ورود / ثبت نام
0

مبانی لاغری با ذهن (قسمت دوم)

اندازه متن

اولین قدم برای رهایی از چاقی و رسیدن به لاغری دائمی بر مبنای تغییر فرمول های ذهنی رسیدن به اطمینان صد در صد درباره این موضوع است که لاغری با ذهن تنها راه حل مشکل چاقی ما می باشد.

درباره این موضوع بسیار مهم در جلسه اول توضیح کامل داده شد. بنابراین در ادامه دوره مبانی لاغری با ذهن روی سخن من با افرادی است که به اطمینان قلبی درباره تاثیرگذاری روش لاغری با ذهن رسیده اند.

به نظر من مهمترین موضوعی که باعث حرکت و اتخاذ تصمیم از سوی ما می شود رسیدن به وضوح درباره هر موضوعی است.

اگر به ما اثبات شود که فلان ماده غذایی به سلامتی ما کمک می کند حتما از آن استفاده می کنیم.

اگر برای ما واضح شود که سرمایه گذاری در فلان موضوع باعث افزایش سرمایه می شود حتما این کار را انجام می دهیم.

بنابراین، رسیدن به وضوح درباره هر موضوع در حرکت یا اقدام کردن ما برای تجربه آن، نقش تعین کننده دارد.

نکته جالب توجه اینکه، وقتی ما درباره موضوعی به وضوح برسیم آن را انجام می دهیم و این در حالی است که همیشه نتیجه نهایی مطلوب و رضایت بخش نیست.

افراد زیادی با اطمینان به اینکه سرمایه آنها چند برابر خواهد شد وارد بازار بورس شدند اما نتیجه نهایی نه تنها چندبرابر شدن سرمایه آنها نبود بلکه بخش یا حتی کل سرمایه خود را از دست دادند.

افراد زیادی با اطمینان از اینکه خوردن فلان دمنوش یا داروی گیاهی باعث لاغری آنها می شود اقدام به تهیه و مصرف داروهای لاغری می کنند اما نتیجه نهایی برای آنها نه تنها لاغری نبوده است بلکه عوارض مختلفی را به همراه داشته است.

بنابراین رسیدن به وضوح و اقدام کردن فقط در جنبه مثبت نیست بلکه در جنبه منفی هم وقتی در ذهن خود به وضوح برسیم اقدام می کنیم.

بنابراین به این نتیجه می رسیم که:

یکی از قانون های مهم ذهن این است که رسیدن به وضوح باعث حرکت و اقدام می شود.

برای حرکت کردن به سمت لاغری لازم است برای ذهن خود ضروری بودن لاغر شدن را اثبات کنیم.

اثبات کردن ضروری بودن لاغر شدن سبب به وضوح رسیدن ضرورت لاغر شدن برای ذهن ناخودآگاه می شود و این شروع ماجرای تمایل ذهن و جسم برای لاغر شدن است.

اگر به روند چاق شدن خود توجه کنید بهتر به موضوع “به وضوح رسیدن ذهن ناخود آگاه” پی خواهید برد.

بسیاری از افراد چاق، قبل از اینکه از نظر جسمی اضافه وزن پیدا کنند، به دلایل مختلف اطمینان داشتند که چاق خواهند شد.

به این ترتیب ابتدا در ذهن ناخودآگاه آنها چاق شدن به وضوح رسیده و سپس در جسم آنها نمایان شده است.

هرچه از سن چاقی می گذرد چاق تر شدن در ذهن ناخودآگاه شما واضح تر می شود و به این ترتیب روند چاق تر شدن شما ساده تر و سریع تر می شود. تا جایی که افراد به این نتیجه می رسند که به راحتی آب خوردن چاق می شوند.

سرعت و قدرت چاق شوندگی، مربوط به جسم نمی شود بلکه متعلق به ذهن است اما به دلیل عدم اطلاع افراد از قدرت ذهن خود در چاق تر شدن شان تصور می کنند که جسم آنها استعداد چاقی دارد یا سوخت و ساز بدن آنها پایین است و به این دلیل چاق می شوند یا صدها دلیل دیگر برای چاق شدن خود دارند و این در حالی است که تنها یک دلیل برای چاق یا چاق تر شدن افراد وجود دارد و آن هم قدرت ذهن خودشان است نه هیچ موضوع دیگر.

ویژگی رسیدن به وضوح برای اقدام کردن در ذهن ناخودآگاه را می توان بارها انجام داد و این همان قدرت خلق کنندگی زندگی است که در موضوع قانون جذب به آن اشاره شده است.

در این جلسه می آموزیم چگونه به ذهن ناخودآگاه خود اثبات کنیم که لاغر شدن ضروری است.

در گذشته به شکل ناآگاهانه ذهن ناخودآگاه خود را برای چاق شدن به وضوح رسانده ایم و اکنون باید به صورت آگاهانه ضرورت لاغر شدن را برای ذهن ناخودآگاه خود واضح کنیم.

به اندازه ای که در واضح کردن چرایی لاغر شدن برای ذهن ناخودآگاه خود عالی عمل کنید، روند متناسب شدن شما بهتر صورت خواهد گرفت.

تمام سعی شما اثبات ضرورت لاغر شدن به خودتان باشد. این قدم بسیار مهم برای شروع تحول ذهن در مسیر لاغری با ذهن می باشد.

تمرین این جلسه:

1- تماشای چند مرتبه محتوای آموزشی برای درک بهتر و نفوذ آگاهی در ذهن ناخودآگاه.

2- چاقی چه تاثیری در زندگی شما داشته است؟

3- لاغر شدن چه تاثیر یا تغییری در زندگی شما ایجاد خواهد کرد؟

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=31904
برچسب ها:
8 نظر در مورد مبانی لاغری با ذهن (قسمت دوم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/07 22:36
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,936 کلمه

      مبانی لاغری با ذهن (قسمت دوم)

      سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی

      خدارو شکر میکنم که آزادی عمل دارم و هر روز میتونم آگاهی های لازمو به وجودم تزریق کنم ،امروز دلم خواست بیام در این قسمت سایت و لذت آموزش امروزو چندین برابر کنم 

      تنها راه لاغر شدن ریشه ای فقط و فقط با تغییر محتویات ذهن ناخوداگاه است ،تنها راه ثروتمند شدن تغییر محتویات ذهن ناخوداگاه است،تنها راه خوب زندگی کردن در هر زمینه ای ،تغییر برنامه های قبلی ناخوداگاه و دانلود کردن محتویات جدیده  و  بس 

      سالها به دنبال لاغر شدن بودم ،عاشق ثروت و زندگی مرفه بودم ولی تو هر کدومش فقط تا حدودی موفق بودم ،مثلا سالهای زیادی لاغر میشدم حتی تا ۳۰ کیلو  ولی به محض رها کردن مجدد به حالت قبلم برمیگشتم

      بقول اطرافیانم فریده دختر بلند پروازی بود از اولش ،واقعا هم همینجوری بودم ،من از سنین پایین رویا پردازی میکردم بدون اینکه متوجه بشم که دارم چکار میکنم ،دلم میخواست به خواسته هام برسم و تصور میکردم راه درستش سخت تلاش کردنه ،رنج بردنه ،برای همین برای لاغر شدن خیلی اذیت میشدم ولی باز هم در مسیر اشتباه ادامه میدادم

      به وضوح رسیدن لاغری با ذهن ، در ظاهر از ابتدا برای من واضح بود ،حتما هم وضوحی داشته که من قدرتمندانه شروع کردم و در حال ادامه دادن هستم ولی این وضوح هر بار که در مسیر هستم واضحتر میشه و هر قدر که راهم شفافتر بشه من راحتر طی مسیر میکنم

       

      قبلا به چاقتر شدن خودم مطمئن بودم و باور کرده بودم راهی جز چاقی وجود نداره و حق من همینه و براحتی در مسیر چاقتر شدن بیشتر قرار میگرفتم ،من تلاشی نمیکردم که چاق بشم اتفاقا تمام تلاش من بر این بود که چاق نشم ولی وقتی ناخوداگاه بخواد که من چاق بشم دیگه کاری به نظر و علاقه من نداره تا بینهایت میتونه عمیق عمل کنه 

      سن چاقی من اندازه سن خودمه ،در واقع من یک چاقی بودم که بعدا دست و پا در آوردم ، هر وقت میخواستن منو بمن معرفی کنن ،عکس هفت روزگیمو بهم نشون میدادن که ببین فریده چقدر تپل بودی ،آخه بیشتر بچه ها تو چند روز اول انگار ورم دارن و بعد نرمال میشن و تصویر منه چاقو مدام بهم یادآوری میکردن 

      ولی وقتی عکس ۲ ،۳ ،۴ حتی تا ۸ سالگیمو نگاه میکنم من دختر چاقی نبودم ،استخون بندیم نسبت به خواهرام درشتر بوده نه اینکه چاق باشم 

      من مطمئنم انقدر اطرافیان و خانواده م بهم گفتن که منهم پذیرفتم که من چاقم ،چاقی من از کلاس پنجم شروع شد که‌  متوجه شدم ۵۰ کیلو هستم وقتی توی مدرسه وزن کشی شدیم و من در ۱۶ سالگی ۷۲ کیلو شده بودم که دیگه باعث خجالت و شرم پدرم  بودم و مدام تحقیرم میکرد

      پس وضوح چاقی در من  ۴۶ ساله و منهم باور داشتم مثل آب خوردن چاق میشم و وقتی چاق میشدم حرص میخوردم و شروع میکردم به زمین و آسمون بد وبیراه گفتن و نقش یک قربانی بدبخت و چاقو به خوبی بازی میکردم و اون موقع نمیدونستم با ایفای نقش یک قربانی چه صدمات عمیقی به اعتمادبنفس و حس خودارزشمندی خودم وارد میکنم

      چقدر فهم و درک این آگاهی ها قشنگه ،چقدر لذت میبرم که میتونم از زندگی یجور دیگه استفاده کنم ،چه دنیای زیبایی شده دنیای بدون فیلتر و آلودگی ذهنی ،چه شفاف تر شده درون تخریب شده م ،چقدر نو شدم با این اطلاعات، چه حس خوبیه وقتی دارم خودمو از لایه های زیرین و خاک گرفته خروارها سم و آلودگی نجات میدم و در آغوش میگیرم 

      چه پنجره های زیبایی دارم برای خودم باز میکنم که از اونجا خودمو مثل افراد نرمالی که خداوند آفرید که تجربه کنن، لذت ببرن ،شاد باشن ،لباس های زیبا بپوشن ،که عاشق خودشون باشن ،که خودشونو خاص و مهم و دوست داشتنی باور کنن

      جهان جدیدم پر از جذابیت های دیدنیه ،احساس میکنم همین چند روز که اتفاقا با تضادهای نا خوبی هم روبرو بودم چقدر عوض شده نگاهم ،به خودم ،به خدا ،به جهان ،چقدر اعتمادم به فرمانروای جهان بیشتر شده ،چقدر صاحب غرور مثبت شدم

      از اینکه دارم درک میکنم که این جهان  جای ناامنی نیست اتفاقا جای مطمئنیه با یک عالمه قوانین دقیق ،که هر آنچه رو که من بپذیرم و قبول کنم رو در اختیار من قرار میده، خوشحالم

      حس سبکی دارم ،حس شفاف بودن مسیر و اجرا و زندگی  کردن دونه دونه آگاهی ها منو سرحالتر میکنه که برای خودی جدید بیشتر تلاش کنم و ببینم که دارم نو میشم ،دیدن و یادآوری ذره ذره تغییراتم کمکم میکنه که حس شجاعت خدادادیه درونم بیدار بشه 

      که بهم میگه آفرین دختر تو کولاک کردی ،که نپذیدفتی اون ذهنیت های  دختریو که دیگران ساختند و پرداختند ،آفرین به همت ،استمرار و غیرتت که خواستی اونی بشی که خداوند جهان را به تسخیرش در آورد ، که وقتی این جمله رو درک کنم بجای قصه خوردن به خودم میگم فریده ( اگر تو لاغر نشی پس  کی لاغر بشه ؟)که درک این جملات منو قویتر میکنه 

      دانستن اینکه من دارای حق های الهی و خدادادی هستم به من کمک میکنه دونه دونه شو پس بگیرم  و با استحکام و قدرت بیشتری به راهم نه فقط در مسیر لاغری بلکه در تمام جنبه ها ،ادامه بدم 

       

      حالا میدونم و فهمیدم که اگر بهم گفتن تو سوخت و سازت پایینه ،چرت بوده ،چرا الان که دارم لاغر میشم سوخت و سازم پایین نیست ،چرا الان که رژیم ندارم ،ورزش نمیکنم سوخت و سازم پایین نیست ؟ تازه لاغر هم میشم ،پس زخم جای دیگری بود و ما سالها در جای اشتباهی به دنبال کلید گمشده خوشبختی میگشتیم

      الان دیگه برام مسخره است اگر بگن تو استعداد چاقی داری یا ارثی چاق هستی ،دیگه تمام تفکرات گذشته من نخ نما و منسوخ شدن و برای من رنگی ندارن جز یه خاطره کمرنگ که داره کوچیکو و کوچیکتر میشه که میدونم هر چقدر اون خاطرات کمرنگتر بشن وضوح لاغر شدن من پر رنگتر میشه 

      قبلا ذهن ناخوداگاه مارو به وضوح رسوندن که باید چاق باشه و چاق بودن به نفع ماست و الان میخواییم تمام اون نفع هارو نابود کنیم و تعریف های جدیدی به ناخوداگاه قدرتمندمون منتقل کنیم‌ تا تغیبر مسیر بده و مارو ببره به دنیای جذاب متناسب ها 

       

      دقیقا همینطوره که افراد متناسب بخش اعظمی از ذهنشون آزاده و همون باعث میشه بتونن تمرکز بیشتری روی خواسته هاشون داشته باشن ،خود من اگر فرد متناسبی بودم که سالها درگیر چاقی و عوارضش نبودم و همین الان هم که روزی حداقل ۲ ساعت زمانیکه برای فایلها و نوشتن میذارم میتونست برای  یه کار دیگه ای صرف بشه

      پس افراد متناسب همینجوری هم روزی ۲ ساعت جلوتر از من هستن ،اگر با قدیم من مقایسه بشن که روزی چندین ساعت جلوتر هستن،الان خدارو شکر وقت من صرف ورزش های زیاد ،خرید و پختن غذاهای رژیمی ،یا تفکر کردن به راه های لاغر شدن ،یا غمگین بودن و اضطراب هاشو وووووو نمیشه 

      اگر قبلا بود که روزی چندین ساعت وقتم تلف میشد ،هزینه هاش و عوارض روحی و روانیش که بسیار زیاد بود ولی الان فقط ۲ ساعتی که دارم کسب آگاهی میکنمه که اونم به نفع خودمه 

      پس افراد متناسب آزادی عمل و افکار دارن که میتونه به راندمان زندگیشون کمک کنه و موفقتر عمل کنن 

      یکی از دوستانم که چاق هستن ولی فرد بسیار تحصیل کرده ایه و چندین تا مدرک لیسانس و فوق لیسانس داره با موقعیت و پوزیشن کاری و اجتماعی و خانوادگی  بالا ،ولی نمیتونه خودشو ارائه بده ،یکی از مشکلات بزرگش اینه که زیاد عرق میکنه و خجالت میکشه از این مسئله 

      یا توی هر صندلی جاش نمیشه و تو بیشتر جلساتش استرس نشستن داره ، یا مشکل تند راه رفتن داره ،و از هر وسیله ای نمیتونه استفاده کنه بخاطر اضافه وزنش ،در واقع از پول و موقعیت خوبش نمیتونه کامل بهره ببره و خودش متوجه میشه اطرافیان به چشم مسخره کردن نگاهش میکنن و این‌ نارحت کننده است  

      امروز داشتم به دوستم میگفتم ( ایشون هم در دوره ها هستن و دارن خوب نتیجه میگیرن)  تازه داری نمایان میشی ،قبلا یه تیکه چربی بودی که ازش سر و دست در اومده بود ،الان تازه دارم گردنتو میبینم ،دارم رون پاهاتو میبینم ،قبلا شکمت روی پاهات بود ،قبلا شکمت جلوی فرمون ماشینتو گرفته بود الان فرمون ماشینتو بهتر میبینم ،انگار داره ریز ریز و آرام آرام‌ چربی ها ازش تراشیده میشه و خود حقیقیش دیده میشه 

       

      احساس ارزشمندی و لیاقت که مهمترین بخش وجودی ماست که اگر این ۲ تا حس از افراد گرفته بشه تا بینهایت میشه سقوط کرد ، حس ارزشمندی بمن میگه که تو خاصی ،مهمی و لایق بهترین ها هستی ،که یکی از حق های طبیعی ما ،لاغر بودنه که در افراد چاق این قسمت از وجودشون از بین رفته و امان از روزیکه خودتو هیچی ندونی و ناامید باشی

      اونوقت خودباوری هات بشدت نزول میکنه و خودتو تو هیچ کاری توانمند و موثر نمیدونی و این سمه برای وجود انسان

      تصویری که از ما در مغز ما نقش بسته ربط ۱۰۰ درصدی داره با تعریف هاییکه از ما شده ،حالا وقتی من خودمو نگاه میکنم به خود حقیقی م نگاه نمیکنم به تیکه تیکه حرف هاییکه از اطرافیانم در مورد خودم شنیدم و باور کردم گوش میکنم 

      اگر بتونیم این جواب مهم رو تو زندگیمون پیدا کنیم که ** من  کیستم‌ ؟ ** میتونیم تمام خودمونو پس بگیریم ،چونکه اون خود حقیقی ما ،دارای آپشن های زیادیه که خداوند در بدو ورود ما در ما نصب کرده ولی به مرور زمان با نوع تربیت هامون دی اکتیو شدن ولی در ما وجود دارند و فقط نیازه  تمیزشون کنیم تا مجدد شروع به فعالیت کنن

      که راهش تغییر عکس ها و تعریف هاییکه در مغز ما از ما ثبت شده ،که تمام داده های گذشته ذهن خودمونو شخم بزنیم و تمیزشون کنیم ،حس لیاقت مهمترین و مهمترین بخش این تمریناته که به تقویت عزت نفس ما برمیگرده

      و در کنار تمریناتمون هر لحظه حتی دقیقه ای یکبار که به یادمون میاد ،به خودمون بگیم که ما خاص هستیم،مهم هستیم،افکار ما مهم هستن،ما گنج هایی هستیم که دست و پا درآوردیم ،ما عزیزدردانه خداوند هستیم‌

      و اینها رو انقدر با حس خوب و با منطقی کردنشون به خودمون بگیم‌ تا بصورت حس در ما در بیان و واقعی بشن که اگر درونیشون کنیم ،درونمون غوغا میکنه که اونوقت نیازی نیست به دنبال چیزهای ارزشمند بریم ،چیزهای ارزشمند لحظه شماری میکنن تا بیان‌ تو زندگی ما و ما ازشون استفاده کنیم

      مثل آهنربایی میشیم که فقط ارزشمندهارو بسمت خودمون جذب میکنیم ،فقط باید به حق های طبیعی خودمون آگاه بشیم و افکارمونو تمیز کنیم ،حس لیاقتو بالا ببریم ،خودمونو بشناسیم ،خدارو بشناسیم که اگر خودمون ،قدرتمون و عشق خدا نسبت به خودمونو بشناسیم دیگه از چیزی نمیترسیم ،غرور مثبت بدست میاریم و خودمونو محق داشتن هر چیزی میدونیم

      که تقویت این حس ها به ما خودباوری و اعتماد بنفس میده که میتونیم‌ وارد هر حوضه ای بشیم و اونوقته که به خاک دست میزنیم طلا میشه ،قبلا بدون اعتقاد به هر چیزی دست میزدیم خاک میشد ،قبلا بدون اعتقاد بسمت لاغری میرفتیم شکست میخوردیم ،قبلا بدون اعتقاد به پول عالیست ،بسمت پول میرفتیم ، پول ازمون فرار میکرد

      قبلا بدون اعتقاد و خودباوری ،وارد رابطه میشدیم گند میزدیم ولی الان با اعتقادهای صحیح به هر جایی وارد بشیم ،به هر کاری دست میزنیم برامون خیر ، برکت ، سلامتی،تناسب و موفقیت به همراه داره ،حواسمون باشه اول اعتقاد هر چیزیو بسازیم اونوقت اون اعتقاد،  بقیشو میسازه ،براحتی و سادگی مثل آب خوردن 

      تمام اون اعتقادات منفی گذشته رو هم مثل آب خوردن پذیرفته بودیم ولی در جهت منفیش گسترششون داده بودیم ،حالا وظیفه ما اینه که همون مسیرو بسمت خواسته ها و مثبت حرکت کنیم 

       

      ما هر رنجی میکشیم از تکرار افکار منفی و گفتگوهای درونیمونه ،که گفتگوهای درونیمون هم از باورهای ماست ،از شنیده ها و دیده هاست 

      که اگر بتونیم افکار خودمونو مدیریت کنیم کلی حالمون همه جوره خوب میشه ،درک همین موضوع باعث پیشرفت های زیادی در ما میشه ،وقتی چاق هستیم مدام میترسیم ،ناراحتیم وووو و نشخوار منفی در درونمون زیاده که باعث تجربه اتفاقات بدی میشه

      حالا اگر در همین مرحله دوره ها که هستیم بتونیم افکارمونو تا حدودی کنترل کنیم روند لاغری ما بهتر و راحتر انجام میشه ،ما با مرور منفی های درونمون واکنش های بیرونی خواهیم داشت که یکی از عواملش چاقیه 

       

      منهم قبل از ورودم به این سایت از ۲ سال قبلش در حال آموزش هایی برای مسائل مالی وغیره بودم و بعدش  هدایت شدم  اینجا 

      من به دوستم که چاقه و در دوره هم هست میگم که مهمترین وظیفه ما لاغر شدنه که اگر این مانع برداشته بشه ،راه و جریان خروشان رودخانه فراوانی و ثروت با سرعت زیادتری  وارد زندگیمون  میشه 

      چونکه با لاغر شدنمون حس لیاقت و ارزشمندی و خودباوری ما بشدت تقویت میشه و حجم وسیعی از برکت و ثروت وارد زندگیمون میشه ،همون برکت هاییکه خودمون با حس بی لیاقتی چاقیمون جلوشو گرفتیم 

       

      لاغر شدن برای من ضروریه که بتونم تجربه های لذت بخشی در جهان داشته باشم و چه حس جالبیه که ما ذهنو از آلودگی ها پاک میکنیم و لاغری از قبل در ما هست فقط کافیه اضافات از ما تراشیده بشه 

      درک و فهم دقیقه ۱۶ تا ۱۷ همین فایل کل داستانه که ما داریم همه این کارهارو انجام میدیم برای انجام اون پروسه تبدیل ذهن ناخوداگاه 

      چاقی برای من ضررهای بیشماری داشته ،مهمترین ضربه ای که بمن زده ،احساس تنفر از خودم و جسمم بوده که باعث شده من ۴۶ سال با کسی زندگی کنم که دوستش نداشتم و حس های خوبیو تجربه نکردم

      همون حس دشمنی با خودم سرچشمه تمام بدبیاری های من بوده که ازش ناآگاه بودم ،اعم از بی عزت نفسی،بی اعتمادبنفسی،حس بی لیاقتی و ارزشمند نبودن،کمبودها،تحقیرها،سرزنش ها،تخریب ها،شکست ها،تلخی ها ،تجربه نکردن های لذت بخش ، زشت دیده شدن ها ،زمین خوردن ها، مقایسه شدن ها، تنفرها،دوری از خودم،بیماری ها،غم ها، محدود شدن حق انتخاب ها در همه زمینه ها و حس های بد

       

      ضربه هاییکه چاقی بمن زده بیشمار هستن که مهمترین هاش همینه که من نتونستم مثل یک خانم  متناسب زندگیمو  تجربه کنم ،من دامن کوتاه رو تجربه نکردم،لباس های تنگ و خوشگلو تجربه نکردم ،من حس آزادیو تجربه نکردم،لذت از خوراکی ها برای من رویایی بیش نبود،من حس نرمال بودنو نچشیدم

      من حس عادی بودن و دوست داشتنی بودنو تجربه نکردم ،من حس توانمندی نداشتم ،حس محترم بودن و زیبا بودن نداشتم من با تمام حس ها و تجربه های خوب و ناب ناآشنا بودم ،من زندگی نرمالو تجربه نکردم ،من فقط زنده مانی کردم نه زندگانی ،من مرده ای بودم که نفس میکشیدم و هر روز از زنده بودنم به خدا گله و شکایت داشتم وای که به من چی گذشته که قابل وصف نیست 

       

      و حالا میخوام که متناسب و لاغر باشم چونکه حق طبیعیه منه ،من فردی بودم که از هیچ کدوم از آپشن های قوی وجودم اطلاع نداشتم ،ناآگاه فقط وقت گذرانی کردم و حالا میخوام از تمام آپشن‌هام استفاده کنم

      مثل وقتیکه یک ماشین فوق لاکچری میخری ولی از هیچ کدوم از دکمه ها و آپشن هاش اطلاعی نداری یعنی سواد انگلیسی نداری که بخونی و لذتشو ببری ،بعد از چندین سال یکی میاد تمام اون آپشن هارو فعال میکنه واست و تازه متوجه میشی چه تجربه هایو از دست دادی و حالا که از ماشینت با تمامی آپشن‌هاش استفاده میکنی تازه میفهمی زندگی یعنی چی

      من گاهی که حال ندارم از بعضی از وسایلم استفاده کنم به خودم میگم فریده این امکاناتو داری استفاده کن و به جهان نشون بده که لیاقتشونو داری ،اینم برمیگرده به تربیت مادرم که همیشه با یه مدل زندگی دیدیمش ،هیچ وقت تغییری نمیکنه و از هیچ وسیله رفاهی هم استفاده نمیکنه 

      حالا میخوام از آپشن قوی تناسب اندامم استفاده کنم ،باید تو زندگیم باشه ،حق الهیه منه ،من برای لذت بردن به این جهان فرستاده شدم نه برای رنج بردن و چاقی و فقر

      هدف جهان و خداوند چیزهای بهتری بوده ، من کج فهم بودم ،حالا میخوام برم سر جای اصلی خودم در کائنات ،اصلا اگر من نیفتم تو جایگاه اصلیم یه جای جهان ناقصه ،وقتی بیفتم تو جای خودم تمام قطعاتم جا میفتن و تازه نفس راحت میکشم 

      برای رسیدن و افتادن تو جای اصلی خودم باید خودمو دوست داشته باشم و قربون خودم برم ،اگر اینو بتونم درونیش کنم بقیه مسائلم حل میشه ،این قطعه اول پازله منه که تمام قطعات به همین‌ یه دونه ربط مستقیم دارن

      منم میییییخوام لاغرررررر باشم مثل همه آدم ها ، منم میخوام لذذذذت ببرم مثل همه آدم ها ،میفهمی دنیا ؟ میفهمی جهان ؟ آره منم میخوام از عمرم خوب استفاده کنم 

      البته که زیر بنای  این حس لیاقت ها ،حس نیازمندی نیست ،قبلش من با الان خودم به صلح و بی نیازی و رضایت  رسیدم ،مرحله بعدش خواستن محکم و قدرتمند خواستمه 

      هر چند اینو فهمیدم که وقتی حس رضایت  و رهایی در کنار تمام آموزش ها بعد از مدتی  که درکت از مطالب عوض میشه داشته باشی که اون حسه تو رو میبره به مرحله کسب حق های الهیت و به این باور میرسی که ( اگر بمن نرسه به کی برسه ؟)

      که اگر این باورها درونی بشه دیگه کار من تموم میشه ،بقیش با جهانه با خداست که مثل آب خوردن منو میبرن بسمت خواسته ها و تناسب اندام 

       

      من میخوام متناسب باشم که سلامتر باشم ،سبکتر باشم،لذت بیشتری ببرم ،شاد تر باشم ،خوشحالتر باشم ،خودباوری هام قویتر بشه ، غرور  مثبت درونمو لمس کنم ،بیشتر عاشق خودم بشم ،از خودم راضی تر بشم ،اعتمادبنفسم بالاتر بره،عزت نفسم عالی بشه

      لباس های جیگوله و کوتاه و رنگی بپوشم ،کیف کنم، ارامش در خوردن غذاها داشته باشم ،میخوام انتخاب های قویتری داشته باشم که قبلا حق خودم نمیدونستم و همیشه  تصمیم های کوچیک میگرفتم و دوست دارم مثل انسان های نرمال زندگی کنم 

       

      افتخار میکنم به خودم که ۲ ساله در مسیر لاغری با ذهن هستم و هر روز این جنس تمریناتو در سایت نوشتم و بهشون فکر کردم ولی امروز  این کامنت ،این فایل و این آگاهی ها *یکجور خاص* دیگه ای ،دریچه هاییو برام باز کرد و هر بار که مغز من این* یکجوره خاص * رو تشخیص میده یعنی من یک پله دیگه بسمت لاغری حرکت کردم و یک پله از چاقی دورتر شدم و این یعنی تغییر و رشد 

      سپاسگذار خداوندی هستم که مارو شنید  

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سهیلا عظیمی ویشته
        1400/09/09 00:02
        مدت عضویت: 827 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 50 کلمه

        فریده جون دوست خوبم همیشه از نوشته هات لذت میبرم چقدر زیبا توصیف کردی لذت های متناسب بودن را و چقدر واضح شرح دادی که چاقی چقدر رنج وسختی داره و چقدر عالی مسیر تناسب را با راهنمایی هایت در این نوشته زیبا روشن ساختی بهت افتخار میکنم دوست عزیزم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/04 22:34
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 545 کلمه

      با سلام

      چند روز را به گوش دادن و فکر کردن در مورد فایل اول گذراندم. وقتی کاملا انواع روش ها را در ذهنم بررسی کردم و با دلایل قانع کننده انواع روش ها را رد کردم و ذهنم کاملا متوجه شد که تنها راه برای لاغری و رسیدن به وزن دلخواه فقط روش لاغری ذهنی است و آنرا کاملا پذیرفتم و خدا را شکر الان دو ساله در این مسیرم و در این مدت حتی یک لحظه هم به دنبال هیچ روشی دیگه ای نرفتم.

       

      چاقی چه تاثیری در زندگی من داشته؟

      من از وقتی که احساس کردم از حالت طبیعی خارج شدم و حس خوب و راحتی توی لباسام نداشتم و از دیدن خودم توی آینه بدم میومد اولین حسی که بهم دست داد استرس بود.

       استرس از خوردن، استرس از چاق تر شدن، استرس از بیماری ها و…

      آرامش طبیعی خودمو از دست دادم ذهنم از اول صبح تا موقع خواب درگیر خوردن و نخوردن ورژیم وکالری بود. پایان شب وقت سرزنش کردن خودم بود که چرا پرخوری کردم؟ چرا رعایت نکردم؟ چرا فلان خوراکی را خوردم؟ چرا نتونستم خودمو کنترل کنم؟و…

      اعتماد به نفسم را از دست دادم مخصوصا برای خرید لباس و رفتن به جشن و مهمانی. از این که حق انتخاب کمی داشتم بدم میومد حس زندانی بودن بهم دست می داد دلم میخواست آزادانه عمل کنم و لباس دلخواهمو انتخاب کنم.

       

      در محیط کارم شادابی و طراوت گذشته را نداشتم، حوصله بالا و پایین رفتن از پله ها را نداشتم.

      توی خونه انگیزه کافی برای فعالیت و انجام کارهای روزمره را نداشتم، دلم نمی خواست زیاد تو جشن و مهمانی و دور همی ها شرکت کنم.

       

      چاقی باعث شده بودحتی ورزش پیاده روی که دوست داشتم را هم نتونم انجام بدم چون زانو وکمر درد اذیتم می کرد.

      باشگاه ورزشی هم به صورت نامنظم می رفتم که اونم کم کم بی انگیزه شدم و گذاشتم کنار و حتی گاهی حوصله گردش و تفریح با فرزندانم را هم نداشتم.

       

      لاغر شدن چه تاثیری در زندگی من خواهد داشت؟

      من می خواهم لاغر و متناسب باشم چون احساس می کنم که لیاقت لاغر شدن در وجودم هست. میخواهم متناسب باشم چون تناسب اندام به من اعتماد بنفس می دهد، تناسب به من شادی درون هدیه می کند، تناسب باعث شادابی روحیه من می شود، تناسب اندام باعث میشه عشق به زندگی در من بیشتر بشه.

      وقتی متناسب باشم سرحال تر و شاداب ترم، بیشتر به کارهای خونه رسیدگی می کنم، رفتارم تو محیط کار به دیگران هم انگیزه میده،

      یه مادر شاد و خوشحال برای بچه هام میشم، زود از کوره در نمیرم و صد در صد حوصله بیشتری دارم. دیگه فکرم درگیر خوردن و نخوردن و رژیم و… نیست . استرس خوراکی ها را ندارم با حس خوب از نعمت های خدا استفاده می کنم و شکر گذاری می کنم.

      لاغر شدن حق منه، انتخاب لباس زیبا و مناسب شایسته ی منه،داشتن آرامش روحی، تناسب اندام، اعتماد بنفس و استفاده از انواع خوارکی ها حق منه.

       

      من میخوام رها و آزاد باشم رها در خوردن، رها در انتخاب کردن لباس، رها در فکر و جسم، رها از بیماری وپیری، و تمام این رهایی ها در گرو این هست که من لاغر بشم پس لاغر شدن در زندگی من مهم ترین اصل برای رسیدن به هدف های بعدی هست و اولویت اول منو تشکیل میده. من میخواهم لاغر و متناسب باشم و از زندگیم لذت ببرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/01 14:38
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,633 کلمه

      سلام بر موج آگاهی و عشق ،صلح و وحدت 

      مسیرتون مستقیم و پرنعمت و به راستی که وعده خداوند حق است…

      هرمسیری که به وضوح برای ذهن ما روشن شده است باعث شده است که برای رسیدن به هدفمون در اون مسیر اقدام و حرکت کنیم .

      (اما نتیجه همیشه رضایتبخش و مثبت نبوده و خیلی وقتها منفی هم بوده است )

      بنابراین وقتی موضوعی و مسیری برای ذهن ما کاملا به وضوح برسه ذهن همکاری خوبی با ما داره و تا وقتی در ذهن ما وضوح از موضوعی نباشه حرکت صورت نمی گیرد .

      مثلا برای ذهن من واضح شده بود که خرید طلا یک سرمایه گذاری خوب هست با سود بالا و زمان کم و مبلغی که وام گرفته بودیم و طی چند سال به سختی پول در آورده بودم را طلا خریدیم و از فردای اون روز فقط طلا افت قیمت داشت و نتیجه منفی بود 

      یا برای ذهن من واضح شده بود که تردمیل زدن روزی یک ساعت لاغر می کنه ولی نتیجه ماندگار نداشت و بعد از چند سال چاقم یا بارها برام واضح شده بود که ماساژور شکم و پهلو چربیهای سلولز شده را می شکنه و چربیها را دفع می کنیم ولی نتیجه ماندگار نداشت .

      خب حالا چه طور این وضوح در ذهن صورت میگیره ؟! با تجزیه تحلیل فکری از شنیده ها و دیده ها (بارها شنیدیم فلانی قرص چربیسوز خورده و بعد دیدیم لاغر هم شده و این شده اقدام و حرکت ما در این مسیر اما در نهایت نتیجه ماندگار نبوده است و جالبه لاغری اون فرد هم مقطعی بوده است )و هر آنچه دلیلی که برای استفاده از روشهای مختلف لاغری داشتیم به خاطر وضوح تصویر آن در ذهنمون و البته رسیدن به هدف بوده است )

      در جلسه قبل با تفکر متوجه شدیم تمام راههایی که برای لاغر شدن  رفتیم بی نتیجه بوده و برای اینکه اقدام و حرکت در روش لاغری با ذهن داشته باشیم باید به وضوح مطمئن بشیم از مسیرمون که ذهنمون هماهنگ با خواسته و جسم ما باشه و می خواهیم بررسی کنیم .نوشتن تمرینات باعث میشه از تفکری که ما داریم الگوهای جدیدی در ذهن ما ایجاد می شوند و اگر مطابق با الگوهای قبل نباشند الگوهای قدیمی به مرور کمرنگ شده پاک می شوند یعنی الگوهای لاغری در ذهن ما بودند و هستند مثل افرادی متناسب متولد شده و زندگی می کنند و متناسب هم از دنیا می روند ولی افراد چاق یک سری الگوهای اضافه مخرب در ذهن دارند که باید در ذهنشون شناسایی بشه و حذف بشه و خودبه خودی مسیر لاغری روشن میشه .

       

      چاقی عاملی هست که مضرات بسیاری داشته و داره 

      سالهای که من در چاقی رفت و آمد میکردم نوعی خشم درونی داشتم که از محدودیتها برام به وجود می آمد زمان رژیم محدودیت و منع غذایی و خواب داشتم و زمان رها کردن مسیر هم نوعی دیگر از محدودیت به ظاهر مسیر رها شده بود ولی ترس از چاق شدن و جستجو برای روش راحتتر به من آزادی نمی داد …من استخر و شنا رو دوست داشتم ولی خودم را به خاطر چاق بودنم محروم کردم من اون لباس عروسی که دوست داشتم را به خاطر چاقی قسمتهایی از بدنم نتونستم انتخاب کنم و اون شب بدترین شب زندگیم بود من دوست داشتم تابلوهای بزرگ آتلیه ای ازخودم روی دیوار  خونمون داشته باشم اما به خاطر پف صورت و چاقی اندامم نداشتم من دوست داشتم نوزادم را در آغوش بگیرم برم هواخوری و بازار اما به خاطر چاقی خونه نشین بودم تا چند سال  و فقط حرص خوردم و گله کردم  من دوست داشتم یکبار برهنه خودم رو تو آینه ببینم و از وجودم لذت ببرم اما به خاطر چاقی از آینه ها فرار کردم من دوست داشتم خیلی جاها برقصم اما به خاطر چاقی  فقط حسرت خوردم من دوست داشتم از خوردن غذا لذت ببرم یعنی طعمشو حس کنم اما به خاطر چاقی و ترس با ولع می خوردم و لذتی نداشت برام من دوست داشتم بدنم را لیزر و زیباسازی کنم ولی به خاطر چاقی خجالت  کشیدم من گاهی بیمار بودم ولی برای رفتن به دکتر و از ترس حرفهای حقارت آمیز دکتر هم نرفتم و درد را تحمل کردم من پر از نیاز و نتوانستن و اسارت بودم و همه اینها به خاطر چاقی بود که یک بیماری است یک اعتیاد است یک اسارت است و یک روند غیر طبیعی خیلی کشنده و مضر…(چاقی تو ذات من نیست هم جنس منم نیست چون حال خوبی بهم نمیده و آرامش مختص ذات اوست )

      اصلا چرا باید لاغر بشیم ؟چاق یا لاغر آخرش مرگه چه فرقی می کنه ؟!

      شاید اگر فرد چاقی می دونست که مثلا فردا میمیره خب لازم نبود کاری بکنه ولی مسئله زمان هست و اینکه انسان به امید زنده است یعنی اگر من قرار باشه ۱۰۰سال دیگه زندگی کنم می تونم این سنگینی و دردو رنج را با خودم ۱۰۰سال حمل کنم ؟

      فقط این نیست تا کی میتونم گوشه گیر باشم و خودمو محروم از دلخوشی هام کنم ؟تا کی باید تحقیر بشم و خودم را لایق ندونم ؟تا کی باید خودمو با دیگران مقایسه کنم ؟تا کی باید عزت نفس خودم را له کنم ؟

      (یعنی من اشرف مخلوقاتم و تمام آسمان و زمین مسخر و رام و در خدمت منه!؟اونوقت یک چاقی و انقدر فشار را باید تحمل کنم ؟حتما باید راهی باشه خدایا بریدم و خسته ام معجزه کن تو خدایی 🙏🏻

      به نظرم همه افراد چاقی که به ته خط می رسند و از تلاشهای بدون وقفه خود در طی سالهای بسیاری خسته می شوند این مرحله را تجربه می کنند منم یه جایی دیگه گفتم بزار اصلا چاق بشم اصلا همینطور هم خوبم این همه آدم چاق منم زندگی می کنم …..و البته زمانی بود که ۶ماه بود با قوانین جذب آشنایی پیدا کرده بودم درسته چند هفته بیخیال شدم اما سئوالهای ذهنی ام به دنبال پاسخ بودندو  مسیرم به من گوشزد می کرد تغییر مقدس است و تو توانمندی و اونجا از تمام وجود از خداوند خواستم که منو به رویای لاغری ام برسونه و هدایت شدم به سایت تناسب فکری و الآن اینجا هستم .

      استاد جان همیشه حرفهای تازه و البته محکم تر از قبل دارند که ذهن را به چالش میکشه و درود بر شما🌹 

      اینکه در دنیا از هر تخصص و رشته ای موفقترینها و برترین هاشون انسانهای متناسب هستند خیلی قابل تأمله ؟!..و کاملا درسته فردی که چاق باشه انقدر گفتگوی ذهنی با خودش داره که نمیتونه تمرکزی روی هدف و خواسته و علاقه مندیهاش داشته باشه و خودم تجربه کردم من بارها خواستم از استاد بپرسم که من الان باید در حوضه موفقیت شرایط مالی و روابطم کار کنم و خیلی مهم هستند و تحت فشارم و من باید چیکار کنم ؟ولی از اونجایبکه روش ذهن تحقیقی هست و باید به درون سفر کرد و خودت نتیجه بگیری نپرسیدم و وقتی در همین سایت و با همین آموزشهای رایگان در کمتر از دوماه حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شد و خیالم راحت شد و کمی سبک شدم مسیر را رها کردم تا به مسائل دیگرم بپردازم و خیلی هزینه و بها هم پرداخت کردم ولی نتیجه دلخواهم را نگرفتم چون دقیقا یک گوشه ذهنم مسئله ی نیمی دیگر از چاقی بود و اجازه تمرکز کامل به من نمی داد و به لطف خداوند این تجربه را داشتم خودم که باید اول موضوع چاقی حل بشه و امروز جوابمو با شرح عالی استاد گرفتم .

      محتویات ذهنی فرد چاق مملو از ترس و نگرانی و احساس شرم و بی لیاقتی است که قدرت ذهن را می گیره و از اونجاییکه مغز از قدرت ذهن و الگوهای او در جهت صدور فرمانهاش به اندام و عملکرد رفتاری ما در زندگی روزمره استفاده می کنه …فرد بدون انگیزه و بی حوصله و کج خلق می شود و یک زندگی خطی و تکراری هرروز دارد .

      چاقی وزنه های بسیار سنگینی است روی ذهن و روح و روان ما و بیشتر از اون چیزی که روی جسم ما احساس سنگینی و درد به ما می دهد .

      لاغر شدن یک ضرورت است مثل سلامتی !…

      چرا؟!…از تجربه خودم میگم وقتی احساست خوب شد دنیا قشنگه و همه چیز سر جاشه به نظر من پوشش لباسهای شیک و مارک و برند خیلی روی عزت نفس و اعتماد به نفس تأثیر گذار هستند ،نمیشه نادیده گرفته بشه شما تست کنید یک روز اول صبح دوش بگیرید و عطر بزنید و زیباترین لباستون را بپوشید و آرایشی که دوست دارید داشته باشید اون روز کمی به خود می آیید از بودنتون لذت میبرید و حتما مثل یک شاهزاده با خودتون برخورد می کنید و حتما بارها در آینه خودتون را میبینید و این یک ضرورته که لاغر اندام باشی تا بتونی این هدیه را به خودت بدی تا بتونی انتخاب کنی هر سایزی و هر رنگی را ….فردی که سلامت باشه میتونه بی نیازی رو تجربه کنه و با توانمندی خودش کارهاشو انجام بده یعنی آسوده میخوابه و بیدار میشه و از زندگی و مسافرتهاش لذت میبره پس ضرورته که متناسب باشیم تا سلامت باشیم 

      فردی که ذهنش آرومه میتونه فرزند خوب یا والد خوب و همسر خوبی باشه و آرامش یک فرد چاق اول از همه به لاغریشه !…و فردی که خودشو دوست داشته باشه میتونه دیگران را هم دوست بداره و فردی که به خودش (جسم و ذهن و روحش احترام میزاره میتونه از جهان احترام دریافت کنه )این احساس ارزشمندی هست و عزت نفس که به نظر من از هر چیزی مهمتره این که در جایگاه و شآن الهیت باشی و جلوه ای از حضور خدا که فقط یکتایی او در زیبایی در شادی در سلامت در موفقیت در عزت در ثروت هست یعنی احساس لیاقت و شایستگی یعنی لمس کردن وجود خود یعنی من هستم و آگاهم به این اینکه من کیستم !؟..هماهنگ بودن با طبیعت هم نوعی آرامش خاص درونی داره ……اگر می خواستم واقعا می شد که ….آزاد باشم زیبا باشم سلامت و شاد و قدرتمند باشم و می خواهم و می توانم و می شود 🌱

       

      دلی شاد و لبی خندون و اندامی متناسب با جیبی پرپول براتون آرزومندم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/08/29 22:40
      مدت عضویت: 158 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 372 کلمه

      چاقی تو روحیه من خیلی اثر داشته سبب شده اعتماد ب نفسم کم بشه باشه خودم با خودم غریبه باشم دشمن باشم باعث تنفر از خودم شده باعث شده خودم خودمو بی اراده و ناتوان و بی عرضه بدونم باعث شده هر کسی ب خودش جرات جسارت توهین بده منو تحقیر کنه باعث شده ازرفتن ب مهمونی عروسی ناراحت باشم شادی ازم گرف باعث شد از خرید کردن بترسم از خوردن و پختن بترسم باعث شد نگاههای مزخرف تحمل کنم
      باعث شد ک همسرم ازم ایراد بگیره باعث شد ه ک لباسهایی ک دوس دارم نپوشم باعث شد تو دوران حاملگی همش غصه بخورم ناراحت باشم باعث شد ب جای کیف کردن با بچم ب فکر رژیم باشم باعث شدتودوران شیردهی بجای بودن با بچم ب جای بازی کردن و لذت بردن از فرزندم ب فکر رژیم باشم باشگاه برم خودمو عذاب بدم خودمو درک نکنم باعث شده همش ناراحت و ناراضی باشم باعث شده ب خدا گله کنم
      از زندگی کردن بیافتم تو مدرسه تحقیر بشم
      تو دوران کودکی همش مسخرم کنن
      تمام تفریحاتم بگذرم ورزشهای زورکی کمر و پادرد ب خاطر ورزش
      حسرت رو در من ریشه انداخته
      ن از عروسی مسافرت ها و فلان لذت نبرم
      لاغربشم باعث میشه بتونم لباسهایی ک دوس دارم بخرم شلوار لی بخرم جونتر بشم سبکتر بشم زیباتر میشم از عروسی ها مهمونی ها لذت میبرم
      بیشتر حواسم ب لذت بردن از زندگی میره خوشحالتر میشم هر بار ک میرم بازار لباس ک دوس دارم رنگی دوس دارم میپوشم لباس های خونگی ک خیلب خوشگله یک عمر اندازم نشدن میگیرم
      ازاد و رها میشم اعتماد بنفسم بالا میره راحتر میتونم برم تو جامعه
      کلا از گیر دادن ب خودم رها میشم با خود م دوس میشم البته تو مسیر لاغری با ذهن ن در مسیر های دیگه
      تو این مسیر ک من طعم شیرین زندگی بفهمم باخودم باشم باعث شد اهمیت بقیه برام کمتربشه. این مسیر چیزهایی ب من داد ک من نداشتم یعنی داشتم و نمیدیدمش ارامش حس خوب حال خوب راحتی اهمیت دیگران برام کمتر شده این مسیر باعث من ب خودم فرصت بدم فرصت خلق دوباره من با این مسیر ب خیلی چیزها میرسم و رسیدم و فقط با ذهنم لاغر میشم و با ذهنم دوباره جسمم و روحمو خودمو وجودمو میسازم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      🤗Ꮥ-ᎷᎧᏗፚᏗᎷᎥᎩ😊
      1400/08/27 01:16
      مدت عضویت: 51 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,055 کلمه

      بنام خدا 

      سلام دوستان عزیز: 

      خب ، بعد از گذشتن از مرحله ی اول و پذیرفتن و درک کردن اینکه ( مسیر لاغری باقدرت ذهن ) تنها روش ،و تنها راهی هست برای لاغرشدن و لاغر موندن نوبت ب قسمتی میرسه ک بشینیم باخودمون دو دوتا چهارتا کنیمو ببینیم ک چاق بودن چ تاثیراتی روی زندگی‌ها مون گذاشته ، اصلا چرا میخاییم لاغر بشیم ، و اگر ک درمسیر لاغری باقدرت ذهن لاغر شدیم ک اگر ادامه بدیم موفق ب لاغرشدن میشیم چی درانتظارمونه صحبت کنیم .

      خیلیا در جهان هستی هستن ک با حسرت و آرزویی لاغر شدن میمیرن  این نوع افراد میتونن ب چند دسته تقسیم بشن یا چاقیشون رو پذیرفتن از همون اول ک حالا یا ژنتیکی چاقن ، یا شانس و اقبالشون بود وووو ، یا مثل من و خیلی های دیگ راه و روش های زیادی رو امتحان و تجربه کردن و مثل یویو بالا وپایین شدن ، وزن کم کردن واضاف کردن ودر نهایت تسلیم شدن ک مورد لطف خداوند مهربان قرار گرفتن و هدایت شدن ب راه و روش درست تر. دسته ای دیگ ازین افراد هم هستن ک باور دارن باید همیشه رژیم باشن و ورزش کنن ..هنوز خیلیا هستن ک از روش لاغری باقدرت ذهن خبر ندارن ، شاید اگر خبر داشتن باحسرتهاشون نمیمردن ، شایدم ایمان نمی اوردن ،،استاد جان من رسالت شمارو مثل پیامبرانی میبینم ک مردم بت پرست را ب خدا پرستی دعوت میکردن و معجزه های داشتن ،،رسالت شما هم دعوت افرادی هست ک با چاق و لاغری دست ب گریبانن شما دعوت میکنید بعضی از افراد ایمان میارن و قدم ب راه ومسیر درست شما میزارن ، بعضی ها هم شک میکنن و میرن و دوباره برمیگردن و عده ای دیگ کلن مارو دیوانه خطاب میکنن و درک درستی نمیتونن ازین روش داشته باشن و حتی ب ذهنشون هم خطور نمیکنه …و معجزه ی شما فقط شخص خودتون هستید و درادامه دوستان و عزیزانی ک قدم درراه شما گذاشتن و با وجود غذاهای چرب و چیلی ، تحرک نداشتن ، بار داری و زایمان و ازدواج همچنان متناسب میمونن و دیگران در حیرت و تعجبن ،،، 

       

      بله استاد جان مردن حقه …کمی جدا از بحث لاغری 

      ( اکثر آدمها بدون هدف زندگیهاشون رو میگذرونن اگر ک کودک باشن هدف = بزرگ شدن ،مدرسه رفتن ، کنکور دادن .دانشگاه .گرفتن مدرک .پیدا کردن شغل . ازدواج . بچه دار شدن . و کم کم از شور و شوق زندگی کردن افتادن و از سن ۳۰سالگی ب بعد احساس اینک جوونی کجایی ک یادت بخیر و رو ب پیری رفتن ) متاسفانه ..و گاهی هم این هدف از همون مدرسه رفتن کلن قط میشه و ممکنه بیراهه باشه .شکستها و غیره…دراین میان افرادی ک ب موفقیت رسیدن وکسی شدن یا میشه خدا خواسته یا میشه ارث و میراث یا مال حروم و رشوه و غیره .

      .

      اگر هم عده ای  ازین افراد راه اشتباه برن میشن مامان باباش خوب تربیتش نکرده میشه دزد و قاتل و جانی..اینا همه رو گفتم ک برسم ب باور آدمها ک چ انتظاری از خودشون دارن ،چ دیدها و شنیدهای رو باور میکنن و انقدراین افکار و تکرار میکنن تا باورشون خودشو تو زندگیهاشون نشون بده …این برمیگرده ب باوری ک من دوست دارم چطور بمیرم ..فردی چاق و تنبل و بیمصرف ک بعلت بیماریهای چاقی مُردم یافردی موفق و معروف خانواده دار و باخدا ومؤمن وغیرهههه ).

      ازی جایی ب بعد وقتیک نمیشه لاغر شد و واقعا دیگ کاری ازمون برنمیاد شروع میکنیم ب توجیح کردن خودمون بابا ول کن حالا مثلا میخاستی لاغر کنی ک چی ،خیلی پول داری فلان لباس و بخری ، مثلا فلانی میخا بگه اووووو چقدر لاغر شدی ، خب بعدش ک چی ،آخرش مردنه ..

      وقتیک آدمها چاقن هیچ هدف و انگیزه ای برای زندگی کردن ، شاد یودن ، لذت بردن از داشتهاشون ندارن ،،وقتیک چاقی نمیتونی زیبایی های دیگمون رو ببینیم ، احساسشون کنیم ، بوشون کنیم ولمسشون کنیم و همیشه یه مانع میبینیم و اونموقع نمیدونیم ک اون مانع چاق بودنمون هست .خلأ داریم وما فکر میکنیم ک افسرده ایم ، برای من گاهن پیش اومده ک بخاطر چاق بودنم بیشتراز یک دقیقه نتونستم خوشحال باشم مثلا دیدن یک شومیز ، ک بعدش میفهمیدم سایز من نداره ، یا رفتن ب یک جشن یا مهمونی باینک خوشحال میشدم بعدش دِب بودم ک چی همه میخان با نگاهاشون منو بخورن ، یا رفتن ب مسافرت وووو . 

      و همیشه هرجا ، ی گوشه نشسته بودم و خودم و بقیه ب افسردگی فکر میکردیم ک چرا من انقدرر تو خودمم،

      وقتیکه آدمها بدنبال خواسته ای  هستن و از هر کجاو ازهر کسی  اهل و نااهل جستجوش میکنن چیزی فراتراز حد تصور بدست میارن ..شاید اونموقع بدست نیاره چون قطعا موقعش نشده ک ب درک و پذیرش واقعیش برسه ولی اگ ادامه بده و لیاقت داشتن شو تو درونش ،وجوذش ایجاد کنه قطعا خدا بموقع و شسته روفته تر اون رو سرراه مسیر زندگیش قرار میده ..مثل من ، مثل ما ،،چقدر گشتیم دنبال انواع رژیم وورزش و دمنوش وفلان چقدر جستجو کردیم و نشد ولی باز ادامه دادیم باز تلاش کردیم و لیاقتشو توی درونمون بوجود اوردیم وخدا دمت گرمی بهمون گفت گذاشتش سرراه مسیر زندگیمون ( استاد عزیز و مسیر وراه وروش لاغری با قدرت ذهن ) ما زمانی با استاد و مسیرش اشنا میشیم ک ب درک و پذیرش واقعیش رسیده باشبم و لیاقت داشتنش تووجودمون شعله ور باشه ..

      چاقی فقط در جسم ما نیست ، شاید درحال حاضر افرادی باشن ک بیش از سی چهل کیلو اضافه وزن داشته باشن ولی این اضافه وزن چند برابر روی ذهن فرد تاثیر گذاشته و این فشار های عصبی ، پرخوری های اعصبی از ذهن و مغز ما بهمون تحمیل میشه و فشار میاره .خیلی از آدمها بخاطر اضافه وزن و چاقیشون دنبال شغل و علایقشون نمیرن ..آرزو ها و خواسته هاشون رو دنبال نمیکنن چون چاقیشون باعث شده ک اعتماد ب نفس خودشون رو از دست بدن . خجالت زده باشن و نتونن تو جمع حاضر بشن ، همین دختر خواهر شوهرمن ک عمل اسلیو انجام داده تاقبل از عملش باینک چندتا کنکور داد برای فوق دیپلم و فکنم ارشد و رتبه های کنکور دادناش تک و دورقمی شد ..کل درساشو تو خونه خوند و نتونست دانشگاه بره …ولی بعداز عمل و لاغرشدن الان چند ماهه ک تند تند بیرون میره ، لباس میخره و درنهایت سرکار میره ولی چ فایده ک همش ترس از غذا داره ، تقریبا تو هفته چند بار خودشو وزن میکنه ، چشمش ب شکم و پهلوهاش هست ک باز جا داره ک لاغرتر بشه ،،،علاقه ی زیادی باز ب شیرینیجات و برنج داره ..و من با دیدن رفتارهاش و عمل کردنهاش حرفای استاد عزیرم بیشتر و بهتر برای خودم ، برای ذهنم واضح و روشنتر میشه مخصوصا برای ذهنم ک استاد چقدر حرفاش درسته و منطقیه ،،، و اون زمانها من منفی بافم خاموش خاموشه بدون کوچکترین صدا ازش ک مغزمو پرکنه …

      خب تااینجا مااول باید باور میکردیم ک لاغر شدن فقط از طریق قدرت ذهن خودمون مارو میتونه ب هدف و رویای لاغر شدن برسونه ، ما باید برای خودمون اثباتش کنیم قبول کردن باور لاغری از مسیر لاغری باقدرت ذهن چرا ؟؟! چون ماباید بتونیم لاغر بشیم چرا؟؟ برای اینک یک زندگی آرامش بخش و لذت بخشی و تجربه کنیم ،ما باین دنیا نیومدیم ک فقط دنبال چطور لاغر شدن باشیم پس هدفهامون چی میشه آرزوهامون چی میشه !!

      فقط کافیه ک باور کنیم اونموقع است ک ذهن مااز افکارو فرمول های غلط لاغری دست برمیداره و بعداز آموزش دیدن مجدد و یادآوری پیش فرض خودمون،خودمون،  ذهن  و روح و روانمون و درنهایت تغییر رفتار وکردار مون این جسم ماست ک تغییر میکنه ن کسی دیگ .

       

      دیدید ی وقتایی ما چقدر زود باور میکنیم ک فلانی چی پشت سرمون حرف زده کاری هم با راست و دروغش نداریم ولی باور میکنیم ،درحالی ک ما اعصبانی و ناراحت میشیم ولی برای اون فردی ک حالا حرف و زده یا نزده ناراحتی و عصبانیت ما مهم نیست …پس بیایید اینبار قدمی کوچیک ولی درعین حال بزرگ فقط برای خودمون برداریم و باور کنیم ک ما انسانهای چاق هدایت شده ب( مسیر لاغری من) فقط ازین راه و روش میتونیم دست پیدا کنیم ب رویای لاغری خودمون و روزانه فقط چند ساعت برای خودمون وقت بزاریم و روی خودمون کار کنیم 

      بیایید ب خودمون ب ذهنمون روح وروانمون احترام بزاریم کمک کنیم ب آرامش برسه ب لذت برسه به خوشبختی برسیم باهم کنارهم 

      وقتیک  شروع کنیم ب ترمیم زخم های روح روانمون و تغییر فرمول های غلط لاغری ب فرمول های درست و صحیح اونموقع است ک ذهن ما با جسممون همسو میشه و برنامه هایی رو ک خود ما با دیدها و شنیدهامون بهش دادیم و یادش دادیم اینی باشیم ک الان هستیم یک فرد چاق فرمولهای صحیح روبدیم تا خودش مطابقتش بده ب خواست ما و فرمولهای غلط و اشتباه لاغری رو جدا کنه تا کم کم پاک بشه و پیش فرض خومدمون رو ایجاد کنه. تو رفتارهای ما عمل کردنهای ما دیگ بسه سرزنش وتحقیر کردن خودمون .دیگ بسه از بس گذاشتیم دیگران عزت نفسمون رو با دلسوزیهاشون. تحقیرا و مسخره کردناشون له کنن …بهتره ب خودمون بیاییم وکاری انجام بدیم ی تولدی نو زندگی نو با کلی حس وحال خوب ،ارامش و احساس و لمس خوشبختی. اگر ک فقط باور کنیم   روابط ما ،اعتماد بنفس ما ،عزت نفس ما همه چی  ب سوی ما برمیگرده بدون اینک کار سختی کنیم ..تلاش فیزیکی ویا خدای نکرده درد و سختی و رنجی رو متحمل بشیم ( فقط کافیه ک بخاییم باور کنیم ) ک تغییر نگرش در ما ایجاد بشه و انگیزه و لیاقت داشتن  اندامی متناسب و بدنی عاری از چربی رو در درون بوجود بیاریم .

      چاقی چ تاثیراتی در زندگی من گذاشته ؟ وقتیکه چاق هستی قطعا و حتما اعتماد ب نفسی این و نداشتم ک حتی برم نگاه لباس های پشت ویترین مغازه ها کنم چون ب هیکل منه چاق نمیخورد .و مواجهه میشدم با گفتن مدلهای دیگ سایز شما دارم و بعداز روئت مواجهه میشدم با لباسهای گعل گشاد بارنگهای تیره. .رفتن ب جشن و مهمونی ها و لذت نبردن ازون ساعات ک همیشه پیش نمیاد ، نرفتن دنبال ایروبیک بخاطر آویزون بودن شکم و پهلو ومن ایروبیک و فقط برای شادابی و رقص میخاستم ، شرکت نکردن تو پیاده رویی مخصوصا با جاریم چون جا میموندم و باخندهای مسخره ش مواجهه میشدم ، گرفتن هر نوع بیماری و عفونت و ربطش دادن ب چاقی ، خوردن هر خوراکی و ربطش دادن ب پرخوری عصبی ، دوست نداشتن ورزش و ربطش دادن ب چاقی و تنبلی ، حس ترس ،نامیدی ،ناراحتی ،بدبختی  وووووو .

      چرا میخام لاغر بشم ؟! راستش قبلا لاغر شدنم برای بستن دهن دیگران بود تا چشاشون دراد ، بهم بگن چطور میخوری و لاغر میشی ، چطور ورزش نمیکنی و لاغر میشی ، چطور تحرک نداری لاغر میشی ، چطور ترس از مواد غذایی و شیرینیجات ها نداری و غیره …ی دلیل دیگه ام این بود ک کلی لباس جین بخرم و نیم تنه و کوتاه …

      ولی بعدش ک فکر کردم و کم کم تو سایت و گوش دادن فایلها تقریبا پخته تر شدم متوجه شدم ک همون جور ک چاق بودنه من برای دیگران مهم نبودو نیست و فقط مقطعی میخاستن ک نقل دهنشون باشم و دیگ اونا ب من فکر نمی‌کردن و نمیدیدن ک من چ تلاش ها میکنم برای لاغرشدن و اونا مسخرم میکردن متوجه شدم ک لاغر شدنم هم براشون مهم نخاهد بود شاید موقعی ک لاغر بشم انشالله تعجب کنن و حرص بخورن ولی این روزا آدمها انقدر درگیری مشکلات دارن ک لاغری من براشون مهم نخاهد بود..

      پس دیگ لاغری رو برای کسی نمیخام .اول برای سلامت جسمی خودم میخام ک راحت بشینم پاشم ، بعد برای آرامش ذهن و روحم میخام ،درسته تو بدنی عاری از چربی و متناسب لباس های خوشگل و خوش رنگ و جین ی چیزه دیگ س ولی احترام ب بدنم و خودمو دوست داشتن مهمترین و لذتبخش تره ..جسمی ک همیشه و همه جا باهام هست 

      وقتیک لاغر بشم شادابترم ،خوشحالترم ،آرامش بیشتری دارم ،دغدغه ای دیگ برای خوردن نخوردن ندارم ،روابطم بهتره ،اعتماد ب نفسمو عزت نفسمو بدست میارم ،باورم ب خودم ب اراده ام و اینک چقدر من انسان توانمند و شجاعی هستم بیشتر میشه ،خودمو بیشتر دوست دارم و ارزشو احترام بیشتری برای خودم ،احساساتم جسمم درونم قائلم ،

      و کلییی دیگ از احساس های خوشحالی و خوشبختی ک انشالله سر راه مسیر زندگی همه ی ماها قرار میگیره ..

      باتشکر از استاد عزیزم برای ضبط و گذاشتن این فایل های مفید ارزشمند رایگان برای من و دوستان عزیز و همسیرم 

      موفق باشید 🙏 🌹 یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/26 22:58
      مدت عضویت: 408 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      به نام خدا.
      سلام به شما استاد گرامی و تمامی دوستان در سایت بی نظیر تناسب فکری.
      چاقی امان از چاقی، مشکلاتی که چاقی برای من داشته اول از همه ازار روحی است که به من داده حس بد داشتن اندام نامتناسب و نازیبا، حس بدفرم بودن، حس عذاب از لباس و مانتو خریدن، حس بزرگ و درشت بودن، حس غم ناراحتی ناامیدی، حس بی ارزش بودن، حس بی عرضه بودن ، ناراضی بودن از خودم، حس حسرت خوردن، حس خجالت از داشتن ران های چاق، حس ناراحت و راحت نبودن در بدن خودم، حس نرسیدن به ارزوهام و رویاهام، بدترین کاری که چاقی با من کرده این است که تمام فکرم رو به خودش مشغول کرده و مثل زنجیرهای بزرگ من رو قفل کرده، ذهنم رو قفل کرده انگار من هیچ هدف دیگری جز لاغری ندارم، جلوی پیشرفت و حرکت من رو گرفته، اعتماد به نفس من رو نابود کرده، من عاشق ورزش و بدن ورزیده و عضلانی هستم مدت هاست ورطش میکنم و مطمینم که عضلات زیبایی ساختم ولی به خاطره چاقی عضلاتم دیده نمیشه و حتی باعث شده نسبت به ورزش هم بی انگیزه بشم، ارزو دارم مربی ورزشی بشم ولی چاقی مانع رسیدن من به هدفم شده و من حتی از بیان خواسته ام به خاطره چاقی خجالت میکشم خیلی اعصاب من رو بهم ریخته چاقی و ازش متنفرم.
      چرا باید لاغر بشوم، چون حق من است که از زندگی لذت ببرم، حق من است که ذهن ازاد و راحت داشته باشم، حق من است که آزادانه و بدون احساس ترس غذا بخورم، حق من است که از خوردن غذا لذت ببرم و اینگونه شاکر خدا باشم. حق من است که بدون تلاش و تقلا خوش اندام باشم، بدون رژیم بدون گرسنگی کشیدن بدون ورزش سخت کردن خوش اندام باشم، من میخواهم لاغر باشم تا عضلاتم رو ببینم، من میخواهم لاغر باشم تا از پوشیدن لباسهایی که دوست دارم لذت ببرم من دوست دارم لاغر باشم تا به بقیه خواسته هام بتونم برسم ، من دوست دارم لاغر باشم تا در پوست خودم احساس راحتی کنم، من دوست دارم لاغر باشم تا از دیدن اندام زیبای خودم در آینه لذت ببرم، من دوست دارم لاغر باشم تا مربی کامل و نمونه باشم، من دوست دارم لاغر باشم تا باشکوه باشم، من لاغری رو راحت و با لذت میخوام، من میخواهم هم از خوردنم لذت ببرم و هم اندام متناسب و زیبایی داشته باشم، من میخواهم اگر نمیخورم به اجبار و از روی ترس نباشه بلکه از روی کاملا میل نداشتن باشه من میخواهم لاغر باشم و خوش اندام تا از دیدن خودم به وجد بیام و احساس زیبایی کنم، من عاشق حس زیبایی و تناسبم من دوست دارم زیبا و باشکوه باشم ، من دوست دارم احساس زیبایی کنم من دوست دارم اندام ورزیده و متناسب داشته باشم من دوست دارم عکس های قدی بگیرم و در عکسا زیبا و متناسب باشم راستش الان بیشتر از هر زمانی حق خودم میدونم که متناسب باشم حق خودم میدونم که در ازادی کامل خوراکی های دلخواهم رو مصرف کنم و در عین حال خوش اندام باشم، من میخواهم ذهنم کاملا آزاد باشه از چی بخورم و چی نخورم من میخواهم اندام متناسب باشه با شکمی سیکس پک و اندامی زیبا من میخواهم بدرخشم و همه ی اینها رو در ازادی کامل در خوردن و راحت بودن با غذا و بدون ترس خوردن میخواهم من هم خدا رو میخواهم و خرما، من حاضر نیستم یه لحظه رژیم بگیرم من حاضر نیستم کالری شماری کنم یا خودم رو برای حق طبیعیم به زحمت بیندازم من میخواهم اگر نمیخورم کاملا از روی خواست خودم و بنا بر میلم باشه نه از ترس چاقی یا میزان کالری دریافتی، من به شدت عاشق آزادی هستم آزادی در خوردن آزادی در پوشیدن لباس های مورد علاقه ام، آزادی در جسم و راحت بودن در بدنم، و باید باید باید بهش برسم چون این حق طبیعی من است. و خیلی ها دارند این خواسته ی من رو زندگی میکنند براحتی حتی بدون اینکه بدونند از چه نعمت بزرگی برخوردارند. لاغری مثل سلامتی مثل پول مثل خواب خوب مثل طلوع و غروب خورشید طبیعی است و حق مسلم من و همه ی ماست، طبیعیش اینکه خوش اندام باشیم، طبیعیش اینکه از خوردن لذت ببریم، طبیعیش اینکه احساس راحتی و خوشحالی در بدن خودمون بکنیم و غیر از این نیست، خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mitra.zakeri1349@gmail.com
      1400/08/26 17:59
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام  ودرود براستاد گرامی وهمراهان عزیز.اضافه وزن من باعث شده بود به زانوهام فشار بیاره وزانو درد شدید داشتم واین مسئله خیلی ازیتم می کردهروقت می خواستم بنشینم یا بلند شوم زانوم هم صدا می کرد وهم عذابم میداد این مهمترین مشکلم بود ولی حالا که مقداری وزن کم کردم هم دردش آرومتر شده هم نشست وبرخواستم آسونتر شده خدا رو برای این موضوع سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم