبان دیگری است که اموزش میبینیم و هر کاری کنیم زبان اصلی خود(چاقی) را فراموش نخواهیم کرد اما میتوان زبان اصلی را کم رنگ تر کرد برای مثال شخصی که به دلیل مهاجرت تنها مجبور است از زبان غیر اصلی خود بهره ببرد اما هیچگاه زبان اصلی را فراموش نمیکند

      پس ما باید فرمول های چاق کننده را شناخته

      فرمول های لاغری را نیز

      و با تکرار و تمرین فرمول های لاغر کننده و جایگزینی ان ها به جای فرمول های چاق کننده ان ها را کم رنگ کنیم

      ولی براستی فرمول های چاق کننده چه چیز هایی هستند؟

      ایا این فرمول ها برای هر شخص متفاوت اند؟

      فرمول های لاغر کننده چه چیز هایی هستند؟

      سوالاتی از این قبیل من رو وادار میکند تا ادامه مسیر رو طی کنم

      ممنون میشم از شما خواننده عزیز اگر راهنمایی درباره این سوالات دارین به من اعلام کنید

      با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kiananaseh2008@gmail.com
      1400/08/18 10:39
      مدت عضویت: 105 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلام و درود.یه۱۰ روزی نبودم داشتم اسباب کشی میکردم.

      دلم تنگ شده بود برای صحبتهای استاد.

      اما براتون بگم که چه آموزشهایی قدرتمندی که این ذهن من دیده و تو این ۱۵ روز که فایل گوش نمیدادم کار خودش را میکرد و طبق الگوهای چاقی آنوزش دیده پیش میرفت.

      مثلا من برای از بین بردن خستگی الکی چیز میخورم و هله و هوله میخورم و قشنگ این ۱۵ روز همون کارا را میکردم یعنی حالا حالا باید الگوهای لاغری را آموزش ببینم و تمرین کنم.

      یکی از نزدیکانم با ورزش زیاد تونسته خیلی خوب لاغر بشه و من وسوسه میشدم که منم برم ولی اینبار موفق شدم و حرفای استاد یادم اومد که ورزش برای لاغری به درد نمیخوره اما خلاصه فایل

      چرا لاغر نمیشیم؟

      چون به اندازه سالهای عمرمون چاقی را آموزش دیدیم و با جسممون تکرار و تمرین کردیم و مهارت عالی کسب کردیم پس برای لاغر شدن هم باید آموزش ببینیم و تکرار و تمرین کنیم تا بتونیم.

      هیچ کس یه شبه چاق نشده که حال بخواد یه شبه لاغر بشه

      مانمیتونیم انچه را که آموزش دیدیم فراموش کنیم فقط میتونیم چیزهای جدید را هم یاد بگیریم و آموزش ببینیم مثل فورمولهای لاغری.

      آ

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/14 21:05
      مدت عضویت: 352 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,053 کلمه

      به نام پرورش دهنده عالم

      سلام و درود به استاد پر مهر و دوستان هدفمندم  

      ز گهواره تا گور دانش بجوی (منظور یادگیری آگاهانه بوده فکر کنم 😊)

      👣۸)چرا راحت چاق می شویم ولی راحت لاغر نمی شویم ؟!…اگر موضوع امروز را با تجزیه تحلیل فکری در ک کنیم در تمام جنبه های زندگی یک راز فوق العاده را فهمیدیم .🤩

      بیشتر افراد چاق عدم کنترل اشتها و پرخوری را دلیل چاقی خود می دانند و در کنار این عوامل چاقی ارثی و ژنتیک و خوردن بعضی از داروها و زمان بلوغ و ازدواج و بارداری و خواب زیاد و کم تحرکی و خوردن شیرینیجات  و مزاج سرد و مصرف و فست فودها را در  عامل چاقی خود دخیل می دانند 

      .اما قابل تأمله چرا انقدر راحت بدون سختی و تلاش چاق می شدیم ولی برای لاغر شدن باید تلاش بسیاری می کردیم و رژیم می گرفتیم و ورزش می کردیم و در نهایت نتیجه هم ماندگار نبود؟!🤔

      موضوع این بوده که ما از وقتی متولد شدیم به صورت دیداری و شنیداری خیلی یادگیری در مسائل مختلفی از زندگی  از خانواده و اطرافیان و غیره داشتیم و مثلا به صورت خود به خودی زبان مادری را یادگرفتیم بدون هیچ تلاشی جالبه که لهجه زادگاه خودمون را هم یادگرفتیم دقیقا چاقی را هم بدون اینکه انتخاب کنیم یادگرفتیم یا در خانواده ای بودیم که پدرمون چاق بوده یا مادرمون که بیشتر افراد مادرچاقی داشتند به نظر من چون کودکان وقت بیشتری با مادر می گذرانند و مادر مسؤل تغذیه کردن کودک هست بیشترین یادگیری از سوی مادران بوده که چاق بودند و چاقی فرزند را لیاقت و قوت و زیبایی می دانستند و یا اینکه خانواده متناسب بودند ولی فرد در مرحله ای از زندگی با افراد چاقی معاشرت داشته و چاقی را یاد گرفته است .یا به اینصورت که شخص متناسب بوده و ازدواج کرده و فرمول ذهنی که از شنیده ها و دیده ها و توجه فرد به این موضوع و باورکردن او در ذهنش ثبت شده زمانش رسیده که اجرایی بشه و فرد هدایت شده به سمت چاقی !….(بعد از ازدواج چاق میشی)

      ذهن ما مسؤل هدایتمون هست نسبت به آموزشهایی که دیده و بارها می تونه آموزش ببینه و یادبگیره مثل جاده یکطرفه میمونه ولی فراموش نمیتونه بکنه .

      و فردی که به  آموزشهای ذهنیش با جسمش عمل می کنه و استمرار و تکرار تمرین داره به مرحله استادی میرسه ما هم طی سالها استاد چاقی شدیم و همانطور که نمیشه با دهان بسته زبان مادری را فراموش کرد یا جراحی فک و دهان با جراحی و نخوردن(روزه گرفتن برای لاغری و یا رژیم گرفتن نمیشه چاقی را فراموش کرد)🤔…….

      اما می توان هنرهای دیگری آموخت اینبار آگاهانه با تلاش و اشتیاق مثل رانندگی و خیاطی و موسیقی لاغری را هم باید یاد گرفت و انقدر تکرار و تمرین کرد و استمرار داشته با شیم تا استاد لاغری بشیم .

      تمام آموزشهای ما از کودکی در ذهن ما موجود هست آنهایی که بسیار استفاده شدند و بهشون توجه شده و عملکرد جسمی داشتیم به صورت خودبه خودی الگوسازی شدند و زندگی هرروز ما را رقم می زنند ولی گاهی برای به یاد آوردن موضوعاتی باید کمی فکر کنیم یعنی آن موضوع زیاد در زندگیمون کاربرد نداشته است.ما انتخاب می کنیم از کدام آموزه ها استفاده کنیم .

      اگر پاسخ سؤال را خوب دریافت کرده باشیم و متوجه می شویم که چرا لاغری ماندگار نداشتیم و البته چون در چاقی استاد بودیم هر بار بعد از رژیم چاقتر هم می شدیم .

      تمام فشار ها و رنج از شرایط لاغری باعث می شد که به دنبال روشهای گوناگون رژیم و قرص و غیره برای کاهش وزن بودیم فقط می خواستیم از شر این شرایط خلاص بشیم اما مسیر درست نبود اصلا راهش این نبود 

      تنها راه لاغری ماندگار یادگیری لاغری است

      و هیچ راه دیگری هم نیست 🌟 آموزش لاغری با ذهن یعنی فرمول نویسی جدید .

      اما همانطور که در یادگیری زبان انگلیسی یا نواختن موسیقی انتظار نداشتیم یهویی استاد بشیم و قبول داشتیم که برای استاد شدن باید علاقه و اشتیاق و تکرار و تمرین و البته زمان گذاشت و هیچ عجله ای نداشتیم برای یادگیری لاغری هم باید بدانیم که لازم است صبور باشیم ما در زندگی هیچ چیزی را یهویی به دست نیاوردیم اما می خواهیم یهویی لاغر شویم و به دلیل رنج بسیار چاقی است و مسیرهای کمرشکن و طاقت فرسایی که در گذشته طی کرده ایم .

      اما آموزش ذهنی بسیار آسونه بسیار زیبا و لذت بخشه 

      انسان را هدفمند و منظم می کنه احساس خوب و امید و تقویت خودباوری و اعتماد به نفس به همراه داره و می توان با خیال آسوده و با نتیجه و برداشتی که از آگاهی ها به ما میرسه از مسیر لاغری با ذهن لذت برد و مطمئن بود که مقصد شگفتی ساز شدنه و لاغری دائمی😇😍🥰

      دیدن تصویر شگفتی سازان بسیار در یادگیری لاغری با ذهن مؤثره ذهن الگو میبینه و خیالش آسوده میشه که مسیر آسونیه و همکاری می کنه دیگه نمیتونه بهونه بیاره چون افراد مختلفی با شرایط متنوعی هستند که اراده کردند و خواستند یادبگیرند و ممتاز شدند بنابراین با هر بار دیدن تصاویر، لبخندی و تصویری از خودمون در ذهنمون ایجاد میشه که باعث حس قدرتمندی و توانمندی و احساس رضایت در ما میشه .

      از صبح امروز بسیار خوب عمل کردم خیلی راحت و آسوده بودم احساس سبکی داشتم اما شب پرخوری کردم پیتزا داشتیم کمی فرمول پیتزا یه چیز دیگه است که خیلی کم بود و بیشتر ضرر زدن به خودم به خاطر درگیری ذهنی ام بود هر لقمه فشار بیشتر می شد ولی نشخوار فکری داشتم باز برمی داشتم یک صدایی هم بود ته وجودم می گفت آرزو قول دادی برای حال بدت داری به خودت ضربه میزنی .خوب نگاه کن چه فرقی بین این پیتزا با یک تیکه نون هست ؟!…بگذریم بعد هم حس بد فشار روی شکم و درد اما کار از کار گذشته بود تنها کاری که تونستم واسه خودم بکنم بگم حالتو خوب کن فکر کن دستت درد میکنه دلیلی هم نداره خوب میشه بشین تمرینتو بنویس سبک میشی .بازم به خودم قول می دهم قول میدم امشب تو دفترم حالمو بررسی کنم و کمی بیشتر فکر کنم راههای دیگری هم بود برای رهاسازی سالم خشم.

      خدایا متشکرم و دوستت دارم .

      به خاطر شهامتم و نوشتارم و تعهدم به تمریناتم و عملکرد خوبم از صبح به خودم افتخار می کنم و خودم را دوست دارم .و می دانم که حتما بهتر عمل خواهم کرد آگاهانه تر و مشتاق تر 🙏🏻🥰❤

       

      عالیترینهای الهی پیش روی ماهتون 🍃🌸🍃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      majidyfard.m.77.5.11@gmail.com
      1400/08/13 01:43
      مدت عضویت: 62 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      سلام

      وقت استادمحترم واعضاعزیزسایت بخیر

      من الآن میفهمم چقدر جملاتی که بهم میگفتن بهم ضربه زده و چقدرمهمه که انسان دراین روش حالش خوبه و بدون زجرکشیدن وباحالت آسودگی ازعملکرد وبدون عذاب وجدان غذاخوردن روتجربه میکنه یکی از ضربات بزرگی که روش های لاغری دیگه به ما میزنه مقاوم سازی ذهن به رژیم هست و کاهش به شدت اعتمادبه نفس و دلیل اصلی هم اینه که انسان در رژیم های دیگه حالت یه انسان بی اختیارروپیدامیکنه که قدرت تغییر هیچ چیزرونداره و محکوم به چاق بودن هست درنهایت چون اون روش ها دائمی نیست وهمه به شخص چاق میگن تو که همش بدترمیشی واین سمه برای ذهن یک فرد چاق واون حالت مختاربودن رو ضعیف میکند و حالت مجبوربودن رو تقویت و همین طوری ما الفبای چاقی رویادگرفتیم و برای یادگرفتن الفبای لاغری باید محیط عوض بشه و این محیط بهترین محیط هست برای اینکه اعتمادبه نفس بره بالا خیلی خوبه که همچین محیطی فراهم شده چون بیرون از اینجا بازهم الفبای چاقی هست.

      خدایا شکرت که منو تواین مسیر قراردادی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      malakotisomayeh5@gmil.com
      1400/08/12 10:40
      مدت عضویت: 51 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      برای من لاغر شدن آسون ولذت بخشه چون باید طبق چیزایی که آموزش دیدم به جای با حرص وترس غذا خوردن با لذت غذا بخورم اون موقع پیام سیری رو میگیرم و چون لذت بردم میتونم دست از خوردن بکشم هم آسون و هم لذت بخش تکرار یک کلمه از زبان لاغری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/08/11 21:45
      مدت عضویت: 225 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      درود بر استاد گرامی و درود بر همه دوستان همراه

      بسیار ممنونم از خداوند بزرگم برای آفرینش جهان در یک نظم باشکوه ،نظمی که در آن آگاهی شرط رشد و تعالی است و تواناست هر که داناست . خداروشکر که قربانی شرایط نیستیم هیچ کس قربانی شرایط زندگیش نیست هرکه به دنبال آگاهی درست باشد به مسیر درست راهنمایی می شود و بعد از آن با یادگیری و تمرین می تواند شرایط خود را به دلخواه پیش ببرد.  چه نعمتی از این بالاتر . چه هدیه ای از این با ارزشتر که هر کس در هر کشور در هر خانواده در هر شرایط سنی و جنسی و مالی می تواند بیاموزد در هر زمینه ای به خصوص در زمینه تناسب اندام چیزی که هیچ موقع فکر نمی کردم آموختنی باشه .

      هیچ وقت شک نکرده بودم به اینکه ممکن سیستم ذهن من انباشته باشه از اطلاعات نادرست. شنیده بودم که ذهن مثل کوه یخ است و… اما فکرش را نمیکردم که انباشته شدن اطلاعات مختلف این ذهن را چطور برنامه ریزی کرده و این برنامه ها وقتی اجرا می شوند چه نتایجی دارند.

      استاد عزیز از این آگاهی نابی که منتقل نمودید بسیار سپاسگزارم امیدوارم که این آغازی باشد برای نگاهی دوباره به باورهای مختلف که تا این سن سفت و سخت به آنها چسبیده ام و تا حالا فکر نمیکردم که چه ارمغانی برایم داشته است.

      به این فکر میکنم که اکثر آدمهایی چاق معمولا مهربان، آرام و پرحوصله هستندشاید این تظاهر بیرونی رفتار که باعث خوشحالی دیگران است باعث شده که آنها به باورهای خودشان شک نکنند.  شاید فکرافراد این است که من آدم خوبی هستم خیرخواه و مهربانم به انسانها و طبیعت آسیب نمی زنم و….. پس باورهایم حتما درست است . در حالیکه باورهای درست نتایج نادرست نخواهد داشت . باید دوباره  یاد بگیرم در هر سطح اجتماعی و فردی که هستم باید فرصت را مغتنم بدانم حالا که به لطف خداوند مهربان و وجود استاد دانا و همراهان همدل در مسیری برای بازنگری بر لایه های کهنه ذهنم هستم هر لحظه را صرف آگاهی و یادگیری میکنم خدا یا شکرت خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      negarmalekzade2377@gmail.com
      1400/08/08 11:04
      مدت عضویت: 152 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,078 کلمه

      سلام به استاد عزیز ودوستان سایت تناسب فکری🌹

       

       

      گام هشتم(چراچاق شدیم،وچرا لاغر نمیشیم؟؟)🤔

       

      نکته جالبی که در نگرش همه افرادی که اضافه وزن دارن وجودداره، عدم اطلاع از علت اصلی چاق بودن خودشونه، خیلی ها عامل اضافه وزن خودشون رو پرخوری و عدم توانایی در کنترل خوردن خودشون میدونن

       و بعضی‌ها هم ژنتیک و عده‌ای هم بیماری خاصی که اکثراً از تیروئید نام میبرن را عامل اضافه وزن خودشون میدونن😯

       در این جلسه علت چاق شدن رو می خوام براتون توضیح بدم و همچنین بگم که چرا نمی تونید لاغر بشید همه ما یه روزی متولد شدیم و هر کدام در یک خانواده متفاوت متولد شدیم در شهرها و در مناطق مختلف با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلفی ما متولد شدیم

       ما در کودکی چیزهای زیادی رو یاد گرفتیم که برای یادگیری اونها تصمیم نگرفتیم.😕

       یه مثال ساده، همه ما فارسی صحبت کردن را بلد هستیم صحبت کردن به زبان فارسی را از کجا یاد گرفتیم مطمئناً از افرادی که ما را بزرگ کردن. آیا شما انتخاب کردی که فارسی صحبت کنی؟🤔

       مسلماً خیر، شرایط محیطی که متولد شدیم ایجاب کرده که ما فارسی صحبت کردن رو یاد بگیریم آیا سختی برای یادگیری زبان فارسی متحمل شدیم،؟❓

       قطعاً خیر زحمتی نداشته خیلی ساده و خود به خودی یاد گرفتیم فارسی صحبت کنیم. خوب الان اگر بخواهیم زبان آلمانی رو یاد بگیریم باز هم به این راحتیه؟❓

       راحت نیست، باید تلاش کنیم و زحمت بکشیم که بتونیم زبان آلمانی صحبت کنیم در صورتی که اگه از کودکی در خانواده‌ای آلمانی‌زبان متولد شده بودیم به راحتی آلمانی رو یاد گرفته بودیم و الان برای یادگیری زبان فارسی ما مشکل داشتیم

       پس ما در کودکی و در روند رشد کردن به راحتی از خانواده چیزهای زیادی یاد گرفتیم. حتی خیلی از ما زبان محلی خودمون رو هم یاد گرفتیم که تفاوت زیادی با زبان فارسی داره ولی باز چون در کودکی بوده به راحتی اونو یاد گرفتیم هر کدوم از ما بنا به منطقه‌ای که ما متولد شدیم لهجه خاص خودمون رو داریم و خیلی ها نمیتونن به راحتی فارسی صحبت کنن😯

       چون زبان محلی خودشون رو به راحتی یاد گرفتن،🥳

       چرا یک اصفهانی وقتی فارسی صحبت می کنه بازم لهجه اون مشخصه که اصفهانیه. آیا فرم دهان و زبان آنها با سایر ایرانی‌ها تفاوت داره قطعاً نداره تنها فرمولهایی که در ذهن آنها ذخیره شده برای صحبت کردن، باعث میشه که اون ها با لهجه خاص خودشون صحبت کنن🥳

       یزدیها، شمالی‌ها، ترک‌ها، عرب‌ها، لرها و بلوچها خیلی لهجه‌های مختلفی داریم که همه فرمولهای ذهنی هستن که از کودکی به ما منتقل شدن و ما برای یادگیری اون زبان یا لهجه هیچ زحمتی نکشیدیم

       نکته جالب اینه که شما هر چقدر تلاش کنی نمیتونی چیزی که یاد گرفتی رو فراموش کنی. مثلا نمیتونی صحبت کردن به زبان محلی خودت رو فراموش کنی میتونی کم رنگش کنی ولی نمیتونی فراموشش کنی چون شما آموزش دیدی🎉💐

       ما آموزش های خودمون رو نمیتونیم فراموش کنیم ما هرکاری بلدیم یا در هر شرایطی هستیم برای بودن در اون شرایط آموزش دیدیم🎀

       اگه مهندسی آموزش دیدی، اگه کسب و کار خودت رو داری خوب آموزشش رو دیدی، اگه خیاط هستی آموزش دیدی، خلاصه هر چی هستیم ما اون رو یاد گرفتیم خوب دقت کنید که خیلی موضوع مهم و آگاهی دهنده است. همه افرادی که اضافه وزن دارن چاق شدن را یاد گرفتن، اول از پدر و مادر و بعد از اطرافیان و جامعه بیشتر افراد چاق پدر و مادرشون چاق بودن، بعضی ها فقط پدرشون چاق بوده و عده زیادی مادرشون چاق بوده. چاقی مادر خیلی در چاقی فرزندان تاثیر گذاره بعضی از افراد چاق والدین چاقی نداشتن و به خاطر دوستی با افرادی که اضافه وزن داشتن به مرور رفتار غذایشون عوض شده و چاق شدن.😯

       بعضی افراد در سن بلوغ چاق شدن. چون بارها شنیدن که آدم وقتی به سن بلوغ برسه چاق میشه. این فقط یک فرمول ذهنیه و هیچ اثبات علمی نداره. چون خیلی‌ها هم به سن بلوغ میرسن و چاق نمیشن پس علمی نیست فقط یک باور و یک الگوی ذهنیه🥳

       بعضی از افراد چاق تا قبل از ازدواج متناسب بودن و در دو سه سال بعد از ازدواج خیلی اضافه وزن پیدا کردن. و همه اینها بارها شنیده بودن که آدم وقتی ازدواج میکنه چاق میشه. اینم یک باور بسیار فراگیر و قدرتمند در کشور ماست که خیلی‌ها اینو  باور دارن👌

       اما بازم هیچ اثبات علمی نداره. چون خیلی‌ها هم ازدواج می‌کنن و چاق نمیشن و باز هم تنها یک باوره

       حالا این باورها چطور در افراد تاثیرگذار میشه؟؟❓❓

       شما ممکنه از سن ۱۰ سالگی به بعد بارها بشنوی که آدم‌ها وقتی ازدواج میکنن چاق میشن. خوب برات مهم نیست چون ارتباطی با شرایط و سن شما نداره و اصلا بهش توجه نمی کنی حتی نمونه‌های زیادی می بینی که اطرافت ازدواج کردن و چاق شدن ولی باز هم برات مهم نیست چون شما در سن ازدواج نیستی و فقط این حرفها را می شنوی و نمونه ها رو میبینی🤨

       اما این شنیده‌ها و دیده ها به صورت یک فرمول رفتاری و مهمتر از اون به شکل یک تصویر ذهنی در ذهن شما ذخیره میشه. وقتی ازدواج می کنی این فرمول در ذهن شما فعال میشه و ذهن شما از این فرمولی که خودت از قبل براش ایجاد کردی عمل میکنه و به مرور شما را دچار اضافه وزن می کنه و شما را در مسیر اضافه وزن پیدا کردن هدایت میکنه😥

       یواش یواش رفتار غذاییت عوض میشه و تصویر ذهنی که شما از قبل، از افرادی که ازدواج کردن و چاق شدن در ذهنت داری، الگوی ذهنت میشه برای تغییر دادن رفتار غذایی شما و رساندن وضعیت شما به وضعیت افرادی که تصویرشون را از قبل در ذهن ذخیره کردی🥴

       همه اینها در صورتی اتفاق میافته که شما جمله مخرب رو شنیده باشی و باورش کرده باشی و اونایی که ازدواج می‌کنن و چاق نمیشن این جمله را شنیدن اما باورش نکردن اهمیتی براشون نداشته و اصلا توجهی به این موضوع نکردن شاید چند بار حالا پراکنده شنیده باشند تنها تفاوت بین افراد در نحوه آموزش دیدن آنهاست مثل همون مثالی که زدم تفاوت من با شما در لهجه و در نحوه آموزش دیدنمونه وگرنه فرم دهان و زبان و فک تفاوتی نداره🙃

       بعضی از خانم‌ها هم میگن که از سن ۴۰ سالگی به بعد چاق شدن یا خیلی بیشتر چاق شدن از چهل سال به بعد و دلیلش بازم یک فرمول ذهنیه که در خانم‌های زیادی ایجاد مشکل اضافه وزن می کنه و اونم اینه که خانم ها وقتی سنشون به سن ۴۰ برسه سوخت و ساز بدن شون کم میشه و چاق میشن🤨

       خیلی ها اینو شنیدن و متاسفانه باورش کردن و وقتی از ۴۰ رد می‌کنن براشون کاملا طبیعیه که چاق بشن و به مرور چاق میشن🥴

       یکی از مباحثی که در قانون جذب آموزش داده می شه تجسم رسیدن به خواسته ها ست که تاکید می‌کنن خیلی مهمه.🙃

       همه افرادی که به طریقی جملات چاق کننده رو شنیدن و باور کردن، دقیقاً بر اساس قانون جذب دارن عمل می‌کنن. یعنی بارها ی جمله رو شنیدن و در ذهنشون بهش توجه کردن و یه جورایی منتظر وقوعش بودن و وقتی به اون سن یا شرایط می‌رسن برای ذهنشون طبیعیه که چاق بشن😕

       چون خودمون بهش یاد دادیم، بارها شنیدیم، بارها نمونه دیدیم، گفتن ببین فلانی ازدواج کرده چاق شده خوب این شنیده‌ها باعث میشه که در ذهن ما تصویری از افرادی که ازدواج می‌کنن و چاق میشن شکل بگیره و ما این رو باور میکنیم و میشه یک الگوی رفتاری برای ذهن خودمون زمانیکه ازدواج می‌کنیم 💐

      دقت کنید برای ذهنتون چاق شدن طبیعی میشه، نه برای خودتون

       اشتباه برداشت نکنید. شاید شما بگید که نه من دوست نداشتم چاق بشم. اما خواسته شما اصلاً اهمیتی نداره هیچ کس دوست نداشته چاق بشه، هدایت رفتار شما با ذهن شماست و این ذهن همون نیرویه که خیلی از چاق ها ازش شاکی هستن

       بهش میگن اشتها، پرخوری، نوک نوک کردن، حالا هر اسمی که براش میذارین، همش به خاطر نیروی ذهنی شماست که شما رو ترغیب به خوردن میکنه و ما توانایی مقابله با ذهنمون رو نداریم⚘

       تا اینجا درباره اینکه چرا چاق شدیم توضیح دادم و حالا می خوام درباره اینکه چرا لاغر نمی شیم صحبت کنم اگه علت چاق شدن خودت رو به خوبی درک کرده باشی علت لاغر نشدنت رو خیلی راحت‌تر میتونی درک کنی و برات واضح و روشن میشه🥰

       مثال یادگیری زبان فارسی رو به خاطر بیارید. اگه قبول کرده باشی که شما چاق شدن رو مثل حرف زدن یاد گرفتی، پس علت ناتوانی در لاغر شدن شما واضحِ💐

       شما با بستن دهان خودت نمیتونی صحبت کردن به زبان فارسی رو فراموش کنی 🎀

      پس شما با نخوردن غذا نمی تونی چاق شدن رو فراموش کنی، شما با تکرار سر ساعت جملاتی از هر زبان دیگری نمی تونی زبان فارسی رو فراموش کنی، پس شما با خوردن بعضی غذاها سر ساعت خاصی نمی تونی چاق شدن رو فراموش کنی

       شما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنی نمیتونی زبان فارسی رو فراموش کنی ،پس شما با مصرف هر ماده‌ای نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی، شما با عمل جراحی فک و زبان خودت نمیتونی فارسی صحبت کردن رو فراموش کنی، پس شما با عمل جراحی هر قسمت از بدنت، نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی😕

       حالا شما می تونی با آموزش دیدن و تکرار کردن و استمرار هر زبان دیگری، اونو یاد بگیری و علاوه بر فارسی صحبت کردن اون زبان رو هم به خوبی یاد بگیری🙃

       پس شما میتونی با آموزش دیدن لاغر شدن و تکرار آموخته ها متناسب بشی و البته باز هم میتونی با تکرار آموخته‌های قبلی دوباره چاق بشی 

      خیلی واضحه موضوع.🌷

       همه روزهایی که من تلاش می‌کردم از طریق مختلف لاغربشم، داشتم سعی بیخودی می کردم و به همین دلیله که مقداری از وزن من کم میشد، ولی من چاق شدن رو فراموش نمی کردم و بعد از اتمام روشهای لاغری دوباره چاق می شدم. چون ذهنم همچنان داشت از فرمول های چاقی در هدایت من در زندگی استفاده می کرد 🌼

      شما هم همینطور هستید شما هم تجربه استفاده از روش های مختلف رو دارید و خیلی ها رو هم دیدید که استفاده کردن و نتیجه مطلوبی نگرفتن🤨

       دیگه چقدر دلیل باید برای نتیجه نگرفتن از اِعمال فشار به خودت ببینی که باور کنی به این روش‌ها نمیشه چاق شدن رو متوقف کرد🥴

       شما نمیتونی با فشار آوردن به خودت جلوی چاق شدنت رو بگیری. تنها راه متناسب شدن اینه که لاغر شدن رو یاد بگیری🥳

       همه دوستانی که در این دوره شرکت میکنن، لاغر شدن رو آموزش میبینن و با تکرار آموزش‌هایی که دیدن، یواش یواش لاغر میشن

       یواش یواش، نه یهوییی🥳

       نه مثل این تبلیغاتی که میشنون و میبینن که میگن در سه هفته😥 اینقدر،در یک ماه این قدر، نه اینطور نیست یواش یواش متناسب میشن

       وقتی لاغر شدن رو یاد گرفتی دیگه نگرانی برای چاق شدن نداری.💃💃 مطمئنی که میتونی متناسب بشی مثل هر موضوع دیگه ای که آموزش دیدی💃

       شما وقتی خیاطی آموزش می بینی خوب میتونی بعدش خیاطی کنی. هر چقدر هم که بیشتر کار کنی دستت پر تر میشه و ماهر تر میشی🥳

       وقتی نقاشی آموزش ببینی خوب میتونی نقاشی کنی وقتی زبان انگلیسی آموزش ببینی بازم به این شکله و وقتی لاغر شدن رو یاد بگیری باز هم به این شکله فرقی نداره 

      چرا این مثال ها رو میزنم، چون می خوام بدونی لاغر شدن مثل هر موضوع دیگری در زندگی باید باشه.

       چرا وقتی که میری کلاس زبان از اول انتظار نداری که ماه بعد انگلیسی صحبت کنی، ولی وقتی که شروع می‌کنی به لاغر شدن هر روز میری روی ترازو 🤨

      چرا؟؟ چون نمی دونی لاغر شدن هم یادگرفتنیه، فکر می‌کنی یهوییه

       هیچ چیزی رو شما در زندگی یهویی بدست نیاوردی ولی نمیدونم چرا می‌خواهیم یهویی لاغر بشیم خیلی دوست دارم که آگاهی شما نسبت به چاق شدن و لاغر شدن بیشتر بشه. خیلی دوست دارم که از این سردرگمی برای لاغر شدن خارج بشی. چون میدونم چه شرایطیه یکی از دلایل موفقیت و شگفت انگیز بودن دوره تناسب اندام ذهنی که من آموزش میدم همینه، که من خودم چاق بودم و درد چاقی رو میدونم

       نمیدونی چقدر متناسب شدن در تمام جنبه های مختلف زندگی شما تاثیر میذاره و نمی دونید که چقدر آسونه متناسب شدن 😕

      یکی از موضوعاتی که شرکت‌کنندگان در دوره‌های تناسب ذهنی رو آزار میده، اینه که بعد از این همه سال رنج و سختی، متوجه میشن که متناسب شدن چقدر میتونه ساده باشه🤗

       شاید تنها مزیتی که چاقی میتونه داشته باشه اینه که، به ما این فرصت رو  میده که با متناسب شدن یک بار دیگه متولد شیم و زندگی دلخواه خودمون رو تجربه کنیم یک فردی که از ابتدا متناسب بوده هیچ وقت لذت خرید یک لباس رنگ شاد با سایز متناسب خودش رو درک نمیکنه

       اما اونی که چاقه و متناسب میشه از لحظه لحظه زندگی متناسب خودش لذت میبره. از لباس خریدن،👚🧥

      از حضور در مهمانی ها👨‍👩‍👦

       از اعتماد به نفسش🎀👌🥰

      🤸 از سبک وزنیش

       از شنیدن تشویق‌های اطرافیان💃

       از خیلی چیزها لذت میبره 🥳

      خدایا شکرت🥳🥳🤗🙃

      سپاسگزارم استاد عزیز بابت فایلهای عالیتون🌷🌹

      در پناه الله یکتا شاد وسالم سعادتمند ومتناسب باشید🌳🌳🪴🌺🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/08/06 10:50
      مدت عضویت: 162 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام
      من چاق شدم چن چاقی یادگرفتم قبل این سایت فک میکردم چلق شدم چن میخورم چن پرخوری میکنم چن پدرمادرم چاقه چن برنج میخورم چن شیرینی دوس دارم همه و همه تااینک رژیم خسته شدم و گفتم منک کم میخورم دیگه ب این نتیجه درییهدبودم ک چاق من از خوردن نیس میگفتم از اعصابمه از بیماری و فلان
      وقتی.اومدم سایت یاد گرفت ک من چاق شدم چن چاقی یاد گرفتم و خیلی خیلی خوشحالم ک یک مادر هستم ک ب بچم چاقی آموزش نمیدم من خودم دخترم متناسبه دارم میبینم ک چقد اطرافیان ب بچم یاد میدن ی جوری بابچه حرف میزنن. انگار چاق هاخوبن و لاغر بد
      من ایمان و باورم ک لاغر یادگرفتنیه ی سرآشپز خوب هیچ وقت از اول اشپز خوبی نبوده تمرین. استمرار یادگیری سبب شده اون حر فه ای بشه منم ب خودم فرصت دادم فرصت ودوباره متولدشدن من الان درمسیربرگشت ب سمت لاغری هستم بالاخره میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/05 19:03
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      بنام خدا 🌹

      موضوع مهمی که همیشه وجود داشته ومن به شخصه هیچ توجهی نداشتم بهش واون اینه که من چاقی رویا گرفتم  اززمانیکه دارم یاد میگیرم تمرین کنم برای اینکه چطور بفهمم  کی واقعا گرسنمه وکی فقط از روعادت دارم انجامش میدم و کی سیرمیشم . دارم درک میکنم که من چاقیو یادگرفتم وقتی به محتویات ذهن خودم رجوع میکنم گاهی وقتی فکرشو میکنم که من بایدواقعا تغییرکنم و موانع  توی ذهنم رو که می بینم ذهن من که بخش منفی هست بهم میگه اگه تغییر کردن انقدر سخته  بهتره ولش کنید اما یه چیزی بهم امید میده که برم جلو وقتی مقایسه میکنم باروشهای قبلی برای لاغری و جنبه های دیگه ی زندگی متوجه میشم این تنها راهه که بایدبمونم و ادامه بدم .

      من چاق شدن رو مثل زبان مادری یادگرفتم و همیشه درحال صحبت کردن در مورد چاقی بودیم توی خونه ودر روزمره  همیشه حرف ازچاقی بوده وبس . پس طبیعی هست که من چاقیو یادگرفتم و در اصل زندگیش کردم وچاقیوباتمام وجودم لمس کردم مشکلاتش رو واحساس بد وناامیدی رو .من مادرم چاق بوداماقبل ازدواجش کاملا متناسب بودوعکساشو دیدم  وحتی بعداز ازدواجش وچاقیش در بارداری دومش بوده وبعدتابه الان ادامه داشته من همیشه مادرم معتقد بود که من چاقم به خاطر اینکه بهم داروی مرتبط با مغزواعصاب میدادوچون ازبچگی تشنج میکردم مادرم منوشروع کرده بودین تقویت کردن و من ازاون زمان به بعددچارچاقی شدم پس  چاقی من ارثی نیست و من ازبچگی پرخوری کردن و اضافه خوردن رویاد گرفتم  وقتی دوروزپیش پست اینستای استاد رودیدم که فیلم اون دخترکوچولو روگذاشته بود یادخودم افتادم که چقدرادما به من نگاه میکردم ومنومسخره میکردن وقتی دیدمش یک آن انگار اون احساس خنده وتمسخر اطرافیان رو حس کردم . همه چیز جلوچشمم ظاهر شد چاقی استعداد نیست بلکه یک آموزش ذ هنیه یک الگوبرداری اشتباه در قالب درست ازرفتارپدرومادر واطرافیان  چاقی نه فقط جسم رو بلکه  میلیونها باربیشتر بر روان تاثیرمیذاره .من یادگرفتم که چطور برنج به ظاهرکم روبا نون بخورم که سیر بشم ویاد گرفتم که همیشه بدون احساس گرسنگی غذابخورم واونقدر بخورم که به فشارو حالت تهوع برسم و یادگرفتم فراتر از نیاز جسمم غذابخورم  این روزها دارم تمرین میکنم براساس نیاز جسمم بخورم و دارم یاد میگیرم سیر بشم  جالبه چندوفتی هست که رفتم خرید ومیوه خریدم نارنگی چیزی که واقعا دوستش داشتم اماازموقعی که خرید مش شایددوتا یاسه تا خوردم و سیب فقط دوتا خوردم منی که میوه رومه می‌دیدم همشوبایددوسه  روزه تموم میکردم الان خیلی وقته توی یخچا لن کمپوت که درست میکردم و بعدش اثری ازش نبود روفقط دوبار تاحالا خوردم امانه اونقدر یادمه حالم بد بشه و غذایی که همیشه می‌خوردم رو این روزها وقتی که تنها باشم برای یک نفرو وقتی همسرم بیاد خونه برای دونفر و چیزی که اضافه میمونه رو دیگه میل ندارم گرمش کنم و بخورم بلکه او نقدری درست میکنم که دیگه اضافه نیاد ودفعه ی بعد غذای دیگه درست می‌کنم و بیشتر غذای گرم رودارم تمایل پیدامیکنم که استفاده کنم .وبیشتربه تجربه کردن فایل هاو تمریناتشون  علاقه مندشدو بااین حال سایزکم کردم ودارم به اطمینان نسبت به خودم وبعدلاغری خودم میرسم  ویادگیری لاغری مثل یادگیری چاقی مرحله به مرحله است و جهشی نیست و پله به پله است اما لذتبخشه دیگه کمتربه فکر اینم که چی در موردمن میگن لاغر شدم یانه بلکه ملاک خودمم که من دارم حس سبکی رو احساس میکنم  و وقتی میخواد ذهنم بهم بگه که نه توکار سختی رو داری انجام میدید بهش یادآور میشوم که این کارا ییکه من الآن دارم میکنم خیلی راحتتر واسونترازر وشها ییه که قبلاً تو مسیرهای متفاوت انجام دادم .واین لذتشو بیشترمیکنه تجربه های جدید بانگرشی جدید. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      1400/08/05 08:54
      مدت عضویت: 76 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      با سلام خدمت اسناد عزیز و بزرگوار و دوستان همراه. استاد از فایل بسیار زیبا و توضیحات کامل و جامع شما بسیار سپاسگزارم. دقیقا حرف دل من و سختی ها و زجر های که من گشیدم رو دارید بیتن میکنید بارها و بارها از قرص ها دم نوش ها و………استفاده کردم نه تنها دوباره وزن اولیه بر می گشت بلکه چاق تر هم می شدم‌. سر در گم بودم که چرا مگه من چه اشتباهی در کارم هست نامید ناامید بودم و از خدا گلایه داشتم که چرا و چراو  چرا……من هم تز کودکی چاق بودم از زمانی که به خاطر دارم همش مکرد تمسخر همکلاسی ها و بچه های محله و… بودم . اینقدر حرف تو دلم هست که واقعا نمیدونم کدوم رو اینجا بیان کنم همه با هم به ذهنم هجوم آوردن انگار  ذهنم لیدار شده تعجب کرده .حس میکنم 

       یه جرکت عجیب درون من رو گرفته که نمیتونم اون رو بیان کنم استاد انگار بلد نیستم بنوبسم نمیدونم چطور قلم رو بگیریم و در خصوص این موضوعات بالا که توضیح دادید بنویسم .‌اولین بار  اولین تجربه انگار هنگ کردم .در اینجا با تمام وجود از خدای مهربان سپاسگزارم که من را به تین مسیر هدایت گرد و شما استاد بزرگوار را دستان خودش قرار داد.تا در این مسیر زیبا ما رو هدایت کنی و به لطف خدا آرامش درونی به ما هدیه داده شود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/08/11 21:53
        مدت عضویت: 225 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        موفق باشی دوست عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/01 10:10
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 560 کلمه

      با یاد و نام خدا

      چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم؟

      من هم قبلا برای چاقی خودم دلایل زیادی داشتم و تنها همان عوامل را دلیل چاقی خودم می دونستم و نقش خودمو کمرنگ می دیدم.

      عواملی مثل چاقی بعد از ازدواج، چاقی ماندگار بعد از بارداری، بالا رفتن سن، کم کاری تیروئید، کم تحرکی، خوردن فست فود، غذاهای چرب و سرخ شده و در این میان تنها نقشی که من داشتم مظلومیت بوده و فکر می کردم واقعا چه بدشانسم که همه ی این عوامل روی چاقیم اثر دارند و خودم هیچ نقشی ندارم.و همین دلایل باعث میشد که لاغر شدن در ذهن من بسیار کار سخت و طاقت فرسایی باشه و چون بارها با رژیم های سخت و غیر اصولی و ورزش وپیاده روی نتونسته بودم به ایده آل خودم برسم دیگه یقین داشتم که این سرنوشت منه و باید همیشه در همین وضعیت چاقی بمونم.

       

       تااین که با روش تناسب و لاغری ذهنی آشنا شدم و همه ی اون باورها و افکار قبلی خودمو نقض کردم و دیگه فقط خودم را عامل چاقی خودم میدونم و قول دادم و تعهد دادم همانطور که خودم باعث  چاقی اندامم شدم حالا هم لاغر کنم و یاد گرفتم که  لاغری اصلا کار سختی نیست فقط باید یادش بگیریم.

       همه ی ما  از کودکی تا الان  کلی چیز یاد گرفتیم که تصمیم به یاد گرفتن اونها نداشتیم مثل فارسی صحبت کردن و یا زبان مادری صحبت کردن ، بعضی هنرها مثل نقاشی کردن، خیاطی، اشپزی، رانندگی و  ما تمام اینها رو بر اساس آموزش تمرین و تکرار یاد گرفتیم و الان هر چقدر تلاش کنیم نمیتونم اونا را تو  ذهنمون فراموش کنیم ولی  اگه یه مدت اونا را تکرار و تمرین نکنیم شاید تو ذهنمون کمرنگ تر بشن.

      همه ی ما که اینجا هستیم چاق شدن را بخوبی یاد گرفتیم آموزش ها و باورها و افکار اشتباه والدین، جامعه و اطرافیان را به صورت الگو برای خودمون در آوردیم، تکرار وتمرین کردیم و اونا رو پذیرفتیم وبه چاقی خودمون کمک کردیم.

      عوامل چاقی که اون زمان فکر می کردم زیاد هستند و فکر کنم همه به خوبی با اون عوامل آشنایی داریم عواملی مثل ارثی بودن چاقی، ژنتیک، سن بالا، کم تحرکی، کم کاری تیروئید، استفاده از فست فود، خواب واستراحت، خوردن غذای چرب، چاقی در سن بلوغ، چاقی بعد از ازدواج و…

       

      ما تمام این موارد وخیلی موارد دیگه رو به راحتی قبول کردیم و هر چیز رو باور کردیم به صورت یه الگو برای ذهن ما در اومد و اونوقت برای ذهن  چاق شدن طبیعی شد. شاید خودمون چاقی رو دوست نداشته باشیم اما دوست نداشتن ما مهم نیست چون ذهن ما تموم این افکار و باورها را پذیرفته و طبق همون باورها عمل می کنه و نتیجه هم کاملا مشخصه.

      ذهن همسو با افکار وباورهای ما عمل می کنه ما از چاقی بدمون میاد و از چاقی خسته ایم ولی از طرفی این همه افکار و باورهای چاق کننده در ذهنمون داریم که ما رو در مقابل چاقی ناتوان می کنه پس به راحتی می پذیریمش و همونطور چاق می مونیم.

       

      برای لاغرشدن تنها راه اینه که ذهنمون را آموزش بدیم باید لاغری را یاد بگیریم مثل خیلی از چیزایی که آموختیم و ازش استفاده کردیم یادگیری و به کار بردن فرمول های لاغری، استفاده از عادت های درست غذایی و تکرار و تمرین می تونه در راه لاغر شدن به ما کمک کنه و اینطوری می تونیم در مسیر لاغری به آسانی به تناسب اندام دلخواهمون برسیم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/17 22:44
      مدت عضویت: 223 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام.خدمت همراهان عزیز و استاد عزیز.گام هشتم.چرا لاغر نمیشم.ذهنی که عادت کرده چیزایی رو قبول کنه که عمری اونا رو شنیده و ثبتش کرده.چقدر تلاش کردم و بدنم و جسممرو مجبور کردم لاغر بشه اما ذهنم قبول نمیکرد و دوباره با قطع ورزش و رژیم میشدم همون آدم چاق.این فقط مختص من نبود.هر کدوم از اطرافیانم رو میدیدم هم همینطور بودند.حالا فقط مونده یه راه یا باید ذهن رو عادت بدیم به قبول فرمولای جدید یا که بشیم همون آدم شکست خورده ی قبلی.من راه اول رو انتخاب میکنم.میخام تغییر کنم و میخام ثابت کنم که میتونم.حالا اینکه به ذهن بسپریم فرمولای لاغری رو باید به فراموشی بسپاریم فرمول های چاقی رو.اینکه به چه زبونی صحبت میکنیم و چه گویشی داریم خیلی راحت و بدون دغدغه ای از ابتدا داشتیم بدونه اینکه برای یادگیریش زحمتی به خودمون بدیم.چاقی هم همینط‌‌ور بوده.اما از حالا به بعد یکم سخت تر میشه چون باید به ذهنمون لاغری رو یاد بدیم و آموزش بدیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/08/11 21:55
        مدت عضویت: 225 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        موفق باشی دوست عزیز

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/14 23:33
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,270 کلمه

       

      روز ۱۷ تکرار 

      سلام دوستان همراه و استاد گرامی

      طبق معمول هر روز صبح با فایل صبحگاهی و میثاق نامه شروع شد 

      چرا چاق شدم ؟ چرا لاغر نمیشم؟

      این ۲ تا سئوالی بود که سالها در من تکرار میشد و خودم جوابی براش نداشتم ،البته اطرافیان و متخصصین تغذیه منو متقاعد کرده بودن که تو به دلایلی چاق هستی و چاق هم خواهی ماند و چونکه من تمام گفته های اونهارو باور کردم و پذیرفتم ،هیچ وقت دلیل اصلی چاقیمو نفهمیده بودم و همچنان با اونهمه اطلاعات چاق کننده به مسیر زندگیم ادامه میدادم 

      این چند سال اخیر که با مطالب ذهنی آشنا شده بودم مدام از خودم میپرسیدم نکنه من مسئله ای در ذهنم دارم ،منکه تمام راه های لاغر شدنو رفتم پس چرا لاغر شدنم بسختی انجام میشه و ناپایداره ؟

      یکبار هم به مسیر  لاغر شدن ذهنی هدایت شدم البته نه به این سایت ،ولی اونجا رو دوست نداشتم ،هر روز ۲ تا فایل هیپنوتراپی قبل از خواب باید گوش میدادیم و در طول روز باید آرام غذا خوردنو یاد میگرفتیم که دیدم به نتیجه نمیرسم اون‌ مسیرو رها کردم 

      الان متوجه میشم که لاغر شدن در ذهن من بسیار سخت و رنج آور بوده ،چونکه من همیشه باید در رژیم بودم ،هر روز چندین ساعت ورزش های هوازی و عرق آور انجام میدادم ،چربی نمیخوردم ،برنج و نون بسیار کم ،شام حذف و جاش باید یه عالمه سالاد میخوردم که از خوردنش حالم بد میشد و در انتها به محض رها کردن اون قوانین وزن من برمیگشت جای  اولش و تکرار این راه تکراری شروع میشد 

      مادر منهم مدام ازم سئوال میکرد تو چرا مدام تو لاغر شدن و چاقتر شدنی ؟ تو چرا اینهمه ورزش میکنی باز هم توپری ؟ و چراهای زیادی که وقتی ازم پرسیده میشد جواب هایی میدادم که قبلا همین مادر و اطرافیانم با مته تو مغزم فرو کرده بودن 

      که من ژنتیکم چاقه ،ارثی چاقم ،استخون بندیم درشته ،خواست خدا بوده ،من پرخورم ،من ۴ سال  شیر مادرمو خوردم ووووو

      و سالها زیر پوشش دلایل زیادم قایم شده بودم و یه حس شدید قربانی بودن داشتم که دلم میخواست به همه بگم تقصیر من نیست به خدا ،من هیچ کاره م‌،ببینید غذا هم نمیخورم ولی نمیدونم چرا چاقم و سالها از این مدل صحبت ها با اطرافیانم داشتم 

       

      سالها در رژیم بودنم باعث نشد که من چاقیو فراموش کنم ،در تمام مدتی که‌ در رژیم و فشار بودم دقیقا توجهم روی چاقتر نشدن بود ولی من تصور میکردم دارم چه کار خاصی انجام میدم ،جسمم در فشار نخوردن ها بود ،ذهنم در فشار مخالفت با محتویات‌ درونش

      بدنم گرسنه بود دلش سیر شدن میخواست ،ذهنم دوست داشت محتویات خودشو در من اجرا کنه که همون چاق شدن بیشتر بوده ،خوردن ها بیشتر بوده ولی من با فشار جلوی این سد عظیمو گرفته بودم و هر زمان که جلوی سد رو باز میکردم آب خروشان تر وارد جریان آب میشد 

      برای همین سالها در یک مسیر تکراری کارهای تکراری انجام دادم که با نتایج تکراری روبرو میشدم و منتظر  تغییرات خاصی بودم  

       با تمام فرمول های اشتباهی که سالها در خودم حمل کرده بودم و ناامید از لاغر شدن بودم وقتی وارد دوره های لاغری با ذهن شدم ،با دنیای بینظیری آشنا شدم که قبلا ازش بیخبر بودم ، وقتی متوجه شدم که چاقی من ارثی نیست یک قفل بینهایت بزرگ از ذهنم جدا شد ،فهمیدم که در جاهای زیادی طلسم چاقی شدم و هر بار که بیشتر فایلهارو گوش میکردم اون گره ها در من باز میشد 

      وقتی متوجه شدم چاقی من ژنتیک نیست قسمت دیگری از من از بندهای ۳۵ ساله ذهن آشوبم آزاد  شد ، با هر آزادی انگار بندی از دست و پاهای من باز میشد که احساس رهایی بیشتری میکردم ،انگار نفسم سالها حبس بود ،مثل اینکه زیر آب زندانی بودم و خودم میدیدم که دارم آزاد میشم و میتونم بیام به سطح آب برای نفس کشیدن

      وقتی فهمیدم خواست خدا نبوده که من چاق باشم ،یا خلقت من چاق بودن نبوده ، خیالم راحت شد که خدا مقصر چاقیم نبوده و فهم هر کدوم از اینها منو یه قدم از جای قبلیم دورتر و یه قدم به هدفم نزدیکتر میکرد

      حالا دیگه رویای لاغر شدن بصورت واقعی رو داشتم ،سالها رویای لاغری نداشتم ،ترس از چاقتر شدن داشتم ،فرار از چاقتر شدن داشتم‌،اصلا لاغر شدنو حق خودم نمیدونستم که بخوام بصورت ریشه ای بهش فکر کنم‌، من باور کرده بودم که بعضی از آدم هارو خدا چاق می آفرینه که حق زندگی یک شخصیت لاغر رو ندارن 

      ولی حالا رویای لاغر شدنو داشتم و جالبه تا چند روز پیش هم فکر میکردم حق من داشتن بدن متناسب و ایدا آل نیست ،حالا یه ۲۰ کیلویی اگر لاغر بشم دیگه کلاهمو بنداز بالا از خوشحالی،  نمیخواد خیلی خوش اندام بشم ،یعنی خوش اندام بودنو حق من نمیدونه با اینکه دارم چندین ماهه تمرین میکنم به تازگی این باگ رو در خودم شناسایی کردم که ذهنم  میخواد منو راضی کنه که تا همین جا هم که رسیدی خوبه ، نمیخواد ایده آل بشی ،چونکه منو تو ایده آل نمیدیده 

      الان که‌ رویای لاغر شدن دارم و داره برام واضحتر میشه و در ادامه مسیر هم موانعو بیشتر شناسایی میکنم ، میخوام به لاغر شدن بیشتر توجه کنم ،هر چند تا الان هم داشتم توجه میکردم ،همین نوشتن‌،فایل گوش کردن و عمل کردن خودش توجه کردنه ولی مدل توجه کردن هام متفاوت تر از قبل میشه ،انگار لاغر شدنو شفاف تر میبینم 

      وقتی لاغر شدنو میبینم و بهش توجه میکنم و از مزایاش برای خودم میگم ،اینها به من  انرژی و انگیزه بیشتر میده که این انگیزه بیشتر منو میبره به مسیر لاغر شدن و احساس که مهمترین بخش این تمریناته

      همونجوری که در مسیر چاقی مدام حالمون بد بود و میترسیدیم و چاقتر میشدیم ،الان باید خوشحال باشیم و لاغرتر بشیم چونکه یکی از کاربردهای ذهن گسترش دادنه ،هم چاقیو میتونه گسترش بده هم لاغریو 

      من در خانواده درشت اندام بدنیا اومدم ،پدرم چاق نبود و چاق هم نیست ولی مادرم درشت اندام بود و تمام افراد فامیل ما درشت بودن و انقدر این جمله رو شنیده بودم که شده بود جزء افکار غالب من ( اینکه ما ژنمون چاقه ،ارثی مونه ،مدل بدنمونه ) و تمام این حرف هارو با حالت های بسیار مظلومانه و شکایت طور میزدن که انگار خدا باهاشون خصومتی داشته ،در کل اطرافیان من همیشه خدا و جهان رو مسبب تمام بدشانسی و بدبیاری هاشون میدونستن و هنوز هم میدونن 

      منکه از بدو تولدم تپل بودم باورهای چاق کننده بیشتری دارم ،یعنی تو مغزم جایی برای فرمول های لاغری وجود نداشته ،من تا برسم به سن بلوغ و ازدواج به اندازه کافی چاق شده بودم ،وقتی که ازدواج کردم که چاقیم بیشتر شد ،بارداری مزید علت شد ،افزایش سن هم که باعث شد چاقیه همچین خوب بچسبه به سطح مغزم 

      به هر طرف میخواستم برم یه مانع وجود داشت و دیگه راهی برای لاغر شدن نمیدیدم،شنیده بودم که از ۳۵ سالگی سالی ۱ کیلو بدن اتوماتیکلی خودبخود خودشو چاق میکنه و منهم پذیرفته بودم   

      و تجمیع اینهمه باور های چاق کننده در من انتظار چاق شدنو خلق کرد و من شدم یک فرد چاق که‌ سالها در جنگ و فرار ازش حالم بد بود 

      سپاسگذار خداوند هستم که منو به مسیر صحیح هدایت کرد که منهم بتونم برای فرزندانم  الگوی مناسبی باشم، الان که دخترم از بیرون اومد با خوشحالی بهم گفت : مامان رفته بودم کافه قهوه و کیک خوردم ،دوستام پیشنهاد خوردن  جیگر و دل و قلوه دادن ولی من چونکه سیر بودم نرفتم ،گفت اگر قبلا بود با کمال میل میپذیرفتم و حتما جیگر هم میخوردم با اینکه سیر بودم ،بهش گفتم آفرین عمل به آموزه ها یعنی همین و تمرین درست یعنی توجه آگاهانه به  خود ،بقول دخترم میگفت من آگاهانه مراقب رفتارهام هستم و این جملش منو خوشحال کرد 

      خدارو شکر میکنم برای اینهمه لطف و نعمت که در اختیار من قرار داده  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/02 20:24
        مدت عضویت: 429 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 198 کلمه

        باسلام خدمت شما دوست عزیز وهم مسیرم .من به شما تبریک میگم و همیشه شماودوستان شگفتی ساز رو به عنوان الگو درنظر گرفتم من هروقت نوشته های شما دوستان رو میخونم جاییکه ایراد دارم جوابش برام مشخص میشه  همین جملات آخری که درمورددخترتون گفتین که گفت کیک وقهوه خوردم اما چون سیربودم نرفتم بخورم و آگاهانه به خودم توجه میکردم من هم الان چندوفتی هست دارم تمرین میکنم و بدون سختی و رنج تونستم تغییروضعیت بدم و حتی نمیتونم مثل قبل دیگه اون اندازه بخورم و دارم یاد میگیرم مطالب سایت رو بخونم ویادبگیرموقتی درمورددخترتون خوندم جملات آخر فهمیدم که کاریکه دارم انجام میدم درسته چون من چندبار بهش فک کردم که نکنه اشتباه میکنم بااینکه سیرم ونمیخورم اماتوذهنم بود که نکنه به جایی من اشتباه کرده باشم اماحالا فهمیدم که نه اشتباه نکردم و اینهم تمرین میخواد وتامن بتونم بتونم این امنیت واعتمادروبرای خودم ایجاد کنم که میتونم لاغربشم ولاغر بمونم مثل تمام سالهاییکه اطمینان داشتم چاقم وتاابدچاق میمونم امااینبار برای همیشه لاغرمیشم و لاغرمیمونم ولاغری حق طبیعی من وهمه ی ماهست .از اینکه همیشه نکته دریابد مینوسید ازشما متشکرم وازخداوند سپاسگزارم که ماروین این مسیر هدایت کرد و ازایتادکه بهمون کمک میکنن .دراین مسیر باقی بمونیم.🌹🙏🙏🙏🌹🌹

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/08/13 00:44
          مدت عضویت: 739 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 300 کلمه

          سلام دوست همراهم 

          خدارو شکر که کامنت من براتون مفید بوده 

          خیلی خوبه که در مسیر تغییر و آگاهی هستیم و همراه با هر آنچه یاد میگیریم باید از آموزه هامون در زندگیمون استفاده کنیم 

          مثلا من یاد گرفتم که خوراکی ها خطرناک و چاق کننده نیستن و این برچسبی بوده که ما روی اونها زدیم و به محض خوردنشون آژیر خطر مغز ما روشن میشه 

          خوراکی ها وقتی از گیت مغز ما رد میشن اون برچسب بهشون زده میشه ،چه برچسبی؟ ما چاق کننده هستیم ، در مغز ما قسمتی وجود داره بنام‌ چاق شونده ،وقتی خوراکی با لیبل چاق کننده گی وارد معده ما میشه و همزمان آژیر خطر روشن‌ میشه ،کارهای لازم در بدن ما برای چاق تر کردن ما انجام میشه 

          پس برای برداشتن اون برچسب ،باید هر زمان داریم خوراکی میخوریم که قبلا بنظرمون چاق کننده بوده ،الان بیاییم در مورد اون خوراکی با خودمون صحبت کنیم و با دلایل منطقی ذهنمونو قانع کنیم که خوراکی ها چاق کننده نیستن ،نوع نگاه من مخرب بوده 

          بعد برای ذهنمون الگو بیاریم بگیم ببین خواهر منهم هر خوراکی میخوره ولی چرا اون لاغره و من چاق ؟ چونکه اون انتظارش از خوردن چاقی نیست و نمیترسه ولی من از چاقی میترسم‌ و انتظارم چاقیه بیشتره

          عمل به دانسته ها یعنی همین و به مرور اینها بر اثر تکرار به زندگی ما تبدیل میشن و اونوقت شخصیت جدید متناسب ما بوجود میاد که میلی به رفتارهای افراد چاق نداره

          مثلا امروز ظهر که رفته بودیم یه رستوران خاص با دیزاین سنتی و زیبا ،من فقط به اندازه سیر شدنم خوردم شاید یکمی نوشیدنیمو چند قلب بیشتر خوردم و تقریبا ۸۰ درصد غذای من موند و این اتفاق به کرات رخ داده

          شخصیت جدید مارو میبره به مسیر لاغر شدن و شرط اول اعتماد  به خود و این متده 

          براتون سلامتی و تناسب فکر و جسم رو آرزو مندم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/08/11 22:02
        مدت عضویت: 225 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام و درود دوست عزیز خیلی زیبا نوشتی آفرین به این ریزبینی مخصوصا تلاش ذهن به راضی کردم به همین مقدار عالی بود موفق باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/08/16 11:59
          مدت عضویت: 739 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 10 کلمه

          سلام خانم زهرای عزیز

          ممنونم از شما ⚘

          براتون بهترین هارو آرزومندم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            ZahraKasaeipour@gimal.com
            1400/08/21 10:20
            مدت عضویت: 225 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 14 کلمه

            سلام و درود دوستم

            من هم متقابلا بهترینها رو براتون ارزومندم شادو سلامت باشید همیشه

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/28 08:42
      مدت عضویت: 114 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 929 کلمه

      سلام 

      همه ما افراد چاق به طور ناخواسته بدون هیچ تلاش،زحمتی چاق شدن رو یاد گرفتیم و این اموزش چاقی در شکل جسمی خودمان دیدیم و بعد دست به کار شدیم واسه لاغر،شدن یا فراموش کردن چاقی و رسیدن به لاغری و همیشه با شکست روبه رو شدیم چون مسیر اشتباه رفته بودیم و راهی جزشکست هم نبوده یک مسیر اشتباه با هرسرعت هر جوری بری اشتباه است و نتیجه اشم شکسته 

       

      ما از قوانین جهان ذهن عملکرد ذهن هیچ شناختی نداشتیم 

      و فک میکردیم هرچی مشکل داریم در هر زمینه ای علل ان مشکلات دیگران مواد غذایی ژنتیک ارث سرنوشت شانس خدا خواسته فلانی این مشکل برای من درست کرد و خلاصه همیشه دیگران خدارو مقصر میدونستیم و خودمان بیگناه و یک موجود ضعیف که هیچ کاری نمیتونه کنه جز اینکه شرایط،بپذیره یا تلاش فیزیکی کنه و همیشه هم شکست میخوردیم چون راهش این نبود 

       

      دوستان ما هر چیزی که الان میتونیم انجام بدیم یک زمانی یاد گرفتیم و ذهن مث یک مسیر یکطرفه است میتونه یاد بگیره فقط ولی فراموش نمیتونه کنه هرکاری کنی حتی بری کما تصادف کنی عمل کنی نمیتونی اموزش هایی که دیدی فراموش کنی این اصل قانون جهان است 

      حالا ما از بچگی اموزش هایی دیدیم که هیچ تلاش خاصی برای انجام دادنش نکردیم بصورت خود به خودی یاد گرفتیم مث زبان فارسی مث لهجه شهری که در انجا زندگی میکردیم مث راه رفتن پوشیدن لباس غذا خوردن و….همه ما به زبان مختص شهرمان که در ان متولد شدیم زندگی کردیم زبان محلی ان شهر یاد گرفتیم 

      حالا به راحتی زبان ها دیگه روهم یاد گرفتیم بدون هیچ تلاشی زحمتی 

      و چاقی رو هم مث زبان مادری یا هر هنر توانایی دیگه یاد گرفتیم 

       

      با عمل جراحی فک دهان نمیشه زبان فارسی حرف زدن به لهجه خودمان فراموش کنیم پس با عمل جراحی شکم یا هرکه اعضای بدن نمیتونیم چاقی فراموش کنیم 

      با بستن دهان خودمان نمیتونیم حرف زدن رو فراموش کنیم پس با نخوردن غذا نمیتونیم جلو چاق شدن خودمان بگیریم فراموش کنیم 

      با سر هر ساعتی جمله خاصی تکرار کردن نمیتونیم زبان مادری و زبان هایی که یاد گرفتیمه فراموش کنیم پس با هر جمله انگیزشی خیالی تجسمی نمیتونیم جلو چاق شدن خودمان بگیریم و چاقی فراموش کنیم 

      این یک قانون است هر اموزشی که ببینی نمیتونی فراموش کنی ولی میتونی اموزش ها دیگه روهم ببینی 

      من چاقی اموزش دیدم یاد گرفتم از طریق والدین جامعه رسانه دوستان و چاق شدن در ذهنم طبیعی کردم و چاق شدم 

      حرفهایی شنیدم مث مصرف شیرینی مساوی است با چاقی ورزش نکردن مساوی با چاقی ارث بهم رسیده فلان دکتر تو رسانه گفت فلان دارو چاق میکنه 

      سن هر چه بیشتر بشه چاقی بیشتر میشه چون سوخت ساز،بدن کم میشه 

      برنج فست فود مساوی با چاقی ازدواج کردن مساوی است با چاقی و خلاصه این حرفها شنیدیم نمونه هم دیدیم خیلی راحت پذیرفتیم که بهله هر که این شرایط داشته باشه چاق میشه و وقتی تو اون شرایط قرار گرفتیم تو ذهن مان طبیعی میشه دیگه چاق میشی چون فلانی هم تو شرایط تو بود چاق شد و تو خودت یک فرد چاق میپذیری و راحت روال زندگیت تغییر میکنه تمایلاتت به خوردن بیشتر میشه و برای خودتم عادی است چون میگی بلعه من دیگه چاق میخوام بشم یا چاقم طبیعی بیشتر بخورم و این چاقی شروع میشه و اینجوری چاقی در ما شکل میگیره 

      و واسه فراموش کردن چاقی میومدیم تلاش فیزیکی میکردیم که کاملا اشتباه بود شکست میخوردیم 

      و حالا برای لاغر شدن باید مث چاق شدن از طریق ذهن عمل کنیم و راحت لاغر بشیم تا ابد لاغر بمونیم 

      و راز تا ابد لاغر،شدن یادگیری از طریق ذهن است و با اموزش دیدن تکرار کردن عمل کردن استمرار  لاغر شدن مث چاق شدن یاد میگیریم و راحت لاغر میشیم و تا ابد لاغر میمونیم 

      پس باید لاغر شدن ساده کنیم در ذهن مان اگه قبلا سخت بوده چون مسیر اشتباه رفتیم الان که مسیر صحیح پیش میریم خیلی راحت اسان بدون اینکه بفهمیم لاغر میشیم و راهش هم از طریق ذهن است 

       

      ما خیلی مهارت ها یاد گرفتیم الانم لاغری یاد میگیریم از راه صحیح و خیلی راحت لاغر میشیم و لاغر میمونیم 

       

      یک نکته که همیشه باید یادمان باشید این است که ذهن فراموش نمیکنه اموزش هایی که میبینه و این یک اصل است ذهن فراموش کار نیست ولی قابلیت یادگیری دارد

      پس ما نمیتونیم چاقی خودمان فراموش کنیم ولی میتوانیم لاغرشدن یاد بگیریم عمل کنیم لاغر بشیم و تولدی دوباره داشته باشیم یک زندگی جدید همراه لذت شادی تفریح اعتماد بنفس بالا خوشتیپ لباس ها رنگ شاد احساس عالی و کلی با خودمان کیف کنیم لذت ببریم و این تجربیات شیرین داشته باشیم و این از طریق لاغر شدن اتفاق خواهد افتاد  

      و لاغر شدن هم از طریق اموزش لاغری از طریق ذهن انجام میشه 

       

      پس من فرخنده برای رسیدن به تناسب اندام و تولدی اگاهانه در،این مسیر صحیح هر روز قدم برمیدارم و هر انچه یاد میگیرم بهش عمل میکنم تکرار میکنم تا خیلی راحت متناسب بشم و زندگی جدیدی واسه خودم بسازم زندگی که نهه بهشت برای خودم بسازم و لذت ببرم از بهشتی که خودم برای خودم ساخته ام خریدن هر لباس با هر رنگی هر مدلی که خودم دلم میخواهد خوردن هر نوع غذایی که خودم دوست دارم و با لذت خوردن افتخار کردن به خودم در جمع با شوق ذوق رقصیدن در جمع در جشن تولد عروسی 

      عکس گرفتن از خودم در جمع وای که چه لذت هایی میبرم وقتی دارم بهش فک میکنم ناخوداگاه خنده میاد رو لبم و حالم عالی میشه پس من میخوام این بهشت برای خودم بسازم و این بهشت با لاغر شدن اتفاق خواهد افتاد و راه لاغر شدن اموزش لاغری از طریق ذهن است 

      و من هر روز،اگاهانه در این مسیر صحیح و شگفت انگیز،و جاده بهشتی قدم برمیدارم تا به بهشت برسم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/14 19:48
        مدت عضویت: 352 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام و درود بر شما هم مسیری 

        اول اینکه نام انتخابیتون قابل تحسینه و بعد اینکه خیلی از دیدگاهتون لذت بردم 

        همواره در مسیر مستقیم و ساده و کوتاه باشید ❤️❤️❤️

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/25 12:29
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,152 کلمه

       بنام خدا 

      گام 8(تکرار1)

      میخوام ی خبر خوب بدمم!!!! من الان دو روزه که رفتار غذاییم تغییر کرده و و خودم متوجه شدم، امروز با دوستم رفته بودم کافه و وقتی اومدم خونه ، کاملا سیر بودم و با اینکه شام ماکارانی بود ، میلی نداشتم بخورم و گذاشتم که گرسنم بشه و ی مقدار که گرسنم شد ، به مقداری خوردم که خودم واقعا ازش راضی بودم و واقعااا خیلی خوشحالم که تغییراتم شروع شد ، حتی بعد از شام هم که عادت داشتم یچیز شیرین بخورم ، امشب نخوردم. 

      بازهم از تغییراتم شمارو در جریان خواهم گذاشت .

      ذهن همه ما افراد چاق ، چاق شدن را یاد گرفته بود و برای یادگرفتن چاقی ما هیچ کار خاصی انجام ندادیم و یا حتی از این موضوع اصلا خبر نداشتیم . ولی در مقابل همیشه برای لاغر شدن ، خودمون تصمیم میگرفتیم که لاغر بشیم و این تصمیم خیلی هم سخت و عذاب آور بود .

      همه ما تو زندگیمون موضوعات مختلفی رو آموزش دیدیم و کاملا هم برامون قابل درک و منطقیه که اگر مثلا میخواییم موسیقی یا نقاشی یادبگیریم باید اصولشون رو یادبگیریم.

      که حالا میتونیم با شرکت کردن در کلاس های آمورشی ، این اصول رو یادبگیریم .

      و همیشه یادگیری از طریق آموزش در کنار اشتیاق داشتن ، نتیجه بهتری میده .

      یکی از خاصیت های ذهن اینه که میتونه بارهااااا آموزش ببینه اما نمیتونه چیزی رو که یادگرفته رو به طور کامل فراموش  کنه.

      بنابراین ما نمیتوانیم آنچه اموختیم رو فراموش کنیم!

      ذهن میتواند فقط یادبگیرد و نمی تواند فراموش کند!

      توانایی مغز برای آموختن بی نهایت است اما نکته مهم اینه که : ما انتخاب میکنیم چگونه از اطلاعات ذخیره شده در مغز خود استفاده کنیم.

      ما میتونیم بی نهایت اطلاعات رو در مغزمون ذخیره کنیم و از انچه که دوست داریم استفاده کنیم.و از هر موضوعی که بیشتر استفاده کنیم . در مغز در دسترس تر میشه. به همین دلیل موضوعات تکرار شونده در زندگی را به خوبی به یاد می آوریم .اما موضوعی رو که کمتر مورد استفاده قرار میگیره و بخوایم به یاد بیاریم ، باید مقداری فکر کنیم ، که این فکر کردن همان جستجو کردن در بین انبوه اطلاعات ذخیره شده در مغز است . 

      وظیفه هدایت ما در زندگی ، به عهده ذهن است .

       و ذهن ما طبق آموزش هایی که ما اونها رو یادگرفتیم ، مسیر حرکت ما در زندگی و مشخص میکنه .

      مثلا چاق شدن موضوعی بوده که ما از گذشته اونو یادگرفتیم  و در به کارگیری اون به اصول استادی رسیدیم و نتیجه این اموزش ، جسم و شرایطی هست که ما الان داریم و ازش راضی نیستیم .

      چاق شدن از اموزش هایی است که نیاز به اپدیت شدن و بروز رسانی نداره و احتیاجی نیست که مهارت و یا اموزش جدیدی براش یاد بگیریم و ما با تکرار همون چیزهایی که برای چاق شدن یادگرفته بودیم ، میتونیم بارها چاق بشیم. 

      در تمام روش هایی که که فرد چاق برای لاغری استفاده میکنه ، تنها جسم خودش رو تحت فشار فیزیکی قرار میداد و سعی میکرد که با محدود و محروم کردن جسم خودش در خوردن  و یا تحت فشار گذاشتن جسم خودش از طریق ورزش های سنگین و… مقداری از وزن خودش رو کاهش بده .

      و همانطور هم که ما با تحت فشار گزاشتن خودمون نمیتونیم رانندگی و … فراموش کنیم . با نخوردن و ورزش کردن هم نمیتونیم چاق شدن رو فراموش کنیم .و از اونجایی که لاغر شدن و یادنگرفته بودیم ، بعد از رژیم و ورزش به وزن قبلی خود برمیگشتیم ، چون که همون رفتار و عادت های سابق خودمون رو تکرار میکردیم .

      یادگرفتن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام میشه و جسم هم نمایش دهنده میزان مهارت ما در یادگیری و نتیجه ان است . خداروشکر با توجه به جسمم، جسم من در میزان یادگیریه چاقی ضعیف بوده 

      بنابراین فقط با جسم نمیشه مهارتی رو آموخت و حتما باید یادگیری از طریق  ذهن انجام بشه بعد با جسم چیزی و که یادگرفتیم تکرار و تمرین بشه و مهارت ما کامل تر میشه و در نهایت در ما اجرا میشه.

      ما چاق شدن و همینطوری یاد گرفتیم . اول با ذهنمون از افراد چاق و یا اطرافبانمون یاد گرفتیم و بعد جسم ما تغییرشکل پیدا کرد وهر روز با تکرار کردن اموخته هامون مهارت بیشتری در چاقی پیداکردیم و به اصطلاح استعداد چاقی پیدا کردیم !

      و باید هم از این طریق لاغر بشیم تا لاغریمون ماندگار باشه. هیچ راه دیگه ای نیست .

      امروز که با دوستم رفته بودم کافه ، دوست من از اون اشخاص متناسبیه که هرچی میخوره ، لاغره و هر روز کافی شاپه و حتما یکی از وعده هاشو باید اونجا بخوره و یا در کل هر روز معمولا کافس و من که به رفتارش دقت کردم ، دیدم هم خیلی میخوره ، هم سریع میخوره و به من گفت تو خیلی اروم میخوری ولی دقت که کردم تنها تفاوتی که بین اون و خانوادم و یا افرادچاق متوجه شدم  این بود که ، اصلا بعد از غذا هیچی درباره چاق شدن نمیگه! و راجع به هرچیزی فکر و صحبت میکنه ، بجز چاق شدن ولی درخانواده ما بعد از غذا، من همیشه با این جمله مواجه شدم که ، وای خیلی خوردم ، چاق میشم!

      من تو این مدتی که با دوستم بودم ، یکبار هم راحع به چاقی صحبت نکرده و واقعا هم داره از زندگیش لذت میبره و باید هم ببره !

      تنها تفاوتی که در یادگیری این روش وجود داره ، اینه که ما خودمون باید یادش بگیریم چون مربی های خوبی در این زمینه در دور و اطرافیانمون نداریم .

      چرا ما چاق شدیم ؟

      دلیل اصلی چاقی افراد چاق ، عدم اطلاع از علت چاق بودن خودشون هست!

      خیلی ها برای اضافه وزن خودشون ، غوامل مختلفی رو میدونن ، مثل پرخوری و ژنتیک و تیروعید و….

      همه ی ماا در خانواده های مختلف با اداب و رسوم مختلف و فرهنگ های مختلف متولد شدیم و چیزهایی یادگرفتیم که برای یادگیری انها تصمیمی نگرفته بودیم .

      مثلا فارسی صحبت کردن ، ما فارسی صحبت کردن رواز اشخاصی که مارو بزرگ کردن یادگرفتیم و خودمون هم تصمیمی نگرفتیم که ایا میخواستیم فارسی صحبت کنیم و شرایط محیطی باعث شد که ما فارسی صحبت کردن رو یادبگیریم و هیچ سختی در یادگرفتن زبان فارسی متحمل نشدیم و خیلی ساده و خودبخود فارسی صحبت کردن رو یاد گرفتیم .

       و یادگرفتن زبان دیگه به راحتی زبان فارسی نیست اما امکان پذیره ، و یاید تلاش کنیم که اون زبان رو یادبگیریم ،

       در صورتی که اگه ما برای مثال  در خانواده المانی زبان متولد شده بودیم براحتی المانی و یادگرفته بودیم و الان برای یادگرفتن زبان فارسی مشکل داشتیم !

      بنابراین ما در کودکی و دروند رشد کردن به راحتی از خانواده چیزهای زیادی یاد گرفتیم .

      پس هرکسی که در هرجای ایران متولد شده و لحجه ی مختلفی داره، فرمول های ذهنی اون ها باعث میشه که انها با لحجه ی خاص خودشون صحبت کنن وگرنه همه ی انسان ها فرم دهان و دندان و زبانشون با هم یکیه و کسی دو تا زبان نداره و یا دو تا دهن نداره که با یکی به ی زبون صحبت کنه با  اونیکی ب ی زبون دیگه .

      و نکته ی مهم هم اینه که ما چیزی و که یاد گرفتیم  ونمیتونیم فراموش کنیم اماااا میتونیم کمرنگش کنیم و دیگه ازش استفاده نکنیم .

      هرچی که یادگرفتیمو نمیتونیم فراموش کنیم و ما در هر شرایطی که هستیم برای بودن در اون شرایط اموزش دیدیم .

      بنابراین همه ی کسانی که اضافه وزن دارند ، چاق شدن رو یادگرفتند ، اول از پدر و مادر ، بعد از جامعه ….

      و بیشتر افراد چاق پدر و مادرشون هم چاق بوده ، بعضیا فقط پدر و عده ی زیادی هم فقط مادر چاق بوده ، اما چاقی مادر  بیشترین تاثیر رو کودکان میزاره ! 

       بعضی ها هم خانواده چاقی نداشتند و با همنیشینی و دوستی با افراد چاق ، به مرور رفتار غذایی انها تغییر کرد و چاق شدند.

      بعضیز ها هم بلوغ  و ازدواج وبارداری و… ، چون که بارها شنیدن اگه ادم تو همچین شرایطی قرار بگیره ، چاق میشه و اصلا هم اثبات علمی نداره چون خیلی ها هم در این شرایط هستند ، اما چاق نشدند!

      فقط یک باور و الگوی ذهنیه !!!! 

      این باورها چگونه در ذهن ما ایجاد شده ؟؟؟

      مثلا ما بارهاا در کودکی میشنویم که مثلا کسی که زایمان کرده ، چاق شده. ولی برای ما اهمیتی نداشته ، چون که ما اون زمان در شرایط بارداری و… نبودیم ، و بارها هم نمونه هایی از افراد رو دیدیم که زایمان کردن و چاق شدن از جمله مادر خودم !ولی باز هم برامون مهم نبوده .

      و فقط این حرف هارو میشنویم و نمونه هارو میبینیم ، اما این شنیده ها و دیده ها به صورت فرمول های  رفتاری و به شکل تصویر ذهنی  در شکل ما ذخیره میشه و حالا بعد از ازدواج یا مثلا زایمان و …این فرمول ها در ذهن ما فعال شده و ذهن از این فرمولی که خودمون از قبل در خود ایجاد کردیم جهت چاق کردن ما استفاده میکنه.و ارام ارام رفتار غذایی ما تغییر میکنه و تصویر ذهنی که ما از قبل از افرادی که زایمان کردن و چاق شدن داریم ، الگوی ذهن ما در تغییر رفتار غذایی ما و سپس رسوندن ما به وضعیت افرادی که تصویر اونهارو از قبل تو ذهنمون ذخیره کردیم .

      *و همه ی اینها زمانی اتفاق می افته که ما این جمله رو بشنویم و باورش  کنیم.* و افرادی که ازدواج کردن یا زایمان کردن و چاق نشدن، این جمله رو شنیدن ، اما باورش نکردن. و اهمیتی براشون نداشته و توجهی به این موضوع نکرده اند. .

      تنها تفاوت افراد در نحوه آموزش دیدن اونهاست.

      یکی از مباحث مهم در قانون جذب ، تجسم رسیدن به خواسته هاست. و خیلی مهم است 

      در واقع تمام افرادی که جملات چاق کننده رو شنیدن و باورشون کردن ، براساس قانون جدب ، عمل میکنند .

      یعنی بارها جمله ی رو شنیدن و بهش توجه کردن و منتظر وقوع ان بوده اند و وقتی که به اون شرایط میرسند ، برای انها طبیعی است که چاق بشن . 

      چون خودمون بهش گفنیم و یاد دادیم و اونم باید چیزی که یادگرفته بود و عمل میکرد و نتیجه میداد !

      و البته این ها برای ذهن ما چاق شدن طبیعی میشه، نه برای خودمون !

      چون ما خودمون دوست نداشتیم که چاق بشیم ، درواقع اصلا خواسته ما براش مهم نیست ، بلکه هدایت نیروی ذهن ما بوده که خیلی ها از این نیرو شاکی اند!

      و اون رو اشتها و پرخوری و  ریزه خواری نام گذاری کردن ، ولی در واقع همه ی اینها همش بخاطر نیروی ذهنی ماست که مارو ترغیب به خوردن میکنه و ما هم توانایی مقابله با ذهن رو نداریم.

      چرا ما لاغر نمیشیم؟

      ما با نخوردن غذا نمیتونیم چاق شدن رو فراموش کنیم !ما با عمل جراحی فک و زبان خودمون ، همونطور که نمیتونیم فارسی و فراموش کنیم ، بنابراین با عمل جراحی هر قسمت از بدن نمیتونیم چاق شدن خودمون رو فراموش کنیم.

       

      ولی میتونیم که زبان جدیدی یادبگیریم و با تمرین و تکرار کردن در کنار زبان فارسی ، اونو به خوبی یاد بگیریم .

      پس میتونیم با اموزش دیدن لاغری و تکرار اموخته ها لاغر بشیم ، و البته هم میتونیم با تکرار اموزه های قبلیمون هم دوباره چاق بشیم!

      بنابراین ههمه ی تلاش هایی که ما درروش های قبلی میکردیم ، کاملا بیخودی بوده و هرچی که کم میشده ، دوباره و یا حتی بیشتر هم برمیگشته ! چون که ما چاق شدن رو فراموش نکرده بودیم و بعد از اتمام روش های قبلی دوباره چاق میشدیم ، چون ذهن ما همچنان داشت از فرمول های چاقی در هدایت ما در زندگی استفاده میکرد .

      ما نمیتونیم با فشار اوردن به خودمون ، جلوی چاق شدن خودمون رو بگیریم و باید لاغری رو یادبگیریم .

      تمام افرادی هم که از طریق این روش لاغری با ذهن لاغر شده اند ، لاغری رو یاد گرفتند و یواش یواش  لاغر شده اند !

      و وقتی که لاغر شدن رو یاد گرفتیم ، دیگه نگرانی برای چاق شدن نداریم و مطمعنیم که میتونیم متناسب بشیم .مثل الان که من تتو کردن رو اموزش دیدم ، میتونم تتو بزنم و الان که دارم خیلی روش کار میکنیم و خیلی تمرین میکنیم ، ماهر تر وحرفه ای تر میشم ، روزای اول که تازه شرکت کرده بودم ، مثلا لرزش دست داشتم . الان انقد تمرین کردم که دیگه اصلا لرزش ندارم . بنابراین لاغری هم دقیقا همینطوره ، مثل هر موضوع دیگه ای در زندگی!

      همانطور که ما با یک جلسه کلاس زبان رفتن ، توقع نداریم که بتونیم بریم انگلیسی و مثل بلبل حرف بزنیم ، لاغری هم یاد گرفتنیه و یهویی نیست.

      هیچ چیزی رو در زندگی یهویی به دست نمیاریم !

       من جدیدا هر فایلی که گوش میدم و مینویسم و با همین نوشتن  متوجه میشم که مشکلم کجاس  یا تو چه چیزی مشکل  دارم ، پیداش که میکنیم انگار کل وجودم  تویک لحظه ، ی انرژی یا یک سنگینی از سرم تا پاهام دفع میشه ، ینی خارج شدن اون سنگینی از نوک پاهام رو کاملا حس میکنم و ارامش میگیرم ، خدایا شکرت 

      لاغر شدن خیلی راحته ، خیلی ساده و خیلی اسونه 

      و همیشه کسانی که از اول چیزی رو نداشتن و بعد به دست میارن ، لذت بیشتری میبرن !

      شاد و پیروز و متناسب باشید . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/22 10:45
      مدت عضویت: 142 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! ما در کودکی و در روند رشد کردن از خانواده چیزهای زیادی یاد گرفتیم که نمی توان آن آموزش‌ها را فراموش کرد، یکی از چیزهایی که در قانون جذب آموزش می‌دهند تجسم رسیدن به خواسته هاست، اگر هر حرفی را که  درمورد چاقی شنیده ایم باور کرده باشیم درواقع از قانون جذب استفاده کرده ایم و چاقی را به زندگیمان دعوت کرده ایم، پس چرا چاق می‌شویم چون ذهن ما چاق شدن را یاد گرفته و ما برای یادگیری چاق شدن ذهنمان کار خاصی انجام نداده ایم، اما برای لاغر شدن این ما هستیم که تصمیم میگیریم و می‌خواهیم برخلاف آموزش ذهنی خود عمل کنیم و از آنجا که ما نمی‌توانیم چیزی را که آموخته ایم فراموش کنیم بنابراین موفق به لاغر شدن نمی‌شویم. ذهن فقط می‌تواند یاد بگیرد و نمی‌تواند فراموش کند. وظیفه هدایت ما در زندگی به عهده ذهن است و آن هم با توجه به آموزش هایی که یاد گرفته ایم، مسیر حرکت ما را مشخص می کند. با تحت فشار قرار دادن جسم خود نمی توانید چاق شدن را فراموش کنید! یادگیری از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام می‌شود و جسم نمایش دهنده میزان مهارت شما در یادگیری است و حالا باید خودمان لاغر شدن را یاد بگیریم با آموزش دیدن درمورد لاغری و تکرار آموزشات می توان لاغر شد و اگر باز به تکرار آموزش‌های چاقی ادامه دهید، باز هم چاق خواهید شد، تنها راه متناسب شدن این است که لاغر شدن را آموزش ببینید که یک روش آن دیدن تصاویر کسانی است که لاغری با ذهن را یاد گرفته و متناسب شده اند. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/09 11:58
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 380 کلمه

      سلام

      من هم مثل همه چاقها خیلی چیزها شنیدم و باور کردم، مثلا از مامانم شنیدم من وقتی ازدواج کردم چاق شدم و چون نتیجه رو داشتم در بدنش میدیدم به راحتی باور کردم، خواهر هام هم همینطور و هر بار ادم های بیشتری رو میدیدم که میگفتن ما بعد ازدواج چاق شدیم این باور در من قوی تر میشد، یا شنیدم با بارداری شکم افتاده میشه و چون به چشمم میدیدم باور میکردم، شنیدم ما به عمه ها رفتیم و چون اونها چاقن منم مطمین بودم ژنم به اونها رفت در صورتیکه همه اونها دوران مجردی لاغر بودن، نمیدونم چرا یکبار از خودم نپرسیدم اونا که مجردی لاغر بودن پس من چه جوری به اونها رفتم، اخیرا یکی از اقوام و دیدم که چاق شده 41 سالشه و این همه سال لاغر بوده من فکر کردم قرص خاصی مصرف میکنه ک حالا تازه چاق شده وقتی ازش پرسیدم گفت من همیشه میگفتم آدم 40 که بشه چاق میشه و اینجوری آدمی که بعد ازدواج و بارداری و این همه سال لاغر بود به راحتی بعد از 40 باورهاش فعال شدن و جسمش چاق شد، خواهرم قبل ازدواج 45 کیلو بود و اندازه یک دیس برنج میخورد ولی بعد ازدواجش خیلی طول نکشید که به وزن 60 رسید و چاق شد و الان مجبوره 4، 5 تا قاشق برنج بخوره تا وزن کم کنه یعنی الان یک بیستم مجردی غذا میخوره تا لاغر بشه، و ازین مثالها اطرافم زیاده و من هم میدیدم به چشمم و همه رو به راحتی باور کردم و نتیجش جسمی شد که دارم، من هیچوقت فکر نمیکردم لاغری چیزیه که باید یاد بگیرم و تکرار کنم تا ماهر بشم، چون فکر میکردم سرنوشتم اینه چاق باشم و از خیلی چیزها برای همیشه محروم باشم، راه تغییر این باور ها هم اینه چیزهای جدید بشنویم و باورشون کنیم، حرف های استاد و باور کنیم ک همیشه امید میده شما در هر سن و با هر وزنی میتونی به رویای لاغریت برسی چون بدن ما سن نمیشناسه وظیفش اینه تا اخر عمرت متناسب نگهت داره وقتی درست رفتار کنی مثل هزاران فرد پیری که انقد متناسبن که اگه چهرشونو نبینی باورت نمیشه این اندام مال فرد 70، 80 سالست، من هر روز بابت این سایت و استاد خدارو شکر میکنم که آگاهمون میکنه زندگی لذت بخشی داشته باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/08 16:11
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 310 کلمه

      سلام و درود به شما استاد عزیز و دوستان خوبم

      چقدر این فایل عالی و مثالهای ساده و قابل درک داشت 

      یادگیری زبان مادری چون ناخودآگاه انجام میشه چقدر ساده و آسان است و چقدر زود هم اتفاق می افتد و فراموش هم نمیشود

      حالا بخواهیم زبان دیگری را یاد بگیریم هیچوقت به آن سادگی نیست اما شدنی است

      چقدر به آدم احساس خوب دست میدهد وقتیکه متوجه این موضوع میشود که لاغری را میشود یاد گرفت و با تمرین و تکرار در آن مهارت پیدا کرد

      اینکه باورهای ما نتیجه زندگی ما را رقم میزند یک جورهایی ترسناک است وقتیکه اینرا ندانیم و بی اختیار با باورهای اشتباه راه رسیدن به تناسب اندام را سخت و شاید هم غیرممکن میکنیم

      اما وقتیکه اینرا آموزش می بینیم احساس توانایی میکنیم که ما یک وسیله پرقدرت در دست داریم که با آن مسیر زندگی مان را میتوانیم طراحی کنیم و این هیجان انگیز است

      من خودم در اثر شنیدن اینکه در زمان بارداری چاق میشوم و بعد از زایمان نمیشود به وزن قبلی برگشت اینرا باور کردم و دقیقا آنرا تجربه کردم

      وقتیکه به استرالیا آمدم با دیدن یکی از اقوام که اتفاقا فرزندان دوقلو هم به دنیا آورده بود و اندام بسیار متناسبی داشت خیلی تعجب کردم و از اطرافیانم می پرسیدم پس چرا اون چاق نشده و شکم صاف و اندامی مانند مانکن ها داره جوابشان این بود که چون این خانم چینی هست نژاد آنها اینطور است که چاق نمی شوند 

      من یادمه یکی از خواهرانم از همان زمان نوجوانی در رژیم بود که مبادا چاق بشه و خواهر دیگرم خیلی لاغر بود به حدی که او را نزد دکتر بردند تا ببینند مبادا بیماری داشته باشد 

      دکتر به مادرم گفت نگران نباشید وقتی او به سن بلوغ برسد از این لاغری بیش از اندازه بیرون می آید و اتفاقا همینطور هم شد و او بعد از آن همیشه مراقب غذا خوردنش بود که مبادا بیشتر چاق شود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/01 18:45
      مدت عضویت: 673 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,460 کلمه

      گام هشتم : سلام به همگی چرا چاق شدیم ؟ چرا لاغر نمیشویم ؟ بارها از روش های مختلفی استفاده کردیم و نتیجه نهایی همیشه چاقی بوده . ذهن من همیشه چاق شدن رو یاد گرفته بود و برای یادگیریچاقی کار خاصی نکرده بودم و اصلا از اینموضوع خبری نداشتم که چاقی هم آموزشی هست و همیشه دلایل دیگری مثل ژنتیک از طرف پدرم و کم تحرکی پر خوری و تند غذا خوردن و … رو دلیل میدونستم . اما در مقابل همیشه برای لاغر شدن این من بودم که تصمیم میگرفتم لاغرش شوم و اتفاقا این تصمیم برای من با زجر و ناراحتی همراه بوده در صورتیکه یادگیری همراه با اشتیاق و انگیزه همیشه نتیجه بهتری رو رقم میزنه . درک قوانین ذهنی : ما میتوانیم به ذهن خودمون موضوع جدیدی رو آموزش بدهیم و از طریق تکرار و تمرین آموخته ها رو به مهارت خودمون تبدیل کنیم و از اون طرف هر چقدر تلاش کنیم نمیتونیم مهارت خود را از یاد برده و به طور کامل آن را فراموش کنیم . آموزش برای فراموش کردن آنچه یاد گرفته ایم وجود ندارد در نتیجه دو مبحث مطرح میشه اولا اینکه اگه رفتاری صورت گرفت و یا برای روش های قبلی و اینکه چرا دوباره چاق شدیم خودمون رو سرزنش نکنیم و دوما اینکه موضوعاتی که ما آموزش میبینیم در ذهن ما میماند و اگر تکرار کنیم فردی ماهر میشویم و نگران نباشیم و فرد قبل از آشنایی با تناسب فکری نخواهیم بود و آگاهی‌ها ی خیلی بیشتری در ذهن ما آمده. توانایی مغز برای یادگیری بینهایت هست اما نکته مهم اینکه ما انتخاب میکنیم چگونه از اطلاعات ذخیره شده در مغز خود استفاده کنیم .استفاده کردن از اطلاعات سبب در دسترس بودن آنها در مغز ما می‌شود.به همین دلیل اطلاعات تکرار شونده را در زندگی به خوبی به یاد میاوریم اما موضوعی که کمتر مورد استفاده قرار میگیرد را اگر بخواهیم به یاد بیاوریم باید مقداری فکر کنیم که این فکر کردن همان جستجو کردن در بین انبوه اطلاعات ذخیره شده در مغز است. وظیفه هدایت ما در زندگی به عهده مغز است ذهن ما با استفاده از آموزش هایی که گرفته ایم مسیر حرکت ما را در زندگی مشخص می‌کند. چاق شدن موضوعی بوده است که ما از گذشته آن را یاد گرفته ایم و در یادگیری اصول آن به درجه استادی رسیده ایم و نتیجه آن جسمی هست که الان مالک آن هستیم . چاق شدن از معدود آموزش هایی است که نیاز به بازنگری و به روز رسانی ندارد شبیه آموزش زبان مادری که به خوبی از کودکی از طریق اطرافیان و رسانه ها برامون ملکه شده است. در تمامی روش های قبلی ما جسم را تحت فشار قرار میدادیم مثل اینکه ما بخواهیم زبان آلمانی صحبت کنیم و دهان و زبان خودمون رو تحت فشار قرار بدهیم خب مسلما چون لاغری رو آموزش ندیده ایم بعد از اتمام رژیم ها و ورزش ها قرصها و جراحی ها دوباره فرمان چاقی ذهن آغاز میشود و چاق میشویم چون بر اساس آموزش هامون ما در زندگانی عمل می‌کنیم. ولی این نکته خیلی آدم رو ناراحت میکنه که سالها و با توجه به این مسئله به این مهمی که همه جوانب زندگی افراد رو تحت تاثیر قرار میده چطور کسی متوجه نشده که همه چی در دنیا نیاز به آموزش داره و خب لاغری و چاقی هم همینطوره و اگر هم کسی از این راه میخواد استفاده کنه همش فکر میکنن طرف داره از زیر کار در میره و راهی جز زجر و سختی وجود نداره در صورتیکه ما حتی راه رفتنمون هم با آموزش بوده و چه انتظار بیهوده ای از خودمون داشتیم و اطرافیان از ما داشتند . یادگیری یا آموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام میشود و جسم نمایش دهنده میزان مهارت شما در یادگیری است مثل موسیقی که نت ها رو یاد میگیریم و تحلیل میکنیم و بعد دست هست که ساز رو به صدا در میاره و همینطور در مورد زبان دیگری ابتدا اصول و گرامر و جمله سازی یاد میگیریم و بعد زبان و دهان شروع به صحبت میکنه . بنابراین از طریق جسم به تنهایی نمیتوان مهارتی رو کسب کرد من حتی یادمه آموزش شنا و ورزش هم ابتدا برامون توضیح چگونه انجام شدنش دا ه میشد و بعد انتظار می‌رفت اون حرکت به درستی صورت بگیرد. در روند چاقی هم دقیقا همین مسیر رو طی کردیم و با تکرار به مهارت دست پیدا کردیم . در نتیجه برای اینکه لاغر شویم و از اون مهم تر لاغر بمانیم ابتدا باید از طریق ذهن لاغری رو یاد بگیریم و بعد تمرین کنیم و در این کار استمرار داشته باشیم تا در جسم ما نمایان شود همه آموزش ها . هیچ راه دیگری برای لاغری وجود ندارد . نکته خیلی مهم : لاغری رو باید خودمون یاد بگیریم کسانیکه چاقی رو به ما یاد دادند توانایی آموزش لاغری ندارند . مثل اینکه ما خواسته ایم دنیای دیگری رو تجربه کنیم و تصمیم میگیریم زبان دیگری آموزش ببینیم و با ادم های اون کشور ارتباط داشته باشیم خب شروع میکنیم به آموزش دیدن و خودمون باید تصمیم بگیریم و تلاش کنیم و تمرین کنیم و خیلی خنده داره از خانوادمون و دوستامون و رسانه های ایرانی توقع این آموزش رو داشته باشیم چون اصلا در توانشان نیست کسانی رو مد نظر میگیریم که چند سال جلو تر از ما مهاجرت کردند و میپرسیم چجوری این راه رو طی کردند دقیقاااااا مسیر لاغری هم همینه اگه تو زندگیمون موفق شدیم همچین کارهایی بکنیم پس مطمئن باشیم که لاغری هم به خوبی میتونیم یاد بگیریم . حالا متوجه میشی که چه عذاب هایی بهت تحمیل شده ولی میتونستی به خوبی آموزش ببینی و مثل بقیه ساد زندگی کنی ولی خب هر زمان آدم بتونه شاد باشه و لذت ببره خیلی خیلی نعمت بزرگی هست و اینهمه آدم هستند که درک نکرده و ناراحت تا اخر عمرشون زندگی کردند . زمانی متوجه بشی آموزش لاغری هست این فایل ها دیگه نگرانی از اینکه بعدش رها کنی چی ؟ اینکه من تا کی احتیاج هست فایل گوش بدم و اینکه نکنه وقت نکنم پیش نمیاد چون این هم مثل بقیه آموزش ها علاقه داشته باشیم مثل بقیه آموزش ها تا تهش میریم و به یکی دیگه از مهارت هامون اضافه میکنیم . و چی از این آموزش لاغری بالاتر که همه جنبه های زندگی ما رو زیر و رو میکنه . ما شنیده های زیادی رو باور کردیم و تبدیل به فورمول های ذهنی در ما شد و در نهایت اونها رو باور کردیم و در زندگی خودمون هم به اجرا درآوردیم مثل ازدواج ، کنکور ، درس خوندن ، خستگی و خودش رو آدم رها میکنه ، بچه دار شدن ، بعد از سی سال ، زن بودن ، وخیلی مسائل دیگه یعنی چاقی . و همه اینها رو چون در ذهنت تجسم کردی به مرحله اجرا در میاد برات و رفتار غذاییت عوض میشه . تفاوت در افراد در نحوه آموزش دیدن اونهاست وگرنه بدن ما باهم فرقی نداره . بر اساس قانون جذب ما به چاقی دست پیدا کردیم و این جملات رو شنیدیم و باور کردیم و جذب کردیم و حالا از طریق همین راه میتوانیم لاغر شویم . همین اشتها و پرخوری که ما از اون شاکی هستیم نیرویذهن ما هست که ما رو در این شرایط ها ترغیب میکنه به خوردن و ما توانایی مقابله با ذهنمون رو نداریم . ما نمیتونیم هیچ جوری چاقی خودمون رو فراموش کنیم مثل اینکه بخواهیم زبان مادری خودمون رو فراموش کنیم اصلا شدنی نیست . ما میتونیم با تکرار و آموزش های لاغری متناسب شویم و همچنین با تکرار آموزش های قبلی دوباره چاق شویم خیلی واضح است . هیچ گاه نمی‌توان با اعمال فشار از کاری نتیجه گرفت و ما در روش های قبلی این کار رو میکردیم . زمانیکه لاغری رو آموزش ببینیم یواش یواش لاغر میشوم و هیچگاه یکهویی صورت نمی‌گیرد مثل همه اموزشهایی که تا به امروز دیدیم. زمانیکه چیزی هم آموزش ببینیم ترس از دست دادن نداریم تا زمانیکه تکرار کنیم میتوانیم از اون آگاهی به خوبی استفاده کنیم .ما چطور هست که زبان یا موسیقی یاد میگیریم همش هر لحظه از خودمون آزمون تعیین سطح نمیگیریم که این معلم و این آموزش و این راه درست هست یا نه ؟ چطور هست که در لاغری دایم میخواهیم با وزن کردن و هی مقایسه کردن مطمئن باشیم لازم به این کارها نیست باید با آرامش فقط راهمون رو ادامه بدیم و اشتیاق داشته باشیم . از این سردر گمی خارج بشیم که این سر در گمی در همه جنبه های زندگیمون خودش رو نشون میده و بعدش تبدیل به ناچاری میشه . لذتی در متناسب بودن و در این مسیر هست که هیچگاه در هیچ زمان دیگه ای تجربه نکردیم و با این روش به جواب همه سوالات خودمون رسیدیم . در این روش شجاعتی در خودمون تجربه میکنیم ، شجاعت تصمیم گیری و اقدام برای خودمون . و این فرصتی هست که یکبار دیگه متولد شویم و در این راه خودمون رو لایق بهترین ها میدونیم و با کشف باورهای مخفی خودمون و اصلاح اونها طعم جدیدی از زندگی رو میچشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/05/28 23:43
      مدت عضویت: 116 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      با سلام و تشکر فراوان 

      من سی و دوساله هستم و از چهارده پونزده سالگی دنبال لاغر شدن بودم 

      وقتی فکر به گذشته میکنم میبینم چقدر راحت چاقی رو یاد گرفتم و چقدر راحت باعث چاقی خودم شدم و چقدر برام سخت بود که باش کنار بیام 

       

      رژیم گرفتن مضر ترین کار دنیاست به نظرم 

      چون مداوم چیزهای بدتری رو به ما یاد میده 

      اول اینکه با خوردن چاق میشیم 

      دوم اینکه از خوردن بترسیم 

      مواد غذایی خطرناک هستن 

      و بعدازینکه با موفقیت لاغر شدیم در نهایت چاق میشیم و شکست میخوریم و سرکوب میشیم و خودمون رو در مقابل چاقی ضعیف میکنیم 

      دکتر کرمانی معروف ترین پزشک رژیم لاغری هست توی کلیپ های آموزشی جوری از مواد غذایی حرف میزنه که ادم پیش خودش فکر میکنه که واییی پس چی بخوریم 

       

      خدارو شکر میکنم که این راه و جلوی پام گذاشت تا بتونم لاغری رو یاد بگیرم واقعا خداروشکر 

      از استاد عزیز هم تشکر میکنم که همچین مطالب مفیدی رو اینطور رایگان در اختیار ما میگذارند 

      سپاس فراوان 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/27 11:11
      مدت عضویت: 647 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 822 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

      با سلام خدمت دوستان متناسب و استاد عزیز 

      گام هشتم:

      چرا چاق شدم ؟چرا لاغر نمیشم ؟

      سال های زیادی برای لاغری تلاش کردم ولی نتیجه ی جز شکست و چاقی نمیگرفتم و برام سوال بود که چرا من نمیتونم لاغر بشم 

      این فکر ذهنم و مشغول کرده بود که چرا من به راحتی چاق شدم و اما نمیشه لاغر شد ؟

      همیشه از مادرم از اطرافیانم از دوستان اشنایان میشنیدم که جاقی خیلی اسونه ولی لاغر شدن خیلی سخته 

      هر کی چاق شده دیگه نمیشه لاغر بشه و برای همیشه چاق می مونه 

      یا دلایل مختلفی رو برای چاقی پیش روم میزاشتن 

      که تو چون مادرت چاقه چون خانواده مادریت جاقن شما هم به مادرت رفتی ارثیتون چاقیه 

      همیشه با خودم میگفتم ما که جز چاقی چیزی از مادرمون به ارث نبردیم 

      و یا دلایل های بسیاری از قبیل ادم بعد از ازدواج چاق میشه 

      یا در دوران بارداری ادم چاق میشه و بعد  از زایمان ادم لاغر نمیشه 

      یا غذا خوردن با دست ادم و چاق میکنه 

      یا بعد از یه سنی ادم دیگه لاغر نمیشه چون چربی ها محکم و سفت میشن و دیکه خیلی سخته لاغر شدن بعد از سن ۴۰به بالا 

      و در دور همی ها ادم بیشتر میخوره چون در دور همی ها ادم بیشتر از خوردن لذت میبره 

      خوردن مواد چرب و شیرینجات اینا از اون دسته موادی هستند که خیلی کالری دارن و ادم چاق میکنند اینا خیلی خطرناک هستند برای چاقی 

      فست فود خیلی خطرناکه چون ادم و چاق میکنه و خیلی بده 

      ااز اینجور باورها رو از زمان های خیلی قبل به ما اموزش دادن و بارها و بارها شنیدیم و این باورها رو در ما قوی کردن در واقع ما از بچگی از پدر ومادرمون و بعدا از دوستان و جامعه و اشنایان این زبان چاقی رو اموختیم و کار خاصی برای این جسمی که الان داریم انجام ندادیم خیلی راحت و اسون چاقی رو مثل زبان مادری و فارسی که از مادر و پدرمون و بعد زبان فارسی رو از زمانی که به مدرسه رفتیم یاد گرفتیم وهیچ زحمتی برای اون نکشیدیم 

      به همین دلیله که لاغر نمیشویم چون ما چاقی رو از بچگی یاد گرفتیم زبان لاغری بلد نیستیم 

      ما نمیتونیم با غذا نخوردن با رزیم گرفتن با پیاده روی کردن با قرص خوردن با عمل کردن این جسم رو کاهش بدیم 

      ما فقط باید یاد بگیریم که چگونه از طریق ذهن باید لاغر شد لاغری هم مانند چاقی که یاد گرفتیم باید یاد بگیریم 

      زمان میبره ما نباید توقع داشته باشیم با یکی دو هفته یا چند ماه به ایده ال برسیم 

      ما باید با اموزش دیدن لاغری و استمرار داشتن و تمرین کردن و از همه مهم تر عمل کردن به اون چیزی که اموزش دیدیم در این دوره ها به لاغری  دست پیذا کنیم 

      یادگیری و اموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام میگیرد 

      ما باید اموزش ها رو از طریق ذهن به مغز بسپاریم و مغز فرمان بردار ذهن هستش 

      و جسم هم نمایش دهنده مغز و ذهن هستش 

      اموزش لاغری باید حتما از طریق ذهن صورت گیرد 

      در این صورت هستش که برای همیشه میشه لاغر شد و لاغر موند 

      همانطور که چاق شدیم و جاق موندیم 

      ما نمیتونیم هر ان چیزی رو که درباره ی چاقی یاد گرفتیم فراموش کنیم فقط می تونیم با انجام ندادنش و تکرار نکردنش این اموخته ها رو کمرنگ کنیم و به جای اان اموخته های جدیدی (لاغری)رو بارها و بارها با تکرار کردن و استمرار داشتن در این مسیر به نتیجه دلخواهمون برسیم 

      لاغری خیلی اسونه همانطور که چاقی رو از طریق والدین رسانه دوستان اشنایان یاد کرفتیم به اسانی اموزش دیدم لاغری هم به وسیله ی شخص خودم اموزش می بینم و به راحتی مثل اب خوردن به ایده الم میرسم 

      اون کسانی که به ما چاقی رو یاد دادن توانایی اموزش لاغری به ما رو ندارند 

      من خودم با تلاش و استمرار در این راه و توجه کردن به افرادی که از این روش ذهنی شگفتی سازان این دوره  هستند مهر و  سندیه برای من که میتونم از این روش لاغر شد و از همه مهمتر لاغر موند

      در این دوره ها من به باور ۱۰۰درصد رسیدم که هیچ روشی به اسانی و سادکی این روش وجود نداره 

      اموزش فقط از طریق ذهن انجام میشود همانطور که از بچگی اموزش رو از طریق ذهن یاد کرفتیم و جاق شدیم و کار خاصی انجام ندادیم الان هم به خودم تعهد دادم در این دوره ها باشم و با اموزش دیدن از طریق ذهن به وسیله ی استاد عزیزم که راهنمای ما هستند 

      اموزش ببینم و اموخته هام رو در زندکی به کار بگیرم و شرایط جسمی خودم رو تغییر بدم 

      خدایا شکرش بابت این همه اگاهی های عالی و فوق العاده 

      🌹زبان لاغری رو یاد بگیرید🌹 این تنها راه لاغر شدن هستش و هیچ راه دیگه ای وجود نداره برای متناسب شدن 

      خدایا شکرش 

      من همیشه در این مسیر ها هستم و باقی می مانم برای یادگیری  بیشتر و بهتر و استاد شدن در این روش لاغری 

      (لاغر شوید و لاغر بمانید )👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

      با امید شادی و سلامتی و متناسب شدن برای همه ی دوستان عزیزم 

      و سپاس فراوان از استاد عزیزم بابت این همه  اگاهی های ناب و عالی 👏🏻👏🏻👏🏻🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/30 14:25
        مدت عضویت: 562 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 146 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        تویه جا از کامنتت به مطلب قشنگی اشاره کردی که من سالها درگیرشم والان با جمله تو فهمیدم میتونم اصلاحش کنم اگرچه استاد گفتند هیچی ژنتیکی نیست ولی باز مخم تکون نخورد ولی تو اینجوری که گفتی خندم گرفت و حسابی تکون خوردم.

        این جمله که خانواده مادریت جاقن شما هم به مادرت رفتی وارثیتون چاقیه و همیشه با خودم میگفتم ما که جز چاقی چیزی از مادرمون به ارث نبردیم 

        آخه وقتی تو خونه صحبت میکنم مامانم میگه بلندگو قورت دادی وهمش میگه بلندی صداتون به بابا وخانواده پدرتون رفته .و منم میگم ما جز بلندی صدا چیزی از پدرمون وخانواده پدری  به ارث نبردیم. نه چشم های رنگی . نه مالی . و…

        الان که تکون اساسی خوردم مطمنم ارثی نیست ومن در محیط خونه از کودکی یاد گرفتم پس تلاشم رو میکنم تا من هم تن صدام آروم باشه ودلنشین .

        ممنونم که بیدارم کردی♡

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/22 12:32
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      درود و خداقوت 

      گام هشتم : خداروشکر که من با این روش بی نظیر اشنا شدم

      من عامل اضافه وزن خودم را عمل جراحی و بیماریم میدانستم و پذیرفته بودم بعد از این جراحی وزن من بالا میره  من چاق شدن را یاد گرفتم و باور کردم و به راحتی پذیرفتمش وقتی چیزی رو اموزش میبینیم و یاد میگیریم دیگه نمیتوانیم فراموشش کنیم و از یاد ما نمیره چون یه سری فرمول ها در ذهن من ذخیره شده .من رانندگی رو اموزش دیدم و حتی بعد از مدت هاا که رانندگی نکردم و کلا به خاطر بیماری کنارش گذاشته بودم بعد از یک سال که باز شروع کردم کامل یاد اورشد برام و به راحتی و درستی انجامش دادم پس من رانندگی رو یاد گرفته بودم و اصلا با رانندگی نکردن .نداشتن ماشین و محدودیتهای دیگه نمیتوانستم رانندگی رو فراموش کنم پس چاقی رو هم من یاد گرفتم و پذیرفتم  همه پرستارها و پزشکان به من میگفتن بعد از این جراحی خود به خود وزنت بالا میره و من اینو باور کردم پذیرفتم و فرمول های و عادات اشتباه چاقی در ذهن من ذخیره شد .خوب این اصلا درست نبود و اصلا پایه علمی نداشت چون افراد دیگری هم بودن که دقیقا همین داروها همین بیماری ‌و همین جراحی رو انجام داده بودن ولی چاق نشده بودن .تفاوت من و اون افراد در پذیرفتن و باور کردن این حرف نادرست بود 

      و حال من با نخوردن .با محدودیت کردن خودم از غذا ها و فشار قراردادن جسمم با رژیم نمیتوانم فرمول چاقی در ذهن رو فراموش کنم چون اونو یاد گرفتم مثل هم‌ون رانندگی که حتی بعد از سالها نتوانستم فراموشش کنم  و این ذهن من است که پذیرفته چاق شدن رو یک نیروی ذهنی که به اسم اشتها ‌به اسم داروها و به اسم جراحی منو سوق میدم به سمت چاقی بیشتر 

      و الان اگه من قبول  کنم که چاقی رو یاد گرفتم پس لاغری و تناسب اندام رو هم میتوانم باد بگیرم و همین طور پذیرفتن چاقی برای من کار اسانی بود 

      پذیرفتن لاغری و تناسب اندام و یاد گرفتن و بکار بردن فرمولهای لاغری در ذهنم و ذخیره کردنم عادتهای درست غذای و همراه کردن ذهن با جسمم در مسیر لاغری  به راحتی میتوانم در مسیر لاغری قرار بگیرم 

      و فرمولهای لاغری رو در ذهنم ذخیره کنم و لاغر شدن رو یاد بگیرم و اموزش ببینم 

       

      داستااان من دقیقا تشابهه زیادی با داستانهای که استاد گفتن داشت 😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1400/05/11 00:49
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام وقت همگی  بخیر 

       

      چرا چاق شدم 

       

      من چاق شدن رو خیلی راحت با دیدن رفتار اطرافیان وباورهای اشتباه خودم بدون اینکه بفهمم  یاد گرفتم بدون هیچ زحمتی 

       

      من ناخواسته آموزش دیدم وچاق شدم وزیاد خوردن خارج از نیاز بدنم با تکرار رفتارهای نادرست 

      یادمه که قبلا هر چه قدر دلم میخواست از غذای مورد علاقم واز شیرینی جات وبستنی مصرف میکردم وفقط به خاطر لذت غذا میخوردم وگاهی با خودم این فکر رو مرور میکردم که تنها سرگرمی ام غذاست چرا نخورم  گاهی اوقات که پیش میومد مثلا عیدنوروزچندین وعده در روز یک کاسه پر آجیل ویا چند تا شیرینی وشکلات که از هر نوع یکی تست میکردم 

       

      ومصرف خیلی زیاد میوه به این دلیل که میوه چاق نمیکنه وخاصیت داره حالا که یادم میفته میگم که من چطور اون همه رو میخوردم 

       

      همونطور که خیلی از کارها رو آموزش دیدم ویاد گرفتم مثل درس خوندن  یاد گرفتن یه زبان دیگه آشپزی وکارهای هنری ،چاق شدن رو هم خیلی عالی یاد گرفتم

       باورهای اشتباه که داشتم مثل اینکه  بعد از ازدواج چاق میشی ولی حالا افرادی رو میبینم که بعد از ازدواج متناسب میمونن 

       

      ویا این باور که بعد از زایمان چاق میمونی ولی افرادی رو میبینم که بعد از زایمان متناسب هستن

       

      باوربعدی ارث که این باور صددر صد برای من رد میشه چون من یکی دو بار تونستم مقادیر زیادی از وزنم رو کم کنم 

       

      باور بعدی قدرت چاق کنندگی غذاها که اینهم رد میشه افراد متناسب زیادی رو دیدم که همه چی میخورن ولاغرهستن وباوهای خیلی زیاد دیگه ای که باعث چاقی بیشتر من شد 

       

       

       

      چرا لاغرنمیشم 

       

      وقتی به باورها ورفتار اشتباهم ادامه بدم ولاغر شدن رو آموزش نبینم لاغر نمیشم 

       

      باید لاغر شدن رو مثل خیلی از کارها باید یاد بگیرم وباورهای اشتباهم رو اصلاح کنم تا خودبخود جسمم لاغر بشه لاغر شدن مثل خیلی از کارها یه مهارته که اگه یاد بگیری دیگه به هیچ عنوان فراموش نمیکنی ولی باید استمرار تکرار وتمرین داشته باشم چون فرمولهای چاق کننده در ذهنم باقی میمونه ولی از بین نمیرن وفرمولهای لاغر کننده جایگزین میشن وبا رفتار درست واستمرار هیچ وقت اون فرمولهای مخرب برنمیگردن 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/09 20:51
      مدت عضویت: 138 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      سلام استاد..همیشه نوشته های من پر از امید بود.

      اما تا امروز زیاد به جسمم توجه نمیکردم امروز یکهو پاهام رو دیدم و متوجه شدم که چاق شدم..

      استاد حالم خیلی گرفته شده..میشه برم روی وزنه؟ 

      چون بدن من خیلی زود تَرَک میخوره و برای اولین باره انقدر حس بد منو فرا گرفته..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/05/09 22:58
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام و درود
        اگه فکر میکنی روی وزنه رفتن بهت کمک میکنه به حال بهتر برسی حتما امتحانش کن

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آرمیتا صدیقی
          1400/05/10 08:24
          مدت عضویت: 138 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 144 کلمه

          معلومه که حالمو خوب نمیکنه! کِی تا حالا وزنه حال آدمهارو خوب کرده؟..

          تازگی ها سر کار میرم و از خستگی زیاد دو روزه نتونستم‌سمت سایت بیام .

          اما هنوز رویای لاغری خودم رو خط نزدم.باز هم صبر میکنم..میزارم این صد گام تموم به! صراط مستقیم رو رها نمیکنم. راهی که خدا بهم گفته رو رها نمیکنم.درسته الان راه زیاد هموار نیست اما دلیل نمیشه به جنگل و زیبایی هاش نرسم.

          من آرمیتام! همونی که رژیمشم توی ۱۰ روز بیخیال نشد.چه برسه به راه به این آسونی !

          راستی این روزا به قدری غذام کم شده و همیشه سیرم که حد نداره.پس از چی میترسم؟ من که خودم‌ شک ندارم و مطمئنم پرخوری نکردم.

          پس چه حرفی واسه گفتن دارم؟! از فایل شرح رژیم تا به امروز وقتی گشنه‌ام نیست لب به غذا نمیزنم..پس راه رو درست میرم !!

          فقط باید ادامه بدم و کم نیارم.

          میام.پر قدرت. با برنامه ریزی…💪🏻

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/09 07:23
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      گام هشتم

      ما از کودکی چاقی را اموختیم

      وقتی شنیدیم که ازدواج باعث چاقی میشه با دیدن مادرم مهر تاییدی محکمی بر اموزش ذهنیم زده شدمخصوصا همیشه میگفت من قبل ازدواج ۶۰ کیلو بودم وقتی بهمون گفتن نخور چاق میشی مهر محکمی بر باور مواد غذایی چاق میکنند زده شد یادم زن عموم که فرد لاغری بود همیشه بچه هاش مجبور به خوردن میکرد و انها هم هنیشه از غذا فراری بودن چون خودش لاغر بود ولی مادر ما همیشه از خوردن منعمون میکرد و ما خیلی خوش خوراک بودیم

      واقعا واقعا واقعا چاقی یک اموزش ذهنی و یک مهارت و لاغری هم یک مهارت از وقتی در دوره شرکت کرده ام به راحتی میتوانم خودم را لاغر کنم چون یاد گرفتم و به راحتی هم اگر تمرینات انجام ندم چاق میشم چون از قیل بلد بودم البته اموزش های چاقی کم رنگ تر شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/08 16:30
      مدت عضویت: 166 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,739 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی بی نیاز 

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیزم ❤❤

      هشتمین روز کلاس است و طبق معمول همه ی دوستان عزیزم که به دنبال تناسب هستند با شور و شوق فراوان کلاس ها رو دنبال می کنند ،منم که جای خود داره خیلی لذت می برم ،این دومین باره که توی زندگیم کاری رو که واقعا بهش علاقه دارم تجربه می کنم ،دفعه ی قبل که کاملا موفق شدم این بار هم همینطور خواهد شد .

      جزوه ی کلاس روی میز است با این عنوان شروع شده :

      چرا چاق شدیم ؟ چرا لاغر نمی شیم ؟

      سه بار در زندگیم رژیم اساسی گرفتم که موفق شدم وزنم رو کم کنم ولی از جایی که به خاطر دارم همیشه و همه جا ترس از خوردن و کم خوردن و نخوردن را داشتم، اون سالها اسمش رو رژیم نمی ذاشتم ولی الان فهمیدم ،هر ترسی که از خوردن داشتم منشا رژیمی بوده و من ناخواسته تمام طول زندگیم رژیم داشتم ،خودم خبر نداشتم. 

      روزهای سخت وطاقت فرسای رژیم ،کم نکردن و هی کمتر خوردن ،ناراحتی و خشم ،ای بابا من تو خونه از همه کمتر می خورم ولی نه پسرم نه همسرم با وجود اینکه ماشالله می خورن وزنشون ثابت است ولی من نه ،بخورم (تازه خیلی کمتر از اونا )چاق می شم ،نمی خورم لاغر نمی شم .وای چه روزگار بدی بود .

      این همه تلاش بی نتیجه باعث شده بود که رژیم گرفتن برای من کار سخت و طاقت فرسایی باشه ،تازه هر کس می دید می گفت وای باز رژیم هستی خوب جونی داری ،اونایی که همراه بودن خوب چیزی نمی گفتن ،ولی یک عده هم با خودشون کنار اومده بودن و می گفتن من نمی تونم نخورم راحت ،بازم به نظرم اونا برنده های چاقی بودن ،چون من انگار می خواستم بدوم برسم به لاغری، نگو روی تردمیل می دویدم در جا می زدم ،تلاش می کردم ،عرق می ریختم ولی سرجای خودم بودم بدون نتیجه ای که می خواستم .

      الان اون نوشته ی استاد رو خوب درک می کنم بله رژیم برای منم به کار سخت و دشوار و بی نتیجه و دست نیافتنی تبدیل شده است. 😔😔😔

      من عاشق اینم که نوشته:

      ذهن من چاق شدن رو یاد گرفته .وقتی حرف یادگیری می شه ،امیدم هزار برابر میشه ،آخه می دونم همه ی ما می تونیم هر چیزی رو که بخوایم یاد بگیریم .🤩🤩🤩🤩

      حرف ،حرف آموزش و یادگیری است. 

      هر چیزی که الان بلدیم یاد گرفتیم یا خواسته یا ناخواسته مثل سواد ،رانندگی ،زبان فارسی که ناخواسته بود یا اگه بخوایم زبان های دیگه رو .

      همه ی ما با تمام وجود این رو درک می کنیم و باور داریم که بدون آموزش نمی تونستیم بخوانیم و بنویسیم.

      جمله ی زیبای متن :

      ما می توانیم به ذهن خود موضوعات جدید رو آموزش بدیم و از طریق تکرار تمرین و استمرار آن ها به مهارت در زندگی تبدیل کنیم .

      نکته ی مهم : 

      هر چقدر تلاش کنیم نمی توانیم مهارتی را که آموزش دیده ایم فراموش کنیم .

      سال ۸۳ گواهینامه ی رانندگی گرفتم ،اوایل پشت فرمان نمی نشستم ،تا اینکه پیش اومد رانندگی کنم ،اولش با ترس و دلهره بود ،فرمان ماشین را محکم گرفته بودم و مرتب توی آینه نگاه می کردم ،روزای اول وقتی رانندگی تمام می شد انگار کوه کنده بودم، پیاده می شدم حسابی خسته بودم با وجود اینکه من عاشق رانندگی بودم ،ولی طولی نکشید که مهارت لازم رو با تمرین و تکرار رانندگی بدست آوردم و به سادگی آب خوردن رانندگی می کردم ،الان چند سالی میشه پشت فرمان ننشستم مطمئنم که رانندگی رو فراموش نکردم ولی دوباره بخوام سوار شم باید اون مهارت رو تکرار و تمرین کنم .

      نتیجه درسته من می دونم که آنچه رو آموزش دیدم فراموش نمی کنم و در ذهن من باقی خواهد ماند .

      توانایی مغز برای آموزش دیدن بی نهایت است .

      البته بدونید اون آموزش هایی که به طور مداوم ازشون استفاده می کنیم مثل آشپزی یا رانندگی ،جزو اطلاعات در دسترس مغز هستند و احتیاجی به بازیابی ندارن .

      ولی بعضی از اطلاعات که سال ها ازشون استفاده نکردیم به تمرین و تکرار برای در دسترس بودن احتیاج دارن .

      ارتباط مطالب جزوه با چاقی :

      اول بدونید که ما چاقی رو از  گذشته بطور نا خواسته آموزش دیدیم مثل زبان فارسی که باهاش صحبت می کنیم .

      باید بدونیم در تمام روش هایی که تاکنون انجام دادیم هیچ آموزشی در کار نبوده و ما در هیچ روشی جز لاغری با ذهن ،اصلا فکرش رو هم نمی کردیم که لاغری رو باید یاد بگیریم .

      فقط و فقط با تحت فشار گذاشتن جسم که نشانگر تفکر ماست ،خواستیم نتیجه رو تغییر بدیم .

      شکست رژیم های مختلف برای این بوده که ما چون آموزشی برای لاغری ندیدیم ،پس از اتمام رژیم دوباره به حالت اولیه برگشتیم ،چون ذهن ما چاقی رو فقط بلد بوده .

      یاد گرفتن یا آموختن از طریق تعامل مغز و ذهن است و جسم نمایش دهنده ی میزان مهارت ماست .

      عالی بود مثل خیاط ،خیاطی رو یاد گرفته و دوختن لباس نمایانگر آموخته های خیاط است .

      برنامه ی ما برای لاغری :

      ما اول مهارت لاغری رو یاد می گیریم و آموزش می بینیم ،پس با تکرارو تمرین و استمرار مثل هر کار دیگه ای که آموزش دیدیم ،بوسیله ی جسممون اون رو نمایان می کنیم .

      هر چه آموزش ما بهتر و عمل کردن به آموزش ها بیشتر و استمرار ما در کار بیشتر باشه، نتیجه ی بهتری می گیریم .

      دقیقا درسته ما تو هر کلاسی شاگرد زرنگ و تنبل داریم پس یادمون باشه خوب و بادقت و شور و شوق آموختن در این کلاس ها شرکت کنیم و صد خودمون رو نشون بدیم ،همه ی ما باید شاگرد اول بشیم ،تا حالا نشده یک کلاسی باشه همه شاگرد اول باشن ،ولی کلاس ما حتما همین طوریه 💪💪💪

      اگه دوست دارید لاغر بشید و لاغر بمونید 

      1. لاغر شدن رو یاد بگیرید .
      2. با جسم خود ،لاغر شدن رو تمرین کنید .
      3. با استمرار و پشتکار عالی آنچه در لاغر شدن آموخته اید در جسم شما نمایان می شود .

      جزوه واقعا عالی بود ،خیلی دوسش داشتم که راه رو برام مثل روز روشن کرد .استاد سپاسگزارم 🙏🙏🌹🌹

      حالا نوبت فایل صوتی است :

      استاد عزیزم توی فایل گفتن ،مهم ترین علت و مشکل مایی که این همه سال سختی کشيديم درمورد چاقی ،ندانستن علت مشکلمون بوده .

      واقعا، همین طوریه .منم بعد از گذشت این همه سال و خستگی از راه های طولانی رفتن ،به دنبال دلیل بودم که به این سایت هدایت شدم .

      امروز قراره به ما بگن علت چاقیمون چیه وچرا نمی تونیم لاغر بشیم .

      استاد از ما گفتن ،از اینکه ما در شهرهای مختلف متولد شدیم ،در خانه های مختلف با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلفی بزرگ شدیم .

      چیزهای زیادی از کودکی یاد گرفتیم که برای آموزش خیلی از اونها ما تصمیم نگرفته بودیم .

      مثل زبان مادری یا زبان محلی .

      خیلی آسون یاد گرفتیم حرف بزنیم به زبان مادری اما اگه بخوایم زبان دیگه ای رو حرف بزنیم دیگه به اون آسونی نیست باید آموزش ببینیم و تکرار و تمرین کنیم .

      چیزهایی رو که از کودکی یاد گرفتیم ،نمی تونیم فراموش کنیم ولی اگه مدتی ازشون استفاده نکنیم کمی کمرنگ میشن و برای یاد آوری ما رو کمی دچار مشکل می کنن .

      فرض کنید در سن نوجوانی شما به کشور دیگری مهاجرت می کنید ،زبان آن کشور رو با تکرار تمرین و آموزش یاد می گیرید و چون در اون کشور از زبان فارسی استفاده نمی کنید ،بعد از سالیان زیادی که به کشور برگردید صحبت کردن به زبان مادری براتون سخته ،ولی هرگز اونو فراموش نکردید .

      چرا ؟

      چون ما آنچه رو که آموزش دیدیم هرگز فراموش نمی کنیم .

      همه ی ما که اضافه وزن داریم اونو یاد گرفتیم از کی ؟

      1. پدرو مادر 
      2. دوستان .

      مهم ترین روشی که ما آموزش چاقی دیدیم اینه که :

      گفته ی دیگران رو شنیدیم و باور کردیم .

      ولی متناسب ها شنیدن و باور نکردن .

      بطور مثال اگه شنیدی بعد از ازدواج چاق میشی و باور کردی متاسفانه این اتفاق ناخواسته برای تو خواهد افتاد .

      درباره ی من اول اینکه مادری دارم که چاق است و این باعث اضافه وزنم شده بود .

      اینو شنیده بودم که بعد از ازدواج آدم چاق میشه توی ماه اول زندگی مشترک ۵ کیلو وزنم اضافه تر شد و در بارداری همین طور .

      کار کرد ذهن ما این طوریه که باوری رو که در خود داره ،وقتی به زمان مورد نظر برسه فعال میشه و شما رو در مسیر افکارتون قرار میده ،پس حالا اگه قراره چاق بشی طوری رفتار شما رو تنظیم می کنه که ناخواسته به اون باورت برسی .

      اگه باور چاق شدن داشته باشید ،مهم نیست دوست داری یانه ،این موضوع برای ذهنت طبیعی میشه و با هدایت ذهنت شما رو به سمت زیاده روی در خوردن می کشونه، که شما رو به باورت برسونه .

       

      موضوع دوم :

      چرا لاغر نمی شیم ؟

      الان که فهمیدیم چرا و چطوری چاق شدیم خیلی واضح است که چرا نمی تونیم لاغر بشیم .

      با نخوردن غذا نمی شه لاغر شد .

      با سر ساعت خاص خوردن نمی شه لاغر شد .

      با جراحی نمی شه لاغر شد .

      همون طوری که با هر کدوم از اینا نمی تونی زبان مادر رو فراموش کنی ،با حرف نزدن ،با سرساعت حرف زدن ،با جراحی فک و صورت .

      همه ی ما می دونیم که الان با آموزش چاق شدیم، پس برمی گردیم و با همین روش لاغر می شویم .

      فقط بدونید که ما چاقی رو مثل زبان مادری یاد گرفتیم ناخواسته والان لاغری رو باید مثل زبان انگلسی بیاموزیم یعنی اول یادش بگیریم ،بعد با تکرار و تمرین مستمر اون آموزش رو ملکه ی ذهنمون کنیم ،وقتی ذهنمون یاد گرفت حالا آموخته های ما در جسممون نمایان میشه .

      نکته ی مهم :

      هیچ کدوم از ماتوقع نداریم یک شبه یا یک ماه یا یک ساله یک موزیسین باشیم یا زبان دیگه ای رو مثل زبان مادری صحبت کنیم ،یا راننده ی اتومبیل رانی بشیم،

      این توقع واقعا از ذهن همه‌ی ما دور است .

      لاغری هم همینه ،لطفا توقع یهویی نداشته باشیم .

      این فقط خودمون رو اذیت می کنه .

      خواهش می کنم هر وقت عجله اومد سراغت ،این مثال هارو برای خودت مرور کن تا باورت پر رنگ تر بشه و مثل همیشه با انرژی و توان مضاعف به راهت ادامه بدی .

      لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست .

      امروز استاد ما رو با مشکل اساسی چاقی آشنا کرد .

      آخر کلاس از خوبی چاقی هم برامون گفت ،لذت های زیادی که نصیب ما میشه و لاغر ها هیچ وقت نمی تونن لذتش رو ببرن مثل :

      1. پوشیدن لباس های رنگ روشن و سایز کم 
      2. شادی مهمونی رفتن 
      3. لذت بردن از غذا ها 
      4. پریدن و پرواز کردن 

      عالی بود ،استاد گرامی بابت این همه مطلب جدید و آموزنده از شما سپاسگزارم 🙏🙏🌹🌹

      دوستان و همراهان عزیز برای همتون آروزی تناسب اندام رو دارم ❤❤

      در پناه خداوند باشید .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتا صدیقی
        1400/05/10 08:42
        مدت عضویت: 138 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 320 کلمه

        سلام دوست گلم.به به 

        به به زیاد به این متن و نگاهت به این فایل.

        فوق العاده و فضایی بود…

        هر بار کامنتای شما دوستان رو میخونم انگیزه‌ام برای ادامه دادن بیشتر میشه 

        مهم اینه من توی این راه ارامش دارم.

        درسته اگه چاق بشم برام مهمه، اما آرامش خیالم از همه چیز مهم تره 

        اینکه دارم تمام سعیمو میکنم مثل یک فرد متناسب رفتار کنم و فکر کنم بهم انگیزه میده 

        اینکه در کنار کسانی هستم که ذهنیت تناسب رو در خودشون پرورش میدن بهم انگیزه میده 

        اینکه اینجا همه حرف همدیگه رو میفهمن، اگه بگی ترسیدم، پرخوری کردم، نتونستم خودمو کنترل کنم، کم میخورم اما چاق میشم همه حرفتو میفهمن..

        همه میدونن داری زیر فشار ذهنی لِه میشی.

        چیزی که بقیه نمیفهمن و فقط با نگاه های سنگین میخوان بهت ثابت کنن که بعد از رژیمت  چاق شدی…

        آره چاق شدم اما صدقه سرم باشه! 

        راهی که خدا بهم نشون داده و من رو انتخاب کرده رو بخاطر حرف مردم رها نمیکنم 

        تا حالا فکر کردم که اگر خودم تک و تنها توی این جهان زندگی میکردم آیا برام مهم بود چاق باشم یا لاغر؟ 

        معلومه که آنچنان که الان برام مهمه نخواهد بود..

        چون حالا خودم رو با کسایی مقایسه میکنم، اندام هایی میبینم  و ادم های بی رحمی دور و برم هستن که بهم تذکر میدن و حرفای دل خراش میزنن بدون اینکه بفهمن چطور دارن به روحم آسیب میزنن  من به دنبال سریع لاغر شدن یا چاق نشدن هستم.

        من دنبال لاغری نیستم، فقط میخوام اضافه نکنم.حتی اگه ثابت بمونم هم جای تیلیارد ها بار شکر داره.

        چون همه ما دردِ چاق شدن رو چشیدیم.همه میدونیم چقدر درد داره وقتی برگردی به جسمت نگاه کنی ببینی تَرَک پوستی جدید زده:) 

        اما این دردها من رو قوی میکنه و سرِ پا نگه میداره‌.

        مثل همیشه خودم پشت خودم وایمیستم و فقط ادامه میدم.

        این راهو تا تهش میرم ببینم چی میشه 

        ۱۶ سال با اون ذهنیت زندگی کردم نتیجه‌اش شد این جسمم.

        حالا چند صباحی با این ذهنیت زندگی میکنم و نتیجه‌اش به امید الله عالی خواهد بود..

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/11 15:23
          مدت عضویت: 166 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 426 کلمه

          سلام آرمیتای عزیزم 💖❤

          آرمیتا جون شما شدی فرشته ی نجات من 🥰🥰

          خیلی لطف داری و بزرگواری نازنینم بخاطر اینکه پاسخ به دیدگاه من میدی .

          منم چند روزی میشه حالم خوب نبود ،یعنی مثل روزای اول شروع نیستم ،هر چی فکر کردم نفهمیدم چی شده ،خیل اوضاعم خوب بود ،لاغری که اصلا همون اوایل از ذهنم پاک شد به طوری که گاهی می ترسیدم نکنه برام مهم نیست، لاغر نشم 😄😄😄

          اما برام خیلی مهم است که رفتار غذایی رو که داشتم عوض کنم اینکه درست و به اندازه غذا بخورم .

          چند روزه کنترل از دستم خارج شده و فکرهای عجیب و غریب گذشته توی ذهنم می چرخه ،سعی می کنم همه رو با جواب های منطقی که یاد گرفتم پاسخ بدم و باورش رو کمرنگ تر بکنم .

          چند روزه خوردن زیاد حالمو بد کرده ،بهمم ریخته به طوری که نتونستم تمرکز داشته باشم برای ادامه ی مسیر ،امروز پیام محبت آمیز شما رو خوندم واقعا بهم امید و آرامش داد .

          تونستم فکرم رو جمع و جور کنم و حالمو بهتر کرد .

          فهمیدم درسته من برای لاغری اصلا عجله ندارم ولی اشتباه من این بود که برای درست خوردن و حتی تغییر فرمول ها عجله داشتم، اصلا فکر کردم همه چی درست شده و من دیگه امکان نداره خارج بشم که شد 😔😔

          امروز دوباره شروع کردم .

          الان یاد گرفتم هر بار خراب شد دوباره از اول ،این قدرتکرار و تمرین می کنم که درست بشه .

          عزیزم نوشتی از اینکه کسی ما رو درک نمی کنه، بله واقعا همین طوره ،قبل از آشناییم با این سایت عالی ،هیچ کس نبود درباره پرخوری ،بدخوری ،حال بدم براش بگم فقط یک دوست متناسب داشتم بهش گفته بودم هر وقت حالم بده بهت زنگ می زنم تو نمی فهمی من چی می گم فقط گوش کن تا من سبک تر بشم ،اون طفلکی هم گوش می کرد و فقط در کل انرژی از دست رفته ام رو بهم بر می گردوند.

          الان خوش حالم که اینجا شما دوستان عزیز رو دارم .

          چند بار دوست داشتم به استاد بزرگوار بگم کاش این سایت یک برگه ی درد و دل داشت که ما می تونستیم اونجا دردو دل کنیم و دوستانمون بهمون انرژی بدن ،روزایی که درگیری ذهنمون زیاد میشه ،من توی این چند روز نتونستم هیچ جا دردو دل کنم فقط با خودم درگیر بودم .

          البته بخاطر اینکه میدونم ایشون خیلی کارشون زیاد خجالت کشیدم براشون بنویسم و زحمت استاد گرامی رو زیاد کنم .

          خیلی خوش حال شدم پیامت رو دیدم سر حرفم باز شد ببخشید عزیزم که متنم برات طولانی شد .

          می بوسمت💋💋

           برات بهترین روزها رو آرزو دارم .❤💖

          در پناه خدا شاد باشی 

           

           

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آرمیتا صدیقی
            1400/05/13 08:08
            مدت عضویت: 138 روز
            اندازه متن
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 371 کلمه

            سلام دوستم.چقدرررر جالب:) منم چندین روزه از مسیر جدا شدم..چون اضافه کردم و دلیلش رو نمیدونم و این خیلی برام سخته:)
            خیلی خیلی سخته چون دو ماه سختی کشیدم و رژیم گرفتم حالا دوباره اضافه کردم.
            اما تا رفتم توی اینستاگراج تا دوباره رژیم قبلیم رو بگیرم متن شما توی ایمیل برای من اومد
            دوباره امیدوار شدم که ادامه بدم‌
            الان هم دارم فایل صراط مستقیم رو رها نکنید رو گوش میکنم..
            مثل همیشه اون صدا توی ذهنم میگه این راهو خدا بهت گفته! یعنی نمیخوای ایمان بیاری؟!
            تا دو روز سایتو ول میکنم انقدر پر خوری میکنم که از خودم تعجب میکنم…!!
            ولی شاید پاشنه آشیل من این روزا اینه که من انتظار چاق شدن بعد از رژیمو دارم برای همون دارم گرم به گرم اضافه میکنم ..
            اما خب این قانون نیست! طبیعی نیست! بدیهیه..
            بنا بر رفتار من این اتفاق افتاده وگرنه خیلی ها بعد از رژیم ثابت موندن ..!
            ولی خب میدونی آرامشم از همه چی برام مهم تره ..
            امروز که از سر کار بیام دوباره شروع خواهم کرد.‌.
            حتی دفترم هم اماده‌‌اس !! اما دیگه قرار نیست هررر روز یک فایل گوش بدم و بعد رد شم برم
            چون توی هر فایل انقدر حرف هست که تا مغز من باور کنه سال ها طول میکشه
            به قول شما دوباااره شروع میکنم و هیچ وقت دوباره شروع کردن دیر نیست
            ببین! سه بار تا حالا توی این دوماه کم اوردم اما بازم بازگشت من به این سمت بوده..
            میدونی ترازو ما خراب شده و هر روز یه چیزی رو نشون میده و یا حال منو خوب میکنه یا بد میکنه
            دیشب حال منو عالی کرد چون اضافه نکرده بودم و کمم کرده بودم
            اما امروز که دوباره با خوشحالی رفتم روی وزنه دو کیلو اضافه نشون داد
            اما جسمی که من دارم میبینم اضافه کرده.. ولی هیچ وقت جسم من نشان دهنده ارزش من نیست
            هنوزم نسبت به خودم متناسبم و حتی زیر وزنی هستم که باید باشم.
            پس دردم چیه؟ چرا صبر نمیکنم..چرا ایمان نمیارم..
            خدا وقتی توی قران هی میگه چرا ایمان نمیاورید به خاطر همینه..
            ساناز جون..اگر اینستا داری لطفا به این ایدی پیام بده تا باهم صحبت کنیم..چون خیلی حرف های من رو میفهمی عزیزم.و این روزا دوست دارم هم زبون داشته باشم و باهاش حرف بزنم تا انرژیم بیشتر بشه

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1400/05/13 15:55
              مدت عضویت: 166 روز
              اندازه متن
              همیار لاغری
              محتوای دیدگاه: 867 کلمه

              سلام آرمیتای عزیزم ❤💖

              امروز صبح پیام زیبای شما رو دریافت کردم ،از صبح تا حالا خیلی روی پیام شما فکر کردم .

              نازنینم چرا دوباره رفتی سراغ رژیم ؟

              آخه مگه راهی رو که انتخاب کردی ،خوب درباره اش فکر نکردی .

              آرمیتا جون من در حد راهنمایی شما نیستم ولی عزیزم برگرد به قبل و همه ی راه‌هایی که خودت یا بقیه دوستان رفتند رو دوباره بررسی کن ،باید اول از همه، راهت رو انتخاب کنی .

              این خوبه که برگشتی و دوباره شروع کردی ،ولی از فایل صراط مستقیم برگرد عقب تر ،برگرد جایی که اگه پرخوری کردی نری سراغ راه دیگه ،این قدر باید مطمئن باشی که با اینکه خیلی مسیرمون بالاو پایین داره ،خیلی ذهنمون درگیره ،برای هممون اینه ،منم هر وقت می خورم باید ثابت کنم رژیمی نبوده ،کم بخورم باید ثابت کنم من رژیم نیستم ،هر چی می خورم باید ثابت کنم که چاق نمی شم ،نمی خورم ترس از گرسنگی دارم و خلاصه هر دفعه این فکر ها توی ذهنم مثل چرخ و فلک می چرخه ولی آرمیتای عزیزم میدونم راهم همینه .

              بذار برات بگم من هنوز هم نوبت دکتر رژیم رو دارم و ماهی یکبار میرم می دونی چرا ؟

              برای لاغری نه ،آخرین باری که با فشار و خواهش زیاد دوباره همسرم رو مجبور کردم بذاره من برم دکتر ،گفتم این دفعه دیگه می تونم ،تازه جاریم هم که تثبیت داره با من میاد ،الان خجالت می کشم که نرم و بگم نمیام ،از ترس اینکه بگن تو نتونستی ،اراده نداری ،کم آوردی، من نمی تونم برای کسی توضیح بدم ،برای همین به اجبار هر ماه میرم ،اونجا منو وزن میکنه حالا برات بگم اصلا برام مهم نیست ،ماه اول نزدیک ۳ کیلو کم کردم، این ماه رفتم ۱ کیلو کم کردم چون این بار چند روزی از حالت تناسب خارج شدم و رفتارهای چاقی گذشته رو داشتم و بدیهی بود که این نتیجه رو بگیرم ، حالا برات بگم که جاری من کهمتناسب است و سه سالی میشه تناسب خودش رو حفظ کرده ، هر روز نونش رو وزن می کنه و کمتر از اندازه می خوره ،ترس از خوردن داره ،سیر نمیشه ،حتما روز یک ساعت پیاده روی میره ،کلی خودش رو اذیت می کنه و این بار نزدیک دو کیلو وزنش اضافه شده بود ،غمگین و ناراحت برگشت تا دوباره نون شب رو حذف کنه و بره توی شوک پروتئین .

              خواستم بهت بگم که نوشتی خیلی ها بعد از رژیم ثابت موندن ، آخه به چه قیمتی .

              آرمیتا جون عجله نکن برگرد از اول بیا ،اول راهت رو انتخاب کن ،اگه به راهی که میری شک کنی ،هر بار که سختی راه برات پیش میاد امکان داره برگردی سراغ راه دیگه ای پس اول دوباره به خودت ثابت کن راهت درسته ،که اگه این فکر اومد سراغت بتونی با دلیل محکم ردش کنی و به راهت ادامه بدی .

              یک نکته ای یاد گرفتم از آخرین بار شکستم توی رژیم غذایی ،اینو بدون که هر راهی رو که برای تناسب اندام انتخاب می کنی ابدی است یعنی ،هر وقت خواستی رژیم بگیری ببین می تونی تا ابد اینکارو ادامه بدی ،اگه قرص بخوری چی ،اگه ورزش کنی چطور 

              نازنینم راهی رو انتخاب کن که راه زندگیت باشه و تا آخرین لحظه ی زندگی بتونی با لذت انجامش بدی ،حالا خوب فکر کن و رژیمی رو که داری بررسی کن می تونی تا ابد ادامه بدی پس برو سراغش .

              هر وقت این فکر مخرب سراغ منم میاد همین فکرو می کنم از خودم می پرسم می تونی با رژیم غذايي تا ابد ادامه بدی ،جوابم نه است ،الان که اینجام از خودم می پرسم ،می تونی تا ابد ادامه بدی میگم آره ،می تونم اینطوری پیش برم ،درسته چند روزیه خرابکاری کردم ،اولش برام سخت بود چون از وقتی اینجام این بار اول بود که پیش اومد به یک دست انداز بخورم ،گیج بودم و جمع و جور کردنش طول کشید ،با این دست انداز الان یاد گرفتم که ممکنه هر چند وقت یکبار برام پیش بیاد چون ۴۰ سال فرمول چاقی با ۴۰ روز فرمول لاغری خیلی فاصله داره .

              آرمیتا جون ما توی راهمون باید خیلی چیزها یاد بگیریم ،خیلی پستی و بلندی‌ها رو بگذرونیم ،حالا می فهمم چرا استاد میگن فقط ادامه بده ،چون ایشون میدونن ما بارها و بارها زمین می خوریم پس فقط  و فقط باید بلند شیم و ادامه بدیم .

              منم دوباره شروع کردم ،اصلا عجله ای ندارم، این راه زندگی منه ،حالا می خوام شکست ها رو پله کنم و ازشون بالا برم .

              نازنینم دوست دارم شما هم محکم و استوار در کنار من بمونید تا با هم به تناسب اندام برسیم .

               

              آرمیتا جون بیا با هم یاد بگیریم لاغری رو ،رفتارهای درست غذایی رو ،بیا با هم تصمیم بگیریم که متناسب بشیم و متناسب بمونیم .

              پس، فردا رو،چاقی رو ،رها کن، بیا امروز و هر روز ،برای همون روز متناسب زندگی کنیم .

              بیا به هم قول بدیم ، از دست اندازها  به بهترین شکل ممکن عبور کنیم ،به خودمون یادآوری کنیم که همیشه در راه دست انداز هست و فردایی برای شروع دوباره .

              آرمیتای عزیزم من متاسفانه اینستا ندارم ولی همیشه منتظر پیام های قشنگت و موفقیت های روزافزونت هستم .

              با هم اینجاییم و در کنار هم ،همه باهم  پیش به سوی رویای تناسب اندام .

              با آرزوی بهترین ها برای تو 

              در پناه خداوند باشی عزیزم 💖❤💋💋🌹🌹

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آرمیتا صدیقی
                1400/05/18 07:16
                مدت عضویت: 138 روز
                اندازه متن
                همیار لاغری
                محتوای دیدگاه: 132 کلمه

                سلام ساناز خانوم عزیز.
                دوباره کلی من رو به فکر فرو بردین. این پیام شما رو دیر خوندم اما در بهترین شرایط خوندم.
                از دیشب که لایو صبا عزیز با استاد رو دیدم کاملا نگرشم عوض شد و حسابی انگیزه برای ادامه دادن گرفتم
                و حرف های شما مکملی شد برای بیشتر ادامه دادن.

                الان که دارم این کامنت رو مینویسم ساعت ۷ و ربع صبحه و همیشه این ساعت جلوی ایینه درگیر ارایش کردن بودم تا برم سر کار و مورد تایید قرار بگیرم
                اما حالا اومدم توی سایت تا فایل گام اول صد گام رو گوش بدم و دوباره از اول شروع کنم
                هیچ وقت برای هیچ چیز دیر نیست‌..
                ممنونم از حرف های امید دهنده‌ات..این راه راهیه که میتونم تا ابد ادامه بدم.پس ادامه میدم و فقط برای امروز مثل یک فرد متناسب رفتار میکنم💪🏻

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  1400/05/18 22:05
                  مدت عضویت: 806 روز
                  اندازه متن
                  محتوای دیدگاه: 26 کلمه

                  سلام ببخشید یک سوال داشتم اگر دوره را تهیه نکردین پس چه طوری میتونید از صد گام استفاده کنید ایا صد گام برای عموم رایگان است؟

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 0 از 0 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    1400/05/19 01:58
                    مدت عضویت: 166 روز
                    اندازه متن
                    محتوای دیدگاه: 103 کلمه

                    سلام منیره ی عزیز 🌹🌹

                    خیلی خوش حالم که با شما دوستان عزیز در این سایت عالی هم مسیر هستم .

                    دوره ی صدگام جزو دوره های رایگان است .

                    اگه وارد حساب کاربری خودتان بشید ،در قسمت بالای صفحه جایی که نوشته تناسب فکری اون سه خط رو بزنید ،صفحه ی داشبورد کاربری شما باز خواهد شد بعد از اون لیست لاغر شدن رایگان رو باز کنید ،بعد دوره های آموزشی رایگان رو باز کنید و در آخر مسیر لاغری من (صدگام )رو می تونید انتخاب کنید و دوره ی صدگام رو شروع کنید .

                    براتون بهترین ها رو آرزو دارم ❤❤

                    در پناه حق باشید .

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیلان اسمعیل پور
      1400/05/06 13:14
      مدت عضویت: 829 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      سلام عزیزانم 

      واقعا همین طوره یک کودک نوپا راحت راه ربتن رو یاد می‌گیرد در حالی که روی زمین است و کاملا ناتوان یواش یواش ابتدا با نگاه کردن و تحلیل یاد می‌گیرد و کم کم با تمرین و تکرار بینهایت همراه با هیجان و عشق و لبخند راه رفتن و دویدن را یاد می‌گیرد و این شجاعتی مثال زدنی است در غیر این صورت ناتوان روی زمین میماند دقیقا مثل یادگیری لاغری برای یک فرد چاق که باید دیده هاو شنیده ها را تحلیل کند یاد بگیرد و با احساس خوب اجرا کند و تمرین و تکرار بینهایت .

      یکی از خانم های آشنا متناسب و میشه گفت که خیلی لاغره و در هر شرایطی همین طور بوده و دختر دبیرستانی داره چند وقت پیش بحث چاقی بعد از ازدواج بود که دختر با کمال تعجب که إإإ واقعا چنین باوری و جود داره؟؟؟؟

      و این ذهن متناسب مادر متناسب بوده و همین طور هم ذهن چاق مادر چاق باورها رو ناخودآگاه به فرزند خود منتقل می‌کند و این می‌تواند در هر زمینه از زندگی صدق کند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتا صدیقی
        1400/05/10 08:47
        مدت عضویت: 138 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 67 کلمه

        سلام دوستم. واقعا همینطوره  ذهن متناسب مادر خیلی در ذهن فرزند تاثیر داره.

        برعکس دیروز همکارم گفت که هر وقت ازدواج کنی چاق میشی .من که چاق شدم چون مادرم و کل خانوادمون بعد از ازدواج چاق شدن 

        منم توی دلم گفتم اره!! چون باور کردی که چاق میشی 

        چون ذهنیت چاق میشنوه و باور میکنه 

        اما ذهنیت متناسب میشنوه اما باور نمیکنه..

        مثال های این باور مخرب بسیار به چشم میخوره

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/05 11:32
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      با سلام خدمت استاد وهمسفران جاده لاعری من برای خودم تکرار فایلها رو گذاشتم مثلا باید امروز سی وپنجم رو گوش میکردم اومدم تکرار این فایل رو دوباره گوش کردم فک میکنم لازمم حالا چرا چاق هستم من خودم چون از اول که خودم رو شناختم چاق بودم وپرخور وکلا یک جورهایی فک میکردم که کلا ادمها به دو دسته چاق ولاعر تبدیل میشن یعنی یک عده ردو خدا چاق افریده ویک عده ای لاعرند وبا پذیرفته بودن این موضوع ولی باز بعصی مواقع دوست داشتم لاعر بشم وباز از اطرافم شنیده بودم که میشه با رژیم وورزش خودت رو لاعر کنی که بارها انجام دادم ونتیجه موقتی کسب میکردم وباز اوضاع میشد روال عادی خلاصه تمام چاقی من فقط ذهنی بود نه خوردن ونه ورزش نکردن ونه پرخوری ونه تند خوردن ونه ریزه خواری وکم تحرکی هیچ کدوم مقصر نبود چون حالا دیگه میتونم برای اینها همه مثال نقض بیارم وهمه رو نقضش کنم من باید فقط ذهنی کار کنم واول دهنم رو مداوا کنم اون تصاویر حک شده عمیق دهنم رو که همیشه ودر هر جا خودم وبدنم رو چاق میبینه رو کم کم خاموش وکمرنگ کنم میدونم که نمیتونم اونو پاک کنم ولی میتونم اونو کمرنگ کنم خلاصه اول باید زبون لاعری با ذهن رو بشناسم یعنی باید یاد بگیرم وهی تکرار کنم وبعد از طریق جسمم تمرین وتکرار کنموبعد میشه مهارت وقتی مهارت لاعری در من بوجود بیاد دیگه خود به خود من لاعر میشم پس باید بیا کم کم فرمولهای لاغری که در ذهنم وجود داره رو فعال کنم اول باید بیام به چاقی بی توجهه بشم وبعد بیا م اون قوانین واطلاعتکذایی که در دهنم بوجود اوردم وشده برنامه تعریف شده برای دهنم رو مختل کنم کارکردش رو یعنی از کار بندازم واون رفتار بدیهی که به خاطر اون برنامه های اشتباه بو جود میاد رو کمرنگ کنم اون قوانین کذایی چیزی مثل خوردن چاقت میکنه وهمیشه ترس از خوردن وشیرینیجات وورزش نکردن چاقت میکنه تند خوردن چاقت میکنه ولقمه های بزرگ چاقت میکنه شب سرخ کردنی خوردن چاقت میکنه وفست وفود خودن چاقت میکنه وهزاران قوانین کذایی ودروغ ومصحک که خودم با گشتن ووارد کردن اونها از طریق ورودی دهنم اینکار رو کردم واینها برای این رفتن وجا گرفتن توی دهنم که اول من برنامه اصلی اینکه من محکوم به چاقیم تا اخر عمرم را بادیدن وشنیدن از گذشته خودم در ذهنم نصب کردم وحالا این باورهای اشتباه دیگه وارد اون برنامه اشتباه میشن وچون برنامه راحت اونها رو پردازش میکنه اجرا هم میکنه ومیشه چاقی من به امید روزی که بشه کلا  ذهنم لاعری وبرنامه لاغری روی اون روتین انجام بشه خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/05/04 08:33
      مدت عضویت: 256 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 828 کلمه

      به نام خداوند آگاهی بخش مهربان

      روز ۱۰۱: روز هفدهم تکرار ، دوشنبه ۱۴۰۰/۵/۴

      سلام 

      چرا چاق شدیم؟ چرا لاغر نمی شدیم؟

      تاکنون مطالب زیادی در مورد ذهن قدرتمند خود یاد گرفتیم: 

      ذهن ما اصل را از بدل تشخیص نمی دهد.

      ذهن ما سعی در کاهش مصرف انرژی دارد.

      وظیفه اصلی ذهن ما حفظ بقای ماست.

      ذهن ما دنده عقب و فراموشی ندارد. و هر آنچه را آموزش ببیند و یاد بگیرد را همواره حفظ می کند و به صورت یک باور یا تصویر ذهنی در خود ذخیره می کند.

      پس پاسخ این سوال که “چرا چاق شدیم؟ ” مشخص شد: چون چاق شدن را یاد گرفتیم از خانواده و رسانه و جامعه مانند باورهای چاق کننده زیر: 

      چاقی در خانواده ما ارثی است.

      ژن لاغری در بدن افراد خاصی وجود دارد و بقیه آن ژن را ندارند و نمی توانند بصورت دائمی متناسب بمانند.

      چاق باشی قویتر هستی و کمتر مریض می شوی.

      متابولیسم بدن پایین است.

      با افزایش سن بدن رشد عرضی می کند.

      بعد از زایمان بدن دچار چاقی می شود.

      رژیم غذایی سنتی ما چاق کننده است. 

      و …..

      پس ما چاق شدیم چون چاق شدن را یاد گرفتیم و در ذهن خود تصویر ذهنی چاقی را ایجاد کرده ایم.

      خب وقتی ذهن چاق است با رژیم و ورزش جسم را تحت فشار قرار داده و لاغر می شدیم ولی ذهن ما چاقی را بلد بود پس با رها کردن فشار جسمی ، ذهن ما دوباره ما را به سمت چاقی سوق می داد. 

      پس  چرا لاغر نشدیم؟ چون ذهن ما لاغری را بلد نبود. ذهن ما فقط تصویر چاقی را در خود داشت و خیلی ماهرانه ما را به سمت چاق و چاق تر شدن هدایت می کرد با یک لقمه بیشتر و تکرار و تداوم آن.

      حال چه باید کرد؟ برای متناسب شدن باید لاغری را هم یاد بگیریم.

      ما در ۱۰۰ روز گذشته در حال آموزش لاغری به ذهن خود بوده ایم و دیگه این سوال ما نیست. من دیگه نمی پرسم “چرا لاغر نمیشم” چون مطمئنم لاغر میشم چرا که نه؟ 

      خیلی واضح و منطقی است وقتی چیزی را آموزش ببینیم به هر حال در آن موضوع مهارت کسب می کنیم دقیقا مثل دانش آموزانی که در یک دوره آموزشی شرکت کرده اند بالاخره همگی آن موضوع را یاد می گیرند یکی زودتر یکی دیرتر ولی بالاخره دیر یا زود همگی مهارت مورد نظر را کسب کرده و گواهی پایان دوره دریافت می کنند. دانش آموز مشتاق و علاقمند حرف استاد را در هوا می قاپد و برایش مطالعه جانبی انجام می دهد و تلاش می کند و نتیجه فوق العاده ای کسب می کندو بچه بازیگوش با n بار تکرار و گذر زمان بیشتر به آن مهارت دست می یابد با نمره کمتر.

      پس در این دوره که در حال یادگیری لاغری با ذهن هستیم نتایج متفاوت خواهد بود ولی قطعا نتیجه برای کسی که ادامه دهد و انصراف ندهد حاصل می شود.

      وقتی ذهن ما همانطور که در چاقی استاد شده بود، حال در لاغری استاد شود ما را به سمت لاغر شدن هدایت می کند ولی نباید فراموش کنیم که تصویر چاقی در ذهن ما ازبین نمی رود ولی با ایجاد تصویر لاغری ، کمرنگ شده است و باید با تکرار و تمرین تصویر لاغری را پر رنگ و پر رنگتر کنیم و همواره رفتار خود را تحت نظر داشته باشیم که با استفاده از کدام تصویر ذهنی اقدام به انجام این رفتار کردم؟ تصویر چاقی یا لاغری؟ 

      من پس از ۱۰۰ روز تغییرات بسیار زیادی در رفتار و احساسات و جسم خود مشاهده کرده ام ولی به جرات می توانم بگوئیم شاید فقط یک سوم رفتارهای هر روزم بر اساس تصویر لاغری است و بقیه رفتارهای تحت کنترل تصویر ذهنی است که سالها در آن استاد شده ام. مثلا در مواجهه با بستنی هنوز احساس می کنم باید خودم را کنترل کنم و  زنگ خطر در ذهنم به صدا در می آید، در حالیکه هم اکنون می دانم غذاها و خوراکیها قدرت چاق کنندگی ندارند به ویژه اگر به مقدار نیاز بدنم مصرف شوند و این باور من است که به غذاها قدرت می دهد به بدن من آسیب وارد کنند ولی مهم نیست که من بدانم مهم این است که ذهنم باور کند و باور ذهنی با تکرار و تمرکز و تمرین و منطقی کردن باورهای جدید رخ می دهد یعنی کامل شدن آموزشهای لاغری. پس با عجله کردن کار پیش نخواهد رفت. همانطور که در سالیان زندگیم چاق شدن را یاد گرفتم حال باید برای یادگیری لاغری تلاش کنم و استمرار و اشتیاق و تکرار و تکرار نتیجه را برایم به ارمغان می آورد. همانطور که مثلا برای کسب مدرک لیسانس باید ۴ سال با مداومت آموزش دید و تلاش کرد یادگیری لاغری هم زمان نیاز دارد و با عجله کردن فقط دریافت نتیجه را به تعویق می اندازیم.

      افزایش آگاهی و دانستنیها، افزایش علاقمندی و پذیرش خود ، ایجاد احساس خوب ، ایمان به توانمندی در ساخت جسم دوست داشتنی خود و صدها محصول دیگر کافیست که در این مسیر مشتاقانه بمانم و به خودم یاری برسانم تا هم زندگی خودم و هم خانواده و جامعه ام بهتر و بهتر شود.

      قدمهایتان در مسیر از هر لحاظ بهتر شدن،استوار دوستان قدرتمندم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 17:23
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,337 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز و   دوستان  همراه خوبم منم قبلا  چندین عامل رو عامل چاقی خودم میدونستم مثل غذای چرب و سرخ شده و کم تحرکی و یا اشتهای زیاد و  این اواخر کم کاری تیرویید و  مشکل هورمونی  رو  هم به   عوامل چاقی خودم  اضافه تر  کرده بودم و واقعا لاعر شدن رو  که در ذهنم سخت بود سخت تر کردم و دیگه غیر ممکن کرده بودم  و همیشه میگفتم ایناا باعث شده من چاق بشم و  دیگه من نمیتونم لاغر بشم .تا با این روش آشنا شدم و همه ی اونها رو از نقض کردم و دیگه خودم وفقط خودم رو عامل چاقی خودم میدونم و قول دادم و تعهد دادم همانطور که خودم خودم رو  چاق کردم حالا هم لاعر کنم و اصلا لاغری  کار سختی نیست فقط باید یادش بگیریم و من این لاعری ۵۹ کیلو رو که سالها در اون بودم ولی از دستش دادم به خودم بدهکارم و دوباره باید به خودم پسش بدم .

      همه ی ما یه روزی در یه جایی در این دنیا متولد شدیم و همه ی ما در کودکی کلی چیز یاد گرفتیم که تصمیم به یاد گرفتن اونها نداشتم مثل فارسی صحبت کردن و یا ربان مادری صحبت کردن  ما اینها رو بر اساس  بودن در خانواده یاد گرفتیم و اما خیلی راحت و بدون سختی  اونها رو یاد گرفتیم و اما اگر بخواییم الان یه زبان دیگه رو مثل انگلیسی  یاد بگیریم  برای ما سخته و به راحتی یاد نمیگیریم چون ما در کودکی زبا فارسی  رو بدون زحمت و فشار و سختی  با بارها تکرار کردن و آموزش دیدن  یاد گرفتیم و من هر چقدر تلاش کنم نمیتونم هیچ چیز رو در  ذهنم فراموش کنم ولی  میتونیم  اون رو کمرنگ کنم .

      همه افراد ی که اضافه وزن دارن چاق شدن رو یاد گرفتن اول از پدر و مادر و بعد از جامعه .

      افرادی هستن که از اول چاق نبودن و به مرور  چاق شدن  حالا  بعضیا در سن بلوع و بعضیا از یه سنی به بعد مثلا بعد از ازدواج کم کم چاق شدن  و این یک باور فراگیر و قدرتمند در جامعه  هست و این باور چطور در افراد تاثیره میزاره ؟؟بارها اطرافیان دیدی و شنیدی که بعد از ازدواج آدم چاق میشه  و به صورت یه تصویر ذهنی در شما ذخیره میشه و وقتی ما ازدواج میکنیم این برنامه  در ما فعال میشه . دقیقا من خودم جز این دسته افراد بودم که خواهر بزرگتر از خودم رو و همسر ایشون رو که هر دو خیلی لاغر بودن  رو  از نزدیک دیده بودم که چقدر بعد از ازدواج چاق شدن و بارها همین خواهرم میگفت ادمها بعد از ازدواج چاق میشن و اطرافیان من هم میگفتن و کاملا پدیرفته بودم ادم  بعد از ازدواج چاق میشه و بعد از ازدواجم من خیلی راحت  بدون زجر و سختی چاق شدم .

      بعضی افراد  دیگه میگن ما در سن ۴۰ سالگی چاق شدیم چون باور غلط دارن در این سن سوخت و ساز بدن کم میشه و ما چاق میشیم و براشون طبیعی هست بعد از سن ۴۰ سالگی  چاق بشن و بازم دقیقا  یکی از اشناهای من  که مدتها لاعر بود حتی با وجود دو زایمانی  که داشته بود  اما بسیار خوش اندام و زیبا بود ولی دقیقا بعد از سن ۴۰ چون باور داره آدم سوخت و سازش کم میشه بسیار بسیار چاق شده  و چند روز پیش داشت داخل جمع در مورد این باورش حرف میزد و میگفت کاملا علمی و درست هست ولی چون من اگاهم اصلا نپدیرفتم و گفتم امکان نداره همچین چیزی  رو تو باورش کردی و برات اتفاق افتاده ومن باور نمیکنم  پس برام  اتفاق هم  نمیفته چون کلی خانم در این سن هستن که بسیار متناسبن پس نقضش میکنم وخوشحالم که این اگاهی رو دارم و یکی دیگه در اون جمع بود که بازم بسیار چاق شده بود  به نسبت قبلش ودلیل خودش رو یه مشکل خاص زنانه میدانست و من فقط در دلم به این افراد میخندیدم و ناردحت بودم  که اونها دارن راه رو برای چاقی هموارتر میکنن و اصلا تنها دلیل چاقی هر فرد رفتار ،و افکار و باورهاش هست  نه هیچ چیز دیگه بیرون از اون فرد .

       پس  ما هر چیز رو باور کنیم میشه یه الگو برای ذهن ما و برای ذهن  چاق شدن طبیعی میشه  دقت کنید برای ذهن شما نه خود  شما ،ممکنه بگید من نه دوست نداشتم چاق بشم ولی خواسته ی شما مهم نیست اون فکر و باور شما مهم هست و شرایط رو رقم میرنه   دقیقا این افراد که  در بالا گفتم از چاقی بسیار ناراحت و خسته بودن اما در افکار و حرفهاشون  میگفتن جاقی ما طبیعی هست و کلی دلیل داشتن و بنابراین کلی رفتار غلط هم همسو با اون باورشون دارن که خودم بارها دیدم و شاهد بودم پس یادمون باشه باید برای نا خواسته ها هیچ وقت به دنبال دلیل نباشیم برای عکس برای خولسته ها کلی دلیل داشته باشیم و اون رو طبیعی کنید تا موفق بشید و به خواسته ها برسید .

        این ذهن همون نیرویی هست که خیلیا ازش ناراضی هستن و خیلیا بهش میگن ریزه خوری پرخوری و اشتها و همش اینها کار ذهن هست که ما توانایی مقابله با اون رو نداریم مگر اول ذهن راضی کنیم و یاد بدیم که لاعری چی هست تا ما هم لاعر بشیم 

        پس تا حالا علت چاق شدن خودمون رو درک کردیم حالا علت لاعر نشدن رو بررسی کنیم  .

      پس اگر قبول کردی چاقی رو مثل حرف زدن فارسی یاد گرفتی پس دیگه نمیشه با بستن ذهنمون ما فارسی حرف نزنیم پس  نمیشه با نخوردن و یا باز نکردن دهنمون  هم لاعر بشیم  شما با تکرارکردن جملات خاصی سر  ساعت  نمیتونین فارسی حرف زدن رو فراموش کنید پس نمیشه با سر ساعت عدای خاصی خوردن چاقی رو فراموش کنید شما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنی نمیتونی فارسی حرف زدن رو فراموش کنی پس شما با خوردن هر ماده ی غدایی نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی  شما با عمل جراحی فک نمیتونی فارسی حرف زدن رو فراموش کنی پس شما با عمل جراحی  هر قسمت نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی .پس شما میتونی با آموزش دیدن هر زبان دیگه کنار زبان فارسی این رو هم یاد بگیرید پس من میتونم کنار چاقی لاغری رو هم آموزش ببینم و کنار آموخته هام  از اون  استفاده کنم و متناسب بشم .

      هر وقت  در گذشته  سعی داشتم از تمام راه های دیگه لاعر بشم سعی بیخودی میکردم چون ذهنم که تغییر نمیکرد و مرتب من رو وادار به خوردن میکرد و من با اون همه تلاش ولی بعد از مدتی دوباره چاق میشدم و دیگه از این همه فشار اوردن به جسم خسته شدم و تنها راه  لاغر شدن این هست که لاغر شدن رو یاد بگیرید و آموزش ببینید و با تکرار اونها لاعر شدن رو یاد میگرین و اما یواش یواش لاعر میشید و نگرانی برای چاق شدن ندارید چون دارید اون رو یاد میگیرید مثل هر هنر دیگه که ما وقتی اون رو یاد بگیریم مییتونیم اون رو انحام بدیم پس لاعر شدن مثل هر  موضوعی دیگه باید باشه باید آموزش،و تکرار داشته باشه تا یادش بگیری .مثل رانندگی که یاد گرفتم مثا آرایشکری که یاد گرفتم مثل نقاشی که یاد گرفتم وووو  

      یکی از دلایل شگفت انگیز بودن این روش این هست که استاد چاق بوده و درد اون رو کشیده و لدت تناسب رو هم‌چشیده و میدونه  تناسب چیه .

      تنها مزیت چاقی این هست با متناسب شدن یک بار دیگه ما  متولد میشیم و لذت تناسب  اندام و زندگی آکاهانه رو می چشیم ومن که یه مدت چاق بودم و در زجر برای لاغری  بودم میدونم  لذت لباس رنگ شاد و متناسب  پوشیدن چیه من لدت عدای بدون استرس خوردن رو میدونم  چی هست من  لذت عدا به اندازه خوردن  رو بدون فشار شکمی رو  میدونم چی هست  من لدت سبک بودن رو میدونم چی هست  من لدت آزادی در هر جنبه مثل خوردن مثل فعالیت کردن مثل خرید کردن رو میدونم چی هست و هیچ وقت یک شخص که از اول تناسب داشته اینها  رو درک نمیکنه .

      من عاشق لاغری هستم و آهسته و پوسته در این راه  حرکت میکنم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/25 17:31
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      چرا چاق شدیم ؟چرا لاغر نمیشیم

      ابتدا باور کردیم که چاقیم

      وقتی بچه بودم مادرم گفت نخور چاق میشی

      تو استعداد داری

      هیکلت به من رفته

      ادم بچه دار شه چاق میشه

      ازدواج کنی چاق میشی

      ما هیچ وقت سیر نمیشیم

      ما اشتهامون زیاد

      چرا لاغر نمیشیم

      چون با ترس غذا میخوریم

      چون فکر میکنیم برای لاغری باید ورزش کنیم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/23 01:13
      مدت عضویت: 250 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,232 کلمه

      بنام خداوندجان وخرد 

      سلام به استادخوشروی من

      سلام به هم مسیرهایدخوبم

      گام هشتم

      چراچاق شدم؟چرالاعرنمیشم؟

      واقعا برای ماهاکه چاق هستیم واضافه وزن داریم این سئوال پیش میاید

      که چراباتمام تلاش‌های که انجام میدهم لاغرنمیشم 

      پنچاه وچندسال  چاق بودم وبرای لاغری ومتناسب شدن ازخیلی روشهای مختلفی اقدام  کردم اما هیچوقت اون نتیچه ای که دلم می‌خواست کسب نکردم و همیشه 

      چاق بود

      همیشه فکرمیکردم که چرااینقدرمن  

      تلاش می‌کنم برای لاغری ومتناسب شدن اما هیچوقت لاغر نمیشم؟

      ومن چون همیشه درحال رژیم گرفتن بودم هرجاکه می‌رفتم و قتی منومیدیدندخیلی‌ها که منومیشناختن همه میگفتن که توهم همیشه درحال رژیم هستی

      بسه دیگه چقدررژیم میگیری توهرکاری کنی مدلت این‌طوری است

      هرکاری بکنی نمی تونی وزنت روکم کنی این حرفهامنوحرصم میداد

      وقتی هم لاغرمیشدم همونهادوباره می‌گفتندکه  مواظب باش که دوباره چاق نشی همانها که هم من روازگرفتن رژیم منع می‌کردند وهم بهم استرس میدادندوگوشزدمیکردندکه دوباره چاق میشوی یعنی چاقی را درمن زنده می‌کردند ومن دوباره چاق میشدم و لاغرشدن برایم سخت ودشواربود

      وبقول استاد.من هم همیشه درخودم سئوال ایجادمیشدکه چرابااین همه

      تلاش که میکنم تا لاغربشم اما هیچوقت لاغر نمیشم؟

      من یک جاری دارم که از اول جسه اش بزرگ بودوحالاخیلی چاق شده و من یادم نمایید که یکبار هم رژیم گرفته باشه وورزش کنه وهمیشه میگفت که منفجرنمیشیم که بالأخره یه جای  استپ می‌کنیم اماحالاچاقترازسالهای قبل شده

      واون بقول استادچاقی خودش روقبول کرده وبرایش طبیعی شده هیچوقت تلاشی برای لاغر انجام نداده

      امامن به لطف خداوند مهربان اززمانی که این سایت تناسب فکری راسرراهم قرارداده ومن تصمیم گرفتم

      که ازقدرت ذهنم برای لاغرشدن وگاهش وزن استفاده کنم.

      اولین جیزی که فهمیدم ودرکش کردم

      این بودکه ذهن من چاق شدن رویادگرفته ومن برای یادگیری در ذهنم هیچ کارخاصی وتلاشی انجام ندادم و اصلا اینرونمیدونستم 

      اماهمیشه این من بودم که برای لاغرشدن وبرای کاهش وزنم تصمیم می‌گرفتم ومیخواستم که لاغربشم وهمیشه اینگونه تصمیمات برا من زجرآور وناراحت کننده بود

      همه مادرزندگیمان برای یادگیری هرموضوعی که بخواهیم یادبگیریم بایدتحت  آآموزش قرار بگیریم 

      مثلامابرای یادگیری خیاطی.آشپزی.آرایشگری و چیزهای دیگربایدکلاس آموزشی رفته تایادبگیریم

      ماهمه کم وبیش آشپزی بلد هستیم اما تفاوت مابااون کسی که دوره آموزشی دیده وپخت غذاهارایادگرفته معلوم است که اون با آموزش‌ها یک سراشپزماهرخواهدبوداما ماهافقطآشپزی بلد هستیم واین تفاوت دارداززمین  تااسمان

      ومابایدبرای یادگیری ازطریق آموزش‌های عالی درکناراشتیاق وانگیزه شور وشوق که برای اموختن

      داریم می‌توانیم نتیجه خوب وعالی ایجادکنیم

      ومن به این درک و فهم رسیدم که اگربتوانیم به ذهنمان هرموضوع جدیدی رااموزش دهیم وباتکراروتمرینات آموخته شده،به مهارت درزندگیمان تبدیل کنیم

      اما هیچوقت نمیتوانیم وهرچی تلاش کنیم تاچیزی را که یادگرفتیم وآموخته ایم رروکاملافراموش کنیم

      ماچیزهای راکه تاحالایادگرفتیم نمیتوانیم فراموش کنیم

      بقول اسناد آموزش جیزی راکه یادگرفته ایم نمیتوانیم فراموش کنیم

      ویادگیری مانندیک جاده یک طرفه است که هیچ بازگشت نداردونمیتواندفراموش شود

      مغزمانندکامپیوتراست شایدهم ازاون

      عظیم ترومیتوان بی‌نهایت آموخته بهش داد

      اماماهستیم که انتخاب می‌کنیم که چگونه از اطلاعات آموزش‌ها که در مغزمان ذخیره کرده ایم استفاده کنی

      ماباتمام اطلاعات که به مغزمان میدهیم اون چیزی راکه دوست داریم

      ومیخواهیم استفاده  ممیکنیم

      واین استفاده هاواطلاعات باعث میشن که آموخته هادردسترس بودن

      مغزمان می‌شود 

      ماتمام اون وموصوعاتی راکه همیشه درزندگیمان تکرار کردیم به خوبی یاداوراون میشویم اما به چیزی که کمتر ازش استفاده کردیم اگربخواهیم به یادش هم بیاوریم باید به مغزمان کلی فشار بیاریم وفکرکنیم .

      واین فکرکردن همان جستجوکردن در تمام اطلاعاتی است که درمغزمان ذخیره کرده ایم

      وهدایت کردنمان توسط ذهن ما صورت میگیرد واین وظیفه ذهن مااست

      وذهن مااست که آموزش‌ها یادگیری 

      موضوعات مسیرحرکت مارادرزندگیمان رو مشخص میکند

      چاق شدن یکی ازاین موضوعات بود

      که ماازاول یاد گرفته بودیم وبایادگیری اصولی آن به درجه استادی رسیده ایم

      ونتیجه اش این جسم مان است که حالامامالک ان هستیم

      چاق شدن ازاون دسته از آموخته وآموزشها است که نه نیاز به روز رسانی دارد ونه به بازنگری

      چون ذهن ماهمون آموخته هاوآموزشهای قبلی خودعمل میکند

      وبخاطراین است که چاق شدن نیازبه آموزش جدیدوتنهاباتکرارکردن آموخته هایمان می‌توانیم بارهاچاقتربشیم

      من درتمام روش‌های که برای لاغری استفاده کردم فقط و فقط جسم خودم راکه آخرین نتیجه است تحت

      فشارقراردادم وبااین روشهاوکارهاتلاش کردم که بامحروم کردن جسمم ازموادغذای ویا با طریق انجام تمرینات وورزشهای  سنگین وسخت که انجام دادم تابتوانم  وزن خودرو پایین بیاورم 

      همانطور که نمیتوانیم باتحت فشارقراردادن خودمان درموردرانندگی. آشپزی.خیاطی.وآرایشگری وهردانش دیگری رافراموش وازیاد ببریم ونمیتوانی باتحت فشار گذاشتن جسم خودمون چاقیمان روفراموش کنیم

      مابرای اینکه لاغربشیم وکاهش وزن داشته باشیم وسایز کم کنیم لاغرشدن را یاد نگرفته ایم وهمیشه بعداز تمام شدن رژیم ویاورزش به وزن قبلی خودبرگشتیم

      چون چاق شدن را براساس آموخته هاوآموزشهای قبلی انجام دادیم

      وهمیشه درذهنمان این سوال ایجادشده که چراباتمام تلاش‌های وکوشش وباهمه این سختی که برای لاغرشدن وکاهش وزن کشیدیم پس چرالاغرنمیشویم 

      تمام چیزهایی که یادگرفتیم وآموخته ایم ازطریق تعامل بین مغزوذهن انجام می‌گیرد 

      واین جسممان است که میزان این مهارترابه نمایش می‌گذارد تابفهمیم که چقدر کارمادرست بوده

      وما هیچوقت ازطریق جسممان نمیتونیم مهارتی راآموش ببینیم

      و بایدباذهن اینآموخته صورت برگیرد 

      وبعد هم با جسم آنچه که آموزش دیده ایم و تکراروتمرین کردیم ویادگرفته ایم وتمام مهارت مادراجرای اموزشهاواندوخته هابیشتروبهترمیشود

      مادر چاق شدنمان اینگونه عمل کردیم

      اولش چاق شدن روازطریق ذهن توسط تمام کسانی که در دوراطرافمان بودن یادگرفتیم 

      وجسممان تمام این آموخته هاوآموزشهای و تغییر وضعیتمان که چاق شدن بودبه نمایش قراردادوهرروزبیشتروبیشترشد

      پس اگربخواهیم لاغربشیم مهمترازاون لاغرماندن است

      بایدلاغرشدن راازطریق ذهنمان بیاموزیم وبعدباجسممان لاغرشدن وکاهش وزن را تمرین کنیم 

      وبایددراین کار استمرار داشته باشیم

      وانچه درباره لاغری آموخته ایم درجسممان به نمایش داده بشه

      ولی متأسفانه تاحالااین اتفاق درجسم من رخ نیفتاده ولی مطمعا هستم که این اتفاق درجسم من هم خواهد اوفتاد چون باهرروشی که انجام دادم

      جسمم خیلی خوب جواب داده پس دراین روش هم جواب می‌دهدبه امید خدا

      ومیدانم به جزاین روش هیچ روش دیگروجودنداردکه مارو لاغربکنه

      وماهمه چاق شدن روازوالدین ورسانه هاو……..آموخته ایم حالامیخواهیم لاغرشدن ومتناسب شدن را یادبگیرم وتفاوتی که دارداین هست که خودمان بایدلاغرشدن راازطریق ذهنمان بیاموزیم چون اون کسانی که

      دریادگیری چاقی مارویاری کردن نمیتونن لاغرشدن روبرایمان آموزش بدهند

      وباتصاویرشگفت سازان لاغری باذهن

      به این موضوع مهم اهمیت بیشتری می‌دهیم دریادگیری لاغرشدن به خودمون کمک می‌کنیم 

      من همیشه عامل چاق بودنم روپرخوری.کم تحرکی.استرس واضطراب .ژنتیک وارثی بودن می‌دانستم خلاصه هرچه که به چاقیم کمک کرده بوددرخودم می‌دیدم وهمه انهارومقصراصلی خودم میدیدم میگفتم من تلاش میکنم لاغربشم ووزنم کم بشه امااین عوامل باعث میشوندکه من لاغرنشم بخصوص مادرزادی بودن چون همه میگفتن حتی دکترهاهم میگویندکسی که مادرزادی بایه چیزی مریضی یا چیزدیگری بدنیابیایددرمانی ندارد

      چون من ازبدوتولدچاق بودم فکرمیکردم که لاغربرای من محال است اضافه ووزنم راپدیرفته بودم وچاق وچاقترمیشدم 

      ازوقتی دراین سایت هستم ومتوجه شدم واطلاع پیداکردم و فهمیدم که هیچیک ازاین عامل باعث چاقی من نیستن ومن انرژی زیادی پیداکردم که خودم راتعییربدهم 

      ماهمه مان در خانواده های متفاوتی بدنیاآمدیم که براحتی  تونستم زبان مادری وزبان فارسی را براحتی یادبگیرم وصحبت کنیم

      من خودم ترک هستم وزبان ترکی رابه خوبی ازخانواده واطرافیانم یاد گرفتم وخیلی راحت می‌تونم حرف بزنم وفارسی روازمدرسه دوستان معلمهایادگرفتم ومیتوانم براحتی صحبت کنم

      وحالااگربخواهم زبان دیگری رایادبگیریم باید آموزش ببینیم وزحمت بکشیم تایک زبان دیگری رو

      یاد بگیریم

      مادرکودکی ازخانواده واطرافیانمان چیزهای زیادی یاد گرفتیم

      واگه نمیتونیم فارسی رو روان حرف بزنیم به این خاطر است که زبان مادری رابخوبی وبالحجه خودمان رایاد گرفتیم

      چون این فرمولهای که درذهنمان از کودکی ذخیره شده است

      چاقی ولاغری هم به این صورت است

      اما من  یادم نمیایدکه جاقی رو چگونه یاد گرفتم چون من ازوقتی متولد شدم چاق بودم وشاید درموقع جنینی فرمول چاقی درذهنم و افکارم 

      شکل گرفتن

      ولی حالابایدبتونم لاغری رویادبگیریم 

      وفرمولهای لاغری درذهن ناخودآگاه

      به شکل تصویر ذهنی دربیاورم ما باید باورمان راتقویت کنیم وبتوانیم باورلاغری رادرذهنمان شکل بدهیم

      اگر قبول کنیم چاق شدن رومانندحرف زدن یادگرفتیم وعلت اینکه لاغرنمیشیم برایمان واضح می‌شه 

      مااگردهانمان روببندیم نمیتونیم حرف زدن به زبان مادریمان روفراموش کنیم.پس چاقی هم همینطور است 

      وبانخوردن و نیاشامیدن نمیتونیم چاقی روفراموش کنیم

      ماباتکرارجملات تاکیدی سر ساعت خاص نمیتونیم زبان فارسی روفراموش کنیم.وباتکرارخوردن بعضی ازغذاهاسرساعت خاص نمیتونیم چاقی روفراموش کنیم

      وحتی باعمل جراحی فکمان نمیتوانیم  زبان مادریمان رافراموش وازیاد ببریم .وباعمل جراحی بعضی ازقسمتهای بدنمان نمیتوانیم چاقی روفراموش کنیم

      امامیتوانیم بااموزش دیدن واموختن واستمراروتکراروتمرین هرزبان دیگری رویادبگیریم 

      ومامیتوانیم با آموزش دیدن لاغرشدن .وتکراراموخته هامتناسب وخوش اندام شویم

      وقتی لاغرشدن رایادگرفتیم دیگرهیجوقت نگران چاق شدن رانداریم واین لاغری زمان براست ومانندچاق شدن گرم گرم مابایدلاغربشیم واین لاغری پایداراست

      خدایااستادوخانواده اش راودوستان گرامی رابه خدای مهربان می‌سپارم 

      خداپشت پناهتان باشد

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/21 19:33
      مدت عضویت: 177 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 594 کلمه

      به نام خدای مهربان

      خداوند رو سپاسگزارم که من رو با سایت تناسب فکری آشنا کرد تا رویای متناسب شدن رو برای همیشه برای خودم محقق کنم.

      سلام به همه ی عزیزان

      چرا چاق شدیم؟

      من یادمه از سن بلوغ به بعد روند اضافه وزنم شروع شد ولی هیچوقت اونقدر چاق نبودم که اعتماد به نفسم گرفته بشه 

      اما واقعیت این بود که خودم همیشه دلم میخواست متناسب باشم تا هر لباسی رو که دوست دارم بپوشم و لذت ببرم چون با وجود اضافه وزن هر لباسی رو نمیشه پوشید.

      به خاطر همین همیشه ناراحت بودم و دلم میخواست متناسب باشم اما راستش تلاشی برای این کار انجام نمیدادم نمیدونم چرا…

      با اینکه خیلی آدم پر تلاشی هستم…

      انگار چاق بودن خودم رو طبیعی میدونستم 

      انگار احساس میکردم اینکه من متناسب نیستم بخشی از وجود منه و جدایی ناپذیره

      اما بعد از اینکه ازدواج کردم چون خانواده ی همسرم خیلی انسان های پر خوری هستن و اکثرا اضافه وزن دارن 

      منم پر خوری اونا روم تاثیر گذاشت و یواش یواش پر خور شدم 

      با اینکه قبلا هم غذام خوب بود ولی بعد ازدواج خیلی بیشتر شد و همین باعث شد اضافه وزنم بیشتر بشه

      یادمه هر وقت تصمیم میگرفتم یه اقدامی کنم برای اینکه کمی لاغر بشم به همسرم که می گفتم میگفت تو خیلی خوبی چون منو با خانواده ی خودش مقایسه میکرد و ب نظرش من خیلی هم متناسب بودم 

      به مادرم که می گفتم بهم میگفت آخه نمیشه که زن خیلی هم لاغر باشه زن باید یه کم گوشت به بدنش باشه آخه خواهر بزرگ من خیلی لاغره و یه جورایی از اونور بوم افتاده شاید مامانم نگران بود که یه وقت من مثل اون نشم

      اما خودم بیشتر دلم میخواست متناسب بشم مثل خواهر دومی که همیشه تناسب داره اما راهش رو بلد نبودم و چندان انگیزه ای هم نداشتم…

      یادمه اولین باری که یه نفر بهم گفت که اضافه وزن داری دوست دوران دانشجوییم محدثه بود

      وقتی رفتیم باهم لباس بخریم 

      وقتی متوجه شد که سایز من ۴۲ هست خیلی دعوام کرد 

      گفت لیلا خیلی بده یه دختر ۲۰ ساله سایزش ۴۲ باشه…

      منم اونجا یه کم ناراحت شدم از خودم ولی بعدش انگار حرفش رو فراموش کردم…

      اما این روزا که بیشتر دارم به تناسب اندام فکر میکنم و رفتار محدثه رو بررسی میکنم یادمه همیشه برای اینکه متناسب بمونه تلاش میکرد

      همیشه موقع ناهار تو دانشگاه نصف غذاش رو میداد به یکی دیگ مثل من فاطمه یا معصومه هرکس که میل داشت…

       

      خوب یادمه که همون نصف غذا رو اونقدر آروم آروم میخورد که واقعا الان که به رفتارش فکر میکنم لذت میبرم 

      همیشه میگفت وقتی آروم آروم غذا بخوری احساس سیری زودتر در آدم به وجود میاد…

      خلاصه همیشه متناسب بود 

      همین الانم که گاهی باهاش در ارتباطم میبینم که با اینکه ازدواج کرده همچنان متناسب مونده

      اما من از سایز ۴۲ به سایز ۴۴ و ۴۶ تغییر سایز دادم و چاق تر شدم 

      حالا میفهمم که فرمول های چاقی توی ذهنم رخنه کرده بود و مدام داشتم با فرمون چاقی جلو میفرستم

       اما الان که با سایت تناسب فکری آشنا شدم دارم سعی میکنم فرمول های لاغری رو جایگزین کنم و به تناسب اندام ابدی برسم ان شاءالله 

      فقط کافیه وقتی گرسنه شدم بخورم 

      و وقتی سیر شدم هر چقدر هم که غذا خوشمزه باشه دیگه نخورم

      چون لذت خوردن غذا همون یک لحظه ست اما لذت متناسب شدن برای یک عمر همراه آدم میمونه

      چرا لاغر نمیشویم؟

      من ب راستی چون فرمول های چاق کننده رو نمی شناختم و فرمول های لاغر کننده رو هم بلد نبودم لاغر نمیشدم اما الان که در تلاشم برای یادگیری و عمل به فرمول های لاغری متناسب شدن در انتظارمه…

      .خدایا به خاطر آشنایی با فرمول های لاغری ازت سپاسگزارم 

      استاد عزیز برای اینکه این بینش ارزشمند رو به ما دادید از شما سپاسگزارم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 16:01
      مدت عضویت: 445 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 976 کلمه

      سلااام

      روز 17 تکرار 

      خیلی خیلی دونستن این آگاهی ها برای متناسب شدن ما مهمه . چه قدر خوشحالم که دارم دوره رو تکرار میکنم و همچین فایل های خاصی رو گوش میدم و به گفته های درونش عمل میکنم.

      شما دوتا سوال مهم رو توی این فایل مطرح کردین یکی اینکه چرا چاق شدیم و دوم اینکه چرا لاغر نمیشیم. فکر میکنم مستندی هم که اول دوره دیدیم و درباره ی لاغری بود به همین نام ها ساخته شده بود اما توی اون مستند خیلی کلی درباره ی این موضوع صحبت شده بود مثلا درباره ی اینکه چرا ما چاق شدیم، میگفت که از یه سالی به بعد همه ی مواد غذایی توی بسته بندی های متفاوت و بزرگ تری به بازار عرضه شد که همین باعث افزایش وزن افراد شده و یا مثلا میگفت چون فست فود ها جزئی از زندگی روزمره ی ما شدن و مواد افزودنی زیادی دارن ، این باعث شده که ما اضافه وزن پیدا کنیم . درمورد سوال دوم هم که چرا لاغر نمیشیم ژاک سراغ شرکت های مواد غذایی و صاحبان نام رفت و ما فهمیدیم حقه هایی نظیر این وجود داره که میان اسم کم چرب رو روی مواد میزنن اما در حقیقت اونا افراد رو چاق تر میکنن و یا هیچ کدوم از رژیم ها جواب نمیده ولی اونا با عرضه ی روش های مختلف و بعضا مسخره ی لاغری سعی در کسب درآمد دارن و از بدن انسان ها به عنوان قلکی استفاده کنن که میتونن از شکل بدن اونا ثروتمند بشن. 

      اما توی این فایل استاد به صورت خیلی متفاوت به این سوال ها جواب دادن مثل همیشه . ما فهمیدیم چیزی رو که یاد گرفتیم نمیتونیم فراموش کنیم ، خب ازون جایی که ما میدونیم ؛ ذهن ناخودآگاه ما مثله یه انباره که همه چیز رو توی خودش داره هر چیزی که ما از بچگی و حتی قبل از اون شنیدیم یا دیدم و بهش توجه کردیم رو از ابتدای ازل توی خودش نگه داشته و ذخیره کرده حالا وقتی ما اومدیم و چاقی رو بین این همه آموزه ، یاد گرفتیم یعنی اومدیم در اون انبار رو باز کردیم و از توی اون انبار چاقی رو انتخاب کردیم ، ازونجایی که این چاقی توی اون انبار ذهن ناخودآگااه ما داشت خاک میخورد به شکل تصویر بیرونی در نیومده بود اما ما با کلید انداختن توی این در باعث شدیم چاقی بیرون بیاد و شکل بیرونی پیدا کنه . ذهن ناخودآگاه ما هم این طوریه که میگه “جنس فروخته شده پس گرفته نمیشه” ، پس ما به هیچ عنوان نمیتونیم چاقی رو برگردونیم به اون زمانی که اصلا از وجودش خبر نداشتیم چون به هر حال ما توانایی های بی شماری داریم و نمیتونیم وقتی از یه تواناییمون به مدت خیلی زیاد استفاده میکنیم یهو بگیم که نه من دیگه نمخوام چاق باشم و از توانایی چاق شدنم استفاده کنم چون ما خودمون این چاقی رو انتخاب کردیم و هر روز به دانسته هامون اضافه کردیم.

       یادم میاد کلاس چهارم دبستان توی کلاس ورزشمون بهمون طناب زدن رو یاد دادن و من خیلی از طناب زدن خوشم اومد ، به نظرم ورزش خیلی باحالی بود و با جون و دل روش های مختلف طناب زدن رو یاد گرفتم و ازون جایی که من همیشه توی یاد گرفتن خوبم ، خیلی عالی توی این ورزش پیشرفت کردم و معلممون وقتی میخواست به بقیه ی کلاسا طناب زدن یاد بده میومد دم کلاس ما و منو صدا میزد تا برم برای بقیه ی بچه ها طناب بزنم تا از من یاد بگیرن. ولی توی همون یه سال بود که من خیلی تمرین کردم و توش حرفه ای شدم ، سال های بعد دیگه تمرین نکردم ولی حتی همین الانم که 7-8 سال از اون زمان میگذره من اگه یکم تمرین کنم میتونم به روونی همون زمان طناب بزنم و حرکات نمایشی انجام بدم و برای خودمم خیلی عجیب بود وقتی دیدم بعد این همه سال هنوز ذره هایی از این توانایی توی من وجود داره با اینکه من اصلا این تواناییم رو پیگیری نکرده بودم . همه ی اینا نشون میده ما نمیتونیم چیزی رو که زمانی با جون و دل یاد گرفتیم ، فراموش کنیم . ما چاقی و چاق شدن رو یاد گرفتیم با اصرار بقیه ، با باور های اشتباه ، با تکرار یه رفتار چاق کننده یا هر چیز دیگه ای! و تازه ما هممون اینطور بودیم که توی این مسیر همیشه استمرار داشتیم حتی زمانی هم که رژیم میگرفتیم یا ورزش میکردیم هم بازم در مسیر چاقی استمرار داشتیم چون در تلاش برای بر طرف کردن چاقیمون بودیم نه اینکه برای عشق به لاغری و این خیلی انتظار عجیب غریب و دور از ذهنیه که بخوایم با یه سری اقدام سطحی، سعی در دور انداختن چاقی کنیم ما هیچوقت نمیتونیم چاقی رو از ذهنمون بیرون کنیم حتی آدم های کاملا متناسب هم فرمول های بالفعل چاقی رو در ذهنشون دارن و اینکه مایی که چاقیم بخوایم این فرمول هایی که تازه بالقوه هم هستن رو از توی رفتار ها باور ها یا عادت هامون حذف کنیم خیلی مسخره ست و غیر ممکنه، این از این ، اما جذابیت انسان بودن به اینه که میتونیم همزمان چیز های مختلفی رو آموزش ببینیم و قطعا وقتی روی یکی از آموزه ها بیشتر تمرکز داشته باشیم اون رو بهتر انجام میدیم و بیشتر توی ذهن تثبیت میشه . لاغر شدن هم به همین آسونیه نیاز به هیچ اقدام بیرونی ای نیست فقط کافیه توجهمون رو از روی اون یکی زبانمون که چاقیه بر داریم و شروع به یاد گیری یه زبان جدید کنیم. مثله خیلی از کسایی که برای زندگی میرن به یه کشور دیگه و شروع میکنن به اون زبان صحبت کردن و این بار وقتی میخوان فارسی حرف بزنن یکم سختشون میشه چون همش داشتن به اون زبان جدید صحبت میکردن و توی اون مسیر استمرار داشتن . لاغر شدن خیلی سادست . فقط یه انتخابه هوشمندانست ، اینکه توی کدوم مسیر استمرار داشته باشیم مهمه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/06 00:09
      مدت عضویت: 641 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 771 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹توی دوران مدرسه خیلی دوست داشتم کامپیوتر بلد باشم و باهاش کار کنم وقتی هم مراسم مذهبی میرفتم و کلیپ های خوشکل میدیم انگیزه یادگیریم بیشتر می شد تا اینکه به خاطر آزمون استخدامی رفتم و کامپیوتر یادگرفتم چون خیلی علاقه داشتم روند یادگیری ام خیلی سریع پیش رفت تا اونجایی که به عنوان کمک مربی بهم پیشنهاد شغلی دادن و بعدشم به عنوان مربی کامپیوتر توی آموزشگاه  تدریس کردم وقتی به حال خودم توجه میکنم میبینم  روند چاق شدن من هم مثل کامپیوتر یاد گرفتنم بوده که رفته رفته بهم گفتن که تو خیلی تحرک داری و بی تحرکیم باعث چاق شدن من میشه و اینقدردر ذهن من این حرف جا خوش کرد و با دیدن افرادبی تحرک وچاق بر باور این تفکر کمک بسیار کرد طوری که مطمئن شدم بی تحرکی همان و چاق شدن همان.همون طوری که به خاطر علاقه زیاد به کامپیوتر روند یادگیریم خیلی سریع بود اینقدر هم باور چاق شدن در من قوی شده بود که فقط منتظر یه کوچولو استارت بود و خیلی سریع جز افراد تپل شدم .من همیشه دوست داشتم از خیاطی هم سر در بیارم و بتونم واسه خودم خیاطی کنم علاقه داشتم ولی به صورت تفریحی دوست داشتم کار کنم و همیشه به عنوان یه هنر که هر کسی باید بلد باشه بهش نگاه میکردم تا اینکه توی همون آموزشگاه کلاس های خیاطی هم راه افتاده و منم رفتم کلاس روزهای اول خیلی با عشق و علاقه کار میکردم و یاد میگرفتم طوری که چند تا لباسم واسه خودم دوختم ولی  به خاطر درگیری شغلی که داشتم خیلی از لباسهای مجلسی وقت دوختنش پیدا نکردم و ندوختم و امتحان پایانی هم با بچه ها دادیم و همگی با نمره خوب قبول شدیم و مدرک خیاط شدنمون گرفتیم 😊 ولی خب متاسفانه استمراری در عمل نداشتم و رفته رفته باعث شد خیاطی رو بذارم کنار و دور چرخم نروم .وقتی هم به روند لاغر شدن خودم   فکر میکنم میبینم چقدر شبیه کار خیاطیم بوده من چون لاغر شدن رو فقط توی تحرک میدیم فقط تلاشم این بود تحرک داشته باشم با کار کردن  کارهای کشاورزی تو باغ و خونمون رو اغلب من داوطلبانه انجام میدادم طوری که اکثر هنرهای کشاورزی یاد گرفتم و انجام دادم .(به خاطر داشتن این هنر از زمانی که با لاغری با ذهن آشنا شدم و به قدرت و توانایی های خودم پی بردم الان خودم رو لایق  داشتن یه باغ شهری جذاب میدونم و مطمئنم که بهش‌میرسم😊)  توی این همه مدت  دلم خوش بوده که تحرک دارم  ولی چون باورم اشتباه بود که تحرک باعث لاغری میشه و تحرک هام هم مثل هنر خیاطیم  موقت بودن و گذرایی  نتیجه دلخواه نصیبم نشد تاثیر آنچنانی برروی جسم من نذاشت اگه همون عشق و اراده و استمراری  که ذهنم برای کامپیوتر برای من ساخته بود برای خیاطی و لاغر شدن هم ساخته بود  لاغر میشدم و جز افراد متناسب بودم واین همه غصه نمیخوردم وخودم رو از خیلی نعمت ها محروم نمیکردم و رفتن به مهمونی ها برخودم قدغن نمیکردماما از وقتی با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم و فهمیدم مشکل اضافه وزنم به خاطر تحرک نیست و به خاطر باورهای اشتباهی هست که افراد و محیط برای ما ساخته اند و ما باورکردیم و مسئولیت چاقیم رو بر عهده گرفتم و باورهای صحیح لاغری  رو جایگزین باورهای اشتباه چاقی کردم و به خودم قول دادم باعمل کردن به آموزه های استاد’  مهمان ناخونده ام که همون اضافه های وزنم هست رو با استمرار بفرستمش سفر قندهار که دیگه بر نگرده روند لاغر شدنم مثل دوره یادگیری کامپیوترم خیلی سریع در حال انجام شدنه طوری که با یک مدت استمرار قشنگ یکی دو سایز کم میکنم و لاغر میشم 😊خیلی ممنون استاد که من را از خواب غفلت بیدار کردید🙏🙏🌹🌹آموزه هاتون روی تموم جنبه های زندگی من اثر گذاشته من همیشه اعتماد به نفس داشتم ولی از وقتی با سایت شما آشنا شدم اعتماد به نفسم فوق العاده بالا رفته مثبت نگریم در حد اعلا  تقویت شده   کلی به توانایی های خودم که پنهان بودن پی بردم خودم رو لایق بهترین ها میدونم و این لیاقت داشتن بهترین ها خیلی برام لذت بخشه حتی از عسل هم برام شیرین تره😊 چون با همین لایق دونستن به خیلی از خواسته هام رسیدم و الان دارمشون 😊چیزهایی که حتی توی تصوراتم هم جا نمیگرفت که داشته باشم. وقتی خودم رو لایق بهترین ها میدونم دیگه هیچ نیرویی جلو خواسته من نمیتونه بگیره و باعث شکستم بشه نه فقط توی لاغری بلکه توی همه خواسته هام .و این لذت داشتن حس خوب لایق بودن رو مدیون شما هستم ممنونم که هستید و خالصانه برای ما وقت میگذارید  🙏🙏🙏🌹🌹🌹 ایام به کامتون خوش😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/04 17:39
      مدت عضویت: 412 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,003 کلمه

      به نام خداوند زیباااا
      قدم هشتم: چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم
      سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
      این قسمت در مورد این بود که ما چاقی رو اموزش دیدیم ولی هیچ اموزشی در مورد لاغری ندیدیم، برای همینم حتی اگه وزن هم کم کردیم با رژیم و ورزش یا هر روشی بعد از اینکه خیالمون راحت شد چون ذهن روشی رو جز چاقی بلد نبود ارام ارام دوباره ما رو چاق کرد، ما هرگز لاغری رو یاد نگرفتیم. من باید لاغری رو یاد بگیرم حالا چطوری لاغری رو یاد بگیرم؟ اول از همه با اموزش به ذهنم برای شکستن تمام باورهای اشتباه قبلی.
      سوال: من چه باورهای اشتباهی در ذهنم در مورد چاقی دارم؟
      جواب: من راستش هیچ وقت باور به اینکه ما ژنتیکی چاقیم، یا ما بخاطره تیروئید چاقیم، یا زنها بعد از ازدواج چاق میشن و اینجور چیزها نداشتم، باور داشتم که اینها همش چرت و پرته، من میگفتم ما چاقیم چون زیاد میخوریم، و هر وقت بتونیم کم و به اندازه بخوریم ما هم لاغر میشیم.
      سوال: خوب پس چرا به اندازه غذا نمیخوردی؟
      جواب: خوب که فکر میکنم من اصلا نمیدونستم به اندازه چقدر است، من به اندازه رو با کالری مصرفی برای کاهش وزن که مقدارش مثلا ۱۲۰۰ کالری در روز بود میدانستم، و چون این مقدار برای من خیلی کم بود و من رو از نظر روحی و جسمی ارضا نمیکرد یا با شکست پناه میبردم به پرخوری مخصوصا در مورد خوراکی های به شدت ممنوعه مثل کیک، شکلات، شیرینی خامه ای، یا چون میدانستم حق ندارم خوراکی های لذتبخش رو بخورم از روی حرص، ترس، ناامیدی انها رو بیشتر میخوردم، اصلا انقدر توی سرچ هایی که کرده بودم متوجه شده بودم که این هله هوله ها ممنوعه و نباید بخورم بهشون بدجوری حریص شدم و خوردنشون برام حکم یک لذت ممنوعه رو داشت. خلاصه یکی از دلایل چاقی من قدرت دادن و تحت کنترل بودن غذاها و مخصوصا هله هوله بدلیل بد دونستن انها و ممنوع بودن انها بود و همچنین ترس از خوردن و شمردن کالری ها بود که مثلا یک کیک دوقلو معمولی حدودا سیصد کاری داشت که فقط با خوردن ان من ۹۰۰ کالری دیگه میتونستم در روز مصرف کنم و این ترس که وای یه صبحانه و ناهار و این کیک دوقلو کالری های من رو تموم کرد و حالا دیگه نباید چیزی بخورم و این نوشخوارها در ذهنم و بعد سرزنش خودم که ای بابا حالا کیک چی بود خوردی؟ حداقل نصفش رو میخوردی و این حرفها، من و ذهنم رو انقدر خسته میکرد و انرژیم رو میگرفت که از لج خودم میرفتم یه کیک دیگه ایندفعه با نسکافه میخوردم که از اینهمه فشار که دیگه حق نداری بخوری تا فردا یا باید بری روی تردمیل به اندازه ی سیصد کالری و این حرفها و سرزنش ها که چرا خوردی فرار کنم بعد که میخوردم تاسیر میشدم دوباره ذهنم میگفت چرا اینکارو کردی چرا خوردی؟ حداقل اونموقع مثل بچه ی ادم یک کیک خورده بودی حالا دوتا خوردی تازه مثلا نسکافه هم خوردی حالا که خطا کرده بودی بجای جبران بدترش کردی که😡😡😡 حالا باز دوباره سرزنش میکردم خودم رو تو که دیدی نباید همون کیک اول رو میخوردی چرا دوباره رفتی خوردی؟ ( در حالی که خوردن دوم همش به خاطره سرزنش های زیاد از خوردن اول و فرار از فشار سرزنش ها و توهین های در ذهنم بود) و این چرخه ادامه داشت…….. الان که نوشتمش بیشتر متوجه این بازی کثیف ذهنم شدم واقعا چقدر گناه داشتم😭😭😭😭 آآآه از کالری آه از ورودی های اشتباه آه از اطلاعات ویران کننده و اشتباه، کاش هیچ وقت در مورد کالری ورودی و خروجی و این مزخرفات اینهمه سرچ و تحقیق نمیکردم، اینهمه به توانا بودن بدن خودم برای دانستن میزان سیری و گرسنگی شک نمیکردم، اینهمه از خوردن نمیترسیدم، اینها دلایل چاقی من بودن، ترس از خوردن و کالری شماری و سرزنش خودم و حس بد از خوردن،و اینکه فکر میکردم خوردن= چاقی، نخوردن= لاغری. پس هر خوردنی حس بد و چاقی رو در من بوجود می اورد و هر نادیده گرفتن گرسنگی و میلم حس خوب و لاغری!!! که این اتفاق خیلی کم میوفتاد پس من همیشه در احساس بد بودم و احساس چاقی😐😐 یکی دیگه از دلایل چاقی من نادیده گرفتن هوسم بود مثل همون خودرن کیک دوقلو🤪 چرا؟ چون گاهی خیلی دلم میخواست مثلا اون کیک یا هر چیز دیگه ای رو بخورم ولی با مقاومت فراوان سعی میکردم اون رو نخورم یا حداقل یه چیز کم کالری تر یا سالمتر بخورم نمیگم سالم خوری بده ولی گاهی فقط دلت اون خوراکی رو میخواد نه ورژن سالمتر و نه فقط یه چیز دیگه شیرین، مثلا من میومدم به جای همون کیک دوقلو سیصد کالری دوتا خرما میخوردم که مجموع کالریش مثلا ۴۰ بود یا میرفتم کره ی بادام زمینی و عسل میخوردم که حداقل سالم بود ولی به طور خیلی ساده ای دل من فقط همون کیک رو میخواست، و این باعث میشد من از نظر روانی ارضا نشم و دوباره پرخوری و …… و همه ی این شکست ها دلیل چاقی من بود و بس.
      در یادگیری لاغری من میخوام به ذهنم یاد بدهم که اولا هیچ خوراکی بد نیست و هیچ خوراکی نمیتونه و قدرت این رو نداره که من رو چاق کنه و هر انچه که دوست داری و میخوای میتونی بخوری و قطعا کالری شماری یک روش کاملا نادرست و اشتباه است و هیچکس جز بدن تو نمیدونه به چه غذا و خوراکی احتیاج داره و بدن تو انقدر هوشمندانه از طرف خدا افریده شده که خودش بهتر از هر متخصص و دکتر و رژیمی میدونه تو به چه غذا و چه مقداری نیاز داری، و اینکه بدونی تمام غذاها و خوراکی ها نعمتهایی عالی از طرف خدا برای رفع نیاز جسمت و لذت روحت هستند و تو با لذت بردن از خوردن و درست خوردن میتونی از خدا تشکر و سپاسگزاری کنی، و هیچ دلیلی هیچ دلیلی برای عذاب وجدان و ترس از خوردن وجود نداره، هرچی خوردی نوش جونت گوارای وجودت. سپاسگزار پروردگارم برای اینهمه تنوع در رنگ و مزه در خوراکی ها هستم،
      ممنونم استاد برای این فایل فوق العاده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/30 21:56
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 735 کلمه

      سلام گام ۸ در مسیر لاغری من 

      چرا چاق شدم سوال مهم وهمیشگی ذهنم بود؟باور کرده بودم👇

       ۱_چون من پدرم چاق است خانواده پدریم چاق هستن پس عادی است که من چاق باشم .😤

      ۲_چون من ورزش نمیکنم چاق شدم پس طبیعی است چاق بمونم😖 

      ۳_چون شبها برنج میخورم و یا روزها وچاق کننده است برنج پس طبیعی چاق بشم و لاغر نشم 

      ۴_چون شیرینی بستنی خامه میخورم واینها چاق کننده هستند پس حقم چاقی و چاق تر شدن بیشتر

      ۵_ شنیده بودم دختر که مریص ماهانه میشه شکمش بزرگ میشه چاق میشه وهروقت مریض میشدم منتظرچاق شدن بیشتر بودم 

      ۶_چون تندتند میخورم چاق میشم پس حقم چاقی بیشتر

      ۷_چون فست فود نوشابه میخورم حقم چاق بشم وطبیعی است چاق ترشدن بیشتر و هرزمان میخوردم منتظر بودم چندکیلو اضاف کنم 😫

      ۸_من باشگاه نمیرم پیاده روی نمیکنم حقم چاق بشم طبیعی است 

      ۹_اب کم میخورم خیلی کم پس حقم چاق بشم 

      ۱۰_من تحرک ندارم نمیرقصم همش میخوابم میخورم بایدم چاق بشم 

       

       

      برای اینکه لاغر نمیشم چون من این موارد رعایت نمیکنم پس طبیعی است چاق بمونم و چاق تر بشم و برای ذهنم طبیعی شده بود چاقی من در ذهنم خودم نمیخواستم چاق بشم و تلاش میکردم لاغر بشم و کارهایی انجام میدادم که لاغر بشم و تا زمانی که اجرا میکردم نتیجه میگرفتم ولی به محضی که خسته میشدم رها میکردم چون ذهنم من تشویق میکرد به خوردن و من خودم مجبور میکردم به نخوردن واسه همین یه مدت کوتاه دوام میاوردم و به محضی که رها میکردم برام طبیعی بود که چاق بشم و فورا وزنم برمیگشت و بیشترم میشد و برام طبیعی بود که چاق بشم 😖 

       

      الان فهمیدم چرا هرچه تلاش میکنم لاغر نمیشدم؟ چون من به ذهنم فقط چاقی اموزش داده بودم ذهنمم من چاق میکرد و طبیعی شده بود براش چاقی واسه همینم چاق میشدم بدون هیچ گونه تلاشی 😤

       

      الانم واسه اینکه لاغر بشم باید لاغر شدن به ذهنم اموزش بدم گام به گام و در ذهنم طبیعی کنم لاغرشدن رو و راحت لاغربشم و تا ابد لاغربمونم😍😊

       

       

      ذهن فرمان هدایت گر انسان است و هرچیزی که الان قادر هستی انجام بدی و هر شرایطی که الان داری بخاطر آموزش هایی است که دیدی حرفهایی که باور کردی و شرایطی که در ذهنت طبیعی شده پس در هر شرایطی که هستیم حق ماست چون خودمان اون شرایط به وجود اوردیم واسه همین حق ماست گله شکایت تعطیل کنیم گریه التماس این اون که شرایط ما رو تغییر بده ممنوع دعانویس دعا کن ممنوع ما خودمان تنها فردی هستیم که میتوانیم  شرایط خودمان رو تغییر بدیم با قدرت ذهنمان ما توانایی قدرت تغییر کردن داریم 

      ذهن ما همان جور که چاقی یاد گرفت با فرمول ها و باورها چاق کننده و طبیعی شدن چاقی در ذهنمان الانم باید به ذهنمان اموزش بدیم لاغری رو و به راحتی لاغر بشیم 😊☺

       

       

      ذهن ما قابلیت پاک کردن و فراموش کردن نداره ولی قابلیت یاد گیری مجدد دارد پس لاغری به ذهنمان اموزش میدیم تکرار میکنیم عمل میکنیم به اموزش ها و طبیعی میکنیم چاقی رو در ذهنمان و ارام ارام ذهنمان متناسب میشه و رفتار ما تغییر میکنه و بعد جسم ما این فراینده لاغرشدن از طریق ذهن است 

       

      پس اگه قبلا نتیجه نمیگرفتم و چاق میشدم چون من فقط چاقی به ذهنم اموزش داده بودم واسه همین با انجام دادن کارها فیزیکی موفق نمیشدم لاغربشم 

      مثال: مثلا وقتی من زبان انگلیسی یاد گرفتم نمیتونم با حرف نزدن زبان انگلیسی فراموش کنم زبان فارسی یاد بگیرم منم با کارها فیزیکی فشار محدودیت نمیتونم چاقی متوقف کنم لاغربشم بلکه باید لاغری به ذهنم اموزش بدم تا متناسب بشم 

      خواندن ،نوشتن،حرف زدن ،راه رفتن ،نشستن ،اشپزی ،ورزش ،رقص، وچاقی رو اموزش دیدم یاد گرفتم تکرار کردم وباورهام  تصویرها ذهنی من شد و الانم برای لاغرشدن باید لاغری به ذهنم یاد بدم تکرار کنم عمل کنم تا لاغر شدن طبیعی بشه در ذهنم و لاغربشم 😊☺

       

       

      برای ٺغییر دادن هر شرایطی که الان دارم باید اولا کاری به شرایط الانم نداشته باشم اصلا هیچ توجه ای نکنم به نخواسته ها و بعد کنار این شرایط به ذهنم شرایطی که دوستدارم اموزش بدم مث ،ثروت ،خوشبختی،شادی نشاط احساس عالی،ماشین،خونهه، و سلامتی هرچیزی که نداریم الان میتوانیم داشته باشیم با یاد دادن به ذهنمان با تکرار کردن عمل کردن طبیعی کردن در ذهنمان لیاقتش دارندگی ❤❤

       

       

      پس من همان جور که بدون اینکه بخوام یا تصمیم بگیرم چاق شدم با باورها فرمول ها اشتباه و توجه به چاقی و طبیعی کردن چاقی در ذهنم الانم بدون اینکه توجه کنم به چاقی خودم در مسیر متناسب شدن قدم برمیدارم ذهنم اموزش لاغری میدم خیلی راحت اسان لاغر میشم ❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/30 16:49
      مدت عضویت: 177 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,253 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان عزیز و همسیرم 😊 

      همه ی ما انسانها از بدو تولد دارای یک ذهن و روح پاک عاری و فارق  از هر گونه آلودگی ، گناه ، آموزش و یادگیری بوده ایم ،،ذهنی سفید و تهی 

      پس کاملا طبیعی بامواجهه با دنیای مادی این ذهن تحت تاثیره عوامل و آموزش و یادگیری های میشه ک شخصیت مارو شکل میده ،شخصیتی ک واقعی ما نیست ، 

      شخصیت واقعی ما آموزش های غلط و اشتباه نیست ،شخصیت واقعی ما گناه کردن نیست ، شخصیت واقعی ما غم و غصه نیست ،شخصیت واقعی ما کشیدن درد و رنج و سختی نیست ، شخصیت ما آرامش نداشتن و دلهره و دلواپسی نیست ،شخصیت ما چاق بودن و چاق موندن نیست ، چقدر دوست دارم از شخصیتی ک برای من درست کردن دور بشم وو چقدر دلتنگ شخصیتی هستم ک عاری از هر گونه عوامل بیرونیه ک برای من ساختن ، با ورودی های ک برگرفته از آموزش و یادگیری های غلط و اشتباه حتی خودشون بوده 

      فعلا بگذریم 😞 

      مااز کودکی چیزهایی زیادی رو آموزش دیدیم ک خودمون نقشی در تصمیم گرفتنش نداشتیم مثل (صحبت کردن ، راه رفتن ، ) شرایطی محیطی ک داشتیم ک کجایی هستیم و با چ گویش محلی صحبت میکنیم (لری ،ترکی ، کردی، جنوبی ، شمالی،) باعث شده ک ما کاملا خودبخودی زبان محلی خودمون رو آموزش ببینیم بدون هیچ تلاش و سختی ،اما من 🙋 ک بروجردی هستم باافتخاراگر ک بخام زبان ترکی و یا زبان کردی رو یاد بگیریم ب آسونی و راحتی زبان محلی خودم نیست ک بدون سختی بدست آوردم،و قطعا باید تلاش کنم برای یادگرفتن و بدست آوردنش ،،و این یادگرفتن تنها در زبان های خارجی انگلیسی و فرانسه و غیره خلاصه نمیشه ،، 😑😑 یاد گرفتن گویشهای محلی ایرانی هم بخودی خود نیاز ب تلاش و یادگیری دارن 🤗😉 

      پس ما چاق شدن رو هم مثل سایر آموزشگاههای دیگ از طریق والدین ،مدرسه و جامعه یاد گرفتیم از طریق دیده ها و شنیدهامون ک در مقابلشون هیچ نظر وفکرودیدگاهی نداشتیم وخنثی بودیم ،اما یک یا چندتا از همون دیده ها یا شنیدها فرمولی رو در ذهن ماایجاد کرده خواسته یا ناخواسته ک موقع مقعر مارو باهاش روب رو کرده و ماهمچنان از دیدنش متعجب و بهت زده بودهایم 😥😒🙄😳🥺😲😱😰☹️

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      موضوع بعدی عوامل چاقیم : راستش عوامل چاقی من دیگ ب دو بخش تقسیم شده «قبل از آشنایی با روش لاغری با قدرت ذهن : پرخوری ، خواب زیاد ، بی تحرکی ، ارث ،ژنتیک ، کم خونی ، تیرویید کم کار-پرکار، سرنوشت ،اقبال ، خدا خواسته ،ازدواج ، زایمان ، بچه اول -دوم ، ۴۰سالگی خانمها » …

      بعداز آشنایی با قدرت ذهن :« هیچ نوع ماده و مقدار غذایی در چاق کردن و چاقتر کردن ما نقش و قدرتی ندارن ، همه ی عواملی ک دربالا نام بردم نمیتونه عوامل چاق شدن و چاقتر شدن افراد باشه ،چرا که  افراد  متناسب زیادی در جامعه و دردنیا هستند ک باهمون عوامل دست و پنجنه نرم میکنن و هموناهم  متناسب هستن و هیچ افکار و باوری ب اون عوامل چاق شدن ما و سایر دوستان ندارن و موفق ترن ( از لحاظ افکارو باورهای تناسب اندام) 😊👍 

      👌 تنها تفاوت این افراد درباورشونه ک چقدر بها میدن ب دیده ها و شنیدهاشون ک باور پذیری بیشتری داشته باشه برای ذهنشون 👌 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      موضوع بعدی :کلمه ی اشتها نیرویی ذهنی بسیار قوی است ک مارو ترقیب میکنه ب بیشتر خوردن (پرخوری) و ماتوانایی مقابله با دستورات ذهن رو نداریم ما نباید چاق بودنمون رو برای ذهن طبیعی بدونیم اگر بااستفاده ازون یادگیری و آموزش های غلط و اشتباه الگوی رفتاری داشته باشیم و هروز آونهارو تکرار و تمرین کنیم خیلی راحت برای ذهن ما عادی میشه و تصویر ذهنیش از ما فردی میشه چاق و پرخور ،،پس هرچه سریع تر ما باید مثل خیلی دیگ از هنر و مهارتهای مثله : خیاطی ،گلدوزی و یادگرفتن زبانهای زنده دنیا ،نقاشی کردن و خیلی دیگ ازین هنرها ،،هنرو مهارت لاغر شدن و متناسب موندن رو هم یادبگیریم و این آموزش ها و یادگیری هارو برای خودمون و  ذهن و  روح و روانمون تمرین و تکرار کنیم ک ذهن از این طبیعی بودن و چاق بودنمون بیاد ببرون ،بیرون اومدن ب معنی فراموش کردن.. نه بلکه یادگیری و آموزشهایی ک چاق بودن ۵سال ،۱۰سال ،۱۵ و حتی سالهای بیشتر چاقی مارو کمرنگ و کمرنگتر کنه چون ما هیچ وقت نمیتونیم آموزشهای خوب و بدی رو ک چند ساله داریم باهاشون زندگی میکنیم تکرارش کردیم و تصویر ذهنی براش ایجاد کردیم و نمیدونیم ک ریشه این فرمول ها از کی در ورودوی ذهن ما ایجاد شده رو فراموش کنیم ، مسیری اموزش و یادگیری ذهنی (لاغری با قدرت ذهن): جاده ای یک طرفه ای است ک نمیشه تو دلش چیزی رو فراموش کرد فقط میشه یاد گرفت و آموزش درست و صحیح دید چ بسا این یادگیری هارو آنقدر تمرین و تکرار کنیم و استمراو اشتیاق داشته باشیم برای یادگیری و آگاهی های جدید ک فرمولهای چاق بودن و چاق موندنمون انقدری کمرنگ بشه برای ذهن ک ب سختی قابل تشخیص باشه براش اگر ک واقعا و قلبن تشنه ی دریافت این آگاهی ها باشیم انشاءالله 😑🤗😉🙏واینکه خواسته ی مااهمیتی نداره برای ذهن ک ما نمیخاستیم چاق بشیم ،اهمیت ومهم برای ذهن باوری ک درخودش ایجاد کرده .حتی اگ ب اشتباه بوده ،،دیگ تاحالا اینو متوجه شدیم ک  قابل تشخیص نیست برای ذهن عزیزمون خوب یابدبودن .خواسته یا ناخواسته های ما😊😥

      ولی چ میشه کرد خودمون آموزشش میدیم درست و صحیح ووصلش میکنیم ب سرچشمه ی خوبیها جای ک حق و طبیعی بودنش هست وصل الهی 🤍

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 

      موضوع بعدی :چرا لاغر نمیشویم‼️؟؟ خب ما در همه ی اون تلاش ها و راه و روش های گرفتن رژیم و انجام دادن حرکات ورزشی سبک و سنگینی ک  داشتیم سعی و تلاشی بی سود فایده میکردیم برای رسیدن به  خواسته و هدفی ک صورت مسله اشو نمیدونستیم ،ماانسانهایی بودیم ک دلیل های مختلف و گاهی مشابهی داشتیم برای چاق بودنمون و براساس اون دلیل و بهانه تلاش میکردیم غافل ازینک ما چاق بودن رو یاد گرفته بودی اونم ذهنی ،مثل دودوتا چهارتا کردنهای ریاضی پس دیگ الان واضحه ک مابااون حرکات و راه و روشها نمیتونستیم ک چاق بودنمون روفراموش کنیم ک بخایم با درد و رنج محوش کنیم  یا از شرش خلاص بشیم بدتر میچسبودیمش ب خودمون و میگفتیم ک باش ..چرا ک ما با درد و سختی و رژیم و ورزش دنبال چاق بودن نبودیم ..این روزا ک دارم آگاهی بیشتری ب ذهنم میدم خیلی دارم درک بیشتری میکنم ک واقعا همینطوره ک بدون سختی و تلاش چاق شدیم ولی با سختی و تلاش میخاستیم لاغر بشیم واین دوکاملا در تضاد بودن باهم …

      خلاصه ک ما نمیتونیم آموزش های رو ک دیدیم رو فراموش کنیم مثل رانندگی و اشپزی کردن ک ما هر چی بیشتر تکرارو تمرینش میکنیم بهترتر برامون راحترو دلچسب تر میشه ، حتی ی روزای با حال بد رانندگی میکنیم آشپزی میکنیم ولی بهتر و بیشتر توی اون یادگیری ها ماهرو استاد تر میشیم و پیشرفت میکنیم .پس ما با راه و روش اشتباه نمیتونستیم چاق بودنمون رو فراموش کنیم 

      اما جای خوشحالیه  ک میشه لاغر شدن رو هم یاد گرفت انقدر روی باور سازیش کار کرد .. خوبه چاقی اصلا فراموش نشه ولی کمرنگ و قابل استفاده نکردن ک میتونه بشه تنها درمسیر لاغری با قدرت ذهن,🤗 با موندن و ادامه دادن انشاءالله 😊😉

      ب امید موفقیت همه ی دوستان عزیز وهمسیرم🙏🌹. 

       

      وقتیک از gmail م پیام دریافت میکنم از دوستانی ک فالوشون کردم ،وقتیک با خوشحالی میخام دیدگاهشون رو بخونم و نمیشه چون در سرزمین لاغرها هستند ،دوستان و استاد عزیزم نمیدونید چطوری دلم قَنج میره ک بتونم بخونم اون دیدگاه اتون رو و چ آگاهی های نابی هستند ک من فعلا ….😑☺️ 

      موفق باشید انشاءالله همیشه 🌹🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/31 21:51
        مدت عضویت: 177 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        سلام استاد جان وقتتون بخیر😊 

        استاد جان درک وتحلیلم درست نبوده ازاین قسمت ازفایل ..؟! 

        چون فاقد مدال هست نیاز ب تکرار هست ک ب درک و تحلیلی درستر برسم ؟

        ممنون میشم از پاسختون🙏🌺

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1400/03/31 22:40
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 5 کلمه

          همه چی درسته
          ادامه بدید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/03/29 13:04
      مدت عضویت: 303 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      بنام خدا 

      چرا لاغر نمی شوم 

      ذهن ما با استفاده از اموزشهایی که یاد گرفته ایم مسیر ما در،زندگی را مشخص میکند چاق شدن هم یه موضوعی،بوده که ما از گذشته یاد گرفته ایم و در بکار گیری آن به درجه استادی رسیدیم. چاق،شدن نیاز،به،باز نگری،ندارد ذهن طبق همان آموزشهای قبلی عمل میکند ما با تکرار همان آموزشها میتوانیم چاق تر شویم در تمام،روشهایی که ما جسم را تحت فشار قرار داده و نتیجه کسب نکرده مثل این بود که با،فشار،آوردن به خود خیاطی یاد بگیریم یا نقاشی کشیدن را،..

      پس به این نتیجه می،رسیم که با تحت فشار گذاشتن جسم نمی توان چاقی را فراموش کرد یاد گرفتن یا آموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام میشود و جسم نمایش دهنده میزان مهارت شما در یاد گیری است و از،طریق جسم با تکرار تمرین آنچه آموخته ایم مهارت خود را در اجرای آموخته ها لیشتر کنیم .پس اگر تمایل به لاغری دارید لاغر شدن را اول از طریق ذهن بیاموزید و سپس،با جسم،خود لاغر شدن را تمرین کنید .

      علتهای چاقی که،از کودکی یاد گرفتیم 

      خیلی،ها غذا ها را مثل خودم و یا ژنتیک ویا کم تحرکی 

      یا ازدواج و تنها راه حلش را طبیعی بودن چاقی خود می،دانستند .

      همه ی ما روزی متولد شدیم در فرهنگ و اداب مختلفی و از کودکی خیلی چیزها را یاد گرفتیم مقلا فارسی صحبت کردن را بدون زحمت و خود یهودی یاد گرفتیم ول اگر بخواهیم زبان آلمانی صحبت کنیم باید خیلی زحمت و تلاش کنیم .

      حتی ما زبان محلی خودمان را هم به خوبی یاد گرفتیم و هر کاری کنیم نمیتوانیم ان را قراموش کنیم چون ان را یاد گرفتیم 

      همه ی آدم های چاق ،چاقی را یاد گرفتند و نمیتوان آنرا فراموش کرد .

      من خودم چاقی را در دوران،بلوغ یاد گرفتم و یا فکر کردم مواد غذایی بوده از نوجوانی شنیده بودم که هر،کس ازدواج کنه چاق میشه یا باردار باشه چاق میشه و این فرمول ها ور ذهنم بوجود اومد و وقتی به سن بلوغ رسیدم بعد ازدواج کردم و،باردار شدم یواش یواش تبدیل به تصاویر ذهنی شد ک،من چاق شدم .

      بعضی هم باور گردن که خانها به چهل برسن چاق،میشن و همین پروسه در،انها هم اتفاق افتاده. 

      شما باعمل جراحی فک و دهان نمیشه نمیشه فارسی صحبت کردن را فراموش کرد

      پس با عمل جراحی مهره نمیتوان چاقی را فراموش کرد اما با آموزش دادن،به،ذهن میتوان چاقی،را فراموش کرد و پدیده ای بسیار زیبا و قشنگ به نام،لاغری بوجود آورد و لاغر شدن را یاد گرفتی دیگه نیازی نیست نگران چاقی باشی .

      لاغر شدن هم یاد گرفتنی است اما یهویی نیست باید اول لاغر ی را از طریق ذهن یاد گرفته و یواش یواش و خودبخودی در جسم ما بوجود میاد .

      از شما هم ممنونم استاد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 23:52
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,048 کلمه

      💝💝💝به نام آنکه هستی نام از او یافتفلک جنبش زمین آرام از اویافت 💝💝💝

      با سلام خدمت استاد بزرگوار و دوستان مهربانم 🌺🌺🌺

      گام هشتم : 

      1️⃣ سوال اول :

       چرا چاق شدیم ؟

      ما از زمانی که به دنیا اومدیم خیلی چیزها یاد گرفتیم مثل حرف زدن ، راه رفتن ، غذا خوردن و … چاقی هم یکی از چیزهایی بوده که یاد گرفتیم و تمام چیزهایی که یاد گرفتیم توی ذهن ناخودآگاهمون ذخیره شده و ما نمی تونیم پاکش کنیم ! مثلاً اگر ما برای یک مدت حرف نزنیم حرف زدن یادمون میره ؟ معلومه که نه !

      اگر یک مدت راه نریم راه رفتن یادمون میره ؟ نه یادمون نمیره !

      تصور کنید یک ایرانی بخواد یک زبان دیگه مثل زبان عربی یا انگلیسی رو یاد بگیره آیا زبان مادری خودش رو فراموش می کنه ؟ نه اینطور نیست ! هر چقدرم که زبان های مختلفی رو یاد بگیره بازم فارسی که زبان مادریش بوده و ملکه ذهنش شده رو نمی تونه فراموش کنه و تا آخر عمر یادشه حتی با گویش محلی منطقه ی خودشون !

       پس ما برای لاغر شدن نباید فکر کنیم که می تونیم چاقی رو پاک کنیم یا فراموشش کنیم ! ذهن ما در حال حاضر فقط فرمولهای چاقی و چاق کننده رو ذخیره کرده و در مواقع لزوم از اونا استفاده می کنه و اصلاً فرمول لاغری رو یاد نگرفته که بخواد استفاده کنه ما باید اول فرمولهای لاغری رو به ذهنمون بدیم بعد توقع داشته باشیم که اون ازشون استفاده کنه !

      حالا این فرمولهای چاقی رو کی ذخیره کردیم ؟

       از چه زمانی که به دنیا اومدیم تا به امروز ! مثلاً من در بچه گی شنیده بودم خانمها وقتی ازدواج می کنن چاق میشن و با تکرار شدن این حرف من باور کردم که خانمها بعد ازدواج چاق میشن چون در اطراف خودمون اکثر خانمهایی که میدیدم چاق بودند بنابراین دلیلی برای مخالفتم وجود نداشت و البته مادر نقش مهمی رو در این زمینه داره ولی اون زمان که این باور در ناخودآگاه من ذخیره میشد برام مهم نبود چون خودم تو موقعیت ازدواج نبودم و این باور زمانی در من بیدار شد که ازدواج کردم و به صورت ناخودآگاه متوجه شدم که دارم چاق میشم ! و در اون زمان نمی دونستم چرا دارم چاق میشم !

      بعد از ازدواجم یکی از دختران فامیل که از لاغری بیش از حد خودش رنج می برد و فکر می کرد هیچ خواستگاری اون رو به خاطر لاغری بیش از حدش نمی پسندد تصمیم گرفت به باشگاه بره تا توسط کار با دستگاه و طبق گفته ی مربی باشگاه که اگر بعد از ورزش غذا بخوری چاق میشی همان کار رو انجام بده ولی همه بهش گفتن این چه کاریه ؟ الکی خودتو خسته نکن وقتی ازدواج کنی همچین چاق بشی که خودت پشیمون بشی و ایندفعه میری باشگاه که لاغر بشی و اینقدر در گوشش خواندن که باور کرد چون مامانش هم چاق بود برای خودم واقعاً عجیب بود که این دختر به محض عقد کردن بعد از یک ماه ۲۰ کیلو چاق شد ! خودش راضی بود ولی خیلیا بهش می گفتن لاغر بودی بهتر بودی و جلوی خودتو بگیر ولی خودشم نمی دونست چی شد که یکدفعه اینقدر چاق شد و بعد زایمان اولش واقعاً رفت باشگاه که لاغر بشه اما چون قبلاً باور کرده بود که باشگاه چاق می کنه هر ماه یک کیلو اضافه می کرد ! و خودش در بهت بود که چرا ؟! بهش می گفتن حتماً داری بیشتر می خوری یا بعد ورزش غذا می خوری قسم می خورد که غذاش نصف قبل شده و تا ۲ الی ۳ ساعت بعد ورزش حتی آب هم نمی خوره !

      این جریان گذشت تا یکی دیگر از دختران فامیل همسرم که در شرف ازدواج بود و بسیار لاغر بود در حد پوست و استخوان ! شنیدم که حتی در روز عقدش لباسش رو کمی گشادتر انتخاب کرد و داخل کمرش دستمال بست تا لاغری بیش از حدش توی ذوق نزند ! اطرافیانش مرتب بهش می گفتن صبر کن عروسی کنی چاق میشی ولی چون مامانش هم لاغر بود هر بار می گفت من از این شانسها ندارم هر وقت مامانم چاق شد منم چاق میشم ! و واقعاً هم چاق نشد اصلاً و مامانش هم مرتب می گفت من عروسی کردم لاغرتر شدم که چاق نشدم ! و دخترش همش می گفت ما ژنتیکمون لاغره هر کاری کنیم چاق نمیشیم ! حتی وقتی باردار شد همه می گفتن چاق میشی بازم گفت من به مامانم رفتم بعد بارداریم از قبلمم لاغرتر میشم و همینطورم شد ! و من الان متوجه شدم که دلیلش چی بود چون همه چیز بر می گرده به باور افراد ممکنه خیلیامون خیلی چیزها رو بشنویم ولی باور نکنیم فقط اون اتفاقاتی برای ما رخ میده که در ذهن ما تبدیل به باور بشه !

      و ما اون رو برای خودمون طبیعی بدونیم مثلاً مثال اولی که براتون زدم چون مامانش هم چاق بود باور کرد و براش طبیعی بود که چاق بشه ولی دختر دومی چون مامانش لاغر بود با اینکه خیلی دلش می خواست چاق بشه اما باور نکرد که ممکنه چاق بشه و براش طبیعی نشد چاق شدن !

      2️⃣ سوال دوم :

      چرا لاغر نمی شویم ؟

      چون ما هر بار که تصمیم گرفتیم لاغر بشیم به جای اینکه موافقت ذهنمون رو بدست بیاریم با ذهن خودمون یک مبارزه ی تنگاتنگ رو شروع کردیم و انواع راههای غلط و رژیمهای بی فایده رو به جسم خودمون تحمیل کردیم !

      هر بار ما تصمیم گرفتیم لاغر بشیم اما ذهنمون چنین تصمیمی نداشت و از اونجایی که ذهن ما خیلی کم مصرفه و از تغییر شرایط خوشش نمیاد تلاش می کنه که ما رو شکست بده و شرایط رو مثل قبل به عقب بر گردونه تا مجبور نشه کار جدیدی انجام بده ! و همیشه وقتی که ما با ذهنمون به مبارزه بپردازیم اونی که شکست می خوره ماییم چون ذهن ما هزاران ترفند بلده که ما رو از انجام کاری که می خوایم انجام بدیم منصرف کنه !

      لاغر شدن ما فقط یک راه داره ! و آن هم اینه که در کمال صلح و آرامش موافقت ذهنمون رو بدست بیاریم تا ذهنمون با خواسته ی ما همسو بشه و در رسیدن به هدف به ما کمک کنه و برای این کار باید به ذهنمون در باغ سبز نشون بدیم ! 

      ذهن ما مثل یک بچه ی تنبل لجباز می مونه و برای اینکه موافقت کنه با ما همراه بشه باید گولش بزنیم 😉😉😉

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 11:06
      مدت عضویت: 186 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 784 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام هشتم:

      همه ما فارسی صحبت کردن را از افرادی ک ما را بزرگ کردن یاد گرفتیم و این به انتخاب ما نبوده و هیچ سختی ای هم نکشیدیم و خیلی ساده و خود ب خودی یاد گرفتیم و اگه الان یه زبان دیگه بخوایم یاد بگیریم به اون راحتی نیس و نیاز به تمرین و تلاش داره!!

      حتی در کودکی زبان محلی هم به راحتی یاد گرفتیم!

      فک و دهان همه انسان ها مثل همه ولی فرمول های ذهنی مطابق با زبان محلی هر شخص باعث شده که به زبان های متفاوت با لهجه های متفاوت صحبت کنند! و هیچ سختی ای هم برای یادگیری اون ها وجود نداشته !👍

      ما هرچقدر تلاش کنیم نمیتونیم آنچه را که یاد گرفتیم فراموش کنیم👍

      همه افرادی که اضافه وزن دارن چاق شدن را یاد گرفتند🥺 اول از پدر و مادر و بعد از اطرافیان و جامعه!!! بیشتر افراد چاق پدر و مادرشون چاق بودن، بعضیا فقط پدرشون و عده زیادی مادرشون چاق بوده چاقی مادر خیلی در چاقی فرزندان تأثیرگذاره، مثل من که چاقی از طرف مادرم بوده👍

      بعضی هم والدین چاق نداشتن ولی از طریق دوستی با افراد چاق از دوره راهنمایی و دبیرستان به مررور رفتار غذایی عوض و چاق شدن!

      بعضی افراد در سن بلوغ چاق شدن چون بارها شنیده بودن ک ادم به سن بلوغ برسه چاق میشه و این فقط یک فرمول ذهنیه و اصلا علمی نیس!

      بعضی بعد از ازدواج چاق شدن!!! اینم باوره و علمی نیست!

      چطور این باور ها تاثیرگذار میشن؟؟؟

      از سن ده سالگی ممکنه بارها بشنوی ادم ها وقتی ازدواج میکنن چاق میشن خب برات مهم نیس چون ارتباطی با شرایط و سن شما نداره و حتی نمونه های زیادی هم میبینی ولی بازم برات مهم نیس اما این شنیده ها و دیده ها بصورت یک فرمول رفتاری و مهمتر از اون به شکل یک تصویر ذهنی در ذهن شما ذخیره میشه وقتی ازدواج میکنی این فرمول در ذهن شما فعال میشه و ذهن شما از این فرمول استفاده و به مرور شما رو دچار اضافه وزن میکنه!!! و رفتارغذایی را مطابق تصویر ذهنی تغییر میده!!

      این جمله وقتی اثر داره که شنیدی و باورش کردی و اون افرادی که چاق نمیشن شنیدن ولی بااااور نکردن👍 اهمیتی نداشته و توجه به آن نکردن👍

      بعضیا میگن که از ۴۰ سالگی ب بعد چاق شدن و باور کم شدن سوخت و ساز در اون ها فعال شده!

      در قانون جذب تصویر سازی و تجسم برای رسیدن به خواسته ها خیلی مهمه و این چاق شدن ها و باورها همین تصویر سازیه!!

      هدایت رفتار ما با ذهن ماست👍

      ما توانایی مقابله با ذهنمون را نداریم!!!!!!

      تاحالا درباره چرا چاق شدیم بود👆👆👆👆

      حالا درباره چرا لاغر نمیشیم👇👇👇👇👇

      اگه علت چاق شدن خودت را به خوبی درک کرده باشی علت لاغر نشدنت را خیلی راحت تر میتونی درک کنی!!!

      مثال یادگیری زبان فارسی را به یاد بیار اگه قبول کرده باشی ک چاق شدن را مثل حرف زدن یاد گرفتی پس علت ناتوانی در لاغر شدن واضحه!

      شما با بستن دهان خودت نمیتوووونی صحبت کردن به زبان فارسی را فراموش کنی پس شما با نخوردن غذا نمیتونی چاق شدن را فراموش کنی👍 شما با تکرار سر ساعت از هر زبان دیگه ای نمیتونی زبان فارسی را فراموش کنی پس شما با خوردن یک سری غذا سر ساعت خاصی نمیتونی چاق شدن را فراموش کنی👍 شما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنی نمیتونی زبان فارسی را فراموش کنی پس با مصرف هر ماده ای نمیتونی چاقی خودت را فراموش کنی 👍 شما با عمل جراحی فک و زبان خودت نمیتونی فارسی صحبت کردن را فراموش کنی پس با عمل جراحی هر قسمتی از بدنت نمیتونی چاق شدن را فراموش کنی!👍👍👍👍

       

      حالا شما میتونی با آموزش دیدن و تکرار کردن و استمرار هر زبان دیگری اون را یاد بگیری و علاوه بر فارسی صحبت کردن اون زبان را هم به خوبی یاد بگیری! پس شما میتونی با اموزش دیدن و تکرار آموخته هات متناسب بشی و البته بازم میتونی با تکرار آموخته های قبلیت بازم چاق بشی👍

       

      در همه روش ها سعی بیخودیه چون چاق شدن را فراموش نمیکردیم و ذهن هم همچنان از فرمول های چاقی برا هدایت در زندگی استفاده میکرد😆

      شما نمیتونی با فشار اوردن به خودت جلوی چاق شدنت را بگیری👍

       

      تنها راه متناسب شدن اینه که لاغر شدن را یاد بگیرید🥰👍

      وقتی یاد گرفتی دیگه نگرانی برا چاق شدن نداری مطمئنی ک میتونی متناسب بشی مثل هر موضوع دیگه ای که آموزش دیدی!

      مثل خیاطی نقاشی و ….

      لاغر شدن مثل هر موضوع دیگه ای باید باشه چرا وقتی میری کلاس زبان از اول انتظار نداری ماه بعد انگلیسی صحبت کنی ولی وقتی شروع میکنی به لاغر شدن هر روز میری روی ترازو چرااااا؟!؟ چون نمیدونی که لاغر شدنم یاد گرفتنیه!👍👍فکر میکنی یهووووییه!

      هیچ چیزی را شما تو زندگی یهویی بدست نیاوردی ولی چرا میخواین یهویی لاغر بشین؟!!!

      متناسب شدن خیلی ساده و راحته👍🥰

       

      مه تاب یه متناسب صبور و شاگرد اول توی یادگیری لاغری🤩🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/25 10:02
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 623 کلمه

      سلام🙂

      چقدر  در این فایل عاااااالی علت چاق شدن و علت لاغر نشدن رو توضیح دادین واقعا فکر میکردم اولین باره که دارم میشنوم👌👌👌

      چرا چاق هستیم؟ چون چاقی رو یاد گرفتیم🙂

      خداییش کجا این حرف رو شنیدیم غیر از این سایت😏

      هر جا پرسیدیم جوابای تکراری شنیدیم علتهایی مثل ژنتیک بی تحرکی پرخوری کم کاری تیرویید داروها بلوغ بارداری افزایش سن و علتهای دیگه ای که تغییرش از توان ما خارجه👌👌

      هرجا هم پرسیدیم خوب چطور باید لاغر بشیم ؟ کم خوردن و طبق برنامه غذا خوردن و محدودیت و محرومیت از یه سری غذاها رو برای کاهش میزان ورودی و ورزش و داروهای چربی سوز رو برای افزایش بیشتر خروجی عنوان کردن….

      حالا با تعریفی که از علت چاقی کردیم که آموزش بوده کدوم از روشهای قبلی آموزشهای چاقی ما رو حذف میکنه؟؟؟؟؟  

      اصلا مگه میشه چیزی رو که آموزش دیدیم و در حافظه سلولهای ما ذخیره شده رو پاک کرد؟؟؟؟؟؟

      ما هرچه یاد گرفتیم از طریق دیده ها و شنیده هامونو در مغزمون ذخیره کردیم درسته که خیلیهاش فعلا به خاطرمون نمیاد ولی دلیل بر نبودن و پاک شدنش نیست فقط چون زیاد برامون مهم نبوده و ازش استفاده نکردیم فعلا یادآوریش سخته ودر مورد مواردی که اهمیت زیادی برامون داشته یا علاقه داشتیم بارها باز خوانی کردیم و الان به صورت ناخودآگاه انجامش میدیم آنقدر حرفه ای که اصلا نیازی به فکر کردن هم نداره مثل یادگیری زبان مادری یا لهجه مون یا مهارتهایی مثل آشپزی و رانندگی و….

      در این جمله عااااالیه….”یادگیری حاصل تعامل ذهن و مغزه و جسم فقط نمایشگر میزان این مهارته”

      چون با جسم اون یادگیری رو تمرین میکنیم و هرچه بیشتر تمرین کنیم مهارتمون بیشتر میشه و خیلی عالیتر انجامش میدیم👌👌👌

      یکسری آموزشها ناخودآگاه صورت گرفته مثل چاقی یکسری رو هم اگاهانه آموزش دیدیم مثل رانندگی

      ولی هر دو رو با جسم به قدری تمرین کردیم که در هر دو به مهارت عالی رسیدیم

      هرچه چاقتر هستیم به این معنی هست که مهارت بیشتری در این زمینه داریم مهارتی که اصلا دوسش نداریم😑😑

      آموزشهای ناخودآگاه چاقی به که به صورت کلامی بارها تکرار شدن و بارها هم شاهد مثالش رو در اطرافمون دیدیم باعث شکل گیری و تثبیت یه سری فرمول و از اون مهمتر تصاویر ذهنی در ما شدن مثل اینکه بلوغ با چاق شدن همراهه یا هر کسی از دواج کنه چاق میشه یا بارداری با اضافه وزن همراهه واز این دست فرمولها

      و چون توجه مون روی اینها بوده سیستم RAS مغزمون که مسئول فیلتر ورودیهاست از این جنس منابع رو برامون فیلتر کرده و ما افرادی رو که مثلا با بارداری حسابی چاق شدن رو بارها دیدیم و توجه کمی به اونایی که اضافه وزن معقولی پیدا کردن داشتیم همین مساله باعث تقویت فرمول بارداری مساوی چاقی شده و تصویر زن حامله چاق هم در ذهنمون خیلی واضح و شفاف شده 

      اونوقت در زمانی که خودمون در شرایط بارداری قرار گرفتیم خیلی ساده طبق تصاویر ذهنمون عادات غذاییمونم تغییر کرده و به اصطلاح پر خورتر شدیم زود به زود گشنه مون شده و میل به شیرینی بیشتر شده و….و چاق شدیم ….به همین سادگی😮

      خوب میدونیم که چاقی فراموش نمیشه چون آموزش بوده پس چطور لاغر بشیم؟؟؟؟؟

      با آموزش جدید لاغری 

      فرمولها و تصاویر جدیدی در مغزمون شکل میدیم و آنقدر این آموزشها رو تکرار میکنیم که پیوندهای سیناپسی مغز بین آموزشهای جدید محکمتر بشه و پیوندهای آموزش چاقی سست تر اونوقت یادگیری جدید رو با جسم تمرین میکنیم و بارها تکرار میکنیم تا در اون به مهارت برسیم و بعد کم کم و آروم آروم جسممون هم لاغری و تناسب رو نشون میده🙂🙂🙂

      البته که در این مسیر بارها و بارها عادات چاقی ممکنه تکرار بشه ولی اگه در این مسیر آموزش لاغری استمرار داشته باشیم اونا هم کم کم محو میشن و ما تبدیل میشیم به فرد متناسبی که همواره متناسب خواهد بود چون آموزش دیدیم لاغری رو و چیزی که آموزش ببینیم هرگز از بین نمیره👌👌👌👌😊😊

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/03/25 03:06
      مدت عضویت: 265 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,008 کلمه

      چرا چاق شدم ؟ چرا لاغر نمیشم ؟

      خب چاقی من بر میگرده به دوران جنینی ام که با رفتارهای اشتباه مادرم که چون باردار بود باید بیشتر میخورد  و چون متاسفانه  باوراشتباه  خوردن  مساوی با چاق شدن ❌ در ذهن مادر من و حتی پزشکی که مادرم پیش ایشون میرفت نیز بود من بطور ناخودآگاه چاقی را آغاز کردم

      بعد آن هم که دختر تپل مپلی خیلی  قشنگتره❌ 

      و  دختر  باید جون داشته باشه چون میخواد مادر بشه و دچار کم خونی میشه تو آینده ❌

      روند چاقی من ادامه داشت تا کم کم بزرگ شدم وهمان  چاقیی  که تا یه زمانی زیبایی محسوب میشد حالا با بزرگ شدن من دیگر زشت و کریه شد  ،

       دختر دم بخت نباید چاق باشه  وگرنه خواستگار براش نمیاد ❌دختر خیلی زشته اینقدر چاق باشه و سرکوفت و سر زنش  ❌

      تا اینجا ی دلایل چاقی من ادمها و دورو بریهایم بودند و من چون سنم کم بود و کاملا نا آگاه تحت تاثیر این حرفا کاملا به مرز چاقی رسیدم

       

      با حرف ادمها چاق شدم و باز با سرزنشهایشان روند چاقیم بیشتر شد

      اما از یه جایی به بعد دیگر خودم بودم که به چاقیم دامن زدم باز هم بطور کاملا نا آگاهانه از آنجایی که چقدر خودم به خودم سر کوفت میزدم و فاصله ی خودم از حق طبیعی ام را بیشتر و بیشتر میکردم

      چقدر رژیمهای شدید گرفتم فقط برای اینکه  لاغر بشوم و نتیجه ی عکس گرفتن چقدر به جسمم  فشار آوردم ، چقدر خود کم بینی در خودم ایجاد کردم

      من عاشق خوردن بودماما به خدا سوگند نمیدونستم این خوردن اصلا چاق نمیکنه و اشتباه خوردن هست  که منو چاق میکنه

      ما چون خانواده ی مذهبی بودیم و زیاد اهل سرگرمی نبودیم بیشترین سرگرمی که داشتیم خوردن بود آن هم خوردن اشتباه و اگر عصرانه و در دورهمی میخوردیم و در زمان شام دیگر سیر بودیم از ترس پدر و مادر باید حتما سر سفره می نشستیم و غذا میخوردیم

      البته من هیچ کدام از این رفتارها رو الان غلط نمیدونم چون مهمترین باوری که اکثر ادما رو چاق میکنه فقط و فقط ترس از خوردن همان غذاها ست  

      من هیچ وقت یادم نمیاد که از خوردن حالم بد میشد چون اصلا آدم پر خوری نبودم  و اگر ان باور اشتباه رو نداشتم  ( ترس از خوردن ) فک نکنم اصلا چاق میشدم

      و  همیشه از خوردن لذت میبردم .( البته لذت همراه با عذاب وجدان لذت همراه با ترس )

      💥 اما الان میدانم که لذت آن زمان از خوردن با لذت الان کلی فرق داره . لذت آن زمان واکنش ذهن چاق بود و قطعا مرا چاق میکرد و لذت الان از غذا  واکنش ذهنیست که در حال تغییر به سمت لاغریست و کاملا لاغر کننده

       

      🌷البته من از وقتی وارد این مسیر لاغری شدم تمام اطرافیانم و همینطور خودم را که باعث ساخت باورهای چاقی در ذهنم شدند را بخشیدم . 🌷تا باذهنی آرام شروع به یادگیری لاغری کنم

      و خدا رو شکر از وقتی در حال انجام تمرین این گام ها هستم کلی دلیل برای لاغر نشدنم پیدا کردم که در زیر بیان میکنم

      اولین دلیل  لاغر نشدن من این بود که من   اصلا فکر نمیکردم ذهن من قدرت لاغر کردن مرا هم دارد و میتواند مرا لاغر کند حتی زمانی که وارد مسیر ذهنی هم شدم تا چند وقت بر این باور بودم که ذهن من فقط میتواند مرا چاق کند ❌

      یعنی من با رژیمهای اشتباه و نخوردنها و حتی خوردن های اجباری با سرزنشهایی که به خودم زدم کلا توانایی لاغر شدن را از ذهنم ربودم و فقط و فقط باورم این بود که باید رژیم بگیرم تا لاغر بشوم . یعنی در ذهن من لاغری فقط مساوی با رژیم بود ولاغیر ❌

      البته این اواخر دیگه رژیم و کم خوری هم روی من تاثیر نداشت و جز مقدار خیلی جزئی هیچ وزنی از من کم نمیشد  

      چون کلا من توانایی لاغری را در خودم به حداقل رسونده بودم یعنی کاملا تسلیم چاقی شده بودم و پذیرفته بودم که سرنوشت من چاقیست . چاق به دنیا آمده ام و چاق هم از دنیا خواهم رفت 😁❌❌❌و چه باور غلطی

      و دومین دلیل لاغر نشدن من این بود که اصلا فکر نمیکردم لاغری رو هم باید یاد گرفت کسی اصلا تا آن زمان نمی دانست تا بخواهد  به ما هم یاد بدهد و خدا رو شکر که هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن تا توسط استادی گرانقدر آرام آرام لاغری رو یاد بگیرم

       

       

      و سومین دلیل لاغر نشدنم این بود که نمیدونستم اصلا بذر لاغری در وجود همه ی انسانها بطور ذاتی و طبیعی  از طرف خداوند جلیل و حکیم قرار گرفته شده و با ابیاری این بذر میتوانم جوانه ی لاغری ام  را  بعد از مدتی ببینم

       

      دلیل بعدی لاغر نشدنم توجه و تمرکز و نگاهم بود که فقط و فقط به سمت چاقی بود فقط و فقط چاقی میدیدم و فقط و فقط الفبای چاقی را میدانستم  و با دانستن این زبان همه چیز را با این زبان ترجمه میکردم خوردن و غذا و پیاده روی و ورزش و …

      بعضی غذاها رو نمیخوردم که چاق نشم و بعضی غذاها را میخوردم بعدش میگفتم وای اینو خوردم قطعا چاق میشم پیاده روی میرفتم که نکنه چاق تر نشم چون بیتحرکی در ذهنم مساوی با چاقی بود یعنی تمام رفتارهای من تحت الشعاع چاقی بود چون ماهیت ذهن من چاق بود پس تمام واکنشها و اعمال من هم در جهت چاقی بود  

      و الان خدا رو شکر به این درک رسیدم که اگر ماهیت ذهن من  لاغر بشه  اگر ذهن من متحول بشه وذهن من  توانایی خود را برای لاغر شدن از نو بدست بیاره و من به این درجه از ایمان برسم که میتونم بطور خیلی طبیعی و خود بخود لاغر بشم

      صد درصد تمام اعمال من در جهت لاغری خواهد بود و وقتی زبان لاغری را بیاموزم که قطعا تمرین و تکرار میخواهد ذوق و شوق و شور عشق  تمام رفتارهای من  به این زبان ترجمه میشود و گام های من همه در جهت لاغری خواهد بود آن موقع هست که حتی خوردن من هر گونه که باشه  واکنش ذهن لاغر من هست و من آن موقع هست که میتوانم با خیال راحت بخورم و لذت ببرم و فریاد بر آورم که من یک لاغر و یک متناسب هستم

      خداایا شکرت ممنونم ای ذهن خوبم که در آموختن زبان لاغری با من همراهی و ممنونم استاد بابت راهنمایی های با ارزشتان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/21 17:03
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 453 کلمه

      باسلام خددمت دوستانم واستاد گرامی من هرچی فک میکنم دلیل چاقی ام رو فک میکنم باید این و بگم که از بچگی چاق بودم وعکسهایم هم همه چاق بوده و کلا در دهن همه فامیل من رو در دهنشدن دختر چاق ودرسخون وزرنگ میدونستن واولین مورد در دهنشون چاقی من میاد وهر وقت هم که خیلی لاعر میشدم خانواده مخصوصا مامانم لاعری من رو زیاد باور نداشت وخیلی سعی میکردند به رویم ندند ولی بازم توی حرفهاشون کنایه داشتند وخلاصه الان که فک میکنم من از بچگی تپل بودم وفرمول اشتباه دهنم اینه تا امروز خودم رو چاق قبول کردم واقی ام رو طبیعی میدونم  اگه طبیعی ندونم که وقتی غدا میخورم ودوست دارم زیاد بخورم نمیگم باشه از فردا دیگه کمتر میخورم حالا کمکم دارم میفهمم گفتن این جملات هم ناشی از اینه که چاقی ام رو طبیعی میدونم چون اگه من خودم رو فردی متناسب بدونم که نمیگم باشه از فردا کم میخورم که لاعر بشم یعنی الان عیب نداره حالا امروز هم چاق باش از فردا لاعر کنومعلومه از این بدنم هم راصیم که زیاد با هاش ا یت نمشم اگه راضی نیاشم وباهاش حالم  احساسم بد باسه هیچ وقت کاری رو انجام نمیدم که هی حالام بد کنه یعنی همون پرخوری رو هم با احساس خوب لا اقل اولس انجام میدم وبعدش عداب وجدان میگرم پس اولش دارم لدت میبرم اگه ناراحت باشم انجام نمیدم چطوره که وقتی چایی خیلی داغمیخورم ودهنم میسوزه دیگه انجام نمیدم وسری بعددقت میکنم چون احساس وحسم بد میشه ودقت دارم وبا اگاهی چایی رو فوت میکنم یا میزارم سرد بشه پس میفههم که چاقی رو برای خودم طبیعی کردم وحالا فهمیدم که خداوند انسانهارد با تناسب اندام افریده وما با فرمولهای استباه کار غیر طبیعی انجام دادیم واین بدن ما شده نتیجه اون فرمولهای استباه پس از اونجاییکه همه اموزشها در دهن پاک نمیشن ولی اگه ازشون کمتر استفا ه بسه تقریبا میرن رو offوتفریبا نیمه خاموش وغیر فعال میشن وامزشهایی میان رو که ازشون مداوم داریم استفاده میکنیم مثل رانندگی اگه یک مدت ماشین نداشته باشیم اون اموزسها میرن توی نیمه فعال وبعداز داشتن ماشین به مرور ومدتی شروع به فعالیت میکنه تازه من امیدوارم که بعصی از فرمولاها رو میسه برای همیشه خاموش کرد اخه نم نه مثال نقصش درمورد همون رانندگی که من مدت پنج سال که ننشسته بودم بعصی از فرمولهاش تقریبا خاموش بود وباز یک دوره دیدم وشروع به فعالیت کرد یالغتهای زبان انگلیسی که توی مدرسه یا د میگیربم رو الان فراموش کردیم پس میشه بعصی رو با استفاده نکردن کلا خاموش کرد وبه جاش اگه هر روز فرمولهای لاغری رو یاد بگیریم این فرمولها به نزدیکترین قسمت ذهنمون بیاین وخلاصه اش باید از همون راهی که چاق شدم برگردم به امید همچون روزی خدایا شکرت شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirrezahafezi6@gmail.com
      1400/03/07 16:28
      مدت عضویت: 206 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 4 کلمه

      سلام بسیار عالییی ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      yasaminhasanloo76@gmail.com
      1400/03/03 19:48
      مدت عضویت: 232 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

       به نام خدا 

      سلام ما باید اول برای   ذهن لاغری رو کار راحت کنیم و در واقع به یاد بیاریم که از بدو تولد لاغر بودیم و لاغر  خواهیم ماند و باید مسعولیتش رو بپذیریم که خودمون مسعولیم و که این وضعیت رو تغییر بدیم و متناسب بودنمونرو پس بگیریم و به امید خدا که من رو لایق این مسیر  صحیح دونست تامن  بتونم به بهترین شکل در این مسیر گام بردارم اول خدا و دوم لطف استاد 

      ما همانطور که چاقی رو آموختیم  لاغری رو هم میتونیم یاد بگیریم و به تناسب اندام برسیم 

      تنهاباید عادت هایی که امروزه حالمون رو بد میکنه و فراموش کنیم و کنار بزاریم مثل حساس بودن به پوشش لباس که این کار میتونه چاقی رو تشدید کنه و فراموش کنیم که فردی هستیم که اضافه وزن داره با اعتماد به نفس باشیم و کاملا عادی برخورد کنیم و هر چییزی رو به چاقی ربط ندیم 

      و من به اندازه عظمت خدا ازش تشکر میکنم و سپاس گزارم از خدای مهربان 

      و از زحمات استاد عطارروشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/03 18:41
      مدت عضویت: 562 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان متناسب اندام

      همانطور که دراین فایل یاد گرفتیم چاقی رو که   مثل زبان فارسی آموختیم و توش مهارت پیدا کردیم دیگه کم کم بایستی لاغری رو یاد بگیریم  و باهاش یه مدت زندگی کنیم تا توش مهارت پیدا کنیم .

      وبا آگاهی های لاغری که کسب میکنیم وبا تغییر باورها وافکار مخرب چاقی که باعث شده ما از مسیر متناسب شدن خارج بشیم به افکار و باورهای لاغری در مسیر صاف و هموار متناسب شدن  قرار بگیریم  . 

      ویه مدت روی خودمون کارکنیم با عشق به خود و توجهات درست در محیط اجتماعی و با کسب آگاهی های لاغری از طریق استاد بزرگوار که راه سخت رو برامون هموار کردند در این محیط لاغری زندگی کنیم و این زبان لاغری رو یاد بگیریم و شایسته اندام متناسب شویم . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/02/25 22:35
      مدت عضویت: 268 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد ❤ سلام و درود ❤️

       

      میخواهم💪

      میتوانم😍

      میشود 🌟

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و طبیعت بدن لاغری و تناسب اندام هست😊

       

      من لاغری رو آموزش میبینم و تا آخر عمر لاغر و متناسب هستم و لذت میبرم😇

       

      الان که فکر میکنم دیگه نباید به گذشته فکر کنم و حسرتش رو بخورم و فقط و فقط و فقط باید تمرکزم رو بزارم رو هدفم و یادگیری لاغری😍به جای اینکه وقتم رو تلف کنم که چراااا و ای کااااش…………..اون وقت رو میزارم واسه آموزش درست خودم و حتما حتما حتما بهش میرسم چون طبیعت بدن من لاغری و تناسب اندام هستش و لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من به سادگی و به زیبایی و عزتمندانه به هدفم میرسم و تا آخر عمر لاغر و متناسب هستم و لذت میبرم 😇😇😇

       

      خدااااااااااااااااااااایا شکرت خدااااااااااااااااااااایا شکرت خدااااااااااااااااااااایا شکرت من را در مسیر درست قرار دادی🌟

       

      شنبه۱۴۰۰/۲/۲۵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/21 12:09
      مدت عضویت: 227 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,370 کلمه

      سلام به استاد و دوستاي عزيزم

      گام هشتم

      چرا چاق شدم من؟ چرا لاغر نميشم؟

       

      لاغر كه حالا دارم ميشم كي گفته نميشم؟! ☺️🥰

      اما اين سوال گذشته س چرا قديما چاق شدم و  لاغر نميشدم؟

       

      من هر روز كه بيشتر فايل گوش ميدم بيشتر جوابام كاملتر ميشه و ليستم از اون دلايلي كه چرا چاق شدم هي اضافه ميشه.👌🏻

      حالا امروز مينويسم كه تا به امروز چه مواردي رو شناسايي كردم كه چرا چاق شدم و اين چه عواملي بود كه باعث ميشد من نتونم لاغربشم؟

       

      ١)من   “احساسم”   نسبت به خودم در تمام مراحل زندگيم حس چاقي بود

      حتي زماني كه لاغر بودم هم حس ميكردم چاقم .

      من اولين مشكلم احساسم بود.

      مگه ميشه يه نفر كل زندگيش حس خوبي راجع به خودش(اندامش)نداشته باشه؟

      بله ميشه اون منم

      اولين ضربه احساسم بود .

      اين گزينه به خودي خود نابودگره تمام اهداف و دستاوردهاست.

      من حسم منفي بود

      حس خوبي به خودم نداشتم

      حس خوبي به غذايي كه ميخوردم نداشتم

      حس خوبي به ميزان غذايي كه ميخوردم نداشتم

      حس خوبي بعد خوردن غذام نداشتم

      خس خوبي قبل خواب نداشتم

      حس خوبي موقع بيدار شدن صبح نداشتم

      حس خوبي به لباسي كه ميپوشيدم نداشتم

      حس خوبي به اندامي كه توي آينه ميديدم نداشتم

      اصلا حس خوبي به اين انسان نداشتم

      من نميگم كه امروز من متحول شدم و صدرصد حسم به خودم عاليه

      اما هر روز تلاش ميكنم كه حسمو به همه ي چيزهايي كه قبلا بد بود بهتر كنم

      چون راه ديگه اي ندارم

      چون تنها راه رسيدن من نه تنها به لاغري بلكه به ساير اهدافم تصحيح نوع احساسم به مسائله.

      من تو موارد زيادي در زندگيم موفقم و وقتي حالا اونارو اناليز ميكنم ميبينم كه من در موارد موفقيتم اخساسم هميشه مثبت و اميدوار بوده.

      مثال:

      من تو ٢٦ سالگي تو يه كمپاني بزرگ مدير يك دپارتمان بودم و درامد نسبتا خوبي داشتم.

      اما من توي ذهنم آرزوهاي بلندتري داشتم و ميدونستم من براي اون شغل آفريده نشدم چون ازش لذت نميبردم.

      من تصميم گرفتم حرفه اي رو باد بگيرم كه دوسش دارم و بتونم بيزينس خودمو داشته باشم و از شغلم لذت ببرم.

      من در طول مسير رسيدن به هدفم تنها به لذت و نتيجه ي عالي فكر ميكردم.

      من به ريسك اين كار اهميتي نميدادم.

      شروع كردن از صفر من رو از تصميمم منصرف نميكرد چون نيروي قدرتمندتري بمن ميگفت تو ميتوني و حتما از عهدش بر مياي.

      همه ي خونواده و دوستانم گفتن كه كار اشتباهي ميكنم كه از شغل با درامد ثابت و مطمئن استعفا ميدي و شغلي جديد با مشتري صفررو رو پاي خودت  و تنها شروع مي كني.

      اما حس من در تمام مسير مثبت بود.

      البته كه من نگران بودم ،البته كه توي دلم ميگفتم اگه نشه چي ؟،اما احساس مثبت و قوي كه ميگفت تو موفق ميشي برو من پشتتم خيلي زورش بيشتر از همه حرفا ي توي دلم و همه حرفاي كل دنيا بود.

      در نهايت من كارم رو شروع كردم و توي تنها ٦ ماه فوقالعاده موفق و معتبر شدم.

      “احساس “

      اين عامل پيچيده و سرنوشت ساز

      ميتونه نتيجه ي يك معادله رو كاملا برعكس كنه.

      حالا كه به موضوع شكست در لاغريم بر ميگردم و مرور ميكنم احساسمو ميبينم كه احساسم هيچوقت با من يار و همگام نبوده.

      حالا كه وارد مسير لاغري با ذهن شدم خيلي تلاش ميكنم كه احساسم رو خوب و مثبت نگه دارم

      خوشحال و شكر گزار از خواب بيدار شم

      خوشحال تحرك كنم

      خوشحال بخورم

      خوشحال به خودم نگاه كنم

      لبخند بزنم به صورتم

      و بگم كه طوفان بخير گذشت و من كنارتم تا با هم با احساس نو از نو بسازيم پايه هاي ذهن رو.

      ٢)”باورهاي ” من

      و اين باورهاي من

      امان از تمام باورهاي منفي و غلط من!🤦🏼‍♀️

      من بعد اشنايي با اين دوره تمام باورهام غلط از آب در اومد!😅

      باورهاي من مبني بر دلايل و بهانه هاي چاقيم همه غلط بود!

      -من چاق شدم چون مدل بدنم اينه!

      -چون هورمون هام بالانس نيستن

      -چون آهنم كم شد بهو شيريني زياد خوردم

      -چون سنم شد سي سال

      -چون من كلا متابوليسمم پايينه

      -چون خانوما خدادادي بافت چربيشون بيشتر از عضله هست

      -چون من شغلم بي تحركه

      -چون من از ورزش خوشم نمياد

      -چون من روزي ٨ ليوان اب نميخورم

      -چون من خيلي مواد شيرين دوست دارم

      -چون من نون ميخورم

      و تمام اين عوامل بيروني كه من باور داشتم عامل چاقي من هستن

      باور داشتم :

      -رژيم تنها راه صحيح لاغريه

      -ورزش تنها راه صحيح خلاصي از شر چربي هاست

      -كم بخور زياد تحرك كن

      -من بي اراده ام همه با اراده ان

      -من تا ابد محكوم به چاقي ام

      -بايد معدمو كوچيك كنم والا من تا اخر عمرم همينم

      لاغرا ژن شون با ماها فرق داره اونا استعداد ندارن ما داريم

      -من اشتهام خيلي زياده و غير قابل كنترله

      و ….

      تمام اين باورهاي مسموم چطور ممكنه بزاره من لاغر بشم آخه؟

      چرا اينارو به ما ياد ندادن؟

      چرا ٩٠٪؜ كسايي كه ادعاشون ميشه ميدونن و ميخوان كمك ما كنن دستشون رو روي نون و برنج و شيريني و روغن و… ميزارن چرا كسي اصل حرفو حرف حقو نميزنه ؟

      به يقين كه اينم نوعي سياسته …

      ما هم مثل تشنه لباي اسير دربه در دنبال يه قطره آب؟

      بله دوستاي گلم من دومين خطام باورهاي تماما غلطي بود كه راجع به تمام محتواي چاقي و لاغري و خودم داشتم و خداروشكر سعي ميكنم روي موارد بيشتري از اين باورهاي بيهوده خط قرمز ❌ بكشم.

      هر چه تعداد بيشتري باور غلط خط بخوره من به هدفم آسونتر و سريعتر نزديكتر ميشم.🙏🏻

       

      ٣)مورد سوم كه ميتونم بگم “گفتارهاي كلامي ”من بود.

      چي از زبون من گفته ميشد راجع به چاقي و لاغري؟

      همه بيان ضعف من بود.به دوستان و نزديكام و دكترم و مربي باشگام و هر كسي كه اعتماد ميكردم ميگفتم:

      -من استعداد چاقيم زياده

      -من آبم ميخورم چاق ميشم

      -من از بچگي اينطور بودم

      -من از ورزش خوشم نمياد واسه اينه

      -من نميتونم خودمو كنترل كنم شيريني ميخورم

      -من قبل خواب بي اراده ميشم هله هوله ميخورم

      و …

      من خودمو در مورد لاغري و تناسب اندام چطور به جامعه و بيرون از خودم معرفي ميكردم؟

      -من خودم رو به عنوان كسي كه بارها تلاش كرده ولي مشكلش اينه كه لاغر نميشه معرفي كردم

      اين توصيف من وصف يك انسان شكست خورده و ضعيف در مورد موضوع لاغري بود

      مسلما ذهن من هم قبول ميكرد هر چه كه من درباره خودم توصيف ميكردم و طبق اون توصيف برنامه ريزي ميشد كه حركاتي وواكنشهايي در جهت محقق كردن اون گفته هاي من راجع به خودم انجام بده.

      ميخواست من رو به اون حقيقت كلامي نزديك كنه پس من چاقتر ميشدم و يا اصلا لاغر نميشدم.

      ☝🏻حالا ياد گرفتم حتي يك جمله و حتي يك كلمه در مورد خود فعليم و وزن فعليم و اينكه چرا اين شكليم به هيچ كسي نگم حتي زير لب به خودمم هم نجوا نكنم.

      گفتارم رو كنترل و سازماندهي ميكنم در جهت لاغري:

      -من انسان متناسبي هستم

      -من فوق العاده خوش هيكلم

      -من فوق العاده با استعداد و با اراده ام

      -هر وقت كه اراده كردم لاغر شدم

      -من لاغر و متناسب هستم

      -لاغري براي من آسونترين كار دنياست

      -من با ارزشم

      -من همين الانشم خيلي متناسبم 

      -من با قدرت و بي نظيرم

      -من خود خدام

      حال كه گفتارم رو تصحيح كردم ذهنم هم تمام برنامه هاشو طبق اين گفته هاي من خواهد ريخت و منو در مسير لاغري جلو خواهد برد.

       

      ٤)مورد ديگه حرفهايي بود كه من “ميشنيدم” .

      چه شنيده هايي رو گوشهاي من ميشنيد تا منو چاقتر كنه؟

      تمام محاوره هاي غلط حول انواع رژيم

      -فلان رژيم ١٤ روزه لاغر ميكنه

      -فلاني زيره رو قاطي ماست كرد ٢٠ كيلو كم كرد

      -دوستم:من معدمو عمل كردم ٣٥ كيلو كم شدم

      -متخصص تغذيه:يك بسقاب برنج ٤٥٠ كالري داره

      -مربي باشگاه:حركات هوازي به تنهايي باعث لاغري نميشه بايد وزنه بزني

      -همسايه:از ساعت ١٢-٨ بخور بقيه روز نخور كلا چربيات آب ميشه

      -اون يكي دوستم:ما كلا هيچوقت لاغر نميشيم دنيا دو روزه بيا بريم بيرون غذا بخوريم

      -فلان مرد:من عاشق زناي پُرم

      -تو راديو ماشين:پادكست صوتي لاغري با رژيم گياهخواري

      -تو فضاي مجازي:حرفاي فلان مدل لباس در مورد نخوردن غذا و فقط آب و مايعات خوردن

      و….

      اين شده بود زندگي من

      گوشهاي من فقط حرفهاي راجع به اينكه چطور لاغر بشيم رو گوش ميداد و براش جذاب بود

      همه ي اون اطلاعات بي ريشه و غلط واسش جذاب بود!

      ميشنيد

      ميداد ذهن ناخوداگاهم

      اونم كه آماده باش شروع به برنامه ريزي

      بنويس همه ي برنامه هايي كه اين راجع بهش گوش ميده

      چي گوش ميده؟

      فقط چاقي فقط اينكه چجور لاغر شه چون چاقي دردشه

      چون چاقي خيلي واسش سنگين تره از لاغري

      آهان ن ن

      يعني چاقي واسش مهمه

      پس بزار جوري برنامه بريزم كه اينو به اون چيزي كه واسش سنگين و مهمه برسونم (چاقي)

      يعني اين  ذهن ناخوداگاه گيجه!

      هر چي كه روش تمركز كني تورو تو مسير تحققش ميزاره!

      نميتونه تشخيص بده كه آقا من از چاقي نگفتم كه خوشم مياد نميخوام كه چاق شم 😲

      ذهن كاري به اينا نداره تو كه فقط به چاقي قدرت دادي و هي راجع بهش گوش كردي اون برداشتشو كرد و تمام .حكم چاقيو صادر كرد رفت.⚖️✍🏻

      خب حالا توي مسير لاغري چيكار ميكنم؟

      من محاله به هيچ بحثي در مورد چاقي وارد بشم و گوش بدم .

      نه تلويزيون نه صوتي نه از آدما و محواره

      هيچ چيز

      گوش من فقط فايلاي صوتي لاغري با ذهن استادو گوش ميده

      گوش من فقط اطلاعات صحيحو گوش ميده و ذهن من طبق اون شنيده هاي مربوط به لاغري برنامه ريزي ميكنه تا در اينده اي نزديك تو هرموقيعت زماني و مكاني منو در مسير لاغري جلو ببره.

       

      ٥)مورد ديگه “تصوير سازي “من هست.

      من چه تصويري از خودم داشتم در مسير چاقيم؟

      تصاوير چاق و منفي

      تصوير سازي من از خودم چاق بود

      تصوير سازي من راجع به مكانها و زمانهايي كه در آينده توش ميخواستم باشم يك تصوير چاق بود كه من رو نگران و نا اميد ميكرد

      -هفته ديگه با بچه ها بريم بيرون واسه شام من تو عكس چاق ميوفتم

      -من قراره با فلاني برم بيرون ميگه چقدر هيكلش چاق شده

      -خدايا من قراره برم عروسي تو فلان تاريخ حالا همه فاميلا كه منو نديدن ميگم الهام بازم چاق شده

      -فلان لباس كه من خريدم اخه تا فلان روز كه تنم نميشه برم يه لباس ديگه بخرم من كه ميدونم لاغر نميشم.

      آيا من تصوير الهام متناسب رو توي آينده ي نزديك و دورم در ذهنم ترسيم ميكردم؟

      به قطع جواب نه هست.

      من خودم رو محكوم به اضافه شدن بيشتر وزنم و چاقي بيشترم ميدونستم و تمام تصاوير حال و آينده ي من در ذهنم تصاوير متناسب و خوش اندام نبود.

      تصاوير ناراحت و نگران و خجالت زده از اضافه وزنم بود.

      اصلا نميتونستم به اين فكر كنم كه خب گيرم تا فلان تاريخ وزنت كم نشه گيرم همه توي جمع بگن الهام ١٠ كيلو چاق شده

      اصلا آيا اين تمام ماجراست؟

      اصلا هيچ دليل ديگه اي براي حضور تو در اون جمع وجود نداره؟

      اصلا يعني هيچ شاخص بارز و ارزشمندي جز اضافه وزنت براي تو توي ذهنت وجود نداره كه بهش افتخار كني و ببالي؟

      جواب من در گذشته:

      خير نيست

      من اگه چاق باشم ساير دستاوردهام اونقدر كم رنگه كه كسي حتي فرصت شناسوندن من رو به اونها نميده و يا اينكه من اصلا عامل تمايزي در وجه اول ندارم كه منو از بقيه جدا كنه

      اصلا كسايي كه متناسبن فقط حق غرور به خودشون دارن و اونها كاملترين و با اراده ترين انسانهان .

      من اينطور فكر ميكردم اينطور باورسازي ميكردم و اينطور تصويرسازي ميكردم و نتيجه طبق هميشه شكست من در لاغري توي بازه يزماني تعيين شدم بود.

      چون ذهنم با من ياري نميكرد

      و من بي نهايت خسته از ذهن نا فرمانم بودم و براي تنبيه نافرماني ذهنم جسمم رو شكنجه ميكردم 🤦🏼‍♀️

      واي بر من

      كلا اشتباه روي اشتباه بود.

      جالبه اين كه من توي هر جمعي ميرفتم و ميرم همه جز تعريف و تمجيد چيز ديگه اي نبود و با خسرت به من و زندگيم نگاه ميشه و من تنها شاكي و ناراضي ه اين بازيم.

      طفلي مامانم تمام طول عمرم بمن خسته شد از بس تكرار كرد كه من از بيرون اون چيزي كه خودم راجع به خودم فكر ميكنم نيستم.

      اما ميدونين چيه ؟

      يك دنيا هم بهت بگن (آره )اگه يه ذهن غلط برنامه ريزي شده توي سرت باشه مگه (نه ).

      اينه 

      اينه قدرت ذهن 🧠

       

      و اينطور بود كه در نتيجه ي اين ٥ دليل مهم و حياتي من هيچوقت به لاغري نرسيدم و چاق. شدم و چاق موندم.

      بچه ها 

      امروز كه بيدار شدم حس خيلي خوبي داشتم.

      حس فرمانروا تا حالا داشتين؟

      حس برتري چي؟

      من حس قدرت و فرمانروايي داشتم.

      استمرار من در گوش كردن به فايلها و انجام تمرينهاي ذهني خودش رو داره كم كم توي جسمم و ذهنم و نگرشم نشون ميده و زندگي من حالا روزنه ي روشني داره كه روز به روز بازتر ميشه و روزها ي من رو نوراني تر ميكنه.

      من امروز تصميم مهمي گرفتم.

      من تصميم گرفتم استفاده از قدرت ذهن رو نه تنها در موضوع لاغري بلكه در تمام موارد ديگه ي زندگيم هم دخيل كنم.اگر ذهن من قابليت تحقق تمام آرزوهاي منو داره چرا كه نه؟

      موضوع لاغري براي من اهميتشو تا خدودي از دست داده.

      چون من به اين نتيجه رسيدم اين كوچكترين و ساده ترين كاريه كه ذهن من بطور طبيعي طبق يك فرايند روزمره ميتونه از پسش بر بياد ومن هم ناظر كيفي كارش خواهم بود چون تازه راه افتاده!

      ولي من ميخوام زمانم رو بيشتر صرف مسائل مهمتر و دستاوردهاي با ارزشتر كنم

      وقتش رسيده كه از تمام ذهنم با تمام قابليتش كار بكشم.

      ميخوام هدفها و آرزوهاي بزرگي كه از نظرم غير قابل تحقق ه بنويسم و به ذهنم تمرين بدم كه در مسير تحقق اونها حركت كنه.اين ذهنم كلا برده ي منه هر جا كه بگم ميره ☺️😄

      فقط بايد پله به پله و برنامه ريزي شده تعليمش بدم كه راههاي فرعي رو نره.

      ميدونين دوستاي عزيزم

      يه مثال ميزنم

      مثلا واسه تولد برادرم ميخوام براش يه گوشي موبايل بخرم اما اينو به مامانم نگفتم.

      مامانم نميدونه برنامه ي من خريدن گوشيه ميگه تولد داداشته ميگم براش يه كادويي چيزي بخر يه ادكلن يا …

      من ميگم مامان ادكلن چيه من واسش گوشي ميخرم لياقتش بيشتر از اين چيزاي كوچيكه.

      خب استاد

      حالا من دقيقا تو زندگيم همچين حسي دارم

      من به اين سايت به نيت لاغري وارد شدم

      اما بعد دو هفته ميبينم لاغري خيلي كمه اين كه چيزي نيست من توجه ام و انرژيمو به جاي لاغري ميخوام به آرزوهاي بزرگتر بدم

      چون فهميدم كه با ذهنت را بياي باهات چجوري راه كه سهله ميدووه !🏃🏼‍♀️🏃🏽‍♀️

      حالا اگه من ذهنم اينقدر زرنگو و نابغس حيف نباشه ازش فقط لاغريو بخوام!؟

      من ازش يه ارزو و هدف بزرگتر ميخوام اين ريزه ميزه ها خودشون توي مسير تحقق اون آرزو بزرگه محقق ميشن!

      از امروز فعاليتها و تحقيقاتم رو در زمينه هاي ديگه رو هم شروع خواهم كرد و شمارو هم در جريان خواهم گزاشت.

      من يه انسان آزاد و رها و مجرد و موفق و جوان هستم و همه چيز براي شروع كار رو دارم و اون ذهنمه.اون موارد ديگه هم كمك كننده ان.

      من تو زندگيم از نقطه ي زير صفر براي تولد موفقيتهاي بزرگم شروع كردم حالا كه بالاي صفر ايستادم و تجربه هم دارم با تمركز و برنامهريزي ذهنم نتيجه م هزاران برابر خواهد بود.🏆🥇

      دوستاي گلم

      هدفهاتون رو بزرگ در نظر بگيريد

      غير ممكن ها رو ممكن تصور كنيد

      به آرزوهاتون لقب غير محال نديد

      تنها كافي ست ذهنتون رو باور كنيد و بهش ميدون بديد.

      بياد داشته باشيد ما هيچ اما هيچ تفاوتي با موفق ترين انسان روي كره زمين نداريم.

      پيش بسوي برنامه ريزي و تغذيه صحيح ذهن و اصلاح باورها 💪🏻💪🏻💪🏻

      دوستدار همگي

      الهام ❤️

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/09 10:31
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 910 کلمه

      بنام خدا⁦❤️⁩ 

      چراچاق شدم چرالاغرنمیشم ؟

      درطی تمام زندگیم من مقصر هایی برای اضافه وزنم داشتم اول ازهمه ژنتیک و خانواده وبعدغذاهاوروغن های پرچرب وفست فودها درطی تمام زندگیم من به اندازه ی سالهای زندگیم هرچقدرکه بزرگترمیشدم من چاقترمیشدم چون دلایلم به مروروباگذشت زمان بیشتروکهنه ترمیشد درواقع بعدازشنیدن این فایل من به این باوررسیدم که من چاق شدم چون چاقی رایادگرفتم چاقی در من پیشینه داره ودلیل اونهم یادگیری من والگوبرداری من ازخونوادم بوده رفتارهاوواکنشهایی که میدن درواقع من ذهنم دربچگی آماده بودبرای دریافت همانطورکه حالاهم امادست امادربچگی چون ذهن من کاملاازفرمولهای دستی خالی بودوفقط ازفرمولهای  پیش فرض پربود وطبق اونهاعمل میکرد چاقی من به خاطر غیرطبیعی رفتارکردن من بود چون چاق شدن یاتپل شدن یعنی خارج شدن از محدوده‌ی طبیعی بدن که اون لاغری هستش. درطی این مدت که تقریباً یک هفته بودکه اینترنت نداشتم من فقط سه تافایل جدیدگوش دادم وتاگام یاز ده روانجام دادم و نکات طلایی روهم دوتاشونومرورکردم والان تصمیم گرفتم دیدگاه ها رو بنویسم و بعد به گام دوازده برسم. چون درطی این مدت فهمیدم که نوشتن دیدگاه چقدرموثره خواندن نوشته های استاد و دوستان شگفتی سازوهمه ی این سایت . درطی این مدت من یادگرفتم که چاقی طبیعی نیست بلکه برای ذهنم 🧠 طبیعی شده ودلیلش هم زندگی کردن با افراد واطرافیانم بوده که اونو طبیعی میدیدن .چون اونهاهم این جوری یادگرفتن وپذیرفتن .وحالاکه به رفتارهام درمورد مواد غذایی فکرمیکنم به این پی میبرم که من چاق شدم چون غیرطبیعی رفتارکردم  .من آدم طبیعی هستم امامن باچاقی خودم طبیعی رفتارکردم چون سالها چیزی غیرازاونویادنگرفتم  اینم فهمیدم که آدم چاق به خاطر این که سالها چاقی رومرورکردن وهرروز رفتارشونو تکرارمیکنن  چاقن چون ذهن اونها فقط فرمول‌های چاقی روداره وادمهای لاغرفقط فرمول‌های لاغری وتکرارکردن که لاغرن .واینم فهمیدم که دوستان عزیزی که شگفتی سازمیشن  چون هرروزفرمولهای لاغری روتکرارمیکنن وتمرین میکنن لاغرمیشن وبرای  همیشه لاغرمیمونن شایدبراتون عجیب باشه امامن تازه به این درک رسیدم وهروقت پرخوری میکنم  میگم به خودم که این رفتار طبیعی نیست بلکه رفتارجدیدی که دارم یادمیگیرم تمرینش کنم طبیعیه و اینم درخودم دیدم که لباسها م ازادشده وصورتم لاغرشده اوایل میخواستم برای مدت زمانی ومقدا ری که تعیین کرده بودم لاغربشم وبرای بچه دارشدن امابه خودم گفتم که نه بایدتغییرکنه همه چیز من وظیفه ندارم که ادمهاروازخودم راضی نگهدارم وتمام ادمهاروهرطورکه بشه نمیشه همشون.راضی کرد ⁦ومن خدانیستم من یک انسانم و. وظیفه دارم که برای خودم کاری انجام بدم  اینکه برای درموردم حرف نزن روزه بگیرم یاپشت سرم دیگه حرف نزنن لاغربشم ویا..‌..درواقع این فقط به خودم مربوط میشه ومن وظیفه ندارم کسی روازخودم راضی نگهدارم  وارامش پیدا کردم وادامه دادم حتی درانجام دادن ومرورتمربنات عجله نکردم چون فهمیدم که باید برای همیشه این تغییروجودداشته باشه و من برای همیشه لاغرمیمونم پذیرفتم  که همه چیز یواش یواش اماهمیشگی رخ میده وغصه ی جسممونخوردم  چون این من بودم که الان خواسته بودم .یادگرفتم که دیگرانومقصرندونم وچاقی فرموله واین فرمولهاهستن که مانع از لاغری من میشن وهرشب مشتاقانه قبل از خواب به لاغری واندام ایده آلی که بهش رسیدم فکرمیکنم وعجله ای درکارنیست حتی توی انجام تمرینات زندگی باطعم خداهم عجله ندارم و اززمانیکه به احساس آرامش رسیدم وتمریناتوباشورواشتیاق انجام میدم بهترتونستم خیلی چیزارودرک کنم دلم میخواد خیلی زیادازاحساس عالی که به دست آوردم صحبت کنم امسال ماه رمضان برای من خیلی فرق داشت ازهمه نظرمن حتی وجودخدا ودرخودم احساس کردم و افتخار کردم به خودم که خدادردرون منه وبیشتربه سکوت درونم گوش میدم اززندگی بیشترلذت میبرم واعتمادم به خداوخودم بیشترشدن بعدازمدتهادیرروزوشب گذشتش من ازخودم عکس گرفتم ودیدم چفدرتغییرکردم ولباسهام برام آزاد شد ه وحس سبکی دارم .یادگرفتم که همه چیز به ذهن برمیگرده واینکه حس وحالم بدمیشه به خاطر جمع شدن افکارمنفی درذهنم دراون لحظه هست تونستم  خودموبیشنربشناسم وباخداا تباط برقرا رکنم ولذت ببرم چاقی من آموزشی بود به دلیل تکراراین فرمول باور⁦⁩⁦⬅️⁩عمل ⁦⬅️⁩نتیجه که همه ی اینها باتکرارشدن حاصل شدن وحالا هربارکه تمرین میکنم میگم من مسول چاقی و مسول لاغری خودم هستم . دلیل اینکه چرالاغرنمیشم هم به این موضوع برمیگشت .

      ۱-چاقی برام طبیعی و عادی شده بودبه دلیل تکرارشدن واعتیادپیداکردن بهش 

      2-باهربارژیم گرفتن ومحدودکردن خودم وایجادجنگ وتضاد بین ذهن و جسم  یعنی من  خواسته اماین بودکه لاغربشم اما ازلاغری وشل شدن پوست بدنم میترسیدم ویادوست داشتم لاغربشم امافکرمیکردم که حامابایدفلان غذارونخورم وهمیشه چشمم دنبال غذابوداما یادم می اومدکه  من رژیم دارم واین نشون میداد که من ذهنم درمسیرچاقی وچاقترشدن بود.

      3-توجه نداشتن من به زمان ومقداروزنی که اضافه میکردم و به مرورطی میشدامامکمل اون که باعث پیشرفت اون میشداحساسی بودکه من بعدازدیدن خودم  پیدامیکردم درطی مدت برام طبیعی بود چون روندش داشت پیش می‌رفت و من به اون توجهی نداشتم اماواکنش احساسی من که ازنظرخوداگاه من طبیعی نبود اماناخوداگاه من فقط احساس منودرک میکردوبراش مهم نبود که این پیشرفت دادن به ضررمن هست و یابه نفع من ومن درمسیرچاقتر شدن راحت تر قدم میگذاشتم  .

      4.اعتیادپیداکردن به این احساس سنگینی وخفگی که برام طبیعی شده بودودرذهنم سیری تعریف نشده بودومن همیشه تابه حدی میخوردم که فشارمیومدوهمین حالت یعنی ازحالت طبیعی و اتوماتیک بیرون اومدن .همه ی مادرطی شبانه روزداریم زندگی میکنیم و بدن به صورت اتوماتیک خون‌رسانی وتنفس روانجام میده و سلولسازی صورت میگیره وهمه ی رفتارهای درونی که نیاز به مانداره داره شکل میگیره گرسنگی هم کاملااتوماتیکه واحساس سیری رسیدن ورفع شدن نیازبدن امافشاررسیدن واحساس درد طبیعی نیست و این جسم هم که باهاش مواجه هستم هم طبیعی نیست چون فشارازخوردن  طبیعی نیست و این ثابت میشه که چاقی طبیعی نیست .وبرای همین رژیم هم طبیعی نبودچون فقط غذاخوردنومحدودمیکردو هیچ چیز ی به ذهن آموزش داده نمیشد وبه همین خاطرهم برای همیشه لاغرنمیشدم.

       واین باورهان که کهنه ترمیشدن نه چربی هاوبه خاطرباوبودکه لاغرنمیشدم نه چربی های کهنه. پس لاغری هم یادگرفتنیه وبرای لاغرموندن بایدلاغری رویادگرفت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/30 19:20
      مدت عضویت: 410 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      سلام استاد .من سالهی خیلی طولانی هست باورهای اشتباه چاق کننده زیادی داشتم با شروع این دوره متوجه شدم که همه اینها باورهای اشتباهی بوده که سالهاست با خودم تکرارشون میکردم کافی بود عمه هام رو ببینم مامانم میگفت ببین تو کشیدی به عمه هات نمیتونی بجنگی با سرنوشتت تو ارثی ت چاقیه و منم باور کردم .یا این همه بهم میگفتن تو پشت میز نشینی و بی تحرکی چون بعد از نهاری که میخوری چند ساعت میخابی چون ریزه خواری زیاد داری دکترا میگفتن سوخت و ساز بدنت پایینه باید روزی یک ساعت پیاده روی کنی و باورهای فراوارن دیگه که هر روز به من میگفتن و من باورشون کرده بودم مخصوصا اگه اون فردی که بهم حرفی میزد دکتر بود به شدت قبولش میکردم و باور م قوی تر میشد .قطعا کسی که اینهمه باور قوی داره روز به روز چاق و چاق تر میشه .اما خداروشکر میکنم که الان سه ماهه که از باورهای ویران کننده مخرب پاک شدم این باورها مثل اعتیاد که زندگی یه فرد معتاد رو تحت تاثیر خودش قرار میده زندگی منم داغون کرد .اما امروز میخام بگم من پاک پاکم و ذره ای این باورهای اشتباه رو قبول ندارم چون اینقدر برای خودم نمونه و مثال پیدا کردم برای هر کدوم از باورهام فهمیدم همشون اشتباه بودن و الان خودم رو مقصر صد در صد چاقی خودم میدونم .

      خداروشکر که وارد این مسیر زیبا شدم ودرک م از همه چی بالا رفت  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/25 14:20
      مدت عضویت: 365 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 642 کلمه

      چرا چاق شدم ؟🤔 چون فک میکردم ک شبیه خونواده مادریم باید مثل اونا چاق بشم چون ژنتیکم اینه، چون استخون بندیم درشته باید چاق باشم ، چون غذازیاد میخورم ،ریزه خاری و تنقلات زیاد میخورم چاق شدم ،چون من آدم کم تحرکی هستم چاق شدم چون ورزشو مستمر ک همیشه ادامه نمیدم چاق شدم ،چون نمیتونم همیشه رژیم بگیرم چاق شدم ،چون نمیتونم بعضی از غذاها رو حذف کنم چاق شدم ،و کلی از این باورها ک من طی سالیان عمرا اموزش دیده بودم ،من اموزش چاقی رو همراه حرفای خونواده و اطرافیانم ب طور نا خودگاه دیده بودم و باور کردع بودم و تکرار همون باورها منو چاق و چاق تر میکرد ، بزرگتر ک میشدم عید و تعطیلات عید رو باعث چاقی میدونستم ،مسافرت رفتنو باعت چاق شدن میدونستم ،و حتی ماه رمضون و روزه داریو باعث چاقی میدونستم چون میشنیدم ک میگن وقتی چندین ساعت گرسنه بمونی بدنت شروع ب ذخیره و کم کردن سوخت و ساز میکنه ،چون شنیده بودم و یاد گرفتع بودم ک ماه رمضون پر از شیرینیجاته و همینطور یهو خوردن سر افطار و یا شب دیر وقت غذا و‌خوراکی خوردن ‌ خوابیدن و همه ی این عوامل ک باور بهشون داشتم ک چاق کنندس همه در ماه رمضان اتفاق میوفته بس من اخر ماه رمضون کلی چاق میشم ،

      من سالها این اموزش هارو تکرار کردم استمرار داشتم و چاق میشدم و با فشار به جسمم میخواستم لاغر شم با ورزش و عرق کردن و‌گرسنگی کشیدن میخواستم لاغر بشم در حالی ک لاغری هم باید مثل چاقی اموزش دیده باشم تا بتونم برای همیشه لاغر بشم و‌لاغر بمونم اونم با تکرار و استمرار چون هر چیزی رو بخوای کامل یاد بگیری باید ی مدت تمرین و استمرار داشته باشی هر هنری نیاز ب اموزش داره من سالها فرمول های چاقی رو اموزش دیده بودم و باورشون کرده بودم تکرار میکردم و نتیجه شو هم خیلی عالی دریافت میکردم ک همون چاقی بود ،بس چطو انتظار داشتم توی ی ماه ورزش و ی هفته رژیم همه ی اون اموزش هارو ذهنم فراموش کنه 🤔 مگه تا حالا اموزش های دیگه ای ک دیدم تونستم فراموش کنم ؟؟؟ قطعااا نه ، شاید ب مرور وقتی تکرار نکردم برام کمرنگ شدن ولی هرگز فراموش نشدن و‌من وقتی دوباره بخوام ازشون استفاده کنم با چن وقت تکرار همه ی اموزش ها برام یاد اور میشع ،چاقی هم همینجوری من سالها اموزشش رو دیدم الانم باید اموزش لاغری رو ببینم و تکرار کنم و استمراز داشته باشم تا لاغریو خوب یاد بگیرم و نتیجشم ک تناسبه رو ببینم و لذت ببرم ، و‌در این بین چاقی فراموش نمیشه و بلکه کمرنگ میشه و هر چی من در یاد گیری فرمول های لاغری استمرار داشته باشم و باورها رو تغییر بدم و عمل کنم این اموزش ها جایگزین اموخته های قبلی من میشه ،

       من اموزش زبان ک‌من الان هم میتونم ترکی و آذری ک زبان مادریمه خوب حرف بزنم و هم فارسی ک زبان عمومی کشورم هست رو ،و با آموزش و بخاطر شرایط محیط و درس و‌مدرسه وقتی من بیشتر مواقع فارسی حرف زدم دیگه اون لهجه ترکی رو نداشتم و ب مرور و با تکرار. کم و کمرنگ شد ولی من همچنان هر جا نیاز باشه میتونم ترکی حرف بزنم و متوجه بشم و‌جواب بدم ؛ من از وقتی ک با این سایت اشنا شدم و‌علت های چاقی خودمو فهمیدم و فهمیدم ک چاقیو یاد گرفتم دیگه هیچ عجله ای برای لاغری ندارم و خودمو دانشجوی مسیر لاغری و‌تناسب میدونم‌و سعی میکنم ک‌ خوب اموزش هارو بفهمم و باور کنم و عمل کنم چون ایمان دارم ک در نهایت میتونم یاد بگیرم ، هر چقد ک زمان ببره غیر ممکنه ک ذهن نتونه یاد بگیره ،و منم استمرار در اموزش هام دارم و متوقف نمیشم بس قطعا ب خوبی میتونم لاغری رو هم مثل چاقی و یا رانندگی و‌گیتار زدن و  هر اموزش دیگه ای یاد بگیرم 🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 17:22
      مدت عضویت: 466 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان گلم

      لاغری یادگرفتنی ست.‌لاغری آموزش دیدنی ست.باید همونطور که طی این همه سال چاقی رو یاد گرفتیم از طریق اطرافیان و پدر و مادر و چه آسون هم بود یادگرفتنش.پس همونطورم باید لاغری و تناسب اندامدرو یاد بگیریم .من تو مدت هشت ماهی که با شما هستم در حال یادگیری همین فرمول های لاغری با ذهن هستم.و حالا هم دقیقا به همون آسونی قبله.‌فکر نمیکردم روزی در ذهن من لاغری آسون باشه بسرکه همش در ناله و گله شکایت از این بودم که من لاغر نمیشم.چه سالهایی گذشت و من استعدادها و نبوغ مو پشت پرده عدم اعتماد بنفس ناشی از چاقی کشتم.خدایا شکرت که الان اینجام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/09 22:44
      مدت عضویت: 641 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
      استاد عزیز فوت مادر گرامیتان را تسلیت عرض میکنم😔😔😔😔 🖤🖤🖤🖤🖤
      🖤انشالله که با حضرت زهرا محشور شوند🖤
      🖤روحشون قرین رحمت الهی🖤

      چرا چاق شدم 😔و چرا لاغر نمیشوم😔
      من شنیده بودم که اگه می خواهید بچه تون یه هنری رو یاد بگیره سعی‌کنید تا ۷سالگی آموزش ببینه که بچه تا این سن قدرت یادگیری فوق العاده ای دارد همیشه پیش خودم فکر‌می کردم یادگیری‌مختص هنر ها هست و توی ذهن خودم  داشتن زبان و هنرهای رزمی و نقاشی و مجسمه سازی و …. را هنر می دانستم
      ولی هیچ وقت فکر نمیکردم چاقی و اضافه وزن هم هنر خاص خودش داره و این قدر ماهرانه ما هنرشو یادگرفتیم و روی ما تاثیر گذاشته و باعث شده خیلی زود یادگیری رو به نقطه اجرایی و عمل برسونیم و این وضع و اوضاع رو برای خودمون بسازیم😔
      آره استاد شما درست می فرمائید داستان چاقی من هم مثل بقیه دوستان بر‌میگرده به آموزش بزرگ تر ها که دلیل چاقی بی تحرکی هست وما ژنتیکی استخوان بندیمون محکم هست 😔
      که تا زمانی که بچه بودم و فعالیت داشتم اصلا به چاقی توجه نمیکردم چون میدونستم چاقی سراغ من نمیاد برام هم مهم نبود چون اینقدر فعالیت داشتم و شیطونی‌میکردم و متناسب بودم و راحت زندگی‌می کردم که اصلا توی ذهن من نمی گنجید که روزی برسه و من چاق بشم ولی خبر نداشتم که ذهن خلاق من این حرف ها رو باور و ملکه ذهن خودش میکنه تا سر به زنگاه اجراش کنه😔
      دقیقا هم همین جور شد و حسابی با بی تحرکی‌من اضافه وزن اومد سراغم و جا خوش کرد برای خودش 😔 هر چی هم تلاش کردم نتیجه نداد که نداد. فقط تنها نتیجه ای که بهم داد این بود که اعصابم خرد کنه و نا امیدم کنه از لاغر شدن و اینکه بپذیرم که چاق شدن سرنوشت من هست و گوشه نشین بشم و از توی جمع بودن فراری باشم و لذت آنچنانی از زندگی نبرم و خودم رو لایق خیلی از چیزها و موقعیت ها نمیدیم 😔
      خدا خیرتون بده استاد که مارو آگاه کردید که علت چاقی خودمون رو پیدا کنیم و ریشه یابی کنیم 🙏🙏🙏
      حالا که فهمیدم خیلی راحت و مثل آب خوردن چاق شدن رو آموزش دیدم و به همین علت چاق شدم و هرچی تلاش فیزیکی و جسمی‌کردم نتیجه نداشته چون باید از همون روشی که چاق شدم حرکت کنم و همون مسیر طی کنم تا به متناسب شدن برسم و فهمیدم خداوند ذهن ما را طوری برنامه ریزی کرده که مثل جاده یه طرفه هست که فقط یاد میگیره و فراموش کردن توی برنامه اش نیست 
      چقدر روحیه گرفتم که خدافکر همه جاش رو کرده و راه رو برای ما هموار کرده تا هیچ بهونه ای نداشته باشیم که نتونستیم لاغربشیم .پس منم می تونم هنر لاغری رو آموزش ببینم و همون جور که پله پله چاق شدم پله پله به اندام ایده ال خودم برسم 😊
      همون جوری که در مسیر چاقی استمرار داشتم باید در مسیر لاغری هم استمرار کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم.پس 💪حرکت میکنم 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/09 22:24
      مدت عضویت: 683 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 271 کلمه

      سلام استاد، درگذشت مادرتون رو تسلیت میگم، انشالله که مادرتون با اهل بیت محشور و همنشین بشه و دعای خیرش راهگشای زندگیتون باشه، از خداوند صبری عظیم برای شما و خانواده محترمتون خواستارم. انشالله که غم آخرتون باشه. ما رو در غم خودتون شریک بدانید😔😔😔

      گام 8. چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم؟
      همه ما در زندگی برای یادگیری موضوعات مختلف، تحت آموزش قرار گرفته ایم. همه ما در خانواده های متفاوت و در شهرهای متفاوت و با فرهنگ های متفاوت متولد شدیم و در کودکی چیزهای زیادی یاد گرفتیم که برای یادگیری آنها تصمیم نگرفتیم، مثل زبان فارسی که ما انتخاب نکردیم بلکه شرایط محیطی ایجاب کرد که ما آن را یاد بگیریم. ما برای فارسی صحبت کردن هیچ سختی نکشیدیم و خیلی راحت و خود به خودی اون رو یاد گرفتیم، ولی اگه الان بخوایم “آگاهانه” یه زبان دیگه مثلا آلمانی رو یاد بگیریم دیگه به این راحتی ها نیست، بلکه باید آموزش ببینیم، تلاش کنیم، استمرار داشته باشیم تا بتونیم اون زبان رو یاد بگیریم.
      نکته مهم اینه که هر چقدر ما تلاش کنیم نمی تونیم چیزهایی رو که یاد گرفتیم رو فراموش کنیم. در واقع ذهن، مثل جاده ای یک طرفه هست که فقط میتونه یاد بگیره، نمیتونه فراموش کنه.
      همه ما که اضافه وزن داریم، ذهنمون چاق شدن رو یاد گرفته (ابتدا از خانواده و بعد هم از دوستان، آشنایان، معلمان، پزشکان و …) و نمیتونه چاق شدن رو فراموش کنه. اگه تمایل به لاغر شدن داریم باید لاغری رو به ذهنمون آموزش بدیم و سپس استمرار داشته باشیم تا آنچه را که یاد گرفته ایم در ذهن ما تثبیت بشه و یواش یواش (نه یهویی) جسم ما لاغر بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/01/08 03:16
      مدت عضویت: 332 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      سلام و شب بخیر خدمت همه دوستان عزیزم واستاد مهربان امیدوارم حالتون عالی باشه و سال خوبی رو برای همه دوستانم آروز مندم و هم چنین استاد عزیزم و جا داره تسلیت بگم ب استاد جان ب خاطر در گذشت مادر عزیزشون خداوند صبر بده شمارو استاد عزیزم .گام هشتم چرا چا ق شدم ؟چرا لاغر نمی شم؟ من چاق شدن رو از پدر مادرم یاد گرفتم همه ب من میگفتن تو چاقی تو مثل مادرتی ،مث عمه هاتی از بچگی این حرف و ب من میگفتن چون من زیاد می خوردم ولی الان فکر میکنم از بچگی این جملات رو من میشنیدم ولی موقعی ک عکساهای گذشته رو مرور میکنم اون موقعه ها من اصلا چاق نبودام خیلی ام لاغر بودام من از سوم راهنمایی ک ب سن بلوغ رسیدم استارت چاقیم خورده شده و تا اینجا پیش رفتم ب نظرم اونا فرمول های چاقی در ذهن منو میگرفتن و ب من این حرفا رو میزدن .چرا لاغر نمیشم ؟ب نظرم ب خاطر باورهای مخرب ک هنوز در ذهنمون ریشه کرده و خیلی پررنگن ب خاطر ارثی بودن چاقی ،زیاد غذا خوردن ،و با تجربه های رژیمی های ناموفق مالاغر شدن رو در ذهنمون کار خیلی سختی میدونیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/04 00:30
      مدت عضویت: 276 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      هرکدام از ما درخانواده ای متفاوت به دنیا آمدیم.ما فرهنگ وزبان را از شرایط زندگی و والدین خود آموختیم .مابرای یادگیری زبان ولهجه هیچ زحمتی نکشیدیم .حتی خوب که دقت میکنم چون من وشوهرم هردو فرهنگی هستیم و در اطرافمون مداد و کتاب زیاد بود فرزندانمون از همون ۹ماهگی قلم به دست می گرفتند و اهل نقاشی و کتاب هستند .
      وقتی که تاثیر خودم رودر زندگی فرزندانم میبینم .دلم نمیخواهد ازچاقی من تاثیر بگیرند. دلم میخواهد باورهای غلط چاقی :چاقی ارثی ، فعالیت کم .تاثیر هورمونی ، سوخت وسازپایین….
      همه رو با باوردرست عوض کنم .
      چاقی رو از روز اول یادگرفتم پس نمیتوانم اونو مثل زبان فارسی فراموش کنم .لاغری رو مانند زبان دوم یادمیگیرم فقط احتیاج به زمان و استمرار دارد .یک شبه ویک هفته یک زبان و یک آموزش رو یاد نمیگیرند .هرچی بیشترتلاش کنم موفق ترهستم .درهمین زمان کم موفق بودم امشب که از چاقی من اسم میبردند و میگفتند اکرم یک دفعه شکوفا شد😅 اصلا ناراحت نشدم و فقط لبخند زدم بدون هیچ گونه نگرانی .چون از راهی که قدم درآن گذاشتم مطمئن هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/01 08:51
      مدت عضویت: 379 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,503 کلمه

      بنام حق❤
      👣 گام 8️⃣ چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمی شم؟🌹در اولین صبح سال و قرن جدید
      برای تمامی دوستان سالی پر از تحولی شگفت انگیز آرزو میکنم🌹🙏
      🟣 تمام افرادی که چاق هستند حتما حتما برای یکبار هم که شده این دو تا سوال❓ از خودشون یا بقیه پرسیدند که چرا چاق شدم و چرا لاغر نمی شم، اما هیچوقت جواب و پاسخی درست دریافت نکردند یا بهش نرسیدند
      در این گام میخواییم به جواب این دو سوال مهم برسیم
      سوال1️⃣ چرا چاق شدم❓
      هر کسی یه سری دلیل بردی چاقی خودش می دونه و مقصر چاقی خودش رو عواملی مثل زیاد خوردن،اشتها زیاد،زایمان،ارث و ژنتیک و… می داند هر کسی چاقی و اضافه وزن بیشتر و قدمت چاقی طولانی تر داره دلایل و مقصدهای چاقی اش هم متنوع تر و بیشتره
      همه ی ما در خانواده های متفاوت و در شهرهای متفاوت و با فرهنگ ها و آداب و رسوم متفاوت متولد شدیم، ما در کودکی چیزهای زیادی یاد گرفتیم که برای یادگیری آنها تصمیم نگرفتیممثل زبان فارسی یا محلی که ما آن را انتخاب نکردیم بلکه شرایط محیطی ایجاب کرده که ما آن را یاد بگیریم. و اینکه ما برای آن سختی و زحمتی نوشیدیم خیلی راحت و خودبخودی آن را یاد گرفتیم و تنها فرمول های ذهنی مربوط به آن زبان را یاد گرفتیم و هیچ زحمتی برای آن نکشیدیم
      ولی الان اگه بخوایم یه زبان دیگه مثلا انگلیسی یاد بگیریم به آن راحتی نیست بلکه باید زحمت بکشیم،تلاش کنیم تا آن را یاد بگیریم
      🔚 پس ما در کودکی و در روند رشد یافتن به راحتی چیزهای خیلی زیادی را از خانواده یاد میگیریم
      ✅ نکته مهم اینه که هر چقدر شما تلاش کنید نمی توانید چیزی را که یاد گرفتید را فراموش کنید مثل صحبت کردن به زبان محلی خودمان را نمی توانیم فراموش کنیم فقط میتونیم نقش آن را کمرنگ کنیم چون ما آموزش دیدیم و ما آموزش خودمون رو نمیتونیم فراموش کنیم مثل خیاطی و… چون ما آنها را یاد گرفتیم
      تمام افرادی که اضافه وزن دارند چاق شدن را یاد گرفتند اول از پدر و مادر و خانواده و بعد از اطرافیان و دوستان،جامعه،رسانه ها و پزشکان و شبکه های اجتماعی و کتاب ها و…
      بیشتر افراد چاق پدر و مادر آنها چاق بودند، بعضی ها موقع بلوغ،بعضی ها بعد از ازدواج و…چاق میشونر و این دلایل هیچکدوم اثبات علمی ندارند فقط یه باور و الگوی ذهنی هستند
      ❓حالا این باورها و الگوهای ذهنی چطور عمل میکنند⁉️
      ✅ وقتی ما چیزهایی رو از کودکی بارها در مورد چاقی می‌شنویم این شنیده ها و دیده ها به صورت فرمول زفتاری و مهم تر از آن به صورت یک تصویر ذهنی در ذهن ما ذخیره می شود
      و در زمان خاص و مقرر این فرمول در ذهن ما فعال میشه و ذهن ما از این فرمولی که خودمون از قبل براش ایجاد کردیم عمل میکنه و به مرور ما رو دچار اضافه وزن میکنه و در مسیر اضافه وزن پیدا کردن هدایت میکنه، یواش یواش رفتار غذایی مون عوض میشه و تصویر ذهنی که ما از قبل از افرادی که به همون دلایل چاق شدند در ذهنمون داریم الگوی ذهنی مون میشه برای تغییر دادن رفتار غذایی ما و رساندن وضعیت ما به وضعیت افرادی که تصویرشان رو از قبل در ذهن مون ذخیره کردیم.
      🟣 از بچگی 👶 بهم گفتن چاقیت ژنتیک و ارثی هست و وقتی به پدر و مادر و عمه هام نگاه میکردم، مهر تاییدی شد بر شنیده هام و اینو باور کردم که چاقی در خانواده ما ارثی هست و منم مثل اونا چاق خواهم شد و باقی خواهم ماند
      از بچگی بهم گفتن استخوان بندیت درشته و هر چقدر تلاش کنی لاغر بشی بی فایده است و بازم چاقی بهت غلبه میکنه
      از بچگی 👶گفتن همه بعد ازدواج 👫چاق میشن و وقتی اکثر دختر و پسر های فامیل و خواهر و داماد اولمون رو هم دیدم که بعد از ازدواج چاق شدند، دیده هام مهر تاییدی بر شنیده هام زدند و اینو باور کردم
      از بچگی 👶گفتن خوردن=چاقی مخصوصا برنج و کره و خامه و چیزهای شیرین و غذاهای چرب و.. و غذاها به دسته های مختلف پرچرب و کم چرب، رژیمی و غیر رژیمی،پرکالری و کم کالری و… تقسیم بندی میشدند، و هر باری که این غذاها رو میخوردم انتظار داشتم که حتما چاق تر بشم چون این حرفها رو علاوه بر خانواده و اطرافیان،پزشک ها و متخصصان تغذیه هم بهم زده بودند و من کاملا اونا رو باور کرده بودم
      و کلی دلایل و حرف های اشتباه که شنیدم و باور کردم چون به اون افراد اعتماد داشتم قبول و باور کردم، چون بارها و بارها از افراد مختلف شنیدم باور کردم و ملکه ذهنم شد
      زمانی که ما این جملات مخرب را شنیدم باورش کنیم خطرناک و به چاقی ما منجر میشه
      خواهر دوم من همیشه و از بچگی لاغر و متناسب بوده، قبل ازدواج،بعد از ازدواج،بعد از دو تا بارداری و سزارین، قبل و بعد از شاغل شدن ،قبل و بعد از ۳۵ سالگیش و… همیشه متناسب بوده و به قول خودش تقریبا همیشه توی یه وزن ایده آل ثابت بوده،چرا⁉️🤔 ما که خواهریم و از یه خانواده و پدر و مادر و عمه های اونم چاق و هر دو از یه نوع مواد غذایی مصرف میکردیم و… چون اونم مثل من این جملات رو شنیده بود اما باورشون نکرد و اهمیتی بهشون نداد و بهشون توجهی نکرد اما در عوضش من وقتی جملات چاق شونده رو شنیدم باورشون کردم و دقیقا بر اساس قانون جذب عمل کردم، یعنی یه جمله رو بارها شنیدم و در ذهن خودم بهش توجه کردم و آن را ترسیم کردم و در واقع منتظر وقوع اش بودم و وقتی به اون سن یا شرایط می رسیدم برای ذهنم طبیعی بود که چاق بشه چون خودم بهش یاد دادم،بارها شنیدم و نمونه دیدم و بهش ربط دادم
      من با این شنیده ها و دیده ها و نمونه ها برای ذهنم چاق شدن رو طبیعی کردم و هدایت رفتار ما هم بر عهده ذهن ماست، نیروی ذهنی ماست که ما را ترقیب به خوردن می کنه و ما توانایی مقابله با ذهن مون رو نداریم
      تنها تفاوت افراد در نحوه آموزش دیدن آنهاست
      سوال 2️⃣ چرا لاغر نمی شم❓
      ✅ ما با بستن دهان خودمان نمی توانیم زبان فارسی یا محلی خودمون رو فراموش کنیم پس با نخوردن غذا هم نمیتوانیم چاق شدن را فراموش کنیم
      ✅ ما با تکرار هر ساعت از هر زبانی نمی توانیم زبان فارسی را فراموش کنیم پس ما با خوردن بعضی از غذاها سر ساعت خاصی نمی توانیم چاق شدن را فراموش کنیم
      ✅ ما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنیم نمیتوانیم زبان فارسی رو فراموش کنیم پس ما با مصرف هر ماده ای نمیتوانیم چاق شدن رو فراموش کنیم
      ✅ ما با عمل جراحی فک و زبان خودمان نمیتوانیم زبان فارسی را فراموش کنیم پس با عمل جراحی هر قسمت از بدنمان نمی توانیم چاق شدن را فراموش کنیم
      ما می‌توانیم با تکرار کردن،تمرین کردن،آموزش دیدن و استمرار هر زبان دیگری رو یاد بگیریم علاوه بر فارسی صحبت کردن آن زبان هم به خوبی صحبت کنیم
      همه ی روزهایی که من تلاش می کردم از طریق و روش های مختلف لاغر بشم داشتم سعی بیخودی میکردم به همین دلیل مقداری از وزن من کم میشد ولی من چاق شدن رو فراموش نمی کردم و بعد از اتمام روش های لاغری دوباره چاق میشدم چون ذهنم همچنان داشت از فرمول های چاقی در هدایت من در زندگی استفاده می‌کرد.
      ما نمی توانیم با هیچ روشی چاق شدن را متوقف کنیم و ما نمی توانیم با فشار آوردن به جسم خودمون جلوی چاق شدن رو بگیریم
      ✅ تنها راه متناسب شدن اینه که لاغر شدن را یاد بگیریم و آموزش ببینیم و با تکرار آموزش ها یواش یواش لاغر شویم نه یهویی
      وقتی لاغر شدن را یاد بگیریم دیگه نگرانی برای چاق شدن نداریم مطمئن هستیم که میتونیم لاغر بشیم مثل تمام موضوعاتی که آموزش دیدیم مثل معرق کاشی که آموزش دیدم و میتونم انجام بدم و هر چقدر بیشتر کار کنم در نتیجه ماهرترین میشم، مثل نقاشی ویترای که آموزش دیدم و الان میتونم نقاشی کنم، مثل گلدوزی،آشپزی،رانندگی،بافتنی و زبان انگلیسی و…پس مثل تمام این هنرها که من وقت و هزینه صرف کردم،بهاش پرداخت کردم،آموزش دیدم،تمرین کردم و تکرار کردم و یاد گرفتم لاغر شدن هم مثل همه ی این هنرها یه هنر هست و یادگرفتنی هست و فرقی نمیکنه به همین شکل میتونم لاغر شدن رو یاد بگیرم
      ✴ نکته مهم
      وقتی من کلاس نقاشی رفتم، زمانی که کلاس زبان انگلیسی رفتم همون هفته اول، و همون ماه اول از خودم انتظار نداشتم بتونم یه تابلو زیبا بکشم،یا به راحتی انگلیسی صحبت کنم با مرتب کلاس رفتن،تمرین های استاد رو انجام دادن، به نکاتش گوش کردن، تکرار و تمرین و استمرار کم کم و یواش یواش با یه جمله کوتاه و ۲تا جمله کوتاه و ۱جمله بلند تونستم انگلیسی صحبت کنم، و یا یه تابلو زیبا بکشم
      🔚 بنابراین وقتی داریم لاغری رو هم یاد میگیریم نباید عجله کنیم و انتظار داشته باشیم بعد از ۱ماه لاغر بشیم و لاغری توی جسممون نشون بده بلکه با یادگیری عمیق و تکرار و انجام تمرینات و استمرار میتونیم به نتیجه دلخواه مون برسیم، کم کم و پلکانی و یواش و یواش نه یهویی و یه شبه و جهشی
      با آرزوی تناسب افکار و اندامی برای تمامی دوستان🫀💪🧠

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/01 19:27
        مدت عضویت: 330 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام دوست عزیز..از نوشته شما لذت بردم .و بهتون تبریک میگم بابت درک عالی تون و شرح درکتون .ب امید شگفتی شدنتون دراین مسیر سبز و زیبا😍🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/15 15:59
          مدت عضویت: 379 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 31 کلمه

          ممنون دوست عزیز و پر انرژی و فعال سایت🥰 ان شاءالله تصویر شما رو بزودی توی آلبوم شگفتی سازان ببینم🙏😊
          با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1399/12/24 00:47
      مدت عضویت: 305 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 794 کلمه


      بنام ایزد دانا.
      سلام خدمت همه دوستان واستاد بزرگوار.
      گام هشتم. چرا چاق شدم؟
      خوب اگه بخوام قبل آشنایی با سایت تناسب فکری رو بگم خیلی دلایل برای چاقیم داشتم که الان تقریبا باورش رو شکستم وهر روز دارم چیز تازه ای یاد می گیرم. من چاق هستم چون از سن دوازده سالگی که نقل مکان کردم وبه شهر گرمسیری رفتم وقبلا شنیده بودم اونجا آدم بخاطر آب وهوای گرم کمتر بیرون می ره وفعالیتی نداره وچاق می شه نمونه زنده هم فامیلی بود که اونجا بودن وچاق بودن وباورمنو قوی کرده بود. چاقی من از اونجا استارت خورد ودر ادامش ارثی بودن. ازدواج. قرص زد بارداری. زایمان. کم تحرکی. پر خوری باعث شد روز به روز چاقتر بشم.
      دخترم که به دنیا اومد خیلی لاغر وضعیف بود تا چهار سالگی ولی هرکی می دیدش می گفت نگران نباشید مثل مادرش بزرگتر بشه چاق می شه ⛔باور اشتباه.
      همسرم زمان عقد خیلی لاغر بود وهمه می گفتن عموهات وبابات هم لاغر بودن وبعد از دواج چاق می شین نگران نباش ⛔باور اشتباه.
      خودم مطمعن بودم هر بار برم مسافرت چاقتر می شم باور اشتباه ومن کلا به غذاها خیلی قدرت می دادم. انواع شیرینی. نان. برنج. ماکارانی رو به شدت چاق کننده می دونستم. چند وقتی به سختی سعی می کردم نخورم واز اونجا که هیچ کسی نتونسته تا آخر عمرش این چیزهارو کناربزاره پس دوباره شروع کردم به خوردن وچون به شدت اعتقاد داشتم چاق کننده هستن باعث چاقیم شدن. می گفتم ورزش باعث لاغری می شه واز اونجا که نتونستم همیشه ورزش کنم وبعد مدتی کنار گذاشتم در ایامی که ورزش نداشتم همش منتظر چاقتر شدن بودم وچاقترم شدم اصلا باورم این بوده ول کردن رژیم باعث چاقی می شه وهمین خودش منو چاقتر کرده. در ایامی که رژیم بودم اگه کوچکترین خطایی می کردم دیگه می گفتم این هفته حتما وزنی کم نمی کنم وچاقترم شدم تا این حد غذا رو برای خودم پر قدرت دونستم. واما اینکه چرا لاغر نمی شم؟ من لاغر نمی شم چون لاغری رو برای خودم سخت می دونم محرومیت می دونم دیدن لذت های دور وبرم ونخوردن دیدن غذاهایی که عاشقشونم وخاطرات خوب دارم ازشون والان نباید بخورم. لاغر نشدم چون رژیم هایی مختلف بهم ثابت کردن چاقی سرنوشت منه وهیچ جوره از دستش رهایی ندارم. لاغر نشدم چون هبچ وقت خودمو لاغر تصور نکردم چون چیزی از لاغری یادم نیست. هر بار اقدام برا رژیم کردم همه گفتن خوب که چی حالا چند وقتیم لاغر بشی بالاخره تویی وچاقیت تو دیگه ژنتیکی چاقی 😔
      حالا از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم. دیگه به غذاها قدرت نمی دم. دیگه باور ندارم چاقی سر نوشت منه چون فهمیدم حق طبیعی من تناسب اندامه این چاقیه که غیر طبیعیه. این سرنوشتو من خودم رقم زدم خواست خدا نبوه. یه چیزی که الان یادم اومد اینکه من قبلا می گفتم برا اینکه همیشه مانتوگشاد وبلند بپوشم ومقنعه بلند بپوشم ومحجبه باشم خدا نمی خواد لاغر بشم وتا گناه نکنم فکر می کردم لاغر بشم ومانتو جذب بپوشم ورنگی آدم بدی می شم شاید این باور من بوده فقط وکسی به این موضوع فکر نکزده باشه. ویه چیز دیگم اینکه من برا این لاغر نشدم یا ترسیدم از لاغری که صورتم تو رژبم لاغر می شه ومدام از شوهرم می پرسم صورتم خیلی باربک شده من باید مثل زبان مادری که ناخداگاه بخاطر محیطی که درش بودم یاد گرفتم والانم دخترم به خوبی یاد گرفته با اینکه همیشه نزاشتم حتی یک کلمه کردی بگه چون می گفتم لحجت خراب می شه ولی در کمال ناباوری گاهی کلمات غلیظ کردی رو بازگو می کنه ومن دهنم باز می مونه و. باید همین جوری لاغری رو یاد بگیرم. چاقی رو نمی تونم فراموش کنم به هیچ عنوان وبه هیچ روشی نه با ترک غذایی خاصی نه با ورزش نه با عمل نه با دارو. همون جور که کردی هر گز ازیادم نمی ره ولی در کنار کردی فارسی هم یاد گرفتم وهر دو رو می تونم به اختیار خودم استفاده کنم وحالا باید لاغری رو یاد بگیرم اونوقت انتخاب خودمه از چاقی که قبلا یاد گرفتم وجز زخایر ذهنمه استفاده کنم یا لاغری که مسلما از لاغری خواهد بود.
      من خیلی خوشحالم یه خوشحالی درونی. آسودم راحتم. دیگه برده غذا نیستم شبا با فکر غذا آب از لب ولوچم نمی ریزه وصدای غار وقور شکم یا نفخ وسوزش سر دل ندارم خیلی زود به خواب میرم وزندگیم طبیعی شده. این احساس هنوز صد در صدی نشده هنوز پر خوری می کنم وگاهیم به غذا فکر می کنم ولی خیلی خیلی خیلی کمرنگ شده وهمینم باعث شده ناامید نشم وروز بعد بهتر عمل کنم خدایا تو را سپاس که کلاف سر در گم چاقی من داره کم کم ازهم باز می شه وبه جاهایی درستی هدایت می شه هزاران بار شکرت استاد عزبزم براتون بهترین هارو آرزو می کنم شبتون خوش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/18 22:18
      مدت عضویت: 656 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      با سلام
      گام هشتم: چرا لاغر نمیشوم؟ در کودکی چیزهای زیادی یاد گرفتم که انتخابی در مورد یادگیری انها نداشتم مثل صحبت کردن احترام گذاشتن به بزرگترها یادگرفتن خانه داری وخیلی چیزهای دیگر و همچنین یاد گرفتن چاقی
      من این باور رو داشتم که ازدواج باعث چاقی میشه و من هم که یه مقدار اضافه وزن داشتم بعد از ازدواج و بارداری وزنم بیشتر شد و هر موقع برای لاغری اقدام میکردم بعد از مدتی دوباره برمیگشت چون در ذهن من لاغر شدن خیلی سخت بود و همه میگفتن بعد از ۴۰ سالگی دیگه نمیشه وزن کم کرد چون سوخت و ساز بدن کم میشه .
      در طول یک سال و خورده ای که عضو این سایت هستم به لطف خدا یاد گرفتم اگه بخوام متناسب بشم باید لاغری رو یاد بگیرم مثل تمام آموزش هایی رو که یاد گرفتم مثل آشپزی و بافتنی و پته دوختن و خیلی کارهای دیگر که با شور اشتیاق یاد گرفتم و وقتی تصمیم گرفتم لاغری رو یاد بگیرم باید با علاقه و اشتیاق به فایلهای استاد گوش بدم تمرین ها رو انجام بدم .من روزها که مشغول انجام کارهای خونه هستم به فایلهای استاد گوش میدم . در این مسیر نباید عجله داشت چون ما یه دفعه چاق نشدیم که الان بخوایم یه شبه لاغر بشیم همونطور که گرم به گرم وزن اضافه کردیم الان هم باید همونطور کم کنیم در این مسیر اول از همه آرامش رو یاد میگیریم دیگه مثل قبل از حرفهای دیگران ناراحت نمیشم حس و حال خوبی دارم استرس و ترس از خوردن رو ندارم و همه اینها رو مدیون آموزش های استاد هستم و شکرگزار خداوند که من رو به این مسیر هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/15 23:04
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      گام‌ هشتم

      سلام وقت بخیر به همه

      وقتیکه ما بدنیا اومدیم راه ارتباط برقرار کردنو با گریه کردن یاد گرفتیم،آرام‌ آرام در کنار پدر ومادر اموزش های اولیه زندگیو یاد گرفتیم،اونها از همه چیز برای ما گفتن و ما هم‌ بدون مقاومت پذیرفتیم چونکه بهشون ایمان داشتیم و قهرمان های زندگیمون بودن،به ما یاد دادن که حرف گوش کن باشیم و من دختر حرف گوش کنی شدم،زبان مادریمو یاد گرفتم و فکر کردم با دانستن زبان مادری میتونم با تمام دنیا ارتباط برقرار کنم ،مادرم بهم یاد داد که چطور با آدم ها ارتباط بگیریم،در مورد خوردن بهم آموزش داد،از پول برام گفتن،از دنیا گفتن و من سالها فقط گفتگوهای مخرب شنیدم،من پر بودم و پر هستم از افکار وترس های ضعیف کننده

      به من آموختن که ،چاقی در ما ارثیه ،ژنتیکه ،منم چشم بسته گفتم اوکی پس من چاق خواهم ماند و اولین قفل من زده شد ،به من گفتن تو استخون بندیت درشته ،درست بشو نیستی،من تو تمام لحظات عمرم احساس خوب نبودن و ناکافی بودن داشتم،برای من طبیعی بود که چاق باشم،من چاق شدم چونکه به عمه م رفتم،شکل دختر عمه پدرم بودم،چونکه پرخورم،ذاتم چاقه، تحرکم کمه،شام میخورم،برنج استفاده میکنم،شیرینی جات میخورم،بلوغ شدم،ازدواج کردم،باردار شدم،سنم بالا رفته، کود های شیمیایی توی غذامونه،هورمون میخوریم،قرص های تقویتی میخورم،سزارین شدی،یبوست داری

      قبلا که لاغر نمیشدم چونکه اصلا باور نمیکردم که منم‌ میتونم متناسب باشم ،در تمام طول رژیم چندین سالم ،فقط ۱بار تونستم به وزن ۶۷ کیلو برسم اونم برای ۳ماه با فشار قرص چربی سوز و ورزش سخت،حتی زمان هایی که در رژیم و ورزش بودم هم همیشه ۱۰ کیلویی اضافه داشتم و نمیتونستم خودمو لاغر تصور کنم ،مدام تو بالا پایین شدن سایزم بودم

      واقعا نمیدونستم چرا اینجوری میشد ،همیشه تو رژیم بودم همیشه هم توپر بودم ،برای من‌ چاقی طبیعت بدنم بشمار میرفت،خودمو لایق هیچ چیزی نمیدونستم،من با تنفرم هر لحظه در حال پیام چاقی به جهان بودم چطور انتظار لاغر شدن داشتم ،در تمام‌ مدتی که من زجر چاقیو میکشیدم ،محتویات ذهنیم در حال آپ دیت خودشون بودن ،باید پذیرش خودمو زیاد کنم وقبول کنم که منم مثل همه آدم ها باید نرمال ولاغر باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1399/12/13 14:31
      مدت عضویت: 786 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم🌹
      گام هشتم🌹
      من وقتی متولد شدم از پدر و مادرم حرف زدن را آموزش دیدم مادرم چاق بود ولی من چاقی را یاد نگرفتم و لاغر بودم ولی وقتی باردار شدم شنیده بودم وقتی باردار بشم چاق می شم حتما باور کرده بودم که چاق می شم و می گفتن باید اندازه دو نفر باید غذا بخورم و غذام زیاد شد و عادت کردم به پرخوری چون سه بار پشت سر هم باردار شدم بعد می خواستم لاغر بشم دیگه لاغر نمی شدم🌹
      حالا باید لاغری را یاد بگیرم مثل آموزش های دیگه مثل نقاشی یا خیاطی یا قالی بافی که یاد گرفتم و زمان می بره ولی لاغر می شم و به هدفم میرسم 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1399/12/11 23:25
      مدت عضویت: 388 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      سلام😊
      چقدر فايل عالي بود ممنون استاد 👌👌👌
      ما در كودكي چيزاي زيادي ياد گرفتيم كه براي ياد گيري اونها تصميم نگرفته بوديم. مثل چاقي كه بدون سختي و خيلي راحت بدون اينكه متوجه بشيم اونو از والدين و اطرافيان و جامعه و رسانه يادگرفتيم و اونقدر تكرار كرديم كه ملكه ذهنمون شد 👌هر چقدر تلاش كنيم نميتونيم چيزي رو كه ياد گرفتيم فراموش كنيم ،ما نميتونيم چاقي رو كه ياد گرفتيم فراموش كنيم ولي ميتونيم با ياد گيري لاغري و تكرار آموخته ها ،متناسب بشيم و فرمولهاي چاقي رو كمرنگ كنيم. در سنين پايين ميشنيدم كه بچه ها توي سن بلوغ چاق ميشن و يا بعد از ازدواج چاق ميشن و نمونه هاش رو هم ميديدم و باور كردم و تصاوير و باورها ي توي ذهنم منو به سمت چاقي برد. تنها تفاوت من و افراد متناسب در نحوه آموزشها مونه 👏👏👏
      در قانون جذب تجسم رسيدن به خواسته ها خيلي مهمه و ما دقيقا طبق قانون عمل كرديم يك جمله رو شنيديم توي ذهنمون بهش توجه كرديم و منتظرش بوديم و بهش رسيديم البته براي ذهن مون كاملًا عادي و طبيعيه چاق شدن ولي براي خودمون نه و ما توانايي مقابله با ذهنمون رو نداريم. ما با نخوردن نميتونيم چاق شدن رو فراموش كنيم ما با مصرف دارو يا دمنوش نميتونيم چاقي رو فراموش كنيم حتي با عمل جراحي هم نميتونيم چاقي رو فراموش كنيم و تنها از طريق آموزش ديدن ميتونيم لاغري رو ياد بگيريم و متناسب بشيم و لا غير 👌👌👌
      تمام تلاشهايي كه براي لاغري ميكردم بيهوده بود چون من چاقي را ياد گرفته بودم و با رژيم و ورزش اونو فراموش نميكردم. چقدر گوش دادن اين فايل روند آموزش و تكرار و براي من طبيعي كرد و خيلي حس خوبي پيدا كردم و حالا ميدونم كه با آموزش و تكرار مثل همه كارايي كه ياد گرفتم ميتونم لاغري رو هم ياد بگيرم و يواش يواش متناسب بشم 😍😍😍😍😍😍😍خدايا شكرت ❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/11 01:37
      مدت عضویت: 308 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,095 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست….
      گام هشتم مسیر لاغری من…
      چرا چاق شدیم؟ چرا لاغر نمیشیم؟
      من چاق شدم چون در خانواده ای متولد شدم که همه چاق هستند. چون چاقی رو از اونا یاد گرفتم ، چون دوستشون دارم ،حرفاشونو قبول دارم ،چون وقتی که اونا میگفتن چاقی توی خونواده ما ارثی من باور کردم که اونا درست میگن ، چون خیلی قبولشون دارم ،
      اصلأ فکر نمی‌کردم که اونا خودشونم علت چاقی شونو نمی‌دونستم منم با باورهای نادرستم وتوجهم به چاقی وانتظاری که از جسمم داشتم طبق قانون جذب چاقی رو جذب کردم بدون اینکه خودم بفهمم که چه اتفاقی داره برای من رقم میخوره،
      چاقم چون نمیدونستم که چاقی و لاغری هم مثل هر هنر دیگه ای آموزشی یه ومن بیخبر از همه جا چاقی رو آموزش دیدم و چقدر در دیدن این اموزش اشتیاق و استمرار داشتم و هرروز درس‌هایی رو که می‌گرفتم رو خیلی خوب پس میدادم درست مثل یک شاگرد اول کلاس حتی یه واو انوهم جا نمی انداختم و چقدر استادانه خانواده و اطرافیان چاقی رو امورش دادن حالا که تو این مسیر از زبان استاد عزیز این آگاهی ها رو کسب می‌کنم چقدر دلم واسه خودم میسوزه
      آخه چرا من حتی یه بار تو این همه سال تحقیق نکردم که ایا واقعا چاقی ارثی یا نه؟ چرا این قدر راحت این باور قدرتمند و مخربو پذیرفتم؟ چرا ؟
      چاقم چون قبول داشتم که بعد از ازدواج چاقی طبیعیه، وبعد از زایمان وبه خصوص سزارین چاقی بدتر میشه ،واز اون غم انگیز تر پذیرفتم که دیگه چاقیت ماندگار میشه، و شکم تخت داشتن دیگه میشه برات یه رویا. چاقم چون پذیرفتم که بعد از سی سالگی دیگه اصلا وزن ادم خصوصاً خانوم ها پایین نمیاد تازه اگرم بشه یا باید همیشه تو رژیم باشی ، یا همیشه ورزش کنی.چاقم چون فکر میکردم که من چون تحرکم کمه و غذا زیاد میخورم پس طبیعی که متناسب نباشم،،یا فکر می‌کردم که چون ریزه خوری دارم و مصرف چاییم زیاده و حتما باید اونو با چیزای شیرین بخورم پس طبیعی که چاق باشم ، چاقم چون چاقیم رو پذیرفته بودم وانتظارم از جسمم فقط چاقی بود ، ولی حالا فهمیدم که چاقی و لاغری آموزش دیدنیه مثل هر هنر دیگه ای که اگه بخوای یادش بگیری حتما باید اون هنر رو آموزش ببینی ، مثل هنر خیاطی، آرایشگری،نوازندگی، نقاشی، آشپزی…… مثلاً اگه بخوای نوازنده بشی میتونی با آموزش دیدن و تکرار و تمرکز روی آموخته هات نوازنده بشی و هر چقدر هم که بیشتر تمرین کنی ماهرتر میشی پس وقتی که آموزش دیدی دیگه نگران نیستی که نتونی از عهده این هنر بر نیایی، دیگه خیالت راحته که هروقت دلت خواست میتونی از هنرت استفاده کنی و هیچ وقتم فراموشش نمیکنی، خب همه مون زبون مادری مونو خیلی راحت بدون کمترین سختی یادگرفتیم وخیلی راحت صحبت میکنیم همسر من خیلی راحت به دو زبون صحبت میکنه بدون اینکه رنجی بکشه
      چون از بچگی تو خونواده آموزش دیده و یاد گرفته در صورتی که واسه من خیلی سخته مثلاً وقتی که با خونوادش صبحت میکنه من خیلی سخت متوجه میشم که در مورد چی صحبت میکنن،. حالا اگه همه ما افراد چاق قبول داشته باشیم که چاقی روهم مثل همون زبون مادری و فارسی امورش دیدیم دیگه دونستن علت اینکه چرا لاغر نمیشیم خیلی سخت نیست در واقع خیلی روشنه.من واسه لاغری و به دست آوردن تناسب اندامم خیلی تلاش کردم ، من عاشق لاغریم اصلأ به خاطر همینه که الان اینجام ودارم سعی و تلاش میکنم که این هنر رو یاد بگیرم و اگه تا الان لاغر نشدم بخاطر اینه که من لاغری رو بلد نبودم واین هنر رو به ذهنم اموزش نداده بودم و همه اون زمانایی که داشتم از روشهای دیگه واسه لاغری استفاده میکردم داشتم تلاش بیهوده میکردم وبا فشار آوردن به جسمم لاغر که نمیشدم هیچ تازه چاق‌تر م شدم ،مثال همون یادگیری زبون فارسی . یعنی ما بستن دهنمون نمی تونیم صحبت کردن به زبون فارسی رو فراموش کنیم. پس ما با نخوردن غذا نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم. ما با تکرار سر ساعت جملاتی از هر زبونی نمی تونیم زبون فارسی رو فراموش کنیم، ما با خوردن بعضی از غذا ها سر ساعت خاصی نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم ، ما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنیم نمی تونیم زبون فارسی رو فراموش کنیم، پس ما با مصرف هر ماده ای نمیتونیم چاق شدنمونو فراموش کنیم، ما با عمل جراحی فک و زبون مون نمی تونیم فارسی حرف زدن رو فراموش کنیم پس با عمل هر قسمت از بدن مون نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم. حالا من میتونم با آموزش دیدن و تکرار تمرین و ممارست هر زبون دیگه ای رو یاد بگیرم و علاوه بر زبون فارسی به زبون دیگه هم صحبت کنم پس می‌تونم با آموزش دیدن لاغری وتکرار آموزه‌ها متناسب بشم وهمین طور بازم میتونم با تکرار آموزش های قبلیم دوباره چاق بشم ، پس وقتی که لاغرشدن رو آموزش دیدی دیگه مطمئنی که متناسب میشی و پروسه لاغرشدن زمانبره یعنی با یاد گیری و آموزش دیدن وتکرار و تمرین یواش یواش لاغر و متناسب میشی نه اینکه یهویی این اتفاق بیوفته نه، ما هیچ چیزو تو زندگی یهویی بدست نیاوردیم که حالا بخواییم یهویی لاغر بشیم همانطور که وقتی می خواییم یه هنریو یاد بگیریم مثلاً نوازندگی وقتیکه هیچ چیزم از نوازندگی نمی دونیم از خود مون انتظار نداریم که همون یکی دو ماه اول نوازنده بشیم و از ما بخوان که توی کنسرت های موسیقی اجرا داشته باشیم، لاغرشدن همین طور وقتی کسی که بیست ساله چاقه نباید توقع داشته باشه که تو دوماه به وزن ایده‌آل خودش برسه و هر روز هی بره روی ترازو ببینه وزن کم کرده یا نه ، خوشبختانه خبر خوب اینه که لاغرشدن خیلی زودتر از چاق شدن واسه جسم اتفاق میوفته واین منو خیلی خوشحال می‌کنه ودیگه اینکه متناسب شدن نعمتی که واسه افرادی که از اول متناسبن طبیعیه وشاید موقع خرید لباس یا کارای دیگه زیاد از داشتن این نعمت لذت نبردن ولی ما وقتی که به این نعمت برسیم و لطف خداوند شامل حالمون بشه انگار که دنیا رو به همون دادن وای چه لذتی داره خرید لباس و مانتو سایز کوچیک و هر رنگی که دوست داری ، خرید بلوز و شلوار ورزشی، خرید کفش پاشنه بلند مجلسی. وما همه این لذت ها و خوشبختی‌هارو که نصیب مون میشه رو مدیون استاد هستیم انشالله که هر ارزویی که دارن خداوند در زندگی بهشون بده و با آرزوی متناسب شدن واسه همه ببخشید که متمم طولانی شد این قدر که نوشتم باطری گوشیم خالی شد فعلا خدا حافظ برم گوشیمو بزنم به شارژ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/26 22:50
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        عالییییییی بود دوست عزیزم👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        واقعا من چاقی رو جوری یاد گرفتیم که همیشه توش شاگرد اول و در نهایت استادش شدیم، و حالا ان شاءالله لاغری رو یاد میگیریم طوری که شاگرد اول و در نهایت استادش بشیم💪💪💪💪
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/07 10:24
      مدت عضویت: 308 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      سلام استاد چرا من اینقدر وقت میزارم وبا وجود سه تا بچه دیدگاه می‌نویسم ولی ثبت نمیشه ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 12:21
      مدت عضویت: 416 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام

      همانطورکه استاد قبلاً گفتن ذهن فرق بین واقعی غیرواقعی بودن رو نمفهمه واین احساس ماهست ک به ذهنمون دستور میده تا همه چیز رو برای ما خلق کنه
      یعنی اینکه من هرروز می‌شنوم ک فلان ماده غذایی چاق کننده است و به این موضوع واکنش احساسی نشون میدم وتا زمانیکه اون ماده رو استفاده نکنم اتفاقی نمیوفته ولی هنگامیکه اونو مصرف کنم طبق الگوی ذهنیم ک قبلاً بهش دادم چاق میشم
      وتمام باورهایی ک سالها دیدیم و شنیدیم وبراحتی قبولش کردیم فکرنمیکردیم روزی برسه ک خودمون هم درگیرش بشیم
      واین موضوع ثابت می‌کنه ک ما همواره چه بدونیم و ندانیم ازاین قانون طبیعت ک قانون جذب هست استفاده میکنیم
      و چه خوبه ک حالا ک داریم آموزش میبینیم ذهنمون رو درراه بهتر هدایت کنیم
      وحالا ک درک کردیم و فهمیدیم مشکل چاقی ما از کجاست بهترمیتونیم درمانش کنیم ما با قدرت ذهن چاق شدیم پس با ذهنمون هم با ید لاغربشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 15:28
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,000 کلمه

      سلام مجدد 

      دیشب گام هشت رو انجام دادم نصفه خوابم برد 

      امروز دوباره اومدم تا دوباره از ذهنم اطلاعات بکشم بیرون 

      چرا چاق شدیم و چرا لاغر نشدیم ؟ 

      ما شاید بهانه بیاریم و بگیم خودمون چاق نشدیم و مقصر رو والدین و یا اطلاعات موجود در ژن بدونیم که البته یاد گرفتیم این یک باور بسیار غلط است . 

      ولی قطعا لاغر نشدنمون یک انتخاب هست . 

      یعنی شاید ما بتونیم مسئولیت چاق شدنمون رو به عهده ی دیگران بزاریم ولی قطعا مسئولیت لاغر نشدنمون به عهده ی خودمونه . 

      چرا چاق شدم ؟ چون باورش کردم . 

      چون دوسش داشتم چون تا یه سنی حس میکردم چاقی زیباییه . 

      چون اون زمان همه چاقی رو مزیت می دونستند . هرکی چاقتر بود زیباتر بود . 

      آیا پدر و مادرمون زورمون کردند که چاقی رو باور کنیم ؟ 

      آیا ژنتیکمون زورمون کرد که چاقی رو باور کنیم ؟ 

      نه . 

      پس مسئولیت چاق شدن هم به عهده ی خودمون هست . 

      ما چاقی رو در سر نوشتیم . 

      تکرارش کردیم . عادت کردیم . 

      و در اون ماهر شدیم . 

      مهارت در چاق شدن باعث شد ما باورهای جدیدی رو از چاقی بپذیریم . مثل اینکه ما مثل آب خوردن چاق میشیم . مثل اینکه چاق شدن چقدر راحته . 

      و ….

      ما اون زمان نمیدونستیم چرا چاق میشیم . چاقی رو طبیعت بدن خودمون می دونستیم . و میگفتیم ما خانوادگی چاقیم . ژن چاقی داریم . غذامون زیاده که چاقیم . نمیتونیم کم بخوریم . از حال میریم . موهامون میریزه . وای چقدر فرمول که باعث میشد چاقی برامون راحت تر و لاغری برامون زجر آور بشه . ما ریشه ی چاقی رو نمیدونستیم . که دقیقا همین باورهاست که ذهنیت ما رو نسبت به جسممون شکل میده . 

      چرا چاق شدم ؟ 

      چون بهش توجه کردم . چه توجه خیر و چه توجه شر . 

      ازش متنفر شدم . 

      میخواستم ازش فرار کنم . 

      غافل از اینکه اون با این کارا پررنگ تر و پررنگ تر میشد و مسیر چاقی روز به روز قدرت بیشتریدر ذهنم می گرفت . 

      هنوزم چاقی برام تلخه . 

      اینکه چرا بهش عادت کردم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون اولش لذت بردم و بعدش رنج و سرزنش و تحقیر ‌ 

      چرا چاق شدم ؟ چون احساس شکست کردم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون چاق بودن رو نوعی احساس کمبود برای خودم می دونستم . احساس بدهکار بودن به زمین و زمان . 

      من به چاقیم ایمان داشتم . 

      هنوزم دارم . هنوزم فرمولهاش فراموشم نشده . 

      استاد چاقی برام رنجه . ناسلامتیه . دلم نمیخواد مرورش کنم . رنج می کشم . من دوست دارم لاغر بشم . 

      من دوست دارم ذهنم مسیر لاغری رو بره . من از لاغر شدن لذت میبرم . 

      تناسبی که لذتبخشه . 

      تناسبی که آرام آرام اون رو در جسمم مشاهده می کنم . 

      تناسبی که دوست دارم همیشه انتخابش کنم . 

      چرا چاق شدم ؟ بریم سراغ فرمولهای خوردن 

      چون خوردن رو برای خودم مساوی لذت و نخوردن رو برای خودم مساوی رنج قرار داده بودم . 

      چون احساس گرسنگی دائمی رو به خودم تلقین می کردم 

      چون خوردن تمام زندگی من بود و خوردن مساوی با چاقی ‌ 

      هنوزم در ذهن خیلی از ما خوردن مساوی با چاقیه 

      حتی یه لقمه هم که میزاریم دهنمون مساوی با چاقی 

      دیگه وای به لقمه های اضافه 

      چه قدرتی بهشون میدیم .

      چرا چاق شدم ؟ 

      چون خوردم و خوردم و خوردم . 

      چرا خوردی ؟ 

      چون لذت میبردم . 

      چون دوست داشتم . 

      چون به خوردن معتاد شده بودم . 

      خوردن یعنی چی ؟ 

      خوردن یعنی لذت . تو از درون احساس رنج داری خالی بودن می کنی . انرژی نداری . ناراحتی . اندوهناکی و دنبال لذت می گردی و از اول برای اینکه گریه نکنیم یه چیزی دادن بخوریم و حواسمون رو پرت کردند با خوردن و الگوی اولیه شکل گرفت . 

      خوردن مساوی با لذت .

      خوردن مساوی با چاقی 

      لذت مساوی با چاقی 

      وای که این فرمولها هنوزم هستن . وقتی بهشون توجه میکنم هست . اما دیگه جولان نمیدن . 

      چون یه درخت جوان در کنارش داره رشد میکنه . درختی که روز به روز باراورتر میشه . 

      چرا چاق شدم ؟ چون بلد نبودم . چون نمیدونستم . چون خبر نداشتم . احساس میکردم نیرویی داره منو چاق می کنه ولی نمیدونستم اون نیرو چیه . 

      چون خودم رو نمیشناختم . چون نمیشناختم کار با ذهن رو . 

      چرا چاق شدم ؟ چون چاقی رو برای خودم نوشتم و نوشتم و نوشتم و نوشتم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون از خوردن ترسیدم . هنوزم میترسم . چون از پرخوری ترسیدم . هنوزم می ترسم . 

      خب پرخوری چاقم میکنه . 

      خب چرا چاقم میکنه چون وقتی پرخوری میکنه احساس سنگینی می کنی . اون سنگینی . حال بد . پر بودن شکم حالت رو تا مدتی بد میکنه .

      میخوابم که حال بدم احساس نشه . 

      بعد از اینکه از خواب بیدار میشم حالم به شدت بده . یا عمل زشتم می افتم . احساسم بد میشه . 

      پرخوری احساس منو تا مدتها بد می کنه . منو از مدار تناسب ذهنی خارج می کنه . 

      و دوباره احساس چاقی میکنم . 

      چون در ذهن من به اندازه خوردن مساوی با تناسب هست . 

      ولی چرا پرخوری می کنم . چون پرخوری مساوی با لذت موقت هست . 

      چون نمیتونم از اون لذت موقت بگذرم

      تا لذت دائمیم بیشتر بشه . 

      چون ذهنم هنوز متقاعد نشده این فرمول رو تغییر بده . چون ذهنم در لحظه زندگی میکنه . 

      چون ذهنم در هم اکنون زندگی میکنه . آههههاااااااا

      من باید فرمول لذت لحظه ای رو تغییر بدم . 

      وااااای خدایا شکرت . خدایا شکرت . 

      در ذهن من پرخوری = لذت لحظه ای تعریف شدهههههههه . 

      خدایا شکرت پیداش کردم . 

      علت اینکه نمیتونم از پرخوری ذهنی بگذرم لذت لحظه ای هست . 

      همون لحظه . همون مکان . همون جا . من با خوردن لقمه های اضافه در اوج لذت غرق میشم . 

      من از خود بیخود میشم . 

      من از اگاهی خارج میشم و همون لحظه به لذت بیکرانه ها متصل میشم و میخوام این حالت رو هی تکرار کنم . پس هی میخورم و هی میخورم تا به اون لذت ادامه بدم ولی اون لذت درست مثل جرقه های اول آتیش که یهو شعله می کشن و یهو خاموش میشن گذرا هستن و بعد خاکستر حال بده که با من می مونه . 

      چرا چاق شدم ؟ 

      خب با همه ی این تفاسیر و پیدا کردن ریشه ی عمیقتری از چاقیم و اینکه بهش آگاه شدم حالا می تونم صد درصد بگم علت چاقیهای من خوردنم بود . زیاده خوری و وابسته شدن به خوردن و ترس از دست دادن اون لذت کاذب هرگز نذاشت من فرمول خوردن رو تغییر بدم . 

      خوردن من ذهنیه . عشق به خوردن در من ذهنیه . 

      اعتیاد به خوردن در من ذهنیه . 

      رفتار بیرونی فقط یک نمایشگره که خیلی اوقات با گرفتن جلوی خودم اون نمایشگر و تغییر میدم . ولی من همیشه دنبال ریشه بودم . 

      وای خدا یه بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد . 

      نمیدونم چطور حسم و بگم . 

      استاد ازتون ممنونم که با این تمرینات عالی مارو مشتاق می کنید که بگردیم ریشه های چاقی رو پیدا کنیم . 

      لذت لحظه ای و غرق شدن در بیکران لذت . لذت بردن از این لذت موقت . وای خدا چه توهماتی در ذهن من هست ‌ . 

      چاقی تا عمق وجودم ریشه دوانیده . 

      و من امروز یک ریشه ی ضخیم را از خاک ذهنم بیرون کشیدم . 

      خدایا حس خارج کردن یک تومور مغزی رو از ذهنم دارم . 

      من یک ریشه ی دیگه رو هم خارج کردم . 

      دلم میخواد بازم به کندوکاو ادامه بدم ولی حس میکنم باید همینجا متوقف کنم و به سوال بعد برم .

      چرا لاغر نشدم؟ 

      لاغر نشدم چون ترسیدم . ترسیدم که لذت خوردن رو از دست بدم . ترسیدم چون نمیخوام لذت خوردن برام از بین بره . نمیخوام لذت حرکت نکردن و استراحت برام از بین بره . 

      من خوردن و خوابیدن رو دوست دارم . چون خوردن و خوابیدن بزرگترین لذت یک انسان است . 

      ولی همه ی اینها اندازه داره . 

      چرا ذهن نمیفهمه همین استراحت کردن زیاد حال آدم رو بد میکنه . چون اون فهم نداره . ذهن فقط حس رو میفهمه . قدرت تجزیه و تحلیل کردن نداره . اون فقط حس مارو میگیره و همون رو تحویل میده . 

      پس ما باید حس لذت کاذب رو برای ذهن تبدیل به رنج کنیم . 

      باید به ذهن دیکته کنیم لذت لحظه ای رو باور نکنه و بر عکس لذت دائمی رو باور کنه . 

      ولی حتی برای ذهن من اون لذت کاذبه لذت حقیقی معنا پیدا کرده . 

      یعنی چون در اون لحظه به ابدیت متصل میشه دیگه هیچی نمیفهمه و اون فرمول رو لذت ابدی میدونه حتی اگه بعدش کلی حال بد بیاد سراغم 

      استاد واقعا چطور میشه این حس رو پاکسازی کرد ؟ 

      فکر میکنم علت لاغر نشدن من دقیقا همین حس باشه . 

      نمیخوام از این لذته که وصل میشه به ابدیت جدا بشم و ذهنیتم رو نسبت بهش تغییر بدم . 

      درست مثل قاتلی که از قتل لذت میبره .اون با کشتن آدما به لذتی وصف نشدنی متصل میشه وبازم تکرار میکنه فارغ از مجازاتش و حتی نابودی خودش یا شهوترانی که در اوج شهوتش به ابدیت متصل میشه و برای اینکه دائما اون لذت رو به همراه داشته باشه بازم اون کارو  ادامه میده . یا مثل معتادی که با مصرف مواد مخدر به اوج لذت میرسه و اون لحظه حس وصل شدن به ابدیت رو داره یا فرمول مرگ که آدما موقع مرگ درست حس وصل شدن به ابدیت رو دارند برای همین میمیرند و مردنشون ادامه دار میشه .

      اینا در ذهن منه و شاید شما و یا دوستان دیگه این باورها رو نپذیرید . 

      به هر حال علت لاغر نشدن من ریشه های چاقیه که تا عمق جانم نفوذ کرده و باید شناخته بشن تا بتونم برطرفشون کنم . 

      حالا اینکه این واکاوی ذهنی چقدر زمین ذهنم رو خراب میکنه مهم نیست . چون حس کشاورزی رو دارم که زمینش رو شخم میزنه تا اون رو آماده کنه برای ساختن بذرهای جدید و لذت بخش . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ 

      چون فرمولهایی از چاقی هنوزم در ذهنم هست که نمیزارن درخت لاغریم جون بگیره . چون آبش رو می دزدن . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ 

      چون هنوزم نیاز به واکاویه نیاز به تلاش ذهنیه . نیاز به اینه که بری تا عمق . بری و بری و بری تا آگاه بشی . آگاه و آگاه تر . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون قدرت آفریینش هنوز دست چاقیه و خدای تو هنوز خدای چاقیه . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون هنوزم خدای لاغریت اونقدر قدرتمند نشده . خدای چاقی پرررنگتره . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون توجهت به خدای چاقیه هنوزم باورت اینه اون

      قویتره چون هنوزم ایمانت به خدای چاقی بیشتره . 

      ولی من ایمان دارم به خدای لاغری . بله ولی باید بیشترش کنی . بیشتر . بیشتر . تو باید در لاغری به ابدیت وصل بشی . تو باید جای ریشه هایی که امروز پیدا کردی و کشیدی بیرون بذر لاغر شدن بکتری . تو باید لذت لحظه ای رو تبدیلش کنی برای لاغری . تو باید دقیقا از نخوردنهات احساس لذت لحظه ای کنی و به بی نهایت متصل بشی تا ریشه ی لاغریت عمیق و عمیقتر بشه . 

      تو باید لاغر شدنت رو بازم عمیقتر و عمیقتر و عمیقتر کنی . بذرها رو ته ذهنت بکار . 

      لاغر شدن وصل شدن به ابدیت . 

      در لحظه باید ازش لذت ببری . باید لاغر شدن و عشق به لاغرشدن و مهمتر از اون لذت لاغری رو جایگزین اون ریشه ی ضخیمی که پیدا کردی کنی . این بذر درست مثل همون ریشه قوی میشه . تکرارش کنی . در لحظه و آگاهانه باید از نخوردن و انتخاب نکردن اون لقمه های اضافه لذت ببری . همون لحظه از انتخاب نکردنش به لذت ابدی متصل شو . تو میدونی لذت ابدی چیه . فقط کافیه به جای خوردن اون لقمه هایی که تورو به لذت ابدی متصل میکنه نخوردن اون رو انتخاب کنی . درسته شاید نخوردن چون چیز بیرونی نیست حسش نکنی . ولی می تونی یه چیزی جاش بزاری . البته باید بگردیم ببینیم چی میشه جاش گذاشت . شاید دوقدم بیشتر شاید ظرف شستن . شاید نوشتن در دفتر . شاید نوشتن در ذهن . قطعا میتونی پیدا کنی . البته پیدا کردی . خیلی وقته پیدا کردی . 

      میدونی باید چیکار کنی . تو خالق عادات خودت هستی . مهم پیدا کردن ریشه بود . 

      خدایا سپاسگزارم . 

      گرچه دلم میخواد بازم ادامه بدم ولی فکر میکنم دیگه همینجا کافی باشه . من امروز در نوشتن به ابدیت متصل شدم . پس نوشتن بهترین جایگزین برای خوردن برای اتصال به ابدیت هست . 

      خدایا سپاسگزارم .

      استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/25 21:02
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 76 کلمه

        سلام دوست عزیز
        بخشی از سوال شما: “ولی حتی برای ذهن من اون لذت کاذبه لذت حقیقی معنا پیدا کرده .
        یعنی چون در اون لحظه به ابدیت متصل میشه دیگه هیچی نمیفهمه و اون فرمول رو لذت ابدی میدونه حتی اگه بعدش کلی حال بد بیاد سراغم
        استاد واقعا چطور میشه این حس رو پاکسازی کرد ؟ ”

        پاسخ در وجود شماست فقط کلیدش رو بهت میدم خودتون پیداش کنید

        لذت، شما رو چاق نمیکنه
        مشکل از تفسیر لذته

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/02/01 21:41
          مدت عضویت: 820 روز
          اندازه متن
          مدال طلایی
          محتوای دیدگاه: 435 کلمه

          سلام استاد پاسخ شمارو الان دیدم . بله تفسیر لذت مشکل داره . ما تا قبل از آشنایی با روش تناسب فکری اون چیزی که همه بهمون یاد داده بودن این بود که لذت ها گناهه . لذتها حرامه . البته بعضی لذتها حلاله ولی اونا هم فقط توی بعضی موقعیتها حلاله . 

          به نظر من همه ی مشکلات جوامع مذهبی تفسیر دین هست . 

          تفسیر همین لذتها . شاید من تا الانم معنی دقیق لذت رو ندونم یعنی اگه همه ما معنی اصلی لذت رو درک میکردیم با زیاده رویها مواجه نمیشدیم . 

          ما بواسطه ی تفسیر ادیانمون از خدا دور شدیم . دین برای ما راه خدا نبود راه جدا شدن از خدا بود . ما بوسیله ی دین از خدا جدا شدیم و هرکسی بیشتر از این دینها داره بدبختتره . واسه همینه جوامع مسلمان و بالصطلاح مومن این همه دارن بدبختی میکشن . 

           

          من شاید به واسطه ی اینکه یک عمر باورهای مذهبی داشتم خودم رو از خیلی لذتها محروم کردم . بله من معنای درست لذت رو نمیدونم فقط میدونم لذت خداست . وقتی بهش وصل بشی به همه چیز میرسی ولی خیلی از اوقات مارو ترسوندن از لذت بردن و هرچقدر بیشتر به خودمون رنج دادیم و ترسمون بیشتر شد از خدا دورتر و دورتر شدیم و مدارمون پایین افتاد و سنگین شدیم . 

           

          نمیدونم شاید همین حالا هم دارم اشتباه میگم ولی حالم خوبه و همین حال خوبم نشون میده دارم درست عمل میکنم حتی اگه  خیلی از باورهای گذشته ام رو زیر سوال میبرم . 

          لذت یعنی آرامش یعنی به بُعد الهی وجودمون نزدیک شدن . یعنی راحتی یعنی رهایی یعنی عشق  و تمام احساسات خوب دیگه و اگه ما هیچ وقت لذت بردن رو غلط تفسیر نمیکردیم الان این همه مشکلات در جوامع مسلمان نداشتیم . 

          اگه گفتم در خوردن به لذت ابدی متصل میشم دروغ نگفتم البته الان دیگه نه . چون الان که خودمو منع نمیکنم . وقتی  راحت لذت خوردنمو میبرم  پس این لذت یه لذت بی پایانی میشه که همیشه هم در دسترسمه . ولی  الان که به گامهای بالاتر رسیدم دیدم خوردن هم نمیتونه احساس خلاء درونی انسانها رو پر کنه . احساس خلاء درونی انسانها فقط با آگاهی پر میشه . هرچقدر آگاهی در راهم بیشتر بشه لذت من بیشتر و درک و معنای من از لذت بیشتر میشه . نیاز من به غذا  تموم میشه ولی نیاز من به کسب آگاهی همیشه هست بدون اینکه احساس گناه کنم ‌ چون کسب معرفت و آگاهی همواره برام خوب معنی گرفته پس  من خودم شخصا بیش از سایر لذتها این لذت رو برای خودم انتخاب می کنم چون نیاز من به بی نهایت رو برطرف میکنه . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/26 23:17
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 156 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود فاطمه سادات جان👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        من فکر میکنم درسته که من با خوردن زیاد یا همون اضافه خوردن و پرخوری همون لحظه لذت موقت و لحظه ای میبرم ولی مشکل اصلی بخاطر تکرار و مداومت در این کار هست
        و من بیشتر علت اینه رو بیشتر تکرار و عادت و اعتیاد پیدا کردن بهش میدونم تا دریافت لذت لحظه ای
        درسته پرخوری و لقمه های اضافه همیشه برام لذت بخش بوده اما
        من به پرخوری عادت کردم
        من به پرخوری اعتیاد پیدا کردم
        مثل فرد معتادی که میدونه عواقب مواد مصرف کردن چیه، دفعه اول ممکنه برای کنجکاوی، تعارف دوستان و… اینکارو انجام بده و لذت لحظه ای هم ببره و بار دوم و سوم و… درسته لذت اون کار هنوز هم هست اما به نظرم کمرنگ تر میشه و جای خودشو میده به عادت
        من همچین تحلیل و برداشتی از این موضوع دارم، حالا استاد عزیز در صورت صلاحدید اصلاح بفرمایند
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 12:10
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      چرا چاق شدم ،چرا لاغر نمی شوم من زمان کودکی بچه تپلی بودم و چون ته تغاری بودم همه دوستم داشتن ،در زمان نوجوانی بسیار متناسب بودم ولی چون شنیده بودم بعد از ازدواج و بارداری دخترهای فامیل چاق می شوند و الگوهای زنده ای در اطرافم بودن اطمینان داشتم بعد از ازدواجم چاق میشم و منتظرش بودم چون به نظرم طبیعی بود و من چاق شدم و هنوز نتونستم لاغر بشم چون چاقی رو یاد گرفتم و اونقدر در رفتارم تکرار کردم که ملکه ذهنم شد و نتیجه در جسمم پدیدار شد و چرا لاغر نمیشم چون با وجود اینکه متناسب بودم ولی لاغری در ذهنم کمرنگ شده طوریکه یک تصویر گنگ ازش دارم و الان باید لاغری رو آموزش ببینم که ملکه ذهنم بشه و با تکرار رفتارهای لاغر شونده در جسمم نتیجه رو ببینم و به قول استاد چاقی یک مزیت داره و اینکه دو باره متولد میشم و پوشیدن لباسهای رنگی با اندامی متناسب رو تجربه میکنم سبکبار ،شاد ،سالم و مورد تحسین همگان شدن خدایا حتی تصورش آدم رو به وجد میاره چه برسه که متناسب شدن رو زندگی کنم خدایاشکرت که در این مسیر قرارم دادی ممنونم استاد گرامی که به ما احساس خوبی رو هدیه می دین ،ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 03:20
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام .
      به به .
      چرا لاغر نمیشم ؟ 🤔
      چرا لاغر نمیشم ؟ 🤔
      این سوال رو از ذهنم میپرسم تا ببینم چه جوابی داخلش ذخیره است ؟
      سلام ذهن خوبم . چرا لاغر نمیشم ؟
      وا !!!
      تو مگه چاقی ؟
      نه چاق نیستم .
      لاغرم ‌.
      پس از این سوالا نپرس چون جوابش اینه که همین سوال و سوالاتی از این دست داره نشون میده آقا من چاااااقممممممم . 😭😭😭😭😭😠😠😠😠😳😳😳
      پس این سوال یعنی ارتعاش چاااااقییییی .
      ما با ارتعاشات محتویات ذهن خودمون داریم جهان بیرون از خودمون رو خلق می کنیم .
      خب چرا ارتعاش چاقی میدی وقتی باور داری ارتعاشات ذهنت باعث خلق چاقیت شدند ؟
      😓😓😓😓
      حالا غصه نخور . هدایت در حال انجامه .
      چطوری ؟
      ما هرگز آموزشهای خودمون رو فراموش نمی کنیم . اما میتونیم از این آموزشها دیگه استفاده نکنیم .
      هرچیزی که بهت حس چاق بودن متبادر کرد بدون که اون ارتعاش چاقیه و داره نشون میده ذهنت در کدوم مداره .
      خب این سوال نشون میده ذهن ما هنوز داره در مسیر چاقی دور میزنه .
      چرا لاغر نمیشم ؟
      چون هنوزم باور داری که چاقی .
      چون هنوزم خودتو سرزنش میکنی .
      چون بعد از این همه کاهش وزن هنوزم به قدرت چاقیت بیش از لاغریت ایمان داری .

      چرا لاغر نمیشم ؟
      چون تو با همین سوال بازم داری چاقی رو برای خودت رقم میزنی .
      در دل این سوال
      اندوه هست .
      سرخوردگی هست .
      ناتوانی هست .
      خشم هست .
      فحش دادن به زمین و زمان و خدای بی گناه هست.
      سرزنش و ملامت هست .
      قهر کردن با خودمون هست .
      نفرت هست .
      توجه به چاقی هست .
      حال بد هست ‌.
      افسردگی و رخوت هست ‌.
      تمام این احساسات و شاید احساسات دیگری که میشه از همین یک جمله کشید بیرون نشون از این داره که این جمله چاقی رو بارداره ‌
      پس باید افکارمون رو هدایت کنیم تا طور دیگه بیندیشیم تا جواب دلخواه بگیریم ‌.
      خیلی خوابم گرفته ‌ داره خوابم میبره در فرصتی دیگه ادامه میدم . به لطف خدا یاعلی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/23 18:58
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      تمرین گام هشتم در مسیر لاغری من  

      چرا چاق شدیم 
      برای درک قوانین هستی موضوع مهم آن است که ما میتوانیم به ذهن خود آموزش دهیم ولی نمیتوانیم آموزشی را فراموش کنیم این مسعله یکی از قوانین جهان هستی است که اگر خوب بتوانیم درکش کنیم  مسایل مهمی برای ما حل میشود  ذهن ما قدرت بسیار بالایی برای یادگیری وآموختن دارد ولی نمیتواند آموخته های خودش را فراموش کند دقیقا مانند یک جاده یک طرفه است  وقتی ذهن در برابر آموزش قرار میگیرد میتواند آموزش های قبلی را کمرنگ کند ولی نمیتواند آن ها را پاک کند  با تکرار کردن میتوانیم اطلاعات جدیدی را که به دست میاوریم در دسترس قرار بدهیم تا ذهن به سرعت آنها را بازیابی کند  به این اطلاعات سریع دسترسی پیدا میکنیم اما اطلاعاتی که سالها قبل داشتیم واز آنها استفاده یا تکرار ش‌نکردیم در حافظه ذهن ذخیره میشود و وقتی نیاز باشد ذهن جستجو میکند تا پیدایش کند مثل فکر کردن وبه یاد آوردن موضوعی   
      وظیفه ذهن در زندگی ما هدایت کردن ماست و ذهن این هدایت را توسط آگاهی ها واطلاعاتی که از قبل بهش دادیم صورت میگیرد  مثلا چاق شدن ما  از قبل در زمان کودکی ما اطلاعاتی را به طور ناخودآگاه از والدین اطرفیان ویا رسانه ها آموزش دیدیم واین آموزش ها به صورت باور در ذهن ما جای گرفته وتبدیل به تصویر ذهنی شده است حالا اگر ما در موقعیتی قرار گرفته باشیم که آن تصویر ذهنی زنده شود فرمول یا همان باور در ذهن ما فعال میشود  ورفتار ما تعقیر میکند واین تعقیر رفتار کم کم به عادت تبدیل میشود و این افکار در جسم ما خودش را نشان میدهد  این همان تعامل بین ذهن وجسم است  حالا برای لاغری هم ما باید آموزش ببینیم  تا لاغری را یاد بگیریم   برای چاق شدن فرمول های زیادی در ذهن ما انباشته شده بود ازکودکی برای بهتر غذا خوردن مارا ترغیب میکردند بخور تا قوی شوی  ی کم که بزگتر شدیم فرمولهای جدیدی به ما دادند بلوغ باعث چاقی میشه ازدواج کنی چاق میشی بارداری چاقی به همراه داره یا ما ژنتیکی چاقیم یا فلان دارو چاق کننده است تمام این فرمولها اگر باور کرده باشیم ودر زمان شنیده شدنش به ان توجه کرده باشیم وقتی در شرایطش قرار بگیریم آن تصویر ذهنی زنده میشود وفرمول فعال میگردد و رفتار عوض میشود تا تبدیل به عادت شود آنگاه جسم شروع به چاق شدن میگردد چون جسم نمایشگر افکار ماست به همین ترتیب با آموزش های اشتباه ما چاق شدیم حالا باید آموزش ببینیم تا لاغر شویم در چاقی آموزش ما بطور ناخودآگاه بود اما برای لاغری ما آگاهانه تصمیم میگیریم تا آموزش ببینیم وباید در این پروسه ذهنی از استاد وراهنما استفاده کنیم تا مسیر را گم نکنیم  از وقتی که در دوره لاعری با ذهن شرکت کردم کاملا به این دوره اعتماد واعتقاد دارم زیرا بقدری فرمولهای اشتباه در ذهن چه آشکار چه مخفی وجود دارد که به هیچ عنوان بدون آموزش قادر به پیدا کردن آنها وکمرنگ کردن تصاویر این فرمولها  نیستیم وبعد از پیدا کردن آنها با جایگزین کردن فرمولهای صحیح آن هم با آموزش درست  وتکرار وتمرین میتوانیم به لاغری دست پیدا کنیم  دقیقا مثل آموزش زبان جدید است  با یاد گرفتن آموزش زبان جدید ما نمیتوانیم فارسی را فراموش کنیم بلکه زبان دوم را یاد میگیریم آن هم با آموزش  آگاهانه  ولی زبان فارسی را نا آگاهانه یاد گرفتیم  ذهن قدرت بسیار زیادی در یادگیری دارد  واز این قدرت میتوانیم برای یاد گیری لاغری با ذهن استفاده کنیم 

      با آرزوی موفقیت برای استاد عزیز ودوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/21 12:15
      مدت عضویت: 790 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,064 کلمه

      باسلام گام ۷ :هر چه تلاش می کنم لاغر نمی شوم
      متن خیلی خوب وبسیار مهم وتاثیر داری در پیدا کردن اضافه وزن رو برای نامتناسبها انتخاب کردید چونکه این موضوع درباره کلنجار رفتن همه چاق ها با خودشونه. محتوای متن رو هم انقدر فصیح وعالی ومحکم توضیح دادید که اهمیت بیان این مطلب بیشتر برامون جا میوفته .همانطور که فرمودید .حرکت جهان هستی به وسیله قوانین طبیعی وبا نظم الهی به سمت کمال ووفور وپیشرفت انجام میشه وهمه چیز درست سرجای خودش ذره ذره ولحظه به لحظه دراین مسیر بطور هماهنگ وطبیعی حرکت می کند . به همین خاطراست که همه موجودات به این راحتی وبدون احساس بدوسختی زندگی عادی خودشان را می گدرانند.اگر خللی دراجرای هرکدام ازقانونهای نظم دار طبیعی پیش اید جهان هستی بهم میریزد وما وهمه موجودات زنده دیگر نمی توانند با ارامش زندگی کنندفکر کنید اگر همه گیاهان به هر علتی خشک شوند چرخه طبیعت وحیات زندگی تحت تاثیر ان علت از بین میرود وفاجعه ببار می اید.حرکت عادی نظام هستی همراه نظم وهماهنگی تعیین شده از طرف خالق هستی یک امر طبیعی است اما عواملی که باعث خشکی گیاهان شده اند یک عامل مخل غیر طبیعی وبدیهی بهم ریخته شدن نظام هستی است چون برنامه ریزی جهان هستی را بدون هماهنگی ونظم دست کاری کرده وتغییر داده.
      همه عالم هستی وافریده های خدا وچرخه حیات برای شادی ولذت بردن از انچه خلق شده افریده شده اند . ما انسانها هم یکی از عزیزترین وباقدرت ترین مخلوقهای عالم هستی هستیم که می خواهیم از تمام امکانات جهان برای سلامتی وشادی وخوشبختی ولذت بردن از نعماتها استفاده کنیم .ازمهمترین نعمتهای خدا برای لذت بردن ما انسانها از عمرمون نعمت سلامتی است .لاغری هم یکی از پیامدهای سلامتی است که افرا متناسب دارای این نعمت الهی هستند.برای افراد لاغر تناسب یک امر طبیعی است چون با نظم وهماهنگی نظام هستی که همانا سلامتی است هماهنگ هستند.
      افراد لاغر براحتی ذهنشان طبیعی بودن تناسب اندامشان راپذیرفته چون فرمولها وقوانین رفتاری وباور خودشان دست نخورده باقی مانده وبه ان عمل می کنند.اما افراد چاق اضافه وزن را درخودشان طبیعی می دانند و بابه هم ریختن روال طبیعی قانون بدنشان درخودچاقی راایجاد می کنند .افرادچاق چون ذهنشان به وسیله بهم ریخته شدن باورها والگوهای رفتاریشان عادتهای غلطی را که برای ذهن عادی شده درخود بوجود اوردند چاق شدند پس انها با پر خوری وخوردن بیش از اندزه لازم بدن وریز خواری کردن وخوردن بعدازسیر شدن رفتار طبیعی لاغری وتناسب درست رادر ذهنشان دست کاری کردند وتغییر دادند وبنابراین چاقی انها بدیهی است نه طبیعی.اگر افراد نامتناسب چاق شدنشان راطبیعی بداند واز رفتارهای بدیهی استفاده کنند به پیشرفت روند چاقی خودشان کمک کرده اند.افراد لاغر با اطاعت از رفتارهای صحیح غذایی ازنعمت های شادی واعتماد به نفس بیشتری برخوردارند این قانون جهان است که همه چیز برای ارامش واسایش ما افریده شده چون ذات همه ماازطبیعته وطبیعت جسم ما هم طالب تناسب وشادی ولذت بردن از نعماته نه نفرت وحسرت زجر وولع که مخالف روند قوانین افرینش طبیعی وکاملا بدیهی وساخته وپرداخته دست خودمان است.مابرای چاق شدن تلاش خاصی نکریم بلکه افکاروباورها ی اشتباه مابودکه رفتار وانداممون رور از حالت طبیعی به روند بدیهی کشاندیم .
      خوردن نیاز طبیعی بدن ما دروقت گرسنگی بوده وچون گرسنگی اثر تحلیل وکم شدن ذخائر قدرتی بدن هست که باخوردن دوباره شارژ میشه پس باید در وقت گرسنه شدن به اندازه خورد تا نیاز بدن تامین شود وذهن اعلام سیری کند این روند مسیر طبیعی ودرست کارذهن برای خوردن است اما وقتی ما قبل از گرسنگی می خوریم یا پرخوری وریز خواری وبیش از اندازه نیاز میخوریم دراین هنگام روند بدیهی خوردن را درپیش گرفته و درجهت مخالف روند طبیعت حرکت کردیم .پس این اضافه ها بصورت چربی وحجم زیاد جسم درماتجمع کرده وماچاق می شویم وبا تکرار این روش درمخل کردن ودخالت مسیر طبیعی تناسب بیشتر حرکت می کنیم.چاقی نتجه عمل کردن ذهن به رفتار خارج از قانون طبیعی بدن است که رفتاری بدیهی است نه طبیعی .بیش ازنیاز خوردن فشاروزجر جسمی ورود افکارواحساس بد اوردن بهانه برای خوردن وخلاف قانون طبیعت عمل کردن باعث بهم ریختن ارامش ذهن می شود که این بهم ریختگی عدم توانمندی طبیعی عمل کردن وفرمان صحیح دادن سیر شدن ذهن به جسم می شود.برای رسیدن به تناسب . باید چاقی راهم نپذیریم وهم از ان رضایت نداشته باشیم. ممکن است ازچاقی ناراًضی باشیم اماان راپذیرفتیم که متناسب نیستیم .برای حل مشکل چاقی باید اول بپذیریم که خودمان با رفتارهای نا صحیح باعث چاقیمان شدیم .درواقع مسئولیت اضافه وزن دارشدمان را قبول کنیم وبپذیریم که با بدنمان طبیعی برخوردنکردیم وبا باورهای ورفتار غلط بدیهی رفتار کردیم واعلام کنیم که من این شرایط راقبول ندارم ونمی پذیرم واین شرایط برایم طببعی نیست ولاغری وتناسب حق مسلم ماست وما ذهنمان را مانند افراد متناسب در روند طبیعی بودن جسم تربیت نکردیم.وقتی ما مسئولیت بد رفتاری با جسم خود رابا اموزشهای غلطی که به ذهن دادیم بپذیریم وان وقت است که بهتر می توانیم درمسیر تغییر الگوهای نادرست ذهنی عمل کنیم وباید متوجه باشیم که اگاهیهای داده به ذهن وفرمولهای اشتباه وارد شده به ذهن باید تغییر کند وکار اصلی ما تغییر برروی ذهن است ونه جسم چونکه نتیجه سختیهابی که برای تغییر جسم به ان وارد کردیم را بارها دیده ایم که برای مدت کوتاهی تاثیرداشته وما لاغر شدیم اما بعد ازمدتی یا باز به خانه اول برگشتیم ویا اضافه وزن مضاعف داشیم پس کاملا درک کردیم که کار برروی جسم یعنی بدیهی عمل کردن بوسیله فشار ورنج مضاعف وحسرت درجهت رسیدن بیشتر به چاقی .حالا که برروی جسم کار کردیم واشتباه رفتیم پس باید برای تناسب اندام به راه دیگر که کاربرروی ذهن ایت بپردازیم .ذهن اصل تغییروپذیرش صحیح رفتاری است که باعث لاغری ورسیدن به تناسب است به راحتی واسانی بدون ازار واذیت جسم .می خواهم با این روش با رضایت قلبی وبا احساس خوب اطمینان کنم وبا توکل به خد وایمان قلبی مسیر راشروع کنم.یکی ازراههای دادن الگوهای صحیح به ذهن نگاه کردن به عکسهای شگفتی سازان است که به ما انرژی میدهد که ماهم می توانیم . لذت دیدن به ثمررسیدن تلاش انها برای رسیدن به رفتارهای صحیح ذهن وبدست اوردن نتایج عالی از انجام درست تمریناتشون شوق واشتیاق من را درماندن وادامه مسیر بیشتر میکند .به لطف خدا مطمئنم درمدت کوتاهی اضافه وزنم برطرف میشه وطبیعت من هم باطبیعت لاغرها همسو شده وبه تناسب اندام میرسم ومن هم از امکانات طبیعی جهان سلامتی وشادابی وااحساس خوب برخوردار میشوم . خدایا بابت همه چیز شکرت واز شما استادگرامی هم بسیار متشکرم .⚘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 09:29
      مدت عضویت: 498 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 363 کلمه

      گام هشتم:چرا چاق شدیم؟چاقی را از کودکی آموختم!چگونه!؟
      از بچگی لاغر بودم و لاغری من در بین خانواده و اطرافیان یک نوع نقص و ناسالمی دیده می شد برای همین زمزمه !!..بیشتر بخور که قوی بشوی ،خوشگل و شادابتر بشی، مورد پسند بقیه بشی، در گوش من شنیده می شد .فصل خربزه که می شد می گفتند: خربزه بخور که شیرین است .راحت چاق می شوی. از این حرف و حدیث ها از اطرافیان زیاد می شنیدم به شگلهای مختلف! و این فرمول چاقی ذهن منه ،کودک را درگیر می کرد طوری که فکر می کردم یک کمبودی نسبت به بقیه دارم مخصوصا ماه رمضان که می شد همه باید روزه می گرفتند: بجز من ،ما ۵تا خواهر و ۵تا برادر بودیم پدر می کفت :اگر روزه بگیری فشار بهت می اید، چون خیلی ضعیف هستی و مریض می شوی. و این برخوردها طوری بود که از من یک دختر خیلی ساکت و آرامی ساخته بود و هنوز هم در بین خانواده به مظللو م بودن معروف هستم. حدیث های دیگری که می شنیدم اینکه هر کی ازدواج می کند چاق می شه یعنی فلانی خیلی خوشبخت است و زندگی بهش ساخته .. خیلی مطالب مختلف: که همگی باهش آشنا هستیم و خلاصه ذهن من هم صورت مسله را گرفته بود!! و بعد از تولد فرزند دوم جواب مسله حل شد یعنی بعد یواش یواش وزن اضافه شد .
      چرا لاغر نمی شوم؟
      لاغر نمی شدم چون ذهنم تازه مسله را حل کرده بود که من متوجه شدم از حل مسله ناراحت هستم و بدنبال حل جدید بودم و از مسیر اشتباه!! و در این مسیر کلی جسم و روح خودم را آزار دادم و همین جا از بدن و روح خودم معذرت می خوام و متشکرم که همیشه با من همرا بوده .با رژیم های پی در پی یک نفس با ورزشها و حرکت های مختلف .تقلید از تبلیغات و غافل از این که حل مسله جای دیگه است و خدا را شکر که بالاخره با هدایت خداوند و آگاهی های استاد روی مسله ای جدیدی که همون وزن دلخواه با اندامی صیقلی به ذهن خودم داده‌ام روی فرمولها کار می کنم تا بالاخره به حل مسله برسم .خدا قوت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/11/16 00:56
      مدت عضویت: 452 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      🌷سلام سلام🌷

      من چرا داشتم چاق میشدم؟ چون فکر میکردم سن بلوغ باعث چاقی میشه. و غذا خوردن هم همینطور.
      خدا رو شکر که پدر و مادرم چاق نبودند که بخوام چاقی و از اونا یاد بگیرم. حتی میگفتن من دوران بچگیم خیلی بد غذا بودم و هیچی نمیخوردم. تنها چیزایی که خیلی میخوردم و عاشقشون بودم شیر و چیپس بود😂😂😂 کلی عکس و فیلم با چیپس و شیر دارم😂
      هنوزم عاشقشونم. و صبحا اگه ببینم تو یخچال شیر نباشه عصابم خورد میشه😅🤦‍♀️
      چیپس هم خیلی دوست دارم ولی بدلیل مشکلات معده سعی میکنم کمتر بخورم.

      چرا من لاغر نمیشدم؟ چون فکر میکردم هرچی کمتر غذا بخورم لاغرتر میشم و این روند نمیتونه تا آخر عمر ادامه داشته باشه. و با خودم فکر میکردم که خیلیا غذا خوب میخورن و از من لاغرترند و همش درگیر اینکه چاق بشن نیستن.
      من از کسانی که لاغر بودند کمتر میخوردم ولی وزنم ازشون بیشتر بود. این فکر خیلی دیوونم میکرد. 🤯
      من چاقی و یاد نگرفته بودم ، چون کسی اطرافم نبود که چاق باشه و از طریق فرمول های اشتباه که ادم در سن بلوغ چاق میشه و هرچی بزرگتر بشه ممکنه چاق تر بشه، داشتم چاق میشدم.🤨🤨🙁

      ما چیزایی و که یاد گرفتیم و نمیتونیم برای همیشه فراموش کنیم. اون ها درجایی از ذهنمون هستن و ممکنه ما به یاد نیاریم ولی هستن. و خیلی چیزهای دیگه که یاد گرفتیم و با بیشتر یاد گرفتن در اون ها پیشرفت میکنیم. 👌

      یادمه رفته بودیم اصفهان و وارد هر مغازه ای که میشدیم میگفتن شما مشهدی هستین؟🤭
      منم تعجب میکردم چطوری فهمیدن.🤔 آخه از اون مشهدیای قدیمی و اصیل نیستیم که بخوایم لحجه غلیظ داشته باشیم. حتی مادر و پدرم هم هیچ کدوم مشهدی نبودن.
      آدم خودش متوجه نمیشه که لحجه اش فرق میکنه.

      پس همینطور که ما یاد میگیریم و پیشرفت میکنیم ، لاغری با ذهن هم یاد میگیریم و هر روز با استمرار داشتن در اون بیش از پیش پیشرفت میکنیم.💪

      امیدوارم منم روزی بتونم مانند دوستان متنی پر معنی و آموزنده و زیبا بنویسم.💫

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/26 23:39
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 248 کلمه

        بنظرم تمام افراد چاق به طریقی چاقی رو یاد گرفتند و در اون استمرار داشتند حتی اگه پدر و مادرتون اضافه وزن نداشتند و در اطرف تون هم آدم چاق نبوده باشه، بازم شما چاقی رو به طرق و شیوه ای یاد گرفتید
        هم چاقی و هم لاغری هر دو یه هنر هست
        که مثل تمام هنرهای دیگه مثل نقاشی،خطاطی و…
        برای هر هنری لزوما ما باید از طریق و روشی اونو یاد بگیریم، تمرین و تکرار کنیم، وقت و زمان بگذاریم، بها پرداخت کنیم چه مادی و چه زمانی و چه معنوی و ارزشی و… تا در اون ماهر بشیم و به نتیجه دلخواه مون برسیم البته با توجه به عملکرد خودمون…
        پس همه ی ما چاقی رو از راه و طبق و روشی یاد گرفتیم، اگه پدر و مادر من چاق نبودند، خانواده و دور و برم چاق نبودند، حتما من فرمول های چاقی رو از یه جایی یاد گرفتم ، از تلویزیون فیلم ها و تبلیغات و پیام های بازرگانی، از رسانه ها و شبکه های مجازی، از معلم ورزش مدرسه،از همکلاسی ها،از همسایه ها،از فامیل و اقوام و دوست و آشنا، از پزشک ها، از کتاب ها و مجلات و…پس یجوری و به یه طریقی یه سری حرفها،دیده ها و شنیده ها رو باور کردم
        مطمئنا من ورودی های اشتباه و منفی به ذهنم وارد کردم و اونا رو باور کردم بهشون پر و بال دادم و به اوج رسوندمشون که بازتاب و نتیجه اش شده جسم الانم….

        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/15 13:59
      مدت عضویت: 343 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی تمرین گام ۸ چرا ما چاق شدیم من نمیدونم چرا چاق شدم البته اینم بگم وقتی داشتم دیدگاه یکی از دوستان میخوندم گفته بودند که من شنیده بودم وقتی سزارین بشی شکمت بزرگ میمونه درست بود این جمله مخرب منم شنیده بودم ونمونه هم دیده بودم چون مادرم وقتی بچه اخر بدنیا اورد دیگه دیگه شکمش کوچیک نشد الانم بزرگه ولی من وقتی بچه دومم بدنیا اوردم چاق نشدم ونمیدونم چه جمله مخربی گوش دادم وباورش کردم که یهو ۱۹کیلو در عرض ۹ ماه اضافه کردم خیلی خیلی هم فکر کردم که چی شد چجوری شد که من چاق شدم با اینکه با لاغری با ذهن اشنا شدم نفهمیدم که باید چکار کنم خوب من مقصر نیستم واقعا اموزش ندیدم که بلد باشم وما میدونیم که برای اینکه ارایشگر بشی یا هر شغل دیگه حتما باید بری اموزش ببینی وی مدت هم برای ارایشگر کار کنی تا یاد بگیری وبتونی برای خودت تابلو بزنی خوب لاغری هم اموزش میخواد من با شرکت در این دوره دارم اموزش میبینم که لاغر بشم برای همیشه واما چرا من لاغر نشدم خوب من هنوز جواب سوال اولم که چرا چاق شدم درک نکردم ونفهمیدم پس طبیعیه که نتونم چرا من لاغر نمیشم درک کنم واز استادم گفته که اگر مشکلتون تو این فایل نبود به من بگید تا برسی کنم ومن بینهایت ممنونم ومنتظر که ببینم مشکلمو چجوری باید حل کنم ی دنیا ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/16 16:29
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 67 کلمه

        سلام دوست عزیز
        اینکه چرا چاق شدیم معمولا واضحه و هر فردی می دونی از چه زمانی چاق شدنش شروع شده چن واقعا وقتی ذهن درگیر چاقی می شه خاطرات زیادی ایجاد میکنه که در خاطر ما باقی می مونه
        حالا به هر دلیلی اگه نمی دونی چرا و چطور چاق شدی اشکال نداره
        تمرکزت روی لاغر شدن باشه
        اینکه چرا لاغر نشدی رو که حتما میدونی چیه
        چون الان درگیرش هستی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/14 14:10
      مدت عضویت: 343 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام استاد گرامی من از وقتی بچه دومم رو بدنیا اوردم چاق شدم وسریع یعنی در عرض ۹ ماه ۱۹ کیلو اضافه وزن پیدا کردم هر چقدر هم فکر کردم که چی شد که چاق شدم نه فرمولی پیدا کردم که مثل ادمهائ که شنیدن ادم ازدواج کنه چاق میشه نه نمونه ای دیدم ودر عجبم که چی چشد من چاق شدم ممنون میشم بینهایت که مشکل منم حل بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/26 23:55
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 424 کلمه

        دوست عزیزم بنظرم تمام افراد چاق به طریقی در یه دوره ای زمانی از زندگی شون چاقی رو یاد گرفتند و در اون استمرار داشتند
        هم چاقی و هم لاغری هر دو یه هنر هست
        که مثل تمام هنرهای دیگه مثل نقاشی،خطاطی و…
        برای هر هنری لزوما ما باید از طریق و روشی اونو یاد بگیریم، تمرین و تکرار کنیم، وقت و زمان بگذاریم، بها پرداخت کنیم چه مادی و چه زمانی و چه معنوی و ارزشی و… تا در اون ماهر بشیم و به نتیجه دلخواه مون برسیم البته با توجه به عملکرد خودمون…
        پس همه ی ما چاقی رو از راه و طبق و روشی یاد گرفتیم، اگه پدر و مادر من چاق نبودند، خانواده و دور و برم چاق نبودند، حتما من فرمول های چاقی رو از یه جایی یاد گرفتم ، از تلویزیون فیلم ها و تبلیغات و پیام های بازرگانی، از رسانه ها و شبکه های مجازی، از معلم ورزش مدرسه،از همکلاسی ها،از همسایه ها،از فامیل و اقوام و دوست و آشنا، از پزشک ها، از کتاب ها و مجلات و…پس یجوری و به یه طریقی یه سری حرفها،دیده ها و شنیده ها رو باور کردم
        مطمئنا من ورودی های اشتباه و منفی به ذهنم وارد کردم و اونا رو باور کردم بهشون پر و بال دادم و به اوج رسوندمشون که بازتاب و نتیجه اش شده جسم الانم…
        ممکنه قبلا شنیده بودید توی بارداری همه چاق میشن و بعدش هم هیچوقت به هیکل قبلی شون بر نمیگردند و شکمشون صاف و تخت نمیشه
        ممکنه شنیده باشید توی بارداری باید به اندازه ۲نفر غذا خورد
        ممکنه شنیده باشید بعد زایمان برای تقویت خودت و افزایش شیرت باید غذاهای گرم و مقوی و خوب خورد و رژیم نگرفت
        ممکنه شنیده باشید قرص های مکمل و تقویتی اشتها آور و چاق کننده هستند
        ممکنه شنیده باشید قرص های ضد بارداری چاق کننده هستند
        ممکنهیه پزشک یه حرفی راجب یه دارو یا بیماری که باعث چاقی میشه بهتون زده باشه
        ممکنه از کسی چیزی نشنیده باشید ولی توی کتاب و مجله ای یه مطلبی خوندید یا اصلا یه عکس و تصویری دیدید یا توی تلویزیون و …چیزی دیدید
        مطمئن باشید هیچ چیزی بدون علت نیست و چاقی شما هم بدون هیچ علت و بطور خودبه خودی و طبیعی نیست
        باید علت و دلیل اونو توی خودتون جستجو کنید
        و اینکه در نهایت مقصر چاقی مون خودمون هستیم
        و حالا نیاز نیست من دنبال مقصر و دلیل بگردم تا بخوام سرزنشش و محکومش کنم، در حالیکه الان باید دنبال چاره کار بگردم
        که تنها چاره و گزینه درست همینجا، و لاغری با ذهن هست
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/13 16:58
      مدت عضویت: 819 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 554 کلمه

      💝 به نام خالق هستی بخش 💝
      🏵🏵 سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر دوره ی تناسب ذهن🏵🏵
      8️⃣ گام هشتم 👣
      سوال اول : چرا چاق شدیم ؟
      چون ما از دوران کودکی 👶 تحت تاثیر حرف اطرافیان 🗣 و رسانه ها 📻 📺 📽 🎬 🗞و خانواده 👨‍👩‍👧‍👧 چاقی رو یاد گرفتیم و تمام اطلاعات در دوره های مختلف زندگی ما در ذهن ناخودآگاهمون ذخیره شده بود مثلاً من در زمان بچه گی 👶بارها شنیده بودم کسی که زایمان می کنه مخصوصاً کسی که سزارین می کنه شکمش بزرگ می مونه🤰و نمونه های واضحش رو می دیدم چون مامان خودم چهار بار زایمان طبیعی داشت ولی شکمش خیلی بزرگ نبود ولی وقتی برای آخرین زایمانش سزارین شد شکمش کاملاً بزرگ موند به طوری که هر کس میدیدش ازش می پرسید که بارداره ؟ مامانم می گفت نه چون سزارین شدم شکمم 🤦‍♀️بزرگ مونده و چند نمونه دیگر هم دیده بودم که شکم بزرگی داشتن و من فکر می کردم 🤷‍♀️ به خاطر سزارینه و در دوران بچه گی برای من این فرمول ذخیره شده بود 🤯 اما تا زمانی که خودم سزارین نکرده بودم در من خفته بود 😴 و وقتی بزرگ شدم و خودم سزارین کردم این فرمول در من بیدار شد 👀 و شکم من بزرگ موند یا من در تلویزیون 📺 و اطرافیان زیاد شنیده بودم🦻که کم خونی و کم کاری تیروئید یکی از عوامل مهم چاقی به شمار میاد و وقتی فهمیدم خودم هم کم کاری تیروئید دارم هم کم خونی کاملاً طبیعی می دونستم که خیلی چاق بشم و حتی وقتی کم کاری تیروئیدم با طب اسلامی درمان شد لاغر نشدم چون عوامل بسیار زیاد دیگه ای رو باعث چاقیم می دونستم و انقدر رژیمهای متعدد گرفته بودم که دیگه فکر می کردم برای لاغر شدن باید شاخ غول رو بشکنم و کلی تلاش کنم و عرق بریزم و زجر بکشم و رژیمهای عذاب آور بگیرم و … چون فکر می کردم چاقیم ژنتیکیه و به شدت استعداد چاقی دارم 😑😑😑
      سوال دوم : چرا لاغر نشدیم ؟
      چون ما هر وقت خواستیم لاغر بشیم با انواع شکنجه مثل رژیم و ورزش و تحت فشار قرار دادن جسممون بوده و برای انجام هیچ کدوم این کارها موافقت ذهن ناخودآگاهمون رو جلب نکرده بودیم ! در تمام این موارد ما با ذهن خودآگاهمون تصمیم گرفتیم که لاغر بشیم و چون تمام موفقیت های ما در گرو موافقت ذهن ناخودآگاهمون بوده و هست و درصد موفقیتمون رو ذهن ناخودآگاهمون مشخص می کنه پس نتونستیم موفق بشیم 😑😑😑
      پس ما برای اینکه لاغر بشیم اول باید موافقت ذهن ناخودآگاهمون رو بدست بیاریم تا تلاشمون بی فایده نباشه یعنی روش لاغری با ذهن که مستقیم روی ذهن ناخودآگاهمون کار می کنیم و وقتی مرتب به فایلهای استاد گوش بدیم و تمرینامون رو انجام بدیم یعنی در مسیر لاغری هستیم و ذهن ناخودآگاهمون چاره ای نداره جز موافقت چون وقتی در کاری استمرار داشته باشیم و زیاد بهش توجه کنیم ذهن ناخودآگاهمون مجبور میشه با ما همسو بشه و از اونجایی که ذهن ما به شدت کم مصرفه و از تغییر خوشش نمیاد در انجام کارهای جدید باید مجبورش کنیم و تنها راهی که می تونه ذهن ما رو به انجام کارهایی که نمی خواد مجبور کنه استمرار داشتن و توجه به یک موضوعه پس ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در راهی قدم گذاشتیم که به لاغری و تناسب همیشگی ختم میشه 🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 17:58
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,769 کلمه

      💖 بنام خدای مهربان 💖

      💜سلام استاد خوبم و دوستان هم مسیرم 💜

      🌹گام هشتم 🌹 چرا چاق شدیم و چرا لاغر نمیشیم 🌹

      منم اول ژنتیک رو عامل چاقی میدونستم چون هم بابام چاقه و هم مامانم 😉 و خیلی دیگه از افراد خانواده هم مادری هم پدری ولی اگه فکر میکردم ارثیه 🤔 چطوری میتونستم تغییرش بدم اصلا چرا تلاش میکردم ژنیک رو که اصلا نمیشه عوض کرد و چرا بارها تونستم مقداری از وزنم رو کم کنم واقعا چرا 🤣😁 بیماری کم کاری تیرویید و بقیه بیماریهام رو هم میدوستم و خیلی از اطرافیانم بودن که همین بیماریها رو داشتن و از لاغری رنج میبردن یا دوستم پرکاری تیرویید داشت بر خلاف باور همگانی که میگن پرکاری تیرویید باعث لاغری شدید میشه اما دوستم هم وزن من بود من کم کار اون پر کار جفتمونم تا مرز ۱۵۰ کیلو در رفت و امد و تلاش بودیم 😂 متابولیسم پایین رو عامل چاقیم میدونستم و فکر میکردم هیچ سوخت و سازی در من وجود نداره 🤔 کاملا خودم این فکر رو میکردم و مربوط به ذهنم بود و به مدیر کارخونم این فرمول رو داده بودم که همیشه هم بدنم یخ زده بود ولی الان به حدی گرم شده بدنم که حتی از پتو هم نمیتونم استفاده کنم خب این فرضیه پایین بودن متابولیسم چجوری عوض شد من که نه دارویی استفاده کردم نه کسی برام راه درمانی داشت جز اینه که با ذهنم باورمو عوض کردم و قبلا همیشه از سرما شکایت داشتم که همه میگفتن چاقی تو پفکیه پس چرا هیچوقت گرم نمیشی این همه چربی داری و باید برعکس باشه و حالا از گرم بودن همش شاکیم 😂😂😂 کم تحرکی و خوردن هم عامل مهمی بود برام 🤔 خب خیلیا از اطرافیانم همیشه در حال استراحت هستن تحرکشون خیلی و چندین برابر منم میخوردن ولی از لاغری رنج میبردن درسته من تحرکم کم بود ولی اونا خیلی خیلی کمتر از من تحرک داشتن 😂 ترس از خوردن داشتم دقیقا اونا ترس از نخوردن و بی اشتهایی داشتن درست برعکس من و میگفتن وای الان این مشکل برا من بوجود اومد تا مدتها اشتهام رو از دست میدم خب من که با فشار و رژیم کلا بی میل و اشتها بودم اونا اگه چند روز بود بعدش درست میشدن ولی من دائما بی اشتها بودم لاغرم نمیشدم فقط حسرت خوردن داشتم 😂

      👆👆👆 دقیقا تمام دلایل چاقی من مسخره بودن و مانع لاغری من نه دلیل چاقی من 😄😅😉
      انصافا من زبان چاقی رو یاد گرفته بودم و تمام افکار من ترس از چاق و چاق تر شدن بود لاغرا هم ترس از لاغر و لاغرتر شدن بود

      مامان من اصفهانی بود و در اصفهان زندگی میکرد و خیلی از اصطلاحات و کلمات اصفهانی در لهجه اش بود و من در قم بدنیا اومدم و خیلی از کلماتی که مامانم استفاده میکرد در لهجه قمی مسخره بود و اصلا دوستام بلد نبودن و اکثرا کلمه ای میگفتیم کلی دوستامون تو مدرسه مسخره میکردن میگفتن این دیگه یعنی چی 😂😁 شما کجایی هستین اوایل برام عجیب بود و مقاومت میکردم بعد میدیدم حق با اوناست ما جور دیگه میگیم 😄 دیگه لهجه و آموزشی که از بچگی عادتمون بود طبیعی دیدیم با اونا فرق داشته باشیم چاقیم رو هم با همین شکستها برای خودم طبیعی کرده بودم که من یا لاغر نمیشم یا باید خودکشی کنم تا لاغر بشم 😅😆😥 و اصلا خودمو لایق تناسب اندام نمیدیدم 🙄 و یا حتی با زنداییم که اصفهانی هست حرف میزنم تلفنی خواهرم میگفت قشنگ فهمیدم از لهجه ات که با زندایی حرف میزنی یهو کلا لهجت عوض شد برای خودمم خنده دار بود که بی اختیار انقدر تحت تاثیر لهجه زنداییم قرار میگیرم و خواهرم کلی بهم خندید😂 که حتی خودمم متوجهش نبودم 😄😅 با این که زبان محلی منم نیس گاهی مسافرت میریم قشنگ لهجه ام بر میگرده 😍🤗 حتی بعضی از اقواممون اطراف شیرازین میرن شیراز و میان دیگه هیچکس حرفاشون رو نمیفهمه ولی دوباره یه مدت با ما حرف میزنن لهجشون تغییر میکنه و عادی میشن با شرایط

      واقعا در شرایطی که از قبل شنیدی و فرمول باور پذیری شده در ذهن وقتی اون شرایط پیش بیاد و قبلا تصویر سازی شده و ترموستات ذهنی شده اون فرمولا دانلود میشن و مرتب با دیدن نتایج نسبی هی قوی تر میشن 😅 وگرنه از قبل این الگو هست در ذهن و با باور سرعت انتقال دانلودها بیشتر میشه 😂 بارها یه جمله رو شنیدیم و خیلی طبیعی میدونیم اتفاقات تغییر رفتار خوردن و اینا مخصوصا برای نمونه ازدواج و چاقی بعد از ازدواج که مرتب تا میبینن طرف چاق شده میگن ای ول ازدواج بهش ساخته و نشونه لیاقت هر دو طرف هست اینکه بگن شوهرش یا زنش هوای هم رو دارن خیلی خوشن که چاق شدن یا خیلی دست پخت زنش بده از دست پخت مادرش افتاده و زن هم میخاد از مادرشوهر کم نیاره مدام غذاهای عالی و خوشمزه میپزه یا مرد برای نشون دادن لیاقتش برای همسری مدام خورد و خوراک و خوشمزه جات کور از خدا چی میخاد دو چشم بینا 😂😂😂

      ما میتونیم با تکرار اموخته های جدید متناسب بشیم و بازهم با تکرار اموخته های قبلی دوباره چاق بشیم پس باید تمرکز بزاریم رو کدوم اموخته ها به نفعمونه 🙄🤔😅 صد در صد اموخته های جدید زبان لاغری به صورت یواش یواش و نگرانی برای چاقی نیس

      وقتی من بافتنی یاد میگیرم دیگه همیشه بلدم ببافم الان که مشغول لذت بردن از سایت و تمریناتم هستم کمتر وقت دارم ببافم ولی عشق به تمرینها و سایت نمیزاره من ببافم بیشتر با اینا عشق میکنم و چون رماتیسم مفصلی دارم دوباره که میخام شروع به بافت کنم دستم یکمی بیشتر درد میگیره😍 اما یکم که میبافم دوباره دستم عادت میکنه و یا حتی اگه مدلم و نقشه رو کمی فراموش کرده باشم خیلی راحت تر و اسون تر از بار اولی که تحت آموزش اولیه بودم با نیم نگاهی همه چی به مهارت میرسه اونقدر وقت و زحمت از من نمیخاد زود همه چی به روال برمیگرده دست من و انگشتان من هم عوض نمیشه که همون دسته همون مشکلات درونشه ولی عشق و لذت به بافتن هر درد و فشاری رو برای من به لذت و💜 عشق 💖تبدیل میکنه و میدونم که این فشار فقط اولشه جسمم خودشو به ذهنم میرسونه پس برای یادگیری تناسب هم همینم تا ابد اگه الان بیشتر باید تمرین بنویسم و بیشتر وقت بزارم در آینده که کامل به مهارت رسیدم چندتا از فایلای فوق العاده و انرژی بخش در مسیر رو فقط لازم دارم شاید فقط گوش دادن یه آهنگ از به روز رسانی فرمولها و آموزشات سرزمین خشکیده زمان چاقی یا کرمی رو نیاز داشته باشم افت کشی و انتی ویروس بزارم براش چون انقدر به صدای استاد علاقه دارم که حتی یل استوری یه متن در ذهنم با صدای پر صلابت و طنین انداز استاد گلم پژواک میشه و نیازی به تلاش نیس فقط عشق و حاله و لذت از در مسیر شگفتی ساز بودن و هر گونه گرفتاری جدیدی رو به راحتی با فرمولهای قوی استاد پاکسازی میکنم میره 😍😍😍🤗🤗🤗 من خیلی خوشبختم من تا ابد گنج و ثروت ابدی دارم در این مسیر هم هر چی خرج کنم و اهدا کنم به خودم انعکاسش تو زندگی خودمه و از بالا رفتن قیمتهای دوره ها هم هیچ هراسی ندارم و مطمئنم 🌹 خدا 🌹بهم هدیه میده 🥇💖 کلامی رو که از زبان بهترین بنده اش جاری ساخته چون خودش این راه رو برای من قرار داد و انتخابم کرد برار سعادت روزافزون 💖 من راهی ندارم جز راه خوشبختی 💖 چاره ای نیس با این اموزشها جز لذت بردن 💖 تمام جنبه های زندگیم از همه لحاظ در حال پیشرفت و بهبوده 💖 شجاعت من برای تغییراتم فوق العادست 💖 تولد من در نوشتن 💖 تولد من در لباس خریدن 💖 تولد من از شنیدن تشویقهای اطرافیان 💖 تولد من برای رسیدن به همه آرزوهای قلبیم و رویاهای بی نظیر خواستنیم 💖 تولد من در داشتن ذهنی بی نهایت قدرتمند 💖 تولد من در شناخت استعدادهای درونی که همشون جزو خدمات در بدنم به صورت خفته هستن و بیداریشون 💖 تولد من در شناخت بهتر و بهتر ذات یکتای پروردگارم 💖 تولد فرشته درونم 🌹 فرشته خوشبختی🌹 که روز به روز فرشته ام جذاب تر و بزرگ تر و بی نظیرترین میشه وای نفسم تند شده فرشته ام خیلی از این بخش خوشش اومد انگار داره فریاد میزنه اره اسی من همیشه بودم و هستم تو منو لایق نمیدیدی و همیشه منفی باف نمیزاشت صدانو بشنوی داره از درونم فریاد میزنه منو بهتر و بهتر بشنو چنان انگشتامو پر قدرت داره حرکت میده واقعا خودمم نمیفهمم دارم چی مینویسم قدرتش برتر از ضعفها و سستی های منه واقعا انگار داره برام مورس بود چی بود که حتی املایی و اصطلاح درستش رو یادم نمیاد😂 میفرسته همونایی که انسانهای نخستین با آتش و دود به هم پیام میدادن هیجانم خیلی خیلی زیاده وای خدای من مرسی مرسی از اینهمه شور و اشتیاق و لذت نامه فرشته من بی اختیار منه و به حدی شور و شعف دارم که قلبم خیلی تند میزنه بی اختیار و فقط خودم متوجه این انقلاب درونی هستم اون دیکته میکنه و من مینویسم همین سوادم که قبلا یاد گرفتم و قدرت کلمات من داره استفاده میکنه تا حرفاشو بهم بفهمونه میگه بنویس و بنویس و لذت ببر این یک کودتاست یه موج از امیده یه موجی از نوره خدایا اصلا دست خودم نیس این ارتعاشات بی نطیره بی نظیره بی نطیره سیم اتصالاتم بدجوری وصل شده و قادر نیستم این متن رو به پایان برسونم ولی به دیدگان شما رحم میکنم شاید الان میخاد حرفای خصوصی تر بهم بزنه وای هیچی رو دیگه نمیبینم

      🌹۵۰ کیلویی شدنم حتمیه 🌹من خوشبخت ترینم 🌹 من به انرژی پاک الهی وصلم 🌹 در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و شگفتی اور 🌹من آلیس در سرزمین عجایب هستم 🌹 وای عضلات شکمم به شدت درگیره و حس شکم تخت شدن دارم 🌹 کمر باریک و دلربا 🌹 اندامی به شدت زیبا داره خلق میشه 🌹 خوشبختی دائمی حق منه 🌹 لیاقت بهترینها تو وجودم بوده و هست 🌹 اشتیاقم ببی نهایت رو به افزایشه 🌹 خدایا شکرت شکرت شکرت 🌹 و رسیدن به لحظات ملکوتی اذان مغرب و حس نماز و شکر گزاری منو از ادامه نوشتن باز میداره و بهتره که همین جا این تمرین تمام بشه هر چند دوست دارم باز ادامه بدم

      💜 استاد خیلی گل هستین منو چنان به شور و وجد و هیجان اوردین که بی حد و اندازست 💜

      🌹 دوستان هم مسیرم برای همتون ارزوی موفقیت و تجربه چنین حال فوق العاده ای رو دارم 🌹

      💖 هر جا که هستین شاد باشین و در مسیر تغییر کردن و تایید کردن و متناسب شدن 💖

      👆👆👆👆با نوای دل پذیر استاد رضا عطار روشن 👏👏👏👏👏 استاد خیلی استادین 🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/28 15:22
        مدت عضویت: 379 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود دوست عزیز 👏👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹🌹
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 05:20
      مدت عضویت: 360 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 823 کلمه

      به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
      “چرا چاق شدم؟” این سوالی است که من هم مانند همه افراد چاق، به دنبال پاسخ آن بوده ام. در گذشته همیشه علت چاق شدنم را عوامل بیرونی مانند وراثت، متابوليسم پایین، مصرف دارو و … می‌دانستم و با گذشت زمان به لیست عوامل چاقی ام افزوده میشد. وجه مشترک تمام این عوامل این بود که همگی عوامل بیرونی و خارج از کنترل من بودند، بنابراین من خودم را محکوم به چاقی می دانستم. در حقیقت به دلیل عدم اطلاع از علت اصلی چاق بودنم، تمام عمر مسیر اشتباه رفته ام و هیچکس از مسیر اشتباه به مقصد نمیرسد. براساس آگاهی که از این گام کسب کردم متوجه شدم که دلیل اصلی چاقی من این است که مهارت چاقی را مانند هزاران مهارت دیگر در زندگی از خانواده، جامعه، اطرافیان و حتی رسانه‌ها یاد گرفته ام و الگو برداری کرده ام. یادگیری مهارت چاقی توسط من شامل دو بخش آموزش و الگوبرداری بوده است.
      اولین مهارت چاقی که یاد گرفتم گره زدن احساسات با خوردن و مهار احساسات با خوردن بود. وقتی در کودکی ناراحت بودم و گریه کردم با خوراکی، شکلات و بستنی من را تسکین داده اند. وقتی از موضوعی عصبانی بودم، من را با خوراکی آرام کرده اند. وقتی از موفقیتی و موقعیتی شاد بودم با کیک و شیرینی و رستوران آن را جشن گرفته ایم. حتی حس سرما را هم با خوردن نوشیدنی، سوپ یا آش گرم برطرف میکردیم.
      دومین مهارت چاقی که یاد گرفتم گره زدن سلامتی و بنیه قوی بدن با خوردن بود. این ماده غذایی را بخور که سرما نخوری، اینو بخور مغزت برای امتحان خوب کار کنه، اینو بخور ضعف نکنی، اینو بخور مریض نشی، اینو بخور جون داشته باشی راه بری و …
      سومین‌ مهارت چاقی که یاد گرفتم خوردن تمام غذایم و خالی کردن بشقاب بود که همیشه به آن تشویق میشدم و به توصیه دیگران با خوردن تمام غذای بشقابم و اسراف نکردن موردمحبت خدا قرار میگرفتم. چهارمین مهارتی که یاد گرفتم و به صورت غیر مستقیم باعث چاقی من بود ، لجبازی است. یعنی ابتدا لجبازی را یاد گرفتم و بعد وقتی از خوردن منع میشدم، لجبازی میکردم و بیشتر میخوردم. حتی الان هم وقتی همسرم و یا خانواده ام موقع خوردن بهم تذکر بدهند، ناخودآگاه بیشتر میخورم.
      بخش دوم یادگیری مهارت چاقی توسط من الگوبرداری بوده است. یعنی با نگاه کردن به دیگران و تقلید، آن را یاد گرفته ام. مثل چای شیرین صبحانه، خوردن برخی غذاها با نان، خوردن چایی حتما با یک ماده شیرین ( قند، شکلات، شیرینی و …) الگو برداری از مادرم که به دلیل حیف بودن باقیمانده غذا را دور نمی ریخت و می‌خورد. یکی از مهمترین مهارتهای چاقی که از مادرم الگوبرداری کردم دغدغه داشتن برای غذا است. مثل مادرم باید از روز قبل برای ناهار و شام فردا فکر کنم که چی بپزم که تکراری نباشد و تنوع داشته باشد، اصلا غذا خیلی مهم است باید برای روز بعد برنامه‌ریزی کرد. از دیگر موارد الگوبرداری، چاقی بعد از ازدواج و زایمان بود که همیشه راجع به آن شنیده ام و نمونه های زیادی در فامیل و اطرافیانم دیده بودم.
      به نظرم یکی از موارد خاص در ارتباط با آموزش چاقی موضوع مهمانی است. در فرهنگ بیشتر خانواده های ایرانی مفهوم مهمانی با خوردن همراه است. وقتی میزبان هستیم تمام دغدغه ما تهیه انواع مواد غذایی برای مهمانی است. انواع نوشیدنی، شیرینی، شکلات، آجیل، میوه، تنقلات، چند مدل پیش غذا، چند مدل غذای اصلی و دسر تدارک میبینیم و هرچه عزت و احترام مهمان بیشتر، غذا چربتر و متنوع تر است. هیچ وقت برای تدارک موسیقی، بازی و سرگرمی در مهمانی دغدغه نداریم. بالتبع وقتی به مهمانی دعوت میشویم فقط به خوردن فکر میکنیم. کلا کیفیت مجالس عروسی، عزا، تولد و … با نوع پذیرایی آن سنجیده میشود. اگر در بحث خوراک نمره قبولی بگیرد بقیه موارد خیلی اهمیت ندارد!
      سوال بعدی این است که چرا لاغر نمیشوم؟ با توجه به سوال قبلی، پاسخ این سؤال کاملا روشن است. چون مهارت لاغر بودن را یاد نگرفته‌ ام. استفاده از رژيم غذایی، ورزش و داروهای لاغری، مهارت لاغری به من یاد نداده و باعث فراموش کردن مهارت چاقی هم نشده است. فقط از طریق فشار به جسم تا حدی وزنم کاهش یافته ولی بعد از رها کردن این روش‌ها، چون فقط مهارت چاقی را بلدم، دوباره چاق شدم. خوشبختانه ظرفیت انسان برای یادگیری مهارتهای گوناگون نامحدود است. پس ابتدا باید لاغری را به ذهن خودم یاد بدهم و بعد با تکرار و تمرین آموخته ها، آن را به مهارت در زندگی تبدیل کنم. سپس جسم من با تغییر وضعیت دادن به لاغری و تناسب، مهارت لاغری را نشان میدهد. و باید در این کار استمرار داشته باشم تا مهارت لاغری کسب شده دایمی شود. در نتیجه باید صبور باشم و عجله نکنم.
      سؤال اساسی بعدی این است که چگونه باید لاغری را به ذهن آموخت؟ پاسخ این است که تنها راه آن، آموزش لاغری با ذهن و تناسب فکری زیر نظر استاد گرامی جناب آقای عطار روشن عزیز است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/10 18:16
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 439 کلمه

      بنام خدا 🌸گام هشتم: چرا چاق شدیم وچرالاغرنمیشیم؟:درسی مدت زمانی که زندگی کردیم و زندگی کردن و یا گرفتیم ماچاق شدیم من یادگرفتم چاق بشم مثل زمانیکه بچه بودم و ازخانوادم یادگرفتم به صورت ناخودآگاه فارسی حرف زدن ومحلی حرف زدن رویادگرفتم دراین مواردمن انتخاب نکردم که چه زبانی روحرف بزنم وازخونوادم یادگرفتم به صورت ناخودآگاه ازاونهاالگوبرداری کردم درنحوه ی چاق شدن هم به همین شکل بوده من ازطریق الگوبرداری ازاون هاچاق شدم دراون زمان من باتوجه کردن به اونها من از اونها الگوبرداری میکردم به همین خاطر هم راحت چاق شدم و زمانی هم که بزرگ شدم با قرارگرفتن در سطح بزرگتروگسترده ترمن چاقی رویادگرفتم باتوجه کردن به افرادچاق و نتایج اونهابادیدن و پیگیری وتکرارکردن چاق شدیم ذهن به هر چیزی که توجهش جلب بشه به همون سمت منوهدایت می‌کنه درسی این همه سال من باتوجه کردن به چاقی درمسیرچاقی وچاقی بیشترقرارگرفتم همین هم دررفتارمن باغذاوباورهام صدق می‌کنه مثلامن از نشستن وکم تحرک بودن ترس داشتم چون باور داشتم که نشستن ادموچاق می‌کنه وبارهااینوشنیده بودم ازدیگرانکه نشستن ادموچاق می‌کنه وکم تحرک بودن اماباینکه کارهای خونه رو انجام میدم همینکه می‌نشستند وزمان می‌گذشت من وقتی به ساعت نگاه میکردم عذاب وجدان سراغم میومدکه من بااین نشستن چاق میشم در واقع اونفکرواونتوجهی که من به نشستن دارم باعث چاقی من شده نه نشستن من نمیتونم باذهنم بحنگم تالاغربشم بای باذهنم صلح کنم تالاغربشم ونبایدتسلیم واسیرچاقی خودم رو بدونم چاقی مزیت‌های زیادی داشته همون طور که معایب زیادی هم داشته پس باید برای صلح کردن باچاقی مزیت هاشوپیداکنم واین که طبیعی ندونم چاقیمووباعملی که انجام میدم تصویرذهنیمو تغییر بدم هربار که من باتوجه کردن به آدمهای چاق الگو برداری به صورت ناخودآگاه درمان شکل می‌گرفت ومن بیشترباورمیکردم من بیشتر رکسی چاقی راحتترقدم برمیداشتم وبانجام هرروزه ی کارهام واحساس بدداشتن نسبت به اون کارهامون تصویر ذهنی چاقیمووباعملی که انجام میدادم وپررنگترمیشدمثل زمانیکه تومدرسه نمره ی بدمیگرفتم وهربارکه ازمعلم حرف می‌شنیدم وسرزنش میشدم تصویری از شکست خورده بودن دراوندرس رودرذهنم تجربه میکردم واحساس بدکست خورده بودن روباتمام وجودلمس میکردم درچاقی هم به همین شکل بوده ومن الگوهاوتصویرهای ذهنی درمسیرچاقی بوده حتی زمانیکه غذامیخوردم وقتی که پنج تابشقاب غذامیخوردم وهرباراون کاررولنجام میدادم تصویر ذهنی مقدار غذای موردنیازدرذهن پنج بشقاب بودوبعدحتی ممکن بودبیشتربشه این شکلی هم تصویر ذهنی عادتهای غذای ورفتارغذای زیادهوردن روتجربه میکردم برای همین هم نمی‌تونستم لاغربشم چون ذهن من از اطلاعات چاقی پرشده بودپس برای لاغر شدن بایدازاطلاعات لاغری پربشه و اطلاعات لاغری جایگزین اطلاعات چاقی بشه مطمئن هستم که دیگه چاقی ارثی نیست بلکه این چاقی همش ذهنیه وبرای لاغرشدن بایدبیشترادامه بدم تابهتربتونم خودموبشناسم وبتونم مطلبودرست درک کنم تا بتونم بهترعمل کنم وایمان پیداکردم که جواب میگیرم و جسمم به اون چیزی که علاقمه تغییرشکل میده،،🌸🌸🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم