0

به اصل زندگی توجه کنیم

709 بازدید

 نوشته faridehhasani5455 در بخش دیدگاه این قسمت

متاسفانه ذهنی در ما وجود داره که فقط روی منفی ها برنامه ریزی شده و حال مارو در اوج خوشحالی ،موفقیت،احساس خوب ،با گفتن یه جمله یا با یاداوری یه خاطره ناراحت کننده ،خراب کنه ،و شاید ساعت ها ،روزها مارو در احساس بد وغم نگه داره

یجورایی ما معتاد ترشح مواد شیمیایی در بدنمون هستیم که از طریق امواج مغزی بتای بالا در ما تولید میشه

این مواد شیمیایی اول در بدن حیوانات برای جنگ و مقابله با دیگر حیوانات برنامه ریزی و گذاشته شد و هم برای انسان ها که مجبور به شکار و دفاع از خودشون بودن تعبیه شد

زمانیکه ما برای دفاع از خودمون میریم تو حالت دفاعی، اون مواد شیمیایی تولید میشن، بدن به حالت بتای بالا میره و آماده فرار یا دفاع میشه

اگر زیاد استرس واضطراب داشته باشیم بدن از اون جنس مواد زیاد تولید میکنه و یجورایی معتاد به اون میشه،دیگه زمان هایی هم که عصبانی نیست و بدن نیاز به موادش داره ،بساط استرسو فراهم میکنه و به تکرار، اون مواد شیمیایی در بدن تولید میشه

(منبع :کتاب شکستن عادت های کهنه از دکتر جودیسپانزا)

اونوقت میبینیم که مدام در حالت اضطراب واسترس دائمی هستیم و متوجه نیستیم که خودمون باعثش هستیم و این چرخه ادامه داره

برای آگاه بودن از سیستم ذهنی ،باید هر لحظه هوشیارانه مراقب افکار و احساسات و گفتگو های درونی مون باشیم، ببینیم داره چی نشخوار میکنه

زمانیکه احساسمون بد میشه از خودمون بپرسیم ،کی داره الان تو ذهن من با من حرف میزنه؟

آیا این حرف ها به نفع منه؟

و اگر به نفع من نیست اجازه تکرار به اونو ندیم وبجاش فکرهای جدید جایگزین کنیم

مرتب آگاه باشیم، بیدار باشیم چونکه اگر نا آگاه باشیم ذهن سریع ما رو وارد پیش نویسمون میکنه و اونجا فقط نجواهای منفی وجود داره که مارو گمراه و ناامید میکنه

قبلا افراد لاغرو میدیدم با حسرت بهشون نگاه میکردم ،خودمو کم میدیدم،احساس بد داشتم که چرا من این مدلی آفریده شدم

از خودم بیشتر بدم میومد

با شروع دوره حرف های جدیدی شنیدم، متفاوت فکر میکردم، متغییر رفتار میکردم، عادت هام تغییر کرد، باورهای مخربم شکسته شد، دنیای چاقی واسم کمرنگ و کمرنگتر شد، دیگه بحث های رژیم، لاغر شدن های متنوع، ورزش های سنگین، ترس ها، استرس ها واسم رنگ باختن

من یه شخصیت محکم و لایق و ارزشمندی شدم که متناسب بودنو حق الهی خودم میدونستم و میدونم

از درون تغییر کردم و بعد از ۲ماه و نیم جسمم از ذهن جدیدم اطاعت کرد، بدنم‌ شروع به ریزش سایز کرد، هیجان زده بودم، تمام‌ این بدن جدیدمو خودم داشتم خلق می کردم، ، ، الان فرمانروا منم

اوایل دوره با گوش دادن به فایلها و انجام تمرینات، اون ظرف بزرگ و کهنه و قدیمی چاقیم آرام آرام‌ تمیز و خالی شد و بعد بذر تناسب کاشته شد

آرام آرام جوانه ها زده شدن

من شاهد ساختن خود جدیدم بودم، به قدرت ذهن و روح و جسمم مطمئن تر شدم

۷ماهه دارم جوانه هامو مراقبت میکنم، دوستشون دارم، بهشون اعتماد دارم، آزادشون گذاشتم و اونا دارن کار خودشونو قشنگ و زیبا انجام میدن

منم حمایتشون میکنم، با انجام تمرینات، با مشارکت در سایت، با گوش دادن به دوره، با بودن در مسیر، با توجه بر لاغری، با مراقبت از کانال گوش و چشمم، با نپذیرفتن حرف دیگران، با نقض باورهای قبلیم

برای داشتن نتایج متفاوت باید راه متفاوتی رو رفت و گرنه رفتن به راه قبلی فقط نتایج قبلیو در پی داره

من یک هنرجوی لاغری ، قدرتمند، شجاع و با پشتکار هستم

من یک شگفتی ساز هستم که ۷ماه پیش انتخاب کردم جور دیگری تفکر کنم

من انتخاب کردم کادوی تولدم خرید تمام دوره های این سایت باشه و خوشحالم از انتخابم🙂

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22283

باکس دانلود

اشتراک گذاری:
برچسب ها:

نظرات

5 نظر در مورد به اصل زندگی توجه کنیم

دیدگاهتان را بنویسید

  1. با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز ، خدا رو شکر میکنم که من رو در این مسیر قرار داده و تونستم این سایت و به طور اتفاقی پیدا کنم فایلهای رایگان استاد رو همه رو گوش کردم و کلی تو زندگیم تاثیر گذاشت به قدری تو گوش کردن به این فایلها اشتیاق داشتم چون هر روز به موفقیت و خوشبختی نزدیکتر میشدم الانم دارم از فایلهای آموزشی استاد استفاده میکنم فوق العاده است به نظر من خریدن این فایلها از خریدن لباس واجب تره واقعا زندگی من تغییر کرده ممنونم استاد عزیز🙏🙏🙏🙏🙏

    2+
  2. سلام . وای که این نوشته چقدر عااااالییی بود .

    مخصوصا اون قسمت که بدن به ترشح موادی که از طریق ذهن منفی در بدن ما ایجاد میشه وابسته شده .

    علتش خود ما هستیم

    ولی خب جای ناامیدی نیست . ما همونطور که در ذهنمون منفی باف داریم فرشته هم داریم . ما در اینجا یاد گرفتیم به جای تبعیت از ذهن منفی که دائما در سر ما افکار منفی تولید میکنه و خودمون بهش انرژی میدیم به جاش از ذهن مثبتمون تبعیت کنیم .
    ذهنی که میگه بدن ما بیش از عادت به هورمون استرس به هورمون آرامش دهنده معتاده .

    ما به آرامش بیشتر از استرس وابسته هستیم . چرا چون آرامش حالمون رو خوب میکنه . بدن رو در حالت صلح قرار میده . بدن آرامش رو بیشتر دوست داره .
    ذهن مثبت ما دائما داره دعوتمون میکنه به آرامش . دائما داره دعوتمون میکنه به دوری کردن از شرایطی که احساس بد در ما ایجاد میکنه .
    پس میتونیم با توجه به این قسمت از ذهن امیدوار باشیم . نداهای فرشته رو بشنویم . نداهایی که بهمون الهام میشه و حال دلمون رو یهو جا میاره . من که خودم شخصا با نوشتنه که یهو یه جرقه توی ذهنم زده میشه و یه الهامی بهم میشه که گردش سیستم رو دوباره میبره سمت آرامش . یهو حال دلم جا میاد .
    خدای ما خیلی بخشنده است .
    خدای ما خیلی خوبه .
    درسته منفی گذاشته توی وجودمون ولی مثبتش بیشتره خیلی بیشتره . نشانشم اینه که سلامتی طبیعت اصلی وجود ماست نه بیماری . حال خوب طبیعت اصلی وجود ماست نه حال بد .
    خدایا تو چقدر مهربونی . عاشقتم خدا جونم که تویی که همیشه برامون خوبی رو در نظر گرفتی . خدایااااا خیلیییی دوستت دارم .

    3+
  3. سلام وقت بخیر
    متاسفانه ذهنی در ما وجود داره که فقط روی منفی ها برنامه ریزی شده و حال مارو در اوج خوشحالی ،موفقیت،احساس خوب ،با گفتن یه جمله یا با یاداوری یه خاطره ناراحت کننده ،خراب کنه ،و شاید ساعت ها ،روزها مارو در احساس بد وغم نگه داره ،یجورایی ما معتاد ترشح مواد شیمیایی در بدنمون هستیم که از طریق امواج مغزی بتای بالا در ما تولید میشه،این مواد شیمیایی اول در بدن حیوانات برای جنگ ومقابله با دیگر حیوانات برنامه ریزی و گذاشته شد و هم برای انسان ها که مجبور به شکار و دفاع از خودشون بودن تعبیه شد ،زمانیکه ما برای دفاع از خودمون میریم تو حالت دفاعی ،اون مواد شیمیایی تولید میشن ،بدن به حالت بتای بالا میره و آماده فرار یا دفاع میشه ،اگر زیاد استرس واضطراب داشته باشیم بدن از اون جنس مواد زیاد تولید میکنه و یجورایی معتاد به اون میشه،دیگه زمان هایی هم که عصبانی نیست و بدن نیاز به موادش داره ،بساط استرسو فراهم میکنه و به تکرار، اون مواد شیمیایی در بدن تولید میشه (منبع :کتاب شکستن عادت های کهنه از دکتر جودیسپانزا) ،اونوقت میبینیم که مدام در حالت اضطراب واسترس دائمی هستیم ومتوجه نیستیم که خودمون باعثش هستیم واین چرخه ادامه داره
    برای آگاه بودن از سیستم ذهنی ،باید هر لحظه هوشیارانه مراقب افکار واحساسات وگفتگو های درونی مون باشیم ،ببینیم داره چی نشخوار میکنه ،زمانیکه احساسمون بد میشه از خودمون بپرسیم ،کی داره الان تو ذهن من با من حرف میزنه؟
    آیا این حرف ها به نفع منه؟
    و اگر به نفع من نیست اجازه تکرار به اونو ندیم وبجاش فکرهای جدید جایگزین کنیم،مرتب آگاه باشیم،بیدار باشیم چونکه اگر نااگاه باشیم ذهن سریع مارو وارد پیش نویسمون میکنه و اونجا فقط نجواهای منفی وجود داره که مارو گمراه و ناامید میکنه
    قبلا افراد لاغرو میدیدم با حسرت بهشون نگاه میکردم ،خودمو کم میدیدم،احساس بد داشتم که چرا من این مدلی آفریده شدم ،از خودم بیشتر بدم میومد ،با شروع دوره حرف های جدیدی شنیدم،متفاوت فکر میکردم،متغییر رفتار میکردم ،عادت هام تغییر کرد ،باورهای مخربم شکسته شد ،دنیای چاقی واسم کمرنگ و کمرنگتر شد ،دیگه بحث های رژیم،لاغر شدن های متنوع،ورزش های سنگین،ترس ها،استرس ها واسم رنگ باختن
    من یه شخصیت محکم ولایق وارزشمندی شدم که متناسب بودنو حق الهی خودم میدونستم ومیدونم ،از درون تغییر کردم و بعد از ۲ماه ونیم جسمم از ذهن جدیدم اطاعت کرد ،بدنم‌ شروع به ریزش سایز کرد،هیجان زده بودم،تمام‌این بدن جدیدمو خودم داشتم خلق میکردم، ، ،الان فرمانروا منم
    اوایل دوره با گوش دادن به فایلها وانجام تمرینات ،اون ظرف بزرگ وکهنه وقدیمی چاقیم آرام آرام‌ تمیز وخالی شد و بعد بذر تناسب کاشته شد ،آرام آرام جوانه ها زده شدن ،من شاهد ساختن خود جدیدم بودم ،به قدرت ذهن و روح وجسمم مطمئن تر شدم ،۷ماهه دارم جوانه هامو مراقبت میکنم،دوستشون دارم،بهشون اعتماد دارم،آزادشون گذاشتم و اونا دارن کار خودشونو قشنگ وزیبا انجام میدن،منم حمایتشون میکنم،با انجام تمرینات،با مشارکت در سایت،با گوش دادن به دوره ،با بودن در مسیر ،با توجه بر لاغری ،با مراقبت از کانال گوش وچشمم ،با نپذیرفتن حرف دیگران،با نقض باورهای قبلیم

    برای داشتن نتایج متفاوت باید راه متفاوتیو رفت وگرنه رفتن به راه قبلی فقط نتایج قبلیو در پی داره
    من یک هنرجوی لاغری ، قدرتمند،شجاع وبا پشتکار هستم
    من یک شگفتی ساز هستم که ۷ماه پیش انتخاب کردم جور دیگری تفکر کنم
    من انتخاب کردم کادوی تولدم خرید تمام دوره های این سایت باشه و خوشحالم از انتخابم🙂

    4+
  4. سلام استاد خداقوت
    چقدربه این فایل نیاز داشتم
    حتی میخواستم در این مورد باهاتون صحبت کنم چندوقتیه که ترس از قبول نشدندتو‌کنکور ارشد افتاده تو سرم همش باخودم حرف میزنم ومیگم پنج دورکتاباروخوندی خیلی تلاش کردی و رو ذهنتم کارکردی و تو تجسم دانشگاهی که میخوام قبول شم احساسم بدمیشه یه جور اضطراب و ترس از نرسیدن بهم دست میده وتست که میزنم خیلی اشتباه جواب میدم واسترسم بیشتر میشه
    من خیلی تلاش کردم اصلا دوست ندارم که قبول نشم
    ولی اصل زندگیه این روزای قشنگ که دارن با استرس میگذرن دیگه برنمیگردن ومن باید قدراصلشو بدونم حالا یاقبول میشم یانه
    استاد کاش چنتا جمله بگین که احساسم بهتربشه

    7+