ورود / ثبت نام
0

ترکیب احساس با رفتار جدید (قسمت هفتم)

نقش احساس سیری در لاغر شدن
اندازه متن

لاغر شدن از تکرار افکار و رفتاری که در شما احساس لاغر شدن ایجاد می کند حاصل می شود.

هر تغییری از گام های کوچک شروع شده است.

هر موفقیتی از تغییرات کوچک آغاز شده است.

هر مسیر طولانی با برداشتن گام های کوچک طی شده است.

و زندگی ما از سپری کردن روزهایی که زنده بوده ایم شکل گرفته است.

چند روز دیگر تولد 40 سالگی من در این دنیای فیزیکی است.

40 عددی دو رقمی است که از بیش از 14.600 روز تشکیل شده است.

آنچه امروز هستم حاصل زندگی کردن در این چهارده هزار و ششصد روز است.

چاق شدن نتیجه زندگی کردن روزهایی زیادی است که افکار، رفتار و احساس چاق شدن داشته ایم.

نکته جالب توجه این است که ما خاطره چندانی از روزهایی که تازه مسیر چاق شدن را شروع کرده ایم در ذهن نداریم.

چرا؟

چون تغییرات کوچک برای ذهن ما اهمیتی ندارد. به این دلیل که از تغییرات کوچک احساس خاصی در ما ایجاد نمی شود.

ما از زمانی متوجه چاقی خود شدیم که تفاوت را احساس کردیم.

لباس های ما تنگ شده بود، جسم ما تغییر کرده بود و حرف های اطرافیان درباره چاق شدن خود را می شنیدیم.

در واقع ما زمانی متوجه چاقی شدیم که نتیجه آن همه روزهایی که در مسیر چاقی حرکت کرده بودیم مشخص شده بود.

سختی ماجرای تغییر کردن این است که تغییراتی که به صورت ناآگاهانه در ما شروع می شود و ما هر روز یک قدم در آن مسیر حرکت می کنیم برای ما قابل توجه یا شناسایی نیست تا زمانی که نتیجه آن را تجربه کنیم.

در واقع بی خیال مسیر تغییر هستیم و اهمیتی به تغییرات کوچک افکار و رفتار خود نمی دهیم تا اینکه با نتیجه روبرو می شویم.

و این روند به این دلیل است که ما آگاهانه تصمیم به تغییر نگرفته ایم.

اما زمانی که از تغییرات ناآگاهانه خود متعجب شده و در رنج و سختی قرار می گیریم و به صورت آگاهانه تصمیم قاطع برای تغییر شرایط و وضعیت خود می گیریم هر روز انتظار تغییرات بزرگ و رسیدن به نتیجه نهایی را داریم.

این چالشی است که بسیار از افراد را به سمت شکست خوردن هدایت می کند.

بارها درنوشته های شرکت کننده ها درباره عجله داشتن آنها برای لاغر شدن خوانده ام. عجله ای که باعث نادیده گرفتن تغییرات کوچک و انتظار برای رسیدن به نتیجه نهایی می شود.

از آنجایی که هر تغییری با سپری کردن گام های کوچک رخ می دهد این افراد از برداشتن گام های کوچک خسته شده و احساس شکست و ناتوانی برای لاغر شدن می کنند و مسیر لاغری را رها می کنند.

این مثال در جنبه های مختلف زندگی صدق می کند و به وضوح می توانید نمونه های آن را در زندگی خود پیدا کنید.

در مثالی مشابه من تا سن 35 سالگی در شرایط سخت شغلی و مالی بودم.

آن شرایط حاصل 35 سال ساخته شدن فرمول های ذهنی من و زندگی کردن بر اساس آن آموزش ها بود.

به لطف خدا با قدرت ذهن آشنا شدم و قصد کردم شرایط زندگی ام را تغییر دهم.

عجله برای تغییر کردن باعث شد در همان سال اول و دوم بارها احساس شکست و ناامیدی به من دست.

چرا که انتظار موفقیت و تجربه ثروت و خوشبختی و سایر شرایط در زمان خیلی کوتاه را داشتم و این انتظار سبب شده بود که برای تغییرات کوچکی که در زندگی ام ایجاد می شود ارزش و اهیمتی قائل نشوم.

به لطف خدا خیلی زود به این آگاهی رسیدم اگر قصد تغییر دادن زندگی ام را دارم باید همانگونه که 35 سال هر روز بر اساس آن فرمول های اشتباه ذهنی زندگی کرده ام اکنون نیز هر روز بر اساس فرمول های اصلاج شده ذهنی زندگی کنم.

تکرار زندگی بر اساس آگاهی های جدیدی که کسب می کنم مرا به نتایج عالی که انتظارش را دارم می رساند نه عجله کردن برای رسیدن به موفقیت.

این فرمول درمورد لاغری هم صادق است.

اگر نیت لاغر شدن دارید باید همانگونه که مدت ها بدون نیت چاق شدن در مسیر چاقی حرکت کردید و هر روز بدون نگرانی از اینکه پس چرا چاق نشدم؟ زندگی را ادامه دادید تا به نتیجه چاقی جسم خود رسیدید اکنون نیز هر روز بر اساس فرمول های جدید لاغری ذهن خود زندگی کنید و این روند را ادامه دهید تا به نتیجه لاغری جسم خود دست پیدا کنید.

برای رهایی از عجله کردن و ایجاد اشتیاق برای ادامه دادن در مسیر لاغری باید به تغییراتی که در افکار و رفتارتان ایجاد شده است توجه کنید.

آنها را بزرگ و ارزشمند بدانید و برای آن تغییرات به ظاهر کوچک خوشحال و سپاسگزار باشید و مطمئن باشید اگر همین تغییرات کوچک را ادامه دهید و هر روز تکرارشان کنید شما رابه نتیجه بزرگ که لاغر شدن است می رساند.

راهی جز این برای لاغری صحیح و ماندگار نیست.

برای آرام کردن ذهن نجواگر که همواره ما را از نتیجه نگرفتن و موفق شدن می ترساند و امیدمان را کمرنگ می کند باید از قدرت نوشتن و تمرکز بر خواسته ها (لاغری) است استفاده کنیم.

انجام تمرینات به خوبی می تواند شما را در مسیر لاغری با ذهن نگه دارد.

وقتی درباره آنچه آموخته اید، فکر می کنید و می نویسید شما به سادگی افسار ذهن ناآرام خود را گرفته و در مسیر لاغری با ذهن هدایتش می کنید.

به همین دلیل همیشه تاکید بر انجام تمرینات،‌ نوشتن تمرینات و خواندن نوشته های دیگران دارم.

این فرمول ساده اما بسیار تاثیرگذار در آرام کردن ذهن و قرار دادنش در مسیر تغییر کردن است.

زمانی که شما برای مدتی مشغول یادگیری،‌ فکر کردن و نوشتن باشید به مرور این فرمول در ذهن شما به عادت تبدیل می شود و به راحتی شما هر روز با اشتیاق این مراحل را انجام می دهید.

ذهن شما مشتاق تکرار کردن این مراحل شگفتی ساز می شود.

 تغییر کردن با زندگی کردن تمام روزهایی که شما این فرمول را اجرا کنید حاصل می شود.

قدم بعدی و بسیار مهم برای تثبیت فرمول های جدید ادغام کردن احساس با رفتار است.

هر رفتاری در ما احساس ایجاد کند در ذهن ما قابل ذخیره شدن خواهد بود.

تمام رفتارهای چاق کننده ما به این دلیل که در ما احساس خوب ایجاد کرده اند در ذهن ما ذخیره شده و به عادت تبدیل شده اند.

شاید امروز شما از برخی رفتارهای خود راضی نیستید و از تکرار آن احساس بد یا حتی عذاب وجدان داشته باشید اما مطمئن باشید در روزهای اول که این رفتار در شما شکل گرفته است حتما برای باعث شده شما در احساس بهتری قرار بگیرید و به همین دلیل به فرمول ذهنی شما تبدیل شده است.

برای این مرحله از چالش من اینو نخوردم می خواهیم احساس سیری را با رفتار خود ترکیب کنیم.

بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند از جمله خودم احساس سیری را نمی توانیم تشخص دهیم.

نمی دانیم واقعا کی سیر هستیم و کی گرسنه هستیم.

به دلیل اینکه مدت هاست در حال تکرار و تقویت فرمول های اشتباه هستیم نشانه های تشخیص احساس سیری در ما کمرنگ شده است.

به همین دلیل بارها اتفاق افتاده که بعد از خوردن کامل غذا تمایل به خوردن شیرینی یا میوه یا هر چیز دیگری داریم.

این واکنش به دلیل عدم شناخت و توجه ما به احساس سیری است.

احساسی که افراد متناسب آن را به خوبی تشخیص می دهند.

توجه و عمل کردن افراد متناسب به احساس سیری باعث می شود که بارها از اینکه چرا یک فرد متناسب به راحتی میتواند در برابر شیرینی یا کیک یا هر غذایی که ما نمی توانیم از خیر خوردنش بگذریم به راحتی می گذرد و از آن نمی خورد تعجب کرده ایم.

این تفاوت در رفتار یک فرد متناسب با یک فرد چاق در برخورد با مواد غذایی ققط به خاطر شناسایی پیغام و احساس سیری است.

بنابراین از این جلسه سعی خواهیم کرد با ادغام احساس سیری با تغییرات رفتاری خود این فرمول تاثیرگذار را در ذهن خود پررنگ کرده و به مرور از نتایج عمل کردن به آن لذت ببریم.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22681
برچسب ها:
47 نظر در مورد ترکیب احساس با رفتار جدید (قسمت هفتم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/07/24 09:25
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 740 کلمه

      سلام🙂

      دریافت احساس سیری یه مسئله است

      و گفتم جمله میل ندارم یا سیرم هم مسئله دیگه ای هست که همه افراد چاق باهاش درگیرن

      یعنی خود اینکه درک کنیم کی سیر میشیم و پیغام سیری رو درک کنیم خودش یه چالشه برای افراد چاق درحالیکه افراد لاغر خیلی راحت اونو دریافت میکنن

      ما چون در دریافت این پیام مشکل داریم یا تا ته غذامون رو میخوریم یا بدتر از اون اونقدری میخوریم که به خاطر درد شکم و ناتوانی در فرو بردن غذا دست از خوردن میکشیم یعنی باز هم میل داریم و دلمون میخواد بیشتر بخوریم ولی دیگه معده مون ظرفیتش رو نداره و به ناچار از خوردن دست برمیداریم و بدتر از اون اون احساس عذاب وجدان بعد از زیاد خوردن هست که میدونیم زیاد خوردیم و الان دچار حس بد بعد از خوردن شدیم در واقع این مطلب مکمل فایل قبلی هست که به خاطر تنوع طلبی زیاد قدرت رو از خودمون میگیریم و میدیم به مواد غذایی که برای ما تعیین کنن چه مقدار و کدومها رو استفاده کنیم در حالیکه یاد گرفتیم که قدرت دست ما باشه برای انتخاب هم نوع و هم مقدار خوردن…چیزی که از اول خدا در ما قرار داده و میبینیم که نوزادان به محض گرسنگی گریه میکنن و طلب شیر میکنن به محض سیری هم دیگه نمیخورن همون شیر مادر که اینقدر بهش تمایل دارن رو به راحتی دیگه نمیخورن…و این انتخاب و درک پیغام سیری از ابتدای تولد در نوزاد قرار داده شده ولی باز هم با دستکاری والدین و اطرافیان اونم به خاطر باورهای اشتباهشون یا دلسوزیهای بیجا همین درک پیغام سیری هم مختل میشه و بچه ها به مرور غذای بیشتری رو درخواست میدن وهمینه که اینقدر چاقی درسنین کودکی شایع شده…

      خود تمریناتی که داده میشه برای اینکه درک کنیم سیر شدیم و همون موقع از خوردن دست بکشیم خیلی کمک میکنه به اینکه این قدرت رو باز به دست بگیریم و با وجودیکه غذایی که سر سفره هست خیلی باب میلمونه و هنوز هم از اون غذا در بشقابمون مونده دیگه نخوریم واین انتخابمونه بدون هیچ زور و جبری یا بدون هیچ حرص و ولعی ….به راحتی با درک سیری دیگه نمیخوریم و این خیلی احساس قدرتمندی میده…

      قبلا در یکی از فایلها شما تمرین داده بودین که اگه میل ندارین یا سیر هستین از این جمله جادویی میل ندارم استفاده کنین و خودتون انتخاب کنین که تصمیم به خوردن ندارین که همونم خیلی عالیه و قدرت رو به ما برمیگردونه…

      در این فایل تمرین اینه که در عین اینکه درک کرده ایم سیریم از این جمله استفاده کنیم 

      یعنی فقط تکرار جمله میل ندارم به زبان نیست

      بلکه درک احساس سیری است در کنار گفتن این جمله

      خیلی جالبه من اینو مدتهاست انجام میدم و سیر که باشم معمولا چیزی نمیخورم مثل همین دیشب که چون عصرا آجیل و انار و…مصرف کرده بودیم اصلا گرسنه نبودم و شام نخوردم…با اینکه تا ساعت ۱۲ هم بیدار بودم ولی گرسنه نشوم که بخوام شام بخورم البته که هنوزم با وجود سیری گاهی وقتها میخورم ولی نسبت به قبل خیلی کمتر شده و مدتهاست فشار شکم رو تجربه نکردم و همین قدمهای کوچیک در احساس و افکار و رفتار ما است که در نهایت نتیجه رو رقم میزنه…

      واقعا چقدر نوشته های فایل برای من به موقع بود با وجودیکه هر روز سعی میکنم فایلم رو گوش بدم و در این فضا بمونم باز هم زمانهایی میشه که افکارم منو نا امید میکنن و یا میگن که فرقی نکردی اینهمه فایل گوش دادی چه فایده که درکت از فایلها بالا رفته و مدال فنی میگیری لاغر که نشدی بعد از نزدیک به ۲ سال…. یا اینکه اینقدر سرعتت کنده که اصلا به چشم نمیاد…و نوشته های این فایل که درباره عجله کردن بود و برداشتن همین قدمهای کوچیک که منجر به تغییرات بزرگ میشن دوباره حال و احساسم رو عوض کرد و با احساس بهتری و با اطمینان بیشتری تمرینم رو انجام دادم

      واقعا که این ذهن ما همیشه در حال نا امید کردن ما است و تا موقعی که نتیجه نگرفتیم درحال انرژی منفی دادنه که فایده نداره ….کو نتیجه….چی تغییر کرده اینهمه فایل گوش دادی…..

      نتیجه هم که میگیری باز میگه اینکه چیزی نیست بقیه رو ببین هیچ کاری هم نمیکنن اینهمه هم فایل گوش نمیکنن و وقت نمیذارن باز هم از تو جلوترن یا حداقل عقب تر نیستن….و نتیجه مون رو هم بی ارزش و کم اهمیت جلوه میده…

      وتنها راهش اینه که با وجود تمام این نجواها باز هم ادامه بدیم چون راه صحیح رو پیدا کردیم و هر روز کافیه که یه قدم کوچیک برداریم👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/10 22:42
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 30 کلمه

      سلام استاد من انتخاب کرده بودم که بعد صرف غذا دوباره نکشم و قبل دیدن این فایل اتفاقا هر بار که غذا میخوردم میگفتم منکه سیر شدم چرا دوباره بکشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      hassanradin105@gmail.com
      1400/07/07 17:07
      مدت عضویت: 95 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      با سلام 

       

      به نظر من توی این چالش خیلی چیزا یاد گرفتیم، که چطور میتونیم رفتارهامون رو تغییر بدیم ، با عادتها مون آشتی کنیم و باهاشون کنار بیایم و این که اون عادتها بد هم نیستند و ما در شرایطی میتونیم بگیم خیلی هم خوب هستند.

      ولی این قسمت که باید بگیم من سیرم واقعا جالبه چون من خودم به شخصه خیلی وقتها واقعا گرسنه نیستم و فقط تا سفره پهن میشه ،منم میشینه و شروع به خوردن میکنم البته این چند وقت خیلی بهتر شدم ولی بگم کاملا اقرار کردم و به خودم دروغ گفتم.

      این قسمت که بگیم من سیر هستن توی شرایط من خیلی می‌تونه مفید باشه و اگه همین رو بتونم یاد بگیرم کلی برای لاغریم جلو افتادم .

       

      متشکرم استاد 🙏

       

       ،این مطلب رو هم باید بنویسم و به در و دیوار بچسبونم که یادم نره. من سیرم 

      من سیر هستم

      من سیر هستم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/01 17:35
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 263 کلمه

      با سلام 

      منم که یه مدت توی این مسیر آموزشها هستم وهر روز ادامه میدم ترسم از خوردن از بین رفته و بااینکه پیغام سیری و گرسنگی رو دارم میگیرم اما دارم روی رفتارم با مواد غذایی کارمیکنم به این شکل که موقع غذا خوردن احساسمو بهشون خوب میکنم و یهو فکری میاد سرم و کاری رو برخلاف قبلی انجامش میدم که برام هم لذت داره و هم آرامش .

      مثلا الان داشتم خربزه میخوردم مثل روال قبل قاچش کردم البته بزرگ . و احساس کردم چقدربرام نیرو بخش ومفیده و چقدرمزه خوبی داره یهو فکری اومد سرم و اونو قاچ قاچ خیلی ریزکردم و چندتاشو خوردم وسیرشدم .

      من تواین کار رفتارم رو اصلاح نکردم که احساس خوب بگیرم

      بلکه با احساس خوب به خوبیهاش فکر کردم یهو تصمیم به قاچ قاچ ریز ریز گرفتم و چندتا خوردم وسیر شدم .

      اینکه استاد مثال از انواع رفتارها میکنه به این خاطره که دید ما رو وسعت بدن به انواع راهکارها. 

      وگرنه نیومدند با تغییر و آبرنگی کردن رفتارها ما گرسنگی بکشیم و وانمود به سیری بکنیم .

      من اشتباهی بود که وسط راه نزدیک بود انجام بدم . که چرا استاد گفتند تو این دوره خبری از گرسنگی نیست چرا باید نصف بیسکوییت رو نخوریم . چرا باید شام و ناهار رو موقعی که گرسنه هستیم دیرتر بخوریم.

      نه وقتی که احساسمونو به چاقی و رفتارهای چاقی و انواع غذاها خوب کنیم خودبه خود کمی دیرتر گرسنه میشیم . کمی زودتر سیر میشیم . خودبه خود با آرامش وتومانینه غذا میخوریم  و… .و اینها یعنی رفتارهای لاغری  و کم کم در ما تبدیل به عادت میشه و کم کم لاغرمیشیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      yasaminhasanloo76@gmail.com
      1400/04/30 12:33
      مدت عضویت: 227 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 153 کلمه

      به نام خدا 

      سلام استاد عزیز من امروز یک انتخاب رو داشتم که اصلا ناخوداگاه اون رفتارو انجام دادم من در گذشته انتخاب میکردم که حتی سیر هم که شدم باید غذا رو تا اخر تموم کنم حیف میشه ولی الان خیلی عجیبه که برنج رو به اندازه چند قاشق آخرش رو به صورت ناخوداگاه نخوردم و دست خودم نبود خیلی قشنگه  و اینکه من برای که عادت داشتم وقتی حتی احساس سیر بودن هم داشتم برم سر غذا و سفره  که این عادت رو به صورت ناخوداگاه انجام ندادم حتی یه سری رفتار های درست رو ناخوداگاه انجام میدم خیلی جالب و شگفت انگیزه واسم واقعا این مسیر و این که  آخر غذام موند و دیگه نخوردم چون احساس سیر شدن کردم و از غذا دست کشیدم حالا واقعا میفهمم که اون افراد متناسب با رفتار های درست که میگفتن من سیر هستم یعنی چی ممنون از اموزشهای بینظیر شما واقعا عالیه استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 10:15
      مدت عضویت: 453 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 338 کلمه

      به نام خدای مهربانی ها 

       از زمان شروع چالش من اینو نخوردم، با یه صلح دائمی با ریزه خواری رسیدم از قضا که تکرار این عادت هم چقدر کمرنگ شده و چقدر شده که لقمه اضافی در دهانم نمی‌گذارم چون ازش لذتی نمی‌برم درسته هنوز هم احساس سیری مطلق را ندارم یا دیرتر از زمان سیر شدن کامل را احساس میکنم ولی قبل از آن دست از غذا میکشم و یا با حس لذت از غذا خوردن خودم رو هماهنگ میکنم. 

      در ذهن این تصاویر و احساس  با هم هماهنگ است، بنابراین هر تصاویر و رفتاری که در ما احساسی بوجود آورده در ذهن ذخیره شده است، مانند اعتیاد داشتن که یک رفتار جدید همراه یک احساسی خوب به صورت فرمول در ذهن در می آید و بعد از آن فقط تکرار می‌شود که فرد را دلزده می‌کند 

      چون رفتار و عادت ما با احساس ما در ارتباط است باید تعریف جدید برای حالت های احساسی خود  در ذهن ایجاد کنیم

       و به جای جمله من کم میخورم… بگوییم من سیر هستم

      در  چالش من اینو نخوردم  هر روز کمتر به تکرار عادت ریزه خواری وابسته هستم و هر بار که تمایلی به انجام ریزه خواری ندارم این جمله من سیر هستم را با خودم بیان میکنم تا یادآوری شود و بعنوان یک واکنش رفتاری در ذهن ثبت شود و اینقدر تکرار کنیم که بعنوان یک فرمول جدید پذیرفته  و ذخیره شود و با ادغام احساس سیری با تغییرات رفتاری خود این فرمول تاثیرگذار را در ذهن خود پررنگ کرده باشیم. 

      اگر نیت لاغر شدن داریم باید همانگونه که مدت ها بدون نیت چاق شدن در مسیر چاقی حرکت کردیم و هر روز بدون نگرانی از اینکه پس چرا چاق نشدم؟ زندگی را ادامه دادیم، اکنون نیز هر روز بر اساس فرمول های جدید لاغری ذهن خود زندگی کنیم و این روند را ادامه دهیم تا به نتیجه لاغری جسم خود دست پیدا کنیم و  برای تغییرات  کوچک خوشحال و سپاسگزار باشیم و مطمئن باشیم اگر همین تغییرات کوچک را ادامه دهیم و هر روز تکرارشان کنیم ما رابه نتیجه لاغری مان  خواهد رساند. 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 19:15
      مدت عضویت: 347 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 928 کلمه

      سلام و درود همکلاسی 😍

      تکرار افکار و رفتاری که در ما که احساس لاغری ایجاد کند منجر به لاغری می شود .تغییرات از گامهای کوچک شروع می شوند و با تغییرات کوچک موفقیت پدیدار میشه تمام سالهایی که زندگی کردیم تشکیل شدند از روزهایی که ماافکار و رفتاری رو قدم به قدم تکرار کردیم .و خیلی جالبه ما قدم به قدم افکار و رفتاری ناآگاهانه رو تکرار کردیم و قادر به شناسایی مسیر و نتیجه نبودیم تا نتیجه شده چاقی و ما از تفاوتی که در جسممون مشاهده کردیم تازه متوجه افکار و رفتار و مسیر خودمون شدیم چون تغییرات کوچک حسی در ما ایجاد نمی کنه یعنی به مرور سایزمون تغییر کرده لباسهامون تنگ شدند و افرادی با صحبت هاشون ما رو وادار به تفکر کردند و ما تصمیم گرفتیم که شرایط رو تغییر بدیم و افکار و رفتارمون رو عوض کنیم اینبار آگاهانه قدمهای کوچک را با تغییراتی جزئی تکرار می کنیم و بازم جالبه هرروز انتظار تغییرات بزرگ در جسممون داریم و همین باعث عجله ما در مسیرمون میشه و از تکرار و تغییرات کوچک خسته میشیم و شکست می خوریم .بهترین کار برای شوق و انگیزه در این مسیر این هست که برای تغییرات جزئی که در رفتارمون ایجاد شده خوشحال و سپاسگزار باشیم و همانطور که قبلا گفتیم مسیر لاغری همون مسیر چاقی است بنابراین ما مثلا ۳۵سال افکار و رفتاری رو تکرار کردیم هرروز هم نمی گفتیم پس چرا چاق تر نمی شم و به سادگی و با لذت چاق شدیم .درسته از نتیجه احساس رضایتمندی نداشتیم اما حتما از تکرار افکار و رفتارمون احساس خوبی دریافت می کردیم وگرنه مغز باهامون همکاری نمی کرد .

      بهترین کار دیدن و شنیدن و البته فکر کردن و نوشتن فایلهای آموزشی هست که باعث میشه ذهن نجواگر ناامید کننده را ،ما در مسیر لاغری نگه داریم و هدایت کنیم .

      تغییراتی که ما الان این مدت تو رفتارمون ایجاد کردیم و این حس و حال خوب که با رفتارمون به صلح رسیدیم خیلی هم راحت نبوده و ما سالها می خواستیم که اینکارو انجام بدیم و بارها تصمیم می گرفتیم اما برامون سخت و غیرممکن شده بود حتی افرادی که مواد مخدر مصرف می کنند و یا مشروب مصرف می کنند و عادتهایی و اعتیادی به هر نوع رفتاری دارند که خودشون از نتیجه احساس خوبی ندارند بارها خواستند تغییر کنند ولی نتونستند و اولین و مهمترین دلیلش این بوده که نتونستند رفتار رو بپذیرند و با اون رفتار آشتی کنند به هر حال هر رفتاری از ما سر زده اولین دفعات  احساس خوبی و لذت بخشی در ما ایجاد کرده و با تکرار اون تبدیل به عادت شده و مغز برای تکرار خیلی خوب همکاری می کنه چون انرژی کمی نیازه  و چون ناآگاهانه بوده زمانی صرف شده تا نتیجه ای حاصل شده که امروز برای ما عادتی شده آزار دهنده ! بنابراین ما می تونیم با اصلاح و تغییر رفتارمون و با تکرارش از همکاری مغز خیلی خوب بهره ببریم و در جهت نتیجه ی رضایت بخش و اشتیاق در مسیرمون استفاده کنیم .اما به لطف خداوند و آموزه های استاد گرامی خیلی به راحتی این تغییرات داره ایجاد میشه و من تونستم این چند روز انتخابهای جدیدی داشته باشم یک سبک دیگه کلا غذا خوردم و حسم خوب بود هر بار لقمه اضافی رو می انداختم سطل آشغال هم با قدرت می گفتم انتخاب می کنم من اینو نخوردم 😇 صلح با رفتارهام تا حدودی منو از سرزنش و قضاوت کردن خودم رها کرده و عالیه .خیلی آرام تر هستم خداروشکر و امروز یک درس جدید گرفتم که احساسم رو با رفتارم ترکیب کنم 😍

      همیشه اون حسی که در ما ایجاد میشه به صورت فرمول ذهنی قوی در ذهن ناخودآگاهمون ذخیره میشه /حسی که از بوی بدن نوزاد متولد شده استشمام می کنیم و یا موسیقی که ما رو به خاطره ای در سالها قبل میبره و دیدن صحنه ای که عشق ❤️را در ما زنده می کنه و ….همه حس هایی هستند که حال و هوای ما رو عوض می کنند .

      اینکه بارها من سیر بودم اما شیرینی و یا میوه ای بلافاصله بعد از غذا استفاده کردم یعنی نقطه سیری رو احساس نمی کنم انقدر که سالهای متوالی رفتارهای تکرار شونده چاقی داشتم احساس سیری در من کمرنگ شده ولی در افراد متناسب اینگونه نیست و اگر حالا یه خوراکی خوشمزه هم ببینند بدون کوچکترین واکنشی می گویند من سیر هستم 👸

      گفتن من سیرم احساس و واکنشی در ما ایجاد می کنه که خیلی قدرتمنده و در واقع اون حس گمشده و کمرنگ شده خودمون رو داریم تقویت می کنیم پس در تغییراتی که ایجاد کردیم اگر قسمتهای اضافه یک کیک رو نخوردیم حتماا به خودمون بگیم و به زبان بیاریم که من سیرم این جمله میتونه حالت تاکید داشته باشه که من الان نیاز به غذا ندارم مخصوصا اگر دیگران به ما چیزی تعارف کنند خیلی میتونه گفتن من سیرم به ما قدرت انتخاب بده البته منم یادمه وقتی خیلی اضافه وزن داشتم و حتی سیر بودم از گفتن جمله من سیرم خجالت می کشیدم و انعکاس اون حس چاقی و سرخوردگی باعث میشد که سریع میزبان می گفت :حالا امروز نمی خواد خونه ما رژیم بگیری بزار خونه خودتون 😓یعنی تو با این اضافه وزن مگه میشه سیر باشی😥

      اگر ما بگیم کم خوردم یا کم کردم ذهن واکنش نشون میده یعنی کلا کلمه ی کم در ذهن ما تعریف دیگری داره بنابراین ما تعریف دیگه ای قرارمیدیم من حق انتخاب دارم یا به اندازه نیاز بدنم مصرف می کنم و یا من سیر هستم .

      الان به ذهنم اومد وقتی تصمیم گرفتم که بیدار بمونم به خودم بگم من سیر خواب هستم باور کن نیاز ندارم بخوابم ‼️😜😇🙏🏻

      لحظه هاتون سرسبز🪴👋

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/12 16:42
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 927 کلمه

      من هر روز انتخاب میکنم چه چیزی بخورم و این فوق العاده هست و این یک تصمیم راحت برای من در گذشته نبوده و اما طی این مدت  که در دوره هستم به خوبی در رفتارم تغییرات دادم و ذهنم داره همکاری میکنه و برنامه ریزی انجام میشه .

      بارها شده با حرف زدن در مورد لیموترش بزاق دهانمان  ترشح  شده و یا با حرف زدن در مورد موضوعی حالمون خوب شده  پس معلوم میشه تصاویر  با احساس هماهنگ هست .

      ما خیلی وقت هست وقتی  که عادت نادرستی رو   داریم  انجام میدیم که   در ما احساس بد به وحود آورده در حالی که اوایلش با انجام   همین رفتار احساس خوب در ما  به وجود  می آمد .در واقع تکرار یه رفتار با احساس خوب در ذهن به صورت فرمول در میاد و اینقدر تکرار میشه  که دیکه این فرد از انجام اون کار خسته هست ولی نمی تونه ترکش کنه  .

       پس  اول باید رابطه ی خوب با اون عادت برقراررکنی و بعد تغییرش بدی 

      پس تعریف جدید برای حالتهای خودتون ایجاد کنید 

      پس نیاییدد بگیم من کمتر خوردم و یا این غذا رو کم کردم   چون  این کلمه ما رو حریص میکنه چون کمتر در ذهن ما یه  تعریفی داره  که هر وقت گفتیم بیشتر خوردیم .

      پس خیلی از ما عادتی رو که چند وقت بود تکرار  میشد حالا تکرار میشه اما با مقدار کمتر یعنی کیک با چایی رو به مرور کم کردم تا حذف شد پس هر وفت خواستی کمتر بخوریم بگو من سیر هستم و این رو به صورت فرمول در بیار و بگو من سیر هستم و هر وقت میل به خوردن ندارید و یا کسی چیزی تعارف کرد بگو من سیر هستم .

      من سیر هستم رو به عنوان یک تعریف حدید در ذهنت ثبت کن و بگو در مقابل تعارفهای بقیه و زمانی که تصمیم به خوردن نداری  پس بگو بارها بگو در مقابل واکنشهای بیرونی و خوب دقت کن  ببین لاغرها راحت میکن سیرم ولی ما سخت تر میگیم .

      پس هر وقت تصمیم گرفتیم این مقدار رو بخوریم بیاییم بگیم من این مقدار رو انتخاب کردم چون سیر هستم و بارها بگو من سیر هستم تا در ذهنت ثبت بشه .

      برداشت من از فایل:

      خیلی عالیه که هر حرفی رو نمیگیم که این ذهن  چموش رو آروم کنیم و حمله نکنه برای خوردن  در واقع ما داریم این ذهن منطقی رو آروم میکنیم که هیچ کمبود و نبودنی و هیچ نخوردنی در  کار نیست تو آرام باش،و هروقت  به غدا نیاز داشتی به اندازه بردار بخور ولی اضافه نخور (چون سیری ) و بارها باید بهش بگیم هیچ رفتار و عادتی در ما که داره بارها تکرار میشه بد نیست اگر نتیجه اش بد هست  دلیل نمیشه  که خود اون رفتار بد باشه قطعا در ما لدتی ایجاد کرده که بارها تکرارش کردیم پس باید  با اون رفتاری که بارها داریم تکرارش میکنیم در صلح باشیم که خوبه و هیچ ایرادی نداره و فقط ما میخواییم یک تغییر کوچک  در اون ایجاد کنیم  برای تنوع  چون ما انسان هستیم و قدرت انتخاب داریم  پس از این به بعد میتونیم اتتخابهای جدید داشته باشیم  و ما  اصلا نمیخواهیم  که اون عادتها رو حذف کنیم  پس از این به بعد ما انتخابهای جدید داریم و دیگه به راحتی هر غدایی رو به هر مقداری در هر زمانی که دوست داریم میخوریم و خیلی این کار به ما قدرت میدهد که ما میتونیمم تغییر کنیم  پس از قدم های کوچک این تغییرات رو شروع میکنیم مثلا هر روز یه لقمه یا دو لقمه بیشتر از سیری بخور و دست از خوردن بکش و به مرور کمترش کن تا دیگه هیچ لقمه ی اصافی نداشته باشیم و اما نباید بیاییم بگیم که من فلان موقع این چند چیز رو نخوردم چون با این اشاره کردن به نخوردنها ذهن حریص تر میشه و ما را وادار به خوردن میکنه نه بگو سیر بودم و نخو استم   بخورم یا هر وقت کسی چیزی تعارف کرد که قصد خوردن نداشتی  بگو من سیر هستم   و این  تعریف جدید در ذهن برای  کم خوردنهای خودت که تصمیم داری نخوری عالی هست و خیلی بهتر با ما همکاری میکنه .

      پس در صلح باش  با عادت همیشگی 

      به جای  اینکه بگی من اشتها دارم بگو من قدرت انتخاب دارم 

      به جای اینکه  بگی من این غذا رو امروز  نخوردم و یا امروز کمتر خوردم و کلا هر  تصمیمی که برای   نخوردن داری   بگو  من سیر هستم تا ذهنت راحت تر همکاری کنه 

      (پس من در هر وعده به محض،گرفتن پیغام سیری در حالی که هنوز  میل به خوردن هست به ذهنم میگم من سیرم و دیگه خوردن رو ادامه نمیدم تا تبدیل به فرمول بشه ممکنه روز اول  دو  لقمه اصافه بخورم و روز بعد  یک لقمه اصافه بخورم و روز بعد   اصلا   اضافه نخورم .

      هر وقت در مکانی بودم که تحریک به خوردن شدم به هر طریقی در حالی که کاملا سیر هستم میتونم  یه لیوان اب بخورم و بگم من سیرم که این هوس  و تحریک به خوردن بخوابه و یا  اگر ذهن همکاری نکرد در حد مزه چشی باشه  بگم اخه سیرم و ادامه ندم خوردنم رو .

       

      هر وقت در جایی بودم مثل مهمانی و یا خانه مادرم و یا دور همی و یا تفریحی و …و  بقیه خیلی تعارف کردن بخور و من واقعا سیر بودم در مقابل تعارف و اصرارهای بقیه من میگم من سیر هستم و به خوردن مشعول نمیشم .

      من باید به جای کمتر خوردنهام بگم به ذهنم چون سیرم اضافه نمیخورم چون سیرم نمیخورم چون سیرم با چایی کلی شیرینی نمیخوام  و هر وقت در وعده ای نیاز نداشتم و پیعام سیری رو گرفتم اضافه  بر نمیدارم چون سیرم .)

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام بهرامیان
      1400/01/08 19:35
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 525 کلمه

      سلام خدمت دوستان گل واستاد عزیز. گام هفتم چالش. ترکیب احساس با رفتار جدید. دوستان یه تجربه از عملکرد خودم بهتون بگم. اونم اینکه من قبلا وقتی غذا می پختم وداشتم می کشبدم تو ظرف وبیارم سرسغره ودرحین آماده کردم غذا همش با خودم می گفتم من امروز نمی خورم یا بابد کم بخورم وهربار می دیدم چندین بار غذا کشیدم وخوردم اما مدتیه وقتی دارم از تو قابلمه غذا می کشم با خودم می گم ببین تو رژیم نیستی تو رژیم نیستی. تو هم از این غذا خواهی خورد اصلا نیازی نیست بترسی نگران نباش تا هر اندازه که رضایت داشتی وسیر شدی بخور باور کنید با این نجواها خیلی عملکردم عالیه در حدی که حتی میلم نمی کشه از غذا بچشم ببینم شوره یا بی نمک. سر سفره هم می بینم عالی عمل کردم بعدشم نه ولعی هست نه اینکه بخوم اضافه بشقاب دخترم رو بخورم یا اینکه دوباره در حین شستن ظرف ها از غذا بردارم وبخورم. قبلا می دیدم همسرم بیشتز اوقات یه قاشق از برنجشو نمی خوره بهش می گفتم چرا بشفابتو اینجوزی می زاری خوب اون یه قاشق چیه می گفت دیگه جا ندارم ومن کلی دهنم باز می موند می گفتم چی شد یه فاشق که این حرفهارو نداره والان متوجه می شیم تکرار همین رفتار به ظاهر کوچیک چقدر باعث تناسب اون شده. ونمی زاره چاق بشه. منم مدتهاست حتی شده یه قاشق از غذامو می زارم ومدتی هست چاییمو بی قند یا هر شیرینی می خورم البته از کم شروع کردم وحالا تمام شده وبا خودم می گم این انتخاب منه یه روش جدید حالا که همه با چایی شیرینی می خورن من اینو خودم رسم می کنم وچایی رو خالی خالی می خورم حس خوبیه وقتی این کار رو می کنم واصلا احساس کمبود نمی کنم برا شیرینی. من مدتها منتظر می مونم تا گشنم بشه ولی اصلا کشنم نمی شه. اصلا. دیگه مجبور می شم بشینم سر سفره بخورم غذا رو واز اولش همش به شوهرمو دخترم می گم با اینکه گشنه نیستم حالا یه می خورم همین حرف واقعا باعث می شه با بی میلی غذا بخورم وکمم می خورم. فقط دوست دارم اونقدر قوی بشم تا شکمم قار وقور نکرد ه نخورم. اما همین تغییرات کوچیک رو بزرگ می بینم ومطمعنم یه هویی متوجه می شم چه تاثیر شگرفی رو بدنم گذاشته. پس تا اینحا شد:
      مشخص کردن یه رفتار که انجامش باعث حس بد وعذاب وجدان در ما شده مدتهاست. بعد دلیل آوردن برا اینکه این رفتار خیلی خوبی هاهم برای ما داشته واصلا لذتش باعث شده تکرارش کنیم. بعد دادن تنوع در انتخاب وداشتن یه انتخاب جدید در کنار رفتار گذشتمون. بعد کم کم جایگزین کردن رفتار جدید با رفتار گذشته والبته در صورت تکرار رفتار گذشته حالمون بد نشه وبدونیم این رفتار خودمون هست وخیلی ساله تکرار شده پس زمان می بره تا کامل درست بشه. واینکه. اشتها وجود خارجی نداره. چیری به اسم اشتها ونیروی خارج از ما نیست پس ما اشتهامون زیاد نیست بلکه انتخابمون زیاده. واینکه از این به بعد از کلمه کم خوردم یا همشو نمی خورم یا نمی خورم استفاده نمی کنیم به جاش می گیم سیر هستم وسیر هستم😊ایام به کام روز وروزگارتون خوش🖐️

      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/16 16:05
      مدت عضویت: 279 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 59 کلمه

      با سلام من هربار که آبگوشت میخوردم تیلیت میکردم و تازه اونم با نون میخوردم و بعدش گوشت و سیب زمینی رو هم با نون میخوردم ولی امروز آبگوشت بدون نون خوردم و دیگه سیر شدم گفتم گوشت و سیب زمینی رو نمیتونم بخورم چون سیرم و نخوردم بعد از سر سفره بلند شدم .مرسی از کمکهای استاد عزیزم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/27 17:44
      مدت عضویت: 369 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      درود بر شما استادمهربان ،ممنون از این همه مطالب ارزشمندی که در اختیار ما قرار میدهید ..من امروز خیلی با اراده و اگاهی در مواجه با افکارم برای کشیدن سیگار ،خیلی قاطع گفتم من نیازی به سیگار ندارم و همین جمله باعث شد اون روز رو کلا سیگار نکشم و حس خوب و ارزشمندی دارم و خوشحالم که اشتیاق و ولع من نسبت به طعم های جدید کم شده و روز به زوز آرامش و حس و حالم بهتر میشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/23 09:41
      مدت عضویت: 361 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 166 کلمه

      دیشب شام رو دوست نداشتم و میل به خوردن چیز دیگه هم‌نداشتم و نخوردم و قبل خواب گرسنم بود و رفتم ی شیرینی اوردم بخورم ی نصفه ک خوردم حس کردم ک با همون نصف شیرینی سیر شدم بعد ی نگا ب باقی مونده شیرینی کردم و تو دلم گفتم سیر شدی و بعد دیدم واقعا نمیتونم باقی موندشو بخورم و با همون نصف شیرینی نیاز بدنم رفع شده بود و‌من هیچ علاقه ای ب خوردن بقیش نداشتم و اونو داخل سطل انداختم و قبلنا بود قطعا همشو میخوردم و ب پیام سیری و الهامم هم هیچ توجهی نمیکردم و کلی برا خودم دلیل میاوردم ک تو شام نخوردی الان گشنه ای و خودت خبرنداری 😅و با این دلایل ادامه میدادم ولی الان ب بدن خودم اعتماد میکنم و میدونم ک هر وقت خودش نیاز داشته باشه آلارم میده و نیازی نیست ک من ب زور آشغال و اضافه واردش کنم و تخریبش کنم و‌مجبورش کنم ک کلی ب فشار بیوفته برای هضم اضافه ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/22 09:13
      مدت عضویت: 361 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      سلام خدمت دوستان گرامی
      من سیر هستم
      قبلنا وقتی از این کلمه استفاده میکردم در مقابل با جمله ی «تو ک چیزی نخوردی » برخورد میکردم و این جمله منو ترقیب ب خوردن بیشتر میکرد ک من ک چیزی نخوردم لابد کمتر خوردم و خودم خبر ندارم و همین باعث ادامه میشد ، ولی الان مدتی هست ک وقتی ک به اندازه نیاز بدنم خوردم و پیغام سیر شدن رو دریافت کردم دیگه ادامه نمیدم حتی اگه ی قاشق از غذام ویا ی ذره از خوراکیم مونده باشه ، و در مقابل حرف دیگران ک اون ی ذره رو هم بخور ویا تو ک‌چیزی نخوردی خیلی راحت میگم ک نه ممنون من به اندازه نیازم خوردم و کاملا سیرم و حس خیلی خوبی بهم میده ،احساس رضایت خاصی پیدا میکنم و دیگه اون گفتگوها تو ذهنم نمیاد ک اره لابد کم خوردی ک بقیه میگن یا ی قاشق چیزی نبود ک و …
      خدا رو سپاسگزاری میکنم ک منم در این مسیر هستم و آگاهی هایی زیبایی رو هر روز از فایلاتون دریافت میکنم ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/10 21:30
      مدت عضویت: 692 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه


      (اشتیاق، عمل کردن به آموزشها، توجه به تغییرات)
      .
      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز
      واقعا درسته هر موقع که من به خودم میگفتم کمتر می خورم و یا بسه دیگه نخور انگار ذهنم بدتر لج می کرد و بیشتر تشویق میشدم که بدون گرسنگی غذا بخورم ولی جالبه موقع گوش دادن به فایل داشتم نقشه میکشیدم که برم غذا بخورم و پیش خودم گفتم من سیرم و گرسنه نیستم و واقعا کار ساز بود چون یک ساعت گذشته و من هنوز غذا نخوردم و واقعا گرسنه نشدم .
      دیشب خوبه بابام بودم و مهمون اومده بود از شهرستان و بابام اصرار کرد که برای شام بمونیم و قبول کردم و خواهر و شوهر خواهرم کنار من نشسته بودن پدرم از بیرون غذا گرفته بود من نصف غدام رو خوردم و سیر شدم وخواهرم که رژیم داشت و چند کیلو کم کرده بود به اندازه من خورد ولی شوهر خواهرم که لاغرو متناسبه شاکی بود که غذاش کمه در حالی که به اندازه ما غذا داشت خیلی جالب بود غذای خودش رو که خورد تازه نصف یه پرس دیگه رو هم خورد تا سیر شد و من به خودم افتخار کردم و از خودم خیلی راضی هستم که بدون رژیم و اجبار غذا خوردم و کاملا سیر شدم حتی قبل از شام پدرم چند مدل شیرینی تعارف کرد که اگه قبلا بود من باید از همشون می خوردم ولی فقط دوتا بامیه کوچیک با چایی خوردم و چند تا دونه آجیل و دیگه سیر شدم در حالی که مهمونا از تمام شیرینیا خوردن و تمام آجیل های توی ظرفشون رو تموم کردن و پرس غذاشون رو تا آخرش خوردن در حالی که می گفتن ما شام نمی خوریم و من با تعجب نگاهشون می کردم وپیش خودم گفتم واقعا منم قبلا مثل اونا غذا می خوردم و خیلی خوشحالم که عادتهای غداییم انقدر تغییر کرده و برای خوردن حق انتخاب دارم و پیام سیری رو دریافت می کنم
      خدایا صدهزار مرتبه شکر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/11/08 10:57
      مدت عضویت: 349 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه


      (اشتیاق، استمرار، عمل به آموزشها، توجه به تغییرات)
      .
      سلام استاد…. اول بگم درکنار چالش من اینو نخوردم، امروز چالش من امروز نخوابیدم رو انجام دادم. و اول صبح بعد ازتماشای یه فایل از چالش،از رختخاب بلند شدم و کارهای عقب افتادم رو انجام دادم. و دوباره اومدم سروقت فایل های ارزشمند استاد…. خب چقد من قبلا بااین جمله من سیرم غریبه بودم.. ینی اصلا به زبونم نمیومد. حتی اگه واقعا سیر هم بودم از جمله ی (وااای خیلی خوردم دارم میترکم) استفاده میکردم…. اما خداروشکر الان بااستفاده از اگاهی های جدید، به ذهنم توجه میکنم و قبل از اینکه من اعلام سیری کنم اون به من فرمان سیری میده و من هم فرمان ذهنم رو به زبون میارم و خیلی راحت میگم من سیرم… الان که در مسیر تغییرم، بارها و بارها این جمله تکرار شده و به یه عادت جدید تبدیل شده برام که هرجا باشم، وچیزی برای پزیرایی میزبان میاره، من خیلی راحت فرمان ذهنم رو بزبون میارم و میگم من سیرم…حتی شده میوه یا خوراکی که خودم انتخاب کردم و جایگزین کردم بجای عادت های قبلیم، ب محض سیری، دست از خوردن برداشتم.. این بهترین حسیه که تجربش میکنم… واز روی سیری چیزی نمیخورم… خداروشکر بخاطر این همه تغییرات ذهنی و جسمی و روحی… یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/26 17:54
      مدت عضویت: 359 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      سلام
      من واقعا از تغییرات عادتهای رفتاری و شکل گیری رفتار جدید در این چالش خوشحالم من دیگه کلمه اشتها رو به کار نمیبرم و به جاش انتخاب میکنم و به انتخابهای قبلی ام رنگ جدیدی داده ام و چون اساس این عملکرد از روی محدودیت نیست و بر مبنای حس حوبه پس راحت اون رو انجام میدم
      یادگیری جدید امروز من فرستادن پالس من سیر هستم به مغزم هست از این به بعد جلوی هر تعارفی یا خوردن بیجایی به خودم میگم من سیر هستم و از مکانیزم طبیعی بدنم پیروی میکنم فرستادن این پیام مثبت به ذهنم بدن رو کم کم اماده میکنه که روی ریتم درستش کار کنه و هورمونهای سیری رو در بدنم ترشح کنه من سیر هستم یعنی من تابع قانون درست بدنم هستم و شرایط بیرونی قرار نیست منو از مسیر منحرف کنه من سیر هستم پیامیه به بدن و ذهن من که اون رو در رسیدن به هدف یاری میکنه این پیام رنگ جدیدی به انتخابهای جدیدم هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/06 02:35
      مدت عضویت: 547 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      به نام خدای مهربانم
      جلسه هفتم من اینو نخوردم
      به لطف خدا تا الان تغییراتی به وجود اوردم تویه عادت های قبلیم که سال ها بود نمیدونستم چطوری باید باهاشون مقابله کنم!
      من تا امروز کلی در وضعیت من اینو نخوردم قرار گرفتم …..و اعلام میکنم که من اینو نخوردم ، من دیروز یک سوم نون رو نخوردم و…..
      تبریک میگم به خودم که انقدر خوب دارم عمل میکنم در راه تغییر عادت هام
      *****
      هر رفتار /افکار /تصاویر و هرچیز یکه با احساس در ما همراه باشه به صورت فرمول ذخیره میشه
      مثل عادت هایی که الان داریم در اولین بار از انجام اون رفتار احساس خوبی داشتیم واین به صورت فرمول ذخیره شده و حالا دیگه مهم نیست که از انجام تکرار اون خسته شدیم و یا حس بدی داریم…..
      مثل خاطره هایی که داریم…..که تصاویری هستند با ترکیب احساسمون که ثبت شدن برای همیشه ….
      *****
      (من سیر هستم )
      از این به بعد هروز به خودم یاد آوری میکنم که من سیر هستم
      هر بار که به من تعارف باشه و میل به خوردنشن نداشته باشم میگم که من سیر هستم ….
      هربار که دیگه نخواستم به خوردن ادامه بدم میگم که من سیر هستم ….
      هربار که طبق تغییر عادت هام رفتار کردم به خودم تاکیید میکنم که من سیر هستم
      من سیر هستم
      من سیر هستم
      هروز هر مقداری که نخوردم رو به خودم این رو میگم که من سیر هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/04 04:21
      مدت عضویت: 474 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه


      به نااااامِ خدااااایِ هدایتگر و زیبایی و آسانی.
      سلاااااااام به استادِ موفقم و سلاااام به همه ی هم فرکانسی هایِ عزیزِ لاغری ام👋
      وقتیکه کامنت هایِ بچه هارو میخونم کِیف میکنم.و خیلی آگاهی از کامنتها و دیدگاه ها میگیرم.
      استادِ عزیزم من هر بار که فایلاتونو گوش میکنم و میبینم انگار که یه جاهایی از فایل رو تازه شنیدم و هربار آگاهی هایِ جدید کسب میکنم.خداروشکر.
      واقعا درسته استاد.من دوباره امروز برام یادآوری شد که موفقیتهایِ کوچیکم رو به خودم و به ذهنم یادآوری کنم تا فراموش نکنم که من هستم که دارم قدم برمیدارم و به موفقیت نزدیک میشم.به خودم یادآور باشم که باید از مسیر لذت ببرم نه اینکه فقط حواسم به خطِ پایان باشه و حال رو از دست بدم.
      براوو استاد.واقعا درسته.تغییراتِ کوچک برایِ ذهنِ ما اهمیتی نداره.
      اصلا نباید عجله کنیم.به قولِ استاد چند ساله که داریم با این عادتها زندگی میکنیم و تکرارشون میکنیم و الان عادتهایِ جدیدرو بهشون اضافه میکنیم.اما آرام و آرام.و خبرِ خوب اینه که خیلی زودتر از اون سالهایی که الان داره مارو اذیت میکنه به موفقیت و لاغری میرسیم.چون الان توو مسیرِ لذتِ همیشگی هستیم نه لذتی که قبلا فقط مقطعی بود.
      من هم مثلِ خیلی از دوستانِ عزیزم آرام آرام دارم از مسیر لذت میبرم.
      منی که بیشترِ وقتا طوری غذا میخوردم که انگار دفعه ی اول و آخرمه.و برام فرقی نمیکرد که چی میخورم،فقط میخوردم.اما الان واقعا چیزی رو که دوست ندارم سعی میکنم که نخورم و برایِ خودم ارزش قائل باشم و خودم رو لایقِ بهترین ها بدونم که مصرف کنم.
      منی که با هر چایی چندین قند میخوردم اما الان چند ماهه که هر چایی رو صبر میکنم تا یه کم خنک بشه و با یک عدد قند میخورم.و این باعث شده که از عجله ی من کاسته بشه و صبورتر بشم.
      منی که عشقِ کیک و کلوچه و نوشابه و… داشتم الان انتخاب میکنم که کدوم رو بخورم و چقدر.
      منی که سیری برام معنایِ خفگی داشت،الان بیشترِ وقتا به راحتی سفره رو با حالِ خوب ترک میکنم.این یعنی که من سیرم و بدنم هوشمند آفریده شده.
      منی که هر۲یا ۳ یا ۴ روز یکبار میتونستم دستشویی🙈 برم و اونم به سختی.الان هر روز خیلی راحت بیرون روی دارم.و هر بار بابتش خداروشکر میکنم.
      و در آخر باز هم خداروشکر میکنم و دعاگویِ استادِ گرانقدرم هستم.و همینجا از خدایِ خودم میخوام که کمکم کنه تا به راحتی محصولاتِ استاد رو خریداری کنم و شگفتی سازتر بشم.
      و به خودم معصومه ی عزیزم و تکه ای از روحِ خدا صمیمانه تبریک میگم و آرزویِ موفقیت دارم.
      😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/28 22:49
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      به نام خدا سلام
      استاد عزیزمن خیلی خوب این جمله رایاد گرفته ام واحساس درونی نسبت به این جمله دارم اکثر اوقات سیر هستم وبعضی مواقع از خودم میپرسم که چرا قبلا این احساس خیلی کم برای من به وجود می آمد ولی الان به خوبی این احساس سیری رودرک میکنم واصلا دوست ندارم درحالت سیری چیزی بخورم وخیلی راحت میتونم به خوردن نه بگم حتی بعضی اوقات درزمان گرسنگی میلی به خوردن ندارم و مغزم به من فرمان خوردن نمیده واین یعنی که دوره های شما فوق العاده شگفت انگیزه وبدون شک تاثیر گذار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/19 15:17
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      من عادت ریزه خواری داشتم
      اما امروز که رفتم برای ناهار عدا درست کنم فقط یه لقمه خوردم پای گاز و دیگه نخوردم همونم بدون میل خوردم و به خودم گفتم من سیر هستم و همین جمله باعث یاد آوری شد که زور نخور طبق عادت همیشه که داع و داغ پای گاز خوردی و دیگه نخوردم چون سیر هستم پس من انتخاب کردم یه لقمه ریزه خواری داشته باشم اگه قبلا بود خیلی بیشتر شاید ۴ یا ۵ لقمه میخوردم ولی حالا انتخاب جدیدی داشتم
      و دو روز پیش هم رفتم بیرون در حالی که تازه عدا خورده بودم و کاملا سیر بودم و اونجا داشتن تازه عدا میخوردن و خیلی به من تعارف کردن حتی داخل یه طرف گرفت که بخور و ببین مزه اش رو ولی من گفتم من سیر هستم و نمیتونم و واقعا هم نمیتونستم بخورم و جا نداشتم و اگه میخوردم حالم بد میشد
      ذهن من داره با من همکاری میکنه و این نشون میده که ذهنم داره برنامه ریزی میشه برای لاغری
      پس من هم این عادت ریز ه خواری رو دارم که میتونم تغییرش بدم وبعد از هر بار تکرارش با یه راه جدید حسم خوب باشه پس عادتم تکرار میشه ولی با مقدار کمتر از قبل دقیقا الان من همینطور هستم

      من از اصطلاح من کمتر خوردم دیگه نمیخوام استفاده کنم چون عملا چیزی دیگه میشه و برعکس بیشتر میخوری
      پس بگو من سیر هستم که نشون بده به ذهنت که من برنامه ای برای خوردن ندارم
      من میخوام از این کلمه بیشتر استفاده کنم مثل متناسبها که زیاد و راحت میگن من سیر هستم
      من سیر هستم
      من سیر هستم
      من سیر هستم
      من سیر هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/28 10:34
      مدت عضویت: 776 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      منزل برادرم رفتم الویه داشتند من همیشه یک‌ساندویچ کامل میخوردم . اما اینبار نصف خوردم ووقتی تعارف کردن چرا دیگه نمیخوری گفتم سیر شدم . حتی بعدش شیرینی اوردن و تعارف کردن گفتم من سیرم😃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/27 13:57
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      خیلی این جمله ی سیر هستم حس خوبی به آدم میده وقتی به زبون میارم انگار که الان یه متناسب فوق العاده هستم
      دوست دارم بیشتر از این جمله استفاده کنم
      و انصافا در دورهمی ها و داخل خونه خیلی وقتا ناخوداگاه میگم سیر هستم و تعجب میکنم از خوردن بقیه که چطور الان بعد از عذا این رو میخورن یا خود غدا رو چطور اینقد زیاد میخورن و حتی از فکرش هم حالم بد میشه و من از این جمله ی پر کاربرد زیاد استفاده میکنم اتفاقا در کنار عزیز متناسبی برای شام بودم که در دفعه های پیش موقع شام همیشه هم اون میگفت سیر هستم هم من چون واقعا قبل از عدا از خودم میپرسم سیر یا گرسنه هستم و حواسم به نیاز جسمم هست و اکثر مواقع تا گرسنه نباشم نمیخورم و زمان شام خوردن در اون روز برای من زود بود و من سیر بودم از این جمله ی من سیر هستم استفاده کردم
      و چون من و این متناسب زیاد همدیگه رو میبینیم و اکثر مواقع این جمله ی مشترک رو موقع شام میگیم به طور عجیبی چند روز پیش که هم من و هم اون گفتیم خندش گرفت و گفت چه جالب طبق معمول من و تو سیریم و بقیه گرسنه و من چقدر احساس متناسب بودن کردم که شبیه یه شخص متناسب دارم رفتارمیکنم و من برای یه لحظه به خودم اومدم که خیلی جالبه چقدر با گذشته ام فرق کردم برعکس قبلا که همیشه گرسنه بودم و حرص وولع خوردن داشتم حتی بعصی وقتها که میدونستم دیر شام میدن تو این مکان یا مهمونی یه ته بندی با خوراکی کم کالری میکردم که بتونم تحمل کنم ولی حالا دقیقا بر عکس شده من همیشه سیر هستم و دستور خوردن کمتر شده از طرف مغزم مگر واقعا جسم ام واکنش بده یا حالا نشه تو جمعی نشینم روی سفره که اون مواقع حواسم هست که اصافه وارد جسمم نکنم و قبل از سنگینی و دل درد و … دست بکشم و تحریک نشم به خوردن و با خوردن بقیه من کاری به هیچ کس ندارم و تمام توجهم روی نیاز جسمم هست و لدت تناسب رو از لذت هر خوردنی بالاتر میدونم

      من میخواهم به جای جمله ی کمتر بخورم بگم سیر هستم عالیه عالیه ادامه میدهم با این جمله های ناب از شما استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/20 17:01
      مدت عضویت: 426 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      سلام به استاد گرامی و بقیه من فقط تو یک جمله میگم این رویش بتناسب رسیدن مسل اجی لاترجی میمونه هر وقت تمرینات رو انجام میدم هم رفتارم تغییر میکونه و هم اساس خوبی پیدا می‌کنم اما به مهزی یک روز از خوندن و گوشدادن فایل ها غافل بشم همون آش است و همان کاسه
      او میدوارم که بتونم این راه را ادامه بدم چون میدونم این تنها راهی است که مارا به آرزو مو میرسونه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/17 16:17
      مدت عضویت: 425 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      مثل همیشه فایل عالی بود
      من قصد کمتر خوردن ندارم و فقط میزانی میخورم که سیر بشم حتی اگه یک قاشق توی ظرفم مونده باشه
      شام سالاد الویه داشتیم من قبلا لقمه های بزرگتر از دهنم میگرفتم و بزور میجویدمش. در همون حین میگفتم نکنه چاق شم ولی بازم لقمه لقمه میخوردم. ولی امروز لقمه های کوچیک برداشتم و حین خوردن حواسم رو جمع کردم که یواش یواش بجوم چون هیچ عجله ای نداشتم. کامل جویدم و با اگاهی قورت دادم. بعدش لقمه بعدی رو گرفتم. تقریبا یک قاشق توی ظرف مونده از سالاد که اگه طبق عادت قبلی بودم همون رو سریع لقمه میگرفتم که نمونه. ولی دیدم سیر هستم و نیاز ندارم که بیشتر بخورم و سفره رو با ارامش جمع کردم.
      خیلی حس خوبی بهم داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/12 19:10
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      سلام
      اینمهم جایگزینی عالیه
      به جای اینکه بگم چه چیزی رو کمتر خوردم بگم انتخاب جدیدی داشتم و این رو نخوردم چون سیر هستم چون وقتی کلمه ی کمتر رو استفاده کنیم که من برنج کمتر میخورم یا نون یا میوه یا هله هوله یا هر چی دیگه مغز ما واکنش نشان میده و ولع در ما ایجاد میکنه پس من باید بگم انتخاب جدید داشتم که دیشب در شام نون نخوردم چون میلم نکشید و سیر بودم
      پس باید بگم من سیر هستم اینطور که بگیم دهن ما ارام میشه و ما رو تحریک به خوردن که نمیکنه هیچ باعث همکاری بیشتر با ما هم میشه که من چون سیرم غذای اصافی نمیخورم

      این کلمه ی سیر هستم باید به عنوان فرمول جدید در ذهن ما پدیرفته بشه مثل متناسبها

      پس هر وقت تصمیم گرفتم یه انتخاب جدید داشته باشم در مقدار غدام باید به خودم بگم من سیر هستم
      من دیروز در مهمانی بودم وخیلی عالی رفتار کردم و برخوردم با مواد غذایی مثل متناسب ها بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/11 16:23
      مدت عضویت: 655 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      سلام. من راستش جمله میل ندارم یا سیر هستم رو خاص افراد لاغر و متناسب میدونستم.
      و خجالت می کشیدم حتی زمانی که سیر بودم بگم سیر هستم یا میل ندارم چون فکر میکردم که الان بقیه پیش خودشون میگن این به این چاقی چجوری شده که جا نداره؟ 🤔 😂 خب فشار چاقی بیشتر از جسم روی افکاره دیگه…
      و هروقت جایی یک فرد لاغر میگفت ممنون میل ندارم یا سیرم،منم دلم میخواست که مثل اون باشم ولی وظيفه ی خودم میدونستم که به عنوان یک فرد چاق من سیری ناپذیرم و غده ی میل ندارم رو خدا در بدن من قرار نداده و نتیجه اش هم که مشخصه…

      🌸لاغر شدن از تکرار افکار و رفتاری که در شما احساس لاغر شدن ایجاد می کند حاصل می شود.🌸
      وقتی این جمله رو اول متن این قسمت خوندم خیلی خوشم اومد و چندبار خوندم و حفظ کردم و با خودم تکرار میکنم. بعد که فایل رو گوش دادم، گفتم من که اینهمه سال گفتنِ سیر هستم، رو مخصوص به افراد لاغر میدونستم حالا با تکرار کردن و استفاده کردن ازش احساس لاغری بهم دست میده چون به نظر من فقط افراد لاغر هستند که میتونن خیلی راحت از این جمله استفاده کنند..
      مثل تجربه ی ناهار امروز که وقتی خواستم بشقاب دوم بکشم گفتم حالا من که با این مقدار سیر شدم.. اشکالی نداره که نخورم و خودش یک وضعیت جدید محسوب میشه دیگه و خیلی احساس خوبی بهم دست داد.
      همیشه آرزوم بود در رستوران، در مهمانی، در هیئت ها که میریم، در عروسی ها و… که دور هم جمع میشیم غذا میخوریم در ظرف منم غذا بمونه و تموم نشه.. این رفتار خیلی شیک و رویایی بود برام اما خب با اینکه همیشه تصمیم میگرفتم که حداقل دو قاشق بذارم بمونه اما باز هم موفق نمی‌شدم و تا آخرش میخوردم..
      نمیدونم چجوری.. اما با استفاده از این دوره از یه جایی به بعد زیاد خوردن برام عجیب اومد با اینکه من هیچ تلاش بیرونی نکردم.. و از تغییراتم خیلی خوشحالم و سپاسگزارم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/05 13:58
      مدت عضویت: 512 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      سلام خسته نباشید. من هم دیروز متوجه شدم که کلمه سیر شدم نمی‌خورم رو من هم تاثیر گذاشته. من دیروز خونه مادر شوهرم بود یکم کیک داشتن آوردن تقسیم کردن بین همه ما به هر کدوم از ما یه تیکه کوچیک رسید ومن هم مثل بقیه سهم خودم رو خوردم که در آخر یکم از کیک مونده بود ومادر شوهرم به همه گفت بردارین بخورین ولی هیچ کس نخورد ومن هم نخوردم ولی اگه رفتار قبلا من بود حتما میخوردم و بعدش عذاب وجدان میگرفتم ولی وقتی گفتم سیرم نمی‌خورم خیلی آرامش داشتم. من ازاین بابت خیلی خوشحالم وخدارو شکر میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/24 17:58
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 280 کلمه

      سلام
      من سیر هستم چقدر تکرار این جمله اثر عالی داره که خوب رفتار و انتخاب کنیم
      من همین الان قبل از گوش دادن به این فایل در فریزر رو باز کردم و بستنی سنتی شهرمون رو که خیلی عالیه داخل فریزر داشتم و با قاشق کوچیک چایی خوری اولین قاشق رو خوردم و دومی رو خوردم ولی سریع گفتم به خودم که من سیر هستم پس چرا میخورم و دیگه ادامه ندادم و اصلا دلم نخواست با همون دو قاشق کوچیک لذت بردم و جدیدا خیلی از این صداها رو میشنوم که تو ریزه خواری داری میکنی یا تو که الان سیری چرا میخوری یا اینکه نخور چون زیاده روی هست و حالت بد میشه و یا از همه مهمتر خیلی از طعم ها و مزها و خوراکی ها رو که قبلا دوست داشتم حالا دوست ندارم یا به نظرم مثل قبل خوشمزه نمیاد همین دیروز یه مشت کچیک پفیلا برداشتم انگار مثل قبل برام مزه اش خوب نبود نمیدونم یه تغییراتی هست و حسش میکنم و هر شیرینی رو اصلا نمیخورم چون اگه چیزی خیلی شیرین باشه حالم بد میشه و نمیتونم بخورم

      عبارت من سیر هستم رو من قبلا هم خودم قبل از شنیدن آموزشهای شما در موقیعیت مختلف تکرار میکردم برای خودم و حالا از این به بعد جز آموزشهای من میشه و هر جا بدون دلیل گرسنگی میخواستم بخورم میگم من سیر هستم من سیر هستم من سیر هستم من سیر هستم من سیر هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شراره شيركاني
      1399/06/17 14:04
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      سلام خدمت همه ي دوستان؛ قبلا وقتي ك غذا ميخوردم با لذت ميخوردم و توجهي ب مقدار غذايي ك ميخوردم نداشتم اما وقتي ك غذا تمام ميشد؛ ناراحت و افسرده و عذاب وجدان داشتم در قباله خودم ؛ كلي دري وري ميكفتم ب خودم ك اخه مكه مجبوزي اينقدر بخوري؛ ي غصه و غمي بر من حاكم ميشد و ميكفتم ديكه تكرار نميكنم اما باز يادم ميرفت و تكرار ميكردم؛ اما در اين دوره ي شكفت انكيز خيلي رفتارها در من تغيير كرده خيلي راحتتر غذا ميخورم ب راحتي حق انتخاب ب خودم ميدم ك جي بخورم و جه موقعه بخورم و ب اندازه اي ك بدنم اجازه ميده بخورم؛ اينقدرحسه قشنكيه ك وقتي خودم مديرييت ميكنم خوردنم رو و نميترسم و عذاب وجدان ندارم بعد از وعده ي غذايي ك ميخورم ؛ي اتفاق جالب برام افتاد ديشب ك داشتيم شام ميخورديم دخترم ك ٨ ساله هستش بعد از خوردنه جند قاشق از بشت ميز بلند شد؛ كفتم جرا غذاتو تموم نكردي ؟ كفت مامان منم مثله شما بيام سيري كرفتم از بدنم ؛ منم بدنم و اندامم رو دوست دارم بايد ازش مواظلت بكنم ؛جرا بايد اضافه تر بخورم؟ ؛و تشويقش كردم ؛ب اينكه ادامه بده و ب درستي ذهنش رو هدايت كنه و ب نداي درونش توجه بكنه ؛اينقدررر خوشحال شدم و تعجب كردم ك جي باعث شد ك دخترم هم اين حرف رو بزنه ؛ بعد ك فكر كردم جواب رو در رفتار و كفتاره خودم بيدا كردم ؛ ك تغيير رفتاره من در دخترم هم اثر كذاشته ؛ در صورتي ك دخترم متناسب هست و اندام زيبايي داره با اينكه سنش كم هست؛ بي بردم ك جقدرر حسه لاغر و متناسب شدن قدرت عظيمي داره ك ك حتي روي افكار و ذهن دختره ٨ ساله تاثيير كذاشته ؛احساس عالي دارم و مطمعنم ك ب هدفم ميرسم ؛خدارو واقعا شاكرم ؛ و از استاد مهربونم هم تشكر ميكنم ك من رو راهنمايي ميكنه و ب من ياد ميده ك جطور رفتار كنم و انتخاب بكنم براي رسيدنه ب هدفم تلاش كنم اونم تلاشي ك همراه با لذت و احساس خوب هستش؛

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/06/26 22:29
        مدت عضویت: 475 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        ممنونم استاد گرامی ،من مدت یکماهه که با این سایت آشنا شدم غذام خیلی کم شده ولی من دوست دارم فقط پنج لقمه بخورم و فکر میکنم خوردن فقط پنج لقمه بمن لذت میده الان شاید با هشت لقمه سیر بشم و برای اینکه لقمه آخر رو نخورم نمیدونستم چکار کنم ولی با این راهکار که به خودم بگم سیر شدم میتونم از غذا خوردم لذت ببرم خداروشکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/17 10:47
      مدت عضویت: 656 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      با سلام وعرض ادب💐🌺
      من سیرم؟؟؟؟؟
      بله درست شنیدیم ، هم به خودم ( اول در ذهنم) میگم، بعد اعلام میکنم وبا صدای بلند اقرار میکنم ( به خودم در مقابل باقی مانده غذام ویا تعارف دیگران) . 👌🏻🌺👏👏
      این یعنی انتخاب ، انتخابی که قبلا خودم متعهد شدم که در مقابل منوی متعدد غذایی یا گزینه های روی میز و بیلبوردهای تبلیغاتی ، خودم تصمیم گیرنده باشم وغذا در خدمت من باشد نه من اسیر وبرده خوردن.، 👌🏻
      اعلام سیری ونخوردن چیزی یا ایجاد یک راه در خوردن چیزی با اعلام من سیر شدم ویا من سیر هستم .یعنی انتخاب نخوردن .باز اینجا برگ برنده دست من است که بین خوردن چیزی ویا نخوردن( زائد بر نیاز جسمی، ویا اصلا نخواستن) ، انتخاب میکنم نخوردن را با گفتن:
      من سیر هستم✋🏻
      من سیر شدم ✋🏻
      من سیرم ، ممنون✋🏻
      این یعنی یک کنش مغزی ،(که فرمول ایجاد شده از تکرار یک رفتاری که ابتدائا با احساس عالی همراه بوده ولی تکرار مکرارات آن دیگر هم برایم خسته کننده وهم مضر شده )، که با پذیرفتن و رابطه خوب ایجاد کردن با آن عادت ( عادت خوردن یک اسلایس کیک با چای عصرانه) به جای نخوردن ویا گفتن (من کم خوردم ویا من اونو کم کردم) وایجاد یک راه وکشیدن خطی وسط آن عادت( فرضا نصف کیک را عصرانه با چای خوردن ) آن را کم کم تغییر میدهیم( با هر بار کم کردن ونهایتا نخوردن واعلام سیری به مغزمون) .
      واین این یعنی یک تعریف جدید برای حالت های خودم در ذهنم، وبه این ترتیب با اعلام من سیرم ، واکنشی ( مبنی بر مقاومت نسب به کم خوردن) ایجاد نمیشه وبراحتی میتوانم به آن بند از مفاد میثاق نامه مبنی بر اینکه :
      «من از امروز خوردن را لذت وتفریح نمیدانم وبرای رفع نیاز جسمی ( به محض رفع شدن ، اعلام سیری) غذا میخورم»مقید شوم وبه این ترتیب مثل لاغرها ومتناسب ها، خیلی راحت میگم : « من سیرم» 👌🏻 ومنم ناخواسته در زمره وسرزمین لاغرها راه پیدا کردم بدون اینکه بفهم ، کی؟؟؟ چطوری؟؟😳😳
      این یعنی معجزه وشگفتی این دوره.👏👏👌🏻👌🏻💃💃💃💃💃💃💃💃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/15 20:17
      مدت عضویت: 797 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      با سلام
      من قبل از گذراندن دوره لاغری اصلا با مقوله لاغری از این افق نگاه نکرده بودم و احساس سیری اصلا برام مفهومی نداشت. در این دوره به اهمیتش واقف شدم. الان واقعا برام تعیین کننده هست. اصلا فکر نمیکردم که کلا من بیش از دو سوم خوردن هام با احساس سیری بوده و در واقع در حال خفه کردن خودم بودم. الان هر وقت با این احساس روبرو میشم واقعا احساس خوبیه.
      سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/12 11:16
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام بر استاد عزیز و دوستان خوبم
      احساس سیری کردن خیلی دلنشین و زیباست من حدودا اواسط دوره ورود به سرزمین لاغرها بود که این احساس را تجربه کردم و در آن لحظه از خوشحالی پر در آوردم 😍😊😍
      قبلا وقتیکه فکر میکردم سیر شدم و دست از خوردن می کشیدم چند دقیقه بعد احساس میکردم که اضافه خورده ام و آن سنگینی و پر شدن بیش از حد شکمم مرا اذیت کرده و به من احساس بدی میداد 😟😟😟
      الان وقتی احساس سیری را دریافت میکنم اگر حتی یک لقمه غذا در بشقابم مانده باشد آنرا نمی خورم و دور میریزم اضافه خوری نکردن و سبک بودن به من احساس شادی و نشاط و توانمندی میدهد و البته در مسیر زیبای تناسب فکری به هدفم روز به روز نزدیکتر میشوم 🤲🤲
      خدایا سپاسگزارم استاد عزیزم ممنونم بابت این دوره فوق العاده 🙏🙏👏👏🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/06/11 05:07
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      من امروز از سرکار اومدم از این مرغهای حاضری خریدم و اوردم خونه که بخوریم با نون ساندویچی و پوره ولی همسرم جلسه داشت منتظرش بودم که با هم غذا بخوریم ولی یه خورده قبلش چیز خورردم تا اون اومد من برای خودم یه پایین ران مرغ و گذاشتم با دو تا قاشق پوره و بدون نون ران حرفش خیلی بزرگ بود ولی دو تا لقمه که خوردم یه ذره گذاشتم برا شو هرم دوباره یه ذره دیگه گذاشتم تو اشپزخونه خیلی سیر بودم و امروز فکر کنم دقیقا بعد از این همه وقت متوجه پیغام سیری شدم و به خودم گفتم سیرم دیگه نمی تونم بخورم همینطور هم که قبلا گفته بودین مزه اش هم به دهنم خوب نیومد دیگه مثل قبلا که چیزی بد مزه بود می خوردم ولی امروز نه حدا رو شکر بیشتر وقتا هم اتفاقا من همینو می گم وقتی میرم خونه مامانم اینا تعارف که زیاد می کنن می گم گشنم نیست سیرم …
      و اما اینکه امروز من دو تا جلد موبایل خریدم کی هی عوض کنم مربوط به تمرینات قبلیه حالا اینجا نوشتم !
      و اینکه سفر خوبی داشته باشین به همراه خانواده به سلامتی ایشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/11 01:39
      مدت عضویت: 773 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      سلام سلام
      عالي خيلي شگفت انگيز من سير هستم را با تمام سلولهاي بدنم قبول دارم
      من ناخوداگاه اين كلمه رو چند باري تكرار كردم و وافعا بعد اين كلمه چيزي نخوردم
      امشب جايي دعوت بوديم و من صبحانه خوردم بعد نهار نخوردم چون احساس گرسنگي نداشتم باور كنيد من وقتي به منزل برگشتم به رفتارم توجه كردم من كه نهار نخورده بودم وقتي براي صرف شام رفتم با وجود غذاهاي زياد من فقط برنج با مرغ خوردم و مثل گذشته نبودم كة غذا رو بخورم و نفهمم چه مزةاي ميده حتي لب به خوشتها و سالاد نزدم كمي اب ليموي تازه رىي مرغ ريختم و تمام
      و در همين مهماني كيك خامةاي گذاشته بودن ديگه كات ميكردن براي هر شخصي در پيش دستي ميريختن و ميدادن بهتش منهم كيك رو گرفتم وقتي خواستم بخورم ميلي به خوردن خامه نداشتم من كه عاشق خامه بودم فقط كيك لابلاي خامه رو خوردم كة چند تكه كوچيك بودن و تصميم گرفتم همين رفتار رو دوباره تكرار كنم چون خيلي لذت بخش بود برام

      چند سال پيش دوستي فهميد من عاشق جيگر هستم و هميشه ميخورم توضيحاتي بهم داد كة نخور چون ميگن بده
      من بخاطر خودم نه بلكه بخاطر دخترم از اون به بعد ديگه جيگر نخريدم و وقتي مرغ هم ميگيرم محتويات داخل شكم و گردن و بالهاي مرغ رو براي گربها در ظرفي ميزارم
      امشب به اين تغيير عادت خودم توجه كردم من بخاطر دخترم كة عاشقش هستم از غذاي دست كشيدم كة خيلي دوست داشتم ولي چون تقريبا ٤ سال است من نخوردم ديگه نميتونم بخورم و اصلا فكر كردن بهش حالم رو بد ميكنه
      اين عادت بعلت تكرار نخوردن در من ايجاد شد من مرغ رو بطور كامل حذف نكردم فقط بال و گردن و جيگر رو حذف كردم
      پس اگر ما هر انتخابي براي خوردن داشته باشيم و با توضيحات استاد اين انتخابها در زندگي تكرار شوند جزوي از رفتارهاي جديد ما مي شوند كة ما ناخوداگاه همون رفتار جديد از ما سر ميزند

      امشب من خامه كيك رو نخوردم چون اصلا امادگي براي خوردن انهمه شكر و چربي رو نداشتم اگه همين حالت امشب در لحظه روبرو شدن من با خامه برايم تكرار شود بطور قطع خامه از انتخابهاي من حذف ميشود
      و كلمه من سير هستم را چند باري استفاده كردم و واقعا احساس سيري بيشتري به من داده و باعث شده كة خوراكي كة تعارف شده نخورم
      تمام اينها دست اوردهاي اين دوره شگفت انگيز و چالش پر محتوا است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/06/10 18:44
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 204 کلمه

      با سلام به دوستان واستاد عزیز
      خدا رو شکر من تمرین اینو نخوردم عالی دارم انجام میدم البته که نقصهایی دارم ولی با تمرین وتکرار مداوم اون نقصها برطرف میشه 😊
      گفتن اینکه من سیر هستم از خیلی قبل اون رو انجام میدم در مقابل تعارف دیگران
      این کلمه که من کم میخورم رو خیلی کمتر به کار میبرم چون به نظرم وقتی که میگم من کمتر میخورم این حس رو در من ایجاد میکنه که یعنی اینکه هنوز جا دارم و به اجبار میخوام کمتر بخورم ویه جورایی حس رژیم گرفتن رو در من تداعی میکنه ولی وقتی که میگم من سیر هستم حس میکنم هیچ تمایلی برای خوردن ندارم و واقعا خودم بدون هیچ اجباری با حس خوب نمیخورم
      در طی روزهای گذشته من سعی کردم در مقابل تعارف دیگران ببینم اگر واقعا نیاز دارم وسیر نیستم چیزی بخورم
      واین رو گام خیلی بزرگ وتغییر خیلی خوبی برای خودم میدونم
      من دیروز مهمون بودم وسه نوع میوه مختلف در بشقاب بود ویه دونه هلو خوردم ووقتی با تعارف میزبان مواجه شدم گفتم که سیرم چون تازه نهار خوردم واز این بیشتر جا ندارم واگر بخورم اذیت میشم ومیز بان هم قانع شد 😂
      با تشکر از شما استاد بخاطر چالش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام خوشبخت
      1399/06/10 09:47
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام استاد عزیز ومهربانم! سفر سلامت استاد!آرزو میکنم سفر عالی وزیبایی داشته باشید.حتما از جاهای دیدنی وطبیعت عکس وفیلم بزارید. استاد چقدر از وقتی رفتین تهران خوشگل تر شدین! 😍😊
      کیفیت فایل خیلی عالی بود ممنونم.

      خیلی مطالب ارزشمندی داشت فایل هم متن هم فایل تصویری. ما از کودکی عجله کردن را به بچه ها یاد دادیم زود بزرگ شو برو مدرسه زیاد غذا بخور زود بزرگ شو اینها همه برای کودک عجله کردن را آموزش میدهد.دخترم از الان بهم میگه مامان میخوام زود بزرگ شم کار کنم پول دربیارم هنوز هفت سالشه. عجله کردن رو هم مااز کودکی یاد گرفتیم.

      همسرم چند روز پیش دستگاه جوجه کشی از دوستش امانت گرفته سی تا تخم مرغ گذاشتیم که هچ کنیم من عاشق پرورش جوجه هستم. روزاول که گذاشتیم من همش ذوق دارم زودتر بیست ویک روز تمام بشه جوجه هارو ببینم عجله کردن من باعث نمیشه جوجه ها زودتر از تخم خارج بشن اونا تو بهترین زمان خودشون از تخم در میان در لاغری هم همینطور باید آرام باشم صبور باشم تا ذهنم فرایند لاغری رو یادبگیره وتو جسمم پیاده کنه

      در مورد سیر شدن هم خیلی توضیح عالی بود به جای کم خوردن ومیل ندارم بگیم سیرم یا سیر شدم اینقدر بگیم تا ذهنمون سیری رو یاد بگیره وکم خوردم احساس رژیم رو به ذهن متبادر میکنه یعنی ذهن فکر میکنه به اندازه ی نیاز نخورده وچشمش بازم دنبال غذا میگرده .سیرم یعنی بدنم نیازش همینه به اندازه خورده وغذا نیازش نیس دیگه.

      استاد من دو جلسه چالش را گوش دادم ولی چون دوره تکرار هستم فکر میکنم این فایلهای چالش رو گوش کنم عقب میمونم به نظرتون چالش رو همراه با دوره تکرار انجام بدیم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/10 03:14
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      با درود بی پایان
      اول برایتان سلامتی و سفر خوشی را آرزومندم
      راستش را بخواهید استاداز من به تازگی رفتارهای شگفت انگیزی سر میزند باور بفرمایید در بیشتر موارد من نسبت به مثلا شیرینی که قبلا گفته بودم نمیتوانستم دست رد به سینه اش بزنم این اواخر زیاد تمایلی به خوردنش ندارم برای مثال امروز از یک شیرینی زبان کوچک من فقط شاید دو یا سه سانت آنهم فقط قسمت روی آن که خشک است را توانستم بخورم و بقیه آن در بشقاب ماند که بعدا راهی سطل آشغال شد
      از این قبیل رفتارها که از ناخودآگاهم سر میزند خیلی خوشحال و هیجان زده میشوم
      و در ضمن تازگی من خیلی زود پیام سیری را دریافت میکنم
      باز هم ازشما سپاسگزارم و سفر خوبی را برایتان آرزومندم♥️🌺
      به خدا میسپارمتان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 22:57
      مدت عضویت: 811 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      باسلام
      بعضی روزا که میگم من امروزسیرم و اصلا گرسنه نیستم بعدش همش احساس می کنم که این احساس واقعیم نبوده و حس می کنم دارم دوباره رژیم می گیرم و بعدش پشیمون میشم ما توی دوره یاد گرفتیم که غذا خوردن آدمو چاق نمی کنه بلکه خوردن غذا آدمو چاق می کنه پس به نظرم منظورتون اینه که هرجایی که احساس کنم دارم زیادی میخورم اون موقع هست که باید به خودم بگم من سیرم و اضافه نخورم!!
      به هرحال من تا همینجا هم خیلی روزا میشه که برای بچه هام سفره میندازم و اونا غذا میخورن یا کیک عصرونه ومن اگه میل نداشته باشم راحت نمی خورم و می گفتم میل ندارم ولی ازاین به بعد میگم که من سیرم تابه قول شما این جمله به عنوان یک واکنش رفتاری در ذهنم ثبت بشه وهمیشه بتونم طبق اون عمل کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 21:21
      مدت عضویت: 473 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی و دوستان
      واقعا از این فایل بی نظیر سپاسگزار
      نوشته ای که در سایت قبل از فایل توسط استاد گذاشته شده واقعا مفید و پرباره
      من یکبار از روی اون در دفترم نوشتم
      و بارها اونو خوندم
      از این لحظه یاد گرفتم که بگویم همین مقدار غذا برای من کافیه،همین قدر نیازم هست
      و تکرار من سیرم را فراموش نمیکنم
      به امید روزی که احساس سیری رو از گرسنگی به خوبی مثل افراد متناسب تشخیص دهم البته در کنار امید انجام تمرینات استاد و عمل به آن.
      و در آخر پیشاپیش تولدتون مباااارک
      استاد عزیز سفر به سلامت خوش بگذره بهتون
      شاگرداتونو فراموش نکنید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 19:36
      مدت عضویت: 735 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      سلام به دوستانم واستاد عطارروشن
      من سال ۸۰ قلیون میکشیدم ،اول از یه بیرون رفتن شروع شد و یکبار کشیدن قلیون باعث شد اروم آروم خوشم بیاد،تقریبا تمام اطرافیان من اون زمان قلیون میکشیدن ،یادمه اول صبح که از کلاس زبان برمیگشتم تا نصف شب که بخوابم قلیون به دست بودم،زغال گونی میخریدم ،توتون باکسی میخریدم ،تمام وقت در حال قلیون کشیدن بودیم ، ۷ سال از اون جریان گذشت سال ۸۷ شد و من هدایت شدم که قلیونو برای همیشه ترک کنم ،البته اون زمان از هدایت اطلاع نداشتم و کنترل ذهنو بلد نبودم و شخصیت بسیار منفی نگری داشتم ،،انگار دوست داشتم یه تغییری بکنم ،دکتر دندون پزشکم توصیه کرده بود اگر قلیون بکشی لمینت های دندونت زرد میشه،، توی استخر نفس کم میوردم ، دوست داشتم به همه نشون بدم من با همه فرق دارم ،میخواستم اراده مو به رخشون بکشم ،،،در کمال تعجب و زمانیکه یدفعه ۶تا قلیون روشن میشد و من بین اون آدم ها ،هم پایه شون بودم ،تصمیم گرفتم برای همیشه قلیونو ترک کنم ،خودمم باورم نمیشد ،اطرافیانمم باور نکردن ولی در کمال ناباوری برای همیشه با قلیون و بزم قلیونی ها خداحافظی کردم ،همه فکر میکردن من نمیتونم و من ثابت کردم که میتونم 🙂هر چند اوایل زمانیکه بوی قلیون میشنیدم بسمت بو کشیده میشدم و خاطرات بیشمار خوبی داشتم ولی من اون دورانو با موفقیت گذروندم
      از وقتی من ترک کردم بساط قلیون از خونه ما جمع شد و اطرافیان منهم تقریبا ترک کردن ،،،شاید کار سختی بود ولی من انجامش دادم و اعتماد بنفسم قویتر شد ،،از اون به بعد شخصیت من بسمت دیگه ای رشد کرد

      این روزها هم برای بعضی از عادت هام دارم تو این چالش تمرین میکنم ،خوشبختانه من هر زمانی گرسنه باشم فقط غذا یا خوراکی میخورم و اگر گرسنه نباشم خیلی راحت میگم که سیر هستم ،با گوش دادن به این فایلها بازم برام یادآوری میشه که تنها زمانی خوراکی بخورم که میل داشته باشم
      اجرا کردن تمرینات کوچیک =خلق نتایج بزرگ
      همینطور که عادت ها و رفتارهای ما آرام آرام در ما تزریق شدن باید آرام آرام هم خارج بشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/06/09 17:17
      مدت عضویت: 827 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      سلام استاد
      دقیقا من هر وقت میگم کمتر میخورم همون روز بیشتر گرسنه میشدم وبیشتر میخوردم ولی هر وقت از صبح که بیدار میشم میگم امروز میل زیادی به خوردن ندارم یا سر غذا به خودم میگم امروز سیر هستم غذا کمتر میخورم از امروز انتخاب من غذای مورد نیاز ام زیاد نیست چون من سیر هستم واحتیاج به غذای اضافه ندارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 15:56
      مدت عضویت: 719 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      سلام استاد،اول بگم که با راهنمایی شما فایر فاکس رو نصب کردم و خیلی راحت وارد سایت تناسب فکری میشم و از اموزشها استفاده میکنم،ممنون از شما
      دوم اینکه یه چند روزی بود که ذهن منفی بافم میگفت که اینهمه وقته داری فایل گوش میدی و لاغر نشدی و فایده نداره و…. وجالب اینجاست که هدایت خداوند هم به من میگفت برو فایل چهارم دوره ۱۳ گام رو دوباره گوش کن همون فایلی که شما روی این ترمز کار میکنید و من بالاخره دیروز فایل رو گوش کردم و واقعا قدرت کلمات اون فایل باعث شده که ذهن منفی بافم کمرنگتر شده و هی بهم نمیگه برو خودتو وزن کن،یا سایز کن ببین فرقی کردی یا نه
      سوم اینکه من دیشب بعد از شام به راحتی خودم شیرینی رو برنداشتم و خرما رو انتخاب کردم همون رو هم نصفش رو خوردم و خربزه هم که بعدش تعارف کردم برنداشتم چون واقعا سیر بودم
      امروز صبح هم یه مهمون جوون داشتم و بهش قول تخم مرغ و قرمه داده بودم و سرسفره صبحانه نوشابه بردم و گفتم این غذای سنگین با نوشابه میچسبه حالا میخواد صبحانه باشه و خییییییلی جالب و راحت خودم بعد از صبحانه نوشابه نخوردم و چای رو انتخاب کردم😊
      بعد از صبحانه همسرم از اجیلهای روی میز خوردن و من همراهی نکردم چون واقعا سیر بودم والانم که ساعت ۴ عصر هست هنوز گرسنه نیستم و ناهار امروز کنسل شد😊
      واقعا استاد چه حس خوبی میده نوشتن از همین موفقیتهای کوچیک ،در صورتیکه تا قبل از گوش دادن این فایل و قبل از نوشتن نظرم اصلا به چشمم هم نیومده بودن و خیلی عادی بودن انگار که من که کار خاصی نکردم😏
      قبل از فایل شما داشتم یه فایل تصویری خلاصه از کتاب برتری خفیف میدیدم و دقیقا همین حرفای شما رو تاکید داشت که توی نوشته قبل از فایل نوشته بودین که انتخابهای کوچک لحظه ای ما مثلا خوردن نوشابه دریک وعده ناهار به جای اب مهم نیست که چون قرار نیست فردا ما رو چاق کنه ولی اگه این انتخاب کوچک در طی یکسال انجام بشه تاثیرش در پایان سال چاقی بیشتر هست ولی همین مورد اگه انتخاب یک لیوان آب به جای یک لیوان نوشابه باشه آخر یکسال تناسب بیشتره
      استاد از این به بعد موقع انتخاب در خوردن هر چیزی به احساسم توجه میکنم و اگه سیر هستم میتونم انتخابم رو تغییر بدم به همین آسونی😍😍😍👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 15:40
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,098 کلمه

      سلام .
      تا جاییکه رفتارها به احساس سیری نرسیده بود من داشتم از خوندن نوشته تون لذت میبردم .

      من الان لاغر شدم و دوسال هم هست که لاغر موندم . هروقتم دلم خواسته خوردم و در باقی ساعات هم به خوردن فکر نکردم و هر وقتم میخواستم عذاب وجدان بگیرم میگفتم نوش جونت روزیت بود . اگه میبینی احساست بد شده چون لدت نبردی از خوردنت . اگه بیشتر لذت میبردی الان عذاب وجدان نداشتی .

      اگه احساس عذاب وجدان اومده پس یعنی با احساس بد خوردی .
      با احساس بد غذا رو نخور . هیچ کس نمیخواد تورو محدود کنه . ولع احساس نیازه احساس نبودنه . با این احساس غذا نخور . همه چیز به اندازه ی کافی هست .
      خدا تمام این روزی هارو برای تو قرار داده و منم هرگز نمیخوام اینارو از تو بگیرم .
      تو لیاقتت اینه که از نعمات الهی لذت ببری . جهان برای لذت بردن تو خلق شده .
      وقتی اینطوری میگم کم کم ذهنم از اون مسیر قبلی پایین میاد . به جای اینکه با احساس بد بخوره با احساس لذت میخوره و بعدش هم به جای عذاب وجدان احساس ارامش و شکرگزاری از بهره بردن از این نعمت الهی میاد . چون احساس خوب احساس خوب رو جذب میکنه .

      استاد رفتار ما از فکر و احساس ما سرچشمه می گیره . وقتی احساسمون خوب باشه رفتارمون هم خوب میشه . کاری که احساس خوب در ما ایجاد کنه کدوم کاره ؟ کاری که از احساس خوب سرچشمه گرفته باشه . وقتی ما با صحبتهامون و یا رفتارمون به خودمون احساس محدودیت بدیم ذهن ما رفتار خوب تولید نمیکنه . چون هف ذهن آزادی . ما در پرتو و حمایت آزادی میتونیم رفتار خوب رو خلق کنیم .

      به خدا شما هنوز هم دارید چاقی رو سرزنش می کنید در حالیکه خودتون خلقش کردید . استاد شما شاید با تغییر عادت بتونید احساستون رو خوب کنید ولی قطعا با احساس خوب بهتر میتونید عاداتتون رو تغییر بدید .

      لاغر شدن از تکرار افکار و رفتاری که در شما احساس لاغر شدن ایجاد می کند حاصل می شود.

      این جمله ی شما خیلی فوق العاده بود . ولی کدوم رفتار در ما احساس لاغر شدن ایجاد میکنه .

      به خدا توجه به مواد غذایی توجه به حالتهای خوردن و ….
      اینا همش در جهت چاقیست . شما هنوزم دارید راه چاقی خودتون رو میرید .
      شما با نوشتن این صحبتها میخواین احساس عداب وجدانتون رو کاهش بدید در حالیکه به خدا اگه همین حالا غذای من و شما رو کنار هم بزارن شما خیلی بیشتر از من میخورید . چون توجهتون خیلی بیشتره به مواد غذایی . شما هنوزم غذا رو عامل چاقی خوردتون میدونید . این باور در شما اصلاح نشده . و این باعث میشه توجه شما همچنان روی غذا بمونه . شما هنوزم باور نکردید که هرچقدر بیشتر بخواین خلاف جهت آفرینش حرکت کنید بیشتر گرفتار احساسات بد میشید .
      لذت خوردن از نهاد هیچ کس خارج نمیشه . لذت کنترل رفتار و خوب عمل کردن هم هرگز باعث نمیشه اون لذته جای لدت خوردن رو بگیره . پس جایگزینی برای لذت خوردن نیست .
      این حق دادن به ذهنمون کم کم توجه مارو از مواد غذایی برمیداره . کم کم متوجه میشیم اصلا خیلی وقتها ذهنمون دستور به خوردن نمیده .
      من این رو میخوام که ذهنم دستور به خوردن نده و وقتی هم که بده با لذت میخورم . لاغرم هستم .
      آرامشم دارم . خیلی هم حالم خوبه . ولی به محض اینکه میام و میبینم شما دارید چیز دیگه ای میگید اولش میگم شاید من بد برداشت میکنم اما همینجور که به خوندن ادامه میدم میبینم نه . من و شما از دو روش کاملا متفاوت داریم عمل می کنیم .
      شما از طریق رفتار میخواین احساستون رو خوب کنید . من از طریق احساسم میخوام رفتار خوب خلق کنم .
      این دو روش متفاوت در من احساس بد ایجاد میکنه .

      فکر میکنم استاد از من تجربه اش بیشتره شاید من غلط دارم انجام میدم این احساس بدی که شما با نوشته هاتون در من ایجاد می کنید منو دچار عذاب وجدان میکنه . پس میبینید خوندن نوشته هاتون حال منو خوب نمی کنه . از طرفی چون در درونم به واسطه ی لاغری با ذهن بهتون ایمان آوردم نمیتونم اینجا رو رها کنم .
      البته این به خاطر اینه که فرمول تایید کردن هنوز توی ذهنمه . وقتی شما تاییدم می کنید احساس میکنم کارم درسته پس لاغر میشم ولی وقتی در کلام شما حس تایید نمی گیرم احساسم بد میشه و حس چاقی بهم دست میده .
      در حالیکه من واقعا از طریق خوب کردن احساسم تونستم رفتار عالی از خودم خلق کنم و وقتی احساسم بد میشه رفتار بد ازم سر میزنه
      حالا شما بفرمایید من چیکار کنم ؟
      آیا این راهی که دارم میرم اشتباهه ؟
      اگه درسته پس چرا با کار شما همسو نیست .

      به هر حال یا شما دارید اشتباه می کنید یا من .
      یا من باید خودم رو باور کنم یا شمارو ؟
      یا باید به یه وحدتی برسیم.
      یه کاری میشه کرد . شما که تغییر نمیکنید و هرگز هم راهتون رو تغییر نمیدین . من باید زاویه ی دیدم رو به نوشته هاتون تغییر بدم و اونا طوری که خودم به احساس بهتری برسم بخونم . مثلا با خودم بگم استاد این حرفا و توجه به خوردن رو واسه ی اونایی میگه که هنوزم ولع غذایی و احساس بد دارن . واسه اونایی میگه که هنوزم توجهشون به خوردن های خودشونه و نمیتونند از احساس بد خودشون فاصله بگیرن . واسه اونایی میگه که باور دارن پرخورن و مدام خودشون رو سرزنش می کنند . اسه اونایی میگه که واقعیت گرا هستند نه حقیقت گرا .
      تویی که حقیقت گرایی سخن استاد رو با حقیقت خودت تفسیر کن تا به احساس بهتری برسی . تو خیلی خوبی فاطمه . با سرزنش کردن وارد مسیر چاقی نشو . تو خیلی خوبی که تونستی اینقدر عالی عمل کنی که بعد از دوسال هنوزم راحت در مسیر لاغری هستی . تو خیلی خوب هستی که فکرت از عذاب وجدانها و احساسات بد نسبت به نعمات الهی رها شده . تو خیلی خوب هستی که حال خوب رو داری در خودت جاری می کنی ‌ .
      وقتی باور کنیم که ما همیشه به اندازه میخوریم این فکر در ما تولید احساس خوب می کنه و احساس خوب ما رو به رفتاری هدایت می کنه که احساس خوب بیشتری رو در ما تولید میکنه .

      به نظرم تفاوت ما تفاوت در فرمولهای ذهنیمونه . وگرنه هردو داریم خوب عمل میکنیم که نتیجه میگیریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 15:26
      مدت عضویت: 801 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      من قبلا برای لاغر شدن خیلی عجله داشتم ولی الان ندارم چون این دوره به من آموخت
      خودم را بپزیرم همانگونه که هستم
      و اینکه برای خودم به تناسب برسم نه برای دیگران
      و مزایای چاقی را بررسی کردم و فهمیدم چاق بودن خیلی هم وحشتناک نبود
      وقتی فرمولهای چاقی جایگزین فرمولهای لاغری میکنم خودم رو در همین لحظه متناسب میبینم پس نیازی به لاغر شدن ندارم
      من برای لاغر شدن دارم زندگی عادی انجام میدم متحمل سختی نمیشم مثلا خوردن دارو،دکتر رفتن ،ورزش با دستگاه،یا هزینه زیادی کردن،هزینه دوره هم اول پرداختم و اگر لاغر شدنم صد روز هم طول بکشد فرقی نداره تمام این افکار باعث میشه که دیگه برای لاغر شدن عجله نداشته باشم
      میمونه رویاهایم لاغریم مثل دوچرخه سواری و خریدن لباسهایی که آرزوم که اون هم عجله نیست بلکه اشتیاقی که باعث میشه بهتر تمرینات انجام بدم
      من از اینکه مقداری از کیک یا غذا تو بشقاب همسرم بزارن لذت میبرم خیلی زیاد و وقتی سیر میشم میخوام یک قاشق دیگه بخورم که این کار چند روز انجام نمیدم و از انجام ندادنش لذت میبرم یک دوست لاغر داشتم که با یک قاشق اضافه خودش چاق کرد چون دوست داشت چاق شه و بعد هر بار غذا خوردن یک قاشق اضافه خورد پس منم با حذف اون قاشق اضافه لاغر میشم و قتل میخوام غذایی پر خوری کنم با خودم میگم غذا که چاق نمیکنه تو هر چه قدر بخوای میتونی بخورید این غذاهای مختلف همیشه هست قرار نیست قحطی بیاد و با تکرار و یادآوری این جملات ولعم فروکش میکنه و به راحتی میتونم به اندازه نیازم غذا بخورم اینکه چاقی ارثی نیست و اینکه برای لاغر شدن نیازی به ورزش نیست که کلا بهم بدجور ثابت شده البته دوست دارم گاها برای عملکرد بهتر مفاصلم و گرم کردن بدنم ورزش کنم و اینکه متوجه شدم استعداد عجیبی تو لاغر شدن دارم و بدنم میتونم خیلی به سرعت چربی ها رو کنار بزاره چون دوست داره لاغر شه پاهام و کمرم دوست دارن سبک باشن و ذهنم دوست داره من خوش اندام ببینه تمام سلولهای بدنم لاغری یکپارچه فریاد میزنند کلا استیل من برای لاغری آفریده شده نه چاقی تا حالا هم اشتباهی چاق شده بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/09 14:27
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 357 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خیلی عالیه من دیگه با این چالش یاد گرفتم انتخاب های جدید داشته باشم و به جای اشتها دارم جایگزین کنم انتخاب جدید دارم
      وبه جای میل ندارم بگم سیر هستم
      من سیر هستم
      من سیر هستم
      استاد منم در سفر چند روزه ای هستم که خیلی خوب دارم تو موقعیت جدید خودم رو محک میزنم همیشه تو مسیر مسافرت یه عالمه چیپس و پفک خوردم ولی ایندفعه در حد چند دونه از پفک بچها که داشتن میخوردن خوردم و همیشه از صبحانه ی مفصل خوردن وحشت داشتم ولی حالا خیلی راحت به مقدار مورد نیاز بدون ترس میخورم ویا اینکه دیشب شام فست فودی بودم در حالی که همه تعجب کردن انتخاب کردم شریکی با شوهرم نصف یه پیتزارو بخورم و کاملا سیر شدم در واقع استاد خیلی انتخاب های جدید دارم که همه شون رو بالذت انجام میدهم و خیلی جالبه من خیلی وقت این کار رو میکردم که به خودم میگم من سیر هستم مثلا :
      میخواستم شب برم خونه مادرم بارها برای جلوگیری از ریزه خوای به خودم گفتم تو که سیری داری میری اونجا پس برو برا دیدنشون فقط نه خوردن غدای روی گاز یا هرچی اونجا مواد غدایی دیدی بخوری .
      یا مثال دیگه :
      همین دیشب بود که رفتم فست فودی که خیلی علاقه دارم به پیتزا و همیشه یکی یا حتی بیشتر هم تونستم بخورم ولی چون در مسیر تغییرم دیشب خیلی راحت بارها به خودم گفتم تو که سیری داری میری اونجاو لی چون بچهام در خواست کردن میرم او نجا ولی میتونی سفارش ندی ولی دیدم خیلی اینکار خوب نیست حس رژیم داره بهم دست میده و پس بهتر که شریکی با شوهرم یه دونه سفارش بدیم و واقعا با همون انتخابم راصی و خوشحال و سیر بودم وخیلی لذت بردم از انتخاب های جدیدم

      من قبلا بارها این رفتار رو که به خودم بگم سیر هستم رو انجام دادم به صورت ناآگاهانه ولی حالا که فهمیدم شما هم همین موضوع رو دارین آموزش میدین با جدیت بیشتر ادامه میدم و تکرار میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شراره شيركاني
      1399/06/09 13:57
      مدت عضویت: 804 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      سلام ؛من از وقتي ك فايلهاي روزانه ام كوش ميدم و ياد كرفتم ك جطور رفتار كنم. با مواد غذايي و حق انتخاب با من هست در خوردن يا نخوردن؛ خيلي راضي و خرسندم؛ من ب خوبي مديرييت ميكنم ك جي بخورم؛ جه موقعه بخورم؛ و زماني ك سير هستم هركز جيزي نميخورم ؛فقط مواقعي ك بدنم نياز داره غذا ميخورم ؛ب راحتي بعد از اينكه بيام سيري رو دريافت كردم از باقي مونده غذا ي موجود در بشقابم ميكذرم؛ اطرافيان ميكن ك بخور غذاتو ؛ جرا كم خوردي؛ منم ميكم خوردم ديكه بسه سير شدم ؛🤗 و حتي ب راحتي از خيلي خوراكيهايي ك قبلا عاشقشون بودم ميكذرم ؛امروز صبح زود من با دوستانم ب دريا رفتيم و بعد از شنا كردن احساس كرسنكي شديد در ما ايحاد شد من براي خريد صبحانه ب مك دونالدز رفتم و صبحانه و كافي خريدم؛ دوستانم با ولع ميخوردن؛ اما من ب ارومي ميخوردم يكي از دوستانم كفت ك شيريني بخور كفتم نه ميل ندارم ؛سيرم ؛ دوستم كفت واااي مكه ميشه ادم بياد تفريح جيزي نخوره ؛ من ناخوداكاه جواب دادم ك مكه خوردن تفريح محسوب ميشه؛؟ و مني ك هميشه يك ليوان بزرك كافه ي تلخ ميخوردم؛ مابعد از اينكه ي خورده خوردم بقيشو انداختم سطل زباله؛ دوستم كفت عههه جرا انداختي دور ؛ منم كفتم ميل ندارم ؛ سيرم واقعا ؛دوستم خنديد و كفت خيلي عجيبه ك تو از كافي كذشتي🤗😀 من خيلي از رفتارم خوشحال شدم ك حق انتخاب با من هستش اينقدر ب راحتي تونستم انتخابه خوبي و ب جايي داشته باشم؛ و هرروز بهتر و بهتر بي ميبرم ك لاغر شدن ايانترين كاره دنياست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم