ورود / ثبت نام
0

جلسه هشتم

لاغر شدن نیاز به شجاعت دارد
اندازه متن

به نام خدای مهربان

سلام دوستان و همراهان عزیز

به لطف خدا جلسه هشتم از دوره فوق العاده ( زندگی با طعم خدا ) را شروع می کنیم


دیدگاه افسانه عزیز بعنوان متن توضیحی این قسمت انتخاب شد

بنام خداوند ثروت و فراوانی و عشق و آرامش 

سلام به دوستان زیبانگرشم

خدا سواد ندارد احساس دارد

یادمه مدرسه که میرفتم سرصف صبحگاهی ناظم خیلی تاکید میکرد که صلوات رو خوب تلفظ کنیم، “ص” رو خوب بگیم “س” نگیم

نمیدونم زبانم چه جوری حرکت بدیم که خوب تلفظ کنیم. اگر اشتباه بگیم یعنی خدا رو دشنام دادیم.

از همونجا یه جرقه خورد تو ذهنم که خدا چقدر سخت گیره حتی از ترسش باید حروف رو خوب تلفظ کنیم همیشه با ترس و لرز چند خط قرآن میخوندم که نکنه اشتباه عربی رو بخونم و خدا با من دشمن بشه که نتونستم قرآنشو خوب بخونم.

برای همین از قرآن خوندن فاصله گرفتم یادمه یه دوست داشتم تو خوابگاه قرآن صوتیشو گوش میداد میگفت من خودم میترسم قران بخونم که نکنه خوب تلفظ نکنم و خطا کنم چون گناه بزرگیه.

همیشه برام سوال بود چرا خدا اینقدر به عربی خوندن قرآن تاکید کرده مگه زبان خودمون چشه که فقط باید نماز عربی، قران عربی، حرف زدن با خدا عربی و این زبان دیگر باعث شد از خدا هم فاصله بگیرم چون حس میکردم منو و خدا زبون همدیگرو نمیفهمیم.

هیچ وقت بهمون تو مدرسه و دانشگاه نگفتن خدا به زبانمون کاری نداره به احساسی که داریم توجه میکنه.

یه بار به یکی گفتم چرا باید نماز و عربی بخونیم درصورتی که فقط داریم حفظ چندتا خط رو میگیم اما خودمون خیلی خوب معنیشو متوجه نمیشیم؟

بهم گفت خدا که متوجه میشه ما چی میگیم مهم خداست که خودش عربیو رو میفهمه ما فقط بخاطر وظایف نماز خوندن این تکلیفو انجام بدیم.

با خودم گفتم پس چرا خدا ما انسانها رو عقل و تفکر و انتخاب داده مگه اون لحظه که عربی میخونیم اما خودمون درک نمی کنیم چی میگیم این وسط ما چی مهم نیستیم فقط از رو ترس و لرز این تکالیف رو انجام بدیم.

از بچگی بهمون یاددادن درسهاتو حفظ کن نگفتن درسهاتو یادبگیر و مفهومشو  درک کن.

حتی قرآن رو گفتن مهم اینه که بخونی نگفتن ریشه کلمات رو درک کن و تفکر کن بااینکه خدا تو قرآن میگه تفکرکنید، به نشانه ها توجه کنید، تعقل کنید.

تو یه دوره سنیم خیلی علاقه پیدا کردم که آدم مذهبی بشم که همش در حال نماز و قرآن و ذکر باشم اما بعد چندماه چون از بس از خدا و سخت گیریاش و عذابهاش و غضبهاش گفتن بهم ترسیدم و گذاشتم کنار و نمازمو از رو عادت و تکلیف میخوندم.

همیشه دنبال یه آرامش از طرف خدا بودم و بلاخره خدا هدایتم کرد و تو مسیری قرارم داد که با شناخت خدای قبل خیلی فرق داشت.

تازه انگار متولد شدم، وقتی به این اگاهی رسیدم که خدا یه انرژیه و تو همه ذرات عالم وجود داره و خدا رو همونجور باور کنی به همون شکل برات درمیاد تصمیم گرفتم خدا رو مهربون و بخشنده و عشق باور کنم که تو همه لحظات کنارمه و یاریم میکنه تا از لحظاتم که روی زمینم لذت ببرم.

درک کردم خودم هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم دیگه خدای نیست که سرنوشتتو از قبل تعیین کرده دیگه خدای نیست که بهت اجبار کنه که چیکار کنی بلکه خدا به تصمیماتم احترام میزاره و دیگه خدای نیست که عربی خوندن قرآن که چی جوری تلفظ کنم گیر بده.

الان خدای دارم که میگه هر جا نور هست اونجا منم، هرجا شادی هست اونجا منم، در آرامش و احساس خوب خدا هم هست.

الان که فهمیدم خدا به زبانم کار نداره خیلی با خدای خودم صمیمی شدم و راحت باهاش حرف میزنم، قربون صدقه اش میرم بهش عشق میدم با شادی و خنده باهاش حرف میزنم.

الان بیشتر دوست دارم با خدای خودم صحبت کنم الان بیشتر دلم میخواد بیشتر با خدای خودم وقت بزارم در صورتی که قبلا به زور و از رو ترس بلند میشدم به صورت سریع نماز میخوندم که دیگه خدا بامن کاری نداشته باشه.

الان که فکر میکنم میبینم من همون آدم قبلی ام، خدا هم همون خداست، فقط با اگاهی جدید، با تفکر بیشتر، با نگرش جدید کل نگاهم به خدا و زندگیم تغییر کرده.

چقدر زیباست که باتغییر نگرشمون بتونیم یه زندگی بسازیم که خودمون دوستش داریم.

الان حس میکنم و میفهمم خدای من سخت گیر نیس و بهم همش گیر نمیده بلکه خدایی دارم که با تغییر زاویه دیدم چقدر راحت تونستم تا این حد ارامش بگیرم، چقدر لذت ببرم از زندگی کردنم و چقدر عاشق خدام بشم فقط با تغییر نگاهم.

بخدا فقط شناخت خدام همه سرنوشتی که یه روزی فکر میکردم هیچی دست خودم نیس و سرنوشتم تغییر نمیکنه الان میفهمم چقدر خوب هم تغییر میکنه و دارم با فرکانسهای خودم خلق میکنم.

حتی متوجه شدم روزی که حالم خیلی خوبه با خدای خودم بیشتر میگم و میخندم و شادم و سپاسگزارشم، همون روز بهم پاداش این احساس خوب رو میده.

چند روز قبل از صبح تا شبش خیلی آرامش داشتم خیلی حس و حالم عالی بود و از لحظاتم لذت میبردم، شب دیدم بدون اینکه به داداشم بگم هنذفرین بلوتوثی که دوست داشتم برام خریده بود.

همون لحظه قلبم بهم گفت این هدیه امروزت، بخاطر احساس خوب امروزته و فهمیدم اگه هر چقدر من آرامش داشته باشم همونقدر نتایج تو زندگیم میبینم.

این سایت، استاد و این دوره زندگی باطعم خدا هم هدیه خدا بخاطر اون حس خوبی بوده که داشتم و خدای خودم، رب درونم رو باتمام عشقم سپاسگزارم که منو تو این مسیر الهی هدایت کرد تا بیشتر از زندگیم، از زمینی بودم و از تجربیاتم لذت ببرم و باخدای خودم بیشتر صمیمی بشم و خدا رو هرلحظه احساس کنم. خدایا عاشقتم 


دستور کار اجرای جلسه هشتم:

۱- تماشای فایل ویدیویی توضیحات جلسه هشتم

۲- تکرار ۵ مرتبه فایل جلسه هشتم (تصویری یا صوتی) تا قبل از ارائه قسمت بعدی

۳- انجام تمرینات مربوط به جلسه هشتم در قسمت نظرات

(مشتاق خواندن نظرات ارزشمند شما هستم)

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=12372
برچسب ها:
116 نظر در مورد جلسه هشتم

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/04 18:16
      مدت عضویت: 52 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 849 کلمه

      به نام ِ خداوند ِ بخشنده ی مهربان.

      روزی دهنده ی بی دلیل و بی حساب.

       

      سلام به استاد عطار روشن ِ عزیز و قدرتمند ، با اراده و مصمّم و متعهّد به انجام ِ آنچه آموزش میدهد. یک الگوی عالی برای من در عمل کردن بصورت ِ عالی به قوانین.

      واااقعا برای من بسیار تحسین برانگیز هستین.بسیاار توی تغییر ِ باورهام به من کمک میکنین و این باعث ِ گسترش ِ جهان میشه.چون من بخشی از این جهان هستم.

      وقتی شما آگاهی های خودتون رو با من به اشتراک میزارین ، من نتایج ِ شمارو میبینم و من باور میکنم. وقتی باور درمن شکل میگیره که یک نفر در جهان ، در چندکیلومتری ِ من تونسته به اینهمه آگاهی برسه…اینهمه با رضای قبلی ، با من ِ قبلیش فاصله بگیره ، تونسته به بخشی از خواسته هاش برسه ، همچین تغییری در خودش ایجاد کرده ،توی روابط…سلامتی…تناسب ِاندام…دریافت ِ ثروت ِ خداوند…همچین تغییری تا حدی که هیچ ربطی به رضای قبلی نداره ، من هم میتونم.

      و بعد من شروع میکنم به تمرین کردن , به تکرار ِ این آگاهی ها به کرّاات ، به درک ِ هر چه بهتر ِ قانون ِ بدون ِ تغییر ِ خداوند ، کار کردن ِ هر روز روی خودم ، تغییر ِ دیدگاهم ، سعی در زندگی در چارچوب ِ قانون ،دیدن ِ نعمت هایی که در حال ِ حاضر دارم ، سپاسگزارتر شدنم ، مثبت تر شدنم ، نزدیک تر شدنم به خالق ، باور ِ جدید ساختن درباره ی خدایی که من رو با عشق خلق کرده ، استفاده از قدرت ها و صفات ِ خداوند توی زندگیم ، طلب ِ یاری کردن از خدا و اینکه کارهام رو به خودش بسپارم و دیگه نخوام بدو بدو کنم…اینکه روی خدا حساب کنم و طعم ِ لذتبخش ِ دارایی های خودم و دیگران رو با دیدن و بینا شدن حس کنم و به طعم ِ واقعیش نزدیک و نزدیک تر بشم تا در نهایت خودم رو توی آغوش ِ خدا حس کنم و بوی تن ِ خدا رو در یک میلیمتری ِ خودم استشمام کنم ، تا دستان ِ خداوند رو روی شونه م و توی دستم حس کنم ، شاهد ِ نگاه های مهربان ِ خداوند توی زندگیم باشم ، شاهد ِ راحت تر چرخیدن ِ چرخ ِ زندگیم بشم…کم کم نتایج بیان…ببینم…حس کنم و طعم ِ خداوند رو توی زندگیم بچشم.

      و با رسیدن  به خواسته هام به گسترش ِ جهان کمک کنم و این بذر ِ امید رو استادی مثل ِ شما توی دل ِ من کاشته.

      دیدین بیراه نگفتم که دارین به گسترش ِ جهان از آرزو گرفته تا خواسته های آرزو کمک میکنین و افرادی هم با دیدن ِ روال شدن ِ زندگی ِ من تحقیق میکنن که چطور و پیدا میکنن و همینجووور  این چرخه ادامه داره تا بینهایت.

       

      چقدر طعم ِ لذّتبخشی داره به خواسته ها رسیدن…

      چقدر طعم ِ لذّتبخشی داره دیدن ِ موفقیت های دیگران…(( سپاسگزارم استاد روشن ِ عزیز…چقدر قوی تر شدم در خوشحالی برای دیگران و تحسین ِ موفقیت ِ دیگران ، چون میتونم تجسم کنم که چقدر موفقیت و رسیدن به خواسته ها لذت داره و تو خیال ِ راحت رو برای خودت میسازی…نفس ِ عمیق میکشی و میگی که آخخیش…خدایا شششکرررت رسییییدم….

      اینو میتونم حس کنم چون خودم میخوامش و مممطمئنم که تنها و تنها راه ِ رسیدن به خواسته ها ، کنترل ِ کانون ِ توجه هست.به شکل های مختلف…مثل ِ همین دیدن و تحسین ِ موفقیت ِ دیگران…که با توجه کردن به موفقیت های دیگران ، اساس ِ اون یعنی موفقیت رو به زندگیم دعوت میکنم))

      چقدر طعم ِ لذتبخشی داره که هر روز 10 ها بار ماشین ِ مورد ِ علاقه ت رو ببینی….و حسش کنی…

      چقدر طعم ِ لذتبخشی داره پیام ِ تبلیغ ِ خونه ی مورد ِ نظرت یهو وقتی گوشی توو دستته برات بیاد و تو در هر لحظه چه خودآگاه چه ناخود آگاه به خواسته ت توجه میکنی و فرکانسش رو میفرستی.

      چقدر طعم ِ لذتبخشی داره آگاهانه بلند شی بری فروشگاه و نیم ساعت لا به لای قفسه بندی ها بچرخی و مردم رو زیر زیری تماشاکنی که در هر دقیقه دارن خرید میکنن و تو به چشم هات فراوانی و توان ِ خرید ِ مردم رو نشون بدی و لذت ببری و تحسین کنی تا خودت هم بزودی اون طعم رو بچشی…

       

      دیدین بیراه نگفتم ، شما دارین به گسترش ِ جهان کمک میکنین.و من هم به شما پیوستم.با جذب ِ اس ام اس های واریزم ، رفتم توو هههمون فروشگاه و میوه ی دلخواهم رو خریدم. موز ِ خوشمزه…و پول به گردش افتاد …

      الله اکبر از این تمرین…

       

      با انجام ِ این تمرین هرلحظه داری تجسّم میکنی…

      هر لحظه داری تحسین میکنی…

      تایید میکنی …

      اغرار میکنی که شهادت میدهم خدای من که جهان پر از فراوانیه…

      اغرار به قدرت ِ خدا…

      اغرار به وجود ِ نعمت…

      اغرار به وجود ِ نعمت ِ خداوند…

      اغرار به نعمت ِ وجود ِ خداوند….

      این تمرین عین ِ سپاسگزاریه…احساس ِ سپاسگزاری در تو دائم در جریانه 

      این تمرین عین ِ توجه بر خواسته هاست…

      این تمرین عین ِ خود ِ نماز خواندن بصورت ِ دائمه… و خوشا آنانکه دائم در نمازند…

      این تمرین با زبان ِ بی زبانی با زبان ِ احساس ، صحبت با خداییه که (( سواد ندارد … ))
      آرزومند ِ آرزوهاتون آرزو…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/18 07:58
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      سلام استاد عزیز و همه دوستانم

      برای بعضی از دوستان که این باورها از زمان بچگی در آنها ایجاد شده که تلفظ درست کلمات برای دعا کردن و یا نماز خواندن از اهمیت خاصی برخوردار است تا این حد که مثل شما ترس از غلط تلفظ کردن باعث تصمیم به جا نیاوردن نماز و دعا شده باشد شنیدن این نظرات که شما ارائه میدهید خیلی برایشان تازگی دارد و حتی شاید باور کردن آنها ترسناک باشد

       

      من با این عقاید موافقم که با خدا راحت باشیم و به زبان فارسی و آنچه در دلمان هست صحبت کنیم در اینصورت است که احساس نزدیکی با او را خواهیم کرد برای اینکه او همیشه و در همه حال به ما نزدیک است و میخواهد که ما این نزدیکی را احساس کنیم 

       

      نه به خاطر شنیده های اشتباه که نسل به نسل به ما رسیده است خودمان را دور و غریبه احساس کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/27 08:56
      مدت عضویت: 234 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 885 کلمه

      بنام خداوند ثروت و فراوانی و عشق و آرامش 

      سلام به دوستان زیبانگرشم

      خدا سواد ندارد احساس دارد

      یادمه مدرسه که میرفتم سرصف صبحگاهی ناظم خیلی تاکید میکرد که صلوات رو خوب تلفظ کنیم ص رو خوب بگیم س نگیم نمیدونم زبانم چه جوری حرکت بدیم که خوب تلفظ کنیم اگر اشتباه بگیم یعنی خدا رو دشنام دادیم از همونجا یه جرقه خورد تو ذهنم که خدا چقدر سخت گیره حتی از ترسش باید حروف رو خوب تلفظ کنیم همیشه با ترس و لرز چند خط قرآن میخوندم که نکنه اشتباه عربی رو بخونم و خدا با من دشمن بشه که نتونستم قرآنشو خوب بخونم برای همین از قرآن خوندن فاصله گرفتم یادمه یه دوست داشتم تو خوابگاه قران صوتیشو گوش میداد میگفت من خودم میترسم قران بخونم که نکنه خوب تلفظ نکنم و خطا کنم چون گناه بزرگیه همیشه برام سوال بود چرا خدا اینقدر به عربی خوندن قران تاکید کرده مگه زبان خودمون چشه که فقط باید نماز عربی قران عربی حرف زدن باخدا عربی و این زبان دیگر باعث شد از خدا هم فاصله بگیرم چون حس میکردم منو و خدا زبون همدیگرو نمیفهمیم هیچ وقت بهمون تو مدرسه و دانشگاه نگفتن خدا به زبانمون کاری نداره به احساسی که داریم توجه میکنه یه بار به یکی گفتم چرا باید نماز و عربی بخونیم درصورتی که فقط داریم حفظ چندتا خط رو میگیم اما خودمون خیلی خوب معنیشو متوجه نمیشیم بهم خوب گفت خدا که متوجه میشه ما چی میگیم مهم خداست که خودش عربیو رو میفهمه ما فقط بخاطر وظایف نمازخوندن این تکلیفو انجام بدیم باخودم گفتم پس چرا خدا ما انسانها رو عقل و تفکر و انتخاب داده مگه اون لحظه که عربی میخونیم اما خودمون درک نمیکنیم چی میگیم این وسط ما چی مهم نیستیم فقط از رو ترس و لرز این تکالیف رو انجام بدیم از بچگی بهمون یاددادن درسهاتو حفظ کن نگفتن درسهاتو یادبگیر و مفهمومشو  درک کن حتی قرآن رو گفتن مهم اینه که بخونی نگفتن ریشه کلمات رو درک کن و تفکر کن بااینکه خدا تو قرآن میگه تفکرکنیدبه نشانه ها توجه کنید تعقل کنید تو یه دوره سنیم خیلی علاقه پیدا کردم که آدم مذهبی بشم که همش در حال نماز و قران و ذکر باشم اما بعدچندماه چون ازبس از خدا و سخت گیریاش و عذابهاش وغصبهاش گفتن بهم ترسیدم و گذاشتم کنار و نمازمو از رو عادت و تکلیف میخوندم همیشه دنبال یه آرامش از طرف خدا بودم و بلاخره خدا هدایتم کرد و تو مسیری قرارم داد که با شناخت خدای قبل خیلی فرق داشت تازه انگار متولد شدم وقتی به این اگاهی رسیدم که خدا یه انرژیه و تو همه ذرات عالم وجود داره و خدا رو همونجور باور کنی به همون شکل برات درمیاد تصمیم گرفتم خدا رو مهربون و بخشنده و عشق باور کنم که تو همه لحظات کنارمه و یاریم میکنه تا از لحظاتم که روی زمینم لذت ببرم و درک کردم خودم هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم دیگه خدای نیست که سرنوشتتو از قبل تعیین کرده دیگه خدای نیس که بهت اجبار کنه که چیکارکنی بلکه خدا به تصمیماتم احترام میزاره و دیگه خدای نیس که عربی خوندن قران که چی جوری تلفظ کنم گیر بده الان خدای دارم که میگه هر جا نور هست اونجا منم هرجا شادی هست منم هستم وارامش و احساس خوب خدا هم هست الان که فهمیدم خدا به زبانم کار نداره خیلی باخدای خودم  صمیمی شدم و راحت باهاش حرف میزنم قربون صدقه اش میرم بهش عشق میدم با شادی و خنده باهاش حرف میزنم الان بیشتر دوست دارم با خدای خودم صحبت کنم الان بیشتر دلم میخواد بیشتر با خدای خودم وقت بزارم در صورتی که قبلا به زور و از رو ترس بلندمیشدم به صورت سریع نماز میخوندم که دیگه خدا بامن کاری نداشته باشه الان که فکر میکنم میبینم من همون آدم قبلیم خدا هم خداست فقط با اگاهی جدید با تفکر بیشتر با نگرش جدید کل نگاهم به خدا و زندگیم تغییر کرده چقدر زیباست که باتغییر نگرشمون بتونیم یه زندگی بسازیم که خودمون دوستش داریم الان حس میکنم و میفهمم خدای من سخت گیر نیس و بهم همش گیر نمیده بلکه خدای دارم که تغییر زاویه دیدم چقدر راحت تونستم چقدر ارامش بگیرم چقدر لذت ببرم از زندگی کردنم و چقدر عاشق خدام بشم فقط با تغییر نگاهم بخدا فقط شناخت خدام همه سرنوشتی که یه روزی فکرمیکردم هیچی دست خودم نیس و سرنوشتم تغییر نمیکنه الان میفهمم چقدر خوب هم تغییرمیکنه و دارم با فرکانسهای خودم خلق میکنم حتی متوجه شدم روزی که حالم خیلی خوبه با خدای خودم بیشترمیگم و میخندم و شادم و سپاسگزارشم همون روز بهم پاداش این احساس خوب رو میده چند روز قبل از صبح تاشبش خیلی ارامش داشتم خیلی حس و حالم عالی بود و از لحظاتم لذت میبردم شب دیدم بدون اینکه به داداشم بگم هنذفرین بلوتوثی که دوست داشتم برام خریدبود همون لحظه قلبم بهم گفت این هدیه امروزت بخاطر احساس خوب امروزته و فهمیدم اگه هرچقدر من ارامش داشته باشم همونقدر نتایج تو زندگیم میبینم و این سایت استاد و این دوره زندگی باطعم خدا هم هدیه خدا بخاطر اون حس خوبی بوده که داشتم و خدای خودم رب درونم رو باتمام عشقم سپاسگزارم که منو تو این مسیر الهی هدایت کرد تا بیشتر از زندگیم از زمینی بودم و از تجربیاتم لذت ببرم و باخدای خودم بیشتر صمیمی بشم و خدا رو هرلحظه احساس کنم خدایاعاشقتم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرامش از من شروع می شود
      1400/06/20 20:00
      مدت عضویت: 258 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,040 کلمه

      به نام خدای بخشنده مهربان

      روز 151: روز 55 تکرار ، شنبه 1400/6/20

      سلام

      در کودکی به کتابخانه پدرم علاقه زیادی داشتم و یادمه یکی از کتابها طب الرضا بود یک روز که سرماخورده بودم به سراغ این کتاب رفتم تا قبل از اینکه مجبور به آمپول زدن بشم خودم را درمان کنم و یادمه در این کتاب نوشته بود علت اصلی بیماری خصوصا سرماخوردگی ناسپاسی و کمبود شکرگزاری است. اون موقع زیاد نفهمیدم ولی الان کاملا باور دارم یجورایی با درد و بیماری بیشتر به یاد خدا و به یاد خودمون می افتیم و ارتباطمون با خدا و خودمون تقویت میشه. روزهای زیادی در زندگیم بوده که به همه فکر می کردم جز به خودم همش در حال دویدن و توجه به درآمد ، کار، خانواده ، همکار و البته عبادتهای روتین بوده ام و به استراحت و ارامش و تغذیه خودم توجهی نداشتم و به محض از پادرآمدن یادم می اومد که باید برای خودم هم وقت بگذارم و باید جاهایی هم با خدای خودم خلوت کنم و بخشی از بار سنگین زندگی را به خدای توانا و قادر و دانا بسپارم. پس بیماری هم یک فرصت است که خداوند برایم رقم می زد تا به خودم و روح الهی ام بیشتر رسیدگی کنم.

      در هر جنبه ای از زندگی که ناراضی هستیم، در آن زمینه ارتباطمان با خدای بزرگ مشکل دارد و باید برای ترمیم آن بخش زندگی تلاش کنیم.

      واقعا آگاهی بسیار لذت بخش است. اینکه دوباره به تو یادآوری می شود که خودت خالق زندگی خودت هستی و اگر از سازه دست خودت راضی نیستی می توانی آن را اصلاح کنی و دوباره به شکلی که می خواهی آن را خلق کنی.

      خیلی قشنگه که ایمان بیاری دولت و محیط و مدیر و ….. زمام زندگی مرا بدست ندارد و خودم خالق زندگی خودم هستم با تغییر نگرش و افکارم می توانم هر آنچه می خواهم را بیافرینم.

      مدتهاست هر روز صبح که بیدار می شوم اولین جمله ام این است : سلام خدای مهربان من، سلام فرشتگان الهی 

      سلام خدای مهربان من از فایل های صبحگاهی خیلی به من می چسبید و الان آغاز روز خودم شده است.

      چقدر قشنگه که درک کنیم خدای بزرگ و توانا بسیار مشتاق است که برگردیم و با توجه به حضور قدرتمند او حال خوب را در زندگی مان تجربه کنیم. چگونه می توان خدای توانا و قدرتمند را در کنار خود و در درون خود ببینم و از رویارویی با آینده بترسم. وقتی باور کنم خدای قادر متعال در هر لحظه حضور دارد و مرا می بیند و مرا می فهمد و احساس مرا درک می کند و حامی و پشتیبان من است و نگهبان من است و مرا رها نمی کند و همه چیز جز نعمت حیات و زندگی یک بازیچه بیش نیست و ابزاری برای افزایش لذت ما از زندگیست، پس برای هیچ چیز به هم نخواهم ریخت و آرامش و آسایش بی نظیری را تجربه خواهم کرد.

      بهترین زبان صحبت با خدای مهربان زبان شکرگزاری است که بقول معروف دیدن نیمه پر لیوان هست وقتی بتوانم برای همه نعمتهای بی شمار زندگیم شکرگزار باشم درهای فراوانی را بسوی خود می گشایم به قول یک بزرگ :

      غرق نعمتیم الحمدالله  حالیمون نیست استغفرالله

      خداوند ما را قدرتمند آفریده و به هر چیزی توجه کنیم در زندگیمان بیشتر و بیشترش می کند. با تمرکز بر داشته ها و شکرگزاری و احساس خوب ظرفیت خود را افزایش می دهیم تا بتوانیم از نعمات بی نهایت خداوند بهره بیشتری ببریم.

      زندگی در دنیا و استفاده از امکانات اون مثل دعوت شدن به یک مهمانی بسیار مجلل است و هر کس کاسه ای برای برداشتن غذا در اختیار دارد، همه به مهمانی دعوت شده ایم حال اگر من کاسه ام را برعکس بگیرم و نتوانم غذایی بخورم و گرسنه مجلس را ترک کنم گناه صاحبخانه چیست؟ بله اول ظرفیت وجود خود را افزایش بدهم و خودم را لایق خواسته هایم کنم و باور کنم آن خواسته هر چقدر برای من بزرگ باشد، برای پروردگارم هیچ نیست و خدایم از آن خیلی بزرگتر است.

      حقیقت ماجرا اینکه اون جلسه زندگی با طعم خدا که استاد می گفتن اصل زندگی حیات و زنده بودن و فرصت بندگی است و بقیه خواسته هامون برای افزایش لذت زندگی هست خیلی به من چسبید و سعی می کنم برای چیزی بیش از ارزشش وقت و انرژی نذارم. یادمه وقتی قرار بود برای منزلمان حفاظ سفارش بدهیم من روی طرح آن خیلی حساس بودم و شاکی بودم که آهنگر نابلد بوده و فرم بعضی از آنها را بد درآورده و روی رنگش هم خیلی حساس بودم الان می تونم به جرات بگم اصلا اونها رو نمی بینم مگر اینکه خودم بخوام بهشون توجه کنم. یه روزی برای داشتن اتومبیل دلخواهم پرپر می زدم ولی الان وقتی در حال رانندگی هستم باید به خودم یادآوری کنم این همونه که خیلی می خواستیش پس حالشو ببر. میخوام بگم خداوند ما را طوری آفریده که فقط و فقط با یاد خودش و درک حضور خودش ارامش می یابیم و ارام می شویم ولی چون این رو نمی دونیم فکر می کنیم اگر به فلان ماشین یا خونه یا ویلا یا مدرک یا رقم حساب بانکی ….. برسیم دیگه خوشبخت می شیم و می تونیم طعم ارامش و خوشحالی را تجربه کنیم غافل از اینکه اینها برای مدت کوتاهی ما را راضی می کند و دوباره در می یابیم گمگشته ای داریم و در پی جستجوی آن هدف دیگری برای خود تعریف می کنیم و دوباره بدنبال آن می دویم و در نهایت عمر نازنین به سر می آید و در آن لحظه کسی که هست ، کسی که می توانست باشد را ملاقات می کند.

      اگر درست زندگی کرده باشیم و از فرصتها بهره برده باشیم و هدف زندگی را فهمیده و رسالت الهی خود را به انجام رسانده باشیم که خوشا به حال ما و اگر فرصت سوزی کرده باشیم این ملاقات و حسرت جهنم واقعی زندگی ما خواهد بود.

      خیلی قشنگه که بری مثلا نان بخری و تصادفی در مسیر گردنبند زیبایی هم ببینی و بخری و چون براش برنامه ریزی نکرده بودی شگفتانه زندگیت میشه. من با ورود به سرزمین لاغرها و این سایت به دنبال تناسب اندام بودم ولی نخست با خودم اشتی کردم و با خودم دوست شدم و حالا غبارروبی در ارتباطم با خدای مهربانم در حال انجام است این هم از شگفتی های این مسیر زیباست. خدایا شکرت 

      دوستان عزیز الماس تابناک نور الهی در زندگیتان همیشه تابنده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amir.univers2@yahoo.com
      1400/05/19 18:43
      مدت عضویت: 243 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 48 کلمه

      سواد همیشه حد محدودی دارد و خداوند نامحدود است پس خدا را در سطح سواد خاصی تلقی نکنیم که بعد بخواهیم قضاوت کنیم که دعای ما را به عربی پذیرش می کند و به زبان مادری خیر، خداوند تمامیت احساسی که در تو ایجاد می شود را پذیراست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/16 11:29
      مدت عضویت: 164 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 546 کلمه

      سلام
      چن وقت پیش مهمون بودم تو این مهمونی یکی گف من قران نمیخونم چن میگن اگه اشتباه بخونی انگار ک بخدا دشنمام میدی واقعا ازشنیدن این حرف اصلا نمیتونم بکم ک چ حسی دلشتم
      من خانواده همسرم ی جوری خدا رو تعریف کردن منک با خدا دوس بودم وقت و بی وقت حرف میزدم از خدای خودم دور شدم
      اگه نماز نخونی خدا بهت روزی نمیده اگه فلان نکنی خلاصه باعث شدن من همش دور دور بشم
      خدا تو چشم ما یجوری کردن ک انگار اون محتاج ماست ن ما محتا ج او
      خودم از کوچکی ی حرف اشتباه زدم گفتن اینطور نگو خدا غضب میکنه
      خدا رو مثل انسان تعریف میکنیم خدا اگه بزرگ نبود اگه بخشنده نبود اگر مثل ما ان سان بود الان هیچ کدوم ما اینجا نبودیم چن مادر با تمام محبتش ب یجایی میرسه ک میگه کاش این بچه رو نداشتم کاش فلان از مادر مهربونتد نیس
      خدا خیلی مهربونه ما برا انتخابهای اشتباه خودمون خدارو مقصر میدونیم مصلحت قسمت فلان
      مهربونی خدا رو نمیبینیم فقط اشتباه های خودمون ب خدا نسبت میدیم تا وجدانمون راحت بشه این مردم با عقاید و چرت و پرتها باعث شدن ۸ سال از خدای خودم دور باشم ۸ سال زنده مانی کنم ن زندگانی ۸سال عین ی زنده مرده رفتار کنم عین ی مجسمه
      منی ک شب ها و روزها در هر مسئله ای باخدای خودم حرف میزدم فک میکردم فقط تو نماز خوندن باید با خدا حرف زد مادرشوهرم ی جوری میگف بیا مسجد بیا فلان و نماز بخون منواز همه اینها زده شدم منی ک حجاب داشتم اونقدر درمورد حجابم گیر دادن منواز حجاب خسته شدم اونقدر از ادمهای اطرافم خستم ک اگه دخترم نبود همین الان ارزو میکردم میرفتم پیش خدای مهربونم حیف نیس ادم اصل ول کنه بچسبه ب فرع
      من اصل ول کردم منبع انرزی ول کردم فک کردم خدا مثل من انسانه نمیبخشه نمیده نمیشنوه کینه بدل میگیره فقیر میکنه بیمار میکنه
      ی عمر پدر شوهرم هر کی مریض میشه سرطان میگیره و فلان میگه میدونی اون چی بود چکارها کرده
      خستم خدا از تموم حاجی های ب ظاهر حاجی از تموم فامیلهای ب ظاهر فامیل از تموم انسانهای بظاهر انسان
      خدایا من تموم تلاشمو میکنم قوی بشم خودت بیشتر هدایتم کن کاری کن جز زیبایی چیزی نبینم کاری کن کنترل چشمم و گوشم دست خودم باشه وقتی میخوام نشنونم وقتی نمیخوام نبیبنم وقتتی نمیخوام نرم
      تموم لحظاتم حست کردم تو بودی بهترین دوستم حرفاهمو شنیدی الانم ب کمکت بیشتر و بیشتر احتیاج دارم کمکم کن
      ی جوری یادم دادن امیدم ب خاق روزگار باشه ن ب خدا
      از بیسوادهای اطرافم خستم
      از تموم زنهای اطرافم ک همه چیو تو بشور و بساب و غیبت و ظاهر بینی و کلفتی میبیینن خستم
      از تموم مردهایی ک مردانگی تو غرش میبینن خستم
      ب خدا ماها انسان نیستیم این حیون ها بیشنر از ما انسانها شرف دارن انسانیت دارن اصلا بیشنر از ماها حالیشونه ما انسانها ب طاهر دوستیم از هزاران دشمن دشمنتر
      ما خدا رو انسان میدونیم خدای ک در جای حای فران گقته بیا میبخشمت بیا
      شکر کن بندم بدم ازم بخواه بدم ولی ما طلب نکردیم چن گفتن نمبخشه تمومه گناه کبیرس
      شکر نکردیم چن اصلا یادمون ندادن حس قدردانی بهمون یاد ندادن خواستن از خودش رو بهمون نگفتن از همه خواستیم الا اون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/05/06 17:33
      مدت عضویت: 227 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلام و درود فراوان

      استادگرامی گرامی من حدود یک ماه است که این دوره را گوش میدهم و اینقدر برایم عجیب، بهت آور و آرامش بخش بوده که شاید سه بار برگشتم و از روز اول گوش دادم و تازه به روز هشتم رسیدم.  نمی خواهم و نمی توانم که با سرعت و سرسری عبور کنم چون این موضوعات زیربنای فکر و اندیشه و حرکت ماست.

      به قول یکی از دوستان ایجاد آگاهی صحیح در من مادر، می تواند موجب تغییر دیدگاه یک نسل و روش زندگی آنان گردد. پس لازم است که پایه های این زندگی جدید محکم و استوار باشد .باید پی ریزی مقاوم و اصولی باشد تا با هیچ باد و بارانی آسیب نبیند. من که یک عمر با باورهای نازیبا از منشا و مبدا خودم دور بودم ، حالا می خواهم با بهترین و دلپذیرترین شیوه درک خود را بالا ببرم . بدون نگرانی از کلمات و واژه ها بدون نگرانی از زمان و مکان  بدون نگرانی از آداب و اصول آنچنان که خدا به موسی گفت و موسی به چوپان: هیچ ترتیب و آدابی مجوز هر چه می خواهد دل تنگت بگو و به راستی که چقدر دلم تنگ است برای مهربانی خدا برای مغفرتش برای زیباییهایش برای اینکه بدون دلواپسی از برچسب خوردن با خودش خلوت کنم و ازش سپاسگزاری کنم برای خلق دنیا، برای دادن فرصت زندگی،  برای اینکه می توانم هیجان انگیز ترین موضوعات را با خودش طی کنم ازش بپرسم بدون ترس ،بدون شک و ازش بهترینها رو بخوام

      چون تواناست چون بی انتهاست لذت بخش ترین نکته اش اینه که اگربخواهیم چیزی به من بده نگران کم شدنش برای دیگران نیستم نگران نیستم که خیر من باعث شر دیگرانه وهزاران موهبت دیگر….

      خدای مهربان با زبان بی زبانی تو را دوست دارم 

      استاد گرامی خدا حفظتان کند بهترینها را برای شما و عزیزانتان طلب میکنم

      همنوردان عزیزم بهترینها را برای شما و همه مردم دنیا ارزو میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/03/17 22:52
      مدت عضویت: 305 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه
      1. بنام خدا

      دیدگاه من از این فایل 

      من یادم میاد کوچک بودم مرا خیلی از خدا ترسانده بودند از خدا خیلی می ترسیدم تا اینکه رفتم مدرسه آنجا هم توسط معلمان تو،درسها ،دوستان آنها هم خدا را خیلی ترسناک و بی رحم توصیف کرده بودن که اگه حجاب نداشتی باشی تو اون دنیا با موهای خودت دارت میزنن یا حرف بدی بزنی زبانتو میبرن یا نماز و روزه نگیری جهنمی میشی و جهنم هم همش آتش و عذاب هست .قرآن را اگه اشتباه بخونی معنی آن عوض میشه و عذاب سختی داره و خیلی خیلی از این حرفها .

      من،الان تا قبل از اینکه این فایل را گوش کنم قرآن را خیلی با ترس میخوندم و خیلی با دقت که مبادا اشتباه بخونم .با حجاب کامل چون اینو بهم گفته بودن .

      نمازم گاهی دیر میشد می گفتم حالا خدا خیلی از دستم ناراحته

      روزه نمی گیرم میگم خوش به حال اونا که می گیرن تو اون دنیا راحتن ولی من حتما تو عذابم اینها را من از نوجوانی شنیده و باور کرده،بودم که خدا اینقدر ترسناک و بی رحم .

      وقتی با خدا حرف میزدم اول گله و شکایت میکردم و بعد گریه و زاری که خدا صدای منو بشنوه و بدادم برسه. همیشه سر نماز میگفتم خدا یا من بلد نیستم دعا کنم آخه به من گفته بودن قبل دعا باید یه جمله ای یکی بعد با خدا حرف بزنی من بلد نبودم و میگفتم خدایا من ایطوری باهات حرف میزنم میدونم که قبول نمیکنی چون دعا کردن یه طوری دیگه هست که من اونو بلد نیستم و با استرس میگفتم و،راهی دیگه هم نداشتم .

      اما الان با گوش دادن به این فایلها همه چیز بر عکس شد این افکار که تو سرم کرده بودند همش اشتباه بود و،خدا،را خیلی ترسناک جلوه داده بودن ور صورتی که خدا از،مادر هم مهربان تر است و بنده هاش را خیلی دوست،داره و هرچه از،او به ما برسه همش خیر و خوبی هست و من یاد گرفتم که در هر شرایط در هر مکان وبا هر،زبان میتوانم با خدا حرف بزنم البته با احساس خوب ،آرامش با خنده ،شادی حرف بزنم نه با گله و یا گریه،کردن با احساس خوب چون خدا احساس دارد 

      خدا سواد ندارد احساس دارد ،خدا گوش ندارد احساس دارد ما به این سادگی میتوانیم با خدا حرف بزنیم .

      خدایا شکررررررررررررت که با این سایت آشنا شدم. ممنون استاد  روشن. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/01 11:16
      مدت عضویت: 447 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 455 کلمه

      سلااام

      من خیلی به این جمله فکر میکنم : در هر زمینه ای مشکل دارید به معنیه اینه که در اون زمینه ارتباط شما با خدا دچار مشکل هست.

      من این جمله رو هنوز درک نکردم چرا که اگه درکش کرده بودم تغییرات عظیمی در زندگیم به وجود میومد. من خسته شدم از بی ایمانی. چرا به خدا ایمان ندارم؟ همش دارم پشت گوش میندازم که بشینم و برای خودم منطقیش کنم که خدا قادره هر کاری رو انجام بده ، خدا سلامتیه ،آگاهیه، نوره، عشقه ، ثروت و فراوانیه و منم همه ی اینا رو میخوام . منم که تکه ی کوچکی از خدام پس چرا نمیتونم به اندازه خودم از طعم های خوبش داشته باشم. من خیلی فکر میکنم و هر روز به دنبال ایمان،، درون خودم جستجو میکنم.

      توی فایل گفتید ما خدا رو انسانی می بینیم که یه سری امکانات عظیم تر نسبت به ما داره و این دقیقا اعتقاد قبلی من به خدا بود من فکر میکردم خدا یه پادشاهه که میتونه کلی کار بکنه و فکر میکردم اونه که نمیخواد من طعم های عالی رو بچشم اما بعد فهمیدم این من بودم که این زندگی رو با تمام تجربه هاش انتخاب کردم و مسئولیت صد در صدش با منه ، من فهمیدم این خدا نیست که به من دستور داده در این جسم و در این کشور و با این خانواده به دنیا بیام بلکه خودم بودم که بر اساس آگاهی هایی که باید در این زندگیم کسب کنم این زندگی رو تمام و کمال انتخاب کردم و خدا فقط یه انرژیه خیلی عظیمه که منو راهنمایی کرده.

      و هر وقت شما درباره ی احساس ما صحبت میکنید به یاد نوزاد ها و بچه های کوچیکی میوفتم که با شادی این طرف و اونطرف میرن و حتی نمیتونن حرف بزنن اما چیز های مورد نیازشون به وفور در دسترس هست و این برای من به این معناعه که خدا اگه سواد داشت فقط باید به کسایی که باهاش حرف میزنن و نماز میخونن و دردودل میکنن جواب میداد و چون بچه ها نمیتونن حرف بزنن پس نباید خدا خواسته هاشونو بر طرف کنه، ولی این طور نیست و اتفاقا بچه ها خیلی شاد تر از ما آدم بزرگایی هستن که ادعای نماز و روزه و دین میکنیم،پس راه ارتباطی ما که قطره ایم با اقیانوس قدرتمند کائنات، احساسمونه. همه ی انسان ها با یه زبان حرف نمیزنن، همه ی انسان ها در یک نقطه از کره رمین زندگی نمیکنن، همه ی انسان ها خوندن و نوشتن بلد نیستن ، همه ی انسانا مسلمون نیستن ولی… همه ی انسان ها احساس دارن.

       

      ازینکه این دوره عملی هست بی نهایت خوشحالم. خوشحالم ازینکه بهمون گفتید نباید درباره ی چیزایی که بدن حرف بزنیم و نباید احساس بدمون رو با خدا در میون بزاریم.

      ازتون ممنونم 

      خدایا خیلی خوبی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/12/07 22:38
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 23 کلمه

      سلام…سلام…من فقط از طریق احساسی ک دارم با خدای بزرگ ارتباط برقرار میکنم همیشه هم کمکم کرده و تنهام نگذاشته الهی شکررررر الحمدالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/07 17:35
      مدت عضویت: 792 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 2,097 کلمه

      باسلام باید خیلی شکر گزارباشم که به سایت تناسب فکری وبعد بدنیالش بافایل زندگی باطعم خدا هدایت شدم .
      خدای من باید دقت کردودید چگونه برزبان افراد جاری میشی که هدایت کنی ودرمسیر بهترینها قرارمون بدی.خداروشکرعمری برای توفیق دیدن فایل ۸ پیداکردم .
      عجب فایل تکان دهنده وپر از محتوا واگاهی هست .اساس وبنیان مسیر وحرکت رو بروشنی بیان میکنه .واقعا ریشه حرکت همان پیدا کردن خداست .فایل تکان دهنده ای بود که بیدارمون کرد و اتش غم واندوه ونگرانی واظطراب وترس از گذشته وناامیدی درزندگی واینده نامعلوم رودر درونم خاموش کرد وارمغان داشتن احساس خوب وارامش ونگران نبودن برای هیچ چیز وتغییر بیشتردر رفتاروگفتار وبازشدن راه را برای ورود نعمات وبرکات بیشتررو برام داشت.
      ازروزی که با فایل زندگی با طعم خدا اشناشدم شروع تغییرات رو حس می کردم هرچند ناچیز بود اما این فایل کاملا دست وروی من روشست ونتایج خوبی درزندگیم شروع شدازجمله اشنایی باطعم های خوب ،چگونگی نگاه مثبت به هرانچه دراطرافم میگذره ،با دیدن ویا شنیدن وروبرو شدن با هرچیزی با احساس خوب و نگاه به هرچیزبا دید مثبت وبرداشت خوب ،مشکلات وگرفتاریها رو دیگر به صورت گره نگاه نمیکنم ،ازقیدوبند حرف ودید دیگران وغم وغصه خوردن از گذشته وانچه ازدست داده ام ویا نتوانستم بدست بیاورم ومقایسه کردن وکلا از هر انرژی منفی تا حدود زیادی رها شدم .خیلی سبک وراحت شدم .اصلا دیدم به زندگی وزنده بودنم عوض شده .قبول کردم هرانچه تاالان سخت وبد گذشته نتیجه کار خودمه .
      —خداکنارمونه ازرگ گردن نزدیک تر واز مادر مهربونتر ومن بدنبال چیزی میگشتم که بهترینهارو بهم بده.استادگرامی عجب حرفهایی بسیار عمیق ووسیع وواقعی بادلیل ومنطق محکمی که ازعمق وجودتون هست و اینطور درما نفوذ میکنه وراحت می پذیریم. ازشما بسیار متشکرم .سالهای قبل وقتی درمجالس ایام خاصی در مکانهایی برای دعا شرکت میکردم وقت دعا کردن مداح یا دعا خوان با هیجان ودادوسروصدای بلند میگفت الان موقع استجابت دعاست خوشا بحال کسانی که خدانگاهشون کرده وبهشون اشک داده والان دارن گریه میکنند اگه میخواهید شماهم دعاتونو خدا بشنوه دستاتونو خیلی بالا ببرید وهرچه میتونید دادبزنیدوباصدای بلند خدا رو بخونید .منم که ادم ارومی بودم واین حرکات رو دوست نداشتم انجام نمیدادم ودردل خودم با خداحرف میزدم ولی چون مثل دیگران با سروصدانمیگفتم امیدی به نگاه خدا نداشتم رفتن به این مجالس وزیارتگاهها رو برای براورده شدن حوائج دوست داشتم وفکر میکردم اگر به انجا بروم ودراون جمع باشم خدا نگاهم میکنه .دراین اماکن میدیدم کسانی رو که یا در اطراف مداح هستند ویا دربین جمعیت درجاهای متفاوت نشسته اند ودر جاهایی از دعا که مداح میگفت شروع به جیغ ودادو فریاد وگریه با صدای بلند میکردند وزجه میزدندتا مجلس راگرم کنند ولی بعد از پایان دعا انهارو میدیدم که حتی قطره اشکی بر صورتشان جا نگداشته وخندان بودندبرایم رفتارشان عجیب بود وبفکر می افتادم که این روش عبادت درست نیست اما سالهاست که متوجه شدم بخشی ازاین رفتارها فقط برای ایجاد هیجان ودرواقع ازمسیر اصلی خارج شدنه .برای همین هست که سالهاست در این مکانها شرکت نکردم وپیش خودم میگفتم مگه خدا همه جانیست ارتباط با او نیازی به رفتن درمکان خاص ویا انجام کار خاص نباید داشته باشه . عبادت باید حس وحال خوب به ما بده وباعث وصل ونزدیکی به خدا وشناخت بهتر وبیشتر خدا شودو نه نمادین ونمایشی باشه .دیدن اینگونه رفتارها از یک طرف ومشکلاتم از طرف دیگر باعث ایجاد دید دوگانه ای نسبت به معنویات برایم شد .درنماز اصلا متوجه نبودم چی میگم وازترس خدا وعذاب اخرت نماز میخوندم که درواقع احساس خوبی از این نماز خوندن نداشتم .در طول عمرم عاشق خواندن نماز ودعا وروزه گرفتن ورفتن به اماکن زیارتی ومذهبی وروضه وایام وشبهای عزاداری های خاص بودم فکر می کردم از این طریق خدا حرفهامو میشنوه وشاید گناهامو نادیده بگیره وجوابمو بده غافل از اینکه خدا کنارمه ودروجودمه واز خودش دردرونم دمیده ومن جزیی از خودشم که گمش کردم ودارم بیراه میرم ودنبال سوزن درانبار کاه میگردم .
      درهنگام بودن درمکانهای عبادت یا به اصطلاح ارتباط باخدا حال خوبی داشتم ولی بعد از چندروزدوباره روزهای قبل تکرار می شد ازخودم بدم می امد که نتوانستم رضایت خدارو جلب کنم سردرگم بودم نمی دانستم باید چطور عمل کنم که هم خدا ازمن راضی باشد و هم من از خودم واز خدا راضی باشم .افرادی رادیده بودم که خیلی خاص ونکته به نکته ودقیق وعارفانه وبا زبان تمجید خاصی با خدا حرف میزنندوبرای هر خواسته وحرکتی انجام میدهند قدم به قدم نیت میکنند وخداهم به انها توجه میکند .با دیدن انها افسوس می خوردم چرا من مثل انها نیستم چقدربا کلمات عالی با خدا حرف میزنند وبرای هرکاری نیت خاصی میکنند وبه خدا نزدیک هستند ولی من معرفت هیچکدام رو نداشتم .ازوقتی به فایل زندگی با طعم خدا گوش کردم وتمریناتشو انجام دادم مخصوصا زمانی که با طعم های خوب وبد اشنا شدم وتقریبا یادگرفتم هرچیزی رابا زیبایی هایش ببینم نه با انرژی منفی دادن باور کنید بعضی از مشکلات کوچکم بدون فکر ونگرانی برایم حل شدند .ارامش عجیبی به خانواده برگشته .اصلا نمی دانم این موج انرژی مثبت شما استاد گرامی وهم گروهی هاست که باعث تاثیر وتغییر خودم وخانواده شده وانگار خیلی چیزها روالش درزندگیم عوض شده .ارامش وهمبستگی بیشتری در بینمان بوجود امده وروند روزانه زندگیم به سمت شادی وخیروخوشی حرکت کرده باور نمی کنید دراین ۱۰ روزی که فایل ۸ روگوش دادم وتمریناتشو انجام دادم ونظرات رو خوندم ۲ بار موقعیت شادی پیش اومد که بعد از ده سال همه از ته دل برای چند دقیقه خندیدیم .سعی کردم بیشتر مواقع به مشکلاتم بعنوان مانع وگره نگاه نکنم .یاد گرفتم درست هست که ممکنه هر روز اتفاقاتی بیوفته که برایم رنجش وناراحتی رابیاورد ولی باید خودم با بینش ونگرش خوب وبارفتار درست ان اتفاق رابرای خودم راحت ببینیم وانرژی مثبت وحال خوب را برای خود بفرستیم تا با انعکاس ان موج مثبت اتفاقهای خوب برایم بیوفتد وبایدخودم حالم رو خوب کنم.دارم با همین روش جلو میرم وخداروشکر چیزهایی تغییر محسوس داشته البته هنوز افکار منفی وازاردهنده به سراغم می اید اما خیلی کم شده میدونم که اول راه هستم ونیاز به تمرین وتمرکز زیاد برروی طعم های خوب رو دارم ولی هدایتم به این مسیر وتغییرات هرچند جزئی برایم نشانه خوب وامید وارکننده برای ادامه راه وانتخاب درست ودرمسیر صحیح قرارگرفتنم است که میتوانم وحتما تغییرات عالی تری انجام می شود .
      .کلامتون بسیار درسته که ماازخدادوریم نه خداازما نوجوان که بودم به خدانزدیکتر بودم احساس خوب بودن خدا دروجودم را داشتم وبه مطلب خدا از روح خودش درون انسانها دمیده اگاه بودم وگفتگو با خدا درهرنوع عبادتی برام لذت بخش بود .اما گذر ایام وزیاد شدن مشغله های زندگی و ورود طعم های بد در زندگی وتوجه به انها وتاثیر محیط ودیگران درزندگی ام باعث کم رنگ شدن وگاهی محو شدن وبی اعتمادی ودور شدنم از خدا وقهر کردنم از خدا شد. اما لطف ومهربانی خدا باز هم دربن بستها شامل حالم شد.مدتی است طعم رهایی نسبی راچشیده ام وخیلی راحت تر وسبک تر شدم وبه محیط اطرافم وحرف واتفاقات بدوناراحت کننده اصلا توجه ندارم واز انها دوری می کنم اگرهم درگیر شوم یا ببینم یا بشنوم سریع سعی میکنم فکروذهنم رابه چیز دیگر یامکان دیگری منحرف می کنم همانطور که توصیه کردید درهرموردی سکوت ولبخند وایجاد فکرها ورویای خوب را در ذهنم پیشه می گیرم وهرچه دراطرافم میبینم ویا اتفاق می افتد بااحساس خوب ورفتارخوب ودیده ونگرش خوب
      وحال خوب با انها می گذرانم وخیلی حال بهتری دارم .دراین مدت دیگر حسرت دیگران وگذشته خود راخیلی کمتر می خورم وکمتر نگران اینده و خواسته هایم هستم وخیلی راحت درهرزمان ومکانی باخدا راحت وساده حرف میزنم وخواسته هایم را میگویم نه فقط بعد از نماز یا مکانهای عبادی وهمه چیز راخوب وزیبا می بینم ومرتب خداروشکر می کنم .درسته که هنوز درنمازم خیلی حواسم به خدا وگفته هایم نیست ولی بعد از نماز بازبان خودم دعا و باحال خوب دعا می کنم وبا خدا حرف می زنم همین برایم باارزش است که تونستم بعد از نماز خیلی راحت وباارامش وبدون التماس وگریه وزاری وناراحتی وناامیدی ونگرانی وگله وشکایت ازخودم وخدا وروزگار باخدا حرف بزنم ومطمئن باشم که خدا هست وحضور داره ومیشنود ومی بیند که این خودش یک قدم به جلو حرکت کردنه و منم خداروشکر می کنم بابت همین تغییر هرچند کوچک .انسانی که اشرف مخلوقاته وبا حس ششم ذهن خودش خدا این قدرت را بهش داده که اشیاء را جابجا کنه ویا روی اب راه بره ویا ذهن دیگران را بخونه ویا کمی بالاتر از سطح زمین خودش را نگه دارد وکارهای خارق العاده وعجیب دیگری که خدا توان انجامش را به اوداده انسانی که میتواند برهمه چیز مسلط شودوهمه چیز مسخر انسان افریده شده تا خودش وخدایش رابهتر پیدا کند وپی به قدرت لایزال وبی حد خداببرد واین همه برای ماارزش قائل شده پس چگونه ماازاودورشدیم وبیراهه رفتیم وقدروارزش وجودیه خودمان رانفهمیدم .وقتی به این چیزا فکر میکنم با حال خوبتر وارامش واطمینان بیشتر متوجه نگاه خدا وحضور همیشگی خدا وهمراه بودنش درزندگیم درهرلحظه وهرمکان می شوم.
      درفایلهای لاغری با ذهن گفتید اگر تغییر در عادتها درذهن به درستی انجام پذیرد وصبور باشیم میبینیم که جسم ارام ارام به سمت متناسب شدن حرکت می کند درمورد ارتباط با خدا وپیدا کردن حس خوب هم همین قانون جواب میده اگر واقعا به خدا اعتماد کنیم واورا دروجودمان ودرهمه جا حاضر وناظر براحوالمان ببینیم ومطمئن شویم که او احوال مارامی بیند ومی شنود ودرک کنیم که اوعاشق بنده هایش است و توجه کنیم که هر چه افریده است برای ارامش واسایش وراحتی وشادی ولذت بردن ما از انهاست واز صمیم قلب حس خوب وجود خدا وخودمان وانچه دراطرافمان است را پیدا کنیم ویقین داشته باشیم که از همه چیز به وفور در دنیا وجود داره ومالک همه انها خداست وهرچه ببخشد از او کم نمی شود وبه همه می بخشدوما هم میتوانیم یکی از انها باشیم ،قطعا فاصله بین ما وخدا ورسیدن به درخواستهایمان کم می شود چون روحمون گسترده تر میشود ودرجات بالاتر را می تواند بپیماید وبرای درک وجذب بیشتر اماده می شودوبدنبال انهاانعکاس انرژیهای مثبت واحساس خوبی را که فرستادیم برایمان به بهترین شکل بر میگردد بدلیل اینکه حال ما خوب بوده ،درک ما خوب بوده ،همه چیز رازیبا دیدیم وطالب زیبایی شدیم وهمه مخلوقات وکائنات افریده شده اندتا انچه را ما طلب می کنیم به ما بدهند .
      اگر انرژی منفی وحال وحس بد غم واندوه ونگرانی واظطراب وحسرت وحسادت وپشیمانی وشکایت وغرزدن رابفرستیم انعکاس فرستاده هایمان که انرژیها وطعم های منفی وبد بوده برایمان روزگار سخت وبد را فراهم می کنند واگرانرژی مثبت و حس وحال خوب دیدن همه چیز با عینک زیبایی وشادی ونشاط وخیر وخوشی وارامش ورهایی باشد قطعا انعکاس خوبیهایی را که خواسته ایم روزگارعالی ورسیدن به خواسته هایمان را برایمان می فرستنداقای دکتر ممنون راهرو بهمون نشون دادی واقعا راحتمون کردیداز قیدوبند باورهای اشتباه خیلی سبک وراحت وازاد شدم بخصوص مطالبی که درفایل های قبل درمورد توبه وبخشیده شدن گفتید که توبه کنید وبخشیده می شوید دیگر تمام حالم عوض شد ارام وسبک بال شدم وباورهای اشتباه رو کنار گذاشتم .همینطور ازوقتی که حس وطعم بد غم وغصه ومرور گذشته وحسرت برگذشت عمر ونرسیدن به خواسته ها ومقایسه نکردن را کنار گذاشتم وعلت توجه نکردن به انها را فهمیدم ومطمئن به دیدن وشنیدن وحضور خدا در هر زمان ومکان وباهر زبان وحتما جواب دادن اوبه بندگانش شدم اوضاع همه چیز برایم بهتر شده .ای کاش از اول اینگونه زیبا وریشه ای درباره خدا مارا اموزش داده وبرایمان حرف زده بودند وبرای معرفی زیباییهای خدا بجای ارجاع دادنمان به دعاهایی ومطالبی که انچنان درکی از انها نداشتیم افرادی بودند که فصیح ووسیع وراحت واسان مثل شما درموردش صحبت میکردند.بطن همه انسانها خدا جو است .الان با پی بردن به باورهای اشتباه درموردخدا وپاک کردنشان واقعا وقتی میگویم خداروشکر دیگر زبانی نمی گویم ومی فهمم چرا شکر می کنم .دیگر حسرت نمی خورم متوجه هستم که هیچ منعی برای بدست اوردن این همه نعمت وخواسته وفور وفراوانی وثروتی که در جهان افریده شده وجود ندارد وهمه برای کسانی است که انهارا طلب کنند وبیخود وبیهوده از خدا وخشم او ترسیده ام واز او قهر میکردم وراه خوشبختی دنیا واخرت ولذت داشتن واستفاده از نعمات راروی خودم بسته بودم. فقط این کلمات راشنیده وبیان می کردیم خدایی که از مادر مهربانتر وازرگ گردن به مانزدیک تراست اما ان راحس نکردیم و در وجودمان جانگرفته بود خدایی که همه وجودش زیباست صفات زیبایش همه منبع خیرو برکت ونیکی وشادی است که از همه انها درون ماهم نهاده.
      خدایاشکرت برای بهترین نعمتی که به من دادی هدایتم کردی برای پیدا کردن خودم وخودت درحد درکم بوسیله راهنماهایت .خدایاشکرت بابت پیدا کردن چگونه خوب کردن حالم واحساس نیاز به ارتباط با خودت ولذت حرف زدن با حس وحال خوب ودیدن زیباییها با تو.
      خدا یا از تو می خواهم کمکم کنی حضورت را همیشه درکنارم درهمه جا وهمه وقت باور داشته باشم وبفهمم که همه چیز درجهت خیرو خوبی وشادی حرکت می کند ودیگر ناراحت ونگران هیچ چیز نباشم .
      خدایا بابت همه چیز ازتو سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/11/09 02:16
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        خدا رو شکر که همواره ما را هدایت می کند

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        ali53shokrani@gmail.com
        1400/03/08 19:55
        مدت عضویت: 215 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام نوشته شما را خواندم خیلی با احساس بود خودش یه فایل آموزشی بود متشکرم در پناه خدا همواره خوش احساس باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/11/03 23:11
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 362 کلمه

      وقت شما بخیر عزیزان
      خداوند نمی تونه از کسی دور شه به خاطر باورهایی که داریم نتونستم کارهایی و انجام بدم که خوشش بیاد و هر باورهایی که داریم این مشکلات و دارم پس خدا از من خوشش نمیاد . منم اینها رو شنیده بودم خدا دوست نداره اینطوری خدا دوست نداره ولی با تمام این حرف‌ها من هیچ وقت این فکر نیامده بود توی ذهنم که فکر کنم خدا از من دوره یا منو دوست نداره برعکس همیشه پیش خودم فکر می کردم منو خدا خیلی دوست داره ولی هیچ وقت به کسی نمی گفتم حتی یه دفعه که با خالم رفته بودم جلسه قرآن توی ایران یه دفعه دیدم همه توجه‌شون به من جلب شد و اون خانم صاحب خونه کفت چه چهره نورانی داری شما البته اون موقع جوون بودم خیلی .
      در هر صورت من همیشه با خدا حرف می زدم پیش خودم ولی نماز همیشه نمی خوندم ولی روزه می گرفتم نماز و روزم به صورت مرتب نبود خواهرم هم روزه می گرفت کوچیک بود ولی سحری نمی خورد من تک تنها سحری بلند می شدم رادیو می ذاشتم و سحری می خوردم نمی دونم دوست داشتم خیلی .
      زیارت کردن و خیلی دوست داشتم امامزاده صالح خیلی می رفتم البته حالا می فهمم که خدا واسطه نمی خواد مستقیم باید از خدا در خواست کرد
      شاید چون اینجوری بزرگ شده بودیم دیگه .
      از چند وقت پیش که این دوره طعم خدا رو شروع کردم دیگه هر روز سعی می کنم احساسم خوب باشه یه وقت خیلی بزن و برقص می کنم حالا هر روز هم نمی تونه اینجوری باشه ولی سعی می کنم چیزها و بپذیرم گله و شکایت نکنم تا می تونم
      خداوند چون بی نهایته محدود نیست به مکان و زمان خاص. و در هر لحظه خودم و وصل به خدا می دونم خودم و خانوادم و به خدا سپردم و می گم و یه موقع که نگران می شم می گم این کار شیطونه اون کسایی که به خدا ایمان دارن حق ندارن نگران باشن مومنان نه ترسی دارن نه غمی
      با احساس خوب بخوام گریه و زاری فایده نداره .با چه احساسی با خدا حرف بزنم که همه چی عالی بشه . خدایا ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1399/10/29 18:47
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 664 کلمه

      خدا سواد نداره احساس داره ۰۰۰۰۰۰۰۰۰
      رابطه خوب با خدا وند رابطه احساسی باید باشه اگر در یک مورد یا موضوعات زندگی ی جای کارمون لنگه به خاطر ایمان نداشتن در آن مورد از زندگی است اگر میخواهیم در موارد زندگی پیشرفت کنیم باید از خدا بتوانیم درست درخواست کنیم مهم نیست به چه شکل یا چه زبانی از خدا درخواست کنیم فقط کافیه احساس خوب موقع درخواست داشته باشیم همیشه در کلاسهای دینی از کودکی تا دبیرستان به ما یاد دادند که باید قواعد وقانون هایی را برای حرف زدن با خدا رعایت کنید وهمین سخت گرفتن ها باعث میشد اکثر شاگردان از کلاس دینی فراری باشند یکیش خود من همیشه با اکراه میرفتم سر کلاس دینی ویا حتی کلاس عربی بشدت از زبان عربی متنفر بودم با این که در دیگر دروس بسیار عالی بودم اما از این دوکلاس نمره قبولی برایم کافی بود این شد که تا مدتها از دین واعمال دینی فراری بودم ولی به مرور با فارسی خواندن کتاب قرآن آن هم به واسطه این که همیشه در من سوالی مطرح بود که چرا من باید مسلمان باشم شاید دلم بخواد دین دیگر را انتخاب کنم برای همین تمام کتب دینی را چه انجیل چه تورات و بعد قرآن کریم را مطالعه وتحقیق کردم و بعد از آن فهمیدم به حق قرآن کریم کامل ترین کتاب است وبعد از آن نماز را تا بحال خواندم ولی هیچ وقت نتونستم روزه بگیریم همیشه با زبان خودم از خدا عذر خواهی کردم گفتم خدایا تو ابن روزه رابرای سلامتی من قرار دادی ولی خودت هم میدونی که من قادر به گرفتن روزه نیستم وسط روز میرم میشکنمش کلی شرمنده ات میشم خودت ببخش استاد از اول من خیلی راحت با خدا حرف میزدم هرچی را که میخواستم راحت میگفتم خدایا من اینو میخوام تو هم باید به من بدی خیلی زود هم خواسته من برآورده میشد خواهر من خیلی مذهبی بود واز خدا خیلی مترسید همیشه کلی تو زندگی اش مشکلات داشت ولی میترسید از خدا راحت خواسته اشو بخواد کلی دعا میخوند زار میزد سر نماز نماز شب میخوند اما خواسته های زندگی اش براورده نمیشد باور کنید یک روز با ناراحتی به من گفت چرا تو هرچی مبخواهی خدا بهت میده چرا به من نمیده گعتم چون تو از خدا میترسی اما من نمترسم راحت میگم من بنده اتم و وظیفه تو بهم بدی خودت منو آفریدی که تو زندگی خوشحال باشم پس اینو بده تا من خوشحال باشم ولی باز خواهر من نفهمید من چی میگم آخر سر هم حجاب اشو کنار گذاشت ولی خوب نمازش را میخوند من خدا را خیلی دوست دارم خدا خیلی نعمت ورحمت برای من قایل شده عشق من به خدای خودم بی حده ولی اینو فقط خودم میتونم درکش کنم وقتی که یک کار خیر انجام میدم خوشحال باشم میگم خدا هم خوشحاله وی وقت که غیبت کسی را میکنم مثلا یکی ناراحتم کرده باشه و کارشو به دوستم بگم آخرش حس خوبی ندارم میگم بد کردم الان خدا ازم ناراحته باید سعی کنم بیشتر روی اعمالم دقت کنم تا خدا را ناراحت نکنم از خودم مثل غیبت کردن وباید حالا که خدا اینقدر دوستم داره منم کارهای خیرم بیشتر کنم تا بیشتر خدا را خشنود کنم عاشقتم خدا ی مهربانم ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1399/10/22 12:05
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 946 کلمه


      با سلام
      یادمه وقتی بچه بودم وقتی همش ۴ سالم بود وقتی صبح ها از خواب بیدار میشدم واز خونمون بیرون میومدم برای بازی داخل حیاطمون درست جلوی درخونمون دوتا درخت گوجه سبز وگوجه قرمز بود که برگ های سبز وقرمزش همیشه نظر منو جلب میکرد یادمه وقتی توی حیاط بودم وقتی از بین این درختا عبور میکردم با خدا حرف میردم سرمو بالا میگرفتم ومیگفتم خدایا مامان بابام با هم مهربون شن خدایا منو دانشمند کن خدایا منو پولدار کن و فکر میکردم خدا از بین برگ های این درختا به من نگاه میکنه وبرای همینم سرمو محکم بالا وروبه عقب نگه میداشتم وبا خودم یواشکی حرف میزدم حتی یه داداش کوچولو ازش خواستم یادمه وقتی ۶ سالم بود واز خدا برادر خواستم بدو بدو اومدم پیش مامانم وبهش گفتم یدونه داداش کوچولو برام بیار من خواستم از خدا مامانم خندید وگفت نمیشه خواهر باشه گفتم نه من داداش کوچولو میخوام یادمه اون موقع مامانم با خنده به همه میگفت خداکنه پسر بشه وگرنه این دختره میبره میزاردش بیرون در😅🤣😁چون اشتباه اوردن و وقتی داداشم به دنیا اومد اونقدر خوشحال بودم که کلاس اول با ذوق تا خود خونه دوییدم بچه که بودم هر چی از خدا میخواستم همون میشدومن خیلی حرف زدن با خدا رو دوست داشتم اما یه روز دیگه دعاهام برآورده نشد پدرو مادرم به شدت با هم دعوا میکردن وپدرم حتی تا مرز سکته پیش رفت اون زمان شنیدم که یکی گفت چون خدارو با احترام وبا خلوص صدا نمیکنی نمیشنوه چون فلان دعارو قبلش نمیخونی نمیشه بیا فلان ذکر بگو حتما میشه باید قبلش حسابی گریه کنی تا گناهانت سبک شه من همش فکر میکردم آخه مگه من چه گناهی دارم شاید چون فلان جا دروغ گفتم شاید چون فلان درسمو تقلب کردم شاید چون در دلم عاشق پسری شدم ودورادور ازش خوشم میاد پس حتما گناه کردم مستهق این همه بدبختیم کم کم دنبال راههای عحیب رفتم کلی کتاب دعا خریدم ذکر میگفتم نماز شب میخوندم گریه میکردم واز خدا طلب میکردم والتماس میکردم کم کم خسته شدم شیطان نجواهاش شروع شد تو طرد شدی تو گناه کاری که صدات بهخدا نمیرسه تو خلوص نداری این اخلاص من اصلا نمیدونم از کجا دراوردن وبه خورد ما دادن من در نوجوانی تمام مسجدا تمام امام زاده ها حتی مکه هم رفتم اما حالم خوب نشد وشده بودم یه دختر افسرده که همش گریه میکنه وهمش مواظب دست از پا خطا نکنه حجاب سفت وسخت نماز اول وقت هیچ وقت به خودم نمیرسیدم وآرایش نمیکردم حتی قرص افسردگی برام دکترشروع کرد تا اینکه یک رمال بهم پیشنهاد کرد یکی از دوستام از اینا که قدرت خاصی دارن وانرژی میدن وچاک راهها رو باز میکنن رفتم پیشش وکلی پول دادم بهش من نشوند وبهم یک سری آموزش وتمرین داد بعدشم با انرژی دستش به قول خودش چاک راه مغزی من باز کرد بهم گفت چشماتو ببند ویه کارایی بالای سرم کرد من احساس گرما کردم وبهم گفت الان یک نوری باچشم بسته میبینی بهم بگو چه نوریه گفتم بنفش چون واقعا یک نور بنفشی با چشم بسته حس کردم بهم گفت تو قدرت فوق العاده ای داری اکثر آدم ها قادر به دیدنش نیستن ورنگ های دیگه ای میبینن وتو فقط یک مرحله تا استادی که طلایی میبینن فاصله داری واین نشان از روح بزرگ تو داره کاری ندارم که چقدرش دروغ بود یا راست اما من تمام خواسته هامو اون لحظه خواستم وبهم گفت که آرزوهات برآورده میشه وبهم این باور داد که حتما بهش میرسم از اون روز من آدم دیگه ای شدم باور کردم دیگه انسان بدی نیستم باور کردم به مراد دلم میرسم وخوشبخت میشم واینجوری واقعا هم رسیدم چند ماه بعد با همسرم آشنا شدم وازدواج کردم وبه چند تا آرزویی که کرده بودم اما با این حال بعد ازدواجم بازم کژ دارمریض خدارو باور میکردم وناامید میشدم چون کلی باور اشتباه داشتم راجبش اما از وقتی این دوره رایگان زندگی با طعم خدارو شروع کردم تازه درهای رحمت وبرکت بروم باز شده آرامش به زندگیمون اومده ثروت خوشبختی پیشرفت امید وسلامتی وپیشرفت حالا تازه میفهمم خدا در وجود من خدا باهر زبانی وهر لحنه میشه باهاش حرف زد میشه با خدا دوست شدوعاشقش شد میدونید چرا چون خدا در باورتون به خودش در ایمانتون در احساستون در امیدتون این کلمات هم گمراه کننده اند هم شفاف اگه باوراتون درست کنید تازه معنای واقعیشون نشونتون میدن ومثل من هر روز لبخند از روی لباتون از چشیدن بینهایت طعم های لذیذ وشیرین وخوشمزه محو نمیشه من حالا فهمیدم چاقی اگه کلی بدی داشت اما من بینهایت شکمو ولذت جو کرده ومن دارم بینهایت هرروز چیزای خوشمزه ولذیذ میچشم ومیخورم ومینوشم ولذت میبرم من هرروز طعم خوشمزه آرامش میچشم که به به عجب طعم لذت بخشیه وخدارو شکر که هر روزدر زندگیم بیشتر میشه دارم طعم تناسب اندام میچشم که چقدر فوق العادست ولذیده وجذاب به به خدارو شکر که هر روز بیشتر در بشقاب زندگیم از تناسب اندام وزیبایی میگذاری دارم طعم لذیذ ثروت میچشمو هر روز خدای مهربانم نعمت ها وبرکات وپول هایی رو به ما دهد وهر روز بیشتر سهم بیشتری برامون میگذاره چون ما با اشتها تا آخرشو میخوریم طعم پاکی وتمیزی ونظم وطعم لوکس وجذاب همه چیز فوق العاده بودن به من میچشونه ومن هر روز زندگیم منظم تر تمیز تر ولوکس تر میشه به به که چه طعمی داره وبینهایت طعم دیگه گه خداروشکر میکنم برای عشق برای سلامتی برای امنیت برای داشتن پدرو مادر برای داشتن برادر خوب وخیلی خیلی چیزا ومن هر روز که بیدار میشم عجب ضیافتی برپاست عجب جشن شاهانه ای خدابرای من برپا کرده البته برای تگ تک شما ها هم هستا اگه باور کنید که دعوتین وبه این جشن بیاین فقط یادتون باشه مثل من حسابی به خودتون برسید که جشن بزرگترین جشنیه که میتونید تصورش بکنید😉

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/05 02:19
      مدت عضویت: 491 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 180 کلمه

      فایل زندگی با طعم خدا جلسه هشتم :

      به نظرم، خداوند احساسی به ما داده به نام امنیت. من با یاد خدا ارامش میگیرم.، پس خداوند ارامش است ، فروتنی و توکل است. نزدیکی به خدا برای من سرشار از استقامت و سرور است. وقتی من امیدم به خداست ، فضل او برایم بی منتهاست.😇

      خورشيد او برای همه مردم میدرخشد. ابر رحمت او برای همه میبارد. نسیم عنایت او برای همه میوزد. من وقتی با خدا حرف میزنم و دعا میخوانم ، به روحم غذا میدهم. من محبت خداوند را در قلبم حس میکنم ، پس خدا همه جا هست.😇

      من وقتی از خداوند طلب و درخواست یاری میکنم و اقدام میکنم ، تایید الهی او همواره به من میرسد. خداوند بسیار بزرگوار است چون الان من را در این دوره گذاشته است. نزد خدا زن و مرد برابر هستند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. خدا سپاسگزارم که بنده توام و در حضورت در این دوره به شادی ، ارامش ، تناسب اندام و لذت از زندگی میرسم. تو را هزاران هزار بار شهر و سپاس. 😇

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/25 21:43
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      استاد فایل پر محتواییه وهریک دقیقه ش کلی حرف واطلاعات داره واقعا نمی دوتم از کجا شروع کنم ،من به خاطر بیماریم واینکه هر سال از سال قبلش بدتر می شد به این دوره هدایت شدم وقتی وارد سرزمین لارها شدم می دونستم مشکل من جسمی نیست ویه جای کار مشکل داره ونمی دونستم چیه وخیلی خسته شده بودم وداشتم هرچیزی رو که داشتم از دست می دادم وروابطم رو باهمسرم داشتم به صورت جدی خراب می کردم وهیچ راه حلی براش پیدا نمی کردم که خدامن رو هدایت کرد وکم کم فهمیدم مشکل چیه وخب کلی زندگیم عوض شد ،من ذذهنم همش در چالشه با این گفته من به قدرت شفادهندگی خدا رو باورندارم ؟من همیشه خدارو شفادهنده ی بیماری ها می دونستم ولی مسئله اینجاست که بهم گفته شده که اگه خدانخواد وکسی رو شفانده این می شه کفاره گناهش وامتحان براش ودرقیامت براش اجروپاداشت نوشته می شه ؟ دنیا جایگاه غذاب وغم واندوه وبایدتوشه خودمون رو برای قیامت حاضر کنم وباید لذت دنیا رو با پاداشت وبهشت درآخرت عوض کردوهرکی به خدانزدیکتر باشه غم و بیماری ومصیبتش بیشتر می شه ،وبهبودنیافتن بیماری من وروز به روز بدتر شدن من ازاین آموزشها نشات گرفته چقدر ذهن مارو بااین گفته ها مصموم کردن ،من وقتی نوجون بودم خیلی خودم روبه خدانزدیکتر می دیدم وهمین طور هم بود همیشه در بدترین شرایط شادوسرحال بودم غصه نداشته هام رو نمی خوردم خودم رو بااطرافیانم مقایسه نمی کردم واصلا برام مهم نبود که چی دارن ومن ندارم وهمیشه از تمام روزهام لذت می بردم ولی باگذشت زمان وبه حساب نزدیکتر شدن به خدا (ک کاملا برعکس حالت واقعیش بود) این حس شادی کم کم جاش رو باناراحتی ،نگرانی وبیماری عوض کرد فقط یک چیز عوض نشد همیشه حس می کردم یه نفر که نمی بینمش هوام رو داره ومن رو از اطفاقات بد دور می کنهومن رو حفاظت می کنه که هنوزم حسش می کنم بااین تفاوت که فهمیدم این خداست وغیراز اون کسی نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/24 00:00
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 48 کلمه

      باعرض سلام خدمت استادخوبم ودوستان شگفتی سازم ،استاد شما می گید خداسوادنداره که چیزی روبخوانه ،خدااحساس داره وما باید احساسمون رو خوبکنیم اینجابرای من سوال پیش اومده پس چرااز مامی خوایدکه هرچیزی روازخدا می خوایم رو بنویسیم وشکرگزاری باید نوشتاری باشه ، برام جای سواله چرا؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/24 02:43
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام دوست عزیز
        بخاطر تمرکز خودته نه خداوند
        خداوند که نیاز به نوشتن برای تمرکز و غیره ندارد
        ضمنا در دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن به شکل مفصل و گام به گام موارد اساسی توضیح داده شده است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1399/09/24 18:27
          مدت عضویت: 834 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 4 کلمه

          مرسی استاد متوجه شدم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/23 00:06
      مدت عضویت: 775 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 833 کلمه


      من میخوام نگاهم به خدا تغییر کنه
      همیشه خدا رو به ما از طریق بایدها و نبایدها معرفی کرد و بیشتر هم نباید ها بوده تا بایدها
      و همیشه میگفتن خداوند از اشتباه تلفظ کردن حروف من عصبانی میشه و یا باید حروف به سبک خاص عربی تلفظ بشن و ما رو خیلی ترسوندن که درست باید بخونیم و منم فکر میکردم خدا به کلمه های من حساس هست پس همیشه سعی میکردم هرچند معنی عبارت عربی رو بلد نباشم ولی بتونم درست تلفظ کنم و بخونم
      من هم برای دعا کردن و ارتباط با خدا گرفتن همیشه بهترین دعاهای عربی و سورها رو میخوندم و بهترین حدیثها و میگفتم دیگه حالا خوبه و خدا پذیرفت و دعای من قبول هست و این طرز فکر باعث شده بود که من از خدا دور بشم و همیشه هم خودم رو کوچیکتر از خیلیها پیش خدا میدیدم که من نتونستم خیلی خوب حجاب داشته باشم یا من نتونستم خیلی خوب دعاها و قران رو بخونم و بشناسم و اطلاعاتی از اونها یا بقیه کتابهای مذهبی و دینی داشته باشم یا من نتونستم خوب روزه بگیرم و کلی روزه ی قضا دارم ولی فلانی نداره یا من نتونستم در نماز جماعت یا مسجد یا فلان نماز خاص فلان روز یا تمام مراسمهای مذهبی مثل احیا ویا …… شرکت کنم میگفتم من حتما جایگاهم کمتر و کوچیکتر و اونها ادم حسابی هستن و خدا اونها رو خیلی دوست داره و از اونها خوشش میاد و من رو کمتر دوست داره و بلعکس وقتی خیلی دعا و یا قران میخوندم و قضای روزه هایم رو هر طور بود میگرفتم و یا نمیزاشتم نمازم قضا بشه احساس میکردم الان بیشتر مورد پسند خدا هستم و دوستم داره و انسان برتری هستم و خدا حتما از من خوشش میاد

      اما یه باور غلط دیگه رو شناسایی کردم که خدا سواد نداره چون سواد داشتن خدا رو محدود میکنه و خداوند نامحدود هست پس خدا اصلا سواد فارسی یا عربی نداره و این شرک به خداوند هست خداوند تمام زبانها رو متوجه میشه و اصلا کاری به کلمه هایی که میگیم و زبان ما انسانها نداره و خداوند به احساس ما کار داره یعنی همسو با حس ما میشه اگر حسم خوبه یعنی خدا به صورت خوب در زندگی من دیده میشه به صورت نعمتهای خوب پدیدهای خوب ولی اگر حسم بد باشه نتایج بد برای من در زندگی پیدا میشه در واقع هر کس نتیجه ای احساس خودش رو میبینه نه که خدا نخواهد و به ما نده باید حست رو خوب کنی

      پس راحت باش با خدا حرف بزن هر طور که حست خوبه با خدا حرف بزن و اضطراب نداشته باش داخل آرامش با خدا حرف بزن تا تاثیر بزاره
      من خیلی ها رو میشناسم که فقط حال خوب و با خدا بودن رو در رفتن به مکه و مدینه و مشهد و کربلاو … میدونن و در سال بینهایت هزینه برای اینکار میکردن و میکنن که نزدیکی به خدا رو به دست بیارن و به قول خودشون کلی ثواب و کلی کار خیر برای اون دنیا ذخیره کرده باشن در صورتی که غافلن خدا همین جا پیش تو هست در قلب تو هست و از تو جدا نیست و بدون هیچ اعمال خاصی و زبان خاصی به صورت ساده در کنار تو هست و در محدودیت زمان و مکان و زبانها نباش که اونها خرافات هست و به صورت ساده باید هر لحظه با خدا ارتباط بگیری تا اتفاقهای خوب رو جذب کنی و به تمام خواستهات برسی اما در رسیدن به خواستهات باید صبور باشی و نااامید نشی از خدا چون خداوند به تو میدهد دز زمان خودش و بازهم باید بگیم خدا هر گز دیر نمیکند و به خدا و به اون نیرویی که نیست ایمان داشته باشیم که هست و ما رو حمایت و هدایت میکند به سمت خواستهامون
      من باید احساسی با خدا ارتباط بگیریم و به دنبال کلام خاصی و دعای خاصی نباشیم و مراسم خاصی نباشیم و زمان خاصی و مکان خاصی نباشیم
      خدا گوش نداره احساس داره
      خدا چشم نداره احساس داره
      خدا زبان نداره احساس داره
      پس گله و شکایت نکن و گریه نکن و از خدا درخواست نکن در اون حالت هر چند که زیاد به ما گفتن در این حالت با دل شکسته و گریه و زاری کن و …..از خداوند درخواست کن ولی خداوند با احساس تو کاره داره اگر با حال بد باشه اتفاقهای بد رو به تو میده اگر با حال خوب باشه اتفاقهای خوب رو به تومیده پس حس تو هست که منتشر میشه نه کلام تو

      پس از گیر و بند تمام کلام ها و اصول حرف زدن با خدا خودمون رو باید رها کنیم و خیلی راحت و ساده حرف بزنیم تا لذ تش رو بفهمیم

      خداوند سواد ندارد
      خداوند احساس داره
      همین دو جمله برای من کافیه که نگاهم رو به خدام تغییر بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/13 00:06
      مدت عضویت: 703 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 444 کلمه


      به نام خدای مهربان
      سلام استاد عزیز و دوستان شگفتی ساز

      خیلی عالی بود این فایل چقدر دلگرم کننده و امیدوار کننده بود.
      اینکه خدا هرگز از ما دور نمیشه همیشه همراه ماست خودش در قرآن گفته « او با شماست هر جا که باشین»
      در دعاها هم داریم « ای کسیکه حایل بین انسان و قلبش هستی» یعنی خدا بین ما و قلبمون قرار داره یعنی یعنی کنار قلبمونه❤️ و قلب مرکز احساسات و عواطفه و استاد چقدر زیبا فرمودن که خدا چشم نداره،خدا گوش نداره، خدا احساس داره وقتی اینقدر به قلب ما نزدیکه پس معلومه که با احساس ما کار داره به احساس ما توجه میکنه..‌.
      خودش در قرآن گفته «من از رگ گردن به شما نزدیکترم» و در اشعار هم داریم که:
      «یار نزدیکتر از من به من است
      وین عجب بین که من از وی دورم»
      و در سخنان امامان ما هم هست که «خدا در آسمان ها و زمین جا نشده ولی در قلب مؤمن جا شده»
      بارها این جمله را شنیدیم که «قلب ما خونه ی خداست کلید خونه را بدست صاحب خونه بدیم»
      شیطان را توی قلب مون راه ندیم چون قلبمون مقدسه چون خونه ی خداست…
      من بعد از شنیدن این فایل با دقت بیشتری به قرآن مراجعه کردم و باور کردم که خدا در قلب منه و هر وقت با همه ی وجود خدا را در قلبم احساس میکنم اونوقت احساسم عالیه…شادم…از شوق و خوشحالی حس پرواز دارم بعد از شنیدن این فایل نمازم حال و رنگ دیگه ای گرفته انگار دارم با کسیکه در قلبمه حرف میزنم نه با کسی که اون دور دورا توی آسمون هاست که من دستم بهش نمیرسه..
      خدا در قلب منه و من با همه ی احساسم باهاش حرف میزنم و کاملا متوجه میشم که صداما می شنوه منو می بینه هوامو داره و همه ی برکاتش را بر قلب و دل من سرازیر میکنه و اونوقت پر میشم از عشق آرامش لذت شادی شوق و اشتیاق به متناسب شدن و همه ی احساس های خوب و عالی🙏😍
      خدا را شکر که مرا به این مسیر عالی هدایت کرد و همیشه و هر لحظه مرا هدایت و حمایت میکنه🙏
      استاد عزیز سپاس که دیدگاه مرا نسبت به خدا و جهان هستی و همه چی تغییر دادین و من حالا آدم خوشبخت و شادی هستم که هر لحظه خدا را در قلبم احساس میکنم خدایی که قادر و توانا و بخشنده و مهربان و صاحب و حاکمه اون همه چیز را درباره ی ما میدونه و به احساس های خوب ما پاسخ میده و دست ما را میگیره و قدم به قدم و لحظه به لحظه تا رسیدن به هدف همراهی مون میکنه🙏
      خدایا دوست دارم عاشقتم و ایمان دارم که تو هم مرا دوست داری چون مرا آفریدی و به من هستی بخشیدی❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      1399/09/02 00:15
      مدت عضویت: 388 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      سلام دوستان من امشب فایل ۸زندگی باطعم خدا رو گوش دادم دیدم استادم واقعا راست میگه اگه مدتی هست که بیمار هستیم نشانه بی ایمانی ماست که به تدا ایمان نداریم که خداوند شفادهنده ست من مدت۵ماه که پشت سر هم بیمارم هنوز درد اولی خوب نشد دومی شروع میشه ونمیدونم چطوری باید به خدا ایمان داشته باشم خیلی خیلی دویت دارم که با ایمان لاسم ولی اصلا بلد نیستم از شما میخوام که منو راهنمایی کنید بعدش اینکه واقعا ی عمری نماز خوندیم منکه تند تند میخوندم برای اینکه زوری بود باید میخوندم دیکه عادت شده بود پدرم میگفت یک دقیقه ۷رکعت را خوندهای در قیامت چون خر وا ماندهای دور از جون شما بی ادبی نباشه اصلا نعهمیدم چی به خاا مبگم در نتیجه به هیچ عنوان چیزی هم دریافت نکردم اگه هم چیزی بوده لطف خدا بوده اصلا عربی بلد نبودم که فقط به اندازهای که درسمون بود خدارو شکر من همیشه راحت با خدا صحبت میکردم و میکنم اما نمیدونستم باید با حس خوب باهاش حرف بزنم همیشه با بغض و درد باهاش حرف میزدم تا منو درک کنه اخه سنیده بودم که اگه دلت بگیره وبا خدا حرف بزنی حاجتتو زود میده خلاصه یادمه که سالیان پیش ی درخواستی از خدا داشتم کما و کان هنوزم دارم میخوام امشب فهمیدم که باید با احساس خوب با خدا حرف بزنم به امید ان روزی که دعا کنیم ودرخواست کنیم همون ان براورده وخیر بشه ایشالا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/18 09:51
      مدت عضویت: 675 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      از بچگی همش این سوال تو ذهنم بود ک اگ خداوند حجاب و نماز خوندن رو دوست داره و هر کی نماز نخونه و روزه نگیره وبی حجاب باشه سنگش میکنه و برکت از زندگیش میره پس چرا کشورهای خارجی اینقدر بی حجاب هستن ولی پیشرفته تر از ما هستند ؟
      ماشین های آنچنانی آرامش بیشتر وخیلی چیزهای دیگه
      الان متوجه شدم ک اون ها توانستند ارتباط خودشون رو با خداوند برقرار کنند’

      من سرنوشتم را دوست نداشتم و فکر میکردم ک این تقدیری ک خداوند برای من قرار داده نباید بپذیرم
      خداروشکر میکنم ک الان دارم یاد میگیرم ک چطوری میتونم سرنوشتم را خودم بنویسم میتونم اونگونه ک دوست دارم زندگی کنم
      زندگی را با طعم های بی نظیر نعمت های فراوان خداوند میتونم تجربه کنم و از امروز ب خودم قول دادم ک خداوند را در لحظه لحظه احساس کنم و باعث آبرو ریزی خداوند نباشم.تا بهترین طعم های زندگی خوشبختی تناسب اندام و فکری و ثروت بی نهایت خداوند را بچشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/17 23:07
      مدت عضویت: 675 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 254 کلمه

      سلام بر خداوند مهربانم ♥️🌹♥️🌹♥️
      سلام بر استاد عزیز 🌹♥️🌹♥️🌹♥️🌹
      از زمانی ک یادم میاد همیشه پدر و مادرم ب اجبار می گفتند ک باید نماز بخونیم اگ نخونی خداوند دوست نداری’خوشبخت نمیشی’برکت از زندگی میره و هزاران حرف های دیگه
      یاد مه همیشه تو مدرسه با دوستام میافتیم پشت کلاس قایم میشدیم تا نماز جماعت تموم بشه’ یک روز من ب دوستم گفتم حالا ک نماز نمیخندیدم خدا ما رو دوست نداره وما قبول نمیشیم خدا ما رو سنگ میکنه ‘این همیشه تو ذهنم بود ک هر کسی نماز بخونه ب خدا نزدیک تره ‘وضعیت مالی اون بهتره تو کارش موفق تره ‘
      چند سال پیش هم تو ی کارگاه خیاطی کار میکردیم یکی از کارکنان سر وقت نمازش رو میخونم و صاحب کار خیلی بهش توجه میکرد و بیشتر هواکش داشت ولی من ک بیشتر دوخت میکردم بچشم نیومد ‘وپیش خودم میگفتم مال این هست ک اون بنده خوب خداوند
      همش خودم را بنده گناهکار و ناچیز خداوند میدونستم وخیلی احساس شرمندگی در برابر خداوند میدونستم
      الان ک دارم روی خودم کار میکنم و تونستم تا حدودی خداوند را بشناسم و نگاهم ب ون خدایی ک می‌شناختم تغییر کرد’ کلی زندگی من تغییر کرد’ ‘دیدم ب اطرافم ب خدای عزیزم عوض شد ‘دست و گرفتم ک هر لحظه میشه با خدا حرف زد نیایش کرد’
      همیشه دوست داشتم وقتی قرآن میخونم بدونم معنی اون چیه؟
      الان بیشتر معنی قرآن رو میخونم و بهتر درک میکنم .خدایا شکرت خدایا میخام بیشتر و بهتر با تمام سلول های بدنم حست کنم درست کنم ‘خدایا حمایت وهدایتم کن .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/14 08:33
      مدت عضویت: 558 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 500 کلمه

      سلام و درود , استاد گرامى & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز پنجاه و پنجم تكرار ,
      فايل , زندگى با طعم خدا♥️♥️ فايل بسيار ارزشمندى بود , و من خيلى لذت بردم . بازم با خودم فكر كردم كه اگه زودتر , سالها قبل اينا رو مى شنيدم , چقدر زندگى م متفاوت مى بود , و براى اولين بار , اينقدر زيبا و عميق در مورد خداوند مهربان مى شنوم . من در خانواده ى مذهبى نبودم و از اين جهت راحت بودم , انتخاب با خودم بود كه نماز بخونم و يا روزه بگيرم . اما تحت تاثير فرهنگ و جامعه و درسهاى دينى كه از تلويزيون مى ديدم تحت تاثير قرار مى گرفتم . اينقدر در باره ى آخرت و جهان پس از مرگ شنيده ام كه زندگى در دنيا برام لذت بخش نبود , چه همه نعمتها و رحمتهاى بى شمارى به لطف خداى مهربان در زندگيم وجود داشت و البته الانم وجود داره , من خدا رو باور داشتم , اما نه خدايى كه مى خواد من از زندگيم لذت ببرم و نه خدايى كه مى خواد من شاد باشم بلكه خدارو در جهان آخرت مى ديدم , خدايى كه بهشت و جهنم رو آفريد و خداى مجازات , گاهى تصوير ذهنى از پل صراط داشتم و … براى همين از زندگى م ، از خودم ، از همسرم ، از فرزندانم ، از پول و ثروت و از خيلى چيزاى ديگه لذت نمى بردم و احساس خوبى نداشتم ، البته طبيعت من شادى بود , آرامش بود , رقص و آواز بود . اما من , خودم نبودم ‼️متاسفانه برنامه هايى هم كه مى ديدم , همش پيرامون اجر و ثواب در آخرت بود و اينكه اونجا نعمتها به چه صورت است … به جاى لذت بردن از نعمتها و رحمتهاى اين دنيا , به فكر نعمتها ى اون دنيا بودم . شنيدن اين حرفا , ناخواسته روى زندگيم اثر مى زاشت , اما الان دريافتم كه , خداوند رو مى شه در عشق ، محبت ، بخشندگى، و آرامش يافت . خداوند نيكوست و نيكويى رو دوست داره . من خداوند رو در احساس خوبم مى بينم , در دستان پر مهر پدر و مهربانى مادر مى بينم . من خداوند رو در همه ى انسانها , مى بينم . خداوند رو در آرامش ، شاديها , جشن ها , لبخندها , مى بينم . خداوند رو در همه چى مى بينم . سالها در زندگيم آرامش نداشتم و مضطرب و نگران بودم , اما در اين مسير , دارم تمرين مى كنم كه به خدا اعتماد كنم و نگرانى هايم رو رها كنم چون نگرانى از شيطان ، و آرامش از خداوند است . من به خدا اعتماد مى كنم و مى دونم كه خدا به لطف خودش , اون سالها رو برام جبران مى كنه , همين كه من در اين مسير هستم , نشانه اى از لطف و فيض خداوند است .
      با تشكر فراوان , شاد و در آرامش باشيد . 🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/03 19:15
      مدت عضویت: 554 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 578 کلمه

      به نام خدای مهربان خودم که وجودم از اوست💞
      چه قدر لذت بردم امروز از این فضای زیبای سایت که جدید و قشنگه و همه چیز مرتب تر شده 😍استاد ممنون بابت زحماتتون برای سایت که فضای بهتری برامون ایجاد میکنید…خدایاشکرت
      زبان و سواد محدوده ،اما خدا نامحدوده و محدود کردن خدا شرک است .
      از این به بعد میخوام ببینم چجوری حالم با خدا خوبه احساس من چراغ راهنمای منه و من خدای اصلی خودم رو از روی احساسم پیدا میکنم که واضح و روشنه تو این مدت که با خدای خودم خدای خوب خودم بودم چه قدر لذت بردم ، اصلا خدارو مقصر هیچ بدی ندیدم خدارو قدرت عزیمی میدونم و خودم رو از وجود او …خدایا شکرت که پیدات کردم ، هیچ چیز در زندگی من بهتر از این نمیشد که خدای واقعیمو پیدا کنم ، یادمه قبلا برای خدا نامه مینوشتم هروقت ناراحت بودم نامه مینوشتم ،هروقت خوشحال بودمم نامه مینوشتم (خیلی کم پیش میومد البته)بارها نامه نوشتم بخدا که چرا خواسته هامو نمیبینی چرا منو نادیده میگیری چرا فقط سختی باید تحمل کنم پس تو کجایی؟و بارها نامه مینوشتم و تو نامه اعلام میکردم از این به بعد خدایا دیگه بین من و تو هیچی نیستتت از این به بعد دیگه باهات نه حرفی میزنم نه کاری دارم چون توهم همینطوری و منو نادیده میگیری بارها تو نامه هام نوشته بودم خب اگه هستی لااقل یه نشونه بده اگه وجود داری یه کاری حتی کوچیک که من بدونم هستی!
      بعد از چند وقت که قطع رابطه میکردم با خدا ارامش ازم گرفته میشد ، یه چیزی تو زندگیم کم و دوباره نامه مینوشتم که خدایا با اینکه بدی ، با اینکه نادیده میگیری و من میخوامت ،روح من به تو احتیاج داره خدایا من میخوامت …بارها این رو یادمه که قبلا نوشتم من خدای بدی داشتم خدایی که بد و من رو قرار بود ببره جهنم بخاطر نماز و روزه قضا خدایی که حرفامو نمیشنید ولی در عین حال بدون اون نمیتونستم و من از خدا خودش رو خواستم !و انقدر قشنگ بهم نشون داد خدایا ارامشی که با تو دارم رو دیگه با هیچ کس و هیچ جایی نمیتونم تجربه کنم خدایا بالاتر از هرچیزی دوستت دارم♡
      سپاسگذارم که دیدی و احساس نیاز من به خودت رو دیدی و اون رو برطرف کردی
      چ خواسته ی خوبی داشتم و چه خوب که بهشم رسیدم من خدارو میخواستمو بهشم رسیدم ….
      وقتی خدا هر لحظه باهامه هرجا برم باهامه هر موقیعتی که هستم هر طوری که دوست دارم باهاش میتونم حرف بزنم کقتی انقدر خوبه پس قطعا حال منم باید باهاش خوب باشه اگه همیشه از پیش خدا بودن لذت ببرم حسم خوب باشه و خوبی جذب کنم دیگه خواسته هام که در برابرش چیزی نیست به اون ها هم میرسم احساسم رو با خدا خوب میکنم وقتی خواسته ای دارم و سعی بر این دارم هیچ وقت خدارو فراموش نکنم و هر لحظه لذت ببرم و این رمز و راز موفقیت است خدایاشکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/01 16:16
      مدت عضویت: 422 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      باسلام احساس خوب داشتن ارزوی هر انسانی است وهمه تلاش بشر برای داشتن حس خوب است اما من راههای رسیدن به حس خوب را نمی دانم خیلی سعی می کنم تا به این حس برسم وجازه ندهم روحیه ام خراب شود واسترس نگیرم اما عوامل بیرونی حالم را خراب می کند ومقاومتم را می شکند دلم یک فرمول قوی می خواهد که به صورت سهل الوصول به حس خوب پایدار برسم امید وارم در این دوره به دست بیاورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/08/04 10:42
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 46 کلمه

        سلام دوست عزیز
        رسیدن به احساس خوب راه نداره
        بلکه باید از رفتن به احساس بد خودداری کنی
        راه رسیدن به احساس بد توجه به نکات منفی پیرامونه که معمولا هم در زندگی خودت نیست و برای دیگرانه ولی با توجه کردن به اونها به احساس بد می رسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/13 14:48
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      به نام الله همیشه مهربان
      خداوند سواد ندارد خداوند احساس دارد نه احساس های بشری بلکه احساس و انرژی برتر دارد.
      واقعا خداوند انرژی است یک انرژی برتر که از بین نمیرود بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشود.
      خداوند همه چیز هست ما از خداوند هستیم تمام وسایل اطرافمان و هر آنچه را که میبینیم و لمس میکنیم و می شنویم همه جلوه ای از خداوند هستند در واقع شکلی از خداوند هستند به خاطر همین هست وقتی که حالمان خوب باشد و حالت سپاسگذاری داشته باشیم یعنی انرژی درونی ما حالت برانگیخته میشود و به بالاترین حالت انرژی که برانگیخته شدن است نزدیک میشویم و در واقع با این انرژی برتر هم سو میشویم و این حالت برانگیخته شدن فقط با احساس خوب و شکر گذاری ایجاد میشود در هر لحظه تو زمانی که به این حالت میرسی به راحتی می توانی با خداوند صحبت کنی و از او درخواست کنی و زمانی که به مرحله ای از ایمان برسی و با خداوند یکی شوی انگار کل جهان برای تو هیچ است و خداوند برای تو همه چیز میشود آنگاه تمام نعمت های خداوند به صورت بارش رحمت الهی وارد زندگیت میشود و این ارتباط معنوی بین تو و خداوند است که تو را به همه چیز می رساند.
      استاد عزیزم ممنون که نگاه ما را نسبت به خداوند به سمت بهتر شدن تغییر دادید و احساس خوب را وارد زندگیمان و وارد وجودمان کردید.
      احساس خوب اتفاق های خوب را وارد زندگیمان میکند.
      خداوند عزیزم شکرت به خاطر همه ی نعمت هایت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/05 09:52
      مدت عضویت: 622 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      (در هر مسئله ای مشکل دارم به خاطر نداشتن ایمان به خدا،در اون زمینه است)

      وقتی به حضور همیشگی خداوند در کنارت باور داشته باشی،و بدونی که جریان همه چیز به سمت خیر،خوبی،خوشی،بهبود،ترمیم،شادی،و ….دیگه تحت هیچ عنوان جایی برای ناراحتی،نگرانی،و ترس برات باقی نمیمونه،.
      دوستان من،بیاین تمرین کنیم و هر روز اول صبح به خودمون یادآور بشیم،که:

      خداوند،یه انرژیه،یه انرژی هوشمند که همه چیز را تحت کنترل خودش داره و هیچ چیز رها شده نیست در این جهان(هیچ برگی بی اذنش زمین نمی افته)و این انرژی حامی و حمایتگره.

      این جریان انرژی که جهتش در همه حال و در همه شدایط(حتی وقتی دلار میره بالا،حتی وقتی گرونیه،و …) داره به سمت خوبیها و خیر حرکت میکنه همون خداست…

      اگه حالت بده،بدون در مسیر حرکت این جریان،مقاومت داری،و در جهت این رودخونه انرژی ، در حرکت نیستی
      ایمان بیار بهش،همه چیز در این جهان،در جهت خیر و خوبیه،
      احساستو با این ایمان عالی کن
      در جهت جریان شناور باش
      و از زندگیت لذت ببر
      و هر روز بیشتر و بیشتر خدایی شو…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/02 22:24
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      با درود بی پایان
      استاد جان من هم مدتهاست که به این نتیجه رسیدم که خدا نه گوش دارد نه زبان دارد و نه سوادسوا
      وقتی از زندگی خیلی ناامید بودم و دایم گله و شکایت داشتم هیچ چیز تغییر که نمیکردهیچ روز بروز هم مثل حال من بد و بدتر میشد تا اینکه متوجه شدم خدا فقط با انسانهای شاکر و امیدوار دوست است و آنها را به آرزوهایشان میرساند
      من در مدتی که با این مسیر آشنا شدم و چون حال دلم روز به روز بهتر شد و شادی وجودم را فرا گرفت بدون اینکه زبانأ خواسته‌ای داشته باشم زندگیم شروع به تغییر کرد و روز به روز بهتر از دیروز شد
      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکر ت
      من حالم عالیه زندگی روی خوشش را به من نشان داده
      از شما استاد عزیزم هم بینهایت ممنونم که بیشتر و بیشتر حال ما را خوب میکنید
      موفق باشید و در پناه خداون قادر خداوند رزای خداوند صبور خداوند بخشنده و مهربان♥️♥️♥️♥️🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم حسین زاده
      1399/06/22 13:47
      مدت عضویت: 539 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 23 کلمه

      سلام .با شادی و حال خوب از خداوند طلب کن .طعم خوبی رو که دوست داری رو بخواه .گله وشکایت رو بذار کنار.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/18 00:18
      مدت عضویت: 492 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      با ارزوی سلامتی برای همه بچه ها
      من هم فکر میکردم خدا مثلا دیروزی پسند و مطیع پسنده و بنده های اینجوری رو دوست داره ولی خدا همه جوره مارو دوست داره و خیلی هم امروزیه !
      یعنی حتی بهتر از ما مسائل رو متوجه میشه و درک میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/06/10 10:23
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      به نام خدا
      سلام من همیشه فکر میکردم که هر چه غمگین تر باشم یا هر چه بیشتر گریه کنم برای خواسته هام زودتردعایم اجابت مبشود به همین دلیل همیشه بعد از نماز با حالتی غمگین و طوری که اشک در چشمانم جمع بشه سعی میکردم با خدا صحبت کنم
      فبلا که قران میخوندم میشنیدم از بزرگترها که اگه اشتباه بخونی گناه داری نخونی بهتره
      باید بری کلاس قران که به طور صحیح تلفظش کنی و از اونجایی که من وقت نداشتم به کلاس برم دیگه قران هم نخوندم جون دیگه احساس گناه میگردم و میگفتم نخونم ثوابش بیشتره تا بخونم قبلا خیلی قران میخوندم الان خیلی کمتر میخونم
      من هیچ وقت واسطه قرار نمیدم برای خدا همیشه خواسته هام رو از خدا میخام و برای خدا شریک قرار نمیدم و نتیجه اش رو در زندگیم می بینم
      من قبلا فکر میکردم من ادم خوبی نیستم و هر چه هم در این جهان بهش رسیذم دیگه در اون دنیا راحت نیستم باورم این بود نمیشه در هر دو جهان راحت بود اگه اینجا راحت هستم و مزه ی همه جی رو چشیدم دیگه در اون جهان امکان نداره کسانی که در این دنیا زجر و سختی میکشن اون دنیاشون راحتن و همیشه خودم و یک ادم بدبخت فرض میکردم و میترسیدم از اینکه به یک ارزویم می رسیدم میگفتم خدا در این جهان سهم من رو داده و دیگه در اون دنیا سهم ندارم
      خدا رو شکر در این دوره به تمام جواب سوالاتم رسیدم و با خیال راحت و اسوده زندکی میگنم و از زندگی کردن لذت میبرم چقدر زندکی ارام و راحته 😍☺️🥰چقدر نادانسته زندگی رو سخت و نااروم دونستم
      خدايا من و ببخش جه تصوراتي ميكردم در موردت، منو ببخش ببخش 😍😘🥰🙏🏻عاشقتم خداي مهربونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/05/04 03:39
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      وقت شما بخیر انشالله
      واقعا همینه که می گین من دارم هر روز به این موضوع فکر می کنم و تمرین می کنم که در هر مورد مشکلی هست نشانه بی ایمانی آدم به خدا در اون مورد هستش مسیله ای که من دارم کن کم یاد می گیرم بعد از سال‌های دراز و الان همیشه خودم و در هر لحظه و ثانیه وصل می دونم به خدا. و می دونم خدا منو تنها نمی زاره و همراهیم می کنه در همه موارد !
      نباید هیچ وقت واسطه ای بین خودش و خدا آدم قرار بده همه چیز رو باید مستقیم از خدا بخواد !
      من الان و در هر لحظه تکرار می کنم من به خدا ایمان دارم من به خدا ایمان دارم و این هم من خیلی تمرین می کنم که احساس بدم زمانش طولانی نباشه که خدا چیزهای خوب و به سمت آدم بفرسته انشالله دارم سعی می کنم که گله و شکایت نکنم ولی هنوز ممکنه چیزی نگم به کسی ولی بعضی وقتا توی ذهنم این مسیله هست ولی زود سعی می کنم احساسم بهتر شه تا خدا کمکم کنه ایشالله
      در همه موارد احساس آدم خیلی تاثیر داره واین همیشه توی ذهنم هست از اول دوره با احساس دارم یاد می گیرم کار کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/05/01 01:03
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 933 کلمه

      سلام بر فرکانس جلسه ناب طعم خدا

      استاد چقدر این دوره و حرفهای شما باور منو نسبت به خدا اصلاح کرد
      چقدر سوالاتون منو جلو انداخت
      کامنتم بالای صفحه کاملا موید تاثیرات سری قبل این دوره ناب هست

      و البته امشب بطرز خیلی بهتری همراه با فرشته درونم که سراسر بهم الهام میکنه این دوره را گوش کردم

      خداوند احساس است
      مشترکترین عامل در وجود هر خلقتی
      و زمانیکه بواسطه ذهن از این احساس دور نشیم ناب ترین تجربه از خداوند را داریم

      حالا درک میکنم وقتی میگید در هر زمینه ای مشکل داری بخاطر ایمان نداشتن به خداوند در اون مسئله است یعنی چی!!!

      هر چیزی بقول خانم استر دو وجه دارد
      دو رو دارد
      و به تعبیر من یک حالت صفر تا صدی ازون موضوع است

      و حالت صد کاملترین حالت اون موضوع و همون تجربه ناب خداوند

      هر چالشی بخاطر نقص در ارتباط با خداوند
      نقصی که بواسطه ذهنمون داریم تجربه اش میکنیم

      ما باید درک کنیم هر چیزی احساس
      خدا یک فرکانس
      ناب ترین احساساتی که در زندگیمون تجربه کردیم اون احساس خداست
      لحظه ای که با فرکانسش هماهنگ شدیم

      من الان در اون فرکانسم
      قلبم پرز امید و شوق
      گشایش خاصی را دارم در قلبم تجربه میکنم این لحظات

      ویژگی مشترک تمام خواسته های ما که اتفاقا قلبمون هم موقع فکر کردن به اون خواسته گشایش داره، حس شوق
      اشتیاق
      و این حس شوق که در تجربه هر خواسته ای مشترک همون حس خداوند
      همون فرکانس ناب خداوند

      خداوند شفاست
      خداوند زیباییست
      خداوند سلامتیست
      خداوند عشق است
      خداوند فراوانی است
      خداوند عزتمندی است
      خداوند بسط است و گشایش قلب

      و هر گرفتگی و احساس بد بخاطر باورها و تصاویر منفی که ذهنمون داره با خودش سالیان سال حمل میکنه

      این تصاویر منفی باعث میشن نتونیم به تجربه صد از خواسته برسیم
      و در طیف احساسی صفر گیر کردیم

      💙💙💙💙
      هر مسئله ای بخاطر ایمان نداشتن بخدا در اون موضوع
      بخاطر تجربه صفر اون موضوع
      به خاطر آگاهی نداشتن از این موضوع که پیچ این درجه صفر تا صد دست خودت است
      آنهم بواسطه کانون توجهت
      هر لحظه میتوان خدا را تجربه کرد
      به شرط فقط یک چیز:
      چرخاندن پیچ احساس از بد به خوب

      به همین راحتی
      بدون تقلا

      البته خیلی اوقات آدم حالش خیلی بد میشه که نباید یکهو انتظار حال عالی را داشت
      این پیچ آروم آروم میچرخه
      💙💙

      برای هر چیزی میشه از خداوند استفاده کرد

      خوب وقتی قبول کنیم همه چیز احساس….
      مشخص که میشه این پیچو تا صد چرخوند و خداوند را تجربه کرد

      🌱🌱🌱🌱

      الهامات من:
      چکیده تمام ارتباطات با خدا باید احساس خوب باشد
      چکیده هر عبادتی باید احساس خوب باشد
      چکیده هر فعلی باید احساسات خوب باشد
      در اینصورت هر فعلی عبادتست
      هر فعلی یاد خداست
      هر فعلی توجه به اوست

      صد البته که نیازی نیست کاری بکنی تا احساست خوب بشود
      تو خود احساس خوبی
      فقط توجهی نکن، فعلی نکن که احساست بد بشود
      که رودخانه ی گل شفافت گل آلود بشود

      خداوند در درون توست

      ذات هر چیز در کائنات احساس است
      💙💙💙

      این جمله عالی بود:
      ما نگاه انسانی بخدا داشتیم
      یک انسان با یک سری قدرت های برتر

      خدا احساس است
      استاد خدا میدونه چقدر رفتارای من تو این دو سال اصلاح شدن
      من دو سال شب قدر احیا نگرفتم که گریه و زاری کنم
      همین الانم که دارم مینویسم یک ترس ضعیفی نیشم میزنه که نگوووو

      ولی من تغییر کردم
      خدا هر شب هر لحظه با من
      سرنوشت من فقط نمیتونه توی چند شب پرونده سازی بشه
      این خلاف عدالته
      انگار خدا چند شب بیدار و بقیه سالو میخوابه
      خیلی این تصویر کودکانه است
      و عین شرک
      من دیگه عزاداری نمیکنم
      امام حسین برای من الان مظهر یک انسانی هست که خیلی به خدای خودش نزدیک بوده نه کسی که بهش ظلم شده و منتظر من چند قطره اشک بریزم تا گناهام بخشیده بشه بواسطه اون

      برای من نماد کنترل ذهن
      نه کسی که بهش ظلم شده
      نیازی به غم من نداره
      یک انسان والاست
      💙💙💙

      طرز تفکر ما باعث شده از خداوند خودمون را دور بدونیم
      در صورتیکه خداوند از کسی دور نمیشود

      ذهن
      شیطان
      نجوا
      کوردلی
      جهل

      استاد من خیلی کار دارم تا همه لحظات روزم بتونم حال الانم را تجربه کنم
      چقدر حسادت
      چقدر کینه
      چقدر خود کم بینی
      چقدر احساس گناه
      هست که ذهنم برام ساخته
      البته بهش حق میدم
      ذهن مثل طفلی که احتیاج به آگاهی داره و باید درست تربیت بشه

      خداوند را نمیشه فیلتر گذاری کرد
      خداوند نامحدود
      حد نداره
      چطور میشه گفت با این زبان
      با این مکان
      در این زمان

      خداوند احساس
      احساس
      و اون هر لحظه با ماست
      خدایا راههای گشوده شدن قلبم را جلوی پاهای خسته ام قراربده
      🌹🌹🌹

      چکیده هر عبادتی
      هر صحبتی با خدا باید حس خوب باشد
      حالا با هر زبانی
      در هر مکانی
      در هر زمانی
      استاد شما یک تعبیر خاصی برای سپاس گذاری داشتید
      جالب بود
      💙💙

      زمانی حرف شما با خدا تاثیرگذار است که در درجه اول روی خودت تاثیر خدوب بگذارد
      چون تو انرژی آزاد کردی
      انرژی ایجاد کردی
      و جهان همونو بهت برمیگردونه
      خدایا شکرت بخاطر تجربه ناب جلسه ۸ طعم خدا

      خداوند با احساس کار میکنه
      نه اینکه مثل انسانها حس دلسوزی داشته باشد
      حس دلسوزی یعنی در حالت صفر از تجربه خدا
      یعنی نبود خدا
      هر نبود خدایی هم با شیطان پر میشود

      🌱🌱🌱

      هر جا که خدا کم باشد شیطان پرش کرده است

      🌱🌱🌱

      خدا در درونت است
      از طریق احساس تجربه میشود

      وقتی داری با خدا صحبت میکنی داری با یک انرژی صحبت میکنی
      یک چیز غیر فیزیکی
      و فیزیک در امتداد اون چیز غیر فیزیکی و بعد از اون بوجود خواهد آمد
      پس قانون را درک کن و در خط حس خوب بمان تا خواسته ات را به طور فیزیکی هم تجربه کنی

      صدای تو به آسمان نمیرسد
      استاد اینم ته مانده یک باور غلطه که سالیان سال به ما نشون دادن که خدا تو آسمونه

      خدا در درون ماست
      در درون ما
      همراه ما
      حس تو است که منتشر میشود

      🌱🌱🌱

      با گوش دادن به این جلسه شب خیلی خوبی را تجربه کردم
      انگار مکه رفتم.
      یعنی حس حج از بچگی تو وجودم این حسی بوده استاد

      یعنی به خدای درونم در این حد نزدیک شدم بدون تغییر مکانم

      💙💙💙

      بقول دوستان استاد رضا عطارروشن مثل فرشته ای بود که ما را در این مسیر راهنمایی کرد
      متناسب شدیم و یعنی ذهنمون فاصله را با اون حالت صد تجربه از خدا از بین برداشت
      و با طعم خدا تمام کهنه خرابه ذهنم از خدا فرو ریخت و خدایی بسیار وسیعتر درون ذهنم پر شد
      الهی شکر

      نیمه شب تابستان
      ۱ مرداد ۹۹
      🌱🌱🌱🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم خوشنویس
      1399/04/21 09:43
      مدت عضویت: 831 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      سلام دوستان و استاد عزیز
      همیشه متعقد بودم زبان ها رو خدا آفریده پس میشه با هر زبانی با او صحبت کرد و به نظرم اینطور بوده که مراجعه کردن به دعاها و آیه های قرآن میتونه بهم الگو بده یا به عبارت دیگه دیدگاه من نسبت به خواسته هام بازتر کنه، بهم ایده بده که میشه اینطوری هم از خدا درخواست کرد، درست مثل خوندن کامت و دیدگاه دوستان و البته
      قبول دارم اکثر حرفایی که با خدا میزنم گله و شکایت و بیشتر رفع یه حالت منفی و برطرف کردن حس منفی بوده تا تقاضای خواسته های مثبت. ممنون استاد عزیز که با حرفاتون ما رو وادار به فکر کردن می کنید. برقرار باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/04/04 19:09
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      با‌سلام به استاد گرامی و همراهان عزیز
      از بچه گی خدایی که می شناختم خدایی بود که باید ازش می ترسیدم و به حرفها و توصیه هاش عمل میکردم و چون خیلی از نظر خودم ایراد داشتم هیچ وقت انتظار نداشتم که خدا هم دعاهای منو قبول کنه و همیشه با کلی گریه و زاری و ناراحتی خواسته هامو ازش میخواستم ،خدا رو شکر که به این آگاهی رسیدم که خدا هر چی هست همون حس خوب درونم ه که با این حس خوب میتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم و خواسته هامو پیش ببرم،زندگی کنم و از زندگی کردنم حظ ببرم و در نهایت با تمام وجودم حسش کنم ،خدایا شکرت که خودت رو به من نشون دادی خدایا شکرت که استاد رو در مسیر زندگی من قرار دادی و خدایا شکرت که منو رها کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/29 12:10
      مدت عضویت: 550 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 512 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همفرکانسیم
      اول از همه خدارو شاکرم ک منو ب این فایل فوق العاده هدایت کرد و بعد هم از استاد روشن و بقیه دوستان ک دستی از دستان خداوند یکتا شدن ک ما ازین آگاهی الهی باخبر بشیم و لطت ببریم از اتصال ب منبع بی نهایت عالم هستی.
      من همیشه فکر میکردم خدا میخاد منو توی شرایط سخت قرار یدع و اذیتم کنه، با اینکه تمام عمرم رو خودش کنارم بوده و هوامو داشته و هرجا با باورها و احساس بدم باعث اتفاق بدی شدم،خودش ازم دور کرده این بلا رو.
      من چند سال پیش ب خاطر شرک و بی ایمانیم و احساس بسیار بدی ک داشتم دچار بیماری شدم،احساسم بسیار بد بود و بسیار میترسیدم. خداوند خیلی ساده سلامتی کامل رو ب من هدیه داد، ولی من این هدیه رو از طرف رب جهانیان ندیدم، باز دوباره ی بیماری دیگه اومد سراغم و باز هم احساسم داغون شد و باز هم خدای یکتام شفام داد. باز هم من با شرک و احساس بدم این نعمت رو از طرف خدا ندیدم.
      تا اینکه باز با افکار بیماریزا و احساس بدم بیمار شدم و این فعه ازون جایی ک چند بار این شفای الهی رو ندیده بودم و ب شانس نسبتش میدادم، ب نظر خودم خدا خواست ک من از ریشه این موضوع رو درست کنم و منو هدایت کرد ب مسیر خودش. از اونجا ک من اون موقع خیلی توی اون فرکانس خدا نبودم، دست و پا شکسته روی خودم کار میکردم ولی خیلی سر سری میگذشتم ازشون.
      تا اینکه این جریان بیماری و ویروس وارد جهان شد و منم ک پاشنه آشیلم بیماری بود، ترسیدم. ولی ی حسی توی دلم آرومم میکرد، خدا خودش شاهده ک ی روز ب خدا گفتم: خدایا یعنی میشه این اتفاق ب ظاهر بد ک همه جهان ب بدی ازش یاد میکنن، بشه شروع زندگی الهی برای من و تورو پیدا کنم و سلامتی کاملم رو بهم هدیه بدی؟؟
      و ازونجا ک خدا عاشق منه و همیشه تنها یار و یاور من هست و خودش توی قرآن گفته ( سوره بقره ایه ١٠٧ و چندین آیه در سوره های دیگه ) ، دست منو با تمام شرک و ناسپاسی گذشته گرفت و هدایتم کرد ب مسیر بی نهایت آرامش بخش الهیش و الان ب لطف خدا انقد نشونه های بی نظیر بهم نشون داده و هدایتم کرده ب سمت خوندن قرآن فوق العاده اش. بچه های فقط ازتون میخام خدا رو ساده و بی الایش تصور کنین و باهاش ارتباط برقرار کنین، قرآن رو فارسی بخونین و ببینین چی گفته و چه باورهای بی نظیری توی این کتاب الهی هست.
      فقط میخام خداروشکر کنم ک جهنمی رو ک خودم با باورها و توجه و احساس شیطانیم ساختمش، ب بهشت تبدیل کرد و دستمو گرفت، قدم ب قدم هدایتم کرد و صبورم کرد.
      بچه ها ب خداوندی خدا قسم حس میکنم حامد گذشته رو برداشته و ی حامد جدید آورده توی این جهان برای تجربه زندگی الهی. فقط در عرض ٣،۴ ماه. تازه من خیلی خیلی بهتر و با مقاومت کمتر میتونستم کار کنم رو خودم و نکردم و اینطور نتیجه گرفتم.
      الهی شکرت فقط
      مؤید باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/27 18:14
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      سلام خدمت استاد و دوستان همراه
      صحبتهای استاد واقعا با ارزش و شنیدنی بود. خدا رو شکر می کنم که تونستم این حرفها رو بشنوم بارها گوش دادم و حس می کنم چقدر از خدا خود را دور می دونستم. چقدر لذت بخشه شنیدن اینکه هر طور دوست داری میشه با خدا حرف زد او همه رو متوجه میشه. ای کاش در دوران دبستان این صحبتها به بچه ها منتقل بشه تا با این فکر بزرگ بشن. خدا رو شکر می کنم برای این آگاهی همراه با آرامش. و سپاسگزارم از استاد عزیز برای دادن این آگاهیها.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/19 01:31
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 383 کلمه

      با سلام خدمت دوستان گلم این فایل هم مثل فایلای قبلی بسیار با ارزش و پر محتوا بود .ما به خاطر اموزش های غلط که از بچگی مدام در گوش ما کردند از خداوند دور ودورتر شدیم و اگه کاری رو هم انجام دادیم از روی ترس بوده نه از روی عشق.ما خود خدا هستیم که با استفاده از صددرصد ذهنمون میتونیم جلوتر از همه چیز حرکت کنیم واون ایده یا هدف رو خلق کنیم و این بزرگترین نعمت و فراوانیست.
      من از وقتی که در دوره شرکت کردم از اینکه نگاهم به همه چیز عوض شده خیلی خوشحالم و خدارو به خاطر همه چیز شکر میکنم.
      من امروز کمی عصبانی بودم و وقتی که همسرم امد با کوچکترین شوخی همسرم بهم ریختم و بحثی بینمون پیش امد و من توی دلم به خدا گفتم خدایا تو به من بگو که چی بگم که دعوا بالا نگیره و من خودبه خود جواب نمیدادم و همین باعث شد بحث ما در حالت سکوت به پایان برسه .در صورتی که منفی باف مدام به من میگفت اینو بگو اینو بگو و من جنس حرف خدارو تشخیص دادم که اون از مهربانی از سکوت از گذشت بود برای همین به این بحث تلخ پایان شیرینی دادم .
      امیدوارم خیلی راحت صدای خدارو حس کنم و اونقدر بهش نزدیک بشم که بتونم خیلی تغییر کنم چون انسانی که میگه من همینم که هستم و تغییر نمیکنه به خودش ظلم بزرگی میکنه.
      خداوند از طریق احساس ما مسیر رو برامون مشخص میکنه چه غم باشه چه شادی چه رشد باشه چه سقوط و چه حیف و صد حیف که به ما یاد دادند که سرنوشت هر انسان دست خدا هست و هر چیز که مصلحت ماست به ما داده میشه و ما از خواستن هامون دست کشیدیم و به انتظار قسمت چه روزگاری رو برای خودمون رقم زدیم .ما اگر در حال به انچه قانع باشیم به خود ظلم کردیم چون خدای ما نامحدوده و ماهم از خود خداییم .
      تو قدرتمند افریده شدی و خداوند به جود تو افتخار میکنه پس قدردان خودت باش که جهااااااااان در تسخیییییر توست.
      خدایا شناخت تو ارامشی را در من به وجود اورد که گویی سالهاست منتظر این حس ارامش بودم .خدایا من میخام هر روز بیشتر تورو بشناسم و عاشق تو باشم میخام معنای عاشقی رو باتو تجربه کنم کمکم کن در این راه کمکم کن…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/19 01:05
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 21 کلمه

      من هم از نوشته شما خیلی لذت بردم چه ارتباط قشنگی دارید با خدا.زندگی با طعم عشق و زندگی چه زیباست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/22 21:43
      مدت عضویت: 625 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 922 کلمه

      این فایل آگاهی زیادی را به من داد تا خودم را بهتر بشناسم و بتونم با خدای خودم راحت تر حرف بزنم .
       به زمان بچگی بر میگردم و پرسش های ذهنم را که خدا چیست و کجاست ویا چگونه با آن می توان حرف زد و یا این جهان چگونه بوجود آمده است و یا قبل از اینکه جهان بوجود بیاید چی بوده است ، را مرور میکنم جوابی برای آن پیدا نمی کنم و حتی با حضور در هیئت های مذهبی و شرکت در این مراسم همیشه ارتباط بین این مراسم و خدا برایم گنگ ومبهم بود گر چه نسبت به خدا احساس خوبی داشتم  اما او را گم کرده بودم و آن را پیدا نمیکردم و با این حس بزرگ شدم .
      بر خلاف آنچه از آداب نماز و نماز خواندن می‌شنیدم و در کتب دینی میخواندم کمتر کسی را دیدم که با تامل و از روی عشق نماز بخواند. با عشق و یا ترس از خدای مجهول خودم سعی کردم نمازم را با آرامش بخوانم و تا مدتی حس خوبی داشتم اما به مرور بصورت رفع تکلیف و بدون انگیزه شدم و  دیگر نخواندم.
      سالها بعد وقتی در محیطی مذهبی قرار گرفتم تحت تاثیر از فضای جدید با جدیت ولی بدون درک و فهم کلمات ‌و با آرامش خواندن نماز را شروع کردم و خیلی آرام و نا خواسته بر خلاف میلم ، نگاهم به خداوند داشت رنگ تعصب می گرفت با توجه به اینکه فرد متعصبی نبودم اما باور ها ی جدید داشتند ذهنم را تغذیه می کردند و ترس از خداوند در وجودم ریشه می گرفت و هر روز خدا را بزرگ و بزرگتر (خدای مجازات گر )  می دیدم و خودم را دورتر از او می یافتم و احساس عدم لیاقت را ندانسته در وجودم پرورش میدادم . در ادامه به خواندن نماز های قضا پرداختم و تا مدتی هم با حس خوب بود اما رفته رفته دیگر حس خوبی نه از نماز های قضا و حتی یومیه هم نمی گرفتم ودر وجودم این حس را اصلا دوست نداشتم و فقط برای رفع تکلیف بود و پرسش های ذهنم را دیگر حتی جرات فکر کردن به آن را هم نداشتم .  با وجود اینکه احترام بسیار زیادی برای ائمه قائل هستم و شک ندارم آنها انسان های بزرگ و با خدایی هستند اما نمی توانستم درخواستی از آنها داشته باشم .شب های قدر بلا تکلیف بودم و نمی دانستم چه چیزی را از کی درخواست کنم خدا را خیلی بزرگ و دور می دیدم زبانم درخواست داشت اما احساس خوبی از این درخواست نداشتم و هیچ جوری دلم  واسطه قرار دادن امام و پیامبر را نمی پذیرفت .خیلی وقتها از همسرم می پرسیدم باید چطوری واز چه کسی درخواست کنم ؟ احساس گناه و ترس از خدا بخاطر خطا هایم و مهمتر از هر چیز دیگر یعنی پذیرفتن این وضعیت و رضایت از آن مرا متقاعد کرده بود که خدا به همه چیز آگاه است پس اگر بخواهد خودش میدهد حتی اگر من درخواستی نداشته باشم . برای نزدیکتر شدن به خدا و کم کردن بار گناهان احساس کردم که باید قرآن بخوانم و لی از زمان مدرسه رابطه خوبی با درس عربی نداشتم پس شروع کردم خیلی آهسته وبا ترس به خواندن ، نه تلفظ درستی داشتم و نه چیزی از آن می فهمیدم .  مطلبی از رادیو شنیدم که مرا بیشتر مصمم کرد تا ادامه دهم و این بود که کسی که قرآن می خواند و چیزی از آن متوجه نمی شود هم ثواب می برد و روحش تازه میشود مثل کسی که با آبکش میخواهد آب ببرد . درست است که نمی تواند آبی جابجا کند اما خود آبکش که تمیز میشود .
      با همین فرمون حرکت میکردم بعضی وقتها حس خوب داشتم و خیلی وقتها بی تفاوت بودم بدون هیچ گله وشکایتی و جمله راضیم به رضای خدا برایم این معنا را داشت ، وضع همینه که هست و در یک مسیر یکنواخت بودم  بدون درگیری حتی با خودم . از آنجایی که خداوند هیچگاه بندگانش را رها نمی کند یواش یواش با قانون جذب  آشنا شدم و سبب شد که کمی جرات پیدا کنم و خودم را محک بزنم و هدایت شدم به زندگی با طعم خدا .
      با آنکه فکر میکردم آدم متعصبی نیستم اما در این مسیر هر چقدر به جلو حرکت میکنم باورهای اشتباه را که نشان از تعصب دارد را بیشتر شناسایی میکنم و پذیرفتن بعضی واقعا برایم سخت است اما در نهایت احساس خوبی دارم .
      حس پویا شدن ، حس شادی ، حس زنده شدن ، حس وجود داشتن ، حس ارزشمندی و لیاقت و … که باعث شده تا با خدا با زبان خودم حرف بزنم بدون واسطه هر وقت که دلم میخواد  هر کجا که میلم بکشه با هر وضعیتی که هستم راحت و خودمونی .
      دیگه اگر نتونستم نمازم اول وقت بخوانم خودم سرزنش نمی کنم واز خودم بدم نمیاد و سعی دارم با توجه بیشتر و آرامش ، با خدا ارتباط داشته باشم.قرآن را برای شناخت خداوند و هدایت و دریافت راه و رسم زندگی با علاقه می خوانم .  سعی میکنم خودم را در مسیر خدا قرار دهم .همه چیز برایم رنگ و بوی جدیدی دارد . خواندن صفحات بیشتر از قرآن برایم ملاک نیست بلکه فهمیدن و مطابقت دادن آن به زمان حال را خیلی دوست دارم . خدا را در همه چیز جاری می بینم . شور و نشاط پیدا کرده ام و شکر گذار نعمت های بیشمارش . احساس سبکی و رهایی دارم و تولدی دوباره .
      خدایا شکرت که مرا هدایت کردی وبا سپاس از استاد عزیز که زبان گفتگو با خدا را چه ساده و زیبا بیان نمودی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/02/04 04:41
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      استاد دیگه این حرف شما همیشه و در همه موارد تو ذهنم هست توجه به احساس خود آدم !
      منم واقعا از بار اول که این فایل و گوش دادم تا الان به این موضوع زیاد فکر کردم و داره کم کم باور می کنم و تمرین اینکه در هر مورد آدم ضعف داره ایمانش به خدا در اونمورد ضعیفه و خیلی مومنها رو می بینم که در همه موارد هنوز ترس دارن و شیطون میاد سراغشون و من هم در بعضی موارد هنوز ترس دارم ولی الان دارم یاد می گیرم که چه جوری احساسم و خوب کنم البته گاهی بلافاصله نمی شه و کمی طول می کشه !
      واینکه من هیچ وقت واسطه ای بین خودم و خدا قرار نمی دم هر چی بخوام مستقیم از خدا می خوام همه پیامبرها هم کارشون همین بوده که بگن فقط خدا رو پرستش کنین و فقط از خدا کمک بگیرین !
      ماه رمضان و به همگی تبریک می گم و امیدوارم که بتونیم در این ماه قرآن و بیشتر بخونیم و مطالب جدید یاد بگیریم !
      وقتی احساس خوب بتشه همه چی خوبه حتی از یه چیزی هم خیلی خوب نباشه از نظر دیگران می تونه آدم لذت ببره پس همه چیز رو خدا با توجه به احساس آدم‌ها بهشون می ده !
      خدایا ممنون از این همه آگاهی که در اختیارمون می ذاری!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/01 20:29
      مدت عضویت: 660 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 361 کلمه

      سلام استاد عزیز چه فایلی بود جلسه ۸ بسیار عالی ، بسیار شیرین ، بسیار دلچسب ، عاشق این خدای آسون و راحت هستم ، خدایا شکرت بابت این آگاهی ، این احساس نزدیکی با خداوند اینقدر حس خوبیه که وقتی بهش فکر میکنم اشکم جاری میشه از حس عشق خداوند وغصه ام میگیره که چرا سالها ازش دور بودم به خاطر ترس و آموزه های غلط ، مگه وقتی آدم با کسی دوسته ازش میترسه ، سالها نمیتونستم دوست داشتن خدا را باور کنم چون قرار بود مجازاتم کنه ، عاشق خدایی هستم که سواد نداره چون سالها شنیده بودم که خدا تو بهشت فقط زبان عربی قبول میکنه و کسی که قران خوب عربی بخونه یا حافظ قرآن باشه میتونه وارد بهشت بشه بقیه آدما جهنمی هستن ، چقدر خدا را محدود میدیدیم وچقدر شرک داشتیم ، خدا را شکر میکنم که خودش دست منو گرفت و از خانواده مذهبی متعصب جدا کرد و منو با خود واقعیش آشنا کرد که از این به بعد دیگه مشرک نباشم که بتونم الگوی خوبی برای بچه ها باشم امروز پسر ۶ ساله خواهرم در مورد خدا پرسید میگفت برای اینکه چیزی از خدا بخام باید خیلی نماز بخونم ، براش با زبان ساده خدای ساده را توضیح دادم که تو میتونی همیشه همه جا باهاش راحت با زبون خودت حرف بزنی فقط باید با خوشحالی حرف بزنی خیلی تعجب کرده بود میگفت یعنی خدا زبون فارسی بلده گفتم خدا همه زبونها را بلده میگفت میتونم هر وقت بازی میکنم یا ظهر یا شب و هر وقت که خواستم باش حرف بزنم ، خونه مون یا بیرون باشم گفتم آره خیلی خوشحال شد و احساس راحتی کرد چون این بچه هم مثل همه ماها خدا را توی مسجد یا موقع اذان سر نماز خدا را با گریه و غم شناخته بود خیلی احساس خوبی دارم که تونستم با کمک از این فایل یک بچه پاک و معصوم را با خدای واقعی آشنا کنم که از الان باورهای غلط تو ذهنش ریشه نکنه و تو مسیر درست قرار بگیره که آینده اش شبیه ما نباشه خدا را شکر بخاطر آگاهی جمعی ، استاد عزیز براتون بهترین ها را از خداوند طلب میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/28 18:45
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      روز ۵۵تکرار
      سلام
      ممنونم استاد از فایل های عالی زندگی با طعم خدا
      سالها خدارو قبول نداشتم ،از ۵سال پیش که به مسائل زیادی برمیخوردم وخسته شده بودم عاجزانه خدارو صدا میزدم و دلم یه تکیه گاه قوی مثل خدارو میخواست،هیچ شناختی ازش نداشتم ولی فایل هایی بهم میرسید ومن گوش میدادم وارام آرام در مسیر نزدیک شدن به خدا قرار میگرفتم ،هر روز ازش میخواستم که بیشتر بشناسمس وخیلی معجزه وار فایل هایی ،کتاب هایی بدستم میرسید که شوکه میشدم وبیشتر متوجه میشدم دارم هدایت میشم وبازم ادامه دادم وهنوزم از خدا میخوام که بسمت خودش هدایتم کنه ،اینکه میدونم خداوند با یه سیستم قوی داره جهانو مدیریت میکنه وفقط احساس من مهمه وزبان کائنات احساس منه ،باید بتونم لحظات بیشتری در احساس خوب بمانم تا بتونم زندگی نرمال تری داشته باشم وبتونم قدم بردارم بسمت خواسته هام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/01/26 19:15
      مدت عضویت: 810 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 254 کلمه

      سلام خدا جونم
      ازت درخواست دارم ک بتونم همیشه تورا درکنارم احساس کنم
      خداجونم عاشقت هستم وازت درخواست دارم منو ببخشی ک فراموشکار هستم وتورا فراموش میکنم ودرگیر مسایل روز مره زندگی می شم
      از زمانیکه از تو فاصله گرفتم تلاش کردم ک خودم مشکلات را حل کنم روز ب روز ضعیف تر شدم ومشکلاتم بزرگتر شد
      خدایا من متوجه شدم ک من ب تنهایی قدرتی ندارم اگر تورا فراموش کنم وفقط ب نیروی خودم متکی باشم
      خدایا ازت درخواست سلامتی وارامش دارم ک بتونم ندای تورا بهتر درک کنم وب کار بگیرم
      خدایا اینقدر عاشقتم ک همیشه فراموش میکنم ک خواسته هامو بگم ولی خدا جونم تو که احساس منو میفهمی ب من ثروتی بده ک چیزهای خوب دنیوی را تجربه کنم وب انهایی احتیاج ب کمک دارند مسئولیت انها با من است کمک کنم وهمیشه مجبور نباشم از سهم خودم بزنم وب مشکلات دیگران برسم وارزوی خیلی چیزها ب دلم مانده است
      خدا جونم زمان زود میگذره کمکم کن ک در دنیا عقب نمانم واحساس شادی وارامش داشته باشم
      خداجونم کمکم کن ک درمسیر لاغری برایم ساده تر بشود وبتوانم اصل موضوع را درک کنم وادامه بدهم با لذت واشتیاق بیشتر
      خداجونم میخوام لاغر بشم با شور واشتیاق بتونم لباسهای زیبابپوشم وسرحال باشم
      خداجونم زبان تو زبان عشق واحساس است کمکم کن ک همیشه احساسم خوب باشه ک تورا در کنارم احساس کنم
      خدایا تو کجایی تا شوم من چاکرت
      کفشکت دوزم کنم شانه سرت
      ای خدای من فدایت جان من
      خدایا ازت سلامتی شادی تناسب لاعری پول وثروت میخواهم خداجونم دوستت دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/01/25 16:42
      مدت عضویت: 662 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه

      خدای مهربونم سلام. خیلی خوشحالم که راحت میتونم باتو صحبت کنم در هر حالت نشسته ایستاده یا خوابیده. از احساس خوبم برات بگم و حضور و تایید تو رو با بیشتر و بهتر شدن احساسم، حس میکنم.
      خیلی دوستت دارم و افتخار میکنم که بنده ی تو هستم و ازت ممنونم برای تمام نعمت های خوبی که میتونم بشمارم و بی نهایت نعمتی که من از وجودشون خبرندارم اما در زندگی من دارای اثر خیر و خوبی هستند
      خدای عزیزم ازت میخوام که تو بهترین دوست من و من بهترین دوست تو باشم. خدایا کمکم کن تا به تو اعتماد کامل داشته باشم. ازت ممنونم که در هر شرایطی همراه منی و تو همیشه منو دوست داری هرجوری که باشم و من دوست دارم رنگ خدایی بگیرم دوست دارم زنذگیم طعم تو رو داشته باشه. از صحبت با تو لذت میبرم و احساس سبکی میکنم. خدای مهربون من شکرت میکنم برای اینکه میتونم حست کنم در لحظه هایی از زندگیم و ازت میخوام که هر لحظه بتونم حضور تو رو درک کنم. خدای مهربانم منو ببخش که در گذشته اگر به تو شک کردم من نمیدونستم که تو انقدر بزرگ، بی همتا و مهربانی. میگفتم ولی در واقعیت اعتقادی از حضورت و نتیجه ای در زندگی من نبود. میدونی نشانه ی حضورت در قلبم چیه؟ همین قطره اشکی که الان دارم مینویسم برای تو و از چشمانم جاری میشه. همین که وقتی به تو فکر میکنم احساس میکنم من به وسعت جهان شدم. همین که خانواده ی خوبی به من هدیه دادی که خیلی دوستم دارند و من هم خیلی دوستشون دارم. همین که پدرم هرلحظه منو ببینه میگه خداروشکر که من فاطمه رو دادی و به من میگه دخترم خیلی دوست دارم ? اون لحظات تو رو بیشتر در قلبم احساس میکنم. همین که آرامش دارم یعنی تو به قلبم گفتی راحت باش که من هستم و خدایی میکنم. خوشبختی و آینده این بنده دست منه و من میخوام که عالی باشه. ازت ممنونم در هر نفس و ثانیه ی زندگیم. ازت ممنونم که هدایتم میکنی. ازت ممنونم که هستی،به خواسته های من گوش میدی، خواسته هامو به بهترین نحو به من میدی، خیر و برکت و سلامتی در زندگی من جاری میکنی و خیلی دوستم داری.
      خدای عزیزم از تو میخوام به من نعمت هایی بدی که با تماشای اونها شاد بشم و یاد تو بیفتم. ثروتی بدی که بگم این از فضل پروردگار من است. همسری مهربانی که در کنارش خوشبخت باشم و بگم این همون وعده حق خداوند هستش که پاکان برای پاکان. نسلی مومن به خودت به من عطا کنی. احساسی که هر لحظه ذکر لب من سپاس از تو باشه و بی نهایت نعمت های خوب ازت میخوام هم در این دنیا و هم در سرای آخرت.
      خیلی دوستت دارم خدای بی همتای من?❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/09 12:10
      مدت عضویت: 789 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      سلام استاد
      این فایل هم بسیار عالی بود و خیلی به من کمک کرد .من در مرحله دعا کردن مششکل نداشتم ولی الان که دقت کردم دلیل اینکه خیلی وقت ها من خواسته ای را داشتم وباور نمی کردم برآورده بشه به دلیل این بوده که با اینکه در کلام نمی گفتم ولی در تصورم نعوذبالله برای خدا محدودیت قائل بودم و امروز به این نقطه ضعف خود و این مشکل پی بردم وگرنه اگر من قدرت خدا را فوق بشری و نامحدود بدانم انجام هر خواسته ای را امکان پذیر می دانم .محدودیت برای من بشر است .پس خواسته برای خدا بزرگ و کوچک ندارد . رشته تحصیلی من الهیات بوده و عربی هم رشته تدریسم است ولی اونقدر که شما زیبا و ساده ارتباط با خدا را وصف کردید و منو به خدا نزدیک تر کردید که کتاب های فلسفه را که در دانشگاه خوانده ام این کار را نکرده .خدا خیرتون بده .خیلی عالی توضیح می دهید .ما نیاز به اینصحبت های ساده خودمانی داریم که با خدا رابطه صمیمی تری داشته باشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/15 21:36
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      مرسیاستاد از فایل عالی وفوق العاده تون ،می دونید به اشتباه خدارو معرفی کردن ،خدا خودش می گه از رگ گردن به شما نزدیکترم من هیچ وقت درک درستی ازاین نداشتم والان هم که تا حدودی درک بهتری دارم باز نمی تونم کاملا تصور کنم چون از بچگی یادگرفتیم که خدا توآسمونهاست واز بالا ما رو نگاه می کنه درحالی که اینطور نیست وخیلی بهمون نزدیکه ،الان تازه فهمیدم چرا خدا نعمتهاش رو از انسانهای بی دین دریغ نمی کنه واین عدالتی که ازش تعریف می کنن یعنی چی،خدا مارو آزاد آفریده ودر هر مسیری که احساسمون خوبه مارو هدایت می کنه خوب یا بد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/10/06 21:54
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      ممنونم استاد که زحمت می کشین و این فایلها را به صورت رایگان برای ما می ذارین واقعا سپاسگزارم!???
      این نکته که خداوند واسطه نمی خواد واقعا جالب و نکته خوبیه چون بیشتر مردم از طریق واسطه با خدا ارتباط بر قرار می کنن!همه چیز را می تونیم مستقیم از خدا بخواهیم !
      و من این نکته که هر کسی در هر جایی مشکل داره اینکه با اون قدرت خدا در اونجا باور نداره !
      نمی دونم یعنی هر کس که به خدا ایمان داره نباید هیچ وقت مریض بشه؟!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        پونه عدل تهرانی
        1398/10/08 08:11
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 77 کلمه

        من چند سال پیش هم چیزی مشابه شنیده بودم که هر وقت کسی مریض می شه می گفتن تو یه کار خطایی کردی که مریض شدی ؟
        خوب مومن و با ایمان هم از خودش مراقبت می کنه ولی بعضی ها می گن خدا هر چی بخواد همون می شه و این توی قرآن هستش که همه خوبی‌ها از طرف خداست ولی بدی‌ها نتیجه کار خود انسان هاست البته این آیه و سوره رو یادم نیست الان

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/05 04:49
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      از دیشب بعد از اینکه چندین بار به این فایل گوش داده بودم چند بار خیلی راحت وخودمونی با خدا حرف زدم وبهش گفتم خدایا خودت یه راهی جلوی پام بگذار یه جوری کمکم کن که یادبگیرم چطور باید یک رابطه خوب ،با احساس خوب وعالی باهات داشته باشم .چطوری باهات صمیمی بشم .وساعت ۴ صبح که بیدار شدم هم دوباره همین حرفها رو تکرار کردم نمیدونم میتونم این رو یک الهام فرض کنم یا نه ؟اما ایمان قلبی خودم اینه که یک الهام بود اینکه یهو تو ذهنم اومد که تو شناخت خدا رو وداشتن رابطه با اون رو برای خودت سخت کردی مثل لاغر شدن وخلاصی از چاقی رو که خیلی فکر میکردی سخته اما فقط ادامه دادی ودیدی نه اتفاقا خیلی هم راحته .حالا هم به خودت سخت نگیر وفقط ادانه بده هم دوره زندگی با طعم خدا و هم خدا هرگز دیر نمیکند رو .ومن ادامه میدم وبه زودی نتایج خوب خواهم گرفت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/01/28 18:13
        مدت عضویت: 741 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        جالبه داشتم کامنت دوستانو میخوندم واز خدا میخواستم که بیشتر بشناسمش که یدفعه نوشته شمارو خوندم ودیدم اینم جواب منه ،شناخت خدارو برای خودم سخت کردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/02 14:01
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان عزیزم
      برای درک بیشتر این فایل باید آنرا چندین بار گوش داد چه اطلاعات ارزشمندی چه نکات جدیدی چقدر هیجان انگیز است وقتیکه این دانستنی ها را به عمل تبدیل کنیم
      من عاشق یادگرفتن چیزهای جدید هستم و البته که به اجرا گذاشتن آنها ممنونم استاد عزیزمان ????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/10/01 21:49
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      روز پنجاه و پنج تکرار
      جلسه‌ی هشت زندگی با طعم خدا:
      از وقتی دریافتم وسیله‌ی ارتباطی ما با سرچشمه‌ی هستی احساسه و زبان ارتعاش تنها زبان ارتباطی با جهانه انگار پرده‌ای از مقابل چشمم کنار رفت و همه چیز در نظرم به نظم و هماهنگی کامل رسید. نظم و هماهنگی جاودانی که همیشه بوده و هست اما من از دریافتش غافل بودم. حالا مفهوم آزادی مطلق در افرینش سرنوشت خودم رو میفهمم. میفهمم اما برای اینکه در شرایط سخت به تنظیم ناخوداگاه قبلی برنگردم تمرین بسیار لازمه و من همیشه ادم با پشتکاری بودم.
      انقدر تکرار می‌کنم انقدر خودم رو با هشیاری مشاهده می‌کنم انقدر اگاهانه رفتار و افکارمو اصلاح می‌کنم تا اگاهی‌های جدید راهشونو به سمت ناخوداگاهم باز کنن و خود جدیدم شکوفا بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      رها ناظم پور
      1398/10/01 13:45
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 134 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
      اون چیزی که خیلی باعث میشه مسیر تناسب فکری رو عاشقانه دوست داشته باشم همین طرحی نو درانداختن هست اینکه نگاه جدیدی به همه چیز داشته باشیم اینکه از تصورات و باورهائی که هیچ وقت بدانها فکر نکردیم و فقط کورکورانه پیروبی کردیم نجات پیدا کنیم اینکه باور کنیم خداوند متعلق به عده ای خاص نیست که باید راه ارتباطی ما باشند اینکه هر کسی میتواند خدا را آنطور که میبیند بپرستد و با او ارتباط برقرار کند بدون هیچ واسطه ای .
      من از تناسب فکری قدرت میگیرم برای لاغر شدن برای آرام شدن برای پرستیدن خدا و هر آنچه در زندگی لازم دارم .
      خدای بزرگ و مهربان را شاکرم برای این احساس خوب و برای سلامتی باعث این لحظات استاد محترم دعاگو هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فریبا
      1397/12/12 15:25
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 476 کلمه

      سلام استاد روشن عزیز
      خدا انرژیست…خدا احساس است
      واقعا چرا اینهمه ادم متعصب مذهبی از خودشون نپرسیدن پس چرا خدا به همه مردم جهان نعمت داده؟؟
      امریکا مهد ثروت و کارآفرینی …چیزی که به ما گفتن و میگن این هست که کشورهای ثروتمند از طریق فروش اسلحه و کشتن کودکان رشد کردند….
      یادمه پدرم وقتی فلسطینیارو نگا میکرد میگفت خدایا عجب صبری داری…پدرم مذهبی بود…از بچگی نماز خونده بود و روزه…
      خداروشکر من به راه راست هدایت شدم
      تو سرمای شدید هوا برای سحری بایددبیدار میشدیم و با خواب و لرز غذا میخوردیم و نماز را که نگم براتون
      استاد خیلی وقتا نماز جماعت مدرسه رو با بیحوصلگی و بدون وضو خوندم….اونم معاون بالاسرمون میموند تا اینور اونورو نگاه نکنیم..توی سن ۱۰ سالگی از فرط روز انقدر بیحال میشدم که نماز نمیتونستم بخونم….و به من میگفتند تو دختر بی اراده ای هستی
      اولین جایی که تو زندگیم نسبت به خودم احساس بدی پیدا کردم وقتی بود که به سن بلوغ رسیدم و نمازامو و روزمو کامل نگرفتم و ایندشد آغاز جدایی من از خدا و حس بد و بی ارزشیم به خودم و آغاز خوش خوراکیم…شدم ی دختر تپل بی اراده ای که خدا دوسش نداره چون اعمالشو منظم انجام نمیده
      احساس گناه شروع شد و بنظر خودم غذا خوردن راهی برای حس خوب گرفتن بود….البته اصلا بچه چاقی نبودم…ولی تپل بودم کمی….به خودم میگفتم من دیگه بنده درجه ۱ خدا نیستم و درجه دوام…پس حالا موهامم بیرون میزارم…
      چه حس ناخوبی استاد روشن…چقدر تو عزت نفسم اثرربد گذاشته…سراغاز دوست نداشتن خود..تا ی مقطعی از زندگیم باخدا خیلی قهر بودم و یادمه یک شب گفتم خدایا …..برتو??
      یک ناخواسته ای باعث شد نماز بخونم وزیاد دعا کنم…البته همش از روی ترس بود شکرگذاریم…راحتی نبود
      خداانسان بود برام…ولی جواب دعامو نگرفتم….بعد سوال بزرگی برام شد چرا خدا جواب نداد..همه گفتن مصلحته…من بارها بعدش از خودم پرسیدم چه مصلحتی…اوایل فک میکردم بنده خاص خدا هستیم و مقاممون بالاست…بالاخره یتیم شدیم دیگه..‌بعد بخودم گفتم من همیشه استقلال خاصی داشتم واین حرف مفته که خداوند چون یتیمم بهم توجه خاصی داره
      من همیشه موفقیتهای زیادی تو زندگیم از بچگی کسب کردم…پس موفقیت ربطی به یتیم شدن و مورد نوازش قرار گرفتن نداره….و خداروشکر این بارقه بزرگی تو ذهنم شد…بعد گفتم خدا اصلا وجود نداره..و دنیا بر مبنای قوانین….آغاز شک و همانا هدایتم به این مسیرها….
      البته تا قبل این دوره بار نمازای مونده ی جورایی رو کولم بود که کنارش گذاشتم و سبک شدم…
      خداوند زمان نداره….مکان نداره….زبان نداره
      و همه اینها شرک
      خدایا شکرت بخاطر این آگاهی
      شرک اگه بگم خدا من دوست نداره چون نماز قضا زیاد دارم
      چون روز قضا دارم
      چون صبح زود حالا نشه بیدار شد و فرکانس فرستاد و تمرین جذب اتجام داد
      خداوند هرلحظه باماست
      پس هرچارچوبی شرک
      شرک اگه بگم بیماری باعث نزدیکی بخداست
      شرک اکه بگم تحمل فقر نزدیکی بخداست

      خدا فقط احساس…هر چیزی تاکید میکنم هر اصولی یا حرفی یا دستوری که نتیجه اش احساس بد باشه شرکه….حتی انجام تمرینات جذب که میگن ساعت خاصی باشه بهتره
      خداوند احساس احساس احساس….
      ممنونم استاد روشن عزیز

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      yousefi.maryam@ymail.com
      1397/07/03 17:06
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 294 کلمه

      سلام براستاد و دوستان گرانقدر
      استاد یادمه از بچگی همیشه میشنیدم ک مسلمونها به بهشت میرن و کلید بهشت نمازه بعدش همیشه این سوال برام پیش میومد یعنی این ادمهای خارجی ک خارج از ایران زندگی میکنن میرن جهنم؟ اخه مگه میشه ؟ همش به خودم میگفتم مثلا یکی مثل ادیسون یا الکساندر گراهام بل یا برادران رایت یا هر کسی دیگه ایی ک ب بشریت این همه خدمت کرده تا انسانها در رفاه بیشتری زندگی کنن یعنی همه اینها ب صرف اینکه مسلمون نیستن باید برن جهنم؟خودم به شخصه ک مثلا هر وقت برق خونمون میرفت بعدش میومد از شدت ذوق و کلافه شدن از تاریکی میگفتم خدایا این ادیسون و با پدر و مادرش و همه کس و کارش ببخش و بیامرز ک این برق و اختراع کرد و مار و از این تاریکی نجات داد و نور رو ب زندگی ما اورد . بس ک از تاریکی بدم میاد . خلاصه همیشه با این داستان بهشت رفتن مسلمونا و اونم فقط ایرانیها از بچگی درگیر بودم . الان ک فکرش و میکنم ک چقدر از سادگیهای ما سو استفاده میشد و همینطور از نااگاهیهای ما کفرم در میاد .الان خدا رو سپاسگدارم ک ما را ب راه راست راه کسانیکه به انها نعمت داده نه کسانیکه به انها غضب کرده و نه گمراهان هدایت کرده . اون موقع ها تو مدرسه به ما میگفتن ک اگه یه حرکت اشتباه مثلا روی فلان حرف بزارید موقع خوندن درست مثل اینه ک به خدا فحش دادید و ما چقد با استرس قران و نما ز میخوندیم . بجای اینکه رابطه مون با خدا نزدیک بشه ما رو از خدا ترسوندن و دور کردن و خدایی ک این سالها شناختم 180 درجه با خدای بچگیها متفاوته و بسیار خوشحالم ک خدای واقعی رو پیدا کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/06/16 23:15
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,021 کلمه

      سلام استاد . الان که دارم این مطلب رو مینویسم مهمانانم رفته اند و من دارم از طعمی که امروز چشیدم لذت میبرم . مهمانان امشب ما برادران همسرم و خانواده هایشان بودند و حدودا ۱۵ نفر. دفعه های قبلی که میخواستم غذا درست کنم به خصوص برنج رو همیشه میترسیدم همیشه استرس داشتم که برنج رو کی بردارم موقع آبکش . آخه همیشه فکر میکردم چون تازه چند ساله ازدواج کردم و هنوز تجربه ی کافی برای غذا درست کردن برای تعداد زیاد ندارم غذاهام با استرس و دلشوره همراه میشد یه وقتهایی خوب میشد و یه وقتهایی هم برنج از دستم میرفت و خلاصه دونه هاش به هم میچسبیدند و.‌.‌‌. که هر خانوم کم تجربه ای این اشتباهات رو داره . اما امشب . استاد من از صبح که بیدار شدم گفتم خدایا امشب اینا مهمونای تو هستن نه مهمونای من . میخوام فقط از حضورت لذت ببرم . خورش رو صبح گذاشتم . در کمال آرامش و به بقیه کارها رسیدگی کردم . از بقیه ی پذیرایی چیزی نمیگم چون مد نظرم نیست تا رسیدم به ساعت ۶ بعد از ظهر . گفتم خدایا من از این به بعد حرف تو رو گوش میدم و شروع کردم به گوش کردن صدای خدا . به جدم قسم اینایی که دارم میگم راسته . میدونم واقعا حسم رو درک میکنید و جملاتم رو با تمام وجودتون میخونید . استاد صحبتهای زیر صحبتهای خدا و من موقع پختن برنج است .
      × خدایا همه چیز رو دست تو میسپرم.
      – فاطمه آروم باش و فقط گوش کن :
      ×چشم.
      – آب رو بزار جوش بیاد و به کارهای دیگه ات برس .
      ×چشم
      بعد از جوش آمدن آب
      – برنج را داخل آبکش بریز تا آب اضافه ی آن برود .
      ×چشم
      – برنج را به آب جوش اضافه کن
      -آب زیاد ریخته ای مقداری از آنرا بردار
      ×چشم
      درب قابلمه را نیمه بگذار تا آبی که به واسطه ی ریختن برنج از جوش افتاده جوش بیاید .
      × چشم
      -درب را بردار
      × چشم
      -به برنج نگاه نکن زمان برداشتنش را به تو اعلام میکنم .
      ×من اصلا به برنج نگاه نکردم و منتظر ندای درونی شدم .
      بعد از مدتی در حالیکه اصلا به برنج نگاه نمی کردم
      – دوبار هم بزن
      × چشم
      بعد از مدتی من باز هم نگاه نکردم
      – الان وقت برداشتن است . آرام آرام با ظرفی برنج را داخل آبکش ها بریز. یک دفعه نریز آرام و مرحله به مرحله . قسمت روی برنج را در آبکشی و قسمتهای زیر برنج را در آبکشی دیگر بریز
      × چشم .
      کف قابلمه روغن بریز
      ×چشم
      -کافیست
      -نان بگذار دو لایه کافیست
      ×چشم
      کمی از برنج آبکشی که از قسمت رو برداشته ای را در کف قابمه بریز و روی آن مقدار روغن بریز
      دوباره برنج و دوباره کمی روغن
      دوباره برنج و دوباره کمی روغن حالا به سراغ آبکش بعد برو و دوباره مرحله به مرحله
      برنج -کمی روغن
      برنج کمی روغن
      برنج کمی روغن
      کف آبکش را به قابلمه تکان نده چون برنجهای داخل قابلمه به هم فشرده میشوند.
      ×این نداها را خداوند مرحله به مرحله در زمانهای حدودا یک دقیقه ای به من میگفت . البته زمان را حدود گفتم چون در آن موقع من فقط به آوای خداوند گوش میدادم و زمان را متوجه نمیشدم . او هروقت میگفت من عمل میکردم .
      – یک لیوان کوچک آب دور برنج بریز
      – باچنگال چند سوراخ تا انتهای قابلمه روی برنج ایجاد کن
      × چشم
      در قابلمه را روی پارچه برای دم گذاشتن قرار بده .
      × چشم
      شعله را کمی در ابتدا متوسط کن و بعد کم کن
      × چشم
      دیگه بهش کاری نداشته باش یک ساعت دیگه شعله پخش کن را زیر قابلمه بگذار و با خیال راحت هروقت مهمانان آمدند و زمان شام رسید ده دقیقه زودتر برنج را خاموش کن و بعد درب برنج را باز کن و روی آن کره بریز و بعد از آب شدن کره ها آن را در دیسها بکش و لذت ببر
      × همین کارها را کردم .
      وای استاد زمان صرف شام جایتان خالی جایتان خالی من فقط برنج را نگاه میکردم که چه عالی پخته شده بدون دخالت من . من داشتم غذا را میبوییدم . غذای من بوی خدا میداد ‌. امروز من طعم شیرین خدا را در پخت برنج حس کردم ‌. در حالیکه روزهای قبل همیشه موقع صرف غذا استرس بدشدن ، غذا را به کامم تلخ میکرد ولی امروز چه زیبا هنر خداوند را تماشا کردم . استاد لحظات فوق العاده ای بود . برنج من بوی خدا را میداد . سفره ای که چیده بودم عالی بود . با اینکه همیشه همه دوست داشتند کباب وجوجه بخورند خورش من بسیار مورد استقبال واقع شد چون آن را هم به خدا سپردم. اونقدر خوشمزه بود که همه بیان کردند . همه چیز اندازه . خوش طعم و عالی . غذای امروز من طعم خدا را میداد و من سرشار از لذت با خدا بودن لقمه های خودم را آرام در مسیر تناسب بدون ولع همراه با شادی و لذت از حضور خداوند خوردم . امشب برای من عالیترین مهمانی بود چون طعم خدا را در آن حس کردم . دلم میخواست داد بزنم و به همه بگم غذای خوشمزه ی امشب من دستپخت خداست ولی آنها چه میفهمند که من با خدا چقدر حال کردم . برای همین حس عالیم رو اینجا نوشتم چون میدونستم شما به خوبی درک خواهید کرد . چون شما خودتان زندگی به طعم خدا را یادمان دادید و من امروز در پختن غذا به زیبایی آن را حس کردم . طعم عالی خداوند در زندگی ما واقعا زیباست . ازتون ممنونم حتی اون زمانهای قبل وقتی مهمونها میرفتن من در فکر اونها و حرفهاشون بودم ولی الان غرق خدا هستم و غرق لحظات شادی بخشی که خداوند دستور پخت و پز میداد . خدای من چقدر هنرمند است . خدای من سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم . آقای عطار روشن بی نهایت سپاس . نمیدونم چطور باید ازتون تشکر کنم . با چه بیانی بگویم سپاسگزارم. شما دیدگان مرا به روی حقیقت شیرین گشودید و من همه ی این شادیها و شور و نشاط را مدیون شما هستم . وجودم سرشار از شادی است . سرشار از لذت حضور خداوند . سرشار از لذت شنیدن صدایش ‌. استاد خیلی خوشحالم خیلی خیلی خیلی.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/06/17 11:15
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 167 کلمه

        سلام متشکرم از نظر لطف شما استاد بزرگوار بله ته دیگ هم عالی شده بود . چون آخرش خداوند گفته بود چند دقیقه قبل از اینکه غذا رو در دیس بکشی شعله رو خاموش کن و کمی صبر کن .میدونید چیزی که خیلی واضح بود سبکی برنج بود یعنی من زمانهای قبل که برنج رو درست میکردم چه خوب یا بد برنج ها سنگین بودند ته دیگ سنگین بود وقتی آدم میخورد حس سنگینی میکرد . ولی دیشب اصلا اینطور نبود با اینکه مرحله به مرحله روغن داشت و حتی آخرشم هم کره داشت باید غذا سنگین میشد در حالیکه اصلا اینطور نبود حتی همسرم هم این احساس رو کرد گفت خیلی سبک شده بود . اصلا نگرفت منو و من حس سنگینی بعد از خوردن نکردم . البته من بهش نگفتم این دستور پخت خدا بود خودش میگفت چون حست مثبت بود این اتفاق افتاد منم گفتم بله ولی تو دلم گفتم به خدا من اصلا کاری نکردم . این دست پخت خدا بود .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        yousefi.maryam@ymail.com
        1397/07/03 16:52
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 86 کلمه

        سلام سادات عزیز
        چقدر راهنمایی های خدا برای شما زیبا بود بغض سنگینی گلویم را فشرد نتوانستم تخلیه اش کنم ترسیدم مادرم بیاد اتاقم و توضیح این داستان سخت و غیر قابل باور برایش بود بنابراین خیلی خودم و کنترل کردم ولی بسیار برایت خوشحال بودم و تک تک لحظاتی ک گفتید را تصویر سازی کردم .برای همه دوستان این ارتباط شیرین و خوش طعم را ارزومندم و همینطور برای خودم. حتما دستپخت خدا لذیذترین دست پخت هاست .به امید خدا همه از ان خواهیم چشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1398/10/04 21:02
        مدت عضویت: 816 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام دوست عزیزم
        خیلی عالی بود .خیلی حس عااااالی به من دست و امیدوارم همه ما بتونیم همیشه حضور خداوند بزرگ رو توی زندگی مون حس کنیم .ممنون از تجربه زیبایی که برای ما به اشتراک گذاشتید .موفق باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        طوبی حاج احمدی
        1399/01/26 18:40
        مدت عضویت: 810 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 71 کلمه

        سلام دوست عزیز
        چقدر این نوشته های شما عالیست من خیلی ازشون استفاده میکنم ویاد میگیرم
        دستور اشپزی اون روز شما ازطرف خداوند بوده وغذا صدرصد عالی شده بوده ب من یاد داد من هم میتوانم برای متناسب شدن از خداوند کمک بگیرم بهش توکل کنم وگوش کنم ب الهامات خداوند وب دستوراتش عمل کنم وباور داشته باشم ک خداوند مرا ب مقصدم میرساند انشاالله
        ازتون سپاسگذارم ??

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/03/18 16:07
        مدت عضویت: 834 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        من هم از نوشته شما خیلی لذت بردم چه ارتباط قشنگی دارید با خدا.زندگی با طعم عشق و زندگی چه زیباست

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      خدیجه اکشته
      1397/06/15 19:12
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 22 کلمه

      سلام خدمت استاد وهمه دوستانم خیلی زیبا بود وبرای تک تک شما دوستان ارزوی سلامتی دارم من این روزها حالم خیلی خوبه

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آسیه
      1397/06/02 14:50
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      فوق العاده عالی بود این مبحث واقعا من الان خیلی احساس آرامش میکنم خیلی حس سبکی دارم واقعا من همیشه خودمو بخاطر تلفظ سخت و دشوار سرزنش میکردم و حس این رو داشتم دعاها و نماز من مقبول خدا نیس و خیلی ایمانم زبانی وضعیف بود باز هم یه گام بزرگ برداشتم به سمت خدا ?نظرات دوستان هم فوق العاده بود خیلی لذت بردم و برا همتون آرزوی موفقیت دارم

      ممنون استاد حرفاتون واقعا تو قلب و روحم نفوذ میکنه و تاثیر بسیار زیبایی تو همه وجودم گذاشته حس لطافت روحم رو کاملا حس میکنم خدای خیلی بزرگی دارم لطف و بزرگی خدا رو دارم حس میکنم و این کاملا طبیعیه

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Mim
      1397/06/01 15:10
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 63 کلمه

      سلام به استاد عزيز و همه دوستان خوبم
      استاد فايل اين جلسه عااالى بود ، واقعا مهم ترين چيز احساسه ، احساس خوب = اتفاقات خوب
      اول از همه خدا رو شكر مي كنم بابت هدايتم به اين مسير زيبا و دوم از شما كه دستى از دستان خدا هستين بابت انتشار اين آگاهى هاى ناب تشكر مي كنم ، خدا خيرتون بده

      خدايا شكرت 🙂

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهرین
      1397/05/28 23:56
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      اوقات خوش ان بود که با دوست به سر شد
      باقی همه بی حاصلی و بیخبری بود

      دوستان‌ و استاد گرامی سلام

      من هر لحطه به تک تک دوستانم فکر کرده ام.به دعدعه هاشون و در دلم از خداخواسته ام به ارزوهاشون برسن….خواسته ام که با شادی به دلخواستهواشون برسن و اون طعم ماندگار رو بچشن….دوستان از الان‌

      براتون شمارش معکوس رسیدن به ارزوها و رویاهاتون رو مبشمارم

      ای خدا نفر اول رو شاد کن …..دوست دارم دیدگاه بعدی حامل یه خبر خوب باشه برای همه ی گروه….

      امین دوستتون دارم و عاشتونم?

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      راضیه
      1397/05/28 23:15
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 326 کلمه

      به نام خدا .سلام.
      امروز یک طعم شیرین رو‌ توی‌ زندگیم حس کردم٬طعم لذت بردن از لذت دیگران٬وقتی کسی رو‌میبینم که ثروت داره و دررفاه هست خوشحال میشم از اینکه یک بنده ی خدا در خوشی زندگی میکنه و لبخند میزنم به زندگی٬ به دنیا ٬به این همه زیبابی اطرافمون…وقتی پیام استاد رو خوندم که هزار نفر فایل رو دانلود کردن و فقط پنجاه نفر شرکت کننده داریم با خودم فکر کردم که برای چی؟!!!!برای چی ما انسانها از این فرصتها استفاده نمی کنیم٬ منم روز اول فکر میکردم خب چه لزومی داره نوشتن تمرینات ٬خودم برای خودم توی یک دفتر تمرینارو انجام بدم٬اما خواستم قبل از اون توی این گروه فعالیت کنم٬و خیلی دل چسب و لذت بخش بود یک حس متفاوت هست یک حس زیبا٬همراه شدیم با انسانهایی که در مسیر آرامش هستن٬خدایی که در آسمانها تصورش می کردیم و روزی هزاران باراورو صدا میزدیم که کجایی پس چرا زندگی من رو نمیبینی ٬چرا از حال خرابم خبر نداری الان در کنار ماست٬ در نفسهامون جاری است و ایا حسی لذت بخشتر از این هست٬چطور میشه جلودار این شوق بود٬شوق حس کردن خدا در هر لحظه٬شوق شکر گزاری در هر نفس٬شوق لذت بردن از نعمتهای ناتمامش٬شوق عاشقی کردن و عاشقانه باهاش حرف زدن٬رها شدن از بند گناهانی که عمری به دوش کشیدیم٬ پاک شدن برای لمس کردن خدا٬ برای پذیرایی از او در خانه ی دل٬شوق داشتن خدای قادر رزاق٬مهربان ٬ناتمام٬بخشنده و…چطور میشه در این شوق سهیم نشد و اون رو به اشتراک نذاشت٬شاید برای اینکه زندگی به روال عادی خودش برای ما راحتتره تا اینکه افکارمون رو تغییر بدیم راهمون رو‌عوض کنیم و زندگیمون رو تغییر بدیم اما بنظرم این یک تغییر زیباست ای کاش خودمون رو محروم نکنیم از لطف خدا٬در بین تمام روزمرگیمون قطعا میشه ساعاتی رو برای خودمون و خدا و قت بذاریم و بعد میبینیم خدا چه زیبا در تمام ساعاتمون جریان داره و حسش میکنیم و باهاش حرف میزنیم.بیایید این حس خوب رو از خودمون دریغ نکنیم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم
      1397/05/28 13:59
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      سلام .امیدوارم که همه ما انسانها بتوانیم زندگی با طعم خدا رو لمس کنیم وآنرا در تک تک سلولهای وجودمان حس نماییم واز این طعم لذت بخش کمال استفاده را داشته باشیم .من جزآن دسته از افرادی بودم که هروقت شخصی را میدیدم که چیزهایی دارد درزندگی که من آرزوی آنرا دارم خیلی حسرت میخوردم واورا لایق اینهمه خوشی ودارایی نمیدیدم ولی از زمانیکه دراین دوره شرکت کرده ام سعی میکنم حسرت نخورم وبا خودم میگم زندگی با طمع فلان چیزمثلا ماشین شاسی بلندچقدشیرینه.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طناز
      1397/05/28 13:32
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 64 کلمه

      امروز با انجام تمرینات و گوش دادن ب فایل ها ی حسی دارم حسی از امنیت .امینت از همهچیز .ب هر چیزی و هر کسی حسی خاص دارم .حس ارامش دارم .حسی ک انگار خداوند ب من رخصت داده .و قبول باش گفته باشد .عاشق خلوت خودم با خدا هستم .با او صمیمانه صحبت میکنم .دوستش دارم و دست از او بر نمیدارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهری
      1397/05/28 11:19
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      سلام به تمام دوستان و بخصوص استاد گرامی
      بعد از شنیدن این فایل خیالم راحت شد از اینکه وقتی توی ماشین یا توی راهم و دارم با خدا حرف میزنم و بصورت ساده کلمات را ادا میکنم دیگه بی احترامی حساب نمیشه و خودم را رها کردم و با خیال راحت با خدای مهربانم صبحت میکنم از اینکه دیگه ترسی از خدا ندارم و هر کجا که نیاز داشتم میتونم بدون وضو و ادای کلمات عربی با خدای مهربانم صحبت کنم خوشحالم واقعا چقدر تغییرات را میتوان هر جلسه ایی که میگذره با تمام وجود حس کرد و آرامش و شادی در زندگیم جاری شده ، بابت درست کردن و سراسامان دادن به افکار و ذهنم خیالم راحت شده و اینکه با اطمینان میتوانم بگویم که در راه درست قدم برداشتم و دیگر از اینکه آیا طاعات و عباداتم درست هست یا نه شکی ندارم و خودم را در دریای بیکران عشق الهی رها کرده ام ممنون استاد عزیز و معلم مهربانم که افکار و زندگیم را در مسیر درست قرار دادید و خدایا ممنونم ممنونم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهرین
      1397/05/27 23:29
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      سلام دوستان عزیز و گلم
      سلام بر استاد گرامی

      احساس سبکی و خوبی دارم،و این حس را مدیون انرزی های مثبت شما دوستان عزیزم هستم….بچه ها من واقعا به یه نتیجه ی خوب رسیدم،زندگی با طعم خنده ی ازته دل،خیلی وقته از ته دلم نخندیدم.اما این چند روز دارم تجسم میکنم خنده از ته دل را….باور کنید بهترین حس دنیاست….صمن اینکه ادمها وقتی از ته دل میخندند حتما دلیل بسیار شادی بخش و خوشایندی دارند…..انقدر دلم میخواد همه به دلخواسته هاشون برسن که فقط خدا میدونه….احساس سبکی و ارامی دارم….اما هنوز تا رسیدن به دلخواسته ام فاصله دارم..صادقانه بگم نمیدونم چقدر فاصله دارم اما یه نجوای درونی بهم میگه….اندکی صبر سحر نزدیک است

      ای خدا ای خدا ای خدا…..برسان ما را به دلخواسته هایمان…..طعمهای شیرین با تو بودن از هر طعمی که میدانیم و نمیدانیم…..

      دوستت دارم خدای مهربان و بخشنده ام

      ?????????

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      گل نرگس (هما)
      1397/05/27 17:27
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام به استاد گرامی وهمراهان عزیز??
      استاداین فایل رو چندین چند بار گوش دادم همش این تو ذهنم تکرار میشه هرروشی هردینی یکسری قوانین وقاعد مخصوص خودش رو داره که وقتی یک نفر اون روش یا دین روانتخاب کرد باید قوانینش روهم رعایت کنه من کاملا موافق این هستم که باید باخدا با زبون خودمون حرف بزنیم وبقول دوستمون هیچ آدابی وترتیبی نجو هر چه می خواهد دل تنگت بگو
      اما اینکه نماز بخونیم به چه شکل وچه زبانی وچه شرایطی مگه جز قوانین اسلام نیست دعا کردن روخوداسلام هم قبول داره که به هر زبانی که دلت می خواد بگو ولی نماز شرایط خاص خودشو داره واینکه یکسری آدم هاوجود دارن دراین دنیا که آنقدر درخدامحوشدن که درکنار آنها بودن بهمون آرامش میده آونها پرازانرژی مثبتن
      خیلی ابهام برام بوجوداومده که یخورده حالم روبد کرده وذهنمو کامل مشغول خودش کرده
      تشکر می کنم اگه توضیحات بیشتری درباره ی حرفهایی که عرض کردم بفرمایید
      بی نهایت سپاس از مهربانیتون?????????

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیلا
      1397/05/27 15:27
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      سلام استاد عزیز خیلی ممنون از فایل هشتم خیلی عالی و مثمره ثمر بود ??
      من از این فایل این نتیجه گرفتم که هر مشکلی که در زندگی داریم به خاطر ایمان نداشتن به خداوند هست که باعث میشه دچار این همه مشکل بشیم
      دوم این که خداوند نمی تونه از ما جدا بشه چون ما از وجود خدا هستم وما با خدا وند همسو هستیم
      خدا وند یک انرژی است ونامحدود وبی نهایت و خداوند سر شار از احساسه
      ما هر چه احساسمون بهتر باشه وخداوند هم پاسخ احساسمون رو میده
      واتفاقای خوب برامون میافته
      خداوند با احساس ما کار میکنه
      احساس خوب شما نباید به شخص یا مکان وابسطه باشه باید در هر لحظه باید خودت رو وابسطه به خدا بدونی وبدونی هر موقع خواستی متونی با خدا خودت حرف بزنی
      و محدودیت مکان و زمان نداشته باشی
      خداجون بی نهایت دوست دارم وسپاس فراوان از این همه نعمت ???

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهه
      1397/05/27 00:39
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 48 کلمه

      سلام استاد گرامی. وقتی این فایل رو گوش کردم خیلی به این فکر کردم چقدر ما همه چیز رو سخت گرفتیم حتی صحبت کردن با خدارو. ازین به بعد تصمیم های خوبی برای رابطه خودم با خدای خودم دارم و این رو مدیون شما هستم ممنون از زحماتتون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ندا معتمدنژاد
      1397/05/27 00:09
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 199 کلمه

      سلام و عرض ادب
      با تشکر از فایل جلسه هشتم،عالی بود وبسیار مثمرثمر.

      اینکه چگونه با خدا حرف بزنم که بی احترامی نباشه
      چگونه توبه کنم که بپذیره
      چگونه ازش راهنمایی بخوام
      چگونه کلماتی استفاده کنم که متوجه بشه من چی میخوام
      زبانش چیه
      مذهب من یا سایرین باب میلشه
      از رفتارهای من چه برداشتی داره
      چقدری در دیدش هستم
      چقدری براش ارزش دارم
      چقدر از روز تو ایران وحواسش به شهریه که من زندگی میکنم
      چطور وقت میکنه به اینهمه آدم برسه
      و هزاران سوال بی سروته که جوابشو حالا درک میکنم ودر یک کلمه،احساسم خلاصه میشه.

      پس نگو وقتی من احساس میکردم ،خدا از ایران خوشش نمیاد،براستی خوشش نیومده

      البته اون موقع ها هم چون اعجازهایی ازش میدیدم،میدونستم مهربونیش زیاده ویجورایی دلم ازش قرص بود که نمیذاشت آب تو دلم تکون بخوره.

      روزنه امید به خدا،همیشه سو داشت
      اما چرا وچگونه برام مشخص نبود

      حالا اطمینان دارم در آغوش خدایی هستم که دلخواهش،دلخواهه منه.چتر اطمینانش بقد احساس من وبشکل باوریه که من ازش دارم

      حالا فهمیدم،،،،،،خدا همه چی وهمه جاست….
      مثل آبه آب.
      آبی که بهرظرفی بره،شکل ظرف رو میگیره.
      مثل رختخوابی نرم.
      رختخوابی که راحت و آسوده به خوابی عمیق فرومیرم تا رویاهامو با فرشتگان تجربه کنم.
      مثل قلبمه،قلب.
      قلبی که میتپه وبه اندامها خون حیات میبخشه.

      مرسی استاد حالا میدونم با چه جور خدایی روبرو هستم وبنده ی چه ماهیتی هستم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زینب
      1397/05/26 23:12
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 13 کلمه

      سلام استاد عزیز
      صحبت های شما فوق العاد است
      سپاس از زحمات شما ?

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      شیما
      1397/05/26 21:31
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      سلام به ستاد گرامی??
      سلام به همه دوستان??
      استاد بینهایت ازتون ممنونم به خاطر این فایل های خوبی که برا ما میزارین واقعا درگیری ذهنی ما رو با بیان سادتون از بین می برین و مارو آروم میکنید
      نکات بسیار خوبی در حرفاتون بود و واقعا ادم رو آروم میکرد و فکر ادم رو راحت تر میکرد و باعث میشد ادم بتونه با خدا جونش راحت تر حرف بزنه …مثلا شما گفته بودین که وقتی میخوای طعم خوبی وارد زندگی ادم بشه باید فقط به طعم های خوب فکر کنیم و اونا رو دور و اطرافمون پیدا کنیم و وقتی یه طعم خوب میبینیم بگیم خدا یا شکرت که همچین طعم خوبی وجود داده و من حسش کردم من یه کم دگیر این بودم میگفتم باید حتما جمله رو درست بگم و بگم که خوبه که این طعم وجود داره و من این طعم رو دیدم و حسش کردم و اگه یه چیز خوب که دوست دارم رو ببینم و این جمله رو نگم با این که حس خوبی پیدا کردم از دیدنش ولی باید این جمله رو بگم و اگه نگم کار نمیکنه و اون طعم خوب وارد زندگیم نمیشه و باید کلماتش رو درست بگم ولی با این فایل جدید و صحبت های زیبای شما فهمیدم حتما لازم نی چیزی بگم همین که از دیدن اون طعم خوب حس خوبی پیدا کردم و لذت بردم از دیدنش کافیه و نباید همش تمرکزم روی جمله باشه و کافیه بگم خدایا شکرت …یه بار ماشین مورد علاقم رو دیدم و از حس ذوق قلبم به تپش افتاد و حسش رو درک کردم و خدا رو شکر کردم ولی نگفتم که خوبه که این طعم وجود داره و من این طعم رو دیدم و این طعم رو حس کردم نه فقط خداروشکر کردم و حسم خوب شد ولی ذهنم یه طوری بود و هی میگفتم اگه این عبارت رو نگنم عیب نداره؟ کار میکنه؟ و طعمش وارد زندگیم میشه ؟یا حتما باید بگم؟ ولی شما خیال منو راحت کردین و الان با تمام وجود اون طعم خوب رو حس میکنم و در بند کلمات نیستم …
      چیز خیلی جالبی که تو حرفاتون یاد گرفتم این بود که ما داریم با یک انرژی حرف میزنیم و تا بخواد این انرژی و غیر فیزیکی به یه چیز فیزیکی تبدیل بشه زمان میبره ولی میشه من همیشه میگفتم که این زمان بین دعا و اجابت دعا صلاح خدا هستش و وقتی زمان بین دعا و اجابت اون از انتظارم بیشتر میشد میگفتم حتما لیاقتش رو نداشتم و خدا برام صلاح ندیده که بده و حس نا امیدی بهم میداد ولی با این حرف شما که گفتین باعث میشه ادم هر لحضه امید داشته باشه و بدونه که میشه ولی زمان میبره چون پروسه تبدیل یه چیز غیر فیزیکی به فیزیکی زمان میبره و دیگه نا امید نمیشی از این فاصله بین دعا واجابت اون و دیگه خودت رو نالایق نمیدونی که باعث بشه دیگه اون دعا برات اجابت نشه و این حس ادم رو خیلی بهتر میکنه …
      بینهایتتتت به خاطر این آرامش روحی که بهمون دادین واقعا ازتون بینهایت بینهایت از ته ته ته دلم سپاسگزارم ??
      من در هر زمانی و در هر مکانی و با هر زبانی با تو ای خالق من با تو ای روح من ای جان من ای نفسم ای عشقم ای مهربان ترینم ای بهترین بهترینا سخن میگویم و تو را میپرستم و عاشقانه و خالصانه تو را دوست دارم ??❤❤??
      خدا جونم به خاطر این همه حال خوب ازت ممنونم ??❤?
      حستون همیشه مثبت و خوب❤❤????

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      جمیله
      1397/05/26 19:14
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام استاد عزیز
      بسیار خوشحالم و سپاسگزارم از شنیدن حرف های خوبتون و حس و حال خوبی که ایجاد میکنید
      فرمایشاتتون صد درصد درست است??????
      چرا که با تجربه ی بیست و هفت ساله ای که ازتدریس دینی عربی قران دارم خیییییییییییییلی خوووووووووب حرفاتون رو درک میکنم بچه های دوره راهنمایی طفلکی ها همیشه به خاطر. همین حرفهایی که شما فرمودین از دین و قران و حتی از. دبیرهای این رشته هم گریزانن و دوستشون ندارن
      البته تعریف از خودم نباشه همیشه هم بهم میگفتن خانم شما با بقیه فرق دارین حرفهای شما به ما حس خوبی میده
      شما خوب درس میدین سختش نمیکنین
      شاید واقعا همین رفتارهای من و خواسته م باعث شده که امروز در. کلاس های درس شما بزرگوار حضور. داشته باشم و شنیدن این حرفها روزی و قسمت من بشه
      خییییییییییییلی از خدا و از. شما بابت این اموزش هاتون سپاسگزارم ????

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      راضیه
      1397/05/26 17:10
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام به دوستای عزیزم و استاد مهربانم.
      وقتی این فایل رو گوش دادم نمیتونستم بفهممش٬بنابراین چند بار پشت سر هم فایل رو گوش دادم٬اما نمیدونم چرا واسم قابل درک نبود٬با اینکه کلام استاد بسیار شفاف بود و ساده اما انگار چیزی در من مانع از پذیرشش میشد و یک نجوای درونی بهم میگفت دیگه ادامه نده توکه این گفته رو نپذیرفتی پس ادامه نده …خیلی ذهنم درگیر بود تا اینکه نا خوداگاه یکی از دوستان یک فایل انگیزشی در مورد ارتباط ما با خدا برام فرستاد و همینکه شروع کردم به گوش دادن اون فایل سخنران گفت وقتی که ایمان آوردید مراقب صداهای منفی درونتون باشید ٬صداهایی که مانع از اوج گرفتن شما میشه ٬شما به خدا ایمان داشته باشید و حالا که مسیر رو پیدا کردید اون رو رها نکنید..من ناخوداگاه اشک میریختم ٬چقدر خدا زیبا جوابم رو داد انگار قبل از اینکه سوالی و سستی در وجود من توی این مسیر به وجود بیاد خدا پاسخ همه ی سوالاتم رو داده ٬حالا که میخوام لحظه به لحظه زندگیم خداروحس کنم و خواسته ی قلبیم داشتن خداست حس میکنم که دستام رو محکم گرفته که مبادا از راه منحرف شم٬و امروز نظرات رو که میخوندم نظر سادات عزیز هم باز راه گشای من شد٬ممنونم ازت دوست خوبم و از همه دوستای عزیزی که احساس ناب و خالصشون رو بیان میکنن و‌باعث میشن حال دلم خوب و خوبتر بشه٬از اینکه همراه با انسانهایی هستم که خدارو حس میکنن و حال خوبشون رو و حس خوبشون رو با همه تقسیم میکنن خیلی خوشحالم٬هر نظری رو که میخونم شوق رسیدن به خداست شوق حس کردنش٬شوق لمس کردنش و این فوق العاده زیباست..استاد عطار روشن عزیز من از شما یاد گرفتم که زیبایی های اطرافم رو ببینم و هر لحظه شکر گزار خدای مهربانم باشم و زندگی من از ابتدای این دوره تا الان خیلی فرق کرده ٬من خیلی آروم شدم البته که هنوز من از نظر مالی و..در موقعیت اولم هستم اما چیزی در من در حال رشد کردن هست و‌اون حس زیبای داشتن خداست٬من یاد گرفتم اگر در هر بخش زندگیم به بن بست رسیدم قطعا توی اون بخش حضور خدارو و لطفش رو حس نکردم٬من یادگرفتم توی همین خونه ای که هستم عاشقانه و زیبا زندگی کنم و از زنده بودنم لذت ببرم٬خداروشکر بخاطر داشتن دوستانی چنین با درک بالا و حس روشن و خوب و استاد چنین بزرگوار و مهربان.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طناز
      1397/05/26 15:27
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      با سلام دوستان واستادعزیزم.
      باید پوزش بخام ب خاطر اشکال در تلگرامم.
      استاد باید بگم فایل 8شما خیالم رو از بابت ارتباط با خدا راحت کرد مخصوصا درک این مطلب ک خدا با احساس صحبت میکنه و کار ب کلاممون نداره.
      من این کارو تمرین کردم بااارها و بارهاااا و دیدم واای چ اطمینان قلبی ادم پیدا میکنه.و جرات ارزو های بزرگ و ترسناکشو میکنه.
      واقعا سپاس استاد عالی بود.
      و باید بگم تاثیر ان رو مستقیما دیدم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ش. ح
      1397/05/26 14:58
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 222 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان
      با سلام به استاد خوبم عطارروشن
      سپاس میکنم خدارو که دوباره یک درس جدید رو از شما آموختم. من هم مثل بقیه دوستان بودم همیشه از ترس اینکه نمازم اشتباه هست نمازم یا قضا میشد یا که تارک الصلاة بودم و اصلا دلم به نمازم گرم نبود و با خودم میگفتم این نمازی که من بخونم اصلا به درد نمیخوره و قبول حق نمیشه چون فکر میکردم بیشتر نمازم اشتباهه یا در تلفظ یا در ادا کردن. ولی الان میفهمم که من تمام این سالها اشتباه فکر میکردم ولی باز خداروشکر میکنم که الان دارم همه چیز رو میفمم. هستن هنوز کسانی که در افکار اشتباه به سر میبرن. از خدای خوبم میخوام که اونها هم ابن چیزها رو بفهمن و یاد بگیرن. استاد عزیز با هر فایلی که میگذارین یک چیز جذید یاد میگیرم و جوون تازه ای.استاد عزیزم امیدوارم که فایلهاتون همیشه ادامه داشته باشه چون من هنوز اول راه هستم دلم میخاد چیزهای زیادی از شما یاد بگیرم. اگه این سایت شما نمیبود من همچنان در خامی و نادانی به سر میبردم و شاید تا آخر عمرم همین طور میبود?استاد عزیزم از شما خواهش میکنم به آموزش تون ادامه بدین چرا که با درسهای شما تعداد زیادی درس زندگی کردن رو می آموزن??? با سپاس از شما استاد عزیز.
      بی صبرانه منتظر فایل بعدیتون هستم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 14:26
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        سلام . بیانتون شیوا بود . حستون رو چقدر عالی انتقال دادین . منم تازه اول راه هستم و واقعا با هر فایل استاد صد جان تازه تر میشم . استاد سخنانتون رو از ما دریغ نفرمایید . ما همه تشنه ی آموزش هستیم .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      هانیه
      1397/05/26 14:33
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام خدای عزیزم
      سلام استاد مهربانم
      و سلام دوستان همراهم

      منم با دیدن فایل 8 به آگاهی های جدید رسیدم تصمیم گرفتم تمام آموخته هام رو در زندگیم یه کار بگیرم خدایا بی نهایت بار سپاسگزارم استاد عزیزم از شما هم بی نهایت بار سپاسگزاری میکنم و بهترینها رو برای شما و خانواده ی محترمتان از درگاه باری تعالی خواستارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 14:23
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام . به کار گیری آموخته های صحیح ذهنی فرمول شما از درک سخنان استاد است . بسیار عالی

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      راضیه
      1397/05/26 13:31
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سلام به دوستان و همراهان عزیز این دوره واستاد عزیز
      این فایل خیلی بهم ارامش داد ، دقیقا همیشه از بچگی گفتن به من قرانـ باید فلان بخونی و اگر اشتباه بکنی گناه می کنی و همین باعث شد دور بشم و بترسم از خوندن قران ، که همیشه میگفتن نماز باید اونجوری بخونی ، اونجوری باید دعا کنی ….. خیلی این فایل عالی بود خدا سواد نداره ….. چون نیازی به سواد نداره و به همه چیز آگاهه ، چون خودش همه چیز رو افریده حتی همین سواد رو ….. خدا با حس ما کار داره حس قلبیمون با زبون قلبمون با زبون احساسمون نه زبان کلاممون ……. مرسی استاد عزیز برای لحن ساده و گیراتون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 14:20
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام چقدر قشنگ . مختصر جامع و کامل درکتون رو نوشتین . کاملا درسته . خدا سواد نداره چون نیازی به سواد نداره . چون خودش سواد رو خلق کرده و خالق نیازمند بود و نبود مخلوق نیست .????

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته نسیم سبحان
      1397/05/26 12:05
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      سلام خدمت دوستان خوبم واستاد عزیزم
      استاد فایل هاتون خیلی عالی هستن
      من از وقتی فایل 7طعم خدا گوش دادم هرچیزی میبینم که خیلی دوست دارم خداراشکر میکنم ولذت میبرم از دیدن منظره های زیبا خانه های لوکس ماشین های مدل بالا ….
      چند روز پیش همراه پسرم رفتم پیاده روی پسرم 8 سالشه بهش توجه کردم رفتارهاش هر ماشین مدل بالایی میدید دنده اتوماتیک میدید میرفت سمتش نگاه تو ماشین میکرد میگفت وای مامان چه لذتی داره پشت ماشین بشینن وانگار ماشین مال اوست ذوق میکرد پیش خودم گفتم نگاه کن چطور طبیعی خود به خود با حس حال خوبش شکر گذاری خدا میکرد از این حالش لذت بردم هرچیزی میبینم خداراشکر گذار هستم وفایل 8 که بابت دعا کردن نماز خواندن است من از وقتی به سن تکلیف رسیدم خیلی معلمان سرزنشم کردن که نمیتونی نماز بخونی تلفظ درست نمیگی همش باید نماز جماعت بخونی چون خودت قادر به درست خوندن نماز نیستی من از اون موقع دیه علاقه به نماز خوندن نداشتم درواقع میترسیدم یا قران خوندن میترسیدم که خدا عذابم بده چه میخوندم چه نمیخوندم همش ترس استرس بود خوندی درست نخوندی استرس داشتم نخوندم بازم استرس داشتم سرتاسر زندگیم استرس ترس بود با گفته های شما استاد خیلی بهتر شدم بی نهایت سپاسگذارم از استاد خوبم
      خدایا از وقتی خودم توراشناختم از ترس استرس بود هیچ راهنمایی نبود که من به سوی تو هدایت کنه اصلا تو همیشه کنار من بودی ومن با عشق نظاره گر بودی این من بودم که باور هاش اشتباه میخواستم خودم از تو دور جلوه بدم خدایا از وقتی در مسیر الهی تو افتادم ارامش عجیب دروجود تنم رخنه کرده هروز از هرچیزی این زندگی لذت میبرم واقعا جهان افریدی لذت بخشه خدای خوبم ازت بی نهایت سپاسگذارم بابت تمام چیزهای با عشق به من بخشیدی وخودت درکنار همیشه هم قدم همراه پشتوانه تکیه گاه بودی من ببخش که از خدای عشق غافل بودم خداجون دوستت دارم

      استاد خوبم ازت بی نهایت سپاسگذارام که با کلامتون من زنده کردید

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 12:10
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 116 کلمه

        سلام فرشته بانوی مهربان . با بیاناتتون در مورد فایل ۸ اشک تو چشمم جمع شد . واقعا دلم به حال اون زمانهای خودمون میسوزه که چقدر خدا رو برامون دور جلوه میدادن و حالا ما چه زیبا خدا رو حس میکنیم . خیلی شادم که دوستان خوبی چون شما رو پیدا کردم . خیلی شادم که حالا هممون طعم با خدا بودن رو داریم حس میکنیم چقدر لذتبخشه . بیاناتتون در مورد فایل ۷ هم بسیار شیرین بود . بله بچه ها هنوز ذهنشون پاکه و چون افکار مثبت در فطرت است و با افکار منفی پوشیده نشده راحت خودشو بروز میده . بچه ها الگوی خوبی برامون هستند . خدا براتون حفظش کنه .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        سهیلا زلکی نژاد
        1397/05/27 21:23
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        این نشون میده که خدا چه فطرت پاکی به ما داده که با بزرگ شدن از اون دور میشیم ولی بچه ها همیشه پاک و معصوم هستن???? خدای خوبم خدای مهربونم ما رو به فطرت پاک کودکیمان نزدیک کن تا طعم زندکی با خدا بودن رو حس کنیم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      لیلا
      1397/05/26 11:27
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 184 کلمه

      سلام. و عرض ادب خدمت استاد عزیز و همسفران زندگی با طعم خدا استاد عزیزم واقعا ممنون از شما که باعث شدید این احساس گناهی که که در ارتباط با رابطه با خداوند داشتیم از بین بره من خودم هر وقت خواسته ای از خدا داشتم دنباله یه دعا می‌گشتم تا با خواندن اون دعا خدا رو راضی کنم تا صدام رو بشنوه تا شاید نظری بهم داشته باشه یا حتما باید سر نماز با خدا حرف بزنم تا شاید به خواستم برسم مدتها بود دیگه قرآن نمیخوندم چون میدونستم اشتباه تلفظ میکنم و گناه میکنم و باعث میشه خدا قهرش بگیره از اینکه همیشه گفته بودن با زبان عربی و دعاهایی که هست با خدا صحبت کنیم این باعث شده بود از خدا دور باشم و هیچ وقت آرامش نداشته باشم که اینقدر ارتباط باهاش سخته ولی الان از زمانی که در دوره خدا هرگز دیر نمیکند و این دوره زندگی با طعم خدا به آرامشی رسیدم که هرلحظه و هر جا که هستم با خدا حرف بزنم و همیشه خدا رو در کنارم احساس کنم سپاس استاد عزیز???

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 12:03
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سلام لیلا بانوی گرامی . چه جملات آرامشبخشی . چه حس خوبی در کلماتتون بود . موفق باشید دوست گرامی . رمز موفقیت ما همین حس خوبه . چون این حس خوب خداست .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        سهیلا زلکی نژاد
        1397/05/27 21:18
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 58 کلمه

        دوست خوبم منم مثل شما وبقیه همیشه تو خوندن عربی اشکال داشتم ولی به خودمم می گفتم من هر طوری بخونم هدا متوجه من هس اون میدونه که من عربی بلد نیستم واگه کسی میگفت گناه میکنی من مخالفت میکردم میگفتم مگه ممکنه خدا مارو مجازات کنه ازاین بابت خوشحالم که زیاد به حرفهای خرافی مردم توجه نمیکردم???

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طاهی
      1397/05/26 10:15
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 58 کلمه

      سلام استاد عزیز من فایل رو گوش کردم یک مقدار سردرگم شدم یعنی میشه نماز فارسی خوند یعنی این دخمه دعا که به زبان عربی اومده کلا. فارسی بخونیم
      استاد عزیز اگر دیدگاه تو این قسمت کم به نظر من اینه که. نمی‌دونم چی باید نوشت در فایل قبلی تمرین دادید ولی اینجا متوجه نشدم چی باید بنویسم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 11:43
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 257 کلمه

        سلام طاهی بزرگوار . نه استاد نگفتند نماز رو فارسی بخونید . هرگز این عبارت رو به کار نبردند . قصد ایشان اینست که ما با زبان خودمان با خدا صحبت کنیم تا رابطه ی ما با خدا قویتر شود . ایشون در فایل بعدی که مربوط به خدا هرگز دیر نمیکند خیلی قشنگ هدایت رو از طریق قرآن بهمون نشون دادن . ایشون میخوان باورهای اشتباه ما که باعث شده ما حس کنیم از خدا دور شدیم رو در ذهنمون با باورهای درست جایگزین کنند وقتی ذهن ما در غیر از ساعات نماز یاد بگیره با خدا صحبت کنه حسش خوب میشه و بعد همین حس خوب باعث میشه سر نماز هم حسمون خوب بشیم و همین حس خوب باعث میشه ما انرژی مثبت به کائنات بفرستیم . منظور استاد این بود که حسمون رو زیبا کنیم و این حس زیبا نمیشود مگر اینکه با خدا راحت باشیم با زبان خودمان با او صحبت کنیم و لذت حضور او را درک کنیم بعد خواهیم دید این حس خوب چطور ما را به سمت با عشق نماز خواندن هدایت میکند . معنی نماز چقدر زیبا بر دل و جانمان حس میشود . خدا که به دست بیاید همان خداوند که عاشقش هستیم عشق دینش را نیز به ما میچشاند و این بار ما نماز نور میخوانیم . سجده ی نور میکنیم . رکوع نور میگیریم و چه زیبا حس زیبای نماز را درک میکنیم . چه زیبا حس زیبای آیات قرآن را دریافت میکنیم . وقتی خداوند را بیابیم دستوراتش را نیز عاشقانه اجرا خواهیم کرد ‌.

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طیبه(مهربان)
      1397/05/26 07:42
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 196 کلمه

      سلام استاد عزیزم،ممنون به خاطر این صحبتهای قشنگتون که ما را به فکر وادار می‌کنه که واقعا کی هستیم و چی هستیم و اصلا به خاطر چی وارد این دنیا شدیم ،واقعا در این زمانه که هر جا می‌شینی حرف از سیاست و گرانی و مشکلات هست ولی حرف از خدا و عاشقانه پرستیدن خدا و حمد و سپاس به خاطر داشته هامون خیلی کمرنگ شده ،که ریشه بسیاری از سختی‌ها و مشکلات ما همین فراموش کردن خداست ،فراموش کردیم که خدا روزی دهنده هست ،خدا ست که حلال مشکلات ماست ولی ما فراموشش کردیم ویا خیلی کمرنگ شده ،خداجونم ممنون به خاطر اینکه منو عاشقانه دوست داری و من در قبال این عشق تو خیلی کوتاهی میکنم ،ممنون از استاد عزیزم که فکر ما رو و ذهن ما رو روشن میکنن تا ما خدا رو بهتر بشناسیم ،خدا جونم عشقت را در دلمون روز به روز بیشتر کن که عاشقانه تورو پرستش کنیم و استاد عطار روشن و خانواده عزیزش رو در پناه خودت حفظ کن و همینطور دوستان عزیزم رو ،خدایا ستایش مخصوص توست که مهربانترین مهربانانی ،خدایا ممنون به خاطر خودت که هستی ،سپاس به خاطر همه ی داده ها و نداده هایت

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 11:33
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 123 کلمه

        سلام . چقدر عالی گفتید مهربان بانو . اگه آدمها باور کنند که ذهنشون به این همه خبرهای بد هیچ نیازی نداره دیگه سراغش نمیرن . اگه باور کنند مغز ما اونقدر توان داره که میتونه از بین همه ی این خار و خاشاک گلهای امید و عشق و زندگی پیدا کنه میبینه گوش دادن یا ندادن اخبار فرقی ندارند . چون اصلا به درد ما آدمها نمیخوره . به خدا این اخبار راست و دروغ جز آشفتگی ذهنها و تشویش خاطر چیزی به همراه نداره . چقدر خوبه که با این مسیر سبز آشنا شدم . اطراف ما پر از فرمولهای مثبته که به راحتی و با لذت میتونیم اونها رو کشف کنیم . خیلی عالی نوشتین . موفق باشید دوست عزیز

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهرین
      1397/05/26 03:41
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      سلام دوستان
      هر روز یاداوری بهترین طعمها،و چشیدن انها کار سختی نبست….من حس خیلی خوبی دارم که در یک جمعی قرار گرفته ام که همه برای هم‌ارزوهای زیبا دارند….ما همگی باهم به خواسته هامون میرسیم.به حرفای مثبت قلبهای مهربان انرزی های شیرین و مثبت خود را روانه کنید….بخدا من حال خوبی دارم…در عین تنگدلی حال خوبی دارم و یه انتطار امیدبخش و شیربن را تجربه میکنم….و دوست دارم بزودی دستان همسرم را در دستم بفشارم و کنارش ارامش را دوباره تجربه کنم.طعم عشق و ارامش را…..چقدر حال دلم خوب میشود وقتی هرشب و هر لحطه با خدای خودم حرف میزنم و خواسته ام‌را میگوبم….و خواسته های جمع را….بیایید باهم و برای رسیدن مان به مقصد و نیاتمان همگی انرزی های مافوق تصور را روانه کنیم….فردا چراع اول را به امید خدا چه کسی روشن خواهد کرد؟؟؟؟چه کسی اول وقت همه را با خبر خوبشبه وجد و شادی در میاورد؟ازخدا میخوام خووم نفر اول باشم برای جیغ بنفش شادی….آمین تا بمب انرژی مثبت را روانه قلبهای مهربان‌دوستان عزیزم کنم….دوستتون دارم و از شما انتظاد همراهی و مشارکت را دارم…..دعا کنیم برای هم…..آمین

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/27 11:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 62 کلمه

        شما قطعا با این همه انرژی مثبت به دستان پر مهر همسرتان خواهید رسید . اگرچه شاید تا حالا هم رسیده باشید . اما ما همه همراه شما به کائنات انرژی مثبت خواهیم فرستاد تا چیزی که میخواهید جذب وجود شما شود . شاد هستید شاد بمانید که قطعا آن روز آمدنیست . شاد و پرانرژی هدف را جذب خود میکنیم .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          سهیلا زلکی نژاد
          1397/05/27 21:13
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 21 کلمه

          امیدوارم دوست خوبم زندکی واقعی با طعم خدا رو در زندگی خودت احساس کنی وزندگی با طعم عشق رو بچشی

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/05/25 20:34
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      سلام . در مورد این کلامتون خیلی فکر کردم “خدا سواد ندارد” خیلی جمله ی زیبا و صحیحی بود . این جزء صفات سلبیه خداونده
      صفات سلبي صفاتي اند كه چون بر نقصان و فقدان كمال دلالت مي كنند از خداوند سلب مي شوند مانند تركيب، جسمانيت، مكان، جهل، ظلم، عبث و …
      و سواد داشتن برای ماست نه برای خدا . ممنون از راهنماییتون . بله قطعا خدا سواد ندارد . چون خدا جسم نیست جاهل نیست که به واسطه ی سواد عالم شود . مکانی ندارد که بخواهد سواد دار شود . بله قطعا خدا سواد ندارد . خیلی عالی بود استاد خیلی عالی بود . ممنون که با بیاناتتون مارو به تفکر دعوت میکنید .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا زلکی نژاد
      1397/05/25 19:06
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      سلام خدمت استاد مهربانیها ??سلام به دوستانم در زندگی باطعم خدا ??خدا رو از اول جوری به ما نشون دادن خدایی سخت گیر خدایی که به این آسونیها از سر تقصریات کسی نمیگذره ?خدایی که بخاطر یک تار مو ممکنه تا ابد ما رو در آتیش جهنم بسوزانه ?یادم که بچه بودم پرسیدم خدا کجاس چه شکلی کلی با من دعوا کردن وگفتن که از این حرفها نزن گناه وما هم فقط میدونستیم که خدا تو آسموناس وهر وقت دعایی داشتیم فوری سرمان رو به آسمون میره ولی من خودم اعتقاداتی داشتم از اول برای خودم سعی میکردم که وقت خدا رو خاستم اونو تو قلبم جستجو کنم وحالا که این دوره رو شروع کردین به لطف خدای خوب ومهربون وبا کمک استاد عزیز تازه داریم یاد میگیریم تاتی تاتی کنیم وباوتمام وجودمون از خدای بزرگ و مهربون طلب چیزی کنیم حتی بتونیم باهاش بدون ترس ودلهره حرف بزنم با زبون خودمون با زبون خود خودمون وهمه اینا رو مدیون استاد مهربانیها هستیم خدای خوبم خدای مهربونم خدای بخشنده خدایی که به نماز ما قرآن خوندن ما نیازی نداری ولی سراسر لطف ورحمت برای ما هستی خدای زمین وآسمان تو رو میپرستم واز تو یاری میگیریم دست مرا بگیر ومرا موردو لطف ورحمت خود قرار ده بهترینا رو نصیبمان کن آمین ??

      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/25 20:16
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 83 کلمه

        سلام . بله منم تا قبلا اصلا جرات نمیکردم با خدا حرف بزنم . من کجا خدا کجا . همیشه میگفتم مگه میشه خدا در اندیشه ی ما بیاد ولی حالا در این چند وقت چه عاشقانه خدا رو دیدم . چقدر قشنگ حسش کردم و فهمیدم خدا همینجاست . همینجا . خودش داره میگه خودش داره مینویسه خودش داره میبینه . وای خدای مهربونم تو عشقی تو جانی تو روحی خیلی دوستت دارم عاشقتم خدا جونم . عاشقتم مهربانترین مهربانان .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      لاله
      1397/05/25 11:57
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      سلام وقتتون بخیر برداشت من از صحبتهای این جلستون این بود که شما قصد آشتی دادن ذهن افراد رو با خداوند دارین بزبان ساده وقتی افراد با خدا آشتی باشن واو را منشا آرامش و حال خوب بدونن بدون شک سعی در رضای او دارن وهمه اعمالشان در جهت رضای خداوند است بنابراین شما میخواهید که افراد تحقیقآ خدا شناس وخدا دوست باشن نه بطور تقلیدی واین عالیه چقدر لذتبخشه عبادت کردن معبود رو عاشقانه وعارفانه واز روی آگاهی و معرفت که دراینصورت حضور خدارو به زیبایی حس میکنیم و از رگ گردن نزدیکتر احساسش میکنیم در لحظه لحظه زندگی خوشا آنانکه دائم درنمازند
      بی صبرانه منتظرفایلهای دوره “خدا هرگز دیر نمیکند”
      شما هستم صحبتای دلنشین شمارو در این قسمت هم شنیدم خیلی به زندگیم امیدوار شدم ممنونم که هستین و این احساسات ارزشمندتون رو که ازخدا دریافت کردین رو بما منتقل میکنین زندگیتون پراز برکات خدا

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/25 20:11
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 240 کلمه

        سلام . امروز یه طعم خوب دیگه چشیدم . حسی که قبلا هرگز تجربه نکرده بودم . من عاشقش نبودم و پیش من ارزشی نداشت و فقط یک تیکه پارچه بود. ولی امروز حسش کردم . حس زیبای حجاب گرفتن رو درک کردم . وای که چقدر لذتبخش بود . وقتی ما اصل رو که وجود خداونده به خوبی حسش کنیم و با تمام لذتمون حضورش رو احساس کنیم چقدر میفهمیم که عاشق خداییم . میفهمیم که دوست داریم با عشق و لذت دستوراتشو اطاعت کنیم . همین حجاب که خیلی ها به زور میخوان به دیگران تحمیل کنند رو چه عاشقانه میپذیریم . من عاشق چادر شدم . وقتی میپوشم حس میکنم تمام ملکوت دارن حس زیبای من و خدا رو تماشا میکنند . وای که بانو بودنم امروز چه زیبا برایم به جلوه آمد . حسی که هیچ آقایی هرگز نمیتونه بچشه . وای چقدر لذتبخشه . حس میکنم بانوی دو عالم داره بهم لبخند میزنه که حرمت امانتش رو به دست آوردم . من خدا رو پیدا کردم . میبینم وقتی حجاب دارم چقدر خدا نگاهم میکنه . وای خدای من نگاه تو به این پوشش چقدر لذتبخشه . امروز طعم خوش حجاب رو با تمام وجودم چشیدم . خدایا شکرت خداوند من شکرت خداوند عزیزم بینهایت سپاسگزارم که این طعم رو هم به من چشاندی. آقای عطار روشن بی نهایت ازتون ممنونم که ما رو با طعم خوش با خدا بودن آشنا کردین .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سادات
      1397/05/24 16:12
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      سلام . وای که شما هروقت فایلی میگذارید وجود همه ی ما می لرزد و روحمون شروع میکنه به کشف کردن . شکافتن لایه های پنهانی که در طی سالیان دراز دل ما را در خودش اسیر کرده است . بله خداوند احساس است . احساس والایی که در ظاهر نه دیده میشود نه لمس میشود نه شنیده میشود نه بو میشود نه چشیده میشود؛؛؛ اما اما حالا چند صباحی است که همان خدای ندیده را با حسم دیدم و شنیدم و بوییدم و لمس کردم و چشیدم . وای که خداوند همین لذتهایی است که مرا از خود بیخود میکند . باز شما فایلی گذاشتید و طناب رهایی ما را باز کردید . وای خدا باز داری جان مرا میگیری . من از شوق سرشارم . از عشق لبریزم . حس عالی طعم عالی در وجودم سرشار است . خداوندا تورا میبینم و میچشم . وای که تو چقدر شیرینی . وای خدا آخه من چطور حسم رو بیان کنم . خداوندا مرا لبریز از شادی کردی . شادی که از عمق وجودم برمیخیزد و مرا به پایکوبی و حس آزادی و رهایی میرساند .شادی که هرگز تمام نمیشود . لذتی که چون چشمه میجوشد و فریاد میزند: منم خدای بی همتا . منم آن خدایی که هرروز و هر ساعت و هر لحظه تشنه ی دیدار منید . بندهای موانع را باز کنید و به پرواز درآیید و شادی کنید و از من سرشار شوید . شادی گوارای وجودتان .
      خداوندا توچه بی نهایت میبخشی و ما را محو صفات خودت میکنی . صفت مهربانیت رحمانیتت رحیمیتت . تو حس زیبای مهربانی هستی . تو مهربانی خاصت را بر ما فرو آوردی و تو آن خدای مهربان و صمیمی هستی که همه ی ما تشنه ی وجود توایم . خدا را حس کردم حس کردم و شما استاد گرامی چون راه رها شدن را یادمان دادید به ما چشاندید که خداوند همین احساسهای فوق العاده ای است که همه ی مارا به شوق آورده . وای خدا من باز دوباره دارم جون میدم . خدایا خدایا تو چقدر زیبایی چقدر زیبایی چقدر خواستنی هستی چقدر دوست داشتنی هستی . تو حس زیبای عشقی . تو جانی . تو روحی . تو روانی . وای که تو که هستی .

      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهرین
      1397/05/24 13:59
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      ما زبان را ننگریم و قال را
      ما درون را بنگریم و حال را

      در ادبیات عرفانی ما هم خیلی به مطالبی که شما گفتید تاکید و اشاره شده….

      هیچ‌آدابی و ترتیبی مجو
      هرچه میخواهد دل تنگت بگو

      خیلی ها کاسه داغتر از آش و آنقدر خودشیفته هستند که خدا را تنها مال خود و برای خود میدانند.هرکسی در چارچوب آنان نبود انگ کفر و الحاد میزنند و…..نتیجه ی آن برخوردها و رفتارها خداگریزی مردم،بی اعتمادی به کانون عشق و بخشش و بی اعتقادی به همه ی ادیان هست. منصور حلاج ناصرخسرو قبادیانی ،مولوی حافظ سعدی ملاصدرا بوعلی سینا…..همه اینها به خداوندگار آنطور که شایسته است،رسیده اند. منصور حلاج فریاد زد من خدایم(انا الحق)….منظور آفرینندگی نبود،بلکه منظورش این بود که من قطره ای از وجود خدایم و قطره با اقیانوس تفاوتی ندارد.
      درصحبتهای قیلی استاد حرف یک‌لیوان آب و اقیانوس هم پیشامد….که تایید حرف منصورحلاج هست آنهم بعد از ۹۰۰سال….منهم ذره ای از وجود خدایم

      هرکسی کو دورماند از اصل خویش
      بازجوید روزگار وصل خویش

      خدا چیزی است که هیچ چیزی مانند او نیست،خدا طراسر عشق و آفرینش است…سراسر بخشش و مهربانی است….اینها همه احساسند…خداوند عاشق آفریدگانش هست،آیا عاشقی چون خدا،برای معشوقش کم میگذارد؟ معشوقش را به سختی و اشک و بلا و عذاب دچار میکند؟؟؟؟؟قطعا نه

      فقط از خدا بخواهیم آنهم با احساسهای زیبا که خداوندا
      عشق پاک و شیرین ما….

      خیلی دوستت داریم و با زبان قلبهامان صدایت میکنیم و حرف نمیزنیم چون تو قصه ی نانموده دانی هم نامه ی نا نوشته خوانی
      از ظلمت خود رهایی ام ده
      بانور خود آشنایی ام ده

      بهترینم خدای دوست داشتنی و تنها پشت و پناه و تکیه گاهم،حال دلهامون رو خوب کن….طعمهای شیرین بودنت را به ما بچشان،طعم عشق و آرامش طعم زندگی شیک و زیبا طعم بهترین‌ خود روهای دنیا، طعم‌ سلامتی و طعم امنیت….
      خدای من،بهترین دوست من،تنها خواسته ام ازتو طعم عشق و حضور و ساری و جاری بودن عشق هست،من تنها

      عشق و اعتماد و حال خوب دلم را میخواهم وبس….روزها و شبها و لحظه به لحظه با عشق وحضورعشقم سپری بشه….من تنها از او عشق میخواهم و بس…و برای همه دلخواسته هایشان را

      دوستت دارم عزیزترین و تنها داشته ام

      مهربانترین مهربانان

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/24 15:46
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 471 کلمه

        سلام . مهرین عزیز چه ابیات زیبایی آوردین بله دقیقا همینطور بود که گفتین .” هیچ ترتیبی و آدابی مجو هرچه میخواهد دل تنگت بگو” مربوط به داستانی آموزنده از مولاناست :
        حضرت موسی در راهی چوپانی را دید كه با خدا سخن می گفت.
        چوپان می گفت: ای خدای بزرگ تو كجا هستی، تا نوكرِ تو شوم، كفشهایت را تمیز كنم، سرت را شانه كنم، لباسهایت را بشویم پشه هایت را بكشم. شیر برایت بیاورم. دستت را ببوسم، پایت را نوازش كنم. رختخوابت را تمیز و آماده كنم. بگو كجایی؟ ای خُدا. همه بزهای من فدای تو باد. های و هوی من در كوه ها به یاد توست.
        چوپان فریاد می زد و خدا را جستجو می كرد. موسی پیش او رفت و با خشم گفت: ای مرد ، این چگونه سخن گفتن است؟ با چه كسی می گویی؟ موسی گفت: ای بیچاره، تو دین خود را از دست دادی، بی دین شدی. بی ادب شدی. این چه حرف های بیهوده و غلط است كه می گویی؟ خاموش باش، برو پنبه در دهانت كن تا خفه شوی، شاید خُدا تو را ببخشد. حرف های زشت تو جهان را آلوده كرد، تو دین و ایمان را پاره پاره كردی. اگر خاموش نشوی، آتش خشم خدا همه جهان را خواهد سوخت،
        چوپان از ترس، گریه كرد. گفت ای موسی تو دهان مرا دوختی، من پشیمانم، جان من سوخت و بعد چوپان، لباسش را پاره كرد. فریاد كشید و به بیابان فرار كرد.
        خداوند به موسی فرمود: ای پیامبر ما، چرا بنده ما را از ما دور كردی؟ ما ترا برای وصل كردن فرستادیم نه برای بریدن و جدا كردن. ما به هر كسی یك اخلاق و روش جداگانه داده ایم. به هر كسی زبان و واژه هایی داده ایم. هر كس با زبانِ خود و به اندازه فهمِ خود با ما سخن می گوید. هندیان زبان خاص خود دارند و ایرانیان زبان خاص خود و اعراب زبانی دیگر. پادشاه زبانی دارد و گدا و چوپان هر كدام زبانی و روشی و مرامی مخصوصِ خود. ما به اختلاف زبان ها و روش ها و صورت ها كاری نداریم كارِ ما با دل و درون است. ای موسی، آداب دانی و صورتگری جداست و عاشقی و سوختگی جدا. ما با عشقان كار داریم. مذهب عاشقان از زبان و مذهب صورت پرستان جداست. مذهب عاشقان عشق است و در دین عشق لفظ و صورت می سوزد و معنا می ماند. صورت و زبان علت اختلاف است. ما لفظ و صورت نمی خواهیم ما سوز دل و پاكی می خواهیم.
        موسی چون این سخن ها را شنید به بیابان رفت و دنبال چوپان دوید. ردپای او را دنبال كرد و چوپان را یافت. او را گرفت و گفت: مژده مژده كه خداوند فرمود: هیچ ترتیبی و آدابی مجو هر چه می خواهد دل تنگت، بگو.
        بله حقیقتا مولانا همان زمان چه عالی میگفت . ممنون از شما دوست عزیز

        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          مهرین
          1397/05/27 23:38
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 35 کلمه

          از خدا خواسته ام، برایت بسازد آنچه را در دل مهربانت می پروری…برایت بیافریند آنچه بر زبانت جاری میکنی….برایت بیاورد آنچه را در دورترین افق ذهنت هم تصور نمیکنی…با بهترین آرزوها برای تو خوب مهربان

          آمین

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مه گنج‌
      1397/05/24 12:26
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 314 کلمه

      سلام بر استاد خوبیها ودوستان عزیزم
      سلامم برخدای زیباوعاشقم خداوند قدرتمند وتوانمندم
      پرورگارا از لحظه ایی که تورا جور دیگه ایی شناختم وباتو آشنا شدم پرستشم فرق کرد عبادتم فرق کرد نمازم فرق کرد من اکنون نمازم را به خم وراست شدن ونشستن وبرخاستن وادای صحیح کلمات عربی نمی دانم اکنون در یافته ام خدای من خدای احساس وخدای عشق است زیرا هرکسی طعم عشق را چشیده باشد وخودرا عاشق بنامد دیگر به کلمات توجه نمی کند بلکه هر نگاهش پر از کلماتی است که همه اش احساس است وقتی با احساسم تورا صدا میزنم صدای تپش قلبم را میشنوم وراست شدن موهای بدنم را حس میکنم ونام تورا به واقعیت وجودی خودت درک میکنم در لحظاتی که با تو حرف می زنم وباتو گفتگو میکنم دیگر تمام وجودم را دراختیار تو میدانم نه دستهایم ونه قلبم ونه احساسم ونه عقلم ونه هوشم از آن من نیست همه از آن تواست وخودرا غرق در نور وشادی میبینم چون دریافته نماز آنی نیست که من گفته اند نماز این است که صادقانه در برابر عظمت تو دوستانه وعاشقانه حرف میزنم بدون آنکه بدانم چه کلمه ایی را بکار میبرم با تمام احساس صدایت میزنم یا شافی ویا کافی عشق تو مرا کافی است وشفادهنده قلبم هست ای آنکه از همه ی نزدیکها نزدیکتری ای آنکه لحظه همصبحتی باتو مرا از خود بی خود میکند ای آنکه نام تو آرام کننده ی قلبهاست ای آنکه نام تو گشاینده کارهاست ای آنکه روحم از آن توست من دیگر خودم را دربند این جسم نمی دانم ودر آسمانها ودر عرش کبریایی تو سیر میکنم زیرا تو روحی را فراتر از تصورجسمانی به من داده ایی. خداوندا دیگر کلمات نمی توانند بیان کننده ی احساسم باشند احساس راباید حس کرد بیاید لمس کرد احساس را باید درک کرد خداوندا عاشقتم دوستت دارم خداوندا تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری می جویم خداوندا ستایشت میکنم چون سزاوار ستایشی

      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        سادات
        1397/05/24 15:40
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام . وای چقدر زیبا گفتین مه گنج عزیز. خدا رو در تک تک کلمات شما حس کردم . عبادتتون گوارای وجودتون . احساستون فوق العاده بود.

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          طناز
          1397/05/26 15:33
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 12 کلمه

          سلام باید بگم دوستان برای همه شما خوشحالم مخصوصا حال خوبتون رو

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم