ورود / ثبت نام
0

مستند خلق کردن آرزوها

آرزو کردن
اندازه متن

آرزو کردن همان قدرت خلق کردن است که از سوی خداوند برای انسان قرار داده شده است تا به واسطه آن زندگی خود را به هر شکلی دوست دارید تجربه کنید.

۳۵ سال از عمرم را صرف حل مشکلات کردم و همیشه وقتی مساله ای را حل و فصل می کردم منتظر بودم تا با موضوع بعدی مواجه شوم.

و هر بار که مشکلی پیش می آمد گله و شکایت از روزگار می کردم و دیگران را مقصر زندگی و شرایط آن روز خودم می دانستم.

خشم و عصبانیت از ناتوانی سراسر وجودم را گرفته بود و مرا به انسانی پرخاشگر و ناسازگار تبدیل کرده بود.

به لطف خدا از زمانی که با قانون جذق و قدرت ذهن آشنا شدم قدم در مسیر متفاونی گذاشتم و به مرور با خدای متفاوتی آشنا شدم.

نه اینکه خدای من تغییر کرده بود‌، بلکه نگاه من و انتظار من از خدای خودم تغییر کرده بود.

قبلا تصورم این بود که خداوند هموراه مرا با سختی ها و مشکلات امتحان می کند و پاداش حل و فصل کردن آن مشکلات در روز قیامت محاسبه و به من داده خواهد شد.

اما نگاه جدیدم این بود که من هموراه می‌توانم خداوند را امتحان کنم و بیشتر به قدرت او پی ببرم.

شاید در ذهن شما سوال ایجاد شده باشد که:

  • چگونه می توان خداوند را امتحان کرد؟
  • مگر می شود خدا را مورد امتحان قرار داد؟

و پاسخ صحیح این است: بله می شود

با آرزو کردن و رسیدن به آرزوها

هرچقدر شما آرزوهای بیشتری داشته باشید در واقع خدا را بیشتر امتحان کرده اید و از آنجایی که خداوند در قرآن فرموده است “بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را” از همه امتحانات بشتری که آرزوهای بنده‌ها هستند سربلند و موفق بیرون می آید و همه خواسته های بندگان را اجابت می‌کند.

به اندازه‌ای که شما آرزوهای خود را تجربه می‌کنید،‌ به قدرت خداوند پی‌برده و صفات خداوند را تحربه می‌کنید.

اگر در زندگی آرزویی ندارید به این دلیل است که نگاه شما به خداوند و توانایی هایش اشتباه است و باید اصلاح شود.

اگر در زندگی آرزوهایی دارید اما به آنها نمی‌رسید به دلیل موانع ذهنی است که مانع تجربه کردن آرزوهای شما می‌شود و باید آن موانع برداشته شود.

هرچه بیشتر در زندگی به توانایی شناخت موانع ذهنی و برطرف کردن آنها دست پیدا کنیم فرصت تجربه کردن آرزوهای بیشتری را در طول عمر خود خواهیم داشت و البته فاصله بین آرزو کردن و تجربه کردن آن کمتر خواهد شد.

تا جایی که به یک چشم بر هم زدن می توانیم آرزوها و خواسته های خود از خداوند را تجربه کنیم.

به لطف خدا از زمانی که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم به این نکته پی بردم که اساس همه مشکلات و کمبودهای من در زندگی عدم شناخت و درک صحیح از خداوند است.

  • اگر چاق هستم از بی ایمانی است.
  • اگر مشکل مالی دارم از بی ایمانی است.
  • اگر روابط خوبی با همسر و فرزندانم ندارم از بی ایمانی است.
  • اگر بیمار هستم از بی ایمانی است.

و هر اگری در زندگی من وجود دارد به خاطر بی ایمانی من نسبت به خداوند است.

لازم به ذکر است منظور از ایمان،‌ انجام واجبات و مستحبات نیست بلکه شناحت صحیح از خداوند است.

نتیجه ایمان باید توکل باشد و نتیجه توکل احساس آرامش و اطمینان است.

با شناخت صحیح از خداوند شما می‌توانید به احساس آرامش و اطمینان نسبت به خداوند برسید و طعم خوش توکل را تجربه خواهید کرد.

و نتیجه توکل داشتن به خداوند،‌ ایمان به رب می باشد.

چگونگی ایجاد تغییر نگاه نسبت به خداوند را در دوره رایگان “زندگی با طعم خدا” با علاقمندان به اشتراک گذاشته ام و نحوه تغییر نگاه و ایجاد تعریف و باور های صحیح نسبت به خداوند را طی دوره آموزش “خدا هرگز دیر نمی‌کند” با دوستانم به اشتراک گذاشته ‌ام.

بی شک استفاده از این دوره‌های آموزشی شما را در مسیری قرار می‌دهد تا درک بهتری نسبت به قوانین جهان هستی داشته باشید و نگاه و انتظار شما نسبت به خداوند تغییر خواهد کرد و در نهایت نحوه آرزو کردن شما متفاوت خواهد شد.

تجربیات مطرح شده در این دوره های آموزشی نتیجه عمل کردن به آن‌چیزی است که به من الهام شده است و سبب ایجاد تغییرات عالی در تمام جنبه‌های زندگی من شده است.

در فایل آموزشی مستند خلق کردن آرزوها درباره چگونگی شکل گیری یک آرزو (آرزو کردن)و نحوه به واقعیت پیوستن آن توضیحات مفصلی برای علاقمندان به درک قوانین جهان هستی و دریافت الهامات الهی آماده کرده‌ام که مطمئن هستم استفاده با دقت از این محتوا به دوستانم کمک خواهد کرد به شکل بهتری در مسیر تجربه آرزوهای خود قرار بگیرند.

منتظر خواندن نوشته های ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=21453
برچسب ها:
30 نظر در مورد مستند خلق کردن آرزوها

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/24 13:08
      مدت عضویت: 699 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 425 کلمه

      سلام بر استاد عزیز و دو ستان هم مسیر

       

      من هم با حرف شما کاملا موافقم چون بار ها آرزوی چیزی رو داشتم ولی موقعیت هایی که پیش اومد دقیقا اون چیزی نبود که می خواستم ولی من نقد رو به نسیه ندادم مخصوصا که همسرم خیلی سخت به یک کاری راضی میشه مثلا وقتی دوست داشتم که خونه رو عوض کنیم ۵ ماه دنبال خونه گشتم ولی هر بار همسرم بهانه گرفت و قبول نکرد تا این که یه خونه دید که دقیقا اون چیزی که ما می خواستیم نبود ولی با امکانات ما هماهنگ بودوقبول کرد که بخریم و من راضی شدم و از این که اینکار انجام شد بسیار خوشحال هستم چون میدونستم در مرحله بعد به خونه ای با معیار های خودم میرسم و یا درباره ماشین وقتی خواستم بخرم یه ماشین مدل بالا وشیک رو تو رویاهام داشتم ولی ماشین اولم یه ماشین مدل پایین با بدنه داغون بود ولی موتور سالم ومن میدونستم که نباید انتظا رم برای بار اول بیشتر از این باشه و خدا رو شاکر بودم و دو سال بعد یه ماشین دست دوم تمیز خریدم و باز خدا رو شکر کردم و خوشحال بودم و دو سال بعدماشین صفر خریدم البته نه مدل بالا ولی باز هم خدا رو شکر می کنم و خوشحالم و میدونم که به ماشین مورد نظرم میرسم .یه موضوع دیگه ،دلم می خواست پسرام و خودم در یک کشور خوب زندگی کنیم و سالها در بارش رویا پردازی می کردم ولی به کمک دوره های استاد تونستم بهتر این کار رو انجام بدم وتا بستون موقعیتی پیش اومد که با پسر بزرگم برای زندگی برم ترکیه البته از این که پسر کوچیکم نمی تونست بیاد ناراحت بودم ولی قبول کردم و یکماه بعد همسرم به من خبر داد که پسر کوچیکترم رو داره می فرسته و من خیلی خوشحال شدم و الان داریم تلاش می کنیم که به آرزومون که رفتن به کشور بهتر هست و پیدا کردن کار برای پسرام هست برسیم و حتما می رسیم و خیلی خوشحال هستم که این فایل رو دوباره دیدم چون یکم نگران منابع مالی بودم ولی با این فایل خیالم راحت شد و مطمئنم خدایی که من رو به آرزوهام رسونده من رو در این راه کمک و یاری می کنه و اگر نگران باشم فقط نشون میده که من کاملا به خدا ایمان ندارم .

      استاد تبریک می گم که باغ خریدید انشاالله به شادی استفاده کنید فقط خیلی دلم می خواست بدونم الان باغتون در چه شرایطی هست و تونستید اون ویلایی رو که دوست داشتید با اون امکانات رو درست کنید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/06 23:13
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان متعهد

      استاد امروز کاملا تصادفا این فایل گوش کردم من هم مدتهاست ارزوی خونه ای با شرایط خاص دارم و کلی رویا پردازی کردم البته ننوشتم ولی انشاالله فردا من هم با بچه هام تمام مشخصاتش را مینویسم 

      استاد من تا حالا دوست داشتم اون خونه رو بخرم به خاطر بعضی ها که اون تو خودم از بین بردم و الان فقط و فقط برای حال خوب خودم میخوام بخرم 

      و به خاطر اینکه با خواهرم همسایه میشم نمیدونم چه اتفاقاتی میوفته که اون هم برای خودم کاملا حل کردم چون خواهر من خیلی گل و بودن در  کنار اون همش نعمت

      استاد من میدونم که اونجا گرون و بر عکس شما یک خونه ایده ال در نظر ندارم من خونه ای دوست دارم بخرم و خودم و همسرم قدم به قدم با بازسازی اون به بهترین شکل در بیارم 

      میدونم دستان خداوند قدرت مند است و من برای رساندن به انچه میخواهم کمک میکنند چون اونجا زادگاه و جایگاه من و بودن من تو این خونه درست مثل چربیهای اضافه اشتباهی من تا اخر تابستون انشاالله اسباب کشی خواهم کرد و در همین سایت اعلام خواهم کرد

      من سالها در شمال به دنبال ویلا بودیم و همیشه شهرها رو میگشتیم ویلاهای لوکس و لاکچری خیلی گرون بودن و ویلاهای ارزون خیلی به درد نخور اتفاقی که افتاد ما به صورت کاملا اتفاقی با یکی از اقوام شریک شدیم و ویلایی کاملا داغون خریدیم و مرحله به مرحله چنان عالی شد که واقعا باید گفت شگفت انگیز شد نمیدونم چه طوری تو مدار خرید ویلا قرار گرفتم ولی در مورد خونه حیاط دار به اون سرعت پیش نمیره امیدوارم به زودی رویام به تحقق بپیوندد من باور میکنم که خدا من به خواستم میرسونه و یادم همسرم گفت همه چی گرون شد و ویلا نخریدیم و من بهش گفتم حالا میبینی که تو همین گرونی میخریم استاد یک بار هم خداوند من به سمت رویام برد ولی ترسیدم و عقب گرد کردم تا اینکه موضوع منتفی شد و در این شرایط که ملک انقدر گرون شده من به خدا ایمان دارم که خدا من به خواستم میرسونه و دلار و تورم و گرونی در پیشگاه خداوند جایگاهی نداره خدا هم دوست داره من برم اونجا وگرنه فکرش از سرم مینداخت بیرون و الان برای من خیلی بهتر که برم اونجا پس اشتباه من برای نخریدن اون ملک باعث نمیشه من به خواستم نرسم من به لطف هدایت الهی و پروردگار به خواستم میرسم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      1400/03/04 18:29
      مدت عضویت: 388 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,153 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی مستند خلق ارزوها وقتی ی فرمول تو دهنمون ایجاد میکنیم اون فرمول در تمام جنبه های زندگیمون تاثیر میذاره وذهن ما اینجوری نیست که برای هر موضوع از زندگی ی فرمول خاصی باشه ی سری از فرمولها لبس کارند وبرای همه جنبه های زندگی خودشونو نشون میدن مثلا اگر در ذهن شما ادم خوب بودن اینجوری تعریف شده باشه که من باید نطر دیگران جلب کنم تا انسان خوبی باشم این ی فرمول اشتباه که در تمام جنبه ها تاثیر میذاره مثلادر محیط کار چجوری تاثیر میذاره تو سعی میکنی رضایت مشتری جلب کنب سعی میکنی همیشهدنطر همکارانتو جاب کنی سعی میکنی نطر رئیستو جلب کنی همبشه وقتی سر کار هستی در تلاشی که نطر این واونو جلب کنی در روابط  اونهابی که با شما در ارتباط هستند به این نتیجه برسن که فلانی ادم خوبی در مکرو همسایه هاتون همین طور درباره فرزندان همسرت دوستت و…یعنی همیشه در تلاش هیتی که به همه نشون بدی که پن ادم خوبی هستم نطر مردم برات مهم اینا فرمول همینکه نطر مردم برات مهم که در تمام جنبه های زندگی تاثیر داره ودردسرهایی برات درست میکنه وتو خسنه میشی از اینکه بخوای همبشه نطر این اونو جلب کنی اینکه شما تمام وقتتو میداری که نطر دیگران جلب کنی واین موصوع در مورد لتعریم صدق میکنه لاعر بشم دهن مردم ببندم لاعر بشم کسی مسخرم نکنه لاعر بشم همسرم راصی باشه ولی خودشون اصلا به این نتیجه نرسیدن که بهتر لاعر بشم واین فرمول در لاعر شدن تاثیر داره افرادیکه خیلی احساس میکنن خیلی لاعر هستند دلشون میخواد ی ذره چاق بشن بخاطر حرف مردم والی خودش با وصعیت خودش مشکلی نداره اونیکه لباس میپوشه ومیگه به تنم خوشگل نیست تو تنم زار مبزنه چرا اینجکریه چون قبلا بهش گفتن این حرفا رو چون نطر مردم براش مهم میخواد هر جوری شده یکم بدنش پرتر بشه برای گی برای حرف مردم واین ی فرمول که در تمام جنبه های زندگی تاثیر میذاره وقتی کارکردن روی فرمولهای دهنی یاد میگیرید ما در یکی از فایلهای زندگی با طعم خدا ی جعبه جادویی داشنیم که تمام ارزوهامونو نوشنیم توش گداشنیم واستادم یکی از اون ارزوهاش این بکد که ی باع داشته باشه لاکچری با تمام امکانات وکلی هم تصویر سازی کروه بود اما اون باع وارو زندگبش نشد رویا پردازی کرده بود به قدرت نوشتن اعتقاد داشت که وقتی چیزی مینوبسی در واقع دستورشو میدی واز اون طرف به اینم اعتقاد داشت که خداوند گفته هر چیزی گه از من درخواست کنی پن اوکی میکنم به همینولیل که هر خواسته ایکه شما الان دارید تو دنیا هست هر ماشینی که دوست داشته باشی چون تو دنیا هست تو دوست داری وچون دیدی دکست داری داشته باشی بنابر این هر نعمتی که ما میخواهیم در دنیا وجود داره عقط ما باید در مدار تجربه کرونش قرار بگیریم وقتی ی ارزو داریم بتید تجسم کنیم اون ارزو رو بعد اونو به شکل واضح روی کاغد بنوبسیم که مثلا فلان خونه رو میخوام کجا باشه چجوری باشه چه چی هایی داشنه باشه در جعبه ارزوها میداریم هر چند وقت اونو یکبار بخونیم احساس داشتنشو در خودمون ایجاد کنیم برای بدست اوردن اون ارزو ومن نمیدکنستم باید اینکارها رو انجام بدم عقط نوشتم امصا کروم تو جعبه گداشتم الانپ تقریبا ۹ ماه میگذره وهیچ خبری نشده وتصمیم گرفتم برم وبخونم ببینم چی میخواستم واستادم اینکارها روکرده بوده اما باع وارد زندگبش نشده وتا اون موقعه هم چند بار پیشنهاداتی داشته که بیا این باع بخر خودت بساز گفته نه من ی باغ کامل میخوام من حوصله ساخت وساز ندارم منم همین طکر هستم چون فکر میکردم که من الان خونه بخرم مثلا کابیینت نداشته باشه من کسی رو ندارم که برام کابینت کنه در صورتیکه کابینتسازم هست تو اقوام اما کاری برای من نمیکنه ولی اگر پول داشته باشی همه چیز اوکی نیاز به کسب نداری بعد گدشت نا چند وقت پیش که دوست استاد پیشنهاد جدید دادو گفت بیا باع وببین واسنادم رفت ودید ودر همون رکز دوست دیگری پیشنهاد داد که اسنادم رفت ودید باع ولی حس خوبی نداشت وفکر کرد که چرا حس خوبی نداره دید بخاطر اینکه هیچ اگاهی درباره خرید باع ساخت باغ نداره ورفت وتحقیق کرد وبا حس بهتر رفت وباع خرید ودر مورد لاعریم همین طوره ما چاق بودیم وتلاش کردیم با رژیم باشگاه کرزش اینا لاعر بشیم ودر تمام مدت حسمون بد بود چرا چون اگاهی لاعری در دهنمون نبود ما دهنمون مملو از اگاهیهای چاقی بود وما میخواستیم لاعر بشیم بدون اینکه اگاهایهای لاعری در خودمون ایجاد کنیمواقدام میکردیم برای لاعری ویک نزاع درونی صورت میگرفت وما خسته میشدیم ورها میکردیم دقیقا همین فرمول درباره خرید باع وجود داشت اگر ما کاری رو بخوایم انجام بدیم که اگاهی لازم نداشته باشیم نسبت به اون موصوع دهنمون ارور میده همینکه هیچ اطلاعاتی در مورد باع  خرید باع سند اینا نداشتیم یهو اقدام کردیم برای خرید ودر مورد لاعدیم خمین ما هیچ اطاعاتی درباره لاعری نداشتیم واقدام میکردیم برای لاعر وچقدر وقت گذاشتیم زمین دیدیم درباره زمین صحبت گرویم اب وبرقش صحبت کردیم بعصی ها فقط میگن‌من در فلان منطقه ی خونه میخوام اصلا هیچ اطلاعی از اون منطقه ندارن که چه خیابونهایی داره چه شرایطی داره پس باید اول اون اگاهب لازم دربتره چیزی که میخوای بدست بیاری تا به شکل راحتر به خوستت برسی نکته مهم اینکه باعث شد به خواستم برسم شاید دوسال قبلم میتونستم به خواسته ام برسم اما با ی اشتباه تصور علط خودمو محروم کردم‌اینکه من تو دهنم ی باع لاکچری کامل چیزیکه تو دهنم ساخته بودم میخواستم که اون از لحاط فرکانسب فاصله داشت با شرایط دوسال پیش من ومن حتی توان خرید یک متر اونم نداشتم ودر این مدت خداوند بارها منو هل داد به سمت خواستم اما من به دلیل مانع دهنی که داشتم موفق به خرید نشدم وقتی مانع برداری وقدم به قدم به سمت خواسته بری وقتی بپدیری که درباره باعم بتید قدم به قدم بری ور سرایطی که نرخ دلار در بالاترین حد خودس بود ودر شرایطی که بخاطر کیروس کرونا سرو ثدا ارامش در جامعه نبود یعنی کقتی خواسنت در دهنت شکل میگیره وبه خداوند ایمان داری که خداوند تو رو به خواستت میرسونه وخداوند به ویروس دلار تورم اینا کاری مداره منکه میتونستم با یک پنجم وستل بعدش با یک سوم قیمت بخرم اما نتونستم قدم اول برداشتم وتونستم وقتی شما قلبا باور داشته که خدا تو رو به خواست میرسونه واشتباه من برای خرید زمین باعث نشد که من به خواستم نرسمودر صورتیکه از لحاط عموم همه چیز در بدترین شرایط خودس بود من به خواستم رسیدم‌خداوند گفته که من اجابت میکنم فقط باید بنده ایمان داشته باشه ایمان به معنب مطمین بودن وانتظار داشتن از خدا این باشه که انجام میده اگر میخوای ببینی چقدر ایمان داری باید ببینی انتطارت از خداوند چیه همه چیز تکاملی وجالب اینکه همواره خداوند هدایت میکن حتی زمانیکه من در مسیر اشتباهدبودم هر چقدر موانع دهنی برداری شما راحتر دریافت میکنی نعمتها رو وقتی قدم اول برمیداری قدمهای یعدی سریعتر برداشته میشه وقتی شما درخواست میدی خداوند اجابت میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/30 00:34
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,761 کلمه

      رویای این رو دارم که زندگی خودم رو اینطور که میدونم خلق کنم .(استاد من هم یاد گرفتم رویا های خودم رو خط نزنم حتی اگر برای بقیه خنده دار باشن ولی برای خودم نیستن چون هم نمونه و الگو دارم و هم ایمان و توکل دارم و هم امید و انگیزه و اشتیاق و استمرار دارم که خدا بهترینا رو برای من میخواد و به من میده و من رو خالق خلق کرده و من باید از این قدرت ذهنم استفاده کنم و زندگی خودم رو بسازم اصلا میخوام خدای شخصی خودم رو امتحان کنم که بارها در قرآن گفته یادکنید مرا تا یاد کنم شما رو میخوام خواسته داشته باشم و از خدا میخواهم هدایتم کنه در مسیر خلق خواسته هام ولی اصلا چه طوریش رو نمیدونم و از خودش میخوام با ایده و الهام کمکم کنه و هدایتم کنه تا من هم اولین قدم رو براشون بردارم و تکاملی بهشون برسم البته در زمینه ی لاغری تونستم تا حد زیادی موفق باشم و اما الان دیگه خیلی خواسته های دیگه هم دارم که دوست دارم به تک تک اونها برسم به چطوریش فکر نمیخوام بکنم و فقط به بودن و داشتنشون فعلا دارم فکر میکنم امیدوارم به مسیرهای درست هدایت بشم )
      وقتی در ذهنتون یه فرمول ایجاد میکنید اون در تمام جنبه های زندگی شما اثر میزاره .
      مثلا اگر این فرمول ذهنی رو داشته باشی که آدم خوب بودن یعنی نظر بقیه رو جلب کنم که انسان خوبی باشم در تمام جنبهای زندگی این فرمول کار میکنه در زندگی شخصی در محیط کار در خانواده و این شما رو خسته میکنه و چرا نظر بقیه باید برای شما مهم باشه؟؟؟این خیلی بد هست حتی در زمینه ی لاغر شدن طرف دوست داره لاغر بشه که دیگران مسخره اش نکن و یا حتی در چاق شدن هم این فرمول هست طرف میگه میخوام چاق بشم که در لباسهام خوشگلتر بشم چون بقیه بارها بهش گفتن و میخواد چاق بشه برای مردم .(آقا مردم رو چی کار داری کی از تو مهمتر هست در این دنیا هیچ کس مهمتر از خودم نیست .پس طوری زندگی کنن که خودت همیشه از خودت راضی باشی و احساست خوب باشه و در ضمن هیچ وقت ذهن ما نمیاد برای انجام کاری با ما هماهنگ بشه که به خاطر بقیه داریم انجامش میدیم این ذهن من هست و فقط برای من کاری انجام میده مثل دست و پا قلب و کلیه و بقیه اندامها که در خدمت من هستن ذهن من هم برای انجام کارهایی که برای خودم هست با من همکاری میکنه میخوام لاغر بشم چون خودم سلامتتر میشم چون خودم سبکتر و رها میشم چون خودم ازادی کامل پیدا میکنم چون خودم خوشتیپتر میشم چون خودم به بهترین حال روحی و جسمی میرسم و نه بقیه پس فقط برای خودت شخص خودت کارهات رو انجام بده )

      و ما باید این فرمولها رو پیدا کنیم و اوناا رو کشف کنیم حتی به بهانه ی لاغر شدن پیداش میکنیم و روش کار میکنیم تا اونها تغییر کنه روی تمام زندگی شما تاثیر میزاره .
      ما با نوشتن خواسته هامون به جهان هستی دستور دادن اون خواسته رو میدیم و خدا گفته شما درخواست کنید و من اجابت میکنم و هر نعمتی رو که ما میخواییم در جهان وجود داره (بارها من شنیدیم خدا گفته از تو حرکت از من برکت مصداق همین حرف میتونه باشه من باید اول درخواست کنم و خواسته داشته باشم و شفاف اونها رو بنویسم و بگم و خدا هم به من ایده و الهام میده و هدایتم میکنه و به سمت خواسته هام من رو میبره و نزدیکم میکنم نه که من خواسته داشته باشم و اونها رو بنویسم و چند روز بعد بببینم همه رو خدا به من داده نه این فکر غلط هست باید دانا و آگاه باشیم و مسیر رسیدن به خواسته ها رواز چنین استادان نابی یاد بگیریم )
      باید به حسممون در انجام هر کاری دقت کنیم چون خدا داره با ما ارتباط برقرار میکنیه و این احساس رابط بین ما و جهان هستی هست و اگر در کاری حسمون خوب بود اون کار رو دنبال کنیم و اگر بد بود دنبال نکنیم در واقع این احساس ما مثل یه آژیر هست که وقتی از مسیر صحیح دور بشی به صدا در میاد و ما رو آگاه میکنه و وقتی ما در مسیر صحیح نباشیم حالمون بد باشه اینجا احساس بد مثل همون آژیر هست که به صدا در اومده و ما باید اگاهانه به این احساسمون جواب بدیم و مسیر رو تغییر بدیم تا به حال خوب برسیم (مثل استاد در زمینه ی باغ خریدن که رفتن برای خرید یه قطعه زمین باغی و احساسشون بد میشه و استاد به اون توجه میکنه و همش میگه چرا حالم و احساسم بد هست ؟؟؟ و دقیقا اینجا که احساس استاد بد میشه مثل زمانی هست که ما رژیم میگرفتیم که لاغر بشیم و داشتیم به سمت هدفمون میرفتیم اما از درون حالمون بد میشد چون آگاهی از لاغری نداشتیم اینطور حالمون بد میشد و استاد هم در زمینه ی خرید باغ چون آگاهی نداشتن حالشون بد بود و اما میتو نستن خرید کنن در حالی که حالشون بد بود ه اما استاد کمی صبر کردن و رفتن گشتن و چند مورد رو دیدن و تحقیق کردن تا آگاهی کافی پیدا کردن و دوباره رفتن برای خرید زمین و ایندفعه با حال و احساس خوب زمین باغی رو خریدن چون کلی در این زمینه آگاهی داشتن ) پس استاد ذهن و روح رو با خواسته هماهنگ کردن تا به خواسته اشون رسیدن .

      پس ذهنت رو باید همسو کنی با خواسته ات و باید به ذهنت آگاهی لازم بدی مثلا اگر خونه ی خاصی در جای لاکچری میخوایی باید اول آگاهی از اون چیزی که میخوایی در ذهنت به وجود بیار تا به خواسته ات برسی

      و ما با فکر کردن و تجسم کردن نمیتونیم چیزی رو که در فاصله ی فرکانسی دور از ما هست رو ما بخریمم و امکان نداره ما چیزی رو که خیلی از ما فاصله مالی داره رو بهش برسیم و نمیتونیم (منم واقعا پی بردم باید گام به گام جلو برم و تکاملم رو طی کنم تا به خواستم برسم و منظور از تکامل اصلا مدت زمان خاصی نیست باید تجربه کنیم و با تجربه کردن تکاملمون رو طی کنیم شاید کسی تکاملش رو در رسیدن به خواسته در چند روز طی بکنه و زمان ببره شاید کسی در چند ماه طی کنه و اصلا زمانش مهم نیست و تکامل از لحاظ زمانی نیست ) .
      و بارها شده افراد میگن ما میخواییم خیلی زود از چاقی رها بشیم و همینطور استاد میخواست یه هویی به باغ لاکچری برسه ولی استاد با اون همه تجسم و تلاش نتو نستن به اون باغ برسن پس اول باید آگاهی ها رو در ذهنمون ایجاد کنیم و بعد یواش یواش به اون برسیم .(منم برای ماشین دلخواهم دارم همین کار رو میکنم میخوام اول کلی آگاهی عالی در مورد ش پیدا کنم و تحقیق کنم )
      اما چه جالب استاد برای ساختن سایت اصلا همچین فکری نداشتن و قدم به قدم سایت رو جلو بردن و اون به جایی رسید که ایده ال شد ولی در مورد باغ داشتن اینجوری فکر نکرده بود و استاد از همون اول دوست داشته یه باغ لاکچری داشته باشه که برن استفاده کنن و چون استاد میخواستن جهشی برن جلو به خواستشون نرسیدن تا اینکه اومدن به صورت تکاملی به سمت خواسته حرکت کردن و قدم اول رو برداشتن و این شد رمز موفقیت در رسیدن به خواسته ها .

      اصلا جهش در جهان وجود نداره و اگر در گیاهان و انسان ها جهش وجود داشته باشه اون تولد با نقص هست و عقب افتادگی هست پس جهش و یا پرش در این جهان اصلا وجود نداره و جهان تکاملی کار میکنه مثل سایت استاد و اما در موضوع لاغری هم ما دوست داشتیم جهشی لاغر بشیم و خیلی سریع لاغر بشیم با رژیم و قرص و جراحی و … .
      ولی استاد متوجه شدن که سایت و باغ مثل هم هستن و این فکر اشتباه و گفت من یه باع ساخته نمیخوام میخو ام مثل سایت که خودم هر روز اون رو جلو بردم و اون رو ساختم خودم هم باغم رو بخرم و قدم به فدم بسازم ولی این فکر که آماده باشه مانع بوده و نمیزاشت استاد باع بخره پس تصویر اشتباه بوده .
      پس قدم به قدم باید به سمت خواسته حرکت کنید که قدم اول رو استاد با خریدن زمین باغ شروع کرده .
      خداوند کاری به دلار و سکه نداره بارها و بارها من رو به سمت خواسته هل میده و از طریق اطرافیان خداوند به تو میگه برو به سمت خواسته ولی ما چون میخواستیم جهشی عمل کنیم نرفتیم و اما خدا برای تو موقعیت ایجاد میکنه ولی اگر تو آگاهی نداشته باشی و درفرکانسش نباشی بهش نمیرسی تا تکاملت رو طی کنی
      پس استاد تونست در بیشترین تورم و اوضاع بد اقتصادی باغ بخره و خدا بارها استاد رو هل داد که باغ بخر ولی استاد اینکار رو نکرد به خاطر موانع ذهنیش ولی ابن موانع باعث نشد که استاد به خواسته اش نرسه و استاد به خواسته اش رسید در بالاترین تورم و گرونی و اما استاد به خواسته ی خودش رسید پس شما نگران هیچ چیز نباشید و خودتون رو منع نکنید که من به خواستم نمییرسم و حالا تو این اوضاع مملکت چطور به خواستم برسم ؟خدا گفته من اجابت میکنم فقط بنده باید ایمان داشته باشه که خدا انجام میده .
      فقط باید با خدا هماهنگ باشیم و خدا شما رو به خواسته هاتون میرسونه.
      قدم اول رو بردار قدمهای بعدی به تو سریعتر داده میشه
      هر خواسته ای باید تکاملش رو طی کنه و جهشی نمیشه مثل سایت و لاغری برای استاد که قدم به قدم رو به بهبودی و عالی بودن رفتن .
      اقدام نکردن استاد باعث نشد خدا استاد رو از خواسته اش دور کنه وبگه ببین من دادم تو نبردی پس دیگه گرون شده نیست نمیشه بخری نه اون به ما میده در هر شرایطی به ما میده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/02 15:53
      مدت عضویت: 614 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز من فایل مستند آرزوها را گوش کردم و خیلی آگاهی ها بهم داد اینکه واقعا خداوند چندین بار منو برای رسیدن به آرزوم هل داده ولی من اون رو نمی دیدم من دانشجو ارشد هستم و خدا رو شکر الان استخدام آموزش و پرورش هستم و آرزوم استاد دانشگاه بودن هست من برای قبولی در دکتری باید مقاله می داشتم چندین بار سعی کردم ولی نشد دیگه خسته شدم چون اون موقع پول هزینه ها رو نداشتم ولی چندین بار از جاهای مختلف بدام پیامک می آمد که از این طریق شما می توانید مقاله چاپ کنید حالا می فهمم که باید به صورت تکاملی به سمت آرزوها حرکت کرد نه پرشی چون من می خواستم ی مقاله برام چاپ بشه که همه کارها رو یکی دیگه به صورت کامل انجام بده و من هیچ کاری نکنم حالا که موقعیت پرداخت هزینه را دارم و خودمم توان نوشتن مقاله را دارم می خوام اقدام کنم درسته الان هزینه ها بالاتر رفته ولی این قدرت بی انتهای خداوند را محدود نمی کنه استاد ممنونتون هستم واقعا شما یکی از دستان خداوند هستید شما جایگاه بسیار بزرگی پیش خداوند دارید من هم دوست دارم مثل شما باشم مثل شما موانع ذهنی را کشف کنم و در اختیار همنوعانم قرار بدم و آنها را مالامال از حس خوب و انگیزه برای پیشرفت کنم . واقعا ممممممممنوتنونم. دعا می کنم همیشه سربلند و زنده باشید. (یاحقّ)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/02 12:13
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,597 کلمه

      سلام .
      یعنی این مطلب رو خوندم و فقط اشکم جاری میشد . تک تک جملات آن وجود انسان را می لرزاند .
      باورهای صحیحی که در این عبارات است جان انسان را تازه میکند . تازه هنوز فایل رو هم گوش نکردم ولی خوندن جملاتتون هم کلی فایده برامون داره .
      این جملات رو کپی کردم . چون میدونم در موردش کلی حرف توی ذهنم هست که باید استخراج بشه 👇👇👇
      اگر در زندگی آرزویی ندارید به این دلیل است که نگاه شما به خداوند و توانایی هایش اشتباه است و باید اصلاح شود.
      اگر در زندگی آرزوهایی دارید اما به آنها نمی‌رسید به دلیل موانع ذهنی است که مانع تجربه کردن آرزوهای شما می‌شود و باید آن موانع برداشته شود.
      هرچه بیشتر در زندگی به توانایی شناخت موانع ذهنی و برطرف کردن آنها دست پیدا کنیم فرصت تجربه کردن آرزوهای بیشتری را در طول عمر خود خواهیم داشت و البته فاصله بین آرزو کردن و تجربه کردن آن کمتر خواهد شد.
      تا جایی که به یک چشم بر هم زدن می توانیم آرزوها و خواسته های خود از خداوند را تجربه کنیم.
      به لطف خدا از زمانی که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم به این نکته پی بردم که اساس همه مشکلات و کمبودهای من در زندگی عدم شناخت و درک صحیح از خداوند است.
      اگر چاق هستم از بی ایمانی است.
      اگر مشکل مالی دارم از بی ایمانی است.
      اگر روابط خوبی با همسر و فرزندانم ندارم از بی ایمانی است.
      اگر بیمار هستم از بی ایمانی است.
      و هر اگری در زندگی من وجود دارد به خاطر بی ایمانی من نسبت به خداوند است.
      لازم به ذکر است منظور از ایمان،‌ انجام واجبات و مستحبات نیست بلکه شناحت صحیح از خداوند است.
      خداوند میفرماید :
      یکی از موانع بزرگ من این شاخه و اون شاخه زدنه .
      مانع دیگم اینه که به قدرت ناخواسته هام بیشتر ایمان دارم تا به قدرت رسیدن به خواسته هام .
      مانع دیگم اینه که در مقابل کوچکترین ناخواسته ذهن منفیم میگه دیدی تو بازم شکست خوردی . در حالیکه پیروزیهام برام کمرنگه .
      یکی از مشکلات دیگم اینه که میدونم باید به خوبیها توجه کنما اما بازم توجهم میره سمت ناخواسته ها .
      ولی باور دارم فرصت هام هرگز از بین نمیره . این احساس از طرفی برام مانع میشه و از طرفی هدایتم میکنه ‌ .
      یکی از موانعم اینه که به هر الهام خوبی میرسم میبینم ذهن منفیم خیلی عالیتر از ذهن مثبتم از اون به نفع خودش استفاده میکنه .
      مثلا همین فرصت داشتن . ذهن منفیم اون رو میگیره میگه خب حالا حالاها فرصت داری ولش کن و بازم حواس منو میبره سمت منفی ها . اما نیروی خوب میگه فرصت داشتن یعنی امیدواری که خداوند بی انتهاست زمان هم بی انتهاست قدرت خلق تو هم بی انتهاست . قدرت پیروزی هم بی انتهاست . منفی شکست میخوره . منفی نفیِ منفی “نیست” معنا پیدا میکنه . بالاخره نابود میشه . با عدم توجه تو بهش نیست نابود میشه .
      قدرت تو در توجه توست . توجه تو به منفی قدرت حی بودن داده . وقتی توجهتو ازش بگیری منفی نابود میشه و از بین میره .
      تو دنبال آرامشی پس توجهت رو کنترل کن . دنبال آرزوهاتی توجهت رو بهش زیاد کن . توجه نکن به این که الان نداریش .
      استاد پر از حرفم . نیروی شر در وجودم قدرت داره . چون بهش توجه دارم چون میبینمش .
      خدارو هم میبینم . خدایا من پیروزی میخواهم . من پیروز هستم . خدایا توجهم رو به سمت پیروزیهایم بیشتر کن . خدایا تو بزرگتر از شکستها هستی . خدایا تو غالب هستی . خدایا ایمان دارم که هرچقدر کفر بر وجود ما حاکم شود تو از دل کفر و سیاهی متجلی میشوی و نور روزت بر وجود ما جاری میشود .
      خدایا شب و روز نماد بیرونی سیاهی و روشنی وجود ماست . تو مارا اینگونه خلق کردی .
      الهامی که از روز میگیرم اینست که در روز تاریکی جایی ندارد . تاریکی هرگز در روشنی نیست اما روشنی در تاریکی هست . وقتی شب میشود ماه و ستارگان باز هم هستند .
      روشنی بازهم در تاریکی هست . در وجود ما هم دقیقا همین است . در قسمت روشن وجود ما که همان روح ماست ذره ای تاریکی وجود ندارد پس امید در این سرزمین همواره جاریست . اما در قسمت تاریک وجودمان که همان منفی باف ماست باز هم روشنی را می بینیم . خداوند از طریق ماه عقل باز هم بر نیمه ی تاریک وجودمان می تابد . الهاماتی که به ما میشود در زمانی که تاریکی زیاد شده است برای ما راه گشاست .
      شب و روز با هم زیباست و هردو برای وجود ما ضرورت دارد و مرتب جایشان را به هم میدهند . یعنی حتی زمانی هم که ما در تاریکی قرار داریم پس باید بدانیم این تاریکی برای ما ضروریست از آن نترسیم ولی امیدوار باشیم خورشید روح از دل این سیاهی می تابد . ما پشتمان را به خورشید کرده بودیم که خورشید را نمیدیدیم و شب بر ما جلوه گری کرد .
      رویمان را به سمت خورشید بچرخانیم .
      آفرینش ما به بهترین شکل ممکن است .
      کلی حرف داشتم در مورد نوشتتون ولی اینایی که نوشتم ربطی نداشت همینجوری نوشتم .
      آها میخواستم یه جمله بگم و اونم ایه ای در سوره ی یاسین هست . همان ایه ای که میفرماید خداوند چون اراده کند که چیزی خلق شود پس همان لحطه خلق میشود . همان آیه کن فیکون دقیق یادم نیست . عبارات شما هم دقیقا به همان اشاره دارد . “”””تا جایی که به یک چشم بر هم زدن می توانیم آرزوها و خواسته های خود از خداوند را تجربه کنیم.”””””
      خدایا ایمانم را زیاد کن . باورم را نسبت به خودت قویتر کن . خدایا من ایمانم به تو کم است چون توجهم به تو کم است . چون توجهم بر نشدن چیزی بیش از شدن آن است . توجهم بر ناتوانی ام بیش از توانایی ام است . خدایا ایمان مرا قوی کن تا در عملم جاری شود . خدایا عمل مرا قوی کن .
      من به چاقی ام بیش از لاغری ام ایمان دارم .
      من به بیماری ام بیش از سلامتی ام ایمان دارم
      من به ناتوانی ام بیش از توانایی ام ایمان دارم .
      اینها باور منست .
      اما امید را در این باورهای ناامید کننده نیز میتوان یافت .
      درست است که من به چاقی ام بیش از لاغری ایمان دارم ولی به لاغر شدنم هم ایمان دارم .
      چون توانستم لاغر شوم . توانستم در این مسیر باقی بمانم و در این دوسال به وزن اولیه برنگردم .
      ولی ناامیدی از بزرگترین درد زندگی ام امان مرا بریده .
      من به نازایی ام ایمان صد درصد دارم چون همواره بر من رخ داد اما به توانایی ام برای بچه دار شدن صفر و صفر میشود .
      روزی که آیدا به دنیا امد من باردار شدم ولی درست یکماه بعد مجددا سقط شد و من چهارمین سقط را هم تجربه کردم . اگر مدتی نبودم چون ناامیدی سراسر وجودم را گرفته بود . بعد از این اتفاق کلی از موهایم سفید شد . با اینکه من آنقدر روی خودم کار کرده بودم که حتی یک موی سفید نداشتم اما از انجایی که باور دارم کل عملکرد بدنم تحت تاثیر ذهنم است با ناامید شدنم روی موهایم هم اثر گذاشتم و سیاهی موهارا هم از دست دادم . گرچه ایمان دارم شرایط ذهنی ام که تغییر کند دوباره روند اصلاح جسمم بر روند تخریب پیشی خواهد گرفت .
      استاد در این دوسالی که در مسیر لاغری با ذهنم دوبار باردار شدم ولی هر دوبار باز هم نتوانستم بچه را نگه دارم . به خدا دکتری هم که رفتم گفت هیچ کدام از عواملی که تو فکر میکنی مانع بارداری ات هستند مانع بارداری نیستند .
      گفت مشکلی نداری . مشکل خودتی . استرست هست . استرسی که بر خودت حاکم کردی نمیزاری بچه رو نگه داره .
      خودت سرکوبش میکنی . با نگرانی با ترس با ناامیدی .
      استاد مشکل ناباروری من خودم هستم . خودم .
      من مسئول ناباروری ام هستم چون انگار نمیخواهم که بچه دار شوم . چون بچه را عامل رنج میدانم چون همواره از آن رنج کشیدم . بچه در نظر من خیلی منفی شده البته نبودن بچه وجود بچه را برایم رنج آور کرد . اصلا نمیدونم . نمیخواستم بحث به اینجا بکشه ولی بازم رسید و من بازم احساس شکست در این زمینه میکنم . چون من در این زمینه بی ایمانم . من در این زمینه به خداوند وجودم کافرم و به شیطان وجودم ایمان دارم و شیطان وجودم قدرت را در این زمینه
      در دست گرفته . استاد من میخواهم خداوند در این زمینه بر من حاکم شود ولی نمیتوانم ادامه دهم . نیروی کفرم بیش از نیروی الهیست .
      من اکنون در شرایط ذهنی خوبی نیستم و واقعا به هم ریخته هستم . البته الان که دوباره شروع کردم به آمدن در سایت حالم بهتر از ماههای قبل است . یعنی کم کم دوباره شروع کردم تا دوباره ایمان و اعتماد به نفسم را قوی کنم تا دوباره خلق کنم تا دوباره آرزو کنم تا دوباره بخواهم آنچه را که آرزو کردم اما به نداشتنش بیش از داشتنش امید داشتم .
      من میتوانم .
      دوباره برمیخیزم . رستاخیز یعنی همین . از نو زنده شدن . رستاخیز ما نیز هر لحظه در حال وقوع است . ما اراده کنیم رستاخیز میشود .
      خدایا کاش این همه معرفتی را که بر این قسمت از ذهنم جاری میکردی بر قسمت باروری ذهنم جاری کنی تا من بتوانم زیاد شوم و خودم را به بچه ام انتقال دهم .
      خدایا مرا زیاد کن . مرا زیاد کن .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/05 11:58
        مدت عضویت: 822 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 436 کلمه

        سلام
        چقدر عالی بیان کردید ممنونم ازتون استاد .
        فرمایشاتتون منو یاد ابیاتی از باباطاهر انداخت
        شب تاریک و سنگستان و من مست
        قدح از دست من افتاد و نشکست
        نگهدارنده اش نیکو نگهداشت
        وگرنه صد قدح نفتاده بشکست .
        باور جدیدی که از فرمایشاتتون گرفتم این بود که نگهدارنده من نیستم . نگهدارنده خداست . من تجربه کننده هستم .
        دوست دارم تکامل بچه رو تجربه کنم .
        از تماشای روند تکامل بچه لذت میبرم .
        استرس واکنشیست که زمانی در من پدید میاد که من در مقام نگهدارنده قرار میگیرم .
        اما وقتی در مقام تجربه کننده قرار بگیرم واکنشی که در من پدید میاد ارامش و لذت هست .
        پس باید خودم رو از مقام نگهدارندگی کنار بکشم و فکرم رو ببرم سمت تجربه کردن . حتی تنفس من تغییر میکنه . انقباض عضلاتم رها میشه . همین یه لحظه این اتفاقات رو در خودم مشاهده میکنم . .
        راحته
        آخ آخ . توی هر راهی من همش میخوام خودم خودم و نگهدارم . در حالیکه همین احساس مانعی برام میشه که واکنش معکوس برام داره و من خیلی زود اون راه رو ترک میکنم . وای استاد عجب مانعی در من پیدا کردید . ازتون ممنونم . خیلی بهم امید داد . خیلی میتونم روش کار کنم .
        واکنشهام تغییر میکنه اگه من تغییر جهت بدم .
        من خیلی چیزها رو از خودم بریدم فقط به خاطر اینکه اونها رو عامل استرس خودم میدونستم .البته خیلیهاش رو به خاطر اینکه ورودیهای مخرب بودند حذف کردم . یه چیزهایی رو باید قطع میکردم چون بیشتر از اینکه حس لذت بهم بده تولید استرس میکرده . اما
        عاملی که ایجاد استرس میکنه فکری در وجود منه که اون باید تغییر کنه . عوامل بیرونی رو هم چون فرمولش روی ناخوداگاه ثبت شده و تولید واکنش معکوسِ خواسته میکنند باید قطع کرد .
        من تجربه گر هستم .
        خداوند به من لذت تجربه کردن همه چیز را داده است .
        حق منست که از بارداری لذت ببرم .
        از تکامل بچه در نهادم لذت ببرم .
        من دوست دارم تماشا کنم کار خداوند را .
        خدا قطعا این لذت را به من میبخشد .
        من میتوانم این لذت را تجربه کنم .
        خدا دعوتم را اجابت میکند .
        احساسم تغییر خواهد کرد اگر تنها بخواهم بچه دار شدن را تجربه ای بدانم که دوست داشته باشم لذت آن را تجربه کنم . با این فکر من آرام میشوم . آرامش واکنشیست که از طریق این ورودی در وجود من جاری میشود و استمرار در این نگرش مرا به هدفم میرساند .
        ممنونم از راهنماییتون استاد ‌ .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/06 07:13
        مدت عضویت: 800 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 163 کلمه

        سلام خانم فاطمه سادات
        وقتتون به خیر
        متنتون را خوندم .آنچه که معلومه شما درسهای خوبی رااینجا یادگرفتید ولی دراجراش موفق نبودید.جملات زیبایی نوشتید ولی دوست من مهمتر ازاین جملات زیبا اینه که ما آموزه هامون رادرعمل نشون بدیم.البته اینو اول به خودم میگم.شما خودتون هم اشاره کردین ازجمله چیزهایی که باعث میشن ما به خواستمون نرسیم موانع وترمزهاییه که داریم.شما بهتره تو این فاصله ای که دارید تا ازنظر فیزیکی قویتر بشین وانشاالله یه بارداری دیگه داشته باشین یه کارانجام بدین وازخودتون بپرسین چیزی که باعث میشه شما نتونید این بارداری راادامه بدین چیه واون را رفع کنید وفکر جدید ودرستی جایگزینش کنین وحالا اونو برای خودتون تکرار وتصویر سازی کنید .استاد اخیرا” یه فایل گذاشتند درمورد اینکه گاهی مااینقدر به شرایط فعلیمون چسبیدیم که اصلا” نمیتونیم به شرایط خوبتر وایده آل فکرکنیم. شک نکنید که این توانایی رادارید و حتما” به آرزوتون میرسید.بگردید وترمزها وباورهای غلطتون را پیدا کنید وحتما” باورهای درست جایگزینشون کنید .انشاالله اتفاقای قشنگ پیش رو دارین. 🙂🙂🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/05/06 17:54
          مدت عضویت: 822 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 364 کلمه

          سلام تعجبی نداره که سخنان شمارو دریافت کردم . با اینکه شدیدا لحنتون تنده و به خودتون اجازه دادید بنده رو قضاوت کنید اما من این رو از شما نمی بینم . از خودم میبینم که با نوشتن اون حرفا قطعا انرژی منفی انتقال دادم که الان از شما انرژی منفی دریافت کردم .

          اما خب ارزششو داشت چون هم استاد یه مانع در من پیدا کردند هم آقایی که بعد از شما پیام گذاشتند بدون قضاوت خواستن هدایتم کنند و منو به کانالی هدایت کردند که در مورد بچه دار شدن از طریق ذهن هست .

          به نظرتون اصلا امکان داره ادم چیزی رو که یاد میگیره در عمل نیاره . عمل از فکر زاییده میشه . مگه میشه چیزی در فکر باشه ولی به عمل نرسه . فقط یه حالت داره اونم موانع مسیره . من خیلی از مانعهام رو برداشتم که تونستم توی این دوسالی که اینجام ۲ بار باردار بشم . من کلا شش ساله ازدواج کردم در این شش سال ۴ بار باردار شدم حتی بیشتر از زوجهای دیگه . در این دوسالی که با سایت آشنا شدم کلی وزن کم کردم نمیدونم چقدر ولی میدونم بیش از ۲۰-۳۰ کیلو چون به دانسته هام عمل کردم چون برای لاغر شدن موانعم عمیق نبود قطعا موانع بارداریم هم برداشته خواهد شد . اما لحن غیر منصفانه ی شما منو بیشتر ترغیب میکنه که خودمو قویتر کنم تا اینجوری قضاوت نشم .
          در ضمن الحمدلله شکر خدا من در رابطه با همسر ، عشق ، ثروت ، روابط با اطرافیان و … هیچ مشکلی ندارم . حتی در مورد جوانسازی خودم باورهای ضد پیری ضد مرگ و … خیلی تونستم موفق عمل کنم . حتی بیماری . خیلی به موفقیت رسیدم . پس دانسته هام رو در عمل آوردم که تونستم انقدر موفق باشم . قطعا به ارزوی بچه هم خواهم رسید ولی موانعی دارم که قطعا به لطف خدا برطرف میشه و این ارزوم هم مثل سایر آرزوهام به راحتی در دستم قرار میگیره ‌ . شما هم لطفا اگر خواستید نکته ای رو به کسی بفرمایید سعی کنید بدون قضاوت باشه تا به دل طرف بنشینه و بتونه از انرژی کلامتون استفاده کنه .
          سپاس

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/05/06 10:25
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 57 کلمه

        سلام دوست عزیز
        به نظرم بی حکمت نیست که امروزاول صبح به سمت نوشته شماهدایت شدم
        نمیخوام تبلیغ خودم وبکنم چون علاقه ای به این کارندارم
        فقط خواستم بگم چون خودم بااین مسئله مواجه بودم برای همین حرف های خوبی برای گفتن دارم
        که اگرآقای عطارروشن صلاح بدونن آدرس کانالم ودرزیرقرارمیدم که به امیدخدابه این کانال مراجعه کنیدخیلی کمک تون میکنه
        barvari_z@

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/05/06 17:18
          مدت عضویت: 822 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 24 کلمه

          سلام متشکرم از شما . چشم حتما عضو میشم . ممنون از استاد گرامی که اجازه دادن آدرس کانالتون رو اینجا بزارید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/04/31 05:17
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 383 کلمه

      وقت بخیر عزیزان
      به به مبارک باشه استاد به سلامتی ایشالله خوشحالم که به آرزوتون رسیدین به لطف خدا! استاد یادمه یه چیزی مثل اینکه رقص نور بود یه همچین چیزایی گفتین گرفتین برای باغتون به عنوان نشونه چند وقت پیش که با لباس آیدا جان استوری کرده بودین که لباس هم چند سال قبل از اینکه آیدا به دنیا بیاد نشونه گرفته بودین اتفاقا منم یه کوسن گرفتم برای خونه جدیدمون انشالله
      یه حرف خوبی که مامانم می زدن من ۲۰ سالم بود ازدواج کردم شوهرم هم درسش تموم شده بود و سرباز بود خلاصه مامانم همش به من می گفت اگه آدم از اول همه چی داشته باشه خوب نیست لذتش به اینه که کم کم وسایلش و زیاد کنه و لذت ببره بازم من متوجه نمی شدم خیلی این حرف‌ها و اصلا شاید تو فاز این چیزا نبودم !
      و الان منم یکی از خواسته هام یه خونه خوبه وقتی جایی می بینم توی همین کوچه های خودمون توجه می کنم و عکس می گیرم حالا که فعلا باید دست نگه داریم خونه مون خوبه خدا رو شکر ولی قدیمیه دوست دارم یه جای نوتر بریم ایشالله چند وقت پیش حرف می زدم با همسرم می گفتم اگه خونه ها گرونه ما می تونیم خراب کنیم اینجا و به سلیقه خودمون بسازیم حالا اینا تو فکرم هست شوهرم می گه حالا تا سال دیگه قصد نداره کاری کنه ! تا ببینیم کی موقعش جور می شه ایشالله!
      اتفاقا منم هیچ وقت جهشی نبودم مثلا سر کارم ۵ ساله که شروع کردم خیلی کم چند دفعه حقوقم اضافه شد ولی امسال خیلی زیادتر اضافه شد و همچنین پاداش گرفتم و چند وقت پیش به دوستم گفتم ما می خوایم کسی رو استخدام کنیم اگه می خوای تو بیا اولین چیزی که پرسید اخه حقوقش چنده تو چقدر می گیری ؟
      که البته چند سال پیش هم به من می گفت اخه با این حقوقا کسی نمیاد کار کنه !
      ولی من صبر کردم البته اون موقع این حرفای شما رو بلد نبودم ولی الان فکر می کنم که صبرم با ایمان بود خدا رو شکر
      و این حرفهای شما خیلی من استفاده می کنم در همه موارد ممنون استاد واقعا سپاسگزارم از خدا و اینکه خدا شما رو سر راهم قرار داد شاد باشین و سلامت و لذت ببرین انشالله از با هم بودن در باغ !

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/27 10:57
      مدت عضویت: 803 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام خدمت استادودوستان عزیز
      من همیشه دوستداشتم که یک خونه بزرگ وحیاط وخیلی زیباوعالی داشته باشم ولی همین موانع ذهنی باعث شده که من به خیلی ازخواسته هام نرسم
      خیلی برام پیش اومده که زمین بخریم وبسازیم ولی من همش میگفتم خیلی طول میکشه وخونه آماده بهتره و…
      ذهن منفی باف که همیشه میگفت حالاخونه هم بخری مگه همسرت ازاینجاجدامیشه وخیلی موارددیگه 😅
      الان باگوش بااین فایل به این آگاهی رسیدم که خودم مقصرنرسیدن به خواسته هام بودم وبایداین موانع برداشته شوندتامن راحت به خواسته هام برسم الان متوجه شدم که درموردهرخواسته ای که دارم بایدآگاهی های لازم رابدست بیارم تاخیلی راحتتربه اون خواسته ام برسم واین عجله کردن مانع خیلی بزرگی هست که مامیخواهیم بایکجهش به همه چیزبرسیم وسیرتکاملی آن راطی نکنیم بابرداشتن این مانع خیلی باآرامش بیشترباآگاهی کاملتربالذت بردن ازرسیدن به خواسته هامیتوانیم به اونچیزی که میخواهیم بلکه بهترازاون برسیم باآرزوی بهترینهابرای دوستان واستادگرامی که همیشه دانسته هاشون رامابه اشتراک میگذارندخدایاشکرت بابت این آگاهیهای ناب وبینظیر سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/18 12:44
      مدت عضویت: 675 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      سلام
      من ۴ ساله که مهاجرت کردم و برای تبدیل مدرک خودم احتیاج به دادن کنکور و بعد از قبولی استارت کار و سابقه جمع کردن هست جالبه این فایل من رو از فکر عذاب اوری که این سالها همراه من هست نجات داد و به فکر فرو رفتم
      من این ۴ سال آگاهی از مسیر کسب کردم ولی چون همش تو ذهنم بود که من برای قبولی در کنکور و کار باید زبان کاملا قوی ای داشته باشم و من باید اطلاعات کاری من و دانسته هام در حد بالا باشه تا من اشتباهی نکنم یا استخدام بشم و تو مصاحبه ها قبول شم من هر سال خوندن و امتحان دادن رو عقب مینداختم همه اطرافیانم بهم میگفتن که امتحان بده و خداوند هزاران بار من رو هل داد و من فرار کردم و در خودم این امادگی رو نمیدیدم و از طرفی چون خیلی چیزی که تصور کرده بودم برای خودم از شرایط فعلی من خیلی زیاد فاصله داشت احساس نا امیدی و فاصله و ترس داشتم که من نمیرسم و دنبال قدم اول نمیرفتم و تا به قدم اول فکر میکردم اضطراب بقیه قدم ها و عجول بودن و جهشی کار کردن و خطاها در کار و اینها ذهن من رو مشغول میکرد کار رو عقب مینداختم
      الان متوجه شدم که اولا این شرایط کامل و بی نقص شاید برای من بعد از صد سال تو محیط بودن هم فراهم نشه و من قدم اول رو با ارامش بردارم بقیه راهها هم هدایت میشم از طرفی فکر کردن از حالا به سختی کار مراحل های بعدی انگار الان فکر کنی چطور از سایز ۴٠ به ٣٨ برسم در صورتیکه الان سایز ۴۶ داری و این خنده داره
      جهشی و عجول بودن همیشه اضطراب و یا غیر منطقی شرایط رو میکنه و من امروز بزرگترین مانع ذهنی خودم رو متوجه شدم مثلا در شرایط کنکور فقط به این فکر میکنم که من یا همه مطالب رو بی نقص و عالی بلدم میرم سر جلسه یا نمیرم و چون تا اون نقطه خیلی فاصله دارم همش اضطراب دارم و عقب میندازم در صورتیکه امروز فهمیدم یک مطلب رو خوب بخونم و بعد قدم بعدی لازم نیست از همون ابتدا به همه مطالب و شرایط قبولی و پایان کار که قبولی کنکور هست فکر کرد اون نقشه ذهنی نیاز داره که قدم قدم بهش دسترسی پیدا میکنیم و زمانیکه کارها رو قدم قدم انجام میدیم چقدررررر ارامش میگیریم و چقدررررر شادی و لذت در تک تک لحظات اون هست خدایا شکرت از این آگاهی ممنونم ازتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/07 19:15
      مدت عضویت: 654 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام استاد
      ممنون فایل عالی بود
      اما برای من یک سوال پیش اومد
      ما زمانی که بخواهیم به خواسته ای برسیم باید چیزی که ارزوشو داریم(مثلا برای شما ویلای لاکچری) تجسم کنیم یا مثلا یک باغ
      یا مثلا در دوره یکی از تمرین ها تجسم بدن ایده ال هستش در این تمرین باید کمی لاغر حالت فعلی تجسم کرد یا بدن ایده ال ؟
      یا مثلا من دلم ماشین شاسی بلند مدل پرادو چهار در میخوام در تجسمم باید پرادو چهار در تجسم کنم یا به فرض ۲۰۷ ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زرینوش کریمی
      1399/03/06 21:03
      مدت عضویت: 829 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      سلام خیلی لذت بردم وذهن برای رسیدن به آرزوها بازتر شد ونکته مهم اینکه از وقتی که در خواست میکنیم باید حواسمون به اطراف باشه ممکن هر حرفی یا اتفاقی یا ادمی پله ای باشه برای رسیدن به آرزوها ست من خودم وقتی اتفاقی برام میفته که به نتایج دلخواهم میرسم همه رو در ذهنم مرور میکنم که چه مسیرهایی را طی کرد تا دلخواه من شد وعبرت میگرن برای دفعهای بدی نشانهارو بشناسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/06 10:08
      مدت عضویت: 779 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      نمیدانم نوشتن های من اینبار خلاصی ندارد ساعت ٧ صیح با اشتیاق بیدار میشم تا فایل صبحگاهی گوش بدم و میخوام هر روز یکی از فایلهای که در سایت وجود داره رو گوش بدم و به خودم تبریک میگم که تونستم دسشب این فایل رو گوش بدم ولی در وسطهای فایل خوابم برد ولی ذهنم داشت گوش میداد و بعد صبح با اشتیاق بیشتر گوش دادم و خیلی لذت بردم، دو نکته که باید میگفتم و یادم رفته بود ١- تبریک میگم بخاطر خرید زمین و مطمئنم خدا شما رو برای لذت بردن از ساخت این ویلا همراهمی میکند و شما با ساخت این ویلا تمام وسایل ساخت و دکوراسیون مد روز رو میتونید با خلاقیت تهیه کنید و از امروز به یعد ذهن بیشتر یاری میکند چون لذت ساخت بیشتر است چون سلیقه خودتون و بوی تازگی وصف شدنی نیست ٢- استاد به شما تبریک میگم چون توجه میکنم که شما خیلی لاغرتر و زیباتر و جوانتر دیده میشید🧿🧿 و آرامشی که در صورتتون هست این معجزه ذهن زیباست و آرامش درون. خدا رو شکر 🙏🏻🙏🏻🙏🏻که ما داریم این شگفتیها رو با چشمان خودمون میبینیم و بیشتر ایمان پیدا میکنیم که ذهن ما میتونه کاری انجام بده که هیچ پزشکی نمیتونه روی صورت و اندام ما انجام بده من مطمئنم که روزی شگفتی ساز میشوم به خودم تبریک میگم که تونستم این دوره رو جذب کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/06 09:47
      مدت عضویت: 779 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 844 کلمه

      خیلی زیبا خیلی زیبا و مستندی که خارق العاده است، سالها پیش وقتی مستاجر بودیم درست ٧ سال پیش روزی خواهرم در فیسبوک خودش عکسی از دکوراسیون داخلی یک منزلی رو شیر کرده بودن و من هم اون عکس رو وقتی دیدم سیف کردم بعد همیشه خودم رو در اون منزل میدیدم،چرا که من خانهای را در نزدیکیهای خومان دیده بودم و زمین آن ١۵٠ متری بود خانه ٣ طبقه و خیلی شیکی رو ساخته بودن و این دکوراسیون داخلی با اون ساختمان خیلی هم خوانی داشت ، روزی با کتاب راز آشنا شدیم و در اون موقع دخترم شیر خوار بود آگاهی ما از کتاب این بود برای خلق آرزو باید مقدمه چینی کرد ما حتی پول مورد نیاز برای خرید زمین خالی هم نداشتیم همسرم و من شروع کردیم به جمع کردن قوطی شیرهای خالی روزی مادرم این قوطی شیرها رو دید سوال کرد برای چی این قوطی هارو اینجا جمع کردی به ازای هر اطاقی یک قوطی بود گفتم برای ساختن خانه جمع میکنیم چون برای قسمتهای که میخواهییم کولیر بزاریم لازم هست نمیدونم این از کجا اومد برامون😂😂😂خلاصه همسرم روزی خیلی عصبانی بود چرا که پسر صاحب خانه ماشینش رو خط انداخته بود و همون موقع به آشنایی زنگ زد و در مورد خرید زمین صحبت کرد بعد رفتیم چند تا زمین دیدیم و درست یک زمین ١۵٠ متری و نبش کوچه با قیمتی که ما میتونستیم بخریم رو خریدیم، هرچند مقداری قرض کردیم🙂این همین چیزی که شما گفتید استاد خلق آرزو باید قدم به قدم باش نه جهشی و من ان روز با اینکه اگاهی نداشتم ولی ذهن ما رو یاری کرد( چون برای ذهن خودمان تعریف کردیم ما مشتاق صاحب خانه شدن هستم چراکه مستاجر هستیم و با داشتن منزل خودمون خیلی لدت میبریم) و ما زمین رو خریدیم وقتی زمین خریداری شد کلا وضع منطقه زندگی ما بهم خورد و به صورت عجیبی وضع مالی همه رو به خرابی عجیبی رفت، ما که فقط پول زمین داشتیم ولی دست از آرزوهامون بر نداشتیم هرکسی میدید زمین خریدیم نصیحت میکرد چرا خریدید و از همون فازهای منفی و …. ولی بازهم چون ما قدم اول رو برداشتیم و حرکت کردیم خدا به ما برکت داد شاید باورتون نشه در اون وضع بد ما شروع به خانه ساختن کردیم در حدود کمتر از یک سال در منزل رویایی خودمان بودیم ١- ما آرزومون به اندازه وسع خرید زمین بود( دور و به ریهامون میگفتن زمین بزرگتر بخرید نا مجبور نشید باز بفکر خانه خریدن یا ساختن باشید🙃) ٢- تا به امروز هم فکر میکنم پول ساخت که ٣ برایر خرید. زمین بود چه طوری جور شد🤨🤨🤨اونو خدا جور کرد، با این مستند من بازهم هشیار شدم مرسی که هرچیزی رو جذب میکنید به اشتراک میگذارید ماهم این تجربه رو داریم که تنها قدم اول مهم است و شجاعت میخواهد و نکته خیلی مهم نباید عجله کنیم و فقط خودمون رو در دستان خداوند رها کنیم وقتی به خداوند اعتماد کردیم و قدم اول رو برداشتیم خداوند چشمان ما رو باز میکنه و ما میبینیم مطمئنم شما با خرید زمین خیلی زود شروع به خلق واقعیت رویاتون میکنید در لاغری با ذهن نیز همین طور است ما با نصب آگاهی جدید و صحیح در واقع زمین رو خریدیدم پس داشتن یک هیکل لاکچری نیاز به قدم برداشتن است وگرنه ما قبلا خیلی لاغری جهشی داشتیم جهش داشتن به جلو و جهش به عقب برگشتن ان هم خیلی خیلی سریعتر بوده یک ستل رژیم بعد دوماه به وزن سابق و بیشتر، وای خداوندا این اگاهی خیلی قشنگ استاد جهش لاغری هرگز هرگز نتیجه نمیدهد اگه من سال گذشته نمیخواستم جهشی برم جلو حتما به نتیجه های بزرگی میرسیدم مثل شما اگه زمین میخریدید در این دو سال مطمئنن صاحب ویلاتون بودید و من هم صاحب پیشرفتهای خیلی زیادی بودم وای این تجربه نابی است که باید با طلا نوشت و قاب گرفت که هرگز جهشی نپریم برای رسیدن به هدفمون، من نیز دوباره برگشتم تا زمین خودم رو بخرم و زمین من آرامش است و مستمر بودن زمین من سپردن خودم به دست خدا بعد شما و فایلهای بی نظیرتون است من امسال واقعا خودم رو لایق و در مسیر میبینم چرا که هر چیزی میشنوم تمام اعظای بدنم به جوش و خروش می افتد و از شنیدن تجربیات و آگاهی ها نهایت لذت رو می برم و خوب خوب جدبش میکنم.یکی دیگه از تجربیات من من هرگز از ازدواج کردن نمیترسیدم همیشه در رویاهایم با مردی ازدواج میکنم که تا همیشه باهم دوست خواهیم بود و من ١٠ سال است با مرد رویاهایم زندگی میکنم و دوستانم که همیشه میگفتن مردها بی وفا هستن و نمیشه بهشون اعتماد کرد و … هنوز دارن دنبال مردی میگردن که خودشون ایمان دارن وجود نداره ولی من همیشه میگفتم مرد خوب هست ولی باید دید من خدا رو واسطه کردم و خدا به من داد ولی اونا هنوز خودشون دارن میگردن و باز میگن نیست🙂 ما با خلق رویا و ایمان به خدا و خودمون و قدم برداشتن های یواش ولی مستمر به هدفمون میرسیم من نیز دارم قدم بر میدارم برای آسانترین کار دنیا که لاغری است 🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/06 03:22
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,407 کلمه

      به به چه خبر خوبی ،مبارک استاد جان و به به که قراره چه فایلهای پر از حس خوب و آگاهی های نابی ضبط کنید برای ما در باغ زیباتون🌺🌺🌳🌳🌴🌴🌷🌷🌹🌹🎋🎋.از دیشب که برای دفعه اول این فایلو شنیدم انگار ی نیروی جدیدی در من ایجاد شد نمیدونم چیه ولی انگاری چندتا نقطه ریز تو مغزم روشن شد از این ریسه های برقی که هست که خیلی هم بامزس و با فاصله نورای کوچولو،کوچولو داره حس من نسبت به درکم از این فایل اینجوری بود و دقیقا ی قسمتش که گفتید به نشانه ها توجه میکنید یکی از روشنیا واسه من بود چون منم همیشه حتی قبل دوره به نشونه ها اعتقاد داشتم ولی چون تحت تاثیر اطرافیان بودم و اون زمان مسخره میکردن این حسای منو ی جورایی کمرنگ شده بود تو من و خودمم چون هیچ منطق خاصی براشون پیدا نمیکردم و کلا شاید ۶۰ درصد مواقع درست از آب درمیومدن دیگه کم کم فراموشش کرده بودم و اصلا جالبه که من تا قبل از دوره نمیدونستم حس چی هست اصلا …در حس بد و غم و ناراحتی و غصه و خلاصه همه اینا زندگی میکردم و دلیل منطقی و بیرونی هم براش داشتم ولی از حس خوب و شادی و سلامتی و دوست داشتن و خودلایق دیدن و اینا کلا هیچ درکی نداشتم و فکر میکردم وقتی اینقدر دلیل بیروتی برای ناراحتی دارم مثلا فلان خونه یا فلان ماشین یا فلان خانواده رو ندارم پس احساس چی میگه اصلا ،من واقعا ی آدم دیگه ایی شدم دقیقا امروز ۶ خرداد تاریخ شروع دوره لاغری با ذهن منه که اصلا الان که نگاه میکنم ی انقلاب بزرگی در من شکل گرفته در این یک سال دقیقا تو این یکسال من هرچیزی ویا هر کاریو خواستم به انجام رسوندم و اگرم نکردم از ناتوانی مالی یا جسمیش نبود دوست نداشتم یا برنامه ی جایگزین دیگه ایی براش داشتم خیلی عجیبه واقعا چقدر خدایی زندگی راحت بود ومن بدبخت تو سیاهی و قفس فکر معیوبم زندگی میکردم خداروشکر واقعا و جالبه من و همسرم هم چند وقته با این داستانای کرونا به فکر خریدن ویلا در اطراف تهران افتادیم و اتفاقا ۲/۳ روز پیش حرفش بود که حالا بریم ببینیم تحقیق کنیم اصلا ببینیم چه جوریه شرایط که دیشب این فایلو دیدم و گفتم اوه این ی نشونس تو تا حالا چیزی ننوشتی برای خلق رویاهات فقط در حد فکر بوده حالا نوشتنو قراره امتحان کنم برای خلق ویلای جمع و جور و سرسبز وروستیک مدرن خودم .به به اصلا همین الان از نوشتن این متن خودم دارم لبخند میزنم چه خوبه واقعا ادم تنهایی هم با خودش بخنده من همیشه عادت داشتم تنهایی گریه کنم تو جمع هم برای حفظ ظاهر به قولی دلم خون باشه ولی لبم خندون الان ولی تنهایی میخندم تنهایی شادی در جمع هم دلم شاده هم میخندم.خلاصه حالم خیلی خوبه البته در بیشتر مواقع و وقتی هم که حالم بده عوض گریه و افسردگی خیلی کارای جدید و جایگزینی دارم واسه کردن مثل اومدن تو سایت و فایلها و توجه به خودم و خلاصه حالا از تولد یک سالگی من که بگذریم میرسیم به تجربه مشابه من راستی اینم بگم که خیلی تصادفی امروز ی سررسید سال جدید به دستم رسید و ی مداد هم که اصلا نمیدونم از کجا اومده هی گوشه کنار خونه میاد جلوی چشم من حالا ما نه بچه مدرسه ایی داریم نه خودمون مداد لازم داریم نمیدونم این مداد یهو از کدوم زیر کمد و کشویی پیداش شده که دقیقا منو یاد این جمله استاد انداخت که نوشته هاتونو با مداد بنویسید چون از جنس طبیعته.حالا از امشب من با مداد قدیمی و سررسید جدیدم قراره زندگی جدیدی شروع کنیم و حالا تجربه من دقیقا زمستان ۹۷ من فایلهای رایگان استاد در یوتوپ دیدم خیلی کنجکاو شدم اونموقع هزینه دوره حدود ی تومن بود اونموقع من هم باور نمیکردم که چشام و گوشام درست میشنوه و هم از هزینه های بیخودی و بی ثمر دکتر تغذیه و قرص و باشگاه و مکمل خلاصه همه اینا خسته بودم و هم اینه ما تازه خونه خریده بودیم اونموقع و دقیقا زیر صفر بودیم یعنی خالی خالی.من اصلا نمیشد که بخوام دوره رو بخرم چون تجربه شکست زیاد داشتم در این خرجها احتمال شکست این هم برای خیلی بالاتر از موفقیتش بود حالا خوبه بدونید همین الان یکی هم داره تو مغزم میگه نکه حالا لاغر شدی و موفق شدی سایزت که همون پارسالیست رو ترازو هم که نمیری اگه بری چه بسا چند گرم هم بیشتر شده باشی🧐🧐اینم دوست منفی باف منه که به قول دکتر هولاکویی سگ و گرگ درونه هم سگه چون خیلی وفاداراه و ولت نمیکنه هم گرگه چون همش درصدد دریدن و تکه تکه کردنته.حالا خلاصه ولش کن ،بله درسته من سایزم تغییری نکرده پارسال دوست داشتم تا ۳ماه آینده ایی که دوره رو تموم میکنم‌۱۵/۲۰کیلو کم کنم ‌و همه ی لباسامو بریزم دور و سایز ۳۶ بخرم ولی خب نشده و به قول استاد مهم نیست اصلا شد شد نشد نشد.که البته در نهایت اونم میشه دیگه برام مثل روز روشنه و تردید و عجله هم ندارم عوضش من تمام لباسای تنگی که کلی هم کهنه شده بودن ولی ایینه دقم شده بودن و هرروز میپوشیدمشون ومیدیدم تنم نمیره و حالمو بدمیکردو بخشیدم رفت چون دلیلی نداره لباس کهنه نگه دارم که مثل مته بره رو مخم من لیاقت بهترین و به روز ترین لباسهارو دارم در زمان مناسبش از بهترین برند ها و به روزتریناشو میخرم .داشتم میگفتم من در وسوسه و کنجکاوی این دوره از یک طرف و فشار مالی که یک ریالم یک ریاله الان تا اردیبهشت پارسال نتونستم دوره ثبت نام بکنم و خیلی عجیب من پول هدیه گرفتم و دقیقا تو این فاصله من دوره اولو با ترس و لرز و ی ذره پول دارم و وای قبلا ی تومن بود حالا شده ۱/۵ چی کارکنم 😀خلاصه دلو زدم به دریا و دقیقا ۶صبح به استادم پیام دادم که من میخوام دوره رو بخرم که اینجوری خودمو تو معذورات بزارم که لااقلم مغزم اروم شه از این چالش بکن نکن. و اینجوری عشق آغاز شد و من هرروز ی قدم نامریی با کلی اشتباه و کلی افتادن و بلند شدن در مسیر بهبودی روانم برداشتم وهی مشتاق تر و کنجکاوتر میشدم برای دوره ی پاکسازی ی ذره اوضاع مالی بهتر شده بود ولی باز هم به به نسبت راحت نبود خریدش واسم ولی واقعا من زندگیم و حس و حالمو مدیون این دوره ام اصلا تعلل نکردم در خریدش و حتی جالبه من دوره پیشرفته رو هم دوست داشتم داشته باشم چندبار هم حتی زد به سرم ولی باز دست دست کردم هی ی چیزی میگفت اینهمه فایل داری همینارو گوش بده انجام بدی تا آخر عمرتم تکراری نمیشه و عجیبه با اینکه حتی در زمان تولد آیدا کوچولو دوره تخفیف خورد ی چیزی میگفت نه تو اگه اونو بگیری اینارو دیگه تکرار نمیکنی واقعا میخوام بگم از ی جایی دیگه پوله و داشتن نداشتنو مهم نبود نیازش و هیجانش اونقدر قوی نبود که به وجد بیارتم ولی دقیقا هدایت میشدم از طرف خدا ولی بهتر بگم شاید اونموقع زمان مناسبی برای داشتن اون چیز نبود و من شاید هنوز قدرت کافی برای درک خوب و لذت بردن و استفاده بهینه از دوره پیشرفته رو نداشتم چون دقیقا حسم میخوای چی کار بود اونموقع بهش ولی همین دو هفته پیش ی دوره جدید میخوام قوی در من شکل گرفت که اصلا حتی قیمتش مهم نبود واسم که بخوام دودوتا چهارتا کنم واسش چون دقیقا تو همین شرایط کرونا و بیکاری بی پولی من هم پس انداز خوبی داشتم و هم ترس از نداری و وای الان دلار اینقدر و پولامو نگه دارم واسه روز مبادا و اینارو اصلا نداشتم و خیلی راحت تونستم دوره رو بگیرم و با ذوق و حال آنچنانی آماده شم برای گذروندنش.دقیقا اینم برام روشن شد که واقعا قدم اول انگاری سخت بود ولی بعدش انگاری در معرض نعمت قرارمیگیری و بی دردسر به خواستت میرسی من خیلی تجربه جالبی واسم شد همین فایل دقیقا چون خرداد و آخر اردیبهشت تکرار شد در این فایل من یادم افتاد پارسال اینموقع شروع کردم و کلا مرور شد این خاطرات جالب 🥰نکته روشن دیگه اینکه داشتن سایت با باغ فرقی نمیکنه که یعنی این جمله رو فقط ما تناسب ذهنیا میفهمیم یعنی چی .فکر کن فاصله تولید باغ از قبل از پیدایش انسانه ولی سایت مال دو روز پیشه اونوقت ما اینقدر به درکش رسیدیم که قدم به قدم همه چیزو داشت و مسیر همه چیز یکیه و فقط درک درست حضور خداست و قدرت توجه به مسیر درسته🌷ممنون استاد عزیزم از این فایل عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/06 00:07
      مدت عضویت: 670 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      بسیار زیبا و عالی. من امروز الهام بزرگی گرفتم از این ویدئو. ولی جهت یه نقد سازنده که در مورد همه ویدیو ها هست باید بگم داستان های آموزشی از تجربه های شما استاد عزیز و گرامی و داستان های زندگیتون که شنونده رو به سمت اموزش گرفتن هدایت میکنه یه مقدار طولانی هست و از حوصله شنونده خارج هست. یعنی یه مقدار حرفه ای نیست .اگر تو این زمینه تغییراتی انجام بشه فایل ها از جذابیت بیشتری برای شنیدن برخوردار خواهد شد.با سپاس فراوان از زحمات شما🌹☘😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/05/16 09:35
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 73 کلمه

        باطولانی بودن فایلها کاملا موافقم😊دراغلب فایلهامامنتظریم که خوب حالاچی میشه وحوصله می خواهد که البته من فکرمی کنم این موضوع ازشدت هیجان استادهست واین مشکل راخودمن هم دارم وخیلی سعی می کنم تااون رادرخودم حل کنم،مثلایه موضوعی رادوست دارم بااشتیاق وهیجان وباتمام جزییات تعریف کنم بعددخترم تانیمه های صحبتم راگوش می کندومیگدخوب آخرشابگو😉
        خیلی وقتهاهم ازقبل تصمیم می گیرم که امروزکه در فلان مهمونی میرم سعی می کنم خیلی کم صحبت کنم وهیجانی نشم😊

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/04 12:25
      مدت عضویت: 828 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      سلام استاد عطار روشن ودوستان خوبم
      ما انسانها فراموش کاریم از این که قبلا چیکار کردیم که فلان نتیجه خوب را برامون داشت مثل مثالی که استاد زد برای طی کردن تکامل سایتش وچقدر الان عالی هست این سایت حقیقتا انسان عجول هست من تازه اون هم یه مقداره کمی درک کردم که من چقدر دیدم کمالگرانه هست وچقدر امروز وفردا کردم برای شروع یک کار جدید که یه حسی گفت انجامش بده واین دو دل بودن وامروز فردا کردنه به یک عادت در اومده ومدت یک سال با من بوده ومن به نیت مستقل بودن از کار که دوست نداشم دست کشیدم وبعدش دونبال بیمه بیکاری رفتم با این ذهنیت که من حالا یه کاری بخوام شروع کنم کمک خرجه یک ایده ای به ذهنم رسید اما باز امروز وفردا کردن که این ترمز را هم تازه درک کردم حالاهم دیرشده وحتی هیچ گامی بر نداشتم که ایراد از باورهای منه حالا من زمان بیمه ام به پایان رسیده و باز رفتیم سر خونه ای قبل هر چند نتایجی از قانون جذب گرفتم اما یه جاهای من متوقف شدم الان ورودی مالی ندارم وایده سایت را انداختن بوده در حالی که متاهلم استاد اگر امکان پذیره در مورد این موضوع بازم حرف بزنید در مورد خودتون بگید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/03 11:48
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام استاد تبریک میگم بهتون برای خرید باغ من احساس میکنم بدلیل اینکه باغ به همون صورتی که تصور میکردید دربیاد زمین خریداری شده تا به سلیقه خودتون ساخته بشه پس همون تصورات و خواسته شما ولی با این مسیر درست انجام میشه چون اگر یه باغی پیدا میشدبا همون مشخصات تو فرکانس نبود انشاله سالهای خوشی را تو باغ با خانواده بگذرونید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/03 07:27
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      سلام استاد خرید باغ رویاهاتون مبارک باشه.واقعا همین طور هست هر طور نگاه کنی و دیدت رو عوض کنی به تمام رویاها ت می رسی از قدیم گفتن عجله کار شیطانه و آهسته و پیوسته به ارزوهات میرسی.یک رویا زمانی که با مهلت زمانی نوشته بشه میشه یک هدف ،یک هدف زمانی که به گامهای کوچک تقسیم بشه میشه یک برنامه ویک برنامه زمانی که دقیق اجرا بشه می تواند تو رو به رویاهات برسونه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/03 03:00
      مدت عضویت: 699 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      با عرض سلام و وقت بخیر خرید باغ رو بهتون تبریک میگم انشالله به شادی ازش استفاده کنید.
      در رابطه با تجربه ای که گفتید خیلی آموزنده بود و برای من هم چند مورد پیش اومده مثلا چند سال پیش داخل یه آپارتمان کوچیک زندگی می کردیم و دلم می خواست به یک اپارتمان بزرکتر بریم و مرتب تصویر سازی می کردم و بعد از حدود چهار سال شوهرم باز نشسته شد و مقداری پول بهش دادند و من هم معطل نکردم و به مدت ۵ ماه دنبال خونه مناسب گشتم و در این مدت همسرم موافق نبود ولی من دست از تلاش بر نداشتم و با وجود مشکلات زیاد صاحب یک آپا رتمان بزرگتر با امکانات خوب شدیم.
      و یا مدتها بود که برای داشتن ماشین شخصی خودم تصویر سازی می کردم و در رویا خودم رو در حالی که در اتومبیل شخصی خودم بودم می دیدم تا این که زن برادرم خواست ماشینش رو بفروشه که من خریدمش البته یک پی کی قدیمی بود و لی ماشین رو براهی بود و بعد از مدتی با یک پراید کار کرده عوضش کردم و بعد از مدتی یه تیبای صفر خریدم هدف از گفتن این حرفها تایید حرف شما بود درسته من روز اول به ماشین صفری که فکر می کردم نرسیدم ولی بعد از چند سال ماشین کار کرده قدیمی تبدیل به ماشین نو شد و شما هم اگه چند سال پیش زمین باغتون رو خریده بودید الان ویلای مد نظرتون رو داشتید البته الان هن دیر نشده چون استارت کارتون رو زدید و خیلی زود به هدفتون که ویلا باشه می رسیدومن فکر میکنم که درسته که تصویر سازی خیلی خوبه ولی باید هماهنگ با زمانه و امکانات ما باشه مثلا من نمیتونم انتظار داشته باشم که از یک آپارتمان ۱۰۸ متری با تصویر سازی صاحب یه خونه ویلایی ۵۰۰ متری بشم و یا صاحب یک پنت هوس بشم البته اگه میشد خیلی خوب بود نمیدونم نظرم تا چه حد درسته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/03/06 09:53
        مدت عضویت: 779 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 63 کلمه

        دوست خوبم شما اول باید خودتون رو لایق داشتن داشتن این ویلای ۵٠٠ متری بکنید این نظر شخصی من هستش و اگه استاد هم جواب بدن عالی میشه، شما ببینید باید قدم به قدم جلو برید شاید امکان خرید یک ویلای ۵٠٠ متری و کامل براتون امکان پذیر نباشه ولی خرید زمین و یواش یواش ساختن میتونه شما رو به آرزوتون برسونه.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/03 01:54
      مدت عضویت: 830 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 318 کلمه

      سلام استاد مبارکتون باشه خریدباغ انشالله به خوبی ازش استفاده کنید واونطوری که دوستداریدوآرزوشاداشتیدبسازیدش
      استاداین فایلم مثل بقیه فایلهاتون خیلی آموزنده وخوب بود شمااشاره کردیدچندین بارگوش کنیم ولی من درهمین یکبارگوش کردن به کلی موانع ذهنیم پی بردم ومیدونم اگربیشترگوش بدم خیلی ازموانع دیگزذهنیم راپیداخواهم کرد
      یکی ازاین موانع ذهنی عجله داشتنه
      یکی دیگه بخاطر نظردیگرانه
      بااینکه بارهاتوفایلهاگفته بودیدکه عجله نداشته باشیدمنفکرمیکردم فهمیدم ولی الان پی بردم من توی ذهنم خیلی عجله داشتم ومیخواستم هرچه زودتربه نتیجه دلخواهم برسم چونسالهاست برای لاغری ازهرروشی که بگیداستفاده کرده بودم ونتیجه ای که دوست داشتم برام حاصل نشده بودوباشروع دوره خیلی عجله داشتم وهمین یکی ازموانع ذهنیم بود
      استادخودم احساس میکنم نظردیگران برام مهم نبوده وبرای خودم میخوام لاغربشم ولی وقتی غرق دررویامیشم وخودم کاملالاغراحساس میکنم و درخیالم میبینم که چه لباس شیکی پوشیدم وچقدرخوشحالم
      چقدرراحت راه میرم واحساس میکنم دیگه به آرزوی چندین سالم رسیدم اون گوشه های خیالم دیگران رامیبینم که منا به همدیگه نشون میدندویاازم تعریف میکنندویادارندحسرت منا میخورند تازه به خودم میام که ای بابا من که نظردیگران برام مهم نبودپس ایناچراتورویای منندپس من براجلب توجه دیگران میخوام لاغربشم واینم مانع ذهنی دیگری بودکه امشب بیشتربهش پی بردم
      قبلا درفایلی گفته بودیدموانع ذهنی خودتوناپیداکنیدومنهرچه فکرکردم میگفتم من هیچ مانع ذهنی ندارم ولی حالافهمیدم اینها موانعی بودندکه سدراه من شدندوشایددهها ویا صدهاموانع دیگرشایددرآینده بهشون برسم
      خودم ورویای خودمو به خدا میسپارم وایمان دارم ومطمئنم که دستم ورهانمیکنه ویاریم میکنه مثل شماکه بارهاخداخواست به رویاتون برسیدولی خودتون مانعی داشتیدوخدارهایتان نکرد منم قدمهای اولیه رابرمیدارم وایمان دارم به لطف وعنایت پروردگارم که منارها نمیکنه
      شماگفتیدخواسته هاتونا باپارامترهای پیرامون خودنسنجیدوقتی دوره راشروع کردم گفتم وای من حوصله شو ندارم صبرکنم وبایدزودزودلاغربشم ومیخواستم هرچه زودتربه تناسب اندام دل خواهم برسم وهمین عجله کردن باعث شد که خیلی دیرتردرمسیرقراربگیرم نمی خواستم باحوصله پیش برم وبه قول شما جهشی میخواستم بپرم اینا موانعی بود که بایکبارگوش کردن بهش رسیدم
      میخوام چندین باردیگم گوش بدم تاموانعهای دیگرم راپیداکنم ورفعشون کنم

      ممنون استاد چه خوبه که لحظه به لحظه هستید
      خدانگهدار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/02 23:37
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      سلام. ۱. استاد چه قدر لاغرتر شدین 😍😍 تبریک میگم بهتون.
      ۲.خرید زمین باغ رو به شما تبریک میگم انشاءالله به سلامتی ساخته بشه و ساکن بشین و لذت ببرید با خانواده ی محترم تون.
      ۳.خیلی مستند فوق العاده ای بود من خیلی لذت بردم از خداوند سپاسگزارم و همچنین از شما.
      ۴.واقعا از دیدگاه منطقی شما لذت میبرم که حتی اگر اون باغ لوکس هم به راحتی سر راه شما قرار می‌گرفت اون لذتی که از ساخت و دیدن مرحله به مرحله کامل شدن باغ میبرید رو نداشتید. اما گاهی آدم دچار عجله میشه مثلا میگه من اگر بخوام صبر کنم سنم میگذره و دیگه اون لذتی که الان میبرم، نمیبرم از خواسته ام.
      ۵.توجه به حرف مردم باعث میشه که گاهی کاری هرچند کوچک برای پیشرفت خودمون انجام ندیم مثلا فلانی صدتا خونه داره اونوقت من یه خونه ی کوچک بخرم نه باید مثل اون باشم و چه قدر زیبا گفتید که جهش به جلو باعث عقب ماندگی میشود.
      ۶.این از کمال‌گرایی انسان هستش که همه چیز رو کامل و بی نقص میخواد. و در واقع دنیا کاری به کمال‌گرایی ما نداره همون قدم به قدم خودش پیش میره و اگر ما باهاش همراه باشیم لذت بیشتری می‌بریم و مسیر راحت‌تر طی میشه.
      ۷.سوال: استاد منفی باف نشده به شما بگه که ضرر کردی قبلا میخریدی میتونستی پول رو ذخیره کنی؟ یا در شادی سعی کنه احساس پشیمانی بوجود بیاره؟ اگر بله چگونه باهاش مقابله میکنید؟
      ۸.من خودم یک کاری بهم پیشنهاد شده که اولش احساس خوبی نداشتم و گفتم ولش کن ولی بعد با آگاهی اینکه شاید اطلاعات نداری، احساست خوب نیست امیدوار شدم و تصمیم گرفتم تا اطلاعات کاملی درباره ی این موضوع پیدا کنم و انتظار جهش نداشته باشم و گام به گام و پیوسته ادامه بدم تا به لطف خدا نتیجه عالی بگیرم. انشاءالله میام و درباره نتیجه ی عالیم در سایت مینویسم.
      ۹.وقتی منطقی فکر کنی که با امکاناتی که داری قدم به قدم به خواسته ات برسی یه احساس آرامش در وجودت شکل میگیره که هم مطمئن هستی و توکل به خدا داری و هم در آرامش هرروز قدمت رو برمیداری و به لطف خدا وقتی یک گام برداری بعد از مدتی خدا نتیجه رو برات بیشتر و بهتر میکنه. فقط باید مواظب مانع عجله کردن بودن.
      ۱۰.افرین به شما استاد که از بیان اشتباه. باور و مانع ذهنی تون ترسی نداشتید و این آگاهی رو به اشتراک گذاشتید. ممنونم 🌸.
      ۱۱. استاد الان خواسته هایی که در جعبه شگفت انگیز آرزوها نوشتیم و گذاشتیم چیکار کنیم؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/02 23:26
      مدت عضویت: 786 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سلام استاد عزیز
      یه سوال دارم ازخدمتتون
      من‌بارهابهش فکرکردم که من که الان اجاره نشین هستم میتونم خونه بخرم یانه
      هرفایلی هم که مطلبشو میشده ربطش بدم به این موضوع ربط دادم و طبق گفته هاتون عمل کردم
      هرجا خونه میبینم وحواسم هست میگم زندگی با طعم خونه دار بودن چقدر لذتبخشه
      خیلی ایمانم به خونه دار شدنم بیشتر شده و تو خیلی از مسائل اعتقادم با عملم نسبت به خدا خیلی نزدیکتر شده
      مرتبا میگم اینهمه خونه تو این شهر واینهمه صاحبخونه منم یکی از اونا خیلی راحت خونه دارمیشم
      استاد مثلا الان من دوست دارم اولش یه خونه ی دویست متری حیاط دارداشته باشه و…
      بنظر شما این خواسته ی بزرگیه؟؟
      ازنظر منطقی من صدسال دیگه هم به این خونه نمیرسم جون هیچ پس اندازی نداریم
      مثلا دوست دارم جای خونه جای خوبی باشه
      دوست دارم نوساز باشه
      یعنی اگه بخوام تکاملو طی کنم باید اولش ازاین خونه برم خونه ی. اجاره ایی حیاط دار وبعدش خونه کوچیک وبعدش مثلا این خونه ای که میخوام؟؟؟
      استاد یه راهنمایی میکنید؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/02 23:11
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 757 کلمه

      سلام و وقت بخیر
      ممنونم استاد از اینکه تجربیات زندگیتونو با بچه های سایت هم شیر میکنید ،باغ هم خیلی خیلی مبارکتون باشه امیدوارم لحطات پر از شادی وسلامتیو در کنار خانواده تون داشته باشید ولذت باغ و ویلاتونو ببرید

      من سال ۹۱ خونه خریدم خدارو شکر ،داستان خرید خونه من خیلی جالبه و همیشه فکر میکردم شانس اوردم که تونستم صاحب خونه بشم ،اون زمان ها تقریبا هیچی از قوانین جهان هستی بلد نبودم و یه شخصیت کاملا منفی بافی داشتم همراه با اعتمادبنفس وعزت نفس پایین ، مظلوم نما بودم وبشدت احساس قربانی بودن داشتم ،من ومادرم با هم زندگی میکردیم ومستاجر بودیم تو یکی از خیابونای خوب تهران ،من بیکار بودم وتازه چندین شکست مالیو گذرونده بودم ،ذهن و کارای ذهنی هم که صفر بود ومنفی ،ولی من از اولشم بلند پرواز بودم
      همیشه زندگی خیلی لاکچریو تو ذهنم تصور میکردم وهنوزم تصور میکنم،دلم همه چیز میخواست ولی دریغ از پولی که بتونم بخرمشون ،خلاصه سال ۹۱ تصمیم به خونه دار شدن کردم همراه با مادرم ،مادرم یه خونه کوچیک تو جنوب شهر داشت که اون زمان فروخت ۱۰۰میلیون ،منم ۵۰تا سکه داشتم که خریده بودم گرون بشه بفروشم که تا من فروختم تازه گرون شد😄
      منم ۸۰ میلیون سکه هارو فروختم و به قصد خرید رفتم آژانس های املاک ،،متاسفانه تمام املاکیا منو منصرف میکردن ومیگفتن تو این محل با این پول فقط میتونی یه زیرزمین ۳۰متری بخری ،۴ماه شبانه روز میگشتم وهر روز ناامیدتر برمیگشتم خونه، تا اینکه ۱بار که از جلوی یه املاکی آشنا رد شدم ،اون آقا صدام زد و گفت ،یه خونه خوب ۳خواب واسم رسیده میگه ۴۵۰میلیون ،بیا بخرش ،طرف پول لازمه،،خندم گرفت ،بهش گفتم من ومامانم فقط ۱۸۰میلیون داریم ،منصرف شدم از خرید ،ولی رفتم خونه رو دیدم هرچند پولم خیلی کم بود ولی ذهنم همش دنبالش بود ،یه مدت گذشت و دستان قدرتمند خدا بهم کمک کردن وپولمون به ۳۰۰میلیون رسید وهمون آقا دوباره بهم گفت ،طرف خیلی پول لازمه راضی شده ۴۰۰میلیون هم میده ،گفتم من ۱۰۰میلیون بازم کم دارم ،خیلی اشتیاق خریدنشو داشتم،همش بهش فکر میکردم ویه روز یدفعه به ذهنم رسید که خونه رو بخرم ،۱۰۰میلیون رهنش بدم ،خودمم برم پایین شهر زندگی کنم ،وبعدها که پولش بهم رسید خودم بیا زندگی کنم ،،،از جا پریدم وبه املاکی زنگ زدم و گفتم میخرمش و قرار شد اجاره بدمش ،خوشبختانه موقع سند زدن اون ۱۰۰میلیون هم جور شد و من خودم ومادرم ساکن خونه شدیم ،چیزی که اصلا باور نمیکردم
      الان ۸سال از اون زمان گذشته ومن به دلایلی که به مشکلاتی با مادرم وخواهرام خوردیم میخوام از مادرم جدا بشم وتقریبا ۸ماهه خونه گذاشتم واسه فروش ،۱دونگ ونیم خونه مال مادرمه ،من باید خونه بفروشم وبا سهم خودم خونه کوچیکتری برای خودم بخرم ،منم رو این خونه حساسم ،بدلیل اینکه یجور خاصی خریدمش ولی دلم میخواد ازشون جدا بشم ومستقل زندگی کنم ،مشتری هم زیاد میاد ومیبینه ولی هنوز به فروش نرفته ،میدونم چندتا ترمز شدید داشتم که همشونو نوشتم ومرتب روشون کار میکنم،رو احساس لیاقت خودم کار میکنم ،مرتب هم با املاکیا در ارتباطم ،شما میگید اطلاعات خودتونو اضافه کنید ،منم میپرسم قیمت خونه هارو،محلمونو خوب میشناسم ولی املاکیا انقدر حرف های منفی وناامید کننده میزنن که دیگه حتی میترسم باهاشون تماس بگیرم ،مرتب بهم گوشزد میکنن که اگه خونتو بفروشی نمیتونی تو همین محل خونه ای بخری و حالم بد وبدتر میشه ،الان بخوام یه خونه ۱۵ساله ۲خواب ۸۰متری هم بگیرم تقریبا ۷۰۰میلیون کم دارم واین افکار که حالا از کجا میخوایی این پولو بیاری ،مجبور میشی بری یه محله پایین تر ،آواره میشی وهزارتا حرف های منفی میاد تو ذهنم ،هر چند منم جوابشو میدم وبهش میگم من ۸سال پیش فقط یک سوم پول همین خونمو داشتم وتونستم بخرمش ،بازم میتونم یه خونه دیگه بخرم ولی بازم منفی بافم برنده میشه ومتاسفانه این چند ماه بشدت تو فشار واسترس املاک وحرف های ناامید کننده شون هستم ،دلم میخواد به خدااعتمادکنم وبتونم این مسئله مو به خدا بسپارم ولی مجدد یه املاک که بهم زنگ میزنه واخبار بد میده بازم ایمانم ضعیف میشه ، هر چند قلبم میگه نترس خدا تکیه گاهته ،خلاصه تو کشمکش های زیادی بسر میبرم ومیخوام بدون ترس وبا آرامش به خدا اعتماد کنم وکارامو بهش بسپارم ،دوست دارم به زودی بیام همینجا بنویسم که منم خونمو فروختم وخونه مستقل موردعلاقمو خریدم، اینم بگم که دلم یه خونه ۱۵۰متری با تراس ۲۰متری میخواد اونم تو خ نیاوران در طبقات بالا ولی بازم ذهن ناقلا میاد ومیگه آخه از کجا ؟چطوری ؟ با اینکه جوابشو میدم، ،،، و میدونم حتما به خواسته هام میرسم وقتی باورهای مالیم تصحیح بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم