ورود / ثبت نام
0

انعطاف در ذهن ناخودآگاه (قسمت چهارم – 1)

ذهن ناخودآگاه
اندازه متن

ذهن ناخودآگاه قابل دیدن نیست و ما شناخت واضحی از چگونگی عملکرد آن نداریم.

بنابراین کاملا طبیعی است که اگر تا به امروز از اینکه ذهن ما چه قدرتی در تعیین شرایط زندگی ما دارد اطلاع و آگاهی نداشته ایم.

ذهن ناخودآگاه در واقع حافظه بلند مدت مغز ما محسوب می شود.

ذخیره اطلاعات در مغز

ما در زندگی روزمره آگاهی و اطلاعات زیادی دریافت می کنیم اما همه آنها را ذخیره نمی کنیم.

چون ذخیره اطلاعاتی که کاربردی در زندگی ما نداشته باشد فقط باعث صرف انرژی جسم ما می شود و از آنجایی که مغز ما به شدت علاقمند به مصرف انرژی کمتر است بنابراین هر اطلاعات و آگاهی که مورد استفاده و کاربردی نباشد را بعنوان اطلاعات پایه و تاثیرگذار در ذهن ناخودآگاه ذخیره نمی کند.

اگر یک روز از زندگی خود را با دقت مورد بررسی قرار دهید به وضوح متوجه خواهید شد که آگاهی متنوعی از طریق افراد، رسانه ها و سایر روش های ارتباطی و از طریق های کانال شنوایی و بینایی به ذهن شما وارد می شود.

اما فقط آگاهی و اطلاعاتی در ذهن شما ثبت می شوند که موقع شنیدن یا دیده شدن باعث برانگیخته شدن احساس شما می شوند.

به این مثال توجه کنید.

شما در حال انجام کارهای روزمره خود در حانه هستید.

تلویزیون یا رادیو روشن است و صدای آن به گوش شما می رسد. بدون اینکه شما انتخاب کرده باشید چه شبکه ای یا چه برنامه ای پخش شود.

در مدت زمانی که شما مشغول انجام کارهای روزمره خود هستید چند برنامه مختلف پخش می شود و اطلاعات زیادی از طریق رسانه در فضای خانه شما پخش می شود.

شما به صورت پراکنده جملاتی را می شنوید اما برای شما اهمیتی ندارد و وارد ذهن ناخودآگاه شما نمی شود.

در یک لحظه که توجه شما به سمت صدای پخش شده جلب می شود مجری برنامه درباره تاثیر مصرف روغن های مایع در افزایش میزان چربی و در نتیجه بروز چاقی توضیح می دهد.

حس کنجکاوی شما برانگیخته می شود و با دقت بیشتری گوش می دهید.

مجری برنامه با استناد به تحقیقات علمی و پژوهشی معتبری سعی در مهم کردن توضیحات خود دارد.

از آنجایی که شما از قبل عقیده دارید برنامه های پخش شده از رسانه ها مورد تایید هستند و منبع صحیح دارند گفته های مجری را باور می کنید و احساس نگرانی در شما درباره مصرف روعن های مایع ایجاد می شود.

برای تحقیق بیشتر درباره آنچه شنیده اید با دیگران صحبت می کنید و آنها نیز اطلاعات خود را به آنچه شما شنیده اید اضافه می کنند. در این حالت شما در حال اهمیت دادن موضوع جهت ثبت در ذهن ناخودآگاه هستید.

هرچه بیشتر درباره این موضوع تحقیق کنید و گفتگو کنید به ترس و نگرانی شما از مصرف روغن مایع اضافه می شود و این در حالی است که روزانه از روغن مایع برای پخت و پز و سرخ کردن استفاده می کنید.

از بین همه آگاهی که از تلویزیون پخش شده بود تنها بخش توضیحات درباره مصرف روغن مایع که باعث برانگیخته شدن احساس شما شد در ذهن شما ذخیره می شود و چون شنیده های خود را تکرار کردید و درباره آن فکر کردید و احساس نگرانی شما بیشتر شد بعنوان اطلاعات پایه و تاثیرگذار در ذهن ناخودآگاه شما ثبت می شود.

از این پس شما با هر بار مصرف روغن مایع احساس ترس و نگرانی خواهید داشت و به مرور انتظار شما از وضعین جسمی خود تغییر میکند و چاق شدن خود را طبیعی می دانید چون روغن مصرف می کنید.

نکته جالب توجه این است که وقتی احساس ترس از مصرف روغن در ذهن ناخودآگاه شما ثبت شود دیگر تفاوتی ندارد به چه مقدار روغن مصرف میکنید.

چون قطعا شما بعد از شنیدن توضیحات ارائه شده سعی میکنید میزان مصرف روغن را کاهش دهید اما نیجه نهایی برای شما چاق شدن است چون ذهن ناخودآگاه کاری به مقدار مصرفی ندارد بلکه ملاک عمل ذهن احساسی است که شما از مصرف روغن دارید و همچنین انتظاری که از مصرف آن دارید.

این توضیح ساده چگونگی ثبت اطلاعات در ذهن ناخودآگاه است.

رفتارهای ما چگونه به عادت تبدیل می شوند

عادت های ما اطلاعاتی هستند که توسط خودمان در ذهن ناخودآگاه ثبت شده اند.

در زندگی هر فردی رفتارهای زیادی وجود دارد که فقط یک باز از او سر زده است و دیگر آن را تکرار نکرده است.

اما دلیل اینکه برخی رفتارهای ما به صورت تکرار شونده از ما سر می زنند و به عادت ما تبدیل می شوند این است که اولین بار که آن رفتار را انجام داده ایم قطعا احساس خوبی در ما ایجاد کرده است که ما تمایل داشتیم بار دیگر آن رفتار را تکرار کنیم.

با هر بار تکرار کردن آن رفتار احساس خوبی داشته ایم و همان لحظه تصمیم ما برای تکرار دوباره آن رفتار مصمم تر می شود و به راحتی پس از چند روز آن رفتار به عادت روزانه ما تبدیل می شود.

از آنجایی که مغز ما تمایل شدید به انجام کارهای تکراری دارد تا انرژی کمتری صرف کند همواره ما را ترغیب به ایجاد عادت ها می کند.

و به همین دلیل زندگی روزمره ما تشکیل شده از تعدادی رفتار تکرار شونده که هر روز آنها را تکرار می کنیم که به عادت روزمره زندگی ما تبدیل شده اند.

چرا عادت های خود را مضر می دانیم

تا زمانی که از رفتار تکرار شونده خود لذت می بریم هیچ مشکلی برای ما ایجاد نمی کنند.

اگر به هر دلیل اطلاعاتی دریافت کنیم که سبب شود از تکرار رفتار خود احساس ترس و نگرانی در ما ایجاد شود دیگر تکرار آن رفتار برای ما لذت بخش نخواهد بود.

تکرار رفتاری که روزی برای ما لذت بخش بود به راحتی به رفتاری که ترس آور است تبدیل می شود و نتایج این تغییر احساس نسبت به تکرار هر رفتاری نتایج نامناسبی برای ما به ارمغان می آورد.

دلیل اینکه ما عادت های خود را مسئول نتایج زندگی خود می دانیم این است که اطلاعاتی درباره مضرر بودن آن عادت دریافت کرده ایم و از آن موقع ترس از تکرار آن عادت در ما شکل گرفته است و این درحالی است که شاید دیده باشیم فرد دیگری همان عادت را دارد اما مشکلی که ما با آن عادت داریم را ندارد.

و این تفاوت در نتیجه بخاطر اطلاعاتی است که خودمان در ذهن ناخودآگاه خود ثبت کرده ایم.

آنچه در ذهن ناخودآگاه ثبت شده است را نمی شود با جنگ و مبارزه و تصمیم قاطع تغییر داد بلکه فقط به همان طریق که اطلاعات قبلی ذخیره شده است می توان اطلاعات جدید را ذخیره کرد.

در جلسه سوم ما درباره ترکیب جزئیات با علایق اصلی در زندگی خود مثال زدیم.

در این قسمت تصمیم داریم از این عادت معمول که همه ما تجربه آن را داریم برای اضافه کردن جزئیات به عادتی که دوست داریم اصلاح یا تغییر کند استفاده کنیم.

این کار به منزله وارد کردن اطلاعات جدید به پرونده عادت مورد نظر در ذهن ناخودآگاه است.

شما قادر به حذف پرونده اطلاعات عادت های خود نیستید چون ترک عادت کار سخت و دشواری است اما به راحتی می توان به اطلاعات پرونده مواردی را اضافه کرد.

اضافه کردن حرکت های جدید به عادت قبلی دقیقا مانند انتخاب لباس با رنگ اصلی مورد علاقه به همراه خطهای باریک از ترکیب رنگ دیگری است.

در این حالت ما عادت اصلی را حفظ می کنیم در حالی که تغییر کوچکی در آن ایجاد می کنیم.

این تغییر کوچک برای ذهم ما به راحتی قابل پذیرش خواهد بود.

لاغری با ذهن از طریق آموزش ذهنی صورت می گیرد

در این روش شما با آگاهی که درباره لاغر شدن به ذهن خود می دهید در واقع ذهن ناخودآگاه را هماهنگ با خواسته جسمی خود برای لاغری قرار می دهید.

انجام تمرینات مانند آشپزی کردن است.

شما اگر مقدار زیاد و متنوعی از مواد غذایی اولیه داشته باشید تا زمانی که مشغول پخت و پز نشوید غذای مورد علاقه تان آماده نمی شود.

نوشتن تمرینات لاغری با ذهن مانند آشپزی کردن که مواد اولیه را با هم ترکیب می کند، آگاهی هایی که به ذهن خود داده اید را با هم ترکیب و در هماهنگی با جسم شما قرار می دهد.

در واقع شما با نوشتن برنامه ریزی رفتاری جسم خود را تغییر می دهید.

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22441
برچسب ها:
113 نظر در مورد انعطاف در ذهن ناخودآگاه (قسمت چهارم – 1)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/06 07:49
      مدت عضویت: 490 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      فایل “ انعطاف در ذهن نا خودآگاه  (قسمت چهارم- 1)\”: 

      من در تمرین اول، تصميم گرفتم که “موقع خوردن چای ، فقط یک برش از کیک و یایک عدد خرما و یا یک عدد بیسکویت و یایک برش دونات donut یا یک عدد شیرینی بخورم.”

      اضافه کردن یک خط مشکی به عادتم:

      من خیلی وقت است که خط مشکی را به عادتم اضافه کرده ا م، ولی چون همزمان با این دوره در دوره پیشرفته (سه دوره ورود به سرزمین لاغرها ، پاکسازی و پیشرفته را به ترتیب برای همه کسانیکه عاشق تغییر در زندگی خود هستند توصیه میکنم، میدونم حالت تبلیغ دارد؛ ولی واقعاً یکسالی هست که این دوره ها زندگی من را شاد و پر هیجان کرده اند) ثبت نام کرده ام، وقت نکرده بودم که جواب این تمرین را در سایت بنويسم.

      من با ایجاد راههای متفاوت انقدر این عادتم را تغییر داده ام؛ که حتی الان گاهی یادم میرود که این جزو عادت من بوده است:

      1. من تعداد چای نوشیدن ام را کم کردم. برای وعده صبحانه به جای 2 تا 3 فنجان چای، فقط یک فنجان چای انهم بعد از خوردن کامل صبحانه ام، چای نوشیدم .

      این کار را 21 روز متوالی انجام دادم و در تقویم ام علامت زدم و هر شب به پسرم گفتم و تقویم را نشانش دادم.  او هم مرا تشویق میکرد و الان به راحتی 1 فنجان چای صبح میل میکنم.

      وقتی سر کارم، انقدر زمان چای نوشیدنم را به تاخیر میاندازم، که اصلا گاهی یادم میرود که من هوس چای داشتم.

      البته بگویم گاهی که واقعا دلم ميخواهد چای بنوشم، نصف لیوان چای برای خودم سر کار درست میکنم ، و بعد 2/3 ان را مینوشم.

      هر چه میزان چای کمتر باشد ، مقدار خوردن برشی از کیک و یایک عدد خرما و یا یک عدد بیسکویت و یایک برش دونات donut یا یک عدد شیرینی هم کمتر ميشود.

      من 5 روز در هفته سر کار هستم و این کمک بزرگی به \”چالش من اینو نخوردم\”- چای ننوشیدن من کرده است.

      2. من از همسرم خواستم که کیک، دونات، شیرینی و خرما نخرد و یا کم بخرد. همسرمن قبلا از این چیزها زیاد میخرید و ما همیشه به میزان زیاد در خانه داشتیم.

      انبار نکردن این خوراکیها در خانه، خیلی به من کمک کرد و گاهی که هوس میکردم و نبود، اگر حالش را داشتم میرفتم میخریدم؛ اما  گاهی همسرم مهربانی میکرد و میخرید.

      بعد به این نتيجه رسیدیم که خودمون در خانه درست کنیم ، از زمانیکه گاهی در خانه درست میکنیم، شاید 2 هفته یکبار ما در خانه کیک ، دونات و شیرینی ببینیم.  

      همسرم به طرز معجزه اسایی خریدن ان را کم کرد و گاهی هم که میخرد به من میگوید: “برای خودم خریده ام تو نگران نباش.”

      نکته خیلی جالب توجه این است که من اصلا مثل قبل میلی به خوردن ان ندارم.  نه اینکه بخواهم، خودم را مجبور کنم نخورم ؛ ولی واقعاً شاید 3 هفته یا ماهی یکبار هوس کنم، والا خیلی به راحتی میل به خوردن ان مواد ندارم. من افکارم بسیار متناسب شده است.

      3. موردی که به ذهنم رسید این بود که مقداری ازکیک و یا  دونات donut  و یا شیرینی خریداری شده یا در خانه پخته شده را فریزر کنم.

      بعد اصلا یادم میرفت که در فریزر هم از ان خوراکیها دارم.  اگر بعد از چند هفته، فریزر را تمیز میکردم از وجود انها با خبر میشدم.

      الان به جرات میگم که در یخچال هم کیک ، هم شیرینی و هم دونات موجود است؛ اما میل من به خوردن هیچ کدامشان نیست.

      من با خوردن و نترسیدن از ان به صلح رسیده ام.  چون جنگی در کار نیست ، مقاومت ذهنی هم وجود ندارد.  زندگی زيباست مثل همیشه.  

      استاد از این تمرینهای زیبا سپاسگزارم.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/08/26 16:47
      مدت عضویت: 304 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      بنام خدا قسمت  چهارم چالش 

      عادت من تند غذا خوردن بود و هر وقت خیلی احساس گرسنگی کردم برم سراغ غذا .

      عادت را نمیشه حذف کرد اما میشه یه تغییراتی در آن بوجود آورد و یه خطهایی در آن بوجود بیاوریم مثل همان رنگهای مورد علاقمون که اصل رنگ بود اما با ترکیب خط خطی از رنگهای دیگه .

      الان من با اینکه تند غذا خوردنم خیلی بهتر شده نسبت به قبل از ورودم به سایت اما باز هم میگم که بابا عجله نکن کار شیطونه یه وقت دهنت میسوزه ببین غذا زیاده وقت هم هست با آرامش بهتری بخور بیشتر لذت داره 

      و در مورد دوم میگم که بابا از سر کار اومدی حتما گرسنه هستی بشین با آرامش غذاتو بخور الان وقت نهاره یا شامه با خانواده بشین با لذت بخور ،وبه این صورت یه خطهایی روی آن عادت میزنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/08/04 14:26
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      سلام
      من فک کردم ک چجور از سختی لاغر شدن تبدیل کنم ب اسون دیدن لاغری
      و چطور رو این باور ی خط بندازم
      اومدم جملاتی ساختم در مورد لایق بودن
      ک من لایق متناسب بودن هستم
      اینطور جملاتو نکشتن دوروز این کارو کردم رو این باور خط انداختم امروز همین خط تکرار میکنن و میرم شگفتی سازهارو میبینم و متن میخونم و تا باورم بشه ک لاغری اسونه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/19 08:41
      مدت عضویت: 725 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 618 کلمه

      سلام🙂

      ذهن نا خودآگاه مسئول تمام عادتهای رفتاری ما است و خودمون هم اونو شکل دادیم به این صورت که چیزی که برای اولین بار تغییر احساسی در ما ایجاد کرده رو بهش توجه کردیم حالا یا برامون جالب بوده یا ایجاد ترس و نگرانی کرده  بعد درباره اش حرف زدیم با دیگران یا با خودمون یا اطلاعاتی مشابه رو از جاهای مختلف بدست آوردیم که تکمیل کننده اطلاعات قبلی بوده خلاصه چیزی که برامون جالب بوده رو هی به شیوه های مختلف بهش توجه کردیم و تکرارش کردیم و شاخ و برگ بهش دادیم و تغییرات احساسیمون هم قویتر و شدیدتر شده یعنی در نهایت یه موضوع با یه احساس قوی ترکیب شده و اینطوری در ذهن ناخودآگاه ثبت شده و دیگه وقتی اونجا ثبت شد قابل تغییر نیست و ما دیگه نمیتونیم با تصمیم قاطع گرفتن و….با این ذهن مبارزه کنیم چون در برابر مغزمون این ماییم که همیشه مغلوب میشیم

      تنها راهی که میشه این محتویات رو تغییر داد از همون راهی هست که اونا بوجود اوردیم یعنی با دادن اطلاعات جدید و متفاوت و تکرار اونا و فکر کردن به اونا و نوشتن یا صحبت کردن درباره اونا پرونده جدیدی باز میشه لابه لای پرونده های قبلی مثل اینکه یه بایگانی داریم که پر از پرونده های عادتهامونه قسمت عادتهای چاق کننده چندین پرونده قدیمی و کلفت و خاک خورده هستن در این آموزشها ما یه پرونده جدید میذاریم وسط اونا و هر بار یه کاغذ که مثلا یه تبصره جدیده یا یه دستورالعمل متفاوته رو میذاریم داخل اون پرونده جدیده 

      در واقع کاری با قبلیها نداریم نمیخوام از بین ببریمشون فقط لابه لای اونا یه جا برای پرونده جدید باز میکنیم که اولش خیلی هم لاغر و باریکه و کم کم به اون پرونده برگه های جدید رو اضافه میکنیم

      این همون طریق راه راه کردن عادت هست یعنی کاری با عادت قبلیه نداریم باشه چون خیلی هم برامون لذت بخش بوده و دوسش داشتیم که تکرارش کردیم دیگه حالا هم کاری بهش نداریم فقط گاهی یه خط میخوایم بهش اضافه کنیم چون قبلا هم بارها این کار رو کردیم و ترکیب و طیف رو پذیرفتیم حالا هم همینه و ذهن خیلی راحت باهاش کنار میاد و مقاومتی نمیکنه چون واقعا نمیخوایم بالکل تغییرش بدیم یا از بین ببریمش اصل و ذات عادته هستش فقط ترکیباتی هم بهش اضافه میکنیم تا اتفاقا لذت بیشتری ببریم و احساس قدرت کنیم که تونستیم یه خط بندازیم روی عادت اولیه…

      عادتی که من انتخاب کردم از اول هم شک داشتم که عادت درستی انتخاب کردم یا نه ولی گفتم امتحانش میکنیم والان بهش فکر کردم که چطور میتونم عادت توجه به نافرمیها رو راه راه کنم…؟؟

      چند مورد به ذهنم رسید یکی اینکه همیشه موقع تعویض لباس جلوی آینه نرم گاهی هم بدون حضور در جلوی آینه لباسم رو عوض کنم…

      دوم اینکه اگه دستم طبق عادت نافرمیها رو لمس کرد از اینکه کوچیکتر و جمعتر از قبل شده هم لذت ببرم و به خودم افرین بگم

      سوم اینکه موقع توجه به خودم در آینه به قسمتهایی که جمع شده و تغییرات حتی کمی داشته هم توجه کنم و لذت ببرم که ذهنم داره کم کم جسمم رو تغییر فرم میده و همین تغییرات کوچیک هم توسط ادامه مسیر لاغری با ذهن بوجود اومده و لذتش رو ببرم یعنی آگاهانه توجهم رو ببرم سمت تغییرات ظریف و زیبای جسمم

      چهارم اینکه وقتی هوسم شد لباسهام رو بپوشم ببینم توس جمعتر شدم یا نه موکولش کنم به یه زمان دیگه و بگم حالا بعدا انجامش میدم

      به نظر خطهای خوبی باشه برای راه راه کردن این عادت…🙂

      از اونجاییکه در بار قبلی خیلی نتیجه عالی ای از این تمرینها گرفتم خیلی مشتاقم ببینم چقدر عالی این عادت هم تغییر میکنه و میدونم که خیلی راحت و آسون عوض میشه و نتیجه موندگاره …این خیلی زیباو فوق العاده است👌

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/07 16:10
      مدت عضویت: 383 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      برای تند و نجویده خوردن چه راه راه مشکی به کار ببرم:) خب من فقط هر لقمه بعد ازینکه کمی گرسنگیم کم شد میشمرم ده بار بجوم مثلا در مرحله ی اول برای شام ها هم اینکارو میکنم

      ولی باید به خودم یادآوری کنم قبل شام

      مرسی عالیه تمرینات

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hassanradin105@gmail.com
      1400/06/31 20:31
      مدت عضویت: 100 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      با سلام 

       

      در جلسات قبل ما اومدیم از عادت های که داریم گفتیم . و بعد برخی از مزایای چاقی و عادت‌هایی که داریم رو برای خودمون یادآور شدیم که آره چاقی هم در بعضی از موارد می‌تونه به سود ما باشه .و دیدیم که حسنوند نسبت به چاقی عوض شد. در جلسه ی بعدی هم گفتیم وقتی که چیزی رو بخوایم انتخاب کنیم اگه همون چیز مد نظر مانباشه ولی به ملاک های ما نزدیک باشه ، باز هم میگیم خب به سلیقه ما نزدیک هست و انتخابش میکنیم. و این یعنی ذهن ما انعطاف پذیر است.

       

      و اما در این جلسه می‌خوایم کمی رنگ و لعاب دیگری به عادت‌هایی که گفتیم داریم بدیم و یه کوچولو تغییرشون بدیم.

      من خیلی فکر کردم که باید چیکار کنم؟🤔. 

      اولش به نظرم خیلی سخت بود برام ولی بعد که خوب فکر کردم دیدم اگه بخوام سخت بگیرم ،سخت هم میگذره.دفترم رو برداشتم و نوشتم من گفتم عادت دارم اگه گرسنه هم نباشم ،میشینم کنار سفره و شروع به غذا خوردن میکنم. 

      خب من میتونم باز هم مثل قبل بشینم کنار سفره و غذا بخورم ولی ۲ تا ۳ لقمه ی آخر رو دیگه نخورم.

       

      عادت دارم تند غذا بخورم .

      یه کوچولو تغییرش بدم ،چطوری؟🤔 . 

      خب میتونم اولش همون طور تند غذا بخورم ولی بعد از چند لقمه که خوردن و لذت بردم بقیه یا چند لقمه ی آخر رو با طُمأنینه آهسته بخورم. 

       

      یکی دیگه از عادت های من این هست که اگه کیک یا شیرینی باشه یا کلاً زیاد میرم سر وقت یخچال و ناخنک میزنم .این یکی واقعا واسم سخت بود تغییرش خیلی فکر کردم بعد این تصمیم رو گرفتم که اگه روزی چند بار میرم سروقت یخچال خب اشکالی نداره میرم و کیف میکنم ولی بار ۳ و یا ۴ به جای سروقت یخچال رفتن برم جلوی آینه خود گویی کنم و از خودم تعریف کردن و بازم برم توی رویای لاغری .اینطوری هم سر وقت یخچال نرفتم هم باز هم میتونم تکرار کنم که لاغری آسون ترین کار دنیاست.(آخه احساس کردم این چند روزی که توی این چالش شرکت کردم کمتر جلوی آینه میرم و …)

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/02 16:24
      مدت عضویت: 116 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام دوستان.من عادت دارم که خیلی جایی می خورم با قند البته اگر خرما بیسکویت یا کیک هم در خانه باشه با چای می خورم من می تونم مقدار قندی راکه استفاده می کردم به نصف برسونم وهر چند روز یک بار هم از خرما یا کیک یا بیسکویت استفاده کنم و کم کردنش هم برام سخت نیست حالا یا به خاطر گوش دادن به فایل ها یا گوش دادن به حرف معده ام اشتهام خیلی کم شده جوری که همه فکر می کنند من رژیم گرفتم با این که اصلا تو این حال و هوا ها یا فاز رژیم گرفتن نیستم ممنون از تمرین خوبتون به من لذت می ده و مثل یه بازی بهش نگاه می کنم

       

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/01 18:54
      مدت عضویت: 266 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 709 کلمه

      با سلام چقدر فایل این قسمت عالی بود تکنیکی برای ترک عادتهای غذایی  که دوست نداریم تکرار شون کنیم  

      البته به نظر من میشه این روش و واسه ی  عاد تهای دیگه ای هم بکار گرفت

      در قسمت اول من از عادت خوردن سه وعده  غذا  صحبت کردم و گفتم خیلی دوست دارم این عادت و کنار بگذارم چون این رفتار من باعث عذاب وجدان و نا راحتی من میشه

      البته این عادت ۳ وعده خوری صبحانه ، ناهار ، شام ، یه عادت عمومی و کلی هست که در اکثر جوامع وجود داره

      ولی من اصلا دوسش ندارم چون معتقدم هر کس بنا به نیاز و میل روزانه ش میتونه این وعده ها رو کم یا زیاد کنه یا حتی ساعت اونا رو تغییر بده 

      و  هیچ اجباری وجود نداره چون این یه عادت عمومی  هست منم حتما باید تکرارش کنم خب روشی که استاد گفتن اینه که بجای اینکه من بیام با این عادت بجنگم و بگم من از شنبه شروع میکنم مثلا شبها شام نمیخورم و  قطعا موفقیتی هم  نخواهم داشت چون بارها شده بود که من این تصمیم و گرفتمو نتونستم اجراش کنم و وسوسه های ذهنی مانع شدمخصوصا اینکه کل خانواده در حال  خوردن بودن و من فقط نگاه میکردم ، 😁از طرفی چون شام نخورده بودم ذهنم شروع میکرد به قلقلک دادن که برو فلان چیز و بخور تو که شام نخوردی خب حالا یه تیکه کیکم بخور تو که شام نخوردی یا … و به خودم می امدم میدیدم تو که شام نخوردی ، نخوردی ….من خیلی بیشتر از حد نیازم  خوردم و کلی عذاب وجدان به سراغم می آمد و بارها شده بود که میگفتم  ای کاش همان مقدار شامم را خورده بودم  

      و این نحوه ی برخورد عجولانه اصلا دوامی نداشت

      اما با این تکنیک  من خود وعده ی اصلی رو حذف نمیکنم بلکه یک گام کوچک بر میدارم ، یا ساعت  خوردن شام که مثلا حدودای ساعت ۹ تا ۱۰ شب هست و جابجا میکنم  یا مقداری از شامم رو کم میکنم که فکر میکنم با گزینه ی دوم ذهنم بیشتر توافق داره  چون اگه بخوام ساعت و تغییر بدم چون بقیه ی خانواده مشغول خوردن هستن باز وسوسه ها میاد ولی وقتی با اونا بخورم فقط چند تا لقمه کمتر فک کنم لذتش بیشتر هم  باشه چون با این روش من دارم یه عادت جدید و جایگزین عادت قبلی میکنم با این تفاوت که بِیس اصلی که همون وعده ی شام هست سر جاشه فقط یه تغییرات کوچولو داخلش رخ داده

      خب اینکار دو مزیت هم  برای من بدنبال داره

      ۱ عادت قبلیم کم کم  کمرنگ میشه  

      ۲ این رفتار جدید جایگزین شده نیز کم کم   چون برام لذت داره تبدیل به عادت میشه و میتونه جایگزینه خوبی واسه عادت  قبلم بشه

      خب حالا بعد از اینکه یه مدت این  کم کردن مقدار  غذای شام  ادامه داشت حالا باید بیام مجددا  مقدار دیگه ای از غذا رو کم کنمو این روند و همینطور به مرور ادامه بدم تا کلا  بتونم کل شامو حذف کنم و ناگهان به خودم میام و میبینم دیگه هیچ خبری از اون عادت اولیه وجود نداره این یه ترک تدریجی هست که بدون اینکه بخوایم با عادتی بجنگیم کاملا مسالمت آمیز این عادت و کنار بزاریم

      بدون اینکه فشار جسمی در ما ایجاد بشه مثلا ضعف یا گرسنگی که مثلا خیلیا میگن نصف شب  ضعف میکنی یا اینکه ذهن بخواد بگه شام نخوردی چون این عادت به مرور کنار گذاشته شده  و ذهن باور کرده دیگه وعده ای به این نام براش وجود نداره

      و استاد مثالی راجع به رنگ لباس زدن

      در تمرین قسمت قبل گفتم پسرم لباس رنگ مشکی خیلی دوست داره و من  میخواستم یکدفعه  این علاقه رو از رنگ مشکی به لباس رنگ روشن تغییر بدم که خب موفق نبودم حالا میشه از همین تکنیک برای تغییر   رنگ لباس  هم استفاده کرد مثلا  میتونم این روش و بهش پیشنهاد بدم تا خودش اگه دوست داشت این تغییر و  ایجاد کنه مثلا اول لباس مشکی که چند طرح سفید یا رنگ روشن داخلش هست رو بخره و قطعا خوشش میاد چون بیس اصلی مشکی هست

      و کم کم همینطور این روش ادامه پیدا کنه و هر دفعه یه طرح روشن به طرح اصلی اضافه بشه تا اینکه آرام و بی دردسر بشه این تغییرو  از رنگ تیره به رنگ روشن هم ایجاد کرد .

      خیلی خوب بود ممنونم استاد

      مطمینم با این روش میتونم عادت خوردن ۳ وعده غذا رو که زیاد دوست ندارم و تغییر بدم البته براحتی و بدون هیچ گونه جنگ و لجبازی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/05/28 12:02
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 133 کلمه

      باسلام و تشکر فراوان 

      من عادت مورد علاقه م ریزه خواری بود که انتخاب کرده بودم و بعد از فکر کردن بهش دیدم چقدر واقعا لذت بردم ازش و خیلی خیلی جااب بود برام که دقیقا فردای اونروز من میل شدید به ریزه خواری نداشتم اصلا خیلی حس خوبی هست کاملا مسلط هستم به خوردنم بدون اینکه خودم و سرکوب کنم 

      البته الان دوهفته ای هست که آشنا شدم با لاغری با ذهن و حدود یک هفته ای که تمرین نوشتاری انجام میدم و یکم لباسام تنگتر شده ولی من حس خطر نکردم چون مطمینم به زودی لاغر میشم و فکر میکنم این یکم چاقتر شدن دلیلش راحت تر خوردن  من هست و طبیعیه که بدنم یهو قبول نکنه و واکنش قبلی رو نشون بده 

       

      من دارم لاغری رو یاد میگیرم پس لاغر میشم به زودی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        kouroshzamany95@gmail.com
        1400/05/28 15:58
        مدت عضویت: 117 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 115 کلمه

        موقعی که میرم سر یخچال با خودم صحبت میکنم میگم بدن عزیزم الان واقعا چیزی نیاز داری؟چی نیاز داری؟و دلیل اینکه الان احساس نیاز کردی چیه ؟اگر پاسخ منفی بود که نمیخورم چیزی اگر مثبت بود با یه لیوان اب شروع میکنم و بعد چای دم میکنم (زمان میخرم)

        و بعد از اماده شدن چای معمولا حسم با یه لیوان چای تازه دم برطرف میشه واگر نشد به بدنم اون چیزی رو که دوست دارم میدم و تا جایی ازش میخورم که لذت بخش باشه و بعد تمام 

        هم پاسخ مثبت به خواسته بدنم میدم هم اون لذت رو انقدر ادامه نمیدم که به عذاب وجدان منجر بشه 

        پس درواقع هرچیزی رو که میل داشته باشم خواهم خورد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      علیرضا معینی
      1400/05/25 14:08
      مدت عضویت: 119 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

       

      سلام و عرض ادب 

      این عادت رو نمیخوایم حذف کنیم میخوایم چیز دیگه ای بهش اضافه کنیم . 

      از این به بعد هر وقت خواستم این عادت رو انجام بدم یه تغییری که خودم دوست دارم  بهش اضافه می کنم . 

      خب در تمرین ۱ عادت من عذاب وجدان بعد از خوردن بود . 

       

      خب من مزایا و لذتهاش رو در  تمرین ۲ انجام دادم 

      در تمرین ۳ دیدم خیلی وقتهاچیزی رو دوست داشتم ولی اگه یکم تغییر هم با اون چیزی که دوست داشتم بود اتفاقی نمیفتاد و دیدم خیلی جاها از یکم تغییر با اون خواسته ام بازم رضایت از اون چیز جدید داشتم . 

       

      خب حالا تمرین ۴ گفتیم یه تغییر کوچیک در عادت ایجاد کنیم . 

       

      مثلا من عذاب وجدان بعد از غذا رو میخوام تغییر بدم . 

       

      ۱- ☺

      خب حالا اگه غذا خوردم بعد از هر لقمه ای که به دهان گذاشتم حس عذاب وجدان به خودم ندم . بزارم غذام رو بخورم حداقل لذت ببرم از اون چیزی که دارم میخورم بعدش برم سراغ عذاب وجدان .

       

      شاید این عذاب وجدان از نگاه بعضی ها مسخره باشه ولی واقعا من حتی از خوردن یه چیز کوچیک عذاب وجدان میگیرم و باز تکرار میکنم یعنی عذاب وجدان من به حدیه که اجازه نمیده من لذت ببرم از خوردنم . 

       

      شاید تعجب کنید یه پسر چرا باید اینجوری باشه چون معمولا پسرا اصلا توی این خطها نیستن دوستان خودم اونقدر راحت میخورن که واقعا آرزومه مثل اونا انقدر با لذت غذا بخورم . به خاطر اینکه این عذاب وجدان سراغم نیاد تند میخورم که فقط تموم بشه بره . 

       

      خب من مزایاش رو که نوشتم یکم حسم بهش بهتر شد و الانم که میخوام تغییرش بدم یکم دیگه حسم به عذاب وجدان بهتر شد . 

       

      خب من بعد از هر لقمه احساس عذاب نکنم اجازه بدم لقمه هام که تموم شد بعدش  اگه جای سرزنش بود خودمو سرزنش کنم  برای پاکسازی . 

       

      فعلا این راه رو اضافه میکنم . گرچه عزت نفسم که بالاتر میره حس سرزنش هم از من دور میشه ولی خب بازم این تمرین رو آگاهانه انجام میدم تا از احساس تغییر نسبت به عذاب وجدان احساسم بهتر بشه . 

       

      ۲- ☺

       دفعه ی بعدی نوع کلماتم رو که به خودم میگم تغییر میدم . 

      مثلا به جای فحش دادن به خودم میگم خب علیرضا نباید زیاد میخوردی . درسته اون غذا خوشمزه بود و لذتشو بردی ولی از یه جایی به بعد میتونستی نخوری . ولی به خودم فحش و بدو بیراه نگم . 

       

      ۳- ☺

      تغییر بعدی در عذاب وجدان اینه که اگه سیر شدم و دست از خوردن کشیدم دیگه خودمو سرزنش نکنم . به میلم نگاه کنم . وقتی میلم به غذا نره خب نمیخورمش دیگه . 

      اگه هم خوردمش خب میلم کشیده خوردم . 

      چرا باید غذایی که  باب میلم بوده رو خوردم بازم خودمو   سرزنش کنم . 

      غذایی که میلم کشیده خوردم مورد نیازم بوده . 

      وقتی غذا دیگه مورد نیازم نباشه میلم از بین میره واقعا دیگه نمیتونم بخورم غذا برام بدمزه میشه . 

      خب در چنین وقتی دیگه میدونم اگه بیشتر بخورم بیش از نیازمه چون دیگه بهش میل ندارم و اگه از اینجا به بعد خوردم خودمو مورد سرزنش قرار بدم . 

       

      فعلا این تغییرات به ذهنم میرسه . سه تا تغییر نوشتم قطعا موقع انجامش تغییرات دیگه ای هم به ذهنم میرسه . 

       این تمرین باعث میشه از تغییرات کوچیک احساس لذت کنیم . 

       

      ممنون بابت این تمرین عالی 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        kouroshzamany95@gmail.com
        1400/05/28 16:08
        مدت عضویت: 117 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 115 کلمه

        باسلام 

        دقیقا من هم مشکل شمارادارم 

        جالبه که بعد از خوردن هرچیزی عذاب وجدان میگیرم و گاهی انقدر عذاب وجدانم زیاد میشه که عصبی میشدم و میگفتم ول کن حالا که زیاد خوردم بزار چیزای لذت بخشه دیگه هم بخورم شاید عذاب وجدانم آروم بشه واین میل ادامه دارهههه 

        ولی ازوقتی که غذا رو با لذت میخورم و با نیت اینکه سیر بشم هم حس خوب سیر شدن رو دارم تجربه میکنم 

        هم زیاد نمیخورم هم اینکه چون به خودم اعتماد کردم و تا لحظه سیر شدن خوردم هیچ حسی آزارم نمیده که نه کم خوردی حالا برو چندتا چیز دیگه هم بخور تا حداقل ضعف. نری 

        واین حس خیلی خوبیه که دارم تجربه ش میکنم 

        همیشه حس اعتماد داشتن خوبه 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          علیرضا معینی
          1400/06/01 10:43
          مدت عضویت: 119 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 14 کلمه

          سلام و عرض ادب ممنون بابت پاسختون .

          از دیدگاهتون کلی درس آموختم . سپاسگزارم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/11 19:43
      مدت عضویت: 161 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      با سلام به استاد گرامی و دوستان

      من پس از به آگاهی رسیدن با دوره گام اول لاغری و دیدن چند جلسه این چالش به یکی از رفتارهای خودم که به عادت تبدیل شده و از قضا در چاق شدن من بسیار موثر بود،پی بردم،عادت خوردن غذا به هر بهانه،غم شادی،استرس.

      ماحصل شنیدن و نوشتن فایل های دوره و این ۴ جلسه چالش این بود که متوجه شدم باید با این عادت خود به صلح برسم و مزایای آن را در نظر داشته باشم.

      که یکی از مزیت های این عادت من این بود که موقع عصبانیت و خستگی باعث آرامش من میشد،و قصد ناخودآگاه من در واقع حفاظت از من در برابر عوامل بیرونی بوده ،همچنین با گوش دادن هر روز میثاق نامه در جمله ناب من فقط برای رفع نیازهای جسمی خودم غذا میخورم و توجه کمتری به مواد غذایی میکنم،به این تمرکز و توجه رسیدم که برای هربار غذا و تنقلات خوردن باید به نیاز بدنم گوش بدهم و در صورت نیاز آنها را مصرف کنم.قبلا بعداز ظهر ها ضعف میکردم و واقعا نیاز به خوردن مواد قندی و میوه و شکلات داشتم،و اوایل شروع دوره این مواد را از دسترس خودم دور میکردم تا هوس خوردن آنها به سرم نزند و بتوانم روی خوردن کنترل داشته باشم.

      به لطف خداوند الان که نزدیک به حدود ۳۲ روز از شروع دوره گام اول می‌گذرد،بدون اینکه با عادت غذا خوردنم در جنگ باشم و بدون اینکه مواد غذایی را از دسترس خودم دور کنم،به مرحله ای رسیده ام که حتی وقتی خانم منفی باف گوشزد میکنه تو این خوراکی رو خیلی دوست داشتی،برو یه امتحانی بکن ببین بازم بهت مزه میده یا نه،سریع از بدنم میپرسم اگر واقعاً نیاز داری،من اون رو مصرف میکنم،و وقتی اغلب اوقات جواب منفی میشنوم و به راحتی از کنار خوردن غذای اضافی میگذرم،نمیدونین که چه حس ناب و چه حس قدرت و درنتیجه اعتماد به نفسی به من دست میده.

      خدایا شکرت

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/11 15:36
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام من عادت اینک وقتی از خواب ظهر بیدار میشم حتما باید ی چیزی بخورم ک اکثرا ی چیز شیرین و تنقلات یا میوه یا چای هس ک خواستم این عادت ترک کنم و هم اینک میوه زیاد میخورم و تشخیص نمیدم کی سیرم یا از میوه
      من عاشق اینها هستم ۲۸ سال وقتی از خواب بیدارشدم خوردم والان میخوام این عادت کمرنگ تر کنم
      برا اولین قدم میخوام یک کار دیگه انجام بدم بعد بخورم وقفه در زمان خوردن
      برلی دومین قدمدمیخوام مقدارشو کم کنم
      سومین قدم میخوام ی چیز دیگه بخورم مثلا لقمه
      فعلا اینها ب ذهنم میاد
      ممنون از استاد عزیز برا این فایل بسیار زیبا خیلی قشنگ بود من یک عمر با عادتها جنگیدم چندین فایل از استادهای بزرگ دیدم ولی هیچ کدوم انقد ک شما راحت و خوب قابل حل و قابل رسیدندتوضیح میدید نمیدن و من واقع از شما ممنونم ک تجربیات خودتون با ما شریک میشید ی دنیا ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/31 09:13
      مدت عضویت: 563 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      با سلام 

      الان که دوباره یه باره دیگه متن رو خوندم و فایل رو گوش دادم استنباطم از درس امروز این جوریه؟  

      زمانی که با یه موضوعی در زندگی روبه رومیشی که احساست به اون موضوع بد هست باید بازم بهش عشق بورزی و به جنبه های خوبش نگاه کنی کم کم احساست به اون موضوع خوب میشه و از ناحیه احساس خوب افکار خوب میاد سراغت که چی کارکنی وهمون کار روانجام میدی و برات لذت بخشه .

      مثلا چند ماه پیش که هوا خیلی سرد و یخی بود یکی از شبها من رفتم تا ایوان کاری انجام بدم خواهرزادم در  رو از درون قفل میکنه و من با لباس خونگی نازک روی ایوان با اون سرما بودم . من تنها کاری که کردم به خوبیهاش فکر کردم و باخودم گفتم اون کودک هستش عاشق شلوغی وشیطنته و لذت میبره خونه هم که کسی رو نداره باهاش بازی کنه میاد خونه ما بامن بازی میکنه وهمینجور که افکار خوب رو توذهنم مرور میکردم فکری اومد سرم که روهمون ایون بشینم و بیخالش بشم یه کمی که نشستم خودش اومد در رو بازکرد و منوبغل کردورفتیم خونه . 

      حالا درموقع چالش با ناخواسته ها به نظرم همینه اول بایستی با اون عادت بد که داریم به خوبیهاش توجه کنیم واحساسمون رو به اون عادت خوب کنیم کم کم فکرهای خوب میاد سرم و من اون کار روانجام میدم .

      با گوش دادن فایل وانجام تمرینات و تمرکز بر اون احساسمون رو خوب خوب کنیم به اون عادت بد .

      وزمانی که با اون عادت بد مثلا پرخوری میخایم روبه روشیم فکرهای خوب میاد سرمون و اون رو انجام میدیم مثل مثالهایی که در تمرین قبلی گفتم و مطمنا هرچه احساسمو خوب تر کنم راهکارهای قوی تر وبهتر میاد تو سرم که عادتم رو هرسری کمرنگ کمرنگ میکنه 

      مثلا همین چای که با کلی قند میخوردم الان که حسم رو با شیرینیجات خوب کردم و از فوایدش نوشتم یه مدت قندکمتر رو با دستم تکه تکه میکردم وتعدادش که  زیادتر شد همون دفعات قبلی اونا رو مصرف میکردم .

      وفکری که امروز صبح به ذهنم موقع صرف صبحونه اومد اینکه چه نیازی هست که من چایی رو داغ  دوست داشته باشم بخورم اومدم به حالت گرم خوردم وقند کمتری هم مصرف شد . من فقط احساسمو به قند خوب کردم فکرهای خوب اومد سرم و واقعا لذت بخشه .

      من همش فکرمیکردم درمقابل ناخواسته هایی که رفتار انسانی هست بایستی احساسمون رو خوب کنیم هیچ وقت فکر نمیکردم که در مقابل ناخواسته عادت غذایی نادرست هم بایستی احساسمون رو خوب کنیم .

      حالا میفهمم که هرچه از این سیستم جهان هستی بدونم یه قطره درمقابل اقیانوس هم نمیشه .

      پس هرچه بیشتر آگاهیهامو زیاد کنم زندگی برای من لذت بخش تر خواهد بود .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/30 20:03
      مدت عضویت: 563 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      با سلام

      رام کردن آرام آرام  ذهن 

      منم یکی از عادتهای نادرستم این بود که یک استکان چای رو که میخاستم بخورم دستم که داخل قندان میرفت ناخودآگاه ۵ تا ۶ تا قند روبرمیداشتم و باهاش چاییمو نوش جان میکردم . الان دقیقا این کار رومیکنم منتها قبلش قند رو نصف میکنم و دردستم میزارم و ذهنم گول میخوره و همون دفعات رو انجام میدم تا چایمو بخورم و ذهنم اصلا مخالفت نمیکنه . بعد مدتی کم کم قند رو دوباره ریزترش کردم وهمون چای رو باهمان دفعات میخورم وچقدرهم برام لذت بخشه.

       

      یا بیسکویت  رو قبلا درچای یه کم خیس میدادم و با چای میخوردم وکلی بیسگویت رو با یه استکان چای میخوردم . اما الان تعداد کمتری بیسکویت روبرمیدارم ونصفش میکنم و هربار یکیشو با چای میخورم وچقدر هم برام لذت بخشه.

      یا بشقاب کوچکتری رو انتخاب میکنم و توش برنج میریزم برنج که تموم بشه منم سیرم .

       

      یا برای عادت نادرست با عجله غذا خوردنم همش خودمو درنظرمیگیرم که دریک مهمانی باکلاس و با آدم های سرشناس دارم غذا میخورم وآرام آرام غذامو میخورم .حتی صاف میشینم وقوز نمیکنم سینه صاف و تکیه به صندلی .

       

      من الان جدیدا یک کاری رو درست انجام بدم انگشتان چهارم  و سوم دست چپم به صورت علامت بیشتری به سمت بالا میبرم و نشونه موفقیت من تو کارهاست . واگه بتونم هرجه بیشتر در طول روز این حالت رو نمایش بدم نشونه پیروزی من تو کارهامه ولذت میبرم . و من چون عاشق اول بودن ورقابت وپیروزیم بهم لذت میده . وبهتر این روشها رو انجام میدم . 

       

      اینها شگردهای منه برای رام کردن ذهن خودمه . وچقدر هم لذت میبرم .😁

      و 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      yasaminhasanloo76@gmail.com
      1400/04/26 12:24
      مدت عضویت: 233 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 109 کلمه

      به نام خدا

      سلام من عادت اینکه الکی خوردن رو تغییر بدم به در زمان نیاز و گرسنگی واقعی چیزی میل کنم حتما مواد غذایی خوراکی رو که خوشمزه هستند رو نباید که تا اخر خورد باید به اندازه اییی مصرف کرد که حس خوب در ما ایجاد کنه و حالمون  رو خوب کنه هیچ ترس و نگرانی نسبت مواد خوراکی تداشته باشیم  سعی کنیم با عشق و علاقه با مواد خوراکی داشته باشیم و یک ارتباط خنثی برقرار کنیم بدون ایچ حس بدی نسبت به خواراکی تمرین کنیم هر مواد غذایی رو به اندازه ایی که حس خوب در ما به وجود میاره مصرفش کنیم ممنونم از استاد گرامی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/16 22:09
      مدت عضویت: 736 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      با توضیحات این جلسه، تصمیمی که من گرفتم تا کمی رنگ دیگه به عادتم اضافه کنم، اینه که، وقتی گرسنه نیستم و برای استراحت بین کار میرم اشپزخونه، سراغ خوردنی، شکلات و کیک و فرآورده های شرکتی رو نخورم، و به جاش، چندتا کشمش، خرما، گردو، پسته، و میوه بخورم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/12 09:06
      مدت عضویت: 458 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      به نام خداوند آفریننده زیبایی ها

      چند روزی میگذره و من با عادت ریزه خواری ام که فکر میکردم باید کمی کمرنگ تر بشه در صلح و آرامش قرار گرفتیم، و قراره که کمی راه های رنگ مورد علاقه ام یعنی طوسی صورتی رو بهش اضافه کنم، این چند روز هم خیلی پیش اومد که تکراش کنم و همیشه با حس خوب تکرارش میکردم و همه فکرم این بود که کاری نکنم که حس ام  بد بشه، و فکر کردم که وقتی میخوام ریزه خواری کنم یکم خودم رو مشغول کنم و زمان اش یکم بگذره و اگه قراره چیزی هم بخورم مقدار کمتری از قبل باشه  و بقیه اش رو هم با حس خوب مثل اون تیکه کیک نگه دارم و باقیمانده احساس خوبم باشه و فکر نکنم که دیگه نیست و قحطی شده و خلاصه هم ذهن ناخودآگاهم رو راضی کرده باشم که عادته خوبم هست و هم به خواسته و تصمیم منطقی خودم قدرت داده باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/07 22:00
      مدت عضویت: 238 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 317 کلمه

      به نام خدایی که راه رو به من نشون میده

      سلام به همه عزیزان

      گفتم که مشتاق شنیدن فایل بعدیم و هر بار شگفت زده میشم…چقدر جالب بود

      خب چیا یاد گرفتم؟ ذهن ما انعطاف پذیره و می تونه توی علاقمندی مون یکم انعطاف و تغییر رو بپذیره..واسه اینکه عادت تکرار شونده مون رو تعدیل کنیم لازم نیست یکباره حذفش کنیم اینجوری وارد جنگ ذهن و جسم میشیم و نمی تونیم نتیجه مطلوب رو بگیریم..ما یاد گرفتیم با خودمون، بدنمون و عادت هامون در صلح باشیم و با این صلح و پذیرش به حال خوب برسیم. چرا؟ چون حال خوبه که اتفاقات خوب برامون به ارمغان میاره. خب حالا برای اینکه هم احساسمون خوب بمونه و هم عادتمون سرجاش باشه و هم حس بد از انجام عادتمون نگیریم، میاییم و باتوجه به قابلیت انعطاف پذیری ذهن، کمی تغییر توی عادت هامون میدیم جوری که هم لذتش باشه، هم حس خوبمون

      مثلا من برای عادت ریزه خواری چی کار کنم؟ تنها چیزی که به ذهنم رسید اینه که هربار که خواستم چیزی رو در زمانی که گرسنه نیستم همینجوری الکی بخورم، مقدارش رو کم می کنم و میگم: بدن عزیزم، هروقت خواستی بازم هست که بخوری….یا اینکه از همون چیزی که میخوام ناخنک بزنم یه تیکه کوچولو بر میدارم….ایده دیگه ای ندارم و فکر می کنم همین فعلا خوبه و مطمئنم اگه راه بهتری باشه خدا من رو سمتش هدایت می کنه و بهم الهام میشه که چیکارش کنم…پس قرارمون این شد که من هربار خواستم چیزی رو زمانی که سیرم بخورم، برش دارم و یه نقطه ازش بخورم ( تاجایی که حس رضایت و لذت رو بگیرم و با حس افسوس و کمبود همراه نباشه) و بقیه شو توی یه ظرف بذارم یا یه تیکه خیلی کوچولو ازش بخورم یا بو کنم و خلاصه یه حرکتی بزنم که ذهن شیطونم رو گول بزنم دیگه

      خدایا به امید تو، با توکل به تو و به همت خودم میرم که انجامش بدم 

      همگی موفق باشین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/06 21:40
      مدت عضویت: 176 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

       سلام  عادتی که من انتخاب کرده بودم عادت دیر خوابیدن و تقریبا خیلی اوقات دیر. پا شدن بود دلایل لذت بخش بودن این عادت رو برا خودم نوشتم ولی نکاتی که نوشتم زیاد لذت بخش نبودن بلکه بیشتر  کاری در راستای هدف کلی من بودن و اگه این عادت رو انجام میدادم نه برای لذت بلکه  به طور ناخود آگاه برای هدف کلی ای بود که داشتم ولی چون لذت زیادی نمیبردم هی هم به خودم سرکوفت میزدم حتی زمانی که می‌دیدم از زمان ساعت خواب نرمال داره میگذره میگفتم آخه چرا بیدار میمونی چرا به خودت عذاب میدهی اگه برای اوقاتی برای خود داشتنه که میتونم صبح قبل بیدار شدن بچه ها  وقت آزاد رو داشته باشم  وقتی نوشتم فهمیدم من حاضرم شب بیدار بمونم چون هر چه قدر بیدار بمونم چون دیر وقته کسی توقع ندارم من کاری مربوط به اونو انجام بدم شبا میتونم بیدار بمونم تازه بعدش بخوابم ولی اگه صبح زود بیدار شم  هی به خودم میگم حالا که بیدار شدم  تا بچه ها خوابن ناهار درست کنم لباس رو بریزم ماشین  فلان کارو بکنم یعنی صبح بیدار میشدم یه کم وقت آزاد داشته باشم ولی ذهن ناخود آگاهم هی ازم توقع کار داشت   واسه همین قرار گذاشتم صبح زود هم بیدار شدم تا قبل نه چنین کاری از کارای خونه رو شروع نکنم واون زمان رو فقط صرف خودم کنم  یا مثلاً فکر کردم اگه شبا بیدار بمونم میتونم زمان بیشتری با همسرم بگذرونیم وبهم نزدیک تر بشیم چون همسرم خیلی دیر میخوابه در حالی که که این  دیر خوابیدن منو خیلی اذیت می‌کنه در حالیکه همسرم رو نه  ومن بیشتر باید نزدیک تر شدن رو به روش دیگه ای انجام بدم در. واقع بیدار ماندن برای من لذت خاصی ندارن فقط فکر میکنم شاید در راستای هدف نزدیکتر شدن ارتباط منو همسرم باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/16 16:08
      مدت عضویت: 353 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 851 کلمه

      سلام بر عالم و آدم 😍

      موضوع :کلاه گذاشتن سر ذهن 😂اتفاقا کلاه هم بهش میاد 🤠🤫

      ناخودآگاه ما غیر قابل دیدنه و به خاطر همین به وضوح نمی تونیم از عملکردش سر در بیاریم و اینکه ما اطلاعاتی نداریم که همچین قدرتی داره مسیر  زندگی ما رو تعیین می کنه طبیعی هست .در واقع حافظه ی بلند مدت مغز میشه ناخوآگاه ما که اطلاعات در اون ثبت و ذخیره میشه اما ما در طول روز بی نهایت اطلاعات از پیرامون خود ،رسانه ها ،اطرافیان و دیداری و شنیداریمون دریافت می کنیم و فقط اون موضوعاتی که احساس مارو برانگیخته می کنند و ما رو وادار به کنجکاوی و تجزیه تحلیل می کنند به صورت پایه در ناخودآگاهمون ذخیره می شند چون مغز ما میخواد انرژی کمتری بزاره و بنابراین اون موضوعات که بنابر احساس ما و توجه ما هستندرا  در نظر میگیره برای مثال ما مشغول کار هستیم و صدای رسانه تو خونه پیچیده و همینطور اطلاعات مختلف داره به ما میده اما یک لحظه توجه ما جلب میشه به تبلیغ نوشابه بدون قند و کنجکاو میشیم و چون رسانه رو جزو منبع های اطلاعاتی مورد تایید خودمون می دونیم باور می کنیم و بعد با دیگران در موردش صحبت می کنیم و اطلاعات رو اضافه می کنیم اما ترس از قند موجود در نوشابه در ذهن ما وجود داشته و اگر این نوشابه رو تهیه کنیم و اصلا تلخ هم باشه قند ما افزوده میشه و برای ذهن مهم نیست که ما چه نتیجه ای میخوایم بلکه نسبت به حس ما و انتظاری که داریم عمل می کنه یعنی موقع خوردن اون نوشابه بازهم نگرانیم پس چرا شیرینه ؟یعنی واقعا قند نداره ؟اگر داشته باشه ؟کمتر بخورم ؟نه بابا راحت باش …..

      حالا ما در طول روز خیلی از رفتارهایی که انجام میدیم یکبار ازمون سر زده اما اون رفتارهایی که گفتیم اولین بار با لذت انجام شده رو تکرار کردیم و هر بار هم لذت بردیم و مغز همیشه ما رو تشویق می کنه به کارهای تکراری چون شدیدا میخواد انرژی کمتری از دست بده ولی چرا همون رفتار لذت بخش الان عذاب آور شده ؟چون ما اطلاعاتی جدید دریافت کردیم که به این نتیجه رسیدیم این عادت برای ما مضره و نگران شدیم و یا ترسیدیم و در صدد حذف اون بر امدیم و می خواهیم هر چه زودتر از دستش خلاص بشیم و خیلی مقصرش می دونیم و نااگاهانه داریم قدرت میدیم به اون عادت یا رفتار وگرنه همین رفتارو افراد دیگری دارند انجام می دهند و لذت هم میبرند .در روش لاغری با ذهن از آموزش ذهنی استفاده میشه مثل آشپزی که کلی مواد غذایی متنوع در اختیار داره و باید اینها رو ترکیب کنه تا یک غذای خوب پخته بشه ما هم با گوش دادن و دیدن فایلهای آموزشی مواد لازم رو در اختیار میگیریم (آگاهی )و بعد باید بیایبم فکر کنیم و تمرین هارو بنویسیم تا ذهن و جسم با هم ترکیب و هماهنگ بشند و اون فکر کردن و تجزیه و تحلیل ذهن که تبدیل به نوشتن میشه ارزش داره و به لایه های ذهن نفوذ می کنه 🌟.

      در مرحله اول عادت رو شناسایی کردیم و مرحله دوم آشتی با عادت و نوشتن مزیتهای لذت بخش اون عادت و مرحله سوم متوجه شدیم ذهن ما نسبت به علاقه مندیهامون و موضوعات شبیه به اون انعطاف داره و میپذیره که مثالش رنگ قالب زرشکی بود که حالا اگر با یک رنگ دیگه ترکیب بشه برای ذهن مشکلی نیست چون اون اصلش هست و ما الان از این ویژگی میخوایم استفاده کنیم .ما قرار نیست عادتی رو ترک کنیم و حالت مبارزه و نابودکننده  بگیریم و فقط قراره یک تغییرات جزئی در عادتمون ایجاد کنیم اصلا واسه چی بخواهیم عادتی که ازش لذت میبریم رو حذف کنیم ما فقط راه راهش می کنیم 😉هم عادتمون رو داریم و احساس رضایت از خودمون و انتخابمون .و ذهنمون بامون راه میاد .دوستیم آشتیه آشتی 

      مثلا /من میخوام از این به بعد وقتی سیر شدم بازم برم سرقابلمه یه سری بزنم و بعد درشو بزارم و بیام دیگه اون یکی دوتا قاشق غذارو نمیخوام از صدا در قابلمه بیشتر خوشم میاد 😄

      یا وقتی ظهر شد و چشمم به ساعت افتاد به خودم میگم یه نیم ساعت دیگه غذا میخوریم شایدم عقربه های ساعت رو دستکاری کنم 😅

      ریزه خواری هم اینطوری راه راه می کنم میگم یه ۱۰دقیقه بعد /یکبارش هم درب شیشه گلاب رو باز می کنم و عمیقا نفس می کشم اینم لذته 😍

      عادت به شیرینی هم عجیبه ‼️سه روزه اصلا حالم بد میشه به جاش دلم شوری میخواد نمی دونم 🤷🏻‍♀️آدامس می جوم …..

      اما عادت پر حرفی ….واسه خودم حرف میزنم از خودم فیلم میگیرم تموم این آگاهیها رو برای خودم ضبط می کنم البته قبلا برای دیگران این کارو کردم اما اینبار برای وجود خودم هر بار هم با آرامش بیشتری صحبت می کنم و تغییرات جزئی زیباتری ایجاد می کنم 🥰برای سکوت کردنم هم هر بار اون عقابی رو تصور می کنم که بر فراز آسمان قدرتمندانه در اوج است فراتر از آسمان و زمین شاید کلاغی بر پشتش سوار بشه و روی سرش نوک بزنه اما اون فقط اوج می گیره انقدر میره بالا  جایی که اکسیژن برای کلاغ کم میشه و خودش سقوط می کنه..🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/03/11 23:05
      مدت عضویت: 257 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 894 کلمه

      به نام خداوند صابر و قادر

      روز ۴۶: ۱۱ / ۳ / ۱۴۰۰

      آنچه گذشت: ما اطلاعات فراوانی از محیط پیرامون کسب می کنیم و بر برخی از آنها تمرکز کرده و در مورد آنها تحقیق و بحث و تفکر می کنیم به این شکل اطلاعاتی را به ذهن ناخودآگاه خود می دهیم و بر اساس آن رفتاری در ما شکل می گیرد اگر انجام ان رفتار در ما احساس لذت ایجاد کند و از انجام آن رفتار احساس خوبی داشته باشیم آن رفتار بصورت عادت در ما در می آید. به مرور تکرار این رفتار ما را از آن بیزار می کند مثلا اگر موسیقی را دوست داری با چند بار گوش دادن آن لذت می بری ولی اگر محکوم شوی در طول روز مرتب و پشت سر هم به ان گوش بدهی احساس شکنجه خواهی داشت نه لذت. پس تکرار آن رفتار عادتی که روزی لذت بخش بوده حالا برای ما ناراحت کننده می شود و تصمیم به ترک آن عادت می گیریم.

      و اینجاست که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها . بارها تصمیم به عدم انجام آن رفتار می گیریم که این انتخاب از خودآگاه ماست ولی ناخودآگاه همچنان با آن رفتار خوش است و تکرار ان را می پسندد و دعوای پنهان خودآگاه و ناخودآگاه سبب فرسایش ما و عدم موفقیت در ترک عادت می شود. پس چه باید کرد؟

      ۱- فکر کنم عادتی که الان دوستش ندارم و میخوام ترکش کنم قبلا برام چه مزایایی داشته و واسه چی از انجامش لذت می بردم؟

      اینجوری می فهمم اون رفتارم خیلی هم بد نیست. و انجامش این همه ناراحتی و خودآزاری و سرزنش خود نداره.

      ۲- حالا که مزایای اون عادت رو فهمیدم پس دیگه جنگی در کار نیست و به قول لئون تولستوی به صلح می رسیم و جنگ و صلح تداعی پیدا می کنه.

      با ارامش همه چی راحت تر حل و فصل می شه و تصمیمات عاقلانه تری میشه گرفت به عبارت دیگه با پنبه سر می بریم هم خوشحالیم  و هم در صلح و از مبارزه خبری نیست و هم بدون مقاومت ذهن موفق به ترک عادت می شویم.

      ۳- ذهن روی علاقمندی ها و فرمول هایش منعطف است من می توانم در حد انعطاف ذهنم یواش یواش روی تعدیل عادت هام و بعد حذف انها کار کنم.

      مثلا چای شیرین دوست داری از امروز یه کوچولو کمتر شیرینش کن. چون عادت دوست داشتنی ات رو انجام دادی ذهنت گارد نمی گیره ولی با آرامش یه تغییر کوچولو در اون ایجاد کرده ای.

      من البته بدترین مشکلم خوردن چیز با چایی بود و عاشق خوردن چای با یه چیزی بعد از ناهار بودم که در تمرینات قبلی فهمیدم من اصلا نه چایی  دوست دارم و نه اون چیزی که با چایی می خوردم من برای فرار از خواب بعد از ناهار این رفتار را انجام می دادم الان اصلا چای درست نمی کنم و کمی دراز می کشم در حال مطالعه اگر دوست داشتم می خوابم و اگر دوست نداشتم خودبخود پا می شم و از کتابم نت برداری می کنم و اون ساعات عصر اینطوری سپری می شه. و نیاز به راه راه کردن این عادتم نشد.

      عادت بد دیگه خوردن چند لقمه سر سیری بود که راه راه کردنش میشه لقمه رو بگیر و حالش رو ببر اما بذار در ظرف غذای هاپو.

      یه عادت بد من انتقاد پذیر نبودن هست شاید اینجا ربطی نداره اما دیگه مثال عادت غذایی که بخوام ترکش کنم فعلا یادم نیومد. با شنیدن انتقاد یا اعتراض اول احساس داغی می کنم شاید صورتم هم برافروخته میشه موضع نمی گیرم و بهش فکر می کنم که اگر انتقادش سازنده هست خودم را اصلاح کنم ولی خودم تا ساعتها به هم می ریزم. باید این ناراحتی و دلخوری پس از شنیدن از انتقاد رو که یک عادت بد هست رو راه راه کنم خب هر وقت انتقادی شنیدم حتما گر می گیرم و بهم بر میخوره حالا اگه سوت بزنم چطور میشه شاید خندم بگیره و حس بد شنیدن اون انتقاد رو در من تعدیل کنه. باید امتحان کنم اگه جواب نداد یه راه راه دیگه رو امتحان می کنم.

       

      یه نکته جالب دیگه این فایل هم اینه که حتی اگر بعضی اطلاعات را مفید تصور می کنم ولی میگن بی خبری خوش خبریست بعضی اطلاعات هم فایده نداره دونستنش . مثلا اینکه روغن مایع چه بدیهایی داره و با قلب و …. چه می کنه  دانستنش که نمیتونه باعث حذف اون از همه غذاهای من بشه درسته با روغن سالم جایگزینش کردم ولی بالاخره در بسیاری از غذاهایی که می خوریم در مهمانی ها و رستوران  و …. وارد بدن من خواهد شد و ذهن کار خودش را می کند و طبق اطلاعاتی که خودم در اختیارش قرار دادم از همون مقدار اندک روغن انتظار مرا براورده می کند و آنچه که نباید بشود می شود. پس برچسب زدن به آنچه می خوریم ممنوع. چیزی به نام غذای بد و غذای خوب نباید باشه و باید به غذا و آنچه می خوریم حس خوب شفابخش و انرژی بخش و حیات بخش بدهیم و با حس خوب بخوریم تا در بدن به عنصر حیاتی و زیبایی و سلامتی تبدیل شود توصیه می کنم اگر به غذا برچسب بد زدیم از خوردن حتی یه اپسیلون از اون منصرف بشیم چون ذهن  براش مقدار مهم نیست و کارش رو خوب خوب بلد هست. 

       

      و در پایان به یاد شعر مولانا می افتم:

      بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست           در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/06 18:53
      مدت عضویت: 446 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 389 کلمه

      سلام 

      این فایل یکی از ویژگی های ذهن رو برای من روشن کرد. اینکه اگر تدریجی یک تغییر رو اعمال کنیم ذهن هیچ دخالت و مقاوتمی درش نمیکنه. مثل زمانی که چاق شدیم. چاق شدن با رسالت ذهن ما که حفظ بقای ماست جور در نمیاد اما چون خیلی آرام و تدریجی و یک قدم یک قدم به سمت چاقی حرکت کردیم ذهنمون مقاومتی برای چاق تر نشدن نداشت و ما به خودمون اومدیم و دیدیم که چاق هستیم. ترک عادت هم یک شبه انجام نمیشه. ما باید آرام آرام رفتار جدید رو به رفتار های روزمرمون تزریق کنیم و یه زمانی به خودمون میایم و میبینیم که اون عادت رو ترک کردیم. ما همین الان تمام آرزوهامون بر آورده شده متنها برعکسش چون ما به هر حال انسانیم و انسان مثل آب همیشه در جریانه نمیشه گفت من برای چاق شدن یا داشتن یک عادت بد هیچ مسیری رو انتخاب نکردم. چون انجام بار ها یه رفتار اشتباه یا چاق شدن خودش یه مسیره که ما اونو انتخاب کردیم فقط کافیه اگه میخوایم توی عادت ها و رفتارمون ، تغییر ایجاد کنیم از اون نیرویی که داریم باهاش در راه اشتباه قدم بر میداریم همون نیرو رو نه کمتر نه بیشتر_ در راه تناسب اندام و خواسته هامون به کار بگیریم و میبینیم که با همین تغییر مسیر چه اتفاقات خوبی برامون میوفته.

       

      من اقدامات زیادی انجام دادم چون بین جلسه پیشم و این جلسم فاصله افتاد خیلی خوب تونستم این تمرین رو انجام بدم.

      من صبحا تا 9 میخوابیدم و هر بار 5 دقیقه از خوابم کم کردم و دیدم بازم سر حال از خواب بیدار میشم و این طوری نیست که حتما باید ساعت 9 از خواب بیدار بشم تا معنی خواب رو بفهمم. به ذهنم گفتم مهم اینه که وقتی چشمامو باز میکنم دیگه احساس خواب آلودگی نکنم و الان که دارم تقریبا ساعت 7 و 40 دقیقه بیدار میشم ، اصلا خوابم نمیاد و به خوبی تونستم خط های مشکی رو به لباسم اضافه کنم.

      من همیشه عادت داشتم تند غذا بخورم ولی به خودم گفتم مثلا تا این تبلیغ توی تلویزیون تموم میشه تو این لقمه رو طولش بده.

      من عادت دارم پوست کنار ناخونامو بخورم ولی الان هر وقت خواستم پوستمو بکنم میگم وایسا مثلا شب بکنش حالا ولش کن شب بکنش که یه تنوعی هم داده باشی.

       

      امیدوارم تمرین رو درست انجام داده باشم

      ممنون استاد عطار روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/05 21:06
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 720 کلمه

      آموزش ذهنی در نهایت  باعث میشه ذهن شما با جسم شما در هماهنگی  کامل  قرار بگیره  پس  وقتی در ذهن خواسته ی  لاغری باشه جسم به سمت اون خواسته حرکت میکنه و ما با نوشتن در  دفتر یا سایت   میاییم ذهن رو با جسم هماهنگ میکنیم .

      زمانی که داریم مینویسیم ذهن ما به هیچ چیز دیگه نمیتونه فکر کنه و این ارزشمند هست و تمرکز به خواسته باعث میشه اون  موضوع در  اولویت  ذهن  قرار بگیره و ذهن ما  کاری میکنه ما به اون الویت برسیم .

      بیایین این عادتمون رو  که انتخاب کردیم راه راه کنیم نه حذفش کنیم 

      یه عادتی که خیلی احساس خوبی به ما میده نیاز نیست ترکش کنیم آخه  بد که نمیگذره فقط کافیه ترکیبش کنی .

      هر وقت تونستی اون عادت رو تکرار کنی حذفش نکن فقط یه تغییر کوچیک داخلش ایجاد کن .

      پس باهاش مبارزه نکن و باهاش راه بیا و قلقش رو پیدا کن  حالا عادت من که چندین  لقمه اضافه تر بر دریافت پیغام  سیری بود آگاهانه یکم کمترش  میکنم مثلا بخور م ولی چهار لقمه نخورم  یه لقمه کمتر بخور م پس این شد که من اگر پیغام سیری رو گرفتم و خواستم اضافه تر بخورم یه لقمه کمتر بخورم تا احساس قدرت از این تغییر خودم پیدا کنم تا باور کنم در مسیر تغییرم تا  رفتارم با خواسته ام هماهنگ تر بشه تا ایمانم به خودم بیشتر بشه  که من میتونم جسم جدیدی به وجود بیارم تا باورهای بهتری پیدا کنم در مسیر لاعرشدن و اینطور ذهنم با من هامهنگتر میشه 

      و یا عصرها با چایی شیرینی  بخور م ولی مقدارش رو یکم‌کمتر کنم اگر خواستم بخورم ولی یه برش از شیرینی رو نخورم تا بازم احساس قدرت و در مسیر تغییر بودن پیدا کنم یا اینکه با خرما یا کشمش بخورم .

      پس عادت رو  حذفش نکن یه تغییری ایجاد کن مثلا استاد عادت خوردن  کیک با چایی رو داره پس میاد یک سوم رو نمیخوره و میزاشت بمونه و میگفت این همون تغییر هست و این عالیه هم عادت رو داری هم تغییری بهش داده پس خیلی باهاش مبارزه نکن که حذفش کنی تغییری بده که   احساس قدرت کنی با تغییری که دادی اینجور ذهنتون کاری دیگه بهتون نداره  و آروم هست .

       

      خیلی جالب هست استاد من خیلی وقته این رو متوجه شدم  که من باید  ذهنم رو اروم کنم تا کاری بهم نداشته باشه مثلا موقع ناهار میشه و  چون خیلی گرسنه نیستتم اگر نخورم  تا عصر وادار م میکنه نو ک نوک بزنم به غداها چون همش میگه تو که نخوردی یا اینکه احتمال داره همش حواسم به غدا باشه و ساعت  که کی دیگه برم بخورم و آرامش ندارم  یا …. پس گفتم به خودم حتی اگر در گرسنگی کامل نباشم که ممکنه بعضی از روزها این حالت رو داشته باشم میخورم در حد مقداری که سیر بشم و نه زیاده روی کنم و در واقع میخوام  ذهنم اروم بگیره و احساس خطر و ناارامی نکنه و یا احساس نکنه   انگار قرار قحطی بیادو یا انگار ……و با این کار  انصافا باعث میشه  خیلی کمتر از همیشه بخورم و  زودتر از بقیه مواقع هم سیر بشم و سریع دست  از غذا بکشم  پس منم همیشه هدفم آروم کردن ذهنم هست 

      همین امروز ظهر من زیاد گرسنم نبود و موقع ناهار شد خواستم نخورم ولی گفتم الان ذهنم اروم نمیگیره پس  خوردم ولی در حد یه کف دست نون و خیلی با حس خوب و سبکی از پای میز غدا پاشدم و اینطور هم من هم ذهنم اروم بودیم چون  نخوردن ناهار ممکنه خیلی برای خودم و ذهنم خوشایند نباشه نمیدونم یا شاید باعث بشه خیلی تا عصر یا شب  دست دست کنم که اصلا مدتها هست دیگه این عادت ریزه خواری رو ندارم یا اینکه شب بیشتر بخوام بخورم چون ظهر نخوردم  نمیدونم دقیق  چه عواقبی داره چون من از وقتی که در دوره هستم هیچ وعده ی رو نشده حذف کنم میخورم ولی بسته به نیاز اون روزم میخورم یه روز کمتر یه روز بیشتر حالا بستگی داره در اون روز من چه مقدار نیاز داشته باشم .

       پس همان طور که بالا گفتم من میخوام در عادتهای خودم یک تغییر کوچیک ایجاد کنم از فردا وقتی پیعام سیری رو گرفتم اگر شد که دیگه نخورم اگر دیدیم دوست دارم بخورم یه قاشق از همیشه کمترش کنم شاید اصلا اضافه نخورم 

      و عصرها چایی با خرما بخورم یا شیرینی رو نصف کنم با کارد که کامل نخورم .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/06 02:58
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام فروغ عزیز
        اینکه گفتی ذهن ما اگه ناهار نخوریم همش یادآوری میکنه تو که چیزی نخوردی کاملا درسته
        این گفته های ذهن بر اساس الگویی است که سالها در ذهن ما ایجاد و تثبیت شده که باید ظهر ناهار بخوریم
        وقتی نخوری یه جای کار ایراد داره و فرمول ذهنی تکمیل نشده
        یعنی فرمول سر موقع مقرر فعال شده ولی نتیجه که خوردن بوده حاصل نشده به همین دلیل بارها فرمول رو تکرار میکنه تا به جواب برسه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/03/06 11:58
          مدت عضویت: 774 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 99 کلمه

          سلام استاد عزیز

          چقدر عالی هست که اینقدر پا به پای بچه های سایت جلو میرید و  و خودتون کامنتها رو میخونید و ما رو همراهی میکنید و هر جا نیاز بود بچه ها رو راهنمایی میکنید  ولی متوجه نشدم یعنی کارم درسته ؟؟؟یا نه غلط هست ؟؟؟که با کم خوردن در موقعی که خیلی گرسنه نیستم  ذهنم رو اروم میکنم ؟؟؟؟.

          چرا دیدگاهم هیچ مدالی نگرفته ؟؟؟؟؟یعنی دیدگاهم  مشکل داشته ؟؟؟؟استاد اگر دیدگاهم  موردی داره دوباره انجام بدم تا درک درستی پیدا کنم ولی  در جوابی که استاد شما به من دادین  حرف های من رو تایید کردین درسته ؟

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1400/03/06 15:27
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 23 کلمه

            سلام دوست عزیز
            راهکار شما برای آروم کردن ذهن خوبه
            مخصوصا اگه احساس آرامش بهت میده
            چون به دیدگا شما پاسخ دادم مدالش فراموش شده بود

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sainaahmadi677@gmail.com
      1400/02/23 14:45
      مدت عضویت: 273 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      من همیشه عادت دارم که بعد از هر وعده غذاییم یا بعد از خوردن هر چیز چرب چایی بخورم حتی بدون اینکه واقعا نیاز داشته باشماین عادتم همینطور که واسمم لذت بخشه اما بعضی وقتا هم بهم حس بدی میده واسه همین میخوام هم عادتمو داشته باشم هم ازش لذت ببرم واسه همین میخوام یه تغییری توی این عادتم بدممثلا هر موقع واقعا نیاز به چای داشتم یا هوس کردم بخورمو همیشه هم لازم نیس یک لیوان بزرگ چایمو بخورم چون همیشه بر حسب عادت و بدون توجه به اینکه واقعا به همش نیاز دارم چایمو تا ته میخورم اما الان فقط وقتایی که دوست داشته باشم اونم به اندازه نیازم چای میخورمعادت بعدیمم اینکه صبح ها وقتی از خواب بلند میشم حتما باید یه چی بخورم اما از الان به بعد اگه واقعا نیاز داشته باشم و میل داشته باشم صبحا یه چیزی میخورم وگرنه صبر میکنم تا گرسنم بشه و چیزی که دوست دارمو بخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/09 19:55
      مدت عضویت: 228 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      استاد عزيز مهربون

      امروز روز هفتم من هست كه عضو سايت شدم و با شما آشنا شدم

      تا اينجا فقط فايلاي رايگانو گوش دادم و تا دلتون بخواد تغيير تو رفتارم و عاداتم و حالم صورت گرفته.روزي چندين ساعت گوش ميدم ميخونم نظرات دوستانو ميخونم چند نفر خيلي فعالن اونارو فالوو كردم نظر ميزارن واسم ايميل مياد زود ميخونم از حرفاي استاد نت برداري ميكنم هايلايت ميكنم و طول روز تكرار ميكنم تمرينامو انجام ميدم اينجا هم بعد هر جلسه يا ويديو كه ميبينم ميام كامنت ميزارم ديگه معلومه بايد نتيحه بگيرم من تو عمرم اينهمه با لذت به حرفاي هيچ كس گوش ندادم !

      من لاغرم بشم تا آخر عمرم ميام اينجا همه مطالبو ميخونم و گوش ميدم 😅

      خب حالا تمرين امروز

      من تو اين چند حلسه قبل اول عاداتي كه ميخواستم ترك كنم نوشتم 

      دلم ميخواد ديگه سر پا نخورم و ناخنك نزنم 

      جالبه امروز جلسه چهارمه ولي امروز صبح من موقع صبحانه منتظر موندم كامل بشقابمو آماده كردم بعد نشستم و خوردم سرپا نخوردم

      ديشب هم شامم و دوباره كامل اماده كردم تو اشبزخونه به غذاي مامانم اصلا ناخنك نزدم 

      حالا از اين به بعد اگه احيانا يادم رفت و خواستم سر پا بخورم به خودم ياداوري ميكنم كه نشستن و خوردن خيلي بيشتر ميچسبه اگه احيانا يه قاشقم سر پا خوردم خودمو تنبيه نميكنم ولي مقدارشو كم ميكنم تا مغزم هم ناراحت نشه باهام مبارزه نكنه 

      حالا اگه انگشتم رفت ناخنك بزنم ميخورم اما دفعاتشو كم ميكنم تا هم ذهنم ناراحت نشه هم تغييري روي عادتم داده باشم|• 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/15 16:11
      مدت عضویت: 285 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 27 کلمه

      سلام من هربار هم سوپ میخوردم هم غذا امروز اصلا میلم نکشید غذا بخورم همون سوپ خوردم سیر شدم.قبلا میرفتم سر یخچال ولی دیگه دلم نمیخواد برم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/15 16:09
      مدت عضویت: 285 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      باسلام من از روزی که فایلهای رایگانتونو گوش کردم خیلی از عادتهام عوض شده و وزن م هم داره کم میشه جالب این که چون من یه مدت تو خونه بیکاربودم روزی ۳و۴تا از فایلاتونو گوش میدادم آنقدر اشتیاقم زیاد شده بود که یه دفتر برداشتم هم نکات یادداشت میکردم هم تمرینات رو انجام میدادم با نوشتن ولی تو همین یه هفته کلی تغییر کردم.واقعا ممنونم. از خدا خواستم یه معجزه برام بفرسته و این معجزه زندگی من بود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/09 16:53
      مدت عضویت: 430 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      باسلام من عادت دارم که سرسفره می‌شینم ومیخورم حتی اگه نیازم نباشه و بااینکه می‌دونم اکثراً که سیرم ونیازنیس اماگاهی اوقات ادامه میدم . اماحالادوست دارم موقعی که سیرشدم ازسفره بلند بشم وبااحساس سیری بلند بشم قبل از اینکه شروع کنم به اضافه خوردن ورسیدن به فشار شکم دوست دارم اون اندازه ای که احساس لذت ازسیری وسبکی رودرمن ایجلدمیکنه مصرف کنم و تلاش میکنم که درست عمل کنم و دفشاربه من نیادبلکه لذت ببرم از درست عمل کردنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/22 18:09
      مدت عضویت: 374 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      درود بر شما ..ممنون از لطف و اشتیاق عالی شما.من عادت دارم بیش از حد نسبت به غذا اشتیاق نشان بدم و خیلی عادت به امتحان طعم های جدید دارم و هنگامی که با خوراکی یا غذاهای جدید روبه رومیشم ،نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم .از امروز میخوام قانون بذارم و فقط اجازه دارم یک مورد از آن طعم های جدید را امتحان کنم و بقیه میماند برای روزهای بعد..به زودی متناسب و عالی خواهم‌شد 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/10 18:18
      مدت عضویت: 366 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      سلام استاد گرامی دوستان عزیز
      من عادت ب تند خوردن دارم و‌میخوام بعد از این موقع شروع ب خوردن چند قاشق اولو آروم بخورم و بقیه غذامو هر جور ک راحت بودم بخورم و یه راه راه ب این عادتم اضافه بشه ، راجب نون خوردن با بعضی غذاها هم مثلا ما امروز آش داشتیم و فقط چند قاشق اولو با ی تیکه نون خوردم بقیشو خالی خوردم و از طعمش لذت بردم و میخوام در ادامه هم همینکارو ادامه بدم و ی مقدار از غذا رو با نون و بقیه رو از خالی خوردنش لذت ببرم و هر بار ی راه ب این عادت اصلیم اضافه کنم ، و عادت بیش از نیاز خوردن و متنوع خوردن در مهمانی رو هم بعد از این هر بار از ی چیزی کمتر استفاده کنم مثلا چند نوع خوراکی برا پذیرایی هست میتونم دو سه تا شو امتحان نکنم چون هر وق بخوام از اونا هست و نیاز نیست ک در همون مهمونی استفاده کنم ،چن نوعی ک بیشتر دوست دارم رو از هر کدوم‌مقدار کم استفاده میکنم و لذت میبرم از اینکه ب اندازه مصرف کردم مثلا وقتی کیک و شکلاتو بیسکوییت و چایی تارف کردن از خوردن ی تیکه کوچولو کیک لذت میبرم ویا نیازی نیست کل شکلاتو مصرف کنم از مزه نصف شکلات لذت میبرم و از نخوردن نصف دیگش فک کنم خیلی بیشتر لذت ببرم 🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/11/05 08:56
      مدت عضویت: 355 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 118 کلمه

      سلام… من عادت تن تن غذاخوردنم رو به ارام جویدن و مزه مزه کردن غذاها تغییر میدم… عادت بیش از حد خوردن فست فود رو همیشه یکی اضافه درکنار پیتزا یا ساندویچ براخودم سفارش میدادم رو حذف میکنم، وهمون یکی رو میخورم و لذت میبرم، بدون پرس اضافی… عادت تخمه و تنفلات خوردن در پای تی وی رو کمتر میکنم و هرچن وقت یه مشت ازش کم میکنم… عادت پرخوری در مهمانی و دورهمی هارو بهش توجه میکنم و سعی میکنم ازبیکاری و دورهم بودن، فقط دهنم نجنبه. درکنار دوستانم هم بخورم، هم تفریح دورهمی رو داشته باشم، اما با حجم کمتراز خوراکی هاو غذاها…… باقدرت پیش میرم تا تغییرهای جدید رو وارد زندگیم کنم… ممنونم استاد. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/02 21:37
      مدت عضویت: 620 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 32 کلمه

      سلام من عادت نوشابه خوردن وهله هوله خوردن داشتم ولی الان یک روز یک روز دارم روش کار میکنم به خودم میگم فقط امروز نمیخورم .وعادت هر روز خوردنم داره تغییر میکنه🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/24 21:58
      مدت عضویت: 331 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      سلام وقت همگی بخیر وخوشی
      من عادت ب خرما رو سعی میکنم کمتر کنم.حذف نمیکنم.مثلا اگ تو روز ۴.۵تا میخوردم اونارو نصف میکنم کبشه ۴.۵ تا ک هوس کردم بخورم
      نوشابه همیشگی نیست فقط تو مهمونیا چون ن پسرم میخوره ن شوهرم.
      منم اون و تو مهمونیا اگ یک لیوان هست نصفشو میخورم
      انواع شیرینی.از حالا هرجا ک رفتم و دیدم واگ مایل ب خریدن بودم.وخریدمشون..موقع استفاده نصف شون رو استفاده میکنم.وهی کمتر وکمترش میکنم
      چون سراغ دارم آدمایی ک اصلا شیرینی نمیخورن
      من میتونم صلح رو در بدنم ایجاد کنم و از لذت و آرامش بیشتری برخوردار باشم .کنار مسیر تناسب اندامم..وسعی میکنم بهم خوش بگذره
      ب امید موفقیتم.وهمچنین موفقیت همه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/21 21:05
      مدت عضویت: 365 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام
      من این عادتها رو یک زمانی بسیار دوست داشتم و واقعا آنها را مخرب نمیدانستم حالا برای ترکیب یا برای رنگی کردنش آرام آرام پیش میروم من سالها با آن زندگی کردم و آن را جزیی از هویتم میدانم چطور می‌توان انقدر برای ترکش بیرحم بود 😉😉
      با انها نمیجنگم از انها متنفر نیستم فقط میخواهم از وابستگی ام به آن کم کنم تا آزادی روحم را تجربه کنم تا شادی ام را مشروط به آن ندانم تا در صورت نبودش عصبی و کسل نباشم پس با تمام عشق و احترامی که برای همه عادتهایم قائل هستم گوشه کوچکی از ان را عوض میکنم
      من می‌توانم چایم را با تکه کوچک تری از شیرینی مورد علاقه ام بخورم میتوانم اگر میل ندارم فقط از روی عادت نخورم میتوانم ساعت خوردنم را با ساعت بدنم هماهنگ کنم بدون اینکه نگران قرارداد های بسته با خودم باشم میتوانم طعم آزادی و استقلال شخصیتم را تجربه کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/28 22:26
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      با سلام .ممنون از فایل عالیتون استاد عزیزم.
      من هم عادت تند تند غذا خوردن رو دارم.میخام از فردا سه چهارتا قاشق اول رو یواش یواش و جویده غذا بخورم و مابقی غذام رو تند بخورم و از عادتی که دارم لذت ببرم.
      من عادت لذت بردن از تنقلات رو دارم از فردا هرچیز رو خواستم بخورم میخورم اما نصف اون رو استفاده میکنم.
      عادت خوردن قند با چایی رو دارم که قند هارو از فردا ریز میکنم و سعی میکنم به جای دوتا یکی بخورم و لذت چایی با قند رو ببرم.
      عادت ریزه خواری خیلی دارم و از فردا تصمیم دارم از هر چیزی میخورم مقداریش رو بخورم و کمی رو نگه دارم
      استاد من یه سوال دارم میخاستم بدونم من که کلا از خوردن لذت میبرم باید با این لذت چکار کنم ؟دوسدارم مدام دهنم بجنبه و یه چیزی بخورم حتی وقتی گرسنه نیستم.ممنون میشم راهنماییم کنید؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/29 02:07
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 55 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه همراه من در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
        مطالب آموزشی ارائه شده در چالش من اینو نخوردم دقیقا به همین منظوره که شما بتونی عادت هایی که احساس بدی در شما ایجاد میکنند رو تغییر بدید
        با اشتیاق و دقت در استفاده از آموزشها و عمل کردن به آنها به خواسته خودت می رسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/19 07:25
      مدت عضویت: 648 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام به دوستای عزیزم و استاد بزرگوار و گرامی
      من عادت دارم تندتند غذا بخورم یعنی وقتی گرسنه میشم دیگه صبر ندارم تا سفره پهن کنم ریزه خواری میکنم و از این به بعد کم کم یه رنگ مشکی بهش اضافه میکنم و با عشق و دوستی با عادت هام کنار میام من چون در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها بودم این رفتارهام خیلی کمرنگ شده مثلا هر وقت گرسنه میشم هر چه و دوست دارم میخورم به اندازه ی نیازم و از هیچی صرف نظر نکردم تا الان ،مثلا چای رو توی یک لیوان کوچیکی میکنم نمیتونم تمومش کنم یا کیک یه تکه اش و برمیدارم به راحتی میتونم نصف از یک رو بخورم و اگه قبلا بود باید چند تا از اون کیک ها رو میخوردم نوشابه هم به مقدار کم و در این چالش هم میخام رنگ های سیاه رو بیشتر نشون بدم و با هر بار تکرار رفتارهای خوبم خط سیاهی به وجود بیارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/15 23:56
      مدت عضویت: 821 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      به نام خدا
      سلام
      من ازاین به بعد ساعت چای خوردنم روعوض میکنم وبه جای نصف شکلات از یک سوم آن استفاده میکنم وبجای لیوان از فنجان استفاده میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/11 01:05
      مدت عضویت: 553 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      ترکیب کردن عادت هامون:
      اولین عادت من ، تند غذا خوردن :از فردا من تصمیم گرفتم که ۵ قاشق اول غذامو آروم بخورم و بعد ادامه غذام رو طبق روال لذتبخش خودم تند بخورم ****
      دومین عادت من ، خوردن هرتنقلاتی که میبینم :از این به بعد هربار تنقلاتی دیدم و خواستم بخورم با توجه به حجمش یک سوم اون رو نمیخورم و به این عادت لذتبخشم یک ترکیب اضافه میکنم ****
      سومین عادت من ، خوردن تمام وعده های غذایی حتی در مواقع سیری :من از این به بعد اگر خواستم وعده غذاییمو بخورم در سیری فقط دو سوم اون رو میخورم و ادامه میدم این رفتار ِلذت بخش خودمو و لذت میبرم از خوردن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم خوشنویس
      1399/08/23 13:32
      مدت عضویت: 830 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      استاد عزیز من واقعا از خوندن نوشته های شما لذت میبرم، کاش می تونستم عکس دفترم نشونتون بدم که با چه دقتی مرحله به مرحله این چالش یاداشت میکنم. یادگرفتن شیوه و راه تغییر عادتها در همه زمینه ها خیلی مطلب مهمیه ، سپاس فراوان از شما
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/21 19:07
      مدت عضویت: 620 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان همراه
      من همیشه عادت داشتم ریزه خواری کنم بدون اینکه گرسنه باشم البته در اکثر مواقع.تنوع هم برام خیلی دوست داشتنی بود وچند نوع چیزی می خوردم.این عادت را سعی کردم کمرنگش کنم.
      در مواقعی که گرسنه میسدم اولین گزینه من هله و هوله بودمخصوصا کیک
      این عادت را اینجوری دارم باهاش کار میکنم که تا زمان گرسنگی سعی میکنم چیزی نخورم البته آب ودم‌نوش میخورم اون روز یک بسته کیک خریدم با خودم گفتم گرسنه هستم اشکالی نداره ولی نصف کیک را خوردم وبقیه اش را کنار گذاشتم.
      خیلی احساس عالی داشتم هم کیک خورده بودم هم عادت اینکه بیش از حد بخورم کنار گذاشته شده بود واقعا خط دار شده بود .
      امروز البته اینو با گوش کردن فایل متوجه شدم
      از امروز سعی میکنم عادتهامو خط دارش کنم🍁🍁🍀☘☘⚘🌱🌲🌳🌴🌴

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/28 06:08
      مدت عضویت: 781 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 48 کلمه

      من که عاشق نان و مخصوصا برنجم و حتی از یک دونه ان در بشقابم‌نمیتونستم‌بگذرم ، الان با کمتر از قبل کشیدن و ارام خوردن و لذت بردن از خوردنشان ، مقداری هم از برنج و نانم را برای پرنده های گرسنه خواهم ریخت 🦅🦅🦅

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/22 11:05
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 195 کلمه

      با سلام به دوستان شگفت انگیز و استاد عزیز
      بسیار فایل جالب هستش در عین اصافه کردن کم می کنی . البته در نهایت از اصلی کم شده و مورد دیگه ای اضافه شده . عالیه . عالی تر اینکه من یک عالمه تایپ کردم نت رفت و همش پرید .
      من قبل از وردو به دوره علاقه زیاد و لزت به خوردن پفک و تخم مرغ داشتم که تاثیرات خوبی که این دوره داشت اینهبود که من واقعا اینه علاقهام بکل از بین رفت چون به ذهنم یاد داده شد که من تو را نمینمیکنم میتونی از خوردن اینا لذت ببر کی و چون همیشه در دسترستهم هست پس دی که نیازی به درخواست اضافی نیست و از نخورد ن شان لذت می برم اینکه در یکجمع . . پییک نیک همه شروع به خوردن پفک می کنند و من بی نیاز نگاهشان میکنم لذتبخش نیست؟ واقعا کمی به علاقهام بی علاقگی اضافه کرد م نتیجه اش را دریافت کردم، کیک صبحانه را هم به همین صورت کم کرده چون به یک فردمتناسب نگاه کردم وحی دیدم که واقعآ یکسوم…کیک وانمیخوره و نخو ردن را به خوردنشاضافه در ده من کهخیلی.. راضیموسپا گزارم خداوند را

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/17 11:35
      مدت عضویت: 431 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      همیشه برای خوردن عجله داشتم. هنوز داشتم سفره رو پهن میکردم و غذا رو میکشیدم با عجله کم کم ناخونک میزدم. حالا راه راهی که در این عادت ایجاد کردم این بود که به راحتی تا وقتی سفره را پهن نکنم به طور کامل لب نمیزنم چون عجله ای ندارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/10 06:02
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
      سالها پیش در یک مهمانی دیدم که دو خواهر متناسب شکلات خود را نصف کردن و با چای خوردن برای من خیلی تعجب آور بود ولی من الان به هیچ وجه نمیتونم یک شکلات کامل بخورم و حتما باید نصف کنم چون عادت کردم و دیروز یک قسمت از سه قسمت شکلاتم با قهوه خوردم و دارم به یک عادت تبدیل میکنم من با چایم قندهای کوچک به اندازه عدس میخورم و یک قندان مخصوص دارم که توش قندها رو خیلی ریز میکنم و اگر یک قند درسته بخورم اضافش بیرون میاندازم و آین یک عادت سالهاست نوشابه رو ته لیوان میخورم و نه حتی نصفه و الان که دارم عادتهام میم بهادری انجامش برام راحت که اگر غیر ار این عمل کنم برام سخت مثل آدمی که عادت داره هر شب مسواک بزنه و یک شب بدون مسواک خوابش نمیبره عادت دارم در بیشتر موارد بستنیم با همسرم نصف کنم و گاهی هم به راحتی بگم بستنی میل ندارم و مدتی فهمیدم اصلا بستنی دوست ندارم و فقط وقتی میخورم که یک بستنی خیلی خاصی باشه تقریبا در بیشتر موارد موز نصف میکنم و به هیچ وجه نمیتونم یک فنجان نسکافه کامل بخورم و تهش دور میریزم و یک بار برای اینکه اسراف نشه بسته نسکافه رو نصف کردم و نصف فنجان درست کردم یاد حرف استاد افتادم و خیلی لذت بردم که کارخانه نسکافه تصمیم نگرفته که من چه قدر بخورم بلکه خودم برای خودم تصمیم گرفتم و البته باز هم نتونستم کامل بخورم فهمیدم مغزم دستور میده که تا ته فنجان نخورم و الان نمیدونه که فنجان از اول نصفه بوده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/09 15:42
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه

      سلام
      من هم که عادت ریره خواری در زمانهای مختلف و در موقع مختلف داشتم یا ظهر قبل از عدا یا بعد از غذا برای جمع کردن میز یا بعدار ظهر بعد از خواب نیمروزی یا با چایی یا حین دادن غذا به پسرم کلی میخوردم یا آخر شب که یا چیپس و پفک میخوردم یا خونه مامانم از غذای روی گاز هر چی بود باید میخوررم یا …
      حالا من اصلا نمیخواهم این عادت رو ترک کنم چون برام یه مزیتهایی داشته که قبلا گفتم فقط میخواهم یه چیزی از این عادت تغییر بکنه نمیخوام حذفش کنم و نمیخواهم باهاش مبارزه کنم باید در صلح باشم باهاش پس میخواهم اگاهانه یه تغییری داخل اون به وجود بیارم مثلا من امروز ظهر که داشتم غذا درست میکردم و نون هم پیشم بود که گرمش کنم برای غذا همین جوری دو تیکه نون در حد یه بند انگشت جدا کردم و خالی گذاشتم داخل دهنم نمیدونم چرا اصلا مزه نمیداد ولی انجامش دادم اما ناراحت نیستم چون عادتم یه تغییری کرده خالی نون ر خوردم در مقدار خیلی کم اگه قبلا بود پای گاز یه عالمه لقمه میکردم و میخوردم تا نهار هم که بشه دوباره میخوردم پس خوشحالم از تکرار این عادتم به این شکل که تغییر کرده

      یا اینکه من دیشب یه پفک خریدم وقبلا خیلی دوست داشتم خودم به تنهایی تا اخرش رو بخورم ولی دیشب گفتم نه من یه نصفه میخورم هم عادتم رو داشتم هم لدت داره هم اون نصفه رو که نخوردم نماد تغییر برا خودم ولی خیلی راحت این کار رو کردم و احساس قدرت هم کردم که تونستم راحت از بقیه اش بگذرم احساس کردم زیاد برام نمیتونم همش رو بخورم پس یه تغییری ایجاد کردم در عادت پفک خوردنم و لذت بخش بود برام که قدرت در دست من
      هم لذت خور ن رو بردم هم لذت اینکه نصفش رو گذاشتم واز اون جالبتر قبلا که رژیم بودم اینکار رو میکردم نصفش رو نمیخوردم صبح که از خواب پا میشدم اول میرفتم سراغ پفک و بقیه اش رو میخوردم یعنی شب خواب نداشتم برا پفک که پاشم و بخورم ولی من اصلا ایندفعه همچین حسی نداشتم و نخوردم تا بعد از ظهر بقیه اش رو خوردم و اصلا هم عذاب وجدان نداشتم یعنی همینکه رقیه اش رو هم بعد از ظهر خوردم بازم خیلی تغییر هست در من و خدا رو شکر که لذت میبرم که چقدر تغییر در من به وجود اومده

      حقیقتا خیلی هم میلم نشده بود یعنی میتو نستم هم نخرم نه که بدم بیاد نه ولی اون حرص و ولع رو دیگه برا خوردنش ندارم ولی یه لحظه داخل سوپری گفتم بیا خودت رو محک بزن ببین برخوردت چطوره با پفک که خیلی دوست داشتی
      عالی بودم راضیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/06/27 10:13
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی این قسمت بسیار پر بار بود ومن بسیار استفاده کردم در مورد عادت پرخوری باید بگم قبلا فکر میکردم فقط یک عادت ولی الان که خوب بهش نگاه میکنم میبینم جنبه های متفاوتی داره من برای پرخوری در تنهایی یک خط مشکی اضافه میکنم وآن هم اینکه یک لیوان چای پر عطر با ادویه ها و دارچین و زعفران ترکیب یا تک تک بدون قند شکلات و شیرینی میخورم فقط برای اینکه حالم جا بیاد نمیتونم چای اگه بازم خواستم بخورم با هرچیزی که خواستم بخورم فقط یک چای رو به این حالت بنوشم ولذت گرما آرامشش رو حس کنم امروز فقط یک عادت جدید بهش اضافه میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/26 18:57
      مدت عضویت: 463 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام
      من عادت داشتم که تند غذا بخورم الان غذامو با چنگال میخورم که هم مقدار کمتری با چنگال میشه برداشت هم زمان بیشتری غذا خوردنم طول میکشه و بعدازظهر ها به جای 4 تا بیسکوییت یکی میخورم هم اون طعمی که منتظرم به دهانم میرسه هم مقدارش خیلی کمتر از قبل شده شب ها برای شام هم به جای یک نون لواش نصف نون برمیدارم ولی لقمه ها رو کوچکتر میگیرم که زود تموم نشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/25 12:59
      مدت عضویت: 518 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزوهمراهان همیشگی. من هم مثل خیلی از دوستان این چالش را با تغیر دادن تند غذا خوردن وزیاد خوردن. شکلات خوردن با چای را شروع کردم. و میخوام با اضافه کردن خط های به این ها تغییراتی ایجاد بدم. واز حجم استفاده آنها کمتر بشه. تا قبل از این که این فایل گوش بدم. همراه با فایل های دیگر تغییراتی در من ایجاد شده بود ولی الان میخوام بیشتر و بهتر تغییر کنم وخدارو خیلی شاکرم که با استاد عزیز اشنا شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/19 00:25
      مدت عضویت: 674 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      🌈سلام به همه عزیزان🌈
      من میخواستم‌روی عادت تند خوردن و حجم غذا تغییراتی بدم
      از اونجایی که من برنج خیلی دوست دارم اون هم از نوع پلویی با زرشک و زعفرون که اغلب هم با خورشت ها یا کباب یا جوجه و چیزهای دیگه هستش …میخوام که رو مقدار برنجی که توی وعده اصلیم باید بخورم تغییراتی بدم
      خیلی ها میان و کلا برنج رو حذف میکنن که من اصلا با این کار موافق نیستم…اما با صحبتهای استاد که فرمودن یه تغییرات جزئی بدین کاملا موافقم چون هر بار که اومدم یا برنج نخورم یا کم بخورم برعکس ولعم بیشتر شد
      من میخوام کم کم از مقدار برنجم کم کنم و به قول مثال استاد خط هایی رو ایجاد کنم
      مثلا اگه قبلا ۲ بشقاب برنج میخوردم الان هر بار مقدارش و کمتر کنم و نکته مهم بعدی همون آرومتر غذارو خوردنه…وقتی تند غذا میخوریم و نجویده پایین میدیم اجازه نمیدیم‌که اون زمان لازم طی بشه تا مغز پیغام سیر شدن را به ما بده
      بنابر این میخوام غذام و آروم بخورم و وقتی تو دهنمه با جویدن بیشتر از طعمش لذت ببرم و بعد غذام و پایین بدم
      و امتحان کردم وقتی اینکار و میکنم زودتر سیر میشم و یه مقداری از برنجم هم تو بشقاب میمونه
      به نظر من هم روشی درسته که ما بتونیم همه چی بخوریم اما با مقدار کمتر😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/17 23:11
      مدت عضویت: 698 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان عزیز
      من عادت داشتم که تند غذا بخورم برای همین خیلی دیر متوجه میشدم که سیر شدم و چون پسرم که متناسبه روبروم میشینه موقع غذا و خیلی آروم غذا می خوره تصمیم گرفتم در حین غذا خوردن مرتب نگاهش کنم تا بهم یاد آوری بشه که باید آروم غذا بخورم و خدا رو شکر تقریبا عادتم شده
      و عادت دیگه ای که داشتم این بود که با چایی حتما باید خوراکی شیرین بخورم مثل خرما یا بیسکویت و الان با یه لیوان چای بزرگ یه دونه خرما میخورم یا دوتا بیسکویت میخوردم که بیسکویت های کوچیکتری خریدم و حالا وقتی دو تا بیسکویت با چایی می خورم به اندازه یک بیسکویت گندمیه و امروز متوجه شدم که یک دونه بیسکویت گندمی میتونم با چایی بخورم و خیلی خوشحال شدم
      من حتما باید شام میخوردم حتی اگر گرسنه نبودم ولی وقتی میوه میخورم دیگه شام میلم نمیکشه و چون میوه خور نیستم باید این عادت رو برای خودم همیشگی کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/16 17:13
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 69 کلمه

      به نام خدا
      سلاااااااااام
      من چند روزه که قبل از خوردنِ غذا با خودم آروم حرف میزنم و میگم که خداروشکر که من به اندازه میخورم و وقتیکه ذهنم دستور به سیر بودن میده دست از غذا خوردن میکشم.
      چایی رو همیشه با چند تا قند میخوردم اما الان چند روزه که با ۱ عدد قند میخورم.
      غذام رو سعی میکنم که با لذت بخورم.
      سعی میکنم که ولع نداشته باشم و آروم بخورم.
      خداروشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/07 12:30
      مدت عضویت: 674 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      سلام
      من عادتي كه دارم هم خونه خودم هم مهموني بيشتر از اينكه حواسم به بشقاب خودم باشه و ميزاني كه ميخورم حواسم به ديس و غذاها و مقدار غذاهايي هست كه جلوي من هست و اون مقدار ها براي من تعيين تكليف ميكنن و من خيلي سريع غذا ميخورم تا به بقيه و مقدار بيشتري برسم من از امروز ميخوام نگاهم بيشتر به ظرف غذاي خودم باشه و با لذت و آرامش بيشتري غذام رو بخورم و از ظرفي كه براي خودم انتخاب كردم نهايت لذت رو ببرم و از اينكه من ميزان غذاي خودم رو انتخاب ميكنم و قدرت در دستان من هست نهايت لذت رو تجربه كنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/06 14:39
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 738 کلمه

      همه به رویاهامون میرسیم تازه ازونم بیشتر رد میکنیم🌺🌺🌺وااای وااای وااای که این جمله ی آخر و حس خوب و اطمینانی که درش بود قشنگ روز منو ساخت،واقعا که این انجام هرروز تمرینات و فایلها مثل ی اکسیر جوانی عمل میکنه قشنگ به من انگیزه می‌ده و از تخت بیرونم میکشه. من ی عادت رفتاری دارم که اینقدر همه هم در موردش بد گفتن انجام میدم ولی حالم هم ازش بد میشه الان به فکر افتادم که اونو از این طریق راه مشکی بهش اضافه کنم ،عادت من اینه که شب تا صبح بیدارم و صبح تا ۲/۳ خوابم ،حتی شغلم هم چون بیشتر تلفنی و نقشه کشی و حسابداریه میزارم نصف شب انجام میدم ،درسته که اکثر اوقات به کارهام میرسم ولی خب گاهی هم نمیرسم و از جهتی صبح زود که از خواب بیدار میشم خیلی حس و حال خوبی ندارم حتی در زمان بیداری هم من از ساعت ۲/۳ به بعد لود میشم و تازه میتونم ی کاری بکنم این رفتار با اینکه لذت بخش و خوبه ولی حس تنبلی به من می‌ده البته دیگران میدم نه خودم من همون ۸/۹ ساعت معمول میخوابم ولی چون به ظهر میکشه و سالها به من گفتم ااا تنبل تو هنوز خوابی یا حتی بهم گفتن خدا برای آدم تنبل میسازه بیا کارشو و شرایطشم جوریه که صبحها بخوابه ،گرچه من خودآگاهم میدونه که من گاهی حتی کمتر از بقیه میخوابم ولی چون ساعتش جابجاست به نظر میاد ولی این رومخمه که حتی همسرم میگه تو اگه اینقدر تنبل نبودی دنیاروگرفته بودی یا اگر هیچ تنبلی مثل تو نبود تو دنیا هیچ وسیله ی راحتی و آسایشی اختراع نمیشد چون من دقیقا در کمال سرعت و کمترین زحمت سعی میکنم همه ی کارهامو انجام بدم مثلا خیلی ساده تو آشپزی همه ی ادویه هارو تو ی ظرف قاطی کردم هرچی میخوام درست کنم ازهمون میریزم دیگه ذره ذره از هرظرف نمیریزم یا عسلو میریزم تو ظرف سس خالی که راحت استفاده بشه یا تو نقشه کشی راههای میانبر طراحی میکنم از این دست خلاقیت های کوچک ولی کارساز که حتی برای تعریف از من بهم میگن تنبل و جالبه من دانسته همه ی اینارو باور کردم و خودمو با اینکه از ۱۸ سالگی هم کار کردم هم درس خوندم هم مستقل شدم و خونه و زندگی ساختم آدم تنبلی میدونم و اصلا یادم میره که همین آدمهای سحرخیز به ظاهر زرنگ الان اگه از نظر مالی و علمی از من کمتر نباشن بیشتر هم نیستن ولی خب ذهنه دیگه و مثل ی کودک ۳/۴ ساله با تکرار ی چیز حتی نادرست اونو درست فرض میکنه وحالا تصمیم دارم به مدت ی ماه سعی کنم شبا ی ساعت زودتر بخوابم که از اونور زودتر بیدارشم که این حس بد از خودم دورکنم و اینکه برای عادت آجیل و چیس خوردنم سعی میکنم ی کاسه سایز متوسط در نظر بگیرم که هرچی میخوام بخورم اول بریزم اون تو بعد بخورم حتی اگر دوباره هم پرش کردم عیبی نداره ولی به ذهنم الگوی مصرف ی پیاله متوسط و مناسب در روز بدم که هم کافیه هم من احساس قدرت میکنم از اینکه تعیین کننده مقدار مصرف منم نه ظرف بزرگ آجیل نه کارخانه تولید کننده بسته ی چیپس و پفک ،البته که الان فکر میکنم من چون توی دوره هستم بدون اینکه خودم متوجه شوم و از ساختار جزیی کار سردربیارم خیلی عادتهای پرخوریم حذف یا کمرنگ شدن مثلا من روزی ۳۰ بار نون پنیر میخوردم ولم میکردی پنیر خالی یا حتی نان خالی هم میخوردم ولی بدون اینکه متوجه شم چطوری الان که دارم فکر میکنم اصلا یادم نیست آخرین بار کی نون و پنیر خریدم اصلا مصرف پنیر ما یک دهم شده ،من هفته ایی ۴ تا پنیر میخریدم تا پارسال که تنها زندگی میکردم الان که دونفر شدیم ماهی یک دوتا پنیر صبحانه مصرفمونه چقدر خوب واقعا که یادم افتاد من قدرت تغییر و حتی ترک حسای بد دارم چون غذا که نهایت ده بیست دقیقه خورده می‌شد تموم می‌شد ولی بار سنگین روانیش حتی خواب و زندگی منو مختل میکرد،خداروشکر واقعا که هرروز این سایت و استاد هست و مثل ی حمام روانی عمل میکنه و دقیقا اگه می‌شد مقیاس زد تفاوت حال من قبل از فایل دیدن و بعدش ی ده لولی تفاوته ،چه جالب که الان میفهمم استاد چرا در دوره پیشرفته هم فایل صبحگاهی گذاشته هم شبانه که سطح انرژی صبح و شبو بالانس کنه،به به واقعا من اگه آدم تنبلی بود مگه میتونستم این دوره رو پیداکنم؟یا حتی هرروز طی یکسال ادامه بدم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/06/06 23:13
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 53 کلمه

        سلام دوست عزیز
        در مورد برچسب تنبل بودن که به شما زدند و باور کردی تجدید نظر کنید
        من به شخصه عاشق این تنبل بودنم که ایده های انجام کارها به شکل ساده و سریع بهم داده بشه
        من جای شما باشم دست به این وضعیت عالی نمیزنم و به سبک شخصی خودم زندگی میکنم
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/06/07 13:50
          مدت عضویت: 814 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 37 کلمه

          زندگی برحسب پیش فرضهای اولیه😀😀😀😀مثل همیشه بهترین راهنماییو کردید،بله درسته استاد سبک هرکس باید شبیه به خودش باشه تا موفق بشه،مرسیییی مرسیییی دیگه با خیال راحت و بی عذاب وجدان هم میخوابم هم به کارام میرسم.خیلیییی متشکرم.🌺🌺🌺

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/06/16 17:08
            مدت عضویت: 479 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 14 کلمه

            سلاااااام دوستِ عزیزم
            من واقعا به شما تبریک میگم که انقدررررر عااااالی خودتون رو میشناسین.
            مرحبا

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/07/21 15:22
            مدت عضویت: 427 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 1 کلمه

            😂😂😂👏👏👏

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/05 22:02
      مدت عضویت: 740 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 46 کلمه

      درود بی پایان
      استاد عزیز اگر در خاطر داشته باشید من میخواستم عادت زیاد از حد خوردن بستنی را تغییر دهم
      برای این تغییر میخواهم از این بعد از مقداری از بستنی را که میخوردم کم کنم و مقداری فالوده با آب لیموی تازه به اآن اضافه کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/04 00:00
      مدت عضویت: 661 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 34 کلمه

      سلام. من امشب که میخواستم دمنوش بخورم نبات بهش اضافه نکردم و گفتم با نبات معلومه که شیرین میشه ولی میخوام طعم جدیدی رو امتحان کنم و تجربه این طعم رو هم کسب کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/02 15:11
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام به همگی
      تکرار تمرین چهارم
      من یکی از عادتهام که میخوام داخل این چالش بر طرف بشه ریزه خواری بود در زمان های مختلف مثلا امروز داشتم برای ناهار بادمجان سرخ میکردم بعد من همیشه از غذای در حال سرخ شدن یه مقدار میخورم حالا نان هم کنارم بودمیخواستم گرم کنم و من امروز عادتم تکرار شد خوردم ا ز اون بادمجون ها قبل از اینکه بزارم روی میز برای ناهار ولی با یک راه جدید با نون نخوردم خالی چند تا خوردم اگه قبلا بود حتی نون هم در میوردم و تا داغ هستن تو نون میزاشتم و چند لقمه میخوردم ولی خوشحالم که عادتم بود حذف نشد ولی با یک کمی تغییر یا به قول استاد با یک راه جدید به رنگ مورد علاقه ام
      مرسی استاد تا میخواستم عذاب وجدان بگیرم که چه کاری بود اومدم این تمرین رو انجام دادم دیدم نه حالا یه تغییری هم بوده در عادتم پس راضی ام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/01 17:57
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام
      من فکر میکنم فقط عادت پرخوری رو دارم و اینکه خیلی وقتا تنقلات را بدون اینکه فکر کنم ایا الان نیاز دارم به خوردن یا خیر برای وقت گذروتی میخوردم اما حالا حواسم بیشتر جمعه که چیزی رو که میل ندارم ندارم ولی عادت پرخوری م نیاز به خط انداختن داره که به امید خدا اون هم وقتی سیر میکشم دست از غذا میکشم یا از اول نون کمتری برای خودم گرم میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شراره شيركاني
      1399/06/01 15:12
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام استاد عزيز ؛ من ميخاستم باشركت در اين جالش عادت نوشيدن نوشابه هاي انرزي زارو كم و يا ترك كنم ك خداروشكر تونستم ؛ مثله قبلا اصلا دلم نميخاد ك بخورم ؛حتي واسه خريد ب مغازه رفتم و ديدم نوشابه هارو اما نخريدم ب راحتي كذشت كردم از خريدن؛ خيلي خوشحالم ك تونستم غلبه بيدا كنم ب اين عادت ممنونم از راهنمايي هاي زيباي شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 21:50
      مدت عضویت: 481 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      سلام استاد دیشب بعد از مدتها پیتزا درست کردم اول گفتم نمی خورم ولی بعد گفتم خیلی وقت پیش پیتزا نخوردم یک برش کوچک می خورم. ولی وقتی اون برش کوچک خوردم چون خیلی خوشمزه بود یک برش دیگه خوردم ولی باز میخواستم نمیدونستم چکار کنم وبعد خیلی ناراحت شدم نتونستم انعطاف به خرج بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 15:46
      مدت عضویت: 536 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      سلام استاد گرامی ودوستان عزیز من برای ترک عادت تند خوردن وپرخوری کردن در این چالش شرکت کردم وحالا میخوام خطهایی روش بندازم فک کنم باید اول بایکی از این دو عادت شروع کنم ولی وفتی فک میکنم در ذهن من دوتا شون بهم وصل شدند وهرکدوم رو انجام میدم اون عادت دیگر هم تکرار میکنم ویک جوایی به هم متصلند میشه ابتدا اول بیام تند خوردن رو حطی کنم مثلا بیا بگم باید مزه غذارو بفهمی یا یک زمان برای خودم معرفی کنم مثلا بگم باید ۳۰چون من دقیقه عذاخوردنم طول بکشه واز یک دقیقه یک دقیقه شروع کنم چون من درهمون یک ربع اول تموم میکنم یا بیام پرخوری ام رو خطی کنم مثلا بگم باید کمی از بشقابم بمونه وبا یک قاسق یک قاسق سروع کنم و یاکلا بگم اراین به بعد یک سوم بشقابم بمونه چون من کلا علاقه ای به تنقلات وچیزهای این طوری که مثلا حتما چایی رو باچی بخورم ویا حتما شیرینی بخورم واین جور چیزها ندارم من فقط وعده اصلی غذا م رو خوب تند میخورم استاد میشه نظرتون رو درباره حرفهام بدید ببینم ایا خطهایی که میندازم درسته یانه ؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 12:00
      مدت عضویت: 536 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 85 کلمه

      سلام استاد گرامی ودوستان پر تلاش من با عادت تند خوردن وپرخوری به این چالش وارد شدم دارم روی خطهای سیاهی که باید روی این عادتهای بسیار قدیمی وبسیار پر تکرار در تقریبا تمام طول عمرم فکر کنم مثلا بیام اول بایکی از این دوتا شروع کنم اول بیا م از این به بعد کمی از غذام رو ته بسقاب بزارم ولی به تند خوردنم کاری نداسته باشم یا سرعت غذاخوردنم رو کم کنم با فکر اینکه از این به بعد مزه غذاهرو درست بفهمم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/31 11:48
      مدت عضویت: 536 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام استاد گرامی ودوستان عزیز من برای ترک عادت تند خوردن وپرخوری وارد این چالش شدم دارم فک میکنم چه خط های سیاهی میشه روی این دو عادتم برنم چون من فقط همین دو عادت رو دارم خداروشکر به هیچ عادت دیگه ای مثل خوردن شیرینی وقند وشکلات وفست وفود این جور چیزها ندارم اگه باسه میخورم حالا یک مدتی هستش که همینهاهم که هست خودکشی وار نمیخورم من فقط غذاهای وعده اصلی ام رو خیلی تند وباعجله میخورم هنوزم فکدم مسغول این خطهای سیاهی هست که باید بندازم روی این دوعادتم چند تا چیز فک کردم نمبدونم درسته یانه ؟تو رو خدا استاد اگر درستند بفرمایید تا امیدوار باسم که راه رو درست میرم اولش اینکه گفتم بیام تند بخورم ولی یکم از غذام رو ته بشقاب بزارم یا خیلی بخورم ولی کمی سرعت عداخورونم رو کم کنم یعنی حین غدا خودم رو به عذاخوردن دخترم مسغول کنم تا تند نخورم ویا روی هردو خط بندازم وهردو کار رو باهم انجام بدم ویک نکته این دوعادت برای من به هم متصل هستش وهردو رو باهم انجام میدم ویا بیام از امروز به مزه غدا ها بیشتر توجه کنم تا سرعتم بیاد پایین ویا کلا کمتر غذا درست کنم تا پرخوری نکنم استاد تو رو خدا من رو راهنمایی کنیاین خطها درسته یانه یا کمی زیاد از حد یا هروزی یکی از این خطها روبندارم ؟ ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/30 17:42
      مدت عضویت: 590 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      سلام استاد خدا قوت .من شبها که بیدار میشم چیزی بخورم یک دفعه که بیدار شدم میخوام کمی آب بنوشم و بخوابم وبه قول شما یک خط مشکی به عادتم اضافه کنم.ممنون از وقتی که میگذاریدبرای ظبط این فایلهای فوق العاده.🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/29 16:01
      مدت عضویت: 830 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 44 کلمه

      سلام اوقات عزیزانم بخیر باشه
      من با قصد ترک خواب ظهر در این چالش شرکت کرده بودم .
      من اینطور تغییر دادم که به جای خواب ظهر شب زودتر میخوابم
      من معمولا ۱۲ شب میخوابیدم و صبح زود هم بیدار میشدم . ولی الان زودتر میخوابم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/28 19:57
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید و باز هم ممنونم من هم تو چالش قسمت ۴ با خودم خواستم از خوردن شکلات در من کمتر بشه و من تغییر دادم به شکلات تلخ که هم خواسیتش بهتر و چون مزه اش هم تلخ هست کمتر دوست دارم بخورم و ولع خوردن من کمتر شده ولذت چای خوردن هم بهتر شده بوی چای و طعمش را دوست دارم وبه چای دم کردم میخک اضافه می کنم و تغییر بهتر شده تلخی چای کمتر و عطر بهتر و حس عالیه ودلم دیگه نمی خواهد با چای چیزی بخورم وحتی جالبه که چند روز پیش با دوستانمان رفته بودیم پیکنیک و همه موقع خوردن چای در وعده صبحانه دنبال شکر بودن و من اصلا برام جالب بود که هیچ علاقهای به شکر با چای ندارم وگفتم چرا چای تلخ نمی خورید طعمش بهتره و خودم از این تغییر خیلی خوشحالم که چای را به خاطر خودش می خورم نه به خاطر چیزه دیگه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/05/27 20:35
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 68 کلمه

      سلام وقت همه عزیزان بخیر
      چالش من اینو نخوردم
      راستش من علاقه زیادی ب تنقلات مثل بیسکوئیت وشکلات وبستنی دارم واما از الان تصمیم دارم هرروز یکی از اونها را انتخاب کنم مصرف کنم اما قبلا هر سه تا رو باهم میخوردم اما از امروز انتخاب میکنم ک کدومشو مصرف کنم ک ذهن عزیزم اجازه این کارو ب من بده
      دوستان عزیزم موفق باشید
      استاد عزیز ومهربانم سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 17:42
      مدت عضویت: 671 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      وقت بخیر من عادت تا ته بشقاب خوردنم را از روز اول چالش شروع کردم به اندازه یک قاشق شاید بیشتر از آن رانمیخوزدم واین کار برام لذت بخش بود واز این کارم لذت میبرم وهر چند وقت مقدار آن را با لذت ادامه میدهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 11:12
      مدت عضویت: 599 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام .من عادت ب شیرینی خوردن زیاد دارم .دیشب ی جعبه شیرینی مهمونمون اورد .دیشب بدون ایتکه هواسم باشه خیلی کم خوردم البته شام سیر بودم .امروز صبح اومدم سراغ شیرینیا و کمی زیاد خوردم ولی ناراحت و پشیمون نیستم خیل ی هم راحت و ارومم ومیخوام دیگه تا نهار نرم سراغ شیرینیا و بمونم تا نهار بخورم .میخوام این جعبه شیرینی ب جا ی اینکه امروز تموم بشه سه چهار روز تموم بشه و خوردن و تموم شدنش کمی زمان ببره .ممنونم از استاد بزرگوارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/27 01:56
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      سلام استاد پر انرژى
      براى من خيلى جالبه استاد اين كارايى ك شما ميگين مثلاً تكه اى گذاشتن از كيك و… من به طور ناخودآگاه خيلى وقت اين رفتار ها رو انجام ميدم برام خيلى عجيبه تعجب كردم اينا شنيدم در ذهن خودم هميشه ميگفتم نمى شه عادتى رو حذف كرد ولى ميشه اصلاحش كرد هميشه در اينجور مواقع رفتار خودم رو با رفتار افراد متناسب مقايسه ميكردم سعى ميكردم شبيه افراد متناسب باشم و الگو بردارى ميكردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/26 13:32
      مدت عضویت: 516 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 29 کلمه

      سلام استاد من با تمرینا ایقد ذهنم اروم شده
      من عادت اینکه شبا دیر شام میخورم و شیرینی خوردن
      برای شام خوردن زودتر شام میخورم و شیرینی ماهی یکبار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/26 05:20
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
      من عادت خوردن بیش از یک نوع غذای اصلی در میهمانی ها را میخواهم به این صورت تغییر بدهم که یکی از آنهایی را که کمتر از بقیه دوست دارم را حذف کنم ولی هنوز هم بیش از یکی از غذای اصلی را بخورم مثلا اگر قبلا چهار جور غذای اصلی بر می داشتم الان یکی از آنها را حذف کرده و از خوردن سه تای دیگر لذت ببرم 😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/26 01:40
      مدت عضویت: 479 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      عرض سلام و ادب
      قبل از هر چیز لازمه بگم که استاد من تمریناتمو انجام میدم تا الان با ایمیل همسرم وارد سایت میشدم و کامنت میذاشتم ولی از الان دیگه با ایمیل خودم فعال هستم.
      عادت تکرارشونده بنده این بود که وقتی با همسرم بیرون میرفتیم باید یه چیزی میخریدیم وتوو ماشین میخوردیم
      ولی الان با سپری شدن دو ماه از استفاده فایلهای رایگان تغییری در عادتم ایجاد شده و راه راهای مشکی نمایان شده مثلا همراه خودم میوه میبرم از نظر سلامتی بهتر از فست فود و بستنی و…است ودوم اینکه وقتی هر از گاهی ام عادت تکرار میشد،نسبت به قبل مقدار کمتری خریده میشد
      تغییر نوع و مقدار، خطهایی بود که من ایجاد کردم
      قبل از اینکه این فایل رو گوش بدم
      منظورم اینه که بنده با استفاده از فایلهای دیگتون به این آگاهی رسیدم و الان دوماهه ویا بیشتر که ازش میگذره.واقعا فایلاتون بی نظیره.
      سپاس فراوان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 16:14
      مدت عضویت: 659 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام استاد عزیز این قسمت خیلی جالب بود چون من از روز اور که وارد چالش شدم این برنامه را اجرا کرده بودم و توی عادت نسکافه خوردن صبحانه ام ی تغییر کوچیک دادم که خیلی راحت هم بودم و از خوردن نسکافه شیرم هم لذت بردم من به مدت ۶ سال یک فنجان شیر را با ۳ قاشق نسکافه ترکیب میکردم و میخوردم ولی از روز اول چالش نصف فنجان شیر را با یکی و نصف قاشق نسکافه ترکیب کردم و خوردم و با همون نصف فنجان این چند روز واقعا لذت بردم در صورتیکه قبلا اصلا نمیتونستم راضی بشم نصف فنجان بخورم خیلی خوشحالم که ذهنم این مقدار را قبول کرد خدایا شکرت بخاطر این چالش عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/05/25 14:29
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      با سلام
      من میخوام عادت شیرینی خوردن با چای رو کم کنم البته این کار رو شروع کردم واز خودم راضیم باید استمرار داشته باشم
      من قبلا همه سریالهای تلویزیون رو میدیدم وهمچنین اخبار رو ولی از وقتی کرونا شیوع پیدا کرد دیدن اخبار رو کم کردم وبعد هم به طور کلی نمیبینم وهمچنین دیگه هیچ سریالی رو نمیبینم ویه صورتی شده که اصلا دوست ندارم ببینم 😊🌹🌻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 14:16
      مدت عضویت: 738 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      سلام من امروز وارد جالش شدم ب تاریخ ۲۵ مرداد..
      خوشحالم و میخوام عادت ناخونک زدن رو ترک کنم
      و مطمئنم در این دوره موفق میشم….
      سپاس از استاد عزیزم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 12:57
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      با سلام وعرض تشکر از زحمات خستگی ناپذیر استاد عزیز🙏🏻🌺💐
      در مورد فایل امروز بایستی عرض کنم من ازمان ورودم به مسیر تناسب اندام ، وعضویتم در کمپین حمایت از بدن پاک نسبت به خیلی از عادت های غلط مصرف بیش از حد مواد غذایی هوشمند شده ام ومواد زائدی که در بشقاب غذاییم بماند به سطل آشغال اشپزخانه ( به جای تبدیل بدنم به سطل آشغال وپارکینک قراردادنش برای انواع بیماری ها) منتقل میکنم واز این طریق خیلی راحت یک شکاف وخط مشکی وسط عادت غذا خوردنم ایجاد کردم وبا وجود سطل آشغالی موجود در جزوه و یادداشت هروزی ام نسبت به مقدار سهمی که به آن منتقل میکنم( فرضا از چهار قاچ پیتزا یک قاچشو داخل سطل آشغال جزوه میندازم ) به این ترتیب در چالش من اینو نخوردم شرکت کردم ولذت نخوردن را درک کردم ومیدانم در نخوردن لذت مضاعف ونشاط‌وحس کنترل ومدیریتی نسبت به خودم وتسلط بر ذهنم است که به حس بد بعداز زیاده خوری می ارزد واین رهائیه وعالیه . 👌🏻خدایا شکرت🙏🏻👏👌🏻🌺
      واما نسبت به عادت خوردن تخم مرغ آبپز با کره نیز من به جای کره ،تخم مرغمو با گوجه میخورم
      ویا چائیمو با نصف خرما(به جای یکعدد) میخورم.
      هر موقع که در مهمانی یا دور همی‌یا کافی شاپ همراه چای یا قهوه ام یک تکه کیک باشه من نصف ویا کمترش را میخورم . و…
      ومن از امروز سعی میکنم باز عادات بیشتری را پیدا کنم که با راه راه کردنش بتونم در میزانش دستکاری کنم واز نخوردن زیادیش لذت ببرم وبه این ترتیب احساس شادی کنم وبا جلب موافقت ذهنم ( با دیدن خوشحالی من وگرایشم به کمتر شدن او نیز مرا به کمتر شدن وزنم ببرد)در مسیر با سرعت بیشتر بتازم تا برسم انتهای جاده سلامتی ولاغری انجا که خدا منتظرم آغوشش را برویم گشوده ومن خودم را در دامانش به واسطه همراهیش تا پیروزیم رها کتم👌🏻🌺🌺💃💃💃❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 11:50
      مدت عضویت: 500 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      سلام به استاد مهربان ودلسوزودوستان مشتاق لاغری
      من هنگامی ک اسم غذا میاد یا غذارومیبینم هیجان زده میشم واصلا به چیزی فکرنمکنم جز خوردن اون غذا وخیلی دلم میخواد ک هنگام خوردن ارامش داشته باشم و تندتندنخورم وتوجه ام ب لذت غذا وباهم بودن درکنار خانواده باشه باتوجه با صحبتهای استاد میخوام هرروز یک خطی به عادتهام اظافه کنم وازازخدامهربان متشکرم ک استاد عزیزرو سرراهم قراردادک مرا درمسیر لاغری هدایت کند خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 10:00
      مدت عضویت: 496 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      سلام به دوستان خوبم امروز 25مردادماه جلسه چهارم چالش من اینو نخوردم را مطالعه میکردم .راستش من یک عادتی که داشتم وقتی از خوابگاه به خونه میروم و کنار خانواده هستم مثلا دو روز یا سه روز به طرز وحشتناکی دلم غذا میخواهد بی خودی غذا -تنقلات – و … میخوردم مثلا وقتی شروع به خوردن صبحانه میکردم شاید یک ساعت یا بیشتر صبحانه میخوردم فقط نون و پنیربود ولی میخوردم تا جایی که دیگه خانواده میگفتند بسه دیگه برای ناهار جا بذار ولی وقتی فکر میکردم من اصلا گرسنه نبودم و یا با همون یک تکه نان سیر میشدم نمیدونم چرا اینطوری میشدم یا شب میرفتم یک عالمه پیتزا و فست فود میگرفتم همه سیر بودند ولی من میگرفتم و دو روز بعد حالم بد میشد بطوری که مدت یکهفته بحالت مرگ میافتم ولی حالا میخوام روی خودم کار کنم چون تاسوعا قراره برم خونه و میخوام برای خودم یک چالش بذارم مثل امتحان پایان ترم سه روز کنار خانواده هستم میخوام بخودم مسلط باشم و این عادت را کنار بذارم کمی نگرانم میترسم از این همه اموزشی که دیدم و زحماتم بهدر بره ولی به خودم امیدوارم و برام دعا کنید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 03:15
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      با سلام
      در مورد عادت اینکه شبها بیدار شوم و تنقلات که بیشتر هم شامل شیرینی و شکلات هست بخورم ، حقیقتا این عادت خیلی زمان‌ها به من آرامش داده و الان فقط یک راه میخواهم بهش اضافه کنم و اینکه لحظه ای که بیدار شدم اول یک لیوان آب بخورم و بعد اون چیزی که دلم خواسته را بخورم، قبلا این کار را در مواردی که کردم کلا خوردنه یادم رفته و مسئله منتفی شده، دوست دارم از این فرصت چالش استفاده کنم و این را امتحان کنم.
      نتیجه را حتما اینجا شر میکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهره اقاپور
      1399/05/25 03:10
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 111 کلمه

      عالی عالی عالی عالیه استاد گرامی .از شنیدن این فایل اشک شادی چشام را پر کرده و به قدرت عالی استادی شما بیشتر و بیشتر ایمان آوردم.
      استاد میخام کوتاه از ” یادداشت کردن من اینو نخوردنم در تصویر سطل اشغال بگم که خیلی لذتبخشه یعنی بیشتر از خوردنش لذت میده .چون این سطل و نوشته ها مونس و یار من شدند که به نخوردنهام ارزش میدن و منو تشویق میکنند .تمریناتی که انجام میدم و به روی یخچال میچسبانم دوست و مشوق و مونسم شدند . زنده و پاینده باشید طاهره – آلمان تابستان ۲۰۲۰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/25 00:17
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیزم .به لطف خدا و حضور در دوره، من از زمان شروع آموزشها خیلی با عادتهای متفاوت ذهنی ارتباط دوستانه و آرامی بر قرار کرده ام ،و این ارتباط خوب من باعادتهای گذشته ام باعث شده هم در هماهنگی بیشتر با هدف پیش رویم، جلو بروم وهم از حضورم در دوره ولذت بردن از آگاهیهای جدیداشتیاقم روز افزون شود وبا هم جوار بودن با فایلهای زندگی با طعم خدای استاد عزیز این فرمول جدید ،که هم باعادتهایم کنار بیایم ودرصلح باشم، وهم قدرت و نیرویی برتر در وجودم احساس کنم ،که از هر قدرت ودستاورد زمینی که من را نگران واسیر خودش می کند ویا اسباب وعلتهای زاییده ی ذهن بشری هستند رها و آزاد بشوم، و این نیرو نه مکان دارد ونه زمان و هیچ چیز در قدرت او نمی تواند دخل وتصرف کند ،و چه بهتر از این ،که این نیرو ،زیباترین ها، نابترینها،شادترین ها ،لذت بخش ترین ها وبهترینهای زندگی را برای من خواسته ومهیا کرده است،و این روزها خودم را پاره ی تن خدا می بینم پس خیلی کاملتر وبا ترس کمتری دارم تمام اشتباهات و خطاهای غیر عمدم را به او می سپارم ومطمعن هستم که هیچ دستی بالاتر ،و هیچ آگاهی و قدرتی آگاه تر ،و هیچ قدرتی مسلط تر از ذات واحاطه ی خداوند در زندگی خودم وعادتها و رفتارهای خودم نمیبینم ونیست، و این مسیر با این همه نیروی یاری رسان خدادر هیچ وجه از حیاط زمینی و طبیعی خودمان نمیتوانیم پیدا کنیم که میشود مصداق این ذکربزرگ نورانی ،لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم ،و واقعا این اتمام حجت واقعی خدا بر بنده اش میباشد .و خداوند آب پاکی را با این تاکید عظیم ،روی دست ما ریخته ،پس باید خودمان را از قفس و این همه به در و دیوار زدنهای بی خود ،و تقلا های بیجا برها نیم و همراه با استاد عزیز با عزمی بزرگ به پیش برویم که دچار گمراهیها ی مجدد زندگی نشویم ،وگرنه دیگه خود کرده را تدبیر نیست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/24 23:54
      مدت عضویت: 647 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 309 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز
      در فایل اول من یکی از عادتهایی رو نام بردم که خوردن یه تکه کیک یا شکلات با چایی بعد از ظهر بود. اگرچه توضیح هم دادم که اساسا بعد از خوردن آن احساس بدی به من دست نمی دهد چون اینقدر حجم بالایی ندارد که احساس کنم دلیل اضافه وزنم هست. ولی از اون روزی که این فایل را گوش کردم به طور ناخودآگاه چایی را با یه آب نبات زنجبیلی و یا چند عدد بادام خوردم فقط به صرف اینکه چایی را خالی نخورده باشم ضمن اینکه از مفاد فایل چهارم هم بی اطلاع بودم.و اصلا هم از نخوردن کیک یا شیرینی همراه چایی احساس بدی نداشتم.حدود یک سال و اندی هست که برنامه غذایی نهار من بنا به دلایلی متغیر شده است و به طور معمول از ساعت 2/5 تا 4/5 متغیر است.حدفاصل صبحانه و ناهار هم معمولا در حد یک وعده میوه یا دم نوش هست و عجیبه که احساس ضعف و گرسنگی هم تا زمان موعد نهار پیدا نمی کنم. برنامه عصر هم تقریبا مطابق میان وعده صبحم هست. چون ناهار را دیر می خورم بیشتر مواقع برای خوردن شام اشتهایی ندارم و به خوردن اندک غذای سبک از قبیل ماست و شیر و یا یه غذای مختصر بسنده می کنم.برایم جای تعجب هست که از وقتی که تکرار دوره را شروع کرده ام ودر هفته های آخر هستم این احساس سیری را در اغلب موارد دارم و ولع بیش از حدی نسبت به خوردن مواد غذایی ندارم.سوال من این است که اگر در مسیر درست هستم تاثیر روش را چگونه می توانم متوجه شوم؟ از اینکه در مسیر لاغر شدن و تناسب اندام هستم از گوش دادن به فایلها لذت می برم آیا عدم کسب نتیجه مورد نظر ظاهری و فیزیکی همان عجله کردن هست و یا آشتی نکردن با وضعیت فعلی خود و یا هردو؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/24 18:36
      مدت عضویت: 774 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      سلام به همگی
      منم میخوام عادتهام رو کی خیلی کمتر شدن بازم کمتر کنم مثلا عادت چیپس و پفک و کرانچی خوردن رو که خیلی علاقه داشتم قبلا بخورم وبرای خودم کردم هر از گاهی ولی با یه تفاوت که هر وقت خواستم بخورم همه بسته رو یک دفعه نخورم شاید در حد نصف یا کمتر بخورم و بقیه اش بمونه برا روزی دیگه
      یا فست فود که قبلا خیلی علاقه داشتم تا اخر یه پیتزا رو به تنهایی بخورم یا یک ساندویچ کامل بخورم یا شایدم بیشتر میخوردم حالا هم هر وقت دلم خواست حالا یا درست کردم یا از بیرون خریدم نصف ساندویچ بشه یا از نصف بیشتر ولی اگه شده یه لقمه اش رو بزارم برای بعدا یا اینکه پیتزا رو به صورت اشتراکی با شوهرم یا دخترم بخورم
      یا اینکه با چایی عصرانه هر روز کیک و بیسکوییت نیارم چون خیلی شوهرم علاقه داره حالا یکبار هم ساده با یک قند کوچیک بخوریم یه بار هم با کیک ولی در حد یه برش خیلی کوچیک بخورم اگه میلم کشید
      ریزه خواری رو هم کمتر کنم دیگه از غذای اماده شده روی گاز ناخنک نزنم مخصوصا ته دیگ غذا تا تازه هست من نصف بیشتر رو نخورم اگه واقعا میل داشتم در حد یک تکه بردارم بقیه اش رو بزارم برا بقیه روی میز غدا
      یا اینکه خونه مامانم دیگه سریع به سمت گاز نرم که هر چی بود بخورم یا اگه رفتم در حد یه لقمه اکتفا کنم و بیام این طرف
      نا گفته نماند هر وقت خواستم یکی از این عادت هارو تکرار کنم یه صدایی هست که به من هشدار میده نخور چون نیاز نداری
      و الان دیگه خیلی کمتر شده این عادتام
      کلا من تمام عادت هام رو که اینجا گفتم خیلی کمرنگ شده والان خیلی تحت کنترل خودم هستن و دیگه همیشگی نیستن شاید هر از گاهی اتفاق بیفتن ولی همون رو هم به لطف خدا با این چالش از بین میبرم با همراهی استاد عطار روشن ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/25 01:57
        مدت عضویت: 480 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 105 کلمه

        سلام خدمت استاد گرامی
        من فایلهارو گوش دادم سعی کردم در خودم ودر ذهنم تمرین کنم
        ریزه خواری ندارم اما یک چیز من روناراحت میکنه هنوز یکمطلب از ذهن من عبور نکرده همون اتفاق میافته مثلا امروز در ذهنم گفتم اگه این نمک دون بشکنه تمام زیزه شیشه ها پخش مشه ومواد داخل نمک پاش مریزه کهدارچین بود ومن همین دارچینی کهداذم تموم میشه ودقبق همین اتفاق اغتاد چه کارکنم جهت مثبت به غکر وذهنم بدم نمیدونم دارم درست عمل مکنم یانه ولب خبلی امید دارم واز خدام خیلی سپاسگزارم فکر مکنم که خدا بهمن توجه خاصی داره
        لطفاً راهنمایی کنبد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شراره شيركاني
      1399/05/24 18:15
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 134 کلمه

      سلام ب همه ي دوستان؛ من خيلي خوشحالم از اينكه در اين مسير لاغري با ذهن قرار كرفتم جونكه هر روز ب دانشم اضافه ميشه و واقعا احساس سبكي و راحتي ميكنم از نظر روحي خيلي خيالم راحته ك ب هدفم نزديك و نزديكتر ميشم استرس ندارم عجله ندارم ؛باور كنيد اينقدررر مطمعن هستم ك ب وزن دلخواهم ميرسم ك فقط خدا ميدونه؛🙌 با اين جالش جالب و زيبا من ياد كرفتم ك جطور با عادتهام دوست باشم و كنار بيام 💪 براي مثال من هرروز ظهر قبل از اينكه برم سر كار بايد نوشابه ي انرزي زا ميخوردم اما الان ذهنم نميكه هرروز بخور ؛ اصلا مثله قبل مشتاقش نيستم؛ و خيلي خوشحالم ك ب راحتي ميتونم بر عادتها و يا رفتارهاي جاق كننده غلبه كنم از استاد عزيزم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/05/24 17:43
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      سلام استاد من عادت داشتم نهارم را بین ساعت یک تادو بخورم امروز ی تعقییر دادم ساعت ۵ نهار خوردم کلا این تعقیر امروز لذت بخش بود احساس کردم قدرت ام در برابر غذا بیشتر شده احساس گرسنگی من هروز داره کمتر میشه وفاصله خوردن وعده هام بیشتر حتی غذا دیگه برام مهم نیست فقط چون احساس ضعف میکنم کمی غذا میخورم تا آن حالت ضعف را نداشته باشم من کسی بودم که غذا را برای لذتش میخوردم با شرکت در این دوره شگفت انگیز آلان بدون هیچ گونه رژیم یا قرص یا دمنوش به این بی اشتهایی دارم میرسم گاهی هم زیاد میخورم ولی نه به شدت گذشته وقتی میگم زیاد یعنی ی خورده از این که میخورم بیشتر واقعا باورم نمیشه من اینقدر نسبت به خوراکی ها بی اهمیت شدم ولی واقعا برام لذت بخشه این نخوردن ها چیزی که قبلا وجود ندلشت ولی الان تجربه اش میکنم ممنونم استادموفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/24 16:19
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      استاد چالشتون بی نظیر و در قسمت قبل که مزایای چاقی رو نوشتیم من واقعا برای اولین بار بود که خودم پزیرفتم همیشه سعی کردم چاقی بپزیرم ولی اینبار آرامش عجیبی پیدا کردم استاد من همیشه با خودم فکر میکردم که حتی اگر لاغر هم بشم بی فایدست چون بهترین سالهای عمرم چاق بودم ولی واقعا این چاش به قدری آرومم کرد که الان اصلا نیازی به لاغر شدن ندارم همواره مشتاق لاغری هستم ولی بی نیازم از لاغر شدن و اینکه دیگه زمانی تو ذهنم تعیین نمیکنم خط مشکی لذت های زندگی من که عادت شده این که خوب من از خوردن کلا لذت میبرم و تند میخورم حالا میخوام آروم بخورم یعنی همون خوراکیهای خوشمزه رو بخورم فقط با آرامش جویده و آرام انشاالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/24 13:57
      مدت عضویت: 661 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      با سلام خدمت استاد و همه ى دوستان عزيزم من هم با شركت در اين چالش ميخوام عادت زياد خوردن صبحانه را كم كنم براى همين تصميم گرفتم به جاى مبارزه با اين عادت اولا با ان دوست باشم وموارد ونكته هاى ريزى را به آن اضافه كنممثلا تصميم گرفتم صبح كه از خواب بيدار ميشوم به جاى اينكه فورا براى خوردن اقدام كنم اول كمى كارهايم را انجام دهم بعد صبحانه بخورم و موقع خوردن وسط خوردن كمى صبر كنم اين تايم كوتاه باعث ميشود زودتر احساس سيرى كنمو ديگر پر خورى نميكنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/24 09:59
      مدت عضویت: 725 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      سلاااااام استاد
      واقعا چقدر این فایل عاااااااالی بود ،ممنون از شما
      خداییش چقدر لاغری با ذهن لذت بخشه،آسونه و هماهنگ با خواسته ما است ،بخوریم و لاغر بشیم😅
      واقعا فایل توضیحی که فوق العاده بود من متوجه شدم که با راه راه کردن عادتم قراره باهاش در صلح باشم،با راه راه کردن عادتم قراره ازش لذت ببرم و با راه راه کردن عادتم قراره ذهنم رو آروم نگه دارم که مقاومتی نکنه ولی تغییر اتفاق بیوفته،خیلی زیرکانه است استاد و واقعا لذت بخشه
      استاد من عادت خوردن شیرینی با چای رو میخوام راه راه کنم و خیلی جالب و برای خودم باعث لذت و افتخاره که بگم من ناخودآگاه دارم اینکار رو انجام نیدم ،دیروز صبح من خونه دختر عموم دورهمی دعوت بودم و ایشون کیک درست کرده بودن .اولا که اصلا حرص و ولع برای خوردنش نداشتم که خیلی برای خودم لذت بخش بود،دوم اینکه یه تکه بزرگ برداشتم بعد یه چهارمش رو برش زدم همون بخش رو هم ۶ قسمت کردم و فقط دوتا قسمت از اون ۶ قسمت کوچیک رو با چای خوردم و خیلی هم برام کافی بود و لذت بخش🙂😏😎
      امروز یه فایل شما رو گوش دادم دیدم من ناخود آگاه این عادت رو راه راه کردم حتی قبل از اینکه شما این فایل رو قرار بدین و خیییییییلی حسم عالی شد
      سپاسگزارم استاد از فایلهای فوق العاده تون که اینقدر ساده با راهکارهای بسیار عالی لاغری رو برای ما راحت میکنین و بسیار خوشحالم که در این چالش شرکت کردم و با اشتیاق فایلهای شما رو دنبال میکنم🤩🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/24 01:40
      مدت عضویت: 661 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 275 کلمه

      با سلام. عادت من خوردن در هنگام سیری هستش که میخوام خط هایی به اون اضافه کنم چون متنوع و زیباتر میشه و به من آرامش میده و نتیجه در جسمم بوجود میاره.
      به نظرم اومد که هر وقتی سیر بودم ولی دلم خواست چیزی بخورم، مثلا نیم ساعت یا یک ساعت که بازهم سیر هستم اقدام کنم و خط صبر رو به عادت خودم اضافه کنم.
      یا اینکه نوع ماده غذایی که معمولا شیرینی جات هست رو تغییر بدم و خط تنوع رو به عادتم اضافه کنم اگر خواستم شیرینی بخورم انتخاب کنم که مثلا یک میوه ترش بخورم.
      راه حل دیگه که به ذهنم رسید میزان اون ماده غذایی هستش که انتخاب کنم یک مقدارش رو نخورم و خط قناعت رو اضافه کنم و لذت ببرم که همه ی اون خوراکی رو وارد بدنم نکردم اما در عین حال عادتم رو هم انجام دادم اما اینبار با حالتی متفاوت و جالب.
      یک روش دیگه که به ذهنم اومد جایزه دادن به خودگ و تشویق کردن خودم بعد از هربار انجام عادت به همراه یک تغییر یا همون خط جدید باشه.

      من تغییری که کردم از ابتدای این چالش اینه که دیگه بعد از انجام عادت احساس بدی ندارم یعنی اون لحظه اصلا متوجه نمیشم و بعدش که یادم میوفته اا من باز سیر بودم ولی غدا خوردم دیگه احساس پشیمانی ندارم. در واقع هیچ احساسی ندارم نسبت به این رفتار و خودم رو دیگه سرزنش نمیکنم. میگم خب عادته دیگه اسمش روشه باید تکرار بشه.
      احساس میکنم در مسیرم هستم و درست دارم قدم برمیدارم و مراحل بعدی دوست شدن و دوست داشتن عادتم هستش و ایجاد خط های زیبا برای بهتر کردن این عادت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/24 00:03
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام به همه
      من امروز نصف یک برش کیک رو با قهوه خوردم و باقیشو گذاشتم خاطره خوش از خوردن برام بمونه
      برای اینکه وقتی در جمع خانواده و خواهر هایم هستم بیشتر مصرف نکنم چالش انتخاب یک نوع غذا رو انتخاب کردم و اینکه من همیشه دو بار غذا میکشم وقتی تو جمع هستم ولی مقدار کم، تصمیم گرفتم فقط یک بار بکشم
      برای تند خوردن هم چیزی که به ذهنم رسید اینه غذای شوهرم حد اقل 5 برابر منه البته لاغره، خب این باعث میشد من غذام زودتر تموم بشه تصمیم گرفتم غذامو با شوهرم تموم کنم این باعث میشه آروم بخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/05/23 23:53
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      همونطور که نظر بقیه دوستان و خوندم من قبلا عادت داشتم صبح که سرم و از خواب بلند می کنم حتما صبحونه بخورم یعنی صبر نمی کردم واسه کسی یه جا خونده بودم که تا نیم ساعت یه ساعت بعد از بلند شدن اگه چیزی نخوره آدم متابولیسمش کند می شه خدا رو شکر که با دوره این باور از بین رفت و من الان می تونم منتظر بشم یه خورده جمعه جور کنم و کارام و بکنم بعد صبحونه بخورم!
      یکی از بچه ها راجع به ریزه خواری نوشته بود که منم الان همین کار و دارم می کنم اگه ریزه خواری می کنم خیلی مقدارش کمه قبلا خیلی مقدارش زیاد بود و به دفعات زیاد !
      قبلا من عادت داشتم بالافاصله بعد از غذا باید چایی سبز می خوردم سریع ولی الان اینطوری نیست چایی معمولی یا قهوه می خورم ولی زمان خاصی نداره که حتما تا غذام تموم شد!
      عادت داشتم با غذا سالاد سبزی ماست چند تا چاشنی می خوردم ولی الان اینطور نیست!
      شکلات که دم دستم بود راه و نیمراه می خوردم ولی الان نه !
      یکی هم دیگه الان با کسی کلکل نمی کنم قبلا ها می کردم الان هر کی هر چی می گه هیچی نمی گم
      قبلا به گل و گیاه علاقه نداشتم همه چی رو خشک می کردم ولی الان باهاشون حرف می زنم و خیلی دوست دارم روزهایی که توی خونه ام وقتم و توی حیاط بگذرونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 23:15
      مدت عضویت: 777 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی
      به به واقعااستاد نوشته های شما بسیار عالیو اموزنده هستند وگفته های شما شور اشتیاق زیادی در روح وجسماایجاد میکنند واقعا لذت بخش و هیجان انگیز هست از شما نهایت تشکر وقدر دانی رو دارم که بدون هیچ چشم داشتی مارو دعوت به این چالش خیلی خیلی خاص کردید واقعا اطلاعات شما ارزشمند هستند با شور واشتیاق پیش به سوی خواسته ها
      اولین این که عادت پر خوری رو من انتخاب کرده بودم از همین حالا سعی میکنم یه مقدار از اون حجمی که مصرف میکنم کمتر باشه یا نوشینی که مصرف میکنم یک استکان باشه در طول روز کمتر میان وعده بخورم و اگه یک بسته بیسکوییت میخورم نصفش کنم یا یک ساندویچ میخورم نصفش کنم یا یک سوم از اون رو نخورم یا و راه راه هارو بیشتر کنم به قول استاد بیشتر ادم های چاق در طول روز ۹۰درصد فکر خوردن و کنترول کردن غذاها باچشم گفتگوهای ذهنی هستن واموزش لاغری با ذهن تنها ترین وبهترین روش هست که من اون رو دریافتم استاد شما تکرار نشدنی هستید هم شما هم گفته ها ونوشته هایتون وهم ایده هاتون سپاس از شما استاد مهربان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/05/23 19:00
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام وقت همگی بخیر
      من یکی از عادتهایی ک برای این دوره درنظر گرفتم پرخوریه ودر حال حاضر چند روزی ک باهم دوستیم
      وبرای من قابل احترامه چون این عادت را خودم با لذت ایجاد کردم وتوی خیلی از شرایط کمکم کرده وخلاصه کلی با من هم نشینی کرده اما حالا تصمیم گرفتیم ی کمی تغییر در اون ایجاد کنیم ک هم ذهن م راضی باشه وهم من ب هدفم نزدیکتر بشم ب خاطر این تصمیم گرفتم ک
      از امروز ی مقداری از حجم اون چیزهایی ک میخورم را کمتر کنم مثلا ب جای چند تا بیسگویت دوتا استفاده کنم
      ب جای چندتا میوه در روز دو عدد بیشتر استفاده نکنم
      ب جای ی بشقاب پر پلو نصف کفگیر کمتر مصرف کنم
      ب جای نون معمولی گاهی اوقات نون جو مصرف کنم

      باید سعی کنم درعین ارامش هواسم ب هدفم باشه
      منکه خیلی این چالش دوست دارم ولذت میبرم
      استاد ب خاطر این چالش ازتون سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 15:40
      مدت عضویت: 759 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام استاد و دوستان عزیز من فکر می کنم با این روش بشه خیلی از عادتامون تغییر بدیم مثلا به جای اینکه دو قاشق شکر بریزیم تو چایی یه قاشق بریزیم یا مقدار مصرف روغنمون کمتر از قبل کنیم یا از غذایی که تو بشقاب کشیدیم دو سه قاشقش رو نخوریم یا میتو نیم خیلی از خوراکی ها رو جایگزین کنیم وعادت من که وقتی سیر هستم بازم یه سری چیزا می خورم اینجوری تغییر میدم که هر چیز خواستم بخورم یه بخشی از اون رو بزار برای یه زمان دیگه امیدوارم بتونم موفق بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 14:49
      مدت عضویت: 740 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      وقت بخیر به دوستان هم قدمم واستاد عطار روشن
      خوشحالم در این مسیر سبز وزیبا قرار گرفتم و ۸ ماهه بصورت مداوم در حال گوش دادن ویس ها،نوشتن و خوندن کامنتها هستم و جسم و ذهنمو هماهنگ میکنم در راستای هدفم و اینکارو با علاقه انجام میدم و الویت زندگیم انجام تمرینات
      ذهنیمه
      تند غذا خوردن،،خوردن بعضی مواقع کرانچی،بیسکویت،کیک ،،خوردن چند مدل غذا با هم، که عاشقشم ،خوردن نوشیدنی با غذا اینها عادت های منه که میخوام دوزشونو کمتر کنم ،البته زیاد هم انجامشون نمیدم ولی بازم میخوام کمتر بشه

      چند روز پیش که صندلی تراسمو بردم که بشینم فایل گوش بدم و همیشه یه چابی یا قهوه یا میوه توی تراس میخورم ،یدفعه به ذهنم رسید که ۱ساعت دیگه قهوه بخورم که روی عادتم عمل نکرده باشم ،میتونم حین غذا خوردن چندین بار آگاهانه سرعت خوردنمو کمتر کنم، در تنوع غذایی میتونم فقط ۲مدل غذارو حذف کنم،خیلی وقته غروب ها چای وقهوه مو بدون خوراکی شیرین خوردم و اون هیجانم کمتر شده ،در حین خوردن هر خوراکی چه غذا باشه چه میوه و تنقلات ،هر زمان سیر شدم دیگه ادامه ندادم واز این بابت راضی م از خودم
      میتونم تعداد وحجم مواد خوراکیو کمتر کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 14:29
      مدت عضویت: 817 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      سلام به دوستان متناسب روزتون خوش
      استادبزرگوار از فایل متنی استفاده زیادی بردم واطلاعات زیادی بهم داد اگرچه خیلی از این مطالب توی فایل های صوتی بودن ولی خوندشون مثل مرور دوباره برای من بود. از مثال آشپزی بسیار لذت بردم واقعا همینطوره آگاهی هایی که به ذهن میدیم را وقتی با هم ترکیب می کنیم ومی تونیم بین ذهن وجسممون هماهنگی های زیادی به وجود بیاریم.
      عادتی که قراره تغییرش بدم اینه که عادت تند خوردن غذامو ازبین ببرم و الان میخوام اونو با مواردی ترکیب کنم موردی که به نظرم رسید اینه که هنگام چیدن سفره غذا بعضی چیزا رو روی سفره نیارم و وسط غذا خوردن بلندبشم مثلا نمکدون بیارم یا یک لیوان آب یا…
      این وقفه به من یادآوری می کنه که حواسم باشه سرعت غذا خوردنمو پائین بیارم. برای این مشکل فعلا این مورد به نظرم رسید. اما برای عادت های دیگر خیلی مورد به نظرم رسید مثلا من همیشه عادت داشتم چای را با چندتا شکلات یاکاکائو می خوردم ولی از وسط های دوره گاهی نصف چای را بدون شکلات وگاهی حتی بدون شکلات می خورم.
      عادت داشتم حتما عصرها میوه یا بستنی بخورم ولی تموم این عادت ها را تونستم با دوره لاغری ذهنی وترک ریزه خواری کنار بزارم حالا هم اطمینان دارم می تونم توی این چالش زیبا عادت سریع خوردن غذامو ترک کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 11:54
      مدت عضویت: 661 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 309 کلمه

      سلام دوستان عزیزم روزتون بخیر
      یادمه کتابی خونده بودم قبل ها که در این کتاب توضیح داده بود که وقتی یک عادت در فرد ایجاد میشه بر اساس آن عادت نورون هایی در مغز به وجود میاد و در واقع یک مسیر ایجاد میشه حالا هر چقدر که این عادت بیشتر تکرار بشه مثل اینکه عرض این مسیر و یا خیابان بیشتر میشه و کم کم ممکنه عادت به یک شاهراه تبدیل بشه بنابراین خیلی خوبه که ما این آگاهی را داشته باشیم که وقتی یک عادت مضر و آسیب زننده در ما در حال شکل گرفتن است خیلی زود متوجه بشیم و تا زمانی که این مسیر یک راه باریک هست فکری به حالش بکنیم. در همان کتاب نوشته شده بود که شما برای تغییر در عادت نمی توانید آن را از بین ببرید بلکه باید در آن تغییراتی ایجاد کنید در واقع نورون ها و مسیرهای جدیدی به مسیر قبلی اضافه کنید البته من موقع خوندن این کتاب یک جور حس انکار نسبت به این موضوع پیدا کردم و نمیخواستم باور کنم که این موضوع صحت داره اما از آنجایی که گفته های استاد برای من سندیت زیادی دارند من حالا به این نتیجه رسیدم که نباید با آن عادت ریزه خواری خودم بجنگم و باید با اون از در صلح وارد بشم و شاخه های جدیدی به آن اضافه کنم تا از حالت آسیب زننده خارج بشه.
      عادتی که من برای این چالش درنظرگرفتن عادت ریز خواری هست از وقتی این ویس رو شنیدم دارم فکر می کنم چه چیزهایی باید به عادت هم اضافه کنم؟ به نظرم اومد که هر بار که خواستم ریزه‌خواری کنم مقداری کمتر از مواد غذایی رو بردارم .اما دوست دارم استاد و دوستان عزیزم اگر پیشنهاد دیگه ای غیر از این برای تغییر در عادت ریزه خواری در من به ذهنشون میرسه منو راهنمایی کنند.
      امیدوارم همگی موفق باشید و ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        پونه عدل تهرانی
        1399/05/23 23:41
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        دقیقا منم همین رفتار شما رو دارم انجام می دم موقع ریزه خواری قبلا خیلی مقدار زیاد می خوردم الان یه ذره خیلی کم می خورم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/24 03:40
        مدت عضویت: 802 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        من هم دقیقا همین کار را کردم و جواب داده .اصلا خودم را اذیت نمیکنم خیلی کم میخورم و روز به روز کمتر میشه وخیلی وقتها هم از انجام ندادنش بیشتر لذت میبرم و اون موقها که حسش عالیه وقتی نمیخوری.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/23 11:51
      مدت عضویت: 808 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان خدارو شکر هزاران بار شکر میکنم که یکسال هست با سایت شما اشنا شدم استاد من عادت به تنقلات خوردن رو بعد از سرکار میخواهم با این روش تغییر بدم در این قسمت چالش میخوام اون مقدار از تنقلاتی که ارزش غذایی مضر داشتن رو خیلی کم کنم و جاش میوه رو جایگزین کنم انشاله برای همیشه موفق بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سعیده معتمدی
      1399/05/23 11:02
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      سلام
      تصمیم گرفتم وقتی که احساس گرسنگی نمیکنم ولی دلم میخواد چیزی بخورم بجای غذا یا چیز های پرکالری یک لیوان آب یا چای یا قهوه بخورم و از اون نوشیدنی لذت ببرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم