ورود / ثبت نام
0

چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمی شم؟

چرا لاغر نمی شم؟
اندازه متن

چرا لاغر نمی شم؟ سوال بسیاری از افرای است که اضافه وزن دارند و سال هاست برای لاغر شدن تلاش می کنند.

سی و پنج سال چاق بودم و در این سال ها بارها برای لاغر شدن از روش های مختلف اقدام کردم اما نتیجه نهایی همیشه چاقی بود.

همیشه از خودم این سوال را می پرسیدم که با این همه تلاش برای لاغر شدن چرا لاغر نمی شم؟

نکته جالب توجه این بود که هربار تصمیم به لاغر شدن می گرفتم، از همان هفته اول مادرم از من سوال می کرد: تو که رژیم می گیری پس چرا لاغر نمی شی؟

شنیدن این جمله از زبان افراد دیگری که اضافه وزن داشتند سبب شده بود که لاغر شدن در ذهن من کار واقعا سخت و دست نیافتنی باشد.

به لطف خدا زمانی که تصمیم گرفتم از قدرت ذهن برای لاغر شدن استفاده کنم اولین مطلبی که درک کردم این بود که ذهن من چاق شدن را یاد گرفته بود و من برای یادگیری چاق شدن ذهنم کار خاصی انجام نداده بودم و اصلا از این موضوع اطلاع نداشتم.

اما در مفابل همیشه برای لاغر شدن این من بودم که تصمیم می گرفتم لاغر شوم و اتفاقا این تصمیم همیشه برای من با زجر و ناراحتی همراه بود.

همه ما در زندگی برای یادگیری موضوعات مختلف تحت آموزش قرار گرفته ایم.

و کاملا برای ما قابل درک و منطقی است که اگر برای مثال می خواهیم نقاشی بکشیم باید نقاشی کشیدن را یاد بگیریم.

این یادگیری می تواند با شرکت در کلاس های آموزش نقاشی یا جستجو کردن برای یادگیری اصول نقاشی کشیدن صورت بگیرید.

اما من عقیده دارم فردی که به شکل خودبخودی نقاشی می کشد اگر حتی این کار را به شکل عالی انجام دهد در نهایت تسلط و هنر او با فردی که علاوه بر علاقه شخصی برای یادگیری نقاشی از آموزش های حرفه ای استفاده کرده است تفاوت دارد.

به این دلیل از نظر من یادگیری از طریق آموزش در کنار اشتیاق و انگیزه برای آموختن داشتن نتیجه بسیار بهتری را ایجاد می کند.

در جستجو برای درک قوانین ذهن به این درک رسیدم که ما می توانیم به ذهن خود موضوع جدیدی را آموزش دهیم و از طریق تکرار و تمرین آموخته ها را به مهارت خود در زندگی تبدیل کنیم اما هرچقدر تلاش کنیم نمی توانیم مهارت خود را از یاد برده و به طور کامل آن را فراموش کنیم.

ما نمی توانیم آنچه آموخته ایم را فراموش کنیم.

آموزشی برای فراموش کردن آنچه یاد گرفته ایم وجود ندارد.

ذهن، مانند جاده ای یک طرفه است که فقط می تواند یاد بگیرید و نمی تواند فراموش کند.

توانایی مغز برای آموختن بی نهایت است اما نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که: ما انتخاب می کنیم چگونه از اطلاعات ذخیره شده در مغز خود استفاده کنیم.

شما می توانید بی نهایت اطلاعات در مغز خود ذخیره کنید اما از آنچه دوست دارید فقط استفاده کنید.

استفاده کردن از اطلاعات باعث در دسترس تر بودن آنها در مغز ما می شود.

به همین دلیل است که موضوعات تکرار شونده در زندگی را به خوبی به یاد می آوریم اما موضوعی که کمتر مورد استفاده قرار می گیرد را اگر بخواهیم به یاد بیاوریم باید مقداری فکر کنیم که این فکر کردن همان جستجو کردن در بین انبوده اطلاعات ذخیره شده در مغز است.

وظیفه هدایت ما در زندگی به عهده ذهن است.

ذهن ما با استفاده از آموزش هایی که ما یاد گرفته ایم مسیر حرکت ما در زندگی را مشخص می کند.

چاق شدن موضوعی بوده است  که ما از گذشته آن را یاد گرفته ایم و در به کار گیری اصول آن به درجه استادی رسیده ایم و نتیجه این آموزش، جسمی است که الان مالک آن هستیم.

چاق شدن از معدود آموزش هایی است که نیاز به بازنگری و به روزرسانی ندارد، چون ذهن ما بر اساس همان آموخته های پیشین خود عمل می کند.

به همین دلیل است که برای چاق تر شدن نیاز به آموزش جدید و یادگیری مهارت های بیشتر و تنها با تکرار همان آموخته های قبلی می توانیم بارها چاق تر شویم.

در تمام روشهایی که فرد چاق برای لاغری استفاده می کند تنها جسم خود را تحت فشار فیزیکی قرار می دهد و با این کار تلاش می کند تا از طریق محروم کردن جسم خود از دریافت مواد غذایی یا تحت فشار گذاشتن جسم خود از طریق انجام فعالیت های ورزشی سنگین مقداری از وزن خود را کاهش دهد.

همانگونه که شما با تحت فشار گذاشتن خود نمی توانید رانندگی کردن، خیاطی کردن، نقاشی کشیدن و یا هر دانش دیگری را فراموش کنید، با تحت فشار گذاشتن جسم خود نمی توانید چاق شدن را به فراموشی بسپاریدو

از آنجایی که برای کاهش وزن و سایز، لاغر شدن را یاد نگرفته اید مسلما بعد از اتمام مراحل رژیم یا ورزش به وزن قبلی خود بر می گردید چون مجددا بر اساس آموخته های قبلی خود برای چاق شدن رفتار خواهید کرد و سبب می شود که این سوال در ذهن شما ایجاد شود که با این همه تلاش و تحمل سختی برای لاغر شدن چرا لاغر نمی شم؟

یاد گرفتن یا آموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام می شود و جسم نمایش دهنده میزان مهارت شما در یادگیری است.همچنین از طریق جسم با تکرار و تمرین آنچه آموخته ایم مهارت خود را در اجرای آموخته ها بیشتر می کنیم.

بنابراین از طریق جسم به تنهایی نمی توان مهارتی را آموخت و حتما باید یادگیری از طریق ذهن صورت پذیرد و سپس با جسم آنچه آموخته ایم را تکرار و تمرین کنیم یا یادگیری ما کامل تر و مهارت ما در اجرای آموخته ها بیشتر شود.

در فرایند چاق شدن دقیقا این پروسه را طی کرده ایم.

ابتدا چاق شدن را از طریق ذهن و توسط اطرافیان یاد گرفته ایم سپس جسم ما با تغییر وضعیت دادن و چاق شدن آنچه آموخته ایم را به معرض نمایش و تمرین قرار داده است و با تکرار چاق تر شدن مهارت ما در چاق شدن هر روز بیشتر و بیشتر شده است.

پس اگر تمایل دارید لاغر شوید و مهمتر از آن لاغر بمانید باید لاغرشدن را ابتدا از طریق ذهن خود بیاموزید و سپس با جسم خود لاغر شدن را تمرین کنید و در این کار استمرار داشته باشید تا آنچه درباره لاغر شدن آموخته اید در جسم شما نمایان شود.

هیچ راهی دیگری برای لاغر شدن وجود ندارد.

همانگونه که همه افراد چاق، چاق شدن را از والدین، رسانه ها و … آموخته اند اکنون باید لاغر شدن را یاد بگیرند.

با این تفاوت که لاغر شدن را خودمان باید یاد بگریم. آنهایی که به ما چا شدن را آموخته اند توانایی آموزش لاغر شدن به ما را ندارند.

با توجه کردن به تصاویر افرادی که با تصمیم گرفتن برای یادگیری لاغر شدن از طریق ذهن توانسته اند شرایط جسم خود را از وضعیت چاقی به لاغری تبدیل کرده و شگفتی سازان لاغری با ذهن شوند می توانید به اهمیت موضوع یادگیری لاغر شدن بیشتر پی ببرید.

اهمیت این موضوع سبب شد تا از طریق این فایل آموزشی مطالب مهمی درباره علت چاق شدن و چگونه یادگیری چاقی را با شما دوستان عزیز به اشتراک قرار دهم.

همچنین پاسخ به سوال مهم ذهن افراد چاق که چرا لاغر نمی شم؟ را در این فایل صوتی آموزشی توضیح داده ام.

عدم آگاهی از این دو موضوع به راحتی می تواند علاوه بر جلوگیری از لاغر شدن ما به چاق تر شدن ما نیز کمک کند، پس توجه به علت چاق شدن و لاغر نشدن بسیار ضروری است.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=10111
برچسب ها:
150 نظر در مورد چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمی شم؟

دیدگاهتان را بنویسید

      شیلان اسمعیل پور
      1400/05/06 13:14
      مدت عضویت: 699 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      سلام عزیزانم 

      واقعا همین طوره یک کودک نوپا راحت راه ربتن رو یاد می‌گیرد در حالی که روی زمین است و کاملا ناتوان یواش یواش ابتدا با نگاه کردن و تحلیل یاد می‌گیرد و کم کم با تمرین و تکرار بینهایت همراه با هیجان و عشق و لبخند راه رفتن و دویدن را یاد می‌گیرد و این شجاعتی مثال زدنی است در غیر این صورت ناتوان روی زمین میماند دقیقا مثل یادگیری لاغری برای یک فرد چاق که باید دیده هاو شنیده ها را تحلیل کند یاد بگیرد و با احساس خوب اجرا کند و تمرین و تکرار بینهایت .

      یکی از خانم های آشنا متناسب و میشه گفت که خیلی لاغره و در هر شرایطی همین طور بوده و دختر دبیرستانی داره چند وقت پیش بحث چاقی بعد از ازدواج بود که دختر با کمال تعجب که إإإ واقعا چنین باوری و جود داره؟؟؟؟

      و این ذهن متناسب مادر متناسب بوده و همین طور هم ذهن چاق مادر چاق باورها رو ناخودآگاه به فرزند خود منتقل می‌کند و این می‌تواند در هر زمینه از زندگی صدق کند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/05 11:32
      مدت عضویت: 405 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      با سلام خدمت استاد وهمسفران جاده لاعری من برای خودم تکرار فایلها رو گذاشتم مثلا باید امروز سی وپنجم رو گوش میکردم اومدم تکرار این فایل رو دوباره گوش کردم فک میکنم لازمم حالا چرا چاق هستم من خودم چون از اول که خودم رو شناختم چاق بودم وپرخور وکلا یک جورهایی فک میکردم که کلا ادمها به دو دسته چاق ولاعر تبدیل میشن یعنی یک عده ردو خدا چاق افریده ویک عده ای لاعرند وبا پذیرفته بودن این موضوع ولی باز بعصی مواقع دوست داشتم لاعر بشم وباز از اطرافم شنیده بودم که میشه با رژیم وورزش خودت رو لاعر کنی که بارها انجام دادم ونتیجه موقتی کسب میکردم وباز اوضاع میشد روال عادی خلاصه تمام چاقی من فقط ذهنی بود نه خوردن ونه ورزش نکردن ونه پرخوری ونه تند خوردن ونه ریزه خواری وکم تحرکی هیچ کدوم مقصر نبود چون حالا دیگه میتونم برای اینها همه مثال نقض بیارم وهمه رو نقضش کنم من باید فقط ذهنی کار کنم واول دهنم رو مداوا کنم اون تصاویر حک شده عمیق دهنم رو که همیشه ودر هر جا خودم وبدنم رو چاق میبینه رو کم کم خاموش وکمرنگ کنم میدونم که نمیتونم اونو پاک کنم ولی میتونم اونو کمرنگ کنم خلاصه اول باید زبون لاعری با ذهن رو بشناسم یعنی باید یاد بگیرم وهی تکرار کنم وبعد از طریق جسمم تمرین وتکرار کنموبعد میشه مهارت وقتی مهارت لاعری در من بوجود بیاد دیگه خود به خود من لاعر میشم پس باید بیا کم کم فرمولهای لاغری که در ذهنم وجود داره رو فعال کنم اول باید بیام به چاقی بی توجهه بشم وبعد بیا م اون قوانین واطلاعتکذایی که در دهنم بوجود اوردم وشده برنامه تعریف شده برای دهنم رو مختل کنم کارکردش رو یعنی از کار بندازم واون رفتار بدیهی که به خاطر اون برنامه های اشتباه بو جود میاد رو کمرنگ کنم اون قوانین کذایی چیزی مثل خوردن چاقت میکنه وهمیشه ترس از خوردن وشیرینیجات وورزش نکردن چاقت میکنه تند خوردن چاقت میکنه ولقمه های بزرگ چاقت میکنه شب سرخ کردنی خوردن چاقت میکنه وفست وفود خودن چاقت میکنه وهزاران قوانین کذایی ودروغ ومصحک که خودم با گشتن ووارد کردن اونها از طریق ورودی دهنم اینکار رو کردم واینها برای این رفتن وجا گرفتن توی دهنم که اول من برنامه اصلی اینکه من محکوم به چاقیم تا اخر عمرم را بادیدن وشنیدن از گذشته خودم در ذهنم نصب کردم وحالا این باورهای اشتباه دیگه وارد اون برنامه اشتباه میشن وچون برنامه راحت اونها رو پردازش میکنه اجرا هم میکنه ومیشه چاقی من به امید روزی که بشه کلا  ذهنم لاعری وبرنامه لاغری روی اون روتین انجام بشه خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/05/04 08:33
      مدت عضویت: 126 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 828 کلمه

      به نام خداوند آگاهی بخش مهربان

      روز ۱۰۱: روز هفدهم تکرار ، دوشنبه ۱۴۰۰/۵/۴

      سلام 

      چرا چاق شدیم؟ چرا لاغر نمی شدیم؟

      تاکنون مطالب زیادی در مورد ذهن قدرتمند خود یاد گرفتیم: 

      ذهن ما اصل را از بدل تشخیص نمی دهد.

      ذهن ما سعی در کاهش مصرف انرژی دارد.

      وظیفه اصلی ذهن ما حفظ بقای ماست.

      ذهن ما دنده عقب و فراموشی ندارد. و هر آنچه را آموزش ببیند و یاد بگیرد را همواره حفظ می کند و به صورت یک باور یا تصویر ذهنی در خود ذخیره می کند.

      پس پاسخ این سوال که “چرا چاق شدیم؟ ” مشخص شد: چون چاق شدن را یاد گرفتیم از خانواده و رسانه و جامعه مانند باورهای چاق کننده زیر: 

      چاقی در خانواده ما ارثی است.

      ژن لاغری در بدن افراد خاصی وجود دارد و بقیه آن ژن را ندارند و نمی توانند بصورت دائمی متناسب بمانند.

      چاق باشی قویتر هستی و کمتر مریض می شوی.

      متابولیسم بدن پایین است.

      با افزایش سن بدن رشد عرضی می کند.

      بعد از زایمان بدن دچار چاقی می شود.

      رژیم غذایی سنتی ما چاق کننده است. 

      و …..

      پس ما چاق شدیم چون چاق شدن را یاد گرفتیم و در ذهن خود تصویر ذهنی چاقی را ایجاد کرده ایم.

      خب وقتی ذهن چاق است با رژیم و ورزش جسم را تحت فشار قرار داده و لاغر می شدیم ولی ذهن ما چاقی را بلد بود پس با رها کردن فشار جسمی ، ذهن ما دوباره ما را به سمت چاقی سوق می داد. 

      پس  چرا لاغر نشدیم؟ چون ذهن ما لاغری را بلد نبود. ذهن ما فقط تصویر چاقی را در خود داشت و خیلی ماهرانه ما را به سمت چاق و چاق تر شدن هدایت می کرد با یک لقمه بیشتر و تکرار و تداوم آن.

      حال چه باید کرد؟ برای متناسب شدن باید لاغری را هم یاد بگیریم.

      ما در ۱۰۰ روز گذشته در حال آموزش لاغری به ذهن خود بوده ایم و دیگه این سوال ما نیست. من دیگه نمی پرسم “چرا لاغر نمیشم” چون مطمئنم لاغر میشم چرا که نه؟ 

      خیلی واضح و منطقی است وقتی چیزی را آموزش ببینیم به هر حال در آن موضوع مهارت کسب می کنیم دقیقا مثل دانش آموزانی که در یک دوره آموزشی شرکت کرده اند بالاخره همگی آن موضوع را یاد می گیرند یکی زودتر یکی دیرتر ولی بالاخره دیر یا زود همگی مهارت مورد نظر را کسب کرده و گواهی پایان دوره دریافت می کنند. دانش آموز مشتاق و علاقمند حرف استاد را در هوا می قاپد و برایش مطالعه جانبی انجام می دهد و تلاش می کند و نتیجه فوق العاده ای کسب می کندو بچه بازیگوش با n بار تکرار و گذر زمان بیشتر به آن مهارت دست می یابد با نمره کمتر.

      پس در این دوره که در حال یادگیری لاغری با ذهن هستیم نتایج متفاوت خواهد بود ولی قطعا نتیجه برای کسی که ادامه دهد و انصراف ندهد حاصل می شود.

      وقتی ذهن ما همانطور که در چاقی استاد شده بود، حال در لاغری استاد شود ما را به سمت لاغر شدن هدایت می کند ولی نباید فراموش کنیم که تصویر چاقی در ذهن ما ازبین نمی رود ولی با ایجاد تصویر لاغری ، کمرنگ شده است و باید با تکرار و تمرین تصویر لاغری را پر رنگ و پر رنگتر کنیم و همواره رفتار خود را تحت نظر داشته باشیم که با استفاده از کدام تصویر ذهنی اقدام به انجام این رفتار کردم؟ تصویر چاقی یا لاغری؟ 

      من پس از ۱۰۰ روز تغییرات بسیار زیادی در رفتار و احساسات و جسم خود مشاهده کرده ام ولی به جرات می توانم بگوئیم شاید فقط یک سوم رفتارهای هر روزم بر اساس تصویر لاغری است و بقیه رفتارهای تحت کنترل تصویر ذهنی است که سالها در آن استاد شده ام. مثلا در مواجهه با بستنی هنوز احساس می کنم باید خودم را کنترل کنم و  زنگ خطر در ذهنم به صدا در می آید، در حالیکه هم اکنون می دانم غذاها و خوراکیها قدرت چاق کنندگی ندارند به ویژه اگر به مقدار نیاز بدنم مصرف شوند و این باور من است که به غذاها قدرت می دهد به بدن من آسیب وارد کنند ولی مهم نیست که من بدانم مهم این است که ذهنم باور کند و باور ذهنی با تکرار و تمرکز و تمرین و منطقی کردن باورهای جدید رخ می دهد یعنی کامل شدن آموزشهای لاغری. پس با عجله کردن کار پیش نخواهد رفت. همانطور که در سالیان زندگیم چاق شدن را یاد گرفتم حال باید برای یادگیری لاغری تلاش کنم و استمرار و اشتیاق و تکرار و تکرار نتیجه را برایم به ارمغان می آورد. همانطور که مثلا برای کسب مدرک لیسانس باید ۴ سال با مداومت آموزش دید و تلاش کرد یادگیری لاغری هم زمان نیاز دارد و با عجله کردن فقط دریافت نتیجه را به تعویق می اندازیم.

      افزایش آگاهی و دانستنیها، افزایش علاقمندی و پذیرش خود ، ایجاد احساس خوب ، ایمان به توانمندی در ساخت جسم دوست داشتنی خود و صدها محصول دیگر کافیست که در این مسیر مشتاقانه بمانم و به خودم یاری برسانم تا هم زندگی خودم و هم خانواده و جامعه ام بهتر و بهتر شود.

      قدمهایتان در مسیر از هر لحاظ بهتر شدن،استوار دوستان قدرتمندم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 17:23
      مدت عضویت: 643 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,337 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز و   دوستان  همراه خوبم منم قبلا  چندین عامل رو عامل چاقی خودم میدونستم مثل غذای چرب و سرخ شده و کم تحرکی و یا اشتهای زیاد و  این اواخر کم کاری تیرویید و  مشکل هورمونی  رو  هم به   عوامل چاقی خودم  اضافه تر  کرده بودم و واقعا لاعر شدن رو  که در ذهنم سخت بود سخت تر کردم و دیگه غیر ممکن کرده بودم  و همیشه میگفتم ایناا باعث شده من چاق بشم و  دیگه من نمیتونم لاغر بشم .تا با این روش آشنا شدم و همه ی اونها رو از نقض کردم و دیگه خودم وفقط خودم رو عامل چاقی خودم میدونم و قول دادم و تعهد دادم همانطور که خودم خودم رو  چاق کردم حالا هم لاعر کنم و اصلا لاغری  کار سختی نیست فقط باید یادش بگیریم و من این لاعری ۵۹ کیلو رو که سالها در اون بودم ولی از دستش دادم به خودم بدهکارم و دوباره باید به خودم پسش بدم .

      همه ی ما یه روزی در یه جایی در این دنیا متولد شدیم و همه ی ما در کودکی کلی چیز یاد گرفتیم که تصمیم به یاد گرفتن اونها نداشتم مثل فارسی صحبت کردن و یا ربان مادری صحبت کردن  ما اینها رو بر اساس  بودن در خانواده یاد گرفتیم و اما خیلی راحت و بدون سختی  اونها رو یاد گرفتیم و اما اگر بخواییم الان یه زبان دیگه رو مثل انگلیسی  یاد بگیریم  برای ما سخته و به راحتی یاد نمیگیریم چون ما در کودکی زبا فارسی  رو بدون زحمت و فشار و سختی  با بارها تکرار کردن و آموزش دیدن  یاد گرفتیم و من هر چقدر تلاش کنم نمیتونم هیچ چیز رو در  ذهنم فراموش کنم ولی  میتونیم  اون رو کمرنگ کنم .

      همه افراد ی که اضافه وزن دارن چاق شدن رو یاد گرفتن اول از پدر و مادر و بعد از جامعه .

      افرادی هستن که از اول چاق نبودن و به مرور  چاق شدن  حالا  بعضیا در سن بلوع و بعضیا از یه سنی به بعد مثلا بعد از ازدواج کم کم چاق شدن  و این یک باور فراگیر و قدرتمند در جامعه  هست و این باور چطور در افراد تاثیره میزاره ؟؟بارها اطرافیان دیدی و شنیدی که بعد از ازدواج آدم چاق میشه  و به صورت یه تصویر ذهنی در شما ذخیره میشه و وقتی ما ازدواج میکنیم این برنامه  در ما فعال میشه . دقیقا من خودم جز این دسته افراد بودم که خواهر بزرگتر از خودم رو و همسر ایشون رو که هر دو خیلی لاغر بودن  رو  از نزدیک دیده بودم که چقدر بعد از ازدواج چاق شدن و بارها همین خواهرم میگفت ادمها بعد از ازدواج چاق میشن و اطرافیان من هم میگفتن و کاملا پدیرفته بودم ادم  بعد از ازدواج چاق میشه و بعد از ازدواجم من خیلی راحت  بدون زجر و سختی چاق شدم .

      بعضی افراد  دیگه میگن ما در سن ۴۰ سالگی چاق شدیم چون باور غلط دارن در این سن سوخت و ساز بدن کم میشه و ما چاق میشیم و براشون طبیعی هست بعد از سن ۴۰ سالگی  چاق بشن و بازم دقیقا  یکی از اشناهای من  که مدتها لاعر بود حتی با وجود دو زایمانی  که داشته بود  اما بسیار خوش اندام و زیبا بود ولی دقیقا بعد از سن ۴۰ چون باور داره آدم سوخت و سازش کم میشه بسیار بسیار چاق شده  و چند روز پیش داشت داخل جمع در مورد این باورش حرف میزد و میگفت کاملا علمی و درست هست ولی چون من اگاهم اصلا نپدیرفتم و گفتم امکان نداره همچین چیزی  رو تو باورش کردی و برات اتفاق افتاده ومن باور نمیکنم  پس برام  اتفاق هم  نمیفته چون کلی خانم در این سن هستن که بسیار متناسبن پس نقضش میکنم وخوشحالم که این اگاهی رو دارم و یکی دیگه در اون جمع بود که بازم بسیار چاق شده بود  به نسبت قبلش ودلیل خودش رو یه مشکل خاص زنانه میدانست و من فقط در دلم به این افراد میخندیدم و ناردحت بودم  که اونها دارن راه رو برای چاقی هموارتر میکنن و اصلا تنها دلیل چاقی هر فرد رفتار ،و افکار و باورهاش هست  نه هیچ چیز دیگه بیرون از اون فرد .

       پس  ما هر چیز رو باور کنیم میشه یه الگو برای ذهن ما و برای ذهن  چاق شدن طبیعی میشه  دقت کنید برای ذهن شما نه خود  شما ،ممکنه بگید من نه دوست نداشتم چاق بشم ولی خواسته ی شما مهم نیست اون فکر و باور شما مهم هست و شرایط رو رقم میرنه   دقیقا این افراد که  در بالا گفتم از چاقی بسیار ناراحت و خسته بودن اما در افکار و حرفهاشون  میگفتن جاقی ما طبیعی هست و کلی دلیل داشتن و بنابراین کلی رفتار غلط هم همسو با اون باورشون دارن که خودم بارها دیدم و شاهد بودم پس یادمون باشه باید برای نا خواسته ها هیچ وقت به دنبال دلیل نباشیم برای عکس برای خولسته ها کلی دلیل داشته باشیم و اون رو طبیعی کنید تا موفق بشید و به خواسته ها برسید .

        این ذهن همون نیرویی هست که خیلیا ازش ناراضی هستن و خیلیا بهش میگن ریزه خوری پرخوری و اشتها و همش اینها کار ذهن هست که ما توانایی مقابله با اون رو نداریم مگر اول ذهن راضی کنیم و یاد بدیم که لاعری چی هست تا ما هم لاعر بشیم 

        پس تا حالا علت چاق شدن خودمون رو درک کردیم حالا علت لاعر نشدن رو بررسی کنیم  .

      پس اگر قبول کردی چاقی رو مثل حرف زدن فارسی یاد گرفتی پس دیگه نمیشه با بستن ذهنمون ما فارسی حرف نزنیم پس  نمیشه با نخوردن و یا باز نکردن دهنمون  هم لاعر بشیم  شما با تکرارکردن جملات خاصی سر  ساعت  نمیتونین فارسی حرف زدن رو فراموش کنید پس نمیشه با سر ساعت عدای خاصی خوردن چاقی رو فراموش کنید شما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنی نمیتونی فارسی حرف زدن رو فراموش کنی پس شما با خوردن هر ماده ی غدایی نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی  شما با عمل جراحی فک نمیتونی فارسی حرف زدن رو فراموش کنی پس شما با عمل جراحی  هر قسمت نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی .پس شما میتونی با آموزش دیدن هر زبان دیگه کنار زبان فارسی این رو هم یاد بگیرید پس من میتونم کنار چاقی لاغری رو هم آموزش ببینم و کنار آموخته هام  از اون  استفاده کنم و متناسب بشم .

      هر وقت  در گذشته  سعی داشتم از تمام راه های دیگه لاعر بشم سعی بیخودی میکردم چون ذهنم که تغییر نمیکرد و مرتب من رو وادار به خوردن میکرد و من با اون همه تلاش ولی بعد از مدتی دوباره چاق میشدم و دیگه از این همه فشار اوردن به جسم خسته شدم و تنها راه  لاغر شدن این هست که لاغر شدن رو یاد بگیرید و آموزش ببینید و با تکرار اونها لاعر شدن رو یاد میگرین و اما یواش یواش لاعر میشید و نگرانی برای چاق شدن ندارید چون دارید اون رو یاد میگیرید مثل هر هنر دیگه که ما وقتی اون رو یاد بگیریم مییتونیم اون رو انحام بدیم پس لاعر شدن مثل هر  موضوعی دیگه باید باشه باید آموزش،و تکرار داشته باشه تا یادش بگیری .مثل رانندگی که یاد گرفتم مثا آرایشکری که یاد گرفتم مثل نقاشی که یاد گرفتم وووو  

      یکی از دلایل شگفت انگیز بودن این روش این هست که استاد چاق بوده و درد اون رو کشیده و لدت تناسب رو هم‌چشیده و میدونه  تناسب چیه .

      تنها مزیت چاقی این هست با متناسب شدن یک بار دیگه ما  متولد میشیم و لذت تناسب  اندام و زندگی آکاهانه رو می چشیم ومن که یه مدت چاق بودم و در زجر برای لاغری  بودم میدونم  لذت لباس رنگ شاد و متناسب  پوشیدن چیه من لدت عدای بدون استرس خوردن رو میدونم  چی هست من  لذت عدا به اندازه خوردن  رو بدون فشار شکمی رو  میدونم چی هست  من لدت سبک بودن رو میدونم چی هست  من لدت آزادی در هر جنبه مثل خوردن مثل فعالیت کردن مثل خرید کردن رو میدونم چی هست و هیچ وقت یک شخص که از اول تناسب داشته اینها  رو درک نمیکنه .

      من عاشق لاغری هستم و آهسته و پوسته در این راه  حرکت میکنم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/25 17:31
      مدت عضویت: 676 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      چرا چاق شدیم ؟چرا لاغر نمیشیم

      ابتدا باور کردیم که چاقیم

      وقتی بچه بودم مادرم گفت نخور چاق میشی

      تو استعداد داری

      هیکلت به من رفته

      ادم بچه دار شه چاق میشه

      ازدواج کنی چاق میشی

      ما هیچ وقت سیر نمیشیم

      ما اشتهامون زیاد

      چرا لاغر نمیشیم

      چون با ترس غذا میخوریم

      چون فکر میکنیم برای لاغری باید ورزش کنیم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/23 01:13
      مدت عضویت: 120 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,232 کلمه

      بنام خداوندجان وخرد 

      سلام به استادخوشروی من

      سلام به هم مسیرهایدخوبم

      گام هشتم

      چراچاق شدم؟چرالاعرنمیشم؟

      واقعا برای ماهاکه چاق هستیم واضافه وزن داریم این سئوال پیش میاید

      که چراباتمام تلاش‌های که انجام میدهم لاغرنمیشم 

      پنچاه وچندسال  چاق بودم وبرای لاغری ومتناسب شدن ازخیلی روشهای مختلفی اقدام  کردم اما هیچوقت اون نتیچه ای که دلم می‌خواست کسب نکردم و همیشه 

      چاق بود

      همیشه فکرمیکردم که چرااینقدرمن  

      تلاش می‌کنم برای لاغری ومتناسب شدن اما هیچوقت لاغر نمیشم؟

      ومن چون همیشه درحال رژیم گرفتن بودم هرجاکه می‌رفتم و قتی منومیدیدندخیلی‌ها که منومیشناختن همه میگفتن که توهم همیشه درحال رژیم هستی

      بسه دیگه چقدررژیم میگیری توهرکاری کنی مدلت این‌طوری است

      هرکاری بکنی نمی تونی وزنت روکم کنی این حرفهامنوحرصم میداد

      وقتی هم لاغرمیشدم همونهادوباره می‌گفتندکه  مواظب باش که دوباره چاق نشی همانها که هم من روازگرفتن رژیم منع می‌کردند وهم بهم استرس میدادندوگوشزدمیکردندکه دوباره چاق میشوی یعنی چاقی را درمن زنده می‌کردند ومن دوباره چاق میشدم و لاغرشدن برایم سخت ودشواربود

      وبقول استاد.من هم همیشه درخودم سئوال ایجادمیشدکه چرابااین همه

      تلاش که میکنم تا لاغربشم اما هیچوقت لاغر نمیشم؟

      من یک جاری دارم که از اول جسه اش بزرگ بودوحالاخیلی چاق شده و من یادم نمایید که یکبار هم رژیم گرفته باشه وورزش کنه وهمیشه میگفت که منفجرنمیشیم که بالأخره یه جای  استپ می‌کنیم اماحالاچاقترازسالهای قبل شده

      واون بقول استادچاقی خودش روقبول کرده وبرایش طبیعی شده هیچوقت تلاشی برای لاغر انجام نداده

      امامن به لطف خداوند مهربان اززمانی که این سایت تناسب فکری راسرراهم قرارداده ومن تصمیم گرفتم

      که ازقدرت ذهنم برای لاغرشدن وگاهش وزن استفاده کنم.

      اولین جیزی که فهمیدم ودرکش کردم

      این بودکه ذهن من چاق شدن رویادگرفته ومن برای یادگیری در ذهنم هیچ کارخاصی وتلاشی انجام ندادم و اصلا اینرونمیدونستم 

      اماهمیشه این من بودم که برای لاغرشدن وبرای کاهش وزنم تصمیم می‌گرفتم ومیخواستم که لاغربشم وهمیشه اینگونه تصمیمات برا من زجرآور وناراحت کننده بود

      همه مادرزندگیمان برای یادگیری هرموضوعی که بخواهیم یادبگیریم بایدتحت  آآموزش قرار بگیریم 

      مثلامابرای یادگیری خیاطی.آشپزی.آرایشگری و چیزهای دیگربایدکلاس آموزشی رفته تایادبگیریم

      ماهمه کم وبیش آشپزی بلد هستیم اما تفاوت مابااون کسی که دوره آموزشی دیده وپخت غذاهارایادگرفته معلوم است که اون با آموزش‌ها یک سراشپزماهرخواهدبوداما ماهافقطآشپزی بلد هستیم واین تفاوت دارداززمین  تااسمان

      ومابایدبرای یادگیری ازطریق آموزش‌های عالی درکناراشتیاق وانگیزه شور وشوق که برای اموختن

      داریم می‌توانیم نتیجه خوب وعالی ایجادکنیم

      ومن به این درک و فهم رسیدم که اگربتوانیم به ذهنمان هرموضوع جدیدی رااموزش دهیم وباتکراروتمرینات آموخته شده،به مهارت درزندگیمان تبدیل کنیم

      اما هیچوقت نمیتوانیم وهرچی تلاش کنیم تاچیزی را که یادگرفتیم وآموخته ایم رروکاملافراموش کنیم

      ماچیزهای راکه تاحالایادگرفتیم نمیتوانیم فراموش کنیم

      بقول اسناد آموزش جیزی راکه یادگرفته ایم نمیتوانیم فراموش کنیم

      ویادگیری مانندیک جاده یک طرفه است که هیچ بازگشت نداردونمیتواندفراموش شود

      مغزمانندکامپیوتراست شایدهم ازاون

      عظیم ترومیتوان بی‌نهایت آموخته بهش داد

      اماماهستیم که انتخاب می‌کنیم که چگونه از اطلاعات آموزش‌ها که در مغزمان ذخیره کرده ایم استفاده کنی

      ماباتمام اطلاعات که به مغزمان میدهیم اون چیزی راکه دوست داریم

      ومیخواهیم استفاده  ممیکنیم

      واین استفاده هاواطلاعات باعث میشن که آموخته هادردسترس بودن

      مغزمان می‌شود 

      ماتمام اون وموصوعاتی راکه همیشه درزندگیمان تکرار کردیم به خوبی یاداوراون میشویم اما به چیزی که کمتر ازش استفاده کردیم اگربخواهیم به یادش هم بیاوریم باید به مغزمان کلی فشار بیاریم وفکرکنیم .

      واین فکرکردن همان جستجوکردن در تمام اطلاعاتی است که درمغزمان ذخیره کرده ایم

      وهدایت کردنمان توسط ذهن ما صورت میگیرد واین وظیفه ذهن مااست

      وذهن مااست که آموزش‌ها یادگیری 

      موضوعات مسیرحرکت مارادرزندگیمان رو مشخص میکند

      چاق شدن یکی ازاین موضوعات بود

      که ماازاول یاد گرفته بودیم وبایادگیری اصولی آن به درجه استادی رسیده ایم

      ونتیجه اش این جسم مان است که حالامامالک ان هستیم

      چاق شدن ازاون دسته از آموخته وآموزشها است که نه نیاز به روز رسانی دارد ونه به بازنگری

      چون ذهن ماهمون آموخته هاوآموزشهای قبلی خودعمل میکند

      وبخاطراین است که چاق شدن نیازبه آموزش جدیدوتنهاباتکرارکردن آموخته هایمان می‌توانیم بارهاچاقتربشیم

      من درتمام روش‌های که برای لاغری استفاده کردم فقط و فقط جسم خودم راکه آخرین نتیجه است تحت

      فشارقراردادم وبااین روشهاوکارهاتلاش کردم که بامحروم کردن جسمم ازموادغذای ویا با طریق انجام تمرینات وورزشهای  سنگین وسخت که انجام دادم تابتوانم  وزن خودرو پایین بیاورم 

      همانطور که نمیتوانیم باتحت فشارقراردادن خودمان درموردرانندگی. آشپزی.خیاطی.وآرایشگری وهردانش دیگری رافراموش وازیاد ببریم ونمیتوانی باتحت فشار گذاشتن جسم خودمون چاقیمان روفراموش کنیم

      مابرای اینکه لاغربشیم وکاهش وزن داشته باشیم وسایز کم کنیم لاغرشدن را یاد نگرفته ایم وهمیشه بعداز تمام شدن رژیم ویاورزش به وزن قبلی خودبرگشتیم

      چون چاق شدن را براساس آموخته هاوآموزشهای قبلی انجام دادیم

      وهمیشه درذهنمان این سوال ایجادشده که چراباتمام تلاش‌های وکوشش وباهمه این سختی که برای لاغرشدن وکاهش وزن کشیدیم پس چرالاغرنمیشویم 

      تمام چیزهایی که یادگرفتیم وآموخته ایم ازطریق تعامل بین مغزوذهن انجام می‌گیرد 

      واین جسممان است که میزان این مهارترابه نمایش می‌گذارد تابفهمیم که چقدر کارمادرست بوده

      وما هیچوقت ازطریق جسممان نمیتونیم مهارتی راآموش ببینیم

      و بایدباذهن اینآموخته صورت برگیرد 

      وبعد هم با جسم آنچه که آموزش دیده ایم و تکراروتمرین کردیم ویادگرفته ایم وتمام مهارت مادراجرای اموزشهاواندوخته هابیشتروبهترمیشود

      مادر چاق شدنمان اینگونه عمل کردیم

      اولش چاق شدن روازطریق ذهن توسط تمام کسانی که در دوراطرافمان بودن یادگرفتیم 

      وجسممان تمام این آموخته هاوآموزشهای و تغییر وضعیتمان که چاق شدن بودبه نمایش قراردادوهرروزبیشتروبیشترشد

      پس اگربخواهیم لاغربشیم مهمترازاون لاغرماندن است

      بایدلاغرشدن راازطریق ذهنمان بیاموزیم وبعدباجسممان لاغرشدن وکاهش وزن را تمرین کنیم 

      وبایددراین کار استمرار داشته باشیم

      وانچه درباره لاغری آموخته ایم درجسممان به نمایش داده بشه

      ولی متأسفانه تاحالااین اتفاق درجسم من رخ نیفتاده ولی مطمعا هستم که این اتفاق درجسم من هم خواهد اوفتاد چون باهرروشی که انجام دادم

      جسمم خیلی خوب جواب داده پس دراین روش هم جواب می‌دهدبه امید خدا

      ومیدانم به جزاین روش هیچ روش دیگروجودنداردکه مارو لاغربکنه

      وماهمه چاق شدن روازوالدین ورسانه هاو……..آموخته ایم حالامیخواهیم لاغرشدن ومتناسب شدن را یادبگیرم وتفاوتی که دارداین هست که خودمان بایدلاغرشدن راازطریق ذهنمان بیاموزیم چون اون کسانی که

      دریادگیری چاقی مارویاری کردن نمیتونن لاغرشدن روبرایمان آموزش بدهند

      وباتصاویرشگفت سازان لاغری باذهن

      به این موضوع مهم اهمیت بیشتری می‌دهیم دریادگیری لاغرشدن به خودمون کمک می‌کنیم 

      من همیشه عامل چاق بودنم روپرخوری.کم تحرکی.استرس واضطراب .ژنتیک وارثی بودن می‌دانستم خلاصه هرچه که به چاقیم کمک کرده بوددرخودم می‌دیدم وهمه انهارومقصراصلی خودم میدیدم میگفتم من تلاش میکنم لاغربشم ووزنم کم بشه امااین عوامل باعث میشوندکه من لاغرنشم بخصوص مادرزادی بودن چون همه میگفتن حتی دکترهاهم میگویندکسی که مادرزادی بایه چیزی مریضی یا چیزدیگری بدنیابیایددرمانی ندارد

      چون من ازبدوتولدچاق بودم فکرمیکردم که لاغربرای من محال است اضافه ووزنم راپدیرفته بودم وچاق وچاقترمیشدم 

      ازوقتی دراین سایت هستم ومتوجه شدم واطلاع پیداکردم و فهمیدم که هیچیک ازاین عامل باعث چاقی من نیستن ومن انرژی زیادی پیداکردم که خودم راتعییربدهم 

      ماهمه مان در خانواده های متفاوتی بدنیاآمدیم که براحتی  تونستم زبان مادری وزبان فارسی را براحتی یادبگیرم وصحبت کنیم

      من خودم ترک هستم وزبان ترکی رابه خوبی ازخانواده واطرافیانم یاد گرفتم وخیلی راحت می‌تونم حرف بزنم وفارسی روازمدرسه دوستان معلمهایادگرفتم ومیتوانم براحتی صحبت کنم

      وحالااگربخواهم زبان دیگری رایادبگیریم باید آموزش ببینیم وزحمت بکشیم تایک زبان دیگری رو

      یاد بگیریم

      مادرکودکی ازخانواده واطرافیانمان چیزهای زیادی یاد گرفتیم

      واگه نمیتونیم فارسی رو روان حرف بزنیم به این خاطر است که زبان مادری رابخوبی وبالحجه خودمان رایاد گرفتیم

      چون این فرمولهای که درذهنمان از کودکی ذخیره شده است

      چاقی ولاغری هم به این صورت است

      اما من  یادم نمیایدکه جاقی رو چگونه یاد گرفتم چون من ازوقتی متولد شدم چاق بودم وشاید درموقع جنینی فرمول چاقی درذهنم و افکارم 

      شکل گرفتن

      ولی حالابایدبتونم لاغری رویادبگیریم 

      وفرمولهای لاغری درذهن ناخودآگاه

      به شکل تصویر ذهنی دربیاورم ما باید باورمان راتقویت کنیم وبتوانیم باورلاغری رادرذهنمان شکل بدهیم

      اگر قبول کنیم چاق شدن رومانندحرف زدن یادگرفتیم وعلت اینکه لاغرنمیشیم برایمان واضح می‌شه 

      مااگردهانمان روببندیم نمیتونیم حرف زدن به زبان مادریمان روفراموش کنیم.پس چاقی هم همینطور است 

      وبانخوردن و نیاشامیدن نمیتونیم چاقی روفراموش کنیم

      ماباتکرارجملات تاکیدی سر ساعت خاص نمیتونیم زبان فارسی روفراموش کنیم.وباتکرارخوردن بعضی ازغذاهاسرساعت خاص نمیتونیم چاقی روفراموش کنیم

      وحتی باعمل جراحی فکمان نمیتوانیم  زبان مادریمان رافراموش وازیاد ببریم .وباعمل جراحی بعضی ازقسمتهای بدنمان نمیتوانیم چاقی روفراموش کنیم

      امامیتوانیم بااموزش دیدن واموختن واستمراروتکراروتمرین هرزبان دیگری رویادبگیریم 

      ومامیتوانیم با آموزش دیدن لاغرشدن .وتکراراموخته هامتناسب وخوش اندام شویم

      وقتی لاغرشدن رایادگرفتیم دیگرهیجوقت نگران چاق شدن رانداریم واین لاغری زمان براست ومانندچاق شدن گرم گرم مابایدلاغربشیم واین لاغری پایداراست

      خدایااستادوخانواده اش راودوستان گرامی رابه خدای مهربان می‌سپارم 

      خداپشت پناهتان باشد

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/21 19:33
      مدت عضویت: 47 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 594 کلمه

      به نام خدای مهربان

      خداوند رو سپاسگزارم که من رو با سایت تناسب فکری آشنا کرد تا رویای متناسب شدن رو برای همیشه برای خودم محقق کنم.

      سلام به همه ی عزیزان

      چرا چاق شدیم؟

      من یادمه از سن بلوغ به بعد روند اضافه وزنم شروع شد ولی هیچوقت اونقدر چاق نبودم که اعتماد به نفسم گرفته بشه 

      اما واقعیت این بود که خودم همیشه دلم میخواست متناسب باشم تا هر لباسی رو که دوست دارم بپوشم و لذت ببرم چون با وجود اضافه وزن هر لباسی رو نمیشه پوشید.

      به خاطر همین همیشه ناراحت بودم و دلم میخواست متناسب باشم اما راستش تلاشی برای این کار انجام نمیدادم نمیدونم چرا…

      با اینکه خیلی آدم پر تلاشی هستم…

      انگار چاق بودن خودم رو طبیعی میدونستم 

      انگار احساس میکردم اینکه من متناسب نیستم بخشی از وجود منه و جدایی ناپذیره

      اما بعد از اینکه ازدواج کردم چون خانواده ی همسرم خیلی انسان های پر خوری هستن و اکثرا اضافه وزن دارن 

      منم پر خوری اونا روم تاثیر گذاشت و یواش یواش پر خور شدم 

      با اینکه قبلا هم غذام خوب بود ولی بعد ازدواج خیلی بیشتر شد و همین باعث شد اضافه وزنم بیشتر بشه

      یادمه هر وقت تصمیم میگرفتم یه اقدامی کنم برای اینکه کمی لاغر بشم به همسرم که می گفتم میگفت تو خیلی خوبی چون منو با خانواده ی خودش مقایسه میکرد و ب نظرش من خیلی هم متناسب بودم 

      به مادرم که می گفتم بهم میگفت آخه نمیشه که زن خیلی هم لاغر باشه زن باید یه کم گوشت به بدنش باشه آخه خواهر بزرگ من خیلی لاغره و یه جورایی از اونور بوم افتاده شاید مامانم نگران بود که یه وقت من مثل اون نشم

      اما خودم بیشتر دلم میخواست متناسب بشم مثل خواهر دومی که همیشه تناسب داره اما راهش رو بلد نبودم و چندان انگیزه ای هم نداشتم…

      یادمه اولین باری که یه نفر بهم گفت که اضافه وزن داری دوست دوران دانشجوییم محدثه بود

      وقتی رفتیم باهم لباس بخریم 

      وقتی متوجه شد که سایز من ۴۲ هست خیلی دعوام کرد 

      گفت لیلا خیلی بده یه دختر ۲۰ ساله سایزش ۴۲ باشه…

      منم اونجا یه کم ناراحت شدم از خودم ولی بعدش انگار حرفش رو فراموش کردم…

      اما این روزا که بیشتر دارم به تناسب اندام فکر میکنم و رفتار محدثه رو بررسی میکنم یادمه همیشه برای اینکه متناسب بمونه تلاش میکرد

      همیشه موقع ناهار تو دانشگاه نصف غذاش رو میداد به یکی دیگ مثل من فاطمه یا معصومه هرکس که میل داشت…

       

      خوب یادمه که همون نصف غذا رو اونقدر آروم آروم میخورد که واقعا الان که به رفتارش فکر میکنم لذت میبرم 

      همیشه میگفت وقتی آروم آروم غذا بخوری احساس سیری زودتر در آدم به وجود میاد…

      خلاصه همیشه متناسب بود 

      همین الانم که گاهی باهاش در ارتباطم میبینم که با اینکه ازدواج کرده همچنان متناسب مونده

      اما من از سایز ۴۲ به سایز ۴۴ و ۴۶ تغییر سایز دادم و چاق تر شدم 

      حالا میفهمم که فرمول های چاقی توی ذهنم رخنه کرده بود و مدام داشتم با فرمون چاقی جلو میفرستم

       اما الان که با سایت تناسب فکری آشنا شدم دارم سعی میکنم فرمول های لاغری رو جایگزین کنم و به تناسب اندام ابدی برسم ان شاءالله 

      فقط کافیه وقتی گرسنه شدم بخورم 

      و وقتی سیر شدم هر چقدر هم که غذا خوشمزه باشه دیگه نخورم

      چون لذت خوردن غذا همون یک لحظه ست اما لذت متناسب شدن برای یک عمر همراه آدم میمونه

      چرا لاغر نمیشویم؟

      من ب راستی چون فرمول های چاق کننده رو نمی شناختم و فرمول های لاغر کننده رو هم بلد نبودم لاغر نمیشدم اما الان که در تلاشم برای یادگیری و عمل به فرمول های لاغری متناسب شدن در انتظارمه…

      .خدایا به خاطر آشنایی با فرمول های لاغری ازت سپاسگزارم 

      استاد عزیز برای اینکه این بینش ارزشمند رو به ما دادید از شما سپاسگزارم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 16:01
      مدت عضویت: 315 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 976 کلمه

      سلااام

      روز 17 تکرار 

      خیلی خیلی دونستن این آگاهی ها برای متناسب شدن ما مهمه . چه قدر خوشحالم که دارم دوره رو تکرار میکنم و همچین فایل های خاصی رو گوش میدم و به گفته های درونش عمل میکنم.

      شما دوتا سوال مهم رو توی این فایل مطرح کردین یکی اینکه چرا چاق شدیم و دوم اینکه چرا لاغر نمیشیم. فکر میکنم مستندی هم که اول دوره دیدیم و درباره ی لاغری بود به همین نام ها ساخته شده بود اما توی اون مستند خیلی کلی درباره ی این موضوع صحبت شده بود مثلا درباره ی اینکه چرا ما چاق شدیم، میگفت که از یه سالی به بعد همه ی مواد غذایی توی بسته بندی های متفاوت و بزرگ تری به بازار عرضه شد که همین باعث افزایش وزن افراد شده و یا مثلا میگفت چون فست فود ها جزئی از زندگی روزمره ی ما شدن و مواد افزودنی زیادی دارن ، این باعث شده که ما اضافه وزن پیدا کنیم . درمورد سوال دوم هم که چرا لاغر نمیشیم ژاک سراغ شرکت های مواد غذایی و صاحبان نام رفت و ما فهمیدیم حقه هایی نظیر این وجود داره که میان اسم کم چرب رو روی مواد میزنن اما در حقیقت اونا افراد رو چاق تر میکنن و یا هیچ کدوم از رژیم ها جواب نمیده ولی اونا با عرضه ی روش های مختلف و بعضا مسخره ی لاغری سعی در کسب درآمد دارن و از بدن انسان ها به عنوان قلکی استفاده کنن که میتونن از شکل بدن اونا ثروتمند بشن. 

      اما توی این فایل استاد به صورت خیلی متفاوت به این سوال ها جواب دادن مثل همیشه . ما فهمیدیم چیزی رو که یاد گرفتیم نمیتونیم فراموش کنیم ، خب ازون جایی که ما میدونیم ؛ ذهن ناخودآگاه ما مثله یه انباره که همه چیز رو توی خودش داره هر چیزی که ما از بچگی و حتی قبل از اون شنیدیم یا دیدم و بهش توجه کردیم رو از ابتدای ازل توی خودش نگه داشته و ذخیره کرده حالا وقتی ما اومدیم و چاقی رو بین این همه آموزه ، یاد گرفتیم یعنی اومدیم در اون انبار رو باز کردیم و از توی اون انبار چاقی رو انتخاب کردیم ، ازونجایی که این چاقی توی اون انبار ذهن ناخودآگااه ما داشت خاک میخورد به شکل تصویر بیرونی در نیومده بود اما ما با کلید انداختن توی این در باعث شدیم چاقی بیرون بیاد و شکل بیرونی پیدا کنه . ذهن ناخودآگاه ما هم این طوریه که میگه “جنس فروخته شده پس گرفته نمیشه” ، پس ما به هیچ عنوان نمیتونیم چاقی رو برگردونیم به اون زمانی که اصلا از وجودش خبر نداشتیم چون به هر حال ما توانایی های بی شماری داریم و نمیتونیم وقتی از یه تواناییمون به مدت خیلی زیاد استفاده میکنیم یهو بگیم که نه من دیگه نمخوام چاق باشم و از توانایی چاق شدنم استفاده کنم چون ما خودمون این چاقی رو انتخاب کردیم و هر روز به دانسته هامون اضافه کردیم.

       یادم میاد کلاس چهارم دبستان توی کلاس ورزشمون بهمون طناب زدن رو یاد دادن و من خیلی از طناب زدن خوشم اومد ، به نظرم ورزش خیلی باحالی بود و با جون و دل روش های مختلف طناب زدن رو یاد گرفتم و ازون جایی که من همیشه توی یاد گرفتن خوبم ، خیلی عالی توی این ورزش پیشرفت کردم و معلممون وقتی میخواست به بقیه ی کلاسا طناب زدن یاد بده میومد دم کلاس ما و منو صدا میزد تا برم برای بقیه ی بچه ها طناب بزنم تا از من یاد بگیرن. ولی توی همون یه سال بود که من خیلی تمرین کردم و توش حرفه ای شدم ، سال های بعد دیگه تمرین نکردم ولی حتی همین الانم که 7-8 سال از اون زمان میگذره من اگه یکم تمرین کنم میتونم به روونی همون زمان طناب بزنم و حرکات نمایشی انجام بدم و برای خودمم خیلی عجیب بود وقتی دیدم بعد این همه سال هنوز ذره هایی از این توانایی توی من وجود داره با اینکه من اصلا این تواناییم رو پیگیری نکرده بودم . همه ی اینا نشون میده ما نمیتونیم چیزی رو که زمانی با جون و دل یاد گرفتیم ، فراموش کنیم . ما چاقی و چاق شدن رو یاد گرفتیم با اصرار بقیه ، با باور های اشتباه ، با تکرار یه رفتار چاق کننده یا هر چیز دیگه ای! و تازه ما هممون اینطور بودیم که توی این مسیر همیشه استمرار داشتیم حتی زمانی هم که رژیم میگرفتیم یا ورزش میکردیم هم بازم در مسیر چاقی استمرار داشتیم چون در تلاش برای بر طرف کردن چاقیمون بودیم نه اینکه برای عشق به لاغری و این خیلی انتظار عجیب غریب و دور از ذهنیه که بخوایم با یه سری اقدام سطحی، سعی در دور انداختن چاقی کنیم ما هیچوقت نمیتونیم چاقی رو از ذهنمون بیرون کنیم حتی آدم های کاملا متناسب هم فرمول های بالفعل چاقی رو در ذهنشون دارن و اینکه مایی که چاقیم بخوایم این فرمول هایی که تازه بالقوه هم هستن رو از توی رفتار ها باور ها یا عادت هامون حذف کنیم خیلی مسخره ست و غیر ممکنه، این از این ، اما جذابیت انسان بودن به اینه که میتونیم همزمان چیز های مختلفی رو آموزش ببینیم و قطعا وقتی روی یکی از آموزه ها بیشتر تمرکز داشته باشیم اون رو بهتر انجام میدیم و بیشتر توی ذهن تثبیت میشه . لاغر شدن هم به همین آسونیه نیاز به هیچ اقدام بیرونی ای نیست فقط کافیه توجهمون رو از روی اون یکی زبانمون که چاقیه بر داریم و شروع به یاد گیری یه زبان جدید کنیم. مثله خیلی از کسایی که برای زندگی میرن به یه کشور دیگه و شروع میکنن به اون زبان صحبت کردن و این بار وقتی میخوان فارسی حرف بزنن یکم سختشون میشه چون همش داشتن به اون زبان جدید صحبت میکردن و توی اون مسیر استمرار داشتن . لاغر شدن خیلی سادست . فقط یه انتخابه هوشمندانست ، اینکه توی کدوم مسیر استمرار داشته باشیم مهمه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/06 00:09
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 771 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹توی دوران مدرسه خیلی دوست داشتم کامپیوتر بلد باشم و باهاش کار کنم وقتی هم مراسم مذهبی میرفتم و کلیپ های خوشکل میدیم انگیزه یادگیریم بیشتر می شد تا اینکه به خاطر آزمون استخدامی رفتم و کامپیوتر یادگرفتم چون خیلی علاقه داشتم روند یادگیری ام خیلی سریع پیش رفت تا اونجایی که به عنوان کمک مربی بهم پیشنهاد شغلی دادن و بعدشم به عنوان مربی کامپیوتر توی آموزشگاه  تدریس کردم وقتی به حال خودم توجه میکنم میبینم  روند چاق شدن من هم مثل کامپیوتر یاد گرفتنم بوده که رفته رفته بهم گفتن که تو خیلی تحرک داری و بی تحرکیم باعث چاق شدن من میشه و اینقدردر ذهن من این حرف جا خوش کرد و با دیدن افرادبی تحرک وچاق بر باور این تفکر کمک بسیار کرد طوری که مطمئن شدم بی تحرکی همان و چاق شدن همان.همون طوری که به خاطر علاقه زیاد به کامپیوتر روند یادگیریم خیلی سریع بود اینقدر هم باور چاق شدن در من قوی شده بود که فقط منتظر یه کوچولو استارت بود و خیلی سریع جز افراد تپل شدم .من همیشه دوست داشتم از خیاطی هم سر در بیارم و بتونم واسه خودم خیاطی کنم علاقه داشتم ولی به صورت تفریحی دوست داشتم کار کنم و همیشه به عنوان یه هنر که هر کسی باید بلد باشه بهش نگاه میکردم تا اینکه توی همون آموزشگاه کلاس های خیاطی هم راه افتاده و منم رفتم کلاس روزهای اول خیلی با عشق و علاقه کار میکردم و یاد میگرفتم طوری که چند تا لباسم واسه خودم دوختم ولی  به خاطر درگیری شغلی که داشتم خیلی از لباسهای مجلسی وقت دوختنش پیدا نکردم و ندوختم و امتحان پایانی هم با بچه ها دادیم و همگی با نمره خوب قبول شدیم و مدرک خیاط شدنمون گرفتیم 😊 ولی خب متاسفانه استمراری در عمل نداشتم و رفته رفته باعث شد خیاطی رو بذارم کنار و دور چرخم نروم .وقتی هم به روند لاغر شدن خودم   فکر میکنم میبینم چقدر شبیه کار خیاطیم بوده من چون لاغر شدن رو فقط توی تحرک میدیم فقط تلاشم این بود تحرک داشته باشم با کار کردن  کارهای کشاورزی تو باغ و خونمون رو اغلب من داوطلبانه انجام میدادم طوری که اکثر هنرهای کشاورزی یاد گرفتم و انجام دادم .(به خاطر داشتن این هنر از زمانی که با لاغری با ذهن آشنا شدم و به قدرت و توانایی های خودم پی بردم الان خودم رو لایق  داشتن یه باغ شهری جذاب میدونم و مطمئنم که بهش‌میرسم😊)  توی این همه مدت  دلم خوش بوده که تحرک دارم  ولی چون باورم اشتباه بود که تحرک باعث لاغری میشه و تحرک هام هم مثل هنر خیاطیم  موقت بودن و گذرایی  نتیجه دلخواه نصیبم نشد تاثیر آنچنانی برروی جسم من نذاشت اگه همون عشق و اراده و استمراری  که ذهنم برای کامپیوتر برای من ساخته بود برای خیاطی و لاغر شدن هم ساخته بود  لاغر میشدم و جز افراد متناسب بودم واین همه غصه نمیخوردم وخودم رو از خیلی نعمت ها محروم نمیکردم و رفتن به مهمونی ها برخودم قدغن نمیکردماما از وقتی با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم و فهمیدم مشکل اضافه وزنم به خاطر تحرک نیست و به خاطر باورهای اشتباهی هست که افراد و محیط برای ما ساخته اند و ما باورکردیم و مسئولیت چاقیم رو بر عهده گرفتم و باورهای صحیح لاغری  رو جایگزین باورهای اشتباه چاقی کردم و به خودم قول دادم باعمل کردن به آموزه های استاد’  مهمان ناخونده ام که همون اضافه های وزنم هست رو با استمرار بفرستمش سفر قندهار که دیگه بر نگرده روند لاغر شدنم مثل دوره یادگیری کامپیوترم خیلی سریع در حال انجام شدنه طوری که با یک مدت استمرار قشنگ یکی دو سایز کم میکنم و لاغر میشم 😊خیلی ممنون استاد که من را از خواب غفلت بیدار کردید🙏🙏🌹🌹آموزه هاتون روی تموم جنبه های زندگی من اثر گذاشته من همیشه اعتماد به نفس داشتم ولی از وقتی با سایت شما آشنا شدم اعتماد به نفسم فوق العاده بالا رفته مثبت نگریم در حد اعلا  تقویت شده   کلی به توانایی های خودم که پنهان بودن پی بردم خودم رو لایق بهترین ها میدونم و این لیاقت داشتن بهترین ها خیلی برام لذت بخشه حتی از عسل هم برام شیرین تره😊 چون با همین لایق دونستن به خیلی از خواسته هام رسیدم و الان دارمشون 😊چیزهایی که حتی توی تصوراتم هم جا نمیگرفت که داشته باشم. وقتی خودم رو لایق بهترین ها میدونم دیگه هیچ نیرویی جلو خواسته من نمیتونه بگیره و باعث شکستم بشه نه فقط توی لاغری بلکه توی همه خواسته هام .و این لذت داشتن حس خوب لایق بودن رو مدیون شما هستم ممنونم که هستید و خالصانه برای ما وقت میگذارید  🙏🙏🙏🌹🌹🌹 ایام به کامتون خوش😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/04 17:39
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,003 کلمه

      به نام خداوند زیباااا
      قدم هشتم: چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم
      سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
      این قسمت در مورد این بود که ما چاقی رو اموزش دیدیم ولی هیچ اموزشی در مورد لاغری ندیدیم، برای همینم حتی اگه وزن هم کم کردیم با رژیم و ورزش یا هر روشی بعد از اینکه خیالمون راحت شد چون ذهن روشی رو جز چاقی بلد نبود ارام ارام دوباره ما رو چاق کرد، ما هرگز لاغری رو یاد نگرفتیم. من باید لاغری رو یاد بگیرم حالا چطوری لاغری رو یاد بگیرم؟ اول از همه با اموزش به ذهنم برای شکستن تمام باورهای اشتباه قبلی.
      سوال: من چه باورهای اشتباهی در ذهنم در مورد چاقی دارم؟
      جواب: من راستش هیچ وقت باور به اینکه ما ژنتیکی چاقیم، یا ما بخاطره تیروئید چاقیم، یا زنها بعد از ازدواج چاق میشن و اینجور چیزها نداشتم، باور داشتم که اینها همش چرت و پرته، من میگفتم ما چاقیم چون زیاد میخوریم، و هر وقت بتونیم کم و به اندازه بخوریم ما هم لاغر میشیم.
      سوال: خوب پس چرا به اندازه غذا نمیخوردی؟
      جواب: خوب که فکر میکنم من اصلا نمیدونستم به اندازه چقدر است، من به اندازه رو با کالری مصرفی برای کاهش وزن که مقدارش مثلا ۱۲۰۰ کالری در روز بود میدانستم، و چون این مقدار برای من خیلی کم بود و من رو از نظر روحی و جسمی ارضا نمیکرد یا با شکست پناه میبردم به پرخوری مخصوصا در مورد خوراکی های به شدت ممنوعه مثل کیک، شکلات، شیرینی خامه ای، یا چون میدانستم حق ندارم خوراکی های لذتبخش رو بخورم از روی حرص، ترس، ناامیدی انها رو بیشتر میخوردم، اصلا انقدر توی سرچ هایی که کرده بودم متوجه شده بودم که این هله هوله ها ممنوعه و نباید بخورم بهشون بدجوری حریص شدم و خوردنشون برام حکم یک لذت ممنوعه رو داشت. خلاصه یکی از دلایل چاقی من قدرت دادن و تحت کنترل بودن غذاها و مخصوصا هله هوله بدلیل بد دونستن انها و ممنوع بودن انها بود و همچنین ترس از خوردن و شمردن کالری ها بود که مثلا یک کیک دوقلو معمولی حدودا سیصد کاری داشت که فقط با خوردن ان من ۹۰۰ کالری دیگه میتونستم در روز مصرف کنم و این ترس که وای یه صبحانه و ناهار و این کیک دوقلو کالری های من رو تموم کرد و حالا دیگه نباید چیزی بخورم و این نوشخوارها در ذهنم و بعد سرزنش خودم که ای بابا حالا کیک چی بود خوردی؟ حداقل نصفش رو میخوردی و این حرفها، من و ذهنم رو انقدر خسته میکرد و انرژیم رو میگرفت که از لج خودم میرفتم یه کیک دیگه ایندفعه با نسکافه میخوردم که از اینهمه فشار که دیگه حق نداری بخوری تا فردا یا باید بری روی تردمیل به اندازه ی سیصد کالری و این حرفها و سرزنش ها که چرا خوردی فرار کنم بعد که میخوردم تاسیر میشدم دوباره ذهنم میگفت چرا اینکارو کردی چرا خوردی؟ حداقل اونموقع مثل بچه ی ادم یک کیک خورده بودی حالا دوتا خوردی تازه مثلا نسکافه هم خوردی حالا که خطا کرده بودی بجای جبران بدترش کردی که😡😡😡 حالا باز دوباره سرزنش میکردم خودم رو تو که دیدی نباید همون کیک اول رو میخوردی چرا دوباره رفتی خوردی؟ ( در حالی که خوردن دوم همش به خاطره سرزنش های زیاد از خوردن اول و فرار از فشار سرزنش ها و توهین های در ذهنم بود) و این چرخه ادامه داشت…….. الان که نوشتمش بیشتر متوجه این بازی کثیف ذهنم شدم واقعا چقدر گناه داشتم😭😭😭😭 آآآه از کالری آه از ورودی های اشتباه آه از اطلاعات ویران کننده و اشتباه، کاش هیچ وقت در مورد کالری ورودی و خروجی و این مزخرفات اینهمه سرچ و تحقیق نمیکردم، اینهمه به توانا بودن بدن خودم برای دانستن میزان سیری و گرسنگی شک نمیکردم، اینهمه از خوردن نمیترسیدم، اینها دلایل چاقی من بودن، ترس از خوردن و کالری شماری و سرزنش خودم و حس بد از خوردن،و اینکه فکر میکردم خوردن= چاقی، نخوردن= لاغری. پس هر خوردنی حس بد و چاقی رو در من بوجود می اورد و هر نادیده گرفتن گرسنگی و میلم حس خوب و لاغری!!! که این اتفاق خیلی کم میوفتاد پس من همیشه در احساس بد بودم و احساس چاقی😐😐 یکی دیگه از دلایل چاقی من نادیده گرفتن هوسم بود مثل همون خودرن کیک دوقلو🤪 چرا؟ چون گاهی خیلی دلم میخواست مثلا اون کیک یا هر چیز دیگه ای رو بخورم ولی با مقاومت فراوان سعی میکردم اون رو نخورم یا حداقل یه چیز کم کالری تر یا سالمتر بخورم نمیگم سالم خوری بده ولی گاهی فقط دلت اون خوراکی رو میخواد نه ورژن سالمتر و نه فقط یه چیز دیگه شیرین، مثلا من میومدم به جای همون کیک دوقلو سیصد کالری دوتا خرما میخوردم که مجموع کالریش مثلا ۴۰ بود یا میرفتم کره ی بادام زمینی و عسل میخوردم که حداقل سالم بود ولی به طور خیلی ساده ای دل من فقط همون کیک رو میخواست، و این باعث میشد من از نظر روانی ارضا نشم و دوباره پرخوری و …… و همه ی این شکست ها دلیل چاقی من بود و بس.
      در یادگیری لاغری من میخوام به ذهنم یاد بدهم که اولا هیچ خوراکی بد نیست و هیچ خوراکی نمیتونه و قدرت این رو نداره که من رو چاق کنه و هر انچه که دوست داری و میخوای میتونی بخوری و قطعا کالری شماری یک روش کاملا نادرست و اشتباه است و هیچکس جز بدن تو نمیدونه به چه غذا و خوراکی احتیاج داره و بدن تو انقدر هوشمندانه از طرف خدا افریده شده که خودش بهتر از هر متخصص و دکتر و رژیمی میدونه تو به چه غذا و چه مقداری نیاز داری، و اینکه بدونی تمام غذاها و خوراکی ها نعمتهایی عالی از طرف خدا برای رفع نیاز جسمت و لذت روحت هستند و تو با لذت بردن از خوردن و درست خوردن میتونی از خدا تشکر و سپاسگزاری کنی، و هیچ دلیلی هیچ دلیلی برای عذاب وجدان و ترس از خوردن وجود نداره، هرچی خوردی نوش جونت گوارای وجودت. سپاسگزار پروردگارم برای اینهمه تنوع در رنگ و مزه در خوراکی ها هستم،
      ممنونم استاد برای این فایل فوق العاده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/30 21:56
      مدت عضویت: 381 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 735 کلمه

      سلام گام ۸ در مسیر لاغری من 

      چرا چاق شدم سوال مهم وهمیشگی ذهنم بود؟باور کرده بودم👇

       ۱_چون من پدرم چاق است خانواده پدریم چاق هستن پس عادی است که من چاق باشم .😤

      ۲_چون من ورزش نمیکنم چاق شدم پس طبیعی است چاق بمونم😖 

      ۳_چون شبها برنج میخورم و یا روزها وچاق کننده است برنج پس طبیعی چاق بشم و لاغر نشم 

      ۴_چون شیرینی بستنی خامه میخورم واینها چاق کننده هستند پس حقم چاقی و چاق تر شدن بیشتر

      ۵_ شنیده بودم دختر که مریص ماهانه میشه شکمش بزرگ میشه چاق میشه وهروقت مریض میشدم منتظرچاق شدن بیشتر بودم 

      ۶_چون تندتند میخورم چاق میشم پس حقم چاقی بیشتر

      ۷_چون فست فود نوشابه میخورم حقم چاق بشم وطبیعی است چاق ترشدن بیشتر و هرزمان میخوردم منتظر بودم چندکیلو اضاف کنم 😫

      ۸_من باشگاه نمیرم پیاده روی نمیکنم حقم چاق بشم طبیعی است 

      ۹_اب کم میخورم خیلی کم پس حقم چاق بشم 

      ۱۰_من تحرک ندارم نمیرقصم همش میخوابم میخورم بایدم چاق بشم 

       

       

      برای اینکه لاغر نمیشم چون من این موارد رعایت نمیکنم پس طبیعی است چاق بمونم و چاق تر بشم و برای ذهنم طبیعی شده بود چاقی من در ذهنم خودم نمیخواستم چاق بشم و تلاش میکردم لاغر بشم و کارهایی انجام میدادم که لاغر بشم و تا زمانی که اجرا میکردم نتیجه میگرفتم ولی به محضی که خسته میشدم رها میکردم چون ذهنم من تشویق میکرد به خوردن و من خودم مجبور میکردم به نخوردن واسه همین یه مدت کوتاه دوام میاوردم و به محضی که رها میکردم برام طبیعی بود که چاق بشم و فورا وزنم برمیگشت و بیشترم میشد و برام طبیعی بود که چاق بشم 😖 

       

      الان فهمیدم چرا هرچه تلاش میکنم لاغر نمیشدم؟ چون من به ذهنم فقط چاقی اموزش داده بودم ذهنمم من چاق میکرد و طبیعی شده بود براش چاقی واسه همینم چاق میشدم بدون هیچ گونه تلاشی 😤

       

      الانم واسه اینکه لاغر بشم باید لاغر شدن به ذهنم اموزش بدم گام به گام و در ذهنم طبیعی کنم لاغرشدن رو و راحت لاغربشم و تا ابد لاغربمونم😍😊

       

       

      ذهن فرمان هدایت گر انسان است و هرچیزی که الان قادر هستی انجام بدی و هر شرایطی که الان داری بخاطر آموزش هایی است که دیدی حرفهایی که باور کردی و شرایطی که در ذهنت طبیعی شده پس در هر شرایطی که هستیم حق ماست چون خودمان اون شرایط به وجود اوردیم واسه همین حق ماست گله شکایت تعطیل کنیم گریه التماس این اون که شرایط ما رو تغییر بده ممنوع دعانویس دعا کن ممنوع ما خودمان تنها فردی هستیم که میتوانیم  شرایط خودمان رو تغییر بدیم با قدرت ذهنمان ما توانایی قدرت تغییر کردن داریم 

      ذهن ما همان جور که چاقی یاد گرفت با فرمول ها و باورها چاق کننده و طبیعی شدن چاقی در ذهنمان الانم باید به ذهنمان اموزش بدیم لاغری رو و به راحتی لاغر بشیم 😊☺

       

       

      ذهن ما قابلیت پاک کردن و فراموش کردن نداره ولی قابلیت یاد گیری مجدد دارد پس لاغری به ذهنمان اموزش میدیم تکرار میکنیم عمل میکنیم به اموزش ها و طبیعی میکنیم چاقی رو در ذهنمان و ارام ارام ذهنمان متناسب میشه و رفتار ما تغییر میکنه و بعد جسم ما این فراینده لاغرشدن از طریق ذهن است 

       

      پس اگه قبلا نتیجه نمیگرفتم و چاق میشدم چون من فقط چاقی به ذهنم اموزش داده بودم واسه همین با انجام دادن کارها فیزیکی موفق نمیشدم لاغربشم 

      مثال: مثلا وقتی من زبان انگلیسی یاد گرفتم نمیتونم با حرف نزدن زبان انگلیسی فراموش کنم زبان فارسی یاد بگیرم منم با کارها فیزیکی فشار محدودیت نمیتونم چاقی متوقف کنم لاغربشم بلکه باید لاغری به ذهنم اموزش بدم تا متناسب بشم 

      خواندن ،نوشتن،حرف زدن ،راه رفتن ،نشستن ،اشپزی ،ورزش ،رقص، وچاقی رو اموزش دیدم یاد گرفتم تکرار کردم وباورهام  تصویرها ذهنی من شد و الانم برای لاغرشدن باید لاغری به ذهنم یاد بدم تکرار کنم عمل کنم تا لاغر شدن طبیعی بشه در ذهنم و لاغربشم 😊☺

       

       

      برای ٺغییر دادن هر شرایطی که الان دارم باید اولا کاری به شرایط الانم نداشته باشم اصلا هیچ توجه ای نکنم به نخواسته ها و بعد کنار این شرایط به ذهنم شرایطی که دوستدارم اموزش بدم مث ،ثروت ،خوشبختی،شادی نشاط احساس عالی،ماشین،خونهه، و سلامتی هرچیزی که نداریم الان میتوانیم داشته باشیم با یاد دادن به ذهنمان با تکرار کردن عمل کردن طبیعی کردن در ذهنمان لیاقتش دارندگی ❤❤

       

       

      پس من همان جور که بدون اینکه بخوام یا تصمیم بگیرم چاق شدم با باورها فرمول ها اشتباه و توجه به چاقی و طبیعی کردن چاقی در ذهنم الانم بدون اینکه توجه کنم به چاقی خودم در مسیر متناسب شدن قدم برمیدارم ذهنم اموزش لاغری میدم خیلی راحت اسان لاغر میشم ❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/30 16:49
      مدت عضویت: 47 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,253 کلمه

      سلام ب همه ی دوستان عزیز و همسیرم 😊 

      همه ی ما انسانها از بدو تولد دارای یک ذهن و روح پاک عاری و فارق  از هر گونه آلودگی ، گناه ، آموزش و یادگیری بوده ایم ،،ذهنی سفید و تهی 

      پس کاملا طبیعی بامواجهه با دنیای مادی این ذهن تحت تاثیره عوامل و آموزش و یادگیری های میشه ک شخصیت مارو شکل میده ،شخصیتی ک واقعی ما نیست ، 

      شخصیت واقعی ما آموزش های غلط و اشتباه نیست ،شخصیت واقعی ما گناه کردن نیست ، شخصیت واقعی ما غم و غصه نیست ،شخصیت واقعی ما کشیدن درد و رنج و سختی نیست ، شخصیت ما آرامش نداشتن و دلهره و دلواپسی نیست ،شخصیت ما چاق بودن و چاق موندن نیست ، چقدر دوست دارم از شخصیتی ک برای من درست کردن دور بشم وو چقدر دلتنگ شخصیتی هستم ک عاری از هر گونه عوامل بیرونیه ک برای من ساختن ، با ورودی های ک برگرفته از آموزش و یادگیری های غلط و اشتباه حتی خودشون بوده 

      فعلا بگذریم 😞 

      مااز کودکی چیزهایی زیادی رو آموزش دیدیم ک خودمون نقشی در تصمیم گرفتنش نداشتیم مثل (صحبت کردن ، راه رفتن ، ) شرایطی محیطی ک داشتیم ک کجایی هستیم و با چ گویش محلی صحبت میکنیم (لری ،ترکی ، کردی، جنوبی ، شمالی،) باعث شده ک ما کاملا خودبخودی زبان محلی خودمون رو آموزش ببینیم بدون هیچ تلاش و سختی ،اما من 🙋 ک بروجردی هستم باافتخاراگر ک بخام زبان ترکی و یا زبان کردی رو یاد بگیریم ب آسونی و راحتی زبان محلی خودم نیست ک بدون سختی بدست آوردم،و قطعا باید تلاش کنم برای یادگرفتن و بدست آوردنش ،،و این یادگرفتن تنها در زبان های خارجی انگلیسی و فرانسه و غیره خلاصه نمیشه ،، 😑😑 یاد گرفتن گویشهای محلی ایرانی هم بخودی خود نیاز ب تلاش و یادگیری دارن 🤗😉 

      پس ما چاق شدن رو هم مثل سایر آموزشگاههای دیگ از طریق والدین ،مدرسه و جامعه یاد گرفتیم از طریق دیده ها و شنیدهامون ک در مقابلشون هیچ نظر وفکرودیدگاهی نداشتیم وخنثی بودیم ،اما یک یا چندتا از همون دیده ها یا شنیدها فرمولی رو در ذهن ماایجاد کرده خواسته یا ناخواسته ک موقع مقعر مارو باهاش روب رو کرده و ماهمچنان از دیدنش متعجب و بهت زده بودهایم 😥😒🙄😳🥺😲😱😰☹️

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      موضوع بعدی عوامل چاقیم : راستش عوامل چاقی من دیگ ب دو بخش تقسیم شده «قبل از آشنایی با روش لاغری با قدرت ذهن : پرخوری ، خواب زیاد ، بی تحرکی ، ارث ،ژنتیک ، کم خونی ، تیرویید کم کار-پرکار، سرنوشت ،اقبال ، خدا خواسته ،ازدواج ، زایمان ، بچه اول -دوم ، ۴۰سالگی خانمها » …

      بعداز آشنایی با قدرت ذهن :« هیچ نوع ماده و مقدار غذایی در چاق کردن و چاقتر کردن ما نقش و قدرتی ندارن ، همه ی عواملی ک دربالا نام بردم نمیتونه عوامل چاق شدن و چاقتر شدن افراد باشه ،چرا که  افراد  متناسب زیادی در جامعه و دردنیا هستند ک باهمون عوامل دست و پنجنه نرم میکنن و هموناهم  متناسب هستن و هیچ افکار و باوری ب اون عوامل چاق شدن ما و سایر دوستان ندارن و موفق ترن ( از لحاظ افکارو باورهای تناسب اندام) 😊👍 

      👌 تنها تفاوت این افراد درباورشونه ک چقدر بها میدن ب دیده ها و شنیدهاشون ک باور پذیری بیشتری داشته باشه برای ذهنشون 👌 

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      موضوع بعدی :کلمه ی اشتها نیرویی ذهنی بسیار قوی است ک مارو ترقیب میکنه ب بیشتر خوردن (پرخوری) و ماتوانایی مقابله با دستورات ذهن رو نداریم ما نباید چاق بودنمون رو برای ذهن طبیعی بدونیم اگر بااستفاده ازون یادگیری و آموزش های غلط و اشتباه الگوی رفتاری داشته باشیم و هروز آونهارو تکرار و تمرین کنیم خیلی راحت برای ذهن ما عادی میشه و تصویر ذهنیش از ما فردی میشه چاق و پرخور ،،پس هرچه سریع تر ما باید مثل خیلی دیگ از هنر و مهارتهای مثله : خیاطی ،گلدوزی و یادگرفتن زبانهای زنده دنیا ،نقاشی کردن و خیلی دیگ ازین هنرها ،،هنرو مهارت لاغر شدن و متناسب موندن رو هم یادبگیریم و این آموزش ها و یادگیری هارو برای خودمون و  ذهن و  روح و روانمون تمرین و تکرار کنیم ک ذهن از این طبیعی بودن و چاق بودنمون بیاد ببرون ،بیرون اومدن ب معنی فراموش کردن.. نه بلکه یادگیری و آموزشهایی ک چاق بودن ۵سال ،۱۰سال ،۱۵ و حتی سالهای بیشتر چاقی مارو کمرنگ و کمرنگتر کنه چون ما هیچ وقت نمیتونیم آموزشهای خوب و بدی رو ک چند ساله داریم باهاشون زندگی میکنیم تکرارش کردیم و تصویر ذهنی براش ایجاد کردیم و نمیدونیم ک ریشه این فرمول ها از کی در ورودوی ذهن ما ایجاد شده رو فراموش کنیم ، مسیری اموزش و یادگیری ذهنی (لاغری با قدرت ذهن): جاده ای یک طرفه ای است ک نمیشه تو دلش چیزی رو فراموش کرد فقط میشه یاد گرفت و آموزش درست و صحیح دید چ بسا این یادگیری هارو آنقدر تمرین و تکرار کنیم و استمراو اشتیاق داشته باشیم برای یادگیری و آگاهی های جدید ک فرمولهای چاق بودن و چاق موندنمون انقدری کمرنگ بشه برای ذهن ک ب سختی قابل تشخیص باشه براش اگر ک واقعا و قلبن تشنه ی دریافت این آگاهی ها باشیم انشاءالله 😑🤗😉🙏واینکه خواسته ی مااهمیتی نداره برای ذهن ک ما نمیخاستیم چاق بشیم ،اهمیت ومهم برای ذهن باوری ک درخودش ایجاد کرده .حتی اگ ب اشتباه بوده ،،دیگ تاحالا اینو متوجه شدیم ک  قابل تشخیص نیست برای ذهن عزیزمون خوب یابدبودن .خواسته یا ناخواسته های ما😊😥

      ولی چ میشه کرد خودمون آموزشش میدیم درست و صحیح ووصلش میکنیم ب سرچشمه ی خوبیها جای ک حق و طبیعی بودنش هست وصل الهی 🤍

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 

      موضوع بعدی :چرا لاغر نمیشویم‼️؟؟ خب ما در همه ی اون تلاش ها و راه و روش های گرفتن رژیم و انجام دادن حرکات ورزشی سبک و سنگینی ک  داشتیم سعی و تلاشی بی سود فایده میکردیم برای رسیدن به  خواسته و هدفی ک صورت مسله اشو نمیدونستیم ،ماانسانهایی بودیم ک دلیل های مختلف و گاهی مشابهی داشتیم برای چاق بودنمون و براساس اون دلیل و بهانه تلاش میکردیم غافل ازینک ما چاق بودن رو یاد گرفته بودی اونم ذهنی ،مثل دودوتا چهارتا کردنهای ریاضی پس دیگ الان واضحه ک مابااون حرکات و راه و روشها نمیتونستیم ک چاق بودنمون روفراموش کنیم ک بخایم با درد و رنج محوش کنیم  یا از شرش خلاص بشیم بدتر میچسبودیمش ب خودمون و میگفتیم ک باش ..چرا ک ما با درد و سختی و رژیم و ورزش دنبال چاق بودن نبودیم ..این روزا ک دارم آگاهی بیشتری ب ذهنم میدم خیلی دارم درک بیشتری میکنم ک واقعا همینطوره ک بدون سختی و تلاش چاق شدیم ولی با سختی و تلاش میخاستیم لاغر بشیم واین دوکاملا در تضاد بودن باهم …

      خلاصه ک ما نمیتونیم آموزش های رو ک دیدیم رو فراموش کنیم مثل رانندگی و اشپزی کردن ک ما هر چی بیشتر تکرارو تمرینش میکنیم بهترتر برامون راحترو دلچسب تر میشه ، حتی ی روزای با حال بد رانندگی میکنیم آشپزی میکنیم ولی بهتر و بیشتر توی اون یادگیری ها ماهرو استاد تر میشیم و پیشرفت میکنیم .پس ما با راه و روش اشتباه نمیتونستیم چاق بودنمون رو فراموش کنیم 

      اما جای خوشحالیه  ک میشه لاغر شدن رو هم یاد گرفت انقدر روی باور سازیش کار کرد .. خوبه چاقی اصلا فراموش نشه ولی کمرنگ و قابل استفاده نکردن ک میتونه بشه تنها درمسیر لاغری با قدرت ذهن,🤗 با موندن و ادامه دادن انشاءالله 😊😉

      ب امید موفقیت همه ی دوستان عزیز وهمسیرم🙏🌹. 

       

      وقتیک از gmail م پیام دریافت میکنم از دوستانی ک فالوشون کردم ،وقتیک با خوشحالی میخام دیدگاهشون رو بخونم و نمیشه چون در سرزمین لاغرها هستند ،دوستان و استاد عزیزم نمیدونید چطوری دلم قَنج میره ک بتونم بخونم اون دیدگاه اتون رو و چ آگاهی های نابی هستند ک من فعلا ….😑☺️ 

      موفق باشید انشاءالله همیشه 🌹🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/31 21:51
        مدت عضویت: 47 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        سلام استاد جان وقتتون بخیر😊 

        استاد جان درک وتحلیلم درست نبوده ازاین قسمت ازفایل ..؟! 

        چون فاقد مدال هست نیاز ب تکرار هست ک ب درک و تحلیلی درستر برسم ؟

        ممنون میشم از پاسختون🙏🌺

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1400/03/31 22:40
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 5 کلمه

          همه چی درسته
          ادامه بدید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/03/29 13:04
      مدت عضویت: 173 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      بنام خدا 

      چرا لاغر نمی شوم 

      ذهن ما با استفاده از اموزشهایی که یاد گرفته ایم مسیر ما در،زندگی را مشخص میکند چاق شدن هم یه موضوعی،بوده که ما از گذشته یاد گرفته ایم و در بکار گیری آن به درجه استادی رسیدیم. چاق،شدن نیاز،به،باز نگری،ندارد ذهن طبق همان آموزشهای قبلی عمل میکند ما با تکرار همان آموزشها میتوانیم چاق تر شویم در تمام،روشهایی که ما جسم را تحت فشار قرار داده و نتیجه کسب نکرده مثل این بود که با،فشار،آوردن به خود خیاطی یاد بگیریم یا نقاشی کشیدن را،..

      پس به این نتیجه می،رسیم که با تحت فشار گذاشتن جسم نمی توان چاقی را فراموش کرد یاد گرفتن یا آموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام میشود و جسم نمایش دهنده میزان مهارت شما در یاد گیری است و از،طریق جسم با تکرار تمرین آنچه آموخته ایم مهارت خود را در اجرای آموخته ها لیشتر کنیم .پس اگر تمایل به لاغری دارید لاغر شدن را اول از طریق ذهن بیاموزید و سپس،با جسم،خود لاغر شدن را تمرین کنید .

      علتهای چاقی که،از کودکی یاد گرفتیم 

      خیلی،ها غذا ها را مثل خودم و یا ژنتیک ویا کم تحرکی 

      یا ازدواج و تنها راه حلش را طبیعی بودن چاقی خود می،دانستند .

      همه ی ما روزی متولد شدیم در فرهنگ و اداب مختلفی و از کودکی خیلی چیزها را یاد گرفتیم مقلا فارسی صحبت کردن را بدون زحمت و خود یهودی یاد گرفتیم ول اگر بخواهیم زبان آلمانی صحبت کنیم باید خیلی زحمت و تلاش کنیم .

      حتی ما زبان محلی خودمان را هم به خوبی یاد گرفتیم و هر کاری کنیم نمیتوانیم ان را قراموش کنیم چون ان را یاد گرفتیم 

      همه ی آدم های چاق ،چاقی را یاد گرفتند و نمیتوان آنرا فراموش کرد .

      من خودم چاقی را در دوران،بلوغ یاد گرفتم و یا فکر کردم مواد غذایی بوده از نوجوانی شنیده بودم که هر،کس ازدواج کنه چاق میشه یا باردار باشه چاق میشه و این فرمول ها ور ذهنم بوجود اومد و وقتی به سن بلوغ رسیدم بعد ازدواج کردم و،باردار شدم یواش یواش تبدیل به تصاویر ذهنی شد ک،من چاق شدم .

      بعضی هم باور گردن که خانها به چهل برسن چاق،میشن و همین پروسه در،انها هم اتفاق افتاده. 

      شما باعمل جراحی فک و دهان نمیشه نمیشه فارسی صحبت کردن را فراموش کرد

      پس با عمل جراحی مهره نمیتوان چاقی را فراموش کرد اما با آموزش دادن،به،ذهن میتوان چاقی،را فراموش کرد و پدیده ای بسیار زیبا و قشنگ به نام،لاغری بوجود آورد و لاغر شدن را یاد گرفتی دیگه نیازی نیست نگران چاقی باشی .

      لاغر شدن هم یاد گرفتنی است اما یهویی نیست باید اول لاغر ی را از طریق ذهن یاد گرفته و یواش یواش و خودبخودی در جسم ما بوجود میاد .

      از شما هم ممنونم استاد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 23:52
      مدت عضویت: 679 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,048 کلمه

      💝💝💝به نام آنکه هستی نام از او یافتفلک جنبش زمین آرام از اویافت 💝💝💝

      با سلام خدمت استاد بزرگوار و دوستان مهربانم 🌺🌺🌺

      گام هشتم : 

      1️⃣ سوال اول :

       چرا چاق شدیم ؟

      ما از زمانی که به دنیا اومدیم خیلی چیزها یاد گرفتیم مثل حرف زدن ، راه رفتن ، غذا خوردن و … چاقی هم یکی از چیزهایی بوده که یاد گرفتیم و تمام چیزهایی که یاد گرفتیم توی ذهن ناخودآگاهمون ذخیره شده و ما نمی تونیم پاکش کنیم ! مثلاً اگر ما برای یک مدت حرف نزنیم حرف زدن یادمون میره ؟ معلومه که نه !

      اگر یک مدت راه نریم راه رفتن یادمون میره ؟ نه یادمون نمیره !

      تصور کنید یک ایرانی بخواد یک زبان دیگه مثل زبان عربی یا انگلیسی رو یاد بگیره آیا زبان مادری خودش رو فراموش می کنه ؟ نه اینطور نیست ! هر چقدرم که زبان های مختلفی رو یاد بگیره بازم فارسی که زبان مادریش بوده و ملکه ذهنش شده رو نمی تونه فراموش کنه و تا آخر عمر یادشه حتی با گویش محلی منطقه ی خودشون !

       پس ما برای لاغر شدن نباید فکر کنیم که می تونیم چاقی رو پاک کنیم یا فراموشش کنیم ! ذهن ما در حال حاضر فقط فرمولهای چاقی و چاق کننده رو ذخیره کرده و در مواقع لزوم از اونا استفاده می کنه و اصلاً فرمول لاغری رو یاد نگرفته که بخواد استفاده کنه ما باید اول فرمولهای لاغری رو به ذهنمون بدیم بعد توقع داشته باشیم که اون ازشون استفاده کنه !

      حالا این فرمولهای چاقی رو کی ذخیره کردیم ؟

       از چه زمانی که به دنیا اومدیم تا به امروز ! مثلاً من در بچه گی شنیده بودم خانمها وقتی ازدواج می کنن چاق میشن و با تکرار شدن این حرف من باور کردم که خانمها بعد ازدواج چاق میشن چون در اطراف خودمون اکثر خانمهایی که میدیدم چاق بودند بنابراین دلیلی برای مخالفتم وجود نداشت و البته مادر نقش مهمی رو در این زمینه داره ولی اون زمان که این باور در ناخودآگاه من ذخیره میشد برام مهم نبود چون خودم تو موقعیت ازدواج نبودم و این باور زمانی در من بیدار شد که ازدواج کردم و به صورت ناخودآگاه متوجه شدم که دارم چاق میشم ! و در اون زمان نمی دونستم چرا دارم چاق میشم !

      بعد از ازدواجم یکی از دختران فامیل که از لاغری بیش از حد خودش رنج می برد و فکر می کرد هیچ خواستگاری اون رو به خاطر لاغری بیش از حدش نمی پسندد تصمیم گرفت به باشگاه بره تا توسط کار با دستگاه و طبق گفته ی مربی باشگاه که اگر بعد از ورزش غذا بخوری چاق میشی همان کار رو انجام بده ولی همه بهش گفتن این چه کاریه ؟ الکی خودتو خسته نکن وقتی ازدواج کنی همچین چاق بشی که خودت پشیمون بشی و ایندفعه میری باشگاه که لاغر بشی و اینقدر در گوشش خواندن که باور کرد چون مامانش هم چاق بود برای خودم واقعاً عجیب بود که این دختر به محض عقد کردن بعد از یک ماه ۲۰ کیلو چاق شد ! خودش راضی بود ولی خیلیا بهش می گفتن لاغر بودی بهتر بودی و جلوی خودتو بگیر ولی خودشم نمی دونست چی شد که یکدفعه اینقدر چاق شد و بعد زایمان اولش واقعاً رفت باشگاه که لاغر بشه اما چون قبلاً باور کرده بود که باشگاه چاق می کنه هر ماه یک کیلو اضافه می کرد ! و خودش در بهت بود که چرا ؟! بهش می گفتن حتماً داری بیشتر می خوری یا بعد ورزش غذا می خوری قسم می خورد که غذاش نصف قبل شده و تا ۲ الی ۳ ساعت بعد ورزش حتی آب هم نمی خوره !

      این جریان گذشت تا یکی دیگر از دختران فامیل همسرم که در شرف ازدواج بود و بسیار لاغر بود در حد پوست و استخوان ! شنیدم که حتی در روز عقدش لباسش رو کمی گشادتر انتخاب کرد و داخل کمرش دستمال بست تا لاغری بیش از حدش توی ذوق نزند ! اطرافیانش مرتب بهش می گفتن صبر کن عروسی کنی چاق میشی ولی چون مامانش هم لاغر بود هر بار می گفت من از این شانسها ندارم هر وقت مامانم چاق شد منم چاق میشم ! و واقعاً هم چاق نشد اصلاً و مامانش هم مرتب می گفت من عروسی کردم لاغرتر شدم که چاق نشدم ! و دخترش همش می گفت ما ژنتیکمون لاغره هر کاری کنیم چاق نمیشیم ! حتی وقتی باردار شد همه می گفتن چاق میشی بازم گفت من به مامانم رفتم بعد بارداریم از قبلمم لاغرتر میشم و همینطورم شد ! و من الان متوجه شدم که دلیلش چی بود چون همه چیز بر می گرده به باور افراد ممکنه خیلیامون خیلی چیزها رو بشنویم ولی باور نکنیم فقط اون اتفاقاتی برای ما رخ میده که در ذهن ما تبدیل به باور بشه !

      و ما اون رو برای خودمون طبیعی بدونیم مثلاً مثال اولی که براتون زدم چون مامانش هم چاق بود باور کرد و براش طبیعی بود که چاق بشه ولی دختر دومی چون مامانش لاغر بود با اینکه خیلی دلش می خواست چاق بشه اما باور نکرد که ممکنه چاق بشه و براش طبیعی نشد چاق شدن !

      2️⃣ سوال دوم :

      چرا لاغر نمی شویم ؟

      چون ما هر بار که تصمیم گرفتیم لاغر بشیم به جای اینکه موافقت ذهنمون رو بدست بیاریم با ذهن خودمون یک مبارزه ی تنگاتنگ رو شروع کردیم و انواع راههای غلط و رژیمهای بی فایده رو به جسم خودمون تحمیل کردیم !

      هر بار ما تصمیم گرفتیم لاغر بشیم اما ذهنمون چنین تصمیمی نداشت و از اونجایی که ذهن ما خیلی کم مصرفه و از تغییر شرایط خوشش نمیاد تلاش می کنه که ما رو شکست بده و شرایط رو مثل قبل به عقب بر گردونه تا مجبور نشه کار جدیدی انجام بده ! و همیشه وقتی که ما با ذهنمون به مبارزه بپردازیم اونی که شکست می خوره ماییم چون ذهن ما هزاران ترفند بلده که ما رو از انجام کاری که می خوایم انجام بدیم منصرف کنه !

      لاغر شدن ما فقط یک راه داره ! و آن هم اینه که در کمال صلح و آرامش موافقت ذهنمون رو بدست بیاریم تا ذهنمون با خواسته ی ما همسو بشه و در رسیدن به هدف به ما کمک کنه و برای این کار باید به ذهنمون در باغ سبز نشون بدیم ! 

      ذهن ما مثل یک بچه ی تنبل لجباز می مونه و برای اینکه موافقت کنه با ما همراه بشه باید گولش بزنیم 😉😉😉

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 11:06
      مدت عضویت: 56 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 784 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام هشتم:

      همه ما فارسی صحبت کردن را از افرادی ک ما را بزرگ کردن یاد گرفتیم و این به انتخاب ما نبوده و هیچ سختی ای هم نکشیدیم و خیلی ساده و خود ب خودی یاد گرفتیم و اگه الان یه زبان دیگه بخوایم یاد بگیریم به اون راحتی نیس و نیاز به تمرین و تلاش داره!!

      حتی در کودکی زبان محلی هم به راحتی یاد گرفتیم!

      فک و دهان همه انسان ها مثل همه ولی فرمول های ذهنی مطابق با زبان محلی هر شخص باعث شده که به زبان های متفاوت با لهجه های متفاوت صحبت کنند! و هیچ سختی ای هم برای یادگیری اون ها وجود نداشته !👍

      ما هرچقدر تلاش کنیم نمیتونیم آنچه را که یاد گرفتیم فراموش کنیم👍

      همه افرادی که اضافه وزن دارن چاق شدن را یاد گرفتند🥺 اول از پدر و مادر و بعد از اطرافیان و جامعه!!! بیشتر افراد چاق پدر و مادرشون چاق بودن، بعضیا فقط پدرشون و عده زیادی مادرشون چاق بوده چاقی مادر خیلی در چاقی فرزندان تأثیرگذاره، مثل من که چاقی از طرف مادرم بوده👍

      بعضی هم والدین چاق نداشتن ولی از طریق دوستی با افراد چاق از دوره راهنمایی و دبیرستان به مررور رفتار غذایی عوض و چاق شدن!

      بعضی افراد در سن بلوغ چاق شدن چون بارها شنیده بودن ک ادم به سن بلوغ برسه چاق میشه و این فقط یک فرمول ذهنیه و اصلا علمی نیس!

      بعضی بعد از ازدواج چاق شدن!!! اینم باوره و علمی نیست!

      چطور این باور ها تاثیرگذار میشن؟؟؟

      از سن ده سالگی ممکنه بارها بشنوی ادم ها وقتی ازدواج میکنن چاق میشن خب برات مهم نیس چون ارتباطی با شرایط و سن شما نداره و حتی نمونه های زیادی هم میبینی ولی بازم برات مهم نیس اما این شنیده ها و دیده ها بصورت یک فرمول رفتاری و مهمتر از اون به شکل یک تصویر ذهنی در ذهن شما ذخیره میشه وقتی ازدواج میکنی این فرمول در ذهن شما فعال میشه و ذهن شما از این فرمول استفاده و به مرور شما رو دچار اضافه وزن میکنه!!! و رفتارغذایی را مطابق تصویر ذهنی تغییر میده!!

      این جمله وقتی اثر داره که شنیدی و باورش کردی و اون افرادی که چاق نمیشن شنیدن ولی بااااور نکردن👍 اهمیتی نداشته و توجه به آن نکردن👍

      بعضیا میگن که از ۴۰ سالگی ب بعد چاق شدن و باور کم شدن سوخت و ساز در اون ها فعال شده!

      در قانون جذب تصویر سازی و تجسم برای رسیدن به خواسته ها خیلی مهمه و این چاق شدن ها و باورها همین تصویر سازیه!!

      هدایت رفتار ما با ذهن ماست👍

      ما توانایی مقابله با ذهنمون را نداریم!!!!!!

      تاحالا درباره چرا چاق شدیم بود👆👆👆👆

      حالا درباره چرا لاغر نمیشیم👇👇👇👇👇

      اگه علت چاق شدن خودت را به خوبی درک کرده باشی علت لاغر نشدنت را خیلی راحت تر میتونی درک کنی!!!

      مثال یادگیری زبان فارسی را به یاد بیار اگه قبول کرده باشی ک چاق شدن را مثل حرف زدن یاد گرفتی پس علت ناتوانی در لاغر شدن واضحه!

      شما با بستن دهان خودت نمیتوووونی صحبت کردن به زبان فارسی را فراموش کنی پس شما با نخوردن غذا نمیتونی چاق شدن را فراموش کنی👍 شما با تکرار سر ساعت از هر زبان دیگه ای نمیتونی زبان فارسی را فراموش کنی پس شما با خوردن یک سری غذا سر ساعت خاصی نمیتونی چاق شدن را فراموش کنی👍 شما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنی نمیتونی زبان فارسی را فراموش کنی پس با مصرف هر ماده ای نمیتونی چاقی خودت را فراموش کنی 👍 شما با عمل جراحی فک و زبان خودت نمیتونی فارسی صحبت کردن را فراموش کنی پس با عمل جراحی هر قسمتی از بدنت نمیتونی چاق شدن را فراموش کنی!👍👍👍👍

       

      حالا شما میتونی با آموزش دیدن و تکرار کردن و استمرار هر زبان دیگری اون را یاد بگیری و علاوه بر فارسی صحبت کردن اون زبان را هم به خوبی یاد بگیری! پس شما میتونی با اموزش دیدن و تکرار آموخته هات متناسب بشی و البته بازم میتونی با تکرار آموخته های قبلیت بازم چاق بشی👍

       

      در همه روش ها سعی بیخودیه چون چاق شدن را فراموش نمیکردیم و ذهن هم همچنان از فرمول های چاقی برا هدایت در زندگی استفاده میکرد😆

      شما نمیتونی با فشار اوردن به خودت جلوی چاق شدنت را بگیری👍

       

      تنها راه متناسب شدن اینه که لاغر شدن را یاد بگیرید🥰👍

      وقتی یاد گرفتی دیگه نگرانی برا چاق شدن نداری مطمئنی ک میتونی متناسب بشی مثل هر موضوع دیگه ای که آموزش دیدی!

      مثل خیاطی نقاشی و ….

      لاغر شدن مثل هر موضوع دیگه ای باید باشه چرا وقتی میری کلاس زبان از اول انتظار نداری ماه بعد انگلیسی صحبت کنی ولی وقتی شروع میکنی به لاغر شدن هر روز میری روی ترازو چرااااا؟!؟ چون نمیدونی که لاغر شدنم یاد گرفتنیه!👍👍فکر میکنی یهووووییه!

      هیچ چیزی را شما تو زندگی یهویی بدست نیاوردی ولی چرا میخواین یهویی لاغر بشین؟!!!

      متناسب شدن خیلی ساده و راحته👍🥰

       

      مه تاب یه متناسب صبور و شاگرد اول توی یادگیری لاغری🤩🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/25 10:02
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 623 کلمه

      سلام🙂

      چقدر  در این فایل عاااااالی علت چاق شدن و علت لاغر نشدن رو توضیح دادین واقعا فکر میکردم اولین باره که دارم میشنوم👌👌👌

      چرا چاق هستیم؟ چون چاقی رو یاد گرفتیم🙂

      خداییش کجا این حرف رو شنیدیم غیر از این سایت😏

      هر جا پرسیدیم جوابای تکراری شنیدیم علتهایی مثل ژنتیک بی تحرکی پرخوری کم کاری تیرویید داروها بلوغ بارداری افزایش سن و علتهای دیگه ای که تغییرش از توان ما خارجه👌👌

      هرجا هم پرسیدیم خوب چطور باید لاغر بشیم ؟ کم خوردن و طبق برنامه غذا خوردن و محدودیت و محرومیت از یه سری غذاها رو برای کاهش میزان ورودی و ورزش و داروهای چربی سوز رو برای افزایش بیشتر خروجی عنوان کردن….

      حالا با تعریفی که از علت چاقی کردیم که آموزش بوده کدوم از روشهای قبلی آموزشهای چاقی ما رو حذف میکنه؟؟؟؟؟  

      اصلا مگه میشه چیزی رو که آموزش دیدیم و در حافظه سلولهای ما ذخیره شده رو پاک کرد؟؟؟؟؟؟

      ما هرچه یاد گرفتیم از طریق دیده ها و شنیده هامونو در مغزمون ذخیره کردیم درسته که خیلیهاش فعلا به خاطرمون نمیاد ولی دلیل بر نبودن و پاک شدنش نیست فقط چون زیاد برامون مهم نبوده و ازش استفاده نکردیم فعلا یادآوریش سخته ودر مورد مواردی که اهمیت زیادی برامون داشته یا علاقه داشتیم بارها باز خوانی کردیم و الان به صورت ناخودآگاه انجامش میدیم آنقدر حرفه ای که اصلا نیازی به فکر کردن هم نداره مثل یادگیری زبان مادری یا لهجه مون یا مهارتهایی مثل آشپزی و رانندگی و….

      در این جمله عااااالیه….”یادگیری حاصل تعامل ذهن و مغزه و جسم فقط نمایشگر میزان این مهارته”

      چون با جسم اون یادگیری رو تمرین میکنیم و هرچه بیشتر تمرین کنیم مهارتمون بیشتر میشه و خیلی عالیتر انجامش میدیم👌👌👌

      یکسری آموزشها ناخودآگاه صورت گرفته مثل چاقی یکسری رو هم اگاهانه آموزش دیدیم مثل رانندگی

      ولی هر دو رو با جسم به قدری تمرین کردیم که در هر دو به مهارت عالی رسیدیم

      هرچه چاقتر هستیم به این معنی هست که مهارت بیشتری در این زمینه داریم مهارتی که اصلا دوسش نداریم😑😑

      آموزشهای ناخودآگاه چاقی به که به صورت کلامی بارها تکرار شدن و بارها هم شاهد مثالش رو در اطرافمون دیدیم باعث شکل گیری و تثبیت یه سری فرمول و از اون مهمتر تصاویر ذهنی در ما شدن مثل اینکه بلوغ با چاق شدن همراهه یا هر کسی از دواج کنه چاق میشه یا بارداری با اضافه وزن همراهه واز این دست فرمولها

      و چون توجه مون روی اینها بوده سیستم RAS مغزمون که مسئول فیلتر ورودیهاست از این جنس منابع رو برامون فیلتر کرده و ما افرادی رو که مثلا با بارداری حسابی چاق شدن رو بارها دیدیم و توجه کمی به اونایی که اضافه وزن معقولی پیدا کردن داشتیم همین مساله باعث تقویت فرمول بارداری مساوی چاقی شده و تصویر زن حامله چاق هم در ذهنمون خیلی واضح و شفاف شده 

      اونوقت در زمانی که خودمون در شرایط بارداری قرار گرفتیم خیلی ساده طبق تصاویر ذهنمون عادات غذاییمونم تغییر کرده و به اصطلاح پر خورتر شدیم زود به زود گشنه مون شده و میل به شیرینی بیشتر شده و….و چاق شدیم ….به همین سادگی😮

      خوب میدونیم که چاقی فراموش نمیشه چون آموزش بوده پس چطور لاغر بشیم؟؟؟؟؟

      با آموزش جدید لاغری 

      فرمولها و تصاویر جدیدی در مغزمون شکل میدیم و آنقدر این آموزشها رو تکرار میکنیم که پیوندهای سیناپسی مغز بین آموزشهای جدید محکمتر بشه و پیوندهای آموزش چاقی سست تر اونوقت یادگیری جدید رو با جسم تمرین میکنیم و بارها تکرار میکنیم تا در اون به مهارت برسیم و بعد کم کم و آروم آروم جسممون هم لاغری و تناسب رو نشون میده🙂🙂🙂

      البته که در این مسیر بارها و بارها عادات چاقی ممکنه تکرار بشه ولی اگه در این مسیر آموزش لاغری استمرار داشته باشیم اونا هم کم کم محو میشن و ما تبدیل میشیم به فرد متناسبی که همواره متناسب خواهد بود چون آموزش دیدیم لاغری رو و چیزی که آموزش ببینیم هرگز از بین نمیره👌👌👌👌😊😊

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saberehsadat@gmail.com
      1400/03/25 03:06
      مدت عضویت: 135 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,008 کلمه

      چرا چاق شدم ؟ چرا لاغر نمیشم ؟

      خب چاقی من بر میگرده به دوران جنینی ام که با رفتارهای اشتباه مادرم که چون باردار بود باید بیشتر میخورد  و چون متاسفانه  باوراشتباه  خوردن  مساوی با چاق شدن ❌ در ذهن مادر من و حتی پزشکی که مادرم پیش ایشون میرفت نیز بود من بطور ناخودآگاه چاقی را آغاز کردم

      بعد آن هم که دختر تپل مپلی خیلی  قشنگتره❌ 

      و  دختر  باید جون داشته باشه چون میخواد مادر بشه و دچار کم خونی میشه تو آینده ❌

      روند چاقی من ادامه داشت تا کم کم بزرگ شدم وهمان  چاقیی  که تا یه زمانی زیبایی محسوب میشد حالا با بزرگ شدن من دیگر زشت و کریه شد  ،

       دختر دم بخت نباید چاق باشه  وگرنه خواستگار براش نمیاد ❌دختر خیلی زشته اینقدر چاق باشه و سرکوفت و سر زنش  ❌

      تا اینجا ی دلایل چاقی من ادمها و دورو بریهایم بودند و من چون سنم کم بود و کاملا نا آگاه تحت تاثیر این حرفا کاملا به مرز چاقی رسیدم

       

      با حرف ادمها چاق شدم و باز با سرزنشهایشان روند چاقیم بیشتر شد

      اما از یه جایی به بعد دیگر خودم بودم که به چاقیم دامن زدم باز هم بطور کاملا نا آگاهانه از آنجایی که چقدر خودم به خودم سر کوفت میزدم و فاصله ی خودم از حق طبیعی ام را بیشتر و بیشتر میکردم

      چقدر رژیمهای شدید گرفتم فقط برای اینکه  لاغر بشوم و نتیجه ی عکس گرفتن چقدر به جسمم  فشار آوردم ، چقدر خود کم بینی در خودم ایجاد کردم

      من عاشق خوردن بودماما به خدا سوگند نمیدونستم این خوردن اصلا چاق نمیکنه و اشتباه خوردن هست  که منو چاق میکنه

      ما چون خانواده ی مذهبی بودیم و زیاد اهل سرگرمی نبودیم بیشترین سرگرمی که داشتیم خوردن بود آن هم خوردن اشتباه و اگر عصرانه و در دورهمی میخوردیم و در زمان شام دیگر سیر بودیم از ترس پدر و مادر باید حتما سر سفره می نشستیم و غذا میخوردیم

      البته من هیچ کدام از این رفتارها رو الان غلط نمیدونم چون مهمترین باوری که اکثر ادما رو چاق میکنه فقط و فقط ترس از خوردن همان غذاها ست  

      من هیچ وقت یادم نمیاد که از خوردن حالم بد میشد چون اصلا آدم پر خوری نبودم  و اگر ان باور اشتباه رو نداشتم  ( ترس از خوردن ) فک نکنم اصلا چاق میشدم

      و  همیشه از خوردن لذت میبردم .( البته لذت همراه با عذاب وجدان لذت همراه با ترس )

      💥 اما الان میدانم که لذت آن زمان از خوردن با لذت الان کلی فرق داره . لذت آن زمان واکنش ذهن چاق بود و قطعا مرا چاق میکرد و لذت الان از غذا  واکنش ذهنیست که در حال تغییر به سمت لاغریست و کاملا لاغر کننده

       

      🌷البته من از وقتی وارد این مسیر لاغری شدم تمام اطرافیانم و همینطور خودم را که باعث ساخت باورهای چاقی در ذهنم شدند را بخشیدم . 🌷تا باذهنی آرام شروع به یادگیری لاغری کنم

      و خدا رو شکر از وقتی در حال انجام تمرین این گام ها هستم کلی دلیل برای لاغر نشدنم پیدا کردم که در زیر بیان میکنم

      اولین دلیل  لاغر نشدن من این بود که من   اصلا فکر نمیکردم ذهن من قدرت لاغر کردن مرا هم دارد و میتواند مرا لاغر کند حتی زمانی که وارد مسیر ذهنی هم شدم تا چند وقت بر این باور بودم که ذهن من فقط میتواند مرا چاق کند ❌

      یعنی من با رژیمهای اشتباه و نخوردنها و حتی خوردن های اجباری با سرزنشهایی که به خودم زدم کلا توانایی لاغر شدن را از ذهنم ربودم و فقط و فقط باورم این بود که باید رژیم بگیرم تا لاغر بشوم . یعنی در ذهن من لاغری فقط مساوی با رژیم بود ولاغیر ❌

      البته این اواخر دیگه رژیم و کم خوری هم روی من تاثیر نداشت و جز مقدار خیلی جزئی هیچ وزنی از من کم نمیشد  

      چون کلا من توانایی لاغری را در خودم به حداقل رسونده بودم یعنی کاملا تسلیم چاقی شده بودم و پذیرفته بودم که سرنوشت من چاقیست . چاق به دنیا آمده ام و چاق هم از دنیا خواهم رفت 😁❌❌❌و چه باور غلطی

      و دومین دلیل لاغر نشدن من این بود که اصلا فکر نمیکردم لاغری رو هم باید یاد گرفت کسی اصلا تا آن زمان نمی دانست تا بخواهد  به ما هم یاد بدهد و خدا رو شکر که هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن تا توسط استادی گرانقدر آرام آرام لاغری رو یاد بگیرم

       

       

      و سومین دلیل لاغر نشدنم این بود که نمیدونستم اصلا بذر لاغری در وجود همه ی انسانها بطور ذاتی و طبیعی  از طرف خداوند جلیل و حکیم قرار گرفته شده و با ابیاری این بذر میتوانم جوانه ی لاغری ام  را  بعد از مدتی ببینم

       

      دلیل بعدی لاغر نشدنم توجه و تمرکز و نگاهم بود که فقط و فقط به سمت چاقی بود فقط و فقط چاقی میدیدم و فقط و فقط الفبای چاقی را میدانستم  و با دانستن این زبان همه چیز را با این زبان ترجمه میکردم خوردن و غذا و پیاده روی و ورزش و …

      بعضی غذاها رو نمیخوردم که چاق نشم و بعضی غذاها را میخوردم بعدش میگفتم وای اینو خوردم قطعا چاق میشم پیاده روی میرفتم که نکنه چاق تر نشم چون بیتحرکی در ذهنم مساوی با چاقی بود یعنی تمام رفتارهای من تحت الشعاع چاقی بود چون ماهیت ذهن من چاق بود پس تمام واکنشها و اعمال من هم در جهت چاقی بود  

      و الان خدا رو شکر به این درک رسیدم که اگر ماهیت ذهن من  لاغر بشه  اگر ذهن من متحول بشه وذهن من  توانایی خود را برای لاغر شدن از نو بدست بیاره و من به این درجه از ایمان برسم که میتونم بطور خیلی طبیعی و خود بخود لاغر بشم

      صد درصد تمام اعمال من در جهت لاغری خواهد بود و وقتی زبان لاغری را بیاموزم که قطعا تمرین و تکرار میخواهد ذوق و شوق و شور عشق  تمام رفتارهای من  به این زبان ترجمه میشود و گام های من همه در جهت لاغری خواهد بود آن موقع هست که حتی خوردن من هر گونه که باشه  واکنش ذهن لاغر من هست و من آن موقع هست که میتوانم با خیال راحت بخورم و لذت ببرم و فریاد بر آورم که من یک لاغر و یک متناسب هستم

      خداایا شکرت ممنونم ای ذهن خوبم که در آموختن زبان لاغری با من همراهی و ممنونم استاد بابت راهنمایی های با ارزشتان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/21 17:03
      مدت عضویت: 405 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 453 کلمه

      باسلام خددمت دوستانم واستاد گرامی من هرچی فک میکنم دلیل چاقی ام رو فک میکنم باید این و بگم که از بچگی چاق بودم وعکسهایم هم همه چاق بوده و کلا در دهن همه فامیل من رو در دهنشدن دختر چاق ودرسخون وزرنگ میدونستن واولین مورد در دهنشون چاقی من میاد وهر وقت هم که خیلی لاعر میشدم خانواده مخصوصا مامانم لاعری من رو زیاد باور نداشت وخیلی سعی میکردند به رویم ندند ولی بازم توی حرفهاشون کنایه داشتند وخلاصه الان که فک میکنم من از بچگی تپل بودم وفرمول اشتباه دهنم اینه تا امروز خودم رو چاق قبول کردم واقی ام رو طبیعی میدونم  اگه طبیعی ندونم که وقتی غدا میخورم ودوست دارم زیاد بخورم نمیگم باشه از فردا دیگه کمتر میخورم حالا کمکم دارم میفهمم گفتن این جملات هم ناشی از اینه که چاقی ام رو طبیعی میدونم چون اگه من خودم رو فردی متناسب بدونم که نمیگم باشه از فردا کم میخورم که لاعر بشم یعنی الان عیب نداره حالا امروز هم چاق باش از فردا لاعر کنومعلومه از این بدنم هم راصیم که زیاد با هاش ا یت نمشم اگه راضی نیاشم وباهاش حالم  احساسم بد باسه هیچ وقت کاری رو انجام نمیدم که هی حالام بد کنه یعنی همون پرخوری رو هم با احساس خوب لا اقل اولس انجام میدم وبعدش عداب وجدان میگرم پس اولش دارم لدت میبرم اگه ناراحت باشم انجام نمیدم چطوره که وقتی چایی خیلی داغمیخورم ودهنم میسوزه دیگه انجام نمیدم وسری بعددقت میکنم چون احساس وحسم بد میشه ودقت دارم وبا اگاهی چایی رو فوت میکنم یا میزارم سرد بشه پس میفههم که چاقی رو برای خودم طبیعی کردم وحالا فهمیدم که خداوند انسانهارد با تناسب اندام افریده وما با فرمولهای استباه کار غیر طبیعی انجام دادیم واین بدن ما شده نتیجه اون فرمولهای استباه پس از اونجاییکه همه اموزشها در دهن پاک نمیشن ولی اگه ازشون کمتر استفا ه بسه تقریبا میرن رو offوتفریبا نیمه خاموش وغیر فعال میشن وامزشهایی میان رو که ازشون مداوم داریم استفاده میکنیم مثل رانندگی اگه یک مدت ماشین نداشته باشیم اون اموزسها میرن توی نیمه فعال وبعداز داشتن ماشین به مرور ومدتی شروع به فعالیت میکنه تازه من امیدوارم که بعصی از فرمولاها رو میسه برای همیشه خاموش کرد اخه نم نه مثال نقصش درمورد همون رانندگی که من مدت پنج سال که ننشسته بودم بعصی از فرمولهاش تقریبا خاموش بود وباز یک دوره دیدم وشروع به فعالیت کرد یالغتهای زبان انگلیسی که توی مدرسه یا د میگیربم رو الان فراموش کردیم پس میشه بعصی رو با استفاده نکردن کلا خاموش کرد وبه جاش اگه هر روز فرمولهای لاغری رو یاد بگیریم این فرمولها به نزدیکترین قسمت ذهنمون بیاین وخلاصه اش باید از همون راهی که چاق شدم برگردم به امید همچون روزی خدایا شکرت شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirrezahafezi6@gmail.com
      1400/03/07 16:28
      مدت عضویت: 76 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 4 کلمه

      سلام بسیار عالییی ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      yasaminhasanloo76@gmail.com
      1400/03/03 19:48
      مدت عضویت: 102 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

       به نام خدا 

      سلام ما باید اول برای   ذهن لاغری رو کار راحت کنیم و در واقع به یاد بیاریم که از بدو تولد لاغر بودیم و لاغر  خواهیم ماند و باید مسعولیتش رو بپذیریم که خودمون مسعولیم و که این وضعیت رو تغییر بدیم و متناسب بودنمونرو پس بگیریم و به امید خدا که من رو لایق این مسیر  صحیح دونست تامن  بتونم به بهترین شکل در این مسیر گام بردارم اول خدا و دوم لطف استاد 

      ما همانطور که چاقی رو آموختیم  لاغری رو هم میتونیم یاد بگیریم و به تناسب اندام برسیم 

      تنهاباید عادت هایی که امروزه حالمون رو بد میکنه و فراموش کنیم و کنار بزاریم مثل حساس بودن به پوشش لباس که این کار میتونه چاقی رو تشدید کنه و فراموش کنیم که فردی هستیم که اضافه وزن داره با اعتماد به نفس باشیم و کاملا عادی برخورد کنیم و هر چییزی رو به چاقی ربط ندیم 

      و من به اندازه عظمت خدا ازش تشکر میکنم و سپاس گزارم از خدای مهربان 

      و از زحمات استاد عطارروشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/03 18:41
      مدت عضویت: 432 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان متناسب اندام

      همانطور که دراین فایل یاد گرفتیم چاقی رو که   مثل زبان فارسی آموختیم و توش مهارت پیدا کردیم دیگه کم کم بایستی لاغری رو یاد بگیریم  و باهاش یه مدت زندگی کنیم تا توش مهارت پیدا کنیم .

      وبا آگاهی های لاغری که کسب میکنیم وبا تغییر باورها وافکار مخرب چاقی که باعث شده ما از مسیر متناسب شدن خارج بشیم به افکار و باورهای لاغری در مسیر صاف و هموار متناسب شدن  قرار بگیریم  . 

      ویه مدت روی خودمون کارکنیم با عشق به خود و توجهات درست در محیط اجتماعی و با کسب آگاهی های لاغری از طریق استاد بزرگوار که راه سخت رو برامون هموار کردند در این محیط لاغری زندگی کنیم و این زبان لاغری رو یاد بگیریم و شایسته اندام متناسب شویم . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sana.motalebikhah@gmail.com
      1400/02/25 22:35
      مدت عضویت: 138 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد ❤ سلام و درود ❤️

       

      میخواهم💪

      میتوانم😍

      میشود 🌟

       

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و طبیعت بدن لاغری و تناسب اندام هست😊

       

      من لاغری رو آموزش میبینم و تا آخر عمر لاغر و متناسب هستم و لذت میبرم😇

       

      الان که فکر میکنم دیگه نباید به گذشته فکر کنم و حسرتش رو بخورم و فقط و فقط و فقط باید تمرکزم رو بزارم رو هدفم و یادگیری لاغری😍به جای اینکه وقتم رو تلف کنم که چراااا و ای کااااش…………..اون وقت رو میزارم واسه آموزش درست خودم و حتما حتما حتما بهش میرسم چون طبیعت بدن من لاغری و تناسب اندام هستش و لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من به سادگی و به زیبایی و عزتمندانه به هدفم میرسم و تا آخر عمر لاغر و متناسب هستم و لذت میبرم 😇😇😇

       

      خدااااااااااااااااااااایا شکرت خدااااااااااااااااااااایا شکرت خدااااااااااااااااااااایا شکرت من را در مسیر درست قرار دادی🌟

       

      شنبه۱۴۰۰/۲/۲۵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/21 12:09
      مدت عضویت: 97 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,370 کلمه

      سلام به استاد و دوستاي عزيزم

      گام هشتم

      چرا چاق شدم من؟ چرا لاغر نميشم؟

       

      لاغر كه حالا دارم ميشم كي گفته نميشم؟! ☺️🥰

      اما اين سوال گذشته س چرا قديما چاق شدم و  لاغر نميشدم؟

       

      من هر روز كه بيشتر فايل گوش ميدم بيشتر جوابام كاملتر ميشه و ليستم از اون دلايلي كه چرا چاق شدم هي اضافه ميشه.👌🏻

      حالا امروز مينويسم كه تا به امروز چه مواردي رو شناسايي كردم كه چرا چاق شدم و اين چه عواملي بود كه باعث ميشد من نتونم لاغربشم؟

       

      ١)من   “احساسم”   نسبت به خودم در تمام مراحل زندگيم حس چاقي بود

      حتي زماني كه لاغر بودم هم حس ميكردم چاقم .

      من اولين مشكلم احساسم بود.

      مگه ميشه يه نفر كل زندگيش حس خوبي راجع به خودش(اندامش)نداشته باشه؟

      بله ميشه اون منم

      اولين ضربه احساسم بود .

      اين گزينه به خودي خود نابودگره تمام اهداف و دستاوردهاست.

      من حسم منفي بود

      حس خوبي به خودم نداشتم

      حس خوبي به غذايي كه ميخوردم نداشتم

      حس خوبي به ميزان غذايي كه ميخوردم نداشتم

      حس خوبي بعد خوردن غذام نداشتم

      خس خوبي قبل خواب نداشتم

      حس خوبي موقع بيدار شدن صبح نداشتم

      حس خوبي به لباسي كه ميپوشيدم نداشتم

      حس خوبي به اندامي كه توي آينه ميديدم نداشتم

      اصلا حس خوبي به اين انسان نداشتم

      من نميگم كه امروز من متحول شدم و صدرصد حسم به خودم عاليه

      اما هر روز تلاش ميكنم كه حسمو به همه ي چيزهايي كه قبلا بد بود بهتر كنم

      چون راه ديگه اي ندارم

      چون تنها راه رسيدن من نه تنها به لاغري بلكه به ساير اهدافم تصحيح نوع احساسم به مسائله.

      من تو موارد زيادي در زندگيم موفقم و وقتي حالا اونارو اناليز ميكنم ميبينم كه من در موارد موفقيتم اخساسم هميشه مثبت و اميدوار بوده.

      مثال:

      من تو ٢٦ سالگي تو يه كمپاني بزرگ مدير يك دپارتمان بودم و درامد نسبتا خوبي داشتم.

      اما من توي ذهنم آرزوهاي بلندتري داشتم و ميدونستم من براي اون شغل آفريده نشدم چون ازش لذت نميبردم.

      من تصميم گرفتم حرفه اي رو باد بگيرم كه دوسش دارم و بتونم بيزينس خودمو داشته باشم و از شغلم لذت ببرم.

      من در طول مسير رسيدن به هدفم تنها به لذت و نتيجه ي عالي فكر ميكردم.

      من به ريسك اين كار اهميتي نميدادم.

      شروع كردن از صفر من رو از تصميمم منصرف نميكرد چون نيروي قدرتمندتري بمن ميگفت تو ميتوني و حتما از عهدش بر مياي.

      همه ي خونواده و دوستانم گفتن كه كار اشتباهي ميكنم كه از شغل با درامد ثابت و مطمئن استعفا ميدي و شغلي جديد با مشتري صفررو رو پاي خودت  و تنها شروع مي كني.

      اما حس من در تمام مسير مثبت بود.

      البته كه من نگران بودم ،البته كه توي دلم ميگفتم اگه نشه چي ؟،اما احساس مثبت و قوي كه ميگفت تو موفق ميشي برو من پشتتم خيلي زورش بيشتر از همه حرفا ي توي دلم و همه حرفاي كل دنيا بود.

      در نهايت من كارم رو شروع كردم و توي تنها ٦ ماه فوقالعاده موفق و معتبر شدم.

      “احساس “

      اين عامل پيچيده و سرنوشت ساز

      ميتونه نتيجه ي يك معادله رو كاملا برعكس كنه.

      حالا كه به موضوع شكست در لاغريم بر ميگردم و مرور ميكنم احساسمو ميبينم كه احساسم هيچوقت با من يار و همگام نبوده.

      حالا كه وارد مسير لاغري با ذهن شدم خيلي تلاش ميكنم كه احساسم رو خوب و مثبت نگه دارم

      خوشحال و شكر گزار از خواب بيدار شم

      خوشحال تحرك كنم

      خوشحال بخورم

      خوشحال به خودم نگاه كنم

      لبخند بزنم به صورتم

      و بگم كه طوفان بخير گذشت و من كنارتم تا با هم با احساس نو از نو بسازيم پايه هاي ذهن رو.

      ٢)”باورهاي ” من

      و اين باورهاي من

      امان از تمام باورهاي منفي و غلط من!🤦🏼‍♀️

      من بعد اشنايي با اين دوره تمام باورهام غلط از آب در اومد!😅

      باورهاي من مبني بر دلايل و بهانه هاي چاقيم همه غلط بود!

      -من چاق شدم چون مدل بدنم اينه!

      -چون هورمون هام بالانس نيستن

      -چون آهنم كم شد بهو شيريني زياد خوردم

      -چون سنم شد سي سال

      -چون من كلا متابوليسمم پايينه

      -چون خانوما خدادادي بافت چربيشون بيشتر از عضله هست

      -چون من شغلم بي تحركه

      -چون من از ورزش خوشم نمياد

      -چون من روزي ٨ ليوان اب نميخورم

      -چون من خيلي مواد شيرين دوست دارم

      -چون من نون ميخورم

      و تمام اين عوامل بيروني كه من باور داشتم عامل چاقي من هستن

      باور داشتم :

      -رژيم تنها راه صحيح لاغريه

      -ورزش تنها راه صحيح خلاصي از شر چربي هاست

      -كم بخور زياد تحرك كن

      -من بي اراده ام همه با اراده ان

      -من تا ابد محكوم به چاقي ام

      -بايد معدمو كوچيك كنم والا من تا اخر عمرم همينم

      لاغرا ژن شون با ماها فرق داره اونا استعداد ندارن ما داريم

      -من اشتهام خيلي زياده و غير قابل كنترله

      و ….

      تمام اين باورهاي مسموم چطور ممكنه بزاره من لاغر بشم آخه؟

      چرا اينارو به ما ياد ندادن؟

      چرا ٩٠٪؜ كسايي كه ادعاشون ميشه ميدونن و ميخوان كمك ما كنن دستشون رو روي نون و برنج و شيريني و روغن و… ميزارن چرا كسي اصل حرفو حرف حقو نميزنه ؟

      به يقين كه اينم نوعي سياسته …

      ما هم مثل تشنه لباي اسير دربه در دنبال يه قطره آب؟

      بله دوستاي گلم من دومين خطام باورهاي تماما غلطي بود كه راجع به تمام محتواي چاقي و لاغري و خودم داشتم و خداروشكر سعي ميكنم روي موارد بيشتري از اين باورهاي بيهوده خط قرمز ❌ بكشم.

      هر چه تعداد بيشتري باور غلط خط بخوره من به هدفم آسونتر و سريعتر نزديكتر ميشم.🙏🏻

       

      ٣)مورد سوم كه ميتونم بگم “گفتارهاي كلامي ”من بود.

      چي از زبون من گفته ميشد راجع به چاقي و لاغري؟

      همه بيان ضعف من بود.به دوستان و نزديكام و دكترم و مربي باشگام و هر كسي كه اعتماد ميكردم ميگفتم:

      -من استعداد چاقيم زياده

      -من آبم ميخورم چاق ميشم

      -من از بچگي اينطور بودم

      -من از ورزش خوشم نمياد واسه اينه

      -من نميتونم خودمو كنترل كنم شيريني ميخورم

      -من قبل خواب بي اراده ميشم هله هوله ميخورم

      و …

      من خودمو در مورد لاغري و تناسب اندام چطور به جامعه و بيرون از خودم معرفي ميكردم؟

      -من خودم رو به عنوان كسي كه بارها تلاش كرده ولي مشكلش اينه كه لاغر نميشه معرفي كردم

      اين توصيف من وصف يك انسان شكست خورده و ضعيف در مورد موضوع لاغري بود

      مسلما ذهن من هم قبول ميكرد هر چه كه من درباره خودم توصيف ميكردم و طبق اون توصيف برنامه ريزي ميشد كه حركاتي وواكنشهايي در جهت محقق كردن اون گفته هاي من راجع به خودم انجام بده.

      ميخواست من رو به اون حقيقت كلامي نزديك كنه پس من چاقتر ميشدم و يا اصلا لاغر نميشدم.

      ☝🏻حالا ياد گرفتم حتي يك جمله و حتي يك كلمه در مورد خود فعليم و وزن فعليم و اينكه چرا اين شكليم به هيچ كسي نگم حتي زير لب به خودمم هم نجوا نكنم.

      گفتارم رو كنترل و سازماندهي ميكنم در جهت لاغري:

      -من انسان متناسبي هستم

      -من فوق العاده خوش هيكلم

      -من فوق العاده با استعداد و با اراده ام

      -هر وقت كه اراده كردم لاغر شدم

      -من لاغر و متناسب هستم

      -لاغري براي من آسونترين كار دنياست

      -من با ارزشم

      -من همين الانشم خيلي متناسبم 

      -من با قدرت و بي نظيرم

      -من خود خدام

      حال كه گفتارم رو تصحيح كردم ذهنم هم تمام برنامه هاشو طبق اين گفته هاي من خواهد ريخت و منو در مسير لاغري جلو خواهد برد.

       

      ٤)مورد ديگه حرفهايي بود كه من “ميشنيدم” .

      چه شنيده هايي رو گوشهاي من ميشنيد تا منو چاقتر كنه؟

      تمام محاوره هاي غلط حول انواع رژيم

      -فلان رژيم ١٤ روزه لاغر ميكنه

      -فلاني زيره رو قاطي ماست كرد ٢٠ كيلو كم كرد

      -دوستم:من معدمو عمل كردم ٣٥ كيلو كم شدم

      -متخصص تغذيه:يك بسقاب برنج ٤٥٠ كالري داره

      -مربي باشگاه:حركات هوازي به تنهايي باعث لاغري نميشه بايد وزنه بزني

      -همسايه:از ساعت ١٢-٨ بخور بقيه روز نخور كلا چربيات آب ميشه

      -اون يكي دوستم:ما كلا هيچوقت لاغر نميشيم دنيا دو روزه بيا بريم بيرون غذا بخوريم

      -فلان مرد:من عاشق زناي پُرم

      -تو راديو ماشين:پادكست صوتي لاغري با رژيم گياهخواري

      -تو فضاي مجازي:حرفاي فلان مدل لباس در مورد نخوردن غذا و فقط آب و مايعات خوردن

      و….

      اين شده بود زندگي من

      گوشهاي من فقط حرفهاي راجع به اينكه چطور لاغر بشيم رو گوش ميداد و براش جذاب بود

      همه ي اون اطلاعات بي ريشه و غلط واسش جذاب بود!

      ميشنيد

      ميداد ذهن ناخوداگاهم

      اونم كه آماده باش شروع به برنامه ريزي

      بنويس همه ي برنامه هايي كه اين راجع بهش گوش ميده

      چي گوش ميده؟

      فقط چاقي فقط اينكه چجور لاغر شه چون چاقي دردشه

      چون چاقي خيلي واسش سنگين تره از لاغري

      آهان ن ن

      يعني چاقي واسش مهمه

      پس بزار جوري برنامه بريزم كه اينو به اون چيزي كه واسش سنگين و مهمه برسونم (چاقي)

      يعني اين  ذهن ناخوداگاه گيجه!

      هر چي كه روش تمركز كني تورو تو مسير تحققش ميزاره!

      نميتونه تشخيص بده كه آقا من از چاقي نگفتم كه خوشم مياد نميخوام كه چاق شم 😲

      ذهن كاري به اينا نداره تو كه فقط به چاقي قدرت دادي و هي راجع بهش گوش كردي اون برداشتشو كرد و تمام .حكم چاقيو صادر كرد رفت.⚖️✍🏻

      خب حالا توي مسير لاغري چيكار ميكنم؟

      من محاله به هيچ بحثي در مورد چاقي وارد بشم و گوش بدم .

      نه تلويزيون نه صوتي نه از آدما و محواره

      هيچ چيز

      گوش من فقط فايلاي صوتي لاغري با ذهن استادو گوش ميده

      گوش من فقط اطلاعات صحيحو گوش ميده و ذهن من طبق اون شنيده هاي مربوط به لاغري برنامه ريزي ميكنه تا در اينده اي نزديك تو هرموقيعت زماني و مكاني منو در مسير لاغري جلو ببره.

       

      ٥)مورد ديگه “تصوير سازي “من هست.

      من چه تصويري از خودم داشتم در مسير چاقيم؟

      تصاوير چاق و منفي

      تصوير سازي من از خودم چاق بود

      تصوير سازي من راجع به مكانها و زمانهايي كه در آينده توش ميخواستم باشم يك تصوير چاق بود كه من رو نگران و نا اميد ميكرد

      -هفته ديگه با بچه ها بريم بيرون واسه شام من تو عكس چاق ميوفتم

      -من قراره با فلاني برم بيرون ميگه چقدر هيكلش چاق شده

      -خدايا من قراره برم عروسي تو فلان تاريخ حالا همه فاميلا كه منو نديدن ميگم الهام بازم چاق شده

      -فلان لباس كه من خريدم اخه تا فلان روز كه تنم نميشه برم يه لباس ديگه بخرم من كه ميدونم لاغر نميشم.

      آيا من تصوير الهام متناسب رو توي آينده ي نزديك و دورم در ذهنم ترسيم ميكردم؟

      به قطع جواب نه هست.

      من خودم رو محكوم به اضافه شدن بيشتر وزنم و چاقي بيشترم ميدونستم و تمام تصاوير حال و آينده ي من در ذهنم تصاوير متناسب و خوش اندام نبود.

      تصاوير ناراحت و نگران و خجالت زده از اضافه وزنم بود.

      اصلا نميتونستم به اين فكر كنم كه خب گيرم تا فلان تاريخ وزنت كم نشه گيرم همه توي جمع بگن الهام ١٠ كيلو چاق شده

      اصلا آيا اين تمام ماجراست؟

      اصلا هيچ دليل ديگه اي براي حضور تو در اون جمع وجود نداره؟

      اصلا يعني هيچ شاخص بارز و ارزشمندي جز اضافه وزنت براي تو توي ذهنت وجود نداره كه بهش افتخار كني و ببالي؟

      جواب من در گذشته:

      خير نيست

      من اگه چاق باشم ساير دستاوردهام اونقدر كم رنگه كه كسي حتي فرصت شناسوندن من رو به اونها نميده و يا اينكه من اصلا عامل تمايزي در وجه اول ندارم كه منو از بقيه جدا كنه

      اصلا كسايي كه متناسبن فقط حق غرور به خودشون دارن و اونها كاملترين و با اراده ترين انسانهان .

      من اينطور فكر ميكردم اينطور باورسازي ميكردم و اينطور تصويرسازي ميكردم و نتيجه طبق هميشه شكست من در لاغري توي بازه يزماني تعيين شدم بود.

      چون ذهنم با من ياري نميكرد

      و من بي نهايت خسته از ذهن نا فرمانم بودم و براي تنبيه نافرماني ذهنم جسمم رو شكنجه ميكردم 🤦🏼‍♀️

      واي بر من

      كلا اشتباه روي اشتباه بود.

      جالبه اين كه من توي هر جمعي ميرفتم و ميرم همه جز تعريف و تمجيد چيز ديگه اي نبود و با خسرت به من و زندگيم نگاه ميشه و من تنها شاكي و ناراضي ه اين بازيم.

      طفلي مامانم تمام طول عمرم بمن خسته شد از بس تكرار كرد كه من از بيرون اون چيزي كه خودم راجع به خودم فكر ميكنم نيستم.

      اما ميدونين چيه ؟

      يك دنيا هم بهت بگن (آره )اگه يه ذهن غلط برنامه ريزي شده توي سرت باشه مگه (نه ).

      اينه 

      اينه قدرت ذهن 🧠

       

      و اينطور بود كه در نتيجه ي اين ٥ دليل مهم و حياتي من هيچوقت به لاغري نرسيدم و چاق. شدم و چاق موندم.

      بچه ها 

      امروز كه بيدار شدم حس خيلي خوبي داشتم.

      حس فرمانروا تا حالا داشتين؟

      حس برتري چي؟

      من حس قدرت و فرمانروايي داشتم.

      استمرار من در گوش كردن به فايلها و انجام تمرينهاي ذهني خودش رو داره كم كم توي جسمم و ذهنم و نگرشم نشون ميده و زندگي من حالا روزنه ي روشني داره كه روز به روز بازتر ميشه و روزها ي من رو نوراني تر ميكنه.

      من امروز تصميم مهمي گرفتم.

      من تصميم گرفتم استفاده از قدرت ذهن رو نه تنها در موضوع لاغري بلكه در تمام موارد ديگه ي زندگيم هم دخيل كنم.اگر ذهن من قابليت تحقق تمام آرزوهاي منو داره چرا كه نه؟

      موضوع لاغري براي من اهميتشو تا خدودي از دست داده.

      چون من به اين نتيجه رسيدم اين كوچكترين و ساده ترين كاريه كه ذهن من بطور طبيعي طبق يك فرايند روزمره ميتونه از پسش بر بياد ومن هم ناظر كيفي كارش خواهم بود چون تازه راه افتاده!

      ولي من ميخوام زمانم رو بيشتر صرف مسائل مهمتر و دستاوردهاي با ارزشتر كنم

      وقتش رسيده كه از تمام ذهنم با تمام قابليتش كار بكشم.

      ميخوام هدفها و آرزوهاي بزرگي كه از نظرم غير قابل تحقق ه بنويسم و به ذهنم تمرين بدم كه در مسير تحقق اونها حركت كنه.اين ذهنم كلا برده ي منه هر جا كه بگم ميره ☺️😄

      فقط بايد پله به پله و برنامه ريزي شده تعليمش بدم كه راههاي فرعي رو نره.

      ميدونين دوستاي عزيزم

      يه مثال ميزنم

      مثلا واسه تولد برادرم ميخوام براش يه گوشي موبايل بخرم اما اينو به مامانم نگفتم.

      مامانم نميدونه برنامه ي من خريدن گوشيه ميگه تولد داداشته ميگم براش يه كادويي چيزي بخر يه ادكلن يا …

      من ميگم مامان ادكلن چيه من واسش گوشي ميخرم لياقتش بيشتر از اين چيزاي كوچيكه.

      خب استاد

      حالا من دقيقا تو زندگيم همچين حسي دارم

      من به اين سايت به نيت لاغري وارد شدم

      اما بعد دو هفته ميبينم لاغري خيلي كمه اين كه چيزي نيست من توجه ام و انرژيمو به جاي لاغري ميخوام به آرزوهاي بزرگتر بدم

      چون فهميدم كه با ذهنت را بياي باهات چجوري راه كه سهله ميدووه !🏃🏼‍♀️🏃🏽‍♀️

      حالا اگه من ذهنم اينقدر زرنگو و نابغس حيف نباشه ازش فقط لاغريو بخوام!؟

      من ازش يه ارزو و هدف بزرگتر ميخوام اين ريزه ميزه ها خودشون توي مسير تحقق اون آرزو بزرگه محقق ميشن!

      از امروز فعاليتها و تحقيقاتم رو در زمينه هاي ديگه رو هم شروع خواهم كرد و شمارو هم در جريان خواهم گزاشت.

      من يه انسان آزاد و رها و مجرد و موفق و جوان هستم و همه چيز براي شروع كار رو دارم و اون ذهنمه.اون موارد ديگه هم كمك كننده ان.

      من تو زندگيم از نقطه ي زير صفر براي تولد موفقيتهاي بزرگم شروع كردم حالا كه بالاي صفر ايستادم و تجربه هم دارم با تمركز و برنامهريزي ذهنم نتيجه م هزاران برابر خواهد بود.🏆🥇

      دوستاي گلم

      هدفهاتون رو بزرگ در نظر بگيريد

      غير ممكن ها رو ممكن تصور كنيد

      به آرزوهاتون لقب غير محال نديد

      تنها كافي ست ذهنتون رو باور كنيد و بهش ميدون بديد.

      بياد داشته باشيد ما هيچ اما هيچ تفاوتي با موفق ترين انسان روي كره زمين نداريم.

      پيش بسوي برنامه ريزي و تغذيه صحيح ذهن و اصلاح باورها 💪🏻💪🏻💪🏻

      دوستدار همگي

      الهام ❤️

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/09 10:31
      مدت عضویت: 299 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 910 کلمه

      بنام خدا⁦❤️⁩ 

      چراچاق شدم چرالاغرنمیشم ؟

      درطی تمام زندگیم من مقصر هایی برای اضافه وزنم داشتم اول ازهمه ژنتیک و خانواده وبعدغذاهاوروغن های پرچرب وفست فودها درطی تمام زندگیم من به اندازه ی سالهای زندگیم هرچقدرکه بزرگترمیشدم من چاقترمیشدم چون دلایلم به مروروباگذشت زمان بیشتروکهنه ترمیشد درواقع بعدازشنیدن این فایل من به این باوررسیدم که من چاق شدم چون چاقی رایادگرفتم چاقی در من پیشینه داره ودلیل اونهم یادگیری من والگوبرداری من ازخونوادم بوده رفتارهاوواکنشهایی که میدن درواقع من ذهنم دربچگی آماده بودبرای دریافت همانطورکه حالاهم امادست امادربچگی چون ذهن من کاملاازفرمولهای دستی خالی بودوفقط ازفرمولهای  پیش فرض پربود وطبق اونهاعمل میکرد چاقی من به خاطر غیرطبیعی رفتارکردن من بود چون چاق شدن یاتپل شدن یعنی خارج شدن از محدوده‌ی طبیعی بدن که اون لاغری هستش. درطی این مدت که تقریباً یک هفته بودکه اینترنت نداشتم من فقط سه تافایل جدیدگوش دادم وتاگام یاز ده روانجام دادم و نکات طلایی روهم دوتاشونومرورکردم والان تصمیم گرفتم دیدگاه ها رو بنویسم و بعد به گام دوازده برسم. چون درطی این مدت فهمیدم که نوشتن دیدگاه چقدرموثره خواندن نوشته های استاد و دوستان شگفتی سازوهمه ی این سایت . درطی این مدت من یادگرفتم که چاقی طبیعی نیست بلکه برای ذهنم 🧠 طبیعی شده ودلیلش هم زندگی کردن با افراد واطرافیانم بوده که اونو طبیعی میدیدن .چون اونهاهم این جوری یادگرفتن وپذیرفتن .وحالاکه به رفتارهام درمورد مواد غذایی فکرمیکنم به این پی میبرم که من چاق شدم چون غیرطبیعی رفتارکردم  .من آدم طبیعی هستم امامن باچاقی خودم طبیعی رفتارکردم چون سالها چیزی غیرازاونویادنگرفتم  اینم فهمیدم که آدم چاق به خاطر این که سالها چاقی رومرورکردن وهرروز رفتارشونو تکرارمیکنن  چاقن چون ذهن اونها فقط فرمول‌های چاقی روداره وادمهای لاغرفقط فرمول‌های لاغری وتکرارکردن که لاغرن .واینم فهمیدم که دوستان عزیزی که شگفتی سازمیشن  چون هرروزفرمولهای لاغری روتکرارمیکنن وتمرین میکنن لاغرمیشن وبرای  همیشه لاغرمیمونن شایدبراتون عجیب باشه امامن تازه به این درک رسیدم وهروقت پرخوری میکنم  میگم به خودم که این رفتار طبیعی نیست بلکه رفتارجدیدی که دارم یادمیگیرم تمرینش کنم طبیعیه و اینم درخودم دیدم که لباسها م ازادشده وصورتم لاغرشده اوایل میخواستم برای مدت زمانی ومقدا ری که تعیین کرده بودم لاغربشم وبرای بچه دارشدن امابه خودم گفتم که نه بایدتغییرکنه همه چیز من وظیفه ندارم که ادمهاروازخودم راضی نگهدارم وتمام ادمهاروهرطورکه بشه نمیشه همشون.راضی کرد ⁦ومن خدانیستم من یک انسانم و. وظیفه دارم که برای خودم کاری انجام بدم  اینکه برای درموردم حرف نزن روزه بگیرم یاپشت سرم دیگه حرف نزنن لاغربشم ویا..‌..درواقع این فقط به خودم مربوط میشه ومن وظیفه ندارم کسی روازخودم راضی نگهدارم  وارامش پیدا کردم وادامه دادم حتی درانجام دادن ومرورتمربنات عجله نکردم چون فهمیدم که باید برای همیشه این تغییروجودداشته باشه و من برای همیشه لاغرمیمونم پذیرفتم  که همه چیز یواش یواش اماهمیشگی رخ میده وغصه ی جسممونخوردم  چون این من بودم که الان خواسته بودم .یادگرفتم که دیگرانومقصرندونم وچاقی فرموله واین فرمولهاهستن که مانع از لاغری من میشن وهرشب مشتاقانه قبل از خواب به لاغری واندام ایده آلی که بهش رسیدم فکرمیکنم وعجله ای درکارنیست حتی توی انجام تمرینات زندگی باطعم خداهم عجله ندارم و اززمانیکه به احساس آرامش رسیدم وتمریناتوباشورواشتیاق انجام میدم بهترتونستم خیلی چیزارودرک کنم دلم میخواد خیلی زیادازاحساس عالی که به دست آوردم صحبت کنم امسال ماه رمضان برای من خیلی فرق داشت ازهمه نظرمن حتی وجودخدا ودرخودم احساس کردم و افتخار کردم به خودم که خدادردرون منه وبیشتربه سکوت درونم گوش میدم اززندگی بیشترلذت میبرم واعتمادم به خداوخودم بیشترشدن بعدازمدتهادیرروزوشب گذشتش من ازخودم عکس گرفتم ودیدم چفدرتغییرکردم ولباسهام برام آزاد شد ه وحس سبکی دارم .یادگرفتم که همه چیز به ذهن برمیگرده واینکه حس وحالم بدمیشه به خاطر جمع شدن افکارمنفی درذهنم دراون لحظه هست تونستم  خودموبیشنربشناسم وباخداا تباط برقرا رکنم ولذت ببرم چاقی من آموزشی بود به دلیل تکراراین فرمول باور⁦⁩⁦⬅️⁩عمل ⁦⬅️⁩نتیجه که همه ی اینها باتکرارشدن حاصل شدن وحالا هربارکه تمرین میکنم میگم من مسول چاقی و مسول لاغری خودم هستم . دلیل اینکه چرالاغرنمیشم هم به این موضوع برمیگشت .

      ۱-چاقی برام طبیعی و عادی شده بودبه دلیل تکرارشدن واعتیادپیداکردن بهش 

      2-باهربارژیم گرفتن ومحدودکردن خودم وایجادجنگ وتضاد بین ذهن و جسم  یعنی من  خواسته اماین بودکه لاغربشم اما ازلاغری وشل شدن پوست بدنم میترسیدم ویادوست داشتم لاغربشم امافکرمیکردم که حامابایدفلان غذارونخورم وهمیشه چشمم دنبال غذابوداما یادم می اومدکه  من رژیم دارم واین نشون میداد که من ذهنم درمسیرچاقی وچاقترشدن بود.

      3-توجه نداشتن من به زمان ومقداروزنی که اضافه میکردم و به مرورطی میشدامامکمل اون که باعث پیشرفت اون میشداحساسی بودکه من بعدازدیدن خودم  پیدامیکردم درطی مدت برام طبیعی بود چون روندش داشت پیش می‌رفت و من به اون توجهی نداشتم اماواکنش احساسی من که ازنظرخوداگاه من طبیعی نبود اماناخوداگاه من فقط احساس منودرک میکردوبراش مهم نبود که این پیشرفت دادن به ضررمن هست و یابه نفع من ومن درمسیرچاقتر شدن راحت تر قدم میگذاشتم  .

      4.اعتیادپیداکردن به این احساس سنگینی وخفگی که برام طبیعی شده بودودرذهنم سیری تعریف نشده بودومن همیشه تابه حدی میخوردم که فشارمیومدوهمین حالت یعنی ازحالت طبیعی و اتوماتیک بیرون اومدن .همه ی مادرطی شبانه روزداریم زندگی میکنیم و بدن به صورت اتوماتیک خون‌رسانی وتنفس روانجام میده و سلولسازی صورت میگیره وهمه ی رفتارهای درونی که نیاز به مانداره داره شکل میگیره گرسنگی هم کاملااتوماتیکه واحساس سیری رسیدن ورفع شدن نیازبدن امافشاررسیدن واحساس درد طبیعی نیست و این جسم هم که باهاش مواجه هستم هم طبیعی نیست چون فشارازخوردن  طبیعی نیست و این ثابت میشه که چاقی طبیعی نیست .وبرای همین رژیم هم طبیعی نبودچون فقط غذاخوردنومحدودمیکردو هیچ چیز ی به ذهن آموزش داده نمیشد وبه همین خاطرهم برای همیشه لاغرنمیشدم.

       واین باورهان که کهنه ترمیشدن نه چربی هاوبه خاطرباوبودکه لاغرنمیشدم نه چربی های کهنه. پس لاغری هم یادگرفتنیه وبرای لاغرموندن بایدلاغری رویادگرفت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/30 19:20
      مدت عضویت: 280 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      سلام استاد .من سالهی خیلی طولانی هست باورهای اشتباه چاق کننده زیادی داشتم با شروع این دوره متوجه شدم که همه اینها باورهای اشتباهی بوده که سالهاست با خودم تکرارشون میکردم کافی بود عمه هام رو ببینم مامانم میگفت ببین تو کشیدی به عمه هات نمیتونی بجنگی با سرنوشتت تو ارثی ت چاقیه و منم باور کردم .یا این همه بهم میگفتن تو پشت میز نشینی و بی تحرکی چون بعد از نهاری که میخوری چند ساعت میخابی چون ریزه خواری زیاد داری دکترا میگفتن سوخت و ساز بدنت پایینه باید روزی یک ساعت پیاده روی کنی و باورهای فراوارن دیگه که هر روز به من میگفتن و من باورشون کرده بودم مخصوصا اگه اون فردی که بهم حرفی میزد دکتر بود به شدت قبولش میکردم و باور م قوی تر میشد .قطعا کسی که اینهمه باور قوی داره روز به روز چاق و چاق تر میشه .اما خداروشکر میکنم که الان سه ماهه که از باورهای ویران کننده مخرب پاک شدم این باورها مثل اعتیاد که زندگی یه فرد معتاد رو تحت تاثیر خودش قرار میده زندگی منم داغون کرد .اما امروز میخام بگم من پاک پاکم و ذره ای این باورهای اشتباه رو قبول ندارم چون اینقدر برای خودم نمونه و مثال پیدا کردم برای هر کدوم از باورهام فهمیدم همشون اشتباه بودن و الان خودم رو مقصر صد در صد چاقی خودم میدونم .

      خداروشکر که وارد این مسیر زیبا شدم ودرک م از همه چی بالا رفت  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/25 14:20
      مدت عضویت: 235 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 642 کلمه

      چرا چاق شدم ؟🤔 چون فک میکردم ک شبیه خونواده مادریم باید مثل اونا چاق بشم چون ژنتیکم اینه، چون استخون بندیم درشته باید چاق باشم ، چون غذازیاد میخورم ،ریزه خاری و تنقلات زیاد میخورم چاق شدم ،چون من آدم کم تحرکی هستم چاق شدم چون ورزشو مستمر ک همیشه ادامه نمیدم چاق شدم ،چون نمیتونم همیشه رژیم بگیرم چاق شدم ،چون نمیتونم بعضی از غذاها رو حذف کنم چاق شدم ،و کلی از این باورها ک من طی سالیان عمرا اموزش دیده بودم ،من اموزش چاقی رو همراه حرفای خونواده و اطرافیانم ب طور نا خودگاه دیده بودم و باور کردع بودم و تکرار همون باورها منو چاق و چاق تر میکرد ، بزرگتر ک میشدم عید و تعطیلات عید رو باعث چاقی میدونستم ،مسافرت رفتنو باعت چاق شدن میدونستم ،و حتی ماه رمضون و روزه داریو باعث چاقی میدونستم چون میشنیدم ک میگن وقتی چندین ساعت گرسنه بمونی بدنت شروع ب ذخیره و کم کردن سوخت و ساز میکنه ،چون شنیده بودم و یاد گرفتع بودم ک ماه رمضون پر از شیرینیجاته و همینطور یهو خوردن سر افطار و یا شب دیر وقت غذا و‌خوراکی خوردن ‌ خوابیدن و همه ی این عوامل ک باور بهشون داشتم ک چاق کنندس همه در ماه رمضان اتفاق میوفته بس من اخر ماه رمضون کلی چاق میشم ،

      من سالها این اموزش هارو تکرار کردم استمرار داشتم و چاق میشدم و با فشار به جسمم میخواستم لاغر شم با ورزش و عرق کردن و‌گرسنگی کشیدن میخواستم لاغر بشم در حالی ک لاغری هم باید مثل چاقی اموزش دیده باشم تا بتونم برای همیشه لاغر بشم و‌لاغر بمونم اونم با تکرار و استمرار چون هر چیزی رو بخوای کامل یاد بگیری باید ی مدت تمرین و استمرار داشته باشی هر هنری نیاز ب اموزش داره من سالها فرمول های چاقی رو اموزش دیده بودم و باورشون کرده بودم تکرار میکردم و نتیجه شو هم خیلی عالی دریافت میکردم ک همون چاقی بود ،بس چطو انتظار داشتم توی ی ماه ورزش و ی هفته رژیم همه ی اون اموزش هارو ذهنم فراموش کنه 🤔 مگه تا حالا اموزش های دیگه ای ک دیدم تونستم فراموش کنم ؟؟؟ قطعااا نه ، شاید ب مرور وقتی تکرار نکردم برام کمرنگ شدن ولی هرگز فراموش نشدن و‌من وقتی دوباره بخوام ازشون استفاده کنم با چن وقت تکرار همه ی اموزش ها برام یاد اور میشع ،چاقی هم همینجوری من سالها اموزشش رو دیدم الانم باید اموزش لاغری رو ببینم و تکرار کنم و استمراز داشته باشم تا لاغریو خوب یاد بگیرم و نتیجشم ک تناسبه رو ببینم و لذت ببرم ، و‌در این بین چاقی فراموش نمیشه و بلکه کمرنگ میشه و هر چی من در یاد گیری فرمول های لاغری استمرار داشته باشم و باورها رو تغییر بدم و عمل کنم این اموزش ها جایگزین اموخته های قبلی من میشه ،

       من اموزش زبان ک‌من الان هم میتونم ترکی و آذری ک زبان مادریمه خوب حرف بزنم و هم فارسی ک زبان عمومی کشورم هست رو ،و با آموزش و بخاطر شرایط محیط و درس و‌مدرسه وقتی من بیشتر مواقع فارسی حرف زدم دیگه اون لهجه ترکی رو نداشتم و ب مرور و با تکرار. کم و کمرنگ شد ولی من همچنان هر جا نیاز باشه میتونم ترکی حرف بزنم و متوجه بشم و‌جواب بدم ؛ من از وقتی ک با این سایت اشنا شدم و‌علت های چاقی خودمو فهمیدم و فهمیدم ک چاقیو یاد گرفتم دیگه هیچ عجله ای برای لاغری ندارم و خودمو دانشجوی مسیر لاغری و‌تناسب میدونم‌و سعی میکنم ک‌ خوب اموزش هارو بفهمم و باور کنم و عمل کنم چون ایمان دارم ک در نهایت میتونم یاد بگیرم ، هر چقد ک زمان ببره غیر ممکنه ک ذهن نتونه یاد بگیره ،و منم استمرار در اموزش هام دارم و متوقف نمیشم بس قطعا ب خوبی میتونم لاغری رو هم مثل چاقی و یا رانندگی و‌گیتار زدن و  هر اموزش دیگه ای یاد بگیرم 🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/24 17:22
      مدت عضویت: 336 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان گلم

      لاغری یادگرفتنی ست.‌لاغری آموزش دیدنی ست.باید همونطور که طی این همه سال چاقی رو یاد گرفتیم از طریق اطرافیان و پدر و مادر و چه آسون هم بود یادگرفتنش.پس همونطورم باید لاغری و تناسب اندامدرو یاد بگیریم .من تو مدت هشت ماهی که با شما هستم در حال یادگیری همین فرمول های لاغری با ذهن هستم.و حالا هم دقیقا به همون آسونی قبله.‌فکر نمیکردم روزی در ذهن من لاغری آسون باشه بسرکه همش در ناله و گله شکایت از این بودم که من لاغر نمیشم.چه سالهایی گذشت و من استعدادها و نبوغ مو پشت پرده عدم اعتماد بنفس ناشی از چاقی کشتم.خدایا شکرت که الان اینجام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/09 22:44
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
      استاد عزیز فوت مادر گرامیتان را تسلیت عرض میکنم😔😔😔😔 🖤🖤🖤🖤🖤
      🖤انشالله که با حضرت زهرا محشور شوند🖤
      🖤روحشون قرین رحمت الهی🖤

      چرا چاق شدم 😔و چرا لاغر نمیشوم😔
      من شنیده بودم که اگه می خواهید بچه تون یه هنری رو یاد بگیره سعی‌کنید تا ۷سالگی آموزش ببینه که بچه تا این سن قدرت یادگیری فوق العاده ای دارد همیشه پیش خودم فکر‌می کردم یادگیری‌مختص هنر ها هست و توی ذهن خودم  داشتن زبان و هنرهای رزمی و نقاشی و مجسمه سازی و …. را هنر می دانستم
      ولی هیچ وقت فکر نمیکردم چاقی و اضافه وزن هم هنر خاص خودش داره و این قدر ماهرانه ما هنرشو یادگرفتیم و روی ما تاثیر گذاشته و باعث شده خیلی زود یادگیری رو به نقطه اجرایی و عمل برسونیم و این وضع و اوضاع رو برای خودمون بسازیم😔
      آره استاد شما درست می فرمائید داستان چاقی من هم مثل بقیه دوستان بر‌میگرده به آموزش بزرگ تر ها که دلیل چاقی بی تحرکی هست وما ژنتیکی استخوان بندیمون محکم هست 😔
      که تا زمانی که بچه بودم و فعالیت داشتم اصلا به چاقی توجه نمیکردم چون میدونستم چاقی سراغ من نمیاد برام هم مهم نبود چون اینقدر فعالیت داشتم و شیطونی‌میکردم و متناسب بودم و راحت زندگی‌می کردم که اصلا توی ذهن من نمی گنجید که روزی برسه و من چاق بشم ولی خبر نداشتم که ذهن خلاق من این حرف ها رو باور و ملکه ذهن خودش میکنه تا سر به زنگاه اجراش کنه😔
      دقیقا هم همین جور شد و حسابی با بی تحرکی‌من اضافه وزن اومد سراغم و جا خوش کرد برای خودش 😔 هر چی هم تلاش کردم نتیجه نداد که نداد. فقط تنها نتیجه ای که بهم داد این بود که اعصابم خرد کنه و نا امیدم کنه از لاغر شدن و اینکه بپذیرم که چاق شدن سرنوشت من هست و گوشه نشین بشم و از توی جمع بودن فراری باشم و لذت آنچنانی از زندگی نبرم و خودم رو لایق خیلی از چیزها و موقعیت ها نمیدیم 😔
      خدا خیرتون بده استاد که مارو آگاه کردید که علت چاقی خودمون رو پیدا کنیم و ریشه یابی کنیم 🙏🙏🙏
      حالا که فهمیدم خیلی راحت و مثل آب خوردن چاق شدن رو آموزش دیدم و به همین علت چاق شدم و هرچی تلاش فیزیکی و جسمی‌کردم نتیجه نداشته چون باید از همون روشی که چاق شدم حرکت کنم و همون مسیر طی کنم تا به متناسب شدن برسم و فهمیدم خداوند ذهن ما را طوری برنامه ریزی کرده که مثل جاده یه طرفه هست که فقط یاد میگیره و فراموش کردن توی برنامه اش نیست 
      چقدر روحیه گرفتم که خدافکر همه جاش رو کرده و راه رو برای ما هموار کرده تا هیچ بهونه ای نداشته باشیم که نتونستیم لاغربشیم .پس منم می تونم هنر لاغری رو آموزش ببینم و همون جور که پله پله چاق شدم پله پله به اندام ایده ال خودم برسم 😊
      همون جوری که در مسیر چاقی استمرار داشتم باید در مسیر لاغری هم استمرار کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم.پس 💪حرکت میکنم 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/09 22:24
      مدت عضویت: 553 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 271 کلمه

      سلام استاد، درگذشت مادرتون رو تسلیت میگم، انشالله که مادرتون با اهل بیت محشور و همنشین بشه و دعای خیرش راهگشای زندگیتون باشه، از خداوند صبری عظیم برای شما و خانواده محترمتون خواستارم. انشالله که غم آخرتون باشه. ما رو در غم خودتون شریک بدانید😔😔😔

      گام 8. چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم؟
      همه ما در زندگی برای یادگیری موضوعات مختلف، تحت آموزش قرار گرفته ایم. همه ما در خانواده های متفاوت و در شهرهای متفاوت و با فرهنگ های متفاوت متولد شدیم و در کودکی چیزهای زیادی یاد گرفتیم که برای یادگیری آنها تصمیم نگرفتیم، مثل زبان فارسی که ما انتخاب نکردیم بلکه شرایط محیطی ایجاب کرد که ما آن را یاد بگیریم. ما برای فارسی صحبت کردن هیچ سختی نکشیدیم و خیلی راحت و خود به خودی اون رو یاد گرفتیم، ولی اگه الان بخوایم “آگاهانه” یه زبان دیگه مثلا آلمانی رو یاد بگیریم دیگه به این راحتی ها نیست، بلکه باید آموزش ببینیم، تلاش کنیم، استمرار داشته باشیم تا بتونیم اون زبان رو یاد بگیریم.
      نکته مهم اینه که هر چقدر ما تلاش کنیم نمی تونیم چیزهایی رو که یاد گرفتیم رو فراموش کنیم. در واقع ذهن، مثل جاده ای یک طرفه هست که فقط میتونه یاد بگیره، نمیتونه فراموش کنه.
      همه ما که اضافه وزن داریم، ذهنمون چاق شدن رو یاد گرفته (ابتدا از خانواده و بعد هم از دوستان، آشنایان، معلمان، پزشکان و …) و نمیتونه چاق شدن رو فراموش کنه. اگه تمایل به لاغر شدن داریم باید لاغری رو به ذهنمون آموزش بدیم و سپس استمرار داشته باشیم تا آنچه را که یاد گرفته ایم در ذهن ما تثبیت بشه و یواش یواش (نه یهویی) جسم ما لاغر بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/01/08 03:16
      مدت عضویت: 202 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      سلام و شب بخیر خدمت همه دوستان عزیزم واستاد مهربان امیدوارم حالتون عالی باشه و سال خوبی رو برای همه دوستانم آروز مندم و هم چنین استاد عزیزم و جا داره تسلیت بگم ب استاد جان ب خاطر در گذشت مادر عزیزشون خداوند صبر بده شمارو استاد عزیزم .گام هشتم چرا چا ق شدم ؟چرا لاغر نمی شم؟ من چاق شدن رو از پدر مادرم یاد گرفتم همه ب من میگفتن تو چاقی تو مثل مادرتی ،مث عمه هاتی از بچگی این حرف و ب من میگفتن چون من زیاد می خوردم ولی الان فکر میکنم از بچگی این جملات رو من میشنیدم ولی موقعی ک عکساهای گذشته رو مرور میکنم اون موقعه ها من اصلا چاق نبودام خیلی ام لاغر بودام من از سوم راهنمایی ک ب سن بلوغ رسیدم استارت چاقیم خورده شده و تا اینجا پیش رفتم ب نظرم اونا فرمول های چاقی در ذهن منو میگرفتن و ب من این حرفا رو میزدن .چرا لاغر نمیشم ؟ب نظرم ب خاطر باورهای مخرب ک هنوز در ذهنمون ریشه کرده و خیلی پررنگن ب خاطر ارثی بودن چاقی ،زیاد غذا خوردن ،و با تجربه های رژیمی های ناموفق مالاغر شدن رو در ذهنمون کار خیلی سختی میدونیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/04 00:30
      مدت عضویت: 146 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      هرکدام از ما درخانواده ای متفاوت به دنیا آمدیم.ما فرهنگ وزبان را از شرایط زندگی و والدین خود آموختیم .مابرای یادگیری زبان ولهجه هیچ زحمتی نکشیدیم .حتی خوب که دقت میکنم چون من وشوهرم هردو فرهنگی هستیم و در اطرافمون مداد و کتاب زیاد بود فرزندانمون از همون ۹ماهگی قلم به دست می گرفتند و اهل نقاشی و کتاب هستند .
      وقتی که تاثیر خودم رودر زندگی فرزندانم میبینم .دلم نمیخواهد ازچاقی من تاثیر بگیرند. دلم میخواهد باورهای غلط چاقی :چاقی ارثی ، فعالیت کم .تاثیر هورمونی ، سوخت وسازپایین….
      همه رو با باوردرست عوض کنم .
      چاقی رو از روز اول یادگرفتم پس نمیتوانم اونو مثل زبان فارسی فراموش کنم .لاغری رو مانند زبان دوم یادمیگیرم فقط احتیاج به زمان و استمرار دارد .یک شبه ویک هفته یک زبان و یک آموزش رو یاد نمیگیرند .هرچی بیشترتلاش کنم موفق ترهستم .درهمین زمان کم موفق بودم امشب که از چاقی من اسم میبردند و میگفتند اکرم یک دفعه شکوفا شد😅 اصلا ناراحت نشدم و فقط لبخند زدم بدون هیچ گونه نگرانی .چون از راهی که قدم درآن گذاشتم مطمئن هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/01 08:51
      مدت عضویت: 249 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,503 کلمه

      بنام حق❤
      👣 گام 8️⃣ چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمی شم؟🌹در اولین صبح سال و قرن جدید
      برای تمامی دوستان سالی پر از تحولی شگفت انگیز آرزو میکنم🌹🙏
      🟣 تمام افرادی که چاق هستند حتما حتما برای یکبار هم که شده این دو تا سوال❓ از خودشون یا بقیه پرسیدند که چرا چاق شدم و چرا لاغر نمی شم، اما هیچوقت جواب و پاسخی درست دریافت نکردند یا بهش نرسیدند
      در این گام میخواییم به جواب این دو سوال مهم برسیم
      سوال1️⃣ چرا چاق شدم❓
      هر کسی یه سری دلیل بردی چاقی خودش می دونه و مقصر چاقی خودش رو عواملی مثل زیاد خوردن،اشتها زیاد،زایمان،ارث و ژنتیک و… می داند هر کسی چاقی و اضافه وزن بیشتر و قدمت چاقی طولانی تر داره دلایل و مقصدهای چاقی اش هم متنوع تر و بیشتره
      همه ی ما در خانواده های متفاوت و در شهرهای متفاوت و با فرهنگ ها و آداب و رسوم متفاوت متولد شدیم، ما در کودکی چیزهای زیادی یاد گرفتیم که برای یادگیری آنها تصمیم نگرفتیممثل زبان فارسی یا محلی که ما آن را انتخاب نکردیم بلکه شرایط محیطی ایجاب کرده که ما آن را یاد بگیریم. و اینکه ما برای آن سختی و زحمتی نوشیدیم خیلی راحت و خودبخودی آن را یاد گرفتیم و تنها فرمول های ذهنی مربوط به آن زبان را یاد گرفتیم و هیچ زحمتی برای آن نکشیدیم
      ولی الان اگه بخوایم یه زبان دیگه مثلا انگلیسی یاد بگیریم به آن راحتی نیست بلکه باید زحمت بکشیم،تلاش کنیم تا آن را یاد بگیریم
      🔚 پس ما در کودکی و در روند رشد یافتن به راحتی چیزهای خیلی زیادی را از خانواده یاد میگیریم
      ✅ نکته مهم اینه که هر چقدر شما تلاش کنید نمی توانید چیزی را که یاد گرفتید را فراموش کنید مثل صحبت کردن به زبان محلی خودمان را نمی توانیم فراموش کنیم فقط میتونیم نقش آن را کمرنگ کنیم چون ما آموزش دیدیم و ما آموزش خودمون رو نمیتونیم فراموش کنیم مثل خیاطی و… چون ما آنها را یاد گرفتیم
      تمام افرادی که اضافه وزن دارند چاق شدن را یاد گرفتند اول از پدر و مادر و خانواده و بعد از اطرافیان و دوستان،جامعه،رسانه ها و پزشکان و شبکه های اجتماعی و کتاب ها و…
      بیشتر افراد چاق پدر و مادر آنها چاق بودند، بعضی ها موقع بلوغ،بعضی ها بعد از ازدواج و…چاق میشونر و این دلایل هیچکدوم اثبات علمی ندارند فقط یه باور و الگوی ذهنی هستند
      ❓حالا این باورها و الگوهای ذهنی چطور عمل میکنند⁉️
      ✅ وقتی ما چیزهایی رو از کودکی بارها در مورد چاقی می‌شنویم این شنیده ها و دیده ها به صورت فرمول زفتاری و مهم تر از آن به صورت یک تصویر ذهنی در ذهن ما ذخیره می شود
      و در زمان خاص و مقرر این فرمول در ذهن ما فعال میشه و ذهن ما از این فرمولی که خودمون از قبل براش ایجاد کردیم عمل میکنه و به مرور ما رو دچار اضافه وزن میکنه و در مسیر اضافه وزن پیدا کردن هدایت میکنه، یواش یواش رفتار غذایی مون عوض میشه و تصویر ذهنی که ما از قبل از افرادی که به همون دلایل چاق شدند در ذهنمون داریم الگوی ذهنی مون میشه برای تغییر دادن رفتار غذایی ما و رساندن وضعیت ما به وضعیت افرادی که تصویرشان رو از قبل در ذهن مون ذخیره کردیم.
      🟣 از بچگی 👶 بهم گفتن چاقیت ژنتیک و ارثی هست و وقتی به پدر و مادر و عمه هام نگاه میکردم، مهر تاییدی شد بر شنیده هام و اینو باور کردم که چاقی در خانواده ما ارثی هست و منم مثل اونا چاق خواهم شد و باقی خواهم ماند
      از بچگی بهم گفتن استخوان بندیت درشته و هر چقدر تلاش کنی لاغر بشی بی فایده است و بازم چاقی بهت غلبه میکنه
      از بچگی 👶گفتن همه بعد ازدواج 👫چاق میشن و وقتی اکثر دختر و پسر های فامیل و خواهر و داماد اولمون رو هم دیدم که بعد از ازدواج چاق شدند، دیده هام مهر تاییدی بر شنیده هام زدند و اینو باور کردم
      از بچگی 👶گفتن خوردن=چاقی مخصوصا برنج و کره و خامه و چیزهای شیرین و غذاهای چرب و.. و غذاها به دسته های مختلف پرچرب و کم چرب، رژیمی و غیر رژیمی،پرکالری و کم کالری و… تقسیم بندی میشدند، و هر باری که این غذاها رو میخوردم انتظار داشتم که حتما چاق تر بشم چون این حرفها رو علاوه بر خانواده و اطرافیان،پزشک ها و متخصصان تغذیه هم بهم زده بودند و من کاملا اونا رو باور کرده بودم
      و کلی دلایل و حرف های اشتباه که شنیدم و باور کردم چون به اون افراد اعتماد داشتم قبول و باور کردم، چون بارها و بارها از افراد مختلف شنیدم باور کردم و ملکه ذهنم شد
      زمانی که ما این جملات مخرب را شنیدم باورش کنیم خطرناک و به چاقی ما منجر میشه
      خواهر دوم من همیشه و از بچگی لاغر و متناسب بوده، قبل ازدواج،بعد از ازدواج،بعد از دو تا بارداری و سزارین، قبل و بعد از شاغل شدن ،قبل و بعد از ۳۵ سالگیش و… همیشه متناسب بوده و به قول خودش تقریبا همیشه توی یه وزن ایده آل ثابت بوده،چرا⁉️🤔 ما که خواهریم و از یه خانواده و پدر و مادر و عمه های اونم چاق و هر دو از یه نوع مواد غذایی مصرف میکردیم و… چون اونم مثل من این جملات رو شنیده بود اما باورشون نکرد و اهمیتی بهشون نداد و بهشون توجهی نکرد اما در عوضش من وقتی جملات چاق شونده رو شنیدم باورشون کردم و دقیقا بر اساس قانون جذب عمل کردم، یعنی یه جمله رو بارها شنیدم و در ذهن خودم بهش توجه کردم و آن را ترسیم کردم و در واقع منتظر وقوع اش بودم و وقتی به اون سن یا شرایط می رسیدم برای ذهنم طبیعی بود که چاق بشه چون خودم بهش یاد دادم،بارها شنیدم و نمونه دیدم و بهش ربط دادم
      من با این شنیده ها و دیده ها و نمونه ها برای ذهنم چاق شدن رو طبیعی کردم و هدایت رفتار ما هم بر عهده ذهن ماست، نیروی ذهنی ماست که ما را ترقیب به خوردن می کنه و ما توانایی مقابله با ذهن مون رو نداریم
      تنها تفاوت افراد در نحوه آموزش دیدن آنهاست
      سوال 2️⃣ چرا لاغر نمی شم❓
      ✅ ما با بستن دهان خودمان نمی توانیم زبان فارسی یا محلی خودمون رو فراموش کنیم پس با نخوردن غذا هم نمیتوانیم چاق شدن را فراموش کنیم
      ✅ ما با تکرار هر ساعت از هر زبانی نمی توانیم زبان فارسی را فراموش کنیم پس ما با خوردن بعضی از غذاها سر ساعت خاصی نمی توانیم چاق شدن را فراموش کنیم
      ✅ ما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنیم نمیتوانیم زبان فارسی رو فراموش کنیم پس ما با مصرف هر ماده ای نمیتوانیم چاق شدن رو فراموش کنیم
      ✅ ما با عمل جراحی فک و زبان خودمان نمیتوانیم زبان فارسی را فراموش کنیم پس با عمل جراحی هر قسمت از بدنمان نمی توانیم چاق شدن را فراموش کنیم
      ما می‌توانیم با تکرار کردن،تمرین کردن،آموزش دیدن و استمرار هر زبان دیگری رو یاد بگیریم علاوه بر فارسی صحبت کردن آن زبان هم به خوبی صحبت کنیم
      همه ی روزهایی که من تلاش می کردم از طریق و روش های مختلف لاغر بشم داشتم سعی بیخودی میکردم به همین دلیل مقداری از وزن من کم میشد ولی من چاق شدن رو فراموش نمی کردم و بعد از اتمام روش های لاغری دوباره چاق میشدم چون ذهنم همچنان داشت از فرمول های چاقی در هدایت من در زندگی استفاده می‌کرد.
      ما نمی توانیم با هیچ روشی چاق شدن را متوقف کنیم و ما نمی توانیم با فشار آوردن به جسم خودمون جلوی چاق شدن رو بگیریم
      ✅ تنها راه متناسب شدن اینه که لاغر شدن را یاد بگیریم و آموزش ببینیم و با تکرار آموزش ها یواش یواش لاغر شویم نه یهویی
      وقتی لاغر شدن را یاد بگیریم دیگه نگرانی برای چاق شدن نداریم مطمئن هستیم که میتونیم لاغر بشیم مثل تمام موضوعاتی که آموزش دیدیم مثل معرق کاشی که آموزش دیدم و میتونم انجام بدم و هر چقدر بیشتر کار کنم در نتیجه ماهرترین میشم، مثل نقاشی ویترای که آموزش دیدم و الان میتونم نقاشی کنم، مثل گلدوزی،آشپزی،رانندگی،بافتنی و زبان انگلیسی و…پس مثل تمام این هنرها که من وقت و هزینه صرف کردم،بهاش پرداخت کردم،آموزش دیدم،تمرین کردم و تکرار کردم و یاد گرفتم لاغر شدن هم مثل همه ی این هنرها یه هنر هست و یادگرفتنی هست و فرقی نمیکنه به همین شکل میتونم لاغر شدن رو یاد بگیرم
      ✴ نکته مهم
      وقتی من کلاس نقاشی رفتم، زمانی که کلاس زبان انگلیسی رفتم همون هفته اول، و همون ماه اول از خودم انتظار نداشتم بتونم یه تابلو زیبا بکشم،یا به راحتی انگلیسی صحبت کنم با مرتب کلاس رفتن،تمرین های استاد رو انجام دادن، به نکاتش گوش کردن، تکرار و تمرین و استمرار کم کم و یواش یواش با یه جمله کوتاه و ۲تا جمله کوتاه و ۱جمله بلند تونستم انگلیسی صحبت کنم، و یا یه تابلو زیبا بکشم
      🔚 بنابراین وقتی داریم لاغری رو هم یاد میگیریم نباید عجله کنیم و انتظار داشته باشیم بعد از ۱ماه لاغر بشیم و لاغری توی جسممون نشون بده بلکه با یادگیری عمیق و تکرار و انجام تمرینات و استمرار میتونیم به نتیجه دلخواه مون برسیم، کم کم و پلکانی و یواش و یواش نه یهویی و یه شبه و جهشی
      با آرزوی تناسب افکار و اندامی برای تمامی دوستان🫀💪🧠

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/01 19:27
        مدت عضویت: 200 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام دوست عزیز..از نوشته شما لذت بردم .و بهتون تبریک میگم بابت درک عالی تون و شرح درکتون .ب امید شگفتی شدنتون دراین مسیر سبز و زیبا😍🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/01/15 15:59
          مدت عضویت: 249 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 31 کلمه

          ممنون دوست عزیز و پر انرژی و فعال سایت🥰 ان شاءالله تصویر شما رو بزودی توی آلبوم شگفتی سازان ببینم🙏😊
          با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      1399/12/24 00:47
      مدت عضویت: 175 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 794 کلمه


      بنام ایزد دانا.
      سلام خدمت همه دوستان واستاد بزرگوار.
      گام هشتم. چرا چاق شدم؟
      خوب اگه بخوام قبل آشنایی با سایت تناسب فکری رو بگم خیلی دلایل برای چاقیم داشتم که الان تقریبا باورش رو شکستم وهر روز دارم چیز تازه ای یاد می گیرم. من چاق هستم چون از سن دوازده سالگی که نقل مکان کردم وبه شهر گرمسیری رفتم وقبلا شنیده بودم اونجا آدم بخاطر آب وهوای گرم کمتر بیرون می ره وفعالیتی نداره وچاق می شه نمونه زنده هم فامیلی بود که اونجا بودن وچاق بودن وباورمنو قوی کرده بود. چاقی من از اونجا استارت خورد ودر ادامش ارثی بودن. ازدواج. قرص زد بارداری. زایمان. کم تحرکی. پر خوری باعث شد روز به روز چاقتر بشم.
      دخترم که به دنیا اومد خیلی لاغر وضعیف بود تا چهار سالگی ولی هرکی می دیدش می گفت نگران نباشید مثل مادرش بزرگتر بشه چاق می شه ⛔باور اشتباه.
      همسرم زمان عقد خیلی لاغر بود وهمه می گفتن عموهات وبابات هم لاغر بودن وبعد از دواج چاق می شین نگران نباش ⛔باور اشتباه.
      خودم مطمعن بودم هر بار برم مسافرت چاقتر می شم باور اشتباه ومن کلا به غذاها خیلی قدرت می دادم. انواع شیرینی. نان. برنج. ماکارانی رو به شدت چاق کننده می دونستم. چند وقتی به سختی سعی می کردم نخورم واز اونجا که هیچ کسی نتونسته تا آخر عمرش این چیزهارو کناربزاره پس دوباره شروع کردم به خوردن وچون به شدت اعتقاد داشتم چاق کننده هستن باعث چاقیم شدن. می گفتم ورزش باعث لاغری می شه واز اونجا که نتونستم همیشه ورزش کنم وبعد مدتی کنار گذاشتم در ایامی که ورزش نداشتم همش منتظر چاقتر شدن بودم وچاقترم شدم اصلا باورم این بوده ول کردن رژیم باعث چاقی می شه وهمین خودش منو چاقتر کرده. در ایامی که رژیم بودم اگه کوچکترین خطایی می کردم دیگه می گفتم این هفته حتما وزنی کم نمی کنم وچاقترم شدم تا این حد غذا رو برای خودم پر قدرت دونستم. واما اینکه چرا لاغر نمی شم؟ من لاغر نمی شم چون لاغری رو برای خودم سخت می دونم محرومیت می دونم دیدن لذت های دور وبرم ونخوردن دیدن غذاهایی که عاشقشونم وخاطرات خوب دارم ازشون والان نباید بخورم. لاغر نشدم چون رژیم هایی مختلف بهم ثابت کردن چاقی سرنوشت منه وهیچ جوره از دستش رهایی ندارم. لاغر نشدم چون هبچ وقت خودمو لاغر تصور نکردم چون چیزی از لاغری یادم نیست. هر بار اقدام برا رژیم کردم همه گفتن خوب که چی حالا چند وقتیم لاغر بشی بالاخره تویی وچاقیت تو دیگه ژنتیکی چاقی 😔
      حالا از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم. دیگه به غذاها قدرت نمی دم. دیگه باور ندارم چاقی سر نوشت منه چون فهمیدم حق طبیعی من تناسب اندامه این چاقیه که غیر طبیعیه. این سرنوشتو من خودم رقم زدم خواست خدا نبوه. یه چیزی که الان یادم اومد اینکه من قبلا می گفتم برا اینکه همیشه مانتوگشاد وبلند بپوشم ومقنعه بلند بپوشم ومحجبه باشم خدا نمی خواد لاغر بشم وتا گناه نکنم فکر می کردم لاغر بشم ومانتو جذب بپوشم ورنگی آدم بدی می شم شاید این باور من بوده فقط وکسی به این موضوع فکر نکزده باشه. ویه چیز دیگم اینکه من برا این لاغر نشدم یا ترسیدم از لاغری که صورتم تو رژبم لاغر می شه ومدام از شوهرم می پرسم صورتم خیلی باربک شده من باید مثل زبان مادری که ناخداگاه بخاطر محیطی که درش بودم یاد گرفتم والانم دخترم به خوبی یاد گرفته با اینکه همیشه نزاشتم حتی یک کلمه کردی بگه چون می گفتم لحجت خراب می شه ولی در کمال ناباوری گاهی کلمات غلیظ کردی رو بازگو می کنه ومن دهنم باز می مونه و. باید همین جوری لاغری رو یاد بگیرم. چاقی رو نمی تونم فراموش کنم به هیچ عنوان وبه هیچ روشی نه با ترک غذایی خاصی نه با ورزش نه با عمل نه با دارو. همون جور که کردی هر گز ازیادم نمی ره ولی در کنار کردی فارسی هم یاد گرفتم وهر دو رو می تونم به اختیار خودم استفاده کنم وحالا باید لاغری رو یاد بگیرم اونوقت انتخاب خودمه از چاقی که قبلا یاد گرفتم وجز زخایر ذهنمه استفاده کنم یا لاغری که مسلما از لاغری خواهد بود.
      من خیلی خوشحالم یه خوشحالی درونی. آسودم راحتم. دیگه برده غذا نیستم شبا با فکر غذا آب از لب ولوچم نمی ریزه وصدای غار وقور شکم یا نفخ وسوزش سر دل ندارم خیلی زود به خواب میرم وزندگیم طبیعی شده. این احساس هنوز صد در صدی نشده هنوز پر خوری می کنم وگاهیم به غذا فکر می کنم ولی خیلی خیلی خیلی کمرنگ شده وهمینم باعث شده ناامید نشم وروز بعد بهتر عمل کنم خدایا تو را سپاس که کلاف سر در گم چاقی من داره کم کم ازهم باز می شه وبه جاهایی درستی هدایت می شه هزاران بار شکرت استاد عزبزم براتون بهترین هارو آرزو می کنم شبتون خوش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/18 22:18
      مدت عضویت: 526 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      با سلام
      گام هشتم: چرا لاغر نمیشوم؟ در کودکی چیزهای زیادی یاد گرفتم که انتخابی در مورد یادگیری انها نداشتم مثل صحبت کردن احترام گذاشتن به بزرگترها یادگرفتن خانه داری وخیلی چیزهای دیگر و همچنین یاد گرفتن چاقی
      من این باور رو داشتم که ازدواج باعث چاقی میشه و من هم که یه مقدار اضافه وزن داشتم بعد از ازدواج و بارداری وزنم بیشتر شد و هر موقع برای لاغری اقدام میکردم بعد از مدتی دوباره برمیگشت چون در ذهن من لاغر شدن خیلی سخت بود و همه میگفتن بعد از ۴۰ سالگی دیگه نمیشه وزن کم کرد چون سوخت و ساز بدن کم میشه .
      در طول یک سال و خورده ای که عضو این سایت هستم به لطف خدا یاد گرفتم اگه بخوام متناسب بشم باید لاغری رو یاد بگیرم مثل تمام آموزش هایی رو که یاد گرفتم مثل آشپزی و بافتنی و پته دوختن و خیلی کارهای دیگر که با شور اشتیاق یاد گرفتم و وقتی تصمیم گرفتم لاغری رو یاد بگیرم باید با علاقه و اشتیاق به فایلهای استاد گوش بدم تمرین ها رو انجام بدم .من روزها که مشغول انجام کارهای خونه هستم به فایلهای استاد گوش میدم . در این مسیر نباید عجله داشت چون ما یه دفعه چاق نشدیم که الان بخوایم یه شبه لاغر بشیم همونطور که گرم به گرم وزن اضافه کردیم الان هم باید همونطور کم کنیم در این مسیر اول از همه آرامش رو یاد میگیریم دیگه مثل قبل از حرفهای دیگران ناراحت نمیشم حس و حال خوبی دارم استرس و ترس از خوردن رو ندارم و همه اینها رو مدیون آموزش های استاد هستم و شکرگزار خداوند که من رو به این مسیر هدایت کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/15 23:04
      مدت عضویت: 609 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      گام‌ هشتم

      سلام وقت بخیر به همه

      وقتیکه ما بدنیا اومدیم راه ارتباط برقرار کردنو با گریه کردن یاد گرفتیم،آرام‌ آرام در کنار پدر ومادر اموزش های اولیه زندگیو یاد گرفتیم،اونها از همه چیز برای ما گفتن و ما هم‌ بدون مقاومت پذیرفتیم چونکه بهشون ایمان داشتیم و قهرمان های زندگیمون بودن،به ما یاد دادن که حرف گوش کن باشیم و من دختر حرف گوش کنی شدم،زبان مادریمو یاد گرفتم و فکر کردم با دانستن زبان مادری میتونم با تمام دنیا ارتباط برقرار کنم ،مادرم بهم یاد داد که چطور با آدم ها ارتباط بگیریم،در مورد خوردن بهم آموزش داد،از پول برام گفتن،از دنیا گفتن و من سالها فقط گفتگوهای مخرب شنیدم،من پر بودم و پر هستم از افکار وترس های ضعیف کننده

      به من آموختن که ،چاقی در ما ارثیه ،ژنتیکه ،منم چشم بسته گفتم اوکی پس من چاق خواهم ماند و اولین قفل من زده شد ،به من گفتن تو استخون بندیت درشته ،درست بشو نیستی،من تو تمام لحظات عمرم احساس خوب نبودن و ناکافی بودن داشتم،برای من طبیعی بود که چاق باشم،من چاق شدم چونکه به عمه م رفتم،شکل دختر عمه پدرم بودم،چونکه پرخورم،ذاتم چاقه، تحرکم کمه،شام میخورم،برنج استفاده میکنم،شیرینی جات میخورم،بلوغ شدم،ازدواج کردم،باردار شدم،سنم بالا رفته، کود های شیمیایی توی غذامونه،هورمون میخوریم،قرص های تقویتی میخورم،سزارین شدی،یبوست داری

      قبلا که لاغر نمیشدم چونکه اصلا باور نمیکردم که منم‌ میتونم متناسب باشم ،در تمام طول رژیم چندین سالم ،فقط ۱بار تونستم به وزن ۶۷ کیلو برسم اونم برای ۳ماه با فشار قرص چربی سوز و ورزش سخت،حتی زمان هایی که در رژیم و ورزش بودم هم همیشه ۱۰ کیلویی اضافه داشتم و نمیتونستم خودمو لاغر تصور کنم ،مدام تو بالا پایین شدن سایزم بودم

      واقعا نمیدونستم چرا اینجوری میشد ،همیشه تو رژیم بودم همیشه هم توپر بودم ،برای من‌ چاقی طبیعت بدنم بشمار میرفت،خودمو لایق هیچ چیزی نمیدونستم،من با تنفرم هر لحظه در حال پیام چاقی به جهان بودم چطور انتظار لاغر شدن داشتم ،در تمام‌ مدتی که من زجر چاقیو میکشیدم ،محتویات ذهنیم در حال آپ دیت خودشون بودن ،باید پذیرش خودمو زیاد کنم وقبول کنم که منم مثل همه آدم ها باید نرمال ولاغر باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1399/12/13 14:31
      مدت عضویت: 656 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم🌹
      گام هشتم🌹
      من وقتی متولد شدم از پدر و مادرم حرف زدن را آموزش دیدم مادرم چاق بود ولی من چاقی را یاد نگرفتم و لاغر بودم ولی وقتی باردار شدم شنیده بودم وقتی باردار بشم چاق می شم حتما باور کرده بودم که چاق می شم و می گفتن باید اندازه دو نفر باید غذا بخورم و غذام زیاد شد و عادت کردم به پرخوری چون سه بار پشت سر هم باردار شدم بعد می خواستم لاغر بشم دیگه لاغر نمی شدم🌹
      حالا باید لاغری را یاد بگیرم مثل آموزش های دیگه مثل نقاشی یا خیاطی یا قالی بافی که یاد گرفتم و زمان می بره ولی لاغر می شم و به هدفم میرسم 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1399/12/11 23:25
      مدت عضویت: 258 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      سلام😊
      چقدر فايل عالي بود ممنون استاد 👌👌👌
      ما در كودكي چيزاي زيادي ياد گرفتيم كه براي ياد گيري اونها تصميم نگرفته بوديم. مثل چاقي كه بدون سختي و خيلي راحت بدون اينكه متوجه بشيم اونو از والدين و اطرافيان و جامعه و رسانه يادگرفتيم و اونقدر تكرار كرديم كه ملكه ذهنمون شد 👌هر چقدر تلاش كنيم نميتونيم چيزي رو كه ياد گرفتيم فراموش كنيم ،ما نميتونيم چاقي رو كه ياد گرفتيم فراموش كنيم ولي ميتونيم با ياد گيري لاغري و تكرار آموخته ها ،متناسب بشيم و فرمولهاي چاقي رو كمرنگ كنيم. در سنين پايين ميشنيدم كه بچه ها توي سن بلوغ چاق ميشن و يا بعد از ازدواج چاق ميشن و نمونه هاش رو هم ميديدم و باور كردم و تصاوير و باورها ي توي ذهنم منو به سمت چاقي برد. تنها تفاوت من و افراد متناسب در نحوه آموزشها مونه 👏👏👏
      در قانون جذب تجسم رسيدن به خواسته ها خيلي مهمه و ما دقيقا طبق قانون عمل كرديم يك جمله رو شنيديم توي ذهنمون بهش توجه كرديم و منتظرش بوديم و بهش رسيديم البته براي ذهن مون كاملًا عادي و طبيعيه چاق شدن ولي براي خودمون نه و ما توانايي مقابله با ذهنمون رو نداريم. ما با نخوردن نميتونيم چاق شدن رو فراموش كنيم ما با مصرف دارو يا دمنوش نميتونيم چاقي رو فراموش كنيم حتي با عمل جراحي هم نميتونيم چاقي رو فراموش كنيم و تنها از طريق آموزش ديدن ميتونيم لاغري رو ياد بگيريم و متناسب بشيم و لا غير 👌👌👌
      تمام تلاشهايي كه براي لاغري ميكردم بيهوده بود چون من چاقي را ياد گرفته بودم و با رژيم و ورزش اونو فراموش نميكردم. چقدر گوش دادن اين فايل روند آموزش و تكرار و براي من طبيعي كرد و خيلي حس خوبي پيدا كردم و حالا ميدونم كه با آموزش و تكرار مثل همه كارايي كه ياد گرفتم ميتونم لاغري رو هم ياد بگيرم و يواش يواش متناسب بشم 😍😍😍😍😍😍😍خدايا شكرت ❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/11 01:37
      مدت عضویت: 178 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,095 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست….
      گام هشتم مسیر لاغری من…
      چرا چاق شدیم؟ چرا لاغر نمیشیم؟
      من چاق شدم چون در خانواده ای متولد شدم که همه چاق هستند. چون چاقی رو از اونا یاد گرفتم ، چون دوستشون دارم ،حرفاشونو قبول دارم ،چون وقتی که اونا میگفتن چاقی توی خونواده ما ارثی من باور کردم که اونا درست میگن ، چون خیلی قبولشون دارم ،
      اصلأ فکر نمی‌کردم که اونا خودشونم علت چاقی شونو نمی‌دونستم منم با باورهای نادرستم وتوجهم به چاقی وانتظاری که از جسمم داشتم طبق قانون جذب چاقی رو جذب کردم بدون اینکه خودم بفهمم که چه اتفاقی داره برای من رقم میخوره،
      چاقم چون نمیدونستم که چاقی و لاغری هم مثل هر هنر دیگه ای آموزشی یه ومن بیخبر از همه جا چاقی رو آموزش دیدم و چقدر در دیدن این اموزش اشتیاق و استمرار داشتم و هرروز درس‌هایی رو که می‌گرفتم رو خیلی خوب پس میدادم درست مثل یک شاگرد اول کلاس حتی یه واو انوهم جا نمی انداختم و چقدر استادانه خانواده و اطرافیان چاقی رو امورش دادن حالا که تو این مسیر از زبان استاد عزیز این آگاهی ها رو کسب می‌کنم چقدر دلم واسه خودم میسوزه
      آخه چرا من حتی یه بار تو این همه سال تحقیق نکردم که ایا واقعا چاقی ارثی یا نه؟ چرا این قدر راحت این باور قدرتمند و مخربو پذیرفتم؟ چرا ؟
      چاقم چون قبول داشتم که بعد از ازدواج چاقی طبیعیه، وبعد از زایمان وبه خصوص سزارین چاقی بدتر میشه ،واز اون غم انگیز تر پذیرفتم که دیگه چاقیت ماندگار میشه، و شکم تخت داشتن دیگه میشه برات یه رویا. چاقم چون پذیرفتم که بعد از سی سالگی دیگه اصلا وزن ادم خصوصاً خانوم ها پایین نمیاد تازه اگرم بشه یا باید همیشه تو رژیم باشی ، یا همیشه ورزش کنی.چاقم چون فکر میکردم که من چون تحرکم کمه و غذا زیاد میخورم پس طبیعی که متناسب نباشم،،یا فکر می‌کردم که چون ریزه خوری دارم و مصرف چاییم زیاده و حتما باید اونو با چیزای شیرین بخورم پس طبیعی که چاق باشم ، چاقم چون چاقیم رو پذیرفته بودم وانتظارم از جسمم فقط چاقی بود ، ولی حالا فهمیدم که چاقی و لاغری آموزش دیدنیه مثل هر هنر دیگه ای که اگه بخوای یادش بگیری حتما باید اون هنر رو آموزش ببینی ، مثل هنر خیاطی، آرایشگری،نوازندگی، نقاشی، آشپزی…… مثلاً اگه بخوای نوازنده بشی میتونی با آموزش دیدن و تکرار و تمرکز روی آموخته هات نوازنده بشی و هر چقدر هم که بیشتر تمرین کنی ماهرتر میشی پس وقتی که آموزش دیدی دیگه نگران نیستی که نتونی از عهده این هنر بر نیایی، دیگه خیالت راحته که هروقت دلت خواست میتونی از هنرت استفاده کنی و هیچ وقتم فراموشش نمیکنی، خب همه مون زبون مادری مونو خیلی راحت بدون کمترین سختی یادگرفتیم وخیلی راحت صحبت میکنیم همسر من خیلی راحت به دو زبون صحبت میکنه بدون اینکه رنجی بکشه
      چون از بچگی تو خونواده آموزش دیده و یاد گرفته در صورتی که واسه من خیلی سخته مثلاً وقتی که با خونوادش صبحت میکنه من خیلی سخت متوجه میشم که در مورد چی صحبت میکنن،. حالا اگه همه ما افراد چاق قبول داشته باشیم که چاقی روهم مثل همون زبون مادری و فارسی امورش دیدیم دیگه دونستن علت اینکه چرا لاغر نمیشیم خیلی سخت نیست در واقع خیلی روشنه.من واسه لاغری و به دست آوردن تناسب اندامم خیلی تلاش کردم ، من عاشق لاغریم اصلأ به خاطر همینه که الان اینجام ودارم سعی و تلاش میکنم که این هنر رو یاد بگیرم و اگه تا الان لاغر نشدم بخاطر اینه که من لاغری رو بلد نبودم واین هنر رو به ذهنم اموزش نداده بودم و همه اون زمانایی که داشتم از روشهای دیگه واسه لاغری استفاده میکردم داشتم تلاش بیهوده میکردم وبا فشار آوردن به جسمم لاغر که نمیشدم هیچ تازه چاق‌تر م شدم ،مثال همون یادگیری زبون فارسی . یعنی ما بستن دهنمون نمی تونیم صحبت کردن به زبون فارسی رو فراموش کنیم. پس ما با نخوردن غذا نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم. ما با تکرار سر ساعت جملاتی از هر زبونی نمی تونیم زبون فارسی رو فراموش کنیم، ما با خوردن بعضی از غذا ها سر ساعت خاصی نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم ، ما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنیم نمی تونیم زبون فارسی رو فراموش کنیم، پس ما با مصرف هر ماده ای نمیتونیم چاق شدنمونو فراموش کنیم، ما با عمل جراحی فک و زبون مون نمی تونیم فارسی حرف زدن رو فراموش کنیم پس با عمل هر قسمت از بدن مون نمی تونیم چاق شدن رو فراموش کنیم. حالا من میتونم با آموزش دیدن و تکرار تمرین و ممارست هر زبون دیگه ای رو یاد بگیرم و علاوه بر زبون فارسی به زبون دیگه هم صحبت کنم پس می‌تونم با آموزش دیدن لاغری وتکرار آموزه‌ها متناسب بشم وهمین طور بازم میتونم با تکرار آموزش های قبلیم دوباره چاق بشم ، پس وقتی که لاغرشدن رو آموزش دیدی دیگه مطمئنی که متناسب میشی و پروسه لاغرشدن زمانبره یعنی با یاد گیری و آموزش دیدن وتکرار و تمرین یواش یواش لاغر و متناسب میشی نه اینکه یهویی این اتفاق بیوفته نه، ما هیچ چیزو تو زندگی یهویی بدست نیاوردیم که حالا بخواییم یهویی لاغر بشیم همانطور که وقتی می خواییم یه هنریو یاد بگیریم مثلاً نوازندگی وقتیکه هیچ چیزم از نوازندگی نمی دونیم از خود مون انتظار نداریم که همون یکی دو ماه اول نوازنده بشیم و از ما بخوان که توی کنسرت های موسیقی اجرا داشته باشیم، لاغرشدن همین طور وقتی کسی که بیست ساله چاقه نباید توقع داشته باشه که تو دوماه به وزن ایده‌آل خودش برسه و هر روز هی بره روی ترازو ببینه وزن کم کرده یا نه ، خوشبختانه خبر خوب اینه که لاغرشدن خیلی زودتر از چاق شدن واسه جسم اتفاق میوفته واین منو خیلی خوشحال می‌کنه ودیگه اینکه متناسب شدن نعمتی که واسه افرادی که از اول متناسبن طبیعیه وشاید موقع خرید لباس یا کارای دیگه زیاد از داشتن این نعمت لذت نبردن ولی ما وقتی که به این نعمت برسیم و لطف خداوند شامل حالمون بشه انگار که دنیا رو به همون دادن وای چه لذتی داره خرید لباس و مانتو سایز کوچیک و هر رنگی که دوست داری ، خرید بلوز و شلوار ورزشی، خرید کفش پاشنه بلند مجلسی. وما همه این لذت ها و خوشبختی‌هارو که نصیب مون میشه رو مدیون استاد هستیم انشالله که هر ارزویی که دارن خداوند در زندگی بهشون بده و با آرزوی متناسب شدن واسه همه ببخشید که متمم طولانی شد این قدر که نوشتم باطری گوشیم خالی شد فعلا خدا حافظ برم گوشیمو بزنم به شارژ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/26 22:50
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        عالییییییی بود دوست عزیزم👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        واقعا من چاقی رو جوری یاد گرفتیم که همیشه توش شاگرد اول و در نهایت استادش شدیم، و حالا ان شاءالله لاغری رو یاد میگیریم طوری که شاگرد اول و در نهایت استادش بشیم💪💪💪💪
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/07 10:24
      مدت عضویت: 178 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      سلام استاد چرا من اینقدر وقت میزارم وبا وجود سه تا بچه دیدگاه می‌نویسم ولی ثبت نمیشه ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 12:21
      مدت عضویت: 286 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام

      همانطورکه استاد قبلاً گفتن ذهن فرق بین واقعی غیرواقعی بودن رو نمفهمه واین احساس ماهست ک به ذهنمون دستور میده تا همه چیز رو برای ما خلق کنه
      یعنی اینکه من هرروز می‌شنوم ک فلان ماده غذایی چاق کننده است و به این موضوع واکنش احساسی نشون میدم وتا زمانیکه اون ماده رو استفاده نکنم اتفاقی نمیوفته ولی هنگامیکه اونو مصرف کنم طبق الگوی ذهنیم ک قبلاً بهش دادم چاق میشم
      وتمام باورهایی ک سالها دیدیم و شنیدیم وبراحتی قبولش کردیم فکرنمیکردیم روزی برسه ک خودمون هم درگیرش بشیم
      واین موضوع ثابت می‌کنه ک ما همواره چه بدونیم و ندانیم ازاین قانون طبیعت ک قانون جذب هست استفاده میکنیم
      و چه خوبه ک حالا ک داریم آموزش میبینیم ذهنمون رو درراه بهتر هدایت کنیم
      وحالا ک درک کردیم و فهمیدیم مشکل چاقی ما از کجاست بهترمیتونیم درمانش کنیم ما با قدرت ذهن چاق شدیم پس با ذهنمون هم با ید لاغربشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 15:28
      مدت عضویت: 690 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,000 کلمه

      سلام مجدد 

      دیشب گام هشت رو انجام دادم نصفه خوابم برد 

      امروز دوباره اومدم تا دوباره از ذهنم اطلاعات بکشم بیرون 

      چرا چاق شدیم و چرا لاغر نشدیم ؟ 

      ما شاید بهانه بیاریم و بگیم خودمون چاق نشدیم و مقصر رو والدین و یا اطلاعات موجود در ژن بدونیم که البته یاد گرفتیم این یک باور بسیار غلط است . 

      ولی قطعا لاغر نشدنمون یک انتخاب هست . 

      یعنی شاید ما بتونیم مسئولیت چاق شدنمون رو به عهده ی دیگران بزاریم ولی قطعا مسئولیت لاغر نشدنمون به عهده ی خودمونه . 

      چرا چاق شدم ؟ چون باورش کردم . 

      چون دوسش داشتم چون تا یه سنی حس میکردم چاقی زیباییه . 

      چون اون زمان همه چاقی رو مزیت می دونستند . هرکی چاقتر بود زیباتر بود . 

      آیا پدر و مادرمون زورمون کردند که چاقی رو باور کنیم ؟ 

      آیا ژنتیکمون زورمون کرد که چاقی رو باور کنیم ؟ 

      نه . 

      پس مسئولیت چاق شدن هم به عهده ی خودمون هست . 

      ما چاقی رو در سر نوشتیم . 

      تکرارش کردیم . عادت کردیم . 

      و در اون ماهر شدیم . 

      مهارت در چاق شدن باعث شد ما باورهای جدیدی رو از چاقی بپذیریم . مثل اینکه ما مثل آب خوردن چاق میشیم . مثل اینکه چاق شدن چقدر راحته . 

      و ….

      ما اون زمان نمیدونستیم چرا چاق میشیم . چاقی رو طبیعت بدن خودمون می دونستیم . و میگفتیم ما خانوادگی چاقیم . ژن چاقی داریم . غذامون زیاده که چاقیم . نمیتونیم کم بخوریم . از حال میریم . موهامون میریزه . وای چقدر فرمول که باعث میشد چاقی برامون راحت تر و لاغری برامون زجر آور بشه . ما ریشه ی چاقی رو نمیدونستیم . که دقیقا همین باورهاست که ذهنیت ما رو نسبت به جسممون شکل میده . 

      چرا چاق شدم ؟ 

      چون بهش توجه کردم . چه توجه خیر و چه توجه شر . 

      ازش متنفر شدم . 

      میخواستم ازش فرار کنم . 

      غافل از اینکه اون با این کارا پررنگ تر و پررنگ تر میشد و مسیر چاقی روز به روز قدرت بیشتریدر ذهنم می گرفت . 

      هنوزم چاقی برام تلخه . 

      اینکه چرا بهش عادت کردم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون اولش لذت بردم و بعدش رنج و سرزنش و تحقیر ‌ 

      چرا چاق شدم ؟ چون احساس شکست کردم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون چاق بودن رو نوعی احساس کمبود برای خودم می دونستم . احساس بدهکار بودن به زمین و زمان . 

      من به چاقیم ایمان داشتم . 

      هنوزم دارم . هنوزم فرمولهاش فراموشم نشده . 

      استاد چاقی برام رنجه . ناسلامتیه . دلم نمیخواد مرورش کنم . رنج می کشم . من دوست دارم لاغر بشم . 

      من دوست دارم ذهنم مسیر لاغری رو بره . من از لاغر شدن لذت میبرم . 

      تناسبی که لذتبخشه . 

      تناسبی که آرام آرام اون رو در جسمم مشاهده می کنم . 

      تناسبی که دوست دارم همیشه انتخابش کنم . 

      چرا چاق شدم ؟ بریم سراغ فرمولهای خوردن 

      چون خوردن رو برای خودم مساوی لذت و نخوردن رو برای خودم مساوی رنج قرار داده بودم . 

      چون احساس گرسنگی دائمی رو به خودم تلقین می کردم 

      چون خوردن تمام زندگی من بود و خوردن مساوی با چاقی ‌ 

      هنوزم در ذهن خیلی از ما خوردن مساوی با چاقیه 

      حتی یه لقمه هم که میزاریم دهنمون مساوی با چاقی 

      دیگه وای به لقمه های اضافه 

      چه قدرتی بهشون میدیم .

      چرا چاق شدم ؟ 

      چون خوردم و خوردم و خوردم . 

      چرا خوردی ؟ 

      چون لذت میبردم . 

      چون دوست داشتم . 

      چون به خوردن معتاد شده بودم . 

      خوردن یعنی چی ؟ 

      خوردن یعنی لذت . تو از درون احساس رنج داری خالی بودن می کنی . انرژی نداری . ناراحتی . اندوهناکی و دنبال لذت می گردی و از اول برای اینکه گریه نکنیم یه چیزی دادن بخوریم و حواسمون رو پرت کردند با خوردن و الگوی اولیه شکل گرفت . 

      خوردن مساوی با لذت .

      خوردن مساوی با چاقی 

      لذت مساوی با چاقی 

      وای که این فرمولها هنوزم هستن . وقتی بهشون توجه میکنم هست . اما دیگه جولان نمیدن . 

      چون یه درخت جوان در کنارش داره رشد میکنه . درختی که روز به روز باراورتر میشه . 

      چرا چاق شدم ؟ چون بلد نبودم . چون نمیدونستم . چون خبر نداشتم . احساس میکردم نیرویی داره منو چاق می کنه ولی نمیدونستم اون نیرو چیه . 

      چون خودم رو نمیشناختم . چون نمیشناختم کار با ذهن رو . 

      چرا چاق شدم ؟ چون چاقی رو برای خودم نوشتم و نوشتم و نوشتم و نوشتم . 

      چرا چاق شدم ؟ چون از خوردن ترسیدم . هنوزم میترسم . چون از پرخوری ترسیدم . هنوزم می ترسم . 

      خب پرخوری چاقم میکنه . 

      خب چرا چاقم میکنه چون وقتی پرخوری میکنه احساس سنگینی می کنی . اون سنگینی . حال بد . پر بودن شکم حالت رو تا مدتی بد میکنه .

      میخوابم که حال بدم احساس نشه . 

      بعد از اینکه از خواب بیدار میشم حالم به شدت بده . یا عمل زشتم می افتم . احساسم بد میشه . 

      پرخوری احساس منو تا مدتها بد می کنه . منو از مدار تناسب ذهنی خارج می کنه . 

      و دوباره احساس چاقی میکنم . 

      چون در ذهن من به اندازه خوردن مساوی با تناسب هست . 

      ولی چرا پرخوری می کنم . چون پرخوری مساوی با لذت موقت هست . 

      چون نمیتونم از اون لذت موقت بگذرم

      تا لذت دائمیم بیشتر بشه . 

      چون ذهنم هنوز متقاعد نشده این فرمول رو تغییر بده . چون ذهنم در لحظه زندگی میکنه . 

      چون ذهنم در هم اکنون زندگی میکنه . آههههاااااااا

      من باید فرمول لذت لحظه ای رو تغییر بدم . 

      وااااای خدایا شکرت . خدایا شکرت . 

      در ذهن من پرخوری = لذت لحظه ای تعریف شدهههههههه . 

      خدایا شکرت پیداش کردم . 

      علت اینکه نمیتونم از پرخوری ذهنی بگذرم لذت لحظه ای هست . 

      همون لحظه . همون مکان . همون جا . من با خوردن لقمه های اضافه در اوج لذت غرق میشم . 

      من از خود بیخود میشم . 

      من از اگاهی خارج میشم و همون لحظه به لذت بیکرانه ها متصل میشم و میخوام این حالت رو هی تکرار کنم . پس هی میخورم و هی میخورم تا به اون لذت ادامه بدم ولی اون لذت درست مثل جرقه های اول آتیش که یهو شعله می کشن و یهو خاموش میشن گذرا هستن و بعد خاکستر حال بده که با من می مونه . 

      چرا چاق شدم ؟ 

      خب با همه ی این تفاسیر و پیدا کردن ریشه ی عمیقتری از چاقیم و اینکه بهش آگاه شدم حالا می تونم صد درصد بگم علت چاقیهای من خوردنم بود . زیاده خوری و وابسته شدن به خوردن و ترس از دست دادن اون لذت کاذب هرگز نذاشت من فرمول خوردن رو تغییر بدم . 

      خوردن من ذهنیه . عشق به خوردن در من ذهنیه . 

      اعتیاد به خوردن در من ذهنیه . 

      رفتار بیرونی فقط یک نمایشگره که خیلی اوقات با گرفتن جلوی خودم اون نمایشگر و تغییر میدم . ولی من همیشه دنبال ریشه بودم . 

      وای خدا یه بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد . 

      نمیدونم چطور حسم و بگم . 

      استاد ازتون ممنونم که با این تمرینات عالی مارو مشتاق می کنید که بگردیم ریشه های چاقی رو پیدا کنیم . 

      لذت لحظه ای و غرق شدن در بیکران لذت . لذت بردن از این لذت موقت . وای خدا چه توهماتی در ذهن من هست ‌ . 

      چاقی تا عمق وجودم ریشه دوانیده . 

      و من امروز یک ریشه ی ضخیم را از خاک ذهنم بیرون کشیدم . 

      خدایا حس خارج کردن یک تومور مغزی رو از ذهنم دارم . 

      من یک ریشه ی دیگه رو هم خارج کردم . 

      دلم میخواد بازم به کندوکاو ادامه بدم ولی حس میکنم باید همینجا متوقف کنم و به سوال بعد برم .

      چرا لاغر نشدم؟ 

      لاغر نشدم چون ترسیدم . ترسیدم که لذت خوردن رو از دست بدم . ترسیدم چون نمیخوام لذت خوردن برام از بین بره . نمیخوام لذت حرکت نکردن و استراحت برام از بین بره . 

      من خوردن و خوابیدن رو دوست دارم . چون خوردن و خوابیدن بزرگترین لذت یک انسان است . 

      ولی همه ی اینها اندازه داره . 

      چرا ذهن نمیفهمه همین استراحت کردن زیاد حال آدم رو بد میکنه . چون اون فهم نداره . ذهن فقط حس رو میفهمه . قدرت تجزیه و تحلیل کردن نداره . اون فقط حس مارو میگیره و همون رو تحویل میده . 

      پس ما باید حس لذت کاذب رو برای ذهن تبدیل به رنج کنیم . 

      باید به ذهن دیکته کنیم لذت لحظه ای رو باور نکنه و بر عکس لذت دائمی رو باور کنه . 

      ولی حتی برای ذهن من اون لذت کاذبه لذت حقیقی معنا پیدا کرده . 

      یعنی چون در اون لحظه به ابدیت متصل میشه دیگه هیچی نمیفهمه و اون فرمول رو لذت ابدی میدونه حتی اگه بعدش کلی حال بد بیاد سراغم 

      استاد واقعا چطور میشه این حس رو پاکسازی کرد ؟ 

      فکر میکنم علت لاغر نشدن من دقیقا همین حس باشه . 

      نمیخوام از این لذته که وصل میشه به ابدیت جدا بشم و ذهنیتم رو نسبت بهش تغییر بدم . 

      درست مثل قاتلی که از قتل لذت میبره .اون با کشتن آدما به لذتی وصف نشدنی متصل میشه وبازم تکرار میکنه فارغ از مجازاتش و حتی نابودی خودش یا شهوترانی که در اوج شهوتش به ابدیت متصل میشه و برای اینکه دائما اون لذت رو به همراه داشته باشه بازم اون کارو  ادامه میده . یا مثل معتادی که با مصرف مواد مخدر به اوج لذت میرسه و اون لحظه حس وصل شدن به ابدیت رو داره یا فرمول مرگ که آدما موقع مرگ درست حس وصل شدن به ابدیت رو دارند برای همین میمیرند و مردنشون ادامه دار میشه .

      اینا در ذهن منه و شاید شما و یا دوستان دیگه این باورها رو نپذیرید . 

      به هر حال علت لاغر نشدن من ریشه های چاقیه که تا عمق جانم نفوذ کرده و باید شناخته بشن تا بتونم برطرفشون کنم . 

      حالا اینکه این واکاوی ذهنی چقدر زمین ذهنم رو خراب میکنه مهم نیست . چون حس کشاورزی رو دارم که زمینش رو شخم میزنه تا اون رو آماده کنه برای ساختن بذرهای جدید و لذت بخش . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ 

      چون فرمولهایی از چاقی هنوزم در ذهنم هست که نمیزارن درخت لاغریم جون بگیره . چون آبش رو می دزدن . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ 

      چون هنوزم نیاز به واکاویه نیاز به تلاش ذهنیه . نیاز به اینه که بری تا عمق . بری و بری و بری تا آگاه بشی . آگاه و آگاه تر . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون قدرت آفریینش هنوز دست چاقیه و خدای تو هنوز خدای چاقیه . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون هنوزم خدای لاغریت اونقدر قدرتمند نشده . خدای چاقی پرررنگتره . 

      چرا لاغر نمیشم ؟ چون توجهت به خدای چاقیه هنوزم باورت اینه اون

      قویتره چون هنوزم ایمانت به خدای چاقی بیشتره . 

      ولی من ایمان دارم به خدای لاغری . بله ولی باید بیشترش کنی . بیشتر . بیشتر . تو باید در لاغری به ابدیت وصل بشی . تو باید جای ریشه هایی که امروز پیدا کردی و کشیدی بیرون بذر لاغر شدن بکتری . تو باید لذت لحظه ای رو تبدیلش کنی برای لاغری . تو باید دقیقا از نخوردنهات احساس لذت لحظه ای کنی و به بی نهایت متصل بشی تا ریشه ی لاغریت عمیق و عمیقتر بشه . 

      تو باید لاغر شدنت رو بازم عمیقتر و عمیقتر و عمیقتر کنی . بذرها رو ته ذهنت بکار . 

      لاغر شدن وصل شدن به ابدیت . 

      در لحظه باید ازش لذت ببری . باید لاغر شدن و عشق به لاغرشدن و مهمتر از اون لذت لاغری رو جایگزین اون ریشه ی ضخیمی که پیدا کردی کنی . این بذر درست مثل همون ریشه قوی میشه . تکرارش کنی . در لحظه و آگاهانه باید از نخوردن و انتخاب نکردن اون لقمه های اضافه لذت ببری . همون لحظه از انتخاب نکردنش به لذت ابدی متصل شو . تو میدونی لذت ابدی چیه . فقط کافیه به جای خوردن اون لقمه هایی که تورو به لذت ابدی متصل میکنه نخوردن اون رو انتخاب کنی . درسته شاید نخوردن چون چیز بیرونی نیست حسش نکنی . ولی می تونی یه چیزی جاش بزاری . البته باید بگردیم ببینیم چی میشه جاش گذاشت . شاید دوقدم بیشتر شاید ظرف شستن . شاید نوشتن در دفتر . شاید نوشتن در ذهن . قطعا میتونی پیدا کنی . البته پیدا کردی . خیلی وقته پیدا کردی . 

      میدونی باید چیکار کنی . تو خالق عادات خودت هستی . مهم پیدا کردن ریشه بود . 

      خدایا سپاسگزارم . 

      گرچه دلم میخواد بازم ادامه بدم ولی فکر میکنم دیگه همینجا کافی باشه . من امروز در نوشتن به ابدیت متصل شدم . پس نوشتن بهترین جایگزین برای خوردن برای اتصال به ابدیت هست . 

      خدایا سپاسگزارم .

      استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/25 21:02
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 76 کلمه

        سلام دوست عزیز
        بخشی از سوال شما: “ولی حتی برای ذهن من اون لذت کاذبه لذت حقیقی معنا پیدا کرده .
        یعنی چون در اون لحظه به ابدیت متصل میشه دیگه هیچی نمیفهمه و اون فرمول رو لذت ابدی میدونه حتی اگه بعدش کلی حال بد بیاد سراغم
        استاد واقعا چطور میشه این حس رو پاکسازی کرد ؟ ”

        پاسخ در وجود شماست فقط کلیدش رو بهت میدم خودتون پیداش کنید

        لذت، شما رو چاق نمیکنه
        مشکل از تفسیر لذته

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/02/01 21:41
          مدت عضویت: 690 روز
          اندازه متن
          مدال طلایی
          محتوای دیدگاه: 435 کلمه

          سلام استاد پاسخ شمارو الان دیدم . بله تفسیر لذت مشکل داره . ما تا قبل از آشنایی با روش تناسب فکری اون چیزی که همه بهمون یاد داده بودن این بود که لذت ها گناهه . لذتها حرامه . البته بعضی لذتها حلاله ولی اونا هم فقط توی بعضی موقعیتها حلاله . 

          به نظر من همه ی مشکلات جوامع مذهبی تفسیر دین هست . 

          تفسیر همین لذتها . شاید من تا الانم معنی دقیق لذت رو ندونم یعنی اگه همه ما معنی اصلی لذت رو درک میکردیم با زیاده رویها مواجه نمیشدیم . 

          ما بواسطه ی تفسیر ادیانمون از خدا دور شدیم . دین برای ما راه خدا نبود راه جدا شدن از خدا بود . ما بوسیله ی دین از خدا جدا شدیم و هرکسی بیشتر از این دینها داره بدبختتره . واسه همینه جوامع مسلمان و بالصطلاح مومن این همه دارن بدبختی میکشن . 

           

          من شاید به واسطه ی اینکه یک عمر باورهای مذهبی داشتم خودم رو از خیلی لذتها محروم کردم . بله من معنای درست لذت رو نمیدونم فقط میدونم لذت خداست . وقتی بهش وصل بشی به همه چیز میرسی ولی خیلی از اوقات مارو ترسوندن از لذت بردن و هرچقدر بیشتر به خودمون رنج دادیم و ترسمون بیشتر شد از خدا دورتر و دورتر شدیم و مدارمون پایین افتاد و سنگین شدیم . 

           

          نمیدونم شاید همین حالا هم دارم اشتباه میگم ولی حالم خوبه و همین حال خوبم نشون میده دارم درست عمل میکنم حتی اگه  خیلی از باورهای گذشته ام رو زیر سوال میبرم . 

          لذت یعنی آرامش یعنی به بُعد الهی وجودمون نزدیک شدن . یعنی راحتی یعنی رهایی یعنی عشق  و تمام احساسات خوب دیگه و اگه ما هیچ وقت لذت بردن رو غلط تفسیر نمیکردیم الان این همه مشکلات در جوامع مسلمان نداشتیم . 

          اگه گفتم در خوردن به لذت ابدی متصل میشم دروغ نگفتم البته الان دیگه نه . چون الان که خودمو منع نمیکنم . وقتی  راحت لذت خوردنمو میبرم  پس این لذت یه لذت بی پایانی میشه که همیشه هم در دسترسمه . ولی  الان که به گامهای بالاتر رسیدم دیدم خوردن هم نمیتونه احساس خلاء درونی انسانها رو پر کنه . احساس خلاء درونی انسانها فقط با آگاهی پر میشه . هرچقدر آگاهی در راهم بیشتر بشه لذت من بیشتر و درک و معنای من از لذت بیشتر میشه . نیاز من به غذا  تموم میشه ولی نیاز من به کسب آگاهی همیشه هست بدون اینکه احساس گناه کنم ‌ چون کسب معرفت و آگاهی همواره برام خوب معنی گرفته پس  من خودم شخصا بیش از سایر لذتها این لذت رو برای خودم انتخاب می کنم چون نیاز من به بی نهایت رو برطرف میکنه . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/12/26 23:17
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 156 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود فاطمه سادات جان👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        من فکر میکنم درسته که من با خوردن زیاد یا همون اضافه خوردن و پرخوری همون لحظه لذت موقت و لحظه ای میبرم ولی مشکل اصلی بخاطر تکرار و مداومت در این کار هست
        و من بیشتر علت اینه رو بیشتر تکرار و عادت و اعتیاد پیدا کردن بهش میدونم تا دریافت لذت لحظه ای
        درسته پرخوری و لقمه های اضافه همیشه برام لذت بخش بوده اما
        من به پرخوری عادت کردم
        من به پرخوری اعتیاد پیدا کردم
        مثل فرد معتادی که میدونه عواقب مواد مصرف کردن چیه، دفعه اول ممکنه برای کنجکاوی، تعارف دوستان و… اینکارو انجام بده و لذت لحظه ای هم ببره و بار دوم و سوم و… درسته لذت اون کار هنوز هم هست اما به نظرم کمرنگ تر میشه و جای خودشو میده به عادت
        من همچین تحلیل و برداشتی از این موضوع دارم، حالا استاد عزیز در صورت صلاحدید اصلاح بفرمایند
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 12:10
      مدت عضویت: 350 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      چرا چاق شدم ،چرا لاغر نمی شوم من زمان کودکی بچه تپلی بودم و چون ته تغاری بودم همه دوستم داشتن ،در زمان نوجوانی بسیار متناسب بودم ولی چون شنیده بودم بعد از ازدواج و بارداری دخترهای فامیل چاق می شوند و الگوهای زنده ای در اطرافم بودن اطمینان داشتم بعد از ازدواجم چاق میشم و منتظرش بودم چون به نظرم طبیعی بود و من چاق شدم و هنوز نتونستم لاغر بشم چون چاقی رو یاد گرفتم و اونقدر در رفتارم تکرار کردم که ملکه ذهنم شد و نتیجه در جسمم پدیدار شد و چرا لاغر نمیشم چون با وجود اینکه متناسب بودم ولی لاغری در ذهنم کمرنگ شده طوریکه یک تصویر گنگ ازش دارم و الان باید لاغری رو آموزش ببینم که ملکه ذهنم بشه و با تکرار رفتارهای لاغر شونده در جسمم نتیجه رو ببینم و به قول استاد چاقی یک مزیت داره و اینکه دو باره متولد میشم و پوشیدن لباسهای رنگی با اندامی متناسب رو تجربه میکنم سبکبار ،شاد ،سالم و مورد تحسین همگان شدن خدایا حتی تصورش آدم رو به وجد میاره چه برسه که متناسب شدن رو زندگی کنم خدایاشکرت که در این مسیر قرارم دادی ممنونم استاد گرامی که به ما احساس خوبی رو هدیه می دین ،ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/24 03:20
      مدت عضویت: 690 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام .
      به به .
      چرا لاغر نمیشم ؟ 🤔
      چرا لاغر نمیشم ؟ 🤔
      این سوال رو از ذهنم میپرسم تا ببینم چه جوابی داخلش ذخیره است ؟
      سلام ذهن خوبم . چرا لاغر نمیشم ؟
      وا !!!
      تو مگه چاقی ؟
      نه چاق نیستم .
      لاغرم ‌.
      پس از این سوالا نپرس چون جوابش اینه که همین سوال و سوالاتی از این دست داره نشون میده آقا من چاااااقممممممم . 😭😭😭😭😭😠😠😠😠😳😳😳
      پس این سوال یعنی ارتعاش چاااااقییییی .
      ما با ارتعاشات محتویات ذهن خودمون داریم جهان بیرون از خودمون رو خلق می کنیم .
      خب چرا ارتعاش چاقی میدی وقتی باور داری ارتعاشات ذهنت باعث خلق چاقیت شدند ؟
      😓😓😓😓
      حالا غصه نخور . هدایت در حال انجامه .
      چطوری ؟
      ما هرگز آموزشهای خودمون رو فراموش نمی کنیم . اما میتونیم از این آموزشها دیگه استفاده نکنیم .
      هرچیزی که بهت حس چاق بودن متبادر کرد بدون که اون ارتعاش چاقیه و داره نشون میده ذهنت در کدوم مداره .
      خب این سوال نشون میده ذهن ما هنوز داره در مسیر چاقی دور میزنه .
      چرا لاغر نمیشم ؟
      چون هنوزم باور داری که چاقی .
      چون هنوزم خودتو سرزنش میکنی .
      چون بعد از این همه کاهش وزن هنوزم به قدرت چاقیت بیش از لاغریت ایمان داری .

      چرا لاغر نمیشم ؟
      چون تو با همین سوال بازم داری چاقی رو برای خودت رقم میزنی .
      در دل این سوال
      اندوه هست .
      سرخوردگی هست .
      ناتوانی هست .
      خشم هست .
      فحش دادن به زمین و زمان و خدای بی گناه هست.
      سرزنش و ملامت هست .
      قهر کردن با خودمون هست .
      نفرت هست .
      توجه به چاقی هست .
      حال بد هست ‌.
      افسردگی و رخوت هست ‌.
      تمام این احساسات و شاید احساسات دیگری که میشه از همین یک جمله کشید بیرون نشون از این داره که این جمله چاقی رو بارداره ‌
      پس باید افکارمون رو هدایت کنیم تا طور دیگه بیندیشیم تا جواب دلخواه بگیریم ‌.
      خیلی خوابم گرفته ‌ داره خوابم میبره در فرصتی دیگه ادامه میدم . به لطف خدا یاعلی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/23 18:58
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      تمرین گام هشتم در مسیر لاغری من  

      چرا چاق شدیم 
      برای درک قوانین هستی موضوع مهم آن است که ما میتوانیم به ذهن خود آموزش دهیم ولی نمیتوانیم آموزشی را فراموش کنیم این مسعله یکی از قوانین جهان هستی است که اگر خوب بتوانیم درکش کنیم  مسایل مهمی برای ما حل میشود  ذهن ما قدرت بسیار بالایی برای یادگیری وآموختن دارد ولی نمیتواند آموخته های خودش را فراموش کند دقیقا مانند یک جاده یک طرفه است  وقتی ذهن در برابر آموزش قرار میگیرد میتواند آموزش های قبلی را کمرنگ کند ولی نمیتواند آن ها را پاک کند  با تکرار کردن میتوانیم اطلاعات جدیدی را که به دست میاوریم در دسترس قرار بدهیم تا ذهن به سرعت آنها را بازیابی کند  به این اطلاعات سریع دسترسی پیدا میکنیم اما اطلاعاتی که سالها قبل داشتیم واز آنها استفاده یا تکرار ش‌نکردیم در حافظه ذهن ذخیره میشود و وقتی نیاز باشد ذهن جستجو میکند تا پیدایش کند مثل فکر کردن وبه یاد آوردن موضوعی   
      وظیفه ذهن در زندگی ما هدایت کردن ماست و ذهن این هدایت را توسط آگاهی ها واطلاعاتی که از قبل بهش دادیم صورت میگیرد  مثلا چاق شدن ما  از قبل در زمان کودکی ما اطلاعاتی را به طور ناخودآگاه از والدین اطرفیان ویا رسانه ها آموزش دیدیم واین آموزش ها به صورت باور در ذهن ما جای گرفته وتبدیل به تصویر ذهنی شده است حالا اگر ما در موقعیتی قرار گرفته باشیم که آن تصویر ذهنی زنده شود فرمول یا همان باور در ذهن ما فعال میشود  ورفتار ما تعقیر میکند واین تعقیر رفتار کم کم به عادت تبدیل میشود و این افکار در جسم ما خودش را نشان میدهد  این همان تعامل بین ذهن وجسم است  حالا برای لاغری هم ما باید آموزش ببینیم  تا لاغری را یاد بگیریم   برای چاق شدن فرمول های زیادی در ذهن ما انباشته شده بود ازکودکی برای بهتر غذا خوردن مارا ترغیب میکردند بخور تا قوی شوی  ی کم که بزگتر شدیم فرمولهای جدیدی به ما دادند بلوغ باعث چاقی میشه ازدواج کنی چاق میشی بارداری چاقی به همراه داره یا ما ژنتیکی چاقیم یا فلان دارو چاق کننده است تمام این فرمولها اگر باور کرده باشیم ودر زمان شنیده شدنش به ان توجه کرده باشیم وقتی در شرایطش قرار بگیریم آن تصویر ذهنی زنده میشود وفرمول فعال میگردد و رفتار عوض میشود تا تبدیل به عادت شود آنگاه جسم شروع به چاق شدن میگردد چون جسم نمایشگر افکار ماست به همین ترتیب با آموزش های اشتباه ما چاق شدیم حالا باید آموزش ببینیم تا لاغر شویم در چاقی آموزش ما بطور ناخودآگاه بود اما برای لاغری ما آگاهانه تصمیم میگیریم تا آموزش ببینیم وباید در این پروسه ذهنی از استاد وراهنما استفاده کنیم تا مسیر را گم نکنیم  از وقتی که در دوره لاعری با ذهن شرکت کردم کاملا به این دوره اعتماد واعتقاد دارم زیرا بقدری فرمولهای اشتباه در ذهن چه آشکار چه مخفی وجود دارد که به هیچ عنوان بدون آموزش قادر به پیدا کردن آنها وکمرنگ کردن تصاویر این فرمولها  نیستیم وبعد از پیدا کردن آنها با جایگزین کردن فرمولهای صحیح آن هم با آموزش درست  وتکرار وتمرین میتوانیم به لاغری دست پیدا کنیم  دقیقا مثل آموزش زبان جدید است  با یاد گرفتن آموزش زبان جدید ما نمیتوانیم فارسی را فراموش کنیم بلکه زبان دوم را یاد میگیریم آن هم با آموزش  آگاهانه  ولی زبان فارسی را نا آگاهانه یاد گرفتیم  ذهن قدرت بسیار زیادی در یادگیری دارد  واز این قدرت میتوانیم برای یاد گیری لاغری با ذهن استفاده کنیم 

      با آرزوی موفقیت برای استاد عزیز ودوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/21 12:15
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,064 کلمه

      باسلام گام ۷ :هر چه تلاش می کنم لاغر نمی شوم
      متن خیلی خوب وبسیار مهم وتاثیر داری در پیدا کردن اضافه وزن رو برای نامتناسبها انتخاب کردید چونکه این موضوع درباره کلنجار رفتن همه چاق ها با خودشونه. محتوای متن رو هم انقدر فصیح وعالی ومحکم توضیح دادید که اهمیت بیان این مطلب بیشتر برامون جا میوفته .همانطور که فرمودید .حرکت جهان هستی به وسیله قوانین طبیعی وبا نظم الهی به سمت کمال ووفور وپیشرفت انجام میشه وهمه چیز درست سرجای خودش ذره ذره ولحظه به لحظه دراین مسیر بطور هماهنگ وطبیعی حرکت می کند . به همین خاطراست که همه موجودات به این راحتی وبدون احساس بدوسختی زندگی عادی خودشان را می گدرانند.اگر خللی دراجرای هرکدام ازقانونهای نظم دار طبیعی پیش اید جهان هستی بهم میریزد وما وهمه موجودات زنده دیگر نمی توانند با ارامش زندگی کنندفکر کنید اگر همه گیاهان به هر علتی خشک شوند چرخه طبیعت وحیات زندگی تحت تاثیر ان علت از بین میرود وفاجعه ببار می اید.حرکت عادی نظام هستی همراه نظم وهماهنگی تعیین شده از طرف خالق هستی یک امر طبیعی است اما عواملی که باعث خشکی گیاهان شده اند یک عامل مخل غیر طبیعی وبدیهی بهم ریخته شدن نظام هستی است چون برنامه ریزی جهان هستی را بدون هماهنگی ونظم دست کاری کرده وتغییر داده.
      همه عالم هستی وافریده های خدا وچرخه حیات برای شادی ولذت بردن از انچه خلق شده افریده شده اند . ما انسانها هم یکی از عزیزترین وباقدرت ترین مخلوقهای عالم هستی هستیم که می خواهیم از تمام امکانات جهان برای سلامتی وشادی وخوشبختی ولذت بردن از نعماتها استفاده کنیم .ازمهمترین نعمتهای خدا برای لذت بردن ما انسانها از عمرمون نعمت سلامتی است .لاغری هم یکی از پیامدهای سلامتی است که افرا متناسب دارای این نعمت الهی هستند.برای افراد لاغر تناسب یک امر طبیعی است چون با نظم وهماهنگی نظام هستی که همانا سلامتی است هماهنگ هستند.
      افراد لاغر براحتی ذهنشان طبیعی بودن تناسب اندامشان راپذیرفته چون فرمولها وقوانین رفتاری وباور خودشان دست نخورده باقی مانده وبه ان عمل می کنند.اما افراد چاق اضافه وزن را درخودشان طبیعی می دانند و بابه هم ریختن روال طبیعی قانون بدنشان درخودچاقی راایجاد می کنند .افرادچاق چون ذهنشان به وسیله بهم ریخته شدن باورها والگوهای رفتاریشان عادتهای غلطی را که برای ذهن عادی شده درخود بوجود اوردند چاق شدند پس انها با پر خوری وخوردن بیش از اندزه لازم بدن وریز خواری کردن وخوردن بعدازسیر شدن رفتار طبیعی لاغری وتناسب درست رادر ذهنشان دست کاری کردند وتغییر دادند وبنابراین چاقی انها بدیهی است نه طبیعی.اگر افراد نامتناسب چاق شدنشان راطبیعی بداند واز رفتارهای بدیهی استفاده کنند به پیشرفت روند چاقی خودشان کمک کرده اند.افراد لاغر با اطاعت از رفتارهای صحیح غذایی ازنعمت های شادی واعتماد به نفس بیشتری برخوردارند این قانون جهان است که همه چیز برای ارامش واسایش ما افریده شده چون ذات همه ماازطبیعته وطبیعت جسم ما هم طالب تناسب وشادی ولذت بردن از نعماته نه نفرت وحسرت زجر وولع که مخالف روند قوانین افرینش طبیعی وکاملا بدیهی وساخته وپرداخته دست خودمان است.مابرای چاق شدن تلاش خاصی نکریم بلکه افکاروباورها ی اشتباه مابودکه رفتار وانداممون رور از حالت طبیعی به روند بدیهی کشاندیم .
      خوردن نیاز طبیعی بدن ما دروقت گرسنگی بوده وچون گرسنگی اثر تحلیل وکم شدن ذخائر قدرتی بدن هست که باخوردن دوباره شارژ میشه پس باید در وقت گرسنه شدن به اندازه خورد تا نیاز بدن تامین شود وذهن اعلام سیری کند این روند مسیر طبیعی ودرست کارذهن برای خوردن است اما وقتی ما قبل از گرسنگی می خوریم یا پرخوری وریز خواری وبیش از اندازه نیاز میخوریم دراین هنگام روند بدیهی خوردن را درپیش گرفته و درجهت مخالف روند طبیعت حرکت کردیم .پس این اضافه ها بصورت چربی وحجم زیاد جسم درماتجمع کرده وماچاق می شویم وبا تکرار این روش درمخل کردن ودخالت مسیر طبیعی تناسب بیشتر حرکت می کنیم.چاقی نتجه عمل کردن ذهن به رفتار خارج از قانون طبیعی بدن است که رفتاری بدیهی است نه طبیعی .بیش ازنیاز خوردن فشاروزجر جسمی ورود افکارواحساس بد اوردن بهانه برای خوردن وخلاف قانون طبیعت عمل کردن باعث بهم ریختن ارامش ذهن می شود که این بهم ریختگی عدم توانمندی طبیعی عمل کردن وفرمان صحیح دادن سیر شدن ذهن به جسم می شود.برای رسیدن به تناسب . باید چاقی راهم نپذیریم وهم از ان رضایت نداشته باشیم. ممکن است ازچاقی ناراًضی باشیم اماان راپذیرفتیم که متناسب نیستیم .برای حل مشکل چاقی باید اول بپذیریم که خودمان با رفتارهای نا صحیح باعث چاقیمان شدیم .درواقع مسئولیت اضافه وزن دارشدمان را قبول کنیم وبپذیریم که با بدنمان طبیعی برخوردنکردیم وبا باورهای ورفتار غلط بدیهی رفتار کردیم واعلام کنیم که من این شرایط راقبول ندارم ونمی پذیرم واین شرایط برایم طببعی نیست ولاغری وتناسب حق مسلم ماست وما ذهنمان را مانند افراد متناسب در روند طبیعی بودن جسم تربیت نکردیم.وقتی ما مسئولیت بد رفتاری با جسم خود رابا اموزشهای غلطی که به ذهن دادیم بپذیریم وان وقت است که بهتر می توانیم درمسیر تغییر الگوهای نادرست ذهنی عمل کنیم وباید متوجه باشیم که اگاهیهای داده به ذهن وفرمولهای اشتباه وارد شده به ذهن باید تغییر کند وکار اصلی ما تغییر برروی ذهن است ونه جسم چونکه نتیجه سختیهابی که برای تغییر جسم به ان وارد کردیم را بارها دیده ایم که برای مدت کوتاهی تاثیرداشته وما لاغر شدیم اما بعد ازمدتی یا باز به خانه اول برگشتیم ویا اضافه وزن مضاعف داشیم پس کاملا درک کردیم که کار برروی جسم یعنی بدیهی عمل کردن بوسیله فشار ورنج مضاعف وحسرت درجهت رسیدن بیشتر به چاقی .حالا که برروی جسم کار کردیم واشتباه رفتیم پس باید برای تناسب اندام به راه دیگر که کاربرروی ذهن ایت بپردازیم .ذهن اصل تغییروپذیرش صحیح رفتاری است که باعث لاغری ورسیدن به تناسب است به راحتی واسانی بدون ازار واذیت جسم .می خواهم با این روش با رضایت قلبی وبا احساس خوب اطمینان کنم وبا توکل به خد وایمان قلبی مسیر راشروع کنم.یکی ازراههای دادن الگوهای صحیح به ذهن نگاه کردن به عکسهای شگفتی سازان است که به ما انرژی میدهد که ماهم می توانیم . لذت دیدن به ثمررسیدن تلاش انها برای رسیدن به رفتارهای صحیح ذهن وبدست اوردن نتایج عالی از انجام درست تمریناتشون شوق واشتیاق من را درماندن وادامه مسیر بیشتر میکند .به لطف خدا مطمئنم درمدت کوتاهی اضافه وزنم برطرف میشه وطبیعت من هم باطبیعت لاغرها همسو شده وبه تناسب اندام میرسم ومن هم از امکانات طبیعی جهان سلامتی وشادابی وااحساس خوب برخوردار میشوم . خدایا بابت همه چیز شکرت واز شما استادگرامی هم بسیار متشکرم .⚘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 09:29
      مدت عضویت: 368 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 363 کلمه

      گام هشتم:چرا چاق شدیم؟چاقی را از کودکی آموختم!چگونه!؟
      از بچگی لاغر بودم و لاغری من در بین خانواده و اطرافیان یک نوع نقص و ناسالمی دیده می شد برای همین زمزمه !!..بیشتر بخور که قوی بشوی ،خوشگل و شادابتر بشی، مورد پسند بقیه بشی، در گوش من شنیده می شد .فصل خربزه که می شد می گفتند: خربزه بخور که شیرین است .راحت چاق می شوی. از این حرف و حدیث ها از اطرافیان زیاد می شنیدم به شگلهای مختلف! و این فرمول چاقی ذهن منه ،کودک را درگیر می کرد طوری که فکر می کردم یک کمبودی نسبت به بقیه دارم مخصوصا ماه رمضان که می شد همه باید روزه می گرفتند: بجز من ،ما ۵تا خواهر و ۵تا برادر بودیم پدر می کفت :اگر روزه بگیری فشار بهت می اید، چون خیلی ضعیف هستی و مریض می شوی. و این برخوردها طوری بود که از من یک دختر خیلی ساکت و آرامی ساخته بود و هنوز هم در بین خانواده به مظللو م بودن معروف هستم. حدیث های دیگری که می شنیدم اینکه هر کی ازدواج می کند چاق می شه یعنی فلانی خیلی خوشبخت است و زندگی بهش ساخته .. خیلی مطالب مختلف: که همگی باهش آشنا هستیم و خلاصه ذهن من هم صورت مسله را گرفته بود!! و بعد از تولد فرزند دوم جواب مسله حل شد یعنی بعد یواش یواش وزن اضافه شد .
      چرا لاغر نمی شوم؟
      لاغر نمی شدم چون ذهنم تازه مسله را حل کرده بود که من متوجه شدم از حل مسله ناراحت هستم و بدنبال حل جدید بودم و از مسیر اشتباه!! و در این مسیر کلی جسم و روح خودم را آزار دادم و همین جا از بدن و روح خودم معذرت می خوام و متشکرم که همیشه با من همرا بوده .با رژیم های پی در پی یک نفس با ورزشها و حرکت های مختلف .تقلید از تبلیغات و غافل از این که حل مسله جای دیگه است و خدا را شکر که بالاخره با هدایت خداوند و آگاهی های استاد روی مسله ای جدیدی که همون وزن دلخواه با اندامی صیقلی به ذهن خودم داده‌ام روی فرمولها کار می کنم تا بالاخره به حل مسله برسم .خدا قوت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/11/16 00:56
      مدت عضویت: 322 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      🌷سلام سلام🌷

      من چرا داشتم چاق میشدم؟ چون فکر میکردم سن بلوغ باعث چاقی میشه. و غذا خوردن هم همینطور.
      خدا رو شکر که پدر و مادرم چاق نبودند که بخوام چاقی و از اونا یاد بگیرم. حتی میگفتن من دوران بچگیم خیلی بد غذا بودم و هیچی نمیخوردم. تنها چیزایی که خیلی میخوردم و عاشقشون بودم شیر و چیپس بود😂😂😂 کلی عکس و فیلم با چیپس و شیر دارم😂
      هنوزم عاشقشونم. و صبحا اگه ببینم تو یخچال شیر نباشه عصابم خورد میشه😅🤦‍♀️
      چیپس هم خیلی دوست دارم ولی بدلیل مشکلات معده سعی میکنم کمتر بخورم.

      چرا من لاغر نمیشدم؟ چون فکر میکردم هرچی کمتر غذا بخورم لاغرتر میشم و این روند نمیتونه تا آخر عمر ادامه داشته باشه. و با خودم فکر میکردم که خیلیا غذا خوب میخورن و از من لاغرترند و همش درگیر اینکه چاق بشن نیستن.
      من از کسانی که لاغر بودند کمتر میخوردم ولی وزنم ازشون بیشتر بود. این فکر خیلی دیوونم میکرد. 🤯
      من چاقی و یاد نگرفته بودم ، چون کسی اطرافم نبود که چاق باشه و از طریق فرمول های اشتباه که ادم در سن بلوغ چاق میشه و هرچی بزرگتر بشه ممکنه چاق تر بشه، داشتم چاق میشدم.🤨🤨🙁

      ما چیزایی و که یاد گرفتیم و نمیتونیم برای همیشه فراموش کنیم. اون ها درجایی از ذهنمون هستن و ممکنه ما به یاد نیاریم ولی هستن. و خیلی چیزهای دیگه که یاد گرفتیم و با بیشتر یاد گرفتن در اون ها پیشرفت میکنیم. 👌

      یادمه رفته بودیم اصفهان و وارد هر مغازه ای که میشدیم میگفتن شما مشهدی هستین؟🤭
      منم تعجب میکردم چطوری فهمیدن.🤔 آخه از اون مشهدیای قدیمی و اصیل نیستیم که بخوایم لحجه غلیظ داشته باشیم. حتی مادر و پدرم هم هیچ کدوم مشهدی نبودن.
      آدم خودش متوجه نمیشه که لحجه اش فرق میکنه.

      پس همینطور که ما یاد میگیریم و پیشرفت میکنیم ، لاغری با ذهن هم یاد میگیریم و هر روز با استمرار داشتن در اون بیش از پیش پیشرفت میکنیم.💪

      امیدوارم منم روزی بتونم مانند دوستان متنی پر معنی و آموزنده و زیبا بنویسم.💫

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/26 23:39
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 248 کلمه

        بنظرم تمام افراد چاق به طریقی چاقی رو یاد گرفتند و در اون استمرار داشتند حتی اگه پدر و مادرتون اضافه وزن نداشتند و در اطرف تون هم آدم چاق نبوده باشه، بازم شما چاقی رو به طرق و شیوه ای یاد گرفتید
        هم چاقی و هم لاغری هر دو یه هنر هست
        که مثل تمام هنرهای دیگه مثل نقاشی،خطاطی و…
        برای هر هنری لزوما ما باید از طریق و روشی اونو یاد بگیریم، تمرین و تکرار کنیم، وقت و زمان بگذاریم، بها پرداخت کنیم چه مادی و چه زمانی و چه معنوی و ارزشی و… تا در اون ماهر بشیم و به نتیجه دلخواه مون برسیم البته با توجه به عملکرد خودمون…
        پس همه ی ما چاقی رو از راه و طبق و روشی یاد گرفتیم، اگه پدر و مادر من چاق نبودند، خانواده و دور و برم چاق نبودند، حتما من فرمول های چاقی رو از یه جایی یاد گرفتم ، از تلویزیون فیلم ها و تبلیغات و پیام های بازرگانی، از رسانه ها و شبکه های مجازی، از معلم ورزش مدرسه،از همکلاسی ها،از همسایه ها،از فامیل و اقوام و دوست و آشنا، از پزشک ها، از کتاب ها و مجلات و…پس یجوری و به یه طریقی یه سری حرفها،دیده ها و شنیده ها رو باور کردم
        مطمئنا من ورودی های اشتباه و منفی به ذهنم وارد کردم و اونا رو باور کردم بهشون پر و بال دادم و به اوج رسوندمشون که بازتاب و نتیجه اش شده جسم الانم….

        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/15 13:59
      مدت عضویت: 213 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی تمرین گام ۸ چرا ما چاق شدیم من نمیدونم چرا چاق شدم البته اینم بگم وقتی داشتم دیدگاه یکی از دوستان میخوندم گفته بودند که من شنیده بودم وقتی سزارین بشی شکمت بزرگ میمونه درست بود این جمله مخرب منم شنیده بودم ونمونه هم دیده بودم چون مادرم وقتی بچه اخر بدنیا اورد دیگه دیگه شکمش کوچیک نشد الانم بزرگه ولی من وقتی بچه دومم بدنیا اوردم چاق نشدم ونمیدونم چه جمله مخربی گوش دادم وباورش کردم که یهو ۱۹کیلو در عرض ۹ ماه اضافه کردم خیلی خیلی هم فکر کردم که چی شد چجوری شد که من چاق شدم با اینکه با لاغری با ذهن اشنا شدم نفهمیدم که باید چکار کنم خوب من مقصر نیستم واقعا اموزش ندیدم که بلد باشم وما میدونیم که برای اینکه ارایشگر بشی یا هر شغل دیگه حتما باید بری اموزش ببینی وی مدت هم برای ارایشگر کار کنی تا یاد بگیری وبتونی برای خودت تابلو بزنی خوب لاغری هم اموزش میخواد من با شرکت در این دوره دارم اموزش میبینم که لاغر بشم برای همیشه واما چرا من لاغر نشدم خوب من هنوز جواب سوال اولم که چرا چاق شدم درک نکردم ونفهمیدم پس طبیعیه که نتونم چرا من لاغر نمیشم درک کنم واز استادم گفته که اگر مشکلتون تو این فایل نبود به من بگید تا برسی کنم ومن بینهایت ممنونم ومنتظر که ببینم مشکلمو چجوری باید حل کنم ی دنیا ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/16 16:29
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 67 کلمه

        سلام دوست عزیز
        اینکه چرا چاق شدیم معمولا واضحه و هر فردی می دونی از چه زمانی چاق شدنش شروع شده چن واقعا وقتی ذهن درگیر چاقی می شه خاطرات زیادی ایجاد میکنه که در خاطر ما باقی می مونه
        حالا به هر دلیلی اگه نمی دونی چرا و چطور چاق شدی اشکال نداره
        تمرکزت روی لاغر شدن باشه
        اینکه چرا لاغر نشدی رو که حتما میدونی چیه
        چون الان درگیرش هستی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/14 14:10
      مدت عضویت: 213 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام استاد گرامی من از وقتی بچه دومم رو بدنیا اوردم چاق شدم وسریع یعنی در عرض ۹ ماه ۱۹ کیلو اضافه وزن پیدا کردم هر چقدر هم فکر کردم که چی شد که چاق شدم نه فرمولی پیدا کردم که مثل ادمهائ که شنیدن ادم ازدواج کنه چاق میشه نه نمونه ای دیدم ودر عجبم که چی چشد من چاق شدم ممنون میشم بینهایت که مشکل منم حل بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/26 23:55
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 424 کلمه

        دوست عزیزم بنظرم تمام افراد چاق به طریقی در یه دوره ای زمانی از زندگی شون چاقی رو یاد گرفتند و در اون استمرار داشتند
        هم چاقی و هم لاغری هر دو یه هنر هست
        که مثل تمام هنرهای دیگه مثل نقاشی،خطاطی و…
        برای هر هنری لزوما ما باید از طریق و روشی اونو یاد بگیریم، تمرین و تکرار کنیم، وقت و زمان بگذاریم، بها پرداخت کنیم چه مادی و چه زمانی و چه معنوی و ارزشی و… تا در اون ماهر بشیم و به نتیجه دلخواه مون برسیم البته با توجه به عملکرد خودمون…
        پس همه ی ما چاقی رو از راه و طبق و روشی یاد گرفتیم، اگه پدر و مادر من چاق نبودند، خانواده و دور و برم چاق نبودند، حتما من فرمول های چاقی رو از یه جایی یاد گرفتم ، از تلویزیون فیلم ها و تبلیغات و پیام های بازرگانی، از رسانه ها و شبکه های مجازی، از معلم ورزش مدرسه،از همکلاسی ها،از همسایه ها،از فامیل و اقوام و دوست و آشنا، از پزشک ها، از کتاب ها و مجلات و…پس یجوری و به یه طریقی یه سری حرفها،دیده ها و شنیده ها رو باور کردم
        مطمئنا من ورودی های اشتباه و منفی به ذهنم وارد کردم و اونا رو باور کردم بهشون پر و بال دادم و به اوج رسوندمشون که بازتاب و نتیجه اش شده جسم الانم…
        ممکنه قبلا شنیده بودید توی بارداری همه چاق میشن و بعدش هم هیچوقت به هیکل قبلی شون بر نمیگردند و شکمشون صاف و تخت نمیشه
        ممکنه شنیده باشید توی بارداری باید به اندازه ۲نفر غذا خورد
        ممکنه شنیده باشید بعد زایمان برای تقویت خودت و افزایش شیرت باید غذاهای گرم و مقوی و خوب خورد و رژیم نگرفت
        ممکنه شنیده باشید قرص های مکمل و تقویتی اشتها آور و چاق کننده هستند
        ممکنه شنیده باشید قرص های ضد بارداری چاق کننده هستند
        ممکنهیه پزشک یه حرفی راجب یه دارو یا بیماری که باعث چاقی میشه بهتون زده باشه
        ممکنه از کسی چیزی نشنیده باشید ولی توی کتاب و مجله ای یه مطلبی خوندید یا اصلا یه عکس و تصویری دیدید یا توی تلویزیون و …چیزی دیدید
        مطمئن باشید هیچ چیزی بدون علت نیست و چاقی شما هم بدون هیچ علت و بطور خودبه خودی و طبیعی نیست
        باید علت و دلیل اونو توی خودتون جستجو کنید
        و اینکه در نهایت مقصر چاقی مون خودمون هستیم
        و حالا نیاز نیست من دنبال مقصر و دلیل بگردم تا بخوام سرزنشش و محکومش کنم، در حالیکه الان باید دنبال چاره کار بگردم
        که تنها چاره و گزینه درست همینجا، و لاغری با ذهن هست
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/13 16:58
      مدت عضویت: 689 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 554 کلمه

      💝 به نام خالق هستی بخش 💝
      🏵🏵 سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر دوره ی تناسب ذهن🏵🏵
      8️⃣ گام هشتم 👣
      سوال اول : چرا چاق شدیم ؟
      چون ما از دوران کودکی 👶 تحت تاثیر حرف اطرافیان 🗣 و رسانه ها 📻 📺 📽 🎬 🗞و خانواده 👨‍👩‍👧‍👧 چاقی رو یاد گرفتیم و تمام اطلاعات در دوره های مختلف زندگی ما در ذهن ناخودآگاهمون ذخیره شده بود مثلاً من در زمان بچه گی 👶بارها شنیده بودم کسی که زایمان می کنه مخصوصاً کسی که سزارین می کنه شکمش بزرگ می مونه🤰و نمونه های واضحش رو می دیدم چون مامان خودم چهار بار زایمان طبیعی داشت ولی شکمش خیلی بزرگ نبود ولی وقتی برای آخرین زایمانش سزارین شد شکمش کاملاً بزرگ موند به طوری که هر کس میدیدش ازش می پرسید که بارداره ؟ مامانم می گفت نه چون سزارین شدم شکمم 🤦‍♀️بزرگ مونده و چند نمونه دیگر هم دیده بودم که شکم بزرگی داشتن و من فکر می کردم 🤷‍♀️ به خاطر سزارینه و در دوران بچه گی برای من این فرمول ذخیره شده بود 🤯 اما تا زمانی که خودم سزارین نکرده بودم در من خفته بود 😴 و وقتی بزرگ شدم و خودم سزارین کردم این فرمول در من بیدار شد 👀 و شکم من بزرگ موند یا من در تلویزیون 📺 و اطرافیان زیاد شنیده بودم🦻که کم خونی و کم کاری تیروئید یکی از عوامل مهم چاقی به شمار میاد و وقتی فهمیدم خودم هم کم کاری تیروئید دارم هم کم خونی کاملاً طبیعی می دونستم که خیلی چاق بشم و حتی وقتی کم کاری تیروئیدم با طب اسلامی درمان شد لاغر نشدم چون عوامل بسیار زیاد دیگه ای رو باعث چاقیم می دونستم و انقدر رژیمهای متعدد گرفته بودم که دیگه فکر می کردم برای لاغر شدن باید شاخ غول رو بشکنم و کلی تلاش کنم و عرق بریزم و زجر بکشم و رژیمهای عذاب آور بگیرم و … چون فکر می کردم چاقیم ژنتیکیه و به شدت استعداد چاقی دارم 😑😑😑
      سوال دوم : چرا لاغر نشدیم ؟
      چون ما هر وقت خواستیم لاغر بشیم با انواع شکنجه مثل رژیم و ورزش و تحت فشار قرار دادن جسممون بوده و برای انجام هیچ کدوم این کارها موافقت ذهن ناخودآگاهمون رو جلب نکرده بودیم ! در تمام این موارد ما با ذهن خودآگاهمون تصمیم گرفتیم که لاغر بشیم و چون تمام موفقیت های ما در گرو موافقت ذهن ناخودآگاهمون بوده و هست و درصد موفقیتمون رو ذهن ناخودآگاهمون مشخص می کنه پس نتونستیم موفق بشیم 😑😑😑
      پس ما برای اینکه لاغر بشیم اول باید موافقت ذهن ناخودآگاهمون رو بدست بیاریم تا تلاشمون بی فایده نباشه یعنی روش لاغری با ذهن که مستقیم روی ذهن ناخودآگاهمون کار می کنیم و وقتی مرتب به فایلهای استاد گوش بدیم و تمرینامون رو انجام بدیم یعنی در مسیر لاغری هستیم و ذهن ناخودآگاهمون چاره ای نداره جز موافقت چون وقتی در کاری استمرار داشته باشیم و زیاد بهش توجه کنیم ذهن ناخودآگاهمون مجبور میشه با ما همسو بشه و از اونجایی که ذهن ما به شدت کم مصرفه و از تغییر خوشش نمیاد در انجام کارهای جدید باید مجبورش کنیم و تنها راهی که می تونه ذهن ما رو به انجام کارهایی که نمی خواد مجبور کنه استمرار داشتن و توجه به یک موضوعه پس ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در راهی قدم گذاشتیم که به لاغری و تناسب همیشگی ختم میشه 🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 17:58
      مدت عضویت: 681 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,769 کلمه

      💖 بنام خدای مهربان 💖

      💜سلام استاد خوبم و دوستان هم مسیرم 💜

      🌹گام هشتم 🌹 چرا چاق شدیم و چرا لاغر نمیشیم 🌹

      منم اول ژنتیک رو عامل چاقی میدونستم چون هم بابام چاقه و هم مامانم 😉 و خیلی دیگه از افراد خانواده هم مادری هم پدری ولی اگه فکر میکردم ارثیه 🤔 چطوری میتونستم تغییرش بدم اصلا چرا تلاش میکردم ژنیک رو که اصلا نمیشه عوض کرد و چرا بارها تونستم مقداری از وزنم رو کم کنم واقعا چرا 🤣😁 بیماری کم کاری تیرویید و بقیه بیماریهام رو هم میدوستم و خیلی از اطرافیانم بودن که همین بیماریها رو داشتن و از لاغری رنج میبردن یا دوستم پرکاری تیرویید داشت بر خلاف باور همگانی که میگن پرکاری تیرویید باعث لاغری شدید میشه اما دوستم هم وزن من بود من کم کار اون پر کار جفتمونم تا مرز ۱۵۰ کیلو در رفت و امد و تلاش بودیم 😂 متابولیسم پایین رو عامل چاقیم میدونستم و فکر میکردم هیچ سوخت و سازی در من وجود نداره 🤔 کاملا خودم این فکر رو میکردم و مربوط به ذهنم بود و به مدیر کارخونم این فرمول رو داده بودم که همیشه هم بدنم یخ زده بود ولی الان به حدی گرم شده بدنم که حتی از پتو هم نمیتونم استفاده کنم خب این فرضیه پایین بودن متابولیسم چجوری عوض شد من که نه دارویی استفاده کردم نه کسی برام راه درمانی داشت جز اینه که با ذهنم باورمو عوض کردم و قبلا همیشه از سرما شکایت داشتم که همه میگفتن چاقی تو پفکیه پس چرا هیچوقت گرم نمیشی این همه چربی داری و باید برعکس باشه و حالا از گرم بودن همش شاکیم 😂😂😂 کم تحرکی و خوردن هم عامل مهمی بود برام 🤔 خب خیلیا از اطرافیانم همیشه در حال استراحت هستن تحرکشون خیلی و چندین برابر منم میخوردن ولی از لاغری رنج میبردن درسته من تحرکم کم بود ولی اونا خیلی خیلی کمتر از من تحرک داشتن 😂 ترس از خوردن داشتم دقیقا اونا ترس از نخوردن و بی اشتهایی داشتن درست برعکس من و میگفتن وای الان این مشکل برا من بوجود اومد تا مدتها اشتهام رو از دست میدم خب من که با فشار و رژیم کلا بی میل و اشتها بودم اونا اگه چند روز بود بعدش درست میشدن ولی من دائما بی اشتها بودم لاغرم نمیشدم فقط حسرت خوردن داشتم 😂

      👆👆👆 دقیقا تمام دلایل چاقی من مسخره بودن و مانع لاغری من نه دلیل چاقی من 😄😅😉
      انصافا من زبان چاقی رو یاد گرفته بودم و تمام افکار من ترس از چاق و چاق تر شدن بود لاغرا هم ترس از لاغر و لاغرتر شدن بود

      مامان من اصفهانی بود و در اصفهان زندگی میکرد و خیلی از اصطلاحات و کلمات اصفهانی در لهجه اش بود و من در قم بدنیا اومدم و خیلی از کلماتی که مامانم استفاده میکرد در لهجه قمی مسخره بود و اصلا دوستام بلد نبودن و اکثرا کلمه ای میگفتیم کلی دوستامون تو مدرسه مسخره میکردن میگفتن این دیگه یعنی چی 😂😁 شما کجایی هستین اوایل برام عجیب بود و مقاومت میکردم بعد میدیدم حق با اوناست ما جور دیگه میگیم 😄 دیگه لهجه و آموزشی که از بچگی عادتمون بود طبیعی دیدیم با اونا فرق داشته باشیم چاقیم رو هم با همین شکستها برای خودم طبیعی کرده بودم که من یا لاغر نمیشم یا باید خودکشی کنم تا لاغر بشم 😅😆😥 و اصلا خودمو لایق تناسب اندام نمیدیدم 🙄 و یا حتی با زنداییم که اصفهانی هست حرف میزنم تلفنی خواهرم میگفت قشنگ فهمیدم از لهجه ات که با زندایی حرف میزنی یهو کلا لهجت عوض شد برای خودمم خنده دار بود که بی اختیار انقدر تحت تاثیر لهجه زنداییم قرار میگیرم و خواهرم کلی بهم خندید😂 که حتی خودمم متوجهش نبودم 😄😅 با این که زبان محلی منم نیس گاهی مسافرت میریم قشنگ لهجه ام بر میگرده 😍🤗 حتی بعضی از اقواممون اطراف شیرازین میرن شیراز و میان دیگه هیچکس حرفاشون رو نمیفهمه ولی دوباره یه مدت با ما حرف میزنن لهجشون تغییر میکنه و عادی میشن با شرایط

      واقعا در شرایطی که از قبل شنیدی و فرمول باور پذیری شده در ذهن وقتی اون شرایط پیش بیاد و قبلا تصویر سازی شده و ترموستات ذهنی شده اون فرمولا دانلود میشن و مرتب با دیدن نتایج نسبی هی قوی تر میشن 😅 وگرنه از قبل این الگو هست در ذهن و با باور سرعت انتقال دانلودها بیشتر میشه 😂 بارها یه جمله رو شنیدیم و خیلی طبیعی میدونیم اتفاقات تغییر رفتار خوردن و اینا مخصوصا برای نمونه ازدواج و چاقی بعد از ازدواج که مرتب تا میبینن طرف چاق شده میگن ای ول ازدواج بهش ساخته و نشونه لیاقت هر دو طرف هست اینکه بگن شوهرش یا زنش هوای هم رو دارن خیلی خوشن که چاق شدن یا خیلی دست پخت زنش بده از دست پخت مادرش افتاده و زن هم میخاد از مادرشوهر کم نیاره مدام غذاهای عالی و خوشمزه میپزه یا مرد برای نشون دادن لیاقتش برای همسری مدام خورد و خوراک و خوشمزه جات کور از خدا چی میخاد دو چشم بینا 😂😂😂

      ما میتونیم با تکرار اموخته های جدید متناسب بشیم و بازهم با تکرار اموخته های قبلی دوباره چاق بشیم پس باید تمرکز بزاریم رو کدوم اموخته ها به نفعمونه 🙄🤔😅 صد در صد اموخته های جدید زبان لاغری به صورت یواش یواش و نگرانی برای چاقی نیس

      وقتی من بافتنی یاد میگیرم دیگه همیشه بلدم ببافم الان که مشغول لذت بردن از سایت و تمریناتم هستم کمتر وقت دارم ببافم ولی عشق به تمرینها و سایت نمیزاره من ببافم بیشتر با اینا عشق میکنم و چون رماتیسم مفصلی دارم دوباره که میخام شروع به بافت کنم دستم یکمی بیشتر درد میگیره😍 اما یکم که میبافم دوباره دستم عادت میکنه و یا حتی اگه مدلم و نقشه رو کمی فراموش کرده باشم خیلی راحت تر و اسون تر از بار اولی که تحت آموزش اولیه بودم با نیم نگاهی همه چی به مهارت میرسه اونقدر وقت و زحمت از من نمیخاد زود همه چی به روال برمیگرده دست من و انگشتان من هم عوض نمیشه که همون دسته همون مشکلات درونشه ولی عشق و لذت به بافتن هر درد و فشاری رو برای من به لذت و💜 عشق 💖تبدیل میکنه و میدونم که این فشار فقط اولشه جسمم خودشو به ذهنم میرسونه پس برای یادگیری تناسب هم همینم تا ابد اگه الان بیشتر باید تمرین بنویسم و بیشتر وقت بزارم در آینده که کامل به مهارت رسیدم چندتا از فایلای فوق العاده و انرژی بخش در مسیر رو فقط لازم دارم شاید فقط گوش دادن یه آهنگ از به روز رسانی فرمولها و آموزشات سرزمین خشکیده زمان چاقی یا کرمی رو نیاز داشته باشم افت کشی و انتی ویروس بزارم براش چون انقدر به صدای استاد علاقه دارم که حتی یل استوری یه متن در ذهنم با صدای پر صلابت و طنین انداز استاد گلم پژواک میشه و نیازی به تلاش نیس فقط عشق و حاله و لذت از در مسیر شگفتی ساز بودن و هر گونه گرفتاری جدیدی رو به راحتی با فرمولهای قوی استاد پاکسازی میکنم میره 😍😍😍🤗🤗🤗 من خیلی خوشبختم من تا ابد گنج و ثروت ابدی دارم در این مسیر هم هر چی خرج کنم و اهدا کنم به خودم انعکاسش تو زندگی خودمه و از بالا رفتن قیمتهای دوره ها هم هیچ هراسی ندارم و مطمئنم 🌹 خدا 🌹بهم هدیه میده 🥇💖 کلامی رو که از زبان بهترین بنده اش جاری ساخته چون خودش این راه رو برای من قرار داد و انتخابم کرد برار سعادت روزافزون 💖 من راهی ندارم جز راه خوشبختی 💖 چاره ای نیس با این اموزشها جز لذت بردن 💖 تمام جنبه های زندگیم از همه لحاظ در حال پیشرفت و بهبوده 💖 شجاعت من برای تغییراتم فوق العادست 💖 تولد من در نوشتن 💖 تولد من در لباس خریدن 💖 تولد من از شنیدن تشویقهای اطرافیان 💖 تولد من برای رسیدن به همه آرزوهای قلبیم و رویاهای بی نظیر خواستنیم 💖 تولد من در داشتن ذهنی بی نهایت قدرتمند 💖 تولد من در شناخت استعدادهای درونی که همشون جزو خدمات در بدنم به صورت خفته هستن و بیداریشون 💖 تولد من در شناخت بهتر و بهتر ذات یکتای پروردگارم 💖 تولد فرشته درونم 🌹 فرشته خوشبختی🌹 که روز به روز فرشته ام جذاب تر و بزرگ تر و بی نظیرترین میشه وای نفسم تند شده فرشته ام خیلی از این بخش خوشش اومد انگار داره فریاد میزنه اره اسی من همیشه بودم و هستم تو منو لایق نمیدیدی و همیشه منفی باف نمیزاشت صدانو بشنوی داره از درونم فریاد میزنه منو بهتر و بهتر بشنو چنان انگشتامو پر قدرت داره حرکت میده واقعا خودمم نمیفهمم دارم چی مینویسم قدرتش برتر از ضعفها و سستی های منه واقعا انگار داره برام مورس بود چی بود که حتی املایی و اصطلاح درستش رو یادم نمیاد😂 میفرسته همونایی که انسانهای نخستین با آتش و دود به هم پیام میدادن هیجانم خیلی خیلی زیاده وای خدای من مرسی مرسی از اینهمه شور و اشتیاق و لذت نامه فرشته من بی اختیار منه و به حدی شور و شعف دارم که قلبم خیلی تند میزنه بی اختیار و فقط خودم متوجه این انقلاب درونی هستم اون دیکته میکنه و من مینویسم همین سوادم که قبلا یاد گرفتم و قدرت کلمات من داره استفاده میکنه تا حرفاشو بهم بفهمونه میگه بنویس و بنویس و لذت ببر این یک کودتاست یه موج از امیده یه موجی از نوره خدایا اصلا دست خودم نیس این ارتعاشات بی نطیره بی نظیره بی نطیره سیم اتصالاتم بدجوری وصل شده و قادر نیستم این متن رو به پایان برسونم ولی به دیدگان شما رحم میکنم شاید الان میخاد حرفای خصوصی تر بهم بزنه وای هیچی رو دیگه نمیبینم

      🌹۵۰ کیلویی شدنم حتمیه 🌹من خوشبخت ترینم 🌹 من به انرژی پاک الهی وصلم 🌹 در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و شگفتی اور 🌹من آلیس در سرزمین عجایب هستم 🌹 وای عضلات شکمم به شدت درگیره و حس شکم تخت شدن دارم 🌹 کمر باریک و دلربا 🌹 اندامی به شدت زیبا داره خلق میشه 🌹 خوشبختی دائمی حق منه 🌹 لیاقت بهترینها تو وجودم بوده و هست 🌹 اشتیاقم ببی نهایت رو به افزایشه 🌹 خدایا شکرت شکرت شکرت 🌹 و رسیدن به لحظات ملکوتی اذان مغرب و حس نماز و شکر گزاری منو از ادامه نوشتن باز میداره و بهتره که همین جا این تمرین تمام بشه هر چند دوست دارم باز ادامه بدم

      💜 استاد خیلی گل هستین منو چنان به شور و وجد و هیجان اوردین که بی حد و اندازست 💜

      🌹 دوستان هم مسیرم برای همتون ارزوی موفقیت و تجربه چنین حال فوق العاده ای رو دارم 🌹

      💖 هر جا که هستین شاد باشین و در مسیر تغییر کردن و تایید کردن و متناسب شدن 💖

      👆👆👆👆با نوای دل پذیر استاد رضا عطار روشن 👏👏👏👏👏 استاد خیلی استادین 🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/28 15:22
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود دوست عزیز 👏👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹🌹
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/12 05:20
      مدت عضویت: 230 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 823 کلمه

      به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
      “چرا چاق شدم؟” این سوالی است که من هم مانند همه افراد چاق، به دنبال پاسخ آن بوده ام. در گذشته همیشه علت چاق شدنم را عوامل بیرونی مانند وراثت، متابوليسم پایین، مصرف دارو و … می‌دانستم و با گذشت زمان به لیست عوامل چاقی ام افزوده میشد. وجه مشترک تمام این عوامل این بود که همگی عوامل بیرونی و خارج از کنترل من بودند، بنابراین من خودم را محکوم به چاقی می دانستم. در حقیقت به دلیل عدم اطلاع از علت اصلی چاق بودنم، تمام عمر مسیر اشتباه رفته ام و هیچکس از مسیر اشتباه به مقصد نمیرسد. براساس آگاهی که از این گام کسب کردم متوجه شدم که دلیل اصلی چاقی من این است که مهارت چاقی را مانند هزاران مهارت دیگر در زندگی از خانواده، جامعه، اطرافیان و حتی رسانه‌ها یاد گرفته ام و الگو برداری کرده ام. یادگیری مهارت چاقی توسط من شامل دو بخش آموزش و الگوبرداری بوده است.
      اولین مهارت چاقی که یاد گرفتم گره زدن احساسات با خوردن و مهار احساسات با خوردن بود. وقتی در کودکی ناراحت بودم و گریه کردم با خوراکی، شکلات و بستنی من را تسکین داده اند. وقتی از موضوعی عصبانی بودم، من را با خوراکی آرام کرده اند. وقتی از موفقیتی و موقعیتی شاد بودم با کیک و شیرینی و رستوران آن را جشن گرفته ایم. حتی حس سرما را هم با خوردن نوشیدنی، سوپ یا آش گرم برطرف میکردیم.
      دومین مهارت چاقی که یاد گرفتم گره زدن سلامتی و بنیه قوی بدن با خوردن بود. این ماده غذایی را بخور که سرما نخوری، اینو بخور مغزت برای امتحان خوب کار کنه، اینو بخور ضعف نکنی، اینو بخور مریض نشی، اینو بخور جون داشته باشی راه بری و …
      سومین‌ مهارت چاقی که یاد گرفتم خوردن تمام غذایم و خالی کردن بشقاب بود که همیشه به آن تشویق میشدم و به توصیه دیگران با خوردن تمام غذای بشقابم و اسراف نکردن موردمحبت خدا قرار میگرفتم. چهارمین مهارتی که یاد گرفتم و به صورت غیر مستقیم باعث چاقی من بود ، لجبازی است. یعنی ابتدا لجبازی را یاد گرفتم و بعد وقتی از خوردن منع میشدم، لجبازی میکردم و بیشتر میخوردم. حتی الان هم وقتی همسرم و یا خانواده ام موقع خوردن بهم تذکر بدهند، ناخودآگاه بیشتر میخورم.
      بخش دوم یادگیری مهارت چاقی توسط من الگوبرداری بوده است. یعنی با نگاه کردن به دیگران و تقلید، آن را یاد گرفته ام. مثل چای شیرین صبحانه، خوردن برخی غذاها با نان، خوردن چایی حتما با یک ماده شیرین ( قند، شکلات، شیرینی و …) الگو برداری از مادرم که به دلیل حیف بودن باقیمانده غذا را دور نمی ریخت و می‌خورد. یکی از مهمترین مهارتهای چاقی که از مادرم الگوبرداری کردم دغدغه داشتن برای غذا است. مثل مادرم باید از روز قبل برای ناهار و شام فردا فکر کنم که چی بپزم که تکراری نباشد و تنوع داشته باشد، اصلا غذا خیلی مهم است باید برای روز بعد برنامه‌ریزی کرد. از دیگر موارد الگوبرداری، چاقی بعد از ازدواج و زایمان بود که همیشه راجع به آن شنیده ام و نمونه های زیادی در فامیل و اطرافیانم دیده بودم.
      به نظرم یکی از موارد خاص در ارتباط با آموزش چاقی موضوع مهمانی است. در فرهنگ بیشتر خانواده های ایرانی مفهوم مهمانی با خوردن همراه است. وقتی میزبان هستیم تمام دغدغه ما تهیه انواع مواد غذایی برای مهمانی است. انواع نوشیدنی، شیرینی، شکلات، آجیل، میوه، تنقلات، چند مدل پیش غذا، چند مدل غذای اصلی و دسر تدارک میبینیم و هرچه عزت و احترام مهمان بیشتر، غذا چربتر و متنوع تر است. هیچ وقت برای تدارک موسیقی، بازی و سرگرمی در مهمانی دغدغه نداریم. بالتبع وقتی به مهمانی دعوت میشویم فقط به خوردن فکر میکنیم. کلا کیفیت مجالس عروسی، عزا، تولد و … با نوع پذیرایی آن سنجیده میشود. اگر در بحث خوراک نمره قبولی بگیرد بقیه موارد خیلی اهمیت ندارد!
      سوال بعدی این است که چرا لاغر نمیشوم؟ با توجه به سوال قبلی، پاسخ این سؤال کاملا روشن است. چون مهارت لاغر بودن را یاد نگرفته‌ ام. استفاده از رژيم غذایی، ورزش و داروهای لاغری، مهارت لاغری به من یاد نداده و باعث فراموش کردن مهارت چاقی هم نشده است. فقط از طریق فشار به جسم تا حدی وزنم کاهش یافته ولی بعد از رها کردن این روش‌ها، چون فقط مهارت چاقی را بلدم، دوباره چاق شدم. خوشبختانه ظرفیت انسان برای یادگیری مهارتهای گوناگون نامحدود است. پس ابتدا باید لاغری را به ذهن خودم یاد بدهم و بعد با تکرار و تمرین آموخته ها، آن را به مهارت در زندگی تبدیل کنم. سپس جسم من با تغییر وضعیت دادن به لاغری و تناسب، مهارت لاغری را نشان میدهد. و باید در این کار استمرار داشته باشم تا مهارت لاغری کسب شده دایمی شود. در نتیجه باید صبور باشم و عجله نکنم.
      سؤال اساسی بعدی این است که چگونه باید لاغری را به ذهن آموخت؟ پاسخ این است که تنها راه آن، آموزش لاغری با ذهن و تناسب فکری زیر نظر استاد گرامی جناب آقای عطار روشن عزیز است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/10 18:16
      مدت عضویت: 299 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 439 کلمه

      بنام خدا 🌸گام هشتم: چرا چاق شدیم وچرالاغرنمیشیم؟:درسی مدت زمانی که زندگی کردیم و زندگی کردن و یا گرفتیم ماچاق شدیم من یادگرفتم چاق بشم مثل زمانیکه بچه بودم و ازخانوادم یادگرفتم به صورت ناخودآگاه فارسی حرف زدن ومحلی حرف زدن رویادگرفتم دراین مواردمن انتخاب نکردم که چه زبانی روحرف بزنم وازخونوادم یادگرفتم به صورت ناخودآگاه ازاونهاالگوبرداری کردم درنحوه ی چاق شدن هم به همین شکل بوده من ازطریق الگوبرداری ازاون هاچاق شدم دراون زمان من باتوجه کردن به اونها من از اونها الگوبرداری میکردم به همین خاطر هم راحت چاق شدم و زمانی هم که بزرگ شدم با قرارگرفتن در سطح بزرگتروگسترده ترمن چاقی رویادگرفتم باتوجه کردن به افرادچاق و نتایج اونهابادیدن و پیگیری وتکرارکردن چاق شدیم ذهن به هر چیزی که توجهش جلب بشه به همون سمت منوهدایت می‌کنه درسی این همه سال من باتوجه کردن به چاقی درمسیرچاقی وچاقی بیشترقرارگرفتم همین هم دررفتارمن باغذاوباورهام صدق می‌کنه مثلامن از نشستن وکم تحرک بودن ترس داشتم چون باور داشتم که نشستن ادموچاق می‌کنه وبارهااینوشنیده بودم ازدیگرانکه نشستن ادموچاق می‌کنه وکم تحرک بودن اماباینکه کارهای خونه رو انجام میدم همینکه می‌نشستند وزمان می‌گذشت من وقتی به ساعت نگاه میکردم عذاب وجدان سراغم میومدکه من بااین نشستن چاق میشم در واقع اونفکرواونتوجهی که من به نشستن دارم باعث چاقی من شده نه نشستن من نمیتونم باذهنم بحنگم تالاغربشم بای باذهنم صلح کنم تالاغربشم ونبایدتسلیم واسیرچاقی خودم رو بدونم چاقی مزیت‌های زیادی داشته همون طور که معایب زیادی هم داشته پس باید برای صلح کردن باچاقی مزیت هاشوپیداکنم واین که طبیعی ندونم چاقیمووباعملی که انجام میدم تصویرذهنیمو تغییر بدم هربار که من باتوجه کردن به آدمهای چاق الگو برداری به صورت ناخودآگاه درمان شکل می‌گرفت ومن بیشترباورمیکردم من بیشتر رکسی چاقی راحتترقدم برمیداشتم وبانجام هرروزه ی کارهام واحساس بدداشتن نسبت به اون کارهامون تصویر ذهنی چاقیمووباعملی که انجام میدادم وپررنگترمیشدمثل زمانیکه تومدرسه نمره ی بدمیگرفتم وهربارکه ازمعلم حرف می‌شنیدم وسرزنش میشدم تصویری از شکست خورده بودن دراوندرس رودرذهنم تجربه میکردم واحساس بدکست خورده بودن روباتمام وجودلمس میکردم درچاقی هم به همین شکل بوده ومن الگوهاوتصویرهای ذهنی درمسیرچاقی بوده حتی زمانیکه غذامیخوردم وقتی که پنج تابشقاب غذامیخوردم وهرباراون کاررولنجام میدادم تصویر ذهنی مقدار غذای موردنیازدرذهن پنج بشقاب بودوبعدحتی ممکن بودبیشتربشه این شکلی هم تصویر ذهنی عادتهای غذای ورفتارغذای زیادهوردن روتجربه میکردم برای همین هم نمی‌تونستم لاغربشم چون ذهن من از اطلاعات چاقی پرشده بودپس برای لاغر شدن بایدازاطلاعات لاغری پربشه و اطلاعات لاغری جایگزین اطلاعات چاقی بشه مطمئن هستم که دیگه چاقی ارثی نیست بلکه این چاقی همش ذهنیه وبرای لاغرشدن بایدبیشترادامه بدم تابهتربتونم خودموبشناسم وبتونم مطلبودرست درک کنم تا بتونم بهترعمل کنم وایمان پیداکردم که جواب میگیرم و جسمم به اون چیزی که علاقمه تغییرشکل میده،،🌸🌸🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 20:30
      مدت عضویت: 643 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 977 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      علت چاقی خیلیا عدم اطلاع از علت اصلی چاق بودن خودشون هست و خیلیا میگن یا کم کاری تیرویید دارم یا ژنتیک و یا کم تحرکی دارم و یا غداها رو عامل چاقی میدونستن و چاقی خود رو تا حدی پدیرفته بودن .
      و من هم قبل از این دورها خیلی دلیل برای چاقی خودم داشتم که اشتهام زیاد چون کم کاری تیرویید دارم و چون قرص هورمونی میخورم و چون غذاهایی که مصرف میکنم همه چاق کننده هستن و چون هله هوله میخورم مثل چیپس و پفک و چون کم تحرکی دارم پس جسم من نمیتونه لاغر بشه من هم پدیرفته بودم و اما حالا که در دورها هستم علت چاقی رو فقط ذهنم میدونم که طبیعتش چاقی بوده و هنوزم یه مقدار هست و آموزش دیده این چاقی رو و کلی باور اشتباه داشتم که مانع لاغری من شده مثلا چاق شدن راحت و آسون هست ولی لاغری با سختی و رنج هست و من باید یادبگیریم لاغری رو با کلی باورهای جدید و لاغر کننده مثلا لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست .
      و از وقتی که با این دورها آشنا شدم دیگه ذهنم چاقی رو طبیعی نمیدونه برای خودم و به دنبال از بین بردن چاقی با تلاش و تعهد و استمرار در این مسیر و از همه مهمتر عمل کردن به حرفهای استا د هستم .
      همه ی ما یه روزی متولد شدیم در شهرها و مناطق مختلف متولد شدیم با آداب و رسوم و فرهنگهای مختلف اما همه ی ما به زبان فارسی صحبت کردن رو بلد هستیم آیا ما انتخاب کردیم فارسی حرف بزنیم ؟خیر آیا ما با زحمت اون رو یادگرفتیم ؟خیر نه خود به خود و راحت یاد گرفتیم اما زبان دیگه مثلا آلمانی رو به راحتی میتونیم الان یاد بگیریم ؟نه اون رو به سختی یاد میگیریم در صورتی که اگر در آلمان متولد شده بودیم و در یه خانواده ی آلمانی بودیم اون رو به راحتی یاد میگرفتیم و حرف میزدیم و برعکس فارسی صحبت کردن برای ما سخت بود .پس همه ی ما از خانواده خیلی چیزها رو یاد میگیریم و آموزش میبینیم .همه ی این زبان و لهجه ها فرمولهای ذهنی هستن که از کوچکی یاد ما دادن و ما آموزش دیدیم و هیچ وقت ما اونها رو فراموش نمیکنیم چون برای هر چیزی آموزش دیدیم و اون رو یاد گرفته ایم پس نمیتو نمی تونیم فراموشش کنیم .
      بیشتر افراد چاق پدر و مادر چاق داشتن و چاقی والدین خیلی در چاقی بچه ها تاثیر دارن و حالا شاید خیلیها پدر و مادر چاق ندارن و فقط با دوستان چاق بودن و از یه سنی چاق شدن و خیلیها از سن بلوع چاق میشن چون باور کردن که با سن بلوع چاق میشن و هیچ دلیل علمی هم نداره و اما خیلیها به سن بلوغ میرسن ولی لاغر هستن و خیلیها با ازدواج چاق شدن و باور کردن و چاق شدن بازم هیچ دلیل علمی هم نداره و اما خیلیا ازدواج کردن و لی لاغر هستن .
      خیلی از این فرمولها در ذهن شما به صورت تصویر ذهنی ذخیره میشه و به صورت فرمول در میاد و هر وقت موقعش شد خود به خود اجرا میشن و همه ی اینها در صورتی اتفاق میفته که جمله ی مخرب رو شنیدن و باورش کردن و خیلیها که بعد از ازدواج چاق نمیشن ممکنه این جمله رو شنیده باشن اما باورش نکرده باشن و یا بعضیها میگن از ۴۰ سالگی به بعد ما چاق شدیم در صورتی که خیلیها باور ندارن و چاق هم نمیشن .
      همه ی افرادی که به دلیلی جمله های چاق کننده رو شنیدن و باور کردن و طبق قانون جذب اون رو پدید آوردن چون منتطر بودن تا در اون شرایط اون جمله ی ما اتفاق بیفته.
      البته برای ذهنتون چاق شدن طبیعی میشه نه برای خودتون و این ذهن مون نیرویی هست که خیلیها از اون شاکی هستن و بعضیا بهش میگن اشتها و یا ریزه خواری کردن و یا نوک نوک کردن و …
      چرا لاغر نمیشیم ؟اگر قبول کرده باشید شما چاق شدن رو مثل حرف زدن یاد گرفته باشید پس نمیتونید اون رو فراموش کنید و حالا شما هر چقدر مواد محتلف مصرف کنید نمیتونی فارسی حرف زدن رو فراموش کنید پس نمیتونید با هیچ موادی چاقی رو هم فراموش کنید و شمل با عمل جراحی فک و .. نمیتونید فارسی حرف زدن رو تغییر بدید پس با هیچ عملی هم نمیتونید چاقی رو از بین ببرید اما با آموزش دادن میتونید زبان دیگه رو هم یاد بگیرید پس با آموزش هم میتونید لاغری رو یاد بگیرید .
      من هم تجربه ی استفاده از رژیم های مختلف رو داشتم و اما هیچ وقت نتونستم جلوی چاق شدن رو بگیرم تنها راه متناسب شدن این هست که لاغری رو آموزش ببینیم و با تکرار آموزشها یواش یواش لاغر میشید و نه یهویی و یک دفعه و اون وقت که لاغری رو یاد گرفتی مطمعنی که میتونی متناسب بشی مثل هنر خیاطی که بریدخیاطی رو آموزش ببینید دیگه میتونید خیاط ماهری بشید پس لاغر شدن هم مثل هر موضوعی دیگه در زندگیت هست باید یادش بگیرین و یه هویی نیست ما هیچ آموزشی رو یه هویی به دست نیاوردم ولی نمیدونم چرا یه هویی میخوایم لاعر بشم و هر جا حرف از لاغری بوده من کنجکاو بودم ببینم راه لاغری چی هست که انجامش بدم ..
      متناسب شدن خیلی آسون و راحت و لذت بخش هست و ما بعد از این همه سختی کشیدن تازه با این دورها میفهمیم چقدر ساده و راحت هست .
      چاقی یه بار دیگه فرصت میده ما دوباره زندگی کنیم و یه زندگی بدون استرس و عذاب وجدان و نگرانی و رنج و سختی و…داشته باشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 18:27
      مدت عضویت: 420 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 297 کلمه

      سلام به همگی دوستان 🌷🌷🌷🌷🌷
      این فایل دوتا نکته خیلی مهم و عالی داشت برای من به شخصه یکی جمله ی :تنها راه لاغر شدن یادگرفتن لاغریه و یکی هم آخرای فایل که گفتید کسی که چاقه و لاغر میشه لذت هایی رو تجربه میکنه که هیچ فرد لاغری اونو تجربه نکرده لذت لباس شیک و رنگ شاد خریدن و پوشیدنشون،اعتماد بنفس بالا تو مهمونیا و مجالس و هزار تا مزیت دیگه ….. من با فکر کردن به همین دو مورد احساسم فوق العاده میشه و آرامش عجیبی میگیرم . وقتی ما باور کنیم و خودمون از درون به این نتیجه برسیم که فقط و فقط با آموزشه که میشه لاغر شد یدفعه انگار یه بار سنگین از رو دوشمون برداشته میشه و ذهنمون باهامون خیلی خوب راه میاد و این بنظرم استارت افتادن تو سرازیریه مسیره تناسبه چون هرچیزی و براذهنمون آسون کنیم شسته رفته براش روشن کنیم دیگه دلیلی نداره باهامون همراهی نکنه . حالا که از گام اول قدمامون رو درست برداشتیم و باور کردیم که از طرف خداانتخاب شدیم پس یعنی شکی تو درست بودن این مسیر نیست؛ عوامل چاقیمون رو هم پیدا کردیم یعنی همون فرمولای اشتباهی که تو ذهنمون ایجاد کردیم،باور قدرتمند لایق بودن اندام زیباو متناسب رو در خودمون داریم ایجاد میکنیم ، طبیعت بدنمون هم که فهمیدیم بطور پیشفرض تناسبه امروز هم که اصل داستان و درک کردیم که فقط وظیفمون یادگیریه نه هیچ عامل بیرونی مثل رژیم و ورزش و جراحی………. پس متعهد بشیم همین روش و تا گرفتن نتیجه عالی و رسیدن به اندام رویایی ادامه بدیم و شگفتی بعدی ما باشیم بااحساس خوب با تمرکز ذره بینی روی لاغری و تناسب و مزایای اون و،بااحترام به جسممون و دوست داشتن بی قید و شرط خودمون.تشکر استاد بابت فایل فوق العادتون 🌸🌸🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 14:47
      مدت عضویت: 200 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه


      (شرح بر اساس محتوا، توضیح رفتار چاق کننده بر اساس محتوا)
      .
      سلام ب همگی
      گام هشتم😍😍
      توی هر تجربه ای بدی یک فرصت وجود داره…توی هر شکست یا تجربه ی تلخی چیزهایی وجود داره ک میتونیم ازشون درس بگیریم و برای رشد خودمون استفاده کنیم..
      «مثل تجربه ی تلخ رژیم گرفتن»
      ک هر بار با شکست مواجهه بوده.
      اما الان ی فرصت هست
      فرصت ؛لاغری با قدرت ذهن ک من عاشقشم♥️♥️
      ما از بدو تولد ی سری عوامل رشد طبیعی بدنمون بوده و احتیاجی ب یادگیریش نداشته ایم
      مثل:قدبلندتر شدن..دندون های شیری افتادن و بعد دندانهای همیشگی درآمده است..موهاوناخن های ما مرتب رشد کرده اند ک گاهی کوتاهشون میکنیم ..استخوان های دست و پا و همه ی قسمت های بدن ما رشد کرده اند.و..‌…..
      اما ب مرورچیزهایی رو از پدرو مادر ..مربی .واطرافیان رو آموزش دیدیم مثل:کفش پوشیدن..حمام کردن و غذا خوردن..
      چرا من چاق هستم؟؟🤔🤔
      اگ این سوال و چند ماه پیش ازم میپرسیدن ک پرسیده بودن هم
      همیشه جوابم این بود ک خیلی میخابم..کاری ندارم ..تحرک ندارم..فقط میخورم و میخابم😐ک باین جوابها رو ب رو میشدم .ک بابا کمتر بخور .ورزش کن ..بیکاری باشگاه برو..پیاده روی کن..برقص..وهر کی ی چیزی تجویز میکرد بعنوان چربی سوز
      اما حالا ک میدونم غذا ها قدرت چاق کنندگی ندارن..ورزش تاثیری در لاغری نداره..پیاده روی لاغر کننده نیست…و دمنوش های چربی سوزی ک تحویز میکردن دخالتی در لاغری من نداره و غقط باعث معده درد من میشد نداره
      بیان ازم بپرسن ک چرا چاقی میگم
      من بخاطر ی ✊ مشت کلمه ..و افکارهای چاق کننده ک برای خودم طبیعی‌شون کردم چاقم..بخاطر رفتارهای ک مقصر اولش خودمم چاقم چرا؟؟؟چون همیشه ب هر کی میرسیدم ک ی خورده جمع و جور شده پیگیرش میشدم ک چیکار کردی خیلی خوب شدی…
      باشگاه میرفتم ورزش من ی چیزی بود .کسی ک تناسب اندام داشت و بدنسازی کار میکرد ی چیزع دیگ.و میرفتم حرکات وورزش اون و انجام میدادم.در حالی ک نمیدونستم ک همه ای این تلاش ها و رنج و سختی ها.همش بخاطراینه ک دارم ب چاقیم اهمیت میدم🤭🙄😬
      میگم بهشون ک دارم یادمیگیرم..ک چاق بودنموطبیعی ندونم…یاد میگیرم .ک فرمول های لاغریمو جایگزین فرمول های چاقی کنم.یاد میگیرم ک غذا هارو ک دوستدارم و نمیتونم ازشون بگذرموو باعث عذاب روح و روانم بشه و رو استفاده کنم ب اندازه نیاز بدنم…ن با حرص و ولع..و فکنم بخورم ک دیگه گیرم نمیاد و تموم میشه
      بهشون میگم ک در کنار یادگیری لاغری با ذهن دارم تغییر شخصییت میدم..🤩💃👸
      چرا ب راحتی چاق شدم و ب سختی لاغر میشویم؟؟🤔🙄
      چاق شدنم بخاطر فرمول ها .افکار.و باورهایی ک نمیدونم از کی و از کجا در ناخدااگاه من ذخیره شده .و ب هر چیزی ک فکرشونمیکردم ک باعث چاقی من بشه و شد توجه کردم خواسته یا ناخواسته
      اما لاغری و برای من ی غول ساخته بودن از نخوردن.محرومیت.رنج و سختی.عرق کردن ک اگ نکنم چربیسوزی انجام نمیشه…تحرک زیاد.نخوردن .نون .برنج.ماکارونی.سیب زمینی.شیرینیجات.نمک.شکر.گوشت قرمزفقط تو هفته یکبار🙄دیگ🤔چربی
      و…خیلی چیزا ک حضور ذهن ندارم تنها آزاد ب خوردن سیر بودم و لیمو ترش و سینه مرغ😤☹️😩😓
      بخاطر همینالاغری و هیلی سخت و طاقت فرسا میدونستم…هر راهی .هر کاری ..هر خوردنی ک باعث لاغری نیشد و انجام داده بودم ..جوابی ک میخاستم و نداده بود .خسته تراز همیشه رهاش کرده بود.
      ووقتی ک شروع میکردم ب شکست رژیم هر چی ک دوست داشتم میخوردم مثل کسی ک از قحطی اومده هی میخوردم و کم بود هی میگفتم آخیششششششش🤭🤭انگار کوه هارو از سر شونهام برمیداشتن
      ..انگار جونی تازه میگرفتم…و بعدشم ک ناراحتی و بداخلاقی و …..
      و تااون موقع فقط جسمم بوده ک فشار روش بوده…
      اما حالا میدونم ک دیگ فشار جسمی و روحی در کار نیست
      میدونم عذاب وجدان و محروم و محدودیتی در کار نیست
      میدونم ک تواین مسیر لاغری هم آرامش دارم..هم لذت.هم حال خوب.هم حس خوب.هم میدونم مسیرم سبزه..پراز امید و موفقیت هست
      در کناراین همه ارامش و لذت..زندگیم ک قشنگتره هیچ همه چی میخورم و حالشو میبرم و لاغر هم میشم
      واین یعنی خوشبختی😍😍
      خوشبختی فقط ب خونه لوکس و ماشین اخرین مدل نیست…
      نمیگم نیستن هستن ولی جزوی از خوشبختی
      خیلیا هستن ک خونه و ماشین داذن ولی دلشون خوش نیست..حال نمیکنن با داشته هاشون
      ولی من ..ولی ما اول حال دلمون و خوب و خوش میکنیم بعد میرسیم ب داشته هایی ک لیاقتشو داریم ..و لذتشو میبریم
      ب امید موفقیت همه در تمام عرصه زندگی
      و شما استاد عزیزم…نگاه سرشاراز عشق خدا بدرقه ی تمام مراحل موفقیت و زندگیتون انشاالله 🤲🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/08 16:57
      مدت عضویت: 530 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,653 کلمه

      سلام سلام 😍 😍
      گام هشتم
      چرا من چاق هستم؟؟
      سوالی که بعد از چرا من لاغر نمیشوم ایجاد میشه این هستش که اصلا چرا من چاق شدم؟ 🤔
      من این سوال رو میخوام در دو برهه از زمان که قبل از آشنایی با دوره ی لاغری با ذهن و بعدش هست جوا بدم. 🌸
      قبل از آشنایی با تناسب فکری :
      ❓ چرا من چاق شدم؟
      چون که زیاد غذا میخوردم، پرخوری میکردم، تحرک کمی داشتم، چاقی در خانواده ی ما ارثی بود، من شبیه خاله هام و خاله ی مامانم بودم🤨😕، هرروز نان و برنج میخوردم، پياده روی نداشتم، تنقلات و هله هوله میخوردم و….. . و با این مدل زندگی کردن چاق شدن حق من و طبیعی زندگی من بود.
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      بعد از آشنایی با تناسب فکری :
      ❓چرا من چاق شدم؟
      اول تفاوت چاقی و اضافه وزن رو متوجه شدم..
      بعد فهمیدم که بابا غذاها اصلا قدرت چاق کنندگی ندارند مهم اینه که من چه فکری میکنم و چه رفتاری نشون میدم…
      چاقی شد درختی 🌳 ریشه دار در ذهن من که فرمول ها و دستوراتی که به مغز میداد باعث می‌شد من همیشه در شرايط جسمی چاق بمونم حتی با وجود تلاش های بیرونی برای لاغری…
      خیلی منطقی شد برای من که مشکل رو باید جایی خارج از جسم جستجو کنم و اون ذهن من هستش..
      یاد گرفتم من چاق شدم چون که یک سری باورها، افکار و فرمول در ذهنم خواسته یا ناخواسته ذخیره شده و جسم من هم طبق اون عمل میکنه و هیچ دشمنی با من نداره فقط داره به دستورات ذهن عمل میکنه.. با این آگاهی ها برای من واضح شد که چرا از سایر روش های لاغری که جسم بیچاره رو تحت فشار قرار می‌دهند، نتیجه ای نمیگیرم..
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      چرا به راحتی چاق شده ایم اما با سختی لاغر نمی‌شویم؟
      👈🏻 اولا که ذهن ما زیر بار فشار و سختی نمیره..
      از طرفی به ما گفته شده بود که برای لاغر شدن باید سختی و گرسنگی و رنج بکشید..
      باید این را بدانیم که همیشه راهی آسان وجود دارد و یا اگر نیست باید جستجو کنیم یا خودمان راهی آسان برای رسیدن به هدف مان بسازیم. 💪🏻💪🏻
      خلاصه اینکه باید به راحتی کارها انجام بشوند.. و در این حالت ذهن ما نه تنها مقاومتی ندارد بلکه همراه ما می‌شود و خیلی از موانع را هم کنار میزند..

      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      من هم خیلی از مواقع از مادرم شنیده بودم که : تو چند ماهه خیلی کم داری غذا میخوری، چرا لاغر نمیشی؟ / یا دوستم میگفت خوب چند وقت ورزش کردی چی شد؟ من که تغییری نمیبینم 😑 و من برای اینکه کم نیارم به ژنتیک خانواده مون چنگ میزدم 😂 و میگفتم میدونی که من شبیه نوه خاله عموی پسردایی مامانمم و ما چاقیم دیگه 😂 😁🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
      ولی برای خودمم سوال بود که ای بابا 😕 چرا من لاغر نمیشمممممم؟؟؟؟ 😱 😱 😱
      بعد از لاغری با ذهن، فهمیدم چاقی یک زبانه.. زبان جسم من… همونطور که من فارسی رو بدون سختی و خیلی راحت یادگرفتم و اصلا یادم نمیاد من از کجا و چه وقت شروع کردم به حرف زدن، همونطور هم راحت چاقی رو یادگرفتم و یادم نمیاد که از کجا شروع کردم به چاق شدن… ✨
      اما برای یادگیری زبان انگلیسی و فرانسه باید قلم و کاغذ دست میگرفتم 📝 و تمرین و تکرار میکردم تا به یک زبان دیگه مسلط بشم..
      برای یادگیری زبان لاغری هم من این کارو انجام دادم و مثل یک زبان آموز برای یادگیری و تغییر زبان جسمم از چاقی به لاغری اقدام کردم. و من شدم دانشجوی زبانِ لاغری 👩🏻‍🎓
      من در این مسیر یاد گرفتم که برای لاغری نباید تصمیم بگیرم بلکه باید متعهد باشم که لاغر بشوم و این درست ترین راه بود و هست…
      یادگیری لاغری و تکرار استفاده از آموزش های لاغری، باعث تقویت مسیر🛣️ و درخت 🌳 لاغری در ذهن ما می‌شود و این کارها باعث ایجاد تغییر در جسم و کاهش وزن میشوند. 💃🏻😍💪🏻
      💎استفاده کردن از اطلاعات باعث در دسترس تر بودن آنها در مغز ما می‌شود. 💎
      نکته ی الماس نشان 💎: سرعت یادگیری زبان چاقی بسیار کند است و با وجود تلاش چند ساله و استمرار بی وقفه ی من در چاقی در نهایت 20 کیلو اضافه وزن را باعث شده.. اما لاغری سرعتی بسیار بیشتر از چاقی دارد و طی مدت کمتری از زمان چاقی، لاغری در جسم ما خودش را نشان می دهد. مثل مقایسه سرعت ماشین با هواپیما.. اما در این مدت باید صبر داشته باشیم و عجله نکنیم و با احساس خوب به سمت سرزمین لاغری پرواز کنیم. ✈️🏖️🏞️
      صبور باشید و اینکه امروز چاق هستید، فردا و پس فردا هم همینطور در ذوق شما نزند.. با احساس عالی ادامه بدهید..
      ما همگی حتما لاغر می‌شویم… 💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻
      پس اگر تمایل دارید لاغر شوید و مهمتر از آن لاغر بمانید باید لاغرشدن را ابتدا از طریق ذهن خود بیاموزید و سپس با جسم خود لاغر شدن را تمرین کنید و در این کار استمرار داشته باشید تا آنچه درباره لاغر شدن آموخته اید در جسم شما نمایان شود.

      شگفتی سازان :
      من خیلی از تماشای تغییرات شگفتی سازانِ لاغری با ذهن لذت میبرم..
      عکس یک خانومی هست که تولد پارسال و امسال شون رو گذاشتند با تغییرات جسمی عالی که داشتند. اولا بهشون تبریک ميگم ❤️. دوما برای من جالب بود که سایز کیک تولد امسال که خیلی لاغر شدند هم تغییر کرده بود و کوچکتر شده بود 🍰➡️🎂☺️☺️ این یعنی تغییر شخصیت با لاغری با ذهن 😍💪🏻

      فایل صوتی 🎧🎶📚🖊️😍:

      چرا چاق شدیم؟

      وقتی یادگیری زبان فرانسه رو شروع کردم به خاطر نوع تلفظ بعضی از حروف با خودم گفتم احتمالا همه فرانسوی ها دور دهانشون پر از چروکه 😂😂😂 ولی وقتی در اخبار و فیلم هاشون دیدم که نه خیلی عادی هستند به این نکته پی بردم شکل دهان و.. تاثیری در یادگیری زبان نداره.. و خیلی ها از کشورهای دیگه، دارن این زبان رو یاد می‌گیرند و حتی خیلی ها هم با لهجه ی پاریسی صحبت می‌کنند..
      برای همین هم هستش که هیچ عامل بیرونی و جسمی تاثیری در چاقی ما نداره.. مثل یادگیری زبان، باید فرمول هاش ایجاد بشه.. میتونم بگم چاقی یک عادت هستش که در سبک زندگی ما وارد شده و حالا باید این عادت رو تغییر بدیم و عادت لاغری وارد سبک زندگی و تجربه‌ی ما بشود.

      ما نباید به حرف ها و فرمول هایی که درباره ی چاقی می‌گویند توجهی کنیم. باید بی اهمیت باشیم و آنها را باور نکنیم.
      مثال: خوب همه درباره ی باور اشتباه چاق شدن بعد از ازدواج شنیده ایم. من به وضوح آن را در دوستم دیدم که خودش هم میگفت از نامزدی تا عقد 9 کیلو چاق شده و چون شوهرش گفته من زن چاق دوست دارم روند چاق شدنش سرعت گرفت و حتی خودش هم میگفت من اهمیتی نمیدم ولی چاق میشم.
      اما من میدونستم که ذهن ناخودآگاهش چون میخواد برای اینکه او احساس بهتری داشته باشه به رضایت شوهرش دست پیدا کنه، مسیر چاقی بیشتر رو ترسیم میکنه..
      مثال نقض کننده ی باور غلط :
      من دو تا زندایی دارم که متناسب بودند، بلد از ازدواج و حتی بعد از بارداری و زایمان هم متناسب ماندند و همین الان هم لاغر و خوش هیکل هستند.. یعنی آنها این فرمول را باور نکرده اند.. آفرین بهشون 👌🏻

      چرا لاغر نمیشویم؟
      👈🏻 چون ما لاغر شدن را یاد نگرفته ایم.
      شما با بستن دهان خودت🤐 نمیتوانی حرف زدن به زبان فارسی را فراموش کنی، پس با نخوردن غذا هم نمیتونی چاق را فراموش کنی. ❌
      چون دهان شما نیست که زبان فارسی رو یاد گرفته این ذهن شماست که مسئول یادگیری هست و وقتی یاد گرفت دستورهای درستی برای ادای صحیح کلمات و جملات زبان فارسی به عضو مربوطه میفرسته..
      بنابراین این معده ی شما نیست که مسئول چاقی شماست، بلکه ذهن شما مدیر هستش و جسم فقط یک نمایشگر هستش. نمایشگر باورهایی که در ذهن شما وجود داره و بیشتر مرور میشه.
      وقتی لاغر شدن را یاد بگیری، مطمئن هستی که لاغر میشی مثل وقتی که خیاطی یاد میگیری بعد از مدتی میتونی لباس بدوزی و مثل دیگر آموزش ها…

      مانعی در ذهن من 🚧🛑🚦:
      در ذهن من (نمیدونم چرا) از وزن 100 یا بیشتر به 70_80 رسیدن خیلی آسونه چون احساس میکنم آنها شرایط خیلی سخت تری دارند، پس جسم شون هم زودتر و راحت تر میاد وزن کم میکنه..
      اما از 70 به 50 رسیدن سخت تر به نظر میرسه.. شاید از حرف هایی که شنیدم ناشی میشه مثل اینکه هرچی نزدیک تر بشی به وزن ایده آلت، کاهش وزن سخت تر میشه چون به چربی های قدیمی تر میرسه و زمان و انرژی بیشتری میخواد..
      این فکر رو میخوام تغییر بدم تا روند لاغر شدنم سرعت بگیره.. و متناسب شدن برای من آسان باشه 😊

      تغییر امروز من 😍😍:
      امروز برای ناهار 🍔 و 🍟 داشتیم. من هم گرسنه ام بود ولی قبلش یک حسی، چالش انتخاب کمتر را به من یادآوری کرد و من 🍔 را نصف کردم و یک قسمتش رو خوردم با چند عدد 🍟… بعد نوشابه 🍺 خوردم. و با نصف ساندویچ سیر شده بودم 💃🏻👌🏻😊 و نشستم به نصف دیگر 🍔 نگاه کردم و لذت بردم که آن را وارد بدنم نکردم و اینقدر قدرتمند شدم که دیدن ماده ی غذایی باعث نمیشه من وسوسه بشم و بی کنترل بخورم… و تصمیم گیری با مغزم هستش و مقدار خوردن من رو مشخص میکنه.. من بدون ترس، و آسوده غذایم رو خوردم و خداوند را سپاسگزارم 🙏🏻✨

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/10 19:37
        مدت عضویت: 234 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تحلیل شما از این فایل بسیار عالی و موشکافانه بود برای من انگار دوره کاملی از مسیرم نا به اینجا بود واقعا لذت بردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/08 16:16
      مدت عضویت: 381 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 794 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم گام هشتم چرا چاق شدم ..چرا لاغر نمی شوم همه ما هر هنر یا کاری که الان بلد هستیم آموزش دیدیم از یه زمانی ما در کودکی خیلی چیزها یاد گرفتیم که هیچ تصمیمی برای اون کار نداشتیم و به راحتی خود به خودی یاد گرفتیم مث غذا خوردن مث راه رفتن مث فارسی صبحت کردن یا طبق لهجه و گویش شهر خود مان حرف زدن و خیلی راحت یاد گرفتیم و چاق شدن رو هم ما یاد گرفتیم از خانواده حالا یا پدر مادر چاق بودن یا مادر خانواده یا دوستانی داشتیم که چاق بودن و چاقی و عادت ها بد غذایی از اونها یاد گرفتیم و به مرو رفتارمون عوض شد و چاقی یاد گرفتیم وچاق شدیم هرکسی واسه چاقی خودش یه دلیلی داره یکی ارثی بودن رو دلیل چاقی خودش می‌دونه و میگه چون پدرم یا مادرم یا هر دو چاق هستن منم بهم ارث رسیده ولی اگه یکم جستجو میکردیم میدید افراد زیادی هستن چاقن ولی فرزندان لاغری دارن و این یک باور اشتباه است چون دیگه چاقی طبیعی در خودشون دیدن پذیرفتن چاق شدن وچاق ماندن حق طبیعی اونها ست بعضی ها بلوغ عامل چاقی می‌دونن اونم بخاطر رفتار ها و حرفهایی که خانواده هامون زدن و برامون این باور به وجود آوردن که بلوغ مساوی است با چاقی مثلاً موقع خرید لباس مادرمون میگه لطفاً یه پیراهن یا شلوار سایز بزرگتر بیار تو سن بلوغ است رشد داره و ممکن این لباس براش تنگ بشه جادار تر باشه بهتر است چون چاق تر میشه تو سن بلوغ رشد است و این خودش شده یه باور برامون و ما طبق باورمون چاقی طبیعی دونستیم واسه خودمون. بعضی ها ازدواج رو عامل چاقی خودشون می‌دونن .بعضی ها باردار شدن رو. بعضی ها سن بالارو . وخلاصه هرکسی از یه زمانی براش یه باورها اشتباه پیش اومده حرفش شنیده نمونش دیده و تکرار شده و به صورت یک فرمول در ذهنش برای طبیعی شدن چاقی در ذهنش به وجود اومده و قتی در اون شرایط قرار گرفته منتظر چاقی بوده و چاق شده. شاید بگید من چاقی نمیخاستم اصلا بهش فک نمی‌کردم ازچاقی بدم میاد این برای ذهن خودمون مهم نیست که تو خوشت میاد یا بدت تو اومدی تو ذهنت یه فرمول های به وجود آوردی چاقی آموزش دیدی و باورهایی در ذهنت شکل گرفت وچاقی برای خودت طبیعی کردی و چاق شدی به همین راحتی. حالا چرا لاغر نمیشیم چون ما لاغر شدن رو یاد نگرفتیم اومدیم با فشار به جسم خواستیم لاغر بشیم و لاغر نشدیم چون ذهن طبق آموزشی که دیده کار می‌کنه شما درس چاقی بهش دادی اونم فقط چاق شدن بلده حالا هی تو بیا با فشار به جسم بخوای لاغر بشی شکست میخوری چون هدایت گر اصلی برای رسیدن به هرچیزی ذهن است. اگه میخواه لاغر بشی و تا ابد لاغر بمونی باید لاغرش شدن آموزش ببینی یاد بگیری با تکرار کردن استمرار داشتن و برای خودمون آسان کردن لاغری به راحتی ذهنمون یاد میگیره لاغر ی رو و ما متناسب میشیم اگه طبق فرمول ها قبلی بریم جلو چاق میشیم اگه طبق آموزش ها جدید لاغری بریم جلو لاغر میشیم وتا ابد لاغر می‌مونیم همچی در زندگی یاد گرفتنیه ذهن ما همیشه قابل آموزش دیدن و یادگیری است اینم یکی از بزرگترین نعمت ها خداوند است که به انسان اختیار آزادی کامل داده هرجوری دلش میخواد زندگی کنه لاغرشدن خیلی آسون است و مث هم هنرهایی که یاد گرفتیم لاغری رو هم یاد میگیریم ولی نباید عجله داشته باشیم برای لاغر شدن به مرور آرام آرام در جسمم مان نمایان میشود لاغری مث هر هنر دیگه ای باید بزاریم پروسه یادگرفتنش تموم بشه و با تکرار هرچه بیشتر توجه خودمون نتیجه برامون نمایان میشه اول در ذهن بعد در رفتار نگرشمون بعد در جسمون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/08 15:45
      مدت عضویت: 659 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 358 کلمه

      سلام سلام
      استاد خيلي فايل خوبيه ، خيلي روحم نوازش شد،
      وسط هاي فايل داشتم غر ميزدم كه اصلا چرا چاقم و بايد وقت بذارم براي يادگيري لاغري و … هي غر و غر بيشتر
      تا رسيديم كه گفتيد كسي كه چاقه و متناسب ميشه لذت هايي ميبره كه اون آدم هميشه متناسب نميبرن از اون خريد از اون سبكي از اون ديدن اندام زيبا از اون تشويق ها از اون مهموني رفتن ها از اون تولد دوباره و خودباوري كه متناسب شدن بِه من ميده …
      خيلي بهش فك كردم و تجسم كردم حالم خوب شد 😍

      🟠چرا چاق شديم ؟
      خوب من چاقي رو مثل همه چيزهايي كه تو كودكي يادگرفتم و فرمول هاش تو ذهنم نهادينه شده ، ياد گرفتم ، مثل زبانم مثل خوندن و نوشتن مثل رياضي، مثل شنا كردن
      و اون فرمول ها در زمان درستش كارشون رو شروع كردن و با استمرار توش قوي شدم
      و واقعا اينو درك ميكنم كه نيروي ذهني ترغيب بِه خوردن ميكنه و توانايي مقابله با نيروي ذهني خيلي خيلي خيلي سخته و از پا در مياي در برابرش

      🟠چرا لاغر نميشيم؟
      زبان فارسي با يادگيري يه زبان ديگه هيچ وقت فراموش نميشه، زبان فارسي با عمل دهان و فك و زبان فراموش نميشه
      پس چاقي هم كه يادگرفتيم با عمل جراحي فراموش نميشه و عمل جراحي تاثيري در فرمول هاي ذهني نداره
      خيلي اين مثال برام قابل دركه، خيلي خوشم اومد ازش و فهميدم پروسه يادگيري چاقي رو

      با رژيم و فشار و سختي چاقي فراموش نميشه و يادت نميره

      🟢تنها راه لاغري اينه كه لاغري رو ياد بگيريم
      ☑️نكته مهم اينه يواش يواش
      نه يهويي…

      اين خيلي مهمه چون هممون عجله داريم همش براي لاغري و مثال قشنگي زديد كه ميريم كلا زبان انتظار نداريم هفته بعدش ماه بعدش فول باشيم، كم كم تو روند و تكامل اين پروسه طي ميشه و جلوتر ميريم هي ماهر تر ميشيم تو يادگيري و نتيجه بهتر و بهتر ميشه
      🟣اين دقيقا قانون تكامله كه بايد خوب دركش كنيم 🟣

      من خودم خيلي بايد تكرارش كنم. تا اين نجواها هي نگه پس كو نتيجه چي شد؟ چرا لاغر نشدي هنوز !؟

      گام هشتم ، هشتم بهمن ٩٩
      سپاسگزارم استاد
      در پناه الله شاد و ثروتمند و متناسب باشيد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 18:44
      مدت عضویت: 234 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 363 کلمه

      سلام
      شاید اولین قدم در اجازه دادن به خودمون برای حرکت در مسیر چاقی طبیعی دونستن اون هست چون وقتی بر اثر یادگیری طبیعی دونستن چاقی این موضوع برامون بدیهی میشه دیگه ذهن شروع میکنه به ساختن فرمول های چاق شونده و طبق قانون جدب ما ناآگاهانه به سمت رسیدن به خواسته مون حرکت می‌کنیم ما چاقی رو به دلایل گوناگون طبیعی میدونیم بلوغ ازدواج زایمان بی تحرکی بالا رفتن سن زندگی ماشینی فست فود غذاهای آماده هورمونها و….یعنی دایم در حال تغذیه ذهنمون هستیم که جاقی طبیعیه و ما کاری از دستمون برنمیاددو قطعا در دام یکی از دلایل می افتیم و چاق میشیم و جالبه که اصلا هم نمیتونیم اینده متناسبی رو متصور بشیم
      در مسیر لاغری دوباره اشتباهات رو تکرار میکنیم تا الان که مشغول تغذیه فکری غلط بودیم و حالا می افتیم به جان جسممون و بدون اینکه آگاه باشیم انواع فشارها رو به جسم وارد میکنیم و آسیب‌های روانی روبه روحمون و سرخورده و ناامید به سرخط برمیگردیم
      چرا لاغر نمیشیم چون مسیر رو درست انتخاب نکردیم ما تمام مدت با همون ذهن نا آگاه شروع میکنیم به لاغر شدن جسم به سمت لاغری و ذهن به سمت چاقی در حرکته و اونی که در این طناب کشی برنده میشه دوباره چاقیه چون فرمولهای ذهنی ما به حدی قدرتمند عمل میکنن که حتی تغییرات چشمگیر جسمی نمیتونه کفه ترازو رو به نفع خودش پایین ببره و دوباره جسم برمیگرده به روزهای اولش
      پس در این مسیر باید آموخت اونهم اساسی و قدم به قدم تکرار تمرین ممارست اشتیاق انگیزه تنها کلیدهای آموختن درست و اساسی این مسیره جایی که انگیزه و اشتیاق داره از بین میره باز چاقی سر طناب رو گرفته و داره میکشه به سمت خودش من شخصا فقط احساسم رو ملاک درست حرکت کردن در مسیر میدونم روزها وقتی اموزش تموم میشه نگاه میکنم امروز رو با چه شور و اشتیاقی شروع کردم اون ملاک من برای درست بودن مسیره اگه احساس کنم انگیزه ام کم شده میگردم ببینم‌مشکل کار کجاست جالبه نوشته هایی از من که مدال گرفتن رو طوری با هیجان و اشتیاق نوشته بودم که خودم کیف میکردم از اینهمه برون ریزی احساسم و این شاخص درستی برای تعیین درست بودن مسیرم هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 09:08
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 615 کلمه

      سلام استاد بسیار سپاسگزارم که مباحث قانون جذب و بحث باورها رو در موضوع چاقی وارد کردین و چاقی رو هم یه موضوع ذهنی شناختین که فقط از طریق باورها در زندگی ما خلق شده خیلی لذت میبرم که اینقدر عالی مباحث رو شرح میدین
      باورها تکرار همون حرفهایی که از اطرافیانی که حرفشون رو مثل وحی منزل میدونستیم و به این دلیل که حسابی قبولشون داشتیم در ذهن ما کاشته شدن .که الان که در حال یادگیری لاغری هستیم به اشتباه بودنشون پی میبریم کاش همیشه بهمون گفته بودن قبل از اینکه هر حرعی رو از هر کسی قبول کنی درباره اش خودت فکر کن یا درباره اش تحقیق کن
      باورها همون چیزهایی هست که ما شنیدیم یا دیدیم حالا یا از پدر و مادر یا اطرافیان یا معلمها یا تلویزیون…و به علت تاثیر این ادمها اونا رو بی چون وچرا پذیرفتیم و حالا شده واقعیت زندگیمون
      من‌در دوران بلوغ اولین مرحله چاقی رو داشتم و حتما به علت باوری بوده که شنیدم از مادرم یا سایر اطرافیان کا بلوغ باعث چاقی میشه و حالا که به یاد میارم میبینم که چقدر رفتار چاق کننده در اون دوران پیدا کرده بودیم من و برادرهام (مثلا یه بشقاب کامل برنج رو با نون میخوردیم)و همگی در اون دوران بلوغ افزایش وزن پیدا کردیم و الان هم چاقیم هر ۳ تامون
      مادرم هم تا قبل از ازدواج ۴۸ کیلو بودن و بعد از بارداری اول هم باز به همون وزن برگشتن ولی بعد از بارداری دوم کم کم اضافه وزنها ماندگار شده و تا جایی که من به خاطر دارم مادرم همیشه در حال رژیم یا ورزش یا پیاده روی هستن و پدرم هم همیشه در حال تذکر دادن به مادرم که اینقدر نخور،کمتر بخور،پیاده روی کن،برو ورزش،در حال هزینه برای خرید دمنوشهای مختلف؛دستگاه ویبرو شیپ،دستگاه اب راکت و خلاصه تمام تمرکز و توجه توی دورانی که توی خونه پدرم بودم روی چاقی بوده به مدلهای مختلف و چون اقوام هم چاق هستن توی مهمانیها و دورهمیها هم از انواع رژیم و اینکه کی چاقه کی لاغره،فلانی چقدر میخوره،یا اون یکی رژیم فلان رو شروع کرده چقدر خوب لاغر شده و…. صحبت میشدهو الانم میشه😶😶
      و به همین ارومی و پیوستگی فرمولها شکل گرفتن و در شرایطی که من در اون قرار گرفتم به راحتی بالا اومدن و مثل یک پکیج بازشدن
      وقتی باردار شدم بالای ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم که واقعا به خاطر رفتارهای چاق کننده ام بوده،دو دوران شیردهی کاهش وزن خوبی نداشتم که باز هم به خاطر باورهای اون دوران بوده و بعدش هم کم کاری تیرویید جراحی کیسه صفرا وتوجه خودم و تذکر همسرم پدر ک مادرم و بقیه باعث توجه بیشتر بر چاقی شد که ورزش و کم خوری و سایر روشها هم نتونست کاری برای این چاقی بکنه چون به قول استاد من چاقی رو یاد گرفته بودم وهمانطور که با بسته دهان زبان فارسی فراموشم نمیشه با فشار بر جسم هم چاقی از ذهن من پاک نمیشه وکاملا کار بیهوده ای هست
      من چاقی رو یادگرفتیم و برای لاغری هم هیچ راهی غیر از یادگیری لاغری وجود نداره و به لطف نحوه خلق بی نظیر ما انسانها ذهنی داریم که قابلیت یاد گیری بارها وبارهای مطالب مختلف رو داره و یادگیری لاغری هم به لطف تحقیقات استاد در این سایت بی نظیر ممکنه و از اونجاییکه یادگیری با تکرار و تکرار تبدیل به فرمولهای ناخودآگاه میشه فقط با استمرار در این مسیره که تمام لذتهای زندگی در تناسب اندام که شامل اعتماد به نفس بالا،شیک پوشی،لذت خرید کردن،لذت غذا خوردن بدون استرس ،لذت سفر رفتن بدون ترس از اضافه وزن ،تناسب ماندگار و…رو تجربه میکنیم مقل هزاران نفری که قبل از ما از این روش اسون لاغر شدن و الان دارن در این شرایط لذت بخش زندگی میکنن😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/05 17:47
      مدت عضویت: 200 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      سلام ب همگی و دوستان همسیرم
      منم مثل همه ی آدمهای دنیا از کودکی و درروند رشد کردن از پدرومادرم واطرافیآن چیزاهااای خیلییییییییی زیادی یاد گرفتیم…(زبان..فرهنگ..آداب و رسوم..نشست و برخاست..و حتی حتی خسیس بودن یا دست و دلباز بودن..طمع داشتن یا قانع بودن…و مهم تراز همه رفتار غذایی😐)ومن برای یاد گرفتن اینا هیچ تلاشی نکردم…ک مثلا برم کلاس خسیس بودن…یاد بگیرم خسیس باشم..ناخدآگاه شنیدم..دیدم..دررفتاروگقتار…
      پس اینهایی رو ک از کودکی یاد گرفتم هر کاری کنم نمیتونم فراموش کنم
      شاید بتونم کمرنگش کنم ولی نمیتونم فراموشش کنم…شاید بتونم کمرنگش کنم خودم خسیس نباشم ولی نمیتونم فراموش کنم ک پدریا عمو ی من خسیس نیستن…خلاصه هر چی ک هستم درحال حاضر من اون و یاد گرفتم..من الان ی خانم خانه دار هستم..از تو شکم مادرم ک خانه دار نبودم ..کم کم اون و یاد گرفتم…

      حالا الان اگ من چاق هستم اون و یاد گرفتم….اگ از پدرو مادرمم نبوده ..از جامعه ..از اطرافیان..از نگاه های خودم روی افراد چاق
      حتی شاید نمیخاستم ک چاق باشم ..باتوجه کردن ب غذای فرد چاق این در ذهن من ایجاد شده ک حتما پرخوری و دوست دارم …چاقی رو دوست دارم…در حالی ک شاید از غذا خوردن فرد چاقی من بدم اومده..و متاسفانه این برای ذهن من فرقی نمیکند..
      و اینا تنها فرمول ذهنی..پس علمی نیست و فقط یک باور هست…
      واین باورهااا معلوم نیست از کی ریشه کرده..من فقط شنیدم ..یافقط دیدم ..واین خودشو نشون نمیده..تا برسه ب وقتش…ووقتی وقتش رسید ب مرور من و در مسیر اضافه وزن میزاره…و تمام اینها آموزشهایی ک دبده ام..ودر افکار من بوجود اومده..و برای ذهن من چاق شدن طبیعی شده..
      وحالا چرا لاغر نمیشیم؟؟؟
      چون ما نمیتونیم چیزی رو فراموش کنیم…
      و من هر کاری کنم حتی عمل جراحی ..نمیتونم چاق شدنمو فراموش کنم…
      ولی من میتونم بااموزش دیدن و تکرار و استمرار داشتن لاغرشدن رو هم یاد بگیرم
      …من در رژیم های قبلی ک داشتم برای خلاص شدن از شَر چاقی تلاش میکردم..
      داشتم کاره بیهوده ای رو انجام میدادم ..چون من چاقیمو نمیتونستم فراموش کنم…چون ذهنم همچنان داشته از فرمول های چاقی استفاده میکرده…
      و من دیگ ب این نتیجه رسیدم ..ک نمیشه با هیچ روشی از شر چاقی خلاص شد…جز آموزش زبان لاغری…و باتکرار آموزش ها..و جایگزین کردن فرمول های لاغری بجای فرمول های چاقی…ب آرومی در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم…
      ولاغر شدن آسانترین کار دنیاست
      وباید لاغری و آموزش ببینم….
      لاغری یهویی بدست نمیاد
      مگه ما یهویی چاق شدیم

      لاغری..با صبر..استمرار..و تکرار بدست میاد

      ب امید موفقیت همگی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/29 12:01
      مدت عضویت: 297 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      سلام🙋‍♀️چرا چاق شدیم؟ چرا لاغر نمی شویم؟پدر و مادر من چاق نیستن خوبن نسبت ب سن و سالی ک دارن و من یادم نمیاد ک چاق باشن ولی یکی از خواهرهام با یکی از داداش هام چاق هستن عمه های چاقی دارم من خودم خیلی متناسب و خوش اندام بودم☺️ولی متاسفانه از بس بهم گفتن هر کی ازدواج کنه و هر کی بچه بدنیا بیاره و همچنین دوران شیردهی چاق میشه نمیدونم چ جوری این چند سال اندام خوب خودم رو از دست دادم باورم نمی شد ک خودم باشم حالم از خودم از خوردن از لباس پوشیدن همه چی بهم میخورد تلاش زیادی کردم ولی ب نتیجه ی خوبی نمی رسیدم همه چی از فکر ما آدم هاس چ جوری افکار من این بلا رو سرم اورد ولی بالعکس الان ک شکر خدا تو این دوره ی بی نظیر هستم افکارم داره چیکار میکنه پس همه چی از فکر آدم شروع میشه ان شالله ک همیشه بتونم قوی و محکم و با اراده در این دوره ی عالی در کنار دوستان شگفت انگیزم بمونم و از صحبت های عالی و خوب استاد بزرگوارم بهره ببرم🙏💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/27 20:55
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      چرا چاق شدیم چرا لاغر نمیشوم؟
      ما همیشه برای یاد گرفتن هر چیزی به دنبال اموزش دیدن اون موضوع هستیم تا ان را یاد بگیریم پس ما همانگونه که زبان های مختلف و رانندگی و خیاطی و اشپزی را اموزش دیدیدمباید لاغری را هم اموزش ببینیم تا بتوانیم با استمرار داشتن و تکرار کردن یواش یواش لاغر بشیم .ما همیشه برای لاغری جسم خود را تحت فشار قرار میدادیم برای همین بعد از گذشت مدتی دوباره به وزن قبلی برمیگردیم .ما باید از طریق اموزش های ذهنی فرمول های اشتباه ذهن را شناسایی کنیم و بعد تصویر سازی مناسب را انجام دهیم و بعد ذهن و جسم در هماهنگی باهم قرار میگیرن و ما خود به خود چاق میشویم.
      فرمول های اشتباه رو از اطرافیان و خانواده که مدام انها را شنیدیم وباور کردیم در ذهن خود با تایید نمونه ها یی از انها در ذهن خود تصویر سازی کردیم و وقتی در موقعیت قرار گرفتیم فرمول ها تبدیل شدن به رفتار و رفتار ما تبدیل میشه به عادت و ما از تکرار یک عادت اشتباه خود به خود چاق میشویم تا به اون تصویری که در ذهن داریم برسیم.
      خدارو سپاسگزارم که در این مسیر زیبا برای اموزش لاغری با ذهن قرا گرفتم تا بتونم رویای لاغری رو خیلی زیبا تجربه کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/18 01:38
      مدت عضویت: 609 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      سلام‌ وقت بخیر استاد و دوستان همراهم‌
      خدارو شکر میکنم که در مسیر لاغری با ذهن هستم و تونستم هم از لحاظ جسمی وهم درونی تغییرات زیادیو داشته باشم ،،،ما از بدو بدنیا اومدن وحتی زمانیکه در شکم مادر بودیم در حال ضبط برنامه های ذهنیمون بودیم،،همونطوری که رشد میکردیم ،باورهای ما هم شکل گرفتند،،من در بچگی زیاد شنیدم که چاقی تو ارثیه و در کل ما همگی ارثی چاق هستیم و اون وقت ها واقعا خانواده چاقی داشتیم بغیر از پدرم وخواهر بزرگم که متناسب بودن ،،البته خواهران دیگه هم لاغر بودن وهمگیشون بعد از ازدواج دچار اضافه وزن شدند ولی من از بدنیا اومدن توپر بودم ،پس محتویات آلوده ذهنی من بیشتر بود،یه خصوصیت بدی که از بچگی داشتم این بود که دوست داشتم دیگران تاییدم کنن اونم بخاطر عزت نفس پایینم بود که احساس میکردم کسی دوستم نداره و مجبور بودم نقش دختر حرف گوش کن رو بازی کنم و از اونجاییکه زیاد به من برچسب بی عرضه احمقو زده بودن،خودم باور کرده بودم که باید حرف گوش کن باشم که کمتر اشتباه کنم و انقدر دیگران بهم نگن بی عرضه و من از همون موقع ها تمام حرف هایو که دیگران میگفتنو باور میکردم ومیپذیرفتم ومدام بهم میگفتن تو ساده لوحی تو زود باوری و من تمام این القاب رو پذیرفته بودم پس کارهایو انجام میدادم در راستای باورهام ، من شده بودم دختر تایید طلبی که هر حرفیو میپذیرفتم،احساس میکردم از دیگران و اطرافیانم خیلی کمتر هستم واین احساسات بد ادامه پیدا کرد و تمام اون باورها مثال مین هایی که در من کاشته شده بودن به موقع منفجر میشدن،،مثلا من شنیدم که خانم ها ازدواج میکنن چاق میشن و من زمانیکه ازدواج‌ کردم ،اون مینی که در ذهن من کاشته بودن منفجر شد ،وقتی زایمان کردم همینطور،منیکه پر از فرمول های اشتباه بودم با برخورد با هر کدومشون ،چاقتر وچاقتر میشدم ،من قبل از آشنایی با این سایت متقاعد شده بودم که من مسئله ذهنی دارم ،بنابراین با اطمینان وارد دوره شدم و ادامه دادم،به اندازه ای که اجازه دادم ،داده های جدید بر ذهنم اثر کنه نتیجه میگیرم ،هر چقدر بیشتر در تمرینات باشم ،در حال ساخت ذهنیت لاغر هستم ومن از این کار لذت میبرم و با اشتیاق در حال تعویض باورهای قدیم با جدید هستم ،خدارو شکر تغییرات سایزی خوبی داشتم که این نشان دهنده تغییرات باوری منه ،الان داشتم به دوستم پیشنهاد میدادم که بیاد تمریناتشو در سایت بنویسه ،چونکه مقاومت نوشتن داره و کلی در رابطه با این موضوع باهاش صحبت کردم،از مزایای لاغر شدن گفتم از مضرات چاقی گفتم و تمام این زمان هاییکه دارم حرف میزنم،مینویسم،گوش میکنم در حال ساختن مسیرهای لاغری هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/09/17 00:28
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 338 کلمه

      با سلام 🍃🍃🍃🍃
      چرا چاق شدیم وچرا لاغر نمیشویم ؟
      هر چه بیشتر فایلها رو گوش میدم به این نکته بیشتر پی میبرم که من چاقی رو اموختم نکته به نکته وچقدر هم سریع وراحت آموختم مثلا آموختم که چاقی ارثی وبه شدت باور کردم ،آموختم که چاقی ژنتیکی وباور کردم، آموختم که آدم بعد از ازدواج خواهی نخواهی چاق میشه وباور کردم ،وباز هم آموختم که تا یه سنی چربیها اب میشن وبعد از اون دیگه آب کردن چربیها سخت میشه وفقط با ورزش کردن وسختی کشیدن ونخوردن میتونم به اندام متناسب برسم وهمه اینها رو باور کردم، حالا باید چه کرد باورهام که از بین نمیرن ولی راهی هست که جایگزین بشه با باور درست میخوام لاغری رو یاد بگیرم وآموزشهای اون رو به کار ببرم وتا ابد لاغر بمونم اخه خیلی لذت بخش که وارد یه بوتیک لباس بشی وهرچی دوست داری بدون استرس ومحدودیت پرو کنی وهر غذایی که دوست داری رو بدون غذاب وژدان بعدش بخوری ومطمئن باشی که اون غذا تو رو چاق نمیکنه تنهالذت چاق بودن همونطور که استاد گفتن همینه ،که دوباره متولد میشی یه تولد آگاهانه هیچکس موقع تولدش رو یادش نیست ولی این تولد فرق داره چون خودت تولدت رو یادته فقط باید صبور باشم همونطور که برای هر آموزشی کلی وقت گذاشتم برای یاد گرفتن لاغری هم باید وقت بزارم وعجله نکنم مگه من چاقی رو چند ماهه یاد گرفتم که بخوام لاغری رو هم چند ماهه یاد بگیرم من به شخصه خیلی به بدنم ظلم کردم ولی خودم رو میبخشم چون از سر نا اگاهی بوده حالا میدونم که من در هر وعده ،غذای کمی احتیاج داشتم ولی به خاطر لذت خوردن مقدار زیادی غذا وارد بدنم میکردم بدون توجه به نشانه گرسنگی فقط میخوردم سر سفره باید حتما از همه مواد غذایی موجود در سفره تست میکردم وبعد از خواب بعد از ظهر باوجود سیری هر چی دم دستم میومد میخوردم خدا رو شکر به خاطر این آگاهی ارام ارام به اشتباهاتم پی میبرم واونها رو رفع میکنم
      لاغری اسانترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/09/15 05:55
      مدت عضویت: 703 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 372 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      استاد می خواستم بگم اگه شما بتونین PayPal درست کنین حالا نمی دونم از ایران می شه یا نه ولی خیلی خوب می شه برای ماها که خارج کشور هستیم می تونیم با خیال راحت هر چی می زارین و تهیه کنیم لطفا ببینن می شه کاری کرد خیلی ممنون می شم!
      لاغری و باید یاد بگیرم همونطور که چاقی و سریع یاد گرفتیم من همیشه متناسب بودم تا زمان بارداری فکر کنم این فعال شدن همه چی می خوردم نمی دونم میوه سبزی و حبوبات و لبنیات و nut همه چی البته من همش پیاده روی می کردم ولی به زور اخراش سنگین شده بودم ولی شنا و یوگا می کردم
      خلاصه اونها و خودم در آورده بودم که از همه چی باید بخورم که به بچه برسه مامانمم می گفت البته اگه هم نخوری بچه از بدنت ویتامیناتو می گیره ولی مثلا موهات می ریزه و …..
      خلاصه دخترم که به دنیا اومد خدا رو شکر من فکر کردم که دیگه اوکی شدم و مثل قبلم شدم😂😂😂
      بعد بعد از زایمان موقع شیر دهی مامانم هر روز صبح شیر موز توت فرنگی به قول معروف اسموتی یه لیوان بزرگ هر روز باید می خوردم می گفتن بخور شیرت میاد برا بچه خوبه البته پشیمون نیستم خوب بود اون هم دورانی بود ولی شاید اگه مامانم نبود من طور دیگه ای بودم اقلا می رفتم پیاده روی و کارهای دیگه ای می کردم …..
      خلاصه شنیده بودم هر کی شیر می ده سریعتر لاغر می شه که من بعدش به دفعات و لاغر و چاق شدم و دیگه شیر دادن هم تموم شده بود سنم هم کم بود ولی بعد از چهل سالگی هم من این باور و داشتم که سوخت و سازم میاد پایین خلاصه همه اینها بود و همه رژیم‌ها و ورزشها ولی به قول شما چاق شدن و فراموش نکرده بودم همش مامانم می گفت که من هم بعد از زایمان چاق شدم !
      یکی از فرمولهاشم این بود که ورزشکارا اگه دیگه ورزش نکنن چاق می شن خودش حرفه ای بود پینگ پنگ من اینو خیلی شنیده بودم و من که همیشه ورزش می کردم ولی بعد از زایمان هیچ کاری نکردم تا چند وقت خیلی زیاد
      منتظر تولد دوباره خودم هستم که از همه چی لذت ببرم انشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/17 02:10
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        انشاالله به زودی امکان تهیه دوره های آموزشی از طریق پرداخت پی پل برای عزیزان خارج از کشور فراهم می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/13 12:19
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,568 کلمه


      به نام خداونده بخشنده مهربان
      سلام
      اول می خوام تشکر کنم از تکنیک تایید کردن که یکی از تکنیک هایی بود که شما گفتین که برای نشون دادن به ذهن و یادگیری خوبه که اون آموزش رو به روشی، تایید کنیم. برای همین موقع گوش دادن فایل سعی کردم که طوری که بشنوم همراه با شنیدن صحبت های شما بگم درسته بله و اگر سوالی رو مطرح می کردین من زودتر اون جواب مورد تایید رو بگم ……..خیلی برام جالب و جدید بود و ماندگاری آموزش رو در ذهنم پایدارتر کرد
      اما این فایل الماسی ( از طلایی گذشت )
      من خیلی چیزا رو از بچگی آموزش دیدم که به هیچ عنوان فراموش نکردم مثل دوچرخه سواری، آشپزی، بافتنی، خواندن و نوشتن، نماز خوندن، مرتب کردن خونه و زندگی، اتو کردن، ظرف شستن، عکاسی کردن، صحبت کردن به صورت رسمی یا به صورت شوخی یا معمولی، من خیلی از واکنش هامو هم یاد گرفتم مثل ترسیدن از تاریکی، چندش آور دیدن سوسک، دلهره از امتحان، در عزاداری ها احساس بسیار بد داشتن، در عروسی ها و جشن ها سرو سنگین بودن و بیش از حد نرقصیدن، تا قبل از اذدواج با انگیزه به خود رسیدن و بعد از اذدواج خود رو فراموش کردن، تنهایی از زندگی لذت نبردن، حتما بچه دار شدن چون حتما هم باید اذدواج می کردم، و اگر بخوام بگم این داستان آموزش های من ته نداره از همه ی آدم ها آموزش هاشون بی نهایته
      حالا که دارم آموزش متناسب شدن از طریق ذهن رو می بینم با خودم فکر می کنم که چقدر آموزش هایی که دیدم اصلا کسی با من راجع بهش صحبت نمی کرد.من فقط با دیدن الگوی ذهنیشو ثبت می کردم و این الگوها در زمان خودش فعال می شدند .
      مثل مثالی که شما زدین راجع به چاقی بعد از اذدواج …..چقدر این مثال ها ذهنم رو برای من روشن میکنه
      آموزش زبان فارسی و در من لحجه ی اصفهانی واقعا میتونه کارکرد ذهنم رو بهم نشون بده من واقعا براش تلاش نکردم و فقط در محیطی با این آموزش ها زندگی کردم . با اینکه ما قم زندگی می کردیم ولی چون تو خونه مامانم و بابام مخصوصا مامانم با لحجه اصفهانی صحبت می کرد ما هم لحجه داشتیم…….یادمه هر جا تو بچگی می رفتم خرید خوششون میومد و ادامو در میاوردند و میگفتند یکم اصفهانی حرف بزن……من گیج می شدم که خب یعنی چیکار کنم ؟ حاالا می فهمم اونا مهارتی رو از من می خواستند که من باهاش یکی شده بودم و جدا از خودم نمیدونستمش و اصلا هم متوجه ذوق اونا نمی شدم …….تا اینکه بزرگتر شدم و بهم فهمیدن تو تهران همه یه جور دیگه صحبت می کنند که بهش میگم تهرانی بهش یه جورایی میگند بی لحجه حرف زدن و من با تمرین تونستم جوری تقلید کنم که حالا وقتی بی لحجه صحبت می کنم اصلا کسی متوجه نمیشه من اصفهانیم یه جاهایی تو اصفهان بعضی از هم دانشگاهیام که از شهرستانای دیگه اومده بودند می گفتند اصلا بهت نمیاد اصفهانی باشی
      خب من از این الگو خوشم اومد و تمرین کردم که لحجه مو هر موقع دوست دارم تغییر بدم……….حالا یه عالمه مورد دیگه هم دخیل بود ولی توجه و خواسته ی من باعث شد تا من تمرین کنم نمی گم براش وقت گذاشتم بیشتر تقلید کردم
      این شاید مثال زندگی سازی نیست ولی برام کارکرد ذهن رو بسیار واضح تر می کنه
      اینکه من در بچگی چقدر آموزش چاق شدن دیدم و چه تصاویری در ذهنم نقش بست
      مادرم همیشه برامون خیاطی می کرد و ژرنالای لباس داشت من همیشه از دیدن اون ژورنالا لذت می بردم و همیشه از حتی شکل های کارتونی مانکن ها خوشم میومد که اینقدر باریک وشیک بودند ولی تصاویر نمی تونست اونقدر برام قوی باشه چون مدل زندگیمون بخور بخور بود……….به هر دلیلی خوردن بود و اونقدر لذت خوردن بزرگ و شگفت انگیز و رویایی بود که جایی برای الگوی ذهنی متناسب شدن باقی نمیگذاشت………
      عاشق این عبارتم ” الگوی ذهنی”
      چون منو میبره به مسیرهایی که ببینم آخه چی تو مغزم شکل گرفت که من به این جسم رسیدم
      مادرم میگفت تو همیشه خوب شیرمی خوردی خوب غذا می خوردی و یه جورایی انگار بهم افتخار میکردند که من دردسر غذا خوردن نداشتم…….این خودش یکی از امتیازایی بود که به خوردنه هر چند الکی هم داده می شد خب
      من دقیقا میتونم بررسی کنم که چه الگوهای چاق کننده ای دارم چون اگه خوب بررسی کنم متوجه می شم که چطور نوشتن رو آموزش دیدم ……..با کشیدن ساده ترین خط به اسم آ بی کلاه
      الان که می بینم مامانم چطور به نوه های کوچیکمون وقتی ماماناشون از کم خوراکی بچه ها مینالند ، غذا میده میبینم عجب تفریحی مامانم درست میکرده ها
      با بازی به بچه غذا دادن، با پرت کردن حواس بچه و بهش غذا دادن، با وعده و وعید و بهش غذا دادن، با تشویق کردن با حمایت کردن با برطرف کردن خواسته اش به شرطی که یه قاشق دیگه بیشتر بخوره
      یعنی ماشالا آموزش
      که اگه اینجوری باهامون ورزش یا زبان یا موسیقی کار می کردند الان هممون پروفسور همون رشته بودیم
      الان تو این دوره موتجه شدم که هدایت من به عهده ی ذهنمه
      و مقابله با ذهن هم که امکان پذیر نیست
      ولی توانایی آموزش نامحدود به ذهنمون رو داریم
      این آگاهی باعه میشه که من بخوام با تکرار تمرینات این دوره در ذهنم الگوی سازی کنم و مسیر ذهنی براش بسازم
      به طور مثال من الگوی ذهنی چاقی در ذهنم دارم که میشه برای اینکه می خوای خوش بگذرونی باید یه چیزی بخوری الگه میخوای شاد بشی باید بخوری، اگه ناارحتی و میخوای ناراحتیت تسکین پیدا کنه باید بخوری ، اگه می خوای دل دیگران رو به دست بیاری باید بخوری و هزاران الگوی ذهنی که من فقط و فقط آموزششون رو دیدم
      حالا می خوام آموزش جدید رو عملی کنم
      اول صبح می گم و میشنو م که من از غذا به عنوان لذت استفاده نمی کنم و فقط برای برطرف کردن نیازم غذا می خوردم
      خب اینو باید تو ذهنم مسیرشو اونقدر الگو سازی کنم که وقتی به هر هیجانی میرسم نخوام با غذا و خوردن برطرفش کنم
      مثلا اگر در مراستم ختم هستم و احساساتی شدم خب بدونم شاید اگه دوست دارم گریه کنم همین کافیه نیازی نیست برای آرامش خودم و روح اون مرحوم من یه عالمه حلوا و خرما بخورم و بعد نهار چرب بخورم
      و بیام ببینم که اصلا اینا همه خرافاته که من با یک کاری که در یک فرکانس زمینی هست بخوام برای کسی در یک فرکانس خارج از زمان مادی کاری بکنم ……..همینطور بفهمم و بدونم که آرامش با غذا بدستم نمیرسه با درست فکر کردن که هر اتفاقی خارج از من و حتی درون من چه ربطی داره به خوردن
      من یک خاله ای دارم که ایشون سه تا بچه داره و خودش و سه تا بچه هاش بی نهایت متناسب و زیبا هستند و همسرش هم کمی چاقه
      من دیدم که بچه هاش وقتی گرسنه هستند چقدر مشتاق غذا خوردنند و با شور احساس عالی غذا می خوردند و هیچ وقت چاق نمی شند…..چون خاله ی من که مادرشون باشه هیچ وقت خودش الگوی های چاق کننده نداشته که بخواد همونو به صورت ناخودآگاه به بچه هاش آموزش بده ……..یعنی به اندازه نیازش خورده و وقتی احساس کرده که سیر شده دست از غذاش کشیده و اصلا هم معیار سیری خودش رو خارج از خودش ندیده
      اونا هم آدمند و غذا می خوردند و گرسنه شون میشه ، مهمونی میرند و میخورند، تو عروسی م خورند تو عزا می خورند و مثل من دارند زندگی می کنند ولی تفاوت من با دخترخاله هام تو آموزشمون بوده
      خداروشکرمی کنم که هر روز این آموزش در ذهنم داره واضحتر میشه و برام سوالاتی به همراه داره که جواب هاش برام راهگساست

      من در سن 17 سالگی فرزندم رو با در وزن بارداری 110 کیلویی به دنیا آوردم
      یعنی الان که بهش فکر می کنم میبینم چیکار که نکردم با خودم………..من چون از قبلش همه ی لذت ها رو در خوردن می دیدم ، و در جامعه دیده بودم و شنیده بودم که زن باردار اگه چیزی دلش خواست حتما براش فراهم کنید نکنه یه وقت ناراحت بشه و هوسش برآورده نشده، من یه جوری از اون شرایط سواستفاده کردم که دیگه دکترم سرم داد زد که اینقدر نون و برنج نخورد دیگه حق نداری اینجوری بخوری………خب دکترم نگران شده بود چون فشارم داشت بالا می رفت و منم که در دوران نوجوانی بودم اصلا متوجه نمی شدم و خطری احساس نمی کردم ……….من با این الگوی ذهنی که خب حالا تو دوران بارداری آزاد آزادم که هر چی رو هر چقدر دلم خواست بخورم ، به معنای واقعی بیش از نیازم خوردم و چنان اذیتی شدم بعد از زایمان که زحمت و رنجش بیچاره ام کرد

      اینکه چرا باید اون فرمول اون زمان عمل می کرد؟ چون من آموزش قبلیشو دیده بودم و آماده بودم در زمانش که برسه این الگوی ذهنی رو به رفتار تبدیل کنم
      یواش یواش تا اینجای زندگیم دیدم دارم به آدمایی تبدیل میشم که خیلی برام آشنا هستند و البته دوست داشتنی ولی من نمی خوام مثل اونا باشم ……….دوست دارم زندگی شکوهمندی داشته باشم و باید تغییرکنم ……از تلاش های فیزیکی که بگذریم ، که هیچ سودی نداشتند که هیچی بسیار خطر آفرین بودند به لطف خدا به این مرحله ی اصولی رسیدم که روش درست و واقعی و قطعی متناسب شدنه
      خیلی ممممنونم بی نهایت ممنونم ……….
      من به الگو سازیم ادامه می دم من تمام سعی و تلاشمو می کنم من باز هم تعهد میدم من می خوام متناسب باشم میخوام اون جسمی رو که دوست دارم تو آینه ببینم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/09/16 00:35
        مدت عضویت: 702 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        من هم دیدگاه شمارو تایید میکنم و چقدر از خوندن نوشته شما لذت بردم.درسته ما وقتی چیزی رو اموزش ببینیم و به دنبال نتیجه باشیم از هدف دور میشیم پس همانطور که با چاقی زندگی کردیم باید با لاغری هم زندگی کنیم تا نتایج خود به خود ایجاد بشن.افرین به شما👏👏👏🌹🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        الهام خوشبخت
        1399/09/16 10:12
        مدت عضویت: 702 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام دوست عزیزم! من خیلی نظرات شما رو دوست داشتم ودارم. تو دوره لاغری با هم بودیم ولی تو دوره تکرار دیگه نظراتونو ندیدم. امروز که دیدگاهتون رو دیدم خوشحال شدم. خداروشکر بازم هستین. موفق باشی گلم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/09/10 11:25
      مدت عضویت: 348 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 734 کلمه


      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
      باور های چاق کننده من
      من چاقی رو از خانوادم یادگرفتم من پدر ومادر چاقی دارم که الانم هر دو دست به گریبان این آموزش غلط هستند اما چون در مدار این دوره نیستن دو سه باری که بهشون گفتم ودیدم بازم درمدار خودشونن رهاشون کردم تا خودم متناسب شم واون زمان خودشون دنبال روشم بیان اما چیزی که جالبه هم مادرم وهم پدرم درجوانیشون بسیار لاغر بودن واونا هم با آموزش چاق شدن مثلا مادرم همیشه میگفت ازدواج که کنی چاق میشی یا بلوغ بعضیا رو چاق میکنه همش تو خونه میگفت ارث چاقی داریم وباباتم ارث چاقی داره تو میکس چاقی خاندان من وباباتی ویا اینکه میگفت آدم حامله بشه مخصوصا بچه دومشو حتما چاق میشه ودیگه لاغر نمیشه ویا اینکه آدم برای اینکه چاق نشه باید رژیم بگیره وسالم بخوره وکم وکالری شماری کنه وتحرکشو بالا ببره وقتی بهش میگفتم مامان تحرک خودمو بالا ببرم یعنی چی میگفت حتما باید ضربان قلبت بالا بره وورزش کنی وکمتر از ۲۰ دقیقه هم فقط قند میسوزونی ویا اگه غذاهای پرکالری وفست فودی وچرب وشیرینی وشکلات بخوری هیچ وقت لاغر نمیشی اونقدر این باورهای غلط کرده بود تو مغز من که همش پیاده روی های طولانی مدت میکردم با احساس بد ورزش های سخت میکردمو خودمو با رژیم های مختلف شکنجه میکردم ماهها از خوردن خوراکی های مورد علاقم خودمو محروم میکردم و هر بار که یه ذره میخوردم چنان احساس گناهی میومد سراغم که خودمو با پرخوری شکنجه میدادم اما الان متوجه شدم متناسب شدن هم آموختنیست الان متوجه شدم که هیچ غذایی بد نیست وقصد چاق کردن منو نداره وهیچ ورزشی هم منو لاغر نمیکنه وباعث کاهش وزن من نمیشه حتی پیاده روی های طولانی هم منو لاغر نمیکنن چیزی که اهمیت داره اینکه من مثل همه انسان های متناسب هستم وهرچقدر که فعالیت کنم در طول روز که باعث بشه من سرحال باشم وخوشحال باشم از میزان فعالیتم همون برای بدنم عالیه ومن رو متناسب میکنه وهمه کاری فعالیت محسوب میشه حتی خوابیدن ومن هیچ وقت بدنم از فعالیت نمیایسته چون درآن صورت میمیرم پس نیازی نیست به فعالیت شدید وآزار دهنده زمانی ورزش وپیاده روی خوبه که لذت بخش باشه وحالمو جا بیاره در غیر این صورت اگه نباید انجامش بدهم به جاش بینهایت فعالیت دیگه وجود داره در زندگی من من متوجه شدم زیباترین انسان جهانم وباید هر کاری کنم تا به خودم بیشتر برسم وعشق بورزم وباعث شادی وخوشحالی خودم بشم ومتوجه شدم چون لیاقت بهترین زندگی رو دارم باید با تلاش خودم ولطف خدا وکمک فرشته مهربان بهترین زندگی رو برای خودم فراهم کنم ودقیقا از جایی شروع میشه این بهترین زندگی که هر روز یک قدم برای خواسته هام بردارم نظم رو در ذهنم وبیرون ذهنم ایجاد کنم خونه تمیز وباشکوه درست مناسب من و وقتی با لذت تمیزش کنم دقیقا متوجه میشم که چقدر خونه تمیز داشتن لذت بخش ومرتب بودنش چقدر حالمو خوب میکنه در حالی که قبلا فکر میکردم به هم ریخته بودن بهم آرامش میده وهنوزم قدری این باور در من وجود داره که اینجوری آدم راحت تره چرا باید همه جا رو مرتب کنی در حالی که دوباره بهم ریخته میشه اما الان قدری در باورام تغییر ایجاد شده که ۱من لیاقت خونه وزندگی تمیز ومرتب دارم ولباس های تمیز واتو کشیده وهر چیزی رو بتونم سریع پیدا کنم ودوما اینکه اگه محیط اطرافت مرتب باشه فکرتم نظم بیشتری میگیره ووقتمو میتونم به جای سابیدن کثیفی های کهنه وجمع وجور کردن وسایل خرواری که مدت هاست بهم ریختست میتونم هر روز کلی کار کنم برای خودم وکلی چیز مفید مثل تناسب اندام وبعدا هم رسیدن به هدف های دیگم وقت بگذارم در ضمن من باور داشتم خوردن لذت وتفریح وحالا که ما مردم ایران کاری نداریم مثل خارجی ها بریم خوشگذرونی وورزش واستخر ودریا وخیلی جاهای دیگه در نتیجه فقط میمونه خوردن اما الان از وقتی دارم متناسب شدن یاد میگیرم متوجه شدم بینهایت لذت در دنیا وجود داره وبینهایت تفریح مثل یادگیری چیزای جدید ومورد علاقم مثل پیشرفت و رسیدن به خواسته هام مثل بازی های فکری در خانه ومثل گل کاری ونگهداریش مثل فیلم وموسیقی دیدن وگوش کردن مثل پیاده روی وگشتن در طبیعت وخلاصه هستن کلی چیز دیگه جالبه که چقدر تغییر کرده باورام وچقدر خوشحالم که بالاخره متوجه شدم که با استمرار ونگه داشتن خودم در حال خوب ودوست داشتن خودم میتونم هر کاری رو امکان پذیر کنم با آرزوی موفقیت روز افزون برای خودم وهمگی شما💐💐💐💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/04 13:49
      مدت عضویت: 686 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      سلام استاد هروقت به این فایل می رسم چندبارگوشش میدم چون واقعا اطلاعات بسیارمفیدی بهم میده و برام تکرار می کنه و احساس می کنم بهتر توذهنم جا می گیرن خدا رو شکر من یک ساله و دو سه ماه میشه در این دوره هستم و دارم مرتب یاد می گیرم دارم اموزش لاغری را یاد می گیرم میخوام فایل گوش بدم تمرینات دوستان را بخونم تا بهتر وبهتر یاد بگیرم من تا سن ۲۶سالگی واقعا لاغر بودم و هیچوقت فکر نمی کردم یه روزی چاق بشم اما به راحتی تحت تاثیر حرف بقیه قرار گرفتم و با ازدواج و پذیرفتن این باور که ازدواج باعث چاقی میشه، بارداری باعث میشه دیگه نتونی وزنتو بیاری پایین، سنت که به ۴۰ برسه دیگه نمی تونی وزن کم کنی و کلی باوراشتباه که دونه دونه پذیرفتمشون و نتیجه اش شد چاقی من چون تموم اون حرفا مثل آموزش بودن و منم همه رو پذیرفته بودم ولی خدا را سپاسگزارم که با شما و دوره لاغری با ذهن اشنا شدم و هر روز دارم تکرار می کنم و فایل گوش میدم واطلاعات غلط واشتباه را دارم با باورهای صحیح جایگزین می کنم و میخوام اینقدر تکرار کنم که ملکه ذهنم بشن و مطمئنم که تواین مسیر به تناسب دلخواهم میرسم چون الان دارم از سایز کم کردن خودم لذت می برم از پوشیدن لباس هایی که توی کمدم برداشته بودم می پوشم و لذتش برام وصف نکردنی هست من میخوام به سایز۳۸ برسم وحتما به این تناسب اندام دست پیدا می کنم🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/26 20:52
      مدت عضویت: 359 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 840 کلمه


      فایل “چرا چاق شدم ؟ چرا لاغر نمیشم ؟”

      به نظر من این فایل شامل 4 قسمت زیرميباشد :

      1. من از دوران بارداری چاق شدم:

      متاسفانه من به خاطر اعتماد و اطمينان به حرف بزرگان فامیل شروع کردم به اندازه دو نفر خوردن در دوران بارداریم تا پسرم درشت تر به دنیا بیاید. تاسف دوم من این است که به خاطرحرف پزشک از لذتم که پیاده روی هر روزه بسیار تند من در صبح زود بود دست برداشتم تا به جنین صدمه نرساندم. من الان میفهمم چقدر نااگاهانه خودم بیشتر خوردن و عدم تحرک داشتن را به خودم تحمیل کردم. چون من قبل از بارداریم در تمام دورانهای زندگیم همواره لاغر ، متناسب و راحت و شاد بودم. تنها دلیل پزشک من این بود که میخواست من پول بیشتری برای سزارین شدن بهش پرداخت کنم. من خودم خیلی خوب و متناسب تونسته بودم در 3 ماه اول بارداری ام هم لاغر و متناسب باشم و هم مثل قبل از بارداری بودنم، فرز ولي متاسفانه حرفهای اطرافیان و پزشکم باعث شد من زیاد خوردن و تحرک نداشتن را باور کنم چون خیلی به دنیا امدن سالم و درشت بودن پسرم برایم مهم بود. من با باورکردن ان باورهای جدید اشتباه ، حدود 35 کیلو روی خودم بعد از به دنیا امدن پسرم وزن گذاشتم. الان میفهمم که باورهای اشتباه من که فقط 6 ماه اخر بارداریم اتفاق افتاد ، من را 16 ساله است که از ان سبکی و فرزی و شادابی دور کرده است. زندگی من ، جسم من و روح من از تعادل خارج شد تا اینکه الان حدود 100 روز است دارم دوباره به ان زندگى شاد و سرحال گذشته بر میگردم و هر روز تمرین میکنم تا از زندگیم لذت بیشتری ببرم. 😊

      2. من روی تجسم لاغر شدنم کار نکردم:

      تا جاییکه یادم میاد من روی افرینش خواسته زندگیم که لاغری بود کار نکردم چون ازش اگاهی نداشتم ،که تا این حد موثر است. من اصلا به نیروی خیالم فکر نکرده بودم ، در طول این سالها یا رژيم گرفتم یا تا سر حد مرگ ورزش کردم و جسم بیچاره ام را از پا دراوردم .من اصلا فکر نمیکردم تکرارفرمولهای اشتباه ذهنی است که من را دارد چاق نگه میدارم و من هم فقط مرتب روی جسم خودم فشار میگذاشتم. من اگاهی در این زمینه نداشتم ولی الان به اگاهی رسیدم و خیلی خوشحالم که در حال یادگیری هستم.😀

      3. لاغری را باید اموزش دید :

      من هيچوقت در عمرم تا قبل از این دوره نمیدونستم که من چاقی را اموزش دیده ام و یا اینکه باید لاغری را اموزش ببینم. من اگاهیم در این سطح بود که فقط باید مثلا برای زبان انگليسي یا المانی ، مجسمه سازی یا زدن ساز ، مکانیکی یا حتی دوره های دانشگاهی اموزش دید. من باشرکت در این دوره پی به این مطلب بردم و شروع کردم به یاد گرفتن این اموزشها . الان که فقط 100 روز حدوداً از این دوره گذشته و بسیار زمان کوتاهی است من با اموزش گرفتن تونستم که بلوز و تیشرت سایز S که در کمد لباسهایم از قبل داشته ام را بپوشم. من جعبه ای اهدا یی را درست کردم که دارم هر هفته به مرور لباسهایم را که گشاد شده در ان میاندازم. من لباسها ی شسته شده و تمیز را فقط چون برایم گشاد شده داخل ان میگذارم تا به مرور وقتی پر شد به ادمهای نیازمند ببخشم بعضی از انهابسیار نو هستند. مهمترین نکته این است که من به عشق اموزش بیشتر این دوره هر روز از خواب بیدار میشوم. من مطمئنم با اینکه استاد قصد ندارند برای ما فایل جدیدی بگذارند ولي چون قدم در راه مسیر به سوی خدا برداشته اند همچنان مهربانی و بخشش ایشان بسیار به دانشجويان این دوره زیاد است و من هر روز در گوشی خود وقتی به واتس اپ یا تلگرام نگاه میکنم ، مطلبی یا ویدیویی جدید برای تماشا دارم. این حالت خیلی انگیزه روزانه خوبی به من در مسیر امتداد میدهد. من خیلی از این زندگی در حال یادگیری لذت میبرم. از استاد هم بسیار ممنونم که همه نظرات ما را ميخوانند با اینکه بسیار وقت گیر است.

      4. تولدی دوباره بعد از رسیدن به لاغری باذهن:

      احساس دوباره متولد شدن یعنی فرصتها ی جدید را تجربه کردن برای شادتر و خوشبخت تر بودن. به نظر من این مساله خیلی جذاب است. من میتونم دوباره نشو و نما کنم و یک زندگی کاملاً جدید را تجربه کنم. من میتونم به حقایق و ارزشها ی جديد زندگیم جور دیگر و نوع دیگری بنگرم. برای چیزهای متفاوت دیگر ، اهداف دیگر و کلا زندگی دیگری ارزش قایل شوم. من میتونم خلاقیت داشته باشم و از نظر جسمانی ، روحانی و معنوی کاملا متفاوت باشم. این تولد دوباره عصای جادویی را در اختیار ما قرار میدهد که فقط و فقط و فقط ما که میخواهیم با این دوره از چاقی به لاغری برسیم در دست داریم. دیگر چه انتطاری دیگری از زندگى دارم. پس پیش به سمت تناسب. من که خیلی اماده ام ، شما دوستان من چطور ؟😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/07 13:23
      مدت عضویت: 407 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      دقیقا درسته که ما چاقی رو مثل حرف زدن یاد میگریم حالا ممکنه این چاق شدن در یک سالی از سن شخص باشه مثل من که تا زمان دبیرستان لاغر بودم ولی نمیدونم چی شد که چاقی رو از کی و چه کسی یاد گرفتم با الگو قرار دادن افراد خانواده که چاق هستن که بطور ناخوداگاه رفتارشون رو میبینیم و برامون عادی میشه این رفتار چاق کننده و به مرور زمان این رفتارها در ما هم شکل میگیره و باعث چاق شدن ما میشه برای همقن اگه ما بیایم رفتار افراد متناسب رو مدام ببینم و برای خودمون تکرار کنیم به مرور زمان حتما لاغر میشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/03 18:04
      مدت عضویت: 595 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 303 کلمه

      ما در اثر آموزش دیدن چاقی چاق شدیم همونطور که ناخودآگاه زبان مادری را آموختیم زبان چاقی راهن از همان ابتدای کودکی به ما باد دادند.با گفتن غذا بخور تا زودتر بزرگ بشی .تپل خوبه و جملاتی از این دست سپس در اثر دوست دلشتم چاقی ذهنمان برای چاقتر شدن برنامه ریزی شد و بعد از چاقی در اثر نفرت از چاقی مجدد ذهن مارو به همون سمت برد.
      ذهن قادر نیست آموخته ها را فراموش کند و جاده یکطرفه ایست که فقط میشه وارد اون شد و برگشت نداره. همونطور که با عمل جراحی نمیتونیم زبان رو از بین ببریم با جراحی هم نمیشه چاقی رو از بین برد. همانطور که سر ساعت مشخصی زبان جدید رو تمرین کنیم نمیشه زبان قبلی رو فراموش کرد پس با رژیم و سر ساعت مشخص غذا خوردن نمیشه لاغر شد.
      تنها راهی که وجود داره اینه که چاقی رو‌کمرنگ ‌و زبان لاغری رو آموزش ببینیم. این یه خبر خوبه که لاغری آموختنی است و همونطور که هر چیزی رو قبلا آموزش دیدیم یادش گرفتیم و‌ مهارت پیدا کردیم پس باید مطمین باشیم که اگه لاغری رو هم آموزش ببینیم براحتی لاغر میشیم و‌مهارت پیدا می کنیم در لاغری.
      فرمول های چاقی همیشه تپ ذهن ما باقی میمونه ‌نمیتونیم فراموششون کنیم فقط باید کمرنگ شون کنیم با تمرین زبان لاغری.بلید رفتارهای آدم های متناسب رو الگو قرار بدیم و در زندگی روزمره مثل اونها فکر و رفتار کنیم تا در زبان لاغری مهارت پیدا کنیم و‌خودبخود زبان چاقی کمرنگ میشه
      همونطور که با فقط آموزش دیدن خیاطی و بدون تمرین ‌‌تکرار آموخته ها نمیشه خیاطی رو یاد گرفت پس باید باندازه کافی تمرین لاغری و تکرار کنیم تا ملکه ذهنمون بشه..
      وقتی با آموزش رانندگی میشه راننده شد وقتی با آموزش خیاطی میشه خیاط شد پس جزا فکر می کنیم با آموزش لاغری ممکنه لاغر نشیم؟!!!!!
      همه چیز آموختنی است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/31 16:40
      مدت عضویت: 670 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      سلام به همگی
      این فایل دقیقا مشکلی که من دوباره دارم دچارش میشم با اینکه تغییر رفتارام عالی بوده اما انتظار بروز جسمی داره اذیتم می کنه اما من اینبار نمی خوام بترسم و تنها کاری که می دونم درسته اینه که دوره رو گوش بدم و سعی کنم توی روز از وجود خودم لذت ببرم و اتظار کشیدن بذارم کنار کار آسونی نیست اما تمام سعیمو می کنم تا بفهمم با تکرار و در مسیر بودن به راحتی می تونم به تناسب اندام برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/28 14:54
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 367 کلمه

        دوست عزیزم وقتی از نظر خودتون تغییر رفتارهاتون عالی بوده، وقتی نسبت به گذشته و حتی روزهای قبل خودتون دارید بهتر رفتار میکنید این یعنی دارید خوب عمل میکنید، یعنی مطمئن باشید مسیرتان درسته و راه تون رو دارید درست میرید، و نباید از خودتون انتظار بروز جسمی رو به صورت سریع و چشمگیر داشته باشید
        چاقی ما بصورت جهشی و یکدفعه و یک شبه بوجود نیومد و بصورت کم کم و تدریجی و یواش یواش ما چاق شدیم، پس واسه لاغر شدن هم همین پروسه باید در جریان باشه و از همون مسیری که رفتیم برگردیم
        میدونم گاهی اوقات منفی باف درونم، شیطان درونم تلاش خودش رو میکنه که به هر طریقی که شده ما رو سست کنه و از مسیر اصلی مون خارج کنه، چون استاد عرض کردند که در ما اون باورها و فرمول های اشتباه و قدیمی ریشه دارند که هیچوقت از بین نمیرند و ما فقط با ایجاد باورها و فرمول های صحیح و جدید میتونیم اونا رو کمرنگ کنیم، اینقدر باید این باور و فرمول های صحیح رو رشد و پرورش بدیم که از یه جوانه به یه درخت بزرگ و قوی و تنومند تبدیل بشه و اون درخت قبلی جلوش ناچیز باشه
        اینکه از خودمون انتظار داشته باشیم سریع رفتارها و عادت های قبلی رو بگذاریم کنار، اینکه دیگه هیچوقت پرخوری و زیاده روی نکنیم، اینکه خیلی زود از لحاظ جسمی تغییر کنیم و… این انتظارات و سطح توقعات بی جا هست و فقط باعث بی انگیزه و سست شدن ما میشه
        وقتی مطمئن هستیم مسیرمون و راه مون درسته دیگه باید اعتماد کنیم، تمرین و تکرار کنیم،عمل کنیم و استمرار داشته باشیم تا بالاخره یه روزی به اون نتیجه دلخواه مون برسیم و اون یه روز برای هر شخصی متفاوت هست چون عملکرد و چگونگی رفتار و اون دلخواه و ایده آل هر شخصی متفاوت هست، پس توی این زمینه نمیشه روز و دوره و مدت تعیین کرد یا برای همه یک نسخه یکسان پیچید….
        من هر وقت پچ پچ های شیطانی میشنوم یا بی انگیزه میشم میام توی سایت و با فایل گوش کردن و نوشته های استاد و نظر دیگران رو خوندن دوباره کلی مطالب جدید یاد میگیرم و انگیزه میگیرم….
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/06/27 12:49
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      فایل روز ۱۷ در امتداد مسیر
      چرا چاق شدم؟
      تا قبل از شرکت در این دوره علت چاقی خودمو ارثی بودن.کم تحرکی .پرخوری.پرخوری عصبی.سوخت نیاز کم بدن میدونستم ولی الان به یقین رسیدم تنها علت چاقی من خودم هستم و فرمول های چاقی
      همون جور که فارسی حرف زدن و کرمانی صحبت کردن رو از خانوادم یاد گرفتم چاقی رو هم از مادرم یاد گرفتم
      و همونجوی که فارسی حرف زدن رو با بستن دهان یا عمل فک اذهان نمیتونی فراموش کنی پس چاقی رو هم نمیتونی با جراحی هرکدوم از قسمت های بدنت فراموش کنی
      یا رانندگی یا آشپزی یا شنا
      و تمام کارهایی که آموزش دیدی ویادگرفتی نمیتونی فراموش کنی عین چاقی
      براش های قبلی برای لاغری همگی اعمال فشار بوده مثلا برای آشپزی تو حتی اگه ۱۰سال آشپزی نکنی یادت نمیره یا هرچیز دیگه ای
      پس باید لاغری رو یاد بگیریم عین تمام چیزهایی که آموزش دیدیم مثل شنا رانندگی آشپزی خانه داری و هزار چیز دیگه
      که بارها و بارها تکرار کردی تا توانستی
      مثل شنا دوسال طول کشید تا توانستی
      پس لاغری هم همین است باید آموزش هایی که دیدی مدام و مدام تکرار کنی تا کاملا یاد بگیری
      راز موفقیت این دوره تکرار است
      پس چرا چاق شدی؟آموزش دیدن چاقی و یاد گرفتن چاقی بوده
      نه ارثی بودن نه کم تحرکی نه هرچیز دیگه
      برا لاغری هم باید لاغری را یاد گرفت به همین سادگی
      من باور دارم در این دوره لاغر میشم فقط باید استمرار داشته باشم وبا اشتیاق پیش برم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/26 05:07
      مدت عضویت: 426 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      سلام و درود استاد گرامى & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊 روز هفدهم تكرار ,
      سوْال , به چه شكلى ميثاق نامه رو اجرا كنى احساس بهترى در شما ايجاد مى شه⁉️
      من ميثاق نامه رو به همين صورتى كه مقابل آينه جمله ها رو مى گم , احساس خوبى دارم . گاهى اوقات موزيك دلخواهم رو گذاشتم و ميثاق نامه رو اجرا كردم و بازم احساس خوبى دارم .
      فايل صوتى , سوْال ,
      چرا چاق شديم⁉️چرا لاغر نمى شويم⁉️
      فوق العاده اين فايل تاثيرگذار بود و لذت بردم . در اين مسير , خداروشكر و سپاس , هر روز كه از اين مسير مى گذره با شنيدن فايلها خيلى مشتاق تَر مى شم كه به مسيرم ادامه بدم , استاد عزيز , خيلى شفاف و واضح اين قسمت رو توضيح داديد , و موضوع لاغرى با ذهن بيشتر برام باز شد😊 چند سال پيش , من يه مدت كلاس يوگا نرفتم , و از اينكه بخوام كلاس يوگا در سطح بالاتر برم , مى ترسيدم كه آسيب ببينم چون بدنم اون انعطاف رو نداشت , و جالبه كه مربى يوگاى قدرتى به من گفتش كه بيا كلاس , بدنت خودش رو پيدا مى كنه , و اين شد كه من به گفته ى مربى يوگا اعتماد كردم و رفتم و خيلى هم خوب پيش رفتم .
      مورد بعدى , وقتى بعد از قرنطينه دوباره كلاس يوگا رو شروع كردم بعد از چند هفته , مى تونم دوباره حركات رو به راحتى انجام بدم . با توجه به اين فايل صوتى من دوباره تصميم گرفتم كه زبان لاغرى با ذهن رو بياموزم و تنها راهش اينه كه در اين مسير باشم و طبق برنامه ريزيهاى هوشمندانه ى استاد عزيزم در مسير ادامه بدم . من تصميم دارم در يادگيرى زيان لاغرى با ذهن استمرار داشته باشم و ادامه بدم و براى اينكه با شوق و اشتياق در اين مسير ادامه بدم بايد هر روز با استاد عزيز و دوستان سرزمين لاغرى با ذهن در گروه باشم و از مسير زيباى لاغرى با ذهن لذت ببرم و شكرگزار و سپاسگزار خداوند مهربان باشم كه من را به اين مسير هدايت كرد .
      با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/24 23:15
      مدت عضویت: 422 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      حالا که با خودم بیشتر فکر میکنم ، بیشتر میفهمم که شاید چاق شدن هم هدیه خدا به من بوده ،
      با خودم فکر می کنم من اگه از اول یه فرد متناسب بودم و الان هم متناسب بودم چه رویایی داشتم ؟ پوشیدن لباسی که برام گشاد شده که ازش بینهایت لذت میفرم ایا اون موقع هم میتونستم درک کنم؟
      از شنیدن جمله چه قدر لاغر شدی چی؟بازم میتونستم انقدر ذوق زده بشم ؟
      منتظر تولد دوباره ، دیدن خودم تو شرایط بهتر دیگه دیدن یک ورژن دیگه خودم بودم ؟
      ایا اگه از اول لاغر بودم هرگز میومدم در این دوره ثبت نام کنم و این همه با عملکرد ذهنم آشنا بشم؟انقد اطلاعات مفید کسب کنم؟انقد آگاه بشم
      اگه از اول لاغر بودم این شادی درونی این اشتیاق این حال خوبی که الان دارم رو از کجا میخواستم بیارم؟
      ایا اگه لاغر بودم همون فرد افسرده قبلی نبودم فقط با اندامی متفاوت ؟
      پس از این به بعد این چاقی رو هم که دارم به چشم بد نمیبینم این هم لطف خداست …🌸
      این چاقی که اموزش دیدم درسته که اموزش غلطی بود ولی باعث شد خیلی چیزای دیگه هم بفهمم باعث شد کلی مطالب جدید یاد بگیرم
      از بچگی من خیلی راحت و خود به خود چاقی رو یاد گرفتم
      و تکرارش کردم و نتیجه اش شد اینی که الان هستم
      و حالا چتد ماهی هست که شروع کردم به یادگیری لاغری و قطعا نتیجه متفاوتی هم خواهم داشت
      من خیلی راحت چاق شدم و من خیلی راحت و مثل اب خوردن لاغر میشم 🌸
      با تغییر باور های غلط ذهنم من رو هدایت میکنه سمت رفتار صحیح داشتن با غذا سمت رفتار های همسو با لاغری
      پس من ادامه میدم و مشتاقم و تکرار میکنم و در به خواست خودم هم میرسم و لاغری رو یاد میگیرم و لاغر میمونم
      خداروشکر 🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/17 21:17
      مدت عضویت: 530 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      *چاق شدن از معدود آموزش هایی است که نیاز به بازنگری و به روزرسانی ندارد، چون ذهن ما بر اساس همان آموخته های پیشین خود عمل میکند به همین دلیل است که ما هر وقت با وزن بیشتر مواجه می شویم
      آموزش جدیدتری برای چاق تر شدن نمی بینیم و تنها با تکرار همان آموخته های قبلی می توانیم چاق تر شویم*
      این قسمت از متن فایل برای من خیلی جالب بود.. چون ما دلایل مختلف د زیادی برای علت چاقی مون داریم ولی ذهن تنها از یک راه و مسیر ما رو چاق میکنه. بهانه ها زیاده اما مسیر مشخصه و یکی بیشتر نیست.
      یعنی ما در زمانی از زندگی آموزش دیدیم چاق شدن رو و حالا این آموزش ها باید عملی می‌شدند و وارد تجربه زندگی ما.
      ازدواج، زایمان، کم تحرکی، ول کردن باشگاه، پرخوری، و… اینا راه های کوچیکی بودند در واقع بهانه هایی بودند که ما رو به اتوبان چاقی وصل میکردند و دوباره همون آموزش های قبلی مورد استفاده قرار می‌گرفت، پررنگ تر میشد و اتوبان چاقی وسیع تر میشد و پیشرفت میکرد.
      حالا ما به جای اینکه مسیر رو دور بزنیم و وارد اتوبان لاغری بشیم، راه های کوچیک که همون بهانه های ما هستند رو مقصر میدونستیم.
      لاغری با ذهن اول میاد جلوی بهانه های ما تابلوی (مسیر مسدود است) قرار میده و به مرور دیگه ما هیچ چیزی رو مساوی با چاقی نمیدونیم جز آموزش چاق شدن
      بعد ما وارد مسیر لاغری میشیم و اتوبان چاقی به مرور متروک و بلا استفاده میشه و اتوبان لاغری به مرور وسعت پیدا میکنه و پیشرفت میکنه تا جایی که این وسعت علاوه بر ذهن، جسم را هم دربر می‌گیرد و جسم هم کاهش وزن و لاغری را تجربه می‌کند.
      فراموش نکنیم که برای ساخت اتوبان لاغری استمرار و تکرار ضروری است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/12 18:37
      مدت عضویت: 702 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      خیلی جالبه استاد هر موقه فایلی رو گوش می دم حس می کنم اولین باره دارم می شنوم وخیلی برام تازگی داره هیچ وقت برام تکراری نیست وهمیشه من رو به فکرکردن وامی داره تابه حال از این جنبه به تناسب فکری ،فکر نکرده بودم وواقعا ماانسانهابه عنوان اشرف مخلوقات توانایی های خارق العاده ای دارم اگه این توانایی رو باور داشته باشیم وحالاکه لاغری هم یادگرفتنیه ،پیش به سوی آموختن لاغری وتناسب اندام و حتما موفق می شیم چون راه درست رو انتخاب کردیم ودر پیش گرفتیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/05 10:07
      مدت عضویت: 543 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      سلام برخداوند مهربان 🌺💖🌺💖
      سلام بر استاد گرامی و تمامی دوستان
      روز ۱۷ تکرار
      چرا چاق شدیم؟ چرا لاغر نمیشیم،؟
      همه ی ما انسان از روز اول از نظر فیزیکی به یک شکل آفریده شدیم،من در طی این مدت خیلی به این موضوع دقت کردم وچون نوزادان زیادی اطرافم بودن وبه دنیا آمدند از نظر جسمی یکی بودند و براساس رسیدگی خانواده ها کم کم تغییر در جسم اونها بوجود میاد، من هم در خانواده ای ب دنیا آمدم ک پدر و مادرم چاق بودند و پدرم وفامیل های پدری بیشتر چاق هستند، و همیشه به من می گفتند ک تو هم مثل فامیل های پدری چاق هستی،و من هم پذیرفته بودم ک ما ژنتیکی چاق هستیم،ولی الان به این باور رسیدم ک خودم مقصر چاقی ام هستم ،همانگونه ک زبان مادری ام را یاد گرفتم چاقی را هم یاد گرفتم،
      همانگونه ک خیاطی را آموزش دیدم وباتکرار کردن تونستم بهترین ها رو بدوزم ولذت ببرم پس لاغری را هم باید آموزش ببینم یاد بگیرم وبا تکرار کردن و تکرار کردن و استمرار داشتم،تعهد داشتن میتونم لاغر بشم و از لحظه لحظه زندگی دوباره ام کمال لذت را ببرم واز اینکه دیگ ترس از خوردن ندارم لذت ببرم، وقتی برای خرید ب مغازه ای میروم لباس مورد علاقمند با رنگی ک دوست دارم و سایز ک موجود هست را با عشق میخرم واز خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجم،و چقدر اون لحظات عالیه،چقدر من خوشحال و شادم خدایا شکرتتتتتتت،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 23:53
      مدت عضویت: 571 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      به نام خدای مهربان
      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
      خییییییلی این فایل عالی بود و واقعا به دلم نشست چه مثال های عالی و ملموسی بکار بردین استاد… واقعا فوق العاده بود و آدم باورش میشه که این مطالب عالی به شما الهام میشه و هر چه میگذره من ایمانم بیشتر میشه که شما از طرف خدای مهربون برگزیده شدین تا خیلی ها را از رنج و سختی نجات بدین.براتون آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم.
      دقیقا همینطوره ما چاقی را از کودکی از خانواده و اطرافیان و جامعه آموختیم بنابراین در ذهنمون فرمول هاش تثبیت شده و ریشه دار و عمیق و با فشار و زور هیچ نوع رژیم و ورزش و دارو و جراحی از ذهنمون پاک نمیشه و نمی تونیم لاغر بشیم (همونطوری که خودم بارها و بارها تلاش کردم و از رژیم ها و روش های مختلفی استفاده کردم و خودم را رنج دادم و به نتیجه نرسیدم) و تازه ذهنمون بیشتر مقاومت میکنه و ما را بیشتر به سمت و سوی چاقی سوق میده و فرمول ها و باورهای غلطی را که همه ی عمر آموختیم بر جسم مون اعمال میکنه و ما چاقتر و چاقتر میشیم..همونطوری که زبان فارسی را که از بچگی بدون هیچ زحمت و تلاشی و بطور خودبخود نمی تونیم با بستن دهن مون یا جراحی زبان و فک مون یا خوردن داروهای مختلف و…فراموش کنی….ما فقط می تونیم با آموزش و تکرار و تمرین زبان دیگه ای را آروم آروم یاد بگیریم در کنار زبان فارسی خودمون ،همینطور هم می تونیم با آموزش و تکرار و تمرین و استمرار داشتن لاغری را بیاموزیم ولی فرمول های چاقی همچنان در ذهن ما وجود دارن و اگر روشون تمرکز کنیم و تمرین باز هم چاق میشیم.
      اما چرا لاغرنمبشیم؟
      ما باید لاغر شدن را بیاموزیم همونطوری که چاق شدن را آموختیم….
      همانطور که با بستن دهن مون زبان فارسی را فراموش نمی کنیم با رژیم و فشار آوردن به جسم نمی تونیم لاغر بشیم…با تکرار جملاتی از زبان دیگه نمی تونیم زبان فارسی را فراموش کنیم پس با خوردن غذاهایی سر ساعت مشخص نمی تونیم چاق شدن را فراموش کنیم و لاغر بشیم و با عمل فک و زبان مون نمی تونیم زبان فارسی را فراموش کنیم با عمل معده و هر جای دیگه نمی تونیم چاقی را فراموش کنیم و لاغر بشیم….خودم بارها و بارها تجربه کردم و فقط جسمم را تحت فشار قرار دادم و هر بار ناامیدتر از قبل تسلیم چاقی شدم .ب ما باید لاغری را بیاموزیم و با تکرار و تمرین آروم آروم (عجله نداشته باشیم همانطور که به محض رفتن به کلاس زبان انگلیسی انتظار نداریم بتونیم انگلیسی حرف بزنیم) لاغر و متناسب بشیم به لطف خدای مهربان
      به امید موفقیت همه ی دوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 10:40
      مدت عضویت: 671 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 231 کلمه

      سلام خدمت استادعزیزودوستان خوبم
      چراچاق شدیم؟
      خداوندهمه انسانهای کره زمین رابه یک شکل آفریده ازلحاظ جسمانی ولی هرانسانی باتوجه به شرایط ومحیطی که درآن بدنیا آمده آموزشهای مختلفی رادیده مثل همان زبان مادری که باهرلهجه وگویشی که دراون قرارداشته به آسانی ان رایادگرفته حتی اگرمادردوزبانه بوده بچه هم هردوزبان رابه راحتی یادگرفته وحتی وقتی سعی میکنه فارسی کامل حرف بزنه آخرش اون لهجه درحرف زدنش مشخص میکنه که درچه محلی زندگی میکنه همینطورهم ماازبچگی زبان چاقی رایادگرفتیم ووقتی اون شنیده هامون راباورکردیم ودراون شرایط قرارگرفتیم اون باورشروع به فعالیت میکنه مثلامابارهاشنیده ایم که بعدازازدواج چاق میشیم وتاوقتی ازدواج نکردیم این باوربصورت غیرفعال درذهن ماوجودداره وقتی ازدواج کردیم فعالیت خودش راشروع میکنه وما کمکم چاق میشیم وهمینطورباورهای دیگه که باورشون کردیم وقتی دراون شرایط قراربگیریم فعال میشوندولی بسیاری ازافراددراطراف ماهستندکه این حرفهاراشنیده اندولی اونهاراباورنکرده اندوقتی درشرایط بعدازازدواج قرارمیگیرنداون باوربرای اونهافعل نمیشه چون باورش نکردند پس انسانهای متناسب هیچ وقت لذت تجربه متناسب بودن رانمیچشندولذت لباس رنگ شادوسایز کوچیک هم نمیچشندومابسیاربایدخداراشکرکنیم که لذت این تغییرات رامیچشیم خدایاشکرت
      چرالاغرنشدیم ؟
      چون زبان لاغری رایادنگرفتیم وهمانطورکه باچسب زدن روی دهانمون نمیتونیم زبان فارسی رافراموش کنیم بافشاربرجسممون هم نمیتونیم زبان چاقی رافراموش کنیم
      همانطورکه باجراحی فک ودهان نمیتونیم زبان فارسی رافراموش کنیم باجراحی جسم هم نمیتونیم زبان چاقی رافراموش وکنیم
      ماهرچیزی راکه یادگرفتیم وآموزش دیدیم نمیتونیم فراموش کنیم ولی میتونیم چیزهای جدیدزیادی یادبگیریم همانطورکه میتونیم زبان انگلیسی یافرانسه رایادبگیری میتونیم زبان لاغری هم یادبگیریم
      پس مابایدلاغری راآموزش ببینیم تالاغرشویم 🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/22 18:56
      مدت عضویت: 712 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 251 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
      چرا چاق شدیم ؟ چون باورهایی که در گذشته به ما القا شده و ما اونها رو قبول کردیم و به صورت یک فرمول و تصویر ذهنی ذخیره کردیم و بعد ذهنمون براساس این تصاویر ما رو به این وضعیت رسونده و ما الان چاقی ،باورهایی مثل این که چاق تر بشی زیبا تری ،صورتت پر باشه زیباتر چون من خودم قبلا لاغر بودم و دوست داشتم چاق بشوم تا زیباتر بشوم و یا اینکه ازدواج بکنی چاق می شی و یا اینکه باید به باشگاه بروی و تحرک داشته باشی ‌ اگر ‌ول کنی باشگاه رو چاق تر می شی ،زایمان و شیردهی چاق تر می شی ،به بلوغ برسی چاق می شی، قرص ویتامین بخوری چاق می شی و هزاران باور مخرب که ما اونها رو شنیدیم و از همه مهمتر باورشان کردیم و خودمون وضعیت چاقی رو رقم زدیم و خودمون مقصر چاقی مون هستیم و شاید کسی هم این حرفها رو شنیده باشه ولی چون باور نکرده الان متناسبه.
      حالا چرا لاغر نمی شیم؟ چون لاغری رو آموزش ندیم و ذهنمون پر بوده از باورهای مخرب چاقی و خواستیم که جسممون رو تحت فشار قرار بدهیم و فکر کردیم که لاغر می شویم شاید هم وزن مون رو کم کرده باشیم ولی چون تغییری در فرمولها و باورها ایجاد نکردیم باز ذهنمون ما رو به مسیر چاقی مون میرسونه و ما باید یاد بریم لاغر شدن رو و با فایل گوش دادن و تمرین کردن تا یواش یواش لاغر شویم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/25 08:10
      مدت عضویت: 545 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      با سلام
      و سپاس از خدای مهربانم و استاد عزیزم که ما رو در این مسیر هدایت و حمایت می کنند.
      با توجه به مطالب فایل و دقت در روند زندگی خودم به وضوح میبینم که علت چاقی من فقط و فقط باور های نادرست در طی سالهای زندگیم بوده.
      از اولش که بچه بودم نهیب مادرم بوده که نخور چاق میشی و ترس از خوراکیها و پیامهای ذهنم برای خوردن واینکه با غذا خوردن چاق خواهم شد این فرایند رو به سمت خودم فراخوان کردم. بعد با کم تحرکی وتنبل بودن در ورزش بعد با ازدواج و بارداری و همش شنیده بودم که اگه بچه رو شیر بدی لاغر میشی وچون نتوانسته بودم شیر بدم پس منتظر چاقی بعدش بودم. بعد ۴۰ سالگی و….‌پایین اومدن سوخت وساز بدن 😳😳😳😳😓😓😓😓
      ذهن من اینها رو یاد گرفته بود در هر مرحله به آموزشهای عمل میکرد بدون توجه به اینکه برای من خوشایند هست ویا نه.😔
      ما این آموزه هارو نمی تونیم فراموش کنیم بلکه باید ذهنمان رو در مسیر آموزشهای لاغری قرار دهیم تا با مرور زمان کفه آموخته های لاغری بیشتر بشه و به سمت لاغری پیش بریم.🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/12/28 15:16
        مدت عضویت: 249 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 122 کلمه

        واقعا چقدر باورهای مخرب و اشتباهی داشتیم
        توی مدت بارداری اولم خیلی مراعات غذایی میکردم که زیاد وزن اضافه نکنم و چاق نشم و کلا ۹ کیلو توی ۹ ماه بارداری اضافه وزن پیدا کردم، اما موقع شیردهی تمام افراد دور و برم گفتند اگه به بچه شیر خودت بدی سریع لاغر میشی و پف و چاقی بارداری و سزارین ات میره وگرنه نه…. منم که شیر زیادی نداشتم و نتونستم به دخترم شیر خودم رو بدم و در نهایت شیرخشکی شد و از خودم انتظار داشتم بخاطر همین چاق و چاق تر بشم و ذهن منم اینو عملی کرد و من توی اون مدت کوتاه مثلا شیردهی حدودا ۱۵ کیلو اضافه کردم…
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/23 23:43
      مدت عضویت: 531 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      با عرض سلام وخسته نباشید خدمت استاد همیشه فعال وپر انرژی👏👏👌🏻👌🏻🌺🌺
      قبل از هر چیز جای بسی تشکر وقدردانی دارد زحمات مضاعف ودلسوزانه شما چراغ راه جاده تندرستی🙏🏻🙏🏻🌺🌺
      بحث امروز ما :
      چرا چاق شدیم؟؟
      دقیقا این سوالی بود که بارها از خودم بعد از هر بار اضافه وزنم میکردم وهر بار عاملی را متهم میکردم ونهایتا با صدور حکم قطعی مقصر بودنش ، شانه ام را از بار سنگین چاقی خلاص میکردم وهم چنان به رفتار های غلطم که از باور وآموزش ناخواسته وعجین شده در نا خوداگاهم نشات میگرفت ادامه میدادم ،چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      بله من از بچگی آموخته وشنیده بودم که:
      من بعداز ازدواجم وحاملگیم حتما ااضافه وزن خواهم داشت ودیگر از شکم تختم خبری نیس واین کاملا طبیعی است 😩😩
      ویا اینکه هر چه پا به سن بزازی بعداز ٣٠سالگی چاقتر میشی وبعداز ۴٠سالگی دیگر چربی بدن آب نمیشود ومن محکوم به چاقی میشوم واینو کاملا طبیعی میدیدم😳😳
      ومن باز از خبرهای مختلف شندم وآموختم که مواد غذایی صنعتی وشیمیایی وپالم دار ومر غهای هورمونی عامل چاقی بدن خصوصا پهلو ها و.. میشود واینو پذیرفته بودم😱😱
      پس چاق شدن من خیلی عادی وطبیعی وتحت تعلیمات همسو با رفتارهای غذایی غلطم مرا به اینجا کشاند😡😡
      واما چاره کار؟؟؟؟؟؟
      خدارا شاکرم که با قرار گرفتنم در این مسیر روشن وسبز جاده هستی بخش آموختم ودانستم که تنها ومقصر اصلی چاقیم (با تکرار هر روز بند اول میثاق نا مه ام چشم در چشم خودم در اینه) خودم هستم وبعد از آن با انرژی مضاعف با ایمان به این مسیر وآموختن رفتارهای صحیح غذایی وآموزش لاغری صحیح وماندگار وبا تکرار وادامه همیشگی مسیر وبا احساس عالی وشادی وهمسو کردن رفتارهایم باآموزهای لاغری میرسم ومیشوم زیباترین مخلوق خداوند وشگفتی سازی دیگر😀😀👌🏻👌🏻👏👏👏🌺🌺💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/12 01:51
      مدت عضویت: 517 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      به نام خدا
      سلام خدمت دوستان عزیز واستاد گرامی 🌹🌹
      من صبح ها که از خواب بیدار میشم سریع میرم سمت میثاق نامه اولین کاری که اول صبح انجام میدم قبل از فایل صبحگاهی میثاق نامه هس واقعا دوستش دارم بهم انرزی میده جند وفته بس که تکرار کردم ناخوداگاه به سمتش میرم خیلی حس خوبی داره عالیه👌🏻🌹😍
      ما چاقی رو بخاطر رفتارهای اشتباهمون هس که تکرار کردیم و این رفتارها برامون عادت شده
      از بجکی جاقی رو به ما اموزش دادن و با تمرین و تکرار این رفتارامون به جاقی میتلا شدیم و الان درگیر این مرض جاقی هستیم همان طور که جاقی رو از اطرافیان و خانواده و ………از بجکی اموزش دیدیم الان هم لاغری رو از استاد بزرگوارمون عطار روشن اموزش می بینیم و با تکرار و تمرین کردن به اون وزنی که سالیان سال دلمون میخاد میرسیم (سبک -راحت-شاد -خوشحال-بافرهنک ) از نظر من افرادی که رفتار غذایی درستی رو دارن با فرهنک هستن و برام ارزشمند هستن و ان ها رو تحسین میکنم دوستشان دارم 😍البته یک تفاوتی بین ما و افراد متناسب هستش که اونا قدر نعمت های ارزشمندی که دارند نمیدونن و احساس خوبی از خرید کردن و لباس های رنکی و شاد پوشیدن رو ندارن ولی ما با به دست اوزدن وزن مورد علاقه مون از همه نظر شکر گزار خداوند هستیم
      این باور جاقی و قوی و قدرتمند که سالیان سال مثل خوره به حونمون افتاده رو از بین میبریم البته از بین که نمیره ولی کمرنگش میکنیم و باور صحیح متناسب شدن رو جایگزین این باور میکنیم
      خدا رو شکر که خداوند استاد عطار روشن رو سر راه ما قرار داد و ما به خودمون اومدیم و فهمیدیم جه خبره
      تمام این سالها همش درگیر جاقی بودیم و راه حل خوبی رو سراغ نداشتیم و به هر راهی میرفتیم به بن بست میخوردیم و تمام روزها حالمون خوب نبود و همش از خداوند میخواستم که این زندکی رو تمومش کنه و ناسپاسی میکردیم الحمدالله شکر ،قبل از رفتن به اون دنیا خودمون رو شناختیم خدای مهربون رو شناختیم و از خدای مهربون معدرت خواهی کردیم بخاطر این همه سال که خودمون رو در رنح و سختی قرار دادیم و ناسپاس بودیم

      👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻🌹🌹🌹🌹
      من توانمندم من قوی هستم با تمرین و تکرار کردن در این اموزشکاه لاغری به نتیجه ی دلخواهم میرسم و تا زنده ام از این روش تبعت میکنم
      من یا میمیرم یا متناسب میشوم 😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/04 14:20
      مدت عضویت: 623 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      با سلام
      درسته واقعا مابرای چاق شدن آموزش دیدیم اینقدر این آموزش قویه که هیچ وقت فراموش نمیشه ماحرفه ای تعلیم چاقی دیدیم مثل کسی که حرفه ای رانندگی یاد گرفته اگه حتی مدتی رانندگی نکنه ودنبال یاد گیری خلبانی بره محاله که رانندگی رو فراموش کنه ودرسته که الان داریم آموزش لاغری رو میبینیم اما باورهای چاق کننده همچنان وجود دارند البته کمرنگ تر شدن اما باتوجه به اینکه ۲۰ سال یا ۴۰سال یا یه عمره که این باورها دروجود مابودن باید باورهای لاغری رو که یاد گرفتیم همینقدر تکرار بشن تا ریشه هاشون محکم وقوی درذهنمون جابگیره واولین قدم اینه که این مطلب رو بپذیریم وقتی اینو پذیرفتیم تمرینها رو مثل یکی از عادتهای روزانمون انجامشون میدیم ودیگه عجله ای برای لاغرشدن نداریم واین آرامشی به مامیده که تاحالا نداشتیم.خداروشکر میکنم که دراین شرایط که دوره دربهترین وضعیت نسبت به سه سال اخیرهست با این دوره آشنا شدم والان همه چیز مهیاست برای خواسته ما که به آرزوی همیشگیمون برسیم اگه به ما بگن تو دنیا فقط یه استاد هست که میتونه مارو به آرزوی همیشگیمون برسون ودر فلان کشوره آرزو میکردیم که کاش منم میتونستم از آموزشهاش استفاده کنم وچقدر من بدشانسم که نمیتونم بهش دسترسی داشته باشم الان ما از خوش شانسترین افراد این دنیا هستیم که بهترین استاد رو خدا سر راه ما گذاشته و راه روهم آسون وراحت کرده فقط باید اشتیاق خودمون رو حفظ کنیم تا از آموزشهای بهترین استاد لاغری استفاده کنیم تنبلی نکنیم وقدر این شانس بزرگ رو بدونیم میگن وقتی شاگرد آماده باشه استاداز راه میرسه ما از اول آماده بودیم که این وضعیت رو تغییر بدیم وخداوند هم مارو درمسیر درست قرار داد پس دلسرد نشیم وتلاشمون رو ادامه بدیم تا به هدفمون برسیم .خدایاشکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/05 01:34
        مدت عضویت: 623 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 2 کلمه

        ممنونم استاد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/07/26 20:13
        مدت عضویت: 407 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        با سلام و ادب
        من هم چاق شدن رو یاد گرفتم و با باورهای مثل بیماری تیروئید که باعث چاقیم شده یا بعد ازدواج بخوای نخوای چاق میشی و بعد بارداری کلی چاق میشی و .. و با این باورها و افکار چاق شدم و من با شرکت در این دوره میخوام که این باورها رو عوض کنم و متناسب بشم به امید خدا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/03 19:19
      مدت عضویت: 543 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 574 کلمه

      سلام بر خدای مهربونم💐
      سلام بر استاد گرامی و تمامی دوستان همراهم💐
      روز ۱۷تکرار
      امروز هم مثل همیشه ولی یکم متفاوت تر از خاب بیدار شدم و بعداز فایل صبحگاهی و خوندن میثاق نامه ،آماده شدم برای پیاده روی،من از متن میثاق نامه چند تا کپی گرفتم و کنار آئینه ورو درب یخچال زدم و در طی روز وقتی با اون برخورد میکنم چند لحظه ب خودم وقت میدم و میثاق نامه رو می خونم.
      جملاتی ک از متن میثاق نامه ب من کمک میکنه واحساس عالی در من بوجود آورده
      من برای متناسب شدن میخاهم تمام موانع ذهنی و محیطی خود را از بین ببرم،
      واین موانع هستند ک باعث پیشرفت من در تمام مراحل زندگیم شده،من قبل از دوره اگ کسی حتی ی اشاره ای ب چاقی میکرد من ناراحت میشدم ومیگفتم ک این با من بود وبه خودم میگرفتم الان خداروشکر خیلی تو این شرایط قرار گرفتم ولی بی تفاوت از کنارشون گذشتم چون ایمان دارم راه درست را انتخاب کردم و به رویای متناسب شدن دست پیدا میکنم ،
      من در طول روز این چند جمله را خیلی با خودم تکرار میکنم ،من اشرف مخلوقات هستم خداوند زیباست وزیبایی را دوست دارد،
      من انسان قدرتمندی هستم با یاد گرفتن هر به های خانم منفی باف ب تمام خاسته هام میرسم
      من لایق بهترین ها هستم ،من لایق آرامش هستم ،من امروز بعد از مدتی ک تو جمع دوستان بودم خیلی خوشحال بودم و در اون مکان ی آیینه قدی بود ک میرفتم نمیومدم و خودم رو میدیدم وب خودم لبخند میزدم و کلی احساس خوب داشتم ،حتی خواهرام بقدری ذوق کردند و به من گفتن ک چقدر لاغر شدی ،جم شدی،چقدر صورتت بشاش و سرحال شده ،و من ک دیگه خیلی خیلی خوشحال شدم،حتی دوستم پرسید ک رژیم گرفتی گفتم من از رژیم بیزارم و یه دوره لاغری باذهن رو دارم انجام میدم ،و دیگه حرفی نزدم ،
      از خانم منفی باف حسود بگم ک از وقتی ک دوره تکرار رو شروع کردم مرتب ک میخاستم فایل گوش بدم میگفت حالا این کار رو انجام بده بعد،ولی بهش گفتم چ خوب شد ک بهم گفتی ولی من اول مهم ترین کارم رو انجام میدم بعد کارهای روز مره ،اینجا بود ک به قدرت تکرار پی بردم که چقدر تکرار ما رو به هدفمند نزدیکتر میکنه ک این خانم حسود میخاد مقاومت کنه ولی کور خونده من به راهم در هر شرایطی ادامه میدم ،
      من تغییرات رفتاری زیادی داشتم ۱ اگ در جمعی باشم و دارندحرفی میزنند ک خوشم نمیاد و حالم رو بد میکنند اون مکان را ترک میکنم،
      رفتار غذاییم خیلی خوب شده ،پیغام سیری را ب خوبی دریافت میکنم ،هر موقع گرسنه باشم غذا میخورم تنقلات خیلی خیلی کم پیش بیاد دوست داشته باشم میخورم،
      اصلا عجله کردن من در تمام مراحل زندگیم کم شده،من قبل آدم عصبی وعجولی بودم چند روز پیش دخترم گفت مامان هواست هست اصلا دیگه سر من داد نمیکشی وقر نمیزنی،
      صبح ها زودتر بیدار میشم خابم خیلی کم شده ،
      راحت تر ارتباط با اطرافیانم برقرار میکنم واز بودن در جمع اصلا خجالت نمی کشم.
      هر کاری ک حال و احساسم رو خوب کنه انجام میدم و از این سبک بودن جسمم و روحم دارم لذت میبرم ،
      دیگه شب ها با فکر خسته ب خاب نمیرم،هر موقع جسمم نیاز ب خاب داشت میخابم،
      من با خودم عهد بستم ک اضافه و زنم را با خودم ب قرن جدید نبردم دوست دارم خیلی متفاوت تر از قبل وارد قرن جدید بشم انشاءالله. ممنونم از شما استاد عزیز 💐💐در پناه خداوند💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/26 12:17
      مدت عضویت: 690 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      من تاقبل از ازدواج خیلی لاغر بودم واون موقع واقعا چاق شدن رو دوست داشتم ووقتی به من میگفتن که بعد از ازدواج چاق میشی خوشحال میشدم حتی اوایل ازدواجم که کمی پر شده بودم همه ازم تعریف میکردن که خوشگل شدی واز این حرفا وچاق شدن برایم یک لذت شد ولی دیگه نمیخواستم چاق شم ولی این روند چاقی ادامه داشت با روشهای مختلف کم وزیاد میشد ولی متوقف نه وحالا با روش ذهنی لاغری رادر ذهنم نهادینه میکنم تا به موفقیت برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/14 23:18
      مدت عضویت: 528 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 189 کلمه

      سلام استاد مهربان ، تکرار روز ۱۷ ، من از نوجوانی انتظار چاقی را داشتم میدونستم وقتی ازدواج کنم چاق میشم یا وقتی زایمان کنم چاق میشم و یا وقتی پا به سن بزارم چاق میشم چون اکثر اطرافیان من بعد از این مراحل چاق شده بودن من از بچگی هم دیده بودم هم شنیده بودم که آخرش باید چاق بشی این دیده ها و شنیده ها تبدیل به باورهای عمیق توذهن ناخودآگاه من شده بود الان میفهم که چاقی من کاملا طبیعی بوده و اگه چاق نمیشدم عجیب بود ذهن بیچاره من درسشو خوب یاد گرفته بود همانطور که زبان مادری را یاد گرفته بود به مرحله اجرا گذاشت و چاقی من بعد از ازدواج شروع شد و طی سالها تا الان ادامه پیدا کرد الان خیلی خوشحالم در کلاس آموزش زبان لاغری ثبت نام کردم و در حال یادگیری الفبای آن هستم باید با صبر و آرامش اینقدر تکرار کنم تا مهارت لازم را بدست بیارم و نتیجه متناسب شدنم را ببینم خدا را شکر که وارد این کلاس شدم چون استاد دلسوز و کار بلدی دارم که نتیجه ش صدرصد موفقیت و تتاسب همیشگیه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/06 17:33
      مدت عضویت: 633 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      سلام استاد
      یک نکته عالی برام یادآوری شد با این جمله شما:
      ” یکجورایی منتظر وقوعش بودی”
      این عالی
      من خودم منتظر وقوع شکم بودم
      منتظر وقوع خیلی چیزای منفی بودم که شکرخدا تو این چندساله خیلی باورامو اصلاح کردم
      آخه یک صحبتی که بود میگن به هر چیز حست خوب باشه همونو الگو میگیری
      خب چه کسی حسش به چاقی خوبه
      چه کسی حسش به بیماری خوبه
      چه کسی حسش به فقر خوبه
      چه کسی حسش به هرچیز منفی خوبه
      آخه مگه آدم عاقل حسش به این چیزا خوب میشه؟
      نه والا
      فقط و فقط بنظر من البته، ذهن ما دیده عادی و بقول شما برای اینکه انرژی کمتری مصرف کنه سریع فرمولش کرده
      آخه تو بحث اهرم رنج و لذت میگن شما از فقر لذت بردی
      یا از چاقی لذت بردی
      نمیدونم شاید یک لذتی هم کنار این قضایا مخفی
      مثلا لذت بردن از قربانی بودن باعث میشه بیمار بشی
      یا لذت بردن از فقر و همراه سازی اون با معنویت باعث میشه فقر بشی
      واقعا این یک قسمتی از قانون که این شکلی درک کرده بودم ولی توی دوره شما با توصیفاتی که از قدرت ذهن کردید یک تعبیر دیگه بهش اضافه کردم
      اگر میشه این قسمت را برام روشنش کنید
      من از شکم داشتن لذت بردم یا شکم داشتن برام عادی شده؟؟؟؟
      اینو هنوز نفهمیدم
      🤔🤔🤔🤔

      و اون قسمتی که یادگرفتن زبان را با یادگرفتن چاقی و لاغری قیاس میکنید برام مبهمه
      یک فرد در آن واحد میتونه به چندین زبان صحبت کنخ
      مثلا من هم فارسی میتونم
      هم ترکی
      هم انگلیسی تا حدودی
      اما یک فرد نمیتونه همزمان هم چاق و لاغر باشه؟

      سپاسگزارم
      ۶ خرداد ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/04/04 12:30
        مدت عضویت: 623 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 123 کلمه

        دوست عزیز آدم همزمان نمیتونه هم چاق باشه هم لاغر اما آدم همزمان که باورهای چاقی زیادی داره یه تعدادی باورهایی هم داره که مربوط به لاغری هستن ولی برای بعضی ها که کفه باورهای چاقی سنگین تره چاق میشن این به این معنی نیست که هیچ باور لاغر کننده ای ندارن وباتوجه به این تناسب در باورها هست که بعضی ها خیلی خیلی چاق میشن چون باورهای چاق کننده دراونها خیلی بیشتراز باورهای لاغرکننده است وبعضی دیگه یه مقدار کمی اضافه وزن دارن چون هرچند که کفه باورهای چاقی پایینه اما تعدادی هم باورهای لاغرکننده دارند که مانع چاقی بیش از حد اونا شده خلاصه اونچه که مایاد گرفتیم اینه که باورهای ما تعیین میکنه که ما الان درچه شرایطی باشیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/29 10:26
      مدت عضویت: 540 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      باسلام حرفهای شما کاملا منطقی است چون همه به نوعی تجربه ای در این زمینه داریم همه یاد گرفتیم در کودکی گویش کشور خود را راه رفتن را آداب ورسوم زا یاد گرفتیم با فرهنگ کشور خودمان بزرگ شدهایم وبعد که بزرگ میشویم ومیخواهیم جدید یادبگیریم باید آموزش ببینیم وزمان میبرد که در کنار زبان مادری خود زبان دیگری را یاد گرفتن وکارهای دیگز هم همینطور برای من مسلم شده که من چاقی را یاد گرفته ام از خانواده من در کودکی بعضی از عذاها را دوست نداشتم دز صورتی که در خانواده همیشه مصرف میشد بعد که بزرگتر شدم من هم به ان غذاها علاقمند شدم نمیدانستم که علتش چیست و حالا متوجه شدم که دیده هایم وشنیدهایم در موزد آن غذاها بلاخره کار خودش را به مرور زمان کرده ومن از چیزی که بدم میآمد به خوشم میآمد تعییر پیدا کردم چاقی را هم یاد گرفتم وحالا میخواهم لاغری را آموزش بگیرم وهر چقدر لازم باشد تکرار میکنم تا به طور خودکار عمل کند وهیچ عجله نمیکنم زندگیم را میکنم با آموزش صحیح وبه خودم که بیایم میبینم انچه را که اموزش دیدم دارم عمل میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/24 00:50
      مدت عضویت: 567 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 120 کلمه

      با عرض سلام با گوش دادن به این فایل بیشتر به متناسب شدن خود اطمینان پیدا کردم ولی می دانم چون چاقی را طی سالها یاد گرفتم لاغری را هم در طی زمانی طولانی باید یاد بگیرم و چون چاقی و لاغری دو هنر متضاد هم هستند بیشتر تمرین و تکرار میخواهد تا ملکه ذهن ما شود و عجله کردن کار را خراب می کند و همان طور که ما بلافاصله بعد از شروع آموزش برای یک هنر و مهارت انتظار انجام ان را تمام وکمال نداریم چون احتیاج به تمرین وممارست زیاد دارد انتظار لاغری سریع را هم نباید داشته باشیم پس باید صبر داشته باشیم و پشتکار برای انجام تمرین ها تا به نتیجه دلخواه خود خود برسیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فاطمه قدیریان
      1399/01/04 11:06
      مدت عضویت: 672 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام استاد
      من فکر میکنم اطلاعات جدیدی دارم پیدا میکنم
      باورهای غلط من اینا بود .ارثی بودن، تیروئید، ورزش شدید نداشتن،سیر غذا خوردن،حاملگی،ازدواج،تنقلات ،طوری که من هیچوقت یه بستنی کامل رو سیر نخوردم واگر هم خورده عذاب وجدان گرفتم ..
      لاغرنشدن هم با همه چیز وبا خودم مبارزه میکردم و باور داشتم که شکست می خورم با اینکه تو زندگیم آدم با اعتماد به نفسی هستم ورودم و هرگز در هیچ کا ی شکست نخوردم اما این یه مورد منو ……..!!!!
      دیروز که شیرینی واجیل روی میز بود من متوجه شدم از عید تا جلا یه دونه شیرینی هم نخوردم (شیرینی یزدی)
      ویران جالب بود و متوجه شدم آجیل رو هم وقتی کاری ندارم بکنم آجیل می خورم!!!!! و سعی کردم کتاب بخونم یا کارای دستی انجام بدم که بیکار نمودم
      جالبه که احساس خوبی هم داشتم برای اولین بار….
      خیلی خوشحالم که احساس تسلط بر نفس رو تجربه میکنم ومتشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/19 19:25
      مدت عضویت: 609 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 521 کلمه

      روز ۱۷تکرار
      چرا ما چاق شدیم؟
      والله منکه از بدنیا اومدنم تپل بودم تا الان،،با بزرگتر شدنم بیشتر دامن زدم به چاقیم با شنیدن وباور کردن شنیده هام دیده هام
      مادر من زن بسیار ساده لوح ومنفی بود ومدام احساس قربانی بودن داشت واتفاقات بیشمار بدی واسش رخ داده وبی احترامی های زیادی از پدرم واطرافیان دیده که اونم بخاطر فرکانسی بوده که میفرستاده
      بهمین دلیل همیشه آموزش های اشتباه زیادی واسه ما داشته،من دختر بی اعتمادبنفسی بزرگ شدم که از خودم بدم میومد وهمیشه احساسات خنگ بودن ونامتعادل بودنو حمل کردم وبدترین موردی که تو چاقی مهمه دوست نداشتن خود وبدنبالش تجربه احساسات بده
      زیاد از مادرم شنیدم که زن ها موجودات بدبختی هستند که فقط بدنیا میان که مردها اذیتشون کنن وفقط بچه بیارن وکار کنن وزجر بکشن و بعد از یه مدت زن ها پیر واز کار افتاده ومریض میشن وبدرد هیچی نمیخورن وتاکید میکرد که چادر مادر همیشه سر دخترشه وبه ما القا میکرد که شما هم مثل منید
      مادرم چاق بود وکل خانواده پدری ومادری چاق،من از بچگی همه اطرافیانمو چاق دیدم واین تصویر توی ذهنم حک شده بود
      اینکه من به عمه م وخاله م رفتم زیاد شنیدم ولی همشون در راستای داشتن موارد زشت اونا بوده ،مثلا پاهای چاقم وبازوهای چاقم به عمه م رفته،شلی بدنم به عمه م رفته ولی هیچ وقت نگفتن پرپشت بودن موهام به عمه م رفته
      من یه عالمه باورها وفرمول های تثبیت شده مخرب در هر زمینه ای دارم
      ارثی بودن،مادرزادی،ژنتیک،ازدواج،زایمان،کم بودن سوخت وساز،خوردن قرص تیروئید،خوردن قرص های ویتامینه،مواد شمیایی وهورمونی غذاها،یبوست،کم تحرکی،برنج وشام وچربی وشیرینی خوردن،افزایش سن وخیلی چیزای دیگه رو زیاد شنیدم
      واین مثل سیمان به ذهن من چسبیده
      شاید من مدتیو کمتر غذا بخورم وبعدش ول کنم دوباره چاقیم برمیگرده چون من چاقیو آموزش دیدم،شنیدم،عمل کردم،مثل رانندگیه که دیگه یادم نمیره
      حالا چرا لاغر نمیشم؟
      چونکه لاغریو بلد نیستم ،باورهاشو ندارم،فرمولام لاغری نیست،مثل اینه که من دارم گندم تو زمینم میکارم وانتظار پرتغال داشته باشم امکان نداره،بذر من چاقیه،برای لاغر شدن باید اول چاقیمو متوقف کنم،از مسیری که دارم بسرعت میرم دور بزنم وتغییر جهت بدم،فایل گوش بدم،بنویسم وبنویسم تا محتویات ذهنیم خالیتر بشه وجا باز بشه برای حافظه لاغری،فنجونمو باید خالی کنم تا جا داشته باشم برای لاغری
      وقتی میخوام بهانه گیری کنم واز بی حوصلگی برم سراغ خوراکی به خودم استوپ بدم بگم داری چکار میکنی؟دلیل اون حرکتو از خودم بپرسم ،واجازه بدم آروم آروم این بذرها رشد کنه
      وقتی گرسنه میشم غذا بخورم و وقتی سیر میشم به زور نخورم
      روی باورهام کار کنم وموردهای نقضشو بیارم وهی با خودم صحبت کنم که ذهنم نورون های جدید بسازه،مسیرهای جدید ذهنی مناسب با فورمول های جدید بسازه
      و ادامه بدم ،تکرار کنم،مثل نت های موسیقی که اول یاد میگیریم ،بعد با تکرار واستمرار اون نت هارو کنار هم میذاریم ومیتونیم یه آهنگ کوتاه با چند خط نت بسازیم وبعد بیشتر وبیشتر تو اون نواختن قوی میشیم ،باید به این جسم و ذهنی که سالها آموزش های اشتباه دادیم اجازه بدیم کارخودشو انجام بده،ازش تشکر کنیم،بهش اعتماد کنیم ،بذاریم نفس بکشه ،آزادی احساس کنه ،خوراک خوب بهش برسونیم و بعد جواب میگیریم ،سواد غذا خوردنو یاد میگیریم،سواد لاغری یاد میگیریم
      با بدنمون دوست میشیم ،بهش احساس خوب داشته باشیم،سرزنشش نکنیم،حمایتش کنیم ،نازش کنیم ،اونم کار خودشو خوب انجام میده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/14 02:01
      مدت عضویت: 530 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام. من تمام مطالب بیان شده رو قبول دارم و برای تمام شون مثال دارم در دوستان و آشنایان.
      دوستم که همش از چاقی شکمش حرف میزنه و رژیم میگیره و هیچ موقع هم از نتایجش راضی نیست..
      زنموم که بعد از زایمان با اینکه قبلش خیلی خوش هیکل بود، الان خیلی چاق شده.
      زنداییم که زایمان کرد ولی هنوز هیکل عالی داره و پوست خیلی خوبی هم داره و اصلا شکسته نشده.
      مامانم که تا زمان به دنیا آمدن من خیلی متناسب بوده اما تحت تاثیر حرف یکی از آشناها که گفته تو غیر طبیعی هستی که بعد از زایمان چاق نشدی و تکرار این حرف توسط بقیه کم کم باور کرده و الان اضافه وزن زیادی داره جالبه که همون آدم همش تو مطب دکتر برای رژیم گرفتن هستش..
      خلاصه که حرف و باور بقیه برای خودشون هستش اگر خوبه ما میتونیم تحسینشون کنیم و سعی کنیم مثل اونا باشیم و اگر بده هیچ توجهی نکنیم چون به ما مربوط نیست.
      من خداروشکر میکنم که چاق شدم واقعا سپاسگزارم چون از این طریق با تغییر زندگی آشنا شدم و علاوه بر تناسب اندام میتونم خیلی چیزهای عالی دیگه رو هم تجربه کنم. من دوست دارم یک متناسب هم جسمی هم روحی باشم و قدر تناسب اندام همیشگی و ایده آل م رو بدونم.
      من لاغر شدن رو یاد میگیرم و خیلی طبیعی لاغر میمونم که خیلی عادی میشه برام و غیر از تناسب برام عجيب و نامفهوم میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.