به نام خدای مهربان

سال های زیادی از عمرم را در سختی و رنج سپری کردم، فقر، بیماری، اعتماد به نفس نداشتن، بیکاری، چاقی و ترس و نگرانی از سرنوشت

مواردی که در زندگی همه ما به نوعی وجود دارد

اما به لطف خدای مهربان از روزی که با قدرت ذهن و توانایی خودم در خلق خواسته هایم آشنا شدم تا به امروز توانسته ام به اندازه ای که افکار و فرمولهای اشتباه ذهنیم را تغییر داده ام نتایج متفاوتی در زندگی کسب کنم.

رسیدن به استقلال مالی، سلامتی، بهبود روابط خانوادگی، داشتن شغلی لذت بخش، متناسب شدن و خیلی از نعمت هایی که قبلا در زندگی من نبود ولی الان وجود دارد.

همه این تغییرات فقط به یک دلیل بود، باور کردم قدرت ذهنم، باور کردن قدرتی که خداوند در وجود هر انسانی قرار داده است تا با آن بتواند زندگی خود را خلق کند

قدرتی که در وجود هر موجود زنده ای وجود دارد و به وسیله آن هدایت می شود و زندگی می کند.

نیرویی که زنبور عسل را برای ساختن کندویی به آن زیبایی و با نظم خارق العاده و جمع آوری شهد گل ها از فواصل طولانی و تولید عسل شفابخش هدایت می کند.

نیرویی که یک بذر کوچک را حیات می بخشد، ریشه می زند، ساقه و برگ تولید می شود، میوه می دهد.

نیرویی که یک بچه لاک پشت را بلافاصله بعد از بیرون آمدن از تخم به سمت دریا هدایت می کند.

نیرویی که پرندگان را هدایت می کند تا مسیر های بسیار طولانی را طی کنند و با کوچ کردن خود را از خطرات تغییر فصل در امان نگه دارد.

این نیرو که به بی نهایت شکل در موجودات مختلف وجود دارد و همه را بدون اشتباه هدایت می کند حتما ما انسانها را نیز هدایت می کند.

تفاوت بین انسان ها و سایر موجودات در برخورد با هدایت الهی در مقاومت آنها نسبت به پذیرفتن و عمل کردن به این هدایت هاست.

یک پرنده وقتی الهام الهی یا به اصطلاح غریزه اش می گوید که موقع کوج کردن است مخالفت نمی کند، کوچ کردن را به فردا و فرداهای دیگر موکول نمی کند.

اما ما انسان ها وقتی هدایت الهی را دریافت می کنیم بلافاصله با عقل و منطق خود آن را بی اعتبار و اشتباه می خوانیم و این درس را به خوبی از شیطان آموخته ایم که در ذهن ما می گوید: (نه بابا اینها همش مضخرفه، عقل حکم می کنه که این کار اشتباهه و باید اینگونه رفتار کنیم)

شیطان در ذهن پرندگان، خزندگان، گیاهان و سایر موجودات عالی هستی جایی ندارد، اما در ذهن انسان بخش کوچکی به شیطان اختصاص داده شده است که علیرغم وعده الهی که حضور شیطان و سعی او برای گمراه کردن انسانها را بی اعتبار و اهمیت خوانده است اما به دلیل باورها و افکار اشتباهی که وجود ما را فرا گرفته است این بخش کوچک و بی اعتبار چنان تسلطی بر منطق و ذهن خودآگاه ما دارد که به راحتی مانع دریافت، پذیرش و عمل کردن به الهامات الهی می شویم.

تغییر کردن همان ساکت کردن نجوای شیطان و گوش دادن به الهامات الهی است.

عبادت کردن، عمل کردن به الهامات الهی و لذت بردن از نتیجه آن و سپاسگزار بودن برای وجود خدایی است که از رگ گردن نزدیک تر است.

سپاسگزار بودن یعنی درک کردن نیرو و قدتی است که خداوند در وجود ما برای خلق زندگیمان قرار داده است.

نیرویی که به ما این امکان را می دهد تا با افکار و فرکانسهای خود شرایطی که دوست داریم در این جهان تجربه کنیم را به سوی خود جذب کنیم.

به عبارتی می توانیم شرایط دلخواه خود را سفارش دهیم و با پیروی از الهامات الهی آن شرایط را در زندگی خود خلق و سپس تجربه کنیم و برای آن سپاسگزارم باشیم

قدرت ذهن هدیه از سوی خداوند برای همه انسان هاست که متاسفانه بسیاری از انسانها در تمام طول عمر خود از این هدیه مقدس استفاده نمی کنند چون اصلا از وجود آن اطلاع ندارند.

قدرت ذهن، ابزاری کارآمد برای خلق زندگی مان است، اما به واسطه عدم آگاهی از قوانین و عملکرد آن کمترین بهره را از این نیروی توانمند می بریم

برای استفاده و بهره برداری از این توانایی منحصربفرد فقط باید موانع و اختلالات ذهنی خود را کاهش دهیم، نیازی به تقویت یا ایجاد آن نداریم چون این قدرت در وجود همه انسانها قرار داده شده است فقط کافی است موانع کارکرد آن را از سر راهش برداریم تا شروع به حرکت کند

یکی از مهمترین و مخرب ترین موانعی که قدرت نیروی ذهن را به طرز وحشتناکی کاهش می دهد اختصاص دادن آن به موضوعاتی است که مربوط به ما نیستند

دنبال کردن و پیگیری مسائل دیگران، اوضاع جامعه، وضعیت انسانها در کشورهای دیگر و هر موضوعی که مربوط به شخص ما نباشد به شدت از قدرت ذهن ما کم میکند چون تمرکز بر هر موضوعی سبب کاهش تمرکز بر موضوعات خود می شود.

هیچ پرنده ای از قدرت ذهن خود برای دیگر پرندگان استفاده نمی کند، هیچ بذری از قدرت جوانه زدن و رشد کردن خود برای جوانه زدن بذر دیگری استفاده نمی کند، قدرت ذهن هر موجودی مانند گوش و چشم و سایر اندامش مختص به آن موجود است.

اما در انسانها داستان به شکل دیگری است و ما عادت کرده ایم و متاسفانه باور کرده ایم که باید به دیگران و اوضاع و شرایط دیگران واکنش نشان دهیم و اسم آن را وجدان یا همدردی یا هر چیزه دیگری گذاشته ایم و این کار در ذهن ما یک ارزش و کار خیر یا ثواب معرفی شده است

در فایل آموزشی قدرت ذهن خود را تخریب نکنید به طرح این موضوع مهم پرداخته شده و به طور مفصل تاثیر تخریب قدرت ذهن و چگونگی استفاده از تمام قدرت ذهن به نفع خودمان توضیح داده شده است.

ایمان دارم درک این قانون و عمل کردن به آن تاثیر شگرفی در نتیجه زندگی ما ایجاد خواهد کرد.

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن