0

چگونه اشتهای خود را کنترل کنم؟

2453 بازدید
کنترل اشتها برای لاغر شدن

همه افراد چاق برای وضحیت جسمی خود دلایلی دارند که برخی از آنها بیرونی (ژنتیک، والدین و …) و برخی دلایل درونی ( کنترل اشتها ، سوخت و ساز، طبع بدن و … ) است. از این رو سعی می کنند با اصلاح این عوامل برای لاغر شدن اقدام کنند.

 

از میان دلایل مختلف درونی موضوع “اشتها” از اهمیت زیادی برخوردار است.

در ذهن ما اشتها حالتی بود که من به شدت تمایل به خوردن غذا داشتم و در اون وضعیت هیچ کنترلی بر رفتار خودم نداشتم.

در واقع تصور می کردم اشتها نیرویی است که کنترل من را در اختیار می گیرد و من قادر به مقابله یا سرپیچی از دستورات آن نیرو برای پرخوری کردن نیستم.

البته شنیدن صحبت های دیگران درباره زیاد بودن اشتهای من سبب تقویت افکار اشتباه من در این باره شده بود.

تصور من این بود که باید اشتها را باید کنترل کرد. به این صورت که خودم را از اشتها جدا می دیدم و سعی میکردم برای رهایی از شر آن به طریق مختلف او را کنترل کنم.

داروهای گیاهی مختلفی از عطاری برای کاهش اشتها تهیه می کردم.

هر روز صبح قبل از صبحانه 20 قطره افشرده لیمو که بسیار تلخ بود را در یک لیوان آب سرد حل کرده و به هر زحمتی بود می خوردم تا اشتهای من کمتر شود.

نکته جالب در اون روزها این بود که برخلاف انتظاری که از عملکرد دارو برای کاهش اشتها داشتم میزان خوردن من اضافه می شد چون تصورم این بود که حتما اون دارو اشتهای من را کاهش داده و اگر الان من تمایل به خوردن دارم این نیاز واقعی بدن من است و مربوط به اشتها نیست.

 

تا زمانی که اشتها را از خودم حدا می دانستم قادر به اصلاح یا کترل آن نبودم.

 

به لطف خدا از زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم بسیاری از افکار اشتباه درباره چاقی را اصلاح کردم و در نتیجه رفتار من تغییر کرد و در نهایت جسم من به سمت تناسب اندام حرکت کرد.

من پذیرفتم که اشتها بر من تسلطی ندارد بلکه این من هستم که آن را ایجاد و مدیریت می کنم.

هربار که من پرخوری می کردم و از رفتار خودم رضایت نداشتم عامل آن را زیاد بودن اشتها می دانستم و زمانی که بهتر عمل می کردم تصورم این بود که خدا رو شکر اشتهای من کمتر شده.

 

من برای چاق تر شدن پرخوری می کردم و برای توجیه رفتار خودم که ثابت کنم من دوست ندارم چاق تر شوم می گفتم اشتهای من زیاد است.

 

از این رو همیشه به دنبال راهکاری برای کاهش اشتهای خودم بودم.

این فرمول اشتباه در ذهن افراد چاق سبب شده که افراد زیادی از این فرصت برای فروش بیشتر محصولات خود استفاده کنند.

آنها ادعا می کنند که با مصرف این دارو، دمنوش یا … اشتهای شما کمتر می شود و به راحتی لاغر می شوید و از آنجایی که افراد چاق همه کس و همه چیز را مقصر چاقی خود می دانند الا خودشان را به راحتی گول تبلیغات را خورده و آن محصول برای کاهش اشتهای خود و لاغر شدن تهیه می کنند.

اما بعد از چند روز استفاده از آن دارو به این نتیجه می رسند که این دارو هم بر کنترل اشتهای آنها تاثیری نداشته است و مصرف آن را ادامه نمی دهند.

 

اشتهای شما میزان علاقه و تصمیم شما برای چاق تر شدن را مشخص می کند.

 

شاید در سطح فکر همه ما دوست نداشته باشیم چاق تر شویم اما میزان علاقه ما به چاقی بر اساس افکار سطحی یا گفتگوهای ما با دیگران تعیین نمی شود بلکه بر اساس میزان فرمول های چاق کننده ذخیره شده در ناخودآگاه تعیین می شود.

شما به ازای فرمول های چاق کننده ذهن خود به چاق تر شدن علاقه دارید و علاقه خود به چاقی را با میزان اشتها نمایش می دهید.

بنابراین اگر تصور می کنید برای لاغر شدن باید به طریقی اشتهای خود را کاهش دهید کاملا در اشتباه هستید.

 

شما نمی توانید اشتهارا تغییر دهید در حالی که خودتان تغییر نکرده باشید.

تغییر خودتان تنها از طریق دادن آگاهی جدید و صحیح درباره لاغریبه ذهن صورت می گیرد.

 

زمانی که شما تصمیم می گیرید از طریق یادگیری لاغری با ذهن در مسیر لاغر شدن قرار بگیرید و از محتوای آموزشی سایت تناسب فکری استفاده می کنید به مرور آگاهی جدید درباره لاغر شدن به ذهن خود می دهید.

استمرار در این مسیر باعث ایجاد فرمول های جدید درباره لاغر شدن در ذهن ناخودآگاه شما می شود.

به میزانی که فرمول های جدید در ذهن شما ایجاد می شود تمایل شما برای نمایش دادن اشتها تغییر می کند بدون اینکه شما تصمیم گرفته باشید از چه روزی تلاش کنید کمتر بخورید یا اشتهای خود را کنترل کنید.

 

زمانی که فرمول های لاغر کننده در ذهن شما ایجاد شود انتظار شما از وضعیت خودتان تغییر می کند.

شما دیگر از خودتان انتظار چاق تر شدن نخواهید داشت بلکه مطمئن می شوید حتما لاغر خواهید شد.

میزان اطمینان شما به گفته های شما نیست. بلکه احساس شما مشخص کننده میزان اطمینان شما از لاغر شدن است.

به اندازه ای که احساس خوب داشته باشید، اطمینان به لاغر شدن خود دارید.

اگر همچنان در طول روز بارها به چاقی فعلی خود توجه می کنید و احساس بدی پیدا می کنید شما به توانایی خود برای لاغر شدن اطمینان ندارید.

 

اگر با اینکه هر روز از محتوای آموزشی استفاده می کنید اما تمایلی به انجام تمرینات آن ندارید یا تصور می کنید به خوبی فایل آموزشی را گوش داده و نیازی به انجام تمرینات ندارید شما به اطمینان لازم برای لاغر شدن خود نرسیده اید.

زمانی که هر روز با اشتیاق مطالب آموزشی را دنبال می کنید، تمرینات را انجام داده و می نویسید و به اندازه ای که فرصت دارید از نوشته های دیگران درباره لاغری برای ایجاد تمرکز بیشتر بر موضوع لاغری استفاده می کنید و در این کار استمرار دارید شما به اطمینان لازم برای توانایی خود در لاغر شدن رسیده اید.

در نتیجه این اطمینان صد در صد تغییر وضعیت اشتهای شما خواهد بود.

این طریق صحیح اصلاح اشتها می باشد.

 

شما ازاین طریق ابتدا محتوای منبع ایجاد کننده اشتها را با آگاهی جدید درباره لاغری تحت تاثیر قرار داده اید و سپس فرمول های جدید ایجاد شده تصاویر جدید درباره خودتان در ذهن ایجاد می کنند و بر اساس تصاویر و الگوهای جدید رفتار شما که همان اشتها است تغییر می کند.

اهمیت موضوع اشتها در ذهن افراد چاق سبب شد تا آگاهی که باعث تغییر اشتهای خودم شد را با شما دوستان خوبم به اشتراک بگذارم.

منتظر خواندن نوشته های ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

 


مطالب دیگر درباره این موضوع

 



چگونه اشتهای خود را کنترل کنم؟

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22895
پادکست صوتی

باکس دانلود

اشتراک گذاری:
برچسب ها:

نظرات

18 نظر در مورد چگونه اشتهای خود را کنترل کنم؟

دیدگاهتان را بنویسید

  1. من واقعا تعجب میکنم کسی بگه من پنج ماه دارم از دوره استفاده میکنم و لاغر نشدم اصلا امکان نداره گوش کردن فایل و انجام تمرین یعنی لاغری و تناسب ولی متعهد شدن به گوش کردن روزانه فایلها سخته مخصوصا وقتی برای دفعه های دیگر بخوای تکرار کنی لطفا یک نفر کمکم کنه که دچار روزمرگی نشم و فایلها رو گوش کنم

    1+
  2. سلام سادات عزیزم! امیدوارم حالت عالی باشه. من ویس شما رو تو کانال گوش داده بودم ولی نمیدونستم ویس شماست. ویس شما خیلی تاثیر گذار بود برای من. تو ویستون گفتین تا میتونید به خودتون محبت کنید واقعا همینطوره به نظرم منم تا زمانی که خودمونو دوست نداشته باشیم لاغر نمیشیم هیچ چاقترم میشیم.
    در مورد چسبیدن به هدف هم نکته ای بگم چند روزه یه نیروی قوی در درونم بهم میگه تو به هدفت چسبیدی تو به لاغری چسبیدی رها کن جسمتو رها کن توجهتو از جسمت بردار واضح واشکارا بهم میگه لاغری رو رها کن. هر چه از زمان دوره می گذره آدم بیشتر به هدفش می چسبه چون اوایل زیاد از خودمون انتظار نداریم ولی وقتی ماههای شرکت در دوره میره بالا تر آدم استرس می گیره که چرا پنج ماه شد من لاغرنشدم سایزم کم نشد من که دارم کمتر میخورم یا فایلهامو گوش میکنم.
    اره چسبیدن خیلی بده به هر چی بچسبی فرار میکنه به پول بچسبی پول نمیاد سراغت به عشقت بچسبی عشقت ازت دور میشه. چسبیدن یعنی احساس خلا احساس کمبود احساس نیاز
    احساس وابستگی. من باید رها کنم لاغری روبه یاری خدا من خودم بلد نیستم رهایی رو من از خودم چیزی ندارم فقط از خدا میخوام کمکم کنه توجهم رو از جسمم بردارم وبه احساس خوبم بزارم به تغییر ذهنم.
    من چند وقته خیلی احساس خوبی نسبت به اندامم دارم واحساس لاغری دارم ولی نمی دونم چرا مانتوم به اندازه ی احساسم آزاد تر نشده ولی تو آینه خیلی خودم را لاغرتر می بینم. وخودمو دوست دارم .
    خدایا شکرت

    4+
  3. سلام الان فایل رو گوش دادم . در مورد اشتها .
    بله دقیقا همینه در ذهن افراد لاغر اصلا چیزی به نام اشتها وجود نداره .
    اشتها زاییده ی ذهن چاق هست .
    به نظرم منبعش توجه ماست .
    توجه ما به خوردن و نخوردن . به مواد غذایی . فکرمون همش حول همین دور میزنه . در حالیکه میتونیم خیلی راحت حواسمون رو به سایر مواردی که دوست داریم گرم کنیم اون وقت هی به این موارد فکر نمیکنیم .
    رها کردن خیلی میده .
    صلح با خود خوب جواب میده .
    فراموش کردن خورد و خوراک خوب جواب میده
    رها کردن دادن قدرت به مواد غذایی خوب جواب میده .
    خلاصه اون احساس بده باید از بین بره .
    احساسمون که خوب باشه لاغری مهمان جسم ما میشه . به همین راحتی .

    4+
  4. سلام . امروز روز دوازدهم از تعهد من با لاغریست .
    امروز یه تغییر شگرف در من به وجود اومد . میبینم به جای اینکه من بخوام دنبال لاغری بدوم لاغری داره دنبال من میاد .
    احساس میکنم لاغریست که میخواد با من تعهد ببنده نه من با لاغری .
    امروز یه مطالبی به ذهنم وارد شد . یه قانونی هست میگن به هرچی بچسبی ازت فرار میکنه و برعکسش هم صادقه از هرچی فرار کنی بهت میچسبه .

    ما تا حالا میخواستیم از چاقی فرار کنیم و اتفاقا میدیدیم او بیشتر به ما چسبید .
    ضمیر ناخوداگاهمون عشق و علاقه به چاقی رو بیشتر در وجودش نگه داشت و جسم ما چربی سازی میکرد و ذخیره کردن چربی رو دوست داشت ؟ چرا ؟ چون ما ازش فرار میکردیم جسم ما بهش میچسبید یا اونا به جسم میچسبیدند .
    یعنی جهت ما اینطور بود .
    چربی ⬅ من ⬅ لاغری

    یعنی من به دنبال لاغری و چاقی و چربی به دنبال من .
    من ظاهرا از چاقی بدم می اومد و فرار میکردم و ظاهرا دنبال لاغری می دویدم و بهش میچسبیدم و او از من فرار میکرد .
    این مسیر ذهنی من بود .
    حالا میخوام تغییر مسیر بدم . شاید حرفایی که بخوام بگم یه مقدار مقاومت ایجاد کنه ولی وقتی یکم بیشتر فکر کنیم میبینیم نه اتفاقا کاملا درسته .

    تغییر مسیر من : من آرزوم رو پشت سر میزارم و رهاش میکنم و دیگه بهش توجهی نمیکنم . ایمان دارم خدا منو به آرزوم میرسونه . کانون توجهم رو میبرم روی شرایط فعلیم . خودم رو همینگونه که هستم دوست خواهم داشت . مگه من عاشق چاقی نیستم ؟ مگه بدن من چربی سازی و ذخیره ی چربی رو دوست نداره . مگه نمیگیم ناخوداگاه ما چاقتر شدن رو دوست داره چرا بخوام باهاش بجنگم . من جسمم رو ضمیر ناخوداگاهم رو حتی مخالفتهای ذهن خوداگاهم رو چاقتر شدن جسمم رو و تمام شرایط نادلخواهی که تا حالا ازش فرار میکردم میپذیرم و جهتم رو به سمت چاقیم میکنم .
    من یه فرد چاق هستم که از چاقتر شدنم لذت میبرم .
    این باور در من هست و من تا حالا ازش فرار میکردم .
    حالا میخوام بپذیرمش نه برای اینکه لاغر بشم نه . میپذیرمش برای اینکه میخوام خودم برم سمتش . برای اینکه با خودم صلح کنم . ناراحت میشم . با ناراحتیم هم صلح میکنم . ناراحتیم رو هم از خودم نمی رونم . من باور دارم خودی که تا الان در من داره زندگی میکنه چاقیه . من به چربیهای بدنم عشق میورزم . چربی خیلی مزایا داره . البته معایبم داره . بزرگترینش اینه که منو سنگین میکنه و توان حرکت رو ازم میگیره .
    من چربی رو دوست دارم و به همون اندازه که احساس خوبی بهش دارم او به من فایده میرسونه و به همون اندازه که احساسم نسبت بهش بده یعنی دارم در مسیر نادلخواه حرکت میکنم .
    من از چربیهای زاید خوشم نمیاد و ازشون فرار میکنم ولی اونا بهم چسبیدن . حالا ازشون فرار نمیکنم . خودم میرم سمتشون به خاطر بودنشون ازشون تشکر میکنم . خودم دوستشون داشتم و نگهشون داشتم . حالا چرا انقدر جسم من چربی رو دوست داره و دلش میخواد نگهش داره به خاطر اینه که با وجود چربیها احساس قدرت میکنه . احساس قوی بودن . احساس رهایی . احساس آزادی در خوردن .
    من دیگه از چاقی خودم فرار نمیکنم به سمتش میرم . باهاش آشتی میکنم . من همین حالا هم خیلی دوست داشتنی هستم . چربیهای بدنم برای زیباتر شدن من اومدن . بدن من در چاقی به زیبایی بیشتری میرسه .

    خندم میگیره چه فرمولهایی در ضمیر ناخوداگاه من هست . چاقی = زیبایی
    این فرمول از زمان قاجار در ذهن ما مونده که از خانواده هامون به ما رسیده . 😅😅
    خب هست دیگه . چیکارش کنم . من به لاغری به چشم یک تجربه نگاه میکنم . من دوست دارم که از لاغری لذت ببرم . دوست دارم که اندام زیبا داشته باشم . من این باورها رو هم دارم ولی اون باورها در من عمیقتره . چاقی در جسم من زورش بیشتر از لاغریه چرا ؟
    چون باورم اینه چاقی محدودیت در خوردن نداره . من تا بینهایت میتونم بخورم و لذت ببرم و جسمم اونها رو ذخیره کنه . در حالیکه دقیقا بر عکسه چاقها از خوردن لذت نمیبرن . اتفاقا لاغرها از خوردن بیشتر لذت میبرن . اگه دیگران از اندام چاق من بدشون نمیومد من الان از چاقی بدم نمی اومد .
    من از چاقی لذت نمیبرم .
    من از چربیهای زاید لذت نمیبرم .
    من از خوردن و خوابیدن زیاد لذت نمیبرم .
    من خودم رو دوست دارم . جسمم رو دوست دارم . دوست دارم سبک باشم .
    دوست دارم سریع از جام بلند بشم .
    از اینکه دیگران کارهام رو انجام بدن لذت نمیبرم .
    از تنبلی لذت نمیبرم .
    ولی دیگه نمیخوام ازشون فرار کنم .
    من باید به سمتشون برم . حلشون کنم . چربیها اگه زیاد شدن چون در ذهنم حل نشدن و من اونها رو در بیرون از خودم (ذهنم) مشاهده کردم یعنی در جسمم.
    چربیها و چاقی جسمی یعنی در ذهن من این چاقی و این چربی حل نشده .
    وقتی بهش عشق بدم عشق یعنی گرما . گرمای وجودم اونها رو حل میکنه و من دیگه در بیرون از خودم اونها رو شاهد نیستم .
    من خودم رو نوازش میکنم .
    من بدن چاقم رو نوازش میکنم . از خودم توی آیینه تعریف میکنم .
    همینطوری که هستم خودم رو دوست دارم . من به چربیها میچسبم تا اونها ازم فرار کنند . اگه بهم بچسبن یعنی همچنان دارم ازشون فرار میکنم .
    پس من ایست میکنم و تغییر مسیر میدم . لاغری باید دنبالم بدوه .
    لاغری ⬅ من ⬅ چربی
    دیگه نمیدونم واکنشهای جسمم از این تغییر مسیر چی میشه فقط سعی میکنم به بدنم همینگونه که هست عشق بورزم و از زندگی همین حالام لذت ببرم نه برای اینکه لاغر بشم . من لاغری رو پشت سر گذاشتم و همانند مادر موسی بچم رو در رود نیل انداختم خدایی که موسی رو به مادرش رسوند لاغری رو هم به من میرسونه .
    من به وضعیت اکنونم رسیدگی میکنم و از همین حالام لذت میبرم .
    این نوشته ی روز ۱۲ تعهد با لاغری بود تا ببینم فردا به کجای سایت هدایت میشم و چه مطالبی به ذهنم میرسه .
    خدانگهدار .

    20+
    1. سلام سادات عزیزم! امیدوارم حالت عالی باشه. من ویس شما رو تو کانال گوش داده بودم ولی نمیدونستم ویس شماست. ویس شما خیلی تاثیر گذار بود برای من. تو ویستون گفتین تا میتونید به خودتون محبت کنید واقعا همینطوره به نظرم منم تا زمانی که خودمونو دوست نداشته باشیم لاغر نمیشیم هیچ چاقترم میشیم.
      در مورد چسبیدن به هدف هم نکته ای بگم چند روزه یه نیروی قوی در درونم بهم میگه تو به هدفت چسبیدی تو به لاغری چسبیدی رها کن جسمتو رها کن توجهتو از جسمت بردار واضح واشکارا بهم میگه لاغری رو رها کن. هر چه از زمان دوره می گذره آدم بیشتر به هدفش می چسبه چون اوایل زیاد از خودمون انتظار نداریم ولی وقتی ماههای شرکت در دوره میره بالا تر آدم استرس می گیره که چرا پنج ماه شد من لاغرنشدم سایزم کم نشد من که دارم کمتر میخورم یا فایلهامو گوش میکنم.
      اره چسبیدن خیلی بده به هر چی بچسبی فرار میکنه به پول بچسبی پول نمیاد سراغت به عشقت بچسبی عشقت ازت دور میشه. چسبیدن یعنی احساس خلا احساس کمبود احساس نیاز
      احساس وابستگی. من باید رها کنم لاغری روبه یاری خدا من خودم بلد نیستم رهایی رو من از خودم چیزی ندارم فقط از خدا میخوام کمکم کنه توجهم رو از جسمم بردارم وبه احساس خوبم بزارم به تغییر ذهنم.
      من چند وقته خیلی احساس خوبی نسبت به اندامم دارم واحساس لاغری دارم ولی نمی دونم چرا مانتوم به اندازه ی احساسم آزاد تر نشده ولی تو آینه خیلی خودم را لاغرتر می بینم. وخودمو دوست دارم .
      خدایا شکرت

      2+
      1. سلام دوست عزیزم . بله کاملا درست میگید . ممنون بابت ابراز لطفتون به بنده . فرمایشاتتون کاملا درسته.
        امروز روز ۱۳ تعهدم بود ‌.
        چسبیدن به لاغری یعنی وابسته شدن به لاغرشدن و در نتیجه رنج کشیدن از نبودن خواسته و در مسیر ناخواسته حرکت کردن .
        و فرار کردن از چاقی یعنی ترس از چاقی و باز هم در مسیر ناخواسته حرکت کردن .
        هردوش احساس بد هست ‌و توجه مارو میبره سمت نبودن آرزو .
        آرزو دو وجه داره . یکی خود آرزو و دیگری نبودن آرزو .

        ما خیلی اوقات با احساسات بدمون و باورهای مخربمون و توجه به خورد و خوراکمون با نبودن آرزو هم ارتعاش شدیم و نتیجه هم دقیقا همون شده برامون .
        حتی ما خیلی جاها ناخوداگاه با چاقی هم فرکانس میشیم .
        ما باید خود فعلیمون رو خیلی دوست داشته باشیم .
        خیلی بیشتر از خیلی .
        خیلی باید احساس لیاقت کنیم . اینا احساس خوبه و با خواسته هم فرکانس شدن . حالا هر خواسته ای .
        ما لایق لاغر شدن هستیم .
        ما لایق بهترینهاییم .
        یعنی ببین باید اونقدر احساس لیاقت کنیم که لاغری خودش جذبمون بشه نه اینکه ما خودمون رو بکشیم و به زور بخوایم اون رو به دست بیاریم . تمام تلاش ما در ذهنه که باید کاری کنیم تا احساس لاغری کنیم و به اصطلاح با احساس لاغری هم ارتعاش بشیم .

        تا زمانیکه خودمون رو به عنوان اشرف مخلوقات باور نکردیم
        همچنان به لاغری چسبیدیم و او رو از خودمون قویتر میدونیم .
        باور نکردیم که تمام کائنات گوش به فرمان ما هستند و باور نکردیم سر راه دستور ما(آرزوی ما) هیچ مانعی وجود نداره به جز باورهای اشتباه ما .
        ما باید از لاغری قویتر بشیم ‌ .
        چطور ؟ با باور کردن خودمون .
        من خودم رو دوست دارم ‌‌.
        من از فکر و عمل و جسمم برتر هستم .
        من لیاقت بهترینها رو دارم .
        لاغر شدن باید خودبخود در من به وجود بیاد . بدون هیچ رنجی . با لذت تمام و این میسر نمیشه مگر زمانیکه من احساس وابستگی به خواسته ام رو رها کنم و در مسیر دریافت قرار بگیرم .
        مسیر دریافت چیه ؟ احساس خوب .
        احساس خوب ما وابسته به هیچ چیزی نیست .
        ما اونقدر لایقیم که احساس خوب هم خودبخود در ما ایجاد میشه .
        ما لایق بهترینها هستیم .
        امروز روز سیزدهم تعهد من با لاغری بود .
        امروز به احساس لیاقت رسیدم .
        سیزده روزه حرکت کردم و تنها به الهاماتم توجه کردم .
        از امروز میخوام با خدای وجودم تعهد ببندم یعنی بُعد روحانی وجودم . در بّعد الهی وجودم تمام نعمات الهی وجود داره . همه چیز هست . همه راهها هست و همه اش به ما چسبیده .
        بزرگترین معجزه منم . آفرینش من توسط روحم بزرگترین معجزه است که خلقش کردم .
        من روحی هستم که جسمم رو هر لحظه خلق کردم .
        ما ارباب لاغری هستیم . 💪💪💪 به به عجب باوری بهم الهام شد . 😙
        لاغر شدن حق مسلم ماست . 🤗🤗🤗
        خدایا سپاسگزارم

        2+
  5. سلام به استاد و دوستان عزیز
    قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، هر بار که پرخوری می کردم و از رفتار خودم رضایت نداشتم عامل آن رو زیاد بودن اشتها می دونستم به همین دلیل یه مدت به دمنوش های گیاهی رو آوردم تا بلکه بتونم اشتهام رو کنترل کنم و لاغر بشم. با خوردن این دمنوش ها یه کوچولو کاهش وزن داشتم اما با قطع کردن دمنوش، دوباره به وزن قبلی برمیگشتم.
    اما از وقتی که با این دوره فوق العاده آشنا شدم متوجه شدم که هیچ عامل بیرونی وجود نداره، همه چیز درونی هست و تحت کنترل مغز ما هست چون مغز مرکز فرماندهی بدن ماست. من هم با این روش ابتدا فرمولهای اشتباه ذهنم رو شناسایی کردم و سپس فرمول های صحیح رو جایگزین اونا کردم، که نتیجه فوق العاده ای برام داشت میل به خوردنم کمتر شد، کاهش وزن خوبی داشتم، آرامشم خیلی بیشتر شد و ….
    با خودم عهد کردم که هر روز این مسیر زیبا رو با اشتیاق ادامه بدم تا به هدفم برسم😊.

    10+
  6. سلام استاد. من دارم تمرین میکنم اشتها یا خوردن رو به تعویق بندازم دیگه مثل قبل با اولین فشار اشتها یا گرسنگی سراغ غذا نمیرم. اینو مدیون شما

    10+
  7. سلام استاد عزیز و ممنون از فایل خیلی خوبتون با حضور دختر گلتون
    مرسی که گفتید اشتها بیرونی نیست، من همیشه کلی دنبال قرص کاهش اشتها بودم با اینکه بعضی از دکترها بهم گفتن این قرص ها جز معتادت کردن چیزی نیست و ممکنه درونشون مواد اعتیادآور مثل شیشه باشه ولی من گوشم بدهکار نبود ، همه مدل قرص کاهش اشتها از داروخونه میخریدم و میخوردم و به جز حالت تهوع و … چیز خاصی برام نداشت البته وزنم دو سه کیلو کم میشد ولی همش موقت و گذرا، الان خیلی خوب متوجه شدم که همش درونمه و همه چیز از درونم باید شروع بشه ، هرروز فایل هاتونو گوش میدم و منتظر شکفت انگیز شدنم.ممنونم و خداروشکر که با شما آشنا شدم.

    7+
  8. سلام استاد من که این فایل را دیدم فقط اشتها داشتم آیدا خوشگلو بخورم خدا براتون حفظش کنه الهی که چقدر شیرینه
    استاد تمام این نشانه ها که اشتها ی من تیدیل به انتخاب شده در من جوانه زده وبخوبی حسش میکنم این بار دوم تکرار که به هفته نهم رسیدم بار اول که دوره را شروع کردم نه تنها کم نکرده بودم بلکه زیاد هم کرده بودم حدود ۳ کیلو که به شما پیام دادم گفتید فقط ادامه بده وتکرار کن راستش اول دلخور بودم ولی بعد از کلی فکر کردن با عقیده شما همسو شدم وتصمیم به تکرار دوره گرفتم این بار سعی کردم تمرینات را بیشتر درک کنم وبرای درک بهتر تمرینات و فایل ها را در دفتر جداگانه نوشتم وتکرار کردم از هفته چهارم تکرار دوم تعقیرات من شروع شد احساس بهتری داشتم حالم خوب بود پیاده روی را شروع کردم میل دوباره ورزش کردن در من تشدید شد وبه جای آن میل به خوردن غذا در من کمتر شده صبح ها پیاده روی در پارک و بعدش ورزش TRX و نوشتن تمیرینات هر روز حال مرا بهتر میکند قبلا خیلی اشتها به پرخوری داشتم ولی الان به زور ی پش دستی غذا میخورم البته وقتی کاملا گرسنه باشم بیشتر گرسنگی را حس نمیکنم احساس ضعف بهتره بگم دقیقا حس میکنم دستورات مغزی من برای غذا خوردن تعقیر کرده ولع که اصلا ندارم در صورتیکه قبلا تا گرسنه میشدم نمیتوانستم صبر کنم تا غذا آماده شه چنان دست وپام میلرزید که حالم بد میشد حتی برای چکاپ رفتم گفتم شاید قند خون ام رفته بالا که این مدل میشم ولی الان دیگه به هیچ وجه مدتی است که این حالت را ندارم ساعتها از وقت غذا هم بگذره ولع واشتها ندارم خیلی ریلکس میرم کمی غذا میخورم وبا احساس سیری دیت از غذا میکشم وبه تازگی دوستانی که مرا مدتی بود ندیده گفتند چقدر لاغر شدی خوب شدی و من تو دلم به خودم آفرین گفتم واز خودم که با پشتکار این دوره عالی را به استادی شما ادامه میدم تشکر کردم وخوشحال شدم که در ایستگاهی هستم که دبگران به من میگویند لاغر شدی واین نشون میده که من در مسیر درستی گام بر میدارم موفقیت شما را از خدای بزرگ خواهانم استاد

    15+
    1. سلام استاد سلام دوستان
      من دو بار فایل دیدم هر دو بار حواسم رفت به آیدا خانم کلا نفهمیدم استاد چی گفت اخرش متن و خوندم و وییس گوش دادم
      خدا حفظش کنه
      راستی استاد یک فایل اماده کنید و توضیح بدین با سه تا بچه چطور به این همه کار می تونید رسیدگی کنید
      دوست عزیز خانم سهیلا عظیمی ویشته من هم دقیقا تجربه مثل شما رو داشتم دور اول که دوره رو انجام دادم افزایش وزن 6 کیلویی داشتم به استاد پیام دادم که من در زمینه های دیگه زندگی نتیجه ی خوب گرفتم ولی به جای لاغر شدن دارم چاق میشم و ایشون گفتن فقط ادامه بده و من چون به دوره ایشون ایمان داشتم به خاطر تغییر شرایط خودشون و دیگر دوستان ادامه دادم و الان در دور سوم هستم که به صورت باور نکردنی اشتها و ولعم کم شده و من هم هر روز پیاده روی میرم و واقعا لذت میبرم که دیگران میگن با ماسک و تو این گرما اخه چه طور میری پیاده روی
      من واقعا از خدا سپاسگزارم که با این دوره اشنا شدم و اسارت چاقی خارج شدم

      9+
      1. دوست عزیزم ممنونم از حمایت شما واقعا خوشحالم که تو این دوره شرکت کردم چون هم خوب لاغر نیشم وهم دوستان خوبی مثل شما دارم وهم استاد توانایی مثل رضا عطار روشن هدایتگر ملست خدا را هزار مرتبه بخاطر این نعمت ها سپاسگذارم

        4+
  9. سلام استاد گرامی و بینظیر
    امروز دقیقا ۶۳ روزه که به سایت تناسب فکری هدایت شدم
    دنیا برام شکل دیگه ای شده هر روز صبح که بیدار میشم هدف مهمی رو دنبال می کنم و برای رسیدن به این هدف مهم که کاهش وزن ذهنی هست شور و شوق خوبی احساس می کنم و هر روز اطلاعات جدید و مفید و انگیزه بخش دریافت می کنم و این برام خیلی لذت بخشه
    دفتری دارم که تمرینات توصیه شده ارو می نویسم خلاصه اشو در قسمت دیدگاه می نویسم

    از وقتی که وارد سایت شدم علاوه بر اینکه ذره ذره افکار چاق کننده ارو کشف و کنار می ذارم یاد می گیرم که در مسیر لاغری با ذهن چطوری صحیح تر پیش برم
    مهمترین سوالی که از ابتدای ورود به این دوره ذهنمو درگیر کرده بود این بود که بالاخره استاد قراره چه راه حلی برای مسیله خوردن نخوردن و کنترل اشتها به ما بده

    چون تا حالا این دو یعنی تعیین مقدار خوراک برای لاغری و کنترل اشتها از مهمترین فاکتورهای لاغر شدن بوده

    دنبال این بودم که بالاخره تکلیف ما در ایت موارد چیه

    توی پی وی برای استاد مطرح کردم ایشون گفتن جوابش توی سایته مطالعه بفرمایید

    ولی من هر چی بالا پایین می کردم مطلب خاص مربوط بع این دو رو پیدا نمی کردم

    اما چند روز پیش به شکل اتفاقی وارد قسمت صفحه اصلی سایت شدم دیدم‌ استاد برای هر دوی اینا فایل و متن گذاشته

    به شکل غیر قابل وصفی خوشحال شدم

    ولی تا به امشب موفق نشده بودم بدون مزاحمت اشخاص به فایلهای مربوطه گوش بدم یا متنشو بخونم

    امروز بحث کنترل اشتهارو خوندم و فایل تصویری رو نگاه کردم واقعا عالی بود

    داشتم فکر می کردم که تمرینشو چطوری و با چه جملاتی وارد دیدگاه کنم
    رفتم سراغ دفترم قسمت نکته ها
    دیدم از قول استاد نوشتم سیستم ذهنی بدن انسان طوریه که با هر چیز بخوایم بجنگیم و مبارزه کنیم اونو به دفاع از اون‌چیز معنا می کنه و اون‌مسیله با شدت بیشتری ادامه پیدا می کنه

    وقتی خوب فکر می کنم می بینم همین اصل در مورد اشتها صادقه
    اگر بخوایم به شکل مصنوعی اشتهارو کم کنیم انگار داریم فرمان اشتهای بیشتر از مغز دریافت می کنیم اینجوری فایده نداره
    ما باید به شکل طبیعی و درونی به کم اشتهایی برسیم تا در مسیر لاغری پیشرفت کنیم

    اینم که راه حلش استمرار در انجام تمارین ذهنی هستش
    تا وقتی احساس اشتهای زیاد داریم در حقیقت میزان علاقه ی ما به چاق شدن محسوب میشه یعنی هنوز فرمولهای چاقی حاکمه و تغییر نکردن ….اما مصنوعی و اجباری و مراقبت خودآگاهانه هم راه حلش نیست

    بهتره هر چقدر میل داریم با آرامش تمام میل کنیم خودمونو سرزنش نکنیم و با ترس ادامه ندیم

    اشتها طبق آموزه ها ی بیشتر خودبخود کم میشه و ما ازش لذت خواهیم برد و هیچ رنجی هم‌متحمل نخواهیم شد

    امیدوارم تمرینمو درست انجام داده باشم

    البته اینجا یک سوال برام پیش آمده

    وقتی به ابتدای کانال تلگرام آموزش ذهنی لاغری
    مراجعه کردم و آماده نکته برداری شدم راجع به چگونگی آغاز غذا خوردن اشاره کرده که به منظور کنترل اشتها نوشته

    قانون ۱۰ دقیقه ارو برای غذا خوردن رعایت کنید تا زودتر پالس سیری از مغزتون صادر بشه

    اونم به این شکل که ۱۰ دقیقه قبل از وعده ی غذایی یک لقمه از هر چیزی که برای وعده غذایی آماده کردید میل کنید بعد از ۱۰ دقیقه برید مشغول صرف غذا بشید اینجوری زود سیر میشید

    الان من‌دچار تناقض شدم بالاخره اشتهارو باید با یک‌اقداماتی تحت کنترل درآورد یا نیازی نیست چون‌خودش باید اتوماتیک بعد از تمرین روی ورودی های ذهن کم بشه ؟؟

    ممنون از پاسخ جناب آقای استاد روشن

    شهربانو ۵۲ ساله از تهران
    ۲۰ شهریور ۱۳۹۹

    6+
    1. سلام دوست عزیز
      از اینکه همراه ما هستید خوشحالم
      برای خوردن از هیچ قانونی پیروی نکنید
      هر بار که قصد غذا خوردن دارید از هر غذایی که دوست دارید به اندازه ای که خودت از خوردنت راضی باشی بخور
      قانون 10 دقیقه و 20 دقیقه و غیره نیاز نیست

      5+
      1. سلام استاد جناب عطار روشن

        چشم ممنون از پاسختون زحمت کشیدید خیلی متشکر
        قانون ۱۰ دقیقه هم کنسل
        چند تا فایل بعدیتونو که گوش دادم متوجه شدم
        پاشنه آشیل افتادن به دور لاغری فقط ریختن ترسمون از غذا خوردنه

        اینم با ادامه دادن به مسیر و انجام تمارین کم کم از ذهنمون خارج میشه

        البته می دونم که حتما راه حلهای منطقی هم داره اینجا من از قدرت سوال مثبت استفاده می کنم و زحمتو کم می کنم

        سوال
        چگونه ترس از غذا خوردن رو کمرنگ و سپس به صفر برسانیم ؟

        جواب به این سوال رمز موفقیته

        فعلا خدانگهدارتون تا تمرین بعدی
        ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ شهربانو باقری

        4+
  10. واااااای خداااا چقدر دیدن آیدا شیرین و لذت بخشه با اون لباس رنگی رنگی خوشگلش😍😍😍منکه دوبار این فایلو دیدم،لطفا بیشتر با آیدا فایل بزارید برامون 💕💕💕استاد من بعد از یکسال تو دوره بودن تازه دوروزه به ی حس رهایی رسیدم انگار ،اینم از اینجا شروع شد که یکی از دوستام هفته ی پیش شروع کرد رژیم گرفتن و چون من سابقه ی همه ی رژیمارو دارم و ناموفق بودم از من اطلاعات گرفت و منم کامل توضیح دادم واسش و چندروز پیش گفت با رژیمم خیلی اکی هستم و دارم لاغر میشم ی صدایی گفت اوه بیا همه دارن وزن کم میکنن و تو هنوز چاقی بماند که حسم بد شد وتنفرم از خودم زیاد شد و ولع اومد سراغم ی صدایی گفت بیا شروع کن گالری شماری الان دیگه تو اینقدر در زمینه کنترل ذهن خوب شدی که تمام زمینه های زندگیتو پوشش داد الا همون لاغری که از اولش فقط دنبال اون بودی صبح روز بعد تا اومدم ترازو آشپزخونه و برنامه کالری شمارو بیار وسط و به حساب کتاب کالری برسم دیدم دارم عصبی میشم ترازو رو گذاشتم تو جعبه برنامه رو هم بستم و اومدم تو پیچ اینستاگرام شما که این فایلو دیدم و بعدش به این درک رسیدم که بابا از روز اول تو فقط قرارشد فایل گوش بدی و تمرین کنی و فکر کنی وبقیه اشو رها کنی شد شد نشدم نشد چرا اینقدر چسبیدی به لاغری ،اصلا تو همینی خداروشکر سالمی وبدن کارآمدی داری همین شد که اصلا تصمیم گرفتم کمتر جلوی آیینه مکث کنم و دنبال ایرادبگردم ،هروقت خودمو درآیینه دیدم فقط ی نگاه گذرا کنم و بگم خوبه و رد شم،دیگه دو روزه اصلا فکر نمیکنم چطوری غذای کم کالری تر یا کم چربتر بپزم یا حتی ی وعده غذاییو حذف کنم دیروز بعد از مدتها هم صبحانه خوردم هم ناهار هم شام و میان وعده با اینکه بیشتر از قبل غذا خوردم سعی کردم حس وای زیاد خوردم یا ترکیدمو از مغزم دور کنم همش با خودم گفتم همین که احساس خفگی نمیکنی یعنی بدنت درحال جذب و دفع غذاست،خیلی آروم خوابیدم بعد از مدتها شاید دیروز من ی خواب راحت و طولانی کردم ،ی رهایی و بی نیازی خاصی پیداکردم همش با خودم میگم بسپار به خدا وبدنی که خونه ی خداست حالا جالبه من تا پارسال و قبل دوره همش میگفتم مگه خدا هم وجودداره ؟اگه هم وجودداره منو که یادش رفته ولی حالا همش به جیزهایی نگاه میکنم که تا پارسال آرزوشو داشتم ، الان استاد ی حس عجیبی دارم که نه استرس دارم نه اضطراب نه ناراحتم نه فشاری رومه نه از خوردن بیزارم نه از خوابیدن ،از خودم بدم نمیاد به زمین و زمان گیر نمیدم و عجله ندارم عین ی قایقی شدم که خودشو به دست امواج سپرده و مطمئنه به خشکی میرسه.راستش هم ی لذت بخشه هم عجیبه ،میدونم بعد از اینهمه وقت فایل گوش دادن و تمرین کردن باید به این مرحله میرسیدم حالا ی دوستی ی ماه بعد رسیده من یکسال بعد ولی مهم رسیدنست و مهم اینکه که در این راه تناسب من به قدرت شگفت انگیز فکرم باور پیدا کردم جوری که خودمم گاهی باورم نمیشه چطوری من این همه توانمندیمو از بالفعل به بالقوه تبدیل کردم و الانم دیگه داره نشانه های زیبایی ذهن متناسب در رفتارم پدیدارمیشه و حتما به زودی تناسبو تو بدنم هم میبینم و خوشحال تر میشم😊😊😊🌺🌺

    12+