ورود / ثبت نام
0

مقدمه دوره ورود به سرزمین لاغرها

اندازه متن

سلام خدمت دوستان عزیز

من رضا عطار روشن هستم و خداوند را سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا همراه شما عزیزان باشم.

از اعتماد شما سپاسگزارم و اطمینان دارم به لطف خدای مهربان از شرکت در این دوره نتایج عالی کسب خواهید کرد.

نکته مهم درنتیجه گرفتن از این دوره شگفت‌ انگیز، گوش دادن بارها و بارهای فایل‌های صوتی و اجرای دقیق تمرینات و دستور العمل‌هایی است که در طی دوره به شما عزیزان ارائه می شود.

بنابراین انتظار دارم با تمام انرژی در این دوره حضور داشته باشید تا شگفتی ساز شدن نتیجه حضور شما در این دوره آموزشی باشد. نتیجه‌ای که شما لایق و مستحق تجربه آن هستید.

بیشتر افرادی که چاق هستند بارها از رژیم‌های مختلف و ورزش‌های گوناگون برای لاغر شدن استفاده کرده‌اند و نتیجه مطلوب کسب نکرده‌اند از این رو این افراد برای لاغر شدن احساس ناامیدی می کنند.

از شما دوست عزیز درخواست دارم به من اجازه دهید تا دانسته‌های خودم را به ذهن شما منتقل کنم.

نسبت به گفته‌های من در این دوره شگفت‌انگیز مقاومت ذهنی نداشته باشید.

با خود عهد ببندید تنها شش ماه به شیوه‌ای که من در اختیار شما قرار می‌دهم فکر و زندگی کنید و اجازه دهید نتایج مشخص کند که گفته‌های بنده صحیح است یا خیر.

اگر راضی بودید این گفته‌ها و تمرینات را همیشه مدنظر داشته باشید و اگر نتیجه‌ای حاصل نشد به‌ راحتی می‌توانید به شیوه قبلی خود برگردید و شش ماه استفاده از این دوره آموزشی به نسبت کل عمر شما بسیار ناچیز است.

از توجه و حضور شما سپاسگزارم


 مقدمـه

انسان در بدو تولد دارای مجموعه‌ای از اعضاء هست که همگی در راستای برآورده کردن نیازهای انسان باهم همکاری کرده و بانظم بسیار زیادی به انجام وظیفه مشغول هستند.

برخی از این اعضاء قابل رؤیت هستند مانند چشم، گوش، بینی، دست، پا و برخی از این اعضاء قابل رؤیت نیستند و ما نسبت به آن‌ها حسی نداریم و فقط میدانیم در بدن ما وجود دارند و به انجام وظیفه می‌پردازند مثل کلیه، شش‌ها، قلب، رگ‌ها و …

در کنار این اعضاء یک عضو حیاطی وجود دارد که قابل رؤیت نیست و جایگاه مشخصی در بدن ندارد و فقط از طریق احساس خوب یا بد داشتن، می‌توان به وجودش پی برد.

وظیفه مغز به وجود آوردن هماهنگی بین اعضاء بدن است.

به‌عنوان مثال زمانی که شما احساس گرما می‌کنید بدون اینکه شما درخواست کنید بدن شما عرق می‌کند تا به ‌وسیله مرطوب شدن پوست دمای بدن شما کاهش پیدا کند.

این اتفاق از کنترل شما خارج است و دستور آن توسط مغز صادر می‌شود.

راه ارتباطی بین اعضاء بدن سیستم عصبی است.

سیستم عصبی وظیفه انتقال پیغام‌ها بین اعضا را به عهده دارد؛ که یک عامل درونی است و سیستم عصبی به‌ طور فیزیکی در بدن ما وجود دارد.

ما توانایی انتقال بعضی دستورات به اعضای بدن را داریم که مشاء درونی ندارند و ما از طریق عوامل بیرونی این پیغام‌ها را به اعضاء ارسال می‌کنیم.

به عنوان مثال وقتی از فاصله چند متری ظرف ترشی را می‌بینیم از طریق حس بینایی پیغامی به بدن ارسال می‌کنیم و بدن شروع به ترشح بزاق دهان می‌کند حتی ممکن است این اتفاق شنیداری رخ دهد و زمانی که ما حرف و یا توصیفی از یک ماده غذایی ترش را می‌شنویم دهان ما شروع به ترشح بزاق می‌کند.

ذهن انسان وظیفه انتقال محرک‌های بیرونی به درون بدن را برعهده دارد.

ذهن یا قدرت فکر یکی از بخش های وجودی انسان است که منشاء فیزیکی ندارد. اما از طریق حواس پنجگانه تحت تاثیر قرار می گیرد و بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد.

ذهن انسان وظیفه تبدیل محرک‌های بیرونی به دستورات عصبی مغز و نهایتاً ارسال به اعضاء بدن را دارد.

دهان شما وقتی قدرت تشخیص یک ماده غذایی ترش را دارد که تماس فیزیکی با آن داشته باشد. اما ذهن شما از طریق دیدن یک ماده غذایی ترش توسط چشم، پیغام مربوطه را صادر می‌کند و بزاق دهان بدون اینکه پرزهای چشایی با این ماده برخورد داشته باشند شروع به ترشح می‌کند.

این مطالب بیان کننده اهمیت ذهن در کنترل اعضاء بدن است.

خیلی از بیماری‌ها و ناهماهنگی بین اعضاء ناشی از اختلال در کار ذهن است که به‌ اصطلاح پزشکی اعصاب نامیده می‌شود. اعصاب به خودی خود هیچ درکی ندارد و این ذهن انسان است که دستورات را به اعصاب و نهایتاً به اعضاء ارسال می‌کند.

فعالیت‌های بدن انسان به‌ طور اتوماتیک انجام می‌شود.

تنفس کردن، ضربان قلب، پلک زدن، رشد کردن، تصفیه خون و همه اتفاقات در بدن به‌طور سیستمی صورت می‌گیرد.

ما توانایی کنترل لحظه‌ای بر بعضی از فعالیت‌ها را داریم. برای لحظاتی می‌توانیم به‌ صورت اختیاری پلک نزنیم و یا تنفس خود را نگه داریم اما این عمل فقط برای چند لحظه امکانپذیر است و مجدداً به حالت خودکار بر می‌گردد.

جالب است که همین پلک زدن که به ‌صورت خودکار انجام می‌شود در مواقع خواب و برای مدت‌ زمان زیادی متوقف می‌شود.

این نشان می‌دهد که فعالیت همه اعضاء بدن در اختیار مغز انسان است و تا زمانی که مغز انسان درست کار کند تمامی اعضاء به‌درستی فعالیت خواهند کرد.

در بین فعالیت‌های بدن فقط یک عمل در اختیار انسان قرار گرفته و آن تأمین غذای مورد نیاز بدن است.

البته یادگیری فنون و مهارت‌های زندگی نیز از ورودی‌های انسان است که از طریق حواس دیگر انجام می‌شود که مورد بحث ما نیست.

در اختیار داشتن همین یک عمل (خوردن) باعث بروز مشکلات بسیاری برای انسان‌ها شده است. پس باید سپاسگزار خداوند باشیم که کنترل دیگر اعضا و فعالیت‌های بدن را به عهده خودمان نگذاشته است چرا که به‌طور یقین نمی توانستیم مدیریت صحیح بر عملکرد اعضای بدن خود داشته باشیم و خیلی زود از می مردیم.

چون ممکن بود یک روز خیلی نفس بکشیم و روزی دیگر فراموش کنیم تنفس کنیم، یا اینکه در طول روز برای ساعتی فراموش کنیم پلک بزنیم و باعث خشک شدن کره چشم بشویم.

تقریباً همه انسان‌ها، چاقی و نداشتن تناسب‌ اندام را به دلیل مصرف بیش‌ از حد مواد غذایی می‌دانند؛ و پرخوری و شاید مصرف مواد غذایی چرب را عامل چاقی خود می‌دانند.

اما تا حالا به این فکر کردید که چطور در جهانی که همه انسان‌ها مشابه یکدیگر خلق شده‌اند و از اندام و اعضاء مشابه برخوردار هستند افرادی چاق هستند و افرادی لاغر؟

و جالب است بدانید در اکثر مواقع میزان مصرف مواد غذایی در افراد چاق کمتر از افراد لاغر است؟ چرا؟

حتماً در اطراف خود اشخاصی را سراغ دارید که همیشه برای شما جای سؤال و تعجب بوده که چرا این فرد هرچه می‌خورد چاق نمی‌شوند؟!

و همیشه از این موضوع رنج می‌برید که چرا من نصف آن‌ها غذا می‌خورم ولی چاق و چاق‌تر می‌شوم؟!

عموماً افراد چاق همیشه نگران خوراک خود هستند و هر لقمه را با استرس به دهان می‌گذارند ولی افراد متناسب با آرامش غذای خود را میل می‌کنند و از خوردن غذا لذت می‌برند.

علت تفاوت بین طرز فکر افراد درباره خوردن چیست؟

در ذهن افراد چاق، خوردن (پرخوری) مساوی با چاقی است ولی در عمل می‌بینیم که افراد پرخور زیادی هستند که چاق نیستند!

افراد چاق زیادی را می‌شناسیم که همواره و سال‌ها درگیر کنترل غذای خود و سپری کردن دوره‌های مختلف رژیم بوده‌اند ولی در طول عمر خود همواره چاق و خارج از تناسب‌ اندام هستند.

به نظر شما دلیل اینکه افراد چاق همواره در طول عمر خود از تناسب‌اندام محروم هستند چیست؟

حتماً زیاد مشاهده کرده‌اید که افرادی در اطرافیان شما با گذراندن دوره‌های رژیم سخت و طاقت فرسا به کاهش وزن و تناسب‌اندام نسبی دست پیدا کرده‌اند ولی این دستاورد زمان طولانی حفظ نشده و مجدداً به حالت قبلی برگشته‌اند.

واقعاً دلیل آن چیست؟

متخصصان علم تغذیه رعایت نکردن رژیم غذایی و اهمیت ندادن به نکات تغذیه را عامل این امر می‌دانند.

به نظر شما منطقی است که خداوند با تمام علوم و آگاهی که در اختیار دارد انسانی خلق کند که در تمام طول عمر خود مجبور به کنترل غذا و وزن خود باشد و تمام حواسش به حفظ اندام و ظاهر خود مشغول باشد؟!

اگر عوامل ژنتیک و غیره را دلیل تفاوت بین انسان‌های چاق و لاغر می‌دانند به نظر شما این خارج از عدل الهی نیست که تعدادی را خوش‌اندام و تعدادی را بداندام خلق کند؟

تا حالا فکر کردید چرا فقط انسان‌ها درگیر موضوع چاق و لاغری هستند؟

آیا می‌دانستید که چاقی در بین حیوانات معنایی ندارد؟

شما تا حالا پرنده ای را دیده‌اید که به خاطر چاقی نتواند پرواز کند؟

گربه ای را دیده‌اید که به دلیل چاقی نتواند از دیوار بالا برود؟

پلنگی را دیده‌اید که به خاطر چاقی نتواند شکار کند؟

چاقی در بین حیوانات معنایی ندارد چون آن‌ها قدرت یادگیری و تغییر باورهایشان را ندارند.

هیچ حیوانی معنای چاق و لاغری را نمی‌داند و غذا خوردن یکی از غرایز آن‌هاست و همین عامل باعث تناسب‌اندام در حیوانات است. وقتی شما چیزی را نمی‌دانی نسبت به آن عکس‌العملی هم نداری؟

ذهن انسان قابل برنامه‌ریزی است.

برنامه‌ریزی ذهن از بدو تولد آغاز می‌شود. از طریق دیدن و شنیدن ذهن شما برنامه‌ریزی می‌شود و این برنامه‌ریزی فرمول های ذهنی و در نهایت انتظار شما (باور) از زندگی را شکل می دهد. و شما هر انتظار یا باوری درباره زندگی داشته باشید همان را تجربه خواهید کرد.

برنامه‌ریزی ذهن عموماً به‌صورت ناخودآگاه صورت می‌پذیرد و این معضلی است که جامه انسانی به آن مبتلاست.

از آنجایی که ذهن انسان قابل رؤیت نیست مورد توجه برای صحیح برنامه‌ ریزی شدن قرار نمی‌گیرد؛ و درنهایت باعث بروز مشکلات بی‌شماری برای انسان‌ها می‌شود.

هرچه را در زندگی خود دارید و به هر شکلی که هستید نتیجه ذهن و باور شماست.

اگر در خانواده فقیری متولد شده باشید قاعدتاً شما هم با فقر زندگی خواهید کرد. اگر در خانواده‌ای که همه چاق هستند متولد شده باشید احتمالاً شما چاق خواهید بود و الا آخر

ذهن شما توسط والدین و پیرامون شما برنامه‌ریزی شده است و بیشتر حرکات و عادات شما مشابه اطرافیان شماست.

صحبت در این زمینه بسیار است که بخواهیم از قدرت ذهن در شکل دادن به زندگی شما بیان کنم ولی کنکاش و توجه به این موضوع را به خود شما واگذار می‌کنیم تا از امروز با دقت کردن در رفتار خود و عادات خود با دیگران شباهت خود با اطرافیانتان را دریابید.

رسیدن به تناسب‌اندام جزء با تغییر فرمول های ذهنی خود امکــانپذیر نیست.

تا زمانی که شما فرمول های ذهنی خود نسبت به چاقی و لاغری را اصلاح نکنید اگر صدسال تلاش کنید از طریق کنترل غذا و اجرا کردن دوره‌های مختلف رژیم به تناسب‌ اندام برسید شاید برای مدت محدود و تا زمانی که در رژیم هستید تا حدودی به تناسب‌اندام برسید ولی امکــان ندارد برای همیشه متناسب باقی بمانید و با رها کردن رژیم غذایی به حالت اولیه و شاید بدتر از قبل برمی گردید.

تا زمانی که هنگام غذا خوردن احساس بدی دارید تلاش شما برای لاغر شدن نتیجه‌ای در بر ندارد.

تا وقتی‌که حاضر نباشید مقابل آینه بایستید و با لذت به خودت نگاه کنید تلاش شما برای لاغر شدن نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

شما وقتی قصد می‌کنید رژیم بگیرید در اصل می‌خواهید اضافه وزن خود رابرطرف کنید و توجه شما بر روی اضافه وزن است که شما آن را نمی‌خواهید، ولی جهان هستی اضافه وزن بیشتر را نصیب شما می‌کند چون خودتان به آن توجه می کنید.

فقط از طریق اصلاح فرمول های ذهنی خود می‌توانید به تناسب‌اندام دلخواه و زندگی پر از آرامش دست پیدا کنید و برای همیشه از خوردن و آشامیدن لذت ببرید.

فرمول های ذهنی شما به‌اندازه سن شما قدمت دارند پس انتظار نداشته باشید با یک شب تمرین کردن و یا یک ساعت فکر کردن می‌توانید آنها را تغییر دهید.

برای تغییر فرمول های چاقی ذهن خود و رسیدن به تناسب‌اندام قبل از هر کاری باید با خود فکر کنید و اگر به‌ شدت مشتاق رسیدن به تناسب‌اندام هستید قدم در این راه بگذارید.

لاغری با ذهن گرچه فاقد هرگونه رژیم غذایی و برنامه ورزشی است که ما از انجام مکرر آنها خسته و ناامید هستیم اما از جنبه‌های مختلف سخت‌تر از اجرای برنامه های لاغری قبلی است ولی به‌اندازه هزار برابر نتیجه آن چشمگیرتر و دائمی‌ است.

شما باید با فرمول های ذهنی خود که سال‌ها در ذهن شما حک شده اند مبارزه کنید.

تصور کنید زمانی که پیامبران می‌خواستند با بت‌پرستی مبارزه کنند چه مسیر سختی را پیش رو داشتند!

دقیقاً شما باید با بت‌های ذهن خود به مبارزه بپردازید.

پس ابتدای کار با خود بیندیشد که چرا می‌خواهید لاغر شوید؟

برای رسیدن به لاغری و تناسب‌اندام تا چه حد شوق و اراده دارید؟

حاضرید برای رسیدن به تناسب‌اندام چه بهایی را بپردازید؟

منظورم از پرداخت بها فقط مادی نیست، بلکه چقدر حاضرید برای رسیدن به تناسب‌اندام تلاش کنید؟

چقدر تمایل دارید برای رسیدن به هدف خود در انجام تمرینات ممارست داشته باشید؟

رسیدن به تناسب‌ اندام چندمین هدف زندگی شماست؟

برای رسیدن به تناسب‌اندام تا چه حد در مقابل افکار دیگران استقامت خواهید کرد؟

اگر در افکار خود به نتایج قابل قبولی رسیدید ادامه دهید در غیر اینصورت خود را دچار تشویش افکار نکنید و به زندگی فعلی خود ادامه دهید.

 به‌اندازه کافی فکر کنید و تصمیم قاطع بگیرید.

چرا که اگر بدون هدف به انجام تمرینات بپردازید قطعاً دچار سرخوردگی و ناامیدی می‌شوید.

از شما درخواست می‌کنم در صورت عدم تمرکز لازم برای تصمیم گیری قاطع این کار را به زمان دیگری موکول کنید.


به شما تبریک میگویم اگر که تصمیم خود را گرفته اید که وارد مرحله اول دوره لاغری با قدرت ذهن شوید.

امیدوارم روزهای بسیار خوبی را با هم سپری کنیم و اطمینان دارم که از نتایجی که به دست می‌آورید شگفت‌زده خواهید شد.

 

یک نکته بسیار مهم را اول این دوره به شما یادآوری کنم.

محتوای این دوره و تمرینات آن به گونه ای است که با افکار و عقیده بسیاری از انسان‌ها تناقض دارد و ما برای رسیدن به هدف مان باید برای جایگزین کردن فرمول های اشتباه با فرمول های صحیح سعی و تلاش کنیم و برای این کار نیاز به آرامش و تمرکز بالایی داریم پس بهتر است فشار افکار دیگران را روی خودمان از بین ببریم.

برای اینکار شما نباید در مورد تصمیم خودتان برای لاغر شدن از طریق ذهن و یا محتویات این جلسات با کسی صحبت کنید و یا اینکه بخواهید کسی را قانع کنید که راه صحیح لاغر شدن همین روشی هست که شما در پیش گرفتید.

چون شک ندارم که در مرحله اول در برابر شما مقاومت می‌کنند و سعی در منصرف کردن شما دارند که در اینصورت شما باید با دو نفر مبارزه کنید، یکی خودتان و دیگری طرف مقابل.

و در مرحله دوم بعد از چند روز شما را به خاطر نتیجه نگرفتن مسخره می‌کنند و باز هم شما باید بیشتر و بیشتر روی خودتان کار کنید تا نتیجه تأثیر حرف‌های دیگران را خنثی کنید.

در این صورت شما دوست دارید هرچه زودتر نتیجه بگیرید که به دیگران ثابت کنید تصمیم درستی گرفته اید و آنها در مورد شما اشتباه فکر می کرده اند.

پس بهتر است در مورد تصمیم خود با هیچ کس مشورت و صحبت نکنید.

حتی با نزدیکان خود تان مثل پدر، مادر، همسر، فرزندان و یا حتی دوست و آشنا.

بگذارید نتیجه دوره باعث شود آن‌ها از شما سؤال کنند که: از چه طریق لاغر شده اید؟

در این صورت چون هم‌ زمان با توضیح شما، نتیجه را در شما می‌بینند به ‌راحتی صحبتهای شما برای آن‌ها قابل قبول خواهد بود.

  مشتاقانه منتظر خواندن نوشته های شما در بخش تمرینات دوره آموزشی هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=22467
37 نظر در مورد مقدمه دوره ورود به سرزمین لاغرها

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/01 23:51
      مدت عضویت: 671 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      سلام من یکسال و نیم پیش با این سایت اشنا شدم و اوایل از طریق فایل های رایگان نتایج خوبی گرفتم ولی بعدا به دلیل پاره ای مشکلات بطور نامنظم به فایلها گوش میدادم ولی نتایج اول را نداشتم ولی الان تصمیم گرفتم از طریق ورود به سرزمین لاغرها به طرف لاغری مطمئن حرکت کنم . به خودم امیدوارم که تمرینات را انجام دهم و نتایج خوبی را بدست بیاورم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیوا کمانگرپور
      1400/06/22 13:51
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      سلام بعداز دوسال برگشتم بعداز دوسال که بیش از ۲۰ راه جدید را امتحان کردن برگشتم برگشتم با ناامیدی ولی بعداز خواندن نظرات شما عزیزان امید تازه گرفتم برگشتم چون فهمیدم که من فقط به ظاهر مشکل اهمیت داده ام فقط در پوش روش گذاشتم و مشکل من یعنی چاقی من که در دهن من ریشه کرده هنوز هست بخاطر همینه که مدام وزن کم میکنم و دوباره برمیگرده و هر بار بیشتر از بار قبل ولی امروز تصمیم گرفتم که دیگر فقط وفقط به ریشه بیمارم رسیدگی کنم و اون رو بازسازی کنم میدونم که میتونم چون این بار فقط میخوام تمرکزم روی چاقیم باشه نه اضافه وزنم امروز رو دوباره ازنو شرو میکنم و به خودم قول میدم که بدن عزیزم دوباره بسازم ت میدونم که خدا و استاد به من کمک می‌کنند ولی مسئولیت اصلی به عهده خودمه من مسئولم به خودم قول میدادم با تمام توانم شرو کنم و با تمام توانم ادامه بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهديه عطارزاده
      1400/06/13 12:20
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      سلام استاد جان 

      من در اولین دوره ای که شرکت کردم دقیقا همین اشتباه توضیح دادان یه دیگران و ثابت کردن خودم و روش جدید لاغریم و متقاعد کردن دیگران و یه جورایی مسخره کردن روشهای لاغری قبلی خودم و فعلی اطرافیانم رو داشتم که مرتب هم با هجوم عکس العمل های منفی و انرژی های منفی از طرف دیگران مواجه میشدم و سنگین تر از قبل و با انرژی تحلیل رفته به بقیه راهم ادامه میدادم

      و حقیقتا بیشتر داشتم ادای لاغر شدن رو درمياوردم! 

      ولی در دوره ی بعدی این اشتباه رو نکردم و به حول قوه الهی خیییلی سریع و نمیدونم دقیقا طی چه زمان کوتاهی و به راحتی آب خوردن به تناسب ایده آلم رسیدم

      خداروشکر که خداوند شما رو سر راه ماها قرار داده

      تا هر بار که توبه شکستیم بازآییم پیش شما

      شما بهترینی

      من هم بهترینم 

      من می‌توانم 💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/05/30 17:57
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

      با سلام 

      من میخوام از امروز لاغریم وتناسب اندامم بشه اولین وتنها هدف زندیگم هر بهایی رو براش بدم وقتی پولی جانی خلاصه هر چیزی اینکه لاغر شم خیلی برام اهمیت داره چون تمام زندگی منو تحت تاثیر قرار داده 

      فکر میکردم اگه خونه خوبی داشته باشم حتما همه چیز حل ولی الان میبینم درسته که این شرایط آرامش خاطر خوبی بهم داده وکلی راحت ترم کرده ولی تا لاغر نشم هیچی حل نیست وهیچ لذتی از زندگیم پولم خونم وغیره نمیبرم درواقع نه اینکه هیچی ولی تا حد زیادی تحت تاثیر وزنم قرار گرفته امروز صبح بلند شدم وگفتم دوره امو شروع میکنم که دیدیم ماشینی که مادرم داده بود براش درستش کنیم دزد برده خلاصه از ۶ صبح تا حدودای ۳ عصر در کلانتری ودادسرا وآگاهی بودیم فکر میکردم مثل سابق میتونم بدوم وراه برم اما وقتی دیدم حتی به طور معمولم نمیتونم راه برم تازه متوجه شدم که همه چیز من تحت تاثیر لاغر شدن من البته به لطف خدا ماشین پیدا خواهد شد اینو یقین دارم و بهش فکر نمیکنم اما بیشتر از اون جسمم بود که منو به فکر فرو برد که باید دیگه براش کاری کرد تا بیشتر از این آسیب ندیده وبا اینکه خانم منفی بافم هی میومد ومنو ناامید میکرد اما گفتم سخت ترین قدم اولیشه اگه برش دارم شک ندارم که تا آخرش که متناسب شدنمه پیش میرم واین خیلی عالی این شد که به خودم گفتم هر چقدرم که سخت گذشت بهم اول این تمرین حل میکنم وبعد کارای دیگه به لطف خدا شروع کردم ونصف تمرینامو انحام  دادمو واین خیلی خوشحالم میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/16 11:49
      مدت عضویت: 829 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 273 کلمه

      سلام 

      من تو همه 20 سالی که اضافه وزن داشتم هرگز فکر نمیکردم چیزی در ذهن من هست که باعث چاقی من شده، همش خودمو محکوم به چاقی میدیدم اینکه ارث منه دست من نیست و هرگز به رفتارهای بد غذاییم توجه نمیکردم، همش با حسرت به لاغر ها نگاه میکردم، وقتی عکس انسانهای خوش اندام و میدیدم حسرت دیوونم میکرد که ای خدا چرا من نمیتونم اینجوری لباس بپوشم؟؟؟چرا من محرومم، اخه تو چه خدایی هستی که منو اینجوری خلق کردی، وقتی این متن و میخونم خجالت میکشم از خودم که یه حیوون میتونه درست غذا بخوره ولی من نه، تا قبل از دوره اگه اینجوری فکر میکردم عیبی نداشت ولی از لحظه ورودم به دوره دیگه نمیتونم بگم من نمیدونستم، دیگه من میدونم خودم دلیل چاقیمم، میدونم میتونم داشته باشم اندامی رو که همیشه تو آرزوهام بوده، میتونم لذتهای زیادی رو تجربه کنم، و مطمینم خدا فقط بهم لاغری رو هدیه نمیده هزاران خیر هم با همین لاغری بهم میرسونه که تو فکرمم نمیگنجه و اینها سورپرایزای خداست وقتی به حرفاش گوش کنیم و راهی رو بریم که خودش بهمون نشون داده، من با تمام وجودم آمادم تا واقعا عمل کنم و جوری زندگی کنم که خدا در قرآنش گفته بخورید و بیاشامید ولی زیاده روی نکنید اگه خدا خوردن و به عهده خودمون گزاشته بجاش کلیدشم بهمون داده تا راه و گم نکنیم این ما بودیم که گوش شنوا نداشتیم وگرنه تمام کارهای خدا بی نقصه، من تا الانم وزن و سایز زیادی کم کردم ولی به ایده آلم نرسیدم،انقد تو این مسیر میمونم تا به هدفم برسم، چون دیگه این درخواست من نیست خواسته ی فطرت و ذات الهی منه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 13:25
      مدت عضویت: 476 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 365 کلمه

      بااین امر موافقم که بدن من مثل دستگاهه که الگو و برنامه ریزیش تولید یک محصوله که فکر میکنم تولیدش روی وزن 60-62 است وقتی وزنم رو پایین میاورم خودش رو میرسونه به 60 ، و جالب اینه در اون مقادیر ثابت میمونم و وزنم بالاتر نمیره مگر اینکه هی فکر لاغری باشم و این باعث میشه من بیشتر بخورم و چاقتر میشم .کلا ذهن انسان پیچیده ست . اما چه دستورالعملی بوده که انقد نهادینه شده که من به حضورش آگاه نیستم . که گفته شد ما عملکردمون شبیهه خانوادست . مادر منم تقریبا در range  وزنی من است و هردو غذا را و غذای چرب رو اگر در آن لحظه بیشتر از حد کالری مصرفی یک شبانه روز بخوریم پیوسته که ادامه پیدا کنه عامل چاقی میدونیم و خب کم کردن هم در یک برهه ای مقدار مصرف کالریمون بایستی کمتر باشه تا وزن کمتر بشه . این چیزیه که تجربه ش کردم و نتیجه گرفتم اما دستگاه من (ذهنم ) روی شرایطی که میخوام داشته باشم برنامه ریزی نشده و تا برنامه ی جدیدم که با اراده ی من بوده قطع میکنم ، اون دستورالعمل ناخودآگاه نهادینه شده . اون ورودی ها در ذهن من نهادینه ست و طبق اون همیشه عمل میکنه ، چیزی مثل نفس کشیدن که دست خودم نیست . چون از نوزادی اکتسابی بوده احتمالا بشه عوضش کرد مطمئنم میشه ولی چقدر موفقم تا پایان دوره میرم و نتیجه ش رو میگم . من از ذهن چاق خسته شدم و دوست دارم بدون هیچ دغدغه ای و مثل افراد لاغر که هیچوقت به چاق شدنشون فکر نمیکنن تبدیل بشم . این ظلمه ، چون اگر به اون شرایط نرسم حس خوبی ندارم . بعضی ها اونقدر به حالت تسلیمی رسیدن که قبول کردن چاقند و خودشون رو خوشحال جلوه میدهندو طبق الگو های قبلی زندگی میکنن من هرگز با چاق بودنم کنار نمیام و نمیخوام تجربه ش کنم . واسه همین به این راه امدم و مصمم بدون انتظار از هرچیزی فقط میخوام تجربه کنم  میشه این برنامه ریزی ناخوداگاه رو دگرگون کردیا هرروز بایستی کالری بشمارم و بدنم هی دچار نوسانات بال و پایین رفتن وزنم بشه و این نوسانات برای سلامتی منم خوب نیست .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/26 21:09
      مدت عضویت: 657 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      با سلام 

      بدن انسان از مجموعه اندام های حسی و حرکتی تشکیل شده و همه اندام ها وظیفه مشخصی دارند و بر اساس فرمان مغز کار میکنن مثل پلک زدن و ضربان قلب و ما نمیتونیم تغییری در کارکرد اونا ایجاد کنیم و تا زمانی که مغز درست کار کنه بقیه اعضا هم درست کار میکنن .

      بدن انسان برای تامین انرژی نیاز به موادغذایی داره و تمام انسانها با خوردن موادغذایی انرژی بدن خود رو تامین میکنن .

      فرمول صحیح غذا خوردن هم در ابتدای کودکی ما مثل بقیه فرمولهای بدن بوده ولی با دستکاری والدین تبدیل به پرخوری و زیاد خوردن میشه و ذهن طبق این فرمول پیش میره و باعث چاقی میشه (البته برای اونایی که از بچگی چاق بودن مثل خود من ) 

      زمانی که از چاقی خسته شده و می‌خواهیم لاغر بشیم با رژیم گرفتن و ورزش های سخت جسم رو تحت فشار میذاریم و نتیجه ای هم نمیگیریم چون بعد از مدتی برمیگردیم به حالت قبل .

      اکنون که به لطف خدا در مسیر صحیح قرار گرفتم و اطمینان دارم که لاغری با ذهن بهترین راه برای متناسب شدن هست و تصمیم گرفتم در این مسیر بمونم تا به مقصد نهایی برسم . 

      من هم میخوام با لاغر شدن استرس و نگرانی رو از خودم دور کنم سلامتی بدنم مخصوصا زانوهام رو بدست بیارم دیگه روی صندلی ننشینم برای نمازخواندن.  راحت بتونم از پله ها بالا و پایین برم . همراه دوستانم بیرون برم و از زیبایی های زندگی لذت ببرم .

      لاغر شدن و لاغر موندن اولین هدف زندگیم هست چون سلامتیم رو بدست میارم شادی و نشاط رو بدست میارم و به آرامش میرسم که شکرخدا  از زمانی که در این سایت هستم آرامشی دارم که در طول ۴۵ سال زندگیم نداشتم سپاسگزارم خدای مهربان سپاسگزارم استاد گرامی آقای عطارروشن. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/05 11:52
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 910 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان 

      سلام استاد عطارروشن و دوستان پر قدرت ورود به سرزمین لاغرها😊🌹

      من فریده حسنی هستم که برای بار دوم بعد از ۱۸ ماه ،تصمیم دارم این دوره قدرتمندو تکرار کنم ،  خدارو شکر میکنم که در  این ۱۸ ماه در مسیر تغییر و پیشرفت قرار گرفتم 😊

      خدارو شکر میکنم که جزء شگفتی سازان این سایت هستم ،یادم میاد همون روزهای اول که وارد دوره شدم به خودم قول دادم بزودی عکسم در قسمت شگفتی سازان قرار خواهد گرفت و الان هم باز هم به خودم قول میدم‌ که باز هم شگفتی ساز خواهم شد 😇😇

      تمام دستورات بدن و زندگی ما از مغز ما صادر میشه و جسم ما تجربه کننده است ، فرمانهای مغز ما از محتویات ذهن ما تغذیه میشه ، پس هر آنچه که در مخزن ذهن ماست ، بصورت تجربه هایی وارد زندگی ما میشه 

      اگر دوست داریم بدونیم که محتویات ذهن ما چه چیزهایی هستند ،کافیه به نتایج زندگی خود نگاه کنیم ، آیا من در سلامتی جسمی هستم ؟ آیا من متناسب یا چاق هستم؟ آیا من ثروتمند یا فقیر هستم ؟ آیا من روابط عالی یا ضعیف دارم ؟ جواب هر کدام از گزینه ها ،نشان دهنده ، محتویات مخرب یا مثبت  ذهن ماست 

      اگر در این دوره هستیم نشان دهنده اینه که ما افراد چاقی بودیم و یا هنوز هم هستیم ، گفتم بودیم بدلیل اینکه هنرجوهایی هستن که برای چندین بار در حال تکرار این دوره هستن و دیگه اضافه وزنی هم ندارن ولی برای اینکه این مطالب براشون تکرار بشه ،سالها در مسیر تکرار میمونن ، پس بودن در این دوره ،یعنی در من و ما ،ذهنیت های چاق کننده وجود داشته و داره که دارای جسم چاقی هستیم ، نتیجه ما اگر چاقیست ،نشان دهنده بودن فرمول های چاق کننده در ماست 

      برای داشتن بدن و جسم سالمتر و خوش اندام تر ،باید محتویات ذهن ما بر اساس ذهنیت های افراد متناسب برنامه ریزی شده باشه ، که در این دوره ها ، دقیقا جایگاه های محتویات ،تعویض میشه و در انتها بدن بسمت لاغر شدن هدایت میشه 

      یکی از سئوالات مهم دوران کودکی من این بود که چرا خواهران من لاغر هستن و من چاق ؟  چرا افراد متناسب بیشتر از من میخورند ولی لاغر هستن؟ و من ۳۵ سال بدنبال جواب این سئوال سرگردان و ناراحت ، در مسیرهای اشتباه  بودم 

      چرا در من  اضطراب خوردن غذا وجود داشت و افراد متناسب راحت زندگی میکردند ؟🙄

      چرا در ذهن من پر از ترس از خوردن بود؟ چرا موقع غذا خوردن حالم خوب نبود ؟ و چرا های زیادی که سالها بدنبال پیدا کردن جواب بودم‌

      اگر انسان اشرف مخلوفات است ،پس چرا برای راحترین بخش زندگیش ،انقدر مشگل داره ؟  چرا تمام قسمت های بدن انسان صحیح آفریده شده ولی بخش جسم انسان که بسیار هم مهمه که راه ارتباطش با جهان بیرونشه ،انقدر متزلزله ؟ 

      همه ما در کنار الگوهای خود دوران کودکی خود را سپری کردیم و هر آنچه رو که آنها گفتند و ما دیدیم و شنیدیم ،شدند جزئی از شخصیت درونی و محتویات ذهن ما 

      اگر در خانواده ما مدام صحبت از چاقی و عوارض چاقی بوده الان ما افراد چاقی هستیم که باور کردیم و پذیرفتیم که چاق باشیم 

      در تمام مدت چاقی  خود  ،حین غذا خوردن احساسات بدی داشتیم ، آینه که جزء ممنوعیات ما بود ، از خودمون مدام ایراد میگرفتیم و سرزنش میکردیم ووووووو

      و سالیان زیادی که در پی کم کردن وزن خود بودیم ،مثل ،رژیم گرفتن ها ، ورزش کردن های سخت ، دم نوش ها ،عمل ها وووو  دقیقا توجه کامل ما بر چاقی بیشترمون بوده و ما به اشتباه تصور میکردیم که در حال برطرف کردن چاقی خود هستیم

      همون زمان هاییکه داشتیم برای دیگران از رژیم های خود و ناتوانایی های خود در لاغر شدن تعریف میکردیم در حال توجه کردن ۱۰۰ درصد روی چاقی خود بودیم 

      همون زمان هاییکه حالمون بد میشد از وضعیت چاق خودمون و به خودمون پرخاشگری داشتیم و متنفر بودیم ، با اون حجم وسیع از حس بد ، در حال توجه کردن بر چاقی بیشتر بودیم

      و  ما به اندازه سن چاقی خود دارای فرمول های مخرب چاقی هستیم که باید دونه دونه انها رو شناسایی کنیم و با برنامه های تناسب ،جایگزین کنیم ، برای من که این راه و مسیر لذت بخش بوده و هست و چه کاری صالح تر از این که من مراقب خودم و وجود نازنینم باشم و در راستای زیباتر شدنش قدم بردارم‌

      چرا من میخواهم که لاغر باشم ؟ من میخوام لاغر باشم که بتونم خود واقعیمو زندگی کنم ، خود واقعیمو ببینم ،لذت ببرم ،بدون استرس ،با آرامش ،آخه خود واقعی من ، اینهمه دردسر نداره ،اینهمه بخور نخور نداره ، خداوند من رو آزاد و سالم و متناسب آفرید ، ولی من نتونستم به دلایلی مراقب وجود خودم باشم ،پس نتونستم یک زندگی نرمالیو تجربه کنم ،الان دلم زندگی نرمال که حق الهی و طبیعی منه میخوام ، میخوام مثل افراد متناسب فکر کنم ،لذت ببرم ،بپوشم‌،شاد باشم ،از جسم خودم خجالت نکشم ، حالم خوب باشه ، زیباتر باشم ، سبک و فرز باشم ،میخوام با آرامش کامل مثل همه افراد نرمال زندگی کنم 

      برای رسیدن به لاغری چقدر شوق و اشتیاق دارم ؟ انقدر اشتیاق دارم که‌ ۱۸ ماهه بدون توقف در حال گوش کردن و نوشتن و خوندن هستم و با لذت در حال طی کردن مسیرم و حل کردن چالش های ذهنیم ،پر قدرت ادامه دادم‌ و ادامه خواهم داد 

      تناسب اندام جزء اولین هدف های زندگی منه که میدونم پشت متناسب شدن ،هزاران خیر و برکت و شادی و سلامتی پنهان شده که من تا حالا ازشون بی بهره بودم🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/06 00:56
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 52 کلمه

        سلام دوست عزیز
        به شما تبریک میگم
        همیشه اعتقاد دارم لاغری با ذهن باعث تغییر همه جانبه زندگی افرادی می شه که از محتوای اون استفاده می کنند
        شما یکی از الگوهای شگفتی ساز شدن هستید
        نه فقط در تناسب اندام بلکه در استمرار، اشتیاق و تکرار کردن
        خوشحالم در این مسیر شاهد حضور مجدد شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/04/06 08:06
          مدت عضویت: 741 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 65 کلمه

          سلام استاد گرامی

          ممنونم برای حمایت همیشگی شما از هنر جوهاتون 

          از شما یاد گرفتم که برای موفق شدن باید موند و ادامه داد 

          که رمز موفقیت در هر کاریه 

          البته با حال خوب ،حس خوب 

          خدارو شکر میکنم برای اینهمه اتفاق های خوب

          ورود به سرزمین لاغرها نقطه پایان تمام راه های اشتباهی بود که رفتم و برای من یک حال و هوای دیگه ای داره 

          منهم خوشحالم برای شروع مجدد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/02/26 02:24
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 429 کلمه

      سلام به همه دوستان عزیزم 

      وقتی نحوه کارکرد ذهن وجسم رو درک کردم وارتباط ذهن در رسیدن به خواسته ها اوایل خیلی برام مبهم بود یعنی چی این حرفها .؟

      اما وقتی بیشتر در این مسیر بودم بیشتر درک میکردم انگار این حرفها وآموزشها رو من الان خیلی بیشتر از قبل درک می کنم .

                         مگه میشه با ذهن هم لاغر شد !

      امروز اولین قدم من هست که در این مسیر برداشتم نظرات دوستان را تک به تک خواندم وهنگام خواندن احساس کردم تمام این نوشته ها از قلب من سرچشمه گرفته .

      اینکه چرا میخوام لاغر بشم ؟لاغر شدن برای افراد چاق فراتر از کلمه وفراتر از وضعیت ظاهری هست به نظر من لاغر شدن برای فردی که طعم چاقی را چشیده وسختی ها زیادی را تحمل کرده واز تمام مسیرهایی که دیگران معرفی کردندرو رفته اما نتیجه آن چیزی نبوده که میخواسته برای همین لاغری فراتر از اون چیزی هست که یک فرد لاغر اون رو درک وحس می کنه .

      لاغری برای من شاددی وسلامتی وعزت نفس همراه داره لاغری منو به آرزوها وخواسته هام میرسم .من هر آنچه الان هستم حاصل افکار وباورهای گذشته من بود امروز میخوام خودم بسازمش وحرکت کنم وخودم رو تسلیم امر خداوند کنم چون من از طرف خداوند انتخاب شدم که در این مسیر قدم بزارم وخدا دستم روگرفت وگفت بیا یک جایی ببرمت که تا حالا مثل اون رو ندیدی . میخوام پا بزارم روی تمام اون ترس وحشت هایی که برای من ساختند ومن قبول کردم اون ترس ها رو  ترس از خوردن ترس از مواد غذایی که در این جهان هست ترس از بیمار شدن ترس از چاق شدن ترس از پوشیدن لباسهای مختلف ترس از ظاهر شدن در جامعه آنطور که دوست دارم و کلی ترس دیگه که هیچ کدام از آنها واقعیتی نداشتند وتوهمی بیش نبودن چون جایی که ترس باشه اونجا خدا حضور نداره .

      حضور خداوند با آرامش هست چه آرامشی بهتر وبالاتر از این که از میوه ها ونعمت های بهشتی خداوند در این جهان لذت ببرم .

      من اینجا اومدم لذت ببرم وتجربه کنم خودم رو نه ترسهام رو 

      ذوق وشوق من برای رسیدن به لاغری باعث شده تا این موقع بیدار باشم واز نوشتن لذت ببرم من حاضرم برای رسیدن به این لذت وتجربه لاغری هر نوع بهایی را بخواد پرداخت کنم بهای زمانی مکانی مالی کم خوابی و….چون میخوام لذت رسیدن به لاغری رو بیشتر تجربه کنم .

      از امروز لاغری اولین ومهمترین هدف زندگی من هست ومیخوام هر چه توان دارم با تمرکز بیشتر بر روی این مسیر بزارم چون تنها مسیر صحیح رسیدن خواسته هام هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 01:42
      مدت عضویت: 822 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,250 کلمه

      سلام استاد . 

      شنبه روز اول رو من در مقدمه نوشتم . دوبارم ارسال شد نتونستم بار اولش رو حذف کنم هرچی زدم روی حذف حذف نشد لطفا اولی رو ثبت نکنید دومی رو ثبت کنید سپاسگزارم . 

       

       اینجا هم نکاتی بود که دوس دارم بگم . 

      استاد من به مبارزه فکر نمیکنم . مبارزه کردن آنچه را که با آن میجنگم برایم بزرگتر و قویتر می کند . مبارزه کردن منو یاد اون فایل پادشاه و اژدها میندازه که فکر میکنم حدودا  دو سال پیش در کانال گذاشته بودید . 

       

      همه افراد قصر پادشاه میخواستن با اژدها مبارزه کنند و با هر بار مبارزه اون قویتر میشد ولی پادشاه اومد و باهاش در صلح و دوستی قرار گرفت و اژدها کوچیک و کوچیکتر شد .  این شده الگوی ذهنی من . من دوس دارم با خودم در صلح باشم . پس اصلا به کسی نمیگم که دوره رو مجددا شروع کردم  که واکنش کسی رو به خاطر الگوهای اشتباه ذهنی خودم مبنی بر لاغر نشدن دریافت نکنم . 

      چقدر این متن عالی بود . 

      در مورد فایل من چاقم یا اضافه وزن دارم من چاق هستم . چاقی در ذهن من هست و ریشه در ذهن من دارد و ذهن من هم از طریق ورودیهای چشم و گوش و سایر حواس  و آموزشها شکل گرفته و البته خودم شکل دادم نه شخصی دیگه البته چون ذهن خوداگاه که دروازه ی ذهن ناخوداگاه هست از ابتدا شکل نمیگیره ورودی ذهن ناخوداگاه بازه و ما هر چی میبینیم و میشنویم و سریع یاد میگیریم ولی وقتی بزرگتر میشیم چون ذهن خوداگاه هم شکل میگیره دیگه ورودیها ریموت دار میشن و هرآنچه را که مطابق دریافتیهای درونی باشه ذهن خوداگاه اجازه ی ورود میده . میشه اینطور گفت که ناخوداگاه خودش خوداگاه رو میسازه تا چهارسال هر آنچه را میخواهد دریافت میکند بعد درب کنترلی می گذارد تا ورودیها را مطابق اطلاعات ذخیره شده در آن داخل بفرستد و ما اکنون واقعا برای تغییر آنچه در ضمیر ناخوداگاهست دقیقا داریم از فرمولهای خود ضمیر ناخوداگاه استفاده می کنیم برای همین ضمیر خوداگاه اجازه ی ورود میدهد و در را باز میکند وگرنه کوچکترین ناهماهنگی مساوی با بسته شدن در هست  . من چاق هستم یا اضافه وزن دارم . اضافه وزن محصول چاقی ذهن است . ذهن چاق اضافه وزن را ایجاد میکند و حالا که ما میخواهیم محصول را اصلاح کنیم باید ابتدا ریشه را اصلاح کنیم و با ریشه به صلح برسیم . 

       

      هدف من رسیدن به تناسب اندام است و مهمتر از آن یادگیری مسیر رسیدن به تناسب اندام است . یعنی برطرف کردن چاقی ذهن . من با هدف گام برمیدارم تا تمریناتم را با اشتیاق بیشتری انجام دهم . من  به انجام تمرینات عشق می ورزم . 

      من با خودم به صلح میرسم . 

      با اندامم به صلح میرسم . 

      با شرایط کنونی ام آشتی میکنم . 

      شرایط کنونی ام را می پذیرم و با خودم صلح میکنم . 

      دیگر از چاقی ام رنج نمیکشم . با رفتارم به صلح میرسم . حتی با استرسم به صلح میرسم . با خودم نمیجنگم . با الگوهای نا دلخواه ذهنم نمی جنگم . فقط یاد میگیرم یادمیگیرم که چطور با ذهنم عمل کنم که واکنش ذهنم لاغری شود . 

      من تا بحال آموخته ام در صلح قرار گرفتن فشار را از روی ذهن بر میدارد . 

      پذیرش خود فعلی ؛ فشار را از ذهن برمیدارد . 

      من خودم را میپذیرم و با رفتارهای خودم در صلح قرار میگیرم .  احساسات نادلخواه واکنشی بود به عملکرد من . وقتی باور دارم وقت کم است این الگو  در من ایجاد استرس میکند . من وقتی با عشق گام بر میدارم بی نهایت زمان برای لذت بردن دارم . من بلد نیستم چگونه از فرصتهایم لذت ببرم ‌. عادت کرده ام همواره تند و تند و با استرس قدم بردارم یکی از  اموزشهای ما در کودکی نیز همین بود . ما با استرس کار انجام میدادیم نه باعشق . موقع کار  قر میزدیم نه خنده و شادی . وقتی کارها زیادمیشد نگران کمبود وقت بودیم و همه ی اینها یعنی آموزش اشتباه . 

      یکی دیگر از الگوهای اشتباه اینست که وقتی عذاب میکشی وقت طولانی میشود و وقتی لذت میبری وقت کم میشود ‌ . این هم یک الگوی اشتباه است . اتفاقا وقتی از زندگی لذت میبریم وقت اصلا نمیگذر د . نمونه ی آن هم معراج رسول . میگویند وقتی پیامبر از  معراج بازگشت  کلون در همانطور که قبلا تکان خورده بود هنوز در همان تکان بود . یعنی اصلا وقت نگذشته بود . 

      ما در لاغری با ذهن به معراج میرسیم . چون لاغری با ذهن عشق را در وجود ما روزافزون میکند . هرچقدر بیشتر یاد میگیریم که چطور عمل کنیم عملمان بهتر میشود . الگوهای ذهنی یکی یکی خود را نشان میدهند . می آیند که تعویض شوند . همان ذهنی که به واسطه ی جنگ ما با او  با ما میجنگید و رم میکرد می گوید بفرما این الگوی اشتباه مرا تغییر ده . او خود مشتاق آموزش است . او دیگر مثل یک اسب رمنده نیست . او خودش افسارش را می آورد و میگوید بفرما افسار من دست تو و تمامی این واکنشها به خاطر کنش صحیح است . اینکه ما یادگرفته ایم چطور باید الگوهای ذهنی را تغییر دهیم . چطور باید تکرار و تمرین کنیم . 

       وقتی عشق می ورزی وقت زیاد میشود . اصلا زمان نمیگذرد . همه چیز سود است سود است و سود . 

       

      علت تفاوت افراد در واکنش های خوردن و یا چاقی نیز همین است . 

      چون افراد متناسب آموزشی خلاف طبیعت اصلیشان وارد ذهنشان نشده و الگوهای اولیه شان را هنوز دارند تکرار می کنند . 

      هرکدوم از بچه ها که صحبت می کنند انسان فکر میکنه خودشه . چون روح همه ی ما یکیه و چون همگی ما اینجا از دل و جان صحبت می کنیم با هم  به نوعی وحدت میرسیم . ما انسانها شاید در ظاهر متفاوت باشیم ولی در وجودمون یکسان هستیم . واقعا درست میگید . ما در لاغری با ذهن دو نوع الگو داریم الگوهای مربوط به احساس و نوع برخورد با ذهن و الگوهای خوردن که البته اونم در تبع رضایت ذهن است .

      مهم اینه ما با اون غذایی که داریم میخوریم آشتی باشیم و بهش احساس خوب داشته باشیم . حتی با غذا هم آشتی کنیم . ازش نترسیم . بهش قدرت چاق کنندگی ندیم . با احساس عجله و ولع و محدودیت نخوریمش . ازش رنج نکشیم . طوری نخوریمش که به احساس سرزنش بیفتیم یا اگه هرطور خوردیم هی خودمون رو سرزنش نکنیم هی بهش فکر نکنیم . یعنی توجهمون رو از ایجاد احساس مخرب بین خودمون و غذا برداریم   و  میتونیم در ذهنمون باهاش حرفهای خوب  بزنیم . اثر داره انرژیمون روی اون غذا اثر میزاره .

      اون غذای انرژی مارو دریافت میکنه  .

      بعضی وقتها دیدید ما حتی  از غذا فرار می کنیم .  به خودمون محدودیت میدیم دور از جون همه بعد بهش حمله می کنیم . ما اینجور  احساسات رو باید نسبت به مواد غذایی اصلاح کنیم . ریشه ی اصلاح صلح هست . یعنی آشتی کردن . اصلاح رفتار یعنی صلح با رفتار  . یعنی اشتی کردن . یعنی احساس خوب داشتن  اصلاح ذهن یعنی صلح با ذهن . صلح با همین چیزی که هستیم . بعد کم کم واکنش بدن ما خوب میشه . به طبیعت اصلیش برمیگرده . به خدا ذهن حریص نیست . ما کاری کردیم که حریص شده وقتی باهاش آشتی کنیم اونم کم کم حرص و ولعش کم میشه و احساس خوب به ما میده .

       

      اینم برداشت های  من از روز شنبه و البته مقدمه . به قول همین آسی جون ؛ مهم در مدار احساس خوب بودنه حالا از هر متن و فایلی که برای این مسیر لذت بخش استفاده بشه . 

       

      من که لذت بردم و  نوشتم . 

       

      سپاسگزارم استاد بابت شروعی دوباره .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/26 13:01
        مدت عضویت: 515 روز
        اندازه متن
        مدال طلایی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 605 کلمه

        به نام خدا 

        سلام فاطمه سادات عزیز

        از اینکه اینجا هستی خیلی خوشحالم .از اینکه می تونم نقطه نظراتتو  اینجا ببینم و استفاده کنم .

        من فعلا هفته سوم از دوره مقدماتی رو تموم نکردم در حال انجام تمرینات روز سه شنبه هستم   روز جمعه باید فایلهای صوتی این سه هفته ارو برای تکراره بار اول گوش بدم .

        برا اینکه بتونم به تمرینات هفته سوم برسم  نمی تونم در این قسمت  خیلی وقت بذارم 

        فقط می آم نظرات استاد و دوستان رو می خونم .

        ولی اگر از نوشته ها  چیزی خیلی توجهمو جلب کنه و حرفی برای گفتن داشته باشم حتما یه چند خطی رو نگارش می کنم 

         

        متن شمارو خوندم مثل همیشه عالی بود یه قسمتهایی رو  گلچین کردم که اینجا بازنویسی می کنم 

        من به مبارزه فکر نمی کنم  ، مبارزه ،  با آنچه می جنگیم ، آن را بزرگتر و قوی تر میکند 

        ______________________

        ____________________

         ذهن خودآگاه  دروازه  ذهن ناخودآگاه است .

        از ابتدا در مغز انسان شکل نمی گیره از ابتدا تا چهار سالگی فقط ذهن ناخودآگاه فعاله  این ورودی بازه در نتیجه هر چی می بینیم و می شنویم  سریع یاد می گیریم  مثل یادگیری زبان مادری ، 

        ولی وقتی بزرگتر میشیم‌ذهن خودآگاه ما شکل می گیره و از این به بعد ورودی ها ریموت دار میشن یعنی هر آنچه مطابق با دریافتی های درونی باشه اجازه ورود و هماهنگی داده میشه .

        میشه گفت ذهن ناخودآگاه در چهار سال ابتدای زندگی  هر آنچه را می خواد  دریافت می کنه  و بعد با آغاز به کار ذهن خودآگاه درب کنترلی می ذاره روی ورودی ها تا مطابق آنچه ذخیره کرده  ، اطلاعات وارد بشه غیر از اینا بود جلوش گرفته میشه و درب بسته می مونه .

        ما یعنی ذهن خودآگاه  برای تغییر افکار و باورها در ذهن ناخودآگاه  داریم از فرمولهای ضمیر ناخودآگاه استفاده می کنیم‌ برای همین ذهن خودآگاه اجازه ورود داده   و در را باز کرده  وگرنه کوچکترین‌ ناهماهنگی  مساویه با بسته شدن در ورودی به ساختمان ذهن ، 

        ==================

        من آموخته ام در صلح قرار گرفتن ،‌ فشار را از روی ذهن برمی دارد .پذیرش خود فعلی ،  فشار را از ذهن برمی دارد.  من خودم را می پذیرم‌ و با رفتارهایم  در صلح قرار می گیرم 😍😍

        ====================

        فرمول لاغری  :

        من وقتی با عشق گام برمی دارم بی نهایت زمان برای لذت بردن دارم  وقتی از زندگی لذت می برم‌وقت بلند است و اصلا نمی گذرد😘 

        ===================

        مادر لاغری با ذهن به معراج  می رسیم ، زیرا که عشق را در وجود ما روزافزون می کند .🥰

        =================÷÷÷÷

        هر چقدر یاد می گیریم چطور عمل کنیم  عملکردمان بهتر میشود الگوهای ذهنی  یکی یکی خود را نشان می دهند ، می آیند که تعویض شوند .

        همان ذهن رمنده  جنگجو می گوید بفرما  این الگوی اشتباه  ، مرا تغییر بده  ، او خود مشتاق آموزش است .

        او دیگر مثل  اسب رمنده نیست او خودش افسارش را می آورد و می گوید بفرما افسارم دست تو .

        تمامی این واکنشهای لذت بخش و آرامش دهنده بخاطر کنش صحیح اتفاق می افتد . بخاطر راه صحیح  تغییر الگوهای ذهنیست .👌👌👌👌👌

        ==================

        مهم : با غذایی که می خوریم آشتی باشیم ، 

        بهش احساس خوب داشته باشیم ، ازش نترسیم ، بهش قدرت چاق کنندگی ندیم ، طوری نخوریمش که به احساس سرزنش بیفتیم  ، و یا اینکه  هر طور خوردیم خودمونو  سرزنش نکنیم و هی بهش فکر نکنیم ، توجهمونو از ایجاد احساس مخرب  بین خود و غذا  برداریم ،

        می تونیم در ذهنمون‌باهاش حرفای خوب بزنیم‌ چون انرژی فکرمون روی غذا اثر می ذاره و اونو دریافت می کنه (و هر طور بهش فکر کنیم همونجور در ما اثر می ذاره  دیگه انتخاب با خودمونه ) 

        رفتار فرار از غذا  ، و سرکوب میل گرسنگی واقعی  و سپس حمله به آنرا  اصلاح کنیم و با غذا در صلح باشیم .

        ===================

         

        ارادتمند شما   باقری 

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/26 01:08
      مدت عضویت: 758 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 473 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام

      هر بار که این متنو می خونم انگار بار اوله که دارم با جنبه های مختلف از وجود جسمی و ذهنی خودم آشنا می شم. هیچ جا نتونستم به این روشنی به درک و آشنایی از دسته بندی ابعاد مختلف وجودم برسم.

      اینکه بخشی از اعضا بندنم که می بینمشون و ازشون با اطلاعم و بخشی که نمی بینمشون ولی دارن کارشونو به خوبی انجام میدن و بخشی که مهترین بخشه ذهن منه که اعصاب منو تحت تاثیر قرار میده و باعث فرمان دادن به اعضا بدنم میشه و این شگفت انگیزه

      اینکه اعصاب به خودی خود احساس ندارن تا بتونن فرمان خاصی رو اجرا کنند ولی تحت تاثیر ذهن حتی میتونن تجربه های قبلی رو با دیدن به یه تجربه واقعی تبدیل کنند مثل مثال دیدن لیمو ترش و حتی با وجود نخوردن تجربه ی ترشح بزاق دهان خیلی مثال گویا و درستی بود.

      اینکه  چاقی در حیوانات نیست و اونا چون تحت آموزش نیستند رفتار طبیعی خوردن رو از خودشون نشون میدن خیلی جالب بود.

      من متوجه شدم که من چقدر تحت تاثیر آموزش بودم

      حالا که در خانواده ی مادریم دوتا بچه کوچیک دارم و مادرم خیلی اونارو برای خوراکی ها تشویق میکنه و اونا بدون داشتن درک درستی از این تشویق ها سعی می کنند از این فرمان تبعیت کنند تا بیشتر تشویق بشن ، متوجه میشم که در زمانی که من تمام ناخودآگااهم آماده ی آموزش پذیری بوده من یادگیری چاقی رو با فرمول های تشویق شونده داشتم.

      من می تونستم مثلا 4 تا زبان یاد بگیرم 

      همین امشب تو یه برنامه دیدم که پدری بجه اش رو تحت آموزش 4 زبان قرار داده و مدرسان اون زبان ها اصلا کلمات رو به بچه یاد نمی دن بلکه فقط در مورد یه داستان با بچه صحبت می کنند و درموردش به همون زبان توضیح میدن و بچه فقط با بودن در محیط داره زبان فارسی انگلیسی چینی و روسی رو یاد میگیره و یاد گرفته

      این بی نهایت ذهن من و آماده بودنش رو در سنین بسیار کوچیک نشون میده که با فرمول های چاقی پر شده.

      ولی خدارو شکر که حالا مثل همیشه تازمانی که زنده هستم می تونم آموزش ببینم

      این بار با تکرار این دوره من در مورد این دوره با کسی صحبت نکردم حتی با همسرم و خیلی احساس خوبی دارم 

      انگار آرامشم خیلی بیشتره

      امروز با اینکه در دوره تکرار هستم و خیلی تغییر کردم ، خیلی مشتاق تغیررات بیشتر و بهتر هستم و امروز دیدم که ترسم از خوراکی ها چقدر کمتره 

      امروز رفتم میدان نقش جهان اصفهان و برای خودم یه بستنی خریدم و در حاکی که روی صندلی که میتونستم تمام میدون رو تو اون هوای بی نظیر بهاری ببینم نشستم و با لذت و عشق بستنی خوردم

      و کیف کردم

      من امروز فرمول های لاغری ارزشمندی با خودم به همراه داشتم

      فرمولهایی که باعث رفتارهای درست با احساس درست در من می شد

      خیلی به خاطر این مقاله ارزشمند و آموزنده سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 23:11
      مدت عضویت: 813 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,146 کلمه

      🌹سوالات مرحله اول تمرینات روز شنبه 🌹هفته اول 👸

      🦄عرض سلام و ادب و احترام مجدد🦄 

      💖چرا می‌خواهید لاغر شوید؟💖من با تمام وجودم میخام لاغر بشم تا هر آنچه چاقی از من گرفته به بهترین نحو جبران بشه و برگردم به تناسب اندامی که لایقشم و تنظیمات کارخانه ای که خدا منو با اون افرید و خلق کرد واقعا دیگه به شدت خسته هستم از قوانینی که اطرافیان برای من در نظر میگیرن بسه نخور🚫 این برات خوبه 😂 این برات بده ⛔ اینو بپوش 😒 این رنگ مناسب تو نیست 😅 این مدل به تو و هیکلت نمیاد 😀 تو نمیتونی 😄 سوغاتی آوردن ولی مال لاغراست اندازه تو نمیشه 😅 من محرومم از لذت بردن من محرومم از اعتماد به نفس 😶 چرا من نباید لایق خوشبختی باشم 😥 چرا من نباید از ته دل بخندم و چشمام رو باز میکنم بگم خدا یا شکرت یه روز جدید شروع شده و من در زندگی هر روز به لذت های جدیدتر دست پیدا میکنم 😊 من میخام از این دنیا و از دنیای بعدی که برای خودم میسازم لذت ببرم این حق من نیست که مدام ناشکری کنم و ناسپاسی 😅 این حق من نیست که مدام حسرت و افسوس بخورم 🤗 من میخام لاغر و مانکن و متناسب باشم من همین الانم ذهنم متناسبه 🤗 من همین الانم رفتار و عادتهای انسانهای متناسب رو دارم 😍 من همین الانم شاد و خوشحالم و هر روز در این مسیر شاد و خوشحال ترم هدف من فقط لاغری نیست هدف من رسیدن به تمام امکاناتی هست که خدا برام آفریده دلم میخاد از تمام نعمت هایی که حق طبیعی منه به نحو احسنت استفاده کنم پس این حق منه که اون جور که دوست دارم زندگی کنم و هدف من واقعا فقط لاغری نیست رسیدن به تمام حق هایم در تمامی جنبه های زندگی است خوشبختی به معنای واقعی کلمه 💃👰👸 من میخام مومن واقعی و شکرگزار تمام نعمت های خداوند بزرگم باشم 😎 من میتوانم خوشبخت ترین آدم روی زمین و عاقبت بخیر ترین بشم با کمک اموزشهای عالی و درسهای بی نظیر که خود خدا منو بهش هدایت کرد من محرومیت و محدودیت و رژیم نمیخام 🤝🏻 و میخام با خودم در صلح باشم 😀

      💖برای رسیدن به لاغری و تناسب‌اندام تا چه حد شوق و اراده دارید؟💖من به حدی شور و شوق و اشتیاق دارم که قابل وصف نیس تمام عمرم رو با روشهای بی فایده به باطل شدن روح و جسم و ذهنم پرداختم حالا برای ادم شدن خودم بی نهایت شوق و اشتیاق دارم و هر لحظه رو به وفور هست این اشتیاق 👸

      💖حاضرید برای رسیدن به تناسب‌اندام چه بهایی را بپردازید؟💖من بهایی نپرداختم هنوز 😂 قبلا از طرف خدای مهربانم همه چی پرداخته شده🌹 ولی به سهم خودم حاضرم با تمام وجودم به رشد و مراحل عالی و بالا بپردازم و از هر لحظه و فرصتی به نحو احسنت برای رسیدن به تناسب اندام همیشگی خودم که اینم همه عشق و لطف خداست انتخاب کنم در این مسیر به رشد و تکاپو بپردازم عشق و علایق من همیشه صرف تلوزیون و چت های بیخودی و بی فایده و بطالت وقتم میشد و هر کمکی از دستم بر میاد برای خودم که بی نهایت ارزش قائل شدم به مرحله عمل در بیارم و عشق و لذت دریافت کنم کور از خدا چی میخاد دو چشم بینا بهتر از اینا هم میشه و این طبیعیه که خوشبخت ترین خودم باشم 👸

      💖منظورم از پرداخت بها فقط مادی نیست، بلکه چقدر حاضرید برای رسیدن به تناسب‌اندام تلاش کنید؟💖با تمام وجود و تمامی کانالهای خدادای وبی نهایت عشق💓 به طور اتوماتیک و غیر ارادی برگردم  تنظیمات کارخونه ای که خدا برام در نظر گرفته بود و خودم با دست خودم کاملا به صورت ناخودآگاه و غیر ارادی خرابش کرده بودم الانم با همه وجود حاضرم از تمامی تمرینات عالی دوره به نفع خودم استفاده کنم و تمام تلاش لذت بخش خودم رو در این راه شیرین به کار میبندم و ایمان دارم به موفقیتم و جز این تلاش هیچ تلاش دیگری نخواهم کرد و با تمام وجود حاضرم هر چی آشغال تو ذهنم دارم با کمال میل دور بریزم و واقعا بت شکنی کنم و با بت های ذهنم که فرمول های غلط هستن که منو به اینجا رسوندن هیچ مقاومتی نداشته باشم برای تغییرات عالیشون  و دور انداختنشون و تمام اعتقادات خرافاتی خودم رو پاکسازی کنم و دست از به روز رسانی ترسهام بردارم 💃😍 مخصوصا ترس از خوردن 😂😂😂 چون واقعا به معنی واقعی کلمه منم هیچی نمیخوردم ولی چاق بودم و دلیل بزرگ و مانع بزرگ چاقی من فقط ترس بود و بس و ترس هم یعنی ایمان به شر به جای ایمان به خیر من توبه کردم از ترسیدن و بهایی که من میپردازم توبه هست 💃

      💖چقدر تمایل دارید برای رسیدن به هدف خود در انجام تمرینات ممارست داشته باشید؟💖خیلی خیلی تمایل و اشتیاق و شور و هیجان بی نظیری دارم از همین شروع دوباره حتی بعد از این ۴ سالی که در مسیر بودم انگار دوباره از اول متولد شدم و ابتدای مسیرم و هرگز و هرگز از این راه دست نمیکشم و همچنان مصمم و پر اشتیاق در مسیرم 👸💃 و تمام تمریناتم رو کامل انجام میدم و با این شروعم کاملا تا پایان راه استمرار دارم و هر روز بهتر از دیروز 💖

      💖رسیدن به تناسب‌ اندام چندمین هدف زندگی شماست؟💖صد در صد اولین هدفم هست ولی میدونم در کنارش به تمام اهدافم به صورت کاملا غیر ارادی میرسم همینطور که تا به حال معجزاتش رو دیدم و رسیدم کار با ذهن برای تمامی اهدافه نمیشه جلوی بقیه اسرار خوشبختی رو گرفت خود به خود به وجود میان دست خودم نیس 😂🎂

      💖برای رسیدن به تناسب‌اندام تا چه حد در مقابل افکار دیگران استقامت خواهید کرد؟💖اشتباه بزرگ من تو این مسیر این بود که خیلی واکنشی بودم و به هر حرف و فکری از دیگران واکنش میدادم حتی با خواهرام و برادرم به شدت درگیر بودم و این خیلی باعث اتلاف انرژی من در این مسیر شد و درست از روزی که استاد به من فرمودن باعث اتلاف انرژیم میشه هر روز تمام سعیم بر این بوده که به عقاید دیگران همونجور که به عقاید من کاملا بی تفاوت هستن بی تفاوت باشم و به جای دلسوزی براشون به خودم برسم چون هیچکس مهم تر از خودم نیست 👸🤗 درگیر احساسات شدیدم نباشم و فقط به مسیر و هدف خودم فکر کنم و هر کس در مدار و دریافت انرژیهای الهی باشه خودش به وقتش میاد تو مسیر حسابی سرم به کار خودم باشه و هوای خودمو داشته باشم و بس 😊😄😍 اگه بقیه هم لایق دستیابی و رسیدن به این مسیر شگفتی ساز و خوشبختی باشن هدایت خواهند شد من نباید کاسه داغ تر از آش باشم و صلاح مملکت خویش خسروان دانند 😊😍 و خداوند انسان رو موجودی مختار و آزاد افریده و هر بارم امتحان کردم که مشوق و حامی اطرافیانم باشم که از راههای سخت نرن به نتیجه نرسیدم و با کمال میل از این تلاش بیهوده دست برمیدارم 🤗😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/02/26 02:27
        مدت عضویت: 699 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 169 کلمه

        سلام آسیه جان از این که در این مسیر با هم هستیم بسیار خوشحالم من همیشه از خوندن کامنتهای شما لذت می برم شما بسیار عالی و خیلی ساده و بی الایش احساسات و نظرتون رو بیان می کنید و من بسیار لذت می برم من هم با نظر شما موافقم من هم برای کمک به دیگران از خودم و آسایشم گذشتم ولی خیلی جاها سرزنش شدم و حمل بر دخالت دونسته شد و چند سال پیش به شدت بیمار شدم و متوجه شدم منشا بیماریه من حرص و جوش بی خود برای دیگران و نادیده گرفتن خودم بوده و الان مدتی که اولویت اول خودم هستم حتی اگر انگ خودخواهی به من زده بشه اول باید خودم رو راضی کنم پس توقع دیگران رو از خودتون زیاد نکنید چون هر چه قدر به دیگران خدمت کنید از نظر اونها کمه و انتظار بیشتر رو دارن پس اولویت اول خودتون و سلامتی و کارهای مورد علاقتون باشه. آرزوی بهترین ها رو براتون دارم و منتظر خوندن کامنتهای بینظیرتون هستم👏👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/02/26 19:45
          مدت عضویت: 813 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 50 کلمه

          سلام عزیز دلم💜 قربونت بشم لطف داری 😍😘 دقیقا🤗 متشکرم از اینکه راهکار فوق العاده به من میدین گلم 😍از همیاریتون لذت بردم و حتما به کار میگیرم 😘 الهی که همیشه شاد و موفق و پیروز باشین و در مسیر خوشبختی کامل تا ابد سالم و سلامت باشین  💝💝💝

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/02/25 22:24
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,001 کلمه

      با سلام 

      امروز متوجه موضوع بسیار مهمی شدم متوجه شدم که دقتم روی تمرین نوشتن بسیار کم بوده تا الان درصورتی که فکر میکردم خیلی هم عالی تمرینامو انجام میدم اما متوجه شدم دراصل هر جور دلم میخواسته انجامشون میدادم اینم دقیقا از نوشته های استاد متوجه شدم دراین صفحه سوالات بسیار مهمی پرسیده شده که من فقط ذهنی جوابشون دادم وننوشتم قبل هر چیزی باید بگم که بت های ذهن خودمو باید بشکنم تا جای خداوند دروجودم باز بشه وبتونم متناسب بشم اولین بت من اینکه چرا میخوام لاغر بشم؟

      من میخوام لاغر بشم تا دیگه راحت وبدون خستگی وبا آرامش کامل فعالیت کنم من میخوام لاغر بشم تا بتونم لباس های مورد علاقمو بخرم وبپوشم دلم میخوادلاغر ومتناسب بشم تا ترس هام از مواد غذایی از بین بره وهمیشه با خیال آسوده بخورم واز شرکت درمهمانی ها نهایت لذت ببرم وفکرم آزاد بشه برای کارهایی که همیشه دوست داشتم به جای ترس از چاق شدن دلم میخواد متناسب بشم تا بتونم جوانی کنم مثل جوان ها لباس بپوشم وبه خودم برسم شادی کنم وخودمو بیشتر دوست داشته باشم من میخوام متناسب بشم تا اعتماد به نفسم بیشتر بشه تا کسی نتونه منو بابت چاقیم مسخره یا سرزنش کنه درضمن میخوام متناسب بشم چون این جسم خانه خداست ومن وظیفمه خانه خداوند همون طوری که به من سالم ومتناسب تحویل داده حفظش کنم وبعد مرگم تحویل خود خدا بدم درست مثل صاحب خونه ای که اگه خونشو خراب کنم باید درستش کنم وبعد تحویلش بدم  

      سوال بعدی اینکه برای رسیدن به تناسب اندام چقدر شوق واراده دارم؟

      من خیلی مشتاقم برای متناسب شدنم وبه تناسب اندام رسیدنم من درطول زندگیم بارها تلاش کردم تا به تناسب اندام دست پیدا کنم ساعت ها ورزش کردم پیاده روی کردم دوییدم رژیم های سخت گرفتم دارو خوردم برای لاغری که حتی نزدیک بود بمیرم طب سوزنی کردم طب فشاری رفتم کرم لاغر کننده خریدم وشلوار لاغری خریدم اوووه اونقدر زیادن که حد نداره دم نوشها شیک های ورزشی بدنسازی های خیلی سخا اما دریغ از تناسب اندام همیشگی اگه این انرژی ای من گذاشتم برای لاغر شدنم الان روی هر کاری گذاشته بودم الان بیلکیسی چیزی شده بودم حالا هم دیر نشده تا حالا راه اشتباه میرفتم خب حالا که مسیر درسته بازم هر کاری لازم باشه میکنم از فردا برنامه روزانه پیاده روی میگذارم برای خودم منکه خودمو قبلا به آب وآتیش زدم الان نصف اون انرژی رو هم بگذارم روی لاغریم متناسب میشم خیلیم زود میشم البته عجله ای ندارم اما الان چون یه بار دوره رو تموم کردم ودوره هم کردم قشنگ بلدم چی درسته چی غلط فقط کافیه عملیش کنم تا بترکونم 🤭😁امروز که استاد نوشته بودن رفتم با تردمیل فایل گوش کردم خیلی غبطه خوردم با خودم گفتم ببین استاد تو خجالت بکش نمیگه من دیگه استادم بیخیال فعالیت اون موقع تو اونقدر از فعالیت میترسی فکر میکنی راه بری کوه کندی میدونم قبلا خیلی در ورزش رنج کشیدی اما خودتم خوب میدونی که چقدر پیاده روی حالتو خوب میکنه وبهت انرژی میده چقدر بدنتو خوشحال میکنه تازه باعث میشه زودترم نتیجه ببینی چون هی حال خوب هی فعالیت هی نشاط درنتیجه نتیجش متناسب شدن من از فردا صبح عهد میبندم با خودم حتما پیاده روی برم وکلی از پیاده رویم هم لذت ببرم وحتی یک روزمم بدون پیاده روی وبیرون رفتن سپری نکنم که این قطعا برای من بهتره 

      سوال بعدی حاضری برای متناسب شدن چه بهایی رو پرداخت کنی ؟

      چه بهایی حاضر نیستم پرداخت کنم من حاضرم هر روز کلی ورزش کنم برقصم پیاده روی کنم حاضرم وقتمو فکرمو انرژیمو بگذارم روی متناسب شدن حالا که قطعی متناسب میشم دیگه از فعالیت وحشت ندارم حتی از خوردن ونخوردنمم وحشت ندارم دیگه نمیترسم گرسنه بشم قبلا که رژیم میگرفتم خیلی از گرسنگی وحشت داشتم به طوری به خودم تلقین کرده بودم که یک بار که فقط چند ساعت گرسنه بودم غش کردم وبا کلی سرم حالم جا اومد اما خوب یادمه روزای اولی که این دوره رو شروع کرده بودم یه روز صبح بود من هنوز صبحانه نخورده بودم اما تصمیم گرفتم تا همسرم نیومده برم وداخل پارک ورزش کنم یعنی راه برم خلاصه رفتم اولش کمی احساس گرسنگی کردم اما بعدش قطع شد اون نجوا من دوساعتی داخل پارک بود راه رفتم نشستم وبعدشم خریدمو کردم واومدم خونه وقتی همسرم اومد خونه کلی هم انرژی داشتم ومیل به خوردن نداشتم یک ساعتی گذشت وبعد تازه دیدم بدنم از خودش نشونه وواکنش واون صبحونه خوشمزه ترین ودلچسب ترین صبحانه عمرم بود مخصوصا که به اندازه خوردم ولذتشو بردم حالا هم میخوام هر روزم همین طور دلچسب وفوق العاده بشه دلم میخواد اگه چیزی رو میخورم انرژیش مستقیما صرف بدن با ارزشم بشه ومن نهایت استفاده رو از اون انرژی ببرم 

      سوال بعدرسیدن به تناسب اندام چندمین هدف شماست؟

      خب باید بگم تا حالا زیاد الویتم نبود چون کلی درگیری دیگه داشتم اما به لطف خداهمگیشون برطرف شدن از الان اولین وآخرین هدف زندگی من فقط متناسب شدن به لطف خدا تا آخر عمرم تنها هدف من متناسب شدنم خواهد بود حتی بعد از متناسب شدنمم هم ممارست میکنم وادامش میدم زیرا که پول داشتن وثروتمند شدن با تناسب اندام که لذت بخش موفق شدن درکنار تناسب اندام که لذت بخش وارزشمند وهر هدف دیگری درکنار تناسب اندام که باارزش وبدون اون ارزشی نداره 

      سوال بعدی اینکه دربرابر متناسب شدن تاحد حاضرید درمقابل افکار منفی دیگران مقابله ومقاومت کنید؟

      میخوام بگم که حاضرم جونمم بدم یه چیزی بگم اولا که به هیچ کس نمیگم از این روش لاغر میکنم چون هم به کسی ربطی نداره زندگی من هم اینکه هی میخوان افکار خودشون به زور تحمیل کنن اما اگه زمانیم کسی حرفی بزنه که منو به خاطر چاقیم سرزنش کنه تیکه بندازه مسخره کنه یا هر چی بیخیالش میشم ودر دلم بهش میخندم چون مهم منم که دارم بهترین کار وبرای متناسب شدنم انحام میدم ووقتی متناسب شدم اون وقته که خودش میشه مشت محکمی دردهنش وناراحتم نمیشه اولا اینکه نظرشو گفته ولزومی نداره نظر همه برای من مهم باشه در ثانی مهم منم که دارم بهترین کارو برای خودم انجام میدم اصن ببخیال بقیه مگه کین هر کی هستن برای خودشون هستن مهم منم من 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 21:40
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 885 کلمه

      به نام خدا 

      سلام سلام 😍😍

      ✅ موضوع ذهن و کنترل آن ،برای من خیلی عجیب بود اما با مثال ترشح بزاق به هنگام دیدن یک خوراکی ترش کاملا این موضوع را درک کردم و فهمیدم که عاملی در من هست که هم من میتوانم روی آن تاثیر بگذارم و هم آن در واکنش های من تاثیرگذار است.

      ❓چرا افرادی چاق هستند و افرادی لاغر؟

      دوست دارم از دو نگاه به این سوال جواب بدهم.

      نگاه اول : فرد چاق: چون لاغرها شانس دارند، آنها ژن خوب دارند،سیستم بدن شان لاغر است ، و….

      نگاه‌دوم :فرد متناسب : یا شاید بهتر باشه به جای کلمه ی فرد از ذهن استفاده کنم. ذهن متناسب نظرش درباره ی تفاوت جسم انسان ها تغییر در فرمول های آنهاست.

      یعنی وقتی ما جسم‌ مشابه هم داریم که بسیار هوشمند و توانمند هم هست بنابراین چیزی که مانع دفع مقداری از چربی های اضافه می شود ، قدرت ذهن چاق است.

      ❓میزان مصرف مواد غذایی در افراد چاق کمتر از افراد لاغر است.چرا؟

      برای اینکه فرد چاق میترسد..از هر لقمه ترس دارد.فکر میکند تک تک لقمه هایی که به دهان میگذارد را به زودی در شکم و پهلو و قسمت های مختلف جسم خود مشاهده خواهد کرد.اما روزی فکر نمی کند که اگر قرار بود همان بشود که او فکر می کند تا الان باید هزاران کیلو وزن داشت اما این اتفاق نیوفتاده.پس چه چیزی باعث دفع آن هزاران کیلو شده است ؟ و چه چیزی مانع دفع این ۱۴ کیلو برای من شده است؟حالا فرد لاغر اصلا به این روند فکر نمی کند..دیدین وقتی میریم به جای بسیار خوش آب و هوا ، دوست داریم نفس عمیق بکشیم ؟ عمل خوردن برای فرد متناسب مثل تنفس کردن برای ما عادی است..به اندازه ی نیاز و به مقداری که دوست دارد می خورد و روزی فکر نمی کند که این غذایی که من خوردم چی میشه؟ چجوری دفع میشه؟ و….و هیچ ارتباطی بین خوردن و جسمش نمی بیند و این دو را به هم مربوط نمی داند. و اصلا مطمئن است که جسم او همیشه متناسب است و هیچ نگرانی از چاق شدن ندارد.

      ❓به نظر شما دلیل اینکه افراد چاق همواره در طول عمر خود از تناسب اندام محروم هستند،چیست؟ واقعا دلیل آن چیست؟

      دلیل اولی که به نظرم می آید این است که افراد چاق خودشان را چاق پذیرفته اند دوست دارند لاغر شوند اما در ذهن شان ،انتظارشان از جسم خود همیشه چاق بودن است .به این دلیل که سال ها چاق بودند و چاق تر شدند به  این شرایط عادت کرده اند و چاقی طبیعی ترین حالت جسم برای آنهاست ولی چون میل به خوبی ها دارند به سمت لاغری حرکت می کنند ولی به دلیل راه های اشتباه و هم چنین اینکه باور ندارند می توانند لاغر باشند ، هیچ وقت نتیجه ی مطلوب و دائمی نمی گیرند.

      ✅چاقی را فقط در حیواناتی می بینیم که از سبک زندگی خود خارج شده اند و توسط انسان ها رفتارهای آنها تغییر کرده و به دلیل وفور غذا و احتیاج نداشتن به دنبال غذا گشتن ،آنها دچار اضافه وزن می شوند.

      ولی هیچ حیوانی در طبیعت اضافه وزن ندارد و چاق نیست.هر وزنی که دارند از ابتدای زندگی تا مرگ شان همان است.چون مثل تنفس کردن فرمول های خوردن هم کاملا تحت نظارت مستقیم مغز و به عبارتی غریزه ی آنهاست.

      ✅وقتی به ثروتمند شدن فکر می کنیم شرایط تمکن مالی را با توجه به وضعیت فعلی خودمان می سنجیم اما شرایط یک فرد ثروتمند بسیار متفاوت از آن چیزی است که کسی که ثروتمند نیست درباره ی آن تصور می کند.

      درباره ی تناسب اندام هم همین طور است. شرایط و آزادی های یک فرد متناسب بسیار بیشتر از چیزی است که یک فرد چاق می‌تواند تصور کند.

      ✅من از ته قلبم دوست دارم که لاغر بشوم تا زندگی و شرایط متفاوتی را تجربه کنم . برای متناسب شدن بسیار هیجان و اشتیاق دارم و کلی برنامه و هدف برای آن زمان دارم😍.برای متناسب شدن حاضرم از تماشای محبوب ترین فیلمم بگذرم و تمرین کنم، برای متناسب شدن حاضرم با فراغ بال خرج کنم و از نتیجه مطمئن هستم.برای متناسب شدن حاضرم با بهترین دوستانم چت نکنم ، برای متناسب شدن حاضرم از خوابم بزنم، برای متناسب شدن حاضرم پا روی تمام فرمول های اشتباه و عقاید غلطم درباره‌ی چاقی و خوردن بگذارم و آنها را تا همیشه کنار بگذارم.برای متناسب شدن حاضرم با عشق هرروز زمانی را اختصاص به یادگیری و تکرار بدهم.حاضرم تا رسیدن به هدفم تمرین کنم و تکرار کنم و استمرار داشته باشم.

      متناسب شدن و متناسب ماندن اولین و مهم ترین هدف زندگی این روزهای من است.برای رسیدن به تناسب اندام حاضرم هیچ اهمیتی به گفته ها و افکار دیگران ندهم و فقط به احساس خوب خودم توجه کنم.میخواهم با توجه و تمرکز بسیار بالا فقط روی انجام هرچه بهتر دوره تمرکز کنم و دیگر به نظرات دیگران درباره‌ی چاقی و لاغری اهمیتی نمی‌دهم.از این لحظه فرمول متناسب همان است که استادم می‌گوید‌ و فرمول چاق کننده همان است که استادم توضیح می دهد.در این مسیر علم برای من حرف مربی ام است . تعهد می‌دهم هرچه درباره ی چاقی و متناسب شدن در این مسیر می آموزم را بدون هیچ گونه قضاوتی به طور ۱۰۰٪ درست باور کنم و به آن عمل کنم.

      من هیچ کس‌را در جریان اقدام خود برای تغییر شرایطم‌نمی گذارم و با دلی مطمئن و سرشار از ایمان و یقین به خودم مسیرم را شروع می کنم.

      خداوندا در تمام مسیر یار و یاورم باش.❤️

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 21:22
      مدت عضویت: 699 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      وقت بخیر

      من گربه ای دارم که اول پاییز زیاد غذا می خوره تاچاقتر بشه وقتی تحقیق کردم دیدم برای این که یک لایه چربی در زمستون باعث گرم شدنش میشه و مثل پالتو عمل میکنه و جالب اینجاست که در بهار غذاش نصف میشه و کمتر می خوره و لاغر میشه چون دیگه به اون لایه چربی احتیاج نداره و این کارش غریزیه و بطور اتوماتیک انجامش میده.

       مدتهاست من به این نتیجه رسیده بودم که مشکل من برای لاغر شدن به ذهنم ربط داره و دنبال راهی بودم که این مشکل رو حل کنم که بطور اتفاقی با سایت تناسب فکری اشنا شدم پس مطمئنم که تنها راه لاغری من با آموزش ذهنمه و بیشتر از یک ساله که در این مسیر هستم و در این مدت خیلی از موانع ذهنی خودم رو شناسایی کردم و هنوز هم با تمام قوا در حال آموزش دیدن و تمرین کردن هستم تا لاغری رو هر روز بیشتر از قبل یاد بگیرم و این بت بزرگ رو بشکنم و از ذهنم محو کنم و لاغری اولویت اول منه چون به این نتیجه رسیدم که موفقیت در تمام جنبه های زندگی من به رسیدن به تناسب اندام بستگی داره و تا به اون نرسم دست بر نمی دارم و مطمئنم که به زودی به اون می رسم  و اول از همه رسیدن به تناسب باعث سلامت جسم من میشه و بعد با خوشحالی هر لباسی رو دوست داشته باشم می پوشم و با اعتماد به نفس در مهمونی ها و دور همی ها شرکت می کنم و خوشحالی به زندگی من میاد و هر کاری رو که دلم می خواست انجام بدم ولی به دلیل چاقی نمی تونستم انجام میدم و چون حالا از زمانی که تازه وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها شده بودم تجربه بیشتری دارم می دونم که موفقیت خیلی نزدیکه و من به زودی به هدفم میرسم . 

      به امید آن روز .  🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 17:50
      مدت عضویت: 818 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 403 کلمه

      قبل از شرکت در دوره هیچوقت فکر نمی کردم که بشه ذهن را برنامه ریزی کرد وبیشتر معتقد به قسمت وسرنوشت و ژنتیک و…بودم وفکر می کردم چاقی من به این موارد مربوط میشه من تا سن ۲۶سالگی خیلی هم متنلسب بودم و هیچوقت به فکر چاقی واضافه وزن نبودم اما از لحظه ای که اضافه وزنم شروع شد همش به چاقی بیشتر فکر کردم خیلی از غذاها رو که قبلا به راحتی می خوردم و لذت می بردم از ترس چاقتر نشدن گذاشتم کنار از اول صبح تا آخر شب فقط فکر وذکرم این بود که حالا این خوراکی چقدر می تونه منو چاق کنه و ضمن این که همیشه هم فکر می کردم چاقی با اضافه وزن فرق داره. سال ها این فکر در من شکل گرفته بود از کلمه ی چاقی استفاده نمی کردم و همه جا می گفتم من مثلا اینقدر اضافه وزن دارم درحالی که من یه ذهن چاق داشتم وهمه چیز به همون ذهن چاقم برمی گشت. در طول این سال ها هروقت تصویرموتو آینه دیدم فقط نظرم به سمت چاقی جلب می شد هر لباسی که می پوشیدم خودمو از هزار جهت نگاه می کردم که منو چاق نشون نده و خلاصه با این ذهن چاقم هیچ لذتی از خوردن و پوشیدن و… نمی بردم و خوشبختانه با شرکت تو این دوره از همون اوایل متوجه این مورد شدم و کم کم حس وحالم بهتر شد دیگه از خوردن موادغذایی ترسی نداشتم وتو اینه به خودم لبخند می زدم و از نگاه کردن به خودم بدم نمیومد من یادگرفتم که همه چیز به ذهن خودم بستگی داره و این ذهن منه که باید با برنامه ریزی درست ودرجهت تناسب اندام حرکت کنه.

      متن این قسمت را خوندم وبه سوالاتش پاسخ دادم و به نظرم خیلی کمک کننده هست منم سال ها با ذهنی که خودم اشتباه برنامه ریزی براش کرده بودم و بهش اطلاعات غلط داده بودم زندگی می کردم همه چیز را به خوراکی وژنتیک وارث ربط می دادم وفکر می کردم سرنوشتم چاقیه و همیشه باید چاق بمونم و دیگه نمی تونم مثل سالهای اول زندگیم لاغری رو تجربه کنم.ولی خدا رو شکر تو این مسیر متوجه شدم که هر موقع ذهنم را درست برنامه ریزی بکنم به نتایج دلخواهم می رسم امروز اولین روز شروع دوباره بود و با انرژی خوبی شروع کردم فایل ها را گوش کردم تمرینات دوستان و نوشته استاد را خوندم و با کلی انرژی به فکر ادامه مسیر هستم🤗🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/25 13:22
      مدت عضویت: 815 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

      همه چیز توی زندگی به ذهن ما بستگی داره و من این رو توی این یکی دو سال خیلی توی زندگیم تحربه کرده ام که البته حتما قبلا هم بوده ولی من بهش توجهی نمیکردم .

      یکی از موردهایی که دیدم به شدت وابسته به ذهنم بود اینه که چند سال پیش من کلاس تار میرفتم و خوب استادی که داشتم همیشه میگفت باید فاصله انگشتهات خود به خود درست بشه و هیچ وقت نه روش زوم میکرد و نه تمرینی براش میداد و من هیچ وقت نتونستم یه اهنگ خوب بزنم طوری که انگشتهام درست پشت پرده های تار قرار بگیره .تا اینکه امسال دوباره پیش یه استاد دیگه انلاین ثبت نام کردم و از همون اول شروع کردم که من هر کاری تا حالا کردم انگشتهام درست نشده و من انگشتهام کوچیکه .و جوابی که استاد یارم بهم داد این بود که این ذهن تو هست که نمیگذاره انگشتهات باز بشه .و من با توجه به اینکه توی دوره های استاد این ذهن و گیرهای ذهنی رو شتاخته بودم قبول کردم و یه تمرین بهم داد که فقط انگشتهام رو روی سیم سر بدم و در عین حال چون میخواستم ذهنم درگیرش نشه هندزفری گذاشتم و همزمان غرق گوش کردن یه اهنگ شدم خیلی دوستش داشتم فقط یک ساعت تمرین کردم و دیدم انگشتهام خیلی خوب باز شد از هم .فیلمم و گزفتم و برای استاد یارم فرستادم فقط دهنش باز مونده بود که تو چیکار کردی که انقدر خوب و زود مشکلت حل شد و من با قدرت دیدم چون همزمان با تمرین نگذاشتم ذهنم( طبق اون باور قبلی که داشت که انگشتات از هم باز نمیشه ) نگذاشتم توجهش روی انگشتام باشه و اون رو پرت کردم به اهنگی که گوش میدادم و این مشکل حل شد .

      واین یکی از نشونه های این بود که ذهن در زندگی من تاثیر داره .

      و خیلی چیزهای دیگه توی زندگیم دیدم که فقط از ذهن خودم نشات گرفته .از رفتار خودم ،همسرم اطرافیانم و ….

      و این مورد که این ذهن هر انسانی هست که زندگیش رو رقم میزنه رو خیلی از کتابها و نویسنده ها تایید کردند .و وقتی فکر میکنیم میبینیم هر حرفی که میزنیم قبلش حتما به اون موضوع فکر کردیم و هر کاری که انجام میدهیم قبلش به اون فکر کردیم و توی ذهن ما بوده و فقط بعضی از حرفها و کارها رو انقدر سریع انجام میدیم که متوجه نیستیم قبلش حتما فکری در مورد اون داشتیم و اصلا بدن ما هیچ کاری هیچ رفتاری هیچ حرکتی حتی کوچکترین اون رو بدن اینکه یک پیام عصبی به اون قسمت برسه انجام نمیده .و این پیامهای عصبی رو چیزی شکل نمیده مگزثر تفکر ما یا همون ذهن ما . پس وقتی حتی کوچکترین حرکت بدون دخالت فکر و ذهن ما نیست چطور میتونه چاق شدن یا لاغر شدن ما که یه حرکت مهم توی بدن ما هست بدون دخالت ذهن باشه .؟؟و این مورد که چاقی و یا لاغری ما ریشه در ذهن ما داره الان دیگه برای من یه اصل یه قانون هست چرا که با اصلاح کمی از ذهن بدون ورزش و با هر مار اضافی دیگه خیلی از اضافه وزنم کم شد .و فقط برای کنترل دقیق تر و بیشتر ذهنم باید باز تمرین کنم که همین تکرار دوباره دوره یه تمرین عالی هست و دیگه استمرار داشتن هم باعث میشه اوضاع ذهنم بیشتر تحت کنترل خودم بیفته .شاد باشید 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/02/25 13:17
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      با سلام 

      داستان زندگی هر کسی متفاوت اما مغز همه مشترک این نشون میده چیزی فراتر از مغز درکار یعنی ذهن قدیما میگفتن ذهنیت این آدم خراب شاید نمیدونستن دقیقا چه مشکلی داره اون آدم اما درست میگفتن ما انسان ها همگیمون ذهنیتمون خراب راجب چاقی راجب خدا راجب سلامتی راجب دین راجب انسانیت وراجب خیلی چیزای دیگه که درش مشکل داریم وهی دنبال دلیل وبهونه میگردیم که ربطش بدیم به بیرون خودمون غافل از اینکه ذهنمون باید درست کنیم باورهامونو منشمون رفتارمون عادتهامونو همه چیز درست میشه من دراین چند ماهی که دراین دوره بودم خیلی خوب فهمیدم چقدرررر مشکل داشتم از نظر فکری چقدر بیخودی به حرف بقیه بها میدادم چقدر دنبال جواب دادن به بقبه بودم چقدر دنبال چیزای الکی بودم واز خودم غافل باورم این بود که همش تقصیر این واون زندگی من اینجوری داغون خودم چاق وداغونم ومریضم وخوب نمیشم بی پولیمم که تقصیر دولت بود پدرو مادرم وشرایط اقتصادی خلاصه کلی مجمع مقصران برای خودم از آدمها وچیزای مختلف دور خودم جمع کرده بودم ونالان وناراحت وناراضی روزامو تکرار میکردم تا بگذره اما حالا فقط ذهنیتمو میخوام درستش کنم وتمام این میشه زندگی که من میخوام با همه چیزش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رضا عطارروشن
      1400/02/25 12:34
      مدت عضویت: 217 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,527 کلمه

      سلام همراهان عزیز

      با خوندن این متن به وجود بخشی در خودم پی بردم که قابل دیدن نیست اما می توان از تاثیری که بر عملکرد جسم من می گذارد از بودنش اطمینان حاصل کرد.

      متوجه شدم که می توان این بخش را برنامه ریزی کرد و تغییرات در عملکرد جسم ایجاد کرد.

      اضافه وزن من بخاطر برنامه ریزی شدن ذهن من بوده است و این همه سال مقصر دانستن دیگران برای چاق بودنم تصور اشتباهی بوده البته اطرافیان من قطعا در برنامه ریزی این بخش وجود من نقش داشته اند اما عمدی برای این کار نداشتند و از این جهت نباید آنها را مقصر چاقی خودم بدونم.

      با درک این موضوع رهایی از چاقی برای من باورپذیرتر شد چرا که متوجه شدم الان هم می تونم با برنامه ریزی ذهنم به شرایطی که دوست دارم برسم.

      وقتی می شود ذهن را برنامه ریزی کرد دیگر دلیلی ندارد سال های باقیمانده زندگی ام را در چاقی سپری کنم. از امروز تصمیم می گیرم بر اساس آموزش های این دوره فوق العاده ذهنم را برای لاغر شدن برنامه ریزی کنم.

      سوالاتی در این بخش مطرح شده که دوست دارم با جواب دادن به آنها از همین لحظه برنامه ریزی ذهنم را شروع کنم.

      1- میزان مصرف مواد غذایی در افراد چاق کمتر از افراد لاغر است؟ چرا؟

      در تمام سال هایی چاقی مادرم عقیده داشت که رضا چیزی نمی خوره و اینو بارها به دیگران می گفت

      شنیدن این حرف باعث شده بود که بیشتر از خوردن ترس داشته باشم چون من که چیزی نمی خوردم و چاق بودم اگه قرار بود چیزی بخورم چقدر چاق تر می شدم.

      احتمالا به همین دلیل ترس از خوردن در من شکل گرفته است و همیشه از خوردن می ترسیدم تا جایی که از آب خوردن هم ترس داشتم و هزاران بار به دیگران گفته بودم که من آب هم بخورم چاق می شم.

      در مقایسه با برخی از دوستان لاغرم غذا خوردن من واقعا کمتر بود ولی این کمتر خوردن بخاطر ترس از خوردن بود نه اینکه میل و علاقه نداشتم

      اتفاقا خیلی دوست داشتم بیشتر بخورم ولی همیشه از خوردن می ترسیدم و نمی دونستم که ترس از خوردن بیشتر از خوردن باعث چاقی من می شه

      2- چرا افراد لاغر هرچه می‌خورد چاق نمی‌شوند؟!

      سال هاست این سوال در ذهنم است که چرا لاغرها هرچی می خورند چاق نمیشن

      پسرخاله ای داشتم که در خوردن با دیگران مسابقه می ذاشت و اگه خوراکی هامو قایم نمی کردم حتما همه رو می خورد

      برای خوردن هیچ اهمیتی به ساعت و مقدار خوردن نمی داد و همیشه لاغر بود

      اما من هر ساعتی غذا نمی خوردم، به هر اندازه ای که دوست داشتم نمی خوردم اما همیشه چاق بودم

      فکر کردن به اینکه چرا آدم های لاغر چاق نمی شن خیلی ذهنم رو مشغول کرده بود و باعث حسرت خوردن من نسبت به لاغرها شده بود.

      3- علت تفاوت بین طرز فکر افراد درباره خوردن چیست؟

      الان متوجه شدم که دلیل تفاوت بین طرز فکر من و افراد لاغر برنامه ریزی شدن ذهنم بوده

      وقتی ذهن من درباره خوردن برنامه ریزی شده که باعث چاقی من میشه هربار که می خواستم غذا بخورم اطلاعات ذهنم باعث ترسیدن من از خوردن و چاق تر شدن می شده ولی چون در ذهن یک فرد لاغر همچین موضوعی وجود نداره هیچوقت موقع خوردن ترس در لاغرها ایجاد نمیشه

      4- به نظر شما دلیل اینکه افراد چاق همواره در طول عمر خود از تناسب‌اندام محروم هستند چیست؟

      تنها دلیلش میتونه این باشه که ذهن افراد چاق برای چاق بودن برنامه ریزی شده و چون از این موضوع اطلاع ندارند و اصلا بلد نیستند که چطور باید برنامه ریزی ذهن خودشون رو عوض کنند در تمام طول عمرشون چاق می مونن

      5- چرا می‌خواهید لاغر شوید؟

      چون دیگه از چاق بودن خسته شدم. از سرزنش شدن حالم بد میشه، از اینکه همش حواسم به خوردنم باشه و ترس از خوردن داشته باشم خسته شدم.

      می خوام فکر چاقی رو از ذهنم بیرون کنم و باقی عمر به موضوعات موردعلاقم فکر کنم

      این همه سال بیشتر ذهن من مشغول چاقی و لاغری بوده و خیلی از لذت ها رو نبردم و دل و دماغ زندگی کردن نداشتم

      میخوام لاغر بشم که حس آزادی رو به دست بیارم

      ازادی در انتخاب لباس، آزادی در انتخاب غذا، آزادی در حضور در مهمانی ها، آزادی در انتخاب هر موضوعی که قبلا بخاطر چاقی انتخابش نکردم

      6- برای رسیدن به لاغری و تناسب‌اندام تا چه حد شوق و اراده دارید؟

      خیلی شوق دارم

      بیشتر از هر اتفاق دیگری در زندگی برای لاغر شدن شوق دارم

      برای لاغر شدن خیلی اراده دارم

      کارهایی که برای لاغر شدن در زندگیم انجام دادم برای هیچ موضوع دیگه ای انجام ندادم

      اگه انقدر که برای لاغر شدن تلاش کردم برای هر موضوعی دیگه ای تلاش می کردم الان در اون موضوع در دنیا شناخته شده بودم

      من برای لاغری و تناسب اندام بی نهایت شوق و اراده دارم.

      7- حاضرید برای رسیدن به تناسب‌اندام چه بهایی را بپردازید؟

      هر بهایی را می پردازم

      تا الان هم هر بهایی لازم بوده پرداخت کردم

      خیلی وقتها با جنگ و دعوا خانوادم رو وادار می کردم فلان دارو یا وسیله رو برای من بخرن که من لاغر بشم

      خیلی پول خرج لاغر شدن کردم که همش بی فایده بود

      چقدر زمان خرج لاغری کردم که همش بی فایده بود

      چقدر با بچه ها بازی نمی کردم چون بخاطر چاق بودنم مسخره می شدم

      خیلی از دوران های زندگیم خرج چاقی شد

      الان برای لاغر شدن هر بهایی لازم باشه پرداخت می کنم

      همین امروز به نظرم اولین بها رو پرداخت کردم

      دیشب ساعت 4:30 خوابیدم

      تصمم داشتم ساعت 8:30 بیدار بشم و این دوره رو شروع کنم

      سعت 7 صبح با گریه آیدا از خواب بیدار شدم

      حدود یک ساعت بغل من بود تا دوباره خوابید

      خیلی خسته بودم و چشمام از بی خوابی می سوخت

      ولی ساعت از 8 گذشته بود و من تصمیم داشتم 8:30 شروع کنم

      یه لیوان قهوه خوردم و طبق برنامه شروع کردم

      اتفاقا تصمیم داشتم موقع گوش دادن به فایل های آموزشی از تردمیل استفاده کنم و با اینکه خوابم می یومد ولی تصمیم خودم رو اجرا کردم و یک ساعت روی تردمیل داشتم محتوای آموزشی رو می خوندن و فایل ها رو تماشا کردم.

      من هر بهایی لازم باشه برای لاغر شدن پرداخت می کنم و باید به آرزوی خودم برسم.

      8- چقدر حاضرید برای رسیدن به تناسب‌اندام تلاش کنید؟

      هر چقدر لازم باشه تلاش می کنم.

      تکرار می کنم و ادامه می دم تا به آرزوی خودم برسم

      من همه سال های چاقی زندگی نکردم

      هیچ لذتی از زندگی کردن نبردم و به هیچ آرزویی نرسیدم چون انقدر از چاق بودن ناراحت بودم که هیچ چیز در دنیا منو خوشحال نمی کرد

      حتی در بچگی هر بهانه ای برای داشتن وسیله بازی می گرفتم بعد از داشتنش دوباره ازش خوشم نمیومد

      یادمه مادرم هر وقت برای من پارچه می خرید که لباس بدوزه و به من نشون می داد اونو پرت می کردم گوشه اتاق

      می گفتم این چیه خریدی

      خسته شدم از لباس راه راه پوشیدن

      همش رنگ قهوه ای و طوسی برام می گیری و همیشه میگفت خوب چون چاق هستی نمیشه رنگ روشن بپوشی

      لحظه به لحظه زندگی من پر از خاطرات تلخ چاقی است و امروز برای رسیدن به لاغری هر تلاشی لازم باشه انجام می دم.

      من با لاغر شدن می خوام از چاقی انتقام بگیرم

      چیزی جز انتقال از چاقی منو راضی نمیکنه و تنها راه انتقام گرفتن از چاقی ، لاغر شدنه

      9- چقدر تمایل دارید برای رسیدن به هدف خود در انجام تمرینات ممارست داشته باشید؟

      تنها هدف من در زندگی لاغر شدنه و برای این هدف هرچقدر لازم باشه ممارست می کنم

      من خیلی روشها رو امتحان کردم و دیگه اطمینان دارم که هیچ روشی نمی تونه به من کمک کنه لاغر بشم الا روش لاغری با ذهن

      چون متوجه شدم بخاطر برنامه ریزی ذهنم بوده که من چاق شدم و حالا بعد از این همه سال تازه اشکال کار رو پیدا کردم

      بخاطر همین دیگه دست بردار نیستم تا این اشکال رو برطرف کنم

      قبلا نمی دونستم اشکال چاقی از چیه و همه کار می کردم که لاغر بشم ولی نمی شد

      الان متوجه شدم که وقتی اشکال رو نمی دونی تلاش کردن برای رفع اشکال بی فایده است

      اما الان که اشکال چاق بودنم رو پیدا کردم دیگه هرچه در توان دارم برای رفع این مشکل به کار می گیرم

      10- رسیدن به تناسب‌ اندام چندمین هدف زندگی شماست؟

      اولین و آخرین هدف من در زندگی لاغر شدنه

      حتی وقتی لاغرشم بازم هدف اصلی من از زندگی لاغر بودنه چون هرچیزی در کنار لاغری لذتبخشه

      هیچ لذتی در چاقی نیست و تنها هدف من در زندگی لاغر شدنه

      وقتی لاغر باشم زندگی کردن من تازه شروع می شه

      لذت بردن از خریدن

      لذت بردن از خوردن

      لذت بردن از مهمانی رفتن و هرچی لذت ها که ازش محروم بودم رو یکی یکی تجربه می کنم

      اولین هدف من برای ادامه زندگیم لاغر شدنه و آخرین هدف من برای زنده بودن هم لاغر بودنه

      11- برای رسیدن به تناسب‌اندام تا چه حد در مقابل افکار دیگران استقامت خواهید کرد؟

      همان اندازه که برای چاق بودن مقاومت کردم

      سالها از اطرافیان درباره چاقی سرزش شدم اما به چاق بودن ادامه دادم

      هزاران بار از طرف دیگران بهم توصیه شد که به فکر خودم باشم و لاغر بشم اما من همچنان چاق بودم

      هرچه مسخره شدم بازم چاق بودم

      هیچ حرفی و نگاهی و برخوردی نتونست باعث بشه من از چاقی دست بکشم و همچنان چاق بودم

      الان که خودم میخوام لاغر بشم و تصمیم گرفتم از این روش استفاده کنم هم مثل دوران چاقی عمل می کنم

      هرکی هرچی میخواد بگه مهم نیست من ادامه میدم

      خدا رو شکر از انجام اولین تمرین راضی هستم و این نشانه خوبی برای شروع این دوره است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/12/30 10:00
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ومهربان
      من از امروز ۳۰ فروردین ۹۹ تصمیم قاطع خودمو گرفتم که تمام تمرکز وتوجه خودمو معطوف به این دوره کرده ودوره رو به یاری خداوند وتلاش خودم شروع کنم به امید وایمان به متناسب شدن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/22 15:35
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      سلام استاد
      اشاره ی شما به ذهن و اینکه رفتار ما رو تحت تاثیر میده،به نظرم جالب اومد.استاد،یک عمر خوردم و از خوردن لذت نبردم و به آرزوم هم نرسیدم به نظرم دردناکه…این حس سرخوردگی از موفق نبودن در رژیم های مختلف،ورزش و…حسرت اندام ایده الم رو خوردن،چاق و لاغر شدن نسبی….همش درگیر این قضیه بودن.مهمونی که بخوام برم لباس منو انتخاب میکنه نه من لباس رو…تو باشگاه خجالت کشیدن و استخر نرفتن به خاطر نپوشیدن مایو،دلم میخواد همه ی اینا برای همیشه تموم بشه تا ابد…
      دختر ۳ ماهم مثل من نشه،من درست بشم تا این الگو از نسلمون بیرون بره…ذهنم آروم باشه و از خوردن و اندام خودم احساس رضایت داشته باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/30 01:19
      مدت عضویت: 468 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 413 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستانم
      خیلی حس خوبی دارم که با شمام….استاد جنگیدن با بت های درونمون برام خیلی جذاب بود و تازگی نداشت.‌این اصطلاح رو ازتون نشنیده بودم ازتون هیچوقت.خیلی بهش فکر کردم.تا الان هر وقت میگفتین شاید براتون پذیرفتن این مورد یخت باشه میگفتم نه من راحت تغییر میدم ذهنمو.ولی الان که گفتین فکر کنین دیدم نه آسون نیست و تمرین میخواد. اولش فکر میکنی فهمیدی و قابل اجراست ولی در عمل سخته‌ میبینی تمرین میخواد. تکرار میخواد………..
      استاد من فکرامو کردم.‌همین سه فهته ای که از دوره و شما دور بودم .و چه اشتباهی کردم رشته رابطه رو بریدم.‌یکسره در کلنجار و فکر کردن بودم. البته میگم شایدم خواست همون خدا بوده باشه که با تصمیم قاطع بیام و نیاز به فکز مجدد نداشته باشم و چیزی ته دل منو نتونه بلرزونه. خدایا متشکرم که هر طچر شده دوباره منو در مسیر صخیح لاغری با ذهن قرار دادی. پرسیدین چرا میخوام لاغر شم….خوب اینکه معلومه. لاغری و تناسب اندام غایت آرزوی منه.‌چون ریشه هر چیزی که تو این دنبا دوسش ندارم چاقیمه. از ابنکه سالم نیستم. اینکه با یه حرکت ساده در حد بچگونه رباط زانوم پاره شد و عمل میخواد. اینمه گاهی افسرده م از خودم ناراضیم.اینکه اعتماد بنفسم پایینه. اینکه تو کارم ارتقا پیدا نکردم و یه کارمند ساده موندم. اینکه با وجود علاقه به تو‌جمع بودن و شلوغ پلوغی اسم مهمونی میاد میترسم. اینکه بری در کمد لباساتو بعد شش ماه باز کنی که بری یه مهمونی شب یلدا مثل فردا شب هیچ مانتویی بهت اندازه نشه….اینا دلایل خواست لاغری منه.‌استاد خسته شدم از این همه حلبی روغنی که با خودم حمل میکنم. استاد مبخوام حس تازه متولد شد و حس تناسب اندام رو‌ تجربه کنم.اینکه از پشت ویترین لباسی رو تن مانکن ببینم و بذم بگمون همین رنگ و همین سایز رو میخوام.‌استاد حتی شده یک روز قبل مذگم باید لاغر شم.گفتین با خودت فکر کن ببین بابتش چقد میخوای خرج کنی…خوب مالی که هزینه انحام شد وو لی از جانم میذارم.‌اتفاقا روزایی که عصرا ننیخوابم چون فایل گوش میدم بهترین روزای عمر منه.‌هم تمرین دفتری انجام میدم هم اینجا مینویسم. قول میدم.لاغری اولین هدف زندگیه منه که میدونم طبق فرمایش شما این دوره همه جانبه ست و لاغری بخشی از تاثیراتشه.‌ استادمن مرید چشم بسته شمام. شما بی یار و یاور تونستی لاغر شی خوب منم میتونم.‌قسم میخورم هر بگین انجام بدم.فقط تنهام نذاربن.‌کمکم کنین که چه سعادتی بالاتر از ابن که کسی رو به رویای قدیمیش برسونین.‌شما نظرکرده خدایین. سایه تون رو سر خونوادتون باشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/29 14:11
      مدت عضویت: 813 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 723 کلمه

      سلام استاد عزیز 🌹و دوستان همراه در سرزمین لاغری🌹
      وای که چقدر خوندن متن مرحله اول لذت بخش بود برام☺️
      یک بار خوندم این متن رو و به قسمت خواندن مرحله فکر کردن به ترش که آلوچه ناخوداگاه از تصویریهای استاد به ذهنم میرسه هر بار دهانم پر از آب میشه وقتی میخونم و دیدگاههای فوق العاده دوستان رو هم خوندم و دوباره از اول متن استاد رو دارم میخونم و دیدگاه خودم رو مینویسم لبخندم عمیق رو صورتمه و حس و حال بینظیری دارم 😍
      و چقدر لذت بخشه که همه چیز بدن به صورت غیر ارادی و اتوماتیک هستن و توضیحات فوق العاده استاد برای من خیلی شیرینه و دقیقا مشکل عدم تناسب منم همین افکار غلط و باورهای اشتباه درباره مواد غذاییه و به صورت ذهنیه که با آموزشهای شیرین و لذت بخش استاد عزیز به مهارت و آموزش ناخوداگاهم تبدیل میشن و محرومیت و محدویت های شدید بدن منو قحطی زده کرده و آخرین بارهای قبل از شروع رژیم منو بیچاره کرده بود 😂😂😂ولی الان دیگه برای شروع دوره نیازی به آخرین خوردنهای قبل از شروع دوره نیس و در آرامش کامل ارامشهای بیشتری رو به خودم هدیه میدم چون لایقشم من لایق تنبیه و فشار رژیمی نیستم 😍خدایا شکرت این تنها راهی هست که منو به تناسب اندام همیشگی میرسونه ☺️

      من مشتاق رسیدن به چنین تناسب اندام عالی و لذت بخشی هستم نگرانی معنایی نداره برام 😅
      ترس و دلهره و عذاب مال دوران قبلی بود که چنین لذت بخش هدایت نشده بودم

      بارها و بارها دکتر رماتیسمم به من پیشنهاد اسلیو داده ولی من زیر بار حرفش نرفتم اینبار که بهم دستور تحقیق داده از دکتران نه خاله زنک ها 😅 هر چی میگم دکتر اسلیو رو من جواب نمیده باز فکر میکنه از عمل جراحی میترسم 😂
      چقدر شیرین و لذت بخش بود برام از تشبیه عالیتون در مورد بت های ذهن واقعا افکار و عقاید اشتباه ما تبدیل به بت شده بودن و این فرمولهای غیر قابل پرستش ناخودآگاه بت شده بود😡
      بت شکنی لذت بخشه تغییر افکار لذت بخشه و شیرین اگر یک نفر تونسته افکارش رو تغییر بده من هم میتونم چه بسا که افکارم بی نهایت تغییر کرده و کلا آدم دیگه ای شدم
      من تصمیم قاطع خود را برای تناسب اندام همیشگی گرفته ام و حاضرم چنین بهای عالی رو بپردازم با تمام وجودم ☺️😍تمام وقت و ذهن خودم رو برای صرف کردن در چنین سرزمینی بگذرانم

      ولی اشتباه بزرگ من این بوده که خواهرم که معلمه و رشته اش زیست شناسی بوده هم در جریان کارهای ما هست و مدام به من میگه که من مثل کبک سرم رو زیر برف نمیکنم و متلک های شدید میندازه که چرا لاغر نشدید پس و تبدیل شده به موانع ذهنی من ولی نمیخام فشاری رو افکار من داشته باشه قبلا باهاش خیلی بحث کردم و مدتها کاری به کارم نداشته ولی بعد از یه مدت دوباره میخاد منو منحرف کنه که کاری کن برای خودت و رژیم و ورزش شروع کن ولی من دیگه هیچ اعتقادی به چنین رفتارهای اشتباه و مسخره ندارم 😂 الان فقط سعی در سکوت و لبخند دارم و باهاش وارد بحث نمیشم به توصیه استاد ولی گاهی مقاومت کردن دربرابر جواب ندادن به حرفاش برام سخته و ناخودآگاه آرامش منو میگیره با این که اینهمه تغییرات روحی و روانی من رو میبینه ولی باز فشار روحی ایجاد میکنه که حس میکنم اینم برام تبدیل به یه باور شده که خواهرم نگران منه و میخاد منو راهنمایی کنه که در این سرزمین عالی نباشم حتی حاضر نیس خودش یه مطلب در مورد شما بخونه یا میترسه مثل من درگیر بشه واکنش ندادن خیلی سخته 😅 ولی مدام موفق شده منو از مسیرم دور کنه که اینبار تعهد میدم باهاش بحث نکنم ☺️ دلم میخاست در چالش من اینو نخوردم چون من مشکل انتخاب غلط برای خوردن ندارم

      برای خودم چالش من واکنش ندادم انجام بدم ولی اشتیاقم برای شروع دوره هم زیاده و دلم میخاد الان که سایت به روز شده و اینهمه دوره شیرین تر و لذت بخش تر شده مصمم و پرقدرت دوره رو شروع کنم ولی نجواهای ذهنی اینو هم دارم که چیکار کنم سکوت و لبخند برای دوره تغییر زندگی رو حتما داشته باشم و فراموش نکنم در لحظه 😅 به شدت عصبی میشم گاهی و میبینم که وسط بحث هستم و پرخاش میکنم و مشغول طرفداری از استاد عزیزم 😂 و دوره شگفت انگیزشون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/30 11:19
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 90 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تا وقتی فردی می تونه شما رو از تصمیم و مسیر درست منحرف کنه مشکل از اون نیست که بخوای با مقاومت و بحث کردن قانعش کنی
        مشکل از شماست که نمی تونی بی تفاوت باشی
        هر انسانی حق داره هر طور می خواد فکر و زندگی کنه
        به خواهرت حق بده نخواد گوش کنه و نخواد مثل شما علاقمند باشه
        انرژی که صرف خواهرت میکنی رو صرف خودت کن
        ضمنا خواهرت نگران شما نیست
        بلکه نگران اینه که حرف و عقیده اش رو به دیگری ثابت کنه
        این رفتار در عموم انسانها وجود داره

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/09/30 11:49
          مدت عضویت: 813 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 478 کلمه

          سلام استاد عزیز واقعا ممنونم از پاسخ گویی عالیتون فرمایشتون کاملا متین ولی نه استاد منظورم این نبود منظورم این بود که گاهی با بحث هاش چنان انرژی منفی به من میده که روح و روانم رو به هم میریزه و اشتباهی که من مرتکب شدم و اون از اینکه من مثل سابق رژیم نمیگیرم و ورزش نمیکنم و به آب و آتش نمیزنم باهام بحث میکنه بدون اینکه از متحوای فوق العاده دوره باخبر باشه فقط منو محکوم میکنه ولی من بسیار خوشحال و راضی هستم🌹🌹🌹

          قبلا هم خیلی سعی داشتم دیگران رو متقاعد کنم که خودشون رو شکنجه ندن و به دوستام پیشنهاد میدادم از روش ذهنی لاغر بشن چون خودم خیلی خیلی رضایت دارم از صحبتهای فوق العاده شما و کلی تغییر کردم واقعا برام رضایت بخش و عالیه و بی نظیر🌹🌹🌹

          استاد گرامی و از روی دلسوزی که قبلا برای دیگران میکردم و هیجان از یادگیری یکی از نکات طلایی شما بهشون پیشنهاد میدادم چون ما گروهی بزرگ برای رژیم داشتیم و دوستان به شدت زیادی دارم که همه چاق هستن و مشغول رژیمهای تکراری و آسیب روحی و روانی به خودشون گاهی ساکت هستن و گاهی پر شور برای شروع یه رژیم بی فایده دیگه که کاملا از نظر من آب در هاون کوبیدنه و مثل روز برام روشنه که چند روز دیگه رژیم رو رها میکنن

          بعد تو یکی از فایلهای شما متوجه این اشتباه شدم که تا هدایت خدا برای افراد نباشه اصرار و انرژی که من صرف اونها کردم کاملا بی فایده بوده و خیلی سعی بر این گذاشتم دخالت در عقاید دیگران نکنم و فهمیدم که هر کسی خودش واقعا باید ارزش واقعی این حرفهای عالی و فوق العاده رو بفهمه و با شگفتی ساز شدنم میتونم مشوق خوبی باشم برای عزیزانم باشم و دست از این تلاش بیهوده برداشتم 😅 ولی مامانم گاهی دلش به حال خواهر کوچکترم میسوزه و تشویقش میکنه که بیا دوباره با استاد و ورزش و رژیمش رو مسخره میکنه و خواهرم هم که تحت تاثیر اون یکی خواهرم شده انرژی منفی بهم میده و با وجود اینکه کلی حالم و حسم عالیه کمی از استمرار من کم میکنن و دوره رو رها میکنم ولی نکات طلایی یا موضاعات جدید در سایر دوره های فوق العادتون توجه منو جلب میکنن ولی اینبار خیلی مصمم هستم به خوبی تمریناتم رو انجام بدم پاسخی که در فایل چاق یا لاغر به اون دوست عزیزی که گفتن وسواس گونه تمرینات رو انجام میدن هم خوندم فوق العاده بود و کلی نکته یاد گرفتم استاد عزیز متشکرم 😍😍😍ولی نتونستم تموم دیدگاهها رو بخونم و این حس خوبی نداره که کامل نخوندمشون و میترسم نکته ای عالی رو نخونده باشم و از دستم رفته باشه منی که اصلا حوصله خوندن متن بلند نداشتم یا حتی حوصله نوشتن متن بلند بالا ولی وقتی مینویسم میبینم چنان غرق در افکارم بودم که متن بسیار طولانی شده

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/24 09:00
      مدت عضویت: 503 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      سلام سلام استاد خوبم.خدای خوبم را شاکرم که شما را در مسیر من قرارداد تا به عنوان یکی از دستان خداوند نقاط ضعفم را بهبود ببخشم.از شما و سایت فوق العادتون که بسیار زیبا و کارامد بروزرسانی شده است سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1399/09/02 22:52
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      سلام به استاد عزیزم وبه همه دوستان عزیز وشجاعان در این مسیر
      خیلی وقت نیست که در این مسیر قرار گرفتم ویکبار از این دوره استفاده کردم وکلی نتیجه گرفتم وجزو شگفتی سازان این مسیر شدم اون موقع در کانال تلگرام رونمایی میشدن .ولی با این که خیلی عالی مسیر رو رفته بودم ونتیجه گرفته بودم فکر کردم که این مسیر رو که رفتم کافیه ودیگه نیاز نداره دوره اش کنم .ومشغول شدم به دوره های دیگه اما بعد از مدتی که خبر برروز رسانی دوره را دیدم گفتم خب بیام دوباره خودم رو بروز رسانی کنم چون باورهای قبلی یکی یکی داره سرو کله شون پیدا میشه .
      میخوام از پاسخ به سوالات آغاز کنم
      چرا میخوام متناسب بشم چون تناسب اندام مساوی است با احساس خوب ،احساس آرامش ،احساس سبکی وپرواز ، احساس شادی وعزت نفس ،احساس آرامش واحساس لذت خوردن از مواد غذایی متنوع وعالی به اندازه ی نیاز بدن و……..
      برای رسیدن به تناسب اندام باید ذوق داشته باشم باید اشتیاق داشته باشم باید این احساس واشتیاق را اگر ندارم ایجاد کنم وبه واقعیت زندگی ام تبدیل بشه ،چون مغز اصل را از بدل تشخیص نمیده پس اگر این اشتیاق سوزان نیست باید هر روز شعله ور ترش کنم تا به واقعیت زندگیم تبدیل بشه .
      من برای رسیدن به تناسب اندام میخوام بهای زمانی ومالی وهر بهای دیگری را پرداخت کنم تا به زیبایی برسم .من حاضرم تمرینات را هم در سایت بنویسم وهم در جزوه ام یادداشت کنم واونها رو انجام بدم ،از امروز میخوام تناسب اندام اولین هدف زندگی ام باشه .من مطمئنم که می تونم در مقابل افکار ورفتار وباورهای غلط هم خودم وهم دیگران سربلند وپیروز بشم وهر چیزی را قبول نکنم وبه راحتی اون افکار غلط را نپذیرم واجازه بدم افکار درست وارد زندگیم بشه .من از امروز تلاش میکنم که به هدف خودم برسم چون هدفم در نزدیکی من هست و رسیدن به اون فقط این رو میخواد که من کافیه قدمهای متوالی را بردارم .
      پیش بسوی خوشبختی وزیبایی
      در پناه خداووند متعال

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 08:02
      مدت عضویت: 621 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان همراه
      من ایمان دارم که این روش درسترین روش ممکن است وتمام روشهایی که تا قبل از شروع کردن این روش برای من نتیجه ای ثابت در بر نداشته است .
      برای بار دوم دوره را میخوام شروع کنم ولی متعهد تر وبا ایمان قویتر .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/04 02:12
      مدت عضویت: 809 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      خیلی ممنون از توضیحات خوبتون
      الان که فکر میکنم میبینم درسته من همیشه در ذهنم نگران چاقی بودم حتی یه دوره از زندگی که ناخواسته لاغر شده بودم و اندام زیبایی داشتم ازش لذت نمیبردم و احساس چاقی میکردم هنوز
      سرتا پا گوشم برای یادگیری و برای تغییر فرمول های ذهنی 😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      بتول افخمي اردكاني
      1399/06/09 12:44
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام به نظرم مشكل من ارتباط بين ذهن و عملمه من در عملم اين ارتباط رو ناديده ميگيريم و به ذهنم اجازه اظهار نظر نميدهم شايد كه اين همون قدرت باورهاي غلط هست
      روي اين مسيله بايد تلاش كنم كه بتونم اين ارتباط رو برقرار كنم!!!من اصلاپرخور نبوده و نيستم ولي مطمينم كه توي اين دوره به ضعفهاي خودم پي خواهم برد .قبلا دوره رو تا نيمه رفتم و ادامه ندادم ولي هميشه بهش فكر كردم و به فايلهاي جديد گوش ميدادم ،ميدونم كه اين اخرين راه نجات منه به همين علت دوباره شروع كردم ،به اميد احقاق تمامي خواسته هام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/01 23:49
      مدت عضویت: 476 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      برای منم این سوال بود ،ما خانوادگی بدون در نظر گرفتن احساس سیری ، میتونیم بخوریم . همه ریزه خوری داریم ! در واقع الگوهای ذهنی من با خانواده شباهت داره ،ما مواد غذایی و پرخوری رو عامل چاقی میدونیم ! خوردن مواد غذایی لذت بخشه ! حس میکنم در ذهن ما شرطی شده
      چون خوردن = با لذت بود . گرفتن رژیم غذایی سختترین اوقات بود ! حتی مراقبت هم که میکردم بالاخره برمیگشتم جای قبلی
      دوستانی که همیشه لاغر بودن و هیچ دغدغه ای نداشتن برای من جالب بود ! بعدها فهمیدم واکنش های من در برخورد با غذا با افراد لاغر فرق میکنه !(من درترس بودم و اونها در آرامش ، من فکرم در گیر مواد غذایی بود و باعث میشد در طول روز به غذا بیشتر فکر کنم ولی وانها آسوده ) من برادرم لاغره و اشتها داره ، در تمام روز خوراکی هایی که میخورد دقت میکردم غذاهایی که دوست داشتم با جون دل میخورد . اما در طول روز با دقت زیاد الگوی زندگیش رو زیر ذره بین گرفتم ،شاید در اون تایم غذا خوب و کافی میخورد اما میانگین در طول یک هفته، مقدار غذای دریافتی اش از من کمتر بود و یه سری عادتها که هنگام درس یا فکر یا تلفن مدام درحال راه رفتن بود . البته نوع رفتار خانوادم در کودکی با برادرم با من فرق میکرد ، اون رو مجبور میکردن بخوره و من رو محدود میکردن که نخورم ! در زمان کودکی ،برای برادرم خوردن نه تنها لذت بخش نبود بعضی وقتها کار سختی بود و من برعکس اون شده بودم و فکر میکردم ایراد ازمنه !
      من ذهنم از بدو تولد برای چاقی تربیت شده ! و چاقی رو خوب بلده ! من لاغری رو بلدم و چون موفق شدم در درونم این یقین رو دارم که من لاغر میشم، درد من برگشتنه دوباره ی وزنه ! و این انگیزه ی من رو به کلی ضعیفتر کرد و انگار همه ش در حال جنگم. چه خوشی هایی که نتونستم بکنم و درونم از وضع فعلی ناراضی بود. به هرحال این موضوع رو متوجه شدم من در تمام عمرم با محصول میجنگیدم ، اما الان ریشه ی متناسب نشدنم و تمام شکست هام رو درک میکنم . ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/26 18:56
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      اینکه ذهن به عنوان یه عضو از انسان در نظر گرفته بشه، خیلی جالب بود برام. خوب که بهش فکر میکنم می بینم بله، واقعاً یه چیزی غیر از اعضای فیزیکی بدن و مغز انسان این وسط موجوده که روی زندگی و سلامتی و شرایط فیزیکی ما تاثیر میذاره. ذهن به تمام پدیده ها و اتفاقات اطراف ما یه مفهومی رو اطلاق میکنه و اون مفهوم رو به صورت یک پیغام و در قالب یه کد که برای مغز انسان قابل خوندن باشه به مغز میفرسته، مغز هم اون پیغام رو از طریق رشته های عصبی میفرسته به اعضا. دقیقاً مثل عملکرد یه کامپیوتر میمونه.
      و حالا قراره که ما توی این دوره یاد بگیریم که چه طور مفاهیم جدیدی رو برای پدیده های اطرافمون در نظر بگیریم، تا به مرور پیغامهای داده شده به مغز تغییر کنه و عملکرد ما هم همچنین.
      همون طور که توضیح داده شد، باید تلاش بشه براش. به نظر ساده نمیاد که افکاری که سالها باهاش زندگی کردیم به راحتی تغییر کنن.
      خیلی مشتاقم ادامه بدم و ببینم این تغییر مفاهیم از طریق انجام تمرینات چطور انجام میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم