0

مبانی لاغری با ذهن (قسمت چهارم)

اندازه متن

آموزش های دوره مبانی لاغری با ذهن درباره شرح الزاماتی است که برای کسب نتیجه عالی از آموزش های سایت تناسب فکری برای لاغر شدن به آن نیاز دارید.

بنابراین علاوه بر اینکه موضوعات مطرح شده در این مجموعه فایل آموزشی به درک بهتر شما از موضوع چاقی، لاغری و قدرت ذهن کمک می کند بلکه سبب می شود به هنگام استفاده از آموزش های گام به گام که در بخش محصولات سایت ارائه شده است، عملکرد بهتری داشته باشید.

لازم به ذکر است، چنانچه آشنایی شما با موضوع لاغری با ذهن از طریق مجموعه فایل های مبانی لاغری با ذهن آغاز شده است نیز باید این محتوای آموزشی را با دقت دنبال کنید چرا که برای کسب نتیجه عالی از ادامه مسیر به آن نیاز دارید.

از این رو توصیه می کنم محتوای آموزشی قسمت های قبل را بارها مشاهده کنید تا درک عمیق تری از موضوعات مطرح شده در شما ایجاد شود.

از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

ارتباط دادن قدرت و توانایی خود در لاغر شدن با نیروی خلاق و خلق کننده جهان هستی یا خداوند است.

به نحوه آشنایی خود با سایت تناسب فکری یا موضوع لاغری با ذهن فکر کنید.

من درباره آن چیزی نمی دانم اما اطمینان دارم رد پای خداوند در هدایت شما به این مسیر کاملا واضح و مشخص است.

این موضوع باید شما را به فکر فرو ببرد که چرا به این سایت یا آموزش ها هدایت شدید؟

این هدایت پاسخ کدام درخواست شما بوده است؟

پیدا کردن ارتباط بین نحوه آشنایی شما با محتوای سایت تناسب فکری و نیاز یا جستجوی شما برای یافتن راه حل صحیح لاغر شدن باید در شما ایمان و انگیزه مضاعف ایجاد کند که شما به این مسیر هدایت شده اید و قطعا مسیر لاغری با ذهن پاسخ درخواست شما برای پیدا کردن راه حل ساده و همیشگی برای لاغر شدن بوده است.

به این شکل احساس قدرت و توانایی لاغر شدن در شما افزایش می یابد و در نتیجه شور و اشتیاق شما برای حرکت صحیح و هدفمند در مسیر لاغری با ذهن افزایش پیدا می کند و این دلیل اصلی شگفتی ساز شدن است.

از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

درک تفاوت بین ساختن از نو با تعمیر کردن محتویات موجود در ذهن ناخودآگاه است.

در موضوع ساخت و ساز نیز این عقیده وجود دارد که ساختن از نو بسیار ساده تر از تعمییر کردن است.

ذهن شما در بدو تولد به صورت خام و بدون اطلاعات بوده است و به مرور توسط اطرافیان برنامه ریزی شده است.

در هر جنبه از زندگی احساس رضایت دارید قطعا در آن موضوع ذهن شما یا از طریق اطرافیان برنامه ریزی صحیح شده است یا اصلا آموزشی در آن زمینه به شما داده نشده است و بر اساس محتوای پیش فرض که خداوند در وجود شما قرار داده است عمل کرده اید و در این صورت قطعا نتیجه مطلوب کسب کرده اید.

در هر جنبه از زندگی که دچار مشکل یا وضعیت نارضایتی هستید به این دلیل است که داده یا اطلاعات ناصحیح از طریق اطرافیان وارد ذهن ناخودآگاه شما شده است و به همین دلیل در آن جنبه از زندگی دچار مشکل هستید و این در حالی است که انسان های زیادی در آن جنبه هیچ مساله یا مشکلی ندارند همانطور که شما در جنبه هایی از زندگی هیچ مساله یا نارضایتی ندارید در حالی که افراد دیگر در آن موضوعات دچار مشکل هستند.

تنها دلیل تفاوت در وضعیت زندگی انسانها، تفاوت در محتویات ذهنی آنهاست.

همانطور که اگر در چند ماشین حساب عبارت های متفاوتی وارد کنید نتیجه ها با هم تفاوت دارد، وارد شدن اطلاعات مختلف در ذهن انسانها باعث رقم خوردن شرایط زندگی متفاوت برای افراد می شود.

بنابراین تنها دلیل تفاوت جسمی افراد چاق و متناسب مربوط به اطلاعاتی است که در ذهن آنها ذخیره شده است.

لازم به ذکر است همانطور که در جلسات قبل توضیح داده شد، تناسب اندام داشتن حالت طبیعی و پیش فرض همه انسانهاست بنابراین افراد متناسب اطلاعات صحیح وارد ذهنشان نشده است بلکه فقط اطلاعات اشتباه و ناصحیح در ذهن آنها ذخیره نشده است.

شاید این موضوع در ابتدا باعث حسرت و احساس بد نسبت به دیگران شود که چرا اطلاعات ناصحیح در ذهن ما ایجاد کرده اند اما به این موضوع توجه کنید که آنها، هرآنچه در ذهن خودشان ذخیره شده است را به شما منتقل کرده اند و در این حالی است که نسبت به داده های ذهن خود اطمینان داشته اند.

نکته جالب توجه و امیدوار کننده این است که برای لاغر شدن نیاز به وارد کردن اطلاعات صحیح و لاغر کننده به ذهن خود نداریم بلکه فقط کافی است فرمول های ناصحیح و اشتباه را شناسایی و آنها را از طریق تمرینات ارائه شده در دوره های آموزشی لاغری با ذهن سایت تناسب فکری کمرنگ و بی اثر کنیم. در این صورت خودبخود وضعیت جسمی ما به سمت متناسب شدن تغییر خواهد کرد.

درک این موضوع به ما کمک می کند تا طریق صحیح اصلاح فرمول های ذهنی برای تغییر شرایط جسمی را درک کنیم.

اکنون شما به وضوح درک می کنید چرا با رژیم غذایی و ورزش کردن و حتی عمل جراحی معده نمی توان از شر چاقی رها شد، چون هیچ کدام از روش های ارائه شده برای لاغری تاثیری بر محتوای ذهنی افراد ندارد بنابراین نمی تواند برای همیشه آنها را از شر چاقی رها کند.

از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

جسم ما تحت تاثیر و کنترل صد در صد توسط ذهن ماست. بنابراین جسم، چیز جدا از ما نیست.

تمام افرادی که اضافه وزن دارند و به دنبال استفاده از قرص، دارو یا روش های جراحی برای لاغر شدن هستند به شکلی عقیده دارند که جسم آنها جدا از خودشان است. چرا؟

چون آنها علاقه شدید به لاغر شدن دارند و بارها اقدام کرده اند و مقداری کاهش وزن و سایز داشته اند اما دوباره به وضعیت قبل برگشته اند. از این رو تصور می کنند که جسم آنها مخالف لاغر شدن شان است یا تمایلی به لاغر شدن ندارد.

نکته جالب توجه این است که همه ما این شرایط را تجربه کرده ایم و اگر خوب به افکار و رفتار خودمان فکر کنیم ما زمانی دوباره چاق شدیم که از نظر فکر و عملکرد همان انسان قبل از رژیم یا استفاده از برنامه ورزشی شدیم.

پس جسم همیشه دنباله رو و پیرو افکار و اعمال ماست. از آنجاکه افکار و اعمال، شخصیت ما را شکل می دهند، بنابراین جسم ما پیرو شخصیت ما در موضوع تناسب اندام است.

تا زمانی که شخصیت چاق داشته باشیم، جسم ما چاق خواهد بود و به اندازه ای که شخصیت متناسب را در خودمان ایجاد کنیم جسم ما به سمت تناسب اندام تغییر وضعیت پیدا می کند.

شما در مسیر لاغری با ذهن تحت آموزش شخصیت متناسب داشتن قرار می گیرید. این یک فرایند آموزشی است که مانند هر موضوع دیگر نیاز به تکرار و تمرین دارد.

به اندازه ای که از آموزش ها استفاده کنید، شخصیت چاقی شما تغییر خواهد کرد و به همان اندازه جسم شما تغییر می کند.

تمرین این جلسه:

1- تماشای چند مرتبه محتوای آموزشی برای درک بهتر و نفوذ آگاهی در ذهن ناخودآگاه.

2- درک خود را از مسیر لاغری با ذهن شرح دهید.

3- آموزش های لاغری با ذهن چگونه می تواند به شما کمک کند تا به تناسب اندام مورد نظر دست پیدا کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=31952
برچسب ها:
34 نظر در مورد مبانی لاغری با ذهن (قسمت چهارم)

دیدگاهتان را بنویسید

      angelikian4040@gmail.com
      1400/10/21 11:33
      مدت عضویت: 242 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 778 کلمه

      این فایل خیلی آگاهی دهنده باعث شد به درک بهتری از لاغری با ذهن برسم من فهمیدم که فرمانده بدن ما مغز ماست و برای لاغری شدن هم باید از تغییر فرمولهای قبلی استفاده کرد ما یک سری فرمولهای چاقی توسط اطرافیان در ذهنمون ایجاد شد و ما سالها با تحت فشار دادن جسم می‌خواستیم لاغر بشیم ولی این کاملا غیر منطقی هست بعد از آشنایی با این سایت که همش لطف الهی بود با باور اینکه لاغری با ذهن تنها راه لاغری همه انسان ها هست و درک چگونگی این  پروسه،، لاغری برام آسون شد و فهمیدم که تمام اتفاقاتی که در جسم من اتفاق میفته نتیجه افکار و باورها و نگرش من هستن ترسهایی که از چاقی و مواد غذایی دارم تنفری که از جسمم دارم و ناتوانی که در لاغر شدن در خودم حس میکنم همه و همه در مغزم هست و من باید این نگرش رو کمرنگ و بی اثر کنم این نگرش‌ها هیچوقت از بین نمیرن چون ایجاد شدن و من سالها باهاش زندگی کردم و نتیجش در جسمم خودش رو نشون داد و برای لاغری  باید از همین مسیر برم با ورودیهای جدید و آگاهی های لاغری به مغزم باورم رو روز به روز قوی تر کنم و این قدرت درونی در وجودم رو حس کنم که من این توانایی رو دارم لاغر بشم این عدالت خداوند که من خودم چاق یا لاغر  میشم هر جوری که خودم بخوام این جسم رو می‌سازم ،این یعنی قدرت یعنی اشرف مخلوقات بودن چه حس قشنگیه ،  یکی از الزامات در لاغری با ذهن این هست اول باورش کنی و بهش ایمان داشته باشی تا نتیجه بگیری وقتی باورش کردی احساساتت عوض میشه قدرتمندتر میشی که می تونی لاغر بشی از حالت تسلیم در میای بعد تمایلاتت عوض میشه تغییر در رفتارت می بینی حرص و ولع نداری ترس از موادغذایی  کم میشه دیگه هیچ ماده غذایی از نظرت چاق کننده نیست با لذت و احساس خوب غذا میخوری نجواهای ذهنی کم میشه اگر ادامه بدی فرمولهای چاقی کم رنگتر و بی اثر تر میشن و نتیجش در رفتارت و سپس در جسمت پدیدار میشن و تا زمانی که طبق این باورهای لاغری  پیش بری متناسب میمونی ،برای لاغری  کافیه که یک سری رفتارهایی رو که هرروز انجام میدادی دیگه انجام ندی و این رفتارها کمرنگ میشن و بی  اثر ،و کم کم رفتارهای جدید هرروز تکرار میشه و پررنگ میشه و این یعنی تو در مسیر لاغری قرار گرفتی ،و من نزدیک دو سال هست تو این مسیر هستم توی این  سی سال که چاق هستم هیچوقت بیشتر از دو کیلو کم نکردم درسته در این مسیر لاغری با ذهن بارها لیز خوردم چون فکر میکردم وقتی نتیجه های کوچک گرفتم کافیه دیگه لازم نیست فایل گوش کنم و تمرین بنویسم من در این مدت چند رفتار بد رو ترک کردم من هرروز باید کیک درست میکردم الان اصلا دوست ندارم شیرینی بخورم حتی نمی تونم بيسکوئيت بخورم من تا مرز خفگی میخوردم  الان اگر بیشتر بخورم حالم بد میشه و پشیمون میشم چرا یک لقمه بیشتر خوردم و این در حالی هست که من چندین ماه از سایت دور بودم ولی این رفتارهای خوب در من داره دائمی و ثابت میشه و الان که برگشتم شاید یک هفته هست ولی اینقدر حرص ولع من نسبت به همه موادغذایی  کم شده که اصلا به غذا فکر نمیکنم سرکار زیاد با خودم چیزی نمی برم حتی بعضی اوقات  دلم ضعف میره ولی اصلا نمی تونم چیزی بخورم و کارم رو انجام میدم و اطرافیانم میگن لاغرتر شدی من تو مدتی که از سایت دور بودم گفتم همه دارن ورزش میکنن من هم با ورزش لاغر  بشم می دیدم غذام بیشتر شده و دارم چاق تر میشم استاد ممنونم بابت این دوره مبانی لاغری که دید و افق جدیدی بمن داد و من خیلی چیزها رو درک کردم قبلا من فکر میکردم ترس نداشتن از موادغذایی  یعنی هر چقدر دوست دارم بخورم ولی الان فهمیدم موادغذایی  تا زمانی چاق شونده نیستن که به اندازه مصرف کنم وقتی دیگه در ذهنم درک کنم این ماده غذایی که همه مصرف میکنن چاق کننده نیست ولی من هم به اندازه ازش مصرف کنم وقتی گرسنه نیستم غذا نخورم وقتی گرسنه شدم حتی نصف شب وبا لذت و خیال راحت به اندازه ای بخورم که سیر بشم انرژی بدنم تامین بشه دیگه موادغذایی  ترس ندارن چقدر زندگی زیباتر میشه وقتی می تونی از همه موادغذایی  مصرف کنی با لذت و خیال راحت و این نگرش زیبا رو مدیون تنها استاد زندگیم جناب عطارروشن  هستم و براتون سلامتی و طول عمر رو از خداوند منان خواستارم چون شما رسالتتون در این دنیا رو درست انجام میدین خدایا کمک کن ما هم رسالتی رو که برعهده داریم بخوبی انجام بدیم ،الهی آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/10/20 19:22
      مدت عضویت: 472 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 626 کلمه

      بنام خدا 🌹 باسلام خدمت دوستان عزیز سایت تناسب فکری و استادگرامی

      جلسه ی چهارم  

      من از این جلسه اینطور برداشت کردم که من درمسیرلاغری قرارگرفتم درمسیریادگیری زبان لاغری برای لاغر شدن ولاغر ماندن  یعنی سکونت در سرزمین لاغرها  بنابراین یادگیری زبان  نیاز به  یادگیری دارد یادگیری الفبا وبعد قواعد و درنهایت یادگیری ودرمسیر بودن  ودر نهایت نتیجه  دیدن لاغری باذهن هم الفبا و قواعد خودش رو داره الفبای لاغری  تعهد و پذیرش هست و بعداز اون  اموزش دیدن با شنیدن دیدن و نوشتن و قواعد اون هم میشه مرحله‌ی عمل کردن براساس دیده هاو شنیده هاوتجربه به دست آوردن هست  که همون باور روتکمیل می‌کنه مثل تمرین عملی درفایل ششم مسیر صد گام در باره ی درک احساس گرسنگی و سیری که تمرینی عملی هست و کاملا واضح نشون میده بعدازیک هفته عمل کردن به اون که چطور طی این مدت مابر اساس عادت‌ها زندگی میکردیم و چرا از رژیم و اسمش  حتی وحشت داریم .  حالا برای اینکه بیشتردرمسیر باقی باشیم نیاز به  پیش نیاز هایی هست که بازهم از الفبا ی قبلی کمک میگیره و اونهم تعهد داشتن به باقی ماندن در مسیرو دوم ادامه دادن به تمرینات وسوم عمل کردن به تمرینات که باعث ایجاد تغییرات جسمی و نگرشی میشه پذیرش اینکه در ذهن من فرمول‌هایی جایگزین شد ه که من رومتفاوت می‌کنه ازادمهای متناسب هم از الزامات لاغری باذهن هستش برنامه ریزی ذهن و فرمول ذهنی که باعث تکرار شدن این شده خب لاغری باذهن یا میده که پی ببریم که چطور برنامه ریزی ذهن درون شکل گرفته و فرمول ذهنی که باعث تکرار عادت من میشه و عادت کردنم به چاقی وبهم می فهمونه که من بی دلیل چاق نشدم بلکه افکارم وعادتهام که ناشی از افکارم هستن و عملکردی که من براساس عادت‌ها دارم باعث این شده که من چاق بشم و افکار من یا همون برنامه ریزی ذهن که همیشه درمن تاثیرات احساسی میزارن همون باورهای هستن که باعث میشن من بهشون عمل کنم  درواقع لاغری باذهن باورهایی که در ذهنم هست رو بهم میگه چی هستن و فرمول‌هایی که در ذهن نهادینه شده رو هم باتکرارکردن تمرینات وعملکرد جدید فرمول های قدیمی رو کمرنگ میکنیم و درنتیجه درمسیر قرارمیگیریم هرچه بیشتر تکرار کنیم بیشتر موفق میشیم روانتر میشیم اونوقت در سرزمین لاغرها ساکن میشیم بدون هیچ قیدوشرطی لاغری باذهن تنها روشی هست که نیاز به دمنوش گیاهی و داروهای شیمیایی و عمل جراحی و…نداره وهمه چیز درونی هست و همه مامیتونیم نتیجه بگیریم چون باورداریم ..

      ودرمورد اینکه من بدون تبلیغات واردمسیرلاغری باذهن شدم چند وقت پیش که سه یا چهار روز مونده بود به تولدم من تویه برگه نوشتم که خدایاامسال سال تولدم با سالهای دیگه فرق داشته باشه می‌خوام فقط به عددسنیم اضافه نشه میخوام که لاغربشم ولاغر بمونم می‌خوام کمک کنی دوره ی ورود به سرزمین لاغرها رو بخرم من ازت امسال کادومی خوام  بعدازیک ساعت شاید اینطوریا یهوتو ذهنم اومد ای دل غافل من سال نودو هشت قبل از بهمن بود کی بود من از یکی دوستای هم باشگاهی بهم گفته بودیه دفترارزوها داشته باش هرچی میخوای روبنویس و مطمئن باش خدا ناامیدت نمیکنه منم که اون روز برحسب یه اتفاقی خیلی دلم شکسته بود اینو نوشتم وچیزای دیگه تااینکه   داشتم یه روز دنبال فایل انگیزشی می‌گشتم و کلیپ خدای لاغری و بعدم شروع کردم ازفایل های رایگان وبعد هم سایت وحالا ایمانم قویترشده ومی دونم که بالاخره لاغرمیشم چون هیچ راه دیگه ای ندارم وقتی بااین مسیراشنا شدم لاغری علاوه برلاغرشدن روی شخصیت من تأثیر میزاره وگذاشته واگر هم هنوزیه سری جاها اشتباه می‌کنم خودم هستم که کم تمرین کردم پس ادامه میدم و نتیجه میگیرم . مسیرلاغری باذهن مسیری هست که آگاه می‌کنه واین خیلی تفاوت داره باقرص خوردن وعمل جراحی و ورزش کردن به قول یکی از نوشته های خانم های توی سایت لاغری با ذهن یعنی رژیم باورها. باتشکر 🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      1400/09/28 21:59
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی 

      الزام ۴ 

      ارتباط دادن قدرت و توانایی خود با نیروی خلاق و خلق کننده جهان هستی خداوند مهربان 

      یعنی داستان هدایت من 

      من از روزی که با شکر گزاری آشنا شدم و کتاب فلورانس شین رو خوندم  همیشه در دفترم می نوشتم خدایا شکرت که به روش درست و صحیح لاغر شدم و این خواسته رو از خدا داشتم 

      همون موقع خواهرانم یک قرص لاغری پیدا کرده بودند که کاهش وزن زیادی رو به همراه داشت من اولش شرایطش رو نداشتم بگیرم بعد از مدتی که شرایط محیا شد باز هم نمیشد که بگیرم همه اش ته دلم راضی نمیشد تا اینکه به این سایت هدایت شدم و اون موقع متوجه شدم این هدایت من و نخوردن قرص ها نتیجه خواسته من از خداوند بوده 

      خواهر زاده ام که از قرص ها مصرف کرده بود و کاهش وزن زیادی هم داشت یک روز در یک دورهمی دیدم من اون موقع تازه وارد سایت شده بودم و تغییراتی در من ایجاد شده بود خواهر زاده ام یک جعبه شیرینی به همه داشت تعارف می‌کرد جالب این بود یکی تو دستش بود یکی داشت می خورد چمش به سومی هم بود که بخوره 

       

      من که هنوز اوایل کارم بود ۲ تا شیرینی خوردم ولی او که یک ماه قرص خورده بود و لاغر کرده بود سه تا خورد تا وقتی من آنجا بودم و حرص و ولش برام جالب بود

      اولین نشانه های که با بودن در این سایت و انجام تمرینات حاصل میشه آرامش نترسیدن از خوردن و کاهش حرص و ولع می باشد

       

      نکته بعد 

      ساختن از نو خیلی راحت تر از تعمیر کردن است

      من الان یک مدتی هست به شوهرم میگم خونه رو بازسازی کنیم ولی شوهرم همیشه مخالفت میکنه میگه بنایی در خونه ای که هستی سخت تر از خونه ساختن هست 

      برای لاغری هم چون ما یک سری فرمول های اشتباه در ذهن مون داریم و اونها رو باید پاک و یا کمرنگشون کنیم بعد لاغری خود به خود اتفاق میفته چون فرمول های پیش فرض در ذهن ما وجود داره 

       

      نکته بعد 

      جسم ما تحت تاثیر ذهن ماست ذهن فرمانده است مدیر است دستور دهنده است و جسم ما اجراش میکنه جسم ما دنباله رو افکار و اعمال ماست افکار و اعمال هم شخصیت ما رو شکل می دهند 

      پس ما باید اول شخصیت لاغری داشته باشیم تا لاغر بشیم باید یک شخصیت متناسب ایجاد کنیم با فرمول ها و افکار لاغری سپس در اعمالمون نمود پیدا می کنه 

      الان بعضی وقت ها افراد چاقی که در اطرافم هستم می بینم و رفتارشون رو میبینم خودم خجالت می کشم از خودم که من این جور رفتارها داشتم چقدر من قبل شبیه اینها بودم ولی الان به لطف خدا خیلی تغییر کردم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/21 13:14
      مدت عضویت: 782 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,472 کلمه

      مبانی لاغری قسمت ۴

      سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی ،خدارو شکر میکنم برای بودنم در مسیر زیبای هدایت و رشد 

      قبل از اینکه بخوام مقاله امروزو بخونم و فایلشو نگاه کنم ،دوست دارم یه سپاسگذاری ویژه تری از خداوند و استاد بینظیرم داشته باشم که چقدر خوب شد که  هدایت شدم به این روش لاغری با ذهن 

      وقتی اطرافیانمو میبینم که هنوز هم نگران چاق شدنشون هستن کلی خدارو شکر میکنم ،اونا نمیدونن که با گوش نکردن به ذهن قدیمشون و ساختن ساختارهای جدید ،چقدر میتونن راحتر زندگی کنن

      دیشب چند نفر از نزدیکانم اومده بودن منزل ما و داشتن در مورد مسئله ای که باهاش مشکل داشتن صحبت میکردن ،از من پرسیدن نظر تو چیه ؟ واقعا اون لحظه نمیتونستم چه نظری بدم ،جواب مسئله به اون با قدمتیشون رو میخواستن با یه جمله  حل کنن 

      دوست داشتن یه مسئلشون حل بشه که همون یک مسئله به ۱۰۰ تا مسئله قبلش وصل بود که هر کدومو میخواستی درست کنی باید اول  مسئله  قبلیو حل میکردی

      یکمی براشون صحبت کردم و در انتها گفتم من دقیقا میدونم سرچشمه مشکل شما کجاست ولی ایا شما میخوایید که این مسئله تونو از ریشه حل کنید ؟ یا نه میخوایید آشغالارو بریزید زیر فرش که فقط دیده نشه؟

      بهشون گفتم باید آموزش ببینید تا کمتر به  تضادهای سخت برخورد کنید  و در انتها متوجه شدم اهل تغییر نیستن و ترجیح دادم خودشون مسئلشونو حل کنن چونکه هر جوری باهاشون صحبت میکردم اونا روی محتویات مغزشون پافشاری داشتن 

      اونجا بود که باز هم برای خودم خوشحال شدم که توانایی دیدن نقص های خودمو دارم و دارم تمرین میکنم که کمتر از ذهنم مشاوره بگیرم 

      دیشب دختر همون اقوام ما که اومده بودن بهم گفت چند روزه برنج نمیخورم ببین چقدر بدنم ورمش کم شده ،بهش گفتم مگه برنج چاقت میکنه ؟ گفت آره برنج چاق کننده است ،بهش گفتم دقیقا برای تو چاق کننده است  چونکه باور داری چاقت میکنه ،گفت وای تو هم که همه چیزو ربطش میدی به باور ،خب معلومه ،همه میدونن برنج نخورن لاغر میشن

      بهش گفتم اونهاییکه مثل تو باور دارن چاق میشن ،چرا منکه شب و ظهر برنج میخورم هر ۱ روز درمیون هم رستوران میرم ،چرا چاق نمیشم؟ بهش گفتم من ۳۵ سال این راه های پوشالیو رفتم و همتون دیدید که به بن بست خوردم ،الان مطمئنم کدوم راه و کار درسته 

       

      دیشب برای دخترم یه مرغ با سبزی های معطر و رب انار خوشمزه ای درست کرده بودم و بوی خوشمزه ای تو خونه پیچیده بود ،همین خانمی که توی رژیم برنج نخوردن بود داشت به مادرش میگفت حتی نهار هم نخوردم و خیلی گرسنش بود 

      بهش گفتم برات غذا بکشم ؟ گفت نه من رژیمم ،ولی در انتها فکر کنم ۱۲ شب بود حالش بد شده بود براش از همون مرغ خوشمزه با برنج کشیدم چنان بنده خدا با ولع میخورد ،بعدش هم کلی ناراحت شد که چرا برنج خورده ، بهش گفتم‌ این برنجه چاقت نمیکنه این ترساته که چاقت میکنه ،بابا ایمان بیارید به حرف های من 

      یعنی واقعا بعد از دیدن من که دارم‌ راحت زندگی میکنم هر چی دلم میخواد میخورم و کیف میکنم ،باز هم میخوان به مسیرها و روش های نخ نمای قبلی  مراجعه کنن که منسوخ شده ست ،ای کاش ایمان میوردن تا به آرامش برسن

      و دیشب دوباره برای هزارمین بار خدارو شکر کردم که یک روزی هدایت شدم به مسیرها و آموزش های ذهنی و تصمیم گرفتم که بمونم و ایمان آوردم ،خدایا هزاران بار سپاس

       

      منکه میلیون ها درصد قبول دارم هدایتم به این سایت رد پای خدا بوده ،اونم با دلیل میگم ،از اونجاییکه ما از ۳ بخش تشکیل شدیم  جسم،ذهن و روح ،خب جسم که کاره ای نیست و تحت سلطه ذهنه ،خود ذهن هم که علاقه نداره ما تغییر و رشدی داشته باشیم و تمام بدبیاری های ما از همون فلش مموری آلوده اییه  که در خود ذهنه ،پس فقط روح میمونه 

      این کارها ،کار روحه که همش میخواد گسترش پیدا کنه ،رشد کنه و مارو به هزاران طریق میفرسته اونجاییکه باید بفرسته ،پس بودنم اینجا و در دوره های ذهنی فقط میتونه رد پای خداوند بزرگم باشه که من یه روزی خواستم و اون جواب داد و من مطمئنم خداییکه منو به این مسیر هدایت کرده تا انتها حمایت هم خواهد کرد پس با اطمینان ادامه خواهم داد و اجازه میدم روح بزرگوارم از تناسب اندام من لذت ببره

      در مورد محتویات ذهن ،من همیشه با خودم فکر میکنم که مدل زندگی و افکار من با فلان خانم و بچه هاش  که زندگی متفاوت و ثروتمندانه ای داره خیلی فرق داره ،چونکه اون خانم در ایران متولد نشده که با فرهنگ ایرانی ها آشنا باشه که خرافات و باورهای اینجا رو شنیده باشه ،اون توی مراسمات مذهبی ما نبوده اون باورهای خداشناسیش با ما فرق داره و اون همون باورها رو به دختر خودش انتقال میده 

      پس اون نگرانی های منو نداره ،چونکه عقایدی شکل من نداره ،ما همون شکلی میشیم که برنامه ریزی شدیم و متاسفانه برنامه ریزی خوبی نشدیم ،خب حالا چه انتظاری از خودمون داریم ،صدایی که در مموری ذهن ما ضبط شده فقط از کمبود میگه ،از نگرانی و نشدن ها میگه ،از ترس های خوردن و چاقی میگه ،از بیماری میگه ،از بدی آدم ها و اعتماد نکردن میگه‌ از خدا که انقدر بد گفتن که پر هستیم‌ از ترس های متنوع

      اون مموری تا ۷ یا ۸ سالگی ما ضبط و ثبت شد و ما به تکرار اون ۷ سالو زندگی کردیم بدون اینکه دخالتی در زندگیمون داشته باشیم ،مثل راننده ای که توی ماشین خودش خوابه و راننده ش برای خودش رانندگی میکنه

      و اگر میخواییم تغییری در زندگیمون داشته باشیم باید از اون خواب مغناطیسی چندین ساله بیدار بشیم ،مثل اصحاب کهف ،اونوقته که تازه متوجه میشیم که وقتی ما خواب بودیم چه اتفاقاتی رخ داده 

      مثلا من متوجه شدم هر وقت خواهر زاده ۵ سالم میاد منزلمون و مادرم میخواد باهاش بازی کنه ،به خواهر زادم میگه تو دکتر شو و منم مریض و توی بازی مدام به خواهر زاده م میگه ،آخ کمرم درد میکنه ،دکتر قرص کمر درد برام بنویس،  وای زانوهام درد میکنه  وای چشمام وای …..

      و دقیقا داره توی ذهن این بچه بیمار بودنو طبیعی جلوه میده و تا آخر عمر این بچه درگیر مسائل بیماری زا خواهد شد و متوجه شدم خواهر زاده م از بیمار شدن پدر و مادرش میترسه و این یعنی ساخته شدن فرمول های اشتباه 

      آگاه بودن خانم ها بدلیل اینکه با بچه هاشون ارتباط بیشتری دارن الزامیه مخصوصا افرادی که بچه کوچیک دارن یا قصد ازدواج دارن ،هر چقدر خانم‌ها و مادرها آگاهتر باشن ،بچه های بالغ تری تربیت خواهند کرد و خانواده قویتری خواهند داشت ،بنظر من باید دروس ذهنی از دبستان آموزش داده بشه 

      دقیقا قبلا باور داشتم که جسمم مخالف لاغر شدنمه و گاهی حتی ضرباتی به بدنم میزدم ،ازش بدم میومد و فکر میکردم جسمم مقصر چاقیمه 

       

      درک من از مسیر لاغری با ذهن  :  سالهای زیادی تصور میکردم چاقی من ارثی و ژنتیکه که اصلا نمیتونم براش کاری انجام بدم و بمن گفته بودن باید تسلیم چاقیت باشی ،از اونجاییکه روح بزرگوار من همواره در پی لذت بردن و تجربه کردنه ،ساکت ننشسته بود و سالها بدنبال لاغر شدن منو به مسیرهای متفاوت هدایت میکرد 

      من مطمئن بودم که پر خورم و برای لاغر شدن تنها راهش نخوردن و تحرک زیاده و سالهای زیادی از عمرم در رژیم و ورزش های سخت گذشت ،اتفاقا نتیجه هم میگرفتم تا نزدیک ۴۰ سالگی که یک فرمول مخرب به نام افزایش سن ،زد تمام راهکارهای رژیمی منو منهدم کرد 

      یعنی با هیچ رژیم و ورزشی حتی ۱ کیلو هم کم نمیشدم و مدام تکرار میکردم که دیگه ۴۰ سالمه ،سوخت و سازم پایینه و از اونجاییکه ایرانی ها سن ۴۰ سال رو سن سقوط بسمت مرگ میدونن و باور دارن که از این سن دردهات شروع میشه ،پیر میشی ،قوزی میشی وووو منم از همون افکار تاثیر گرفته بودم البته بیشتر روی چاق شدن 

      و خدارو شکر ۱ سالی میشه که دارم روی این باور مخرب کار میکنم که قرار نیست با افزایش سن سیستم بدنی من درست کار نکنه ،این خدا با اینهمه قدرت هرگز انسانی با اینهمه آپشن نیافریده که فقط تا ۴۰ سالگی خوشگل و جوون باشه و زود ببرتش تو بیماری ووو

      مگه نه اینکه سلول های ما مدام در حال ریختن و تکثیر هستن ،سلول نو چرا باید بیمار بشه ؟ یا پیر بشه ؟منشاء  تمام این دردسرها از ذهن بیمار آدم هاست 

      و با نقض فرمول های مخرب و جایگزینی افکار جدید میتونیم دنیای جدیدی برای خودمون آفرینش کنیم  قبلا مخرب و مضر آفرینش  کرده بودیم با دخالت ۱۰۰ درصد اطرافیانمون و الان آگاهانه و جدید می آفرینیم 

      پس من سالها بدنبال لاغر شدن دائمی بودم و نتونسته بودم طعم زیبای تناسب بدون استرس رو بچشم ،تا ۴ سال پیش که  با مطالب ذهنی آشنا شدم ،دو سالی گذشته بود از اون آموزش هام که یک روز که داشتم کتاب شکستن عادت های کهنه از دکتر جو دیسپانزا ( که کتاب بینظیریه که کارایی ذهنو  بصورت علمی توضیح میده ) رو میخوندم ،حین خوندن یدفعه به خودم گفتم یافتم یافتم اگر من میتونم با ساختن نورون های جدید  مسیرهای جدید سیناپسی در مغزم بسازم ،اگر من تونستم ثروت بسازم پس میتونم لاغر هم بشم 

      خیلی هیجانی شده بودم و الهامم بهم گفت برو سایت استاد عباسمنش در قسمت عقل کل بنویس ،جوابت اونجاست، بسرعت رفتم و اونجا نوشتم ،آیا میشود با ذهن لاغر شد ؟ بچه های اون سایت  یک عالمه  مطلب در مورد لاغری نوشته بودن ، کتاب معرفی کرده بودن ولی چشمان من روی  اسم رضا عطارروشن قفل شد 

      بقیه رو رها کردم گفتم جواب من اینجاست ،اومدم تو سایت تناسب فکری و از همون موقع که ۲ سال میگذره من دیوانه وار مطالبو گوش میکنم ،مینویسم،  تفکر میکنم ،لذت میبرم،آگاه میشم و هر بار قسمتی از رسوب های فرمول های سفت و سنگین گذشته من کنده میشه،انگار با هر بار گوش کردن تیشه ای به دیوار باورهای قدیمم میزنم ،مثل مجسمه سازی که یک سنگو انقدر میتراشه  تا یک مجسمه خوشگل ازش در میاره 

      دونه دونه ی اون فرمول ها داشتن زندگی منو هدایت میکردن  فرمون زندگیم در دست همون آلودگی ها بوده، یعنی من از همون کودکیم هر لحظه در حال محکمتر کردن دیوار عقایدم بسمت چاقی بودم و هر لقمه ای که خوردم ،یا خواستم بخورم ،همراه با فیلتر چاق میشوی بود

      من هوا یا آب هم  میخوردم چاق میشدم‌ ،دیگه اون کد به مغزم چسبیده شده بود ،من یک چاقی بودم که صبح از خواب بیدار میشدم ،که هیچ کدوم از رفتارهای جدیدم که در راستای لاغر شدنم بود برای مغزم مفهومی نداشت 

      کدها فقط حول و محور چاقی میگذشت ،محاله وقتی در جاده اصفهان باشیم به مشهد برسیم ،در اتاق چاقی ،لاغری وجود نداشت ولی من مضطربانه بدنبال لاغر شدن میگشتم ،چونکه ذات الهیم متناسب بود و من سالها برخلاف رودخانه طبیعی خودم حرکت کرده بودم 

      و کار سختی انجام داده بودم ،لاغر شدن اتفاقا خیلی راحتر از چاق شدنه ،مثل اینه که از چشم های خودمون انتظار  نفس کشیدن داشته باشیم‌ ولی ما در واقع سالها داشتیم با چشمانمون نفس میکشیدیم که کار سختی بوده و من سالها بر خلاف ذات طبیعی بدنم که لاغری بود بسمت چاقی حرکت میکردم 

      لاغری با ذهن بمن یاد داد که با چشمانم ببینم و نگاه کنم و با گوش نکردن به فرمول های قدیمیم لاغر بشم ،پولدار و سلامت و شاد باشم چونکه اگر به ذهنم  گوش کنم اون فقط از کمبود،نداری،غم ،نگرانی،بیماری و شکست و‌چاقی میگه 

      پس آگاهانه تصمیم میگیرم ذهنمو  خفش کنم ،اون اگر چیزی تو چنتش داشت که حال و روز من این نبود ،اصلا مقصر اصلی، محتویات ذهنمه  ،که حالا قراره نشنویمش و بهش اعتماد نکنیم 

      همونکه صدای اونو نشنویم ،صدای روح شنیده میشه ،هر چقدر به خداوند پناه ببریم صدای آلوده ذهن کمرنگ میشه و من این تمرینو به وضوح در این چند روز که انجام میدم معجزاتشو دیدم که چطور با صحبت کردنم با خدا بصورت مکرر ،صدای ترسناک ذهنم کمرنگ شده 

      صدای ذهنم  منو مدام میترسوند  که فریده مبادا چیزی بخوری،مهمونی بری چیزی نخوری ها ،مسافرت میری که ۳ کیلو چاق میشی حتما 

      برنج و نونو حذف کن چاق کننده است ،تا میتونی ورزش کن ، شام بخوری ۱۰۰ کیلو میشی ،شیرینی بخوری کارت تمومه ،اگر شیرینی چاق کننده است چرا الان که میخورم چاق نمیشم ؟اتفاقا همین الان مابین نوشتن کامنت چونکه هنوز شامم اماده نیست که اتفاقا شام هم شام برنجی و مفصله ،گرسنم بود رفتم چندتا چنگال تیرامیسو خوردم اونم با لذت نه با تن لرزه ،چونکه میدونم اون یک کد مخرب بود که تا حدود زیادی دیگه بهش توجه نمیکنم و ازش تاثیر نمیگیرم

       خلاصه ذهنم مدام غر میزد ولی حالا دیگه نمیتونه اذیتم کنه چونکه لو رفته و دستش برام رو شده، چونکه شناساییشون کردم و دیگه اثری مثل قبل ندارن ،دونه دونه برای خودم تعریف های جدید گذاشتم ،دیدم به  غذاها  تغییر کرده دیگه ازشون نمیترسم و برای داشتنشون خدارو شکر میکنم که میتونم استفاده شون کنم و انرژی بگیرم

      تازه یه عالمه هم حالم خوبه ، آرامش دارم ،اعتماد بنفسم بالاتر رفته ،خودمو پذیرفتم ،به خودم عشق میدم ،احترام میذارم و براش هر چیزی دوست داره میخرم ،به خودم محبت میکنم از خودم معذرت خواهی میکنم و حس ارزشمندی بهش منتقل میکنم 

      انقدر روز و شب با خودم جدید صحبت میکنم که گاهی مادرم میاد پشت در حمام میگه فریده داری با کی حرف میزنی ، شاید بنظر اطرافیانم من یه جوری شدم و اتفاقا وقتی همه بهم میگن یجوری شدی مطمئن میشم که من تغییر کردم که بنظر اونا دیگه مثل فریده قبل نیستم 

      لاغری با ذهن یعنی تولد یک فریده جدید با ورژن جدید که هیچ شباهتی به فریده قدیم نداره ،من یک تازه متولد شده  از خودم هستم ،من شخصی هستم که ۲ بار در زمان زنده بودنم متولد شدم و زندگی من به ۲ بخش تقسیم میشه ،قبل از آشنایی م با خودم و الان 

      لاغری با ذهن یعنی خداحافظی با تمام گذشتت و ساخت شخصیت جدیدت که حرف های زیبا و جدیدی برای گفتن داره منکه ۲ ساله دارم هر روز مینویسم ولی هنوز تمام نشده ، لاغری با ذهن یعنی بستن دهن ذهن و ذهنیت های سابق

      یعنی نشنیدنشون ،آخه اون حرف های زیبایی در مورد من نمیزنه پس باید ناامید بشم ازش و خودم حامی خودم بشم و هر روز خودمو تشویق کنم و نوازش کنم برای راهی که دارم طی میکنم و منتظر ذهنم نباشم که تشویقم کنه

      باید با خودم حرف های جدید بزنم ،باید در مورد غذاها و خوراکی ها زاویه دید جدیدی داشته باشم ،باید ترس هامو به رسمیت بشناسم و ازشون رد بشم ،باید به خودم بگم من دیگه اون هویت ساختگیه نیستم ،من منم با درک و فهم جدید از زندگی 

      که به همه ی چیزها متفاوت نگاه میکنه که جواب متفاوت دیدن، نتایج متفاوته ،اینکه در این مسیر فایلهارو گوش میکنیم ،تمریناتی انجام میدیم‌ و تصویرذهنی هایی میگیریم ،همشون باید بدون انتظار باشه ،بدون انتظار لاغر شدن ،که هر جایی که توقع بوجود بیاد به دنبالش توقف خواهد آمد

      فقط و فقط ادامه بدیم ،هر زمان دست کشیدیم از عقاید سابق و رفتیم بسمت عقاید ذات و فطرت الهیمون نتایج هم شروع خواهد شد ،پس کنار خودمون صبور باشیم ،همونجور که سالها طول کشید تا چاق بشیم  ، حالا مدتی مدارا کنیم تا بذرهای تناسب جون بگیرن ،مراقبشون باشیم و در کنار ساختنشون لذت ببریم 

      همونجوری که چاقیو خلق کردیم توانایی خلق لاغریو هم داریم ،منتها در سمت مخالفش ،اول مسئولیت هر دورو بپذیریم تا بتونیم از پس خودمون بر بیاییم ،خودمونو که فتح کنیم فتح کردن چیزهای دیگه سخت نیست 

      اموزش های ذهنی میتونه مارو در تمام جنبه های زندگیمون گسترش بده ،فقط با نشنیدن ذهن چموش و شناخت و پاک کردن فرمول های مخرب ،جریانی از برکت و سلامتی و تناسب وارد زندگیمون خواهد شد ،پس صبور باشیم و آگاه

       

      تنها راه لاغری ،همین راهیه که ما هستیم ،اینو برای بار هزارم به خودم تاکید میکنم که درونم بپذیره و باور کنه ،اون فردی هم که قرص استفاده کرده و یا استفاده میکنه هم پر از ترس های لاغر نشدنه ،درونش باور نداره که میتونه با قدرت های درونیش متناسب باشه ،قبول نداره که بیس بدن ما لاغر بودنه 

      افراد چاق بخاطر بودن در پوزیشن های ناراحت کننده و شکست های پی در پی شون ،حس خودباوریشون از بین رفته و باور کردن نمیتونن لاغر بشن بنابراین به هر روشی میخوان اقدام کنن که یکیشون قرص و داروست که همه ما افرادی که چاقیو تجربه کردیم به تکرار راه های اشتباهو رفتیم البته  بدون جواب های ماندگار و سرخورده برگشتیم

      خدارو شکر ۲ ساله که در دوره ها هستم ریتم زندگیم بسمت تناسب حرکت کرده ،یعنی نرمال زندگی میکنم ،اولا هیچ اضطرابی ندارم ،موقع نهار و شام آزادم ،لاغر شدم ،مثل قبل دنبال چی بخورم چی نخورم نیستم ،هر غذایی که برای دخترم میپزم خودم هم میخورم 

      فرقی نمیکنه مسافرت باشم ،رستوران باشم ،مهمونی باشم ،تولد باشم ،گرسنه باشم حتما هر چی دلم خواسته میخورم ،سیر باشم یا میل نداشته باشم نمیخورم ،کاملا طبیعی و نرمال ، برام فرقی نمیکنه شیرینی بخورم ،سالاد بخورم ،کباب بخورم ،نون و پنیر بخورم ،هر چیزی دلم خواسته خوردم بدون نگرانی و با آرامش ،این نکته آخرش مهمه ( بدون نکرانی و با آرامش ) 

      زمانیکه با این روش لاغر میشیم یعنی یه فرمول هایی در مغز تغییر کرده ،هر چقدر بیشتر تمرین و تکرار کنیم ،شبکه های نورونی،  محکمتر به سطح مغز میچسبن و باعث انجام رفتارها و حس های جدیدی در ما خواهند شد که رفتارهای جدید ،نتایج جدیدی خواهند داشت 

      مثلا فکر کنیم الان  از اومدن من در دوره لاغری با ذهن ۵ سال گذشته و باورهای جدید هم ساخته شده ،منم تو این ۵  سال حسابی به یک شخصیت جدیدی تبدیل شدم ،خب ،هیچ وقت این اتفاق رخ نمیده که من بخوام برگردم فریده سابق بشم با یه عالمه ترس ها و رفتارها و فرمول های اشتباه گذشته

      اصلا نمیشه ،نمیتونم ، اگر درست در مسیرهای آموزش ذهن بمونیم و باشیم ،آرام آرام ما بسمت دیگه ای حرکت خواهیم کرد که با مبداء اولیه مون کیلومترها فاصله داریم ،انگار ریلمون عوض شده و دیگه ایستگاه های قبلیو نخواهیم دید ،نگرش ما تغییر میکنه 

      مثلا من الان هر چقدر هم تلاش کنم نمیتونم بیشتر بخورم ،حالت تهوع بدی میگیرم ،یا وقتی دلم خوراکی میخواد حتما میخورم ،این نیست که بترسم بگم خب حالا نخور یه وقت چاق میشی ،انگار با افکار قدیمم خیلی فاصله گرفتم ،حس میکنم یه توهمی بود که گذشت ،یه سراب بود یا یک خواب ،خوابی که توش پر از کابوس های وحشتناک بود و من برای خارج شدن از اون خواب باید بیدار میشدم ،حالا مجدد که خودمو تو دام اون خواب وحشتناک نمیندازم ، آگاهانه زیستن یعنی همین 

      قرار نیست ما برای لاغر شدن کاری انجام بدیم ،فقط کافیه  ما کارهای اشتباه قبلیو انجام ندیم ،به افکار قدیم توجه نکنیم ،ازشون تاثیر نگیریم ،مسبب تمام خراب کاری ها همون کارهای قدیم ماست ،اونهمه تلاش میکردیم  که چاقتر نشیم اتفاقا چاقتر هم میشدیم ،الان کار خاصی انجام نمیدیم ،این درسته ،زندگی نرمال یعنی ما زندگی کنیم ،لذت ببریم ،شاد باشیم و متناسب ،همین ،نیازی به کار اضافه نیست 

      دقیقا قبلا که در  رژیم های سخت بودم ،قرص میخوردم ،ورزش های طولانی انجام میدادم که غمگین بودم و در رنج بسیار ،صورتم زشت میشد ،دور چشمام سیاه میشد ،بی رمق و بی جون بودم ،صورت افسرده ای داشتم ،حالم اصلا میزون نبود و الان دقیقا برعکسه ،صورتم کوچولو شده ولی بیبی فیس شدم ،بدون سیاه شدن دور چشم یا بی رنگ و رو شدنم ،بقول دوستام میگن فریده روز به روز جوونتر میشه 

      زندگی لذت بخش یعنی آزادی در عمل داشته باشم ،اگر دلم هر چیزی خواست مثل یک فرد لایق و متناسب منم بتونم بخورم نه مثل قبل که ۳۵ سال فقط بیننده خوردن افراد بودم و مدام خودسرزنشی و حس بی لیاقتی داشتم ،منم مثل همه آدم ها میخوام آزاد با حق انتخاب زندگی کنم میل داشته باشم بتونم انتخاب کنم نه خودمو تنبیه کنم

       

      قبلا شکلات خوردنو چاق کننده میدونستم ،شاید اوایل دوره بود که متوجه شدم دیگه شکلات نخریدم و تو این ۲ سال شاید ۱۰ تا دونه خورده باشم ،الان از خوردن حتی چندتا شکلات هم نمیترسم ولی پیش نیومده خودم بخرم و اگر میل داشته باشم‌ حتما میخورم و اون شکلان فسقلیو عامل چاق شدنم نمیدونم 

      اگر قبلا شکلاتو چاق کننده میدونستم بخاطر اطلاعات غلطی بود که‌ مدام وارد ذهنم میکردم که اگر یه دونه بخوری باید ۳ هزار متر بدوی تا آب بشه ولی الان نگرشم نسبت به بدن و لاغری تغییر کرده و چونکه اون باورو ندارم شکلات هم بخورم اتفاقا لاغر میشم چونکه از  اون شکلات لذت میبرم و فیلتر لذت مغزم فعال میشه ولی قبلا فیلتر چاق شوی مغزم فعال میشد و چاق میشدم 

      نیازی نیست کار خاصی انجام بدیم نگرش خودمونو نسبت به غذاها و خوراکی هاییکه هر روز استفاده میکنیم رو تغییر بدیم کلی مغزمون از فشار ترس میاد بیرون ،مثل برنج،نون،نوشابه،شیرینی جات،چربی،سس ،سرخ کردنی ها،فست فودها ،آجیل ها ،اینهارو تصحیح کنیم دیگه باهاشون برخورد میکنیم با ترس نمیخوریم بنابراین اون فرمول های قبلی اجرا نمیشن و لاغری صورت میگیره 

      خدارو شکر میکنم ۲ ساله در مسیر تغییر و رشد هستم و ادامه خواهم داد تا بیشتر با خودم ، ذهن و روحم آشنا بشم که هر چقدر اگاهتر بشم ترس هام کمتر خواهد شد و زندگی با کیفیتری خواهم داشت ،ممنون استاد جان برای آگاهی های ناب 

      تصمیم گرفته بودم بعد از اتمام دوره مقدماتی این دوره رو شروع کنم ولی طاقت نیوردم ،لابلای اون دوره اینجا هم میام 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/09/23 09:36
        مدت عضویت: 317 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        دوست عزیزم

        فریده جان

        مثل همیشه عالی بود و واقعا لذت بردم، تو تمام کامنت های شما کلی اطلاعات مفید و انگیزه برای ادامه دادن هست. امیدوارم همیشه در بهترین مسیرها باشین و با کامنت های بینظیرتون به ما انگیزه و انرژی بدین.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/09/24 22:58
          مدت عضویت: 782 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 44 کلمه

          سلام نجمه عزیز

          ممنون از انرژی شما ،خدارو شکر کامنتای من براتون مفید بوده ، منم خدارو شکر در دوره ها هستم و با دوستان همراهم طی مسیر میکنیم 

          هر چقدر دانسته هارو زندگی کنیم نتایج خودبخود وارد زندگی ما خواهد شد 

          براتون بهترین هارو آرزو دارم🌷

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      pooldarjazzab@yahoo.com
      1400/09/20 18:50
      مدت عضویت: 43 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,168 کلمه

      سلام آقا رضا . 

       

      واقعا هر چی بیشتر گوش میدم بیشتر برام جا میفته که  دنیای  اصلی من سیاه و سفید نیست بلکه سفیده . سیاهی رو خودم ایجاد کردم . 

      یعنی من تا قبل از این فایلها می گفتم دنیام سیاهه . بعد کم کم به این هدایت شدم که فهمیدم نه به جز سیاهی من دنیای سفید رو هم دارم . 

      الان فهمیدم نه دنیای اصلی من دنیای سفیده دنیای سیاهی رو خودم با عناوین مختلف ایجاد کردم وگرنه اون چیزی که خداوند برای من ایجاد کرده دنیای سفیده از هر لحاظ . 

      متناسب بودن از نظر من جزء دنیای سفیده . پس تنها دنیایی که اصل آفرینش منه این دنیاست . 

      من باید مثل آیدا یاد بگیرم  به دنیای سیاهی دست نزنم چون دستم میسوزه . 

      برای همین تنها راه لاغر شدن لاغری با ذهنه . چون هیچ راهی نمیاد اینجوری برای ما روشن کنه که بگه بابا چاقی یا دنیای سیاه رو خودت ساختی . این دنیای واقعی نیست . این دنیای مجازی هست . دنیای اصلی دنیای سفیدی هاست . سرت رو از دنیای مجازی تیره بیرون بیار بزار خورشید رو ببینی . بزار زیباییها رو ببینی . 

      شناسایی کن سعی کن کمتر از دنیای سیاهی استفاده کنی فقط همین . 

      هربار به خودت بگو سعی کن کمتر ازش استفاده کنی . 

       

      هیچ راهی دیگر ندارد . با قرص خوردن گریه التماس عصبانی شدن عجله کردن و …. نمیشه لاغر شد . 

       

      یه چیزیه به وجودش آوردی مسئولش هستی و الانم باید یواش یواش درستش کنی . 

       

      از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

      ارتباط دادن قدرت و توانایی خود در لاغر شدن با نیروی خلاق و خلق کننده جهان هستی یا خداوند است.

      من تمام وجودم پر از سیاهی شده بود .  از همه جا ناامید و شکست خورده شده بودم . در زمینه ی چاقی شکست عشقی بی پولی  بیماری . من از همه جا بریده شده بودم دیگه هیچ راهی نمیدیدم جلو روم و فقط بی هدف میخوردم و میخوابیدم و توی گوشی بودم . سرچ کردن من لاغری آسان میخواهم . بعد اومد سایت تناسب فکری . 

       

      من اینطور هدایت شدم . 

       

      من الانم لاغری آسان میخوام . و این چند روز واقعا دارم آسان بودنش رو لمس می کنم . تا حدودی فهمیدم قضیه از چه قراره . قسمتهای مختلفی رو  گوش دادم . نه همه رو ولی هرروز  چند تا فایل گوش دادم و فهمیدم اگه میخوام راحت لاغر بشم باید محتوای ذهنم رو تغییر بدم . فهمیدم ذهنم مثل یک ظرفه که من داخلش رو از اطلاعات پر میکنم . ورودی این ظرف ۵ تا دریچه است . چشم و گوش و دهان و بینی و حس لامسه یعنی ۵ حس . چی میبینم چی میشنوم چه میخورم چی میپوشم چی میگم چی بو می کنم چی لمس می کنم  و یه قدرت تحلیل هم داخل ذهنه که میتونم این اطلاعات رو پردازش کنم . یعنی اگر احیانا ورودی خراب به خودم دادم قدرت پردازش اون اطلاعات رو دارم فیلترش کنم خوب تحلیلش کنم بعد بفرستم داخل تا ذهنم همیشه از چیزهای خوب پر بشه . 

       

      آقا رضا یه تغییر جدید هم اومد توی زندگیم . اون کسی که عشقم بود خودش اومد سراغم گفت به خدا من به جز تو هیچ کس توی زندگیم نیست . من اصلا نمیتونم بدون تو زندگی کنم  بیا دوباره شروع کنیم من عاشقتم بدون تو نمیتونم . یه سکته ی خفیف کردم . برگرد لطفا . اما  فعلا هیچی جوابشو ندادم . چون نمیخوام ذهنم و پر کنم از خاطرات منفی . بودن با اون منو یاد خاطرات منفی میندازه برای همین ترجیح میدم دیگه جوابشو ندم . چون دهنم با اون دوباره تغییر می کنه . فعلا من تازه فهمیدم قضیه از چه قراره . 

      اونم خودش باید حال خودشو خوب کنه . خداش هدایتش میکنه من نمیتونم براش کاری کنم . 

       

      چون اون تمرکزمو به هم میزنه . ترجیح میدم مدتی در تنهایی خودم باشم . درسته دوسش دارم ولی نمیخوام دیگه تحقیر بشم . دارم خودمو پیدا می کنم . من با خودم آرومم . این چند روز با خودم خیلی حال کردم . 

      کلی کار انجام دادم . منی که حتی دلم نمیخواست یه بشقاب جابجا کنم فقط دوست دارم بلند شم کار کنم و فعالیتم رو زیاد کنم نه برای اینکه لاغر بشم برای اینکه لذت بیشتری ببرم . برای اینکه حالم خوب بشه . 

       

      برای همین  تصمیم  گرفتم  دیگه  جوابشو ندم .  چون من تازه حالم خوب شده  با اون دوباره کنترل ذهنم رو از دست میدم اسیر حرفاش میشم و دوباره همون مسیر قبلی رو تکرار می کنم و این چیزایی که یاد گرفتم زیر پا له میشه . 

       

      من میخوام اینجا باشم نه فقط برای ۶ ماه یکسال یا چند سال . برای همیشه . چون فهمیدم اینجا حالم خوبه و من توسط خدا به اینجا هدایت شدم اونم در اوج حال بدم . 

       

      از  الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

      درک تفاوت بین ساختن از نو با تعمیر کردن محتویات موجود در ذهن ناخودآگاه است.

       

      در موضوع ساخت و ساز نیز این عقیده وجود دارد که ساختن از نو بسیار ساده تر از تعمیر کردن است.

       

      مگه محتویات صحیح نیاز به ساختن داره ؟ اونا هستن . فقط کافیه ازشون استفاده کنیم و به قول شما سعی کنیم کمتر از محتویات منفی استفاده کنیم . 

      برای من مهم نیست که از نو بسازم یا تعمیر کنم  . چه فرقی می کنه . من یه حال خراب در وجودم هست و فقط کافیه سعی کنم کمتر ازش استفاده کنم . اون حال خراب رو خودم ساختم . وگرنه اصل آفرینش من پاکی و زلالی بوده پس میتونم دوباره به پاکی و زلالی وجودم برگردم . 

       

      پس من اصلا نمیخوام چیز جدیدی بسازم . همه چیز در من هست و  من فقط میخوام ازش استفاده کنم و اون رو به دنیای بیرون از خودم بیارم . 

      مثلا لاغر شدن . تناسب در وجود من هست . وقتی من سعی کنم کمتر از فرمولهای چاقی مثل ترس از غذا پرخوری عصبی ، توجیه چاقی به هر دلیل ، نپذیرفتن مسئولیت چاقی ، سخت بودن لاغری و …. کمتر  استفاده کنم  و در نتیجه به همون اندازه من دارم از فرمولهای لاغری استفاده میکنم . 

      یه نکته ی خیلی خوب توی فایل بود فرمودید . اثر گوش دادن به محتواهای سایت خوندن و نوشتن و تمرین کردن دوتاست . یکی رفتار ما و تمایلات  ما تغییر میکنه . یکی دیگه نگرش ما نسبت به  مواد غذایی و تاثیر اون بر ما تغییر می کنه . 

      یعنی ما دیگه اون ولعها و تمایلات بیش از حد رو نداریم کم کم اینا کمرنگ میشن  و رفتار ما از پرخوری دائم کم کم فاصله میگیره و رفتار متناسب ازمون سر میزنه و از اون طرف دیگه عقیده نداریم این غذاها چاق کننده هستند .

       

      از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

      جسم ما تحت تاثیر و کنترل صد در صد توسط ذهن ماست. بنابراین جسم، چیز جدا از ما نیست.

       

      جایی میخوندم جسم ما همون ذهن ناخوداگاه ماست . 

      الان خیلی این موضوعات رو متوجه نمیشم . 

      بنابراین خیلی ذهنم رو درگیر نمیکنم فقط می پذیرم جسم منم خودم هستم  پس میبینم که توانایی تغییر جسمم رو دارم و به راحتی داره این اتفاق برام میفته ‌. 

       

      یکی از الزامات لاغری با ذهن اینه که  با آرامش و با اطمینان قدم در این راه بزاری . 

      درسته ‌ چون من دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتم . به ته خط رسیده بودم . پس اصلا عجله نمیکنم و اجازه میدم آرام ارام محتویات فایلها در ذهنم قرار بگیره و من فقط شاهد به ظهور رسیدن اون در جسمم باشم . خیلی خوبه . 

      من در لاغری با ذهن انسان قبلی نخواهم  بود . 

      جسم من صد درصد تحت کنترل مغز منه . 

      چاقی من تحت کنترل مغز منه ‌ 

      اگر میخوام لاغر بشم باید مغزم تغییر کنه . 

      این اموزشها روی مغز من اثر میکنه . 

      تمایل من خودبخود تغییر می کنه . 

      رفتار من تغییر می کنه 

      جسم منم تغییر می کنه . 

       

      لاغری رو تا الان فقط دوست داشتم اما بلد نبودم اطلاعاتی ازش توی ذهنم نبود . در لاغری با ذهن یواش یواش افکار من تغییر می کنه نگرش و احساس من تغییر می کنه بعدش تمایلات من تغییر می کنه و بعد جسمم تغییر می کنه . 

      نگرشهایی که تا الان برام  عوض شده اینه که من میتونم لاغر بشم ‌ . 

       تمایلمم داره تغییر می کنه . من دارم حس می کنم .

      مثلا تمایل دارم کمتر از محتوای چاقی استفاده کنم . 

      دوست دارم رفتارم رو تغییر بدم . دوست دارم دیگه مواد غذایی رو چاق کننده ندونم . 

       

      خیلی جالبه واقعا این روند . 

       

      اگرچه  هنوز نگرشم به مواد غذایی به طور کامل تغییر نکرده اما فهمیدم در عین اینکه رفتارم متناسب تر میشه در عین حال وقتی هیچ ماده ی غذایی رو چاق کننده ندونم نگرشم بهشون تغییر کنه قطعا اون میزان که مصرف میکنم دیگه چاقم نمیکنه . برعکس لاغرم هم می کنه . من یه شب قدیمها پیتزا خوردم . فرداش یک کیلو زیاد کردم . و تا یک هفته ۱ کیلو اضافه وزن داشتم  و بعد از یک هفته میگفتم خب پیتزاهه هضم شد و رفت در حالیکه کدوم پیتزایی یک هفته تو شکم آدم می مونه اما تاثیر باور اون تا مدتها روی من مونده و هنوزم هست . 

      مثال موز خیلی برام جالب بود . درسته ما نگرشمون به مواد غذایی خیلی کار میبره تا تغییر کنه . اما نغییر می کنه کم کم .  . 

      وای چقدر عالی . حتما اگه ادامه بدم نگرشم هم به مواد غذایی و تاثیرش بر من تغییر می کنه . 

       

      همش به نگرشم بر میگرده به طرز فکرم برمیگرده . زمان میبره تکرار و  درک  باعث تغییر نگرش من میشه . 

       

      چقدر عالی مطلب رو جا انداختید . 

       

       

      اما بریم سراغ تمرین فایل 

       

      فکر کن و درکتو از لاغری با ذهن بنویس که قراره چطور به شما کمک کنه که لاغر بشی و لاغر بمونی . 

       

      باید بدونم لاغری با ذهن قراره برای من چه کار کنه ؟ 

       

      تا اونجایی که درک کردم لاغری با ذهن یعنی تغییر اطلاعات ذهنی از طریق حواس پنجگانه + فکر کردن و تحلیل کردن و عمل کردن . 

       

      ما اطلاعات و محتوای ذهنی رو تغییر میدیم بعد لاغری در جسم ما ایجاد میشه . 

       

      پس فقط کار ما اینه که فایلها رو گوش بدیم . تمرین رو انجام بدیم . نگرشمون رو مثبت کنیم . عملمون رو تحلیل کنیم . فایلها رو تحلیل کنیم . 

       

      من این چند روز کمتر از سرزمین سیاهی استفاده کردم . هی فاز منفی نمیدم . میگم هی منفی بگم دارم اطلاعات منفی از طریق گویایی وارد ذهنم می کنم . 

      سعی می کنم عمل منفی کمتر انجام بدم . 

      چون عمل منفی باعث میشه از طریق حس لامسه اطلاعات منفی وارد ذهنم بشه . 

      سعی میکنم منفی تحلیل نکنم یا کمتر این کار و انجام بدم . چون تحلیلهای منفی من روی ذهنم اثر منفی میزاره . 

      پس سعی می کنم کمتر ازش استفاده کنم تا ذهنم در من احساس منفی و حال بد تولید نکنه . 

      حالم این چند روز خیلی بهتره . خیلی ارامم . 

      خودم رو دیگه سیاه نمیبینم . دنیام رو زیباتر میبینم . میتونم بخندم . مهمتر از همه اینه که من با این محتواها حالم واقعا عالی شده . لبخند میاد رو لبم . از جسمم دیگه اونقدر بدم نمیاد . میگم تو خیلی خوبی . کم کم بهترم میشی . همین الانم خوبی ولی روزهای آینده بهتر و زیباتر میشی . هر چی بگذره اوصاع بهتر میشه . چون من سعی میکنم ذهنم رو با چیزهای خوب پر کنم . زیباییها رو ببینم و تحلیل کنم ‌ . سوء ظن نداشته باشم به کسی . سعی کنم نظر مثبت به همه چیز داشته باشم . این کار ساده لوحی نیست . بلکه پاک شدنه . پاک شدن از پلیدیها و سیاهیها . 

       

      من دارم پاک شدنم رو به چشم خودم میبینم . خیلی آسون.  و باور کردم لاغر شدن با ذهن آسونترین کار دنیاست و  این محتواها و باورها تاثیری عالی روی من میزاره  و جسمم خوشگل و زیبا وزن کم می کنه . 

       

      من به این درکها رسیدم و دلم میگه درسته . چون حسم خیلی خوبه .  این چند روز اصلا حالم بد نشده . چون تحلیل می کنم همه چیز رو . اتفاقا اتفاقات خوب هم زیاد افتاده هم تونستم اتفاقات خوب زیادی انجام بدم . 

      کمک به مامانم . 

      دکتر رفتن خواهرم . 

      آرامش پدرم . 

      زرنگ شدن برادرام . 

      موفقیتهای بهتر خانوادم . 

      بازگشتن عشقم در حالیکه من دیگه اون حالت نیاز قبلی رو بهش ندارم و به راحتی تونستم بهش بگم نه . 

       مثبت شدن نوشته ام .

      رزق و روزی هم بیشتر اومده خونه . یخچال دیگه خالی نیست . بابام بیشتر داره خرید می کنه . 

      خوشحال بودن مادرم  

      بالارفتن سهم بیمه ی پدرم . 

      و اینکه من دارم فراوانی و رزق و روزی و برکت رو میبینم . 

      البته دوست دارم برم سرکار . ولی  فکرم مشغول میشه . الان وقتش نیست . هنوز  ذهن سفیدم محکم نشده . تمرکزم از بین میره . فعلا نیازی ندارم . الان فقط  مثل یه بچه هستم که فقط دنبال یاد گرفتن راه رفتن هستم . دستمو میگیرم به دیوار و راه میرم . هنوز اونقدر محکم نشدم که بتونم راحت راه برم ‌ . میخورم زمین . البته زمین خوردنم خوبه پاهامو سفت می کنه دوباره بلند میشم . اما دنیای سفید انقدر قشنگه دلم نمیخواد بخورم زمین . فقط دلم میخواد آروم اروم حرکت کنم تا کم کم یاد بگیرم . 

       

      خب اینم تمرین قسمت چهارم . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/09/21 10:16
        مدت عضویت: 394 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 95 کلمه

        سلام و درود😍 به خانواده لاغری خوش آمدید خیلی از نوشته شما لذت بردم و یاد اون روزی افتادم که خودم ته خط بودم کلمه هاتون را با جان حس کردم و بعد از دوسالی که به لطف خداوند هدایت شدم این مژده را بهتون می دهم که  شما دیگر اون آدم سابق نمیشی از درونت یک انسان ارزشمند و شایسته و لایق و البته قدرتمند ظهور می کنه از نو متولد میشی برای اینکه در جایگاه الهی خودت یک اشرف مخلوقات باشی و عالیترینها را برای خودت خلق کنی  تبریک فراوان دوست عزیز ✨🦋🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          pooldarjazzab@yahoo.com
          1400/09/21 18:07
          مدت عضویت: 43 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 1,059 کلمه

          سلام . ممنون . البته من هنوز نو پام . اگه از محتواها استفاده نکنم دوباره ذهنم رو از محتواهای قبلی پر می کنم و بعد  رفتارهای قبلیم تکرار میشن . 

          دوست دارم تنها باشم . وقتی در جمعم حواسم پرت میشه از خودم دور میشم . ولی چاره ای نیست . از جمع که فاصله میگیرم به خودم میگم ببین دوباره میریم فایل گوش میدیم که این محتواها دور ریخته بشه چون عشق دارم سریع تغییر می کنم . یهو میبینم حالم خوب میشه .  امروز داشتم فقط به نفسم توجه می کردم . با خودم گفتم  همین نفس رو کی داره انجام میده من چه دخالتی دارم . کی بهش گفتم بکش کی گفتم نکش . حالا باز بستن  پلک  یکم دست خودمونه اما نفس واقعا نشون میده از درون من یکی داره منو کنترل می کنه . وقتی به صدای نفسم گوش میدم وقتی به صدای قلبم گوش میدم میفهمم یکی قویتر از من داره منو هدایت می کنه . پس  چرا من تو کارش دخالت کنم . چون چاقی و لاغری یکم به اراده برمیگرده و من با اراده خودمو چاق کردم . اما چون فهمیدم طبیعت اصلی لاغر کردن منه پس من اگه با نیروی اراده خودمو چاق نکنم نیروی غیر ارادی منو لاغر می کنه . لزومی نداره خودم خودمو لاغر کنم . من فقط خودمو چاقتر نکنم . هی به خودم فاز منفی ندم . هی نگم کنترلم دست خودم نیست . نمیتونم نخورم ‌ . غذا آرومم می کنه . اینا رو به خودم نگم رفتارم ناخوداگاه خوب میشه . پس میتونم کم کم لاغر بشم در عین حال اونقدری رو هم میخورم هی نگم وای این چاقم می کنه وای اون چاقم میکنه . سعی کنم سکوت کنم . قدرت چاقی به غذاها ندم . آگاهانه خودمو تخریب نکنم . آروم اروم حرکت کنم . اگه زمینم خوردم از همونجا دوباره بلند بشم . 

           

          من مثل یه بچه ی نوپام . مثل آیدای آقا رضا . دارم تازه یاد میگیرم . تازه به دنیای زیبای تناسب وارد شدم . برای همین دوست دارم در این دنیا بمونم و ازش استفاده کنم . 

           

          من چیزی برای از دست دادن ندارم . از صفر شروع کردم  و به حیات رسیدم . من از خودم چیزی ندادم . همه چیز به من داده شده . روزی که فقط یه سلول بودم سلولهای دیگه به من داده شد و جذبشون کردم تا من طعم زیبای حیات و زندگی در این دنیا رو بفهمم . الانم همینم . من از یک سلول به دنیا اومدم . لاغری آسان سلول من بود و من جذب کردم این دنیای زیبا رو . چون دوست داشتم لاغری آسان رو تجربه کنم . 

           

          الان فقط دوست دارم محتوای ذهنم رو تغییر بدم . دوست ندارم اطلاعات منفی به خودم بدم دوست دارم فقط بنویسم . چیزای خوب بنویسم . من خیلی وقته فقط منفی نوشتم البته فکر می کنم یکی دوتا متن  اولیم هم همون حس و حال رو داشت . اما بعد یهو فهمیدم نه . من دارم اشتباه می نویسم . این منم که دارم با نگاهم مینویسم . 

          با گوشم می نویسم . 

          با دستانم مینویسم . 

          با عملم می نویسم . 

          وقتی پرخوری میکنم دارم با دستم چاق شدن رو برای خودم می نویسم . پس یا باید پرخوری نکنم یا تحلیلم رو تغییر بدم و بگم پرخوری نمی کنم . نیازمه . ولی ذهن منطقیم اذیت می کنه . نمیپذیره باید منطقم رو راضی کنم . منطق من زمانی راضی میشه که من زیاده روی نکنم . پس من دارم با عملم روی ذهنم می نویسم . یعنی تاثیر اول محتواها اینه که اول عمل خوب بنویسم بعد از این که عمل خوب نوشتم بعد نگرشم رو نسبت به اون عمل خوب مثبت کنم و بگم این چیزهایی که خوردم همه تاثیر عالی روی من میزاره و باعث تناسب اندام و سلامت من میشه . 

           

          اگه فقط به تغییر نگرش نسبت به مواد غذایی و تاثیر اون بر خودم بسنده کنم بازم میبینم رفتار نامتناسب ازم سر میزنه . اما اول باید طوری محتواها رو تحلیل کنم که رفتار متناسب از من سر بزنه دوم  تحلیل خودم رو بر رفتار متناسب متناسب کنم . 

           

          آخه ما زمانیکه رژیم میگرفتیم در ظاهر داشتیم درست عمل میکردیم اما بعد از مدتی تحلیلمون نسبت به اون رفتارها تغییر میکرد .  چرا نمیتونستیم ادامه بدیم چون اول اینکه رفتار ما متناسب نبود رژیمی بود محدودیت بود دوم اینکه تحلیلمون حتی نسبت به همون مقدار هم باز چاقی بود . یعنی من خودم میدیم بعد از یکی دوهفته من دارم رژیم رو انجام میدم ولی اصلا کم نمیکنم . 

          حالا میفهمم چون تحلیل ذهنم نسبت به همون غذای کم هم چاقی بود یعنی تاثیر همون مقدار رو هم روی هخودم چاق کنندگی می دونستم . برای همین رژیم اثر نداره . 

           

          ولی وقتی میگم اولویت با رفتار متناسبه . رفتار متناسب یعنی کمتر از رفتار چاقی استفاده کنی . چجوری کمتر از رفتار چاقی استفاده کنم محتوای ذهنت رو از محتوای سایت تناسب فکری پر کن . وقتی میخونم مینویسم تحلیل می کنم گوش میدم رفتار نامتناسب خیلی کمتر ازم سر میزنه ولی وقتی ذهنم رو با چیزهای دیگه پر می کنم رفتارم نامتناسب میشه و دوباره تحلیلهام و تاثیرات غذا رو هم روی خودم نامتناسب میبینم . 

           

          ولی میبینم وقتی میام و از محتواها استفاده می کنم و در موردشون مینویسم  رفتارم متناسب میشه و خیلی از خودم راضی ترم  و لذتم بیشتره . 

           

          پس من کارم سه تاست . اول  استفاده از محتوا و تغییر ذهن به وسیله ی گوش و چشم و دست و تحلیل کردن و دوم عمل متناسب که از طریق حس لامسه  و چشایی و بویایی تاثیر تناسب روی ذهنم میزاره و سوم تغییر نگرش نسبت به تاثیر مواد غذایی بر خودم . هیچ ماده ی غذایی نه من و نه هیچ کسی رو چاق نمیکنه . چون قدرتی نداره . بدن من راحت اون چیزی که لازم داره ازش میگیره و مابقی اون رو دفع می کنه . هیچ  غذایی به هیچ مقداری در هیچ زمانی  قدرتی نداره که منو چاق کنه . تازه بر عکس اونا اومدن که به من انرژی بدن تا من متناسب تر رفتار کنم و ذهنم رو از محتواهای متناسب پر کنم . 

           

          ببخشید طولانی نوشتم ولی روزی که وارد سایت شدم گفتم تنها دارایی من نوشتنه . من تنها می تونم بنویسم . پس هر وقت حس نوشتن داشتم اونقدر می نویسم تا ذهنم رو از محتواهای خوب و تحلیلهای متناسب کننده پر کنم . 

           

          ممنون که  برام نظر گذاشتید ملکه  عشق 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 20 از 4 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/10/01 14:45
            مدت عضویت: 394 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 53 کلمه

            😍درود بر شما …قلمتون همواره پر احساس و قدرتمند 

            ای جاانم هر چه می خواهد دل تنگت بگو 

            هم مسیر زیبایی ها 🌱قدمهاتو محکم بدار 💪💪😍

            خداوند هزاردستان است که دست ندارد امااااا هر انسانی دستی است از سوی خداوند برای اینکه تو را حفاظت و حمایت و هدایت کنند …

            عالیترینهای مسیر مستقیم الهی نصیبتون 🎁

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1400/10/10 10:35
            مدت عضویت: 472 روز
            اندازه متن
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 127 کلمه

            با سلام خدمت شما دوست هم مسیرواقعا لذت بردم از اگا هیتون واز نوشته وهرکلمه که نوشتید سرشار از آگاهی و مفهومه واین نشون میده که ما هدایت شده هستیم و همه ی ما در موقعیت  خودمون قرارگرفتیم واین نوشته های شما که هر جلسه تغییروشیوایی دراون موج میزنه کاملا واضحه واقعا خوشحالم که تونستید نگاهتونو تغییر بدین  مابایداز همین دنیای سیاه و سفید که شما میگید درس بگیریم تابتونیم بیشتر خودمون تقویت کنیم من به شخصه هروقت حالم بد بوده  یا احساس کردم اونطور که  باید نیستم اومدم سراغ سایت نوشته های بچه ها روخوندم ویا فایل که دانلود کردم رونشستم گوش دادم و واقعا کمک کنند س باهمین شور ادامه بدی نتایجی فوق العاده بدست میاری وحتما شگفتی ساز خواهیدشد . به شما تبریک میگم.🌹🌹🙏🙏

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        زیبای خوش اندام
        1400/09/21 11:30
        مدت عضویت: 158 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 271 کلمه

        سلام دوست عزیزم

        از عمق جانت نوشتی و به عمق قلب ما نشست… چقدر این مسیر تسلیم شدن زیباست در اوج سختی و تلخی و درهم شکستن ما وقتی دگ این منطق همیشه همه جا در صحنه حاضر رو‌ دیگه بها نمی‌دیم و میفهمیم آقا ما ناتوانیم و از ته قلبمون دیگه ساکت میشیم… 

         اون صدای امید بخش خدا رو تازه میشنویم ک ما رو به ساده ترین راه های ممکن هدایت میکنه و این دنبال روی کردن از قلب چقدر زیباست..😍😭

         من سه سال پیش این حس شمارو‌تجربه کردم دقیققققاااا ۲۰ آذر ۹۷ بود ک تسلیم شدم و از طریق یکی دیگر از دستان خدا استاد عباسمنش عزیزمممم در مسیر آگاهی پاگذاشتم و الان ک سه سال گذشته شاید بگم همههه چیز برای من ۱۸۰ درجه متفاوت شده و چقدررر در همه‌موارد عالی شدم و اگر در این جریان خدایی و آگاهی باشم ک تا جان در بدنم دارم روزی دست نخواهم کشید مطمعنم روزی های بیشمار نعمات فراوان همچنان بمن داده خواهد شد.. ☺️🤩🌈💐

        دوست عزیز حس شمارو‌خیلیییی دوست داشتم چقدر عالی نوشتین چقدر عالی درک‌کردین واقعااااا لذت بردم از متن فوق‌العاده تون .. 👌🏻👏🏻👏🏻چقدر فرکانس شما داره مدارهارو عالی طی می‌کنه ک‌ نتیجه شو دارین در اطرافیان میبینید و همیشه در نظر داشته باشین و برای خودتون هم این تغییرات رو یکجا بنویسید و ثبت کنید و‌مرتب بخونید که این تغییرات دنیای بیرون رو ک از درون شما ایجاد شده و شما دارید میسازید چون ذهن انسان فراموشکار میشه.. 

        باز هم بینهایت براتون آرزوهای عالی دارم و مطمعنم شما یک‌شگفتی ساز فوق‌العاده خواهید شد چرا ک بخاطر تضاد های زیاد سوخت زیادی برای رسیدن ب ارزوهاتون دارید . در پناه خدای مهربان باشید🌠💚

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          pooldarjazzab@yahoo.com
          1400/09/21 18:32
          مدت عضویت: 43 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 934 کلمه

          سلام زیبای خوش اندام . چه اسم خوبی انتخاب کردید . 

          زیبای خوش اندام ممنون که برام نوشتید . 

          چه نکته ی خوبی بهم گفتید . 

          گفتید نتایج رو همانطور که در اطرافیان میبینم در خودمم ببینم . 

          بهترین نتایج من اینه که من از دنیای سیاهم قدم به دنیای سفید گذاشتم . 

          حالم خوب شده . دیگه منفی نمیگم نه اینکه بخوام ادا در بیارم نه واقعا  فهمیدم چون منفی میگفتم اتفاقات منفی می افتاد . چون منفی میدیدم اتفاقات منفی می افتاد . 

           

          وقتی در هر لحظه سعی کنم کمار منفی بگم کمتر منفی ببینم کمتر منفی عمل کنم کمتر منفی فکر کنم . کمتر منفی تحلیل کنم . کمتر منفی حس و لمس کنم  خب دنیای سیاهم کمرنگتر میشه و استاد دو نکته رو گفتن تکرار و درک . وقتی این پروسه رو تکرار و درک کنم هی بیشتر میتونم انجامش بدم . 

           

          یعنی ببینید به نظر من همینکه من الان میتونم مثبت بنویسم این خودش بزرگترین نتیجه است . من قبلا ااصلا نمیتونستم مثبت ببینم مثبت بنویسم . مثبت حرف بزنم . 

          اصلا یه چیز واقعا عمیق . نمیتونستم بخندم . چون اصلا خوبی نمیدیدم . حالا داره چشمام باز میشه . دارم خوبیها رو میبینم . البته توی تحلیل کردن یکم لنگ میزنم . یعنی یه اتفاق منفی میفته یا یه کار منفی ازم سر میزنه حالم بد میشه ولی سریع خودمو جمع می کنم میگم ببین پولدار جذاب داری دوباره سیاهی میبینی . برو فایل گوش کن ادامه نده بزار حالت برگرده . برو سایت تناسب فکری حوصله هم نداری ولی بخون بزار اون چیزی که داره در سرت مرور میشه از بین بره و این محتواهای جدید بیاد دور بزنه توی سرت . 

          سعی میکنم فاصله بگیرم . 

          نیاز به تکرار بیشتر دارم تا عادتم بشه . 

          عادت میکنم چون راحته . 

          چون درکش کردم چون فکر می کنم اصل مطلب رو فهمیدم ولی باید تکرار کنم . تکرار کنم . زمینم میفتم نگم وای همه چی تموم شد . بگم پولدار جذاب بلند شو حرکت کن تو سرزمین نور . حیفه که در سرزمین سیاهی بمونی . 

           

          تکرار می کنم . دوست دارم تکرار خوبیها رو . چون اونقدر بدیهارو تکرار کردم و نتایجش رو خوشگل دیدم مطمئنم وقتی خوبیها رو تکرار کنم هم  نتیجشو میبینم . من توی دنیای سیاهی واقعا همه کار کردم و نتایج عالی  از جهت دردناکی گرفتم و روزی که اومدم اینجا واقعا از افسردگی داشتم میمردم فقط نفسم برام مونده بود . الان ولی شادم . حالم خوبه عملم به نسبت قبل بهتر شده . ذهنم روشن شده . دنیام روشن شده . دوست ندارم خودم رو با چیزای دیگه مشغول کنم دوست دارم فقط خوبیها رو تکرار کنم . خسته نمیشم . چون زیادتر میشه . عشقم زیادتر میشه . دوست دارم این کار و کنم . 

          من عشقم خیلی زیاده واقعا قبلا برای یه شخص بیرونی همه ی عشقم رو گذاشتم ولی تهش ضربه ی بدی خوردم و فهمیدم اشکال کار این بود من انرژیم رو برای دیگران گذاشتم . هر وقت انرژیم رو برای دیگران میزارم نتیجه ی عکس میگیرم . ولی اینجا برای خودم مینویسم . توقع جواب از هیچ کسی ندارم . فقط میخوام مثبت بنویسم . توقع ندارم اقا رضا جوابمو بده . توقع ندارم دوستان خوبی چون شما جوابمو بدید چون برای خودم مینویسم . مینویسم تا ذهنم رو پر کنم از مثبتها . پر کنم از توانایی ها . 

          من روزهای خودم رو زیبا خواهم ساخت . 

          چون عاشق خودم هستم وقتی خود سیاهم رو اونقدر دوست داشتم حالا که دارم خود سفید میسازم بیشتر عاشق خودم هستم . این خودخواهی منفی نیست . این حق منه که از انرزی خودم استفاده کنم . این حق منه که از عشق خودم بهره مند بشم . خب من برای خودم آفریده شدم . چرا به خودم عشق ندم . دیگه توقع ندارم کسی بهم عشق بده . همه باید به خودشون عشق بدن . منم به خودم عشق میدم . 

           

          برای همین وقتی عشقم دوباره اومد سراغم فقط بهش گفتم برو به خودت عشق بده انرژیتو برای من نزار هیچ کس جز خودت لایق انرژیت نیست و بزار منم انرژیم برای خودم بمونه و به خودم عشق بدم و دیگه هم بلاکش کردم . 

           

          آره زیبای خوش اندام منم پولدار جذاب و بزرگترین پولم انرژیمه و این انرژی حق منه . از قدیم گفتن چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه . یعنی خدا بهت انرژی داده خونه ی خودتو روشن کنی . چرتا خونه ی خودتو خالی می کنی از نور اون وقت میخوای بری خونه های دیگران رو روشن کنی. مسجد رو روشن کنی . 

          بابا خونه ی دلتو روشن کن با انرژیت . 

          الان دارم خونه ی دلمو روشن می کنم . با عشقم . با امیدم . با داراییهام . آره من پولدارم . خیلی پولدارم . من بی نهایت انرژی تموم نشدنی دارم که دارم یاد میگیرم برای خودم ازش استفاده کنم . 

          کار خونه رو دارم با عشق انجام میدم نه برای کمک به مامانم برای اینکه خودم لذت میبرم . حس میکنم این کار خوبه و تاثیر عالی روی ذهنم میزاره بعد میبینم مامانمم خوشحال میشه . پس خوشحالی اون روی منم اثر میزاره . من به خاطر اون کار خوب انجام ندادم به خاطر خودم انجام دادم که ذهنم رو با اطلاعات مثلت پر کنم اما یه اتفاق خوب دیگه هم جذب کردم پس من خیلی جذابم . چون دارم واسه خودم کار می کنم اما میبینم از اطرافم هم چیزهای خوبی دریافت می کنم که بازم با چیزهای خوب ذهنم پر بشه . 

           

          ممنون از اینکه گفتیدنتایج خودتو بنویس . اره درست میگید اینجوری بیشتر خودمو حس می کنم . به خودم توجه می کنم و انرژیم صرف خودم میشه . انرژیم صرف توجه کردن به درون خودم میشه . 

           

          ممنون از شما زیبای خوش اندام 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            زیبای خوش اندام
            1400/10/07 00:04
            مدت عضویت: 158 روز
            اندازه متن
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 178 کلمه

            سلام پولدار جذاب😍

            دوست گلم واقعا قلم زیبایی دارید ب نویسنده شدن هم فکر کنید چقدر خوشحالم ک کامنتم انقدر براتون مفید بوده و حالتون رو‌خوب کرد بینهایت سپاسگزارم خدای مهربانم 

            چقدر از حال خوبتون‌گفتین و تغییرات مثبتی ک داشتین عالیه این همه مدارها عالی طی میشه چ نتایج عالی در انتظارتونه😍😍🤩و اولینش آرامش و شادی و حس خوب و. بعد مدام با یاداوری زیبایی ها و نتیجه های کوچیک و … ک در دفتری ثبت کردین چقدر باززز این حس عالی تر میشه انگیزه بالاتر میره و باز  منجر ب فرکانس بالاتر رفتن شماو همینجور ادامه داره خدا خیلی مارو دوست داشته ک انقد حواسون نبوده ولی باز ولمون نکرده در عین ب خاک افتادنمون کنارمون نشست دستمون رو‌گرفت خاک روی لباسمون رو تکوند و اون موقع ک دگ من ی نبود و پاک شدیم و تسلیم و دیدیم فقط اونه ک برامون مونده ازش خواستیم ‌‌‌‌‌‌و‌اون هم ک همیشه نزدیکتر از رگ گردن😍😍😍😍😭😭😭♥️♥️قلبم گفت و‌من نوشتم.. خداروشکر میکنم باز هم برای تغییرات تون دوست عزیزم و عالیترین هارو براتون میخوام شما لایق ترین برای پولدار جذاب بودن هستین😌😌😌👌🏻👌🏻👌🏻💐💐💐🙏🏻🙏🏻🙏🏻

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              pooldarjazzab@yahoo.com
              1400/10/10 17:32
              مدت عضویت: 43 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 396 کلمه

              سلام الان پیامتون رو خوندم . 

               

              دوست عزیزم من تمام گفته های این سایت رو قبول کردم فقط با یه فرمول ذهنم درگیره و احساس می کنم همین فرمول داره مانع لاغریم میشه . 

               

              لاغر شدن و کم شدن مصرف مواد غذایی . 

              لاغر شدن و حرکت بیشتر . 

               

              این دو اتفاق رخ میده ولی کاملا ناخوداگاه . اما وقتی میخوام خوداگاه اینارو انجام بدم ذهنم مقاومت میکنه . نمیزاره . 

               

              نمیخوام اول غذام رو کم کنم بعد لاغر بشم . اصلا نمیخوام غذام رو کم کنم . 

              ولی حس می کنم استاد تناسب رفتاری رو هم روش تاکید دارند . 

              در حالیکه من وقتی به خودم میگم تو آزادی که از هر چی دلت میخواد بخوری تو آزادی که هر چقدر دلت میخواد بخوری و بخوابی و خودمو محدود نمیکنم حالم بهتره . 

              اما وقتی با انجام این کارها حس چاقی میاد سراغم و میگم فایده نداره تو با این رفتارات چطور میخوای لاغر بشی مگه استاد نمیگن باید تناسب رفتاری داشته باشی حالم بد میشه و اتفاقا رفتارهام هم خرابتر و باز حالم بدتر  میشه . 

               

              این فرمول منو نگه داشته و احساس لاغری رو ازم دور میکنه . 

              ولی من دوست دارم لاغر بشم بدون محدودیت غذایی . دوست دارم بخورم ولی بعدش حالم بد نشه و عذاب وجدان نگیرم . لذت ببرم از خوردنم . دوست دارم رها و آزاد باشم ولی این کارها از نظر تناسب فکری یعنی پرخوری پس تناسب فکری برام میشه محدودیت و ذهنم مانع تراشی میکنه . 

              این دوتا فرمول انرژیمو میگیره اینکه لاغرا کمتر میخورن و بیشتر راه میرن ولی چاقا زیاد میخورن و کمتر راه میرن . این فرمول ذهن منه برای همین نمیزاره من لاغر بشم . چون کمتر غذا خوردن و بیشتر راه رفتن برای من سخته رنجه . لذت نیست . اصلا از فرمولش لذت نمیبرم . 

              دوست دارم این فرمولم باشه لاغر بودن یعنی آزادی بیشتر در خوردن . لاغر بودن یعنی کم تحرک بودن . لاغر بودن یعنی رها شدن از دغدغه های خوردن . 

               

              خلاصه من ذهنم با این موضوع درگیره . وگرنه بقیه ی فرمولها رو عالی پذیرفتم . اما در مورد کم شدن غذا یا کم کردن غذا ذهنم مقاومت داره . 

              من نه میخوام غذام کم بشه نه میخوام غذامو کم بخورم .اما میخوام لاغر باشم .  نه میخوام فعالیتم زیاد بشه نه میخوام فعالیتم رو زیاد بکنم اما میخوام لاغر باشم .   به نظرتون این دیدگاه چاقیه ؟ آیا اون  رو برای لاغر بودن میتونم داشته باشم ؟ 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/16 23:40
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,334 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و  دوستان خوبم

      اول اینکه من باید باور کنم لاغری با  قدرت ذهن تنها راه لاغر شدن هست و من به حرات میگم  همون اوایل آشنایی با سایت این جمله رو قبول  کردم . چطور ؟؟؟چون   من  که چندین  سال بعد از ازدوا جم در رژیم و ورزش سخت  بودم و بارها هم نتیجه ی عالی گرفته بودم و بارها  در حد ۳۰ کیلو و ۲۵ کیلو یا ۱۵ کیلو کم کرده بودم  پس  قبول داشتم که  تنها راه لاغری  همین ورزش و رژیم هست  اما چون این اواخر دیگه رژیم و ورزش در جسمم  نتیجه  نمیداد ن و کلی سوال در ذهنم بود که چرا  جریان چیه ؟؟؟.   پس وقتی وارد این مسیر شدم  و جواب خیلی از سوالاتم رو  که در ذهنم داشتم گرفتم خیلی راحت این مسیر رو قبول کردم و  هر دو رو  رو به راحتی کنار گذاشتم طوری که همه تعجب میکردن همسرم و اطرافیانم میگفتن چی شده ؟؟چون میدین من سالها هست که بدون وقفه  چقدر به رژیم و ورزشم تعهد دارم  مثلا هر جا برم که امکانش باشه  تابه ی رژیمی  با خودم میبردم و یا لب به شام نمیزدم و  یا با خانوادم به  رستوران و جایی نمیرفتم و یا در بدترین شرایط ورزش رو کنار نمیزاشتم هر چقدر  اطرافیانم اصرار میکردن بس دیگه تا کی میخوای ورزش کنی نرو من قبول نمیکردم و میگفتم باید برم تا حد داقل کمی جلوی چاقیم گرفته بشه و با وجود هر مشکلی من ورزشم رو ترک نمیکردم انگار وظیفه ام شده بودکه سر ساعت در باشگاه باشم و این اواخر هیچ لذتی نمیبردم  ولی وقتی وارد سایت شدم و حرفهای استاد رو شنیدم چنان در من اثر گذاشتن که بعد از یه  مدت کوتاه به استاد  پیام دادم در مورد ورزش   کردن  و وقتی جوابم رو از ایشون  گرفتم من برای همیشه اون رو کنار گداشتم و ورژیم رو هم که دیگهاز اون واقعا  خسته و کلافه بودم  و از اون ناامید بودم خیلی راحت رها کردم و چنان آر امش و حال خوب و توانایی و قدرت به لاغر شدن  پیدا کرده بودم که نگو چرا؟؟چون این روش رو باور کرده بودم و پذیرفته بودم تنها راه لاغری  همین هست و هنوزم که هنوز  هست از اسم رژیم و محدودیتهاش؛ استرسهاش و عذاب وجدانهاش،و کالری شماریهاش و اون زجرهاش و وزن کردنهاش و …..واز  ورزش،و باشگاه رفتنهای اجباریش و صدمه دیدنهاش  به خصوص  به زانو و کمرم حالم بد میشه و دوست ندارم به اون دوران برگردم و من از وقتی در سایتم  حتی یک پیاده روی ساده نرفتم و فقط با قدرت ذهنم لاغر شدم و چنان به من مزه داده لآغری با قدرت ذهن که حاضر نیستم حتی  یک لحظه به اون دوران برگردم من عاشق لاغری در کمال آزادی و آرامش و حال خوب هستم و این برای من ارزشمند هست و چقدر از این مسیرم رلذت میبرم  و  بارها میگم درسته هنوز کمی تا وزن دلخواهم فاصله دارم ولی من عاشق این سبک زندگی  کردن و خوردن هستم و یادم میاد  من در گذشته آرزوم بوده یه همچین پکیجی  رو با هم داشته باشم و الان دارم آزادی زمانی و آزادی در خوردن و فعالیت و خریدن و پوشیدن و …و سلامتی و حال خوب و آرامش و اعتماد به نفس بهتر و …. تازه در کنار همه ی اینها کلی متتاسب تر هم باشم این همه نتایج عالی با هم  واقعا  برای من فوقالعاده هست و   خوشحالم که در این  مسیر هستم و مطمعنم من به این مسیر هدایت شدم و انتخاب شده ی خداوند هستم پس قطعا توانایی لاغر شدن دارم و به اون میرسم که در این مسیر هستم .

      من خوشحالم که با یک زندگی عادی میشه متناسب شد و این خیلی ارزشمند هست چون من سالها در سختی و رنج بودم که یکم خودم رو لاغر تر کنم و این اواخر واقعا سختی میکشیدم که وزنم حداقل بالاتر نره و دیگه ثایت بمونه  که نمیشد و مدام در حال افزایش وزن بودم (چون باورهام خراب شدن توسط پزشکان اطرافم و داروهایی که باید میخوردم )در حالی که میدیم خیلی از اطرافیان من بدون سختی به راحتی و عادی و طبیعی لاغرن و نمیدونن این چیزها  که من حرف میزنم (مثل کالری و ….)یعنی چی و چقدر راحت عدا مصرف میکنن  و یا یک عده بدون اینکه سختی بکشن زبان انگلیسی شون عالیه و لذت  می برن و یاد میگیرن ولی یه عده کلی سختی میکشن و بعد هم  نمیتونن راحت حرف بزنن .

      و اما  چاقها ذهنشون پر از فرمولهای چاقی هست   که  ذهنشون  از قبل  برای چاقی ساخته شده  و  حالا با بودن در این راه  میخواییم دوباره ذهن رو تعمیر کنیم و این کمی زمان میبره چون ما نمیدونیم تعمیر کردن از ساخت و ساز سخت تر و زمان بر تر هست و این سخت تر هست از فردی که ذهنش فابریکی لاغر هست .  

       مثلا  برای  چاقها خیلی ترسناک  هست که شب پیتزا بخورن  در حالی که یک متناسب به راحتی  میخوره و هیچ ترسی نداره چون در ذهنش فرمول چاقی وجود نداره ..

      منم در گذشته که رژیم بودم میترسیدم از خوردن خیلی از چیزها و هنوزم شاید با من باشن ولی خیلی کمرنگ شدن و یا خیلی وقتها که صدای منفی بافم بیرون میاد که وای مثلا پفک خوردی اونم سه تا در هفته پس چاق میشی  من خیلی  با صدای بلند تر بهش حواب میدم اره خوردم ولی این کار من هیچ ربطی به چاقی نداره چون هر بار خوردم به اندلزه خوردم و زیاده روی نکردم و یا شاید در خوردن خیلی از چیزها هنوز م گاهی اوقات نجوا باشه ولی من   یه فرقی که کردم  این هست که میتونم از پس اونها بر بیام و ساکتشون کنم و خیلی وقتها که خیلی بی خودی میخواد بترسونم نمونه نشونش میدم که بابا من و  متناسب حمع با هم خوردیم اگر فلانی چاق نمیشه پس منم نباید بشم  و دیگه ساکت میمونه بارها شده  شب یا روز بوده و من   یه چیزی خوردم  و بعد   منفی باف بهم گفته نکن چاق میشی ولی من بهش میگم دخترم و یا خواهرم هم همین رو خورد تازه دلسترم روش خورد اون وقت اینقدر لاغر هستن  پس چرا من باید چاق بشم ؟؟ پس خوب میدونم که قدرت افکار منفی من  باعث چاقی من میشه نه خوردن  اون مواد غدایی که هیچ قدرتی ندارن پس از وقتی که این اگاهی رو دارم دارم تلاش میکنم   به مرور   مهارتم رو  در کنترل افکارم بیشتر کنم که  اصلا اون افکار رو مرور نکنم و سعی میکنم توجهم رو بزارم روی یک چیز خوب و مثبت  دیگه که  منفی بافم نتونه خیلی حرف بزنه مثلا مستند دلخواهم رو میبینم.و یا  فایل دلخواهم رو میبینم و …..

      پس ذهن من از اول خلقت  فرمولهای صحیح رو داشته ولی من به دلایل مختلف مجموعه فرمولهای چاقی رو هم ذخیره کردیم اینجا و همین فرمولها  ی چاقی باعث،شدن ما چاق بشیم و حالا در این مسیر زیبا  سعی میکنیم کمتر از اونها استفاده کنیم و ما خود به خود از  فرمولهای صحیح استفاده میکنیم و  لاغری درست همین هست و هیچ راه دیگه ای  نداره به گریه و زاری نیست به عمل بای پس معده نیست به قرص و دمنوش و … نیست این چیزی که خودم به وجودش اوردم و مسولش خودم هستم و باید  من با ارامش  اطلاعات جدید از این سایت  رو به خودم بدم تا کم کم فرمولهای صحیح جایگزین فرمولهای گذشته بشن و این کار کم کم انجام میشه  همانطور که  ما در  گذشته که جاق شدیم یه هویی نبوده  سالها زمان برده پس حالا هم زمان میبره زیر اول  ساختها تغییر کنه و بعد  جسم من تغییر کنه پس به عجله کردن نیست خودتون رو اذیت نکنید .

      من بعد از  مدتها  کار کردن روی خودم در این سایت واقعا تغییر کردم و دیگه عادتهای گدشته رو ندارم حرص،و ولع ندارم و پرخوری ندارم و اصلا شخصیتم تغییر کرده عین متناسبهای اطرافم شدم .

      جسم من صد در صد تحت کنترل مغز من هست پس این چاقی من تحت کنترل مغز من هست اگر میخو ام لاغر بشم از مغز باید تغییر کنم من در این سایت همین کار رو دارم میکنم دارم از مغز تغییر میکنم برای همین رفتارها و تمایلاتم تغییر کرده .

      چقدر احماقانه هست من بخوام با قرص،و رژیم ودمنوش   لاغر بشم و این لاغری با زجر و سختی اصلا ارزشی نداره مثل بسیاری ا اطرافیان من که دارن با زجر خودشون رو لاعر میکنن و اما حرص خوردن همه چیز در دلشون هست یادم یک روز همسر یکی از این افراد  که داره با زحر لاغر میشه گفت غصه ی خانمم رو میخوزم گفتم چرا ؟؟گفت هر شب میگه دلم میخوام فقط،یک بار بتونم سمبوسه  که دوست دارم با خیال راحت بخورم ولی نمیتونم (چون رژیم سخت و  بسیار شدیدی داشت خانم ایشون )و همسرش گلایه میکرد که جه ارزشی داره این لاغری و یادم  میاد خود این شخص بارها در جمع میگفتن دوست دارم میلیونها تومن  پول بدم اما بتونم بدون عذاب وجدان یه لقمه غدا بخورم و یا همین شخص  بارها  با دیدن شیرینی دلخواهش در جمع  ناراحت میشد که بود ولی نمیشد بخوره و میگفت حدا اقل بدین بوش کنم و من در دلم متاسف بودم و یادم همو ن شب اینقدر تحت تاثیر این رفتارهای  نا به جای این شخص قرار گرفتم  و با دیدن رفتارهای ایشون  اومدم با گریه ی خوشحالی  برای استاد پیامی نوشتم و از ایشون تشکر کردم و از خدای خودم برای بودن در این مسیر تشکر کردم که من واقعا الان چه شرایط عالی دارم چه جایگاه عالی دارم  که بینظیر هست  و هر کسی اون رو نداره و حتی  در رویای گذشته ی  منم این شرایط  نمیگنجید در واقع باید بگم  من از خدا کمک خواستم ولی نه اینطور و انصافا باید بگم من از اون یک خواستم اون به من صد داد  عاشقتم خدای من همین الان که این کامنت رو میزارم عصری گرسنم شد و راحت یه  عدد نان کروسان خوردم و یه ربع بعد دیدم هنوز گرسته هستم رفتم چند قاشق برنج استامبولی هم خوردم کاری که در گذشته محال ممکن بود انجام بدم تازه چقدر بعدش،سبک بودم و راضی بودم از خودم و گفتم نوش جونت همین دیروز ظهر گرسنه بودم یه پفک خریدم تا ناهار درست بشه راحت خوردم و لذت بردم و دیگه خیلی ناهار بهم نخورد تا عصر ساعت چهار و پنج بود که گرشنه شدم و  چندین لقمه  که نیاز داشتم خوردم یعنی دارم عشق میکنم با  این آزادی در خوردنم که  هر وقت گرسنه بودم هر چیزی که بخوام میخورم و اصلا انگار تازه متوجه زبان بدنم شدم خیلی ساده هست  اون وقتی گرسنه باشه خودش علامت میده و من باید در اون موقع هر چی که  می خوام بخورم اونم با عشق اما به اندازه نیازم که اون خودش،بهت میگه دیگه سیرم بسه واقعا لاغری با ذهن آسونه و من عاشق این مسیرم و از وقتی در این راهم چون به اندازه میخورم کلی سایز کم کردم  پس تا جایی که بتونم با اموزشها روی خودم کار کردم تا از بند چی بخورم کی بخورم چطور بخورم رها بشم و انصافا  نگرشم به مواد عذایی تغییر کرده و خودم لدت میبرم از این همه تغییر تازه که در من به وجود اومده و من عاشق افکار و رفتار جدیدم هسم من عاشق این راه شدم و دوست دارم هر روز وارد این سایت بشم و کلی اگاهی جدید پیدا کنم و یا حتی تکرار کنم  از تکرار اونها هم لذت میبرم از نوشتن در سایت لذت میبرم از خوندن در سایت لذت میبرم چون قبولش دارم چون نتیجه داده چون میدونم راه درست و اصولی هست .و اگر من با این راه تونستم چندین کیلو کم کنم پس دوباره هم میتونم کم کنم 

      پس با شروع آموزشها اول احساس من تغییر کرد   که من میتونم لاغر بشم و بعد نگرش من تغییر کرد  و بعد تمایلات من تغییر کرد و بعد رفتار من عوض شد و بعد جسم من تغییر کرد 

      یک فرد چاق اطمینان داره یه شکلات باعث چاقیش میشه و یا یک شام رستورانی باعث چاقیش میشه و یا یک فست فود در شب باعث چاقیش میشه و  چاق هم میشه هم و ناراحت میشه   و خودم در گذشته اینطور بودم و واقعا چاقی رو هم تجربه میکردم ولی الان تنها عاملی که میتوته من رو جاق کنه در ذهنم پرخوری هست  برای همین همه چیز در هر زمانی میخورم اما به اندازه میخورم  و ارامش خاطر دارم که خوردن نیاز من هست و برای بدن من ضروری هست . من یادم وقتی برای شام  رستوران میرفتم و غدا میخوردم همش میگفتم این من رو چاق میکنهو همش ترس و نگرانی داشتم  و انصافا چاق هم میشدم و اضافه میکردم چرا ؟؟چون در ذهنم این باور رو داشتم و چاقی حاصل همون قدرت ذهن من هست و یا هر شب مادرم شام های خوشمزه داشت و من نمیخوردم و میترسیدم بخورم ولی حالا خیلی راحت اگر گرسنه باشم از اونها میخورم گرسنه نباشم از اونها نمیخورم بستگی به نیاز بدنم داره من الان  خیلی راحت انتخاب میکنم چی بخورم کجا بخورم چه مقدار بخورم در واقع  قدرت تسلطم بر مواد غدایی خیلی بهتر شده و اونها رو  عالی مدیریت میکنم .همین دیشب  مادرم سمبوسه داشت من نخوردم چون سیر بودم برعکس  چند شب پیش شام خوشمزه داشت من خوردم چون گرسنه بودم امروز دلم با ناهار نون نخواست نخوردم چون خیلی گرسنه نبودم راحت نون رو  گذاشتم کنار و اما  امشب خیلی گرسنم شد اول یه شیرینی کروسان خوردم و بعد چند قاشق برنج خوردم اصلا حساب و کتابی نمیکنم هر چی بخوام با لذت به اندازه میخورم و  این واقعا لذت بخش هست .

      من اگر نگرشم تغییر کنه جسمم تعییر میکنه و این پروسه یکم زمان میبره با استمرار و تعهد به دست میاد .

      لاغری با ذهن شخصیت من رو تغییر داده و یک ورژن جدید از من به وجود اورده که بینظیر هست و فقط من با خودم عشق میکنم و حالم خوبه و …..من در این مسیر لاغری با ذهن با تکرار و استمرار دارم پوشه ی چاقی خودم رو در ذهنم میبندم و به جاش دارم از پوشه ی قدیمی لاغری خودم دوباره استفاده میکنم و به مرور مهارت استفادم از پوشه ی لاغری  بیشتر  میشه .

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/16 17:44
      مدت عضویت: 858 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 798 کلمه

      با سلام

      من برای لاغری روش های گوناگونی انجام دادم، انواع رژیم های لاغری از اینترنت را امتحان کردم هر کدوم یه مقدار وزنمو کاهش می دادولی هیچوقت ماندگار نبود یه مدت گفتم اگه تحت نظر یه دکتر رژیم باشم درست و اصولی  لاغر میشم ولی اونم  هر دفعه فقط کاهش وزن کم داشتم و مرتب حجم و مقدار غذام نسبت به ماه قبل کمتر میشد و همون مقدار کم را هم با ترس و استرس می خوردم.

       

      رفتن باشگاه و پیاده روی را هم امتحان کردم و فکر می کردم با رفتن باشگاه کالری بیشتری می سوزونم و وزنم سریع تر کاهش پیدا می کنه اما توی همون باشگاه کسانی بودند که دو یا سه سال مرتب باشگاه میومدن و باز هم اضافه وزن داشتند.

       

      یه مدت زانو درد شدیدی داشتم از همه جا نا امید شدم و گفتم اگه من فقط بتونم چند کیلو وزنمو کم کنم و این فشار را از روی زانوهام بردارم خیلی خوب میشه ولی چه کنم که این چربی ها اصلا از بین نمیرن.

      مدتی توی یوتیوپ می چرخیدم و یه فایل از استاد توجهمو جلب کرد و به سایت لاغری با ذهن هدایت شدم یه مدتی در گروه تلگرام بودم و فایل های رایگان را گوش می دادم و عمل می کردم در طی همین مدت تغییرات خیلی خوبی داشتم احساس ترس و استرسم ازبین رفت دیگه در مقابل غذا و شیرینی و بستنی ترسی نداشتم حس و حالم خوب شده بود دوره را خریداری کردم و اوایل باز هم کنترل شده می خوردم مثلا اگه یه تکه کیک یا شکلاتی می خوردم توی خلوت خودمو سرزنش می کردم، خیلی جاها باز هم به خاطر این که چاق نشم مثلا برنج کمتری می خوردم ولی توی همین مدت خیلی از اطرافیانم که متناسب بودن را زیر نظر گرفتم و تازه متوجه می شدم که در تمام این سال ها من چقدر اشتباه فکر می کردم.

      همه چیز به باورهای خود ما برمی گرده،من باور داشتم که کیک عصرانه باعث چاقی من میشه ولی دخترم می گفت بعد از خواب عصرانه چای فقط با کیک می چسبه. اون بدون استرس میخورد و لاغر ومتناسب بود من باترس یه تکه کوچولو می خوردم و فکر می کردم همین الان نیم کیلو وزنم زیاد شده.

       

      وقتی بیرون می رفتیم بدون استرس پیتزا می خورد و من فقط نگاه می کردم حتی اگه میل داشتم می گفتم نه این مثل یه بمب چاق کننده است.

      آشپزی ها و خوردن های استاد را که می دیدم کم کم ترس و استرس را کنار گذاشتم. با خودم گفتم چرا اگه این غذا چاق کننده است فقط رو من تاثیر می زاره چرا تو خونه همسر، پسر ودخترم همه لاغر ومتناسبند در حالی که من همیشه خوردنم را کنترل می کنم و خیلی چیزا رو فاکتور می گیرم و نمی خورم باز هم من فقط اضافه وزن دارم.

      پس خوراکی و غذا ها هیچ قدرتی در چاق شدن ندارند این باور وطرز فکر وانتظار من هست که از سوی غذاها پاسخ داده میشه.برای اونا خوشحالی ولذت و برای من ترس و استرس و اضافه وزن میاره.

      با دوره پیش رفتم هر تمرینی که استاد می داد را بررسی می کردم و می خواستم بدونم هدف از انجام اون تمرین چیه؟!

      کم کم به قدرت ذهنم پی بردم وقتی بدون استرس همراه بقیه غذا می خوردم و به محض سیری دیگه دلم نمی خواست چیزی بخورم.

      وقتی که شیرینی و کیک داشتیم ولی من دیگه هیچ وسوسه ای برای ناخنک زدن به آنها نداشتم.

      وقتی بدون استرس از چاقی لباسی با سایز هم اندازه برای چند ماه بعد خریدم و راحت استفاده کردم و اندازه ام بود در حالی که قبلا هیچوقت این کار را نمی کردم و معتقد بودم که هر چندماه ممکنه لباسی که خریدم تنگ بشه.

       

      من باور کردم که همه چیز به ذهن خودم و به باورهلی خودم بر می گرده و اگه انتظار من از خودم چاقی بیشتر باشه حتما اتفاق می افته و اگه انتظارم تناسب اندام و سلامتی باشه بهش می رسم.

       

      مدت دو ساله که در دوره هستم و اتفاقا این دو سال مصادف با دوران کرونا بود که من واقعا توی این مدت کمترین بیرون رفتن را داشتم هیچ ورزشی نکردم، باشگاه را کلا تعطیل کردم و اگه مثل قبل بود حداقل هفت یا هشت کیلو چاق می شدم. ولی این مدت هیچ افزایش وزنی نداشتم و کاملا در شرایط عالی هستم. 

      البته از شهریورماه دوره پیاده روی را خریداری کردم اونم هر وقت دلم بخواد میرم و تموم توجهم به فایل هست اصلا جهت لاغری و … نیست چون قبلا تندتند راه می رفتم و به شکمم پلاستیک می بستم و فکر می کردم حالا عرق می کنم و لاغرتر میشم ولی متوجه شدم که تموم اون کارها هیچ تاثیری برام نداشتن الان فقط از پیاده روی خودم لذت می برم.

      من به لاغری با روش ذهنی ایمان کامل دارم و می دونم که تنها همین روش هست که منو به وزن متناسبم میرسونه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        pooldarjazzab@yahoo.com
        1400/10/10 18:05
        مدت عضویت: 43 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 563 کلمه

        سلام من همیشه برام همین مطلب سوال بوده . 

         

        درسته استاد از طرفی میگن غذا چاق نمیکنه ولی از طرفی میگن خوردن غذا چاق می کنه . 

        خب خوردن غذا وقتی منو چاق میکنه که باور داشته باشم خوردن غذا منو چاق می کنه . 

        خب چرا این باور و در سرم ایجاد کنم ؟ 

        چرا باید خوردن غذا منو چاق کنه ؟ 

        چرا بعد از خوردن غذا باید عذاب وجدان بگیرم . 

        چرا پرخوری رو بد می دونم ؟ 

        همه ی اینا به خاطر این ایجاد میشه که من باور داشته باشم خوردن غذا منو چاق میکنه ولی وقتی این باور و بردارم و به جاش بگم 

        تو هر اندازه که بخوری آزادی و اتفاقا هر چی بیشتر بخوری لاغرتر میشی  ذهنم منو ول می کنه و اجازه ی لاغر شدن به خودم میدم .

        چرا میگم هر چی بیشتر بخورم لاغرترم ؟ 

        من ثابت میکنم این فرمول رو .

        من هر چی بیشتر بخورم بدن من باید انرژی بیشتری بزاره تا اون غذا جویده بشه قورت داده بشه از مری عبور کنه روش اسید معده ترشح بشه تجزیه بشه تبدیل به بافت چربی بشه حتی نگهداشتن همون بافت چربیها کلی انرژی میخواد چون یه ادم لاغر این همه انرژی روی نگهداشتن و ذخیره نمیزاره . پس منی که بیشتر از اون میخورم بیشتر از اونم دارم انرژی میزارم برای تبدیل کردن اون غذا به مدفوع . بعدشم غذایی که میخوریم کامل تجزیه میشه انرژیش آزاد میشه این ما هستیم که اون انرژی آزاد شده رو دوباره تبدیل به ملکولهای چربی می کنیم . ما خیلی داریم برای چاقی انرژی مصرف می کنیم و به جرات میتونم بگم ما قاعدتا چون داریم انرژی زیادی مصرف می کنیم پس باید لاغرتر از افراد لاغر باشیم . ببین این کاملا منطقیه . 

        پس ما اگه غذا کمتر بخوریم اصلا لزومی نداره این همه انرژی مصرف کنیم برای تجزیه ی اون ماده ی غذایی . 

         

        پس زیاد خوردن غذا یعنی هدر دادن انرژی بیشتر پس قاعدتا ما هر چی بیشتر بخوریم باید لاغرتر بشیم . 

         

        اما ما خوردن غذارو به راحتی برای خودمون تبدیل به چاقی کردیم . پس ما این کارو کردیم . پس باید باور خوردن غذا من رو چاق میکنه رو تبدیل کنیم به اینکه خوردن غذا منو لاغر میکنه . 

         

        بعدش یه چیزی ایجاد میشه اینجا باز .

        لاغر شدن یعنی از دست دادن انرژیهای ذخیره شده . خب از دست دادن باز برای ذهن یه فرمول ناخواسته است . ذهن به دست آوردن رو دوست داره اما از دست دادن رو دوست نداره و وقتی حرف از لاغری و از دست دادن انرژی میاد ذهن در مقابلش مقاومت میکنه . 

        برای همینه ما چاقیم . چون ذهنمون با از دست دادن مخالفه . اون فقط میخواد به دست بیاره و نگهداره چون باور کمبود داره . ایمان نداره به اینکه انرژی بازم میاد . اون میخواد نگهداره . حفظ کنه . شاید اندیشه ی بقا و علاقه به باقی بودن هم باعث این کار میشه . 

        ذهن نمیخواد از دست بده میخواد همیشه همه چیز باشه برای همین چربی رو نگه میداره . چون چربی انرژیه . 

         

        وای چقدر این ذهن پیچیده است . چجوری چاقی در عمق باورهای ما نفوذ کرده .

        ذهن من بقا رو برابر با چاقی و ذخیره ی چربی میدونه و لاغری رو از دست دادن یا اتلاف انرژی میدونه . برای همین خوابیدن رو دوست داره چون میگه در خوابیدن انرژیم حفظ میشه .

        وای چه فرمولایی پیدا کردم . 

        حالا این فرمولا رو باید فکر کنم چجور تبدیل به لذت بخش شدن لاغری کنم . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      🤗Ꮥ-ᎷᎧᏗፚᏗᎷᎥᎩ😊
      1400/09/15 23:16
      مدت عضویت: 98 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      سلام ووقت بخیر استاد جان وقتتون بخیرو خوشی..

      استاد جان ی سوال داشتم خدمتتون…انشالله ازتون جواب دریافت کنم ک بعدش برم سراغ شرح وتحلیل این قسمت از فایل 

      استاد جان شما طی اون یکسال ک داشتید روی ی سری دیگ از اهدافتون کار میکردید و لاغر شدن رو رها کرده بودید ،باز هم از اطرافیانتون از کسی میشنیدید ک دارید چاقتر میشید …؟؟ 

      استاد جان من از پارسال ک باشما و سایتتون آشنا شدم توی دیدگاههای قبلی هم گفتم ک من لاغر نشدم ولی خب چاقترم نشدم ..ولی از وقتیک دوباره شروع کردم ب ادامه دادن فایل ها هرکی منو میبینه میگ چرا تواین چند روز یا هفته انقدرررر چاق و تپلی شدی..و من با لبخند میگم ک این دورانم میگذره…و اونا شروع میکنن ب سرزنش ..و پیچیدن نسخه های فلان رژیم و سرکه سیب و دارچین وووو..

      راستش خجالت میکشم ولی باز خودمو دلداری میدم ..میگم قوی باش …اشک تو چشام جمع میشه و ولی محکمتر قدمهامو جلوشون برمیدارم و سرمو بالا میگیرم …

      استاد خیلی جوابتون برام مهمه و باعث دلگرمیه ک من مطمینم راهم درسته ،ن تنها درسته بلکه تنها و تنها و تنها ترین راه ممکنه رسیدن من ب رویایی لاغر شدن خودم هست ..فقط بگید چاق شدنم طبیعیه ؟ چیکار کنم با مواجهه شدن باین افراد ،ک باعث نشه سرزنش کنم خودمو 

      بی صبرانه منتظر جوابتون هستم 

      مرسی استاد جان ک هستید 🙏♥️

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/09/16 01:10
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        درباره موضوعات مرتبط با کنترل ذهن و مواجه شدن با محرک های بیرونی در دوره ورود به سرزمین لاغرها مفصل توضیح داده شده است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/14 15:47
      مدت عضویت: 848 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      سلام 

      دیشب داشتم مطلب مینوشتم که خوابم برد و متنم نیمه کاره ارسال شد

      دوستان چاقی موضعی خیلی ذهنم به خودش جذب میکنه و میدونم اشتباه درست وقتی خیلی عالی تو مسیرم و خیلی خوب احساس لاغری دارم و لاغری با چشمم میبینم منفی باف توجه من به موضعی جمع میکنه و بارها و بارها تصاویر افرادی که لاغر شدن دیدم که ببینم ایا ساق پاشون لاغر شده یا نه 

      و به ذهنم این باور بدم که ساق پا هم لاغر میشه الان دوست داشتم دوستان میومدن و اگر ساق پاشون لاغر شده بگن تا بیشتر لاغری این قسمت باور کنم

      ممنون از همگی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/13 22:58
      مدت عضویت: 848 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام

      دوست دارم در مورد یک موضوع بنویسم و ممنون میشم همگی با من همکاری کنید

      به نظر من لاغری دو بخش 

      لاغری و لاغری موضعی 

      خوب من ممکن اصلا از اندامم راضی باشم ولی از قسمتهایی از بدنم به این شکل نباشه که همون چاقی موضعی 

      من ساقهای چاقی دارم جوری که اصلا نمیتونم پوت بپوشم و سالها کلا لاغری رها کرده بودم چون میگفتم فایده نداره و هر چی لاغر شم این قسمت لاغر نمیشه خیلی هم شنیده بودم که ساق لاغر نمیشه وقتی با مسیر لاغری با ذهن اشنا شدم همه چیز تغییر کرد ارامشم بیشتر شد و برای اینکه به ذهنم این باور بدم که ساق لاغر میشه تصکیر افراد چاقی که لاغر شدن میدیدم ولی متاسفانه نتیجه ای نمیگرفتم و طبق گفته استاد نگاهم از اون قسمت برداشتم و خیلی خوب پیش رفتم و یک روز دور ساق پام سانت کردم خیلی تعجب کردم چون چند سانت کم شده بود ولی با سخت ترین رژیم ها هم کم نمیشد الان دوست دارید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/13 04:33
      مدت عضویت: 848 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      یادم یک بار که رژیم و ورزش بودم برای نهار ماهی اب پز کردم و خوردم و چون میخواستم برنج نخورم گرسنگیم با دوغ بر طرف کردم و بعد از ظهر یک لیوان شیر خوردم چون میان وعدم بود و چشمتون روز بعد نبینه دل درد عجیبی شدم که سالها در گیرش شدم الان ماهی فقط سرخ میکنم و کلی ادویه گرم بهش میزنم و لاغر تر هم هستم خدا رو شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/12 15:26
      مدت عضویت: 455 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 535 کلمه

      سلام استاد عزیزم، بعد از طرح سوالم در دیدگاه قبلی هدایت شدم به فایل آیا خوردن در چاقی و نخوردن در لاغری موثر است و چقدر زیبا جوابم رو گرفتم، راستش دیروز من تا شب از نحوه ی عملکردم راضی بودم با اینکه مقدار غذاهایی که خوردم از قبلنا بیشتر بود ولی کاملا احساس رضایت داشتم از نحوه ی رفتارم و انتظارم از رفتارم لاغری بود ولی شب مقداری که به باور من زیاد بود و درست نبود این مقدار خرما با ارده خوردم و این عملکرد حس بدی رو در من ایجاد کرد و باعث ترس از چاق شدن شد، حالا همون شب سعی کردم حال خودم رو خوب کنم ولی باور من این بود که این مقدار زیاده رویست و اشتباه است باور من در عمق وجود من این کار زیاده روی محسوب میشد، و این باعث شد صبح که از خواب پا شدم حالم خوب نبود، ترس از چاقی داشتم و برای شما اون متن رو نوشتم و سوالم رو پرسیدم، من تازگی ها به این باور رسیدم که خداوند جواب تمام سوال های مرا میداند و مرا به سمت پاسخ صحیح هدایت میکند، فقط من باید ارام باشم و حالم رو خوب نگه دارم و بدونم هر تضادی برای پیشرفت من و وضوح خواسته ام بوجود می آید تا من با حلش یه قدم به خواسته ام نزدیکتر بشوم و این باور من رو هدایت کرد به فایلی که در آن شما تو در مورد آموزش ذهنی، عملکرد و باور توضیح دادید و گفتید وقتی این سه مورد در یک راستا باشند شما به خواستتون می رسید حالا هر خواسته ای که باشد، در مثال دیشب من، من با یک فرمول ذهنی یک عملکردی رو انجام دادم که احساسم در موردش خوب نبود یعنی باور داشتم که این حرکت اشتباه است و نباید یه انسان نرمال این حجم از خرما و ارده رو بخوره یعنی این مقدار طبق باور من اشتباه است و باعث چاقی میشه، حالا این مدل عملکرد نه تنها در مورد خرما و ارده بلکه در مورد بیشتر خوراکی های شیرین در من هست و من همیشه از انجامش عذاب وجدان میگیرم و حسم رو بد میکنه، من هرچقدرم کار کنم الان حداقل الان نمیتونم باور کنم که این روش اشکالی نداره و من رو چاق نمیکنه، خودم رو که نمیتونم گول بزنم پس کاری که باید بکنم تغییر عملکردم هست با کمک مجموعه فایل های من این رو نخوردم. به امید خدا که این مانع هم برداشته میشه. و نکته ی دیگری که متوجه شدم اینکه ما میتونیم از خوراکی های مورد علاقمون بخوریم و لذت ببریم بدون احساس ترس، و قرار نیست که به این قضیه صفر و صدی نگاه کنیم چون آنها هم مواد خوراکی هستند و قدرت چاق کنندگی ما رو ندارند همانطور که خیلی از افراد لاغر هم از آنها استفاده میکنند فقط فرق ما و آنها اینکه ما تا حدی میخوریم که احساس بد و پشیمانی و عذاب وجدان در ما بوجود میاره ولی انها تا حدی میخورند که لذت ببرند و بعد راحت ازش بگذرند، همه ی ما تو وجودمون میدانیم اگه چقدر میخوردیم عذاب وجدان نمیگرفتیم پس میتونیم با چالش من اینو نخوردم این مانع رو هم برطرف کنیم ان شاالله. اخیش راحت شدم😂😂 ممنون از شما استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/12 10:04
      مدت عضویت: 848 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      وقتی میدیدم که افراد چه قدر زشت لاغر شدن از لاغری بدم اومده بود دیروز همون هنرپیشه ای که شما مثال زدید تو تلوزیون دیدم و خوب دیگه نمیتونه مثل قبل باشه استاد این لاغری بدتر از اون چاقی و تخریبی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/12 10:00
      مدت عضویت: 848 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      سلام استاد گرامی

      استاد من خیلی تغییر کردم چون وقتی فایلهای اشپزی میبینم نه هوس میکنم و نه منع یعنی یک درصد هم نمیگم چرا استاد در مورد غذا خوردن و اشپزی فایل میزارند و فیلم میگیرند چون متوجهرشدم غذا نیاز بدن استاد من به قدری غذا رو عامل چاقی میدونستم که اصلا خدا رو بعد خوردن و میل کردن شکر نمیکردم

      خداوند خیلی بنده هاش دوست داره چاقی رو سلامتی جسمم خیلی تاثیر گذاشته بود و همچنین روی ذهنم و روحیم استاد افرادی بودن در اطرافم که چاقی من بهونه ای برای تخریبم و کنار گذاشتنم قرار داده بودن من دیگه هیچی نبودم شاید حسم از یک فرد معتاد هم بدتر بود چون دیگه خودم یک بازنده میدیدم و اشنایی با این مسیر یک پنجره جدید رو به یک دنیای جدید بود یک نگرش تازه یک نور امید 

      استاد من یک چهارم یک شکلات با چای میخورم ببینید استاد این رفتار اصلا ندارم تا لاغر شم اصلا این رفتار انجام میدم چون نمیتونم بیشتر بخورم الان فکر نمیکنم که شکلات میتونه من چاق کنه ولی قبلا شنیده بودم و باور داشتم اگر یدونه شکلات بخوری باید سه بار دور میدون ازادی بدوی و جالب اینجاست که با اون باور و اطلاعات سه تا یا بیشتر شکلات میخوردم

      لاغری با ذهن قرار من به حالت مپیش فرض ذهنم ببره یعنی بی تفاوت شدن به غذا به کالری ها به چرب و شیرین بودن غذاها به چاقی

      یعنی غذا من چاق نمیکنه بلکه برای تولید انرژی افریده شده

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/12 09:35
      مدت عضویت: 455 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 632 کلمه

      به نام خدا
      سلام بر استاد عزیزم و تمامی دوستان
      استاد جان میخواستم ازتون یک سوال بپرسم و چون نمیدونستم کجا میشه از شما سوال پرسید این صفحه رو انتخاب کردم، من لاغری با ذهن رو کاملا قبول دارم چون میبینم تمام افرادی که لاغر هستند بدون هیچ تلاش، سختی و زحمتی لاغر هستند و هیچ فشاری روشون برای لاغری نیست، می دانم تنها راه لاغری لاغری با ذهن و از طریق ذهن است، و فرمول های چاقی در ذهن ما باعث ایجاد اندام چاق در ما شدند، حالا برای لاغری با ذهن طبق گفته ی شما اگر من درست برداشت کرده باشم باید یک سری فرمول های لاغری رو یاد گرفت این فرمول ها شامل
      ۱_ نترسیدن از خوردن است: یعنی اینکه این مواد غذایی نیستند که باعث چاقی ما شدند و این استفاده ی نابجا ماست که باعث چاقی ما شده است.
      خوب من در مورد این موضوع سوال داشتم من به عنوان یک فرد چاق دقیقا متوجه نیاز بدنم نیستم یعنی وقتی میگید خوردن بیش از نیاز بدن منجر به چاقی میشود من اصلا نمیدونم یعنی چقدر؟ با اموزشهای شما متوجه شدم مقداری که بهت حس رضایت و سیری میده و من طبق این قاعده عمل میکنم یعنی تا مقداری میخورم که احساس سیری و رضایت دارم و اصلا پرخوری نمیکنم و این احساس سیری باعث میشه فکرم دیگه درگیر خوردن و وعده ی بعدی و تنقلات و …. نباشد چیزی که قبلا به دلیل کم بودن همیشگی غذاهام و رژیمم بود. تا اینجا همه چیز درست و احساسم هم عالی و سپاسگزار خدا برای این آزادی در خوردن و فایل های شما رو گوش دادن و درک بهتر پیدا کردن و …..
      تا اینکه امروز صبح که از خواب بلند شدم ناگهان چشمم به جایی از بدنم که زودتر از همه قسمت های بدنم چاق میشود افتاد و احساس کردم که نکنه چاق شده؟؟؟ یعنی هنوز مطمین نیستم که چاق شده یا نه؟ ولی یک ترس در وجودم شعله گرفت و صدایی که میگفت اگه چاقتر شی چی؟ اخه قبلن هم از این روش برای لاغر شدن استفاده کردم و چاق شدم ولی اونموقع هر چیزی رو با خیال راحت میخوردم و فکر میکردم لاغری با ذهن بعنی هر چی دلت میخواد رو راحت میتونی بخوری و لاغر شوی ولی حالا متوجه شدم که تو تنها باید براساس نیاز بدنت بخوری یعنی به اندازه نه بیشتر همه اش با خودم تکرار میکنم تو که آزادی در خوردن پس حرص نزن درست بخور انتخاب های درست داشته باش، و میدونم بهر حال قانونی که خداوند برای تناسب اندام وضع کرده خوردن به اندازه است و ما نمیتونیم قانون رو عوض کنیم و فقط باید خودمون رو با قانون هماهنگ کنیم، بهرحال چیزی که من قبلن درک کرده بودم نتزسیدن از غذاها بود و اینکه غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند و با این فرمول همه چیز میخوروم، اما الان میدونم که ما باید به اندازه ی نیاز بدنمون بخوریم. حالا اندازه ی نیاز بدنمون چقدر است؟ به اندازه ای که احساس رضایت و سیری داشته باشیم و ذهنمون دیگه درگیر غذا و خوردن نباشه. حالا سوال من این است با این وجود مقدار خوردنی که الان من رو سیر و خوشحال رو راضی نگه میداره با تعریفی که من برای لاغر شدن دارم بسیار متفاوته و این ترس که نکنه دوباره اشتباه درک کردی و چاق بشی در من شدت گرفته، آخه استاد من دیگه نمیخوام چاق بشم میخوام لاغر بشم میخوام حداقل یه نتیجه ی کوچک رو ببینم تا پرقدرتتر ادامه بدهم چون میدونم اگه با لاغری با ذهن بشه یک کیلو کم کرد پس میشه صد کیلو هم کم کرد ولی تجربه قبلی و چاقتر شدن خیلی من رو میترسونه من نتیجه میخوام، راستش الان انقدر با خوردنم راحتم که اگه باهاش لاغرهم بشم مثل یک رویا میمونه خوشحال میشم جواب سوالم رو بدید با سپاس فراوان از شما.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/09/12 20:52
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        با استفاده از آموزش ها به مرور پاسخ همه سوالات برات واضح میشه و مهارت زندگی به شکل یک فرد متناسب رو پیدا میکنی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/10 22:14
      مدت عضویت: 406 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 932 کلمه

      به نام الله 

      سلام به دوستان مسیر تناسب

      من چگونه به این سایت راهنمایی شدم؟

      منم مثل همه دوستان به دنبال روشهای لاغری بودم و البته تفاوت ما که در این سایت هستیم با بقیه درک بالاتر از تناسب هست چون کسی که به ذهنش خطور میکنه لاغری با ذهن رو سرچ کنه قطعا از توانمندی ذهنش خبر داره و به این الهام و شهودی احترام میزاره که الان اینجاست 

      در دنیایی که خیلی ها این مقولات رو مسخره میکنن ماندن و ادامه دادن در این مسیر خودش از صدتا لاغری بالاتره چون کسی که متعهد به این مسیر باسه لاغری کمترین دستاوردشه 

      اگه یه روز بفهمه که چه لذتی در این مسیر نصیبش میشه دیگه به این در و اون در نمیزنه

      البته من به دوستان تازه  وارد حق میدم خودم هم اوایل سرگردان بودم عجله داشتم نگران بودم ولی کم کم یاد گرفتم من اینجا چه وظیفه ای دارم و باید نقشم رو به بهترین شکل ممکن ایفا کنم

      این سایت سرزمین سبز بزرگیه که همه نعماتش محصول الهام خداوندیه که  از زبان استاد جاری میشه و میزان بهره مندی هر کسی به اندازه لیاقتشه

      پیام مهم این فایل :

      تنها راه لاغری فقط از راه ذهنه.

      من یک ساله که تو سایت هستم در زمان شروع خیلی مشتاق بودم ولی بعد از عید نا امید و هراسون به استاد پیام دادم که چرا تغییر نمیکنم جوابم دو کلمه بود “ادامه بده”

      راست اولش عصبانی شدم که چرا بیشتر راهنمایی نشدم مدتها کلنجار میرفتم تا دوباره در مسیر درست قرار گرفتم 

      بعد از مدتی جالش دیگه ای به سراغم اومد که نکنه چون ورزش نمیکنم به نتیحه دلخواهم نرسیدم 

      دوباره پیام دادم بابت خرید دوره پیاده روی ولی اینبار کاملا متفاوت بودم بعد از خرید دوره تا یک ماه از فایل استفاده نکردم پیش خودم گفتم بزار هر وقت ایمان آوردم که برای لاغری نیست شروع میکنم اصلا هم عجله ای نداشتم

      هر وقت دوست داشتم میرفتم اصلا مقید به برنامه خاصی نبودم اوایل قدم شمار گوشی رو چک میکردم ولی بعدا مچ خودم رو گرفتم و دیگه اینکارو تکرار نکردم 

      بعد از دو ماه پیاده روی رو کناز گذاشتم و بی خیالش شدم نه منتظر نتیجه بودم نه برام مهم بود که لاغر شدم یا نه

      بعد از اون به اصرار یکی از دوستام باشگاه ثبت نام کردم و البته قبل از دوره هم میرفتم اون هم مرتب 

      روز اول که رفتم باشگاه دیدم من چقدر فرق کردم 

      روی ترازو نرفتم خودم رو مرتب تو اینه چک نکردم تو صف تردمیل نبودم تایمر و کالری شمار دوچرخه ثابت و ترد میل رو چک نکردم ست اضافی و سنگین نزدم مقید به تموم کردن برنامه نبودم 

      روز اول که تموم شد تو راه برگشت به دوستم گفتم ببین تنها جیزی که از  باشگاه اومدن نصیبت نمیشه لاغری هست 

      با تعجب نگام کرد گفت چرااا

      گفتم اونایی که اونجا دیدی حداقل سه ساله دارن میان پس چرا هنوز چاقن همه اونا از بهترین مربی ها برنامه میگیرن مکمل مصرف میکنن رژیم دارن ولی ذهنشون خرابه

      یعنی من بعد از دوسال با دیدن دوستان قدیمی بیشتر ایمان آوردم که ورزش راه لاغری نیست حتی از نوع سنگینش

      الان که میرم باشگاه فقط برای افزایش انعطاف پذیری بدنم و خلاصی از دیسک گردن و خشکی مفاصلم هست

      به حدی از رفتارهام در باشگاه لذت بردم که گفتم استاد شیر دست مریزاد واقعا مرحبا.

      یه چیز دیگه یادمه دوسال پیش خیلی متناسب تر از الان بودم ولی به حدی تو باشگاه از خودم ایراد میگرفتم و یکسره چشمم به شکمم بود لباسهایی میپوشیدم که لاغرتر نشون بده

      ولی تو این یک هفته بی خیال همه چیز رفتم و از ورزش و موسیقی شاد اونجا لذت بردم 

      اونجا متوجه شدم من دارم با خودم آشتی میکنم خودم رو دوست دارم به خودم و همین که هستم احترام میزارم

      دوستان عزیزم لاغری کوچکترین نتیجه شماست و اگه ادامه بدید به حدی شاهد موفقیت در رشد شخصیت خودتون خواهید بود که هیچوقت این مسیر رو رها نمیکنبد

      لاغری خودش میاد بی درد و رنج ورژیم و عجله

      همه ما رزیم های گوناگونی رو امتحان کردیم نتیجه همه یکی بود اون هم شکست بود و چطور الان دست به دامن قرص و دمنوش و …بشیم 

      لاغری با ذهن زمان میبره ولی ارزشمنده چرا که در مقایسه با هر روشی حتی جراحی تضمینی به ادعای بعضی ها تنها روشیه که شما در اون یک شخصیت متناسب میسازید که در اون رفتارهای اشتباه شما با یک رفتار متناسب جایگزین میشه و کم کم سرمایه گزاری اساسی و بنیادی در وجود و ذهنتون ریشه میکنه و نه برگشت پذیره نه فراموش شدنیه 

      در این روش شما بعد جدیدی از شخصیت خودتون رو میبینید یک شخصیت صیقل خورده با یک فکر  متناسب و نگرشی که خودتون ازش لذت می‌برید 

      وقتی برخورد خودتون رو مقابل غذاها میبینید وقتی متوجه میشید اونا دیگه قدرت ترسوندن و تحریک شما رو ندارن

      وقتی موقع خرید متناسب رفتار میکنید وقتی هول و ولای خوردن ندارید وقتی به خاطر بودن شیرینی تو خونه استرس ندارید وقتی از سفر و رستوران نمی‌ترسید متوجه میشید که بودن در این مسیر چه ارمغانی براتون داشته

      من کشفیات بزرگی از خودم تو این مسیر داشتم و واقعا از نحوه رفتارم در باشگاه به خودم افتخار کردم 

      همسر من سه ساله که بدنسازی حرفه ای انجام میده دیروز اصرار کرد که برام برنامه و مکمل بگیره و من برخلاف قبل گفتم من به بدنم و ذهن هوشمندم ایمان دارم و اصلا هم برای لاغر شدن نمیرم هر وقت دوست داشتم میرم هر وقت که حس وحالش رو نداشتم خودم رو مثل قبل مجبور به رفتن نمیکنم

      و جالبه نتیجه من از دوره کاملا مساوی بوده با نتیجه من از دوسال باشگاه رفتن یادمه اوایل دوره به خودم گفتم اگه ذهنم توانمنده میخوام بدنم مثل یک ورزشکار متناسب بشه و در کمال ناباوری دارم نتیجه کاملا مشابه با دوران ورزش کردن میگیرم 

      ادامه بدید و از بودن در این مسیر لذت ببرید

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/09/10 14:30
      مدت عضویت: 590 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      لاغری با ذهن چطور به ما کمک میکنه تا برای همیشه لاغر بمانیم؟

      ما از خودمون، از وضعیتمون  ناراضی بودیم خودمون رو دوست نداشتیم. از دیدن انداممون حرصمون می‌گرفت احساس می‌کردیم خیلی بی اراده ایم. خیلی بی همتیم که این همه آدم لاغر می‌شند ولی ما نمی‌تونیم هیچ وقت خودمون رو کنترل کنیم رژیم بگیریم یا به ورزش هامون ادامه بدیم تا لاغر بشیم.

      لاغری با ذهن اول بهمون یاد می‌داد که خودمون رو دوست داشته باشیم بدنمون رو همین الان هم ،این طوری که هست دوست داشته باشیم و بعد به ما ثابت کرد که اتفاقاً ما خیلی انسانهای با اراده و توانمندی هستیم این روش‌ها بوده که اشتباه بوده و به همین خاطر ما موفق نشدیم .بعداً فهمیدیم که ما از خوردن غذا ها می ترسیدیم فکر ما این بود که غذاها ادم رو چاق می کنند شیرینی و بستنی آدم رو چاق میکنه و یا  ما با بقیه فرق داریم ولی بعداً فهمیدیم غذاها برای ما آفریده شدند و نیاز حیاتی ما رو برآورده می کنند و خدا همه انسانها رو مثل هم آفریده. ما با بقیه هیچ فرقی نداریم فقط ذهنمون یه کم دستکاری شده .بعداً هم متوجه میشیم که  زندگی ما با خوردن گره  خورده و هر جا و به هر مناسبتی می‌خوریم. گاهی وقت ها برای لذت ، و خوردن برای ما مساوی با لذت بردن ، گاهی وقت ها برای اینکه اسراف نشه و گاهی وقتا برای آروم کردن خودمون. کم کم تو دوره این نوع خوردن هامون رو کمرنگ می کنیم و به خودمون یاد میدیم که فقط موقع گرسنگی و به اندازه نیازمون غذا بخوریم.

      با آموزش‌های لاغری شخصیت و رفتار ما  تغییر میکنه و به اصل خودش برمیگرده با تغییر شخصیت و رفتار ما ، زندگی ما و عادت‌های ما هم تغییر میکنه و کم کم جسم ما هم تغییر می‌کنه.  ما ذهنمون رو  درست می کنیم و لاغری خودش میاد بدن ما خودش عاشق تناسب و لاغری ،عاشق ترمیم کردن ، خودش رو ترمیم میکنه و مارو به تناسب میرسونه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه عطریزاده
      1400/09/10 14:23
      مدت عضویت: 829 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم 

      مبانی لاغری با ذهن جلسه ۲

      من بخاطر اینکه ارتروز و کمر درد دارم باید لاغر شم تا بتونم راه برم و کارهایی که دارم انجام بدم و به سلامتی از دست رفته باید برسم 

      لاغر شم تا محتاج دیگران نباشم و زندگی خوبی داشته باشم و یک زندگی بدون درد و با شادی  زندگی کنم پس لاغر شدن الزامیه برای من 

      وقتی متناسب بشم زندگی راحتی دارم بدون درد و خستگی 

      از مسافرت رفتن لذت می برم و هر جایی که دوست داشته باشم میرم بدون مزاحم 

      خیلی از روش‌های لاغری را امتحان کردم ولی هیچ کدام مرا بی میلم نکرد نسبت به غذاها روز به روز حریث تر  می شدم ولی با روش ذهن بی میل شدم و بدون اینکه رژیم داشته باشم کم می خورم و بی خودی غذا نمی خورم و به اندازه می خورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mitra.zakeri1349@gmail.com
      1400/09/09 12:10
      مدت عضویت: 191 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 120 کلمه

      درودوروزخوش من چون از زانو درد رنج می بردم ووزنم زیاد شده بود و به زانوانم فشار می آورد دنبال درمان بودم که چگونه وزنم را پایین بیاوریم بااین حالی که هرروز سعی می کردم در خانه ورزشهایی را انجام بدهم ولی به نتیجه دلخواهم نمی رسیدم وزن کم می کردم اما پایدار نبود.ازوقتی با این روش آشناشدم ابتداسعی کردم ذهنم را آرام کنم با توکل به خداوند توانستم به همان مقدار که ذهنم آرام شده وزنم هم کم شده است.به همین دلیل صبح وقتی بیدار می شوم تمام فکرم این است که سریعتر بتوانم فایل گوش کنم و نتیجه ای را که گرفتم یادداشت کنم و به آن عمل کنم.

      من نیروی لاغر شدنم را از خداوند طلب می کنم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/09/09 11:28
      مدت عضویت: 590 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      به نام خدا 

      اینکه استاد میگن با آموزش‌های لاغری با ذهن افکارمون عوض میشه رو من چند روز پیش درک کردم. یه فیلم ۵ دقیقه ای رو دیدم که از یه هتل بزرگ بود که صبحانه هتل رو نشون میداد و تقریباً اگه اغراق نکنم بیش از ۱۰۰ مدل خوراکی و غذای سرد و گرم و دسر  برای صبحانه چیده شده بود من از اول تا آخر فیلم رو دیدم و خیلی احساس خاصی نداشتم و به خودم گفتم این همه غذا ،این همه تنوع ،جالب نیست مگه آدم چقدر  میتونه غذا بخوره .چند مدل از این رو میتونه استفاده کنه چقدر معده آدم ظرفیت داره .هیچ احساس  خاصی هم نداشتم و با خودم فکر می‌کردم اگه من تو این هتل بودم فقط می رفتم شاید دو تیکه چیزکیک برمیداشتم. چون چیزکیک رو از بین اونها خیلی دوست دارم و هم اونو می خوردم .در صورتی که خود من اگه قبلاً چنین فیلم رو می دیدم خیلی با حرص و ولع نگاه می کردم خیلی حسرت می خوردم وای چقدر خوراکی های خوشمزه چقدر عالی اگه من اونجا بودم همه رو تست می کردم و این تغییر  رفتار برای خودم هم خیلی جالب بود اصلا خوردنی در کار نبود دیدن یه فیلم با دوتا طرز نگرش و احساس بود. نگرش من تو دیدن تصاویر ها هم عوض شده بود و فهمیدم که ذهن و تغییرات ذهنی چقدر مهمه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/08 21:14
      مدت عضویت: 394 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,601 کلمه

      سلام و درود انتخاب شده ها😍

      تنها راه لاغری آسون و ماندگار روش لاغری با ذهن است💯 

      تمام افرادی که دارند از محتوای آموزشی لاغری با ذهن  نتیجه می گیرند و همین طور خودم ،افرادی هستند که یک جایی یک روزی خسته و درمانده شدند از تموم راهها و روشهای قبلی لاغری و از خداوند معجزه خواستند یا به صورت قلبی یا زبانی و انتخاب شدند و هدایت شدند به مسیر مستقیم و پرنعمتی که خداوند خودش وعده داده است و به خاطر اون احساس قلبی عمیقی که دارند باور کردند که خداوند هرگز اشتباه نمی کنه و با اینکه هیچ اطلاعی از این مسیر نداشتند فقط به خداوند اعتماد کردند و با هر قدم نشانه هایی دریافت کردند که باورشون قویتر شده که تنها راه لاغری فقط و فقط روش آموزش ذهنی است و احساس خوب و سادگی مسیر و آزادی همه نشونه های درستی این مسیر هست .

      ما هم در زندگی چون یک لذت خاصی و آزادی انتخاب و عملکرد عالی را تجربه می کنیم سعی داریم به نزدیکانمون بفهمونیم که یک عمر در بیراهه ها سرگردان بودیم و ناآگاه بودیم از قدرت ذهن و قدرت خلق کنندگی خودمون اما ….این جمله از یکی از دانشمندان هست خوب بهش فکر کنید 

      فرد دانا یک روزی نادان بوده و میتونه درکی از نادانی داشته باشه ولی فرد نادان هرگز دانا نبوده و درکی از دانایی نداره و واقعا افراد حق دارند که متوجه آموزشهای ذهنی نمی شوند چون باید این درخواست درونی از طرف هر شخصی برای خودش صورت بگیره و این دوستمون که همسرشون حتما آشنایی با مسائل ذهنی داشتند برای راحتی خانمشون دوره ورود به سرزمین لاغرها را تهیه کردند ولی این خانم اصلا در فرکانس شنیدن این صحبتها نبوده و فقط تونسته مثل داستانی فایلها را گوش بده و همچنان به روش قبلی خودش که خوردن قرص بوده در کنار این دوره بینظیر ادامه بده …..

      ما در نظر میگیریم که یک پیمانه ۱۰۰کیلویی انرژی جادویی هرروز به ما هدیه میشه که باهاش زندگی کنیم و به خواسته هامون جامه عمل بپوشانیم خب حالا اگر همزمان ما رژیم و ورزش و قرص و دمنوش و روشهای غیره را داشته باشیم این انرژی تقسیم میشه در واقع قدرت تقسیم شده و نتیجه ای  دریافت نمی کنیم ما باید یک روش را انتخاب کنیم تا بتونیم ۱۰۰درصد قدرت ذهنمون را برای رسیدن به خواستمون استفاده کنیم که هم سرعت و نتیجه کار عالی بشه خب ممکنه شما بگید من فقط رژیم غذایی استفاده می کنم اما جای فکر داره شما قبلا تست کردی نتیجه ماندگار نداشتی حالت بد بوده در محدودیت بودی و نتونستی سالها این روش را ادامه بدی خب پس این مسیر بیراهه است و اما اگر جز انتخاب شده ها باشید که اگر این دیدگاه را می خونید حتما هستید باید به خدایی که شما را هدایت کرده و توانمندی و قدرتی که به شما داده ایمان داشته باشید …

      یه روزی یک فردی با ایمان شکوفه های گلی از خدا طلب کرد و خدا بهش یک گلدون کاکتوس داد شاکی شد و چند روز بعد اون کاکتوس گل داد و متعجب شد از کار  خدا …پس فردی که باور و ایمان به مسیر لاغری با ذهن نداره این خودش یک فرمول ذهنی قوی هست که ممانعت می کنه از لاغر شدنش … ما در این مسیر با آگاهی و  تفکر کار می کنیم همون که خداوند در قرآن کریم فرموده است اکثرهم لایتفکرون !….بیشتر آدمها فکر نمی کنند ما هم سالها فکر نمی کردیم که چرا باید سختی بکشیم!؟.، 

      و اما دوستانی فکر می کنند اگر هزینه پرداخت کنند لاغر می شوند یا اینکه اگر استاد دعا کنه لاغر می شوند و یا اینکه بی میل و ناامید فایل گوش بدهند و چند خطی بنویسند لاغر می شوند و کاملا درکی از مسیر لاغری با ذهن پیدا نکردند که داستان چیه !؟..

      تمام فرمانهای رفتاری و عملکردی ما از مغز ما صادر میشه یعنی جسم ما تحت فرمان مغز ما هست شما رانندگی یاد میگیری و بدون اختیار پاتو میزاری روی ترمز و این مهارت و فرمان سرعتی مغز شما هست ….

      هر چیزی که تو این عالم احساس خوب و ارزشمندی و قدرت به ما بده از جریان حضور خداونده مثلا تناسب فکر و اندام  هماهنگ با طبیعت و ذات ما هست و برنامه آن از روز اول تو ذهن ما بوده و هست ولی طبق آموزشهایی که از طریق دیدن و شنیدن بوده (مثل رانندگی و تقلید از مربی و تکرارش )چاقی را یاد گرفتیم و داریم باهاش زندگی می کنیم حالا قراره بیایم در مسیر لاغری با ذهن آموزش لاغری که در ذهنمون هست ولی سالها خاک گرفته و کمرنگ شده را گردگیری کنیم و پررنگش کنیم در واقع با یادآوری و تکرار و تمرین و نوشتن طبیعت خودمون را به مغزمون یادآوری می کنیم و نتیجه میشه فرمانهای جدید مغز که میشه رفتار و عملکرد جدید ما یعنی خود به خودی خیلی آسون بدون کنترل و محدودیت تمایلات ما تغییر می کنه و نتیجه در جسم تغییر می کنه …،به قول انیشتین آدم احمق کسی هست که روش خودشو تغییر نمیده ولی انتظار نتیجه متفاوت داره !…در تمام جنبه های زندگی این جمله پر مغز قابل تأمله !…داستان از این قراره که باید شخصیت ما تغییر کنه و نتیجه تغییرات میشه تغییر زندگی و جسم ما (و خیلی آسونه چرا که ما تا حالا نمی دونستیم که یک قدرتی داریم که داره شرایط زندگیمون را برامون رقم می زنه ولی در مسیر تفکر و آگاهی به شناخت قدرت خودمون می رسیم و متوجه میشیم خودمون ناآگاهانه این چاقی را به وجود آوردیم و میاییم قدرت ذهن خودمون را مدیریت می کنیم و آگاهانه به تناسب اندام میرسیم و این مسیر صحیح هست .

      یعنی واقعا فردی که با جراحی و ساکشن و هرروشی لاغر شده به هر حال دردو رنجی تحمل کرده است و در نهایت باید محدودیتهایی داشته باشه تا بتونه شرایط جسم جدیدشو حفظ کنه و این خود اسارته و اصلا با جنس حقیقی ما که آزادی هست هماهنگ نیست یعنی لاغری که نتونی لازانیا با سس سفید بخوری یا هر چقدر دوست داری بخوابی چه ارزشی داره ؟!.،همش در حسرت و شاید جسم تناسب باشه ولی جنگ روانی فرد هرروز بیشتر میشه و نتیجه میشه احساس بد و بخواهیم علمی بگیم ترشح هورمون هایی که سمی هستند و در سلامتی و یا زیبایی پوست اختلال ایجاد می کنند تمام شگفتی سازان در دوره لاغری با ذهن شاداب سرزنده و جوانتر از قبل به نظر می رسند چون تمام مسیر لاغری آزادانه وبا احساس خوب آموزش لاغری دیدند من خودم تجربه کردم شکم شل و آویزانی که از پس دوبار زایمان به جامونده بود تا حد زیادی جمع شده و سفت شده تأکید می کنم بدون ورزش و یا هر عامل بیرونی و پوستی که پر از ترک های بعد از بارداری بوده خیلی جوانتر شده ترکها کوچکتر شدند و محو تر و این فقط میتونه معجزه باشه حالا می گین از کجا؟!.. معجزه قدرت ذهنی که خداوند به همه ما هدیه کرده ارتباط با هوش کل در تمام جز جز وجودمون .

      یکبار هم تو زندگی ریسک کنیم به قول الیف شافاک و قاعده شمس -تبریزی بزار زندگیت زیرو رو بشه شاید زیرش بهتر باشه …

      من وقتی به سایت تناسب فکری هدایت شدم که به لطف خداوند متوجه شدم در رفتارم میانه رو نیستم و افراط و تفریط می کنم و بعد فکر کردم که این موضوع ربط به چاقی من هم داره که متناسب نیستم و هیچ تبلیغاتی نبوده و ندیدم و فقط هدایت خدای یکتای من بود که از عمق قلبم فریادش می زدم ..

      همون روزها استاد تصاویر روغن داغ استوری می کردند با ترس ردش می کردم و تو بدنم لرزه می افتاد حتی از صحبت کردن یا نوشتن در مورد چاقی هم در سایت میترسیدم وقتی استاد می گفت از بیشتر چاق شدنم نترس !تنم لرزه می افتاد و متوجه منظورشون نمی شدم و الآن که حدود ۱۰ماه هست با این سایت آشنا هستم یک آدم دیگه ای شدم خودم از آشپزی استاد برای پخت غذا استفاده می کنم و دیگه اون واکنشها را ندارم البته فرمولهای چاقی را نمیشه فراموش کرد چون مغز ما تا بی نهایت میتونه یادبگیره ولی نمی تونه فراموش کنه ولی قبلا سر دوراهی ها می گفتیم شانس منه و فلانی مقصره و شرایطش نیست اما با تفکر و شناختی که از آموزشهای ذهنی به دست میاریم دیگه سر دوراهی ها منم که انتخاب می کنم از پکیج ذهنی چاقی ام استفاده کنم یا پکیج ذهنی  لاغری و به هر کدام توجه بیشتری نشون بدم و برام لذت بخش تر باشه مغز هم جز الگوی انتخابی روزمره من قرار می ده پس اگر به تناسب اندام دلخواهم برسم و این انتخاب را دارم که باز از پکیج چاقی استفاده کنم و به حالت قبل بر گردم اما ماندگار بودن لاغری از روش آموزش ذهن یعنی استاد شدن و مهارت پیدا کردن در لاغری یعنی در طی مدت زمانی انقدر از پکیج فرمولهای لاغری  در ذهنم استفاده کنم که بشه روش زندگی من و هر فردی خودش متوجه میشه با توجه به نجواهای ذهن و عملکردش …

      برای هر فردی زمان رسیدن به نتیجه دلخواهش متفاوته و اینجا شبیه تیزرهای تبلیغاتی نیست که می گویند سه ماه ۱۰کیلو لاغر شوید !؟🤔

      هر فردی که باورهای جدید و قویتری از لاغری بسازه و با شوق بیشتری مسیر را ادامه بده نتیجه بهتر و البته سریعتری دریافت می کنه اما چون مسیر صحیحه اگر لاک پشتی هم برویم در نهایت به مقصد و خواستمون می رسیم اما مسیر اشتباه همیشه اشتباهه و با هر سرعتی و هر وسیله نقلیه ای در آن حرکت کنی مقصدی نداره و در طول مسیر با دردو رنج و مشکلات مواجه می شویم …امیدوارم مسمر ثمر واقع شده باشه براتون .

       

      عالیترین مسیرهای الهی پیش روی ماهتون 🍃🌸

      خدایا شکرت از بودنم و تمام عشقی که بهم هدیه می کنی ❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم