ورود / ثبت نام
0

مبانی لاغری با ذهن (قسمت اول)

اندازه متن

همانطور که سواد آموزی نیاز به دفتر و مداد برای یادگیری دارد، لاغری با ذهن نیز نیاز به دانستن مواردی است که برای لاغر شدن از طریق ذهن باید آنها را بدانیم.

در سال هایی که مشغول آموزش لاغری با ذهن به علاقمندان هستم با سوالات زیادی مواجه شدم که نشان می داد افراد درک صحیح از موضوع لاغری با ذهن ندارند. بنابراین تصمیم گرفتم برای افرادی که علاقمند هستند از مسیر لاغری با ذهن، رویای لاغری خود را محقق کنند موضوعاتی که نقش اساسی و مهم در کسب نتیجه عالی از این مسیر دارد را عنوان کنم.

بنابراین این مجموعه فایل ها بعوان مسیر اصلی لاغری با ذهن نیست بلکه شامل الزاماتی است که برای کسب نتیجه عالی از آموزش های سایت تناسب فکری به آن احتیاج دارید.


ب نام خدا 

سلام دوستان

ضمن عرض تشکر و سپاس فراوان از استاد مهربان ، خوش رو ، و بخشنده

این روزا توی روزگاری داریم زندگی می کنیم که همه ی افراد جامعه دغدغه چاق و لاغری دارن و به دنبال روشی هستن ک بتونن حتی برای مدتی کم حتی یک روز لاغر شدن رو تجربه کنند.

خیلی از این نوع آدمها آرزوهای کوچیک و بزرگشون رو قربانی چاق شدن و چاق موندن می کنند، به شکلی که دیگه اعتماد به نفسی ندارند که برن دنبال علاقیشون، خواسته هاشون، آرزو و حتی رویا هاشون.

من هم خودم یه روزی جزیی ازین نوع از آدمها بودم، دلیل و بهانه های داشتم برای چاق شدنم. بهانه هایی مثل ارثی بودن، پرخوری، بی تحرکی، خواب زیاد، ازدواج، بارداری، تیرویئد، کم خونی، مشکلات هورمونی، بچه شیر دادن، سزارین، تقدیر، سرنوشت، اقبال، خداخواسته، و … 

از بین این همه افراد عده ای پذیرفتن چاقیشون رو و دارن باهاش زندگی میکنند، زندگی تواَم با ناراحتی، نامیدی و مشکلاتی از جمله نشست و برخاست و انجام کارهای شخصی.

عده ای هم مثل من بدنبال روشهای متنوع و گوناگونی بودن و حتی هنوزم هستند به اسم رژیم های با اسم های معروف، بدنبال ورزشهای سبک و سنگینی که باعث آسیب های جدی به زانو و کمرمون میشد، پیاده روی های چند ساعته، گرفتن کمربند و گن های مختلف لاغری، خوردن انواع قهوه های سیاه و سبز با اسم های معروف مثل اسپرسو، ترک، فرانسه، قهوه های ک هرچی اسمشون شیک تر چربیسوزی بهتر، انواع دمنوش ها بازم بااسم های معروف، و یا قرص های شیمیایی داروخانه ها به اسم ال کارنتین..

روزها، ماه، سال ها می گذشت من شب و روز بدنبال روشی بودم ک منو لاغر کنه، پیدا میکردم، عمل میکردم ولی بعد از مدتی رها کردن من هنوز همون آدمی بودم ک بودم ..

در حالی ک وقتم، پولم، شور و شوقم هدر رفته بود.

ما کسایی هستیم  ک همیشه دنبال رژیم بودیم، یک هزینه جدا داشتیم از خانواده، یک سفره جدا و وعدهای غذایی جدا.

دراین بین که ما رژیم می بودیم تمسخر دیگران، دلسوزی کردنهای دیگران رو هم داشتیم، که آخیی ببین بخاطر چند کیلو چجوری داره تلاش میکنه، یا مسخرمون می کردن که بابا تو که تغییری نمیکنی همیشه همینی بودی ک دیدیم، حالا امشب رو بخور، عروسی بخور، گرونه بخور، سوغات بخور، دیگه گیرت نمیاد بخور، و بخور بخور بخورهای لعنتیشون ،،،

بله استاد ما همه مثل همیم پس خوب همدیگه رو میفهمیم، درک میکنیم پس میتونیم با بودنمون کنارهم، روحیه دادن به هم و با کلی حس و حال خوب حس و حالی ک جز خودمون کسی نمیتونه بهمون تزریق کنه این مسیر ( مسیر لاغری با ذهن ) رو طی کنیم و تو دلش حالمون، احوالمون خوب باشه و درنهایتش ک بینهایت هست موفق بشیم ،، انشالله …

مسیر لاغری با ذهن مسیری یک ماهه، یک ساله، پنج ساله نیست مسیری است ک مثل نفس کشیدن، پلک زدن، تپیدن قلب باید باهاش زندگی کرد، ناخودآگاه فعال زندگیمون باشه مثل ناخودآگاه نفس کشیدنمون ک ما هیچ دخالتی درش نداریم و نمی‌تونیم ک مثلا یک روز نفس نکشیم … 

قدم اول از شروع مبانی لاغری باور کردن است:

بارها و بارها استاد عزیزمون راجبه کلمه باور فایل ضبط کردن و صحبت کردن که نقش باور چقدر در ذهن ما حائز اهمیت است.

اینکه زندگی های اکنون ما رو باورهای ما شکل داده، اگر که الان فرد موفقی هستیم این باور ما بوده که ماموفق شدیم، اگر آدم بدشانس، ضعیف، فقیر ی خدای نکرده هستیم این باور ما بوده ک باستفاده از دیدها، شنیدها، خانواده، اطرافیان دوست آشنا، جامعه مدرسه ووووو این باور رو درخودمون ایجاد کردیم… و شخص حال حاضر هستیم …

باور اینکه ما چاقیم رو خودمون برای جسم، روح، و روانمون بوجود آوردیم و با هر دفعه مُهر تایید این باور رو هی پررنگتر کردیم.

مثل ارثی بودن ک چون مثلا عموی من چاق هست پس طبیعیه که من هم چاق باشم، یا چون اکثر آدمها طبیعیه که بعد از ازدواج یا زایمان چاق میشن پس طبیعیه که برای من هم اتفاق بیفته.

درحالی که اگر فقط یک نفر بین اعضای خانواده کاملا چاق باشد که لاغر باشه این قانون نقض خواهد شد، یا خیلی از افراد قطعا در اطراف ما هست ک بعد از ازدواج و بارداری همچنان متناسب هستن.

خب حالا برسم به اینکه من باید باور کنم که تنها و تنها و تنها ترین راه برای لاغری منه چاق و همه ی افراد جاق در جامعه ام فقط و فقط لاغری با قدرت ذهن هست …چرا؟

من خودم رو میگم و مطمئنم و یقین دارم برای تو خواننده که داری این تحلیل رو میخونی بارها و بارها برات پیش اومده که از انواع و اقسام رژیم ها و ورزشهای سبک و سنگین استفاده کردی نتیجه مقطعی گرفتی ولی باز برگشتی سر خونه اولت و حتی وزنی بیشتر از اون چیزی که اول بودی رو مشاهده کردی با رفتن روی ترازوهای مختلف داروخانه ها و باشگاه های ورزشی…

من باور دارم ک روش لاغری با قدرت ذهن تنها روش منطقی هست که میتونه منو به رویای لاغر شدن برسونه چرا؟

چون در گذشته من رژیمهای زیادی رو گرفتم ک مقطعی از وزن من کم کرد ولی به محض رها کردن وزن قبلی من برگشت، ورزشها و پیاده روی های زیادی کردم و بازم برگشت.

این روشهای قبل از آشنایی من با روش ذهنی بود ک بماند از چه دمنوشها و قهوها و چربی سوزهایی که استفاده کردم و رفتن به باشگاه و ساعت ها ورزش کردن.

پارسال همین موقع ها تو فصل پاییز بعد از اینکه من تسلیم چاق شدنم شدم و کلی گریه کردن با سرچ کردن تو گوگل و بدنبال چیزی دیگه بودم که ناخودآگاه هدایت شدم به فایلهای رایگان استاد و انگار که درحال سقوط باشی و وسط زمین آسمون یکی بکشدت بالا ..

یا مثل گنجشکی زخم خورده باشی و استاد عزیزم با حرفاشون با منطقی کردن لاغرشدن با ذهن جوونی دوباره بده بهمون و آنهایی ک به رویای خودشون دست پیدا کردن ترمیمون کردن بال و پر زخمیشون رو از شکست رژیم ها و تلاش و سختی ها و دوباره پرواز کردن رو یادمون دادن و هم‌چنان آموزش ها و ترمیم هاشو برقراره و خدارو شکر ادامه داره

استاد جان من پارسال چند ماهی درخدمتتون بودم درسایت و فایل های رایگان ، ولی متاسفانه و صد حیف کارهایی کردم و باعث لیز و سقوط کردن من به ته دره شد.

ولی همیشه کانال تلگرام تون رو داشتم و من اپلیکیشن تلگرامم رو فقط و فقط بخاطر کانال شما نگه داشتم و همیشه میدیدم که دیدگاههای دوستان عزیز و فعال میگذاشتید و من نگاه میکردم و از ادامه دادناشون، پشت کار و هدفشون حظ میکردم و بهشون دست مریزاد میگفتم. تا اینکه اتفاق های افتاد که الان اینجا در خدمتتون هستم با افتخار که در ادامه میگم خدمتتون…

تفاوت فکر و باور

راستش استاد مثل همیشه حق باشماست.

من، ما بارها و بارها تصمیم گرفتیم از شنبه، ازین عروسی ب بعد، ازین سفر ب بعد، از این مهمونی به بعد شروع کنم حالا یا به رژیم یا شروع کار، یا برنامه ریزی ووووو ولی همیشه من خودمو به شخصه میگم ناموفق بودم و فکری گذرا بود و فقط از ذهن من گذشته و هر از گاهی این فکر ب سراغم میومد ولی باور نگرش و انتظاریه ک ما از خودمون و از دیگران حتی داریم.

مثلا اگه ما طی یک دوره رژیمی گرفته باشیم ولی وزن کم نکرده باشیم. اما کسی بگه انگار جمع و جور تر شدی ما باور می کنیم و می گیم شاید وزن کم نکردم سایز ک کم کردم.

موضوع بعدی به طریقی که خودمون بیشتر از هرکس بهش واقفیم بخودمون اثبات کنیم که لاغر شدن تنها راه لاغر شدنه.

استاد جان من پارسال هم ک درخدمتتون بودم لاغر شدن و برای دیگران می خاستم که لاغر شدن من پوتکی باشه تو دهن کسایی که مسخره م کردن، ناراحتم کردن، حرصشون بدم و بگم دیدی فلانی بالاخره منم تونستم لاغر بشم، چشات دراد، بخورمو لاغربشم، تحرک نداشته باشم و لاغر بشم، ورزش نکنم لاغر بشم، ترس نداشته باشم و لاغر بشم.

این باعث شد اولین لیزها رو بخورم چون من اشتباه برداشت کردم ک خوردن من باعث چاق شدن من نمیشه و هیچ نوع ماده ی غذایی قدرت چاق کردن من و نداره، باعث شد فکر کنم ک من هرچی بیشتر فایل play  کنم و دیدگاه بنویسم و از شما مدال دریافت کنم مهر تایید هست که من کارم درسته و هرگز لیز نمیخورم (خیال باطل) در حالی که تواین فایل آب پاکی رو ریختید رو دستم که تا در درون ما تغییر نگرش ایجاد نشه هیچ مدال و تاییدیه ای کار ساز نیست.

استاد جان من بهم اثبات شده تو این چند وقت که نبودم، درسته فعال نبودم تو سایت ولی خدا رو شکر از گود هم خارج نشدم و یه خبر خوب برای خودم اینه که حداقل چاقتر از قبلمم نشدم (بعد از آشنایی با شما و سایت و لاغری با قدرت ذهن)

با اینکه در مسیر نبودم چاقتر نشدم.

ثابت شده برام لاغری با ذهن چون افراد زیادی در اطراف من هستند ک رژیم و ترس از چاقتر شدن دارن، ثابت شده چون افراد زیادی اطراف من هستند و نگرش آب هم بخورن چاق میشن.

  • دوستی دارم ک هیکل متناسبی داره فقط دستاش چاقه و این باور رو داره ک هرچی میخوره میره تو دستاش و باعث چاقی دستش شده.
  • دوست نزدیکم و دختر خواهر شوهرم عمل اسلیو انجام دادن و ترس از چاق تر شدن دارن و یک روز درمیون روی ترازو هستن و گرم به گرمشون رو چک میکنن.
  • دوستانی دارم ک ترس از الویه و سالاد ماکارونی دارن و ترس لز خوردن و حسرت از نخوردن دارن

اثبات شده بهم که لاغری با ذهن تنها راه چون ذهن من دیگه هیچ نوع رژیمی رو نمیپذیره.

درسته قبلا هم نمی پذیرفت ولی با فشارهای فیزیکی من، و بدنمو تحت قحطی گذاشتن مجبور می شد مقداری از وزن و سایزم رو کم کنه، ولی اینسری به اصرار همسرم من وارد یک گروه تلگرامی شدم به اسم سفیران تندرستی که مشاوره میکردن و رژیم میدادن راستش منم مشاوره شدم و هزینه رژیمشون ۱۷۰ بود.

ولی به خواست خدا موفق به دریافت رژیمشون  نشدم. تو اون چند روز شاید سه روز که توی اون گروه بودم و ملت و مشاوره و آموزش میدادن هر کلمه و جمله ای ک میگفتن ذهن من می خندید خدا میدونه میخندید.

هر جمله ای از حرفهای اون افراد ذهنم جستجو میکرد ک یکی از حرفهای استاد رو میورد ک حرفهای اونها رو باطل میکرد.

یکی از حرف‌ها و توصیه هاشون این بود که چربیهای شکم دیرتر آب میشن بخاطر بافت های زیرین چربی، که ذهنم گشت و حرف استاد رو یادم اورد که توی یکی از فایلهاشون می خندید و می گفت لایه های زیرین وجود نداره و غیره 

ذهنم نپذیرفت ک نپذیرفت ..اصلا دیگ هیچ نوع رژیم و ورزش و چربیسوزی رو باور نداره ک نداره …

راستش اون سه روز من دوتا انتخاب داشتم یک انتخاب رژیم و چندماهه زودتر لاغر شدن، یک انتخاب روش لاغری باقدرت ذهن، روشی که نیاز به صبر و آموزش داره، روشی که ممکنه چاقترم کنه، روشی که دنبال دلیل و منطقش باشی ووووو 

و خدای من شاهده ک دلم، قلبم، ذهنم حتی حتی حتی ذهن منفی بافم که همیشه نجوا داره که روش لاغری طولانیه، تو نمیتونی، و پول دوره رو نداری وووو هیچی هیچی نگف ..

و من باز وجود دستان و خواست خدا رو در وجودم و زندگیم حس کردم در واقع با چشمام دیدم ک انشالله تو دیدگاهای بعدی میگم …

و این دیدگاه رو طولانی تر نمیکنم …

استاد جان من باور قلبی و باور عمقی دارم که روش لاغری با ذهن تنها و تنها روشیه ک میتونه من و امثال منو لاغر کنه البته بااستفاده از آموزش ها و عمل کردن ب آموزشها و اثبات شده ک باز تنها راه لاغر شدن من همین مسیر لاغری با قدرته ذهنه.

یکی از اثباتش به خودم و در مرحله ی آخر به دیگران که یکیش همسرم هست اینه ک با اینکه تو مسیر نبودم ولی خارج هم نشدم چاقتر از قبلم نشدم. لاغر نشدم ولی چاقترم نشدم 

خدایا شکرت 


تمرین این جلسه:

1- چند بار محتوای آموزشی را با فاصله زمانی تماشا کنید تا درک بهتری از آگاهی این جلسه کسب کنید.

2- دیدگاه و نگرش خود درباره تفاوت بین افکار و باور را شرح دهید. توصیه می شود با مثال پیدا کردن توضیح خود را کامل تر کنید.

3- به طریقی که برای خودتان منطقی است اثبات کنید که لاغری با ذهن تنها روش موثر برای لاغر شدن دائمی است.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=31876
برچسب ها:
20 نظر در مورد مبانی لاغری با ذهن (قسمت اول)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/01 00:07
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,574 کلمه

      مبانی لاغری با ذهن (قسمت اول)

      سلام وقت بخیر دوستان و استاد گرامی

      امشب دلم خواست یه تنوعی داشته باشم و قسمت اول این دوره رو گوش کنم و مقالشو بخونم ،خدارو شکر میکنم برای بودن در مسیر رشد و آگاهی 

      منهم به تکرار در کامنتهام نوشتم و از دوران سخت چاق بودنم گفتم  ،اینکه از بدو تولد تپل بودم و به مرور چاق شدم و بالاترین وزنی که داشتم ۹۸ کیلو بودم زمانیکه باردار بودم و بعد از بارداریم انگار خودم پذیرفته بودم که باید تا مرز ۹۸ کیلو چاق بشم و اتفاقا چندین و چند بار تا ۹۵ کیلو رسیدم و مجدد با رژیم‌ ها و ورزش های طاقت فرسا خودمو تا مرز ۷۵ رسوندم و یکبار به ۶۷ کیلو و چند بار به ۷۰ و ۷۲ کیلو رسیدم

      میتونم بگم تمام عمرم در رژیم،ورزش،تلاش برای لاغر شدن،قرص خوردن و دم نوش خوردن گذشت‌،در ترس از خوردن و چاق شدن گذشت ،در سرچ و تحقیق برای لاغر شدن گذشت ،انقدر که من برای لاغر شدن تلاش و رنج کشیدم اگر تو یه مسیر دیگه وقت گذاشته بودم الان باید مدیر یه کمپانی  قدرتمند شده بودم ولی تمام اون راه ها  پوچ و اشتباه بود

      از ۱۰ سالگی تو رژیم بودم تا ۸ سال پیش که دیگه یه روزی خسته شدم از اونهمه اتلاف انرژی و وقت و رها کردم هر چی ورزش و رژیم بود ،لج کردم با خودم،با جهان ،با خدا و فکر میکردم حالا که قهر کردم خدا دلش میسوزه واسه من 

      ولی این قهر من ۸ سال طول کشید و زمانیکه از همون ۸ سال پیش وارد دوره های روانشناسی و آموزش های ذهنی شدم ،آرام آرام متوجه شدم چیزی در درون من صحیح عمل نمیکنه ولی نمیدونستم چیه تا اینکه ۲ سال پیش هدایت شدم به لاغری با ذهن

      سالها در تلاش بودم برای پی بردن به این سئوالم که چرا من چاقم و خواهرام لاغر؟ چرا من باید رژیم باشم و  چاق و اونها آزاد هستن و لاغر؟ 

      هر چقدر بیشتر حساس میشدم بیشتر از وجود خودم بدم میومد ،آخه خدا چه خصومتی با من داشت؟ من خودمو جدا شده از آدم های متناسب میدیدم و از اون حس ، رنج میبردم که باعث شده بود باور کنم من نخواستنی و نفرت انگیز هستم و همیشه سعی در تایید و جلب توجه بودم 

      و موضوع چاقی من سالها مثل علامت سئوال در مغزم میچرخید تا اینکه در دوره های لاغری با ذهن قفل های ذهنیم یکی یکی شناسایی و شکسته شدن و من آگاه و آگاه تر شدم به خودم به بدنم به شخصیتم به افکارم به باورهام به ترس هام به اعتقاداتم به درونیاتم به علایقم به خدا به جهان به اطرافیانم و کم کم در من شخصیت یک فرد متناسب که از قبل در من بود نمایان شد 

      ترس از خوردن و ترس از غذاها در همون بدو بزرگ شدنم در من شکل گرفت ،اون  زمان هاییکه شام خوردن برام ممنوع شد باور قدرتمند (شام خوردن باعث چاقیست)در من شکل گرفت ،وقتی در یخچال به  روی من قفل میشد متوجه شدم خوراکی ها و غذاها چاق کننده هستن ،وقتی پدرم به همه سپرده بود که مراقب من باشن که چیزی نخورم که مبادا چاق تر نشم متوجه شدم خوراکی ها منو چاق میکنه ولی خواهرامو نه ،اون زمانها با خودم فکر میکردم چرا من میخورم چاق میشم ولی خواهرام میخورن لاغر میمونن؟ چرا حتی من غذاها هم نخورم باز هم چاق تر از خواهرام هستم؟ آخه چرا من انقدر باید رنج میبردم؟ من چه فرقی با دیگران داشتم؟ چرا خدا با من لجبازی میکرد؟

      جواب هایی که اطرافیانم بمن میدادن این بود که ما ارثی چاق هستیم،ژنتیکت چاقیه، مدل بدنت اینجوریه،خواست خدا بوده، استخون بندیت درشته ،پرخوری، شیر مادرتو زیاد خوردی وووو و من سالها اون نصیحت های اطرافیانمو به تکرار زندگی میکردم  

       

      منم خدارو شکر از ۸ سال پیش در آموزش های روانشناسی بودم و از ۴ سال پیش بصورت کاملا حرفه ای وارد دوره های ذهنی ،انرژی درمانی وووو شدم و با خوندن کتاب های زیادی که در طی این سالها جزء علایقم بود ،یکبار که داشتم کتابی از دکتر جو دیسپانزارو میخوندم یدفعه بهم الهام شد که اگر کارایی ذهن اینجوریه پس تو میتونی با تغییر ذهنت لاغر هم بشی ،وقتی تو تونستی با تغییر ذهنت اینهمه رشد داشته باشی پس میتونی در لاغری هم موفق بشی

      هر چند ۶ یا ۷ سال پیش هم یکبار توی گوگل لاغر شدن با ذهنو سرچ کردم و با گروهی آشنا شدم که اصلا کارشون لاغری با  ذهن نبود و فقط ۲ تا فایل هیپنوتراپی موقع خواب باید گوش میکردیم و بعد از مدتی از متدشون خوشم نیومد و رهاشون کردم ،در واقع از قبل تر ها هم تو فکر لاغری با ذهن بودم ولی وقت و زمان  هدایت شدنم ۲ سال پیش بود

      و خدارو شکر با شناختی که از آموزش های قبلیم داشتم خیلی راحت پذیرفتم که این راه بهترین مسیر لاغر شدنه ،در واقع من قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم در خودم به این نتیجه رسیده بودم که من در ذهنم مشکلی دارم 

      و جالبه از زمانیکه اون کتابو خوندم که مطمئن شدم تنها راه لاغر شدنم ذهنیه و دلم خواست که راهشو پیدا کنم تا وقتیکه با این سایت آشنا شدم فقط ۱۰ روز طول کشید و آشنایی من با این دوره ها یک معجزه بود که خداوند هدایتم کرد

       

      در تمام  اون سالهاییکه در رژیم و وزن کم کردن بودم با توجه به اینکه چندین بار وزن های ۳۰ کیلو کم کرده بودم و لاغر شده بودم ،مطمئن بودم که اون وزن پایین موندگار نیست و اگر بخوام به زور نگهش دارم باید دائم در رژیم و ورزش باشم و هیچ لذتی از زندگیم نخواهم برد 

      و دقیقا همون اتفاق رخ میداد ،من به مراتب لاغر میشدم مخصوصا تا زیر ۳۵ سالگی بشدت سریع لاغر میشدم اونم بخاطر اینکه باور داشتم بالای ۳۵ سالگی لاغر شدن سخته و تازه بعد از ۴۰ سالگی چاقتر هم خواهی شد و من همیشه میترسیدم به سن ۴۰ برسم چونکه اون سنو برای من زمان سقوطم بسمت سراشیبی تعریف کرده بودن و مطمئنم کرده بودن که خانم ۴۰ ساله دیگه به درد هیچی  نمیخوره 

      پس من باور کرده بودم لاغر شدن سخت و رنج آوره و کدهای مخرب  بیشماری در مغزم صبح تا شب رژه میرفتن و هر بار منو مطمئن تر میکردن که زور الکی نزن تو لاغر بشو نیستی حالا دیگه که اصلا نمیتونی لاغر بشی دیگه سن و سالی ازت گذشته و من هر بار ناامیدتر از قبل پناه میبردم به یک رژیم یا متد سختر چونکه فکر میکردم هر چقدر سختر باشه جوابدهی بالاتر خواهد داشت 

       

      خدارو هزاران بار شکر میکنم که قبل از اینکه وارد این دوره ها بشم بمن الهام شد که تو میتونی از طریق ذهنت لاغر بشی و من مطمئنم که خداوند این راهو برای من قرار داد و راهی که خداوند بمن پیشنهاد داده تنها راه صحیحه ،انقدر قشنگ و با احترام دست منو تو دست این آگاهی ها گذاشت که خودم هم متحیر شدم 

      و از همون روز اول گفتم این همون چیزیه که من سالها دنبالش بودم این گم شده وجود منه که قراره منو احیاء کنه ،نمیدونم اون چه حس قوی و قدرتمندی بود که منو هل میداد در این مسیر و جالبه شور و اشتیاق ادامه مسیرم برام هر روز شارژ میکنه ،یعنی یه روزی نبوده که من بخوام با زور به فایلی گوش بدم ،ناخوداگاه دستم میره رو سایت و پلی میشه ،مثلا الان که دارم نوشتمو چک میکنم که بفرستم تو سایت ساعت ۱۲ شبه ،با اینکه تازه از سفر برگشتم و خسته خوابیدن بودم ولی ترجیحم تمریناتم بود و بعد خواب و من این تلاش هامو میبینم و قدر دان خودم هستم

      .

      اولین ریزش سایز من در ۳ ماه بعد از شروع دوره مقدماتی  بود و برام خیلی جالب بود و خوشحال شدم که برای منهم این متد جواب میده  و در حال حاضر هم این آموزش ها جزئی از زندگی من شده

      این ۲ روز اخیر با دوستم رفته بودیم هتلی در پیست اسکی (ایشون هم در دوره ها هستن) و قبلا بسیار پر خور بودند و البته با اضافه وزن بالا ،که خدارو شکر خیلی سایز کم کردن، دیروز که تو مسیر داشتیم نهار میخوردیم  بهم گفت نمیدونم چرا وقتی غذا میخورم حتی اگر ۲ لقمه بیشتر بخورم دل درد میشم با اینکه من قبلا چندین برابر هم اگر بیشتر میخورم اتفاقی برای معده م نمیفتاد و گفت الان خیلی روی غذاها حساس نیستم مثل قبل 

      خیلی براش خوشحال شدم بهش گفتم اینها برای تو نشانه های عالیه ،یعنی داره محتویات ذهنت و دستورات مغزت تغییر میکنه ،من اعتراف میکنم باورم نمیشد هیچ وقت دوستم بتونه روی خوردن خودش دخالتی داشته باشه 

      چونکه هر چیزی جلوش میذاشتن بدون چون و چرا تا آخرشو میخورد ،روزی ۱ بطری یک  لیتری نوشابه میخورد و حتی بیشتر ولی الان یا ۱ دونه نوشابه قوطی میخوره یا با هم یدونه میخوریم و این تغییرات برای ایشون یعنی معجزه 

      و میدونم کم کم اینها میشه جزئی از زندگیش ،مثلا امروز غروب که رفته بودیم سینما و قبلش نهار خوردیم و رفتیم ،بهم گفت من هنوز روی خوردن مثلا شیک یا اینجور خوراکی های بستنی دار حساس هستم و دوست دارم حتی زمانیکه سیر هستم هم بخورم ولی روی غذاها دیگه حساس نیستم 

      بهش گفتم اونم درست میشه نگران نباش ،بعد از سینما به پیشنهاد ایشون  رفتیم کافه ، اتفاقا شیک و چیز کیک سفارش داد منم ماکیاتو و جالب بود چیز کیک که کامل خورده نشد و  ماکیاتوی منم نصفه خورده شد،اینها یعنی آگاهانه زندگی کردن ،یعنی روی فرمول های جدید رفتار کردن که به مرور میشه اتوماتیک و دیگه حتی بهش فکر هم نمیکنیم 

       

      این دوستم بشدت با خریدن این دوره ها مخالف بود و قبول نداشت ،حتی زمانیکه من وارد دوره ها شدم ایشون وارد دوره  نشد  و گفت شاید برای تو خوب باشه ولی اضافه وزن من خیلی بالاست و روی من اثر نداره ،شاید هم ذهنش دلش نمیخواسته وارد دوره ها بشه 

      و زمانیکه من اومدم در دوره ها و همزمان شروع کردم به توضیح دادن فایلها برای ایشون و چند تا کاری که خودم یاد گرفته بودم و انجام میدادمو ،بهش یاد دادم  که  ایشون هم بصورت پراکنده انجام میداد ،زمانیکه سایز ایشون هم شروع کرد به ریختن اونم در کمال ناباوریش ،انگار دلش میخواست قبول کنه که بیاد در دوره ها و بلخره بعد از تلاش های بی وقفه و خستگی ناپذیر من ایشون هم وارد دوره ها شد 

      و جالبتر از همه اینکه ایشون از خود من بیشتر نتیجه گرفت ،بقول خودش من ۲ تا مربی دارم یکی استاد یکی تو و چونکه من دیگه در انجام رفتارهای اشتباه خوردنش ،باهاش مشارکت و همکاری  نکردم ایشون مجبور شد بیاد تو مسیر لاغری با ذهن،هر چند الان هر روز دعام میکنه و راضیه 

       

      اصلا و حتی یک سر سوزن هم به اندازه این ( . )نقطه هم به فکرم خطور نکرده و نمیکنه که بخوام برم تو دوره های دیگه ،فکر کردن بهش هم تنمو میلرزونه ،اون زندگی سراسر رنج و سختی و حس بی ارزشی ،یک کابوس وحشتناک ۳۰ ساله بود که دلم میخواد از صفحه ذهنم پاکش کنم و فکر کنم اون خاطرات  فقط یک توهم بود و بس 

      آخه وقتی میایی تو آموزش ها و میبینی که چه تحولاتی  در  محتویات ذهنت  داره شکل میگیره که خالقش خودت هستی لذت میبری ،خالق چاقی خودت بودی الان‌ هم خالق بینهایت خلق میتونی باشی ،خب چه بهتر که زیبایی و تناسب خلق کنم ،منکه دیدم چقدر توانایی ذهنم بالاست البته در قسمت ناخواسته ها و منفی ها ،پس توانایی خلق خواسته ها و تناسب رو هم دارم ،در هر دو جهت توانا هستم

      حالا در قسمت منفی ها و چاقی ،مسیرها و نقشه های ذهنی   دارم ،برای لاغری هم در حال ساخت نقشه و جاده لاغری هستم که به زودی بسمتش هدایت میشم که به یه کمی  صبر و یه عالمه اعتماد و تمرین نیاز داره

      راه هاییکه قبلا رفتم انقدر زیاد بوده که میتونن از روی خاطرات چاقی من و روش هاییکه انجام دادم یک کتاب قطور با یه عالمه حس های بد بنویسن ،پس من به اشتباه بودن مسیرهای قبلی مطمئن مطمئن هستم و راهی جز لاغری با ذهن نداریم فقط و فقط یک جاده است که اگر از اعماق  وجودم بپذیرم میتونم راحتر به مقصدم برسم 

      در تمام رژیم هاییکه قبلا هم گرفتیم بدون اعتقاد و عقیده به لاغر شدن  بوده  اتفاقا ما عقیده داشتیم که مجدد چاق خواهیم شد و چاق هم میشدیم در واقع در هر کاری که رفتیم وعقیده به پیروزی نداشتیم شکست خوردیم ،ما وارد خیلی کارها شدیم که خودمون اعتقاد به شکست داشتیم و وقتی شکست خوردیم به خودمون گفتیم دیدی گفتم شکست میخوری 

      پس تو هر کاری اول اعتقادشو بسازیم که اون اعتقاده مارو میبره بسمت انجام شدنش ،ما قبلا اعتقاد داشتیم که چاقتر میشیم بدون رنج چاقتر هم میشدیم ،الان هم اعتقاد لاغر شدنو بسازیم بدون رنج و سختی اون اعتقاده مارو میبره بسمت لاغر شدن ،مگه افراد متناسب دردی میکشن برای لاغر موندنشون؟

       

      من تمام عمرم در رژیم های مختلف بودم ولی موقتی لاغر میشدم و پر از ترس چاقتر شدن بودم، من بارها قرص های متنوع  لاغری مصرف کردم ولی با عوارض شدیدش مجدد چاقتر شدم ،من هر روز چندین ساعت در ورزش های مختلف و سخت بودم ولی لاغری ماندگاری نداشتم و فقط آسیب های جدی جسمی در من بوجود اومد 

      من چندین بار دم نوش های گیاهی مصرف کردم بدون حتی کوچکترین نتیجه ،من به تکرار تردمیل و دوچرخه ثابت خریدم ولی اثر گذار نبودن، من طب سوزنی کردم ، کمربندلاغری استفاده کردم ، سونای لاغری رفتم عمل جراحی کردم  ، وردنه به چربی هام کشیدم ولی هیچ کدام راه موثری نبودن

       

      به آنچه ما به تکرار  شنیدیم و دیدیم که در ذهن ناخوداگاه ما سیو شدند باور میگن و آنچه که الان ما میخواهیم ، در سطح خودآگاه است ، خوداگاه ما فقط ۵ درصد قدرت دارد و ناخوداگاه ما ۹۵ درصد

      ناخوداگاه ما از صفر تا ۷ سالگی و حتی تا ۱۲ سالگی در ما ساخته و سیو شد که بسیار قدرتمنده ،اونها انتظارات ما از خودمون ،از جهان ،از افراد و از خداست 

      یعنی من در سطح خوداگاهم دلم میخواد لاغر بشم ،ثروتمندتر باشم ،سالم باشم ولی در سطح ناخوداگاهم تعریف هایی برای لاغر بودن ،ثروتمند تر شدن و سلامتی وجود داره که برعکس خواسته الان  ماست

      ما الان داریم فکر میکنیم که چجوری زندگی بهتری داشته باشیم این در سطح فکر ماست ولی در اعماق ناخوداگاه ما تعریف های متفاوتی از زندگی وجود داره که اصلا نزدیک به خواسته ما نیست 

      مگر ما سالها دلمون نخواست لاغر بشیم؟پس  چرا  لاغر نشدیم؟ چونکه ۹۵ درصد ناخوداگاهمون برای چاقی برنامه ریزی شده بود و اون براش مهم نیست شما چی میخوایید برنامه ضبط شده خودشو اجرا میکنه 

      در هارد کامپیوتر مغز ما چاقی سیو شده و ما انتظار بیهوده لاغری رو داریم ،امکانپذیر نیست ،فشار الکی نیاریم تا زمانیکه با منطق و تمرین به ناخوداگاهمون آموزش جدید بدیم و لاغر شدنو براش لذت بخش تعریف کنیم

      باورها همیشه برنده هستن ،اونها اول و آخر خودشونو اثبات میکنن پس بهتره زبان ارتباط بر قرار کردن با ناخوداگاهمونو یاد بگیریم که فقط کافیه به اون حس امنیت و لذت لاغریو بچشونیم  اونوقت خودش همه تلاششو با قدرت ۹۵ درصدیش میکنه که ما لاغر بشیم

      پس بهتره مراقب افکار خودمون باشیم ،اگر چه افکار ما  در لاغر شدن ما اثر گذار نیستن ولی همین افکار در ما حس تولید میکنن که اون حس ها در ما تبدیل به انرژی و نجواهای درونی میشن و متاسفانه ۹۵ درصد گفتگوهای درونی ما بسمت منفی هاست 

      مهم ترین و اولین راه تغییر ، شناخت خود و فرمول های درونی و باورهاست که مسیر زندگی مارو تعیین میکنه 

      من باور داشتم که لاغر نمیشم و تا زمانیکه اون باورو داشتم بصورت ریشه ای لاغر نمیشدم 

      و حالا هم در حال ساخت باورهای جدید هستم و خدارو شکر میکنم برای بودنم و درک این آگاهی های ارزشمند،دلم میخواد انقدر این اطلاعاتو تکرار کنم که بلخره بره در ناخوداگاهم و بشه طبیعت من  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1400/08/30 14:58
      مدت عضویت: 781 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم 

      تمرین ۱  من در مدت ۳ سال و هشت ماهی که با استاد و لاغری با ذهن آشنا شدم باور کردم که تنها راه لاغر شدن است من همه رژیم‌ها را امتحان کردم و هیچ کدوم لاغر نمی شدم یکمی لاغر می شدم ولی دوباره چاق می شدم اطمینان داشتم که دوباره چاق می شم من حدود ۶۰ کیلو کم کردم ولی دوباره چاق می شدم یک بار که ۲۰کیلو هم کم کردم ولی چیزی نکشید که دو باره چاق شدم 

      ولی توی

       این مدت که تو مسیر هستم دیگه چاق نشدم فقد دارم لاغر می شم و دیگه از چاق شدن خبری نیست و دیگه از چاق شدن نمی‌ترسم  تو فکر چاقی هم نیستم و اطمینان دارم که به هدفم که پنجاه کیلو هست میرسم

       

      تمرین ۲  هیچ رژیمی نبود که ۳ سال و هشت ماه ادامه بدم هر کدوم دو ماه یا خیلی که طول می کشید۶ ماه و خسته و ناامید می شدم از سختی رژیم و افسرده که چرا لاغر نشدم و حریث می شدم بخاطر غذاهایی که نمی تونستم بخورم ولی بخاطر چاقی  مجبور بودم که رژیم دیگری شروع کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/30 01:50
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 668 کلمه

      پذیرش اینکه لاغری با ذهن ، راهی به لاغری دارد.

      اهمیت اطمینان و باور در مسیر لاغری با ذهن:

      لاغری با ذهن تنها روش مطمئنِ رسیدن به اندام ایده آل برای همیشه است.

      فکر و حرف با عقیده تفاوت دارد..

      عقیده داشتن یعنی هیچ عاملی نتواند شما را منحرف کند.و این اتفاق زمانی می افتد که خودت به روش و منطق خودت این موضوع را بپذیری و باور کنی.

      تمرین۱ : تفاوت فکر و باور را بنویسید .با ذکر مثال

      باور ، همان انتظار ما از زندگی و خودمان است. نتیجه ، انتظار ما از خودمان است.

       

      فکر ، همان بارها دفعاتی است که تصمیم گرفتیم از شنبه لاغر شویم.

       

      اینکه یک حرفی را از بقیه میشنیدم و نمیدونم چرا خوشم می اومد با اینکه خوب نبود..مثلا دوستم همیشه میگفت ما که شانس نداریم ، ما که فلان نیستیم و غیره و با اینکه من شرایط متفاوتی از او داشتم اما باور کردم که آره “ما شانس نداریم”، “اگر شانس داشتم که اینجوری نمی‌شد”،”خدا شانس بده” و ….و زندگی دقیقا موقعیت هایی بهم نشون میداد تا بیشتر از این جملات استفاده کنم در صورتی که در فکرم شرایط دیگه ای تصور کرده بودم.

      یک مثال دیگه از تفاوت باور و فکر یا انتظار و حرف ، همین شرایط جسمی است. من باور دارم که عادت کردم به چاقی و نگاه مردم به حالت متناسب من برای خودم انگار عجیبه ولی فکر شب و روز من ، متناسب شدن و لاغری هستش و نتیجه هم که مشخصه باور من رقم زده.

      خیلی ها دوست دارند و به ثروت و پول فکر میکنند اما انتظار آنها برای ثروتمند شدن سختی کشیدن زیاد یا شانی یا ارث یا چیزهای دیگه س و سخت بودن ثروتمند شدن باعث میشه همیشه در حالتی که دوستش ندارن زندگی کنند.

      مثال دیگه در رابطه با خداوند هستش.ما به حرف میگیم خداوند مهربان ، رزاق و بخشنده  ولی عملکرد خیلی هامون در زندگی خبر از انتظاری کاملا مخالفِ فکر ما میده.اعمال ما طوریه که انگار هیچ امید و اعتمادی به خدا نداریم و نتیجه ی زندگی ما هم همین رو نشون میده.

       

      تمرین ۲: اثبات کن که لاغری با ذهن تنها راه لاغر شدن توست.این قسمت رو فقط خطاب به خودم مینویسم.راهی نبوده که برای لاغری ۳ سال ادامه اش داده باشی .جز لاغری با ذهن

      راهی نبوده که برای لاغری دوستش داشته باشی.جز لاغری با ذهن

      راهی نبوده که برای لاغری شروعش کرده باشی ولی ارتباط تو با خداوند رو تغییر و بهبود داده باشه.جز لاغری با ذهن

      راهی نبوده که برای لاغری شروع کرده باشی و بشه برنامه ی هرروزت و زندگیت رو روال و نظم‌ قرار بده ، جز لاغری با ذهن

      راهی نبوده برای لاغری که باهاش ۴ سایز کم کرده باشی،جز لاغری با ذهن.

      راهی نبوده برای لاغری با ذهن که به تو قدرت “من” بودن رو هدیه بده.جز لاغری با ذهن

      راهی نبوده برای لاغری که به تو اعتماد به نفس ، انگیزه و آرامش بده ،جز لاغری با ذهن

      راهی نبوده که برای لاغری استفاده کنی ولی یاد بگیری که از زندگی و لحظه ی حالت لذت ببری ، جز لاغری با ذهن

      راهی نبوده که برای لاغری انتخاب کنی و عاشق خودت بشی و هیچ نقص و ایرادی در خودت نبینی و لاغری رو حق خودت بدونی چون خودت رو شایسته ی بهترین ها میدونی ،جز لاغری با ذهن.

       

       

       

      چه روش‌هایی برای لاغری انجام داده ام و موفق نشده ام؟

       

      ۱.رژیم ها

      رژیم پزشک ، رژیم میوه ، رژیم هایی که از بقیه میگرفتم.

      ۲.ورزش ها

      درازنشست ، رقص ، پیاده روی

      ۳.روش های فرعی

      دمنوش های لاغری، افشره ی گیاهی لاغری، روزی ۳ تا سیب خوردن،ناشتا آب لیمو و عسل و دارچین خوردن، اسفند خوردن، حذف نان و شیرینی و نوشابه، حذف برنج

      تجربه ی من از لاغری با ذهن :

      یکی از بزرگترین نتایج آشنایی من با لاغری با ذهن ، این بود که تا همیشه از رژیم گرفتن راحت شدم.عروسی دعوتم و لباسم برایم تنگ بود همه گفتن یک هفته نان و برنج نخور کم میشی اندازه ات میشه ولی من گفتم به خاطر یک عروسی به بدنم ضرر نمیزنم و رنجش نمیدم ..بهتون اطمینان میدم که وقتی از طریق تناسب فکری طعم لاغری رو بچشید هیچ جوره نمیتونید رهاش کنید..خودتون امتحان کنید !!:)😊😉

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/29 22:33
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      امیدوارم همه بتونن مثل من از این فایل استفاده کنند

      استاد من کاملا باور دارم تنها راه لاغری اینجاست همین که سه سال اینجا هستم و هیچ رژیم و راه دیگه ای رو نرفتم خودش همین ثابت میکنه

      ولی نمیتونم چی کار کنم که باور کنم غذا چاق نمیکنه و از حد حرف و فکر بیاد بیرون و به یک باور تبدیل بشه

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/30 07:48
        مدت عضویت: 811 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 85 کلمه

        با سلام

        دوست عزیز هم مسیر برای باور این که غذا چاق کننده نیست بگرد و در اطرافیان خودت نمونه هایی پیدا کن که از انواع غذاها می خورند و کاملا متناسبند و با خودت تکرار کن که ببین فلانی هم مثل من غذا میخوره ولی متناسبه پس این نشون میده که غذا نمی تونه عامل چاقی من باشه، باید با نمونه های مختلف به ذهنت یادآور بشی که غذا قدرت چاق کنندگی نداره و این باور ماست که به غذا این قدرت را میده.

        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/29 22:14
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام استاد

      یکی از فامیلهامون چند سال با پیاده روی خودش لاغر کرده و تو کرونا چاق شده خوب چون نمیتونست پیاده روی بره استاد واقعا بهم ثابت شد فقط مسیر لاغری لاغری با ذهن

      الان که دیدم دوستم چه قدر چاق شده فهمیدم پس در تمام این مدت هم تحت فشار بوده

      استاد یک موضوع خیلی مهم اینکه مهم نیست تو چند کیلو باشی مهم اینکه از جسمت راضی باشی یا نه

      من اگر ۶۰ کیلو باشم ولی از خودم راضی نباشم هیچ ارزشی نداره

      و اگر ۱۰۰ کیلو هم باشی ولی از اندامت راضی باشی اون اهمیت داره

      موضوع خیلی پیچیدست فکر کنید من ۶۰ کیلو هستم حالا با هر رژیم سختی خودم تونستم ۶۰ کیلو کنم و یک لباس اندامی خریدم و ظهر مثلا بیشتر از نیازم خوردم و باور دارم که خوردن میشه چاقی و مثلا سالاد هم خوردم و باور دارم سالاد نفاخ و شکمم نفخ کرده و لباسی که برای مهمانی گرفتم شکمم بد جوری بزرگ نشون میده و از خودم راضی نیستم

      ولی الان فکر میکنم مثلا ۱۰۰ هستم ولی تو هر وعده ای چون به اندازه نیاز میخورم و باور دارم غذا ادم چاق نمیکنه و شکمم تخت و احساس سبکی دارم و اگر برای مهماتی هم اماده میشم بیشتر از تیپم راضی  هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/29 07:10
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 673 کلمه

      با سلام 

      تفاوت فکر و باور چیست؟

      یه زمانی خیلی تفاوت این دو تا را متوجه نمی شدم و هرچیزی که تو فکرم بود را به عنوان باورهای خودم می دونستم در حالی که اونا فقط یه فکر بودند که در خودآگاه من وجود داشتند. 

      مثلا فکر می کردم با فلان رژیم به وزن دلخوام می رسم اما باورم این بود که این همه دوست وآشنا تا الان رژیم گرفتن و هیچکدوم نتونستن به وزن دلخواهشون برسند.

       فکرم این بود که میرم باشگاه و با عرق ریختن لاغر میشم ولی باز هم باورم این بود که پس چرا این همه آدم تو باشگاه که چند سال دارند میان نتونستن این طوری لاغر بشن و اینجوری بود که باورم این بود که منم نمی تونم با ورزش لاغر بشم و مهم همین باور بود که نتیجه رو برای من رقم میزد.

      و در تمام این موارد افکار من نتیجه را مشخص نمی کردند بلکه اون انتظاری که من از خودم داشتم نتیجه را مشخص می کرد.

       

       چرا لاغری با ذهن تنها روش لاغری هست که من قبولش دارم؟

      دلایل من برای پذیرفتن این روش لاغری زیاده که به چند مورد اشاره می کنم.

      من قبل از آشنایی با این روش از روش های زیادی برای لاغر شدن استفاده کردم که هیچکدومش نتونست رضایتی برای من داشته باشه و هر چی بود نتایج کوتاه مدت بود که تا رها می کردم نتیجه ام از بین می رفت و دوباره وزن کم شده برمی گشت.

       

      انواع رژیم های لاغری که حتی تحت نظر دکتر تغذیه بودم و طبق برنامه عمل می کردم و وزن کم می کردم و بعد از پایان مدت رژیم باز هم وزن برمی گشت و باز همون آش و همون کاسه.ولی در طی ابن دو سالی که توی دوره هستم حتی اگه مدتی کاهش وزن نداشته باشم افزایش وزن هم ندارم.

      در حالی که اگه مثل قبل بودم با این همه توی خونه نشستن تو این دو سال حداقل ده کیلو اضافه وزن هم میوردم.

      لاغری ذهنی هیچ محدودیت غذایی نداره آزادِ آزاد می تونم هرچیزی دلم میخواد به اندازه نیازم بخورم در حالی که انواع رژیم ها فقط محدودیت داشتن و حتی از غذای سفره هم محروم بودم پس روش لاغری با ذهن تنها روش لاغری درسته.

       

      انواع دمنوش های لاغری، چای لاغری، قطره های لاغری و ….را خوردم و مدتی استفاده می کردم و فقط وضع معده و گوارشم بهم میخورد و بی فایده بود پس نتیجه می گیرم هیچ دمنوشی نمی تونه منو لاغر کنه.و تنهاراه لاغری برای من همین روش لاغری ذهنیه.

       

      مدتی قرص لاغری میخوردم که چربی سوزی بدنم بالا بره ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم قرص و دارو به هیچ وجه نمی تونه کاری برای چاقی من بکنه فقط باید فرمول های ذهنیمو تغییر بدم چون تنها روش برای لاغری من همین تغییر باورهاست و این روش ماندگاره و می تونه منو به لاغری برسونه.

       

      قبلا فقط با پیاده روی و باشگاه رفتن می تونستم وزنمو ثابت نگه دارم و باورم این بود اگه پیاده روی نکنم و باشگاه نرم خیلی زود چاق میشم  در حالی که تو این دو سال بدون باشگاه من با همین روش لاغری با ذهن کاهش وزن خوبی داشتم و مهم تر ثابت موندن اونه پس اینم یه دلیل دیگه برای باور این روش که بهترین راه لاغری فقط روش ذهنی هست.

      من تا سن ۲۶ سالگی متناسب بودم پس اون چیزی که باعث چاقی من شده باورهای اشتباه خودم بوده باور این که بعد از ازدواج چاق میشم، بارداری باعث چاقی میشه، سنم که بالا بره چاقیم موندگاره و نمی تونم وزن کم کنم، تحرکم کمه پس طبیعیه که وزنم میره بالا به این موارد که دقت می کنم می بینم همه چیز به باورهای خودم برمی گرده و اگه بخوام لاغر بشم باید بتونم این باورها را تغییر بدم و تنها راه استفاده از همین روش ذهنی هست چون تمام این باورها در ذهن من جا گرفتن پس برای تغییر اونا باید باورهامو اصلاح کنم و این موارد فقط در روش لاغری ذهنی پاسخ داده میشن.من باور عمیق قلبی دارم که از هیچ راه دیگه ای نمی تونم به لاغری برسم فقط و فقط لاغری با ذهن می تونه منو به خواسته دلخواهم برسونه.

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/08/28 14:12
      مدت عضویت: 158 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 371 کلمه

      سلام
      فکر مثل این میمونه ک من گفتم شکم میرم لاغر میشم ولی نشدم
      باور ب این میگن ک من گفتم شام بخورم چاق میشم و شدم
      باور یعنی همونقدر ک تو مطمئنی شب میشه تاریک میشه همونقدر هم ایمان داشته باشیم لاغری با ذهن مالاغر میکنه یعنی ب قدرت ذهنم ایمان داشته باشم اینک اول و اخر خودمم و ذهنم خودمو با خودم مقایسه کنم ن با دیگری
      من در روشهای قبلی کالری شماری رژیم پروتئین دکتر تغذیه کم خوری همه اینا رو انجام دادم و لاغر شدم ولی تا ول کردم چاق شدم پس این مسیر درست نیس چن تا ول میکنی برمیگرده چن انگار ک تو تو زندانی مجبوری اجبار داره
      در روش لاغری با ذهن اجبار نیس من خالم چندروز پیش چشماشو عمل کرد و کاملا متناسب بود دیروز ک رفتم پیشش گف از بس نشستم و مامانم بهم غذا دادچاق شدم خب این معلومه ک فرمول داره خودشو نشون میده در حالی ک دختر خالم عمل بینی داش و دوران نقاحتش و استراحتش و نشستنش خیلی بیشتر از خالم بود همونی هس ک هس
      پس این ذهن نیس چیه پس
      پس فریباجانم قبول کن اول اخرش ذهنته
      من خودم دختر عمم از قرص استفاده میکرد یا خواهرشوهرم تا ول کردن باز چاق شدن یا ورزش من یک عمر ورزشو ایروبیک و پیاده روی حلقه شکم باشگاه رفتم ب هیچ وجه نتیجه نگرفتم فقط و فقط پوستم جمع میشد
      پس میبینیم و هیچ کدوم از این روشها دائمی و ماندگارنیستن و من نگرشم اینه ک اولو اخرش خودم و ذهنم هس ک میتونه لاغر بشه و جسم یک اجرا کنندس
      رژیم مثل این میمونه ک تو یک پرنده رو بکنی تو قفس
      تو رژیم هم تو تو زندان هستی زندان حسرت نخوردن اعصاب خوردی عذاب وجدان کمبوداعتماد ب نفس
      اما خب لاغری با ذهن ی مسیری ک انگار اون پرنده از قفس ازاد بشه اون مسیرطی میکنه یک راه طبیعیه و کسی ک با این راه اشنا بشه دیگه نمیتونه ب روش های قبل برگرده
      من قبل این روش خودمو دوس نداشتم ن اعتماد داشتم اما حالا انقدر بهتر شدم ک اصلا فریبای قبل سایت نمیشناسم
      تغییر جسمم هم اتفاق خواهدافتاد فقط اسیر زمان وعجله نباش
      قطعا و یقینا من یکی از
      شگفتی سازهای این سایت خواهم بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1400/08/27 14:42
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 659 کلمه

      این فایل عین تک تک فایل های دوره آموزشی عالی بود و لذت بردم 

      تمرین اول تفاوت فکر و باور چیست؟

      در واقع فکر در ذهن خودآگاه است من در خیلی از مسائل زندگی افکار زیادی داشتم ولی باور که در ذهن ناخودآگاه است نتیجه رو برای من رقم زد یک مورد در مورد کار من آگاهانه تلاش کردم و رفتم دانشگاه و خلاصه فوق لیسانس گرفتم و فکر این رو داشتم میرم سرکار و پول در میارم ولی از اونجایی که از بچگی شنیده بودم رشته های علوم پایه بیکارن کارخانه جای کار کردن برای زن نیست زن جایش در خانه است وهزاران حرف اینگونه پس من نتونستم کاری مناسب پیدا کنم چرا؟؟؟؟چون باور من بر این بود زن کار نکنه ولی فکر من کار پیدا کردن بود و این باور است که تعیین کننده است

      مثل همین لاغر شدن قبل از آشنایی با این مسیرها بارها و بارها تلاش کردم برای لاغری شدن و همیشه خودم فکر میکردم که من ماهی فلان قد کم میکنم و فلان روز این وزنم میشه اما نشد که نشد چون باور ولنتطار من از خودم چاق شدن هروز پس از روز دیگه بود

      چون باور من ارثی بودن چاقیم کم تحرکی پرخوری عصبی پرخوری کم فعالیت بودن و و و و بود ولی فکر نه

      و اینجاست که فقط باور نتیجه رو رقم میزنه برخلاف اون همه تلاش مقطعی لاغر میشدم شاید حدود ۱۵تا ۱۷ کیلو ودر مدت کوتاهی برمیگشت .

      تمرین دوم چگونه برای خودم اثبات کنم تنها و تنها و تنها راه لاغری لاغری با قدرت ذهن است؟

      من از ۱۵سالگی تا ۳۳سالگی یعنی ۱۸سال انواع اقسام رژیم رو گرفتم رژیم پویا کاشانی کرمانی دکتر عباس لو کالری شماری و هرکدام از این رژیم ها شاید بارها و بارها تکرار شد و هیچ نتیجه ای برای من نداشت چرا چندکیلو کم میکردم آنقدر عصبی و برقرار میشدم رها میکردم ودر مدت محدودی برمیگشت پس قطعا رژیم راه لاغری نیست 

      در مورد ورزش هم همینجور بدنسازی اروبیک رقص شنا پیاده روی سنا هیچ کدام کارساز نبود ساعت ها ورزش میکردم و از بوی عرق حالم بد میشد این هم دقیقا مثل رژیم فقط چند کیلویی کم میشدم وباز برمیگشت پس ورزش هم راه لاغر شدن نیست

      من بارها بارها قرص های متنوع لاغری خوردم پودر لاغری دمنوش های متفاوت قهوه سبز آب کرفس هیچ کدام درست نبود که نبود 

      من بعد ۱۸ سال به روش صحیح رسیدم الان حدود دوسال و۹ماهه در این مسیرم این مدت ماههای پراسترس رو داشتم چون ددر پروسه مهاجرت بودم ببا اینحال تمام تلاشم رو برای انجام دوره میکردم باید اعتراف کنم دفعه های اول اصلا متوجه فایل ها نمیشدم فقط گوش میدادم مینوشتم کم کم انگار ذهن من    شروع کرد به پذیرفتن ومن الان یک سال است سایزم ثابت شده منی که روز به روز چاق میشدم واین خیلی برای من ارزشمند است حال روحی عالی دارم من بعد از فوت مادرم دچار افسردگی شدم هیچ دارویی من رو آروم نمیکرد حتی مشروب سیگار جزو عادی زندگی من شده بود قدرت تحلیل مسائل و حل مسائل رو ازد ست داده بودم واز تمام زندگیم وقتم پولم جسمم میزدم که فقط دیگران به من توجه کنند عین یک اسب فقط میتاختم و اصلا هدفی در زندگی نداشتم شادی برای من بی معنی بود خنده های الکی و مسخره بازی های بیش از اندازه .حرف های دیگران داغونم میکرد تا این که با این دوره آشنا شدم این دوره برای من معجزه بود من الان یک سال است لب به سیگار و مشروب نزدم ودر حد دوبار شاید 

      به راحتی مسائل زندگیم رو حل میکنم دیگه از خودم برای دیگران نمی زارم عاشق خودم شدم من الان دوساله هیچ قرص اعصابی نمیخورم آیا این ها همه نشانه ی صحیح بودن روش لاغری با ذهن نیست؟؟؟؟؟؟؟

      من به آن چه توجه نکردم در این دوره درست شد وشک ندارم وقتی ذهنم متناسب بشه خودش جسم من رو به زیباترین شکل متناسب میکند

      تنها راه نجات از چاقی لاغری با قدرت ذهن است من الان با باور رسیدم که فقط با ذهن خودم میتونم لاغر بشم و لاغر بمونم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/27 02:08
      مدت عضویت: 817 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      سلام و باز تشکر فراوان از شما استاد همراه با ما دانشجویان لاغری با ذهن من الان حدود دو ساله یا شاید هم بیشتر هست که با شما آشنا  هستم و تمام فایل ها را گوش می‌کنم تا حدودی با قانون جذب آشنا هستم ونکته بسیار مهم در مورد لاغری با ذهن این باور هست واساس وپایه مهم ونکته بسیار کلیدی هست من در مورد خودم در موردلاغری هنوز به این باور نرسیدم که میتونم لاغر بشم ومثل شما همش فکر میکردم چاقی من ارثی هست وچون عمل تیروئید کردم لاغر نمی شوم ویا اینکه همین که هست تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم با اینکه زیاد وزن کم نکردم ولی اضافه وزنی هم تو این مدت نداشتم ودارم روی باور م کار میکنم باور= ۱۰۰ درصد اطمینان چرا که مثلا من زمانی که میخواستم برم امتحان رانندگی بدم فکرم این بود که سخته رد میشم چون دوستانم چند بار رد شده بودن ولی وقتی بار اول امتحان دادم ودیدم چه راحت قبول شدم فکرم تغییر کرده وباور ۱۰۰ به من داد که اصلا سخت نبود وخیلی راحت تمام شد و واقعا به این مطلب اطمینان کامل دارم که هرچی فکر کنی همان میشه من هم همش فکرم رو چاقی متمرکز بود وتازه موضوع چاقی جاش  رابا لاغری عوض شده و همش میگم اگه لاغر بشم چه بهتر میشه و حس بهتری دارم دیروز با دوستم داشتم صحبت می‌کردم واضافه وزن داشته ۸۹و الان ۶۳ شده وهمش به خودش داره غذاب مده برنج نان و….قطع کرده رو به خام گیاهخواری آورده روزی ۱ ساعت پیاده روی وکلی عذاب ومحرومیت و من کلی دو دل خودم بهش گفتم کاش این روش برات دوام داشته باشه و همش میگفت خاک بر سر چاقی ودر صحبت هاش ترس از چاقی دوباره وبرگشت وزن دیده می شد و من دیدم که من با این وزنم خیلی کم نشده ولی آرامش درونی وترس از خوردن محرومیت و آنقدر ورزش سنگین را ندارم مثل قضیه خرگوش ولاکپشت هستیم ودر کل من هم هر روش لاغری را کنار گذاشتم باور اطمینان ایمان یقین دارم با این روش به مقصد لاغری میرسم وخدارا شاکرم که به این سایت هدایت شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/26 01:08
      مدت عضویت: 355 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,043 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان

      نقریبا 12 سال پیش با قانون جذب آشنا شدم و کتاب راز به دستم رسید ولی من کتاب را مطالعه نکردم و تمام دانش من از قانون جذب یک جمله بود: به هر آنچه فکر کنید و بخواهید کائنات آن را به شما میدهد؛ براساس همین دانش یک خطی خودم کل قانون جذب و قدرت ذهن را چرت و پرت میدانستم و فکر میکردم تعدادی آدم زرنگ با این صحبتها از افراد ساده و زودباور کلاه‌برداری میکنند. چند سال پیش با یک دکتر روانشناس معروفی آشنا شدم و همیشه سمینارها و مطالب آموزشی ایشان را دنبال میکردم، همان اوایل آشنایی من با این دکتر روانشناس یک فایل صوتی از ایشان شنیدم که در آن عنوان کرده بودند به علت پرسشهای مکرر افراد از وی در رابطه با کتاب راز و قانون جذب، ایشان تصمیم گرفتند کتاب را مطالعه کنند ولی بعد از خواندن چند صفحه متوجه شدند که این مطالب فقط حقه‌بازی و کلاه‌برداری است و خواندن کتاب را ادامه نداده‌اند و تقریبا 20 دقیقه در ارتباط به اشتباه و حقه بودن این مطالب دلیل و استدلال آوردند. آن زمان از شنیدن صحبتهای ایشان خوشحال شدم و کاملا حرفهای ایشان را قبول داشتم و این فایل صوتی را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک میگذاشتم تا بقیه هم آگاه شوند و فریب نخورند.

      340 روز پیش با معجزه خداوند فایل جلسه اول لاغری با ذهن رایگان را در یوتیوب دیدم. شنیدن داستان چاقی شما برایم شگفت‌انگیز بود چراکه جمله به جمله آن را در زندگی خودم تجربه کرده بودم و این میزان از شباهت در تجربه و رنج چاقی برایم خیلی عجیب بود وارد سایت تناسب فکری شدم و از فایلهای رایگان استفاده کردم و بعد از سه ماه وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها شدم. الان بعد از 340 روز درک صحیح‌تری از قانون جذب و قدرت ذهن پیدا کرده‌ام، البته من فقط از طریق سایت تناسب فکری اطلاعات بدست آورده‌ام و از کتاب و یا دوره اساتید دیگر استفاده نکرده‌ام. نکته جالب برایم این است که متوجه شدم بسیاری از نکاتی که در رابطه با قدرت ذهن یاد گرفته‌ام کاملا منطبق با مباحث روانشناسی بود که من از زبان همان دکتر روانشناس معروف شنیده بودم فقط زبان و شیوه بیان مطالب متفاوت هستند و متوجه شدم آن زمان باور منفی و غلط من در رابطه با قانون جذب و قدرت ذهن به قدری قدرتمند بوده که مانع ورود اطلاعات صحیح به ذهن من شده است.

      در طول 30 سال زندگی چاقی خودم از روشهای لاغری مختلف استفاده کرده‌ام. از انواع رژیمهای غذایی مثل حذف ناهار و یا شام، حذف کامل نان و برنج و مواد قندی، رژیم کالری، رژیم پروتئین، رژیم جنرال موتورز استفاده کرده‌ام و وزن قابل توجهی کم کرده‌ام و بعد از چند ماه و گاهی چند هفته به وزن بالاتری برگشته‌ام و در اطرافیان و دوستان نمونه‌های زیادی با تجربه مشابه میشناسم. در اصل من در اطرافیانم کسی را نمیشناسم که با رژیم غذایی به لاغری دائمی رسیده باشد. من و 5 نفر از دوستان و همکاران از طب سوزنی استفاده کردیم و همگی وزن زیادی کم کردیم ولی در نهایت و بعد از مدت کوتاهی به وزن بالاتر از قبل برگشتیم. 9سال پیش به مدت یکسال مبلغی حدود چهار ملیون صرف قرص و داروهای لاغری کردم و هیچ نتیجه‌ای نگرفتم و فقط به بدنم آسیب فراوان زدم. از شنا و پیاده‌روی‌های طولانی 3 یا 4 ساعته برای کاهش وزن استفاده کردم و وزن بالایی کم کردم ولی بعد از رها کردن خیلی سریع به وزن بالاتر برگشتم، همچنین افراد زیادی از آشنایان و دوستانم هستند که سالهاست به صورت حرفه‌ای و مرتب ورزش تنیس و یا والیبال و یا کیک‌بوکسینگ انجام میدهند و اضافه وزن دارند. بازهم من در اطرافیانم کسی را نمیشناسم که با ورزش به لاغری دائمی رسیده باشد. خودم و دونفر دوستانم از گن لاغری استفاده کردیم و هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم. دو نفر از اقوام عمل جراحی انجام دادند و خیلی خیلی لاغر شدند ولی الان چاقتر از قبل هستند یکی از این افراد دوباره و برای بار دوم عمل جراحی متفاوتی کرد ولی بازهم چاق شد و دیگری هنگام عمل حتی به کما رفت و به مرگ خیلی نزدیک شد و به صورت معجزه‌آسایی زنده ماند و با این همه رنج الان چاقتر از قبل هم شده است. اوایل ورودم به سرزمین لاغرها همواره به عمل جراحی فکر میکردم و چون خودم از این روش استفاده نکرده بودم و تجربه‌ای در این رابطه نداشتم بخش منفی ذهنم از این روش برای منحرف کردن من استفاده میکرد اما یه شب با خودم مفصل صحبت کردم و با مرور تجربه این دو نفر با خودم اتمام حجت کردم که این روش نه تنها هیچ نتیجه‌ای ندارد بلکه خطرناک هم میباشد. از انواع نذر و نیاز و دعا هم برای لاغری استفاده کردم که قطعا بی‌فایده بوده است.

      من کاملا به این باور و یقین رسیده‌ام که تنها راه لاغر شدن لاغری با ذهن است. دلیلم برای این مدعا این است دو سه باری که به بلای عجله کردن گرفتار شدم و از سرعت کاهش وزنم ناراضی بودم و در حال لیز خوردن بودم از خودم پرسیدم که آیا میخواهی لاغر شوی؟ پاسخ دادم با تمام وجود میخواهم لاغر شوم. بعد از خودم پرسیدم حاضری دوباره از روشهای قبلی مثل رژیم و ورزش برای لاغری استفاده کنی؟ با اطمینان و یقین به خودم گفته‌ام به هیچ وجه حاضر نیستم روشهای قبلی را دوباره امتحان کنم چون ایمان دارم که نتیجه نمیگیرم. حتی اگر تا آخر عمرم چاق بمانم دیگر سراغ این روشها و آزار مجدد خودم نمی‌روم. بعد به خودم گفتم پس عجله نکن و به مسیر لاغری با ذهن ادامه بده چون تنها راهی که برای لاغری همیشگی داری همین روش است. 

      در رابطه با تفاوت فکر و نگرش هم به نظر من فکر نتیجه اطلاعات خودآگاه ماست و باور نتیجه اطلاعات ناخودآگاه ماست. ما براساس باورهایمان زندگی میکنیم یعنی اطلاعات ناخودآگاه ما باورهای ما شکل میدهد و باورهای ما رفتارهای ما را به وجود می‌آورد و رفتارهای ما زندگی ما را میسازد. اما اطلاعات خودآگاه ما فکر ما را می‌سازد و فکر ما فقط در حرف و به زبان ما می‌آید و اگر با باور ما همسو نباشند هیچگاه به عمل تبدیل نمیشوند. اما نکته مهم این است که اگر یک فکر را با پیدا کردن شواهد به خودمان بارها اثبات کنیم و آن فکر را تکرار کنیم به باور ما تبدیل خواهد شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Ꮥ-ᎷᎧᏗፚᏗᎷᎥᎩ
      1400/08/26 00:49
      مدت عضویت: 51 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,979 کلمه

      ب نام خدا 

      سلام دوستان

      ضمن عرض تشکر و سپاس فراوان از استاد مهربان ، خوش رو ، و بخشنده&
      بریم بعداز مدتهآ سراغ تحلیل یکی دیگ از فایلهای رایگان ودر عین حال ارزشمند استاد عزیزمون ..

       

      این روزا توی روزگاری داریم زندگی میکنیم ک همه ی افراد تو دل جامعه دغدغه چاق و لاغری دارن ،،و بدنبال روشی هستن ک بتونن حتی برای مدتی کمی ، ب کمی یک روز لاغر شدن رو تجربه کنن ، خیلی ازین نوع آدمها آرزوهای کوچیک و بزرگشون رو قربانی همین چاق شدن و چاق موندن میکنن ، ب شکلی ک دیگ اعتماد ب نفسی ندارن ک برن دنبال علاقیشون ، خواسته هاشون ، آرزو و حتی رویا هاشون ،،،من هم خودم ی روزی جزیی ازین نوع از آدمها بودم ، دلیل و بهانه های داشتم برای چاق شدنم .بهانه هایی مثل ارثی بودن ، پرخوری ، بی تحرکی ، خواب زیاد ، ازدواج ، بارداری ، تیرویئد ، کم خونی ، مشکلات هورمونی ، بچه شیر دادن ، سزارین ،تقدیر، سرنوشت ،اقبال ،خداخواسته ، وووو ) 

      از بین این همه افراد عده ای پذیرفتن چاقیشون رو و دارن باهاش زندگی میکنن ،زندگی تواَم با ناراحتی ،نامیدی ،و مشکلاتی از جمله نشست و برخاست و انجام کارهای شخصی ، عده ای هم مثل من بدنبال روشهای متنوع و گوناگونی بودن و حتی هنوزم هستن ب اسم رژیم های بااسم های معروف ، بدنبال ورزشهای سبک و سنگینی ک باعث آسیب های جدی ب زانو وکمرمون میشد ، پیاده روی های چند ساعته ، گرفتن کمربندو گن های مختلف لاغری ،خوردن انواع قهوه های سیاه و سبز بااسم های معروف مثل اسپرسو ،ترک ، فرانسه ،قهوه های ک هرچی اسمشون شیک تر چربیسوزی بهتر ، انواع دمنوش ها بازم بااسم های معروف مثل نیوشا ، و یا قرص های شیمیایی داروخانه ها ب اسم ال کارنتین..

      روزها ،ماه ،سال ها میگذشت من شب و روز بدنبال روشی بودم ک منو لاغر کنه ، پیدا میکردم ، عمل میکردم ولی بعد از مدتی رها کردن من هنوز همون آدمی بودم ک بودم ..در حالی ک وقتم ، پولم ، شور و شوقم هدر رفته بود ،،،من ، ما کسایی هستیم  ک همیشه دنبال رژیم بودیم ، یک هزینه جدا داشتیم از خانواده ، یک سفره جدا ،ووعدهای غذایی جدا ،،،دراین بین ک ما رژیم میبودیم تمسخر دیگران ، دلسوزی کردنهای دیگران رو هم داشتیم ، ک یا با آخیی شون مواجهه میشدیم ک عه ببین بخاطر چند کیلو چجوری داره تلاش میکنه ،،یا مسخرمون میکردن ک بابا تو ک تغییری نمیکنی همیشه همینی بودی ک دیدیم ،حالا امشبیه بخور ، عروسی بخور ،گرونه بخور ،سوغات بخور ،دیگ گیرت نمیا بخور ،و بخور بخور بخورهای لعنتیشون ،،،

      بله استاد ماهمه مثل همیم پس خوب همدیگه رو میفهمیم ،درک میکنیم پس میتونیم بابودنمون کنارهم ، روحیه دادن ب هم و با کلی حس و حال خوب ،،حس وحالی ک جز خودمون کسی نمیتونه بهمون تزریق کنه این مسیر ( مسیر لاغری با ذهن ) رو طی کنیم و تو دلش حالمون ،احوالمون خوب باشه و درنهایتش ک بینهایت هست موفق بشیم ،،انشالله …

      مسیر لاغری با ذهن مسیری یک ماهه ، یک ساله ، پنج ساله نیست مسیری است ک مثل نفس کشیدن ، پلک زدن ، تپیدن قلب باید باهاش زندگی کرد، ناخودآگاه فعال زندگیمون باشه مثل ناخودآگاه نفس کشیدنمون ک ما هیچ دخالتی درش نداریم و نمی‌تونیم ک مثلا یک روز نفس نکشیم … 

       

      قدم اول از شروع مبانی لاغری :باور کردن :«بارها و بارها استاد عزیزمون راجبه کلمه باور فایل ضبط کردن و صحبت کردن ک نقش باور چقدر در ذهن ما حائز اهمیت هست ،،،اینک زندگی های حال مارو باورهای ما شکل داده ، اگر ک الان فرد موفقی هستیم این باور ما بوده ک ماموفق شدیم ، اگر آدم بدشانس ،ضعیف ،فقیر ی خدای نکرده هستیم این باور ما بوده ک باستفاده از دیدها ، شنیدها ، خانواده ،اطرافیان دوست آشنا ،جامعه مدرسه ووووو این باور رو درخودمون ایجاد کردیم…و شخص حال حاضر هستیم …

      باور اینکه ما چاقیم رو خودمون برای جسم ،روح ، و روانمون بوجود آوردیم وبا هردفعه مُهر تایید این باور رو هی پرنگتر کردیم مثل ارثی بودن ک چون مثلا عموی من چاق هست پس طبیعیه ک من هم چاق باشم ، یا چون اکثر آدمها طبیعیه ک بعداز ازدواج یا زایمان چاق میشن پس طبیعیه ک برای من هم اتفاق بیفته ،،درحالی ک اگر فقط یک نفر بین اعضای خانواده کاملا چاق باشد ک لاغر باشه این قانون نقض خواهد شد،،یا خیلی از افراد قطعا دراطراف ماهست ک بعداز ازدواج و بارداری همچنان متناسب هستن…

      خب حالا برسم ب اینک من بایدباور کنم ک تنها و تنها و تنها ترین راه برای لاغری منه چاق و همه ی افراد جاق در جامعه ام فقط و فقط لاغری با قدرت ذهن هست …چرا من خودم رو میگم و مطمئنم و یقین دارم برای تو خواننده ک داری این تحلیل رو میخونی بارها وبارها برات پیش اومده ک از انواع و اقسام رژیم ها و ورزشهای سبک و سنگین استفاده کردی نتیجه مقطعی گرفتی ولی باز برگشتی سرخونه اولت وحتی وزنی بیشترازاون چیزی ک اول بودی رو مشاهده کردی بارفتن ب روی ترازوهای مختلف داروخانه ها و باشگاه های ورزشی…

      من باور دارم ک روش لاغری با قدرت ذهن تنها روش منطقی هست ک میتونه منو ب رویای لاغر شدن برسونه چرا چون : در گذشته من رژیمهای زیادی رو گرفتم ک مقطعی از وزن من کم کرد ولی ب محض رها کردن وزن قبلی من برگشت ،ورزشها وپیاده روی های زیادی کردم و بازم برگشت ،،این روشهای قبل از آشنایی من با روش ذهنی بود ک بماند از چ دمنوشها و قهوها و چربیسوزهایی ک استفاده کردم و رفتن ب باشگاه و ساعت ها ورزش کردن..

      پارسال همین موقع ها تو فصل پاییز بعد ازینک من تسلیم چاق شدنم شدم و کلی گریه کردن با سرچ کردن تو گوگل و بدنبال چیزی دیگ بودم ک ناخودآگاه هدایت شدم ب فایلهای رایگان استاد و انگار ک درحال سقوط باشی و وسط زمین آسمون یکی بکشدت بالا .. یا مثل گنجشکی زخم خورده باشی واستاد عزیزم باحرفاشون با منطقی کردن لاغرشدن با ذهن جوونی دوباره بده بهمون ،،و آنهایی ک ب رویای خودشون دست پیدا کردن ترمیمون کردن بال و پر زخمیشون رو از شکست رژیم ها و تلاش و سختی ها و دوباره پرواز کردن رو یادمون دادن و هم‌چنان آموزش ها و ترمیم هاشو برقراره و خدارو شکر ادامه داره

      استاد جان من پارسال چند ماهی درخدمتتون بودم درسایت و فایل های رایگان ، ولی متاسفانه وصد حیف کارهایی کردم و باعث لیز و سقوط کردن من ب ته دره شد ..ولی همیشه کانال تلگرام تون رو داشتم و من اپلیکیشن تلگرامم رو فقط و فقط بخاطر کانال شما نگه داشتم و همیشه میدیدم ک دیدگاههای دوستان عزیزو فعال میگذاشتید و من نگاه میکردم و از ادامه دادناشون ،پشت کار وهدفشون حظ میکردم و بهشون دست مریزاد میگفتم …تااینک اتفاق های افتاد ک الان اینجا در خدمتتون هستم باافتخار …ک در ادامه میگم خدمتتون…

       

      تفاوت فکر و باور : راستش استاد مثل همیشه حق باشماست من ،ما بارها و بارها تصمیم گرفتیم از شنبه ، ازین عروسی ب بعد ،ازین سفر ب بعد، ازین مهمونی ب بعد شروع کنم حالا یا ب رژیم یا شروع کار ،یا برنامه ریزی ووووو ولی همیشه من خودمو ب شخصه میگم ناموفق بودم ،،و فکری گذرا بود و فقط از ذهن من گذشته و هراز گاهی این فکر ب سراغم میومد…ولی باورنگرش و انتظاریه ک ما از خودمون و از دیگران حتی داریم ،،مثلا اگ ما طی یک دوره رژیمی گرفته باشیم ولی وزن کم نکرده باشیم .اما کسی بگ انگار جمع و جور تر شدی ما باور میکنیم ومیگیم شاید وزن کم نکردم سایز ک کم کردم  ..

      موضوع بعدی ب طریقی ک خودمون بیشتراز هرکس بهش واقفیم بخودمون اثبات کنیم ک لاغر شدن تنها راه لاغر شدنه …استاد جان من پارسال هم ک درخدمتتون بودم لاغر شدن و برای دیگران میخاستم ک لاغر شدن من پوتکی باشه تو دهن کسایی ک مسخره م کردن ،ناراحتم کردن ،حرصشون بدم و بگم دیدی فلانی بالاخره منم تونستم لاغر بشم ، چشات دراد ،،بخورمو لاغربشم ،تحرک نداشته باشم و لاغر بشم ، ورزش نکنم لاغر بشم ،ترس نداشته باشم و لاغر بشم و این باعث شد اولین لیزها رو بخورم چون من اشتباه برداشت کردم ک خوردن من باعث چاق شدن من نمیشه و هیچ نوع ماده ی غذایی قدرت چاق کردن من و نداره ، باعث شد فکر کنم ک من هرچی بیشتر فایل play  کنم و دیدگاه بنویسم و از شما مدال دریافت کنم مهر تایید هست ک من کارم درسته و هرگز لیز نمیخورم ( خیال باطل) در حالی ک تواین فایل آب پاکی رو ریختید رو دستم ک تا در درون ما تغییر نگرش ی ایجاد نشه هیچ مدال و تاییدیه ای کار ساز نیست ..

      استاد جان من بهم اثبات شده تواین چند وقت ک نبودم ..درسته فعال نبودم تو سایت ولی  خداروشکر از گود هم خارج نشدم و ی خبر خوب برای خودم اینه  ک حداقل چاقتراز قبلمم نشدم( بعداز آشنایی با شما وسلیت و لاغری باقدرت ذهن)  ..باینک درمسیر نبودم چاقتر نشدم ،،ثابت شده برام لاغری با ذهن چون افراد زیادی دراطراف من هستند ک رژیمن و ترس از چاقترشدن دارن ،ثابت شده چون افراد زیادی اطراف من هستند و نگرش آب هم بخورن چاق میشن ،،دوستی دارم ک هیکل متناسبی داره فقط دستاش چاقه و این باور رو داره ک هرچی میخوره میره تو دستاش و باعث چاقی دستش شده ،،دوست نزدیکم و دختر خواهرشوهرم عمل اسلیو انجام دادن و ترس از چاق تر شدن دارن و یک روز درمیون روی ترازو هستن و گرم ب گرمشون رو چک میکنن ،،دوستانی دارم ک ترس از الویه و سالاد ماکارونی دارن و ترس لز خوردن وحسرت از نخوردن دارن ،،اثبات شده بهم ک لاغری باذهن تنها راه چون  ذهن  من دیگ هیچ نوع رژیمی رو دیگ نمیپذیره …درسته قبلا هم نمیپذیرفت ولی بافشارهای فیزیکی من ،و بدنمو تحت قحطی گذاشتن مجبور میشد مقداری از وزن و سایزم رو کم کنه ،ولی اینسری ب اصرار همسرم من وارد یک گروه تلگرامی شدم ب اسم سفیران تندرستی ک مشاوره میکردن و رژیم میدادن ..راستش منم مشاوره شدم و هزینه رژیمشون ۱۷۰بود.ولی ب خواست خدا موفق ب دریافت رژیمشون  نشدم  .تواون چند روز شاید سه روز ک تواوی اون گروه بودم و ملت و مشاوره و آموزش میدادن هر کلمه و جمله ای ک میگفتن ذهن من میخندید خدا میدونه میخندید …هر جمله ای از حرفهای اون افراد ذهنم جستجو میکرد ک یکی از حرفهای استاد رو میورد ک حرفهای اونها رو باطل میکرد ..

      یکی از حرف‌ها و توصیهاشون این بود ک چربیهای شکم دیرتر آب میشن بخاطر بافت های زیرین چربی ..ک ذهنم گشت و حرف استاد رو یادم اورد ک توی یکی ازفایلهاشون میخندید و میگف لایه های زیرین وجود نداره و غیره 

      ذهنم نپذیرفت ک نپذیرفت ..اصلا دیگ هیچ نوع رژیم وورزش و چربیسوزی رو باور نداره ک نداره …

      راستش اون سه روز من دوتا انتخاب داشتم یک انتخاب رژیم و چندماهه زودتر لاغر شدن ،،،یک انتخاب روش لاغری باقدرت ذهن ،،روشی ک نیاز ب صبرو آموزش داره ،،روشی ک ممکنه چاقترم کنه ،،روشی ک دنبال دلیل و منطقش باشی ووووو 

      و خدای من شاهده ک دلم ، قلبم ،ذهنم حتی حتی حتی ذهن منفی بافم ک همیشه نجوا داره ک روش لاغری طولانیه ، تو نمیتونی ،و پول دوره رو نداری وووو هیچی هیچی نگف ..و من باز وجود دستا و خواست خدا رو دروجودم و زندگیم حس کردم درواقع با چشمام دیدم ک انشالله تو دیدگاهای بعدی میگم …واین دیدگاه رو طولانی تر نمیکنم …

       

      استاد جان من باور قلبی و باور عمقی دارم ک روش لاغری با ذهن تنها و تنها روشیه ک میتونه من و امثال منو لاغر کنه البته بااستفاده از آموزش ها و عمل کردن ب آموزشها …و اثبات شده ک باز تنها راه لاغر شدن من همین مسیر لاغری با قدرته ذهنه ..یکی از اثباتش ب خودم و درمرحله ی آخر ب دیگران ک یکیش همسرم هست اینه ک باینک تو مسیر نبودم ولی خارج هم نشدم چاقتراز قبلم نشدم ..لاغر نشدم ولی چاقترم نشدم 

      خدایا شکرت 

      باآرزویی موفقیت همه ی دوستان عزیز وهمسیرم 

      ( مبانی لاغری باذهن)
      یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mitra.zakeri1349@gmail.com
      1400/08/25 11:04
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      سلام به استاد گرامی و تمام دوستان من اولین بار دیدگاه می نویسم من الان 7ماه که از دوره رایگان استفاده می کنم وهر روز به فایلها گوش میدم وبارها تکرار کردم تقریبا 6 کیلو کم کردم وسایزم هم کم شده ولباسهای قبلم اندازه شده وخیلی خوشحالم استادامروز این فایل به من خیلی انرژی دادومطمئن شدم راهم درست است هرروز فایلهای صبحگاهی راوقتی بیدار میشم گوش میکنم وسپس فایلهای لاغری وبعد تودفترم می‌نویسم این چند ماه 3تادفتر پر کردم با اینکار روحیم شاد میشه وباانرژی به کارهایم میرسم.استاد با این کارمن میبینم که روی همسرم هم تاثیر گذاشته بااینکه او اصلا گوش نمی کنه فقط رفتارمن را میبینه ازشما خیلی ممنونم وسپاسگزار خداوند هستم و به قول شما من به خداوند توکل کرده ام.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/24 21:24
      مدت عضویت: 191 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام بر استاد عزیزم و دوستان گل 

      به قول مادرم : چشمه باید خودش بجوشه ، با آب ریختن از بیرون تو چشمه ، چشمه درست نمیشه 

      هر جای مسیر لاغری که هستید یه لحظه ترمز کنید و فکر کنید تا شما نخوایید ، تا خود خود شما از درون قلبتون نخواید کی میتونه با دستور العمال شما رو لاغر کنه ؟ میتونه اصلا؟!؟! نمیتونه من مطمعنم 

      چون تا ته این مسیر رفتم  چقدر غذاا وزن کردم و همه چیز و شمردم چقدر ورزش کردمو حلقه زدم ته تهش یه خودم گفتم ببین یه مشکلی هست که نتیجه نمیده  یه مشکلی تو ذهنم تو فکرم ، تا وقتی دوست دارم پرخوری کنم هیچ روشی نمیتونه لاغرم کنه فقط باید  دستور  از درون ذهن خودم بیاد تا جواب بده  فقط و فقط از درون ذهن خودم

      \"☺️\"/

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/24 20:25
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,299 کلمه

      سلام استاد عزیزم 

       

      من تو دوره لاغری هستم امروز دوره تکرارم بااینکه هنوز فایلهای امروز را تکرار نکردم این فایل رو دیدم گفتم برای تشکر از استادم قدردانی از استاد به خاطر این همه فایل با ارزش بیام زود دیدگاهم رو بنویسم .خلاصه می‌نویسم نکات اصلی طلایی به نظر خودم .

       

      اولین نکته طلایی اینکه همه افراد چاق از یه جایی به بعد دیگه از لاغر شدن نامید میشن و هیچ راهی نمی بینن و شرایط حال حاضرشون رو میپذیرن وعادی میشه چاقی به چاقی عادت میکنن منم همینطور بودم واقعا این مرحله سخته اشک آدم در میاد درها رو روی خودش بسته می بینه و احساس ناتوانی میکنه و خودش را در برابر چاقی شکست خورده می بینه وزانو میزنه و دیگه هیچ روشی رو برای لاغری امتحان نمی کنه

       

       

       و وقتی بقیه رو می بینه که دارن رژیم میگیرن یا ورزش.میکنن برای لاغری اصلا انگیزه برای اینا رو نداره و بی تفاوت هست وتو ذهنش دیگه این روشها رو باور نداره من به این حالت رسیدم تا اینکه دیگر تمام روشهای لاغری رو کنار گذاشتم 

       

       

      وبعد آشنایی با قانون جذب همش دنبال یه روش ذهنی بودم تا اینکه با سایت استاد آشنا شدم .مدتی عبارات تاکیدی لاغری خودم درست کردم وبا احساس خوب تکرار کردم و خوب هم نتیجه گرفتم ولی ادامه ندادم

       

       خیلی.احساس خوبی داشتم بعد اینکه لاغر شدم رفتم دنبال ورزش که چاق نشم و این کار رو خراب کرد ومن برگشتم به حالت قبل آخه دختر خوب مگه با ورزش لاغر شده بودی با ورزش خواستی نگه ش داری ؟

       

       

       

      مدتی بعد سابلیمینال لاغری استفاده کردم اونم خوب بود من که تنبل شده بودم خیلی پر تحرک تر شدم خیلی انرژی گرفته بودم باهاش حلقه میرفتم خسته نمی شدم شاید دو سه کیلو کم کردم ولی ادامه ندادم ولی انرژی فایل رو دوس داشتم با ورزش و تحرک حالم بهتر شده بود .

       

       

      مدتی هم از کتاب شفای درون لویئز هی عبارات تاکیدی رو که برای چاقی قسمتهای مختلف بدن مثلا شکم یا بازوان  و رانها رو نوشته بود یه مدت تکرار کردم چون نوشته بود هر بیماری ریشه ذهنی داره ومن تا مشکل جسمی برای خودم یا حتی اطرافیان ایجاد می شد میرفتم می دیدم و تفسیر میکردم وتو ذهنم تایید میکردم مثلا برای چاقی شکم گفته بود ترس از قحطی وبی غذا موندن باعث چاقی شکم میشه منم تو خودم مهر تایید میزدم می‌گفتم آره راس میگه من همش نگران تمام شدن وسایل خونه هستم میترسم نتونیم مرغ و گوشت بخریم .

       

       

       

       

      یه خبر خوب برای خودم اینه من بعد شرکت در دوره خیلی  راحت شدم و نگران تمام شدن وسایل نیستم وهر چی باشه تو یخچال ازونا غذا درست میکنم حتی اگر تو یخچال چیزی نباشه ناراحت نمیشم. قبلا اکر بود نصف کیسه برنج مونده بود همش به شوهرم می گفتم برنج کمه بخر ولی حالا نه الآن ته کیسه برنج مونده ولی اصلا برام مهم نیست و میدونم که خدا میرسونه .

       

      بچه ها میدونم که اکثرمون ترس از نداری داریم ترس از فقر گرسنگی تازه گی یه دیدگاه به ذهنم اومده تو ذهنم همش میگم مثلا اینقدر سیب تو شهرمون تو کشورمون هست ازین همه سیب یعنی یه جعبه یا اصلا ده جعبه برای من نمی تونه باشه خدا نمیتونه ازین همه سیب یه جعبه برام بفرسته ذهنم راحت میگه چرا نمیشه میشه ومن راحت جذب میکنم

       

       .اونروز بیست کیلو سیب جذب کردم یا گفتم کاش یخچالمون پر گوشت بشه این همه گوشت هست دنیا دوروز نکشید. همسرم با چندین کیلو گوشت اومد خونه می بینید این قدرت باور و منطقی کردن برای ذهن هست .اگر فراموش نکنیم .

       

      خلاصه ازون روش هم زیاد نتیجه نگرفتم .بعدش مدتی عبارت تاکیدی استادی رو صبح وشب تکرار میکردم من هرچه میخورم تبدیل به عشق و نور میشود ولی اصلا فایده نداشت تازگی ها دیدم استاد این عبارت که خیلی لاغر بود چاق شده .

       

      تا اینکه با استاد عزیزم آشنا شدم البته من قبل اینکه این روشها رو برم یه سال قبلش با سایت استاد آشنا شده بودم ولی چون پول خرید نداشتم رایگان گوش دادم حالم خیلی بهتر شد ولی چون فایل ثروت گوش می‌دادم رها کردم تا با دوره ثروت پولدار بشم دوره رو بخرم فکر کنم یک سال و چند ماه طول کشید تا اینکه وقتی خیلی ناامید بودم و غمگین و حساب پس اندازم رو دیدم که تو این یکسال جمع کرده بودم دقیق اندازه قیمت دوره بود به استاد پیام دادم گفتم استاد استاد دوره ام گفته این حساب را برای سرمایه گذاری استفاده کنید خرج نکنید تحت هیچ شرایطی این مرغ تخم طلاس نکشیدش من میخوام دوره بخرم ولی ذهنم میگه برو بورس پولتو زیاد کن بعد دوره را هم میتونی بخری 

      استاد گفتن این پول روی خودت سرمایه گذاری کن چه چیزی مهمتر از سرمایه گذاری رو ی خودت تصمیمم قطعی شد دوره رارا خرید کردم خیلی راضی خوشحالم 

       

       

      خیلی هم نتایج عالی گرفتم 

      نتایج ذهنی رفتاری و جسمی .دیگه توضیح نمیدم طولانی نشه با اینکه از دوره به نحو احسن استفاده نکردم ولی خیلی راضیم.من خدا رو شکرمی کردم که چاق نشدم ولی چند روز پیش فیلمی که از خودم گرفته بودم یکسال قبل رو دیدم بعد به دخترم گفتم با همان مانتوی یکسال قبل ازم فیلم گرفت باورم نمیشد چقدر چاق تر بودم نمیدونستم حالا خیلی بهتر شدم 

       

      به چند نفر فیلم‌ها رو فرستادم تایید کردن فیلم دوم لاغرتر ی من باز هم باور نکردم البته قبلا چند نفر هم گفته بودن لاغرتر شدی ولی من باور نکرده بودم زیاد چون همش میرفتم مانتوی قبلی مو می پوشیدم می دیدم همونه می گفتم نه بابا همونی خداروشکر چاق نشدی اونا که نمیدونن تو بهتر میدونی.

       

       

      ذهنم همش بهم میگه نه فرق نکردی کرونا گرفتی بیماریت سخت بوده لاغر شدی اشتها نداشتی لاغر شدی برای همینه لاغر شدی بر میگرده.

       

       چند روزه با ذهنم کشمکش دارم خواستم عکسمو به استاد م بفرستم.گفتم نه نمیخواد ببین اگر چاق نشدی بفرست استاد و خودت رو قول نزن 

       

      به این نتیجه رسیدم همانطورکه ما چاقی رو باور کردیم لاغری رو هم باید باور کنیم به خودمون بقبولانیم  لاغری آسونه.

       

       چند روزه همش به خودم میگم برای اینکه باور کنم به خاطر مریضی لاغر نشدم چون تو دوره ام لاغر شدم.میگم قبلا چرا مریض میشدم چاق می شدم ولی حالا چرا لاغر شدم پس؟ دفعه قبل عیدم کرونا گرفتم چرا همش می خوردم؟  ولاغر نشدم همون کروناس دیگه ؟

      چرا یک ماهه کاری نکردم فقط استراحت کردم خوردم خوابیدم  چرا چاق نشدم پس ؟

       

      وقتی میبینم زیاد حرف میزنه میگم خوب درست میگی من به خاطر کرونا لاغر شدم مهم نیست اگر دوباره برگردم عقب من تو دوره ام غم نداره

       بازم دوره را شروع کردم راحت لاغر میشم من به لاغری مریضی نیاز ندارم برای خودت نگه ش دار.

       

      تفاوت باور وفکر رو هم بنویسم برم دیر شد .باور یعنی اعتقاد قلبی وایمان قلبی به چیزی ایمان خالص به چیزی باور یعنی بینش دیدگاه نظرت راجع به موضوعی

      باور یعنی انتظار 

       

      فکر سطحی هست ولی باور عمیق هست مثلا من فکر میکنم فردا چه غذایی درس کنم یا فکر میکنم چه کاری فردا اولویت صبحم باشه اینا فکره  سطحی هست گذرا ودر ظاهر هست .

       

      ولی باور عمیق هست ومخفی و پنهان در ذهن مثلآ من باور دارم کر پیدا کردن  سخته  کار کمه من هیچ وقت کار پیدا نمیکنم یا اگه باور کنم توانایی خاصی ندارم.که کار کنم این باور باعث میشه کار پیدا نکنی چون جهان به کسی که باور داره توانایی خاصی برای کاری نداره کار نمیده 

       

      این فکرهارو اینقدر تکرار کردی یا شنیدی که تو ذهنت رسوب کرده میدونی چسبیده باور ته نشین میشه تو ذهنت ولی فکر اگر تکرار نشه رسوب نمی کنه می مونه بالا شناوره .

       

      فکر تو ظاهر هست اشکاره ولی باور تو باطنمون جا خوش کرده 

      فکر قابل دیدن ولمسه ولی باور مخفی و پنهان در اعماق ذهن 

      اینا یادم اومد 

       

      خداروشکر که وقت گذاشتم نوشتم راستی یادم رفت بنویسم من از رژیم وورزش دمنوش وافشره های لاغری روشهای دیگه استفاده کردم هیچ نتیجه پایدار نگرفتم و

       

      فقط لاغری با ذهن را قبول دارم باور و ایمان دارم که تنهامن با تغییر ذهن میشود لاغر شد و لاغر ماند .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/24 19:36
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 767 کلمه

      سلام و درود پاینده باشید استاد عزیز وای من چقدر ذوق داشتم از ساعت۴ساعت رو چک می کردم تا ۵بشه و اینکه انگار هم قدم با شما دوباره شروع می کنم و دوره می کنم و خیلی لذت بخشه خدایا هزاران بار شکر سپاس فراوان استاد مهربان و بخشنده ام 🌹

      در ارتباط با موضوع اینکه این مسیر خاص و رسالت شماست هیچ شکی نیست از اینکه کاملا به افکار ذهن چاق واقف هستید و تصاویر چاقیتون هم از سالها پیش مرحله به مرحله موجوده و انقدر با شوق و البته محکم صحبت می کنید کاملا مشخصه که شما فقط شایسته آموزش این مطالب و بلد راه لاغری آسان و ماندگار هستید.

      تفاوت فکر با عقیده(باور)

      فکر در سطح ذهن مرور میشه مثل خیلی وقتها که تصمیم می گیریم و میگیم از شنبه شروع می کنم یا اگر این راه و روش را امتحان کنم حتما نتیجه می گیرم ما در طول روز بارها فکر می کنیم که برای رها شدن از دردو رنج و مشکلاتمون چه کار هایی می تونیم انجام بدیم همش فکر می کنیم و دست و پا می زنیم برای نجات مثلا همین که میبینیم فردی موفق شده با خود میگیم آهان همین خودشه و بعد راه دیگری از فرد دیگری را می شنویم و با خود میگیم شایدم این بهتر باشه و در نتیجه با همین افکار همیشه و هرروز در حال تجربه کردنیم ولی نتیجه اون چیزی نیست که ما می خواهیم ….🤔

      عقیده (باور)یعنی همون انتظاری که از مسیر و روشمون داریم…🤔

       

      عقیده یعنی هیچ شکی ندارم یعنی ۱۰۰درصد این مسیر این نتیجه را داره.

      ما در زندگی روزمره نتیجه عقیده هامون را دریافت می کنیم  مثلا فردی که میگه سن برسه به پنجاه دیگه سن پیری و کوریه دقیقا همین ها را تجربه می کنه یا فردی که میگه پول زیادشم خوب نیست دقیقا همیشه به اندازه کافی پول نداره و فردی که میگه مردم گرگ شدند دقیقا هرروز با گرگ صفتها روبرو میشه یعنی انقدر با دیده و شنیده و تجزیه تحلیل فکری ما معتقد به جملاتی شدیم که هیچ شکی در آن نداریم .

      و اما با توجه به اینکه تمام راه و روشهای لاغری که عموم مردم می دانند راههای سخت و طاقت فرسا و محدود کنند و آسیب رسان و پرهزینه بوده و از همه مهمتر ماندگار نبوده است و امید کاملا در ذهن فرد چاق به صفر رسیده یا پذیرفته که چاقه تا آخر عمر و یا به این نتیجه رسیده که باید با همون روشها وزن خودشو کنترل منه یعنی همیشه مشغول این بازی باشه .

      اما فردی که خسته میشه از تمام روشها و از در ناامیدی به درگاه خدا تضرع می کند که عموما با ناامیدی و شکایت همراه است یعنی معجزه می خواهد یعنی دیگر تمام فکرهاشو عملی کرده و دیده فایده نداره .

      امروز میتونه با هدایتی که از طرف خداوند میشه و نور امید در قلب و وجودش می درخشه مسیر لاغری با ذهن را بپذیره و با نگرش و بینش جدید در مسیر لاغری با ذهن قرار بگیره .در واقع هیچ اطلاعی از مسیر لاغری نداره اما دلش میگه همین راهه و تنها راهه و اینبار با اعتماد به خدا در این مسیر گام بر می داره یعنی به درجه تسلیم رسیده و تمام روشهای قبلی را در ذهن خود بی اعتبار می کند.

       

      من سالهای بسیاری از انواع و اقسام رژیمهای لاغری استفاده کردم مسیر سخت و ناهموار بود و پر از محدودیت انگار تو انفرادی خودم زندگی می کردم بسیار پرخاشگر می شدم و بسیار حرص و ولع داشتم و منتظر بودم رژیم تمام بشه که من راحت بشم و در نتیجه آنچه به جسمم سختی داده بودم و از اضافه وزنم کم کرده بودم ظرف مدت کوتاهی به صورت بیشتر در جای اول خودقرار می گرفت .

      ورزشها که هیچ فقط منتظر بهونه بودم بپیچونم از درد تاولهای پا و از کشیدن خوم به زور روی تردمیل و نگاه کردن به ثانیه شمار و عذابی که نتیجه آن هم ماندگار نبود .دمنوشها هم بحث خود را داشتند انقدر دل ضعفه می دادند که دوست داشتی بیشتر بخوری ولی مثل ۷مون رژیمها بودند باید جلوی خودمو می گرفتم که نخورم انواع قرص چربی سوز هم این را به ذهنم تداعی می کرد که هرچی بخوری می سوزه بنابراین یواشکی می خوردم و نتیجه ای نداشت و البته دوستانی داشتم که لاغر شدند ولی مقطعی بوده بنابراین تمام روشها از نظر من و مسیر تجربه و زندگیم بی اعتبار هستند و چون این بار به خدا سپردم و دست از تلاشهای ذهنی برداشتم به انتخاب شدنم و هدایتم به این سایت باور دارم و به خالقم اعتماد می کنم 

       

      اینجاااااا حااااااالم خوبه .و هیچ محدودیتی ندارم از رژیم و ورزش و غیره آزادم خدایا شکرت

      شکر وجود استاد جاان🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      علیرضا معینی
      1400/08/24 19:24
      مدت عضویت: 114 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,624 کلمه

      سلام و عرض ادب 

      سوال ۱  تفاوت بین فکر و نگرش 

       

      سوال ۲  چطور به خودم ثابت کنم که تنها راه لاغری لاعری با ذهنه . 

       

       

      پاسخ سوال ۱  

       

      فکر کردن یکی از محصولات باورهای ماست .

       

      البته باور نیز خود از تکرار گفته ها و شنیده ها و دیده ها و رفتارها و تربیتهای نسلهای پیشین در ما  حاصل شده است و این باورها اکنون ،  افکار و گفتار و رفتارهای ما را خلق می کنند . 

       

      پس تفاوت فکر و باور در این است که باورهای ما ابتدا از تربیت نسل گذشته بر ما وارد شده است و بعد خود این باورها افکار فعلی ما را پدید آورده اند .

       

       افکار ما اولین  نتیجه و محصول باورهای ماست . همانطور که رفتارهای ما محصول باورهای ماست و همانگونه که اندام ما محصول باورهای ماست ‌. 

      پس برای تغییر باور باید زمان زیادی صرف کرد به خود ثابت کرد تکرار کرد تا فکرها و گفته های  جدید تبدیل به باور شود و در ضمیر ناخوداگاه انسان بنشیند . 

       

      اما پاسخ سوال دوم از نظر من 

       

      من به خودم اثبات میکنم که در سایر روشها من هرگز نتوانستم نتیجه بگیرم چون همیشه  احساس بد در من ایجاد می کرد . من هر چقدر سعی میکردم که احساسم را نسبت به کلام آنها خوب کنم نمیشد . 

       

      پس احساس من اولین فاکتور است که به من می گوید تنها راه لاغر شدن لاغری با ذهن است . 

       

      دوم اینکه با توجه به گفته های سایر دوستان و البته خود شما متوجه شدم که تنها راه لاغر شدن که میتوان آن را ادامه داد راه لاغری با ذهن است . راههای دیگر اصلا قابل ادامه دادن نبود و ما بعد از مدتی رها می کردیم . 

       

      سوم اینکه اگر این راه را درست عمل کنیم نتیجه خیلی زود خود را به ما نشان میدهد شاید برای بعضی دیر عمل کند اما به نظر من علت ان است که نتوانستند خوب عمل کنند . نتوانستند حال خود را خوب کنند نتوانستند فرمولهای چاق کننده را کنار بگذارند نتوانستند باور کنند که فرمولهای چاقی واقعیت ندارد و دروغیست که آنها سالیان سال به عنوان حقیقت به خود گفته اند . اگر این راه را عمیقا باور می کردند قطعا در افکار و رفتار آنها تاثیری عالی نشان میداد و نتایج عالی میگرفتند  . پس نتیجه گرفتن در این روش منوط به درک این آگاهیهاست .

       

      چهارم اینکه اینکه نتیجه ای که از این راه میگیریم قطعا ماندگار است .چون وقتی باورهای ما تغییر کند ما انسان دیگری داریم از خودمان میسازیم شخصیت فعلی ما دیگر آن شخصیت گذشته نیست وقتی افکار و رفتار و عادات تغییر کرده قطعا شخصیت و جسم نیز تغییر می کند و وقتی کرم ابریشم  تبدیل به پروانه شده پروانه باقی می ماند چون شخصیت او دیگر پروانه شده و دیگر کرم نیست . پس لاغری جسمی که نتیجه ی لاغری با ذهن است پایدار است . 

       

      پنجم :  تنها راه چاقی ما چاقی با ذهن بود ما ابتدا شنیده ها و آموزه های چاق کننده را تکرار کردیم باور کردیم گفتیم و عمل کردیم و عادت کردیم و بعد تبدیل به شخصیت و جسم ما شد . پس تنها راه لاغر شدن نیز حرکت از همین مسیر است . 

      ابتدا  میگوییم مینویسیم میشنویم تکرار میکنیم فکر می کنیم رفتار می کنیم باور می کنیم عادت میکنیم شخصیتمان میشود و بعد در تمامی این زمانها جسم ما نیز با آن شکل میگیرد و به خودمان می آییم میبینیم کلی کاهش وزن داشتیم . 

       

      ششم : چرا لاغری با ذهن تنها راه لاغر شدن است . 

      کسی که لاغری با ذهن را درک کند میبیند که اصلا راه دیگری جز این راه  وجود ندارد  . راهی که نگرش انسان را نسبت به خودش رفتارهایش افکارش مواد غذایی ورزش ها دمنوشها قرصها جراحی ها تغییر میدهد همین لاغری با ذهن است . اصلا مگر لاغر شدن راه دیگری دارد ؟ 

       

      هفتم : تنها راهی که با تمام وجود انسان سر وکار دارد نه فقط بعد فیزیکی لاغری با ذهن است . تمام روشهای دیگر فقط روی جسم کار میکنند نه روی قسمت روان که اصلی ترین بعد وجود انسان است و تفاوت انسانها را نشان میدهد . لاغری با ذهن تنها روشی است که از زیر و بن ریشه های چاقی را شناسایی و با تکرار و تمرین و متقاعد ساختن ذهن انها را برمیدارد و انسان مجاب میشود که رفتار متعادل بهترین نوع رفتار است که احساس انسان را خوب نگه میدارد و همیشگیست و نتایج عالی به همراه دارد . 

       

      لازم است توضیح داده شود که لاغری با ذهن چیست ؟ از نظر من  لاغری با ذهن یعنی تغییر الگوی اندیشه و تغییر الگوی رفتار و عادات و در نهایت تغییر الگوی اندام 

       

      من باید به خودم ثابت کنم اندیشه ها و باورهای اشتباهی داشتم که مرا چاق کردند و منجر شدند که رفتارهای غذایی و حرکتی نا به هنجار انجام دهم . 

       

      وقتی این باورهای اشتباه را تغییر دهم رفتارهای صحیحی انتخاب می کنم . هر روز را با تناسب زندگی می کنم . چه از نظر فکری و چه از نظر رفتاری متناسب عمل می کنم . 

       

      رفتارهای غذایی و حرکتی متعادل ایجاد می کنم . 

      روی اندیشه هایم کار می کنم که درخواستهای متناسب به من دهد که حس میل طبیعی در من باشد نه حس ولع و عذاب وجدان و …. 

       

      حال کدامیک از روشهای دیگر روی اندیشه ها و باورها و بُعد متافیزیکی انسان کار می کنند ؟ 

       

      فعلا این ۷ دلیل به ذهنم آمد اما میدانم باز هم دلایل بیشمار دیگری نیز بر وجود من جاری میشود 

       

      مثلا 

      دلیل هشتم 

      لاغری با ذهن تنها روشیست که ضمیر ناخوداگاه انسان با آن موافق است . 

       

      نهم لاغری با ذهن تنها روشیست که زیبایی به همراه دارد .

       

      دهم : لاغری با ذهن تنها روشیست که روز به روز انسان جوانتر سلامتتر آرامتر و زیباتر میشود ریزش مو ندارد پوست آویزان ندارد بیماری و سکته ی قلبی (همچون آقای غفوریان ندارد ) افسردگی ندارد و بر عکس فقط شادی و حال خوب و لذت در لذت است . 

       

      یازدهم : تنها روشیست که محدودیت ندارد آزادی دارد امنیت دارد عشق و شور دارد .

       

      دوازدهم تنها روشیست که آسان است روشهای دیگر همه با سختی و مصیبت همراه است اما لاغری با ذهن آسانترین راه لاغریست و نه تنها آسانترین که تنها راه آسانِ لاغر شدن است .

       

      سیزدهم . لاغری با ذهن فقط انسان را به لاغری نمی رساند بلکه به تمام خواسته های دیگر نیز می رساند . در حالیکه روشهای دیگر  به اهداف دیگر مربوط نمیشود . 

       

      چهاردهم در روش لاغری با ذهن ما روزبه روز علاقه ی ما بیشتر میشود . بیشتر به استمرار در راه علاقمند میشویم ولی در روشهای دیگر ما هر روز انرژیمان کاسته میشود و کم کم متوقف میشود یعنی علاقه ی روز اول را نداریم .

       

      پانزدهم لاغری با ذهن تنها روشیست که خود انسان برای خود تصمیم میگیرد برای همین هیچ تحمیلی از بیرون وجود ندارد بلکه طبق خواست و میل هر شخص صورت میگیرد .

       

      شانزدهم لاغری با ذهن در افراد مختلف با توجه به الگوهای مختلفی که در ذهن برای چاقی داشتند متفاوت است یعنی یک نسخه را برای همه نمیپیچد اصلا نسخه ای نمیپیچد  بلکه هرشخص خودش متخصص و روانشناس تغذیه و روان  خودش است و نتایج هر فرد با فرد دیگر قابل مقایسه نیست .

       

      هفدهم  لاغری با ذهن به انسان حس محدودیت نمیدهد انسان آزاد است که هر انتخابی که میخواهد بکند اتفاقا میگوید که ببین واقعا چه دلت میخواهد هر چیزی را وارد دهنت نکن چیزی که واقعا دوست داری را بخور و وقتی سیر شدی و غذا برایت طعم اولیه را نداشت به راحتی آن را کنار بگذار . چون قرار نیست محدودیتی در کار باشد بلکه رفتار صحیحی که در شاءن انسانیت ماست قرار است انجام شود . در حالیکه در سایر روشها اولین نسخه محدودیت و محرومیت و بدمزه خوری است .

       

      هجدهم روش لاغری با ذهن تنها روشیست که به صلح درونی می انجامد در سایر روشها ما با بدن خود می جنگیم و مدام حالمان خراب میشود از این جنگ و ستیز . 

       

      نوزدهم در این روش اراده تنها در تغییر الگوها به کار میرود و ما بقی کار را نیروی غیر ارادی بدن ما انجام میدهد اما در سایر روشها ما با اراده میخواهیم لاغر شویم و همواره هم به این باور غلط میرسیم که من اراده ندارم . اما در این روش  ما با اراده فرمولها را شناسایی میکنیم تازه همان هم باز نیروی غیر ارادی به ما نشان میدهد ما فقط ناظر هستیم خودش به ما نشان میدهد که این تفکر یا این رفتار بر خلاف طبیعت توست ناهمسوست احساست را بد میکند باورت را در این نقطه تغییر بده و ما با اراده ی خود تنها این مسیر زیبا را نظاره می کنیم  . تنها کدهای صحیح که آن هم در طبیعت و فطرت ما هست را به خود یاداوری میکنیم و با تکرار و تمرین به خودمان نشان میدهیم که خواستار تثبیت تناسب اندام هستیم .

       

      بیستم : لاغری با ذهن تنها روشیست که  آموزش میخواهد چون هنریست که باید آموخته شود هنریست بی پایان متنوع زیبا و کسی که این هنر را یاد بگیرد هر روز آن را گسترده تر میکند لاغری با ذهن تنها روشیست که مطابق قوانین آفرینش است و در جهت گسترده شدن است و روزبه روز مبانی آن گستردگی بیشتری می یابند اما روشهای دیگر ثابت است و تمام شدنیست . 

       

      بیست و یکم روش لاغری با ذهن تنها روشیست که تمام نشدنیست . ما هیچ ذهنیت قبلی در مورد آن نداریم و قدم به قدم آن به ما گفته میشود هدایت الهی همراه ان است . ما به این مسیر هدایت شدیم .  برای همین همیشه نو است و همیشه به روزرسانی میشود و رنگ کهنگی به خود نمیگیرد . تنها روش الهی همین روش است . ولی در روشهای دیگر ما طبق ذهنزت قبلی آن را انتخاب می کنیم . 

       

      من اگر تا صبح بخواهم میتوانم در مورد این موضوع که تنها روش لاغری لاغری با ذهن است  بنویسم  . 

       

      اما فکر میکنم همین ۲۱ دلیل کافیست که به من  اثبات میکند تنها روش لاغرشدن لاغری با ذهن است . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 60 از 12 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/08/24 20:34
        مدت عضویت: 260 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 283 کلمه

        سلام ، چقدر نوشته تون عالی بود و لذت بخش و چقدر زیبا تونستید مسیر لاغری با ذهن را توصیف کنید ، 

        واقعا لذت بردم ، لابلای نوشتها چیزی توجه م را واقعا به خودش جلب کرد مثال پروانه شدن ، لاغر شدن با قدرت ذهن  ددقیقا مثل همان پروانه ای ست که دیگر کرم نیست 

         

        پس وقتی ما به این درجه از  شناخت برسیم   که وقتی قدم در مسیر تغییر قرار دادیم ، یعنی دقیقا در حال تغییر مدار خودمان هستیم 

        تغییر مدار چاقی به لاغری 

        پس همانگونه که پروانه دیگر هر گز کرم نیست و دیگر کل زندگیش تغییر کرده و از همه مهمتر قدرت ازادی و رهایی و پرواز را کسب کرده 

        پس قطعا کسی که از این طریق لاغر میشود قطعا مدار جدید و جایگاه جدیدش هیچ سنخیتی با جایگاه قبلی ندارد 

         

        در این مدار تمام رفتارهای ما در جهت لاغری ماست ، و همه چیز و همه ی کدهای ما مساوی با لاغریست 

        در این جایگاه ترس و محدودیت و باورای  ضعیف  از بین رفته و همه چیز قدرت و باورهای نا محدود و قدرتمند و در جهت رهایی و آزادی ماست 

        و چه حالی از این بهتر . 

         

        در لاغری با ذهن ما به پروانه تبدیل می شویم پس دیگر هیچکدام از  رفتارها و هیچکدام از افکار ما شبیه به زندگی قبلی ما نخواهد بود ، لاغری با ذهن یک سبک زندگیست 

        چیزی که هر لحظه می شود زندگیش کرد در تمام شرایط ،

         

        خدا را شاکرم که به این مسیر هدایت شدم و توانستم بالهای پروازم را به سوی رهایی  وو آزادی بیشتر و بیشتر بشناسم 

        و این بالها همان ذهن من است که  قطعا میتواند مرا  به بهترین تناسب افکار و بهترین تناسب احوال و بهترین تناسب اندام برساند

         

        ممنون از نوشته های سراسر اگاهی شما  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/08/24 20:52
        مدت عضویت: 828 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        آفرین دوست عزیز چقدر پخته وکامل نوشتی احسنت وقتی به مدت حضورتان در سایت نگاه کردم فقط 89 روز 

        تعجب کردم دیدگاه به این پختگی وعالی چطور میشه تو این مدت این قدر لاغری با ذهن رو درک کنه وبنویسه 

        من که باور نکردم فقط 89 روز هست با ما هستید 

         

         

        آفرین به شما 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/08/25 21:11
        مدت عضویت: 221 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        سلام و درود آفرین دوست خوبی موفق باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم