0

چشم زخم و تاثیر آن بر زندگی

چشم زخم
اندازه متن

از دوران کودکی بارها شنیده ام که افرادی هستند که دیگران را چشم می زنند و بارها از مادرم شنیده بودم که برای جلوگیری از آسیب چشم زخم دیگران باید دعای مخصوصی را بخوانم، اسپند دود کنم یا نمادی آبی رنگ را به خودم وصل کنم.
آنچه در دوران کودکی درباره چشم زخم شنیده بودم باعث شده بود که بارها اتفاقاتی در زندگی من رخ دهد که مطمئن بودم من را چشم زده اند.
عقیده من درباره چشم زخم به حدی بود که به خوبی می دانستم چه افرادی چشم شور هستند و باید مراقب حرف ها و نظرهای آنها باشم.

به خاطر دارم بارها درباره یکی از دوستانم شنیده بودم که فلانی چشم شور است و اگر درباره فردی صحبت کند یا موضوعی برایش جلب توجه کند اتفاقی برای آن فرد یا موضوع رخ می دهد.
اتفاقا در آن مدت مسائلی پیش می آمد که باور کرده بودم فلانی چشم شور است و در عین حالی که با او دوست بودم اما همیشه مراقب حرف ها و نظرهایش بودم تا هرجا احساس خطر کردم از ترفندهایی که مادرم به من آموزش داده بود استفاده کنم تا از چشم زخم او در امان باشم.

همه ما اطلاعاتی درباره چشم زخم در ذهنمان داریم که بر اساس شنیده های ما از دیگران ایجاد شده است. البته نمونه های واضحی سراغ داریم که فلانی چشم خورده است یا فلانی می تواند دیگران را چشم بزند اما همه دلایل ما بعد از ایجاد فرمول های ذهنی ما درباره چشم زخم ایجاد شده است.

سیستم ذهنی ما به این شکل است که درباره هر موضوعی اطلاعاتی در ذهن خود ذخیره کنیم در زندگی در شرایطی قرار می گیریم که آنچه در ذهن خود به صورت آگاهی ذخیره کرده ایم را به صورت واقعی و عملی تجربه کنیم.
به صورت خیلی خلاصه ما آنچه در ذهن خود ایجاد کنیم را در زندگی دنیای خود تجربه خواهیم کرد.

اگر شما قبل از مواجه شدن با فردی درباره او اطلاعاتی کسب کنید در لحظه مواجه شدن با او حالت واکنشی شما بر اساس آگاهی است که درباره آن فرد در ذهن خود ذخیره کرده اید.
در مثالی دیگر اگر شما درباره مردم شهری که دوست یا اقوام شما به آن شهر سفر کرده است اطلاعاتی کسب کنید قبل از مسافرت کردن به آن شهر در ذهن شما انتظار تجربه ای مشابه با آنچه درباره آن شهر شنیده اید ایجاد می شود.
و بارها برای ما اتفاق افتاده که برخوردی از فرد یا افرادی دیده ایم که تایید کننده دیدگاه و نظر ما درباره آنها بوده است.

چشم زخم در واقع توصیفی است که درباره اشخاص در ذهن ما ایجاد شده است و آنچه در ذهن ما ایجاد شود در زندگی ما به واقعیت تبدیل می شود.

نکته جالب توجه این است که اگر در ذهن بسیاری از انسانها درباره فردی این دیدگاه وجود داشته باشد که چشم او شور است و می تواند دیگران را چشم بزند و شما این آگاهی را نداشته باشید در برخورد با همان فرد واکنش بسیار متفاوتی نسبت به زمانی خواهید داشت که بدانید آن فرد چشم شور است.

واکنش های ما به افراد و مسائل پیرامون مان بر اساس آگاهی است که از قبل در ذهن ما ذخیره شده است.

بارها تجربه کرده ایم که در واکنش به موضوعی که برای ما جدید است احساس خیلی خوبی داشته ایم اما بعد از آنکه آن موضوع را برای دیگران توضیح می دهیم و دیگران دیدگاه خود را درباره آن موضوع بیان می کنند در مرتبه دیگر که با آت موضوع مواجه می شویم واکنش و احساس ما نسبت به مرتبه اول بسیار تفاوت دارد.

چشم زخم موضوعی است که فرمول های آن در ذهن ما قدمتی برابر با سن ما دارد و به همین دلیل تاثیر بسیار زیادی در زندگی ما ایجاد می کند.
بنابراین داشتن آگاهی درباره چشم زخم و چگونه برخورد کرد با آن می تواند باعث تغییرات عظیم در طرز فکر و نگرش ما به زندگی می شود.
تغییر فکر و نگرش ما به زندگی باعث تغییر انتظار ما از زندگی می شود و در نهایت اتفاقات و جریانات زندگی برای ما تغییر خواهد کرد و تجربیات جدیدی در زندگی کسب خواهیم کرد.

مجموعه چشم زخم و تاثیر آن بر زندگی باعث ایجاد تغییر و تجول بزرگی در زندگی من شده است.

این مجموعه جزء محصولات سایت تناسب فکری بوده است و به درخواست عده ای از اعضای سایت در سال ها قبل تهیه شده است.
از آنجا که تمرکز من در سایت تناسب فکری بیشتر بر موضوع لاغری با ذهن و بهبود ارتباط با خداوند و تغییر زندگی است لذا مدتی است این مجموعه از لیست محصولات سایت تناسب فکری حذف شده است.

از آنجا که همه دیدگاه های ثبت شده در سایت را می خوانم و سپس تایید می کنم بارها در نوشته های دوستانم درباره چشم زخم و عقیده آنها نسبت به این موضوع مطالبی خوانده ام که اطمینان دارم تاثیر بسیار زیادی در زندگی آنان می گذارد همانگونه که سالها زندگی من تحت تاثیر فرمول های ذهنی درباره چشم زخم بوده است.

بنابراین تصمیم گرفتم این مجموعه ارزشمند را برای استفاده دوستانی که علاقمند هستند درباره چشم زخم آگاهی صحیح و مناسبی برای تغییر زندگی خود کسب کنند را به صورت رایگان در اختیار آنان قرار بدهم.

اطمینان دارم همانگونه که من با استفاده از این آگاهی توانسته ام تغییر بنیادی در زندگی ام ایجاد کنم شما دوستان عزیز نیز می توانید با استفاده بارها از این محتوا تغییرات موثری در طرز فکر و نگرش خود نسبت به زندگی و موضوع چشم زخم ایجاد کنید.

منتظر خواندن نوشته های ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.net/?p=23565
برچسب ها:
19 نظر در مورد چشم زخم و تاثیر آن بر زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

      ghaderianashmill@gmail.com
      1401/04/30 00:05
      مدت عضویت: 199 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      خسته نباشید 

      استاد واقعا عالی بود این فایل هاتون 

      خیلی خیلی ممنونم 

      قسمتهای زیادی از مطالب رو اونقدر لذت بخش و تودلبرو بود که گریه میکردم ،

      و احساس میکردم که چقدر از قدرت خداوند غافل بودیم،

      واقعا لازم بود که به این زیبایی در مورد آیه های قرآن و معانی قرآن بشنوم.

      من هیچ وقت به فال و …اعتقادی نداشتم ،

      اما در مورد چشم زخم تا حدودی ترس داشتم .

      الان که موضوع رو برامون روشن کردید دیگه اون جوری فکر نمیکنم و ان شاالله تمریناتم رو به خوبی اجرا میکنم .

       

      استاد گرامی امیدوارم همیشه شاد ، سلامت و سربلند باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      من میتونم تغییر کنم
      1400/11/28 20:30
      مدت عضویت: 419 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      چیزی ب اسم سرنوشت وجود ندارد
      همیشه تو زندگیم اسیر سرنوشتی بودم ک از قبل نوشته شده
      قسمت
      هرچی میشد هرجا ب بن بست میخوردم میگفتم قسمت
      هر بار از ازدواجم پشیمون شدم گفتم قسمت
      هرجا نتیجه ای نگرفتم گفتم قسمت
      اولین بار ک شنیدم سرنوست خودمونیم ک مینویسیم هنگ کردم چی میگن
      مثل کسی بودم ک وارد دنیای دیگه ای شده بود.
      بیشتر از خداخجالت کشیدم ک چقدر محکومش کردم ب خاطر سرنوشتی ک بهم رقم زده
      چشم زخمی ک ب نطرم اونقدر باید فایلهارو گوش بدم تا باورهام تغییرکنن
      بچم ک کوچیک بود تا یکی مبومد میرف این گریه میکرد پامیشدم صدقه و اسفند دود میکردم و بچم اروم میسد
      و من میگفتم چشم خورد بارها این اوضاع رو من در اطرافم دیدم باورش کردم
      نگو اینها باورهای من هستن از وقتی باورهامو تغییر میدم دیگه یبار بیشتر اسفند دود نکردم اونم بخاطر حس خوبی بود ک بهم داد
      از وقتی باورهام تغییر پیدا کردن بچم کمتر سرما خورد همینطور خودم
      میدونم دریکی از فایلها استاد گف ک من نمیتونم ب روی یکی دیگه اثر بزارم ولی من تغییر رو در دخترم دیدم
      تو زندگیم
      دیروز جایی مهمون بودم ک واقعا باورهای ضعیف رو دیدم ودیدم ک ماها چقدر بت پرست شدیم چقدر اصلا خدارو نمیبینم
      اصلا خدا کجای زندگی ماست
      اصلا توکل نداریم قبلا خودمم هم اینطوری بودم
      کسایی ک دودستی بچشونو چسبیده بودن ک نکنه چیزش بشه کرونا بگیره
      در استرس و اضطراب غلت میزدن
      نگرانی
      تا ما رفتیم داخل یکی از ظرفهای اونها شکست مادرشوهرم گف خوب شد تا ماوارد شدیم شکست
      باورهای پوچ
      خواهرشوهر مریض میشه ومیره پیش کسی ک بهش میگه چشم زخم نفوذ کرده تو استخونت
      یا تازه عروسی حق نداره هیج جا بره چن بچه دار نمیشه اگه روش دعا بیاد یا نمیدونم اصطلاحات مسخره
      اون مهمون تازه بچه دارشده بود چهل روز هیچ کس نزاشتن بچه رو ببینه ک دعا میارن براش
      و متاسف شدم گ چر ا ما انقدر خدارو نمیبینیم
      بعضی از بنده ها رو اونقدر بزرگ میکنیم ازشون بت میسازیم
      یبار کسی برام فال گرف گف تا سه سال خونه میگیرید گف کاری ک شوهرت میخواد خوبه براش برو وفلان
      ولی من انتخاب کردم ک نرم
      سپردن ب خدا ارامشی درقلب ادم ایجاد میکنه حس میکنی اون کار حل میشه
      ماها یاد نگرفتیم ک بسپاریم
      ب بچه هامونم همینا رو یاد دادیم
      طرف خودش حالش خوب نیس میندازه گردن دعا طلسم
      خدای من خیلی قدرتمنده خیلی از قدرت فالگیر دعانویس بالاتره
      خوشحالم دهن زیبا دارم
      چ کسایی دیدم ک ب وسیله دعا با یکی ازدواج کردن هر ماه تمدیدش میکنن
      نمیدونم چی بگم حتی مغزم هنگ میکنه
      دنیامون خیلی پراز مزخرفات شده جاهلیت از زمان قاجار رفته بالا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      من میتونم تغییر کنم
      1400/11/08 00:50
      مدت عضویت: 419 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 745 کلمه

      سلام
      همیشه یکی از اونهایی بودم ک ب چشم زخم نظر اسفند دود کردن صدقه دادن اعتقاد داشتم امل اززمانی ک رو خودم کار میکنم دیگه هیچ اعتقادی ندارم
      همیشه دورو ورم مر ادمهایی هستن ک مریص شدن و رفتن و گفتن ک از بس تو رو چشم زدن رفته تو استخونات
      اینا
      یا کسایی میشناسم ک مذهبین ولی میرن پیش اینا برای بچه دارشدن
      اما من این مزخرفات قبول ندارم
      انسان هیچ قدرتی در برابر کس دیگه ای نداره هر کسی میتونه فقط خودشو تغییر بده
      ی روز زنعموی همسرم ک فوق العاده مذهبیه گف دخترم مریض شده بود میشینه گریه میکرد بردیم دکتر و فلان رفته بود مشهد اونجا یکی بهش گفته بود تو خونت ی چیزی خاک کردن ریختن نمیدونم اینها من هر چقدر گفتم اینها مزخرفات مادرشوهرم گف ن درسته
      من خودم دخترم کوچیک ک بود از روستامون ترسیده بود انگار ی چیزی میدید نمیدونم فقز با دستش نشون میداد گریه میکرد اونقدری ک بچه طفلک ی جا بند نبود
      خواهر شوهرم یجایی رف گف نظر تموم وجودشو گرف نمیدونم
      ولی من فقط نمک گذاشتم بالا سرش و بعدنها خوب شد
      همه و همه اینها ریشه در نااگاهی ما و نسل ب نسل منتقل شده ب ما
      خودمون حالمون خوب نیس میندازیم گردن چشم این و اون
      من خودم خیلی خیلی سرما میخوردم یعنی از ی هفته ی روزشو احساس میکردم بدنم درد نمیکنه
      و همش قرص سرماخوردگی میخوردم و اما این ماه چن معدم درد میکرد وقتی میخوردم دیگه میمیردم نخوردم گفتم تو سرما نخوردی خوب میشی میبینی
      ویکی دوبار اینطوری شد دیدمدخوب شدم فرداش
      حتی همسرم وقتی کارش زیاد میشه از اضطرابی تودش ب خودش میده همیشه مریص میشه هیچ وقت سرما نمیخوره فقط و فقط وقتهایی ک استرس میده خودش
      بعدب خودم گفتم تو مریض نیستی اونقدر ناخالصی و درونم دارم ک اونها باعث میشه من فک کنم ک سرما خوردم
      واما این مزخرفات کسای دیگه ربط میدن ب چشم و دعا
      ما قدرت خدا رو خدا رو ندید میگیریم اونم تو کشور اسلامی ادمهای مذهبی چکارها ک نمیکنن
      دوست خواهرم سر این دعا ها وفلان چن ساله در حال طلاقه
      ما فقط تعقل نمیکنیم اونقدر در درون خودمون ناخالصی داریم ک اون ناخالصی ها باعث ی چیزهایی در زندگی مو ن میشن وماهم میریم ب سمت این چیزها
      همه ماها شدیم طرف زباله
      زباله‌ها هی توخودمون ذخیره کردیم منفی ها دردها وحرفها
      من چن باره دارم مینویسم وخالی میکنم خودمو چقدر احساس راحتی درمن بیشتر شده
      از خکدم سلفی میگرم بعد مقایسه میکنم با استاد وبقیه میبینم هنوز اون لبخنده ک اقعی نیس از درون نیس چشمام نمیخنده
      هه ما ارامش گم کردیم
      من خودم اوایل زندگیم عاشق خونه زندگیم بودم هم دانشگاه میرفتم هم کارخونه و غذا پختن داشتم ولی با عشق انجام میدادم اما امان از دخالت بقیه از بس ک خانوداه همسرم از بی سلیقه و خونه بقیه گفتن من میترسیدم من از خونم افتادم دیگه علاقه ای نداشتم
      همیشه خدا ترسی در درونم بود ک الان این خونم کثیفه و اینجور مسایل حتی اونها خونشونو برا بقیه تمیز میکنن
      مادرشوهرم مبگه ادم همیشه خونشو تمیز نگه میداره بلکه مرد
      همه اینها در ما جمع شده و من حتی برای انجام کار ساده رغبتی نداشتم
      الان نگاه میکنم میببنم چقدر حالم خراب بوده
      من ی نفر از فامیلمون ک حالش بد بود پراز کینه و نفرت بود اوایل ک درسایت بودم یکماه بود فک کنم ک باهاش برخورد داشتم و من امدم باهاش حرف زدمو اون مقاومت کرد انرزی بود ک صرف کردم بعدش اومدم یکماه مریض شدم نمیدونم شاید نیومد سایت
      و من از اون موقع فهمیدم من قدرتی در تغییر کسی ندارم هر کسی اگه خودش بخواد خدا ب بهترین نحو هدایت میکنه
      من چن بار اومد این فایل گوش بدم اما نشده ب هر طریقی بگی نت قطع شده مهمون رفتم اصلا جور درنیومده حتی یبار حین کار کردن گوش دادم اصلا انگار گوش نداشتم نفهمیدم
      و دانلود کردم
      تو گوشیم بود امروز شد ک گوش بدم
      ب نظر خدا زمانبندیش خیلی دقیقتر از ماست
      ما خدای درونمون فراموش کردیم وخدا چقدر مهربان است ک با این هم بی وفایی ما باز کنار ماست همراه ماست

      کسیو میشناسم ک چن ساله مریضه و میگن چن ترسیده اینطور شده ولی من میدونم قطعا اون ذهنش پره
      نمیدونم میتونستم کمکش کنم
      چندین ساله نمیتونه سوار ماشین بشه جوونه لی هیچی جوونی نمیکنه نمیدونم ی لحطه تصویرش اومد ب ذهنم نمیدونم کمکش کنم یا ن خدایاخودت بگو
      ب دلم شد ک بگم ولی اصرار نکنم همون حرف شما استاد ممنون بابت اموزشهایی ک حتی نمیشه روشون قیمت گذاشت
      ‌‌‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1400/06/09 00:39
      مدت عضویت: 645 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 423 کلمه

      سلام عزيزان 🌹

      من مدتي بود كه از فكر چشم خوردن دور شده بودم ،چند روز گذشته در جمعي بودم كه از كسي شنيدم كه گفت چشم زخم در قرآن اومده و پيامبر در موردش گفته و من گفتم :اين فكر بدي هست كه در ذهن ما وجود داره و من از دكتر طب سنتي شنيدم كه افكار بد از سردي مغز مياد و دود اسپند گرمه و باعث گرمي مغز ميشه ولي توي ذهنم طبق باورهاي قديمي كه داشتم مرور شد پس اينكه ميگن در قرآن اومده چي ؟قرآن حقايق رو بيان ميكنه ؟!

      دوست داشتم جواب سوالم رو بگيرم و امشب وقتي رفتم توي اينستا كه عكس شگفتي سازان عزيز رو ببينم ناخودآگاه با عكس چشم زخم رو به رو شدم و توجه ام رو جلب كرد و خوندمش در صورتي كه من بارها و بارها ازش رد شده بودم و توجه نكرده بودم ، وارد سايت شدم و متن رو خوندم و فايلا رو گوش دادم و جواب سوالم رو بسيار عالي با دليل و مدرك قرآني از زبان استاد عطار روشن عزيز شنيدم ،چقدر شيرينه كه سوال ميپرسي و خداوند به اين زيبايي و راحتي هدايتت ميكنه خدايا بينهايت سپاسگزارم كه هميشه هادي و حامي من هستي و از استادعزيز بينهايت سپاسگزارم كه اين آگاهي رو به صورت رايگان در اختيار ما قرار دادن 🌹

      اين فايلا رو دانلود كردم كه بارها گوش كنم و يادم بياد كه قدرت در دست خداونده و منو طوري آفريده كه بتونم همسو با اراده خودش هر طور كه ميخوام زندگي كنم و هيچ كس جز خودم نميتونه تأثيري در زندگي من داشته باشه ،يادم باشه كه مسوليت كامل زندگي خودم رو بپذيرم و با هدايت خداي مهربانم به شكلي كه ميخوام تغييرش بدم 😍😍😍

      يادم بياد كه باورهامو طبق گفته هاي ديگران نسازم و خودم با استناد به قرآن خدايي ،براي خودم باور سازي كنم.  با گوش دادن اين آگاهي هاي ناب برام يادآوري شد كه ايرادي نداره كه به همه باور هاي قديمي خودم شك كنم و بپرسم از خداي خودم و جوابها رو بگيرم و بعد باورهاي درست در خودم بسازم و ايمانم رو به خداي خودم و خودم قويتر كنم ،قبلا ميترسيدم به باورهاي مذهبي خودم شك كنم و سوالي از خدا بپرسم وحشت از خداي امتحان كننده و قدرتمند و انتقام گير داشتم ولي حالا ديگه نميترسم چون خدايي دارم مهربان عاشق ،زيبا و هادي و حامي و قدرتمند  و بي انتها كه خيلي راحت باهاش حرف ميزنم و سوال ميپرسم و اونم بسيار زيبا و روان كه برام قابل درك باشه جواب منو ميده ،خيللللللي برام لذتبخشه گفتگو با خدا 🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 12:11
      مدت عضویت: 1077 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,110 کلمه

      سلام برداشت من از فایل اول
      پیدایش موضوع چشم زخم هیچ منبع معتبری نداره و فقط از گفته ها و شنیده های دیگران به ما رسیده و پذیرش ما باعث تاثیر اون در زندگیمون شده .
      من از این فایل آنچه درک کردم این بود هر آنچه که قدرت رو از دست من میگیره و اون رو به بیرون از من میده باور اشتباهیه که خودم اون رو پذیرفتم و اگر این باور اشتباه رو بپذیرم پیامدهای بدی بر من داره چون هرچقدر که این باور رو عمیقتر کنم خودمو با دستای خودم ضعیف میکنم و قدرت تسلط خودمو از سرنوشتم میگیرم و زندگیم رو نابود می کنم .
      پس خیلی مهمه چنین باورهایی رو با جرات رد کنم و باور قرآنی رو بپذیرم . ان الله لا یغیرو ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم .
      این ایه صراحتا میفرماید قدرت فقط دست منه . حتی قدرت رو به خدا هم نداده . گفته دست خودمونه . هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره مگر اینکه من اون رو بپذیرم با پذیرش من بازم خودم اجازه دادم که اتفاق نادلخواه برای خودم بیفته . خودم خواستم اگر ردش کنم اگه نپذیرمش و انتخابش نکنم و بگم من خودم خالق زندگی خودم هستم و این موضوع رو نمیخوام و فلان موضوع رو میخوام و در جای جای زندگیم خودم رو حاکم بر سرنوشت خودم بدونم کم کم اون باورها و اتصالات ذهنیم رو خودم می شکنم و خودم رو قویتر میکنم . احساس توانمندیم رو خودم بیشتر و بیشتر میکنم .
      من باید زندگی خودم رو در دستان خودم ببینم .
      من باید باور کنم خودم خالق سرنوشت خودم هستم و اگر تا بحال هم سرنوشت نادلخواهی رو برای خودم رقم زدم خودم این کارو کردم .
      من خودم نخواستم و دنبال آگاهی بیشتر نرفتم و طبق آگاهیهای گذشته اتفاقات نادخواه زندگیم رو رقم زدم .

      من باید بپذیرم در جایگاه قدرت و انتخاب هستم وقتی بپذیرم من در جایگاه آفرینندگی هستم از همون طریق که موارد نادلخواه رو برای خودم ترسیم کردم از همون راه الگو برداری می کنم و زندگی دلخواهم رو رقم میزنم .
      خدایا سپاسگزارم که قدرت خلق آرزوهام رو به دست خودم عطا کردی .
      از خودم سپاسگزارم از خدای خودم سپاسگزارم که منو به اینجا هدایت کرد تا این آگاهیها رو بشنوم . از استاد سپاسگزارم که این آگاهیها رو برای ما ارائه دادند تا محتوای ذهنی خودمون رو تغییر بدیم تا این صحبتها رو در ذهنمون مرور کنیم بهشون عمل کنیم و خاطرات خلق آرزوهامون رو برای خودمون رقم بزنیم .
      موقع صحبت کردن خیلی باید دقتم رو زیاد کنم چون من در اکثر نوشته هام از فعل (شدن) استفاده می کنم که نشان از این باور داره که قدرت رو میدم دست خارج از خودم . همین الان اگه میخواستم مثل معمول بنویسم تمام جملاتم رو طوری نوشته بودم که نسبت قدرت رو به خودم نداده بودم .
      من الان ریشه ی باورم رو شناختم و این پازل رو هم سرجاش گذاشتم .
      این آگاهی رو باید مرور کنم . خودم باید مرور کنم تا بتونم به این نوع نگرش بیشتر عادت کنم و مدارم رو بالاتر ببرم .
      من هرچقدر خودم رو آگاهتر کنم هر چقدر آگاهیم رو از قوانین آفرینش بیشتر کنم بیشتر میپذیرم که خودم خالق سرنوشت خودم هستم .
      یه باور مانع شما فرمودید که انسانها میترسند از رد کردن این باورها
      الانم یه باور مانع در خودم پیدا کردم . سخت بودن کار .
      من وقتی قدرت رو میدم دست خودم چون همیشه خودم رو ضعیف میدیدم باور سخت بودن کار رو انتخاب می کنم . خب پس دوتا باور مانع پیدا کردم خودم رو ضعیف میبینم و باور و احساس ناتوانی دارم که نمیزارم باور قدرت دادن به خودم رو بپذیرم و کاررو برای خودم سخت میکنم .
      در حالیکه انسان روح الهیست و قدرت الهی در وجودش داره و خداوند قدرت کن فیکون داره . خداوند این قدرت و اختیار رو بهش داده که حاکم سرنوشت خودش باشه و دقیقا به کن فیکونی سرنوشت خودش رو تغییر بده . این موهبت الهیه .
      باور کن فیکون بودن دقیقا همینجا اثبات میشه . چون وقتی من میپذیرم که خودم خالق سرنوشتم هستم و تنها با یک پذیرش و تغییر یک دیدگاه جریان کل آفرینش رو دگرگون میکنم ایمانم بیشتر میشه .
      ما یاد گرفتیم که آفرینش الهی درست مثل کارخونه است همه چیزش خودکاره .کلید روشن و خاموش این دستگاه دست منه . و این با یک کن فیکون انجام میشه . به محض پذیرش کار کارخانه تغییر می کنه و مثلا اگر تا الان نوشابه بیرون میداد حالا عسل بیرون میده و من انتخاب کردم که چه ورودی به این کارخانه بدم تا خروجیم عسل باشه و این قدرت دست منه که ورودیم رو طوری تنظیم کنم که خروجیم عسل بشه . حالا که فکر میکنم من دوسال و نیم که وارد تناسب فکری بودم هرگز از راه ننشستم و دائما در حال تغییر بودم تا عیب و ایرادها رو پیدا کنم و حالا که مجددا به اینجا اومدم دیگه خیالم از جاهای دیگه راحته و با خیال راحت ورودیهای عالی به خودم میدم . چون تا حدود خیلی زیاد با کار کارخونه آشنا شدم .و میدونم هر ورودی که بدم خروجی من مطابق همون ورودیها خواهد بود .
      پس وقتی انسان به قدرت خودش در سرنوشتش ایمان بیاره و در این راه استمرار داشته باشه این باورهای پوسیده به راحتی از بین میره .
      استاد بابت انتقال این آگاهیها از شما بسیار سپاسگزارم .
      ‌فایل اول بسیار عالی بود . به امید خدا قدم به قدم و آهسته آهسته فایلهای بعدی رو هم گوش خواهم کرد .
      من این بار فقط برای خودم مینویسم و تحلیل میکنم ودیگه هیچ تمایلی در وجودم برای انتقال آگاهی به دیگران ندارم . چون من فقط خالق سرنوشت خودم هستم و د . چون هرکسی که در مدار این آگاهیها باشه خودش میاد و من فقط باید این اگاهیها رو تنها برای خودم استفاده کنم تا بتونم اینها رو بیشتر گسترش بدم در وجودم . من باید از نشت انرژیم جلوگیری کنم و انرژی دریافت شده رو برای خودم نگه دارم تا بالنده بشم تا محتویات عمیق ذهنم تغییر کنه .
      من قبلا باورم برای بود که آگاهیها برای اینکه بیشتر بشن باید گسترششون داد ولی الان به این نتیجه رسیدم آگاهیها خودشون گسترده میشن من فقط باید حواسم به خودم باشه که این آگاهیها وجود خودم رو بالنده کنه و خاطرات و سناریوهای ذهن خودم رو تغییر بده .
      چون من تنها خالق سرنوشت خودم هستم و رسالتم بالندگی و تکامل خودم هست .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد ازتون سپاسگزارم .
      فاطمه ازت ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/13 20:47
      مدت عضویت: 1077 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,545 کلمه

      (اشتیاق و استمرار، شرح عالی و الهام بخش)
      .
      سلام استاد خیلی متشکرم بابت فایلهایی که برای ما به صورت رایگان قرار میدید و به این صورت باعث میشید فرمولهای ذهن ما درست بشه . خود متنها کلی آگاهی داره . من فعلا آگاهی که از متنتون دریافت کردم رو می نویسم تا هم از لطف شما بابت رایگان کردن این فایلهای عالی قدر دانی کرده باشم و هم با نوشتن محیط ذهن خودم رو ترقی بدم برای خلق دنیایی بهتر برای خودم تا بعدش با اشتیاق بریم سراغ فایلها ‌ .
      نکات برداشت شده از متن
      ۱- فرمولهای چشم زخم شناسایی شده :
      ☡ افرادی هستند که دیگران را چشم می زنند .
      ☡برای جلوگیری از آسیب چشم زخم باید دعا کرد .
      ☡اسپند دود کردن
      ☡نمادهای آبی رنگ برای دور کردن انرژی های بد
      ☡ ربط دادن اتفاقات به باور چشم خوردن
      ☡ اطمینان به چشم زخم
      ☡ مراقبت از خود در مقابل حرفها و نظرهای دیگران .
      ☡فلانی چشم شور است و اگر راجع به کسی حرف بزند و یا چیزی نظرش را جلب کند قطعا برای آن شخص اتفاق بدی می افته . (این باور انقدر در من قوی هست که حتی الانم که دارم مینویسمش ازش میترسم )
      ☡ و در نهایت رخدادن اتفاقات بنا به باورها و فرمولهای بالا
      ۲- تمام موارد بالا به واسطه ی ورودی گوش ( شنیدن ) و بعد تکرار در ذهن محتوای ذهنی مارا تشکیل داده است .
      ۳- دلایل ما بعد از ایجاد فرمولهای ذهنی در مورد چشم زخم ایجاد شده است .
      ۴- آگاهیهای ذهنی سبب خلق و تجربه ی اتفاقات به صورت عینی و واقعی میشود .
      ۵- واکنشهای ما مطابق آگاهیهای وارد شده تغییر خواهند کرد .
      ۶- مثال شهر و سفر برای درک بهتر مطلب
      ۷- تعریف چشم زخم : توصیف در مورد اشخاص و ایجاد فضایی در ذهن سبب میشود که اتفاقات مطابق آن فضا تبدیل به واقعیت شود .
      ۸- اگر از قبل در مورد افراد آگاهی نداشته باشیم مسلما اتفاقاتی که برای ما خواهد افتاد بسیار متفاوت از وقتیست که پیش از آشنایی از آنها اطلاعات قبلی داریم .
      ۹- گفتن مطلبی برای دیگران سبب تولید واکنشهای متفاوتی نسبت به قبل از گفتن به آنها میشود .
      ۱۰- موضوع چشم زخم در ذهن ما قدمتی به اندازه ی عمر ما دارد و تاثیر بسیار زیادی در زندگی ما دارد .
      ۱۱- داشتن آگاهی در مورد چشم زخم و چگونه برخورد کردن با آن میتواند باعث تغییرات عظیم در طرز فکر و نگرش ما به زندگی شود .
      ۱۲- تغییر فکر و نگرش ما به زندگی باعث تغییر انتظار ما از زندگی میشود و در نهایت اتفاقات و جریانات زندگی برای ما تغییر خواهد کرد و تجربیات جدیدی در زندگی کسب خواهیم کرد .
      ۱۳- با استفاده از محتویات فایلها میتوانیم تغییرات بنیادی در زندگی خود ایجاد کنیم

      برداشت من از متن :
      ابتدا باورهای مربوط به موضوع بیان شد و بعد در مورد قانون صحبت کرده شد و با دلیل و مثال ثابت شد که اصل چشم زخم اینست که توصیف از اشخاص در حقیقت فضایی در ذهن ما ایجاد میکنه که این فضا طبق قانون برای ما سبب ایجاد واقعیاتی مطابق همون فضای ایجاد شده میشود .
      پس این اتفاق نادلخواه توسط ذهن خودمون خلق شده نه دیگران چون ما باورهای اشتباهمون ذهن رو در فضایی قرار میدیم که باعث ایجاد ترس و وحشت و رعب میشه و احساس نادلخواه = اتفاقات نادلخواه . ما مدام انتظار داریم که اتفاق ناخوبی قراره بیفته و مدار ذهن رو میبریم در مدار اتفاقات نادلخواه . پس در حقیقت افکار منفی خودمون هستند که حالا با دیدن شخصی یا با حرف زدن با او منفی میشن و افکار ما هم که زندگیمون رو خلق میکنند و فضای منفی ذهنی سبب خلق تجربیات منفی میشود ‌ .

      البته من هنوز فایلها رو گوش ندادم و چون این موارد رو در خودمم مشاهده می کنم بخوام بنویسم میدونم باورهای مربوط به چشم زخم هم وارد متن میشه . از همین حالا که از اصل چشم زخم اگاه شدم که فضای ذهنی خودم باعث خلق اتفاقات میشه کلی انرژی خوب بهم وارد شد که خودم سبب اتفاقات میشم نه دیگران . پس با تغییر این فضا به راحتی میشه اتفاقات رو طور دیگری رقم زد . پس باید سرنوشت رو تغییر داد . آنچه در سرمون مینویسیم خلق میشه . سرنوشتمون رو تغییر بدیم . نوشته های سرمون رو تغییر بدیم .
      نوشته های تکرار کننده ی ذهنی رو تغییر بدیم .
      چقدر زیباست واقعا این آگاهیها . چقدر امیدوار میشه آدم وقتی میفهمه همه چیز دست خودمونه . چقدر اراده و توانایی و خودباوریمون زیادتر میشه وقتی نگرشمون به مسائل تغییر میکنه .
      تکرار این آگاهیها فضای ذهن رو تغییر میده و این احساسات خوب مرتب تکرار میشه و اتفاقات خوب رو رقم میزنه .
      استاد به ایمانتون غبطه میخورم . وجود شما سرشار از ایمانه و من با خوندن نوشته های شما انگار که به کانون ایمانی وصل میشم که از خودم بیشتره و میتونه منو شارژ کنه تا ذهنیتم رو برای خلق زندگی بهتر تغییر بدم .
      مدتی بود احساس تنهایی میکردم با اینکه تمام دور و برم رو پر کرده بودم از دوستانی که همشون با قانون آشنا شده بودن اما ته دلم همواره یه خلاء بود که اون خلاء ذهنی نمیزاشت زندگی دلخواهم رو رقم بزنم .
      من هنوز راجع به خیلی از مسائل خودم رو باور نکردم و من میدونم در همون قسمتهایی که مشکل دارم ایمان من وارونه است . به چیزی که باید ایمان داشته باشم ندارم و به چیزی که نباید ایمان داشته باشم دارم .
      من وقتی در این سایت مینویسم واقعا احساس آرامش می کنم . احساس می کنم به ایمان وصل میشم چون شخصی قبل از من به بزرگترین آرزوی من رسیده طوری که من ایمانش رو میتونم دریافت کنم و خودم رو بسپرم به آگاهیهاش و رها کنم افکار و دغدغه های خودم رو .
      نوشتن در اینجا سبکم میکنه همونطور که همون دوسال و نیم پیش جرقه ی بزرگ تحول زندگیم زده شد و وجودم سرشار از شادی شد و من رفتم سراغ دیگران تا شاید بتونم ذوق و شور و نشاطم رو به دیگرانم هدیه بدم ولی غافل بودم از اینکه اون آگاهیها هنوز جوان بودن و زیر باورهای ضخیم خودم و دیگران له میشن . باید جایی بنویسم که گیاه نورسته ی وجودم رشد کنه و چه جایی بهتر از باغچه ای که باغبان گلم براش ترتیب داده . جایی که این گل می تونه رشد کنه بزرگ بشه تا ببزرگترین آرزوی زندگیم براورده بشه .
      من به اینجا ایمان دارم . ایمان هرکس به جاییست . به مکانیست . تقدس هرکس به آنجاییست که اولین بار تحول خودش رو از اونجا آغاز کرد و ایمان من به اینجاست . با افراد خیلی زیادی آشنا شدم که خدایی یکی از یکی آگاهتر و گل تر و بهتر . اما من در کنار اونها دلم آروم نبود گرچه حالم خیلی بود ولی ته دلم احساس خلاء و بی ایمانی میکردم .
      چون ایمانم رو اینجا جا گذاشته بودم .
      من اینجا میتونم چشمامو ببندم و راحت و آسوده در فضای خیال پرواز کنم و بنویسم بدون اینکه بترسم از قضاوت شدن . بدون اینکه بترسم از کمبود ایمان و به نوعی شارژ من پر میشه . باغی که گل من توش می روید اینجاست و من دیگه نمیخوام از اینجا جدا شم .
      شاید به نوعی عمدی میخوام خودم رو وابسته کنم تا متعهد بشم .
      متعهد بشم به ایمان . متعهد بشم به اینکه دیگه جایی نرم .

      دل کوچولو
      دل دیوونه
      دیگه نرو از خونه
      پشیمون میشی
      پریشون میشی
      نمیدونی دیوونه

      خلاصه که من برگشتم به خونه و دوباره بذر کاشتم ولی اینبار میخوام از بذرهام مراقبت کنم . میخوام فقط به بذرم توجه کنم . گرچه میدونم بزرگترین له کننده ی بذر در وجود خودمه ولی میخوام این فضای ذهنم رو اینجا آروم آروم تغییر بدم تا بتونم اتفاقات خوبم رو چند برابر کنم .

      گرچه این مدت اتفاقا دلخواه زیادی هم برام رخداده ولی الان فکر میکنم بازم اتفاقات دلخواه بیشتری میخوام پس باید بیشتر روی ذهنم کار کنم و باید جایی این کارو بیشتر انجام بدم که ایمانم بهش زیاده .
      خدایا کمکم کن تا فضای ذهنم تغییر کنه . ایمان دارم که کمکم می کنی .
      ایمانم رو روزافزون کن .
      میدونم اینجا که باشم ایمانم به خودم و ذهنم و خلق آرزوهام بیشتر و بیشتر میشه .
      ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا
      خدایا دلهای مارو بعد از هدایتمون نگردان .
      گرچه خدا هیچ وقت نمیگردونه خودمونیم که میگردونیم فضای ذهنی رو تغییر میدیم دوباره واکنشها و اتفاقات تغییر می کنند .
      به قول یکی از اساتید بزرگوار خداوند آنچه را میخواهد که من میخواهم .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد بابت فایلهایی که برامون رایگان قرار دادید سپاسگزارم .
      من به شخصه با تمام وجودم بهاش رو میدم . با گوش کردنشون با عمل کردن بهشون با انجام عالی تمرینات . من میخوام که تغییر کنم بازم بیشتر بازم بیشتر چون بازم اتفاقات دلخواه میخوام و ممنون از شما که از خواسته های ما حمایت می کنید .
      خداوند همه چیز میشود همه کس را .
      خداوند از خواسته های ما حمایت میکنه و مارو هدایت میکنه تا خواسته های خودمون رو خلق کنیم .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/12/14 00:28
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 78 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تا وقتی نمی دانیم که می دانیم، دل نگرانی ما از ناخواسته هایی است که آن را از خدا می دانیم و چاره ای جز تحمل نداریم.
        اما وقتی می دانیم که می توانیم هرچه بخواهیم بدانیم، دیگه دل آروم و قرار نمی گیره
        مانند پرنده ای که هرچه بیشتر به اوج آسمان می رود زمین را کوچکتر و آسمان را بزرگتر می بیند
        خدا رو شکر برای احساس خوبی که در شما و نوشته عالی شما احساس کردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/12/14 08:58
          مدت عضویت: 1077 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 15 کلمه

          سلام . ممنون از لطف شما
          بابت پاسخ آگاهی دهنده و آرامبخشتون سپاسگزارم .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/11/23 14:02
      مدت عضویت: 611 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 136 کلمه

      سلام استاد… چقدر عالی بود.. لذت بردم و کلی با هرفایل و صحبت هاتون به اشتباه خودم راجبه قدرت چشم شور اطرافیانم و سحر و جادویی که باورش کرده بودم، به فکر فرو رفتم و هراتفاق رو به چشم زخم ربط میدادم … خداروشکر میکنم واقعا که چقدر منو دوست داره، منو تواین مسیر تغییر و هدایت قرار داد و همین اتفاق، معجزه ی زندگی منه که خداوند دست منو گرفته تا از جهل و نادانی، بیرون بیام و کلی علم و اگاهی روزی من کرده تا بهتر بشناسمش و زندگی کنم. خدایا این بالاترین نشانه قدرت تویه که هرکس که بخواد تغییر کنه، تو اونو در مسیر تغییر و هدایت قرار میدی و از نعمت هات و علم و دانش جهان هستی، روزیش میکنی….. ممنونم خدای مهربونم.. وممنون از شما استاد .. عمرتون بابرکت… یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/14 08:32
      مدت عضویت: 1010 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز
      من فایل ها رو گوش دادم. اگر چشم زخم و سحر و جن زدگی وجود نداره پس سوره فلق درباره چی هست ؟؟؟؟
      بگو پناه میبرم به پروردگار سپیده دم ۱ ازگزندآنچه آفریده است ۲ و از گزند تاریکی چون درآید ۳ و از گزند زنان دمنده در گره ها (ساحران) ۴ و از گزند حسود آنگاه که حسد ورزد ۵
      لطفاً بیشتر توضیح دهید.
      بعد مگه پیغمبر رو سحر وجادو نکرده بودن که سحر رو داخل یه چاهی قایم کرده بودن ؟؟؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/12 21:29
      مدت عضویت: 996 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 474 کلمه

      چشم زخم
      سلام وقت بخیر
      بچه که بودم‌ مدام مادرم واقوام از چشم خوردن وچشم زدن صحبت میکردن،زن هایی از فامیلو انتخاب کرده بودن ومعتقد بودن که این افراد چشمشون بسیار شوره وهر کسی در معرض دید این اشخاص باشن حتما آسیب های فیزیکی خواهند دید و وقتی اون فرد مورد نظر میومد سریع اسفند روشن میکردن ،تخم مرغ میشکوندن ،نمک میمالیدن رو سر اون شخصی که اسیب دیده ،البته که هیچ وقت نمیگفتن من چشم میخورم چونکه اعتقاد داشتن آدم های سفید وخوشگل چشم میخورن و خواهر بزرگتر من که سفید وبلوند وخوشگل بود همیشه مورد حمله قرار میگرفت😃وقتی خواهرم جایی میرفت وبعدش سرش درد میگرفت مادرم سریع نسخه خواهرمو میپیچید واعلام میکرد فلانی چشمش زد واسفند سریع میرفت روی گاز😄اگرم چیزی میشکست که میگفتن چشم فلانی بود چرخید روی ظرف چینی ،بلخره یه داستانی واسش درست میکردن،من این جنس صحبتهارو زیاد شنیدم وحتما منم این اعتقادو داشتم وهنوزم گاهی متوجهش میشم ،چند ماهه پیش که دوستم اومده بود منزلمون و ظرفی افتاد شکست یه صدای کمرنگی بهم گفت چشم زدنش ،با اینکه انکارش کردم وبه خودم گفتم این حرفا چرته ولی میدونم گوشه ذهنم هنوز وجود داره،،یعنی این باورهای قدیمی ،ریشه در افکار ما داره،شاید ما انکارشون کنیم ولی اونا هستن وبه موقع خودشونو ثابت میکنن،منم اوایل فکر میکردم چشم زخم وجود داره ولی ۳سال پیش که فایلی از استاد عباسمنش گوش دادم این موضوع در من نقض شد ،نمیگم روی این باور کار کردم ولی هر زمان موضوعی پیش اومده به خودم گفتم اینا همش خرافاته ،قدرت در دستان خداست وبس ،ولی بهتره روی این باور مخرب بیشتر کار کنم،دقیقا هفته پیش تو کلاسمون،مربی م اون روز خیلی از من تعریف میکرد،مرتب به همکلاسی هام پیشنهاد میداد از من الگو پذیری کنن در مورد تمرین کردن  ومنو الگوی خودشون قرار بدن ووووو همون شب که من اومدم خونه حالم بد شد،یه صدای کمرنگی توی گوشم میگفت ،فریده حالا بچه ها میگن فریده رو چشم زدن ،انقدر از خوبی هاش گفتن،،و متوجه شدم هنوز توی ذهنم این باور کمرنگ وجود داره،دلم میخواد این فرمول در ذهنم خیلی کمرنگ بشه چونکه عامل مهمیه برای پیشرفت نکردن،،مثلا دوست من چند ساله پیش بنز داشت و انقدر این باور در خانوادشون پررنگه که اگر ما بنز داشته باشیم چشم میخوریم،که بنزو فروخته و  دیگه جرات نکرده بنز بخره ،تازه با این اطلاعاتی که بهش دادم وخودش گوش کرده بازم از خرید بنز ترس داره،یا مرتب میگه ،بابام میگه  ، نمای خونتون قشنگ نباشه که مردم میبینن ولی داخلو که نمیبینن ،خوشگل وزیبا کنیدمبادا چشم بخوریم یا مردم دلشون بخواد  واز اینجور باورهای مخرب که تو ذهنیت خیلی از ما میچرخه و اون باورها به موقع خودشونو ثابت میکنن ،پس بهتره هر چه زودتر اقدام قدرتمندانه ای انجام بدیم که این فرمول ها باعث میشه نتونیم پیشرفت های مالی ،عاطفی هم داشته باشیم،چونکه میترسیم مردم ببینن که خونمون بزرگ و ویلاییه ،ماشینمون لاکچریه یا خیلی از این موارد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/11 17:44
      مدت عضویت: 940 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      سلاام،سلاام استاد گرانقدر وفوق العاده

      چقدر من ازاین نوع نگاه وبیان خالصانه شما درمورد این مطلب لذت بدم، واقعا گاهی دانستن ودرک یک آگاهی اززوایای مختلف میتونه ریشه یک باور غلط رو درذهن بخشکونه.
      این کامنت رونوشتم که بینهایت ازتون تشکرکنم بابت انتشار این آگاهیها.
      وقتی فایل اول روپلی کردم، نتونستم تاانتها پیش نرم، ووقتی فایل آخر تموم شد نتونستم، تحسینتون نکنم وبراتون بهترین آرزوهارو نداشته باشم.
      همیشه بدرخشین، که بینهایت لایق این درخشش هستید.
      یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام خوشبخت
      1399/08/17 00:21
      مدت عضویت: 1089 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز ومهربانم
      بابت فایلهای چشم زخم استاد خیلی ممنونم چقدر پس زمینه صدای فایل ها عالی بود .تاثیر فایل را برای آدم چند برابر میکنه .خیلی آگاهی دهنده واموزنده بود. بااینکه من قبلا این آگاهی هارا قبلا از اساتید دیگه شنیده بودم ولی باز هم نیاز بود این فایلهارا بعد یکی دوسال بشنوم خیلی لذت بردم بیان شیواومنحصر به فرد خودتان را دارید آدم وقتی فایلهای شما رو میشنوه بیانش فرق داره آدم اصلا فکر نمیکنه جایی شنیده واقعا به شخصه تحسینتون میکنم همواره.
      من از اولشم اصلا اعتقادی به چشم زخم ودعا وطلسم وجادو نداشتم وندارم ولی به هر حال همه ما در اطراف یا در خانواده مون هستند افرادی که اعتقاد دارند ودر ناخودآگاهمون تاثیر گذاشته. مادر منم به دعا وچشم زخم اعتقاد داره یادمه مادرم وپدرم همواره با هم دعوا میکردن ومادرم پیش دعا نویس رفته بود ودعای محبت براش نوشته بود ولی اثر نداشت.یا خواهرم که ازدواج نکرده یه مدت بهش تلقین کرده بودن که بختت را بستن وخواهرم هم چند بار رفته‌ بود پیش دعانویس حالا هم که هست خواهرم مجرده نمیدونم شاید باور کرده این حرفها رو که ازدواج نکرده هنوز. در شهرهای محل زندگی ما برای بچه کوچک نوزاد چشم نظر میبندن لباسش نظر نکننش.من چند سال پیش با شوهرم اختلاف پیدا کرده بودیم خیلیها میگفتن جادوتون کردن باید غذای همسرت ولباسهاش رو نجس کنی😳😳تا اثر جادو بره یا چهار طرف خونتونو نجس کن یا همسرم که وابسته خانواده اش هست وخیلی مواقع خونه مامانش هست بهم میگفتن دعانوشتن می مونه پیش اونا نمیاد خونه خودتون حالم به هم میخوره حالا که دارم مینویسم من اصلا باور نکردم وهیچ کدام را انجام ندادم.
      یا بهم میگفتن دخترت خوشگله براش لباس خوشگل نپوشون چشم میخوره یا خواهر شوهرم وقتی پسرشو جایی میبره وقتی میاد خونه زود اسفند براش دود میکنه یا اگر همون شب یا فرداش مریض بشه میگن چشم خورده یا همسرم ترسیده بود بردن دعانویس دعا نوشت تو بالشش گذاشتیم تا دیگه نترسه یا ماشین یا خونه ی نو بخرن میگن خون حیوونی گوسفندی بریزید چشمتون نزنن اینا یادم اومد وقتی فکر کردم خیلی عقاید وباورهای دیگه هست که اگر هرکدام از ما فکر کنیم نمونه های زیادی یادمون میاد. اگر قدرت حاکم بر جهان خداست پس ایناچیه یک مشت خرافات وعقاید من در آوردی که از نیاکان واجداد ما رسیده وما باور کردیم. اگر هر یک از ما به خداوند تکیه کنیم وقدرت رو فقط به خدا بدیم هیچ کس نمیتونه به ما آسیبی برسونه اگر فقط قدرت خدا رو باور کنیم وایمان داشته باشیم که خدا ما رو هدایت وحمایت میکنه اگر همه ی دنیا هم بر علیه ما کار کنن وبخوان مارو زمین بزنن نمیتونن به نفع ما کار میکنند وهمه چیز به نفع ما تمام میشه. اگر به دعا وطلسم وجادو وچشم زخم باور داشته باشیم وقدرت را به این ها بدیم نابود میشیم وهمه این باورها در زندگی افرادی که اینها رو باور کردن اتفاق می افته.
      جادو وطلسم ودعا از طرف نیروی شر یا شیطان هست وهر کس به اینها باور کنه گرفتار سربازان لشکر شیطان میشه وزندگیش نابود وتباه میشه .
      فایلها رو یکی دوبار گوش دادم ولی حتما چندین بار دیگه هم گوش میدم این فایلها خیلی در باورهای توحیدی ما نقش به سزایی داره باید بارها گوش داد. به همه توصیه میکنم گوش کنن شاید به لاغری ربط نداشته باشه ولی در تقویت ایمان وتوحید عملی در زندگی خیلی تاثیر گذار هست لاغری هم ایمان وباور قوی به خدا میخواد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/08/16 05:25
      مدت عضویت: 1089 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      وقت همگی بخیر عزیزان
      منم با این چشم زدن تو بچگی آشنا شدم یادمه که مادرم پاهاش مریض شده بود قارچ زده بود خیلی درد داشت و نمی تونست راه بره هی هم دکتر می رفت و خوب نمی شد خلاصه یه روز دیدم زن دایی مامانم اومد خونمون گفت چشمت زدن بزار تخم بشکونیم خلاصه اون موقع داشتن می گفتن از چند هفته پیش کیا رو دیدی؟ اتفاقا مامانم قبلش ختم انعام داشت خلاصه دستش گرفت زن دایی تخم مرغ و هی اسم‌ها رو گفتن و هی گفتن تا رسید به یه اسم ترک خورد و گفتن این بوده و خلاصه تخم مرغ و شکوندن تو دستشویی و از این کارها ….
      یا یادم تو فامیل بچه ها که دنیا میامدن ون یکاد می زدن به قنداقشون و …. و وقتی یه چیزی تو خونه می شکست و بعد از مهمونی یا چیزی مامانم می گفت قضا بلا بوده خوب شد به این خورد و از این حرف‌ها
      ولی بعدا چند سال پیش من با خودم فکر می کردم که اینا بی خودیه ولی بازم هر از گاهی هر چی می شد می گفتم چشم خوردیم یا حتی الان هم بعضی وقتا می ترسم وقتی احساس خوبی دارم و خوشحالم یهو شیطونه میاد و نمی زاره که احساسم خوب بمونه اذیت می کنه
      می دونم که همه قدرت از آن خداست اصلا کسی قدرت نداره ولی از بس اینا رو گفتن ریشش عمیق شده با اینکه الان خیلی کمتر شده ولی کاملا از بین نرفته این چشم ها که مال ترکیه هست همش مادر شوهرم برای ما میاورد ولی من همه رو می دادم به این و اون استفاده نکردم از اونها
      این آیه ۳۹ سوره ااکهف می گه وقتی وارد باغ خود شدی باید می گفتی ماشالله آنچه خدا به من داده و لا قوة الا بالله هیچ کس قدرتی ندارد به جز خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/16 03:30
      مدت عضویت: 847 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 38 کلمه

      استاد عزیز همین الان داشتم با عشقم راجب این موضوع چشم زخم چشم خخوردن حرف میزدم و من داشتم توصیح میدادم ک اینا ساخته ذهن خودش هست ک یهو تلگرام واز کردم و این مطلبرو دیدم چه باحال…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/16 00:44
      مدت عضویت: 844 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 22 کلمه

      سلام استاد
      این فایل ها برای من دانلود نمیشن. هم از فایر فاکس و هم از گوگل کروم استفاده کردم ولی دانلود نمیشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/08/16 00:56
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        سلام دوست عزیز
        باید با ایمیل و رمز عبور وارد سایت بشید
        سپس لینک دانلودها نمایش داده میشه و میتونید دانلود کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/15 16:46
      مدت عضویت: 1071 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 13 کلمه

      سلام استاد،لینک ها درست هستند؟ دانلود کردم بازنمیکنه و اینکه اینجاهم play نمیشه😬

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/08/16 00:58
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        سلام دوست عزیز
        لینک ها اصلاح شد
        مجددا بررسی کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم