0

می خورم چاق میشم، نمی خورم لاغر نمیشم!

2918 بازدید

در ذهن همه ما خوردن با چاق شدن ارتباط مستقیم دارد. همچنین نخوردن را عامل چاق تر نشدن می دانیم.

اما سوال مهم این است: چه چیزی عامل لاغری است؟

سال های زیادی از عمرم را درگیر اضافه وزن و تلاش برای لاغر شدن بودم. سابقه 35 ساله من در چاقی سبب شد تا تمام جنبه های زندگی من تحت تاثیر آن قرار بگیرد.

در آن سال ها بارها شنیده بودم که خوردن باعث چاقی می شود.

هربار که برای لاغر شدن اقدام می کردم اولین راهکاری که به نظرم می رسید تغییر برنامه غذایی بود.

  • برای مدتی سعی می کردم غذای سرخ کردنی نخورم
  • مقدار نان را به حداقل می رساندم
  • برنج را حداکثر 8 تا 10 قاشق می خوردم
  • بیشتر سعی می کردم با خوردن سالاد و سبزیجات مقداری از وزن و سایز خودم را کم کنم.

هربار که توسط دیگران به خاطر چاقی مورد نصیحت قرار می گرفتم، اولین راهکار آنها این بود که کمتر غذا بخورم و راهکار دوم هر روز یک ساعت ورزش کنم.

کمتر خوردن و بیشتر فعالیت کردن نسخه ای است که بارها برای ما صادر شده است اما نتیجه ای از این نسخه تکراری کسب نکرده ایم.

همیشه برایم سوال بود: چرا غذایی که دیگران را چاق نمی کند به راحتی مرا چاق می کند؟

از طرفی چرا نخوردن های من باعث لاغری من نمی شود! اما بارها از افراد متناسب شنیده بودم که بخاطر فقط دو سه روز بهم خوردن نظم غذا خوردنشان لاغر شده اند.

به این عبارت دقت کنید:

به همان سرعتی که من چاق تر می شدم افراد متناسب لاغر تر می شدند و به همان کندی که من لاغر می شدم آنها به وزن و سایز قبلی خود بر می گشتند.

واقعا چرا؟ چرا این همه تفاوت بین دو انسان باید وجود داشته باشد؟

به لطف خدا با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن به مرور پاسخ همه سوالات و ابهامات ذهنی ام درباره چاقی و لاغری را پیدا کردم و آن چیزی نبود جز قدرت ذهن.

تنها تفاوت من با افراد متناسب در محتویات ذهنی ام بود.

دیدگاه و نگرش من درباره چاقی با افراد متناسب تفاوت داشت و همین عامل کافی بود تا آنها از هر غذایی که دوست دارند می خوردند و همیشه متناسب بودند اما من بارها بخاطر فقط چند تکه خوردن پیتزا چاق تر شده بودم!

شاید شما هم مثل من بارها احساس کرده باشید که بخاطر خوردن فلان غذا چاق تر شده اید.

  • بخاطر یک شب شام خوردن در مهمانی احساس چاق تر شدن کرده اید.
  • بخاطر خوردن یک بستنی یا چند برش پیتزا احساس خطر چاق تر شدن کرده باشید.

آنچه ما احساس می کنیم ارتباطی به ماده غذایی ندارد بلکه بخاطر نگرش و تعریفی است که از آن ماده غذایی در مغز ما ذخیره شده است.

توجه به این نکته بسیار مهم و تاثیرگذار است.

اطلاعات مربوط به مواد غذایی در مغز ما ذخیره شده اند.

هر بار که آن اطلاعات را مرور می کنید و به احساس چاق تر شدن می رسید در واقع تصویری مجازی در ذهن خود ایجاد می کنید که چاق تر شده اید.

همانگونه که یک نقاش با نگاه کردن به یک صحنه آن را روی بوم نقاشی می کند. مغز هم با توجه کردن به آنچه در ذهن نقش می بنند به شکل دادن جسم می پردازد.

به عبارت خیلی ساده تر، اطلاعات مغزی به صورت تصاویر مجازی در ذهن ایجاد می شوند، سپس مغز آن تصاویر را به واقعیت زندگی ما تبدیل می کند.

درک تفاوت بین ذهن و فکر (مغز) سبب می شود تا در مسیر لاغری با ذهن نتیجه عالی کسب کنیم.

رفتارهای ما توسط مغز برنامه ریزی می شود اما مغز تحت تاثیر ذهن است.

به همین دلیل است که اگر ما تصمیم بگیریم تغییری در برنامه غذایی یا مقدار خوردن خود ایجاد کنیم آن تصمیم بعنوان دستوری در مغز ایجاد می شود و سپس به رفتار و عمل ما تبدیل می شود اما این تغییر که به صورت دستی توسط ما اعمال شده است تاثیری بر ذهن ما ندارد و باعث تغییر تصاویر مجازی ذهن ما نمی شود به همین دلیل است که رژیم گرفتن باعث لاغری همیشگی ما نمی شود.

همه ما تجربه رژیم گرفتن را داریم.

در مدت رژیم ما خیلی از مواد غذایی که قبلا می خوردیم را دیگر نمی خوریم اما به همان اندازه که خوردن آن مواد غذایی باعث چاقی ما می شوند نخوردن آنها باعث لاغری ما نمی شود.

علت این تفاوت در عملکرد مواد غذایی در بدن ما به محتویات ذهنی ما درباره خوردن و نخوردن غذاها ارتباط دارد.

در ذهن همه افراد چاق خوردن یک غذا می تواند باعث چاق تر شدن آنها شود. همچنین آنها اعتقاد دارند که نخوردن یک غذا می تواند مانع چاق تر شدن آنها شود.

یعنی در هر دو حالت خوردن و نخوردن توجه و تمرکز روی چاق شدن و نشدن است.

در این بین هیچ ردپا یا اثری از لاغری مشاهده نمی شود.

شاید به ظاهر ما برخی مواد غذایی را نمی خوریم که لاغر شویم اما در واقع هدف ما از نخوردن، چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.

این موضوع را می توان با توجه کردن به دلیل نخوردن های خودمان به راحتی متوجه شویم.

اگر هربار که به هر دلیلی غذایی را نمی خوریم از خودمان سوال می کردیم چرا من این غذا را نمی خورم؟

به وضوح مشخص می شد که تقریبا در همه موارد دلیل ما برای نخوردن هر غذایی ترس از چاق تر شدن بوده است نه لاغر شدن.

فکر اصلی که در پس همه نخوردن های ما وجود دارد چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.

حتی شاید بارها شما تصمیم گرفته اید از طریق اجرای فلان برنامه رژیمی لاغر شوید و اتفاقا به خوبی آن برنامه را اجرا کرده باشید اما به این نکته توجه کنید:

  • دلیل اینکه لیستی از غذاها مجاز برای خوردن تنظیم می شود چیست؟
  • دلیل اینکه مقدار خوردن در هر وعده غذایی با قاشق یا ترازو تعیین می شود چیست؟

به وضوح مشخص است که دلیل اصلی این است که خوردن غذاهای دیگر یا مقدار بیشتر از آنچه تعیین شده است باعث چاق تر شدن ما می شود.

واضح است که در برنامه های رژیمی نیز تمرکز بر روی چاق تر نشدن است.

“دقت کنید”

درست است که برنامه رژیمی تنظیم شده به منظور لاغر شدن است اما از آنجایی که لیست غذاهای مجاز برای خوردن بسیار کمتر از غذاهای غیرمجاز است پس به این معناست که در ذهن ما یا فرد تنظیم کننده برنامه رژیمی احتمال چاق شدن افراد بسیار بیشتر از لاغر شدن آنان است چون تنوع غذاهای چاق کننده به مراتب بیشتر از غذاهای لاغر کننده هستند.

این طرز برخورد و تجربه هایی که ما از تلاش های خود برای لاغر شدن داریم واضح می کند که همواره تمرکز ما بر روی چاقی بوده است و به همین دلیل هیچوقت لاغر نشده ایم.

اهمیت درک تفاوت بین نگرش ما درباره چاقی و لاغری و عملکرد ما برای لاغر شدن سبب شد که تجربه خود در مسیر لاغری با ذهن را با دوستانم از طریق این فایل آموزشی به اشتراک بگذارم.

اطمینان دارم دیدن بارها این فایل آموزشی سبب تغییر در نگرش شما نسبت به موضوع چاقی و لاغری خواهد شد و نتیجه تغییر نگرش شما تغییر جسم شما خواهد بود. چه بخواهید چه نخواهید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

 

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=23967
برچسب ها:

نظرات

38 نظر در مورد می خورم چاق میشم، نمی خورم لاغر نمیشم!

دیدگاهتان را بنویسید

      ریحانه دوست محمدی
      1399/12/04 15:48
      مدت عضویت: 148 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 791 کلمه

      سلام استاد… من دقیقا این فایل رو سه چهار ماه قبل نگاه کردم و اون موقع همسرم فایل های شمارو برام روی فلش دانلود میکرد و من توی تی وی روزها نگاه میکردم. ولی هیچ دیدگاهی نمیزاشتم و حتی مطالب قبل از فایل هارو هم نمیخوندم… خیلی فایل به این طریق دیدم تا اینکه یه روز یه فایل ازتون دیدم که نگاه کردن، نوشتن و گوش کردن هرسه همزمان معجزه میکنه. ازاون روز تصمیم جدی گرفتم که گام به گام از سایت و مطالبش استفاده کنم و پیش برم و هرفایل رو مطالبشو بخونم، دیدگاه دوستانو مرور کنم و خودم هم دیدگاه بزارم… و شروع کردم دوباره به تماشای فایل های رایگان و یکی یکی و به ترتیب نگاه کردم و دیدگاه گزاشتم… و الان سه ماهه دارم کلی اگاهی جدید کسب میکنم، و وقت مفیدمو که چهار ماه قبل به بطالت میگزروندم، دارم الان ازش به نحو احسن استفاده میکنم. و عجله ای هم برای تموم کردن فایل ها ندارم.. هرروز اختصاص دادم به یکی دوتا فایل انگیزشی برای تغییر زندگی و لاغری… خداروشکر که کلی نتیجه مثبت گرفتم از همه لحاظ.. از لحاظ روحی. جسمی. ذهنی و فکری کلی تغییر کردم و حالم صدبرابر از قبل بهترشده …الان دیدن دوباره این فایل خیلی برام تازه گی داشت و انگار اولین باربود دارم گوش میکنم. و کلی اگاهی ها دوباره در ذهنم مرور شد و در خاطرم و ذهنم ثبت شد. من هم دقیقا همین رفتار رو داشتم که خیلی وقت ها عادت کرده بودم نون پنیر میخوردم. و شرایط چون جوری بود که همسرم تا ساعت 5سرکاره،از ناهار خبری نبود و به محض رسیدن همسرم، ما شام و ناهارمون یکی میشد. من طبق عادت چن وقت نون پنیر میخوردم و خیلی دوست داشتم و کنترل شده هم میخوردم اما اثری از لاغری نبود. چون پشت خوردن نون پنیر، ترسم از بیشتر خوردنش بود و چاق تر شدن. و جالب اینه که تافردا شب همون ساعت من غذا نمیخوردم اما عادت به خوردن تنقلات داشتم. و هرجا مینشستم به همه میگفتم من بانون پنیر چاقم اگه غذا بخورم خدامیدونه چی بشم..حتی گاهی با اکراه مجبور بودم غذایی که دوست ندارم و میلی به خوردنش ندارم رو بخورم و اتفاقا بیشتر از همیشه میخوردم، چون خلا غذای مورد علاقم مثل پیتزا و فست فودرو، باخوردن زیاد نون پنیر یا تخم مرغ پر میکردم.. همه ی این طرز تفکر اشتباهم، سال های سال با کوله بار چربی و سنگینی وزن به همراه داشت. که خداروشکر الان از شر این تفکرات غلط خلاص شدم و کلی تفکر تازه و جدید و البته درست رو در ذهنم پرورش دادم و ازشون استفاده میکنم. خیلی موضوع جالبی هست که بهتون بگم، یه دوستی دارم که خیلی متناسبه و هم قد خودمم هست. چون اطرافیانم هم چاق هستن هروقت دورهم جمع میشدیم، طبق معمول از چاقی و رژیم و لاغری و ترس از خوردنامون حرف میزدیم و همیشه میگفتیم به دوستم که تو بااینکه مثل گاو میخوری ولی چاق نمیشی، ولی مااین همه کنترل شده غذا میخوریم از تو چاق تریم.وکلی بهش حسودی میکردیم بخاطر قد بلند و اندام متناسبش و اون به من میگفت چون من اهل تنقلات نیستم و فقط غذا میخورم چاق نمیشم. و دلایل خودشو داشت برای تناسب اندامش… اینقدر این دورهمی ها و صحبت ها در گروه چتمون تکرار میشد تااینکه همین هفته پیش که بعد از چن ماه دورهمی داشتیم، متوجه شدم همون دوستم که بین ما ازهمه متناسب تروخوش اندام تر بود و اضافه وزنی نداشت، شکمش خیلی بزرگ شده و الان درگیر کوچیک کردن شکمشه بااینکه هیچ تغییری در خوردن دوستم اتفاق نیفتاده و طبق قبل غذا میخوره … ومن برعکس اون کلی تغییر جسمی داشتم، خیلی جالبه که فرمول های ذهنی غلط ما در اون زمان، در ذهن دوستم اینقدربه طور ناخودآگاه مرور ‌شده و با هربار دورهمی و چت گروهی که باهم داشتیم،ذهنش درگیر شده بااین فرمول ها. که اون بااینکه هیچ وقت 30سال چاق نمیشد، الان شکم کرده و چاقیش تجمع کرده در قسمت شکمش و ازاین موضوع الان رنج میبره و دنبال راه حله اب کردن شکمشه…فرمول چاقی خیلی خطرناکه و در معرض هر فرد لاغری قرار بگیره و مرور بشه در ذهنش، اونو به طور ناگهانی چاق میکنه، حتی اگه اون فرد هیچ وقت چاقی رو تجربه نکرده باشه. همونطور که فرمول های لاغری اگه در فرد چاق که هیچ امیدی به لاغری نداره، مرور بشه و ثبت بشه در ذهنش، فرد چاق به طور شگفت انگیزی لاغر میشه، طوری که اصلا متوجه لاغر شدنش و تغییر جسمش نمیشه و یهویی متوجه میشه که شگفتی ساز شده….. خداروشکر میکنم منم دراین سه ماه هرروز کلی فرمول لاغری در ذهنم مرور میکنم و دارم ازشون نهایت استفاده رو میکنم. اما خدا به دوستم رحم کنه که چاقیش تاکجا ادامه خواهد داشت و خودش هم خبر نداره…. عمرتون بابرکت استاد…. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فروزان رضوانیان
      1399/11/26 11:46
      مدت عضویت: 625 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      سلام وقت بخیر 🌷
      این فایل بسیار فوق العاده بود ،نظرات دوستان رو خوندم که بتونم ازشون بهره بیشتری ببرم‌ واقعا اگر برای هر کاری قبلش لااقل یک دقیقه فکر آگاهانه بشه شاید کمتر اشتباه کنیم معمولا ما آدمها فکر کردن رو بیشتر برای کارهای خیلی مهم زندگیمون میگذاریم واینو نمیدونیم که برای کوچکترین کارها فکر کردن میتونه چقدرزندگی رو راحت کنه ، به شرط اینکه افکار درستی داشته باشیم همین موضوع در ظاهر ساده خوردن که مشکلات خیلی بزرگی برای ما افراد چاق بدنبال داشته اگر قبل از عمل خوردن اون فکر پشت خوردن درست باشه هیچوقت ما به همچین مشکلاتی برخورد نمیکردیم من تقریبا از ۲۰ سال قبل در باره یه خانم شنیدم که با هم اشنایی دوری داریم ،بامراجعه به دکتر تغذیه وگرفتن رژیم مقدار زیادی وزن کم کرده بود ،همه درباره تغییرات ظاهریش صحبت میکردن ومن از اونجا توجهم به اندامم جلب شد و تا حالا دیگه به معنای واقعی یه آب خوش از گلوم پایین نرفت ترس از خوردن مدام همراهم بود که چرا اینو خوردم وهمیشه به زور جلو خودم رو میگرفتم که خوراکی مورد علاقم رو نخورم ومقدار نخوردهام خیلی بیشتر از خوردنهام بود در این سالها شاید مهمترین مسئله زندگیم چاقیم‌بود وحالا که به اون سالها فکر میکنم چقدر بی نتیجه زندگی رو به خودم حروم کرده بودم وبه طبع درروندزندگی اطرافیانم هم تاثیر گذاشته بودم مثلا هر روز به دنبال خرید وسایل سالاد وسبزی خوردن بودم وچقدر با حسرت به سفره وغذایی نگاه میکردم که خودم پخته بودم ولی مجبور به خوردن سالاد بودم ویا اینکه اگر چند لقمه ای هم غذا میخوردم اینقدر باهاش سبزی خوردن میخوردم که سیر بشم تا مدتها از سالاد وسبزی خوردن متنفر میشدم وهمه این افکار نادرست واون خاطرات بد رو به دلیل نا اگاهی خودم میدونم وخودم رو سرزنش نمیکنم از وقتی با دوره اشنا شدم لذت بردن از غذاها رو درک کردم وبا این فایل زیبا بیشتر فهمیدم که استاد چی میگن وکلمه به کلمه ش راه رو برام‌هموارتر کرد که فکر پشت هر عمل مهم نه خود عمل به تنهایی،اگر فقط عمل به تنهایی باشه وتوجه به افکار نباشه در بهترین حالت اضافه نشدن وزن ودر همون اندام موندن رو بدنبال داره یه مثال میزنم که تاثیر افکار رو برای خودم روشنتر کنم یکی از دوستانم اضافه وزن زیادی پیدا کرده بود دلیلش رو پیاده روی نکردن میدونست بعد از اینکه مدتی پیاده روی های زیادی انجام میداد وزنش به میزان قابل توجهی کم شد وبر این عقیده بود که خوردن باعث چاقی نمیشه و خوردنش هم همیشه زیاده البته نمیخوام بگم که این افکار درسته چون این دوستم هم باید مدام ورزش وپیاده روی کنه واگر روزی نتونه پیاده روی انجام بده مطمئنا باز دچار اضافه وزن خواهد شد پس تنها راه موندگار لاغری با ذهن هست ،خوشحالم که تونستم تا حدود زیادی افکار درست رو جایگزین افکار نادرست کردم وقتی که به اندازه نیازم بخورم وغذاها رو تفکیک نکنم که کدوم چاق کننده تره واز قبل برای خوردن نقشه نکشم ومواظب افکارم باشم وبه جای انجام کارهای بیهوده وقتم رو با گوش کردن به فایلها بگذرونم مطمئنا نتایج فوق العاده ای رو کسب میکنم همونطور که تا حالا نتایج فکری ورفتاری بسیار خوبی رو کسب کردم خدارو سپاسگزارم که در بدترین شرایط فکری وجسمی من رو هدایت کرد واز استاد عزیزم متشکرم که با اموزشهای عالی من روآگاه کردن 💖💖💖💖💖🌷🌷🌷🌷🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1399/11/20 08:21
      مدت عضویت: 137 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      سلام اقا حامد افرین به این عزم وارده قوی شما که استمرار داشتی وشگفتی ساز شدی موفق باشیوخیلی خوشحال که ی نوجونی تو سن شما تونسته اینکار رو بکنه معمولا نوجونها این مسائل ذهنی جدی نمیگیرن وبهش اعتقادی نداره تبریک میگم به خود شما وپدر مادر گرامی افرین افرین احسنت به شما دوست عزیز نمیدونی من چقد خوشحالم که شما به وزن ایده الت رسیدی ایشالا درتمام جهات زندگیتم موفق باشی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      adelehreyhani30@gmail.com
      1399/11/13 18:30
      مدت عضویت: 104 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان شگفتی سازم
      استاد منم عاشق خنده هاتونم😂😂
      من خاطره چندانی از تناسب اندامم ندارم فقط یادم هست تا ۱۱ سالگی خیلی لاغر بودم و مادرم به شدت من و خواهر دوقولوام را تهدید و تمسخر میکرد، چاقی ما از راهنمایی شروع شد و از ۱۹ سالگی کاملا هویدا بود تا الان که من ۳۱ سال دارم .. کاری در زمینه رژیم و ورزش نبود که من نکرده باشم.. چه رژیم های سخت و اعصاب بهم ریزی بودن… خوب یادمه که من ۸ کیلومتر را هر روز میدویدم یا بسبار سریع راه میرفتم،، بدتر از همه زمانی بود که به خانه بر میگشتم واقعا عذاب بود چون قرار بود بعد از این همه ورزش سخت فقط ۱ کف دست نان و کمی غذا و ۱ کاسه سالاد بخورم و بدتر از آن چیزی را که حقم بوده است را با ترس چاق تر نشدن بخورم… عذاب روحی آن به مراتب سخت تر از چاق شدن است… من دانشجو هستم و در خوابگاه زندگی میکنم.. من تنها چاق طبقه ام هستم. کنار هم شام یا نهار میخوریم… باورم کنید بارها مقایسه کردم که من چقد اضافه تر از دوستانم میخورم.. شاید و شاید نهار ها من ۴ یا ۵ قاشق و شام شاید ۲ یا ۳ لقمه اضافه تر بخورم… ولی فکر نمیکنم این مقدار تفاوت باعث ۲۰ کیلو اضافه وزن شه!!؟؟ من از آنها شیرینی کمتر میخورم، فست فود به ندرت میخورم و… چرا من باید چاق باشم و آنها متناسب؟؟ یجای کار خراب.. اون طرز تفکر ما نسبت به غذاست… همش فکر میکنیم خوردن غذا باعث ماست از بس که رسانه ها و خانواده و اطرافیان به ما گفتن… همه چی به انتظار ما برمیگرده.. وقتی هر چی میخوری حتی برای نیازت، فکر میکنی چاق میشی، نتیجه میشه ۲۰ کیلو اضافه وزن… ولی به لطف پروردگارم مسیر زندگی ام به یاری استاد عزیزم(که زیباترین لبخند دنیا رو دارن، نمیتونم نگم😉) تغییر اساسی پیدا کرد.. میل به خوردنم کم شده.. مثل سابق به فکر خوردن نیستم، چون یاد گرفتم هر زمان و به اندازه نیازم هر غذایی دلم خواست بخورم و اینکار باعث از بین رفتن ترسم نسبت به غذا شده است.. مطمئنم که در این مسیر زیبا و روح پرور به همه اهدافم میرسم.. چون اگه من نرسم کی قرار برسه؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/20 01:08
      مدت عضویت: 506 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز ساعت یک شب هست فایل دیدم من در دوره تکرار هستم ولی میخام دوباره از اول شروع کنم موفقیت های زیادی داشتم ولی هربار فایل یا لایو از شما میبینم انگار که رمز گشایی جدیدی رخ میدهد نمی دونم چرا مطالب شما برام تکراری نمیشه هر دفه گوش میکنم انگار مطلب تازه س برای همین رمز تثبیت فقط تکرار و تمرین هست برای همین چون بک بار راه رفتم دباره میخام با تمرکز بیشتر قدم بردارم چون در مقایسه با دستاوردای مفید و عالی که داشتم لاغری هم جزیی از اون بود با قدرت تر و متعهد تر تکرار دوره ها و تمامی فایلای سایت شروع میکنم ممنون که هستین 💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/17 22:37
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 364 کلمه

      مرسي استاد بازم شاهكار كرديد ،ذهنم رو به جالش كشيد كه بينم تاجقدر تونستم نكرشم عوض شده ،تاحدزيادي اون قدرتي رو كه قبلا به غذاها وداروها داده بودم كه باعث جاقي من شدن ويا مي شن رو كرفتم و خودم مسؤلذت جاقي خودم رو پذيرفتم وبااينكه بيشتر از يك سال مي شه وارد سرزمين لاغرها شدم باز هنوز بعضي از فرمولهاي جاق كننده روكشف نكردم ،كه اصلاحشون كنم تازه از حرفاي استاد يه جيزي يادم افتاد جندوقت پيش همسرم براي نهار از رستوران يكي از دوستانم كه تازه باز كرده بود ساندويچ كباب تركي گرفته بود من همين كه چشمم به سادويچ افتاد تريدم ونتونستم از خوردنش لذت ببرم چون ساندويچش خيلي بزرگ بود وهمسرم كفتش تو از ترس بزرگي ساندويچ اصلا نتونستي بخوري وبه همين خاطر مي گي خوشمزه نيست و الان كه دارم راجبش فكر مي كنم همين طوره واين يك اشكاله بااينكه تونستم خيلي وقتا اون غذايي رو كه دوست دارم درحد نيازم بخورم بعضي وقتا منفي بافم بهم مي كه اي واي چطور اينكار رو كردي نبايد مي خوردي والان برام روشن شد كه من هنوز ترس از خوردن ترس دارم بااينكه خيلي وقتا مي كم كه هر غذايي رو مي توني به اندازه ي نيازت بخوري وجاق نمي شي خيلي وقتا من اينو به همسرم مي گم ولي مي بينم اين فرمول ذهني كه خوردن زياد غذا برابر با چاقيه در من رنگ ولعاب داره كمي كم رنگ تر شده ولي هنوز فعاله وموثر چون حالا كه در مورد برخوردم با مواد غذايي رذز مي شم اين ترس رو همچنان در خودم مي بينم كه حتما نياز به اصلاح داره وچقدر خوب مي شه اون روزي كه ديگه اصلا توجهي به مواد غذايي نداشته باشم خيلي خوب عمل مي كنم ومي دونم كه نياز به تمرين بيشتر واسمرار بيشتر دارم تا بهتر وبهتر وعالي بشم يه مشكلي كه دارم وتا حالا نتونستم صددر صد حل كنم اينه وقتي خيلي گرسنه هستم نمي تونم درست پيام سيري رو دريافت كنم واكثرا در اين مواقع زياده روي مي كنم كه جديدا اگه گرسنه باشم يه جيزي خيلي كم مي خورم تااين اتفاق نيوفته يا اينكه قبل از سير شدن دست از خوردن برمي دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/09 16:29
      مدت عضویت: 344 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام به جناب عطار روشن عزیز و اعضای محترم سایت. من چند ماهه که توی سایت عضوم و هروز فایل رایگان گوش میدادم و نتیجه اش این بود که چاق شدنم ازهمون روزهای اول دوره لاغری باذهن رایگان متوقف شده بود.و خیلی رفتارای اشتباهم اصلاح شد.تااینکه این ماه عزمم و جزم کردم که باید جوری تمرین کنم جوری عمیق بشم رو محتواهای این سایت تا نتیجه بگیرم که شما لطف کردید و این فایل و گذاشتید بار اول بقدری روی من تاثیر گذاشت که تصمیم گرفتم تا یمدت هروز گوشش بدم خوب بهش فکر کنم . همین امروز خدا بهم نشونه ی خوبی نشون داد و بهم فهموند که تمرینات این چندماهم نتیجه داده هرچند کوچک اما امیدوار کننده و یک نفر که هرروز هم منو میبینه و کنارمه اما تاحالا اینو نگفته بود بهم گفت لاغرتر شدی خیلی جمع وجور شدی بقدری این قضیه بهم حس خوب داد و ذوق زده شدم و گفتم باید زیر همین فایل ثبتش کنم که بقیه هم انگیزشون بیشتر شه . این فایل بینظیره بنظرم باهمین یه فایل ارزشمند بشه نتیجه خیلی عالی گرفت.این اولین کامنت من توسایت هستش امیدوارم روزی برسه که نتیجه دلخواهمو بگیرم و همینجا اعلام کنم😊 واقعا ازتون ممنونم خدایا شکرت🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/09 19:39
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 46 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم
        خدا رو شکر احساس بهتری دارید
        لاغری با ذهن بالاخره اعضای سایت رو یکی یکی به وجد میاره و سبب میشه خوشحالیشون رو با ما به اشتراک بگذارند و درباره اش بنویسند
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/10/09 22:22
          مدت عضویت: 344 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          از توجه و لطف شما استاد عزیز بسیار سپاسگزارم🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          حامد نویدی نیا
          1399/11/18 12:06
          مدت عضویت: 625 روز
          اندازه متن
          دیدگاه فنی
          محتوای دیدگاه: 480 کلمه

          سلام به شما استاد عزیز من حدود دو سال هست که مطالب سایت شمارو دنبال میکنم لاغری برای من حدود 1سال نیم طول کشید تا اینکه تونستم 27 کیلو کم کنم که همین چند ماه پیش فهمیدم متناسب شدم جالبه اعضای خانوادم هیچکمون متوجه نشده بودن خودم هم همینطور اصلا خبر نداشتم من تا 1سال هیچ نتیجه خاصی نداشتم ممکنه کلا 5 کیلو کم کرده بودم ولی بعد از یکسال در چند ماه همه چی عوض شد سرعت متناسب شدنم خیلی زیاد شد و این رو از حرف اطرافیانم متوجه شدم کسایی که بعد از چند ماه میدیدمشون میگفتن وهمش به خاطر اون یکسال استمرار من بود یک شبه نبود نگرشم درباره خوردن تغییر کرد زمانی هم که تغییری رخ نمیداد چون خبر نداشتم وزن نمیکردم خودم رواصلا ناراحت نمیشدم ولی هر روز با ذوق وشوق فایل های شما رو گوش میدادم فکر میکردم ولی چون فرمول های چاقی من خیلی ریشه داشتن خیلی سرعت کند بود چون من توی سن 16 سالگی 127 کیلو وزن داشتم . ولی جالبه اصلا فکر نمیکنم دو سال از اون زمانی که شروع کردم انگار همین دیروز بود میخوام به تمام دوستانی که این راه و مسیر شروع کردن بگم که نا امید نشین ادامه بدین با ذوق و شوق چون در صورتی که شما هیجان و ذوق وشوق برای انجام کاری داشته باشین دیگه نمیفهمین زمان کی میگذره براتون اصلا اهمیتی نداره چند ساعت فایل گوش دادین چقدر تغییر کردین چه مثبت چه منفی اگه ادامه بدی واستمرار داشته باشی بعد از یک مدتی چشمات رو باز میکنی میبینی چقدر تغییر کردی. ایمان داشته باشید که به اونچه که میخواید میرسید همین ایمان باعث ادامه و هیجان و ذوق شما میشه خوبه اینجا تعریفی از ایمان رو بگم ایمان اطمینانی هست به چیزهایی که بهشون امیدواریم و اعتقادی هست به چزهایی که نمیبینیم هر چیزی که در جهان دیدینی هست از انچه نادیدینی هست بوجود اومده جهان با کلام خدا بوجود آمده و خدا به اون چیزی که میگه ایمان داره خدا انسان رو هم مثل خودش آفریده نمیخوام وارد خیلی از مباحث بشم چون ممکنه خیلی از دوستان بدلیل اینکه خیلی از چیزهاو نمیدونن اشتباه برداشت کنن از موضوع . به ایمان هست که زنده ایم اگه باور کنین و ایمان داشته باشین تا 6 دقیقه دیگه می میریم خواهیم مرد همونطور که دکتر به بیمار میگه تا 6 ماهه دیگه زندست اگه بیمار باور کنه حرف دکتر دقیق 6 ماهه دیگه میمیره من خیلی خوشحالم که در سن 18 سالگی دارم جهان خودم رو میشناسم و این موضوع شناختن تا اخر ادامه داره چون من هیچوقت کامل نمیشناسم فقط بهتر میشم بدلایل تضاد هایی که برای من در سن 12 سالگی پیش اومده برام تصمیم گرفتم جهان خودم رو بهتر بشناسم ولی نکته پایانی که میخوام بگم هیچ وقت به فکر استاد بودن توی زندگیتون نباشیم بذارین همیشه شاگرد باشین یاد بگیرین

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/11/20 04:21
            مدت عضویت: 173 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 218 کلمه

            بنام حق
            اول از همه، از استاد عزیز بخاطر همچنین سایت جامع و کامل و عالیییی تشکر میکنم، و اینکه یه بستری هم فراهم کردند اونم بدون هیچ محدودیتی تا ما بتونیم نظرات، و حتی بعضی از تکالیف مون و حتی از درد و دل ها، از غم و شادی ها و تجربیاتمون خیلی رک و بی پروا و بدون ترس و راحت بنویسیم و با دوستامون که یه درد مشترک یا بهتر و مثبت بگم یه هدف مشترک داریم به اشتراک بگذاریم و بدونیم توی این مسير تنها نیستیم، و باعث نور امید و انگیزه بیشتر برای ادامه مسیر بشه
            من به شخصا خیلی از دیدگاه های دوستان فرکانس و انرژی مثبت دریافت میکنم
            اینجا جایی که واقعا تو خودِ خودتی و بدون هیچ سانسوری🥰
            و بعد هم به این دوست عزیز صمیمانه تبریک میگم بخاطر استمرارش، ایستادگی و مقاومت کردن هاش، دلسرد و ناامید نشدن هاش، عجله نداشتن هاش،شک و تردید نکردن هاش… و در نهایت به طعم شیرین تناسب اندام و افکار رسیدید👏🌹🎊🎂🎈🎉
            و چه عالی و ارزشمند توی این سن پایین و نوجوانی به این درجه رسیدید
            و اکنون خداوند رو شاکرم که این مسیر رو توی جوانی بهم نشون داده که ان شاءالله بتونم با تغییراتی که ایجاد خواهم کرد در بقیه دوران جوانی و میانسالی و پیری…از تناسب اندام و افکار بهره‌مند بشم و لذت ببرم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            الهام خوشبخت
            1399/11/20 10:09
            مدت عضویت: 626 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 288 کلمه

            سلام حامد عزیز پسر شجاع وقدرتمند خیلی بهت تبریک میگم افرین آفرین بهت گل کاشتی چقدر عالی نوشتی چقدر تو بزرگی با اینکه هنوز کوچکی ایول به تو. این پیام پیامی از طرف خداوند برای من بود دیروز مانتو پوشیدم دخترم رو ببرم کلاس دیدم زیاد گشاد نشده انتظارم بیشتر بود کمی حالم گرفته شد عصبی بودم تا شب شب با خدا حرف زدم گفتم خودت می دونی من تا حالا تمام سعیم رو کردم دیگه نمیدونم چه گار کنم من می خوام لاغربشم چرا روند لاغری من کنده اخه من که دارم ادامه میدم حساب کردم نه ماه شده اخه من چندین ماهه رفتار غذاییم تاحدودی خوب شده حداقل نصف شده غذام پس کو نتیجه کجاست پس چرا نمیاد خیلی غمگین شدم گریه ام گرفت گفتم من دیگه هیچی بلد نیستم همه چیز وبه تو می سپارم. تا شب سعی کردم حال خودم را بهتر کنم گفتم الهام نه ماه چاق نشدی خیلی نتیجه خوبیه چاق نشدی نه ماهه اگر دوره نبودی الان نمیدونی چقدر دیگه چاقتر میشدی بعد گفتم با خودم این مانتو برای سال 96هست اونموقع گشاد بود الان سه سال گذشته انتظار داری تنت بشه تو چاق شدی نفهمیدی تو لاغر شدی ولی مثل سه سال قبل هنوز نشدی پس ناراحتیت بیجا هست امروز که این پیام را دیدم خیلی خوشحال شدم وامید گرفتم که ادامه بدم وبه آنچه دیدنی نیست ایمان بیارم باید باور کنم که منم میتونم باید با اشتیاق ادامه بدم وقدم هام رو محکم به جلو بردارم عقب نشینی یعنی سقوط به پرتگاه .
            ممنونم عزیزم به خاطر پیامت کاش یک روزی برادر کوچک من هم مثل شما با این مسیر آشنا بشه وخودش را لاغر کنه برادر کوچکم هم درگیر چاقی هست. باز هم آفرین میگم بهت آفرین 👏👏👏👏

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1399/11/20 11:36
            مدت عضویت: 533 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 135 کلمه

            تبریک میگم به آقای نویدی نیا که تغییر و پیشرفت در زندگیو خیلی زود و به موقع شروع کردند و برای این دید عالی تون که تونستید هم به ایمان قوی برسید و هم جسم وتناسب جدیدی برای خودتون خلق کنید
            چند وقتیه منفی بافم مرتب بهم میگفت انگار داری چاق میشی ،آخه الان ۱۴ ماهه تو دوره ای،مرتب فایل گوش میدی،کامنت میخونی،پس چرا رو سایز ۴۲ موندی و پایینتر نمیری ،ببین استادتم سر ۱۵ ماه به نتایج بزرگی رسیده بوده ،پس تو چرا در جا میزنی ووووو و همینطور اون میگفت و منم با روش هایی که یاد گرفتم از اون جملات منفی میگذشتم ولی حال درونم خوب نبود انگار دوباره میترسید و الان با خوندن کامنت شما انرژی و قدرت بیشتری گرفتم که منم به نتیجه مورد دلخواهم خواهم رسید
            ممنونم ازتون و موفق باشید

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              رضا عطارروشن
              1399/11/20 18:37
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 50 کلمه

              سلام دوست عزیز
              من کجا گفتم سر 15 ماه به نتایج بزرگی رسیدم؟!!
              همه شرکت کننده ها سر 15 ماه نتیجه بهتر از من کسب کردند.
              این از ویژگی های ذهنه منفی بافه که دیگران رو به شکل های مختلف موفق تر و بهتر از ما نشون میده درصورتی که واقعا اینطور نیست.

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1399/11/21 00:19
              مدت عضویت: 533 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 64 کلمه

              سلام استاد
              شما تو خاطراتتون تعریف کردید که تا ۶ماه نتیجه لاغری خاصی ندیدید و بعد از ۱۵ ماه متناسب تر شده بودید هر چند با گذر زمان تناسب بیشتری بدست آوردید
              در واقع این توقعات ذهن من بوده حالا درست یا اشتباهش موردیه که این چند وقت زیاد اذیتم کرده و منم فقط با گوش دادن و بودن در مسیر صداشو کمرنگتر کردم

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                رضا عطارروشن
                1399/11/21 18:01
                اندازه متن
                محتوای دیدگاه: 73 کلمه

                سلام دوست عزیز
                بله این درسته
                بعد از 15 ماه نتیجه به حدی بود که برای خودم قابل قبول بود چون در مدت 15 ماه در روش های قبلی به این اندازه و البته به این راحتی نتیجه نگرفته بودم
                ادامه بدید
                مهم نیست در چه مرحله ای از تناسب هستید
                همیشه در این مواقع از خودت سوال کن
                فکر کن کاملا متناسب شدی ، بعدش می خوای چیکار کنی؟؟؟
                قاعدتا همین مسیر رو ادامه خواهی داد
                پس عجله نداشته باشید

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            سهیلا عظیمی ویشته
            1399/11/22 19:57
            مدت عضویت: 625 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 60 کلمه

            آفرین به شما دوست عزیز که در این سن کم اینقدر با تجربه وعالی اندیشه میکنید واقعا عالی بود تبریک میگم به شما که به تناسب دلخواه اتون رسیدید وچقدر عالی که در این سن با روش استاد آشنا شدید وچقدر در زندگی آینده شما این مباحث میتواند راهگشا باشد بازهم تبریک به شما واستاد عزیزمون 👏👏👏👏👏

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            ریحانه دوست محمدی
            1399/12/04 14:57
            مدت عضویت: 148 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 42 کلمه

            سلام به اقای نویدی نیا… خیلی خوشحالم که طعم متناسب شدن رو چشیدین. خیلی قشنگ و روون نوشتین و حرف که از دل برآید بردل نشیند.. مخصوصا جمله اخرتون که همیشه شاگرد باشیم تا یاد بگیریم.. دمتون گرم. بهترینها همراه زندگیتون. یاعلی

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیلان اسمعیل پور
      1399/10/09 11:35
      مدت عضویت: 622 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام استاد خوبم مهربانی و محبت فقط بغل کردن خوب حرف زدن نیست اینکه هر آنچه فکر میکنی به بهبود حال یک لحظه یک نفر با اینکه نمیشناسید بدون چشمداشتی بدون هیچ توقعی کمک می‌کند بدون دریغ در اختیار همه میگذارید معنی واقعی عشق و محبت و مهربانی است از مهربانی شما من ممنونم
      فایل طبق معمول عالی دست میزارید رو نقطه اصلی
      من از سرزمین لاغرها میام واقعا درست میگید فایل های رایگان واقعا پر و سرشار از نکات اصلی است واقعا دیدگاه مهمه و اینکه نگرش است که باور و در نهایت رفتار را میسازد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      adelehreyhani68@gmail.com
      1399/10/08 12:39
      مدت عضویت: 182 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 475 کلمه


      با سلام و خدا قوت استاد عزیز و دلسوز
      خدا میدونه چقد لبخندتون برام باور آسون بودن این راه رو روشن میکنه و وقتی که میشنوم و میبینم فایلهارو واسم تبدیل به شگفتی میشن
      اولین باری که من فایلتون رو دیدم تو یوتیوب بود و من از همه جا و همه راه ها خسته بودم و یهو سرچ کردم چاقی، که فایل رایگانتون چاقی با ذهن اومد بالا و من از تعجب دهنم باز مونده بود، برای چند ماهی من فایلاتون رو شنیدم و به خاطر شکننده بودنم تحت تأثیر افکار بقیه بودم و دیگه ادامه ندادم به گوش کردن فایلها ولی ولی به جرأت میتونم بگو اونا کار خودشونو کرده بودن و من اصلا تو دهنم نمی اومد که چاقی ارثی، من اگه آبم بخورم چاق میشم و… ولی مدتی که گوش نمیکردم یه چیزی تو ذهنم و مغزم در جدال بودن که باید فایلهارو گوش کنی اونجا شاه کلیدو پیدا میکنی.. یه چیز خیلی جالب از تأثیر فایلا بگم که چقد شگفت انگیزن.. فکر کنم در فایل خوردن باعث چاقی می شود یا نه، من نوشتم که ما باید به چه اندازه بخوریم، چه جوری بخوریم و.. و یادم رفته بود که چه نظری داده بودم، بعد 3 یا 4 روز دیگش اومدم فایل رو دوباره شنیدم و اومدم اول نظر دادم و گفتم موضوع خوردن یا نخوردن نیست موضوع اون توجه و تمرکز ماست، و بعدا نظرات بقیرو که خواستم بخونم، چون نظر من تازه بودش اول بود، وقتی دیدم اینو من نوشته بودم خیلی تعجب کردم، که ظرف 3 روز چی انقد عوضم کرد؟ … مسیر اگه درست باشه، نتیجه شگفتی ساز میشه و من مطمئنم در بهترین مسیر ممکن قرار دارم نه فقط در مسیر لاغری در مسیر درست فکر کردن در هر مسیر چه شخصی و چه حرفه ای قرار دارم، هر روز به آگاهی هام زیادتر میشه.. هر روز عاشق تر میشم.. من جز کسایی بودم اگه جلوی آینه میرفتم برای تحقیر بیشتر خودم بود که به خودم بگم دیدی تو ناتوانی که نمیتونی لاغر شی، از خودم حالم بهم میخورد در هر فرصتی برای سرکوبی خودم استفاده میکردم، رابطم خراب میشد میگفتم بخاطر چاقی، ورزش نمیکردم یه مدت میگفتم چه چیزی این هیبت عظیمو آب میکنه؟ میخواستم لباس بخرم میگفتم به این هیکل زشت چی میاد که میخوای الکی لباس بخری؟ و… مثال از این دست فراوون.. ولی الان تو آینه اول به خودم میگم عاشقتم حرفای خوب به خودم میزنم، برای رشد فردیم از هیچی دریغ نمیکنم چون یاد گرفتم افکارمو عوض کنم، مثل سابق به خاطر خوردن خودمو سرزنش نمیکنم، حتی ولع سابق رو هم ندارم، من هر روز شادم، موضوعات دیگه مثل گذشته ناراحتم نمیکنن چون طرز فکر در همه جنبه ها عوض شده نه فقط یک جنبه.. تا ابد متعهدم که این مسیر رو ادامه بدم و خداوند رو بینهایت شاکرم که در چنین مسیری قرار گرفتم و همیشه قدر دان استاد عزیز هستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/07 11:41
      مدت عضویت: 584 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه


      سلام استاد متشکرم ازاین فایلتون
      پانزده ماهه که دوره رایگان رودنبال کردم برام دو گانگی ایجاد شده بود که درجایی میگفتیدبه خودتون بگیداگرزیاد بخوری چاق میشی میترکی یا تمریناتی که باعث بی میلی به ریز خواری خوردن شیرینی وخامه بیش از اندازه میشیه رومیدادید ودرهمه جا میگفتید هرچه می خواهید بخورید
      ولی الان بااین فایلتون متوجه شدم که گفتید اصرارشما برا یادگیری ذهن درنخوردن مازاد بر نیاز بدن است ولی انچه که از خوردنش لذت میبریم واحساس خوب داریم را بخوریم
      واینکه تعیین نکنیم از قبل چی بخوریم وهروقت گرسنه شدیم یا نیاز داشت بدنمون انچه دوست داریم بخوریم
      ودیگه اینکه ذهن وقتی اماده بشه خودش تمایل به خوردن اضافه ها نداره
      ونیاز نیست ماخودمون رو محروم کنیم با زور وناراحتی از خوردن
      الان بهتر متوجه شدم البته بیشتر فایلهای هربخش رو میخونم وبعضیهاشو نظر میدم الان دوره زنگی با طعم خدا هستم فعلا بقیه فایلها رو کمتر میبینم
      با خواندن نظراتی که دردوره هزینه دار شرکت کرده بودم فکر میکردم تاهزینه ندهم واز تمریناتی که برای انها منسجم ترواصولی تر گذاشتید خیلی طول میکشه تا لاغر بشم وبه نوعی چون نمی تونستم هزینه رو تهیه کنم ناامید شدم و ۸ ماهه که پیگیر نشدم ولی با گوش دادن به این فایل متوجه شدم اگه به فایلهای حاشیهخوب گوش وعمل کنم حتما میتونه اثر بخش باشه.
      خدابه شما سلامتی وطول عمر وتوفیق بابرکت بده .متشکرم از توضیحاتتون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/04 17:05
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 612 کلمه


      گوش دادن به این فایل برای من بسیار لذت‌بخش بود. یکبار دیگه باورهای صحیحمو ابیاری کردم و هر جا نیاز به اصلاح بود روش تاکید کردم.
      چقدر این فایل به دل میشینه.
      نکات کلیدی و هر انچه یک شخص برای لاغر شدن بهش نیاز داره در همین یه فایل وجود داره.
      اگه یک‌نفر فقط همین یه‌فایلو هر روز برای چند ماه گوش کنه حتما ازش نتیجه میگیره. من که اینو تو لیست فایل‌های محبوبم قراردادم تا بیشتر ازش استفاده کنم. من خودم یکی از اشخاصی هستم که مطالب گفته شده در فایل رو چه قبل از ورود به دوره، با ذهن چاقم و چه بعد از ورود به سرزمین لاغرها با ذهن در حال متناسب شدنم تجربه کردم و تغییرات معجزه وارشو روی رفتار و بدن خودم هر روز می‌بینم.
      من همیشه میگم راه رسیدن به موفقیت و خواسته‌ها از جمله لاغری اینقدر اسونه که از شدت اسانی و سهل‌الوصول بودن غیر قابل باوره. به همین دلیله که بیشتر انسان‌ها به دلیل ترس از گول خوردن و‌ ترس از کوته‌فکر و ساده‌لوح پنداشته شدن از طرف عموم، نمیپذیرنش و حتی امتحانشم نمی‌کنن. در حالیکه واقعا چه چیزی از دست میدیم اگر یکی دو سال به گونه‌ای دیگر بیندیشیم؟
      مگر نه اینکه هر کدوم از ما سال‌های متمادی راه متداول همیشگی رو رفتیم و بر شماره‌ی شکست‌هامون افزودیم؟
      حالا تغییر نگاه برای مدتی که در قبال کل زندگیمون زمان بسیار کوتاهیه چرا باید اینقدر ایجاد مقاومت کنه؟
      خوشا به حال اون‌ها که ترس‌هاشونو کنار میذارن و بر خلاف طرز فکرهای کلیشه‌ایی که تا کنون مورد استفاده بوده، برای رسیدن به رویاشون قدم بر میدارن.
      من خوشحالم که این خوش‌به‌حالی شامل منم میشه.
      شاید هنوزم به حالت پرفکت افکارم نرسیدم اما همین تغییر افکاری که تا کنون تجربه کردم نتییجه‌ای معجزه‌وار داشته و نه تنها در لاغری و شادابیم اثر گذاشته بلکه از اون مهم‌تر زندگی رو برام شیرین و لذت‌بخش کرده و من موفق شدم در طول این مدت زندگی رو با سلول سلول بدنم حس کنم ازش استفاده کنم لذت ببرم و قدردان فرصتی باشم که بهم برای بودن در این جهان فیزیکی داده شده.
      فایل‌هایی که در بخش رایگان در دسترس عموم هستن انقدر با ارزش و پر محتوان که من با وجود دارا بودن هر سه دوره‌ی مقدماتی، پاکسازی و پیشرفته مربوط به لاغری به شکل دوره‌ای به فایل‌های رایگان رجوع می‌کنم تا هم از شنیدنشون لذت ببرم و هم هر چه بیشتر ذهنمو برنامه‌ریزی مجدد کنم.
      در کنار اموزش‌های مفیدی که محتوای این فایل رو تشکیل میده طرز بیان و باوری که این حرف‌ها ازش نشات میگیره چنان عمیق، راستین و متکی بر حقیقته که در عمیق‌ترین قسمت‌های روح و جان ادم رخنه می‌کنه و احساس اطمینان،ارامش و نشاط زیادی منتقل می‌کنه.
      به همین دلیل در همون اولین روزی که با سایت آشنا شدم با وجودی که همیشه با دیده‌ی شک و تردید به خریدهای اینترنتی مخصوصا موارد مربوط به لاغری نگاه می‌کردم و در مورد همشون پیش‌قضاوتی مبنی بر کلاه‌برداری یا بی‌اثر بودن داشتم، بدون شک و تردید اقدام به خرید دوره‌ی مقدماتی کردم و حتی خودم از عملکرد متفاوتم متعجب بودم. زیاد طول نکشید که بهم اثبات شد ندای قلبم منو به درستی راهنمایی کرده و من با تصمیمی که گرفتم بزرگ‌ترین و مفیدترین کاری رو که ممکن بود برای خودم انجام دادم.
      از شما استاد عزیز برای به اشتراک گذاشتن این فایل اگاهی بخش فوق‌العاده بسیار سپاسگزارم.
      از جهان هستی با همه‌ی وجودم به شکل مداومی احساس سپاسگزاری دارم که منو به این مسیر هدایت کرد و از خودم سپاسگزارم که همت کردم و این قدم بزرگ رو برداشتم و سپس از تصمیمی که گرفته بودم حمایت کردم و‌راسخ و پابرجا همچنان ادامه دادم. این راه رو برای همه‌ی زندگیم برگزیدم و ادامه خواهم داد و از نتایجش بیشتر و بیشتر برخوردار خواهم شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/03 22:13
      مدت عضویت: 533 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,378 کلمه


      سلام استاد عطارروشن و دوستان.این فایل هم عالیه و پر از آگاهی،به دلیل چاق بودنم برای تقریبا تمام سالهای عمرم دارای تجربه های بیشماری از رژیم ها و ورزش ها ووووو هستم که اصلا برام خوشایند نبوده و حتی بهشونم فکر میکنم حالم بد میشه و من بیشتر ترجیح میدم به شرایط الانم توجه کنم و لذت تغییراتمو ببرم ولی وقتی فایلی گذاشته میشه ناخوداگاه اون خاطرات یاداوری میشن.در طول اون پرسه ها مجبورن تن به عادت هایی به اجبار داده بودم،که خوراکی هارو دسته بندی کرده بودیم در کم کالری پرکالری ،واقعا چه بساطی داشتم هر روز باید وزن میکردم سانت میزدم و اطرافیانم مسخره م میکردن ولی من همچنان در مسیر تلاش خودم بودم،هر راه و مسیری که بهم پیشنهاد میشدو قبول میکردم و چندین ماه انجامش میدادم ،خسته میشدم و مجدد میرفتم سراغ روش دیگه ای و این چرخه معیوب ادامه داشت،حاله که بد بود،بدنه که چاق وزشت،روحیه که خراب،احساسات که درب و داغون ،اعتماد بنفس وعزت نفس که نداشتم ولی همچنان امیدوار که شاید راهی پیدا شود ،از ۱۰سالگی در رژیم های سخت بدستور پدرم بودم،حذف کردن شام برای من تنبیه سختی بود که منو وادار به یواشکی خوردن کرده بود و زمانیکه اون عملو انجام میدادم هم میترسیدم لو نرم هم از خودم بدم میومد،احساس میکردم بدرد هیچ کاری نمیخورم،و من پر بودم از احساس شکست و ناکامی،رژیم و دارو و درمانی نبود که انجام نداده باشم وجواب ها مقطعی بود و برگشت من به چاقی حتمی بود ‍
      جالبه بیشتر افراد چاق تجربه های شبیه به هم دارن .مثلا سالاد خوردن یکی از عادت های همه ما بوده که خاطره خوبی هم ازش نداریم،منکه بشخصه متنفر شده بودم از هر نوع سالادی،انگار توی معده م خالی و یخ بود هر چقدر بیشتر سالاد میخوردم بیشتر گرسنه میشدم ولی جزء باورام شده بود که سالاد کمک میکنه کمتر غذا بخوری .جالبه هیچ وقت ولع من برای خوردن خوراکی های مورد علاقم کم نشد،حجم معده م کوچیک شده بود بر اثر کم خوردن ولی فکرم آزاد نشده بود،مرتب به غذا فکر میکردم ،همیشه غمگین بودم ،احساس کمبود در مقابل افراد متناسب داشتم،اصلا امیدی به بهبودی شرایطم نداشتم و فقط زندگیو ادامه میدادم،یادمه مدتها عادت به خوردن خرما داشتم بجای قند،وقتاییکه ‍‍‍‍‍‍رژیم داشتم و نمیتونستم خوراکی بخورم بجاش یدفعه یه پیش دستی پر خرما میخوردم که گرسنگیمو کمتر احساس کنم ولی تو تمام اون سالهای وحشتناک نتونستم به اون وضعیت عادت کنم و هر لحظه منتظر بودم دوران رژیمم تمام بشه که بتونم عقده های نخوردن هارو خالی کنم هر چند به محض اتمام رژیم، ترسهای من بیشتر میشد.تا قبل از شرکت تو دوره لاغری با ذهن انقدر با خودم وبا دیگران در مورد چاقیم صحبت کرده بودم ..خیلی سر در گم بودم ،هیچ چاره ای پیدا نمیکردم ،عصبی بودم،زودرنج شده بودم .همه رو مقصر میدونستم،روزگار خوبی نداشتم .مرتب بدنبال دکتر و دمنوش و راهکار و ورزش بودم،از بیشتر غذاها میترسیدم و باور کرده بودم چاق کننده هستند،اگر نمیخوردم ناراحت میشدم که چرا نخوردم و کل روزو بهش فکر میکردم که من چه فرقی با بقیه دارم،اگر میخوردم عذاب وجدان میگرفتم و مجبور بودم تا چند روز تاوانشو پس بدم ،یعنی خوردن و نخوردنم بدلیل ترس از چاقتر نشدنم بود و اون صدای منفور منفی بافم که همیشه توی گوشم بود و هنوزم گاهی هست که مرتب منو میترسوند از چاقی بیشتر،جالبه من خیلی وقت بود صدای منفی بافم کمرنگتر شده بود ولی یه مدتی بود که ذهن من درگیر مسايلی بود متوجه شدم داره ترکش هاش به مسيله لاغریمم میخوره،دیروز که تو کلاسم بودم انقدر منفی بافم اذیتم میکرد و مرتب بهم گوشزد میکرد که چاق شدم وقتی خودمو تو آینه نگاه میکردم احساس میکردم بدنم برگشته به چاقی قدیمم ،انقدر حالمو بد کرده بود که ترجیح دادم کمتر خودمو نگاه کنم،متوجه شدم هنوزم منفی باف در کمین هست با اینکه من هر روز فایل گوش میدم و در مسیر هستم،این فایلو ۲بار گوش کردم و متوجه شدم که صدای نجواها کمتر شدن و امروز بهشون گفتم که من در حال ساختن نقشه های جدید ذهنی لاغر کننده هستم .جالبه هر روز که استاد فایل جدیدی میذارن و من فکر میکردم ،ما که دوره پیشرفته رو هم گذروندیم و دیگه چیزی نمیمونه واسه یادگیری و جالبه یدفعه یه فایل و آگاهی این جنسی میاد و کل محتویات ذهنی منو دگرگون میکنه،هر چند ذهنم دلش میخوادکه به من فشار بیاره که فریده تو که بلدی همه چیزو، و دوست نداره من به آگاهی های جدید گوش کنم ،،،دقیقا ما هر لحظه در حال ارسال پیام هایی به جهان هستیم،من میگم این جهان به ما گیرنده هایی وصل کرده که این گیرنده ها دقیقا با احساسات ما کار میکنن ،اینکه استاد اصرار میکنن ما باید به چرایی کارامون فکر کنیم نشون دهنده اینه که ما در حال ارسال چه چیزی به جهان هستیم،مثلا چند روزه که اون صدای منفور منو میترسوند از چاقتر شدن و من واقعا احساس میکردم چاقتر شدم اونم بی دلیل،در طی این چند روز من مدام به ترس هام فکر کردم و تصویر خود چاقمو میدیدم ،انقدر حالم بد میشد ،،و من در حال فرستادن انرژی های چاقی بودم و کاملا توجهم روی چاقتر نشدن بود و متوجه شدم هنوزم فرمول های ریزی در اعماق درون من قایم شدن که باید پیداشون کنم،وقتی من هیچ کار اشتباهی انجام ندادم ولی اون احساسات بدو تجربه میکنم یعنی یه ویروسی در من داره اجرا میشه،من حدس میزنم بخاطر اتفاقی بوده که اخیرا برام رخ داد،،،،من چند روزی کسالت داشتم و اشتهای غذاییم کم شده بود ذهنم مرتب میگفت انگار لاغر شدی چونکه اشتهات کم شده و دقیقا بعد از بهبودی ذهنم مرتب میگفت حالا که حالت خوب شده دوبله تپل میشی و حس میکردم بدنم ورم کرده بود البته اینم بگم که من این مدت مدام تو فرکانس های ناخوبی بودم و ترس های زیادی در من بالا اومده بود و حس میکنم منفی بافمم سوءاستفاده کرده از حال اون روزهام و گیرنده های من داشتن پیغام نادرستی میفرستاده ،این قانون در همه قسمت های زندگیمون کار میکنه وقتی من در پس ناخوداگام یه عالمه احساس بی ارزشی دارم هر کاری انجام میدم بر اساس اون باورهای عمقی منه،مثلا من برای تایید خودم به همه باج میدم چونکه نمیتونم ورژن خوبی که دیگران میپسندنو ارایه بدم پس کارهایو انجام میدم که مورد دلخواه خودم نباشه ولی دیگران تاییدم کنن ،یعنی دیگران مهم تر از من هستن ،ریشه این حس وباور داره به جهان اعلام میکنه که من مهم نیستم ،چرایی رفتارهای من نشون دهنده اینه که من خودمو چی میبینم؟من خودمو کی میبینم؟هر چقدر برای خودم ارزش قایل باشم جهان آینه اثبات اون باورهاست به من ،باید ببینیم در ریشه وجودمون چی کاشتیم.اگر کاریو انجام میدیم دلیلش چیه؟ دلیلش ترسهای ماست ؟آیا اون محبتیو که به عشقمون میکنیم بخاطر ترس از تنها نشدنمونه؟یا ترس از رها نکردنمونه؟یا بخاطر حال و هوای خودمونه؟ چونکه من حالم خوب میشه وقتی به عشقم محبت میکنم،من لذت میبرم وقتی غذای خوشمزه ای براش درست میکنم ووووو دلیل کارهامون نشان دهنده درونیات ماست،،،باید خودمو ،ذهنمو واکاوی کنم ببینم چرا هر چند وقت یبار منو بهم میریزه؟چی در اون اعماق وجود من روشن میشه ؟ بلخره سالها من شنیده بودم که من با همه فرق دارم ،من بدن نامتعادلی دارم،من تا ابد چاقم،من ارثی چاقم وووووووو از تمام خوراکی ها ترس دارم،باور به لاغر شدن ندارم،یه عمر استرس داشتم بلخره بدنم به اون مواد شیمایی ها که در مواقع ترس در بدن من تولید میشده اعتیاد پیدا کرده و الان دارم حرف های ناآشنایی میشنوم که به ضرر ذهن قدیممه معلومه اجازه نمیده به راحتی وارد وجود من بشن و با هر ترفندی منو به در و دیوار میکوبه..با گوش دادن و تعمق کردن در مورد آگاهی های جدید ،در من بذرهای جدید کاشته میشه ،که اون بذرها ،حرف های جدیدی برای گفتن دارن و باید از این بذرها محافظت کرد ،مراقبشون بود ،بهشون مرتب سر زد تا اینکه بزرگ بشن و در آینده نزدیک بتونیم از زیبایی هاشون بهره مند بشیم،پس درس این فایل ،،چرایی انجام هر عملی که از خودمون بپرسیم چرا این خوراکیو نخوردم؟چرا این خوراکیو خوردم؟چرا به خوردن این خوراکی فکر کردم؟ و در کل یک چرایی بزرگ قبل از انجام تمام کارهامون از خودمون بپرسیم و با خودمون صداقت بیرحمانه داشته باشیم که بتونیم به جواب های صحیح برسیم ‍‍‍‍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/10/05 22:04
        مدت عضویت: 454 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        از خواندن نوشته ی شما بسیار لذت بردم . عکس پروفایل شما را که دیدم با خودم گفتم که خانم فریده خیلی لاغر تر شدند .براتون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/10/07 00:52
          مدت عضویت: 533 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 92 کلمه

          ممنونم دوست عزیزم از خوندن کامنت من و انرژی مثبتت ⚘
          کامنت های شما هم بینظیره و لذت میبرم از خوندن اینهمه آگاهی از دوستان پرقدرتم
          من نظرم اینه که ما آدم های متفاوتی هستیم چونکه در موقعیت متفاوتی هستیم،افکار متفاوتی داریم،عملکردهای متفاوتی داریم پس نتایجونم متفاوت خواهد بود ،من در اطرافیان خودم اینهمه استمرار ندیدم اینهمه انگیزه برای تغییر کردن ندیدم ،پس ما یه فرقی با آدم های عادی داریم
          موفقیت حق الهی ماست اگر باورش کنیم
          اگر قدرت خدای درونمونو بپذیریم
          منم برای شما آرامش ،سلامتی وتناسب اندام آرزومندم دوست همراهم🌷

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/03 21:38
      مدت عضویت: 614 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      به نام خدا سلام
      دردوره یادگرفتم که اگر هر چیزی رو به اندازه نیازم بخورم حتما وبدون شک لاغرمیشم وقتی بتونم با احساس خوب ولذت غذای مورد نیازم روبدون اندازه گیری وبدون ترس بخورم این یعنی موفقیت درمسیر لاغری من دیگا به این فکر نمیکنم که چی بخورم چاق نشم یا حتی چی بخورم لاغر بشم فقط سعی میکنم به رفتارهام توجه کنم ورفتارهای اشتباهم رو شناسایی کنم واونها رو اصلاح کنم وخدا روشکر باتوجهم به رفتارهام دیگه خیلی کم پیش میاد رفتار اشتباهی انجام بدم یا احساس بدی داشته باشم وایمان دارم که حالا با تغییر دررفتار واحساس وباور وانتظارم حتما تغییر دلخواه درجسمم نیز حاصل میشود.من از خودم فقط انتظار لاغری دارم ودیگه اصلا توجهم روی چاقی نیست ودرآینده ای نزدیک خودم رو یک شگفتی ساز میبینم وخدارو شکر میکنم که دراین مسیر قرار گرفتم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/03 13:28
      مدت عضویت: 223 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 396 کلمه


      باسلام خدمت دوستان و استاد .
      من دیروزاین فایل رودیدموچیزهایی ازاون فهمیدم جاییکه استادگفتن به پشت صحنه خودتون برسید وببینیدچراانتظارتون ازخودتون چاق شدن از ماده غذایی هست اصلا چرا به غذافک میکنیدچراهمش نگران چاقی هستین وخبری ازلاغری نیس
      درسته من دیروزخیلی بهش فکرکردم که چرامن واقعا ازغذاخوردن میتر سم وچرازیاده روی میکنم امروزفهمیدم که چرا
      من به جای انتظار ازخودتوبرگه ی تمرینم
      نوشتم نظر من درباره‌ی خودم درسته که جملات باهم فرقی نمیکنن اماانگارکلمه ی انتظار برامن یه خورده کلی بودومن تاحالابه این فکرنکرده بودم که نظرم درموردخودم چی هست بعدنشستم به نوشتن بداخلاق منفی عصبی چاق رشت بدهیکل و…..واقعا شکه شدم ازخودم که من همین منی که نفس میکشم و زندگی میکنم کلی ازخودم این همه نظرمنفی دارم وبه خاطرهمین هم بودجه من هرکاری میکردم برای لاغر شدن دوباره برمیگشت واون غذای که می‌خوردم وبغداحساس گناه میکردم به خاطرش همش به خاطر این بود که من خودمو تواین افکارحبس کرده بودم این افکارزندگی منودرهم پیچیده بودهمه ی نظرهایی که درباره‌ی خودم داشتم همشون منفی بودونظرمقبتی وجودنداشت الان فهمیدم که من همه‌ی نظرها بی که درباره‌ی خودم دارم هم از دیگران گرفتم اربس که شنیدم و باور کردم وخودموومیخواستم بهشون ثابت کنم اشتباه می‌کنند اما امروز فهمیدم اگر تمام این سال‌ها یکباربه این فکرمیکردم چرافکرمیکنم زشتم یابی مسولییتم به این جواب می‌رسیدم من خودم روارداخل نابودکرده بودم پرشده ذهنم ا زعلفهای هرزازافکارمنفی که تثبیت شده بودند طی این سالها به خودم اومدم و گفتم اگه من این همه نسبت به خودم حس بدارم واین همه ازدرون حالم خرابه پس واقعا چرابایدمنتظرلاغری باشم وقتیکه خودم دارم خودموازداشتن لاغری سلامتی احساس خوب و روابط خوب باهمسرم منع میکنم اونیکه منوتواین تمام مدت به من ظلم میکردادمانبودن من بودم اونی که این هم از من نفرت داشت من بودم وخبرنداشتم پس منظربودن لاغری وخواسته های این چنینی درفردی که این همه ذهنش پرازنظرمنفی درموردخودش باشه واین همه خودش رودرمقابل آدمها وغذاکوچیک می‌کنه واین همه انتظار داره که دیگران براش کاری بکنن خدابراش کاری بکنه و بعداین همه ازخداگله می‌کنه درحالی که خداهدتیت کنندس ومشکل خدانیس خدانعمت داره همه چیز خدا نعمته امامن اون طرف عکس روگرفتم ونظرخودم اینه پس چه انتظاری از ادمادارم وحالا یادگرفتم که واقعا من یه آدمم من باید این نظراتی که خودم راجع به خودم دارم تغییر بدم واقعا بایدزندگیموتغییربدم وتنهاراه همین راهی هست که الان درش قدم گذاشتم بهم ثابت شدکه راه درست فقط همینه ولی ممنون از شما 🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/03 00:50
      مدت عضویت: 491 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه


      با عرض سلام
      استاد خسته نباشیدواقعا فایل خوب و پر باریه من که خیلی لذت بردم دقیقا برای من ضبط شده عادتهای غذایی من خیلی تغییر کرده و مدتها است که این سئوال برام مطرح شده که چرا اثرش رو در جسمم نمی بینم و حالا مطمئن شدم که هنوزذهن من مقاومت می کنه و نسبت به مواد غذایی حساسه و هنوز به فکر چاقی هستم البته من پیشرفت زیادی داشتم و قبلا احساس می کردم دارم چاقتر میشم ولی حالا مدتیه که فکر می کنم چاقتر نمی شم و گاهی اوقات مطمعنم که دارم لاغر میشم که البته هنوز کم اتفاق میفته که این احساس رو داشته باشم ولی به مرور بیشتر میشه ویکی از دلایلش عدم اعتماد به نفسه و مرتب به خودم میگم این روش روی دیگران اثر داره ولی روی من نه ولی زود این فکر رو از سرم بیرون می کنم و به خودم میگم صبور باش و ادامه بده شاید دیرتر نتیجه بگیری ولی حتما به نتیجه دلخواه میرسی .دیروز کامنت دوستی رو خوندم که نوشته بود زمانی که فکر میکرده لاغرتر شده در مهمونی دوستاش بهش گفتن چاقتر شده و با ناراحتی روی ترازو رفته که ثابت کنه اشتباه می کنن ولی با کمال ناباوری دیده که عقربه ترازو وزن بیشتری رو نشون داده وخیلی ناراحت شده و با ناامیدی به استاد پیام داده که چه کنم و استاد فقط گفته ادامه بده و دوباره دوره رو تکرار کرده و با پشتکار بیشتری تمرین انجام داده و تکرار و تکرارو تکرار و خیلی زود نتیجه گرفته و حالا هر کس می بینتش بهش میگه خیلی لاغرتر شدی و خیلی خوشحال بود و من هم خیلی روحیه گرفتم و تصمیم گرفتم که با پشتکار بیشتری فایل گوش بدم و تمرین و تکرار کنم . یکی از چیزهایی که باعث میشه ذهنم مقاومت کنه اینه که استاد و دوستانی که نتیجه گرفتن می گن نمی دونیم چه اتفاقی افتاد فقط دیدیم که بدون هیچ تلاشی داریم لاغر میشیم و برای ذهن من یکم باورش سخته و همش از خودم می پرسم مگه میشه و مرتب دارم دلیل میارم که میشه مثل کسانی که بیماری ها رو با قدرت ذهن شکست دادن و یا کسانی که کارهایی رو انجام دادن که بقیه محال می دو نستن ولی باز ذهنم مقاومت می کنه که با تمرین زیاد این باور غلط رو تغییر میدم و در این دوره ها ما هنر جو ها با کمک هم و استاد باید به نتیجه دلخواه برسیم باگذاشتن کامنت و به اشتراک گذاشتن تجربیات خودمون به امید موفقیت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        adelehreyhani68@gmail.com
        1399/10/08 14:20
        مدت عضویت: 182 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        ممنون دوست عزیز
        به امید موفقیت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/02 21:49
      مدت عضویت: 594 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      سلام وقت بخیراستادگرامی
      ممنونم ازفایل عالی وپرمحتواتون
      شمافرمودیدکه به غذافکرنکنیدوقتی وقتش رسیدیه چیزی میخوریدوهمونطورکه گفتیدخودبه خوداصلاخودم نمیدونم چطوری ولی توجهم ازروی غذاهابرداشته شده ونگرشم خیلی متفاوت ترشده الان این سوالادارم که میگیدفکراصلی رادرنظربگیریدخوب اصولابه این فکرمیکنیم که چی بپزم ومیخوام بدونم اینم باعث میشه که توجهمون بیشتربشه وچطوربایدتغییرش بدیم ؟
      ممنونم ازراهنماییتون🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام خوشبخت
      1399/10/02 20:36
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 285 کلمه


      این فایل منوکمی گیج کرد احساس میکنم گیج می زنم افراد چاق خوردن چاق شدن اگر نمی خوردن که چاق نمی شدن نه نه صبر کن خوردن به چاقی ربطی نداره افراد چاق خیلی غذاهارو تجزیه تحلیل میکنند خیلی برای خودشون خوردن را سخت میکنند اخرشم زیاد تر ازحد معمول میخورن بابا راحت بخورید راحت باشید در لحظه بخورید به غذاهایی که قراره بخورید فکر نکنید .تو لحظه غذا بخورید. غذاهارو دسته بندی نکنید. به نوع غذا توجه نکنید به چربی غذا توجه نکن. تجزیه نکن .بسه توروخدا. غذا بلای جان چاق ها شده تا کی باید ذهن رو درگیر چی خوردن چطور خوردن کی خوردن کجا خوردن بکنیم. بدبخت ذهن رو درگیر خوردن کردیم بابا راحت باش .بزار ذهن از غذا وخوردن آزاد بشه .تو نمی زاری ذهن کارشو کنه برای ذهن خط ومشی تعیین میکنی .ذهن گیج شده با خودش میگه این دیگه کیه بابا خسته شده .ذهن خودش کارش رو بلده خواهشا از سر راه ذهن برو کنار راحتش بزار چقدر به ذهنت عذاب میدی اخه .جان مادرت زندگی تو بکن چیزهای مهمی غیر غذا هست برو چیزهای دیگرو تجزیه کن. اگر دنبال تجزیه تحلیل چیز دیگه بودی الان دانشمند بودی. بسه دیگه. من دیگه نمی تونم عمرم تباه شد. بابا خودتو دریاب. به چیزهای دیگه توجه کن بحث و عوض کن کانال غذارو عوض کن خسته نشدی واقعا خسته نشدی .مغزم هنگ کرده واقعا دیگه تحمل این همه افکار بیهوده در مورد غذا رو نداره تو ذهنت غذا رو غول کردی به خدا غذا برای خوردنه .با غذا راحت باش بهش گیر نده به چیزهای دیگه گیر بده دست از سرش بردار بزار ذهنت هوایی بخوره ذهنتو خالی کن بزار نفس بکشه ذهنت داره خفه میشه از دست تو .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/10/18 14:48
        مدت عضویت: 626 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 94 کلمه

        من هم اولين باري كه فايل رو گوش دادم هنگ كردم چون تا اون موقع فكر مي كردم پرخوري باعث چاقي مي شه بعداز شنيدن حرفاي استاد چندساعتي در موردش فكر كردم وديدم بااينكه يك سال بيشتره تو دوره ام اما هنوز اين فرمول ذهني در من رنگ ولعاب داره پس هنوز خيلي راه مونده تاهدف وبايد بيشتر روش كار كنم وبه قول شما بايد بزاريم اين ذهن بيچاره هوا بخوره واز قيد وبند غذا ازادش كنيم و بيشتر در زمينه هاي ديگه كه ميتونه زندگي مارو متحول كنه بكارش بگيريم .درود بر شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/02 20:26
      مدت عضویت: 567 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,878 کلمه


      چی بخوریم چی نخوریم ؟خبلی درمورد خوردن در ذهن ما حرف هست و ما رو در گیر کرده .
      نگرش ما باید در مورد خوردن تغییر کنه و به یه ثباتی برسه .
      خوردن واقعا چه نقشی در وضعیت جسم ما داره ؟
      منم همیشه با کنترل خوردن میخواستم لاعر بشم و به دنبال هیچ راه و روش دیگه نبودم پس هر جوری بود خوردن رو کم میکردم شام نمیخوردم یا سرخ کردنی نمیخورم و یا شیرینی و … نمیخوردم و یا این اواخر که رژیم داشتم از دکتر تغدیه اونجا به من گفته میشد چه چیزهایی ممنوع هست چه چیزهایی ازاد هست مثلا سالاد و سبزی آزاد بود وه منم خیلی وقت ها تلافی رزیم رو با خوردن سالاد در میوردم و وقتی من رژیم رو کنار میزاشتم اون همه زیاده روی در خوردن سالاد رو با چیزهای دیگه جبران میکردم چون دیگه به هردلیلی رژیم نبودم و انگیزه برای خوردن سالاد نداشتم و حرص و ولعم تو خیلی از چیزا که محدود بود رو با خوردن زیاد در مواقع غیر رزیم جبران میکردم خود من بارها دوران بارداریم یه فرصت بود تا تلافی رزیم و نخوردن هام رو در بیارم و تازه کلی هم فرمولهای دیگه داشتم که به جای دو نفر بخور و زیاد بخورم که واقعا زیاده روی میکردم در خوردن .
      و همینا باعث میشد من در مدت کوتاهی چاقتر میشدم و همین ها فرمولهای ذهنی من رو خراب میکنه چون اسم سالاد ازاد بود و کالری هم نداشت و منم زیاد میخوردم در واقع به همون حس خفگی که میگفتیم سیری در دوران رزیم با سالاد میرسیدیم بعدا که رزیم نبودم به همین صورت دلم میخواست زیاد بخورم تا به سیری و همون خفگی برسیم و بگم سیرم اما این دفعه با مواد غذایی دیگه که تمام دوران رزیم از اونها محروم بودیم و حرص و ولعشون رو پیدا میکنیم اما دیگه در مواقعی که رزیم نیستم با مواد عذایی دیگه میخوام این پیعام رو یا این حس رو بگریم که در اون مواقع هم احساس سیری ما که مثل الا نبوده با حس خفگی و شکم درد و … اینا بوده و همین باعث میشد ما در زمان کوتاهی چاقتر بشیم
      من باید نگرشم به خوردن بهتر بشه و کار این دورها همین هست .
      من قبلا که رزیم بودم بارها میگفتم که این غدا رو بخورم خیلی چاق میشم یا این موقع بخورم خیلی چاق میشم . و وقتی میخوردم همش عداب وجدان و سرزنش داشتم بعد از خوردنش و یا خیلی وقتها فلان عدا رو نخوردم که چاقتر نشم پس چه نخورم یا بخورم دلیلیش این بوده که چاق نشم و اگر یه چیزی نخوردم خوشحال بودم که نخوردم و میگفتم پس چاقتر نمیشم . منم قبلا که رزیم بودم اینطور بودم که تفکیک میکردم چی بخورم یا چی نخورم اگر این رو خوردم چاق میشم و یا بهتر این رو نخورم که چاقتر نشم والان که در این مسیرم خیلی فکرم عوص شده و اون ترسم خیلی کمتر شده و چون استمرار دارم در این مسیر اگاهی ها رو مرتب مرور میکنم با حال خوبی عدا میخورم و معمولا هم این افکار من خیلی کمتر سراع من میان ولی بعصی وقتها ادم هایی در اطراف من هستن و اونها هنوز به دنبال رزیم و لاعری و ورزش هستن و اینقدر با وسواس و دقت میخورن که من واقعا تعجب میکنم که منم اینطور بودم و باورم نمیشه و اونجا هست که تفاوت خودم با بقیه رو میبینم که جقدر راحت میخورم ولدت میبرم بدون استرس و همچنان هم دارم متناسبتر میشم اما اون افراد روز به روز چاقتر و محدودتر در خوردن میشن و اونجا هست که به این روش بیشتر ایمان میارم .
      و این افراد نمیخورن که چاق نشن و نمیگن نمیخورم که لاعر بشم نه میگن نمیخورم که چاق نشن به نطر من استاد داخل یه فایلی گفتن که هم توجه کردن داریم و هم توجه نکردن داریم اما این افراد در هر دو مرود دارن به چاقی توجه میکنن هم اون موقع که عدا ی خاصی رو خوردن و ترسیدن همش میگن ما خوردیم الان چاق میشیم وای کاش نمیخوردم این فرد داره به چاقی توجه میکته اونجا هم که نمیخوره از ترس اینکه چاقتر نشه بازم داره به چاقی توجه میکنه که نخورم وگرنه وزنم اینقدر میره بالا و من چاقتر میشم و …در صورتی که باید توجه و تمرکز ما بر لاغری باشه که به اون برسیم و اون رو در جسممون نمایان کنیم گفتیم که ما به هر چیزی تو جه کنیم همون رو وارد زندگی خودمون میکنیم میخواد خوشمون بیاد میخواد خوشمون نیاد اگه دوستش نداریم توجه نکنیم .
      و این جا موصوع تغییر جملات نیست که بگیم خوب جمله ام رو تغییر میدم و دیگع این حرف رو نمیزنم که چاق نشم نه موصوع اینجا نگرش ما هست و هدف ما این هست از سطح بالاتر به این موصوع نگاه کنیم و اصلا تمرکز ما بر جملات نیست و ذهن ناخوداگاه با جملات ما کاری ندارد به احساس ما که ترس و نگرانی از چاق شدن داریم و نگرش و انتطار ما از خودمون کار داره و اگر من نخورم که چاقتر نشم و یا خوردم که چاق میشم در هر دو حالت من انتطارم این هست که من چاق میشم و من باید نخورم که چاق نشم و این انتطار و احساس و نگرش ما و یا همین فرمولهای دهنی به همین راحتی تغییر پیدا نمیکنه مگر استمرار داشته باشیم و در این مسیر باشیم که نگرش و انتطار ما تغییر پیدا کرده باشه
      یه مثال برای تغییر نگرشم :
      من کنار همین افراد رزیم دار که باشم و درمورد چاقی و لاعری که حرف میزنن و همش به دنبال حذف یه سری چیزها مثل نون و برنج و شیرینی هستن و برعکس میگن باید پروتیین و ..بخوری من به خدا خندم میگیره و اصلا دوست دارم فریاد بزنم که این راهش نیست منم اینکار رو کردم ولی الان برعکس شده هر چی میخوام حتی چیزهایی که چندین سال جرات نکردم بخورم رو به راحتی میخورم مثل کره و مربا و تخم مرع سرخ شده داخل روعن و کیک و شیرینی و … شام دلخواهم نه اون چیزهای رژیمی و بد مزه و …. خیلی هم متناسبتر م شدم و دوست دارم بهشون بگم همه چیز بخورین اما بعصی افکار رو وانتطارها و فرمولها رو حذف کنید از ذهنتون نه غداها رو و اصلا اینقدر این حرفهایی که میزنن برام خنده دار و غیر پذیرفتنی هست که از جمع جدا میشم اگه شرایط باشه میرم دور ی میزنم تا حرفشون تموم بشه و برمیگردم چون از من قبول نمیکنن هم حرفی نمیرنم .
      پس تغییر نگرش نسبت به موصوع لاعری این هست که فقط ب باید در این راه با استمرار باشیم .
      من خودم اون وقتا خیلی از چیزا رو نمیخوردم ولی لاعرتر نمیشدم که هیچ چاقتر هم میشدم و بارها شده بود در حین ورزش و رزیم من وزنم بالاتر میرفت و همیشه با نگرانی و با ترس به همه میگفتم که ای کاش دیگه در این وزن بمونم و چاقتر نشم ولی هی هر ماه چند کیلو اصافه میکردم و دوباره هی میترسیدم و میگفتم هر چیزی رو که باید نخورم که نمیخورم پس کاش چاقتر نشم به همه میگفتم چیکار کنم وزنم نره بالا چه ورزشی بکنم که چاقتر نشم و تمام توجه و تمرکزم این بود که من نمیتو نم لاعر بشم پس حداقل چاقتر نشم ولی چون انرژی میدادم فکر و با احساس که همون فرکانس چاقی میدادم و ارتعاش چاقی میدادم و چاقی رو دریافت میکردم و جهان کاری نداره که من چاقی رو دوست دارم یا ندارم جواب توجه و تمرکز من رو به چاقی برام میفرستاد با چاقی بیشتری که من دریافت میکردم .
      پس تغییر نگرش من هست که نتیجه رو رقم میزنه .
      پس عداها مقصر چاقی ما نیستن افکار ما مقصر هستن و ما رو چاق یا لاعر میکنن.
      و ما یاد گرفتیم کاری با عدای مورد نیاز خودمون نداشته باشیم و اون که نیاز بدن ما هست و تمام حرف ما با اون اصافه خوردنها هست و باید اونها رو تغییر بدیم .
      ما باید هم ذهن و هم عملکرد رو تغییر بدیم و نباید فقط روی عملکرد کار کنیم پس اول ذهن رو تغییر میدیم و بعد عملکرد تغییر میکنه .

      وقتی نگرش من این باشه نخوردم که چاقتر نشم و خوشحال باشم که نخوردم بپرس از خودت چرا نخوردی ؟؟؟همون چرا هست که نتیجه رو رقم میزنه برای شما در واقع ما باید ببینم در لایهای زیری دهن ما در اعماق دهن ما چه فکری هست نه اینکه بر زبان ما چی میاد خیلی وقتعا هست که افکار ما با گفتار ما همسو نیست و همون افکار ما نتیجه رو رقم میزنه مثلا :من در گفتار میگم من لاعر میشم و لی در سطح افکار صدایی میشنوم که شتر در خواب بیند پنبه دانه
      پس همین همسو نبودن باعث میشه ما نتیجه رو چاقی ببینم .
      .
      به فکرهای پشت عمل خودتون توجه کنید
      که اگر میری مهمانی و نمیخوری و از شب فکر میکنی چطور رفتار کنی و چی بخوری و چی نخوری ببین چرا این فکر رو کردی و این تصمیم رو گرفتی ؟؟؟ همیشه باید علت رفتار رو تعییر بدهی و کاری به رفتار نداشته باشین .
      پس نتیجه میگریم تمام این نخوردنها و چطور خوردنها و چی رو چطور بخورم ابپز بخورم و یا سرخ شده و یا چند برش از چی بخورم و یا شب بخورم یا طهر بخورم و یا کالری شماری کردن و محاسبه کردنها و برچسب زدن به عداها و تفکیک اونها از هم همه ی اینها توجه به چاقی هست و ما رو به چاقی بیشتر سوق میده باید این خوردن اینقدر برای ما بدیهی و ساده و بدون فکر و استرس و ترس و نگرانی باشه و یه فعالیت مثل سایر فعالیتهای جسمم ما باشه مثل نفس کشیدن و پلک زدن که ما لاعر بشیم و باید اتوماتیک در ما انجام بشه مثل تمام متناسبها که هر چی بخوان در هر زمانی میخورن و اصلا کاری به این افکار و نگرانیها ندارن ما گرفتار افکار شدیم .

      چاقها همیشه با وسواس و دقت عدا انتخاب میکنن و میخورن اما نتیچه چافی بیشتر هست و اما لاعرها بیخیال میخورن و متناسبتر هم میشن پس تفاوت در افکار ما هست نه در عمل ما اصلا ما از خیلی متناسبها کمتر میخوریم اما چرا چاقیم چون فکرهای پشت رفتار ما علط هست که باید اون رو درست کنیم که جرا نمیخوریم ؟؟؟همون باید تعییر کنه و درست بشه و من با دوره و استمرار و گوش دادن تمام فرمولهای دهنی رو باید تعییر بدهم .
      و اصلا کاری به مواد غذایی ندارم و باید نگرشم تغییر کنه .
      و من هنوز اطرافیان رو میبینم که لاعری رو با نخوردن و بدو بدو کردن و محدودیت داشتن میبینن و من اصلا همچین نگرشی که ندارم هیچ خندم هم میگیره و به یاد اون وقتهای خودم میفتم که چه زجر و سختی میکشیدم و نتیجه با حالای خودم از زمین تا اسمان فرق داشت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/02 20:17
      مدت عضویت: 454 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 463 کلمه

      با سلام تا این لحظه یکبار فایل را دیده ام و فقط یک جمله ی استاد در ذهن من مرور شد در این چند ساعت که وقتی نتیجه بگیری پشیمان میشی از اینکه چرا زودتر باور نکردی ، چرا زودتر اقدام نکردی و…..
      من این پشیمان شدن را در جنبه هایی دیگر مثل درس خواندن خییلی تجربه کردم مثلا یک موضوعی را کاملا بلد بودم اما از اعتماد به نفس پایین یا بیانش نکردم و یا به یکی دیگه گفتم و نمره اش را هم دیگری به دست آورده.
      من سال 97 وارد دوره شدم قبلش هم با دوره ی رایگان نتایج عالی گرفتم و با استفاده از دوره 3 سایز و چند کیلو که دقیق نمیدانم کم کرده ام .اما از یک جایی تغییر جسمی من متوقف شد احساسم عاالی بود و هرروز سعی میکردم عالی تر هم باشه ، بیشتر روزها رفتار غذایی درستی داشتم و و از خودم راضی بودم و هستم هرروز تمرین انجام دادم ، نظراتم رو نوشتم ،نظرات دوستانم را خواندم ، شبنم سازی کردم و به حرف های بقیه بی اهمیت بودم، عجله ای نداشتم و فقط ادامه دادم با حال خوب اما با گذشت ماهها جسم من هیچ تغییری نکرده وحتی یکی دو نفر هم گفتند که انگار داری دوباره حجیم میشی یا حواست باشه یکم چاق شدی…با شنیدن این حرف ها حالم بد میشد اما سریع به سایت میام و با چندتا مطلب یا یک فایل حالم دوباره و خیلی سریع خوب میکنم اما خوب راستش این سوال ته ذهنم پیش میاد که پس نتیجه ی این همه تلاش من چرا به دستم نمیرسه ؟ کجا نشتی داره که حاصل کارهای من داره هدر میره؟ از استادم نپرسیدم چون خودشون گفتند در فایلی که سوال پرسیدن کمکی نمیکنه…. .با وجود انگیزه ، اشتیاق، امید و استمرار من اما نتیجه در جسمم تجلی نمیکنه و واقعا منو سردرگم کرده خلاصه چند ماه دنبال این حلقه ی گمشده هستم که حتما من زمانی داشتمش چون اون اوایل من نتیجه ی عالی گرفتم و خیلی مشتاقم که فایل حلقه ی گمشده را ببینم و استفاده کنم و پازل متناسب شدنم رو به لطف خدا کامل کنم.من میدونم کهاین روش نتیجه میده و تنها راه حداقل برای شخص من برای لاغری همیشگی همین راه هستش خیلی هم دوستش دارم چون هم آسونه هم به من انرژی و آرامش میده اما نمیدونم واقعا چی شد که تغییرات من آهسته یا خیلی آرام شد چون بعد از یک سال و نیم انتظار کاهش وزن داشتن خیلی بی راه نیست و نمیشه اسم عجله هم روش گذاشت.
      نمیدونم چرا این ها را نوشتم چون واقعا از جستجو برای پیدا کردن این حلقه خسته شدم اما خوشحالم که فایل جدید جواب خواسته ی من هستش و انشاالله مسیر تناسب من هم به همواری و نتیجه ی بخشی سابقش و حتی خیلی بهتر برگرده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/02 23:00
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 50 کلمه

        سلام دوست عزیز
        طبق وعده خداوند هر درخواستی پاسخ داده می شود
        درخواست شما قبل از آنکه به صورت نوشتن مطرح شود پاسخ داده شده است و به زودی به دست شما خواهد رسید
        اگر باور کنیم چه قدرتی در خلق کردن خواسته هامون داریم خیلی کار ساده تر و لذت بخش میشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/02 18:26
      مدت عضویت: 328 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 807 کلمه


      سلام استادعزیز من تقریبا اشنایی باسایت سما رو باید بگم برمیگرده به همین دوره کرونا وقرنطینه البته از همون تقریبا اردیبهشت امسال که دیگه همه اون مکانهایی که من به خاطر لاغر شدنم میرفتم بسته شد مثل باشگاه ودکتر رژیم ووقت بیشتری رو صرف ماندن در خونه میکردم ووقت بیشتری پیدا کردم که بیشتر فایل هارو بخونم وگوش کنم الان تقریبا روز یک تا دوساعت فقط اختصاص دادم به همین کار وواقعا برام خیلی خوب بود البته بگم من برای لاعری وارد سایت شدم ولی الان در مراحل دیکه زندگی ام موفقتر شدم وهرفایلی رو گوش میدم حتی اگه برای لاعری هست من توی دیگه مراحل زندگی ام استفاده میکنم واونجا اتفاقا بیشتر جواب گرفتم چرا؟؟خودم جوابش رو میگم چون من تقریبا از اول تولد چاق بودم البته نه از اون چاقها اضافه وزن داشتم و از دوره راهنمایی دیگه مسئله برام مهم شد واز اون وقت به بعد هر روز وهر ساعت فکرم مسعول این مسئله بوده چون هر روز ما باید برای رفع نیاز بدنمان بخوریم روزی دست کم سه دفعه پس هر روز من با این مسئله درگیر بودم وورودیهایی که من بابت این مسیله وارد ذهن خودم کرده ام از هر مسئله دیگه زندگی ام بشتره مثلا چی کالری اش چه قدره چی قند داره چی چربی داره از همین مطالب وورودی های بیخودی که من ذهنم رو پر کرده ام ویک فرد متناسب اصلا خودس رو درگیر این چیزها نمیکنه ولی ما چا قها بیستر وقتمون قبلا پرداختن به همین موضوعات بوده پس حالا فهمیدید چرا مسایل دیگه زندگی راحتر با این فایلها حل مبسه چون ورودی های اضافه در مورد مسئله مورد نطر کمتر بوده وتازه مدت زمان کمتری رو صرف فکر کردن اون موصوع در قدیم میکردم مثلا اگه دلم میخواست ماشین شاستی داشته باشیم حالا یک فکری میگروم ورد میشد دیگه در همین حد بود وبرام زیاد حیاطی نبود رسیدن بهش ولی چاقی خیلی برام مهم تر بود پس بیشتر فکرم مشعول بود ولی حالا که یاد گرفتم توسط این فایلها که میشه من به زندگی بهتری دست پیداکنم دیگه الان دارم تمرکز میکنم وفکر میکنم با این تفاوت که یاد گرفتم از همون ابتدا چطوری درست فکر کنم چطور باورسازی کنم چطور احساس خوب در خودم بوجود بیارم وهزاران باور درست که از این فایلهای استاد یاد گرفتم ولی در مورد چاقی از ابتدا راه رو نادست رفتم باور ها وفرمولهابم همه نادرسته ومعلومه که زمان بیشتری میبره تامن بیام این هارو اصلاح کنم وباور واعتقاد درستی جایگزین کنم پس زمان بیشتری میبره ولی در موارد دیگه زندگی ام نه چون از همین ابتدا باور هایم درسته وفرمولهاب درستی داره سر جای خودش قرار میگیره ومن هر روز دارم محصول این باورهای درستم رو زودتر الز لاعری ام میبینم خدارو شکر ودر مورد چاقی ام هم فقط یک کلمه میگیم خدارو شکر که الان به این مرحله رسیدم که بدون هیچ ترسی وبدون درگیری ذهنی هرچی رو دوستدارم میخورم وفقط وفقط به ندای بدنم گوش میدم هر وقت گفت بابا بسه من دیگه سیرم تو چه خبرته دیگه نمیخورم حالا یک روز بدنم دوست داره بیشتر بخوره میخورم یک روز دوست داره تا ادان معرب جز چایی چیزی نخوره میگم باسه هرچی تو بگی دلش میخواد شیرینی بخوره میگم باشه معلومه قند ت افتاده پس بریم باهم شیرینی بخریم ومیخوریم واحساس لدت میکنم بچه ها بدن ما با ما دشمن نیست اون بیشتر از نیازشم نمیخواد چشم هم نداره که بگی چشمهاش گرسنه است اون فقط در حد نیازش میخوره بهش اطمینان کنید اون از جای درستی دستور میگیره از جایی دستور میگیره که نفس مارو دستور میده به قلبمون دستور میده پس خاطر تون جمع بهش اطمینان کنید ولی هنوز من فرمولهای اشتباه زیادی دارم ولی خیلی هایش باهمین فایل وفایل قبلی داره درست میسه الان فهمیدم هیچ ماده عدایی ومقدار وحتی نحوه خوردن که خیلی هامون فک میکنیم چون تند تند میخوریم چاقیم این ها هیچ کدوم روی بدن ما اثر چاقی ندادن فقط فکری که از باورهای نادست ما میاد و در ما موقع خوردن احساس ترس ونگرانی بوجود میاره فقط باید اون باور رو درست کنیم بعد فکر مون عوص میسه واحساس مون ودراخر رفتار درستی از ما سر میزنه .من خودم رو خیلی گرفتار رفتارم نکردم چون میدونم تقصیری نداره اول باید باورم رو درست کنم وبعد رفتارم خودش درست میشه رفتار نتیجه است نتیجه من نمیتونم عوضکنم مگه باور واحساس رو عوص کنم نتیجه خودش عوص میشه استاد من این چیزهایی رو که درحصور شما گفتم فقط نتیجه گوش دادن به فایلهای رایگان شما بوده وبس هنوز توانایی خرید فایلهای دیگه رو ندارم ولی مطمئنم که خدا راه خرید رو بدام هموار میکنه میخواستم بدونید فایلهای رایگانتونم خیلیل خیلی پر باره لا اقل برای من که خیلی خوب بوده وتقریبا زندگی ام در همین مدت تکون اساسی خورده که به چشم میاد خدار وشکر هزار بار که با این سایت وشما ودوستان اشنا شدم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        الهام خوشبخت
        1399/10/03 11:03
        مدت عضویت: 626 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 204 کلمه

        آفرین به شما! چقدر نوشته تون سطحش بالا بود. فایلهای رایگان هیچ چیزی کمتر از دوره ها نداره هر فایلی استادمیزارن واقعا عالیه اگر بچه ها قدرشو بدونن. هر کس توانایی مالی داره من توصیه میکنم حتما دوره رو بخرن ولی اگر فعلا مقدور نیست بیان از همین فایلها شروع کنند. تو دوره آدم دلش قرص تر میشه که داره قدم به قدم داره یاد میگیره دوره منسجم تره واینکه باید برای رسیدن به چیزی بهاش رو پرداخت کرد .من خودم یه مدت رایگان گوش دادم خوبم رفتارم تغییر کرده بود ولی رها کردم چون پول کافی نداشتم بعدش که پول دستم اومد اصلا نتونستم صبر کنم حس قوی منو تشویق به خریدن دوره میکرد ومن خریدم. الان که فکر میکنم میگم کاش تو همان فضا می موندم تا پول برسه گوش میدادم هر چند وقت طول میکشید اشکال نداشت ولی قطع نمیکردم چون من خیلی دقیق گوش میدادم ونکته نکته یادداشت برداری می کردم اگر با همون احساس به دوره وصل میشدم خدا می دونه چقدر نتایج عالی تری میگرفتم چون استمرارم قطع نمیشد میدونید وقتی فایلها رو رها میکنید مثل این
        شروع کنید. موفقیت در رهانکردن هست. هست که مسیر
        شروع کنید رفته رو بر می گردید وباید از اول

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/02 17:52
      مدت عضویت: 626 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه


      سلام استاد عزیزم و دوستان خوبم
      اینجا در سیدنی ساعت ۱۰ دقیقه به ۱ صبح هست ساعت ۱۰ رفتم که بخوابم ولی تا ساعت ۱۲ دیدم خوابم نمیبره آمدم آشپزخانه یک مقدار غذا خوردم چون احساس گرسنگی میکردم اصلا هم به اینکه الان چه وقت خوردنه فکر نکردم و با احساس خوب غذایم را خوردم و لذت بردم بعد موبایلم را باز کردم و دیدم شما این فایل را گذاشتید خیلی خوشحال شدم و با ذوق و شوق آنرا دیدم و چقدر آگاهی بدست آوردم و لذت بردم 👏👏👏👏
      هر وقت می بینم فایل جدیدی گذاشتید مثل اینکه یک هدیه زیبا به من داده شده است خیلی خیلی خوشحال میشم از اطلاعاتی که دریافت میکنم از دیدن چهره خندان و مهربان و کلمات دلنشین تان احساس شادی و نشاط و آرامش میکنم که چقدر صمیمانه و دلسوزانه اطلاعاتی که به ما برای رسیدن به هدفمان کمک میکند در اختیارمان قرار میدهید 🙏🙏🙏👏👏👏
      من هیچ دوره آموزشی ندیدم که اینجور افرادی که از آنها استفاده میکنند ساپورت شوند و اینجور بطور مرتب فایلهای جدید در اختیارشان قرار داده شود اینقدر فایلهای رایگان که واقعا ارزشمند هستند در اختیار علاقه مندان قرار داده شود
      من از طرف خودم و تمام دوستانی که انتخاب شده خدای مهربانمان هستند که در این دوره ها شرکت کرده اند از شما استاد عزیزمان تشکر میکنم که چه زندگی هایی را تغییر دادید و چه دلهایی را که شاد کردید و امید به زندگی بهتر داشتن دادید ممنونیم 🙏🙏🙏😊😊😊
      الان ساعت یک و بیست دقیقه صبح شد بهتره برم بخوابم ☺☺☺😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم