ورود / ثبت نام
0

افکار+احساس=تصویرذهنی

اندازه متن
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=18618
برچسب ها:
5 نظر در مورد افکار+احساس=تصویرذهنی

دیدگاهتان را بنویسید

      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/07/28 10:07
      مدت عضویت: 153 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 300 کلمه

      سلام
      واقعا خوشحالم ک دستم ناخوداگاه خورد و ب این فایل هدایت شدم چ تکنیک زیبایی رو یاد دادید چن من هی در برخورد باافراد هستم ک همش ناراحت میکنن یا از وقایع ناراحت کننده حرف میزنن همسرم فقط در مورد مشکلات و نابسامانی های جامعه حرف میزنه استاد کاش اینم یاد بدید ک شنیدن رو چیکار کنیم تو جمعی از ۱۰ نفر ۱ نفر منم ک در مورد مشکلات حرف نمیزنم والبته منم بودم ولی انتخاب کردم ک الان نباشم از اونها
      دیروز ی مهمون داشتیم ک شدیدا فرد منفی گرایی هس همین ک شنیدم قراره بیاد گفتم وای خدا ب دادمون برس ولی من خیلب تو بحثهاش شرکت نکردم و سعی کردم حواس خودمو پرت کنم و خیلی خوشحال شدم چن امروز زنده و سرپا هستم
      مهمترین سد در برابر افراد لبخند و سکوت هس
      مهمترین پارامتر برای ذهن ناخوداگاه احساس خوب داشتنه
      افکار تبدیل میشوند ب تصویر ذهنی
      اون افکاری ک احساس بیشتری تولید کنند اون اتفاق میافته
      جسم مسئوله تجربه کردنه
      فکر مسئول فکردن و ب یاد اوردنه
      ذهن مسئول تصویر سازی
      ما باید مسئول احساس خودمون باشیم و احساس خوب رو حفظ کنیم
      چقد این ترفند در برابر ادمهای اطراف من صدق میکنه همیشه هر جمعه میگم خدا دارم میرم خودت کمکم کن حال خوب خودمو حفظ کنم
      من خیلی فرق کردم و از فرق کردنه ازاینک انقد قوی شدم خوشحالم خدایا من متاسفم من ببخش ک اگه احساسمو بدای بقیه بخاطربقیه بد کردم و تا چندین هفته و ماه در اون حس موندم و زندگی برای خودم تلخ ناامیدانه کردم خودت منو ببخش
      دوست دارم خدایا ممنونتم ک منو ب این سایت هدایت کردی واقعا من از هرانچه در ذهنم مرور میشد خسته بودم ممنونم ک هدایتم کردی خواستی یکی دیگه شم و زندگی کنم و از اطرافم لذت ببرم
      ممنون استاد ک انقد فایلهای خوب روردر اختیار ما میزارید ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/18 07:19
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      فایل “افکار +احساس =تصوير ذهنی”:

      سکوت + لبخند = عامل موفقيت خارج شدن ما از ناراحت شدن ما نسبت به حرف فرد مقابل مورد نظر است. از زمانیکه یادم میاید، شنیده بودم بچه نباید بخندد ، باید جدی باشد و نمیدونم چطوری بود که از سن 12 سالگی اصلا برای خندیدن، منع میشدم که مثلا دختر باید سنگین باشد و خندیدن در جمع زشت است.  

      بعدکم کم یک ادم جدی شدم ، فکر کنید نوجوانی که باید به زور خودش را نگه دارد که لبخند نزند.  به نظرم، این طرز تفكر خانواد ه من فاجعه بود ؛چون تا امدم سالها دنبال دلایلش بگردم ، سالها خندیدن را از دست دادم.  ولی الان مطمئن هستم جایی زندگی هست، که در ان خنده و لبخند وجود داشته باشد.

      خیلی جالب است که من قبلا از یکی ديگر از فایلهای استاد ،لبخند زدن را برای مواقعی که کسانی که ميخواهند یک جمله یاجملاتی ناراحت کننده را به من بزنند، به کار برده ام و واقعا معجزه میکند.

      چون طرف مقابل از اینکه شما ،نه تنها ناراحت نمیشدید ؛بلکه به او لبخند میزنید؛ نه تنها مجازات میشود، بلکه دیگر هرگز سعی نمیکند که شما را ناراحت کند و میرود سراغ نفر بعدی ، چون میداند که شما از حرف ان هیچ عکس العملی نشان نخواهید داد و حرفش تاثیری در شما نمیگذارد، پس شما را ازاد میگذارد.

      همسر من ،زیاد در مواقعی که کسی حرف ناراحت کننده ای بهش زده میشود ، سکوت میکند.  وقتی دلیلش را میپرسم، میگوید “حرفت را اگر نزنی ،همیشه وقت برای زدنش داری ، ولی اگر حرفت را زدی و بعد پشیمان شدی ، مثل ابی ميماند که روی زمین ریخته باشی ، نمیتونی جمعش کنی.”  الان که این فایل را دیدم، تلفیق این دو مورد سکوت و لبخند را کنار هم، بسیار سنجیده و عاقلانه میبینم.

      شاد و متناسب و سرحال باشید استاد گرامی. همه خیر و خوبی را برای ثانیه های زندگیتون، ارزو دارم. سپاسگزارم.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 01:19
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,262 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و همراهان لاغری با ذهن .

      بایل امروز :

      امیدوارم هر جا که  هستین  در پناه خداوند شاد و  در مسیر تغییر کردن باشین .

      اجساس خوب داشتن مهمترین پارامتر انگیزاننده ی ذهن ناخود اگاه هست یعنی شما در ذهنتون هر موضوعی رو با احساس خوب دنبال کنید اون موضوع در شرایط  پیرامون شما و در موضوعات فیزیکی شما به  وحود میاد و تجلی پیدا میکنه و شما میتونید اون رو تجربه کنید .در واقع افکار ما  تبدیل میشن به تصویرهای ذهنی  و افکاری که احساس بیشتری رو در ما شکل بده اونها وارد  محیط فیزیکی دنیای ما میشن حالا نکته اینجا هست تفاوتی نمیکنه  احساس بد ایجاد میکنن  یا احساس خوب ایجاد میکنن انگیزاننده ی ذهن ناخود آگاه احساس هست اگر شما یه فکر داشته باشین و اون رو مرور کنید  که در شما احساس خیلی بدی به وجود بیاره اون موضوع  در زندگی فیزیکی شما به وجود میاد و به صورت جسمی  اون رو تجربه میکنید چون جسم مسول  تجربه کردن هست و فکر مسول فکر کردن  و به یاد آوردن هست ذهن مسول تصویر سازی و جسم مسول تجربه کردن هست هر چیزی که  در فکر شما داره میگذره  و در ذهن شما تبدیل به تصویر ذهنی میشه و شما چه بخواهید چه نخوایید به تجربه تبدیل میشه و اون  افکاری که در شما احساس بیشتر به وجود میارن زوردتر تجلی پیدا میکنن .

      پس ببین یه تصویر ذهنی در شما احساس بد به وجود میاره  و یا احساس خوب به وجود میاره به همین دلیل  خیلی مهم هست ما در انتخاب افکار و موضوعاتی که جلب توجه میکنه  دقت داشته باشیم چون ما چه بخواهیم چه نخواهیم هر موصوعی در ما احساسی به وجود میاره به همین دلیل همیشه باید مواظب احساسمون باشیم  به همین دلیل که باید حواسمون باشه چه مطلبی میخونیم یا چه کلیپی میبینیم و یا  چه حرفهایی میشنویم و یا چه افکاری داریم و با چه افرادی نشست برخاست داریم و اینها خیلی تاثیر داره چون ما چه بخواهیم چه نخواهیم حرفها و افکار اونها   در ذهن ما تبدیل  به تصاویر میشه و احساس به وجود میاره چه احساس بد یا احساس خوب بنابراین مسول احساس خوب خودت باش و احساس خودت رو کنترل کن و مهمترین موضوع زندگیمون  باید کنترل احساسمون باشه چیزی که هر روز باید به اون توجه کنیم و سعی کنیم احساسمون در شرایط خوبی باشه  شاید هر روز شاد و سرحال و اونجور که باید عالی عالی نباشم اما اجازه نمیدم خیلی پایین بیاد باید در یه حد معمول باشه جوری که  احساس ما به ما  لطمه نزنه به همین علت باید مراقبت کنی و باید مهمترین موضوع زندگیت کنترل احساس خودت باشه و  نباید کسی روی تو تاثیر بزاره خیلیا میگن من میخوام احساسم رو خوب کنم اما حرفهای بقیه و رفتار و عملکردشون حال من رو بد میکنه باید با اینها چیکار کنم ؟؟.ببین مهمترین سدی که میشه در مقابل افراد زد لبخند زدن هست شاید فردی حرفی  بزنه که حال شما رو بد کنه مهترین کار و ترفند این هست که شما لبخند بزنید و سکوت کنید خیلی از بحثها رو نمیزاره اتفاق بیفته و این مهترین سپر ما در نقابل حرفها و افکار بقیه هست اگر فردی حرفی زد که شما رو ناراحت کرد شما باید لبخند بزنید به همراه سکوت و این طور فرد مقابل نمیتونه دیگه حرفی بزنه این یک قانون هست و دیگع اون فرد نمیتونه حرفش رو ادامه بده  و این خیلی ترکیب مهمی هست و از اون موقعیت خارج میشید و به نفع شما میشه  انتخاب سکوت خیلی تمرین میخواهد  تا شما در هر شرایطی و در هر جایی اون رو به کار بگیرید .

      برداشت من از فایل :

      من  هر چیزی رو تصور کنم و به اون احساس بدم به زودی تجربه اش میکنم واقعا این یک قانون هست مثلا  برای بودن خودم در این مسیر های ذهنی و درک قوانین جهان من قبلا  بارهها به خودم و حتی شاید بارها به خواهرم میگفتم ای کاش جایی بود درست زندگی کردن و یه انسان خوب و  کامل و با ارزش بودن و یه شخصیت خوب و جذاب بودن رو و در کل یه انسان موفق بودن رو   و نحوه ی فکر کردن و حرف زدن   رو یاد ما میداد ن و همیشه  این چنین آدمهایی رو  که زیاد در اطرافم بود حتی خود همسرم که  این چنین بود  وقتی  اونها رو میدیدم کلی تحسینشون میکردم که چقدر افراد مثبت و با آگاهی و دانایی هستن و چقدر زیبا زندگی میکنن و زیبا حرف میرنن و زیبا عمل میکنن به اونها  و همیشه با خودم این فکر رو مرور میکردم که ای کاش منم  همچین شخصیت زیبا  و  چنین دیدی به زندگی داشتم و ای کاش میتونستم این قدر انسان تاثیر گدار و مفیدی باشم و خوب زندگی کنم  تا بلخره از یک طریقی وارد این دوره هاشدم و کلی تغیرات عالی دارم پیدا میکنم ولی هنوزم باید عالی و عالیتر بشم و مطمعنم رسیدن به این دوره ها به خاطر بارها مرور کردن این افکار و داشتن این چنین افکاری بوده که خیلی تکاملی من دارم وارد این دوره هامیشدم که یادم میاد قبل از وارد شدن به این دوره های ذهنی من از  چند کانال تلگرام با موضوع انرژی مثبت شروع کردم با دنبال کردن  اونها  خیلی از مطالبشون خوشم میومد و تحسینشون میکردم و خوشحال میشدم از دریافت این اگاهی ها و همیشه میگفتم چقدر خوب راهنمایی  میکنن  که چطور فکر کنی به چه چیزی توجه کنی و برای هر چیزی حالت رو بد نکنی وووووو تا  خیلی جالب وارد سایت استاد عطار روشن شدم به خاطر رفع مشکل چاقی و بعد هم وارد سایت کلی اساتید دیگه و شرکت در دوره ها و … .

      و اما در مورد لبخند و سکوت دقیقا یاد خودتون میفتم استاد من زمانی که تازه وارد سایت شما شده بودم  و در دوره های رایگانتون بودم تمام تمرینها رو در دفتر مینوشتم و در سایت هیچ اثری از خودم نمیزاشتم چون شاید اون اعتماد به نفس لازم رو برای نوشتن نداشتم  و روم نمیشد از چاقی خودم بنویسم و راحت نبودم و….  تا اینکه  یک روز با خبر شدم در یک مهمانی  شما  اونجا هستین  و منم دعوت شدم به اونجا خیلی خوشحال بودم که شما رو از نزدیک میبینم و چون خیلی شیفته ی این آگاهی ها ی شما  بودم و کار شما رو دوست داشتم میخواستم بیام اونجا و   ماجرای چاقی خودم رو از نزدیک برای شما تعریف کنم و شما من رو راهنمایی کنید و کلی راه حل به من بدید و من خلاصه به هر طریقی بود خودم رو رسوندم و بعد از احوالپرسی با شما سریع وسط جمع  شروع کردم از ماجرای چاقی خودم گفتن که چقدر سختی کشیدم و نتیجه ندیدم وووووو منتظر حرفی از شما بودم که شما دقیقا فقط سکوت کردید و لبخند زدید حقیقتا برام یک سخت بود و ناراحت شدم   که  چرا هیچ حرفی نزدید ولی ته دلم گفتم من این راه رو دوست دارم و ادامه میدم هرچند  که با من این رفتار سرد  رو داشتین   و  حتی خیلیا گفتن دیدی جوابت رو نداد بابا  این روش رو ول کن و وووووو ولی برعکس  من همچنان با اشتیاق ا دامه دادم و انگار  همین کار شما  بیشتر من رو تحریک کرد و وادار کرد که روی خودم کار کنم و وارد سایت بشم و حالا که این موضوع رو مطرح کردید دقیقا یاد همون روز افتادم که من تا چند روز به خودم میگفتم  وای دیدی چقدر استاد برخورد خاصی داشت  چرا اینطور بود و هیچ حرفی نزد ولی اصلا برام دلیل نشد که راهم رو ادامه ندم و تازه بر عکس انگار قویتر شدم که ادامه بدم  تا حرفی برای گفتن داشته باشم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ریحانه دوست محمدی
      1399/12/26 15:11
      مدت عضویت: 345 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 499 کلمه


      سلام… این اتفاق برای من بارها رخ داده. ازاینکه من به چیزی فکر کردم و تصویرسازی کردم و به واقعیت بیرونی تبدیل شده… مهمترین اتفاق رو در ظاهرم میدونم که فقط با باور و افکار و تصویرسازی هام درباره ی خودم تونستم موفق باشم. … من درکوچیکی چهره ی قشنگی نداشتم. بانمک بودم ولی خشگل نبودم. و اززمانی که فهمیده تر شدم و به اطرافم و ادمای دوروبرم نگاه میکردم، چهره ی خودمو دوست نداشتم. اما بعد ازازدواجم روز به روز اعتماد به نفسمو بالا بردم. اینقدر روی خودم و درونم کار کردم که من الان زیبا هستم. خشگل هستم. جذاب هستم که بطور معجزه اسایی برای ظاهر من این اتفاق افتاد.. شاید باورتون نشه، ولی خیلی چهره ی من تغییر کرده. من هیچ کاری و عملی روی زیبایی خودم انجام ندادم، ولی باافکارو تصویرسازی درونم و بیرونم، خودمو ساختم. این تغییر به حدیه که چن سال پیش در فضای مجازی دوتا از دوستای دوران دبستانمو پیدا کردم. چون چهره هاشون دقیقا همون چهره زمان دبستان بود،تونستم بشناسمشون. فقط پخته تر و بزرگتر و باارایش بودن. من عکس اونارو تونگاه اول شناختم و بهشون پیام دادم. چون منم عکسم پروفایلم بود، هرچقدر راهنمایی کردم اونا نتونستن تشخيص بدن من کی هستم. و بعد از معرفی خودم، باورشون نمیشد. یعنی هنگ کرده بودن ازاین همه تغییر. میگفتن یکی دیگه شدی.و تصورشون ازمن همون چهره ی زمان دبستانم بود. درحالی که خودشون دقیقا همون چهره بود باکمی تغییر که خیلی متفاوت نبودن از اون زمان…. همسایه ای مامانم درزمان بچگیم داشت. رفتوامد خونوادگی داشتیم. زمان ازدواجم ایشون دعوت بودن. تا اینکه گزشت و دوسه سال پیش اومدن خونه مامانم. منو که اونجا دید باورش نمید از چهره ی من. اتفاقا به زبون هم اورد. که ریحانه بچگیش اینقدر زشت بود الان چقدر خشگل شده. حتی دخترش فکر کرد من بینیمو عمل کردم. و از سؤالش کلی خندیدم و باخودم گفتم خداروشکر بدون عمل تونستم خودمو بسازم. الانم که در جمع دوستان هستم، سوال میکنن کی از همه خشگل تره؟ همیشه نفراول من میشم. و به زبون میارن که چقد امروز خشگل شدی.و جذابی.. این تغییرات همه باذهن خودم ساخته شده. و جوری داره پیش میره که روز به روز چهره من تغییر میکنه و زیباتر و خشگل تر و جذاب تر میشه.طوری که اگه کسی منو اززمان بچگیم ندیده باشه، الان نمیتونه تشخیص بده. چون بامقایسه عکسام باقبل، این تغییرو میفهمم. بااینکه اگه به عکس چن سال قبلت نگاه کنی، چهرت باید شکسته تر شده باشه، چیزی که در اطرافیانم اتفاق افتاده و عکساشونو که نگاه میکنن میگن چقدر جوون بودن و الان چقدر شکسته شدن. ولی من نه تنها شکسته نشدم بلکه همون جور و کلی بهتر وزیباتر شدم. شاید باورش براتون سخت باشه این تغییرلت ظاهری باذهنم، ولی واقعیت داره و اطرافیانم به این واقعیت رسیدن. خداروشکر که اینقد ذهنم قدرت داره و میتونم همه افکارمو به واقعیت دربیارم. در ظاهرم که تونستم حسابی موفق باشم. و در زندگیمم دارم تلاش میکنم همون بشه که باورم از زندگیم همونه و لایقشم و انتظارشو دارم…. عمرتون بابرکت.. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/07/29 14:48
      مدت عضویت: 768 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 29 کلمه

      خوشبحالتون شما چقدر قوانین رو خوب درک کردید. مشخصه که خیلی رو خودتون کار کردین و در جهاد اکبر درونتون موفق بودین. بهتون تبریک میگم و تحسینتون میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم