ورود / ثبت نام
0

کاهش وزن با اصلاح موانع ذهنی

کاهش وزن
اندازه متن

کاهش وزن مهم‌ترین دغدغه ذهنی افرادی است که اضافه وزن دارند.

نکته جالب توجه درباره این افراد این است که برای افزایش وزن نیز دغدغه های زیادی دارند.

به عبارتی دیگر بخشی از ذهن آنان مملو از افکاری است که ترس از چاق تر شدن را تقویت می‌کند و بخش دیگر ذهن آنها مملو از افکاری است که ترس از لاغر نشدن را ایجاد می کند.

نکته مهم در تقابل این دو نوع ترس این است که:

۱- ترس از چاق شدن نه تنها مانع چاق تر شدن نمی شود بلکه روند آن را تسریع می کند.

۲- ترس از لاغر نشدن نه تنها باعث آسان تر شدن لاغر شدن نمی شود بلکه مانعی بزرگ برای کاهش وزن است.

ترس از چاق تر شدن و ترس از لاغر نشدن به ظاهر باید مشابه و یکسان باشند اما دلیل تفاوت در تاثیرگذاری آنها در وضعیت جسمانی فردی که مبتلا به اضافه وزن است فرمول های ذهنی و گغتگوهای ذهنی است که فرد همواره با خود دارد.

ترس از چاق تر شدن ریشه در افکاری دارد که چاق شدن را برای ما منطقی می کند.

افکاری مانند چاقی من ارثی است، چاقی من به دلیل پایین بودن سوخت و ساز بدن من است، چاقی من به دلیل مصرف دارو و … است و بسیاری افکار دیگر که همه باعث تقویت ترس از چاق تر شدن می شوند.

همچنین ترس از لاغر نشدن ریشه در افکاری مانند کاهش وزن کار بسیار سختی است،‌ لاغری باعث خرابی صورت و شل شدن پوست بدن من می شود و بسیاری فرمول های ذهنی دیگر است که هر کدام مانعی برای کاهش وزن می باشد.

روش هایی که برای لاغری شدن استفاده کرده ایم

همه ما راه های زیادی برای لاغری را امتحان کرده ایم. اما بیشتر آنها باعث گرسنگی و عدم رضایت‌مان از خوردن می‌شد و به همین دلیل بیشتر از چند روز نمی‌توانستیم طبق برنامه غذایی کاهش وزن خود ادامه دهیم.

تصور کنید که هر کاری برای لاغر شدن انجام داده‌اید؛ اما نتیجه برایتان رضایت بخش نبوده است.

بسیازی از افرادی که اضافه وزن دارند حداقل یک بار برای کاهش وزن تلاش کرده اند اما نتیجه مطلوب کسب نکرده اند و

تلاش‌های مستمر برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن سبب شده که سوالات زیادی درباره عدم کاهش وزن در ذهن ما ایجاد شود.

  • من که ورزش می کنم، پس چرا لاغر نمی‌شوم؟
  • من که رژیم می گیرم، پس چرا کاهش وزن مناسب و ثابتی ندارم؟
  • من که همیشه نیمی از غذایم را نمی خورم، پس چرا لاغر نمی شوم؟

در حقیقت اینها سؤالاتی است که تقریبا همه افرادی که برای کاهش وزن تلاش می کنند، از خود می پرسند و دائم به دنبال راه های کاهش وزن هستند.

از آنجایی که همیشه تلاش های ما برای کاهش وزن تغییر در پارامترهای بیرونی مثل میزان غذا،‌ میزان تحرک،‌ مصرف دارو و … بوده است همیشه برای کشف چرایی لاغر نشدن به دنبال عوامل بیرونی بوده ایم مثل اینکه سوخت و ساز بدن من پایین است یا من به دلیل مزاج سرد بدنم نمی توانم لاغر شوم.

کاهش وزن با تغییر پارامتر های بیرونی روش صحیح و ماندگاری برای لاغر شدن و از آن مهمتر لاغر ماندن نیست.

همه ما می دانیم برای چاق شدن ما به این شکل تلاش نکرده و سختی نکشیده ایم ولی برای کاهش وزن سختی و رنج زیادی متحمل شده ایم.

چرا لاغر شدن سخت اما چاق شدن آسان است

تفاوت راحت بودن چاق شدن و سخت بودن لاغر شدن برای افرادی که اضافه وزن دارند این است که آنها قبل از اینکه اضافه وزن را در جسم خود تجربه کنند،‌ فرمول های چاقی و تصاویر ذهنی چاق از خود را در ذهنشان ایجاد کرده اند و به همین دلیل خیلی راحت و بدون رنج و سختی به وزن و سایزی که در ذهن خود شکل داده اند رسیده اند.

در واقع قبل از شروع روند چاق شدن با ایجاد فرمول های چاق کننده و تشکیل تصاویر ذهنی چاق‌، ترموستات ذهنی خود را برای چاقی روی عدد وزنی بالاتر تنظیم کرده و سپس جسم به سمت آن وزن حرکت خود را آغاز کرده و پس از مدتی در وزن و سایزی که در ذهن خود تنظیم کرده اند رسیده اند.

توضیحات کامل و کاربری درباره نقش ترموستات ذهنی در میزان چاقی و چگونگی تغییر آن برای کاهش وزن بدون تحمل سختی و رنج را در دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها به طور کامل توضیح داده شده است.

اما همین افراد زمانی که تصمیم به کاهش وزن می گیرند بدون آگاهی و توجه به نقش ذهن در لاغر شدن تمام تمرکز و تلاش خود را برای تغییر پارامترهای بیرونی به کار می گیرند و از آنجایی که جسم ما تحت فرمان و کنترل مغز ما می باشد از طریق تغییر پارامترهای بیرونی نمی توان به کاهش وزن جسمی دست پیدا کرد.

برای چاقی با ذهن موانع ذهی نداریم چون قبل از چاق شدن فرمول ها و نقشه چاقی در ذهن ما ترسیم شده است. اما برای لاغر شدن به دلیل نداشتن آگاهی از نحوه عملکرد ذهن در کاهش وزن با موانع بسیاری مواجه هستیم که در فایل آموزشی این بخش برخی از موانع مهم کاهش وزن را برای دوستانی که عاشق لاغر شدن و تجربه زندگی جدیدی را دارند به اشتراک گذاشته ام.

اطمینان دارم استفاده و درک محتوای ارائه شده به شما کمک میکند تا به شکل بهتری در مسیر لاغری با ذهن حرکت کرده و نتایج عالی کسب کنید.

منتظر خواندن نظرات شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=21897
برچسب ها:
37 نظر در مورد کاهش وزن با اصلاح موانع ذهنی

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/30 20:28
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,420 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان پر تلاشم 

      واقعا منم عاشق این  آزادی زمانی و مکانی در کسب و کار شما  هستم و من خودم به شخصه الان این ویزگی رو دارم  و تحت فشار هیچ چیزی نیستمو هر طور بخوام از  هر لحظه ام  استفاده میکنم  ومن  امیدوارم با همین ویژگی  عالی بتونم در بقبه ی جنبه های زندگیم هم پیشرفت کنم و الگو بشم برای خیلیها خدایا هدایتم کن به مسیرهای درست برای رسیدن به خواسته هام همانطور که در قران خدا گفته علینا للهدی وظیفه ی ما هست که شما رو هدایت کنیم.  .

       در این روش برای رسیدن به تناسب هیچ وقت نباید زمان تعیین کنیم اخه مگه من به تنظیمان جسمم دسترسی دارم  ؟؟؟مگه جسم من  ماشین لباسشویی که بگم سر فلان زمان من رو لاغر کن پس اشتباه نکنید هر چقدر جهان پیشرفت کنه  سرعت  ماشینها و وسایل و امکانات  زندگی بیشتر میشه ولی هیچ وقت سرعت تپش قلب ما  و یا سرعت گردش خون ما  تغییر نمیکنه و اصلا سرعت هیچ پدیده ی طبیعی در جهان مثل تغییر فصلها و شب و روز و یا .. تغییر نمیکنه و ما  انسانها هم که جزیی از  طبیعت  هستیم همین سیستم رو داریم پس مانع برای خودتون ایجاد نکنید همچنان ادامه بدید بلخره در زمان درستش ما به لاعری دلخواهمون میرسیم .

      پس اگر موانع  ذهنی رو بردارید لاغری خود به خود به وجود میاد چقدر عالیه که این حرفها رو دوباره  دارم میشنوم و هر چقدر بیشتر بشنوم باورم قویتر میشه که جسم من فابریکی باید متناسب باشه باید سلامت باشه  ما باید فابریکی همیشه شاد  باشیم و احساس خوب داشته باشیم این تنظیمات خداوند هست و اگر ما اینطور نیستیم به خاطر این هست که خودمون دست کاریش کردیم پس برای سالم بودن و یا لاغر بودن و یا شاد بودن نیاز به انجام هیچ کار خاصی نیست فقط، کافیه اون کارهایی که من رو بیمار و چاق  و ناراحت میکنه انحام ندم خود به خود سالم و شاد و لاغر  میمونم و یا حتی ثروتمند شدن و یا آزاد بودن در زندگی  اینها طبیعی ما هست برای همین در قران خداوند به اینها اشاره ای نکرده است و من ندیدم در قرآن خداوند  به شغل  خاصی اشاره کرده باشه یا به  زمان خاصی اشاره کرده باشه من ندیدم .چرا ؟؟چون مهم نیست و طبیعیش اینه که ما در  هر شغلی که هستیم  ثروت داشته باشیم و اگر اینطور نیستیم چون ذهن ما مشکل داره .

      خود استاد وقتی ذهنش رو در زمینه ی کسب و کار و شیوه ی در آمد تغییر داد چنان همه چیز  برای ایشون تغییر کرد که در ذهن خیلیها نمیگنجه واین شیوه ی کسب و کار  واقعا لذت بخش هست .پس محدود فکر نکنید در هیچ موردی  و با نیروی ذهنتون و قدرت ذهن خودتون رو بالا ببریید و چه بخواهید چه نخواهید شما پیشرفت میکنید .

      من وقتی برنامه ریزی ذهنم رو عوض کنم تصمیماتی میگیرم که نتایج خوبی خواهد داشت من وقتی در زمینه ی لاغری آموزش ببینم به راحتی تصمیم های متفاوتی میگیرم و لاغر میشم و اصلا چیز عجیب و غریبی نیست که بگی من نمیتونم خودم از درون برنامه ی ریزی میشم و نتیجه برای من عوض میشه .

      برای لاغر شدن نیاز نیست برنامه ی بلند مدت داشته باشیم زیر بنای تمام تغییرات احساس خوب هست و من خودم مدتها هست که روزها هیچ فرقی برام ندارن تعطیل با شه یا  عیر تعطیل هیچ فرقی با هم ندارن این من هستم که باید از هر روز م درست استفاده کنم وگرنه روز بد و یا خوب نداریم که ؟من تعیین میکنم که در روز چه نتایجی بگیرم  منم هر روز با انجام تمرینات دارم روز خودم رو میسازم و به سبک شخصی خودم دارم زندگی میکنم و حس و حالم عالیه من برای تک تک جملات فایلها ی این سایت ارزش قایلم چه در زمینه ی لاغری چه در زمینه ی تغییر زندگی برای همین  تمام سعیم عمل کردن به آموزشها هست و انصافا بسیار متناسب تر شدم و هنوزم متناسب تر خواهم شد  پس پرقدرت به راهم ادامه میدم و از تمام دوره های رایگان و دوره های خریداری عالی و  به نحو احسن استفاده میکنم .

      هدفم باید شاد بودن و لذت برون از زندگی باشه و تمرینات هر گام رو انجام بدم تا برنامه ریزی ذهنم عوض بشه و بعد چه بخوام و چه نخوام من لاغر میشم .پس توجه و تمرکز خودتون رو بر روی دوره ها بزارید تا موفق بشید و از هر ورودی منفی جلوگیری کنید تا شما رو ضعیف نکند و  از مسیر خارج نکنه .

      من نباید با معز کوچیک خودم برای کل دنیا نگران باشم و اینطور نمیتونم برای خودم هیچ  کاری کنم جون این مغز مال من هست و شخصی هست و نمیشه محتواش رو صرف کس دیگه کنیم و زندگی خودم عوض بشه نه من نمیتونم زندگی هیچ کس رو تغییر بدم چه دعا کنم  چه نگران بشم و … من نمیتونم هیچ کاری بکنم پس اینکه  حامعه میگن باید نگران بقیه باشی و یا به فکر بقیه باشی و تظاهرات کنی و ….غلطه و با این کارها  مشکلات هیچ کس حل نمیشه پس من باید از ذهنم برای خودم استفاده کنم اینکه بخوام مغزم رو درگیر مشکلات دیگران کنم روزگارم خراب میشه به خاطر واقعیت زندگی دیگران .

      پس باید تمام تمرکزم روی خودم باشه و هر روز برنامه ام رو دنبال کنم تا نتیجه ی عالی بگیرم 

      نکته :

      • تعهد داشته باشید و خودتون رو وزن نکنید و تخلف نکنید چون استاد بارها گفته خودتون رو وزن نکنید .
      • باید این اموزشها رو درک کنید و اگر سوالی داشتین اینقدر ادامه بدید تا جواب رو بگیرید و خودتون به جواب برسید و به دنبال سوال کردن از استاد نباشید مسولیت صدرد صد زندگیتون رو بر عهده بگیرید و نخوایید سوال کنید که بعد بگید چون فلانی بهم گفت اینجوری شد و مسولیتش رو ننداز گردن فلانی تا خودت رو راحت کنی 
      • هر کس در دوره ثبت نام کرد لاغر نمیشه  نه هر کس عمل کنه به اموزشها اون شخص لاغر میشه .
      • بچه های ما اگر چاق هستن به خاطر  یاد گرفتن چلقی از والدینشون هستن و اگز ما لاغری رو یاد بگیریم اونها هم خود به خود لاغر میشن .چون از ما الگو میگیرن پس نمیشه ما در وضعیت نامتناسب باشم و به فرزندانمان توصیه کنیم که چاقی خوب نیست این مسخره هست اول خودم رو اصلاح میکنم و اونها هم خود به خود  لاغری رو یاد میگیرن 
      •  این حرفها که میگن طبع سرد و یا  گرم باعث چاقی میشه  یه توهم قوی هست که خودمون به وجودش آوردیم و توحیه چاقی خودمون هست پس تا وقتی باورت اینه که چون طبع من سرده من نمیتونم لاعر بشم مانع هست و نمیتونی لاغر بشی ولی تمام اینها توهم هست که شما رو از رسیدن به خواسته منع میکنه .
      • خدا  خودش در قران گفته  تو خواسته داشته باش و من اجابتش میکنم و خدا نگفته تو نیاز به مجوز و مدرک و خاصی داری تا شغل عالی داشته باشی پس حرفهای الگی رو باور نکن تا به خواسته ات برسی .
      • با استمرار داشتن و تکرار کردن ما در این مسیر به موفقیت میرسیم پس عجله نکنید من خودم به شخصه هر روز دارم فایل گوش میدم و الان دو ساله شایدم بیشتر  در مسیر ثابت قدم هستم 
      • عجله کردن برای لاغری  که بزنی داخل دهن مردم که ببین منم تونستم لاغر بشم  نتیجه نمیده بابا باید لاغری رو یاد بگیری و ورودیهای ذهنت رو کنترل کن و تمام تمرکز رو بزار بر روی خواسته هات تا به اونها برسی 
      • اموزش ذهنی رو وقتی یاد بگیری  دیگه نتیجه برات تصاعدی میره بالا پس اگر ماه اول یک کیلو کم کردی به مراتب  روند ذهنی شما بهتر میشه پس به اندازه ای که شما در خودتون انتظار لاغری  دارید شما لاعر میشد و حالا از کجا متوجه بشم  انتظار لاغری  در من به جود اومده ؟؟؟از اینکه چقدر حالم خوبه و کمتر به چاقی فکر میکنم و کمتر از حرف جاقی حالم بد میشه و  ..پس اگر کمتر از چاقی رنج میکشید انتطارتون تغییر نکرده پس اگر روی خودتون کار کنید اگر  انتظار شما از خودتون لاغری و خوشبختی و ثروت باشه جهان پاسخ میده چون انتظارتون عوض شده و اگر هنوز با یک حرف که شخصی به شما میزنه که انگار چاق شدی بهم میریزی  پس لاغر نمیشی 
      • من عاشق لاعری با این سبکم و من  باور دارم از طریق دوره های رایگانم  میتونم به تناسب برسم و کاری به حرف هیچ کس ندارم و دارم همیشه روی خووم کار میکنم و نتیجه ی عالی هم گرفتم .
      • نتیجه ی کار کردن از این دوره ها این میشه که همیشه سلامت و شاد و لاعر باشید و این نتایج خود به خود  به وجود میاد نگران نباشید .
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/31 09:49
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 689 کلمه

      سلام🙂

      انگار مدت زمانی که من در این مسیر هستم برای مرور شد با گوش دادن به این فایل…

      اون عجله کردنی که بارها ازش نام میبرید به عنوان مانع لاغری رو من بارها تجربه کردم الانم هنوز گاهی دارمش ولی میدونم که قدرتش و شدتش اصلا دیگه مثل قبل نیست چون درک کردم که آموزش ذهنی اصلا زمان سرش نمیشه ذهن اصلا حرف دیگران براش معیار نیست ذهن ناراحتی و دلخوریهای من رو اتفاقا به عنوان علاقه من به چاقی تفسیر میکنه و ناراحتی دلخوری عجله تایید گرفتن از دیگران و….موانع من برای لاغر شدن هستن

      اینکه من هم مثل بسیاری از دوستان با وجودی که شما بارها تاکید کردین که ترازو رو کنار بذاریم سایز کردن و وزن کردن خلاف هست باز هم از ترازو یا سایز کردن استفاده کردم و دلیلش هم همون عجله کردن بوده همون تایید گرفتن بوده همون توی دهن بقیه زدن بوده و غافل از این بودم که اتفاقا با اینکار حال خودم رو بد میکنم و چون منتظر بودم کلی وزنم کم بشه ونشده یا سایزم تغییری نکرده احساسم بد شده نا امید شدم و همین یعنی به دنبال نجوای ذهنم رفتن…. و در قرآن هم داریم انماالنجوی من الشیطان…. وهمین نجواها رو اگه توجه کنیم به راحتی مسیر رو رها میکنیم ولی خدا رو شاکرم با وجود تمام این تخطی از قانون و نا امید شدن  و توجه به شرایط بیرونی باز هم ادامه دادم و الان که به عدد حضورم در سایت توجه میکنم حسرت ندارم که من که اینهمه وقته اینجام چرا تغییر نکردم چون خودم میدونم که چقدر تغییر کردم

      درک من از فایلها چقدر بالاتر رفته اشتیاقم چقدر متفاوت شده واینکه هر فایل رو که گوش میدم دنبال لاغر شدن نیستم

      متوجه شدم که میزان درک آدمها میزان اشتیاقشون برای یادگیری امیدشون و باورشون به متناسب شدن و تمرکزشون بر لاغری با ذهن متفاوته که باعث میشه نتایج اونا متفاوت بشه یکی زودتر و بهتر نتیجه بگیره یکی دیرتر و کمتر…ولی حتی اینم اهمیت نداره ….چون با هر سرعتی که حرکت کنیم وقتی مسیر درسته درنهایت به مقصد میرسیم .در موضوعات ذهنی به قول شما تعیین کردن زمان اصلا به موضوع انحرافی هست وقتی ما زمان تعیین میکنیم اتفاقا خودمون رو از هدفمون دورتر میکنیم لحظه حال رو از دست میدیم و توجه و تمرکزمون رو میذاریم روی اینکه پس چرا نتیجه نمیگیرم پس چرا فلانی که کمتر وقت گذاشته بهتر نتیجه گرفته پس اینا همش بی فایده است بهتره ولش کنم و….از این حرفا….در صورتیکه محتویات ذهن آدمها با هم فرق میکنه و موضوعاتی که هر کسی باهاش درگیره از نظر ذهنی با هم متفاوته حتی واکنش آدمها به شرایط بیرونی کاملا با هم فرق میکنه یکی راحت تر میگیره و زودتر ازش میگذره یکی گیر میده و مدتها درگیری ذهنی داره باهاش بدون اینکه راه حل پیدا کنه…

      اصلا میزان اهمیتی که برای لاغر شدن داری هم یه موضوع دو لبه است ممکنه این اهمیت به قدری زیاد بشه که تو رو از لاغری دور کنه ممکن هم هست باعث افزایش تمرکزت بر لاغری بشه و زودتر نتیجه بگیری….در هر حال اگه ادامه بدین و تمرین و تکرار کنی نتیجه میگیری….

      همه موضوعات زندکی ما نتیجه همین تمرین و تکرار هست چاقی نتیجه تکرار ورودیهای مشابه اشتباهه تکرار و تمرین رفتارهای چاق کنندا است تکرار افکار چاق کننده است تکرار توجه بر نافرمیهاست تکرار توجه به حرفهای مربوط به چاقیه تکرار احساس بده و تکرار موندن در احساس بد….

      و لاغری دقیقا برعکس اونه و با تکرار آموزشهای صحیح با تکرار و تمرین رفتار صحیح با تکرار لذت بردن از غذاها تکرار با صلح بودن با خودت با تکرار لذت بردن از جسمت در هر وضعیتی که هست و با تکرار توجه به تغییرات ظریف رفتاری افکاری و جسمت اتفاق می افته ….به قول شما لاغری حاصل برنانه بلند مدت نیست فقط کافیه برنامه همون روزت رو انجام بدی فایل همون روزت رو گوش کنی و تمرین همون روز رو انجام بدی بدون توجه به نتیجه اش اونوقت که برنانه ریزی ذهنت تغییر کنه چه بخوای چه نخوای لاغر میشی شک نکن چون ذهن تغییر کرده و نیاز به هیییییچ محدودیت و فشاری بر جسم نیست خود به خود انجام میشه و خودبه خود تو لاغر میشی و خودبه خود لاغر میمونی🙂👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/18 14:56
      مدت عضویت: 607 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 538 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز در گروه تناسب فکری.خدا مهربانم را شکر می کنم که به من توفیق داد تا الان این تمرین را بنویسم موانع ذهنی این فایل خیلی برایم درسهای با ارزشی داشت اینکه لاغری خیلی راحت فقط باید موانع را برداری با برداشتن موانع خود به خود لاغری به وجود می آید یکی از موانع ذهنی که خیلی مخرب هست نظر دیگران نسبت خودمون ما باید اول با خودمان آشتی کنیم نظر خودمان مهم تر از نظر دیگران باشه اینجوری آرامش پیدا می کنیم ولی اگر بخواهیم برای جلب رضایت و نظر دیگران کاری بکنیم همواره احساسمان خرابه پر از استرس پر از تشویش .و احساس تنها چیزی هست که نشان می دهد که ما در مسیر هستیم یا نه اگر احساسمان خوب هست از خودمان لذت می بریم؟ دیگه از نگاه کردن به آیینه متنفرنیستیم دیگه دیدن نقاط چاق بدنمان ما را اذیت نمی کنه از خودمون خودمون می یاد عاشق خودمون می شیم.یکی دیگر از موانع ذهنی این هست که من برای لاغری دنبال عوامل بیرونی بودم مثلا وقتی سر سفره می نشستم همش مواظب لقمه هام بودم و این باعث لذت نبردن از غذا می شد و رسیدن به حس بد و این پارامتر حس بد یعنی من در مسیرنیستم .پس باید به منفی بافم بگم که باید بدانم که خوردن غذا آم را چاق می کنه ولی غذا خوردن آدم را چاق نمی کنه .غذا خوردن یعنی اندازه ای از غذا که جسم و بدن ما آن اندازه را می داند ولی اگر من بیشتراز نیاز بدنم (خوردم) پس اختلال ایجاد کردم وگرنه جسم من و بدن من خودش بلده که چطوری متناسب بشه و متناسب بمونه اصلا بدن من عاشق متناسب شد ن هست س با آرامش سر سفره غذا می نشینم و به اندازه غذا می خورم از کجا بدانم که به اندازه نیاز بدنم غذا خوردم باید به نگاه کنم که اگر مزه غذا تغییر کرد این یعنی زنگ مغز به سیستم گوارش که دیگه بسه حالا اگر من برای تغییر طعم غذا سراغ طعم متفاوت بشویم مثلا دارم قرمه سبزی می خورم و طعم غذا مثل لحظه اول خوردن نیست پس می رم سراغ ترشی یا ماست این یعنی اختلال در کار مغز و نتیجه می شود خوردن زیاد و جسمی چاق.وقتی در ذهن من مسیر لاغری کم کم ترسیم شده دیگه به راحتی لاغر می شوم دیگه نگران نیستم به راحتی لاغر می شوم. یکی دیگه از موانع ذهنی تعیین زمان هست که خودش پر از استرس هست و احساس ما را بد می کنه و ما را از مسیر دور می کنه وقتی که با اطمینان در دوره باشیم از هر لحظه زندگی مان لذت می بریم و نمی گیم اگه تا تین زمان وزنم کم شد دیگه من لذت می برم اصلا همچنین چیزی رخ نخواهد داد چون همواره احساسمان بد هست پس مانع ذهنی تعیین  زمان را کنار می گذارم و با لذت پیش می روم. خدای  خدای من به من موانع ذهنی را نمایان کن تا با آگاهی هر روز بیشتر به سمت تناسب اندام پیش بروم .خدای من ممنونم که یکی از بندگان نیک خودت را مثل آقای عطا روشن را در مسیر زندگی من قرار دادی تا بتوانم هر لحظه به آگاهی خودم در لاغری اضافه کنم استاد گرامی ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/15 12:43
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام

      یکی از باورهای مخرب که مانع رسیدن ما به هدفمون خصوصا متناسب شدن میشه تعیین زمان برای آن هست .

      مگه ما به تنظیمات جسممون دسترسی داریم مثلا تپش قلب . تنفس و… که بیایمم سرعتش رو زیاد کنیم . 

      ما فقط به ذهنمان دسترسی داریم ومیتونیم با کارکردن روش به خواستم هامون برسیم . 

      ما ورودی هایی که برای متناسب شدن میخواهیم بهش میدیم دیگه به بقیش کاری نداریم و بدن روند خودش رو از دستورات مغزی طی میکنه . 

      وقتی ذهنمان رو مرتب از افکار و باورهای چاقی پر میکنیم دقیقا داریم برنامه ریزی میکنیم برای چاقی. و خودمون نقشه اش رو تو ذهنمان میچینیم و مراقب ورودی ذهنمان نیستیم چه انتظاری داریم که لاغربشیم.  

      ما در طی چندین سال معمار ساختمان چاقی  خودمون بودیم .  بنای محکمی از چاقی رو اول تو ذهنمان ساختیم  با آجر به آجر باورهای غلط و فرمولهای غلط.  

        حالا هم میتونیم معمار ساختمان لاغری در ذهنمان باشیم   وبنای محکمی از لاغری رو تو ذهنمان بسازیم با  آجر به آجر  باورهای لاغری و آگاهیهای لاغری .

      کار معمار ساختن هست وقتی تونستم اون ساختمان چاقی رو بسازم پس میتونم ساختمان لاغری رو هم بسازم .

      ودر این کار معماری بایستی مثل معمار نقشه بچینم و وقت بزارم .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/17 23:10
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,185 کلمه

      گام ۸۸ ،، کاهش وزن با اصلاح موانع ذهنی ،، سلام وقت بخیر ،،،  کاهش وزن مهمترین دغدغه ذهنی افرادی   است  که  اضافه وزن  دارند ، کاملا با این جمله موافقم ، کار از دغدغه گذشته بود ،این آخریا  برای من شکل یه مسئله بدون راه حل بود، مسئله ای که ۹۵ درصد فکر منو اشغال کرده بود و هر چقدر بیشتر غرقش میشدم ناراحتر بودم و زمانیکه چندین کیلو کم میکردم تازه ترس جدید شروع میشد که نکنه دوباره چاق بشم و این اتفاق رخ میداد ،با سختی بصورت موقت لاغر میشدم و بسرعت تمام وزن رفته برمیگشت ،حالا که فکرشو میکنم ،من چندین بار ۳۰ کیلو کم کردم ،اونهمه چربی از بدنم خارج میشد و بسرعت تمامشون برمیگشت ، یعنی کارخونه ساخت چربی بدن من انقدر سرعت داشت، در واقع دستورات مغزی من به اون شکل  عمل میکرده 😒 همه چیز برمیگرده به محتویات ذهنی که منجر به گفتگوهای درونی میشه ، محتویات  ذهن چاق ،مدام گفتگوهای منفی در ما تولید میکرده  ، از جلوی آینه رد میشدیم ،یدفعه میگفت  ،وای انگار چاقتر شدی ،یا  تو هم که اصلا لاغر نمیشی ، میخواستی  چیزی بخوری، میگفت‌ ،برنج چرب میخوری ؟ شب میگفت  ،دیگه دیر وقته چیزی نخور ،گرسنه بمونی بهتر از چاق شدن بیشتره ، میخواستی  مهمونی بری  میگفت  ،حالا اونجا خوراکی های متنوع زیادی هست ،نخوری ها ، که چاق میشی ووووو   ،، افکاری که سالها مارو در موقعیت های ناخوب قرار داد ، ما باور کرده بودیم که دلایل بیرونی مقصر چاقی ما هستن و محکوم به چاقی هستیم ، بر اثر لاغر شدن های غیراستاندارد ،بدن از حالت های طبیعی خودش خارج میشد ، پوست آویزون میشد ،صورت زرد میشد ،دور چشم ها کبود میشد ، عوارضش بیشتر از منافعش بود ، یادمه چندین سال پیش که رژیمی بر اساس گروه خونی داشتم که کنارش قرص های چربی سوز هم میخوردم و باید همراهش ورزش هم میکردم ،تقریبا ۱۲ کیلو در ۸ ماه لاغر شدم ، انقدر زشت لاغر شده بودم که دختر دایی م تو عروسی خواهرزاده م منو دید گفت مواد میزنی ؟ انقدر بهم ریختی 😒  صورتم سوراخ های ریز میزد  و بشدت زرد و بی حالو و بد رنگ شده بود ،لاغر شدن بدنم چروکیده و زشت بود ، از همون زمان از لاغر شدن بیشتر ترسیدم ،اون زمان به وزن ۶۷ رسیدم ولی بدنم و خودمو نابود کرده بودم ،شاید برای داشتن همون خاطره ناراحت کننده است که میترسم مجدد ۶۷ کیلو بشم ،۶۷ کیلو شدن برای من مساویست با بدن چروکیده ،زشت ،بدرنگ و بی حال ، بلخره تاثیر گذاشته روی ذهنیات من ،برم یکمی فکر کنم روی این موضوع 🤔 تازه بعد از اونهمه سختی ،با رها کردن قرص و رژیم ،بسرعت اون وزن برگشت بسمت بالای ۷۷ کیلو ،،،منکه بشخصه انقدر مسیرهای زیادی برای لاغر شدن رفتم که واسه خودم یه پا متخصص تغذیه شده بودم ،برای دیگران هم نسخه مینوشتم ، میتونستم ساعتها در وصف رژیم صحبت کنم با تمام جزئیات ،، و همیشه این سئوال برام پیش میومد که منکه ورزش میکنم چرا لاغر نمیشم و تازه تو بهترین حالتش رو مرز ۷۰ و چند کیلو بودم ،یعنی با اونهمه تجهیزات رژیمی من ۱۰  کیلو هم اضافه داشتم و دلمم خوش بود که لاغر شدم و هیچ وقت خودمو محق وزن طبیعی خودم نمیدونستم  ،هیچ وقت به ۶۵ کیلو فکر نمیکردم ،اگر فکر میکردم ، یه چیزی در درونم میگفت ،بسه دیگه ،انقدر پرو نشو ، دیگه چی ،میخوایی ۶۵ کیلو هم بشی ،! ،بسه ،بسه ،همینکه ۹۰ کیلو نشدی خدارو شکر کن 🥴 آخه چرا خودمو تو اون وزن قبول نداشتم ؟ منکه همش تو رژیم بودم پس چرا؟ همه همینو بهم میگفتن ،چرا با اینهمه رژیم و ورزش لاغر نمیشی؟ شاید کلک میزنی و یواشکی چیزهایی میخوری ؟ مادرم که مدام بهم میگفت ،نه ،اگر نخوری که باید لاغر بشی حتما چیزی میخوری ووو و جالبه الان که تو این مسیرها نیستم و توجهم به اونجاهای قبلی نیست ،دیگه خبری هم از حرف های دیگران نیست ،،،در واقع از قبل تصویر منه چاق در من بوده ،فرمول های چاقی بودن ،فقط در مسیر زندگیم ،دونه دونه اجرا شدن ، مثل مین که وقتی بهش نزدیک بشی منفجر میشه ،،، دستگاه کامپیوتر مغز من روی وزن بالا تنظیم شده بوده ، من هر چقدر تلاش میکردم که وزنمو پایین بیارم ،فایده ای نداشته ،بمحض رها کردن رژیم ها ،تنظیمات قبلی من شروع به فعالیت میکردن و منو برمیگردوندن به موقعیت قبلیم ،،،،، با دیدن بعضی از کارتون هاییکه ما در کودکی دیدیم برنامه ریزی شدیم برای عجله کردن ،مثلا تو کارتون سیندرلا ،اون چوب جادویی که به سیندرلا زده میشد بسرعت برق ،لباسهاش تغییر میکرد ،یا غول چراغ جادو رو میدیدم که همه چیز با یه اجی مجی عوض میشد ،پس برنامه عجله و به سرعت رسیدن ،در ذهن ما برنامه ریزی شده ، تو لاغر شدن که فقط بدنبال راه هایی بودیم که سر تاریخ مشخصی لاغر بشیم وگرنه اون رژیمو بدرد نخور میدونستیم ،یادمه وقتی ۲۱ ساله بودم و میخواستم یه عروسی برم و لباسم برام تنگ شده بود ، یه رژیم ۱۵ روزه گرفتم که فقط نهار نصفه سینه مرغ آبپز بدون نون و برنج میخوردم ، ۸ کیلو تو ۱۵ روز کم کردم ،کلی هم خوشحال بودم  و وقتی رژیمو رها کردم ۸ کیلو بسرعت برگشت ،انگار سالها در حال باد کردن خودمون بودیم ،اگر فیلمو تند کنن ،چقدر خنده دار میشدیم، مدام ،باد میشدیم ،خالی میشدیم😄 چقدر خوبه که هر روز به خودمون تاکید کنیم که جسم ما فابریکی باید سلامت باشه ،باید متناسب باشه چونکه سالها ما برعکسشو شنیدیم ، سالها از الگوهامون در مورد دردهای جسمشون شنیدیم،در مورد دردهای زندگیشون شنیدیم ، منکه بشخصه باورهای خوبی در مورد زندگی نداشتم بدلیل گفتن های مکرر مادرم و اطرافیانش ،از همه چیز بد شنیدم ،از آدم ها،از شرایط،از پول،از عشق،از رابطه ،از خیانت،از دردسر،از غم،از شکست،از قربانی بودن ووووو  که اگر بخوام بنویسم خیلی طولانی میشه ،تمام اون شنیده ها ،سالهای زندگی مارو رقم زدن ،مخصوصا اینکه ما چقدر اون حرف هارو پذیرفتیم مهمه ، نتایج ما در هر قسمت از زندگیمون نشان دهنده عقاید ما هستند ، اگر بمن گفته بودن تو باید لاغر باشی و این طبیعی نیست که چاق باشی که الان من متناسب بودم ،اگر مدام حرف از سلامتی زده بودن که الان وضعیتم بهتر بود ،که خدارو شکر با آشنا شدنم با مطالب ذهنی ،رشد بسیار زیادی در باورسازی های سلامتیم ،ثروت و روابطم داشتم و اجازه نمیدم هر کسی محتویات ذهنیشو در من تزریق کنه و آگاهانه مراقب خودم هستم ،،منم عاشق این جمله طلایی هستم که ***وقتی برنامه ریزی ذهنت عوض بشه چه بخواییم چه نخواییم لاغر میشیم ،ثروتمندتر میشیم،سلامت میشیم*** وقتی محتویات ذهنمون تغییر میکنه بسمت لاغر شدن ، یعنی موانع شناسایی  و برطرف شدن ، پس بدن میره بسمت تناسب بیشتر ، در واقع ما مشاوره اعظمی در درونمون داریم که اون به ما میگه چی خوبه ،چی بده و مسیرهای مارو تعیین میکنه و گفتگوهای درونی ما تنظیم شده همون مشاوره درون ماست ، وقتی فرمول ها تغییر میکنن ،گفتمان اون مشاور هم تغییر میکنه ،فرمان ها و مشاوره هاشم متفاوت میشه ، میره به مسیرهای مورد علاقه ما ،که تو اون مسیرها ،هر آنچه ما نیاز داشته باشیم هست ، تناسب هست،سلامتی هست ،پول هست ،روابط هست ، هر چقدر ما کارهای بیرونی انجام بدیم ولی باورمون ناسالم باشه به جایی نمیرسیم ،همونطور که مدام در رژیم های مختلف بودیم ،در شغلهای متنوع رفتیم ،در رابطه های زیاد قرار گرفتیم ولی بی فایده بود ،اشکال در ذهنیت های ما بود ،،، مثلا  زمان هاییکه رفتیم و به یک کلاهبردار اعتماد کردیم که سختی نکشیدیم با پاهای خودمون با خوشحالی رفتیم و همه پولو تقدیمش کردیم ، وقتی چاق شدیم که دردی نکشیدیم با لذت چاقتر شدیم ، تو هر کاری که رفتیم و یه آسیبی به خودمون زدیم که رنجی نبردیم ،همشونو به آسونی انجام دادیم ،خب وقتی هم که ذهنیت هامون ساخته بشه ، به همون شکل کارهای ما راحتر به سرانجام میرسه ، بدون  اینکه ما متوجه بشیم ،میریم در مسیر راه جدیدمون که مسیر موفقیته  ،،،اگر همین مسئله رو بفهمیم و درک کنیم که البته درک کردنش مهمه ، میتونیم به جایگاه های بالاتری برسیم ،،،تو آموزش های ذهنی ،نباید عجله کرد ، تا چندین ماه که مطالب برامون ناآشناست ،تا بیاد مطالب بره تو ذهن ،یه زمانی طول میکشه ،بعد تازه با قرار دادن گوش و چشم و حواس با مطالب جدید و تکرار و تکرار ،انگار فیلترهای مغز تازه باز میشن ،با بودن بیشتر ،مدارها آرام آرام تغییر میکنن و ما به پله های بعدی هدایت میشیم و ما به اندازه باورهامون اون مطالبو میشنویم ،درک ما به مرور بهتر میشه ، انگار با هر بار بودن در مسیر ،لایه هایی از جلوی چشمان ما کنار میره ،بعد از اون ،موقعیت ها و شرایطو ،یجور دیگه ای میبینیم ،درک میکنیم که شاید بقیه متوجهش نشن و این راه ادامه داره ،، پس بهتره دنبال اشکال کار خودمون نباشیم ،فقط ادامه بدیم و بریم ،دیروز داشتم با خودم فکر میکردم ، به خودم گفتم ببین فریده اگر تو چند ماه پیش که دوره هات تموم شده بودن و منفی بافت بشدت اذیتت میکرد ،اگر ازش  تاثیر میگرفتی ونا امید میشدی و رها میکردی و میگفتی  ،خب دیگه  دوره هام تمام شدن ،منم که سایزم به حد نرمالی رسیده دیگه ول کنیم بریم دنبال زندگیمون ، چه اتفاقی میفتاد ؟ اولا که تمام این راهی که رفته بودی خراب میشد چونکه هنوز مسیرهای محکم لاغری در تو ساخته نشده بود،با اون حجم از ناامیدی و افکار منفی هم که آخرش مشخص بود که به ناکجا آباد میرسیدی ، ولی موندی و ریشه یابی کردی درونیاتت رو ، دلیل حال بد خودتو پیدا کردی و این پیدا کردن برای من ۸ ماه طول کشید ،یعنی من از مهر پارسال درونیاتم بهم ریخته بود و ترسیده بودم از اتمام دوره هام و مدام رفته بودم تو ترس ،مسائل جانبی زیادی هم در زندگیم داشتم که مزید بر علت شده بودن و نمیذاشتن حال من نرمال بره جلو ،، منم خودمو رها نکردم ،بدون اینکه راه حلی داشته باشم فقط  ادامه دادم ،تا تقریبا ۱ ماهه پیش که قفل های ذهنی من یکی یکی باز شدن  و کدهای بیشماری در ذهنم ،شناسایی شد ، اگر رها کرده بودم که به این درک از درونم نمیرسیدم ، من سالها بخاطر چاقیم جنگیده بودم ،خسته بودم از نرسیدن هام ،باید اینجا همه چیز درست میشد  ، باید به دونه دونه زخم های درونیم دسترسی  پیدا میکردم  ،درمانشون  میکردم و میومدم   بیرون و تازه راهشو یاد گرفتم ،در هر فایلی که گوش میدم یا میخونم و مینویسم از خودم میپرسم ،این فایل ، این آگاهی داره به تو چی میگه ؟ چی ازت میخواد؟ چیو باید در خودت اصلاح کنی؟ و پاسخ ها گفته میشه و من لذت میبرم از این قدرت درونیم 😊 پس اگر ادامه بدیم خودمون به اشکالات خودمون پی میبریم ،،، بنظر من تمام دوره ها و آگاهی ها مکمل همدیگه هستند ،من به عنوان هنرجویی که همه دوره هارو استفاده کردم و الان هم اینجا هستم‌، هر کدوم از فایلها ،قسمتی از ذهنیت های  قدیم مارو در هم میشکنه، نقضشون میکنه و قسمتی از ذهنیت های جدید مارو میسازه ،انگار در این دوره ها داریم ،آجر به آجر یک ساختمانو میچینیم روی هم ، ولی در دوره پیشرفته ،تمام اون ترس هاییکه از خوردن غذا و خوراکی ها داشتیمو به یدفعه فرو میریزه ،انگار اونهمه اطلاعاتی که در دوره مقدماتی و پاکسازی  کسب کرده بودیمو  جمع بندی میکنه و ذهنیت هامونو دگرگون میکنه ،، ،،،   الان که   کلاس رقص و انعطافم تموم شد و بعد از ۲ ساعت فعالیت بدنی کششی سنگین، داشتیم با دوستم برمیگشتیم خونه ، دوستم پیشنهاد داد بریم نوتلا بار  ،منم خیلی علاقه زیادی ندارم ،شاید سالی ۱ بار برم ،بیشتر دیزاینشونو دوست دارم ،ولی قبول کردم و رفتیم یدونه وافل با بستنی و توت فرنگیشو سفارش دادم و با لذت خوردم ،به دوستم گفتم قبلا چقدر از این حرکت میترسیدم‌،بعد از ورزش تا ۲ ساعت فقط آب میخوردم ،اگر کسی چیزی میخورد دعواش میکردم ، تازه شیرینی جات که خط قرمز من بودن و سالهای طولانی اصلا نمیخوردم ،داشتم با لذت میخوردم ،با خودم فکر کردم ،که ببین فریده چقدر تغییر کردی ، الان یجور دیگه ای زندگی میکنی ،مثل آدم های رلکس متناسب که اگر هم دلشون  وافل نوتلا خواست میخورن ،بدون اینکه بترسن ، تازه حالمم بد نشد ،کلی به خودم و گفتگوهای جدیدم افتخار کردم و متوجه شدم داره شخصیت و هویت من عوض میشه ،منه همیشه ترسان و نالان گذشته ،تبدیل شده به یک فرد جدید که به خودش حق زندگی کردن میده ،به خودش احترام میذاره ،آگاهانه زندگی میکنه حتی بهتر از آدم های متناسب ،چونکه تو ذهنیت های آدم های متناسب هم گاهی ترس هایی میبینی ،مثلا اون هفته برای یکی از بچه های کلاس یه اتفاق خوبی افتاده بود ،بچه ها هی بهش گفتن ،باید شیرینی بدی ، گفت باشه شیرینی میگیرم ،من بهش گفتم لطفا شیرینی خامه ای باشه ، یدفعه همین دوستم گفت وای نه چاق میشیم ،با اینکه خودش بسیار متناسبه و شاید کمبود وزن هم داشته باشه ،در واقع بعضی از باورسازی ها نسبت به خوراکی ها ، باورهای جمعی شده و یجورایی ترس تو وجود آدم ها هست ،،،،، ۱۰۰ درصد میدونم ،ایندفعه که وارد دوره مقدماتی و حتی پیشرفته برای تکرار  مجدد  میشم ،مطالبو یجور دیگه میفهمم ،میدونم کد های بیشماری منتظر هستند که در من باز بشن و مسیر منو روشنتر و راحتر کنن ،،،، اون زمانها که مدام بدنبال یه راهی برای لاغر شدن بودم و یک کانالی از دکترای طب گیاهیو در تلگرام دنبال میکردم و مطالبشو نگاه میکردم و تا حدودی انجام میدادم ،اون دکتر میگفتن که خانم ها طبعشون  سرده و باید مدام گرمی جات بخورن تا لاغر بشن  و آقایون هم اصلا نهار نخورن ،دوستم شروع کرد به نهار نخوردن و من گرمی خوردن ،تا ۱ ماهی ادامه دادیم و هر دو خسته شدیم ،نهار نخوردن که برای من حتی فکرش هم فاجعه بود ، انقدر از ابنجور کارهای گیاهی انجام دادم و بعدا متوجه میشدم فقط بازیچه دست متدهای آدم ها و متخصصینی شدم که در حال تست کردن روش هاشون هستن ،منکه نتیجه نگرفتم ، چند سال پیش یه بسته ۵۰ تایی دم نوش گیاهی از یکی از دوستانم گرفتم که از مالزی وارد میکرد ، چند تا بسته شو خوردم ، ،انقدر دستگاه  گوارش منو مختل کرده بود که ادامه ندادم و انداختمش دور ،، یا چند سال پیش یه فیلم از یه  دکتر هندی دیدم که چندین تا پودر گیاه های مختلفو قاطی میکرد و میگفت قبل از صبحانه نهار شام بخورید ،یه نمونه نمک سیاه هم گفته بود که بگیریم و خیلی هم نایاب و گرون بود ،سنگ آب گرم های طبیعی بود که بوی وحشتناک گوگرد میداد،وقتی میخواستم بخورم ،دماغمو میگرفتم و انقدر اوق میزدم ولی چندین ماه میخوردم ،انقدر بد بو بود که مجبور بودم بیرون از ساختمونمون نگهداریش کنم 😶 آخه این چه کارهایی بوده که من انجام میدادم🥴چه بلاهایی که سر خودم نیوردم ،برای همین الان دارم با گوشت و پوستو استخونم لذت میبرم ،اونجوری زندگی میکنم که دلم میخواد 😊    یکی از اساتیدم در مورد باورهای مالی میگن ، که آخه کائنات ،خدا و جهان ،کی گفتن  که محل پول در آوردن فقط تو اداره ها،شرکت ها،کارخونه ها و محل کارهاست ؟  کجا نوشته شده اگر پول میخوایید باید برید یجای خاص ، ما با افکارمون مناطق پول در آوردنو منوط کردیم به جاهای خاص ، پول باید هر جایی من هستم باشه ، ما باور کردیم که نفس کشیدن به این راحتی حق ماست ولی باور نکردیم پول در آوردن هم مثل نفس کشیدنه ، ما باور کردیم خداوند به ما نفس کشیدن داده ولی باور نکردیم پول هم داده ، ما هر چیزیو دوست داشتیم باور کردیم ، ما هر چیزیو باور کردیم انتخابشم کردیم ، و متاسفانه پولو انتخاب نکردیم ،پول داشتن برای ما سخت و رویا شد ولی فقر و ناتوانی عادی شد ، برای همین سالها بدنبال سلامتی و ثروت هستیم ،چونکه میدونیم  حق ما نیست ،اگر بتونیم همونجوری که نفس کشیدنمو باور کردیم ثروت رو هم باور کنیم ،ثروتم خواهیم دید ، منتها انقدر افکار ما زنگ زده است که نیاز داره خوب زنگ زدایی بشه تا تازه به قدرت خودمون آگاه بشیم ،که حتی شنیدن و درک کردن همین گفته ها هم قدرت درک کردن میخواد ،البته اگر ذهن جان اجازه بدن و فیلتر نکنن ،،،امروز مربی مون داشت ارشادمون میکرد که آفرین بچه ها ممارست داشته باشید ببینید تا الان چقدر تغییر داشتید ،تازه بدنتون داره منعطفتر میشه ،منم بهشون گفتم ،تکرار مادر موفقیت هاست ،کلی بچه ها خوششون اومد ،الان که استاد میگن تکرار داشته باشیم ،دقت کردم دیدم من هنوز ۱ سال نشده که میرم انعطاف ، تازه ما هر هفته ۱ جلسه تمرین میکنیم ، ولی بدن من براحتی به هر جهتی حرکت میکنه ، امروز تو یه تمرینی که راحتم نیست پیشونی من به زمین رسید که قبلا نرسیده بود، تقریبا تا یه مدت کوتاه دیگه ما میتونیم ۱۸۰ بزنیم ،روسی بزنیم و اینها فقط با تمرین و تکرار بوجود اومده ، امروز حین تمرین وقتیکه به بدنم فشار زیادی میومد و چونکه ماسک هم داریم و تنفسم سختره ، وقتی غر غرویه وجودم میخواست غر بزنه ،بهش گفتم ساکت شو ،برای داشتن بدن نرم و منعطف، من باید این تمریناتو انجام بدم ،نمیمیری که ،پس انجام بده ،برای تمرینات رقصت مکمله و راهی نداری جز انجام دادن و بعد از چند دقیقه دیدم صدای غرغروی درونم خاموش شد ،در اصل ذهن دوست نداره انرژی برای کارهای جدید آزاد کنه ، همین زبان انگلیسیمو که مجدد شروع کردم به دوره کردن ، هر وقت میخوام فایلی بذارم و گوش کنم و تکرار کنم ،غرغروی درونم میگه ،حالا که نمیتونی سفرهای خارجی بری ،ولش کن ،هر وقتم که مهاجرت کردی اونجا تو محیط ،تمام آموزشات یادت میاد ،ولی من باز هم بهش توجه نمیکنم و همین الان بعد از اتمام کامنتم میخوام برم درس ۷ زبانمو گوش کنم 😊 از زمانیکه دوره هارو شروع کردم و کانون توجه خودمو از روی چاقیم برداشتم و بیشتر به خود متناسبم توجه میکنم  و نوع نگاهم به خودم تغییر کرد،یعنی کمتر خودمو سرزنش کردم ،مقایسه نکردم ،تحقیر و تخریب نکردم ،با خودم گفتگوهای زیبا داشتم ،خودم رو هر روز  ده ها بار بوسیدم و به خودم گفتم که فریده بهت افتخار میکنم ،فریده تو همونی هستی که از پایین ترین نقطه ذهنی به جایگاه بهتری رسیدی ،  تو همونی هستی که مسئولیت خودتو پذیرفتی ، تو همونی هستی که ۱۸۰ درجه تغییر کردی ووووو   با انجام یک عالمه تمرینات  متفاوت ، یواش یواش عکس العمل های جهان نسبت بمن تغییر کرد و هر روز نوازش های زیادیو از جهان دریافت میکنم ،مربی م بهم احترام ویژه ای میذاره و مرتب بهم میگه که بهم افتخار میکنه ،چهره مثبت و پرانرژی کلاسمون من هستم و هر روز از همه طرف داره بمن محبت میشه ،دیگه کسی از چاقی من نگفته و نمیگه  چونکه من توجهمو از روی جسمم و نازیبایی هاش برداشتم و جهان هم که مثل آینه عمل میکنه ،توجهشو از روی جسم من برداشته   و گذاشته روی زیبایی های درونی من ،اگر میخواییم دیگران نگاه جذابتری به ما داشته باشن ،اولین قدم اینه که ،  خودمون باید نگاه جذابی به خودمون داشته باشیم ،،،**بنظر من اونیکه که بخواد کاریو انجام بده راهشو پیدا میکنه اونیکه نخواد ،بهانه هاشو پیدا میکنه** و بدونیم که انجام بدیم انجام میشه 😊   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      1400/03/01 00:31
      مدت عضویت: 381 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 868 کلمه

      سلام دوستان واستاد رامی گام ۸۸وما در لاغری با دهن نباید زمان تایین کنیم چون هر روز که میگدره وما به اون تاریخ نزدیک میشیم لاغر م نشیدیم استرسمون بیشتر میشهددر نهایتم لاعردنمیشیم  ی سری از مو ضوعاتی که در ارتباط با جهان هستی داریم کار میکنیم خواستهامونو شکل میدیم افکارمونو میشازیم باورهامونو شکل میدیم نیاز به زمان ندارهدبرای جسم که زمان تایین نمیکنن مگه ما دسترسی داریم به تنظیمات جسممون مگه ما میتونیم تنظیمات جسممونو تعییر بدیموبخاطر پیشرفتهایی که در جهان حاصل میشه ی سری افکارها تعریف شده اگه زندگیهای ما بدلیل پیشرفتهای ماشینی سرعتش بیشتر شده دلیل نمیشه سرعت جسممونم بیشتر بشه سرعت پیری بیشتر بشه سرعت چاقی ولاعری بیشتر بشه الان ممکنه سرعت ماشینها دو برابر شده باشه اما سرعت قلب شما که دوبرابر نشده وقتی موانع دهنی برداریم جسممون خود به خود لاعر میشه زمان ی مانع ست ترس از خوردن ی مانع ست ما کلا در لاعری با دهنومیام موانع برمیداریم وجسم ما خودبه خود لاعر میشهدجسم من وشم فابریکی باید سلامت باشه فابریکی باید متناسب اشیم منو شم باید همیشه شاد باشیم همیشه احساس خوب داشته باشیم این تنظیم خداوند اگر نیستیم خودمون داریم تغییرش میدیموفکر نکنید که گه من ساتم نیستم باید ی سری کارها رو بکنمکنه تو کارهایی که بیمار میکنه تو رو نکن خود به خود سلامت میشی تو کارهاییکه چاقت میکنه نکن خود به خود لاعر میشی تو اون کارهاییکه تو رو به سمت فقر میبره نکن فکرش نکن خود به خود ثروتمند یشی طبیعی بدن ماست که خود به خود شاد باشه خود به خود ثروتمند باشهدازاد باشیم در قران هیچ اشارهای در این موضوعات نشده درباره شعل خداوند توصیه ای نکرده که فلان شعل داشته باش ثروتمند میشی یا زمانی رو تایین نکرده چرا شعلی رو تایین نکرده چون مهم نیست طبیعیش اینکه شما اوصاع مالی خوبی داشته باشیداگر نیست دهنت مشکل اره در موضوع کسب وکار وقتی دهنتو تغییر میدی در مورد شیوه کر شیوه کار کردن توانمندیها تغییر میکنن از حالت درب وداعون میرسه به شعلی که لذت بخش باشهدچرا وندون پزشک اینجوری فکر میکنه که مشتریان استاد باید از شهر خودش یا شهرهای اطداف باشندچون مشتریان خودش اینجوری هستند که از شهر خودشند در نهایت اگر کارش خوب باشه شاید از شهرهای دیگه ام مشتری داشته باشهدومن بینهایت خوشحالم که این روش به زبان فارسی وتمام ادمهایی که فارسی زبانن یا میتونن فارسی صحبت کنن بتونن از این روش قابل وصف نیست که توصیح بدم از خوبیش استفاده کنن لاعر بشن برای همیشه وامیدوارم که ی نفری پیدا بشه که بتونه حرفهای استاد ترجمه کنه به زبانهای مختلف بلکن تمام دنیا بتونن از این روش استفاده کنن وما در هیچ جا دنیا ادم چاق نداشته باشیم به امید ان روز اینجوری نشون میده که ی نیرویی که قابل دیدن نیست در ین موضوع دخیل هست و وقتی از این نیرو استفاده یکنیم خیلی عالی اهاتو انجام میدی در دوره لاعریم ز این نیرو استفاده میکنیم وقتی برنامه ریزی ذهنت عوص میشه در ورد کسب وکار سلامتی ثروت چه بخوای چه نخوای در اون موصوع کارت تعییر میکنه وتو پیشرفت میکنی کقتی برنامه ریزی ت تعییر میکنه خیلی عادی خود به خود جسمت لاعر میشه تصمیمات درست میگیری مثل ینکه تشنه هستی میری اب میخوری به همین سادگی تصمیماتی میگیری که نتایج خوبی دارهدبه همون شکل تصمیم میگیری موفق میشی وقتی برنامه ریزی دهنت بر ساس مشکلات وبدبختی فقر باشهدبه همین سادگی تصمیماتی میگیری که تو رو به سمت بدبختی فقر ومشکلات هدایت میکنه ممثلا تمام پولتو با خوشحال ورصایت کافی میداری روی پول کس دیگه که با هم ی مغازه شیشه بری راه انداری واون طوری رفتار میکنه وکاری میکنه که تو بدهکارم بشی ومجبور بشی مغازه رو به اون دی به همین سادگی وقتی دهنت برای لاعری برنامه ریری میشهدبه همین سادگی شما تصمیماتی میگیری که لاعر میشی اتفاق عجیب وقریبی نیست ی تصمیم ساده ست مثل تمام تصمیمات دیگه که در زندگی میگیریم واقعا استاد فایلهای صبحگاهی که در سایت گداشتین خیلی اموزنده ست و کاربردی ومن ابت تک تک فایلها سپاسگزارم وقتی حالت خوب اشه راحتر یتونی در مسیر لاعری  در مسیر خوشبختی سلامتی حرکت کنی روزهای هفته برات فرقی نداشته باشه این ما هستیم که روزها رو میسازیم‌اگه فکرهای بد بیشتر داشته باشیم اخبار بد توجه کردن ه مشکلات این اون خوب روزمون بد میشه واگر برعکس عمل کنیم روزمون خوب میشه هر روز از زندگیت لدت ببر هدفت شاد بودن باشه لدت بردن از زندگیت باشهدهر زوز متعهد باشید که تمرینات اون روز انجام بدید وقتی دهنت برنامه ریزی بشه چه خوای چه نخوای جسمت تعییر میکنه عجله نداسته باس تو نمیتونی زندگی دیگران عییر بدی با فکر کرون چون دهن ما فقط برای ا کار میکنه ودر صمن خدا کارشو بلده میدونه که چکار میکنه اموزش دهنی تساعدی به اندازه ایکه شما دوره کار میکنی به اندازه یکه انتظارت لاغری در شما شکل میگیره وشما لاعر میشید چطور بفهمیم که انتطارلاعری ر ما شکل گرفته ببین چقدر حالت خوبه چقدر به چاقیرفکر نمیکنی چقدر از حرف چاقی حالت بد نمی شه اون نشون میده که انتطارت لاعریه  در شما شکل گرفته شما با یک حرف رها نمیکنی انتطارت از جهان هستی وخداوند خوشبختی زمانیکه انتظارت عوص میشه اری اد یگیری وقتی موانع برداری خودبه خود سلامتی ارامش احساس خوب ثروت کسب کار الی روابط عالی خودش میاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/11 21:55
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,092 کلمه

      در لاغری زمان تعیین نکنید چون عجله کردن کار رو خراب میکنه .

      خیلی از  افکار ما  در جتبه های مختلف زندگی تغییر کرده به خاطر پیشرفت جهان و ما فکر میکنیم چون سرعت خیلی از وسایل و کارها در  زندگی ما پیشرفت کرده باید سرعت لاغری هم در جسم زیاد بشه و ما چند روزه لاغر بشیم  اما سرعت جسم ما که تغییر نکرده مثلا   سرعت ضربان قلب وگردش خون و  .. که پیشرفت نکرده درست سرعت ماشین ها  و … زیاد شده اما با جسم قاطی نکنید .پس زمان تعیین کردن یکی از  موانع ذهنی هست .(من هر  چقدر ریز نگاه میکنم از  زمانی که وارد سایت شدم زمان تعیین نکردم چون دیدم استاد زیاد تکیه میکنن این کار رو نکنید همچنان متعهد هستم و هیچ  وقت تاریخی مشخص نکردم و با حال خوب و لدت بردن دارم جلو میرم و خوشحالم از بودن در این مسیر  و همچنان جلو میرم تا نتیجه  ی عالی خودم رو ببینم و اصلا عجله نمیکنم برای فلان موقع خاص باید لاعر باشم نه میگم الانم خوبم و خشتیپم و عالیم حالا دارم روی خودم کار میکنم که بازم بهتر بشم و لاعری  ۵۹ کیلو رو تجربه کنم   )

       و ترس از خوردن یکی دیگه   از موانع ذهنی هست  که ما باید این موانع رو شناسایی کنیم و برداریم ( من برای خودم با اموزشهای استاد تا جایی که تونستم این مشکل رو حل کردم و میتونم بگم با لذت هر غذایی رو میخورم حالا  جاهایی به این ترس هم بر میخورم اما خیلی کم  و سریع به خودم میگم ترس ندار و  این نعمت هیچ ترسی نداره طرز استفاده ی من از این نعمت ترس داره پس از همه چیز به اندازه نیاز میخورم و با این نگاه که برای سلامتی جسم من و تامین انرزی جسم من نیاز هست من اون مواد رو میخورم )

      جسم من و شما فابریکی باید سلامت و متناسب باشه و من و شما باید فابریکی شاد باشبم اگر نیستیم خودمون داریم تغییرش میویم و تو فکر نکن کاری باید بکنی که سلامت و شاد و لاغر و خوشبخت وآزاد  …باشبم  نه تو خیلی از کارها رو نکن که تو رو چاق و غمگین و … کنه خود به خود  به همه میرسی ( هدف از خلقت ما این نبوده که چاق و بیمار و روابط بد و بدبختی و … داشته باشم ما در این دنیا اومدیم تا خلق کنیم هر انچه رو که دوست داریم و اگر اینطور نبود پس فرق ما با حیوانات چی بود ؟ و باید همه زندگی یکسانی میداشتن اما نه هر کس زندگی خودش رو داره و طبیعیش،این هست که انسان غرق در بهترینا باشه و زندگی خوبی رو داشته باشه )

       

      خداوند در قران هیچ شغلی رو تعریف نکرده  که بگه فقط با اون شعل تو درامد خوبی داری نه  طبیعیش اینه که اوضاع تو در هر شغلی  خوب باشه اگر نیست ذهنت مشکل داره و تو فقط مانعها رو بردار نتیجه رو میبینی مثل استاد واقعا تغییر کرده و از اون شرایط گذشته به جای عالی رسیده .و واقعا لدت میبره .و یک نیرویی که قابل دیدن نیست در این رزق و روزی و َشعل تو  و در همه ی زندگی تو  دخیل  هست مثل :  سلامتی و روابط …  هست (اگر ما هر مشکلی در زندگی داریم به خاطر اینکه تو اون جنبه از زندگیمون به همون نیرو اعتماد نداریم و اطمینان نمیکنیم و حرکت نمیکنم و  طبیعیش اینه که تو هر جا بری و قدم برداری در  بهترینا باشی )

       

      وقتی برنامه ریزی ذهنت تغییر کنه چه بخواهی چه نخواهی  لاغر میشی .و تصمیم های  خیلی معمولی خیلی نتایج عالی برای تو میاره .و این نتیجه ی برنامه ریزی ذهن هست و خیلی عالی نتیجه عوض میشه .(و همین که خیلی تصمیم های عادی تو تغییر میکنه و  خیلی ارام و ریز ریز هستن خیلیا رو منحرف میکنه و  خیلیها به همین تغییرات کوچیک توجه ندارن و از همون اول انتطارات بزرگ دارن و باعث میشه عجله کنن و به نتایج  نرسن در صورتی که اول زیر ساختها باید اماده بشه و بعد نتایج در جسم تو پیدا میشه )

      وقتی برنا مه ریزی ذهن رو عوص کنی تصمیم های به جا و درستی میگیری مثل وقتی دیدی تشنه ات بشه بری اب بخوری به همین سادگی ما تصمیم های درست میگیریم و موفق میشیم .(من کاملا این مرحله رو درک میکنم چون اینقدر تصمیم های عالی گرفتم و خودم همون لحطه متوجه نشدم بعدا متوجه شدم  و گفتم افرین که تونستم عالی عمل کنم و خودم رو تحسین کردم و بارها نوشتم اونها رو تو خودم به خودم نشون بدم من در مسیر تغییر هستم )

       و بلعکس وقتی ذهنت در جهت چاقی برنامه ریزی بشه با تصمیم های عادی تو چاق میشه .

      اتفاق عجیب و غریبی قرارر نیست بیفته  که ما بگیم نمیتونیم  نه اول ما از درون تعییر میکنیم و  بعد نتیجه  در  جسمما  تغییر میکنه .(من از درون متناسبم اخه به هیچ وجه کاری به خوراکیهای اطرافم ندارم وقتی سیرم هیچ چیز  نمیتونم بخورم من دو سه  روزه میخوام شیرینی دلخواهم  رو بعد از افطار بخورم  اما   نمیتونم و یا میوه همش میگم اخر شب بخورم  ولی نمیتونم  احساس سیری دارم و هیچ چیز نمیتونم بعد از افطار  بخورم و دیروز  گفتم با چایی یکم شیرینی  بخورم اما چون سیر بودم با کارد یه برش،نازک زدم و همون رو خوردم   بقیه اش رو گداشتم برای بعدا )

      برای تغییر زندگی نیاز نیست برنامه ی بلند مدت داشته باشی . زیر بنای همه ی تغییرات حال خوب هست و با حال خوب  راحت تر میتونی در مسیر لاغر شدن و خوشبختی گام برداری .

        روز بد و روز خوب نداریم من تعیین میکنم اون روز برام چه طور باشه .(من هر روز برام یه فرصت دیگه هست که روی خودم کار کنم و  تغییر کنم و به سوی موفقیت حرکت کنم هر روز که چشم باز میکنم خوشحالم که بازم فرصت دیگه ای دارم برای زنده بودن و فقط با ورودی خوب و حال خوب اون رو سپری میکنم )

       

      برنامه ریزی ذهن باید اتفاق بیفته تا لاغر بشید عجله نکنید 

      من هر چقدر بیشتر وقت بزارم و ذهنم رو در گیر مسایل اطرافیان و بقیه نکنم بیشتر نتیجه میگیرم و هرگز  استاد نمیتونه بفهمه در ذهن ما چه میگدره تا مشکل ما رو حل کنه و ما باید خودمون آگاه باشیم و ورودی رو ها رو کنترل کنیم  تا احساسمون خوب باشه و بتونیم دوره ها رو دنبال کنیم .

      و هر   کس  به دنبال حرفهای بقیه و اطرافیان باشه و با مغز کوچیکش به دنبال حل مساله ی بقیه  باشه  نمیتونه موفق باشه و زندگیش رو تغییر بده .(من خودم بارها خواستم از استاد سوال کنم گیر کارم کحاس چه مانعی دارم که این ۴ یا ۵ کیلو رو نمیتونم کم کنم ولی  دوباره میگم نه خودم باید ببینم چقدر عمل کردم چقدر تونستم خوب جلو برم چه افکاری دارم و همینا داره نتیجه ی من رو رقم میرنه و مدتها هست دارم فکر میکنم و دقیق میشم و می  نویسم تا متوجه دو مانع شدم یکی اینکه از حد سیری  که پیام رو گرفتم هنوزم بیشتر میخورم  چون من در حد چند قاشق زود سیر میشم و اما ذهن منطقی من پدیرش این مقدار براش سخته و میگه بخور مگه میشه با ۵ قاشق بکشی کنار و من هر روز چند قاشق اضافه تر میخورم که باید بیشتر حواسم رو بدم و این کار رو نکنم و دوم اینکه خیلی زوم کرده بودم روی اندام های نادلخواهم و میگفتم باید لاعر بشن و لمسشون میکردم و یا داخل ایینه نگاهشون میکردم که الان دیگه چند روز هست اصلا توجهی ندارم  میگم من دارم هر روز لاعر تر میشم و بیتوجهم به اونها و یا کلی نگاه خودم میکنم یا فقط به چهره ام نگاه میکنم و رد میشم  )

       

      ما نمیتونیم زند گی دیگران رو تحت تاثیر قزار بدیم و زندگی کسی رو  تغییر بدیم  با نگران بودن با دعا و التماس و شعار دادن  هم نمیتونیم  پس  من باید از معزم برای خودم استفاده کنم و لدت ببرم و اگر به دنبال مشکلات دیگران باشی موفق نمیشی و پیشرفت نمیکنید .(من یاد گرفتم از ذهنم فقط در جهت  خلق زندگی خودم لستفاده کنم و ساعتها دارم روی خودم کار میکنم و به هیچ عنوان دهنم  رو  بیکار ننمیزارم و مدام  در حال افزایش اگاهی و عمل کردن به اونها هستم )

       

      باید به تعهد خودمون پایدار باشیم و خودمون رو وزن نکنیم تخلف نکنید و حالتون رو بد نکنید چون با اون حال بد نمیشه به موفقیت برسید پس ذهنت رو کنترل کن .(من همچنان به این تعهدم پایبندم و از روز ورود به سایت من خودم رو وزن نکردم و حدسی میگم چند کیلو باید کم کنم نمیدونم شاید کمتر یا بیشتر باشه ؟نمیدونم )

      اگر هنوز برات سوال پیش میاد چون دوره ها رو خوب انجام ندادی .فکر کن و ببین چرا این سوال برات پیش اومده و به دنبال کسب جواب از استاد نباش .(منم به شخص سوال نمیکنم از هیچ استادی چون با چندتا از این استاد ها در زمینه ی موفقیت و قانون جدب  آشنایی  دارم اما  میخوام خودم با تفکر به جواب سوالها برسم و یا در فایلی خیلی اتفاقی به اون جواب میرسم )

      ببین چرا نتیجه نگرفتی ؟؟مگر قرار هست دوره ها شما رو لاعر کنه ؟؟؟هر کس پول پرداخت کرد که  لاعر نمیشه هر کس که عمل میکنه به آموزشها اون لاعر  میشه و دوره ها نمیتونه تو رو لاغر کنه و فقط دوره ها یاد میده  که تو چطور لاغر بشی .

      ما خودمون  اگر عمل کنیم بچه ها  و همسر هم یاد میگیرن .(من واقعا در خانوادم تاثیرش رو دیدم هم همسرم و هم فرزندم رو محبور به خوردن نمیکنم و انواع دسر رو بر روی میز با عدا نمیارم فقط یک مدل و حجم کمتر عدا در طرفها میکشم و هر وقت هر چقدر غدا اضافه موند به زور وارد جسم فرزندم یا همسرم نمیکنم و …)

      هر چیزی که به شما گفته میشه مثلا طبع سرد باعث چاقی میشه رو برو تاریخچه اش رو کشف کن ببین این  مطلب  تازه در اومده و توجیه چاقی میشه و این یک مانع بزرگ هست تا وقتی این عقیده و باور رو داری تو نمیتونی لاعر بشی و این یک توهم هست باید برنامه ریزی ذهنت رو عوض کنی خود به خود لاعر میشی .

      خدا گفته تو خواسته  داشته باش من اجبات میکنم پس کاری به دیگران و نظرشون و تایید اونها و حرفهای بقیه نداشته باش مثلا برای کسب و کار   خیلیا یا همه میگن باید مجوز داشته باشی و جلوی موفقیت شغلی تو رو میگیرن ولی مانعها رو بردار و تو موفق میشی .(نمونه اش استاد  که بدون مجوز کارش رو عالی داره دنبال میکنه و بر خلاف  حرف بقیه موفق شده اصلا من باور دارم خدا از هیچی چیزی خلق میکنه پس منم الان در این  بحث کاری  هیچی ندارم ولی اگر خدا بخواد و من اعتماد کنم به همه حا میتونم برسم و موفق بشم )

      من باید هر روز  روی فایلها کار کنم  و نباید عجله کنیم و معمولا عحله کردن به خاطر بقیه هست که بفیه رو ساکت کنیم ببین من چه یدر خوب شدم و بزنی تو دهن بقبه 

      و اما باید تمرکزت رو از روی بقیه بردار و از روی چیرهایی که حالت رو بد میکنه  بردار  تاا نتیجه ی تو کاهش،پیدا نکنه .(من همیشه میگم این لاعری فقط برای خودم کلی ازادی و حال خوب و شرایط عالی میاره و اصلا به درد هیچ کس نمیخوره و  هر  نتیجه ای که برای من به وجود میاد مثل ازادی مثل سبوی و مثل سلامتی فقط و فقط خودم حسش میکنم پس چرا برای بقیه لاعر بشم خودم لاعر میشم تا بیشتر حال خودم لدت خودم سلامتی خودم و ازادی خودم و روابط خودم بهتر بشه )

       

      آموزش ذهنی تصاعدی هست و هر وقت یادش،گرفتید و به اندازی که ما انتظار لاعری در ما شکل گرفت (یعنی چقدر حالت خوبه و به چاقی خودت  دیگه توجه نمیکنی و از چاقی  خودت رنج نمیکشی )ما تغییر میکنیم و هر چقدر  فلانی  بگه  انگار چاقتر شدی و تو نار احت بشی معلوم هست انتظارت از خودت لاغری نیست و هنوز لاغری رو یاد نگرفتی(من  انتطارم از خودم لاعری هست و هر چقدر میگدره انتطار من این هست که لاعر تر بشم و هر کس بگه چاقتر شدی اصلا برام مهم نیست و توجه نمیکنم چون میدونم در مسیر درستم و کلی تغییرات دارم و حتی اون موقعدکه خودم رو داخل ایینه میدیم و چشمم به اندام چاقی میفتاد میگفتم مطمعنم به زودی لاغر میشم)  .

      من انتظارم از خدا خوشبختی و سلامتی و ثروت و لاغری و .. هست و  هر کس هر چیزی بگه  خلاف این باورهام من باور نمیکنم چون خدای من اینطور نیست .

      سلامتی و شادی و احساس خوب میاد وقتی موانع رو برداری.  

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/01 09:48
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 486 کلمه

       سلام

      🙂

      نکات آموزشی این فایل فوق العاده ؛

      1.  برای تغییر جسم زمان نذارین👌👌۲.با برداشتن موانع ذهنی خود به خود لاغر میشین۳.زمان خودش یه مانع هست برای لاغری ۴.وقتی برنامه ریزی ذهنی تغییر کنه خیلی عادی تصمیماتی میگیری که تو رو به ثروت میرسونه تورو به کسب وکار اینترنتی میرسونه تو رو به لاغری میرسونه👌👌و خداوند ی که تو رو هدایت کرده خودش هم همزمانیها رو کنار هم قرار میده🙂🙂وقتی برنامه ریزی ذهنت تغییر کنه به سادگی تصمیماتی میگیری که شما رو خوشبخت میکنهوقتی ذهنت روی چاقی باشه به راحتی تصمیماتی میگیری که چاقترت میکنه ووقتی برنامه لاغری به ذهنت بدی به سادگی و خود به خود تصمیماتی میگیری که لاغرت میکنه 👌👌۵.برای لاغری لازم نیست برنامه دراز مدت داشته باشی فقط کاری که اونروز باید انجام بدی رو انجام بده همین 👌👌👌😏۶.حال خوب زیر بنای تمام موفقیتهاست😊😊روزها برای ما فرقی با هم ندارن وقتی من هستم که تصمیم میگیرم اون روز چطور باشهمیتونی به سبک شخصی خودت روزت رو بسازی😍😍۷‌.هدفتون هر روز شاد بودن و لذت بردن باشه و هر روز با تعهد ادامه بدین برنامه ذهنتون که تغییر کنه خود به خود لاغر میشی.در سایر موضوعات ممکنه استادت متوجه بشه کجای کاری ولی در موضوعات ذهنی استادت نمیفهمه چرا فلان نتیجه نگرفتیمسلم اینه که اگه موضوعاتی رو توجه کنی که حالت رو بد میکنه   تا وقتی با این مغز کوچکت بخوای برای دنیا تصمیم بگیری زندگی خودت رو هم نمیتونی تغییر بدی ۸.مغز و ذهن هر کس فقط مال خودشه و فقط میتونه زندگی خود اون فرد رو بسازه نگرانی کاری از پیش نمیبره😏😏👌👌۰ ۹.تخلف نکنید  حالتونو بد میکنه خودتونو وزن نکنید  و 
      2. ۱۰.جواب سوالاتتونو خودتون پیدا کنید در فایلهای آموزشی  
      • ✍دوره قرار نیست شما رو لاغر کنه دوره به شما یاد میده اونی که به آموزشها عمل میکنه و درک میکنه لاغر میشه🙂🙂
      • ✍ بچه ها از ما الگو میگیرند و وقتی رفتار خودمون صحیح باشه بچه ها هم یاد میگیرن نصیحت کردن و تذکر دادن در زمانی که خودت به اون حرفهایی که میزنی عمل نمیکنی پس حرف روی بقیه هم تاثیر نداره😏✍طبع سرد و گرم اصلا یه توهمه یه توجیه برای چاقیه در واقع مانع ذهنی هست برای تناسب

      شما برنامه ذهنت رو عوض کن جسمت هر طبعی داشته باشه لاغر میشه😏😏😉😉✍تکرار بالاخره نتیجه میده اگه لازمه بارها تکرار کنید👌👌 ✍در این مسیر نتونستم معنی نداره🤨🤨🤨فایلها رو بارها تکرار کنید تا ایراد کار خودتونو برطرف کنید لاغری با ذهن با عجله جور در نمیاد عجله به خاطر بقیه است  😑😑😶😶اگه بتونین تمرکزتون رو از بقیه چیزهایی که حالتونو بد میکنه بر دارین نتیجه تونو بیشتر و بهتر میکنید😍😍🤗🤗✍وقتی درست انجام بدین چه بخواین چه نخواین لاغر میشین😍😍

      ✍✍ اموزش ذهنی تصاعدی هست هر چه بیشتر یاد میگیری و انتظار لاغری بیشتری در شما شکل میگیره (حالت بد نمیشه و کمتر از چاقی رنج میبری)👌👌👌انتظار لاغری که شکل بگیره از حرف بقیه به هم نمیریزی👌👌👌وقتی انتظارت عوض بشه داری نتیجه میگیری اونی که بخواد لاغر بشه میشه  دنبال بهانه نیست👌👌👌👌

       وقتی موانع رو برداری شادی و سلامتی و حال خوب خود به خود میاد🤩🤩🤩 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/01 23:37
        مدت عضویت: 508 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 90 کلمه

        سلام مجدد  خدمت همراه و هم‌مسیر عزیز خانم صابری .

        بسیار عالی  تحلیل کردید واقعا لذت بردم …جملاتی که میگه  ما برای لاغر شدن  نیاز به هیچ کار خاصی نداریم  فقط باید هر روز یک گام به  هدف  نزدیک بشیم  و این یک گام ،  درک یک  یا چند موضوع از موانع لاغری  می تونه باشه.آگاه که بشیم  درک که کنیم  آماده ی تغییرات میشیم .و جسم با این تغییرات ذهنی  خودشو مطابقت میده ..برای همینه که ما با قاطعیت و بدون هیچ شکی  میگیم لاغر شدن  آسانترین کار دنیاست .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/01/22 04:48
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,139 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن🙂  روز  صد و يكم تكرار , فايل كاهش وزن با اصلاح موانع ذهنى ,🌟 من كه ورزش مى كنم , پس چرا لاغر نمى شوم⁉️بله , منم بارها مى گفتم كه هر كى جاى من بود و اينقدر ورزش مى كرد تا حالا باربى شده بود🙃و براى خودم جاى تعجب بود كه چرا لاغر نمى شم !!! خودمم به درستى نمى دونستم كه چرا⁉️درسته كه ورزش مى كردم اما استمرار هم نداشتم . تا حدودى با ورزش جم و جور شده بودم اما به اون نتيجه اى كه مى خواستم , نرسيده بودم .  اون موقعها آگاه نبودم كه افكار و باورهاى چاقى در ذهن من وجود داره , و همين افكار و باورهاى اشتباه ذهنى م  مانع از رسيدن به هدفم مى شدند ! در مورد  تعيين زمان و تاريخ براى رسيدن به هدف , اون موقعها كه من ورزش مى كردم حداقل يك سال رو براى كاهش وزنم در نظر مى گرفتم , البته توجهم بيشتر روى كاهش وزن بود تا لاغرى , و اين هم يكى ديگه از موانع ذهنى من بود . به هر حال , من با خودم مى گفتم كه براى رسيدن به وزن دلخواه , هر هفته يا هر دو هفته نيم كيلو كاهش وزن و تا يكسال من به نتيجه ى دلخواهم مى رسم , و عجله اى هم نداشتم و به خودم زمان كافى مى دادم , چون بارها از كارشناسان تلويزيونى شنيده بودم كه براى حفظ سلامت , هفته اى نيم كيلو كاهش وزن مناسبه و بيشتر از اون نه . برنامه ها بيشتر در مورد كاهش اضافه وزن بود , تا لاغرى . و من بودم و يك ترازو كه فقط هفته اى يه بار خودمو وزن مى كردم , اما نتيجه آنطور كه مى خواستم , پيش نمى رفت . (( البته در اين دوره ى آموزشى طبق تعهدم , تا به حال خودمو وزن نكرده ام )) با وجود مسائل زندگى , ورزش در روحيه ى من تأثير خيلى خوبى داشت . تا قبل از باردارى اولين فرزندم , بدن من فابريكى لاغر بود و من هم طبيعى , متناسب و لاغر اندام بودم و از چيزاى خيلى ساده لذت مى بردم و مى خنديدم و شاد بودم با اينكه مسئله هم در زندگيم وجود داشت . 🌟امروزه ما در  دنيايى زندگى مى كنيم كه با سرعت بيشترى در فن آورى , علم و دانش , تكنولوژى , علم و صنعت و … در حال توسعه و پيشرفت و به روز رسانى ست , و به همين ميزان پيشرفت , ما براى آرامش , حال خوب و ايجاد احساس خوب به درون مون بايد بيشتر بپردازيم و ذهن مون رو مدام از بگو مگوهاى ذهنى ( نجواهاى ذهنى ) و افكار منفى پاكسازى كنيم تا تعادل و بالانسى بين دنياى درون من با بيرون از من بوجود بياد . هر روز در بمباران اطلاعات هستيم و بدون اينكه متوجه باشيم , ذهن مون رو خسته و خسته تَر مى كنيم و انرژى خودمونو كاهش مى ديم , در اين مسير  ياد مى گيرم كه به هر چيزى فكر نكنم تا انرژى م حفظ بشه .من خوشحال و سپاسگزارم كه در اين مسير و البته تحت تأثير فرموده هاى استاد عزيز , مدتى توجه به رسانه هاى خبرى ندارم و اگر هم يه موقع خبرى … ببينم , سطحى توجه مى كنم و ازش  مى گذرم . خيلى بايد مراقب بدن مون , روح  و  روان مون باشيم و من فكر مى كنم كه بودن در اين مسير نيز , يكى از راههاى هماهنگى و تعادل درونم با دنياى بيرونم است . من در اين مسير به خداوند اعتماد مى كنم , و خودم و بدنم رو به او مى سپارم , من آگاه نيستم كه قلب , كبد , كليه ها , سلولها و هر آنچه كه در درونم است , چگونه و چطور لحظه به لحظه به بهترين وجه در خدمت من هستن ! خيلى چيزا در بدن من  وجود داره  كه شايد من حتى اسم اونارو نمى دونم , همانطور كه در مورد ذهنم آگاهى نداشتم و خدايااا توبه , قدرت ذهنمو  , و حتى خودمو دست كم  گرفته بودم , حتى شايد خودمو دوست نداشتم , چون راضى نگهداشتن ديگران الويت من بود , و خدا رو شكر و سپاس در اين مسير خودم رو يافتم , و پيدا كردم و هر چند كه هر روز بايد ادامه بدم تا بيشتر به خداوند و خودم , به خودم از آن جهت كه خداوند در من هست , اعتماد كنم . درست مثِ دانه ى لوبيا كه براى جوانه زدن همه چى رو در درونش داشت🌱🌱و بايد بيشتر و بيشتر بياموزم . شايد يكى از موانع ذهنى م , شايد كه نه , صد درصد اين بود كه ذهن من مدام مشغول نگرانى در باره ى اينو اون بود , كه فلانى ناراحت نشه و بياد يه حرفى بهم بزنه كه بعدش من ناراحت شم ! يا كه كارى نكنم كه ديگران ناراحت شن , همش توجه به رضايت ديگران و نه توجه به خودم و احساسات خودم , و خدايا شكرت , منو در مسيرى قرار دادى كه خودمو دوست داشته باشم و به خودم توجه كنم و ذهنم رو همش با نگرانى هاى ديگران مشغول نكنم … احساس مى كنم نجات يافتم , نجات يافتم از اينكه همش افكار منفى و نگرانى هاى ديگران در ذهنم بچرخه . نجات يافتم از اينكه مدام در نگرانى و احساس بد باشم . نجات يافتم از مسير ذهن منفى بافم . و نجات يافتم از مسير چاقى و خيلى چيزاى ديگه …زير بناى لاغرى با ذهن , حال خوب و ايجاد احساس خوبه . به لطف خداوند و با رهنمودهاى استاد عزيز در اين مسير , برنامه ى ذهنى من آرام آرام در حال نو شدن است و حتما نتايج خوبى هم در بر داره . برنامه ريزى ذهن من در جهت حال خوب , ايجاد احساس خوب  , آرامش , لذت بردن از زندگى و لاغرى و تناسب اندام در حال تنظيم است . 🌟اگه به خودمون گوش بديم , متوجه مى شيم كه اشكال كار كجاس !!! و نيازى نيس از ديگران بپرسيم كه آيا من در مسير درست هستم يا نيستم⁉️يا اينكه آيا من نتيجه مى گيرم⁉️يا چرا من نتيجه نمى گيرم⁉️جواب اين سوْالات ذهنى رو خودمون بخوبى مى دونيم , مثلا من خودم آگاه هستم كه بايد بيشتر روى تمركزم كار كنم , اگرچه دارم تمرين مى كنم كه هر كارى رو كه انجام مى دم , روى اون كار تمركز داشته باشم و اجازه ندم ذهنم از اين شاخه به اون شاخه بپره  و دوباره بايد فايل تمركز رو گوش بدم , بخاطر اينكه  تمركز هم به اندازه ى اشتياق و استمرار اهميت داره . و در پايان , لاغرى ياد گرفتنى ست و من اونو با قوّت خداوند ياد مى گيرم و با آن زندگى مى كنم . با تشكر فراوان , خدا قوّت , در آرامش خداوند باشيد🥰💙💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1400/01/11 18:02
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,110 کلمه

        افراد چاق همیشه دو نگرانی مهم را ‌در ذهن اشان مرور میکنتد  این دوموضوع در ذهن افراد چاق ناشی از ترس هایی است که برایشان وجود دارد یکی از این دو موضوع کم کردن وزن اضافه ویکی دیگر  افزایش وزن دوباره است  
      خود افزایش وزن نیز دغدعه های دیگری را بوجود میاورد مانند ترس از چاقتر شدن وترس از لاغر نشدن را در ذهن اشان تداعی میکند  

      این درگیری ذهنی مسبشش ترس است وهمبن احساس ترس وترسیدن از چاقتر شدن ولاغر نشدن چاقی این دسته از افراد را تشدید میکند که هردو مورد موانع بزرگی برای لاغر نشدن وچاقتر شدن است 

      حالا بیایم بررسی کنیم که این ترسها از کجا بوجود میایند وریشه آنها کجاست 

      چون برای برداشتن موانع ذهنی باید علت وریشه را پیدا کرد تا بتوان آن مانع ذهنی را برداشت 

      ترس از چاقتر شدن ریشه در افکار افراد چاق دارد چون چاقی را برای این افراد منطقی میکند

      یعنی با دلایلی که برای ذهن خود میاورند چاقی را یک امر طبیعی میدانند ومنطقی که اگر ما چاق هستیم به دلیل ارثی بودن ماست ویا چاقی من بخاطر مصرف دارو است ویا چون ازدواج کردم چاق شدم ویا چون بارداری داشتم چاق شدم ویا افسردگی دارم وهمبن علت چاقی من است و و و و و و وهای زیادی که برای ذهن خود توجیح چاقی را طبیعی جلوه دهد وآن را منطقی کند  نزد این افراد چاق میباشد چرا ؟ چون این افراد نمیخواهند مسولیت چاقی خود را به عهده بگیرند واین مسعله ناشی از ترسی است که در وجودشان ریشه دارد چون اگر خود را مسول چاقی خود بدانند حتما راه حل منطقی هم پیدا میکنند  وبه دنبال آگاهی از علت چاقی اشان میگردند  

      همچنین مورد بعدی ترس از لاغر نشدن هم ریشه در افکار آنها دارد مثل لاغر شدن خیلی سخت است اگر لاغر شوم پوستم خراب و چروک میشود لاغر شدن جثه مرا کوچک میکند لاغر شدن پوستم را شل میکند  لاغر شدن بینی مرا بزرگتر نشان میدهد وهزارو یک دلیل شخصی که از تجربه های گذشته به روشهای دیگر غیر لاغری با ذهن داشته اند را به خاطر میآورند وهر کدام لز این دلیل ها خود میتواند مانع بزرگی برای لاغر شدن باشد وترس از لاغری را یدک میکشد 

      افراد چاق همیشه با این که این ترسها را در وجود و ذهن خود دارند ولی بازهم به دنبال راههایی میگردند که لاغر شوند واز روشهای گوناگونی برای لاغر شدن استفاده میکنتد ولی اکثر این روشها گرسنگی زیادی به همراه دارد طوری که فرد بعد از مدتی تاب وتحمل خود را از دست میدهد ورها میکند ودر آخر فقط خود را سرزنش میکند واز خودش متنفر میگردد چون نتوانستند نتیجه دلخواهشان را بدست بیاورند و دچار یاس وسرخوردگی میگردنند وحتی بیشتر اوقات با خودشان لج میکنتد واز غذای مصرفی اشان را زیادتر از معمول میخوردند وبه تدریج به وزن قبلی ویا حتی بیشتر از آن برمیگردنند  اما بعد از مدتی دوباره تلاش خود را از سر مبگیرند منتها از روش دیگر  که آنرا امتحان کنند  وبارها این تلاشها را انجام میدهند وبارها همان نتایج نصیبشان میشود در نتیجه سوالها ی زیادی در ذهن اشان مطرح میشود 

      من که ورزش میکنم پس چرا لاغر نمیشوم ؟ 

      من که همش تو رژیم هستم پس چرا لاغر نمیشوم ؟ 

      واز این قبیل سوالها را در ذهن خود مطرح میکنند وروشهای گوناگون را برای به هدف لاغری رسیدن را امتحان میکنند  

      حالا بایداز خودمون بپرسیم چرا افراد چاق با این همه تلاش وپبگیری های مداوم لاغر نشدن واگر هم لاغر شدن چرا مدت لاغری اشان کوتاه بود ولاغر نمانند ؟ 

      چون این افراد برای کاهش وزن همیشه به پارامترهای بیرون از خودشان توجه داشتند مانند میزان غذا میزان تحرک مصرف دارو  کم بودن سوخت وساز بدن یا مزاج من سرده  ودلایلی اینچنین برای لاغر نشدن این افراد مطرح بوده وباید به این مسعله اذعان داشت که هیچ کدام از این پارامترهای بیرونی نقشی در روش صحیح لاغری ندارند ونمیتوانند یک لاغری ماندگار بوجود بیاورندواقعا ما برای چاق شدن هیچ سختی نکشیدیم به راحتی چاق شدیم اما برای لاغر شدن سختی ورنج های زیادی دیدیم رنج گرسنه ماندن رنج ورزشهای سنگین وطاقت فرسا رنج مزه های تلخ دمنوشها ویا حتی از همه بدتر رنج عمل کردن معده ویا لیپوماتیک  این همه رنج برای لاغر شدن ولاغر ماندن کاری بس عبث وبیهوده بوده که اغلب ما آنها را انجام داده ایم  

      اما چرا چاق شدن برای ما آسان بود ولی لاغر شدن سخت ؟ 

      به این دلیل چاق شدن برای ما آسان بود که قبل از چاق شدن فرمولهای چاقی در ذهن ما بوجود آمد وبعد تصاویر چاقی در ذهن ما شکل گرفت و کم کم رفتارهای ما تغییر کرد وبه صورت عادت در ماتکرار شد ودر واقع نقشه ذهنی چاقی در ذهن ما رسم شدوبه خاطر نقشه ذهنی از پیش تعیین شده برای چاق شدن ما به راحتی وآسانی چاق شدیم وترموسات ذهنی خود را روی عدد بالاتر تنظیم کردیم و وزن وسایزامون را به آن عدد تنظیم شده در ذهن رسانیدیم این پروسه بقدری آرام در جسم ما پیش رفت که حتی اوایل هم متوجه چاق شدن خودمان نشدیم و کم کم حرفهای اطرافیان در باره چاقی ما شروع شد ولباسهای عادی ما تنگتر شد وتازه در این زمان ما فهمیدیم که داریم چاق میشویم حالا ترس از چاقی استارتش خورده شد و همین ترس از چاقتر شدن ولاغر نشدن در ما فزونی پیدا کرد وتصمیم گرفتیم که به هر شکل ممکن این اضافه وزن را کاهش دهیم برای همین به روشهای سخت پناه بردیم بلکه با قرار دادن فشار بر روی جسم زودتر لاغر شویم زهی خیال باطل که تمام این سختیها را متحمل شدیم ولی چون راهمان درست نبود در آخر با تنی فرسوده وروحی خسته به سر جای اولمان برمیگشتیم برای همین لاغر شدن در نظرما سخت ترین کار دنیا بود 

       برای لاغر شدن باید از روش صحیح آن جلو برویم اول علت چاقی را کشف کنیم که چرا ما چاق شدیم  واین روش فقط از طریق ذهن وآموزش ذهنی امکان پذیر است چون علت جاقی وچاق شدن در ذهن ماست وبخاطر فرمولهای اشتباهی که در ذهن ما جای گرفته  واین فرمولها کد هایی به مغز میدهند ومغز براساس این کدها دستوراتی مبنی بر پرخوری صادر میکند وتصاویر ی در ذهن ومغز ایجاد میشود که این تصاویر تبدیل به رفتارهای شخص میگردد واین رفتارها مدام تکرار میشود و فرد چاق میگردد  ما برای چاق شدن موانعی در ذهن نداریم چون نقشه ذهنی آن از قبل ترسیم شده است وبه راحتی چاق میشویم اما برای لاغر شدن چون آگاهی از عملکرد ذهن نداریم موانع زیادی در ذهن بوجود میاید که باید از طریق آموزش ذهنی این موانع را رفع کنیم وسپس فرمولهای صحیح لاغری را به ذهن بدهیم  تا تعداد این فرمولها با تکرار واستمرار بیشتر شود ومخزن ذهن را پر کند بعد ذهن این فرمولها را به صورت کد در میاورد و به مغز میدهد و مغز طبق این فرمولهای جدید دستوراتش را تغییر میدهد  ورفتار فرد چاق در خوردن غذا ویا نگرشش به غذاها تغییر میکند با تکرار این رفتارهای جدید کم کم جسم هم تغییر میکند وبه سمت لاغری پیش میرود  دو مورد دیگری که در این پروسه نقش دارد یکی این که تصاویر ذهنی تغییر میکند و فرد خودش را ذهن اش لاغرتر میبیند ویکی دیگر این که ترموسات ذهنی فرد هم تغییر میکند و عدد کمتر را در ذهن اش نشان میدهد واینها همه روی هم نقشه ذهنی لاغری را ترسیم میکنند و فرد را لاغر میکنند  

      با تشکر از استاد عزیز وهمراهان متناسب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/22 05:03
        مدت عضویت: 552 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        دوست عزيز و همراه , خيلى عااالى بيان كرديد , موّفق باشيد😍 اين قسمت از ديدگاه ِتون توجهم رو بيشتر جلب كرد >>> یعنی با دلایلی که برای ذهن خود میاورند چاقی را یک امر طبیعی میدانند ومنطقی …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/02/02 00:24
        مدت عضویت: 508 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 633 کلمه

        سلام به دوست هم‌مسیرم خانم عظیمی  

        متن شمارو خوندم  خیلی خوب بود طبق اطلاعاتی که کسب کردم  به ذهنم رسید چند جمله هم‌من  عرض کنم .

        حالا دیگه  با قوت میگیم  چاقی  هیچی نیست جز اجرا یی شدن فرمولها و الگوهای چاق کننده توسط فرمانهای ذهن و‌مغز .

        زمانی که  قصد داریم  از شهری که هستیم به شهر دیگری سفر کنیم  چند عامل می تونه مارو راحت به مقصد برسونه 

        اول  تصمیم قطعی خودمون 

        دوم سالم بودن ماشین و اتومبیلی که  سوارش میشیم 

        سوم جاده صاف و هموار بدون مانع ..اگر در مسیر  ماشین خراب بشه  تا رفعش نکنیم ادامه مسیر امکان نداره  اگر جاده به هر دلیل بسته شده باشه  باید صبر کنیم  ماشینهای راهداری بیان و جاده ارو باز کنن   خلاصه اینکه  اگر هدف ما برای رفتن به شهر دیگه  قطعی باشه  با صبوری و بدون عجله  موانع رو یکی یکی برمی داریم تا به مقصد برسیم 

        الان شهر مبداء برای ما چاقیه ماست  و شهر مقصد لاغری ..

        جاده ی لاغری  لیز و لغزنده اس باید بدون عجله خیلی با احتیاط به پیش بریم مبادا لیز بخوریم .لغزندگی این جاده  مربوط به موانع ذهنی خودمونه  اگر نتونیم چطوری باهاشون کنار بیاییم  و برای رسیدن به مقصد عجله داشته باشیم هرگز نخواهیم رسید .

        مادر مسیر تناسب فکری  یاد می گیریم که با صبر و حوصله  موانع رو برداریم  چند نوع مانع  مهم در این مسیر هست که عین سقوط بهمن راهو  بسته  باید بتونیم  بازش کنیم 

        موانع  ترس از چاقتر شدن   ، ترس از لاغر شدن   ،  ترس از لاغر نشدن   ، یعنی انواعی از ترسها  به ما  غالب میشن .

        راه برطرف کردن این ترسها شناسایی علل اینگونه ترسهاست .ترس از چاقتر شدن که  باعث تنظیم ترموستات روی عدد بالاتر از وزن فعلی میشه …ترس از لاغری    و لاغر نشدن باعث درجا زدن و جلو نرفتن 

        برای  رفع مانع ترس از چاقتر شدن  اول اینکه به هیچ وجه روی ترازوی وزن نباید رفت دوم اینکه عامل چاق کننده بودن غذاها رو باید بتونیم که فراموش و رد کنیم …هییییییچ غذایی چاق کننده  نیست .چون لاغرها غذای مشابه با ما می خورن .خداوند  چیزی نیافریده که برای یک عده لذت و سرور و آرامش بیاره  واسه یه عده دیگه  چاقی و بیماری   اصلا امکان نداااااااااااره .

        برای رفع ترس از لاغری  باید ذهنیت منفی  نسبت به نتایج لاغری و لاغرهارو کنار بذاریم …قدر مسلم اینه اگر قبلا از هر روشی برای لاغری رفتیم و به زیبایی ظاهریمون  آسیب زده در لاغر شدن با ذهن  این موضوع منتفیه چون  بسیار آرام لاغر میشیم که بعدن که حسابی لاغر شدیم یکی بپرسه چکار کردی که وزنت کم شده  توضیح خاصی و راهکار خاص فیزیکی به نظرت نمی آد که بگی و جز اینکه بخندی و بگی نمی دونم چه جوری لاغر شدم

        گاهی ترس از لاغری  به این مسیله ربط پیدا می کنه که ما مثلا نگران میشیم نکنه  شکمم چاق بمونه  صورتمو  پاهام لاغر شه …نکنه  فقط بالاتنه ام لاغر شه و پایین تنه هیچی …

        این افکارو بریزیم دور …. همونجور که بدن ما تحت آموزشهای  پیش فرض  بخوبی یک زخم وحشتناکو بدجورو ترمیم می کنه  خودش بلده  به بهترین حالت    پیکر تراشی کنه و با ذهنیت منفی فقط در این کار هوشمندانه اختلال ایجاد می کنیم  و اصلا نباید به این موضوعات  توجهی کنیم .

         

        خلاصه که مانع لاغری  خیلی زیاده   ولی اگر مهمترینهاشو برطرف کنیم  بقیه براحتی  برداشته میشن 

        مثلا اگر   ستون اصلی خیمه برداشته بشه  باقی چفت و بستها هم براحتی  از هم‌می پاشه و خیمه روی هم می خوابه  …به گمانم  ستون خیمه چاقی این  باور می تونه باشه    “  من  نمی تونم لاغر بشم   ”  

        روی این  ستون  خیییلی باید کار کنیم ….

        بعدم باید نگرشمونو به لاغرها عوض کنیم  بگیم لاغرها بسیار  زیبا   خوش تیپن  با عادات غذایی بسیار جالب و آموزنده  . باید دوستشون داشته باشیم و از رفتارهای غذاییشون الگو برداری کنیم .     موفق باشید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/12/24 11:55
      مدت عضویت: 473 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 654 کلمه

      به نام خدا موانع ذهنی ورفع آنها برای کاهش وزن
      یادمه که اون زمان که متناسب بودم مرتب به خاله چاقم که حدود ۱۰۰ کیلو وزنش دور میزد توجه میکردم از بچگی با هم میگشتیم من همیشه دختر جداب فامیل بودم واون که فقط چند سالی با من فاصله داشت یه دختر چاق وغیر جذاب اویل از خودم لذت میبردم اما به مرور با گشتن باهاش دلم براش میسوخت وهمیشه نگرانش بودم حتی به حدی نگرانش بودم که پسری که ازم خواستگاری کردو رد کردم چون میدونستم خالم عاشقشه ودوست نداشتم یه عمر با دیدنش حسرت بخوره خلاصه شدم غمخوار ودوست صمیمیش همیشه نگرانش بود وهمه جا حرفشو گوش میکردمو ودلم نمیخواست غصه بخوره ودلسوزی بچگانه من وبیجای من باعث شد بشم پای ثابت خوردناش بارها بیرون میرفتیم ومیخوردیم الان که فکرشو میکنم میبینم انگار با یه دوست معتاد دوست شده بودم ودلسوزی بیخودی میکردم نگرانی اون کم نبود کم کم نگرانی های دیگه هم بهش اضافه شد اوضاع مالیمون برای مدتی بهم ریخت خودم وزنم هی بالا میرفت حالا دیگه نگران وزن خودمم بودم نگران برادر کوچکم بودم که درس نمیخوند دراثر فشار زندگی نگران درس خودم وکلی نگرانی جوری تبدیل شده بودم به یک دختر نگران وپراسترس بعد ازدواجم گفتم به خودم حالا که از اون شرایط بیرون اومدم دیگه استرس ونگرانی نخواهم داشت ولی با ازدواجم اوضاع بدتر شد تصمیم مالی گرفتیم که اوضاع زندگیمونو به کل بهم ریخت ویه جورایی اون پول از دست دادیم یعنی دیگه دستمون نبود وموندیم وسط زمین وهوا گیر صاحب خونه عوضی افتادیم تصادف کردیم واووووه یه عالمه بلا سرمون اومد ولی با خریدن این دوره فهمیدم که بس نگرانی واسترس بس دیگه به هیچ کس وهیچ چیز ناراحت کننده ای فکر نمیکنم ۴ ۵ماه اول تا حدودی موفق شدم اما این ماه به لطف خدا ودرس های استاد گرامی دیگه نگران هیچ چیز وهیچ کس نیستم گاهی مادرم یا پدرم غر میزنن واز نگرانی هاشون میگن بهم ولی من گوش نمیکنم وبحث عوض می کنم دربدترین شرایط یاد گرفتم که اگه نگران عزیزی هستم یا شرایطی برای بهبودیش دعا کنم آخه مگه نگرانی من مشکلشو حل میکنه نه فقط حال من بد میکنه واوضاع رو هم برای اون فرد غیر قابل تحمل میکنه یاد گرفتم فیلم وسریال نبینم به من چه کی چه بدبختی وفقروبیچارگی داره فقط سریال های کمدی وتئاتر وگاهیم سریال های مثبت وخوب میبینم اخبار وحواشی رو که اصلا دنبال نمیکنم زیادم به دوستام زنگ نمیزنم وزیادم رفت وآمد نمیکنم که غر وناراحتی هاشونو بشنوم وهر وقت کسی از مشکلاتش میگه گوش نمیکنم ودرآخر میگم خدابزرگه دعا میکنم حل بشه نگرانش نباش واصلا باهاش همراهی نمیکنم خداروشکر همه این تغییرات در یک ماه گذشته صورت گرفته وراحت شدم شاید بقیه دوستان باور نکنن ولی زندگی من سراسر شادی ومعجزه وآرامش شده به لطف خدا ولی من بسیار راضیم وهر روز بیشتر از خدا میخوام به قول استاد مگه مغز کوچک من چقدر جا داره که به غیر خودم واهدافم به چیز دیگه ای فکر کنم وتمرکزم به لطف خداداره هر روز بیشتر میشه برای همینم تا الان تغییر کردم ولی نه خیلی محسوس ولی دارم تغییرات حتی درجسمم کم کم میبینم که داره رخ میده اینم بگم که فقط بگردین موانع ذهنیتون پیدا کنین وبندازین دور یه مدت ترس از لاغر نشدن داشتم که به لطف خدا حل شد ژنتیک وبیتحرکی وترس از کالری ها هم دروجودم از بین رفت اصلا نفهمیدم چطور خداروشکر یه مدتی دارم هر روز یه قدم برمیدارم تا مثل افراد متناسب رفتار کنم ومانع دوست نداشتن شون رو از بین ببرم به لطف خدا الان دیگه فرد متناسبی میبینم دیگه بدم نمیاد ازش وباید روی تقلید رفتاریشونم کار کنم تا رفتاراشون برای خودم درست وموجه بدونم مثلا کم خوردناشونو خساست نبینم ولباس پوشیدناشون فخر فروشی ندونم به خودشون رسیدناشون جلف وبد بودنشون ندونم وکلا درصلح باشم ومثل اونا رفتار کنم که به لطف خدا کلی بهتر شده این مانعم هم دارم به نتایج عالی وخوبی میرسم وقتی نتایجم کامل شد میام واینجا مینویسم وکلی ذوق میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/30 06:24
      مدت عضویت: 484 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      فایل “کاهش وزن با اصلاح موانع ذهنی “: 

      من از این فایل این جمله را دوست داشتم که “ما نمیتونیم زندگی بقیه راتغییر دهیم.” به نظر من اگر ما فقط و فقط و فقط به این جمله فکر کنیم دنیایی از مطلب در ان وجود دارد. پس یک مادر شوهر یا خواهر شوهر در زندگی ما دخالتی نمیکند چون نمیتواند زندگی ما را تغییردهد. برادر شوهر یا شوهر خواهر یا حتی خواهر در زندگی ما دخالتی نمیکند چون نميتواند زندگی ما راتغییردهد. همسایه ، افراد فامیل حتی والدین هم نظری راجع به زندگی ما نمیدهند و دخالتي نمیکنندچون نمیتوانند تغییری در ان بدهند.😉😉😉

      من از زمانیکه در طول دوره هستم یک کمربند ایمنی دور خانواده خودم کشیده ام و اینقدر رفتارم تغییر کرده که حتی همسر من هم مثل من بدون اینکه در دوره باشد ، اجازه دخالت کس دیگری را در زندگیمان نمیدهد. ما خودمون و با خواستن فقط خودمون حتی بدون کمک و یاری و حمایت همسر و فقط و فقط و فقط با کمک فایلها و یاری خداوند میتوانیم در زندگی خود تغییر دهیم و بس. 😉😉 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/10 21:52
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 504 کلمه

      گام دهم مسیر لاغری من:
      کاهش وزن با اصلاح موانع ذهنی:
      زمان تعیین کردن :
      من وقتی دکتر رفتم برای رژیم دیدم نوشته تاریخ رسیدن به وزن ایده آل و آن تاریخ دو ماه قبل از عروسی ای بود که میخواستم براش لاغر بشم.. خیلی ذوق کردم.. چون دو ماه هم وقت داشتم که لباسی که دوست دارم رو پیدا کنم و تهیه کنم.. اما من هیچ وقت در آن تاریخ به وزن ایده آلم نرسیدم و یک هفته مونده بود به عروسی بدو بدو دنبال لباس بودم و همش هم گریه میکردم چون هیچ جا سایز من نبود و از هر مدلی خوشم می اومد میگفتن سایز بزرگ نداریم 😅 حتی یک بار یک فروشنده گفت خانم شما سایز بزرگ هم رد کردین الان به 44 میگن سایز بزرگ شما 48 هستید و اون لحظه خیلی دلم میخواست به حسابش برسم 🤺 😂 چون خیلی بهم برخورد..
      خلاصه که تاریخ تعيين کردن کار اشتباهیه چون وقتی مطمئنی که میرسی چه اهمیتی داره که ماه ششم برسی یا هشتم… عجله ای هم نداریم چون عروسی هم که در کار نیست 😂 😂 با خیال راحت ادامه میدیم.
      این از تجربه ی خودم، ولی یکی از فامیل هامون برای عروسی خواهرش خیلی لاغر شد و سر تاریخی که تعيين کرده بود به هدفش رسید و واقعا عالی شده بود اما سه ماه بعد از عروسی که من دیدمش باورم نمیشد چون خیلی چاق شده بود حتی به مامانم گفتم این چجوری انقدر چاق شد؟ 🤔 😂 دو برابر چاقی قبلش شده بود…
      خلاصه سمت تاریخ تعيين کردن نریم، بهتره.. چون ما میخوایم تا همیشه لاغر بمونیم. 😊😊 مگه نه؟ 🤗😉…
      طبیعت خود را( که شاد بودن، سلامت بودن، ثروتمند بودن است،) باور کنیم..
      برنامه ریزی ذهن تصمیمات معمولی که نتایج خوب ایجاد می‌کند در هر زمینه ای به همین سادگی
      زیربنای همه ی تغییرات حال خوب است.
      عملکرد تو، روزِ تو را تعیین می‌کند که چه طور باشد
      توجه به زندگی و شرایط دیگران، ما را از موفقیت خودمان دورتر می‌کند.
      من باید به این باور برسم که همین فایل گوش دادن و تمرین کردن ها باعث لاغری در جسم من می‌شود.. و ادامه بدهم و تعهدم را هرروز با انجام دادن تمرین هایم عملی کنم..
      الگو گرفتن انسان ها از یکدیگر :
      من وقتی در دوره شرکت کردم، با اینکه جز مادرم کسی خبر نداره ولی الگوی مصرف غذای خانواده ام تغییر کرد، مثلا خرید خوراکی و تنقلات ما خیلی کم شده، مصرف نان در خانه ی ما کمتر شده و…

      برنامه ریزی ذهنت رو عوض کن هر طبعی داشته باشه بدنت، لاغر میشه 😎😊
      اهمیت تکرار کردن:
      همانطور که در جنبه های دیگر زندگی خیلی کارها را تکرار کردیم و به نتیجه رسیدیم، برای لاغر شدن هم باید تکرار کنیم و ادامه بدهیم.
      عجله، معمولا به خاطر حرف مردم است 😂 دقیقا این جمله خیلی درست ولی من خیلی با خودم صحبت میکنم که اگر حرف مردم نباشد، و من در جزیره ای تنها زندگی کنم بازهم دوست دارم لاغر بشوم و به همین اندازه اشتیاق و انگیزه خواهم داشت.. 😊😊 و ذهنم را آرام میکنم و ادامه می‌دهم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/25 12:21
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      به نام خدا سلام
      به نظر من از شگفتی های این دوره اینه که روز به روز بیشتر بهش علاقمند میشی وهرروزی که میگذره حرص وولع بیشتری برای گوش دادن ودرک بیشتری پیدامیکنی وهر فایل یک مطلب جدید ویک موضوع جدید واصلا مطالب تکراری یا خسته کننده نیست وهر سوالی که توذهن پیش میاد میبینی که تو فایل بعدی خیلی خوب وکامل جواب داده میشه بدون اینکه بخوای اونو مطرح کنی واینها همه این دوره رو برای من یه دوره ی شگفتی آور وجالب کرده وهرروز عشقم برای ادامه بیشتر وبیشتر میشه وجالبترش اینکه روی خانواده ام میتونی تاثیر بزاری ومیبینی که بعد یه مدت اونهام به تاثیر از رفتارهات رفتارهای متفاوتی نشون میدن مثلا دختر من ۱۰ سالشه ولاغر وزنش اوایل مهر که مدرسه ازما خواسته بود ۳۰ کیلو بودولی بعد از ۳ماه که دوباره باید قدووزنشون رو میدادیم با اینکه قدش بلندتر شده بود ۲کیلو وزنش پایین اومده بود وخوب که توجه کردم دیدم تغییر دیدگاه من روش تاثیر گذاشته مثلا دیگه وقتی میگه مامان من سیر شدم اصلا اصرار نمیکنم که باید غذاتو تاآخر بخوری یا اگر موقع غذا بگه من این غذارو دوست ندارم میگم هرچی دوست داری بخور ودیگه عادت اینکه بشینم جلوی تلویزیون چیزی بخورم را خیلی کم میبینم انجام میده وتاثیر آموزشهایی که من دیدم روی این بچه خیلی زیاد بوده ومتوجه شدم که من الگوی خوبی براش نبودم والان که رفتارهای صحیحی از خودم نشون میدم تونستم الگوی خوبی براش باشم .من آموزشهارو شاید درحد همین سایت نظرم رو مینویسم وبیشتر سعی میکنم که بهشون توروال عادی زندگیم عمل کنم تادر ناخودآگاهم جای بگیره وتاثیرش زمانی که بهشون عمل میکنم عالیه ولذت میبرم از رفتارهای صحیحی که هرروز بیشتر میشه والان خیلی خوب درناخودآگاهم جای گرفته ومنو با هدفی که دارم همسو وسازگار کرده ومن به همه اطمینان میدم که انجام این دوره بااعتماد کامل بهش میتونه صددرصد لاغری آسون به همراه داشته باشه
      خدا روزی هزاران بار شکر میکنم به خاطر به دست آوردن این افکار ورفتارو گفتار وعمل درزندگی
      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/23 10:03
      مدت عضویت: 653 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 339 کلمه

      سلام و عرض ادب ، روز ۱۰۱ تکرار
      از نظر خداوند کاملا طبیعیه که ما لاغر ، سلامت و ثروتمند باشیم اما به خاطر فرمولهای اشتباه ذهنی که از کودکی تو ذهن ما نقش بسته ما لاغر و سلامت و ثروتمند نیستیم و فکر میکنیم تا بخواهیم به اینها برسیم باید خیلی کارها را انجام بدیم در صورتیکه با کار کردن دوره ها ما یاد میگیریم که کارهایی که مانع پیشرفت هستن را از سر راه برداریم بعد ما به شکل کاملا طبیعی به آنچه که میخایم میرسیم ، من تو دوره لاغری با ذهن یاد گرفتم موانع لاغری را بردارم برای همین براحتی لاغر شدم ، با دوره ورزش یاد گرفتم که موانع سلامتی را بردارم که به راحتی به سلامتی نزدیک شدم در دوره رسیدن به آروزها یاد میگیرم که چگونه موانع ثروت را بردارم و میدونم ثروت هم مثل لاغری براحتی میاد وقتی برنامه ریزی ذهنی تغییر میکنه خداوند تمام مسائلمون را درست میکنه و ما چه بخایم چه نخایم لاغر و سلامت و ثروتمند میشیم به شکل کاملا طبیعی و اصلا نیازی نیست که زمان خیلی زیادی بزاریم من ۲۵ سال چاق بودم اما تو ۱۰ ماه لاغر شدم همراه با احساس شادی و آرامش ، من تو دوره یاد گرفتم که چطور هر روز حالم را خوب نگه دارم و اجازه ندم چیزی حال منو بهم بریزه و از چیزهای منفی دوری میکردم چون مغز من فقط مال منه و میتونه روی من تاثیر بزاره و نمیتونه کاری برای دیگران بکنه پس من کاری به موضوعات و مسائل دیگران ندارم چون توجه به اونها حال منو بد میکنه و باعث میشه تمرکزم از روی لاغری برداشته بشه واز مسیر لاغری دور بشم و یا مثل وزن کردن که خیلی استرس ایجاد میکنه من ۱۰ ماه که نمیدونم وزنم چقدرکم شده چون برام مهم نیست و به تعهد وزن نکردن پایبند موندم و دست از عجله کردن برداشتم نیازی نیست من دنبال نتیجه باشم چون نتیجه خودش میاد چون انتظارم لاغری شده برای همین چه بخام چه نخام لاغرمیشم ، خدایا شکرت بخاطر این مسیر زیبا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      adelehreyhani28@gmail.com
      1399/10/19 23:55
      مدت عضویت: 369 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      با سلام وقت بخیر استاد عزیز و دوستان خوبم
      جدیدا وقتی از بعضی موانع عبور میکنم، موانع جدیدتر با ورژن بالاتر جلوم سبز میشه… ولی تا الان حس خوبی نسبت به گذشته به خودم دارم و احساسم به همه چیز رو به بهبود ولی استاد عزیز یک سوالی که خیلی ذهن منو درگیر کرده اینه که اگر من میتونم همه چیز بخورم و با توجه به اینکه احساسم خوب باشه، چالش من اینو نخوردم فایدش چیه؟؟ مثلا من دوستی دارم که حداقل دو برابر من غذا میخوره همه ناراحتیش اینه که چرا یکم وزن اضافه نمیکنه… من دوست دارم هر روز یک مقدار شیرینی بخورم، یا ناهارم رو یه مقدار بیشتر از مقداری که دکتر رژیمم البته قبلا گفته بیشتر بخورم…
      دوست ندارم در اندازه محدود باشم…
      لطفا و در صورت امکان راهنمایی کنین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/20 03:09
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 103 کلمه

        سلام دوست عزیز
        اگر بخوای مطالبی که در این سایت ارائه شده با آنچه دیگران گفته اند یا دکتر رژیم تجویز کرده مقایسه و تحلیل کنی به هیچ نتیجه ای نمی رسی
        در مورد چالش من اینو نخوردم دقت کنید هدف چیست
        هدف این دوره اینه که اگر شما از تکرار عادتی ناراحت و عاجز هستی به این طریق به راحتی عمل خودت رو تغییر بدی
        اگر شما دوست داری مقداری بیشتر از آنچه دکتر تجویز کرده بخوری و نمی تونی یا جراتش رو نداری اصلا مربوط به چالش من اینو نخوردم نمیشه
        پیشنهاد می کنم از دوره 12 جلسه ای لاغری با ذهن رایگان استفاده کنید.
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          adelehreyhani28@gmail.com
          1399/10/20 09:22
          مدت عضویت: 369 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 3 کلمه

          سپاسگزارم استاد عزیز

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/10/25 12:29
          مدت عضویت: 816 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 81 کلمه

          سلام
          استاد به نظر من چالش من اینو نخوردم یک چالش عالی بود ومن عادت چای خوردنم راخیلی خوب تونستم تغییر بدم ودرحدی حفظش کردم که دیگه ازش اذیت نمیشم وبرام لذت بخشه والان چای رو طوری میخورم که از خوردن چای لذت ببرم نه از چیزایی که همراه باچای میخورم والان احساسم نسبت به این عادت خیلی خوب شده و ازتون تشکر میکنم به خاطر این دوره های عالی که کلی براشون زحمت میکشید وحاضرید رایگان دراختیار همه بذارید ❤❤🥰

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/08 00:33
      مدت عضویت: 808 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      سلام
      این مغز من فقط واس خودمه و نظر دیگران افکار دیگران زندگی دیگران جایی توش نداره اول باید با مغزم خودمو درست کنم خودمو به لاغری برسونم خودم به هدف هام برسونم من تمام توجه ام به خودمه و میتونم قاطع بگم که در این مسیر به هدف خودم میرسم فقط با حذف باورهای اشتباه و جایگزینی روشهای صحیح و در مسیر لاغری میتونم قوی و استوار قدم بزنم من هروز خودم موظف به تعهد خودم در این دوره میکنم و در این مسیر از هر تلاش کوششی سربازنخواهم زد
      و کلیدی ترین تمرین یادگیری صبوری ایمان به خدا در نتیجه رسیدن به هدف خود لاغری و جسم زیبا و چه بخواهید چه نخواهید لاغر میشود😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/24 03:40
      مدت عضویت: 547 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 421 کلمه


      اصل ما لاغریه ، شادیه ، ثروته، آزادیه ، سلامتیه ، و هرکدوم از این هارو که الان محرومیم ازش بخاطر مانع هایی که خودمدن به وجود آوردیم .
      تصمیماتی که در هر زمینه ای میگیریم با توجه به تنظیم ذهنی ماست و اگه تنظیم ذهنی روی چاقی باشه تصمیماتم همسو با چاقیه خیلی راحت و اسون …
      اگر تنظیم ذهنی روی لاغری باشه تصمیمات همسو با لاعری میگیریم و خیلی راحتم لاغر میشیم!
      من خیلی مشتاقم برای تهیه دوره پیشرفته😍تجربه جدید از مسیر لاغری خدا میدونه قراره چه قدر جذاب باشه این دوره
      هدف من در هرو فقط[شاد بودن+انجام تمرینات] که این منو به مهم ترین تصمیم زندگیم که لاغریه میرسونه ! و حتی بقیه خواسته هام
      توجه به موضوعاتی که حالم رو بد کنه من رو از مسیر لاغری دور میکنه توجه روی حال خوب و لاغری باید باشه
      من تصمیم دارم از مغزم فقط برای مسائل شخصیه خودم و هدف و خواسته های خودم استفاده کنم و حس خودم رو خوب کنم…
      واقعا هرچی بیشتر میگذره برام بیشتر واضح میشه که همه چیو با باور خودمون میسازیم حتی بدنمون !
      دوستمون که گفته بود طبع سرد دارم و علت چاقیم میدونم….اتفاقا به من هم گفتن که طبع سردی دارم ولی تا حالا نمیدونستم که بعضی ها این باورو دارن که با مزاج سرد نمیشه لاغر شد و من چون این باورو نداشتم الان همین طبع سردم کلی لاغر شدم!
      من خیلی خوب تا اینجای دوره تغییر کردم و اگه هم به تناسب اندام دلخواه دلخواهم نرسیدم فکر میکنم بخاطر همین احساس بد و توجه به موضوعات ناراحت کننده بوده که طی دوره داشتم و باعث شده تمرکزم برداشته شه از روی لاغری خب افکار بد تاثیر زیادی روی نتیجه داره
      من یاد گرفتم که شاد باشم حالا برای تکرار دوباره دوره بلدم که شاد باشم درکم بیشتره و هم توجه ندارم رو موضوعات دیگه و مطمئنم این دفعه خیلی خیلی عالی نتیجه میگیرم و برای همیشه این مسیر سر سبز ادامه میدم
      خدایا بابت هدایت من به این مسیر صحیح تورا سپاس گذارم♡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/01/22 05:20
        مدت عضویت: 552 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        دوست عزيز و همراه , خيلى عااالى بيان كرديد , تبريك , موّفق باشيد🥰 اين قسمت از ديدگاه ِتون توجهم رو بيشتر جلب كرد >>> من خیلی خوب تا اینجای دوره تغییر کردم …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/09 07:50
      مدت عضویت: 642 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

      سلام دوستان و استاد عطار روشن 🌺🌹🌺
      بله این موانع ذهنی هستن که باعث لاغر نشدن میشون اگه این موانع ها رو برداریم خود به خود لاغر میشیم چه بخواهیم چه نخواهیم .من این باور رو دارم که دیگران باید منو تایید کنن و بهم بگن چقدر لاغر شدی اگه نگن حتما من لاغر نشدم با اینکه خیلیا بهم میگن ولی اگه یه نفر نگه می چسپم به اون یه نفر میگم چرا این بهم نمیگه خیلی بخاطر این فکرم اذیت میشم و دوست دارم این موانع رو بردارم و دیگه نیازی به تایید دیگران نداشته باشم و موانع دیگه اینه که میگم تا همسرم بیاد از مسافرت باید لاغر بشم و این خودش عجله کردنه و دارم روی این باور کار میکنم و به خودم میگم من که یکدفعه چاق نشدم و به مرور گرم به گرم وزن زیاد کردم و الان به مرور وزن کم میکنم و باید توجهی نکنم و همین که حالم خوبه و احساس خوبی از خودم دارم بسیار عالیه خدا رو شکر وزن زیادی کم کردم ولی بازم منفی باف میگه باید زودتر به ایده الت برسی
      وقتی می بینم استاد در طی چند سال به مرور وزن کم کردن دیگه راحتتر می پذیرم این فرایند کاهش وزن رو
      و من اینکه توجهم رو از روی مسایل دیگران بردارم و تمام تمرکز رو بر روی متناسب شدن بزارم اینم یک موانع دیگه که توجه کردن بر روی مسایل دیگران باعث مانع لاغری میشه و دارم روش کار میکنم و ان شاالله با شادی و عشق زندگی میکنم و متناسب شدن به دنبال ان می اید 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/09 20:00
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 90 کلمه

        سلام دوست عزیز
        مهمترین موضوع که باید روش کار کنی اهمیت قائل نشدن برای نظر دیگران درباره خودت است.
        حتی در مورد نظر همسرت باید بی تفاوت باشی
        این خیلی خوبه که همسرت احساس خوب و رضایت از زندگی کردن با شما داشته باشه
        ولی اصلا خوب نیست که اعماد به نفس خودت رو به رضایت فرد دیگری ارتباط بدید
        شما بدون نظر دیگران وارد این دنیا شدید و بدون نظر دیگران از این دنیا خواهید رفت
        پس در مدت حضور نباید به نظر دیگران اهمیت دهید همانگونه که دیگران به نظر شما اهمیت نمی دهند

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/01/22 05:29
        مدت عضویت: 552 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        دوست عزيز و همراه , خيلى خوب و شفاف  بيان كرديد , تبريك , موّفق باشيد🥰 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/05 11:56
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 355 کلمه

      روز ۱۰۱تکرار

      سلام دوستان واستاد عطارروشن

      به چه نکته جالبی در این مقاله اشاره شده،اینکه باورهای ما تفکیک شدن ،تعدادیشون برای ترس از چاق تر نشدن های ماست و تعدادیشون برای لاغرنشدن هاست ،تا حالا بهش فکر نکرده بودم

      پارسال که از این متد خبر نداشتم و مرتب بدنبال لاغری سریع برای دوستم سرچ میکردم چونکه اوضاع چاقی ایشون بدتر از من بود و پناه برده بودم به مسیرهای طب گیاهی ،از یک متخصص گیاه شناسی که خیلی هم معروف بود شنیدم که نهار برای بدن مضره و برای لاغر شدن نهارو حذف کنید ،به پیشنهاد اون متخصص چند ماهی دوستم نهار نمیخورد ،هیچ اتفاق لاغری که براش رخ نداد هیچ تازه عصبی هم شده بود، یا شنیده بودم خانم ها چون طبعشون سرده باید فقط خوراکی های گرم بخورن تا لاغر بشن و مدتی رو آورده بودم به گرمی جات،یعنی برای لاغری چه راه ها که رفتم وامتحان کردم😄البته الان که به راهکار درست حسابی رسیدم میخندم،اون زمان ها اشگ میریختم

      اینکه ترموستات ذهنی ما روی عدد خاصی ثابت شده که کاملا صحیحیه ،موضوعی که برای من پیش اومد ،حرف های متخصصین تغذیه است که چقدر میتونه باورسازی کنه ،من اولین رژیم خودمو سال ۱۳۷۵ بعد از اولین زایمانم بصورت تخصصی در کنار یه متخصص شروع کردم،از وزن ۹۵ کیلو من رسیدم به ۷۰ کیلو ،طبق کالری رژیم داشتم،بسرعت هم وزن کم میکردم چونکه شنیده بودم وزن کم کردن در سنین پایین تر بسیار سریعتره ،من دوست داشتم به ۶۵ برسم ولی اون متخصص به من گفت تو استخون بندیت درشته و از این پایین تر نمیری ،منم پذیرفتم و همیشه در رژیم ها انتظار پایین تر از ۷۰ کیلورو نداشتم ،فقط ۱بار به ۶۷ رسیدم اونم با قرص های متنوع لاغری که میخوردم،برای همین اون باور هنوزم تو ذهن من هست که من تا حدی بیشتر لاغر نمیشم و دوست دارم این باورو بشکنم تو ذهنم

      فایل های صبحگاهی دوره پیشرفته هم عالیه استاد

      منکه موقع صبحانه فایل صبحگاهی گوش میدم حالم خوب میشه وسر حال میشم

      تنها راه لاغر شدن ،لاغری با ذهنه ،دیگه ما همگی تمام راه های ممکن رو رفتیم ،اول باید ذهنمون تغییر کنه وبعد رفتارهای ما عوض میشه ونتایج متفاوت میشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/22 23:30
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      آفرین خانم توسلی عزیز با اینهمه موفقیتی که در این راه بدست آوردی ،موفقیت برای ماست که متفاوت تلاش وفکر وعمل میکنیم ⚘از خوندن تجربیاتتون لذت بردم و برای خودم باور پذیر تر شد که لاغر شدن فقط وفقط از طریق تغییر ذهن امکان پذیر خواهد بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/07/23 10:40
        مدت عضویت: 678 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سپاسگزارم از شما خانم حسنی🌺🌸💋
        منم واقعا همیشه از خوندن نظرات شما و بقیه دوستان لذت میبرم😊.
        بازم خداروشکر میکنم که مرا به این مسیر زیبا هدایت کرد و کلی دوستان عالی و درجه یک پیدا کردم😊.
        بهترین ها رو برای همه دوستان آرزو دارم🌹❤🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/22 22:09
      مدت عضویت: 678 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      چقدر این جمله کلیدی زیر انگیزه بخش هست
      ” اگه موانع ذهنی رو برطرف کنیم خود به خود لاغر میشیم”.
      خداروشکر توی این 10 ماهی که با دوره لاغری با ذهن هستم، با کمک آموزش های استاد، کلی از موانع ذهنیم رو شناسایی کردم و تونستم اونا رو برطرف کنم.
      موانع ذهنی که من شناسایی کردم 👇
      1. خودم رو مسئول اضافه وزنم نمیدونستم و اضافه وزنم رو به عوامل بیرونی نسبت میدادم، با آموزش های این دوره متوجه شدم که خودم مقصر اضافه وزنم هستم و مسئولیت اضافه وزنم رو بر عهده گرفتم.
      2. ذهنم در جهت چاقی برنامه ریزی شده بود، اما در این دوره متوجه شدم که خودم میتونم برنامه ریزی ذهنم رو تغییر بدم و ذهنم در جهت لاغری برنامه ریزی کنم، چون همون ذهنی که من رو چاق کرده میتونه من رو هم لاغر کنه.
      3. باور کردن چاقی بود، همین باور تنهایی تونسته بود سالها منو در حالت اضافه وزن بیشتر قرار بده و تمام تلاش های من رو برای لاغر شدن خنثی کنه. اما یاد گرفتم که این باور مخرب رو اصلاح کنم.
      4. عادت های چاق کننده ای بود که من داشتم، اما در این دوره عادت های چاق کننده ام رو شناختم و توجهم به رفتار غذاییم بیشتر شد.
      5. درباره اضافه وزنم با دیگران صحبت میکردم و مدام گله و شکایت میکردم و خودم رو سرزنش میکردم اما یاد گرفتم که بر علیه خودم شاهد جمع نکنم.
      6. تصویر ذهنی چاقی بود که من در ذهن ناخودآگاهم ذخیره کرده بودم و با تلاش فیزیکی نمی توانستم تصویر ذهنی چاق رو تغییر بدم و باید آموزش ذهنی بیاموزم تا بتونم تصویر ذهنی لاغر در خودم ذخیره کنم.
      7. باور کرده بودم نمیتونم لاغر بشم، که این باور با جمله کلیدی “لاغر شدن آسانترین کار دنیاست” از بین بردم.
      8. نفرت از چاقی بود که در خودم به وجود آورده بودم که یادآوری مزایای لاغری به خودم تونستم از سد این مانع هم عبور کنم.
      9. برای لاغر شدن زمان تعیین میکردم و عجله داشتم، که بیشتر عجول بودنم به خاطر حرف دیگران بود که خداروشکر در این دوره اصلا زمان برای خودم تعریف نکردم.
      10. دو هفته یکبار خودم رو وزن میکردم، که این کار رو ترک کردم.
      11. با رژیم گرفتنم هوس خوردنم رو سرکوب میکردم اما یاد گرفتم که خوردنم رو مدیریت کنم.
      12. روی هدفم تمرکز و استمرار نداشتم ولی یاد گرفتم که مثل لاک پشت آهسته و پیوسته گام بردارم و استمرار داشته باشم.
      13. ورودی ذهنم رو کنترل نمیکردم و ذهنم رو درگیر مسائل دیگران میکردم و روی موضوعاتی تمرکز میکردم که هیچ فایده و دستاوردی برای من نداشت.
      14. حسرت لاغری بود که من داشتم، این یعنی اینکه من باور کرده بودم که نمیتونم لاغر بشم به همین دلیل حسرت میخوردم.
      15. به بخش منفی ذهنم بیشتر توجه میکردم و از بخش مثبت ذهنم غافل بودم، بیشتر گفتگوی ذهنی منفی با خودم داشتم.
      16. توجهی به میزان مصرف بدنم نداشتم و مدام دستم به خوردن بود ولی یاد گرفتم که به اندازه نیازم غذا مصرف کنم.
      17. دیگه اشتیاقی برای لاغری نداشتم از بس که از روشهای قبلی شکست خورده بودم اما فهمیدم که روش ذهنی با روش های قبلی اصلا قابل مقایسه نیست.
      18. به جای اینکه به توانمندی های خودم اعتماد کنم، بیشتر به اضافه وزنم قدرت میدادم و اون رو بزرگ جلوه میدادم و خودم رو تسلیم میدیم.
      19. ترس از خوردن داشتم و فکر میکردم که غذا من رو چاق میکنه. اما متوجه شدم که غذا من رو چاق نمیکنه بلکه چگونگی مصرف غذاهاست که باعث چاقی ما میشود.
      20. از طریق روش های بیرونی میخواستم مشکل اضافه وزنم رو حل کنم و به لاغری دست پیدا کنم، در صورتی که مشکل اضافه وزنم ذهنی هست نه جسمی. بنابراین باید آموزش ذهنی یاد بگیرم.
      و کلی موانع دیگه….
      خدارو صد هزار مرتبه شکر که با این دوره فوق العاده آشنا شدم و مسیر زندگیم رو تغییر دادم.
      استاد بی نهایت از شما سپاسگزارم که با صداقت و خلوص تمام ، دانسته هایتان را به من آموختید🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/07/23 13:22
        مدت عضویت: 815 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 225 کلمه

        سلام روز پانزدهم تعهد من با خدای خودم در جهت لاغر شدن ذهن .
        هنوز ننوشته عبارت خودم توجهم رو جلب کرد . 😄😄😍😍
        لاغر شدن ذهن هدف ماست نه لاغر شدن جسم .
        لاغر شدن جسم در جهت لاغر شدن ذهن برای ما ایجاد میشه .
        لاغر شدن در ذهن ما سلیس و روان نیست که لاغری جسم سخت برامون اتفاق میفته .
        جهان بیرون از ذهن ما انعکاس جهان درون ذهن ماست .
        لاغری دائمی جسمی وقتی حاصل میشه که ذهن به صورت دائمی در مسیر لاغری باشه .
        به به نوشتتون عالی بود دوست عزیز که اینقدر عالی و منظم موانع ذهنیتون رو پیدا کردید .
        انضباط فکری در ذهنتون مشهوده .
        لاغری در ذهن ما جریان داره . به نظر من موانع ذهنی ما همون باورهایی هستند که از چاقی در ذهن ما هست .
        اونا میخوان خلق کنند . باورهای لاغر کننده ی ما هم میخوان خلق کنند .
        هر کدوم قدرتش بیشتر باشه اون جسم مارو خلق میکنه .
        چاقی به این دلیل که بیشتر تکرار شده در ظاهر قدرتمندتره . در حالیکه اینم یه باور اشتباهه .
        تناسب چون خواسته ی ماست و خداوند ازش حمایت میکنه پس به صورت لیزری عمل میکنه و تمام چاقی ذهن و باورهای چاق کننده رو از بین میبره . پس قدرت تناسب در ما بیشتره چون خداوند از تناسب حمایت میکنه .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/07/24 11:06
          مدت عضویت: 678 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 72 کلمه

          سپاسگزارم از شما فاطمه سادات عزیز🌷🌹
          آره واقعا موانع اصلی ذهن ما همین باورهای چاق کننده هست که به لطف رسانه، جامعه، خانواده، دوستان و … در ذهن ما تثبیت شده و باعث شده برنامه ریزی ذهن ما به سمت چاقی حرکت کنه و جهان هم بر اساس باورهای ما به ما پاسخ میده. اما خداروشکر که ذهن قابل برنامه ریزی مجدد هست و میتونیم ذهنمون رو به سمت لاغری برنامه ریزی کنیم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 4 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/21 01:29
      مدت عضویت: 720 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 326 کلمه

      سلام استاد
      با افتخار میگم از وقتی سه سال پیش دوره رو شروع کردم ولی با اینکه رهاش کردم ولی به چیز تو ذهنم نهادینه شد و تا امروز خودم رو‌وزن نکردم. با اینکه ترازو تو خونم هست ولی اصلا عددش واسم مهم نیست.
      دارم روی موانع ذهنیم توی دوره تکرار کار می کنم و اینبار بیشتر با خودم حرف میزنم راجع به باورهام تا درونی بشن.
      قوی ترین باور من چاق کننده بودن غذاهاست که دارم روش کار می کنم هر روز راجع به بی خطر بودن غذاها با خودم حرف می میزنم. دلیل میارم که نعمتهای خدا فقط مفید میتونن باشن و چندین دلیل دیگه .
      تا الان کمرنگ شده این باور ولی هنوز نیاز به کار کردن داره
      باور قوی دیگه باید محکم غذا بخورم تا مریض و‌کم انرژی نشم. بخاطر این باور غلط بود‌که سری اول بیمار شدم و دوره رو رها کردم . امسال ماه رمضان به خودم گفتم غذا هیچ ربطی به انرژی نداره و فقط یه باور هست. تا آخر ماه رمضان با ۲۰ ساعت روزه داری پرانرژی ترین و ‌رفرم ترین دوره زندگیم رو داشتم. کاملا سرحال و روفرم بودم تمام ماه رمضان و احساس سبکی خاصی داشتم ولی برعکس با اتمام ماه رمضان فوق العاده کم انرژی و بیحال شدم.
      باور قوی دیگه تحرک باعث لاغر شدن میشه ‌من تحرکم کمه
      با اینکه سال‌های قبل من با ۴۷ کیلو‌وزن کم تحرک ترین دوران زندگیم رو داشتم و همیشه خواب بودم و دوست داشتم بخاطر تحرک ورزش کنم تا چاقتر بشم. یعنی قبلا باورم این بود تحرک باعث گرسنگی و غذاخوردن و چاقی میشه.
      ولی الان باورم این شده بی تحرکی باعث چاقی میشه😂🤔
      پس همه اینها فرمول و باور هستن که نتیجشون در هر زمان تو‌جسم ما مشاهده میشه.
      روی بی توجهی به حرف دیگران باید کار کنم. تا الان هر کی منو‌دیده گفته جمع ‌‌جور شدی و من خوشحال شدم ولی مطمین نیستم اگه زمانی کسی گفت چاق شدی یا لاغر نشی چه حسی خواهم داشت. سعی می کنم که بی توجه باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/04/07 01:58
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      وقت شما بخیر
      این همش توی ذهنم هست که وقتی برنامه ذهنی تغییر کنه خود به خود جسم تغییر می کنه حالت عادی و طبیعی ما شاد بودنه، متناسب بودنه سلامت بودنه ! وقتی می بینم چقدر از آدم‌ها خودشون و زجر می دن رژیم و ورزش سخت و اینا اونها فکر می کنن لاغر شدن خیلی سخته
      و این که زیر بنای همه تغییرات حال خوب هستش خدا انسان و آزاد و شاد آفریده و هر روز باید در حال خوب باشیم عادیش اینه طبیعیش اینه
      منم هر روز سعی می کنم توجه و تمرکزم روی لاغری باشه نه مسایل دیگه
      منم چند سال پیش که رفته بودم آزمایش بدم فشار خونم بالا قندی لب مرض و …. ولی اینا چند ماه قبل از شروع دوره بود ولی همون موقع که فشار خونم و گرفت بالا بود من اصلا اینو باور نکردم گفتم این درست نیست گفت حالا بشین چند دقیقه دیگه دوباره گرفت اومد پایین تر و وقتی که جواب
      و گرفتم بازم باور نکردم قند و کلسترول و همینطور دور شکمم و که اندازه گرفت لب مرز بود و الان از اون موقع من دور کمرم در حدود ۶ اینچ لاغر شده یعنی تقریبا ۱۵ سانت! خدا رو شکر دور بازو هام که قبلا وزنه می زدم اینکار و اونکار ولی هیچی نمی شد تقریبا ۲ سانت
      دیگه بی خودی من هیچ چیزی وهر کی بگه باور نمی کنم کار خودم ‌می کنم یک عالمه باورهای غلط داشتم حالا نه فقط در مورد لاغری بلکه در خیلی مسایل !
      مثلا یکی چیزهایی که می شنیدم اینجا از اول که اومده بودم می گفتن دبیرستاناش بده اینجا هر کی بره معتاد می شه اینجور اونجور خیلی از دوستام بچه هاشون و فرستادن مدرسه خصوصی که خوب هزینه بالایی داری ولی دختر من رفت مدرسه دولتی و امسال هم به لطف خدا دیپلم گرفت و دانشگاه خوبم قبول شد ما چند بار هم تصمیم داشتیم که منزلمان و عوض کنیم بریم جای بهتر که مدرسش بهتر باشه البته اینجا هم مدرسش خوب بود ولی خوب می خواستیم بهتر باشه ولی دخترم دوست داشت همینجا بره و خلاصه خیلی از این شنیده ها و دیده ها که دیگه من به قول معروف اگه کسی حرف بزنه از این گوش می شنوم از این گوش در می دم!
      عجله هم نمی کنم از اول هم تاریخ تعیین نکردم و دوست دارم همه کارام با صبر و حوصله باشه ولی سر کار ما یه جوریه که باید خیلی سریع باشیم چون به همه چی امتیاز می دن !
      خدا رو شکر برای این همه فایلهای عالی استاد!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/07 00:43
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

      سلام استاد من تمام موانع ذهنی رو برای خودم از بین بردم و خیلی هم راضی هستم موانعی مانند
      چاقی ارثی است
      خوردن غذا به هرنوعی و حتی خوردن اب باعث چاقی میشه
      کم تحرکی باعث چاقی
      چاق شدن اسان ولی لاغر شدن سخت
      هر وقت لاغر بشی به سرعت بازگشت داری
      ولی استاد مانع ذهنی جدیدی که برام پیدا شده مربوط به گوش کردن فایلهاست یعنی اگر چند روز فایل گوش نکنم به سرعت عادتهابرمیگرده و چاق میشم خیلی وابسطه به گوش کردن فایل شدم حتی استاد وقتی یک شب فایل گوش کنم صبح کلی لاغر میشم میدونم گوش کردن فایلها خیلی برام حیاتی ولی به هزار و یک دلیل پیش میاد که گاهی تا یک هفته فایل گوش نکردم دوست دارم استاد به جایی برسم که بدون گوش کردن فایل هم بتونم تو مسیر باشم
      خیلی خوشحالم که یکسال رو ترازو نرفتم و کاملا ایمان دارم که رفتن رو ترازو مسخره ترین کار دنیاست و هیچ تاثیری برای لاغر شدن نداره و اینکه احساس میکنم به نوعی بی احترام به بشریت چون فقط باید حیوانها رو به هنگام ذبح وزن کرد وقتی پسرم کوچیک بود هر ماه اون به واکسیناسیون میبردم تا وزن بشه و هر بار به من میگفتن که وزنش کم و من خیلی ناراحت میشدم و به جای لذت بردن از بچم فقط غصه میخوردم و تلاش میکردم اون چاق کنم و این تلاش منجر به چاق شدن خودم شد الان که عکسهاش میبینم با خودم میگم که چه قدر هم اتفاقا تپل بودو وقتی دخترم کوچیک بود اصلا وزنش نمیکردم و حتی وقتی دکتری میگفت وزنش چه قدر اصلا گوش نمیکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم