0

تغییر را آغاز کنید

اندازه متن

هدفی مقدس تر از تغییر کردن وجود ندارد و انسان هایی که در مدت حیات خود به دنبال تغییر خود هستند، تاثیری ماندگار در جهان ایجاد کرده اند.

به عقیده من تغییر به دو شکل در زندگی هر انسانی ایجاد می شود:

1- تغییر بر اساس دنیای پیرامون

2- تغییر بر اساس دنیای درون

بسیاری از ما تجربه تغییر کردن بر اساس دنیای پیرامون را داریم.

زمانی که هوا سرد می شود طریق لباس پوشیدن خود را تغییر می دهیم.

زمانی که به خاطر تکرار یک رفتار نادرست به خودمان آسیب وارد می کنیم تصمیم می گیریم آن عادت را تغییر دهیم.

وقوع زلزله یا سیل یا هر اتفاقی که در دنیای پیرامون اتفاق می افتد و باعث بروز خسارت می شود، انسان را ملزم به تغییر روش زندگی خود می کند.

نکته جالب توجه اینکه تغییراتی که به واسطه تغییر دنیای بیرون در خود ایجاد می کنیم همواره سخت و مستلزم تحمل رنج و سختی فراوان است.

نوع دیگری از تغییر بر اساس دنیای درون صورت می گیرد.

این طریق نیاز به درک توانایی های درونی و ایجاد نگرش صحیح در رابطه با خداوند به عنوان خلق کننده دارد.

تغییراتی که بر اساس تمرکز بر تغییر دنیای درون در زندگی ایجاد می شود همواره ساده، لذتبخش و بدون سر و صدا می باشد و این از ویژگی های منحصربفرد این طریق تغییر کردن است.

در تغییر بر مبنای دنیای بیرون نیاز است تا جوانب زیادی را مدنظر قرار داده و همواره مراقب باشیم تا مرتکب اشتباه نشویم اما در تغییر بر مبنای دنیای درون، نیاز نیست تا نگران جوانب و چگونگی شکل گیری تغییرات باشید. فقط لازم است با آرامش و اطمینان به قدرتی که خداوند در وجود شما قرار داده است به مسیر خود ادامه دهید و از تغییرات ایجاد شده در زندگی تان لذت ببرید.

تغییر دنیای درون از تغییر افکار شروع می شود.

در این روش نیاز است تنها بر آنچه در ذهن خود مرور می کنیم توجه داشته باشیم.

فقط کافی است مهارت شناسایی و مدیریت افکار را بیاموزید تا بتوانید به افکاری که نتیجه احساسی خوبی در شما ایجاد می کند اجازه مرور شدن بدهید و مانع مرور افکاری شوید که نتیجه احساسی آنها ناامید کننده است.

به این ترتیب شما دنیای درون خود را از هرگونه افکار نامناسب پاکسازی می کنید و به شکل مستمر در احساس خوب قرار می گیرید.

نتیجه احساس خوب داشتن، تغییر نگرش به دنیای پیرامون است و نتیجه تغییر نگرش، تغییر انتظار از زندگی است.

خداوند به عنوان پاسخ دهنده و برآورده کننده آرزوها به انتظار شما از دنیایی که در آن زندگی می کنید پاسخ می دهد و اتفاقاتی را وارد زندگی شما می کند که از قبل انتظار آن را دارید.

از آنجا که از کودکی در معرض افکار نامناسب قرار داشته ایم طبیعی است که اکنون گرفتار مرور افکار نامناسب و در نتیجه شکل گیری انتظار نامناسب از زندگی در ذهن خود باشیم.

اما نکته امیدبخش این است که هربار تصمیم بگیریم شرایط زندگی خود را از طریق تغییر دنیای درون آغاز کنیم این فرصت برای ما مهیاست و از طرف خداوند مورد تایید و تحسین قرار می گیرد.

تحسین خداوند را از طریق هدایت شدن به مسیرهای درست دریافت می شود و این تجربه ای است که در انتظار شماست.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=32354
برچسب ها:
5 نظر در مورد تغییر را آغاز کنید

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/10/14 10:56
      مدت عضویت: 870 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 565 کلمه

      سلام استاد

      چقدر این آرامشتونو دوس دارم، چقدر این تغییر نگاهتون کنترل رو افکارتون، جمع کردن فکر منفیتون و دوس دارم، چقدر خوب تونستین قانون و درک کنین و بهش عمل کنین، واقعا هم فکر منفی رو باید در نطفه خفه کرد وگرنه معلوم نیست تا کجاهارو که تو آینده برای آدم ترسیم نمیکنه و ادم رو دچار ترس و نگرانی یا خشم و کینه یا نا امیدی و یاس نمیکنه، یادمه قبلا که از قانون چیزی نمیدونستم تا یه فکر بد میومد تو ذهنم فوری سرم و تکون میدادم که مثلا اون فکر و از سرم پرت کردم بیرون و زندگی خیلی خیلی بهتری داشتم، اصلا مریض نمیشدم سالها دفترچه بیمم گوشه کمدم خاک میخورد و هی دست نخورده اتقضاش تموم میشد، خطاهایی رو داشتم ولی یه اطمینانی به خدا داشتم که اصلا اتفاق بدی رو تجربه نکردم، به ادم خوش شانس تبدیل شده بودم و خودم باورم شده بود هرچیز خوب و خدا بمن میده، من داشتم ندونسته قانون و اجرا میکردم و چقد اتفاقای خوب برام میفتاد، وقتی ازدواج کردم افتادم تو مسایل حاشیه که همه ازش خبر دارین این استرس ها و افکار منفی کم کم من و از اون شرایط خوش شانسی دور کرد و دور کرد تا اینکه بعد چند سال با قانون جهان آشنا شدم کم کم ارامش برگشت به زندگیم کم کم استرس هام کم شد کم کم وضعیت مالی مون بهتر شد وصعیت روابطمون عالی شد ولی از یه جایی من قانون و درست اجرا نکردم و باعث شد نتایج دلخواه نبینم به افکار منفی بال و گر میدادم اونم تا میتونست میتاخت، دیدم ای بابا من مجردیم که از قانون خبر نداشتم بهتر اجراش میکردم الان چرا اینجوری شدم، نگاه به دفتر هدف گذاریم کردم دیدم به اهداف مهمی که تعیین کردم نرسیدم، چرا چون تمام مدت ذهنم منو با افکار مختلف مشغول میکرد و من روزهارو یکی بعد از دیگری از دست میدادم و از فرصتی که خدا برای تغییر بهم هر روز میداد در جهت منفی استفاده میکردم تا اینکه استاد تو فایل لیز خوردن گفتن ترمز (فکر منفی) تا وقتی ترمزه که تو پاتو گذاشتی روش، پاهاتو از روش بردار خودش گازشو میگیره میره تو اصلا نمیخواد کاری کنی، در واقع همون قانونه که افکار میان و میرن تو فقط نظاره گر باش بهشون نچسب بزار برن، وقتی میزاری برن هیچ اتفاقی نمیفته چون تو نچسبیدی بهش، چون افکار منفی در هر صورت میان واسه پیامبرشم میومده واسه من و شما هم میاد ولی اونها کنترلش میکردن و میزاشتن بره، ولی ما چون بلد نیستیم قانون و درک نکردیم میچسبیم بهش و میخوایم برا ذهنمون دلیل بیاریم که نه اینجوری نیست، اخه مگه ذهن دلیل حالیش میشه اون کارش اینه حالتو بد کنه با نشون دادن نمونه های واقعی که تو دنیا هست، اونا هم نتونستن جلوی حرف زدن ذهن و بگیرن وگرنه الان در وضعیت نرمال و طبیعی خودشون بودن پس نمونه ها واقعی نیستن حقیقت ما نیستن حقیقت ما سلامتی و تروت و ارامش و شادی و آسایشه، هرکی اینارو نداره پشت سر ذهنش راه رفته واقعیت چیز دیگه ایه، پس سعی نکن قانعش کنی، فقط ولش کن، بقول استاد عزیزی وقتی به چیزی چسبیدی یعنی باور نداری که وجود داره فراوونه رهاش کن تا خودش بیاد سمتت

      همه این حرفارو به خودم زدم و امیدوارم برای دوستانم هم مفید باشه

      به امید اینکه هممون یاد بگیریم هر روز رو برای همون روز زندگی کنیم بدون نگرانی اینده و غم و اندوه گذشته

      آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/10/11 22:28
      مدت عضویت: 848 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      شگفت انگیز استاد تمام اینها رو از خدا عمیقا خواستم

      و الان که توشم اونجور که باید سپاسگزار نیستم یک روز خوب زندگی کن واقعا چه جمله عجیبی

      از صبح لذت میبرم از خرید نان تازه از لحظات این ها محصول شرکت در دوره است 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      pooldarjazzab@yahoo.com
      1400/10/09 19:46
      مدت عضویت: 44 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      سلام استاد چقدر این مبحث عالی بود . 

       

      راستش شما در فایلهای قدیمیتر به اصل موضوع اشاره نمیکردید و همواره ما رو ارجاع میدادید به دوره های آموزشی . 

       

      ولی این فایلهای جدید شما اونقدر سرشار و پر هستید از آگاهیهای خداوند که دارید همه رو به زبان میارید . 

       

      واقعا که این گفته ها بیان شما نبود بلکه بیان خداوند بود که دیگه اونقدر عاشقانه داره از وجودتون خارج میشه که دیگه توجه نداره داره اصل موضوع رو میگه . 

       

      یعنی گفته های شما برای رساندن پیغام الهی به گوش ما مشتاقتر از گوشهای ما برای شنیدن شده . 

       

      واقعا اینجا میشه فهمید 

       

      یار بی پرده از در و دیوار 

      متجلیست یا اولی الابصار 

       

      فقط میتونم بگم احسنت بر شما که همانند نی شدید که گفته های الهی رو به گوشهای مشتاق ما میرسانید . 

       

      خداوند رو بابت دریافت چنین نکات فوق العاده ای سپاسگزارم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رضا عطارروشن
      1400/10/09 10:43
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام و درود خدمت همراهانم

      نمی دونم چند مرتبه است که دارم این فایل رو نگاه می کنم..

      از شنیدن این حرف ها سیر نمی شم.

      از احساس خوبی که در من ایجاد میکنه لذت می برم و دوست دارم هر روز این حرف ها رو بشنوم.

      شنیدن اینکه هر وقت بخوام می تونم زندگیم رو تغییر بدم به من احساس قدرت میده.

      شنیدن اینکه خداوند سابقه منو تو سرم نمی زنه و بجاش دست منو میگیره بهم احساس آرامش میده.

      شندین اینکه اگه حتی یک روز خوب زندگی کنم بازم بهتر از اینکه که تا آخر عمر در گمراهی و تاریکی باشم بهم امید و انگیزه می ده.

      شنیدن اینکه تا وقتی چشمام بازه یعنی فرصت دارم، یعنی می تونم زندگی کنم، می تونم بندگی کنم، می تونم از زندگی لذت ببرم بهم ذوق و شوق زندگی کردن میده.

      شنیدن اینکه در هر شرایطی هستم، آرزویی بوده که خودم از خدا خواستم حتی اگه به یاد نیارم و ندونم کی و چطور این کار رو کردم بهم احساس آرامش میده و منو از درگیری با دنیا و گله و شکایت کردن رها می کنه.

      شنیدن اینکه می تونم بارها تجربه های جدید داشته باشم خیلی لذت بخشه

      اینکه خداوند منو بخاطر گذشته ام از داشتن زندگی بهتر محروم نمی کنه

      اینکه خداوند نه تنها منو سرزنش نمیکنه بلکه هدایت و حمایت می کنه 

      اینها حرف هایی است که هر روز دوست دارم بشنوم و بهش عمل کنم

      خدا رو شکر برای این لحظه مقدس و برای فرصت زندگی که در اختیار داریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/10/09 01:26
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,760 کلمه

      سلام و درود بی کران بر استاد ارجمند 

       اول از همه باید بگم نمیدونم با چه زبانی از خدای خودم سپاسگزاری کنم که من رو در این راه قرار دارد اصلا خوشحالم که درگیر چاقی و مشکلات اون شدم  که بهانه ای شد که  من به این راه هدایت بشم اصلا عاشق گذشته ی خودم با اون همه تضاد و مشکلات  شدم و میشم که باعث شدن من با این قوانین ثابت جهان آشنا بشم .اگرهر چقدر من از خدای خودم سپاسگزاری کنم بازم کم هست و طبق همین قوانین یاد گرفتم که برای تشکر از خدای خودم نیاز به هیچ کار خاصی نیست مگر احساس خوب داشتن ،مگر احساس رضایت داشتن .مگر حال خوب داشتن  اونم در هر لحظه از زندگی که این خودش بالاترین نوع سپاسگزاری هست .

      پس به پاس قدرانی از خدای خودم و به خاطر اینکه جواب تمام خوبیهای خدای خودم رو بدم و به خاطر اینکه بنده ی لایقی برای اون باشم دارم سعی میکنم آگاهانه و با تمام وجودم از لحظه به لحظه ی زندگیم استفاده کنم و هر کاری رو که لازم هست  در زندگی انجام بدم با عشق و با حال خوب انجام میدم .

      استاد این حرفهای شما فوق العاده ارزشمند هست و فوقالعاده نکات اساس اما در عین حال  ساده ای رو میگید  که    من مطمعنم هر کسی این حرفها  رو نمیشنوه و یا اگر بشنوه به اونها عمل نمیکنه یا اصلا براش جالب نیست و خلاصه اگر در مسیر نباشه به راحتی از اونها میگذره اما من همینکه اسم فایل رو دیدم که نوشته بودید تغییر را آعاز کنید چشمام برق زد انگار دل تو دلم نبود که گوش بدم ببینم شما چی میگید و زمانی که فایل رو دیدم در اون اخرهای فایل از شدت خوشحالی برای  اینکه  انسان لایقی  هستم که این حرفها رو بشنونم اشک داخل چشمام حلقه  زد  اما خب چون داخل  جمع خانواده  بودم  نزاشتم  اشکام پایین بیان که مورد تمسخر کسی قرار بگیرم ولی در دلم غوعا شد و من تصمیم گرفتم یک بار دیگه این فایل ارزشمند رو گوش بدم و نکات ارزنده ی اون رو بنویسم .

      هر روز برای من یک فرصت جدید هست برای زندگی کردن و هیج ربطی به دیروز من نداره پس به بهترین شکل ممکن روز جدیدت رو زندگی کن و فارغ از دیروز خودت  باش و کاری به گذشته ی خودت نداشته باش تا در مسیر پیشرفت قرار بگیری و من بارها به خودم میگم دیروز  ، دیروز بود و گذشت و من باید لحظه ی حال خودم رو با عشق سپری کنم .حقیقتا من مدتها هست سعی میکنم با این نگاه زندگی کنم و از وقتی این تصمیم رو گرفتم دیگه انسان شادتری شدم ،انسانی آرام تر شدم ،انسانی با گذشت تر  شدم ، انسانی با ایمان قویتر شدم انسان توحیدی تر ی شدم دیگه هر حرفی  و هر کاری ناراحتم نمیکنه شاید هم با حرفی از کسی ناراحت بشم ولی آگاهانه تلاش میکنم از اون حال و هوا بیرون بیام و اون حس بد رو با خودم  حمل نکنم برای همین انگار با همه اطرافیانم در صلح بیشتری هستم از هیچ کس کینه و نفرت و عصبانیت خاصی ندارم انگار مسول هیچ کس  حتی فرزندم نیستم و طبق این قوانین میگم من باید روی خودم کار کنم و جهان آدمها و اتفاقهای خوب رو به سمت من هدایت میکنه انگار خیلی رها تر از قبل شدم ،انگار برای خودم ارزش بیشتری قایلم انکار خیلی بیشتر مراقب حال خوب خودم هستم و اصلا انگار ذهن من شرطی شده (به حال خوب داشتن )و هر چیزی که باعث بشه حال خوب من رو از بین ببره سریع پسش میزنه و دوستش نداره و اگر کمی  به خاطر یه چیزی حالم بد باشه انگار چیزی رو در وجودم گم کردم و همش  به دنبال گمشده ی خودم (که همون حال خوبم هست )میگردم انگار سریع برای اون آرامشم و شادی درونیم  دلم تنگ میشه دوست ندارم هیچ چیز بین من و این آرامشم فاصله بندازه برای همین به راحتی از اخبار ،فیلم ها و حادثه ها و حرفها و حدیثها میگذرم و خودم رو درگیر اونها نمیکنم و اگر یه جایی درگیر حرفی بشم فرق من با گذشته ی من این هست که تلاش میکنم آگاهانه از اون حال و هوا بیرون بیام و هر دفعه من در مدت زمان کمتری در اون حال و هوا ی بد میمونم و این یه پیشرفت بزرگ برای من هست .

      زندگی برای من رنگ و معنای دیگه پیدا کرده  حتی خودم برای خودم  معنای جدیدی پیدا کردم که خیلی خیلی متفاوت از قبل خودم هست (من عاشق خودم شدم ،من از تنها بودن و با خودم خلوت کردن به شدت لذت میبرم  برعکس گذشته ی خودم )در صورتی که من در گذشته هم خیلی  افکار وحشتناک و ناجوری نداشتم یه فرد معمولی بودم مثل خیلیها ولی الان دیگه مثل خیلیهای اطرافم نیستم و واقعا این بزرگترین نعمتی بود و هست که من در این دنیای مادی  با این راه زیبا  آشنا شدم .

      استاد اطرافیان من در هر جنبه ای که  حرف میزنن انگار من از چندین سطح بالاتر به اون موضوع نگاه میکنم انگار من در دنیای دیگه ای  هستم و  در دلم میگم اخه چرا  این افراد اینطور زندگی میکنن این جه نگاهی به زندگی هست؟؟ .

      حتی در مورد چاق و لاغری اینقدر من از سطح بالایی به این قضیه نگاه میکنم که واقعا وقتی میبینم بقیه هنوز به دنبال استفاده از کرم لاعری و رژیم و …هستن در دلم تاسف میخورم و اما برای خودم خوشحال میشم و وقتی میبینم باشگا های شهرم  تبلیغ میکنن تا عید فقط دو ماه زمان هست با فلان ورزش سنگین  بیا و خودت رو لاغر کن در دلم به حال افراد چاق تاسف میخورم که  ببین چطور بازیچه ی دست همه میشن و چقدر باید سختی بکشن و درنهایت هم دردی ازشون دوا نمیشه نمیدونم ،نمیدونم واقعا نمیدونم چی بگم همین امروز من جایی بودم که دو خانم با هم داخل آیینه رفتن که ببین کدوم لاغرتر هست و اون یکی گفتش،بابا کرم لاغری استفاده کن خیلی خوبه و من وقتی مکالمات  اون دو فرد رو دیدم واقعا تعجب کردم و در دلم گفتم که این راهش نیست و یا جای دیگه بودم و شخصی  خبر خوبی رو داشت به من میداد و یکی دیگه میگفت نگو اگر خیلی درموردش حرف زدی بد میبینی و من در دلم گفتم وای نه چرا برعکس قانون میگن باید در مورد خوبیها حرف زد و تمرکز کرد و یه شخص دیگه داشت از کارهایی که قراره در آینده انجام بده حرف میزد و بقیه میگفتن نه بابا رویا پرداز نباش اینقدر الکی فکر نکن ولی من در دلم گفتم نه رویاهای بزرگ داشته باش و بگو تا بهشون برسی و یا  مادر چاقی در جمع بود که دختر لاعر اندام خودش رو که  شامش رو خورده بود و فقط دو لقمه مونده بود رو مجبور کرد که عذاش رو بخوره در حالی که بچه میگفت جا ندارم و  نمیتونم بخورم چیکار کنم من دیگه اینجا طاقت نیاوردن و گفتم مجبورش نکن خب سیره ولی مادر چاقش گفت نه الکی میگه سیرم باید بخورش و من بازم در دلم تاسف خوردم و یا شخص بسیار چاقی همش از بیماریهاش در جمع ،میگفت و با حسرت به بقیه میگفت که وای باید خیلی  حواسمون رو بدیم و مرتب چکاب بشیم  که جلوی خیلی از بیماریها رو بگیریم ولی من در دلم گفتم چکاب فایده نداره سلامتی روحی سلامتی جسمی و تناسب اندام به همراه خودش  میاره که نیاز به هیچ قرص و دوایی دیگه نداشته باشی پس حال خوب خودت رو چک کن و مراقب اون  باش که اون سرچشمه ی همه موفقیتها و سلامتی ها  هست .

      و یا اینکه دخترم امروز به کافه با دوستاش رفته بود و  وقتی برگشت از  یه دوستی تعریف میکرد که میگفت مامان فلانی رابطه ی بسیار بد و نامناسبی با پدر و مادرش داره و هر روز مشاجره و دعوا میکنن تا جایی که اون طرف کلی گریه و زاری کرد ه و ناراحت بوده و من در دلم چون اون خانواده رو میشناختم پس میدونستم آشنا نبودن با قوانین و خلاف اونها در جهان حرکت کردن  واقعا زندگی خیلی ها رو سخت میکنه (مثل همین  دوست دخترم ) که شاید اونها بیدار بشن ولی ای دل عافل اگر کسی اسیر نجوای های شیطانی بشه به جای اینکه بیدار بشه بدتر گرفتار شیطان میشه و این دنیا و اون دنیا براش جهنم میشه خوشبختی فقط به پول نیست به دارایی نیست خوشبختی و سعادت یه پکیج کامل از سلامتی و ثروت و ارامش و خواب راحت و روابط زیبا و اعتماد به نفس و شادی درونی و .. هست که  تو باید در مسیر درست باشی تا همه به تو داده بشن .

      عجب هم زمانی زیبایی بود من با گوش دادن به این فایل به این همه مورد عجیب و غریب امروز  برخورد کردم و متوجه شدم که چقدر دارم از بقیه جلوتر از زندگی میکنم و دلم خولست بازم با تعهد بیشتر در مسیر بمونم تا زندگی در مدارهای بالاتر رو بازم تجربه کنم و خود من خیلی چیزها الان در زندگیم دارم که در گذشته ی من آرزوم بودن و من الان همه رو دارم فقط امیدوارم هیچ وقت فراموششون نکنم و با حال خوب  بابت همه ی اونها از خدای خودم سپاسگزاری کنم .در واقع من  هرشب با توحه به داشته هام و با  فکر کردن به اونها  فرکانسم رو بالا میبرم و نمیزارم با توجه به نداشته ها که کار شیطان هست حالم بد بشه و از مسیر خارج بشم . چون  اگر من حواسم نباشه و کنترل ذهن نداشته باشم  خیلی راحت فقط حسرت نداشته ها رو میخورم که چرا این و اون رو ندارم و اون موقع هست که زندگی برای ما جهنم میشه .

      زندگی الان من چیزی هست که من خودم از خدا خواستم که اون رو تجربه کنم در واقع من در هر  جایی هستم در جای درست خودم هستم و اگر من از جایگاهم  در این دنیا راضی نیستم باید خودم تغییرش بدم فقط کافیه من بخوام خدا من رو هدایت میکنه  تا به اون خواسته هام برسم .

      پس خواسته های جدید داشته باش تا خدا اونها رو وارد زندگیت بکنه و  من هم  جسم جدید لاغر اندام  میخوام ،فرزند صالح و موفق میخوام روابط عاشقانه میخوام ،محبوبیت و ثروت میخوام ،استقلال مالی میخوام ،مهاجرت عالی میخوام ،عزت نفس میخوام ،سلامتی کامل جسمی میخوام ،شخصیت زیبا میخوام ،  ارامش ،خوشبختی و سعادت ،آزادی زمانی و مکانی میخوام و کلی چیزهای دیگه میخوام که از وقتی  که در این مسیر هستم یاد گرفتم همه چیز رو با هم بخوام و کلی خواسته داشت باشم و هم زمان  در مسبر درست  هم  باشم تا به اونها برسم 

      .واقعا استاد من از شما  بابت سایت عالیتون سپاسگزارم .

      در پناه خداوند باشید که بهترین پناهگاه جهان هست 

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم