0

مبانی لاغری با ذهن (قسمت ششم)

اندازه متن

آموزش های دوره مبانی لاغری با ذهن درباره شرح الزاماتی است که برای کسب نتیجه عالی از آموزش های سایت تناسب فکری برای لاغر شدن به آن نیاز دارید.

بنابراین علاوه بر اینکه موضوعات مطرح شده در این مجموعه فایل آموزشی به درک بهتر شما از موضوع چاقی، لاغری و قدرت ذهن کمک می کند بلکه سبب می شود به هنگام استفاده از آموزش های گام به گام که در بخش محصولات سایت ارائه شده است، عملکرد بهتری داشته باشید.

لازم به ذکر است، چنانچه آشنایی شما با موضوع لاغری با ذهن از طریق مجموعه فایل های مبانی لاغری با ذهن آغاز شده است نیز باید این محتوای آموزشی را با دقت دنبال کنید چرا که برای کسب نتیجه عالی از ادامه مسیر به آن نیاز دارید.

از این رو توصیه می کنم محتوای آموزشی قسمت های قبل را بارها مشاهده کنید تا درک عمیق تری از موضوعات مطرح شده در شما ایجاد شود.


از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

لاغری با ذهن نیاز به صبر و حوصله دارد.

اگر آموزش های سایت تناسب فکری درباره زبان انگلیسی، نقاشی، نواختن گیتار یا هر موضوع دیگر بود برای همه افرادی که به این سایت هدایت می شدند پذیرفته بود که برای یادگیری موضوع موردعلاقه شان باید زمان صرف کرده و با تکرار و تمرین مهارت خود را افزایش دهند.

اما همین افراد زمانی که به لاغر شدن فکر می کنند به دنبال روش های سریع هستند و علاقه دارند طی چند روز یا هفته متناسب شوند.

در پیام های افرادی که تازه با روش لاغری با ذهن آشنا شده اند مشاهده می کنم که آنها از طولانی بودن زمان فایل های آموزشی گله مند هستند. این درحالی است که بسیاری از این افراد برای یادگیری هر موضوع دیگری ساعت ها سرکلاس درس حاظر بوده اند.

لاغری با ذهن مانند هر هنر دیگری نیاز به آموزش، تمرین و تکرار دارد و من روش دیگری جز توضیح مسائل ذهنی برای تغییر فرمول های چاق کننده ذهن سراغ ندارم. بنابراین برای یادگیری لاغری با ذهن و رسیدن به اندام ایده آل باید صبر و حوصله داشته باشید.

از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

برای لاغر شدن از طریق ذهن باید مسئولیت وضعیت فعلی خود را بپذیرید.

پذیرش مسئولیت، مهمترین موضوع موفقیت افراد در مسیر مورد علاقه شان است.

پذیرش مسئولیت فقط شامل مشاغل و مسئولیت های ما در قبال دیگران نیست بلکه هر لحظه از زندگی را شامل می شود.

اگر شغل شما مراقبت پرواز باشد مسئولیت هدایت هواپیماها در محدوده فرودگاه را برعهده دارید. درک این نوع مسئولیت برای همه آسان و قابل قبول است. اما عده زیادی نمی توانند بپذیرند که مسئولیت زندگی آنها در تمام جنبه ها بر عهده خودشان است.

افراد زیادی را می بینم که به محض مواجه شدن با هر نوع مشکلی در زندگی روزمره به دنبال مقصر برای شرایط خود هستند. این افراد هرگز نمی توانند بپذیرند مسئول زندگی خودشان هستند.

پذیرش مسئولیت زندگی موضوع بسیار مهمی است که برای تجربه موفقیت در تمام جنبه های زندگی باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد.

در چند سال اخیر که تمرکز من بر روی درک قوانین جهان هستی و تغییر زندگی است با اینکه قبول کرده ام که مسئول صد در صد شرایط زندگی ام هستم اما بارها در شرایطی قرار گرفته ام که متوجه شدم در آن موضوع مسئولیت شرایط و اوضاع خودم را فرد دیگری می دانم و با یادآوری این موضوع مهم سعی می کنم در آن جنبه از زندگی نیز مسئولیت شرایطم را بپذیریم.

تنها با پذیرفتن مسئولیت وضعیت خود می توانید برای تغییر شرایط خود اقدام کنید.

فردی که خودش را مسئول شرایط زندگی نمی داند امید، انگیزه و اشتیاق چندانی برای تغییر کردن ندارد.

باید بپذیرید که مسئول صد در صد تمام جنبه های زندگی خود هستید.

روابط عاطفی، احساس شادی، شرایط مالی، ارتباط با فرزندان، اعتماد به نفس، سلامتی، جایگاه اجتماعی، نظافت شخصی و محیطی و … هر کدام جزئی از زندگی هستند و شما مسئول صد در صد شرایط خود در اجزای مختلف زندگی هستید.

از نشانه های پذیرش مسئولیت، گله و شکایت نکردن و تمرکز بر افکار و رفتار خود برای بهبود وضعیت جنبه های مختلف زندگی است.

فردی که مسئولیت چاقی و وضعیت سلامتی خود را پذیرفته است ضمن اینکه درباره شرایط خود گله و شکایت نمی کند هر روز با شور و اشتیاق در مسیر درک آموزش های ذهنی و عمل کردن به آموزش ها حرکت می کند و تا رسیدن به اندام ایده آل خود از حرکت باز نمی ایستد.

فردی که مسئولیت چاقی خودش را می پذیرد و از آموزش های لاغری با ذهن برای خلق رویای لاغری خود اقدام می کند حتی در صورتی که چاق تر شود، ناامید نمی شود و به مسیر خود ادامه می دهد. چون می داند و درک کرده است که جسم او تحت کنترل قدرت ذهنش قرار دارد و با یادگیری بهتر اصول لاغری با ذهن قطعا جسم او تحت تاثیر افکار و فرمول های لاغر کننده تغییر خواهد کرد.

حتی زمانی که جسم شما تحت تاثیر آموزش های ذهنی تغییر می کند برای تداوم نتیجه نیاز به پذیرش مسئولیت لاغری دارید. چرا که اگر باور نکنید خودتان باعث تغییر جسم و لاغر شدنتان هستید به راحتی وضعیت تناسب اندام را از دست خواهید داد.

محتوای این جلسه از اهمیت بسیار زیادی برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن برخوردار می باشد.

تمرین این جلسه:

1- تماشای چند مرتبه محتوای آموزشی برای درک بهتر و نفوذ آگاهی در ذهن ناخودآگاه.

2- میزان رضایت خود از وضعیت فعلی تان را بنویسید و با دلیل و منطق اثبات کنید که مسئولیت وضعیت فعلی خود را می پذیرید.

3- برنامه خود برای بهبود شرایط و تغییر وضعیت فعلی تان را بنویسید.

4- با نوشتن چند خط متعهد شوید که وضعیت فعلی خود را تغییر خواهید داد و در این مسیر نهایت سعی خود را خواهید کرد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=32152
برچسب ها:
13 نظر در مورد مبانی لاغری با ذهن (قسمت ششم)

دیدگاهتان را بنویسید

      angelikian4040@gmail.com
      1400/10/25 13:00
      مدت عضویت: 242 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 351 کلمه

      من  فرشته متعهد می شوم که مسئولیت وضعیت فعلی  خود را پذیرفته و تمام سعی و تلاش خود را برای رسیدن به اندام  متناسب انجام خواهم داد من جسم فعلی خود را دوست دارم چون جسمم جدا از من نبوده و شرایط فعلی رو خودم بوجود آوردم و خودم تلاش می‌کنم که درستش کنم من وضعیت  فعلی رو تغییر خواهم داد و مطمئن  هستم در این مسیر جسمم کمک من خواهد بود پس من با تغییر در نگرش و باورم تغییر در احساس و رفتارم و سپس در جسمم میدهم و در این مسیر صبر و حوصله کافی رو دارم و در این مسیر با اشتیاق  فایلها رو دنبال میکنم و تمریناتم رو انجام می‌دهم و باور دارم که در مسیر درست لاغری قرار دارم من دنبال هیچ مقصری نیستم اگر والدینم فرمولهای چاقی رو بمن دادن اونها مقصر نبودن بلکه اونها کاملا یقین داشتن که بهترین کار رو در حق من انجام میدن و من از تمام زحماتشون ممنونم ،ولی الان ایمان دارم خودم می تونم جسم ایده آل خودم رو بسازم با ورودیهای جدید و با تکرار هرروزه این فرمولها ،بارها لیز خوردم ولی دوباره با عشق ادامه خواهم داد چندین بار از مسیر خارج شدم و رفتارهای چاق شونده رو انجام دادم ولی مهم نیست من دوباره با انرژی بیشتری برگشتم و قدر این مسیر رو میدونم و هزاران بار از خداوند متعال سپاسگزارم که در  این مسیر عالی هستم در زندگی روزمره همه ما چالش‌هایی وجوددارد نباید اونها باعث بشن  که ادامه ندیم ما به هدفمون خواهیم رسید و ترس از اینکه دوباره چاق بشم رو ندارم و تعجبی هم نمیکنم از متناسب شدن چون در مسیر درست قرار دارم پس صددرصد به لاغری میرسم چون من میخوام لاغر بشم و کارهایی رو انجام میدم که به هدفم برسم فقط نباید عجله کنم من سالهاست چاق هستم پس باید با کمال آرامش در این مسیر حرکت کنم من یک شبه چاق نشدم که یک شبه لاغر بشم اگر احساس بدی در این مسیر داشته باشم دیگه اشتیاقی برای ادامه دادن نخواهیم داشت پس با احساس خوب ادامه خواهم داد و مطمئن هستم که نتیجه مطلوب را میگیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/10/24 10:49
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 752 کلمه

      سلام استاد جانم خداقوت من خیلی این روزا دارم رو این پذیرش و خلق کنندگی خودم کار میکنم تا مسءولیتش رو بپذیرم و اون انگشت اتهام که به سمت هرکس و هرچیزی هست به جز خودم رو به سمت خودم بگیرم و بپذیرم خودم رو و این قدرت خلق کنندگی که تا الان در جهت خلق ناخاسته ازش استفاده کردم و الان میخام بیارمش در مسیر خاسته هام .

      برام این همزمانی که خودمم دارم روی این مبحث کار میکنم و محتوای این جلسه نشانه تایید مسیر درستم هست.خاسته تناسب اندام و سلامتی و شادابی رو میخام خلق کنم دیدم ته ذهنم هنوز دلس میخاد چاقی رو چیزی جدا از من بدونه و تا وقتی مثلا خرید لباس و آینه باهاش مواجه نشم نمیپذیره این شرایط رو …

      و شروع کردم به گفتکو با خودم :

       

      حبیبه بگو ببینم با چه دلیل عقلانی و منطقی اجازه تجربه این شرایط جسمی و اضافه وزن و تصاد سلامتی رو به خودت داده ای ؟

       

      1 با باورهای اشتباهم … در مورد چاقی بعد از ازدواج ، زایمان ،… و تاییدش با دیدن الگوها 

      2 با ترس از مواد غذایی برنج شکر سس نون فست فود … در واقع قدرت دادن به این ها با نگرشم و خلق چاقی بعد خوردنشون

      3 با توجه کردن به ناخاسته یعنی چاقی

      احساس بد یه خودم به جسمم به عملکردم

      سرزنش خودم

      نقد خودم از شکست های گذشته

      قضاوت آدم های چاق در ذهنم

      توحه به نوع رفتارشون با مواد غذایی و قضاوت در ذهنم و گاهی کلامی

      4 جسبیدن به خاسته و مدام دنبال نتیجه بودن ، کمالگرایی ، درک نکردن قانون تکامل 

      که بابا اینم روند داره تو دو روزه چاق نشدی که دو روزه میخای متناسب بشی

      5 ذهنیت اگر نتونم چی … اول مسیر … آخرش مشخصه

      6متعهد نبودن به مسیری که بهش هدایت شدم و عملگرا نبودن در دوره 

      رضایت نداشتم از عملکردم چه ذهنی چه عملی

      7 ماندن در عادت های قبلی و همش گفتم سخته سخته من نمیتونم در برابر عادت هام کنترلی داشته باشم و حاضر نیودم یکم گفتگو ذهنی کنم با خودم ، فقط خودمو رها کرده بودم در مسیر عادت ها

      8حسادت به آدم های متناسب و حس بد بهشون و ارسال فرکانس ناخاسته یا همون خاسته چاقی

      9 ثابت قدم نبودنم در دوره و وقفه ایحاد کردن و اجازه دادن تا اون افکار دوباره برگردن و کار سخت میشد 

      10 حس بد به جسمم

      11 نپذیرفتن خودم 

      12 بی توجهی به نشانه های مسیر و دستاوردهام 

      13 بی توجهی به خاسته 

      14 دلسرد شدن

      15 بی انگیزه شدن 

      16 بی توحهی به ندای درونم… هر بار میگه سیر شدیا کافیه … میگم بذار بخورم … حالا این دفعه

      17 میخاستم سهم خودم و خدا رو کلا کنترات خودم انجام بدم و بی ایمانی و بی اعتمادی به خدا در این مسیر داشتم

       

      خوب ببین حبیبه یه نگاهی بنداز به دلییلات که خودت گفتی … قبولشون داری؟ بله بله خیلی خوب اینا همه در خلاف مسیر رسیدن به تناسب اندامه … چه جوری میخاستی برسی به تناسب با این مسیر اشتباه

       درسته اگر میرسیدم باید شک میکردم به قانون و مسیر و همه چی 

      خوب حالا که من میبینم با این دلایل دقیقا ئر مسیر چاقی پیش رفتم و چاقی خلق کردم حالا که مسئولیت این شرایطم رو پذیرفتم که خودم خودم خلق کردم و هیچ عاملی دخیل نبوده ، حالا که من تونستم در جهت خلاف خیر هستی خلق کنم ، میام مسیر رو درست میکنم همه عوامل بالا روو تصحیح میکنم و در مسیر تناسب قرار میگیرم و قطعا خلق میکنم خاسته و هدف تناسب اندامم رو ، من خالق تمام و کمال زندگی خودم هستم 

       

      خدایا شکرت که همیشه همراهمی ، هدایتم میکنی و حمایتم میکنی

       

      خوب حالا مسیر تناسب اندام چیه ؟

      1 پذیرش خودم شرایطم ، من پذیرفتم من 22 کیلو اضافه وزن دارم و خودم خلقش کردم

      2 در مسیر دوره باورهای درست میسازم

      3 با دوره پیش میرم و ادامه و ادامه و ادامه میدم

      4 متعهد میشم تمرین ها رو انجام بدم و هم ذهنی عملگرا باشم و هم عملی 

      6 من میتونم خلق کنم من میتونم متناسب بشم فقط کافیه در این مسیر بمونم

      7 توجه به خاستم 

      8 تجسم خاستم

      9 گذشته رو رها کنم تاریخش گذشته

      10 توجه به افراد متناسب و رفتارشون

      11 تحسین افراد متناسب 

      12 توجه به خاستم نه چسبندگی به خاستم

      13 درک روند تکاملی این مسیر 

      14 توجه به نتایج کوچک و بزرگ و تکرار اونا با خودم و شکرگزاری در مسیر

      15 گفتگو با خودم 

      16 اعتماد به خدا و سپردن خاستم به خدا و من سهم خودم رو فقط انجام بدم و با خدا تقسیم وظیفه کنم 

       

      پس بریم برای تصحیح مسیر و ادامه …

       

      من متعهد میشم ادامه بدم در مسیر درست رسیدن به خاستم و هواسم به درستی عملکردم باشه و ادامه میدم لاجرم تناسب اندام اتفاق میافته قطعا 

       

      استاد جانم سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/10/03 16:46
      مدت عضویت: 205 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 429 کلمه

      سلام
      من قبلا خیلی چیزها رو مسئول چاقی خودم میدونستم
      اما الان قبول کردم و این باور رسیدم ک من خودم مقصر چاقی خودم هستم من اگاهانه یا نااگاهانه اموزش دیدم و چاقی یادگرفتم از اطرافیانم همانطور ک الان دارم لاغری یاد میگیرم اما اینبار اگاهانه من میخوام ک تغییر کنم و دارم یاد میگرم و خودمو مقصر چاقی خودم میدونم و تلاش میکنم با ورودی های درست و صحیح و بودن در مسیر تداوم و استمرار وادامه دادن این مسیر لاغر میشم چن یادش میگیرم
      من خودم خودمو چاق کردم والان خودم خودمو لاغر میکنم من از قدرت ذهنم اگاه نبودم و اما الان اگاهم
      من قبلا هر ثانیه از روزم اگاهی چاقی ب ذهنم می دادم خب زمین چاقی در ذهن من بزرگه باید الان اطلاعات لاغری ب ذهنم بدم تا زمین لاغری بزرگ‌شه
      من امروز سر ی مسئله از دخترم ناراحت شدم ب حرفم گوش نداد و من عصبی شدم من این فرمول در ذهنم دارم ک عصبی شم میخورم
      با اینک سیر بودم و اصلا میلی نداشتم ذهنم فرمان خوردن داد و من چن مسئولیت خودمو بعهده گرفتم رفتم گوشی برداشتم و ی بازی معما زدم ک بازیش کردم و ذهن رام شد
      واینطوری جلوی خوردن اضافه و عذاب وجدان و شکم درد بعدش گرفتم
      بعدش اومدم دیدگاه نوشتم
      اگه چن بار این کارو بکنم ذهنم یاد میگیره
      من باید احساسمو خب نگه دارم الان دخترم منو عصبانی کردخب باید دلیل عصبانیت در خودم بگردم چرا عصبانی شدم و خودمو مقصر بدونم ن اونو
      اینطوری میتونم مسئله و مشکل پیدا کنم
      من الان از وضعیتم راضیم زیاد ب خودم گیر نمیدم فقط تنهاعذابی ک دارم لباسهام هستن ک تنگ میشن تنها مشکلم لباس خریدنه
      والامن تو مسیرم و میدونم ک دیر و زود شاید داشته باشه ولی قطعیت داره برام لاغری
      من ادامه میدم چن خودمو مقصر چاقیم میدونم و مسئولیت این ک لاغر بشم رو ب عهده گرفتم
      و همونطور ک مسئولیت بزرگ کردن بچموب عهده گرفتم لاغری هم در وجود منه من دوسش دارم بلکه عاشقشم و اونقدر اب میدم بهش عشق میدم ک خودشو نشون بده
      لاغری در درون من هس من باید از منفی ها و علفهای هرز نگهش دارم و با ورودی تغذیش کنم تا بزرگ شه و رشد کنه و از چاقی بزنه جلو
      من میتونم
      چن دارم براش وقت میزارم
      پس اگه من قراره لاغر نشم کی قرار بشه
      این منم ک دارم بهش عشق میدم و دعوتش میکنم
      استاد بارها در فایلهاتون دیدم ک چقدر خوب با بچه هاتون رفتار مبکنبد اگه میشه ی فایل در مورد رفتار با بچه ها اینک چیکار کنیم ن اذیت بشن در عین حال اینم بشه ک حرف شنوی داشته باشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/10/02 00:09
      مدت عضویت: 782 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,708 کلمه

      مبانی لاغری قسمت ۶

      سلام و درود به دوستان قدرتمند در مسیر تغییر و رشد فردی و استاد گرامی 

      خدارو شکر میکنم برای یک روز عالی دیگه و درک اینکه ما خالق تک تک لحظات خود هستیم چه آگاهانه و چه ناآگاهانه 

      منکه در مسیرهای آموزش ذهنی راحتم و اتفاقا همیشه منتظر یک فایل یا آگاهی جدید هستم ،خسته نمیشم از گوش دادن به فایلها ،میدونم برای ساختن محتویات جدید و برنامه ریزیشون به تکرار نیاز دارم 

      ۴۶ سال ،از چاقی و عوارض و راهکارهای اشتباهاش شنیدم و دیدم ،حافظه من پر از خاطرات ناراحت کننده است ،پر از فایلهای سمیه که با گوش دادن به فایلها کمرنگ میشه 

      هر چقدر اطلاعات جدید وارد مغز میشه مثل آب تمیزی عمل میکنه که وارد یک ظرف پر از آب کثیف میشه ،تکرار ریختن آب تمیز باعث زلال شدن آب کثیف میشه که با گوش کردن و انجام تمرینات درونیات آلوده ما تمیزتر خواهد شد

      پس با بودنمون با درک و آگاهی در دوره ها ،به خودمون لطف بزرگی میکنیم ،چطور وقتی میخواستیم  چاق بشیم از حرف زدن در مورد چاقی خسته نمیشدیم ،میتونستیم ساعتها صحبت کنیم ،فکر کنیم و با دیگران در موردش  نقشه میکشیدیم ،حالا برعکسش  باید در مورد لاغری بشنویم و یاد بگیریم‌

       

      پذیرش مسئولیت خودم و تمامی اتفاقات و شرایطی که در حال تجربه کردنشون هستم ،چقدر این مسئله مهمه ،اینکه بپذیرم باعث و بانی چاقیم فقط خودم بودم‌ و هستم ،تا زمانیکه از اعماق وجودم نپذیرم که خودم باعث چاقیم هستم اتفاق خاصی در من رخ نمیده

      یه عادت بدی که از بچگی در مادرم مشاهده میکردم که هنوزم به همون شکله تازه بدتر هم شده ،همیشه دیگران رو مسئول انجام نشدن کارهاش میدونه و خودشو کاملا تو زندگیش کنار کشیده  مخصوصا که سالها بود که عادت کرده بود کارهاشو من انجام بدم یا خواهرای دیگم

      از چند سال پیش که بین من و مادرم کدورتی بوجود اومد و نتونست کارهاشو بمن بسپره خدارو شکر چندتا کار کوچیکشو خودش انجام میده و همیشه مقصرهای زیادی برای بدبیاری هاش پیدا میکنه 

      و خودشو هیچ کاره زندگیش میدونه که این رفتار اشتباهشو منم چندین سال انجام میدادم و همیشه دنبال مقصرها بودم که خودمو کنار بکشم و نخوام کاری انجام بدم 

      قبلا دلیل تمام برخوردهام با تضادهارو دیگران میدونستم ،کشور،دولت ،پدر و مادرم ،خانواده  همکارام ،مردم  بچه هام ،خدا و جهان  ووو

      و خودمو کاملا بی مسئولیت کرده بودم در تمام جنبه های زندگیم که چاقی یکی از همون ها بود، مسبب چاقی من همه بودن جز خودم  ،ارث،ژنتیک ،استخون بندی درشت،پرخوری ، بی تحرکی ،بلوغ ،ازدواج ،زایمان ،افزایش سن، سوخت و ساز پایین وووو

      خودم هم نقش یک قربانیه مظلومو بازی میکردم که فقط داره چپ و راست بهش ظلم میشه ،بساطی داشتم اون زمان ها ، بحث جنجالی زندگیم‌ چاقیم بود که هیچ راه حلی هم براش پیدا نکرده بودم بجز ورزش سنگین و نخوردن ،که تازه با اون ۲ روش هم درونی مخالف بودم و مجبورا رعایت میکردم

      تا زمانیکه مسئولیت چاقی خودمو نپذیرم نمیتونم لاغر بشم ،وقتی مسئول چاق بودنه من ارث ماست حالا چجوری ارثو تغییر بدم ؟ چجوری ژنمو تغییر بدم ؟ با استخون های درشتم چکار کنم ؟ دیگه ازدواج کردم و نمیشه کاریش کرد ،زایمان هم داشتم ،افزایش سن هم  دارم ،چجوری با سوخت و سازم صحبت کنم که بیاد و پا در میونی کنه تا  من لاغر بشم،اینها دلایل چاقی من بودن‌ 

      پس الان درک میکنم که  مسئول چاقیم خودم هستم ،افکارم هستن و رفتارم ،پذیرفتی فریده ؟ باید بپذیری با هر ترفندی ،اگر بپذیری ازش رد میشی ،پس اگر ته مونده هایی از بی مسئولیتی در تو هست تخلیه ش کن بیارش بیرون ،ببینش ،بپذیرش و ازش رد شو 

      یه چیزی که دیروز دوستم  در من متوجه شد و باهام در موردش صحبت کرد این بود که من هنوز جنسیت خودمو نپذیرفتم ،من بدم میاد که زن هستم ،من با جنس زن ها کدورت دارم ،قدرتمند و توانمند نمیدونمشون ،ازشون بدم میاد و باهاشون زاویه دارم 

      که اونم برمیگرده به پسر دوست بودن کل خانواده مادری و پدریم ،خانواده م منتظر به دنیا اومدن پسر بودن و مادرم فقط دختر به دنیا میورده در انتها هم همگی تشخیص دادن این خانم ( یعنی مادرم‌ ) نمیتونه پسر بدنیا بیاره پس همسرش باید بره زن پسر زا بگیره 

      در تمام طول عمرم از زن ها بد گفته شده و تک تک سلول های من از جنسیتم بیزار بوده ،زن ها رو به عنوان شخصیت موفق قبول نداشتم و ازشون فاصله میگرفتم و تا مدتها حتی لباس دخترونه هم دوست نداشتم بپوشم 

      جالبه من زن هستم و  میخوام موفق هم  باشم ولی زن های موفقو مسخره میکردم و در ذهنم زن ها به هیچ جایی نمیرسن ، البته این مدل افکارو در فرهنگ ایرانی میشد به وضوح دید

      چند شب پیش که با دوستم رفته بودیم‌ تئاتر و ۲ تا هنرپیشه هاش خانم بودن ،من بازی اونهارو نگاه نمیکردم ،دوستم گفت چقدر این خانم قشنگ ایفای نقش میکنه ،بهش گفتم بدم میاد از خانم هاییکه تئاتر بازی میکنن ، خیلی هم لوس و بی نمک هستن 

      خیلی وقت بود که دوستم متوجه شده بود که من با جنسیت خانم ها زاویه دارم و دیروز خیلی باهام صحبت کرد و گفت تو هنوز مسئولیت جنسیت خودتو نپذیرفتی ،تو فکر میکنی باید پسر میبودی تا ارزشمند باشی ، تو خانم هارو شایسته و لایق زندگی کردن و موفق شدن نمیدونی

      کاملا موافق حرف های دوستم بودم و تاییدش کردم و که اونم برمیگرده به نوع تربیت خانواده م که دخترهارو هیچی حساب نمیکردن و این رفت تو مغز من که اگر میخوایی یه چیزی بشی نباید زن باشی ،زن ها که به جایی نمیرسن و من سالها با خودم جنگیدم

      سالها دوست داشتم کارهای ژانگولری انجام بدم که نشون بدم من مثل زن ها نیستم و خبر نداشتم که چقدر داشتم از خودم دور میشدم و زیر پوستی چقدر حتی از زن بودن خودم بدم میومده ،حالا متوجه شدم البته درک این موضوع  مهمه ،ذهنی که سالها متنفر بوده الان باید بهش فرمان توقف تنفر  بدم ،پذیرفتن مسئولیت خودم ،جنسیتم ،تمام اتفاقات زندگیم و چاقیم، شاید ذهنم دوست نداره من بیشتر از این لاغر بشم که مبادا از ابهتم کم بشه ،یا شایدم فکر میکنه مثل مردها باید درشت اندام و قوی باشم 

       

      الان  میخوام  ۲ سایز کم کنم ،مسئولیت ۲ سایز اضافه بودنمو میپذیرم ، اگر هنوز نتونستم ۲ سایز کم کنم بخاطر افکار خودمه ،وقتی ۹۵ درصد فکرم مدام میچرخه تو مسائل مختلف و خودمو درگیر میکنم یعنی نتونستم افکارمو کنترل کنم ،یعنی احساسات ناخوب بر من غالبه ،وقتی هم که افکار مسموم باشه ،احساساتی شبیه به خودشو در بدن ما بوجود میاره که اون احساسات مارو در مسیر اتفاقاتی شبیه به خودشون قرار خواهند داد ،من میپذیرم که خیلی وقته درونی، حسم به ناکجا آباد میره و پر از اضطراب میشم 

      من مسئولیت دیرتر  لاغرتر شدن خودمو میپذیرم حتما هنوز هم درونی از خوردن و خوراکی ها میترسم بلخره یه چیزی در درونم هست که اجازه جلوتر رفتنو نمیده  

       

      خدارو شکر اضطراب برای چاق شدن ندارم  ،چندتا حس های ناخوب قدیمی که سالهاست در درونم لونه کرده و هر از گاهی منو در مسیرهای خاکی میکشه هنوزم هست که اونم خدارو شکر هدایت شدم به رفع کردنشون  و دارم تمرین میکنم که کمتر نشتی انرژی داشته باشم 

      اینکه انرژی من در قسمت های مختلف زندگیم گیره و وجودم خالی از انرژی های قدرتمنده ،با پیدا کردن نشتی های انرژی از زمان کودکی تا الان، میتونم انرژی های بلاک شدمو  پیدا و آزاد کنم و در جهت بهبود خواسته ها قرار بدم 

       

      جمله قشنگی استاد گفتن ،اینکه افراد چاق احساس میکنن چاقی بهشون غلبه کرده و میخواد چاقش کنه  پس اونها هم باید تلاش کنن تا لاغر بشن و چاقی و لاغری رو جدا از خودشون میدونن 

      باید بپذیریم همونجوری که خداوند هدایتمون کرد تو این دوره ها ،حمایتمون هم میکنه ،منتها ما عادت کردیم فقط به جنبه های منفیمون توجه کنیم ،به تغییراتمون نگاه نمیکنیم ،به ۲ سایز کم کردنمون توجه نمیکنیم به ۲ سایز کم نشده مون نگاه میکنیم ،بلد نیستیم خودمونو تشویق کنیم 

      مدام گیر دادیم به زمان که چرا طولانی شده ،اگر هر روز بشینیم تغیبراتمونو  بنویسیم ،قسمت ras مغز مارو میبره تو مسیر نتایج بیشتر ،مدام چک کردنمون تو آینه ،شلوار و لباس هامون ،نشان دهنده حساس بودن و توجهمون به چرا لاغرتر نمیشمه 

      ما تو هیچ کاری ،موفقیت های خودمونو به یاد نمیاریم و تشویق نمیکنیم ،بنابراین تمرکز میکنیم رو نشدن ها که اینها نیاز به تمرین داره ،بلخره سالها داشتیم به شرق میرفتیم و حالا میخواییم به غرب بریم ،کار میبره 

      واقعا نباید احساس نگرانی داشته باشیم مگه این لاغری ما همینجوری اومده که همینجوری هم بره ،ما برای تک تک سلول هامون وقت گذاشتیم روی حافظشون اثر گذاشتیم و تغییرشون دادیم ،رژیم که نگرفتیم ،ورزش که نکردیم 

      راه ریشه ای و صحیحشو رفتیم و خواهیم رفت ،داریم زیربنای بد  ساخته شده ی ناخوداگاهمونو از نو مینویسیم  ،داریم کد نویسی میکنیم ،کدهای قبلیو میشکنیم ،جدید دانلود میکنیم، پس راهمون درسته فقط ادامه بدیم‌

       

      وضعیت  فعلی من بسیار عالی و خوبه و عالیتر هم خواهد شد ، در مسیر تغییر فرمول ها هستم ،خدارو شکر تغییرات زیادی در این ۲ سال داشتم و گذروندن این دوره مثل تحصیل در یک دانشگاه بوده و یک عالمه آگاهی در مورد خودم ،جسمم و ذهنم‌ بدست آوردم 

      میخوام آموزش ها رو زندگی کنم ،عمل کنم و نتایج به موقعش حتما خواهند اومد، اگر درونم بصورت جدی تغییر کنه بیرونمم تغییر خواهد کرد مثل همین چند سایزی که کم کردم ،این نشون میده که من توانایی کم کردن دارم 

      مسئولیت وضعیت فعلیمو به عهده میگیرم و هیچ کس یا عامل بیرونی مسئول نیست ، افکار من در حال تغییر کردن هستن 

      وقتی درونم تغییر میکنه رفتارهای بیرونی هم تغییر میکنن ،دیروز بعد از شاید ۱۰ سال یا بیشتر،  من راضی شدم که شلوار لی رنگ روشن بگیرم که این خودش یک معجزه بود که تن نمیدادم به شلواری بغیر از مشکی و چقدر هم بهم میاد ،قبلا احساس میکردم چقدر گنده و زشت میشم ولی الان برعکس میبینم 

      از عملکردهام راضی هستم و به حالت های درونیم عکس العمل های جدید نشون میدم ،مثلا دیشب که شب یلدا بود و ما رفتیم رستوران ،اتفاقا خیلی هم گرسنه بودم و از لبو،هندونه و آجیل یکمی استفاده کردم ،یکمی هم سالاد خوردم و پیغام سیری بهم داده شد ،بنابراین غذای اصلیمو نخوردم و نوشیدنی هم سفارش ندادم 

      نه اینکه نوشیدنیه یا غذاها چاق کننده باشن نه ،من سیر بودم و نتونستم چیز بیشتری بخورم ،خب اینها یعنی تغییر ،تغییر یعنی جور دیگه فکر و عمل و رفتار کنی ،اگر رفتارهای قدیمو داشته باشیم  که به همون جاهای قدیمی میرسیم 

      خدارو شکر میکنم برای خدایی که مارو شنید و پاسخ داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/26 09:09
      مدت عضویت: 859 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 715 کلمه

      با سلام

      برداشت من از فایل امروز:

      یکی از الزامات رسیدن به تناسب اندام و لاغری داشتن صبر و حوصله است هیچ دستور العمل دیگه ای نداره باید با گوش دادن به فایل ها تغییر در نگرش و باورهامون به وجود بیاد تا در ذهنمون جا بگیره و تبدیل به سبک زندگیمون بشه.

       

      مسیر درست یعنی با صبر و حوصله گوش دادن، با صرف زمان کافی، با شور واشتیاق گوش دادن،با نوشتن تمرین،با خوندن نوشته های دیگران در واقع نشون میده که در مسیر درست داریم حرکت می کنیم.

       

      مورد بعدی این هست که باید مسئولیت چاقی خودمون را بپذیریم، پذیرش مسئولیت چاقی به ما کمک می کنه که در مسیر استمرار داشته باشیم البته برای تغییر در هر جنبه زندگی نیاز به پذیرش اون وضعیت داریم.

       

      در لاغری با ذهن پذیرش مسئولیت وضعیت فعلی خیلی مهمه و این پذیرش هم با کلام و زبانی نیست باید نگرش اون را در خودمون ایجاد کنیم هیچ عاملی نباید مانع حرکت ما بشه، و هیچ مسئله ای نباید باعث رها کردن مسیر بشه.

       

      وقتی رها می کنیم وقتی حوصله نداریم وقتی از انجام تکالیف مربوطه و فایل گوش دادن خسته میشیم و انجام نمیدیم این یعنی ما هنوز در پذیرش اصل اولیه که خودمون مسئولیت وضعیت پیش آمده هستیم مشکل داریم.

       

      کسی که مسئولیت چاقی خودشو می پذیره دیگه بین نگرش خودش و جسمش تفاوتی قائل نیست و کاملا می پذیره.حتی اگه تو این مسیر چاق هم بشه باز هم قبولش می کنه و سعی در تغییر نگرش، افکار و باورهاشو داره و ترسی نداره، نا امید نمیشه و نگرانی به خودش راه نمیده فقط باید بپذیره و قبول داشته باشه که می تونه اونو تغییر بده.

       

      کسی که مسئولیت کاراشو بپذیره حتی اگه اشتباهاتی داشته باشه تلاش می کنه تا اون اشتباهات را اصلاح کنه و خودشو در مسیر درست قرار بده.

       

      جسم ما از ما جدا نیست و این ما هستیم که اونو می سازیم ما با ذهنمون مسئول وضعیت خودمون هستیم تغییرات از وقتی شروع میشه که باورها و نگرش ما تغییر می کنه و این ما هستیم که فرمول های صحیح را ایجاد می کنیم.

       

      چاقی و تناسب اندام هر دو مسئولیتش با ماست هر دو را خود ما به وجود آوردیم اگر در مسیر لاغری به تناسب اندام رسیدیم باید بپذیریم که خودمون اونو به وجود آوردیم و برای از دست دادن لاغری و برگشتن به وضع قبل نگران نباشیم و مسیر را رها نکنیم چون لاغری الکی به وجود نیومده بلکه تغییر نگرش و باور و … به وجود اومده و از بین نمیره

       

      تنها دلیلی که بعضی از افراد موفقیت خودشونو از دست میدن به خاطر اینه که نمی تونند مسئولیت فعلی خودشون قبول کنند.و در واقع هنوز تغییر در نگرش و باور را به خوبی نپذیرفتند و مسئولیت اونو قبول نکردند برای همین دچار لغزش میشن.

       

      من دو سال هست که در مسیر هستم اوایل تغییرات برام قابل حس نبود با این که مسئولیت چاقیم را پذیرفته بودم اما باز هم گاهی دچار یاس و نا امیدی می شدم و می گفتم پس کی من دیگه تغییر می کنم ولی کم کم خودمو باور کردم و پذیرفتم که مسئولیت چاقی من فقط به خودم مربوطه و این من هستم که با افکار و باورهام باعث شدم که چاقی برام موندگار شده و پذیرفتم که می تونم خودمو تغییر بدم.

       

      من از شرایط فعلی راضی هستم البته هنوز تا ایده آل خودم چند کیلو اضافه وزن دارم اما مسئولیت همه چیز به عهده ی خودمه من پذیرفتم که در این مسیر تا همیشه می مانم تا احساس خوب پایدار و دائمی داشته باشم.

       

      من ورودی های بهتری برای خودم در نظر گرفتم، باورهامو یکی یکی دارم اصلاح می کنم، به کارهایی می پردازم که مورد علاقه ام هستن و بهم احساس خوب میدن، و یکی از مهم ترین این کارها همین احساس لیاقت داشتن برای لاغری و تناسب اندام هست مطمئنم که لیاقت اندام متناسب و عالی را دارم ودر مسیر و مدارش قرار دارم، چون فایل هامو مرتب گوش میدم، نظراتمو ثبت می کنم، نظر دوستان را می خونم پس در مسیر درست دارم حرکت می کنم.

       

      من در این مسیر با صبر و حوصله حرکت می کنم و مسئولیت تمام شرایط که در اون هستم را به عهده می گیرم و با شور واشتیاق ادامه میدم تا شرایط مطلوب و مورد نظرم را برای خودم ایجاد کنم. من وضعیت فعلی خودمو به سمت و سویی می برم که واقعا رضایت کامل داشته باشم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سهیلا عظیمی ویشته
        1400/09/27 11:22
        مدت عضویت: 874 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 113 کلمه

        عالی بود دوست خوبم مهمترین نکته این نگرش این بود که عجله ایی برای رسیدن به تناسب اندام نباید داشت  چون به خوبی میدانیم  وقتی که در مسیر درست حرکت میکنیم صد در صد به نتیجه دلهواه خود میرسیم و یک نکته عالی که ذکر کردید احساس لیاقت داشتن برای متناسب بودن بود  وقتی این احساس به شکل واقعی در ما ایجاد بشود و خود را لایق متناسب بودن بدانیم   خواه ناخواه ذهن ما برای این که به این لذت دست پیدا  کنه جسم مارا به سمت تناسب  هدایت میکنه ونقشه ذهنی را براساس تناسب داشتن طرح میکنه تا ما به آن احساس خوب لیاقت برسیم  با سپاس از شما دوست عزیزم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/24 22:09
      مدت عضویت: 848 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      گوش کردن فایلها برای من تفریح مثل دیدن یک سریال جذابی که پیگیرشم 

      مخصوصا فایلهای جدید مثلا وقتی تو قسمت مبانی لاغری میبینم که فایل جدید اومده یک دفعه میگم وای اخجون فایل جدید کلا همیشه فکر میکنم در فایلهای جدید فوت کوزه گری و واقعا هم همینطور و هیچ فایلی تکراری نیست حتی فایلهای تکراری هم هر بار نکات جدیدی یاداوری میکنه الان خیلی از اطرافیانم سریال های خانگی میبینند و من خدا رو شکر نه این کار نمیکنم و فکر میکنم چون در سایت و دوره ها مشغولم وقت دیدن اون اراجیف ندارم البته ببخشید که انقدر رک حرف زدم ولی کلا از وقتی با کار ذهنی اشنا شدم نمیزارم هر چیزی وارد ذهنم بشه و خیلی مواظب ورودیها هستم و فیلم دیدن بچه هام کنترل میکنم و سعی میکنم اونها هم مواظب ورودیهاشون باشن و الان که خوبدفکر میکنم میبینم که ما چه قدر فیلم خوب کم داریم

      دقیقا دیروز بود که روی ابرها بودم حالم عالی بود و لاغری تو دستام میدیدم خوب شلوارم گشاد شده بود و کنترلم رو خوردن عالی بود ولی تو ارایشگاه خودم تو اینه دیدم و با تله ی چاقی موضعی نابود شدم

      و با خودم گفتم نه چاقی موضعی یک چی دیگست استاد نمیدونه حتما یک بیماری درونی داری ببین هیچ کس اینجوری نیست کلا تو فرمت فرق داره

      وقتی امروز فایل گوش کردم واقعا فهمیدم من مسیولیت چاقیم نپزیرفتم فکر میکردم که پزیرفتم اگر کاملا قبول کرده بودم که خودم باعث چاقیم هستیم ناراحت نمیشدم چون من دارم با قدم زدن در مسیر لاغری خودم اصلاح میکنم و خیلی هم عالی دارم پیش میرم درست وقتی خیلی عالی پیش میری از یک جایی بهت حمله میشه

      من از چاق شدن نمیترسم چون زبان لاغری بلدم و هر وقت به زبان لاغری حرف بزنم متناسبم

      من امروز ظهر خیلی گرسنه بودم صبح ها فقط چند لقمه میخورم خیلی زود سیر میشم گاهی موقع ظهر خیلی گرسنه میشم نهار اماده نبود یکم توت و گردو و خرمالو خوردم و سیر شدم ساعت سه نهار اماده شد الویه بود ولی نخوردم خوب فایل همون موقع گوش داده بودم و مسیولیت چاقیم به عهده گرفته بودم من خودم مسیول چاقیم هستم چون وقتی سیر هستم میخورم چون یک عمر وقتی سیر بودم خوردم چون خوردم که مثلا این الویه است خوب این رفتارها من چاق کرده الویه همیشه هست تا اخر دنیا هر وقت گرسنه باشم هر چه قدر بخوام میتونم بخورم ولی تناسبم تا اخر دنیا ماندگار نیست تو دستهای من و مسیولیتش با من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سهیلا عظیمی ویشته
        1400/09/27 11:37
        مدت عضویت: 874 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 202 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        به نظر من شما هنوز بیشتر باید روی باورهاتون کار کنید  چون هنوز توجه شما به غذا ست  و یک ترس پنهان از مواد غذایی در ذهن شما  باقی مانده.  که باید این ترس از بین بره. خیلی خوبه که به دئ نقطه سیری و گرسنگی توجه میکنید. اما چون میان وعده خورده بودید  یک ترسی نگذاشت که نهار را میل کنید و با توجیهی که داشتید این غذا همیشه هست ولی تناسب  همیشه نیست  حدس زدم  که اطمینان به  خود را هنوز پیدا نکردید  چون  اگر مطمعن باشید.که به تناسب میرسید. واین تناسب ماندگار است  ترس از خوردن از بین میرود  وبا خیال راحت  غذا را به اندازه نیاز میل میکنید در باره چاقی موضعی که در اکثر  افرلد چاق وجود دارد بستگی به باورهلیی است که در گذشته  آن را شنیندیم و یا دیدیم مثلا عمه منم از قسمت ران چاقتره واین در خانواده ما ژنتیکیه و یا منم مثل مادرم. از قسمت بالاتنه چاق میشم. ویا فامیل ما اینجوری چاق هستند اینها همان باورهایی که به ضمیر ناخودآگاه خود سپردیم  و وقتی در شراط قرار میگیریم این فرمولها به کار میافتند و خوذشان را در جسم  ما نشان میدهند.   باز هم از شما دوست عزیز سپاسگذارم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/09/27 21:39
          مدت عضویت: 848 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 3 کلمه

          ممنون سهیلا جان

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      pooldarjazzab@yahoo.com
      1400/09/24 09:24
      مدت عضویت: 44 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,107 کلمه

      سلام آقا رضا . 

       

      محتوای این قسمت خیلی جالب بود .

       

      از الزامات مهم برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن:

      ۱- لاغری با ذهن نیاز به صبر و حوصله دارد.

       

      ۲- برای لاغر شدن از طریق ذهن باید مسئولیت وضعیت فعلی خود را بپذیرید.

       

      درسته این نکته واقعا به شرح اساسی برای من نیاز داره . 

      چند روزی  با یه آقای دکتری آشنا شدم . بهم پیشنهاد دوستی داد و شماره اش رو هم داد تا مدتی با هم آشنا باشیم .من همون وقت چون تازه با اینجا آشنا شده بودم رد کردمش ولی ایشون رها نمیکرد و باز هم درخواستش رو مطرح میکرد . البته که خیلی معقول و خوب بود . اما دیروز ذهن منو مشغول کرد و تمرکز من از روی انجام تمرینات رو برداشت . برای همین هم دیروز نتونستم بر رفتار خودم تمرکز کنم . چون ذهنم درگیر یه مساله ی دیگه شده بود و فرمولهای چاقی از ناخوداگاهم در حال تبدیل شدن به  فکر و رفتار . 

      اما امروز که از خواب بیدار شدم گفتم پولدار جذاب تو ذهنت هنوز از عشق قبلی فاصله نگرفته . اگه میخوای با این آقای دکتر دوباره شروع کنی خب اوکی ولی باید بدونی این یکی از کارهای توعه . نه همه ی زندگیت . براش وقت بزار ولی نزار خودتو ازت بگیره . 

      وقتی خودتو فکرتو حرفتو از تو بگیره و تو دوباره رسیدگی به خودت رو فراموش کنی اعصابت خورد میشه . 

      اون یه شخص بیرونی هست و به نظرم خودت اولویت زندگیت هستی . 

      الان که اومدم این قسمت رو خوندم دقیقا برای وضعیت من نوشته شده بود . مخصوصا الزام دومش که بپذیرید مسئول شرایط فعلی شما هستید . 

       

      من تا دیروز اون آقا رو مسئول حواسپرتی خودم میدونستم . اما امروز با خوندن این مطلب فهمیدم نه اگر من دیروز نتونستم در مسیر تناسب خوب عمل کنم تقصیر اون آقا نبود تقصیر خودم بود . حتی در مورد روابط باز داشتم مثل قبلی عمل می کردم و ایشون رو تمام زندگی خودم میکردم و از خودم فاصله میگرفتم و کلا داشتم بر اساس فرمولهای قبلی حرکت میکردم . 

       

      اما امروز راه حل رو پیدا کردم . 

      هرچیز جدیدی که وارد زندگیم میشه چون محتوای جدید هست باید صبر کنم . جالبه صبح که بیدار شدم ذهنم آروم شد انگار توی شب دائما داشت خودش این موضوع رو حل و فصل میکرد و من صبح که بیدار شدم با آرامش از خواب بلند شدم و حس کردم مساله و درگیری ذهنیم حل شد . 

      اینجا رو هم که اومدم خوندم دیدم چقدر به نیت من شبیهه و یه جورایی پاسخ درگیری ذهنی دیروز من بود . 

       

      من نباید کسی رو مسئول شرایط خودم بدونم . اون اقا یا هر کسی دیگه که قراره وارد زندگیم بشه من نیست . یه شخص بیرونیه . همونجوری که برای کارهای دیگه ام وقت میزارم برای ایشونم وقت بزارم . اما وقت من برای خودم هست . من باید روی خودم و ذهنم تمرکز کنم .

      ولی جالبه اینکه من وقتی اومدم تنهایی هم یکی از چیزهایی بود که در اینجا مطرح کرده بودم ولی وقتی عشق قبلی رو کنار گذاشتم شخص دیگه ای داره وارد زندگیم میشه که از هر لحاظ ایده آله . فقط یه چیز اینکه من هنوز حسم نسبت به اون قبلیه از بین نرفته و فکر میکنم نمیتونم با این آقای دکتر بمونم . چون هنوز هیچ علاقه ای در خودم نمیبینم . اما جذب این آقای دکتر به من نشون داد که وقتی روی یه مرحله از وجودت کار میکنی همه ی قسمتهای وجودت هماهنگ میشه و تو در هر زمینه ای میتونی به موفقیت برسی . اینطور نیست که تو مثلا روی لاغری داری کار می کنی روابط از بین بره یا پول از بین بره و وقتی روی سایر چیزها کار کنی لاغریت از بین بره . 

       

      انگار که یک پک کامله . وقتی یه چیز رو سفارش میدیم بقیه ی چیزها هم همراه اون پک میاد . 

       

      امروز حس میکنم حسم خیلی بهتر از دیروزه . خیلی آرامشم بیشتره چون تضادی که دیروز داشتم امروز حل شد و فهمیدم در چنین مواقعی چطور باید عمل کنم که خودم و فراموش نکنم و حواسم از خودم پرت نشه .

       

      وقتی مسئولیت شرایط جدید خودمون رو میپذیریم اون وقت میتونیم مدیریتش کنیم و بهترین راه حل به ذهن میرسه ولی وقتی نپذیریم این مسئولیت رو و دیگران رو مقصر بدونیم ذهن ما درگیر مسائل حاشیه و غیر از خودش میشه و دوباره در وضعیت نابسامان گذشته قرار میگیره . 

       

      امروز خودمو دوباره در مسیر تناسب حس می کنم . 

      حس میکنم دوباره آگاه شدم و این اگاهی جدید امروزم رو داره میسازه . 

      دیشب که ذهنم درگیر بود خیلی اومدم سایت رو مطالعه کردم شاید جواب درگیری ذهنم رو بگیرم ولی دیشب پیدا نکردم ولی وقتی شب خوابیدم و صبح با احساس ارامش بیدار شدم و اومدم سراغ سایت پاسخ خودمو اینجا پیدا کردم . 

      خیلی برام جالب بود . 

      من صبر کردم  و وقتی صبر کردم و بعد خوابیدم ذهنم شروع کرد به تجزیه و تحلیل . بعد صبح فهمیدم باید مسئولیت شرایط رو بر عهده بگیرم . 

      اول اینکه جذب یه آقای شریف و معقول و دارای موقعیت اجتماعی خوب نشون میده من فکرم در مدار صحیح بوده که این فرد رو جذب کردم . اما رفتار با  این فرد هم درست مثل لاغری نیاز به مدیریت داره و من نباید مثل عشق قبلی رفتار کنم . گرچه عشق قبلیم با وجود همه ی اون شرایط بد قبلی بازم سراغم اومد و من هنوزم دلم پیش اونه اما فعلا نمیتونم برگردم به اون فرد قبلی چون خاطرات تلخم دوباره مرور میشه و من ورودیهای بد در ذهنم دوباره شروع به کار میکنه و رفتار منو تحت تاثیر خودش قرار میده . برای همین اون رو فعلا کنار گذاشتم . 

      این فرد جدید رو حس دوست داشتن بهش ندارم . ولی میبینم چقدر صادقانه و البته ساده  بهم عشق ورزی میکنه . عشق ایشون دیروز داشت ذهنم رو درگیر میکرد و رفتارم رو تحت کنترل خودش میگرفت و من هم رفتار غذایی نا دلخواه پیدا کردم و هم نتونستم اونطور که باید به کارهای روزمره ام برسم . 

      اما امروز فهمیدم خودم مسئول چنبن شرایطی هستم و الان کاملا متوجه موضوع شدم و تونستم این شرایط رو در کنترل خودم بگیرم . 

      من اولویت اول  زندگیم هستم . 

      عشق و دلبستگی  یکی از برنامه های روزانه ی منه نه همه ی زندگیم . 

      من باید به همه ی زندگیم جهت خوب بدم . همونطور که این چند روز دادم و واقعا خود بهتری رو از خودم دیدم . 

      من امروز صبح بازم بلند شدم و با احساس خوب به کارهام رسیدگی کردم و دوباره برای خودم برنامه های دلخواه ریختم تا خوب عمل کنم تا احساس خوب در من جاری بشه . من خوب گفتن و خوب دیدن و خوب شنیدن رو هم جزء برنامه هام قرار دادم . 

      امروز حالم خیلی خوبه و ذهنم کاملا آزاد و رها در مسیر تناسب همراه منه . 

      من درمسیر تناسب صبر میکنم و تمام مسئولیت شرایطی که خلق کردم رو به عهده میگیرم . من با خودم دوست هستم . من به خودم عشق می ورزم و همیشه طالب این موضوع هستم که چطور فکر و عمل کنم که بتونم شرایط دلخواهم رو برای خودم ایجاد کنم که به حال خوبم گرفتار درگیریها نشه . 

      چیزی که فهمیدم اینه من توانایی حل مسائل زندگیم رو دارم اما زمانی میتونم به این توانایی برسم که خودم رو مسئول شرایط نادلخواهی که برام رخ داده بدونم . 

      ممنون بابت این قسمت عالی خیلی برام راهگشا بود . حالا به ادامه ی تمرین بپردازم ‌ .

       

       ۲- میزان رضایت خود از وضعیت فعلی تان را بنویسید و با دلیل و منطق اثبات کنید که مسئولیت وضعیت فعلی خود را می پذیرید.

      3- برنامه خود برای بهبود شرایط و تغییر وضعیت فعلی تان را بنویسید.

      4- با نوشتن چند خط متعهد شوید که وضعیت فعلی خود را تغییر خواهید داد و در این مسیر نهایت سعی خود را خواهید کرد.

       

      ۲- من از وضعیت فعلیم بسیار راصی هستم . خودم رو تحت هر شرایطی دوست دارم . هر شرایطی هم که برام پیش میاد اومده که نکات جدیدی بهم یاد بده . که بهم نشون بده من در چه نقطه ای هستم و چطور باید عمل کنم که به شرایط بهتری برسم . 

      من شرایط نادلخواهم رو با کمال میل میپذیرم و میپذیرم خودم مسئول چنین شرایطی هستم . من با خودم دوست دوستم . عاشق خودم هستم و حالا که یاد گرفتم چطور از دل سختیها آسونی رو استخراج کنم اگر شرایط نادلخواه رو بپذیرم و دیگه باهاش نجنگم و بپذیرم خودم ایجادش کردم  زودتر میتونم حلش کنم ولی وقتی نپذیرمش و مدام باهاش بجنگم و پسش بزنم اجازه نمیدم راه حلی که در دل خودش هم هست خودشو بهم نشون بده . 

       

      من میپذیرم که در حوزه ی روابط مشکل دارم و شاید آنچنان که باید و شاید نمیتونم یه روابط سالم و خوب ایجاد کنم اما امروز فهمیدم این موضوع فقط به خاطر اینه که من میخوام ازش فرار کنم و نمیپذیرمش و ترجیح میدم در تنهایی زندگی کنم اما خدا داره موقعیت مختلف رو برام ایجاد می کنه که یاد بگیرم که به روابط سالم برسم و بتونم مدیریت کنم بودن با یه فرد دیگه رو . باز هم اولویت کار رو خودم قرار بدم تا گرفتار پرخوریهای عصبی نشم . عذاب وجدان نگیرم و کلا در مسیر چاقی نیفتم . و یا اگر افتادم بتونم زودتر بلند بشم . 

      همینکه من تونستم دوباره بلند بشم یعنی یاد گرفتم و دوباره تونستم از این جهت به مسیر تناسب و حال خوبم برگردم . 

       

      ۳- برنامه ی من برای بهبود شرایطم اینه که بتونم آگاهانه عمل کنم . برای اینکار باید به خودم توجه داشته باشم . و خودم رو مدیریت کنم  . خودم رو بپذیرم و بدونم من توانایی حل مساله رو دارم و اگر حتی خودمم نتونسته باشم بهش برسم حل مساله از طرق مختلف جذب من میشه . 

      برنامه ی من کماکان خوب فکر کردن خوب عمل کردن خوب دیدن خوب شنیدن و خوب حس کردنه . 

      دادن محتوای خوب به خودم در اولویت کارهامه وحالا یاد گرفتم پذیرش تمام شرایط نادلخواه حتی در مسیر تناسب نیز شرط اصلی حال خوب هست . پس نبابد با خودم بجنگم و این شرایط رو گردن افراد بیرونی بیندازم . خودم مسئولیتش رو بپذیرم تا به سمت راهکارش  هدایت بشم . مثل همون وقت که من خود سیاه قبلیم رو تمام و کمال پذیرفتم و به سایت تناسب فکری هدایت شدم درمسیر صحیح هم هر چیزی که باعث میشه حال من بد بشه رو باید بپذیرم حسم و بهش خوب کنم باهاش نجنگم دوسش داشته باشم . برای خودش نه برای حل شدن و یه جورایی فرار کردن از اون . وقتی صادقانه اون رو پذیرفتم و خودم رو خالق و ایجاد کننده اش دونستم راه حلش رو هم میتونم جذب کنم . چون این توانایی به من داده شده . 

      اینا برنامه های منه .

       

      ۴- اما تعهدم . 

      اینجانب پولدار جذاب تعهد می دهم وضعیت فعلی خودم را تغییر دهم و در این مسیر تمام سعی خود را خواهم کرد . 

       

      من متعهد میشوم به یادگیری . 

      من متعهد میشوم به بهتر عمل کردم . 

      من متعهدم میشوم به پذیرش مسئولیت تمام شرایط زندگی .

      من متعهد میشوم به پذیرش تمام و کمال خودم با هر شرایطی که برای خودم خلق کردم . 

      من متعهد میشم که فکر و عملم رو خوب کنم . 

      من متعهد میشم در مسیر تناسب صبر کنم . 

      من متعهد میشم  ورودی خوب ببینم بشنوم و با حس لامسه که در دستان و پاها و بدنم است فعل خوب انجام دهم که این ورودی از همه ی ورودیها مهمتر است . چون تمام بدن من حس لامسه دارد و وقتی من کار بد و نادلخواه انجام دهم دست و پاهای من این ورودی را به ذهنم میرسانند و ذهن من از بدی پر میشود . پس خیلی مهم است که دست و پاهایم گواهی خوب بدهند . فکر می کنم شهادت دست و پا در قیامت هم همین معنا را داشته باشد . برای همین همه جا عمل کردن را مهمتر از بقیه ی ورودیها می دانند . چون ورودی بزرگیست نسبت به سایر ورودیها . چشم و گوش و زبان کوچکتر و راحتتر هستند برای کنترل . اما عمل کردن چون بزرگتر است شاید کنترل بیشتری بخواهد و تاثیر ان نیز چند برابر است برای پر کردن محتواهای ذهنی عالی . 

      چون تمام بدن حس لامسه دارد و چاقی نیز در جسم ما خودش را نشان داده یعنی حس لامسه ی من  با ورودی چاق کننده درگیر است که خروجی آن شده چاقی . 

      پس من باید ارام و اهسته این ورودی عالی و بزرگ را از احساس چاقی خالی کنم . با کمتر انجام دادن فعالیتهای چاق کننده . صبر کنم . نگرشم را اصلاح کنم تا بتوانم الگوهای خوب فکری و عملی را با هم اجرا کنم . 

      من تعهد میدهم که خوب فکر و خوب عمل کنم تا حس لامسه ی من سرشار از عمل زیبا و متناسب کننده شود . 

      این تمرین فوق العاده بود و حال من رو بسیار خوب کرد .

      سپاسگزارم . 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/22 23:21
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,389 کلمه

      سلام خدمت  استاد گرامی 

      پذیرش مسولیت فعلی خیلی مهم هست و من زمانی که وارد این سایت شدم با ارزشترین نکته ی این  مسیر روشن  این بود که قدرت رو از همه چیز گرفتم و فقط قدرت رو  به خودم دادم و خوشحال شدم که مسولیت چاقی خودم و جسم خودم خودم هستم و هیچ عامل بیرونی در چاقی جسم من دخالت نداره  و چقدر احساس توانایی و خود باوری کردم و گفتم  حالا که اینطور  هست ( متوجه شدم جریان چیه)  پس من میتونم دوباره لاغر بشم چون  پزشکان و اطرافیان در مغز من کرده بودن به خاطر کم کاریی تیرویید و مشکل هورمونی تو چه بخواهی چه نخواهیی چاق میشی و قدرت رو از من گرفته بودن و به اونها داده بودن و من بسیار ناراحت بودم  و احساس میکردم چاقی تمام وجودم رو گرفته و من  در مقابل اون ناتو ان و حقیرم و هیچ قدرتی ندارم و اون  جاقی هر روز با تمام قدرت و زور بر من غلبه میکنه و  در وجود من بیشتر میشه و دقیقا اینطور شد که  با وجود تلاشهای  خیلی بیشترم از قبل لاعر نمیشدم   اما چون باورهام رو خراب کرده بودن نتیجه نمیگرفتم تازه نتیجه  معکوس هم میگرفتم یعنی هر ماه داشت وزنم بالاتر میرفت  و یادم میاد همون اوایل   که وارد سایت شدم به خاطر همین پذیرش،مسولیت و قدرت دادن به خودم آرامش پیدا کردم حال خوب پیدا کردم و یادم میاد احساس توانایی در خودم کردم و با عشق بارها در سایت تعهدم رو در همون ۱۲ جلسه رایگان نوشتم و دلیلهای گذشته ی خودم رو برای چاقی نقص کردم و اینقدر این راه رو باور کردم و با عشق جلو رفتم که ریزش،سایز و وزن بسیار خوبی رو داشتم و دلم میخواد بازم دوباره همین جا تعهد بدم که من فروغ مسول ۶ کیلو اضافه وزن  (البته دقیق نیست شاید کمتر یا بیشتر باشه نمیدونم )خودم هستم .چطور مسولم  ؟؟  چون که هیچ چیزی  در این دو سال مانع ادامه ندادن من نمیشه و همچنان پر شور دارم گوش میدم و مینویسم و امیدوارم که این  مهمان ناخوانده به زودی از جسم من بیرون میره و اما  اگر هنوز در لباسهام چاقی من  مشهود هست اگر  هنوز داخل ایینه که میرم چاقی فلان اندامها م رو میبینم اگر هنوز  از جسم خودم  راضی نیستم اما هر روز با تعهد و اشتیاق در این مسیر گام برمیدارم و ادامه میدم و این نشون میده من خودم رو مسول چاقی خودم میدونم نه هیچ عامل بیرونی دیگه  رو .

       دوباره میگم من خودم رو مسول وضعیت فعلی خودم میدونم و میدونم این اندام من نتیجه ی   رفتار و باورهای  خودم هست و همین  افکار و رفتار من باعث  این چاقی در جسمم شده و من باید با این آموزشها بیشتر روی خودم کار کنم .پس من بین خودم و جسمم فاصله ای نمیزارم و آن دو رو یکی میدونم اما اگر من مسولیت چاقی رو نمیپذیرم فاصله میندازم بین خودم و چاقی  به این صورت که  بارها میگم این چاقی به خاطر قرص و دارو و کم تحرکی و ارث و ….هست هرگز موفق نمیشم . پس هر کس دلیل میاره برای ادامه ندادن در این راه  و لاغر نشدن بین خودش،و جسمش تفاوت قایل هست و فکر میکنه چاقی بر اون علبه کرده و یه جایی دیگه زور چاقی  رو نداره  قطعا چاقتر میشه من الان که دارم این کامنت رو مینویسم خیلی اضافه وزن ندارم ولی بارها به خودم میگم قطعا یه جاهایی در ذهنم باورهای نادرست دارم و رفتارهای نادرست دارم که هنوز نتونستم به وزن دلخواهم برسم فقط و فقط این دو رو عامل چاقی الانم میدونم و برای رفع همین مشکلاتم  هر روز با اشتیاق فایل گوش میدم تا به نتیجه ی دلخواهم برسم و بارها به خودم میگم چیز سختی نیست این همه از دوستان تونستن  لاغر  بشن پس منم میتونم فقط کافیه به آموزشها  عمل کنم 

      ترس از چاقتر شدن نباید داشته باشید تا زمانی که من این ترس رو دااشته باشم به احتمال زیاد چاقتر هم میشم چون فکر میکنیم این چاقی  یه نیروی دیگه هست و داره به ما فشار میاره و ما زورمون به اون نمیرسه و در نهایت ما شکست میخوریم و  چاق میشیم .

      هر کس برای عدم موفقیت خود دلیلی داره یعنی مسولیت اون کار رو قبول نکرده و کسی که مسولیت کارش رو قبول میکنه  دیگه دلیل نداره برای نرسیدن و میگه من باید بهتر و بیشتر کار کنم .

      من  تقریبا دو سال هست که  مسولیت چاقی   خودم رو پذیرفتم و در این  دو سال من هر روز با تعهد و اشتیاق  در مسبر حرکت میکنم و کلی کاهش،وزن و سایز داشتم ولی هنوزم باید لاغر تر بشم .

      من با ذهنم دارم جسمم رو چاق میکنم من باید مسولیت این چاقی رو قبول کنم و نترسم از چاقتر شدن . چطور ؟؟؟ با کار کردن روی خودم و بعد اززاون جسمت لاعر تر میشه و قبول کن خودت داری لاغری رو ایجاد میکنی با تکرار فرمولهای صحیح .و اگر لاغر تر شدی نترس که مبادا از دستش بدی نه خیر از دستش نمیدی و بارها بگو چطور اون موقع که چاق شده بودی هیچ وقت چاقی رو از دست نمیدادی باوجود اینکه خیلی تلاش میکردی لاغر بشی و از شر اون رها بشی چون جاقی رو خودت به وجود اوردی .

      حقیقتا من درراین مسیر کلی کاهش وزن و سایز داشتم دقیق نمیدونم چند کیلو ولی میدونم داشتم ولی بعضی مواقع ترس دارم که مبادا دیکه لاغر تر نشم و این نجوا  یکم اذیتم میکنه  ولی سعی میکنم با آموزشها این نجوا رو ضعیف کنم و بگم امکان نداره همچین چیزی و خصوصا جایی دیدم استاد نوشته بود این جسم ما تازنده هست در مسیر حرکت و تغییر کردن هست و  این جسم هیچ وقت در حالت  سکون نمیمونه مگر از دنیا بریم اون موقع هست که  جسم ما حرکت نداره پس اگر زندم و نفس میکشم این جسم من هم  همیشه در حال ترمیم کردن خودش،و حرکت اون به سمت تناسب هست ولی بازم بعصی وقتها ته دلم نگران میشم نکنه دیگه ثابت بمونم و وزن کم نکنم ولی باید هزاران بار بهش بگم امکان نداره اونم با دلیل موجه  ای که در بالا گفتم و بارها  به خودم گفتم اگر ذهن من با این روش تربیت شده و تونسته مقداری سایز و وزن کم کنه حتی یک کیلو پس دوباره هم میتونه وزن کم کنه و هیچ جای نگرانی نیست مگر الکیه که  وزنم  ثابت بمونه و هر وقت احساس کنم به جاهایی انگار  دوباره یه مقدار از  رفتارهای گذشته (پرخوریهای گذشته )سراغم اومده بدون هیچ ترس و نگرانی  از چاقی به خودم میگم عیب نداره دوباره درستشش میکنم و  روی خودم بیشتر کار میکنم و هرگز این راه رو رها نکردم  و از مسیر لیز نخوردم  چون مسولیت چاقیم رو پذیرفتم  .

      من بارها به خودم میگم شانسی نبوده که در این راه لاغر شدم نه  من با قدرت ذهن خودم  تونستم لاغر بشم و این کار خودم بوده  و   کار هیچ کس دیگه نبوده پس بازم میتونم دوباره وزن  کم کنم و در وزن دلخواهم قرار بگیرم .

      پس من با بودن در مسیرم به مدت طولانی به خودم نشون دادم که مسولیت چاقیم رو پذیرفتم و حتی با وجود داشتن کلی رفتار اشتباه که در طول دوره ها داشتم ولی ناامید نشدم گفتم مهم نیست این همه مدت رفتار درست داشتم حالا چند بار هم رفتار اشتباه داشتم به مرور زمان با تکرار کردن و استمرار داشتن مهارتم در برخورد با مواد غدایی و خوردن بیشتر میشه و بازم عالیتر رفتار میکنم پس هیچ ترسی نداره به خودم میگم درستش میکنم نگران نباش و با ارامش و حال خوب دوباره ادامه میدم و بارها به خودم میگم این لاغری الانم که در این مسیر به دستش اوردم مگر خودش اومده خب من به وجودش اوردم پس من توانایی دارم که دوباره لاغری بیشتری  به دست بیارم .

      هر وقت در زندگی برای هر اشتباهی به دنبال دلیل گشتید بدونید مسول وضعیت فعلی خودتون نیستید .

       

      من امشب بسیار از خودم راضی بودم  چون با عذای دلخواهم در خونه مادرم برای شام  مواجه شدم ولی تونستم فقط چند قاشق در حد رفع نیاز بدنم بخورم و دیگه پرخوری نکنم اونم خالی بدون نون چون اصلا نمیتونستم با نون بخورم و برام سنگین  میشد پس تصمیم گرفتم اون رو خالی بخورم من حق انتخاب دارم و دارم با انتخابهای جدیدم  جسم جدیدم رو میسازم  اصلا تمایلات من و سبک خوردن من تغییر کرده  که این تغییرات فقط به خاطر استمرار در این راه هست .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سهیلا عظیمی ویشته
        1400/09/27 18:44
        مدت عضویت: 874 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        عالی بود فروغ جان حظ کردم. چقدر خوب توصیف کردی و دوباره قدرت را به من یاد آوری کردی عزیزم بله درسته قدرت در دست خودمان است و همانطور که توانایی چاق  شدن را داشتیم توانایی لاغر شدن را هم داریم. فقط کافی است یادمان باشد که قدرت هر جیز وهر کاری در دستان خود ماست و مسولیت هر کاری با خود ماست ممنون دوست عزیزم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/09/28 18:03
          مدت عضویت: 816 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 24 کلمه

          سلام به سهیلای عزیزم  دوست هم مسیر من 

          خوشحالم که براتون عالی  بود و یاد آوری دوباره شد .همیشه شاد و سلامت و متناسب باشید

           

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم