ورود / ثبت نام
0

مزایای عادت موردنظر (قسمت دوم – 1)

عادت
اندازه متن

عادت ها رفتاری هستند که بارها تکرار می شوند.

بسیاری از افراد تصور می کنند اسیر عادت های خود هستند. این احساس به دلیل تکرار شدن بارها و بارها آن رفتار در فرد ایجاد می شود.

زمانی که شما تصور کنید نمی توانید عادت خودت را تغییر دهید،‌ قدرت تکرار شدن عادت را به آن رفتار می دهید.

در صورتی که این شما هستید که هر بار آگاهانه آن رفتار را تکرار می کنید.

برای تغییر هر عادتی ابتدا لازم است به این درک و باور برسیم که این من هستم که دارم یک رفتار را بارها تکرار می کنم.

باید به این درک برسید که: من علاقه دارم این عادت را تکرار کنم.

آن رفتار هیچ علاقه یا اجباری برای تکرار شدن توسط من را ندارد.

نکته جالب توجه این است که حتما از انجام آن رفتار لذت می بریم اما چگونه است که از تکرار آن احساس ناراحتی و عذاب وجدان پیدا می کنیم؟

به این مثال توجه کنید:

من در یکی از روزهای زیبای زندگی برای اولین بار در منزل یکی از بستگان چای را با ترکیب (خرما + گردو + کنجد) خوردم.

بسیار طعم آن برای من لذت بخش بود.

فردای آن روز طبق معمول زندگی خودم چای را با شکر یا هر چیز دیگری مصرف کردم اما طعم لذت بخش خوردن چای با (خرما + گردو +‌ کنجد) را نداشت و من تصمیم گرفتم از آن خرما برای خودم تهیه کنم.

خرمای مناسب +‌گردوی سفید + کنجد بو داده محلی تهیه کردم و ترکیب خرما گردو کنجد را برای خودم تهیه کردم.

از آن روز هربار میل به چای خوردم داشتم از خرمای تهیه شده استفاده می کردم و از ترکیب جدیدی که تهیه کرده بودم لذت می بردم.

روزهای زیادی این رفتار را تکرار کردم و به راحتی به عادت من تبدیل شد.

بعد از مدتی وقتی خانه نبودم و می خواستم چای بخورم از اینکه خرما گردو کنجد همراه چای نبود احساس خوبی نداشتم و در واقع چای خوردن برای من لذتی نداشت.

در این شرایط مشخص است که:

من از خوردن چای لذت نمی برم بلکه از خوردم آن چیزی که با چای میخورم لذت می برم.

بعد از مدتی انجام این رفتار برای من لذتبخش نبود اما احساس می کردم توانایی انجام ندادنش را نداشتم.

چون بارها شنیده بودم که ترک عادت ها کار سخت و دشواری است.

در این مستند تبدیل شدن یک رفتار به عادت روزانه که برای شما شرح دادم:

عاملی که باعث عدم رضایت من از انجام رفتاری که روزهای اول بسیار لذتبخش بود شده بود عامل “تکرار کردن” آن رفتار بود.

در واقع تکرار رفتاری که برای من لذت بخش نبود رنج آور شده است اما به دلیل فرمول اشتباه ذهنی که ” من اسیر عادت هایم هستم” قادر به تغییر آن رفتار نیستم.

با اندکی توجه برای ما واضح می شود که هر رفتاری به تکرار تبدیل شده است عامل تکرار شدن آن خودمان بوده ایم اما فراموش کرده ایم و تصور می کنیم آن عادت از ابتدا به شکل رنج آور فعلی وارد زندگی ما شده است.

قدم اول: برای اصلاح یا ترک هر عادت پذیرفتن مسئولیت تبدیل کردن آن رفتار به عادت در خودمان است.:

تا وقتی مسئولیت آن بخش از زندگی که باعث رنج و آزار ما شده است را نپذیریم قادر به اصلاح یا تغییر آن وضعیت نخواهیم بود.

قدم دوم: به صلح رسیدن با رفتاری است که تکرار آن باعث رنجش ما شده است.

باید به مزیت های آن رفتار تکرار شونده توجه کنیم.

لذت هایی که باعث علاقمندی ما به انجام آن رفتار شده است را باید مورد توجه قرار دهیم.

در این صورت احساس خشم و ناراحتی ما نسبت به آن رفتار فروکش خواهد کرد.

با آن رفتار در صلح قرار خواهیم گرفت و به آرامش بیشتری با عادت خود می رسیم.

در این صورت اقدام کردن برای اصلاح یا تغییر آن رفتار بسار ساده تر و البته لذت بخش خواهد بود.

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22344
برچسب ها:
121 نظر در مورد مزایای عادت موردنظر (قسمت دوم – 1)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/27 10:26
      مدت عضویت: 232 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 530 کلمه

      بنام رب فرمانروایی جهانیان

      سلام به استاد و دوستان زیبانگرشم

      عادتهام چه جوری شکل گرفتند 

      من عادت ترس و عذاب وجدان بعد غذاخوردن رو میخواستم ترک کنم خب این عادت چطور در من ایجاد شد 

      از بچگی همش شنیده بودم و یا تو همه رژیمها ذکر شده که باید کم غذا بخوریم غذا باعث چاقی میشه زیاد نخور ک چاق میشی خب این حرفا ازبس شنیدم و تکرار شدن برام تبدیل به باور شدن 

      اما من که غذاهای که دوست داشتم و از خوردنشون لذت میبردم رو بعضا بیشتر میخوردم بااینکه اون خوراکی یا غذا در اون لحظه خوردن خیلی برام لذت بخش بود اما ترس چاق شدن و عذاب وجدان بعدش باعث میشد خودمو سرزنش کنم و استرس چاقی درمن باشه درسته همون لحظه لذت میبردم اما بعدش حس منفی داشتم و چون این ذهن ما میره دنبال لذتهای آنی همش اون لذت آنی درمن ایجاد میشد و باعث میشد برم سمتش و این لذتهای آنی باعث میشد تکرارش کنم 

      که این تکرارهای لذت آنی از غذاها باعث عادت در من شد مثلا من ساندویچ خیلی دوست دارم یا غذاهای سرخ کردنی دوست دارم اما همش اون حس منفی چاق شدن هم کنارش داشتم و اینکه هرروز بیشتر داشتم چاق میشدم خیلی فشارروحی برام داشت 

      الان اگه بگم از مزایاهای اون عادتهای ترس و عذاب وجدان 

      الان که دارم مینویسم متوجه شدم که من قبلا خیلی زیاد میخوردم اون غذاهای موردعلاقهمو اما این ترس باعث شد تو عین خوردن مواظب اندامم باشم یا الان خوردنم کمتر شده 

      یا اینکه دیگه بخاطر ترسه مواظبم دارم چی وارد معده ام میکنم مثلا قبلا عصرونه کیک شکلاتی با چای میخوردم الان چای با قند میخورم 

      یا اینکه من قبلا وقتی میخوردم سنگین میشدم و بعد غذا خوابم میومد اما این عادت ترس باعث میشد سریع بعده غذا نخوابم ازترس چاق شدن 

      اگه دقت کنم اون عذاب وجدان برام یه هشداردهنده بود که با غذاخوردن زیاد دارم به معده ام فشارمیارم 

      یا هشدار دهنده هست که وقتی بعد غذا میخوابم بعدش کسل میشم و مواظب باشم 

      و اگه جنبه مثبتشم نگاه کنم این عادتها برام مضر نیستن بلکه این نگرش من بوده که اونا رو مضر میدیده 

      وقتی غذا درحده نیاز میخورم معده ام اذیت نمیشه و حس سبکی دارم که باعث میشه بعده غذا نخوابم 

      هرچند هنوز تو ذهنم فرمولهای اشتباهی هست یکیش که الان بیحالم باید حتما یه چیزی بخورم که سرحال بشم 

      و یه چیزی که متوجه شدم من بیحال بودم باخودم گفتم برم بجای اینکه کیک یا یه چیز شیرین بخورم بجاش آب بخورم وقتی آب خنک خوردم کلا بدنم انگار شاداب وسرحال شد پس میتونم کنار حذف کردن عادتهای بد که هرچند با نگاه خودمون فک میکنیم بد هستن بلکه همه چیز توش خیر هس میتونم هم به مزیدهای عادتهامون توجه کنیم و باهاشون دوست بشیم هم میتونیم جایگزین کنیم با عادتهای مثبت تر 

      مثه اینکه وقتی حس میکنی گرسنه یا خسته هستی اولش بریم آب گوارا بخوریم خودمون حس میکنم که اون حس خسته چقدر سریع از بین میره 

      یا وقتی بعده غذا خوردن سریع خوابم میاد بیام بجای خوابید یه آب بصورتم بزنم و آهنگ شاد بزارم تا سرحال بشم اگه فقط بخواهیم عادت های کوچیک و مثبت تو زندگیمون تکرار کنیم و نگرش مونا به همه چی مثبت کنیم بنظرم زندگی برامون گلستان میشه خدایاشکرت به این افکار مثبت هدایتم میکنی 

      درپناه الله مهربانم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/08/18 15:27
      مدت عضویت: 303 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      سلام خدمت دوستان و استاد عزیز 

      پنج مورد از لذت‌های عادت غذا خوردنم 

      ۱ تند تند غذا خوردن خیلی دوست دارم 

      ۲ اگه آروم بخورم غذا بهم نمی چسبه 

      ۳ کسی که آروم غذا میخوره حوصله ام سر میره

      ۴ با آروم خوردن متوجه طعم غذا نميشم 

      ۵ با آروم غذا خوردن سیر نميشم 

      ۶ تند تند غذا بخورم زود با کارم برسم .

      ۷ شاغلم وقت ندارم زیاد بشینم پای سفره 

      برا همین تند تند غذا خوردن را دوست دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      marjanchavoshi96@gmail.com
      1400/08/08 02:25
      مدت عضویت: 247 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      باسلام به همه دوستان و استاد عزیز 

      پنج مورد از لذتهای این رفتار که من عادت دارم هر چی جلوی چشمم باشه بخورم مثلا اگر بستی باز کنم برای پسرم یه گاز هم بزنم چون مثلا رژیمم نمی خوام تمام بستنی رو بخورم حالا پنج لذت بخوام تعریف کنم

      1 شاید فرار از ترسهام به خوردن پناه بردم 

      ۲ فکر و خیالم رو پرت کنم به خوردن پناه آوردم

      ۳ ناراحتی و استرس رو پنهان کنم به خوردن پناه آوردم

      ۴ یکم آروم تر شدم حتی تصمیم به رژیم داشته باشم بیشتر فکرم به غذا میره و بیشت  خوردم

      ۵  در هر صورت از خوردن حس شادمانی و بی خیالی بهم داده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/07/20 13:22
      مدت عضویت: 162 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      من رفتار اینک دخالت کنم نظر بدم در مورد دیگران وخودمو درگیر ا ونها کنم میخواستم تغییر بدم
      این رفتار مزیتی ک داشت این بود ک تو با طرف مقابل حرف میزدی صمیمیت میره بالا اطلاعاتم در مورد اون شخص میره بالا
      برتری خودم میره بالا ک مثلا اون فلان کار و کرد کارش این ایراد ها رو داشت یا کارش خوب بود بدین جهت
      انگار ک استعداد خودمو بالاتر میدم حس غرور میداد
      حرصم از طرف خال میکردم اروم میشدم
      اون طرفو اینو کار بلد نیس جلوه میدادم
      درمورد اینک من میخوام باور لاغری اسانترین کار دنیاست بیشتر بگم تا باورهایش در من بیشتر بشه
      خوب من چاقی اسون میدونستم و همیشه میگفتم ک چاقی اسونه لاغری سخته
      مزیتی ک این باور و فرمول داشت اینک خودمو تبرئه میکردم این حرف ارامش میداد ب من ارومم میکرد
      انگار خودمو مقصر نمیدونسم
      از عذاب وجدانم کم میکرد و من از این حرف لذت میبرم چن این حرف برام حکم برگ برنده بود ک خودمو باهاش خالی میکردم
      انگار در مقابل بقیه مظلوم نمایی میکردم
      قدرت ب چاقی میدادم ن خودم و دیگرانم میگفتم اره ما میبینم تو نمیخوری وفلان
      ومن احساس میکردم ک درکم میکنن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/16 10:50
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 805 کلمه

      سلام🙂

      نکته مهمی که من یاد گرفتم باز هم اهمیت مسئولیت پذیری هست که اگه من رفتاری رو انجام میدم که تکرار شده و تبدیل به عادت من شده و من خوشم نمیاد ازش و مایه عذابم شده باز هم این خود من هستم که آگاهانه دارم اون رو انجام میدم و اون رفتار عادتی من اصراری نداره با من همراه بشه…اتفاقا چون ازش بدم میاد بیشتر هم همراهم میشه …

      اولین قدم برای اینکه این عادت خیلی راحت و بدون جبر از من جدا بشه اینه که من بپذیرم که این عادت رو خودم بوجود آوردم و خودم هم هستم که اونو تکرارش میکنم و وقتی به گذشته ام برگردم میبینم که اولین بارهایی که اونو انجام دادم خیلی هم ازش لذت میبردم و چون لذت بردم تکرار کردم ….واونقدر تکرار کردم که حالا دیگه ازش بدم میاد و فکر میکنم این رفتار از اول هم برم عذاب آور بوده در صورتیکه اینطور نیست و کاملا برعکسه اولین دفعات به خاطر لذت بردن بوده که انجام دادن و تجربه لذت بخش اون باعث شده باز هم انجام بدم ….ما تا از چیزی لذت نبریم تکرارش نمیکنیم ….اون احساس لذت هست که برامون خوشاینده و دوس داریم باز هم تجربه اش کنیم پس انجامش میدیم تا دوباره همون لذت رو تجربه کنیم

      توجه من به نافرمیها از اول به صورت توجه من به اجزای بدنم بوده حالا چه در آینه چه در لباس…و اینطور بوده که من از دیدن خودم و اندامم در آینه و درلباسها لذت بردم از اندام زنانه خودم لذت بردم و این لذت باعث شده بارها در طول روز خودم رو جلوی آینه چک کنم از روبه رو از پهلوی راست از پهلوی چپ خلاصه از زوایای مختلف….یا لباسی که پوشیدم که دوسش داشتم و اون لباس در تن من خیلی زیباتر شده و جلوه بیشتری پیدا کرده اصطلاحی که فروشنده ها به کار میبرن که فلان لباس تن خورش خیلی قشنگه از همین جا میاد لباسها وقتی به تن میرن جلوه پیدا میکنن وخودشون به تنهایی آنچنان جلوه ای ندارن روی تن و اندام که میرن ارزش پیدا میکنن و برشها و دوختهای ظریفشون جلوه نمایی میکنه…و اینجاست که لباسی که میپوشیدم در آینه زیبا تر خودش رو نشون داده

      به نظرم اینکه در نظر دیگران هم زیبا و جذاب و دوست داشتنی باشیم در اینهمه توجه و دقت به پوششمون بی تاثیر نبوده چون همه ما به خاطر اینکه در اجتماع مورد تایید و پذیرش باشیم ناخودآگاه دوس داریم در نظر دیگران هم بیشتر به چشم بیایم و یه جورایی مورد توجه باشیم البته که مثل هر رفتار دیگه ای افراطش معقول نیست ولی در هر حال مورد توجه و تایید و مخصوصا تحسین دیگران بودن برامون مهمه و سعی میکنیم که در ظاهر خوب و مقبول باشیم.

      همه این دلایل در ابتدا باعث توجه من به اندامم در اینه و درلباسها شدن و برام هم لذت بخش بودن

      به مرور با تذکر بقیه به اینکه فلانی داری چاق میشی یا شکمت زده بیرونا….یا انگاری لباسهات برات تنگ شدن و….این حرفا توجه من به جای توجه به زیباییهام رفته روی توجه به نافرمیهام مثلا شکمم چقدر توی آفسایده اونم از زوایای مختلف ….یا توی لباسها با طرحها و رنگهای مختلف چقدر چاقتر یا جمع و جورتر میشم و به مرور با توجه به اینها جلوی آینه هم که رفتم چه توی خونه چه توی اتاق پرو مغازه ها چه جلوی مغازه ها و خانه هایی که شیشه رفلکس دارن همش توجه ام به این بوده که توی لباسهای مختلف با رنگ و طرح و مدلها ی مختلف چطور به نظر میرسم آیا جایی از بدنم بیرون زدگی داره ؟؟؟؟آیا در فلان لباس چاقترم؟؟؟؟ آیا فلان طرح جمع و جورتر شدم یا چاقتر؟؟؟؟؟ و همینها باعث شده که حتی برم سراغ لباسهای با رنگهای تیره  و طرحهای راه راه و جنس پارچه های لخت یا کلا برم سراغ خیاطی به جای خرید راحت از مغازه…

      خوب با این اوصاف متوجه شدم که توجه به نافرمیها که عادت من شده یه سری مزایا برام داشته مثل اینکه توی انتخاب لباس مدل طرح رنگ وجنس پارچه دقت منو بالابرده و اتفاقا علایق و سلیقه ام رو در هر مورد پیدا کردم…

      دوم اینکه توجه به نافرمیها باعث شده یه جورایی مواظب باشم که چاقتر نشم که بیرون زدگیها بیشتر نشن…پس یه جورایی برای حفاظت از خودمن بوده

      سوم اینکه وقتی رفتم سمت خیاطی هم انواع مختلف طرحها و مدلها رو توی اینترنت سرچ میکردم و طرح مورد علاقه ام رو سفارش میدادم به خیاط و هم سر دکمه و بقیه اکسسوریها سلیقه و جنس مورد علاقه خودم رو پیدا میکردم

      چهارم اینکه به مرور زمان کمدم پر شده از طرحها و رنگها و جنسهای مورد تایید خودم که از پوشیدنشون احساس خیلی خوبی داشتم

      پنجم اینکه خیاطم همیشه به من میگفت که اندام شما خیلی برای خیاطی عالیه و وقتی لباسی به تن شما میدوزیم خیلی زیبا میشه چون تن خورش خیلی عالی میشه و همین حرف خیلی احساس خوبی به من میداد…🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/06 22:27
      مدت عضویت: 382 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      خب من خیلی فک کردم که این عادت نجویده و سریع غذا خوردنم چه مزایایی برام داشته و اولش چیزی به ذهنم نرسید ولی بعد فهمیدم من عاشق غذام و گرسنگی رو دوست ندارم، وقتایی که گرسنمه این سریع و نجویده غذا خوردن باعث میشه که من سریعتر سیر بشم و از نظر روانی آروم میشم 

      همچنین باعث میشه غذامم زود تموم بشه و از طرفی چون غذامو نمیجوم درست، باعث میشه حجم بیشتری غذا بخورم و لذت ببرم از غذا خوردنم 

      پس این عادت باعث آرامش ذهنیم و لذت بردنم میشده 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/04 18:22
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      خب گفته بودم که زمانی ک خیلی خوشحال میشم پرخوری میکنم …خوبیاش اینه ک 1مثل یه هدیه میمونه ک به خودم میدادم ک لذت بیشتری ببرم دیگه خب 2 منو بیشتر خوشحال میکرد تو اون لحظه 3حس خوبی از خوردن داشتم 4 باعث میشد من پر انرژی تر بشم و 5 به اطرافیانمم انرژی بیشتر بدم چیز دیگه اینکه من زمانی ک حوصلم سر میره میرم سمت خوراکیا …خب اینم به من احساس خوبی میده بهرحال و باعث میشه از بیحوصلگی در بیام ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hassanradin105@gmail.com
      1400/06/29 17:57
      مدت عضویت: 99 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      من در قسمت قبل گفتم که عادت دارم وقتی سفره پهن میشه حتی اگه گرسنه نباشم هم میشینم و تا آخرین لقمه غذام رو میخورم. خب چرا؟۱.لذت میبرم از خوردن ۲. بدم میاد کسی غذا توی بشقابش بمونه و اصراف کنه ۳. چون اون غذا رو دوست دارم .۴. گاهی اوقات می‌خوام که حوصله ام سر نره میخورم.۵.چون فراهان خوشمزه هستند و بهم مزه میده😁 

      کیک که باشه هم زیاد میخورم موقع عصرونه یا با چای خب چرا؟ ۱.شیرینی دوست دارم ۲. کلا از کیک خوردن کیف میکنم و عاشق کیک هستم ۳. باز هم از سر بی‌حوصله گی و عادت رفتن سروقت یخچال ۴. بافت کیک و مزه کیک خوشمزه است وانگار انرژی بهم میده ۵. به جای عصرونه کوچولو میگم خب اینو بخورم بهتره و خوشمزه تر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/24 13:36
      مدت عضویت: 196 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      عادتی که من در جلیه اوا نوشتم کم کردن تعداد قند و چای هست 

      مزایا :۱_ کمک فراراون به هضم غذا مخصوصا وقتی پرخوری میکنم 

      ۲_رفع خستگی که البته احتمالا توهم هست ولی تو محل کار برای رفع خستگی چای میخوریم 

      ۳_رفع استرس و تنش وقتی‌نمیتونم با مسعله ای مواجه شم چند تا چای پشت سر هم میخورم 

      ۴_ برای‌رفع بی حوصلگی و کسالت مخصوصا اول صبح اگه چای نخورم اصلا روز شروع نمیشه 

      ۵_ از سر وظیفه در پایان شب برای جمع بندیبا تشکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/21 06:45
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 681 کلمه

      سلام دوستان هم مسیر ،

            سلام استاد بی نظیر ،

         تمرین قسمت دوم از چالش من اینو نخوردم به منظور ترک عادت خوردن نان با برنج و ماکارانی

       

             امروز ۲۱ شهریور ۱۴۰۰

      ______________________

       

      در حال حاضر تکرار رفتاری که برای من لذت بخشه رنج آور شده  اما به دلیل فرمول اشتباه ذهنی که ” من اسیر عادت هایم هستم” قادر به تغییر این  رفتارتا به حال نبودم .

       

      خوردن نان‌با برنج همیشه برام‌لذت بخش بوده اما چیزی که رنج آور شده اینه که به این اطمینان رسیدم که این عادت چاق کننده اس و چاقی مدتهاست که برام رنج آوره . پس باید این عادت لذت بخش ترک بشه .

       

      .با اندکی توجه برایم واضح میشه که عامل تکرار شدن  هر رفتار تکراری ،  خودمان بودیم اما فراموش کردیم و تصور می کنیم آن عادت از ابتدا به شکل رنج آور فعلی وارد زندگی ما شده.

      قدم اول: برای اصلاح یا ترک هر عادت ،پذیرفتن مسئولیت تبدیل کردن آن رفتار به عادت در خودمان است.تا وقتی مسئولیت آن بخش از زندگی که باعث رنج و آزار ما شده است را نپذیریم قادر به اصلاح یا تغییر آن وضعیت نخواهیم بود.

       

      و‌من در حال حاضر مسیولیت این عادت را می پذیرم .پس در نتیجه می تونم تغییرش بدم .

      قدم دوم: به صلح رسیدن با رفتاری است که تکرار آن باعث رنجش ما شده است.باید به مزیت های آن رفتار تکرار شونده توجه کنیم.لذت هایی که باعث علاقمندی ما به انجام آن رفتار شده است را باید مورد توجه قرار دهیم.در این صورت احساس خشم و ناراحتی ما نسبت به آن رفتار فروکش خواهد کرد.با آن رفتار در صلح قرار خواهیم گرفت و به آرامش بیشتری با عادت خود می رسیم.در این صورت اقدام کردن برای اصلاح یا تغییر آن رفتار بسیار ساده تر و البته لذت بخش خواهد بود.

       

      از خودم پرسیدم چرا خوردن نون با برنج و ماکارانی برام‌لذت بخشه ؟ به این‌جوابها رسیدم : اولا مزه نون رو خیلی دوست دارم  خصوصا بعضی از نانهای خاص که علی الخصوص تازه باشن . دوم اینکه‌مصرف نون با هر غذایی  باعث میشه زودتر  به حس لذت بخش سیری برسم . سوم‌اینکه با خوردن مقدار کمتری از برنج یا ماکارانی  ،احساس سیری می کنم ،و این به درد وقتایی خورده که مقدار برنج یا ماکارانی کافی نبوده و با خوردن نون جبران کردم . چهارم اینکه وقتی غذایی رو با نون‌می خورم و سیر میشم‌ ساعات بیشتری در حال سیری خواهم بود و احساس آرامش خوبی دارم . خصوصا اگر ماکارانی رو بخوام بدون‌نان مصرف کنم انگار که خیلی زود دوباره حس گرسنگی می آد سراغم و مجبور میشم دوباره برم از این ماده غذایی مصرف کنم . اما چیزی که مشگل ساز شده اینه نمی تونم مصرف نون و برنجمو کمتر کنم .و جوری می خورم که  با فشار مختصر در شکمم ، متوجه سیری میشم . قبلا به حس فشار مختصر اهمیتی نمی دادم‌و به خوردن ادامه می دادم تا احساس فشار به درد تبدیل میشد ولی در حال حاضر با حس فشار مختصر، دیگه‌نمی خورم .این مقدار تغییر در رفتار غذایبم جای خوشحالی داره .  وطبق آگاهی های اخیر سیری با احساس فشار در شکم  کم یا زیاد علامت زیادی خوردنه . و من می بایست از این غذای لذت بخش به اندازه ای میل کنم که هیچگونه فشاری در شکمم احساس نکنم در عین‌حال با احساس خوب سیری از سر میز غذا بلند شم و برم کنار . من‌باید به جایی برسم که مثل لاغرها بتونم براحتی برنج یا ماکارانی رو بدون‌نان مصرف کنم و زود هم احساس سیری رو تجربه کنم .و دچار سنگینی سر دل نشم .

       

      دومین‌مسیله که به دنبال خوردن‌نان با برنج یا ماکارانی بوجود می آد سنگین شدن‌معده امه  درسته که با خوردن نان با هر غذایی  احساس سیری خوبی می کنم اما از طرفی معده ام سنگین میشه و طلب چای می کنه  .و خوردن‌چای که معمولا سر سیری با یه چیز پر انرژی مثل قند یا شکرپنیر یا شیرینی های دیگه خورده میشه  خود عامل چاقی بیشتره .

       

      قصد دارم بعد از پایان انجام این‌چالش و ترک مصرف نون با برنج  ،بیام سراغ ترک خوردن‌چای  بلافاصله بعد از وعده های غذایی چون می تونه عاملی باشه برای ورود انرژی های اضافی به بدن و در نتیجه  چاقتر شدن .

       

      تا تمرین جلسه سوم این‌چالش شمارا به خدا می سپارم‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/21 01:59
      مدت عضویت: 810 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 684 کلمه

      با عرض سلام. من چه قدر از شنیدن این جلسه شوک شدم. انتظار شنیدن همچین چیزی رو نداشتم ولی واقعا جالب بود. خوب. مهم ترین عادت رو مخ من خوردن عصرونه نسبتا سنگینه اونم وقتی که گرسنه نیستم. و بعدش عذاب وجدان تا حد مرگ و ریزه خوری در حد مرگ تا آخر شب! این عادت ها خیلی وقته که که در من نبودن یا حدااقل من فکر میکردم نیستن ولی الان دو هفته است که شدیداً بیرون ریخته و استرس زیادی داشتم که نکنه وزن های کم شده برگرده تا اینکه امروز به این دوره هدایت شدم. دوره جالب من اینو نخوردم. باورم نمیشه اینهمه مدت این دوره اینجا بوده و من گوش نکردمش! 

      من با خواندن کامنت های دوستان خاطرات زیادی تو ذهنم مرور شد و یاد یه چیزی افتادم. این عادت رو من از دوران مدرسه دارم. من بچه خیلی خیلی درس خونی بودم و همیشه جزو سه نفر اول مدرسه بودم.ولی در عین حال بچه ی خوشحالی نبودم و بنا به سخت گیری های خانواده و مدرسه استرس زیادی رو متحمل میشدم و خیلی تنها بودم. اونوقت ها وقتی میومدم خونه استراحت میکردم و بعد از خوردن یه عصرونه ی خیلی پر و پیمان شروع میکردم به درس خواندن تا شب و…. این عادت رو در دانشگاه هم داشتم. یه جورایی جایزه محسوب میشد برام، برای خوندن درس‌هایی که ازشون متنفر بودم. به شوق خوراکی ها درسها رو هم میخوندم. سالهای بسیار  سختی بود و رشته داروسازی هم رشته بسیار سنگینیه. از این جهت من از این عصرونه سنگین برای این موارد استفاده میکردم:

      ۱. من وقتی میومدم خونه از دانشکده هوا تاریک بود و معمولا پاییز و زمستون بود و منم خیلی خسته میشدم. در نتیجه خوردن یه عصرونه ی خیلی شیرین با کلی بیسکوییت و …. کلی حالمو بهتر میکرد و به جای خوابیدن بد موقع بعدش یا درس می‌خواندم یا فیلم می‌دیدم و از شیرینی لذت می‌بردم.

      ۲. خوردن شیرینی و میوه باعث میشد حس کنم دوباره انرژی گرفتم و خون به مغزم رسیده و دوباره کمبود استراحت رو جبران میکردم.

      ۳. من از بچگی خیلی محیط تحت کنترلی داشتم. یه جورایی انگار به خودم میگفتم من هیچ وقت در هیچ زمینه ای آزاد نبودم. ولی هر چی که بخوام میخورم. رییس کیه؟! اصلا هر چه قدر که بخوام پولامو برای خوراکی های بی ارزش خرج میکنم! هر خوراکی جدیدی که بخوام امتحان میکنم!؟ کیه که جلوم وایسه؟! واسه همین پرخوری های وحشتناکی که به معده درد ختم میشد، در حین حس بعدش حس آزادی فراوانی داشت. الان که فکرشو میکنم میبینم یه بخشی از تفکر صفر و صدم در برابر غذا به همین بخش مربوط میشه. حتی وقتی رژیم سخت بودم رژیممو یا خوردن یه عصرونه یا صبحانه سنگین میشکستم و تا آخر شب می‌خوردم و اینکار حس آزادی از هر چهارچوب و قاعده بهم میداد.

      ۴. من عمیقأ سال دوم و سوم دانشکده افسرده بودم. ولی خوردن شیرینی و میوه و تنقلات و ولو شدن جلوی لبتاب و ساعتها فیلم دیدن باعث میشد مشکلات و نگرانی ها و استرس رو برای چند ساعت هم که شده دور بریزم و مغزم رو خنک میکردم. و حتی فیلمهای خیلی کسل کننده رو با خوراکی های خوشمزه تا آخر می‌دیدم.

      ۵. من حس تنهایی و کمبود تفریح رو تو دانشکده با توجه به سنگینی شرایط با خوردن جبران میکردم و یه جورایی خودمو با خوردن شارژ میکردم و از شیرینی و…. لذت می‌بردم و به این بهانه برای درسا و فعالیت های روزمره دوام میاوردم. در واقع غذا و شیرینی و پرخوری موتور خاموش منو روشن میکرد که هر چه قدرم افسرده یا تنها ادامه بدم تا فارغ التحصیل بشم و شدم. 

      ۶. چون خیلی وقتا نمیرسیدم غذا درست کنم کلی شیرینی و میوه و….می‌خوردم. هم خون به مغزم می‌رسید هم مجبور نبودم غذا درست کنم اونم وقتی که خستم. فقط قهوه درست میکردم و تنقلات میوردم و جلوی تلویزیون ولو میشدم! خوشمزه ‌‌وراحت. 

      ۷. من از خوردن اینهمه میوه و شیرینی برای عصرانه لذت می‌بردم چون طعم شیرینی رو خیلی دوست داشتم و غذاهای شیرین یه نظرم خیلی خوشمزه هستن و کلی ازشون لذت بردم. 

      دفعه اوله که بهش اینطور نگاه کردم! باور نمیشه که این رفتار ها مزایا هم داشته! و انجامش لذت بخش بوده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/04 11:08
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      مزایای عادت مورد نظر (قسمت دوم-۱)

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      عادتی که من قرار بود کنار بزارم این که وقتی حجمی غذا رو در بشقابم میکشم فقط نگاهم به اون باشه و دوباره سمت دیس یا قابلمه نروم

      وقتی لوبیا پلو میخوردم خیلی برام لذت بخش بود که دوباره از قابلمه ته دیگ و گوشت یا از قسمتهای چرب بخورم و خیلی لذت میبردم

      و وقتی صبحانه میخوردم دوباره لقمه های کوچک بردن به من لذت میداد

      از اینکه بعد سیر شدن ته غذای بچه هام با سالاد قاطی کنم و بخورم و فکر میکردم جلوی اسراف شدنش گرفتم و خیلی لذت بخش بود

      خیلی لذت داشت وقتی ابگوشت داشتیم و من غذام خوردم دوباره لقمه های کوچک گوشت کوبیده بخورم و ترشی

      بسیار لذت بخش بود که بعد صرف غذا چند قاشق از دیس بخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/02 07:35
      مدت عضویت: 489 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 785 کلمه

      فایل “مزایای عادت مورد نظر (قسمت دوم-1):”

      لذتهایی که تکرار رفتار “خوردن چای با کیک و یا خرما و یا بیسکویت و یا دونات donut و یا شیرینی ” من تا حالا داشته است را من به صورت جواب و سوال از خواننده(که شخص خودم است) نوشته ام.

      البته خودم سوال میکنم و خودم هم جواب میدهم ، ولی فکر میکنم برای شما عزيزان هم مسیر، طرح سوال و جواب جذاب تر باشد.

      از وقتی 5 ساله بودم مادرم من رابرای خریدهمراه خودش میبرد.مادرم یک زنبیل قرمز رنگ بزرگ پلاستیکی داشت که دوست داشت من همراهش برم تا وقتی زنبیل سنگین شد ،من سمت دیگر زنبیل را بگیرم و کمکش کنم.

      پدر من هيچ وقت ماشین نداشت ،البته هنوز هم ندارد چون از رانندگي میترسد ، بنابراین همه خرید خونه را مادرم با پای پیاده و یک عدد زنبیل انجام میداد.

      من چون فقط 5 سال داشتم ، خسته میشدم و هروقت مادرم من را خسته میدید به من میگفت” اگر این دفعه کمکم کنی برایت یک عدد شیرینی رولت خامه ای میخرم. “بعد هم برام می خرید.

      یک شیرینی مخصوص خودم که در راه برگشت تا خانه میخوردمش.

      چرا طعم این شیرینی برایم لذت بخش بود؟چرا هنوزم توی شیرینیهای تر ،شیرینی رولت خامه ای را دوست دارم؟ چرا هر وقت به ایران سفر میکنم ،دوست دارم از قنادی یا شیرینی فروشی، یک عدد شیرینی رولت خامه ای بخرم، هر چند صاحب مغازه ممکن است برای خرید ان یک عدد بهم لبخند بزند؟

      چون در سن 5 سالگی فشاروزن زیاد اوردن یک زنبیل سنگين با پیاده روی حدود 45 دقیقه تا 1 ساعته مرا از پادر میاورده و این شیرینی از محبت مادرم فقط مخصوص من خریداری میشده ،پس طعمش برای من لذت بخش بوده است و در ذهنم نقش بسته است.

      چرا من الان اتصميم گرفتم که برای تمرین اول ،موقع خوردن چای ، فقط یک برش از کیک و یایک عدد خرما و یا یک عدد بیسکویت و یایک برش donut یا یک عدد شیرینی بخورم ؟

      جواب خیلی مشخص است چون مادرم با خرید تقریبا هفته ای 3 تا 4 بار این رفتار، شیرینی خریدن را برای من تکرار کرده است تا جاییکه ان به راحتی درمن به عادت تبدیل شد.

      من از خوردن خود شیرینی خامه ای به تنهایی لذت نمیبردم ،بلکه از اینکه محبت مادرم مختص به من داده میشد و من از خستگی هلاک میشدم لذت میبردم.

      چرا فقط محبت مادر من در این خرید شیرینی خلاصه میشد ؟

      چون خواهر من یکسال از من کوچکتر بود و به محض رسيدن ما به خانه دوباره همه توجه های مادرم صرف خواهرم میشد و من اینقدر با او مقایسه میشدم و اینقدر از شنیدن جمله “تو بزرگتری ، تو ببخش” به ستوه میامدم که ديگر حتی از خودم متنفر میشدم.

      چرا هنوز سالها بعد که من بزرگتر شدم ، هنوزتا مدتها ،دسر مورد علاقه من کیک بود؟

      باز هم دلیلش واضح است. ذهن ناخوداگاه ما با احساس کار میکند و همانگونه که داستان مرا شنیدید، مادرم با خرید شیرینی به من عشقش را نشان میداده است ، پس چون در من احساس محبت و هیجان عشق مادر ایجاد میشده ، همیشه خوردن شیرینی یا بعدها کیک بهم حس خوبی میداده است.

      ایا تکرار این رفتار از طرف مادرم باعث عادت رنج اور در من شده است ؟

      جواب  باز هم مثبت است.من دقيقا یادم است که گاهی حتی از خرید شیرینی سر بازمیزدم تا مادرم مرا با تاکسی خانه ببرد. فکر میکنم شاید یکی 2 بار موفق شدم که نظرش را عوض کنم ولی بیشتر همواره داستان خرید و یک شیرینی تکرار میشد.

      چرا ؟

      چون مادرم خانه دار بود و اعتقاد داشت که باید پول را بیخودی خرج نکرد و عاشق پس انداز بود. او همیشه دوست داشت که برای روز مبادا پول کنار بگذارد و همیشه پول جایی داشته باشد.

      الان با انکه پدرم بازنشستگي میگیرد و فقط 2 نفردر خانه هستند ، هنوزم خواهرم گاهی که بهشون سر میزند میگوید ،که پدر و مادرمون یا در تاریکی نشسته اند وبیشتر لامپها را خاموش کردند ، ویا کولر خاموش است وخودشان را باز میزنندویا هر 2.

      دوستان ذهن ما قویترین عضو بدن ماست ، من در حدود یکسال تمرینهای دوره ورود به سرزمين لاغرها و پاکسازی ،ازسایز Large به سایز Small رسيده ام چون تمرینهای ذهنی را مو به مو انجام داده ام و حتی یکروز را جا نداخته ام.

      امروز هم وقتی برای خودم سر کار چای ریختم و با یک عددبیسکویت خوردم ، یک نگاهی به خرما کردم و گفتم من چالش دارم ، پس فقط یکی از شماها را میخورم.  

      شاید برای خودم خنده دار بود ولی واقعاً با یک عدد بیسکویت ساقه طلایی همان احساس سیری کردم که با 4 تا 5عدد ان همیشه میخوردم.

      اینقدر این تمرینها اسان، ولی عالی و تاثیر گذار است که اگر من سالها از موثر بودنش بنویسم ، بازهم کم گفته ام.

      بسیار سپاسگزارم استاد بزرگوار.خدا قوت. دست حق پشت و پناهتان.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/26 16:15
      مدت عضویت: 265 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 818 کلمه

      قبل از توضیح هر مطلبی میخوام  برای خودم روشن کنم عادت یعنی چی ؟ و اصلا چگونه در من ایجاد شده ؟ عادت یسری رفتار ه و به علت اینکه من واقعا دوسشون  داشتم تکرارشون  کردم و در من تبدیل شد به عادت پس اصلا چیز بزرگ و غول بی شاخ و دمی نیست و قطعا وقتی من خودم ساختمش راحتم میتونم تغییرش بدم یا کلا بزارمش کنار اما نکته ی مهم اینه که من  واقعا از این رفتار لذت میبرم که تکرارش کردمو تبدیلش کردم به عادت یعنی از اول واسم ترسناک و عذاب آور نبوده خب با این تفاسیر میخوام یه رابطه ی دوستانه با عادتایی که فکر میکنم منو چاق کردن  بر قرار کنم

      حالا میریم سراغ این عادتها

      از دیروز که فایل و گوش دادم  دارم  بدنبال یک عادت میگردم که از نظر خودم باعث چاقیم شده باشه اما  من هیچ وقت عادت بدی مثل پر خوری  یا بد خوری  نداشتم ولی با خودم میگم پس چرا لاغر نیستم

      چون چاقی من هیچ ربطی به عادتهای بد غذاییم نداشت البته در قسمت اول گفتم من یه عادت داشتم که اگر برای تک تک خانواده ام غذای جداگانه ای میپختم از هر سه نوع غذا خودم میخوردم ولی به مقدار کم و اصلا چیزی نبود که من بخوام بعدش عذاب وجدان  بگیرم

      پس از اینجا نتیجه میگیرم عادته بده من همون عذاب وجدان بعد از غذا بوده

      یا مثلا میگم چون  عادت کردم هر سه وعده غذامو بخورم چاق شدم که باز هم  چون مقدار غذای من همیشه در حد نیازم هست و اصلا نمیتونم بیشتر بخورم پس اینم  عادت بدی به حساب نمیاد فقط ترسی که از خوردن ۳ وعده غذا دارم منو چاق میکنه

       

      یعنی رفتار و عادات من تماما بستگی به یکسری فرمولای غلط موجود در ذهن که از آثار رژیم در ذهنم به جا مونده هست چون اون

      محدودیتهایی که در رژیم داشتم باعث  این ترسیدن ها و عذاب وجدانها شد .

      پس  دو فرمول اشتباه من ترس از خوردن قبل از غذا  و عذاب وجدان بعد از غذا ست

      خب بعد از اینکه این دو فرمول و  شناختم حالا  میام سراغ رفتارایی که این دو فرمول و در ذهنم پررنگتر  و قوی میکنه  و جلوی لاغری منو میگیره

      عادت اول ، خوردن چند نوع غذا ،

      خب  من از خوردن غذاهایی که می پزم کاملا لذت میبرم از اینکه میتوانم در  آنه واحد  سه نوع غذا اماده کنم که همه ی اعضای خانواده ام بخورند و لذت ببرند ، از اینکه برکت و فراوانی خداوند را میبینم واقعا شکر گزاری میکنم و این کاملا حس خوبی به من میده

      خب حالا چه ایرادی داره من از هر سه نوع غذا تست کنم . چون خودم میدونم که نیازم چقدره  و جوری تنظیم میکنم که نمیتونم بیشتر ازحدم بخورم و کاملا نا خوداگاه ذهنم میدونه  اشتهام چقدره و با اینکه سه نوع غذا رو میخورم ولی اگر روی هم گذاشته بشند کاملا اندازه ی نیازم هست

      پس اصلا نباید عذاب وجدان بگیرم ، چون من هرگز زیاده خواری نمیکنم . تازه فوقش اگرم زیاد خوردم ، دستگاه گوارش و دفع کارشو به خوبی انجام میده پس من با این عادت کاملا اشتی میکنم چون لذت میبرم پس عذاب وجدان کاملا بی معناست

      مورد دوم ، ترس از خوردن هر سه وعده ی غذایی در روز  بود  خب خیلی روزها شده من صبحانه. نمیتونم بخورم ، چون  اخر شبها میوه میخورم صبح ها اشتها ندارم اما حالا یکروز بیام و بخورم چرا ترس مگه اشکالی داره ،  من که کاملا  نیازمو میدونم خب اون روز دوست دارم میخوام سه وعده غذامو بخورم ،  فک نکنم موردی باشه یه زمانی وقتی هنوز باورای غلط  تو ذهنم  تشکیل نشده بود

      حدودای سن ۴ تا ۱۱ سالگیم بخاطر اینکه پدرم به هر سه  وعده  غذا خیلی اهمیت میدادمن *بی واهمه* میخوردم و خیلی هم لاغر بودم و از یه زمانی این ترسا شروع شد که زیاد بخوری  چاق میشی❌ و ترس از خوردن وعده ها در من شروع شد خب طبق این مسیله خوردن هر سه وعده به اندازه ی نیازم هم اصلا ترسی نداره

      وای که چه حس خوبی پیدا کردم وقتی  با این دو عادت به صلح رسیدم ، وقتی فکرشو میکنم در هنگام انجام این رفتارا اصلا رنجی وجود نداره و فقط لذت بوده و حال خوب

       درسته قبلش میترسیدم ولی اگه ادم از چیزی یا کاری  بترسه طبیعی که انجامش نمیده خب وقتی من این رفتار و انجام میدم تازه خیلی هم خوشحالم پس حتما یه ترس ساختگی تو ذهنمه دیگه

       که باید با این ترسه کنار بیام نه رفتاره این ترس ساخته ی همان رژیمهای بیخوده

       باید مدام به خودم بگم  تو الان چند وقتی میشه وارد مسیر ذهنی واسه لاغری شدی و  میدونی تو این مسیر همه چیز با عشق و لذت و احساس خوبه که بدست میاد

       پس بیا و با این ترسای بیخودی کنار بیا و سعی کن باهاشون به صلح برسی همینطور با عذاب وجدان های بعد از خوردن. اونم  دقیقا همینه  اینا فقط ساخته ی یسری افکار پوچن پس وقتی باهاشون کنار بیای و نخوای باهاشون بجنگی خودشون آرووم آرووم کنار میرن

      این فرمولا و به دنبالش این عادات فقط ساخته ی ذهن خودم بود و هرگز بر من تحمیل  نشده و نیست پس اگه باهاشون به آشتی برسم  قطعا از بین خواهند رفت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/05/25 00:14
      مدت عضویت: 116 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 253 کلمه

      به نام خداوند مهربان وبخشنده ام 

      سلام و درود 

      رفتار و عادتی که من انتخاب کردم که فکر میکنم در چاق شدن من اثر گذار است و دوست دارم ترکش کنم الکی خواری ریزه خواری و پرخوری است یعنی به نیاز بدنم توجه نمیکنم و مدام ریزه خواری میکنم 

      ۱,چندین سال قبل قبل ازینکه اضافه وزن داشته باشم بلافاصله بعد از ازدواج با همسرم مشکلات خیلی خیلی زیادی داشتیم و یکیش ورشکستگی و بیکاری و بی پولیش بود .من کار میکردم ولی برا خودم خرج نمیکردم مشکلاتمون بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه رفت سر کار و کارش بیرون از شهر بود .وقتایی که بحث میکردیم و اون نبود من برای اینکه اعتماد به نفس از دست رفته مو جبران کنم با غذا به خودم میرسیدم برا خودم کباب درست میکردم .تنقلات دوست داشتنی مو میخریدم میخوردم و…و واقعا اینکار برام حس خوبی داشت و ارومم میکرد 

      اعتماد به نفسم زیاد میشد وقتی به این فکر میکردم که کی بهتر از خودمه که بخوام براش بهترینا رو بیارم بخوره 

      تخمه میخریدم فیلم میدیدم و میخوردم و واقعا حس خوبی داشت خیلی فوق العاده بود حسش 

      وقتایی که طولانی مدت همسرم نبود و تنها بودم و حوصله م سر میرفت بادوستم مینشستیم تا صبح فیلم میدیدیم و کلی پذیرایی میکردیم از خودمون 

      واقعا یاد اونا برام شیرینه و انقدر دوسشون دارم که فکر میکنم کاش این عادت باعث چاقی نمیشد و عذاب وجدان نداشت برام تا بتونم کلی ازش لذت ببرم. 

       

      یه سوال :استاد هربار با یه عادت این راه رو میشه پیش برد؟یا اینکه چندین عادت باهم هم میشه انجام داد؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      علیرضا معینی
      1400/05/20 13:01
      مدت عضویت: 118 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,026 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی 

       

      عادتها رو ما داریم انجام میدیم . 

      اون عادت به زور بر ما تحمیل نشده . 

      درون ما تنوع رو دوست داره . 

      ما از رفتار زده شدیم به خاطر تکرار اون . 

      این رفتار چه مزیتها و چه لذتهایی برامون  داشته  ؟ 

       

      قانون اول برای تغییر دادن هر عادتی اینه که یه رابطه ی صمیمی با اون عادت برقرار کنیم . 

       

      گام اول : یک رابطه ی دوستانه با رفتار داشته باشیم . 

      تکرار اون رفتار چقدر شما رو شاد کرده و چقدر براتون لذت بخش بوده . 

      حداقل ۵ مورد از تکرار این عمل چه لذتهایی بردید . 

       

      در گام قبل من رفتاری که میخوام ترک کنم عذاب وجدان بود . من از عذاب دادن خودم چه لذتی بردم ؟ 

       

      من وقتی  از زاویه ی ذهن چاق به رفتارم نگاه میکردم رفتار برام  رنج آور بود . حتی با اینکه ازش لذت میبردم اما به قول شما با وجود اینکه از رفتار لذت میبردیم اما بعدش برامون رنج اور بود . 

      خب من میخوام عادت به رنج کشیدن رو از خودم پاک کنم . 

      پس ابتدا باید با این رفتار به صلح برسم . 

      رنج کشیدن برای من چه مزایایی دارد ؟ 

      من با رنج کشیدن  در حقیقت به خودم آرامش میدادم .

      رنج از رفتار نامناسب خودش یه رفتار نامناسب بود اما من با عذاب وجدان تاثیر رفتار نامناسب قبلی رو برای خودم کم می کردم . 

      پس در حقیقت دیدگاه من نسبت به رفتار قبلی که همون خوردن بود برای من تکراری و ناخوشایند شده بود . 

       

      امروز یه باور عالی در متن شما پیدا کردم 

       

      در واقع تکرار رفتاری که برای من لذت بخش نبود رنج آور شده است اما به دلیل فرمول اشتباه ذهنی که ” من اسیر عادت هایم هستم” قادر به تغییر آن رفتار نیستم.

       

      علت اینکه خوردن ها در اغلب مواقع برای ما رنج آور شده بود به خاطر ترس ما از چاقتر شدن و به خاطر اینکه دیگر نمیتوانیم آنها را تغییر دهیم بود . 

      من اسیر عادتهایم هستم باوری هست که در اغلب ما وجود دارد در حالیکه ما خود سازنده ی عادت هستیم . 

      و لذت بردن از عادت سبب تکرار اون عادت شده . 

       

      در هر بار ما موقع انجامش لذت میبردیم حالا بعدش با رنج کشیدن میخواستیم به خودمون اینو بگیم که این رفتار رو دوست نداریم انجامش نده  . 

      ولی باز موقع خوردن چون میخواستیم لذت این رفتار رو بچشیم باز بیشتر میخوردیم اما با خوردن بیشتر و لذت بردن بیشتر رنج ما بعد از رفتار بیشتر میشد . 

       

      پس من برای برطرف کردن عادت رنج کشیدن ابتدا باید با عادت خوردنم به صلح برسم . 

      یک انسان متناسب با خوردنهای خودش در صلح است و هیچ گاه رنج نمی کشد . 

       

      من خیلی وقتها پرخوری نمیکنم بلکه احساس پرخوری می کنم  . احساس پرخوری داشتن هم یک عادت غلط و در مسیر چاقیست . 

       

      اما من فقط قرار است یک رفتار را تغییر دهم ان هم عذاب وجدان بعد از خوردن هست . پس باید مزیتهای این رفتار را بنویسم . 

      ۱- دلیل اول را در بالا نوشتم . عذاب وجدان به من ارامش میداد تا تاثیر پرخوری در همان لحظه بر من کمتر شود . 

      ۲- عذاب وجدان سبب میشد حداقل تا زمانیکه من این حس رنج را داشتم به خودم اجازه ی خوردن بیشتر  نمیدادم .

      ۳- عذاب وجدان سبب میشد من کمی نسبت به رفتارهایم فکر کنم و اینکه کاری کنم تا این رفتارها را ترک کنم گرچه هیچ وقت موفق نمیشدم چون راه آن را نمیدانستم اما همان درخواست دادنها برای تغییر ، سبب شد که من الان اینجا باشم و به این فایلهای عالی هدایت شوم و راه تغییر عادت را به شیوه ی صحیح جذب کنم . 

       

      ۴- عذاب وجدان سبب میشد من کمی فشار ناشی از رفتار نادلخواه را روی خودم کم کنم و کمی از سنگینی بار اضافه وزن را بر وجودم جبران کنم . کمی به خودم بیایم و برای آن لحظاتی که این حس با من بود احساس اراده ی بیشتری می کردم و حسم به خودم بهتر میشد . در حقیقت من با عذاب وجدان هم به احساس لذت میرسیدم . 

       

      ۵- عذاب وجدان در من سبب میشد که برای زمانهایی که این احساس را داشتم از مسیر چاقی تغییر جهت میدادم . توجهم را از روی خوردن بر میداشتم و به کارهای دیگر در زندگی می پرداختم و حداقل تا زمانیکه این حس با من بود احساس ولع سمت من نمی آمد . گرچه به خاطر صلح نبودن با حس عذاب وجدان باز هم رنج می کشیدم اما الان که فکر می کنم میبینم این حس تا هنگامی که با من بود برای من رنج نداشت وقتی من با این حس کمی حالم بهتر میشد دوباره افکار چاق کننده سراغم می آمدند و پروسه تکرار میشد. در حقیقت من با عذاب وجدان میخواستم این احساسات چاق کننده را پاکسازی کنم . 

       

      خدای من عذاب وجدانی که من همیشه با آن مشکل داشتم و نگاهم به آن بد بود چقدر مزیت برای من داش . 

      آرامش ، تغییر رفتار ، تغییر فکر و درخواست راه صحیح تغییر عادت و هدایت شدن به اینجا ، احساس لذت ، احساس خوب به خود ، پاکسازی و اگر باز هم بشمرم قطعا مزیتهای دیگر این رفتار را هم پیدا می کنم . 

       

      چقدر این تمرین عالی بود و حس مرا نسبت به عادت  عذاب وجدان خوب کرد . 

       

      خب حالا من میخوام یه رابطه ی صمیمی با این عادتم برقرار کنم . 

      من دست دوستی به سمت این عادتم دراز می کنم . سلام رفیق حالت چطوره ؟ ممنون که باهام این همه مدت همراه بودی و منو هدایت کردی به این فایلها . 

      ممنون که این همه مدت برای من کار کردی . ببخش  من و که همیشه از تو بدم می آمد و به مزایای تو برای خودم پی نبرده بودم . 

       

      من حقیقت تو را یافتم و فهمیدم اول اینکه تو را خودم ایجاد کردم و دوم اینکه تو برای رنج من نیامده بودی بلکه برای خدمت کردن به من آمده بودی . برای اینکه به من احساس بهتر و عزت نفس بیشتر بدهی برای اینکه مرا پاکسازی کنی . 

      من اکنون حقانیت تو را یافتم و متوجه شدم تو بسیار خوب هستی و دوست صمیمی من هستی . دوستی که خیلی جاها به من کمک کرد تا من احساسم به خودم بهتر شود . ازت ممنونم . دوستت دارم . 

       

      این تمرین خیلی تمرین خوبی بود . از لطف شما ممنونم . 

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/09 20:11
      مدت عضویت: 162 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      سلام
      من عادت اینک میوه زیاد میخورم حتما ک از خواب بیدار میشم باید میوه بخورم از میوه سیر نمیشم از اولم پرخوری تو میوه داشتم متعهد شدم این عادت تعییر بدم
      من هر وقت میوه میخورم پراز لذت میشم اصلا انگار بمب لذت تو دهن من وا میشه وای من از میوه خوردن شاد میشم پراز عشق میشم از قیافه هاشون سیر نمیشم میوهز میبینم پر از خوشحالی حس خوب میشم وقتی میخورم انگار مغزم اروم میشه انگار کل سلولهایربدنم انرژی میگیزن من با مبوه ب اوج لذت و طعم میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/29 09:56
      مدت عضویت: 562 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      با سلام

      خودم بعد این کامنت حس عجیبی دارم .

      حالا میفهمم چرا استاد میگفت مسولیت کل زندگیتون رو بپذیرید تا ما این مسولیت رو نپذیریم چطور میتونیم در قبال بدنمون احساس ببخشش کنیم وچطور میتونیم مشکلاتی رو که خودمون در زندگی دعوتش کردیم و ازش متنفر بودیم عشق بورزیم .

      من همش در زندگی یه جورایی خودمو بدهکار چیزی میدونستم من بدهکار مشکلاتی هستم که مرتب بهشون بد وبیراه میگفتم من خودم اونا رو توزندگیم دعوت کردم و اونها قبل اینکه بیان با یه حس ترسی که استاد توضیح دادن اجازه ورود گرفتند به زندگیم چون من به اون احساس ترس توجهی نکردم و ادامه دادم و کلی هدیه قبل اومدنشون برام فرستادن ومن هم همشو قبول کردم و بعدش مشکلات اومدن .

      بعدشم بد وبیراه دادم به مشکلاتم . ومتنفرشدم ازشون .

      اونها تقصیری نداشتن . اونها بی گناهند من با توجهاتم اونا رو به زندگیم دعوت کردم . من از همینجا از همشون معذرت میخام وامیدوارم منو ببخشند .به خصوص از چاقی عزیزم که منو بیدار کرد .

      استاد بابت این چالش و همه مطالب آموزشی ازتون سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/29 09:28
      مدت عضویت: 562 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 351 کلمه

      با سلام 

      چالش عشق ورزیدن به عادتهای چاقی

      چقدر ما آدمها فراموش کاریم چاقی عزیزم منو ببخش تو رو به مهمانی درونم دعوت کردم و تو قبل از اینکه به خونم بیای  کلی هدیه های مختلف برام فرستادی با پست ذهنی و بعد اومدی به خونه جسمم .

       کدوم مهمون رو دیدی که اینجوری به خونت بیاد و  منم سرآخر به جای تشکر ازت متنفرشده بودم .😪

      اینکه خوردن یه استکان چای با کلی قند رو برام لذت بخش کردی چون میدونستی من فشارم همش استاندارده و با یه کم خستگی یا بیماری  فشارم میاد پایین . و ازم یه جورایی مراقبت میگردی.

      این توبودی که منو وادار میکردی تند تند غذا بخورم تا معدم منو اذیت نکنه و زود سیربشه مثل یه نوزاد چند روزه که تند تند شیر میخاد.

      چاقی عزیزم این تو بودی که وقتی مهمانی میرفتم و کلی بهم خوش میگذشت کلی غذا میخوردم بدون دغدغه و استرس و مهمونیه بهم خوش میگذشت .

      عزیزم این تو بودی که میدونستی من آش ترش دوست دارم مثل کودکی که یه اسباب بازی رو دوست داره واز پدرش میخاد .دیرتر بهم حس سیری دادی و به معدم گفتی بزار یه ذره بیشتر بخور و لذتش رو ببره مگه ما چند روز تواین دنیا مهمونیم که اینقدر زندگی رو سخت بگیریم .

      چاقی دلبندم تو خیلی خوبی مثل یه مادر ازم مراقبت کردی من یادم نمیره وقتی پریود بودم زود به زود بهم زنگ میزدی ومنوصدا میکردی که برو یه چیزی بخور ضعف میکنی مریض میشی و توهم که فشارت نرماله با یکم گرسنگی سر درد میگیری .

      مگه میشه یادم بره که من همش بهت میگفتم عاشق صورت تپلم و اطرافیانم همش ازم ایراد میگیرن که صورتت زیبا نیست تو هر موقع که من یادم میرفت چیزی بخورم و درحال بیکاری بودم منو میبردی سریخچال و کلی غذا بهم تعارف میکردی.

      نه اون روزها هیچ وقت یادم نمیره . دیگه نه تنها ازت متنفر نیستم بلکه عاشق تو وهدیه های زیبایت هستم وممنونم که دعوت منو قبول کردی و به خونم اومدی واونم با کلی هدیه های زیبا .

      دیگه حتی به کسی اجازه نمیدم بهت چپ نگات میکنه  ومن عاشقتم و بهت عشق میورزم و امیدوارم که منو ببخشی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/15 22:00
      مدت عضویت: 412 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      به نام خدا
      سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
      تمرین این جلسه: مزیت ها و لذت هایی که رفتار یا عادتی که میخواین ترکش کنید رو بنویسید
      استاد اول از همه تشکر میکنم به خاطره انرژی و شادیی که با صداتون در این فایل به ما میدهید خیلی پرشور صحبت میکنید ادم جون و انرژی میگیره، ممنون از انرژی خوبتون
      خوردن چیزهای شیرین مثل کیک و بیسکویت و نون و کره و عسل در کنار یه نوشیدنی گرم به من انرژی و شادی میده، احساس میکنم توی مغزم یه هورمون شادی ترشح میشه گرمای نوشیدنی در کنار هر چیز شیرین به من حس زندگی و شادی میده، طعم اون ماده ی غذایی شیرین، مزش من رو ارضا میکنه یه احساس رضایت و سیری و خوشی به من میده، خستگیم رو از تنم درمیاره، باعث میشه اماده بشم بعد از خوردنش کاری رو انجام بدهم، یا بعد از انجام کاری برای تشویق خودم و استراحت یه نوشیدنی گرم در کنار یه چیز شیرین خستگیم رو رفع و من پرانرژی و تازه میکنه، باعث میشه بهانه ای باشه با اعضای خانوادم جمع بشیم و در کنار هم از خوردن لذت ببریم، طعمش لذتبخش است، گرمای چای یا قهوه به من حس امید و زنده بودن میده، خوردن هر چیز شیرینی من رو راضی میکنه سیرم میکنه انگار تمام وجودم خوشحال میشه، بهم حس ازادی میده، خوردن یه چیز شیرین در کنار یک نوشیدنی گرم در عصرها باعث میشه نیمه ی دوم روزم رو شروع کنم با قدرت و انرژی، یه حالت مدیتیشن و ارامش داره.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/08 09:34
      مدت عضویت: 457 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      به نام خدای زیبایی ها 

      در چالش من اینو نخوردم برای تناسب فکری داشتن در عادت ریزه خواری یا به قول بعضی ها همه چیز خواری، یعنی هر چی جلو دستمان باشد و پارو میکنم به سمت دهان مبارکمان، بلانسبت که میخوایم هر چی دور و برمون هست تمیز کنیم و بریزیم داخل سطل آشغال، باید بدونیم که ما محل انبار و جمع آوری ضایعات نیستم، من خیلی ارزشمند هستم ولی چه کنم که این ذهن ناخودآگاه آموزش دیده و یادگرفته و از عقل منطقی هم کاری بر نمیاد و باید کوتاه بیاد و با صلح و آرامش و با ملایمت صحبت کردن بهش  بفهمونه که چیز اشتباهی یاد گرفته، میدونه که اون کاری که سالیان سال انجام می‌داده و حالا شده یه عادت قوی و جاخوش کرده، خیلی عادت خوبی هستش و خیلی محاسن داره ولی عادت های بهتری هم وجود داره که میشه اوناروهم انتخاب کنه و همون حس قشنگ و داشته باشه، میدونم که ریزه خواری چه چیز خوبی هست، همیشه همه رو با لبخند در خوردن همراهی میکنم و کسی رو رنجیده خاطر نمیکنم، حس خوب وآرامشی داره، اینکه همیشه سیرم و حس گرسنگی ندارم خیلی حس لذت بخشی هست، اینکه میتونم همه مزه ها را شیرینی و شوری به تناوب تجربه کنم، اینکه حس قدرت و توانایی و رهایی از هر چی محدودیت هست، اینکه نگران نباشم که دیگه تموم میشه و بعدا نیست که من بخورم واین محاسن ریزه خواری است که ذهن ناخودآگاه ام پذیرفته به تکرار هر روز و هر روز آن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/04 01:02
      مدت عضویت: 237 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      به نام خدای مهربونم که راه رو نشونم میده

      سلام به همه

      واقعا متعجبم..اصلا انتظار همچین مطالبی نداشتم تو این جلسه..همش فکر می کردم الان باید بیاییم و از بدی هاش و اینکه ۷ یا ۲۱ یا ۴۰ روز تمرین کنیم تا بذاریمش کنار و این جور چیزها بشنوم … خلاصه که هنوزم مبهوتم . 

      خب چیا یاد گرفتم؟ اینکه رفتار تکرار شونده تبدیل به عادت میشه و این ماییم که تکرارش می کنیم و اون رو می بریم تو دسته عادت هامون…پس اون کار به خودی خود بد نیست .. در ذات خودش حرکت و رفتار بدی می تونه نباشه اما چون من دارم بهش عادت می کنم و تکرارش می کنم و توی ذهنم این فرمول هست که این عادت مخربه و داره من و بدنم رو از تناسب خارج می کنه، همینطور هم عمل می کنه

       

      خب عادت ریزه خواری که من جلسه قبل گفتم میخوام کنار بذارمش برام چه لذت هایی داره:

      ۱- لذت خوردن! همین که هربار دلم خواد میخورم…حس قید و بند و رژیم و چارچوب ندارم..کاری رو می کنم که دوست دارم، دلم نمیخواد فکر کنم و چک کنم گرسنگی واقعیه یا نه..دلم میخواد به دل خودم بخورم.

      ۲- حس خوب اینکه با همین چند دونه بادوم و پسته مثلا ته دلم رو گرفتم و سیر شدم…حس اینکه چقدر خوراکم کمه و همین کوچولوها سیرم می کنه و غذای اصلی رو کمتر می خورم

      ۳- حس پیروزی از اینکه چیزی که دلم خواست رو خوردم..یه جور دهن کجی به خودم و رژیم و هر قانونی … به خودم ثابت می کنه کی رئیسه !!

      ۴- مزیتش اینه که اون موقع که دلم میخواد یه چیزی بخورم و گرسنه هم نیستم می خورمش و نگران این نیستم که توی گرسنگی اون چیز خاص رو دلم نخواد…یعنی نگرانم هم تموم بشه و نباشه که بعدا بخورم (باور کمبود) و هم اینکه نگرانم شاید توی گرسنگی واقعیم دیگه اینو که الان دلم میخواد نخوام بخورم و میلم نباشه پس حالا بخورم تا هست و میلم هم میکشه بهش..چقدر جالب واقعا..اینو همینجور که نوشتم بهش پی بردم.

      ۵- من از ریزه خواری حس شادی بهم دست میده..یه شادی سطحی که از دم دست ترین چیز یعنی خوردن حالم خوب میشه..تمرکزم از چیزهای منفی و بد برداشته میشه و لذت و شادی رو تجربه می کنم

       

      سعی می کنم بازم فکر کنم و اگه به نتایج جدید رسیدم میام می نویسم..واقعا چالش جالبی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        kouroshzamany95@gmail.com
        1400/05/25 00:20
        مدت عضویت: 116 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        با سلام منم کاملا موافقم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/11 18:05
      مدت عضویت: 352 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 926 کلمه

      به نام بی نام او 🍃

      سلام به همپیکران عزیز 😍

      برای اصلاح و یا تغییر عادتمون همون رفتارهایی که اولین بار با لذت انجام دادیم وبعد با تکرارش شد عادت مخرب یا آزار دهنده دوقدم مهم باید برداریم 

      ۱/اون رفتار هیچ قدرتی نداره کلا نمیتونه مارو مجبور کنه که انجامش بدیم ما خودیم داریم انجام میدیم یعنی باید قبول کنیم تا بتونیم تغییرش بدیم باهاش آشتی کنیم اما چون یک فرمول ذهنی ریشه دار تو ذهنمون هست که میگه ترک عادت سخته یا ما اسیر عادتهامون هستیم تمام قدرت خودمون رو دادیم به رفتار پس بپذیریم دیگه خودمون داریم تکرارش می کنیم و اینکه اگر شما یک فیلم توپ هم ببینید که خیلی جذاب باشه یا یک موسیقی دلنشین هم گوش بدین اگر یک مدتی تکرار بشه دیگه زده میشین مثلا اگر چندروز متوالی قرار باشه لازانیا بخوریم دیگه حالمون بهم میخوره چون حالت درونی و طبیعی ما تنوع گرا هست و حالا واسه همین همون رفتارهای لذت بخش شدند عذاب دهنده بنابراین قدرت دست منه انتخاب هم با منه و خیلی هم آسونه اصلا روش ذهنی همه چیزو آسون میکنه و قدم به قدم پیش میریم تا اصلاح بشه 

      ۲/این عادتها واسه ما مزیتهایی داشتند حالا برای اینکه زبونی نباشه حداقل ۵مزیت از هر عادت رو فکر کنیم و بنویسیم …

      خوب پرخوری من خیلی لذت بخش بود از بچگی خانواده برای غذا خوردن مسابقه میزاشتند هر کی زودتر خورد و غذاشو تموم کرد 😳😆یعنی انگار مسابقه است من بیشتر بخورم اما با کی نمی دونم ؟!بعد ته دیگ که خوشمزه بود یعنی آخر غذا همیشه هم تو قابلمه ته دیگ چرب و چیلی میموند منم سیر میشم ولی آخرش موقع سفره جمع کردن یه سر به قابلمه میزنم .وقتی مهمون داشتیم فکر می کردم بقیه حواسشون به خوردنمه می خوردم اما نمی چسبید فقط همین که میرفتند میرفتم سر قابلمه .اگر می خواستیم جایی بریم هم بهم می گفتند حسااابی بخور سیر بشی که بیرون غذا نیست ترس از گرسنگی هم دارم …ااین اواخرم که کمی آموزش دیدم میگم قدرت با منه غذا قدرتی نداره چاقم کنه ولی فشار و سنگینی بعدش حس بد بهم میده راستی یه خرده هم به حجم غذای بقیه نگاه میکنم میگم حتما اشتباه شده منم سیر نشدم 🤣

      ریزه خواری هم …که هر وقت سرمون درد گرفت گفتند یه چیزی بخور /هر وقت اعصاب نداشتیم گفتند حتما گرسنه ای!خوشحالی و جشن یعنی یه چیزی بخوریم عزاداری و گریه فشارمون افتاد چیزی بخوریم یادم میاد بچه بودم اگر تو بازار غر میزدم خسته شدم برام خوراکی می خریدند یا افرادی که دوستم داشتند برام هله هوله میخریدند تو مدرسه هم زنگ تفریح می گفتند برین خوراکی بخورید گاهی هم تهدید تموم میشه ها بیا بخور کارشناس تغذیه ام که هیچ میان وعده و ریز ریز بخور ولی کم ….همسرم هم که میاد احترامه باهم چایی بخوریم اونم با یه چیزی یه وقتایی هم دپرسم یهو همسایه سوپرایز می کنه خوراکی خوش مزه منم احساس می کنم خیلی دوسم داره الان تو این حالم همون موقع تست میکنم سپاس ذهنم چه خوب همکاری می کنی 💞

      تمایل به شیرینی /

      تو جشن و شادی و عروسی شیرینی میخوریم /وقتی خبرای خوش میشنویم میگیم شیرینیشو کی بخوریم؟کودک که بودم وقتی لبخند میزدم یک غریبه دلش ضعف میرفت و از تو جیبش بهم شکلات می داد و یا می گفتند شیرینی انرژی تو زیاد میکنه سرحال میشی تلخ و ترش و شور هم یه مزه است اما شیرینی رو بیشتر آدما میگند خوشمزه یا می گند اون بچه انقدر شیرینه کلا انگار شیرینی یه جور لذت مقدسه ! 

      زمانبندی غذا/

      دوتا پدر بزرگ داشتم خدا رحمتشون کنه می گفتند سر ساعت فلان ناهار یا شام  می خوریم .من کودک بودم خیلی متناسب بودم مثلا غذا به اندازه میخوردم از نظر اونا کم بود می گفتند تا شام خبری نیستا!یا اگر عصر غذا می خواستم می گفتند باید صبر کنی تا شام و می گفتند حالا یه چیزی بخور(ریزه خواری)….اصلا سر وقت اگر سر سفره نبودیم که بی احترامی بود همش تاکید داشتند همه با هم غذا میخوریم وقتی محصل بودم اگر صبحانه نمی خوردم میگفتند مغزت امروز کار نمیکنه باید بخوری منم خیلی دوست دارم اصلا گرسنه نیستما ولی روتین روزمه صبح بیدار شم میگم مغزمو شارژ کنم 😋😂اینطوری هم بود غذامون رو بخوریم که کار دیگه ای نداشته باشیم بعد بریم بخوابیم 😆خب البته رستورانم ساعت ۱۰صبح غذا سرو نمی کنه یعنی الگو میده صبح و ظهر و شب خلاصه وقتی من سیرم در طول روز مغزم تعجب می کنه ….

       

      اما صحبت کردنم و توضیحات زیادم (پرحرفی)از بچگی می گفتند بهم شیرین زبونی دلشون ضعف میرفت برام تو مدرسه هم می گفتند چه زبونی آتیش پاره یعنی همش تاییدم می کردند و البته فن بیان خوبی دارم اما تند تند حرف میزنم چون ذوق داشتم موضوعی رو تا تهش بگم چون می خواستم سریع اطلاع رسانی کنم و تشویق بشم به نام خودم خیلی ها هم می گفتند آدم باید زبون داشته باشه خدارو شکر روابط اجتماعی خوبی هم دارم سریع ارتباط میگیرم اما امروز که به لطف خدا در مسیر شناختم میخوام کمی سکوت کنم دیگه نمی خوام تاییدیه بگیرم نمی خوام من همه چیز دان منو به سقوط بکشه نمی خوام برای رشدم موانع درست کنم نمی خوام هیجانی بشم عجله عجله و غیره 

      یه روزی متوجه شدم که من افراطی هستم یکی از قاعده های شمس تبریزی بود میانه رو باش اونجا متوجه شدم یه چیزی تو ذهنم سر جاش نیست تناسب در حرف زدن در اندام در شادی در عشق و حالت پایدار و تعادل نداشتم و اسم و سایت تناسب فکری همونی بود که من دنبالش بودم لاغری رویامه اما من برای تناسب فکری انتخاب شده ام آرامش و شادی پایدار می خواهم 

      خدایا شکرت عاشقتم ❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/03/09 13:37
      مدت عضویت: 256 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 421 کلمه

      به نام خدای بخشنده و مهربان 

      روز 43: 9 / 3 /1400

      رفتارهای عادتی و آزاردهنده یجورایی مثل ماری هستند که در آستین پرورانده ایم. بچه مار کوچولوی خوشگلی که اول از دیدنش لذت برده ام و پرورشش داده ام و حالا که بزرگ و عظیم الجثه شده ناراحت و دلخور هستم و لذت های قبلی که مرا وادار به حفظ ان کرده بود را فراموش کرده ام. با گوش دادن این جلسه و مرور نوشته ها برایم تداعی شد که چاقی جسم خود را هم همینطور برطرف می کنیم ابتدا مسئولیت آن را پذیرفتیم و بعد با خودمان و جسم فعلی چاق خود در صلح قرار گرفتیم  و تصمیم گرفتیم از آینه نترسیم و …. 

      پس مراحل ترک هر عادت این است که : اول بپذیرم خودم فاعل آن رفتار هستم و آن رفتار مرا مجبور نکرده است پس مسئولیت انجام آن را می پذیرم. و دوم اینکه حتما قبل از اینکه ان رفتار به عادت تبدیل شود من از انجامش لذت برده ام و فوایدی برایم داشته باید آن ها را پیدا کنم تا با آن رفتار به صلح برسم و در کمال آرامش قادر به ترک آن شوم.

      مثال: عادت خوردن چیز با چایی عادتی هست که من همه عمر آن را دلیل اصلی چاقی خودم میدانستم.

      چرا من این رفتار را دوست داشتم انجام بدم که برام عادت شده ؟ این رفتار برای من چه مزایایی داشته؟

      1- یادم میاد از بچگی از خواب عصر متنفر بودم و مرا به زور هم که شده می خواباندند و بعد از غذا یک راه اینکه چرت خودم و خانواده را بپرانم و مانع خواب عصر شوم یا حداقل به تاخیر بیندازم خوردن یه چیزی بعد از ناهار با چای هست که برای من این خوردن بعد از سیری را لذت بخش کرده بوده.

      2- دور هم نشستن و صحبت کردن به همراه یک بهانه برای این دور همی که میشه همون چیز با چایی احساس آرامش  و لذت به همراه دارد.

      3- سبب خوردن چای زیاد و رفع احساس خواب آلودگی می شود و خوابم را می پراند.

      4- سبب می شود بتوانم چای تلخ زیاد تری بخورم و بدون خوابیدن دوباره کلی انرژی بدست بیارم.

      5- از خوردن آن چیز شیرین یا کیک یا خرما به همراه چای احساس خوبی پیدا می کنم.

      خب من با این رفتارم در صلح قرار گرفتم و فهمیدم برای فرار از چیز دیگری دست به این خوردن بی مورد می زنم حتی معروفه که من غذا رو می خورم که به عشق چیز با چایی بعد از آن برسم الان میدانم اگر بعد از ناهار 10 دقیقه استراحت کنم خیلی منطقی تر هست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/02 18:02
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,011 کلمه

      عادتهای زیادی در ما هست که همه منشا تکراری دارن و این عادتها رو ما داریم هر روز  انجام میدیم و گرنه  اونها برما مسلط نیستن و اما  این عادت  که ما رو اذیت میکنه و  ما داریم هر روز  انجامش میدیم  باید بدونیم  اصلا اینطور نیست که اون عادت به ما تحمیل بشه .

       

      یه رفتار وقتی زیاد تکرار بشه برای ما آزاد دهنده میشه حتی  یه فیلم زیبا  وقتی خیلی تکرار بشه برای  ما  اذیت کننده میشه چون درون ما تنوع رو دوست داره .

      پس این رفتار که من رو اذیت میکنه این  رفتار  رفتار بدی  نیست ولی تکرارش  هست که ما رو اذیت کرده و بد هست .

      پس اول مشخص کن اون رفتار چه مزیت و لذت هایی برای ما داره و چون خیلی برای  ما لذت داشته  که بارها تکرارش کردیم و حالا اذیت شدیم و  اما زمانی که انجامش می  دادیم خیلی هم برای ما لذت بخش بوده .

      از هر چی بترسی سرت میاد و از هر رفتاری تنفر داشته باشی اون میچسبه به شما و نمیشه تغییرش بدی پس اول با این رفتارت که مرتب تکرارش میکنی یک رابطه ی دوستانه داشته باش و بگو چقدر این رفتار حال شما رو خوب کرده ( این یک فن هست برای در صلح بودن با این رفتار )

      پنج مورد بنویس که از تکرار این رفتار چه لذتی بردی و باید رابطه ی دوستانه برقرار کنی و نباید ازش تنفر داشته باشی 

      من وقتی  پیغام سیری رو درک میکنم   ولی چند لقمه اضافه تر میخورم و این کار چه لذتی برام داره ؟؟

       فکر کنم این  کار برای من هنور یه حالت آزادی در خوردن هست که ببین سیرم ولی بازم میتونم بخورم 

      و یا این لذت رو داره که من به حد سیری غدا میخورم ولی سیری در ذهن من هنوز غلط معنی میشه یعنی درد شکم و سنگینی 

      واین کار این لذت رو داره که من هنوزم در ذهنم ترس از نبودن این غدا در وعده ی بعدی   هست  پس زیاد تر میخورم که اگر نباشه و تموم بشه من خوب خورده باشم .

       

      فکر کنم این کار این لدت رو داره که خوردن زیاد مساوی با شکستن یه سری محدودیتهاس و چهار چوبهای رژیم در ذهن من  هست 

      فکر کنم این کار  وقتی از غدایی در ذهنم خاطره داشته باشم بیشتر هست و میخواد بگه لدت بردن از این عدا یعنی زیاد خوردن 

       در کل فکر کنم این کار که چند لقمه اضافه تر از نیاز میخورم این لذت ها رودر ذهنم   برام  داره که بیشتر خوردن برام مساوی هست با نبودن در هیچ چهار چوب و ررژیم  و محدودیت و ترس از نبودن غدا  که من رو وادار میکنه بیشتر بخورم و یا خاطره داشتن از اون غدا و یا تحریک شدن که من رو وادار به خوردن چند لقمه اضافه میکنه و  با این کار  گفتم به خودم که  بببین به  هر اندازه که خواستم خوردم و لاغر هم هستم و این قشنگی لاغری با ذهن هست(اما  برای همین هست فکر کنم یک ساله و نیم هست در سایتم ولی هنوز یه مقدار کم تا تتناسب  کامل فاصله دارمدر حالی که کل اصافه وزنم ۱۴ کیلو بوده  )

       و  اما زمانی که پیعام سیری رو دریافت میکنم کاملا از درون حس میکنم سیرم ولی هنوز از لحاظ ذهنی حریصم و اون ذهنم  باهام راه  نمیاد که غدا رو ول کنم برم هنوز ذهنم فرمولهای چاق کننده داره  که من  رو وادار به  یکم بیشتر خوردن میکنه  و اما  چون به راحتی پیغام سیری رو دریافت میکنم خیلی خوشحالم که میتونم این حس قشنگ رو  متوجه بشم  و تازه انگار یه  الارمی به من داده میشه بسه و دیگه نیاز نداری و یه نجوایی بهم میگه ببین من گفتم نخور و دیگه بسه و دیگه جسم تو نیاز نداره ولی تو ادامه میدی و حالا میخوام تمرین کنم تو همین مرحله غدا رو رها کنم و  اما اون منفی باف درون وادار میکنه بخورم میگه تو که نخوردی خیلی کم خوردی با ۶ قاشق برنج ( حالا بسته به نیاز اون روزم  یه مقدار  کم و زیاد میشه) که نمیشه خیلی کم  خوردی هنوز بخور ولی قشنگ حس میکنم سیری رو و اگر اون موقع بلند شم خیلی سبک و رها و واقعا بدون فشار شکم هست .

      خیلی وقت  هست که نیاز خوردن من تغییر کرده تا چند قاشق میخورم سریع سیر میشم و یه مقدار فشار شکمی رو  احساس میکنم  در حالی که قبلا این حالت رو در خوردنهای زیاد و پرخوریهای زیاد تجربه میکردم حالا در  رفتاری که شاید یک سوم گدشته ام هست سریع این احساس رو پیدا میکنم و یکم برای ذهنم پذیرفتنش سخت هست که من کم خوراک شدم  و وادار به خوردن بیشتر من رو میکنه و همراهی نمیکنه واقعا به حد سیری بخورم و بلند شم و تمام تلاشم در این چالش همین هست .

      و ریزه خواری همانطور که گفتم قبلا خیلی زیاد داشتم و اما حالا که در حال تکرارم واقعا چیز خاصی در خودم نمیبینم مگر بعد از ظهرها که کمی بخوام شیرینی با چایی  بخورم  یا موقع جمع کردن سفره از باقی مانده ی غدا بخوام کمی بخورم که بازم فکر کنم ذهنم  با این کار میخواد همون حرفهای بالا رو  برام تداعی کنه و گرنه بارها شده گفتم من چایی نخورم و به جاش یک میوه بخورم ولی ذهنم همراهی نکرده  در حالی که از درون خیلی میل ندارم  حالا انشاا… با این چالش دهنم رو بیشتر همراه خودم در این مسیر میکنم و به موفقیتهای بزرگتر میرسم 

       

      اما بازم دم خودم و این دهنم گرم که این همه تغییرات عالی تا به اینجا داشتم و اینقدر ذهنم در مسیر لاعر شدن قرار گرفته و کلی تغییر کرده و اینقدر تغییرات من واضح بود که وقتی وارد این چالش شدم و خواستم بنویسم ریزه خواری انصافا دیدیم مثل قبل هیچ ریزه خواری که عادت همیشگی من باشه ندارم برای منی که از صح تا شب به هزار بهانه قبلا میخوردم الان فقط یه مقدار با چایی بعد از ظهرم شیرینی میخورم که میخوام در اون تغییر ایجاد کنم و واقعا جای تحسین و تشویق دارم به خودم تبرییک میگم و از استاد عزیز هم بسیار سپاسگزارم که راهشون درست و حق هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/13 15:46
      مدت عضویت: 445 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 515 کلمه

      سللااام

      تمام دوره های کوتاه و بلند این سایت منو شگفت زده میکنه . استاد همیشه حرف جدیدی برای گفتن دارن. 

      من در تمام این سال هایی که زندگی کردم دنبال روش های زیادی برای ترک عادت هام رفتم. همه میگفتن وقتی میخوای اون کارو بکنی به عواقبش فکر کن. یا مثلا میگفتن اگه جون بکنی و 21 روز سمت اون کار نری دیگه از سرت میوفته . منم همه ی اون روشا رو امتحان کردم حتی به خودم جایزه دادم وقتی  21 روز کار اشتباهمو تکرار نکردم اما هنوز که هنوزه اون عادتو دارم. یادمه یکی از عادتای بدم خوردن پوست دوره ناخونام بود و من وقتی بچه بودم لاک تلخی که حالم ازش به هم میخورد دور ناخونام میزدم که پوستای دور ناخنم رو نخورم ولی هیچ وقت این عادتم ترک نشد و هنوزم با اینکه بعضی وقتا دور ناخونام خون میوفته بازم این رفتار اشتباه رو تکرار میکنم. 

      اما همین الان که تازه 2 جلسه ی این چالش رو شرکت کردم اشتیاقم برای ترک عادتام زیاد شده و دوست دارم ادامه بدم و ببینم چی میشه. چیزی که در هیچ کدوم از روش های ترک عادت برام اتفاق نیوفتاده بود و الان با گوش دادن به دو تا فایل فقط دوتا، درونم ایجاد شده. من در قسمت نظرات جلسه قبل فقط 3 تا عادت نوشتم ولی الان دوست دارم همه ی عادت های بدم رو بنویسم چون احساس توانایی میکنم و میدونم این منم که قدرت اینو دارم که عادت های ریز و درشتم و در نهایت کل زندگیم رو اداره کنم. نه اینکه اون عادت میتونه کل ابعاد وجودیم رو در بر بگیره و کنترلم کنه. من میتونم.

       

      من عادت دارم صبحا دیر بیدار بشم: لذتی که ازش میبرم اینه که بیشتر میخوابم و خیلی کیف میکنم وقتی تا هر وقت دلم بخواد میخوابم و  بدون سر و صدای زنگ گوشیم هر وقت عشقم کشید از خواب بیدار میشم.

      من عادت دارم برم سر گوشیم و الکی توش وقتمو هدر بدم: لذتشم اینه که به جاش نمیرم کاری که سخته یعنی درس خوندنو انجام بدم. و باعت میشه انرژی بگیرم و اگه چیز خنده دار توی یوتیوب ببینم کلی میخندم و شاد میشم و فایدش برا من اینه که میتونم از زیر کارای دیگم در برم .

      یکی دیگه از عادتام تند تند غذا خوردنه: لذتشم اینه که اصلا نمیفهمم چی میخورم و اینطوری میتونم غذای بیشتری بخورم و تازه وقت کمتری هم میگیره و سریع غذامو میخورم و میرم به کارای دیگم میرسم.

      من عادتم اینه که پوست دور ناخونامو بکنم: ازین کار خیلی خیلی آرامش میگیرم و آروم میشم و دلم حال میاد.

      من عادت دارم درس نخونم: لذت این کار در اینه که من به راحتی خوش میگذرونم و خسته نمیشم . وقتی درس نمیخونم میتونم برم کارای دیگه بکنم مثلا با دوستام چت کنم یا برم تو یوتیوب فیلم ببینم و خوش بگذرونم یا بیام توی این سایت و فایل ببینم.

      عادت دارم مدیتیشن و پاکسازی نکنم: فایدشم اینه که خسته نمیشم و مجبور نیستم کارای سخت انجام بدم در عوضش میرم کارای دیگه میکنم. مثلا وقتی پاکسازی و مدیتیشن نمیکنم میرم اتقمو تمیز میکنم یا میرم سر گوشیم.

       

      خیلی ممنون استاد

      امیدوارم همه موفق و شاد باشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/08 21:49
      مدت عضویت: 227 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      سلام

      عاداتي كه من ازشون لذت بردم و حالا بايد اول باهاشون صلح كنم ببوسمش بعد بزارمشون كنار !

      چه لذتهايي اين عادات بمن دادن؟

      ١)غذا خوردن سر پا و ناخنك زدن :دوسش دارم چون ديگه لازم نيست زحمتي بكشم بشقاب بردارم بكشم بشينم بخورم !

      زمان كمتري صرف ميكنم 

      در سريعترين زمان ممكن بيشترين لذت و طعمو ميچشم

      قبل اينكه كسي بخوره اولشو من خوردم بركتش رفته تو دهن من!😂

       

      ٢)خوردن خرما و كلوچه با چاي و قهوه 

      اصلا اون خرماي بزرگ و نرم و گردالو رو ميجووم روش هم يه قلپ چاي زعفروني دارچيني ميخورم اون آرامشو مخصوصا تو هواي سرد با هيچي عوض نميكنم ولي اخه نه يدونه خرما! ميرفتم خرما مجدول گوشتي سايز آلو ميخريدم ١٠ تا يجا ميخوردم بخدا خيلي نرم و خوشمزه بود من گرم بودم نميفهميدم 😁به به

      زمستونا كه ميشد قبل كار اولين كار رانندگي ميكردم مك دونالد يه قهوه ي خامه اي داغ با كيك داغ شده توي ماشينم آروم آروم ميخوردم تا برسم اصلا هر بار كه اون قهوه رو ميخوردم با كيك منو به آرامش تمام ميرسوند انگار تمام مشكلاتم حل ميشد تو ٥ دقيقه! گرمم ميشد و واقعا آروم و بي دغدغه ميشدم خيلي خوب بود هر روز اين كارو ميكردم!بخودم ميگفتم دنيا دو روزه جووني لذتشو ببر 😂

       

      ٣)هر ١ ساعت در يخچال رفتن 

      اصلا چه حالي ميده بدوني تمام ساعات روز ميتوني همه چي با تمام طعما و مزه ها بخوري 

      يه بار شيرين ميخورم يه بار شور يه بار پفك يه بار آجيل ،انواع ميوه هاي خشك انواع مغزها انواع شيريني هاي تر و خشك هر ساعت يه جايزه رنگو رنگ هر بار ناراحت شدم استرس گرفتم عصبي شدم گشنه شدم ترسيدم خسته شدم خوشمال شدم اصلا هر اتفاقي افتاد من خوردم چون آرومم كرد خيلي تنها بودم و غذاي مهربون بدون اينكه سرزنشم كنه قضاوتم كنه دعوام كنه بهم مزه داد بهم طعماي مختلفو داد كه حتي واسه چند لحظه آروم شم.

       

      من ديگه عادت ديگه اي ندارم كه بگم 

       

      ممنون ❤️  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/04 11:18
      مدت عضویت: 410 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      بنام خدا .رفتارهایی که خیلی لذت داشته برام قند زیاد خوردن با چای هست .تند تند غذا خوردن لذت زیادی برام داره ریزه خواری کردن از وقتی که شروع میکنم به غذا درست کردن همش ناخنک میزنم یه ذره از این یه ذره از این سالاد درست میکنم سیب زمینی سرخ میکنم فرقی نداره هر چیزی باشه وقتی که کاملا سیر هستم بازم میخورم البته الان خیلی بهتر شدم اما نتونستم کاملا این عادتها رو کنار بزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/01/20 10:34
      مدت عضویت: 478 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      با سلام وصبح بخیر صبح آدینه همگی بخیر وشادیرفتاری که منو آزار میداد این بود که وقتی شکلات  شیرینی گز خرما وهر چیز شیرینی درخانه داشتیم تا هر روز مقدار قابل توجهیشو نمیخوردم چندتا دونه ازش رو فکرم رهام نمیکرد واین عادت به حدی درمن شدت گرفت که مادر وپدرمم متوجه این عادت من شدن گرچه سعی میکردم مخفیانه انجامش بدم این رفتار با سرزنش های مادر وپدرم وبقیه مواجه شدم که منو از دیابت گرفتن از چاق شدن از مریض های اتو ایمن وکلیوی وکبدی وپوستی وغیره منو ترسوندن ومن هر بار که میخوردم بیشتر میترسیدم که این مواد شیرین منو به کام مریضی وتباهی ومرگ ببره اما بسیار لذت بخش بود طعم های مختلف شیرینی که گاهی همراهش شیر وچای وقهوه بود ومنو دچار تضاد خوب یا بد بودن قرار داد این رفتار لذت ها ومزیت های بسیاری داشت برای من وچون بارها وبارها تکرارش کردم همراه ترسی که بقیه به من قبولوندن وباورم کردن فکر میکنم خوردن شیرینی وشکلات بد در صورتی که خوردن این خوراکی ها خیلیم خوبه ولذت بخش مثلا مزیتی که برای من داشته منو سرحال آورده وقتی شیرینی وشکلات دلخواهمو با چای وقهوه وشیر خوردم حتی وقتی خالی خوردمم وحال منو خوب کرده مزیت ولذت بعدیش این بوده که شیرینی وشکلات رو برای اولین بار در بچگیم خوردم ودرجشن عروسی وتولد وعید ویادآور اتفاقات وخاطرات خوش ولذت بخش من منو یادم میندازه که چقدر لذت بردم در اون شرایط وخوشحال بودم مورد بعدی که مزیت بوده برای من موقع هایی که بیرون میرفتیم ومسافرت معمولا میتونستم با پول تو جیبیم برای خودم کیک وکلوچه بخرم وبا دوستام بخورم ولذت ببرم گاهیم شیرینی های محلی خریداری میشد ولذت بخش بود وحالا که ازدواج کردم ودلم برای مسافرت های دست جمعی وخاطرات خوش بچگی تنگ میشه منو به خاطراتم میبره مزیت بعدی ولذت بعدی این بوده که همبشه دراوج موفقیت هام مثل قبولی درکنکور وقبولی در رانندگی گرفتن مدرک زبانم یا هر مدرک دیگه ای با خوشحالی شیرینی خریدم واوردم خونه حتی برای تولد عزیزانم وخوشحال کردنشون شکلات وشیرینی خریدم وبا خوشحالی وشادی اونا مواجه شدم پس خوردن شیرینی وشکلات به هیچ وجه بد وغلط نیست مزیت پنجم هر کسی خواسته محبتشو بهم نشون بده با شکلات وشیرینی نشون داده در لحظات سخت ودرد دوران قاعدگی بسیار حالمو خوب کرده ودرد وسختی این دوران برام راحت کرده یا مریضی های سخت وشکستگی های بدی که قبلا برام اتفاق افتاده بود رو شکلات وشیرینی کمک کرده بهم مثل یک مسکن که راحت تر بگذرونمش موقع دیدن فیلم وسریال برام لذت فیلم ودوچندان کرده وموقع های افسردگی وتنهایی منو پر کرده ومنو از خطر سیگار کشیدن روی اوردن به قرص ومواد یا دوستی با افراد ناباب منع کرده وخلاصه همیشه رفتار لذت بخشی بوده وهست ومن هیچ مشکلی دیگه باهاش ندارم وکاملا حالا دیگه مطمئنم که قصد صدمه زدن به من ومریض کردن منو نداشته درضمن به زور وشکنجه که شکلات وشیرینی نیومدن برن داخل دهن من وده تاشون باهم بخورم یهو خودم لذت بردم از تک تکشون وبعدی رو با اشتیاق بیشتری خوردم حالا حالم بهتر شد خوشحالم که دیگه از این رفتارم ناراحت نیستم🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      adelehreyhani68@gmail.com
      1400/01/01 12:27
      مدت عضویت: 389 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      بنام خدا
      اگر یک رفتار را بارها تکرار کردم و الان به عادت من تبدیل شده چون من لذت بردم و گرنه عادت هایی مثل کتاب خواندن روزانه، ورزش و سالم خواری هم هستند پس چرا تبدیل به عادت های من نشدند؟؟؟ چون از تکرار آنها به اندازه ای که تبدیل به عادت من شوند، لذت نبرده ام… عادتی که من میخواهم ترک کنم، فکر کردن به غذاست.. حالا دوست دارم بدونم چه مزیت هایی داشت ک من آن را بارها تکرار میکردم..
      1_ باعث میشد موضوعاتی که اذیتم میکردند، را به عقب بندازم… بیشتر برای من رفع عصبانیت لحظه ای میشد زمانیکه اعضای خانواده یا دیگران میگفتند.
      2_ موضوعاتی که جنبه توبیخی میشدند را عقب مینداختم… جنبه ی فرار داشت. مثلا اگر کاری را که حتما باید انجام میدادم را نداده بودم، با فکر کردن به غذا به تعویق می انداختم.
      3_ میتوانستم انتخاب های بهتری برای خوردن داشته باشم.
      4_ خیلی جاها باعث میشد من گرسنگی را متوجه نشوم.
      5_ حسی بود که میشد بهش پروبال داد و زمان بیشتری راجب بهش فکر کرد.
      6_ بعضی از فکرها حالات مواخذه دارند، ولی فکر کردن به غذا باعث لذت میشه.
      7_ فکر آسون و لذت بخشی و مغز راحتتر باهاش کنار میاد، لازم به تحلیل و استدلال نداره، منطق نمیخواد.
      استاد شکرگزار خداوند و سپاسگزارم ازتون که منو با لذت های عادتم آشنا کردید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/19 20:08
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 123 کلمه

      به نام خدا سلام
      چای خوردن برام لذت عجیبی داشت به خصوص وقتی بایه طعم شیرین مخلوط میشد مثلا عاشق خوردن چای باکیک شکلاتی بودم یا با شکلات یاحتی قهوه ونسکافه رو باکیک وشکلات خیلی دوست داشتم بخورم وچند وقته پیش که یه کیک شکلاتی درست کرده بودم برای روز مرد ونسکافه هم داشتیم یکبار این دوتا رو باهم خوردم وبعدش حس ولع نسبت بهش پیدا کردم همش دلم میخواست دوباره امتحانش کنم وبعد که کیک تموم شد کار هرروزم شده نسکافه خوردن واحساسم اینکه به خاطر همون طعمی که برای خودم درست کردم وبه یاد اون هرروز نسکافه میخورم‌وصددرصد لذت بردن وایجاد اون حس خوب این عادتو درمن ایجاد کرده ومطمئنا میتونم بالذت این عادت که الان اذیتم میکنه رو تغییر بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/13 22:40
      مدت عضویت: 466 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 283 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان متناسبم
      معلومه که اولین بار اون رفتار عادتی مورد نظر برامون بسیار لذت بخش بوده.‌یکیش وقتی اولین بار با خوردن از ریر فشار روحی،ناراحتی،عصبانیت،استرس،اضطراب و حتی هبچیجان و شادی با خوردن و جویدن غذا بیرون اومدم برام لذت بخش بود. و‌ هی تکرار کردم و تکرار کردم تا تبدیل به عادت برام شد. عادت رفتارم شد و رفتارمم جسم الانمو ساخت. و الان که چاق شدم دیگه اون رفتار برام بد و منزجر کننده شده ولی نمیتونم ترکش کنم. چون عادتم شده. ولی من قبول ندارم ترک عادت مایه مرضه. اینجوری قدرت رو به دست عادت میدیم‌.نه. من اشرف مخلوقاتم. من انسانم‌ .قدرتمندترین موحود زمین. من کارای قویتر و بزرگتری انجام دادم این که کاری نداره‌ .قدرت دست منه‌ .من میتونم این عادتمو ترک کنم و میکنم. باهاش دعوا هم ندارم. طفلب گناهی نداره. اولین بار من بوجودش اوردم‌. من مس،ولیت چاقی خودم و رفتارهای عادتی و تکرار شونده چاق کننده خودمو به عهده میگیرم و باهاشون در صلح و آشتیم وآروم همونطور که یه روز ساختمشون یواش یواش از بین میبرمشون.باید اینو بدونم اون غذا یه جسم بیجانه.خودش هودبخود که وارد دهان من نمیشه. این منم که اونو با دستم برمیدارم و میخورم. خوب دیگه به اراده خودم میخوام نخورم.انشالا که موفق میشم. خیلی راحته. باید تمرکز داشته باشی. اینا همه برای مواقعیه که سیر هستی .غذای وعده اصلی خورده شده و اضافه بر اونه.‌من تعهد میدهم از امروز تاریخ ۱۳/۱۲/۹۹ وزنمو از ۹۰ و خورده کیلو به ۶۰ کیلو برسونم و در این راه تموم تلاشمو میکنم.من میدونم که موفق میشم.استاد من شما و روش عالیتونو باور دارم. نمیدونم چرا منی که میخوام یکم تو عمل ضعیفم ولی حتما این نقص رو جبران میکنم…منتظر باشین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/02 16:46
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      بنام خدا 🌸 جلسه دوم ۱- : برای تغییر دادن هرچیزی بایدابتداباوضعیت فعلی صلح کزدولن رابه همین حالتی که الان داریم تجربه میکنیم بایدبپذیریم نه از روی اجباربلکه برای تغییر کردن ومهم بودن آن درزندگی به اندازه‌ای که نقش درزندگی ما ایفامیکندپس نبایدازچاقی یارفتارچاق کننده متنفرباشیم یاحتی بترسیم هربار که ناراحت یاپشیمان می‌شویم یااحساس ترس میکنیم درواقعیت به رفتارخودمان قدرت تکرارشان رومیدم به خاطر همین هم سالها درمسیرلاغری بودیم چون درجنگ باذهن خودمون بودیم چاقی ما برای ذهن متعامل بقابودورفتارعادی زندگی مارفتارچاق کننده ای هستن که در ناخودآگاه من ثبت شده و سالها ازرفتارخودم متنفربودم به خاطر اینکه فکر میکردم که ترک عادت موجب مرضه وازهمه مهمتربلدنبودم که چطوررفتارجایگزین داشته باشم چون رفتارجایگزینی که با بودم محروم کردن خودم وفشاراوردن به خودم برای لاغرشدن بود احساس باعث تکرارشدن اون رفتارمیشع احساس خوب یابددرهرکاری مثلاموقع خوردن وقتی غذامیخوام بزارم احساس ترس میکنم وقتی میخورم بعداز اون بیشتر اول به خاطر این که من ازچاق شدن میترسم ودوم اینکه من نسبت به رفتارخودمان وانجامش ترس دارم از پرخوری کردن میترسم چون مطمئن هستم که پرخوری میکنم واین تصویری و این شخصیت رودرخودم دیدم وبهش سالها توجه کردم به همین خاطر هم چاق میشم چون ترس من بیشترر افکارم روی عملکرد م تاثیرمیذاره وباعث چاقی من میشه
      مزیت‌های رفتاری که انجام میدادم ۱این بود که می‌نشستم سرسفره وبیشترمیخوردم که ثابت کنم غذام خوشمزس ۲ غذای اضافی نمیموندکه اصراف بشه وگناه کرده باشم ۳ غذایرای روزبعدنمیموندومن روزبعدنمیموندومن جدیدی درست میکردم ۴ میتونستم حجم بیشتری غذامصرف کنم ازاون غذایی که باهاش خاطره داشتم ۵نشون میدم که من زن خانه دار وباشخصیتی هستم که بعداز همه ازسفره بلند میشه ۶مزه ی غذاروبانون وچیزهای دیگه مثل ل یموترشی میتونستم بیشترامتحان کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 20:44
      مدت عضویت: 373 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      درود بر شما و تشکر فراوان از زحمت های شما،من عادت دارم باید غذایی را که توی بشقاب ریختم را تا آخر بخورم و به خاطر همین حتی اگر سیر باشم ،به اجبار میخورم ..میدانم که این عمل ،مزیت هایی نیز به همراه دارد و از همه مهم تر ،اسراف نکردن و احترام و ارزش برای میزبان هست و دیگر این عذاب وجدان، که فکر کنم با این کار ظلم در حق آدم هایی هست که گرسنه میخوابند در من ازبین خواهد رفت.از امروز سعی خواهم کرد کمتر برای خودم غذا بریزم و درصورت خواست دوباره بکشم.و اگر غذا باقی موند ،برای آینده یا فقیر ها کنار بگذارم و با این کار به خودم ظلم نکردم و به فقیر ها هم کمک کردم…مرد بزرگ خیلی مدیون شما هستم و میدانم خوبی های شما بهتون برخواهد گشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/09 17:44
      مدت عضویت: 365 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      سلام دوستان عزیز،
      پیگیر حرفای شما من امروز ب رفتار برادر زاده دقت میکردم اون بچه اس و قند خوردنو دوس داره قبلنا ک میخواست برداره بخوره با مخالفت بقیه روبرو میشد و‌کلی حرف بهش ک قند برات خوب نیست دندونات خراب میشه و دکتر و امپول و ….
      و الان ی مدته ک چایی خور شده و از دید بقیه بچه ی ترکم چایی خور میشه و بچه تشنه اس و از این حرفا …. و خیلی راحت بهش چایی میدن در حالی ک اون با ی قلوب چایی چنتا قند میخوره و در واقع برخلاف تصور بقیه اون چایی خور نشده اون لذت قند خوردنو دوس داره و با چایی میخواد ب این لذت برسه، بس خیلی از ماه ها هم همینطوری هستیم و اینجوری عادت هامون بوجود اومدن،یعنی بدون هیچ علاقه و نیازی ؛

      عادت ب تند خوردن:خب خیلی جاها لذت بخش بود تن تن میتونستم حجمی از طعم هارو داشته باشم ، زودتر سیر میشدم ،کمتر میجوییدم ،زودتر از سر میز بلن میشدم ،صدای جوییدن غذای دیگرانو دوست ندارم ،اگه کاری داشتم میتونم ظرف چن دقه غذامو تموم کنم ب کارم برسم ، برام لذت بخش بود، و خیلی جاها میتونستم بخاطر تند بودنم زیاد بخورم 🙈، مجالسی ک دیر میرسبدیم میتونستم زود بخورم و تا جمع نشده منم غذام تموم میشد ،وقت کمی صرف غذا میکردم، از چیزای بیشتری استفاده میکردم،مجبور نمیشم ک وسایل میزو جمع کنم ؛
      عادت با غذا نون خوردن هم تنوع ایجاد میکرد در غذا،احساس میکردم ک خوشمزه تر میشه،غذا دلو نمیزنه،بیشتر سیر میشم،یا اگه مقدار غذا کم بود چون با نون بهم میچسبید و‌لذت بخش بود برام کمی غذا مهم نمیشد، احساس سیری بیشتر برا طولانی مدت میکردم ؛
      عادت ب زیاد خورد و یا متنوع خوردن در مهمونی : میتونستم مزه همه چیزایی ک برای پذیرایی اوردن رو بچشم، خوشمزه بودن ،لذت بردن از خوردنی ها، تنوع توی مهمونیا،سرگردم شدن، راحت شدن از حرف بقیه ک مدام بگن ژیمی و چرا نمیخوری،مشغول شدن با جمع ، خوردن مواد غذایی و تنقلاتی ک در روزای معمولی کمتر استفاده میشه و در مهمونیا وجود داره ، رفع گرسنگی و خوردن نوشیدنیهای مختلف توی مهمونی برا طعمشون و رفع تشنگی،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/30 01:58
      مدت عضویت: 697 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      سلام من دوست دارم موقع دیدن تلویزیون حتما یه چیزی بخورم انگار که بدون خوردن نمیشه تلویزیون تماشا کرد .خوردن تماشای فیلم رو لذتبخش تر می کنه این کار باعث میشه فیلم جذابتر بشه و هیجان انگیزترش می کنه و احساس رضایت به آدم دست میده و از طرفی احساس گرسنگی نمی کنی چون فیلم دیدن باعث میشه گرسنه بشی .
      من عصرا عادت دارم که بدون این که گرسنه باشم غذا بخورم چون میدونم که ممکنه موقع خواب گرسنه بشم و برای پیشگیری زودتر غذا می خورم و یکی بهم میگه بخور ظهر کم خوردی شب گرسنه میشی واز خواب باید پا بشی یه چیزی بخوری . یا میگه نصف شب قندت میفته یادته یه بار داشتی بیهوش میشدی اگه همسرت به دادت نرسیده بود رفته بودی تو کما .بعضی وقتها هم میگه این غذا رو بخور خیلی خوشمزه شده نخوری دیگه گیرت نمیاد همشو می خورن پس همین امشب بخور تا تموم نشده .خلاصه وسوسه می شم و بدون این که نیاز بدنم باشه میخورم. به امید خدا این عادت های بد رو ترک می کنم خیلی راحت مثل آب خوردن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/28 17:55
      مدت عضویت: 619 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام
      خوردن نوشابه باعث میشد ۱.از غذا لذت بیشتری ببرم۲.طعم غذا را برام دلچسب تر میکرد
      ۳بهم احساس بهتری از غذا خوردن میداد
      ۴ تشنگی ام را برطرف میکرد
      ۵.از گاز دار بودنش احساس خوبی بهم دست می‌داد
      خوردن هله وهوله
      ۱.وقتی بیرون بودم وگرسنه می شدم .دم دستم بود.
      ۲با یک مبلغ کم میتونستم تهیه اش کنم
      ۳تنوع زیادی داشت
      ۴ شیرینی شو دوست داشتم
      ۵.سریع سیرم میکرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/10/27 16:20
      مدت عضویت: 354 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      سلام ب همه دوستان و استاد باانرژی….. من ب شدت معتاد فست فودم.. و اینقد برام خوردنش لذت بخشه که اون لحظه رو با هیچی عوض نمیکنم.. اینکه برام شده یه جور تفریح خوردنش که بهانه ای میشه برای بیرون رفتن. مزیت خوردن تخمه و تنقلات مخصوصا پفک و مانچی اینقد منو از بیکاری درمیاره که نگاه به میل درونم نمیکنم. خوردن زیادمم در دورهمی ها که به خوش گزروندنم در کنار دوستان، اضافه میکنه. خلاصه خوردن خیلی لذت داشته برام.. البته اینم بگم که الان درمسیر تغییرم و این عادتهارو گزاشتم کنار با اگاهی…. ممنون از استاد گرامی. عمرتون بابرکت.. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/24 18:54
      مدت عضویت: 329 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      سلام.مزیت های خوردن من..مثلا توی خرما:این بود ک اصلا طعم چایی رو بی نظیر میکرد.انگار سیرم میکرد.حالمو خوب میکرد.مزه ی خرماوقتی حتی
      یدونه میخوردم انرژی مو دوبرابر میکرد مخصوصا با کنجدو گردو.یوقتای داخل ساقه طلایی میزاشتم اصلا میمردم براش
      مزیت نوشابه:همراه غذا طعم اون غذا. یا فست فود رو برام دو چندان میکرد..خنکیش انگارکمبود آب بدنمو جبران میکرد.دوسش داشتم .انگار غذام زودتر هضم میشد
      راجبه چیزای شیرین من عاشق شیرینی ام.
      از خوده شیرینی تااااااا کیک و بیسکویت چایی شیرین.خامه عسل.خامه کاکایو.
      گشنگیمو با ی حال خوب برطرف میکردن
      هرچی میخوردم کم بود.دوست داشتم همیشه بقدار زیاد باشه و بخورم و سیر نشم.بیشتر وقتا هم خوب متاسفانه بجای صبحانه و میان وعده ها و موقع خواب توی رختخاب همین تنقلات و شیرینی بود
      مزیت بستنی و کاکایو ؛نگم براتون..بستنی ی خوراکی سفید لذیذ خوشمزه خنککککک.با دیدنش و خریدن خوردنش انگار خریدم کامل میشد
      کاکایو هم ک شیرین یاتلخش خیلی بهم میچسبید .انگار انرژی فوق العاده ای باهاش میگرفتم..تنها رفیق تنهایی هام ..دوره همی هام..رفیق فابم بود
      غذاها..چون خودم آشپزی میکنم..مجبورم تست کنم.و آهر ببینم ک چی از آب درومده..انصافا دستپختم خیلی خوبه..اونموقع ها ک رزیم میگرفتم همیشه میگفتم برای خانم های خانه دار رزیم خیلی سختتر از مجردهاست..چون مجبورن غذا درست کنن.و قشنگ در معرض خوردن هستن.خوراکیهای شیرین و گاز دار..باینکه میدونستم چاقم میکنن البته اون موقع ک باورم اشتباه بود…میخوردم وبعد عذاب وجدان شدید میگرفتم .و طفلکی سر پسرم خالی میشد با گریه هام .افسردگی هام .خودمو ازینک بب عرضه ام و نمیتونم جلوی شکمم و بگیرم حبس میکردم و جایی نمیرفتم .و پسرم تو چ بد شرایطی بزرگ شد دیگ نمیخام بهش فکر کنم…
      ب امید موفقیتم .وهمه ی دوستان همراه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/19 19:24
      مدت عضویت: 364 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      سلام مزیت های شناسایی رفتار خاص در خودم
      ۱. خوردن شیرینی جات در بعضی روزها احساس آرامش بهم میداد
      ۲.با خوردن شرینی جات در روزهای خاص حس میکردم غذایی که خوردم راحتتر هضم میشه
      ۳ .این نیاز رو کاملا طبیعی میدونستم و برای متوقف کردنش هیچ تلاشی نمیکردم
      ۴. خوردن شیرینی یا مربا رو همراه با شادی میدونستم
      ۵. من همیشه خودم رو از خوردن شیرینی محروم میکنم ولی تو اون روزها انگار ذهنم به من آزادی عمل میده میگه بخور حقته😃😃
      تصلا نگران هیچی نباش اینا طبیعی یه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/13 18:55
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 93 کلمه

      به نام خدا سلام
      یادمه از بچگی عاشق چای خوردن بودم اونم باقند الان که فکر میکنم قند خوردنو بیشتردوست داشتم بعد که بزرگتر شدم چیزای دیگه ای روهم امتحان کردم بیسکوییت شکلات و… وهرروز چای خوردن برام لذتش بیشتر میشد و دوست داشتم به هربهانه ای چای بخورم وجالب اینجا بودکه هروقت رژیم میگرفتم چون نباید شیرینیجات میخوردم دیگه چایم نمیخوردم چون از چای تلخ متنفربودم چای خوردن باکیک تودورهمی ها چقدر برام لذت بخش بود والان که فکر میکنم میبینم منبیشتر عاشق چیزایی بودم که با چای میخوردم نه خود چای

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/12 02:35
      مدت عضویت: 478 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      به نامِ خدایِ هدایتگر
      سلاااااام
      مزایایِ تند غذا خوردن…
      یکی از مزابایِ تند غذا خوردن اینه که میتونم زودتر از بقیه از سرِ سفره بلند بشم.
      اونی که آخر بلند میشه سفره رو جمع میکنه🤭
      میتونم به کارایِ دیگه ای که دارم زودتر برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/07 02:47
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 69 کلمه

      یک مورد دیگه هم که برای عادت خوردن تنقلات اضافه کنم اینکه وقتی تنقلات چیپس و پفک و هرچی که میخورن حس خوبی بهم دست میده حس آزادی دارم که میتونم هرچی دلم خواست بخورم و من این حس آزادی رو دوست دارم و تنقلات رو زیاد میخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/07 02:44
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      من خودم هستم که این عادت هارو تکرار میکنم چون برام لذتبخشه عادت های من
      مزیت تند غذا خوردن : زودتر به سیری میرسم، زودتر طعم خوب غذارو پشت سر هم حس میکنم ، سریع میتونم از سر سفره پاشم ، حس خوبی دارم از تند غذا خوردن ، وقتی تند غذا میخورن زمان کمتری صرف میکنم برای جویدن ، تند غذا میخورم راحت ترم و فکمم اذیت نمیشه از زیاد جویدن ، من کم جویدن و سریع خوردن رو دوست دارم و لذت میبرم ازش
      عادت بعدی من
      خوردن هر تنقلاتی که میببنم :
      من اکثر تنفلات رو دوست دارم ، حس خوبی بهم دست میده وقتی تنقلات میخورم ، طعم های کیک و چیپس و پفک و لواشک و همه تنقلات رو دوست دارم و زمانی که تنقلات میخورم شادم ، تنقلات خوش مزه هستند و لذت میبرم از خوردنشون، خوردن تنقلات رو برای خودم تفریح میبینم ،
      عادت بعدی خوردن همه وعده های غذایی حتی در مواقع سیری:
      خودم رو موظف میدونم که بخورم همه وعده هامو و از این حس خوبی میگیرم که به وظیفم عمل کردم ، خوردن غذایی لذتبخشه برام ، زمانم رو با خوردن غذا سپری میکنم ، از خوردن غذا شاد میشم ، از طعم خوب غذا لذت میبرم و میخورم وعده غذاییمو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/17 07:27
      مدت عضویت: 619 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان گرامی
      اول بگم که دیروز خیلی لذت بردم از شناسایی عادتی که دوست دارم تغییر کنه .واین شناسایی باعث شد که دیروز اون رفتار را تکرار نکنم چون دیگه خودم را بنده رفتار نمیدیدم
      خوب بریم سراغ تمرین امروز
      رفتاری که من مد نظر قرار داده بودم این بود که تا زمانی که گرسنه نشدم چیزی نخورم واینکه بک نوع خوراکی را بخورم.
      مزیت های این رفتارم ودلایل که باعث لذت این رفتارم شده بود.
      ۱.اصلا هیچ وقت احساس گرسنگی را تجربه نکردم میتونم بگم زیاد
      ۲.میتونستم از طعمهای مختلف استفاده کنم‌ولذت ببرم.
      ۳.تنوع داشت برام‌خوردن .واینکه خوراکی های زیادی برای خوردن هست به من احساس خوبی میداد.
      ۴.اصلا لازم نبود که توجه کنم که گرسنه ام یا نه
      ۵.احساس شادی بیشتری میکردم وباعث میشد از مسائل دیگه تو زندگی داشتم وناراحتی هام کم بشه.
      ۶.احساس میکردم فراوانی را .ومن میتونم انتخاب کنم خوردنی‌های خوشمزه را
      ۷.طعم بعضی از خوراکی ها را خیلی دوست داشتم وتکرار آنها لذت زیادی برام در ابتدا داشت واینکه فهمیدم چه چیزی را بیشتر دوست دارم والبته یک خوراکی خوشمزه را کشف کرده بودم احساس خوشحالی داشتم
      ۸.از اینکه توی خونه ام مواد غذایی زیادی باشه احساس خیلی عالی به من میده واحساس امنیت بیشتری را تجربه میکردم واینکه من آزادم هر چیزی که دوست دارم بخورم بدون اینکه کسی بهم چیزی بگه ویا از کسی اجازه بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم خوشنویس
      1399/08/10 23:38
      مدت عضویت: 829 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      مثلا خوردن یه تیکه بیسکویت بعد غذا حس سیری بیشتری بهم میده، دهنم شیرین میکنه، گاهی خوردن در تنهایی خودم برام لذت بخش، یه جور سرگمی و تفنن،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/28 05:33
      مدت عضویت: 780 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      ۱. خوردن برنج و نان باعث احساس ارامش در من میشود. ۲. باعث احاس شادی در من میشود. ۳. باعث حس خوش ایند سیری در من میشود، ۴. وقتی در وعده غذایی زیاد از نان و برنج استفاده میکنمحس میکنم‌غذا را کامل خورده ام و از غذا ارضا شدم وگرنه خس میکنم ناقص غذا را خورده ام‌ و از غذا ارضا نشدم. ۵. نان و‌برنج باعث احساس قدرت درونی من میشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/08/09 14:16
        مدت عضویت: 773 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 385 کلمه

        من از ریزه خواری چه لذت هایی بردم ؟چقدر من رو شاد کرده ؟؟
        من با غذا خوردن هنگام درست کردن غذا پای ۱:گاز و خوردن ته دیگ بر نج به تنهایی قبل از آوردن اون روی میز ناهار به حس خوبی می رسیدم که الان گرسنه بودم و هر چی خواستم خوردم تا حدی که به سیری برسم و اون گرسنگی رو حس نکنم و اگر عدام سرخ شدنی بود لدت میبردم که تا داع هست من از اون بخورم و اینطور خیلی مزه میده

        ۲:با خوردن غذا در وعده ی بعد از طهر که از خواب پا میشم و سرپایی میخورم از داخل قابلمه بازم برام لدت بخشه که هر وقت گرسنه باشم محدود نیستم و میتونم هر چز بخواهم بخورم

        ۳:با خوردن غذای بچهام موقع جمع کردن میز عدا به این لدت میرسم که هیچی داخل طرفها دیگه نمونده و اسراف نمیشه و نمیریزم دور

        ۴:با خوردن چیپس و پفک هم که خیلی دوست دارم این کار رو انجام بدهم لدت این رو داره که در آزادی کامل هستم در خوردن چیپس و پفک و حس خوبی برام میاره که محدودیتها رو شکستم و رها از هر رزیمی میتونم هر چقدر بخواهم بخورم بر خلاف قبلا که باید رزیمی میخوردم و محدود بودم و نباید میخوردم

        ۵:موقع غدا دادن به پسرم از داخل طرفش اول چند قاشق بزرگ خودم میخوردم و بعد به پسرم میدادم و این لذت رو برام داشت که چقدر خوب تونستم به پسرم عدا بدهم و همش رو تموم کرد در حالی که هر چقدر میموند خودم میخوردم که طرف خالی بشه

        ۶:هر وقت میرفتم خونه مادرم حتی اگه سیر بودم اول میرفتم تو اشپز خونه و هر چی روی گاز بود اول از اون کمی میخوروم بعد راحت میومدم مینشستم با خیال راحت لدت این رو برام داشت که از هر عدایی در هر جایی که باشم راحت میخورم و محدودیت ندارم

        ۷:من اگه عصر میشد با چایی شیرینی یا شکلات یا بسکوییت میخوردم یا در وعده ی صبحانه بعد از خوردن کامل صبحانه من باید بسکوییت میخوردم حتی اگه سیر بودم و برام این لدت رو داشت که بازم ازادی در خوردن دارم بر خلاف رزیم که نباید میخوردم و بازم اون حس رهایی و ازادی در خوردن رو تجربه میکردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/09/25 12:37
          مدت عضویت: 832 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 290 کلمه

          مزایای تند تند غذا خوردن:۱من با تند تند غذا خوردن زودتر احساس سیری میکنم۲من با تندتند غذا خوردن میتونم زودتر از سر سفره بلند بشم و سفره جمع کردن به دوش من نباشه۳من باتندتندغذا خوردن میتونم از همه غذاهای روی میز به اندازه دلخواهم استفاده کنم تا غذاها تمام نشده۴من تند تند غذا میخورم تا بتونم سریع به کارهای دیگم برسم.۵من تند تند غذا میخورم تا بتونم احساس سیری رو زودتر در خودم تجربه کنم و این احساس خوبی بهم میده.۶من تندتند غذا میخورم تا انرژی کمتری استفاده کنم و از اینکه غذا رو بجوم و انرژی بیشتری استفاده کنم بدم میاد .و با نجویدن غذا احساس بهتری دارم.
          مزایای از خوردن لذت بردن و تنقلات خوردن:۱من از اینکه در خوردن ازادی دارم خیلی لذت میبرم.۲از اینکه وقتی حوصلم سر میره و میتونم با خوراکیها اوقاتم را پر کنم خیلی لذت میبرم.۳من از اینکه خیلی از طعم و مزه های غذا ها لذت میبرم و کیف میکنم و احساس میکنم خوردن خیلی لذتبخشه.۴من وقتی طعم شوری و تندی رو دلم میخاد از خوردن جیبس و پفک خوردن لذت میبرم.۵وقتی سریال میبینم دوسدارم تخمه بخورم و از اینکه اوقات فراغتم با تخمه پر میشه لذت میبرم.۶از طعم شیرینی و خامه و حلوا لذت خاصی میبرم مخصوصا وقتی با چایی سرو بشه۷وقتی دور هم جمع میشیم از خوردن تنقلات و شیرینی و غذا لذت میبریم چون دورهم هستیم و میتونیم کلی کیف کنیم.۸من وقتی به غذا ها ناخنک میزنم میبینم کدوم غذاها خوشمزترهست و از اون غذا سرمیز بیشتر میخورم وبیشتر لذت میبرم.۹وقتی مدام دهانم در حال جنبشه حس میکنم ازادی عمل دارم و خیلی احساس خوبی بهم دست میده و شاد میشم.۱۰وقتی غذا میخورم حس میکنم شارژ میشم و کارام رو تندتر انجام میدم.۱۱ وقتی غذا میخورم حس میکنم از تنهایی درمیام.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته نیسم سبحان
      1399/07/27 14:25
      مدت عضویت: 795 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      سلام مزیای زیاد خوردن حتی سیر شدن بعد غذا ادامه دادن
      ۱مزه خوشمزه غذا بیشتر تجربه میکنم حس خوبی بهم میده
      ۲ اون خاطره که بهم میگفتن تا تهش بخور قویی میشی حس قویی بودن بهم میده که من تا ته غذام خوردم
      ۳ وقتی بیشتر میخوردم تو مهمونی های صابخانه لبخند رضایت بهم میزنن وحس خوبی بهم میداد
      ۴ لذت خوشمزگی غذا تا لحاظاتی بیشتر تو دهنم هست
      ۵ احساس سنگینی باعث میشه بیشتر استراحت کنم بعد کارهای روزانه انجام بدم
      ۶ چیزهای متفاوتی تجربه میکردم
      ۷ ووقتی میتونستم غذایی متفاوتی را زیاد تجربه کنم بعدش میتونستم خودم برای خانواده درست کنم وغذایی تکراری درست نمیکردم
      ۸ شیرینی بعد عذا لذتی داره وبهم آرامش میده اینجور حس میکنم قدرت انتخاب بیشتر دارم
      ۹وقتی سیر میشم‌ غدا میخورم گفتگو درونیم خاموش میشه ساکت میشه
      ۱۰ وقتی سیر میخورم خوراکی بیشتر مزه اش میفهمم مزه شیرینی ترشی شوری وتلخی بیشتر تجربه میکنم
      ۱۱ احساس سنگینی دوست دارم چون من از مسائلم پرت میکنه برای ساعتی
      ۱۲ خواب راحتری دارم وقتی سنگین باشم
      اون حس قدرته در سنگینی لحظه ای است 😃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/25 18:06
      مدت عضویت: 450 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      من بعد از غذا حوردن دوباره سر قابلمه میرم یا یک تکه نان اضافه میخورم فکر میکنم لذت اضافه خوری باعث میشه طعم غدا و نان که خیلی دوست دارم بصورت مداوم در دهانم بچشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/25 06:48
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 46 کلمه

      مزایای خوردن غدا در شب این بود که با همسرم و پسرم دور هم غذا میخوردیم . خوردن در شب به یک عامل سرگرمی که خیلی هم لذت بخش بوده تبدیل شده است .خوردن در شب بعد از یک روز کاری پر مشغله احساس آرامش میدهد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      shine bright like a sky
      1399/07/21 18:40
      مدت عضویت: 451 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 166 کلمه

      سلام سلام
      خب قراره لذت های اون رفتار و بنویسم.
      البته من برای اون رفتار دلایلی هم داشتم .
      همه ی شما میدونین که شیرینی چه قدر عالیه، همه میدونن😂
      ولی نه در حدی که تا مرز خفگی بره.
      لذت هایی که من از خوردن کیک،شکلات،شیرینی،بستنی داشتم
      ۱_این بود که هر وقت میخوردمشون خیلی خوش حال بودم.خیلییییی.
      ۲_بعد چون ناراحتی معده دارم خوردن چیز های شیرین باعث میشد که دلم آرامش بگیره مخصوصا بستنی که خنک و شیرین هستش.
      ۳_نمیدونم چرا این کار و میکردم ولی غذا کم میخوردم و میگفتم خب همینقدر بسه دیگه بعد چند دقیقه بعدش گشنم میشد و خوش حال که میتونم کیک بخورم بعد میرفتم میخوردم البته یکی نه چند تاااا.
      ۴_موقع هایی هم که انرژی نداشتم با خوردنشون انرژی میگرفتم و حالم خوب میشد.
      ۵_ استاد گفتن حداقل ۵ تا ولی من دیگه بیشتر از این چیزی پیدا نکردم.
      وقتی چالش اول و انجام دادم تا الان خیلییی خوب بوده و احساس میکنم خیلی بهتر از قبل شدم💪
      و میدونم که هر روز بهتر از قبل میشم. شما هم همینطور.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/17 01:52
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      رفتار خوردن بدون فکر، خیلی حال میداد بهم کیف میکردم تند تند میخوردم یه کم از این یه کم از اون هی ناخونک
      شیرینی های پشت سر همدیگه: یکی رو میخوردم خیلی لذت بخش بود وفتی میجوییدمش تو دهنم اب میشد. یا مثلا عید ها شیرینی های متفاوت رو میذاشتم تو بشقاب از هر کدوم چند تا هر کدوم یه مزه میداد. هی مزه های مختلف، بافت های مختلف شیرینی.
      خوردن تا وقتی که معده کلا پر میشه؛ نهار رو مخصوصا وقتی با نون بود و زیاد هم بود هی میخوردم هی میخوردم تا کاملا حس پری معده بهم دست میداد. وقتی تموم کردم دوباره یه تیکه ته دیگ یا چند قاشق خورشت خالی هم تا وقتی سفره پهن بود میخوردم
      وقتی قصد ندارم یه شیرینی رو بخورم ولی یه موقعیتی پیش میاد که بخورمش: نمیدونم چرا ولی وقتی میدیدم یه عالمه شیرینی بیسکویت هست منم میتونم بخورم میخوردم. هر چند میل ندشتم ولی یه حسی بهم میگفت تا وقتی هست بخور. مخصوصا با چایی. چند تا چایی هم میریختم میخوردم تا وقتی شیرینی بود و جا داشتم میخوردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/31 02:40
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      سلام
      من توفایل قبلی که نظرخودمو نوشتم فقط یک عادت بدرو گفتم و تعهددادم که تغییرش بدم چون استادعزیزگفته بود یک عادت خیلی بدرو بگین و تمرین کنیدتاتغییرش بدید.وگرنه منم مثل خیلی از دوستای دیگه به شدت عادت های چاق کننده زیادی دارم که الان توسن۲۱ سالگی۱۱۸کیلوهستم.
      عادتی که من براش تعهددادم ازاین قراربود که من تابه مرزخفگی نرسم ول کن غذاوتنقلات و…نیستم،واین کارلذت هایی که داشت این بود۱:بخورلذت ببر حالا یه شبه(باعث میشد تاحدمرگ بخورم)۲:بخور تا تموم نشده(توی مهمونا و مجالس این اتفاق خیلی میفتاد ومن چون عاشق تست غذا بودم ازهمه چیز میخوردم وپیش خودم میگفتم بخور تا تموم نشده و بذار لذت غذای گوناگون رو ببری)۳:یکی ازلذت های این کار این بود که من همیشه پایه ی خوردن بودن حالا باهرکسی که بودم واین خیلی برام لذت داشت
      ۴:یکی از لذت های دیگه ش این بود که اگه یه نفر پیشنهادخوردن چیزی میداد من ردنمیکردم که اون طرف ناراحت بشه،مثلا همسرم وقتی پیشنهادبده یه چیزی بریم بخوریم،اگه میگفتم نه ناراحت میشدو دپرس میشد و…..ولی خب تا قبل از دوره ها من واقعا شاید تو۴سال ازدواج ۲بار نه گفته باشم ولی الان توی ۱ماه که دارم دوره هارو گوش میکنم کلمه میل ندارم رو ۱۰یا۱۵باری شنیده وجالبه دیگه ناراحت نمیشه
      ۵:یکی ازلذت های دیگه این عادت این بود که هروقت حوصله ام سرمیرفت،خسته بودم،ناراحت بودم،خوشحال بودم و….چه سیربودم وچه گشنه،گنجایش خوردن رو داشتم.قبلا برام این چیز جذابیت داشت ولی الان نه زیاد.
      ۶:یکی از لذت های دیگه ش این بود که وقتی بیرون میرفتم هرچی دلم میخواست رو میتونستم بخورم وبدون فکر کردن به گرسنگی و سیری،ولی الان گاهی شده دلم یه چیزی میخواد ولی نمیتونم بخورم واینا تاثیرات یه ماهه ی فایل هاست.
      عادت های بدزیادی دارم ولی ترجیح دادم فعلا همین یه دونه رو بررسی کنم و بذارم کنار چون احساس میکنم سرمنشا بقیه عادت های من این موضوع هستش…مثلا خوردن شیرنی و کاکائوو…به همراه چایی یکی از زیرمجموعه های این عادتمه چون خیلی وقتا سیرم و میل نداشتم به خوردن اینا ولی برای حال کردن بیشترو حالا یه چیزی خوردن و….چاییمو با یه چیزی درکنارش میخوردم…..
      پس برای خودم نتیجه میگرم اگه این یه دونه عادت بدرو بتونم بذارم کنار بقیشون هم کم کم رفع میشه.🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/27 01:50
      مدت عضویت: 777 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      یکی از مزیت های تند غذا خوردن من اینه که میتونم زودتر بلند شوم. و کارهام را انجام بدم. بیشتر لذت طعم اون غذا را بچشم. زودتر به حالت سیری برسم. اینکه دوست دارم شیرینی ها راتست کنم لذت بردن از طعم شیرین انها. خوردن با لذت ان. وقتی غذا ها را زیاد میچشم میتونم غذا را بهتر درست کنم و همه از اشپزیم تعریف میکنند. ریزه خواری باعث پر شدن وقتم میشه. و نوعی تفریحه واسه من.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/06/26 21:11
      مدت عضویت: 478 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      با سلام خدمت تک تک همراهان تناسب همیشگی و استاد گرامی چقدر نظرات دوستان رو دوست داشتم و انگار حرف دل من بود من پرخوری میکنم همیشه وبدون اینکه گرسنه باشم میخورم چون تنهایی منو پر میکنه تنهایی که از بچگی به دلیل ساعت ها تنها ماندن و منتظر مادروپدرم ماندن تا بیان خانه یا وقتی خانه اقوام منتظر شون بودم همیشه خوردن به من احساس خوبی میداد و انتظار رو برام آسون میکرد و سرگرم میشدم امروز وقتی شوهرم تخمه هندونه برد سرکار بهش گفتم چرا اینهمه این تخمه رو دوست داری درحالی که هم سفت هم مغز کمی داره دقیقا همین حرف رو زد بهم که زمان برام زودتر میگذره و ساعت ها پشت سیستم رو برام رو آسون میکنه کسی که فقط نظارت رو داره چاره ای جز زندانی شدن و نظاره گر بودن رو نداره پس به خوردن مشغول میشه دقیقا حسی که من در بچگی داشتم وچون از انتظار کشیدن فوق العاده بیزار بودم تنها سرگرمی من که باعث میشد زمانی حس نکنم همین خوردن بود خوردن نخوردم تا مرز خفگی که به خودم میامدم و یک دفعه می فهمیدم زمان گذشته پس سرگرم میکنه زیاد خوردن فکر منو از احساسات بد دور نگه می داره در ضمن در زمانی که استرس داشته باشم حس خوبی بهم میده وبه من احساس قدرت میده جالبه ها وقتی برای کنکور درس میخوردم بدون توقف میخوردم وحس میکردم مغزم بهتر کار میکنه با اینکه آخر شب دل درد منو میکشی ولی درطول روز انگار قدرت جادویی بهم میداد به حدی که دو ماهه یه کنکوری قبول شدم که همه فامیل کف کردن ولی ۱۰۰ کیلو شدم و بیست کیلو اضافه کردم اما بازم خوشحال بودم چون شده بودم مایه افتخار پدر و مادرم و این برام از همه دنیا مهم تر بود جالب بود فکرم باز میکرد کنارگذاشت افکار ناراحت کننده که قبول نمیشم بهم هجوم بیارن پس سرگرمم میکنه بهم قدرت جادویی میده که من قادر به انجام هر کار مشکلی هستم استرس از بین میبره منو خوشحال میکنه وبهم لذت میده و منو به خاطرات خوب وجشن ها میبره و گرسنگی من رو هم از بین میبره خستگیها در میکنه وقتی از راه میام خانه بهم این حس رو میده که ثروت مندم وهر چیزی رو که بخواهم میتونم بخورم و هیچ وقت فقیر وگشنه و بدبخت نمیشم چقدر این عادت برام کار میکرده ومن خبر نداشتم واقعا بهش علاقه دارم وبه جورایی زندگی منو اداره میکرده انگار البته الان میدونم که هیچ عادتی توان و قدرت اداره کردن منو نداره و این تنها من هستم که به یک رفتار که عادت میشه اجازه میدهم که تکرار بشه و این همه رو من خواستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/25 17:56
      مدت عضویت: 462 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام
      من هم عاشق خوردن هستم همیشه با لذت میخورم
      مخصوصا ریزه خواری وقتی چیزی میخورم احساس خوبی بهم دست میده وقتی تنقلات روی میزه انگار وظیفه من خوردن اونه و وقتی میخورم حال خوبی دارم چون وظیفمو به خوبی انجام دادم خوردن به من احساس آرامش میده و بعد از اون با خیال راحت به کارای دیگم میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/24 10:21
      مدت عضویت: 517 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 108 کلمه

      سلام خدمت استاد دوستان عزیز من از تند غذا خوردن این لذت هارو میبردم:1 اول این که وقتی تند غذا میخوردم فک میکردم خیلی طعم خوشمزه ای داره. 2 تند غذا میخوردم که از همه زود تر تموم کنم لذتش را ببرم. 3 تند میخوردم که زود سفره جمع بشه تا به کارای دیگه ام برسم. 4 تند میخوردم که هر چه زود تر از غذاهای دیگه هم بچشم. 5 تند غذا میخوردم که بعد پس مانده های غذای دیگران هم بخورم. ومن از این کارها لذت بردم که چاق شدم پس باید با لذت هم لاغر بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/22 00:58
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      مزایای خوردن چایی با خرما:دور هم بودن رو دل پذیر می کنه ،طعم چایی رو خوشمزه تر می کنه ،من رو مشغول می کنه ،نمی ذاره حوصلم سر بره ،دیدن فیلم رو به همراهش لذت بخش می شه،اوقات فراغتم رو برام پر می کنه ،اگه گرسنه باشم سیرم می کنه،خرما باچایی خیلی حالم رو خوب می کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/22 09:43
        مدت عضویت: 802 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        باسلام خدمت دوستان واستاد محترم
        ۱.من ریزه خوری درحین انجام کارهایم برام لذت بخش میباشد
        ۲.من ریزه خوری درهنگام رانندگی بسیار برایم لذت بخش است وخیلی دوستدارم
        ۳.من ریزه خوری درمواقعی که احساس بیکاری و بی حوصله گی میکنم را خیلی دوست دارم
        ۴.من ریزه خوری هنگام دیدن تلویزیون برایم بسیار لذت بخش میباشد
        ۵. من ریزه خوری هنگامیکه درجمع دوستانم هستم را خیلی دوست دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/18 18:07
      مدت عضویت: 810 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      عادت چیپس و پفک خوردن . سعی کردم باهاش به صلح برسم مخصوصا پفک و گاها در ماه یک بار بدون عداب وجدان بجای یک وعده غدایی کامل نوش جان می کنم . و شاید باور تون نشه الان شده سه ماه یکبار و این فوق العاده لذت بخشه. 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/16 00:47
      مدت عضویت: 478 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 21 کلمه

      به نام خدا
      سلام
      غذا رو خیلی دوست دارم.
      چایی خوردن رو با جمع دوست دارم.
      وقتی که چیزی هوس میکنم از خوردنش لذت میبرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/16 18:50
        مدت عضویت: 480 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 70 کلمه

        همیشه خوردن لذت وصف نشدنی بمن میده دوست دارم از غذاهای مورد علاقه خودم تا حد خفگی بخورم طعم شیرینی و کیک خیلی دوست داشتنی ،سردی و گاز نوشابه رو خیلی دوست دارم تکه های پیتزا که کش میاد و خوردن مغزها و میوه های رنگارنگ بخصوص موز و انبه بسیار لذت بخش کلا عاشق خوردن هستم ولی میخوام آگاهانه بخورم و به اندازه و کنترل خوردن دست خودم باشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/06/18 18:02
        مدت عضویت: 810 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        اینکه شد ۳ تا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/12 13:54
      مدت عضویت: 725 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      مزایای عادت ” غذا خوردن هنگام هیجان بیکاری و بی خوابی”:
      1- مشکلم رو فراموش می کنم در اثر خوردن
      2- احساس رضایت و آرامش می کنم در اثر خوردن
      3- جایگزینی برای بیکاری بیخوابی و هیجان مثبت و منفی است
      4- لذت میبرم از خوردن غذا
      5- سپری کردن زمان واسم راحتتر میشه
      6- بعد از غذا خوردن خیالم راحتتر میشه
      7- بعد از غذا خوردن خوابیدن واسم راحتتر میشه
      8- یه نوع تفریح و خوشگذرونی هست
      9- مشغولم می کنه
      10- از سر رفتن حوصلم جلوگیری می کنه
      با این همه مزایا میبینم که این عادت خیلی هم دشمن من نیست و کلی مزایا واسم داشته که شروعش کردم و تکرار شده ولی حالا میخوام تحت کنترل خودم باشه و ناخواسته تکرارش نکنم
      من با این عادت بخاطر این همه مزایاش در صلح هستم و دوستش دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/18 01:25
        مدت عضویت: 773 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 180 کلمه

        سلام
        من داشتم این دوره ی چالش رو تکرار میکردم و دیدگاه دوستان رو میخوندم که خیلی جالب رسیدیم به این دیدگاه دوست عزیز که اشاره کرده بود به عادتی که من هم قبلا به شدت اون رو داشتم و هنوزم دارم ولی نمیدونستم چه مزیتی برام داره اونم عادت چیپس و پفک خوردن هست که چون همیشه جز محدودیت های من در رژیم بوده و نباید میخوردم باعث شده بود که خوردن اونها در من احساس قدرت ایجاد کنه چون روح ما ازادی و رهایی رو میخواد و من هم با شکستن این قانون احساس آزادی پیدا میکردم در واقع به قول این دوست عزیز محدودیت و ممنوعیت شکنی به من حس قدرت میداد پس باعث این لذت در من میشد و من همیشه در رژیم به اجبار و با محدودیت نخوردم و حرص و ولع خوردن اینها رو زیاد داشتم و هر وقت میخوردم عذاب و جدان داشتم ولی خیلی خیلی این رفتار رو تکرار کردم در کنار ریزه خواری من این عادت رو هم دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/04 14:58
      مدت عضویت: 813 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      خوردن چیپس و پفک و بادام زمینی و حتی نان خشک در هنگام استرس و ناراحتی یا حتی خوشحالی ی حس لذت به من می‌دهد که میتونم بگم جنبه های مختلفی داره :صدای خرت خرت این خوراکیای خشک در هنگام ناراحتی و استرس حواس منو از فکرهای بدی که توسرمه پرت میکنه و حکم جایزه و آرام بخش داره واسم حتی زمانی که از خود چاقی خسته و درمونده میشم به اولین چیزی که پناه میبرم همین تنقلات خشک و پر سر و صداست که تا مرز خفگی پیش میرفتم و بعد وارد سیکل عذاب وجدان-ناراحتی-پرخوری دوباره میشدم ،الان به کمک دوره خیلی شرایطم بهتر شده وکمتر طرف این عادت خودم می‌رم ولی وقتی حتی انحامش میدم اندازه ی مصرفم یک پنجم سابقه ولی چون سالها این عادتو داشتم و به احساس بد بعدش هم عادت کردم ،حسم بد میشه حتی اگه ۵تا دونه چیپس یا سیب زمینی سرخ کرده یا بادوم زمینی بخورم ،پس از الان من با حس بد بعد از مصرفم دوستانه رفتار میکنم چون این حس ی زنگ خطر بود سالها واسه من که نکن ،خوب نیست برات ولی من درکش نمیکردم،الان میفهمم بدنم و ذهنم دشمنی با من نداشته فقط راه درست بلد نبوده.و حتی میتونم بگم چون در همه ی روش های لاغری که ما میشناسیم خوردن این تنقلات ممنوع یا محدوده و محدودیت برای روح و ذهن من آزار دهنده بود ،من دوست داشتم آزاد باشم و آزاد زندگی کنم و انتخاب کنم برای همین محدودیت و ممنوعیت شکنی به من حس قدرت و توانایی میداده که به تکرارش اصرارداشتم .ی جمله ی طلایی تو دوره زیاد تکرار میشه که از همه چیز میخورم به اندازه نیاز بدنم و با لذت که شامل تمام خوراکی های دنیا میشه بی ترس و حس بد و استرس.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/01 21:48
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      سلام به همگی من دوباره میخواهم تمام تمرینها رو انجام بدم
      من از ریزه خواری در زمانهای مختلف و به عنوانین مختلف لدت های مختلفی بردم اگه بعد از جمع کرد میز غدا بوده که من از باقی مانده ی غدای بچم یا شوهرم بوده کمی خوردم این لدت رو داشته که خودم در بشقابم زیاد نکشیدم و نخوردم واینجور خودم رو راصی میکردم ولی به محص جمع کردن از غذای بقیه دست دست کردم یا پای اجاق گاز کمی خوردم و این لدت رو داشته که تا داغ هست باید غدای سرخ شده بخورم نه وقتی سرد شد پس چندتا به فرض کتلت خوردم و دوباره موقع ناهار هم چند دونه خوردم یا اینکه از غدایی که خودم برای بچه ام کشیدم ودوست داشتم همه اش رو بخور و چون خودم بهش عدا میدادم خودم هم خوردم چون این لذت رو داشت که ظرفش خالی شده و خوب خورده هیچی نموند و این خیلی خیلی امتیاز بود برای من یا اینکه بعد از خواب ظهر کمی خوردم از تو قابلمه و این لدت رو داشته که چه راحت هر چی بخوام در هر زمانی میخورم و اصلا زندگی من زجر آور و رژیمی نیست و ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 22:56
      مدت عضویت: 474 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      1.. مزه ش رو دوست دارم .
      2. تصویر کسایی که قهوه دستشونه ولبخند ملیحی بر لب دارند در ذهن من نقش بسته .(احتمالا از تبلیغات)
      ۳. زمانی که استرس داشتم و مشغول درس خوندن بودم ُ‌زمان درست کردن غذا نداشتم و ساده ترین راه درست کردن قهوه ای که مزش رو دوست دارم بود ُ اینجا بود که دفعات خوردنم بیشتر شد . (تقریبا به مدت دوماه )
      ۴. چون نوشیدنی هست ُ در ذهنم به اشتباه معادله شده مثل غذای جامد کالری نداره و خوردن زیادش به من استرس نمیده
      ۵. وقتی ذهنم خالیه یا استرس دارم ُ باید چیزی رو بخورم ُ‌در کودکی چایی مورد استفاده بود . بعدها به علت رفت و آمد با دوستان قهوه خوری رو شروع کردم .
      ۶. زمانی که ذهنم خالیه و کاری اون لحظه ندارم ُ‌یا پای درس میشینم ُ احساس میکنم یه چیزی کمه (نوشیدنی رو جایگزین کردم )
      ۷. به خاطر گرماش که در بدنم احساس میکنم ُ احساس خوبی میده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 17:36
      مدت عضویت: 714 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      🌺تند غذا 🌺خوردن برای من فایده هایی هم داشته ….‌باعث می‌شده مقدار بیشتری از غذا رو بخورم …. باعث میشد که یه وقتایی که وقت کافی برای غذا خوردن نیست سریع خوردن من بهم کمک میکرد…در وقت صرفه جویی میکردم و بقیه وقتم رو به کارهای دیگه می‌پرداختم….در یک تایم مهمونی که همه مشغول غذا خوردن بودن باعث میشد که بیشتر از بقیه بتونم از همه انواع غذاها و دسرها بچشم و بخورم
      و،،🌺یک لقمه اضافه خوردن ،،،🌺حتی وقتی سیرم
      باعث می‌شده که طعم غذا رو از دست ندم که وقتی ازش تعریف میکنند منم در جریان باشم….اون شخص اصرار کننده رو خوشحال کنم…..خیالم راحت بشه بقدری خوردم که دیگه اصلا جا ندارم و نمیتونم بخورم ….اگه بقیه از غذا میخوردن خیالم راحت باشه که منم خوردم ….لذت طعمش رو بیشتر ببرم……
      🌺و عادت خوردن سالاد با سس فرانسوی تحت هر شرایطی🌺
      لذت بردن از طعم بینظیر مخلوط این دو ….. تمایل همیشگی به خوردن سالاد حتی گاهی به جای خوردن بقیه چیزها …..اینکه لازم نیست وقت بذارم و سس مخصوص یا هر نوع طعم دهننده ای را درست کنم…… همیشه این سس در دسترس هست…..طعمش رو واقعا دوست دارم…..با این سس مقدار بیشتری سبزیجات میتونم مصرف کنم….چون سسش آماده هست بیشتر سالاد در برنامه غذایی ام میذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1399/05/29 20:26
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      علت لذت بردن من از پرخوری
      ۱.از بچگی در خانواده ی ما بچه های پرخور را دوس داشتن و من فک میکردم با پرخوری بیشتر بیشتر مورد توجه قرار میگیرم۲.می گفتن بچه ی پرخور قوی تر است
      ۳.بچه های سفید تپل جایگاه خوبی داشتند
      ۴ پرخوری مساوی با قوی بودن و درنتیجه آسیب کمتر دیدن بود
      ۵ از بچگی جوری با من برخورد شده بود فک میکردم پرخوری هنر است
      مزایای تند تند خوردن:۱وقت بیشتری دارم۲ میتوانستم حجم بیشتری غذا بخورم۳ وقتی تندتر میخوردم از سمت خانواده تشویق میشدم
      ۵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/29 17:56
      مدت عضویت: 589 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      سلام به استاد عطار روشن وهمگی 1-من با بیدار شدن درشب از آرامش وتاریکی شب لذت میبرم 2-با خداوند رازونیاز میکنم3-ازخوردن میوه وتنقلات و…لذت میبرم 4-از پنجره زیبایی شب را تماشا میکنم 5-گرسنگیم بر طرف میشود.6-به بچه هام سر میزنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/29 10:03
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      سلام استاد عزیزمن در جلسه قبل متعهد سدم که عادت تند خوردن وپرخوری را اول با کمک خدا وشما بزارم کنا ر حالامیرسیم سر لذتهای این عادتها این عادتها برای من این لذت رو داره که من فقط در حین خوردن بسیار ساد وحال خوبی دارم واحساس سیری زیاد رو فقط در همون لحطه ها دارم ویکی دیگه اینکه چشمهایم واقعا در ان لحطه سیر میشود چون وقتی رژیم میگیرم همیسه چشمهایم دنبال بقیه غداست که باز بخورم ویک چیز دیگه استاد من الان دارم از دوره های لاغری رایگان استفاده میکنم ولی الان هم مثل سابق میخورم ولی از حق نگدریم نه مثل سابق هرچی رو خیلی زیاد ولی بعصی وقتها بیشتر زمانها غداهای وعده اصلی رو حسابی میخورم ولی دیگه جوش نمیزنم که چرا خوردم ودیگه اصلا یک مدتی حتی به رزیم واضافه وزنم فکر نمیکنم اصلا ومیگم استاد خودش گفته بخورید ونترسید از خوردن حالا از وزنم براتون بگم زیاد نکردم کم هم نکردم تقریبا ۷و۸ ماهی ثابتم ومن چاق نیستم حدود هشت کیلو اضافه وزن دارم تا باربی بشم ومیخواستم ببینم استاد فایلهاتون رو درست برداست کردم باهمین فرمون برم درسته یانه توی این اموزش اینونخور هم شرکت کردم باتشکر از همه دوستان که باحوصله پر حرفی های من را خواندید واز شما استاد دلسوز بینهایت سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/29 00:29
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 199 کلمه

      سلام استاد من توی جلسه قبل متعهدشدم که تند خوردن وزیادخوردنم راترک میکنم حالا بیام از لذتهای اینها بگم حقیقت من از اینکه تند میخورم ودرعین حال زیاد هم میخورم بدای این لذت میرم که حس سیری خوبی میکنم وچشمهایم در این حالت دیگه گرسنه نیست چون وقتی کم میخورم چشمهایم گرسنه است وکیف میکنم واین خوردن روخوردن میدونم وفکر میکنم که حسابی بهم میچسبه وبعدش احساس پری وخواب بعداز شکم پر که ادم واقعا خواب عمیق میکنه ودعین خوردن یک احساس شادی دروغی درخودم دارم چون در ذهنم میگم که اخ جون که دیگه رژیم ندارم مثلا من الان که دارم از دوره های رایگان شما استفاده میکنم میگم اخ جون بلاخره یک روش پیدا کردم که بخورم والان من حسابی میخورم ولی دیگه بعدش اصلا جوش نمیزنم واصلا بهش فکر نمیکنم که چرا این قدر خوردم میگم استاد میگه همین طوری لاعر میشید و دیگه اصلا عذاب وجدان ندارم وفکر هم بهش نمیکنم ولی راستش کم نکردم ولی اصلا ریاد هم نکردم نمیدونم ایا باید با همین فرمون برم جلو یانه تورو خدا استاد اگه برداشت هایم از دوره های رایگان لاعری تون درست هست بگید تا باهمین فرمون برم جلو ممنونم خیلی زیاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/28 08:58
      مدت عضویت: 511 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 307 کلمه

      سلام استاد عزیزم ودوستان گلم من عادت درحالت خفگی هم باشم بستنی بخورم کلادر مقابل بستنی بی اختیارم و بعضی مواقع پرخوری زیاد حالا تمیرین این قسمت پنج مورد از لذت هایی که این رفتار برام داشته می‌نویسم 1-موقع بستنی خوردن احساس خوشحالی کلا یجوری انگار بدنم آروم میشه لذت میبرم ازش. 2-لذت میبرم از خوردن بستنی و انرژی میگیرم 3-دوستدارم طعم بستنی رو وبرام لذت بخشه ونمیخاد بجوی راحت تو دهن آب میشه وبهم حال میده4_درمورد پرخوری جلو دوستانم میخام ثابت کنم رژیم ندارم و رعایت نمیکنم یجوری خودم نشون بدم وبرام اون لحظه لذت داره5-همراه فیلم سریال است و خوشم میاد حتما یه چیزی بخورم حتی اگه ده دقیقه پیشش غذا خورده بودم بازم میخوردم 6_مواقع ناراحتی واسه آروم کردن خودم و بگم من خوشحالم وفلان پرخوری میکردم یا اصلا نمی‌خوردم وقتی آروم میشدم میخوردم که بترکم ولذت میبردم البته تا همون دقیقه که میخوردم بعدش به خودم میومدم ناراحت میشدم7_تو ماشین نیم ساعتم میخاستم بگردم یا بریم جایی حتما من باید از میوه تا تخمک چیپس بستنی یه چیزی می‌گرفتم میخوردم ولذت میبردم حالم خوب میکرد خوشحالم میکرد 8-کلا وقتی میخاستم به خودم ثابت کنم حالم خوبهه خوشحالم آرامش دارم رو میکردم به خوردن که فقط نشون بدم حالم خوبهه در همون ساعتی میخوردم جواب میداد ولی بعدش پشیمون میشدم باتشکر از استاد عزیز ودوستانی که این مطالب میخونن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 21:22
      مدت عضویت: 537 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 403 کلمه

      با سلام و خسته نباشید به هم گروه های عزیز

      بیشترین عاداتی که من دارم و ازشون لذت می برم این هست که:
      1_ من از زیر کار در رفتن خیلی لذت می برم و وقتی یک نفر رو به چشمم ببینم و این کار رو داره انجام میده از کار کردن فرار می کنم و از اتاقم بیرون نمیام.
      2_ من از جلب توجه کردن در جمع دوستانم لذت میبرم و همیشه دوست داشتم با صدای بلند جلب توجه کنم تا بیشتر صدام رو بشنوند ولی الان که فکرش رو می کنم واقعاً کاری بی اثر بوده
      3_ من از رقصیدن در جمع و عروسی لذت می بردم چون اعتماد به نفس من رو زیاد می کرد و فکر می کردم که با رقصیدن دوست داشتنی تر میشم.
      4_ از اینکه در جمع ها شوخی و مسخره کنم خوشم میومد چون دیگران میخندیدن و من خوشحال می شدم که دیگران رو تحت تاثیر قرار دادم.
      5_ من از پرخوری کردن لذت می بردم و دوست داشتم که همه مزه غذاها رو زیر زبونم حس کنم.
      6_ من وقتایی که به خودم میرسیدم برای این بود که توی چشم بقیه دیده بشم نه برای دوست داشتن خودم و از این کار لذت می بردم.

      7_ من همیشه برای درآمد بیشتر دوست داشتم دست به کارهای بیشتر و سودآور بزنم و همیشه از این کار به اون کار می پریدم و هیچ وقت هم به جایی نمی رسیدم و دوست داشتم تنوع در کارها را تجربه کنم.
      8_ من همیشه از اینکه ناراحت میشدم جوری خودم رو نشون میدادم که مورد ترحم بقیه قرار بگیرم و ازم بپرسم که چرا اینجوری هستی چرا حالت خوب نیست و برام شده بود عادت و جوری که برای بعضی افراد این حالتم نقطه ضعف شون بود و بیشتر سوء استفاده میکردم.

      9_ من همیشه از اینکه بازار غیبت رو به پا کنم لذت می بردم و همش دوست داشتم یک نفر رو مد نظر بگیریم و دربارش حرف بزنیم
      الان به این باور رسیدم که من هرچه بیشتر در این حالت ها قرار می گرفتم بیشتر سرم میومد از هر چیزی که میخواستم و دوستش داشتم و عادت خودم قرار داده بودم بیشتر سراغم می آمد و این شده بود زندگی من که نرمال نبود و این یه سری از رفتارهای بد و به دید خودم خوب بود که همیشه یار زندگیم شده بودم و من متعهد میشم که مسئولیت همه این عادت های بد را به عهده بگیرم و یکی یکی این عادت ها رو تغییر بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/26 17:02
      مدت عضویت: 483 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 69 کلمه

      سلام دوستان من فرزانه هستم تازه جلسه اول ن اینو نخوردم گوش دادم واقعا سخته که ی عادت بدی که داری ّتونی تعییر بدی من عادت تند عدا خوردن وجویدن رو متعهد سدم ولی سخته یادم میره که لقمه رو بجوم واروم بخورم اگه کیی تونست راهکاری نشون بده منون میشم ولی نا امید نمیشم سر سختانه ادامه میدم من باید موفق بشم ایشالا به امبد خدا با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/26 13:06
      مدت عضویت: 673 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 460 کلمه

      سلام به همگي
      من عادت هايي كه دوست دارم تغيير بدم هم در حوضه لاغري و هم در حوضه كار و زندگي هست ؛
      ابتدا در رابطه با كار و زندگي من تمام راههاي موفقيت و مسيرم رو شفاف ميدونم و كاملا واضح و فراهم هست ولي عمل كردن به اون برام دشواره و پيگيري خوبي ندارم و خيلي زود هر كاري رو با اولين نتيجه رها ميكنم و ادامه نميدهم
      اين حتما براي من مزيت هايي داشته چون از كودكيم به اين صورت عادت كردم و تكرار كردم
      ١ . از اينكه حس قرباني و ترحم داشته باشم لذت ميبردم و با موفق شدن و استقلال و روي پاي خودم ايستادن از اين حس محروم ميشدم
      ٢. از جلب توجه كردن لذت ميبردم و با بازگو كردن اين مشكلات و نگرانيها اين جلب توجه رو ايجاد ميكردم در نتيجه اگه اين مسائل نبود حرفي براي جلب توجه نبود در نتيجه از نگران بودن لذت ميبردم از حرف منفي زدن و استرس داشتن
      ٣. از بيكاري لذت ميبرم
      ٤. از بي مسئوليتي لذت ميبردم
      ٥. از اينكه مسئوليت زندگي خودم رو خودم به عهده نگيرم و مشكلات رو گردن ديگران و محيط بيروني بندازم لذت ميبرم
      ٦ . از اينكه از مشكلات و مقصر دونستن عوامل خارجي صحبت كنم و عمل نكنم لذت ميبرم و دنبال مقصر گشتن
      و در مورد چاقي عادتي دوست داشتم تغيير بكنه پرخوري و مخصوصا در زمانهاي خاص مثل خستگي سفر رستوران خانه مادربزرگ و … هست
      ١. از اينكه خستگي كار و بيرون اومدن رو با خوردن جبران كنم لذت ميبرم كه اين جايزه اي و رفع خستگي براي خودم ميدونستم
      ٢. از پرخوري در مهماني و سفر و رستوران لذت ميبرم چون شرايطي كه برام ايجاد شده رو نميخواستم از دست بدهم و من از اينكه اينهمه ميخوردم و استفاده ميكردم از اون موقعيت خودم خيلي خيلي لذت ميبردم
      ٣. من از اينكه تفريح با خوردن باشه لذت ميبرم كه فرصتي كه پيش اومده رو با خوردن غذاها لذت رو بيشتر بكنم
      ٤. من از اينكه چاق باشم و ديگران بهم سركوفت بزنن و اين رو تبديل به شرايطي براي جلب توجه و شكايت كردن از اونها پيش ديگران و مسئوليت رو خودم نپذيرم لذت ميبرم
      ٥. حس ترحم و قرباني شرايط رو بگيرم كه با چاقي هميشه از كودكي ايجاد شده و حرفي براي صحبت بوده لذت ميبرم
      ٦. به نوعي ياركشي كردن بين كسانيكه منتقد من بودند و اونهايي كه بهم حق ميدادن و مسئوليت چاقي رو روي ژن و عوامل خارجي غير خودم مينداختن و اين بزرگترين صحبتي از كودكي من بوده و بزرگترين نقطه جلب توجه من
      ٧ . و در نهايت در كمال ناباوري ميتونم بگم من از چاقي خودم اين سالها لذت بردم و نقاط استفاده و لذت اون بيشتر از رنج اون براي من بوده هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 18:17
      مدت عضویت: 554 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 59 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرمی من از شیرنی وچای وقهوه عصر خیلی دوست دلرم واز خوردنش لذت میبرم موقع غذا خوردن از نوشابه یا دلستر لذت میبرم ودیگه وقتی میریم بیرون از خوردن بستی خلیی لذت میبرم وقتی سینما میریم خواراکی دوست ومخورم ولذت میبرم ولی الان که دیگه با اموزشهای استاد یادم گرفتم به اندازه نیازم مصرف ولذت بیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شراره شيركاني
      1399/05/24 17:15
      مدت عضویت: 808 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 54 کلمه

      سلام و عرض ادب؛ من از خوردن نوشابه انرزي زا لذت ميبرم جونكه باعث شادي و رفع بي حوصله كي ميشه احساسم رو خوب ميكنه در طي روز سرحال و شاد هستم و يا با خوردن تنقلات هنكام ديدن فيلم يا سريال شاد ميشم ديدن فيلم برام لذت بخشتر ميشه
      باعث سركرمي بيشتر ميشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 23:52
      مدت عضویت: 587 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 772 کلمه

      سلام به همراهان عزیزم در چالش من اینو نخوردم

      عادتی که من انتخاب کردم برای تغییرش در حوزه ای غیر از لاغری با ذهن هست، یعنی موضوع موفقیت مالی و کسب و کارم هست و در این حوزه عادت ای دارم که با اینکه مسیر ثروتمند شدن را میدانم و میدانم که بایستی خشت اول را با ایجاد باورهای ثروت آفرین و ثروت ساز بنا کنم و فایلهای باورسازی ای در این خصوص دارم و میدانم بایستی آن باورها را بسازم تا شرایط و موقعیت ها و ایده هایی که من را به نتیجه دلخواه میرساند را دریافت کنم و به نتیجه دلخواهم در قدم اول برسم اما با این حال یکجور احساس ناتوانی و عدم مسئولیت پذیری ای در این حوزه دارم و عادت کرده ام به صورت اصولی پیگیرش نباشم و این عادت به من ضربه وارد میکنه. مثل فردی که کلید گنجی در دستش هست اما حالش رو نداره بره در گنج رو باز کنه. چنین حالتی در من هست و مدت ها با تعهد آگاهانه به صورت مقطعی اقدام کردم ولی ناخودآگاهم من رو به نقطه اول مسیر برمیگردونه به همین دلیل تصمیم گرفتم با استفاده از این چالش به صورت خیلی عالی و از مسیر درست ضمیرناخودآگاهم را با تمرینات فوق العاده اش طوری برنامه ریزی کنم که به نتیجه دلخواهم برسم حداقل در قدم اول و بعد با تکرار کردن این مسیر قدم های بعدی رو طی میکنم.

      نکاتی که از این جلسه دریافت کردم:

      عادت ها خودشان را بر ما تحمیل نکرده اند بلکه این ما هستیم که آن رفتارها را داریم تکرار میکنیم. این ما هستیم که آگاهانه آن رفتارها را تکرار میکنیم و آن رفتارها قدرتی ندارند این ما هستیم که اجراشون میکنیم.

      اولین مرحله برای تغییر دادن عادت ها این هست که مسئولیت کامل آن عادت را بپذیریم. که خودمان تکرارش میکنیم و خودمان هم میتوانیم تغییرش بدهیم. مسئولیت کامل عادت رنج آورمان را میپذیریم و با پذیرفتن این مسئولیت آماده قدم دوم میشویم.

      قدم دوم این هست که چون از هر چی بترسی سرت میاد، از هر چی متنفر باشی دنبالت میاد. از هر چی بدت بیاد میچسبه بهت بنابراین راه اینکه این اتفاق برامون نیفته و این عادت ها نچسبن بهمون این هست که از عادت هایی که داریم تنفر نداشته باشیم. یعنی باید به صلح برسیم با عادت هایی که داریم.

      عادت هایی که ما داریم به دلیل اینکه خیلی تکرار شدن برای ما زجر آور شدن در صورتی که این عادت ها لذت بخش بوده اند و ما از تکرارشان لذت میبردیم. حتی بهترین موسیقی جهان رو هم بارها و بارها تکرار کنی در نهایت جذابیتش رو از دست میده و از یک مرحله به بعد زجر آور هم میشه که بابا بسه دیگه چقدر اینو گوش دادیم. بارها این اتفاق برای من افتاده که با یک موسیقی خیلی حال کردم و روزها گوشش میدادم اما از یک روزی واقعا نمیتونستم گوشش بدم و اصلا حال خوبی بهم نمیداد و این موضوع رو از گذشته درک کرده ام. دلیلش هم این هست حداقل در خصوص خود من که من عاشق تغییر کردن و تنوع هستم و اصلا از یک نواختی خوشم نمیاد. در علوم رایانه ای که متخصص هستم هم همینطوری عمل کردم. یعنی وقتی دیدم تکرار یک روند علمی کاربردی بسیار پررونق و پرنتیجه برام تکراری شده و چیزی بهم اضافه نمیکنه کلا فیلدم رو ریشه ای تغییر دادم و رفتم سراغ حوزه دیگه چون تکرار کردن روند قبلی برای من زجر آور شده بود و البته معایب دیگری هم بود که مزید بر علت شد که من حتی در این حوزه تغییر کنم و تجارب جدید بدست بیارم و مطالب نتایج بیشتری ایجاد کنم و آموزش بیشتری ببینم. پس طبیعی هست که عادت هایی که الان برامون رنج آور شدن هم روزی لذت بخش بوده باشن و الان برای ما رنج آور شده باشن پس ما باید لذت اون عادت ها رو ببینیم تا باهاش به صلح برسیم.

      بنابراین حداقل ۵ لذتی که از انجام عادتی که انتخاب کردم میبرم را مینویسم، نام عادت: بیخیال بودن در حوزه موفقیت مالی و کاری و عدم ایجاد باورهای مناسب و اقدام عملی مبتنی بر باورهای ثروت آفرین،

      چه لذت هایی از این عادت میبرم؟
      ۱- از تغییر نکردن در این حوزه لذت میبرم
      ۲- از بیکار بودن لذت میبرم
      ۳- از مسئولیت نداشتن لذت میبرم
      ۴- از قربانی شدن در زندگی مالی و کاری لذت میبرم
      ۵- از عوامل بیرونی را مقصر دانستن لذت میبرم (خانواده، دولت، دلار، سرنوشت و .. )
      ۶- از جلب کردن ترحم دیگران در حوزه مالی و کاری لذت میبرم
      ۷- از به تعویق انداختن کار و کار رو از سر وا کردن در حوزه مالی لذت میبرم

      سپاسگزارم که متن من رو مطالعه کردین. امیدوارم هر روز به سمت ثروت، سلامتی و تناسب اندام بیشتر هدایت شوید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 20:13
      مدت عضویت: 658 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      با سلام ، من از خوردن نسکافه باشیر در وعده صبحانه بسیار لذت میبرم چون انرژی بدنمو تو طول روز تامین میکنه و منو سرحال نگه میداره خستگیو ازم میگیره برای همینه که تکرارش میکنم یا از تند غذا خوردن لذت میبردم چون باعث میشد مقدار بیشتری غذا بخورم یا هر نوع غذایی را زیاد میخوردم چون باعث آرامشم میشد این عادتها را همیشه تکرار میکردم و قراره از این به بعد عادتهای خوبی را جایگزین کنم، خوشحالم که تو این چالش شرکت کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 19:05
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلام به همگی
      لذت هایی که من از تکرار رفتارهای چاق کننده میبرم : از داخل ظرف غذای پسرم یه مقدار خودم میخوردم یه مقدار به پسرم میدادم که زود تموم بشه و پیش خودم هم میگفتم بلخره خوردش در حالی که خودم هم کمکش میخوردم حس خوبی داشتم که یه وعده غذایی به اون اندازه که خودم تشخیص دادم براش اندازه هست رو پسرم کامل خورده و احساس مادر لایق بودن میکردم
      باقی مانده ی غذای خانواده رو از هر وعده من سر پایی یه مقدار میخوردم شاید با این کار کم خوردن رژیمی که جرات نمیکردم بشقابم رو بیشتر از حد گفته شده پر کنم اینجور تلافی در میوردم واحساس کم خوردن رو هم میکردم که
      من که از داخل بشقاب خودم زیاد نخوردم و حسم بهتر میشد اینجوری بخورم
      و یا اینکه هر وقت حو صله ام سر میرفت سریع با خوردن یا آشپزی کردن خودم رو مشغول میکردم یا هله هوله خوردن خودم رو مشغول میکردم و خوشحال بودم که تو این بیکاری یه لذتی دارم میبرم
      و هر وقت تو سیری غذا میخوردم احساس میکردم من خوبم و دارم از زندگی لدت میبرم که هر چیزی رو بخواهم تو هر تایمی با هر مدلی خیلی راحت بدون وسواس میخورم و بقیه که رژیم هستن چقد زجر آور زندگی میکنن
      و یا اینکه تند غذا میخوردم البته من همیشه اینجور نیستم بعض وقتا که غذا مورد علاقه ام باشه یا در یک رستوران یا مهمانی خاص باشه سریعتر میخورم که تا تموم نشده هر چقدر دلم خواست بخورم
      پفک و چیپس و کرانچی و … خوردن هم که با خوردن اونا من به احساس آرامش میرسیدم البته قبلا دیگه حالا خیلی کمتر شده
      ویا اینکه من از غذای اماده شده روی اجاق گاز تا همسرم بیاد یه مقدار میخوردم چون فکر میکنم تا داغ و تازه برنج دم کشده و ته دیگ اش خیلی خوبه لدت داره بخورم و بعد دوباره ناهار هم میخوردم که دیگه بازم خیلی کمرنگ شده شاید بعضی وقتا اتفاق بیفته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 11:15
      مدت عضویت: 537 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      سلام استاد جلسه اول رو نمیتونم دانلود کنم . اصلا نیس که بخوام دانلود کنم .
      از کجا تهیش کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 03:07
      مدت عضویت: 820 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      من عادت دیدن سریال های ترکی رو دارم.و میخوام خیلی کنااترل شده تلوزیون رو روشن کنم و فقط دو یا یک سریال کوتاه ببینم.
      ن از دیدن سریال های ترکی لذت میبرم چون سرگرم کنندهان.چون لباس های زیبا میپوشن.چون اندام های قشنگی دارن.چون همزاد پنداری می کنم و حس خوبی بهم میدن.
      من عادت در یخچال باز کردن دارم..جونخوراکی های خوشمزه اونجا هست .میوه غذا شیرینی و هر چیز لذت بخش تو یخچال.
      من عادت دراز کشیدن دارم چون حس میکنم مدام بدنم قوی تر میشه و استراحت میکنم و لز سختی کار فاصله میگیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/22 19:32
      مدت عضویت: 829 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      من میخوام عادت ظهر خوابیدن رو ترک کنم
      با اینکه بعضی روزا خوابم نمیاد ولی فک میکنم اگه نخوابم تا شب بیحال میشم یا حوصله کار کردن رو ندارم. حالا میخوام با ترک این عادت در این چالش شرکت کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/22 13:23
      مدت عضویت: 646 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی
      خوردن خوراکی شیرین با چایی بعد از ظهر در بیشتر مواقع فکر می کنم یه عادت باشه اگرچه به یقین می تونم بگم که در اون ساعت احساس گرسنگی ندارم ولی آنچه که منو به تکرار این عادت وا داشته اینه که خوردن چای خالی ممکنه معده ام رو اذیت کنه.از اینکه در این چالش شرکت کرده ام خوشحالم و تصمیم گرفته ام که این عادت را ترک کرده و خوردن شیرینی جات را بر حسب نیاز بدنم در برنامه غذایی قرار دهم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/25 23:56
        مدت عضویت: 516 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 101 کلمه

        با درود و سلام عادت اینکه بعد از سیری همچنان به خوردن ادامه میدم باعث میشه همش تو ذهنم بگم بخور بخور نکنه کم بخوری دوباره گرسنه میشی و اینکه دیگه گرسنه نشم و گاهی هم غذا زیاد درست میکنم یه صدایی میگه بخور وگرنه اسراف میشه چون احساس میکنم اسراف نکردم و دیگه گرسنه نمیشم کلی لذت میبرم خوردن تنقلات به من یه حس خوشی و بیخیالی میده و بازم لذت میبرم بوی غذا و دیدن غذا و شیرینی باعث میشه من گرسنه بشم و در حین خوردن اونها لذت میبرم چایی با شیرینی کلی برام تفریح محسوب میشه😊

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/22 06:53
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      ۱》من هر وقت میرم شمال لذت میبرم که اونجا کلی خوراکیهای خوشمزه بخورم سبزی پلو و ماهی و توی ماشین هله هوله بخورم در واقع این رفتار لذت مسافرت برام دو چندان میکنه
      2》من لذت میبرم که لوبیا پلو رو در حد انفجار بخورم
      3》من نمیتونم از ته غذای بچم بگزرم حتی اگر سیر باشم واقعا برام لذت بخش و به یک عادت تبدیل شده
      4》من عاشق اینم که تو عروسیها در حد خفگی شام بخورم کلا شام عروسی خیلی دوست دارم
      5》من لذت میبرم که دم صبح برم سر یخچال و کلی کیک بخورم حالم خوب میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/22 00:41
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام
      من عادت دارم وقتی همه با هم خوراکی یا بستنی میخورند بخورم حتی اگر میل نداشته باشم امروز همه در حال خوردن بستنی بودن من برنداشتم و خیلی خوشحالم احساس قهرمان بودن دارم و اصلا میل نداشتم
      عادت دارم ته غذای بچم بخورم و از اینکار لذت میبرم
      عادت دارم وقتی همسرم از سر میز بلند میشه باز هم غذا بخورم
      عادت دارم بعضی غذاها رو زیاد باورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/05/21 18:11
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      باسلام
      پنج تا لذت هایی که عادت خوردن در من بوجود اورده بود رو بنویسم
      ۱.اول مدام خوردن واقعا برام لذت بخش بود ودوست داشتم شبانه روز در حال خوردن باشم واین خیلی برام خوشایند بود
      ۲.عادت ریزه خواری شور شیرین ترش همه رو با هم میخوردم
      ۳.پر خوری در حدی خفگی که حس خوبی بهم میداد
      ۴.چای رو با شیرینی خوردن که قطعا به خاطر شیرینی بودوواقعا لذت بخش بود
      ۵.شیرینی بعد از غذا یه مدت هم‌این کار لذت بخش انجام میدادم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/21 18:10
      مدت عضویت: 544 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      باعرض سلام واحترام حضوراستاد ودوستان من از عادت ریزه خواری لذت می برم چون۱-با ریزه خواری می توانم طعم هر چیزی را امتحان کنم۲-دوست دارم لذت میبرم با یک کمی چشیدن یک شیرینی،بستنی یا خوراکی خوشمزه۳-فکر می کنم اگر آن چیز را نخورم حسرت به دل می مونم۴-با خوردن ذره ای از یک چیز حس آرامش درونی در خودم احساس می کنم خیالم راحته که تونستم آن چیز را بخورم۵-با ریز ریز خوردن ومزه کردن غذا حس خوردن لحظه ای در بچگی بدون ترس ازچاقی برام زنده میشه۶-هوسم برطرف میشه وعادت دیگه تمرکز نکردن برروی غذا وقتی تمرکز نکنم۱-یعنی در یک خوشی زیادی هستم۲-در یک دنیای لذت بخش هستم۳-من دوست دارم بدون اینکه حواسم باشه هر چی بخوام بخورم۴-مثل بچه ها وحس بچگی که اصلا حواس وتمرکز را نمی دونستم چیه دوست دارم۵-دوست دارم این عادت را چون فکر می کنم حس آزادی دارم وکسی حواسش به من نیست وخودم هم حواسم نیست فقط لذت می برم وخیلی مزایای دیگر تشکر استاد تمرین خوبی بود هیچ وقت این مدلی به مسئله نگاه نکرده بودم ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/21 11:36
      مدت عضویت: 483 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام من فرزانه هستم میخوان در چالش من اینو نخوردم شرکت کنم و همراه با شما وبه امید خدا این عادتهای بد یکی پس از دیگری کنار بگذاریم ودر آرامش زندگی کنیم منم مثل بعضی از شماها عادت تند غذا خوردن وکم جویدن دارم میخوام به امید خدا این عادتهای وترک کنم با تشکر خیلی خیلی خیلی فراوان از آقای دکتر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/21 00:21
      مدت عضویت: 499 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 34 کلمه

      سلام ب استاد عزیز ودوستان لاغری باذهن
      درقسمت قبل نوشتم عادت دارم صبحها چایی رو بانبات بخورم یکی از خوبیهایی ک داره اینه ک خوشمزه میشه چایی ورفع دلدرد هست و اینک لذت بخش 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/20 01:48
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      سلام. مزایای عادت وقتی سیر هستم هم باز غذا میخورم.
      ۱.مقدار بیشتری از شیرینی یا غذایی که دوست دارم میخورم و لذت بیشتری میبرم.
      ۲.اگر بعدا خوراکی جدید برام بیارن میتونم بخورم.
      ۳.محدودیتی در میزان و مقدار غذایی که میخورم ندارم.
      ۴.میتونم وقتی غذام رو خوردم و سیر هستم بعدش شیرینی بخورم.
      ۵.اگر ناراحت بشم و اتفاقا سیر هم باشم میتونم با خوردن بیشتر اون موضوع رو فراموش کنم.
      ۶.یادمه یکبار ماه رمضان، بعد از افطار خیلی بدون برنامه ریزی و یهویی دعوت شدیم شام به یک رستوران خیلی شیک. با اینکه سیر و تا حد خفگي خورده بودم اما در رستوران هم با کمک این عادت یک پرس جوجه کباب هم خوردم و لذتش رو بردم.
      ۷.این عادت به من آزادی میده و منو محدود نمیکنه و همیشه آزادم که هر چه قدر میخوام بعد از خوردن مواد غذایی مورد نیازم، بازم بخورم.
      ۸.این عادت در عروسی ها، وقت هایی که شیرنی های مختلف و تازه داریم، وقتی چند مدل خوراکی که همش رو من دوست دارم رو داریم، به من کمک میکنه تا از همه ی تنوع غذاها استفاده کنم.
      ۹.این عادت در میهمانی ها به کمک من میاد وقتی که صاحبخانه زیادی اصرار میکنه و من سیرم برای رد نکردن تعارفش زیادتر بخورم.
      ۱۰.این عادت سال ها در شادی ها و غصه ها برای لذت بردن بیشتر یا تسکین غم ها کنارم بوده و با تنها کاری که ازش بر میومده یعنی تشویق من به خوردن بهم کمک کرده. من دوستش دارم و از ذهنم ممنونم که این عادت رو برای کمک به من انتخاب کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/20 00:22
      مدت عضویت: 842 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
      عادتهایی که من دوست داشتم ترکش کنم
      ۱ ) اولی این بود که وقتی سیر باشم غذا نخورم و حالا این برای من چه لذتهایی داشته این بوده که من دائم از خوردن لذت میبرم و همش دلم می خواسته یک چیزی بخورم و در هر حالت از خوردن لذت بردم در شادی خوردن بوده و در عصبانیت و چه ناراحتی از خوردن لذت بردم و خوردن برام لذت بخش بوده است و توجه ای به اینکه سیر باشم ندارم ۲) دومی ریزه خواری و تند تند خوردن هست که دوست دارم
      لذتهایی که می برم اینه که ،من فکر می کنم چون من داغ داغ خوردن بهم مزه میده که کار خیلی اشتباه و می خوام ترک کنم چون من چایی رو هم دا غ داغ بهم مزه میده علتش شاید این باشه که داغ داغ بهم مزه می ده و عادت تند تند خوردن رو من از خانواده ام یاد گرفتم چون عادت به تند تند خوردن داشتن شاید تند تند می خوردم که دوباره لذت خوردن رو بچشم و غذا تموم نشه و بگم برای منم بریز.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 18:16
      مدت عضویت: 598 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام ممنون از استاد بزرگوارم ..این چالش واقعا جالبه برای من ک از عادت بدشیرینی خوردن زیاد ناراحت فراری باشم ولی حالا باید با خودم رو راست باشم و صادقانه از لذتهای شیرینی خوردن بگم .خوشحالم ک میخوام اعتراف کنم .اول :با دیدن شکل شیرینی و کیک میخندم و شاد میشم .دوم :وقتی تو خونه شیرینی یا کیک باشه اطمینان دارم و خوشحالم همه چی درسته و خیالم راحته .سوم : باخوردن شیرینی اروم میشم حسابی لذت میبرم .چهارم :با خوردن شیرینی خوب سیر میشم و سرحال میشم .پنجم: این ک هر موقع ناراحتم یا دغدغه ای داشته باشم مزه شیرینی ارومم میکه و ناراحتیام برطرف میشه .ممنونم از استاد ک سبب شدن من برا اولین با ب راحتی واقعیت رو قبول کنم و ب زبون بیارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 18:05
      مدت عضویت: 678 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 623 کلمه

      سلام جناب عطار روشن عزیز و دوستان همراه.
      من این فایل صوتی رو بیش از پنج بار گوش دادم.
      اونچه متوجه شدم اینه که، رفتاری که تصور و باورمونه که اشتباهه، چه لذتهایی برامون در بر داشته ؟
      نمیدونم برداشتم صحیح هست یا خیر !!!
      ولی بر اساس برداشتم از این فایل صوتی، فکر کردم و خاطرات و نکته هایی برام زنده و روشن شد.
      ۱- یادمه در دوره کودکی و نوجوانیم که خیلی اندام خوبی داشتم، رفتن به مسافرت برام خیلی هیجان انگیز بود. جدا از بستن چمدان و فراهم کردن لوازم سفر، تهیه غذای تو راهی برای مامانم از اوجب واجبات بود. یادمه همیشه ساندویچ های بزرگ به تعداد زیاد، برای هرکدوم از اعضای خانواده تهیه میکرد. و همینطور چای و میوه و دیگر مخلفات !!!
      به محض اینکه ماشین استارت میزد، مامانم یکی یه ساندویچ به هرکدوم از ما میداد و سفرمون با خوردن و لذت بردن آغاز میشد و با خوردن هم به پایان میرسید.
      ۲- اردو از طرف مدرسه هم که میرفتیم، بیشترین تمرکز من و خانواده ام در تهیه غذا و ساندویچ و هله هوله بود. یادمه به قدری ساک دستیم از خوردنی های داخلش، سنگین میشد که واقعا به زحمت میفتادم. ولی برام لذتبخش بود.
      ۳- از بچگی بهمون یاد دادن که غذا نباید در بشقاب اضافه باقی بمونه. این بی احترامی به کسیه که زحمت کشیده و غذا رو مهیا کرده. باید همش خورده بشه.
      وقتی با وجود سیر شدن، صرفا برای احترام گذاشتن به بزرگترها، به زور غذای در بشقابم رو تموم میکردم، حس خوبی داشتم. فتحی بزرگ کرده بودم که نشانه ادب بالا و تربیت صحیحم بود.
      ۴- نمیدونم چرا، ولی یادمه که وقتی کم سن بودم، بزرگترهام مرتب به من و خواهر و برادرم، یادآوری میکردن که ما بچه های خوش اقبالی هستیم، چون هرچه که بخواهیم برامون به وفور مهیا و فراهمه. خوب میخوریم و خوب میپوشیم. خوب خوردن و زیاد خوردن، نشانه برتری و سعادت بود. و من خوشحال بودم که میخورم و نگران تموم شدن یا نبودن غذا و تنقلات نیستم و از این بابت لذت میبردم.
      ۵- در کودکیم که اندام خوبی داشتم، خیلی میشنیدم که آدمهای چاق، خوشگل تر و مهربونتر هستن.
      میشنیدم که میگفتن آدمهای لاغر، زیر چشمهاشون گود افتاده و استخون دور مچشون پیداست.
      یادمه رفته رفته که چاق میشدم، بهم میگفتن که تپلی چقدر بهت میاد. خوشگل تر میشی.
      حتی یه دوره ای رژیم سخت گرفتم و از هفتاد و هفت کیلوگرم به شصت کیلوگرم رسیدم.
      بارها بهم گفتن که صورتت خراب شده. چاقی بهت بیشتر میومد. خوشگلتر بودی.
      وقتی که چاق میشدم، از دیدن چهره ام لذت میبردم و اینکه استخوان مچ دستم پیدا نیست، کیف میکردم.
      چه عرض کنم؟؟؟
      حالا که خوب فکر میکنم، شاید دلیل علاقه من به پر خوری همین نکات به ظاهر بی اهمیت باشه.
      انگار از کودکی برای پر خوری آموزش دیدم.
      حتی الان هم دارم همین متد رو روی دخترم پیاده میکنم.
      از لاغریش ناراحتم. به زور و اجبار بهش غذا میدم. بابت لاغر بودنش خجالت میکشم. مرتب میگم من که همه جوره غذای سالم و آجیل و میوه های تازه و ویتامین ها و مکمل های خارجی و سویق و سه شیره و … بهش میخورونم. پس چرا چاق نمیشه؟
      اگه بگه سیر شدم و نمیخورم، از هزار ترفند برای غذا خوردنش استفاده میکنم.
      یعنی دارم الانِ خودم رو برای آینده دخترم میسازم؟
      در آینده آدم چاقی باشه نظیر خودم که حسرت خوش اندامی داشته باشه؟
      یا خدااااااااا…..
      پر خوری رو برام لذتبخش کردن. و من ادامه دادم این روند رو که نتیجه اش شده الانم.
      حتی هنوز هم از پرخوریم، لذت میبرم و به هیچ عنوان دچار عذاب وجدان و ناراحتی نمیشم.
      چشمهای من رو باز کردید جناب عطار روشن عزیز.
      پرده ها کنار رفته. کم کم دارم متوجه میشم.
      خیلی سپاسگذارم.
      خدا دلتون رو شاد کنه.
      خدایا، خدای مهربونم، خیلی خیلی ممنونم.
      الحمدلله.
      خدایا دوستت دارم و میدونم که دوستم داری ❤
      ۱۳۹۹/۵/۱۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/19 20:37
        مدت عضویت: 373 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        دوست عزیز ،چه قدر زیبا نوشتید ،واقعا لذت بردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 13:04
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 264 کلمه

      سلام‌ به همه واستاد عطارروشن
      تند خوردن غذا جزء عادت های منه که دلم میخواد تغییرش بدم‌ ،از بچگی هم تند غذا میخوردم و حدس میزنم ،چونکه از ۱۰سالگی به اجبار پدرم وارد رژیم نخوردن شام شدم و مرتب سرزنش میشدم و احساسات بدیو تجربه میکردم و زمان هاییکه گرسنه بودم واجازه خوردن نداشتم دست به یواشکی خوردن زدم ،شاید اون زمان تند خوردن اون خوراکی شد پوان مثبت برام که کسی متوجه نشه من چیزی خوردم واون عادت برای ذهن من تعریف خوبی ایجاد کرد وبا انجام مداوم اون عادت در مسیر اجرای بیشترشون قرار گرفتم وبعد لینک شدم به انجام عادت های بد بعدی واین سیکل ادامه پیدا کرد ،پس تمام این عادت ها بصورت زنجیره ای بهم ربط دارن وبا صحیح کردن یکیشون میشه به عادت های بد دیگه ای هم مدیریت داشت
      پس تند خوردن برای ذهن من تعریف شده با مقدار بیشتر غذا خوردن،خوردن آزادانه ،خوردن بدون دیده شدن،خوردن بدون تقصیر،خوردن غذاهای مورد دلخواه بدون دخالت دیگران،راحت خوردن،شاد شدن ،لذت بردن ،یعنی تند خوردن =لذت بردن در ذهن من
      تمام عادت های من ریشه در لذت داره پس میتونیم تعریف لذتو برای ذهنمون تغییر بدیم
      خوردن نوشیدنی همراه با غذا برای من لذت بخشه،خنک بودنشو دوست دارم ،مزه غذارو لذت بخشتر میکنه،حس بهتری بهم میده،چونکه رستوران نوشیونی میخورم لذت بخشتره،چونکه تو رستوران نوشیدنی خاص بیشتری سرو میکنن منم از طعم جدید اونها لذت میبرم
      خوردن بیسکویت با چایی لذت بخشه ،مزه تلخ چایی کمتر میشه،مزه بیسکویت با چای دوست دارم ،یه نوع تفریج میبینمش،خوردن چای ،بیسکویت ،قهوه،شیرینی اونم در حیاط،تراس یا فضای باز،مسافرت،دوره همی به من احساس عالی میده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 09:57
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      سلام ، روزتون پر از خوشی
      نوشتن و توجه به مزایای عادتی که دوستش نداری و شدیداً دلت میخواد ترکش کنی چالش بسیار بزرگی محسوب میشه و من رو وادار کرد که مقداری با خودم رو راست باشم که به خودم گوش زد کنم که درسته من از این عادت گریزان هستم اما ته دلم از انجامش لذتهایی هم میبرم .
      ۱_غذا ها وقتی در حال پخت هستن و تازه آماده شدن خیلی خوشمزه تر هستن تا وقتی که مدتی از آماده شدنشون گذشته و بعد من اون رو سر میز میارم تا بخوریم ، وقتی چند قاشق از برنج تازه دم کشیده رو همینطور بالای اجاق گاز توی ظرفی میکشم و سر پا میخورم لذت بیشتری میبرم تا همون غذا رو چند دقیقه بعد سر سفره بخورم .
      ۱_با چشیدن غذا در طول پخت میتونم اشکالات غذام رو برطرف کنم
      ۳_ ریزه خواری باعث شده طعم های جدیدی رو کشف کنم
      ۴_ گاهی ریزه خواری های من همراهی با همسر یا پسرم بوده و ممکنه باعث ایجاد حس صمیمیت بیشتری برای من شده باشه که الان می‌دونم این موضوع صد در صد غلطه.
      ۵_ گاهی ریزه خواری های من به من آرامش داده و فشار افکار رو در من کم کرده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 08:15
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 93 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
      عادتی که من دوست دارم تغییر بدم خوردن از بیشتر غذاهای روی میز است و اما ۵ مورد از خوبیهای این عادت
      ۱) چشیدن طعم بیش از یک نوع غذا و لذت بردن از آن
      ۲) خوشحال کردن صاحب خونه که زحمت درست کردن چند جور غذا را کشیده است
      ۳) خوردن غذاهایی را که خودم پخت آنها را بلد نیستم ولی آنها را دوست دارم
      ۴) تا مدتی هوس برای خوردن آن غذاها را ندارم
      ۵) چون چند جور غذا بر میدارم مقدار آنها کم است و این باعث خوشحالی ام میشود
      😊😊😊😊😄😄😄😄😍😍😍💋🤔

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 05:04
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      با سلام
      من شب ها ناخواسته بلند میشم و از تنقلات موجود در منزل میخورم .خوب این عادت بله همینطور که فرمودید در یک زمان یک لذت بوده و زمان بچگی من بود که ناخونک زدن به تنقلات در شب بسیار لذت بخش بود برام. از بچگی من چاق بودم و همیشه خوردن تنقلات باعث می‌شد توسط دیگرات قضاوت بشم و خوب شبها که کسی نبوده اون احساس لذت خوردن بدون قضاوت هنوز هست و هنوز همون داره برای من کار میکنه . انگار ذهنم دو قسمته یک قسمت که در فضای اون لذت است و اون روحیه و یک قسمت کنترگر که میگه نه نباید این کار را بکنی. در حال حاضر میخوام ببینم این عادت چطور به من لذت میده : ۱- اون طمع و اون مزه صددرصد در من احساس خوب ایجاد میکنه. ۲–انجام این کار قبل از اینکه به عنوان عادت آزار دهنده در بیاد برای من یک تفریح و حتی شیطنت محسوب میشه طوری که فرداش حتما تعریف میکنم که من این را دیشب خوردم با خنده و شوخی انگار یک خوشگذرانی و تفریح خاص برای خودم فراهم کردم . ۳– کلا در حال دراز کش بودن و خوردن تنقلات یک ترکیب خوبی برای لذت بردنه برای من. ۴- بعد از خوردن تنقلات شبانه یک حس رهایی خاصی به من دست میده که همون حس که خوب انگار ذهنم درگیر اون تفریح رها با تنقلات بوده و خوب راحت شده. ۵-خوب وقتی از خواب بیدار میشم و خوابم نمیبره و خوردن شیرینی و تنقلات حس ریلکسی بهم میده که میتونم دوباره بخوابم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 04:42
      مدت عضویت: 647 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      به نام خدا
      با سلام
      خوردن هاي بي مورد
      ١-دوست دارم همراه با فرزندم غذا بخورم در حالي كه خودم هم غذا خوردم و سير هستم
      ٢-وقتي در جمع هستم دوست دارم بخورم و جون ميخام از در جمع بودن لذت ببرم به خوردن پناه ميبرم
      ٣-بعد از ناهار اكه با يك مواد خوراكي مورد علاقه روبرو بشم بايد اونو بخورم در حالي كه سيرم
      ٤-هنكام بيكاري ،خوردن رو ترجيح ميدم در حالي كه گرسنه هم نيستم
      ٥-تصاوير ذهني از محيط هاي كه از خوردن لذت مي بردم منم تحريك ميشم براي با وجود اينكه سير هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 04:41
      مدت عضویت: 647 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      به نام خدا
      با سلام
      خوردن هاي بي مورد
      ١-دوست دارم همراه با فرزندم غذا بخورم در حالي كه خودم هم غذا خوردم و سير هستم
      ٢-وقتي در جمع هستم دوست دارم بخورم و جون ميخام از در جمع بودن لذت ببرم به خوردن پناه ميبرم
      ٣-بعد از ناهار اكه با يك مواد خوراكي مورد علاقه روبرو بشم بايد اونو بخورم در حالي كه سيرم
      ٤-هنكام بيكاري ،خوردن رو ترجيح ميدم در حالي كه گرسنه هم نيستم
      ٥-تصاوير ذهني از محيط هاي كه از خوردن لذت مي بردم منم تحريك ميشم براي خوردن با وجود اينكه سير هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/19 00:36
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      دوست دارم عادت کنم که دیگه تسلیم تعارفهای دیگران برای خوردن نشوم
      وقتی در جمع هستم و همه مشغول خوردن بستنی و تنقلاتن من واقعا با توجه به میلم تسلیم بگیرم خودم تسلیم خوردن نکنم
      وقتی برای شام مهمان دارم یا در مهمانی هستم در صورت گرسنه بودن غذا بخورم نه به صرف اینکه همه مشغول خوردن هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      انیس جعفرزاده
      1399/05/19 00:32
      مدت عضویت: 831 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      عادت تند غذاخوردن دروعده ی ناهار,,,البته گاهی,,
      علت این عادت :
      ۱_هنوز من فکر میکنم که باید غذا رو زود بخورم که از دهن نیفتد ولذت بیشتری از غذا ببرم.
      ۲_چون من به پختن غذا دروعده ی ناهار اهمیت بیشتری میدهم و اکثرا غذاهای متنوع وخوشمزه میپزم در خوردن عجله دارم.
      ۳_چون سرعت جویدنم زیاد است وزود غذارو قورت می‌دهم برای لذت ازغذا لقمه ی بعدی رو زودتر به دهانم میبرم.
      ۴_به خاطر عجله حوصله جویدن غذارو ندارم و حواسم به غذا نیست ولذت رادرخوردن غذا میدانم نه لذت از غذا خوردن.
      ۵_چون میخواهم به لذت زود هنگام برسم وهنوز ذهنم از خوردن غذا لذت میبرد این باعث میشود که غذایم را تند بخورم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 23:54
      مدت عضویت: 776 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز و همراه تمرین این قسمت مشخص کردن این که چه لذت هایی از رفتارم میبرم چقدر حالم رو خوب کرده وشادم کرده ..
      مورد اول این که وقتی غذا میخورم انرژی میگیرم مورد دوم احساس ارامش دارم مورد سوم و احساس میکنم و یه چیزی در درونم اروم میشه با خوردن راحت میشم و هیچ فکری ندارم چهاروم لذت بخشه طمع ها تنوع ها برام هیجان زده میشم پنجم فراموش کردن همه چیز در اون لحظه خوردن نه در گذشته هستم نه در اینده فقط متمرکز هستم رواون لحظه فقط موقع خوردن چالش خیلی شگفت انگیزی هست واقعا ادم رو به چالش میکشه استاد سپاس از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 17:56
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      من دوست دارم عادت شام خوردن ترک کنم نمیدونم آیا این تصمیم درست یا نه ولی دوست دارم شام چای میوه یا سالاد و یا دمنوش بخورم احساس میکنم برای سلامتیم بهتر و کمک بیشتری به رسیدن به تناسب بهم میکنه همیشه خوردن شام حس بدی بهم میده و صبحها با حالت تهوع بیدار میشم استاد ممنون میشم مرا راهنمایی کنید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 17:48
      مدت عضویت: 532 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و دوستانم
      در قسمت قبل عنوان کردم که عادت من این بود که هر وقت با همسرم میرفتیم باماشین بیرون باید حتماچیزی میخریدیم می‌آوردیم توو ماشین میخوردیم
      خب این رفتار مزیتش این بود که:
      1.احساس خوب داشتن هم روحی و هم جسمی خب سیرشدن بعداز گرسنگی اونم با غذای بیرون و فست فودهاواقعا لذتبخشه
      2.احساس آرامش که چاشنی اون غذا میشد
      3.شاد بودن
      4.تایم آرومی بود که خوب سپری میشد
      اصلا میشه گفت حال احساسیم خیلی خوب بود و خوردن واقعا لذت‌بخشه اما در حد سیر شدنش خوبه نه بقول استاد خفگی.
      ولی خدارو شکر این عادت چند ماهه که دیگه نیست انگشت شمار و به اندازه اتفاق می افته چون پای سلامتی هم درمیون و همینطور اقتصاد😀😀😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 15:36
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام و خدا قوت به استاد گرامی و دوستان متناسبم من همیشه از خوردن تنقلات یک لذت میبردم چون اگر غذایی رو دوست نداشتم منو سیر میکرد دوم اینکه بعد از ظهر ها از سر کار که میومدم خستگی رو درمیکرد سوم همیشه هنگام فیلم دیدن یا دور هم این رفتار شکل میگیره پس یه جورایی لذت بخشه و با افراد خانواده هستم چهارم دم دسته و زود فراهم میشه پنجم توجیه من اینه که وقتی از سرکار میای بالاخره باید یه چیزی بخوری تا ارمش داشته باشی خستگیت در بره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/18 22:30
        مدت عضویت: 784 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 89 کلمه

        به نام خدا من از خوردن هر چیزی لذت می برم آخه به خودم میگم یعنی هیچ چیزی نیست که تو دوست نداشته باشی و دیگر اینکه ناخنک زدن از بچگی بهم حس خوبی می داد و هنوزم ازاین کار لذت می برم ولی بعدش حال خوبی ندارم موقع ریختن غذا موقع جمع کردن سفره من همش در حال ناخنک زدنم همون موقع حسم خوبه ولی بعدش وجدان درد میگیرم.ولی سعی می کنم با این رفتارم درست برخورد کنم و باهاش با حس خوب که دارم بهش زندگی کنم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 14:21
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      سلام استاد عزیزم و همه دوستان
      لذت تند خوردن غذا:
      من با فکر کردن به اینکه چرا از تند خوردن لذت میبرم به این نکته رسیدم که من وقتی غذایی رو دوست دارم تند میخورمش و اگه دوست نداشته باشم با بی میلی و ارومتر میخورم، غذایی رو که دوست دارم تند میخورم تا لقمه بعدیش زودتر بره تو دهنم و مزش و تو دهنم داشته باشم
      تند میخورم تا بیشتر بخورم
      تند میخورم چون زمان خیلی کمی هم اگه داشته باشم خودمو میتونم سیر کنم
      اصلا من تند خوردن و جزء توانمندیم میدونستم اینکه دو سوت یه بستنی یخی رو گاز میزنم میخورم جزء افتخارم بود
      لذت خوردن بیشتر در جمع دوستان و خانواده:
      دورهمی یعنی خوردن
      اگه نخوریم پس چیکار کنیم پس میخوریم تا حوصلمون سر نره و لذت بیشتری در کنار هم ببریم
      همه اصرار میکنن حالا یه شبه بگیر بخور بیشتر بخور خوش میگذره ما هم خوشحال ازین حرف بیشتر میخوریم
      تنوع غذا بیشتره و دوست دارم از همش بخورم و این باعث میشه حجم بیشتری بخورم و البته لذتم میبرم موقع خوردن
      بیشتر میخورم تا صاحبخونه فکر نکنه غذاش خوشمزه نبود که من کم خوردم
      لذت خوردن چیز شیرین با چای:
      اصلا جا افتاده چای رو باید با چیز شیرین خورد منم از بچگی با قند خوردم و بعدشم با شیرینی و کیک و… خیلی هم لذت میبردم
      خوردن شیرینی با چای باعث میشه تلخی چای رو حس نکنم و لذتم و از خوردن بیشتر میکنه
      واسه رفع گرسنگی چای میخورم با هر چیز شیرین مثل حتی خرما و اینکه اون گرسنگیم از بین میره حس رضایت پیدا میکنم
      من دوست ندارم شهد یا خامه شیرینی تو دهنم بمونه و وقتی با چای اون شهد خورده میشه بیشتر راضیم میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 13:17
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      با سلام
      من هميشه صبح هايم را به عشق صبحانه خوردن چشم باز ميكردم
      من عاشق صبحانه با چاى تازه دم و نان تازه بودم و انقدر به من حس خوب و شادى ميدهد كه اين حس را با هيچ چيز عوض نميكردم
      صبحانه خوردن براى من يكى از بهترين تفريحات دنيا بود مخصوصا وقتى مسافرت بوديم از خوردن صبحانه ى دسته جمعى كيف ميكردم
      من در تايم خوردن صبحانه حس آرامش دلپذيرى داشتم
      من دو زمان خوردن صبحانه استرس و نگرانيهايم را فراموش ميكردم و از زندگيم لذت ميبردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 12:34
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      مزیت های تندغذا خوردن من:
      ۱-اول از همه اینکه درمدت زمان کوتاه حجم بیشتری غذا می خوردم و چون تندتند میخوردم کسی متوجه مقدار بیشترغذایم نمیشد. ۲- درمسافرت ها با وقت کم خیلی تند غذایم را میخوردم و لذتشو می بردم و به تموم کارام می رسیدم. ۳- با عادت تندغذا خوردن درتموم جشن ها ومراسمات ازتنوع غذایی موجوداستفاده می کردم. ۴- سال هایی که مجبور بودم از محل کارم به دانشگاه برم تندوسریع درمحل کارغذایم را میخوردم وبعد راهی دانشگاه می شدم وسرکلاسم حاضرمیشدم. ۵- درمیهمانی ها چون تندغذا میخوردم وکنارمی کشیدم همه فکر می کردندمن چه کم غذا هستم وچاقیم ربطی به پرخوری نداره ودیگه منو بدقضاوت نمی کردن. ۶-درفرصت اندک می تونستم به راحتی درمحل کارم نیازغذاییمو برطرف کنم چون تندتندتغذیمو می خوردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 12:23
      مدت عضویت: 724 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      سلام استاد من عادت خوردن شیرینی با چای رو انتخاب کرده بودم که با وجودیکه میخوام تغییرش بدم واقعیت اینه که هنوز هم برای من لذت بخشه
      *۱خوردن چای شیرین در کنار صبحانه مخصوصا پنیر گردو یا پنیر سبزی واقعا لذت بخشه و اینقدر این طعمها کنار هم عالیه که من حتما دوتا چای میخورم و خود این لذت از طعم باعث میشه حتی در وعده صبحانه زیاده روی کنم
      *۲خوردن چای با یه چیز شیرین(شیرینی،کیک،بیسکویت
      خرما،کلوچه .شکلات،تافی و…)بعد از خواب عصر اصلا لذتی داره که من با اشتیاق خوردن اینها با چای از خواب بیدار میشم و همیشه هم یکی از اینا توی خونه موجوده که با چای خورده بشه
      *۳خوردن چای با قند بعد از ناهار وشام یه عادتی هست که من بارها و بارها از بچگی شاهدش بودم وکاملا یه رفتار شناخته شده و همراه با لذت بوده که کم کم من قند رو حذف کردم و خوراکیهای خوشمزه تر رو کنار چای گذاشتم
      *۴خوردن چای با یه خوراکی شیرین در زمان خستگی به قدری لذت بخش و انرژی بخش بود که قشنگ راندمان کاری من رو بعد از مصرف بالا میبرد
      *۵خوردن چای با شیرینیها در سفر که دیگه نگو لذت مسافرت رو چند برابر میکرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 09:19
      مدت عضویت: 683 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      سلام.خداقوت
      من زمانی که پرخوری می کنم:
      ۱-در آرامش هستم و به چیزی فکر نمی کنم.
      ۲- همون لحظه چیزی رو که دوست دارم و هر اندازه که دوست دارم می خورم و همون لحظه از خوردنش لذت می برم.
      ۳- همین رفتارم فکر می کنم باعث میشه از خوردن نترسم هر چیزی که دوست داشته باشم بخورم.
      4-در همون لحظه از خوردن هر طعمی از غذا که دوست دارم لذت می برم.
      ۵- همون لحظه از خوردنیهایی که خدا داده و اندام های سالمی که دارم که وظایفشان رو به درستی انجام می دهند شکر می کنم.
      ۶- خودم رو همون لحظه از هیچ چیزی محروم نمی کنم به عنوان مثال خودم رو از به آرامش رسیدن و از خوردن چیزی که همون لحظه می خواهم محروم نمی کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/18 04:32
      مدت عضویت: 778 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      سلام
      من عادت تند غذا خوردن رو ميخواهم ترك كنم
      تند غذا خوردن هميشه برايم يك كارت برنده بحساب اومده و اين عادت هميشه برايم لذت بخش بوده و در دلم به اين رفتارم افتخار كردم
      ١- وقتي مدرسه ميرفتم و شيفت بعداظهر بودم وقتي ناهار دير حاضر مي شد من بعلت تند خوردن هميشه سير غذايم را خوردم و هبچ مشكلي نداشتم
      ٢- بعلت تند غذا خوردن هرگز كسي نفهميده من چقدر غذا خوردم بهمين خاطر تا دلم خواسته خوردم
      ٣- در مراسمها با تنوع غذايي و شلوغي زياد من تونستم هميشه در وقت خيلي كمي تند تند سير غذا بخورم و لذت ببرم
      ٤- در مسافرتهاي راه دور در وقت كمي كة بوده من بعلت رفتار تند خوردن هميشه در كمترين وقت بيشترين غذا رو خوردم و هرگز گرسنه نموندم
      ٥- با تند غذا خوردن در سنين كم هميشه وقت داشتم از روي سفره فرار كنم و جمع كردن ظرفها رو براي خواهرم بزارم
      ٦- با تند غذا خوردن من تونستم در هر شرايطي از غذاي مورد علاقه خودم به اندازةاي كة خواستم بخورم
      ٧- به علت تند غذا خوردن در هر شرايطي من حسرت هيچ غذايي رو در دل نداشتم و هميشه تونستم غذايم را بخورم
      ٨- به علت تند خوردن هميشه به من ترحم كردند و فكر كردن من كم ميخورم ولي چاق هستم در صورتي كة خودم از ظرف عذايي خودم خبر داشتم ولي خوشحال بودم كة كسي نفهميده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/05/18 02:47
      مدت عضویت: 808 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 38 کلمه

      سلام وقت بخیر
      از طعم های شیرین یا شور لذت میبرم
      با خوردن ب ارامش میرسم
      گرسنگی واسترس مو از بین میبرم
      از خوردن لذت میبرم
      انگار با خوردن تمام مشکلات ودلتنگی ها م برطرف میشه
      استاد سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم