قانون جذب می گوید، به هرآنچه فکر کنی در زندگی شما رخ می دهد یا به واقعیت تبدیل می شود.

 

داستان آشنای من با قانون جذب

زمانی که با قانون جذب آشنا شدم و کتاب های زیادی درباره آن مطالعه کردم مدت ها به دنبال پیدا کردن ارتباط بین اتفاقات ناخوشایند زندگیم با افکارم بودم.

چرا که شرایط آن روزهای من به شکلی بود که تصور آنکه خودم با افکارم آن را خلق کرده ام غیرممکن بود.

چطور ممکن است خودم، با افکارم این شرایط را در زندگی ایجاد کرده باشم؟

بیشتر از آنکه نمی توانستم باور کنم می شود با استفاده از  قانون جذب، زندگی خود را تغییر داد، نمی توانستم باور کنم که شرایط آن روزهای زندگیم را خودم خلق کرده باشم.

پذیرفتن مسئولیت اوضاع و احوال زندگیم برای سخت و تاحدودی غیرممکن بود.

خیلی سعی کردم این موضوع را درک کنم که چگونه زندگی خود را خلق کرده ام، چون عقیده داشتم:

برای باور کردن اینکه من می توانم زندگی ام را آنگونه که می خواهم خلق کنم باید ابتدا به این باور و اطمینان برسم که شرایط فعلی را خودم خلق کرده ام، و این کار ساده ای نبود.

در تمام نوشته های افراد معتبر درباره قانون جذب صحبت از نیرویی شده بود که مسئولیت تحقق رویاها و آرزوی های ما را به عهده داشت.

 

نیروی کائنات در قانون جذب را چگونه درک کردم

نیرویی است که احساس ما را دریافت می کند و شرایط و موقعیت هایی همجنس با احساس ما را وارد زندگی مان می کند.

نیرویی است که به آنچه من فکر می کنم واکنش می دهد و مرا به آرزوهایم می رساند.

در بیشتر موارد آن نیرو را “کائنات” نامگذاری می کردند.

و این موضوع بیشتر مرا به خود مشغول کرده بود و سوالاتی در ذهنم ایجاد کرده بود که مشتاق یافتن پاسخ آنها بودم.

چرا کائنات به من پاسخ های را داده که سبب شده در شرایط سخت و ناامید کننده ای زندگی کنم؟

چرا کائنات با من سر سازگاری ندارد؟

چرا افکار من به گونه ایست که پاسخ کائنات به آن همیشه اتفاقات و نتایج ناامیدکننده است؟

چرا هرچه در زندگی تلاش کرده ام نتیجه مناسبی کسب نکرده ام؟

 

هرچه بیشتر کتاب های قانون جذب را دنبال می کردم بیشتر به عدم شناختم از نیروی کائنات پی می بردم و تصمم گرفتم برای پی بردن به رمز و راز قانون جدب از شناخت کائنات شروع کنم.

با فکر کردن به اینکه کائنات چیست و چگونه عمل می کند، به دانسته هایم درباره کائنات رجوع کردم. اما اطلاعاتی در ذهنم درباره آن نداشتم، هرچه بود درباره خداوند بود.

تا آن زمان کسی از کائنات به من چیزی نگفته بود و همه شنیده های من درباره خداوند بود.

خدایی که سرنوشت مرا رقم زده است.

خدایی که قسمت مرا تعیین می کند.

خدایی که رزق و روزی مرا مشخص می کند.

خدایی که با فرشتگانش همواره در حال تعقیب من است و اعمال مرا ثبت و ضبط می کند تا در روز قیامت به حساب من رسیدگی کند.

 

کائنات قانون جذب همان خداوند زندگی ما است

هرچه بیشتر به این موضوع فکر می کردم اطمینانم از اینکه، کائنات در قانون جذب همان خداوند زندگی من است بیشتر می شد.

دلیل واضح من، ارتباط دادن شرایط زندگی و سرنوشتم به خداوند بود که از سال ها پیش به آن اعتقاد داشتم و هزاران بار گفته بودم که خدا برای من این شرایط را خواسته و کاری از دست من ساخته نیست و خودم را با این جمله که بارها شنیده بودم ” بنده هایی که در دنیا سختی می کشند در آخرت جایگاهشان بهشت است” تسکین می دادم که اگر در این دنیا روزگارم به سختی می گذرد ولی در روز قیامت در جایگاه عالی در بهشت خواهم بود.

اما فکر کردن به بار گناهانم مرا از وارد بهشت شدن در دنیای ابدی مایوس می کرد.

از آنجایی که عقیده داشتم خداوند تعیین کننده شرایط من در زندگی است و اوست که سرنوشت مرا از قبل مقدر کرده است، پذیرفتن اینکه کائنات و خداوند هر دو یکی هستند برایم ساده تر شد. و قانون جذب را برای خودم به قانون خداوند یا سیستم خداوند تغییر عنوان دادم.

از آن زمان، شور و اشتیاق من برای درک و شناخت خداوندی که همان کائناتی است که شنیده و خوانده بودم به افکار ما پاسخ می دهد بیشتر شد.

از آنجا که منابع قانون جذب کتاب هایی بود که تقریبا همه آنها توسط افراد کشورهای دیگر نوشته شده بود و آن تعداد محدودی که نویسنده آنها ایرانی بودند به شکل گسترده ای محتوای همان کتاب ها را عنوان کرده بودند تصمیم گرفتم برای درک بهتر خدایی که از بچگی درباره آن شنیده بودم به قرآن مراجعه کنم.

و دلیل این تصمیم، واحد بودن و یکی بودن قرآن بود. چرا که کتاب های زیادی درباره قانون جذب وجود دارد اما تنها یک کتاب درباره خداوند وجود دارد و نویسنده های متعددی برای آن نیست گرچه مترجمان و مفسران زیادی برای آن وجود دارد اما با اندکی تحقیق توانستم ترجمه ای که به واقعیت نزدیک تر باشد را پیدا کنم و با اشتیاق برای اولین بار در زندگی ام به دنبال شناختن خداوند باشم.

 

آنچه از قرآن درباره قانون جذب آموختم

بسم الله الرحمن الرحیم گفتم و قرآن را باز کردم. سوره فاتحه را خواندم و به سوره بقره رسیدم.

فقط چند ثانیه از شروع مطالعه قرآن گذشته بود که به این آیات نورانی رسیدم:

ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ﴿٢﴾ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿٣

این است کتابى که در [حقانیت‌] آن هیچ تردیدى نیست؛ [و] مایه هدایت تقواپیشگان است (۲) آنان که به غیب ایمان مى‌آورند، و نماز را بر پا مى‌دارند، و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند؛ (۳)

خداوند ابتدا تاکید کرده است در قرآن هیچ تردیدی نیست و سبب هدایت انسان هاست. و بعد اشاره کرده چه انسان هایی “آنان که به غیب ایمان می آورند” و در همین شروع کار مطمئن شدم که خداوند همان کائنتات قانون جذب است.

 

شباهت کائنات قانون جذب با خداوند در قرآن

در همه کتاب هایی که خوانده بودم، کائنات را نیرویی معرفی کرده بودند که دیده نمی شود اما به افکار و آرزوهای ما واکنش می دهد و در ابتدای سوره بقره خداوند می فرماید کسانی هدایت می شوند که به غیب یعنی آنچه نمی بینند ایمان می آوردند.

خیلی ساده بیان کرده که اگه می خوای هدایت بشی باید به خدا، نیروی کائنات، یا هر اسمی که براش می ذاری ایمان داشته باشی، ایمان به این معنی که قبول کنیم وجود دارد و آن نیرو قدرت برآورده کردن آرزوی های ما را دارد.

و اینچنین شد که تصمیم قاطع گرفتم زندگی ام را با ایمان به خدایی که دیده نمی شود اما حضور دارد تغییر بدهم.

این تصمیم باعث شد که شجاعت پذیرفتن مسئولیت زندگی ام را به عهده بگیرم و بپذیرم این من بوده ام که با افکارم شرایطی را در زندیگم خلق کرده ام که مورد رضایت و خوشحالی من نشده است.

در تمام آن سال ها من از نیرویی استفاده می کردم که عقیده داشتم خیلی سخت گیر، عذاب دهنده و در عین حال تصمیم گیرنده زندگی من است و به همین دلیل با ترس و نگرانی از خداوند زندگی می کردم و طبیعی است وقتی از تصمیمات خدا در زندگی ام ترس داشته ام، همیشه اتفاقی در زندگی من رخ می داد که خوشایند من نبود.

چون انتظارم از خدا همین بود، که مرا با سختی ها آزمایش و امتحان کند و خدا هم به انتظار من از خودش پاسخ می داد.

درک این آگاهی سبب شد باور کنم اکنون می توانم با تغییر شناختم از خداوند، انتظارم از او را تغییر دهم و همان خدایی که قبلا به انتظارم از خودش پاسخ می داد اکنون نیز به انتظار جدیدم از خودش پاسخ خواهد داد و خوشحال بودم که می توانم به این طریق زندگی جدیدی را تجربه کنم.

 

چگونه با قوانین الهی توانستم زندگی خودم را تغییر دهم؟

آن تصمیم شیرین سبب شد که در این مسیر یاد بگیرم چگونه با استفاده از این نیروی قدرتمند و غایب از نظر، بدن خودم را متناسب کنم، یاد گرفتم آفرینش های ذهنی داشته باشم، یاد گرفتم چگونه از رستگاران باشم.

و به لطف خدا دوستانی که در این مسیر همراه من شدند با شناخت بهتر این نیرو توانستند تغییرات عالی در شرایط زندگی خود ایجاد کنند.

دوستانی که یاد گرفته اند آفرینش های ذهنی داشته باشند. آنان که زندگیشان (نامه ی اعمالشان) را پر از عشق، ،محبت، انرژی بدنی بالا، سلامتی، ثروت، نعمت و  برکت نماینند، اینان همان رستگارانند .

و آیا تو میدانی  رستگار کیست؟

آنان که به محض هدایت به این مسیر ، اگر تا این زمان زانوی غم بغل کرده و از زندگی کردن ناامید شده اند، نور امیدی در قلبشان جاری می شود و به آنها می گوید، آگاه باش که هنوز فرصت باقی است.

فرصت سرمایه گذاری برای پر کردن ذهنت از آگاهی، بدنت از تناسب، حساب بانکیت از ثروت الهی، تجربه عشق در خانواده ات و فرصت درخشان تر کردن نامه ی اعمالت با تغییر کردن نگاه و عقیده ات نسبت به خداوند است.

آری تو نیز میتوانی با سری بالا در محضر خدا حاضر شوی

 

وَیَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَکُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ ﴿۸۷﴾

و روزى که در صور دمیده شود پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است به هراس افتد مگر آن کس که خدا بخواهد و جملگى با زبونى رو به سوى او آورند

وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ ﴿۵۱﴾

و در صور دمیده خواهد شد پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خویش مى ‏آیند .

می خواهم به شما مژده دهم که آخرت خواهد آمد .

می خواهم به شما مژده دهم که این دنیا جز فرصتی برای لذت بردن و رستگار بودن چیز بیشتری نیست .

می خواهم به شما مژده دهم که به صور دمیده خواهد شد.

می خواهم به شما مژده دهم که این زنگ بزرگ به صدا در می آید و همه به صف خواهند شد برای گرفتن نامه ی رستگاری والبته شاید برای گرفتن نامه ی پشیمانی.

اگر در گذشته اسم آخرت را می شنیدم ترس و نگرانی و حسرت تمام وجودم را می گرفت .

من زمانی متوجه تغییراتم شدم که وقتی اسم آخرت آمد نه تنها هیچ گونه ترس و نگرانی در من بوجود نیامد بلکه احساس غرور و افتخار به من دست داد.

سربلند از اینکه نامه ی اعمالم را سنگین کرده ام. و البته که هنوز به دنبال سنگین تر کردنش هستم، و هر روز به دنبال رشد و پیشرفت بیشترم.

و آنچه خود دراین مسیر لذت بخش درک می کنم و به کار می بندم و احساس عالی در من ایجاد می کند را از طریق فایل های تصویری با دوستانم به اشتراک می گذارم.

خواندن نوشته های تغییراتی که در شرایط زندگی و احساسی دوستانی که مشتاق یادگیری و تغییر کردن هستند و از این محتوای سرشار از آگاهی الهی استفاده می کنند نامه اعمال مرا سنگین تر می کند چرا که احساس می کنم تاثیر مثبتی در ایجاد احساس بهتر در جهان پیرامونم داشته ام.

فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۰۲﴾

پس کسانى که کفه میزان [اعمال] آنان سنگین باشد ایشان رستگارانند

و نتیجه رستگاری برای من:

تناسب بیشتر در بدنم

آگاهی بیشتر در ذهنم

ثروت الهی بیشتر در حساب بانکیم

و تجربه ی عشق بیشتر با خانواده ام

و دوستی بیشتر با خدای مژده دهنده ام

خداوند به من مژده داد که “رضا “آخرت خواهد آمد. بلند شو و آنقدر لذت ببر که وقتی آخرت شد حسرت نخوری و با ندای پشیمانی نگویی خدایا خدایا فقط یک روز دیگر فقط یک لحظه ی دیگر به من فرصت زندگی بده من یادم رفته بود که لذت ببرم و خلق کنم و نامه ی اعمالم را از آفرینش های آگاهانه ی بیشتر پر کنم.

وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿۱۰۳﴾

و کسانى که کفه میزان [اعمال]شان سبک باشد آنان به خویشتن زیان زده [و] همیشه در جهنم مى‏ مانند

و دیگر نشانه ی تغییرم را زمانی دیدم که وقتی خبر خوش موفقیت بنده ای را شنیدم حسادت نکردم.

و یا اگر فردی را می دیدم که توانسته موفقیت، نعمت و برکت را دریافت کند، حسرت نخوردم که ای کاش من هم آن را می داشتم ای کاش …

من دیگر تغییر کرده بودم

من توانسته بودم ذهنم را تغییر دهم

 

چگونه خالق زندگی خود باشیم

من توانسته بودم خیلی از فرمول های زشت چاق کننده، بدبخت کننده، حسادت ساز، ناتوان کننده و محدود کننده را از ذهنم پاک کنم.

ترس از چاق شدن، ترس از فقر، ترس از شکست، ترس از  هرآنچه دوست ندارم در زندگی ام رخ داده و تجربه کنم.

این ترس ها این نگرانی ها نقاشی زندگی ما را خط خطی خواهند کرد

هر ترس یک خط سیاه و یک لکه ی زشت بر روی این برگه ی سفید که شما زندگیتان را در آن به تصویر می کشید ایجاد خواهد کرد.

این لکه های سیاه آنجا خواهند ماند تا زمانی که خداوند نقاشی اعمالتان را مشاهده می کند، مگر اینکه قلم تان را تغییر دهید.

رنگ زیبایی، رنگ ایمان، رنگ توکل، رنگ شجاعت، رنگ درک و علم خدایی، رنگ تعهد، رنگ عشق، رنگ قربانی کردن ناخواسته ها برای رسیدن به خواسته ها، رنگ تغییر و رنگ خدایی را انتخاب کنید.

البته برای آنان که بخواهند نقاشی زندگی شان را زشت تر کنند  ایمان دارم خداوند به آنها کمک خواهد کرد و برای آنها نیز رنگ هایی مهیا کرده است .

رنگ تنفر و عصبانی شدن از عزیزانشان، رنگ بی ایمانی، رنگ ترس، رنگ وحشت از تغییر، رنگ ناتوانی، رنگ ای کاش ها، رنگ حسرت و حسادت ها، رنگ عجله و شتاب، رنگ عهد شکستن و رنگ بی خدایی.

بر صور دمیده خواهد شد

من ایمان دارم که مالک یوم الدّین روز آخرت را مهیا کرده است.

و البته که ایمان دارم او الرحمن و الرحیم هم هست.

یعنی سفره ی پر برکت حمایت و تشویق هایش شامل حال همه می شود.

همانگونه که من خواستم متناسب شوم و هدایت شدم به استفاده از قدرت ذهن برای متناسب شدن و سپس متناسب شدم.

آنگاه خواستم در حوضه تناسب اندام و لاغری با ذهن در جهان تاثیرگذار باشم و هدایت شدم و دوره های لاغری با ذهن را خلق کردم با اتکا به نیرویی که دیده نمی شود اما ایمان دارم که حضور دارد و می داند و بدون خساست می بخشد آنچه از آگاهی که مرا به تجربه خواسته هایم هدایت می کند.

و در سوی دیگر آنکه خواست اسلحه بهتری بسازد تا از فاصله طولانی تر و دقتی بالاتر انسانی را هدف قرار دهد، خداوند حمایتش می کند و مقدمات و ابزار مناسب را برایش مهیا می کند و او را هدایت می کند آنچه می خواهد را در جهان مادی تجربه کند، و نام میخائل کلاشینکف را جاودانه می کند، فردی که در نامه ی اعمالش ساخت کلاشینکف را اضافه کرد.

آیا احساس افتخار از اینکه سازنده دوره ی تناسب اندام ذهنی تاثیرگذار در جهان باشی و به هزاران انسان کمک کنی براحتی متناسب شوند و آرزوی لاغری خود برسند بهتر است؟ یا احساس افتخار از اینکه سازنده ی تفنگی باشی که میلیون ها انسان با آن کشته شدند؟

شاید احساس افتحار برای هر دو آفرینش در جهان مادی یکسان باشد اما در دنیای ابدی و در عالمی که پرده حجاب فرو می افتد و نتایج آفرینش های خود را و تاثیرش را بر جهانی که مسافر آن بودیم درک می کنیم فضایی به گستردگی بهشت و جهنم در وجود ما شکل می گیرد.

 

تفاوت بهشت و جهنم فقط از  یک انتخاب کوچک شروع می شود :

چه چیزی انتخاب میکنی برای آفرینش؟

چه چیزی به نامه ی اعمالت اضافه می کنی؟

به انسانها یاد می دهی از بدبختی هایشان صحبت کنند؟

یا به آنها یاد می گویی از موفقیت هایشان صحبت کنند تا باور توانستن در آنها شکل بگیرد؟

 به دیگران یاد می دهی که در  کسب و کارشان با حالت ضعف، مدام تخفیف بدهند و چانه زدن ها را قبول کنند و ضعف و کمبود و ناتوانی خرید مردم را اینگونه به آنها گوشزد می کنی؟

یا به آنها یاد می دهی با اطمینان خاطر، بهای محصولشان  را دریافت کنند و اینگونه ارزش و لیاقت مشتری هایشان را به آنها گوشزد کنند؟

فقط یک انتخاب ساده میتواند آینده ای پر از سعادت برایمان خلق کند و همان انتخاب ساده می تواند آینده ای پر از حسرت و ای کاش های نا تمام برایمان خلق کند .

همه چیز به ما بستگی دارد

می دانم شاید فکر کنید این سایت و محتوایش مربوط به لاغریست اما هرکسی از این آگاهی استفاده کرده است اولین نتیجه ای که اعلام می کند تناسب فکری است که در او شکل گرفته است که زودتر از متناسب شدن باعث تعادل در افکار و رفتارش شده است و نتایج عالی در زندگی اش رخ داده است.

و زمانی که نوشته ها و نتایج دوستانم را می خوانم، برای من لاغری و تناسب اندام آنها، کمترین اهمیت در مسیر تغییر کردن استفاده کنندگان را دارد. چرا که ایمان دارم، این تناسب اندام نیست که می تواند زندگی آنها را تغییر دهد بلکه مهم تناسب فکری است که منشا خوشبختی و سعادت آنها در دنیا و آخرت خواهد شد.

تناسب اندام نتیجه ی طبیعی تناسب فکری است.

افزایش اعتماد به نفس نتیجه طبیعی تناسب فکری است.

احساس خوب نتیجه طبیعی تناسب فکری است.

درک و شناخت خداوند نتیجه طبیعی تناسب فکری است.

یادگیری چگونه خلق کردن زندگی با افکار و احساس نتیجه طبیعی تناسب فکری است.

 

تنها راه رسیدن به خواسته ها چیست؟

بدانید و باور کنید فقط یک راه برای رسیدن به همه خواسته ها وجود دارد.

“راه شناخت صحیح خداوند”

بدانید و باور کنید خدا برای ما آسانی خواسته است.

می خواهم در کنار جستجوی لاغری در تناسب فکری به دنبال درک بهتر خدا باشیم، درک بهتر قوانین جهان هستی، افزایش اعتماد به نفس، تسلط بر احساسات و بودن در احساس خوب پایدار و درک فرمول ثابت خلق کردن آنچه می خواهیم در زندگی ما رخ دهد .

تناسب اندام کوچکترین نتیجه طبیعی درک این فرمول ها است و با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن کار شما تازه شروع می شود برای آفرینش لذت های بیشتر در زندگی.

آنوقت تازه کنترل “بما قدمت ایدیهم” هایتان شروع می شود

آنوقت تازه کنترل ارتعاشات و حرکت قلمتان بر روی صفحات نقاشی های جدید زندگیتان شروع می شود .

وقتی به حرکت قلمتان مسلط می شوید

شور و شعف خلق کردن دیگر خواسته هایتان بعد از آفرینش لاغری خواب را از شما خواهد گرفت .

شور و شوق و انرژی بالای لحظه ی رسیدن به تناسب اندام با شما کاری می کند که برای رسیدن و خلق کردن دیگر خواسته هایتان تلاش می کنید از زمان هایی که برای کارهای بیهوده صرف می کنید کم کنید و مشغول دادن آگاهی های مثبت و تاثیرگذار به ذهن خود شوید چرا که باور کرده اید شما با قدرت ذهنتان به واسطه وجود نیروی که هست، اما دیده نمی شود می توانید در فرصت زندگی هرآنچه می خواهید را در زندگی دنیایی تجربه کنید

اگر خوابیده اید ترجیح می دهید بنشینید، اگر نشسته اید بهتر می دانید که بایستید و اگر ایستاده اید ترجیح می دهید راه بروید و اگر راه می روید آن انرژی بالا ، آن باور توانستن با شما کاری می کند  بدوید و با تکاپو و شور و شوق بالا برای خلق دیگر خواسته هایتان حرکت کنید.

این قدرت آفرینش اگاهانه است.

این قدرت دیدن و تایید کردن نتایج مثبت است.

این قدرت دیدن قدرت آفرینشتان است.

آفرینش تناسب اندام هم مثل دیگر آفرینش های شماست.

من اعتقاد دارم که چربی های اضافه ی داخل بدن هر انسانی خدایی دارند، و به اذن خدا در بدن آن فرد جمع شده اند.

و بهترین راه برای اینکه از شر آن چربی های اضافه خلاص شویم این نیست که به سراغ چربی ها برویم و با آنها بجنگیم تا شکستشان دهیم، زیرا آنها خدای قدرتمندی دارند.

سر الکس فرگوسن در کتاب خاطراتش می نویسد:

در اولین مسابقه ای که مربیگری می کردم دعا می کردم و از خدا می خواستم که برنده باشم، اما نبردیم

فهمیدم تیم مقابل هم خدایی دارد

پس از آن به بعد به جای دعا کردن، تلاش کردم “

 

چگونه در مسابقه با چربی ها پیروز شویم

به اعتقاد من بهترین راه شکست آنها این است که به سراغ خدای آنها که خدای ما هم هست برویم، و از خدای یکتا بخواهیم که آنها را از وجود ما پاک کند.

البته نکته ی مهم قضیه این است که این دعا و خواستن باید متفاوت با دعای چربی ها باشد زیرا به هرحال تک تک سلولهای چربی های ما هم خواسته و دعای خودشان را از خدا دارند.

تصور کنید در یک طرف معادله ماییم که دعا می کنیم و از خدا می خواهیم که چربی ها از بدن ما پاک شوند و در طرف دیگر معادله چربی ها هستند که دعا می کنند و از خدا می خواهند که در بدن ما باشند و گسترش پیدا کنند.

درست است، بازی به صورت کاملا خنده داری در این حالت باید مساوی شود.

اما نکته قابل توجه این است که در حالی که ما انتظار نتیجه مساوی را داریم، پیروزی و برتری با تیم چربی ها است.

چرا که ما خسته شده و از دعا کردن (تلاش برای پیروزی) دست بر می داریم اما تیم چربی ها همواره در دعا کردن خود استمرار داشته و به سادگی بر ما غلبه کرده و پیروز می شود و ما چاق تر چاق تر می شویم..

 

لاغری با ذهن چگونه باعث برتری ما بر چربی ها می شود

لاغری با ذهن به ما می آموزد با کنترل ذهن و پاک کردن تمامی احساست بد مثل ترس از چاقی به انرژی پاک، قدرتمند و خالص الهی بیشتر اجازه می دهیم به نفع ما کار کند و خواسته لاغری را در جسم ما خلق کند.

آری چربی ها تنبل تر از این حرفها هستند که تلاش ذهنی و عملی انجام دهند. چرا که قدرت ذهن ندارند و فقط در حد و اندازه خود می توانند استمرار داشته باشند اما انسان (ما) با اتکا به قدرت ذهن فراتر از حد تصور خود می توانیم تصویرسازی کنیم و خود را غرق شادی و احساس خوب و لاغری و خوشبختی بدانیم، کاری که از چربی ها ساخته نیست.

درست حدس زدید، خدا پارتی بازی هم می کند اگر ما تقوا و کنترل ذهن بیشتری انجام دهیم. اجازه دهید خیالتان را هم راحت کنم، کوچکترین افزایش احساس خوب (تقوا) منجر به تغییر کردن نتیجه می شود.

ولی  برای ثتبیت نتیجه خوبتان باید چند ماه این کار را ادامه دهید تا  تقوای شما به درجه ی ایمان برسد. و هرکس به خدا ایمان دارد پیروزی پایدار همراه اوست، و هرگز بازگشت به عقب نخواهد داشت.

بنابراین اگر دوره ی ورود به سرزمین لاغر ها را تهیه کرده اید آنقدر مطالب شنیدنی اش رو گوش کنید و تمرینات عملی اش را انجام دهید تا  آن آگاهی ها  با پوست و گوشت و خون شما یکی شود.

باید آنقدر این کار را ادامه دهید تا احساسات مثبت درباره ی بدنتان و غذا در شما تثیت و به یک عادت همیشگی تبدیل شوند.

 این راز کنترل ذهن است

این راز قانون جذب است

و هرکس بیشتر ذهنش را آرام کند، نزد خدا عزیزتر و گرامی تر است و نتایج مثبت او ماندگارتر و پایدارتر خواهد بود.

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ (الحجرات۱۳)

همانا گرامی ترین شما در نزد خدا با تقواترین شماست

 

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن