ورود / ثبت نام
0

جلسه هفدهم

اندازه متن

به نام خدای مهربان

سلام دوستان و همراهان عزیز

به لطف خدا جلسه هفدهم از دوره فوق العاده ( زندگی با طعم خدا ) را شروع می کنیم


دیدگاه راحیل عزیز در بخش نظرات

سلام استاد خوبم
این روزها حال عجیب تراز همیشه دارم وجودم لبریز از شادی ست که به زبان نمی توانم بیاورم
گاه خوشحالم گاه غرق سکوت میشوم وگاه غرق در باورهایی که به قدرت رسیدن میشوم

درست دقیقا امروز یکساله که باشما و برنامه ی شما آشنا شدم میشه گفت تولد یک سالگی منه ☺️?
چی بودم چی شدم، غیر قابل مقایسه س، زندگیم شرایطم احساساتم
ناامیدی هایم نشدنهایی که جزو محالات بود
چه همه چیز سخت و غیر ممکن بود تا قبل از اینکه شما رو خدا برایم فرستاد

هرگز یادم نمیره توی پارک نشسته بودم و مستاصل که پیام دوستی منو عضو گروه شما کرد
به خیالم اینم یه گروه مثل گروههای دیگه که فقط حرف برای گفتن دارند
اما حرف شما کجا حرف آنها کجا
درست اولین پیامم این بود استاد به سختی تونستم خونه ای رو اجاره کنم هزینه ی اجاره مجال شرکت در دوره به من نمیدهد اون لحظه که مینوشتم فقط گریه میکردم
اما چیزی نگذشت که با کمک خدا توی دوره اومدم
دوره شد همه ی زندگی من شادی به زندگیم برگشت
خنده به لب هام نشست فراوانی برایم جاری شد
خداااایااااا با من چه کردی که چنین مبهوتم
چندی نگذشت که خوشی از پس خوشی رونمایی کرد
خبری که همه را به هیجان اورد
وشما شدید دلیل تمام اتفاقهای خوب زندگیم
چه روزها وچه ماهها وچه سال نکویی بود
تا یکماه پیش همه چیز خوب وعالی بود تا اینکه مهلتم برای خالی کردنه خونه سر اومد
بارها فایل سپاسگزاریت را گوش میدادم نمیگویم؛ همه را گوش دادم آنقدر با فایل شکر داشته ها غرق شدم تا بشه ملکه ی ذهنم
دیگه با پولی که داشتم محال بود توی همون منطقه خونه ای حتی برای اجاره تهیه کنم ?چه برسد به خرید خونه
چک خرید خونه رو نوشته بودم اما مرتب میگفتم پس خدا کجاس منکه خوب انجام دادمو نشد
خونه حتی توی شهرکهای اطراف شهرم برام یه رویا بود چه برسه به منطقه ی خوبش ازیه طرف ناامیدی ازیه طرف ترس هردو تهی میکرد حال قشنگمو
کم کم زنگ آخر به صدا در اومد
حسابی خالی از همه چیز شده بودم راهیه سفر شدمو همه چیز رو گذاشتمو رفتم وبه خدا گفتم خدایا این گوی و میدان کار کار خودته من دیگه بریدم
دیگه کاری ازم بر نمی اومد
فکرم به جایی قد نمیداد
به آسایش که رسیدم رها کردم همه آنچه که مرا آزار میدادوبا اطمینان عجیبی سپردم به همون کاردان قوی
از سفر که برگشتم پیشنهاد خرید خونه اونم توی ناباوری محقق شد
طولی نکشید که تا شب قولنامه ی خونه رو به نامم نوشتن
من این همه خوشبختی
???منی که تا پارسال التماس کم کردن کرایه داشتم امسال خونه ای رو توی بهترین جای شهر خریدم
اینها کار من نیست کار همانیست که مرا به آرامش رساند
آری روزها شکر میگفتم بارها فایل هارا گوش میدادمو زندگیم را با حضور خدا طعم دارش میکردم
استاااااد جان سند خونه حتی قطعی به نامم خورد. زیباترین امضاها پاش ثبت شد امضای سفید خدایی که حضورش هر روز زیباتر میشود
هر روز معجزه از پس معجزه ای میرسد
حتی انقد عالی پیش رفت که مبلغ های معین شده زودتر از چکها پرداخت شد
جاااانم چه خدایی دارم
استاد جان سپاسگزارم از همه ی محبتی که درحق تک تکمون کردید
یکی حال تناسبش خوبه یکی حال دلش خوبه ویکی مثل من همه چیز زندگیش خوبه
نمیدونم چه جوری وبا چه زبانی سپاس از بودنتون داشته باشم
فقط میگویم حضور شما اتفاقی نیست ممنونم ممنونم

 

دیدگاه فریبا عزیز در بخش نظرات

سلام
تمام تلاش ما انسانها برای رسیدن به احساس خوب
یک حس بهتر چیزی که همیشه دنبالشیم
از سرکار رفتن خرید خانه خرید ماشین
خوب باید از خودمون سوال کنیم چرا؟؟ چرا همه انسانها همیشه دنبال یک حس بهترن؟
چیزی که تو وجود همه مشترک 
و در لحظه رسیدن به اون احساس خوبه ارامش داریم
حالا ممکن موقتی باشه یا دائمی ولی تمام تلاشها برای رسیدن به اون حس هست حالا کاری به درست و غلطش ندارم
گمشده همه ما ادما احساس خوب
همون لحظه که قطعه فابریک خودمون تو ذهنمون نصب میشه و به آرامش میرسیم
حق انتخاب باعث شده از اصل خودمون دور بشیم و با امکانات بیرون از خودمون هی سعی در رسیدن به اون حس داریم
هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من از کامنت شما تو جلسه ۱۵ خیلی چیزارو درک کردم
حدود ۶ صفحه توی دفترم تک تک جملاتتونو نوشتم و روشون کار کردم و هی گفتم این یعنی چی؟
خدای دیگران یعنی برای کسب نوازش والدین یک سری اعمال دینیو انجامشون دادم و منبع قدرت و خدای من شدند والدینم و هی این منبع قدرت با ورودم به جامعه ،ادمها و جایگاههای مختلف شدن و بردگی های زیادی رو تجربه کردم و نتیجه اش احساس بد شده و عامل غذا خوردن بدون گرسنگی تلاشم برای رسیدن به آرامش بوده در صورتی که مشکل از جای دیگری
و شما چقدر عالی گفتید پیامبرا هم خدای بزرگتراشونو قبول نکردن، و من دیدم چقدر بت برای پرستیدن دارم
یک بتکده بزرگ و مشرکم و کافرم
و باید یکی یکی بشکنمشون
چیزی که الان به هرکسی بگید بت چی همه یاد تاریخ و گذشتگان میفتن، بس باید پرسید این یکتاپرستی تو چرا ثروت بهت نداده؟ چرا سلامتی نداده؟ چرا آرامش نداری؟
استاد من فهمیدم باید روح خدارو لمس کنم و به خواسته هام مشتاق باشم نه محتاج….الله الصمد..خداوند بی نیاز است

ما در هر لحظه از زندگیمون میتونیم از وجود خداوند در زندگیمون بهره ببریم، ماهر لحظه داریم هدایت میشیم
من اینو باور کردم فقط باید روش کارکنم تا وسیع تر بشه
من خودم را با خداوند پیوسته و متحد میبینم
من جز این سیستم هدفمندم
خدا هر لحظه داره منو هدایت میکنه
خدایا هدایتم کن و سوالای ذهنمو دونه دونه جواب بده
ممنون از شما از درک عالیتون و تصویرسازی قابل لمستون


دستور کار اجرای جلسه هفدهم:

۱- تماشای فایل ویدیویی توضیحات این جلسه

۲- تکرار ۵ مرتبه فایل این جلسه (تصویری یا صوتی) تا قبل از ارائه قسمت بعدی

۳- انجام تمرینات مربوط به این جلسه در قسمت نظرات

(مشتاق خواندن نظرات ارزشمند شما هستم)

 

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=12925
برچسب ها:
39 نظر در مورد جلسه هفدهم

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/25 08:37
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم

      چه فایل جالب و متفاوتی بود این فایل انتخابات و اختیاراتی که انسانها در موارد مختلف در زندگی دارند و اینکه بتوانیم آنقدر ایمان داشته باشیم که آنها را به خداوند بسپاریم به جای اینکه از عقل و منطق خودمان استفاده کنیم

       

      واقعا با توجه کردن به طبیعت و نظمی که در آن وجود دارد و باور اینکه همان سیستمی که آنرا مدیریت میکند ما را هم که اشرف مخلوقات هستیم مدیریت میکند میتوانیم برای خودمان منطقی کنیم که خودمان را وابسته به خداوند بدانیم و از دریافت الهامات یک زندگی متفاوت و سرشار از خوشبختی را تجربه کنیم

       

      واقعا اگر بتوانیم به اراده شخصی توجه نکنیم و تمام تمرکزمان را به قدرت اراده خداوند بدهیم چه احساس آرامشی به ما دست میدهد که همه چیز را به خداوند بسپاریم و نتیجه عالی بگیریم

       

      شنیدن اینکه وقتیکه خدا را بهتر بشناسیم و کارها را به او بسپاریم و همه چیز هر خواسته ای که داریم خود به خود به دست می آید خیلی خوشحال کننده و آرامش بخش بود

       

      ممنونم استاد گرامی برای این فایل عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/07/05 21:52
      مدت عضویت: 107 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      با سلام و درود  

      طی این دوره یادگرفتم که وقتی حسمون نصبت به چیزی خوب هست اون چیز حتما صحیحه و اگر حسمون نصبت به چیزی خوب نیست حتما اونچیز اشتباهه 

      حس من نصبت به این فایلها و دوره ها خوبه و حالم و خیلی خوب کرده پس راهم درسته  

      یه آیه ای توی قران هست که نظر من و به خودش جلب کرده بود و همیشه توی ذهن من بوده و هست 

      خدا میگه که آیا دانه ای که در زمین میکارید و میروید شما میرویانید؟یا ما میرویانیم؟ما میرویانیم و هروقت بخواهیم میسوزانیم و ازبین میبریم  

       

      و اینکه در جای دیگه از آفرینش آتیش گفته که برای استفاده ی انسانهاست 

       

      این نشون میده که تلاش ما در پناه نور خدا میروید و رشد میکنه و اگر خدا نخواد کل تلاش ما از بین میره  

      و اینکه بعضی چیزها بد به نظر میاد درواقع میشه ازش استفاده مفید کرد 

      قبل از آشنایی من با این مسیر همه ش دنبال انواع ذکرها انواع ختمها و انواع نمازها و ….. بودم تا به خواسته هام برسم یا نزدیک بشم کمی ولی مدام گره تو کارم میفتاد  

      چندسال پیش من کار آزاد داشتم و برای پیشرفت تو کار مدام تبلیغات گرون میکردم وسایلم و عوض میکردم ‌و اینجور کارها 

      و جالب اینجاست که هی پسرفت میکردم با وجود تلاشهام 

      الان فکر میکنم میبینم اگر اون پولهارو میدادم برا آموزش دیدن و قویتر شدن و با جون و دل کار میکردم و بقیه شو میسپردم به خدا همه چی بهتر پیش میرفت 

       از زمانی که پاتوی این مسیر گذاشتم فهمیدم که چقدر بی ایمان بودم که به زور ذکر و … میخواستم چیزی رو از خدا بگیرم و در آخر هم پیش خودم حس اطمینان نداشتم که خدا اونچیز رو به من میده 

      ولی الان مدتیه که خدای من اجازه نمیده من ترس چیزی رو داشته باشم خیالم از همه چیز راحته و مطمینم به هرچیزی که دوست دارم به زودی میرسم  

       

       

      استاد یه پیشنهاد 

      کاش میشد توی یه قسمتی مثل پروفایل دیدگاههایی رو که نوشتیم و پاسخهارو ببینیم 

      با تشکر

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/07/06 16:40
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام و درود
        این امکان به زودی به بخش کاربری اضافه می شه
        در دستور کار تیم فنی قرار داره

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amir.univers2@yahoo.com
      1400/05/19 18:47
      مدت عضویت: 232 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 44 کلمه

      مانند اینکه اگر خورشید نباشد و ما به تلاش زیاد برای کشت محصول ادامه دهیم به هیچ نتیجه ای نخواهیم رسید؛ اگر خداوند را هم در نظرمان و همه ابعادِ امورِ زندگیمان واقع نکنیم به هیچ رشد و تعالی و پیشرفتی دست نخواهیم یافت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/11 08:31
      مدت عضویت: 603 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 262 کلمه

      سلام خدای مهربان و شما دوستان عزیزم. صبح همه شما بخیر 

      با گوش دادن این فایل خیلی چیزها برایم روشن شد خیلی لذت بردم با وجودی که اندکی از فایلها و دورخ فاصله گرفته بودم ولی گوش دادن دوباره این فایل خیلی حسمو به خداوند عزیز خوب کرد .

      من فهمیدم برای رسیذن به هر چیزی باید و باید به قدرت اصلی و نیروی و منبع اصلی وصل شد همان گونه که که اگر نور خورشید نباشه کشاورز از بهترین کوده و بهترین برزها استفلده کند هیچ نتیجه ای حاصلش نمی شود خداوند منبع اصلی همه داشته ها و خداسته هاست اگر در هر کاری اورا قدرت غالب بدانیم مشکلمان حل می شود دیگه دنبال مقصر و حس بد نمی رویم و دقیقا با حس خوب که همان غذای روح هست پیش می رویم و این همان قانون جذبه پس برای رسیدن به هر قدرتی توجخ به خداوند هست که ما را به نتیجه می رساند من خیلی دوست دارم که ماشین مورد علاقه ام را بگیرم و وقتی این فایل را گوش دادم قدرت را از همه انسانها و واسطه ها گرفتم و دلدم به خدا که این خداوند هست که خالق این ماشین هست و هر وقت چشمم به اون ماشین و یا هر ماشین دیگری می افته توی دلم تمنا نمی کنم که ای کاش.مال من بود بلکه به دنبتل زیبایی های آن می گردم تا خدلوند آن را به من برساند. ممنونم استاد خیلی ممنونم خدایا ممنونم که استاد را جلوی راهم قرار دادی من می خولهم متناسب باشم یا میمیرم و یا خیلی راحت به آرزوم می رسم ممنونم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/19 02:07
      مدت عضویت: 548 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 999 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى😊
      فايل زندگى با طعم خدا , 17♥️♥️
      ❄️اين فايل در طبيعت پارك خيلى زيبا بود . براى من يادآور خاطره ى خوبى شد كه در كودكى و نوجوانى با خانواده م حدود يه ساعت تا پارك پياده مى رفتيم و اونجا مى نشستيم و با بستنى قيفى در پارك , به همين سادگى شادى مى كرديم و احساس خوبى داشتيم . سالها فكر مى كردم كه دعا فقط بايد در وقت نماز باشه و خدا هم , در وقت نماز , به من گوش مى ده , اما بعدا دريافتم در هر لحظه خدا هست و به سادگى مى شه دعا كرد و سپاسگزار بود , من فكر مى كنم شادى هم دعا , و هم سپاسگزارى ست . من با اسم خدا آشنا بودم اما آگاه به لطف و محبت خداوند نبودم , نعمتها و رحمتهاى زيادى در زندگيم داشته ام و دارم اما آگاه نبودم كه اينا همه لطف و محبت خدا به من بوده و هست , و اينا رزق و روزى منه كه دريافت مى كنم , و نعمتهاى زندگيم با اينكه در زندگيم جلو چشمانم بودن اما بعنوان نعمت و لطف پروردگار اونارو نمى ديدم , و شاد و سپاسگزار نبودم , بخاطر اينكه مسائلى در زندگيم داشتم كه توجه و تمركزم بيشتر به اونا بود . خدايا توبه , با اون همه نعمت حتى شايد يه دوره ى محدود زندگى برام مفهومى نداشت و از زندگيم لذت هم نمى بردم . مى گفتم , من به خدا اعتماد دارم اما بازم نگران بودم . اعتمادم به خدا سطحى بود , با چيزايى كه در كتابا ى دينى خونده بودم كه متاسفانه كتابى به نام گناهان كبيره و سرانجام آنها در جهان آخرت بود , خب معلومه كه منم متاسفانه فكر مى كردم چون كتاب دينى ست پس همينه و كاملا درسته , و در ذهنم خدا اينگونه تعريف شد , خدايى كه در آخرت نمى بخشه و مجازات مى كنه‼️
      خدايى كه در اين كتاب بود , خداى عشق و محبت , مهربان و بخشنده نبود ! خدايى بود كه نماز ها و روزه ها ى منو حساب كتاب مى كرد , تازه اونم اگه قبول مى كرد‼️ 🤔 چقدر وسواس از اينكه درست خوندم و يا نخوندم‼️البته زياد نمى ترسيدم , اما لطف و فيض خدارو هم نمى ديدم , چون تصوير مهربانى از او در ذهنم نداشتم و در وجود خودم حس و لمس نمى كردم ! او از من دور نبود بلكه هميشه همراه من بود , اما من از او دور شدم , و اون سرمايى & تنهايى رو كه استاد عزيز فرمودن , كاملا مى فهمم , و اگه هشيار و بيدار باشم در لحظه لحظه ى زندگيم مى تونم با حال و احساس خوب سپاسگزار دريافت نعمتها و رحمتهاى خداوند جهان هستى باشم , به فرموده ى سعدى , هر نفسى كه فرو مى رود ممد حيات ست و چون بر مى آيد مفرح ذات . پس در هر نفسى , دو نعمت موجودست و بر هر نعمتى شكرى واجب . با هر دم و بازدم , انرژى خداوند در من جارى ست , و بايد سپاسگزار خداوند در لحظه لحظه ى زندگيم باشم , هر روز دنبال نشانه هاى خداوند در طبيعت و زندگيم هستم . وقتى مى گن , خداوند از رگ گردن به شما نزديك تَر است , دريافتم انرژى خداوند رو مى تونم با تمام وجود در نَفَس كشيدن خودم احساس كنم , و خودم رو , وصل به منبع جهان هستى بدونم . پس خداوند هميشه با من است . من بارها شنيده ام , “هر كه خود را شناخت , خدا را خواهد شناخت ” , اما برام مبهم بود , و در اين مسير به لطف خداوند , و با درسهاى زندگى استاد عزيز هر روز دارم به خودم نزديكتر مى شم , و با شناخت ذهن منفى بافم و فرشته ى مهربان درونم , خداوند رو در وجودم حس مى كنم . و شگفت انگيزه كه حالا در مسيرى هستم كه حال و احساس خوب و شاد بودن لازمه ى ادامه ى مسير هست . من در اين مسير در هر لحظه انتخاب مى كنم كه بنده خداوند باشم و با هدايت و الهامات الهى جلو برم و به خدا 💯اعتماد كنم , و نه بنده شيطان و ذهن منفى بافم و نجواهاى ذهنى م . ( البته هر آنچه رو مى نويسم در اين مسير دارم تمرين مى كنم )
      ❄️و اما تغييرات من در اين مسير .
      بارها وقتى مسئله اى داشتم , مى گفتم , من به خدا اعتماد دارم , من به خدا اعتماد مى كنم اما بازم نگران بودم , فكر مى كردم , و تصاوير منفى در مورد چيزايى كه هنوز اتفاق نيفتاده بود , به ذهنم مى اومد , نجواهاى ذهنى داشتم , و ممكن بود چند روز در حال و احساس بد و نگرانى باشم , اما حالا وقتى مسئله اى دارم , بازم مى گم , من به خدا اعتماد دارم و من به خداوند اعتماد مى كنم اما نگرانى هامو رها مى كنم , نجواهاى ذهنى م كوتاه تَر از قبل شده اند , و در حال و احساس بد باقى نمى مونم . من دارم تمرين مى كنم كه 💯 به خداوند اعتماد كنم , و نگرانى هامو رها كنم , و مورد ديگه , من خداوند رو در وجودم احساس مى كنم و نه در بيرون از خودم . در اين مسير توجهم از سمتِ چيزايى كه منو نگران مى كنه به سمتِ نشانه هاى خدا مى برم . چقدر خوب , خدايا شكرت , خدارو شكر طعم زندگى بهتر , و انديشه هاى بهتر , رو حس و لمس مى كنم , خيلى بايد هشيار و بيدار و مراقب باشم .
      بخوبى آگاه هستم تا وقتى كه در اين مسير هستم , با قوّت خداوند , قدرتمند هستم , و در مجموع زندگى زيباست , اما در اين مسير آن را زيباتر مى بينم . سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم .
      با تشكر فراوان , خدا قوّت , شاد و پرتوان باشيد🥰🎄🎄

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/11/08 16:23
      مدت عضویت: 480 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 123 کلمه

      فایل زندگی با طعم خدا جلسه هفدهم :

      نظم چیست ؟

      نظم ایده ای ذهنی است ، نظم ایده ای خارجی نیست. ما در ذهن خود اموری را در کنار هم مورد لحاظ قرار میدهیم و نظم به وجود میاید. 😇

      ما میتوانیم از نیروی خداوند که حافظ ما است استفاده کنیم و همسو با نظم این جهان زندگی کنیم. 😇

      نگاه در طبیعت و تفكر در ان و تعمق در ان مسلما به ما ارامش درونی میدهد. ما همه نیاز به صبر و ارامش داریم چه برای تناسب اندام و لاغری و چه برای هر کار دیگری. اتصال من به خدا در هر لحظه موفقيت صد در صد مرا تضمین میکند. ما از او هستیم و به سوی او باز میگردیم. 😇

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/27 18:07
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 710 کلمه

      با سلام .روز 86 ام تکرار :
      من وقتی داشتم فایل رو میدیدم یک مثالی به فکرم اومد. دوتا بچه رو در نظر گرفتم که به یکی شون میگن پدر تو خیلی پولدار و ثروتمند و قدرتمنده اما کنارت نیست .هر خواسته ای داشته باشی بهت میده ..حالا بچه میپرسه پدرم کجاست ؟ میگن انقدر قدرتمنده همه جا حضور داره ولی در عین حال هم نمیدونیم کجاست بیا به این آدرس نامه بفرست و تا میتونی عجز و ناله و التماس کن تا اگر صلاح دید خواسته ی تو رو بده .میگن پدرت خیلی مهربونه ولی از تو دوره و…..
      اما یک بچه ی دیگر پدرش در زندگیش حضور داره و اون میتونه خواسته هاش رو بی واسطه به پدرش بگه و مستقیم ازش درخواست کنه .در ارتباط آنها هیچ واسطه ای وجود نداره ..
      اعتماد به نفس ، آرامش و شادی این دوتا بچه رو باهم مقایسه که کردم دیدم از زمین تا آسمان فرق دارن .. حتی محبت آنها نسبت به پدراشون هم خیلی متفاوته ..
      آموزش های من هم درست شبیه بچه ی اول بوده .. که خدا قدرتمند و بسیار توانا معرفی شده بود به من اما من مثالی از قدرت خدا در بعضی از جنبه های زندگیم نداشتم و هرچی هم که تلاش میکردم ننتیجه ای نمیگرفتم ..
      خدای من طبق گفته ی دیگران قدرتمند بود اما نزدیک کم نبود .. باید بگم درستش اینه که به من تلقین کرده بودند که نزدیکم نیست و خدای من صرفا با دین من سروکار داشت و هیچ وقت پول سلامتی یا شادی در ذهن من ارتباطی به خدا نداشتند.
      همیشه میگفتن اگر به صلاحت باشه بهت میده و همیشه برایم سوال بود چرا چیزهای خوب نباید به صلاح من باشه؟؟ هروقت هم این سوال میپرسیدم میگفتن اگر به زور از خدا چیزی بخوای بهت میده ولی سختی میکشی یا بدبخت میشی یا اون دنیا کمتر بهره مند میشی ..و من از خودم همیشه میپرسیدم آخه چرا خدایی که انقدر میگن از مادر هم مهربونتره یه چیزی ازش بخوای انقدر عصبی میشه و میزنه دنیا آخرتت رو داغون میکنه؟؟؟؟؟؟ هیچ وقت جرئت نکردم از کسی بپرسم ولی همیشه برام سوال بود .. اگر مهربونه چرا نمیده ؟ اگر نمیخواد بده چرا میگه من مهربونم بخشنده ام فلانم ؟؟؟؟؟؟
      تا اینکه من فهمیدم خدا تمام صفات خوبی که میگفتند داره رو داره خیلی بیشتر از چیزهایی هم که تعریف میکنن خوبی داره …..اما خدا یک سری از صفات رو نداشت یعنی مثلا خدای من اگر ازش درخواست کنی نمیگه به صلاحت نیست ..آخه امکان نداره تو خواسته های خوب داشته باشی بعد خدای خوب و قدرتمند هم داشته باشی ازش درخواست کنی و بگه نه این خوب نیست؟؟؟؟؟ هنوز درباره ی به صلاح بودن یا نبودن خواسته ها یکم مشکل دارم و نمیدونم چه قدر درست یا غلطه.
      خلاصه من فهمیدم که مشکل که از گیرنده است که شخص خودم هستم نه فرستنده .. و من طی این سالها به جای اینکه خودم را درست و اصلاح کنم به خدا اصرار و التماس میکردم که خودتو درست کن !!!!!!!!
      حالا این گیرنده که من هستم ، چی هست؟
      آیا جسم منه ؟ یا ذهن؟ یا روح؟
      جسم که بنده خدا کاره ای نسیت و اگر روح نباشه یک لاشه ی ناتوان بیشتر نیست ..
      روح که به قول خدا ، از جنس خودشه چون گفته از روح خودم در او دمیدم .بنابراین روح خدایی هم که تغییر پذیر نیستش ..
      موند ذهن .. که تغییرات در فرمول های این قسمت به تعداد آدم ها نگرش و دیدگاه نسبت به خدا بوجود آورده .
      نکته ی جالبش اینه که با هر فکر و عقیده ای بهت جواب میده . و انتظارت از خدا در زندگی تجربه میکنی .. گفتم انتظارات نگفتم عقاید . چون من عقیده دارم خدا روزی رسونه ولی آیا انتظارم از خدا این هستش که به من روزی بده ؟ اصلا به خودم میبینم که نعمت های زیادی در زندگی داشته باشم ؟ خودم رو لایق آرامش میبینم؟
      و خداوند طبق انتظاری که ازش دارم منو هدایت میکنه . . و انقدر انسان رو آزاد گذاشته که هرکسی میتونه هر انتظاری از خداوند داشته باشه و نتیجه اش را هم ببینه .
      باید اول انتظاراتم رو تغییر بدم و مطمئن باشم که از این به بعد خداوند با توجه به انتظار جدیدم با من رفتار میکنه و منتظر دریافت نتیجه ی انتظار جدیدم باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/10/29 01:14
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 71 کلمه

        سلام دوست عزیز
        اینکه بنده ها می گن خدا صلاح ندیده در واقع توجیه کردن دریافت نکردن یا نداشتن خودشونه
        گردن خدا می ندازن
        مثل فرد چاقی که از چاقی داره می میره ولی میگه بخاطر ژنتیکه که چاق شدم
        همه اگرها و بایدها و نبایدهایی که درباره خداوند می شنوید ساخته ذهن بشر هستند و تماما در جهت منع کردن، محدود کردن و ترساندن انسان ها ایجاد شدند.
        درک این موضوع نیاز به تکامل دارد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/11/19 02:27
        مدت عضویت: 548 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        درود بر شما , دوست عزيز ,
        فوق العاده زيبا بيان كرديد , موّفق باشيد🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/10/11 10:56
      مدت عضویت: 764 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 1,085 کلمه


      ما با فکر کردن به خدا از طریق خلق کردن تمام انچه که در اطراف ما و مخصوصا طبیعت هست به قدرت بی نهایت خدا و افکارش میتونیم پی ببرییم.
      من خودم رو جزیی از طبیعت میدونم و میگم خدایی که طبیعت با این همه درخت و گل و کوه وسنگ و آبشار و رودخانه و دریا رو مدیریت میکنه من رو هم مدیریت میکنه ولی انسان یه فرق داره با این درخت و پرنده و کل طبیعت و مخلوقات که اونها هیچ قدرت انتخابی ندارن ولی ما انسانها تفاوت داریم با هر موجودی چون که حق انتخاب داریم پس اشرف مخلوقات هستیم و ما انتخاب میکنیم در هر لحظه که بندی خدا باشیم یا بندی شیطان باشیم .
      پس در طبیعت بودن حس آرامش میده که من هم جز این سیستم هستم پس خداوند من رو هم حفاظت و هدایت و حمایت میکنه و آرام میگیریم .
      در حالی که قبلا از بس ترس از خدا و عدابهای اون داشتم که دوست داشتم پرنده باشم و یا درخت باشم که دیگه امتحان هاا و ترسها رو نداشته باشم از بس که دیدگاه اشتباه داشتم ولی از وقتی که دیدگاه هم رو تغییر دادم به خداوند نگاهم به خداوند عوض شدو نتیجه های منم به مقدار تغییر نگاهم عوض شده .
      فاصله ی خورشید تا زمین یه مقدار ثابت هست که اگر تغییر بکنه کلی بی نظمی در زمین به وجود میاد و تاثیرات مخرب در زمین به وجود میاد .این مثال برای انسان هم هست که اگر خودت رو از خدا دور بدونی کلی در زندگیت بی نظمی اتفاق میفته و از هیچ موضوعی لذت نمیبری چون از لحاظ ذهنی خودت رو تحت کنترل و نزدیک به خدا نمیبینی و از هیچ نعمتی نمیتونی لذت ببری و خودت رو از خدا دور میبینی مثل این هست که زمینت رو شخم بزنی و بذر بکاری ولی خورشیدی نیست که انرژی بده و اون بذر رشد کنه .
      پس ما باید به اون منبع اصلی که خداوند هست نزدیک باشیم تا نتیجه ی بهتر و عالیتر رو بگیریم و اگر دور باشیم احساس بد و سردی و نا امیدی و .. در زندگیت داری .
      پس در ذهنت با خدا ارتباط داشته باش و نزدیک به خداوند باش و هر چقدر خودت رو نزدیک خدا بدونی نتیجه هم بهتر میشه .
      پس خداوند رو به عنوان منبع انرژی درون خودتون ایجاد کنید تا کشت و کارتون در زمین زندگی رونق داشته باشه و به هر چیزی به عنوان خوشبختی در زندگیت نیاز داری به اونها برسی .
      خداوند همیشه به ما نزدیک بوده و از ما فاصله نگرفته ولی این ما بودیم که به خاطر انتخابی که داشتیم تونستیم نزدیک خدا باشیم و ایمان داشته باشیم و یا ناامید و دور باشیم از خدا و ایمان ندلشته باشیم .
      پس هر فردی با خدا یه رابطه ای داره و یه باوری به خداوند داره که همون تمام زندگی اون فرد رو رقم میزنه و به خاطر همین زندگی هر فرد با فرد دیگر بسیار متفاوت هست .
      اگر میخواهید نتیجه رو تغییر بدید باید باورتون
      به خد ا رو تعییر بدید و خدا رو به عنوان تنها منبع قدرت و عشق و ثروت و سلامتی و… ‌. بدونید و یادت باشه خدا ند هر روز بدون منت به تو انرژی میده مثل نور خورشید هست خداوند درون ما که با پوشیدن لباس رنگ روشن میتونیم نور بیشتری رو جدب کنیم و یا لباس رنگ تیره بپوشیم و انرژی کمتری جدب کنیم .
      پس بستگی داره خدا رو چطور باور داری ؟ هر لحظه از وجود خداوند میتونی بهره ببری پس همه ی کارها رو به خودش بسپار و نتیجه متفاوت میشه پس به جای استفاده از عقلتون و منطقتون
      در حل کارها و مشکلات اونها رو به خدا بسپارین و مطمعن باشید که خداوند میتونه اون رو برطرف کنه و حیران میمونید که خداوند چطور اینقدر راحت اون مشکلات رو برطرف میکنه .
      در مورد شناخت خداوند و اتصال به خداوند باید به موضوعات مختلف فکر کنبد و همه رو اتصالش بدید به خداوند و برای خودتون تایید بشه که این کار خدا هست و خدا رو پررنگتر حسش کنید .
      حتی میوه ای که از درخت میفته تحت کنترل خداوند هست و طبق نظم و فرمول خداوند هست یا حتی یه برگ هم همینطور هست .پس هر اتفاقی رو میتونی ربط بدی به خداوند .
      پس هر چیزی اطرافت میبینی ربط داره به خداوند مثلا یه ماشین یا فروشگاه و یا یه وسیله یا یه شخص یا یه اتفاق و … بگو خداوند چقدر قشنگ جهان رو پیشرفت میده و مدیریت میکنه .
      قانون جدب کلش این هست به هر چیزی فکر کنی در زندگی تو رخ میده ‌اگر به نیروی خداوند خودت رو وصل بدونی و احساس آرامش و امید و شادی داری پس جدب اتفاقهای خوب برای تو هست و اگر خودت رو وصل ندونی و دایم در حال بد و نگرانی و استرس و عصبانیت باشی اتفاقهای بد رو جذب میکنی .
      پس اگر ارتباطت رو با خدا درست کنی همه چیز خود به خود رخ میده بنابراین به دنبال نحوه ی یادگیری و جذب کردن نباشید تا زمانی که ارتباطت رو با اون منبع برقرار نکنی بی فایده هست تا وقتی جهان اون خورشید رو نداشته باشه بی فایده هست پس به دنبال قانون جدید و عبارات تاکیدی نباش کافیه فقط به دنبال رتبا ط با خدا باشی و نگاهت و باورهات رو به خداوند تغییر بدی و اون خدایی رو که خود قرآن اورده رو بشناسی با باورهای تو حیدی دیگه نیاز به هیچ تلاش خاصی نداری پس تلاش کن خدا رو بهتر بشناسی تا نتایج خیلی خوبی در زندگیت اتفاق بیفته و باعث میشه بیشتر به دنبال تایید وجود خداوند در زندگیت باشی .
      چه نیرویی داره این جهان رو مدیریت میکنه ؟؟
      فکر کنید؟
      پس طبق قانون جذب هر چقدر آرامشت بهتر بشه اتفاق و شرایط هم بهتر شکل میگیره .
      تمام قدرت دست خداوند هست و خداوند جهان رو هدایت میکنه و من هم جزیی از جهان هستم و خداوند من رو هدایت میکنه .
      هر چقدر خدا رو بیشتر پیدا کنی و خداوند هم به همان مقدار در زندگی شما عمل میکنه نه اینکه نیست ولی ما نمیتونیم اون رو ببینیم و حسش کنیم پس به دنبال خدا در زندگیتون باشین .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1399/11/19 02:34
        مدت عضویت: 548 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        دوست عزيز ,
        بسيار عالى , موّفق باشيد😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/15 21:28
      مدت عضویت: 649 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      به نام خدای مهربان ، سلام ، روز ۸۶ تکرار ، سالهای زیادی را با این باور زندگی کردم که خدا تو آسموناس و اون برام تصمیم میگیره که خوشبخت باشم یا بد بخت ، خودمو از خدا خیلی دور میدیدم و چون همیشه فکر میکردم که بنده گناهکاری هستم بخاطر نماز و روزه هایی که کامل انجام نداده بودم مورد خشم و غضب خداوند هستم پس خداوند حق داره که منو بدبخت کنه بنابراین دائم نگران بودم و از خدا و مرگ به خاطر مجازات شدن خیلی میترسیدم در نتیجه زندگیم پر از تنش و ناراحتی بود و هر چی با عقل خودم سعی میکردم نمیتونستم مشکلاتمو حل کنم و از خدا شاکی بودم که چرا منو بدبخت آفرید و تمام این مسائل برای این بود که شناختم در مورد خدا اشتباه بود ، وقتی که هدایت شدم به مسیر الهی ، دوران جهل و نادانی من تموم شد چون خدای واقعی را از طریق اساتید نازنین بخصوص جناب استاد عطار روشن ، قانون جذب و خدای واقعی را شناختم که میگفتن خدا نزدیکه ، درون منه و بسیار مهربان و بخشنده س و اختیار کامل زندگیم را به دست خودم داده ، من هر چی بخام اون جوابش بله است و هیچ وقت نه نمیگه حالا بستگی داره که من چه چیزی را با چه احساسی بخام ، با آرامش درخواست کنم یا با نگرانی ، تو این مدت من و خدا باهم دوست شدیم و بهش اعتماد کردم تمام کارهامو بهش سپردم ، نگرانیهام تموم شد و تمام مشکلاتم با ساده ترین راهها حل شدن ، الان با آرامش زندگی میکنم و هرچی تا حالا از خدا خواستم به بهترین شکل برآورده کرده ، به اندازه کمی که خدا را درک کردم نتایج خیلی خوبی گرفتم و تمام تلاشمو میکنم که رابطه بهتری با خدا داشته باشم ، سکان زندگیمو به دستش سپردم و اونم همه جوره هوامو داره ، خدا جونم عاشقتم که همیشه همراه منی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/08 11:18
      مدت عضویت: 420 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 6 کلمه

      با سلام لینک دانلود مشکل داره؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1399/09/08 20:27
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید دانلود میشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/07 02:30
      مدت عضویت: 582 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      ب نام خدا
      ازوقتی باورم نسبت ب خدا عوص شده همه چی دارم خودم رو خوشحال وخوشبخت حس مکنم.
      از وقتی تصمیم گرفتم باخدادوست باشم بهش اعتماد کنم. کتابهای زیادی خوندم شکرگزاری مدیتیشن و… سعی کردم ب خدا نزدبک شم ولیی انقدرام سخت نبود من تو ذهنم سختش کرده بودم خدا درون منه از رگ گردن بمن نزدیکتر عشق وارد زندگیم شد وقتی همه چیو اسون راحت دونستم خدارشکر ک هرروز بیشتررمیشناسمت بهت نزدیکترمیشم. کیفت زندگی بستگی دازه ب ارتباط باخدااگه دلت قرص باشه ینی ک خوشبخت محص همه چی باهاش میاد. برکت ثروت ارامش عشق همه چی…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/06 18:32
      مدت عضویت: 543 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 560 کلمه

      به نام خدای مهربانم
      جلسه ۱۷ زندگی با طعم خدا♥️
      ما خودمون رو با قدرت انتخابی که داربم از سیستم خدا خارج میکنیم ،
      این ما هستیم که انتخاب میکنیم نجوای خدا رو قبول کنیم یا شیطان !
      اما در موجودات دیگه به این شکل نیست اون ها تماما در اختبار خدا هستند و این قدرت ذهن و انتخاب رو ندارند و این قدرت ماست که مارو اشرف مخلوقات کرده !
      پس انتخاب با خودمونه توجهمون به خدا باشه یا شیطان ….من هم قبلا بخاطر آدامشی که نداشتم درگیری هایی که داشتم به اشیا خونه زل میزدم حسرت میخوردم که ای کاش منم مبل بودم !اب کاش احساس نداشتم!ای نمیدونستم غم و غصه چیه و گله ام از خدا این بود خب تو که هوامو نداری لااقل میخواستی من تدو این دنیا باشم فرشی مبلی چیزی خلق میکردی عذاب نکشم…..وای که چه قدر دور بودم از خدام و آشفته..‌‌..
      نظم و قدرت خداوند هم توی طبیعت ، توی سیستم بدنمون ، زندگیمون، کاملا آشکاره ، ووقتی از خدا جدا بشیم خودمون ضرر کردیم ، اونوقت که از این همه نظم و مدیریت و قدرت خودمون رو خارج کردیم ، حاصلش میشه بی قراری ، بدبختی ، نگرانی فقر و هزاران مشکل دیگه…..
      ((اگر تحت نظارت خدا نبینیم خودمون رو ! در جهنم ذهنمون قرار میگیریم ))
      از هبچ چیز لذت نمیبریم ! تلاش هامون بیهوده و بی فایده میشه !
      اما
      لمس خدا♡گرمای وجود خدا♡لمس خوبی های خدا♡ذهن خدایی♡
      نتایج رو رقم میزنن .اون موقع است که میشه بهترین هارو داشت در هر زمینه ای ، روابط، ثروت، و…
      من خدارو منبع همه چی میدونم ، منبع تمام خواسته هام میدونم ، منبع خوشبختی ، سلامتی کسب و کار ، عشق و….تمام خواسته های من دارایی خداونده
      خدایی که بدون منت نعمت هاشو میتابوته تو زندگی من ، مثل خورشیدی که هروز نور و گرماشو میتابونه بدون منت !
      این ماییم که انتخاب میکنیم چجوری استفاده کنیم ازش!
      ((در هر لحظه از زندگی خودم میتوانم از وجود خدای خودم بهره ببرم ،کل تصمیمات و کارهای زندگیم رو به خدا بسپارم به خدا که به بهترین شکل انجام میده برام))
      لازم نیست برای مسائلم از عقل خودم استفاده که زیرا که خدا منبع تمام عقل هاست !و من بع خودش واگذار میکنم و از نتیجه شگفت زده میشم !
      ((ما به اندازه ای که به خدا اعتماد میکنیم ، نگاهمون رو تغییر میدیم به خدا نتیجه هم میبینیم))
      *******
      برگ درختان سبز در نظر هوشیار
      هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
      ******
      تمرین این بخش ، به قدرت و نظم خدا در اطرافت نگاه کن تا بیشتر بهت ثابت شه این سبیتم چه در طبیعت چه در اتفاقات روزمره چه در همه زمینه ها…..
      ببینی که به چه نیروی وصلی به چه مدیریت د نظم و قدرتی وصلی …‌سرشار بشی از ارامش ، شادی ، امیدواری و در نهایت همین هارم جذب کنی ….
      برای رسیدن به هر خواسته ای به دنبال خدا باش که اون منبعه.
      از این به بعد تمام تلاشم بر اینکه خدارو حمایت هاشو بهتر و ببینم بهتر بشناسم و خودمو واگذار کنم به سیستم و لذت ببرم فقط !
      اندازه باوری که به خدا داریم اتفاقات زندگیمون هم رقم میخوره…..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/09/01 23:08
      مدت عضویت: 390 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      باسپاس ازخدا ودخترم که مرا با این سایت اشنا کرد وتشکر ازاستاد گرامی امروز با دیدن هفدهمین جلسه هفدهمین چراغ برزندگی من تابید دراین روزهای تغییرم وقتی به تمرینهای اول و دومم نگاه می کنم به درستی سخنان استاد ایمان می اورم تقریبا شیطان قدرتش را در ذهنم از دست داده افکار شدیدا منفی در ذهنم بی رنگ شده حالم خوبست وارامش تمام جنبه های زندگیم را فرا گرفته کم کم تاثیرات حال خوبم را در زمینه های دیگر زندگیم هم می بینم انچه را که از طعم های زندگی سفارش دادم بدست می اورم سفر که برایم خیلی مهم بود هرچند کوتاه ولی برایم پیش امد وبابت ان از خدا سپاس گذارم اکنون بیشتر ونزدیکتر خدا را حس می کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/08/13 07:24
      مدت عضویت: 638 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      به نام خدا
      سلام به همه ی دوستان عزیز و استاد گرامی
      چند روزه اصلا حالم خوب نبود و نتوستم فایل ها رو کوش بدم خیلی ناراحت بودم
      و از خداوند خواستم که تمام ناراحتی هام رو به دوش بگیره و‌خودش کار رو برام اسون و‌حل کنه
      در کمال ناباورانه خدای مهربونم طوری که خبر نشدم چه جوری و از کجا این کار رو برام حل کرد که خودم هم تعجب کردم و گفتم کار خدا رو ببین
      چقدر خدا مهربونه دوست نداره بنده هاش ناراحت باشن کافیه به خودش بسپاریم به قول دوستان عزیز اتش برویت سرد میکنه
      خدای مهربونم نمیدونستم اینقدر مرا دوست داری همیشه در شک و دو دلی بودم که ایا مرا دوس داری یا نه؟
      ایا مرا میبخشی یا نه؟
      ایا صدای منو میشنوی یا نه؟
      همش برام سوال بود
      خدا رو شکر ازاد شدم نفس عمیق میکشم چقدر زندگی زیبا شده وقتی به همه ی نعمت های خدا فکر می کنم که همه چیز به نیروی خدا وصله و هیچ برگی بدون اجازه خداوند به زمین نمیفته 🙏🏻🙏🏻
      خدا مهربون این روزها خیلی توجه ام به نعمت هات هس و هر روز بابتش خدا رو شکر میکنم و ارامش بیشتری دارم و کمتر ناراحت میشم بیشتر به خوبی ها توجه میکنم 🙏🏻
      خدای مهربون هر چه از تو به ما میرسه خیر و خوبیه برای بنده هات بد نمیخاهی
      ولی من قبلا نمیدونستم میگفتم خدا جرا اینجور کردی برام چرا چرا
      اما الان متوجه شدم که خداوند برای بنده هاش خیر و نیکی میخاد و دوست نداره بنده هاش ناراحت بشن این ماییم که با افکار منفی بدی رو به سوی خودمون جذب میکنیم
      خدا رو شکر استاد عطار روشن دستان خیری شدند برای همه ی انسان های که هدایت شده اند به این سمت
      خدا ر‌و شکر 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/15 09:46
      مدت عضویت: 613 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 29 کلمه

      سلام. امروز احوالم زیاد خوب نیست.. الان تصمیم گرفتم دلیل ناراحتیم رو به خدای خودم بسپارم و فقط نگاه کنم که چی میشه..
      خدا رو شکر که دارمت خدا جوونم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مریم حسین زاده
      1399/07/10 12:33
      مدت عضویت: 528 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      خداوند من. تو چقدر من رو دوست داری حتی از خودم هم بیشتر .تو من رو توی این مسیر مناسب فکری هدایت کردی .باعث شدی حالم بهتر باشه این تاثیر در افرادی که باهاشون ارتباط دارم هم میگذاره .پس تو کل جهان من رو تغییر دادی سپاسگزارم و اطمینان دارم این حالم ادامه پیدا می‌کنه .خیلی دوست دارم خدا جونم . از استاد هم که همیشه همراه همیشگی ما هستید متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/07/06 12:39
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 279 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد مهربانیها.
      درست یک سال پیش بود که از شدت اختلاف با همسرم کلافه بودم از چاقی کلافه بودم و از نرسیدن به خواسته هام کلافه بودم و چقدر دلگیر و گله مند بودم .یه روز با همسرم بحثم شده بود و به برادرش پیام دادم که چقدر از این وضعیت خسته شدم و بعد از قطع تماس تلفنی توی ماشین نشستم و دور زدم و گریه کردم و دفترچه یادداشت گوشیم رو باز کردم و با خدا حرف زدم گفتم یه راهی برام باز کن من از همه چیز خسته ام گفتم توییی که منو اوردی پس نجاتم بده و چقدر بعداز اون اروم شدم .و بعد از مدتی در دوره شرکت کردم و خیلی حس خوبی داشتم و مشتاق بودم برای انجام تمرینات و کم کم دیگه به خیلی از چیزها بی تفاوت شدم و شاید باورتون نشه ولی طی این یه سال شاید دوبار یا چهار بار با همسرم بحثم شده و اونم درحد یک ساعت.میخام بگم نمیدونم چی شد ولی خدا منو به این مسیر هدایت کرد و من الان به کل چاقی رو فراموش کردم و اصلا استرس چاق شدن رو ندارم .
      چند وقت پیش تو دوره خدا هرگز دیر نمیکنه شرکت کردم و خیلی از صحبت های استاد شگفت زده شدم و از اون به بعد هر روز از خدا میخام که بیشتر احساسش کنم .بیشتر بشناسمش و بیشترلمسش کنم.
      خدایاااااااااااااا کمکم کن من سپاسگزارم که تورو دارم چون همیشه احساس تنهایی میکردم .
      خدایاااااااا کمکم کن من فقط از تو سلامتی و کار و ثروت و خونه رومیخام چون تو بهترینش رو بهم میدی همینطور که در این مسیر هدایتم کردی.
      خدایااااااااا کمکم کن هر روز بیشتر حست کنم 🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/07/03 03:33
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      وقت شما بخیر انشالله
      فقط همینه که می گین انسان انتخاب می کنه هر وقت که خودش و وصل به خدا می دونه خودش رو تحت حمایت خدا می دونه و قدرت و به کس دیگه نمی ده واقعا آدم آرامش و حس می کنه و می بینه که چه جوری مسایل حل می شه به لطف خدا ولی این شیطونه دایم ترس و نگرانی و به وجود میاره و نمی خواد آدم تو احساس خوب بمونه هر لحظه و در همه حال من دارم سعی می کنم که بنده خدا باشم به خدا توکل کنم و همش تمرین می کنم هر روز و هر لحظه باید طوری یاد بگیرم اینو که دیگه شیطونه نتونه منو بترسونه !
      همش ذکرم شب و روز اینه که من به خدا ایمان دارم و می دونم خدا عشقش بدون قید و شرطه و بدون منت محبت می کنه و از همه نعمت هاش بهمون می ده اصلا الان هر کاری و دیگه فکر نمی کنم فقط به خدا می سپرم بیشتر وقتا سر در گمم ولی وقتی به خدا می سپرم خیالم راحت می شه و منم خیلی به دور و اطرافم نگاه می کنم و توجه می کنم و همه رو به خدا ربط می دم این جزو تمرین هر روز منه!
      خدایا شکرت که منو همیشه حمایت و هدایت می کنی
      در پناه خدا باشین عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/15 10:56
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 539 کلمه

      گام هشتادو ششم
      سلام. همیشه فکر میکردم بندگان خوب خدا صورتشون نمیشه دید چون خیلی نورانیه و اصلا با آدم های عادی صحبت نمی‌کنند چون اونا گناه کارند ولی اون انسان خوب نه.
      انسان خوب مگه چیزی غیر از کمک کردن به بقیه انسان ها برای خوب شدن و خوب ماندن هستش؟
      انسان خوب مگر چیزی غیر از کمک به حال خوب انسان هاست؟
      چرا باید از آدم خوب ترسید؟
      استاد! من شما رو نمونه ی یک انسان خوب میدونم. به عنوان استادم و اینکه کمک میکنید بهتر زندگی کنم شما بزرگترین و تأثیر گذارترین فرد زندگی من هستید. من فکرشم نمیکردم از چاقی بخواد مشکلاتم شروع به حل شدن کنه. همونطور که خدا در قرآن می‌فرماید از جایی که فکرشم نمیکنید به شما روزی میدیم یا مسائل شما را حل میکنیم. به خاطر خسته شدن از چاقی و عشق برای لاغری اومدم اما ارتباط قلبی و حسی خیلی قشنگی با خدا به دست آوردم. دیگه از خدای خودم نترسیدم، دیگه مشکلاتم رو گردنش ننداختم، نمازهایم رو با اشتیاق میخونم و دیگر از روی عادت نیست. به خاطر باورهای غلط فکر میکردم خدا موجودی که وقتی باهاش هستی بدبخت و بیچاره ای اما همه میگن خوبی چرا چون هیچ چیز نداری و فقط عبادت میکنی و گریه میکنی ولی خوبی دیگه و اون دنیا قصر بهت میدن و…
      من خدای الانم رو خیلی دوست دارم در واقع خدا که یگانه است بهتره بگم من گمان خوب امروز خودم به خداوند رو خیلی دوست دارم بعضی ها خدا رو دارن و ثروت ندارن بعضی ها ثروت دارند و خدا رو ندارن. اما من خوشحالم که خدایی دارم که مالک ثروته و خودش ثروتمنده و به بنده اش ثروت، سلامتی، آرامش، عشق، تناسب و.. میده، بی حسابم میده سریع الجواب هم هست، مهربونم هست، یکی منو ده تا میکنه و واقعا میارزه برای این خدا هرکاری که بهم میگه انجام بده انجام بدم.
      من وقتی در مواقعی از زندگی پول یا امکانات خوبی سمت مون می اومد میترسیدم زود از دستش بدیم چون بالخره طبق باورهای اون موقع من آدم خوب بودن مساوی بود با فقیر بودن و اگر پولدار هم میشدیم باید بلاها و اتفاقات بد برامون می افتاد و افتاد. چون چشم میزدن، چون چون…
      واقعا وقتی مینویسم قلبم ناراحت میشه اخه چرا انقدر به نعمت خداوند که ثروت بود نگاه بد داشتیم چرا خدا رو ناتوان می‌دیدیم که اگر ثروت بده سلامتی رو میگیره و بالعکس و همیشه باید لنگ می‌بودیم، اتفاق خوب میوفتاد اما باید یه گیری هم کنارش میبود و اگر همه چیز کامل بود قدر نمیدونستیم. خدای عزیزم منو ببخش به خاطر این سوءظن هایی که به تو داشتم. من از سر جهل و اطلاعات غلطی که به من داده بودند تو رو نشناخته بودم و بدی ها رو به تو نسبت میدادم و می‌گفتم قسمته. خیره، خدا خواسته، و…
      تو در قرآن گفتی که هرچی از تو به بنده ات میرسه خیر و خوبیه اما این تو زندگی من نبود چون من مشکلات رو به تو نسبت میدادم و تقصیر تو مینداختم اما تو بازهم با من مهربان بودی. الان میخوام بهتر بشناسمت. در هر اتفاقی و در هر لحظه ای تو رو ببینم. و مطمئن هستم تو جز خوبی برای من نمیخوای و من هم جز با تو بودن که بودن با تمام خوبی هاست، چیزی نمیخوام.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1399/03/11 06:29
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      امروز داشتم فکر می کردم که خداوند عجب صبری داره من هر روز مثل خدا رفتار کن و تمرین می کنم ولی بعضی وقتها واقعا کم میارم و هر کی می خواد حرف خودشو به کرسی بنشونه ولی تمرینش سخته خیلی صبر می خواد یه موقع ها بیشتر !
      من هر روز صبح که بلند می شم میام من به خدا ایمان دارم و می دونم خدا کمک می کنه تمام کارام روبراه شه .خدایا ممنون و سپاسگزارم از به خاطر این کار و اون کار حالا هر روز چیزهای مختلفی و می گم!
      می دونم همه چیز در جهان تحت کنترل خدادند هستش و من هیچ ترس و نگرانی ندارم تمرین تمرین و می دونم که خدا در هر لحظه مواظب خودم و اطرافیانم و همه مردم هست و احساس خوب داشته باشیم اتفاقا من امروز تو ماشین با همسرم بودیم آهنگ گوش می دادیم من بشکن می زدم و می رقصیدم هی همسرم می گفت زشته چرا اینجوری می کنی گفتم خدا دوست داره بنده هاش شاد باشن همش احساس خوب داشته باشن
      امروز صبح من تصمیم گرفتم کارهایی که دوست دارم و انجام بدم بهم احساس خوب می ده
      مثلا صبح زود بلند شدم مدیتیشن کردم فایل صبحگاهی و گوش دادم بعد آسمون و نگاه کردم این ابرها و پرنده ها واقعا هر روز آسمون همین آسمون به تنهایی هر روز به یک شکلی زیباست سبحان الله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      طوبی حاج احمدی
      1399/03/05 00:39
      مدت عضویت: 799 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 502 کلمه

      سلام استاد مهربانم

      استاد خوبم خیلی خوشحالم ب خاطر تغییرات مهمی ک در این مدت بدست آوردم خدا را شکر میکنم
      چقدر این روزها خوشحالترم
      واز سرگشتگی وگیجی در آمدم
      قلبم ارام گرفته ونور امید دوباره در قلبم روشن شده
      توکل میکنم ب خدای یکانه
      ک یک برگ بدون خواست او از درخت نمی‌افتدپس
      چطور میشه ک بنده اش رافراموش کرده باشد
      استاد شما دست مرا در دستان خداوند گذاشتید ودوباره عشق وارامش را ب قلب من برگرداندی
      یادم رفته بود ک خدای توانایی دارم ک فقط کافی ب اوتوکل کنم وباور داشته باشم ک همیشه بهترین را برای ما میخواهد وقادر تواناست
      از همه ب من نزدیک تر است
      از همه ب من محرم تر است
      ووقتی دستانم در دست اوست از هیچ جیز نمیترسم
      قدرت عجیبی پیدا میکنم انگار میتونم پرواز کنم ووووو. چقدر زیباست پرواز کردن ودنیا ب چشمانم چقدر کوچک میاید خدایا این طعم را ب همه بچشان
      خدایا ازطعمهای بهشت میخواهم
      خدایا ارامش خیال میخواهم
      خدایا کمکم کن ک ب حز زیبایی هیچ نبینم
      خدایا دلم با تو شاداست این شادی را همیشگی کن
      من چقدر تغییرات حوبی داشتم از هیچ کس کینه ودلخوری ندارم انگارناراحتی ها اب شدن رفتن خدایا صد هزار بار شکرت چه راحت خیالی دارم
      تمام گره های کور زندگی ک سالها تلاش کردم باز کنم اما نشد بدست تو در حال بازشدن است ومن باور ک تو بهترین وکیل وقاضی هستی ومن تمام آنها را ب تو می سپارم تا برنده شویم
      خدایا خودت گفتی میخواستم خودت بیای چون دلم برات تنگ شده بود وتورا میدیدم ک دنبال دیگران میدوی وب انها التماس میکنی ومن نگرانت بودم چون منو ک از خودت ب تو نزدیکتر هستم نمی‌بینی واز من نمیخواهی ک کمکت کنم.
      خواستم منو ب یاد بیاری
      خواستم با اصل من اشنا بشی
      خواستم تمام دردها وغصه هاتو ب من بسپاری تا با عشق مداوایش کنم
      خواستم بیشتر ب سمت من بیای تامزه رهایی وارامش را ب تو بچشانم
      خواستم ب من توکل کنی تا صبر داشتن ولذت بردن را ب تو بچشانم
      خواستم تمام زیبایی های دنیا برای تو باشد اما تو به دنبال شیطان رفتی ومرا فراموش کردی
      تواگه با من باشی اتش را برایت بهشت برین میکنم
      پس حالا ک مرا دیدی وعشق مرا احساس کردی محکم سرجایت بمان تا تمام دردهایت را مداوا کنم وبهترین وشیرین ترین نعمتهای دنیا را ب پایت بریزم تو فقط توکل کن وبا تمام وجودت باور کن ک من میتوانم وشاد باش ولذت ببر وصبر داشته باش
      خدایا نور چشمانم را از تو میخواهم
      خدایا سلامتی جسم وروحم را از تو میخواهم
      خدایا شادی قلبم را از تو میخواهم
      خدایا ارامش ذهن م را از تو میخواهم
      خدایا تناسب اندامم را از تو میخواهم
      خدایا طعم ثروت وهمه چیزهای خوب رااز تو میخواهم
      خدایا طعم شیرین خانه زیبا وبزرگ ک برای خودم باشد از تو میخواهم
      خدایا طعم خوشبختی وسلامتی وثروت برای فرزندانم ودوستانم واستاد عزیز وبزرگوارم را از تو میخواهم
      خدایا شکرت
      استاد سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/03/01 17:01
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      روز ۸۶تکرار
      سلام و وقت بخیر
      خدا در هر جایی هست در هر لحظه هست ،دنیا با این انرژی فرم وشکل گرفته ،خدا مثل نفس کشیدنه ،ما بااحساسمون به اون انرژی شکل میدیم ،اگر احساس ماخوب باشه اون انرژی به شکل اتفاقات خوب ،آدم ها،شرایط خوب وارد زندگی ما میشه واگر بد باشه به شکل اتفاقات بد ،شرایط ناهنجار،ادم ها بد وارد میشه
      اگر باورهای خوبی در مورد خدا بسازیم اینکه خداوند مهربانه،بخشنده اس،بی نیازه،ثروتمنده،شاده،سلامته،روزی دهنده اس،خدا دوست داره ما به خواسته هامون برسیم
      ووووووو خدا برای ما همون ها میشه ،خداییکه غذای حشراتو میفرسته ،روزی مارو هم میفرسته بشرط باور
      چند روزه پیش میدیدم ۲تا کلاغ روی درخت وسط حیاطمون داره لونه میسازن انگار بچه دار شده بودن ،هر روز چوب های ریز جمع میکردن ولونشونو عمیقتر وبزرگتر درست کردن، نکاهشون میکردم ،همسایه روبرویی ما یه مواد خوراکی از طبقه پنجم میریزه پایین برای پرنده ها وحیونا همیشه ودیدم تا اون خانم خوراکی هارو ریخت پایین ،کلاغا رفتن اونجا وخوردن ودوباره برگشتن تو لونه شون،رزق وروزیه کلاغارو اون خانم واسشون ریخت و اونا هم استفاده کردن ،ما که دیگه اشرف مخلوقاتیم و میتونیم آگاهانه واسه خودمون هر آنچه میخواییم خلق کنیم ،خدارو شکر ما این قابلیتو داریم که هرچیو تجسم میکنیم میتونیم خلق کنیم
      باید بتونیم خدارو بیشتر بشناسیم که بتونیم زندگی ارومتر،مرفه تر،سلامتریو بسازیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1399/02/13 02:07
      مدت عضویت: 778 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلام استاد
      بار دیگه روز معلم را به شما استاد بزرگ تبریک میگم و خدا را شکر می کنم که وارد این دوره شدم .قبل از دیدن این فایل دو دیدگاه دوستان عزیز را خوندم .کم مونده اشکام جاری بشه .چقدر زیبا نوشته اند. و چقدر حرف های درستی زده اند .واقعا امروز که خواستم در تلگرام بهتون تبریک بگم ، خواستم از ته دلم بگم دیدم من در جهنمی به نام چاقی زندگی می کردم و الان در چه آرامشی هستم .الان دیگه ترس از چاقی ندارم و غذاها و خوراکی ها را چاق کننده نمی دونم .وهمه اینها به برکت وجود شما بنده خوب خدا میسر شد .
      جلسه هفدهم
      نکته بسیار جالبی که در این فایل گفتید و من تا حالا بهش فکر نکرده بودم و نشنیده بودم این بود که من جزئی از این جهان هستم و همانطور که خدا از همه آفریده هاش مراقبت میکنه ، از من هم مراقبت میکنه . می گفتم خدا ما را آفریده و در ظاهر هم می گفتم خدا جهان را اداره می کند ، اما جدی به این فکر نمی کردم خدا مراقبه من است همانطور که مراقب یک بوته گل است .عملا فکر می کردم فقط وقتی صداش بزنم و خیلی گریه و زاری و التماسش کنم و اگر صلاح بدونه به من کمک می کنه .اما امروز اینجا درک کردم گرمای وجودش را که همیشه کنار من است .و خدایی که الان می شناسم مواظب من است و به میزان باور و اعتماد من کمکم می کند.
      استاد تا اینجا بعد از هر فایلی که در باره خدا بوده ، مخصوصا فایل های طعم خدا ، فکر می کنم خدا را خیلی خوب شناختم ، اما دوباره یک فایل دیگه می بینم و یک آگاهی جدیدتر و تازه می فهمم من تا حالا نمی شناختمش.
      استاد خوشا به سعادت شما ، که موجب نزدیک شدن بنده ها به خدا می شوید و خوشا به حال ما که به واسطه شما ارتباطمان با خدا محکم تر میشه .
      امیدوارم ما هم به اون درجه از شناخت و ارتباط با خدا برسیم که سخت نیازمندیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/12/11 22:43
      مدت عضویت: 805 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 471 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      این مدت که با فایلهای خدا هرگز دیرنمیکند وزندگی با طعم خدا اشنا شدم یه کم راحت تر میتونم مسائل خودم رو حل کنم ادعایی بر این ندارم که خدا رو شناختم و زمام امورم رو در اختیار دارم نه منظورم این نبود .هر چند که میرسد روزی که انقدر در شناخت خدا حاذق میشوم که به این مهم هم دست پیدا میکنم اما الان منظورم هضم مسائل برای خودم هست مثلا توی این اوضاع اخیر چندین بار به طور خیلی جدی وزیاد استرس و وحشت زیاد گرفتم ، که این ضعف من در ایمان وتوکلم را میرساند اما با این همه وقتی به فایلها گوش میکردم ودر اونها تفکر میکردم میتوانستم خودم را جمع وجور کنم واحساسم را خوب کنم و مسائل اخیر رو برای خودم وزندگیم حل کنم . به این باور رسیدم که این خودم هستم که باید خالق زندگیم باشم وخدا دراین مسیر به من راهنمایی میکند وبهترینها را در مسیرم قرار میدهد . هنوز راه نرفته زیاد دارم اما از صمیم قلبم تصمیم گرفتم وعاشق این هستم که خدای خودم را بشناسم و از او در تمام زندگیم کمک بگیرم واستفاده کنم . توی قسمتهای قبل موضوعی بود که باید درخواستهای خودمون رو مینوشتیم ودر یک جعبه شگفت انگیز میگذاشتیم من این کار رو کردم ویکی از چیزهایی که در موردش نوشتم داشتن یک ساعت مچی بود ،من ساعت مچی خیلی دوست دارم وچندین سال بود که ساعتم خراب شده بود ودیگه ساعتی نداشتم .تا اینکه اون روز در مورد یک ساعت مچی با یک صفحه مسی رنگ که به صورتی بزنه نمیدونم چه رنگی اسمش هست ولی من یک همچین رنگی رو توی ذهنم تصور کردم با اعداد یونانی ،و مارک وشکل وهمه چیش رو در نظر گرفتم واون رو چسب زدم .بدون اینکه در موردش با کسی حرف بزنم ویا حتی کسی اون رو ببینه واز خدا تشکر کردم برای بدست اوردن اون وچند روز پیش من اون ساعت رو هدیه گرفتم وتنها تفاوت اون بند اون بود که من اون روز با اینکه بند چرمی دوست داشتم فکر کردم به اون رنگ صفحه نیاد وبه خاطر همین بند فلزی رو انتخاب کردم .ولی در هدیه ای که گرفتم بند اون چرمی بود وخیلی هم به اون صفحه می اومد .اون روز بیشتر از اینکه از گرفتن ساعت خوشحال باشم از این خوشحال بودم که چیزی رو که خودم در ذهنم ساختم وخواستم رو دیافت کردم .
      خیلی دوست دارم به اون مرحله ای برسم که همه چیز زندگیم رو بتونم انقدر راحت از خدا بخوام وبگیرم و انقدر خوب و راحت زندگی خودم رو رقم بزنم .میدونم کار سختی نیست ولی باید برای این شناخت تمرین کنم ،فکر کنم و سعی بر شناخت خدای خودم داشته باشم .باید تفکرات وباورهایی که ازقبل در مورد خدا دارم رو اصلاح کنم و خدای خودم رو اونطور که دوست دارم بشناسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1398/11/12 03:37
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      من واقعا صبح که بلند می شم چون بعد از ظهر کارامو انجام می دم همش منتظر م که بعد از ظهر بشه و من این فایلها و گوش بدم!
      نمی دونم چرا بعضی ها استغفرالله فکر می کنن این جهان تصادفی هست من چند سال پیش که صحبت می کردم با بعضی ها که این عقیده و داشتن و هر چی هم می گفتیم باز حرف خودشون و می زدن با این همه نشونه سبحان الله
      منم مثل شما وقتی وقت داشته باشم خیلی توی طبیعت می رم یا اگه نه توی حیاط خودمون انقدر پرنده های قشنگ میان و اسکرل( شبیه سنجاب ) هستن اینا بعض وقتا من واسشون برنج یا نون می دارم میان می خوردن به گلدونا و درختا خیلی دوست دارم البته الان ها زمانی که بچه بودم یادمه پدر بزرگم ساعت‌های به گل و گیاهان خیره می شدن و من همیشه برام سوال بود؟!
      و من هر روز صبح تکرار می کنم من به خدا ایمان دارم و امیدوارم هر روز ایمانم قوی تر باشه که دیگه جایی برای شیطون نباشه
      و این عبارت مثل خدا رفتار کن سریع میاد تو ذهنم یه جاهایی که متوجه می شم داره رفتارم عوض می شه خیلی کمک می کنه مخصوصا سر کار
      هیچ چیز اتفاقی نیست همه چیز تحت کنترل خداست!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1398/11/10 01:43
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      روز هشتاد و شش تکرار:
      قرار بود امشب برای ساعتی به منزل خانواده‌ی همسرم که در طبقات مختلف یک آپارتمان سکونت داریم برویم. هوا کمی سرد بود شالی بافتنی از کمد برداشتم، دستی از سر علاقه‌مندی بر تارو پودش کشیدم و با لذت به دوش افکندم و اماده‌ی رفتن شدم.
      مادر همسرم از زیبایی شالم تعریف کرد و از من پرسید که انرا اماده خریده‌ام یا کسی بافته.
      با این پرسش توجه من به داستان شال جلب شد. دو سال پیش خیلی دلم می‌خواست شال قلاب‌بافی داشته باشم و زمان‌هایی که هوا سرد است به جای ژاکت بر دوش بیفکنم. چند جایی برای خرید سر زدم حتی به شخصی سفارش بافتش را دادم اما میسر نشد و سپس به فراموشی سپرده شد.
      چند وقت پیش همسرم به من اطلاع داد که یک خانم میانسال برای انجام کاری به او مراجعه کرده و در ضمن پیشنهاد داده اگر مایلیم می‌تواند برایمان بافتنی ببافد.
      ان خانم برایم چند ژورنال اورد و من مدلی انتخاب کردم خودش برای خرید وسایل مورد نیاز اقدام کرد و بعد به جای یک‌شال دو شال زیبا به رنگهای شیری و مشکی برایم فرستاد با این توضیح که اگر مایلم هر دو را بردارم. رنگ شیری به انتخاب خودم بود اما به شال مشکی فقط اندیشیده بودم. من ادم مشکل پسندیم و کمتر اتفاق می‌افتد که چیزی را همانگونه که هست بپسندم ولی شال‌ها هر دو زیبا بودند با این‌حال تصمیم نداشتم هر دو را بردارم اما همسرم اصرار کرد…
      خوب به یاد دارم دو سال پیش وقتی تلاش اولم ناموفق ماند به خود گفتم خلاصه به شکلی راهی برایش می‌یابم.
      امشب با پرسش مادر همسرم همه‌ی این اتفاقات به مانند فیلمی از جلوی چشمانم گذشت و من متوجه شدم که شال‌ها خودشان بدون‌صرف کوچک‌‌ترین وقت یا انرژی از طرف من به سوی من امده‌اند.
      شاید دو تا شال چیز بزرگ و با ارزش مادی زیاد نباشد اما چشمان من این روزها همه جا به دنبال نشانه‌هایی برای عمیق‌تر کردن باور من در مورد قوانین جهان هستیست و قصه‌ی کوتاه شال‌های دوست داشتنی من یک مورد از نشانه‌های فراوانیست که بر من آشکار می‌شوند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فریبا
      1398/03/05 06:24
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      سلام
      تمام تلاش ما انسانها برای رسیدن به احساس خوب
      یک حس بهتر چیزی که همیشه دنبالشیم
      از سرکار رفتن خرید خانه خرید ماشین
      خوب باید از خودمون سوال کنیم چرا؟؟ چرا همه انسانها همیشه دنبال یک حس بهترن؟
      چیزی که تو وجود همه مشترک
      و در لحظه رسیدن به اون احساس خوبه ارامش داریم
      حالا ممکن موقتی باشه یا دائمی ولی تمام تلاشها برای رسیدن به اون حس هست حالا کاری به درست و غلطش ندارم
      گمشده همه ما ادما احساس خوب
      همون لحظه که قطعه فابریک خودمون تو ذهنمون نصب میشه و به آرامش میرسیم
      حق انتخاب باعث شده از اصل خودمون دور بشیم و با امکانات بیرون از خودمون هی سعی در رسیدن به اون حس داریم
      هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش
      باز جوید روزگار وصل خویش
      من از کامنت شما تو جلسه ۱۵ خیلی چیزارو درک کردم
      حدود ۶ صفحه توی دفترم تک تک جملاتتونو نوشتم و روشون کار کردم و هی گفتم این یعنی چی؟
      خدای دیگران یعنی برای کسب نوازش والدین یک سری اعمال دینیو انجامشون دادم و منبع قدرت و خدای من شدند والدینم و هی این منبع قدرت با ورودم به جامعه ،ادمها و جایگاههای مختلف شدن و بردگی های زیادی رو تجربه کردم و نتیجه اش احساس بد شده و عامل غذا خوردن بدون گرسنگی تلاشم برای رسیدن به آرامش بوده در صورتی که مشکل از جای دیگری
      و شما چقدر عالی گفتید پیامبرا هم خدای بزرگتراشونو قبول نکردن، و من دیدم چقدر بت برای پرستیدن دارم
      یک بتکده بزرگ و مشرکم و کافرم
      و باید یکی یکی بشکنمشون
      چیزی که الان به هرکسی بگید بت چی همه یاد تاریخ و گذشتگان میفتن، بس باید پرسید این یکتاپرستی تو چرا ثروت بهت نداده؟ چرا سلامتی نداده؟ چرا آرامش نداری؟
      استاد من فهمیدم باید روح خدارو لمس کنم و به خواسته هام مشتاق باشم نه محتاج….الله الصمد..خداوند بی نیاز است

      ما در هر لحظه از زندگیمون میتونیم از وجود خداوند در زندگیمون بهره ببریم، ماهر لحظه داریم هدایت میشیم
      من اینو باور کردم فقط باید روش کارکنم تا وسیع تر بشه
      من خودم را با خداوند پیوسته و متحد میبینم
      من جز این سیستم هدفمندم
      خدا هر لحظه داره منو هدایت میکنه
      خدایا هدایتم کن و سوالای ذهنمو دونه دونه جواب بده
      ممنون از شما از درک عالیتون و تصویرسازی قابل لمستون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      راحیل
      1397/08/26 13:06
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 570 کلمه

      سلام استاد خوبم
      این روزها حال عجیب تراز همیشه دارم وجودم لبریز از شادی ست که به زبان نمی توانم بیاورم
      گاه خوشحالم گاه غرق سکوت میشوم وگاه غرق در باورهایی که به قدرت رسیدن میشوم

      درست دقیقا امروز یکساله که باشما و برنامه ی شما آشنا شدم میشه گفت تولد یک سالگی منه ☺️?
      چی بودم چی شدم
      غیر قابل مقایسه س
      زندگیم شرایطم احساساتم
      ناامیدی هایم نشدنهایی که جزو محالات بود
      چه همه چیز سخت و غیر ممکن بود تا قبل از اینکه شما رو خدا برایم فرستاد

      هرگز یادم نمیره توی پارک نشسته بودمو مستاصل که پیام دوستی منو عضو گروه شما کرد
      به خیالم اینم یه گروه مثل گروههای دیگه که فقط حرف برای گفتن دارند
      اما حرف شما کجا حرف آنها کجا
      درست اولین پیامم این بود استاد به سختی تونستم خونه ای رو اجاره کنم هزینه ی اجاره مجال شرکت در دوره به من نمیدهد اون لحظه که مینوشتم فقط گریه میکردم
      اما چیزی نگذشت که با کمک خدا توی دوره اومدم
      دوره شد همه ی زندگی من شادی به زندگیم برگشت
      خنده به لب هام نشست فراوانی برایم جاری شد
      خداااایااااا با من چه کردی که چنین مبهوتم
      چندی نگذشت که خوشی از پس خوشی رونمایی کرد
      خبری که همه را به هیجان اورد
      وشما شدید دلیل تمام اتفاقهای خوب زندگیم
      چه روزها وچه ماهها وچه سال نکویی بود
      تا یکماه پیش همه چیز خوب وعالی بود تا اینکه مهلتم برای خالی کردنه خونه سر اومد
      بارها فایل سپاسگزاریت را گوش میدادم نمیگویم؛ همه را گوش دادم آنقدر با فایل شکر داشته ها غرق شدم تا بشه ملکه ی ذهنم
      دیگه با پولی که داشتم محال بود توی همون منطقه خونه ای حتی برای اجاره تهیه کنم ?چه برسد به خرید خونه
      چک خرید خونه رو نوشته بودم اما مرتب میگفتم پس خدا کجاس منکه خوب انجام دادمو نشد
      خونه حتی توی شهرکهای اطراف شهرم برام یه رویا بود چه برسه به منطقه ی خوبش ازیه طرف ناامیدی ازیه طرف ترس هردو تهی میکرد حال قشنگمو
      کم کم زنگ آخر به صدا در اومد
      حسابی خالی از همه چیز شده بودم راهیه سفر شدمو همه چیز رو گذاشتمو رفتم وبه خدا گفتم خدایا این گوی و میدان کار کار خودته من دیگه بریدم
      دیگه کاری ازم بر نمی اومد
      فکرم به جایی قد نمیداد
      به آسایش که رسیدم رها کردم همه آنچه که مرا آزار میدادوبا اطمینان عجیبی سپردم به همون کاردان قوی
      از سفر که برگشتم پیشنهاد خرید خونه اونم توی ناباوری محقق شد
      طولی نکشید که تا شب قولنامه ی خونه رو به نامم نوشتن
      من این همه خوشبختی
      ???منی که تا پارسال التماس کم کردن کرایه داشتم امسال خونه ای رو توی بهترین جای شهر خریدم
      اینها کار من نیست کار همانیست که مرا به آرامش رساند
      آری روزها شکر میگفتم بارها فایل هارا گوش میدادمو زندگیم را با حضور خدا طعم دارش میکردم
      استاااااد جان سند خونه حتی قطعی به نامم خورد. زیباترین امضاها پاش ثبت شد امضای سفید خدایی که حضورش هر روز زیباتر میشود
      هر روز معجزه از پس معجزه ای میرسد
      حتی انقد عالی پیش رفت که مبلغ های معین شده زودتر از چکها پرداخت شد
      جاااانم چه خدایی دارم
      استاد جان سپاسگزارم از همه ی محبتی که درحق تک تکمون کردید
      یکی حال تناسبش خوبه یکی حال دلش خوبه ویکی مثل من همه چیز زندگیش خوبه
      نمیدونم چه جوری وبا چه زبانی سپاس از بودنتون داشته باشم
      فقط میگویم حضور شما اتفاقی نیست ممنونم ممنونم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        مهرین
        1397/08/26 13:16
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        مبارکت باشه….و امضای خدا پای تمام خواسته هات
        خیلی بهت تبریک میگم بخاطر این همه اتفاقهای خوب
        و بخاطر رفاقت با صداقتی که بین شما و خدا هست.

        مبارکت مبارکت مبارکت…..

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        فاطمه
        1397/09/02 13:02
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        مبارکتون باشه این همه تغییرات راحیل جان
        چه متن زیبا و پر انرژی نوشتین در تمامش حضور خدا رو احساس کردم ممنونم که حال خوبتون رو به اشتراک گذاشتید من که خیلی لذت بردم..

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/03/15 11:11
        مدت عضویت: 651 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        سلام. دوست عزیز فایل شکرگزاری کدوم هستش ؟🤔

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1399/07/06 12:17
        مدت عضویت: 823 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        منم به شما تبریک میگم این احساس خوب رو و ارزو میکنم همیشه سرشار از حس های زیبا باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا طالبی زاد
      1397/08/20 12:05
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 81 کلمه

      سلام آقا عطار روشن
      من هم جزو شاگردان استاد هستم. زمانیکه فایل نتایج شما را در کانال دیدم واقعا لذت بردم وتحسینتان کردم.
      از اینکه اینقدر در مدار بالا سیر کرده ایدواینقدر زیبا همه چیزرادرک و دریافت کرده آید واقعا خوشحالم. به دنبال درک بهتر ایجاد رابطه احساسی با خدا بودم که به سايت شما هدایت شدم.
      فایل جلسه 16 طعم خدا را شنیدم وبسیار استفاده کردم ولذت بردم.
      به شما تبریک میگویم وآرزوی درک بیشتر خدا و ارتباط زیبا را برای همگان دارم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      راضیه
      1397/08/19 18:51
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      به نام خدا.
      سلام.متاسفانه مدتیه که نمیتونم فایلهارو هر روز گوش بدم و مداوم تمرینات رو دنبال کنم اما از هر فرصتی برای استفاده از رهنمودهای شما استاد بزرگوار استفاده میکنم.نظر سادات عزیز رو چند وقت پیش خوندم و چقدر دلنشین بود٬البته الان که وارد قسمت نظرات شدم هیچ دیدگاهی نمایش داده نشد!!!خداوند رو سپاسگذارم که به واسطه ی شما ما رو در مسیر درست قرار داد٬بین همه ی نکاتی که بیان کردین یک نکته رو پررنگتر دنبال می کنم و بیشتر تلاش میکنم که در زندگیم از اون مسیر خارج نشم و اون این بود که فرمودین بنده ی دیگران نباشیم بنده ی خدا باشیم و این بسیار به من آرامش میده٬و باعث عزت نفس در وجودم میشه٬البته لغزشهایی هست اما دیگه متوجه این موضوع هستم و متوجه لغزشم میشم و به سمت خدای توانا و آگاه خودم برمیگردم.ازتون ممنونم به خاطر این حس خوب.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم